Tafsir As-Saadi - Persian — الواقعة 56:90 – المجادلة 58:22
Contents
- الواقعة 56:90
- الواقعة 56:91
- الواقعة 56:92
- الواقعة 56:93
- الواقعة 56:94
- الواقعة 56:95
- الواقعة 56:96
- الحديد 57:1
- الحديد 57:2
- الحديد 57:3
- الحديد 57:4
- الحديد 57:5
- الحديد 57:6
- الحديد 57:7
- الحديد 57:8
- الحديد 57:9
- الحديد 57:10
- الحديد 57:11
- الحديد 57:12
- الحديد 57:13
- الحديد 57:14
- الحديد 57:15
- الحديد 57:16
- الحديد 57:17
- الحديد 57:18
- الحديد 57:19
- الحديد 57:20
- الحديد 57:21
- الحديد 57:22
- الحديد 57:23
- الحديد 57:24
- الحديد 57:25
- الحديد 57:26
- الحديد 57:27
- الحديد 57:28
- الحديد 57:29
- المجادلة 58:1
- المجادلة 58:2
- المجادلة 58:3
- المجادلة 58:4
- المجادلة 58:5
- المجادلة 58:6
- المجادلة 58:7
- المجادلة 58:8
- المجادلة 58:9
- المجادلة 58:10
- المجادلة 58:11
- المجادلة 58:12
- المجادلة 58:13
- المجادلة 58:14
- المجادلة 58:15
- المجادلة 58:16
- المجادلة 58:17
- المجادلة 58:18
- المجادلة 58:19
- المجادلة 58:20
- المجادلة 58:21
- المجادلة 58:22
الواقعة 56:90
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان باشد ، فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي اوست آسايش و روزي و بهشت پر نعمت وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد : فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب کنندگان گمراه باشد ، فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به آب جوشان مهمانش کنند ، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به دوزخش در آورند. إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين سخن سخني راست و يقين است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوي.
(88 - 89) خداوند حالات گروههای سهگانۀ مقرّبان، و یاران راست، و تکذیبکنندگان گمراهرا در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: (﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) پس اگر مُرده از مقرّبان درگاه خداوند باشد؛ کسانی که با انجام واجبات و مستحبّات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، (﴿فَرَوۡحٞ﴾) آنان آسایش و شادی دارند، و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. (﴿وَرَيۡحَانٞ﴾) ریحان کلمۀ جامعی است که همۀ انواع لذّتهای جسمی از قبیل: خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود. و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو است که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عامِ آن میباشد، (﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾) و باغهای پر ناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی [تاکنون آن را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و [تصوّر آن] به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقرّب بارگاه خداوند باشند، به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند؛ مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند:«نترسید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم در زندگانی دنیا و در آخرت، و برای شما هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیّا است.» و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزندۀ مهربان است. و این فرمودۀ الهی که میفرماید:﴿ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است. چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
(90 - 91) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) و اگر از یاران راست باشد؛ آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سر زده، کوتاهیای که به ایمان و یگانهپرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: (﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) از سوی یاران دست راستت درودت باد؛ یعنی وقتی به آنها میرسد، به او سلام میکنند. و یا اینکه به او گفته میشود از همۀ آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی؛ چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
(92 - 94) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و امّا اگر از کسانی باشد که حق را تکذیب کرده و از هدایت گمراه شدهاند. (﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ﴾) هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند. ﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾ با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود.
(95) (﴿إِنَّ هَٰذَا﴾) آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، (﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾) حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعاً تحقّق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باور دارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
(96) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ﴾) پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما، و بسی برتر و بالاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
[پایان تفسیر سوره واقعه]
* * *
الواقعة 56:91
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان باشد ، فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي اوست آسايش و روزي و بهشت پر نعمت وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد : فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب کنندگان گمراه باشد ، فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به آب جوشان مهمانش کنند ، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به دوزخش در آورند. إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين سخن سخني راست و يقين است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوي.
(88 - 89) خداوند حالات گروههای سهگانۀ مقرّبان، و یاران راست، و تکذیبکنندگان گمراهرا در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: (﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) پس اگر مُرده از مقرّبان درگاه خداوند باشد؛ کسانی که با انجام واجبات و مستحبّات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، (﴿فَرَوۡحٞ﴾) آنان آسایش و شادی دارند، و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. (﴿وَرَيۡحَانٞ﴾) ریحان کلمۀ جامعی است که همۀ انواع لذّتهای جسمی از قبیل: خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود. و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو است که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عامِ آن میباشد، (﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾) و باغهای پر ناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی [تاکنون آن را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و [تصوّر آن] به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقرّب بارگاه خداوند باشند، به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند؛ مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند:«نترسید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم در زندگانی دنیا و در آخرت، و برای شما هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیّا است.» و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزندۀ مهربان است. و این فرمودۀ الهی که میفرماید:﴿ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است. چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
(90 - 91) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) و اگر از یاران راست باشد؛ آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سر زده، کوتاهیای که به ایمان و یگانهپرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: (﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) از سوی یاران دست راستت درودت باد؛ یعنی وقتی به آنها میرسد، به او سلام میکنند. و یا اینکه به او گفته میشود از همۀ آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی؛ چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
(92 - 94) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و امّا اگر از کسانی باشد که حق را تکذیب کرده و از هدایت گمراه شدهاند. (﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ﴾) هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند. ﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾ با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود.
(95) (﴿إِنَّ هَٰذَا﴾) آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، (﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾) حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعاً تحقّق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باور دارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
(96) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ﴾) پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما، و بسی برتر و بالاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
[پایان تفسیر سوره واقعه]
* * *
الواقعة 56:92
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان باشد ، فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي اوست آسايش و روزي و بهشت پر نعمت وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد : فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب کنندگان گمراه باشد ، فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به آب جوشان مهمانش کنند ، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به دوزخش در آورند. إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين سخن سخني راست و يقين است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوي.
(88 - 89) خداوند حالات گروههای سهگانۀ مقرّبان، و یاران راست، و تکذیبکنندگان گمراهرا در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: (﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) پس اگر مُرده از مقرّبان درگاه خداوند باشد؛ کسانی که با انجام واجبات و مستحبّات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، (﴿فَرَوۡحٞ﴾) آنان آسایش و شادی دارند، و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. (﴿وَرَيۡحَانٞ﴾) ریحان کلمۀ جامعی است که همۀ انواع لذّتهای جسمی از قبیل: خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود. و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو است که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عامِ آن میباشد، (﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾) و باغهای پر ناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی [تاکنون آن را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و [تصوّر آن] به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقرّب بارگاه خداوند باشند، به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند؛ مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند:«نترسید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم در زندگانی دنیا و در آخرت، و برای شما هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیّا است.» و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزندۀ مهربان است. و این فرمودۀ الهی که میفرماید:﴿ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است. چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
(90 - 91) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) و اگر از یاران راست باشد؛ آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سر زده، کوتاهیای که به ایمان و یگانهپرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: (﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) از سوی یاران دست راستت درودت باد؛ یعنی وقتی به آنها میرسد، به او سلام میکنند. و یا اینکه به او گفته میشود از همۀ آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی؛ چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
(92 - 94) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و امّا اگر از کسانی باشد که حق را تکذیب کرده و از هدایت گمراه شدهاند. (﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ﴾) هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند. ﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾ با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود.
(95) (﴿إِنَّ هَٰذَا﴾) آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، (﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾) حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعاً تحقّق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باور دارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
(96) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ﴾) پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما، و بسی برتر و بالاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
[پایان تفسیر سوره واقعه]
* * *
الواقعة 56:93
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان باشد ، فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي اوست آسايش و روزي و بهشت پر نعمت وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد : فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب کنندگان گمراه باشد ، فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به آب جوشان مهمانش کنند ، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به دوزخش در آورند. إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين سخن سخني راست و يقين است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوي.
(88 - 89) خداوند حالات گروههای سهگانۀ مقرّبان، و یاران راست، و تکذیبکنندگان گمراهرا در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: (﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) پس اگر مُرده از مقرّبان درگاه خداوند باشد؛ کسانی که با انجام واجبات و مستحبّات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، (﴿فَرَوۡحٞ﴾) آنان آسایش و شادی دارند، و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. (﴿وَرَيۡحَانٞ﴾) ریحان کلمۀ جامعی است که همۀ انواع لذّتهای جسمی از قبیل: خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود. و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو است که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عامِ آن میباشد، (﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾) و باغهای پر ناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی [تاکنون آن را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و [تصوّر آن] به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقرّب بارگاه خداوند باشند، به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند؛ مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند:«نترسید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم در زندگانی دنیا و در آخرت، و برای شما هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیّا است.» و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزندۀ مهربان است. و این فرمودۀ الهی که میفرماید:﴿ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است. چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
(90 - 91) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) و اگر از یاران راست باشد؛ آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سر زده، کوتاهیای که به ایمان و یگانهپرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: (﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) از سوی یاران دست راستت درودت باد؛ یعنی وقتی به آنها میرسد، به او سلام میکنند. و یا اینکه به او گفته میشود از همۀ آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی؛ چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
(92 - 94) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و امّا اگر از کسانی باشد که حق را تکذیب کرده و از هدایت گمراه شدهاند. (﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ﴾) هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند. ﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾ با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود.
(95) (﴿إِنَّ هَٰذَا﴾) آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، (﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾) حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعاً تحقّق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باور دارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
(96) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ﴾) پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما، و بسی برتر و بالاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
[پایان تفسیر سوره واقعه]
* * *
الواقعة 56:94
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان باشد ، فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي اوست آسايش و روزي و بهشت پر نعمت وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد : فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب کنندگان گمراه باشد ، فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به آب جوشان مهمانش کنند ، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به دوزخش در آورند. إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين سخن سخني راست و يقين است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوي.
(88 - 89) خداوند حالات گروههای سهگانۀ مقرّبان، و یاران راست، و تکذیبکنندگان گمراهرا در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: (﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) پس اگر مُرده از مقرّبان درگاه خداوند باشد؛ کسانی که با انجام واجبات و مستحبّات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، (﴿فَرَوۡحٞ﴾) آنان آسایش و شادی دارند، و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. (﴿وَرَيۡحَانٞ﴾) ریحان کلمۀ جامعی است که همۀ انواع لذّتهای جسمی از قبیل: خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود. و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو است که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عامِ آن میباشد، (﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾) و باغهای پر ناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی [تاکنون آن را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و [تصوّر آن] به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقرّب بارگاه خداوند باشند، به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند؛ مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند:«نترسید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم در زندگانی دنیا و در آخرت، و برای شما هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیّا است.» و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزندۀ مهربان است. و این فرمودۀ الهی که میفرماید:﴿ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است. چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
(90 - 91) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) و اگر از یاران راست باشد؛ آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سر زده، کوتاهیای که به ایمان و یگانهپرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: (﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) از سوی یاران دست راستت درودت باد؛ یعنی وقتی به آنها میرسد، به او سلام میکنند. و یا اینکه به او گفته میشود از همۀ آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی؛ چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
(92 - 94) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و امّا اگر از کسانی باشد که حق را تکذیب کرده و از هدایت گمراه شدهاند. (﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ﴾) هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند. ﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾ با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود.
(95) (﴿إِنَّ هَٰذَا﴾) آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، (﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾) حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعاً تحقّق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باور دارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
(96) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ﴾) پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما، و بسی برتر و بالاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
[پایان تفسیر سوره واقعه]
* * *
الواقعة 56:95
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان باشد ، فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي اوست آسايش و روزي و بهشت پر نعمت وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد : فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب کنندگان گمراه باشد ، فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به آب جوشان مهمانش کنند ، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به دوزخش در آورند. إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين سخن سخني راست و يقين است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوي.
(88 - 89) خداوند حالات گروههای سهگانۀ مقرّبان، و یاران راست، و تکذیبکنندگان گمراهرا در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: (﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) پس اگر مُرده از مقرّبان درگاه خداوند باشد؛ کسانی که با انجام واجبات و مستحبّات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، (﴿فَرَوۡحٞ﴾) آنان آسایش و شادی دارند، و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. (﴿وَرَيۡحَانٞ﴾) ریحان کلمۀ جامعی است که همۀ انواع لذّتهای جسمی از قبیل: خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود. و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو است که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عامِ آن میباشد، (﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾) و باغهای پر ناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی [تاکنون آن را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و [تصوّر آن] به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقرّب بارگاه خداوند باشند، به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند؛ مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند:«نترسید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم در زندگانی دنیا و در آخرت، و برای شما هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیّا است.» و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزندۀ مهربان است. و این فرمودۀ الهی که میفرماید:﴿ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است. چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
(90 - 91) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) و اگر از یاران راست باشد؛ آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سر زده، کوتاهیای که به ایمان و یگانهپرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: (﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) از سوی یاران دست راستت درودت باد؛ یعنی وقتی به آنها میرسد، به او سلام میکنند. و یا اینکه به او گفته میشود از همۀ آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی؛ چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
(92 - 94) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و امّا اگر از کسانی باشد که حق را تکذیب کرده و از هدایت گمراه شدهاند. (﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ﴾) هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند. ﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾ با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود.
(95) (﴿إِنَّ هَٰذَا﴾) آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، (﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾) حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعاً تحقّق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باور دارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
(96) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ﴾) پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما، و بسی برتر و بالاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
[پایان تفسیر سوره واقعه]
* * *
الواقعة 56:96
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، اما اگر از مقربان باشد ، فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ براي اوست آسايش و روزي و بهشت پر نعمت وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ و اما اگر از اصحاب سعادت باشد : فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ و اما اگر از تکذيب کنندگان گمراه باشد ، فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ به آب جوشان مهمانش کنند ، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ و به دوزخش در آورند. إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ اين سخن سخني راست و يقين است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوي.
(88 - 89) خداوند حالات گروههای سهگانۀ مقرّبان، و یاران راست، و تکذیبکنندگان گمراهرا در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: (﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ﴾) پس اگر مُرده از مقرّبان درگاه خداوند باشد؛ کسانی که با انجام واجبات و مستحبّات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، (﴿فَرَوۡحٞ﴾) آنان آسایش و شادی دارند، و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. (﴿وَرَيۡحَانٞ﴾) ریحان کلمۀ جامعی است که همۀ انواع لذّتهای جسمی از قبیل: خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود. و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو است که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عامِ آن میباشد، (﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾) و باغهای پر ناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی [تاکنون آن را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و [تصوّر آن] به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقرّب بارگاه خداوند باشند، به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند؛ مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند:«نترسید و اندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم در زندگانی دنیا و در آخرت، و برای شما هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیّا است.» و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزندۀ مهربان است. و این فرمودۀ الهی که میفرماید:﴿ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است. چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
(90 - 91) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) و اگر از یاران راست باشد؛ آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سر زده، کوتاهیای که به ایمان و یگانهپرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: (﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ﴾) از سوی یاران دست راستت درودت باد؛ یعنی وقتی به آنها میرسد، به او سلام میکنند. و یا اینکه به او گفته میشود از همۀ آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی؛ چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
(92 - 94) (﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و امّا اگر از کسانی باشد که حق را تکذیب کرده و از هدایت گمراه شدهاند. (﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ﴾) هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش؛ آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند. ﴿يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾ با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود.
(95) (﴿إِنَّ هَٰذَا﴾) آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، (﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾) حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعاً تحقّق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باور دارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
(96) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ﴾) پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما، و بسی برتر و بالاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
[پایان تفسیر سوره واقعه]
* * *
الحديد 57:1
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداوند را تسبيح مي گويند ، هر چه در، آسمانها و زمين است ، و او پيروزمند و حکيم است. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست زنده مي کند و مي ميراند و برهر چيز تواناست. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و او به هر چيزي داناست. هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ اوست که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس به عرش پرداخت هر چه را، در زمين فرو رود و هر چه را از زمين بيرون آيد و هر چه را از آسمان فرو آيد و هر چه را بر آسمان بالا رود ، مي داند و هر جا که باشيد همراه شماست و به هر کاري که مي کنيد بيناست. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و همه کارها به خدا باز مي گردد. يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي کاهد و به شب مي افزايد و، به هر چه در دلها مي گذرد آگاه است.
مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگی فرمانرواییاش خبر میدهد که همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، از قبیل: حیوانات ناطق و غیر ناطق و جمادات، خداوند را به پاکی یاد میکنند، و او را از آنچه شایستۀ شکوهش نیست منزّه میدانند. و همۀ آنچه در آسمانها و زمین است به عبادت پروردگارشان مشغولاند، و تسلیم قدرت او هستند، و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او توانای با حکمت است. دراینجا بیان شده که همۀ مخلوقات در جهان بالا و پایین به طور عام نیازمند پروردگارشان میباشند، و قدرت او همه را فراگرفته، و حکمت او در آفرینش جهان هستی، و فرمانش در هر چیز نمایان است.
(2) سپس خداوند از فرمانروایی فراگیرش خبر داد و فرمود: (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و او میمیراند و زنده میگرداند؛ یعنی اوست آفرینندۀ مخلوقات، و اوست روزیدهنده و کارساز آنها. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و او بر هر کار و هر چیزی تواناست.
(3) (﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ﴾) او پیشین است که قبل از او چیزی نبوده و نیست. (﴿وَٱلۡأٓخِرُ﴾) و پسین است که بعد از او چیزی نیست. (﴿وَٱلظَّٰهِرُ﴾) و پیدا است که بالاتر از او چیزی نیست. (﴿وَٱلۡبَاطِنُ﴾) و ناپیدا است که نهانتر از او چیزی نیست. (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و او به هر چیزی داناست. و علم و آگاهی او، امور پیدا و پنهان و رازها و امور پوشیده و امور پیشین و پسین را فراگرفته است.
(4) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. آفرینش از روز یکشنبه شروع شد و آخرین روز آن جمعه بود. (﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) سپس بر عرش خودش آن گونه که شایسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گردید. (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) دانهها و موجودات زنده و باران و غیره که به داخل زمین وارد میشوند را میداند. (﴿وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) و گیاهان و درختان و حیوانات و غیره که از زمین بیرون میآیند را میداند. (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) و تقدیرات و فرشتگان و روزیهایی را که از آسمان فرود میآید میداند (﴿وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و فرشتگان و ارواح و دعاها و اعمال و غیره را که در آسمانها بالا میروند میداند. (﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾) و او با شماست هرکجا که باشید. همچنان که خداوند متعال فرموده است:﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾ هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه تن نیست مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست؛ و اگر پنج تا باشند، ششمین آنها خداست؛ و اگر کمتر یا بیشتر از این باشند، هر کجا که باشند خدا با آنهاست. همراهی خدا با همۀ مخلوقات از طریق علم و اطلاع است، بنابراین وعده و وعید داد که در مقابل اعمال جزا خواهد داد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به کارهایی که از شما سرمیزند بیناست؛ و در برابر کارهای نیک و بدی که انجام میدهید، شما را جزا و سزا خواهد داد.
(5) (﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست؛ او میآفریند، و همه بندۀ او هستند، و در آنها آنگونه که بخواهد تصرّف مینماید، و اوامر تقدیری و شرعی خود را بنابر حکمت الهی خویش در آنها به اجرا میگذارد. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) و کارها و انجام دهندگان آن به سوی خدا برگردانده میشوند.پس بندگان نزد او حاضر میشوند، آنگاه او پاک را از ناپاک جدا مینماید؛ و نیکوکار را به پاداش کار نیکش جزا میدهد؛ و بدکار را به سزای کار بدش کیفر میدهد.
(6) (﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾) شب را در روز داخل میگرداند آنگاه شب آنها را با تاریکیاش میپوشاند و آرام میشوند. سپس روز را در شب داخل میگرداند، و آنگاه تاریکی از زمین رخت بر میبندد و جهان روشن میگردد، و بندگان حرکت میکنند و به دنبال زندگی و منافعشان میروند. و خداوند همواره شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند؛ و یکی را کوتاه و دیگری را طولانی میکند، و همینطور کوتاه و بلند میشوند تا اینکه فصلها به وجود میآیند، و منافع زیادی برای مخلوقات به دست میآید. پس با برکت و خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان؛ و بسی برتر و بالاتر است خداوند بزرگوار بخشنده که نعمتهای ظاهری و باطنی به بندگانش داده است. (﴿وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و او به آنچه در دل و سینۀ جهانیان است بیناست. پس هر کس را که شایسته باشد، موفق میگرداند؛ و هر کس را که سزاوار هدایت او نباشد، خوار مینماید.
الحديد 57:2
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداوند را تسبيح مي گويند ، هر چه در، آسمانها و زمين است ، و او پيروزمند و حکيم است. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست زنده مي کند و مي ميراند و برهر چيز تواناست. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و او به هر چيزي داناست. هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ اوست که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس به عرش پرداخت هر چه را، در زمين فرو رود و هر چه را از زمين بيرون آيد و هر چه را از آسمان فرو آيد و هر چه را بر آسمان بالا رود ، مي داند و هر جا که باشيد همراه شماست و به هر کاري که مي کنيد بيناست. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و همه کارها به خدا باز مي گردد. يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي کاهد و به شب مي افزايد و، به هر چه در دلها مي گذرد آگاه است.
مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگی فرمانرواییاش خبر میدهد که همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، از قبیل: حیوانات ناطق و غیر ناطق و جمادات، خداوند را به پاکی یاد میکنند، و او را از آنچه شایستۀ شکوهش نیست منزّه میدانند. و همۀ آنچه در آسمانها و زمین است به عبادت پروردگارشان مشغولاند، و تسلیم قدرت او هستند، و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او توانای با حکمت است. دراینجا بیان شده که همۀ مخلوقات در جهان بالا و پایین به طور عام نیازمند پروردگارشان میباشند، و قدرت او همه را فراگرفته، و حکمت او در آفرینش جهان هستی، و فرمانش در هر چیز نمایان است.
(2) سپس خداوند از فرمانروایی فراگیرش خبر داد و فرمود: (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و او میمیراند و زنده میگرداند؛ یعنی اوست آفرینندۀ مخلوقات، و اوست روزیدهنده و کارساز آنها. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و او بر هر کار و هر چیزی تواناست.
(3) (﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ﴾) او پیشین است که قبل از او چیزی نبوده و نیست. (﴿وَٱلۡأٓخِرُ﴾) و پسین است که بعد از او چیزی نیست. (﴿وَٱلظَّٰهِرُ﴾) و پیدا است که بالاتر از او چیزی نیست. (﴿وَٱلۡبَاطِنُ﴾) و ناپیدا است که نهانتر از او چیزی نیست. (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و او به هر چیزی داناست. و علم و آگاهی او، امور پیدا و پنهان و رازها و امور پوشیده و امور پیشین و پسین را فراگرفته است.
(4) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. آفرینش از روز یکشنبه شروع شد و آخرین روز آن جمعه بود. (﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) سپس بر عرش خودش آن گونه که شایسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گردید. (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) دانهها و موجودات زنده و باران و غیره که به داخل زمین وارد میشوند را میداند. (﴿وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) و گیاهان و درختان و حیوانات و غیره که از زمین بیرون میآیند را میداند. (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) و تقدیرات و فرشتگان و روزیهایی را که از آسمان فرود میآید میداند (﴿وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و فرشتگان و ارواح و دعاها و اعمال و غیره را که در آسمانها بالا میروند میداند. (﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾) و او با شماست هرکجا که باشید. همچنان که خداوند متعال فرموده است:﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾ هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه تن نیست مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست؛ و اگر پنج تا باشند، ششمین آنها خداست؛ و اگر کمتر یا بیشتر از این باشند، هر کجا که باشند خدا با آنهاست. همراهی خدا با همۀ مخلوقات از طریق علم و اطلاع است، بنابراین وعده و وعید داد که در مقابل اعمال جزا خواهد داد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به کارهایی که از شما سرمیزند بیناست؛ و در برابر کارهای نیک و بدی که انجام میدهید، شما را جزا و سزا خواهد داد.
(5) (﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست؛ او میآفریند، و همه بندۀ او هستند، و در آنها آنگونه که بخواهد تصرّف مینماید، و اوامر تقدیری و شرعی خود را بنابر حکمت الهی خویش در آنها به اجرا میگذارد. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) و کارها و انجام دهندگان آن به سوی خدا برگردانده میشوند.پس بندگان نزد او حاضر میشوند، آنگاه او پاک را از ناپاک جدا مینماید؛ و نیکوکار را به پاداش کار نیکش جزا میدهد؛ و بدکار را به سزای کار بدش کیفر میدهد.
(6) (﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾) شب را در روز داخل میگرداند آنگاه شب آنها را با تاریکیاش میپوشاند و آرام میشوند. سپس روز را در شب داخل میگرداند، و آنگاه تاریکی از زمین رخت بر میبندد و جهان روشن میگردد، و بندگان حرکت میکنند و به دنبال زندگی و منافعشان میروند. و خداوند همواره شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند؛ و یکی را کوتاه و دیگری را طولانی میکند، و همینطور کوتاه و بلند میشوند تا اینکه فصلها به وجود میآیند، و منافع زیادی برای مخلوقات به دست میآید. پس با برکت و خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان؛ و بسی برتر و بالاتر است خداوند بزرگوار بخشنده که نعمتهای ظاهری و باطنی به بندگانش داده است. (﴿وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و او به آنچه در دل و سینۀ جهانیان است بیناست. پس هر کس را که شایسته باشد، موفق میگرداند؛ و هر کس را که سزاوار هدایت او نباشد، خوار مینماید.
الحديد 57:3
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداوند را تسبيح مي گويند ، هر چه در، آسمانها و زمين است ، و او پيروزمند و حکيم است. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست زنده مي کند و مي ميراند و برهر چيز تواناست. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و او به هر چيزي داناست. هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ اوست که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس به عرش پرداخت هر چه را، در زمين فرو رود و هر چه را از زمين بيرون آيد و هر چه را از آسمان فرو آيد و هر چه را بر آسمان بالا رود ، مي داند و هر جا که باشيد همراه شماست و به هر کاري که مي کنيد بيناست. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و همه کارها به خدا باز مي گردد. يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي کاهد و به شب مي افزايد و، به هر چه در دلها مي گذرد آگاه است.
مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگی فرمانرواییاش خبر میدهد که همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، از قبیل: حیوانات ناطق و غیر ناطق و جمادات، خداوند را به پاکی یاد میکنند، و او را از آنچه شایستۀ شکوهش نیست منزّه میدانند. و همۀ آنچه در آسمانها و زمین است به عبادت پروردگارشان مشغولاند، و تسلیم قدرت او هستند، و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او توانای با حکمت است. دراینجا بیان شده که همۀ مخلوقات در جهان بالا و پایین به طور عام نیازمند پروردگارشان میباشند، و قدرت او همه را فراگرفته، و حکمت او در آفرینش جهان هستی، و فرمانش در هر چیز نمایان است.
(2) سپس خداوند از فرمانروایی فراگیرش خبر داد و فرمود: (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و او میمیراند و زنده میگرداند؛ یعنی اوست آفرینندۀ مخلوقات، و اوست روزیدهنده و کارساز آنها. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و او بر هر کار و هر چیزی تواناست.
(3) (﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ﴾) او پیشین است که قبل از او چیزی نبوده و نیست. (﴿وَٱلۡأٓخِرُ﴾) و پسین است که بعد از او چیزی نیست. (﴿وَٱلظَّٰهِرُ﴾) و پیدا است که بالاتر از او چیزی نیست. (﴿وَٱلۡبَاطِنُ﴾) و ناپیدا است که نهانتر از او چیزی نیست. (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و او به هر چیزی داناست. و علم و آگاهی او، امور پیدا و پنهان و رازها و امور پوشیده و امور پیشین و پسین را فراگرفته است.
(4) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. آفرینش از روز یکشنبه شروع شد و آخرین روز آن جمعه بود. (﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) سپس بر عرش خودش آن گونه که شایسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گردید. (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) دانهها و موجودات زنده و باران و غیره که به داخل زمین وارد میشوند را میداند. (﴿وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) و گیاهان و درختان و حیوانات و غیره که از زمین بیرون میآیند را میداند. (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) و تقدیرات و فرشتگان و روزیهایی را که از آسمان فرود میآید میداند (﴿وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و فرشتگان و ارواح و دعاها و اعمال و غیره را که در آسمانها بالا میروند میداند. (﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾) و او با شماست هرکجا که باشید. همچنان که خداوند متعال فرموده است:﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾ هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه تن نیست مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست؛ و اگر پنج تا باشند، ششمین آنها خداست؛ و اگر کمتر یا بیشتر از این باشند، هر کجا که باشند خدا با آنهاست. همراهی خدا با همۀ مخلوقات از طریق علم و اطلاع است، بنابراین وعده و وعید داد که در مقابل اعمال جزا خواهد داد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به کارهایی که از شما سرمیزند بیناست؛ و در برابر کارهای نیک و بدی که انجام میدهید، شما را جزا و سزا خواهد داد.
(5) (﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست؛ او میآفریند، و همه بندۀ او هستند، و در آنها آنگونه که بخواهد تصرّف مینماید، و اوامر تقدیری و شرعی خود را بنابر حکمت الهی خویش در آنها به اجرا میگذارد. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) و کارها و انجام دهندگان آن به سوی خدا برگردانده میشوند.پس بندگان نزد او حاضر میشوند، آنگاه او پاک را از ناپاک جدا مینماید؛ و نیکوکار را به پاداش کار نیکش جزا میدهد؛ و بدکار را به سزای کار بدش کیفر میدهد.
(6) (﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾) شب را در روز داخل میگرداند آنگاه شب آنها را با تاریکیاش میپوشاند و آرام میشوند. سپس روز را در شب داخل میگرداند، و آنگاه تاریکی از زمین رخت بر میبندد و جهان روشن میگردد، و بندگان حرکت میکنند و به دنبال زندگی و منافعشان میروند. و خداوند همواره شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند؛ و یکی را کوتاه و دیگری را طولانی میکند، و همینطور کوتاه و بلند میشوند تا اینکه فصلها به وجود میآیند، و منافع زیادی برای مخلوقات به دست میآید. پس با برکت و خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان؛ و بسی برتر و بالاتر است خداوند بزرگوار بخشنده که نعمتهای ظاهری و باطنی به بندگانش داده است. (﴿وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و او به آنچه در دل و سینۀ جهانیان است بیناست. پس هر کس را که شایسته باشد، موفق میگرداند؛ و هر کس را که سزاوار هدایت او نباشد، خوار مینماید.
الحديد 57:4
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداوند را تسبيح مي گويند ، هر چه در، آسمانها و زمين است ، و او پيروزمند و حکيم است. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست زنده مي کند و مي ميراند و برهر چيز تواناست. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و او به هر چيزي داناست. هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ اوست که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس به عرش پرداخت هر چه را، در زمين فرو رود و هر چه را از زمين بيرون آيد و هر چه را از آسمان فرو آيد و هر چه را بر آسمان بالا رود ، مي داند و هر جا که باشيد همراه شماست و به هر کاري که مي کنيد بيناست. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و همه کارها به خدا باز مي گردد. يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي کاهد و به شب مي افزايد و، به هر چه در دلها مي گذرد آگاه است.
مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگی فرمانرواییاش خبر میدهد که همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، از قبیل: حیوانات ناطق و غیر ناطق و جمادات، خداوند را به پاکی یاد میکنند، و او را از آنچه شایستۀ شکوهش نیست منزّه میدانند. و همۀ آنچه در آسمانها و زمین است به عبادت پروردگارشان مشغولاند، و تسلیم قدرت او هستند، و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او توانای با حکمت است. دراینجا بیان شده که همۀ مخلوقات در جهان بالا و پایین به طور عام نیازمند پروردگارشان میباشند، و قدرت او همه را فراگرفته، و حکمت او در آفرینش جهان هستی، و فرمانش در هر چیز نمایان است.
(2) سپس خداوند از فرمانروایی فراگیرش خبر داد و فرمود: (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و او میمیراند و زنده میگرداند؛ یعنی اوست آفرینندۀ مخلوقات، و اوست روزیدهنده و کارساز آنها. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و او بر هر کار و هر چیزی تواناست.
(3) (﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ﴾) او پیشین است که قبل از او چیزی نبوده و نیست. (﴿وَٱلۡأٓخِرُ﴾) و پسین است که بعد از او چیزی نیست. (﴿وَٱلظَّٰهِرُ﴾) و پیدا است که بالاتر از او چیزی نیست. (﴿وَٱلۡبَاطِنُ﴾) و ناپیدا است که نهانتر از او چیزی نیست. (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و او به هر چیزی داناست. و علم و آگاهی او، امور پیدا و پنهان و رازها و امور پوشیده و امور پیشین و پسین را فراگرفته است.
(4) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. آفرینش از روز یکشنبه شروع شد و آخرین روز آن جمعه بود. (﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) سپس بر عرش خودش آن گونه که شایسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گردید. (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) دانهها و موجودات زنده و باران و غیره که به داخل زمین وارد میشوند را میداند. (﴿وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) و گیاهان و درختان و حیوانات و غیره که از زمین بیرون میآیند را میداند. (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) و تقدیرات و فرشتگان و روزیهایی را که از آسمان فرود میآید میداند (﴿وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و فرشتگان و ارواح و دعاها و اعمال و غیره را که در آسمانها بالا میروند میداند. (﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾) و او با شماست هرکجا که باشید. همچنان که خداوند متعال فرموده است:﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾ هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه تن نیست مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست؛ و اگر پنج تا باشند، ششمین آنها خداست؛ و اگر کمتر یا بیشتر از این باشند، هر کجا که باشند خدا با آنهاست. همراهی خدا با همۀ مخلوقات از طریق علم و اطلاع است، بنابراین وعده و وعید داد که در مقابل اعمال جزا خواهد داد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به کارهایی که از شما سرمیزند بیناست؛ و در برابر کارهای نیک و بدی که انجام میدهید، شما را جزا و سزا خواهد داد.
