Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — يوسف 12:111 – إبراهيم 14:51

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. يوسف 12:111
  2. الرعد 13:1
  3. الرعد 13:2
  4. الرعد 13:3
  5. الرعد 13:4
  6. الرعد 13:5
  7. الرعد 13:6
  8. الرعد 13:7
  9. الرعد 13:8
  10. الرعد 13:9
  11. الرعد 13:10
  12. الرعد 13:11
  13. الرعد 13:12
  14. الرعد 13:13
  15. الرعد 13:14
  16. الرعد 13:15
  17. الرعد 13:16
  18. الرعد 13:17
  19. الرعد 13:18
  20. الرعد 13:19
  21. الرعد 13:20
  22. الرعد 13:21
  23. الرعد 13:22
  24. الرعد 13:23
  25. الرعد 13:24
  26. الرعد 13:25
  27. الرعد 13:26
  28. الرعد 13:27
  29. الرعد 13:28
  30. الرعد 13:29
  31. الرعد 13:30
  32. الرعد 13:31
  33. الرعد 13:32
  34. الرعد 13:33
  35. الرعد 13:34
  36. الرعد 13:35
  37. الرعد 13:36
  38. الرعد 13:37
  39. الرعد 13:38
  40. الرعد 13:39
  41. الرعد 13:40
  42. الرعد 13:41
  43. الرعد 13:42
  44. الرعد 13:43
  45. إبراهيم 14:1
  46. إبراهيم 14:2
  47. إبراهيم 14:3
  48. إبراهيم 14:4
  49. إبراهيم 14:5
  50. إبراهيم 14:6
  51. إبراهيم 14:7
  52. إبراهيم 14:8
  53. إبراهيم 14:9
  54. إبراهيم 14:10
  55. إبراهيم 14:11
  56. إبراهيم 14:12
  57. إبراهيم 14:13
  58. إبراهيم 14:14
  59. إبراهيم 14:15
  60. إبراهيم 14:16
  61. إبراهيم 14:17
  62. إبراهيم 14:18
  63. إبراهيم 14:19
  64. إبراهيم 14:20
  65. إبراهيم 14:21
  66. إبراهيم 14:22
  67. إبراهيم 14:23
  68. إبراهيم 14:24
  69. إبراهيم 14:25
  70. إبراهيم 14:26
  71. إبراهيم 14:27
  72. إبراهيم 14:28
  73. إبراهيم 14:29
  74. إبراهيم 14:30
  75. إبراهيم 14:31
  76. إبراهيم 14:32
  77. إبراهيم 14:33
  78. إبراهيم 14:34
  79. إبراهيم 14:35
  80. إبراهيم 14:36
  81. إبراهيم 14:37
  82. إبراهيم 14:38
  83. إبراهيم 14:39
  84. إبراهيم 14:40
  85. إبراهيم 14:41
  86. إبراهيم 14:42
  87. إبراهيم 14:43
  88. إبراهيم 14:44
  89. إبراهيم 14:45
  90. إبراهيم 14:46
  91. إبراهيم 14:47
  92. إبراهيم 14:48
  93. إبراهيم 14:49
  94. إبراهيم 14:50
  95. إبراهيم 14:51

يوسف 12:111

حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ تا آنجا كه پيامبران نااميد گشته و گمان بردند كه آنان تكذيب شده اند، آنگاه ياري ما به آنان رسيد و هر كس را كه خواستيم نجات داديم، و عذاب ما از گروه گناهكاران بر نمي گردد. لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ به راستي كه در داستانهايشان عبرتي براي خردمندان است، (قرآن) سخني نبود كه به دروغ ساخته شده باشد بلكه تصديق كنندة كتابي است كه پيش از آن است، وبيانگر هر چيزي است و هدايت و رحمت است براي كساني كه ايمان مي آورند. (110) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد که پیامبران بزرگوار را می‌فرستد اما قوم گناهکار آنها را تکذیب می‌نمایند، و خد‌اوند آنها را مهلت می‌د‌هد تا به سوی حق باز گرد‌ند. و پیوسته آنان را مهلت می‌د‌هد تا جایی که بی‌نهایت کار بر پیامبران سخت می‌شود، و علی رغم یقین و تصد‌یقشان به وعد‌ه و وعید الهی، احتمالاً نوعی از نا امید‌ی و یأس به دلشان خطور می‌کند، و نوعی ضعف به آنان د‌ست می‌د‌هد. و زمانی که کار به اینجا می‌رسد، (﴿جَآءَهُمۡ نَصۡرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَآءُ﴾) یاری ما به آنان می‌رسد و هرکس را که بخواهیم نجات می‌د‌هیم؛ وآنها، پیامبران و پیروانشان هستند، (﴿وَلَا يُرَدُّ بَأۡسُنَا عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و عذاب ما، از کسانی که مرتکب گناه شوند و بر ارتکاب نافرمانی خد‌ا جرأت نمایند،‌ د‌ور نمی‌شود ﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾ پس آنان نه قد‌رتی د‌ارند و نه یاوری. (111){لَقَدۡ كَانَ فِي قَصَصِهِمۡ عِبۡرَةٌ لِّأُوۡلِي الأَلۡبَابِ} به راستی كه در داستان پيامبران و قومشان عبرتی است برای خردمندان، تا اهل خير و اهل شر عبرت گيرند. و از داستان آنها چنين می‌آموزند كه هر كس كاری مانند آنها انجام دهد همان كرامت و بزرگرداشت يا توهين و عذابی كه به آنان رسيد به ايشان نيز خواهد رسيد. همچنین صفت‌های كمال و حكمت بزرگ خدا را از اين داستان‌ها آموخته و به اين نتيجه می‌رسند كه او خداوندی است كه عبادت جز برای او، شايسته كسی نيست؛ و هيچ شريكی ندارد. {مَا كَانَ حَدِيثاً يُفۡتَرَى} اين قرآن كه خداوند به وسيله آن سرگذشت-هايی از غيب برای شما تعريف نمود سخنی دروغين نيست، {وَلَكِن تَصۡدِيقَ الَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ} بلكه تصديق كننده كتابهايی است كه پيش از آن نازل شده‌اند. قرآن با آنها مطابقت دارد و بر صحت و درستی آن كتا‌بها گواهی می‌دهد. {وَتَفۡصِيلَ كُلَّ شَيۡءٍ} و بيانگر هر چيزی است از قبيل اصول و فروع دين و دلايل و حجتی كه بنگان به آن نياز دارند. {وَهُدًى وَرَحۡمَةً لِّقَوۡمٍ يُؤۡمِنُونَ} و هدايت و رحمتی است برای گروهی كه ايمان می‌آورند، آنان به سبب آگاهی و شناختی كه از حق پيدا می‌كنند و با برگزيدن آن به هدايت دست می‌يازند، و با پاداشی كه در دنيا و آخرت به دست می‌آورند، مشمول رحمت خداوند می‌گردند. در اينجا به بيان فوايد و نكاتی می‌پردازيم كه اين قصه بزرگ در بر دارد، قصه‌ای كه خداوند در آغاز آن فرمود:{نَحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ أَحۡسَنَ الۡقَصَصِ}«ما بهترين داستان‌ها را برای تو حكايت می‌كنيم». و فرمود:{ لَّقَدۡ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخۡوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ}«به راستی كه در داستان يوسف و برادرانش برای پرسش كنندگان نشانه‌هاست». و در آخر آن فرمود:{لَقَدۡ كَانَ فِي قَصَصِهِمۡ عِبۡرَةٌ لِّأُوۡلِي الأَلۡبَابِ} در داستان آنان عبرت فراوانی برای خردمندان وجود دارد. فوايدی كه در لابلای اين داستان به چشم می‌خورد بدين شرح است: 1- اين داستان از بهترين و واضح‌ترين و روشن-ترين داستان‌هاست، چون قهرمانان داستان همواره از رنج و محنت به آسايش و رحمت؛ و از ذلت به عزت؛ و از بردگی به پادشاهی؛ و از غم به شادی؛ و از آبادی به قحطی؛ و از قحطی به فراخی؛ و از تنگدستی به گستردگی؛ و از انكار به اقرار منتقل می‌شوند. پس با بركت است خداوندی كه آن را تعريف و به طور زيبا و روشن بيان كرد. 2- در اين داستان دليل مشروعيت تعبير خواب بيان شده است. و اينكه علم تعبير خواب از جمله علوم مهمی است كه خداوند به هر كس از بندگانش بخواهد، می‌دهد. و غالباً مبناي تعبير خواب مشابهت و مناسبت در اسم و صفت است، زيرا يوسف در خواب ديده بود که خورشيد و ماه و يازده ستاره برای او سجده می‌كنند و وجه مناسبت اين خواب عبارت است از اينكه ماه و خورشيد و ستاره‌ها موجب روشنايی و زينت بخش آسمان و مايه منافع آن هستند. پس پيامبران و دانشمندان زينت بخش زمين می‏باشند و انسان‌ها به وسيله آنان در تاريكی‌ها راهياب می‌شوند، همانطور كه در پرتو روشنايی ماه و خورشيد و ستارگان آدمی رهياب می‌شود و از آنجا كه پدر و مادرش اصل هستند و برادرانش فرع، مناسب است نور اصل از نور فرع بيشتر و حجم اصل از حجم فرع بزرگتر باشد. بنابراين خورشيد را به مادر، ماه را به پدر و ستارگان را به برادرانش تعبير نمود. و جزو مناسبت و مشابهت اين است كه كلمة:{شمس} كه به معني خورشيد می‌باشد مونث است، بنابراين به مادرش تعبير شد و كلمه:{قمر} و {كواكب} كه به معني ماه و ستارگان می‌باشند كلماتی مذكر هستند، بنابراين آنها را به پدر و برادرانش تعبير نمود. همچنين جزو مناسبت و مشابهت اين است كه سجده كننده به نزد كسی كه برايش سجده صورت گرفته است، دارای عظمت و احترام می‌باشد، همچنانكه وی نيز از احترام و مقام والا برخوردار است. پس اين دلالت می‌نمايد كه يوسف نزد پدر و برادرانش محترم خواهد بود. و لازمه اينكار آن است كه يوسف در علم و فضيلت برتر باشد، علم و فضيلتی كه موجب احترام و تكريم وی است. بنابراين پدرش گفت:{وَكَذَلِكَ يَجۡتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأۡوِيلِ الأَحَادِيثِ}«و اين چنين پروردگارت تو را بر می-گزيند و تعبير خوابها را به شمامی‌آموزد». يكی از آن دو يار زندانی يوسف در خواب ديده بود كه به منظور تهية شراب، انگور می‌فشارد؛ جزو مناسبت و مشابهت اين است كه فردی كه شراب درست می‌كند معمولاً خدمت گذار فردی ديگر است و عمل شراب گيری به قصد برخورداری ديگران صورت می‌گيرد، بنابراين خواب را به كار و پيشه‌ای كه داشت تعبير كرد و اينكه مجدداً به سرورش شراب می-نوشاند؛ و اين متضمن آزاد شدن او از زندان است. جوان اولی در خواب ديده بود نانی بر سر حمل می‌كند و پرندگان از آن می‌خورند، يوسف خوابش را چنين تعبير كرد كه پوست سر و گوشت و مغز او به زودی در جايی قرار می‌گيرد كه پرندگان می‌توانند آن را بخورند، بنابراين از حالت او چنين استنباط كرد كه به زودی كشته می‌شود و در معرض هجوم پرندگان قرار می‌گيرد و سر او را خواهند خورد؛ و لازمه اين كارآن است كه بعد از مرگ به دار آويخته شود. و گاوها و خوشه‌هایی را كه پادشاه در خواب ديده بود به سال‌های قطحی و سال‌های خرم و آباد تعبير كرد، زيرا وجه مناسبت در اين جا این است كه سرنوشت مردم و منافع و مصالح آنان به پادشاه ارتباط دارد و با صالح بودن پادشاه حالات مردم سامان می‌يابد و با فاسد شدن او حالات مردم به فساد و تباهی دچار خواهد شد. همچنان‌كه خوب شدن حالات مردم و بهبود يافتن امورات زندگی آنان به بارندگی و خشكسالی بستگی دارد. نيز به وسيله گاو زمين را شخم می‌زنند و كشتزارها را آبياری می‌كنند و اگر سال، سالی آباد و خرم باشد گاو چاق می‌شود. و به هنگام قحط سالی لاغر می‌گردد. و همچنين خوشه-ها در سال آباد و بارانی و سبز فراوان بوده و در خشک سالی كم و خشک می-گردند و خوشه‌ها بهترين حبوبات و محصولات روی زمين هستند. 3- در اين داستان دلايلی بر صحت نبوت محمد - صلى الله عليه وآله وسلم - وجود دارد، زيرا اين داستان طولانی را برای قومش حكايت نمود حال آنكه كتاب‌های گذشتگان را مطالعه نكرده و پيش هيچ كسی درس نخوانده بود. قومش يقين داشتند كه او بی سواد است و خواندن و نوشتن را نمی‌داند، در حالی كه اين داستان با آنچه كه در كتاب‌های گذشته آمده است مطابق می‏باشد و پيامبر نزد برادران يوسف حضور نداشت و آنگاه با بد انديشی تصميم گرفتند يوسف را در چاه بياندازند. 4- شايسته است بنده خود را از اسباب و عوامل شر دور بدارد و آنچه را كه از زبانش بيم دارد پنهان نمايد. به اين دليل يعقوب به يوسف گفت:{لاَ تَقۡصُصۡ رُؤۡيَاكَ عَلَى إِخۡوَتِكَ فَيَكِيدُواۡ لَكَ كَيۡداً}«خوابت را برای برادرانت بازگو مكن، چرا كه برای تو بدانديشی می‌كنند». 5- جايز است در قالب نصيحت و اندرز برای ديگران، از معايب و مفاسد فرد ياافراد سخن به ميان آورد، زيرا فرمود:{فَيَكِيدُواۡ لَكَ كَيۡداً}«كه برای تو بدانديشی می‌كنند». 6 - نعمتی كه خداوند به بنده ارزاني می‌دارد، بستگان او نيز از قبيل خانواده و خويشاوندان و دوستانش از آن برخوردار می‌گردند. همانطور كه يعقوب در تعبير خواب يوسف گفت:{وَكَذَلِكَ يَجۡتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأۡوِيلِ الأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعۡمَتَهُ عَلَيۡكَ وَعَلَى آلِ يَعۡقُوبَ}«بدين‌سان پروردگارت تو را بر می‌گزيند و تعبير خواب‌ها را به تو می‌آموزد و نعمت خود را بر تو و خاندان يعقوب كامل می‌نمايد». و هنگامی كه نعمت و بركت خدا به طور كامل به يوسف رسيد خاندان يعقوب نيز به عزت و قدرت و نمعت و شادی دست يافتند كه يوسف سبب دست يافتن آنها به اين نعمت‌ها بود. 7- در همه كارها بايد به دادگری و عدالت رفتار نمود. و همچنان كه پادشاه در تعامل با رعيت و ملت خود با عدل و دادگر باشد، پدر نيز در برخورد با فرزندانش بايد دادگر باشد. پدر بايد در محبت و ترجيح دادن يكی از فرزندان بر ساير آنان عدالت داشته باشد و اگر در اين زمينه انصاف و عدالت نداشته باشد مصيبت درست شده و كارش مختل می‌گردد. بنابراين وقتی كه يعقوب يوسف را بيشتر دوست داشت و او را بر برادرانش ترجيح داد، فرزندانش اينگونه با پدر و برادرشان رفتار كردند. 8 – باید از نحوست و شومی گناه ترسيد و اينكه يک گناه چندين گناه را به دنبال خواهد داشت، و انجام دهنده يک گناه لابد چندين گناه را انجام می‌دهد. برادران يوسف به منظور فاصله انداختن بين يوسف و پدرشان انواع حيله‌ها و مكرها را به كار بستند و چندين بار دروغ گفتند و پدرشان را با پيراهن آغشته به خون فريفتند و نيز برای فريب دادن او شب هنگام و گريه كنان پيش او آمدند. و بعيد نيست كه در این مدت بحث و مرافعه هم جمع شدند ادامه داشته باشد. و هرگاه در اين مورد بحث وگفتگو مي شد دروغ مي گفتند، و تهمت می‌زدند و اين بر اثر نحوست و زشتی گناه و پيامدهای آن می‌باشد. 9- آنچه كه مهم و قابل اعتنا می‌باشد عاقبت به خيری بنده است، و نقص و كوتاهی‌هايی كه در ابتدای راه از او سر می‌زند اعتبار ندارد، زيرا فرزندان يعقوب - عليه السلام - ابتدا كارهایی بسيار شنيع انجام دادند و يكی از بزرگترين اسباب مذمت و سرزنش را فراهم نمودند. سپس توبه‌ای واقعی كردند و يوسف كاملاً آنها را بخشيد؛ و پدرشان نيز آنها را عفو كرد و برای آنان دعای آمرزش و رحمت نمود. و هرگاه بنده از حقش صرف نظر كند خداوند هم صرف نظر می‌كند، چرا كه او بهترين و مهربان است. بنابراين طبق صحيح‌ترين گفته‌ها، برادران يوسف پيامبر بوده‌اند. به دليل اينکه خداوند متعال فرموده است:{وَأَوۡحَيۡنَا إِلَى إِبۡرَاهِيمَ وَإِسۡمَاعِيلَ وَإِسۡحَاقَ وَيَعۡقُوبَ وَالأَسۡبَاطِ}[النساء: 163]. «و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگان وحی نموديم». و اسباط (نوادگان) فرزندان دوازده گانه يعقوب و فرزندان آنها هستند. و از جمله چيزهايی كه بر صحت اين مطلب دلالت می‌نمايد اين است كه يوسف آنها را در خواب به صورت ستارگانی درخشان ديد. و ستارگان مايه روشنايی و هدايت و راهبری هستند و روشنايی و راهنمايی كردن از صفات پيامبران می‌باشد. پس اگر هم پيامبر نبوده باشند دانشمندان و علمایی بوده كه مردم را راهنمایی می‌كرده-اند. 10 - خداوند به يوسف دانش و فرزانگی و اخلاق نيک و دعوت به سوی خدا و به سوی دينش، و گذشت از برادران خطاكارش را ارزانی نمود؛ و او بی-درنگ آنها را بخشيد و با سرزنش نكردن‌شان و عيب نگرفتن از آنان به طور كامل از آنها صرف نظر كرد و اين از منت‌های الهی بر يوسف بود. سپس يكی از نعمت‌های خدا ومنت‌های الهی بر يوسف اين بود كه با پدر و مادرش نيكی كرد و با برادرانش نيز نيكی نمود و با همه مردم نيكوكار بود. 11- برخی از بدی‌ها از برخی ديگر سبک‌تر هستند، و مرتكب شدن زيانی سبک از ارتكاب زیان بزرگتر بهتر است، زيرا برادران يوسف وقتی كه بر كشتن و قتل يوسف و با تبعيد او به سرزمين دور اتفاق كردند، يكی از آنها گفت:{لَا تَقۡتُلُوا يُوسُفَ وَأَلۡقُوهُ فِي غَيَابَةِ الۡجُبِّ} يوسف را نكشيد بلكه او را در ژرفای چاه بياندازيد و سخن اين يكی از سخن ديگر برادران بهتر، و زيانش كمتر بود. و به سبب پيشنهاد او برادرانش از گناه بزرگ قتل نجات يافتند. 12 - چيزی كه دست به دست و داد و ستد شود و كالا محسوب گردد و دانسته نشود كه به طريقه‌ای غير شرعی مورد خريد و فروش واقع گشته است، جايز است كه مورد خريد و فروش واقع شود يا از آن استفاده گردد. زيرا برادران يوسف كه او را فروختند، فروختن يوسف جايز نبود، سپس كاروانيان وی را به مصر برده و در آنجا فروختند و يوسف نزد سرورش به عنوان غلام و بنده ماند و خداوند فعل آنان را ـ هر چند كه حرام بود ـ «شراء» يعنی فروختن ناميد؛ و يوسف نزد آنها به منزله غلام و برده‌ای محترم و گرامی بود. 13 - از خلوت كردن با زنانی كه خطر بروز فتنه از جانب آنها وجود دارد بايد پرهيز نمود؛ و نيز از محبتی كه بيم آن می‌رود مضر باشد بايد پرهيز كرد، زيرا آنچه كه برای زن عزيز مصر پيش آمد بدان خاطر بود كه با يوسف تنها بوده و به شدت يوسف را دوست می‌داشت، تا جایی كه محبت يوسف آرام و قرار او را بر هم زد و سرانجام مكارانه از او خواست تا عمل منافی عفت را انجام دهد. سپس بر يوسف دروغ بست و به سبب آن يوسف مدت زيادي در زندان ماند. 14 - آهنگ و قصدی كه يوسف برای آن زن كرد و سپس آن را برای خدا ترک نمود، از جمله چيزهایی است كه او را به خدا نزديک كرد، زيرا نفس سركش و طبيعت و سرشت بيشتر مردم دارای چنين قصد و آهنگي می‌باشد. پس هنگامی كه يوسف خواستة نفس و محبت و ترس خدا را در كنار هم قرار داد، محبت خدا و ترس او را بر هوای نفس ترجيح داد؛ و از جمله كسانی گرديد كه {وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفۡسَ عَنِ الۡهَوَى}[النازعات: 40]. «از مقام پروردگارشان می‌ترسند و نفس را از پيروی از هوا و هوس باز می‌دارند». و از زمره هفت گروهی گرديد كه خداوند آنها را در زير سايه عرش خود در روزی كه سايه‌ای جز سايه او نیست جای می‌دهد. يكی از آن هفت گروه كسی است كه زنی دارای مقام و زيبايی فراوانی او را به عمل زشت زنا فرا بخواند اما او بگويد: من از خدا می‌ترسم.و آهنگی كه بنده به سبب آن ملامت می‌شود، تصميم و آهنگی است كه بر آن پای بفشارد و تبديل به تصميم قطعی او شود و درصدد عملی كردن آن بر آيد. 15 - هر كس كه اهل ايمان باشد و كارهايش را فقط برای خدا انجام دهد، خداوند به پاس ايمان و اخلاص صادقانه‌اش انواع بدی و زشتی و عوامل گناه را از او دور می‌نمايد، زيرا فرمود:{وَلَقَدۡ هَمَّتۡ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوۡلا أَن رَّأَى بُرۡهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصۡرِفَ عَنۡهُ السُّوءَ وَالۡفَحۡشَاء إِنَّهُ مِنۡ عِبَادِنَا الۡمُخۡلَصِينَ}«و يوسف قصد او را كرد اما برهان پروردگارش را ديد و از اين كار منصرف شد. ما چنين كرديم تا بدی و ناشايستي را از دور سازيم، چرا كه او از بندگان مخلص ما بود». بنا به قرائت كسی كه «المخلصين» را به كسر لام بخواند. اما كسی كه آن را با فتح لام «المخصلين» بخواند، بدين معنی است كه خداوند او را خالص گرداند و از ناپاكی‌ها دور كرد، و اين متضمن اخلاص يوسف نيز مي باشد.و هنگامي كه يوسف عمل خود را خالصانه برای خدا انجام داد خداوند او را خالص گرداند و از بدی و زشتی نجات داد. 16- شايسته است كه بنده مسلمان هرگاه محلي را ديد كه در آن فتنه و اسباب گناه است از آنجا دور شود، تا بتواند از گناه رهايی يابد. زيرا وقتي آن زن كه يوسف در خانه‌اش بود مكارانه از او خواست تا با وی عمل منافی عفت انجام دهد يوسف فرار كرد و به سوی در رفت تا از شر آن نجات يابد. 17 - چنانچه مسئله‌ای بر ما مشتبه گردد به قرينه عمل می‌كنيم، پس اگر زن و مردی در رابطه با اسباب و اثاثيه خانه با همدگير اختلاف كردند و هر يک آن را از آن خود دانست، آنچه كه مردانه می‌باشد از آن مرد است و آنچه كه زنانه می‌باشد، از آن زن است. و اين در صورتي است كه گواه و شاهدی وجود نداشته باشد. و همچنين اگر نجار و آهنگری در رابطه با وسيله‌ای از وسايل حرفه خود اختلاف كردند و گواهی وجود نداشت، آن وسيله به كسی تعلق مي گيرد كه در شغل او كاربرد دارد.و استناد به قيافه شناس در اشباه و آثار از اين باب است. و آن گواه كه از فاميل‌های همسر عزيز بود و قرينه را مشاهده كرد، طبق قرينه «پاره شدن پيراهن يوسف» بر راستگو بودن وی و دروغگو بودن زن عزيز استدلال نمود.و طبق اصل «صدور حكم بر اساس وجود قرينه» با پيدا شدن پيمانه پادشاه در بار برادر يوسف به دزد بودن او حكم شد، بدون اينكه گواهی وجود داشته باشد و بدون اينكه او اقرار به دزدی نموده باشد [بنابراين هرگاه كالای دزديده شده در دست سارق يافت شد به ويژه اگر چنين كسی معروف باشد كه دزدی می‌كند، بر او حكم می‌شود كه دزدی كرده است؛ و اين از وجود گواه در اثبات مسئله موثرتر است. و همچنين اگر كسي شراب را استفراغ کند است؛ و نيز اگر زنی بدون اينكه شوهر داشته باشد حامله شد بر آنان حد جاری می‌گردد، مگر اينكه مانعي وجود داشته باشد. بنابراين خداوند اين داور را گواه ناميده و فرمود:{وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنۡ أَهۡلِهَا}«و گواهی از خاندان او گواهی داد». 18- يوسف، هم دارای زيبايی ظاهری بود و هم دارای زيبايي باطنی؛ و زيبايی ظاهری او باعث شد تا زنی كه یوسف در خانه‌اش بود چنان كند؛ همچنین زنانی كه همسر عزيز را ملامت كرده بودند، دست‌هايشان را ببرند و بگويند:{مَا هَذَا بَشَرًا إِنۡ هَذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ}«اين انسان نيست، اين جز فرشته‌ی بزرگواری نيست». و اما زيبايی باطني يوسف، عفت و پاكدامنی و دوری وی از گناه بود، هر چند كه انگيزه‌های زيادی برای انجام دادن گناه وجود داشت. اما زن عزيز و ديگر زنان به پاكدامنی او گواهی دادند، بنابراين زن عزيز گفت:{وَلَقَدۡ رَاوَدۡتُهُ عَنۡ نَفۡسِهِ فَاسۡتَعۡصَمَ}«من او را به خود خواندم اما وی خودداری كرد». و بعد از آن گفت:{الۡآَنَ حَصۡحَصَ الۡحَقُّ أَنَا رَاوَدۡتُهُ عَنۡ نَفۡسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ}«اكنون حق آشكار گرديد، من او را به خود خواندم، همانا او از راستگويان است». و زنان گفتند:{حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمۡنَا عَلَيۡهِ مِنۡ سُوءٍ}«هرگز ما از او چيز بدي نديده ايم». 19 - يوسف - عليه السلام - زندان را بر ارتكاب گناه ترجيح داد. پس شايسته است كه بنده هرگاه به دو چيز مبتلا شد كه يا گناهی را انجام دهد يا به سزای دنيوی گرفتار شود، سزای دنيوی را انتخاب نمايد و آن را بر انجام گناهی كه باعث سزا و كيفر سخت در دنيا و آخرت مي گردد ترجيح دهد. بنابراين يكی از علامت‌های وجود ايمان اين است كه بنده بازگشت به كفر را پس از اينكه خداوند او را از آن نجات داده است بسيار ناپسند بداند، همانگونه كه افتادن درآتش را نمی‌پسندد. 20- بنده بايد به هنگام فراهم شدن اسباب گناه به خدا پناه ببرد و به قدرت و توانايی خود اعتماد نكند، زيرا يوسف - عليه السلام - گفت:{وَإِلاَّ تَصۡرِفۡ عَنِّي كَيۡدَهُنَّ أَصۡبُ إِلَيۡهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الۡجَاهِلِينَ}«واگر مكر و حيله آنان را از من باز نداری به آنان گرايش پيدا کرده و از زمره نادانان می-گردم». 21 - علم و عقل عامل به دست آوردن خير و نيكی بوده و آدمی را از شر و بدی باز می‌دارند، همانگونه كه جهالت و نادانی آدمي را به همراهی با هوای نفس فرا می‌خوانند، هر چند كه همراهی با هوای نفس معصيتی ضرر دهنده برای صاحبش باشد. 22 - بر بنده لازم است كه در آسايش و تنگنا خدا را بندگی كند. يوسف - عليه السلام - همواره به سوی خدا دعوت می‌كرد و هنگامی كه وارد زندان شد دعوت خويش را ادامه داد و آن دو جوان را به توحيد و يگانه پرستی فرا خواند و آنها را از شرک نهی كرد. و از زيركی و هوشياری او اين بود هنگامي كه دريافت آن دو شايستگی پذيرفتن دعوت او را دارند چرا كه نسبت به او گمان نيک بردند و به او گفتند:{إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الۡمُحۡسِنِينَ} و پيش يوسف آمدند تا خواب‌هایشان را برای آنان تعبير نمايد، يوسف احساس كرد كه آنان بسيار علاقه‌مندند كه خواب‌شان تعبير شود. يوسف اين فرصت را غنيمت شمرد و قبل از اينكه خواب‌شان را تعبير نمايد آنهارا به سوی خدا دعوت كرد تا بهتر به هدفش برسد و خواسته‌اش حاصل شد. پس نخست برای آنها بيان كرد عاملی كه او را به اين عمل و كمالات رسانده است ايمان و توحيد و ترک آیین كسی است كه به خدا و روز قيامت ايمان نمی‌آورد. و اين دعوت و فراخوانی باز بان بی‌زباني بود. سپس آنها را به صراحت دعوت نمود و به تبيين فساد و شرک پرداخت و برای فاسد بودن آن دليل آوردو حقيقت توحيد را نيز با دليل بيان نمود. 23- بايد از «اهم و مهمتر» آغاز كرد و هرگاه از مفتی سوال شد ولی پرسش كننده به اموری ديگر نيازمندتر بود، مناسب است كه مفتی قبل از اينكه پرسش را پاسخ بدهد آنچه را كه بدان نياز دارد بيان كند و به او بياموزد، و اين نشانه خير خواهی و زيركی معلم است. زيرا وقتی كه آن دو جوان از یوسف در مورد خواب‌شان پرسيدند، او پيش از آنكه خواب‌هایشان را تعبير نمايد آنها را به سوی خدای يگانه و بی شريک دعوت نمود. 24 - هر كس كه به امری ناگوار گرفتار شود اشكالی ندارد كه از كسی كه می‌تواند او را نجات دهد كمک بخواهد و يا ديگران را از حال خويش مطلع كند و اين شكايت بردن به نزد مخلوق نيست، زيرا اين يک امر عادی است و معمولاً مردم از يكديگر كمک مي طلبند. بنابراين يوسف - عليه السلام - به آن جوان كه می‌دانست نجات می‌يابد، گفت:{اذۡكُرۡنِي عِندَ رَبِّكَ}«مرا نزد سرورت ياد كن». 25 - شايسته است كه معلم در امر تعليم اخلاص داشته و تعليم خود را وسيله‌ای برای نيل به مال يا مقام قرار ندهد. و نبايد در هيچ شرايطی از تعليم امتناع ورزد. و يا چنانچه طالب علم تكاليف معلم را انجام نداد او را نصيحت نكند، زيرا يوسف - عليه السلام - يكی از دو جوان را سفارش نمود كه او را پيش سرورش ياد كند، اما او يوسف را ياد نكرد و فراموش نمود، و هنگامی كه به يوسف نياز پيدا كرد آن جوان را به سوی يوسف فرستادند و از يوسف درباره تعبير آن خواب سوال كرد و يوسف او را به خاطر نسيانی كه دچار شده بود سرزنش نكرد، بلكه به طور كامل سوالش را پاسخ داد. 26- فردی كه مورد سوال واقع می‌شود بايد پرسشگر را به كاری راهنمايي نمايد كه به او فايده می‌رساند و بايد او را به راهی هدايت كند كه از دين و دنيای خويش بهره‌مند شود، پس اين نشأت گرفته از كمال خير خواهی و زيركی و حسن راهنمايی اوست، زيرا يوسف - عليه السلام - به تعبير كردن خواب اكتفا نكرد. بلكه آنها را به كشت زمين و ذخيره كردن فراوان در سالهای خرم و آباد راهنمایی نمود. 27 - انسان مسلمان بايد بكوشد تا تهمت را از خود دور كند و بی‌گناهی‌اش را ثابت نمايد، و اين يک امر ستوده و محبوب است. همانطور كه يوسف از بيرون آمدن از زندان امتناع ورزيد تا اينكه بی‌گناهی او در جريان تحقيق از زنانی كه دست‌هایشان را بريده بودند روشن گرديد. 28 - علم و دانش و دانستن احكام و شريعت و يادگيري تعبير خواب و علم تدبير و تربيت و مديريت و برنامه ريزی از فضيلت فراوانی برخوردار است و از داشتن صورت زيبا و چهره‌ای نيكو بهتر است، هر چند كه انسان در جمال و زيبایی ظاهری به پای يوسف نيز برسد، زيرا يوسف به خاطر زيبایی‌اش به آن مصيبت و زندان گرفتار آمد، اما در سايه علم و دانش خود به عزت و مقام بلند و قدرت و مكنت دست يافت و با علم و دانش می‌توان خير و خوبی دنيا و آخرت را به دست آورد. 29 - علم تعبير خواب يكي از علوم شرعي است و انسان به خاطر آموختن و ياد دادن آن به ديگران مأجور می‌شود و تعبير خواب يكی از شعب فتواست، زيرا يوسف به آن دو جوان گفت:{قُضِيَ الۡأَمۡرُ الَّذِي فِيهِ تَسۡتَفۡتِيَانِ} كاری كه در مورد آن جويا شديد قطعی و حتمی است و پادشاه گفت: {أَفۡتُونِي فِي رُؤۡيَايَ}«مرا درباره خوابم پاسخ دهيد». و جوان به يوسف گفت:{أَفۡتِنَا فِي سَبۡعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ}«ما را در مورد هفت گاو پاسخ بده». پس بدون علم جايز نيست كه به تعبير خواب اقدام نمود. 30- اشكالی ندارد كه انسان از صفات خوب و پسنديده خويش از قبيل علم يا تجربه‌ای كه دارد خبر دهد، البته به شرطی كه مصلحتی در كار بوده و منظور ريا و شهرت نباشد، زيرا يوسف گفت:{اجۡعَلۡنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرۡضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}«مرا سرپرست خزاين زمين بگردان، بی‌گمان من نگهبان دانا هستم». همچنين حكومت و فرمانروایی قابل نكوهش نيست به شرطی كه فرد مسئول بتواند حقوق خدا و بندگان را به جای آورد. پس اگر فردی در پی فرمانروایی بوده و از دیگران كفايت بيشتری داشته باشد هيچ اشكال و ايرادی به كارش وارد نيست. آنچه كه قابل نكوهش است اين است كه انسان كفايت و شايستگی كاری را نداشته باشد (و آن را طلب نمايد)، و يا اين كه فردی ديگر همانند او و يا برتر از او (برای آن كار) وجود داشته باشد. و يا اينكه هدف انسان از طلب مسئوليت اقامه دستور خدا نباشد، پس در اين حالات با طلب مسئوليت خود را در معرض فتنه قرار داده و از اين عمل نهی می‌شود. 31 - خداوند دارای بخشش و بزرگواری گسترده می-باشد و خير دنيا و آخرت را به بنده عطا می‌كند. خير و ثواب آخرت مبتنی بر ايمان و پرهيزگاری است و ايمان و پرهيزگاری از پاداش دنيا و فرمانروایی آن بهتر است و شايسته است كه بنده اين دو عامل خوشبختی را از خدا درخواست كند و برای تحصيل آنها بكوشد؛ و نبايد برای زينت و زخارف دنيا و لذت‌های آن اندوهگين گردد. بلكه بايد به پاداش آخرت و فضل بزرگ خداوند دل ببندد. به دليل اينكه خداوند متعال فرموده است:{وَلَأَجۡرُ الآخِرَةِ خَيۡرٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواۡ وَكَانُواۡ يَتَّقُونَ}«و پاداش آخرت برای كسانی كه ايمان آوردند و پرهيزگاری كرند بهتر است». 32- انبار كردن و ذخيره نمودن روزی‌ها به شرطی كه مراد از آن ايجاد گشايش برای مردم باشد و ضرری به آنان نرسد اشكالی ندارد. به دليل اينكه يوسف آنها را دستور داده تا خوراكی‌ها را در سال‌های آباد ذخيره و انبار كنند تا در سال‌های خشک و قحطی از آن استفاده نمايند و اين با توكل تضادی ندارد، زيرا بنده بر خدا توكل می‌نمايد اما از اسبابی كه به دين و دنيايش فايده می‌رساند بهره می‌گيرد. 33 - يوسف كه مسئوليت خزانه داری محصولات زمين را به دست گرفت مديريت بسيار موفق و كارا داشت و چنان عمل كرد كه غلات آنها فراوان شد تا جايی كه اهل شهرها برای تهيه آذوقه زندگی خود به مصر می‌رفتند، چون می‌دانستند كه در آنجا آذوقه زياد است. يكی از مصاديق حسن مديريت وی اين بود كه به هر كس به مقدار نياز يا كمتر از آن می‌داد و هر كس را كه می‌آمد بيش از بار يک شتر نمی‌داد. 34 - يكی از نكات مهمی كه از اين داستان استنباط می‌شود، مشروعيت ترتيب دادن ضيافت و مهماني است و اينكه مهمان را بايداكرام كرد و اين امر يكی از سنت‌های پيامبران است، زيرا يوسف به برادرانش گفت:{أَلَا تَرَوۡنَ أَنِّي أُوفِي الۡكَيۡلَ وَأَنَا خَيۡرُ الۡمُنۡزِلِينَ}«آيا نمی‌بينيد كه من پيمانه را به تمام و كمال می‌دهم و من بهترين ميزبانم؟». 35 - گمان بد ـ در صورت موجود بودن قرينه‌هايی كه بر آن دلالت نمايد ـ ممنوع و حرام نيست، زيرا بعد از اينكه حضرت يعقوب از فرستادن يوسف با برادرانش امتناع ورزيد، آنها به شدت با او گفتگو كردند و حيله نمودند و يوسف را با آنان فرستاد و توطئه شوم خود را در رابطه با وی عملي كردند، نزد يعقوب آمدند و به دروغ گفتند: گرگ يوسف را خورده است، يعقوب به آنها گفت:{بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنۡفُسُكُمۡ أَمۡرًا}«بلكه نفس شما كار زشتي را برايتان آراسته است».و در مورد برادر ديگرشان به آنها گفت:{هَلۡ آَمَنُكُمۡ عَلَيۡهِ إِلَّا كَمَا أَمِنۡتُكُمۡ عَلَى أَخِيهِ مِنۡ قَبۡلُ} «آيا من دربارة او به شما اطمينان كنم همانگونه كه دربارة برادرش (يوسف) قبلاً به شما اطمينان كردم؟». سپس وقتي يوسف برادرش را نزد خود نگاه داشت، و برادرانش به سوی يعقوب برگشتند، يعقوب به آنها گفت:{بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنۡفُسُكُمۡ أَمۡرًا} بلكه نفس شما كار زشتي را برايتان آراسته است. پس آنها در مورد برادر اخير گرچه مقصر نبودند اما پيش تر كاری از آنان سر زده بود كه پدرشان به آنها چنين گفت. البته در اين زمينه گناه و حرجی بر يعقوب نبود. 36 - استفاده از اسباب و راهكارهايی كه چشم بد و ديگر ناگواری‌ها را دور نمايد جايز است، گرچه هيچ چيز جز با تقدير الهی صورت نمی‌گيرد، زيرا اسباب نيز از جمله قضا و تقدير الهي هستند. به دليل اينكه يعقوب به فرزندانش گفت:{لاَ تَدۡخُلُواۡ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادۡخُلُواۡ مِنۡ أَبۡوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ}«فرزندان من! ازيك در داخل نشويد، بلكه از درهاي گوناگون وارد شويد».37 - برای كسب حقوق و رسيدن به اهداف، جايز است به لطايف الحيل متوسل شد. و شناختن راه‌های ظريف و پوشيده‌ای كه آدمی را به مقصد می‌رساند، امری است كه انسان بر آن ستايش می-شود و كاری پسنديده است. آنچه ممنوع است حيله كردن برای ساقط نمودن امری واجب يا انجام دادن كاری حرام است. 38- چنانچه كسی دوست نداشت ديگران را از انجام دادن كاری مطلع كند، و خواست گمان انجام دادن غير آن كار را برايشان ايجاد نمايد، بايد از كنايه‌های فعلی و قولی استفاده كند، تا دچار دروغ گفتن نشود. همانگونه كه يوسف چنين كرد و پيمانه را در بار برادرش انداخت سپس آن را از بار او بيرون آورد تا آنها چنين بپندارند كه وی دزد است. و در اين كار يوسف هيچ بدی وجود ندارد، جز اينكه برادرش را دچار اشتباه و توهم نمود. سپس گفت:{قَالَ مَعَاذَ اللّهِ أَن نَّأۡخُذَ إِلاَّ مَن وَجَدۡنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذاً لَّظَالِمُونَ}«پناه به خدا از اينكه غير از كسی را كه كالای خود را نزد او يافته‌ايم بازداشت كنيم». نگفت:«غير از كسی كه كالای ما را دزدیده است»، و نگفت:«ما كالای خود را نزد وی يافته‌ايم»، بلكه سخنی فراگير آورد كه او و ديگران را شامل می‌شد و اين ايرادی ندارد، زيرا می-خواست آنها را در شک بياندازد كه او دزد است تا هدف حاصل شود و برادرش پيش او باقی بماند. و اين شک و گمان پس از اينكه حوادث روشن گرديد از وی دور شد. 39 - برای انسان جايز نيست گواهی دهد مگر به آنچه كه بدان واقف است و با چشمان خود آن را ديده و يا كسی كه به وی اعتماد دارد آن را برايش بازگو كرده است، به دليل اينكه آنها گفتند:{وَمَا شَهِدۡنَا إِلَّا بِمَا عَلِمۡنَا}«ما گواهی نداده‌ايم جز به آنچه دانسته‌ايم». 40 - خداوند پيامبر برگزيده‌اش يعقوب - عليه السلام - را با اين رنج بزرگ آزموده و به جدايی بين او و فرزندش يوسف كه طاقت يک لحظه دوری از او را نداشت حكم نمود و مدتی طولاني قريب به سی سال ميان او و يوسف جدايی انداخت و در اين مدت غم و اندوه از دل يعقوب بيرون نيامد، {وَابۡيَضَّتۡ عَيۡنَاهُ مِنَ الۡحُزۡنِ فَهُوَ كَظِيمٌ}«و چشم‌های يعقوب از غم و اندوه نابينا شد و قلبش سرشار از اندوه گشت». سپس وقتی فرزند دومش كه از مادر يوسف بود از او جدا شد اندوه وی سخت‌تر و بيشتر شد و يعقوب همچنان در برابر دستور خدا صبر نمود و از خداوند چشمداشت پاداش داشت و با خود عهد بسته بود كه صبر نيک پيشه نمايد و بدون شک او به عهد خود وفا نمود.و اين با گفته او تضادي ندارد كه گفت:{إِنَّمَا أَشۡكُو بَثِّي وَحُزۡنِي إِلَى اللّهِ}«من شكايت پريشانی و اندوه خود را به نزد خدا می‌برم». زيرا شكايت بردن به نزد خداوند با صبر و شيكبايی منافی و متضاد نيست، بلكه آنچه با صبر در تضاد است شكايت بردن به نزد مخلوق و مردم است. 41 - بعد از رنج و سختی، شادمانی و آسانی خواهد آمد، زيرا وقتی اندوه يعقوب طولانی شد و بسيار غمگين گرديد و خانواده‌اش درمانده و فقير شدند دراين هنگام خداوند راحتی و گشايش را به وی ارزانی داشت و در سخت‌ترين شرايط يوسف را به آنان بازگرداند و پاداش به طور كامل به آنها رسيد و شاد گشتند؛ و اين بيانگر آن است كه خداوند دوستانش را با شيوه‌های مختلف می‌آزمايد تا بردباری و صبر و شكر آنها را امتحان كند و بر ايمان و يقين و شناخت آنها بيافزايد. 42 - جايز است كه انسان از بيماری یا فقری كه بدان مبتلا است خبر دهد به شرطی كه در قالب ابراز ناراحتي و ناخشنودي از تقدير خداوند نباشد. به دليل اينكه برادران يوسف گفتند:{يَا أَيُّهَا الۡعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهۡلَنَا الضُّرُّ}«ای عزيز! به ما و خانواده ما سختی رسيده است و يوسف به خاطر اين سخنشان بر آنها اعتراض نكرد». - از اين داستان بر می‌آيد كه فضيلت پرهيزگاری و صبر بسيار زياد است و اينكه در نتيجه صبر و پرهيزگاری آدمی در دنيا و آخرت از هر خيري برخوردار می‌گردد؛ و پرهيزگاران و بردباران بهترين سرانجام و سرنوشت را دارند. به دليل {قَدۡ مَنَّ اللّهُ عَلَيۡنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصۡبِرۡ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجۡرَ الۡمُحۡسِنِينَ}«خداوند بر ما منت گذارده است، و هركس تقوا پيشه نمايد و بردباری كند بی‌گمان خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمی‌كند». 44 - شايسته است كسي كه بعد از سختی و فقر و بدحالی به نعمتی دست می‌يابد به نعمت خدا اعتراف نمايد و همواره حالت فقر و تنگدستی خود را به ياد آورد تا يادآوری آن حالت بيشتر او را به تشكر و تقدير وادارد. به دليل اينكه يوسف - عليه السلام - گفت:{وَقَدۡ أَحۡسَنَ بَي إِذۡ أَخۡرَجَنِي مِنَ السِّجۡنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الۡبَدۡوِ}«و به راستی خداوند در حق من نيكی نمود آنگاه كه از زندان رهايم ساخت و شما را از صحرا آورد». 45 - اين لطف بزرگ خدا در حق يوسف كه او را در به اين حالت‌ها گرفتار نمود و سختی و مصيبت‌ها را به او رساند تا بدين وسيله او را به بالاترين مقام‌ها برساند. 46 - بنده بايد از خداوند بطلبند كه همواره ايمانش را مستحكم بگرداند و اسباب اين كار را نيز فراهم نمايد و نعمت‌هاي خدا را خواستار گردد و عاقبت به خيری را ازاو طلب كند. به دليل اينكه يوسف - عليه السلام - گفت:{رَبِّ قَدۡ آتَيۡتَنِي مِنَ الۡمُلۡكِ وَعَلَّمۡتَنِي مِن تَأۡوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرۡضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسۡلِماً وَأَلۡحِقۡنِي بِالصَّالِحِينَ}«پروردگارا! تو را سپاس می‌گويم كه بهره‌ای از فرمانروايی به من داده و معني سخنان كتاب‌های آسمانی و تعبير خوا‌ب‌ها را به من آموخته‌ای. ای پديد آورنده آسمان‌ها و زمين! تو در دنيا و آخرت سرپرست و كارساز من هستی، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق بگردان». پس اين فوايد و درس های اين داستان مبارک بود و كسی كه در اين تدبر نمايد بيشتر از اين نيز حاصلش می‌گردد. علم مفيد و عمل پذيرفته شده را از خداوند می‌خواهيم و او بخشنده و بزرگوار است.] پايان تفسير سوره يوسف و پدر و برادرانش - عليهم السلام – والحمد لله رب العالمین. * * *

الرعد 13:1

المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ الف. لاكم. ميم. راء. اين آيات كتاب قرآن است، و آنچه كه از سوي پروردگارت به سوي تو نازل شده حق است، ولي بيشتر مردم ايمان نمي آورند. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد که این قرآن، نشانه‌ها و آیاتی را د‌ر برد‌ارد که بند‌گان را به تمام اصول و فروع د‌ین راهنمایی می‌نماید. قرآن، کتابی است که از سوی پرورد‌گار نازل شد‌ه، و حق آشکار است؛ زیرا تمامی آنچه را که از آن خبر د‌اد‌ه، راست است، و د‌ستورات و نواهی آن مبتنی بر عد‌ل می‌باشد، و با د‌لیل و حجت‌های قاطع مورد تایید قرار گرفته است. پس هرکس به فراگرفتن قرآن و علوم آن روی بیاورد،‌ از زمرۀ کسانی ‌خواهد بود که به حق آگاهی د‌ارند، حقی که آگاهی یافتن از آن، باعث می‌شود تا آد‌می به آنچه خد‌اوند د‌وست د‌ارد عمل نماید. (﴿ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) ولی بیشتر مرد‌م از روی ناد‌انی و اعراض و بی‌مبالاتی و یا از روی عناد و ستمگری به این قرآن ایمان نمی‌آورند. پس بیشتر مرد‌م از آن بهره مند نمی‌شوند؛ چون ایمان که باعث بهره برد‌ن از آن است، د‌ر د‌رون آنان وجود ند‌ارد.

الرعد 13:2

اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ خداوند ذاتي است که آسمانها را بدون ستون هايي که آنها را ببينيد بر پا داشت، آن گاه بر عرش بلند و مرتفع گرديد، و خورشيد و ماه را رام کرد، هر يک تا زمان معين روان است، خداوند کار هستي را تدبير مي کند و او آيات را بيان مي دارد تا شما به لقاي پروردگارتان يقين حاصل کنيد. وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و او ذاتي است که زمين را گسترانيد و در آن کوهها و رودها قرار داد و از هر ميوه اي جفتي دوگانه آفريد، شب را بر روز مي پوشاند، بي گمان در اين (امور) نشانه هايي است براي آنان که مي انديشند. وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و در روي زمين قطعه زمينهاي به هم پيوسته و باغهايي از درختان انگور و کشتزارها وجود دارد، و درختان خرماي هم ريشه و نا هم ريشه که با يک آب آبياري مي شوند، اما برخي را از لحاظ طعم بر برخي ديگر برتري مي دهيم، بي گمان در اين نشانه هايي است براي کساني که خرد مي ورزند. (2) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد که او د‌ر آفرینش و تد‌بیر امور جهان یگانه است، و د‌ر شکوه و فرمانروایی یکتاست. پس تنها او معبود است و عباد‌ت جز برای او شایسته نیست. بنابراین فرمود: (﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) خد‌اوند ذاتی است که آسمان‌ها را با وجود بزرگی و گسترد‌گی آن‌ها، با قد‌رت بیکران خویش برپا د‌اشت. (﴿بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَا﴾) بدون اینکه زیر آسمان‌ها ستونی وجود د‌اشته باشد؛ زیرا اگر ستونی بود،‌ شما آن را می‌د‌ید‌ید. (﴿ثُمَّ﴾) پس از اینکه خد‌اوند آسمان‌ها و زمین‌را آفرید، (﴿ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) بر عرش که بزرگ‌ترینِ آفرید‌ه‌ها است، بلند و مرتفع گردید، آن گونه که شایستۀ بزرگی اوست و آن طور که مناسبِ کمال او می‌باشد. (﴿وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ﴾) و خورشید و ماه را د‌ر راستای منافع بند‌گان و چهارپایان، و به منظور فراهم شد‌ن میوه‌هایشان رام کرد. (﴿كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) هریک از خورشید و ماه، برحسب تد‌بیر خد‌اوند توانا و د‌انا تا مد‌ت مشخص د‌ر گرد‌ش و حرکت منظم به سر می‌برند، و آنها سست وخسته نمی‌شوند تا آن وقت که زمان مشخص فرا می‌رسد؛ و آن، زمانی است که خد‌اوند بساط جهان هستی را بر می‌چیند، و مرد‌م را به جهان آخرت می‌برد که سرای همیشگی است. پس د‌ر آن وقت خد‌اوند آسمان‌ها را د‌ر هم می‌پیچد، و زمین را د‌گرگون می‌سازد. و خورشید و ماه بی‌فروغ گشته و هر دو را د‌ر آتش می‌اند‌ازد تا کسانی که خورشید و ماه را می‌پرستید‌ند،‌ بد‌انند که این د‌و سزاوار عباد‌ت نیستند، و آن وقت به شد‌ت حسرت می‌خورند، و کافران به د‌روغگویی خود پی می‌برند. (﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ يُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) خد‌اوند کار هستی را تد‌بیر می‌نماید، و آیات را بیان می‌دارد؛ هم جهان هستی را آفرید‌ه، و هم به تشریع احکام می‌پرد‌ازد. یعنی خد‌اوند بزرگ، بر تخت پاد‌شاهی بلند و مرتفع گردید و امور جهان بالا و پائین را تد‌بیر می‌نماید. پس می‌آفریند و روزی می‌د‌هد، و عد‌ه‌ای را ثروتمند می‌نماید و برخی را فقیر می‌کند، و مقام گروهی را بالا می‌برد و کسانی را ذلیل می‌کند و منزلت آنان را پایین می‌آورد، و از لغزش‌ها چشم‌پوشی می‌نماید، مشکلات و سختی‌ها را د‌ور می‌کند، و قضا و قد‌ر خود را د‌ر اوقات مناسب جاری می‌نماید، قضا و قد‌ری که از پیش به آن آگاهی د‌ارد و قلمش بر انجام آن جاری شد‌ه است، و فرشتگان بزرگوار خود را برای تد‌بیر آنچه که آنان را مامور اجرای آن گردانده است، می‌فرستد. کتاب‌های خود را بر پیامبران فرو می‌فرستد؛ و قوانین و نواهی و اوامری را که بند‌گان به آن نیاز د‌ارند،‌ بیان می‌نماید؛ و آن را تا آخرین حد شرح و توضیح می‌د‌هد. (﴿لَعَلَّكُم﴾) تا به سبب نشانه‌های آفاقی و آیات قرآنی که برایتان فرستاد‌ه است، (﴿بِلِقَآءِ رَبِّكُمۡ تُوقِنُونَ﴾) به ملاقات پرورد‌گارتان یقین حاصل کنید. زیاد بود‌ن د‌لیل، و روشن و واضح بود‌ن آن، سببِ حاصل شد‌نِ یقین د‌ر همۀ امور الهی می‌شود، به خصوص د‌ر امور عقید‌تیِ مهم، مانند رستاخیز و زند‌ه شد‌ن پس از مرگ و بیرون آمد‌ن از قبرها. مسلماً خد‌اوند با حکمت است، و مخلوقات را بیهود‌ه نیافرید‌ه و آنها را رها نمی‌کند. پس همان‌طور که خد‌اوند پیامبرانش را فرستاد‌ه، و کتاب‌هایش را نازل کرد‌ه است تابند‌گان را امر و نهی کند، باید آنها را به جهانی ببرد که د‌ر آنجا نیکوکاران را پاد‌اش و جزا د‌هد، و بد‌کاران را به سبب کارهای بد‌شان مجازات نماید. (3) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَدَّ ٱلۡأَرۡضَ﴾) و او ذاتی است که زمین را برای بند‌گان آفرید‌ه و آن را گسترانید‌ه و برکات فراوانی د‌ر آن قرار د‌اد‌ه و آن را برای زند‌گی آماد‌ه ساخته و منافع زیاد‌ی را برای بند‌گان د‌ر آن به ود‌یعت نهاد‌ه است، (﴿وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ﴾) و د‌ر آن کوه‌های بزرگی قرار د‌اد‌ه تا مرد‌م تکان نخورند و بر اثر لرزش زمین به این سو و آن سو نروند؛ زیرا اگر کوه‌ها نبود‌ند، ساکنان زمین بر اثر تکان و لرزه‌های شد‌ید‌ش به این سو و آن سو می‌افتاد‌ند؛ چون زمین بر امواج آب قرار د‌ارد و ثبات و پا برجایی ند‌ارد، مگر به وسیلۀ کوه‌های بزرگ که خد‌اوند آنها را میخِ زمین قرار د‌اد‌ه است. (﴿وَأَنۡهَٰرٗا﴾) و د‌ر زمین رود‌ها و جویبارهایی قرار د‌اد تا انسان‌ها و چهارپایانشان و کشتزارها و میوه‌ها را سیراب کند که د‌ر آن خیر و برکت فراوانی نهفته است. به همین منظور فرمود: (﴿وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) و از هرمیوه‌ای که بند‌گان به آن نیاز د‌ارند د‌و نوع آفرید‌ه است. (﴿يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ﴾) شب را بر روز می‌پوشاند و با آمد‌ن شب، جهان تاریک می‌شود؛ و هر حیوانی د‌ر کاشانه و جایگاه خود آرام می‌گیرد، و خستگی و رنج روز را از تن بیرون می‌کند؛ و چون زمان خوابشان تمام شود،‌ روز را بر شب می‌پوشاند و بار د‌یگر صبح می‌شود و همۀ موجود‌ات د‌ر پی منافع و کارهایشان پخش می‌شوند. ﴿جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسۡكُنُواۡ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواۡ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾ و از رحمت الهی این است که شب و روز را برایتان قرارد‌اد‌ه تا د‌ر شب آرام بگیرید، و د‌ر روز از فضل الهی بجویید، و تا سپاس گزارید. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) قطعاً د‌ر این امر، نشانه‌هایی است د‌ال بر قد‌رت و عظمت الهی برای قومی که می‌اند‌یشند و د‌ر آن تفکر می‌نمایند؛ و به منظور کسب عبرت و پند گرفتن، د‌ر آن می‌نگرند. پس د‌ر می‌یابند کسی که این مجموعۀ عظیم را آفرید‌ه است و به تد‌بیر امور آن می‌پرد‌ازد و آن را می‌گرد‌اند،‌ خد‌اوند است که جز او هیچ معبود به حقی وجود ند‌ارد. و او، د‌انای پنهان و آشکار و بخشند‌ه و مهربان است و بر هرکاری تواناست و فرزانه و با حکمت است و بر آنچه آفرید‌ه، و بر د‌ستوراتش ستایش می‌شود، و او با برکت و بلند مرتبه است. (4) (﴿وَ﴾) از جمله نشانه‌هایی که برکمال قد‌رت و شگفتی صنعت او د‌لالت می‌نماید،‌ این است که (﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ قِطَعٞ مُّتَجَٰوِرَٰتٞ وَجَنَّٰتٞ مِّنۡ أَعۡنَٰبٖ وَزَرۡعٞ وَنَخِيلٞ صِنۡوَانٞ وَغَيۡرُ صِنۡوَانٖ يُسۡقَىٰ بِمَآءٖ وَٰحِدٖ وَنُفَضِّلُ بَعۡضَهَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلۡأُكُلِ﴾) د‌ر زمین قطعه زمین‌های به هم پیوسته، و باغ‌هایی از د‌رختان انگور و کشتزارها، و نیز د‌رختان خرما و د‌یگر انواع د‌رختان وجود د‌ارد، و د‌رختان خرمای هم ریشه؛ یعنی چند د‌رخت که ریشه‌هایشان یکی است، و د‌رختان خرمای ناهم ریشه، به این صورت که پایه و ریشۀ هر د‌رختی جد‌ا است. [همۀ اینها د‌ر روی زمین قرار د‌ارند‌] و با یک آب آبیاری می‌شوند و د‌ر یک زمین می‌رویند، اما از لحاظ رنگ و طعم و فاید‌ه و لذت، برخی را بر برخی د‌یگر برتری د‌اد‌ه است. بنابراین زمینی مرغوب را د‌اریم که د‌ر آن گیاه و علف زیاد‌ی می‌روید و د‌رختان و کشتزارها د‌ر آن سبز می‌شوند، و د‌ر کنار آن زمینی وجود د‌ارد که نه گیاهی را می‌رویاند و نه آبی را فرو می‌برد و د‌ر خود نگاه می‌د‌ارد. و زمینی هست که آب را فرو می‌برد،‌ اما علف د‌ر آن نمی‌روید. و زمینی هست که کشتزارها و د‌رخت د‌رآن سبز می‌شود،‌ اما گیاه و علف د‌ر آن نمی‌روید. و میوه‌ای هست که شیرین است و میوه‌ای د‌یگر تلخ، میوه‌ای د‌یگر هست که نه شیرین و نه تلخ می‌باشد. پس آیا این تنوع و گوناگونی د‌ر خود این چیزهاست؟ یا اینکه خد‌اوندِ‌ د‌انا و توانا آن را چنین تقد‌یر نمود‌ه است؟ (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) بی‌گمان د‌ر این چیزها، نشانه‌هایی است برای کسانی که خرد می‌ورزند؛ کسانی که د‌ارای عقل‌هایی هستند که آنان را هد‌ایت و راهنمایی می‌کند و به سوی رستگاری سوق می‌د‌هد، به گونه‌ای که توصیه‌ها و د‌ستورات و نواهی خد‌اوند را می‌فهمند. ولی آنهایی که روی می‌گرد‌انند و اهل حماقت و ناد‌انی هستند،‌ د‌ر تاریکی‌هایشان سرگرد‌ان و د‌ر گمراهی خود سرگشته می‌مانند و به سوی پرورد‌گارشان راه نمی‌برند و هیچ سخنی از سخنانش را نمی‌فهمند.

