Tafsir As-Saadi - Persian — آل عمران 3:125 – آل عمران 3:200
Contents
- آل عمران 3:125
- آل عمران 3:126
- آل عمران 3:127
- آل عمران 3:128
- آل عمران 3:129
- آل عمران 3:130
- آل عمران 3:131
- آل عمران 3:132
- آل عمران 3:133
- آل عمران 3:134
- آل عمران 3:135
- آل عمران 3:136
- آل عمران 3:137
- آل عمران 3:138
- آل عمران 3:139
- آل عمران 3:140
- آل عمران 3:141
- آل عمران 3:142
- آل عمران 3:143
- آل عمران 3:144
- آل عمران 3:145
- آل عمران 3:146
- آل عمران 3:147
- آل عمران 3:148
- آل عمران 3:149
- آل عمران 3:150
- آل عمران 3:151
- آل عمران 3:152
- آل عمران 3:153
- آل عمران 3:154
- آل عمران 3:155
- آل عمران 3:156
- آل عمران 3:157
- آل عمران 3:158
- آل عمران 3:159
- آل عمران 3:160
- آل عمران 3:161
- آل عمران 3:162
- آل عمران 3:163
- آل عمران 3:164
- آل عمران 3:165
- آل عمران 3:166
- آل عمران 3:167
- آل عمران 3:168
- آل عمران 3:169
- آل عمران 3:170
- آل عمران 3:171
- آل عمران 3:172
- آل عمران 3:173
- آل عمران 3:174
- آل عمران 3:175
- آل عمران 3:176
- آل عمران 3:177
- آل عمران 3:178
- آل عمران 3:179
- آل عمران 3:180
- آل عمران 3:181
- آل عمران 3:182
- آل عمران 3:183
- آل عمران 3:184
- آل عمران 3:185
- آل عمران 3:186
- آل عمران 3:187
- آل عمران 3:188
- آل عمران 3:189
- آل عمران 3:190
- آل عمران 3:191
- آل عمران 3:192
- آل عمران 3:193
- آل عمران 3:194
- آل عمران 3:195
- آل عمران 3:196
- آل عمران 3:197
- آل عمران 3:198
- آل عمران 3:199
- آل عمران 3:200
آل عمران 3:125
وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّىءُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ، و بامدادان از ميان کسان خويش بيرون آمدي ، تا مؤمنان را در آن جايها که مي بايست بجنگند بگماري ، و خدا شنوا و داناست. إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ، دو گروه از شما آهنگ آن کردند که در جنگ سستي ورزند و خدا ياورشان شد،، پس مؤمنان بايد که بر خداي توکل کنند. وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ، هر آينه خدا شما را در بدر ياري کرد و حال آنکه ناتوان بوديد پس ، ازخداي بترسيد ، باشد که سپاسگزار شويد. إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ ، آنگاه که به مؤمنان مي گفتي که اگر خدا سه هزار فرشته به ياريتان فرو فرستد ، آيا شما را کافي نخواهد بود ? بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ ، بلي ، اگر پايداري کنيد و پرهيزگار باشيد چون دشمنان تاخت آورند ،، خدابا پنج هزار از فرشتگان صاحب علامت شما را ياري کند. وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ، و خداوند اين کار را جز براي شادماني و دلگرمي شما نکرد و نيست ياريي مگر از سوي خداي پيروزمند و دانا . لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ ، تا گروهي از کافران را هلاک کند ، يا خوار گرداند آنگاه نوميد بازگردند.
(121) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(122) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(123) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(124) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(125) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(126) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(127) خداوند بندگان مؤمنش را یاری میکند تا گروهی از کافران را نابود نماید، و یا آنها با خشم و کینهای که در دل دارند، ناامیدانه و در حالی که هیچ خوبی به دست نیاوردهاند، برگردند، همانطور که خداوند متعال آنها را در روز خندق که با قدرت و عصبانیت آمده بودند، خشمگین ساخت و ناکام باز گرداند.