(5) (﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست؛ او میآفریند، و همه بندۀ او هستند، و در آنها آنگونه که بخواهد تصرّف مینماید، و اوامر تقدیری و شرعی خود را بنابر حکمت الهی خویش در آنها به اجرا میگذارد. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) و کارها و انجام دهندگان آن به سوی خدا برگردانده میشوند.پس بندگان نزد او حاضر میشوند، آنگاه او پاک را از ناپاک جدا مینماید؛ و نیکوکار را به پاداش کار نیکش جزا میدهد؛ و بدکار را به سزای کار بدش کیفر میدهد.
(6) (﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾) شب را در روز داخل میگرداند آنگاه شب آنها را با تاریکیاش میپوشاند و آرام میشوند. سپس روز را در شب داخل میگرداند، و آنگاه تاریکی از زمین رخت بر میبندد و جهان روشن میگردد، و بندگان حرکت میکنند و به دنبال زندگی و منافعشان میروند. و خداوند همواره شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند؛ و یکی را کوتاه و دیگری را طولانی میکند، و همینطور کوتاه و بلند میشوند تا اینکه فصلها به وجود میآیند، و منافع زیادی برای مخلوقات به دست میآید. پس با برکت و خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان؛ و بسی برتر و بالاتر است خداوند بزرگوار بخشنده که نعمتهای ظاهری و باطنی به بندگانش داده است. (﴿وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و او به آنچه در دل و سینۀ جهانیان است بیناست. پس هر کس را که شایسته باشد، موفق میگرداند؛ و هر کس را که سزاوار هدایت او نباشد، خوار مینماید.
الحديد 57:5
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداوند را تسبيح مي گويند ، هر چه در، آسمانها و زمين است ، و او پيروزمند و حکيم است. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست زنده مي کند و مي ميراند و برهر چيز تواناست. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و او به هر چيزي داناست. هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ اوست که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس به عرش پرداخت هر چه را، در زمين فرو رود و هر چه را از زمين بيرون آيد و هر چه را از آسمان فرو آيد و هر چه را بر آسمان بالا رود ، مي داند و هر جا که باشيد همراه شماست و به هر کاري که مي کنيد بيناست. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و همه کارها به خدا باز مي گردد. يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي کاهد و به شب مي افزايد و، به هر چه در دلها مي گذرد آگاه است.
مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگی فرمانرواییاش خبر میدهد که همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، از قبیل: حیوانات ناطق و غیر ناطق و جمادات، خداوند را به پاکی یاد میکنند، و او را از آنچه شایستۀ شکوهش نیست منزّه میدانند. و همۀ آنچه در آسمانها و زمین است به عبادت پروردگارشان مشغولاند، و تسلیم قدرت او هستند، و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او توانای با حکمت است. دراینجا بیان شده که همۀ مخلوقات در جهان بالا و پایین به طور عام نیازمند پروردگارشان میباشند، و قدرت او همه را فراگرفته، و حکمت او در آفرینش جهان هستی، و فرمانش در هر چیز نمایان است.
(2) سپس خداوند از فرمانروایی فراگیرش خبر داد و فرمود: (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و او میمیراند و زنده میگرداند؛ یعنی اوست آفرینندۀ مخلوقات، و اوست روزیدهنده و کارساز آنها. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و او بر هر کار و هر چیزی تواناست.
(3) (﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ﴾) او پیشین است که قبل از او چیزی نبوده و نیست. (﴿وَٱلۡأٓخِرُ﴾) و پسین است که بعد از او چیزی نیست. (﴿وَٱلظَّٰهِرُ﴾) و پیدا است که بالاتر از او چیزی نیست. (﴿وَٱلۡبَاطِنُ﴾) و ناپیدا است که نهانتر از او چیزی نیست. (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و او به هر چیزی داناست. و علم و آگاهی او، امور پیدا و پنهان و رازها و امور پوشیده و امور پیشین و پسین را فراگرفته است.
(4) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. آفرینش از روز یکشنبه شروع شد و آخرین روز آن جمعه بود. (﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) سپس بر عرش خودش آن گونه که شایسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گردید. (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) دانهها و موجودات زنده و باران و غیره که به داخل زمین وارد میشوند را میداند. (﴿وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) و گیاهان و درختان و حیوانات و غیره که از زمین بیرون میآیند را میداند. (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) و تقدیرات و فرشتگان و روزیهایی را که از آسمان فرود میآید میداند (﴿وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و فرشتگان و ارواح و دعاها و اعمال و غیره را که در آسمانها بالا میروند میداند. (﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾) و او با شماست هرکجا که باشید. همچنان که خداوند متعال فرموده است:﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾ هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه تن نیست مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست؛ و اگر پنج تا باشند، ششمین آنها خداست؛ و اگر کمتر یا بیشتر از این باشند، هر کجا که باشند خدا با آنهاست. همراهی خدا با همۀ مخلوقات از طریق علم و اطلاع است، بنابراین وعده و وعید داد که در مقابل اعمال جزا خواهد داد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به کارهایی که از شما سرمیزند بیناست؛ و در برابر کارهای نیک و بدی که انجام میدهید، شما را جزا و سزا خواهد داد.
(5) (﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست؛ او میآفریند، و همه بندۀ او هستند، و در آنها آنگونه که بخواهد تصرّف مینماید، و اوامر تقدیری و شرعی خود را بنابر حکمت الهی خویش در آنها به اجرا میگذارد. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) و کارها و انجام دهندگان آن به سوی خدا برگردانده میشوند.پس بندگان نزد او حاضر میشوند، آنگاه او پاک را از ناپاک جدا مینماید؛ و نیکوکار را به پاداش کار نیکش جزا میدهد؛ و بدکار را به سزای کار بدش کیفر میدهد.
(6) (﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾) شب را در روز داخل میگرداند آنگاه شب آنها را با تاریکیاش میپوشاند و آرام میشوند. سپس روز را در شب داخل میگرداند، و آنگاه تاریکی از زمین رخت بر میبندد و جهان روشن میگردد، و بندگان حرکت میکنند و به دنبال زندگی و منافعشان میروند. و خداوند همواره شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند؛ و یکی را کوتاه و دیگری را طولانی میکند، و همینطور کوتاه و بلند میشوند تا اینکه فصلها به وجود میآیند، و منافع زیادی برای مخلوقات به دست میآید. پس با برکت و خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان؛ و بسی برتر و بالاتر است خداوند بزرگوار بخشنده که نعمتهای ظاهری و باطنی به بندگانش داده است. (﴿وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و او به آنچه در دل و سینۀ جهانیان است بیناست. پس هر کس را که شایسته باشد، موفق میگرداند؛ و هر کس را که سزاوار هدایت او نباشد، خوار مینماید.
الحديد 57:6
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداوند را تسبيح مي گويند ، هر چه در، آسمانها و زمين است ، و او پيروزمند و حکيم است. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست زنده مي کند و مي ميراند و برهر چيز تواناست. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و او به هر چيزي داناست. هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ اوست که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس به عرش پرداخت هر چه را، در زمين فرو رود و هر چه را از زمين بيرون آيد و هر چه را از آسمان فرو آيد و هر چه را بر آسمان بالا رود ، مي داند و هر جا که باشيد همراه شماست و به هر کاري که مي کنيد بيناست. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و همه کارها به خدا باز مي گردد. يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي کاهد و به شب مي افزايد و، به هر چه در دلها مي گذرد آگاه است.
مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگی فرمانرواییاش خبر میدهد که همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، از قبیل: حیوانات ناطق و غیر ناطق و جمادات، خداوند را به پاکی یاد میکنند، و او را از آنچه شایستۀ شکوهش نیست منزّه میدانند. و همۀ آنچه در آسمانها و زمین است به عبادت پروردگارشان مشغولاند، و تسلیم قدرت او هستند، و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او توانای با حکمت است. دراینجا بیان شده که همۀ مخلوقات در جهان بالا و پایین به طور عام نیازمند پروردگارشان میباشند، و قدرت او همه را فراگرفته، و حکمت او در آفرینش جهان هستی، و فرمانش در هر چیز نمایان است.
(2) سپس خداوند از فرمانروایی فراگیرش خبر داد و فرمود: (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و او میمیراند و زنده میگرداند؛ یعنی اوست آفرینندۀ مخلوقات، و اوست روزیدهنده و کارساز آنها. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و او بر هر کار و هر چیزی تواناست.
(3) (﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ﴾) او پیشین است که قبل از او چیزی نبوده و نیست. (﴿وَٱلۡأٓخِرُ﴾) و پسین است که بعد از او چیزی نیست. (﴿وَٱلظَّٰهِرُ﴾) و پیدا است که بالاتر از او چیزی نیست. (﴿وَٱلۡبَاطِنُ﴾) و ناپیدا است که نهانتر از او چیزی نیست. (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و او به هر چیزی داناست. و علم و آگاهی او، امور پیدا و پنهان و رازها و امور پوشیده و امور پیشین و پسین را فراگرفته است.
(4) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. آفرینش از روز یکشنبه شروع شد و آخرین روز آن جمعه بود. (﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) سپس بر عرش خودش آن گونه که شایسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گردید. (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) دانهها و موجودات زنده و باران و غیره که به داخل زمین وارد میشوند را میداند. (﴿وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) و گیاهان و درختان و حیوانات و غیره که از زمین بیرون میآیند را میداند. (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) و تقدیرات و فرشتگان و روزیهایی را که از آسمان فرود میآید میداند (﴿وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و فرشتگان و ارواح و دعاها و اعمال و غیره را که در آسمانها بالا میروند میداند. (﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾) و او با شماست هرکجا که باشید. همچنان که خداوند متعال فرموده است:﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾ هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه تن نیست مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست؛ و اگر پنج تا باشند، ششمین آنها خداست؛ و اگر کمتر یا بیشتر از این باشند، هر کجا که باشند خدا با آنهاست. همراهی خدا با همۀ مخلوقات از طریق علم و اطلاع است، بنابراین وعده و وعید داد که در مقابل اعمال جزا خواهد داد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به کارهایی که از شما سرمیزند بیناست؛ و در برابر کارهای نیک و بدی که انجام میدهید، شما را جزا و سزا خواهد داد.
(5) (﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست؛ او میآفریند، و همه بندۀ او هستند، و در آنها آنگونه که بخواهد تصرّف مینماید، و اوامر تقدیری و شرعی خود را بنابر حکمت الهی خویش در آنها به اجرا میگذارد. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) و کارها و انجام دهندگان آن به سوی خدا برگردانده میشوند.پس بندگان نزد او حاضر میشوند، آنگاه او پاک را از ناپاک جدا مینماید؛ و نیکوکار را به پاداش کار نیکش جزا میدهد؛ و بدکار را به سزای کار بدش کیفر میدهد.
(6) (﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾) شب را در روز داخل میگرداند آنگاه شب آنها را با تاریکیاش میپوشاند و آرام میشوند. سپس روز را در شب داخل میگرداند، و آنگاه تاریکی از زمین رخت بر میبندد و جهان روشن میگردد، و بندگان حرکت میکنند و به دنبال زندگی و منافعشان میروند. و خداوند همواره شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند؛ و یکی را کوتاه و دیگری را طولانی میکند، و همینطور کوتاه و بلند میشوند تا اینکه فصلها به وجود میآیند، و منافع زیادی برای مخلوقات به دست میآید. پس با برکت و خجسته است خداوند، پروردگار جهانیان؛ و بسی برتر و بالاتر است خداوند بزرگوار بخشنده که نعمتهای ظاهری و باطنی به بندگانش داده است. (﴿وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و او به آنچه در دل و سینۀ جهانیان است بیناست. پس هر کس را که شایسته باشد، موفق میگرداند؛ و هر کس را که سزاوار هدایت او نباشد، خوار مینماید.
الحديد 57:7
:آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌبه خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنيد از ميان شما هر که را ايمان آورده و انفاق کرده ، مزدي فراوانش دهند وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ چيست شما را که به خدا ايمان نمي آوريد و حال آنکه پيامبر شما را دعوت مي کند که به پروردگارتان ايمان بياوريد ، و اگر باور داريد از شما پيمان گرفته است ? هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ اوست آن خدايي که بر بنده خود آيات روشن را نازل مي کند تا شما را، ازتاريکي به روشنايي آورد زيرا خدا به شما مشفق و مهربان است. وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و چرا در راه خدا انفاق نمي کنيد و حال آنکه از آن خداست ميراث آسمانها و زمين ? از ميان شما آنان که پيش از فتح انفاق کرده و به جنگ رفته با آنان که بعد از فتح انفاق کرده اند و به جنگ رفته اند برابر نيستند درجت آنان فراتر است و خدا به همه وعده نيک مي دهد و به هر کاري که مي کنيد آگاه است. مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ کيست که خدا را قرض الحسنه دهد تا براي او دو چندانش کند ، و مزدي نيکو يابد ?
(7) خداوند بندگانش را فرمان میدهد تا به او و پیامبرش و به آنچه پیامبر آورده است ایمان بیاورند. همچنین آنها را فرمان میدهد تا از اموالی که خداوند در دست آنها قرار داده، و آنان را در آن جانشین ساخته، انفاق کنند تا بنگرد با آن، چه میکنند. سپس وقتی آنها را به این کار دستور داد، پاداش این کار را ذکر کرد و آنها را تشویق نمود و فرمود: (﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواۡ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) کسانی که هم به خدا و پیغمبرش ایمان آورده و هم در راه خدا بذل و بخشش کردهاند، پاداش بزرگی دارند؛ و بزرگترین پاداش آنها خشنودی پروردگار و دستیابی به سرای بهشت و نعمتهای پایدار آن است، بهشتی که خداوند آن را برای مؤمنان و مجاهدان آماده کرده است. سپس انگیزهای که آنها را به ایمان آوردن فرامیخواند، و عدم وجود مانع برای ایمان آوردن را بیان مینماید و میفرماید:
(8) (﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواۡ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) چه چیزی شما را از ایمان آوردن باز میدارد، در حالی که محمّد صلی الله علیه وسلم بهترین و بزرگوارترین پیامبران، و بهترین دعوتگری است که شما را به سوی خدا فرا میخواند. پس این ایجاب مینماید تا شتابان دعوت او را اجابت کنید؛ و به حقّی که با خود آورده است لبّیک بگوئید. و از شما عهد و پیمان گرفته که ایمان بیاورید، اگر شما مؤمن هستید. با وجود این از آنجا که به شما لطف دارد، فقط به این اکتفا نکرده است که بهترین و برترین شخصیت جهان شما را دعوت کند، بلکه پیامبر را با معجزات تأیید نموده، و با نشانههای روشن شما را به راست بودن آنچه که آورده راهنمایی کرده است.
(9) بنابراین فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ﴾) خداوند ذاتی است که بر بندهاش آیههای روشن نازل میکند؛ یعنی آیاتی که روشن هستند و خردمندان را بر صحّت و درستی همۀ آنچه که پیامبر آورده و بر اینکه آن حقّ و راست و یقینی است راهنمایی میکنند. (﴿لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) تا با فرستادن پیامبر به سوی شما، و کتاب و حکمتی که خداوند بر دست او نازل کرده است، شما را از تاریکیهای جهالت و کفر بیرون بیاورد، و به نور علم و ایمان برساند. و این برای آن است که خداوند نسبت به شما لطف دارد، و در حقّ شما مهربان است، طوری که خداوند از مادر نسبت به فرزندش مهربانتر است. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) و خداوند نسبت به شما بخشندۀ مهربان است.
(10) (﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه چیز شما را از انفاق کردن در راه خدا بازمیدارد، [راه خدا که همۀ راههای خیر را در بر میگیرد]؟ چه چیز باعث میشود تا تنگ چشمی و بخل بورزید، حال آنکه شما چیزی ندارید بلکه همۀ اموال و داراییتان یا از دست شما بیرون خواهد آمد و یا شما از آنها جدا خواهید شد، آنگاه دارایی به صاحبش که خداوند تبارک و تعالی است برمیگردد. پس مادامی که اموالی را در دست دارید، انفاق را غنیمت شمارید و فرصت را غنیمت بدانید. سپس خداوند تفاضل اعمال را برحسب حالات و حکمت الهی بیان کرد و فرمود: (﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوۡلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواۡ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواۡ﴾) کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردهاند و جنگیدهاند، با انفاق کنندگان و جهادگران پس از فتح یکسان و برابر نیستند. منظور از فتح در اینجا، فتح حدیبیه است؛ آنگاه که میان پیامبر و قریش پیمان صلح امضاء شد که از بزرگترین فتوحات میباشد و در آن اسلام گسترش یافت و مسلمانها با کافران درآمیختند و بدون مخالفتِ کسی دعوت کردن به دین ممکن شد. پس در این وقت گروههای زیادی به اسلام گرویدند، و اسلام قدرت و عزّت بزرگی به دست آورد. ومسلمانها قبل از این فتح، جز در سرزمینی که اهالی آن مسلمان شده بودند مانند مدینه و توابع آن نمیتوانستند به دین دعوت کنند. و کسانی که از سرزمین مکّه یا دیگر شهرهای مشرکین بودند، وقتی مسلمان میشدند مورد اذیّت و آزار قرار میگرفتند و هراس داشتند. بنابراین کسانی که پیش از فتح مسلمان شده و انفاق کرده و جنگیدهاند، پاداش و مقام بزرگتر و برتری دارند نسبت به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند. همانطور که حکمت نیز این را اقتضا مینماید. بنابراین پیشگامان و بزرگان اصحاب اغلب قبل از فتح مسلمان شده بودند. و از آنجا که برتری قایل شدن برای آن دسته از مسلمانان که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کردهاند، این توهّم را ایجاد میکند که چه بسا کسانی که دیگران بر آنان برتری داده شدهاند نوعی کاستی و عیب دارند، خداوند این توهّم را ردّ کرد و فرمود: (﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و خداوند به هریک از آنان؛ یعنی هم به کسانی که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کرده و جهاد نمودهاند، و هم به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند وعدۀ بهشت داده است. و این بر فضیلت همۀ اصحاب ـ رضیالله عنهم ـ دلالت میکند که خداوند به مؤمن بودنشان گواهی داده، و آنها را وعدۀ بهشت داده است (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید بیناست. پس هرکدام از شما را بر اساس آنچه که انجام داده است، پاداش میدهد.
(11) سپس آنها را تشویق نمود تا در راه خدا انفاق کنند؛ چون جهاد در راه خدا بدون انفاق و بذل اموال برای ساماندهی جهاد میسّر نیست. پس فرمود: (﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) کیست که به خدا قرض نیکویی دهد؛ و آن انفاق و بذل و بخشش پاکیزه است که خالصانه برای خداست، و مطابق با رضایت او از مال و دارایی حلال داده میشود. و این از لطف خداوندی است که چنین بذل و بخششی را قرض نامیده است، حال آنکه مال و دارایی همه از آن او است و همه بندۀ او هستند. و وعده داده که آن را چندین برابر میگرداند، و او بزرگوار و بخشنده است. و این دو چندان کردن در روز قیامت است؛ روزی که نیازمندیِ هر انسانی روشن و آشکار میگردد. و هر انسانی به کوچکترین پاداش نیک نیازمند است. بنابراین فرمود:
الحديد 57:8
:آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌبه خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنيد از ميان شما هر که را ايمان آورده و انفاق کرده ، مزدي فراوانش دهند وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ چيست شما را که به خدا ايمان نمي آوريد و حال آنکه پيامبر شما را دعوت مي کند که به پروردگارتان ايمان بياوريد ، و اگر باور داريد از شما پيمان گرفته است ? هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ اوست آن خدايي که بر بنده خود آيات روشن را نازل مي کند تا شما را، ازتاريکي به روشنايي آورد زيرا خدا به شما مشفق و مهربان است. وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و چرا در راه خدا انفاق نمي کنيد و حال آنکه از آن خداست ميراث آسمانها و زمين ? از ميان شما آنان که پيش از فتح انفاق کرده و به جنگ رفته با آنان که بعد از فتح انفاق کرده اند و به جنگ رفته اند برابر نيستند درجت آنان فراتر است و خدا به همه وعده نيک مي دهد و به هر کاري که مي کنيد آگاه است. مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ کيست که خدا را قرض الحسنه دهد تا براي او دو چندانش کند ، و مزدي نيکو يابد ?
(7) خداوند بندگانش را فرمان میدهد تا به او و پیامبرش و به آنچه پیامبر آورده است ایمان بیاورند. همچنین آنها را فرمان میدهد تا از اموالی که خداوند در دست آنها قرار داده، و آنان را در آن جانشین ساخته، انفاق کنند تا بنگرد با آن، چه میکنند. سپس وقتی آنها را به این کار دستور داد، پاداش این کار را ذکر کرد و آنها را تشویق نمود و فرمود: (﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواۡ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) کسانی که هم به خدا و پیغمبرش ایمان آورده و هم در راه خدا بذل و بخشش کردهاند، پاداش بزرگی دارند؛ و بزرگترین پاداش آنها خشنودی پروردگار و دستیابی به سرای بهشت و نعمتهای پایدار آن است، بهشتی که خداوند آن را برای مؤمنان و مجاهدان آماده کرده است. سپس انگیزهای که آنها را به ایمان آوردن فرامیخواند، و عدم وجود مانع برای ایمان آوردن را بیان مینماید و میفرماید:
(8) (﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواۡ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) چه چیزی شما را از ایمان آوردن باز میدارد، در حالی که محمّد صلی الله علیه وسلم بهترین و بزرگوارترین پیامبران، و بهترین دعوتگری است که شما را به سوی خدا فرا میخواند. پس این ایجاب مینماید تا شتابان دعوت او را اجابت کنید؛ و به حقّی که با خود آورده است لبّیک بگوئید. و از شما عهد و پیمان گرفته که ایمان بیاورید، اگر شما مؤمن هستید. با وجود این از آنجا که به شما لطف دارد، فقط به این اکتفا نکرده است که بهترین و برترین شخصیت جهان شما را دعوت کند، بلکه پیامبر را با معجزات تأیید نموده، و با نشانههای روشن شما را به راست بودن آنچه که آورده راهنمایی کرده است.
(9) بنابراین فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ﴾) خداوند ذاتی است که بر بندهاش آیههای روشن نازل میکند؛ یعنی آیاتی که روشن هستند و خردمندان را بر صحّت و درستی همۀ آنچه که پیامبر آورده و بر اینکه آن حقّ و راست و یقینی است راهنمایی میکنند. (﴿لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) تا با فرستادن پیامبر به سوی شما، و کتاب و حکمتی که خداوند بر دست او نازل کرده است، شما را از تاریکیهای جهالت و کفر بیرون بیاورد، و به نور علم و ایمان برساند. و این برای آن است که خداوند نسبت به شما لطف دارد، و در حقّ شما مهربان است، طوری که خداوند از مادر نسبت به فرزندش مهربانتر است. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) و خداوند نسبت به شما بخشندۀ مهربان است.
(10) (﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه چیز شما را از انفاق کردن در راه خدا بازمیدارد، [راه خدا که همۀ راههای خیر را در بر میگیرد]؟ چه چیز باعث میشود تا تنگ چشمی و بخل بورزید، حال آنکه شما چیزی ندارید بلکه همۀ اموال و داراییتان یا از دست شما بیرون خواهد آمد و یا شما از آنها جدا خواهید شد، آنگاه دارایی به صاحبش که خداوند تبارک و تعالی است برمیگردد. پس مادامی که اموالی را در دست دارید، انفاق را غنیمت شمارید و فرصت را غنیمت بدانید. سپس خداوند تفاضل اعمال را برحسب حالات و حکمت الهی بیان کرد و فرمود: (﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوۡلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواۡ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواۡ﴾) کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردهاند و جنگیدهاند، با انفاق کنندگان و جهادگران پس از فتح یکسان و برابر نیستند. منظور از فتح در اینجا، فتح حدیبیه است؛ آنگاه که میان پیامبر و قریش پیمان صلح امضاء شد که از بزرگترین فتوحات میباشد و در آن اسلام گسترش یافت و مسلمانها با کافران درآمیختند و بدون مخالفتِ کسی دعوت کردن به دین ممکن شد. پس در این وقت گروههای زیادی به اسلام گرویدند، و اسلام قدرت و عزّت بزرگی به دست آورد. ومسلمانها قبل از این فتح، جز در سرزمینی که اهالی آن مسلمان شده بودند مانند مدینه و توابع آن نمیتوانستند به دین دعوت کنند. و کسانی که از سرزمین مکّه یا دیگر شهرهای مشرکین بودند، وقتی مسلمان میشدند مورد اذیّت و آزار قرار میگرفتند و هراس داشتند. بنابراین کسانی که پیش از فتح مسلمان شده و انفاق کرده و جنگیدهاند، پاداش و مقام بزرگتر و برتری دارند نسبت به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند. همانطور که حکمت نیز این را اقتضا مینماید. بنابراین پیشگامان و بزرگان اصحاب اغلب قبل از فتح مسلمان شده بودند. و از آنجا که برتری قایل شدن برای آن دسته از مسلمانان که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کردهاند، این توهّم را ایجاد میکند که چه بسا کسانی که دیگران بر آنان برتری داده شدهاند نوعی کاستی و عیب دارند، خداوند این توهّم را ردّ کرد و فرمود: (﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و خداوند به هریک از آنان؛ یعنی هم به کسانی که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کرده و جهاد نمودهاند، و هم به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند وعدۀ بهشت داده است. و این بر فضیلت همۀ اصحاب ـ رضیالله عنهم ـ دلالت میکند که خداوند به مؤمن بودنشان گواهی داده، و آنها را وعدۀ بهشت داده است (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید بیناست. پس هرکدام از شما را بر اساس آنچه که انجام داده است، پاداش میدهد.
(11) سپس آنها را تشویق نمود تا در راه خدا انفاق کنند؛ چون جهاد در راه خدا بدون انفاق و بذل اموال برای ساماندهی جهاد میسّر نیست. پس فرمود: (﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) کیست که به خدا قرض نیکویی دهد؛ و آن انفاق و بذل و بخشش پاکیزه است که خالصانه برای خداست، و مطابق با رضایت او از مال و دارایی حلال داده میشود. و این از لطف خداوندی است که چنین بذل و بخششی را قرض نامیده است، حال آنکه مال و دارایی همه از آن او است و همه بندۀ او هستند. و وعده داده که آن را چندین برابر میگرداند، و او بزرگوار و بخشنده است. و این دو چندان کردن در روز قیامت است؛ روزی که نیازمندیِ هر انسانی روشن و آشکار میگردد. و هر انسانی به کوچکترین پاداش نیک نیازمند است. بنابراین فرمود:
الحديد 57:9
:آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌبه خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنيد از ميان شما هر که را ايمان آورده و انفاق کرده ، مزدي فراوانش دهند وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ چيست شما را که به خدا ايمان نمي آوريد و حال آنکه پيامبر شما را دعوت مي کند که به پروردگارتان ايمان بياوريد ، و اگر باور داريد از شما پيمان گرفته است ? هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ اوست آن خدايي که بر بنده خود آيات روشن را نازل مي کند تا شما را، ازتاريکي به روشنايي آورد زيرا خدا به شما مشفق و مهربان است. وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و چرا در راه خدا انفاق نمي کنيد و حال آنکه از آن خداست ميراث آسمانها و زمين ? از ميان شما آنان که پيش از فتح انفاق کرده و به جنگ رفته با آنان که بعد از فتح انفاق کرده اند و به جنگ رفته اند برابر نيستند درجت آنان فراتر است و خدا به همه وعده نيک مي دهد و به هر کاري که مي کنيد آگاه است. مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ کيست که خدا را قرض الحسنه دهد تا براي او دو چندانش کند ، و مزدي نيکو يابد ?
(7) خداوند بندگانش را فرمان میدهد تا به او و پیامبرش و به آنچه پیامبر آورده است ایمان بیاورند. همچنین آنها را فرمان میدهد تا از اموالی که خداوند در دست آنها قرار داده، و آنان را در آن جانشین ساخته، انفاق کنند تا بنگرد با آن، چه میکنند. سپس وقتی آنها را به این کار دستور داد، پاداش این کار را ذکر کرد و آنها را تشویق نمود و فرمود: (﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواۡ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) کسانی که هم به خدا و پیغمبرش ایمان آورده و هم در راه خدا بذل و بخشش کردهاند، پاداش بزرگی دارند؛ و بزرگترین پاداش آنها خشنودی پروردگار و دستیابی به سرای بهشت و نعمتهای پایدار آن است، بهشتی که خداوند آن را برای مؤمنان و مجاهدان آماده کرده است. سپس انگیزهای که آنها را به ایمان آوردن فرامیخواند، و عدم وجود مانع برای ایمان آوردن را بیان مینماید و میفرماید:
(8) (﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواۡ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) چه چیزی شما را از ایمان آوردن باز میدارد، در حالی که محمّد صلی الله علیه وسلم بهترین و بزرگوارترین پیامبران، و بهترین دعوتگری است که شما را به سوی خدا فرا میخواند. پس این ایجاب مینماید تا شتابان دعوت او را اجابت کنید؛ و به حقّی که با خود آورده است لبّیک بگوئید. و از شما عهد و پیمان گرفته که ایمان بیاورید، اگر شما مؤمن هستید. با وجود این از آنجا که به شما لطف دارد، فقط به این اکتفا نکرده است که بهترین و برترین شخصیت جهان شما را دعوت کند، بلکه پیامبر را با معجزات تأیید نموده، و با نشانههای روشن شما را به راست بودن آنچه که آورده راهنمایی کرده است.
(9) بنابراین فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ﴾) خداوند ذاتی است که بر بندهاش آیههای روشن نازل میکند؛ یعنی آیاتی که روشن هستند و خردمندان را بر صحّت و درستی همۀ آنچه که پیامبر آورده و بر اینکه آن حقّ و راست و یقینی است راهنمایی میکنند. (﴿لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) تا با فرستادن پیامبر به سوی شما، و کتاب و حکمتی که خداوند بر دست او نازل کرده است، شما را از تاریکیهای جهالت و کفر بیرون بیاورد، و به نور علم و ایمان برساند. و این برای آن است که خداوند نسبت به شما لطف دارد، و در حقّ شما مهربان است، طوری که خداوند از مادر نسبت به فرزندش مهربانتر است. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) و خداوند نسبت به شما بخشندۀ مهربان است.
(10) (﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه چیز شما را از انفاق کردن در راه خدا بازمیدارد، [راه خدا که همۀ راههای خیر را در بر میگیرد]؟ چه چیز باعث میشود تا تنگ چشمی و بخل بورزید، حال آنکه شما چیزی ندارید بلکه همۀ اموال و داراییتان یا از دست شما بیرون خواهد آمد و یا شما از آنها جدا خواهید شد، آنگاه دارایی به صاحبش که خداوند تبارک و تعالی است برمیگردد. پس مادامی که اموالی را در دست دارید، انفاق را غنیمت شمارید و فرصت را غنیمت بدانید. سپس خداوند تفاضل اعمال را برحسب حالات و حکمت الهی بیان کرد و فرمود: (﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوۡلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواۡ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواۡ﴾) کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردهاند و جنگیدهاند، با انفاق کنندگان و جهادگران پس از فتح یکسان و برابر نیستند. منظور از فتح در اینجا، فتح حدیبیه است؛ آنگاه که میان پیامبر و قریش پیمان صلح امضاء شد که از بزرگترین فتوحات میباشد و در آن اسلام گسترش یافت و مسلمانها با کافران درآمیختند و بدون مخالفتِ کسی دعوت کردن به دین ممکن شد. پس در این وقت گروههای زیادی به اسلام گرویدند، و اسلام قدرت و عزّت بزرگی به دست آورد. ومسلمانها قبل از این فتح، جز در سرزمینی که اهالی آن مسلمان شده بودند مانند مدینه و توابع آن نمیتوانستند به دین دعوت کنند. و کسانی که از سرزمین مکّه یا دیگر شهرهای مشرکین بودند، وقتی مسلمان میشدند مورد اذیّت و آزار قرار میگرفتند و هراس داشتند. بنابراین کسانی که پیش از فتح مسلمان شده و انفاق کرده و جنگیدهاند، پاداش و مقام بزرگتر و برتری دارند نسبت به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند. همانطور که حکمت نیز این را اقتضا مینماید. بنابراین پیشگامان و بزرگان اصحاب اغلب قبل از فتح مسلمان شده بودند. و از آنجا که برتری قایل شدن برای آن دسته از مسلمانان که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کردهاند، این توهّم را ایجاد میکند که چه بسا کسانی که دیگران بر آنان برتری داده شدهاند نوعی کاستی و عیب دارند، خداوند این توهّم را ردّ کرد و فرمود: (﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و خداوند به هریک از آنان؛ یعنی هم به کسانی که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کرده و جهاد نمودهاند، و هم به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند وعدۀ بهشت داده است. و این بر فضیلت همۀ اصحاب ـ رضیالله عنهم ـ دلالت میکند که خداوند به مؤمن بودنشان گواهی داده، و آنها را وعدۀ بهشت داده است (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید بیناست. پس هرکدام از شما را بر اساس آنچه که انجام داده است، پاداش میدهد.
(11) سپس آنها را تشویق نمود تا در راه خدا انفاق کنند؛ چون جهاد در راه خدا بدون انفاق و بذل اموال برای ساماندهی جهاد میسّر نیست. پس فرمود: (﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) کیست که به خدا قرض نیکویی دهد؛ و آن انفاق و بذل و بخشش پاکیزه است که خالصانه برای خداست، و مطابق با رضایت او از مال و دارایی حلال داده میشود. و این از لطف خداوندی است که چنین بذل و بخششی را قرض نامیده است، حال آنکه مال و دارایی همه از آن او است و همه بندۀ او هستند. و وعده داده که آن را چندین برابر میگرداند، و او بزرگوار و بخشنده است. و این دو چندان کردن در روز قیامت است؛ روزی که نیازمندیِ هر انسانی روشن و آشکار میگردد. و هر انسانی به کوچکترین پاداش نیک نیازمند است. بنابراین فرمود:
الحديد 57:10
:آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌبه خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنيد از ميان شما هر که را ايمان آورده و انفاق کرده ، مزدي فراوانش دهند وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ چيست شما را که به خدا ايمان نمي آوريد و حال آنکه پيامبر شما را دعوت مي کند که به پروردگارتان ايمان بياوريد ، و اگر باور داريد از شما پيمان گرفته است ? هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ اوست آن خدايي که بر بنده خود آيات روشن را نازل مي کند تا شما را، ازتاريکي به روشنايي آورد زيرا خدا به شما مشفق و مهربان است. وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و چرا در راه خدا انفاق نمي کنيد و حال آنکه از آن خداست ميراث آسمانها و زمين ? از ميان شما آنان که پيش از فتح انفاق کرده و به جنگ رفته با آنان که بعد از فتح انفاق کرده اند و به جنگ رفته اند برابر نيستند درجت آنان فراتر است و خدا به همه وعده نيک مي دهد و به هر کاري که مي کنيد آگاه است. مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ کيست که خدا را قرض الحسنه دهد تا براي او دو چندانش کند ، و مزدي نيکو يابد ?