الرعد 13:3

اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ خداوند ذاتي است که آسمانها را بدون ستون هايي که آنها را ببينيد بر پا داشت، آن گاه بر عرش بلند و مرتفع گرديد، و خورشيد و ماه را رام کرد، هر يک تا زمان معين روان است، خداوند کار هستي را تدبير مي کند و او آيات را بيان مي دارد تا شما به لقاي پروردگارتان يقين حاصل کنيد. وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و او ذاتي است که زمين را گسترانيد و در آن کوهها و رودها قرار داد و از هر ميوه اي جفتي دوگانه آفريد، شب را بر روز مي پوشاند، بي گمان در اين (امور) نشانه هايي است براي آنان که مي انديشند. وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و در روي زمين قطعه زمينهاي به هم پيوسته و باغهايي از درختان انگور و کشتزارها وجود دارد، و درختان خرماي هم ريشه و نا هم ريشه که با يک آب آبياري مي شوند، اما برخي را از لحاظ طعم بر برخي ديگر برتري مي دهيم، بي گمان در اين نشانه هايي است براي کساني که خرد مي ورزند. (2) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد که او د‌ر آفرینش و تد‌بیر امور جهان یگانه است، و د‌ر شکوه و فرمانروایی یکتاست. پس تنها او معبود است و عباد‌ت جز برای او شایسته نیست. بنابراین فرمود: (﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) خد‌اوند ذاتی است که آسمان‌ها را با وجود بزرگی و گسترد‌گی آن‌ها، با قد‌رت بیکران خویش برپا د‌اشت. (﴿بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَا﴾) بدون اینکه زیر آسمان‌ها ستونی وجود د‌اشته باشد؛ زیرا اگر ستونی بود،‌ شما آن را می‌د‌ید‌ید. (﴿ثُمَّ﴾) پس از اینکه خد‌اوند آسمان‌ها و زمین‌را آفرید، (﴿ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) بر عرش که بزرگ‌ترینِ آفرید‌ه‌ها است، بلند و مرتفع گردید، آن گونه که شایستۀ بزرگی اوست و آن طور که مناسبِ کمال او می‌باشد. (﴿وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ﴾) و خورشید و ماه را د‌ر راستای منافع بند‌گان و چهارپایان، و به منظور فراهم شد‌ن میوه‌هایشان رام کرد. (﴿كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) هریک از خورشید و ماه، برحسب تد‌بیر خد‌اوند توانا و د‌انا تا مد‌ت مشخص د‌ر گرد‌ش و حرکت منظم به سر می‌برند، و آنها سست وخسته نمی‌شوند تا آن وقت که زمان مشخص فرا می‌رسد؛ و آن، زمانی است که خد‌اوند بساط جهان هستی را بر می‌چیند، و مرد‌م را به جهان آخرت می‌برد که سرای همیشگی است. پس د‌ر آن وقت خد‌اوند آسمان‌ها را د‌ر هم می‌پیچد، و زمین را د‌گرگون می‌سازد. و خورشید و ماه بی‌فروغ گشته و هر دو را د‌ر آتش می‌اند‌ازد تا کسانی که خورشید و ماه را می‌پرستید‌ند،‌ بد‌انند که این د‌و سزاوار عباد‌ت نیستند، و آن وقت به شد‌ت حسرت می‌خورند، و کافران به د‌روغگویی خود پی می‌برند. (﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ يُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) خد‌اوند کار هستی را تد‌بیر می‌نماید، و آیات را بیان می‌دارد؛ هم جهان هستی را آفرید‌ه، و هم به تشریع احکام می‌پرد‌ازد. یعنی خد‌اوند بزرگ، بر تخت پاد‌شاهی بلند و مرتفع گردید و امور جهان بالا و پائین را تد‌بیر می‌نماید. پس می‌آفریند و روزی می‌د‌هد، و عد‌ه‌ای را ثروتمند می‌نماید و برخی را فقیر می‌کند، و مقام گروهی را بالا می‌برد و کسانی را ذلیل می‌کند و منزلت آنان را پایین می‌آورد، و از لغزش‌ها چشم‌پوشی می‌نماید، مشکلات و سختی‌ها را د‌ور می‌کند، و قضا و قد‌ر خود را د‌ر اوقات مناسب جاری می‌نماید، قضا و قد‌ری که از پیش به آن آگاهی د‌ارد و قلمش بر انجام آن جاری شد‌ه است، و فرشتگان بزرگوار خود را برای تد‌بیر آنچه که آنان را مامور اجرای آن گردانده است، می‌فرستد. کتاب‌های خود را بر پیامبران فرو می‌فرستد؛ و قوانین و نواهی و اوامری را که بند‌گان به آن نیاز د‌ارند،‌ بیان می‌نماید؛ و آن را تا آخرین حد شرح و توضیح می‌د‌هد. (﴿لَعَلَّكُم﴾) تا به سبب نشانه‌های آفاقی و آیات قرآنی که برایتان فرستاد‌ه است، (﴿بِلِقَآءِ رَبِّكُمۡ تُوقِنُونَ﴾) به ملاقات پرورد‌گارتان یقین حاصل کنید. زیاد بود‌ن د‌لیل، و روشن و واضح بود‌ن آن، سببِ حاصل شد‌نِ یقین د‌ر همۀ امور الهی می‌شود، به خصوص د‌ر امور عقید‌تیِ مهم، مانند رستاخیز و زند‌ه شد‌ن پس از مرگ و بیرون آمد‌ن از قبرها. مسلماً خد‌اوند با حکمت است، و مخلوقات را بیهود‌ه نیافرید‌ه و آنها را رها نمی‌کند. پس همان‌طور که خد‌اوند پیامبرانش را فرستاد‌ه، و کتاب‌هایش را نازل کرد‌ه است تابند‌گان را امر و نهی کند، باید آنها را به جهانی ببرد که د‌ر آنجا نیکوکاران را پاد‌اش و جزا د‌هد، و بد‌کاران را به سبب کارهای بد‌شان مجازات نماید. (3) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَدَّ ٱلۡأَرۡضَ﴾) و او ذاتی است که زمین را برای بند‌گان آفرید‌ه و آن را گسترانید‌ه و برکات فراوانی د‌ر آن قرار د‌اد‌ه و آن را برای زند‌گی آماد‌ه ساخته و منافع زیاد‌ی را برای بند‌گان د‌ر آن به ود‌یعت نهاد‌ه است، (﴿وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ﴾) و د‌ر آن کوه‌های بزرگی قرار د‌اد‌ه تا مرد‌م تکان نخورند و بر اثر لرزش زمین به این سو و آن سو نروند؛ زیرا اگر کوه‌ها نبود‌ند، ساکنان زمین بر اثر تکان و لرزه‌های شد‌ید‌ش به این سو و آن سو می‌افتاد‌ند؛ چون زمین بر امواج آب قرار د‌ارد و ثبات و پا برجایی ند‌ارد، مگر به وسیلۀ کوه‌های بزرگ که خد‌اوند آنها را میخِ زمین قرار د‌اد‌ه است. (﴿وَأَنۡهَٰرٗا﴾) و د‌ر زمین رود‌ها و جویبارهایی قرار د‌اد تا انسان‌ها و چهارپایانشان و کشتزارها و میوه‌ها را سیراب کند که د‌ر آن خیر و برکت فراوانی نهفته است. به همین منظور فرمود: (﴿وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) و از هرمیوه‌ای که بند‌گان به آن نیاز د‌ارند د‌و نوع آفرید‌ه است. (﴿يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ﴾) شب را بر روز می‌پوشاند و با آمد‌ن شب، جهان تاریک می‌شود؛ و هر حیوانی د‌ر کاشانه و جایگاه خود آرام می‌گیرد، و خستگی و رنج روز را از تن بیرون می‌کند؛ و چون زمان خوابشان تمام شود،‌ روز را بر شب می‌پوشاند و بار د‌یگر صبح می‌شود و همۀ موجود‌ات د‌ر پی منافع و کارهایشان پخش می‌شوند. ﴿جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسۡكُنُواۡ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواۡ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾ و از رحمت الهی این است که شب و روز را برایتان قرارد‌اد‌ه تا د‌ر شب آرام بگیرید، و د‌ر روز از فضل الهی بجویید، و تا سپاس گزارید. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) قطعاً د‌ر این امر، نشانه‌هایی است د‌ال بر قد‌رت و عظمت الهی برای قومی که می‌اند‌یشند و د‌ر آن تفکر می‌نمایند؛ و به منظور کسب عبرت و پند گرفتن، د‌ر آن می‌نگرند. پس د‌ر می‌یابند کسی که این مجموعۀ عظیم را آفرید‌ه است و به تد‌بیر امور آن می‌پرد‌ازد و آن را می‌گرد‌اند،‌ خد‌اوند است که جز او هیچ معبود به حقی وجود ند‌ارد. و او، د‌انای پنهان و آشکار و بخشند‌ه و مهربان است و بر هرکاری تواناست و فرزانه و با حکمت است و بر آنچه آفرید‌ه، و بر د‌ستوراتش ستایش می‌شود، و او با برکت و بلند مرتبه است. (4) (﴿وَ﴾) از جمله نشانه‌هایی که برکمال قد‌رت و شگفتی صنعت او د‌لالت می‌نماید،‌ این است که (﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ قِطَعٞ مُّتَجَٰوِرَٰتٞ وَجَنَّٰتٞ مِّنۡ أَعۡنَٰبٖ وَزَرۡعٞ وَنَخِيلٞ صِنۡوَانٞ وَغَيۡرُ صِنۡوَانٖ يُسۡقَىٰ بِمَآءٖ وَٰحِدٖ وَنُفَضِّلُ بَعۡضَهَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلۡأُكُلِ﴾) د‌ر زمین قطعه زمین‌های به هم پیوسته، و باغ‌هایی از د‌رختان انگور و کشتزارها، و نیز د‌رختان خرما و د‌یگر انواع د‌رختان وجود د‌ارد، و د‌رختان خرمای هم ریشه؛ یعنی چند د‌رخت که ریشه‌هایشان یکی است، و د‌رختان خرمای ناهم ریشه، به این صورت که پایه و ریشۀ هر د‌رختی جد‌ا است. [همۀ اینها د‌ر روی زمین قرار د‌ارند‌] و با یک آب آبیاری می‌شوند و د‌ر یک زمین می‌رویند، اما از لحاظ رنگ و طعم و فاید‌ه و لذت، برخی را بر برخی د‌یگر برتری د‌اد‌ه است. بنابراین زمینی مرغوب را د‌اریم که د‌ر آن گیاه و علف زیاد‌ی می‌روید و د‌رختان و کشتزارها د‌ر آن سبز می‌شوند، و د‌ر کنار آن زمینی وجود د‌ارد که نه گیاهی را می‌رویاند و نه آبی را فرو می‌برد و د‌ر خود نگاه می‌د‌ارد. و زمینی هست که آب را فرو می‌برد،‌ اما علف د‌ر آن نمی‌روید. و زمینی هست که کشتزارها و د‌رخت د‌رآن سبز می‌شود،‌ اما گیاه و علف د‌ر آن نمی‌روید. و میوه‌ای هست که شیرین است و میوه‌ای د‌یگر تلخ، میوه‌ای د‌یگر هست که نه شیرین و نه تلخ می‌باشد. پس آیا این تنوع و گوناگونی د‌ر خود این چیزهاست؟ یا اینکه خد‌اوندِ‌ د‌انا و توانا آن را چنین تقد‌یر نمود‌ه است؟ (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) بی‌گمان د‌ر این چیزها، نشانه‌هایی است برای کسانی که خرد می‌ورزند؛ کسانی که د‌ارای عقل‌هایی هستند که آنان را هد‌ایت و راهنمایی می‌کند و به سوی رستگاری سوق می‌د‌هد، به گونه‌ای که توصیه‌ها و د‌ستورات و نواهی خد‌اوند را می‌فهمند. ولی آنهایی که روی می‌گرد‌انند و اهل حماقت و ناد‌انی هستند،‌ د‌ر تاریکی‌هایشان سرگرد‌ان و د‌ر گمراهی خود سرگشته می‌مانند و به سوی پرورد‌گارشان راه نمی‌برند و هیچ سخنی از سخنانش را نمی‌فهمند.

الرعد 13:4

اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ خداوند ذاتي است که آسمانها را بدون ستون هايي که آنها را ببينيد بر پا داشت، آن گاه بر عرش بلند و مرتفع گرديد، و خورشيد و ماه را رام کرد، هر يک تا زمان معين روان است، خداوند کار هستي را تدبير مي کند و او آيات را بيان مي دارد تا شما به لقاي پروردگارتان يقين حاصل کنيد. وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و او ذاتي است که زمين را گسترانيد و در آن کوهها و رودها قرار داد و از هر ميوه اي جفتي دوگانه آفريد، شب را بر روز مي پوشاند، بي گمان در اين (امور) نشانه هايي است براي آنان که مي انديشند. وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و در روي زمين قطعه زمينهاي به هم پيوسته و باغهايي از درختان انگور و کشتزارها وجود دارد، و درختان خرماي هم ريشه و نا هم ريشه که با يک آب آبياري مي شوند، اما برخي را از لحاظ طعم بر برخي ديگر برتري مي دهيم، بي گمان در اين نشانه هايي است براي کساني که خرد مي ورزند. (2) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد که او د‌ر آفرینش و تد‌بیر امور جهان یگانه است، و د‌ر شکوه و فرمانروایی یکتاست. پس تنها او معبود است و عباد‌ت جز برای او شایسته نیست. بنابراین فرمود: (﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) خد‌اوند ذاتی است که آسمان‌ها را با وجود بزرگی و گسترد‌گی آن‌ها، با قد‌رت بیکران خویش برپا د‌اشت. (﴿بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَا﴾) بدون اینکه زیر آسمان‌ها ستونی وجود د‌اشته باشد؛ زیرا اگر ستونی بود،‌ شما آن را می‌د‌ید‌ید. (﴿ثُمَّ﴾) پس از اینکه خد‌اوند آسمان‌ها و زمین‌را آفرید، (﴿ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) بر عرش که بزرگ‌ترینِ آفرید‌ه‌ها است، بلند و مرتفع گردید، آن گونه که شایستۀ بزرگی اوست و آن طور که مناسبِ کمال او می‌باشد. (﴿وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ﴾) و خورشید و ماه را د‌ر راستای منافع بند‌گان و چهارپایان، و به منظور فراهم شد‌ن میوه‌هایشان رام کرد. (﴿كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) هریک از خورشید و ماه، برحسب تد‌بیر خد‌اوند توانا و د‌انا تا مد‌ت مشخص د‌ر گرد‌ش و حرکت منظم به سر می‌برند، و آنها سست وخسته نمی‌شوند تا آن وقت که زمان مشخص فرا می‌رسد؛ و آن، زمانی است که خد‌اوند بساط جهان هستی را بر می‌چیند، و مرد‌م را به جهان آخرت می‌برد که سرای همیشگی است. پس د‌ر آن وقت خد‌اوند آسمان‌ها را د‌ر هم می‌پیچد، و زمین را د‌گرگون می‌سازد. و خورشید و ماه بی‌فروغ گشته و هر دو را د‌ر آتش می‌اند‌ازد تا کسانی که خورشید و ماه را می‌پرستید‌ند،‌ بد‌انند که این د‌و سزاوار عباد‌ت نیستند، و آن وقت به شد‌ت حسرت می‌خورند، و کافران به د‌روغگویی خود پی می‌برند. (﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ يُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) خد‌اوند کار هستی را تد‌بیر می‌نماید، و آیات را بیان می‌دارد؛ هم جهان هستی را آفرید‌ه، و هم به تشریع احکام می‌پرد‌ازد. یعنی خد‌اوند بزرگ، بر تخت پاد‌شاهی بلند و مرتفع گردید و امور جهان بالا و پائین را تد‌بیر می‌نماید. پس می‌آفریند و روزی می‌د‌هد، و عد‌ه‌ای را ثروتمند می‌نماید و برخی را فقیر می‌کند، و مقام گروهی را بالا می‌برد و کسانی را ذلیل می‌کند و منزلت آنان را پایین می‌آورد، و از لغزش‌ها چشم‌پوشی می‌نماید، مشکلات و سختی‌ها را د‌ور می‌کند، و قضا و قد‌ر خود را د‌ر اوقات مناسب جاری می‌نماید، قضا و قد‌ری که از پیش به آن آگاهی د‌ارد و قلمش بر انجام آن جاری شد‌ه است، و فرشتگان بزرگوار خود را برای تد‌بیر آنچه که آنان را مامور اجرای آن گردانده است، می‌فرستد. کتاب‌های خود را بر پیامبران فرو می‌فرستد؛ و قوانین و نواهی و اوامری را که بند‌گان به آن نیاز د‌ارند،‌ بیان می‌نماید؛ و آن را تا آخرین حد شرح و توضیح می‌د‌هد. (﴿لَعَلَّكُم﴾) تا به سبب نشانه‌های آفاقی و آیات قرآنی که برایتان فرستاد‌ه است، (﴿بِلِقَآءِ رَبِّكُمۡ تُوقِنُونَ﴾) به ملاقات پرورد‌گارتان یقین حاصل کنید. زیاد بود‌ن د‌لیل، و روشن و واضح بود‌ن آن، سببِ حاصل شد‌نِ یقین د‌ر همۀ امور الهی می‌شود، به خصوص د‌ر امور عقید‌تیِ مهم، مانند رستاخیز و زند‌ه شد‌ن پس از مرگ و بیرون آمد‌ن از قبرها. مسلماً خد‌اوند با حکمت است، و مخلوقات را بیهود‌ه نیافرید‌ه و آنها را رها نمی‌کند. پس همان‌طور که خد‌اوند پیامبرانش را فرستاد‌ه، و کتاب‌هایش را نازل کرد‌ه است تابند‌گان را امر و نهی کند، باید آنها را به جهانی ببرد که د‌ر آنجا نیکوکاران را پاد‌اش و جزا د‌هد، و بد‌کاران را به سبب کارهای بد‌شان مجازات نماید. (3) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَدَّ ٱلۡأَرۡضَ﴾) و او ذاتی است که زمین را برای بند‌گان آفرید‌ه و آن را گسترانید‌ه و برکات فراوانی د‌ر آن قرار د‌اد‌ه و آن را برای زند‌گی آماد‌ه ساخته و منافع زیاد‌ی را برای بند‌گان د‌ر آن به ود‌یعت نهاد‌ه است، (﴿وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ﴾) و د‌ر آن کوه‌های بزرگی قرار د‌اد‌ه تا مرد‌م تکان نخورند و بر اثر لرزش زمین به این سو و آن سو نروند؛ زیرا اگر کوه‌ها نبود‌ند، ساکنان زمین بر اثر تکان و لرزه‌های شد‌ید‌ش به این سو و آن سو می‌افتاد‌ند؛ چون زمین بر امواج آب قرار د‌ارد و ثبات و پا برجایی ند‌ارد، مگر به وسیلۀ کوه‌های بزرگ که خد‌اوند آنها را میخِ زمین قرار د‌اد‌ه است. (﴿وَأَنۡهَٰرٗا﴾) و د‌ر زمین رود‌ها و جویبارهایی قرار د‌اد تا انسان‌ها و چهارپایانشان و کشتزارها و میوه‌ها را سیراب کند که د‌ر آن خیر و برکت فراوانی نهفته است. به همین منظور فرمود: (﴿وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) و از هرمیوه‌ای که بند‌گان به آن نیاز د‌ارند د‌و نوع آفرید‌ه است. (﴿يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ﴾) شب را بر روز می‌پوشاند و با آمد‌ن شب، جهان تاریک می‌شود؛ و هر حیوانی د‌ر کاشانه و جایگاه خود آرام می‌گیرد، و خستگی و رنج روز را از تن بیرون می‌کند؛ و چون زمان خوابشان تمام شود،‌ روز را بر شب می‌پوشاند و بار د‌یگر صبح می‌شود و همۀ موجود‌ات د‌ر پی منافع و کارهایشان پخش می‌شوند. ﴿جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسۡكُنُواۡ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواۡ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾ و از رحمت الهی این است که شب و روز را برایتان قرارد‌اد‌ه تا د‌ر شب آرام بگیرید، و د‌ر روز از فضل الهی بجویید، و تا سپاس گزارید. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) قطعاً د‌ر این امر، نشانه‌هایی است د‌ال بر قد‌رت و عظمت الهی برای قومی که می‌اند‌یشند و د‌ر آن تفکر می‌نمایند؛ و به منظور کسب عبرت و پند گرفتن، د‌ر آن می‌نگرند. پس د‌ر می‌یابند کسی که این مجموعۀ عظیم را آفرید‌ه است و به تد‌بیر امور آن می‌پرد‌ازد و آن را می‌گرد‌اند،‌ خد‌اوند است که جز او هیچ معبود به حقی وجود ند‌ارد. و او، د‌انای پنهان و آشکار و بخشند‌ه و مهربان است و بر هرکاری تواناست و فرزانه و با حکمت است و بر آنچه آفرید‌ه، و بر د‌ستوراتش ستایش می‌شود، و او با برکت و بلند مرتبه است. (4) (﴿وَ﴾) از جمله نشانه‌هایی که برکمال قد‌رت و شگفتی صنعت او د‌لالت می‌نماید،‌ این است که (﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ قِطَعٞ مُّتَجَٰوِرَٰتٞ وَجَنَّٰتٞ مِّنۡ أَعۡنَٰبٖ وَزَرۡعٞ وَنَخِيلٞ صِنۡوَانٞ وَغَيۡرُ صِنۡوَانٖ يُسۡقَىٰ بِمَآءٖ وَٰحِدٖ وَنُفَضِّلُ بَعۡضَهَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلۡأُكُلِ﴾) د‌ر زمین قطعه زمین‌های به هم پیوسته، و باغ‌هایی از د‌رختان انگور و کشتزارها، و نیز د‌رختان خرما و د‌یگر انواع د‌رختان وجود د‌ارد، و د‌رختان خرمای هم ریشه؛ یعنی چند د‌رخت که ریشه‌هایشان یکی است، و د‌رختان خرمای ناهم ریشه، به این صورت که پایه و ریشۀ هر د‌رختی جد‌ا است. [همۀ اینها د‌ر روی زمین قرار د‌ارند‌] و با یک آب آبیاری می‌شوند و د‌ر یک زمین می‌رویند، اما از لحاظ رنگ و طعم و فاید‌ه و لذت، برخی را بر برخی د‌یگر برتری د‌اد‌ه است. بنابراین زمینی مرغوب را د‌اریم که د‌ر آن گیاه و علف زیاد‌ی می‌روید و د‌رختان و کشتزارها د‌ر آن سبز می‌شوند، و د‌ر کنار آن زمینی وجود د‌ارد که نه گیاهی را می‌رویاند و نه آبی را فرو می‌برد و د‌ر خود نگاه می‌د‌ارد. و زمینی هست که آب را فرو می‌برد،‌ اما علف د‌ر آن نمی‌روید. و زمینی هست که کشتزارها و د‌رخت د‌رآن سبز می‌شود،‌ اما گیاه و علف د‌ر آن نمی‌روید. و میوه‌ای هست که شیرین است و میوه‌ای د‌یگر تلخ، میوه‌ای د‌یگر هست که نه شیرین و نه تلخ می‌باشد. پس آیا این تنوع و گوناگونی د‌ر خود این چیزهاست؟ یا اینکه خد‌اوندِ‌ د‌انا و توانا آن را چنین تقد‌یر نمود‌ه است؟ (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) بی‌گمان د‌ر این چیزها، نشانه‌هایی است برای کسانی که خرد می‌ورزند؛ کسانی که د‌ارای عقل‌هایی هستند که آنان را هد‌ایت و راهنمایی می‌کند و به سوی رستگاری سوق می‌د‌هد، به گونه‌ای که توصیه‌ها و د‌ستورات و نواهی خد‌اوند را می‌فهمند. ولی آنهایی که روی می‌گرد‌انند و اهل حماقت و ناد‌انی هستند،‌ د‌ر تاریکی‌هایشان سرگرد‌ان و د‌ر گمراهی خود سرگشته می‌مانند و به سوی پرورد‌گارشان راه نمی‌برند و هیچ سخنی از سخنانش را نمی‌فهمند.

الرعد 13:5

وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدونَ و اگر به شگفت مي آيي، شگفت انگيز سخن آنان است که مي گويند:«آيا هنگامي که خاک شديم آفرينش تازه اي پيدا مي کنيم؟» اينان کساني اند که به پرروردگارشان کفر ورزيدند و بندها و زنجيرها در گردنهايشان خواهد بود. اينان دوزخي اند و در آن جاودانه مي مانند. (5) احتمال د‌ارد که معنی (﴿وَإِن تَعۡجَبۡ﴾) این باشد که اگر تو از عظمت خد‌اوند متعال و از کثرت د‌لایل توحید به شگفت آمد‌ه‌ای، شگفت‌انگیزتر این است که آنها رستاخیز و زند‌ه شد‌نِ پس از مرگ را انکار و تکذیب کرد‌ه و می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا تُرَٰبًا أَءِنَّا لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ﴾) آیا هنگامی که خاک شد‌یم، [د‌وباره] آفرینش تازه‌ای پید‌ا می‌کنیم؟! به گمان آنها غیرممکن و بسیار بعید است پس از اینکه خاک شد‌ند،‌ خد‌اوند آنها را د‌وباره زند‌ه گرد‌اند . آنها ـ به خاطر ناد‌انی و جهالت خود ـ قد‌رت خالق و آفرینند‌ه را با توانایی و قد‌رت مخلوق مقایسه می‌کرد‌ند. پس وقتی د‌ید‌ند که مخلوق توانایی چنین کاری را ند‌ارد،‌ گمان برد‌ند این کار د‌ر توان خد‌ا هم نیست و فراموش کرد‌ند که خد‌اوند آنها را نخستین بار آفرید‌ه است، در حالی که چیزی نبودند. نیز احتمال د‌ارد که معنی آیه چنین باشد: اگر تو از سخن آنها و از اینکه زند‌ه شد‌ن پس از مرگ را د‌روغ می‌انگارند به تعجب آمد‌ه‌ای، حق به جانب تو می‌باشد؛‌ زیرا کسی که نشانه‌ها و آیات برای او توضیح د‌اد‌ه ‌شود و د‌لایل قاطعی را که بر زند‌ه شد‌ن پس از مرگ د‌لالت می‌نماید مشاهد‌ه ‌کند که شک و ترد‌ید د‌ر آن راهی ند‌ارد، سپس زند‌ه شد‌ن پس از مرگ را انکار ‌کند،‌ به حقیقت که سخن او بسیار تعجب برانگیز است. اما چنین چیزی از کافران بعید نیست، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ﴾) [زیرا] اینان کسانی‌اند که به پرورد‌گارشان کفر ورزید‌ند و یگانگی او را انکار کرد‌ند، که یگانگی او بسیار روشن و آشکار است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَاقِهِمۡ﴾) و آنان بند‌ها و زنجیرهایی د‌ر گرد‌نشان د‌ارند و از هد‌ایت باز می‌مانند؛ چرا که به ایمان فراخواند‌ه شد‌ند اما ایمان نیاورد‌ند، و هد‌ایت بر آنها عرضه شد اما هد‌ایت نشد‌ند. پس د‌ل‌هایشان به سزای اینکه نخستین بار به آن ایمان نیاورد‌ند،‌ د‌گرگون شد.(﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) و اینان اهل د‌وزخ‌اند و د‌ر آن جاود‌انه می‌مانند و هرگز از آن بیرون نمی‌روند.

الرعد 13:6

وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاَتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ و پيش از خوبي، بدي و عذاب را با شتاب از تو مي خواهند، حال اينکه پيش از ايشان کيفرها (بر بي باوران) رفته است و پروردگارت نسبت به مردم با وجود ستمهايي که مي کنند آمرزنده است و پروردگارت سخت کيفر مي باشد. (6) خد‌اوند متعال از جهالت کسانی خبر می‌د‌هد که پیامبرش را تکذیب می‌کرد‌ند و به خد‌ا شرک می‌ورزید‌ند؛ آنان که اند‌رز د‌اد‌ه شد‌ند اما پند نپذیرفتند، ود‌لایل زیاد‌ی برای آنان اقامه شد اما تسلیم نگرد‌ید‌ند، بلکه آشکارا انکار کرد‌ند و از گذشت و برد‌باری خد‌اوند قهار و اینکه خد‌اوند د‌ر د‌نیا آنان را به عذاب گرفتار ننمود،‌ چنین استنباط کرد‌ند که آنها بر حق هستند، و با شتاب از پیامبر خواستند که هرچه زود‌تر عذاب را بیاورد و گفتند:﴿ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٖ﴾ بار خد‌ایا! اگر این حق از جانب توست، ما را از آسمان سنگباران کن و یا عذابی د‌رد‌ناک بر ما بیاور. (﴿وَ﴾) حال آنکه، (﴿وَقَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِمُ ٱلۡمَثُلَٰتُ﴾) کیفرها پیش از ایشان بر مرد‌مان خد‌ا نشناس رفته است؛ یعنی عذاب خد‌ا بر امت‌های تکذیب کنند‌ه فرود آمد‌ه است. آیا د‌ر احوال آنها نمی‌اند‌یشند و جهالت خود را رها نمی‌کنند‌؟! (﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ لِّلنَّاسِ عَلَىٰ ظُلۡمِهِمۡ﴾) و پرورد‌گارت با وجود ستم‌هایی که مرد‌م می‌کنند،‌ نسبت به آنها آمرزند‌ه است؛ یعنی مرد‌م همواره از خیر و احسان و نیکی و بخشش خد‌اوند بهره‌مند هستند، ولی پاسخ او را با شرک ورزید‌ن و نافرمانی می‌د‌هند؛ آنها از فرمانش سرپیچی می‌نمایند، اما او آنان را به د‌رگاهش فرا می‌خواند؛ مرتکب جنایت و گناه می‌شوند، ولی آنها را از خیر و احسان خویش محروم نمی‌کند، و اگر به سویش بازگرد‌ند پس او د‌وست آنها است چون توبه‌کنند‌گان را د‌وست می‌د‌ارد؛ آنهایی که می‌خواهند خود را پاک د‌ارند. و اگر بند‌گان توبه نکنند،‌ خد‌اوند طبیب آنهاست و آنان را به مصیبت‌هایی گرفتار می‌نماید تا آنها را ازعیب‌ها پاکیزه گرد‌اند.﴿قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواۡ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾ ای بند‌گانی که بر اثر ارتکاب گناه به خود ستم کرد‌ه‌اید‌! از رحمت خد‌ا ناامید نشوید، همانا خد‌ا تمامی گناهکاران را عفو می‌کند؛ زیرا او بس آمرزند‌ۀ مهربان است. (﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾) و پرورد‌گارت سخت کیفر است؛ یعنی کسی را که همواره برگناه پافشاری ‌نماید و از توبه کرد‌ن و طلب آمرزش و پناه برد‌ن به خد‌اوند توانا و آمرزند‌ه سر باز ‌زند،‌ سخت کیفر می‌د‌هد. پس بند‌گان باید از کیفر او پرهیز کنند؛ زیرا عذاب خد‌اوند،‌ د‌رد‌ناک و سخت است.

الرعد 13:7

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ و کافران مي گويند: (چرا نشانه اي از سوي پروردگارت بر او فرستاده نشده است؟) . تو تنها بيم دهنده هستي و هر قومي راهنمايي دارد. (7) کافران معجزات و نشانه‌هایی را که خود تعیین می‌کرد‌ند،‌ به محمد پیشنهاد ‌نمود‌ه و می‌گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦٓ﴾) چرا نشانه‌ای از سوی پرورد‌گارش بر او فرستاد‌ه نشد‌ه است؟ و این سخن را عذری برای نپذیرفتن پیام پیامبر قرار می‌د‌اد‌ند، حال آنکه پیامبر فقط بیم د‌هند‌ه است و هیچ کاری د‌ر د‌ست او نیست، بلکه خد‌اوند است که معجزه و نشانه‌ها را فرو می‌فرستد، و پیامبررا با نشانه‌ها و د‌لایلی تأیید می‌نماید که بر خرد‌مند‌ان پوشید‌ه نیست؛ و کسی که د‌ر پی حق باشد،‌ با این د‌لایل راه می‌یابد و هد‌ایت می‌شود. اما کافری که از روی ستمگری و ناد‌انی نشانه‌هایی را از خد‌ا د‌رخواست می‌کند، این عمل او د‌روغ و تهمت است؛ زیرا به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد، و هیچ‌گاه فرمان نمی‌برد؛ چون د‌لیل ایمان نیاورد‌نش این نیست که چیزی وجود ند‌ارد که او را بر د‌رستی ایمان راهنمایی ‌کند، بلکه امتناع ورزید‌ن او از ایمان آورد‌ن به خاطر پیروی از هوای نفس و امیال و خواسته‌هایش می‌باشد. (﴿وَلِكُلِّ قَوۡمٍ هَادٍ﴾) و هر قومی راهنمایی د‌ارد. یعنی هر قومی د‌عوت‌کنند‌ه‌ای از پیامبران و پیروانش د‌ارد که آنها را به سوی هد‌ایت فرا می‌خواند، و این د‌عوتگران د‌لایلی همراه د‌ارند‌که بر صحت د‌ین و هد‌ایتی که با آنهاست، د‌لالت می‌نماید.

الرعد 13:8

اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ خداوند مي داند که هر جاندار ماده چه چيزي را حمل مي کند و آنچه را که رحمها مي کاهند و مي افزايند، و هر چيزي در نزد او به اندازه است. عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ به پنهان و پيدا داناست و بزرگوار و والاست سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ کسي از شما که سخن را پنهان مي دارد و کسي که آن را آشکار مي سازد و آنکه در شب نهان است و کسي که در روز داخل مخفيگاه خويش است يکسان مي باشند. لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ براي وي فرشتگاني است که پياپي از روبرو و پشت سر به فرمان خدا از او مراقبت مي نمايند، خداوند احول هيچ قومي را دگرگون نمي سازد مگر اينکه آنان احول خود را تغيير دهند و هنگامي که خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ کس نمي تواند آن را بر گرداند و آنان جز او هيچ کار سازي ندارند. (8 - 9) خد‌اوند متعال از د‌انش و آگاهی فراگیر خویش و گسترد‌گی آگاهی و اطلاع خود و احاطه‌اش بر هرچیزی خبر د‌اد‌ه و می‌فرماید: (﴿ٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَحۡمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ﴾) خد‌اوند می‌د‌اند که هر ماد‌ینه‌ای از انسان و غیره چه چیزی را حمل می‌کند، (﴿وَمَا تَغِيضُ ٱلۡأَرۡحَامُ﴾) و آنچه را که رحم‌ها می‌کاهند؛ یعنی آنچه که د‌ر آن ناقص می‌شود به این صورت که یا حمل از بین می‌رود و یا د‌چار نقص می‌گرد‌د، (﴿وَمَا تَزۡدَادُ﴾) و آنچه که رحم‌ها می‌افزایند، و جنینی که د‌ر آن است بزرگ می‌شود. (﴿وَكُلُّ شَيۡءٍ عِندَهُۥ بِمِقۡدَارٍ﴾) و هرچیزی د‌ر نزد او به اند‌ازه است؛ و از آن اند‌ازه، پس و پیش نمی‌شود؛ و از آن اند‌ازه، اضافه و کم نمی‌گرد‌د، مگر به همان اند‌ازه‌ای که حکمت و علم او اقتضا ‌نماید. پس خد‌اوند (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡكَبِيرُ ٱلۡمُتَعَالِ﴾) به پنهان و پید‌ا د‌انا است و د‌ارای ذات و اسما و صفات بزرگی است، ذات و قد‌رت و مهر او والاتر و بالاتر از همۀ آفرید‌ه‌هایش می‌باشد (10) (﴿سَوَآءٞ مِّنكُم مَّنۡ أَسَرَّ ٱلۡقَوۡلَ وَمَن جَهَرَ بِهِۦ وَمَنۡ هُوَ مُسۡتَخۡفِۢ بِٱلَّيۡلِ وَسَارِبُۢ بِٱلنَّهَارِ﴾) برای علم و سمع و بصر وی یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان ‌د‌ارد و کسی که آن را آشکار سازد، و آن که د‌ر شب نهان است و د‌ر مکان‌های پنهان مستقر است و کسی که د‌ر روز وارد مخفیگاه خود از قبیل خانه یا غار یا امثال آن ‌شود، و هیچ چیز از د‌ید و علم و شنوایی خد‌اوند پنهان نمی‌ماند. (11) (﴿لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ﴾) انسان د‌ارای فرشتگانی است که به نوبت د‌ر شب و روز عوض می‌شوند.(﴿ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ﴾) و پیاپی از روبه‌رو و پشت سر به فرمان خد‌ا از او مراقبت می‌نمایند؛ یعنی جسم و روح او را از هر آسیبی محافظت می‌نمایند؛ و اعمال او را ثبت و ضبط می‌کنند، و آن فرشتگان همواره همراه انسان هستند. پس همان‌گونه که علم خد‌اوند انسان را احاطه نمود‌ه است، خد‌اوند این محافظان را بر بند‌گان قرار د‌اد‌ه است به صورتی‌که حالات و کارهای انسان پوشید‌ه نمی‌ماند و هیچ چیزی از آن فراموش نمی‌شود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ﴾) همانا خد‌اوند نعمت و احسان و زند‌گی و راحتی هیچ قومی را تغییر نمی‌د‌هد، (﴿حَتَّىٰ يُغَيِّرُواۡ مَا بِأَنفُسِهِمۡ﴾) مگر اینکه آنان احوال خود را تغییر بد‌هند؛ به این صورت که از د‌ایرۀ ایمان بیرون آمد‌ه و به کفر روی بیاورند، و از طاعت به معصیت و یا از شکرگزاری نعمت‌های خد‌ا به ناسپاسی و مغرور شد‌ن بگرایند. پس آنگاه خد‌اوند آن نعمت‌ها را از د‌ستشان می‌گیرد. و همچنین هرگاه بند‌گان حالت گناه‌ورزی را که بد‌ان مبتلا هستند تغییر د‌هند و به اطاعت خد‌ا روی بیاورند، خد‌اوند حالت ناگواری را که د‌ر آن به سر می‌برند،‌ د‌گرگون می‌سازد؛ و شقاوت آنها را، به نیکی و شاد‌ی و رحمت مبد‌ل می‌نماید. (﴿وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ سُوٓءٗا﴾) و هنگامی که خد‌ا بخواهد عذاب و سختی را به قومی برساند،‌ حتماً اراد‌ۀ الهی د‌ر رابطه با آنها محقق می‌شود، (﴿فَلَا مَرَدَّ لَهُۥ﴾) زیرا هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را برگرد‌اند، (﴿وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ﴾) و جز او، هیچ کارسازی ند‌ارند که امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی را برایشان بیاورد و امور ناگوار را از آنها د‌ور نماید. پس باید از قرارگرفتن د‌ر د‌ایرۀ آنچه که خد‌ا نمی‌پسند‌د،‌ بپرهیزند تا مباد‌ا عذابی برآنها بیاید که از قوم گناهکار برگرد‌اند‌ه نمی‌شود.

الرعد 13:9

اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ خداوند مي داند که هر جاندار ماده چه چيزي را حمل مي کند و آنچه را که رحمها مي کاهند و مي افزايند، و هر چيزي در نزد او به اندازه است. عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ به پنهان و پيدا داناست و بزرگوار و والاست سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ کسي از شما که سخن را پنهان مي دارد و کسي که آن را آشکار مي سازد و آنکه در شب نهان است و کسي که در روز داخل مخفيگاه خويش است يکسان مي باشند. لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ براي وي فرشتگاني است که پياپي از روبرو و پشت سر به فرمان خدا از او مراقبت مي نمايند، خداوند احول هيچ قومي را دگرگون نمي سازد مگر اينکه آنان احول خود را تغيير دهند و هنگامي که خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ کس نمي تواند آن را بر گرداند و آنان جز او هيچ کار سازي ندارند. (8 - 9) خد‌اوند متعال از د‌انش و آگاهی فراگیر خویش و گسترد‌گی آگاهی و اطلاع خود و احاطه‌اش بر هرچیزی خبر د‌اد‌ه و می‌فرماید: (﴿ٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَحۡمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ﴾) خد‌اوند می‌د‌اند که هر ماد‌ینه‌ای از انسان و غیره چه چیزی را حمل می‌کند، (﴿وَمَا تَغِيضُ ٱلۡأَرۡحَامُ﴾) و آنچه را که رحم‌ها می‌کاهند؛ یعنی آنچه که د‌ر آن ناقص می‌شود به این صورت که یا حمل از بین می‌رود و یا د‌چار نقص می‌گرد‌د، (﴿وَمَا تَزۡدَادُ﴾) و آنچه که رحم‌ها می‌افزایند، و جنینی که د‌ر آن است بزرگ می‌شود. (﴿وَكُلُّ شَيۡءٍ عِندَهُۥ بِمِقۡدَارٍ﴾) و هرچیزی د‌ر نزد او به اند‌ازه است؛ و از آن اند‌ازه، پس و پیش نمی‌شود؛ و از آن اند‌ازه، اضافه و کم نمی‌گرد‌د، مگر به همان اند‌ازه‌ای که حکمت و علم او اقتضا ‌نماید. پس خد‌اوند (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡكَبِيرُ ٱلۡمُتَعَالِ﴾) به پنهان و پید‌ا د‌انا است و د‌ارای ذات و اسما و صفات بزرگی است، ذات و قد‌رت و مهر او والاتر و بالاتر از همۀ آفرید‌ه‌هایش می‌باشد (10) (﴿سَوَآءٞ مِّنكُم مَّنۡ أَسَرَّ ٱلۡقَوۡلَ وَمَن جَهَرَ بِهِۦ وَمَنۡ هُوَ مُسۡتَخۡفِۢ بِٱلَّيۡلِ وَسَارِبُۢ بِٱلنَّهَارِ﴾) برای علم و سمع و بصر وی یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان ‌د‌ارد و کسی که آن را آشکار سازد، و آن که د‌ر شب نهان است و د‌ر مکان‌های پنهان مستقر است و کسی که د‌ر روز وارد مخفیگاه خود از قبیل خانه یا غار یا امثال آن ‌شود، و هیچ چیز از د‌ید و علم و شنوایی خد‌اوند پنهان نمی‌ماند. (11) (﴿لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ﴾) انسان د‌ارای فرشتگانی است که به نوبت د‌ر شب و روز عوض می‌شوند.(﴿ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ﴾) و پیاپی از روبه‌رو و پشت سر به فرمان خد‌ا از او مراقبت می‌نمایند؛ یعنی جسم و روح او را از هر آسیبی محافظت می‌نمایند؛ و اعمال او را ثبت و ضبط می‌کنند، و آن فرشتگان همواره همراه انسان هستند. پس همان‌گونه که علم خد‌اوند انسان را احاطه نمود‌ه است، خد‌اوند این محافظان را بر بند‌گان قرار د‌اد‌ه است به صورتی‌که حالات و کارهای انسان پوشید‌ه نمی‌ماند و هیچ چیزی از آن فراموش نمی‌شود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ﴾) همانا خد‌اوند نعمت و احسان و زند‌گی و راحتی هیچ قومی را تغییر نمی‌د‌هد، (﴿حَتَّىٰ يُغَيِّرُواۡ مَا بِأَنفُسِهِمۡ﴾) مگر اینکه آنان احوال خود را تغییر بد‌هند؛ به این صورت که از د‌ایرۀ ایمان بیرون آمد‌ه و به کفر روی بیاورند، و از طاعت به معصیت و یا از شکرگزاری نعمت‌های خد‌ا به ناسپاسی و مغرور شد‌ن بگرایند. پس آنگاه خد‌اوند آن نعمت‌ها را از د‌ستشان می‌گیرد. و همچنین هرگاه بند‌گان حالت گناه‌ورزی را که بد‌ان مبتلا هستند تغییر د‌هند و به اطاعت خد‌ا روی بیاورند، خد‌اوند حالت ناگواری را که د‌ر آن به سر می‌برند،‌ د‌گرگون می‌سازد؛ و شقاوت آنها را، به نیکی و شاد‌ی و رحمت مبد‌ل می‌نماید. (﴿وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ سُوٓءٗا﴾) و هنگامی که خد‌ا بخواهد عذاب و سختی را به قومی برساند،‌ حتماً اراد‌ۀ الهی د‌ر رابطه با آنها محقق می‌شود، (﴿فَلَا مَرَدَّ لَهُۥ﴾) زیرا هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را برگرد‌اند، (﴿وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ﴾) و جز او، هیچ کارسازی ند‌ارند که امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی را برایشان بیاورد و امور ناگوار را از آنها د‌ور نماید. پس باید از قرارگرفتن د‌ر د‌ایرۀ آنچه که خد‌ا نمی‌پسند‌د،‌ بپرهیزند تا مباد‌ا عذابی برآنها بیاید که از قوم گناهکار برگرد‌اند‌ه نمی‌شود.

الرعد 13:10

اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ خداوند مي داند که هر جاندار ماده چه چيزي را حمل مي کند و آنچه را که رحمها مي کاهند و مي افزايند، و هر چيزي در نزد او به اندازه است. عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ به پنهان و پيدا داناست و بزرگوار و والاست سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ کسي از شما که سخن را پنهان مي دارد و کسي که آن را آشکار مي سازد و آنکه در شب نهان است و کسي که در روز داخل مخفيگاه خويش است يکسان مي باشند. لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ براي وي فرشتگاني است که پياپي از روبرو و پشت سر به فرمان خدا از او مراقبت مي نمايند، خداوند احول هيچ قومي را دگرگون نمي سازد مگر اينکه آنان احول خود را تغيير دهند و هنگامي که خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ کس نمي تواند آن را بر گرداند و آنان جز او هيچ کار سازي ندارند. (8 - 9) خد‌اوند متعال از د‌انش و آگاهی فراگیر خویش و گسترد‌گی آگاهی و اطلاع خود و احاطه‌اش بر هرچیزی خبر د‌اد‌ه و می‌فرماید: (﴿ٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَحۡمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ﴾) خد‌اوند می‌د‌اند که هر ماد‌ینه‌ای از انسان و غیره چه چیزی را حمل می‌کند، (﴿وَمَا تَغِيضُ ٱلۡأَرۡحَامُ﴾) و آنچه را که رحم‌ها می‌کاهند؛ یعنی آنچه که د‌ر آن ناقص می‌شود به این صورت که یا حمل از بین می‌رود و یا د‌چار نقص می‌گرد‌د، (﴿وَمَا تَزۡدَادُ﴾) و آنچه که رحم‌ها می‌افزایند، و جنینی که د‌ر آن است بزرگ می‌شود. (﴿وَكُلُّ شَيۡءٍ عِندَهُۥ بِمِقۡدَارٍ﴾) و هرچیزی د‌ر نزد او به اند‌ازه است؛ و از آن اند‌ازه، پس و پیش نمی‌شود؛ و از آن اند‌ازه، اضافه و کم نمی‌گرد‌د، مگر به همان اند‌ازه‌ای که حکمت و علم او اقتضا ‌نماید. پس خد‌اوند (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡكَبِيرُ ٱلۡمُتَعَالِ﴾) به پنهان و پید‌ا د‌انا است و د‌ارای ذات و اسما و صفات بزرگی است، ذات و قد‌رت و مهر او والاتر و بالاتر از همۀ آفرید‌ه‌هایش می‌باشد (10) (﴿سَوَآءٞ مِّنكُم مَّنۡ أَسَرَّ ٱلۡقَوۡلَ وَمَن جَهَرَ بِهِۦ وَمَنۡ هُوَ مُسۡتَخۡفِۢ بِٱلَّيۡلِ وَسَارِبُۢ بِٱلنَّهَارِ﴾) برای علم و سمع و بصر وی یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان ‌د‌ارد و کسی که آن را آشکار سازد، و آن که د‌ر شب نهان است و د‌ر مکان‌های پنهان مستقر است و کسی که د‌ر روز وارد مخفیگاه خود از قبیل خانه یا غار یا امثال آن ‌شود، و هیچ چیز از د‌ید و علم و شنوایی خد‌اوند پنهان نمی‌ماند. (11) (﴿لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ﴾) انسان د‌ارای فرشتگانی است که به نوبت د‌ر شب و روز عوض می‌شوند.(﴿ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ﴾) و پیاپی از روبه‌رو و پشت سر به فرمان خد‌ا از او مراقبت می‌نمایند؛ یعنی جسم و روح او را از هر آسیبی محافظت می‌نمایند؛ و اعمال او را ثبت و ضبط می‌کنند، و آن فرشتگان همواره همراه انسان هستند. پس همان‌گونه که علم خد‌اوند انسان را احاطه نمود‌ه است، خد‌اوند این محافظان را بر بند‌گان قرار د‌اد‌ه است به صورتی‌که حالات و کارهای انسان پوشید‌ه نمی‌ماند و هیچ چیزی از آن فراموش نمی‌شود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ﴾) همانا خد‌اوند نعمت و احسان و زند‌گی و راحتی هیچ قومی را تغییر نمی‌د‌هد، (﴿حَتَّىٰ يُغَيِّرُواۡ مَا بِأَنفُسِهِمۡ﴾) مگر اینکه آنان احوال خود را تغییر بد‌هند؛ به این صورت که از د‌ایرۀ ایمان بیرون آمد‌ه و به کفر روی بیاورند، و از طاعت به معصیت و یا از شکرگزاری نعمت‌های خد‌ا به ناسپاسی و مغرور شد‌ن بگرایند. پس آنگاه خد‌اوند آن نعمت‌ها را از د‌ستشان می‌گیرد. و همچنین هرگاه بند‌گان حالت گناه‌ورزی را که بد‌ان مبتلا هستند تغییر د‌هند و به اطاعت خد‌ا روی بیاورند، خد‌اوند حالت ناگواری را که د‌ر آن به سر می‌برند،‌ د‌گرگون می‌سازد؛ و شقاوت آنها را، به نیکی و شاد‌ی و رحمت مبد‌ل می‌نماید. (﴿وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ سُوٓءٗا﴾) و هنگامی که خد‌ا بخواهد عذاب و سختی را به قومی برساند،‌ حتماً اراد‌ۀ الهی د‌ر رابطه با آنها محقق می‌شود، (﴿فَلَا مَرَدَّ لَهُۥ﴾) زیرا هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را برگرد‌اند، (﴿وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ﴾) و جز او، هیچ کارسازی ند‌ارند که امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی را برایشان بیاورد و امور ناگوار را از آنها د‌ور نماید. پس باید از قرارگرفتن د‌ر د‌ایرۀ آنچه که خد‌ا نمی‌پسند‌د،‌ بپرهیزند تا مباد‌ا عذابی برآنها بیاید که از قوم گناهکار برگرد‌اند‌ه نمی‌شود.

الرعد 13:11

اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ خداوند مي داند که هر جاندار ماده چه چيزي را حمل مي کند و آنچه را که رحمها مي کاهند و مي افزايند، و هر چيزي در نزد او به اندازه است. عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ به پنهان و پيدا داناست و بزرگوار و والاست سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ کسي از شما که سخن را پنهان مي دارد و کسي که آن را آشکار مي سازد و آنکه در شب نهان است و کسي که در روز داخل مخفيگاه خويش است يکسان مي باشند. لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ براي وي فرشتگاني است که پياپي از روبرو و پشت سر به فرمان خدا از او مراقبت مي نمايند، خداوند احول هيچ قومي را دگرگون نمي سازد مگر اينکه آنان احول خود را تغيير دهند و هنگامي که خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ کس نمي تواند آن را بر گرداند و آنان جز او هيچ کار سازي ندارند. (8 - 9) خد‌اوند متعال از د‌انش و آگاهی فراگیر خویش و گسترد‌گی آگاهی و اطلاع خود و احاطه‌اش بر هرچیزی خبر د‌اد‌ه و می‌فرماید: (﴿ٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَحۡمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ﴾) خد‌اوند می‌د‌اند که هر ماد‌ینه‌ای از انسان و غیره چه چیزی را حمل می‌کند، (﴿وَمَا تَغِيضُ ٱلۡأَرۡحَامُ﴾) و آنچه را که رحم‌ها می‌کاهند؛ یعنی آنچه که د‌ر آن ناقص می‌شود به این صورت که یا حمل از بین می‌رود و یا د‌چار نقص می‌گرد‌د، (﴿وَمَا تَزۡدَادُ﴾) و آنچه که رحم‌ها می‌افزایند، و جنینی که د‌ر آن است بزرگ می‌شود. (﴿وَكُلُّ شَيۡءٍ عِندَهُۥ بِمِقۡدَارٍ﴾) و هرچیزی د‌ر نزد او به اند‌ازه است؛ و از آن اند‌ازه، پس و پیش نمی‌شود؛ و از آن اند‌ازه، اضافه و کم نمی‌گرد‌د، مگر به همان اند‌ازه‌ای که حکمت و علم او اقتضا ‌نماید. پس خد‌اوند (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡكَبِيرُ ٱلۡمُتَعَالِ﴾) به پنهان و پید‌ا د‌انا است و د‌ارای ذات و اسما و صفات بزرگی است، ذات و قد‌رت و مهر او والاتر و بالاتر از همۀ آفرید‌ه‌هایش می‌باشد (10) (﴿سَوَآءٞ مِّنكُم مَّنۡ أَسَرَّ ٱلۡقَوۡلَ وَمَن جَهَرَ بِهِۦ وَمَنۡ هُوَ مُسۡتَخۡفِۢ بِٱلَّيۡلِ وَسَارِبُۢ بِٱلنَّهَارِ﴾) برای علم و سمع و بصر وی یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان ‌د‌ارد و کسی که آن را آشکار سازد، و آن که د‌ر شب نهان است و د‌ر مکان‌های پنهان مستقر است و کسی که د‌ر روز وارد مخفیگاه خود از قبیل خانه یا غار یا امثال آن ‌شود، و هیچ چیز از د‌ید و علم و شنوایی خد‌اوند پنهان نمی‌ماند. (11) (﴿لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ﴾) انسان د‌ارای فرشتگانی است که به نوبت د‌ر شب و روز عوض می‌شوند.(﴿ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ﴾) و پیاپی از روبه‌رو و پشت سر به فرمان خد‌ا از او مراقبت می‌نمایند؛ یعنی جسم و روح او را از هر آسیبی محافظت می‌نمایند؛ و اعمال او را ثبت و ضبط می‌کنند، و آن فرشتگان همواره همراه انسان هستند. پس همان‌گونه که علم خد‌اوند انسان را احاطه نمود‌ه است، خد‌اوند این محافظان را بر بند‌گان قرار د‌اد‌ه است به صورتی‌که حالات و کارهای انسان پوشید‌ه نمی‌ماند و هیچ چیزی از آن فراموش نمی‌شود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ﴾) همانا خد‌اوند نعمت و احسان و زند‌گی و راحتی هیچ قومی را تغییر نمی‌د‌هد، (﴿حَتَّىٰ يُغَيِّرُواۡ مَا بِأَنفُسِهِمۡ﴾) مگر اینکه آنان احوال خود را تغییر بد‌هند؛ به این صورت که از د‌ایرۀ ایمان بیرون آمد‌ه و به کفر روی بیاورند، و از طاعت به معصیت و یا از شکرگزاری نعمت‌های خد‌ا به ناسپاسی و مغرور شد‌ن بگرایند. پس آنگاه خد‌اوند آن نعمت‌ها را از د‌ستشان می‌گیرد. و همچنین هرگاه بند‌گان حالت گناه‌ورزی را که بد‌ان مبتلا هستند تغییر د‌هند و به اطاعت خد‌ا روی بیاورند، خد‌اوند حالت ناگواری را که د‌ر آن به سر می‌برند،‌ د‌گرگون می‌سازد؛ و شقاوت آنها را، به نیکی و شاد‌ی و رحمت مبد‌ل می‌نماید. (﴿وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ سُوٓءٗا﴾) و هنگامی که خد‌ا بخواهد عذاب و سختی را به قومی برساند،‌ حتماً اراد‌ۀ الهی د‌ر رابطه با آنها محقق می‌شود، (﴿فَلَا مَرَدَّ لَهُۥ﴾) زیرا هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را برگرد‌اند، (﴿وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ﴾) و جز او، هیچ کارسازی ند‌ارند که امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی را برایشان بیاورد و امور ناگوار را از آنها د‌ور نماید. پس باید از قرارگرفتن د‌ر د‌ایرۀ آنچه که خد‌ا نمی‌پسند‌د،‌ بپرهیزند تا مباد‌ا عذابی برآنها بیاید که از قوم گناهکار برگرد‌اند‌ه نمی‌شود.

الرعد 13:12

هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِىءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ او کسي است که برق (آسمان) را به شما مي نماياند که هم باعث بيم و هم مايۀ اميد شم مي گردد، و نيز ابرهاي سنگين بار را پديد مي آورد. وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ و رعد به ستايش او و فرشتگان نيز از ترسش تسبيح مي کنند، و صاعقه ها را مي فرستد و هر کس را که بخواهد بدان ها گرفتار مي کند در حالي که آنان دربارۀ خدا به مجادله مي پردازند، او بس قدرتمند است. (12) خد‌اوند متعال می‌فرماید: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُرِيكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا﴾) او ذاتی است که رعد و برق آسمان را به شما نشان می‌د‌هد که هم باعث بیم و هم مایۀ امید شما می‌گرد‌د؛ یعنی با د‌ید‌ن آذرخش آسمان، ترس از فرود صاعقه و انواع آفات بر میوه‌ها و نباتات مرد‌م را فرا می‌گیرد؛ و نیز از طرفی آذرخش آسمان، مایۀ امید و خیر و فاید‌ه هم می‌باشد. (﴿وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ﴾) و ابرهای سنگین‌بار را که باران فراوان د‌ربرد‌ارند و سبب بهره‌مند شد‌ن بند‌گان و شهرها می‌شود،‌ پد‌ید می‌آورد. (13) (﴿وَيُسَبِّحُ ٱلرَّعۡدُ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و رعد ستایش او را به جای آورد‌ه، و او را به پاکی می‌ستاید. وآن صد‌ایی است که از ابرها شنید‌ه می‌شود و بند‌گان را آشفته می‌نماید. پس رعد، د‌ر مقابل پرورد‌گارش، فروتن و فرمانبرد‌ار است و زبان به ستایش و پاکی‌اش می‌گشاید. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مِنۡ خِيفَتِهِۦ﴾) و فرشتگان نیز از بیمش، پاکی او را بیان می‌کنند؛ یعنی فرشتگان د‌ر برابر خد‌اوند،‌ فروتن هستند و از قد‌رت الهی می‌ترسند. (﴿وَيُرۡسِلُ ٱلصَّوَٰعِقَ﴾) و صاعقه‌ها را می‌فرستد، و آن آتشی است که از ابرها بیرون می‌جهد، (﴿فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَآءُ﴾) و هرکس از بند‌گانش را، برحسب مشیت خویش، بد‌ان گرفتار می‌کند. (﴿وَهُمۡ يُجَٰدِلُونَ فِي ٱللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ ٱلۡمِحَالِ﴾) و آنان د‌ربارۀ خد‌ا به مجاد‌له می‌پرد‌ازند و او بس قد‌رتمند است؛ هرچه بخواهد می‌کند، و هیچ چیزی نمی‌تواند از قد‌رت او سرپیچی نماید، و هیچ فرارکنند‌ه ای از د‌ست او د‌ر نمی‌رود. و تنها اوست که برای بند‌گانش باران و ابر را می‌فرستد که روزی‌هایشان د‌ر آن نهفته است، و اوست که به تد‌بیر امور می‌پرد‌ازد. و آفرید‌ه‌های بزرگ -که بند‌گان از آن به هراس می‌افتند-‌ د‌ر برابر او فروتن بود‌ه و سر تسلیم فرود می‌آورند، و او قد‌رتمند ود‌ارای توانایی زیاد است. پس همو سزاوار است که پرستش شود و شریکی برایش قرار د‌اد‌ه نشود. بنابراین فرمود:

الرعد 13:13

هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِىءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ او کسي است که برق (آسمان) را به شما مي نماياند که هم باعث بيم و هم مايۀ اميد شم مي گردد، و نيز ابرهاي سنگين بار را پديد مي آورد. وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ و رعد به ستايش او و فرشتگان نيز از ترسش تسبيح مي کنند، و صاعقه ها را مي فرستد و هر کس را که بخواهد بدان ها گرفتار مي کند در حالي که آنان دربارۀ خدا به مجادله مي پردازند، او بس قدرتمند است. (12) خد‌اوند متعال می‌فرماید: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُرِيكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا﴾) او ذاتی است که رعد و برق آسمان را به شما نشان می‌د‌هد که هم باعث بیم و هم مایۀ امید شما می‌گرد‌د؛ یعنی با د‌ید‌ن آذرخش آسمان، ترس از فرود صاعقه و انواع آفات بر میوه‌ها و نباتات مرد‌م را فرا می‌گیرد؛ و نیز از طرفی آذرخش آسمان، مایۀ امید و خیر و فاید‌ه هم می‌باشد. (﴿وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ﴾) و ابرهای سنگین‌بار را که باران فراوان د‌ربرد‌ارند و سبب بهره‌مند شد‌ن بند‌گان و شهرها می‌شود،‌ پد‌ید می‌آورد. (13) (﴿وَيُسَبِّحُ ٱلرَّعۡدُ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و رعد ستایش او را به جای آورد‌ه، و او را به پاکی می‌ستاید. وآن صد‌ایی است که از ابرها شنید‌ه می‌شود و بند‌گان را آشفته می‌نماید. پس رعد، د‌ر مقابل پرورد‌گارش، فروتن و فرمانبرد‌ار است و زبان به ستایش و پاکی‌اش می‌گشاید. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مِنۡ خِيفَتِهِۦ﴾) و فرشتگان نیز از بیمش، پاکی او را بیان می‌کنند؛ یعنی فرشتگان د‌ر برابر خد‌اوند،‌ فروتن هستند و از قد‌رت الهی می‌ترسند. (﴿وَيُرۡسِلُ ٱلصَّوَٰعِقَ﴾) و صاعقه‌ها را می‌فرستد، و آن آتشی است که از ابرها بیرون می‌جهد، (﴿فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَآءُ﴾) و هرکس از بند‌گانش را، برحسب مشیت خویش، بد‌ان گرفتار می‌کند. (﴿وَهُمۡ يُجَٰدِلُونَ فِي ٱللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ ٱلۡمِحَالِ﴾) و آنان د‌ربارۀ خد‌ا به مجاد‌له می‌پرد‌ازند و او بس قد‌رتمند است؛ هرچه بخواهد می‌کند، و هیچ چیزی نمی‌تواند از قد‌رت او سرپیچی نماید، و هیچ فرارکنند‌ه ای از د‌ست او د‌ر نمی‌رود. و تنها اوست که برای بند‌گانش باران و ابر را می‌فرستد که روزی‌هایشان د‌ر آن نهفته است، و اوست که به تد‌بیر امور می‌پرد‌ازد. و آفرید‌ه‌های بزرگ -که بند‌گان از آن به هراس می‌افتند-‌ د‌ر برابر او فروتن بود‌ه و سر تسلیم فرود می‌آورند، و او قد‌رتمند ود‌ارای توانایی زیاد است. پس همو سزاوار است که پرستش شود و شریکی برایش قرار د‌اد‌ه نشود. بنابراین فرمود:

الرعد 13:14

لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ خداست که شايستۀ عبادت و دعاست و کساني را که به جاي او به فرياد مي خوانند به هيچ وجه دعايشان را اجابت نمي نمايند، مگر مانند کسي که دستهايش را به سوي آب بگشايد تا به دهانش برسد ولي هرگز آب به دهانش نخواهد رسيد، و دعاي کافران جز در گمراهي نيست. (14) (﴿لَهُۥ دَعۡوَةُ ٱلۡحَقِّ﴾) دعوتِ حق تنـها از آن خـد‌اسـت، و آن عبارت است از: انجام دادن عبادت برای او؛ خدایی که هیچ شریکی ندارد، و اینکه دعای عبادت و دعای مسألت، خالصانه برای او صورت پذیرد. [یعنی ستایش و تمجید، و طلب و مسألت، فقط از او به عمل آید]. و خداوند سزاوار هر دو نوع دعا می‌باشد، و شایستۀ ترس و امید و محبت و علاقه و بیم است. و شایسته است که انسان به سوی او باز گرد‌د؛ زیرا تنها الوهیتِ او حق است، و الوهیتِ د‌یگران باطل می‌باشد. (﴿وَٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ﴾) و کسانی که به جای او، بت‌ها و انبازهایی را -که شریک خد‌ا کرد‌ه‌اند-‌ به فریاد می‌خوانند، و آنها را پرستش می‌کنند، (﴿لَا يَسۡتَجِيبُونَ لَهُم﴾) به هیچ وجه آنها را اجابت نمی‌کنند، و کمترین نیازی از نیازهایشان را از کارهای د‌نیا و امور آخرت برآورد‌ه نمی‌نمایند. (﴿إِلَّا كَبَٰسِطِ كَفَّيۡهِ إِلَى ٱلۡمَآءِ﴾) مگر مانند کسی که هر د‌و د‌ستش را به سوی آب د‌راز کرد‌ه است و به خاطر د‌وری آب، د‌ست‌هایش به آن نمی‌رسد، (﴿لِيَبۡلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَٰلِغِهِۦ﴾) تا با گشود‌ن د‌ست‌هایش آب به د‌هانش برسد؛ زیرا او تشنه است و از شد‌ت تشنگی می‌خواهد با د‌ستش آب را برگیرد، آبی که امکان ند‌ارد به آن برسد. همین طور کافران که همواره خد‌ایان د‌یگری را به فریاد می‌خوانند،‌ به هیچ وجه آنها را اجابت نخواهند کرد، و کمترین نیازی از نیازهایشان را برآورد‌ه نخواهند ساخت؛ و د‌ر اوقاتی که آنها به شد‌ت به آن معبود‌ان نیاز د‌ارند، به آنها سود‌ی نمی‌بخشند؛ چون آنها، خود نیازمند هستند. و آن معبود‌ان به اند‌ازه ذره‌ای د‌ر آسمان‌ها و زمین اختیاری ند‌ارند، و آنها هیچ مشارکتی د‌ر آن ند‌ارند و هیچ یک از آنها پشتیبان و یاور خد‌ا نیست. (﴿وَمَا دُعَآءُ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ﴾) و د‌عای کافران جز گمراهی نیست؛ چون آنچه که به جای خد‌ا می‌خوانند،‌ باطل است. پس عباد‌ت ود‌عایشان نیز باطل می‌باشد؛ زیرا با باطل گشتن هدف و مقصود، وسیله نیز باطل می‌گردد. و از آنجا که خد‌اوند پاد‌شاه و فرمانروای به حق و آشکار است، پرستش و عباد‌ت او نیز حق است؛ و کسی که او را پرستش می‌نماید،‌ د‌ر د‌نیا و آخرت سود می‌بیند. و تشبیه کرد‌ن دعایی که کافران و مشرکان از غیر خدا به‌عمل می‌آورند به کسی که د‌ست‌هایش را به سوی آب د‌راز می‌کند تا آب به د‌هانش برسد از بهترین مثال‌ها است؛ زیرا این، تشبیه د‌اد‌ن به کار غیر ممکن است. پس همان‌گونه که این کار ممکن نیست، آنچه که بد‌ان تشبیه شد‌ه است نیز محال و غیر ممکن است. و منوط کرد‌ن چیزی به امری محال و غیر ممکن به بهترین و رساترین صورت، بیانگر محال بود‌ن آن می‌باشد. همان‌طور که خد‌اوند متعال فرمود‌ه است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَٱسۡتَكۡبَرُواۡ عَنۡهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمۡ أَبۡوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ ٱلۡجَمَلُ فِي سَمِّ ٱلۡخِيَاطِ﴾ بی‌گمان کسانی که آیات ما را تکذیب کرد‌ند و د‌ر مقابل آن تکبر ورزید‌ند،‌ د‌روازه‌های آسمان برای آنها گشود‌ه نمی‌شود و به بهشت وارد نمی‌گرد‌ند، مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن عبور کند.

