Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — النجم 53:53 – القمر 54:55

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. النجم 53:53
  2. النجم 53:54
  3. النجم 53:55
  4. النجم 53:56
  5. النجم 53:57
  6. النجم 53:58
  7. النجم 53:59
  8. النجم 53:60
  9. النجم 53:61
  10. النجم 53:62
  11. القمر 54:1
  12. القمر 54:2
  13. القمر 54:3
  14. القمر 54:4
  15. القمر 54:5
  16. القمر 54:6
  17. القمر 54:7
  18. القمر 54:8
  19. القمر 54:9
  20. القمر 54:10
  21. القمر 54:11
  22. القمر 54:12
  23. القمر 54:13
  24. القمر 54:14
  25. القمر 54:15
  26. القمر 54:16
  27. القمر 54:17
  28. القمر 54:18
  29. القمر 54:19
  30. القمر 54:20
  31. القمر 54:21
  32. القمر 54:22
  33. القمر 54:23
  34. القمر 54:24
  35. القمر 54:25
  36. القمر 54:26
  37. القمر 54:27
  38. القمر 54:28
  39. القمر 54:29
  40. القمر 54:30
  41. القمر 54:31
  42. القمر 54:32
  43. القمر 54:33
  44. القمر 54:34
  45. القمر 54:35
  46. القمر 54:36
  47. القمر 54:37
  48. القمر 54:38
  49. القمر 54:39
  50. القمر 54:40
  51. القمر 54:41
  52. القمر 54:42
  53. القمر 54:43
  54. القمر 54:44
  55. القمر 54:45
  56. القمر 54:46
  57. القمر 54:47
  58. القمر 54:48
  59. القمر 54:49
  60. القمر 54:50
  61. القمر 54:51
  62. القمر 54:52
  63. القمر 54:53
  64. القمر 54:54
  65. القمر 54:55

النجم 53:53

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:54

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:55

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:56

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:57

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:58

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:59

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:60

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:61

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

النجم 53:62

أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن را که از تو رويگردان شد ديدي ? وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک مي بخشيد و در انفاق بخل مي ورزيد أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم غيب دارد و مي بيند، ? أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه در صحيفه هاي موسي آمده بي خبر مانده است ? وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم ، که حق رسالت را ادا کرد ? أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که هيچ کس بار گناه ديگري را بر ندارد ? وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه : براي مردم پاداشي جز آنچه خود کرده اند نيست ? وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که کوشش او در نظر آيد ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس به او پاداشي تمام دهند وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان راه همه ، پروردگار توست وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست که مي خنداند و مي گرياند وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست که مي ميراند و زنده مي کند وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست که جفتهاي نر و ماده را آفريده است ، مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه ، آنگاه که در، رحم ريخته مي شود وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است که آن را بار ديگر زنده کند وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست که بي نياز کند و روزي دهد وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست پروردگار ستاره شعري وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست که عاد ، آن قوم پيشين را هلاک کرد ، وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ باقي نگذاشت وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش از آنها قوم نوح را ، که ستمکارتر و سرکش تر بودند ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه را نابود کرد فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن قوم را ، هر چه بايد فرو پوشد فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس به کدام يک از نعمتهاي پروردگارت شک مي کني ? هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين بيم دهنده اي است همانند بيم دهندگان پيشين أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت فرا رسيد، لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس جز خداوند آشکارش نکند أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين سخن در شگفت افتاده ايد ? وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي خنديد و نمي گرييد ? وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل شده ايد فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا پس خدا را سجده کنيد و او را بپرستيد. (33 - 35) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾) آیا زشتی حالت کسی را دیده‌ای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مأمور شد سپس از آن روی ‌گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید، آن را ادامه نخواهد داد، بلکه بخل می‌ورزد و نمی‌دهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی او نیست، بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی می‌گرداند، و بر انجام دادن کار خوب استوار نمی‌ماند، و با وجود این خودش را می‌ستاید، و ادّعای پاک بودن می‌کند، و خودش را در جایی قرار می‌دهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است. (﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ﴾) آیا او علم غیب دارد، پس او دنیای پنهان و غیب را می‌بیند و از آن خبر می‌دهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ می‌بندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی [=روی‌گرداندن از عبادت]، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همان‌گونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون می‌داند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصوم صلی الله علیه وسلم آن را آورده است بر خلاف سخن او دلالت می‌نماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست. (36 - 37) (﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ﴾) آیا این مدّعیِ غیب، به آنچه در صحیفه‌های موسی بوده است باخبر نشده است (37)((وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ﴾) و ابراهیم ابراهیمی که همۀ فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد، و از تمامی آزمایش‌های خداوند سربلند بیرون آمد. (38 - 41) و در این صحیفه‌ها احکام زیادی بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که (﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، و انسان جز بهرۀ کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد؛ یعنی هر کس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست می‌آورد، و عمل و تلاش دیگران به او نمی‌رسد. و هیچ کس گناه کسی دیگر را بر دوش نمی‌کشد. (﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ﴾) و اینکه حاصل تلاش او در آخرت دیده می‌شود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته می‌شود. (﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ﴾) سپس جزای کاملِ عمل به او داده می‌شود؛ یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملاً نیک می‌باشند، و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملاً زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که به طور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی بر حسب نیک و زشت بودنشان دارند؛ پاداش و سزایی که همۀ مردم به عدالت خداوندی اقرار می‌نمایند، و خداوند را در برابر این دادگری می‌ستایند. حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم می‌شوند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار می‌باشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار می‌نمایند، و اعتراف می‌کنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کرده‌اند. کسانی که معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمی‌رساند، به این آیه استدلال کرده‌اند: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) آنان می‌گویند: چون خداوند متعال فرموده است: (﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ﴾) «و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است.» پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری، منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تأمّل دارد؛ چون آیه بر این دلالت می‌نماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلافی در آن نیست. امّا بر این دلالت نمی‌کند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهره‌مند نمی‌شود. همان‌گونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش می‌باشد، ندارد، ولی از این لازم نمی‌آید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد. (42) (﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) و همانا کارها به سوی او باز می‌گردند، و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز به سوی پروردگارت برمی‌گردند، و در همۀ حالات بازگشت به سوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی می‌گردند. (43) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ﴾) یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است. و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. (44) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا﴾) و تنها اوست که به وجود می‌آورد و از میان می‌برد. و کسی که خلق را به وجود می‌آورد و آنها را امر و نهی می‌کند، آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد. و در برابر کارهایی که در دنیا کرده‌اند آنان را سزا و جزا خواهد داد. (45 - 46) (﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾) و اینکه اوست که جفت‌ها را آفریده است. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾) نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همۀ حیوانات و انسان‌ها می‌شود. پس خداوند به تنهایی همۀ آنها را آفریده است. (﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ﴾) از نطفه‌ای بدانگاه که در رحم ریخته می‌شود. و این از بزرگ‌ترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و اینکه همۀ حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل می‌گرداند تا سرانجام به رشد مطلوب می‌رسند، سپس انسان یا به بالاترین مقام ارتقا می‌یابد، و یا به نازل‌ترین و پست‌ترین جایگاه فرو می‌افتد. (47) بنابراین با بیان آفرینش نخستین، بر اعادۀ آن استدلال نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾) و اینکه پدید آوردن دوباره بر عهدۀ خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون می‌آورد، و آنها را برای روز میعاد گردهم می‌آورد، و در برابر نیکی‌ها و بدی‌هایی که کرده‌اند سزا و جزاشان می‌دهد. (48) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾) و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل: تجارت و انواع کسب‌ها و حرفه‌ها و غیره بندگان را بی‌نیاز گردانده است. (﴿وَأَقۡنَىٰ﴾) و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهره‌مند کرده است، به گونه‌ای که آن را دارا می‌باشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمت‌ها از آن اوست، و این باعث می‌شود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند. (49) (﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ﴾) و اوست پروردگار شعری. شعری ستاره‌ایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آن را مرزم نامیده‌اند. خداوند با آنکه پروردگار همه چیز است، به طور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستارۀ شعری می‌باشد؛ چون این ستاره در ایّام جاهلیّت پرستش می‌شد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها می‌پرستند خود آفریده شده‌اند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند، پس چنین چیزی چگونه می‌تواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود. (50) (﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ﴾) و اینکه او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم هود علیه السلام بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند، خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت. (51) (﴿وَثَمُودَاۡ﴾) و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح ـ علیه السلام ـ بودند. خداوند صالح را به سوی ثمود فرستاد، پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند شتر ماده را به‌عنوان نشانه و معجزه به سوی آنها فرستاد، امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾) و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همۀ آنان را نابود ساخت. (52) (﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ﴾) و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد، و آنان از همۀ این امّت‌ها ستمگرتر و سرکش‌تر بودند. پس خداوند آنان را هلاک کرد و غرق نمود. (53 - 54) (﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾) آنها قوم لوط ـ علیه السلام ـ هستند. (﴿أَهۡوَىٰ﴾) یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیر و رو کرد و بر آنها سنگ‌هایی از گِل باراند. بنابراین فرمود: (﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ﴾) مقدار بزرگی از عذاب دردناک - که نمی‌توان آن را توصیف کرد- آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند. (55) (﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ﴾) پس ای انسان! به کدام یک از نعمت‌های خداوند و فضل او شک و تردید می‌ورزی؟ چون نعمت‌های خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنج‌ها را دور نمی‌کند. (56) (﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ﴾) این پیامبر قریشیِ هاشمی، محمّد بن عبدالله، صلی الله علیه وسلم نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و به آنچه او به آن دعوت می‌کند دعوت کرده‌اند. پس چرا رسالت او مورد انکار قرار می‌گیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده می‌شود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمی‌کند و از هر شرّ و بدی نهی نمی‌کند؟! آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانۀ ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او را تکذیب کرده‌اند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور می‌نماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب می‌کنند؟! (57) (﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ﴾) یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامت‌های آن آشکار شده است. (58) (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ﴾) هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد، هیچ کس نمی‌تواند آن را دور ‌کند. (59) سپس کسانی را که منکر رسالت محمّد صلی الله علیه وسلم هستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب می‌کنند تهدید نمود و فرمود: (﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ﴾) آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریف‌ترین سخن است تعجّب می‌کنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی می‌دانید، که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟ این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست، وگرنه قرآن سخنی است که هرگاه بیان شود تصدیق می‌گردد، و هرگاه چیزی بگوید گفتۀ آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود، کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهید دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه می‌افزاید، و به آنها ایمان و درستکاری می‌بخشد. بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد، بی‌خردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب می‌کند. (60) (﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ﴾) و به آن می‌خندید و آن را به مسخره می‌گیرید، با اینکه انسان‌ها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن، به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاثّر شوند و دل‌ها نرم گردند و چشم‌ها گریان شوند. (61) (﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾) و شما از آن غافل و بی‌خبر هستید، و از تدبّر و اندیشیدن در آن غافل می‌باشید، و این نشانگر کم خردی و گمراهی شماست. پس اگر شما خدا را عبادت می‌کردید و خشنودی او را در همۀ حالات طلب می‌نمودید، در این حالت که خردمندان آن را ننگ می‌دانند قرار نمی‌گرفتید. (62) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡجُدُواۡۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواۡ﴾) پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید. اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده، دلیلی است بر فضیلت سجده، و نشانگر آن است که سجده راز عبادت و مغز آن است؛ زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست، و سجده بزرگ‌ترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی می‌نماید؛ چون دل و جسمش فروتنی می‌کند، و شریف‌ترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته می‌شود می‌گذارد. سپس به عبادت و بندگی کردن به‌طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفته‌های ظاهری و باطنی می‌شود که خداوند آنها را دوست دارد و می‌پسندد. پایان تفسیر سوره نجم. والحمد لله الذي لا نحصي ثناء عليه، بل هو كما أثنى على نفسه، وفوق ما يثني عليه عباده، وصلى الله على محمد وسلم تسليما كثيرا. * * *