(7) خداوند بندگانش را فرمان میدهد تا به او و پیامبرش و به آنچه پیامبر آورده است ایمان بیاورند. همچنین آنها را فرمان میدهد تا از اموالی که خداوند در دست آنها قرار داده، و آنان را در آن جانشین ساخته، انفاق کنند تا بنگرد با آن، چه میکنند. سپس وقتی آنها را به این کار دستور داد، پاداش این کار را ذکر کرد و آنها را تشویق نمود و فرمود: (﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواۡ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) کسانی که هم به خدا و پیغمبرش ایمان آورده و هم در راه خدا بذل و بخشش کردهاند، پاداش بزرگی دارند؛ و بزرگترین پاداش آنها خشنودی پروردگار و دستیابی به سرای بهشت و نعمتهای پایدار آن است، بهشتی که خداوند آن را برای مؤمنان و مجاهدان آماده کرده است. سپس انگیزهای که آنها را به ایمان آوردن فرامیخواند، و عدم وجود مانع برای ایمان آوردن را بیان مینماید و میفرماید:
(8) (﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواۡ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) چه چیزی شما را از ایمان آوردن باز میدارد، در حالی که محمّد صلی الله علیه وسلم بهترین و بزرگوارترین پیامبران، و بهترین دعوتگری است که شما را به سوی خدا فرا میخواند. پس این ایجاب مینماید تا شتابان دعوت او را اجابت کنید؛ و به حقّی که با خود آورده است لبّیک بگوئید. و از شما عهد و پیمان گرفته که ایمان بیاورید، اگر شما مؤمن هستید. با وجود این از آنجا که به شما لطف دارد، فقط به این اکتفا نکرده است که بهترین و برترین شخصیت جهان شما را دعوت کند، بلکه پیامبر را با معجزات تأیید نموده، و با نشانههای روشن شما را به راست بودن آنچه که آورده راهنمایی کرده است.
(9) بنابراین فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ﴾) خداوند ذاتی است که بر بندهاش آیههای روشن نازل میکند؛ یعنی آیاتی که روشن هستند و خردمندان را بر صحّت و درستی همۀ آنچه که پیامبر آورده و بر اینکه آن حقّ و راست و یقینی است راهنمایی میکنند. (﴿لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) تا با فرستادن پیامبر به سوی شما، و کتاب و حکمتی که خداوند بر دست او نازل کرده است، شما را از تاریکیهای جهالت و کفر بیرون بیاورد، و به نور علم و ایمان برساند. و این برای آن است که خداوند نسبت به شما لطف دارد، و در حقّ شما مهربان است، طوری که خداوند از مادر نسبت به فرزندش مهربانتر است. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) و خداوند نسبت به شما بخشندۀ مهربان است.
(10) (﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه چیز شما را از انفاق کردن در راه خدا بازمیدارد، [راه خدا که همۀ راههای خیر را در بر میگیرد]؟ چه چیز باعث میشود تا تنگ چشمی و بخل بورزید، حال آنکه شما چیزی ندارید بلکه همۀ اموال و داراییتان یا از دست شما بیرون خواهد آمد و یا شما از آنها جدا خواهید شد، آنگاه دارایی به صاحبش که خداوند تبارک و تعالی است برمیگردد. پس مادامی که اموالی را در دست دارید، انفاق را غنیمت شمارید و فرصت را غنیمت بدانید. سپس خداوند تفاضل اعمال را برحسب حالات و حکمت الهی بیان کرد و فرمود: (﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوۡلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواۡ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواۡ﴾) کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردهاند و جنگیدهاند، با انفاق کنندگان و جهادگران پس از فتح یکسان و برابر نیستند. منظور از فتح در اینجا، فتح حدیبیه است؛ آنگاه که میان پیامبر و قریش پیمان صلح امضاء شد که از بزرگترین فتوحات میباشد و در آن اسلام گسترش یافت و مسلمانها با کافران درآمیختند و بدون مخالفتِ کسی دعوت کردن به دین ممکن شد. پس در این وقت گروههای زیادی به اسلام گرویدند، و اسلام قدرت و عزّت بزرگی به دست آورد. ومسلمانها قبل از این فتح، جز در سرزمینی که اهالی آن مسلمان شده بودند مانند مدینه و توابع آن نمیتوانستند به دین دعوت کنند. و کسانی که از سرزمین مکّه یا دیگر شهرهای مشرکین بودند، وقتی مسلمان میشدند مورد اذیّت و آزار قرار میگرفتند و هراس داشتند. بنابراین کسانی که پیش از فتح مسلمان شده و انفاق کرده و جنگیدهاند، پاداش و مقام بزرگتر و برتری دارند نسبت به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند. همانطور که حکمت نیز این را اقتضا مینماید. بنابراین پیشگامان و بزرگان اصحاب اغلب قبل از فتح مسلمان شده بودند. و از آنجا که برتری قایل شدن برای آن دسته از مسلمانان که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کردهاند، این توهّم را ایجاد میکند که چه بسا کسانی که دیگران بر آنان برتری داده شدهاند نوعی کاستی و عیب دارند، خداوند این توهّم را ردّ کرد و فرمود: (﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و خداوند به هریک از آنان؛ یعنی هم به کسانی که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کرده و جهاد نمودهاند، و هم به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند وعدۀ بهشت داده است. و این بر فضیلت همۀ اصحاب ـ رضیالله عنهم ـ دلالت میکند که خداوند به مؤمن بودنشان گواهی داده، و آنها را وعدۀ بهشت داده است (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید بیناست. پس هرکدام از شما را بر اساس آنچه که انجام داده است، پاداش میدهد.
(11) سپس آنها را تشویق نمود تا در راه خدا انفاق کنند؛ چون جهاد در راه خدا بدون انفاق و بذل اموال برای ساماندهی جهاد میسّر نیست. پس فرمود: (﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) کیست که به خدا قرض نیکویی دهد؛ و آن انفاق و بذل و بخشش پاکیزه است که خالصانه برای خداست، و مطابق با رضایت او از مال و دارایی حلال داده میشود. و این از لطف خداوندی است که چنین بذل و بخششی را قرض نامیده است، حال آنکه مال و دارایی همه از آن او است و همه بندۀ او هستند. و وعده داده که آن را چندین برابر میگرداند، و او بزرگوار و بخشنده است. و این دو چندان کردن در روز قیامت است؛ روزی که نیازمندیِ هر انسانی روشن و آشکار میگردد. و هر انسانی به کوچکترین پاداش نیک نیازمند است. بنابراین فرمود:
الحديد 57:11
:آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌبه خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنيد از ميان شما هر که را ايمان آورده و انفاق کرده ، مزدي فراوانش دهند وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ چيست شما را که به خدا ايمان نمي آوريد و حال آنکه پيامبر شما را دعوت مي کند که به پروردگارتان ايمان بياوريد ، و اگر باور داريد از شما پيمان گرفته است ? هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ اوست آن خدايي که بر بنده خود آيات روشن را نازل مي کند تا شما را، ازتاريکي به روشنايي آورد زيرا خدا به شما مشفق و مهربان است. وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و چرا در راه خدا انفاق نمي کنيد و حال آنکه از آن خداست ميراث آسمانها و زمين ? از ميان شما آنان که پيش از فتح انفاق کرده و به جنگ رفته با آنان که بعد از فتح انفاق کرده اند و به جنگ رفته اند برابر نيستند درجت آنان فراتر است و خدا به همه وعده نيک مي دهد و به هر کاري که مي کنيد آگاه است. مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ کيست که خدا را قرض الحسنه دهد تا براي او دو چندانش کند ، و مزدي نيکو يابد ?
(7) خداوند بندگانش را فرمان میدهد تا به او و پیامبرش و به آنچه پیامبر آورده است ایمان بیاورند. همچنین آنها را فرمان میدهد تا از اموالی که خداوند در دست آنها قرار داده، و آنان را در آن جانشین ساخته، انفاق کنند تا بنگرد با آن، چه میکنند. سپس وقتی آنها را به این کار دستور داد، پاداش این کار را ذکر کرد و آنها را تشویق نمود و فرمود: (﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواۡ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) کسانی که هم به خدا و پیغمبرش ایمان آورده و هم در راه خدا بذل و بخشش کردهاند، پاداش بزرگی دارند؛ و بزرگترین پاداش آنها خشنودی پروردگار و دستیابی به سرای بهشت و نعمتهای پایدار آن است، بهشتی که خداوند آن را برای مؤمنان و مجاهدان آماده کرده است. سپس انگیزهای که آنها را به ایمان آوردن فرامیخواند، و عدم وجود مانع برای ایمان آوردن را بیان مینماید و میفرماید:
(8) (﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواۡ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) چه چیزی شما را از ایمان آوردن باز میدارد، در حالی که محمّد صلی الله علیه وسلم بهترین و بزرگوارترین پیامبران، و بهترین دعوتگری است که شما را به سوی خدا فرا میخواند. پس این ایجاب مینماید تا شتابان دعوت او را اجابت کنید؛ و به حقّی که با خود آورده است لبّیک بگوئید. و از شما عهد و پیمان گرفته که ایمان بیاورید، اگر شما مؤمن هستید. با وجود این از آنجا که به شما لطف دارد، فقط به این اکتفا نکرده است که بهترین و برترین شخصیت جهان شما را دعوت کند، بلکه پیامبر را با معجزات تأیید نموده، و با نشانههای روشن شما را به راست بودن آنچه که آورده راهنمایی کرده است.
(9) بنابراین فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ﴾) خداوند ذاتی است که بر بندهاش آیههای روشن نازل میکند؛ یعنی آیاتی که روشن هستند و خردمندان را بر صحّت و درستی همۀ آنچه که پیامبر آورده و بر اینکه آن حقّ و راست و یقینی است راهنمایی میکنند. (﴿لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾) تا با فرستادن پیامبر به سوی شما، و کتاب و حکمتی که خداوند بر دست او نازل کرده است، شما را از تاریکیهای جهالت و کفر بیرون بیاورد، و به نور علم و ایمان برساند. و این برای آن است که خداوند نسبت به شما لطف دارد، و در حقّ شما مهربان است، طوری که خداوند از مادر نسبت به فرزندش مهربانتر است. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) و خداوند نسبت به شما بخشندۀ مهربان است.
(10) (﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه چیز شما را از انفاق کردن در راه خدا بازمیدارد، [راه خدا که همۀ راههای خیر را در بر میگیرد]؟ چه چیز باعث میشود تا تنگ چشمی و بخل بورزید، حال آنکه شما چیزی ندارید بلکه همۀ اموال و داراییتان یا از دست شما بیرون خواهد آمد و یا شما از آنها جدا خواهید شد، آنگاه دارایی به صاحبش که خداوند تبارک و تعالی است برمیگردد. پس مادامی که اموالی را در دست دارید، انفاق را غنیمت شمارید و فرصت را غنیمت بدانید. سپس خداوند تفاضل اعمال را برحسب حالات و حکمت الهی بیان کرد و فرمود: (﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوۡلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواۡ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواۡ﴾) کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردهاند و جنگیدهاند، با انفاق کنندگان و جهادگران پس از فتح یکسان و برابر نیستند. منظور از فتح در اینجا، فتح حدیبیه است؛ آنگاه که میان پیامبر و قریش پیمان صلح امضاء شد که از بزرگترین فتوحات میباشد و در آن اسلام گسترش یافت و مسلمانها با کافران درآمیختند و بدون مخالفتِ کسی دعوت کردن به دین ممکن شد. پس در این وقت گروههای زیادی به اسلام گرویدند، و اسلام قدرت و عزّت بزرگی به دست آورد. ومسلمانها قبل از این فتح، جز در سرزمینی که اهالی آن مسلمان شده بودند مانند مدینه و توابع آن نمیتوانستند به دین دعوت کنند. و کسانی که از سرزمین مکّه یا دیگر شهرهای مشرکین بودند، وقتی مسلمان میشدند مورد اذیّت و آزار قرار میگرفتند و هراس داشتند. بنابراین کسانی که پیش از فتح مسلمان شده و انفاق کرده و جنگیدهاند، پاداش و مقام بزرگتر و برتری دارند نسبت به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند. همانطور که حکمت نیز این را اقتضا مینماید. بنابراین پیشگامان و بزرگان اصحاب اغلب قبل از فتح مسلمان شده بودند. و از آنجا که برتری قایل شدن برای آن دسته از مسلمانان که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کردهاند، این توهّم را ایجاد میکند که چه بسا کسانی که دیگران بر آنان برتری داده شدهاند نوعی کاستی و عیب دارند، خداوند این توهّم را ردّ کرد و فرمود: (﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و خداوند به هریک از آنان؛ یعنی هم به کسانی که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کرده و جهاد نمودهاند، و هم به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند وعدۀ بهشت داده است. و این بر فضیلت همۀ اصحاب ـ رضیالله عنهم ـ دلالت میکند که خداوند به مؤمن بودنشان گواهی داده، و آنها را وعدۀ بهشت داده است (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید بیناست. پس هرکدام از شما را بر اساس آنچه که انجام داده است، پاداش میدهد.
(11) سپس آنها را تشویق نمود تا در راه خدا انفاق کنند؛ چون جهاد در راه خدا بدون انفاق و بذل اموال برای ساماندهی جهاد میسّر نیست. پس فرمود: (﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) کیست که به خدا قرض نیکویی دهد؛ و آن انفاق و بذل و بخشش پاکیزه است که خالصانه برای خداست، و مطابق با رضایت او از مال و دارایی حلال داده میشود. و این از لطف خداوندی است که چنین بذل و بخششی را قرض نامیده است، حال آنکه مال و دارایی همه از آن او است و همه بندۀ او هستند. و وعده داده که آن را چندین برابر میگرداند، و او بزرگوار و بخشنده است. و این دو چندان کردن در روز قیامت است؛ روزی که نیازمندیِ هر انسانی روشن و آشکار میگردد. و هر انسانی به کوچکترین پاداش نیک نیازمند است. بنابراین فرمود:
الحديد 57:12
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ روزي که مردان مؤمن و زنان مؤمن را ببيني که نورشان پيشاپيش و در، سمت راستشان مي رود در آن روز بشارتتان به بهشتهايي است که در آن نهرها روان است و در آن جاويد خواهيد ماند ، و اين کاميابي بزرگي است يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ روزي که مردان منافق و زنان منافق به کساني که ايمان آورده اند مي ، گويند: درنگي کنيد تا از نورتان فروغي گيريم گويند : به دنيا بازگرديد و ازآنجا نور بطلبيد ميانشان ديواري برآورند که بر آن ديوار دري باشد ، درون آن رحمت باشد و بيرون آن عذاب. يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ و آنها را ندا دهند که آيا ما با شما همراه نبوديم ? مي گويند : بلي ، اما شما خويشتن را در بلا افکنديد و به انتظار نشستيد و در شک بوديد و آرزوها شما را بفريفت تا آنگاه که فرمان خدا در رسيد و شيطان به خدا مغرورتان کرد فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و امروز نه از شما فديه اي پذيرند و نه از کافران جايگاهتان آتش است آتش سزاوار شماست و بد سرانجامي است.
(12) خداوند متعال با بیان فضیلت ایمان، و لذّت بردن مؤمنان از آن در روز قیامت، میفرماید: (﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِم﴾) وقتی که قیامت برپا میشود و خورشید و ماه تاریک و بینور میگردند، و مردم در تاریکی قرار میگیرند، و پل صراط روی جهنّم نصب میگردد، در آن هنگام زنان و مردان مؤمن را خواهی دید که نورشان پیش روی آنان و از سمت راستشان با شتاب در حرکت است، پس آنها به وسیلۀ ایمان و نور خود در آن محل دشوار و وحشتناک جلو میروند، و هرکس به اندازۀ ایمان خود نور دارد، و در آن وقت بزرگترین مژده به آنها داده شده و گفته میشود: (﴿بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) امروز شما را مژده باد به باغهایی که رودبارها از زیر کاخهای آن جاری است، و در آنجا جاودانهاید. این است رستگاری بزرگ. سوگند به خدا که این مژده برای آنها بسیار شیرین و لذّتبخش است؛ چون تمامی خواستههای آنها تحقّق یافته، و هر امر ناگوار و نامطلوبی از آنها دور شده است.
(13) وقتی منافقان، مؤمنان را میبینند که به وسیلۀ نورشان راه میروند، و منافقان نورشان خاموش میگردد و در تاریکیها حیران میمانند به مؤمنان میگویند: (﴿ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ﴾) به ما مهلت و فرصت دهید تا از نور شما برگیریم و به وسیلۀ آن حرکت کنیم تا از عذاب نجات یابیم. (﴿قِيلَ ٱرۡجِعُواۡ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواۡ نُورٗا﴾) به آنها گفته میشود: «به پشت سرتان و به دنیا برگردید و نوری بجویید.» یعنی اگر خواستۀ شما ممکن است پس به عقب برگردید، حال آنکه بازگشت به دنیا محال است و امکان ندارد. (﴿فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ﴾) پس میان مؤمنان و منافقان دیوار و دژ محکمی زده میشود. (﴿لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ﴾) داخل آن، که رو به مؤمنان است رحمت میباشد؛ و خارج آن، که رو به منافقان است عذاب است. منافقان، مؤمنان را صدا میزنند
(14) و با تضرّع و زاری میگویند: (﴿أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾) آیا در دنیا ما با شما نبودیم و نمیگفتیم «لا اله الا الله»، و نماز نمیخواندیم و روزه نمیگرفتیم و جهاد نمیکردیم و همان کاری که شما انجام میدادید انجام نمیدادیم؟! (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ﴾) میگویند: «بلی!» شما در دنیا با ما بودید و در ظاهر همان کاری را که ما انجام میدادیم میکردید، ولی اعمال شما منافقانه بود و بدون ایمان و بدون نیّتِ درست انجام میشد. (﴿وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ﴾) ولی شما خود را گرفتار فتنه و بلا نمودید، و چشم به راه ماندید و در خبر خداوند که جای شک و تردیدی در آن نیست شک کردید. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ﴾) و آرزوهای باطل شما را گول زد؛ یعنی گمان بردید و آرزو کردید که آنچه مؤمنان به دست میآورند شما هم به دست خواهید آورد، حال آنکه شما یقین و باور ندارید. (﴿حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ﴾) تا اینکه مرگ به سراغ شما آمد، و شما در آن حالت زشت قرار گرفتید. (﴿وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾) و فریبنده شما را فریفت. و فریبنده، شیطان است که کفر و شک را برای شما آراست، و آنگاه شما به آن اطمینان پیدا کردید و به وعدۀ آن اعتماد نمودید و خبرش را تصدیق کردید.
(15) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) پس امروز هم از شما و هم از کافران هیچ بلاگردانی پذیرفته نمیشود. پس اگر به اندازۀ دو برابر زمین، طلا را به عنوان فدیه بپردازید، از شما پذیرفته نمیشود، (﴿مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) جایگاه شما آتش دوزخ است. (﴿هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) آتش که یاور و سرپرست شماست و شما را به آغوش میگیرد. (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و آتشِ دوزخ چه بد سرنوشتی است! خداوند متعال میفرماید: ﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾ پس امّا هرکس که کفّۀ نیکیهای او سبک باشد، [بداند] که بازگشتگاهش دوزخ است. و تو از کجا دانی که آن چیست؟ آتشی زبانهزن است.
الحديد 57:13
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ روزي که مردان مؤمن و زنان مؤمن را ببيني که نورشان پيشاپيش و در، سمت راستشان مي رود در آن روز بشارتتان به بهشتهايي است که در آن نهرها روان است و در آن جاويد خواهيد ماند ، و اين کاميابي بزرگي است يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ روزي که مردان منافق و زنان منافق به کساني که ايمان آورده اند مي ، گويند: درنگي کنيد تا از نورتان فروغي گيريم گويند : به دنيا بازگرديد و ازآنجا نور بطلبيد ميانشان ديواري برآورند که بر آن ديوار دري باشد ، درون آن رحمت باشد و بيرون آن عذاب. يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ و آنها را ندا دهند که آيا ما با شما همراه نبوديم ? مي گويند : بلي ، اما شما خويشتن را در بلا افکنديد و به انتظار نشستيد و در شک بوديد و آرزوها شما را بفريفت تا آنگاه که فرمان خدا در رسيد و شيطان به خدا مغرورتان کرد فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و امروز نه از شما فديه اي پذيرند و نه از کافران جايگاهتان آتش است آتش سزاوار شماست و بد سرانجامي است.
(12) خداوند متعال با بیان فضیلت ایمان، و لذّت بردن مؤمنان از آن در روز قیامت، میفرماید: (﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِم﴾) وقتی که قیامت برپا میشود و خورشید و ماه تاریک و بینور میگردند، و مردم در تاریکی قرار میگیرند، و پل صراط روی جهنّم نصب میگردد، در آن هنگام زنان و مردان مؤمن را خواهی دید که نورشان پیش روی آنان و از سمت راستشان با شتاب در حرکت است، پس آنها به وسیلۀ ایمان و نور خود در آن محل دشوار و وحشتناک جلو میروند، و هرکس به اندازۀ ایمان خود نور دارد، و در آن وقت بزرگترین مژده به آنها داده شده و گفته میشود: (﴿بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) امروز شما را مژده باد به باغهایی که رودبارها از زیر کاخهای آن جاری است، و در آنجا جاودانهاید. این است رستگاری بزرگ. سوگند به خدا که این مژده برای آنها بسیار شیرین و لذّتبخش است؛ چون تمامی خواستههای آنها تحقّق یافته، و هر امر ناگوار و نامطلوبی از آنها دور شده است.
(13) وقتی منافقان، مؤمنان را میبینند که به وسیلۀ نورشان راه میروند، و منافقان نورشان خاموش میگردد و در تاریکیها حیران میمانند به مؤمنان میگویند: (﴿ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ﴾) به ما مهلت و فرصت دهید تا از نور شما برگیریم و به وسیلۀ آن حرکت کنیم تا از عذاب نجات یابیم. (﴿قِيلَ ٱرۡجِعُواۡ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواۡ نُورٗا﴾) به آنها گفته میشود: «به پشت سرتان و به دنیا برگردید و نوری بجویید.» یعنی اگر خواستۀ شما ممکن است پس به عقب برگردید، حال آنکه بازگشت به دنیا محال است و امکان ندارد. (﴿فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ﴾) پس میان مؤمنان و منافقان دیوار و دژ محکمی زده میشود. (﴿لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ﴾) داخل آن، که رو به مؤمنان است رحمت میباشد؛ و خارج آن، که رو به منافقان است عذاب است. منافقان، مؤمنان را صدا میزنند
(14) و با تضرّع و زاری میگویند: (﴿أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾) آیا در دنیا ما با شما نبودیم و نمیگفتیم «لا اله الا الله»، و نماز نمیخواندیم و روزه نمیگرفتیم و جهاد نمیکردیم و همان کاری که شما انجام میدادید انجام نمیدادیم؟! (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ﴾) میگویند: «بلی!» شما در دنیا با ما بودید و در ظاهر همان کاری را که ما انجام میدادیم میکردید، ولی اعمال شما منافقانه بود و بدون ایمان و بدون نیّتِ درست انجام میشد. (﴿وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ﴾) ولی شما خود را گرفتار فتنه و بلا نمودید، و چشم به راه ماندید و در خبر خداوند که جای شک و تردیدی در آن نیست شک کردید. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ﴾) و آرزوهای باطل شما را گول زد؛ یعنی گمان بردید و آرزو کردید که آنچه مؤمنان به دست میآورند شما هم به دست خواهید آورد، حال آنکه شما یقین و باور ندارید. (﴿حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ﴾) تا اینکه مرگ به سراغ شما آمد، و شما در آن حالت زشت قرار گرفتید. (﴿وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾) و فریبنده شما را فریفت. و فریبنده، شیطان است که کفر و شک را برای شما آراست، و آنگاه شما به آن اطمینان پیدا کردید و به وعدۀ آن اعتماد نمودید و خبرش را تصدیق کردید.
(15) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) پس امروز هم از شما و هم از کافران هیچ بلاگردانی پذیرفته نمیشود. پس اگر به اندازۀ دو برابر زمین، طلا را به عنوان فدیه بپردازید، از شما پذیرفته نمیشود، (﴿مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) جایگاه شما آتش دوزخ است. (﴿هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) آتش که یاور و سرپرست شماست و شما را به آغوش میگیرد. (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و آتشِ دوزخ چه بد سرنوشتی است! خداوند متعال میفرماید: ﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾ پس امّا هرکس که کفّۀ نیکیهای او سبک باشد، [بداند] که بازگشتگاهش دوزخ است. و تو از کجا دانی که آن چیست؟ آتشی زبانهزن است.
الحديد 57:14
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ روزي که مردان مؤمن و زنان مؤمن را ببيني که نورشان پيشاپيش و در، سمت راستشان مي رود در آن روز بشارتتان به بهشتهايي است که در آن نهرها روان است و در آن جاويد خواهيد ماند ، و اين کاميابي بزرگي است يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ روزي که مردان منافق و زنان منافق به کساني که ايمان آورده اند مي ، گويند: درنگي کنيد تا از نورتان فروغي گيريم گويند : به دنيا بازگرديد و ازآنجا نور بطلبيد ميانشان ديواري برآورند که بر آن ديوار دري باشد ، درون آن رحمت باشد و بيرون آن عذاب. يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ و آنها را ندا دهند که آيا ما با شما همراه نبوديم ? مي گويند : بلي ، اما شما خويشتن را در بلا افکنديد و به انتظار نشستيد و در شک بوديد و آرزوها شما را بفريفت تا آنگاه که فرمان خدا در رسيد و شيطان به خدا مغرورتان کرد فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و امروز نه از شما فديه اي پذيرند و نه از کافران جايگاهتان آتش است آتش سزاوار شماست و بد سرانجامي است.
(12) خداوند متعال با بیان فضیلت ایمان، و لذّت بردن مؤمنان از آن در روز قیامت، میفرماید: (﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِم﴾) وقتی که قیامت برپا میشود و خورشید و ماه تاریک و بینور میگردند، و مردم در تاریکی قرار میگیرند، و پل صراط روی جهنّم نصب میگردد، در آن هنگام زنان و مردان مؤمن را خواهی دید که نورشان پیش روی آنان و از سمت راستشان با شتاب در حرکت است، پس آنها به وسیلۀ ایمان و نور خود در آن محل دشوار و وحشتناک جلو میروند، و هرکس به اندازۀ ایمان خود نور دارد، و در آن وقت بزرگترین مژده به آنها داده شده و گفته میشود: (﴿بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) امروز شما را مژده باد به باغهایی که رودبارها از زیر کاخهای آن جاری است، و در آنجا جاودانهاید. این است رستگاری بزرگ. سوگند به خدا که این مژده برای آنها بسیار شیرین و لذّتبخش است؛ چون تمامی خواستههای آنها تحقّق یافته، و هر امر ناگوار و نامطلوبی از آنها دور شده است.
(13) وقتی منافقان، مؤمنان را میبینند که به وسیلۀ نورشان راه میروند، و منافقان نورشان خاموش میگردد و در تاریکیها حیران میمانند به مؤمنان میگویند: (﴿ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ﴾) به ما مهلت و فرصت دهید تا از نور شما برگیریم و به وسیلۀ آن حرکت کنیم تا از عذاب نجات یابیم. (﴿قِيلَ ٱرۡجِعُواۡ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواۡ نُورٗا﴾) به آنها گفته میشود: «به پشت سرتان و به دنیا برگردید و نوری بجویید.» یعنی اگر خواستۀ شما ممکن است پس به عقب برگردید، حال آنکه بازگشت به دنیا محال است و امکان ندارد. (﴿فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ﴾) پس میان مؤمنان و منافقان دیوار و دژ محکمی زده میشود. (﴿لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ﴾) داخل آن، که رو به مؤمنان است رحمت میباشد؛ و خارج آن، که رو به منافقان است عذاب است. منافقان، مؤمنان را صدا میزنند
(14) و با تضرّع و زاری میگویند: (﴿أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾) آیا در دنیا ما با شما نبودیم و نمیگفتیم «لا اله الا الله»، و نماز نمیخواندیم و روزه نمیگرفتیم و جهاد نمیکردیم و همان کاری که شما انجام میدادید انجام نمیدادیم؟! (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ﴾) میگویند: «بلی!» شما در دنیا با ما بودید و در ظاهر همان کاری را که ما انجام میدادیم میکردید، ولی اعمال شما منافقانه بود و بدون ایمان و بدون نیّتِ درست انجام میشد. (﴿وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ﴾) ولی شما خود را گرفتار فتنه و بلا نمودید، و چشم به راه ماندید و در خبر خداوند که جای شک و تردیدی در آن نیست شک کردید. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ﴾) و آرزوهای باطل شما را گول زد؛ یعنی گمان بردید و آرزو کردید که آنچه مؤمنان به دست میآورند شما هم به دست خواهید آورد، حال آنکه شما یقین و باور ندارید. (﴿حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ﴾) تا اینکه مرگ به سراغ شما آمد، و شما در آن حالت زشت قرار گرفتید. (﴿وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾) و فریبنده شما را فریفت. و فریبنده، شیطان است که کفر و شک را برای شما آراست، و آنگاه شما به آن اطمینان پیدا کردید و به وعدۀ آن اعتماد نمودید و خبرش را تصدیق کردید.
(15) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) پس امروز هم از شما و هم از کافران هیچ بلاگردانی پذیرفته نمیشود. پس اگر به اندازۀ دو برابر زمین، طلا را به عنوان فدیه بپردازید، از شما پذیرفته نمیشود، (﴿مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) جایگاه شما آتش دوزخ است. (﴿هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) آتش که یاور و سرپرست شماست و شما را به آغوش میگیرد. (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و آتشِ دوزخ چه بد سرنوشتی است! خداوند متعال میفرماید: ﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾ پس امّا هرکس که کفّۀ نیکیهای او سبک باشد، [بداند] که بازگشتگاهش دوزخ است. و تو از کجا دانی که آن چیست؟ آتشی زبانهزن است.
الحديد 57:15
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ روزي که مردان مؤمن و زنان مؤمن را ببيني که نورشان پيشاپيش و در، سمت راستشان مي رود در آن روز بشارتتان به بهشتهايي است که در آن نهرها روان است و در آن جاويد خواهيد ماند ، و اين کاميابي بزرگي است يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ روزي که مردان منافق و زنان منافق به کساني که ايمان آورده اند مي ، گويند: درنگي کنيد تا از نورتان فروغي گيريم گويند : به دنيا بازگرديد و ازآنجا نور بطلبيد ميانشان ديواري برآورند که بر آن ديوار دري باشد ، درون آن رحمت باشد و بيرون آن عذاب. يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ و آنها را ندا دهند که آيا ما با شما همراه نبوديم ? مي گويند : بلي ، اما شما خويشتن را در بلا افکنديد و به انتظار نشستيد و در شک بوديد و آرزوها شما را بفريفت تا آنگاه که فرمان خدا در رسيد و شيطان به خدا مغرورتان کرد فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و امروز نه از شما فديه اي پذيرند و نه از کافران جايگاهتان آتش است آتش سزاوار شماست و بد سرانجامي است.
(12) خداوند متعال با بیان فضیلت ایمان، و لذّت بردن مؤمنان از آن در روز قیامت، میفرماید: (﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِم﴾) وقتی که قیامت برپا میشود و خورشید و ماه تاریک و بینور میگردند، و مردم در تاریکی قرار میگیرند، و پل صراط روی جهنّم نصب میگردد، در آن هنگام زنان و مردان مؤمن را خواهی دید که نورشان پیش روی آنان و از سمت راستشان با شتاب در حرکت است، پس آنها به وسیلۀ ایمان و نور خود در آن محل دشوار و وحشتناک جلو میروند، و هرکس به اندازۀ ایمان خود نور دارد، و در آن وقت بزرگترین مژده به آنها داده شده و گفته میشود: (﴿بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) امروز شما را مژده باد به باغهایی که رودبارها از زیر کاخهای آن جاری است، و در آنجا جاودانهاید. این است رستگاری بزرگ. سوگند به خدا که این مژده برای آنها بسیار شیرین و لذّتبخش است؛ چون تمامی خواستههای آنها تحقّق یافته، و هر امر ناگوار و نامطلوبی از آنها دور شده است.
(13) وقتی منافقان، مؤمنان را میبینند که به وسیلۀ نورشان راه میروند، و منافقان نورشان خاموش میگردد و در تاریکیها حیران میمانند به مؤمنان میگویند: (﴿ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ﴾) به ما مهلت و فرصت دهید تا از نور شما برگیریم و به وسیلۀ آن حرکت کنیم تا از عذاب نجات یابیم. (﴿قِيلَ ٱرۡجِعُواۡ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواۡ نُورٗا﴾) به آنها گفته میشود: «به پشت سرتان و به دنیا برگردید و نوری بجویید.» یعنی اگر خواستۀ شما ممکن است پس به عقب برگردید، حال آنکه بازگشت به دنیا محال است و امکان ندارد. (﴿فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ﴾) پس میان مؤمنان و منافقان دیوار و دژ محکمی زده میشود. (﴿لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ﴾) داخل آن، که رو به مؤمنان است رحمت میباشد؛ و خارج آن، که رو به منافقان است عذاب است. منافقان، مؤمنان را صدا میزنند
(14) و با تضرّع و زاری میگویند: (﴿أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾) آیا در دنیا ما با شما نبودیم و نمیگفتیم «لا اله الا الله»، و نماز نمیخواندیم و روزه نمیگرفتیم و جهاد نمیکردیم و همان کاری که شما انجام میدادید انجام نمیدادیم؟! (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ﴾) میگویند: «بلی!» شما در دنیا با ما بودید و در ظاهر همان کاری را که ما انجام میدادیم میکردید، ولی اعمال شما منافقانه بود و بدون ایمان و بدون نیّتِ درست انجام میشد. (﴿وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ﴾) ولی شما خود را گرفتار فتنه و بلا نمودید، و چشم به راه ماندید و در خبر خداوند که جای شک و تردیدی در آن نیست شک کردید. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ﴾) و آرزوهای باطل شما را گول زد؛ یعنی گمان بردید و آرزو کردید که آنچه مؤمنان به دست میآورند شما هم به دست خواهید آورد، حال آنکه شما یقین و باور ندارید. (﴿حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ﴾) تا اینکه مرگ به سراغ شما آمد، و شما در آن حالت زشت قرار گرفتید. (﴿وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾) و فریبنده شما را فریفت. و فریبنده، شیطان است که کفر و شک را برای شما آراست، و آنگاه شما به آن اطمینان پیدا کردید و به وعدۀ آن اعتماد نمودید و خبرش را تصدیق کردید.
