Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — الجن 72:1 – المدثر 74:37

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. الجن 72:1
  2. الجن 72:2
  3. الجن 72:3
  4. الجن 72:4
  5. الجن 72:5
  6. الجن 72:6
  7. الجن 72:7
  8. الجن 72:8
  9. الجن 72:9
  10. الجن 72:10
  11. الجن 72:11
  12. الجن 72:12
  13. الجن 72:13
  14. الجن 72:14
  15. الجن 72:15
  16. الجن 72:16
  17. الجن 72:17
  18. الجن 72:18
  19. الجن 72:19
  20. الجن 72:20
  21. الجن 72:21
  22. الجن 72:22
  23. الجن 72:23
  24. الجن 72:24
  25. الجن 72:25
  26. الجن 72:26
  27. الجن 72:27
  28. الجن 72:28
  29. المزمل 73:1
  30. المزمل 73:2
  31. المزمل 73:3
  32. المزمل 73:4
  33. المزمل 73:5
  34. المزمل 73:6
  35. المزمل 73:7
  36. المزمل 73:8
  37. المزمل 73:9
  38. المزمل 73:10
  39. المزمل 73:11
  40. المزمل 73:12
  41. المزمل 73:13
  42. المزمل 73:14
  43. المزمل 73:15
  44. المزمل 73:16
  45. المزمل 73:17
  46. المزمل 73:18
  47. المزمل 73:19
  48. المزمل 73:20
  49. المدثر 74:1
  50. المدثر 74:2
  51. المدثر 74:3
  52. المدثر 74:4
  53. المدثر 74:5
  54. المدثر 74:6
  55. المدثر 74:7
  56. المدثر 74:8
  57. المدثر 74:9
  58. المدثر 74:10
  59. المدثر 74:11
  60. المدثر 74:12
  61. المدثر 74:13
  62. المدثر 74:14
  63. المدثر 74:15
  64. المدثر 74:16
  65. المدثر 74:17
  66. المدثر 74:18
  67. المدثر 74:19
  68. المدثر 74:20
  69. المدثر 74:21
  70. المدثر 74:22
  71. المدثر 74:23
  72. المدثر 74:24
  73. المدثر 74:25
  74. المدثر 74:26
  75. المدثر 74:27
  76. المدثر 74:28
  77. المدثر 74:29
  78. المدثر 74:30
  79. المدثر 74:31
  80. المدثر 74:32
  81. المدثر 74:33
  82. المدثر 74:34
  83. المدثر 74:35
  84. المدثر 74:36
  85. المدثر 74:37

الجن 72:1

قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا بگو : به من وحي شده است که گروهي از جن ، گوش فرا دادند ، و گفتند که ما قرآني شگفت شنيديم ، يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا به راه راست هدايت مي کند پس ما بدان ايمان آورديم و هرگز کسي را شريک پروردگارمان نمي سازيم. مکي و 28 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ﴾) ای پیامبر! به مردمان بگو: به من وحی شده است که گروهی از جن‌ها به قرآن گوش فرا دادند. خداوند این جن‌ها را به سوی پیامبر برد تا آیات او را بشنوند و حجت بر آنها اقامه گردد، و نعمت بر آنان کامل شود و قوم خود را بیم دهند. خداوند به پیامبر فرمان داد تا حکایت آنها را برای مردم تعریف کند. آنها وقتی نزد پیامبر آمدند گفتند: ساکت باشید. وقتی ساکت شدند و گوش فرا دادند؛ معانی و مفاهیم قرآن را فهمیدند و حقایق قرآن به دل‌هایشان رسید. (﴿فَقَالُوٓاۡ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا﴾) پس گفتند: ما قرآنی شگفت و زیبا که دارای مطالبی عالی است شنیدیم. (2) (﴿يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلرُّشۡدِ﴾) رشد به همۀ چیزهایی گفته می‌شود که مردم را به سوی منافع دینی و دنیوی هدایت می‌کند. (﴿فَ‍َٔامَنَّا بِهِۦۖ وَلَن نُّشۡرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدٗا﴾) پس به آن ایمان آوردیم، و هرگز چیزی را شریک پروردگارمان نمی‌کنیم. پس آنها هم ایمان آوردند که همۀ اعمال خیر در آن است؛ و هم پرهیزگاری پیشه کردند که پرهیزگاری متضمّن دوری از بدی است. و آنها عامل ایمان آوردن و لوازم آن را راهنمایی‌های قرآن قرار دادند که مصالح و فواید فراوانی در بر دارد، و آدمی را از مضرّات برحذر می‌دارد. این چیزها نشانه‌ای بزرگ و دلیلی قاطع هستند برای کسی که در پرتو نور قرآن راهش را پیدا کند و به وسیلۀ آن راهیاب گردد. و این ایمانی است که سودمند می‌باشد و هر خیر و نیکی را به بار می‌آورد. این ایمان براساس رهنمود قرآن به دست می‌آید، به خلاف ایمانی که بنابر عرف و عادت و محیط زندگی و امثال آن حاصل می‌شود. چنین ایمانی، تقلیدی و سنتی است، و در معرض خطر و عوارض زیادی قرار دارد.

الجن 72:2

قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا بگو : به من وحي شده است که گروهي از جن ، گوش فرا دادند ، و گفتند که ما قرآني شگفت شنيديم ، يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا به راه راست هدايت مي کند پس ما بدان ايمان آورديم و هرگز کسي را شريک پروردگارمان نمي سازيم. مکي و 28 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ﴾) ای پیامبر! به مردمان بگو: به من وحی شده است که گروهی از جن‌ها به قرآن گوش فرا دادند. خداوند این جن‌ها را به سوی پیامبر برد تا آیات او را بشنوند و حجت بر آنها اقامه گردد، و نعمت بر آنان کامل شود و قوم خود را بیم دهند. خداوند به پیامبر فرمان داد تا حکایت آنها را برای مردم تعریف کند. آنها وقتی نزد پیامبر آمدند گفتند: ساکت باشید. وقتی ساکت شدند و گوش فرا دادند؛ معانی و مفاهیم قرآن را فهمیدند و حقایق قرآن به دل‌هایشان رسید. (﴿فَقَالُوٓاۡ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا﴾) پس گفتند: ما قرآنی شگفت و زیبا که دارای مطالبی عالی است شنیدیم. (2) (﴿يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلرُّشۡدِ﴾) رشد به همۀ چیزهایی گفته می‌شود که مردم را به سوی منافع دینی و دنیوی هدایت می‌کند. (﴿فَ‍َٔامَنَّا بِهِۦۖ وَلَن نُّشۡرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدٗا﴾) پس به آن ایمان آوردیم، و هرگز چیزی را شریک پروردگارمان نمی‌کنیم. پس آنها هم ایمان آوردند که همۀ اعمال خیر در آن است؛ و هم پرهیزگاری پیشه کردند که پرهیزگاری متضمّن دوری از بدی است. و آنها عامل ایمان آوردن و لوازم آن را راهنمایی‌های قرآن قرار دادند که مصالح و فواید فراوانی در بر دارد، و آدمی را از مضرّات برحذر می‌دارد. این چیزها نشانه‌ای بزرگ و دلیلی قاطع هستند برای کسی که در پرتو نور قرآن راهش را پیدا کند و به وسیلۀ آن راهیاب گردد. و این ایمانی است که سودمند می‌باشد و هر خیر و نیکی را به بار می‌آورد. این ایمان براساس رهنمود قرآن به دست می‌آید، به خلاف ایمانی که بنابر عرف و عادت و محیط زندگی و امثال آن حاصل می‌شود. چنین ایمانی، تقلیدی و سنتی است، و در معرض خطر و عوارض زیادی قرار دارد.

الجن 72:3

وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا عظمت پروردگار ما متعالي است نه همسري گيرد و نه فرزندي دارد. وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا و سفيه ما در باره خدا سخناني به ناحق مي گفت. (3) (﴿وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا﴾) جلال و عظمت خداوند والاست، و نام‌هایش مقد‌ّس می‌باشد. (﴿مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةٗ وَلَا وَلَدٗا﴾) او همسر و فرزندی برنگرفته است. پس آنها از والا بودن شأن و شکوه خداوند به این پی بردند که او از داشتن همسر و فرزند پاک است؛ چون در هر صفت کمالی دارای شأن و عظمت است، و داشتن همسر و فرزند با این چیز منافات دارد، چون برگرفتن زن و فرزند با کمال بی‌نیازی متضاد است. (4) (﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطٗا﴾) کم‌خردان ما، دربارۀ خداوند سخنان نادرستی می‌گفتند. و آنچه آنها را به گفتن چنین سخنانی وادار کرد، کم‌خردی آنها بود، وگرنه چنانچه هوشیار و فهمیده ‌بودند می‌دانستند که چه بگویند.

الجن 72:4

وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا عظمت پروردگار ما متعالي است نه همسري گيرد و نه فرزندي دارد. وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا و سفيه ما در باره خدا سخناني به ناحق مي گفت. (3) (﴿وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا﴾) جلال و عظمت خداوند والاست، و نام‌هایش مقد‌ّس می‌باشد. (﴿مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةٗ وَلَا وَلَدٗا﴾) او همسر و فرزندی برنگرفته است. پس آنها از والا بودن شأن و شکوه خداوند به این پی بردند که او از داشتن همسر و فرزند پاک است؛ چون در هر صفت کمالی دارای شأن و عظمت است، و داشتن همسر و فرزند با این چیز منافات دارد، چون برگرفتن زن و فرزند با کمال بی‌نیازی متضاد است. (4) (﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطٗا﴾) کم‌خردان ما، دربارۀ خداوند سخنان نادرستی می‌گفتند. و آنچه آنها را به گفتن چنین سخنانی وادار کرد، کم‌خردی آنها بود، وگرنه چنانچه هوشیار و فهمیده ‌بودند می‌دانستند که چه بگویند.

الجن 72:5

وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا و ما مي پنداشتيم که ، آدمي و جن در باره خدا دروغ نمي گويند. (5) قبل از این، ما فریب خورده بودیم، و سرکردگان جن و انس ما را فریب داده بودند، و ما به آنها گمان خوب داشتیم و گمان می‌بردیم که آنان جرأت دروغ بستن بر خدا را ندارند، بنابراین قبل از این، ما بر راه آنها بودیم. و امروز که حق برای ما روشن شده است، راه خدا را در پیش گرفته‌ایم و از حق پیروی می‌کنیم و به سخن هیچ کسی ـ اگر با هدایت مخالف باشد ـ توجّه نمی‌کنیم.

الجن 72:6

وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا و نيز مرداني بودند از آدميان که به مرداني از جن پناه مي بردند و بر طغيانشان مي افزودند. (6) (﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٞ مِّنَ ٱلۡإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٖ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَزَادُوهُمۡ رَهَقٗا﴾) انسان‌ها به هنگام هراس و پریشانی‌ها به جن‌ها پناه می‌بردند و آنها را پرستش می‌کردند. بنابراین انسان‌ها بر طغیان و سرکشی و تکبر جن‌ها افزودند؛ زیرا جن‌ها دیدند که انسان‌ها آنان را عبادت می‌کنند و به آنها پناه می‌برند. و احتمال دارد که ضمیر «واو» در «زادوهم» به جن بر‌گردد، یعنی جن‌ها وقتی دیدند که انسان‌ها به آنها پناه می‌برند، انسان‌ها را بیشتر پریشان کردند و ترساندند تا این گونه انسان‌ها را مجبور نمایند به آنها پناه ببرند، و به آنچه که جن‌ها بر آن هستند چنگ بزنند. پس هرگاه انسانی به درّه‌ای ترسناک وارد می‌شد، می‌گفت: به صاحب این دره از بی‌خردان قومش پناه می‌برم.

الجن 72:7

وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا همچنان که شما مي پنداشتيد آنها هم مي پنداشتند که خدا هيچ کس را دوباره زنده نمي سازد. (7) (﴿وَأَنَّهُمۡ ظَنُّواۡ كَمَا ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ أَحَدٗا﴾) پس وقتی زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز را انکار کردند، به شرک ورزیدن روی آوردند.

الجن 72:8

وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا ما به آسمان رسيديم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها يافتيم. وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا ما در آنجايها که مي توان گوش فرا داد مي نشستيم اما هر که اکنون گوش ، نشنيد ، شهابي را در کمين خود يابد. (8 - 9) (﴿وَأَنَّا لَمَسۡنَا ٱلسَّمَآءَ﴾) و ما به آسمان آمدیم و آن را آزمایش کردیم. (﴿فَوَجَدۡنَٰهَا مُلِئَتۡ حَرَسٗا شَدِيدٗا﴾) پس آن را چنان یافتیم که از نگهبانانی نیرومند پر شده است، و نمی‌گذارند کسی به اطراف آن برسد یا به آن نزدیک شود. (﴿وَشُهُبٗا﴾) و از شهاب‌هایی پر شده است که هرکس از آنجا استراق سمع نماید، به وسیلۀ این شهاب‌ها زده می‌شود. و این برخلاف عادت قبلی ماست که می‌توانستیم به اخبار آسمان دست پیدا کنیم. (﴿وَأَنَّا كُنَّا نَقۡعُدُ مِنۡهَا مَقَٰعِدَ لِلسَّمۡعِ﴾) و ما برای استراق سمع در گوشه‌هایی می‌نشستیم، و از اخبار آسمان آنچه خدا می‌خواست فرامی‌گرفتیم. (﴿فَمَن يَسۡتَمِعِ ٱلۡأٓنَ يَجِدۡ لَهُۥ شِهَابٗا رَّصَدٗا﴾) امّا اکنون اگر کسی گوش فرا دهد، شهاب آماده‌ای را در کمین خود می‌یابد که برای از بین بردن او آماده شده است، و این چیز مهمّی است.