القمر 54:1

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ قيامت نزديک شد و ماه دو پاره گرديد. وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ و اگر معجزه اي ببينند ، روي ، بگردانند و گويند : جادويي بزرگ است. وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ و تکذيب مي کنند و از پي هواهاي خويش مي روند و هر کاري را هدفي است. وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ و برايشان خبرهايي آمده است که از گناهشان باز مي دارد. حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ حکمتي است تمام ولي بيم دهندگان سودشان ندهند. مکي و 55 آيه است. (1) خداوند متعال خبر می‌دهد که قیامت نزدیک شده و زمان آن فرا رسیده است، امّا با وجود این، تکذیب کنندگان همواره قیامت را دروغ می‌انگارند و برای فرا رسیدن آن خود را آماده نمی‌کنند. و خداوند به آنها نشانه‌های بزرگی نشان می‌دهد که بر آمدن قیامت دلالت می‌کنند، و انسان با دیدن چنین نشانه‌هایی ایمان می‌آورد. پس، یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌هایی که بر صحّت پیام محمّد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم دلالت می‌نماید این است که وقتی تکذیب کنندگان از او خواستند به آنها چیزهایی از امور خارق العاده نشان دهد که بر صحّت و درستی پیام و راستگویی او دلالت کنند، ایشان  صلی الله علیه وسلم با انگشت به سوی ماه اشاره کرد و آنگاه ماه به فرمان خداوند شکاف برداشت و به دو نیمه تقسیم شد. تکّه‌ای از آن بر کوه ابی قبیس، و تکه‌ای از آن بر کوه قعیقعان قرار گرفت. و مشرکان و دیگران این معجزه و نشانۀ بزرگ را مشاهده کردند. معجزه و نشانه‌ای که انسان [معمولی] نمی‌تواند چنین کاری را بکند و مردم را فریب دهد و با چشم بندی چنین کاری را انجام دهد. (2) آنان چیزی را مشاهده کردند که همانند آن را ندیده بودند، بلکه نشنیده بودند که برای یکی از پیامبران پیش از محمّد صلی الله علیه وسلم معجزه‌ای همانند این معجزه رخ داده باشد. پس، از این معجزه حیران و شگفت زده شدند و ایمان به دل‌هایشان راه نیافت و خداوند نخواست که خیری بهرۀ آنان شود. بنابراین حیرت زده شدند و گفتند: محمّد ما را جادو کرده است. ولی شما از کسانی بپرسید که از سفر برگشته و نزد شما آمده‌اند؛ چراکه اگر محمّد بتواند شما را جادو کند، نمی‌تواند کسانی را که حضور نداشته‌اند جادو نماید. بنابراین از کسانی که از سفر برگشته بودند سؤال کردند، و آنها به آنان خبر دادند که چنین چیزی را مشاهده کرده‌اند، آنگاه گفتند: (﴿سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾) محمّد، هم ما را جادو کرده و هم دیگران ‌را. شگفتی و حیرتی که آنها اظهار می‌داشتند جز نادان‌ترین و گمراه‌ترین مردم از راه هدایت و عقل فریب آن را نمی‌خورد، و آنها فقط این نشانه و معجزه را انکار نکردند، بلکه هر نشانه‌ای که نزدشان بیاید آمادگی آن را دارند که آن را دروغ انگاشته و به طریقه‌ای باطل با آن مقابله کنند و آن را رد نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) و ضمیر را به «موضوع انشقاق ماه» برنگردانده و نفرموده است: «وإن یروها»، بلکه فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) پس هدف آنها پیروی کردن از حق و هدایت نیست، بلکه منظورشان تبعیّت از هوای نفس است. (3) از این رو فرمود: (﴿وَكَذَّبُواۡ وَٱتَّبَعُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و تکذیب کردند و از هوای نفس خود پیروی نمودند. همانند اینکه می‌فرماید:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾ پس اگر سخن تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از خواسته‌های نفسانی خود پیروی می‌کنند. چون اگر هدفشان پیروی از حق ‌بود قطعاً ایمان می‌آوردند و از محمّد اطاعت می‌کردند؛ چراکه خداوند توسّط محمّد صلی الله علیه وسلم نشانه‌ها و معجزاتی به آنها نمایانده است که بر همۀ مطالب الهی و مقاصد شرعی دلالت می‌کنند. (﴿وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و هر کاری هم ثابت و ماندگار می‌ماند؛ یعنی تاکنون کار به نهایت و آخرت نرسیده است، بلکه از این به بعد کار به سرانجام خواهد رسید، آنگاه کسی که تصدیق کرده است در باغ‌های بهشت قرار می‌گیرد و از آمرزش و خشنودی خداوند بهره‌مند می‌شود. و کسی که تکذیب کرده است در ناخشنودی و عذاب خدا برای همیشه می‌ماند. (4) خداوند متعال ـ ‌با بیان اینکه آنها هدف درستی ندارند و نمی‌خواهند از هدایت پیروی کنند ـ می‌فرماید: (﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ﴾) از اخبار بازدارنده آنچه که آنها را از سرکشی در گمراهی‌شان باز می‌دارد نزد آنان آمده است (5) و آن (﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞ﴾) حکمتی رسا از جانب خداوند است؛ یعنی تا حجّت بر جهانیان اقامه شود و بعد از آمدن پیامبران هیچ کس بر خداوند دلیلی نداشته باشد. (﴿فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ﴾) پس هشدار سودی نمی‌بخشد. چون خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾ و اگر هر نشانه‌ای نزدشان بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.