(15) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) پس امروز هم از شما و هم از کافران هیچ بلاگردانی پذیرفته نمیشود. پس اگر به اندازۀ دو برابر زمین، طلا را به عنوان فدیه بپردازید، از شما پذیرفته نمیشود، (﴿مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) جایگاه شما آتش دوزخ است. (﴿هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) آتش که یاور و سرپرست شماست و شما را به آغوش میگیرد. (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و آتشِ دوزخ چه بد سرنوشتی است! خداوند متعال میفرماید: ﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾ پس امّا هرکس که کفّۀ نیکیهای او سبک باشد، [بداند] که بازگشتگاهش دوزخ است. و تو از کجا دانی که آن چیست؟ آتشی زبانهزن است.
الحديد 57:16
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است که دلهايشان در برابر ياد خدا و آن ، سخن حق که نازل شده است ، خاشع شود ? همانند آن مردمي نباشند که پيش ازاين کتابشان داديم و چون مدتي بر آمد دلهايشان سخت شد و بسياري نافرمان شدند اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ بدانيد که خدا زمين را پس از مردنش زنده مي کند ما آيات را برايتان به روشني بيان کرديم ، باشد که به عقل دريابيد.
(16) وقتی حالت زنان و مردان مؤمن و زنان و مردان منافق را در جهان آخرت بیان کرد، امری که دلها را به کرنش و خشوع برای پروردگار فرامیخواند، مؤمنان را سرزنش کرد که چرا دلهایشان فروتن نمیشود و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَأۡنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِكۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾) آیا وقت آن فرا نرسیده که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا -که قرآن است- بلرزد و کرنش یابد، و مطیع فرمانهای الهی شود، و از آنچه از حقّ نازل شده و محمّد صلی الله علیه وسلم آن را آورده است پیروی نمایند؟ در اینجا آدمی به تلاش برای فروتنی و کرنش قلب برای خداوند، و خضوع یافتن آن در برابر کتاب و حکمتی که خداوند نازل کرده است تشویق شده است. و به این ترغیب شده که مؤمنان باید مواعظ الهی و احکام شرعی را در هر وقت به یاد بیاورند و خود را محاسبه کنند. (﴿وَلَا يَكُونُواۡ كَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) و مانند کسانی نباشند که خداوند کتاب را برای آنها نازل فرمود تا دلهایشان خشوع یابد و کاملاً فرمانبردار باشند، امّا آنها پایدار نماندند، بلکه روزگار بر آنان به درازا کشید، و غفلت و بیخبریشان ادامه یافت، و آنگاه ایمان و باورشان از بین رفت. (﴿فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) سپس سنگدل شدند، و بسیاری از آنها بدکارند. دلها در هر وقت به این نیاز دارند که آنچه را خداوند نازل کرده است یادآوری نمایند، و حکمت را تکرار کنند، و نباید از این غافل شوند؛ چون غفلت از یاد خدا سبب سنگدلی میگردد، و باعث میشود تا هرگز از چشمها به سبب خوف الهی اشک سرازیر نشود.
(17) (﴿ٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) بدانید که خداوند زمین مرده را زنده میگرداند. و ما آیات را برای شما به روشنی بیان کردهایم تا خرد ورزید. چون آیات و نشانههای خدا عقلها را بر شناخت و معرفت الهی راهنمایی میکنند، و اینکه خداوندی که زمین را پس از پژمردگیاش زنده گردانده، میتواند مردگان را پس از مرگشان زنده بگرداند، و آنگاه آنها را طبق کارهایی که کردهاند جزا و سزا بدهد. خداوندی که زمین را با آب باران زنده و خرّم میگرداند، میتواند دلهای مرده را با حقّی که بر پیامبرش نازل فرموده زنده نماید. و این آیه بر این دلالت مینماید که هر کسی به وسیلۀ آیات خداوندی راهیاب نشود و از دستورات و آئینهای الهی فرمانبرداری نکند، عقل و خرد ندارد.
الحديد 57:17
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است که دلهايشان در برابر ياد خدا و آن ، سخن حق که نازل شده است ، خاشع شود ? همانند آن مردمي نباشند که پيش ازاين کتابشان داديم و چون مدتي بر آمد دلهايشان سخت شد و بسياري نافرمان شدند اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ بدانيد که خدا زمين را پس از مردنش زنده مي کند ما آيات را برايتان به روشني بيان کرديم ، باشد که به عقل دريابيد.
(16) وقتی حالت زنان و مردان مؤمن و زنان و مردان منافق را در جهان آخرت بیان کرد، امری که دلها را به کرنش و خشوع برای پروردگار فرامیخواند، مؤمنان را سرزنش کرد که چرا دلهایشان فروتن نمیشود و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَأۡنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِكۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾) آیا وقت آن فرا نرسیده که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا -که قرآن است- بلرزد و کرنش یابد، و مطیع فرمانهای الهی شود، و از آنچه از حقّ نازل شده و محمّد صلی الله علیه وسلم آن را آورده است پیروی نمایند؟ در اینجا آدمی به تلاش برای فروتنی و کرنش قلب برای خداوند، و خضوع یافتن آن در برابر کتاب و حکمتی که خداوند نازل کرده است تشویق شده است. و به این ترغیب شده که مؤمنان باید مواعظ الهی و احکام شرعی را در هر وقت به یاد بیاورند و خود را محاسبه کنند. (﴿وَلَا يَكُونُواۡ كَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) و مانند کسانی نباشند که خداوند کتاب را برای آنها نازل فرمود تا دلهایشان خشوع یابد و کاملاً فرمانبردار باشند، امّا آنها پایدار نماندند، بلکه روزگار بر آنان به درازا کشید، و غفلت و بیخبریشان ادامه یافت، و آنگاه ایمان و باورشان از بین رفت. (﴿فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) سپس سنگدل شدند، و بسیاری از آنها بدکارند. دلها در هر وقت به این نیاز دارند که آنچه را خداوند نازل کرده است یادآوری نمایند، و حکمت را تکرار کنند، و نباید از این غافل شوند؛ چون غفلت از یاد خدا سبب سنگدلی میگردد، و باعث میشود تا هرگز از چشمها به سبب خوف الهی اشک سرازیر نشود.
(17) (﴿ٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) بدانید که خداوند زمین مرده را زنده میگرداند. و ما آیات را برای شما به روشنی بیان کردهایم تا خرد ورزید. چون آیات و نشانههای خدا عقلها را بر شناخت و معرفت الهی راهنمایی میکنند، و اینکه خداوندی که زمین را پس از پژمردگیاش زنده گردانده، میتواند مردگان را پس از مرگشان زنده بگرداند، و آنگاه آنها را طبق کارهایی که کردهاند جزا و سزا بدهد. خداوندی که زمین را با آب باران زنده و خرّم میگرداند، میتواند دلهای مرده را با حقّی که بر پیامبرش نازل فرموده زنده نماید. و این آیه بر این دلالت مینماید که هر کسی به وسیلۀ آیات خداوندی راهیاب نشود و از دستورات و آئینهای الهی فرمانبرداری نکند، عقل و خرد ندارد.
الحديد 57:18
إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ خدا به مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده اي که به خدا قرض الحسنه مي دهند ، دو چندان پاداش مي دهد ، و نيز آنها را اجري نيکوست وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ کساني که به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند ، راستگويان و، راستکارانند و شهيدان در نزد پروردگارشان هستند صاحب پاداش و نور خويشند وآنها که کافرند و آيات ما را تکذيب مي کنند ، در جهنمند.
(18) (﴿إِنَّ ٱلۡمُصَّدِّقِينَ وَٱلۡمُصَّدِّقَٰتِ﴾) همانا کسانی که بسیار صدقه و انفاق میکنند، (﴿وَأَقۡرَضُواۡ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) و کسانی که به خداوند قرض نیکو میدهند به این صورت که مالهایشان را در راههای خیر مصرف مینمایند، چیزهایی که در راه خدا میبخشند برایشان نزد پروردگارشان ذخیره میگردد، (﴿يُضَٰعَفُ لَهُمۡ﴾) و نیکی برای آنها ده برابر تا هفتصد برابر و [حتّی] بیشتر میگردد. (﴿وَلَهُمۡ أَجۡرٞ كَرِيمٞ﴾) و آنان پاداش ارزشمندی دارند؛ و آن چیزی است که خداوند برایشان در بهشت آماده کرده است؛ چیزهایی که هیچ کس [مقدار و میزان آن را ] نمیداند.
(19) (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ﴾) و کسانی که به خدا و پیغمبرش ایمان آوردند. ایمان نزد اهل سنّت همان چیزی است که قرآن و سنّت بر آن دلالت مینمایند، و آن عبارت است از تصدیق قلب و اقرار با زبان و عمل با قلب و زبان و جوارح. پس این شامل تمام دستورات و آئینهای ظاهری و باطنی دین میشود. بنابراین کسانی که همۀ این امور را داشته باشند صدّیقان هستند؛ یعنی کسانی هستند که مقام آنها بالاتر از مقام عموم مؤمنان، و پائینتر از مقام پیامبران است. (﴿وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ وَنُورُهُمۡ﴾) و شهیدان نزد پروردگارشان از پاداش و نور خود برخوردارند. همانطور که در حدیث صحیح آمده است:«بهشت صد درجه است و میان هر دو مقام و درجه، به اندازۀ زمین و آسمان فاصله وجود دارد. خداوند این مقامها را برای مجاهدان راه خدا آماده کرده است.» و این مقتضی شدت و بلندی و رفعت آنان و نزدیکیشان از خداوند متعال است. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَآ أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾) و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند ایشان دوزخیاناند. در این آیات انواع مردم از قبیل: صدقهدهندگان و صدّیقان و شهیدان و دوزخیان ذکر شدهاند، صدقهدهندگان کسانی هستند که بزرگترین کارشان نیکی کردن با مردم و بذل و بخشش به آنها در حد توان است، به خصوص آنها با انفاق مال خود در راه خدا مردم را بهرهمند میسازند. صدّیقان نیز کسانی هستند که مراتب ایمان و عمل صالح و علم مفید و یقین صادق را کامل گرداندهاند. و شهیدان کسانی هستند که در راه خدا برای اعلای حکم او جنگیده و جان و مالشان را فدا کرده و کشته شدهاند. و دوزخیان، کافران هستند؛ آنهایی که آیات خدا را تکذیب کردهاند. گروهی دیگر باقی میماند که خداوند در سورۀ فاطر آنها را ذکر کرده است و آنها میانهروان هستند؛ کسانی که واجبات را انجام داده و آنچه را که خداوند از آن نهی کرده است ترک گفتهاند. امّا در ادای برخی از حقوق خدا و حقوق بندگانش از آنها کوتاهیهایی سر زده است. چنین کسانی سرانجام به بهشت میروند، گرچه کیفر پارهای از کارهایشان را خواهند دید.
الحديد 57:19
إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ خدا به مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده اي که به خدا قرض الحسنه مي دهند ، دو چندان پاداش مي دهد ، و نيز آنها را اجري نيکوست وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ کساني که به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند ، راستگويان و، راستکارانند و شهيدان در نزد پروردگارشان هستند صاحب پاداش و نور خويشند وآنها که کافرند و آيات ما را تکذيب مي کنند ، در جهنمند.
(18) (﴿إِنَّ ٱلۡمُصَّدِّقِينَ وَٱلۡمُصَّدِّقَٰتِ﴾) همانا کسانی که بسیار صدقه و انفاق میکنند، (﴿وَأَقۡرَضُواۡ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) و کسانی که به خداوند قرض نیکو میدهند به این صورت که مالهایشان را در راههای خیر مصرف مینمایند، چیزهایی که در راه خدا میبخشند برایشان نزد پروردگارشان ذخیره میگردد، (﴿يُضَٰعَفُ لَهُمۡ﴾) و نیکی برای آنها ده برابر تا هفتصد برابر و [حتّی] بیشتر میگردد. (﴿وَلَهُمۡ أَجۡرٞ كَرِيمٞ﴾) و آنان پاداش ارزشمندی دارند؛ و آن چیزی است که خداوند برایشان در بهشت آماده کرده است؛ چیزهایی که هیچ کس [مقدار و میزان آن را ] نمیداند.
(19) (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ﴾) و کسانی که به خدا و پیغمبرش ایمان آوردند. ایمان نزد اهل سنّت همان چیزی است که قرآن و سنّت بر آن دلالت مینمایند، و آن عبارت است از تصدیق قلب و اقرار با زبان و عمل با قلب و زبان و جوارح. پس این شامل تمام دستورات و آئینهای ظاهری و باطنی دین میشود. بنابراین کسانی که همۀ این امور را داشته باشند صدّیقان هستند؛ یعنی کسانی هستند که مقام آنها بالاتر از مقام عموم مؤمنان، و پائینتر از مقام پیامبران است. (﴿وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ وَنُورُهُمۡ﴾) و شهیدان نزد پروردگارشان از پاداش و نور خود برخوردارند. همانطور که در حدیث صحیح آمده است:«بهشت صد درجه است و میان هر دو مقام و درجه، به اندازۀ زمین و آسمان فاصله وجود دارد. خداوند این مقامها را برای مجاهدان راه خدا آماده کرده است.» و این مقتضی شدت و بلندی و رفعت آنان و نزدیکیشان از خداوند متعال است. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَآ أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾) و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند ایشان دوزخیاناند. در این آیات انواع مردم از قبیل: صدقهدهندگان و صدّیقان و شهیدان و دوزخیان ذکر شدهاند، صدقهدهندگان کسانی هستند که بزرگترین کارشان نیکی کردن با مردم و بذل و بخشش به آنها در حد توان است، به خصوص آنها با انفاق مال خود در راه خدا مردم را بهرهمند میسازند. صدّیقان نیز کسانی هستند که مراتب ایمان و عمل صالح و علم مفید و یقین صادق را کامل گرداندهاند. و شهیدان کسانی هستند که در راه خدا برای اعلای حکم او جنگیده و جان و مالشان را فدا کرده و کشته شدهاند. و دوزخیان، کافران هستند؛ آنهایی که آیات خدا را تکذیب کردهاند. گروهی دیگر باقی میماند که خداوند در سورۀ فاطر آنها را ذکر کرده است و آنها میانهروان هستند؛ کسانی که واجبات را انجام داده و آنچه را که خداوند از آن نهی کرده است ترک گفتهاند. امّا در ادای برخی از حقوق خدا و حقوق بندگانش از آنها کوتاهیهایی سر زده است. چنین کسانی سرانجام به بهشت میروند، گرچه کیفر پارهای از کارهایشان را خواهند دید.
الحديد 57:20
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ بدانيد که زندگي اينجهاني بازيچه است و بيهودگي و آرايش و فخر فروشي ، وافزون جويي در اموال و اولاد همانند باراني به وقت است که روييدنيهايش کافران را به شگفت افکند سپس پژمرده مي شود و بيني که زرد گشته است و خاک شده است و در آخرت نصيب گروهي عذاب سخت است و نصيب گروهي آمرزش خدا و خشنودي او و زندگي دنيا جز متاعي فريبنده نيست سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتي که پهناي آن همسان پهناي آسمانها و زمين است ، بر يکديگر پيشي گيريد اين بهشت براي کساني که به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند ، مهيا شده است اين بخشايشي است از جانب خدا که به هر که مي خواهد ارزانيش مي دارد ، که خدا صاحب بخشايشي بزرگ است ،
(20) خداوند متعال از حقیقت دنیا خبر میدهد و هدف نهایی دنیا و اهل دنیا را بیان میدارد که دنیا بازیچه و سرگرمی است؛ جسمها در آن بازی میکنند، و دلها با آن سرگرم میشوند. مصداق این واقعیت در میان دنیا پرستان دیده میشود. آنها را میبینی که عمر خود را با سرگرمی و غفلت از یاد خدا سپری میکنند؛ و از وعده و وعیدهایی که پیش روی دارند غافل هستند. آنها را میبینی که دین خود را به بازیچه و سرگرمی گرفتهاند. به خلاف کسانی که بیدار هستند و برای آخرت فعالیت مینمایند. دلهای چنین کسانی با ذکر خدا و معرفت و محبّت الهی آباد است، و آنها اوقات خود را با کارهایی سپری میکنند که برای آنان و دیگران نفع و سود دارد؛ کارهایی که آنان را به خدا نزدیک مینماید. (﴿وَزِينَةٞ﴾) و آرایش در لباس و خوراک و نوشیدنی و سواریها و خانهها و قصرها و مقام و غیره است. (﴿وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ﴾) و هر یک میخواهد به خود ببالد و بر دیگران فخرفروشی نماید، و تلاش میکند که در امور دنیا از دیگران برتر و بر آنها چیره باشد، و از شهرت بیشتری برخوردار گردد. (﴿وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) هر یک میخواهد دارایی و فرزند بیشتری از دیگری داشته باشد. دوستدارندگان دنیا و کسانی که به آن دل بستهاند، مصداق این آیه هستند. به خلاف کسی که دنیا و حقیقت آن را شناخته، و آن را گذرگاهی قرار داده، و آن را محل پایداری و ماندن تصور نمیکند. چنین کسی در کارهایی با دیگران به رقابت میپردازد که او را به خدا نزدیک میکنند، و وسیلههایی را برگرفته که او را به سرای بهشت میرسانند، و هرگاه ببیند که کسی میکوشد تا از او اموال و فرزندان بیشتری داشته باشد، تلاش میکند با انجام اعمال صالح با او به رقابت بپردازد. پس خداوند برای دنیا مثالی زد، و آن را به بارانی تشبیه کرد که بر زمین میبارد، و گیاهانی که مردم و حیوانات میخورند به سبب آن میرویند و زمین آراسته میگردد، و گیاهانِ آن، کشاورزان را به شگفت میآورد؛ کسانی که نظر و همّت آنها بر دنیا متمرکز است. آنگاه خداوند این گیاهان را خشک میکند و از بین میبرد، و زمین به حالت اوّل برمیگردد، انگار که اصلاً در آن سبزی و گیاهی نروئیده و هیچگاه منظرهای زیبا و دیدنی نداشته است. نیز دنیا برای آدمی زیبا و شکوفاست، و هرگاه او بخواهد از آن استفاده مینماید، و هرگاه به امری از امور آن روی بیاورد درهایش را به روی خود گشوده مییابد. امّا همین دنیا هرگاه تقدیر الهی چنین باشد که از بین برود، صاحبش آن را از دست میدهد و تسلّط را از آن برطرف مینماید و با دست خالی با یک کفن از دنیا و ثروت خویش جدا میشود. پس هلاک باد کسی که چنین دنیایی را هدف نهایی خود قرار داده، و برای آن تلاش و فعالیت میکند. و امّا آنچه که فایده میرساند، فعّالیّت و تلاش برای جهان آخرت است، و چنین عملی برای صاحبش ذخیره میشود و برای همیشه با او همراه خواهد بود. بنابراین خداوند متعال میفرماید: (﴿وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞ﴾) و در آخرت هم عذابی سخت، و هم آمرزش و خشنودی از سوی خدا خواهد بود؛ یعنی وضعیّت آخرت از این دو حالت خارج نیست: یا عذاب سخت در آتش جهنّم و قرار گرفتن در میان زنجیرها و طوقها و خطرهای آن میباشد، و این برای کسی است که دنیا هدف نهاییاش بوده، و بر ارتکاب گناه جرأت نموده، و آیات خدا را تکذیب کرده، و نعمتهای الهی را کفران و ناسپاسی کرده است. و یا اینکه خداوند بدیها را میآمرزد، و کیفرها را دور مینماید، و خشنود میگردد. و این برای کسی است که در بهشت جای گرفته، و حقیقت دنیا را شناخته، و تلاش خود را برای جهان آخرت انجام داده است. پس این امور، انسان را فرا میخوانند تا برده و بندۀ دنیا نگردد و به آخرت متمایل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ﴾) و زندگانی دنیا جز مایۀ فریب نیست؛ یعنی کالایی است که از آن استفاده میشود، و به وسیلۀ آن نیازها برطرف میگردد. پس نباید فریب آن را خورد و به آن دل بست. و فقط کسانی که عقل و خردشان ضعیف است، فریب دنیا را میخورند و از خداوند غافل میگردند.
(21) سپس به پیشی گرفتن از یکدیگر برای رسیدن به آمرزش خداوند و رضایت او و بهشت فرمان داد، و این با انجام و فراهم آوردن عوامل آمرزش از قبیل: توبۀ نصوح، و آمرزش خواستن مفید، و دوری جستن از گناهان و از جایی که ظن گناه میرود امکان پذیر است. همچنین باید با عمل صالح، و تلاش برای جلب رضایت خداوند، و انجام عبادتها به نحو احسن و نیکی کردن با مردم برای رسیدن به خشنودی خداوند از همدیگر پیشی گرفت. بنابراین خداوند کارهایی را که منجر به این میشوند بیان کرد، و فرمود: (﴿وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ﴾) و [بشتابید به سوی] بهشتی که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی آماده شده است که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردهاند. اصول و فروع دین در ایمان آوردن به خدا و پیامبرانش داخل هستند. (﴿ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآء﴾) آنچه که برای شما بیان کردیم ـ و در آن راههایی برایتان بیان کردیم که انسان را به بهشت میرساند، و نیز راههایی که وی را به جهنّم میرساند، نیز برایتان بیان کردیم که فضل خدا عبارت از آن است که پاداش بزرگ الهی به دست آید ـ یکی از بزرگترین منّت و فضل خداوند بر بندگانش میباشد. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای فضل بزرگ است، و هیچ کس نمیتواند او را آن گونه که سزاوار است بستاید، بلکه او همانطور است که خود را ستوده، و بالاتر از ستایشی است که بندگانش او را میستایند.
الحديد 57:21
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ بدانيد که زندگي اينجهاني بازيچه است و بيهودگي و آرايش و فخر فروشي ، وافزون جويي در اموال و اولاد همانند باراني به وقت است که روييدنيهايش کافران را به شگفت افکند سپس پژمرده مي شود و بيني که زرد گشته است و خاک شده است و در آخرت نصيب گروهي عذاب سخت است و نصيب گروهي آمرزش خدا و خشنودي او و زندگي دنيا جز متاعي فريبنده نيست سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتي که پهناي آن همسان پهناي آسمانها و زمين است ، بر يکديگر پيشي گيريد اين بهشت براي کساني که به خدا و پيامبرانش ايمان آورده اند ، مهيا شده است اين بخشايشي است از جانب خدا که به هر که مي خواهد ارزانيش مي دارد ، که خدا صاحب بخشايشي بزرگ است ،
(20) خداوند متعال از حقیقت دنیا خبر میدهد و هدف نهایی دنیا و اهل دنیا را بیان میدارد که دنیا بازیچه و سرگرمی است؛ جسمها در آن بازی میکنند، و دلها با آن سرگرم میشوند. مصداق این واقعیت در میان دنیا پرستان دیده میشود. آنها را میبینی که عمر خود را با سرگرمی و غفلت از یاد خدا سپری میکنند؛ و از وعده و وعیدهایی که پیش روی دارند غافل هستند. آنها را میبینی که دین خود را به بازیچه و سرگرمی گرفتهاند. به خلاف کسانی که بیدار هستند و برای آخرت فعالیت مینمایند. دلهای چنین کسانی با ذکر خدا و معرفت و محبّت الهی آباد است، و آنها اوقات خود را با کارهایی سپری میکنند که برای آنان و دیگران نفع و سود دارد؛ کارهایی که آنان را به خدا نزدیک مینماید. (﴿وَزِينَةٞ﴾) و آرایش در لباس و خوراک و نوشیدنی و سواریها و خانهها و قصرها و مقام و غیره است. (﴿وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ﴾) و هر یک میخواهد به خود ببالد و بر دیگران فخرفروشی نماید، و تلاش میکند که در امور دنیا از دیگران برتر و بر آنها چیره باشد، و از شهرت بیشتری برخوردار گردد. (﴿وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) هر یک میخواهد دارایی و فرزند بیشتری از دیگری داشته باشد. دوستدارندگان دنیا و کسانی که به آن دل بستهاند، مصداق این آیه هستند. به خلاف کسی که دنیا و حقیقت آن را شناخته، و آن را گذرگاهی قرار داده، و آن را محل پایداری و ماندن تصور نمیکند. چنین کسی در کارهایی با دیگران به رقابت میپردازد که او را به خدا نزدیک میکنند، و وسیلههایی را برگرفته که او را به سرای بهشت میرسانند، و هرگاه ببیند که کسی میکوشد تا از او اموال و فرزندان بیشتری داشته باشد، تلاش میکند با انجام اعمال صالح با او به رقابت بپردازد. پس خداوند برای دنیا مثالی زد، و آن را به بارانی تشبیه کرد که بر زمین میبارد، و گیاهانی که مردم و حیوانات میخورند به سبب آن میرویند و زمین آراسته میگردد، و گیاهانِ آن، کشاورزان را به شگفت میآورد؛ کسانی که نظر و همّت آنها بر دنیا متمرکز است. آنگاه خداوند این گیاهان را خشک میکند و از بین میبرد، و زمین به حالت اوّل برمیگردد، انگار که اصلاً در آن سبزی و گیاهی نروئیده و هیچگاه منظرهای زیبا و دیدنی نداشته است. نیز دنیا برای آدمی زیبا و شکوفاست، و هرگاه او بخواهد از آن استفاده مینماید، و هرگاه به امری از امور آن روی بیاورد درهایش را به روی خود گشوده مییابد. امّا همین دنیا هرگاه تقدیر الهی چنین باشد که از بین برود، صاحبش آن را از دست میدهد و تسلّط را از آن برطرف مینماید و با دست خالی با یک کفن از دنیا و ثروت خویش جدا میشود. پس هلاک باد کسی که چنین دنیایی را هدف نهایی خود قرار داده، و برای آن تلاش و فعالیت میکند. و امّا آنچه که فایده میرساند، فعّالیّت و تلاش برای جهان آخرت است، و چنین عملی برای صاحبش ذخیره میشود و برای همیشه با او همراه خواهد بود. بنابراین خداوند متعال میفرماید: (﴿وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞ﴾) و در آخرت هم عذابی سخت، و هم آمرزش و خشنودی از سوی خدا خواهد بود؛ یعنی وضعیّت آخرت از این دو حالت خارج نیست: یا عذاب سخت در آتش جهنّم و قرار گرفتن در میان زنجیرها و طوقها و خطرهای آن میباشد، و این برای کسی است که دنیا هدف نهاییاش بوده، و بر ارتکاب گناه جرأت نموده، و آیات خدا را تکذیب کرده، و نعمتهای الهی را کفران و ناسپاسی کرده است. و یا اینکه خداوند بدیها را میآمرزد، و کیفرها را دور مینماید، و خشنود میگردد. و این برای کسی است که در بهشت جای گرفته، و حقیقت دنیا را شناخته، و تلاش خود را برای جهان آخرت انجام داده است. پس این امور، انسان را فرا میخوانند تا برده و بندۀ دنیا نگردد و به آخرت متمایل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ﴾) و زندگانی دنیا جز مایۀ فریب نیست؛ یعنی کالایی است که از آن استفاده میشود، و به وسیلۀ آن نیازها برطرف میگردد. پس نباید فریب آن را خورد و به آن دل بست. و فقط کسانی که عقل و خردشان ضعیف است، فریب دنیا را میخورند و از خداوند غافل میگردند.
(21) سپس به پیشی گرفتن از یکدیگر برای رسیدن به آمرزش خداوند و رضایت او و بهشت فرمان داد، و این با انجام و فراهم آوردن عوامل آمرزش از قبیل: توبۀ نصوح، و آمرزش خواستن مفید، و دوری جستن از گناهان و از جایی که ظن گناه میرود امکان پذیر است. همچنین باید با عمل صالح، و تلاش برای جلب رضایت خداوند، و انجام عبادتها به نحو احسن و نیکی کردن با مردم برای رسیدن به خشنودی خداوند از همدیگر پیشی گرفت. بنابراین خداوند کارهایی را که منجر به این میشوند بیان کرد، و فرمود: (﴿وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ﴾) و [بشتابید به سوی] بهشتی که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی آماده شده است که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردهاند. اصول و فروع دین در ایمان آوردن به خدا و پیامبرانش داخل هستند. (﴿ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآء﴾) آنچه که برای شما بیان کردیم ـ و در آن راههایی برایتان بیان کردیم که انسان را به بهشت میرساند، و نیز راههایی که وی را به جهنّم میرساند، نیز برایتان بیان کردیم که فضل خدا عبارت از آن است که پاداش بزرگ الهی به دست آید ـ یکی از بزرگترین منّت و فضل خداوند بر بندگانش میباشد. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای فضل بزرگ است، و هیچ کس نمیتواند او را آن گونه که سزاوار است بستاید، بلکه او همانطور است که خود را ستوده، و بالاتر از ستایشی است که بندگانش او را میستایند.
الحديد 57:22
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ هيچ مصيبتي به مال يا به جانتان نرسد مگر پيش از آنکه بيافرينيمش ،، درکتابي نوشته شده است و اين بر خدا آسان است ، لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ تا بر آنچه از دستتان مي رود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مي آيدشادماني نکنيد و خدا هيچ متکبر خود ستاينده اي را دوست ندارد : الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و هر که رويگردان مي شود ، بداند که خدا بي نياز و ستودني است.
(22) خداوند از فراگیر بودن قضا و تقدیر خویش خبر میدهد و میفرماید: (﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ ...﴾) هیچ رخداد و بلایی در زمین به وقوع نمیپیوندد و به شما دست نمیدهد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی نوشته شده است. و این همۀ مصیبتهایی را شامل میشود که به انسانها دست میدهد، از قبیل: خیر و شر. و همۀ آنها اعم از کوچک و بزرگ در لوح محفوظ ثبت گردیده است. و این امر بزرگی است که در عقلها نمیگنجد، بلکه خردمندان را حیران میگرداند، امّا این کار برای خداوند آسان است. خداوند بندگان را از این آگاه کرد تا این قاعده نزد آنها جای بگیرد، و خیر و شرّی را که برایشان پیش میآید در چارچوب این قاعده بسنجند و ارزیابی کنند.
(23) پس برای آنچه از دست دادهاند، اندوهگین و ناراحت نشوند؛ چیزی که به آن علاقهمند بوده و به آن چشم دوخته بودند، چون میدانند که این در لوح محفوظ نوشته شده است و باید انجام پذیرد. پس راهی برای دور کردن آن نیست. و به آنچه خداوند به آنها داده، از روی خودستایی و تکبّر شاد نشوند؛ چون میدانند که آنها با قدرت و فعّالیّت خود آن را به دست نیاوردهاند، بلکه در پرتو فضل و منّت خدا آن را کسب کردهاند. بلکه باید به شکرگزاریِ کسی مشغول شوند که نعمتها را ارزانی نموده و رنجهارا دور کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ﴾) خدا هیچ خودپسند خودستایی را -که به نعمتهای الهی فخر میکند، و آن را به خود نسبت میدهد، و نعمتها او را سرکش و غافل میگردانند-دوست ندارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ﴾ و هرگاه طعم رحمتی به او بچشانیم میگوید: این را از روی دانشی که داشتهام به من داده شده است، [خیر چنین نیست] بلکه این آزمایشی است.
(24) (﴿ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ﴾) کسانی که دو کار زشت را با هم انجام میدهند که انجام دادن یکی از این دو کار برای بدنامی و بدی انسان کافی است: یکی بخل ورزیدن و ندادن حقوقی است که بر آدمی واجب است؛ و دیگر اینکه آدمی به بخل ورزیدن خود بسنده نکند، بلکه مردم را هم به آن امر نماید، و با گفتار و کردار خویش مردم را به این رفتار و خوی زشت تشویق کند، و این به خاطر آن است که او از اطاعت پروردگارش روی برتافته است. امّا بداند که (﴿وَمَن يَتَوَلَّ﴾) هرکس از اطاعت خدا روی بگرداند، به کسی جز خودش زیانی نمیرساند، و کوچکترین زیانی به خداوند نخواهد رساند. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾) چرا که خداوند بینیاز و ستوده است؛ و بینیازیاش از لوازم ذات اوست، و پادشاهی و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، اوست که بندگانش را بینیاز گردانده است؛ او ستوده است، و دارای هر اسمی نیکو و هر صفتی کامل و هر کاری زیبا میباشد، و بر این چیزها سزاوار ستایش است و باید مورد ستایش و بزرگداشت و تمجید قرار بگیرد.
الحديد 57:23
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ هيچ مصيبتي به مال يا به جانتان نرسد مگر پيش از آنکه بيافرينيمش ،، درکتابي نوشته شده است و اين بر خدا آسان است ، لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ تا بر آنچه از دستتان مي رود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مي آيدشادماني نکنيد و خدا هيچ متکبر خود ستاينده اي را دوست ندارد : الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و هر که رويگردان مي شود ، بداند که خدا بي نياز و ستودني است.
(22) خداوند از فراگیر بودن قضا و تقدیر خویش خبر میدهد و میفرماید: (﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ ...﴾) هیچ رخداد و بلایی در زمین به وقوع نمیپیوندد و به شما دست نمیدهد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی نوشته شده است. و این همۀ مصیبتهایی را شامل میشود که به انسانها دست میدهد، از قبیل: خیر و شر. و همۀ آنها اعم از کوچک و بزرگ در لوح محفوظ ثبت گردیده است. و این امر بزرگی است که در عقلها نمیگنجد، بلکه خردمندان را حیران میگرداند، امّا این کار برای خداوند آسان است. خداوند بندگان را از این آگاه کرد تا این قاعده نزد آنها جای بگیرد، و خیر و شرّی را که برایشان پیش میآید در چارچوب این قاعده بسنجند و ارزیابی کنند.