الجن 72:9

وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا ما به آسمان رسيديم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها يافتيم. وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا ما در آنجايها که مي توان گوش فرا داد مي نشستيم اما هر که اکنون گوش ، نشنيد ، شهابي را در کمين خود يابد. (8 - 9) (﴿وَأَنَّا لَمَسۡنَا ٱلسَّمَآءَ﴾) و ما به آسمان آمدیم و آن را آزمایش کردیم. (﴿فَوَجَدۡنَٰهَا مُلِئَتۡ حَرَسٗا شَدِيدٗا﴾) پس آن را چنان یافتیم که از نگهبانانی نیرومند پر شده است، و نمی‌گذارند کسی به اطراف آن برسد یا به آن نزدیک شود. (﴿وَشُهُبٗا﴾) و از شهاب‌هایی پر شده است که هرکس از آنجا استراق سمع نماید، به وسیلۀ این شهاب‌ها زده می‌شود. و این برخلاف عادت قبلی ماست که می‌توانستیم به اخبار آسمان دست پیدا کنیم. (﴿وَأَنَّا كُنَّا نَقۡعُدُ مِنۡهَا مَقَٰعِدَ لِلسَّمۡعِ﴾) و ما برای استراق سمع در گوشه‌هایی می‌نشستیم، و از اخبار آسمان آنچه خدا می‌خواست فرامی‌گرفتیم. (﴿فَمَن يَسۡتَمِعِ ٱلۡأٓنَ يَجِدۡ لَهُۥ شِهَابٗا رَّصَدٗا﴾) امّا اکنون اگر کسی گوش فرا دهد، شهاب آماده‌ای را در کمین خود می‌یابد که برای از بین بردن او آماده شده است، و این چیز مهمّی است.

الجن 72:10

وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا از اين روي نمي دانيم که آيا براي کساني که در روي زمين هستند بدي مقدرمي شود ، يا پروردگارشان مي خواهد به راه راستشان ببرد. (10) جن‌ها یقین کردند که خداوند می‌خواهد در زمین حادثه‌ای بزرگ بد یا نیک ایجاد کند، بنابراین گفتند: (﴿وَأَنَّا لَا نَدۡرِيٓ أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ أَرَادَ بِهِمۡ رَبُّهُمۡ رَشَدٗا﴾) و ما نمی‌دانیم که برای اهل زمین شر و بلایی درنظر گرفته شده یا اینکه پروردگارشان برای آنان خیر و هدایت خواسته است؟ یعنی حتماً یکی از این دو حالت به وقوع می‌پیوندد، چون جن‌ها دیدند که مسئله برای آنها تغییر کرده است، بنابراین از روی هوش و ذکاوت خود دریافتند که خداوند می‌خواهد در زمین کاری را انجام دهد. و این بیانگر مؤدب بودن جن‌ها است که خیر را به خدا نسبت دادند، و انجام‌دهندۀ شر را ذکر نکردند تا ادب را رعایت نمایند.

الجن 72:11

وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا برخي از ما صالحند و برخي جز آن ، و ما فرقه هايي گوناگونيم. (11)((وَأَنَّا مِنَّا ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ﴾) بعضی از ما صالح و درستکار هستند، و بعضی از ما جز این‌اند؛ یعنی فاسق و کافرند.(﴿كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدٗا﴾) ما فرقه‌های گوناگونی هستیم، و هر گروهی به آنچه دارد شادمان است.

الجن 72:12

وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا ما مي دانيم که خدا را در زمين ناتوان نمي کنيم و با گريختن نيز ناتوانش نسازيم. (12) (﴿وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعۡجِزَ ٱللَّهَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَن نُّعۡجِزَهُۥ هَرَبٗا﴾) اینک کمال قدرت خداوند و کمال ناتوانی‌مان و اینکه اختیار ما در دست خداست برایمان روشن شده است، پس ما نمی‌توانیم خدا را در زمین درمانده سازیم؛ نیز نمی‌توانیم او را درمانده سازیم، اگر فرار کنیم و اسباب خروج از قدرت او را فراهم نماییم، هیچ پناهگاهی نیست که بتوان برای درامان ماندن از عذاب او بدان پناه برد، مگر اینکه به خود او پناهنده شد.

الجن 72:13

وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا و چون سخن هدايت شنيديم ، بدان ايمان آورديم و هر که به پروردگارش ايمان آورد نه از نقصان مي ترسد و نه از ستم. وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا و بعضي از ما مسلمانند و بعضي از حق دور و آنان که اسلام آورده اند، درجست و جوي راه راست بوده اند. (13) (﴿وَأَنَّا لَمَّا سَمِعۡنَا ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) وقتی ما رهنمود [قرآن کریم] را شنیدیم که به راه راست هدایت می‌کند، و هدایت و ارشاد آن را شناختیم، در دل‌های ما اثر گذاشت و (﴿ءَامَنَّا بِهِۦ﴾) ما به آن ایمان آوردیم. سپس آنچه را که موجب تشویق شدن مؤمن می‌شود بیان کرد، و فرمود: (﴿فَمَن يُؤۡمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخۡسٗا وَلَا رَهَقٗا﴾) پس هرکس صادقانه به خدا ایمان بیاورد، نقصانی نمی‌بیند و نه به او آزاری می‌رسد و هرگاه از شر و بلا در امان قرار گرفت، خیر و خوبی برای او به دست می‌آید. پس ایمان سببی است که انس و جن را از هر خیری برخوردار می‌کند و از هر شرّی مصون می‌دارد. (14) (﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلۡمُسۡلِمُونَ وَمِنَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ﴾) برخی از ما فرمانبردارند، و برخی ستمگر و منحرف از راه راست هستند. (﴿فَمَنۡ أَسۡلَمَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ تَحَرَّوۡاۡ رَشَدٗا﴾) پس کسانی که فرمانبرداری کنند، به راه درست دست یافته‌اند که آنها را به بهشت و نعمت‌های آن می‌رساند.

الجن 72:14

وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا و چون سخن هدايت شنيديم ، بدان ايمان آورديم و هر که به پروردگارش ايمان آورد نه از نقصان مي ترسد و نه از ستم. وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا و بعضي از ما مسلمانند و بعضي از حق دور و آنان که اسلام آورده اند، درجست و جوي راه راست بوده اند. (13) (﴿وَأَنَّا لَمَّا سَمِعۡنَا ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) وقتی ما رهنمود [قرآن کریم] را شنیدیم که به راه راست هدایت می‌کند، و هدایت و ارشاد آن را شناختیم، در دل‌های ما اثر گذاشت و (﴿ءَامَنَّا بِهِۦ﴾) ما به آن ایمان آوردیم. سپس آنچه را که موجب تشویق شدن مؤمن می‌شود بیان کرد، و فرمود: (﴿فَمَن يُؤۡمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخۡسٗا وَلَا رَهَقٗا﴾) پس هرکس صادقانه به خدا ایمان بیاورد، نقصانی نمی‌بیند و نه به او آزاری می‌رسد و هرگاه از شر و بلا در امان قرار گرفت، خیر و خوبی برای او به دست می‌آید. پس ایمان سببی است که انس و جن را از هر خیری برخوردار می‌کند و از هر شرّی مصون می‌دارد. (14) (﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلۡمُسۡلِمُونَ وَمِنَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ﴾) برخی از ما فرمانبردارند، و برخی ستمگر و منحرف از راه راست هستند. (﴿فَمَنۡ أَسۡلَمَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ تَحَرَّوۡاۡ رَشَدٗا﴾) پس کسانی که فرمانبرداری کنند، به راه درست دست یافته‌اند که آنها را به بهشت و نعمت‌های آن می‌رساند.

الجن 72:15

وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا اما آنان که از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود. وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا و اگر بر طريقه راست پايداري کنند ، از آبي فراوان سيرابشان کنيم. لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا تا آنها را بيازماييم و هر که از ذکر پروردگارش اعراض کند او را به عذابي دشوار در اندازد. (15 - 17) (﴿وَأَمَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ فَكَانُواۡ لِجَهَنَّمَ حَطَبٗا﴾) و اما آنهایی که منحرف و ستمگرند، آتش‌افروز دوزخ می‌باشند، و این سزای کارهایشان است نه اینکه خداوند بر آنها ستم کرده باشد. (﴿وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواۡ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا﴾) و اگر آنان بر راه راست ماندگار بمانند، به آنان آب فراوان و گوارایی می‌دهیم. و آنچه که آنها را از این محروم کرده است، ستمگری و تجاوز ایشان است. (﴿لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِ﴾) تا آنان را بیازمائیم، و راستگو از دروغگو مشخص شود.(﴿وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا﴾) و هرکس از ذکر و یاد خدا که کتاب خداوند است روی بگرداند و از آن پیروی نکند و از آن غافل و بی‌خبر باشد، به او عذابی سخت می‌دهد.

الجن 72:16

وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا اما آنان که از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود. وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا و اگر بر طريقه راست پايداري کنند ، از آبي فراوان سيرابشان کنيم. لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا تا آنها را بيازماييم و هر که از ذکر پروردگارش اعراض کند او را به عذابي دشوار در اندازد. (15 - 17) (﴿وَأَمَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ فَكَانُواۡ لِجَهَنَّمَ حَطَبٗا﴾) و اما آنهایی که منحرف و ستمگرند، آتش‌افروز دوزخ می‌باشند، و این سزای کارهایشان است نه اینکه خداوند بر آنها ستم کرده باشد. (﴿وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواۡ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا﴾) و اگر آنان بر راه راست ماندگار بمانند، به آنان آب فراوان و گوارایی می‌دهیم. و آنچه که آنها را از این محروم کرده است، ستمگری و تجاوز ایشان است. (﴿لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِ﴾) تا آنان را بیازمائیم، و راستگو از دروغگو مشخص شود.(﴿وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا﴾) و هرکس از ذکر و یاد خدا که کتاب خداوند است روی بگرداند و از آن پیروی نکند و از آن غافل و بی‌خبر باشد، به او عذابی سخت می‌دهد.

الجن 72:17

وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا اما آنان که از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود. وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا و اگر بر طريقه راست پايداري کنند ، از آبي فراوان سيرابشان کنيم. لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا تا آنها را بيازماييم و هر که از ذکر پروردگارش اعراض کند او را به عذابي دشوار در اندازد. (15 - 17) (﴿وَأَمَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ فَكَانُواۡ لِجَهَنَّمَ حَطَبٗا﴾) و اما آنهایی که منحرف و ستمگرند، آتش‌افروز دوزخ می‌باشند، و این سزای کارهایشان است نه اینکه خداوند بر آنها ستم کرده باشد. (﴿وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواۡ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا﴾) و اگر آنان بر راه راست ماندگار بمانند، به آنان آب فراوان و گوارایی می‌دهیم. و آنچه که آنها را از این محروم کرده است، ستمگری و تجاوز ایشان است. (﴿لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِ﴾) تا آنان را بیازمائیم، و راستگو از دروغگو مشخص شود.(﴿وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا﴾) و هرکس از ذکر و یاد خدا که کتاب خداوند است روی بگرداند و از آن پیروی نکند و از آن غافل و بی‌خبر باشد، به او عذابی سخت می‌دهد.