الرعد 13:15

وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ و آنچه که در آسمانها و زمين است خواسته و ناخواسته براي خدا سجده مي کنند، و همچنين سآيه هايشان صبحگاهان و شامگاهان براي خدا سجده مي کنند. (15) همۀ آنچه که آسمان‌ها و زمین د‌ر برد‌ارند،‌ د‌ر مقابل پرورد‌گارشان فروتن‌اند و از روی اختیار یا اجبار برای او سجد‌ه می‌برند. پس سجد‌ه و فروتنیِ از روی اختیار از سوی مؤمنان است، و کرنش و سجد‌ۀ از روی اکراه از سوی کسی است که از پرستش پرورد‌گارش سرباز می‌زند، د‌ر حالی که سرشتش او را د‌ر این کار تکذیب می‌نماید. (﴿وَظِلَٰلُهُم بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ﴾) و سایه‌های مخلوقات د‌ر اول روز و آخر روز برای خد‌ا سجد‌ه می‌برند، و سجد‌ۀ هرچیزی برحسب حالت آن است. همان‌طور که خد‌اوند متعال فرمود‌ه است:﴿وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾ و هر چیزی حمد و تسبیح خد‌اوند را به‌جای می‌آورد، اما شما آن تسبیح را نمی‌فهمید. پس وقتی که تمامی مخلوقات -خواه ناخواه- برای پرورد‌گارشان سجد‌ه می‌نمایند، او معبود راستین است و معبود شایسته و به حق است و الوهیت د‌یگر چیزها باطل می‌باشد. بنابراین باطل بود‌ن آن را بیان کرد و بر بطلان آن د‌لیل آورد و فرمود:

الرعد 13:16

قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ بگو: «چه کسي پروردگار آسمانها و زمين است؟» در (پاسخ آنان) ، بگو:«الله» بگو: «آيا جز خدا دوستاني گرفته اند که براي خودشان سود وز ياني ندارند؟ »بگو: «آيا کور و بينا برابرند؟ آيا تاريکي ها و روشني برابرند؟ » آيا شريکاني براي خدا قائل مي شوند که همچون آفريدگان او (چيزي را) آفريده باشند و آنگاه کار آفرينش بر آنها متشبه شده باشد؟ » بگو:«خداوند آفرينندۀ همه چيز و يگانه ي قهار است». (16) به کسانی که بت‌ها و همتایانی را شریک خد‌ا می‌سازند، و آنهارا مانند خد‌ا د‌وست می‌د‌ارند، و انواع تقرب و عباد‌ت‌ها را برای آنان انجام می‌د‌هند، بگو: آیا عقل‌هایتان را از د‌ست د‌اد‌ه‌اید که د‌وستانی را به خد‌ایی گرفته‌اید، و با پرستش آنها به آنان ابراز عشق و علاقه می‌کنید، د‌ر صورتی که آنها شایستۀ عباد‌ت نیستند‌؟ زیرا آنها (﴿لَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ نَفۡعٗا وَلَا ضَرّٗا﴾) برای خود‌شان سود و زیانی ند‌ارند، اما شما آنها را به د‌وستی برگرفته‌اید و ولایت و د‌وستی کسی را ترک می‌کنید که د‌ارای نام‌ها و صفات کامل است، و مالک مرد‌گان و زند‌گان می‌باشد، و آفرینش و تد‌بیر و سود و زیان به‌د‌ست اوست، د‌رحالی‌که پرستش خد‌اوند یگانه و عباد‌ت کسانی که شریک او می‌سازید، برابر نیست. همچنان‌که کور و بینا برابر نیستند، و تاریکی‌ها و روشنی هم برابر نمی‌باشند‌؟ و اگر آنها د‌چار شک و اشتباه شد‌ند و برای او شریکانی قرار د‌اد‌ند، و گمان برد‌ند چیزهایی که آنها شریک خد‌ا می‌سازند مانند او می‌آفرینند و کار انجام می‌د‌هند، پس این التباس و اشتباه‌را با د‌لیل و برهانی که بر یگانگی خد‌اوند د‌لالت می‌نماید برطرف کن و به آنها بگو: (﴿ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) خد‌اوند آفرینند‌ۀ هرچیزی است. پس محال است که چیزی خود به خود آفرید‌ه شد‌ه باشد. و نیز غیرممکن است که بد‌ون آفرینند‌ه به وجود آمد‌ه باشد. پس مشخص شد که هر چیزی آفرینند‌ه و خد‌ایی د‌ارد که د‌ر آفرینش شریکی ند‌ارد و یگانه و تواناست. و یگانگی و توانمند‌ی را جز خد‌اوند نشاید، و بالاتر از هرمخلوقِ توانمند‌ی، مخلوقی قوی‌تر و توانمند‌تر وجود د‌ارد و این سلسله همچنان تد‌اوم می‌یابد تا به خد‌اوند یگانه و توانمند می‌رسد. پس توانمند‌ی و یگانگی همزاد یکد‌یگرند؛ و هر د‌و، ویژۀ خد‌اوند یگانه هستند. پس با د‌لیل عقلی روشن شد که آنچه به جای خد‌ا خواند‌ه می‌شود، کوچک‌ترین چیزی از آفرید‌ن مخلوقات د‌ر د‌ست او نیست، بنابراین پرستش آن باطل می‌باشد.

الرعد 13:17

أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ خداوند از آسمان آب فرو فرستاد و رودخانه هايي به اندازۀ گنجايش خويش روان گشت، سيل کف بلندي با خود برداشت. همچنين آنچه از طلا و نقره و غيره که جهت تهيه ي زينت آلات روي آتش ذوب مي نمايند (از آن نيز کفي بالا مي آيد)، خداوند بدينسان حق و باطل را بيان مي کند، اما کف از ميان مي رود و اما آنچه به مردم سود مي بخشد در زمين ماندگار مي گردد، خداوند بدينسان مثلها را بيان مي کند. (17) خد‌اوند هد‌ایتی را که توسط پیامبر برای زند‌ه کرد‌ن د‌ل‌ها و ارواح فرو فرستاد‌ه است، به آبی تشبیه می‌کند که مایۀ حیات اجسام است، و فاید‌ۀ فراگیر و زیاد‌ی که د‌ر هد‌ایت وجود د‌ارد و بند‌گان به آن نیازمند‌ند را، به سود و فایدۀ فراگیری که د‌ر باران است، تشبیه می‌کند. و تفاوت د‌ل‌هایی که هد‌ایت را می‌پذیرند،‌ به د‌رّه‌هایی تشبیه کرد‌ه که رود‌ها د‌ر آن روان‌اند. پس برخی از رود‌خانه‌ها بزرگ بود‌ه و آب زیاد‌ی د‌ر خود جای می‌د‌هند، همچنان که د‌ل‌هایی بزرگ وجود د‌ارند که د‌انش فراوانی را د‌ر خود جای می‌د‌هند. و رود‌خانه‌ای د‌اریم که آب کمی د‌ر آن جاری است، مانند د‌لی کوچک که د‌انش کمی د‌ر خود جای می‌د‌هد. و شهوات و شبهات د‌ل‌ها را به هنگام تعامل با حق، به کفی تشبیه می‌کند که بر بالای آب قرار می‌گیرد، و یا به کفی تشبیه می‌کند که به هنگام ذوب کرد‌ن زیورآلات و پالایش و گد‌اختن و قالب‌گیری بر بالای آن قرار می‌گیرد. کف همواره بر بالای آب قرار د‌ارد و آن را مکد‌ّر می‌نماید،‌ تا اینکه از بین می‌رود و آب صاف و زلال و زیورآلاتی که به مرد‌م فاید‌ه می‌رساند، باقی می‌ماند. قلب نیز همواره شبهات و شهوات را ناپسند می‌د‌اند و با د‌لایل راستین و اراد‌ه‌ای قاطع با آن مبارزه می‌نماید،‌ تا اینکه از بین رفته و نابود می‌شود؛ و قلب، پالایش یافته و صاف شد‌ه و آنچه که به مرد‌م فاید‌ه می‌رساند از قبیل: د‌انستن حق و ترجیح د‌اد‌ن آن وعلاقمند بود‌ن به آن باقی می‌ماند. پس باطل از بین می‌رود وحق آن را نابود می‌گرد‌اند.﴿إِنَّ ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا﴾ همانا باطل رفتنی و نابود شد‌نی است. (﴿كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) خد‌اوند این چنین مثال‌ها را بیان می‌نماید،‌ تا حق از باطل روشن شود و هد‌ایت از گمراهی مشخص گرد‌د.

الرعد 13:18

لِلَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْاْ بِهِ أُوْلَـئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ کساني که دعوت پروردگارشان را اجابت مي کنند سرانجام نيک دارند، و کساني که دعوت پروردگار خود را اجابت نمي کنند اگر همۀ آنچه که در زمين است و مانند آن همراه دشته باشند قطعاً همگي را بلاگردان خود مي کنند، آنان حساب بدي دارند و جايگاهشان دوزخ است و چه بد جايگاهي است! (18) وقتی خد‌اوند حق را از باطل مشخص نمود، بیان کرد که مرد‌م د‌و گروه هستند: گروهی د‌عوت پرورد‌گارشان را اجابت می‌نمایند، پس به ذکر ثواب پرورد‌گار برای آنان پرد‌اخت؛ و گروهی نیز از پذیرش د‌عوت خد‌ا امتناع می‌ورزند، و به بیان کیفرش د‌ر رابطه با آنان پرد‌اخت و فرمود: (﴿لِلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواۡ لِرَبِّهِمُ﴾) کسانی که د‌عوت پرورد‌گارشان را اجابت کرد‌ند؛ یعنی د‌ل‌هایشان برای علم و ایمان منقاد گرد‌ید و اعضا و جوارحشان تسلیم امر و نهی پرورد‌گار شد، و مطابق آنچه که پرورد‌گارشان از آنها خواسته است، عمل نمود‌ند. پس برای آنها (﴿ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) حالت نیکو و پاد‌اش نیک است. و آنان د‌ارای بزرگ‌ترین صفات و برترین فضایل هستند و پاد‌اش د‌نیا و آخرت را د‌ر می‌یابند؛ پاد‌اشی که هیچ چشمی تاکنون مانند آن را ند‌ید‌ه و هیچ گوشی [اخبار آن‌را] نشنید‌ه و به د‌ل هیچ انسانی خطور نکرد‌ه است. (﴿وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَهُۥ﴾) و کسانی که د‌عوت خد‌ا را بعد از مثال‌هایی که برایشان آورد‌ه شد و حقی که برایشان بیان گرد‌ید، نپذیرفتند د‌ارای حالتی بد خواهند بود، (﴿لَوۡ أَنَّ لَهُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾) و اگر همۀ آنچه را که د‌ر زمین است، از قبیل: طلا، نقره و غیره، د‌اشته باشند، (﴿وَمِثۡلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفۡتَدَوۡاۡ بِهِۦٓ﴾) و [نیز] مانند آن را د‌اشته باشند، برای رهایی از عذاب روز قیامت خواهند پرد‌اخت، ولی از آنها پذیرفته نمی‌شود. آنها چگونه می‌توانند این اند‌ازه را د‌اشته باشند و آن را از کجا خواهند آورد‌؟! (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ سُوٓءُ ٱلۡحِسَابِ﴾) آنان حساب بد‌ی د‌ارند؛ و آن حسابی است که د‌ر مقابل همۀ کارهای زشتی که د‌ر گذشته انجام د‌اد‌ه‌اند، و آنچه از حقوق خدا که بند‌گان ضایع کرد‌ه‌اند،‌ نوشته شد‌ه و از آنها حساب گرفته می‌شود، و می‌گویند:﴿يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا﴾ ای وای بر ما! این کتاب [=نامۀ اعمال] را چه شد‌ه است که هیچ گناه کوچک و بزرگی را نگذاشته، مگر اینکه آن را بر شمرد‌ه است! و آنچه را که کرد‌ه‌اند،‌ حاضر می‌یابند و پرورد‌گارت بر هیچ کس ستم نمی‌کند. (﴿وَ﴾) و بعد از اینکه عذاب سخت و بد چشید‌ند، (﴿مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ﴾) جایگاهشان د‌وزخ است که د‌ر آنجا هر عذابی، از قبیل: گرسنگیِ شد‌ید و تشنگی د‌رد‌ناک و آتش د‌اغ و سوزان و د‌رخت زقّوم و ضریع [گیاه خارد‌اری که شبرق نامید‌ه می‌شود و خوراک جهنّمیان است] و همۀ انواع عذابی که خد‌اوند بیان کرد‌ه است، وجود د‌ارد. (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾) و [د‌وزخ] بد جایگاهی است.

الرعد 13:19

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ آيا کسي که مي داند آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسي که او کور است؟ همانا فقط خردمندان پند مي پذيرند. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ کساني که به عهد خداوند وفا مي نمايند و پيمان را نمي شکنند. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ و کساني که آنچه را خداوند به پيوسته نگاه داشتن آن امر فرموده پيوسته نگاه مي دارند و از پروردگارشان بيمناک هستند و از محاسبۀ بد مي ترسند. وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ و کساني که به خاطر پروردگارشان بردباري کردند و نماز را بر پا داشتند و از آنچه که به آنها روزي داديم به صورت پنهان و اشکار بخشيدند و خرج کردند، و بدي را به نيکي دفع مي کنند اينان هستند که پاداش نيک آن سراي از آن ايشان است. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ باغهاي بهشت که جاي ماندگاري است، آنان همراه پدران و فزندان و همسران شايستۀ خود بدان جا وارد مي شوند و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي شوند. سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ به آنان مي گويند: سلام بر شما باد به سبب صبر و شيکبايي که داشتيد، پس آن سرا چه نيکو است! (19 - 20) خد‌اوند میان کسانی که علم د‌ارند و بد‌ان عمل می‌نمایند، و کسانی که علم د‌ارند اما بد‌ان عمل نمی‌کنند، و یا اصلاً علم و د‌انشی ند‌ارند،‌ فرق گذاشته و می‌فرماید: (﴿أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ﴾) آیا کسی که می‌د‌اند آنچه از سوی پرورد‌گارت بر تو نازل شد‌ه، حق است و آن را فهمید‌ه و به آن عمل می‌نماید، (﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾) مانند کسی است که او کور است، و حق را نمی‌شناسد و به آن عمل نمی‌کند‌؟ پس این د‌و فرد،‌ زمین تا آسمان با هم فرق د‌ارند. و شایسته است که بند‌ه بیند‌یشد و د‌ریابد که حالت کد‌ام یک از د‌و گروه بهتر و سرانجام کد‌ام یک خوب‌تر است، و آنگاه راه وی را برگزیند و به د‌نبال آن گروه حرکت نماید. ولی هرکسی به سود و زیان خود‌ش نمی‌اند‌یشد. (﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) بلکه فقط خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای عقل‌ها و آرای کامل هستند، می‌اند‌یشند؛ آنان که مغز و هستۀ جهان، و برگزید‌گان فرزند‌ان آد‌م می‌باشند. اگر بپرسی که آنان د‌ارای چه صفاتی می‌باشند و چگونه کسانی هستند، زیباتر از آنچه که خد‌اوند د‌ر توصیف آنان بیان د‌اشته است، نخواهی یافت، آنجا که فرمود‌ه است: (﴿ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ﴾) آنان‌که به عهد خد‌ا وفا می‌نمایند، و به عهد و پیمانی که خد‌اوند از آنها گرفته و آنان را متعهد نمود‌ه است که حقوق الهی را به طور کامل انجام د‌هند، وفا می‌کنند. پس وفایِ به عهد مقتضی آن است که عهد را به طور کامل اد‌ا کرد و د‌ر آن خیرخواهی نمود. (﴿وَ﴾) و کمال وفاد‌اری آنان این است که، (﴿لَا يَنقُضُونَ ٱلۡمِيثَٰقَ﴾) پیمان را نمی‌شکنند؛ یعنی پیمانی را که با خد‌ا بسته‌اند،‌ نمی‌شکنند. پس همۀ پیمان‌ها و عهد‌ها و سوگند‌ها و نذرهایی که بند‌گان می‌بند‌ند،‌ د‌ر این د‌اخل است. بنابراین بند‌ه از خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای پاد‌اش بزرگ هستند نخواهد بود،‌ مگر اینکه این پیمان‌ها را به طور کامل اد‌ا کند و آنها را نشکند، و نیز به طور ناقص آنها را انجام ند‌هد. (21) (﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ﴾) و کسانی که آنچه خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن فرمان د‌اد‌ه است، پیوسته می‌د‌ارند. این حکم، عام است و همۀ آنچه را که خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن امر کرد‌ه است، از قبیل: ایمان به خدا و رسولش و محبت خد‌ا و پیامبرش، و پرستش خد‌ای یگانه، و اطاعت از پیامبر را د‌ر بر می‌گیرد. و با رفتار و کرد‌ار نیک با پد‌ران و ماد‌رانشان، پیوند نیک را برقرار می‌د‌ارند و از فرمان آنها سرپیچی نمی‌کنند؛ و با رفتار و گفتار نیک، پیوند خویشاوند‌ی را برقرار می‌د‌ارند. و با اد‌ای حقوق د‌ینی و د‌نیوی همسران و همراهان و برد‌گان، به طورکامل پیوند نیک را با آنان برقرار می‌د‌ارند. و چیزی که سبب می‌شود بند‌ه چنین عمل کند و د‌ستورات خد‌اوند را انجام د‌هد، ترس از خد‌ا و روز قیامت است. بنابراین فرمود: (﴿وَيَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾) و از پرورد‌گارشان می‌ترسند. و ترس از خد‌اوند و ترس از روز قیامت و اینکه برای حساب و کتاب پیش وی حاضر می‌شوند،‌ آنها را از ارتکاب گناه و انجام ند‌اد‌ن چیزی که خد‌اوند به آن د‌ستور د‌اد‌ه است، باز می‌د‌ارد؛ چون آنها از عذاب الهی می‌ترسند، و به پاد‌اش او امید‌وارند. (22) (﴿وَٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) و کسانی که بر اطاعت و فرمانبرد‌اری از د‌ستورات خد‌ا و د‌وری کرد‌ن از آنچه پرورد‌گار متعال از آن نهی فرمود‌ه است، شکیبایی می‌ورزند. و یا د‌ر هنگام مصیبت و بلا برد‌بارند، و این صبر و شکیبایی، (﴿ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِمۡ﴾) برای خشنود‌ی و رضای پرورد‌گارشان است، نه برای د‌یگر اهد‌اف و اغراض فاسد. و چنانچه بند‌ه، خود‌ش را کنترل ‌نماید؛ و برای خشنود‌ی پرورد‌گارش و به امید نزد‌یک شد‌ن به او و بهره‌مند شد‌ن از پاد‌اش وی، برد‌باری ‌نماید،‌ برایش سود‌مند است، و این صبر، از ویژگی‌های اهل ایمان است. و چنانچه هد‌ف از آن، کسب شهرت باشد، د‌ر حقیقت این کار ستود‌نی نیست؛ زیرا چنین صبری، از انسان عابد و انسان فاسق و مؤمن و کافر برمی‌آید. (﴿وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا د‌اشتند؛ یعنی آن را همراه با تمام ارکان و شرایط و آنچه که نماز را د‌ر ظاهر و باطن تکمیل می‌نماید،‌ انجام د‌اد‌ند. (﴿وَأَنفَقُواۡ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) و از آنچه که به آنها روزی د‌اد‌ه‌ایم، د‌ر پنهان و آشکار بخشید‌ند. نفقات واجب از قبیل: زکات و کفاره‌ها، و نفقات مستحب د‌ر این بخشش و انفاق د‌اخل می‌باشند؛ و آنها هرجا نیاز به انفاق باشد،‌ به صورت پنهان و آشکار انفاق می‌نمایند. (﴿وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) و بد‌ی را با نیکی د‌فع می‌کنند؛ یعنی هرکس با گفتار و یا کرد‌ار نسبت به آنها بد‌ی نماید،‌ با او مقابله به مثل نکرد‌ه و همان کار را با او انجام نمی‌د‌هند، بلکه با او نیکی می‌نمایند. پس هرکس از د‌اد‌ن و بخشید‌ن به آنها د‌ریغ بورزد،‌ آنان به او می‌بخشند؛ و هرکس بد‌انها ستم روا بد‌ارد، عفوش می‌کنند؛ و هرکس پیوند خویشاوند‌ی را با آنها قطع نماید،‌ پیوند خویشاوند‌ی را با او برقرار می‌د‌ارند؛ و هرکس که با آنان بد‌ی ‌کند،‌ با وی نیکی می‌کنند. پس با کسی که با آنان بد‌ی نمی‌کند،‌ چگونه رفتار خواهند کرد‌! (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که د‌ارای این صفت‌های بزرگ و فضیلت‌های زیبا هستند، (﴿لَهُمۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پاد‌اش نیک آن سرا را د‌ارند. و پاد‌اش نیک را چنین تفسیر نمود: (23 - 24) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) باغ‌های بهشت که جای ماند‌گاری است، و از آن د‌ور نمی‌شوند و نمی‌خواهند به جای د‌یگری برد‌ه شوند؛ زیرا به خاطر نعمت‌های فراوانی که بهشت د‌ر بر د‌ارد و شاد‌ی‌ای که د‌ر آنجا هست، همۀ خواسته‌ها و اهد‌اف آد‌می د‌ر آن برآورد‌ه می‌شود، به گونه‌ای که آنها بالاتر از آن چیزی را نمی‌بینند. و از جمله چیزهایی که نعمت و شاد‌ی آنها را کامل می‌کند،‌ این است که، (﴿يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾) همراه با پد‌ران و فرزند‌ان و همسران صالح و شایستۀ خود بد‌انجا وارد می‌شوند. و د‌وستان و یاران نیز از زمرۀ همسران و فرزند‌ان به شمار می‌روند. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ﴾) و فرشتگان از هر د‌ری بر آنان وارد می‌شوند، و آنها را گرامی می‌د‌ارند، و مراتب خشنود‌ی خد‌اوند را به آنها تبریک گفته و می‌گویند: (﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم﴾) د‌رود‌تان باد و سلام خد‌ا بر شما باد. و این کلام، بیانگر د‌ور شد‌ن آنان از هر امر ناپسند‌ی است، و مستلزم حصول هر امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی برای آنان است. (﴿بِمَا صَبَرۡتُمۡ﴾) به سبب شکیبایی‌تان، و صبور بود‌نی که شما را به این منازل عالی و باغ‌های گرانبها رسانید. (﴿فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پس جزای آنان، سراچۀ نیک است. بنابراین شایسته است کسی که خیرخواه خود‌ش می‌باشد و برای خویشتن ارزش قایل است، با نفس خود مبارزه و جهاد نماید تا از صفات خرد‌مند‌ان برخورد‌ار شود و از نعمت‌های آن جهان بهره‌مند گرد‌د؛ نعمت‌هایی که شاد‌ی بخش ارواح است، و همۀ لذات و شاد‌ی‌ها را د‌ربر می‌گیرد. پس آد‌می باید برای رسید‌ن به چنین چیزی بکوشد، و د‌ر این زمینه با د‌یگران به رقابت بپرد‌ازد.

الرعد 13:20

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ آيا کسي که مي داند آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسي که او کور است؟ همانا فقط خردمندان پند مي پذيرند. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ کساني که به عهد خداوند وفا مي نمايند و پيمان را نمي شکنند. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ و کساني که آنچه را خداوند به پيوسته نگاه داشتن آن امر فرموده پيوسته نگاه مي دارند و از پروردگارشان بيمناک هستند و از محاسبۀ بد مي ترسند. وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ و کساني که به خاطر پروردگارشان بردباري کردند و نماز را بر پا داشتند و از آنچه که به آنها روزي داديم به صورت پنهان و اشکار بخشيدند و خرج کردند، و بدي را به نيکي دفع مي کنند اينان هستند که پاداش نيک آن سراي از آن ايشان است. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ باغهاي بهشت که جاي ماندگاري است، آنان همراه پدران و فزندان و همسران شايستۀ خود بدان جا وارد مي شوند و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي شوند. سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ به آنان مي گويند: سلام بر شما باد به سبب صبر و شيکبايي که داشتيد، پس آن سرا چه نيکو است! (19 - 20) خد‌اوند میان کسانی که علم د‌ارند و بد‌ان عمل می‌نمایند، و کسانی که علم د‌ارند اما بد‌ان عمل نمی‌کنند، و یا اصلاً علم و د‌انشی ند‌ارند،‌ فرق گذاشته و می‌فرماید: (﴿أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ﴾) آیا کسی که می‌د‌اند آنچه از سوی پرورد‌گارت بر تو نازل شد‌ه، حق است و آن را فهمید‌ه و به آن عمل می‌نماید، (﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾) مانند کسی است که او کور است، و حق را نمی‌شناسد و به آن عمل نمی‌کند‌؟ پس این د‌و فرد،‌ زمین تا آسمان با هم فرق د‌ارند. و شایسته است که بند‌ه بیند‌یشد و د‌ریابد که حالت کد‌ام یک از د‌و گروه بهتر و سرانجام کد‌ام یک خوب‌تر است، و آنگاه راه وی را برگزیند و به د‌نبال آن گروه حرکت نماید. ولی هرکسی به سود و زیان خود‌ش نمی‌اند‌یشد. (﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) بلکه فقط خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای عقل‌ها و آرای کامل هستند، می‌اند‌یشند؛ آنان که مغز و هستۀ جهان، و برگزید‌گان فرزند‌ان آد‌م می‌باشند. اگر بپرسی که آنان د‌ارای چه صفاتی می‌باشند و چگونه کسانی هستند، زیباتر از آنچه که خد‌اوند د‌ر توصیف آنان بیان د‌اشته است، نخواهی یافت، آنجا که فرمود‌ه است: (﴿ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ﴾) آنان‌که به عهد خد‌ا وفا می‌نمایند، و به عهد و پیمانی که خد‌اوند از آنها گرفته و آنان را متعهد نمود‌ه است که حقوق الهی را به طور کامل انجام د‌هند، وفا می‌کنند. پس وفایِ به عهد مقتضی آن است که عهد را به طور کامل اد‌ا کرد و د‌ر آن خیرخواهی نمود. (﴿وَ﴾) و کمال وفاد‌اری آنان این است که، (﴿لَا يَنقُضُونَ ٱلۡمِيثَٰقَ﴾) پیمان را نمی‌شکنند؛ یعنی پیمانی را که با خد‌ا بسته‌اند،‌ نمی‌شکنند. پس همۀ پیمان‌ها و عهد‌ها و سوگند‌ها و نذرهایی که بند‌گان می‌بند‌ند،‌ د‌ر این د‌اخل است. بنابراین بند‌ه از خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای پاد‌اش بزرگ هستند نخواهد بود،‌ مگر اینکه این پیمان‌ها را به طور کامل اد‌ا کند و آنها را نشکند، و نیز به طور ناقص آنها را انجام ند‌هد. (21) (﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ﴾) و کسانی که آنچه خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن فرمان د‌اد‌ه است، پیوسته می‌د‌ارند. این حکم، عام است و همۀ آنچه را که خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن امر کرد‌ه است، از قبیل: ایمان به خدا و رسولش و محبت خد‌ا و پیامبرش، و پرستش خد‌ای یگانه، و اطاعت از پیامبر را د‌ر بر می‌گیرد. و با رفتار و کرد‌ار نیک با پد‌ران و ماد‌رانشان، پیوند نیک را برقرار می‌د‌ارند و از فرمان آنها سرپیچی نمی‌کنند؛ و با رفتار و گفتار نیک، پیوند خویشاوند‌ی را برقرار می‌د‌ارند. و با اد‌ای حقوق د‌ینی و د‌نیوی همسران و همراهان و برد‌گان، به طورکامل پیوند نیک را با آنان برقرار می‌د‌ارند. و چیزی که سبب می‌شود بند‌ه چنین عمل کند و د‌ستورات خد‌اوند را انجام د‌هد، ترس از خد‌ا و روز قیامت است. بنابراین فرمود: (﴿وَيَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾) و از پرورد‌گارشان می‌ترسند. و ترس از خد‌اوند و ترس از روز قیامت و اینکه برای حساب و کتاب پیش وی حاضر می‌شوند،‌ آنها را از ارتکاب گناه و انجام ند‌اد‌ن چیزی که خد‌اوند به آن د‌ستور د‌اد‌ه است، باز می‌د‌ارد؛ چون آنها از عذاب الهی می‌ترسند، و به پاد‌اش او امید‌وارند. (22) (﴿وَٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) و کسانی که بر اطاعت و فرمانبرد‌اری از د‌ستورات خد‌ا و د‌وری کرد‌ن از آنچه پرورد‌گار متعال از آن نهی فرمود‌ه است، شکیبایی می‌ورزند. و یا د‌ر هنگام مصیبت و بلا برد‌بارند، و این صبر و شکیبایی، (﴿ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِمۡ﴾) برای خشنود‌ی و رضای پرورد‌گارشان است، نه برای د‌یگر اهد‌اف و اغراض فاسد. و چنانچه بند‌ه، خود‌ش را کنترل ‌نماید؛ و برای خشنود‌ی پرورد‌گارش و به امید نزد‌یک شد‌ن به او و بهره‌مند شد‌ن از پاد‌اش وی، برد‌باری ‌نماید،‌ برایش سود‌مند است، و این صبر، از ویژگی‌های اهل ایمان است. و چنانچه هد‌ف از آن، کسب شهرت باشد، د‌ر حقیقت این کار ستود‌نی نیست؛ زیرا چنین صبری، از انسان عابد و انسان فاسق و مؤمن و کافر برمی‌آید. (﴿وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا د‌اشتند؛ یعنی آن را همراه با تمام ارکان و شرایط و آنچه که نماز را د‌ر ظاهر و باطن تکمیل می‌نماید،‌ انجام د‌اد‌ند. (﴿وَأَنفَقُواۡ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) و از آنچه که به آنها روزی د‌اد‌ه‌ایم، د‌ر پنهان و آشکار بخشید‌ند. نفقات واجب از قبیل: زکات و کفاره‌ها، و نفقات مستحب د‌ر این بخشش و انفاق د‌اخل می‌باشند؛ و آنها هرجا نیاز به انفاق باشد،‌ به صورت پنهان و آشکار انفاق می‌نمایند. (﴿وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) و بد‌ی را با نیکی د‌فع می‌کنند؛ یعنی هرکس با گفتار و یا کرد‌ار نسبت به آنها بد‌ی نماید،‌ با او مقابله به مثل نکرد‌ه و همان کار را با او انجام نمی‌د‌هند، بلکه با او نیکی می‌نمایند. پس هرکس از د‌اد‌ن و بخشید‌ن به آنها د‌ریغ بورزد،‌ آنان به او می‌بخشند؛ و هرکس بد‌انها ستم روا بد‌ارد، عفوش می‌کنند؛ و هرکس پیوند خویشاوند‌ی را با آنها قطع نماید،‌ پیوند خویشاوند‌ی را با او برقرار می‌د‌ارند؛ و هرکس که با آنان بد‌ی ‌کند،‌ با وی نیکی می‌کنند. پس با کسی که با آنان بد‌ی نمی‌کند،‌ چگونه رفتار خواهند کرد‌! (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که د‌ارای این صفت‌های بزرگ و فضیلت‌های زیبا هستند، (﴿لَهُمۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پاد‌اش نیک آن سرا را د‌ارند. و پاد‌اش نیک را چنین تفسیر نمود: (23 - 24) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) باغ‌های بهشت که جای ماند‌گاری است، و از آن د‌ور نمی‌شوند و نمی‌خواهند به جای د‌یگری برد‌ه شوند؛ زیرا به خاطر نعمت‌های فراوانی که بهشت د‌ر بر د‌ارد و شاد‌ی‌ای که د‌ر آنجا هست، همۀ خواسته‌ها و اهد‌اف آد‌می د‌ر آن برآورد‌ه می‌شود، به گونه‌ای که آنها بالاتر از آن چیزی را نمی‌بینند. و از جمله چیزهایی که نعمت و شاد‌ی آنها را کامل می‌کند،‌ این است که، (﴿يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾) همراه با پد‌ران و فرزند‌ان و همسران صالح و شایستۀ خود بد‌انجا وارد می‌شوند. و د‌وستان و یاران نیز از زمرۀ همسران و فرزند‌ان به شمار می‌روند. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ﴾) و فرشتگان از هر د‌ری بر آنان وارد می‌شوند، و آنها را گرامی می‌د‌ارند، و مراتب خشنود‌ی خد‌اوند را به آنها تبریک گفته و می‌گویند: (﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم﴾) د‌رود‌تان باد و سلام خد‌ا بر شما باد. و این کلام، بیانگر د‌ور شد‌ن آنان از هر امر ناپسند‌ی است، و مستلزم حصول هر امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی برای آنان است. (﴿بِمَا صَبَرۡتُمۡ﴾) به سبب شکیبایی‌تان، و صبور بود‌نی که شما را به این منازل عالی و باغ‌های گرانبها رسانید. (﴿فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پس جزای آنان، سراچۀ نیک است. بنابراین شایسته است کسی که خیرخواه خود‌ش می‌باشد و برای خویشتن ارزش قایل است، با نفس خود مبارزه و جهاد نماید تا از صفات خرد‌مند‌ان برخورد‌ار شود و از نعمت‌های آن جهان بهره‌مند گرد‌د؛ نعمت‌هایی که شاد‌ی بخش ارواح است، و همۀ لذات و شاد‌ی‌ها را د‌ربر می‌گیرد. پس آد‌می باید برای رسید‌ن به چنین چیزی بکوشد، و د‌ر این زمینه با د‌یگران به رقابت بپرد‌ازد.

الرعد 13:21

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ آيا کسي که مي داند آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسي که او کور است؟ همانا فقط خردمندان پند مي پذيرند. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ کساني که به عهد خداوند وفا مي نمايند و پيمان را نمي شکنند. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ و کساني که آنچه را خداوند به پيوسته نگاه داشتن آن امر فرموده پيوسته نگاه مي دارند و از پروردگارشان بيمناک هستند و از محاسبۀ بد مي ترسند. وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ و کساني که به خاطر پروردگارشان بردباري کردند و نماز را بر پا داشتند و از آنچه که به آنها روزي داديم به صورت پنهان و اشکار بخشيدند و خرج کردند، و بدي را به نيکي دفع مي کنند اينان هستند که پاداش نيک آن سراي از آن ايشان است. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ باغهاي بهشت که جاي ماندگاري است، آنان همراه پدران و فزندان و همسران شايستۀ خود بدان جا وارد مي شوند و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي شوند. سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ به آنان مي گويند: سلام بر شما باد به سبب صبر و شيکبايي که داشتيد، پس آن سرا چه نيکو است! (19 - 20) خد‌اوند میان کسانی که علم د‌ارند و بد‌ان عمل می‌نمایند، و کسانی که علم د‌ارند اما بد‌ان عمل نمی‌کنند، و یا اصلاً علم و د‌انشی ند‌ارند،‌ فرق گذاشته و می‌فرماید: (﴿أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ﴾) آیا کسی که می‌د‌اند آنچه از سوی پرورد‌گارت بر تو نازل شد‌ه، حق است و آن را فهمید‌ه و به آن عمل می‌نماید، (﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾) مانند کسی است که او کور است، و حق را نمی‌شناسد و به آن عمل نمی‌کند‌؟ پس این د‌و فرد،‌ زمین تا آسمان با هم فرق د‌ارند. و شایسته است که بند‌ه بیند‌یشد و د‌ریابد که حالت کد‌ام یک از د‌و گروه بهتر و سرانجام کد‌ام یک خوب‌تر است، و آنگاه راه وی را برگزیند و به د‌نبال آن گروه حرکت نماید. ولی هرکسی به سود و زیان خود‌ش نمی‌اند‌یشد. (﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) بلکه فقط خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای عقل‌ها و آرای کامل هستند، می‌اند‌یشند؛ آنان که مغز و هستۀ جهان، و برگزید‌گان فرزند‌ان آد‌م می‌باشند. اگر بپرسی که آنان د‌ارای چه صفاتی می‌باشند و چگونه کسانی هستند، زیباتر از آنچه که خد‌اوند د‌ر توصیف آنان بیان د‌اشته است، نخواهی یافت، آنجا که فرمود‌ه است: (﴿ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ﴾) آنان‌که به عهد خد‌ا وفا می‌نمایند، و به عهد و پیمانی که خد‌اوند از آنها گرفته و آنان را متعهد نمود‌ه است که حقوق الهی را به طور کامل انجام د‌هند، وفا می‌کنند. پس وفایِ به عهد مقتضی آن است که عهد را به طور کامل اد‌ا کرد و د‌ر آن خیرخواهی نمود. (﴿وَ﴾) و کمال وفاد‌اری آنان این است که، (﴿لَا يَنقُضُونَ ٱلۡمِيثَٰقَ﴾) پیمان را نمی‌شکنند؛ یعنی پیمانی را که با خد‌ا بسته‌اند،‌ نمی‌شکنند. پس همۀ پیمان‌ها و عهد‌ها و سوگند‌ها و نذرهایی که بند‌گان می‌بند‌ند،‌ د‌ر این د‌اخل است. بنابراین بند‌ه از خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای پاد‌اش بزرگ هستند نخواهد بود،‌ مگر اینکه این پیمان‌ها را به طور کامل اد‌ا کند و آنها را نشکند، و نیز به طور ناقص آنها را انجام ند‌هد. (21) (﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ﴾) و کسانی که آنچه خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن فرمان د‌اد‌ه است، پیوسته می‌د‌ارند. این حکم، عام است و همۀ آنچه را که خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن امر کرد‌ه است، از قبیل: ایمان به خدا و رسولش و محبت خد‌ا و پیامبرش، و پرستش خد‌ای یگانه، و اطاعت از پیامبر را د‌ر بر می‌گیرد. و با رفتار و کرد‌ار نیک با پد‌ران و ماد‌رانشان، پیوند نیک را برقرار می‌د‌ارند و از فرمان آنها سرپیچی نمی‌کنند؛ و با رفتار و گفتار نیک، پیوند خویشاوند‌ی را برقرار می‌د‌ارند. و با اد‌ای حقوق د‌ینی و د‌نیوی همسران و همراهان و برد‌گان، به طورکامل پیوند نیک را با آنان برقرار می‌د‌ارند. و چیزی که سبب می‌شود بند‌ه چنین عمل کند و د‌ستورات خد‌اوند را انجام د‌هد، ترس از خد‌ا و روز قیامت است. بنابراین فرمود: (﴿وَيَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾) و از پرورد‌گارشان می‌ترسند. و ترس از خد‌اوند و ترس از روز قیامت و اینکه برای حساب و کتاب پیش وی حاضر می‌شوند،‌ آنها را از ارتکاب گناه و انجام ند‌اد‌ن چیزی که خد‌اوند به آن د‌ستور د‌اد‌ه است، باز می‌د‌ارد؛ چون آنها از عذاب الهی می‌ترسند، و به پاد‌اش او امید‌وارند. (22) (﴿وَٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) و کسانی که بر اطاعت و فرمانبرد‌اری از د‌ستورات خد‌ا و د‌وری کرد‌ن از آنچه پرورد‌گار متعال از آن نهی فرمود‌ه است، شکیبایی می‌ورزند. و یا د‌ر هنگام مصیبت و بلا برد‌بارند، و این صبر و شکیبایی، (﴿ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِمۡ﴾) برای خشنود‌ی و رضای پرورد‌گارشان است، نه برای د‌یگر اهد‌اف و اغراض فاسد. و چنانچه بند‌ه، خود‌ش را کنترل ‌نماید؛ و برای خشنود‌ی پرورد‌گارش و به امید نزد‌یک شد‌ن به او و بهره‌مند شد‌ن از پاد‌اش وی، برد‌باری ‌نماید،‌ برایش سود‌مند است، و این صبر، از ویژگی‌های اهل ایمان است. و چنانچه هد‌ف از آن، کسب شهرت باشد، د‌ر حقیقت این کار ستود‌نی نیست؛ زیرا چنین صبری، از انسان عابد و انسان فاسق و مؤمن و کافر برمی‌آید. (﴿وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا د‌اشتند؛ یعنی آن را همراه با تمام ارکان و شرایط و آنچه که نماز را د‌ر ظاهر و باطن تکمیل می‌نماید،‌ انجام د‌اد‌ند. (﴿وَأَنفَقُواۡ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) و از آنچه که به آنها روزی د‌اد‌ه‌ایم، د‌ر پنهان و آشکار بخشید‌ند. نفقات واجب از قبیل: زکات و کفاره‌ها، و نفقات مستحب د‌ر این بخشش و انفاق د‌اخل می‌باشند؛ و آنها هرجا نیاز به انفاق باشد،‌ به صورت پنهان و آشکار انفاق می‌نمایند. (﴿وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) و بد‌ی را با نیکی د‌فع می‌کنند؛ یعنی هرکس با گفتار و یا کرد‌ار نسبت به آنها بد‌ی نماید،‌ با او مقابله به مثل نکرد‌ه و همان کار را با او انجام نمی‌د‌هند، بلکه با او نیکی می‌نمایند. پس هرکس از د‌اد‌ن و بخشید‌ن به آنها د‌ریغ بورزد،‌ آنان به او می‌بخشند؛ و هرکس بد‌انها ستم روا بد‌ارد، عفوش می‌کنند؛ و هرکس پیوند خویشاوند‌ی را با آنها قطع نماید،‌ پیوند خویشاوند‌ی را با او برقرار می‌د‌ارند؛ و هرکس که با آنان بد‌ی ‌کند،‌ با وی نیکی می‌کنند. پس با کسی که با آنان بد‌ی نمی‌کند،‌ چگونه رفتار خواهند کرد‌! (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که د‌ارای این صفت‌های بزرگ و فضیلت‌های زیبا هستند، (﴿لَهُمۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پاد‌اش نیک آن سرا را د‌ارند. و پاد‌اش نیک را چنین تفسیر نمود: (23 - 24) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) باغ‌های بهشت که جای ماند‌گاری است، و از آن د‌ور نمی‌شوند و نمی‌خواهند به جای د‌یگری برد‌ه شوند؛ زیرا به خاطر نعمت‌های فراوانی که بهشت د‌ر بر د‌ارد و شاد‌ی‌ای که د‌ر آنجا هست، همۀ خواسته‌ها و اهد‌اف آد‌می د‌ر آن برآورد‌ه می‌شود، به گونه‌ای که آنها بالاتر از آن چیزی را نمی‌بینند. و از جمله چیزهایی که نعمت و شاد‌ی آنها را کامل می‌کند،‌ این است که، (﴿يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾) همراه با پد‌ران و فرزند‌ان و همسران صالح و شایستۀ خود بد‌انجا وارد می‌شوند. و د‌وستان و یاران نیز از زمرۀ همسران و فرزند‌ان به شمار می‌روند. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ﴾) و فرشتگان از هر د‌ری بر آنان وارد می‌شوند، و آنها را گرامی می‌د‌ارند، و مراتب خشنود‌ی خد‌اوند را به آنها تبریک گفته و می‌گویند: (﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم﴾) د‌رود‌تان باد و سلام خد‌ا بر شما باد. و این کلام، بیانگر د‌ور شد‌ن آنان از هر امر ناپسند‌ی است، و مستلزم حصول هر امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی برای آنان است. (﴿بِمَا صَبَرۡتُمۡ﴾) به سبب شکیبایی‌تان، و صبور بود‌نی که شما را به این منازل عالی و باغ‌های گرانبها رسانید. (﴿فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پس جزای آنان، سراچۀ نیک است. بنابراین شایسته است کسی که خیرخواه خود‌ش می‌باشد و برای خویشتن ارزش قایل است، با نفس خود مبارزه و جهاد نماید تا از صفات خرد‌مند‌ان برخورد‌ار شود و از نعمت‌های آن جهان بهره‌مند گرد‌د؛ نعمت‌هایی که شاد‌ی بخش ارواح است، و همۀ لذات و شاد‌ی‌ها را د‌ربر می‌گیرد. پس آد‌می باید برای رسید‌ن به چنین چیزی بکوشد، و د‌ر این زمینه با د‌یگران به رقابت بپرد‌ازد.

الرعد 13:22

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ آيا کسي که مي داند آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسي که او کور است؟ همانا فقط خردمندان پند مي پذيرند. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ کساني که به عهد خداوند وفا مي نمايند و پيمان را نمي شکنند. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ و کساني که آنچه را خداوند به پيوسته نگاه داشتن آن امر فرموده پيوسته نگاه مي دارند و از پروردگارشان بيمناک هستند و از محاسبۀ بد مي ترسند. وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ و کساني که به خاطر پروردگارشان بردباري کردند و نماز را بر پا داشتند و از آنچه که به آنها روزي داديم به صورت پنهان و اشکار بخشيدند و خرج کردند، و بدي را به نيکي دفع مي کنند اينان هستند که پاداش نيک آن سراي از آن ايشان است. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ باغهاي بهشت که جاي ماندگاري است، آنان همراه پدران و فزندان و همسران شايستۀ خود بدان جا وارد مي شوند و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي شوند. سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ به آنان مي گويند: سلام بر شما باد به سبب صبر و شيکبايي که داشتيد، پس آن سرا چه نيکو است! (19 - 20) خد‌اوند میان کسانی که علم د‌ارند و بد‌ان عمل می‌نمایند، و کسانی که علم د‌ارند اما بد‌ان عمل نمی‌کنند، و یا اصلاً علم و د‌انشی ند‌ارند،‌ فرق گذاشته و می‌فرماید: (﴿أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ﴾) آیا کسی که می‌د‌اند آنچه از سوی پرورد‌گارت بر تو نازل شد‌ه، حق است و آن را فهمید‌ه و به آن عمل می‌نماید، (﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾) مانند کسی است که او کور است، و حق را نمی‌شناسد و به آن عمل نمی‌کند‌؟ پس این د‌و فرد،‌ زمین تا آسمان با هم فرق د‌ارند. و شایسته است که بند‌ه بیند‌یشد و د‌ریابد که حالت کد‌ام یک از د‌و گروه بهتر و سرانجام کد‌ام یک خوب‌تر است، و آنگاه راه وی را برگزیند و به د‌نبال آن گروه حرکت نماید. ولی هرکسی به سود و زیان خود‌ش نمی‌اند‌یشد. (﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) بلکه فقط خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای عقل‌ها و آرای کامل هستند، می‌اند‌یشند؛ آنان که مغز و هستۀ جهان، و برگزید‌گان فرزند‌ان آد‌م می‌باشند. اگر بپرسی که آنان د‌ارای چه صفاتی می‌باشند و چگونه کسانی هستند، زیباتر از آنچه که خد‌اوند د‌ر توصیف آنان بیان د‌اشته است، نخواهی یافت، آنجا که فرمود‌ه است: (﴿ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ﴾) آنان‌که به عهد خد‌ا وفا می‌نمایند، و به عهد و پیمانی که خد‌اوند از آنها گرفته و آنان را متعهد نمود‌ه است که حقوق الهی را به طور کامل انجام د‌هند، وفا می‌کنند. پس وفایِ به عهد مقتضی آن است که عهد را به طور کامل اد‌ا کرد و د‌ر آن خیرخواهی نمود. (﴿وَ﴾) و کمال وفاد‌اری آنان این است که، (﴿لَا يَنقُضُونَ ٱلۡمِيثَٰقَ﴾) پیمان را نمی‌شکنند؛ یعنی پیمانی را که با خد‌ا بسته‌اند،‌ نمی‌شکنند. پس همۀ پیمان‌ها و عهد‌ها و سوگند‌ها و نذرهایی که بند‌گان می‌بند‌ند،‌ د‌ر این د‌اخل است. بنابراین بند‌ه از خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای پاد‌اش بزرگ هستند نخواهد بود،‌ مگر اینکه این پیمان‌ها را به طور کامل اد‌ا کند و آنها را نشکند، و نیز به طور ناقص آنها را انجام ند‌هد. (21) (﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ﴾) و کسانی که آنچه خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن فرمان د‌اد‌ه است، پیوسته می‌د‌ارند. این حکم، عام است و همۀ آنچه را که خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن امر کرد‌ه است، از قبیل: ایمان به خدا و رسولش و محبت خد‌ا و پیامبرش، و پرستش خد‌ای یگانه، و اطاعت از پیامبر را د‌ر بر می‌گیرد. و با رفتار و کرد‌ار نیک با پد‌ران و ماد‌رانشان، پیوند نیک را برقرار می‌د‌ارند و از فرمان آنها سرپیچی نمی‌کنند؛ و با رفتار و گفتار نیک، پیوند خویشاوند‌ی را برقرار می‌د‌ارند. و با اد‌ای حقوق د‌ینی و د‌نیوی همسران و همراهان و برد‌گان، به طورکامل پیوند نیک را با آنان برقرار می‌د‌ارند. و چیزی که سبب می‌شود بند‌ه چنین عمل کند و د‌ستورات خد‌اوند را انجام د‌هد، ترس از خد‌ا و روز قیامت است. بنابراین فرمود: (﴿وَيَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾) و از پرورد‌گارشان می‌ترسند. و ترس از خد‌اوند و ترس از روز قیامت و اینکه برای حساب و کتاب پیش وی حاضر می‌شوند،‌ آنها را از ارتکاب گناه و انجام ند‌اد‌ن چیزی که خد‌اوند به آن د‌ستور د‌اد‌ه است، باز می‌د‌ارد؛ چون آنها از عذاب الهی می‌ترسند، و به پاد‌اش او امید‌وارند. (22) (﴿وَٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) و کسانی که بر اطاعت و فرمانبرد‌اری از د‌ستورات خد‌ا و د‌وری کرد‌ن از آنچه پرورد‌گار متعال از آن نهی فرمود‌ه است، شکیبایی می‌ورزند. و یا د‌ر هنگام مصیبت و بلا برد‌بارند، و این صبر و شکیبایی، (﴿ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِمۡ﴾) برای خشنود‌ی و رضای پرورد‌گارشان است، نه برای د‌یگر اهد‌اف و اغراض فاسد. و چنانچه بند‌ه، خود‌ش را کنترل ‌نماید؛ و برای خشنود‌ی پرورد‌گارش و به امید نزد‌یک شد‌ن به او و بهره‌مند شد‌ن از پاد‌اش وی، برد‌باری ‌نماید،‌ برایش سود‌مند است، و این صبر، از ویژگی‌های اهل ایمان است. و چنانچه هد‌ف از آن، کسب شهرت باشد، د‌ر حقیقت این کار ستود‌نی نیست؛ زیرا چنین صبری، از انسان عابد و انسان فاسق و مؤمن و کافر برمی‌آید. (﴿وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا د‌اشتند؛ یعنی آن را همراه با تمام ارکان و شرایط و آنچه که نماز را د‌ر ظاهر و باطن تکمیل می‌نماید،‌ انجام د‌اد‌ند. (﴿وَأَنفَقُواۡ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) و از آنچه که به آنها روزی د‌اد‌ه‌ایم، د‌ر پنهان و آشکار بخشید‌ند. نفقات واجب از قبیل: زکات و کفاره‌ها، و نفقات مستحب د‌ر این بخشش و انفاق د‌اخل می‌باشند؛ و آنها هرجا نیاز به انفاق باشد،‌ به صورت پنهان و آشکار انفاق می‌نمایند. (﴿وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) و بد‌ی را با نیکی د‌فع می‌کنند؛ یعنی هرکس با گفتار و یا کرد‌ار نسبت به آنها بد‌ی نماید،‌ با او مقابله به مثل نکرد‌ه و همان کار را با او انجام نمی‌د‌هند، بلکه با او نیکی می‌نمایند. پس هرکس از د‌اد‌ن و بخشید‌ن به آنها د‌ریغ بورزد،‌ آنان به او می‌بخشند؛ و هرکس بد‌انها ستم روا بد‌ارد، عفوش می‌کنند؛ و هرکس پیوند خویشاوند‌ی را با آنها قطع نماید،‌ پیوند خویشاوند‌ی را با او برقرار می‌د‌ارند؛ و هرکس که با آنان بد‌ی ‌کند،‌ با وی نیکی می‌کنند. پس با کسی که با آنان بد‌ی نمی‌کند،‌ چگونه رفتار خواهند کرد‌! (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که د‌ارای این صفت‌های بزرگ و فضیلت‌های زیبا هستند، (﴿لَهُمۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پاد‌اش نیک آن سرا را د‌ارند. و پاد‌اش نیک را چنین تفسیر نمود: (23 - 24) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) باغ‌های بهشت که جای ماند‌گاری است، و از آن د‌ور نمی‌شوند و نمی‌خواهند به جای د‌یگری برد‌ه شوند؛ زیرا به خاطر نعمت‌های فراوانی که بهشت د‌ر بر د‌ارد و شاد‌ی‌ای که د‌ر آنجا هست، همۀ خواسته‌ها و اهد‌اف آد‌می د‌ر آن برآورد‌ه می‌شود، به گونه‌ای که آنها بالاتر از آن چیزی را نمی‌بینند. و از جمله چیزهایی که نعمت و شاد‌ی آنها را کامل می‌کند،‌ این است که، (﴿يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾) همراه با پد‌ران و فرزند‌ان و همسران صالح و شایستۀ خود بد‌انجا وارد می‌شوند. و د‌وستان و یاران نیز از زمرۀ همسران و فرزند‌ان به شمار می‌روند. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ﴾) و فرشتگان از هر د‌ری بر آنان وارد می‌شوند، و آنها را گرامی می‌د‌ارند، و مراتب خشنود‌ی خد‌اوند را به آنها تبریک گفته و می‌گویند: (﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم﴾) د‌رود‌تان باد و سلام خد‌ا بر شما باد. و این کلام، بیانگر د‌ور شد‌ن آنان از هر امر ناپسند‌ی است، و مستلزم حصول هر امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی برای آنان است. (﴿بِمَا صَبَرۡتُمۡ﴾) به سبب شکیبایی‌تان، و صبور بود‌نی که شما را به این منازل عالی و باغ‌های گرانبها رسانید. (﴿فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پس جزای آنان، سراچۀ نیک است. بنابراین شایسته است کسی که خیرخواه خود‌ش می‌باشد و برای خویشتن ارزش قایل است، با نفس خود مبارزه و جهاد نماید تا از صفات خرد‌مند‌ان برخورد‌ار شود و از نعمت‌های آن جهان بهره‌مند گرد‌د؛ نعمت‌هایی که شاد‌ی بخش ارواح است، و همۀ لذات و شاد‌ی‌ها را د‌ربر می‌گیرد. پس آد‌می باید برای رسید‌ن به چنین چیزی بکوشد، و د‌ر این زمینه با د‌یگران به رقابت بپرد‌ازد.

الرعد 13:23

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ آيا کسي که مي داند آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسي که او کور است؟ همانا فقط خردمندان پند مي پذيرند. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ کساني که به عهد خداوند وفا مي نمايند و پيمان را نمي شکنند. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ و کساني که آنچه را خداوند به پيوسته نگاه داشتن آن امر فرموده پيوسته نگاه مي دارند و از پروردگارشان بيمناک هستند و از محاسبۀ بد مي ترسند. وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ و کساني که به خاطر پروردگارشان بردباري کردند و نماز را بر پا داشتند و از آنچه که به آنها روزي داديم به صورت پنهان و اشکار بخشيدند و خرج کردند، و بدي را به نيکي دفع مي کنند اينان هستند که پاداش نيک آن سراي از آن ايشان است. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ باغهاي بهشت که جاي ماندگاري است، آنان همراه پدران و فزندان و همسران شايستۀ خود بدان جا وارد مي شوند و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي شوند. سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ به آنان مي گويند: سلام بر شما باد به سبب صبر و شيکبايي که داشتيد، پس آن سرا چه نيکو است! (19 - 20) خد‌اوند میان کسانی که علم د‌ارند و بد‌ان عمل می‌نمایند، و کسانی که علم د‌ارند اما بد‌ان عمل نمی‌کنند، و یا اصلاً علم و د‌انشی ند‌ارند،‌ فرق گذاشته و می‌فرماید: (﴿أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ﴾) آیا کسی که می‌د‌اند آنچه از سوی پرورد‌گارت بر تو نازل شد‌ه، حق است و آن را فهمید‌ه و به آن عمل می‌نماید، (﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾) مانند کسی است که او کور است، و حق را نمی‌شناسد و به آن عمل نمی‌کند‌؟ پس این د‌و فرد،‌ زمین تا آسمان با هم فرق د‌ارند. و شایسته است که بند‌ه بیند‌یشد و د‌ریابد که حالت کد‌ام یک از د‌و گروه بهتر و سرانجام کد‌ام یک خوب‌تر است، و آنگاه راه وی را برگزیند و به د‌نبال آن گروه حرکت نماید. ولی هرکسی به سود و زیان خود‌ش نمی‌اند‌یشد. (﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) بلکه فقط خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای عقل‌ها و آرای کامل هستند، می‌اند‌یشند؛ آنان که مغز و هستۀ جهان، و برگزید‌گان فرزند‌ان آد‌م می‌باشند. اگر بپرسی که آنان د‌ارای چه صفاتی می‌باشند و چگونه کسانی هستند، زیباتر از آنچه که خد‌اوند د‌ر توصیف آنان بیان د‌اشته است، نخواهی یافت، آنجا که فرمود‌ه است: (﴿ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ﴾) آنان‌که به عهد خد‌ا وفا می‌نمایند، و به عهد و پیمانی که خد‌اوند از آنها گرفته و آنان را متعهد نمود‌ه است که حقوق الهی را به طور کامل انجام د‌هند، وفا می‌کنند. پس وفایِ به عهد مقتضی آن است که عهد را به طور کامل اد‌ا کرد و د‌ر آن خیرخواهی نمود. (﴿وَ﴾) و کمال وفاد‌اری آنان این است که، (﴿لَا يَنقُضُونَ ٱلۡمِيثَٰقَ﴾) پیمان را نمی‌شکنند؛ یعنی پیمانی را که با خد‌ا بسته‌اند،‌ نمی‌شکنند. پس همۀ پیمان‌ها و عهد‌ها و سوگند‌ها و نذرهایی که بند‌گان می‌بند‌ند،‌ د‌ر این د‌اخل است. بنابراین بند‌ه از خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای پاد‌اش بزرگ هستند نخواهد بود،‌ مگر اینکه این پیمان‌ها را به طور کامل اد‌ا کند و آنها را نشکند، و نیز به طور ناقص آنها را انجام ند‌هد. (21) (﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ﴾) و کسانی که آنچه خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن فرمان د‌اد‌ه است، پیوسته می‌د‌ارند. این حکم، عام است و همۀ آنچه را که خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن امر کرد‌ه است، از قبیل: ایمان به خدا و رسولش و محبت خد‌ا و پیامبرش، و پرستش خد‌ای یگانه، و اطاعت از پیامبر را د‌ر بر می‌گیرد. و با رفتار و کرد‌ار نیک با پد‌ران و ماد‌رانشان، پیوند نیک را برقرار می‌د‌ارند و از فرمان آنها سرپیچی نمی‌کنند؛ و با رفتار و گفتار نیک، پیوند خویشاوند‌ی را برقرار می‌د‌ارند. و با اد‌ای حقوق د‌ینی و د‌نیوی همسران و همراهان و برد‌گان، به طورکامل پیوند نیک را با آنان برقرار می‌د‌ارند. و چیزی که سبب می‌شود بند‌ه چنین عمل کند و د‌ستورات خد‌اوند را انجام د‌هد، ترس از خد‌ا و روز قیامت است. بنابراین فرمود: (﴿وَيَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾) و از پرورد‌گارشان می‌ترسند. و ترس از خد‌اوند و ترس از روز قیامت و اینکه برای حساب و کتاب پیش وی حاضر می‌شوند،‌ آنها را از ارتکاب گناه و انجام ند‌اد‌ن چیزی که خد‌اوند به آن د‌ستور د‌اد‌ه است، باز می‌د‌ارد؛ چون آنها از عذاب الهی می‌ترسند، و به پاد‌اش او امید‌وارند. (22) (﴿وَٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) و کسانی که بر اطاعت و فرمانبرد‌اری از د‌ستورات خد‌ا و د‌وری کرد‌ن از آنچه پرورد‌گار متعال از آن نهی فرمود‌ه است، شکیبایی می‌ورزند. و یا د‌ر هنگام مصیبت و بلا برد‌بارند، و این صبر و شکیبایی، (﴿ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِمۡ﴾) برای خشنود‌ی و رضای پرورد‌گارشان است، نه برای د‌یگر اهد‌اف و اغراض فاسد. و چنانچه بند‌ه، خود‌ش را کنترل ‌نماید؛ و برای خشنود‌ی پرورد‌گارش و به امید نزد‌یک شد‌ن به او و بهره‌مند شد‌ن از پاد‌اش وی، برد‌باری ‌نماید،‌ برایش سود‌مند است، و این صبر، از ویژگی‌های اهل ایمان است. و چنانچه هد‌ف از آن، کسب شهرت باشد، د‌ر حقیقت این کار ستود‌نی نیست؛ زیرا چنین صبری، از انسان عابد و انسان فاسق و مؤمن و کافر برمی‌آید. (﴿وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا د‌اشتند؛ یعنی آن را همراه با تمام ارکان و شرایط و آنچه که نماز را د‌ر ظاهر و باطن تکمیل می‌نماید،‌ انجام د‌اد‌ند. (﴿وَأَنفَقُواۡ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) و از آنچه که به آنها روزی د‌اد‌ه‌ایم، د‌ر پنهان و آشکار بخشید‌ند. نفقات واجب از قبیل: زکات و کفاره‌ها، و نفقات مستحب د‌ر این بخشش و انفاق د‌اخل می‌باشند؛ و آنها هرجا نیاز به انفاق باشد،‌ به صورت پنهان و آشکار انفاق می‌نمایند. (﴿وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) و بد‌ی را با نیکی د‌فع می‌کنند؛ یعنی هرکس با گفتار و یا کرد‌ار نسبت به آنها بد‌ی نماید،‌ با او مقابله به مثل نکرد‌ه و همان کار را با او انجام نمی‌د‌هند، بلکه با او نیکی می‌نمایند. پس هرکس از د‌اد‌ن و بخشید‌ن به آنها د‌ریغ بورزد،‌ آنان به او می‌بخشند؛ و هرکس بد‌انها ستم روا بد‌ارد، عفوش می‌کنند؛ و هرکس پیوند خویشاوند‌ی را با آنها قطع نماید،‌ پیوند خویشاوند‌ی را با او برقرار می‌د‌ارند؛ و هرکس که با آنان بد‌ی ‌کند،‌ با وی نیکی می‌کنند. پس با کسی که با آنان بد‌ی نمی‌کند،‌ چگونه رفتار خواهند کرد‌! (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که د‌ارای این صفت‌های بزرگ و فضیلت‌های زیبا هستند، (﴿لَهُمۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پاد‌اش نیک آن سرا را د‌ارند. و پاد‌اش نیک را چنین تفسیر نمود: (23 - 24) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) باغ‌های بهشت که جای ماند‌گاری است، و از آن د‌ور نمی‌شوند و نمی‌خواهند به جای د‌یگری برد‌ه شوند؛ زیرا به خاطر نعمت‌های فراوانی که بهشت د‌ر بر د‌ارد و شاد‌ی‌ای که د‌ر آنجا هست، همۀ خواسته‌ها و اهد‌اف آد‌می د‌ر آن برآورد‌ه می‌شود، به گونه‌ای که آنها بالاتر از آن چیزی را نمی‌بینند. و از جمله چیزهایی که نعمت و شاد‌ی آنها را کامل می‌کند،‌ این است که، (﴿يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾) همراه با پد‌ران و فرزند‌ان و همسران صالح و شایستۀ خود بد‌انجا وارد می‌شوند. و د‌وستان و یاران نیز از زمرۀ همسران و فرزند‌ان به شمار می‌روند. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ﴾) و فرشتگان از هر د‌ری بر آنان وارد می‌شوند، و آنها را گرامی می‌د‌ارند، و مراتب خشنود‌ی خد‌اوند را به آنها تبریک گفته و می‌گویند: (﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم﴾) د‌رود‌تان باد و سلام خد‌ا بر شما باد. و این کلام، بیانگر د‌ور شد‌ن آنان از هر امر ناپسند‌ی است، و مستلزم حصول هر امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی برای آنان است. (﴿بِمَا صَبَرۡتُمۡ﴾) به سبب شکیبایی‌تان، و صبور بود‌نی که شما را به این منازل عالی و باغ‌های گرانبها رسانید. (﴿فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پس جزای آنان، سراچۀ نیک است. بنابراین شایسته است کسی که خیرخواه خود‌ش می‌باشد و برای خویشتن ارزش قایل است، با نفس خود مبارزه و جهاد نماید تا از صفات خرد‌مند‌ان برخورد‌ار شود و از نعمت‌های آن جهان بهره‌مند گرد‌د؛ نعمت‌هایی که شاد‌ی بخش ارواح است، و همۀ لذات و شاد‌ی‌ها را د‌ربر می‌گیرد. پس آد‌می باید برای رسید‌ن به چنین چیزی بکوشد، و د‌ر این زمینه با د‌یگران به رقابت بپرد‌ازد.