(23) پس برای آنچه از دست دادهاند، اندوهگین و ناراحت نشوند؛ چیزی که به آن علاقهمند بوده و به آن چشم دوخته بودند، چون میدانند که این در لوح محفوظ نوشته شده است و باید انجام پذیرد. پس راهی برای دور کردن آن نیست. و به آنچه خداوند به آنها داده، از روی خودستایی و تکبّر شاد نشوند؛ چون میدانند که آنها با قدرت و فعّالیّت خود آن را به دست نیاوردهاند، بلکه در پرتو فضل و منّت خدا آن را کسب کردهاند. بلکه باید به شکرگزاریِ کسی مشغول شوند که نعمتها را ارزانی نموده و رنجهارا دور کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ﴾) خدا هیچ خودپسند خودستایی را -که به نعمتهای الهی فخر میکند، و آن را به خود نسبت میدهد، و نعمتها او را سرکش و غافل میگردانند-دوست ندارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ﴾ و هرگاه طعم رحمتی به او بچشانیم میگوید: این را از روی دانشی که داشتهام به من داده شده است، [خیر چنین نیست] بلکه این آزمایشی است.
(24) (﴿ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ﴾) کسانی که دو کار زشت را با هم انجام میدهند که انجام دادن یکی از این دو کار برای بدنامی و بدی انسان کافی است: یکی بخل ورزیدن و ندادن حقوقی است که بر آدمی واجب است؛ و دیگر اینکه آدمی به بخل ورزیدن خود بسنده نکند، بلکه مردم را هم به آن امر نماید، و با گفتار و کردار خویش مردم را به این رفتار و خوی زشت تشویق کند، و این به خاطر آن است که او از اطاعت پروردگارش روی برتافته است. امّا بداند که (﴿وَمَن يَتَوَلَّ﴾) هرکس از اطاعت خدا روی بگرداند، به کسی جز خودش زیانی نمیرساند، و کوچکترین زیانی به خداوند نخواهد رساند. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾) چرا که خداوند بینیاز و ستوده است؛ و بینیازیاش از لوازم ذات اوست، و پادشاهی و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، اوست که بندگانش را بینیاز گردانده است؛ او ستوده است، و دارای هر اسمی نیکو و هر صفتی کامل و هر کاری زیبا میباشد، و بر این چیزها سزاوار ستایش است و باید مورد ستایش و بزرگداشت و تمجید قرار بگیرد.
الحديد 57:24
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ هيچ مصيبتي به مال يا به جانتان نرسد مگر پيش از آنکه بيافرينيمش ،، درکتابي نوشته شده است و اين بر خدا آسان است ، لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ تا بر آنچه از دستتان مي رود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مي آيدشادماني نکنيد و خدا هيچ متکبر خود ستاينده اي را دوست ندارد : الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و هر که رويگردان مي شود ، بداند که خدا بي نياز و ستودني است.
(22) خداوند از فراگیر بودن قضا و تقدیر خویش خبر میدهد و میفرماید: (﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ ...﴾) هیچ رخداد و بلایی در زمین به وقوع نمیپیوندد و به شما دست نمیدهد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی نوشته شده است. و این همۀ مصیبتهایی را شامل میشود که به انسانها دست میدهد، از قبیل: خیر و شر. و همۀ آنها اعم از کوچک و بزرگ در لوح محفوظ ثبت گردیده است. و این امر بزرگی است که در عقلها نمیگنجد، بلکه خردمندان را حیران میگرداند، امّا این کار برای خداوند آسان است. خداوند بندگان را از این آگاه کرد تا این قاعده نزد آنها جای بگیرد، و خیر و شرّی را که برایشان پیش میآید در چارچوب این قاعده بسنجند و ارزیابی کنند.
(23) پس برای آنچه از دست دادهاند، اندوهگین و ناراحت نشوند؛ چیزی که به آن علاقهمند بوده و به آن چشم دوخته بودند، چون میدانند که این در لوح محفوظ نوشته شده است و باید انجام پذیرد. پس راهی برای دور کردن آن نیست. و به آنچه خداوند به آنها داده، از روی خودستایی و تکبّر شاد نشوند؛ چون میدانند که آنها با قدرت و فعّالیّت خود آن را به دست نیاوردهاند، بلکه در پرتو فضل و منّت خدا آن را کسب کردهاند. بلکه باید به شکرگزاریِ کسی مشغول شوند که نعمتها را ارزانی نموده و رنجهارا دور کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ﴾) خدا هیچ خودپسند خودستایی را -که به نعمتهای الهی فخر میکند، و آن را به خود نسبت میدهد، و نعمتها او را سرکش و غافل میگردانند-دوست ندارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ﴾ و هرگاه طعم رحمتی به او بچشانیم میگوید: این را از روی دانشی که داشتهام به من داده شده است، [خیر چنین نیست] بلکه این آزمایشی است.
(24) (﴿ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ﴾) کسانی که دو کار زشت را با هم انجام میدهند که انجام دادن یکی از این دو کار برای بدنامی و بدی انسان کافی است: یکی بخل ورزیدن و ندادن حقوقی است که بر آدمی واجب است؛ و دیگر اینکه آدمی به بخل ورزیدن خود بسنده نکند، بلکه مردم را هم به آن امر نماید، و با گفتار و کردار خویش مردم را به این رفتار و خوی زشت تشویق کند، و این به خاطر آن است که او از اطاعت پروردگارش روی برتافته است. امّا بداند که (﴿وَمَن يَتَوَلَّ﴾) هرکس از اطاعت خدا روی بگرداند، به کسی جز خودش زیانی نمیرساند، و کوچکترین زیانی به خداوند نخواهد رساند. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾) چرا که خداوند بینیاز و ستوده است؛ و بینیازیاش از لوازم ذات اوست، و پادشاهی و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، اوست که بندگانش را بینیاز گردانده است؛ او ستوده است، و دارای هر اسمی نیکو و هر صفتی کامل و هر کاری زیبا میباشد، و بر این چیزها سزاوار ستایش است و باید مورد ستایش و بزرگداشت و تمجید قرار بگیرد.
الحديد 57:25
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ما پيامبرانمان را با دليلهاي روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو، رانيز نازل کرديم تا مردم به عدالت عمل کنند و آهن را که در آن نيرويي سخت و منافعي براي مردم است فرو فرستاديم ، تا خدا بداند چه کسي به ناديده ، او و پيامبرانش را ياري مي کند زيرا خدا توانا و پيروزمند است. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و، کتاب نهاديم بعضيشان هدايت يافتگان بودند ولي بيشترينشان نافرمانان ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ سپس پيامبرانمان را پس از ايشان فرستاديم و عيسي بن مريم را از پي ، آنها روانه کرديم و به او انجيل را داديم ، و در دل پيروانش رافت و رحمت نهاديم و رهبانيتي که به بدعت آورده اند ما بر آنها مقرر نکرده ايم ، اما در آن خشنودي خدا مي جستند ، ولي حق آن را بسزا نگزاردند ما از آن ميان به کساني که ايمان آورده بودند ، پاداش داديم ولي بيشترينشان نافرمان بودند.
(25) خداوند متعال میفرماید: (﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) به راستی که ما پیغمبران خود را با دلایل روشن فرستادیم؛ و آن دلایل و نشانههایی است که بر راست و حقّ بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکنند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و همراه آنان کتاب را فرستادیم. کتاب اسم جنس است و شامل همۀ کتابهایی میشود که خداوند برای ارشاد و هدایت مردم و کسب منافع دینی و دنیویشان نازل کرده است. (﴿وَٱلۡمِيزَانَ﴾) و میزان را فروفرستادیم. میزان به معنی عدالت در گفتارها و کردارهاست. دینی که پیامبران با خود آوردهاند، سراسر عدالت است؛ و اوامر و نواهی آن در معاملات با مردم و در امور جزایی و قصاص و حدود و قانون ارث و غیره دادگرانه است. (﴿لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) تا مردم به داد رفتار کنند؛ یعنی تا مردم به خاطر اجرای آئین الهی و تحصیل منافع بیشمار خود، عدالت را اجرا کنند. این دلیلی است بر اینکه پیامبران در اصل و اساس شریعت که اجرای عدالت است متّفق هستند، گرچه اجرای عدالت با توجّه به زمانها و احوال گوناگون، صورتهای مختلفی دارد. (﴿وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ﴾) و آهن را پدیدار نمودهایم که در آن نیروی فراوانی است، و آلات جنگی همانند سلاح و زره و غیره از آن ساخته میشود. (﴿وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ﴾) و سودهایی برای مردم دارد. مانند انواع صنعتها و حرفهها و ظروف و آلات کشاورزی که همه از آهن هستند تا جایی که کمترین چیزی وجود دارد که به آهن نیاز نداشته باشد. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِ﴾) و تا خداوند بازار امتحان و آزمایش را با کتابهایی که نازل فرموده، و با آهن که آن را آفریده است، برپا دارد و کسی را که او و پیامبرش را در نهان ـ یعنی قبل از مشاهدۀ حقایق ـ یاری مینماید مشخّص گرداند؛ زیرا ایمان در حالت غیب-قبل از اینکه انسان آن را با چشم خود مشاهده کند- فایده میدهد. امّا ایمانی که بعد از مشاهده حقایق و دنیای غیب باشد، فایدهای نخواهد داشت؛ چون در آن وقت ایمان آوردن یک امر ضروری و اضطراری خواهد بود، و به ناچار همه باور خواهند کرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ﴾) بیگمان، خداوند تواناست، و هیچ چیزی او را ناتوان نمیکند، و هیچ فرارکنندهای از دست او در نمیرود. و از جمله توانمندی او این است که آهن را پدید آورده است که ابزارهای قوی از آن ساخته میشوند. و از نشانههای قدرت و توانمندی خداوند این است که بر انتقام گرفتن از دشمنان خود تواناست، ولی او دوستان خود را به وسیلۀ دشمنانش میآزماید، تا کسی را که در نهان او را یاری میکند مشخّص گرداند. خداوند در اینجا کتاب و آهن را در کنار هم ذکر کرده است، چون با این دو، دین خود را یاری مینماید و کلمۀ خویش را برتر قرار میدهد: کتاب که در آن حجّت و دلیل بیان شده، و با شمشیر که به اذن خداوند پیروزی را به بار میآورد، و هر دو را خداوند برای اجرای عدالت پدید آورده است که از این امر به حکمت و کمال الهی و کمال شریعت و آئین او که توسّط پیامبرانش آن را بیان داشته است پی برده میشود.
(26) وقتی نبوّت پیامبران را به طور عموم بیان کرد، از پیامبران برگزیده، نوح و ابراهیم نام برد که در دودمان آنها نبوت و کتاب را قرار داده است. پس فرمود: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به راستی نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان، نبوّت و کتاب قرار دادیم؛ یعنی پیامبران پیشین و پسین همه از فرزندان نوح و ابراهیم ـعلیهما السلامـ بودهاند. همچنین همۀ کتابها بر فرزندان این دو پیامبر بزرگوار نازل شدهاند. (﴿فَمِنۡهُم مُّهۡتَدٖ﴾) پس برخی از کسانی که پیامبران را به سوی آنها فرستادهایم، به وسیلۀ دعوت پیامبران راهیاب گشته و فرمانبردار آنها شدند و از رهنمودشان اطاعت کردند. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان از اطاعت خداوند و پیامبرانش منحرف و خارج شدند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوۡ حَرَصۡتَ بِمُؤۡمِنِينَ﴾ و بیشتر مردم ایمان نخواهند آورد، گرچه تو بر ایمان آوردن آنها حریص باشی.
(27) (﴿ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ﴾) و به دنبال آنان پیامبران خود را فرستادیم، و عیسی پسر مریم را در پی آنان آوردیم. خداوند عیسی ـ علیه السلام ـ را به طور ویژه بیان کرد چون بحث در مورد نصاری است؛ کسانی که ادّعای پیروی از عیسی را دارند. (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ﴾) و انجیل را که یکی از کتابهای برتر الهی است بدو عطا کردیم. (﴿وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗ﴾) و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند مهربانی و بخشایش قرار دادیم. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاۡ إِنَّا نَصَٰرَىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ بدون شک خواهی دید که دشمنترین مردم برای مؤمنان یهودیان و مشرکان هستند. و نزدیکترین مردم به مؤمنان از نظر مهربانی کسانی هستند که گفتند:«ما نصاری هستیم.» چون آنها دارای دانشمندان و دیرنشینهایی هستند و تکبّر نمیورزند. بنابراین نصاری دلهای نرمتر و مهربانتری از دیگران داشتند، امّا این زمانی بود که بر شریعت عیسی ـ علیه السلام ـ بودند. (﴿وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا﴾) و رهبانیّت و عبادتی که خود آن را به وجود آوردند و آن را بر خود واجب کردند و خود را بدان ملزم نمودند، خداوند آن را بر آنها فرض نکرده بود، بلکه آنها خودشان خویشتن را به آن ملزم کرده بودند و هدفشان از این کار به دست آوردن رضایت خداوند بود. با وجود این (﴿فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا﴾) آن را انجام ندادند، و حقِّ آن را به جای نیاوردند. پس آنها از دو جهت کوتاهی کردند: یکی اینکه از پیش خود چنین عبادتی را به وجود آوردند؛ و دوم اینکه آنچه را که بر خود لازم و واجب کرده بودند انجام ندادند. پس غالباً حالت آنها چنین است. و برخی از آنها مطیع فرمان خدا میباشند، بنابراین فرمود: (﴿فََٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡ﴾) پس کسانی که به محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند ـ و به عیسی هم ایمان داشتند ـ خداوند به هریک برحسب ایمانشان پاداش میدهد. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان بدکارند؛ یعنی محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنند، و از اطاعت و صراط مستقیم خارج هستند.
الحديد 57:26
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ما پيامبرانمان را با دليلهاي روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو، رانيز نازل کرديم تا مردم به عدالت عمل کنند و آهن را که در آن نيرويي سخت و منافعي براي مردم است فرو فرستاديم ، تا خدا بداند چه کسي به ناديده ، او و پيامبرانش را ياري مي کند زيرا خدا توانا و پيروزمند است. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و، کتاب نهاديم بعضيشان هدايت يافتگان بودند ولي بيشترينشان نافرمانان ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ سپس پيامبرانمان را پس از ايشان فرستاديم و عيسي بن مريم را از پي ، آنها روانه کرديم و به او انجيل را داديم ، و در دل پيروانش رافت و رحمت نهاديم و رهبانيتي که به بدعت آورده اند ما بر آنها مقرر نکرده ايم ، اما در آن خشنودي خدا مي جستند ، ولي حق آن را بسزا نگزاردند ما از آن ميان به کساني که ايمان آورده بودند ، پاداش داديم ولي بيشترينشان نافرمان بودند.
(25) خداوند متعال میفرماید: (﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) به راستی که ما پیغمبران خود را با دلایل روشن فرستادیم؛ و آن دلایل و نشانههایی است که بر راست و حقّ بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکنند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و همراه آنان کتاب را فرستادیم. کتاب اسم جنس است و شامل همۀ کتابهایی میشود که خداوند برای ارشاد و هدایت مردم و کسب منافع دینی و دنیویشان نازل کرده است. (﴿وَٱلۡمِيزَانَ﴾) و میزان را فروفرستادیم. میزان به معنی عدالت در گفتارها و کردارهاست. دینی که پیامبران با خود آوردهاند، سراسر عدالت است؛ و اوامر و نواهی آن در معاملات با مردم و در امور جزایی و قصاص و حدود و قانون ارث و غیره دادگرانه است. (﴿لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) تا مردم به داد رفتار کنند؛ یعنی تا مردم به خاطر اجرای آئین الهی و تحصیل منافع بیشمار خود، عدالت را اجرا کنند. این دلیلی است بر اینکه پیامبران در اصل و اساس شریعت که اجرای عدالت است متّفق هستند، گرچه اجرای عدالت با توجّه به زمانها و احوال گوناگون، صورتهای مختلفی دارد. (﴿وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ﴾) و آهن را پدیدار نمودهایم که در آن نیروی فراوانی است، و آلات جنگی همانند سلاح و زره و غیره از آن ساخته میشود. (﴿وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ﴾) و سودهایی برای مردم دارد. مانند انواع صنعتها و حرفهها و ظروف و آلات کشاورزی که همه از آهن هستند تا جایی که کمترین چیزی وجود دارد که به آهن نیاز نداشته باشد. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِ﴾) و تا خداوند بازار امتحان و آزمایش را با کتابهایی که نازل فرموده، و با آهن که آن را آفریده است، برپا دارد و کسی را که او و پیامبرش را در نهان ـ یعنی قبل از مشاهدۀ حقایق ـ یاری مینماید مشخّص گرداند؛ زیرا ایمان در حالت غیب-قبل از اینکه انسان آن را با چشم خود مشاهده کند- فایده میدهد. امّا ایمانی که بعد از مشاهده حقایق و دنیای غیب باشد، فایدهای نخواهد داشت؛ چون در آن وقت ایمان آوردن یک امر ضروری و اضطراری خواهد بود، و به ناچار همه باور خواهند کرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ﴾) بیگمان، خداوند تواناست، و هیچ چیزی او را ناتوان نمیکند، و هیچ فرارکنندهای از دست او در نمیرود. و از جمله توانمندی او این است که آهن را پدید آورده است که ابزارهای قوی از آن ساخته میشوند. و از نشانههای قدرت و توانمندی خداوند این است که بر انتقام گرفتن از دشمنان خود تواناست، ولی او دوستان خود را به وسیلۀ دشمنانش میآزماید، تا کسی را که در نهان او را یاری میکند مشخّص گرداند. خداوند در اینجا کتاب و آهن را در کنار هم ذکر کرده است، چون با این دو، دین خود را یاری مینماید و کلمۀ خویش را برتر قرار میدهد: کتاب که در آن حجّت و دلیل بیان شده، و با شمشیر که به اذن خداوند پیروزی را به بار میآورد، و هر دو را خداوند برای اجرای عدالت پدید آورده است که از این امر به حکمت و کمال الهی و کمال شریعت و آئین او که توسّط پیامبرانش آن را بیان داشته است پی برده میشود.
(26) وقتی نبوّت پیامبران را به طور عموم بیان کرد، از پیامبران برگزیده، نوح و ابراهیم نام برد که در دودمان آنها نبوت و کتاب را قرار داده است. پس فرمود: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به راستی نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان، نبوّت و کتاب قرار دادیم؛ یعنی پیامبران پیشین و پسین همه از فرزندان نوح و ابراهیم ـعلیهما السلامـ بودهاند. همچنین همۀ کتابها بر فرزندان این دو پیامبر بزرگوار نازل شدهاند. (﴿فَمِنۡهُم مُّهۡتَدٖ﴾) پس برخی از کسانی که پیامبران را به سوی آنها فرستادهایم، به وسیلۀ دعوت پیامبران راهیاب گشته و فرمانبردار آنها شدند و از رهنمودشان اطاعت کردند. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان از اطاعت خداوند و پیامبرانش منحرف و خارج شدند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوۡ حَرَصۡتَ بِمُؤۡمِنِينَ﴾ و بیشتر مردم ایمان نخواهند آورد، گرچه تو بر ایمان آوردن آنها حریص باشی.
(27) (﴿ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ﴾) و به دنبال آنان پیامبران خود را فرستادیم، و عیسی پسر مریم را در پی آنان آوردیم. خداوند عیسی ـ علیه السلام ـ را به طور ویژه بیان کرد چون بحث در مورد نصاری است؛ کسانی که ادّعای پیروی از عیسی را دارند. (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ﴾) و انجیل را که یکی از کتابهای برتر الهی است بدو عطا کردیم. (﴿وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗ﴾) و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند مهربانی و بخشایش قرار دادیم. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاۡ إِنَّا نَصَٰرَىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ بدون شک خواهی دید که دشمنترین مردم برای مؤمنان یهودیان و مشرکان هستند. و نزدیکترین مردم به مؤمنان از نظر مهربانی کسانی هستند که گفتند:«ما نصاری هستیم.» چون آنها دارای دانشمندان و دیرنشینهایی هستند و تکبّر نمیورزند. بنابراین نصاری دلهای نرمتر و مهربانتری از دیگران داشتند، امّا این زمانی بود که بر شریعت عیسی ـ علیه السلام ـ بودند. (﴿وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا﴾) و رهبانیّت و عبادتی که خود آن را به وجود آوردند و آن را بر خود واجب کردند و خود را بدان ملزم نمودند، خداوند آن را بر آنها فرض نکرده بود، بلکه آنها خودشان خویشتن را به آن ملزم کرده بودند و هدفشان از این کار به دست آوردن رضایت خداوند بود. با وجود این (﴿فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا﴾) آن را انجام ندادند، و حقِّ آن را به جای نیاوردند. پس آنها از دو جهت کوتاهی کردند: یکی اینکه از پیش خود چنین عبادتی را به وجود آوردند؛ و دوم اینکه آنچه را که بر خود لازم و واجب کرده بودند انجام ندادند. پس غالباً حالت آنها چنین است. و برخی از آنها مطیع فرمان خدا میباشند، بنابراین فرمود: (﴿فََٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡ﴾) پس کسانی که به محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند ـ و به عیسی هم ایمان داشتند ـ خداوند به هریک برحسب ایمانشان پاداش میدهد. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان بدکارند؛ یعنی محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنند، و از اطاعت و صراط مستقیم خارج هستند.
الحديد 57:27
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ما پيامبرانمان را با دليلهاي روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو، رانيز نازل کرديم تا مردم به عدالت عمل کنند و آهن را که در آن نيرويي سخت و منافعي براي مردم است فرو فرستاديم ، تا خدا بداند چه کسي به ناديده ، او و پيامبرانش را ياري مي کند زيرا خدا توانا و پيروزمند است. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و، کتاب نهاديم بعضيشان هدايت يافتگان بودند ولي بيشترينشان نافرمانان ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ سپس پيامبرانمان را پس از ايشان فرستاديم و عيسي بن مريم را از پي ، آنها روانه کرديم و به او انجيل را داديم ، و در دل پيروانش رافت و رحمت نهاديم و رهبانيتي که به بدعت آورده اند ما بر آنها مقرر نکرده ايم ، اما در آن خشنودي خدا مي جستند ، ولي حق آن را بسزا نگزاردند ما از آن ميان به کساني که ايمان آورده بودند ، پاداش داديم ولي بيشترينشان نافرمان بودند.
(25) خداوند متعال میفرماید: (﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) به راستی که ما پیغمبران خود را با دلایل روشن فرستادیم؛ و آن دلایل و نشانههایی است که بر راست و حقّ بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکنند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و همراه آنان کتاب را فرستادیم. کتاب اسم جنس است و شامل همۀ کتابهایی میشود که خداوند برای ارشاد و هدایت مردم و کسب منافع دینی و دنیویشان نازل کرده است. (﴿وَٱلۡمِيزَانَ﴾) و میزان را فروفرستادیم. میزان به معنی عدالت در گفتارها و کردارهاست. دینی که پیامبران با خود آوردهاند، سراسر عدالت است؛ و اوامر و نواهی آن در معاملات با مردم و در امور جزایی و قصاص و حدود و قانون ارث و غیره دادگرانه است. (﴿لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) تا مردم به داد رفتار کنند؛ یعنی تا مردم به خاطر اجرای آئین الهی و تحصیل منافع بیشمار خود، عدالت را اجرا کنند. این دلیلی است بر اینکه پیامبران در اصل و اساس شریعت که اجرای عدالت است متّفق هستند، گرچه اجرای عدالت با توجّه به زمانها و احوال گوناگون، صورتهای مختلفی دارد. (﴿وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ﴾) و آهن را پدیدار نمودهایم که در آن نیروی فراوانی است، و آلات جنگی همانند سلاح و زره و غیره از آن ساخته میشود. (﴿وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ﴾) و سودهایی برای مردم دارد. مانند انواع صنعتها و حرفهها و ظروف و آلات کشاورزی که همه از آهن هستند تا جایی که کمترین چیزی وجود دارد که به آهن نیاز نداشته باشد. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِ﴾) و تا خداوند بازار امتحان و آزمایش را با کتابهایی که نازل فرموده، و با آهن که آن را آفریده است، برپا دارد و کسی را که او و پیامبرش را در نهان ـ یعنی قبل از مشاهدۀ حقایق ـ یاری مینماید مشخّص گرداند؛ زیرا ایمان در حالت غیب-قبل از اینکه انسان آن را با چشم خود مشاهده کند- فایده میدهد. امّا ایمانی که بعد از مشاهده حقایق و دنیای غیب باشد، فایدهای نخواهد داشت؛ چون در آن وقت ایمان آوردن یک امر ضروری و اضطراری خواهد بود، و به ناچار همه باور خواهند کرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ﴾) بیگمان، خداوند تواناست، و هیچ چیزی او را ناتوان نمیکند، و هیچ فرارکنندهای از دست او در نمیرود. و از جمله توانمندی او این است که آهن را پدید آورده است که ابزارهای قوی از آن ساخته میشوند. و از نشانههای قدرت و توانمندی خداوند این است که بر انتقام گرفتن از دشمنان خود تواناست، ولی او دوستان خود را به وسیلۀ دشمنانش میآزماید، تا کسی را که در نهان او را یاری میکند مشخّص گرداند. خداوند در اینجا کتاب و آهن را در کنار هم ذکر کرده است، چون با این دو، دین خود را یاری مینماید و کلمۀ خویش را برتر قرار میدهد: کتاب که در آن حجّت و دلیل بیان شده، و با شمشیر که به اذن خداوند پیروزی را به بار میآورد، و هر دو را خداوند برای اجرای عدالت پدید آورده است که از این امر به حکمت و کمال الهی و کمال شریعت و آئین او که توسّط پیامبرانش آن را بیان داشته است پی برده میشود.
(26) وقتی نبوّت پیامبران را به طور عموم بیان کرد، از پیامبران برگزیده، نوح و ابراهیم نام برد که در دودمان آنها نبوت و کتاب را قرار داده است. پس فرمود: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به راستی نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان، نبوّت و کتاب قرار دادیم؛ یعنی پیامبران پیشین و پسین همه از فرزندان نوح و ابراهیم ـعلیهما السلامـ بودهاند. همچنین همۀ کتابها بر فرزندان این دو پیامبر بزرگوار نازل شدهاند. (﴿فَمِنۡهُم مُّهۡتَدٖ﴾) پس برخی از کسانی که پیامبران را به سوی آنها فرستادهایم، به وسیلۀ دعوت پیامبران راهیاب گشته و فرمانبردار آنها شدند و از رهنمودشان اطاعت کردند. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان از اطاعت خداوند و پیامبرانش منحرف و خارج شدند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوۡ حَرَصۡتَ بِمُؤۡمِنِينَ﴾ و بیشتر مردم ایمان نخواهند آورد، گرچه تو بر ایمان آوردن آنها حریص باشی.
(27) (﴿ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ﴾) و به دنبال آنان پیامبران خود را فرستادیم، و عیسی پسر مریم را در پی آنان آوردیم. خداوند عیسی ـ علیه السلام ـ را به طور ویژه بیان کرد چون بحث در مورد نصاری است؛ کسانی که ادّعای پیروی از عیسی را دارند. (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ﴾) و انجیل را که یکی از کتابهای برتر الهی است بدو عطا کردیم. (﴿وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗ﴾) و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند مهربانی و بخشایش قرار دادیم. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاۡ إِنَّا نَصَٰرَىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ بدون شک خواهی دید که دشمنترین مردم برای مؤمنان یهودیان و مشرکان هستند. و نزدیکترین مردم به مؤمنان از نظر مهربانی کسانی هستند که گفتند:«ما نصاری هستیم.» چون آنها دارای دانشمندان و دیرنشینهایی هستند و تکبّر نمیورزند. بنابراین نصاری دلهای نرمتر و مهربانتری از دیگران داشتند، امّا این زمانی بود که بر شریعت عیسی ـ علیه السلام ـ بودند. (﴿وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا﴾) و رهبانیّت و عبادتی که خود آن را به وجود آوردند و آن را بر خود واجب کردند و خود را بدان ملزم نمودند، خداوند آن را بر آنها فرض نکرده بود، بلکه آنها خودشان خویشتن را به آن ملزم کرده بودند و هدفشان از این کار به دست آوردن رضایت خداوند بود. با وجود این (﴿فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا﴾) آن را انجام ندادند، و حقِّ آن را به جای نیاوردند. پس آنها از دو جهت کوتاهی کردند: یکی اینکه از پیش خود چنین عبادتی را به وجود آوردند؛ و دوم اینکه آنچه را که بر خود لازم و واجب کرده بودند انجام ندادند. پس غالباً حالت آنها چنین است. و برخی از آنها مطیع فرمان خدا میباشند، بنابراین فرمود: (﴿فََٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡ﴾) پس کسانی که به محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند ـ و به عیسی هم ایمان داشتند ـ خداوند به هریک برحسب ایمانشان پاداش میدهد. (﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) و بسیاری از ایشان بدکارند؛ یعنی محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنند، و از اطاعت و صراط مستقیم خارج هستند.
الحديد 57:28
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و به پيامبرش ايمان بياوريد تا شما را از رحمت خويش دوبار مزد بدهد و شما را نوري عطا کند که در روشنايي آن راه بجوييد و بيامرزدتان که خدا آمرزنده مهربان است. لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ تا اهل کتاب بدانند که به بخشايش خداوند هيچ دسترس ندارند و اين بخشايش به دست اوست که به هر که خواهد ارزاني مي دارد ، و خدا را بخشايشي عظيم است.
(28) احتمال دارد که در اینجا اهل کتاب مورد خطاب باشند؛ کسانی که به موسی و عیسی ـ علیهما السلام ـ ایمان آوردهاند. خداوند در اینجا به آنها امر میکند تا به مقتضای ایمانشان عمل نمایند و از خدا بترسند، و از گناهان بپرهیزند، و به پیامبر خدا محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان بیاورند. خداوند میفرماید اگر آنها این کار را بکنند، به آنها از رحمت خویش (﴿كِفۡلَيۡنِ﴾) دو پاداش میدهد: یکی پاداش ایمان به محمّد، و یکی پاداش ایمان به پیغمبر خودشان؛ و احتمال دارد که فرمان عامّی باشد که اهل کتاب و دیگران همه در آن داخل هستند، و ظاهراً همینطور است. و خداوند آنان را دستور میدهد تا ایمان بیاورند و تقوا را رعایت کنند. تقوا چیزی است که همۀ دین، ظاهر و باطن آن و اصول و فروعش در آن داخل هستند. و اگر آنها از این فرمان بزرگ اطاعت کنند، خداوند (﴿كِفۡلَيۡنِ مِن رَّحۡمَتِهِۦ﴾) دو بهره و دو پاداش از رحمت خویش را به آنها میبخشد که اندازه و حالت این پاداش را کسی جز خداوند نمیداند. یکی پاداش ایمان، و دیگری پاداش در برابر تقوا و پرهیزگاری، و یا پاداشی به خاطر پیروی از اوامر، و دیگری به خاطر پرهیز و دوری گزیدن از آنچه خداوند از آن نهی کرده است؛ و یا اینکه منظور از دو پاداش این است که خداوند پاداش آنها را هر بار میدهد. (﴿وَيَجۡعَل لَّكُمۡ نُورٗا تَمۡشُونَ بِهِۦ﴾) و برایتان نوری قرار میدهد که در پرتو آن حرکت میکنید؛ یعنی به شما علم و هدایت میدهد، و نوری به شما عطا میکند که در تاریکیهای جهالت به وسیلۀ آن حرکت میکنید، و گناهانتان را میآمرزد. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای فضل و بخشش فراوان است. پس چنین پاداش فراوانی در برابر کسی که فضل فراوان دارد زیاد نیست؛ خداوندی که فضل و لطف او آسمانها و زمین را فراگرفته است. پس هیچ مخلوقی، به اندازۀ یک چشم به هم زدن و یا کمتر از آن نمیتواند از فضل الهی بی بهره باشد.
(29) (﴿لِّئَلَّا يَعۡلَمَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَلَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّن فَضۡلِ ٱللَّهِ﴾) ما برایتان بیان کردیم که هر کس ایمان بیاورد و از خدا بترسد و به پیامبرش ایمان بیاورد، از فضل و احسان خدا برخوردار خواهد شد تا اهل کتاب بدانند که هیچ چیزی از فضل خدا را در اختیار ندارند؛ یعنی طبق عقلها و خواستهای فاسد خودشان نمیتوانند جلوی فضل و لطف الهی را بگیرند. آنها میگویند:﴿لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ﴾ هرگز وارد بهشت نخواهد شد مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. و گمانها و خیالات فاسدی دربارۀ فضل الهی در سر میپرورانند. پس خداوند متعال خبر داد کسانی که به محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان آورده و تقوای الهی را پیشه کردهاند، دو پاداش از رحمت الهی دارند، و به آنها نوری داده خواهد شد، و آمرزش الهی نصیب آنها میگردد. و تا اهل کتاب بدانند که (﴿وَأَنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ﴾) فضل در دست خداوند است؛ و آن را به هر کس که بخواهد میدهد؛ هر کس که حکمت الهی اقتضا نماید تا به او از فضل خویش عطا کند. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای آنچنان فضل بزرگی است که اندازه و مقدار آن را نمیتوان تعیین کرد.
* * *
الحديد 57:29
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و به پيامبرش ايمان بياوريد تا شما را از رحمت خويش دوبار مزد بدهد و شما را نوري عطا کند که در روشنايي آن راه بجوييد و بيامرزدتان که خدا آمرزنده مهربان است. لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ تا اهل کتاب بدانند که به بخشايش خداوند هيچ دسترس ندارند و اين بخشايش به دست اوست که به هر که خواهد ارزاني مي دارد ، و خدا را بخشايشي عظيم است.