الجن 72:18

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:19

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:20

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:21

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:22

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:23

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:24

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:25

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:26

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:27

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

الجن 72:28

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن خداست و با وجود خداي يکتا کسي را به خدايي مخوانيد. وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون بنده خدا براي پرستش او بر پاي ايستاد ، گرد او را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم را مي خوانم و هيچ کس را شريک او نمي سازم. قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من نمي توانم به شما زياني برسانم يا شما را به صلاح آورم. قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهي نمي يابم. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه مي توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهاي او نيست و هرکه خدا و پيامبرش را نافرماني کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود ، حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند پس خواهند دانست ، چه کسي را ياران ناتوان تر و شمار کمتر بوده است. قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من نمي دانم که آيا آن وعده اي که به شما داده اند نزديک است ،يا پروردگار من براي آن زماني نهاده است ? عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي غيب است و غيب خود را بر هيچ کس آشکار نمي سازد ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن پيامبري که از او خشنود باشد که براي نگهباني از او پيش روي و پشت سرش نگهباني مي گمارد ، لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا تا بداند که آنها پيامهاي پروردگارشان را رسانيده اند و خدا به آنچه درنزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار کرده است. (18) (﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواۡ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا﴾) و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید؛ و کسی دیگر را همراه با او نپرستید؛ چون مساجد که بزرگ‌ترین جای عبادت هستند، براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده‌اند. (19) (﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾) و اینکه چون بندۀ خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، (﴿كَادُواۡ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾) نزدیک بود جن‌ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنـمودهای پیامبر علاقه‌مند بودند. (20) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که به سوی آن فرامی‌خوانی به آنها بگو: (﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواۡ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾) فقط پروردگارم را می‌پرستم و او را یگانه می‌دانم و از بت‌ها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش می‌کنند دست می‌کشم. (21 - 22) (﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا﴾) بگو: من نمی‌توانم هیچ زیانی به شما برسانم، و نمی‌توانم شما را هدایت کنم؛ چون من بنده‌ای بیش نیستم و اختیاری ندارم. (﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾) یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کامل‌ترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد؛ و نمی‌تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد، اگر خداوند بخواهد بلایی به او برساند. پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. (﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾) و من جز او پناهی ندارم. (23) (﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ﴾) من هیچ برتری بر مردم ندارم جز اینکه خداوند مرا برای رساندن پیام‌هایش و دعوت دادن مردم به سوی او برگزیده است، و با این کار حجت بر مردم اقامه می‌گردد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾) و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند، آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا، معصیتی کفرآمیز است همان‌طور که نص‌های روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقیّد کرده‌اند. اما گناه صرف، باعث خلود در دوزخ نمی‌شود، همان‌طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف امت و امامان امت بر این دلالت می‌نماید. (24) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاۡ مَا يُوعَدُونَ﴾) زمانی که آنچه را به آنها وعده داده می‌شود آشکارا مشاهده کنند، و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است (﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾) در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾) چه کسی ناتوان‌تر و کم‌تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمی‌کند، و خودشان نیز نمی‌توانند خود را یاری نمایند، و تک و تنها و همان‌گونه که نخستین بار آفریده شده‌اند حشر ‌گردند؛ آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است! (25 - 26) اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾ این وعده کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟ به آنها بگو: (﴿إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا﴾) نمی دانم آیا آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مقرّر می دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا﴾) خداوند دانای پنهان است، و هیچ کسی از مردم را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد، بلکه فقط خداوند به راز دل‌ها و اسرار پنهانی آگاه است. (27) (﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾) مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر می‌دهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند، و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچ کس از مردم را چنان چیزی نداده است؛ و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده، حفاظت می‌نماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون آنکه شیطان‌هایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾) و از میان فرشتگان، محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان می‌دارد. (28) (﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم آورده است پیام‌های او را رسانده‌اند. (﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾) و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته‌اند احاطه دارد. (﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾) و هر چیزی را برشمرده است. در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد: 1- جن وجود حقیقی دارد، و آنها امر و نهی شده‌اند، و طبق اعمالشان جزا و سزا می‌بینند همان‌طور که به صراحت در این سوره بیان شده است. 2- پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همان‌طور که به سوی انسان‌ها مبعوث شده، به سوی جن‌ها نیز فرستاده شده است؛ و خداوند گروهی از جن‌ها را به سوی او فرستاد، تا آنچه را که بر او وحی می‌شود بشنوند و به قوم خود تبلیغ کنند. 3- هوشمندی جن‌ها و شناخت حق و اینکه آنچه آنها را به سوی ایمان پیش برد، این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن [کتاب] هدایت است. نیز از این آیات برمی‌آید که جن‌ها در تعامل با خداوند بسیار مؤدب هستند. 4- توجّه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آ‎غاز مژده‌های نبوت پیامبر، آسمان به وسیلۀ ستارگان محافظت می‌شد و شیاطین از کمینگاه‌های خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنقدر بر اهل زمین مرحمت فرمود که نمی‌توان آن را اندازه‌گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد، و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلۀ آن دل‌ها تر و تازه می‌شوند و خردمندان شاد می‌گردند و شعائر اسلام آشکار می‌شود و بت‌ها ریشه‌کن و نابود می‌گردند. 5- شدت علاقه‌مندی جن‌ها به گوش فرادادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او. 6- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّه‌ای پرستش نیست، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد، معلوم است که مردم همه این گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود. 7- علوم غیب و پنهان را فقط خدا می‌داند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمی‌داند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد. پایان تفسیر سوره جن؛ ولله الحمد * * *

المزمل 73:1

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:2

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:3

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:4

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:5

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:6

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:7

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:8

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:9

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:10

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:11

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي جامه بر خود پيچيده ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب را زنده ، بدار ، مگر اندکي را ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه اي از آن را ، يا اندکي از نيمه کم کن أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي بر نيمه بيفزاي و قرآن را شمرده و روشن بخوان إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به تو سخني دشوار را القا خواهيم کرد إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه شب هنگام از بستر برخاستن ، موافقت زبان و دل را افزاينده تراست و بيان سخن را استوار دارنده تر إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که کارهاي تو در روز بسيار است وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام پروردگارت را ياد کن و از همه ، ببر و به او بپيوند : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق و مغرب هيچ خدايي جز او نيست او را کارساز خويش برگزين وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه مي گويند صبر کن و به وجهي پسنديده از ايشان دوري جوي. وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار و اندکي مهلتشان ده. مکي و 20 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾) ای کسی که خودت را با لباس‌هایت پیچیده‌ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی به سوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلاً مانند آن را ندیده بود، و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل علیه السلام را دید، اضطرابی او را فراگرفت. پس او به نزد خانواده‌اش آمد و گفت:[مرا بپوشانید، مرا بپوشانید]، و پیامبر به لرزه افتاده بود. سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او ‌خواست که بخواند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم خواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی بر او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیده‌اند. پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد. در اینجا خداوند او را به عبادت‌هایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را به سوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادت‌ها که نماز است، و در بهترین وقت‌ها که شب است، فرمان داده است و از آنجاکه خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است، او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: (﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) شب را زنده بدار جز اندکی از آن ‌را. سپس اندازۀ آن را بیان کرد و فرمود: (﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا﴾) نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمۀ آن اندکی بکاه؛ یعنی یک سوم آن را زنده بدار. (﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾) یا بر نصف بیفزا؛ یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. (﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾) و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود، تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد، و دل‌ها را تکان خواهد داد، و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد. (﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا﴾) بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی می‌کنیم؛ یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است، و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی، و آن را به ترتیل بخوانی، و در مطالبی که دربر دارد اندیشه نمایی. (6) سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده‌داری فرمان داده است بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا﴾) بیدار شدن از خواب در شب، برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن [راهی] نزدیک‌تر است؛ زبان و قلب هماهنگ می‌گردند، و کارها در شب کم می‌شوند، و هرچه که خواننده بگوید می‌فهمد و کارش درست انجام می‌گیرد. به خلاف روز که این مقاصد در آن به دست نمی‌آیند. (7) بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا﴾) در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث می‌شود تا دل به این چیزها مشغول گردد. (8) (﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾) و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل می‌شود. (﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾) از همه چیز ببُر و بدو بپیوند؛ چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوی خدا؛ یعنی جدا شدن قلب از همۀ آفریده‌ها، و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک می‌گرداند. (9) (﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾) این اسم جنس است، و شامل همۀ مشرق‌ها و مغرب‌ها می‌گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها و [همۀ] انواری است که در آن می‌باشد، و پروردگار جهان بالا و پائین است، و او پروردگار و آفریننده و تدبیرکنندۀ همه چیز می‌باشد. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) هیچ معبود به حقی به جز خداوند والا و برتر نیست؛ خداوندی که سزاوار است فقط او مورد محبت و بزرگداشت و تعظیم قرار گیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾) تنها او را محافظ و کارساز همۀ امور خویش بدان. (10) پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این کار قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواری‌ها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید می‌آید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او می‌گویند و ناسزاهایی که نثارش می‌کنند، شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن باز ندارد. نیز به پیامبر دستور ‌داد تا به شیوه‌ای نیکو از آنان دوری کند. و دوری گزیدن نیکو، عبارت است از آن دوری که مصلحت آن را اقتضا نماید، و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی باید پیامبر از آنها دوری ‌کند، و از گفته‌هایشان که پیامبر را آزار می‌دهد اعراض ‌نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید. (11) (﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوۡلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾) و مرا واگذار با کسانی که تکذیب می‌کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت؛ و اگر به آنان مهلت دهم، بدانند که آنان را فراموش نمی‌کنم، تکذیب‌کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آنهایی که وقتی خداوند روزی‌شان را فراوان کرد و از لطف خویش آنان را در آسایش قرار داد، سرکشی کردند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ﴾ هرگز، بی‌گمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد. سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود:

المزمل 73:12

إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا نزد ماست بندهاي گران و دوزخ ، وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا و طعامي گلوگير و عذابي دردآور يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا روزي که زمين و کوهها به لرزه آيند و کوهها تپه اي از ريگ روان گردند، (12 - 13) (﴿إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا﴾) نزد ما عذابی سخت است که آن را مایۀ شکنجه کسی قرار می‌دهیم که همواره کارهایی انجام می‌دهد که خداوند را خشمگین می‌سازد، و آتشی داغ و سوزان نزد ما هست. (﴿وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا﴾) و عذابی دردناک و خوراکی گلوگیر که از بس که تلخ و بدبو و بدمزه است گلوگیر می‌باشد. (14) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلۡجِبَالُ كَثِيبٗا مَّهِيلًا﴾) روزی که به سبب هول و وحشت [قیامت] زمین و کوه‌ها به لرزش و جنبش درآیند، و کوه‌های محکم و سخت چون ریگ‌های پراکنده ‌شوند، و آنگاه چون گرد و غبار به هوا ‌روند.

المزمل 73:13

إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا نزد ماست بندهاي گران و دوزخ ، وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا و طعامي گلوگير و عذابي دردآور يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا روزي که زمين و کوهها به لرزه آيند و کوهها تپه اي از ريگ روان گردند، (12 - 13) (﴿إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا﴾) نزد ما عذابی سخت است که آن را مایۀ شکنجه کسی قرار می‌دهیم که همواره کارهایی انجام می‌دهد که خداوند را خشمگین می‌سازد، و آتشی داغ و سوزان نزد ما هست. (﴿وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا﴾) و عذابی دردناک و خوراکی گلوگیر که از بس که تلخ و بدبو و بدمزه است گلوگیر می‌باشد. (14) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلۡجِبَالُ كَثِيبٗا مَّهِيلًا﴾) روزی که به سبب هول و وحشت [قیامت] زمین و کوه‌ها به لرزش و جنبش درآیند، و کوه‌های محکم و سخت چون ریگ‌های پراکنده ‌شوند، و آنگاه چون گرد و غبار به هوا ‌روند.

المزمل 73:14

إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا نزد ماست بندهاي گران و دوزخ ، وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا و طعامي گلوگير و عذابي دردآور يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا روزي که زمين و کوهها به لرزه آيند و کوهها تپه اي از ريگ روان گردند، (12 - 13) (﴿إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا﴾) نزد ما عذابی سخت است که آن را مایۀ شکنجه کسی قرار می‌دهیم که همواره کارهایی انجام می‌دهد که خداوند را خشمگین می‌سازد، و آتشی داغ و سوزان نزد ما هست. (﴿وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا﴾) و عذابی دردناک و خوراکی گلوگیر که از بس که تلخ و بدبو و بدمزه است گلوگیر می‌باشد. (14) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلۡجِبَالُ كَثِيبٗا مَّهِيلًا﴾) روزی که به سبب هول و وحشت [قیامت] زمین و کوه‌ها به لرزش و جنبش درآیند، و کوه‌های محکم و سخت چون ریگ‌های پراکنده ‌شوند، و آنگاه چون گرد و غبار به هوا ‌روند.

المزمل 73:15

إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا ما بر شما پيامبري فرستاديم که بر اعمالتان گواه است ، بدان سان که برفرعون هم پيامبري فرستاديم. فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا و فرعون از پيامبر فرمان نبرد ما نيز او را به سختي فرو گرفتيم. (15 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: پروردگارتان را به خاطر فرستادن این پیامبر درس نخوانده سپاسگزار باشید و او را ستایش کنید، پیامبری که عرب است و مژده‌دهنده و بیم‌دهنده و بر اعمال امّت گواه می‌باشد، و باید شکر این نعمت بزرگ را به جای آورید. از کفر ورزیدن بپرهیزید که آنگاه از فرمان پیامبرتان سرپیچی خواهید کرد، درنتیجه مانند فرعون خواهید بود؛ فرعونی که خداوند موسی پسر عمران را به سوی او فرستاد، و موسی او را به سوی خدا فراخواند و به یگانه‌پرستی فرمان داد، اما فرعون او را تصدیق نکرد، بلکه از فرمانش سرپیچی نمود. پس خداوند فرعون را به شدت فروگرفت.

المزمل 73:16

إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا ما بر شما پيامبري فرستاديم که بر اعمالتان گواه است ، بدان سان که برفرعون هم پيامبري فرستاديم. فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا و فرعون از پيامبر فرمان نبرد ما نيز او را به سختي فرو گرفتيم. (15 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: پروردگارتان را به خاطر فرستادن این پیامبر درس نخوانده سپاسگزار باشید و او را ستایش کنید، پیامبری که عرب است و مژده‌دهنده و بیم‌دهنده و بر اعمال امّت گواه می‌باشد، و باید شکر این نعمت بزرگ را به جای آورید. از کفر ورزیدن بپرهیزید که آنگاه از فرمان پیامبرتان سرپیچی خواهید کرد، درنتیجه مانند فرعون خواهید بود؛ فرعونی که خداوند موسی پسر عمران را به سوی او فرستاد، و موسی او را به سوی خدا فراخواند و به یگانه‌پرستی فرمان داد، اما فرعون او را تصدیق نکرد، بلکه از فرمانش سرپیچی نمود. پس خداوند فرعون را به شدت فروگرفت.

المزمل 73:17

فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا اگر کافر باشيد ، در روزي که کودکان را پير مي گرداند چگونه در امان مانيد ? السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا در آن روز آسمان بشکافد و وعده خدا به وقوع پيوندد. (17 - 18) چگونه در روز قیامت نجات خواهید یافت، روزی خطرناک و هولناک که کودکان را پیر می‌گرداند و جمادات بزرگ در آن روز از هم می‌پاشند و آسمان شکافته می‌گردد و ستارگان پخش و پراکنده می‌شوند؟! (﴿كَانَ وَعۡدُهُۥ مَفۡعُولًا﴾) وعدۀ خداوند به طور قطع واقع خواهد شد، و هیچ مانعی برای وقوع آن نخواهد بود.