القمر 54:2

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ قيامت نزديک شد و ماه دو پاره گرديد. وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ و اگر معجزه اي ببينند ، روي ، بگردانند و گويند : جادويي بزرگ است. وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ و تکذيب مي کنند و از پي هواهاي خويش مي روند و هر کاري را هدفي است. وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ و برايشان خبرهايي آمده است که از گناهشان باز مي دارد. حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ حکمتي است تمام ولي بيم دهندگان سودشان ندهند. مکي و 55 آيه است. (1) خداوند متعال خبر می‌دهد که قیامت نزدیک شده و زمان آن فرا رسیده است، امّا با وجود این، تکذیب کنندگان همواره قیامت را دروغ می‌انگارند و برای فرا رسیدن آن خود را آماده نمی‌کنند. و خداوند به آنها نشانه‌های بزرگی نشان می‌دهد که بر آمدن قیامت دلالت می‌کنند، و انسان با دیدن چنین نشانه‌هایی ایمان می‌آورد. پس، یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌هایی که بر صحّت پیام محمّد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم دلالت می‌نماید این است که وقتی تکذیب کنندگان از او خواستند به آنها چیزهایی از امور خارق العاده نشان دهد که بر صحّت و درستی پیام و راستگویی او دلالت کنند، ایشان  صلی الله علیه وسلم با انگشت به سوی ماه اشاره کرد و آنگاه ماه به فرمان خداوند شکاف برداشت و به دو نیمه تقسیم شد. تکّه‌ای از آن بر کوه ابی قبیس، و تکه‌ای از آن بر کوه قعیقعان قرار گرفت. و مشرکان و دیگران این معجزه و نشانۀ بزرگ را مشاهده کردند. معجزه و نشانه‌ای که انسان [معمولی] نمی‌تواند چنین کاری را بکند و مردم را فریب دهد و با چشم بندی چنین کاری را انجام دهد. (2) آنان چیزی را مشاهده کردند که همانند آن را ندیده بودند، بلکه نشنیده بودند که برای یکی از پیامبران پیش از محمّد صلی الله علیه وسلم معجزه‌ای همانند این معجزه رخ داده باشد. پس، از این معجزه حیران و شگفت زده شدند و ایمان به دل‌هایشان راه نیافت و خداوند نخواست که خیری بهرۀ آنان شود. بنابراین حیرت زده شدند و گفتند: محمّد ما را جادو کرده است. ولی شما از کسانی بپرسید که از سفر برگشته و نزد شما آمده‌اند؛ چراکه اگر محمّد بتواند شما را جادو کند، نمی‌تواند کسانی را که حضور نداشته‌اند جادو نماید. بنابراین از کسانی که از سفر برگشته بودند سؤال کردند، و آنها به آنان خبر دادند که چنین چیزی را مشاهده کرده‌اند، آنگاه گفتند: (﴿سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾) محمّد، هم ما را جادو کرده و هم دیگران ‌را. شگفتی و حیرتی که آنها اظهار می‌داشتند جز نادان‌ترین و گمراه‌ترین مردم از راه هدایت و عقل فریب آن را نمی‌خورد، و آنها فقط این نشانه و معجزه را انکار نکردند، بلکه هر نشانه‌ای که نزدشان بیاید آمادگی آن را دارند که آن را دروغ انگاشته و به طریقه‌ای باطل با آن مقابله کنند و آن را رد نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) و ضمیر را به «موضوع انشقاق ماه» برنگردانده و نفرموده است: «وإن یروها»، بلکه فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) پس هدف آنها پیروی کردن از حق و هدایت نیست، بلکه منظورشان تبعیّت از هوای نفس است. (3) از این رو فرمود: (﴿وَكَذَّبُواۡ وَٱتَّبَعُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و تکذیب کردند و از هوای نفس خود پیروی نمودند. همانند اینکه می‌فرماید:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾ پس اگر سخن تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از خواسته‌های نفسانی خود پیروی می‌کنند. چون اگر هدفشان پیروی از حق ‌بود قطعاً ایمان می‌آوردند و از محمّد اطاعت می‌کردند؛ چراکه خداوند توسّط محمّد صلی الله علیه وسلم نشانه‌ها و معجزاتی به آنها نمایانده است که بر همۀ مطالب الهی و مقاصد شرعی دلالت می‌کنند. (﴿وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و هر کاری هم ثابت و ماندگار می‌ماند؛ یعنی تاکنون کار به نهایت و آخرت نرسیده است، بلکه از این به بعد کار به سرانجام خواهد رسید، آنگاه کسی که تصدیق کرده است در باغ‌های بهشت قرار می‌گیرد و از آمرزش و خشنودی خداوند بهره‌مند می‌شود. و کسی که تکذیب کرده است در ناخشنودی و عذاب خدا برای همیشه می‌ماند. (4) خداوند متعال ـ ‌با بیان اینکه آنها هدف درستی ندارند و نمی‌خواهند از هدایت پیروی کنند ـ می‌فرماید: (﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ﴾) از اخبار بازدارنده آنچه که آنها را از سرکشی در گمراهی‌شان باز می‌دارد نزد آنان آمده است (5) و آن (﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞ﴾) حکمتی رسا از جانب خداوند است؛ یعنی تا حجّت بر جهانیان اقامه شود و بعد از آمدن پیامبران هیچ کس بر خداوند دلیلی نداشته باشد. (﴿فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ﴾) پس هشدار سودی نمی‌بخشد. چون خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾ و اگر هر نشانه‌ای نزدشان بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.