(28) احتمال دارد که در اینجا اهل کتاب مورد خطاب باشند؛ کسانی که به موسی و عیسی ـ علیهما السلام ـ ایمان آوردهاند. خداوند در اینجا به آنها امر میکند تا به مقتضای ایمانشان عمل نمایند و از خدا بترسند، و از گناهان بپرهیزند، و به پیامبر خدا محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان بیاورند. خداوند میفرماید اگر آنها این کار را بکنند، به آنها از رحمت خویش (﴿كِفۡلَيۡنِ﴾) دو پاداش میدهد: یکی پاداش ایمان به محمّد، و یکی پاداش ایمان به پیغمبر خودشان؛ و احتمال دارد که فرمان عامّی باشد که اهل کتاب و دیگران همه در آن داخل هستند، و ظاهراً همینطور است. و خداوند آنان را دستور میدهد تا ایمان بیاورند و تقوا را رعایت کنند. تقوا چیزی است که همۀ دین، ظاهر و باطن آن و اصول و فروعش در آن داخل هستند. و اگر آنها از این فرمان بزرگ اطاعت کنند، خداوند (﴿كِفۡلَيۡنِ مِن رَّحۡمَتِهِۦ﴾) دو بهره و دو پاداش از رحمت خویش را به آنها میبخشد که اندازه و حالت این پاداش را کسی جز خداوند نمیداند. یکی پاداش ایمان، و دیگری پاداش در برابر تقوا و پرهیزگاری، و یا پاداشی به خاطر پیروی از اوامر، و دیگری به خاطر پرهیز و دوری گزیدن از آنچه خداوند از آن نهی کرده است؛ و یا اینکه منظور از دو پاداش این است که خداوند پاداش آنها را هر بار میدهد. (﴿وَيَجۡعَل لَّكُمۡ نُورٗا تَمۡشُونَ بِهِۦ﴾) و برایتان نوری قرار میدهد که در پرتو آن حرکت میکنید؛ یعنی به شما علم و هدایت میدهد، و نوری به شما عطا میکند که در تاریکیهای جهالت به وسیلۀ آن حرکت میکنید، و گناهانتان را میآمرزد. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای فضل و بخشش فراوان است. پس چنین پاداش فراوانی در برابر کسی که فضل فراوان دارد زیاد نیست؛ خداوندی که فضل و لطف او آسمانها و زمین را فراگرفته است. پس هیچ مخلوقی، به اندازۀ یک چشم به هم زدن و یا کمتر از آن نمیتواند از فضل الهی بی بهره باشد.
(29) (﴿لِّئَلَّا يَعۡلَمَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَلَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّن فَضۡلِ ٱللَّهِ﴾) ما برایتان بیان کردیم که هر کس ایمان بیاورد و از خدا بترسد و به پیامبرش ایمان بیاورد، از فضل و احسان خدا برخوردار خواهد شد تا اهل کتاب بدانند که هیچ چیزی از فضل خدا را در اختیار ندارند؛ یعنی طبق عقلها و خواستهای فاسد خودشان نمیتوانند جلوی فضل و لطف الهی را بگیرند. آنها میگویند:﴿لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ﴾ هرگز وارد بهشت نخواهد شد مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. و گمانها و خیالات فاسدی دربارۀ فضل الهی در سر میپرورانند. پس خداوند متعال خبر داد کسانی که به محمّد صلی الله علیه وسلم ایمان آورده و تقوای الهی را پیشه کردهاند، دو پاداش از رحمت الهی دارند، و به آنها نوری داده خواهد شد، و آمرزش الهی نصیب آنها میگردد. و تا اهل کتاب بدانند که (﴿وَأَنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ﴾) فضل در دست خداوند است؛ و آن را به هر کس که بخواهد میدهد؛ هر کس که حکمت الهی اقتضا نماید تا به او از فضل خویش عطا کند. (﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و خداوند دارای آنچنان فضل بزرگی است که اندازه و مقدار آن را نمیتوان تعیین کرد.
* * *
المجادلة 58:1
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ خدا سخن زني را که در باره شوهرش با تو، به مجادله آمده است و به خدا شکوه مي کند ، شنيد و خدا گفت و گوي شما را مي شنود ، زيرا شنوا و بيناست. الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ از ميان شما کساني که زنانشان را ظهار مي کنند بدانند که زنانشان ، مادرانشان نشوند ، مادرانشان فقطزناني هستند که آنها را زاييده اند ، و سخني ناپسند و دروغ است که مي گويند و خدا از گناهان در گذرنده است و آمرزنده است. وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ آنهايي که زنانشان را ظهار مي کنند ، آنگاه از آنچه گفته اند پشيمان مي شوند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد بنده اي آزاد کنند اين پندي است که به شما مي دهند و خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است. فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ اما کساني که بنده اي نيابند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد، دو ماه پي در پي روزه بدارند و آن که نتواند ، شصت مسکين را طعام دهد و اين بدان سبب است که به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد اينها حدود خداست و براي کافران عذابي است دردآور.
مدني و 22 آيه است.
(1) این آیات کریمه دربارۀ مردی از انصار نازل شدهاند؛ مردی که زنش از او به خدا شکایت برد و دربارۀ شوهرش با پیامبر به بحث و مجادله پرداخت؛ چون شوهرش بعد از زندگانی طولانی و بعد از آنکه از آن زن صاحب فرزندانی شده و به پیرمردی سالخورده تبدیل شده بود، او را بر خود حرام کرد. پس زن شکایت را به خدا و پیامبرش رساند، و در اینباره سخن گفت، و چندین بار درخواستش را تکرار کرد. پس خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآ﴾) به راستی خداوند سخن زنی را شنید که دربارۀ همسرش با تو بحث و مجادله میکرد و به خدا شکایت میبرد؛ و خداوند گفتگوی شما دو تا را میشنود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ﴾) بیگمان، خداوند شنواست، و همۀ صداها را در همۀ اوقات و علی رغم گوناگون بودن نیازها میشنود. (﴿بَصِيرٌ﴾) و بیناست و خزیدن مورچۀ سیاه را بر صخرۀ سنگی در شبی ظلمانی و تاریک میبیند. در اینجا خداوند از کمال شنوا و بینا بودن خود خبر میدهد و میفرماید: شنوایی و بینایی خداوند همۀ امور کوچک و بزرگ را احاطه کرده است، و در ضمن اشاره به این است که خداوند شکایت و بلایی را که این زن بدان گرفتار شده است دفع میکند. بنابراین، حکم آن زن و حکم زنان دیگر را به طور عام بیان کرد و فرمود:
(2) (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند. ظهار عبارت از این است که شوهر به زنش بگوید:«أنتِ عَلَیَّ کَظَهرِ أمِّی» تو بر من همچون پشت مادرم هستی. یا هر زنِ دیگری از محارمش. یا بگوید:«أنتِ عَلَیَّ حَرَامٌ» تو بر من حرام هستی. و چون آنها میگفتند تو برای من همانند پشت «ظهر» مادرم هستی، خداوند این عمل را ظهار نامید.پس فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند، آنان مادرانشان نیستند؛ یعنی چگونه این سخن را میگویند! سخنی که آنها میدانند حقیقت ندارد؟! پس آنها چگونه آن را بر زبان میآورند و همسرانشان را به مادرانشان که آنها را زادهاند تشبیه میکنند؟ بنابراین خداوند این را کاری بزرگ و زشت قرار داد و فرمود: (﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) و بیگمان، آنها سخنی زشت و دروغ میگویند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ﴾) و خداوند، بخشندۀ آمرزنده است؛ و هرکسی که مخالفتی از او سرزده باشد و آن را با توبۀ نصوح جبران نماید، خداوند او را میآمرزد.
(3) (﴿وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) علما در مورد معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) اختلاف کردهاند؛ بعضی میگویند: یعنی ارادۀ آمیزش جنسی با زنی که شوهر با آن ظهار کرده است، و شوهر به محض اینکه چنین ارادهای کند، کفّارۀ مذکور بر او واجب میشود، و اینکه خداوند در مورد کفّاره گفته است که باید قبل از آمیزش باشد بر همین مفهوم دلالت مینماید. و گفته شده که معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) در حقیقت همان آمیزش جنسی است. و (﴿ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) بر همین معنی دلالت مینماید، چون آنچه آنها گفتهاند که بر آنها حرام است آمیزش میباشد. و بنا بر هردو قول (﴿فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ﴾) هرگاه برگشتی در کار بود، کفارۀ این تحریم عبارت است از آزاد کردن بردهای مؤمن، همانگونه که در آیهای دیگر چنین قیدی برایش ذکر شده است. این بنده ـ یا کسی که باید آزاد گردد ـ خواه مرد باشد یا زن به شرطی که از عیوبی در امان باشد که به کار کردنِ او ضرر میرساند. (﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّا﴾) بر شوهر لازم است از آمیزش با زنی که با آن ظهار کرده خودداری نماید تا اینکه یک بردهرا به عنوان کفّارۀ سوگند خود آزاد کند. (﴿ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦ﴾) حکمی که برایتان بیان کردیم، درس و پندی است که به شما داده میشود؛ یعنی حکم ظهار به همراه هشداری که با آن ذکر شده است برایتان بیان میشود. چون «وعظ» به معنی بیان حکم به همراه ترغیب یا ترهیب و هشدار است. پس هرکس بخواهد ظهار کند وقتی که به یاد بیاورد که آزاد کردن یک برده بر او لازم است، از ظهار کردن خودداری مینماید. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است، و هریک را طبق کاری که کرده است جزا و سزا میدهد.
(4) (﴿فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ مِن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۖ فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) پس اگر کسی بردهای نیابد که آن را آزاد کند؛ به این صورت که بردهای نداشته باشد، و یا پول خرید آن را نداشته باشد که بخرد و آزاد کند، بر او واجب است که دو ماه پیاپی بدون فاصله روزه بگیرد، و قبل از آنکه زن و شوهر با یکدیگر نزدیکی و آمیزش کنند، باید این کفّاره را بدهد. و اگر کسی توانایی روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد. یا آنها را از خوراکی که در شهر آنان استفاده میشود به اندازهای بدهد که آنان را کفایت کند، آنطور که بسیاری از مفسّرین چنین گفتهاند. یا اینکه به هر فقیر به اندازۀ نصف صاع گندم و یا دیگر خوراکیهایی بدهد که در فطریه پرداخت میشود، آنگونه که گروهی دیگر از مفسّرین گفتهاند. حکمی که برای شما بیان کردیم و توضیح دادیم برای آن است که (﴿لِتُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید؛ یعنی تا با پایبندی به این حکم و دیگر احکام و عمل کردن به آن ایمان بیاورید؛ زیرا پایبندی به احکام و فرامین خداوند، و عمل به آن جزو ایمان است، بلکه مقصود و هدف از ایمان همین است، و این از جمله اموری است که ایمان با آن کامل میگردد و رشد میکند. (﴿وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾) و این حدود، مقرّر شدۀ الهی است که نباید به آن وارد شد و نباید از آن تجاوز کرد و در انجام آن نیز نباید کوتاهی ورزید. (﴿وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و کافران عذابی دردناک دارند.
در این آیات شماری از احکام وجود دارند که عبارتند از: 1- لطف خداوند نسبت به بندگانش، و توجّه او به آنها که شکایت این زن گرفتار و رنجدیده را بیان نمود و مشکل او را حل کرد، و این گرفتاری را به طور کلّی رفع نمود، و با حکم و دستور کلّی خویش آن را برای هر کسی که به این مشکل گرفتار شود حل نمود. 2- ظهار به همسر اختصاص دارد، چون خداوند میفرماید: (﴿مِّن نِّسَآئِهِم﴾) با زنانشان ظهار میکنند. پس اگر مردی با کنیزش ظهار کرد، این ظهار شمرده نمیشود، بلکه از نوع حرام کردن حلال است مانند کسی که آب و غذا را بر خود حرام نماید که در این فقط کفّارۀ قسم لازم میشود. 3- ظهار کردن با زنی که هنوز با آن ازدواج نکرده است اعتبار ندارد، همانطور که طلاق قبل از عقد چه مشروط و معلّق باشد یا نه، اعتبار ندارد. 4- ظهار حرام است؛ چون خداوند آنرا سخنی زشت و دروغ نامیده است: (﴿مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) 5- خداوند حکم و حکمت آن را بیان نموده و میفرماید: (﴿مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) آنان مادرانشان نیستند. 6- مکروه است که مرد زنش را به نام محرمهای خود صدا بزند. مثل اینکه بگوید:«ای مادرم»، «ای خواهرم» و غیره، چون این، شبیه حرام است. 7- کفّاره زمانی واجب میشود که شوهری که ظهار کرده است از گفتۀ خود باز گردد، طبق اختلافی که در دو قول گذشته بیان شد. نه اینکه به محض اینکه ظهار کرد بر او کفّاره لازم آید. 8- در کفّارۀ آزاد کردن برده، کوچک و بزرگ و زن یا مرد جایز است؛ چون در آیه بهطور مطلق گفته شده که باید بردهای آزاد کند. 9- کفّاره اگر آزاد کردن برده یا روزه باشد، باید قبل از آمیزش جنسی انجام بگیرد. همانطور که خداوند با این قید بیان کرده است، به خلاف کفّارۀ خوراک دادن که در هنگام خوراک دادن، آمیزش جایز است. 10- شاید حکمتِ ادای کفّاره قبل از نزدیکی کردن و آمیزش این باشد که در این صورت شوهر بهتر و زودتر کفّاره را میدهد؛ چون وقتی که علاقهمند به نزدیکی کردن با همسرش باشد و بداند که بدون دادن کفّاره نمیتواند چنین کاری را انجام دهد، هرچه زودتر به دادن کفّاره اقدام میکند. 11- باید به شصت نفر مسکین و فقیر خوراک بدهد؛ و اگر خوراک شصت نفر فقیر را به یک نفر یا کمتر از شصت نفر داد، جایز نیست؛ چون خداوند فرموده است: (﴿فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) اگر توانایی آزاد کردن برده و دو ماه روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد.
المجادلة 58:2
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ خدا سخن زني را که در باره شوهرش با تو، به مجادله آمده است و به خدا شکوه مي کند ، شنيد و خدا گفت و گوي شما را مي شنود ، زيرا شنوا و بيناست. الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ از ميان شما کساني که زنانشان را ظهار مي کنند بدانند که زنانشان ، مادرانشان نشوند ، مادرانشان فقطزناني هستند که آنها را زاييده اند ، و سخني ناپسند و دروغ است که مي گويند و خدا از گناهان در گذرنده است و آمرزنده است. وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ آنهايي که زنانشان را ظهار مي کنند ، آنگاه از آنچه گفته اند پشيمان مي شوند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد بنده اي آزاد کنند اين پندي است که به شما مي دهند و خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است. فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ اما کساني که بنده اي نيابند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد، دو ماه پي در پي روزه بدارند و آن که نتواند ، شصت مسکين را طعام دهد و اين بدان سبب است که به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد اينها حدود خداست و براي کافران عذابي است دردآور.
مدني و 22 آيه است.
(1) این آیات کریمه دربارۀ مردی از انصار نازل شدهاند؛ مردی که زنش از او به خدا شکایت برد و دربارۀ شوهرش با پیامبر به بحث و مجادله پرداخت؛ چون شوهرش بعد از زندگانی طولانی و بعد از آنکه از آن زن صاحب فرزندانی شده و به پیرمردی سالخورده تبدیل شده بود، او را بر خود حرام کرد. پس زن شکایت را به خدا و پیامبرش رساند، و در اینباره سخن گفت، و چندین بار درخواستش را تکرار کرد. پس خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآ﴾) به راستی خداوند سخن زنی را شنید که دربارۀ همسرش با تو بحث و مجادله میکرد و به خدا شکایت میبرد؛ و خداوند گفتگوی شما دو تا را میشنود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ﴾) بیگمان، خداوند شنواست، و همۀ صداها را در همۀ اوقات و علی رغم گوناگون بودن نیازها میشنود. (﴿بَصِيرٌ﴾) و بیناست و خزیدن مورچۀ سیاه را بر صخرۀ سنگی در شبی ظلمانی و تاریک میبیند. در اینجا خداوند از کمال شنوا و بینا بودن خود خبر میدهد و میفرماید: شنوایی و بینایی خداوند همۀ امور کوچک و بزرگ را احاطه کرده است، و در ضمن اشاره به این است که خداوند شکایت و بلایی را که این زن بدان گرفتار شده است دفع میکند. بنابراین، حکم آن زن و حکم زنان دیگر را به طور عام بیان کرد و فرمود:
(2) (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند. ظهار عبارت از این است که شوهر به زنش بگوید:«أنتِ عَلَیَّ کَظَهرِ أمِّی» تو بر من همچون پشت مادرم هستی. یا هر زنِ دیگری از محارمش. یا بگوید:«أنتِ عَلَیَّ حَرَامٌ» تو بر من حرام هستی. و چون آنها میگفتند تو برای من همانند پشت «ظهر» مادرم هستی، خداوند این عمل را ظهار نامید.پس فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند، آنان مادرانشان نیستند؛ یعنی چگونه این سخن را میگویند! سخنی که آنها میدانند حقیقت ندارد؟! پس آنها چگونه آن را بر زبان میآورند و همسرانشان را به مادرانشان که آنها را زادهاند تشبیه میکنند؟ بنابراین خداوند این را کاری بزرگ و زشت قرار داد و فرمود: (﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) و بیگمان، آنها سخنی زشت و دروغ میگویند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ﴾) و خداوند، بخشندۀ آمرزنده است؛ و هرکسی که مخالفتی از او سرزده باشد و آن را با توبۀ نصوح جبران نماید، خداوند او را میآمرزد.
(3) (﴿وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) علما در مورد معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) اختلاف کردهاند؛ بعضی میگویند: یعنی ارادۀ آمیزش جنسی با زنی که شوهر با آن ظهار کرده است، و شوهر به محض اینکه چنین ارادهای کند، کفّارۀ مذکور بر او واجب میشود، و اینکه خداوند در مورد کفّاره گفته است که باید قبل از آمیزش باشد بر همین مفهوم دلالت مینماید. و گفته شده که معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) در حقیقت همان آمیزش جنسی است. و (﴿ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) بر همین معنی دلالت مینماید، چون آنچه آنها گفتهاند که بر آنها حرام است آمیزش میباشد. و بنا بر هردو قول (﴿فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ﴾) هرگاه برگشتی در کار بود، کفارۀ این تحریم عبارت است از آزاد کردن بردهای مؤمن، همانگونه که در آیهای دیگر چنین قیدی برایش ذکر شده است. این بنده ـ یا کسی که باید آزاد گردد ـ خواه مرد باشد یا زن به شرطی که از عیوبی در امان باشد که به کار کردنِ او ضرر میرساند. (﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّا﴾) بر شوهر لازم است از آمیزش با زنی که با آن ظهار کرده خودداری نماید تا اینکه یک بردهرا به عنوان کفّارۀ سوگند خود آزاد کند. (﴿ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦ﴾) حکمی که برایتان بیان کردیم، درس و پندی است که به شما داده میشود؛ یعنی حکم ظهار به همراه هشداری که با آن ذکر شده است برایتان بیان میشود. چون «وعظ» به معنی بیان حکم به همراه ترغیب یا ترهیب و هشدار است. پس هرکس بخواهد ظهار کند وقتی که به یاد بیاورد که آزاد کردن یک برده بر او لازم است، از ظهار کردن خودداری مینماید. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است، و هریک را طبق کاری که کرده است جزا و سزا میدهد.
(4) (﴿فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ مِن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۖ فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) پس اگر کسی بردهای نیابد که آن را آزاد کند؛ به این صورت که بردهای نداشته باشد، و یا پول خرید آن را نداشته باشد که بخرد و آزاد کند، بر او واجب است که دو ماه پیاپی بدون فاصله روزه بگیرد، و قبل از آنکه زن و شوهر با یکدیگر نزدیکی و آمیزش کنند، باید این کفّاره را بدهد. و اگر کسی توانایی روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد. یا آنها را از خوراکی که در شهر آنان استفاده میشود به اندازهای بدهد که آنان را کفایت کند، آنطور که بسیاری از مفسّرین چنین گفتهاند. یا اینکه به هر فقیر به اندازۀ نصف صاع گندم و یا دیگر خوراکیهایی بدهد که در فطریه پرداخت میشود، آنگونه که گروهی دیگر از مفسّرین گفتهاند. حکمی که برای شما بیان کردیم و توضیح دادیم برای آن است که (﴿لِتُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید؛ یعنی تا با پایبندی به این حکم و دیگر احکام و عمل کردن به آن ایمان بیاورید؛ زیرا پایبندی به احکام و فرامین خداوند، و عمل به آن جزو ایمان است، بلکه مقصود و هدف از ایمان همین است، و این از جمله اموری است که ایمان با آن کامل میگردد و رشد میکند. (﴿وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾) و این حدود، مقرّر شدۀ الهی است که نباید به آن وارد شد و نباید از آن تجاوز کرد و در انجام آن نیز نباید کوتاهی ورزید. (﴿وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و کافران عذابی دردناک دارند.
در این آیات شماری از احکام وجود دارند که عبارتند از: 1- لطف خداوند نسبت به بندگانش، و توجّه او به آنها که شکایت این زن گرفتار و رنجدیده را بیان نمود و مشکل او را حل کرد، و این گرفتاری را به طور کلّی رفع نمود، و با حکم و دستور کلّی خویش آن را برای هر کسی که به این مشکل گرفتار شود حل نمود. 2- ظهار به همسر اختصاص دارد، چون خداوند میفرماید: (﴿مِّن نِّسَآئِهِم﴾) با زنانشان ظهار میکنند. پس اگر مردی با کنیزش ظهار کرد، این ظهار شمرده نمیشود، بلکه از نوع حرام کردن حلال است مانند کسی که آب و غذا را بر خود حرام نماید که در این فقط کفّارۀ قسم لازم میشود. 3- ظهار کردن با زنی که هنوز با آن ازدواج نکرده است اعتبار ندارد، همانطور که طلاق قبل از عقد چه مشروط و معلّق باشد یا نه، اعتبار ندارد. 4- ظهار حرام است؛ چون خداوند آنرا سخنی زشت و دروغ نامیده است: (﴿مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) 5- خداوند حکم و حکمت آن را بیان نموده و میفرماید: (﴿مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) آنان مادرانشان نیستند. 6- مکروه است که مرد زنش را به نام محرمهای خود صدا بزند. مثل اینکه بگوید:«ای مادرم»، «ای خواهرم» و غیره، چون این، شبیه حرام است. 7- کفّاره زمانی واجب میشود که شوهری که ظهار کرده است از گفتۀ خود باز گردد، طبق اختلافی که در دو قول گذشته بیان شد. نه اینکه به محض اینکه ظهار کرد بر او کفّاره لازم آید. 8- در کفّارۀ آزاد کردن برده، کوچک و بزرگ و زن یا مرد جایز است؛ چون در آیه بهطور مطلق گفته شده که باید بردهای آزاد کند. 9- کفّاره اگر آزاد کردن برده یا روزه باشد، باید قبل از آمیزش جنسی انجام بگیرد. همانطور که خداوند با این قید بیان کرده است، به خلاف کفّارۀ خوراک دادن که در هنگام خوراک دادن، آمیزش جایز است. 10- شاید حکمتِ ادای کفّاره قبل از نزدیکی کردن و آمیزش این باشد که در این صورت شوهر بهتر و زودتر کفّاره را میدهد؛ چون وقتی که علاقهمند به نزدیکی کردن با همسرش باشد و بداند که بدون دادن کفّاره نمیتواند چنین کاری را انجام دهد، هرچه زودتر به دادن کفّاره اقدام میکند. 11- باید به شصت نفر مسکین و فقیر خوراک بدهد؛ و اگر خوراک شصت نفر فقیر را به یک نفر یا کمتر از شصت نفر داد، جایز نیست؛ چون خداوند فرموده است: (﴿فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) اگر توانایی آزاد کردن برده و دو ماه روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد.
المجادلة 58:3
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ خدا سخن زني را که در باره شوهرش با تو، به مجادله آمده است و به خدا شکوه مي کند ، شنيد و خدا گفت و گوي شما را مي شنود ، زيرا شنوا و بيناست. الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ از ميان شما کساني که زنانشان را ظهار مي کنند بدانند که زنانشان ، مادرانشان نشوند ، مادرانشان فقطزناني هستند که آنها را زاييده اند ، و سخني ناپسند و دروغ است که مي گويند و خدا از گناهان در گذرنده است و آمرزنده است. وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ آنهايي که زنانشان را ظهار مي کنند ، آنگاه از آنچه گفته اند پشيمان مي شوند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد بنده اي آزاد کنند اين پندي است که به شما مي دهند و خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است. فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ اما کساني که بنده اي نيابند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد، دو ماه پي در پي روزه بدارند و آن که نتواند ، شصت مسکين را طعام دهد و اين بدان سبب است که به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد اينها حدود خداست و براي کافران عذابي است دردآور.
مدني و 22 آيه است.
(1) این آیات کریمه دربارۀ مردی از انصار نازل شدهاند؛ مردی که زنش از او به خدا شکایت برد و دربارۀ شوهرش با پیامبر به بحث و مجادله پرداخت؛ چون شوهرش بعد از زندگانی طولانی و بعد از آنکه از آن زن صاحب فرزندانی شده و به پیرمردی سالخورده تبدیل شده بود، او را بر خود حرام کرد. پس زن شکایت را به خدا و پیامبرش رساند، و در اینباره سخن گفت، و چندین بار درخواستش را تکرار کرد. پس خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآ﴾) به راستی خداوند سخن زنی را شنید که دربارۀ همسرش با تو بحث و مجادله میکرد و به خدا شکایت میبرد؛ و خداوند گفتگوی شما دو تا را میشنود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ﴾) بیگمان، خداوند شنواست، و همۀ صداها را در همۀ اوقات و علی رغم گوناگون بودن نیازها میشنود. (﴿بَصِيرٌ﴾) و بیناست و خزیدن مورچۀ سیاه را بر صخرۀ سنگی در شبی ظلمانی و تاریک میبیند. در اینجا خداوند از کمال شنوا و بینا بودن خود خبر میدهد و میفرماید: شنوایی و بینایی خداوند همۀ امور کوچک و بزرگ را احاطه کرده است، و در ضمن اشاره به این است که خداوند شکایت و بلایی را که این زن بدان گرفتار شده است دفع میکند. بنابراین، حکم آن زن و حکم زنان دیگر را به طور عام بیان کرد و فرمود:
(2) (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند. ظهار عبارت از این است که شوهر به زنش بگوید:«أنتِ عَلَیَّ کَظَهرِ أمِّی» تو بر من همچون پشت مادرم هستی. یا هر زنِ دیگری از محارمش. یا بگوید:«أنتِ عَلَیَّ حَرَامٌ» تو بر من حرام هستی. و چون آنها میگفتند تو برای من همانند پشت «ظهر» مادرم هستی، خداوند این عمل را ظهار نامید.پس فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند، آنان مادرانشان نیستند؛ یعنی چگونه این سخن را میگویند! سخنی که آنها میدانند حقیقت ندارد؟! پس آنها چگونه آن را بر زبان میآورند و همسرانشان را به مادرانشان که آنها را زادهاند تشبیه میکنند؟ بنابراین خداوند این را کاری بزرگ و زشت قرار داد و فرمود: (﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) و بیگمان، آنها سخنی زشت و دروغ میگویند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ﴾) و خداوند، بخشندۀ آمرزنده است؛ و هرکسی که مخالفتی از او سرزده باشد و آن را با توبۀ نصوح جبران نماید، خداوند او را میآمرزد.
(3) (﴿وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) علما در مورد معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) اختلاف کردهاند؛ بعضی میگویند: یعنی ارادۀ آمیزش جنسی با زنی که شوهر با آن ظهار کرده است، و شوهر به محض اینکه چنین ارادهای کند، کفّارۀ مذکور بر او واجب میشود، و اینکه خداوند در مورد کفّاره گفته است که باید قبل از آمیزش باشد بر همین مفهوم دلالت مینماید. و گفته شده که معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) در حقیقت همان آمیزش جنسی است. و (﴿ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) بر همین معنی دلالت مینماید، چون آنچه آنها گفتهاند که بر آنها حرام است آمیزش میباشد. و بنا بر هردو قول (﴿فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ﴾) هرگاه برگشتی در کار بود، کفارۀ این تحریم عبارت است از آزاد کردن بردهای مؤمن، همانگونه که در آیهای دیگر چنین قیدی برایش ذکر شده است. این بنده ـ یا کسی که باید آزاد گردد ـ خواه مرد باشد یا زن به شرطی که از عیوبی در امان باشد که به کار کردنِ او ضرر میرساند. (﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّا﴾) بر شوهر لازم است از آمیزش با زنی که با آن ظهار کرده خودداری نماید تا اینکه یک بردهرا به عنوان کفّارۀ سوگند خود آزاد کند. (﴿ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦ﴾) حکمی که برایتان بیان کردیم، درس و پندی است که به شما داده میشود؛ یعنی حکم ظهار به همراه هشداری که با آن ذکر شده است برایتان بیان میشود. چون «وعظ» به معنی بیان حکم به همراه ترغیب یا ترهیب و هشدار است. پس هرکس بخواهد ظهار کند وقتی که به یاد بیاورد که آزاد کردن یک برده بر او لازم است، از ظهار کردن خودداری مینماید. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است، و هریک را طبق کاری که کرده است جزا و سزا میدهد.
(4) (﴿فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ مِن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۖ فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) پس اگر کسی بردهای نیابد که آن را آزاد کند؛ به این صورت که بردهای نداشته باشد، و یا پول خرید آن را نداشته باشد که بخرد و آزاد کند، بر او واجب است که دو ماه پیاپی بدون فاصله روزه بگیرد، و قبل از آنکه زن و شوهر با یکدیگر نزدیکی و آمیزش کنند، باید این کفّاره را بدهد. و اگر کسی توانایی روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد. یا آنها را از خوراکی که در شهر آنان استفاده میشود به اندازهای بدهد که آنان را کفایت کند، آنطور که بسیاری از مفسّرین چنین گفتهاند. یا اینکه به هر فقیر به اندازۀ نصف صاع گندم و یا دیگر خوراکیهایی بدهد که در فطریه پرداخت میشود، آنگونه که گروهی دیگر از مفسّرین گفتهاند. حکمی که برای شما بیان کردیم و توضیح دادیم برای آن است که (﴿لِتُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید؛ یعنی تا با پایبندی به این حکم و دیگر احکام و عمل کردن به آن ایمان بیاورید؛ زیرا پایبندی به احکام و فرامین خداوند، و عمل به آن جزو ایمان است، بلکه مقصود و هدف از ایمان همین است، و این از جمله اموری است که ایمان با آن کامل میگردد و رشد میکند. (﴿وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾) و این حدود، مقرّر شدۀ الهی است که نباید به آن وارد شد و نباید از آن تجاوز کرد و در انجام آن نیز نباید کوتاهی ورزید. (﴿وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و کافران عذابی دردناک دارند.
در این آیات شماری از احکام وجود دارند که عبارتند از: 1- لطف خداوند نسبت به بندگانش، و توجّه او به آنها که شکایت این زن گرفتار و رنجدیده را بیان نمود و مشکل او را حل کرد، و این گرفتاری را به طور کلّی رفع نمود، و با حکم و دستور کلّی خویش آن را برای هر کسی که به این مشکل گرفتار شود حل نمود. 2- ظهار به همسر اختصاص دارد، چون خداوند میفرماید: (﴿مِّن نِّسَآئِهِم﴾) با زنانشان ظهار میکنند. پس اگر مردی با کنیزش ظهار کرد، این ظهار شمرده نمیشود، بلکه از نوع حرام کردن حلال است مانند کسی که آب و غذا را بر خود حرام نماید که در این فقط کفّارۀ قسم لازم میشود. 3- ظهار کردن با زنی که هنوز با آن ازدواج نکرده است اعتبار ندارد، همانطور که طلاق قبل از عقد چه مشروط و معلّق باشد یا نه، اعتبار ندارد. 4- ظهار حرام است؛ چون خداوند آنرا سخنی زشت و دروغ نامیده است: (﴿مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) 5- خداوند حکم و حکمت آن را بیان نموده و میفرماید: (﴿مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) آنان مادرانشان نیستند. 6- مکروه است که مرد زنش را به نام محرمهای خود صدا بزند. مثل اینکه بگوید:«ای مادرم»، «ای خواهرم» و غیره، چون این، شبیه حرام است. 7- کفّاره زمانی واجب میشود که شوهری که ظهار کرده است از گفتۀ خود باز گردد، طبق اختلافی که در دو قول گذشته بیان شد. نه اینکه به محض اینکه ظهار کرد بر او کفّاره لازم آید. 8- در کفّارۀ آزاد کردن برده، کوچک و بزرگ و زن یا مرد جایز است؛ چون در آیه بهطور مطلق گفته شده که باید بردهای آزاد کند. 9- کفّاره اگر آزاد کردن برده یا روزه باشد، باید قبل از آمیزش جنسی انجام بگیرد. همانطور که خداوند با این قید بیان کرده است، به خلاف کفّارۀ خوراک دادن که در هنگام خوراک دادن، آمیزش جایز است. 10- شاید حکمتِ ادای کفّاره قبل از نزدیکی کردن و آمیزش این باشد که در این صورت شوهر بهتر و زودتر کفّاره را میدهد؛ چون وقتی که علاقهمند به نزدیکی کردن با همسرش باشد و بداند که بدون دادن کفّاره نمیتواند چنین کاری را انجام دهد، هرچه زودتر به دادن کفّاره اقدام میکند. 11- باید به شصت نفر مسکین و فقیر خوراک بدهد؛ و اگر خوراک شصت نفر فقیر را به یک نفر یا کمتر از شصت نفر داد، جایز نیست؛ چون خداوند فرموده است: (﴿فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) اگر توانایی آزاد کردن برده و دو ماه روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد.