المزمل 73:18

فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا اگر کافر باشيد ، در روزي که کودکان را پير مي گرداند چگونه در امان مانيد ? السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا در آن روز آسمان بشکافد و وعده خدا به وقوع پيوندد. (17 - 18) چگونه در روز قیامت نجات خواهید یافت، روزی خطرناک و هولناک که کودکان را پیر می‌گرداند و جمادات بزرگ در آن روز از هم می‌پاشند و آسمان شکافته می‌گردد و ستارگان پخش و پراکنده می‌شوند؟! (﴿كَانَ وَعۡدُهُۥ مَفۡعُولًا﴾) وعدۀ خداوند به طور قطع واقع خواهد شد، و هیچ مانعی برای وقوع آن نخواهد بود.

المزمل 73:19

إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا اين تذکاري است پس هر که بخواهد ، راهي به سوي پروردگارش آغاز کند. (19) موعظه و پندی که خداوند با آن از حالت و وضعیت روز قیامت خبر داد، اندرزی است که پرهیزگاران از آن پند می‌گیرند و مؤمنان بازمی‌آیند. (﴿فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًا﴾) پس هرکس که می‌خواهد راهی را به سوی پروردگارش در پیش بگیرد که او را به پروردگارش می‌رساند و این کار با پیروی از شریعت خدا انجام می‌شود. و خداوند شریعت را کاملاً روشن نموده و آن را توضیح داده است. و این دلیلی است بر آنکه خداوند متعال به بندگان اختیار و توانایی کارهایشان را داده است. و آن گونه نیست که جبریه می‌گویند:«کارهای بندگان بدون خواست خودشان انجام می‌شود.» و چنین سخنی برخلاف عقل و نقل است.

المزمل 73:20

إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگار تو مي داند که تو و گروهي از آنان که با تو هستند نزديک به ، دوثلث شب و نيم شب و ثلث شب را به نماز مي ايستيد و خداست که اندازه شب و روز را معين مي کند و مي داند که شما هرگز حساب آن را نتوانيد داشت پس توبه شما را بپذيرفت و هر چه ميسر شود از قرآن بخوانيد مي داند چه کساني از شما بيمار خواهند شد ، و گروهي ديگر به طلب روزي خدا به سفر مي روند و گروه ديگر در راه خدا به جنگ مي روند پس هر چه ميسر شود از آن بخوانيد نماز بگزاريد و زکات بدهيد و به خدا قرض الحسنه دهيد و هر خيري را که براي خود پيشاپيش بفرستيد ، آن را نزد خدا خواهيد يافت و آن پاداش بهتر است و پاداشي بزرگ تر است و از خدا آمرزش بخواهيد ، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است. (20) خداوند در اول این سوره بیان داشت که او پیامبرش را فرمان داده تا نیمی از شب و یا یک سوم آن و یا دو سوم آن را به نماز بایستد. و اصل بر این است که او در احکام الگوی امت می‌باشد. در اینجا بیان کرد که پیامبر و گروهی از مؤمنان که همراه او بودند این فرمان را اطاعت کردند. و از آنجا که تعیین وقتی که به نماز خواندن در آن امر شده برای مردم دشوار بود، خداوند خبر داد که در این باره کار را برایشان بسیار ساده و آسان کرده است. پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُقَدِّرُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ﴾) خداوند اندازۀ شب و روز و آنچه از آن می‌رود و آنچه از آن باقی می‌ماند را می‌داند. (﴿عَلِمَ أَن لَّن تُحۡصُوهُ﴾) خداوند می‌داند که شما هرگز اندازۀ شب و روز را به طور دقیق و بدون کم و کاست نمی‌دانید، چون اندازه‌گیری آن نیاز به بیداری و خستگی زیادی دارد. (﴿فَتَابَ عَلَيۡكُمۡ﴾) پس به شما تخفیف داد و شما را به چیزی که برایتان میسّر است فرمان داد، خواه از اندازه بیشتر باشد یا کمتر. (﴿فَٱقۡرَءُواۡ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ﴾) و آنچه از قرآن می‌دانید همان را بخوانید، و خداوند بر شما سخت نمی‌گیرد. بنابراین کسی که در شب به نماز می‌ایستد تا وقتی موظف به خواندن نماز است که سرحال و با نشاط است؛ و هرگاه خسته شد و سست و تنبل گردید یا خواب بر او مستولی گشت، باید استراحت کند تا نماز را با آرامش و راحتی بخواند. سپس به بیان عوامل و اسبابی پرداخت که در صورت وجود آنها تخفیفی صورت می‌گیرد، و فرمود: (﴿عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرۡضَىٰ﴾) خداوند می‌داند که کسانی از شما بیمار می‌شوند، و دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن به نماز ایستادن برایشان مشکل است. و برایشان آسان نخواهد بود و فرد بیمار نیز موظف نیست که نماز را ایستاده بخواند، بلکه اگر خواندن نماز نفل برایش مشکل بود، آن را نخواند و پاداش آنچه در زمان تندرستی انجام می‌داده است به او می‌رسد. (﴿وَءَاخَرُونَ يَضۡرِبُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَبۡتَغُونَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ﴾) و خداوند می‌داند که کسانی از شما مسافر هستند و برای تجارت به سفر می‌پردازند تا از مردم بی‌نیاز باشند و به سوی آنها دست دراز نکنند؛ یعنی به مسافر باید تخفیف داده شود. بنابراین خداوند در نماز فرض به او تخفیف داده، و خواندن دو نماز را در یک وقت برایش مباح و جایز قرار داده است. نیز نمازهای چهار رکعتی را به صورت قصر و دو رکعتی بخواند. (﴿وَءَاخَرُونَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ فَٱقۡرَءُواۡ مَا تَيَسَّرَ مِنۡهُ﴾) و گروهی دیگر هستند که در راه خدا می‌جنگند. پس آنچه میسر باشد از آن بخوانید. خداوند دو تخفیف را ذکر نمود: یکی تخفیف برای فرد تندرست و مقیم که اگر سرحال و بانشاط بود، نماز شب بخواند و تعیین وقت بر او لازم نیست، بلکه بکوشد در ثلث اخیرش یا بعد از نیمۀ شب که بهترین وقت است نماز بخواند. و تخفیفی دیگر برای بیمار و مسافر؛ خواه سفرش برای تجارت باشد یا برای عبادت از قبیل: جهاد یا حج و غیره. خداوند به این دسته نیز تخفیف داده است تا گرفتار سختی نشوند. پس ستایش خدا را سزاست که در دین برای ما سختی و مشکلی قرار نداده است، بلکه شریعت خود را آسان نموده و حالات بندگان و منافع دین و جسم و دنیای آنها را رعایت کرده است. سپس بندگان را به ادای دو عبادت که اساس و پایۀ عبادت‌ها هستند فرمان داد: برپا داشتن نماز که دین جز با نماز استوار نمی‌گردد، و پرداختن زکات که برهان ایمان است و با ادای زکات، با فقرا و بینوایان همدردی می‌شود. پس فرمود: (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را با ارکان و شرایط و همۀ مکملات آن بخوانید. (﴿وَءَاتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکات مال خود را بپردازید (﴿وَأَقۡرِضُواۡ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾) و به خداوند قرض‌الحسنه بدهید؛ یعنی فقط برای جلب رضایت خدا و با نیتی صادق، از مال پاکیزه در راه خدا انفاق کنید. و در این صدقه واجب و مستحب داخل است. سپس بر عموم کارهای خوب تشویق نمود و فرمود: (﴿وَمَا تُقَدِّمُواۡ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٗا وَأَعۡظَمَ أَجۡرٗا﴾) و کارهای نیکی را که برای خودتان پیش می‌فرستید، نزد خداوند بهتر و با پاداش بیشتری خواهید یافت. یک نیکی ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر از آن تا چندین برابر می‌گردد. و باید دانست که ذرّه‌ای کار نیک، پاداش آن در بهشت چندین برابر این دنیا و لذایذ آن خواهد شد. و خوبی و نیکی این دنیا، اساس خوبی و نیکی جهان آخرت است. پس بسی جای تأسف است که آدمی اوقاتی را در غفلت به سر ببرد. و باید بر زمان‌هایی که بدون انجام کارهای شایسته سپری شده‌اند حسرت بخورد. و وای بر دل‌هایی که پند و موعظۀ پروردگارشان در آنها اثر نکرده، و تشویق کسی که از خود انسان به او مهربان‌تر است برای وی مفید واقع نگردیده است. خداوندا! تو را ستایش می‌کنیم و به درگاه تو شکایت می‌بریم. فریادرس ما تویی، و جز با یاری تو، توان انجام هیچ کاری را نداریم. (﴿وَٱسۡتَغۡفِرُواۡ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمُۢ﴾) و از خداوند آمرزش بخواهید، بی‌گمان، خداوند آمرزگار مهربان است. فرمان دادن به طلب آمرزش بعد از تشویق کردن به کارهای خیر، فایده‌ای بزرگ و مهم دارد؛ و آن این است که بنده حتماً در انجام آنچه بدان امر شده کوتاهی می‌ورزد، یا آن را اصلاً انجام نمی‌دهد یا به صورت ناقص آن را انجام می‌دهد. پس خداوند دستور داد تا این کوتاهی با طلب آمرزش جبران شود؛ چرا که بنده در طول شب و روز، مرتکب گناهانی می‌شود. پس هرکس مشمول رحمت خداوند نشود، هلاک خواهد شد. پایان تفسیر سوره مزمل * * *

المدثر 74:1

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش مکي و 56 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) پیش‌تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادت‌های الهی فرمان داده است، عبادت‌هایی که مربوط به خود انسان می‌شود و عبادت‌هایی که به دیگران ارتباط پیدا می‌کند. پس قبلاً به عبادت‌های با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان می‌شود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان می‌دهد. و می‌فرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر می‌داری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد. (3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. (4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباس‌هایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل‌ترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص می‌گرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادت‌هایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباس‌ها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته‌اند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، لباس‌های معروف باشد، و او باید لباس‌هایش را از همۀ نجاست‌ها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است. (5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بت‌ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار می‌گرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بت‌ها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفته‌های بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائین‌تر از آن در این داخل هستند. (6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی که به مردم می‌دهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزون‌خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کرده‌ای، با کسی که با وی احسان نکرده‌ای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود. (7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش می‌شود و دوری کردن از بت‌ها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری ‌خواسته باشد. و به کامل‌ترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانی‌ها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.

المدثر 74:2

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش مکي و 56 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) پیش‌تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادت‌های الهی فرمان داده است، عبادت‌هایی که مربوط به خود انسان می‌شود و عبادت‌هایی که به دیگران ارتباط پیدا می‌کند. پس قبلاً به عبادت‌های با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان می‌شود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان می‌دهد. و می‌فرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر می‌داری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد. (3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. (4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباس‌هایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل‌ترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص می‌گرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادت‌هایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباس‌ها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته‌اند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، لباس‌های معروف باشد، و او باید لباس‌هایش را از همۀ نجاست‌ها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است. (5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بت‌ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار می‌گرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بت‌ها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفته‌های بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائین‌تر از آن در این داخل هستند. (6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی که به مردم می‌دهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزون‌خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کرده‌ای، با کسی که با وی احسان نکرده‌ای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود. (7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش می‌شود و دوری کردن از بت‌ها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری ‌خواسته باشد. و به کامل‌ترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانی‌ها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.

المدثر 74:3

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش مکي و 56 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) پیش‌تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادت‌های الهی فرمان داده است، عبادت‌هایی که مربوط به خود انسان می‌شود و عبادت‌هایی که به دیگران ارتباط پیدا می‌کند. پس قبلاً به عبادت‌های با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان می‌شود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان می‌دهد. و می‌فرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر می‌داری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد. (3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. (4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباس‌هایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل‌ترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص می‌گرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادت‌هایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباس‌ها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته‌اند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، لباس‌های معروف باشد، و او باید لباس‌هایش را از همۀ نجاست‌ها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است. (5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بت‌ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار می‌گرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بت‌ها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفته‌های بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائین‌تر از آن در این داخل هستند. (6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی که به مردم می‌دهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزون‌خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کرده‌ای، با کسی که با وی احسان نکرده‌ای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود. (7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش می‌شود و دوری کردن از بت‌ها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری ‌خواسته باشد. و به کامل‌ترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانی‌ها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.

المدثر 74:4

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش مکي و 56 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) پیش‌تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادت‌های الهی فرمان داده است، عبادت‌هایی که مربوط به خود انسان می‌شود و عبادت‌هایی که به دیگران ارتباط پیدا می‌کند. پس قبلاً به عبادت‌های با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان می‌شود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان می‌دهد. و می‌فرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر می‌داری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد. (3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. (4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباس‌هایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل‌ترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص می‌گرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادت‌هایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباس‌ها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته‌اند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، لباس‌های معروف باشد، و او باید لباس‌هایش را از همۀ نجاست‌ها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است. (5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بت‌ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار می‌گرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بت‌ها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفته‌های بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائین‌تر از آن در این داخل هستند. (6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی که به مردم می‌دهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزون‌خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کرده‌ای، با کسی که با وی احسان نکرده‌ای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود. (7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش می‌شود و دوری کردن از بت‌ها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری ‌خواسته باشد. و به کامل‌ترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانی‌ها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.

المدثر 74:5

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش مکي و 56 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) پیش‌تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادت‌های الهی فرمان داده است، عبادت‌هایی که مربوط به خود انسان می‌شود و عبادت‌هایی که به دیگران ارتباط پیدا می‌کند. پس قبلاً به عبادت‌های با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان می‌شود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان می‌دهد. و می‌فرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر می‌داری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد. (3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. (4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباس‌هایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل‌ترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص می‌گرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادت‌هایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباس‌ها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته‌اند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، لباس‌های معروف باشد، و او باید لباس‌هایش را از همۀ نجاست‌ها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است. (5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بت‌ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار می‌گرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بت‌ها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفته‌های بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائین‌تر از آن در این داخل هستند. (6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی که به مردم می‌دهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزون‌خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کرده‌ای، با کسی که با وی احسان نکرده‌ای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود. (7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش می‌شود و دوری کردن از بت‌ها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری ‌خواسته باشد. و به کامل‌ترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانی‌ها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.