القمر 54:3

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ قيامت نزديک شد و ماه دو پاره گرديد. وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ و اگر معجزه اي ببينند ، روي ، بگردانند و گويند : جادويي بزرگ است. وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ و تکذيب مي کنند و از پي هواهاي خويش مي روند و هر کاري را هدفي است. وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ و برايشان خبرهايي آمده است که از گناهشان باز مي دارد. حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ حکمتي است تمام ولي بيم دهندگان سودشان ندهند. مکي و 55 آيه است. (1) خداوند متعال خبر می‌دهد که قیامت نزدیک شده و زمان آن فرا رسیده است، امّا با وجود این، تکذیب کنندگان همواره قیامت را دروغ می‌انگارند و برای فرا رسیدن آن خود را آماده نمی‌کنند. و خداوند به آنها نشانه‌های بزرگی نشان می‌دهد که بر آمدن قیامت دلالت می‌کنند، و انسان با دیدن چنین نشانه‌هایی ایمان می‌آورد. پس، یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌هایی که بر صحّت پیام محمّد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم دلالت می‌نماید این است که وقتی تکذیب کنندگان از او خواستند به آنها چیزهایی از امور خارق العاده نشان دهد که بر صحّت و درستی پیام و راستگویی او دلالت کنند، ایشان  صلی الله علیه وسلم با انگشت به سوی ماه اشاره کرد و آنگاه ماه به فرمان خداوند شکاف برداشت و به دو نیمه تقسیم شد. تکّه‌ای از آن بر کوه ابی قبیس، و تکه‌ای از آن بر کوه قعیقعان قرار گرفت. و مشرکان و دیگران این معجزه و نشانۀ بزرگ را مشاهده کردند. معجزه و نشانه‌ای که انسان [معمولی] نمی‌تواند چنین کاری را بکند و مردم را فریب دهد و با چشم بندی چنین کاری را انجام دهد. (2) آنان چیزی را مشاهده کردند که همانند آن را ندیده بودند، بلکه نشنیده بودند که برای یکی از پیامبران پیش از محمّد صلی الله علیه وسلم معجزه‌ای همانند این معجزه رخ داده باشد. پس، از این معجزه حیران و شگفت زده شدند و ایمان به دل‌هایشان راه نیافت و خداوند نخواست که خیری بهرۀ آنان شود. بنابراین حیرت زده شدند و گفتند: محمّد ما را جادو کرده است. ولی شما از کسانی بپرسید که از سفر برگشته و نزد شما آمده‌اند؛ چراکه اگر محمّد بتواند شما را جادو کند، نمی‌تواند کسانی را که حضور نداشته‌اند جادو نماید. بنابراین از کسانی که از سفر برگشته بودند سؤال کردند، و آنها به آنان خبر دادند که چنین چیزی را مشاهده کرده‌اند، آنگاه گفتند: (﴿سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾) محمّد، هم ما را جادو کرده و هم دیگران ‌را. شگفتی و حیرتی که آنها اظهار می‌داشتند جز نادان‌ترین و گمراه‌ترین مردم از راه هدایت و عقل فریب آن را نمی‌خورد، و آنها فقط این نشانه و معجزه را انکار نکردند، بلکه هر نشانه‌ای که نزدشان بیاید آمادگی آن را دارند که آن را دروغ انگاشته و به طریقه‌ای باطل با آن مقابله کنند و آن را رد نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) و ضمیر را به «موضوع انشقاق ماه» برنگردانده و نفرموده است: «وإن یروها»، بلکه فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) پس هدف آنها پیروی کردن از حق و هدایت نیست، بلکه منظورشان تبعیّت از هوای نفس است. (3) از این رو فرمود: (﴿وَكَذَّبُواۡ وَٱتَّبَعُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و تکذیب کردند و از هوای نفس خود پیروی نمودند. همانند اینکه می‌فرماید:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾ پس اگر سخن تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از خواسته‌های نفسانی خود پیروی می‌کنند. چون اگر هدفشان پیروی از حق ‌بود قطعاً ایمان می‌آوردند و از محمّد اطاعت می‌کردند؛ چراکه خداوند توسّط محمّد صلی الله علیه وسلم نشانه‌ها و معجزاتی به آنها نمایانده است که بر همۀ مطالب الهی و مقاصد شرعی دلالت می‌کنند. (﴿وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و هر کاری هم ثابت و ماندگار می‌ماند؛ یعنی تاکنون کار به نهایت و آخرت نرسیده است، بلکه از این به بعد کار به سرانجام خواهد رسید، آنگاه کسی که تصدیق کرده است در باغ‌های بهشت قرار می‌گیرد و از آمرزش و خشنودی خداوند بهره‌مند می‌شود. و کسی که تکذیب کرده است در ناخشنودی و عذاب خدا برای همیشه می‌ماند. (4) خداوند متعال ـ ‌با بیان اینکه آنها هدف درستی ندارند و نمی‌خواهند از هدایت پیروی کنند ـ می‌فرماید: (﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ﴾) از اخبار بازدارنده آنچه که آنها را از سرکشی در گمراهی‌شان باز می‌دارد نزد آنان آمده است (5) و آن (﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞ﴾) حکمتی رسا از جانب خداوند است؛ یعنی تا حجّت بر جهانیان اقامه شود و بعد از آمدن پیامبران هیچ کس بر خداوند دلیلی نداشته باشد. (﴿فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ﴾) پس هشدار سودی نمی‌بخشد. چون خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾ و اگر هر نشانه‌ای نزدشان بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.

القمر 54:4

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ قيامت نزديک شد و ماه دو پاره گرديد. وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ و اگر معجزه اي ببينند ، روي ، بگردانند و گويند : جادويي بزرگ است. وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ و تکذيب مي کنند و از پي هواهاي خويش مي روند و هر کاري را هدفي است. وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ و برايشان خبرهايي آمده است که از گناهشان باز مي دارد. حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ حکمتي است تمام ولي بيم دهندگان سودشان ندهند. مکي و 55 آيه است. (1) خداوند متعال خبر می‌دهد که قیامت نزدیک شده و زمان آن فرا رسیده است، امّا با وجود این، تکذیب کنندگان همواره قیامت را دروغ می‌انگارند و برای فرا رسیدن آن خود را آماده نمی‌کنند. و خداوند به آنها نشانه‌های بزرگی نشان می‌دهد که بر آمدن قیامت دلالت می‌کنند، و انسان با دیدن چنین نشانه‌هایی ایمان می‌آورد. پس، یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌هایی که بر صحّت پیام محمّد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم دلالت می‌نماید این است که وقتی تکذیب کنندگان از او خواستند به آنها چیزهایی از امور خارق العاده نشان دهد که بر صحّت و درستی پیام و راستگویی او دلالت کنند، ایشان  صلی الله علیه وسلم با انگشت به سوی ماه اشاره کرد و آنگاه ماه به فرمان خداوند شکاف برداشت و به دو نیمه تقسیم شد. تکّه‌ای از آن بر کوه ابی قبیس، و تکه‌ای از آن بر کوه قعیقعان قرار گرفت. و مشرکان و دیگران این معجزه و نشانۀ بزرگ را مشاهده کردند. معجزه و نشانه‌ای که انسان [معمولی] نمی‌تواند چنین کاری را بکند و مردم را فریب دهد و با چشم بندی چنین کاری را انجام دهد. (2) آنان چیزی را مشاهده کردند که همانند آن را ندیده بودند، بلکه نشنیده بودند که برای یکی از پیامبران پیش از محمّد صلی الله علیه وسلم معجزه‌ای همانند این معجزه رخ داده باشد. پس، از این معجزه حیران و شگفت زده شدند و ایمان به دل‌هایشان راه نیافت و خداوند نخواست که خیری بهرۀ آنان شود. بنابراین حیرت زده شدند و گفتند: محمّد ما را جادو کرده است. ولی شما از کسانی بپرسید که از سفر برگشته و نزد شما آمده‌اند؛ چراکه اگر محمّد بتواند شما را جادو کند، نمی‌تواند کسانی را که حضور نداشته‌اند جادو نماید. بنابراین از کسانی که از سفر برگشته بودند سؤال کردند، و آنها به آنان خبر دادند که چنین چیزی را مشاهده کرده‌اند، آنگاه گفتند: (﴿سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾) محمّد، هم ما را جادو کرده و هم دیگران ‌را. شگفتی و حیرتی که آنها اظهار می‌داشتند جز نادان‌ترین و گمراه‌ترین مردم از راه هدایت و عقل فریب آن را نمی‌خورد، و آنها فقط این نشانه و معجزه را انکار نکردند، بلکه هر نشانه‌ای که نزدشان بیاید آمادگی آن را دارند که آن را دروغ انگاشته و به طریقه‌ای باطل با آن مقابله کنند و آن را رد نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) و ضمیر را به «موضوع انشقاق ماه» برنگردانده و نفرموده است: «وإن یروها»، بلکه فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) پس هدف آنها پیروی کردن از حق و هدایت نیست، بلکه منظورشان تبعیّت از هوای نفس است. (3) از این رو فرمود: (﴿وَكَذَّبُواۡ وَٱتَّبَعُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و تکذیب کردند و از هوای نفس خود پیروی نمودند. همانند اینکه می‌فرماید:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾ پس اگر سخن تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از خواسته‌های نفسانی خود پیروی می‌کنند. چون اگر هدفشان پیروی از حق ‌بود قطعاً ایمان می‌آوردند و از محمّد اطاعت می‌کردند؛ چراکه خداوند توسّط محمّد صلی الله علیه وسلم نشانه‌ها و معجزاتی به آنها نمایانده است که بر همۀ مطالب الهی و مقاصد شرعی دلالت می‌کنند. (﴿وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و هر کاری هم ثابت و ماندگار می‌ماند؛ یعنی تاکنون کار به نهایت و آخرت نرسیده است، بلکه از این به بعد کار به سرانجام خواهد رسید، آنگاه کسی که تصدیق کرده است در باغ‌های بهشت قرار می‌گیرد و از آمرزش و خشنودی خداوند بهره‌مند می‌شود. و کسی که تکذیب کرده است در ناخشنودی و عذاب خدا برای همیشه می‌ماند. (4) خداوند متعال ـ ‌با بیان اینکه آنها هدف درستی ندارند و نمی‌خواهند از هدایت پیروی کنند ـ می‌فرماید: (﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ﴾) از اخبار بازدارنده آنچه که آنها را از سرکشی در گمراهی‌شان باز می‌دارد نزد آنان آمده است (5) و آن (﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞ﴾) حکمتی رسا از جانب خداوند است؛ یعنی تا حجّت بر جهانیان اقامه شود و بعد از آمدن پیامبران هیچ کس بر خداوند دلیلی نداشته باشد. (﴿فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ﴾) پس هشدار سودی نمی‌بخشد. چون خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾ و اگر هر نشانه‌ای نزدشان بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.