المجادلة 58:4
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ خدا سخن زني را که در باره شوهرش با تو، به مجادله آمده است و به خدا شکوه مي کند ، شنيد و خدا گفت و گوي شما را مي شنود ، زيرا شنوا و بيناست. الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ از ميان شما کساني که زنانشان را ظهار مي کنند بدانند که زنانشان ، مادرانشان نشوند ، مادرانشان فقطزناني هستند که آنها را زاييده اند ، و سخني ناپسند و دروغ است که مي گويند و خدا از گناهان در گذرنده است و آمرزنده است. وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ آنهايي که زنانشان را ظهار مي کنند ، آنگاه از آنچه گفته اند پشيمان مي شوند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد بنده اي آزاد کنند اين پندي است که به شما مي دهند و خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است. فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ اما کساني که بنده اي نيابند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد، دو ماه پي در پي روزه بدارند و آن که نتواند ، شصت مسکين را طعام دهد و اين بدان سبب است که به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد اينها حدود خداست و براي کافران عذابي است دردآور.
مدني و 22 آيه است.
(1) این آیات کریمه دربارۀ مردی از انصار نازل شدهاند؛ مردی که زنش از او به خدا شکایت برد و دربارۀ شوهرش با پیامبر به بحث و مجادله پرداخت؛ چون شوهرش بعد از زندگانی طولانی و بعد از آنکه از آن زن صاحب فرزندانی شده و به پیرمردی سالخورده تبدیل شده بود، او را بر خود حرام کرد. پس زن شکایت را به خدا و پیامبرش رساند، و در اینباره سخن گفت، و چندین بار درخواستش را تکرار کرد. پس خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآ﴾) به راستی خداوند سخن زنی را شنید که دربارۀ همسرش با تو بحث و مجادله میکرد و به خدا شکایت میبرد؛ و خداوند گفتگوی شما دو تا را میشنود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ﴾) بیگمان، خداوند شنواست، و همۀ صداها را در همۀ اوقات و علی رغم گوناگون بودن نیازها میشنود. (﴿بَصِيرٌ﴾) و بیناست و خزیدن مورچۀ سیاه را بر صخرۀ سنگی در شبی ظلمانی و تاریک میبیند. در اینجا خداوند از کمال شنوا و بینا بودن خود خبر میدهد و میفرماید: شنوایی و بینایی خداوند همۀ امور کوچک و بزرگ را احاطه کرده است، و در ضمن اشاره به این است که خداوند شکایت و بلایی را که این زن بدان گرفتار شده است دفع میکند. بنابراین، حکم آن زن و حکم زنان دیگر را به طور عام بیان کرد و فرمود:
(2) (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند. ظهار عبارت از این است که شوهر به زنش بگوید:«أنتِ عَلَیَّ کَظَهرِ أمِّی» تو بر من همچون پشت مادرم هستی. یا هر زنِ دیگری از محارمش. یا بگوید:«أنتِ عَلَیَّ حَرَامٌ» تو بر من حرام هستی. و چون آنها میگفتند تو برای من همانند پشت «ظهر» مادرم هستی، خداوند این عمل را ظهار نامید.پس فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند، آنان مادرانشان نیستند؛ یعنی چگونه این سخن را میگویند! سخنی که آنها میدانند حقیقت ندارد؟! پس آنها چگونه آن را بر زبان میآورند و همسرانشان را به مادرانشان که آنها را زادهاند تشبیه میکنند؟ بنابراین خداوند این را کاری بزرگ و زشت قرار داد و فرمود: (﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) و بیگمان، آنها سخنی زشت و دروغ میگویند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ﴾) و خداوند، بخشندۀ آمرزنده است؛ و هرکسی که مخالفتی از او سرزده باشد و آن را با توبۀ نصوح جبران نماید، خداوند او را میآمرزد.
(3) (﴿وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) علما در مورد معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) اختلاف کردهاند؛ بعضی میگویند: یعنی ارادۀ آمیزش جنسی با زنی که شوهر با آن ظهار کرده است، و شوهر به محض اینکه چنین ارادهای کند، کفّارۀ مذکور بر او واجب میشود، و اینکه خداوند در مورد کفّاره گفته است که باید قبل از آمیزش باشد بر همین مفهوم دلالت مینماید. و گفته شده که معنی (﴿يَعُودُونَ﴾) در حقیقت همان آمیزش جنسی است. و (﴿ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواۡ﴾) بر همین معنی دلالت مینماید، چون آنچه آنها گفتهاند که بر آنها حرام است آمیزش میباشد. و بنا بر هردو قول (﴿فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ﴾) هرگاه برگشتی در کار بود، کفارۀ این تحریم عبارت است از آزاد کردن بردهای مؤمن، همانگونه که در آیهای دیگر چنین قیدی برایش ذکر شده است. این بنده ـ یا کسی که باید آزاد گردد ـ خواه مرد باشد یا زن به شرطی که از عیوبی در امان باشد که به کار کردنِ او ضرر میرساند. (﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّا﴾) بر شوهر لازم است از آمیزش با زنی که با آن ظهار کرده خودداری نماید تا اینکه یک بردهرا به عنوان کفّارۀ سوگند خود آزاد کند. (﴿ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦ﴾) حکمی که برایتان بیان کردیم، درس و پندی است که به شما داده میشود؛ یعنی حکم ظهار به همراه هشداری که با آن ذکر شده است برایتان بیان میشود. چون «وعظ» به معنی بیان حکم به همراه ترغیب یا ترهیب و هشدار است. پس هرکس بخواهد ظهار کند وقتی که به یاد بیاورد که آزاد کردن یک برده بر او لازم است، از ظهار کردن خودداری مینماید. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است، و هریک را طبق کاری که کرده است جزا و سزا میدهد.
(4) (﴿فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ مِن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۖ فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) پس اگر کسی بردهای نیابد که آن را آزاد کند؛ به این صورت که بردهای نداشته باشد، و یا پول خرید آن را نداشته باشد که بخرد و آزاد کند، بر او واجب است که دو ماه پیاپی بدون فاصله روزه بگیرد، و قبل از آنکه زن و شوهر با یکدیگر نزدیکی و آمیزش کنند، باید این کفّاره را بدهد. و اگر کسی توانایی روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد. یا آنها را از خوراکی که در شهر آنان استفاده میشود به اندازهای بدهد که آنان را کفایت کند، آنطور که بسیاری از مفسّرین چنین گفتهاند. یا اینکه به هر فقیر به اندازۀ نصف صاع گندم و یا دیگر خوراکیهایی بدهد که در فطریه پرداخت میشود، آنگونه که گروهی دیگر از مفسّرین گفتهاند. حکمی که برای شما بیان کردیم و توضیح دادیم برای آن است که (﴿لِتُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید؛ یعنی تا با پایبندی به این حکم و دیگر احکام و عمل کردن به آن ایمان بیاورید؛ زیرا پایبندی به احکام و فرامین خداوند، و عمل به آن جزو ایمان است، بلکه مقصود و هدف از ایمان همین است، و این از جمله اموری است که ایمان با آن کامل میگردد و رشد میکند. (﴿وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾) و این حدود، مقرّر شدۀ الهی است که نباید به آن وارد شد و نباید از آن تجاوز کرد و در انجام آن نیز نباید کوتاهی ورزید. (﴿وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و کافران عذابی دردناک دارند.
در این آیات شماری از احکام وجود دارند که عبارتند از: 1- لطف خداوند نسبت به بندگانش، و توجّه او به آنها که شکایت این زن گرفتار و رنجدیده را بیان نمود و مشکل او را حل کرد، و این گرفتاری را به طور کلّی رفع نمود، و با حکم و دستور کلّی خویش آن را برای هر کسی که به این مشکل گرفتار شود حل نمود. 2- ظهار به همسر اختصاص دارد، چون خداوند میفرماید: (﴿مِّن نِّسَآئِهِم﴾) با زنانشان ظهار میکنند. پس اگر مردی با کنیزش ظهار کرد، این ظهار شمرده نمیشود، بلکه از نوع حرام کردن حلال است مانند کسی که آب و غذا را بر خود حرام نماید که در این فقط کفّارۀ قسم لازم میشود. 3- ظهار کردن با زنی که هنوز با آن ازدواج نکرده است اعتبار ندارد، همانطور که طلاق قبل از عقد چه مشروط و معلّق باشد یا نه، اعتبار ندارد. 4- ظهار حرام است؛ چون خداوند آنرا سخنی زشت و دروغ نامیده است: (﴿مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾) 5- خداوند حکم و حکمت آن را بیان نموده و میفرماید: (﴿مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾) آنان مادرانشان نیستند. 6- مکروه است که مرد زنش را به نام محرمهای خود صدا بزند. مثل اینکه بگوید:«ای مادرم»، «ای خواهرم» و غیره، چون این، شبیه حرام است. 7- کفّاره زمانی واجب میشود که شوهری که ظهار کرده است از گفتۀ خود باز گردد، طبق اختلافی که در دو قول گذشته بیان شد. نه اینکه به محض اینکه ظهار کرد بر او کفّاره لازم آید. 8- در کفّارۀ آزاد کردن برده، کوچک و بزرگ و زن یا مرد جایز است؛ چون در آیه بهطور مطلق گفته شده که باید بردهای آزاد کند. 9- کفّاره اگر آزاد کردن برده یا روزه باشد، باید قبل از آمیزش جنسی انجام بگیرد. همانطور که خداوند با این قید بیان کرده است، به خلاف کفّارۀ خوراک دادن که در هنگام خوراک دادن، آمیزش جایز است. 10- شاید حکمتِ ادای کفّاره قبل از نزدیکی کردن و آمیزش این باشد که در این صورت شوهر بهتر و زودتر کفّاره را میدهد؛ چون وقتی که علاقهمند به نزدیکی کردن با همسرش باشد و بداند که بدون دادن کفّاره نمیتواند چنین کاری را انجام دهد، هرچه زودتر به دادن کفّاره اقدام میکند. 11- باید به شصت نفر مسکین و فقیر خوراک بدهد؛ و اگر خوراک شصت نفر فقیر را به یک نفر یا کمتر از شصت نفر داد، جایز نیست؛ چون خداوند فرموده است: (﴿فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾) اگر توانایی آزاد کردن برده و دو ماه روزه گرفتن را نداشت، باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد.
المجادلة 58:5
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ کساني که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزند ذليل و خوار مي شوند ، همچنان که پيشينيانشان خوار شده اند ما آياتي روشن نازل کرديم و کافران راعذابي است خوار کننده.
(5) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) بیگمان، کسانی که با خدا و پیامبرش مخالفت میورزند، و از آنها نافرمانی میکنند خصوصاً با انجام کارهای بسیار زشت مانند کفر ورزیدن و دشمنی کردن با دوستان خدا، (﴿كُبِتُواۡ كَمَا كُبِتَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) مخالفان خدا خوار و ذلیل میشوند همانطور که کسانی که پیش از ایشان بودهاند به سزای کارشان خوار گشتهاند. و اینها حجّتی در برابر خدا نخواهند داشت؛ چون خداوند حجّت را بر مردم اتمام کرده، و آیات روشنی را نازل کرده است، و دلایلی ارائه داده که به وسیلۀ آن حقایق و مقاصد روشن میگردند. پس هرکس از این آیات و دلایل پیروی کند و به آن عمل نماید، از راه یافتگان و رستگاران است. (﴿وَلِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و کسانی که به این آیات کفر میورزند، (﴿عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) عذاب خوارکنندهای دارند. پس همانطور که آنها با برتریجویی و تکبّر در مقابل آیات الهی، اعراض کردهاند، خداوند نیز آنها را خوار و ذلیل میگرداند.
المجادلة 58:6
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ روزي که خدا همگان را زنده مي کند ، آنان را از کاري که کرده اند آگاه مي سازد خدا اعمال آنها را شماره کرده است ، هر چند خود از ياد برده اند ، و خدا ناظر بر هر چيزي است أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ آيا ندانسته اي که خدا هر چه را در آسمانها و زمين است مي داند ? هيچ سه ، کس با هم نجوا نکنند مگر آنکه خداوند چهارمين آنهاست و هيچ پنج کس نباشند مگر آنکه خداوند ششمين آنهاست و نه کمترازاين هر جا که باشند مگرخدا با آنهاست و نه بيشتر از اين ، مگر آنکه خدا با آنهاست سپس همه را در روز قيامت به کارهايي که کرده اند ، آگاه مي کند زيرا خدا بر همه چيز آگاه است.
(6) خداوند متعال میفرماید: (﴿يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا﴾) روزی که خداوند مردم را زنده میگرداند، و همه شتابان از گورهایشان برمیخیزند، (﴿فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاۡ﴾) پس آنگاه به نیک و بدی که کردهاند خبرشان میدهد؛ زیرا خداوند از همۀ آنچه که کردهاند آگاه است. (﴿أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ﴾) و خداوند کار نیک و بد آنها را در لوح محفوظ نوشته، و به فرشتگان دستور داده است تا آن را ثبت و ضبط نمایند.(﴿وَنَسُوهُ﴾) در حالی که انجام دهندگان، کاری را که کردهاند از یاد بردهاند، امّا خداوند حساب آن را نگاه داشته است. (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند بر همه چیز گواه و حاضر و ناظر است. بر آنچه آشکار است و بر پنهانیها و پوشیدگیها گواه و حاضر و ناظر است. بنابراین از گستردگی آگاهی خویش خبر داد، و اینکه او به همه چیزهای کوچک و بزرگی که در آسمانها و زمین است آگاه میباشد.
(7) (﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾) هیچ سه نفری نیست که با همدیگر رازگویی کنند مگر اینکه خداوند چهارمین ایشان است، و نه پنج نفر مگر اینکه خداوند ششمین ایشان است و نه کمتر از این و نه بیشتر مگر اینکه او ـهرجا که باشند ـ با آنان است. منظور از این همراه بودن، این است که علم خدا همراه آنهاست و از رازگوییای که با یکدیگر میکنند آگاه و باخبر است. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) هان! خداوند به هر چیزی داناست. سپس خداوند متعال فرمود:
المجادلة 58:7
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ روزي که خدا همگان را زنده مي کند ، آنان را از کاري که کرده اند آگاه مي سازد خدا اعمال آنها را شماره کرده است ، هر چند خود از ياد برده اند ، و خدا ناظر بر هر چيزي است أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ آيا ندانسته اي که خدا هر چه را در آسمانها و زمين است مي داند ? هيچ سه ، کس با هم نجوا نکنند مگر آنکه خداوند چهارمين آنهاست و هيچ پنج کس نباشند مگر آنکه خداوند ششمين آنهاست و نه کمترازاين هر جا که باشند مگرخدا با آنهاست و نه بيشتر از اين ، مگر آنکه خدا با آنهاست سپس همه را در روز قيامت به کارهايي که کرده اند ، آگاه مي کند زيرا خدا بر همه چيز آگاه است.
(6) خداوند متعال میفرماید: (﴿يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا﴾) روزی که خداوند مردم را زنده میگرداند، و همه شتابان از گورهایشان برمیخیزند، (﴿فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاۡ﴾) پس آنگاه به نیک و بدی که کردهاند خبرشان میدهد؛ زیرا خداوند از همۀ آنچه که کردهاند آگاه است. (﴿أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ﴾) و خداوند کار نیک و بد آنها را در لوح محفوظ نوشته، و به فرشتگان دستور داده است تا آن را ثبت و ضبط نمایند.(﴿وَنَسُوهُ﴾) در حالی که انجام دهندگان، کاری را که کردهاند از یاد بردهاند، امّا خداوند حساب آن را نگاه داشته است. (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند بر همه چیز گواه و حاضر و ناظر است. بر آنچه آشکار است و بر پنهانیها و پوشیدگیها گواه و حاضر و ناظر است. بنابراین از گستردگی آگاهی خویش خبر داد، و اینکه او به همه چیزهای کوچک و بزرگی که در آسمانها و زمین است آگاه میباشد.
(7) (﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواۡ﴾) هیچ سه نفری نیست که با همدیگر رازگویی کنند مگر اینکه خداوند چهارمین ایشان است، و نه پنج نفر مگر اینکه خداوند ششمین ایشان است و نه کمتر از این و نه بیشتر مگر اینکه او ـهرجا که باشند ـ با آنان است. منظور از این همراه بودن، این است که علم خدا همراه آنهاست و از رازگوییای که با یکدیگر میکنند آگاه و باخبر است. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) هان! خداوند به هر چیزی داناست. سپس خداوند متعال فرمود:
المجادلة 58:8
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاؤُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُآيا آنها را که از نجوا منع شده بودند نديدي که کاري را که از آن منع ، شده بودند از سر گرفتند و باز هم براي گناه و دشمني و نافرماني از پيامبر با هم نجوا مي کنند ? و چون نزد تو مي آيند ، به گونه اي تو را سلام مي گويند که خدا تو را بدان گونه سلام نگفته است ، و در دل مي گويند : چرا خداما را بدانچه مي گوييم عذاب نمي کند ? جهنم برايشان کافي است بدان داخل مي شوند ، و اين بد سرانجامي است. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر با يکديگر نجوا مي کنيد ، در باب گناه و دشمني و نافرماني از پيامبر نجوا مکنيد ، بلکه در باب نيکي و پرهيزگاري نجوا کنيد از آن خدايي که همگان نزد او گرد مي آييد بترسيد.
(8 - 9) نجوا؛ یعنی رازگویی بین دو نفر یا بیشتر، و گاهی این رازگویی برای انجام کار خوب انجام میشود و گاهی برای انجام کار بد. پس خداوند مؤمنان را فرمان داد که دربارۀ نیکی و پرهیزگاری نجوا کنند. کلمه «بّر» به هر کار خوب و هر عبادتی گفته میشود. «برّ» یعنی ادای حقّ خدا و حق بندگانش، و تقوا؛ یعنی ترک همۀ کارهای حرام و گناه.پس مؤمن از این فرمان الهی اطاعت میکند و فقط دربارۀ چیزهایی رازگویی و نجوا میکند که آن چیزها او را به خدا نزدیک مینمایند و از نافرمانی خدا دوری میکنند. امّا فرد بدکار به فرمان الهی بیتوجّهی میکند، و دربارۀ انجام گناه و دشمنی و نافرمانی از پیغمبر به نجوا و رازگویی میپردازد، مانند منافقان که چنین رفتار و شیوهای با پیامبر صلی الله علیه وسلم داشتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوۡكَ بِمَا لَمۡ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ﴾) و هنگامی که نزد تو میآیند به گونهای تو را سلام میگویند که خداوند بدانگونه تو را سلام نگفته است؛ یعنی با بیادبی به تو سلام میگویند. (﴿وَيَقُولُونَ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) و در دل خود میگویند: (﴿لَوۡلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُ﴾) پس چرا خداوند ما را به خاطر آنچه میگوییم عذاب نمیدهد؟ آنها این را در دلشان میگویند، امّا خداوندی که دانای پیدا و پنهان میباشد به آن آگاه است؛ یعنی در این باره بیاعتنایی میکنند، و از اینکه بلافاصله گرفتار عذاب نمیشوند گمان میبرند که این کارشان ممنوع نیست. و خداوند متعال میفرماید: او مهلت میدهد امّا فراموش نمیکند. (﴿حَسۡبُهُمۡ جَهَنَّمُ يَصۡلَوۡنَهَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) دوزخ آنان را بس است، و داخل آن خواهند شد، و چه بد جایگاهی است! یعنی جهنّم آنها را بسنده است؛ جهنّمی که هر نوع عذاب و بدبختی در آن فراهم است، و از هر سو آنان را احاطه مینماید، و به وسیلۀ آن عذاب داده میشوند. (﴿فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و بد سرانجام و جایگاهی است جهنّم! کسانی که دراینجا ذکر شدهاند یا افرادی از منافقان هستند که به ظاهر ایمان آوردهاند و در دل کافرند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم را این گونه خطاب میکنند انگار که نسبت به او ارادۀ خیر دارند، در حالی که دروغ میگویند؛ و یا کسانی از اهل کتاب هستند که به پیامبر صلی الله علیه وسلم سلام نمودند و گفتند:«السَّامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمّد» یعنی مرگ بر تو ای محمد!
المجادلة 58:9
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاؤُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُآيا آنها را که از نجوا منع شده بودند نديدي که کاري را که از آن منع ، شده بودند از سر گرفتند و باز هم براي گناه و دشمني و نافرماني از پيامبر با هم نجوا مي کنند ? و چون نزد تو مي آيند ، به گونه اي تو را سلام مي گويند که خدا تو را بدان گونه سلام نگفته است ، و در دل مي گويند : چرا خداما را بدانچه مي گوييم عذاب نمي کند ? جهنم برايشان کافي است بدان داخل مي شوند ، و اين بد سرانجامي است. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر با يکديگر نجوا مي کنيد ، در باب گناه و دشمني و نافرماني از پيامبر نجوا مکنيد ، بلکه در باب نيکي و پرهيزگاري نجوا کنيد از آن خدايي که همگان نزد او گرد مي آييد بترسيد.
(8 - 9) نجوا؛ یعنی رازگویی بین دو نفر یا بیشتر، و گاهی این رازگویی برای انجام کار خوب انجام میشود و گاهی برای انجام کار بد. پس خداوند مؤمنان را فرمان داد که دربارۀ نیکی و پرهیزگاری نجوا کنند. کلمه «بّر» به هر کار خوب و هر عبادتی گفته میشود. «برّ» یعنی ادای حقّ خدا و حق بندگانش، و تقوا؛ یعنی ترک همۀ کارهای حرام و گناه.پس مؤمن از این فرمان الهی اطاعت میکند و فقط دربارۀ چیزهایی رازگویی و نجوا میکند که آن چیزها او را به خدا نزدیک مینمایند و از نافرمانی خدا دوری میکنند. امّا فرد بدکار به فرمان الهی بیتوجّهی میکند، و دربارۀ انجام گناه و دشمنی و نافرمانی از پیغمبر به نجوا و رازگویی میپردازد، مانند منافقان که چنین رفتار و شیوهای با پیامبر صلی الله علیه وسلم داشتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوۡكَ بِمَا لَمۡ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ﴾) و هنگامی که نزد تو میآیند به گونهای تو را سلام میگویند که خداوند بدانگونه تو را سلام نگفته است؛ یعنی با بیادبی به تو سلام میگویند. (﴿وَيَقُولُونَ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) و در دل خود میگویند: (﴿لَوۡلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُ﴾) پس چرا خداوند ما را به خاطر آنچه میگوییم عذاب نمیدهد؟ آنها این را در دلشان میگویند، امّا خداوندی که دانای پیدا و پنهان میباشد به آن آگاه است؛ یعنی در این باره بیاعتنایی میکنند، و از اینکه بلافاصله گرفتار عذاب نمیشوند گمان میبرند که این کارشان ممنوع نیست. و خداوند متعال میفرماید: او مهلت میدهد امّا فراموش نمیکند. (﴿حَسۡبُهُمۡ جَهَنَّمُ يَصۡلَوۡنَهَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) دوزخ آنان را بس است، و داخل آن خواهند شد، و چه بد جایگاهی است! یعنی جهنّم آنها را بسنده است؛ جهنّمی که هر نوع عذاب و بدبختی در آن فراهم است، و از هر سو آنان را احاطه مینماید، و به وسیلۀ آن عذاب داده میشوند. (﴿فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و بد سرانجام و جایگاهی است جهنّم! کسانی که دراینجا ذکر شدهاند یا افرادی از منافقان هستند که به ظاهر ایمان آوردهاند و در دل کافرند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم را این گونه خطاب میکنند انگار که نسبت به او ارادۀ خیر دارند، در حالی که دروغ میگویند؛ و یا کسانی از اهل کتاب هستند که به پیامبر صلی الله علیه وسلم سلام نمودند و گفتند:«السَّامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمّد» یعنی مرگ بر تو ای محمد!
المجادلة 58:10
إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ هر آينه نجوا کردن کار شيطان است که مي خواهد مؤمنان را محزون کند و، حال آنکه هيچ زياني ، جز به فرمان خداوند ، به آنها نمي رساند و مؤمنان بايد که بر خدا توکل کنند.
(10) (﴿إِنَّمَا ٱلنَّجۡوَىٰ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) رازگویی و نجوای دشمنان مبنی بر توطئه علیه مؤمنان، از شیطان است، و مکر شیطان ضعیف است. (﴿لِيَحۡزُنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و هدف از این مکر و توطئه این است تا مؤمنان را اندوهگین سازد. (﴿وَلَيۡسَ بِضَآرِّهِمۡ شَيًۡٔا إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) و جز به ارادۀ خداوند نمیتواند هیچ زیانی به آنان برساند؛ چرا که خداوند به مؤمنان وعده داده است که آنها را کفایت خواهد کرد، و آنان را بر دشمنانشان پیروز مینماید. خداوند متعال میفرماید:﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦ﴾ و توطئه و مکر بد، فقط به اهل آن برمیگردد. پس دشمنان خدا و پیغمبر و دشمنان مؤمنان هرچند رازگویی کنند و مکر ورزند، زیان این توطئه و رازگویی به خودشان برمیگردد، و هیچ زیانی به مؤمنان نمیرسد مگر آنچه که خداوند مقدّر نموده است. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و باید مؤمنان بر خداوند توکل نمایند و بر او اعتماد کنند و به وعدۀ خدا اطمینان داشته باشند؛ چون هرکس بر خداوند توکّل نماید، خداوند او را از مکر دشمنان محافظت مینماید و در امر دین و دنیایش او را بسنده خواهد بود.
المجادلة 58:11
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون شما را گويند در مجالس جاي باز کنيد، جاي باز کنيد تا خدا در کار شما گشايش دهد و چون گويند که برخيزيد، برخيزيد خدا آنهايي را که ايمان آورده اند و کساني را که دانش يافته اند به درجاتي برافرازد ، و خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است.
(11) خداوند دراینجا به بندگان مؤمنش ادب میآموزد که هرگاه در مجلسی گرد هم آمدند و یکی از آنان، یا یکی از کسانی که بر آنان وارد میشود نیاز داشت که برایش جا باز کنند، ادب اقتضا میکند که جا برایش باز کنند تا مقصود حاصل شود. و اگر کسی جا باز کند، زیانی متوجّه او نمیشود. او به برادرش جای میدهد بدون اینکه زیانی ببیند و پاداش از نوع عمل است. پس هر کس برای برادرش جا باز کند، خداوند در کارش گشایش میآورد. (﴿وَإِذَا قِيلَ ٱنشُزُواۡ﴾) و هرگاه به شما گفته شد به خاطر کاری که پیش آمده است برخیزید، (﴿فَٱنشُزُواۡ﴾) بلافاصله برای انجام آن کار برخیزید. چون انجام دادن چنین کارهایی نشانۀ علم و ایمان است، و خداوند مقام اهل علم و ایمان را برحسب علم و ایمانی که به آنها داده است بالا میبرد. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است، و هرکس را طبق کارهایش جزا و سزا میدهد؛ اگر کار خیر کرده باشد، به او پاداش نیک میدهد؛ و اگر کار بد کرده باشد، به او سزای بد میدهد. در این آیه به فضیلت علم اشاره شده است و بیان شده که زینت و ثمرۀ علم، رعایت آداب و عمل به مقتضای آن است.
المجادلة 58:12
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون خواهيد که با پيامبر نجوا کنيد ،، پيش از نجوا کردنتان صدقه بدهيد اين براي شما بهتر و پاکيزه تر است واگر براي صدقه چيزي نيافتيد ، خدا آمرزنده و مهربان است. أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ آيا ترسيديد پيش از نجوا کردن صدقه ها بدهيد ? حال که صدقه نداده ايد وخدا هم توبه شما را پذيرفته است ، پس نماز بگزاريد و زکات بدهيد و ازخدا و پيامبرش اطاعت کنيد ، که خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است.
(12) خداوند به مؤمنان فرمان میدهد که قبل از رازگویی با پیامبر صلی الله علیه وسلم صدقه بدهند، این برای آن است تا آنها ادب بیاموزند و اینگونه پیامبر صلی الله علیه وسلم را تعظیم کنند؛ چون این تعظیم برای مؤمنان بهتر و پاکیزهتر است؛ یعنی با این کار خیر و پاداش شما بیشتر میگردد، و از آلودگیها پاک میشوید که از جملۀ ناپاکیها احترام نگذاشتن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و عدم رعایت ادب با کثرت رازگویی بیفایده. پس به مؤمنان امر شد که قبل از نجوا صدقه بدهند، و این معیار و میزانی است برای تشخیص کسی که به علم و خیر علاقهمند است، چنین کسی از دادن صدقه پروا نمیکند. و هرکس که علاقهای به خیر نداشته باشد و منظورش فقط پر حرفی باشد، از آنجا که باید صدقه بدهد از نجوا با پیامبر دست برمیدارد؛ نجوایی که بر پیامبر دشوار است. و این برای کسی است که توانایی صدقه دادن را دارد. امّا کسی که صدقهای نمییابد که بپردازد، خداوند کار را برای او دشوار نکرده، بلکه از او گذشت نموده و وی را بخشیده است، و رازگویی با پیامبر صلی الله علیه وسلم را برای او ـ بدون اینکه صدقهای بپردازد ـ جایز قرار داده است.
(13) وقتی خداوند متعال دید که مؤمنان میترسند که پیش از هر نجوایی با پیامبر صدقه بدهند، و این کار برایشان دشوار بود، پس کار را برایشان آسان گرداند و آنها را به خاطر اینکه پیش از نجوا کردن صدقههایی ندادهاند مؤاخذه نکرد. و فقط احترام گذاشتن به پیامبر و بزرگداشت او باقی ماند که این امر منسوخ نشده است؛ چون منظور از این، رعایت ادب در پیشگاه پیامبر و بزرگداشت اوست. خداوند به مؤمنان فرمان داد از دستورات بزرگی که باید انجام شوند اطاعت کنند، سپس فرمود: (﴿فَإِذۡ لَمۡ تَفۡعَلُواۡ﴾) اگر دادن صدقه برایتان آسان نبود، هرچند که محض آسان نبودن این کار برای انجام ندادن آن کافی نیست؛ چراکه شرط نیست اجرای فرمان برای بنده حتماً باید آسان باشد، بلکه باید بنده آن را اجرا نماید [هرچند که بر او دشوار آید]. از این رو آن را مقید کرد و فرمود: (﴿وَتَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ﴾) و خداوند هم شما را بخشید. (﴿فَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) پس نماز را با ارکان و شرایط آن و همۀ حدود و لوازمش بر پای دارید، (﴿وَءَاتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکاتی را که در اموالتان واجب است بپردازید و به مستحقان بدهید. این دو عبادت ما در عبادتهای بدنی و مالی میباشند. پس هرکس این دو عبادت را به صورت شرعی انجام دهد، به راستی که حقوق خداوند و حقوق بندگانش را انجام داده است. بنابراین بعد از آن فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) و از خدا و پیغمبرش اطاعت کنید، و این فراگیرترین دستور الهی است. پس اطاعت خدا و پیغمبرش، با اطاعت از اوامرشان و پرهیز از آنچه از آن نهی کردهاند، و تصدیق آنچه از آن خبر دادهاند، و تجاوز نکردن از حدود و مرزهای شرعی در این داخل است. آنچه در انجام این امور اعتبار دارد، اخلاص و نیک انجام دادن است. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است. پس خداوند اعمالشان را میداند و آگاه است که به چه صورت آن را انجام دادهاند، و خداوند طبق اطّلاعی که از دلهایشان دارد به آنها جزا میدهد.
المجادلة 58:13
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون خواهيد که با پيامبر نجوا کنيد ،، پيش از نجوا کردنتان صدقه بدهيد اين براي شما بهتر و پاکيزه تر است واگر براي صدقه چيزي نيافتيد ، خدا آمرزنده و مهربان است. أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ آيا ترسيديد پيش از نجوا کردن صدقه ها بدهيد ? حال که صدقه نداده ايد وخدا هم توبه شما را پذيرفته است ، پس نماز بگزاريد و زکات بدهيد و ازخدا و پيامبرش اطاعت کنيد ، که خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است.
(12) خداوند به مؤمنان فرمان میدهد که قبل از رازگویی با پیامبر صلی الله علیه وسلم صدقه بدهند، این برای آن است تا آنها ادب بیاموزند و اینگونه پیامبر صلی الله علیه وسلم را تعظیم کنند؛ چون این تعظیم برای مؤمنان بهتر و پاکیزهتر است؛ یعنی با این کار خیر و پاداش شما بیشتر میگردد، و از آلودگیها پاک میشوید که از جملۀ ناپاکیها احترام نگذاشتن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و عدم رعایت ادب با کثرت رازگویی بیفایده. پس به مؤمنان امر شد که قبل از نجوا صدقه بدهند، و این معیار و میزانی است برای تشخیص کسی که به علم و خیر علاقهمند است، چنین کسی از دادن صدقه پروا نمیکند. و هرکس که علاقهای به خیر نداشته باشد و منظورش فقط پر حرفی باشد، از آنجا که باید صدقه بدهد از نجوا با پیامبر دست برمیدارد؛ نجوایی که بر پیامبر دشوار است. و این برای کسی است که توانایی صدقه دادن را دارد. امّا کسی که صدقهای نمییابد که بپردازد، خداوند کار را برای او دشوار نکرده، بلکه از او گذشت نموده و وی را بخشیده است، و رازگویی با پیامبر صلی الله علیه وسلم را برای او ـ بدون اینکه صدقهای بپردازد ـ جایز قرار داده است.
(13) وقتی خداوند متعال دید که مؤمنان میترسند که پیش از هر نجوایی با پیامبر صدقه بدهند، و این کار برایشان دشوار بود، پس کار را برایشان آسان گرداند و آنها را به خاطر اینکه پیش از نجوا کردن صدقههایی ندادهاند مؤاخذه نکرد. و فقط احترام گذاشتن به پیامبر و بزرگداشت او باقی ماند که این امر منسوخ نشده است؛ چون منظور از این، رعایت ادب در پیشگاه پیامبر و بزرگداشت اوست. خداوند به مؤمنان فرمان داد از دستورات بزرگی که باید انجام شوند اطاعت کنند، سپس فرمود: (﴿فَإِذۡ لَمۡ تَفۡعَلُواۡ﴾) اگر دادن صدقه برایتان آسان نبود، هرچند که محض آسان نبودن این کار برای انجام ندادن آن کافی نیست؛ چراکه شرط نیست اجرای فرمان برای بنده حتماً باید آسان باشد، بلکه باید بنده آن را اجرا نماید [هرچند که بر او دشوار آید]. از این رو آن را مقید کرد و فرمود: (﴿وَتَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ﴾) و خداوند هم شما را بخشید. (﴿فَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) پس نماز را با ارکان و شرایط آن و همۀ حدود و لوازمش بر پای دارید، (﴿وَءَاتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکاتی را که در اموالتان واجب است بپردازید و به مستحقان بدهید. این دو عبادت ما در عبادتهای بدنی و مالی میباشند. پس هرکس این دو عبادت را به صورت شرعی انجام دهد، به راستی که حقوق خداوند و حقوق بندگانش را انجام داده است. بنابراین بعد از آن فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) و از خدا و پیغمبرش اطاعت کنید، و این فراگیرترین دستور الهی است. پس اطاعت خدا و پیغمبرش، با اطاعت از اوامرشان و پرهیز از آنچه از آن نهی کردهاند، و تصدیق آنچه از آن خبر دادهاند، و تجاوز نکردن از حدود و مرزهای شرعی در این داخل است. آنچه در انجام این امور اعتبار دارد، اخلاص و نیک انجام دادن است. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است. پس خداوند اعمالشان را میداند و آگاه است که به چه صورت آن را انجام دادهاند، و خداوند طبق اطّلاعی که از دلهایشان دارد به آنها جزا میدهد.