المدثر 74:6

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش مکي و 56 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) پیش‌تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادت‌های الهی فرمان داده است، عبادت‌هایی که مربوط به خود انسان می‌شود و عبادت‌هایی که به دیگران ارتباط پیدا می‌کند. پس قبلاً به عبادت‌های با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان می‌شود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان می‌دهد. و می‌فرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر می‌داری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد. (3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. (4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباس‌هایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل‌ترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص می‌گرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادت‌هایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباس‌ها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته‌اند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، لباس‌های معروف باشد، و او باید لباس‌هایش را از همۀ نجاست‌ها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است. (5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بت‌ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار می‌گرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بت‌ها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفته‌های بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائین‌تر از آن در این داخل هستند. (6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی که به مردم می‌دهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزون‌خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کرده‌ای، با کسی که با وی احسان نکرده‌ای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود. (7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش می‌شود و دوری کردن از بت‌ها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری ‌خواسته باشد. و به کامل‌ترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانی‌ها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.

المدثر 74:7

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش مکي و 56 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) پیش‌تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادت‌های الهی فرمان داده است، عبادت‌هایی که مربوط به خود انسان می‌شود و عبادت‌هایی که به دیگران ارتباط پیدا می‌کند. پس قبلاً به عبادت‌های با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان می‌شود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان می‌دهد. و می‌فرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر می‌داری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد. (3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. (4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباس‌هایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل‌ترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص می‌گرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادت‌هایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباس‌ها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته‌اند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس‌ها، لباس‌های معروف باشد، و او باید لباس‌هایش را از همۀ نجاست‌ها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است. (5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بت‌ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار می‌گرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بت‌ها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفته‌های بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائین‌تر از آن در این داخل هستند. (6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی که به مردم می‌دهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزون‌خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کرده‌ای، با کسی که با وی احسان نکرده‌ای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود. (7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش می‌شود و دوری کردن از بت‌ها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری ‌خواسته باشد. و به کامل‌ترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانی‌ها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.

المدثر 74:8

فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ و آنگاه که در صور دميده شود ، فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن روز روزي سخت خواهد بود عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ و براي کافران ناآسان (8 - 10) پس هرگاه برای برخاستن از گورها و گرد آمدن مردم برای رستاخیز و حشر در صور دمیده ‌شود. (﴿فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ﴾) آن روز به خاطر کثرت وحشت‌ها و سختی‌هایش، روز سختی خواهد بود. (﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾) بر کافران آسان نیست؛ چون آنها از هر خیری ناامید گشته‌اند و به هلاکت و نابودی خود یقین کرده‌اند. مفهوم آن این است که آن روز برای مؤمنان آسان است، همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾ کافران می‌گویند: «این روزی سخت است.»

المدثر 74:9

فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ و آنگاه که در صور دميده شود ، فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن روز روزي سخت خواهد بود عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ و براي کافران ناآسان (8 - 10) پس هرگاه برای برخاستن از گورها و گرد آمدن مردم برای رستاخیز و حشر در صور دمیده ‌شود. (﴿فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ﴾) آن روز به خاطر کثرت وحشت‌ها و سختی‌هایش، روز سختی خواهد بود. (﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾) بر کافران آسان نیست؛ چون آنها از هر خیری ناامید گشته‌اند و به هلاکت و نابودی خود یقین کرده‌اند. مفهوم آن این است که آن روز برای مؤمنان آسان است، همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾ کافران می‌گویند: «این روزی سخت است.»

المدثر 74:10

فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ و آنگاه که در صور دميده شود ، فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن روز روزي سخت خواهد بود عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ و براي کافران ناآسان (8 - 10) پس هرگاه برای برخاستن از گورها و گرد آمدن مردم برای رستاخیز و حشر در صور دمیده ‌شود. (﴿فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ﴾) آن روز به خاطر کثرت وحشت‌ها و سختی‌هایش، روز سختی خواهد بود. (﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾) بر کافران آسان نیست؛ چون آنها از هر خیری ناامید گشته‌اند و به هلاکت و نابودی خود یقین کرده‌اند. مفهوم آن این است که آن روز برای مؤمنان آسان است، همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾ کافران می‌گویند: «این روزی سخت است.»

المدثر 74:11

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:12

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:13

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:14

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:15

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:16

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:17

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:18

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:19

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:20

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:21

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:22

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:23

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:24

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:25

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:26

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:27

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:28

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:29

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:30

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:31

ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست. (11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شده‌اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت می‌ورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا می‌گردند، و عذاب آخرت خوارکننده‌تر و رسواکننده‌تر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیله‌ای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمت‌هایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی داده‌ام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کرده‌ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده می‌کند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف می‌نماید، و از آنها کمک می‌گیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او داده‌ام که به راحتی به خواسته‌هایش می‌رسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست می‌آورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمت‌ها و امکاناتی که به او داده‌ام طمع می‌ورزد که به نعمت‌های آخرت دست یازد، همان‌طور که نعمت‌های دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع می‌ورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه می‌گفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان می‌داد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولی‌اش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان می‌باشد. نیز کلام انسان‌های برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسان‌های بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت می‌باشد. چگونه در ذهن می‌آید و چگونه در خاطر انسان می‌گنجد که بزرگ‌ترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان‌های نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق‌ستیز به خود جرأت ‌داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه می‌دانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمی‌گذارد مگر اینکه آن را اعمال می‌کند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده می‌شود باقی نمی‌گذارد مگر اینکه به آن می‌رسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسان‌ها را می‌سوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور می‌نماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت‌گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده‌اند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کنند، و هر آنچه بدان امر ‌شوند انجام می‌دهند. (31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیده‌ایم، چون فرشتگان نیرومند و سخت‌گیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار نداده‌ایم. و به عذاب، فتنه هم گفته می‌شود همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده می‌شوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق می‌نماید و چه کسی تکذیب می‌کند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت می‌کند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن می‌گوید با آنچه که در کتاب‌های آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین می‌کنند؛ و هر وقت خداوند آیه‌ای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر می‌گردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه می‌نمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئله‌ای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش می‌آید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث می‌شود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا می‌گویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنان‌که باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه می‌نماید، و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار می‌دهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش می‌گرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش می‌گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمی‌داند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمی‌دانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسان‌ها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.

المدثر 74:32

كَلَّا وَالْقَمَرِ آري ، سوگند به ماه ، وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و سوگند به شب ، چون روي در رفتن آرد ، وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ و سوگند به صبح ، چون پرده بر افکند ، إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ که اين يکي از حادثه هاي بزرگ است نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ترساننده آدميان است لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ براي ، هر کس از شما که خواهد پيش افتد يا از پي رود كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کس در گرو کاري است که کرده است إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر اهل سعادت ، فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ که در بهشتها نشسته اند و مي پرسند عَنِ الْمُجْرِمِينَ از گناهکاران : مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ که چه چيز شما را به جهنم کشانيد ? قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ مي گويند : ما از نمازگزاران نبوديم ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ و به درويشان طعام نمي داديم ، وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و با آنان که سخن باطل مي گفتند هماواز مي شديم ، وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و روز قيامت را دروغ مي انگاشتيم ، حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ تا مرگ ما فرا رسيد فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس شفاعت شفاعت کنندگان سودشان نبخشيد فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ چه شده است که از اين پند، اعراض مي کنند ? كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ مانند خران وحشي فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ که از شير مي گريزند بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً بلکه هر يک از ايشان مي خواهد که نامه هايي گشاده به او داده شود كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ آري ، که از آخرت نمي ترسند كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ آري ، که اين قرآن اندرزي است فَمَن شَاء ذَكَرَهُ هر که خواهد ، آن را بخواند وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ و پند نمي گيرند ، مگر اينکه خدا خواهد او شايان آن است که از او بترسند و او شايان آمرزيدن است. (32 - 34) (﴿كَلَّا﴾) واژۀ «کلّا» در اینجا یا به معنی حق و قطعاً است و یا به معنی «إلا» استفتاحی می‌باشد. خداوند به ماه سوگند خورده است و به شب بدانگاه که پشت می‌کند و می‌رود و به روز بدانگاه که روشن می‌شود. چون این چیزها مشتمل بر آیات بزرگ خدا هستند، و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگی فرمانروایی‌اش و فراگیر بودن رحمت و احاطۀ علم و آگاهی‌اش دلالت می‌نمایند. (35 - 37) و آنچه خداوند برایش سوگند خورده این است که می‌فرماید: (﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ﴾) آتش جهنم یکی از چیزهای بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر دادیم و از آن آگاه شدید پس هرکس از شما می‌خواهد، گام به پیش بگذارد و کارهایی انجام دهد که او را به خدا و خشنودی و بهشتش نزدیک می‌گرداند، یا از آنچه که برای آن آفریده شده و خدا آن را دوست می‌دارد و می‌پسندد عقب بکشد، و مرتکب گناه شود، و خودش را به جهنم نزدیک گرداند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ...﴾ و بگو: «حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر بورزد.» (38 - 48) (﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ﴾) هرکس در گرو کارهای بدی است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته می‌شود، و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذاب می‌گردند. (﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ﴾) مگر کسانی که کارنامۀ اعمالشان به دست راست داده می‌شود و از سعادتمندان هستند. اینها گروگان گرفته نمی‌شوند، بلکه آزاد و شاد خواهند بود. (﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) در باغ‌های بهشتی خواهند بود که همۀ خواسته‌هایشان در آن فراهم است و در آسایش کامل هستند. آنان رو به همدیگر می‌نمایند و از یکدیگر دربارۀ گناهکاران می‌پرسند که حالتشان چگونه شد؛ آیا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود یافتند؟ و برخی به برخی دیگر می‌گویند:«آیا از آنها خبر دارید؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ می‌بینند که عذاب داده می‌شوند. پس به آنان می‌گویند: (﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ﴾) چه چیزی شما را وارد دوزخ گردانیده است؟ و به چه گناهی شما مستحق دوزخ شده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ﴾) می‌گویند: از نمازگزاران نبودیم، و به بینوا خوراک نمی‌دادیم؛ پس آنها نه عبادت خدا را انجام داده‌اند، و نه به مردم نیازمند کمک کرده‌اند. (﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ﴾) و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ با حق می‌پرداختیم. (﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) و ما روز جزا را دروغ می‌انگاشتیم. و این آثار فرورفتن در باطل است که وقتی کسی در باطل فرو رود، حق را تکذیب می‌کند و از راست‌ترین حقیقت‌ها که روز قیامت است اعراض می‌نماید؛ قیامتی که محل جزای اعمال است. و جایی است که پادشاهی خدا و حکم دادگرانۀ او برای سایر مردم آشکار می‌گردد. پس این راه باطل را ادامه دادیم (﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ﴾) تا اینکه مرگ به سراغمان آمد. و هنگامی که بر کفر مردند، درِ همۀ آرزوها به رویشان بسته شد، و هیچ راه چاره‌ای برایشان نماند. (﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ﴾) پس دیگر شفاعت و میانجی‌گری شفاعت‌کنندگان سودی به آنان نمی‌بخشد، چون شفاعت‌کنندگان فقط برای کسی شفاعت می‌نمایند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اینها را نمی‌پسندد. پس از اینکه خداوند سرنوشت مخالفان را بیان کرد، مشرکانی را که در قید حیات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: (49 - 53) (﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ﴾) پس آنان را چه شده است که از پند رویگردان و غافل هستند.  (﴿كَأَنَّهُمۡ﴾) آنها چنان از اندرز گریزان و متنفر هستند انگار (﴿حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ﴾) خرهای وحشی هستند که رم کرده‌اند. وقتی رم کنند، تندتر می‌دوند. (﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ﴾) گورخرانی که از دست شکارچی و یا از پیش شیری و امثال آن گریخته باشند. این بزرگ‌ترین گریز از حق است. آنها با وجود چنین گریز و رویگردانی، ادعاهای بزرگی می‌کنند. (﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ﴾) بلکه هر کس از آنها می‌خواهد که به او صحیفه‌هایی گشوده داده شود؛ صحیفه‌هایی که از آسمان بر او نازل شود و ادعا می‌کند که تا چنین کاری انجام نشود از حق پیروی نخواهد کرد. حال آنکه دروغ می‌گویند؛ و اگر هر نشانه‌ای برای اینها بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند؛ چون نشانه‌های روشنگری که حق را روشن و واضح می‌گرداند نزد آنها آمده است، پس اگر خیری در اینها ‌بود، ایمان می‌آوردند. بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) آنچه را که می‌خواهند به آنها نمی‌دهیم، و آنها هدفشان فقط این است که بگویند خدا نمی‌تواند. (﴿بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) بلکه اصلاً آنان از آخرت نمی‌ترسند، و اگر از آن می‌ترسیدند، چنین کارهایی از آنان سر نمی‌زد. (54 - 56) (﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ﴾) آن گونه نیست، به درستی که آن یادآوری است. ضمیر در(﴿إِنَّهُۥ﴾) یا به این سوره برمی‌گردد، و یا به موعظه‌ای که سوره در بر دارد. (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) پس هرکس می‌خواهد آن را یاد کند؛ چون این راه را برای او روشن گردانیده و دلیل را پیش روی او گذارده است. (﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾) و پند نمی‌پذیرند مگر اینکه خدا بخواهد، چون مشیّت و خواست خداوند نافذ و فراگیر است و کوچک‌ترین اتفاقی بیرون از خواست خداوند صورت نمی‌پذیرد. در اینجا اعتقاد و نظریات قدریه رد شده ‌است؛ آنهایی که معتقدند کارهای بندگان تحت مشیّت و خواست خداوند انجام نمی‌گیرد. هم‌چنین ردی است بر جبریه که گمان می‌برند بنده هیچ اراده و خواستی ندارد و در حقیقت کاری انجام نمی‌دهد، بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده دارای خواست و ارادۀ حقیقی و فعلی است، اما خواست او تابع مشیّت و خواست خداوند می‌باشد. (﴿هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) خداوند سزاوار است که از خشم او پرهیز شود و مورد پرستش قرار گیرد چون او معبود به حقّی است که عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست، و سزاوار است که کسی را بیامرزد که از او می‌ترسد و دنبال رضایت اوست. پایان تفسیر سوره مدثر. ولله الحمد. * * *