القمر 54:5

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ قيامت نزديک شد و ماه دو پاره گرديد. وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ و اگر معجزه اي ببينند ، روي ، بگردانند و گويند : جادويي بزرگ است. وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ و تکذيب مي کنند و از پي هواهاي خويش مي روند و هر کاري را هدفي است. وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ و برايشان خبرهايي آمده است که از گناهشان باز مي دارد. حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ حکمتي است تمام ولي بيم دهندگان سودشان ندهند. مکي و 55 آيه است. (1) خداوند متعال خبر می‌دهد که قیامت نزدیک شده و زمان آن فرا رسیده است، امّا با وجود این، تکذیب کنندگان همواره قیامت را دروغ می‌انگارند و برای فرا رسیدن آن خود را آماده نمی‌کنند. و خداوند به آنها نشانه‌های بزرگی نشان می‌دهد که بر آمدن قیامت دلالت می‌کنند، و انسان با دیدن چنین نشانه‌هایی ایمان می‌آورد. پس، یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌هایی که بر صحّت پیام محمّد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم دلالت می‌نماید این است که وقتی تکذیب کنندگان از او خواستند به آنها چیزهایی از امور خارق العاده نشان دهد که بر صحّت و درستی پیام و راستگویی او دلالت کنند، ایشان  صلی الله علیه وسلم با انگشت به سوی ماه اشاره کرد و آنگاه ماه به فرمان خداوند شکاف برداشت و به دو نیمه تقسیم شد. تکّه‌ای از آن بر کوه ابی قبیس، و تکه‌ای از آن بر کوه قعیقعان قرار گرفت. و مشرکان و دیگران این معجزه و نشانۀ بزرگ را مشاهده کردند. معجزه و نشانه‌ای که انسان [معمولی] نمی‌تواند چنین کاری را بکند و مردم را فریب دهد و با چشم بندی چنین کاری را انجام دهد. (2) آنان چیزی را مشاهده کردند که همانند آن را ندیده بودند، بلکه نشنیده بودند که برای یکی از پیامبران پیش از محمّد صلی الله علیه وسلم معجزه‌ای همانند این معجزه رخ داده باشد. پس، از این معجزه حیران و شگفت زده شدند و ایمان به دل‌هایشان راه نیافت و خداوند نخواست که خیری بهرۀ آنان شود. بنابراین حیرت زده شدند و گفتند: محمّد ما را جادو کرده است. ولی شما از کسانی بپرسید که از سفر برگشته و نزد شما آمده‌اند؛ چراکه اگر محمّد بتواند شما را جادو کند، نمی‌تواند کسانی را که حضور نداشته‌اند جادو نماید. بنابراین از کسانی که از سفر برگشته بودند سؤال کردند، و آنها به آنان خبر دادند که چنین چیزی را مشاهده کرده‌اند، آنگاه گفتند: (﴿سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾) محمّد، هم ما را جادو کرده و هم دیگران ‌را. شگفتی و حیرتی که آنها اظهار می‌داشتند جز نادان‌ترین و گمراه‌ترین مردم از راه هدایت و عقل فریب آن را نمی‌خورد، و آنها فقط این نشانه و معجزه را انکار نکردند، بلکه هر نشانه‌ای که نزدشان بیاید آمادگی آن را دارند که آن را دروغ انگاشته و به طریقه‌ای باطل با آن مقابله کنند و آن را رد نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) و ضمیر را به «موضوع انشقاق ماه» برنگردانده و نفرموده است: «وإن یروها»، بلکه فرمود: (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواۡ﴾) پس هدف آنها پیروی کردن از حق و هدایت نیست، بلکه منظورشان تبعیّت از هوای نفس است. (3) از این رو فرمود: (﴿وَكَذَّبُواۡ وَٱتَّبَعُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و تکذیب کردند و از هوای نفس خود پیروی نمودند. همانند اینکه می‌فرماید:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾ پس اگر سخن تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از خواسته‌های نفسانی خود پیروی می‌کنند. چون اگر هدفشان پیروی از حق ‌بود قطعاً ایمان می‌آوردند و از محمّد اطاعت می‌کردند؛ چراکه خداوند توسّط محمّد صلی الله علیه وسلم نشانه‌ها و معجزاتی به آنها نمایانده است که بر همۀ مطالب الهی و مقاصد شرعی دلالت می‌کنند. (﴿وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و هر کاری هم ثابت و ماندگار می‌ماند؛ یعنی تاکنون کار به نهایت و آخرت نرسیده است، بلکه از این به بعد کار به سرانجام خواهد رسید، آنگاه کسی که تصدیق کرده است در باغ‌های بهشت قرار می‌گیرد و از آمرزش و خشنودی خداوند بهره‌مند می‌شود. و کسی که تکذیب کرده است در ناخشنودی و عذاب خدا برای همیشه می‌ماند. (4) خداوند متعال ـ ‌با بیان اینکه آنها هدف درستی ندارند و نمی‌خواهند از هدایت پیروی کنند ـ می‌فرماید: (﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ﴾) از اخبار بازدارنده آنچه که آنها را از سرکشی در گمراهی‌شان باز می‌دارد نزد آنان آمده است (5) و آن (﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞ﴾) حکمتی رسا از جانب خداوند است؛ یعنی تا حجّت بر جهانیان اقامه شود و بعد از آمدن پیامبران هیچ کس بر خداوند دلیلی نداشته باشد. (﴿فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ﴾) پس هشدار سودی نمی‌بخشد. چون خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾ و اگر هر نشانه‌ای نزدشان بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.