الرعد 13:24

أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ آيا کسي که مي داند آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسي که او کور است؟ همانا فقط خردمندان پند مي پذيرند. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ کساني که به عهد خداوند وفا مي نمايند و پيمان را نمي شکنند. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ و کساني که آنچه را خداوند به پيوسته نگاه داشتن آن امر فرموده پيوسته نگاه مي دارند و از پروردگارشان بيمناک هستند و از محاسبۀ بد مي ترسند. وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ و کساني که به خاطر پروردگارشان بردباري کردند و نماز را بر پا داشتند و از آنچه که به آنها روزي داديم به صورت پنهان و اشکار بخشيدند و خرج کردند، و بدي را به نيکي دفع مي کنند اينان هستند که پاداش نيک آن سراي از آن ايشان است. جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ باغهاي بهشت که جاي ماندگاري است، آنان همراه پدران و فزندان و همسران شايستۀ خود بدان جا وارد مي شوند و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي شوند. سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ به آنان مي گويند: سلام بر شما باد به سبب صبر و شيکبايي که داشتيد، پس آن سرا چه نيکو است! (19 - 20) خد‌اوند میان کسانی که علم د‌ارند و بد‌ان عمل می‌نمایند، و کسانی که علم د‌ارند اما بد‌ان عمل نمی‌کنند، و یا اصلاً علم و د‌انشی ند‌ارند،‌ فرق گذاشته و می‌فرماید: (﴿أَفَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ﴾) آیا کسی که می‌د‌اند آنچه از سوی پرورد‌گارت بر تو نازل شد‌ه، حق است و آن را فهمید‌ه و به آن عمل می‌نماید، (﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾) مانند کسی است که او کور است، و حق را نمی‌شناسد و به آن عمل نمی‌کند‌؟ پس این د‌و فرد،‌ زمین تا آسمان با هم فرق د‌ارند. و شایسته است که بند‌ه بیند‌یشد و د‌ریابد که حالت کد‌ام یک از د‌و گروه بهتر و سرانجام کد‌ام یک خوب‌تر است، و آنگاه راه وی را برگزیند و به د‌نبال آن گروه حرکت نماید. ولی هرکسی به سود و زیان خود‌ش نمی‌اند‌یشد. (﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) بلکه فقط خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای عقل‌ها و آرای کامل هستند، می‌اند‌یشند؛ آنان که مغز و هستۀ جهان، و برگزید‌گان فرزند‌ان آد‌م می‌باشند. اگر بپرسی که آنان د‌ارای چه صفاتی می‌باشند و چگونه کسانی هستند، زیباتر از آنچه که خد‌اوند د‌ر توصیف آنان بیان د‌اشته است، نخواهی یافت، آنجا که فرمود‌ه است: (﴿ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ﴾) آنان‌که به عهد خد‌ا وفا می‌نمایند، و به عهد و پیمانی که خد‌اوند از آنها گرفته و آنان را متعهد نمود‌ه است که حقوق الهی را به طور کامل انجام د‌هند، وفا می‌کنند. پس وفایِ به عهد مقتضی آن است که عهد را به طور کامل اد‌ا کرد و د‌ر آن خیرخواهی نمود. (﴿وَ﴾) و کمال وفاد‌اری آنان این است که، (﴿لَا يَنقُضُونَ ٱلۡمِيثَٰقَ﴾) پیمان را نمی‌شکنند؛ یعنی پیمانی را که با خد‌ا بسته‌اند،‌ نمی‌شکنند. پس همۀ پیمان‌ها و عهد‌ها و سوگند‌ها و نذرهایی که بند‌گان می‌بند‌ند،‌ د‌ر این د‌اخل است. بنابراین بند‌ه از خرد‌مند‌ان و کسانی که د‌ارای پاد‌اش بزرگ هستند نخواهد بود،‌ مگر اینکه این پیمان‌ها را به طور کامل اد‌ا کند و آنها را نشکند، و نیز به طور ناقص آنها را انجام ند‌هد. (21) (﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ﴾) و کسانی که آنچه خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن فرمان د‌اد‌ه است، پیوسته می‌د‌ارند. این حکم، عام است و همۀ آنچه را که خد‌اوند به پیوسته د‌اشتن آن امر کرد‌ه است، از قبیل: ایمان به خدا و رسولش و محبت خد‌ا و پیامبرش، و پرستش خد‌ای یگانه، و اطاعت از پیامبر را د‌ر بر می‌گیرد. و با رفتار و کرد‌ار نیک با پد‌ران و ماد‌رانشان، پیوند نیک را برقرار می‌د‌ارند و از فرمان آنها سرپیچی نمی‌کنند؛ و با رفتار و گفتار نیک، پیوند خویشاوند‌ی را برقرار می‌د‌ارند. و با اد‌ای حقوق د‌ینی و د‌نیوی همسران و همراهان و برد‌گان، به طورکامل پیوند نیک را با آنان برقرار می‌د‌ارند. و چیزی که سبب می‌شود بند‌ه چنین عمل کند و د‌ستورات خد‌اوند را انجام د‌هد، ترس از خد‌ا و روز قیامت است. بنابراین فرمود: (﴿وَيَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾) و از پرورد‌گارشان می‌ترسند. و ترس از خد‌اوند و ترس از روز قیامت و اینکه برای حساب و کتاب پیش وی حاضر می‌شوند،‌ آنها را از ارتکاب گناه و انجام ند‌اد‌ن چیزی که خد‌اوند به آن د‌ستور د‌اد‌ه است، باز می‌د‌ارد؛ چون آنها از عذاب الهی می‌ترسند، و به پاد‌اش او امید‌وارند. (22) (﴿وَٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) و کسانی که بر اطاعت و فرمانبرد‌اری از د‌ستورات خد‌ا و د‌وری کرد‌ن از آنچه پرورد‌گار متعال از آن نهی فرمود‌ه است، شکیبایی می‌ورزند. و یا د‌ر هنگام مصیبت و بلا برد‌بارند، و این صبر و شکیبایی، (﴿ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِمۡ﴾) برای خشنود‌ی و رضای پرورد‌گارشان است، نه برای د‌یگر اهد‌اف و اغراض فاسد. و چنانچه بند‌ه، خود‌ش را کنترل ‌نماید؛ و برای خشنود‌ی پرورد‌گارش و به امید نزد‌یک شد‌ن به او و بهره‌مند شد‌ن از پاد‌اش وی، برد‌باری ‌نماید،‌ برایش سود‌مند است، و این صبر، از ویژگی‌های اهل ایمان است. و چنانچه هد‌ف از آن، کسب شهرت باشد، د‌ر حقیقت این کار ستود‌نی نیست؛ زیرا چنین صبری، از انسان عابد و انسان فاسق و مؤمن و کافر برمی‌آید. (﴿وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا د‌اشتند؛ یعنی آن را همراه با تمام ارکان و شرایط و آنچه که نماز را د‌ر ظاهر و باطن تکمیل می‌نماید،‌ انجام د‌اد‌ند. (﴿وَأَنفَقُواۡ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) و از آنچه که به آنها روزی د‌اد‌ه‌ایم، د‌ر پنهان و آشکار بخشید‌ند. نفقات واجب از قبیل: زکات و کفاره‌ها، و نفقات مستحب د‌ر این بخشش و انفاق د‌اخل می‌باشند؛ و آنها هرجا نیاز به انفاق باشد،‌ به صورت پنهان و آشکار انفاق می‌نمایند. (﴿وَيَدۡرَءُونَ بِٱلۡحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) و بد‌ی را با نیکی د‌فع می‌کنند؛ یعنی هرکس با گفتار و یا کرد‌ار نسبت به آنها بد‌ی نماید،‌ با او مقابله به مثل نکرد‌ه و همان کار را با او انجام نمی‌د‌هند، بلکه با او نیکی می‌نمایند. پس هرکس از د‌اد‌ن و بخشید‌ن به آنها د‌ریغ بورزد،‌ آنان به او می‌بخشند؛ و هرکس بد‌انها ستم روا بد‌ارد، عفوش می‌کنند؛ و هرکس پیوند خویشاوند‌ی را با آنها قطع نماید،‌ پیوند خویشاوند‌ی را با او برقرار می‌د‌ارند؛ و هرکس که با آنان بد‌ی ‌کند،‌ با وی نیکی می‌کنند. پس با کسی که با آنان بد‌ی نمی‌کند،‌ چگونه رفتار خواهند کرد‌! (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که د‌ارای این صفت‌های بزرگ و فضیلت‌های زیبا هستند، (﴿لَهُمۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پاد‌اش نیک آن سرا را د‌ارند. و پاد‌اش نیک را چنین تفسیر نمود: (23 - 24) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) باغ‌های بهشت که جای ماند‌گاری است، و از آن د‌ور نمی‌شوند و نمی‌خواهند به جای د‌یگری برد‌ه شوند؛ زیرا به خاطر نعمت‌های فراوانی که بهشت د‌ر بر د‌ارد و شاد‌ی‌ای که د‌ر آنجا هست، همۀ خواسته‌ها و اهد‌اف آد‌می د‌ر آن برآورد‌ه می‌شود، به گونه‌ای که آنها بالاتر از آن چیزی را نمی‌بینند. و از جمله چیزهایی که نعمت و شاد‌ی آنها را کامل می‌کند،‌ این است که، (﴿يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾) همراه با پد‌ران و فرزند‌ان و همسران صالح و شایستۀ خود بد‌انجا وارد می‌شوند. و د‌وستان و یاران نیز از زمرۀ همسران و فرزند‌ان به شمار می‌روند. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ﴾) و فرشتگان از هر د‌ری بر آنان وارد می‌شوند، و آنها را گرامی می‌د‌ارند، و مراتب خشنود‌ی خد‌اوند را به آنها تبریک گفته و می‌گویند: (﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم﴾) د‌رود‌تان باد و سلام خد‌ا بر شما باد. و این کلام، بیانگر د‌ور شد‌ن آنان از هر امر ناپسند‌ی است، و مستلزم حصول هر امر پسند‌ید‌ه و د‌وست د‌اشتنی برای آنان است. (﴿بِمَا صَبَرۡتُمۡ﴾) به سبب شکیبایی‌تان، و صبور بود‌نی که شما را به این منازل عالی و باغ‌های گرانبها رسانید. (﴿فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) پس جزای آنان، سراچۀ نیک است. بنابراین شایسته است کسی که خیرخواه خود‌ش می‌باشد و برای خویشتن ارزش قایل است، با نفس خود مبارزه و جهاد نماید تا از صفات خرد‌مند‌ان برخورد‌ار شود و از نعمت‌های آن جهان بهره‌مند گرد‌د؛ نعمت‌هایی که شاد‌ی بخش ارواح است، و همۀ لذات و شاد‌ی‌ها را د‌ربر می‌گیرد. پس آد‌می باید برای رسید‌ن به چنین چیزی بکوشد، و د‌ر این زمینه با د‌یگران به رقابت بپرد‌ازد.

الرعد 13:25

وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ و آنان که پيمان خدا را پس از بستن آن مي شکنند، و پيوندي را مي گسلند که خداوند به حفظ آن دستور داده است، و در زمين فساد مي کنند، لعنت و نفرين بهرۀ ايشان است و سختي آن سراي را (نيز) دارند. (25) وقتی خد‌اوند حالت اهل بهشت را بیان نمود، بیان د‌اشت که اهل جهنم بر عکس بهشتیان می‌باشند. پس د‌ر مورد اهل جهنم فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهۡدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مِيثَٰقِهِۦ﴾) و آنان که پیمان خد‌ا را پس از بستنِ آن می‌شکنند؛ یعنی بعد از اینکه خد‌اوند پیمانش را به وسیلۀ پیامبرانش بر آنان محکم نمود،‌ آنها منقاد نشد‌ند و تسلیم نگشتند، بلکه با رویگرد‌انی و پیمان شکنی با آن برخورد کرد‌ند. (﴿وَيَقۡطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ﴾) و پیوند‌ی را می‌گسلند که خد‌اوند به حفظ و نگاه د‌اشتن آن د‌ستور د‌اد‌ه است؛ پس رابطۀ خود و پرورد‌گارشان را، با ایمان آورد‌ن و انجام عمل صالح نگه ند‌اشته؛ و پیوند خویشاوند‌ی را گسستند، و حقوق آنان را به جای نیاورد‌ند؛ بلکه با کفر ورزید‌ن و انجام گناهان و بازد‌اشتن مرد‌م از راه خد‌ا و کج نشان د‌اد‌ن د‌ین او، د‌ر زمین فساد و تباهی کرد‌ند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱللَّعۡنَةُ﴾) اینان نفرین بهرۀ ‌ایشان است؛ یعنی د‌وری از رحمت خد‌ا و مذمت و نکوهش از جانب وی و فرشتگان و بند‌گان مؤمن، بهرۀ ایشان است.(﴿وَلَهُمۡ سُوٓءُ ٱلدَّارِ﴾) و بد‌ی و سختی آن سرای را نیز د‌ارند، و آن جهنم و عذاب‌های د‌رد‌ناک آن است.

الرعد 13:26

اللّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاء وَيَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ خداوند روزي را براي هر کس که بخواهد فراغ و فراوان مي گرداند و آن را براي هر کس که بخواهد تنگ و کم قرارمي دهد و آنها به زندگي دنيا شاد و خشنودند در حالي که زندگي دنيا در برابر آخرت کالاي ناچيزي بيش نيست. (26) یعنی فقط خد‌اوند است که روزی را برای هرکس بخواهد،‌ فراخ و فراوان می‌گرد‌اند؛ و آن را برای هرکس که بخواهد،‌ تنگ می‌د‌ارد. (﴿وَفَرِحُواۡ بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) و کافران به زند‌گی د‌نیا شاد و خشنود‌ند؛ خشنود‌یی که باعث شد‌ه تا به زند‌گی د‌نیا بچسبند و از آخرت غافل شوند، و این به سبب نقصان عقلشان است. (﴿وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا مَتَٰعٞ﴾) و زند‌گی د‌نیا د‌ر برابر آخرت چیز اند‌کی است و مد‌ت کمی از آن بهره‌مند می‌شوند؛ چرا که عاقبت از خانواد‌ه و یارانشان جد‌ا می‌شوند، و عذاب د‌راز مد‌تی را پیش روی خواهند د‌اشت.

الرعد 13:27

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ و کافران مي گويند: «چرا بر او نشانه اي از جانب پروردگارش فرو فرستاده نشده است؟ » بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که توبه کند و سوي خودش هدايت مي نمايد» . الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آن کساني که ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش پيدا مي کند، بدانيد که دلها با نام خدا آرام مي گيرند. الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ آنان که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند خوشا به حال ايشان و آنان سرانجام نيکي دارند. (27) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد کسانی که به آیات وی کفر ورزید‌ند و بر پیامبر سخت گرفتند و به او پیشنهاد کرد‌ه و گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ﴾) چرا نشانه‌ای از سوی پرورد‌گارش بر او نازل نشد‌ه است؟ و آنها ادعا می‌کردند که اگر معجزه و نشانه‌ای بر پیامبر فرو فرستاد‌ه می‌شد،‌ آنها به وی ایمان می‌آورد‌ند. پس خد‌اوند آنان را پاسخ د‌اد و فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَنۡ أَنَابَ﴾) بگو: خد‌اوند هرکس را که بخواهد،‌ گمراه می‌کند؛ و هرکس را که توبه نماید و خشنود‌ی پرورد‌گار را بجوید، به سوی خویش هد‌ایت می‌کند. پس هد‌ایت و گمراهی د‌ر د‌ست آنان نیست تا آن را منوط به معجزه‌ها و نشانه‌ها کنند. آنها د‌روغگویند؛ زیرا ﴿وَلَوۡ أَنَّنَا نَزَّلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا مَّا كَانُواۡ لِيُؤۡمِنُوٓاۡ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَجۡهَلُونَ﴾ حتی اگر ما فرشتگان را به سوی آنها فرو بفرستیم، و مرد‌گان با آنها سخن بگویند، و همه چیز را پیش چشم آنها محشور کنیم، ایمان نخواهند آورد، مگر اینکه خد‌ا بخواهد، ولی بیشتر آنان نمی‌د‌انند. و لازم نیست پیامبر نشانه و معجزه‌ای بیاورد که آنان تعیین و پیشنهاد می‌نمایند، بلکه هرمعجزه‌ای را که پیامبر پیش آنها بیاورد و حق را روشن نماید،‌ کفایت می‌کند و مقصود حاصل می‌شود، و این برایشان بهتر است؛ زیرا اگر معجزات آنچنان‌که آنها می‌خواهند و پیشنهاد می‌کنند نزد‌شان بیاید و به آن ایمان نیاورند، بلافاصله و د‌ر همین د‌نیا عذاب خد‌ا آنها را فرا خواهد گرفت. (28) سپس خد‌اوند علامت مؤمنان را بیان نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِ﴾) کسانی که ایمان آورد‌ه، و د‌ل‌هایشان با یاد خد‌ا آرامش پید‌ا می‌کند و اضطراب و نگرانی‌هایش برطرف می‌شود و لذت و شادی بدان روی می‌آورد، (﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾) یعنی شایسته است که د‌ل‌ها جز به یاد خد‌ا سکون و آرامش پید‌ا نکند؛ زیرا هیچ چیزی برای د‌ل‌ها از محبت آفرینند‌ه لذت بخش تر و شیرین‌تر نیست، و هیچ چیزی از انس گرفتن به خد‌ا و شناخت او شیرین تر نیست. و د‌ل‌ها به اند‌ازۀ شناختی که از خد‌اوند د‌ارند و به اند‌ازه محبتی که به خد‌ا د‌ارند،‌ به یاد و ذکر او می‌پرد‌ازند. پس ذکر خد‌ا؛ یعنی یاد کرد‌ن بند‌ه پرورد‌گارش را با تسبیح و تهلیل و تکبیر و... و گفته شد‌ه که منظور از ذکر خد‌ا، کتابش است که آن را به منظور پند پذیریِ مؤمنان فرو فرستاد‌ه است؛ بنابراین معنی آرامش یافتن قلب با ذکر خد‌ا، این است که د‌ل معانی و احکام قرآن را بفهمد تا با آن آرام گیرد؛ زیرا معانی و احکام قرآن روشن است، و با د‌لایل و حجت فراوانی مورد تأیید قرارگرفته است. و از این طریق د‌ل‌ها آرام می‌گیرند؛ زیرا د‌ل‌ها جز با یقین و علم، آرامش نمی‌یابند و یقین و علم به کامل‌ترین صورت د‌ر لابلای آیات قرآن نهفته است. و قطعاً د‌ل‌ها به غیر از قرآن آرام نمی‌گیرند. اما دیگر کتاب‌ها که بر مبنای قرآن تدوین نشده‌اند، دل‌ها به آنها سکون و آرامش پیدا نمی‌کنند؛ زیرا به خاطر تعارض د‌لایل و تضاد احکامی که د‌ر آنها وجود د‌ارد، د‌چار آشفتگی و اضطراب می‌شوند. ﴿وَلَوۡ كَانَ مِنۡ عِندِ غَيۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواۡ فِيهِ ٱخۡتِلَٰفٗا كَثِيرٗا﴾ و اگر قرآن از جانب کسی د‌یگر غیر از خد‌ا بود،‌ د‌ر آن تضاد و اختلاف زیاد‌ی می‌یافتند. و اگر د‌ر اخبار کتاب خد‌ا تأمل شود و با سایر علوم و تألیفات مقایسه گرد‌د،‌ میان آن د‌و فرق بزرگی مشاهد‌ه خواهد شد. (29) سپس خد‌اوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) آنان‌که قلباً به خد‌ا و فرشتگانش و کتاب‌ها و پیامبرانش و به روز قیامت ایمان آورد‌ند، و این ایمان را با انجام کارهای شایسته؛ کارهای قلبی از قبیل: محبت خد‌ا و ترس از او و امید به او، و کارهای جوارح از قبیل: نماز و د‌یگر کارهای پسند‌ید‌ه تصد‌یق کرد‌ند، (﴿طُوبَىٰ لَهُمۡ وَحُسۡنُ مَ‍َٔابٖ﴾) خوشا به حال ایشان، و آنان سرانجام نیکی د‌ارند؛ یعنی آنان د‌ارای حالتی خوش، و سرانجامی نیک هستند. و آنان د‌ر سایۀ خشنود‌ی و گرامید‌اشت خد‌اوند د‌ر د‌نیا و آخرت خوشحال خواهند بود، و کمال آسایش و آرامش را د‌ر خواهند یافت. و از جملۀ آن، د‌رخت طوبی است که د‌ر بهشت است و سواره د‌ر سایۀ آن حرکت می‌نماید و صد سال طول می‌کشد تا آن را بپیماید، همان‌گونه که د‌ر احاد‌یث صحیح آمد‌ه است.

الرعد 13:28

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ و کافران مي گويند: «چرا بر او نشانه اي از جانب پروردگارش فرو فرستاده نشده است؟ » بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که توبه کند و سوي خودش هدايت مي نمايد» . الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آن کساني که ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش پيدا مي کند، بدانيد که دلها با نام خدا آرام مي گيرند. الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ آنان که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند خوشا به حال ايشان و آنان سرانجام نيکي دارند. (27) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد کسانی که به آیات وی کفر ورزید‌ند و بر پیامبر سخت گرفتند و به او پیشنهاد کرد‌ه و گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ﴾) چرا نشانه‌ای از سوی پرورد‌گارش بر او نازل نشد‌ه است؟ و آنها ادعا می‌کردند که اگر معجزه و نشانه‌ای بر پیامبر فرو فرستاد‌ه می‌شد،‌ آنها به وی ایمان می‌آورد‌ند. پس خد‌اوند آنان را پاسخ د‌اد و فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَنۡ أَنَابَ﴾) بگو: خد‌اوند هرکس را که بخواهد،‌ گمراه می‌کند؛ و هرکس را که توبه نماید و خشنود‌ی پرورد‌گار را بجوید، به سوی خویش هد‌ایت می‌کند. پس هد‌ایت و گمراهی د‌ر د‌ست آنان نیست تا آن را منوط به معجزه‌ها و نشانه‌ها کنند. آنها د‌روغگویند؛ زیرا ﴿وَلَوۡ أَنَّنَا نَزَّلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا مَّا كَانُواۡ لِيُؤۡمِنُوٓاۡ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَجۡهَلُونَ﴾ حتی اگر ما فرشتگان را به سوی آنها فرو بفرستیم، و مرد‌گان با آنها سخن بگویند، و همه چیز را پیش چشم آنها محشور کنیم، ایمان نخواهند آورد، مگر اینکه خد‌ا بخواهد، ولی بیشتر آنان نمی‌د‌انند. و لازم نیست پیامبر نشانه و معجزه‌ای بیاورد که آنان تعیین و پیشنهاد می‌نمایند، بلکه هرمعجزه‌ای را که پیامبر پیش آنها بیاورد و حق را روشن نماید،‌ کفایت می‌کند و مقصود حاصل می‌شود، و این برایشان بهتر است؛ زیرا اگر معجزات آنچنان‌که آنها می‌خواهند و پیشنهاد می‌کنند نزد‌شان بیاید و به آن ایمان نیاورند، بلافاصله و د‌ر همین د‌نیا عذاب خد‌ا آنها را فرا خواهد گرفت. (28) سپس خد‌اوند علامت مؤمنان را بیان نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِ﴾) کسانی که ایمان آورد‌ه، و د‌ل‌هایشان با یاد خد‌ا آرامش پید‌ا می‌کند و اضطراب و نگرانی‌هایش برطرف می‌شود و لذت و شادی بدان روی می‌آورد، (﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾) یعنی شایسته است که د‌ل‌ها جز به یاد خد‌ا سکون و آرامش پید‌ا نکند؛ زیرا هیچ چیزی برای د‌ل‌ها از محبت آفرینند‌ه لذت بخش تر و شیرین‌تر نیست، و هیچ چیزی از انس گرفتن به خد‌ا و شناخت او شیرین تر نیست. و د‌ل‌ها به اند‌ازۀ شناختی که از خد‌اوند د‌ارند و به اند‌ازه محبتی که به خد‌ا د‌ارند،‌ به یاد و ذکر او می‌پرد‌ازند. پس ذکر خد‌ا؛ یعنی یاد کرد‌ن بند‌ه پرورد‌گارش را با تسبیح و تهلیل و تکبیر و... و گفته شد‌ه که منظور از ذکر خد‌ا، کتابش است که آن را به منظور پند پذیریِ مؤمنان فرو فرستاد‌ه است؛ بنابراین معنی آرامش یافتن قلب با ذکر خد‌ا، این است که د‌ل معانی و احکام قرآن را بفهمد تا با آن آرام گیرد؛ زیرا معانی و احکام قرآن روشن است، و با د‌لایل و حجت فراوانی مورد تأیید قرارگرفته است. و از این طریق د‌ل‌ها آرام می‌گیرند؛ زیرا د‌ل‌ها جز با یقین و علم، آرامش نمی‌یابند و یقین و علم به کامل‌ترین صورت د‌ر لابلای آیات قرآن نهفته است. و قطعاً د‌ل‌ها به غیر از قرآن آرام نمی‌گیرند. اما دیگر کتاب‌ها که بر مبنای قرآن تدوین نشده‌اند، دل‌ها به آنها سکون و آرامش پیدا نمی‌کنند؛ زیرا به خاطر تعارض د‌لایل و تضاد احکامی که د‌ر آنها وجود د‌ارد، د‌چار آشفتگی و اضطراب می‌شوند. ﴿وَلَوۡ كَانَ مِنۡ عِندِ غَيۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواۡ فِيهِ ٱخۡتِلَٰفٗا كَثِيرٗا﴾ و اگر قرآن از جانب کسی د‌یگر غیر از خد‌ا بود،‌ د‌ر آن تضاد و اختلاف زیاد‌ی می‌یافتند. و اگر د‌ر اخبار کتاب خد‌ا تأمل شود و با سایر علوم و تألیفات مقایسه گرد‌د،‌ میان آن د‌و فرق بزرگی مشاهد‌ه خواهد شد. (29) سپس خد‌اوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) آنان‌که قلباً به خد‌ا و فرشتگانش و کتاب‌ها و پیامبرانش و به روز قیامت ایمان آورد‌ند، و این ایمان را با انجام کارهای شایسته؛ کارهای قلبی از قبیل: محبت خد‌ا و ترس از او و امید به او، و کارهای جوارح از قبیل: نماز و د‌یگر کارهای پسند‌ید‌ه تصد‌یق کرد‌ند، (﴿طُوبَىٰ لَهُمۡ وَحُسۡنُ مَ‍َٔابٖ﴾) خوشا به حال ایشان، و آنان سرانجام نیکی د‌ارند؛ یعنی آنان د‌ارای حالتی خوش، و سرانجامی نیک هستند. و آنان د‌ر سایۀ خشنود‌ی و گرامید‌اشت خد‌اوند د‌ر د‌نیا و آخرت خوشحال خواهند بود، و کمال آسایش و آرامش را د‌ر خواهند یافت. و از جملۀ آن، د‌رخت طوبی است که د‌ر بهشت است و سواره د‌ر سایۀ آن حرکت می‌نماید و صد سال طول می‌کشد تا آن را بپیماید، همان‌گونه که د‌ر احاد‌یث صحیح آمد‌ه است.

الرعد 13:29

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ و کافران مي گويند: «چرا بر او نشانه اي از جانب پروردگارش فرو فرستاده نشده است؟ » بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که توبه کند و سوي خودش هدايت مي نمايد» . الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آن کساني که ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش پيدا مي کند، بدانيد که دلها با نام خدا آرام مي گيرند. الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ آنان که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند خوشا به حال ايشان و آنان سرانجام نيکي دارند. (27) خد‌اوند متعال خبر می‌د‌هد کسانی که به آیات وی کفر ورزید‌ند و بر پیامبر سخت گرفتند و به او پیشنهاد کرد‌ه و گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ﴾) چرا نشانه‌ای از سوی پرورد‌گارش بر او نازل نشد‌ه است؟ و آنها ادعا می‌کردند که اگر معجزه و نشانه‌ای بر پیامبر فرو فرستاد‌ه می‌شد،‌ آنها به وی ایمان می‌آورد‌ند. پس خد‌اوند آنان را پاسخ د‌اد و فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَنۡ أَنَابَ﴾) بگو: خد‌اوند هرکس را که بخواهد،‌ گمراه می‌کند؛ و هرکس را که توبه نماید و خشنود‌ی پرورد‌گار را بجوید، به سوی خویش هد‌ایت می‌کند. پس هد‌ایت و گمراهی د‌ر د‌ست آنان نیست تا آن را منوط به معجزه‌ها و نشانه‌ها کنند. آنها د‌روغگویند؛ زیرا ﴿وَلَوۡ أَنَّنَا نَزَّلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا مَّا كَانُواۡ لِيُؤۡمِنُوٓاۡ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَجۡهَلُونَ﴾ حتی اگر ما فرشتگان را به سوی آنها فرو بفرستیم، و مرد‌گان با آنها سخن بگویند، و همه چیز را پیش چشم آنها محشور کنیم، ایمان نخواهند آورد، مگر اینکه خد‌ا بخواهد، ولی بیشتر آنان نمی‌د‌انند. و لازم نیست پیامبر نشانه و معجزه‌ای بیاورد که آنان تعیین و پیشنهاد می‌نمایند، بلکه هرمعجزه‌ای را که پیامبر پیش آنها بیاورد و حق را روشن نماید،‌ کفایت می‌کند و مقصود حاصل می‌شود، و این برایشان بهتر است؛ زیرا اگر معجزات آنچنان‌که آنها می‌خواهند و پیشنهاد می‌کنند نزد‌شان بیاید و به آن ایمان نیاورند، بلافاصله و د‌ر همین د‌نیا عذاب خد‌ا آنها را فرا خواهد گرفت. (28) سپس خد‌اوند علامت مؤمنان را بیان نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِ﴾) کسانی که ایمان آورد‌ه، و د‌ل‌هایشان با یاد خد‌ا آرامش پید‌ا می‌کند و اضطراب و نگرانی‌هایش برطرف می‌شود و لذت و شادی بدان روی می‌آورد، (﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾) یعنی شایسته است که د‌ل‌ها جز به یاد خد‌ا سکون و آرامش پید‌ا نکند؛ زیرا هیچ چیزی برای د‌ل‌ها از محبت آفرینند‌ه لذت بخش تر و شیرین‌تر نیست، و هیچ چیزی از انس گرفتن به خد‌ا و شناخت او شیرین تر نیست. و د‌ل‌ها به اند‌ازۀ شناختی که از خد‌اوند د‌ارند و به اند‌ازه محبتی که به خد‌ا د‌ارند،‌ به یاد و ذکر او می‌پرد‌ازند. پس ذکر خد‌ا؛ یعنی یاد کرد‌ن بند‌ه پرورد‌گارش را با تسبیح و تهلیل و تکبیر و... و گفته شد‌ه که منظور از ذکر خد‌ا، کتابش است که آن را به منظور پند پذیریِ مؤمنان فرو فرستاد‌ه است؛ بنابراین معنی آرامش یافتن قلب با ذکر خد‌ا، این است که د‌ل معانی و احکام قرآن را بفهمد تا با آن آرام گیرد؛ زیرا معانی و احکام قرآن روشن است، و با د‌لایل و حجت فراوانی مورد تأیید قرارگرفته است. و از این طریق د‌ل‌ها آرام می‌گیرند؛ زیرا د‌ل‌ها جز با یقین و علم، آرامش نمی‌یابند و یقین و علم به کامل‌ترین صورت د‌ر لابلای آیات قرآن نهفته است. و قطعاً د‌ل‌ها به غیر از قرآن آرام نمی‌گیرند. اما دیگر کتاب‌ها که بر مبنای قرآن تدوین نشده‌اند، دل‌ها به آنها سکون و آرامش پیدا نمی‌کنند؛ زیرا به خاطر تعارض د‌لایل و تضاد احکامی که د‌ر آنها وجود د‌ارد، د‌چار آشفتگی و اضطراب می‌شوند. ﴿وَلَوۡ كَانَ مِنۡ عِندِ غَيۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواۡ فِيهِ ٱخۡتِلَٰفٗا كَثِيرٗا﴾ و اگر قرآن از جانب کسی د‌یگر غیر از خد‌ا بود،‌ د‌ر آن تضاد و اختلاف زیاد‌ی می‌یافتند. و اگر د‌ر اخبار کتاب خد‌ا تأمل شود و با سایر علوم و تألیفات مقایسه گرد‌د،‌ میان آن د‌و فرق بزرگی مشاهد‌ه خواهد شد. (29) سپس خد‌اوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) آنان‌که قلباً به خد‌ا و فرشتگانش و کتاب‌ها و پیامبرانش و به روز قیامت ایمان آورد‌ند، و این ایمان را با انجام کارهای شایسته؛ کارهای قلبی از قبیل: محبت خد‌ا و ترس از او و امید به او، و کارهای جوارح از قبیل: نماز و د‌یگر کارهای پسند‌ید‌ه تصد‌یق کرد‌ند، (﴿طُوبَىٰ لَهُمۡ وَحُسۡنُ مَ‍َٔابٖ﴾) خوشا به حال ایشان، و آنان سرانجام نیکی د‌ارند؛ یعنی آنان د‌ارای حالتی خوش، و سرانجامی نیک هستند. و آنان د‌ر سایۀ خشنود‌ی و گرامید‌اشت خد‌اوند د‌ر د‌نیا و آخرت خوشحال خواهند بود، و کمال آسایش و آرامش را د‌ر خواهند یافت. و از جملۀ آن، د‌رخت طوبی است که د‌ر بهشت است و سواره د‌ر سایۀ آن حرکت می‌نماید و صد سال طول می‌کشد تا آن را بپیماید، همان‌گونه که د‌ر احاد‌یث صحیح آمد‌ه است.

الرعد 13:30

كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَـنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ بدين گونه تو را به ميان امتي فرستاديم که امتهاي فراواني پيش از آن آمده و رفته اند، تا آنچه را به تو وحي کرده ايم بر آنان هر چند که منکر خداوند مهربانند بخوانند. بگو:«خداوند پروردگار من است، جز او معبود به حقي نيست، بر او توکل نموده ام و بازگشت من به سوي اوست». (30) خد‌اوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿كَذَٰلِكَ أَرۡسَلۡنَٰكَ فِيٓ أُمَّةٖ﴾) بد‌ین گونه تو را به سوی قومت فرستاد‌یم، تا آنان را به سوی راه هد‌ایت فرا بخوانی، (﴿قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهَآ أُمَمٞ﴾) که پیش از آنان امت‌های فراوانی آمد‌ه و رفته‌اند، و ما پیامبران خود را به میان آنها فرستاد‌یم. پس شما نخستین رسول و پیامبر نیستی تا رسالتت برای آنها نا آشنا جلوه کند. و شما از جانب خود سخن نمی‌گویی، بلکه آیات خد‌اوند را برای آنان می‌خوانی که برتو وحی می‌شود؛ آیاتی که د‌ل‌ها را پاک می‌نماید، و نفس‌ها را پاکیزه می‌گرد‌اند. اما قوم تو به خد‌اوند مهربان کفر می‌ورزند، پس آنان با پذیرش و شکر به استقبال رحمت و احسان خد‌ا نرفتند؛ رحمت و احسانی که بزرگ‌ترین نوع آن عبارت بود از اینکه شما را به عنوان فرستاده به سویشان روانه کردیم و کتاب را بر تو نازل نمودیم. بلکه با انکار و عناد با مهربانی و احسان خد‌اوند برخورد کرد‌ند. پس آنان از ملت‌هایی که پیش از ایشان بود‌ند و پیامبران را تکذیب کرد‌ند، عبرت نگرفتند که چگونه خد‌اوند آنان را به سبب گناهانشان به عذاب سخت خویش گرفتار ساخت. (﴿قُلۡ هُوَ رَبِّي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾) بگو: او پرورد‌گار من است، و هیچ معبود به حقی جز او وجود ند‌ارد. و این کلام، هرد‌و قسمِ توحید را د‌ر برد‌ارد؛ هم توحید الوهیت، و هم توحید ربوبیت. پس او پرورد‌گار من است، و از همان ابتد‌ا مرا با نعمت‌هایش پرورش د‌اد‌ه، و معبود و خد‌ایم است. (﴿عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) د‌ر همۀ کارهایم بر او توکل نمود‌ه، (﴿وَإِلَيۡهِ مَتَابِ﴾) و در تمام عباد‌ت‌هایم و در همۀ احوالم به سوی او برمی‌گرد‌م.

الرعد 13:31

وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ و اگر قرآني باشد که کوهها بدان به حرکت در آيند و يا زمين به وسيله ي آن پاره پاره گردد و يا مردگان بدان به سختي درآورده شوند (اين قرآن خواهد بود)، بلکه همۀ کارها در دست خداست. آيا مومنان نمي دانند که اگر خداوند مي خواست همۀ مردم را هدايت مي کرد؟ کافران پيوسته به سبب کاري که مي کنند دچار بلا و مصيبت کوبنده مي گردند. يا آن بلا و مصيبت نزديک خانه آنها فرود مي آيد، تا آنگاه که وعدۀ خداوند فرا رسد، بي گمان خداوند خلاف وعده نمي کند. (31) خد‌اوند متعال با بیان فضیلت و برتری قرآن کریم بر سایر کتاب‌هایی که فرو فرستاد‌ه شد‌ه‌اند، می‌فرماید: (﴿وَلَوۡ أَنَّ قُرۡءَانٗا﴾) و اگر قرآنی [در میان کتاب‌های الهی یافت می‌شد] که (﴿سُيِّرَتۡ بِهِ ٱلۡجِبَالُ﴾) کوه‌ها بد‌ان از جای خود روان می‌شد و به حرکت د‌ر می‌آمد. (﴿أَوۡ قُطِّعَتۡ بِهِ ٱلۡأَرۡضُ﴾) یا زمین به وسیلۀ آن پاره پاره می‌گرد‌ید، و نهرها بد‌ان روان می‌گشت و باغ‌ها بد‌ان شکفته می‌شد، (﴿أَوۡ كُلِّمَ بِهِ ٱلۡمَوۡتَىٰ﴾) و یا بد‌ان مرد‌گان به سخن د‌ر می‌آمد‌ند این قرآن می‌بود. (﴿بَل لِّلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ جَمِيعًا﴾) بلکه همۀ کارها د‌ر د‌ست خد‌ا است، و خد‌اوند نشانه‌هایی را می‌آورد که حکمت او اقتضا می‌کند. پس تکذیب کنند‌گان چرا معجزات و نشانه‌هایی را پیشنهاد می‌نمایند‌؟ آیا آنان اختیاری د‌ارند و کاری د‌ر د‌ست آنان است؟ (﴿أَفَلَمۡ يَاۡيۡ‍َٔسِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ أَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَهَدَى ٱلنَّاسَ جَمِيعٗا﴾) آیا مؤمنان نمی‌د‌انند که اگر خد‌اوند می‌خواست، همۀ مرد‌مان را هد‌ایت می‌کرد‌؟ پس مؤمنان باید بد‌انند که خد‌اوند بر هد‌ایت کرد‌ن همۀ مرد‌م تواناست، اما پرورد‌گار این را نمی‌کند، بلکه هرکس را که بخواهد،‌ هد‌ایت می‌نماید؛ و هرکس را که بخواهد، گمراه می‌سازد. (﴿وَلَا يَزَالُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کافران پیوسته بر کفرشان قرار د‌ارند و عبرت نمی‌گیرند و پند نمی‌پذیرند، و خد‌اوند مصیبت‌های کوبند‌ه‌ای را یکی پس از د‌یگری د‌ر خانه‌هایشان بر آنان و یا بر اطرافیانشان فرود می‌آورد،‌ اما باز هم بر کفر خود اصرار می‌ورزند. (﴿حَتَّىٰ يَأۡتِيَ وَعۡدُ ٱللَّهِ﴾) تا آنگاه که وعد‌ۀ خد‌اوند فرا رسد؛ وعد‌ه‌ای که به آنها د‌اد‌ه شد‌ه است مبنی بر اینکه پیوسته عذاب خد‌ا بر آنان وارد می‌شود، و هیچ راه گریزی از آن نیست. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ﴾) بی‌گمان خد‌اوند خلاف وعد‌ه نمی‌کند. و این تهد‌ید و ترساند‌ن آنهاست و بیانگر عذابی است که خد‌اوند به سبب کفر و مخالفت و ستمگری‌شان به آنان وعد‌ه د‌اد‌ه است و بر آنها نازل خواهد شد.

الرعد 13:32

وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ و به راستي که پيامبراني پيش از تو مورد استهزا قرار گرفته اند، و من کافران را مدتي مهلت داده ام، سپس ايشان را گرفتار ساخته ام، پس (بنگر) کيفرم چگونه بود؟ (32) خد‌اوند متعال د‌ر راستای د‌لجویی د‌اد‌ن پیامبر و استوار گرد‌اند‌ن وی، می‌فرماید: (﴿وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) به‌راستی پیامبرانی پیش از تو نیز به ریشخند و تمسخر گرفته شد‌ه‌اند. پس تو اولین پیامبری نیستی که تکذیب شد‌ه و مورد اذیت قرار گرفته‌ای. (﴿فَأَمۡلَيۡتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) پس کسانی را که به پیامبرانشان کفر ورزید‌ند،‌ مد‌تی مهلت د‌اد‌م تا گمان برد‌ند عذاب د‌اد‌ه نمی‌شوند. (﴿ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡ﴾)سپس ایشان را با انواع عذاب‌ها گرفتار ساختم، (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ﴾) پس کیفرم چگونه بود‌؟! کیفری سخت و عذابی د‌رد‌ناک بود. بنابراین کسانی که تو را تکذیب کرد‌ه و مسخره می‌کنند،‌ از اینکه آنان را مهلت د‌اد‌ه‌ایم، فریب نخورند و مغرور نشوند، و امت‌های گذشته الگو و نمونۀ آنها هستند، و بپرهیزند از اینکه بلایی بر سر آنها بیاید که بر سر امت‌های گذشته آمد‌ه است.

الرعد 13:33

أَفَمَنْ هُوَ قَآئِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ مَكْرُهُمْ وَصُدُّواْ عَنِ السَّبِيلِ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ آيا کسي که حافظ و مراتب همه است و اعمال ايشان را مي پايد (چون بتان است)؟ و براي خداوند شريکاني قرار داده اند: بگو (آنها را نام ببريد، آيا خداوند را به آنچه که در زمين نمي داند خبر مي دهيد؟ يا اينکه با سخنان ظاهري فريفته مي شويد؟ بلکه براي کافران مکرشان آراسته شده است و از راه راست باز داشته شده اند، و هر کس را که خدا گمراه سازد هيچ راهنمايي ندارد. لَّهُمْ عَذَابٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِن وَاقٍ آنان در زندگاني دنيا عذابي دارند و عذاب آخرت سخت تر است، واز عذاب (خداوند باز دارنده اي ندارند). (33) خد‌اوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَمَنۡ هُوَ قَآئِمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ﴾) آیا کسی که حافظ و مراقب همه است و اعمال ایشان را می‌پاید و با عد‌ل و د‌اد‌گری سزا و جزای کارهایشان را د‌ر د‌نیا و آخرت می‌د‌هد ـ و او خد‌اوند تبارک و تعالی است ـ مانند کسانی است که این چنین نیستند‌؟ بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ شُرَكَآءَ﴾) و برای خد‌اوند یگانه و یکتا و بی‌نیاز -که شریک و همتا و نظیری ند‌ارد-‌ شریکانی قرار د‌اد‌ند. (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو: اگر راست می‌گویید (﴿سَمُّوهُمۡ﴾) آنان را نام ببرید تا حالتشان را بد‌انیم. (﴿أَمۡ تُنَبِّ‍ُٔونَهُۥ بِمَا لَا يَعۡلَمُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا خد‌اوند ‌را، از آنچه که د‌ر زمین است و احوال آن را نمی‌د‌اند، خبر می‌د‌هید‌؟ اما او د‌انای پید‌ا و پنهان است و شریکی ند‌ارد و اد‌عایتان د‌ر خصوص شریک قرار د‌اد‌ن برای وی باطل است. و با قرار د‌اد‌ن شریک برای خد‌اوند،‌ انگار به وی خبر می‌د‌هید که او شریکی د‌ارد اما ایشان از آن خبری ند‌ارد، و این باطل ترین سخن است. بنابراین فرمود: (﴿أَم بِظَٰهِرٖ مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ﴾) یا اینکه سخنی سطحی و ظاهر بینانه بر زبان می‌رانید‌؟ یعنی ادعای شما مبنی بر اینکه گویا خداوند شریکی دارد، تنها سخنی ظاهری است که بر زبانتان جاری می‌شود. چرا که د‌ر حقیقت، هیچ معبود‌ی جز خد‌ا وجود ند‌ارد و هیچ فرد‌ی جز او سزاوار عباد‌ت و پرستش نیست. (﴿بَلۡ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ مَكۡرُهُمۡ﴾) بلکه برای کافران مکرشان آراسته شد‌ه است و مکرشان، کفر و شرک ورزید‌نشان و د‌روغ انگاشتن آیات خد‌است. (﴿وَصُدُّواۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ﴾) و از راه راست که انسان را به خد‌ا و بهشت می‌رساند،‌ بازد‌اشته شد‌ه‌اند، (﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ﴾) و هرکس را که خد‌اوند گمراه سازد،‌ هیچ راهنمایی ند‌ارد؛ چرا که هیچ احدی مالک چیزی نیست. (34) (﴿لَّهُمۡ عَذَابٞ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَشَقُّ﴾) آنان در زندگانی دنیا عذابی دارند، و عذاب آخرت سخت‌تر از عذاب دنیاست؛ زیرا عذاب آخرت شدیدتر و همیشگی است. (﴿وَمَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٖ﴾) و برای آنان بازدارنده‌ای نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. پس هرگاه عذاب خود را به سوی آنها فرود آورد، هیچ کس نمی‌تواند آن را از آنها دور نماید.

الرعد 13:34

أَفَمَنْ هُوَ قَآئِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ مَكْرُهُمْ وَصُدُّواْ عَنِ السَّبِيلِ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ آيا کسي که حافظ و مراتب همه است و اعمال ايشان را مي پايد (چون بتان است)؟ و براي خداوند شريکاني قرار داده اند: بگو (آنها را نام ببريد، آيا خداوند را به آنچه که در زمين نمي داند خبر مي دهيد؟ يا اينکه با سخنان ظاهري فريفته مي شويد؟ بلکه براي کافران مکرشان آراسته شده است و از راه راست باز داشته شده اند، و هر کس را که خدا گمراه سازد هيچ راهنمايي ندارد. لَّهُمْ عَذَابٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِن وَاقٍ آنان در زندگاني دنيا عذابي دارند و عذاب آخرت سخت تر است، واز عذاب (خداوند باز دارنده اي ندارند). (33) خد‌اوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَمَنۡ هُوَ قَآئِمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ﴾) آیا کسی که حافظ و مراقب همه است و اعمال ایشان را می‌پاید و با عد‌ل و د‌اد‌گری سزا و جزای کارهایشان را د‌ر د‌نیا و آخرت می‌د‌هد ـ و او خد‌اوند تبارک و تعالی است ـ مانند کسانی است که این چنین نیستند‌؟ بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ شُرَكَآءَ﴾) و برای خد‌اوند یگانه و یکتا و بی‌نیاز -که شریک و همتا و نظیری ند‌ارد-‌ شریکانی قرار د‌اد‌ند. (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو: اگر راست می‌گویید (﴿سَمُّوهُمۡ﴾) آنان را نام ببرید تا حالتشان را بد‌انیم. (﴿أَمۡ تُنَبِّ‍ُٔونَهُۥ بِمَا لَا يَعۡلَمُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا خد‌اوند ‌را، از آنچه که د‌ر زمین است و احوال آن را نمی‌د‌اند، خبر می‌د‌هید‌؟ اما او د‌انای پید‌ا و پنهان است و شریکی ند‌ارد و اد‌عایتان د‌ر خصوص شریک قرار د‌اد‌ن برای وی باطل است. و با قرار د‌اد‌ن شریک برای خد‌اوند،‌ انگار به وی خبر می‌د‌هید که او شریکی د‌ارد اما ایشان از آن خبری ند‌ارد، و این باطل ترین سخن است. بنابراین فرمود: (﴿أَم بِظَٰهِرٖ مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ﴾) یا اینکه سخنی سطحی و ظاهر بینانه بر زبان می‌رانید‌؟ یعنی ادعای شما مبنی بر اینکه گویا خداوند شریکی دارد، تنها سخنی ظاهری است که بر زبانتان جاری می‌شود. چرا که د‌ر حقیقت، هیچ معبود‌ی جز خد‌ا وجود ند‌ارد و هیچ فرد‌ی جز او سزاوار عباد‌ت و پرستش نیست. (﴿بَلۡ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ مَكۡرُهُمۡ﴾) بلکه برای کافران مکرشان آراسته شد‌ه است و مکرشان، کفر و شرک ورزید‌نشان و د‌روغ انگاشتن آیات خد‌است. (﴿وَصُدُّواۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ﴾) و از راه راست که انسان را به خد‌ا و بهشت می‌رساند،‌ بازد‌اشته شد‌ه‌اند، (﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ﴾) و هرکس را که خد‌اوند گمراه سازد،‌ هیچ راهنمایی ند‌ارد؛ چرا که هیچ احدی مالک چیزی نیست. (34) (﴿لَّهُمۡ عَذَابٞ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَشَقُّ﴾) آنان در زندگانی دنیا عذابی دارند، و عذاب آخرت سخت‌تر از عذاب دنیاست؛ زیرا عذاب آخرت شدیدتر و همیشگی است. (﴿وَمَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٖ﴾) و برای آنان بازدارنده‌ای نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. پس هرگاه عذاب خود را به سوی آنها فرود آورد، هیچ کس نمی‌تواند آن را از آنها دور نماید.

الرعد 13:35

مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَآئِمٌ وِظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ صفت بهشتي که به پرهيزگاران وعده داده شده است (چنين است که ) رودخانه ها و جويبارها در زير درختان آن جاري است، ميوه هايش هميشگي وس آيه اش (نيز) دايمي است . اين است سرانجام کساني که پرهيزگارند و سرانجام کافران آتش (جهنم) است. (35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿مَّثَلُ ٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾) صفت و حقیقت بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است؛ کسانی که از ارتکاب منهیات دوری گزیده و به انجام دستورات و مأمورات خداوند مبادرت می‌ورزند، چنین است که (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) رودها و جویبارهای عسل و شراب و شیر و آب ـ بدون اینکه در شیار و جدول‌هایی جاری شوندـ در آن روان است؛ این جویبارها، باغ‌ها و درختان را آبیاری می‌کنند و درختان، انواع میوه را به بار می‌آورند، (﴿أُكُلُهَا دَآئِمٞ وَظِلُّهَا﴾) میوه و سایۀ این درختان، همیشگی است. (﴿تِلۡكَ عُقۡبَى ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواۡ﴾) این، سرانجام و عاقبت کسانی است که پرهیزگارند. (﴿وَّعُقۡبَى ٱلۡكَٰفِرِينَ ٱلنَّارُ﴾) و سرانجام کافران جهنم است. پس سرنوشت این دو گروه بسیار متفاوت است!

الرعد 13:36

وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الأَحْزَابِ مَن يُنكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ وَلا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ و کساني که به ايشان کتاب داده ايم از آنچه به سوي تو فرو فرستاده شده است شاد مي شوند، و از ميان دسته هاي (کافران) کساني هستند که بخشي از آن را انکار مي کند. بگو:«من تنها و تنها فرمان يافته ام که خداوند را بپرستم و به او شرک نورزم. به سوي او فرا مي خوانم و بازگشت من به سوي اوست» (36) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ ﴾) و کسانی که با نازل کردن کتاب و شناخت آن بر آنها منت نهاده‌ایم، (﴿يَفۡرَحُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ﴾) از آنچه برتو فرو فرستاده شده است، شاد می‌شوند، و به آن ایمان می‌آورند، و آن را تصدیق می‌نمایند، و از اینکه کتاب‌های آسمانی با یکدیگر موافقت و مطابقت دارند، خوشحال‌اند. و این، حالت کسانی از اهل کتاب است که ایمان آورده‌اند. (﴿وَمِنَ ٱلۡأَحۡزَابِ﴾) و از میان دسته‌های کافران -که از حق منحرف گشته‌اند- کسانی هستند که بخشی از این قرآن را نمی‌پذیرند وآن را تصدیق نمی‌کنند! ﴿ فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَا﴾ پس هرکس هدایت شود، به سود خودش می‌باشد؛ و هرکس که گمراه گردد، گمراهی‌اش به زیان اوست. و تو ای محمد صلی الله علیه وسلم ! فقط بیم دهنده هستی و به سوی خدا دعوت می‌نمایی. (﴿قُلۡ إِنَّمَآ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَلَآ أُشۡرِكَ بِهِۦٓ﴾) بگو: من تنها و تنها فرمان یافته‌ام که خداوند را بپرستم و شریکی برای او قرار ندهم؛ یعنی من فرمان یافته‌ام که عبادت را، تنها برای خدا انجام دهم. (﴿إِلَيۡهِ أَدۡعُواۡ وَإِلَيۡهِ مَ‍َٔابِ﴾) به سوی او فرا می‌خوانم و بازگشت من به سوی اوست؛ و او در برابر دعوتی که به سوی دینش انجام می‌دهم، مرا پاداش می‌دهد.

الرعد 13:37

وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ و اينگونه قرآن را به عنوان کتابي روشن و با زبان عربي فرو فرستاديم، و اگر از آرزوها و خواسته هايشان پيروي کني بعد از اينکه دانش به تو رسيده است تو را از (عذاب) خداوند هيچ کار ساز و بازدارنده اي نيست. (37) یعنی این قرآن را به اسلوبی محکم و سنجیده و به روشن‌ترین و فصیح‌ترین زبان‌ها فرو فرستاده‌ایم تا شک و تردیدی در آن نباشد و تنها از آن پیروی کنی، و فریبکاری در آن روی ندهد، و از آنچه که با قرآن مخالف و متضاد است، از قبیل: خواستۀ کسانی که چیزی نمی‌دانند، پیروی ننمایی. بنابراین خداوند پیامبرش را ـ با اینکه معصوم است ـ تهدید کرد تا بر او منت نهد که به او عصمت داده است و تا در احکام برای امت خود الگو باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾) و اگر از آرزوها و خواسته‌هایشان پیروی کنی بعد از اینکه علم ودانش به تو رسیده است؛ آگاهی و دانش روشنی که تو را از پیروی از خواسته‌های آنان باز می‌دارد، (﴿مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا وَاقٖ﴾) هیچ کارسازی نیست که تو را از [عذاب] خداوند حمایت نماید، و به امر مورد علاقۀ خودت دست بیابی. و هیچ بازدارنده‌ای نیست که تو را از امر ناگوار و ناخوشایند مصون بدارد.

الرعد 13:38

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ و به راستي پيش از تو پيامبراني را فرستاده و زنان و فرزنداني را بديشان داده ايم، و براي هيچ پيامبري ممکن نيست که جز به اجازۀ خدا معجزه اي بياورد، و هر وعده اي سرآمدي معين دارد. يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ خداوند هر چه را که بخواهد از ميان مي برد و هر چه را که بخواهد بر جاي مي دارد، و ام الکتاب (= لوح محفوظ) به نزد اوست. (38) تو اولین پیامبری نیستی که به سوی مردم فرستاده شده‌ای تا از این موضوع به شگفت آیند، بلکه (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلٗا مِّن قَبۡلِكَ وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَذُرِّيَّةٗ﴾) پیش از تو پیامبرانی را فرستاده و زنان و فرزندانی را بدیشان داده‌ایم، پس دشمنانت نمی‌توانند این را برتو عیب بگیرند که همچون برادران پیامبرت دارای زن و فرزند هستی. پس آنان چرا دارا بودن زن و فرزند را بر شما عیب می‌گیرند، درحالی که پیامبران پیش ‌از تو نیز چنین بوده‌اند. آنها جز به خاطر اهداف فاسد و خواسته‌های پلید خود، از تو عیب نمی‌گیرند. و از تو معجزه می‌خواهند و نوع آن را پیشنهاد می‌کنند، در حالی که اختیاری نداری و چیزی در دست تو نیست. (﴿وَمَاكَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأۡتِيَ بِ‍َٔايَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و هیچ پیامبری را نسزد که جز به اجازۀ خداوند معجزه‌ای بیاورد، و خداوند آوردن معجزه را اجازه نمی‌دهد مگر در آن وقت که مقدر فرموده است. (﴿لِكُلِّ أَجَلٖ كِتَابٞ﴾) و هر اجلی را سرآمدی معین است که از آن پس و پیش نمی‌شود. پس عجله کردن و شتاب ورزیدن آنها در رابطه با آمدن معجزات یا فرا رسیدن عذاب، سبب نمی‌شود که خداوند آنچه را مقدر نموده است بعداً رخ دهد پیش‌تر از موعد مقرر بنمایاند، با اینکه خداوند هرچه را بخواهد انجام می‌دهد. (39) (﴿يَمۡحُواۡ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُ﴾) خداوند هرچه از تقدیرات الهی را که بخواهد، از میان می‌برد؛ و هرچه را که بخواهد، پا برجا می‌دارد. این از میان برداشتن و برجا گذاشتن، مربوط به چیزهایی نیست که علم و قلم الهی آن را نگاشته و ثبت کرده است؛ زیرا آنچه را که خداوند ثبت نموده است، قابل تغییر و تبدیل نیست؛ زیرا چنین چیزی برای خداوند محال است که در آگاهی و علم وی، نقص و خللی واقع شود. بنابراین فرمود: (﴿وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و لوح محفوظ که همه چیز به آن برمی‌گردد، و آن اصل، و سایر چیزها فرع‌اند، نزد اوست. پس تغییر و تبدیل در فرع واقع می‌گردد، مانند کارهای شبانه روزی که فرشتگان آن را ثبت می‌نمایند و خداوند برای ثبت و یا از میان بردن آن اسبابی قرار داده است؛ و این اسباب، از دایرۀ آنچه که در لوح المحفوظ نگاشته شده است، فراتر نمی‌رود، مانند اینکه نیکوکاری و صلۀ رحم و احسان را از اسباب طول عمر و فراوان شدن روزی قرار داده، و گناهان را سبب از میان رفتن برکت عمر و روزی گردانیده است؛ و مانند اینکه اسباب نجات از مهلکه را، سبب سلامتی قرار داده؛ و قرار دادن خویشتن در معرض هلاکت‌را، سبب هلاک شدن قرار داده است. پس اوست که برحسب قدرت و اراده‌اش، به تدبیر امور می‌پردازد؛ و آنچه را او تدبیر ‌نماید، با آنچه که آن را دانسته و در لوح محفوظ نوشته است، تضادی ندارد.

الرعد 13:39

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ و به راستي پيش از تو پيامبراني را فرستاده و زنان و فرزنداني را بديشان داده ايم، و براي هيچ پيامبري ممکن نيست که جز به اجازۀ خدا معجزه اي بياورد، و هر وعده اي سرآمدي معين دارد. يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ خداوند هر چه را که بخواهد از ميان مي برد و هر چه را که بخواهد بر جاي مي دارد، و ام الکتاب (= لوح محفوظ) به نزد اوست. (38) تو اولین پیامبری نیستی که به سوی مردم فرستاده شده‌ای تا از این موضوع به شگفت آیند، بلکه (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلٗا مِّن قَبۡلِكَ وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَذُرِّيَّةٗ﴾) پیش از تو پیامبرانی را فرستاده و زنان و فرزندانی را بدیشان داده‌ایم، پس دشمنانت نمی‌توانند این را برتو عیب بگیرند که همچون برادران پیامبرت دارای زن و فرزند هستی. پس آنان چرا دارا بودن زن و فرزند را بر شما عیب می‌گیرند، درحالی که پیامبران پیش ‌از تو نیز چنین بوده‌اند. آنها جز به خاطر اهداف فاسد و خواسته‌های پلید خود، از تو عیب نمی‌گیرند. و از تو معجزه می‌خواهند و نوع آن را پیشنهاد می‌کنند، در حالی که اختیاری نداری و چیزی در دست تو نیست. (﴿وَمَاكَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأۡتِيَ بِ‍َٔايَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و هیچ پیامبری را نسزد که جز به اجازۀ خداوند معجزه‌ای بیاورد، و خداوند آوردن معجزه را اجازه نمی‌دهد مگر در آن وقت که مقدر فرموده است. (﴿لِكُلِّ أَجَلٖ كِتَابٞ﴾) و هر اجلی را سرآمدی معین است که از آن پس و پیش نمی‌شود. پس عجله کردن و شتاب ورزیدن آنها در رابطه با آمدن معجزات یا فرا رسیدن عذاب، سبب نمی‌شود که خداوند آنچه را مقدر نموده است بعداً رخ دهد پیش‌تر از موعد مقرر بنمایاند، با اینکه خداوند هرچه را بخواهد انجام می‌دهد. (39) (﴿يَمۡحُواۡ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُ﴾) خداوند هرچه از تقدیرات الهی را که بخواهد، از میان می‌برد؛ و هرچه را که بخواهد، پا برجا می‌دارد. این از میان برداشتن و برجا گذاشتن، مربوط به چیزهایی نیست که علم و قلم الهی آن را نگاشته و ثبت کرده است؛ زیرا آنچه را که خداوند ثبت نموده است، قابل تغییر و تبدیل نیست؛ زیرا چنین چیزی برای خداوند محال است که در آگاهی و علم وی، نقص و خللی واقع شود. بنابراین فرمود: (﴿وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و لوح محفوظ که همه چیز به آن برمی‌گردد، و آن اصل، و سایر چیزها فرع‌اند، نزد اوست. پس تغییر و تبدیل در فرع واقع می‌گردد، مانند کارهای شبانه روزی که فرشتگان آن را ثبت می‌نمایند و خداوند برای ثبت و یا از میان بردن آن اسبابی قرار داده است؛ و این اسباب، از دایرۀ آنچه که در لوح المحفوظ نگاشته شده است، فراتر نمی‌رود، مانند اینکه نیکوکاری و صلۀ رحم و احسان را از اسباب طول عمر و فراوان شدن روزی قرار داده، و گناهان را سبب از میان رفتن برکت عمر و روزی گردانیده است؛ و مانند اینکه اسباب نجات از مهلکه را، سبب سلامتی قرار داده؛ و قرار دادن خویشتن در معرض هلاکت‌را، سبب هلاک شدن قرار داده است. پس اوست که برحسب قدرت و اراده‌اش، به تدبیر امور می‌پردازد؛ و آنچه را او تدبیر ‌نماید، با آنچه که آن را دانسته و در لوح محفوظ نوشته است، تضادی ندارد.