آل عمران 3:126
وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّىءُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ، و بامدادان از ميان کسان خويش بيرون آمدي ، تا مؤمنان را در آن جايها که مي بايست بجنگند بگماري ، و خدا شنوا و داناست. إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ، دو گروه از شما آهنگ آن کردند که در جنگ سستي ورزند و خدا ياورشان شد،، پس مؤمنان بايد که بر خداي توکل کنند. وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ، هر آينه خدا شما را در بدر ياري کرد و حال آنکه ناتوان بوديد پس ، ازخداي بترسيد ، باشد که سپاسگزار شويد. إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ ، آنگاه که به مؤمنان مي گفتي که اگر خدا سه هزار فرشته به ياريتان فرو فرستد ، آيا شما را کافي نخواهد بود ? بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ ، بلي ، اگر پايداري کنيد و پرهيزگار باشيد چون دشمنان تاخت آورند ،، خدابا پنج هزار از فرشتگان صاحب علامت شما را ياري کند. وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ، و خداوند اين کار را جز براي شادماني و دلگرمي شما نکرد و نيست ياريي مگر از سوي خداي پيروزمند و دانا . لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ ، تا گروهي از کافران را هلاک کند ، يا خوار گرداند آنگاه نوميد بازگردند.
(121) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(122) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(123) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(124) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(125) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(126) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(127) خداوند بندگان مؤمنش را یاری میکند تا گروهی از کافران را نابود نماید، و یا آنها با خشم و کینهای که در دل دارند، ناامیدانه و در حالی که هیچ خوبی به دست نیاوردهاند، برگردند، همانطور که خداوند متعال آنها را در روز خندق که با قدرت و عصبانیت آمده بودند، خشمگین ساخت و ناکام باز گرداند.
آل عمران 3:127
وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّىءُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ، و بامدادان از ميان کسان خويش بيرون آمدي ، تا مؤمنان را در آن جايها که مي بايست بجنگند بگماري ، و خدا شنوا و داناست. إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ، دو گروه از شما آهنگ آن کردند که در جنگ سستي ورزند و خدا ياورشان شد،، پس مؤمنان بايد که بر خداي توکل کنند. وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ، هر آينه خدا شما را در بدر ياري کرد و حال آنکه ناتوان بوديد پس ، ازخداي بترسيد ، باشد که سپاسگزار شويد. إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ ، آنگاه که به مؤمنان مي گفتي که اگر خدا سه هزار فرشته به ياريتان فرو فرستد ، آيا شما را کافي نخواهد بود ? بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ ، بلي ، اگر پايداري کنيد و پرهيزگار باشيد چون دشمنان تاخت آورند ،، خدابا پنج هزار از فرشتگان صاحب علامت شما را ياري کند. وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ، و خداوند اين کار را جز براي شادماني و دلگرمي شما نکرد و نيست ياريي مگر از سوي خداي پيروزمند و دانا . لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ ، تا گروهي از کافران را هلاک کند ، يا خوار گرداند آنگاه نوميد بازگردند.
(121) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(122) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(123) (﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾) این جریان در روز جنگ احد، اتفاق افتاد، آنگاه که مشرکین به نزدیک احد رسیدند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم همراه با مؤمنان بیرون رفت، و برای هر یک از آنان جایگاهی تعیین کرد، و آنها را در سنگرهایشان مستقر نمود، و به طور عجیبی آنها را آرایش داد، و این بر مهارت کامل او در فنون سیاسی و جنگی دلالت مینماید. همانطور که او در همۀ موارد و در هرچیزی، به بهترین صورت عمل میکرد. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست، و هیچ چیزی از کارهایتان بر او پنهان نمیماند. (﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا﴾) آنگاه که دو طائفه از میان شما، خواستند سستی ورزند، و آن دو طائفه، بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال، لطف و توجه و توفیق خویش را شامل حالِ آنان گرداند، و آنها را از این رخوت و سستی در آورد. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند؛ زیرا وقتی بر او توکل نمایند، خداوند آنها را کفایت نموده، و آنها را یاری میکند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دین و دنیایشان زیان میرساند، محافظت مینماید. این آیه و آیههایی از این قبیل، مبین آن هستند که توکل واجب است و اینکه توکل بنده، بر حسب مقدار و اندازۀ ایمانش میباشد. توکل؛ یعنی اینکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چیزهایی که به او زیان میرساند، به پرودگارش تکیه نماید. پس وقتی که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلی که برای آنان پیش آمد، بیان کرد، آنان را به یاری و کمک و نعمت خویش در جنگ بدر، یادآوری نمود، تا سپاسگزار پرودگارشان باشند، و خاطرات روز بدر این مصیبت را بر آنها آسان نماید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞ﴾) و خداوند شما را در بدر پیروز گرداند، در حالی که ناچیز و در تعداد و ساز و برگ نظامی، اندک بودید. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سیصد و سیزده نفر بود، و به اندازۀ کافی، وسیلۀ سواری نداشتند، و اسلحههایشان کهنه و فرسوده بود، و دشمنانشان نزدیک به هزار نفر بوده و با اسلحۀ زیاد به جنگ آنها آمده بودند. (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) پس، از خدا بترسید، باشد که سپاس وی را به جا آورید که یاری خویش را به شما ارزانی داشت.