القمر 54:6

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ پس در آن روز که آن دعوت کننده ، آنان را به چيزي ناخوش فرا مي خواند، از ايشان رويگردان شو. خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ نشان ذلت در چشمانشان آشکار است چون ملخهاي پراکنده از قبرها بيرون مي ، آيند. مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ سرها را بالا گرفته به سوي آن دعوت کننده مي شتابند کافران مي گويند :اين روز دشواري است. (6) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: معلوم است که چاره‌ای برای هدایت تکذیب کنندگان نیست و چیزی جز روی گرداندن از آنها باقی نمی‌ماند. پس فرمود: (﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ﴾) از آنان روی بگردان و منتظر باش تا روزی بزرگ و وحشتناک آنها را فرا گیرد، و آن (﴿يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ﴾) روزی است که فرا خواننده که اسرافیل -علیه السلام- است مردم را به چیز ناخوشایندی فرا می‌خواند، و انسان‌ها هرگز منظره‌ای ناخوشایندتر و دردناک‌تر از آن را ندیده‌اند. پس اسرافیل در صور می‌دمد، و با صدای آن مردگان از گورهایشان برمی‌خیزند، و در محل قیامت گرد می‌آیند. (7) (﴿خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ﴾) از ترس و وحشتی که دل‌هایشان را فرا گرفته است، چشمانشان فروهشته است. (﴿يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ﴾) از گورها بیرون می‌آیند، (﴿كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ﴾) و از بس که زیادند و به یکدیگر برخورد می‌کنند گویی آنها ملخ‌هایی هستند که در زمین پراکنده شده‌اند و بسیار زیادند. (8) (﴿مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ﴾) شتابان ندای فرا خواننده را اجابت می‌کنند. و این دلالت می‌نماید که فرا خواننده آنها را دعوت می‌کند و به آنها فرمان می‌دهد تا در محل قیامت حاضر شوند. پس آنها دعوتش را لبیک می‌گویند و شتابان آن را پاسخ می‌دهند. (﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾) کافرانی که عذابشان آماده است می‌گویند: این روز سختی است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾ بر کافران آسان نیست؛ یعنی برای مؤمنان سهل و آسان است.

القمر 54:7

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ پس در آن روز که آن دعوت کننده ، آنان را به چيزي ناخوش فرا مي خواند، از ايشان رويگردان شو. خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ نشان ذلت در چشمانشان آشکار است چون ملخهاي پراکنده از قبرها بيرون مي ، آيند. مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ سرها را بالا گرفته به سوي آن دعوت کننده مي شتابند کافران مي گويند :اين روز دشواري است. (6) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: معلوم است که چاره‌ای برای هدایت تکذیب کنندگان نیست و چیزی جز روی گرداندن از آنها باقی نمی‌ماند. پس فرمود: (﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ﴾) از آنان روی بگردان و منتظر باش تا روزی بزرگ و وحشتناک آنها را فرا گیرد، و آن (﴿يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ﴾) روزی است که فرا خواننده که اسرافیل -علیه السلام- است مردم را به چیز ناخوشایندی فرا می‌خواند، و انسان‌ها هرگز منظره‌ای ناخوشایندتر و دردناک‌تر از آن را ندیده‌اند. پس اسرافیل در صور می‌دمد، و با صدای آن مردگان از گورهایشان برمی‌خیزند، و در محل قیامت گرد می‌آیند. (7) (﴿خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ﴾) از ترس و وحشتی که دل‌هایشان را فرا گرفته است، چشمانشان فروهشته است. (﴿يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ﴾) از گورها بیرون می‌آیند، (﴿كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ﴾) و از بس که زیادند و به یکدیگر برخورد می‌کنند گویی آنها ملخ‌هایی هستند که در زمین پراکنده شده‌اند و بسیار زیادند. (8) (﴿مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ﴾) شتابان ندای فرا خواننده را اجابت می‌کنند. و این دلالت می‌نماید که فرا خواننده آنها را دعوت می‌کند و به آنها فرمان می‌دهد تا در محل قیامت حاضر شوند. پس آنها دعوتش را لبیک می‌گویند و شتابان آن را پاسخ می‌دهند. (﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾) کافرانی که عذابشان آماده است می‌گویند: این روز سختی است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾ بر کافران آسان نیست؛ یعنی برای مؤمنان سهل و آسان است.

القمر 54:8

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ پس در آن روز که آن دعوت کننده ، آنان را به چيزي ناخوش فرا مي خواند، از ايشان رويگردان شو. خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ نشان ذلت در چشمانشان آشکار است چون ملخهاي پراکنده از قبرها بيرون مي ، آيند. مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ سرها را بالا گرفته به سوي آن دعوت کننده مي شتابند کافران مي گويند :اين روز دشواري است. (6) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: معلوم است که چاره‌ای برای هدایت تکذیب کنندگان نیست و چیزی جز روی گرداندن از آنها باقی نمی‌ماند. پس فرمود: (﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ﴾) از آنان روی بگردان و منتظر باش تا روزی بزرگ و وحشتناک آنها را فرا گیرد، و آن (﴿يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ﴾) روزی است که فرا خواننده که اسرافیل -علیه السلام- است مردم را به چیز ناخوشایندی فرا می‌خواند، و انسان‌ها هرگز منظره‌ای ناخوشایندتر و دردناک‌تر از آن را ندیده‌اند. پس اسرافیل در صور می‌دمد، و با صدای آن مردگان از گورهایشان برمی‌خیزند، و در محل قیامت گرد می‌آیند. (7) (﴿خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ﴾) از ترس و وحشتی که دل‌هایشان را فرا گرفته است، چشمانشان فروهشته است. (﴿يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ﴾) از گورها بیرون می‌آیند، (﴿كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ﴾) و از بس که زیادند و به یکدیگر برخورد می‌کنند گویی آنها ملخ‌هایی هستند که در زمین پراکنده شده‌اند و بسیار زیادند. (8) (﴿مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ﴾) شتابان ندای فرا خواننده را اجابت می‌کنند. و این دلالت می‌نماید که فرا خواننده آنها را دعوت می‌کند و به آنها فرمان می‌دهد تا در محل قیامت حاضر شوند. پس آنها دعوتش را لبیک می‌گویند و شتابان آن را پاسخ می‌دهند. (﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾) کافرانی که عذابشان آماده است می‌گویند: این روز سختی است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾ بر کافران آسان نیست؛ یعنی برای مؤمنان سهل و آسان است.

القمر 54:9

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:10

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:11

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:12

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:13

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:14

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:15

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:16

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:17

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند. (10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار. (11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. (12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند. (13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. (14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است. (15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. (16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟ (17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!

القمر 54:18

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ قوم عاد تکذيب کردند پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ما بر آنها در روزي نحس و طولاني بادي سخت فرستاديم ، تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ که مردمان را از زمين ، همانند ريشه هاي از جاي کنده نخل ، بر مي کند، فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (18 - 19) عاد قبیلۀ معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود علیه السلام را به عنوان پیامبر به سوی آنها فرستاد و آنان را به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود، امّا او را تکذیب کردند آنگاه خداوند (﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾) باد بسیار تند و شدیدی را (﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾) در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد، و هفت شب و هشت روز ادامه یافت. (20) (﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾) از بس که شدید و تند بود، مردم را از زمین بر می‌کند و به هوا می‌برد سپس آنها را به زمین می‌زد و نابود می‌کرد و آنها طوری می‌شدند که (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾) اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنه‌های درختان خرمایی هستند که باد آنها را از بیخ کنده و به زمین انداخته است. به‌راستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند، بسیار برای او بی‌ارزش می‌شوند! (21) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ باید گفت که سوگند به خدا عذابی بس دردناک است، و هشداری است که برای هیچ کس عذر و دلیلی باقی نمی‌گذارد. (22) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به راستی قرآن را به منظور پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟ خداوند متعال از آنجا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توجّه دارد و آنهارا به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی می‌بخشد فرا می‌خواند، این مطلب را تکرار می‌نماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.