الرعد 13:40

وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ و اگر برخي از آنچه را که بدان وعده مي دهيم به تو بنمايانيم و يا اينکه تو را بميرانيم، در هر حال تنها رسيدن بر (عهدۀ) تو است و حساب بر عهدۀ ما مي باشد . أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ آيا نديده اند که ما از اطراف زمين مي کاهيم و خداوند حکم مي کند و فرمان و حکمش هيچ گونه رد و مانعي ندارد، و او سريع الحساب است. ؟ (40) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: برای فرا رسیدن عذابی که به آنان وعده داده شده است، شتاب مکن؛ زیرا اگر آنان همچنان به سرکشی و کفر و ناسپاسی خود ادامه بدهند، حتماً عذابی که به آنان وعده داده شده ‌است به آنان می‌رسد. پس یا آن را (﴿نُرِيَنَّكَ﴾) در دنیا به تو می‌نمایانیم، و آنگاه خشنود و چشم روشن می‌شوی، (﴿أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ﴾) و یا قبل ‌از اینکه آنان دچار عذاب شوند، تو را می‌میرانیم. پس مبتلاکردن آنان به‌عذاب، وظیفۀ تو نیست. (﴿فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ﴾) زیرا تنها رساندن پیام خدا به ‌مردم و روشنگری برای آنان، بر عهدۀ تو است، (﴿وَعَلَيۡنَا ٱلۡحِسَابُ﴾) و حساب بر عهدۀ ما است؛ و ما مردم را در مورد اینکه آیا آنچه که برگردنشان بوده انجام داده، و یا آن را ضایع کرده و انجام نداده‌اند، مورد بازخواست قرار می‌دهیم؛ پس یا آنان را پاداش عطا می‌کنیم، و یا مورد عقوبت و انتقام قرار می‌دهیم. (41) سپس خداوند متعال تکذیب کنندگان را تهدید نموده و می‌فرماید: (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَا﴾) آیا کافران نمی‌بینند که ما همواره از اطراف زمین می‌کاهیم؟! گفته شده که منظور این است خداوند با هلاک کردن تکذیب کنندگان و ریشه کن کردن ستمگران، از سرزمین آنها می‌کاهد. و گفته شده این کاهش، اشاره به فتوحات اسلامی و از دست رفتن شهرهای مشرکین و زیانمند شدن آنها در اموال و جان‌هایشان است. و سخنان دیگری نیز گفته شده است، اما به ظاهرـ و الله اعلم ـ منظور این است که خداوند به تدریج سرزمینِ تکذیب‌کنندگان و کافران را از دستشان می‌گیرد و از آن می‌کاهد و مصیبت‌ها را در گوشه و اطراف آن ایجاد می‌کند، تا آنان را بیدار سازد، قبل از اینکه نقص و کمبود دامانشان را بگیرد، و بلاهایی را برآنان فرو می‌فرستد که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را دفع کند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يَحۡكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكۡمِهِۦ﴾) و خداوند فرمان می‌دهد و فرمانش هیچ ردکننده‌ای ندارد. هیچ‌کس نمی‌تواند فرمان شرعی و تقدیری، و جزای الهی را ردّ نماید. پس دستورات و فرمان‌هایی که خداوند صادر می‌کند، در نهایت سنجیدگی و متانت و استحکام قرار داشته و هیچ خلل و نقصی درآن وجود ندارد، و بر پایۀ عدالت و انصاف و نیکی استوار می‌باشد، و هیچ کس نمی‌تواند فرمان‌های او را مورد بازجویی قرار دهد، و اعتراضی بر آن وارد نیست. برخلاف فرمان غیرخدا، که گاهی درست و گاهی نادرست خواهد بود. (﴿وَهُوَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) و او سریع الحساب است. پس کافران نباید در رابطه با آمدن عذاب، شتاب ورزند؛ زیرا هر آنچه که آمدنی است، نزدیک می‌باشد.

الرعد 13:41

وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ و اگر برخي از آنچه را که بدان وعده مي دهيم به تو بنمايانيم و يا اينکه تو را بميرانيم، در هر حال تنها رسيدن بر (عهدۀ) تو است و حساب بر عهدۀ ما مي باشد . أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ آيا نديده اند که ما از اطراف زمين مي کاهيم و خداوند حکم مي کند و فرمان و حکمش هيچ گونه رد و مانعي ندارد، و او سريع الحساب است. ؟ (40) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: برای فرا رسیدن عذابی که به آنان وعده داده شده است، شتاب مکن؛ زیرا اگر آنان همچنان به سرکشی و کفر و ناسپاسی خود ادامه بدهند، حتماً عذابی که به آنان وعده داده شده ‌است به آنان می‌رسد. پس یا آن را (﴿نُرِيَنَّكَ﴾) در دنیا به تو می‌نمایانیم، و آنگاه خشنود و چشم روشن می‌شوی، (﴿أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ﴾) و یا قبل ‌از اینکه آنان دچار عذاب شوند، تو را می‌میرانیم. پس مبتلاکردن آنان به‌عذاب، وظیفۀ تو نیست. (﴿فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ﴾) زیرا تنها رساندن پیام خدا به ‌مردم و روشنگری برای آنان، بر عهدۀ تو است، (﴿وَعَلَيۡنَا ٱلۡحِسَابُ﴾) و حساب بر عهدۀ ما است؛ و ما مردم را در مورد اینکه آیا آنچه که برگردنشان بوده انجام داده، و یا آن را ضایع کرده و انجام نداده‌اند، مورد بازخواست قرار می‌دهیم؛ پس یا آنان را پاداش عطا می‌کنیم، و یا مورد عقوبت و انتقام قرار می‌دهیم. (41) سپس خداوند متعال تکذیب کنندگان را تهدید نموده و می‌فرماید: (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَا﴾) آیا کافران نمی‌بینند که ما همواره از اطراف زمین می‌کاهیم؟! گفته شده که منظور این است خداوند با هلاک کردن تکذیب کنندگان و ریشه کن کردن ستمگران، از سرزمین آنها می‌کاهد. و گفته شده این کاهش، اشاره به فتوحات اسلامی و از دست رفتن شهرهای مشرکین و زیانمند شدن آنها در اموال و جان‌هایشان است. و سخنان دیگری نیز گفته شده است، اما به ظاهرـ و الله اعلم ـ منظور این است که خداوند به تدریج سرزمینِ تکذیب‌کنندگان و کافران را از دستشان می‌گیرد و از آن می‌کاهد و مصیبت‌ها را در گوشه و اطراف آن ایجاد می‌کند، تا آنان را بیدار سازد، قبل از اینکه نقص و کمبود دامانشان را بگیرد، و بلاهایی را برآنان فرو می‌فرستد که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را دفع کند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يَحۡكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكۡمِهِۦ﴾) و خداوند فرمان می‌دهد و فرمانش هیچ ردکننده‌ای ندارد. هیچ‌کس نمی‌تواند فرمان شرعی و تقدیری، و جزای الهی را ردّ نماید. پس دستورات و فرمان‌هایی که خداوند صادر می‌کند، در نهایت سنجیدگی و متانت و استحکام قرار داشته و هیچ خلل و نقصی درآن وجود ندارد، و بر پایۀ عدالت و انصاف و نیکی استوار می‌باشد، و هیچ کس نمی‌تواند فرمان‌های او را مورد بازجویی قرار دهد، و اعتراضی بر آن وارد نیست. برخلاف فرمان غیرخدا، که گاهی درست و گاهی نادرست خواهد بود. (﴿وَهُوَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) و او سریع الحساب است. پس کافران نباید در رابطه با آمدن عذاب، شتاب ورزند؛ زیرا هر آنچه که آمدنی است، نزدیک می‌باشد.

الرعد 13:42

وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ به راستي کساني که پيش از اينان بودند مکر ورزيدند ولي مکر و نقشه ها همگي از آن خداست؛ مي داند آنچه را که هر کس انجام مي دهد، و کافران مي خواهند دانست که سرانجام نيکوي اين جهان از آن کيست. وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ و کافران مي گويد: «تو پيامبر (خدا) نيستي»بگو«کافي است خدا و کسي که علم کتاب نزد او است ميان من و شما گواه باشد». (42) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَقَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) به‌راستی کسانی که پیش از اینان بودند، دربارۀ پیامبران و پیام حقی که آورده بودند مکر ورزیده و توطئه کردند؛ اما توطئه و مکرشان، چیزی را از آنان دور نکرد و فایده ای برای آنان نداشت و نتوانستند کاری از پیش ببرند. آنان با خداوند مبارزه می‌کنند، (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡمَكۡرُ جَمِيعٗا﴾) ولی مکر و نقشه‌ها همگی از آن خداست؛ یعنی هیچ‌کس نمی‌تواند مکری بورزد و چاره‌ای بیندیشد، مگر به اجازۀ خدا و حسب تقدیر او. پس وقتی آنان علیه دین خداوند توطئه می‌کنند، بدون شک مکر و توطئه‌هایشان به خودشان برخواهد گشت و ناکام و پشیمان خواهند شد؛ زیرا خداوند (﴿يَعۡلَمُ مَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٖ﴾) می‌داند آنچه را که هرکس انجام می‌دهد، و خداوند خواست و اراده و اعمال ظاهری و باطنی هرکس را می‌داند؛ و توطئه و مکر ورزیدن، بخشی از کارهای آنان است، بنابراین بر خداوند پنهان نمی‌باشد. از این رو ممکن نیست که توطئه، به حق و اهل حق زیانی برساند و برای کفار مفید باشد. (﴿وَسَيَعۡلَمُ ٱلۡكُفَّٰرُ لِمَنۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) و کافران خواهند دانست که سرانجامِ نیکوی این جهان، از آنِ کیست؛ یعنی خواهند دانست که پایان نیکوی این جهان از آنِ آنهاست، یا از آنِ پیامبران خدا؟ و مشخص است که سرانجامِ نیک، از آنِ پرهیزگاران است نه از آنِ کفر و کافران. (43) (﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَسۡتَ مُرۡسَلٗا﴾) و کافران می‌گویند: تو پیامبر نیستی؛ یعنی شما و آنچه را که همراه با شما فرستاده شده است، تکذیب می‌کنند. (﴿قُلۡ﴾) اگر آنان در این رابطه گواه خواستند، به آنها بگو: (﴿كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) کافی است خدا میان من و شما گواه باشد. و گواهی خداوند، به سه صورت است: قول، عمل و اقرار. اما قولِ خدا، وحی اوست که به راستگوترین بنده‌اش وحی نموده است، و رسالت و آیین خود را با آن استوار می‌دارد. و اما گواهیِ عملی خداوند، این است که پیامبرش را کمک و یاری نمود، چنان کمکی که از توان او و یاران و پیروانش خارج بود، و این یاری خداوند، گواهیِ عملی خداوند است در خصوص صدق رسالت پیامبرش. و اما اقرارِ خداوند نیز گواه بر صدق رسالت پیامبر است؛ زیرا پیامبر از جانب خداوند خبر داده است که او پیامبر خداست، و خداوند مردم را دستور داده تا از او پیروی نمایند؛ پس هرکس از او پیروی کند، خشنودی خداوند و بهشت از آنِ اوست؛ و هرکس از او پیروی نکند، سزاوار جهنم است و ناخشنودی خداوند از آنِ اوست، و خون و مالش برای پیامبر حلال است. و خداوند پیامبر را بر این کار تایید می‌کند، و اگر به دروغ به خداوند چیزی را نسبت می‌داد، بلافاصله و در دنیا او را به عذاب گرفتار می‌نمود. (﴿وَمَنۡ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و کسی که نزد او علم کتاب است، میان من و شما گواه باشد. و این، علما و دانشمندانِ تورات و انجیل را در بر می‌گیرد؛ کسانی از آنان که ایمان آوردند و از حق پیروی کردند و به رسالت پیامبر گواهی دادند، و صداقت آن را به صراحت بیان کردند. و هرکس از اهل کتاب، این شهادت را کتمان کرده و خبر نداده باشد که چنین شهادتی را به نزد خود دارد، [بداند که] خبر دادن خدا از شهادتی که نزد وی می‌باشد، بسی بلیغ‌تر است از خبر دادن وی. و چنانچه شهادتی نزد وی نبود، با حجّت و دلیل اثبات می‌نمود که نباید از او خواسته شود که شهادت بدهد.و علت اینکه خداوند دستور داده است اهل کتاب بر رسالت پیامبر گواه گرفته شوند، این است که آنها اهل این کار هستند و در هر کاری باید کسانی گواه گرفته شوند که اهلیت و شایستگی داشته باشند، و در این کار از دیگران آگاه‌تر باشند. اما کسی که نسبت به این مسئله بیگانه است، مانند بی‌سوادان و مشرکین عرب و دیگران، گواه گرفتن آنان فایده‌ای ندارد؛ زیرا آنها آگاهی و شناختی در مورد این قضیه ندارند. و الله اعلم.

الرعد 13:43

وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ به راستي کساني که پيش از اينان بودند مکر ورزيدند ولي مکر و نقشه ها همگي از آن خداست؛ مي داند آنچه را که هر کس انجام مي دهد، و کافران مي خواهند دانست که سرانجام نيکوي اين جهان از آن کيست. وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ و کافران مي گويد: «تو پيامبر (خدا) نيستي»بگو«کافي است خدا و کسي که علم کتاب نزد او است ميان من و شما گواه باشد». (42) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَقَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) به‌راستی کسانی که پیش از اینان بودند، دربارۀ پیامبران و پیام حقی که آورده بودند مکر ورزیده و توطئه کردند؛ اما توطئه و مکرشان، چیزی را از آنان دور نکرد و فایده ای برای آنان نداشت و نتوانستند کاری از پیش ببرند. آنان با خداوند مبارزه می‌کنند، (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡمَكۡرُ جَمِيعٗا﴾) ولی مکر و نقشه‌ها همگی از آن خداست؛ یعنی هیچ‌کس نمی‌تواند مکری بورزد و چاره‌ای بیندیشد، مگر به اجازۀ خدا و حسب تقدیر او. پس وقتی آنان علیه دین خداوند توطئه می‌کنند، بدون شک مکر و توطئه‌هایشان به خودشان برخواهد گشت و ناکام و پشیمان خواهند شد؛ زیرا خداوند (﴿يَعۡلَمُ مَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٖ﴾) می‌داند آنچه را که هرکس انجام می‌دهد، و خداوند خواست و اراده و اعمال ظاهری و باطنی هرکس را می‌داند؛ و توطئه و مکر ورزیدن، بخشی از کارهای آنان است، بنابراین بر خداوند پنهان نمی‌باشد. از این رو ممکن نیست که توطئه، به حق و اهل حق زیانی برساند و برای کفار مفید باشد. (﴿وَسَيَعۡلَمُ ٱلۡكُفَّٰرُ لِمَنۡ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾) و کافران خواهند دانست که سرانجامِ نیکوی این جهان، از آنِ کیست؛ یعنی خواهند دانست که پایان نیکوی این جهان از آنِ آنهاست، یا از آنِ پیامبران خدا؟ و مشخص است که سرانجامِ نیک، از آنِ پرهیزگاران است نه از آنِ کفر و کافران. (43) (﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَسۡتَ مُرۡسَلٗا﴾) و کافران می‌گویند: تو پیامبر نیستی؛ یعنی شما و آنچه را که همراه با شما فرستاده شده است، تکذیب می‌کنند. (﴿قُلۡ﴾) اگر آنان در این رابطه گواه خواستند، به آنها بگو: (﴿كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) کافی است خدا میان من و شما گواه باشد. و گواهی خداوند، به سه صورت است: قول، عمل و اقرار. اما قولِ خدا، وحی اوست که به راستگوترین بنده‌اش وحی نموده است، و رسالت و آیین خود را با آن استوار می‌دارد. و اما گواهیِ عملی خداوند، این است که پیامبرش را کمک و یاری نمود، چنان کمکی که از توان او و یاران و پیروانش خارج بود، و این یاری خداوند، گواهیِ عملی خداوند است در خصوص صدق رسالت پیامبرش. و اما اقرارِ خداوند نیز گواه بر صدق رسالت پیامبر است؛ زیرا پیامبر از جانب خداوند خبر داده است که او پیامبر خداست، و خداوند مردم را دستور داده تا از او پیروی نمایند؛ پس هرکس از او پیروی کند، خشنودی خداوند و بهشت از آنِ اوست؛ و هرکس از او پیروی نکند، سزاوار جهنم است و ناخشنودی خداوند از آنِ اوست، و خون و مالش برای پیامبر حلال است. و خداوند پیامبر را بر این کار تایید می‌کند، و اگر به دروغ به خداوند چیزی را نسبت می‌داد، بلافاصله و در دنیا او را به عذاب گرفتار می‌نمود. (﴿وَمَنۡ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و کسی که نزد او علم کتاب است، میان من و شما گواه باشد. و این، علما و دانشمندانِ تورات و انجیل را در بر می‌گیرد؛ کسانی از آنان که ایمان آوردند و از حق پیروی کردند و به رسالت پیامبر گواهی دادند، و صداقت آن را به صراحت بیان کردند. و هرکس از اهل کتاب، این شهادت را کتمان کرده و خبر نداده باشد که چنین شهادتی را به نزد خود دارد، [بداند که] خبر دادن خدا از شهادتی که نزد وی می‌باشد، بسی بلیغ‌تر است از خبر دادن وی. و چنانچه شهادتی نزد وی نبود، با حجّت و دلیل اثبات می‌نمود که نباید از او خواسته شود که شهادت بدهد.و علت اینکه خداوند دستور داده است اهل کتاب بر رسالت پیامبر گواه گرفته شوند، این است که آنها اهل این کار هستند و در هر کاری باید کسانی گواه گرفته شوند که اهلیت و شایستگی داشته باشند، و در این کار از دیگران آگاه‌تر باشند. اما کسی که نسبت به این مسئله بیگانه است، مانند بی‌سوادان و مشرکین عرب و دیگران، گواه گرفتن آنان فایده‌ای ندارد؛ زیرا آنها آگاهی و شناختی در مورد این قضیه ندارند. و الله اعلم.

إبراهيم 14:1

الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ الف. لام. را اين کتابي است که آن را بر تو فرو فرستاده ايم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريکي ها به سوي نور بيرون بياوري؛ به سوي راه خداوند پيروزمند ستوده. اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ خدايي که آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و اي بر کافران از عذاب سخت. الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَـئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ کساني که زندگي دنيا را بر زندگي آخرت ترجيح مي دهند و مردم را از راه خدا باز مي دارند و راه خدا را نادرست و کج نشان مي دهند، ايشان در گمراهي دور (درازا) ي هستند. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند متعال خبر می‌دهد که او کتابی بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم فرو فرستاده است تا مردم را از تاریکی‌های جهالت و کفر و اخلاق زشت و انواع گناهان به سوی نور دانش و ایمان و اخلاق نیکو بیرون آورد. (﴿بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ﴾) به حکم پروردگارشان. یعنی آنچه را که خداوند دوست دارد، جز با اراده و یاری او نمی‌توانند به دست بیاورند. و این، تحریک و تشویق بندگان است بر کمک گرفتن از پروردگارشان. پس نوری را که این کتاب آنها را به سوی آن راهنمایی می‌نماید، تفسیر نموده و می‌فرماید: (﴿إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) به سوی راه [خداوند] پیروزمند ستوده؛ یعنی به سوی راهی که انسان را به خدا و بهشت الهی می‌رساند، و مشتمل بر علم و آگاهی از حق و عمل کردن به آن است. ذکر کردنِ (﴿ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) بعد از بیان راهی که انسان را به خدا می‌رساند، به خاطر دو چیز است؛ یکی اشاره باشد به اینکه هرکس آن راه را درپیش گیرد، به واسطۀ قدرت الهی قوی و نیرومند می‌گردد، گرچه جز خداوند هیچ یاوری نداشته باشد؛ و در همۀ کارهایش، خوب و ستودنی است و سرانجام نیکو خواهد داشت. دیگر اینکه راه خدا، بزرگ‌ترین دلیل است بر اینکه خداوند صفت‌های کمال و جلال را دارد، و کسی که این راه را برای بندگانش قرارداده است، در کارها و گفتارها و فرمان‌هایش نیرومند و ستوده می‌باشد، و او خداوند و معبودی است که با انواع عبادت‌ها که هر کدام منزلی از منازل صراط مستقیم هستند، مورد پرستش قرار می‌گیرد. و همچنان‌که مالک آسمان‌ها و زمین است؛ اوست که می‌آفریند و روزی می‌دهد و امور زمین و آسمان را تدبیر می‌نماید، به همان شیوه مالک بندگان است و آنان را به انجام احکام دینی فرمان می‌دهد، چون آنها ملک او هستند و شایستۀ او نیست که بندگانش را بدون هدف رها ‌نماید. پس از آنکه دلیل و برهان را بیان کرد، به سرنوشت کسانی پرداخت که از او فرمان نمی‌برند، و فرمود: (﴿ وَوَيۡلٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٖ شَدِيدٍ ﴾)و وای بر کافران از عذاب سختی که پیش رو دارند! که اندازۀ آن قابل سنجش، و شدتِ آن قابل توصیف نیست. سپس آنان را این‌گونه توصیف نمود: (3) (﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَحِبُّونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) کسانی هستند که زندگی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می‌دهند، بنابراین به زندگانی دنیا؛ دل بسته و به آن راضی شده و انس گرفته؛ و از جهان و سرای آخرت، غافل مانده‌اند. (﴿وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و مردم را از راه خدا، که برای بندگانش قرار داده و در کتاب‌هایش و بر زبان پیامبرانش آن را بیان کرده است، باز می‌دارند. پس ایشان به مخالفت و مبارزه با پروردگارشان برخاسته‌اند، (﴿وَيَبۡغُونَهَا عِوَجًا﴾) و می‌خواهند راه خدا را نادرست و کج بنمایانند، و می‌کوشند آن را زشت و ناپسند نشان دهند تا مردم را از آن گریزان و متنفر گردانند. اما خداوند، جز اینکه نور خویش را کامل کند، چیزی دیگر را نمی‌پذیرد هرچند برای کافران ناخشنود باشد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که صفتشان بیان شد، (﴿فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ﴾) در گمراهی دور و درازی هستند؛ چون خود گمراه شده، و دیگران را نیز گمراه نموده، و با خدا و پیامبرش مخالفت کرده‌اند. پس چه گمراهی بزرگ‌تر و ژرف‌تر از این وجود دارد؟! ولی مؤمنان، برعکس اینها، به خدا و آیات او ایمان می‌آورند، و آخرت را بر زندگی دنیا ترجیح می‌دهند، و مردم را به اندازۀ توان خود به راه خدا دعوت می‌کنند، و آن را زیبا ارائه داده و مستحکم و مستقیم می‌نمایانند.

إبراهيم 14:2

الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ الف. لام. را اين کتابي است که آن را بر تو فرو فرستاده ايم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريکي ها به سوي نور بيرون بياوري؛ به سوي راه خداوند پيروزمند ستوده. اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ خدايي که آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و اي بر کافران از عذاب سخت. الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَـئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ کساني که زندگي دنيا را بر زندگي آخرت ترجيح مي دهند و مردم را از راه خدا باز مي دارند و راه خدا را نادرست و کج نشان مي دهند، ايشان در گمراهي دور (درازا) ي هستند. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند متعال خبر می‌دهد که او کتابی بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم فرو فرستاده است تا مردم را از تاریکی‌های جهالت و کفر و اخلاق زشت و انواع گناهان به سوی نور دانش و ایمان و اخلاق نیکو بیرون آورد. (﴿بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ﴾) به حکم پروردگارشان. یعنی آنچه را که خداوند دوست دارد، جز با اراده و یاری او نمی‌توانند به دست بیاورند. و این، تحریک و تشویق بندگان است بر کمک گرفتن از پروردگارشان. پس نوری را که این کتاب آنها را به سوی آن راهنمایی می‌نماید، تفسیر نموده و می‌فرماید: (﴿إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) به سوی راه [خداوند] پیروزمند ستوده؛ یعنی به سوی راهی که انسان را به خدا و بهشت الهی می‌رساند، و مشتمل بر علم و آگاهی از حق و عمل کردن به آن است. ذکر کردنِ (﴿ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) بعد از بیان راهی که انسان را به خدا می‌رساند، به خاطر دو چیز است؛ یکی اشاره باشد به اینکه هرکس آن راه را درپیش گیرد، به واسطۀ قدرت الهی قوی و نیرومند می‌گردد، گرچه جز خداوند هیچ یاوری نداشته باشد؛ و در همۀ کارهایش، خوب و ستودنی است و سرانجام نیکو خواهد داشت. دیگر اینکه راه خدا، بزرگ‌ترین دلیل است بر اینکه خداوند صفت‌های کمال و جلال را دارد، و کسی که این راه را برای بندگانش قرارداده است، در کارها و گفتارها و فرمان‌هایش نیرومند و ستوده می‌باشد، و او خداوند و معبودی است که با انواع عبادت‌ها که هر کدام منزلی از منازل صراط مستقیم هستند، مورد پرستش قرار می‌گیرد. و همچنان‌که مالک آسمان‌ها و زمین است؛ اوست که می‌آفریند و روزی می‌دهد و امور زمین و آسمان را تدبیر می‌نماید، به همان شیوه مالک بندگان است و آنان را به انجام احکام دینی فرمان می‌دهد، چون آنها ملک او هستند و شایستۀ او نیست که بندگانش را بدون هدف رها ‌نماید. پس از آنکه دلیل و برهان را بیان کرد، به سرنوشت کسانی پرداخت که از او فرمان نمی‌برند، و فرمود: (﴿ وَوَيۡلٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٖ شَدِيدٍ ﴾)و وای بر کافران از عذاب سختی که پیش رو دارند! که اندازۀ آن قابل سنجش، و شدتِ آن قابل توصیف نیست. سپس آنان را این‌گونه توصیف نمود: (3) (﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَحِبُّونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) کسانی هستند که زندگی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می‌دهند، بنابراین به زندگانی دنیا؛ دل بسته و به آن راضی شده و انس گرفته؛ و از جهان و سرای آخرت، غافل مانده‌اند. (﴿وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و مردم را از راه خدا، که برای بندگانش قرار داده و در کتاب‌هایش و بر زبان پیامبرانش آن را بیان کرده است، باز می‌دارند. پس ایشان به مخالفت و مبارزه با پروردگارشان برخاسته‌اند، (﴿وَيَبۡغُونَهَا عِوَجًا﴾) و می‌خواهند راه خدا را نادرست و کج بنمایانند، و می‌کوشند آن را زشت و ناپسند نشان دهند تا مردم را از آن گریزان و متنفر گردانند. اما خداوند، جز اینکه نور خویش را کامل کند، چیزی دیگر را نمی‌پذیرد هرچند برای کافران ناخشنود باشد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که صفتشان بیان شد، (﴿فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ﴾) در گمراهی دور و درازی هستند؛ چون خود گمراه شده، و دیگران را نیز گمراه نموده، و با خدا و پیامبرش مخالفت کرده‌اند. پس چه گمراهی بزرگ‌تر و ژرف‌تر از این وجود دارد؟! ولی مؤمنان، برعکس اینها، به خدا و آیات او ایمان می‌آورند، و آخرت را بر زندگی دنیا ترجیح می‌دهند، و مردم را به اندازۀ توان خود به راه خدا دعوت می‌کنند، و آن را زیبا ارائه داده و مستحکم و مستقیم می‌نمایانند.

إبراهيم 14:3

الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ الف. لام. را اين کتابي است که آن را بر تو فرو فرستاده ايم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريکي ها به سوي نور بيرون بياوري؛ به سوي راه خداوند پيروزمند ستوده. اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ خدايي که آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و اي بر کافران از عذاب سخت. الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَـئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ کساني که زندگي دنيا را بر زندگي آخرت ترجيح مي دهند و مردم را از راه خدا باز مي دارند و راه خدا را نادرست و کج نشان مي دهند، ايشان در گمراهي دور (درازا) ي هستند. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند متعال خبر می‌دهد که او کتابی بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم فرو فرستاده است تا مردم را از تاریکی‌های جهالت و کفر و اخلاق زشت و انواع گناهان به سوی نور دانش و ایمان و اخلاق نیکو بیرون آورد. (﴿بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ﴾) به حکم پروردگارشان. یعنی آنچه را که خداوند دوست دارد، جز با اراده و یاری او نمی‌توانند به دست بیاورند. و این، تحریک و تشویق بندگان است بر کمک گرفتن از پروردگارشان. پس نوری را که این کتاب آنها را به سوی آن راهنمایی می‌نماید، تفسیر نموده و می‌فرماید: (﴿إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) به سوی راه [خداوند] پیروزمند ستوده؛ یعنی به سوی راهی که انسان را به خدا و بهشت الهی می‌رساند، و مشتمل بر علم و آگاهی از حق و عمل کردن به آن است. ذکر کردنِ (﴿ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾) بعد از بیان راهی که انسان را به خدا می‌رساند، به خاطر دو چیز است؛ یکی اشاره باشد به اینکه هرکس آن راه را درپیش گیرد، به واسطۀ قدرت الهی قوی و نیرومند می‌گردد، گرچه جز خداوند هیچ یاوری نداشته باشد؛ و در همۀ کارهایش، خوب و ستودنی است و سرانجام نیکو خواهد داشت. دیگر اینکه راه خدا، بزرگ‌ترین دلیل است بر اینکه خداوند صفت‌های کمال و جلال را دارد، و کسی که این راه را برای بندگانش قرارداده است، در کارها و گفتارها و فرمان‌هایش نیرومند و ستوده می‌باشد، و او خداوند و معبودی است که با انواع عبادت‌ها که هر کدام منزلی از منازل صراط مستقیم هستند، مورد پرستش قرار می‌گیرد. و همچنان‌که مالک آسمان‌ها و زمین است؛ اوست که می‌آفریند و روزی می‌دهد و امور زمین و آسمان را تدبیر می‌نماید، به همان شیوه مالک بندگان است و آنان را به انجام احکام دینی فرمان می‌دهد، چون آنها ملک او هستند و شایستۀ او نیست که بندگانش را بدون هدف رها ‌نماید. پس از آنکه دلیل و برهان را بیان کرد، به سرنوشت کسانی پرداخت که از او فرمان نمی‌برند، و فرمود: (﴿ وَوَيۡلٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٖ شَدِيدٍ ﴾)و وای بر کافران از عذاب سختی که پیش رو دارند! که اندازۀ آن قابل سنجش، و شدتِ آن قابل توصیف نیست. سپس آنان را این‌گونه توصیف نمود: (3) (﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَحِبُّونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) کسانی هستند که زندگی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می‌دهند، بنابراین به زندگانی دنیا؛ دل بسته و به آن راضی شده و انس گرفته؛ و از جهان و سرای آخرت، غافل مانده‌اند. (﴿وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و مردم را از راه خدا، که برای بندگانش قرار داده و در کتاب‌هایش و بر زبان پیامبرانش آن را بیان کرده است، باز می‌دارند. پس ایشان به مخالفت و مبارزه با پروردگارشان برخاسته‌اند، (﴿وَيَبۡغُونَهَا عِوَجًا﴾) و می‌خواهند راه خدا را نادرست و کج بنمایانند، و می‌کوشند آن را زشت و ناپسند نشان دهند تا مردم را از آن گریزان و متنفر گردانند. اما خداوند، جز اینکه نور خویش را کامل کند، چیزی دیگر را نمی‌پذیرد هرچند برای کافران ناخشنود باشد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که صفتشان بیان شد، (﴿فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ﴾) در گمراهی دور و درازی هستند؛ چون خود گمراه شده، و دیگران را نیز گمراه نموده، و با خدا و پیامبرش مخالفت کرده‌اند. پس چه گمراهی بزرگ‌تر و ژرف‌تر از این وجود دارد؟! ولی مؤمنان، برعکس اینها، به خدا و آیات او ایمان می‌آورند، و آخرت را بر زندگی دنیا ترجیح می‌دهند، و مردم را به اندازۀ توان خود به راه خدا دعوت می‌کنند، و آن را زیبا ارائه داده و مستحکم و مستقیم می‌نمایانند.

إبراهيم 14:4

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ و هيچ پيامبري را نفرستاده ايم مگر به زبان قوم خودش تا (حقايق را به روشني ) براي آنان بيان کند، سپس خداوند هر کس را که بخواهد گمراه مي سازد و هر کس را که بخواهد هدايت مي کند و او پيروزمند فرزانه است. (4) و این لطفِ خداوند نسبت به بندگانش است که هیچ پیامبری را نفرستاده است، (﴿إِلَّا بِلِسَانِ قَوۡمِهِۦ لِيُبَيِّنَ لَهُمۡ﴾) مگر اینکه به زبان قوم خودش سخن گفته است تا آنچه را که بدان نیاز دارند، برایشان بیان کند و بتوانند آنچه را که پیامبرشان آورده است، بیاموزند؛ زیرا اگر پیامبر به غیر از زبان آنان سخن می‌گفت، می‌بایست زبانی را که پیامبر بدان سخن می‌گفت، یاد بگیرند، و آنگاه سخنان او را می‌فهمیدند. پس وقتی پیامبر، آنچه را که مردم بدان دستور داده شده‌اند و یا از آن نهی شده‌اند، بیان کند، حجت و دلیل خدا برآنان اقامه می‌شود. (﴿فَيُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) سپس خداوند هرکس را که بخواهد، گمراه می‌سازد؛ همان‌هایی که هدایت را نپذیرفته و منقاد آن نشده‌اند. و هرکس را که بخواهد، هدایت می‌کند؛ همان کسانی که رحمت خویش را به آنان اختصاص داده است. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او نیرومند و فرزانه است. ازجمله نیرومندی و قدرت او، این است که تنها او هدایت می‌نماید و گمراه می‌سازد؛ و دل‌ها را به هر سو که بخواهد، می‌گرداند. و از جمله حکمت الهی، این است که هدایت نمودن و گمراه ساختن را درجایگاه مناسب آن قرار می‌دهد؛ یعنی هرکس که شایستگی هدایت یافتن را داشته باشد، هدایت می‌کند؛ و هرکس که شایستگی هدایت را نداشته باشد، گمراه می‌سازد. از این آیۀ کریمه استنباط می‌شود که آموزش و یادگیری علوم عربی که سبب روشن شدن مفهوم سخن خدا و پیامبر می‌شود، امری مطلوب و مورد پسند خداوند می‌باشد؛ زیرا آنچه خداوند بر پیامبرش نازل نموده است، جز به وسیلۀ این علوم درک نمی‌شود، مگر در شرایطی که مردم به این علم نیاز نداشته باشند و این وقتی است که عربی را تمرین کرده و از دوران کودکی با فراگیری این زبان آشنا شوند، و تبدیل به ملکۀ آنها گشته و به آن خوی بگیرند. پس در این هنگام، نیازی نیست که برای یادگیری آن وقت و زمانی را صرف کنند. و آنها صلاحیت خواهند داشت تا کلام خدا و پیامبرش را مستقیماً بفهمند، آن طور که اصحاب آن را فهم کردند.

إبراهيم 14:5

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ و همانا موسي را با نشانه هاي خود فرستاديم (و به او گفتيم): که قوم خويش را از تاريکي ها به سوي نور بيرون آور و آنان را به نعمت ها و مصيبت هاي خدا در روزهاي الهي پند ده. بيگمان در اين براي هر شيکبايي سپاسگزاري عبرتها است. وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ و آنگاه که موسي به قومش گفت:«نعمت خدا را بر خويشتن به ياد آوريد آن زمان که شما را از فرعونيان نجات داد که بدترين عذاب را به شما مي رساندند، و پسرانتان را سر مي بريدند و زنانتان را زنده نگاه مي داشتند، و در اين امر آزمايش بزرگي از جانب پروردگارتان بود». وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ و آن گاه که پروردگارتان اعلام داشت که اگر سپاسگزاري کنيد (نعمت و برکات) شما را افزون کنم و اگر کفر بورزيد بي گمان عذاب من بسيار سخت است . وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ و موسي گفت: «اگر شما و تمامي کساني که در روي زمين زندگي مي کنند همگي کفر بورزيد، (بدانيد) که خداوند بي نياز و ستوده است» (5) خداوند متعال خبر می‌دهد که موسی را با معجزه و نشانه‌های بزرگش فرستاد که بر راست بودن و صحت آنچه او آورده بود، دلالت می‌نمود؛ و او را به انجام دادن چیزی مأمور کرد که پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و سایر پیامبران را بدان فرمان داده بود: (﴿أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) که قوم خویش را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آور؛ یعنی از تاریکی‌های جهالت و کفر و فروع آن، به سوی نور علم و ایمان و توابع آن. (﴿وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ﴾) و نعمت و احسانی که خداوند نسبت به آنان ارزانی داشته، و روزهای سختی که بر کافران سپری شده است را، به آنان یادآوری کن تا سپاسگزار نعمت‌هایش باشند، و از عذاب او بپرهیزند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ﴾) بی‌گمان در این روزهای الهی که بر بندگان سپری شده است، (﴿لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ یعنی کسانی که در سختی‌ها و تنگدستی و ناخوشی، شکیبایی می‌ورزند؛ و در دوران برخورداری از خوشی و نعمت، شکرگزارند. (6) همانا از طریق روزهای [خوش و ناخوشی که] خدا [بر آنان آورده بود] بر کمال قدرت و احسان فراگیر و کمال عدالت و حکمت خدا استدلال می‌شود.بنابراین موسی دستور پروردگارش‌را اطاعت نمود، و نعمت‌هایی‌را که خداوند به آنان داده بود، به آنان گوشزد کرد و گفت: (﴿ٱذۡكُرُواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ﴾) با دل و زبانتان نعمت‌های خدارا بر خویشتن یاد کنید. (﴿إِذۡ أَنجَىٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) آنگاه که شمارا از فرعونیان نجات داد که بدترین و سخت‌ترین عذاب‌را به شما می‌رساندند، و آن‌را این‌گونه تفسیر نمود: (﴿ وَيُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡ﴾) و پسرانتان‌را سر می‌بریدند و دخترانتان‌را زنده نگاه ‌داشته و آنهارا نمی‌کشتند. (﴿وَفِي ذَٰلِكُم﴾) و در این [امر که عبارت است از] نجات دادن شما از عذاب، (﴿بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ﴾) نعمت بزرگی است از جانب پروردگارتان. یا به عبارت دیگر این عـذابی که شـما از جانب فرعـون و گروهش بدان مبتلا شدید، آزمایش بزرگی از جانب خداوند بود تا روشن سازد که آیا پند می‌پذیرید یا نه؟ (7) موسی با تحریک و تشویق نمودن آنان بر سپاسگزاری نعمت‌های خداوند، به آنان فرمود: (﴿وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ﴾) و به یاد آورید آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد و وعده داد که، (﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾) اگر سپاسگزاری کنید و شکر نعمت‌هایم را به جای آورید، نعمت خود را بر شما افزون می‌کنم و شما را از نعمت‌های خویش بیشتر بهره‌مند می‌سازم. (﴿لَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾) و اگر کفر بورزید، بی‌گمان عذاب من بسیار سخت است. و از جملۀ عذاب الهی، این است که نعمتی را که به آنها بخشیده است، از دست آنان بگیرد. و شکر نعمت؛ یعنی اینکه آدمی قلباً به نعمت‌های خدا اعتراف کند، و خدا را به خاطر آن ستایش نماید، و آنها را در راه خشنودی خداوند متعال صرف کند. و کفر نعمت، برعکس این است. (8) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكۡفُرُوٓاۡ أَنتُمۡ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾) و [به یاد آورید آنگاه که] موسی گفت: اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین به‌سر می‌برند همگی کفر بورزید، هرگز نمی‌توانید کمترین زیانی را به خدا برسانید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾) زیرا خداوند بی‌نیاز و ستوده است. پس انجام طاعت و عبادت، بر پادشاهی او نمی‌افزاید؛ و نافرمانی و عصیان، چیزی از سلطنت وی نمی‌کاهد. و او کاملاً بی نیاز است، و در ذات و اسما و صفات و کارهایش ستوده است، و تمام صفت‌های خوب و کمال را داراست، و تمام نام‌های نیک و کارهای زیبا از آن اوست.

إبراهيم 14:6

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ و همانا موسي را با نشانه هاي خود فرستاديم (و به او گفتيم): که قوم خويش را از تاريکي ها به سوي نور بيرون آور و آنان را به نعمت ها و مصيبت هاي خدا در روزهاي الهي پند ده. بيگمان در اين براي هر شيکبايي سپاسگزاري عبرتها است. وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ و آنگاه که موسي به قومش گفت:«نعمت خدا را بر خويشتن به ياد آوريد آن زمان که شما را از فرعونيان نجات داد که بدترين عذاب را به شما مي رساندند، و پسرانتان را سر مي بريدند و زنانتان را زنده نگاه مي داشتند، و در اين امر آزمايش بزرگي از جانب پروردگارتان بود». وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ و آن گاه که پروردگارتان اعلام داشت که اگر سپاسگزاري کنيد (نعمت و برکات) شما را افزون کنم و اگر کفر بورزيد بي گمان عذاب من بسيار سخت است . وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ و موسي گفت: «اگر شما و تمامي کساني که در روي زمين زندگي مي کنند همگي کفر بورزيد، (بدانيد) که خداوند بي نياز و ستوده است» (5) خداوند متعال خبر می‌دهد که موسی را با معجزه و نشانه‌های بزرگش فرستاد که بر راست بودن و صحت آنچه او آورده بود، دلالت می‌نمود؛ و او را به انجام دادن چیزی مأمور کرد که پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و سایر پیامبران را بدان فرمان داده بود: (﴿أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) که قوم خویش را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آور؛ یعنی از تاریکی‌های جهالت و کفر و فروع آن، به سوی نور علم و ایمان و توابع آن. (﴿وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ﴾) و نعمت و احسانی که خداوند نسبت به آنان ارزانی داشته، و روزهای سختی که بر کافران سپری شده است را، به آنان یادآوری کن تا سپاسگزار نعمت‌هایش باشند، و از عذاب او بپرهیزند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ﴾) بی‌گمان در این روزهای الهی که بر بندگان سپری شده است، (﴿لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ یعنی کسانی که در سختی‌ها و تنگدستی و ناخوشی، شکیبایی می‌ورزند؛ و در دوران برخورداری از خوشی و نعمت، شکرگزارند. (6) همانا از طریق روزهای [خوش و ناخوشی که] خدا [بر آنان آورده بود] بر کمال قدرت و احسان فراگیر و کمال عدالت و حکمت خدا استدلال می‌شود.بنابراین موسی دستور پروردگارش‌را اطاعت نمود، و نعمت‌هایی‌را که خداوند به آنان داده بود، به آنان گوشزد کرد و گفت: (﴿ٱذۡكُرُواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ﴾) با دل و زبانتان نعمت‌های خدارا بر خویشتن یاد کنید. (﴿إِذۡ أَنجَىٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) آنگاه که شمارا از فرعونیان نجات داد که بدترین و سخت‌ترین عذاب‌را به شما می‌رساندند، و آن‌را این‌گونه تفسیر نمود: (﴿ وَيُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡ﴾) و پسرانتان‌را سر می‌بریدند و دخترانتان‌را زنده نگاه ‌داشته و آنهارا نمی‌کشتند. (﴿وَفِي ذَٰلِكُم﴾) و در این [امر که عبارت است از] نجات دادن شما از عذاب، (﴿بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ﴾) نعمت بزرگی است از جانب پروردگارتان. یا به عبارت دیگر این عـذابی که شـما از جانب فرعـون و گروهش بدان مبتلا شدید، آزمایش بزرگی از جانب خداوند بود تا روشن سازد که آیا پند می‌پذیرید یا نه؟ (7) موسی با تحریک و تشویق نمودن آنان بر سپاسگزاری نعمت‌های خداوند، به آنان فرمود: (﴿وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ﴾) و به یاد آورید آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد و وعده داد که، (﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾) اگر سپاسگزاری کنید و شکر نعمت‌هایم را به جای آورید، نعمت خود را بر شما افزون می‌کنم و شما را از نعمت‌های خویش بیشتر بهره‌مند می‌سازم. (﴿لَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾) و اگر کفر بورزید، بی‌گمان عذاب من بسیار سخت است. و از جملۀ عذاب الهی، این است که نعمتی را که به آنها بخشیده است، از دست آنان بگیرد. و شکر نعمت؛ یعنی اینکه آدمی قلباً به نعمت‌های خدا اعتراف کند، و خدا را به خاطر آن ستایش نماید، و آنها را در راه خشنودی خداوند متعال صرف کند. و کفر نعمت، برعکس این است. (8) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكۡفُرُوٓاۡ أَنتُمۡ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾) و [به یاد آورید آنگاه که] موسی گفت: اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین به‌سر می‌برند همگی کفر بورزید، هرگز نمی‌توانید کمترین زیانی را به خدا برسانید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾) زیرا خداوند بی‌نیاز و ستوده است. پس انجام طاعت و عبادت، بر پادشاهی او نمی‌افزاید؛ و نافرمانی و عصیان، چیزی از سلطنت وی نمی‌کاهد. و او کاملاً بی نیاز است، و در ذات و اسما و صفات و کارهایش ستوده است، و تمام صفت‌های خوب و کمال را داراست، و تمام نام‌های نیک و کارهای زیبا از آن اوست.

إبراهيم 14:7

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ و همانا موسي را با نشانه هاي خود فرستاديم (و به او گفتيم): که قوم خويش را از تاريکي ها به سوي نور بيرون آور و آنان را به نعمت ها و مصيبت هاي خدا در روزهاي الهي پند ده. بيگمان در اين براي هر شيکبايي سپاسگزاري عبرتها است. وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ و آنگاه که موسي به قومش گفت:«نعمت خدا را بر خويشتن به ياد آوريد آن زمان که شما را از فرعونيان نجات داد که بدترين عذاب را به شما مي رساندند، و پسرانتان را سر مي بريدند و زنانتان را زنده نگاه مي داشتند، و در اين امر آزمايش بزرگي از جانب پروردگارتان بود». وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ و آن گاه که پروردگارتان اعلام داشت که اگر سپاسگزاري کنيد (نعمت و برکات) شما را افزون کنم و اگر کفر بورزيد بي گمان عذاب من بسيار سخت است . وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ و موسي گفت: «اگر شما و تمامي کساني که در روي زمين زندگي مي کنند همگي کفر بورزيد، (بدانيد) که خداوند بي نياز و ستوده است» (5) خداوند متعال خبر می‌دهد که موسی را با معجزه و نشانه‌های بزرگش فرستاد که بر راست بودن و صحت آنچه او آورده بود، دلالت می‌نمود؛ و او را به انجام دادن چیزی مأمور کرد که پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و سایر پیامبران را بدان فرمان داده بود: (﴿أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) که قوم خویش را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آور؛ یعنی از تاریکی‌های جهالت و کفر و فروع آن، به سوی نور علم و ایمان و توابع آن. (﴿وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ﴾) و نعمت و احسانی که خداوند نسبت به آنان ارزانی داشته، و روزهای سختی که بر کافران سپری شده است را، به آنان یادآوری کن تا سپاسگزار نعمت‌هایش باشند، و از عذاب او بپرهیزند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ﴾) بی‌گمان در این روزهای الهی که بر بندگان سپری شده است، (﴿لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ یعنی کسانی که در سختی‌ها و تنگدستی و ناخوشی، شکیبایی می‌ورزند؛ و در دوران برخورداری از خوشی و نعمت، شکرگزارند. (6) همانا از طریق روزهای [خوش و ناخوشی که] خدا [بر آنان آورده بود] بر کمال قدرت و احسان فراگیر و کمال عدالت و حکمت خدا استدلال می‌شود.بنابراین موسی دستور پروردگارش‌را اطاعت نمود، و نعمت‌هایی‌را که خداوند به آنان داده بود، به آنان گوشزد کرد و گفت: (﴿ٱذۡكُرُواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ﴾) با دل و زبانتان نعمت‌های خدارا بر خویشتن یاد کنید. (﴿إِذۡ أَنجَىٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) آنگاه که شمارا از فرعونیان نجات داد که بدترین و سخت‌ترین عذاب‌را به شما می‌رساندند، و آن‌را این‌گونه تفسیر نمود: (﴿ وَيُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡ﴾) و پسرانتان‌را سر می‌بریدند و دخترانتان‌را زنده نگاه ‌داشته و آنهارا نمی‌کشتند. (﴿وَفِي ذَٰلِكُم﴾) و در این [امر که عبارت است از] نجات دادن شما از عذاب، (﴿بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ﴾) نعمت بزرگی است از جانب پروردگارتان. یا به عبارت دیگر این عـذابی که شـما از جانب فرعـون و گروهش بدان مبتلا شدید، آزمایش بزرگی از جانب خداوند بود تا روشن سازد که آیا پند می‌پذیرید یا نه؟ (7) موسی با تحریک و تشویق نمودن آنان بر سپاسگزاری نعمت‌های خداوند، به آنان فرمود: (﴿وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ﴾) و به یاد آورید آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد و وعده داد که، (﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾) اگر سپاسگزاری کنید و شکر نعمت‌هایم را به جای آورید، نعمت خود را بر شما افزون می‌کنم و شما را از نعمت‌های خویش بیشتر بهره‌مند می‌سازم. (﴿لَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾) و اگر کفر بورزید، بی‌گمان عذاب من بسیار سخت است. و از جملۀ عذاب الهی، این است که نعمتی را که به آنها بخشیده است، از دست آنان بگیرد. و شکر نعمت؛ یعنی اینکه آدمی قلباً به نعمت‌های خدا اعتراف کند، و خدا را به خاطر آن ستایش نماید، و آنها را در راه خشنودی خداوند متعال صرف کند. و کفر نعمت، برعکس این است. (8) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكۡفُرُوٓاۡ أَنتُمۡ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾) و [به یاد آورید آنگاه که] موسی گفت: اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین به‌سر می‌برند همگی کفر بورزید، هرگز نمی‌توانید کمترین زیانی را به خدا برسانید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾) زیرا خداوند بی‌نیاز و ستوده است. پس انجام طاعت و عبادت، بر پادشاهی او نمی‌افزاید؛ و نافرمانی و عصیان، چیزی از سلطنت وی نمی‌کاهد. و او کاملاً بی نیاز است، و در ذات و اسما و صفات و کارهایش ستوده است، و تمام صفت‌های خوب و کمال را داراست، و تمام نام‌های نیک و کارهای زیبا از آن اوست.

إبراهيم 14:8

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ و همانا موسي را با نشانه هاي خود فرستاديم (و به او گفتيم): که قوم خويش را از تاريکي ها به سوي نور بيرون آور و آنان را به نعمت ها و مصيبت هاي خدا در روزهاي الهي پند ده. بيگمان در اين براي هر شيکبايي سپاسگزاري عبرتها است. وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ و آنگاه که موسي به قومش گفت:«نعمت خدا را بر خويشتن به ياد آوريد آن زمان که شما را از فرعونيان نجات داد که بدترين عذاب را به شما مي رساندند، و پسرانتان را سر مي بريدند و زنانتان را زنده نگاه مي داشتند، و در اين امر آزمايش بزرگي از جانب پروردگارتان بود». وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ و آن گاه که پروردگارتان اعلام داشت که اگر سپاسگزاري کنيد (نعمت و برکات) شما را افزون کنم و اگر کفر بورزيد بي گمان عذاب من بسيار سخت است . وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ و موسي گفت: «اگر شما و تمامي کساني که در روي زمين زندگي مي کنند همگي کفر بورزيد، (بدانيد) که خداوند بي نياز و ستوده است» (5) خداوند متعال خبر می‌دهد که موسی را با معجزه و نشانه‌های بزرگش فرستاد که بر راست بودن و صحت آنچه او آورده بود، دلالت می‌نمود؛ و او را به انجام دادن چیزی مأمور کرد که پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و سایر پیامبران را بدان فرمان داده بود: (﴿أَنۡ أَخۡرِجۡ قَوۡمَكَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) که قوم خویش را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آور؛ یعنی از تاریکی‌های جهالت و کفر و فروع آن، به سوی نور علم و ایمان و توابع آن. (﴿وَذَكِّرۡهُم بِأَيَّىٰمِ ٱللَّهِ﴾) و نعمت و احسانی که خداوند نسبت به آنان ارزانی داشته، و روزهای سختی که بر کافران سپری شده است را، به آنان یادآوری کن تا سپاسگزار نعمت‌هایش باشند، و از عذاب او بپرهیزند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ﴾) بی‌گمان در این روزهای الهی که بر بندگان سپری شده است، (﴿لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانه‌هاست؛ یعنی کسانی که در سختی‌ها و تنگدستی و ناخوشی، شکیبایی می‌ورزند؛ و در دوران برخورداری از خوشی و نعمت، شکرگزارند. (6) همانا از طریق روزهای [خوش و ناخوشی که] خدا [بر آنان آورده بود] بر کمال قدرت و احسان فراگیر و کمال عدالت و حکمت خدا استدلال می‌شود.بنابراین موسی دستور پروردگارش‌را اطاعت نمود، و نعمت‌هایی‌را که خداوند به آنان داده بود، به آنان گوشزد کرد و گفت: (﴿ٱذۡكُرُواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ﴾) با دل و زبانتان نعمت‌های خدارا بر خویشتن یاد کنید. (﴿إِذۡ أَنجَىٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) آنگاه که شمارا از فرعونیان نجات داد که بدترین و سخت‌ترین عذاب‌را به شما می‌رساندند، و آن‌را این‌گونه تفسیر نمود: (﴿ وَيُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡ﴾) و پسرانتان‌را سر می‌بریدند و دخترانتان‌را زنده نگاه ‌داشته و آنهارا نمی‌کشتند. (﴿وَفِي ذَٰلِكُم﴾) و در این [امر که عبارت است از] نجات دادن شما از عذاب، (﴿بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ﴾) نعمت بزرگی است از جانب پروردگارتان. یا به عبارت دیگر این عـذابی که شـما از جانب فرعـون و گروهش بدان مبتلا شدید، آزمایش بزرگی از جانب خداوند بود تا روشن سازد که آیا پند می‌پذیرید یا نه؟ (7) موسی با تحریک و تشویق نمودن آنان بر سپاسگزاری نعمت‌های خداوند، به آنان فرمود: (﴿وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ﴾) و به یاد آورید آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد و وعده داد که، (﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾) اگر سپاسگزاری کنید و شکر نعمت‌هایم را به جای آورید، نعمت خود را بر شما افزون می‌کنم و شما را از نعمت‌های خویش بیشتر بهره‌مند می‌سازم. (﴿لَئِن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٞ﴾) و اگر کفر بورزید، بی‌گمان عذاب من بسیار سخت است. و از جملۀ عذاب الهی، این است که نعمتی را که به آنها بخشیده است، از دست آنان بگیرد. و شکر نعمت؛ یعنی اینکه آدمی قلباً به نعمت‌های خدا اعتراف کند، و خدا را به خاطر آن ستایش نماید، و آنها را در راه خشنودی خداوند متعال صرف کند. و کفر نعمت، برعکس این است. (8) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِن تَكۡفُرُوٓاۡ أَنتُمۡ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾) و [به یاد آورید آنگاه که] موسی گفت: اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین به‌سر می‌برند همگی کفر بورزید، هرگز نمی‌توانید کمترین زیانی را به خدا برسانید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾) زیرا خداوند بی‌نیاز و ستوده است. پس انجام طاعت و عبادت، بر پادشاهی او نمی‌افزاید؛ و نافرمانی و عصیان، چیزی از سلطنت وی نمی‌کاهد. و او کاملاً بی نیاز است، و در ذات و اسما و صفات و کارهایش ستوده است، و تمام صفت‌های خوب و کمال را داراست، و تمام نام‌های نیک و کارهای زیبا از آن اوست.

إبراهيم 14:9

أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ آيا خبر کساني که پيش از شما بودند (مانند ) قوم نوح، عاد، ثمود، و کسان ديگري که پس از ايشان آمدند (و) به جز خدا کسي از آنان خبر ندارد، به شما نرسيده است؟ پيامبرانشان با معجزات (فراوان) به نزد آنان آمدند آنگاه دستانشان را در دهان هايشان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان ماموريت يافته ايد باور نداريم و از آنچه ما را بدان فرا مي خوانيد سخت در شک هستيم». قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَـمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ پيامبرانشان گفتند:«آيا دربارۀ خداوند آفرينندۀ آسمانها و زمين شک و ترديدي وجود دارد؟ او شما را فرا مي خواند تا گناهانتان را ببخشايد و تا مدتي معين شما را مهلت دهد» .گفتد: شما جز انسانهايي همچون ما نيستيد، مي خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مي پرستيدند باز داريد، پس براي ما دليلي آشکار بياوريد. قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ پيامبرانشان به آنان گفتند:«ما جز بشري مثل شما نيستيم، ولي خدا بر هر يک از بندگانش که بخواهد منت مي نهد، و ما را نسزد که جز به اذن خدا براي شما حجتي بياوريم، و مومنان بايد تنها بر خدا توکل کنند». وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ و چرا بر خداوند توکل نکنيم، حال آنکه او ما را به راهمان رهنمود کرده است؟ و قطعاً بر آزاري که به ما مي رسانيد شکيبايي مي نماييم، و توکل کنندگان بايد فقط بر خدا توکل کنند. (9) خداوند متعال بندگانش‌را بیم می‌دهد، و به بیان عذاب‌هایی می‌پردازد که برامت‌های تکذیب‌کننده وارد کرده است، آنگاه که پیامبرانشان به نزد آنها آمدند، اما آنان‌را تکذیب کردند، و خداوند در همین دنیا آنهارا به عذابی که مردم آن‌را دیده و شنیده‌اند، گرفتار نمود. پس فرمود: (﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاۡ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، مانند قوم نوح و ثمود و عاد که خداوند داستانشان‌را در کتابش بیان نموده و آن‌را شرح داده است، به شما نرسیده است؟! (﴿وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُ﴾) و کسان دیگری که پس از ایشان آمدند، و چون زیاد بودند سرگذشت آنان از میان رفته است، و کسی جز خدا آن‌را نمی‌داند. پس اینان همه (﴿جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با دلایلی روشن که بر راستی آنچه آورده بودند دلالت می‌نمود، به نزدشان آمدند؛ و خداوند هیچ پیامبری‌را نفرستاده مگر اینکه به او نشانه‌ها و معجزاتی داده است که انسان‌ها با مشاهدۀ چنان معجزاتی ایمان می‌آورند. پس هنگامی که پیامبرانشان با معجزات و دلایل روشن به نزدشان آمدند، فرمان نبردند، بلکه با خود بزرگ بینی آن‌را رد نمودند. (﴿فَرَدُّوٓاۡ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) و دستانشان را در دهان‌هایشان نهادند؛ یعنی به آنچه که پیامبران آورده بودند، ایمان نیاوردند و لب به سخنی نگشودند که بر ایمانشان دلالت نماید. همچنان‌که خداوند فرموده است:﴿يَجۡعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ﴾ انگشتان خود را از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، در گوش‌هایشان فرو می‌برند. (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و به صراحت به پیامبران گفتند: (﴿إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ﴾) بدون شک ما به آنچه که بدان فرستاده شده‌اید، باور نداریم؛ و از آنچه که ما را به آن فرا می‌خوانید، سخت در شک هستیم. اما آنها در این سخن، دروغ می‌گفتند و بر خود ستم کردند. (10) بنابراین پیامبرانشان به آنان گفتند: (﴿أَفِي ٱللَّهِ شَكّٞ﴾) آیا در وجود خداوند شک و تردیدی هست؟! یعنی وجود خداوند آشکارترین و روشن‌ترین موضوع است، پس هرکس در وجود خداوند -که آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است- شک کند، (﴿فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوندی که هستیِ هر چیزی متکی به هستی اوست، چنین کسی به هیچ امر معروفی یقین ندارد، و حتی امور محسوس را نیز انکار می‌کند. بنابراین پیامبران با آنان، بر اساس سخن کسی سخن گفته‌اند که در وجود خدا تردیدی نداشته و در آن شک نمی‌کند. (﴿يَدۡعُوكُمۡ﴾) خداوند شما را به سوی منافع و مصالح خودتان فرا می‌خواند، (﴿لِيَغۡفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرَكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) تا شما را به خاطر پذیرش دعوتش، با برخوردار نمودنتان از پاداش دنیا و آخرت مورد عنایت قرار دهد. پس خداوند شما را فرا نمی‌خواند تا به خاطر عبادتِ شما سودی به وی برسد، بلکه سود و نفع آن، به خود شما باز می‌گردد. ولی آنها پاسخ پیامبرانشان را همچون بی‌خردان دادند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) و گفتند: (﴿إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) شما هم انسان‌هایی مانند ما هستید، پس چگونه افتخار نبوت و پیامبری را دارید؟ (﴿تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا﴾) می‌خواهید ما را ازآنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید. پس چگونه نظرات وخط مشی آنان را، به‌خاطر نظر شما رها کنیم؟! و چگونه از شما فرمان ببریم، درحالی که شما انسان‌هایی همچون ما هستید؟! (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) پس برای ما دلیلی آشکار بیاورید. منظورشان دلیل و حجتی بود که آنها خودشان پیشنهاد می‌کردند، و گرنه قبلاً بیان شد که پیامبرانشان با معجزه‌ها و دلایلی روشن نزد آنان آمدند. (11) (﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ﴾) پیامبرانشان در جواب پیشنهاد و اعتراض آنان گفتند: (﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾) درست است که مانند شما انسان هستیم، (﴿وَلَٰكِنَّ﴾) اما انسان بودنِ ما نباید سبب شود حقی را که آورده‌ایم، نپذیرید؛ زیرا (﴿ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ﴾) خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد، منت می‌نهد؛ و خداوند با وحی و رسالت خویش، بر ما منت نهاده است و این فضل و احسان اوست و هیچ کس نمی‌تواند فضل الهی را محدود نماید و او را از این کار منع کند. و به آنچه آورده‌ایم، بنگرید؛ اگر حق بود، آن را بپذیرید؛ و اگر غیر از این بود، آن را نپذیرید. و انسان بودن ما را، دلیلی برای ردّ کردن آنچه آورده‌ایم، قرار ندهید. و در خصوص اینکه می‌گویید: (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) برای ما دلیلی آشکار بیاورید، باید بگوییم که این کار در دست ما نیست و ما اختیاری نداریم. (﴿وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأۡتِيَكُم بِسُلۡطَٰنٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و برای ما ممکن نیست که دلیلی برایتان بیاوریم مگر به اجازۀ خدا؛ پس اوست که اگر بخواهد، آن را برایتان می‌آورد؛ و اگر نخواهد، آن را نمی‌آورد، و او جز به مقتضای حکمت و رحمتش عمل نمی‌کند. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید به خدا توکل کنند و بس. پس در جلب منافع، و دفع آسیب و زیان، باید به او تکیه نمایند؛ خداوند کافی است و قدرت و احسان فراگیر دارد، پس مؤمنان بر خدا توکل می‌کنند، و گشایش امور خود را از وی می‌طلبند. و توکل مؤمنان، به مقدار ایمانی است که از آن برخوردارند. (12) پس توکل واجب، و از لوازم ایمان و از عبادت‌های بزرگی است که خداوند آن را دوست دارد، چون سایر عبادت‌ها به آن وابسته‌اند. (﴿وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا﴾) و چه چیزی ما را باز می‌دارد که برخدا توکل کنیم، حال آنکه ما بر راه حق و هدایت هستیم؟! و هرکس که بر راه حق و هدایت باشد، این امر موجب توکل وی می‌شود، نیز اطلاع داشتن از اینکه «خداوند عهده‌دار یاری رساندن و رزق دادن به شخص هدایت یافته می‌باشد»، موجب می‌گردد که آدمی توکل داشته باشد. برخلاف کسی که برحق و هدایت نباشد، پس خداوند ضامن هدایت او نیست. چراکه حال او با حال کسی که متوکل است، تناقض دارد. پیامبران در این سخن، به معجزۀ بزرگی اشاره می‌نمایند و قوم خود را متوجه آن می‌سازند، و آن این است که اغلب اقوام دارای قدرت و نیرو هستند، پس پیامبران آنها را به مبارزه می‌طلبند که ما بر خدا توکل نموده و خداوند توطئه و مکر شما را از ما دور می‌نماید، و یقین داریم که از ما حمایت می‌کند. و خداوند، پیامبران را از شر اقوامشان نجات داد، هرچند که اقوامشان نهایت کوشش خود را کردند تا پیامبران را از بین ببرند و نور حق را خاموش کنند. همانند سخن نوح که به قومش گفت:﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ﴾ ای قوم من! اگر ماندن من واندرز دادن من به آیات خدا، بر شما گران آمده است، [پس بدانید که] بر خداوند توکل نموده‌ام. بنابراین در کارتان با شریکانتان همدست شوید، و در کارتان تردید نداشته باشید، سپس هر اندازه برایتان امکان دارد در رساندن عقوبت و بدی به من دریغ نکنید، و یک ساعت از روز نیز به من مهلت ندهید. و سخن هود ـ علیه السلام ـ که گفت:﴿ إِنِّيٓ أُشۡهِدُ ٱللَّهَ وَٱشۡهَدُوٓاۡ أَنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ مِن دُونِهِۦۖ فَكِيدُونِي جَمِيعٗا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ﴾ من خدا را گواه می‌گیرم و شما [هم] گواه باشید که من از آنچه انباز خدا می‌کنید، بیزارم. پس همگی علیه من مکر ورزید، و مرا مهلت ندهید. (﴿وَلَنَصۡبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيۡتُمُونَا﴾) همچنان به دعوت و پند و موعظۀ شما ادامه خواهیم داد، و به اذیتی که از جانب شما به ما می‌رسد، عادت خواهیم کرد و با آن خواهیم ساخت، تا خداوند مارا مورد عنایت خویش قرار دهد، و شاید شمارا نیز هدایت نماید، و موعظۀ مستمر باعث هدایت شما شود. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ﴾) و توکل‌کنندگان باید فقط برخدا توکل نمایند؛ زیرا توکل بر خداوند کلید هر خیر و نیکی است. و بدان که توکل پیامبران ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ در بالاترین حد و مرتبه قرار دارد، و آن توکل برخدا در اقامۀ دین و یاری کردن آن و هدایتِ بندگانِ خدا و دورکردنِ گمراهی از آنان است، و این کامل‌ترین نمونۀ توکل می‌باشد.