(124) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(125) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(126) (﴿إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) آنگاه که به مومنان مژده میدادی، تا باعث اطمینان و آرامش آنها گردد، و میگفتی: (﴿أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾) آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟ آری! اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین شیوه بر شما بتازند و بر شما حملهور شوند، خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را یاری خواهد کرد. در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا در این کمک رساندن به مؤمنان، فرشتگان به طور مستقیم جنگیدهاند، یا اینکه خداوند این مژده را، فقط برای پابرجایی بندگان مؤمن، و انداختن ترس در دلهای مشرکین داده است؟ آن طور که بسیاری از مفسرین چنین گفتهاند. این گفتۀ خداوند، دلالت مینماید که شقّ دوم قضیه به حقیقت نزدیکتر است: (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) در این آیه به این مطلب اشاره شده است که نباید بنده بر اسباب اعتماد کند، بلکه تکیه و اعتماد او، باید به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمینان قلب و پا بر جا بودن بر کار خیر میشود.
(127) خداوند بندگان مؤمنش را یاری میکند تا گروهی از کافران را نابود نماید، و یا آنها با خشم و کینهای که در دل دارند، ناامیدانه و در حالی که هیچ خوبی به دست نیاوردهاند، برگردند، همانطور که خداوند متعال آنها را در روز خندق که با قدرت و عصبانیت آمده بودند، خشمگین ساخت و ناکام باز گرداند.
آل عمران 3:128
لَيۡسَ لَكَ مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٌ أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ أَوۡ يُعَذِّبَهُمۡ فَإِنَّهُمۡ ظَٰلِمُونَ ، يا ايشان را به توبه وادارد يا آن ستمکاران را عذاب کند و تو را در، اين کارها دستي نيست.
(128) وقتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم در جنگ احد زخمی شد و رباعیۀ[رباعیه دندانی است که بین ثنایا و دندان نیش است] مبارکش شکست و سرش زخمی شد، فرمود:«چگونه قومی رستگار میشوند که صورت پیامبرشان را زخمی کردند و رباعیۀ او را شکستند؟» پس خداوند این آیه را نازل کرد و بیان فرمود که همۀ امور در دست خداست و پیامبر صلی الله علیه وسلم اختیاری ندارد، و چیزی در دست او نیست؛ چون پیامبر، بندهای از بندگان خدا است و همه تحت بندگی پروردگارشان میباشند، و تدبیر خداوند آنها را به چرخش در میآورد. و ای پیامبر! کسانی که علیه آنها دعا کردی، و یا رستگاری و هدایتشان را بعید میدانستی، اگر خداوند بخواهد، توبهشان را میپذیرد، و به آنها توفیق میدهد تا در اسلام داخل شوند. و خداوند چنین کرد؛ زیرا بیشتر آنها را هدایت نمود، پس مسلمان شدند. و اگر بخواهد آنها را عذاب میدهد؛ زیرا آنان ستمگرند و سزاوار عقوبت و عذاب الهی هستند. خداوند متعال خبر میدهد که او در جهان هستی تصرف مینماید، و توبۀ هرکس را که بخواهد میپذیرد و او را میآمرزد، و هرکس را که بخواهد خوار و رسوا مینماید و او را عذاب میدهد. (﴿وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) یکی از صفات لازمۀ او، کمال آمرزگاری و مهربانی است که در آفرینش و فرمانرواییاش تجلی مییابد، پس توبه کنندگان را میبخشد و هرکس که موجبات رحمت وی را فراهم کند، مشمول رحمت خویش قرار میدهد. خداوند متعال فرمود:﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾ و از خدا و از رسول او اطاعت کنید، تا مورد رحمت قرار گیرید.
آل عمران 3:129
وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ، از آن خداست هر چه در آسمانها و زمين است هر که را بخواهد مي آمرزدو هر که را بخواهد عذاب مي کند ، و خدا آمرزنده و مهربان است.