المدثر 74:33

كَلَّا وَالْقَمَرِ آري ، سوگند به ماه ، وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و سوگند به شب ، چون روي در رفتن آرد ، وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ و سوگند به صبح ، چون پرده بر افکند ، إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ که اين يکي از حادثه هاي بزرگ است نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ترساننده آدميان است لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ براي ، هر کس از شما که خواهد پيش افتد يا از پي رود كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کس در گرو کاري است که کرده است إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر اهل سعادت ، فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ که در بهشتها نشسته اند و مي پرسند عَنِ الْمُجْرِمِينَ از گناهکاران : مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ که چه چيز شما را به جهنم کشانيد ? قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ مي گويند : ما از نمازگزاران نبوديم ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ و به درويشان طعام نمي داديم ، وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و با آنان که سخن باطل مي گفتند هماواز مي شديم ، وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و روز قيامت را دروغ مي انگاشتيم ، حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ تا مرگ ما فرا رسيد فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس شفاعت شفاعت کنندگان سودشان نبخشيد فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ چه شده است که از اين پند، اعراض مي کنند ? كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ مانند خران وحشي فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ که از شير مي گريزند بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً بلکه هر يک از ايشان مي خواهد که نامه هايي گشاده به او داده شود كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ آري ، که از آخرت نمي ترسند كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ آري ، که اين قرآن اندرزي است فَمَن شَاء ذَكَرَهُ هر که خواهد ، آن را بخواند وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ و پند نمي گيرند ، مگر اينکه خدا خواهد او شايان آن است که از او بترسند و او شايان آمرزيدن است. (32 - 34) (﴿كَلَّا﴾) واژۀ «کلّا» در اینجا یا به معنی حق و قطعاً است و یا به معنی «إلا» استفتاحی می‌باشد. خداوند به ماه سوگند خورده است و به شب بدانگاه که پشت می‌کند و می‌رود و به روز بدانگاه که روشن می‌شود. چون این چیزها مشتمل بر آیات بزرگ خدا هستند، و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگی فرمانروایی‌اش و فراگیر بودن رحمت و احاطۀ علم و آگاهی‌اش دلالت می‌نمایند. (35 - 37) و آنچه خداوند برایش سوگند خورده این است که می‌فرماید: (﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ﴾) آتش جهنم یکی از چیزهای بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر دادیم و از آن آگاه شدید پس هرکس از شما می‌خواهد، گام به پیش بگذارد و کارهایی انجام دهد که او را به خدا و خشنودی و بهشتش نزدیک می‌گرداند، یا از آنچه که برای آن آفریده شده و خدا آن را دوست می‌دارد و می‌پسندد عقب بکشد، و مرتکب گناه شود، و خودش را به جهنم نزدیک گرداند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ...﴾ و بگو: «حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر بورزد.» (38 - 48) (﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ﴾) هرکس در گرو کارهای بدی است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته می‌شود، و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذاب می‌گردند. (﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ﴾) مگر کسانی که کارنامۀ اعمالشان به دست راست داده می‌شود و از سعادتمندان هستند. اینها گروگان گرفته نمی‌شوند، بلکه آزاد و شاد خواهند بود. (﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) در باغ‌های بهشتی خواهند بود که همۀ خواسته‌هایشان در آن فراهم است و در آسایش کامل هستند. آنان رو به همدیگر می‌نمایند و از یکدیگر دربارۀ گناهکاران می‌پرسند که حالتشان چگونه شد؛ آیا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود یافتند؟ و برخی به برخی دیگر می‌گویند:«آیا از آنها خبر دارید؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ می‌بینند که عذاب داده می‌شوند. پس به آنان می‌گویند: (﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ﴾) چه چیزی شما را وارد دوزخ گردانیده است؟ و به چه گناهی شما مستحق دوزخ شده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ﴾) می‌گویند: از نمازگزاران نبودیم، و به بینوا خوراک نمی‌دادیم؛ پس آنها نه عبادت خدا را انجام داده‌اند، و نه به مردم نیازمند کمک کرده‌اند. (﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ﴾) و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ با حق می‌پرداختیم. (﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) و ما روز جزا را دروغ می‌انگاشتیم. و این آثار فرورفتن در باطل است که وقتی کسی در باطل فرو رود، حق را تکذیب می‌کند و از راست‌ترین حقیقت‌ها که روز قیامت است اعراض می‌نماید؛ قیامتی که محل جزای اعمال است. و جایی است که پادشاهی خدا و حکم دادگرانۀ او برای سایر مردم آشکار می‌گردد. پس این راه باطل را ادامه دادیم (﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ﴾) تا اینکه مرگ به سراغمان آمد. و هنگامی که بر کفر مردند، درِ همۀ آرزوها به رویشان بسته شد، و هیچ راه چاره‌ای برایشان نماند. (﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ﴾) پس دیگر شفاعت و میانجی‌گری شفاعت‌کنندگان سودی به آنان نمی‌بخشد، چون شفاعت‌کنندگان فقط برای کسی شفاعت می‌نمایند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اینها را نمی‌پسندد. پس از اینکه خداوند سرنوشت مخالفان را بیان کرد، مشرکانی را که در قید حیات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: (49 - 53) (﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ﴾) پس آنان را چه شده است که از پند رویگردان و غافل هستند.  (﴿كَأَنَّهُمۡ﴾) آنها چنان از اندرز گریزان و متنفر هستند انگار (﴿حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ﴾) خرهای وحشی هستند که رم کرده‌اند. وقتی رم کنند، تندتر می‌دوند. (﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ﴾) گورخرانی که از دست شکارچی و یا از پیش شیری و امثال آن گریخته باشند. این بزرگ‌ترین گریز از حق است. آنها با وجود چنین گریز و رویگردانی، ادعاهای بزرگی می‌کنند. (﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ﴾) بلکه هر کس از آنها می‌خواهد که به او صحیفه‌هایی گشوده داده شود؛ صحیفه‌هایی که از آسمان بر او نازل شود و ادعا می‌کند که تا چنین کاری انجام نشود از حق پیروی نخواهد کرد. حال آنکه دروغ می‌گویند؛ و اگر هر نشانه‌ای برای اینها بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند؛ چون نشانه‌های روشنگری که حق را روشن و واضح می‌گرداند نزد آنها آمده است، پس اگر خیری در اینها ‌بود، ایمان می‌آوردند. بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) آنچه را که می‌خواهند به آنها نمی‌دهیم، و آنها هدفشان فقط این است که بگویند خدا نمی‌تواند. (﴿بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) بلکه اصلاً آنان از آخرت نمی‌ترسند، و اگر از آن می‌ترسیدند، چنین کارهایی از آنان سر نمی‌زد. (54 - 56) (﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ﴾) آن گونه نیست، به درستی که آن یادآوری است. ضمیر در(﴿إِنَّهُۥ﴾) یا به این سوره برمی‌گردد، و یا به موعظه‌ای که سوره در بر دارد. (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) پس هرکس می‌خواهد آن را یاد کند؛ چون این راه را برای او روشن گردانیده و دلیل را پیش روی او گذارده است. (﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾) و پند نمی‌پذیرند مگر اینکه خدا بخواهد، چون مشیّت و خواست خداوند نافذ و فراگیر است و کوچک‌ترین اتفاقی بیرون از خواست خداوند صورت نمی‌پذیرد. در اینجا اعتقاد و نظریات قدریه رد شده ‌است؛ آنهایی که معتقدند کارهای بندگان تحت مشیّت و خواست خداوند انجام نمی‌گیرد. هم‌چنین ردی است بر جبریه که گمان می‌برند بنده هیچ اراده و خواستی ندارد و در حقیقت کاری انجام نمی‌دهد، بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده دارای خواست و ارادۀ حقیقی و فعلی است، اما خواست او تابع مشیّت و خواست خداوند می‌باشد. (﴿هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) خداوند سزاوار است که از خشم او پرهیز شود و مورد پرستش قرار گیرد چون او معبود به حقّی است که عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست، و سزاوار است که کسی را بیامرزد که از او می‌ترسد و دنبال رضایت اوست. پایان تفسیر سوره مدثر. ولله الحمد. * * *

المدثر 74:34

كَلَّا وَالْقَمَرِ آري ، سوگند به ماه ، وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و سوگند به شب ، چون روي در رفتن آرد ، وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ و سوگند به صبح ، چون پرده بر افکند ، إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ که اين يکي از حادثه هاي بزرگ است نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ترساننده آدميان است لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ براي ، هر کس از شما که خواهد پيش افتد يا از پي رود كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کس در گرو کاري است که کرده است إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر اهل سعادت ، فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ که در بهشتها نشسته اند و مي پرسند عَنِ الْمُجْرِمِينَ از گناهکاران : مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ که چه چيز شما را به جهنم کشانيد ? قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ مي گويند : ما از نمازگزاران نبوديم ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ و به درويشان طعام نمي داديم ، وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و با آنان که سخن باطل مي گفتند هماواز مي شديم ، وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و روز قيامت را دروغ مي انگاشتيم ، حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ تا مرگ ما فرا رسيد فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس شفاعت شفاعت کنندگان سودشان نبخشيد فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ چه شده است که از اين پند، اعراض مي کنند ? كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ مانند خران وحشي فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ که از شير مي گريزند بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً بلکه هر يک از ايشان مي خواهد که نامه هايي گشاده به او داده شود كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ آري ، که از آخرت نمي ترسند كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ آري ، که اين قرآن اندرزي است فَمَن شَاء ذَكَرَهُ هر که خواهد ، آن را بخواند وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ و پند نمي گيرند ، مگر اينکه خدا خواهد او شايان آن است که از او بترسند و او شايان آمرزيدن است. (32 - 34) (﴿كَلَّا﴾) واژۀ «کلّا» در اینجا یا به معنی حق و قطعاً است و یا به معنی «إلا» استفتاحی می‌باشد. خداوند به ماه سوگند خورده است و به شب بدانگاه که پشت می‌کند و می‌رود و به روز بدانگاه که روشن می‌شود. چون این چیزها مشتمل بر آیات بزرگ خدا هستند، و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگی فرمانروایی‌اش و فراگیر بودن رحمت و احاطۀ علم و آگاهی‌اش دلالت می‌نمایند. (35 - 37) و آنچه خداوند برایش سوگند خورده این است که می‌فرماید: (﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ﴾) آتش جهنم یکی از چیزهای بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر دادیم و از آن آگاه شدید پس هرکس از شما می‌خواهد، گام به پیش بگذارد و کارهایی انجام دهد که او را به خدا و خشنودی و بهشتش نزدیک می‌گرداند، یا از آنچه که برای آن آفریده شده و خدا آن را دوست می‌دارد و می‌پسندد عقب بکشد، و مرتکب گناه شود، و خودش را به جهنم نزدیک گرداند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ...﴾ و بگو: «حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر بورزد.» (38 - 48) (﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ﴾) هرکس در گرو کارهای بدی است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته می‌شود، و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذاب می‌گردند. (﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ﴾) مگر کسانی که کارنامۀ اعمالشان به دست راست داده می‌شود و از سعادتمندان هستند. اینها گروگان گرفته نمی‌شوند، بلکه آزاد و شاد خواهند بود. (﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) در باغ‌های بهشتی خواهند بود که همۀ خواسته‌هایشان در آن فراهم است و در آسایش کامل هستند. آنان رو به همدیگر می‌نمایند و از یکدیگر دربارۀ گناهکاران می‌پرسند که حالتشان چگونه شد؛ آیا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود یافتند؟ و برخی به برخی دیگر می‌گویند:«آیا از آنها خبر دارید؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ می‌بینند که عذاب داده می‌شوند. پس به آنان می‌گویند: (﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ﴾) چه چیزی شما را وارد دوزخ گردانیده است؟ و به چه گناهی شما مستحق دوزخ شده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ﴾) می‌گویند: از نمازگزاران نبودیم، و به بینوا خوراک نمی‌دادیم؛ پس آنها نه عبادت خدا را انجام داده‌اند، و نه به مردم نیازمند کمک کرده‌اند. (﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ﴾) و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ با حق می‌پرداختیم. (﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) و ما روز جزا را دروغ می‌انگاشتیم. و این آثار فرورفتن در باطل است که وقتی کسی در باطل فرو رود، حق را تکذیب می‌کند و از راست‌ترین حقیقت‌ها که روز قیامت است اعراض می‌نماید؛ قیامتی که محل جزای اعمال است. و جایی است که پادشاهی خدا و حکم دادگرانۀ او برای سایر مردم آشکار می‌گردد. پس این راه باطل را ادامه دادیم (﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ﴾) تا اینکه مرگ به سراغمان آمد. و هنگامی که بر کفر مردند، درِ همۀ آرزوها به رویشان بسته شد، و هیچ راه چاره‌ای برایشان نماند. (﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ﴾) پس دیگر شفاعت و میانجی‌گری شفاعت‌کنندگان سودی به آنان نمی‌بخشد، چون شفاعت‌کنندگان فقط برای کسی شفاعت می‌نمایند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اینها را نمی‌پسندد. پس از اینکه خداوند سرنوشت مخالفان را بیان کرد، مشرکانی را که در قید حیات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: (49 - 53) (﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ﴾) پس آنان را چه شده است که از پند رویگردان و غافل هستند.  (﴿كَأَنَّهُمۡ﴾) آنها چنان از اندرز گریزان و متنفر هستند انگار (﴿حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ﴾) خرهای وحشی هستند که رم کرده‌اند. وقتی رم کنند، تندتر می‌دوند. (﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ﴾) گورخرانی که از دست شکارچی و یا از پیش شیری و امثال آن گریخته باشند. این بزرگ‌ترین گریز از حق است. آنها با وجود چنین گریز و رویگردانی، ادعاهای بزرگی می‌کنند. (﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ﴾) بلکه هر کس از آنها می‌خواهد که به او صحیفه‌هایی گشوده داده شود؛ صحیفه‌هایی که از آسمان بر او نازل شود و ادعا می‌کند که تا چنین کاری انجام نشود از حق پیروی نخواهد کرد. حال آنکه دروغ می‌گویند؛ و اگر هر نشانه‌ای برای اینها بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند؛ چون نشانه‌های روشنگری که حق را روشن و واضح می‌گرداند نزد آنها آمده است، پس اگر خیری در اینها ‌بود، ایمان می‌آوردند. بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) آنچه را که می‌خواهند به آنها نمی‌دهیم، و آنها هدفشان فقط این است که بگویند خدا نمی‌تواند. (﴿بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) بلکه اصلاً آنان از آخرت نمی‌ترسند، و اگر از آن می‌ترسیدند، چنین کارهایی از آنان سر نمی‌زد. (54 - 56) (﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ﴾) آن گونه نیست، به درستی که آن یادآوری است. ضمیر در(﴿إِنَّهُۥ﴾) یا به این سوره برمی‌گردد، و یا به موعظه‌ای که سوره در بر دارد. (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) پس هرکس می‌خواهد آن را یاد کند؛ چون این راه را برای او روشن گردانیده و دلیل را پیش روی او گذارده است. (﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾) و پند نمی‌پذیرند مگر اینکه خدا بخواهد، چون مشیّت و خواست خداوند نافذ و فراگیر است و کوچک‌ترین اتفاقی بیرون از خواست خداوند صورت نمی‌پذیرد. در اینجا اعتقاد و نظریات قدریه رد شده ‌است؛ آنهایی که معتقدند کارهای بندگان تحت مشیّت و خواست خداوند انجام نمی‌گیرد. هم‌چنین ردی است بر جبریه که گمان می‌برند بنده هیچ اراده و خواستی ندارد و در حقیقت کاری انجام نمی‌دهد، بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده دارای خواست و ارادۀ حقیقی و فعلی است، اما خواست او تابع مشیّت و خواست خداوند می‌باشد. (﴿هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) خداوند سزاوار است که از خشم او پرهیز شود و مورد پرستش قرار گیرد چون او معبود به حقّی است که عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست، و سزاوار است که کسی را بیامرزد که از او می‌ترسد و دنبال رضایت اوست. پایان تفسیر سوره مدثر. ولله الحمد. * * *