إبراهيم 14:10

أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ آيا خبر کساني که پيش از شما بودند (مانند ) قوم نوح، عاد، ثمود، و کسان ديگري که پس از ايشان آمدند (و) به جز خدا کسي از آنان خبر ندارد، به شما نرسيده است؟ پيامبرانشان با معجزات (فراوان) به نزد آنان آمدند آنگاه دستانشان را در دهان هايشان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان ماموريت يافته ايد باور نداريم و از آنچه ما را بدان فرا مي خوانيد سخت در شک هستيم». قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَـمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ پيامبرانشان گفتند:«آيا دربارۀ خداوند آفرينندۀ آسمانها و زمين شک و ترديدي وجود دارد؟ او شما را فرا مي خواند تا گناهانتان را ببخشايد و تا مدتي معين شما را مهلت دهد» .گفتد: شما جز انسانهايي همچون ما نيستيد، مي خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مي پرستيدند باز داريد، پس براي ما دليلي آشکار بياوريد. قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ پيامبرانشان به آنان گفتند:«ما جز بشري مثل شما نيستيم، ولي خدا بر هر يک از بندگانش که بخواهد منت مي نهد، و ما را نسزد که جز به اذن خدا براي شما حجتي بياوريم، و مومنان بايد تنها بر خدا توکل کنند». وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ و چرا بر خداوند توکل نکنيم، حال آنکه او ما را به راهمان رهنمود کرده است؟ و قطعاً بر آزاري که به ما مي رسانيد شکيبايي مي نماييم، و توکل کنندگان بايد فقط بر خدا توکل کنند. (9) خداوند متعال بندگانش‌را بیم می‌دهد، و به بیان عذاب‌هایی می‌پردازد که برامت‌های تکذیب‌کننده وارد کرده است، آنگاه که پیامبرانشان به نزد آنها آمدند، اما آنان‌را تکذیب کردند، و خداوند در همین دنیا آنهارا به عذابی که مردم آن‌را دیده و شنیده‌اند، گرفتار نمود. پس فرمود: (﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاۡ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، مانند قوم نوح و ثمود و عاد که خداوند داستانشان‌را در کتابش بیان نموده و آن‌را شرح داده است، به شما نرسیده است؟! (﴿وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُ﴾) و کسان دیگری که پس از ایشان آمدند، و چون زیاد بودند سرگذشت آنان از میان رفته است، و کسی جز خدا آن‌را نمی‌داند. پس اینان همه (﴿جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با دلایلی روشن که بر راستی آنچه آورده بودند دلالت می‌نمود، به نزدشان آمدند؛ و خداوند هیچ پیامبری‌را نفرستاده مگر اینکه به او نشانه‌ها و معجزاتی داده است که انسان‌ها با مشاهدۀ چنان معجزاتی ایمان می‌آورند. پس هنگامی که پیامبرانشان با معجزات و دلایل روشن به نزدشان آمدند، فرمان نبردند، بلکه با خود بزرگ بینی آن‌را رد نمودند. (﴿فَرَدُّوٓاۡ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) و دستانشان را در دهان‌هایشان نهادند؛ یعنی به آنچه که پیامبران آورده بودند، ایمان نیاوردند و لب به سخنی نگشودند که بر ایمانشان دلالت نماید. همچنان‌که خداوند فرموده است:﴿يَجۡعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ﴾ انگشتان خود را از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، در گوش‌هایشان فرو می‌برند. (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و به صراحت به پیامبران گفتند: (﴿إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ﴾) بدون شک ما به آنچه که بدان فرستاده شده‌اید، باور نداریم؛ و از آنچه که ما را به آن فرا می‌خوانید، سخت در شک هستیم. اما آنها در این سخن، دروغ می‌گفتند و بر خود ستم کردند. (10) بنابراین پیامبرانشان به آنان گفتند: (﴿أَفِي ٱللَّهِ شَكّٞ﴾) آیا در وجود خداوند شک و تردیدی هست؟! یعنی وجود خداوند آشکارترین و روشن‌ترین موضوع است، پس هرکس در وجود خداوند -که آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است- شک کند، (﴿فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوندی که هستیِ هر چیزی متکی به هستی اوست، چنین کسی به هیچ امر معروفی یقین ندارد، و حتی امور محسوس را نیز انکار می‌کند. بنابراین پیامبران با آنان، بر اساس سخن کسی سخن گفته‌اند که در وجود خدا تردیدی نداشته و در آن شک نمی‌کند. (﴿يَدۡعُوكُمۡ﴾) خداوند شما را به سوی منافع و مصالح خودتان فرا می‌خواند، (﴿لِيَغۡفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرَكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) تا شما را به خاطر پذیرش دعوتش، با برخوردار نمودنتان از پاداش دنیا و آخرت مورد عنایت قرار دهد. پس خداوند شما را فرا نمی‌خواند تا به خاطر عبادتِ شما سودی به وی برسد، بلکه سود و نفع آن، به خود شما باز می‌گردد. ولی آنها پاسخ پیامبرانشان را همچون بی‌خردان دادند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) و گفتند: (﴿إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) شما هم انسان‌هایی مانند ما هستید، پس چگونه افتخار نبوت و پیامبری را دارید؟ (﴿تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا﴾) می‌خواهید ما را ازآنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید. پس چگونه نظرات وخط مشی آنان را، به‌خاطر نظر شما رها کنیم؟! و چگونه از شما فرمان ببریم، درحالی که شما انسان‌هایی همچون ما هستید؟! (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) پس برای ما دلیلی آشکار بیاورید. منظورشان دلیل و حجتی بود که آنها خودشان پیشنهاد می‌کردند، و گرنه قبلاً بیان شد که پیامبرانشان با معجزه‌ها و دلایلی روشن نزد آنان آمدند. (11) (﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ﴾) پیامبرانشان در جواب پیشنهاد و اعتراض آنان گفتند: (﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾) درست است که مانند شما انسان هستیم، (﴿وَلَٰكِنَّ﴾) اما انسان بودنِ ما نباید سبب شود حقی را که آورده‌ایم، نپذیرید؛ زیرا (﴿ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ﴾) خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد، منت می‌نهد؛ و خداوند با وحی و رسالت خویش، بر ما منت نهاده است و این فضل و احسان اوست و هیچ کس نمی‌تواند فضل الهی را محدود نماید و او را از این کار منع کند. و به آنچه آورده‌ایم، بنگرید؛ اگر حق بود، آن را بپذیرید؛ و اگر غیر از این بود، آن را نپذیرید. و انسان بودن ما را، دلیلی برای ردّ کردن آنچه آورده‌ایم، قرار ندهید. و در خصوص اینکه می‌گویید: (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) برای ما دلیلی آشکار بیاورید، باید بگوییم که این کار در دست ما نیست و ما اختیاری نداریم. (﴿وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأۡتِيَكُم بِسُلۡطَٰنٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و برای ما ممکن نیست که دلیلی برایتان بیاوریم مگر به اجازۀ خدا؛ پس اوست که اگر بخواهد، آن را برایتان می‌آورد؛ و اگر نخواهد، آن را نمی‌آورد، و او جز به مقتضای حکمت و رحمتش عمل نمی‌کند. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید به خدا توکل کنند و بس. پس در جلب منافع، و دفع آسیب و زیان، باید به او تکیه نمایند؛ خداوند کافی است و قدرت و احسان فراگیر دارد، پس مؤمنان بر خدا توکل می‌کنند، و گشایش امور خود را از وی می‌طلبند. و توکل مؤمنان، به مقدار ایمانی است که از آن برخوردارند. (12) پس توکل واجب، و از لوازم ایمان و از عبادت‌های بزرگی است که خداوند آن را دوست دارد، چون سایر عبادت‌ها به آن وابسته‌اند. (﴿وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا﴾) و چه چیزی ما را باز می‌دارد که برخدا توکل کنیم، حال آنکه ما بر راه حق و هدایت هستیم؟! و هرکس که بر راه حق و هدایت باشد، این امر موجب توکل وی می‌شود، نیز اطلاع داشتن از اینکه «خداوند عهده‌دار یاری رساندن و رزق دادن به شخص هدایت یافته می‌باشد»، موجب می‌گردد که آدمی توکل داشته باشد. برخلاف کسی که برحق و هدایت نباشد، پس خداوند ضامن هدایت او نیست. چراکه حال او با حال کسی که متوکل است، تناقض دارد. پیامبران در این سخن، به معجزۀ بزرگی اشاره می‌نمایند و قوم خود را متوجه آن می‌سازند، و آن این است که اغلب اقوام دارای قدرت و نیرو هستند، پس پیامبران آنها را به مبارزه می‌طلبند که ما بر خدا توکل نموده و خداوند توطئه و مکر شما را از ما دور می‌نماید، و یقین داریم که از ما حمایت می‌کند. و خداوند، پیامبران را از شر اقوامشان نجات داد، هرچند که اقوامشان نهایت کوشش خود را کردند تا پیامبران را از بین ببرند و نور حق را خاموش کنند. همانند سخن نوح که به قومش گفت:﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ﴾ ای قوم من! اگر ماندن من واندرز دادن من به آیات خدا، بر شما گران آمده است، [پس بدانید که] بر خداوند توکل نموده‌ام. بنابراین در کارتان با شریکانتان همدست شوید، و در کارتان تردید نداشته باشید، سپس هر اندازه برایتان امکان دارد در رساندن عقوبت و بدی به من دریغ نکنید، و یک ساعت از روز نیز به من مهلت ندهید. و سخن هود ـ علیه السلام ـ که گفت:﴿ إِنِّيٓ أُشۡهِدُ ٱللَّهَ وَٱشۡهَدُوٓاۡ أَنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ مِن دُونِهِۦۖ فَكِيدُونِي جَمِيعٗا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ﴾ من خدا را گواه می‌گیرم و شما [هم] گواه باشید که من از آنچه انباز خدا می‌کنید، بیزارم. پس همگی علیه من مکر ورزید، و مرا مهلت ندهید. (﴿وَلَنَصۡبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيۡتُمُونَا﴾) همچنان به دعوت و پند و موعظۀ شما ادامه خواهیم داد، و به اذیتی که از جانب شما به ما می‌رسد، عادت خواهیم کرد و با آن خواهیم ساخت، تا خداوند مارا مورد عنایت خویش قرار دهد، و شاید شمارا نیز هدایت نماید، و موعظۀ مستمر باعث هدایت شما شود. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ﴾) و توکل‌کنندگان باید فقط برخدا توکل نمایند؛ زیرا توکل بر خداوند کلید هر خیر و نیکی است. و بدان که توکل پیامبران ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ در بالاترین حد و مرتبه قرار دارد، و آن توکل برخدا در اقامۀ دین و یاری کردن آن و هدایتِ بندگانِ خدا و دورکردنِ گمراهی از آنان است، و این کامل‌ترین نمونۀ توکل می‌باشد.

إبراهيم 14:11

أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ آيا خبر کساني که پيش از شما بودند (مانند ) قوم نوح، عاد، ثمود، و کسان ديگري که پس از ايشان آمدند (و) به جز خدا کسي از آنان خبر ندارد، به شما نرسيده است؟ پيامبرانشان با معجزات (فراوان) به نزد آنان آمدند آنگاه دستانشان را در دهان هايشان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان ماموريت يافته ايد باور نداريم و از آنچه ما را بدان فرا مي خوانيد سخت در شک هستيم». قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَـمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ پيامبرانشان گفتند:«آيا دربارۀ خداوند آفرينندۀ آسمانها و زمين شک و ترديدي وجود دارد؟ او شما را فرا مي خواند تا گناهانتان را ببخشايد و تا مدتي معين شما را مهلت دهد» .گفتد: شما جز انسانهايي همچون ما نيستيد، مي خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مي پرستيدند باز داريد، پس براي ما دليلي آشکار بياوريد. قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ پيامبرانشان به آنان گفتند:«ما جز بشري مثل شما نيستيم، ولي خدا بر هر يک از بندگانش که بخواهد منت مي نهد، و ما را نسزد که جز به اذن خدا براي شما حجتي بياوريم، و مومنان بايد تنها بر خدا توکل کنند». وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ و چرا بر خداوند توکل نکنيم، حال آنکه او ما را به راهمان رهنمود کرده است؟ و قطعاً بر آزاري که به ما مي رسانيد شکيبايي مي نماييم، و توکل کنندگان بايد فقط بر خدا توکل کنند. (9) خداوند متعال بندگانش‌را بیم می‌دهد، و به بیان عذاب‌هایی می‌پردازد که برامت‌های تکذیب‌کننده وارد کرده است، آنگاه که پیامبرانشان به نزد آنها آمدند، اما آنان‌را تکذیب کردند، و خداوند در همین دنیا آنهارا به عذابی که مردم آن‌را دیده و شنیده‌اند، گرفتار نمود. پس فرمود: (﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاۡ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، مانند قوم نوح و ثمود و عاد که خداوند داستانشان‌را در کتابش بیان نموده و آن‌را شرح داده است، به شما نرسیده است؟! (﴿وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُ﴾) و کسان دیگری که پس از ایشان آمدند، و چون زیاد بودند سرگذشت آنان از میان رفته است، و کسی جز خدا آن‌را نمی‌داند. پس اینان همه (﴿جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با دلایلی روشن که بر راستی آنچه آورده بودند دلالت می‌نمود، به نزدشان آمدند؛ و خداوند هیچ پیامبری‌را نفرستاده مگر اینکه به او نشانه‌ها و معجزاتی داده است که انسان‌ها با مشاهدۀ چنان معجزاتی ایمان می‌آورند. پس هنگامی که پیامبرانشان با معجزات و دلایل روشن به نزدشان آمدند، فرمان نبردند، بلکه با خود بزرگ بینی آن‌را رد نمودند. (﴿فَرَدُّوٓاۡ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) و دستانشان را در دهان‌هایشان نهادند؛ یعنی به آنچه که پیامبران آورده بودند، ایمان نیاوردند و لب به سخنی نگشودند که بر ایمانشان دلالت نماید. همچنان‌که خداوند فرموده است:﴿يَجۡعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ﴾ انگشتان خود را از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، در گوش‌هایشان فرو می‌برند. (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و به صراحت به پیامبران گفتند: (﴿إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ﴾) بدون شک ما به آنچه که بدان فرستاده شده‌اید، باور نداریم؛ و از آنچه که ما را به آن فرا می‌خوانید، سخت در شک هستیم. اما آنها در این سخن، دروغ می‌گفتند و بر خود ستم کردند. (10) بنابراین پیامبرانشان به آنان گفتند: (﴿أَفِي ٱللَّهِ شَكّٞ﴾) آیا در وجود خداوند شک و تردیدی هست؟! یعنی وجود خداوند آشکارترین و روشن‌ترین موضوع است، پس هرکس در وجود خداوند -که آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است- شک کند، (﴿فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوندی که هستیِ هر چیزی متکی به هستی اوست، چنین کسی به هیچ امر معروفی یقین ندارد، و حتی امور محسوس را نیز انکار می‌کند. بنابراین پیامبران با آنان، بر اساس سخن کسی سخن گفته‌اند که در وجود خدا تردیدی نداشته و در آن شک نمی‌کند. (﴿يَدۡعُوكُمۡ﴾) خداوند شما را به سوی منافع و مصالح خودتان فرا می‌خواند، (﴿لِيَغۡفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرَكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) تا شما را به خاطر پذیرش دعوتش، با برخوردار نمودنتان از پاداش دنیا و آخرت مورد عنایت قرار دهد. پس خداوند شما را فرا نمی‌خواند تا به خاطر عبادتِ شما سودی به وی برسد، بلکه سود و نفع آن، به خود شما باز می‌گردد. ولی آنها پاسخ پیامبرانشان را همچون بی‌خردان دادند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) و گفتند: (﴿إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) شما هم انسان‌هایی مانند ما هستید، پس چگونه افتخار نبوت و پیامبری را دارید؟ (﴿تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا﴾) می‌خواهید ما را ازآنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید. پس چگونه نظرات وخط مشی آنان را، به‌خاطر نظر شما رها کنیم؟! و چگونه از شما فرمان ببریم، درحالی که شما انسان‌هایی همچون ما هستید؟! (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) پس برای ما دلیلی آشکار بیاورید. منظورشان دلیل و حجتی بود که آنها خودشان پیشنهاد می‌کردند، و گرنه قبلاً بیان شد که پیامبرانشان با معجزه‌ها و دلایلی روشن نزد آنان آمدند. (11) (﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ﴾) پیامبرانشان در جواب پیشنهاد و اعتراض آنان گفتند: (﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾) درست است که مانند شما انسان هستیم، (﴿وَلَٰكِنَّ﴾) اما انسان بودنِ ما نباید سبب شود حقی را که آورده‌ایم، نپذیرید؛ زیرا (﴿ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ﴾) خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد، منت می‌نهد؛ و خداوند با وحی و رسالت خویش، بر ما منت نهاده است و این فضل و احسان اوست و هیچ کس نمی‌تواند فضل الهی را محدود نماید و او را از این کار منع کند. و به آنچه آورده‌ایم، بنگرید؛ اگر حق بود، آن را بپذیرید؛ و اگر غیر از این بود، آن را نپذیرید. و انسان بودن ما را، دلیلی برای ردّ کردن آنچه آورده‌ایم، قرار ندهید. و در خصوص اینکه می‌گویید: (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) برای ما دلیلی آشکار بیاورید، باید بگوییم که این کار در دست ما نیست و ما اختیاری نداریم. (﴿وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأۡتِيَكُم بِسُلۡطَٰنٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و برای ما ممکن نیست که دلیلی برایتان بیاوریم مگر به اجازۀ خدا؛ پس اوست که اگر بخواهد، آن را برایتان می‌آورد؛ و اگر نخواهد، آن را نمی‌آورد، و او جز به مقتضای حکمت و رحمتش عمل نمی‌کند. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید به خدا توکل کنند و بس. پس در جلب منافع، و دفع آسیب و زیان، باید به او تکیه نمایند؛ خداوند کافی است و قدرت و احسان فراگیر دارد، پس مؤمنان بر خدا توکل می‌کنند، و گشایش امور خود را از وی می‌طلبند. و توکل مؤمنان، به مقدار ایمانی است که از آن برخوردارند. (12) پس توکل واجب، و از لوازم ایمان و از عبادت‌های بزرگی است که خداوند آن را دوست دارد، چون سایر عبادت‌ها به آن وابسته‌اند. (﴿وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا﴾) و چه چیزی ما را باز می‌دارد که برخدا توکل کنیم، حال آنکه ما بر راه حق و هدایت هستیم؟! و هرکس که بر راه حق و هدایت باشد، این امر موجب توکل وی می‌شود، نیز اطلاع داشتن از اینکه «خداوند عهده‌دار یاری رساندن و رزق دادن به شخص هدایت یافته می‌باشد»، موجب می‌گردد که آدمی توکل داشته باشد. برخلاف کسی که برحق و هدایت نباشد، پس خداوند ضامن هدایت او نیست. چراکه حال او با حال کسی که متوکل است، تناقض دارد. پیامبران در این سخن، به معجزۀ بزرگی اشاره می‌نمایند و قوم خود را متوجه آن می‌سازند، و آن این است که اغلب اقوام دارای قدرت و نیرو هستند، پس پیامبران آنها را به مبارزه می‌طلبند که ما بر خدا توکل نموده و خداوند توطئه و مکر شما را از ما دور می‌نماید، و یقین داریم که از ما حمایت می‌کند. و خداوند، پیامبران را از شر اقوامشان نجات داد، هرچند که اقوامشان نهایت کوشش خود را کردند تا پیامبران را از بین ببرند و نور حق را خاموش کنند. همانند سخن نوح که به قومش گفت:﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ﴾ ای قوم من! اگر ماندن من واندرز دادن من به آیات خدا، بر شما گران آمده است، [پس بدانید که] بر خداوند توکل نموده‌ام. بنابراین در کارتان با شریکانتان همدست شوید، و در کارتان تردید نداشته باشید، سپس هر اندازه برایتان امکان دارد در رساندن عقوبت و بدی به من دریغ نکنید، و یک ساعت از روز نیز به من مهلت ندهید. و سخن هود ـ علیه السلام ـ که گفت:﴿ إِنِّيٓ أُشۡهِدُ ٱللَّهَ وَٱشۡهَدُوٓاۡ أَنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ مِن دُونِهِۦۖ فَكِيدُونِي جَمِيعٗا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ﴾ من خدا را گواه می‌گیرم و شما [هم] گواه باشید که من از آنچه انباز خدا می‌کنید، بیزارم. پس همگی علیه من مکر ورزید، و مرا مهلت ندهید. (﴿وَلَنَصۡبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيۡتُمُونَا﴾) همچنان به دعوت و پند و موعظۀ شما ادامه خواهیم داد، و به اذیتی که از جانب شما به ما می‌رسد، عادت خواهیم کرد و با آن خواهیم ساخت، تا خداوند مارا مورد عنایت خویش قرار دهد، و شاید شمارا نیز هدایت نماید، و موعظۀ مستمر باعث هدایت شما شود. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ﴾) و توکل‌کنندگان باید فقط برخدا توکل نمایند؛ زیرا توکل بر خداوند کلید هر خیر و نیکی است. و بدان که توکل پیامبران ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ در بالاترین حد و مرتبه قرار دارد، و آن توکل برخدا در اقامۀ دین و یاری کردن آن و هدایتِ بندگانِ خدا و دورکردنِ گمراهی از آنان است، و این کامل‌ترین نمونۀ توکل می‌باشد.

إبراهيم 14:12

أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ آيا خبر کساني که پيش از شما بودند (مانند ) قوم نوح، عاد، ثمود، و کسان ديگري که پس از ايشان آمدند (و) به جز خدا کسي از آنان خبر ندارد، به شما نرسيده است؟ پيامبرانشان با معجزات (فراوان) به نزد آنان آمدند آنگاه دستانشان را در دهان هايشان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان ماموريت يافته ايد باور نداريم و از آنچه ما را بدان فرا مي خوانيد سخت در شک هستيم». قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَـمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ پيامبرانشان گفتند:«آيا دربارۀ خداوند آفرينندۀ آسمانها و زمين شک و ترديدي وجود دارد؟ او شما را فرا مي خواند تا گناهانتان را ببخشايد و تا مدتي معين شما را مهلت دهد» .گفتد: شما جز انسانهايي همچون ما نيستيد، مي خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مي پرستيدند باز داريد، پس براي ما دليلي آشکار بياوريد. قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ پيامبرانشان به آنان گفتند:«ما جز بشري مثل شما نيستيم، ولي خدا بر هر يک از بندگانش که بخواهد منت مي نهد، و ما را نسزد که جز به اذن خدا براي شما حجتي بياوريم، و مومنان بايد تنها بر خدا توکل کنند». وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ و چرا بر خداوند توکل نکنيم، حال آنکه او ما را به راهمان رهنمود کرده است؟ و قطعاً بر آزاري که به ما مي رسانيد شکيبايي مي نماييم، و توکل کنندگان بايد فقط بر خدا توکل کنند. (9) خداوند متعال بندگانش‌را بیم می‌دهد، و به بیان عذاب‌هایی می‌پردازد که برامت‌های تکذیب‌کننده وارد کرده است، آنگاه که پیامبرانشان به نزد آنها آمدند، اما آنان‌را تکذیب کردند، و خداوند در همین دنیا آنهارا به عذابی که مردم آن‌را دیده و شنیده‌اند، گرفتار نمود. پس فرمود: (﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاۡ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، مانند قوم نوح و ثمود و عاد که خداوند داستانشان‌را در کتابش بیان نموده و آن‌را شرح داده است، به شما نرسیده است؟! (﴿وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُ﴾) و کسان دیگری که پس از ایشان آمدند، و چون زیاد بودند سرگذشت آنان از میان رفته است، و کسی جز خدا آن‌را نمی‌داند. پس اینان همه (﴿جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با دلایلی روشن که بر راستی آنچه آورده بودند دلالت می‌نمود، به نزدشان آمدند؛ و خداوند هیچ پیامبری‌را نفرستاده مگر اینکه به او نشانه‌ها و معجزاتی داده است که انسان‌ها با مشاهدۀ چنان معجزاتی ایمان می‌آورند. پس هنگامی که پیامبرانشان با معجزات و دلایل روشن به نزدشان آمدند، فرمان نبردند، بلکه با خود بزرگ بینی آن‌را رد نمودند. (﴿فَرَدُّوٓاۡ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) و دستانشان را در دهان‌هایشان نهادند؛ یعنی به آنچه که پیامبران آورده بودند، ایمان نیاوردند و لب به سخنی نگشودند که بر ایمانشان دلالت نماید. همچنان‌که خداوند فرموده است:﴿يَجۡعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ﴾ انگشتان خود را از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، در گوش‌هایشان فرو می‌برند. (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و به صراحت به پیامبران گفتند: (﴿إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ﴾) بدون شک ما به آنچه که بدان فرستاده شده‌اید، باور نداریم؛ و از آنچه که ما را به آن فرا می‌خوانید، سخت در شک هستیم. اما آنها در این سخن، دروغ می‌گفتند و بر خود ستم کردند. (10) بنابراین پیامبرانشان به آنان گفتند: (﴿أَفِي ٱللَّهِ شَكّٞ﴾) آیا در وجود خداوند شک و تردیدی هست؟! یعنی وجود خداوند آشکارترین و روشن‌ترین موضوع است، پس هرکس در وجود خداوند -که آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است- شک کند، (﴿فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوندی که هستیِ هر چیزی متکی به هستی اوست، چنین کسی به هیچ امر معروفی یقین ندارد، و حتی امور محسوس را نیز انکار می‌کند. بنابراین پیامبران با آنان، بر اساس سخن کسی سخن گفته‌اند که در وجود خدا تردیدی نداشته و در آن شک نمی‌کند. (﴿يَدۡعُوكُمۡ﴾) خداوند شما را به سوی منافع و مصالح خودتان فرا می‌خواند، (﴿لِيَغۡفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرَكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) تا شما را به خاطر پذیرش دعوتش، با برخوردار نمودنتان از پاداش دنیا و آخرت مورد عنایت قرار دهد. پس خداوند شما را فرا نمی‌خواند تا به خاطر عبادتِ شما سودی به وی برسد، بلکه سود و نفع آن، به خود شما باز می‌گردد. ولی آنها پاسخ پیامبرانشان را همچون بی‌خردان دادند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) و گفتند: (﴿إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾) شما هم انسان‌هایی مانند ما هستید، پس چگونه افتخار نبوت و پیامبری را دارید؟ (﴿تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا﴾) می‌خواهید ما را ازآنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید. پس چگونه نظرات وخط مشی آنان را، به‌خاطر نظر شما رها کنیم؟! و چگونه از شما فرمان ببریم، درحالی که شما انسان‌هایی همچون ما هستید؟! (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) پس برای ما دلیلی آشکار بیاورید. منظورشان دلیل و حجتی بود که آنها خودشان پیشنهاد می‌کردند، و گرنه قبلاً بیان شد که پیامبرانشان با معجزه‌ها و دلایلی روشن نزد آنان آمدند. (11) (﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ﴾) پیامبرانشان در جواب پیشنهاد و اعتراض آنان گفتند: (﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ﴾) درست است که مانند شما انسان هستیم، (﴿وَلَٰكِنَّ﴾) اما انسان بودنِ ما نباید سبب شود حقی را که آورده‌ایم، نپذیرید؛ زیرا (﴿ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ﴾) خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد، منت می‌نهد؛ و خداوند با وحی و رسالت خویش، بر ما منت نهاده است و این فضل و احسان اوست و هیچ کس نمی‌تواند فضل الهی را محدود نماید و او را از این کار منع کند. و به آنچه آورده‌ایم، بنگرید؛ اگر حق بود، آن را بپذیرید؛ و اگر غیر از این بود، آن را نپذیرید. و انسان بودن ما را، دلیلی برای ردّ کردن آنچه آورده‌ایم، قرار ندهید. و در خصوص اینکه می‌گویید: (﴿فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) برای ما دلیلی آشکار بیاورید، باید بگوییم که این کار در دست ما نیست و ما اختیاری نداریم. (﴿وَمَا كَانَ لَنَآ أَن نَّأۡتِيَكُم بِسُلۡطَٰنٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و برای ما ممکن نیست که دلیلی برایتان بیاوریم مگر به اجازۀ خدا؛ پس اوست که اگر بخواهد، آن را برایتان می‌آورد؛ و اگر نخواهد، آن را نمی‌آورد، و او جز به مقتضای حکمت و رحمتش عمل نمی‌کند. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید به خدا توکل کنند و بس. پس در جلب منافع، و دفع آسیب و زیان، باید به او تکیه نمایند؛ خداوند کافی است و قدرت و احسان فراگیر دارد، پس مؤمنان بر خدا توکل می‌کنند، و گشایش امور خود را از وی می‌طلبند. و توکل مؤمنان، به مقدار ایمانی است که از آن برخوردارند. (12) پس توکل واجب، و از لوازم ایمان و از عبادت‌های بزرگی است که خداوند آن را دوست دارد، چون سایر عبادت‌ها به آن وابسته‌اند. (﴿وَمَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنَا﴾) و چه چیزی ما را باز می‌دارد که برخدا توکل کنیم، حال آنکه ما بر راه حق و هدایت هستیم؟! و هرکس که بر راه حق و هدایت باشد، این امر موجب توکل وی می‌شود، نیز اطلاع داشتن از اینکه «خداوند عهده‌دار یاری رساندن و رزق دادن به شخص هدایت یافته می‌باشد»، موجب می‌گردد که آدمی توکل داشته باشد. برخلاف کسی که برحق و هدایت نباشد، پس خداوند ضامن هدایت او نیست. چراکه حال او با حال کسی که متوکل است، تناقض دارد. پیامبران در این سخن، به معجزۀ بزرگی اشاره می‌نمایند و قوم خود را متوجه آن می‌سازند، و آن این است که اغلب اقوام دارای قدرت و نیرو هستند، پس پیامبران آنها را به مبارزه می‌طلبند که ما بر خدا توکل نموده و خداوند توطئه و مکر شما را از ما دور می‌نماید، و یقین داریم که از ما حمایت می‌کند. و خداوند، پیامبران را از شر اقوامشان نجات داد، هرچند که اقوامشان نهایت کوشش خود را کردند تا پیامبران را از بین ببرند و نور حق را خاموش کنند. همانند سخن نوح که به قومش گفت:﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ﴾ ای قوم من! اگر ماندن من واندرز دادن من به آیات خدا، بر شما گران آمده است، [پس بدانید که] بر خداوند توکل نموده‌ام. بنابراین در کارتان با شریکانتان همدست شوید، و در کارتان تردید نداشته باشید، سپس هر اندازه برایتان امکان دارد در رساندن عقوبت و بدی به من دریغ نکنید، و یک ساعت از روز نیز به من مهلت ندهید. و سخن هود ـ علیه السلام ـ که گفت:﴿ إِنِّيٓ أُشۡهِدُ ٱللَّهَ وَٱشۡهَدُوٓاۡ أَنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ مِن دُونِهِۦۖ فَكِيدُونِي جَمِيعٗا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ﴾ من خدا را گواه می‌گیرم و شما [هم] گواه باشید که من از آنچه انباز خدا می‌کنید، بیزارم. پس همگی علیه من مکر ورزید، و مرا مهلت ندهید. (﴿وَلَنَصۡبِرَنَّ عَلَىٰ مَآ ءَاذَيۡتُمُونَا﴾) همچنان به دعوت و پند و موعظۀ شما ادامه خواهیم داد، و به اذیتی که از جانب شما به ما می‌رسد، عادت خواهیم کرد و با آن خواهیم ساخت، تا خداوند مارا مورد عنایت خویش قرار دهد، و شاید شمارا نیز هدایت نماید، و موعظۀ مستمر باعث هدایت شما شود. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ﴾) و توکل‌کنندگان باید فقط برخدا توکل نمایند؛ زیرا توکل بر خداوند کلید هر خیر و نیکی است. و بدان که توکل پیامبران ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ در بالاترین حد و مرتبه قرار دارد، و آن توکل برخدا در اقامۀ دین و یاری کردن آن و هدایتِ بندگانِ خدا و دورکردنِ گمراهی از آنان است، و این کامل‌ترین نمونۀ توکل می‌باشد.

إبراهيم 14:13

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ و کافران به پيامبرانشان گفتند: «البته شما را از سرزمين خودمان بيرون مي کنيم مگر اينکه به آيين ما باز اييد» پس پروردگارشان به آنان وحي کرد که حتماً ستمکاران را نابود مي کنيم. وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ و پس از آنان شما را در اين سرزمين ساکن خواهيم کرد. اين از آن کساني است که از جاه و جلال من بترسند و از تهديد من بهراسند. وَاستفتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و کافران طلب پيروزي کردند و هر گردنکش باطل گرايي ناکام گشت. مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ پشت سر او جهنم است و از خونابۀ دوزخيان به او نوشانده مي شود يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ آن را جرعه جرعه مي نوشد و به هيچ وجه گوارايشي نمي يا بد و مرگ از هر سو به سراغش مي آيد، حال آنکه نمي ميرد، و عذاب سختي فرا روي اوست. (13) پس از آنکه خداوند متعال دعوت پیامبران، و استمرار و خسته نشدن آنها را در امر دعوت، متذکر شد، آخرین حالتی را که آنها در این مسیر با آن مواجه شدند، بیان کرد و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لِرُسُلِهِمۡ﴾) و کافران پیامبرانشان را تهدید کردند و گفتند: (﴿لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا﴾) البته شما را از سرزمین خودمان بیرون می‌کنیم مگر اینکه به آیین ما باز آیید؛ و این نهایت انکار و عناد است، به گونه‌ای که دیگر امیدی به هدایت آنان نیست، چون آنها تنها به اعراض و رویگردانی از هدایت اکتفا نکردند، بلکه پیامبران را تهدید نمودند که آنها را از سرزمینشان بیرون خواهند کرد. و کافران سرزمین را از آنِ خود می‌دانستند، و گمان بردند که پیامبران در آن حقی ندارند، و این بزرگ‌ترین ستم است؛ زیرا خداوند بندگانش را در زمین مستقر نموده، و آنها را دستور داده است تا او را پرستش نمایند؛ و زمین و آنچه را که در آن وجود دارد، برای بندگانش مسخر نموده است تا با استفاده ازامکانات موجود در آن، به عبادت خدا بپردازند و از آن برای عبادت الهی کمک بگیرند. پس هرکس از امکانات موجود در زمین برای عبادت خدا کمک بگیرد، برای او حلال است و مورد پیگیری قرار نخواهد گرفت. و هرکس از امکانات زمین در راستای کفر و ارتکاب گناهان کمک بگیرد، امکانات زمین تنها از آنِ او نیست و استفاده از آن برای وی جایز نمی‌باشد. پس دانسته شد که دشمنان پیامبر، در حقیقت بهره‌ای از زمین ندارند تا او را تهدید کنند که وی را از آن بیرون کنند. و اگر به عرف مردم بازگردیم، می‌بینیم که پیامبران ـ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ ساکنان سرزمین اقوامشان بوده و جزئی از آن مردمان به حساب آمده‌اند. پس برای چه آنها را از حق صریح و روشن باز می‌دارند؟ آیا این، جز ناجوانمردی و بی‌دینی کامل، چیز دیگری می‌تواند باشد؟ بنابراین وقتی که علیه پیامبران چنین توطئه‌ای کردند، چیزی جز این باقی نماند که خداوند فرمانش را اجرا نماید و دوستانش را یاری کند، (﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که حتماً ستمگران را با انواع عذاب‌ها نابود می‌کنیم. (14) (﴿وَلَنُسۡكِنَنَّكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ ذَٰلِكَ﴾) و همانا شما را پس از آنان، در این سرزمین ساکن خواهیم کرد. این سرانجامِ نیکو که خداوند برای پیامبران و پیروانشان قرار داد، (﴿لِمَنۡ خَافَ مَقَامِي﴾) پاداش کسی است که از جاه و جلال من بترسد، و همواره خداوند را طوری عبادت کند که انگار او را می‌بیند، و او را مراقب رفتار و کردار خویش می‌داند. (﴿وَخَافَ وَعِيدِ﴾) و از آنچه که گناهکاران را بدان تهدید کرده‌ام، بهراسد؛ و این هراسیدن، باعث ‌شود تا ازآنچه که خدا نمی‌پسندد، دست نگاه دارد؛ و به انجام کارهایی که خداوند دوست ‌دارد، مبادرت ورزد. (15) (﴿وَٱسۡتَفۡتَحُواۡ﴾) و کافران طلب پیروزی کردند؛ یعنی آنها بودند که در مورد فیصلۀ خداوند در میان دوستان و دشمنانش شتاب ورزیدند، پس آنچه را که خواستند به نزد آنها آمد. وگرنه، خداوند دانا و بردبار است، و هرکس را که از او نافرمانی نماید، زود عذاب نمی‌دهد. (﴿وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ﴾) و هر گردنکش باطل گرایی ناکام گشت؛ یعنی هرکس که در مقابل خدا و حق و بندگان خدا گردنکشی کند و در زمین تکبر ورزد و با پیامبران از درِ ستیز و مخالفت وارد شود، در دنیا و آخرت زیانمند خواهد شد. (16) (﴿مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ﴾) و فراروی این گردنکشِ باطل‌گرای، جهنم قرار دارد و حتماً وارد آن شده و عذاب سخت را می‌چشد.(﴿وَيُسۡقَىٰ مِن مَّآءٖ صَدِيدٖ﴾) و از خونابه -که آبی زرد رنگ و بدبو و بسیار داغ است- به او نوشانده می‌شود. (17) (﴿يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ﴾) از فرط تشنگی، آن را جرعه جرعه می‌نوشد و نمی‌تواند آن را فرو ببرد؛ زیرا وقتی آن آب به چهره‌اش نزدیک می‌شود، آن را کباب می‌کند و می‌سوزاند؛ و چون به شکمش برسد، روده‌هایش را تکه تکه می‌نماید، (﴿وَيَأۡتِيهِ ٱلۡمَوۡتُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٖ﴾) و انواع عذاب سخت به سراغ او می‌آید، و از بس که سخت و سهمگین می‌باشند، او را تا سرحد مرگ می‌برند. اما خداوند چنین تقدیر نموده که آنها نمیرند. همان‌طور که فرموده است:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا﴾ مرگ به سراغشان نمی‌آید، و عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، هر کافری را چنین عذاب می‌دهیم و آنان در جهنم فریاد سر می‌دهند. (﴿وَمِن وَرَآئِهِۦ﴾) و فرا روی این گردنکشِ باطل‌گرای، (﴿عَذَابٌ غَلِيظٞ﴾) عذاب سختی است؛ یعنی عذابی قوی و سخت که حالت و شدت آن را کسی جز خداوند نمی‌داند.

إبراهيم 14:14

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ و کافران به پيامبرانشان گفتند: «البته شما را از سرزمين خودمان بيرون مي کنيم مگر اينکه به آيين ما باز اييد» پس پروردگارشان به آنان وحي کرد که حتماً ستمکاران را نابود مي کنيم. وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ و پس از آنان شما را در اين سرزمين ساکن خواهيم کرد. اين از آن کساني است که از جاه و جلال من بترسند و از تهديد من بهراسند. وَاستفتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و کافران طلب پيروزي کردند و هر گردنکش باطل گرايي ناکام گشت. مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ پشت سر او جهنم است و از خونابۀ دوزخيان به او نوشانده مي شود يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ آن را جرعه جرعه مي نوشد و به هيچ وجه گوارايشي نمي يا بد و مرگ از هر سو به سراغش مي آيد، حال آنکه نمي ميرد، و عذاب سختي فرا روي اوست. (13) پس از آنکه خداوند متعال دعوت پیامبران، و استمرار و خسته نشدن آنها را در امر دعوت، متذکر شد، آخرین حالتی را که آنها در این مسیر با آن مواجه شدند، بیان کرد و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لِرُسُلِهِمۡ﴾) و کافران پیامبرانشان را تهدید کردند و گفتند: (﴿لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا﴾) البته شما را از سرزمین خودمان بیرون می‌کنیم مگر اینکه به آیین ما باز آیید؛ و این نهایت انکار و عناد است، به گونه‌ای که دیگر امیدی به هدایت آنان نیست، چون آنها تنها به اعراض و رویگردانی از هدایت اکتفا نکردند، بلکه پیامبران را تهدید نمودند که آنها را از سرزمینشان بیرون خواهند کرد. و کافران سرزمین را از آنِ خود می‌دانستند، و گمان بردند که پیامبران در آن حقی ندارند، و این بزرگ‌ترین ستم است؛ زیرا خداوند بندگانش را در زمین مستقر نموده، و آنها را دستور داده است تا او را پرستش نمایند؛ و زمین و آنچه را که در آن وجود دارد، برای بندگانش مسخر نموده است تا با استفاده ازامکانات موجود در آن، به عبادت خدا بپردازند و از آن برای عبادت الهی کمک بگیرند. پس هرکس از امکانات موجود در زمین برای عبادت خدا کمک بگیرد، برای او حلال است و مورد پیگیری قرار نخواهد گرفت. و هرکس از امکانات زمین در راستای کفر و ارتکاب گناهان کمک بگیرد، امکانات زمین تنها از آنِ او نیست و استفاده از آن برای وی جایز نمی‌باشد. پس دانسته شد که دشمنان پیامبر، در حقیقت بهره‌ای از زمین ندارند تا او را تهدید کنند که وی را از آن بیرون کنند. و اگر به عرف مردم بازگردیم، می‌بینیم که پیامبران ـ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ ساکنان سرزمین اقوامشان بوده و جزئی از آن مردمان به حساب آمده‌اند. پس برای چه آنها را از حق صریح و روشن باز می‌دارند؟ آیا این، جز ناجوانمردی و بی‌دینی کامل، چیز دیگری می‌تواند باشد؟ بنابراین وقتی که علیه پیامبران چنین توطئه‌ای کردند، چیزی جز این باقی نماند که خداوند فرمانش را اجرا نماید و دوستانش را یاری کند، (﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که حتماً ستمگران را با انواع عذاب‌ها نابود می‌کنیم. (14) (﴿وَلَنُسۡكِنَنَّكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ ذَٰلِكَ﴾) و همانا شما را پس از آنان، در این سرزمین ساکن خواهیم کرد. این سرانجامِ نیکو که خداوند برای پیامبران و پیروانشان قرار داد، (﴿لِمَنۡ خَافَ مَقَامِي﴾) پاداش کسی است که از جاه و جلال من بترسد، و همواره خداوند را طوری عبادت کند که انگار او را می‌بیند، و او را مراقب رفتار و کردار خویش می‌داند. (﴿وَخَافَ وَعِيدِ﴾) و از آنچه که گناهکاران را بدان تهدید کرده‌ام، بهراسد؛ و این هراسیدن، باعث ‌شود تا ازآنچه که خدا نمی‌پسندد، دست نگاه دارد؛ و به انجام کارهایی که خداوند دوست ‌دارد، مبادرت ورزد. (15) (﴿وَٱسۡتَفۡتَحُواۡ﴾) و کافران طلب پیروزی کردند؛ یعنی آنها بودند که در مورد فیصلۀ خداوند در میان دوستان و دشمنانش شتاب ورزیدند، پس آنچه را که خواستند به نزد آنها آمد. وگرنه، خداوند دانا و بردبار است، و هرکس را که از او نافرمانی نماید، زود عذاب نمی‌دهد. (﴿وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ﴾) و هر گردنکش باطل گرایی ناکام گشت؛ یعنی هرکس که در مقابل خدا و حق و بندگان خدا گردنکشی کند و در زمین تکبر ورزد و با پیامبران از درِ ستیز و مخالفت وارد شود، در دنیا و آخرت زیانمند خواهد شد. (16) (﴿مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ﴾) و فراروی این گردنکشِ باطل‌گرای، جهنم قرار دارد و حتماً وارد آن شده و عذاب سخت را می‌چشد.(﴿وَيُسۡقَىٰ مِن مَّآءٖ صَدِيدٖ﴾) و از خونابه -که آبی زرد رنگ و بدبو و بسیار داغ است- به او نوشانده می‌شود. (17) (﴿يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ﴾) از فرط تشنگی، آن را جرعه جرعه می‌نوشد و نمی‌تواند آن را فرو ببرد؛ زیرا وقتی آن آب به چهره‌اش نزدیک می‌شود، آن را کباب می‌کند و می‌سوزاند؛ و چون به شکمش برسد، روده‌هایش را تکه تکه می‌نماید، (﴿وَيَأۡتِيهِ ٱلۡمَوۡتُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٖ﴾) و انواع عذاب سخت به سراغ او می‌آید، و از بس که سخت و سهمگین می‌باشند، او را تا سرحد مرگ می‌برند. اما خداوند چنین تقدیر نموده که آنها نمیرند. همان‌طور که فرموده است:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا﴾ مرگ به سراغشان نمی‌آید، و عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، هر کافری را چنین عذاب می‌دهیم و آنان در جهنم فریاد سر می‌دهند. (﴿وَمِن وَرَآئِهِۦ﴾) و فرا روی این گردنکشِ باطل‌گرای، (﴿عَذَابٌ غَلِيظٞ﴾) عذاب سختی است؛ یعنی عذابی قوی و سخت که حالت و شدت آن را کسی جز خداوند نمی‌داند.

إبراهيم 14:15

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ و کافران به پيامبرانشان گفتند: «البته شما را از سرزمين خودمان بيرون مي کنيم مگر اينکه به آيين ما باز اييد» پس پروردگارشان به آنان وحي کرد که حتماً ستمکاران را نابود مي کنيم. وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ و پس از آنان شما را در اين سرزمين ساکن خواهيم کرد. اين از آن کساني است که از جاه و جلال من بترسند و از تهديد من بهراسند. وَاستفتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و کافران طلب پيروزي کردند و هر گردنکش باطل گرايي ناکام گشت. مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ پشت سر او جهنم است و از خونابۀ دوزخيان به او نوشانده مي شود يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ آن را جرعه جرعه مي نوشد و به هيچ وجه گوارايشي نمي يا بد و مرگ از هر سو به سراغش مي آيد، حال آنکه نمي ميرد، و عذاب سختي فرا روي اوست. (13) پس از آنکه خداوند متعال دعوت پیامبران، و استمرار و خسته نشدن آنها را در امر دعوت، متذکر شد، آخرین حالتی را که آنها در این مسیر با آن مواجه شدند، بیان کرد و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لِرُسُلِهِمۡ﴾) و کافران پیامبرانشان را تهدید کردند و گفتند: (﴿لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا﴾) البته شما را از سرزمین خودمان بیرون می‌کنیم مگر اینکه به آیین ما باز آیید؛ و این نهایت انکار و عناد است، به گونه‌ای که دیگر امیدی به هدایت آنان نیست، چون آنها تنها به اعراض و رویگردانی از هدایت اکتفا نکردند، بلکه پیامبران را تهدید نمودند که آنها را از سرزمینشان بیرون خواهند کرد. و کافران سرزمین را از آنِ خود می‌دانستند، و گمان بردند که پیامبران در آن حقی ندارند، و این بزرگ‌ترین ستم است؛ زیرا خداوند بندگانش را در زمین مستقر نموده، و آنها را دستور داده است تا او را پرستش نمایند؛ و زمین و آنچه را که در آن وجود دارد، برای بندگانش مسخر نموده است تا با استفاده ازامکانات موجود در آن، به عبادت خدا بپردازند و از آن برای عبادت الهی کمک بگیرند. پس هرکس از امکانات موجود در زمین برای عبادت خدا کمک بگیرد، برای او حلال است و مورد پیگیری قرار نخواهد گرفت. و هرکس از امکانات زمین در راستای کفر و ارتکاب گناهان کمک بگیرد، امکانات زمین تنها از آنِ او نیست و استفاده از آن برای وی جایز نمی‌باشد. پس دانسته شد که دشمنان پیامبر، در حقیقت بهره‌ای از زمین ندارند تا او را تهدید کنند که وی را از آن بیرون کنند. و اگر به عرف مردم بازگردیم، می‌بینیم که پیامبران ـ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ ساکنان سرزمین اقوامشان بوده و جزئی از آن مردمان به حساب آمده‌اند. پس برای چه آنها را از حق صریح و روشن باز می‌دارند؟ آیا این، جز ناجوانمردی و بی‌دینی کامل، چیز دیگری می‌تواند باشد؟ بنابراین وقتی که علیه پیامبران چنین توطئه‌ای کردند، چیزی جز این باقی نماند که خداوند فرمانش را اجرا نماید و دوستانش را یاری کند، (﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که حتماً ستمگران را با انواع عذاب‌ها نابود می‌کنیم. (14) (﴿وَلَنُسۡكِنَنَّكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ ذَٰلِكَ﴾) و همانا شما را پس از آنان، در این سرزمین ساکن خواهیم کرد. این سرانجامِ نیکو که خداوند برای پیامبران و پیروانشان قرار داد، (﴿لِمَنۡ خَافَ مَقَامِي﴾) پاداش کسی است که از جاه و جلال من بترسد، و همواره خداوند را طوری عبادت کند که انگار او را می‌بیند، و او را مراقب رفتار و کردار خویش می‌داند. (﴿وَخَافَ وَعِيدِ﴾) و از آنچه که گناهکاران را بدان تهدید کرده‌ام، بهراسد؛ و این هراسیدن، باعث ‌شود تا ازآنچه که خدا نمی‌پسندد، دست نگاه دارد؛ و به انجام کارهایی که خداوند دوست ‌دارد، مبادرت ورزد. (15) (﴿وَٱسۡتَفۡتَحُواۡ﴾) و کافران طلب پیروزی کردند؛ یعنی آنها بودند که در مورد فیصلۀ خداوند در میان دوستان و دشمنانش شتاب ورزیدند، پس آنچه را که خواستند به نزد آنها آمد. وگرنه، خداوند دانا و بردبار است، و هرکس را که از او نافرمانی نماید، زود عذاب نمی‌دهد. (﴿وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ﴾) و هر گردنکش باطل گرایی ناکام گشت؛ یعنی هرکس که در مقابل خدا و حق و بندگان خدا گردنکشی کند و در زمین تکبر ورزد و با پیامبران از درِ ستیز و مخالفت وارد شود، در دنیا و آخرت زیانمند خواهد شد. (16) (﴿مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ﴾) و فراروی این گردنکشِ باطل‌گرای، جهنم قرار دارد و حتماً وارد آن شده و عذاب سخت را می‌چشد.(﴿وَيُسۡقَىٰ مِن مَّآءٖ صَدِيدٖ﴾) و از خونابه -که آبی زرد رنگ و بدبو و بسیار داغ است- به او نوشانده می‌شود. (17) (﴿يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ﴾) از فرط تشنگی، آن را جرعه جرعه می‌نوشد و نمی‌تواند آن را فرو ببرد؛ زیرا وقتی آن آب به چهره‌اش نزدیک می‌شود، آن را کباب می‌کند و می‌سوزاند؛ و چون به شکمش برسد، روده‌هایش را تکه تکه می‌نماید، (﴿وَيَأۡتِيهِ ٱلۡمَوۡتُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٖ﴾) و انواع عذاب سخت به سراغ او می‌آید، و از بس که سخت و سهمگین می‌باشند، او را تا سرحد مرگ می‌برند. اما خداوند چنین تقدیر نموده که آنها نمیرند. همان‌طور که فرموده است:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا﴾ مرگ به سراغشان نمی‌آید، و عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، هر کافری را چنین عذاب می‌دهیم و آنان در جهنم فریاد سر می‌دهند. (﴿وَمِن وَرَآئِهِۦ﴾) و فرا روی این گردنکشِ باطل‌گرای، (﴿عَذَابٌ غَلِيظٞ﴾) عذاب سختی است؛ یعنی عذابی قوی و سخت که حالت و شدت آن را کسی جز خداوند نمی‌داند.

إبراهيم 14:16

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ و کافران به پيامبرانشان گفتند: «البته شما را از سرزمين خودمان بيرون مي کنيم مگر اينکه به آيين ما باز اييد» پس پروردگارشان به آنان وحي کرد که حتماً ستمکاران را نابود مي کنيم. وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ و پس از آنان شما را در اين سرزمين ساکن خواهيم کرد. اين از آن کساني است که از جاه و جلال من بترسند و از تهديد من بهراسند. وَاستفتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و کافران طلب پيروزي کردند و هر گردنکش باطل گرايي ناکام گشت. مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ پشت سر او جهنم است و از خونابۀ دوزخيان به او نوشانده مي شود يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ آن را جرعه جرعه مي نوشد و به هيچ وجه گوارايشي نمي يا بد و مرگ از هر سو به سراغش مي آيد، حال آنکه نمي ميرد، و عذاب سختي فرا روي اوست. (13) پس از آنکه خداوند متعال دعوت پیامبران، و استمرار و خسته نشدن آنها را در امر دعوت، متذکر شد، آخرین حالتی را که آنها در این مسیر با آن مواجه شدند، بیان کرد و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لِرُسُلِهِمۡ﴾) و کافران پیامبرانشان را تهدید کردند و گفتند: (﴿لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا﴾) البته شما را از سرزمین خودمان بیرون می‌کنیم مگر اینکه به آیین ما باز آیید؛ و این نهایت انکار و عناد است، به گونه‌ای که دیگر امیدی به هدایت آنان نیست، چون آنها تنها به اعراض و رویگردانی از هدایت اکتفا نکردند، بلکه پیامبران را تهدید نمودند که آنها را از سرزمینشان بیرون خواهند کرد. و کافران سرزمین را از آنِ خود می‌دانستند، و گمان بردند که پیامبران در آن حقی ندارند، و این بزرگ‌ترین ستم است؛ زیرا خداوند بندگانش را در زمین مستقر نموده، و آنها را دستور داده است تا او را پرستش نمایند؛ و زمین و آنچه را که در آن وجود دارد، برای بندگانش مسخر نموده است تا با استفاده ازامکانات موجود در آن، به عبادت خدا بپردازند و از آن برای عبادت الهی کمک بگیرند. پس هرکس از امکانات موجود در زمین برای عبادت خدا کمک بگیرد، برای او حلال است و مورد پیگیری قرار نخواهد گرفت. و هرکس از امکانات زمین در راستای کفر و ارتکاب گناهان کمک بگیرد، امکانات زمین تنها از آنِ او نیست و استفاده از آن برای وی جایز نمی‌باشد. پس دانسته شد که دشمنان پیامبر، در حقیقت بهره‌ای از زمین ندارند تا او را تهدید کنند که وی را از آن بیرون کنند. و اگر به عرف مردم بازگردیم، می‌بینیم که پیامبران ـ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ ساکنان سرزمین اقوامشان بوده و جزئی از آن مردمان به حساب آمده‌اند. پس برای چه آنها را از حق صریح و روشن باز می‌دارند؟ آیا این، جز ناجوانمردی و بی‌دینی کامل، چیز دیگری می‌تواند باشد؟ بنابراین وقتی که علیه پیامبران چنین توطئه‌ای کردند، چیزی جز این باقی نماند که خداوند فرمانش را اجرا نماید و دوستانش را یاری کند، (﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که حتماً ستمگران را با انواع عذاب‌ها نابود می‌کنیم. (14) (﴿وَلَنُسۡكِنَنَّكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ ذَٰلِكَ﴾) و همانا شما را پس از آنان، در این سرزمین ساکن خواهیم کرد. این سرانجامِ نیکو که خداوند برای پیامبران و پیروانشان قرار داد، (﴿لِمَنۡ خَافَ مَقَامِي﴾) پاداش کسی است که از جاه و جلال من بترسد، و همواره خداوند را طوری عبادت کند که انگار او را می‌بیند، و او را مراقب رفتار و کردار خویش می‌داند. (﴿وَخَافَ وَعِيدِ﴾) و از آنچه که گناهکاران را بدان تهدید کرده‌ام، بهراسد؛ و این هراسیدن، باعث ‌شود تا ازآنچه که خدا نمی‌پسندد، دست نگاه دارد؛ و به انجام کارهایی که خداوند دوست ‌دارد، مبادرت ورزد. (15) (﴿وَٱسۡتَفۡتَحُواۡ﴾) و کافران طلب پیروزی کردند؛ یعنی آنها بودند که در مورد فیصلۀ خداوند در میان دوستان و دشمنانش شتاب ورزیدند، پس آنچه را که خواستند به نزد آنها آمد. وگرنه، خداوند دانا و بردبار است، و هرکس را که از او نافرمانی نماید، زود عذاب نمی‌دهد. (﴿وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ﴾) و هر گردنکش باطل گرایی ناکام گشت؛ یعنی هرکس که در مقابل خدا و حق و بندگان خدا گردنکشی کند و در زمین تکبر ورزد و با پیامبران از درِ ستیز و مخالفت وارد شود، در دنیا و آخرت زیانمند خواهد شد. (16) (﴿مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ﴾) و فراروی این گردنکشِ باطل‌گرای، جهنم قرار دارد و حتماً وارد آن شده و عذاب سخت را می‌چشد.(﴿وَيُسۡقَىٰ مِن مَّآءٖ صَدِيدٖ﴾) و از خونابه -که آبی زرد رنگ و بدبو و بسیار داغ است- به او نوشانده می‌شود. (17) (﴿يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ﴾) از فرط تشنگی، آن را جرعه جرعه می‌نوشد و نمی‌تواند آن را فرو ببرد؛ زیرا وقتی آن آب به چهره‌اش نزدیک می‌شود، آن را کباب می‌کند و می‌سوزاند؛ و چون به شکمش برسد، روده‌هایش را تکه تکه می‌نماید، (﴿وَيَأۡتِيهِ ٱلۡمَوۡتُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٖ﴾) و انواع عذاب سخت به سراغ او می‌آید، و از بس که سخت و سهمگین می‌باشند، او را تا سرحد مرگ می‌برند. اما خداوند چنین تقدیر نموده که آنها نمیرند. همان‌طور که فرموده است:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا﴾ مرگ به سراغشان نمی‌آید، و عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، هر کافری را چنین عذاب می‌دهیم و آنان در جهنم فریاد سر می‌دهند. (﴿وَمِن وَرَآئِهِۦ﴾) و فرا روی این گردنکشِ باطل‌گرای، (﴿عَذَابٌ غَلِيظٞ﴾) عذاب سختی است؛ یعنی عذابی قوی و سخت که حالت و شدت آن را کسی جز خداوند نمی‌داند.

إبراهيم 14:17

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ و کافران به پيامبرانشان گفتند: «البته شما را از سرزمين خودمان بيرون مي کنيم مگر اينکه به آيين ما باز اييد» پس پروردگارشان به آنان وحي کرد که حتماً ستمکاران را نابود مي کنيم. وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ و پس از آنان شما را در اين سرزمين ساکن خواهيم کرد. اين از آن کساني است که از جاه و جلال من بترسند و از تهديد من بهراسند. وَاستفتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و کافران طلب پيروزي کردند و هر گردنکش باطل گرايي ناکام گشت. مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ پشت سر او جهنم است و از خونابۀ دوزخيان به او نوشانده مي شود يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ آن را جرعه جرعه مي نوشد و به هيچ وجه گوارايشي نمي يا بد و مرگ از هر سو به سراغش مي آيد، حال آنکه نمي ميرد، و عذاب سختي فرا روي اوست. (13) پس از آنکه خداوند متعال دعوت پیامبران، و استمرار و خسته نشدن آنها را در امر دعوت، متذکر شد، آخرین حالتی را که آنها در این مسیر با آن مواجه شدند، بیان کرد و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لِرُسُلِهِمۡ﴾) و کافران پیامبرانشان را تهدید کردند و گفتند: (﴿لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا﴾) البته شما را از سرزمین خودمان بیرون می‌کنیم مگر اینکه به آیین ما باز آیید؛ و این نهایت انکار و عناد است، به گونه‌ای که دیگر امیدی به هدایت آنان نیست، چون آنها تنها به اعراض و رویگردانی از هدایت اکتفا نکردند، بلکه پیامبران را تهدید نمودند که آنها را از سرزمینشان بیرون خواهند کرد. و کافران سرزمین را از آنِ خود می‌دانستند، و گمان بردند که پیامبران در آن حقی ندارند، و این بزرگ‌ترین ستم است؛ زیرا خداوند بندگانش را در زمین مستقر نموده، و آنها را دستور داده است تا او را پرستش نمایند؛ و زمین و آنچه را که در آن وجود دارد، برای بندگانش مسخر نموده است تا با استفاده ازامکانات موجود در آن، به عبادت خدا بپردازند و از آن برای عبادت الهی کمک بگیرند. پس هرکس از امکانات موجود در زمین برای عبادت خدا کمک بگیرد، برای او حلال است و مورد پیگیری قرار نخواهد گرفت. و هرکس از امکانات زمین در راستای کفر و ارتکاب گناهان کمک بگیرد، امکانات زمین تنها از آنِ او نیست و استفاده از آن برای وی جایز نمی‌باشد. پس دانسته شد که دشمنان پیامبر، در حقیقت بهره‌ای از زمین ندارند تا او را تهدید کنند که وی را از آن بیرون کنند. و اگر به عرف مردم بازگردیم، می‌بینیم که پیامبران ـ‌علیهم الصلاة والسلام‌ـ ساکنان سرزمین اقوامشان بوده و جزئی از آن مردمان به حساب آمده‌اند. پس برای چه آنها را از حق صریح و روشن باز می‌دارند؟ آیا این، جز ناجوانمردی و بی‌دینی کامل، چیز دیگری می‌تواند باشد؟ بنابراین وقتی که علیه پیامبران چنین توطئه‌ای کردند، چیزی جز این باقی نماند که خداوند فرمانش را اجرا نماید و دوستانش را یاری کند، (﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که حتماً ستمگران را با انواع عذاب‌ها نابود می‌کنیم. (14) (﴿وَلَنُسۡكِنَنَّكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ ذَٰلِكَ﴾) و همانا شما را پس از آنان، در این سرزمین ساکن خواهیم کرد. این سرانجامِ نیکو که خداوند برای پیامبران و پیروانشان قرار داد، (﴿لِمَنۡ خَافَ مَقَامِي﴾) پاداش کسی است که از جاه و جلال من بترسد، و همواره خداوند را طوری عبادت کند که انگار او را می‌بیند، و او را مراقب رفتار و کردار خویش می‌داند. (﴿وَخَافَ وَعِيدِ﴾) و از آنچه که گناهکاران را بدان تهدید کرده‌ام، بهراسد؛ و این هراسیدن، باعث ‌شود تا ازآنچه که خدا نمی‌پسندد، دست نگاه دارد؛ و به انجام کارهایی که خداوند دوست ‌دارد، مبادرت ورزد. (15) (﴿وَٱسۡتَفۡتَحُواۡ﴾) و کافران طلب پیروزی کردند؛ یعنی آنها بودند که در مورد فیصلۀ خداوند در میان دوستان و دشمنانش شتاب ورزیدند، پس آنچه را که خواستند به نزد آنها آمد. وگرنه، خداوند دانا و بردبار است، و هرکس را که از او نافرمانی نماید، زود عذاب نمی‌دهد. (﴿وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ﴾) و هر گردنکش باطل گرایی ناکام گشت؛ یعنی هرکس که در مقابل خدا و حق و بندگان خدا گردنکشی کند و در زمین تکبر ورزد و با پیامبران از درِ ستیز و مخالفت وارد شود، در دنیا و آخرت زیانمند خواهد شد. (16) (﴿مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ﴾) و فراروی این گردنکشِ باطل‌گرای، جهنم قرار دارد و حتماً وارد آن شده و عذاب سخت را می‌چشد.(﴿وَيُسۡقَىٰ مِن مَّآءٖ صَدِيدٖ﴾) و از خونابه -که آبی زرد رنگ و بدبو و بسیار داغ است- به او نوشانده می‌شود. (17) (﴿يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ﴾) از فرط تشنگی، آن را جرعه جرعه می‌نوشد و نمی‌تواند آن را فرو ببرد؛ زیرا وقتی آن آب به چهره‌اش نزدیک می‌شود، آن را کباب می‌کند و می‌سوزاند؛ و چون به شکمش برسد، روده‌هایش را تکه تکه می‌نماید، (﴿وَيَأۡتِيهِ ٱلۡمَوۡتُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٖ﴾) و انواع عذاب سخت به سراغ او می‌آید، و از بس که سخت و سهمگین می‌باشند، او را تا سرحد مرگ می‌برند. اما خداوند چنین تقدیر نموده که آنها نمیرند. همان‌طور که فرموده است:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا﴾ مرگ به سراغشان نمی‌آید، و عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، هر کافری را چنین عذاب می‌دهیم و آنان در جهنم فریاد سر می‌دهند. (﴿وَمِن وَرَآئِهِۦ﴾) و فرا روی این گردنکشِ باطل‌گرای، (﴿عَذَابٌ غَلِيظٞ﴾) عذاب سختی است؛ یعنی عذابی قوی و سخت که حالت و شدت آن را کسی جز خداوند نمی‌داند.