القمر 54:19

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ قوم عاد تکذيب کردند پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ما بر آنها در روزي نحس و طولاني بادي سخت فرستاديم ، تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ که مردمان را از زمين ، همانند ريشه هاي از جاي کنده نخل ، بر مي کند، فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (18 - 19) عاد قبیلۀ معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود علیه السلام را به عنوان پیامبر به سوی آنها فرستاد و آنان را به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود، امّا او را تکذیب کردند آنگاه خداوند (﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾) باد بسیار تند و شدیدی را (﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾) در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد، و هفت شب و هشت روز ادامه یافت. (20) (﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾) از بس که شدید و تند بود، مردم را از زمین بر می‌کند و به هوا می‌برد سپس آنها را به زمین می‌زد و نابود می‌کرد و آنها طوری می‌شدند که (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾) اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنه‌های درختان خرمایی هستند که باد آنها را از بیخ کنده و به زمین انداخته است. به‌راستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند، بسیار برای او بی‌ارزش می‌شوند! (21) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ باید گفت که سوگند به خدا عذابی بس دردناک است، و هشداری است که برای هیچ کس عذر و دلیلی باقی نمی‌گذارد. (22) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به راستی قرآن را به منظور پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟ خداوند متعال از آنجا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توجّه دارد و آنهارا به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی می‌بخشد فرا می‌خواند، این مطلب را تکرار می‌نماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.

القمر 54:20

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ قوم عاد تکذيب کردند پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ما بر آنها در روزي نحس و طولاني بادي سخت فرستاديم ، تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ که مردمان را از زمين ، همانند ريشه هاي از جاي کنده نخل ، بر مي کند، فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (18 - 19) عاد قبیلۀ معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود علیه السلام را به عنوان پیامبر به سوی آنها فرستاد و آنان را به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود، امّا او را تکذیب کردند آنگاه خداوند (﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾) باد بسیار تند و شدیدی را (﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾) در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد، و هفت شب و هشت روز ادامه یافت. (20) (﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾) از بس که شدید و تند بود، مردم را از زمین بر می‌کند و به هوا می‌برد سپس آنها را به زمین می‌زد و نابود می‌کرد و آنها طوری می‌شدند که (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾) اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنه‌های درختان خرمایی هستند که باد آنها را از بیخ کنده و به زمین انداخته است. به‌راستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند، بسیار برای او بی‌ارزش می‌شوند! (21) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ باید گفت که سوگند به خدا عذابی بس دردناک است، و هشداری است که برای هیچ کس عذر و دلیلی باقی نمی‌گذارد. (22) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به راستی قرآن را به منظور پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟ خداوند متعال از آنجا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توجّه دارد و آنهارا به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی می‌بخشد فرا می‌خواند، این مطلب را تکرار می‌نماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.

القمر 54:21

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ قوم عاد تکذيب کردند پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ما بر آنها در روزي نحس و طولاني بادي سخت فرستاديم ، تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ که مردمان را از زمين ، همانند ريشه هاي از جاي کنده نخل ، بر مي کند، فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (18 - 19) عاد قبیلۀ معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود علیه السلام را به عنوان پیامبر به سوی آنها فرستاد و آنان را به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود، امّا او را تکذیب کردند آنگاه خداوند (﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾) باد بسیار تند و شدیدی را (﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾) در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد، و هفت شب و هشت روز ادامه یافت. (20) (﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾) از بس که شدید و تند بود، مردم را از زمین بر می‌کند و به هوا می‌برد سپس آنها را به زمین می‌زد و نابود می‌کرد و آنها طوری می‌شدند که (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾) اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنه‌های درختان خرمایی هستند که باد آنها را از بیخ کنده و به زمین انداخته است. به‌راستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند، بسیار برای او بی‌ارزش می‌شوند! (21) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ باید گفت که سوگند به خدا عذابی بس دردناک است، و هشداری است که برای هیچ کس عذر و دلیلی باقی نمی‌گذارد. (22) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به راستی قرآن را به منظور پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟ خداوند متعال از آنجا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توجّه دارد و آنهارا به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی می‌بخشد فرا می‌خواند، این مطلب را تکرار می‌نماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.

القمر 54:22

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ قوم عاد تکذيب کردند پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ما بر آنها در روزي نحس و طولاني بادي سخت فرستاديم ، تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ که مردمان را از زمين ، همانند ريشه هاي از جاي کنده نخل ، بر مي کند، فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (18 - 19) عاد قبیلۀ معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود علیه السلام را به عنوان پیامبر به سوی آنها فرستاد و آنان را به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود، امّا او را تکذیب کردند آنگاه خداوند (﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾) باد بسیار تند و شدیدی را (﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾) در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد، و هفت شب و هشت روز ادامه یافت. (20) (﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾) از بس که شدید و تند بود، مردم را از زمین بر می‌کند و به هوا می‌برد سپس آنها را به زمین می‌زد و نابود می‌کرد و آنها طوری می‌شدند که (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾) اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنه‌های درختان خرمایی هستند که باد آنها را از بیخ کنده و به زمین انداخته است. به‌راستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند، بسیار برای او بی‌ارزش می‌شوند! (21) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ باید گفت که سوگند به خدا عذابی بس دردناک است، و هشداری است که برای هیچ کس عذر و دلیلی باقی نمی‌گذارد. (22) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به راستی قرآن را به منظور پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟ خداوند متعال از آنجا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توجّه دارد و آنهارا به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی می‌بخشد فرا می‌خواند، این مطلب را تکرار می‌نماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.

القمر 54:23

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:24

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:25

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:26

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:27

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:28

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:29

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:30

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:31

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:32

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قوم ثمود بيم دهندگان را تکذيب کردند. فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ گفتند : اگر از انساني همانند خود پيروي کنيم گمراه و ديوانه باشيم ، أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ آيا از ميان همه ما کلام خدا به او القا شده است ? نه ، او دروغگويي خودخواه است. سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ فردا خواهند دانست که دروغگوي خودخواه کيست إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ما آن ماده شتر را براي آزمايششان مي فرستيم پس مراقبشان باش و صبرکن وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و به آنها بگوي که آب ميانشان تقسيم شده نوبت هر که باشد او به سر آب ، مي رود فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پي کرد فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ما بر آنها يک آواز سهمناک فرستاديم پس همانند آن علفهاي خشک آغل گوسفند شدند. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پندگيرنده اي هست ? (23) (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند. (24) پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر دانستند و از روی تکبّر و سرکشی گفتند: (﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ﴾) چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست، و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگ‌تر هستند والا و مهم‌تر نمی‌باشد، با وجود این او یک نفر است. (﴿إِنَّآ إِذٗا﴾) اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا (﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾) دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان می‌گفتند، آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب می‌پنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمی‌دانستند که درخت و سنگ و مجسمه‌هایی را پرستش می‌کنند. (25 - 26) (﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾) چگونه از میان همۀ ما خداوند او را برمی‌گزیند و وحی را بر او نازل می‌کند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب‌کنندگان می‌کردند، و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد می‌کردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّت‌هایشان گفته‌اند پاسخ آنها را داده است:﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ پیامبرانشان گفتند: ما جز انسان‌هایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد. خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته می‌گردند و وحی الهی را به خود اختصاص داده‌اند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران، انسان بوده‌اند؛ و اگر فرشته ‌بودند، انسان‌ها نمی‌توانستند از آنها فرا بگیرند؛ و اگر پیامبران را از فرشتگان مقرّر می‌کرد تکذیب‌کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا می‌گرفت. منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح می‌گفتند، تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانه‌ای در حق او نمودند و گفتند: (﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾) بلکه او زیاد دروغ می‌گوید و بدیِ او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد می‌کردند. پس وقتی که طغیان و سرکشی‌شان شدّت گرفت، خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد. (27) پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگ‌ترین نعمت‌هایش بر آنها بود، و نشانه‌ای از نشانه‌های او بود، و آنها شیر آن را می‌دوشیدند و همه را کفایت می‌کرد. (﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾) و برای امتحان و آزمون آنها بود. (﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾) پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان می‌آورند یا کفر می‌ورزند؟ (28) (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) و به آنان خبر ده آبی که استفاده می‌کنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است؛ یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. (﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾) و هرکس که نوبتش باشد برسر آب می‌آید، و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمی‌آید. (29) (﴿فَنَادَوۡاۡ صَاحِبَهُمۡ﴾) پس همان یارشان را که شتر را پی زد ـ کسی که بدبخت‌ترین فرد قبیله بود ـ صدا زدند، (﴿فَتَعَاطَىٰ﴾) و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. (﴿فَعَقَرَ﴾) و شتر را پی زد. (30 -32) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب خدا سخت‌ترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزله‌ای را برای نابودی‌شان فرستاد که همه را نابود کرد، و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد. (﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پس از چهار روز، بعد از اینکه شتر را پی زدند، بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل ـ علیه السلام ـ آن را سر داد. (﴿فَكَانُواۡ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾) پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شده‌ای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می‌کند. خلاصۀ معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم، و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری می‌کند تا به چهارپایانش بدهد. (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به درستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟

القمر 54:33

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:34

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:35

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:36

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:37

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:38

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:39

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:40

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ قوم لوط بيم دهندگان را تکذيب کردند إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ما بر آنها بادي رمل برانگيز فرستاديم ، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانيديم. نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي بود از جانب ما و آنان را که سپاس گويند چنين پاداش دهيم. وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام سخت ما ترسانيدشان ولي با بيم دهندگان به جدال برخاستند وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان او کاري زشت خواستند ما نيز چشمانشان را کور گردانيديم پس بچشيد عذاب و بيم دادنهاي مرا وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه بامدادان عذابي پايدار به سر وقتشان آمد فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب من و بيم دادنهاي مرا بچشيد وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ? (33 - 40) (﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾) لوط علیه السلام وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچ یک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. و دروغگویش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتی‌های خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. (﴿فَتَمَارَوۡاۡ بِٱلنُّذُرِ﴾) امّا آنها دربارۀ هشدارها شک کردند. حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند. خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند (﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ﴾) و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیر و رو کرد و با سنگ‌های نشاندار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده‌اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد. فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ

القمر 54:41

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:42

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:43

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:44

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:45

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:46

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:47

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:48

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:49

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:50

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:51

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:52

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:53

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:54

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *

القمر 54:55

وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه آيات ما را تکذيب کردند ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فرو گرفتن ، پيروزمندي مقتدر أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران شما از ايشان نيرومندترند يا در کتابها آمده است که در امان هستيد ? أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي گويند که ما همگي به انتقام بر مي خيزيم ? سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه وعده گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان در گمراهي و جنونند يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي که آنها را ، به صورت ، در جهنم کشند که : بچشيد عذاب سقر را إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به اندازه آفريده ايم وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان ما تنها يک فرمان است ، آن هم چشم بر هم زدني است وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني را، که همانند شما بودند ، هلاک کرديم آيا پند گيرنده اي هست ? وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري که کرده اند در دفترهاست وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ و کوچکي مکتوب است إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران در باغها و کنار جويبارانند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي پسنديده ، نزد فرمانرايي توانا (41 - 42) (﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ﴾) و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را به سوی آنها فرستاد و او را با نشانه‌ها و معجزات روشن تایید کرد و عبرت‌ها و آموختنی‌هایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همۀ آیات و نشانه‌های الهی را تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را کیفر داد و گرفتارشان کرد، بسان گرفتار کردن و کیفر دادن پیروزمندی توانا. پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود. منظور از بیان این داستان‌ها برحذر داشتن مردم و تکذیب‌کنندگان محمّد صلی الله علیه وسلم است. (43) بنابراین فرمود: (﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ﴾) آیا اینهایی که برترین پیامبر را تکذیب کرده‌اند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند، ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسان‌های شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند، بهتر نیستند. (﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) یا اینکه خداوند در کتاب‌هایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی داده است، و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟ چنین نیست، بلکه عقلاً و شرعاً امکان ندارد که در کتاب‌های الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب‌کننده‌ای که برترین و محترم‌ترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشته‌اند، مطابق حکمت نیست. پس تنها این احتمال باقی می‌ماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیلۀ آن چیره و پیروز گردند. (44) بنابراین خداوند خبر داد که آنها می‌گویند: (﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾) ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری می‌دهیم. (45) خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و اینکه شکست خواهند خورد فرمود: (﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ﴾) این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند. و همان گونه که خداوند خبر داده بود اتّفاق افتاد، و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد، و سران و بزرگانشان کشته شدند و خوار گردیدند، و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند. (46) با وجود این، همۀ آنها موعدی دارند که در آن گردآورده می‌شوند؛ آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّت‌های دنیا بهره‌مند شدند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾) بلکه قیامت وعده‌گاه آنان است و در آن جزا داده می‌شوند، و دادگرانه حق از آنها گرفته می‌شود. (﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾) قیامت بزرگ‌تر و دشوارتر از همۀ آن چیزی است که تصوّر می‌شود. (47) (﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ﴾) کسانی که مرتکب جنایت‌های زیاد و گناهان بزرگ از قبیل: شرک و غیره شده‌اند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند، و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات می‌دهد دور می‌باشند، و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله‌ور می‌گردد و به دل‌هایشان می‌رسد خواهند بود. (48) (﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾) روزی که بر چهره‌هایشان که شریف‌ترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد می‌گیرد، در دوزخ کشیده می‌شوند، و این گونه خوار می‌گردند. و به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ مَسَّ سَقَرَ﴾) درد و رنج و خشم و شعله‌های آتش دوزخ را بچشید. (49) (﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ﴾) ما هر چیزی را به اندازۀ مقرّر آفریده‌ایم. و این شامل همۀ مخلوقات و دنیای بالا و پایین می‌شود. همۀ اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفریننده‌ای دیگر ندارند و هیچ کس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است. خداوند آفریده‌ها را طبق نقشه‌ای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است، در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همۀ صفت‌هایی که دارند آفریده است. و این کار برای خداوند آسان است. (50) بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾) فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به هم زدنی. پس هرگاه خداوند چیزی بخواهد به آن می‌گوید: باش! پس می‌شود، همانند به هم زدن چشم که بی هیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام می‌گیرد. (51) (﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾) و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کرده‌اند هلاک و نابود کرده‌ایم. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پندپذیری هست تا بداند که سنّت و شیوۀ الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟!. و همان‌طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند، اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست. (52) (﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ﴾) و هر کار نیک و بدی که انجام داده‌اند در کتاب‌های تقدیری نوشته شده است. (53) (﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ﴾) و هر کوچک و بزرگی مکتوب می‌باشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است؛ خداوند هر چیزی را دانسته، و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هر آنچه خدا بخواهد می‌شود، و هرآنچه نخواهد نمی‌شود، و هر آنچه که به انسان می‌رسد امکان نداشته که به او نرسد، و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند. (54 - 55) (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) کسانی که با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشته‌اند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کرده‌اند (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است؛ نعمت‌هایی از قبیل: درختان شکوفا با میوه‌های رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخ‌های بلند و منازل زیبا و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچه‌های زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: (﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾) آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار می‌گیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خویش به آنها عطا می‌کند مپرس. خداوند ما را از زمرۀ آنان بگرداند، و از خیری که نزد اوست به سبب شرّ و بدی‌هایمان محروم نسازد. پایان تفسیر سوره قمر. * * *