(129) وقتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم در جنگ احد زخمی شد و رباعیۀ[رباعیه دندانی است که بین ثنایا و دندان نیش است] مبارکش شکست و سرش زخمی شد، فرمود:«چگونه قومی رستگار میشوند که صورت پیامبرشان را زخمی کردند و رباعیۀ او را شکستند؟» پس خداوند این آیه را نازل کرد و بیان فرمود که همۀ امور در دست خداست و پیامبر صلی الله علیه وسلم اختیاری ندارد، و چیزی در دست او نیست؛ چون پیامبر، بندهای از بندگان خدا است و همه تحت بندگی پروردگارشان میباشند، و تدبیر خداوند آنها را به چرخش در میآورد. و ای پیامبر! کسانی که علیه آنها دعا کردی، و یا رستگاری و هدایتشان را بعید میدانستی، اگر خداوند بخواهد، توبهشان را میپذیرد، و به آنها توفیق میدهد تا در اسلام داخل شوند. و خداوند چنین کرد؛ زیرا بیشتر آنها را هدایت نمود، پس مسلمان شدند. و اگر بخواهد آنها را عذاب میدهد؛ زیرا آنان ستمگرند و سزاوار عقوبت و عذاب الهی هستند. خداوند متعال خبر میدهد که او در جهان هستی تصرف مینماید، و توبۀ هرکس را که بخواهد میپذیرد و او را میآمرزد، و هرکس را که بخواهد خوار و رسوا مینماید و او را عذاب میدهد. (﴿وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) یکی از صفات لازمۀ او، کمال آمرزگاری و مهربانی است که در آفرینش و فرمانرواییاش تجلی مییابد، پس توبه کنندگان را میبخشد و هرکس که موجبات رحمت وی را فراهم کند، مشمول رحمت خویش قرار میدهد. خداوند متعال فرمود:﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾ و از خدا و از رسول او اطاعت کنید، تا مورد رحمت قرار گیرید.
* * *
آل عمران 3:130
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، ربا مخوريد به افزودنهاي پي در پي و ازخداي بترسيد تا رستگار شويد. وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي که براي کافران مهيا شده است. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول اطاعت کنيد تا مگر بر شما رحمت آرند. وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي گيريد براي آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت که ، پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران مهيا شده است. الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن کسان که در توانگري و تنگدستي انفاق مي کنند و خشم خويش فرو مي خورند و از خطاي مردم در مي گذرند خدا نيکوکاران را دوست دارد. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن کسان که چون مرتکب کاري زشت شوند يا به خود ستمي کنند ، خدا را، ياد مي کنند و براي گناهان خويش آمرزش مي خواهند و کيست جز خدا که گناهان را بيامرزد ? و چون به زشتي گناه آگاهند در آنچه مي کردند پاي نفشرند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش اينان آمرزش پروردگارشان است و نيز بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آنجا جاويدانند و چه نيکو است پاداش نيکوکاران.
(130) در مقدمۀ این تفسیر گذشت که شایسته است بنده، اوامر و نواهی خدا را در رابطه با خود و دیگران رعایت کند، و هرگاه خداوند او را به فرمانی دستور داد، نخست بر او واجب است حدود و اندازۀ آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است، بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت، تلاش میکند که آن را انجام دهد و برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به میزان آنچه که توانایی دارد، از خداوند استعانت میطلبد. و نیز هرگاه خداوند از کاری نهی کرد، بنده باید حدود و میزان آن را بداند، و آنچه را که مشمول آن نهی میگردد، بداند، سپس برای ترک آن تلاش نماید و از خداوند یاری بجوید. و شایسته است این رویه، در همۀ اوامر و نواهی خداوند رعایت شود. این آیات دستورات و آداب زیبایی را در بردارند که خداوند به آن دستور داده، و مسلمانان را بر انجام آن تشویق نموده، و پاداش انجامدهندگان آن را بیان کرده است. در این آیات خداوند از چیزهایی نهی کرده، و مسلمانان را تشویق نموده تا آنها را ترک کنند. شاید حکمتِ آوردن این آیات، در اثنای ذکر داستان جنگ احد، این باشد که خداوند بندگان مؤمن خویش را وعده داده است که اگر بردباری نمایند و پرهیزگاری کنند، آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند و آنان را خوار و رسوا میکند، همانطور که فرموده است:﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾ و اگر بردبار باشید و پرهیزگاری کنید، مکر آنان به شما هیچ زیانی نمیرساند. سپس گفت:﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم﴾ آری! اگر بردباری کنید و پرهیزگاری نمایید، و هم اکنون بر شما حملهور شوند، پروردگارتان شما را یاری میکند. انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهیزگاری که باعث پیروزی و رستگاری و سعادت میگردد، علاقهمند شدهاند، پس خداوند در این آیات، مهمترین ویژگیهای پرهیزگاری را بیان کرد. خداوند سه بار کلمۀ «تقوی» را ذکر نمود؛ یک بار به طور مطلق:﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و دو بار بهصورت مقید: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾)، و(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلنَّار﴾) و این بیانگر آن است که، هرگاه عبد مؤمن از این ویژگیها برخوردار گردد، قطعاً از دیگر خصایل و شمایل پرهیزگاری نیز بهرهمند خواهد شد. پس خداوند متعال هرجا از قرآن که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای مؤمنان [چنان کنید، یا چنین نکنید]، بر این دلالت مینماید که ایمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگیزۀ پرهیز از نهی است؛ زیرا ایمان به معنی تصدیق کامل چیزی میباشد که تصدیق آن واجب است، و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است. پس خداوند آنها را از خوردن چندین برابر ربا، نهی کرده است، که اهل جاهلیت به آن عادت کرده بودند، و کسانی که به دستورات شرع توجه نمیکردند، هرگاه زمان سر رسید وام فرا میرسید و فرد بدهکار تنگدست بود، و چیزی از او بهدست نمیآمد، به او میگفتند: یا بدهی و وام را پرداخت کن، و یا اینکه به تو وقت بیشتری میدهیم و باید بدهی بیشتری پرداخت کنی. پس فرد فقیر مجبور میشد که زیر بار بدهی بیشتر برود، و او را با اضافه کردن مبلغی بر بدهی قبلیاش، از پیش خود میراندند. و اینگونه بدهکار، چندین برابر وام پرداخت میکرد بدون اینکه فایدهای از آن ببرد. (﴿أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗ﴾) بیانگر اوج زشتی و قباحت رباخواری، و بیان حکمت حرام بودن آن میباشد. نیز خداوند میخواهد، مردم را از حکمت حرام بودن ربا، آگاه سازد، و اینکه در ربا، ظلم و اجحاف است، به همین دلیل آن را منع کرده است؛ زیرا خداوند واجب گردانیده تا به بدهکاران تنگدست، مهلت داده شود، و بر وامی که بر گردن آنهاست، افزوده نشود. پس ملزم کردن مدیون و بدهکار به پرداخت بیشتر، ستمی دو چندان است، بنابراین مؤمن پرهیزگار باید ربا را ترک کند و نباید به آن نزدیک شود؛ زیرا ترک کردن ربا، از مقتضیات پرهیزگاری است و باید درک کرد که رستگاری، درسایۀ پرهیزگاری حاصل میشود.
(131) بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَوَٱتَّقُواۡ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و از خدا بترسید تا رستگار شوید. و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است؛ یعنی با ترک کردن چیزهایی که سبب داخل شدن به آتش جهنم میگردد، از قبیل: کفر وگناهان گوناگون، از آن آتش بپرهیزید؛ زیرا همۀ گناهان به ویژه گناهان بزرگ، آدمی را به وادی کفر میکشاند، چرا که گناهان از خصلت و عادتهای کافران بوده، و خداوند، آتش جهنم را برای کافران آماده نموده است. پس ترک گناه، آدمی را از آتش جهنم نجات میدهد و از خشم خداوند جبار، مصون میدارد. و انجام کارهای خیر، واطاعت از فرامین الهی، باعث خشنودی خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال میگردد.
(132) بنابراین فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ﴾) و با انجام دستورات و فرامین و پرهیز از نواهی، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) پس اطاعت از خدا و پیامبر، یکی از اسباب حاصل شدن رحمت الهی است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾ و رحمت من، همه چیز را فراگرفته است و آن را برای کسانی که پرهیزگاری پیشه میکنند و زکات میپردازند، مقرر میدارم.
(133) سپس خداوند به آنها دستور میدهد تا به سوی آمرزش وی، و بر خورداری از بهشت او، که فقط پهنای آن به اندازۀ وسعت آسمانها و زمین است ـ چه رسد به طول آن ـ ، بشتابند که خداوند آن را برای پرهیزگاران آماده نموده است. پس پرهیزگاران، اهل بهشتاند و پرهیزگاری و تقوا، انسان را به بهشت میرساند.