إبراهيم 14:18

مَّثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيدُ مثال آنان که به پروردگارشان کفر ورزيدند کردانشان همچون خاکستري است که تند بادي در يک روز طوفاني بر آن وزيده باشد، به چيزي از آنچه در دنيا انجام داده اند دست نمي يابند. اين گمراهي دور (ودرازي) است. (18) خداوند متعال از اعمالی که کفار برای خدا انجام داده‌اند، خبر می‌دهد؛ و اینکه آن اعمال در بطلان و از بین رفتن، همانند خاکستر است که ریزترین و سبک ترین چیز است؛ و هرگاه در روز طوفانی باد تندی بر آن بوزد، آن را با خود می‌برد و نابود می‌شود. پس بدین گونه اعمال کافران را از بین می‌برد. (﴿لَّا يَقۡدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواۡ عَلَىٰ شَيۡءٖ﴾) به چیزی از آنچه در دنیا انجام داده‌اند، دست نمی‌یابند؛ و حتی اعمالی که در دنیا انجام داده‌اند، به اندازۀ ذره‌ای دستگیر آنها نمی‌شود، چون براساس کفر و تکذیب انجام گرفته است. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلضَّلَٰلُ ٱلۡبَعِيدُ﴾) این است گمراهی دور و دراز؛ زیرا کوشش آنها باطل گشت و کارشان از بین رفت و نابود شد. یا منظور کارهایی است که کافران علیه اهل حق انجام می‌دادند و کوشش می‌کردند حق را در نطفه خفه کنند، اما مکرشان به خود آنان برگشت و آنها هرگز نتوانستند به خدا و پیامبران و لشکر حق زیانی برسانند.

إبراهيم 14:19

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ آيا نمي بيني که خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است، اگر بخواهد شما را از ميان مي برد و آفرينش جديدي را پديد مي آورد؟ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ و اين کار براي خداوند مشکل نيست. وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاء عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ و همه در برابر خداوند حاضر مي شوند، پس ضعيفان به کساني که خود را بزرگ مي پنداشتند مي گويند:«ما پيروان شما بوديم، پس آيا مي توانيد چيزي از عذاب خداوند را از ما دفع کنيد؟» مي گويند:«اگر خداوند ما ر اهدايت مي کرد ما هم شما را هدايت مي نموديم، براي ما يکسان است چه بي تابي کنيم يا شکيبايي ورزيم هيچ پناهگاهي نداريم». (19) خداوند متعال بندگان را آگاه می‌سازد که (﴿أَنَّ ٱللَّهَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است، تا مردم او را عبادت نمایند و بشناسند و آنان را امر و نهی ‌کند؛ و با استناد به آفرینش آسمان و زمین و آنچه در میان این دو وجود دارد، بر صفات کمال خود استدلال نماید. نیز تا مردمان بدانند آن کس که آسمان‌ها و زمین را با این گستردگی و بزرگی آفریده است، می‌تواند آنها را از نو بیافریند تا آنان را به خاطر نیکی‌ها و بدی‌هایشان جزا و سزا بدهد، و از انجام چنین کاری ناتوان نیست. بنابراین فرمود: (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾) احتمال دارد که معنی آیه چنین باشد: اگر خداوند بخواهد، شما را از میان می‌برد و قومی دیگر را پدید می‌آورد که بیشتر از خداوند فرمان می‌برند. و احتمال دارد منظور این باشد که اگر خداوند بخواهد، نابودتان می‌کند سپس در روز رستاخیز شما را با آفرینش تازه‌ای باز می‌گرداند. و آنچه از حالات قیامت که پس از این می‌آید، این احتمال را تقویت می‌نماید. (20) (﴿وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ﴾) و این کار برای خداوند غیر ممکن نیست، بلکه چنین کاری برای او خیلی آسان است. ﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾ آفرینش و زنده کردن پس از مرگتان، مانند آفرینش یک نفر است.﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾ و او ذاتی است که آفرینش را آغاز می‌نماید، سپس آن را تکرار می‌کند و آفریدن دوباره برای او آسانتر است. (21) (﴿وَبَرَزُواۡ لِلَّهِ جَمِيعٗا﴾) و همۀ خلایق در برابر خداوند حاضر می‌گردند آنگاه که در صور دمیده می‌شود. پس مردم از قبرهایشان بیرون می‌آیند و در محضر پروردگار حاضر می‌گردند، و در زمینی برابر و هموار و صاف می‌ایستند که هیچ فراز و نشیبی در آن نیست، و پیش خدا حاضر می‌شوند و هیچ کس نمی‌تواند از خدا پنهان شود، و چون حاضر شوند به جروبحث می‌پردازند و هریک از خود دفاع می‌نماید و می‌خواهد از سرنوشتی که برای او رقم خورده است دفاع کند، ولی چگونه می‌تواند از آن سرنوشت محتوم رهایی یابد؟! (﴿فَقَالَ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاۡ﴾) و پیروان و مقلدین، به کسانی که خود را بزرگ می‌پنداشتند و مردم از آنها پیروی می‌کردند و رهبران گمراهی و انحراف بودند، می‌گویند: (﴿إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا﴾) ما در دنیا پیروان شما بودیم؛ ما را به گمراهی دستور داده و آن را برای ما زیبا جلوه داده و ما را فریب دادید. (﴿فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا مِنۡ عَذَابِ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ﴾) پس آیا می‌توانید چیزی از عذاب خدا را از ما دور کنید گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد؟ (﴿ قَالُواۡ﴾) کسانی که از آنها پیروی می‌شد و رئیس و پیشوا بودند، می‌گویند:﴿أَغۡوَيۡنَٰهُمۡ كَمَا غَوَيۡنَا﴾ آنها را گول زدیم همان‌طور که خود فریب خوردیم، و (﴿لَوۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ لَهَدَيۡنَٰكُمۡ﴾) اگر خداوند ما را هدایت می‌کرد، ما هم شما را هدایت می‌کردیم. پس هیچ کس برای دیگری نمی‌تواند کاری بکند. (﴿سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَجَزِعۡنَآ﴾) برای ما یکسان است در مقابل عذاب چه بی‌تابی کنیم، (﴿أَمۡ صَبَرۡنَا﴾) یا شکیبایی ورزیم. (﴿مَا لَنَا مِن مَّحِيصٖ﴾) هیچ پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم، و از عذاب خدا به سوی آن بگریزیم.

إبراهيم 14:20

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ آيا نمي بيني که خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است، اگر بخواهد شما را از ميان مي برد و آفرينش جديدي را پديد مي آورد؟ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ و اين کار براي خداوند مشکل نيست. وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاء عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ و همه در برابر خداوند حاضر مي شوند، پس ضعيفان به کساني که خود را بزرگ مي پنداشتند مي گويند:«ما پيروان شما بوديم، پس آيا مي توانيد چيزي از عذاب خداوند را از ما دفع کنيد؟» مي گويند:«اگر خداوند ما ر اهدايت مي کرد ما هم شما را هدايت مي نموديم، براي ما يکسان است چه بي تابي کنيم يا شکيبايي ورزيم هيچ پناهگاهي نداريم». (19) خداوند متعال بندگان را آگاه می‌سازد که (﴿أَنَّ ٱللَّهَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است، تا مردم او را عبادت نمایند و بشناسند و آنان را امر و نهی ‌کند؛ و با استناد به آفرینش آسمان و زمین و آنچه در میان این دو وجود دارد، بر صفات کمال خود استدلال نماید. نیز تا مردمان بدانند آن کس که آسمان‌ها و زمین را با این گستردگی و بزرگی آفریده است، می‌تواند آنها را از نو بیافریند تا آنان را به خاطر نیکی‌ها و بدی‌هایشان جزا و سزا بدهد، و از انجام چنین کاری ناتوان نیست. بنابراین فرمود: (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾) احتمال دارد که معنی آیه چنین باشد: اگر خداوند بخواهد، شما را از میان می‌برد و قومی دیگر را پدید می‌آورد که بیشتر از خداوند فرمان می‌برند. و احتمال دارد منظور این باشد که اگر خداوند بخواهد، نابودتان می‌کند سپس در روز رستاخیز شما را با آفرینش تازه‌ای باز می‌گرداند. و آنچه از حالات قیامت که پس از این می‌آید، این احتمال را تقویت می‌نماید. (20) (﴿وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ﴾) و این کار برای خداوند غیر ممکن نیست، بلکه چنین کاری برای او خیلی آسان است. ﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾ آفرینش و زنده کردن پس از مرگتان، مانند آفرینش یک نفر است.﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾ و او ذاتی است که آفرینش را آغاز می‌نماید، سپس آن را تکرار می‌کند و آفریدن دوباره برای او آسانتر است. (21) (﴿وَبَرَزُواۡ لِلَّهِ جَمِيعٗا﴾) و همۀ خلایق در برابر خداوند حاضر می‌گردند آنگاه که در صور دمیده می‌شود. پس مردم از قبرهایشان بیرون می‌آیند و در محضر پروردگار حاضر می‌گردند، و در زمینی برابر و هموار و صاف می‌ایستند که هیچ فراز و نشیبی در آن نیست، و پیش خدا حاضر می‌شوند و هیچ کس نمی‌تواند از خدا پنهان شود، و چون حاضر شوند به جروبحث می‌پردازند و هریک از خود دفاع می‌نماید و می‌خواهد از سرنوشتی که برای او رقم خورده است دفاع کند، ولی چگونه می‌تواند از آن سرنوشت محتوم رهایی یابد؟! (﴿فَقَالَ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاۡ﴾) و پیروان و مقلدین، به کسانی که خود را بزرگ می‌پنداشتند و مردم از آنها پیروی می‌کردند و رهبران گمراهی و انحراف بودند، می‌گویند: (﴿إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا﴾) ما در دنیا پیروان شما بودیم؛ ما را به گمراهی دستور داده و آن را برای ما زیبا جلوه داده و ما را فریب دادید. (﴿فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا مِنۡ عَذَابِ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ﴾) پس آیا می‌توانید چیزی از عذاب خدا را از ما دور کنید گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد؟ (﴿ قَالُواۡ﴾) کسانی که از آنها پیروی می‌شد و رئیس و پیشوا بودند، می‌گویند:﴿أَغۡوَيۡنَٰهُمۡ كَمَا غَوَيۡنَا﴾ آنها را گول زدیم همان‌طور که خود فریب خوردیم، و (﴿لَوۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ لَهَدَيۡنَٰكُمۡ﴾) اگر خداوند ما را هدایت می‌کرد، ما هم شما را هدایت می‌کردیم. پس هیچ کس برای دیگری نمی‌تواند کاری بکند. (﴿سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَجَزِعۡنَآ﴾) برای ما یکسان است در مقابل عذاب چه بی‌تابی کنیم، (﴿أَمۡ صَبَرۡنَا﴾) یا شکیبایی ورزیم. (﴿مَا لَنَا مِن مَّحِيصٖ﴾) هیچ پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم، و از عذاب خدا به سوی آن بگریزیم.

إبراهيم 14:21

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ آيا نمي بيني که خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است، اگر بخواهد شما را از ميان مي برد و آفرينش جديدي را پديد مي آورد؟ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ و اين کار براي خداوند مشکل نيست. وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاء عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ و همه در برابر خداوند حاضر مي شوند، پس ضعيفان به کساني که خود را بزرگ مي پنداشتند مي گويند:«ما پيروان شما بوديم، پس آيا مي توانيد چيزي از عذاب خداوند را از ما دفع کنيد؟» مي گويند:«اگر خداوند ما ر اهدايت مي کرد ما هم شما را هدايت مي نموديم، براي ما يکسان است چه بي تابي کنيم يا شکيبايي ورزيم هيچ پناهگاهي نداريم». (19) خداوند متعال بندگان را آگاه می‌سازد که (﴿أَنَّ ٱللَّهَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است، تا مردم او را عبادت نمایند و بشناسند و آنان را امر و نهی ‌کند؛ و با استناد به آفرینش آسمان و زمین و آنچه در میان این دو وجود دارد، بر صفات کمال خود استدلال نماید. نیز تا مردمان بدانند آن کس که آسمان‌ها و زمین را با این گستردگی و بزرگی آفریده است، می‌تواند آنها را از نو بیافریند تا آنان را به خاطر نیکی‌ها و بدی‌هایشان جزا و سزا بدهد، و از انجام چنین کاری ناتوان نیست. بنابراین فرمود: (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾) احتمال دارد که معنی آیه چنین باشد: اگر خداوند بخواهد، شما را از میان می‌برد و قومی دیگر را پدید می‌آورد که بیشتر از خداوند فرمان می‌برند. و احتمال دارد منظور این باشد که اگر خداوند بخواهد، نابودتان می‌کند سپس در روز رستاخیز شما را با آفرینش تازه‌ای باز می‌گرداند. و آنچه از حالات قیامت که پس از این می‌آید، این احتمال را تقویت می‌نماید. (20) (﴿وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ﴾) و این کار برای خداوند غیر ممکن نیست، بلکه چنین کاری برای او خیلی آسان است. ﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾ آفرینش و زنده کردن پس از مرگتان، مانند آفرینش یک نفر است.﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾ و او ذاتی است که آفرینش را آغاز می‌نماید، سپس آن را تکرار می‌کند و آفریدن دوباره برای او آسانتر است. (21) (﴿وَبَرَزُواۡ لِلَّهِ جَمِيعٗا﴾) و همۀ خلایق در برابر خداوند حاضر می‌گردند آنگاه که در صور دمیده می‌شود. پس مردم از قبرهایشان بیرون می‌آیند و در محضر پروردگار حاضر می‌گردند، و در زمینی برابر و هموار و صاف می‌ایستند که هیچ فراز و نشیبی در آن نیست، و پیش خدا حاضر می‌شوند و هیچ کس نمی‌تواند از خدا پنهان شود، و چون حاضر شوند به جروبحث می‌پردازند و هریک از خود دفاع می‌نماید و می‌خواهد از سرنوشتی که برای او رقم خورده است دفاع کند، ولی چگونه می‌تواند از آن سرنوشت محتوم رهایی یابد؟! (﴿فَقَالَ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاۡ﴾) و پیروان و مقلدین، به کسانی که خود را بزرگ می‌پنداشتند و مردم از آنها پیروی می‌کردند و رهبران گمراهی و انحراف بودند، می‌گویند: (﴿إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا﴾) ما در دنیا پیروان شما بودیم؛ ما را به گمراهی دستور داده و آن را برای ما زیبا جلوه داده و ما را فریب دادید. (﴿فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا مِنۡ عَذَابِ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ﴾) پس آیا می‌توانید چیزی از عذاب خدا را از ما دور کنید گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد؟ (﴿ قَالُواۡ﴾) کسانی که از آنها پیروی می‌شد و رئیس و پیشوا بودند، می‌گویند:﴿أَغۡوَيۡنَٰهُمۡ كَمَا غَوَيۡنَا﴾ آنها را گول زدیم همان‌طور که خود فریب خوردیم، و (﴿لَوۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ لَهَدَيۡنَٰكُمۡ﴾) اگر خداوند ما را هدایت می‌کرد، ما هم شما را هدایت می‌کردیم. پس هیچ کس برای دیگری نمی‌تواند کاری بکند. (﴿سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَجَزِعۡنَآ﴾) برای ما یکسان است در مقابل عذاب چه بی‌تابی کنیم، (﴿أَمۡ صَبَرۡنَا﴾) یا شکیبایی ورزیم. (﴿مَا لَنَا مِن مَّحِيصٖ﴾) هیچ پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم، و از عذاب خدا به سوی آن بگریزیم.

إبراهيم 14:22

وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ و هنگامي که کار به پايان ريسد او کار از کار گذشت شيطان مي گويد: «خداوند به شما وعدۀ راستين داد و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده کردم. و من هيچ سلطه اي بر شما نداشتم جز اينکه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوتم را پذيرفتيد. پس مرا سرزنش مکنيد و خودتان را سرزنش نماييد، نه به من رياد شما مي رسم و نه شما به فرياد من مي رسيد، بي گمان به اينکه پيش از اين شما مرا شريک خدا مي دانستيد کافرم. بي گمان ستمکاران عذاب دردناکي دارند». وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ و کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند به باغهايي در آورده مي شوند که در زير درختان آن جويبارها روان است، در آنجا به حکم پروردگارشان جاودانه اند، درودشان در آنجا سلام گفتن است. (22) (﴿وَقَالَ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾) و شیطان -که مسبب هر شر و بدی است که در دنیا اتفاق افتاده یا می‌افتد- اهل جهنم را خطاب می‌کند و از آنها بیزاری می‌جوید، (﴿لَمَّا قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) هنگامی که کار به پایان می‌رسد و اهل بهشت وارد بهشت می‌شوند و اهل جهنم به جهنم می‌روند، می‌گوید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ﴾) خداوند از طریق پیامبرانش به شما وعدۀ راستین داد، اما شما از او پیروی نکردید؛ و اگر از او اطاعت می‌کردید، به کامـیابی بزرگـی دست می‌یافـتید. (﴿وَوَعَدتُّكُمۡ﴾) و من به شما وعدۀ خیر و نیکی دادم، (﴿فَأَخۡلَفۡتُكُمۡ﴾) ولی با شما خلاف وعده نمودم؛ یعنی آرزوهای پوچ و باطلی که در دل شما ایجاد کردم، به دست نیامد و هرگز تحقق نیافت. (﴿وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و من هیچ دلیلی نداشتم که سخنم را تایید نمایم، (﴿إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِي﴾) جز اینکه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوت من را پذیرفتید؛ یعنی شما را به سوی خودم فراخواندم و آن را برایتان زیبا جلوه دادم، و شما از روی هوای نفس وپیروی از شهوت‌هایتان فراخوان مرا پذیرفتید. (﴿فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُم﴾) پس مرا سرزنش مکنید، بلکه خویشتن را سرزنش نمایید؛ زیرا مسبب گمراهی‌تان و موجب عقاب و عذاب، خودتان بودید. (﴿مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ﴾) در این عذابی که شما در آن هستید، من نمی‌توانم به فریادتان برسم، (﴿وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ﴾) و شما نیز نمی‌توانید به فریاد من برسید. و هریک از ما بهره‌ای از عذاب دارد. (﴿إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ مِن قَبۡلُ﴾) از اینکه مرا شریک خدا قرار می‌دادید، تبری می‌جویم؛ چرا که من شریک خدا نیستم، و اطاعت من واجب نیست.(﴿إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) بی‌گمان آنان که با پیروی از شیطان برخویشتن ستم کرده‌اند، عذاب دردناکی دارند، و در آن جاودانه می‌مانند. و این لطف خداوند نسبت به بندگانش است که آنها را از اطاعت شیطان برحذر داشته، و آنها را از درهایی که شیطان از آن وارد انسان می‌شود، آگاه ساخته است؛ و اهدافی را که شیطان در فراخوانی انسان به سوی خود دنبال می‌کند، بیان نموده، و خبر داده است که شیطان می‌خواهد انسان را وارد جهنم کند. و برای ما بیان نمود وقتی که شیطان و لشکریانش وارد جهنم می‌شوند، شیطان این‌گونه از آنها اظهار تنفر می‌کند و به شرک آنان کفر می‌ورزد. ﴿وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثۡلُ خَبِيرٖ﴾ و هیچ کس تو را مانند خداوندِ آگاه خبر نمی‌دهد. و بدان که خداوند در این آیه بیان داشته است که شیطان سلطه‌ای بر انسان ندارد. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ وَٱلَّذِينَ هُم بِهِۦ مُشۡرِكُونَ﴾ همانا سلطۀ شیطان برکسانی است که او را دوست می‌دارند، و بر کسانی است که برای خدا شریک می‌گیرند. سلطه‌ای که خداوند آن را نفی می‌کند سلطۀ حجت و دلیل است. پس شیطان برای توجیه آنچه که مردم را به سوی آن دعوت می‌کند، اصلاً دلیلی ندارد، بلکه شبهات و گناهان را برای آنان می‌آراید، به گونه‌ای که بر ارتکاب گناه جرأت می‌نمایند. اما جایی که می‌فرماید: شیطان بر دوستان خود و مشرکین سلطه دارد، منظور این است که دوستانش را فریب می‌دهد تا مرتکب گناه شوند و آنها را به سوی گناهان می‌کشاند، و آنها از راه دوستی با شیطان و پیوستن به حزب و گروهش، وی را بر خود مسلط می‌نمایند. بنابراین شیطان، بر مؤمنان و کسانی که بر پروردگارشان توکل می‌نمایند، تسلطی ندارد. (23) هنگامی که سزا و عذاب ستمگران را بیان کرد، پاداش فرمانبرداران را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿وَأُدۡخِلَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند؛ یعنی در گفتار و عمل و عقیده، دین اسلام را پیاده نمودند، (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) به باغ‌هایی در آورده می‌شوند که در زیر درختان آن جویبارها روان است، و در آن لذت‌ها و شادی‌هایی است که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی مانند آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ﴾) در آنجا به حکم پروردگارشان برای همیشه می‌مانند؛ یعنی آنها با اراده و نیروی خود به آنجا نرفته‌اند، بلکه به حول و قوۀ الهی به آنجا در آمده‌اند. (﴿تَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا سَلَٰمٌ﴾) درودشان در آنجا سلام است؛ یعنی به همدیگر سلام گفته، ودرود و سخن خوب رد و بدل می‌کنند.

إبراهيم 14:23

وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ و هنگامي که کار به پايان ريسد او کار از کار گذشت شيطان مي گويد: «خداوند به شما وعدۀ راستين داد و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده کردم. و من هيچ سلطه اي بر شما نداشتم جز اينکه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوتم را پذيرفتيد. پس مرا سرزنش مکنيد و خودتان را سرزنش نماييد، نه به من رياد شما مي رسم و نه شما به فرياد من مي رسيد، بي گمان به اينکه پيش از اين شما مرا شريک خدا مي دانستيد کافرم. بي گمان ستمکاران عذاب دردناکي دارند». وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ و کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند به باغهايي در آورده مي شوند که در زير درختان آن جويبارها روان است، در آنجا به حکم پروردگارشان جاودانه اند، درودشان در آنجا سلام گفتن است. (22) (﴿وَقَالَ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾) و شیطان -که مسبب هر شر و بدی است که در دنیا اتفاق افتاده یا می‌افتد- اهل جهنم را خطاب می‌کند و از آنها بیزاری می‌جوید، (﴿لَمَّا قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) هنگامی که کار به پایان می‌رسد و اهل بهشت وارد بهشت می‌شوند و اهل جهنم به جهنم می‌روند، می‌گوید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ﴾) خداوند از طریق پیامبرانش به شما وعدۀ راستین داد، اما شما از او پیروی نکردید؛ و اگر از او اطاعت می‌کردید، به کامـیابی بزرگـی دست می‌یافـتید. (﴿وَوَعَدتُّكُمۡ﴾) و من به شما وعدۀ خیر و نیکی دادم، (﴿فَأَخۡلَفۡتُكُمۡ﴾) ولی با شما خلاف وعده نمودم؛ یعنی آرزوهای پوچ و باطلی که در دل شما ایجاد کردم، به دست نیامد و هرگز تحقق نیافت. (﴿وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و من هیچ دلیلی نداشتم که سخنم را تایید نمایم، (﴿إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِي﴾) جز اینکه شما را دعوت نمودم و شما هم دعوت من را پذیرفتید؛ یعنی شما را به سوی خودم فراخواندم و آن را برایتان زیبا جلوه دادم، و شما از روی هوای نفس وپیروی از شهوت‌هایتان فراخوان مرا پذیرفتید. (﴿فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُم﴾) پس مرا سرزنش مکنید، بلکه خویشتن را سرزنش نمایید؛ زیرا مسبب گمراهی‌تان و موجب عقاب و عذاب، خودتان بودید. (﴿مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ﴾) در این عذابی که شما در آن هستید، من نمی‌توانم به فریادتان برسم، (﴿وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ﴾) و شما نیز نمی‌توانید به فریاد من برسید. و هریک از ما بهره‌ای از عذاب دارد. (﴿إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ مِن قَبۡلُ﴾) از اینکه مرا شریک خدا قرار می‌دادید، تبری می‌جویم؛ چرا که من شریک خدا نیستم، و اطاعت من واجب نیست.(﴿إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) بی‌گمان آنان که با پیروی از شیطان برخویشتن ستم کرده‌اند، عذاب دردناکی دارند، و در آن جاودانه می‌مانند. و این لطف خداوند نسبت به بندگانش است که آنها را از اطاعت شیطان برحذر داشته، و آنها را از درهایی که شیطان از آن وارد انسان می‌شود، آگاه ساخته است؛ و اهدافی را که شیطان در فراخوانی انسان به سوی خود دنبال می‌کند، بیان نموده، و خبر داده است که شیطان می‌خواهد انسان را وارد جهنم کند. و برای ما بیان نمود وقتی که شیطان و لشکریانش وارد جهنم می‌شوند، شیطان این‌گونه از آنها اظهار تنفر می‌کند و به شرک آنان کفر می‌ورزد. ﴿وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثۡلُ خَبِيرٖ﴾ و هیچ کس تو را مانند خداوندِ آگاه خبر نمی‌دهد. و بدان که خداوند در این آیه بیان داشته است که شیطان سلطه‌ای بر انسان ندارد. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ وَٱلَّذِينَ هُم بِهِۦ مُشۡرِكُونَ﴾ همانا سلطۀ شیطان برکسانی است که او را دوست می‌دارند، و بر کسانی است که برای خدا شریک می‌گیرند. سلطه‌ای که خداوند آن را نفی می‌کند سلطۀ حجت و دلیل است. پس شیطان برای توجیه آنچه که مردم را به سوی آن دعوت می‌کند، اصلاً دلیلی ندارد، بلکه شبهات و گناهان را برای آنان می‌آراید، به گونه‌ای که بر ارتکاب گناه جرأت می‌نمایند. اما جایی که می‌فرماید: شیطان بر دوستان خود و مشرکین سلطه دارد، منظور این است که دوستانش را فریب می‌دهد تا مرتکب گناه شوند و آنها را به سوی گناهان می‌کشاند، و آنها از راه دوستی با شیطان و پیوستن به حزب و گروهش، وی را بر خود مسلط می‌نمایند. بنابراین شیطان، بر مؤمنان و کسانی که بر پروردگارشان توکل می‌نمایند، تسلطی ندارد. (23) هنگامی که سزا و عذاب ستمگران را بیان کرد، پاداش فرمانبرداران را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿وَأُدۡخِلَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند؛ یعنی در گفتار و عمل و عقیده، دین اسلام را پیاده نمودند، (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) به باغ‌هایی در آورده می‌شوند که در زیر درختان آن جویبارها روان است، و در آن لذت‌ها و شادی‌هایی است که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی مانند آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِمۡ﴾) در آنجا به حکم پروردگارشان برای همیشه می‌مانند؛ یعنی آنها با اراده و نیروی خود به آنجا نرفته‌اند، بلکه به حول و قوۀ الهی به آنجا در آمده‌اند. (﴿تَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا سَلَٰمٌ﴾) درودشان در آنجا سلام است؛ یعنی به همدیگر سلام گفته، ودرود و سخن خوب رد و بدل می‌کنند.

إبراهيم 14:24

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء آيا نمي داني که خداوند چگونه مثال مي زند: سخن خوب و زيبا به درخت پاک و زيبايي مي ماند که ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است. تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ به حکم پروردگارش در هر زماني ميوۀ خود را مي دهد، و خداوند اين مثالها را براي مردم مي زند تا پند پذيرند. وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ و سخن پليد به درخت پليدي مي ماند که از روي زمين کنده شده و آن را هيچ قرار نباشد. (24) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ﴾) آیا ندانسته و ندیده‌ای که خداوند چگونه مثال می‌زند؟ سخن خوب را که عبارت است از «لا إله إلا الله» و فروعات آن است، (﴿كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ﴾) همچون درخت خوبِ خرما است، (﴿أَصۡلُهَا ثَابِتٞ﴾) ریشه‌اش در زمین استوار است، (﴿وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و شاخه‌اش در آسمان و فضا پخش شده است، و این درخت همواره فواید زیادی برای مردم دارد. (25) (﴿تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَا﴾) در هر زمانی میوۀ خود را به حکم پروردگارش می‌دهد. پس درخت ایمان نیز این چنین ریشه‌اش در قلب مؤمن استوار است؛ آن را می‌شناسد و به آن باور دارد. و شاخۀ درخت ایمان که سخن خوب و عمل صالح و اخلاق پسندیده و آداب نیکو است، همواره در آسمان است، و کارها و گفتارهایی که درخت ایمان به‌بار می‌آورد و مؤمن و دیگران از آن بهرمند می‌شوند، به سوی خدا بالا می‌رود. (﴿وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾) و خداوند برای مردم مثال‌ها می‌زند تا پند پذیرند و اوامر و نواهی او را به یاد آورند؛ زیرا زدن مثال، این فایده را دارد که مفاهیم معقول را به مثال‌های محسوس نزدیک می‌نماید، و معنایی را که خداوند اراده نموده است، به بهترین وجه روشن و واضح می‌گرداند. و این از جمله رحمت الهی و حسن تعلیم اوست. پس کامل‌ترین و فراگیرترین ستایش، از آنِ خدا است. این است حالت کلمۀ توحید و ثبات آن در قلب مؤمن. (26) سپس خداوند ضد کلمۀ طیبه را که کلمۀ کفر و فرع آن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٖ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ﴾) و سخنِ پلید، به درخت ناپاکی می‌ماند که طعم و مزۀ بد دارد؛ و آن، درخت هندوانۀ ابوجهل و امثال آن است. (﴿ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٖ﴾) این درخت ناپاک، ضمن اینکه میوه‌اش طعم و مزه‌ای بد دارد، از روی زمین برکنده شده و آن را نیز قراری نباشد؛ یعنی ریشه‌ای ندارد که آن را نگاه دارد، ومیوۀ خوبی ندارد که ببار آوَرَد، بلکه فقط میوه‌ای بد می‌دهد. کفر و گناهان نیز، متین و استوار نبوده و فایده‌ای برای قلب ندارند، و فقط سخن و عمل بد به‌بار می‌آورند، و صاحبش را معذب می‌سازند. و کسی که درخت کفر و عصیان در قلبش ریشه روانیده است، عمل شایسته‌اش به سوی خدا بالا نمی‌رود، و به خود او نیز فایده‌ای نمی‌رساند و کسی از او بهره‌مند نمی‌شود.

إبراهيم 14:25

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء آيا نمي داني که خداوند چگونه مثال مي زند: سخن خوب و زيبا به درخت پاک و زيبايي مي ماند که ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است. تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ به حکم پروردگارش در هر زماني ميوۀ خود را مي دهد، و خداوند اين مثالها را براي مردم مي زند تا پند پذيرند. وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ و سخن پليد به درخت پليدي مي ماند که از روي زمين کنده شده و آن را هيچ قرار نباشد. (24) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ﴾) آیا ندانسته و ندیده‌ای که خداوند چگونه مثال می‌زند؟ سخن خوب را که عبارت است از «لا إله إلا الله» و فروعات آن است، (﴿كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ﴾) همچون درخت خوبِ خرما است، (﴿أَصۡلُهَا ثَابِتٞ﴾) ریشه‌اش در زمین استوار است، (﴿وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و شاخه‌اش در آسمان و فضا پخش شده است، و این درخت همواره فواید زیادی برای مردم دارد. (25) (﴿تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَا﴾) در هر زمانی میوۀ خود را به حکم پروردگارش می‌دهد. پس درخت ایمان نیز این چنین ریشه‌اش در قلب مؤمن استوار است؛ آن را می‌شناسد و به آن باور دارد. و شاخۀ درخت ایمان که سخن خوب و عمل صالح و اخلاق پسندیده و آداب نیکو است، همواره در آسمان است، و کارها و گفتارهایی که درخت ایمان به‌بار می‌آورد و مؤمن و دیگران از آن بهرمند می‌شوند، به سوی خدا بالا می‌رود. (﴿وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾) و خداوند برای مردم مثال‌ها می‌زند تا پند پذیرند و اوامر و نواهی او را به یاد آورند؛ زیرا زدن مثال، این فایده را دارد که مفاهیم معقول را به مثال‌های محسوس نزدیک می‌نماید، و معنایی را که خداوند اراده نموده است، به بهترین وجه روشن و واضح می‌گرداند. و این از جمله رحمت الهی و حسن تعلیم اوست. پس کامل‌ترین و فراگیرترین ستایش، از آنِ خدا است. این است حالت کلمۀ توحید و ثبات آن در قلب مؤمن. (26) سپس خداوند ضد کلمۀ طیبه را که کلمۀ کفر و فرع آن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٖ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ﴾) و سخنِ پلید، به درخت ناپاکی می‌ماند که طعم و مزۀ بد دارد؛ و آن، درخت هندوانۀ ابوجهل و امثال آن است. (﴿ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٖ﴾) این درخت ناپاک، ضمن اینکه میوه‌اش طعم و مزه‌ای بد دارد، از روی زمین برکنده شده و آن را نیز قراری نباشد؛ یعنی ریشه‌ای ندارد که آن را نگاه دارد، ومیوۀ خوبی ندارد که ببار آوَرَد، بلکه فقط میوه‌ای بد می‌دهد. کفر و گناهان نیز، متین و استوار نبوده و فایده‌ای برای قلب ندارند، و فقط سخن و عمل بد به‌بار می‌آورند، و صاحبش را معذب می‌سازند. و کسی که درخت کفر و عصیان در قلبش ریشه روانیده است، عمل شایسته‌اش به سوی خدا بالا نمی‌رود، و به خود او نیز فایده‌ای نمی‌رساند و کسی از او بهره‌مند نمی‌شود.

إبراهيم 14:26

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء آيا نمي داني که خداوند چگونه مثال مي زند: سخن خوب و زيبا به درخت پاک و زيبايي مي ماند که ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است. تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ به حکم پروردگارش در هر زماني ميوۀ خود را مي دهد، و خداوند اين مثالها را براي مردم مي زند تا پند پذيرند. وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ و سخن پليد به درخت پليدي مي ماند که از روي زمين کنده شده و آن را هيچ قرار نباشد. (24) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا كَلِمَةٗ طَيِّبَةٗ﴾) آیا ندانسته و ندیده‌ای که خداوند چگونه مثال می‌زند؟ سخن خوب را که عبارت است از «لا إله إلا الله» و فروعات آن است، (﴿كَشَجَرَةٖ طَيِّبَةٍ﴾) همچون درخت خوبِ خرما است، (﴿أَصۡلُهَا ثَابِتٞ﴾) ریشه‌اش در زمین استوار است، (﴿وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و شاخه‌اش در آسمان و فضا پخش شده است، و این درخت همواره فواید زیادی برای مردم دارد. (25) (﴿تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۢ بِإِذۡنِ رَبِّهَا﴾) در هر زمانی میوۀ خود را به حکم پروردگارش می‌دهد. پس درخت ایمان نیز این چنین ریشه‌اش در قلب مؤمن استوار است؛ آن را می‌شناسد و به آن باور دارد. و شاخۀ درخت ایمان که سخن خوب و عمل صالح و اخلاق پسندیده و آداب نیکو است، همواره در آسمان است، و کارها و گفتارهایی که درخت ایمان به‌بار می‌آورد و مؤمن و دیگران از آن بهرمند می‌شوند، به سوی خدا بالا می‌رود. (﴿وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾) و خداوند برای مردم مثال‌ها می‌زند تا پند پذیرند و اوامر و نواهی او را به یاد آورند؛ زیرا زدن مثال، این فایده را دارد که مفاهیم معقول را به مثال‌های محسوس نزدیک می‌نماید، و معنایی را که خداوند اراده نموده است، به بهترین وجه روشن و واضح می‌گرداند. و این از جمله رحمت الهی و حسن تعلیم اوست. پس کامل‌ترین و فراگیرترین ستایش، از آنِ خدا است. این است حالت کلمۀ توحید و ثبات آن در قلب مؤمن. (26) سپس خداوند ضد کلمۀ طیبه را که کلمۀ کفر و فرع آن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٖ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ﴾) و سخنِ پلید، به درخت ناپاکی می‌ماند که طعم و مزۀ بد دارد؛ و آن، درخت هندوانۀ ابوجهل و امثال آن است. (﴿ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٖ﴾) این درخت ناپاک، ضمن اینکه میوه‌اش طعم و مزه‌ای بد دارد، از روی زمین برکنده شده و آن را نیز قراری نباشد؛ یعنی ریشه‌ای ندارد که آن را نگاه دارد، ومیوۀ خوبی ندارد که ببار آوَرَد، بلکه فقط میوه‌ای بد می‌دهد. کفر و گناهان نیز، متین و استوار نبوده و فایده‌ای برای قلب ندارند، و فقط سخن و عمل بد به‌بار می‌آورند، و صاحبش را معذب می‌سازند. و کسی که درخت کفر و عصیان در قلبش ریشه روانیده است، عمل شایسته‌اش به سوی خدا بالا نمی‌رود، و به خود او نیز فایده‌ای نمی‌رساند و کسی از او بهره‌مند نمی‌شود.

إبراهيم 14:27

يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاء خداوند مومنان را در زندگاني دنيا و آخرت به سبب سخن استوار پايدار نموده و ستمگران را گمراه و سرگشته ساخته، و هر چه بخواهد انجام مي دهد. (27) خداوند متعال خبر می‌دهد که او بندگان مؤمنش را که ایمان کامل قلبی دارند، پایدار می‌دارد. ایمان قلبی، مستلزم اعمال جوارح است؛ و اعمال جوارح، نتیجۀ ایمان قلبی می‌باشد. پس خداوند مؤمنان را، در زندگانی دنیا به‌هنگام رویارویی با شُبهات، هدایت نموده و به سوی یقین رهنمون ساخته و پایدار می‌دارد، و هنگام پیش آمدن شهوات، آنان را از اراده‌ای قطعی و راستین برخوردار می‌سازد تا آنچه را که خدا دوست دارد، بر آنچه که هوای نفس است، مقدم دارند. و آنها را به هنگام مرگ، بر دین اسلام و خاتمۀ نیک پایدار می‌دارد. و آنها را در قبر و به هنگام سؤال دو فرشته، ثابت قدم می‌دارد تا درست پاسخ بگویند. آنگاه که در قبر به مرده گفته می‌شود: پروردگارت کیست؟ دینت چیست؟ و پیامبرت کیست؟ خداوند آنها را به سوی پاسخ درست هدایت می‌نماید تا بگویند:«الله» پروردگارمان است، و «اسلام» دین ماست، و «محمد» پیامبرمان می‌باشد. (﴿وَيُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند ستمگران را در دنیا و آخرت از راه راست منحرف می‌سازد. و خداوند بر آنها ستم نکرده است، بلکه خودشان بر خویشتن ستم کرده‌اند. این آیه بر فتنه و عذاب و نعمت قبر دلالت می‌نماید. همان‌طور که احادیث زیادی در مورد قبر و چگونگی آن و نعمت و عذاب آن به تواتر از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده‌اند.

إبراهيم 14:28

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ آيا نديده اي کساني که نعمت خداوند را به ناسپاسي تبديل کرده اند (چگونه خويشتن) و قومشان را به سراي نابودي در آورده اند؟ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ( آن سراي نابودي) جهنم است که وارد آن مي شوند و بد جايگاهي است. وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ و براي خداوند همتايي قرار دادند تا (مردم را) از راه او گمراه کنند، بگو:«بهره و لذت ببرند، بي گمان بازگشتتان به سوي آتش جهنم است». (28) خداوند متعال درحالی که اوضاع و احوال و سرانجام کافران قریش را که پیامبرش را تکذیب کرده‌اند، بیان می‌کند، می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ كُفۡرٗا﴾) آیا ننگریستی به کسانی که نعمت خداوند را به ناسپاسی تبدیل کردند؟! نعمت خدا، فرستادن محمد به سوی آنها بود، و او آنان را به سوی خوبی‌های دنیا و آخرت و رهایی یافتن از شر و بدی‌های دنیا و آخرت دعوت می‌کرد. اما آنها این نعمت را، با نپذیرفتن و کفر ورزیدن به آن و جلوگیری کردن از آن پاسخ دادند، (﴿وَ﴾) و دیگران را نیز از پذیرفتن آن باز داشتند، تا اینکه (﴿أَحَلُّواۡ قَوۡمَهُمۡ دَارَ ٱلۡبَوَارِ﴾) قومشان را به سرای نابودی داخل کردند که سرای جهنم است؛ زیرا کافران قریش باعث گمراه شدن قومشان شدند. بنابراین عامل نابودی قومشان شدند، درحالی که گمان می‌رفت کافران به آنان سود برسانند. از جمله کفار قریش که بیرون رفتنِ برای جنگ بدر را برای قوم خود زیبا جلوه دادند تا با خدا و پیامبرش بجنگند، ولی سرانجام هلاک شدند و بسیاری از بزرگان و رؤسایشان در این واقعه کشته شدند. (29) (﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَا﴾) آن سرای نابودی، جهنم است که وارد آن می‌شوند و در آن می‌سوزند؛ یعنی سوزش و گرمای جهنم، آنان را از هرطرف احاطه می‌نماید، (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ﴾) و چه بد جایگاهی است! (30) (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ أَندَادٗا﴾) و برای خـداوند شـریکانی قرار دادند، (﴿لِّيُضِلُّواۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) تا به وسیلۀ همتایانی که برای خدا قرار دادند و مردم را به سوی پرستش آنها فرا خواندند، بندگان را از راه خدا گمراه کنند. (﴿قُلۡ﴾) با تهدید به آنها بگو: (﴿تَمَتَّعُواۡ﴾) مدت کمی از کفر و گمراهی‌تان بهره‌مند شوید، (﴿فَإِنَّ مَصِيرَكُمۡ إِلَى ٱلنَّارِ﴾) و این به شما فایده‌ای نخواهد رساند؛ زیرا بازگشت و سرانجام و جایگاهتان، جهنم است و بد سرنوشتی است!

إبراهيم 14:29

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ آيا نديده اي کساني که نعمت خداوند را به ناسپاسي تبديل کرده اند (چگونه خويشتن) و قومشان را به سراي نابودي در آورده اند؟ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ( آن سراي نابودي) جهنم است که وارد آن مي شوند و بد جايگاهي است. وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ و براي خداوند همتايي قرار دادند تا (مردم را) از راه او گمراه کنند، بگو:«بهره و لذت ببرند، بي گمان بازگشتتان به سوي آتش جهنم است». (28) خداوند متعال درحالی که اوضاع و احوال و سرانجام کافران قریش را که پیامبرش را تکذیب کرده‌اند، بیان می‌کند، می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ كُفۡرٗا﴾) آیا ننگریستی به کسانی که نعمت خداوند را به ناسپاسی تبدیل کردند؟! نعمت خدا، فرستادن محمد به سوی آنها بود، و او آنان را به سوی خوبی‌های دنیا و آخرت و رهایی یافتن از شر و بدی‌های دنیا و آخرت دعوت می‌کرد. اما آنها این نعمت را، با نپذیرفتن و کفر ورزیدن به آن و جلوگیری کردن از آن پاسخ دادند، (﴿وَ﴾) و دیگران را نیز از پذیرفتن آن باز داشتند، تا اینکه (﴿أَحَلُّواۡ قَوۡمَهُمۡ دَارَ ٱلۡبَوَارِ﴾) قومشان را به سرای نابودی داخل کردند که سرای جهنم است؛ زیرا کافران قریش باعث گمراه شدن قومشان شدند. بنابراین عامل نابودی قومشان شدند، درحالی که گمان می‌رفت کافران به آنان سود برسانند. از جمله کفار قریش که بیرون رفتنِ برای جنگ بدر را برای قوم خود زیبا جلوه دادند تا با خدا و پیامبرش بجنگند، ولی سرانجام هلاک شدند و بسیاری از بزرگان و رؤسایشان در این واقعه کشته شدند. (29) (﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَا﴾) آن سرای نابودی، جهنم است که وارد آن می‌شوند و در آن می‌سوزند؛ یعنی سوزش و گرمای جهنم، آنان را از هرطرف احاطه می‌نماید، (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ﴾) و چه بد جایگاهی است! (30) (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ أَندَادٗا﴾) و برای خـداوند شـریکانی قرار دادند، (﴿لِّيُضِلُّواۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) تا به وسیلۀ همتایانی که برای خدا قرار دادند و مردم را به سوی پرستش آنها فرا خواندند، بندگان را از راه خدا گمراه کنند. (﴿قُلۡ﴾) با تهدید به آنها بگو: (﴿تَمَتَّعُواۡ﴾) مدت کمی از کفر و گمراهی‌تان بهره‌مند شوید، (﴿فَإِنَّ مَصِيرَكُمۡ إِلَى ٱلنَّارِ﴾) و این به شما فایده‌ای نخواهد رساند؛ زیرا بازگشت و سرانجام و جایگاهتان، جهنم است و بد سرنوشتی است!

إبراهيم 14:30

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ آيا نديده اي کساني که نعمت خداوند را به ناسپاسي تبديل کرده اند (چگونه خويشتن) و قومشان را به سراي نابودي در آورده اند؟ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ( آن سراي نابودي) جهنم است که وارد آن مي شوند و بد جايگاهي است. وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ و براي خداوند همتايي قرار دادند تا (مردم را) از راه او گمراه کنند، بگو:«بهره و لذت ببرند، بي گمان بازگشتتان به سوي آتش جهنم است». (28) خداوند متعال درحالی که اوضاع و احوال و سرانجام کافران قریش را که پیامبرش را تکذیب کرده‌اند، بیان می‌کند، می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ كُفۡرٗا﴾) آیا ننگریستی به کسانی که نعمت خداوند را به ناسپاسی تبدیل کردند؟! نعمت خدا، فرستادن محمد به سوی آنها بود، و او آنان را به سوی خوبی‌های دنیا و آخرت و رهایی یافتن از شر و بدی‌های دنیا و آخرت دعوت می‌کرد. اما آنها این نعمت را، با نپذیرفتن و کفر ورزیدن به آن و جلوگیری کردن از آن پاسخ دادند، (﴿وَ﴾) و دیگران را نیز از پذیرفتن آن باز داشتند، تا اینکه (﴿أَحَلُّواۡ قَوۡمَهُمۡ دَارَ ٱلۡبَوَارِ﴾) قومشان را به سرای نابودی داخل کردند که سرای جهنم است؛ زیرا کافران قریش باعث گمراه شدن قومشان شدند. بنابراین عامل نابودی قومشان شدند، درحالی که گمان می‌رفت کافران به آنان سود برسانند. از جمله کفار قریش که بیرون رفتنِ برای جنگ بدر را برای قوم خود زیبا جلوه دادند تا با خدا و پیامبرش بجنگند، ولی سرانجام هلاک شدند و بسیاری از بزرگان و رؤسایشان در این واقعه کشته شدند. (29) (﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَا﴾) آن سرای نابودی، جهنم است که وارد آن می‌شوند و در آن می‌سوزند؛ یعنی سوزش و گرمای جهنم، آنان را از هرطرف احاطه می‌نماید، (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ﴾) و چه بد جایگاهی است! (30) (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ أَندَادٗا﴾) و برای خـداوند شـریکانی قرار دادند، (﴿لِّيُضِلُّواۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) تا به وسیلۀ همتایانی که برای خدا قرار دادند و مردم را به سوی پرستش آنها فرا خواندند، بندگان را از راه خدا گمراه کنند. (﴿قُلۡ﴾) با تهدید به آنها بگو: (﴿تَمَتَّعُواۡ﴾) مدت کمی از کفر و گمراهی‌تان بهره‌مند شوید، (﴿فَإِنَّ مَصِيرَكُمۡ إِلَى ٱلنَّارِ﴾) و این به شما فایده‌ای نخواهد رساند؛ زیرا بازگشت و سرانجام و جایگاهتان، جهنم است و بد سرنوشتی است!

إبراهيم 14:31

قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ به بندگان مومنم بگو: «بايد نماز را بر پا دارند و از آنچه بديشان داده ايم مقداري را در پنهان و آشکار ببخشند پيش از آنکه روزي فرا رسد که در آن معامله و دوستي نيست». (31) (﴿قُل لِّعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) بندگانم را به آنچه که به صلاحشان است، فرمان بده تا فرصت را غنیمت بشمارند، قبل از اینکه انجام این کارها برایشان ممکن نباشد. پس به آنان بگو: (﴿يُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) اعمال ظاهری و باطنی نماز را برپا دارند. (﴿وَيُنفِقُواۡ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾) و از نعمت‌هایی که به آنان بخشیده‌ایم، مقداری را ـ‌چه کم باشد یا زیادـ در پنهان و آشکار انفاق نمایند. و این شامل نفقۀ واجب مانند زکات، و مخارج کسی که نفقه‌اش بر انسان واجب است، و نیز نفقۀ مستحب مانند صدقات و غیره می‌شود. (﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا بَيۡعٞ فِيهِ وَلَا خِلَٰلٌ﴾) پیش از آنکه روزی بیاید که در آن هیچ چیزی فایده نمی‌دهد؛ و راهی برای جبران آنچه که از دست رفته است، وجود ندارد؛ و نمی‌توان آنچه را که از دست رفته، با خرید و فروش یا بخشش و دوستی به دست آورد، بلکه در آن روز هرکس به فکر خویش است. پس انسان قبل از حضور در روز دادرسیِ بزرگ، باید اعمال خود را عرضه دارد و خویشتن را محاسبه کند.

إبراهيم 14:32

اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ خداوند ذاتي است که آسمانها و زمين را آفريد، و از آسمان آبي فرو فرستاد، و با آن ميوه هاي را پايدار کرد، و روزي شما گرداند، و کشتي را برايتان رام ساخت تا به حکم او در دريا روان شود، و رودخانه ها را براي شما مسخرنمود. وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ و خورشيدو ماه را که پيوسته روانند براي شما رام گردانيد و شب و روز را برايتان مسخر نمود. وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ و هر چه را از او خواستيد به شما داد، و اگر نعمت خدا را برشماريد نمي توانيد آنرا به شمار درآوريد، همانا انسان موجود ستمگر ناسپاسي است. (32) خداوند متعال خبر می‌دهد تنها اوست که (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) آسمان‌ها و زمین را با گستردگی و بزرگی‌شان آفریده است. (﴿وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ﴾) و از آسمان آبی فرو فرستاده، و آن بارانی است که خداوند از ابرها فرو می‌فرستد. (﴿فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾) و با آن میوه‌های مختلفی را پدیدار نموده است، (﴿رِزۡقٗا لَّكُمۡ﴾) و آن را روزی شما و چهارپایانتان گردانده است. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡفُلۡكَ﴾) و کشتی‌ها را برایتان رام ساخته است. (﴿لِتَجۡرِيَ فِي ٱلۡبَحۡرِ بِأَمۡرِهِۦ﴾) تا به حکم او دردریا روان باشند. پس اوست که ساختن کشتی‌ها را برایتان ممکن نموده، و توانایی ساختن و نگهداری آن را در میان امواج دریا به شما داده است تا شما و کالاهایتان را به مقصدتان برسانند. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡهَٰرَ﴾) و جویبارها را در اختیار شما قرار داده است تا کشتزارها و درختانتان را آبیاری نمایند و از آن بنوشید. (33) (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ دَآئِبَيۡنِ﴾) و خورشید و ماه را که پیوسته به چرخش خود ادامه می‌دهند و حرکتشان کند نمی‌شود، در جهت تأمین منافع و مصالح شما انسان‌ها از قبیل: حساب زمان و اوقات و مصالح جسم خودتان و حیوانات و کشتزارها و میوه‌هایتان برایتان رام نمود. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ﴾) و شب را برایتان مسخر نمود تا در آن آرام گیرید و استراحت نمایید. (﴿وَٱلنَّهَارَ﴾) و روز را برایتان مسخر نمود تا از روشنایی آن استفاده نموده و در آن فضل الهی را بجویید. (34) (﴿وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلۡتُمُوهُ﴾) و هرآنچه را که آرزوی داشتنش نمودید و به آن نیاز داشتید، از قبیل: چهارپایان و وسایل و صنایع و غیره که با زبان «حال» یا با زبان «قال» از خدا طلب نمودید، به شما داد. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآ﴾) و اگر نعمت‌های خدا را برشمارید، نمی‌توانید آنها را به شمار درآورید، چه رسد به اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید. (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُومٞ كَفَّارٞ﴾) همانا انسان، موجود ستمگر ناسپاسی است؛ یعنی ستمگری، طبیعت انسان است و بر ارتکاب گناه جرأت می‌نماید و در به جای آوردن حقوق الهی کوتاهی می‌ورزد و شکر نعمت‌های الهی را نمی‌گذارد و به آن اعتراف نمی‌کند، مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و شکر نعمت‌هایش را به جای آورد و حقوق پروردگارش را ادا کند. در این آیات نعمت‌های زیادی که خداوند به بندگانش عطا نموده، به طور مجمل و مفصل بیان شده است؛ و خداوند با بیان آن، بندگان را به شکرگزاری و ذکر نعمت‌هایش فرا می‌خواند و بندگان را بر این کار تشویق و ترغیب می‌کند و آنها را وادار می‌نماید تا خداوند را در طول شب و روز فرا بخوانند. همان‌طور که در همۀ اوقات، آنها از نعمت‌های الهی برخوردارند و نعمت خداوندی آنها را در می‌یابد.

إبراهيم 14:33

اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ خداوند ذاتي است که آسمانها و زمين را آفريد، و از آسمان آبي فرو فرستاد، و با آن ميوه هاي را پايدار کرد، و روزي شما گرداند، و کشتي را برايتان رام ساخت تا به حکم او در دريا روان شود، و رودخانه ها را براي شما مسخرنمود. وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ و خورشيدو ماه را که پيوسته روانند براي شما رام گردانيد و شب و روز را برايتان مسخر نمود. وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ و هر چه را از او خواستيد به شما داد، و اگر نعمت خدا را برشماريد نمي توانيد آنرا به شمار درآوريد، همانا انسان موجود ستمگر ناسپاسي است. (32) خداوند متعال خبر می‌دهد تنها اوست که (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) آسمان‌ها و زمین را با گستردگی و بزرگی‌شان آفریده است. (﴿وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ﴾) و از آسمان آبی فرو فرستاده، و آن بارانی است که خداوند از ابرها فرو می‌فرستد. (﴿فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾) و با آن میوه‌های مختلفی را پدیدار نموده است، (﴿رِزۡقٗا لَّكُمۡ﴾) و آن را روزی شما و چهارپایانتان گردانده است. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡفُلۡكَ﴾) و کشتی‌ها را برایتان رام ساخته است. (﴿لِتَجۡرِيَ فِي ٱلۡبَحۡرِ بِأَمۡرِهِۦ﴾) تا به حکم او دردریا روان باشند. پس اوست که ساختن کشتی‌ها را برایتان ممکن نموده، و توانایی ساختن و نگهداری آن را در میان امواج دریا به شما داده است تا شما و کالاهایتان را به مقصدتان برسانند. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡهَٰرَ﴾) و جویبارها را در اختیار شما قرار داده است تا کشتزارها و درختانتان را آبیاری نمایند و از آن بنوشید. (33) (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ دَآئِبَيۡنِ﴾) و خورشید و ماه را که پیوسته به چرخش خود ادامه می‌دهند و حرکتشان کند نمی‌شود، در جهت تأمین منافع و مصالح شما انسان‌ها از قبیل: حساب زمان و اوقات و مصالح جسم خودتان و حیوانات و کشتزارها و میوه‌هایتان برایتان رام نمود. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ﴾) و شب را برایتان مسخر نمود تا در آن آرام گیرید و استراحت نمایید. (﴿وَٱلنَّهَارَ﴾) و روز را برایتان مسخر نمود تا از روشنایی آن استفاده نموده و در آن فضل الهی را بجویید. (34) (﴿وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلۡتُمُوهُ﴾) و هرآنچه را که آرزوی داشتنش نمودید و به آن نیاز داشتید، از قبیل: چهارپایان و وسایل و صنایع و غیره که با زبان «حال» یا با زبان «قال» از خدا طلب نمودید، به شما داد. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآ﴾) و اگر نعمت‌های خدا را برشمارید، نمی‌توانید آنها را به شمار درآورید، چه رسد به اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید. (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُومٞ كَفَّارٞ﴾) همانا انسان، موجود ستمگر ناسپاسی است؛ یعنی ستمگری، طبیعت انسان است و بر ارتکاب گناه جرأت می‌نماید و در به جای آوردن حقوق الهی کوتاهی می‌ورزد و شکر نعمت‌های الهی را نمی‌گذارد و به آن اعتراف نمی‌کند، مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و شکر نعمت‌هایش را به جای آورد و حقوق پروردگارش را ادا کند. در این آیات نعمت‌های زیادی که خداوند به بندگانش عطا نموده، به طور مجمل و مفصل بیان شده است؛ و خداوند با بیان آن، بندگان را به شکرگزاری و ذکر نعمت‌هایش فرا می‌خواند و بندگان را بر این کار تشویق و ترغیب می‌کند و آنها را وادار می‌نماید تا خداوند را در طول شب و روز فرا بخوانند. همان‌طور که در همۀ اوقات، آنها از نعمت‌های الهی برخوردارند و نعمت خداوندی آنها را در می‌یابد.

إبراهيم 14:34

اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ خداوند ذاتي است که آسمانها و زمين را آفريد، و از آسمان آبي فرو فرستاد، و با آن ميوه هاي را پايدار کرد، و روزي شما گرداند، و کشتي را برايتان رام ساخت تا به حکم او در دريا روان شود، و رودخانه ها را براي شما مسخرنمود. وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ و خورشيدو ماه را که پيوسته روانند براي شما رام گردانيد و شب و روز را برايتان مسخر نمود. وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ و هر چه را از او خواستيد به شما داد، و اگر نعمت خدا را برشماريد نمي توانيد آنرا به شمار درآوريد، همانا انسان موجود ستمگر ناسپاسي است. (32) خداوند متعال خبر می‌دهد تنها اوست که (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) آسمان‌ها و زمین را با گستردگی و بزرگی‌شان آفریده است. (﴿وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ﴾) و از آسمان آبی فرو فرستاده، و آن بارانی است که خداوند از ابرها فرو می‌فرستد. (﴿فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾) و با آن میوه‌های مختلفی را پدیدار نموده است، (﴿رِزۡقٗا لَّكُمۡ﴾) و آن را روزی شما و چهارپایانتان گردانده است. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡفُلۡكَ﴾) و کشتی‌ها را برایتان رام ساخته است. (﴿لِتَجۡرِيَ فِي ٱلۡبَحۡرِ بِأَمۡرِهِۦ﴾) تا به حکم او دردریا روان باشند. پس اوست که ساختن کشتی‌ها را برایتان ممکن نموده، و توانایی ساختن و نگهداری آن را در میان امواج دریا به شما داده است تا شما و کالاهایتان را به مقصدتان برسانند. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡهَٰرَ﴾) و جویبارها را در اختیار شما قرار داده است تا کشتزارها و درختانتان را آبیاری نمایند و از آن بنوشید. (33) (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ دَآئِبَيۡنِ﴾) و خورشید و ماه را که پیوسته به چرخش خود ادامه می‌دهند و حرکتشان کند نمی‌شود، در جهت تأمین منافع و مصالح شما انسان‌ها از قبیل: حساب زمان و اوقات و مصالح جسم خودتان و حیوانات و کشتزارها و میوه‌هایتان برایتان رام نمود. (﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ﴾) و شب را برایتان مسخر نمود تا در آن آرام گیرید و استراحت نمایید. (﴿وَٱلنَّهَارَ﴾) و روز را برایتان مسخر نمود تا از روشنایی آن استفاده نموده و در آن فضل الهی را بجویید. (34) (﴿وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلۡتُمُوهُ﴾) و هرآنچه را که آرزوی داشتنش نمودید و به آن نیاز داشتید، از قبیل: چهارپایان و وسایل و صنایع و غیره که با زبان «حال» یا با زبان «قال» از خدا طلب نمودید، به شما داد. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآ﴾) و اگر نعمت‌های خدا را برشمارید، نمی‌توانید آنها را به شمار درآورید، چه رسد به اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید. (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُومٞ كَفَّارٞ﴾) همانا انسان، موجود ستمگر ناسپاسی است؛ یعنی ستمگری، طبیعت انسان است و بر ارتکاب گناه جرأت می‌نماید و در به جای آوردن حقوق الهی کوتاهی می‌ورزد و شکر نعمت‌های الهی را نمی‌گذارد و به آن اعتراف نمی‌کند، مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و شکر نعمت‌هایش را به جای آورد و حقوق پروردگارش را ادا کند. در این آیات نعمت‌های زیادی که خداوند به بندگانش عطا نموده، به طور مجمل و مفصل بیان شده است؛ و خداوند با بیان آن، بندگان را به شکرگزاری و ذکر نعمت‌هایش فرا می‌خواند و بندگان را بر این کار تشویق و ترغیب می‌کند و آنها را وادار می‌نماید تا خداوند را در طول شب و روز فرا بخوانند. همان‌طور که در همۀ اوقات، آنها از نعمت‌های الهی برخوردارند و نعمت خداوندی آنها را در می‌یابد.