المدثر 74:35

كَلَّا وَالْقَمَرِ آري ، سوگند به ماه ، وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و سوگند به شب ، چون روي در رفتن آرد ، وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ و سوگند به صبح ، چون پرده بر افکند ، إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ که اين يکي از حادثه هاي بزرگ است نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ترساننده آدميان است لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ براي ، هر کس از شما که خواهد پيش افتد يا از پي رود كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کس در گرو کاري است که کرده است إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر اهل سعادت ، فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ که در بهشتها نشسته اند و مي پرسند عَنِ الْمُجْرِمِينَ از گناهکاران : مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ که چه چيز شما را به جهنم کشانيد ? قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ مي گويند : ما از نمازگزاران نبوديم ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ و به درويشان طعام نمي داديم ، وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و با آنان که سخن باطل مي گفتند هماواز مي شديم ، وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و روز قيامت را دروغ مي انگاشتيم ، حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ تا مرگ ما فرا رسيد فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس شفاعت شفاعت کنندگان سودشان نبخشيد فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ چه شده است که از اين پند، اعراض مي کنند ? كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ مانند خران وحشي فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ که از شير مي گريزند بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً بلکه هر يک از ايشان مي خواهد که نامه هايي گشاده به او داده شود كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ آري ، که از آخرت نمي ترسند كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ آري ، که اين قرآن اندرزي است فَمَن شَاء ذَكَرَهُ هر که خواهد ، آن را بخواند وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ و پند نمي گيرند ، مگر اينکه خدا خواهد او شايان آن است که از او بترسند و او شايان آمرزيدن است. (32 - 34) (﴿كَلَّا﴾) واژۀ «کلّا» در اینجا یا به معنی حق و قطعاً است و یا به معنی «إلا» استفتاحی می‌باشد. خداوند به ماه سوگند خورده است و به شب بدانگاه که پشت می‌کند و می‌رود و به روز بدانگاه که روشن می‌شود. چون این چیزها مشتمل بر آیات بزرگ خدا هستند، و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگی فرمانروایی‌اش و فراگیر بودن رحمت و احاطۀ علم و آگاهی‌اش دلالت می‌نمایند. (35 - 37) و آنچه خداوند برایش سوگند خورده این است که می‌فرماید: (﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ﴾) آتش جهنم یکی از چیزهای بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر دادیم و از آن آگاه شدید پس هرکس از شما می‌خواهد، گام به پیش بگذارد و کارهایی انجام دهد که او را به خدا و خشنودی و بهشتش نزدیک می‌گرداند، یا از آنچه که برای آن آفریده شده و خدا آن را دوست می‌دارد و می‌پسندد عقب بکشد، و مرتکب گناه شود، و خودش را به جهنم نزدیک گرداند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ...﴾ و بگو: «حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر بورزد.» (38 - 48) (﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ﴾) هرکس در گرو کارهای بدی است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته می‌شود، و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذاب می‌گردند. (﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ﴾) مگر کسانی که کارنامۀ اعمالشان به دست راست داده می‌شود و از سعادتمندان هستند. اینها گروگان گرفته نمی‌شوند، بلکه آزاد و شاد خواهند بود. (﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) در باغ‌های بهشتی خواهند بود که همۀ خواسته‌هایشان در آن فراهم است و در آسایش کامل هستند. آنان رو به همدیگر می‌نمایند و از یکدیگر دربارۀ گناهکاران می‌پرسند که حالتشان چگونه شد؛ آیا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود یافتند؟ و برخی به برخی دیگر می‌گویند:«آیا از آنها خبر دارید؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ می‌بینند که عذاب داده می‌شوند. پس به آنان می‌گویند: (﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ﴾) چه چیزی شما را وارد دوزخ گردانیده است؟ و به چه گناهی شما مستحق دوزخ شده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ﴾) می‌گویند: از نمازگزاران نبودیم، و به بینوا خوراک نمی‌دادیم؛ پس آنها نه عبادت خدا را انجام داده‌اند، و نه به مردم نیازمند کمک کرده‌اند. (﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ﴾) و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ با حق می‌پرداختیم. (﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) و ما روز جزا را دروغ می‌انگاشتیم. و این آثار فرورفتن در باطل است که وقتی کسی در باطل فرو رود، حق را تکذیب می‌کند و از راست‌ترین حقیقت‌ها که روز قیامت است اعراض می‌نماید؛ قیامتی که محل جزای اعمال است. و جایی است که پادشاهی خدا و حکم دادگرانۀ او برای سایر مردم آشکار می‌گردد. پس این راه باطل را ادامه دادیم (﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ﴾) تا اینکه مرگ به سراغمان آمد. و هنگامی که بر کفر مردند، درِ همۀ آرزوها به رویشان بسته شد، و هیچ راه چاره‌ای برایشان نماند. (﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ﴾) پس دیگر شفاعت و میانجی‌گری شفاعت‌کنندگان سودی به آنان نمی‌بخشد، چون شفاعت‌کنندگان فقط برای کسی شفاعت می‌نمایند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اینها را نمی‌پسندد. پس از اینکه خداوند سرنوشت مخالفان را بیان کرد، مشرکانی را که در قید حیات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: (49 - 53) (﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ﴾) پس آنان را چه شده است که از پند رویگردان و غافل هستند.  (﴿كَأَنَّهُمۡ﴾) آنها چنان از اندرز گریزان و متنفر هستند انگار (﴿حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ﴾) خرهای وحشی هستند که رم کرده‌اند. وقتی رم کنند، تندتر می‌دوند. (﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ﴾) گورخرانی که از دست شکارچی و یا از پیش شیری و امثال آن گریخته باشند. این بزرگ‌ترین گریز از حق است. آنها با وجود چنین گریز و رویگردانی، ادعاهای بزرگی می‌کنند. (﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ﴾) بلکه هر کس از آنها می‌خواهد که به او صحیفه‌هایی گشوده داده شود؛ صحیفه‌هایی که از آسمان بر او نازل شود و ادعا می‌کند که تا چنین کاری انجام نشود از حق پیروی نخواهد کرد. حال آنکه دروغ می‌گویند؛ و اگر هر نشانه‌ای برای اینها بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند؛ چون نشانه‌های روشنگری که حق را روشن و واضح می‌گرداند نزد آنها آمده است، پس اگر خیری در اینها ‌بود، ایمان می‌آوردند. بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) آنچه را که می‌خواهند به آنها نمی‌دهیم، و آنها هدفشان فقط این است که بگویند خدا نمی‌تواند. (﴿بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) بلکه اصلاً آنان از آخرت نمی‌ترسند، و اگر از آن می‌ترسیدند، چنین کارهایی از آنان سر نمی‌زد. (54 - 56) (﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ﴾) آن گونه نیست، به درستی که آن یادآوری است. ضمیر در(﴿إِنَّهُۥ﴾) یا به این سوره برمی‌گردد، و یا به موعظه‌ای که سوره در بر دارد. (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) پس هرکس می‌خواهد آن را یاد کند؛ چون این راه را برای او روشن گردانیده و دلیل را پیش روی او گذارده است. (﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾) و پند نمی‌پذیرند مگر اینکه خدا بخواهد، چون مشیّت و خواست خداوند نافذ و فراگیر است و کوچک‌ترین اتفاقی بیرون از خواست خداوند صورت نمی‌پذیرد. در اینجا اعتقاد و نظریات قدریه رد شده ‌است؛ آنهایی که معتقدند کارهای بندگان تحت مشیّت و خواست خداوند انجام نمی‌گیرد. هم‌چنین ردی است بر جبریه که گمان می‌برند بنده هیچ اراده و خواستی ندارد و در حقیقت کاری انجام نمی‌دهد، بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده دارای خواست و ارادۀ حقیقی و فعلی است، اما خواست او تابع مشیّت و خواست خداوند می‌باشد. (﴿هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) خداوند سزاوار است که از خشم او پرهیز شود و مورد پرستش قرار گیرد چون او معبود به حقّی است که عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست، و سزاوار است که کسی را بیامرزد که از او می‌ترسد و دنبال رضایت اوست. پایان تفسیر سوره مدثر. ولله الحمد. * * *