المجادلة 58:14
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ آيا نديده اي آن کسان را که با مردمي که خدا بر آنها خشم گرفته بود ،، دوستي ورزيدند ? اينان نه از شمايند و نه از ايشان و خود مي دانند که بردروغ سوگند مي خوردند أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ خدا برايشان عذابي سخت آماده کرده است زيرا کارهايي که مي کنند ناپسند است اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ از سوگندهايشان سپري ساخته اند و از راه خدا رويگردان شده اند پس براي آنهاست عذابي خوار کننده. لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ اموال و اولادشان برايشان در برابر خشم خدا سود نکند اهل جهنمند و در آن جاودان يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ روزي که خدا همه آنها را زنده مي کند ، همچنان که براي شما قسم مي ، خوردند براي او هم قسم خواهند خورد و مي پندارند که سودي خواهند برد آگاه باشيد که دروغگويانند. اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ شيطان بر آنها چيره شده است و نام خدا را از يادشان برده است ايشان حزب شيطانند آگاه باش که حزب شيطان زيان کنندگانند.
(14 - 15) خداوند از زشتی حالت منافقان خبر میدهد؛ آنهایی که یهود و نصاری و دیگر کسانی را به دوستی میگیرند که خداوند بر آنها خشمگین است، و بزرگترین بهره از خشم و نفرین الهی را به دست آوردهاند. اینها نه از مؤمنان هستند و نه از کافران. ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾ در این میان سرگردان و دودل هستند؛ نه با اینها هستند و نه با آنها. پس این منافقان در ظاهر و باطن مؤمن نیستند، چون باطن آنها با کافران است. و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آنها با مؤمنان است و این حالت آنهاست که خداوند آنان را با این حالت توصیف کرده است، حال آنکه به دروغ سوگند میخورند. پس آنها سوگند میخورند که مؤمن هستند، در حالی که مؤمن نیستند. پس سزای این خائنانِ فاسق و دروغگو این است که خداوند عذاب سختی را ـ که اندازه و حالت آن را کسی نمیداند ـ برای آنها آماده کرده است. اینها چه کار بدی میکنند، چون کاری کردهاند که خداوند را ناخشنود مینماید و لعنت و عذاب را بر آنها واجب میگرداند.
(16) (﴿ٱتَّخَذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾) آنان سوگندهایشان را سپری قرار دادهاند که به وسیلۀ آن از سرزنش خدا و پیامبر و مؤمنان خود را محافظت میکنند، پس خود و دیگران را از راه خدا باز داشتهاند. راه خدا همان راهی است که هرکس آن را در پیش بگیرد، او را به باغهای پر ناز و نعمت بهشت میرساند؛ و هرکس از راه خدا باز داشته شود، تنها راهی که پیش روی او میماند راهی است که انسان را به جهنّم میرساند. (﴿فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) پس اینان عذاب خوارکنندهای پیش روی دارند، چون وقتی آنها از ایمان آوردن به خدا و فرمانبرداری از آیات الهی سر باز زدهاند، خداوند آنها را با عذاب همیشگی که یک لحظه از آنها دور نمیشود و نه به آنان فرصت داده میشود خوار میگرداند.
(17) (﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) فرزندان و اموالشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نخواهند کرد، و نه بهرهای از پاداش به آنها خواهند داد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) اینان دوزخیاناند، و همواره در آن خواهند بود و از آن بیرون نمیشوند و در آن جاوداناند. و هرکس بر شیوهای زندگی کند، بر همان شیوه میمیرد.
(18) سپس منافقان همانطور که در دنیا مؤمنان را گول میزنند و برایشان سوگند میخورند که ما مؤمن هستیم، روز قیامت که خداوند همۀ آنها را زنده میکند برای خداوند سوگند میخورند همانطور که برای مؤمنان سوگند میخوردند، و گمان میبرند که در این سوگند خوردنشان بر چیزی هستند، چون کفر و نفاق و عقاید باطلشان به تدریج در اذهانشان ریشه دوانیده است تا اینکه آنها را فریب میدهد و گمان میبرند که بر چیزی هستند و پاداش به آن تعلّق میگیرد. آنها دروغ میگویند، و مشخّص است که دروغ گفتن پیش خداوند -که دانای پیدا و پنهان است- فایدهای ندارد.
(19) و آنچه برایشان اتّفاق افتاده، به خاطر آن است که شیطان بر آنها چیره شده، و کارهایشان را برای آنها آراسته است، و آنان را از یاد خدا غافل کرده و یاد خدا را از خاطرشان برده است. شیطان دشمن آشکار است، و جز شّر برای آنها چیزی دیگر نمیخواهد. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ شیطان فقط بدان خاطر گروهش را دعوت میکند تا از اهل دوزخ باشند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) اینان حزب شیطان هستند. هان! بدانید که حزب شیطان زیانکارند؛ کسانی که دین و دنیا و خانوادۀ خود را از دست دادهاند.
المجادلة 58:15
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ آيا نديده اي آن کسان را که با مردمي که خدا بر آنها خشم گرفته بود ،، دوستي ورزيدند ? اينان نه از شمايند و نه از ايشان و خود مي دانند که بردروغ سوگند مي خوردند أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ خدا برايشان عذابي سخت آماده کرده است زيرا کارهايي که مي کنند ناپسند است اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ از سوگندهايشان سپري ساخته اند و از راه خدا رويگردان شده اند پس براي آنهاست عذابي خوار کننده. لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ اموال و اولادشان برايشان در برابر خشم خدا سود نکند اهل جهنمند و در آن جاودان يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ روزي که خدا همه آنها را زنده مي کند ، همچنان که براي شما قسم مي ، خوردند براي او هم قسم خواهند خورد و مي پندارند که سودي خواهند برد آگاه باشيد که دروغگويانند. اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ شيطان بر آنها چيره شده است و نام خدا را از يادشان برده است ايشان حزب شيطانند آگاه باش که حزب شيطان زيان کنندگانند.
(14 - 15) خداوند از زشتی حالت منافقان خبر میدهد؛ آنهایی که یهود و نصاری و دیگر کسانی را به دوستی میگیرند که خداوند بر آنها خشمگین است، و بزرگترین بهره از خشم و نفرین الهی را به دست آوردهاند. اینها نه از مؤمنان هستند و نه از کافران. ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾ در این میان سرگردان و دودل هستند؛ نه با اینها هستند و نه با آنها. پس این منافقان در ظاهر و باطن مؤمن نیستند، چون باطن آنها با کافران است. و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آنها با مؤمنان است و این حالت آنهاست که خداوند آنان را با این حالت توصیف کرده است، حال آنکه به دروغ سوگند میخورند. پس آنها سوگند میخورند که مؤمن هستند، در حالی که مؤمن نیستند. پس سزای این خائنانِ فاسق و دروغگو این است که خداوند عذاب سختی را ـ که اندازه و حالت آن را کسی نمیداند ـ برای آنها آماده کرده است. اینها چه کار بدی میکنند، چون کاری کردهاند که خداوند را ناخشنود مینماید و لعنت و عذاب را بر آنها واجب میگرداند.
(16) (﴿ٱتَّخَذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾) آنان سوگندهایشان را سپری قرار دادهاند که به وسیلۀ آن از سرزنش خدا و پیامبر و مؤمنان خود را محافظت میکنند، پس خود و دیگران را از راه خدا باز داشتهاند. راه خدا همان راهی است که هرکس آن را در پیش بگیرد، او را به باغهای پر ناز و نعمت بهشت میرساند؛ و هرکس از راه خدا باز داشته شود، تنها راهی که پیش روی او میماند راهی است که انسان را به جهنّم میرساند. (﴿فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) پس اینان عذاب خوارکنندهای پیش روی دارند، چون وقتی آنها از ایمان آوردن به خدا و فرمانبرداری از آیات الهی سر باز زدهاند، خداوند آنها را با عذاب همیشگی که یک لحظه از آنها دور نمیشود و نه به آنان فرصت داده میشود خوار میگرداند.
(17) (﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) فرزندان و اموالشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نخواهند کرد، و نه بهرهای از پاداش به آنها خواهند داد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) اینان دوزخیاناند، و همواره در آن خواهند بود و از آن بیرون نمیشوند و در آن جاوداناند. و هرکس بر شیوهای زندگی کند، بر همان شیوه میمیرد.
(18) سپس منافقان همانطور که در دنیا مؤمنان را گول میزنند و برایشان سوگند میخورند که ما مؤمن هستیم، روز قیامت که خداوند همۀ آنها را زنده میکند برای خداوند سوگند میخورند همانطور که برای مؤمنان سوگند میخوردند، و گمان میبرند که در این سوگند خوردنشان بر چیزی هستند، چون کفر و نفاق و عقاید باطلشان به تدریج در اذهانشان ریشه دوانیده است تا اینکه آنها را فریب میدهد و گمان میبرند که بر چیزی هستند و پاداش به آن تعلّق میگیرد. آنها دروغ میگویند، و مشخّص است که دروغ گفتن پیش خداوند -که دانای پیدا و پنهان است- فایدهای ندارد.
(19) و آنچه برایشان اتّفاق افتاده، به خاطر آن است که شیطان بر آنها چیره شده، و کارهایشان را برای آنها آراسته است، و آنان را از یاد خدا غافل کرده و یاد خدا را از خاطرشان برده است. شیطان دشمن آشکار است، و جز شّر برای آنها چیزی دیگر نمیخواهد. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ شیطان فقط بدان خاطر گروهش را دعوت میکند تا از اهل دوزخ باشند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) اینان حزب شیطان هستند. هان! بدانید که حزب شیطان زیانکارند؛ کسانی که دین و دنیا و خانوادۀ خود را از دست دادهاند.
المجادلة 58:16
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ آيا نديده اي آن کسان را که با مردمي که خدا بر آنها خشم گرفته بود ،، دوستي ورزيدند ? اينان نه از شمايند و نه از ايشان و خود مي دانند که بردروغ سوگند مي خوردند أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ خدا برايشان عذابي سخت آماده کرده است زيرا کارهايي که مي کنند ناپسند است اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ از سوگندهايشان سپري ساخته اند و از راه خدا رويگردان شده اند پس براي آنهاست عذابي خوار کننده. لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ اموال و اولادشان برايشان در برابر خشم خدا سود نکند اهل جهنمند و در آن جاودان يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ روزي که خدا همه آنها را زنده مي کند ، همچنان که براي شما قسم مي ، خوردند براي او هم قسم خواهند خورد و مي پندارند که سودي خواهند برد آگاه باشيد که دروغگويانند. اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ شيطان بر آنها چيره شده است و نام خدا را از يادشان برده است ايشان حزب شيطانند آگاه باش که حزب شيطان زيان کنندگانند.
(14 - 15) خداوند از زشتی حالت منافقان خبر میدهد؛ آنهایی که یهود و نصاری و دیگر کسانی را به دوستی میگیرند که خداوند بر آنها خشمگین است، و بزرگترین بهره از خشم و نفرین الهی را به دست آوردهاند. اینها نه از مؤمنان هستند و نه از کافران. ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾ در این میان سرگردان و دودل هستند؛ نه با اینها هستند و نه با آنها. پس این منافقان در ظاهر و باطن مؤمن نیستند، چون باطن آنها با کافران است. و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آنها با مؤمنان است و این حالت آنهاست که خداوند آنان را با این حالت توصیف کرده است، حال آنکه به دروغ سوگند میخورند. پس آنها سوگند میخورند که مؤمن هستند، در حالی که مؤمن نیستند. پس سزای این خائنانِ فاسق و دروغگو این است که خداوند عذاب سختی را ـ که اندازه و حالت آن را کسی نمیداند ـ برای آنها آماده کرده است. اینها چه کار بدی میکنند، چون کاری کردهاند که خداوند را ناخشنود مینماید و لعنت و عذاب را بر آنها واجب میگرداند.
(16) (﴿ٱتَّخَذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾) آنان سوگندهایشان را سپری قرار دادهاند که به وسیلۀ آن از سرزنش خدا و پیامبر و مؤمنان خود را محافظت میکنند، پس خود و دیگران را از راه خدا باز داشتهاند. راه خدا همان راهی است که هرکس آن را در پیش بگیرد، او را به باغهای پر ناز و نعمت بهشت میرساند؛ و هرکس از راه خدا باز داشته شود، تنها راهی که پیش روی او میماند راهی است که انسان را به جهنّم میرساند. (﴿فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) پس اینان عذاب خوارکنندهای پیش روی دارند، چون وقتی آنها از ایمان آوردن به خدا و فرمانبرداری از آیات الهی سر باز زدهاند، خداوند آنها را با عذاب همیشگی که یک لحظه از آنها دور نمیشود و نه به آنان فرصت داده میشود خوار میگرداند.
(17) (﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) فرزندان و اموالشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نخواهند کرد، و نه بهرهای از پاداش به آنها خواهند داد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) اینان دوزخیاناند، و همواره در آن خواهند بود و از آن بیرون نمیشوند و در آن جاوداناند. و هرکس بر شیوهای زندگی کند، بر همان شیوه میمیرد.
(18) سپس منافقان همانطور که در دنیا مؤمنان را گول میزنند و برایشان سوگند میخورند که ما مؤمن هستیم، روز قیامت که خداوند همۀ آنها را زنده میکند برای خداوند سوگند میخورند همانطور که برای مؤمنان سوگند میخوردند، و گمان میبرند که در این سوگند خوردنشان بر چیزی هستند، چون کفر و نفاق و عقاید باطلشان به تدریج در اذهانشان ریشه دوانیده است تا اینکه آنها را فریب میدهد و گمان میبرند که بر چیزی هستند و پاداش به آن تعلّق میگیرد. آنها دروغ میگویند، و مشخّص است که دروغ گفتن پیش خداوند -که دانای پیدا و پنهان است- فایدهای ندارد.
(19) و آنچه برایشان اتّفاق افتاده، به خاطر آن است که شیطان بر آنها چیره شده، و کارهایشان را برای آنها آراسته است، و آنان را از یاد خدا غافل کرده و یاد خدا را از خاطرشان برده است. شیطان دشمن آشکار است، و جز شّر برای آنها چیزی دیگر نمیخواهد. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ شیطان فقط بدان خاطر گروهش را دعوت میکند تا از اهل دوزخ باشند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) اینان حزب شیطان هستند. هان! بدانید که حزب شیطان زیانکارند؛ کسانی که دین و دنیا و خانوادۀ خود را از دست دادهاند.
المجادلة 58:17
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ آيا نديده اي آن کسان را که با مردمي که خدا بر آنها خشم گرفته بود ،، دوستي ورزيدند ? اينان نه از شمايند و نه از ايشان و خود مي دانند که بردروغ سوگند مي خوردند أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ خدا برايشان عذابي سخت آماده کرده است زيرا کارهايي که مي کنند ناپسند است اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ از سوگندهايشان سپري ساخته اند و از راه خدا رويگردان شده اند پس براي آنهاست عذابي خوار کننده. لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ اموال و اولادشان برايشان در برابر خشم خدا سود نکند اهل جهنمند و در آن جاودان يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ روزي که خدا همه آنها را زنده مي کند ، همچنان که براي شما قسم مي ، خوردند براي او هم قسم خواهند خورد و مي پندارند که سودي خواهند برد آگاه باشيد که دروغگويانند. اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ شيطان بر آنها چيره شده است و نام خدا را از يادشان برده است ايشان حزب شيطانند آگاه باش که حزب شيطان زيان کنندگانند.
(14 - 15) خداوند از زشتی حالت منافقان خبر میدهد؛ آنهایی که یهود و نصاری و دیگر کسانی را به دوستی میگیرند که خداوند بر آنها خشمگین است، و بزرگترین بهره از خشم و نفرین الهی را به دست آوردهاند. اینها نه از مؤمنان هستند و نه از کافران. ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾ در این میان سرگردان و دودل هستند؛ نه با اینها هستند و نه با آنها. پس این منافقان در ظاهر و باطن مؤمن نیستند، چون باطن آنها با کافران است. و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آنها با مؤمنان است و این حالت آنهاست که خداوند آنان را با این حالت توصیف کرده است، حال آنکه به دروغ سوگند میخورند. پس آنها سوگند میخورند که مؤمن هستند، در حالی که مؤمن نیستند. پس سزای این خائنانِ فاسق و دروغگو این است که خداوند عذاب سختی را ـ که اندازه و حالت آن را کسی نمیداند ـ برای آنها آماده کرده است. اینها چه کار بدی میکنند، چون کاری کردهاند که خداوند را ناخشنود مینماید و لعنت و عذاب را بر آنها واجب میگرداند.
(16) (﴿ٱتَّخَذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾) آنان سوگندهایشان را سپری قرار دادهاند که به وسیلۀ آن از سرزنش خدا و پیامبر و مؤمنان خود را محافظت میکنند، پس خود و دیگران را از راه خدا باز داشتهاند. راه خدا همان راهی است که هرکس آن را در پیش بگیرد، او را به باغهای پر ناز و نعمت بهشت میرساند؛ و هرکس از راه خدا باز داشته شود، تنها راهی که پیش روی او میماند راهی است که انسان را به جهنّم میرساند. (﴿فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) پس اینان عذاب خوارکنندهای پیش روی دارند، چون وقتی آنها از ایمان آوردن به خدا و فرمانبرداری از آیات الهی سر باز زدهاند، خداوند آنها را با عذاب همیشگی که یک لحظه از آنها دور نمیشود و نه به آنان فرصت داده میشود خوار میگرداند.
(17) (﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) فرزندان و اموالشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نخواهند کرد، و نه بهرهای از پاداش به آنها خواهند داد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) اینان دوزخیاناند، و همواره در آن خواهند بود و از آن بیرون نمیشوند و در آن جاوداناند. و هرکس بر شیوهای زندگی کند، بر همان شیوه میمیرد.
(18) سپس منافقان همانطور که در دنیا مؤمنان را گول میزنند و برایشان سوگند میخورند که ما مؤمن هستیم، روز قیامت که خداوند همۀ آنها را زنده میکند برای خداوند سوگند میخورند همانطور که برای مؤمنان سوگند میخوردند، و گمان میبرند که در این سوگند خوردنشان بر چیزی هستند، چون کفر و نفاق و عقاید باطلشان به تدریج در اذهانشان ریشه دوانیده است تا اینکه آنها را فریب میدهد و گمان میبرند که بر چیزی هستند و پاداش به آن تعلّق میگیرد. آنها دروغ میگویند، و مشخّص است که دروغ گفتن پیش خداوند -که دانای پیدا و پنهان است- فایدهای ندارد.
(19) و آنچه برایشان اتّفاق افتاده، به خاطر آن است که شیطان بر آنها چیره شده، و کارهایشان را برای آنها آراسته است، و آنان را از یاد خدا غافل کرده و یاد خدا را از خاطرشان برده است. شیطان دشمن آشکار است، و جز شّر برای آنها چیزی دیگر نمیخواهد. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ شیطان فقط بدان خاطر گروهش را دعوت میکند تا از اهل دوزخ باشند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) اینان حزب شیطان هستند. هان! بدانید که حزب شیطان زیانکارند؛ کسانی که دین و دنیا و خانوادۀ خود را از دست دادهاند.
المجادلة 58:18
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ آيا نديده اي آن کسان را که با مردمي که خدا بر آنها خشم گرفته بود ،، دوستي ورزيدند ? اينان نه از شمايند و نه از ايشان و خود مي دانند که بردروغ سوگند مي خوردند أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ خدا برايشان عذابي سخت آماده کرده است زيرا کارهايي که مي کنند ناپسند است اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ از سوگندهايشان سپري ساخته اند و از راه خدا رويگردان شده اند پس براي آنهاست عذابي خوار کننده. لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ اموال و اولادشان برايشان در برابر خشم خدا سود نکند اهل جهنمند و در آن جاودان يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ روزي که خدا همه آنها را زنده مي کند ، همچنان که براي شما قسم مي ، خوردند براي او هم قسم خواهند خورد و مي پندارند که سودي خواهند برد آگاه باشيد که دروغگويانند. اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ شيطان بر آنها چيره شده است و نام خدا را از يادشان برده است ايشان حزب شيطانند آگاه باش که حزب شيطان زيان کنندگانند.
(14 - 15) خداوند از زشتی حالت منافقان خبر میدهد؛ آنهایی که یهود و نصاری و دیگر کسانی را به دوستی میگیرند که خداوند بر آنها خشمگین است، و بزرگترین بهره از خشم و نفرین الهی را به دست آوردهاند. اینها نه از مؤمنان هستند و نه از کافران. ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾ در این میان سرگردان و دودل هستند؛ نه با اینها هستند و نه با آنها. پس این منافقان در ظاهر و باطن مؤمن نیستند، چون باطن آنها با کافران است. و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آنها با مؤمنان است و این حالت آنهاست که خداوند آنان را با این حالت توصیف کرده است، حال آنکه به دروغ سوگند میخورند. پس آنها سوگند میخورند که مؤمن هستند، در حالی که مؤمن نیستند. پس سزای این خائنانِ فاسق و دروغگو این است که خداوند عذاب سختی را ـ که اندازه و حالت آن را کسی نمیداند ـ برای آنها آماده کرده است. اینها چه کار بدی میکنند، چون کاری کردهاند که خداوند را ناخشنود مینماید و لعنت و عذاب را بر آنها واجب میگرداند.
(16) (﴿ٱتَّخَذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾) آنان سوگندهایشان را سپری قرار دادهاند که به وسیلۀ آن از سرزنش خدا و پیامبر و مؤمنان خود را محافظت میکنند، پس خود و دیگران را از راه خدا باز داشتهاند. راه خدا همان راهی است که هرکس آن را در پیش بگیرد، او را به باغهای پر ناز و نعمت بهشت میرساند؛ و هرکس از راه خدا باز داشته شود، تنها راهی که پیش روی او میماند راهی است که انسان را به جهنّم میرساند. (﴿فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) پس اینان عذاب خوارکنندهای پیش روی دارند، چون وقتی آنها از ایمان آوردن به خدا و فرمانبرداری از آیات الهی سر باز زدهاند، خداوند آنها را با عذاب همیشگی که یک لحظه از آنها دور نمیشود و نه به آنان فرصت داده میشود خوار میگرداند.
(17) (﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) فرزندان و اموالشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نخواهند کرد، و نه بهرهای از پاداش به آنها خواهند داد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) اینان دوزخیاناند، و همواره در آن خواهند بود و از آن بیرون نمیشوند و در آن جاوداناند. و هرکس بر شیوهای زندگی کند، بر همان شیوه میمیرد.
(18) سپس منافقان همانطور که در دنیا مؤمنان را گول میزنند و برایشان سوگند میخورند که ما مؤمن هستیم، روز قیامت که خداوند همۀ آنها را زنده میکند برای خداوند سوگند میخورند همانطور که برای مؤمنان سوگند میخوردند، و گمان میبرند که در این سوگند خوردنشان بر چیزی هستند، چون کفر و نفاق و عقاید باطلشان به تدریج در اذهانشان ریشه دوانیده است تا اینکه آنها را فریب میدهد و گمان میبرند که بر چیزی هستند و پاداش به آن تعلّق میگیرد. آنها دروغ میگویند، و مشخّص است که دروغ گفتن پیش خداوند -که دانای پیدا و پنهان است- فایدهای ندارد.
(19) و آنچه برایشان اتّفاق افتاده، به خاطر آن است که شیطان بر آنها چیره شده، و کارهایشان را برای آنها آراسته است، و آنان را از یاد خدا غافل کرده و یاد خدا را از خاطرشان برده است. شیطان دشمن آشکار است، و جز شّر برای آنها چیزی دیگر نمیخواهد. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ شیطان فقط بدان خاطر گروهش را دعوت میکند تا از اهل دوزخ باشند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) اینان حزب شیطان هستند. هان! بدانید که حزب شیطان زیانکارند؛ کسانی که دین و دنیا و خانوادۀ خود را از دست دادهاند.
المجادلة 58:19
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ آيا نديده اي آن کسان را که با مردمي که خدا بر آنها خشم گرفته بود ،، دوستي ورزيدند ? اينان نه از شمايند و نه از ايشان و خود مي دانند که بردروغ سوگند مي خوردند أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ خدا برايشان عذابي سخت آماده کرده است زيرا کارهايي که مي کنند ناپسند است اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ از سوگندهايشان سپري ساخته اند و از راه خدا رويگردان شده اند پس براي آنهاست عذابي خوار کننده. لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ اموال و اولادشان برايشان در برابر خشم خدا سود نکند اهل جهنمند و در آن جاودان يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ روزي که خدا همه آنها را زنده مي کند ، همچنان که براي شما قسم مي ، خوردند براي او هم قسم خواهند خورد و مي پندارند که سودي خواهند برد آگاه باشيد که دروغگويانند. اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ شيطان بر آنها چيره شده است و نام خدا را از يادشان برده است ايشان حزب شيطانند آگاه باش که حزب شيطان زيان کنندگانند.
(14 - 15) خداوند از زشتی حالت منافقان خبر میدهد؛ آنهایی که یهود و نصاری و دیگر کسانی را به دوستی میگیرند که خداوند بر آنها خشمگین است، و بزرگترین بهره از خشم و نفرین الهی را به دست آوردهاند. اینها نه از مؤمنان هستند و نه از کافران. ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾ در این میان سرگردان و دودل هستند؛ نه با اینها هستند و نه با آنها. پس این منافقان در ظاهر و باطن مؤمن نیستند، چون باطن آنها با کافران است. و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آنها با مؤمنان است و این حالت آنهاست که خداوند آنان را با این حالت توصیف کرده است، حال آنکه به دروغ سوگند میخورند. پس آنها سوگند میخورند که مؤمن هستند، در حالی که مؤمن نیستند. پس سزای این خائنانِ فاسق و دروغگو این است که خداوند عذاب سختی را ـ که اندازه و حالت آن را کسی نمیداند ـ برای آنها آماده کرده است. اینها چه کار بدی میکنند، چون کاری کردهاند که خداوند را ناخشنود مینماید و لعنت و عذاب را بر آنها واجب میگرداند.
(16) (﴿ٱتَّخَذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾) آنان سوگندهایشان را سپری قرار دادهاند که به وسیلۀ آن از سرزنش خدا و پیامبر و مؤمنان خود را محافظت میکنند، پس خود و دیگران را از راه خدا باز داشتهاند. راه خدا همان راهی است که هرکس آن را در پیش بگیرد، او را به باغهای پر ناز و نعمت بهشت میرساند؛ و هرکس از راه خدا باز داشته شود، تنها راهی که پیش روی او میماند راهی است که انسان را به جهنّم میرساند. (﴿فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) پس اینان عذاب خوارکنندهای پیش روی دارند، چون وقتی آنها از ایمان آوردن به خدا و فرمانبرداری از آیات الهی سر باز زدهاند، خداوند آنها را با عذاب همیشگی که یک لحظه از آنها دور نمیشود و نه به آنان فرصت داده میشود خوار میگرداند.
(17) (﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) فرزندان و اموالشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نخواهند کرد، و نه بهرهای از پاداش به آنها خواهند داد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) اینان دوزخیاناند، و همواره در آن خواهند بود و از آن بیرون نمیشوند و در آن جاوداناند. و هرکس بر شیوهای زندگی کند، بر همان شیوه میمیرد.
(18) سپس منافقان همانطور که در دنیا مؤمنان را گول میزنند و برایشان سوگند میخورند که ما مؤمن هستیم، روز قیامت که خداوند همۀ آنها را زنده میکند برای خداوند سوگند میخورند همانطور که برای مؤمنان سوگند میخوردند، و گمان میبرند که در این سوگند خوردنشان بر چیزی هستند، چون کفر و نفاق و عقاید باطلشان به تدریج در اذهانشان ریشه دوانیده است تا اینکه آنها را فریب میدهد و گمان میبرند که بر چیزی هستند و پاداش به آن تعلّق میگیرد. آنها دروغ میگویند، و مشخّص است که دروغ گفتن پیش خداوند -که دانای پیدا و پنهان است- فایدهای ندارد.
(19) و آنچه برایشان اتّفاق افتاده، به خاطر آن است که شیطان بر آنها چیره شده، و کارهایشان را برای آنها آراسته است، و آنان را از یاد خدا غافل کرده و یاد خدا را از خاطرشان برده است. شیطان دشمن آشکار است، و جز شّر برای آنها چیزی دیگر نمیخواهد. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواۡ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ شیطان فقط بدان خاطر گروهش را دعوت میکند تا از اهل دوزخ باشند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) اینان حزب شیطان هستند. هان! بدانید که حزب شیطان زیانکارند؛ کسانی که دین و دنیا و خانوادۀ خود را از دست دادهاند.
المجادلة 58:20
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ فِي الأَذَلِّينَ کساني که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزند در زمره ذليل شدگانند. كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ خدا مقرر داشته که : البته من و پيامبرانم پيروز مي شويم زيرا خدا توانا و پيروزمند است.
(20 - 21) این نوید و هشدار است. هشدار است برای کسی که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناه به مخالفت با خدا و پیامبرش برخیزد. خداوند به چنین کسی هشدار داده است که خوار و پست خواهد شد، و سرانجام نیکویی نخواهد داشت، و هرگز پیروز نخواهد گردید. و نوید است برای کسی که به خدا و پیامبرانش ایمان آورد، و از آنچه پیامبران آوردهاند پیروی کند. پس چنین کسی از حزب رستگار خداوند است، و نوید داده میشود که فتح و پیروزی در دنیا و آخرت از آن او خواهد بود. و این وعدهایست که خلاف آن صورت نخواهد پذیرفت و تغییر نمییابد؛ چون این وعده را خداوندِ توانای راستگو داده است که هر چه بخواهد میتواند انجام دهد.
المجادلة 58:21
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ فِي الأَذَلِّينَ کساني که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزند در زمره ذليل شدگانند. كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ خدا مقرر داشته که : البته من و پيامبرانم پيروز مي شويم زيرا خدا توانا و پيروزمند است.
(20 - 21) این نوید و هشدار است. هشدار است برای کسی که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناه به مخالفت با خدا و پیامبرش برخیزد. خداوند به چنین کسی هشدار داده است که خوار و پست خواهد شد، و سرانجام نیکویی نخواهد داشت، و هرگز پیروز نخواهد گردید. و نوید است برای کسی که به خدا و پیامبرانش ایمان آورد، و از آنچه پیامبران آوردهاند پیروی کند. پس چنین کسی از حزب رستگار خداوند است، و نوید داده میشود که فتح و پیروزی در دنیا و آخرت از آن او خواهد بود. و این وعدهایست که خلاف آن صورت نخواهد پذیرفت و تغییر نمییابد؛ چون این وعده را خداوندِ توانای راستگو داده است که هر چه بخواهد میتواند انجام دهد.
المجادلة 58:22
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ نمي يابي مردمي را که به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند ، ولي با، کساني که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزند دوستي کنند ، هر چند آن مخالفان ، پدران يا فرزندان يا برادران و يا قبيله آنها باشند خدا بر دلشان رقم ايمان زده و به روحي از خود ياريشان کرده است و آنها را به بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آورد در آنجا جاودانه باشند خدا از آنها خشنود است و آنان نيز از خدا خشنودند اينان حزب خدايند ، آگاه باش که حزب خدا رستگارانند.
(22) خداوند متعال میفرماید: (﴿لَّا تَجِدُ قَوۡمٗا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ يُوَآدُّونَ مَنۡ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) ایمان به خدا و روز قیامت و دوستی کردن با کافران با هم جمع نمیشوند، و هر بندهای که واقعاً به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، به اقتضای ایمانش با اهل ایمان دوستی نموده، و با کسانی که ایمان نیاوردهاند دشمنی میورزد، گرچه اینهایی که ایمان ندارند نزدیکترین مردم به او باشند. ایمان واقعی همین است، که ثمره و هدف آن تحقّق یافته است. و کسانی که چنین هستند خداوند ایمان را در دلهایشان کاشته است و هرگز متزلزل نمیشود، و تردیدها و شبهات در ایمان آنها تأثیری نمیگذارد. و آنها کسانی هستند که خداوند با وحی و معرفت خویش و با مدد و احسان خود آنان را توانایی داده است. آنها کسانی هستند که در این جهان زندگانی پاکی دارند، و در جهان آخرت نیز در باغهای بهشت خواهند بود که در آن باغها، هر آنچه دل بخواهد و چشمها از دیدن آن لذّت ببرند فراهم است. آنها از بهترین و بزرگترین نعمتها که خشنودی همیشگی خداوند است برخوردار میگردند، و به خاطر انواع نعمتهایی که پروردگارشان به آنان عطا نموده است از پروردگارشان خشنود میگردند. اما هرکس که ادعا نماید به خدا و روز قیامت ایمان دارد، با وجود این با دشمنان خدا دوستی کند و کسی را که ایمان را پشت سر انداخته است دوست بدارد، چنین ایمانی فقط خیال است، و حقیقتی ندارد. و برای صحّت هر کاری، باید دلیلی باشد که آن را تصدیق و تأیید نماید. پس ادعّای صِرف فایدهای ندارد و ادّعاکننده را تصدیق نمیکند. پایان تفسیر سوره قد سمع الله (مجادله) به یاری و فضل پروردگار. والحمد لله رب العالمين، وصلى الله على محمد وسلم تسليما
* * *