(134) سپس خداوند پرهیزگاران و کارهایشان را توصیف نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ ﴾) آنهایی که درحال تنگدستی و توانگری بخشش میکنند؛ اگر توانگر و ثروتمند باشند زیاد بخشش مینمایند، و اگر تنگدست باشند هیچ چیزی از کار خوب را دست کم نمیگیرند، گرچه کم باشد. (﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ﴾) و هرگاه دیگران، آنان را اذیت کنند، و به خشم آیند، به مقتضای طبیعت انسانی، عمل نمیکنند، بلکه آنچه از خشم و ناراحتی که در دل دارند، فرو میبرند، و در برابر کسی که نسبت به آنها بدی کرده است، بردباری مینمایند. (﴿وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ﴾) و عفو کنندگانِ مردم، که شامل گذشت از هر کسی است که با سخن یا عمل نسبت به آنان بدی کرده است. و بخشیدن و گذشت کردن، از فرو خوردن خشم بالاتر است؛ زیرا بخشیدن به معنی مواخذه نکردن و چشم پوشی از فردی است که بدی میکند، و این کار را کسی انجام میدهد که به اخلاق زیبا آراسته باشد، وخویشتن را از اخلاق زشت پاکسازی کرده باشد. چنین کسی با خدا معامله کرده است چون او نسبت به بندگان خدا مهربان و نیکوکار است، و نمیخواهد برای آنان بدی پیش بیاید، و خدا هم از او گذشت مینماید، و پاداش او بر پروردگارِ بزرگوار است، نه بر بندۀ فقیر. همانطور که خداوند فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ یعنی هرکس گذشت نماید و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. سپس به بیان حالتی پرداخت که از دیگر حالات بهتر و بالاتر و بزرگتر است، و آن، احسان و نیکوکاری است، پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. احسان و نیکوکاری بر دو نوع است: احسان در پرستش آفریننده، و احسان به مخلوق. پیامبر صلی الله علیه وسلم احسان در عبادت را، این گونه تفسیر نموده است:(أن تَعبُدَ اللهَ كَأنَّكَ تَرَاهُ فَإن لَم تَكُن تَرَاهُ فِإنَّهُ يَرَاك) احسان؛ یعنی اینکه خداوند را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی همانا او ترا میبیند. و اما احسان به مخلوق؛ یعنی رساندن فایدۀ دینی و دنیوی به آنها، و دور کردن زیان و بدی دینی و دنیوی ازآنان. پس این، شامل امر به معروف و نهی از منکر، و تعلیم جاهل و نادان، و وعظ و نصیحت افراد غافل، و خیرخواهی برای عموم و خصوص، وتلاش برای اتحاد و وحدت کلمۀ مردم، و دادن صدقات و بخششهای واجب و مستحب به آنها میشود. همچنانکه شامل بخشش به مردم، و اذیت نکردن آنها، و تحمل اذیت و آزار آنان نیز میشود. همانطور که خداوند، پرهیزگاران را در این آیات به این ویژگیها توصیف نموده است. پس هرکس این کارها را انجام دهد، به راستی که او حقوق خدا و حق بندگانش را ادا کرده است.
(135) سپس خداوند متعال، عذرخواهی بندگان پرهیزگارش را، از پروردگارشان به خاطر جنایت و گناهانی که مرتکب شدهاند، بیان کرده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواۡ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و اگر اعمال و گناه کبیره از آنها سر بزند، و یا مرتکب گناهان کوچک شوند، توبه کرده و از خدا آمرزش میطلبند، و پروردگارشان، و آنچه گناهکاران به آن تهدید شدهاند، و آنچه پرهیزگاران بدان نوید داده شدهاند را، یاد میکنند. پس، از او میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، و عیبهایشان را بپوشاند؛ چراکه از گناه دست کشیده و از آن پشیمان شدهاند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يُصِرُّواۡ عَلَىٰ مَا فَعَلُواۡ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و با علم و آگاهی [بر زشتی و قباحت گناه]، بر آن اصرار و پا فشاری نمیکنند.