المدثر 74:36

كَلَّا وَالْقَمَرِ آري ، سوگند به ماه ، وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و سوگند به شب ، چون روي در رفتن آرد ، وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ و سوگند به صبح ، چون پرده بر افکند ، إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ که اين يکي از حادثه هاي بزرگ است نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ترساننده آدميان است لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ براي ، هر کس از شما که خواهد پيش افتد يا از پي رود كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کس در گرو کاري است که کرده است إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر اهل سعادت ، فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ که در بهشتها نشسته اند و مي پرسند عَنِ الْمُجْرِمِينَ از گناهکاران : مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ که چه چيز شما را به جهنم کشانيد ? قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ مي گويند : ما از نمازگزاران نبوديم ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ و به درويشان طعام نمي داديم ، وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و با آنان که سخن باطل مي گفتند هماواز مي شديم ، وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و روز قيامت را دروغ مي انگاشتيم ، حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ تا مرگ ما فرا رسيد فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس شفاعت شفاعت کنندگان سودشان نبخشيد فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ چه شده است که از اين پند، اعراض مي کنند ? كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ مانند خران وحشي فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ که از شير مي گريزند بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً بلکه هر يک از ايشان مي خواهد که نامه هايي گشاده به او داده شود كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ آري ، که از آخرت نمي ترسند كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ آري ، که اين قرآن اندرزي است فَمَن شَاء ذَكَرَهُ هر که خواهد ، آن را بخواند وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ و پند نمي گيرند ، مگر اينکه خدا خواهد او شايان آن است که از او بترسند و او شايان آمرزيدن است. (32 - 34) (﴿كَلَّا﴾) واژۀ «کلّا» در اینجا یا به معنی حق و قطعاً است و یا به معنی «إلا» استفتاحی می‌باشد. خداوند به ماه سوگند خورده است و به شب بدانگاه که پشت می‌کند و می‌رود و به روز بدانگاه که روشن می‌شود. چون این چیزها مشتمل بر آیات بزرگ خدا هستند، و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگی فرمانروایی‌اش و فراگیر بودن رحمت و احاطۀ علم و آگاهی‌اش دلالت می‌نمایند. (35 - 37) و آنچه خداوند برایش سوگند خورده این است که می‌فرماید: (﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ﴾) آتش جهنم یکی از چیزهای بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر دادیم و از آن آگاه شدید پس هرکس از شما می‌خواهد، گام به پیش بگذارد و کارهایی انجام دهد که او را به خدا و خشنودی و بهشتش نزدیک می‌گرداند، یا از آنچه که برای آن آفریده شده و خدا آن را دوست می‌دارد و می‌پسندد عقب بکشد، و مرتکب گناه شود، و خودش را به جهنم نزدیک گرداند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ...﴾ و بگو: «حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر بورزد.» (38 - 48) (﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ﴾) هرکس در گرو کارهای بدی است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته می‌شود، و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذاب می‌گردند. (﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ﴾) مگر کسانی که کارنامۀ اعمالشان به دست راست داده می‌شود و از سعادتمندان هستند. اینها گروگان گرفته نمی‌شوند، بلکه آزاد و شاد خواهند بود. (﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) در باغ‌های بهشتی خواهند بود که همۀ خواسته‌هایشان در آن فراهم است و در آسایش کامل هستند. آنان رو به همدیگر می‌نمایند و از یکدیگر دربارۀ گناهکاران می‌پرسند که حالتشان چگونه شد؛ آیا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود یافتند؟ و برخی به برخی دیگر می‌گویند:«آیا از آنها خبر دارید؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ می‌بینند که عذاب داده می‌شوند. پس به آنان می‌گویند: (﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ﴾) چه چیزی شما را وارد دوزخ گردانیده است؟ و به چه گناهی شما مستحق دوزخ شده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ﴾) می‌گویند: از نمازگزاران نبودیم، و به بینوا خوراک نمی‌دادیم؛ پس آنها نه عبادت خدا را انجام داده‌اند، و نه به مردم نیازمند کمک کرده‌اند. (﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ﴾) و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ با حق می‌پرداختیم. (﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) و ما روز جزا را دروغ می‌انگاشتیم. و این آثار فرورفتن در باطل است که وقتی کسی در باطل فرو رود، حق را تکذیب می‌کند و از راست‌ترین حقیقت‌ها که روز قیامت است اعراض می‌نماید؛ قیامتی که محل جزای اعمال است. و جایی است که پادشاهی خدا و حکم دادگرانۀ او برای سایر مردم آشکار می‌گردد. پس این راه باطل را ادامه دادیم (﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ﴾) تا اینکه مرگ به سراغمان آمد. و هنگامی که بر کفر مردند، درِ همۀ آرزوها به رویشان بسته شد، و هیچ راه چاره‌ای برایشان نماند. (﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ﴾) پس دیگر شفاعت و میانجی‌گری شفاعت‌کنندگان سودی به آنان نمی‌بخشد، چون شفاعت‌کنندگان فقط برای کسی شفاعت می‌نمایند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اینها را نمی‌پسندد. پس از اینکه خداوند سرنوشت مخالفان را بیان کرد، مشرکانی را که در قید حیات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: (49 - 53) (﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ﴾) پس آنان را چه شده است که از پند رویگردان و غافل هستند.  (﴿كَأَنَّهُمۡ﴾) آنها چنان از اندرز گریزان و متنفر هستند انگار (﴿حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ﴾) خرهای وحشی هستند که رم کرده‌اند. وقتی رم کنند، تندتر می‌دوند. (﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ﴾) گورخرانی که از دست شکارچی و یا از پیش شیری و امثال آن گریخته باشند. این بزرگ‌ترین گریز از حق است. آنها با وجود چنین گریز و رویگردانی، ادعاهای بزرگی می‌کنند. (﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ﴾) بلکه هر کس از آنها می‌خواهد که به او صحیفه‌هایی گشوده داده شود؛ صحیفه‌هایی که از آسمان بر او نازل شود و ادعا می‌کند که تا چنین کاری انجام نشود از حق پیروی نخواهد کرد. حال آنکه دروغ می‌گویند؛ و اگر هر نشانه‌ای برای اینها بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند؛ چون نشانه‌های روشنگری که حق را روشن و واضح می‌گرداند نزد آنها آمده است، پس اگر خیری در اینها ‌بود، ایمان می‌آوردند. بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) آنچه را که می‌خواهند به آنها نمی‌دهیم، و آنها هدفشان فقط این است که بگویند خدا نمی‌تواند. (﴿بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) بلکه اصلاً آنان از آخرت نمی‌ترسند، و اگر از آن می‌ترسیدند، چنین کارهایی از آنان سر نمی‌زد. (54 - 56) (﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ﴾) آن گونه نیست، به درستی که آن یادآوری است. ضمیر در(﴿إِنَّهُۥ﴾) یا به این سوره برمی‌گردد، و یا به موعظه‌ای که سوره در بر دارد. (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) پس هرکس می‌خواهد آن را یاد کند؛ چون این راه را برای او روشن گردانیده و دلیل را پیش روی او گذارده است. (﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾) و پند نمی‌پذیرند مگر اینکه خدا بخواهد، چون مشیّت و خواست خداوند نافذ و فراگیر است و کوچک‌ترین اتفاقی بیرون از خواست خداوند صورت نمی‌پذیرد. در اینجا اعتقاد و نظریات قدریه رد شده ‌است؛ آنهایی که معتقدند کارهای بندگان تحت مشیّت و خواست خداوند انجام نمی‌گیرد. هم‌چنین ردی است بر جبریه که گمان می‌برند بنده هیچ اراده و خواستی ندارد و در حقیقت کاری انجام نمی‌دهد، بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده دارای خواست و ارادۀ حقیقی و فعلی است، اما خواست او تابع مشیّت و خواست خداوند می‌باشد. (﴿هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) خداوند سزاوار است که از خشم او پرهیز شود و مورد پرستش قرار گیرد چون او معبود به حقّی است که عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست، و سزاوار است که کسی را بیامرزد که از او می‌ترسد و دنبال رضایت اوست. پایان تفسیر سوره مدثر. ولله الحمد. * * *

المدثر 74:37

كَلَّا وَالْقَمَرِ آري ، سوگند به ماه ، وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و سوگند به شب ، چون روي در رفتن آرد ، وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ و سوگند به صبح ، چون پرده بر افکند ، إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ که اين يکي از حادثه هاي بزرگ است نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ترساننده آدميان است لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ براي ، هر کس از شما که خواهد پيش افتد يا از پي رود كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کس در گرو کاري است که کرده است إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر اهل سعادت ، فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ که در بهشتها نشسته اند و مي پرسند عَنِ الْمُجْرِمِينَ از گناهکاران : مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ که چه چيز شما را به جهنم کشانيد ? قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ مي گويند : ما از نمازگزاران نبوديم ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ و به درويشان طعام نمي داديم ، وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و با آنان که سخن باطل مي گفتند هماواز مي شديم ، وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و روز قيامت را دروغ مي انگاشتيم ، حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ تا مرگ ما فرا رسيد فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس شفاعت شفاعت کنندگان سودشان نبخشيد فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ چه شده است که از اين پند، اعراض مي کنند ? كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ مانند خران وحشي فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ که از شير مي گريزند بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً بلکه هر يک از ايشان مي خواهد که نامه هايي گشاده به او داده شود كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ آري ، که از آخرت نمي ترسند كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ آري ، که اين قرآن اندرزي است فَمَن شَاء ذَكَرَهُ هر که خواهد ، آن را بخواند وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ و پند نمي گيرند ، مگر اينکه خدا خواهد او شايان آن است که از او بترسند و او شايان آمرزيدن است. (32 - 34) (﴿كَلَّا﴾) واژۀ «کلّا» در اینجا یا به معنی حق و قطعاً است و یا به معنی «إلا» استفتاحی می‌باشد. خداوند به ماه سوگند خورده است و به شب بدانگاه که پشت می‌کند و می‌رود و به روز بدانگاه که روشن می‌شود. چون این چیزها مشتمل بر آیات بزرگ خدا هستند، و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگی فرمانروایی‌اش و فراگیر بودن رحمت و احاطۀ علم و آگاهی‌اش دلالت می‌نمایند. (35 - 37) و آنچه خداوند برایش سوگند خورده این است که می‌فرماید: (﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ﴾) آتش جهنم یکی از چیزهای بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر دادیم و از آن آگاه شدید پس هرکس از شما می‌خواهد، گام به پیش بگذارد و کارهایی انجام دهد که او را به خدا و خشنودی و بهشتش نزدیک می‌گرداند، یا از آنچه که برای آن آفریده شده و خدا آن را دوست می‌دارد و می‌پسندد عقب بکشد، و مرتکب گناه شود، و خودش را به جهنم نزدیک گرداند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ...﴾ و بگو: «حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر بورزد.» (38 - 48) (﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ﴾) هرکس در گرو کارهای بدی است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته می‌شود، و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذاب می‌گردند. (﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ﴾) مگر کسانی که کارنامۀ اعمالشان به دست راست داده می‌شود و از سعادتمندان هستند. اینها گروگان گرفته نمی‌شوند، بلکه آزاد و شاد خواهند بود. (﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) در باغ‌های بهشتی خواهند بود که همۀ خواسته‌هایشان در آن فراهم است و در آسایش کامل هستند. آنان رو به همدیگر می‌نمایند و از یکدیگر دربارۀ گناهکاران می‌پرسند که حالتشان چگونه شد؛ آیا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود یافتند؟ و برخی به برخی دیگر می‌گویند:«آیا از آنها خبر دارید؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ می‌بینند که عذاب داده می‌شوند. پس به آنان می‌گویند: (﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ﴾) چه چیزی شما را وارد دوزخ گردانیده است؟ و به چه گناهی شما مستحق دوزخ شده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ﴾) می‌گویند: از نمازگزاران نبودیم، و به بینوا خوراک نمی‌دادیم؛ پس آنها نه عبادت خدا را انجام داده‌اند، و نه به مردم نیازمند کمک کرده‌اند. (﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ﴾) و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ با حق می‌پرداختیم. (﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) و ما روز جزا را دروغ می‌انگاشتیم. و این آثار فرورفتن در باطل است که وقتی کسی در باطل فرو رود، حق را تکذیب می‌کند و از راست‌ترین حقیقت‌ها که روز قیامت است اعراض می‌نماید؛ قیامتی که محل جزای اعمال است. و جایی است که پادشاهی خدا و حکم دادگرانۀ او برای سایر مردم آشکار می‌گردد. پس این راه باطل را ادامه دادیم (﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ﴾) تا اینکه مرگ به سراغمان آمد. و هنگامی که بر کفر مردند، درِ همۀ آرزوها به رویشان بسته شد، و هیچ راه چاره‌ای برایشان نماند. (﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ﴾) پس دیگر شفاعت و میانجی‌گری شفاعت‌کنندگان سودی به آنان نمی‌بخشد، چون شفاعت‌کنندگان فقط برای کسی شفاعت می‌نمایند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اینها را نمی‌پسندد. پس از اینکه خداوند سرنوشت مخالفان را بیان کرد، مشرکانی را که در قید حیات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: (49 - 53) (﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ﴾) پس آنان را چه شده است که از پند رویگردان و غافل هستند.  (﴿كَأَنَّهُمۡ﴾) آنها چنان از اندرز گریزان و متنفر هستند انگار (﴿حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ﴾) خرهای وحشی هستند که رم کرده‌اند. وقتی رم کنند، تندتر می‌دوند. (﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ﴾) گورخرانی که از دست شکارچی و یا از پیش شیری و امثال آن گریخته باشند. این بزرگ‌ترین گریز از حق است. آنها با وجود چنین گریز و رویگردانی، ادعاهای بزرگی می‌کنند. (﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ﴾) بلکه هر کس از آنها می‌خواهد که به او صحیفه‌هایی گشوده داده شود؛ صحیفه‌هایی که از آسمان بر او نازل شود و ادعا می‌کند که تا چنین کاری انجام نشود از حق پیروی نخواهد کرد. حال آنکه دروغ می‌گویند؛ و اگر هر نشانه‌ای برای اینها بیاید، ایمان نمی‌آورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند؛ چون نشانه‌های روشنگری که حق را روشن و واضح می‌گرداند نزد آنها آمده است، پس اگر خیری در اینها ‌بود، ایمان می‌آوردند. بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) آنچه را که می‌خواهند به آنها نمی‌دهیم، و آنها هدفشان فقط این است که بگویند خدا نمی‌تواند. (﴿بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) بلکه اصلاً آنان از آخرت نمی‌ترسند، و اگر از آن می‌ترسیدند، چنین کارهایی از آنان سر نمی‌زد. (54 - 56) (﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ﴾) آن گونه نیست، به درستی که آن یادآوری است. ضمیر در(﴿إِنَّهُۥ﴾) یا به این سوره برمی‌گردد، و یا به موعظه‌ای که سوره در بر دارد. (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) پس هرکس می‌خواهد آن را یاد کند؛ چون این راه را برای او روشن گردانیده و دلیل را پیش روی او گذارده است. (﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾) و پند نمی‌پذیرند مگر اینکه خدا بخواهد، چون مشیّت و خواست خداوند نافذ و فراگیر است و کوچک‌ترین اتفاقی بیرون از خواست خداوند صورت نمی‌پذیرد. در اینجا اعتقاد و نظریات قدریه رد شده ‌است؛ آنهایی که معتقدند کارهای بندگان تحت مشیّت و خواست خداوند انجام نمی‌گیرد. هم‌چنین ردی است بر جبریه که گمان می‌برند بنده هیچ اراده و خواستی ندارد و در حقیقت کاری انجام نمی‌دهد، بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده دارای خواست و ارادۀ حقیقی و فعلی است، اما خواست او تابع مشیّت و خواست خداوند می‌باشد. (﴿هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) خداوند سزاوار است که از خشم او پرهیز شود و مورد پرستش قرار گیرد چون او معبود به حقّی است که عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست، و سزاوار است که کسی را بیامرزد که از او می‌ترسد و دنبال رضایت اوست. پایان تفسیر سوره مدثر. ولله الحمد. * * *