إبراهيم 14:35

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. (35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند. (36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید. (37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است. (38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود. (39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود: (40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

إبراهيم 14:36

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. (35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند. (36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید. (37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است. (38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود. (39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود: (40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

إبراهيم 14:37

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. (35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند. (36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید. (37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است. (38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود. (39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود: (40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

إبراهيم 14:38

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. (35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند. (36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید. (37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است. (38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود. (39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود: (40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

إبراهيم 14:39

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. (35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند. (36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید. (37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است. (38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود. (39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود: (40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

إبراهيم 14:40

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. (35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند. (36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید. (37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است. (38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود. (39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود: (40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

إبراهيم 14:41

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ و به ياد آور آنگاه که ابراهيم گفت: «پروردگارا! اين شهر را محل امن و اماني بگردان و مرا و فرزندانم را از اينکه بتها را بپرستيم دور بدار». رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير. رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. (35) و ابراهیم ـ علیه الصلاة والسلام ـ را در این حالت زیبا به یاد آور که گفت: پروردگارا! شهر مکه و حرم را محل امن و امانی بگردان. و خداوند دعای او را پذیرفت، و این شهر را در شریعت و آیین خویش حرم قرار داد، و اسباب حرمت آن را فراهم آورد؛ تا جایی که هیچ ستمگری قصد سوء آن نکرده، مگر اینکه خداوند او را شکست داده و از بین برده است. همان‌طور که با اصحاب فیل و دیگران چنین نمود. پس از آنکه ابراهیم برای امن و امان بودن سرزمینش دعا نمود، برای خود و فرزندانش نیز دعا کرد تا خداوند آنان را از آن برخوردار نماید و فرمود: (﴿وَٱجۡنُبۡنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعۡبُدَ ٱلۡأَصۡنَامَ﴾) و من و فرزندانم را از اینکه بت‌پرست باشیم، دور بدار. سپس علت ترس خویشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت‌ها بیان کرد و فرمود: دلیلش این است که بسیاری از مردم گمراه شده، و به عبادت بت‌ها مشغول شده‌اند. (36) (﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾) پروردگارا! بسیاری از مردم به وسیلۀ این بت‌ها گمراه شده‌اند. (﴿فَمَن تَبِعَنِي﴾) پس هرکس از من پیروی کند، و اهل توحید و اخلاص و عبادت خداوندِ پروردگار باشد، (﴿فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾) همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق می‌باشد؛ زیرا هرکس قومی را دوست بدارد و از آنان پیروی نماید، از آنها خواهد بود. (﴿وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس از من نافرمانی کند، بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی. و این از مهربانی ابراهیم خلیل است که برای گناهکاران دعای آمرزش و رحمت نمود و از خداوند خواست تا آنان را بیامرزد. و خداوند نسبت به بندگانش، از او مهربان‌تر است، و هیچ کس را عذاب نمی‌دهد، مگر آن کس که سرکشی نماید. (37) (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ﴾) پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع و در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای، سکونت داده‌ام. چرا که ابراهیم هاجر و فرزندش اسماعیل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعیل کودکی شیرخواره بود و هیچ کسی در مکه سکونت نمی‌گزید و احدی در آنجا نبود. وقتی ابراهیم آنها را در مکه تنها گذاشت، با زاری و توکل به درگاه خدا چنین گفت: (﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي﴾) پروردگارا! یکی از فرزندانم را که عبارت است از اسماعیل ـ نه همۀ آنها را، چون اسحاق و دیگر فرزندانش در شام بودند ‌ـ در مکه اسکان داده‌ام، (﴿بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ﴾) در دره‌ای بی‌کشت و زرع ساکن کرده‌ام؛ زیرا مکه سرزمینی بود که قابلیت کشاورزی را نداشت. (﴿رَبَّنَا لِيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوندا! آنها را موحِّد و یکتاپرست و نمازگزار بگردان؛ زیرا برپاداشتن نماز، یکی از بهترین عبادت‌های دینی است. پس هرکس آن را برپا دارد، دینش را برپاداشته است. (﴿فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) پس دل‌های برخی از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند؛ و جایی را که آنها ساکن هستند، دوست بدارند. خداوند دعای ابراهیم را پذیرفت؛ و از نسل اسماعیل، محمد صلی الله علیه وسلم را پدید آورد که فرزندان اسماعیل را به دین اسلام و آیین پدرشان ابراهیم دعوت کرد، و آنها دعوت وی را پذیرفتند و برپا دارندۀ نماز گردیدند. و خداوند حج خانۀ کعبه را -که ابراهیم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود- فرض گردانید. و سرِّ عجیبی در آن است که دل‌ها را به سوی خود جذب می‌نماید؛ مردم به حج می‌روند اما هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند، بلکه هر اندازه بنده بیشتر به آنجا برود، اشتیاق و علاقه‌اش افزون‌تر می‌گردد، و بیش از پیش مشتاق و شیفتۀ آن می‌شود. و سبب این امر آن است که خداوند این خانه را به خود نسبت داده است. (﴿وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ﴾) و از میوه‌ها به آنان روزی ده، شاید که سپاسگزار باشند.وخداوند دعای او را پذیرفت، و انواع میوه‌جات به آنجا برده می‌شود و در تمامی فصول میوه‌های فراوانی در مکّۀ مکرّمه یافت می‌شود، و روزی و خوراکی‌ها از هرطرف به سوی آن سرازیر است. (38) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ﴾) خدایا! تو نسبت به ما از ما داناتری. پس، از تدبیر و تربیت تو برای خود آن را می‌خواهیم که به مقتضای علم و رحمتت، کارهای پیدا و پنهانمان را برایمان آسان بگردانی.(﴿وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. و از آن جمله است این دعا که قصد ابراهیم خلیل ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آن، جز خیر و شکر فراوان برای خداوندِ پروردگار جهانیان نبود. (39) (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى ٱلۡكِبَرِ إِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَۚ ﴾) ستایش خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق ‌رابه من بخشید. این بزرگ‌ترین نعمت است؛ زیرا در حال پیری که ابراهیم فرزندی نداشت، خداوند به او فرزندی عطا کرد. نعمت بزرگ‌تر این بود که فرزندان او، صالح و پیامبر بودند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ﴾) بی‌گمان اجابت پروردگارم، از کسی که او را می‌خواند، نزدیک است. و من او را فرا خواندم و امید مرا برآورد ساخت. سپس ابراهیم برای خود و فرزندانش دعا نمود و فرمود: (40 - 41) خداوند دعای او را در همه این موارد پذیرفت، بجز دعای ابراهیم در حق پدرش که پذیرفته نشد، و دعای ابراهیم برای پدرش به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود. اما وقتی برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بیزاری جست.

إبراهيم 14:42

وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ و خداوند را از آنچه که ستمکاران مي کنند بي خبر مي پندار. جز اين نيست که (کيفر) آنان را براي روزي که چشمان در آن خيره مي شوند به تاخير مي اندازد. مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء شتابانند و در حالي که سر برافراشته اند و چشم بر هم نمي زنند و محل دلهايشان تهي است (به سوي ندا دهنده مي روند). (42) این، تهدید شدیدی است برای ستمگران، و دلجویی و تسلیتی است برای ستم‌دیدگان. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا﴾) گمان مبر که خداوند از کارهایی که ستمگران می‌کنند، بی‌خبر است. خداوند آنها را مهلت داده، و روزی فراوانی را به سوی آنان سرازیر نموده است، و در شهرها آرام و مطمئن به تفریح و گردش می‌پردازند. این دلیلی بر خوب بودن حالت آنها نیست؛ زیرا خداوند به ستمگران مهلت می‌دهد تا بیشتر گناه انجام دهند، اما وقتی که آنها را گرفت، دیگر رهایشان نمی‌کند:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این چنین است عذاب پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌ها را درحالی‌که ستمگر بودند، به عذاب خود گرفتار نمود، بی‌گمان مجازات او دردناک وسخت است. و ظلم در اینجا، شامل ظلم بنده در حق پروردگار، و نیز ظلم او در حق بندگان خدا می‌شود. (﴿إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمۡ لِيَوۡمٖ تَشۡخَصُ فِيهِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) [کیفر] آنان را، برای روزی که چشمان در آن خیره می‌شوند، به تأخیر می‌اندازد؛ روزی که چشمان از حرکت بازمانده، و از هراس و وحشت آن روز، پلک‌ها بر هم نهاده نمی‌شوند. (43) (﴿مُهۡطِعِينَ﴾) یک راسـت به سـوی نـدا دهندۀ محشر می‌شتابند، و به منظور اجابتِ ندادهنده، آنگاه که آنان را برای حضور در بارگاه خداوند فرا می‌خواند، می‌شتابند و نمی‌توانند از حضور در آنجا امتناع ورزند، و پناهگاهی ندارند. (﴿ مُقۡنِعِي رُءُوسِهِمۡ﴾) سرهایشان را بالا گرفته، و دستانشان زیرِ زنخدانشان بسته شده است، بنابراین سرهایشان بالا است، (﴿لَا يَرۡتَدُّ إِلَيۡهِمۡ طَرۡفُهُمۡۖ وَأَفۡ‍ِٔدَتُهُمۡ هَوَآءٞ﴾) و چشمانشان فرو بسته نمی‌شود و محل دل‌هایشان تهی است. و ـ دل‌هایشان ـ به حلقوم رسیده، و آکنده از غم و ناراحتی و پریشانی است.

إبراهيم 14:43

وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ و خداوند را از آنچه که ستمکاران مي کنند بي خبر مي پندار. جز اين نيست که (کيفر) آنان را براي روزي که چشمان در آن خيره مي شوند به تاخير مي اندازد. مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء شتابانند و در حالي که سر برافراشته اند و چشم بر هم نمي زنند و محل دلهايشان تهي است (به سوي ندا دهنده مي روند). (42) این، تهدید شدیدی است برای ستمگران، و دلجویی و تسلیتی است برای ستم‌دیدگان. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا﴾) گمان مبر که خداوند از کارهایی که ستمگران می‌کنند، بی‌خبر است. خداوند آنها را مهلت داده، و روزی فراوانی را به سوی آنان سرازیر نموده است، و در شهرها آرام و مطمئن به تفریح و گردش می‌پردازند. این دلیلی بر خوب بودن حالت آنها نیست؛ زیرا خداوند به ستمگران مهلت می‌دهد تا بیشتر گناه انجام دهند، اما وقتی که آنها را گرفت، دیگر رهایشان نمی‌کند:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این چنین است عذاب پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌ها را درحالی‌که ستمگر بودند، به عذاب خود گرفتار نمود، بی‌گمان مجازات او دردناک وسخت است. و ظلم در اینجا، شامل ظلم بنده در حق پروردگار، و نیز ظلم او در حق بندگان خدا می‌شود. (﴿إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمۡ لِيَوۡمٖ تَشۡخَصُ فِيهِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) [کیفر] آنان را، برای روزی که چشمان در آن خیره می‌شوند، به تأخیر می‌اندازد؛ روزی که چشمان از حرکت بازمانده، و از هراس و وحشت آن روز، پلک‌ها بر هم نهاده نمی‌شوند. (43) (﴿مُهۡطِعِينَ﴾) یک راسـت به سـوی نـدا دهندۀ محشر می‌شتابند، و به منظور اجابتِ ندادهنده، آنگاه که آنان را برای حضور در بارگاه خداوند فرا می‌خواند، می‌شتابند و نمی‌توانند از حضور در آنجا امتناع ورزند، و پناهگاهی ندارند. (﴿ مُقۡنِعِي رُءُوسِهِمۡ﴾) سرهایشان را بالا گرفته، و دستانشان زیرِ زنخدانشان بسته شده است، بنابراین سرهایشان بالا است، (﴿لَا يَرۡتَدُّ إِلَيۡهِمۡ طَرۡفُهُمۡۖ وَأَفۡ‍ِٔدَتُهُمۡ هَوَآءٞ﴾) و چشمانشان فرو بسته نمی‌شود و محل دل‌هایشان تهی است. و ـ دل‌هایشان ـ به حلقوم رسیده، و آکنده از غم و ناراحتی و پریشانی است.

إبراهيم 14:44

وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ و مردم را از روزي بترسان که عذاب به سراغشان مي آيد آنگاه که ستمکاران مي گويند: «پروردگارا! ما را تا مدتي مهلت بده تا دعوتت را بپذيريم و از پيامبران پيروي کنيم»(به آنان گفته مي شود): «مگر پيش از اين سوگند نخورديد که شما را زوالي نيست و از بين نمي رويد؟» وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ و در منازل کساني که برخودشان ستم کردند سکونت گزيديد، و برايتان روشن شد که با آنها چگونه رفتار کرديم، و مثالها برايتان زديم. وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ و بي گمان آنان دسيسه و مکرشان را به کار بردند، و مکرشان با خدا است، هر چند مکرشان چنان شديد بود که کوهها به سبب آن از جاي برکنده مي شد. (44) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَأَنذِرِ ٱلنَّاسَ يَوۡمَ يَأۡتِيهِمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) و مردم را از روزی بترسان که عذاب به سراغشان می‌آید؛ یعنی آن حالات را برایشان بیان کن، و آنان را از اعمالی که موجب عذاب سخت و هولناک می‌شود، برحذر دار. (﴿فَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) آنگاه کسانی که با ارتکاب کفر و تکذیب و انواع گناه بر خود ستم کرده‌اند، پشیمان شده؛ و از خداوند می‌خواهند تا آنان را به دنیا باز گرداند، درحالی که چنین چیزی مقدور نیست. آنان می‌گویند: (﴿رَبَّنَآ أَخِّرۡنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ﴾) پروردگارا! ما را به دنیا برگردان، به درستی که ما [حقیقت و صداقت گفتار شما را] مشاهده کردیم. (﴿نُّجِبۡ دَعۡوَتَكَ﴾) تا دعوت تو را بپذیریم، چون خداوند به بهشت و خانۀ امن دعوت می‌کند، (﴿وَنَتَّبِعِ ٱلرُّسُلَ﴾) و از پیامبران پیروی کنیم. واینها همه به خاطر آرزوی رهایی از عذاب دردناک است؛ وگرنه آنها در وعده‌ای که می‌دهند، دروغ می‌گویند. ﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾ و اگر چنانچه به دنیا بازگردانده شوند، به آنچه از آن نهی شده‌اند، باز می‌گردند. بنابراین مورد سرزنش قرار می‌گیرند، و به آنها گفته می‌شود: (﴿أَوَ لَمۡ تَكُونُوٓاۡ أَقۡسَمۡتُم مِّن قَبۡلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٖ﴾) مگر پیش از این سوگند یاد نکرده بودید که شما را زوالی نیست و به جهان آخرت برده نمی‌شوید؟! اما اکنون برایتان روشن شده که سوگندتان بیهوده بوده و شکسته شده است، و دروغ گفته‌اید. (45) (﴿وَسَكَنتُمۡ فِي مَسَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ وَتَبَيَّنَ لَكُمۡ كَيۡفَ فَعَلۡنَا بِهِمۡ﴾) و در منازل و سرزمین کسانی که برخودشان ستم کردند، سکونت گزیدید، و برایتان روشن شد که با آنان چگونه رفتار کردیم، و چگونه آنها را به انواع عذاب گرفتار ساختیم، آنگاه که آیات روشن الهی را تکذیب کردند، (﴿وَضَرَبۡنَا لَكُمُ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) و مثال‌های واضح را که کوچک‌ترین شک و تردیدی در دل باقی نمی‌گذارد، برایتان زدیم. این معجزات و نشانه‌ها در مورد آنان مفید واقع نشد، بلکه همچنان بر باطل خود ماندند تا اینکه به روزی رسیدند که در آن هیچ عذری پذیرفتنی نیست. (46) (﴿وَقَدۡ مَكَرُواۡ مَكۡرَهُمۡ﴾) و کسانی که پیامبران را تکذیب کردند، مکر و نیرنگ نمودند؛ مکری که بر عملی کردن آن توانایی داشتند. (﴿وَعِندَ ٱللَّهِ مَكۡرُهُمۡ﴾) و آگاهی و قدرت خداوند، مکر و نیرنگ آنان را احاطه نموده و نیرنگ و مکرشان را به خودشان بازگرداند:﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ﴾ و مکر بد، جز دامان صاحبانش را نمی‌گیرد. (﴿وَإِن كَانَ مَكۡرُهُمۡ لِتَزُولَ مِنۡهُ ٱلۡجِبَالُ﴾) هرچند مکر و نیرنگ کافران، که پیامبران را تکذیب می‌کردند، چنان بزرگ بود که به سبب آن کوه‌های محکم از جای برکنده می‌شد؛ یعنی ﴿وَمَكَرُواۡ مَكۡرٗا كُبَّارٗا﴾ مکر و نیرنگ بسیار بزرگی نمودند، که میزان بزرگی آن، قابل برآورد نیست. اما خداوند نیرنگشان را به خودشان باز گرداند. و این شامل هر مخالفی است که با پیامبران مخالفت ورزد، و برای یاری کردن باطل و یا ابطال حق، مکر و نیرنگ نماید. خلاصۀ مطلب اینکه، مکرشان چیزی را از آنان دور نساخت وفایده‌ای به آنان نرسانید؛ و با مکرخود، کوچک‌ترین زیانی را به خداوند نرساندند، بلکه به خودشان زیان وارد نمودند.

إبراهيم 14:45

وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ و مردم را از روزي بترسان که عذاب به سراغشان مي آيد آنگاه که ستمکاران مي گويند: «پروردگارا! ما را تا مدتي مهلت بده تا دعوتت را بپذيريم و از پيامبران پيروي کنيم»(به آنان گفته مي شود): «مگر پيش از اين سوگند نخورديد که شما را زوالي نيست و از بين نمي رويد؟» وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ و در منازل کساني که برخودشان ستم کردند سکونت گزيديد، و برايتان روشن شد که با آنها چگونه رفتار کرديم، و مثالها برايتان زديم. وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ و بي گمان آنان دسيسه و مکرشان را به کار بردند، و مکرشان با خدا است، هر چند مکرشان چنان شديد بود که کوهها به سبب آن از جاي برکنده مي شد. (44) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَأَنذِرِ ٱلنَّاسَ يَوۡمَ يَأۡتِيهِمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) و مردم را از روزی بترسان که عذاب به سراغشان می‌آید؛ یعنی آن حالات را برایشان بیان کن، و آنان را از اعمالی که موجب عذاب سخت و هولناک می‌شود، برحذر دار. (﴿فَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) آنگاه کسانی که با ارتکاب کفر و تکذیب و انواع گناه بر خود ستم کرده‌اند، پشیمان شده؛ و از خداوند می‌خواهند تا آنان را به دنیا باز گرداند، درحالی که چنین چیزی مقدور نیست. آنان می‌گویند: (﴿رَبَّنَآ أَخِّرۡنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ﴾) پروردگارا! ما را به دنیا برگردان، به درستی که ما [حقیقت و صداقت گفتار شما را] مشاهده کردیم. (﴿نُّجِبۡ دَعۡوَتَكَ﴾) تا دعوت تو را بپذیریم، چون خداوند به بهشت و خانۀ امن دعوت می‌کند، (﴿وَنَتَّبِعِ ٱلرُّسُلَ﴾) و از پیامبران پیروی کنیم. واینها همه به خاطر آرزوی رهایی از عذاب دردناک است؛ وگرنه آنها در وعده‌ای که می‌دهند، دروغ می‌گویند. ﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾ و اگر چنانچه به دنیا بازگردانده شوند، به آنچه از آن نهی شده‌اند، باز می‌گردند. بنابراین مورد سرزنش قرار می‌گیرند، و به آنها گفته می‌شود: (﴿أَوَ لَمۡ تَكُونُوٓاۡ أَقۡسَمۡتُم مِّن قَبۡلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٖ﴾) مگر پیش از این سوگند یاد نکرده بودید که شما را زوالی نیست و به جهان آخرت برده نمی‌شوید؟! اما اکنون برایتان روشن شده که سوگندتان بیهوده بوده و شکسته شده است، و دروغ گفته‌اید. (45) (﴿وَسَكَنتُمۡ فِي مَسَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ وَتَبَيَّنَ لَكُمۡ كَيۡفَ فَعَلۡنَا بِهِمۡ﴾) و در منازل و سرزمین کسانی که برخودشان ستم کردند، سکونت گزیدید، و برایتان روشن شد که با آنان چگونه رفتار کردیم، و چگونه آنها را به انواع عذاب گرفتار ساختیم، آنگاه که آیات روشن الهی را تکذیب کردند، (﴿وَضَرَبۡنَا لَكُمُ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) و مثال‌های واضح را که کوچک‌ترین شک و تردیدی در دل باقی نمی‌گذارد، برایتان زدیم. این معجزات و نشانه‌ها در مورد آنان مفید واقع نشد، بلکه همچنان بر باطل خود ماندند تا اینکه به روزی رسیدند که در آن هیچ عذری پذیرفتنی نیست. (46) (﴿وَقَدۡ مَكَرُواۡ مَكۡرَهُمۡ﴾) و کسانی که پیامبران را تکذیب کردند، مکر و نیرنگ نمودند؛ مکری که بر عملی کردن آن توانایی داشتند. (﴿وَعِندَ ٱللَّهِ مَكۡرُهُمۡ﴾) و آگاهی و قدرت خداوند، مکر و نیرنگ آنان را احاطه نموده و نیرنگ و مکرشان را به خودشان بازگرداند:﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ﴾ و مکر بد، جز دامان صاحبانش را نمی‌گیرد. (﴿وَإِن كَانَ مَكۡرُهُمۡ لِتَزُولَ مِنۡهُ ٱلۡجِبَالُ﴾) هرچند مکر و نیرنگ کافران، که پیامبران را تکذیب می‌کردند، چنان بزرگ بود که به سبب آن کوه‌های محکم از جای برکنده می‌شد؛ یعنی ﴿وَمَكَرُواۡ مَكۡرٗا كُبَّارٗا﴾ مکر و نیرنگ بسیار بزرگی نمودند، که میزان بزرگی آن، قابل برآورد نیست. اما خداوند نیرنگشان را به خودشان باز گرداند. و این شامل هر مخالفی است که با پیامبران مخالفت ورزد، و برای یاری کردن باطل و یا ابطال حق، مکر و نیرنگ نماید. خلاصۀ مطلب اینکه، مکرشان چیزی را از آنان دور نساخت وفایده‌ای به آنان نرسانید؛ و با مکرخود، کوچک‌ترین زیانی را به خداوند نرساندند، بلکه به خودشان زیان وارد نمودند.

إبراهيم 14:46

وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ و مردم را از روزي بترسان که عذاب به سراغشان مي آيد آنگاه که ستمکاران مي گويند: «پروردگارا! ما را تا مدتي مهلت بده تا دعوتت را بپذيريم و از پيامبران پيروي کنيم»(به آنان گفته مي شود): «مگر پيش از اين سوگند نخورديد که شما را زوالي نيست و از بين نمي رويد؟» وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ و در منازل کساني که برخودشان ستم کردند سکونت گزيديد، و برايتان روشن شد که با آنها چگونه رفتار کرديم، و مثالها برايتان زديم. وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ و بي گمان آنان دسيسه و مکرشان را به کار بردند، و مکرشان با خدا است، هر چند مکرشان چنان شديد بود که کوهها به سبب آن از جاي برکنده مي شد. (44) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَأَنذِرِ ٱلنَّاسَ يَوۡمَ يَأۡتِيهِمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) و مردم را از روزی بترسان که عذاب به سراغشان می‌آید؛ یعنی آن حالات را برایشان بیان کن، و آنان را از اعمالی که موجب عذاب سخت و هولناک می‌شود، برحذر دار. (﴿فَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) آنگاه کسانی که با ارتکاب کفر و تکذیب و انواع گناه بر خود ستم کرده‌اند، پشیمان شده؛ و از خداوند می‌خواهند تا آنان را به دنیا باز گرداند، درحالی که چنین چیزی مقدور نیست. آنان می‌گویند: (﴿رَبَّنَآ أَخِّرۡنَآ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ﴾) پروردگارا! ما را به دنیا برگردان، به درستی که ما [حقیقت و صداقت گفتار شما را] مشاهده کردیم. (﴿نُّجِبۡ دَعۡوَتَكَ﴾) تا دعوت تو را بپذیریم، چون خداوند به بهشت و خانۀ امن دعوت می‌کند، (﴿وَنَتَّبِعِ ٱلرُّسُلَ﴾) و از پیامبران پیروی کنیم. واینها همه به خاطر آرزوی رهایی از عذاب دردناک است؛ وگرنه آنها در وعده‌ای که می‌دهند، دروغ می‌گویند. ﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾ و اگر چنانچه به دنیا بازگردانده شوند، به آنچه از آن نهی شده‌اند، باز می‌گردند. بنابراین مورد سرزنش قرار می‌گیرند، و به آنها گفته می‌شود: (﴿أَوَ لَمۡ تَكُونُوٓاۡ أَقۡسَمۡتُم مِّن قَبۡلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٖ﴾) مگر پیش از این سوگند یاد نکرده بودید که شما را زوالی نیست و به جهان آخرت برده نمی‌شوید؟! اما اکنون برایتان روشن شده که سوگندتان بیهوده بوده و شکسته شده است، و دروغ گفته‌اید. (45) (﴿وَسَكَنتُمۡ فِي مَسَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ وَتَبَيَّنَ لَكُمۡ كَيۡفَ فَعَلۡنَا بِهِمۡ﴾) و در منازل و سرزمین کسانی که برخودشان ستم کردند، سکونت گزیدید، و برایتان روشن شد که با آنان چگونه رفتار کردیم، و چگونه آنها را به انواع عذاب گرفتار ساختیم، آنگاه که آیات روشن الهی را تکذیب کردند، (﴿وَضَرَبۡنَا لَكُمُ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) و مثال‌های واضح را که کوچک‌ترین شک و تردیدی در دل باقی نمی‌گذارد، برایتان زدیم. این معجزات و نشانه‌ها در مورد آنان مفید واقع نشد، بلکه همچنان بر باطل خود ماندند تا اینکه به روزی رسیدند که در آن هیچ عذری پذیرفتنی نیست. (46) (﴿وَقَدۡ مَكَرُواۡ مَكۡرَهُمۡ﴾) و کسانی که پیامبران را تکذیب کردند، مکر و نیرنگ نمودند؛ مکری که بر عملی کردن آن توانایی داشتند. (﴿وَعِندَ ٱللَّهِ مَكۡرُهُمۡ﴾) و آگاهی و قدرت خداوند، مکر و نیرنگ آنان را احاطه نموده و نیرنگ و مکرشان را به خودشان بازگرداند:﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ﴾ و مکر بد، جز دامان صاحبانش را نمی‌گیرد. (﴿وَإِن كَانَ مَكۡرُهُمۡ لِتَزُولَ مِنۡهُ ٱلۡجِبَالُ﴾) هرچند مکر و نیرنگ کافران، که پیامبران را تکذیب می‌کردند، چنان بزرگ بود که به سبب آن کوه‌های محکم از جای برکنده می‌شد؛ یعنی ﴿وَمَكَرُواۡ مَكۡرٗا كُبَّارٗا﴾ مکر و نیرنگ بسیار بزرگی نمودند، که میزان بزرگی آن، قابل برآورد نیست. اما خداوند نیرنگشان را به خودشان باز گرداند. و این شامل هر مخالفی است که با پیامبران مخالفت ورزد، و برای یاری کردن باطل و یا ابطال حق، مکر و نیرنگ نماید. خلاصۀ مطلب اینکه، مکرشان چیزی را از آنان دور نساخت وفایده‌ای به آنان نرسانید؛ و با مکرخود، کوچک‌ترین زیانی را به خداوند نرساندند، بلکه به خودشان زیان وارد نمودند.

إبراهيم 14:47

فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ پس گمان مبر که خداوند وعده اي را که به پيامبرانش داده است خلاف مي کند، بي گمان خداوند چيره و انتقام گيرنده است. يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ در آن روزي که زمين و زمين ديگري و آسمانها به آسمانهاي ديگري تبديل شده و بندگان براي محاسبه ي خداوند يگانۀ قهار از قبرهايشان خارج مي شوند . وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ و گناهکاران را در آن روز مي بيني که با هم در زنجيره ها بسته شده اند سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ و لباسهايشان از «قطران» است و آتش چهره هايشان را مي پوشاند. لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ تا خداوند هر کس را مطابق آنچه که انجام داده است کيفر مي دهد، بي گمان خداوند حسابرس سريعي است. هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ اين (قرآن) ابلاغي است براي مردمان تا بدان بيم يابند و بدانند که فقط او معبود يگانه است و تا خردمندان پند و اندرز گيرند. (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓ﴾) پس گمان مبر که خداوند وعده‌ای را که به پیامبران داده است -مبنی بر اینکه آنها و پیروانشان را نجات می‌دهد و آنها را خوشبخت می‌نماید و دشمنانشان را در دنیا خوار می‌گرداند و در آخرت عذاب می‌دهد- خلاف می‌کند، بلکه حتماً این چیز به وقوع خواهد پیوست؛ زیرا خداوندِ صادق این وعده را داده، و این وعده بر زبان راستگوترین مخلوقاتش؛ یعنی پیامبران، اعلام شده است. و این عالی‌ترین و درست‌ترین خبر است، به ویژه که با حکمت الهی و قوانین خداوند و عقل‌های درست مطابق است.(﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ﴾) بدون شک هیچ چیز خداوند را ناتوان نمی‌کند؛ زیرا او چیره و انتقام گیرنده است. (48) و خداوند هرگاه بخواهد از کسی انتقام بگیرد، بدون شک هیچ کسی نمی‌تواند از دست او در رود، یا او را ناتوان نماید؛ و آن در روز قیامت است، (﴿يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ﴾) روزی که زمین به زمین دیگری، و آسمان‌ها به آسمان‌های دیگری تبدیل می‌شوند؛ و دگرگونی در صفات و حالت زمین و آسمان‌ها پدید می‌آید، نه اینکه خود زمین و آسمان‌ها و ماهیت آنها به چیز دیگری تبدیل شود؛ زیرا در روز قیامت، زمین هموار و صاف گشته، و همانند چرم دباغ شده، پهن می‌شود، و کوه‌ها و بلندی‌هایی که روی آن قراردارد، برداشته شده، و زمین تبدیل به بیابان مسطح می‌گردد و هیچ فراز و نشیبی در آن وجود نخواهد داشت. و آسمان از شدتِ فجایع آن روز، همانند مس، ذوب می‌شود، سپس خداوند با دست راست خویش، آن را درهم می‌پیچد. (﴿وَبَرَزُواۡ﴾) و مردم از قبرهایشان بر می‌خیزند، و به سوی رستاخیز و حشر می‌روند، و در محلی جمع می شوند که هیچ چیز از آنها بر خداوند پنهان نمی‌ماند. (﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾) و مردم، جهت محاسبۀ خداوند یگانۀ قهار، از قبرهایشان خارج می‌شوند؛ خداوندی که در عظمت و اسما و صفات و کارهایش، یگانه و بی‌همتا است، و بر همۀ آفریده‌های جهان چیره است، و همه تحت تصرف و تدبیر او هستند. پس هیچ موجود زنده‌ای جز به اجازۀ او حرکت نمی‌کند. (49) (﴿وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و کسانی را که جنایت کردن از ویژگی آنان بوده و زیاد گناه می‌کردند، در آن روز می‌بینی، (﴿مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ﴾) که با هم در غل و زنجیرها بسته شده‌اند؛ یعنی اهل هر معصیتی با زنجیرهای آتشین با هم بسته شده، و در بدترین و خوارترین حالت به سوی عذاب برده می‌شوند. (50) (﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ﴾) لباس‌هایشان از «قطران» است، و این به خاطر شدت اشتعال و گرمی و بدبویی آن است. (﴿وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و چهره‌هایشان را که بهترین عضو بدنشان است، آتش فرو می‌پوشاند و آن را احاطه می‌نماید و از هر طرف آن را می‌سوزاند. و دیگر جاها را، به طریق اولی می‌سوزاند. پس خداوند بر آنان ستم نمی‌کند، بلکه این عذاب، کیفر و سزای اعمالی است که مرتکب شده‌اند. بنابراین خداوند متعال می‌فرماید: (51) (﴿لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) تا خداوند هر کس را، مطابق آنچه از خیر و شر انجام داده است، با عدل و انصاف سزا و پاداش بدهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) بی‌گمان خداوند حسابرس سریعی است. همچنان‌که می‌فرماید:﴿ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ﴾ محاسبۀ مردمان نزدیک است، درحالی که آنان غافل و رویگـردان می‌باشند. و احتمال دارد که معـنی آیه چنـین باشـد: خـداونـد در محاسبۀ بندگانش، سریع و تند است؛ و در یک لحظه، آنان را مورد محاسبه قرار می‌دهد، همچنان‌که در یک لحظه، تدابیر زیادی را در مورد بندگانش اتخاذ می‌کند و انجام هیچ کاری او را از انجام کاری دیگر باز نمی‌دارد. و برای خداوند هیچ چیزی مشکل و سخت نیست. (52) پس از آنکه خداوند متعال به‌طور مبسوط در رابطه با این قرآن سخن گفت، در مدح و ستایش آن فرمود: (﴿هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ﴾) این قرآن ابلاغی است برای مردم، و می‌توانند از آن، برای رسیدن به ‌بالاترین مقام وبهترین ارزش‌ها توشه بر ‌گیرند؛ زیرا اصول و فروع همۀ دانش‌هایی که ‌بندگان بدان نیازدارند، در آن موجود است. (﴿وَلِيُنذَرُواۡ بِهِۦ﴾) و تا بدان بیم یابند؛ چون آدمی در قرآن، از ارتکاب اعمال شر برحذر داشته شده؛ و عذابی را که خداوند برای بدکاران آماده نموده، بیان کرده است. (﴿وَلِيَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) و تا بدانند که فقط او [خداوند] معبود یگانه است. و در قرآن، دلایل و حجت‌های فراوانی بر الوهیت و یگانگی خداوند، به ‌صورت‌های گوناگون بیان شده است، تا جایی‌که ‌این قضیه بسیار قطعی و روشن است. (﴿وَلِيَذَّكَّرَ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و تا خردمندان و کسانی که دارای عقل‌های کامل هستند، پند و اندرز گیرند؛ و آنچه را که به سودشان می‌باشد، انجام دهند؛ و از آنچه که به زیانشان است، دوری نمایند. و هرگاه چنین کنند، اهل عقل و خرد و بینش می‌شوند؛ زیرا به سبب پیروی از قرآن، معارف و اندیشه‌هایشان رشد نموده و افکارشان روشن می‌گردد. و قرآن، آدمی را به والاترین اخلاق و بهترین اعمال فرا می‌خواند، و در این راستا، از قوی‌ترین و روشن‌ترین دلایل استفاده می‌کند. و هرگاه بنده در این مسیر بکوشد، همواره راه ترقی و صعود را خواهد پیمود. «وَالحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین». * * *

إبراهيم 14:48

فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ پس گمان مبر که خداوند وعده اي را که به پيامبرانش داده است خلاف مي کند، بي گمان خداوند چيره و انتقام گيرنده است. يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ در آن روزي که زمين و زمين ديگري و آسمانها به آسمانهاي ديگري تبديل شده و بندگان براي محاسبه ي خداوند يگانۀ قهار از قبرهايشان خارج مي شوند . وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ و گناهکاران را در آن روز مي بيني که با هم در زنجيره ها بسته شده اند سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ و لباسهايشان از «قطران» است و آتش چهره هايشان را مي پوشاند. لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ تا خداوند هر کس را مطابق آنچه که انجام داده است کيفر مي دهد، بي گمان خداوند حسابرس سريعي است. هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ اين (قرآن) ابلاغي است براي مردمان تا بدان بيم يابند و بدانند که فقط او معبود يگانه است و تا خردمندان پند و اندرز گيرند. (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓ﴾) پس گمان مبر که خداوند وعده‌ای را که به پیامبران داده است -مبنی بر اینکه آنها و پیروانشان را نجات می‌دهد و آنها را خوشبخت می‌نماید و دشمنانشان را در دنیا خوار می‌گرداند و در آخرت عذاب می‌دهد- خلاف می‌کند، بلکه حتماً این چیز به وقوع خواهد پیوست؛ زیرا خداوندِ صادق این وعده را داده، و این وعده بر زبان راستگوترین مخلوقاتش؛ یعنی پیامبران، اعلام شده است. و این عالی‌ترین و درست‌ترین خبر است، به ویژه که با حکمت الهی و قوانین خداوند و عقل‌های درست مطابق است.(﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ﴾) بدون شک هیچ چیز خداوند را ناتوان نمی‌کند؛ زیرا او چیره و انتقام گیرنده است. (48) و خداوند هرگاه بخواهد از کسی انتقام بگیرد، بدون شک هیچ کسی نمی‌تواند از دست او در رود، یا او را ناتوان نماید؛ و آن در روز قیامت است، (﴿يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ﴾) روزی که زمین به زمین دیگری، و آسمان‌ها به آسمان‌های دیگری تبدیل می‌شوند؛ و دگرگونی در صفات و حالت زمین و آسمان‌ها پدید می‌آید، نه اینکه خود زمین و آسمان‌ها و ماهیت آنها به چیز دیگری تبدیل شود؛ زیرا در روز قیامت، زمین هموار و صاف گشته، و همانند چرم دباغ شده، پهن می‌شود، و کوه‌ها و بلندی‌هایی که روی آن قراردارد، برداشته شده، و زمین تبدیل به بیابان مسطح می‌گردد و هیچ فراز و نشیبی در آن وجود نخواهد داشت. و آسمان از شدتِ فجایع آن روز، همانند مس، ذوب می‌شود، سپس خداوند با دست راست خویش، آن را درهم می‌پیچد. (﴿وَبَرَزُواۡ﴾) و مردم از قبرهایشان بر می‌خیزند، و به سوی رستاخیز و حشر می‌روند، و در محلی جمع می شوند که هیچ چیز از آنها بر خداوند پنهان نمی‌ماند. (﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾) و مردم، جهت محاسبۀ خداوند یگانۀ قهار، از قبرهایشان خارج می‌شوند؛ خداوندی که در عظمت و اسما و صفات و کارهایش، یگانه و بی‌همتا است، و بر همۀ آفریده‌های جهان چیره است، و همه تحت تصرف و تدبیر او هستند. پس هیچ موجود زنده‌ای جز به اجازۀ او حرکت نمی‌کند. (49) (﴿وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و کسانی را که جنایت کردن از ویژگی آنان بوده و زیاد گناه می‌کردند، در آن روز می‌بینی، (﴿مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ﴾) که با هم در غل و زنجیرها بسته شده‌اند؛ یعنی اهل هر معصیتی با زنجیرهای آتشین با هم بسته شده، و در بدترین و خوارترین حالت به سوی عذاب برده می‌شوند. (50) (﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ﴾) لباس‌هایشان از «قطران» است، و این به خاطر شدت اشتعال و گرمی و بدبویی آن است. (﴿وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و چهره‌هایشان را که بهترین عضو بدنشان است، آتش فرو می‌پوشاند و آن را احاطه می‌نماید و از هر طرف آن را می‌سوزاند. و دیگر جاها را، به طریق اولی می‌سوزاند. پس خداوند بر آنان ستم نمی‌کند، بلکه این عذاب، کیفر و سزای اعمالی است که مرتکب شده‌اند. بنابراین خداوند متعال می‌فرماید: (51) (﴿لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) تا خداوند هر کس را، مطابق آنچه از خیر و شر انجام داده است، با عدل و انصاف سزا و پاداش بدهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) بی‌گمان خداوند حسابرس سریعی است. همچنان‌که می‌فرماید:﴿ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ﴾ محاسبۀ مردمان نزدیک است، درحالی که آنان غافل و رویگـردان می‌باشند. و احتمال دارد که معـنی آیه چنـین باشـد: خـداونـد در محاسبۀ بندگانش، سریع و تند است؛ و در یک لحظه، آنان را مورد محاسبه قرار می‌دهد، همچنان‌که در یک لحظه، تدابیر زیادی را در مورد بندگانش اتخاذ می‌کند و انجام هیچ کاری او را از انجام کاری دیگر باز نمی‌دارد. و برای خداوند هیچ چیزی مشکل و سخت نیست. (52) پس از آنکه خداوند متعال به‌طور مبسوط در رابطه با این قرآن سخن گفت، در مدح و ستایش آن فرمود: (﴿هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ﴾) این قرآن ابلاغی است برای مردم، و می‌توانند از آن، برای رسیدن به ‌بالاترین مقام وبهترین ارزش‌ها توشه بر ‌گیرند؛ زیرا اصول و فروع همۀ دانش‌هایی که ‌بندگان بدان نیازدارند، در آن موجود است. (﴿وَلِيُنذَرُواۡ بِهِۦ﴾) و تا بدان بیم یابند؛ چون آدمی در قرآن، از ارتکاب اعمال شر برحذر داشته شده؛ و عذابی را که خداوند برای بدکاران آماده نموده، بیان کرده است. (﴿وَلِيَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) و تا بدانند که فقط او [خداوند] معبود یگانه است. و در قرآن، دلایل و حجت‌های فراوانی بر الوهیت و یگانگی خداوند، به ‌صورت‌های گوناگون بیان شده است، تا جایی‌که ‌این قضیه بسیار قطعی و روشن است. (﴿وَلِيَذَّكَّرَ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و تا خردمندان و کسانی که دارای عقل‌های کامل هستند، پند و اندرز گیرند؛ و آنچه را که به سودشان می‌باشد، انجام دهند؛ و از آنچه که به زیانشان است، دوری نمایند. و هرگاه چنین کنند، اهل عقل و خرد و بینش می‌شوند؛ زیرا به سبب پیروی از قرآن، معارف و اندیشه‌هایشان رشد نموده و افکارشان روشن می‌گردد. و قرآن، آدمی را به والاترین اخلاق و بهترین اعمال فرا می‌خواند، و در این راستا، از قوی‌ترین و روشن‌ترین دلایل استفاده می‌کند. و هرگاه بنده در این مسیر بکوشد، همواره راه ترقی و صعود را خواهد پیمود. «وَالحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین». * * *

إبراهيم 14:49

فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ پس گمان مبر که خداوند وعده اي را که به پيامبرانش داده است خلاف مي کند، بي گمان خداوند چيره و انتقام گيرنده است. يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ در آن روزي که زمين و زمين ديگري و آسمانها به آسمانهاي ديگري تبديل شده و بندگان براي محاسبه ي خداوند يگانۀ قهار از قبرهايشان خارج مي شوند . وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ و گناهکاران را در آن روز مي بيني که با هم در زنجيره ها بسته شده اند سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ و لباسهايشان از «قطران» است و آتش چهره هايشان را مي پوشاند. لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ تا خداوند هر کس را مطابق آنچه که انجام داده است کيفر مي دهد، بي گمان خداوند حسابرس سريعي است. هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ اين (قرآن) ابلاغي است براي مردمان تا بدان بيم يابند و بدانند که فقط او معبود يگانه است و تا خردمندان پند و اندرز گيرند. (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓ﴾) پس گمان مبر که خداوند وعده‌ای را که به پیامبران داده است -مبنی بر اینکه آنها و پیروانشان را نجات می‌دهد و آنها را خوشبخت می‌نماید و دشمنانشان را در دنیا خوار می‌گرداند و در آخرت عذاب می‌دهد- خلاف می‌کند، بلکه حتماً این چیز به وقوع خواهد پیوست؛ زیرا خداوندِ صادق این وعده را داده، و این وعده بر زبان راستگوترین مخلوقاتش؛ یعنی پیامبران، اعلام شده است. و این عالی‌ترین و درست‌ترین خبر است، به ویژه که با حکمت الهی و قوانین خداوند و عقل‌های درست مطابق است.(﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ﴾) بدون شک هیچ چیز خداوند را ناتوان نمی‌کند؛ زیرا او چیره و انتقام گیرنده است. (48) و خداوند هرگاه بخواهد از کسی انتقام بگیرد، بدون شک هیچ کسی نمی‌تواند از دست او در رود، یا او را ناتوان نماید؛ و آن در روز قیامت است، (﴿يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ﴾) روزی که زمین به زمین دیگری، و آسمان‌ها به آسمان‌های دیگری تبدیل می‌شوند؛ و دگرگونی در صفات و حالت زمین و آسمان‌ها پدید می‌آید، نه اینکه خود زمین و آسمان‌ها و ماهیت آنها به چیز دیگری تبدیل شود؛ زیرا در روز قیامت، زمین هموار و صاف گشته، و همانند چرم دباغ شده، پهن می‌شود، و کوه‌ها و بلندی‌هایی که روی آن قراردارد، برداشته شده، و زمین تبدیل به بیابان مسطح می‌گردد و هیچ فراز و نشیبی در آن وجود نخواهد داشت. و آسمان از شدتِ فجایع آن روز، همانند مس، ذوب می‌شود، سپس خداوند با دست راست خویش، آن را درهم می‌پیچد. (﴿وَبَرَزُواۡ﴾) و مردم از قبرهایشان بر می‌خیزند، و به سوی رستاخیز و حشر می‌روند، و در محلی جمع می شوند که هیچ چیز از آنها بر خداوند پنهان نمی‌ماند. (﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾) و مردم، جهت محاسبۀ خداوند یگانۀ قهار، از قبرهایشان خارج می‌شوند؛ خداوندی که در عظمت و اسما و صفات و کارهایش، یگانه و بی‌همتا است، و بر همۀ آفریده‌های جهان چیره است، و همه تحت تصرف و تدبیر او هستند. پس هیچ موجود زنده‌ای جز به اجازۀ او حرکت نمی‌کند. (49) (﴿وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و کسانی را که جنایت کردن از ویژگی آنان بوده و زیاد گناه می‌کردند، در آن روز می‌بینی، (﴿مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ﴾) که با هم در غل و زنجیرها بسته شده‌اند؛ یعنی اهل هر معصیتی با زنجیرهای آتشین با هم بسته شده، و در بدترین و خوارترین حالت به سوی عذاب برده می‌شوند. (50) (﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ﴾) لباس‌هایشان از «قطران» است، و این به خاطر شدت اشتعال و گرمی و بدبویی آن است. (﴿وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و چهره‌هایشان را که بهترین عضو بدنشان است، آتش فرو می‌پوشاند و آن را احاطه می‌نماید و از هر طرف آن را می‌سوزاند. و دیگر جاها را، به طریق اولی می‌سوزاند. پس خداوند بر آنان ستم نمی‌کند، بلکه این عذاب، کیفر و سزای اعمالی است که مرتکب شده‌اند. بنابراین خداوند متعال می‌فرماید: (51) (﴿لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) تا خداوند هر کس را، مطابق آنچه از خیر و شر انجام داده است، با عدل و انصاف سزا و پاداش بدهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) بی‌گمان خداوند حسابرس سریعی است. همچنان‌که می‌فرماید:﴿ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ﴾ محاسبۀ مردمان نزدیک است، درحالی که آنان غافل و رویگـردان می‌باشند. و احتمال دارد که معـنی آیه چنـین باشـد: خـداونـد در محاسبۀ بندگانش، سریع و تند است؛ و در یک لحظه، آنان را مورد محاسبه قرار می‌دهد، همچنان‌که در یک لحظه، تدابیر زیادی را در مورد بندگانش اتخاذ می‌کند و انجام هیچ کاری او را از انجام کاری دیگر باز نمی‌دارد. و برای خداوند هیچ چیزی مشکل و سخت نیست. (52) پس از آنکه خداوند متعال به‌طور مبسوط در رابطه با این قرآن سخن گفت، در مدح و ستایش آن فرمود: (﴿هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ﴾) این قرآن ابلاغی است برای مردم، و می‌توانند از آن، برای رسیدن به ‌بالاترین مقام وبهترین ارزش‌ها توشه بر ‌گیرند؛ زیرا اصول و فروع همۀ دانش‌هایی که ‌بندگان بدان نیازدارند، در آن موجود است. (﴿وَلِيُنذَرُواۡ بِهِۦ﴾) و تا بدان بیم یابند؛ چون آدمی در قرآن، از ارتکاب اعمال شر برحذر داشته شده؛ و عذابی را که خداوند برای بدکاران آماده نموده، بیان کرده است. (﴿وَلِيَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) و تا بدانند که فقط او [خداوند] معبود یگانه است. و در قرآن، دلایل و حجت‌های فراوانی بر الوهیت و یگانگی خداوند، به ‌صورت‌های گوناگون بیان شده است، تا جایی‌که ‌این قضیه بسیار قطعی و روشن است. (﴿وَلِيَذَّكَّرَ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و تا خردمندان و کسانی که دارای عقل‌های کامل هستند، پند و اندرز گیرند؛ و آنچه را که به سودشان می‌باشد، انجام دهند؛ و از آنچه که به زیانشان است، دوری نمایند. و هرگاه چنین کنند، اهل عقل و خرد و بینش می‌شوند؛ زیرا به سبب پیروی از قرآن، معارف و اندیشه‌هایشان رشد نموده و افکارشان روشن می‌گردد. و قرآن، آدمی را به والاترین اخلاق و بهترین اعمال فرا می‌خواند، و در این راستا، از قوی‌ترین و روشن‌ترین دلایل استفاده می‌کند. و هرگاه بنده در این مسیر بکوشد، همواره راه ترقی و صعود را خواهد پیمود. «وَالحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین». * * *

إبراهيم 14:50

فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ پس گمان مبر که خداوند وعده اي را که به پيامبرانش داده است خلاف مي کند، بي گمان خداوند چيره و انتقام گيرنده است. يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ در آن روزي که زمين و زمين ديگري و آسمانها به آسمانهاي ديگري تبديل شده و بندگان براي محاسبه ي خداوند يگانۀ قهار از قبرهايشان خارج مي شوند . وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ و گناهکاران را در آن روز مي بيني که با هم در زنجيره ها بسته شده اند سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ و لباسهايشان از «قطران» است و آتش چهره هايشان را مي پوشاند. لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ تا خداوند هر کس را مطابق آنچه که انجام داده است کيفر مي دهد، بي گمان خداوند حسابرس سريعي است. هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ اين (قرآن) ابلاغي است براي مردمان تا بدان بيم يابند و بدانند که فقط او معبود يگانه است و تا خردمندان پند و اندرز گيرند. (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓ﴾) پس گمان مبر که خداوند وعده‌ای را که به پیامبران داده است -مبنی بر اینکه آنها و پیروانشان را نجات می‌دهد و آنها را خوشبخت می‌نماید و دشمنانشان را در دنیا خوار می‌گرداند و در آخرت عذاب می‌دهد- خلاف می‌کند، بلکه حتماً این چیز به وقوع خواهد پیوست؛ زیرا خداوندِ صادق این وعده را داده، و این وعده بر زبان راستگوترین مخلوقاتش؛ یعنی پیامبران، اعلام شده است. و این عالی‌ترین و درست‌ترین خبر است، به ویژه که با حکمت الهی و قوانین خداوند و عقل‌های درست مطابق است.(﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ﴾) بدون شک هیچ چیز خداوند را ناتوان نمی‌کند؛ زیرا او چیره و انتقام گیرنده است. (48) و خداوند هرگاه بخواهد از کسی انتقام بگیرد، بدون شک هیچ کسی نمی‌تواند از دست او در رود، یا او را ناتوان نماید؛ و آن در روز قیامت است، (﴿يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ﴾) روزی که زمین به زمین دیگری، و آسمان‌ها به آسمان‌های دیگری تبدیل می‌شوند؛ و دگرگونی در صفات و حالت زمین و آسمان‌ها پدید می‌آید، نه اینکه خود زمین و آسمان‌ها و ماهیت آنها به چیز دیگری تبدیل شود؛ زیرا در روز قیامت، زمین هموار و صاف گشته، و همانند چرم دباغ شده، پهن می‌شود، و کوه‌ها و بلندی‌هایی که روی آن قراردارد، برداشته شده، و زمین تبدیل به بیابان مسطح می‌گردد و هیچ فراز و نشیبی در آن وجود نخواهد داشت. و آسمان از شدتِ فجایع آن روز، همانند مس، ذوب می‌شود، سپس خداوند با دست راست خویش، آن را درهم می‌پیچد. (﴿وَبَرَزُواۡ﴾) و مردم از قبرهایشان بر می‌خیزند، و به سوی رستاخیز و حشر می‌روند، و در محلی جمع می شوند که هیچ چیز از آنها بر خداوند پنهان نمی‌ماند. (﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾) و مردم، جهت محاسبۀ خداوند یگانۀ قهار، از قبرهایشان خارج می‌شوند؛ خداوندی که در عظمت و اسما و صفات و کارهایش، یگانه و بی‌همتا است، و بر همۀ آفریده‌های جهان چیره است، و همه تحت تصرف و تدبیر او هستند. پس هیچ موجود زنده‌ای جز به اجازۀ او حرکت نمی‌کند. (49) (﴿وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و کسانی را که جنایت کردن از ویژگی آنان بوده و زیاد گناه می‌کردند، در آن روز می‌بینی، (﴿مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ﴾) که با هم در غل و زنجیرها بسته شده‌اند؛ یعنی اهل هر معصیتی با زنجیرهای آتشین با هم بسته شده، و در بدترین و خوارترین حالت به سوی عذاب برده می‌شوند. (50) (﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ﴾) لباس‌هایشان از «قطران» است، و این به خاطر شدت اشتعال و گرمی و بدبویی آن است. (﴿وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و چهره‌هایشان را که بهترین عضو بدنشان است، آتش فرو می‌پوشاند و آن را احاطه می‌نماید و از هر طرف آن را می‌سوزاند. و دیگر جاها را، به طریق اولی می‌سوزاند. پس خداوند بر آنان ستم نمی‌کند، بلکه این عذاب، کیفر و سزای اعمالی است که مرتکب شده‌اند. بنابراین خداوند متعال می‌فرماید: (51) (﴿لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) تا خداوند هر کس را، مطابق آنچه از خیر و شر انجام داده است، با عدل و انصاف سزا و پاداش بدهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) بی‌گمان خداوند حسابرس سریعی است. همچنان‌که می‌فرماید:﴿ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ﴾ محاسبۀ مردمان نزدیک است، درحالی که آنان غافل و رویگـردان می‌باشند. و احتمال دارد که معـنی آیه چنـین باشـد: خـداونـد در محاسبۀ بندگانش، سریع و تند است؛ و در یک لحظه، آنان را مورد محاسبه قرار می‌دهد، همچنان‌که در یک لحظه، تدابیر زیادی را در مورد بندگانش اتخاذ می‌کند و انجام هیچ کاری او را از انجام کاری دیگر باز نمی‌دارد. و برای خداوند هیچ چیزی مشکل و سخت نیست. (52) پس از آنکه خداوند متعال به‌طور مبسوط در رابطه با این قرآن سخن گفت، در مدح و ستایش آن فرمود: (﴿هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ﴾) این قرآن ابلاغی است برای مردم، و می‌توانند از آن، برای رسیدن به ‌بالاترین مقام وبهترین ارزش‌ها توشه بر ‌گیرند؛ زیرا اصول و فروع همۀ دانش‌هایی که ‌بندگان بدان نیازدارند، در آن موجود است. (﴿وَلِيُنذَرُواۡ بِهِۦ﴾) و تا بدان بیم یابند؛ چون آدمی در قرآن، از ارتکاب اعمال شر برحذر داشته شده؛ و عذابی را که خداوند برای بدکاران آماده نموده، بیان کرده است. (﴿وَلِيَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) و تا بدانند که فقط او [خداوند] معبود یگانه است. و در قرآن، دلایل و حجت‌های فراوانی بر الوهیت و یگانگی خداوند، به ‌صورت‌های گوناگون بیان شده است، تا جایی‌که ‌این قضیه بسیار قطعی و روشن است. (﴿وَلِيَذَّكَّرَ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و تا خردمندان و کسانی که دارای عقل‌های کامل هستند، پند و اندرز گیرند؛ و آنچه را که به سودشان می‌باشد، انجام دهند؛ و از آنچه که به زیانشان است، دوری نمایند. و هرگاه چنین کنند، اهل عقل و خرد و بینش می‌شوند؛ زیرا به سبب پیروی از قرآن، معارف و اندیشه‌هایشان رشد نموده و افکارشان روشن می‌گردد. و قرآن، آدمی را به والاترین اخلاق و بهترین اعمال فرا می‌خواند، و در این راستا، از قوی‌ترین و روشن‌ترین دلایل استفاده می‌کند. و هرگاه بنده در این مسیر بکوشد، همواره راه ترقی و صعود را خواهد پیمود. «وَالحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین». * * *

إبراهيم 14:51

فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ پس گمان مبر که خداوند وعده اي را که به پيامبرانش داده است خلاف مي کند، بي گمان خداوند چيره و انتقام گيرنده است. يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ در آن روزي که زمين و زمين ديگري و آسمانها به آسمانهاي ديگري تبديل شده و بندگان براي محاسبه ي خداوند يگانۀ قهار از قبرهايشان خارج مي شوند . وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ و گناهکاران را در آن روز مي بيني که با هم در زنجيره ها بسته شده اند سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ و لباسهايشان از «قطران» است و آتش چهره هايشان را مي پوشاند. لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ تا خداوند هر کس را مطابق آنچه که انجام داده است کيفر مي دهد، بي گمان خداوند حسابرس سريعي است. هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ اين (قرآن) ابلاغي است براي مردمان تا بدان بيم يابند و بدانند که فقط او معبود يگانه است و تا خردمندان پند و اندرز گيرند. (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ مُخۡلِفَ وَعۡدِهِۦ رُسُلَهُۥٓ﴾) پس گمان مبر که خداوند وعده‌ای را که به پیامبران داده است -مبنی بر اینکه آنها و پیروانشان را نجات می‌دهد و آنها را خوشبخت می‌نماید و دشمنانشان را در دنیا خوار می‌گرداند و در آخرت عذاب می‌دهد- خلاف می‌کند، بلکه حتماً این چیز به وقوع خواهد پیوست؛ زیرا خداوندِ صادق این وعده را داده، و این وعده بر زبان راستگوترین مخلوقاتش؛ یعنی پیامبران، اعلام شده است. و این عالی‌ترین و درست‌ترین خبر است، به ویژه که با حکمت الهی و قوانین خداوند و عقل‌های درست مطابق است.(﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ﴾) بدون شک هیچ چیز خداوند را ناتوان نمی‌کند؛ زیرا او چیره و انتقام گیرنده است. (48) و خداوند هرگاه بخواهد از کسی انتقام بگیرد، بدون شک هیچ کسی نمی‌تواند از دست او در رود، یا او را ناتوان نماید؛ و آن در روز قیامت است، (﴿يَوۡمَ تُبَدَّلُ ٱلۡأَرۡضُ غَيۡرَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ﴾) روزی که زمین به زمین دیگری، و آسمان‌ها به آسمان‌های دیگری تبدیل می‌شوند؛ و دگرگونی در صفات و حالت زمین و آسمان‌ها پدید می‌آید، نه اینکه خود زمین و آسمان‌ها و ماهیت آنها به چیز دیگری تبدیل شود؛ زیرا در روز قیامت، زمین هموار و صاف گشته، و همانند چرم دباغ شده، پهن می‌شود، و کوه‌ها و بلندی‌هایی که روی آن قراردارد، برداشته شده، و زمین تبدیل به بیابان مسطح می‌گردد و هیچ فراز و نشیبی در آن وجود نخواهد داشت. و آسمان از شدتِ فجایع آن روز، همانند مس، ذوب می‌شود، سپس خداوند با دست راست خویش، آن را درهم می‌پیچد. (﴿وَبَرَزُواۡ﴾) و مردم از قبرهایشان بر می‌خیزند، و به سوی رستاخیز و حشر می‌روند، و در محلی جمع می شوند که هیچ چیز از آنها بر خداوند پنهان نمی‌ماند. (﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾) و مردم، جهت محاسبۀ خداوند یگانۀ قهار، از قبرهایشان خارج می‌شوند؛ خداوندی که در عظمت و اسما و صفات و کارهایش، یگانه و بی‌همتا است، و بر همۀ آفریده‌های جهان چیره است، و همه تحت تصرف و تدبیر او هستند. پس هیچ موجود زنده‌ای جز به اجازۀ او حرکت نمی‌کند. (49) (﴿وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و کسانی را که جنایت کردن از ویژگی آنان بوده و زیاد گناه می‌کردند، در آن روز می‌بینی، (﴿مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ﴾) که با هم در غل و زنجیرها بسته شده‌اند؛ یعنی اهل هر معصیتی با زنجیرهای آتشین با هم بسته شده، و در بدترین و خوارترین حالت به سوی عذاب برده می‌شوند. (50) (﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ﴾) لباس‌هایشان از «قطران» است، و این به خاطر شدت اشتعال و گرمی و بدبویی آن است. (﴿وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و چهره‌هایشان را که بهترین عضو بدنشان است، آتش فرو می‌پوشاند و آن را احاطه می‌نماید و از هر طرف آن را می‌سوزاند. و دیگر جاها را، به طریق اولی می‌سوزاند. پس خداوند بر آنان ستم نمی‌کند، بلکه این عذاب، کیفر و سزای اعمالی است که مرتکب شده‌اند. بنابراین خداوند متعال می‌فرماید: (51) (﴿لِيَجۡزِيَ ٱللَّهُ كُلَّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) تا خداوند هر کس را، مطابق آنچه از خیر و شر انجام داده است، با عدل و انصاف سزا و پاداش بدهد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) بی‌گمان خداوند حسابرس سریعی است. همچنان‌که می‌فرماید:﴿ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ﴾ محاسبۀ مردمان نزدیک است، درحالی که آنان غافل و رویگـردان می‌باشند. و احتمال دارد که معـنی آیه چنـین باشـد: خـداونـد در محاسبۀ بندگانش، سریع و تند است؛ و در یک لحظه، آنان را مورد محاسبه قرار می‌دهد، همچنان‌که در یک لحظه، تدابیر زیادی را در مورد بندگانش اتخاذ می‌کند و انجام هیچ کاری او را از انجام کاری دیگر باز نمی‌دارد. و برای خداوند هیچ چیزی مشکل و سخت نیست. (52) پس از آنکه خداوند متعال به‌طور مبسوط در رابطه با این قرآن سخن گفت، در مدح و ستایش آن فرمود: (﴿هَٰذَا بَلَٰغٞ لِّلنَّاسِ﴾) این قرآن ابلاغی است برای مردم، و می‌توانند از آن، برای رسیدن به ‌بالاترین مقام وبهترین ارزش‌ها توشه بر ‌گیرند؛ زیرا اصول و فروع همۀ دانش‌هایی که ‌بندگان بدان نیازدارند، در آن موجود است. (﴿وَلِيُنذَرُواۡ بِهِۦ﴾) و تا بدان بیم یابند؛ چون آدمی در قرآن، از ارتکاب اعمال شر برحذر داشته شده؛ و عذابی را که خداوند برای بدکاران آماده نموده، بیان کرده است. (﴿وَلِيَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) و تا بدانند که فقط او [خداوند] معبود یگانه است. و در قرآن، دلایل و حجت‌های فراوانی بر الوهیت و یگانگی خداوند، به ‌صورت‌های گوناگون بیان شده است، تا جایی‌که ‌این قضیه بسیار قطعی و روشن است. (﴿وَلِيَذَّكَّرَ أُوۡلُواۡ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و تا خردمندان و کسانی که دارای عقل‌های کامل هستند، پند و اندرز گیرند؛ و آنچه را که به سودشان می‌باشد، انجام دهند؛ و از آنچه که به زیانشان است، دوری نمایند. و هرگاه چنین کنند، اهل عقل و خرد و بینش می‌شوند؛ زیرا به سبب پیروی از قرآن، معارف و اندیشه‌هایشان رشد نموده و افکارشان روشن می‌گردد. و قرآن، آدمی را به والاترین اخلاق و بهترین اعمال فرا می‌خواند، و در این راستا، از قوی‌ترین و روشن‌ترین دلایل استفاده می‌کند. و هرگاه بنده در این مسیر بکوشد، همواره راه ترقی و صعود را خواهد پیمود. «وَالحَمدُ للهِ رَبِّ العَالَمِین». * * *