(136) کسانی که دارای این صفات هستند، (﴿جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) پاداششان آمرزش پروردگارشان است، و هر چیزی را که انسان از آن دوری میجوید، از آنان دور میکند. (﴿وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و باغهایی که رودها از زیر درختان آن روان است، و در آن، نعمتِ پایدار و شکوفایی و خرّمی و نشاط، و خیر و شادمانی و قصر و منزلهای زیبا و عالی و درختان پرمیوه است، و جویهای آب زلال در اطراف این مسکنهای زیبا و پاک، روان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) و در آن جاودان هستند، از آن بیرون کرده نمیشوند، و نمیخواهند آن را عوض کنند، و نعمتهایی که در آن است، تغییر نمییابد. (﴿وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) و چه خوب است پاداش اهل عمل که برای خدا عملِ کمی انجام دادند و مزد و پاداش زیادی گرفتند. همچنانکه در مَثَل آمده است «قوم جوانمرد، هنگام صبح مرد شریف را میستایند، و عامل به هنگام پاداش، مزدش را کامل و فراوان مییابد». و این آیات، از جمله دلایل اهل سنت و جماعت هستند مبنی براینکه اعمال، بخشی از ایمان میباشند، بر خلاف مرجئه که میگویند: اعمال، در ایمان داخل نیستند. دلالت این آیات بر این مطلب، با آیهای که در سورۀ حدید است، کامل میگردد:﴿سَابِقُوٓاۡ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ﴾ بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که، پهنای آن مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آوردهاند، آماده شده است. پس در آنجا جز ایمان آوردن به خدا و به پیامبرانش، چیزی دیگر را بیان نکرده است. و در اینجا فرمود: (﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) برای پرهیزگاران آماده شده است. سپس پرهیزگاران را با این اعمال و اوصاف بدنی و مالی، توصیف نمود. و این بیانگر آن است پرهیزگارانی که دارای این صفتها هستند، ایشان مؤمناناند.
آل عمران 3:131
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، ربا مخوريد به افزودنهاي پي در پي و ازخداي بترسيد تا رستگار شويد. وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي که براي کافران مهيا شده است. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول اطاعت کنيد تا مگر بر شما رحمت آرند. وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي گيريد براي آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت که ، پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران مهيا شده است. الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن کسان که در توانگري و تنگدستي انفاق مي کنند و خشم خويش فرو مي خورند و از خطاي مردم در مي گذرند خدا نيکوکاران را دوست دارد. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن کسان که چون مرتکب کاري زشت شوند يا به خود ستمي کنند ، خدا را، ياد مي کنند و براي گناهان خويش آمرزش مي خواهند و کيست جز خدا که گناهان را بيامرزد ? و چون به زشتي گناه آگاهند در آنچه مي کردند پاي نفشرند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش اينان آمرزش پروردگارشان است و نيز بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آنجا جاويدانند و چه نيکو است پاداش نيکوکاران.
(130) در مقدمۀ این تفسیر گذشت که شایسته است بنده، اوامر و نواهی خدا را در رابطه با خود و دیگران رعایت کند، و هرگاه خداوند او را به فرمانی دستور داد، نخست بر او واجب است حدود و اندازۀ آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است، بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت، تلاش میکند که آن را انجام دهد و برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به میزان آنچه که توانایی دارد، از خداوند استعانت میطلبد. و نیز هرگاه خداوند از کاری نهی کرد، بنده باید حدود و میزان آن را بداند، و آنچه را که مشمول آن نهی میگردد، بداند، سپس برای ترک آن تلاش نماید و از خداوند یاری بجوید. و شایسته است این رویه، در همۀ اوامر و نواهی خداوند رعایت شود. این آیات دستورات و آداب زیبایی را در بردارند که خداوند به آن دستور داده، و مسلمانان را بر انجام آن تشویق نموده، و پاداش انجامدهندگان آن را بیان کرده است. در این آیات خداوند از چیزهایی نهی کرده، و مسلمانان را تشویق نموده تا آنها را ترک کنند. شاید حکمتِ آوردن این آیات، در اثنای ذکر داستان جنگ احد، این باشد که خداوند بندگان مؤمن خویش را وعده داده است که اگر بردباری نمایند و پرهیزگاری کنند، آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند و آنان را خوار و رسوا میکند، همانطور که فرموده است:﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾ و اگر بردبار باشید و پرهیزگاری کنید، مکر آنان به شما هیچ زیانی نمیرساند. سپس گفت:﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم﴾ آری! اگر بردباری کنید و پرهیزگاری نمایید، و هم اکنون بر شما حملهور شوند، پروردگارتان شما را یاری میکند. انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهیزگاری که باعث پیروزی و رستگاری و سعادت میگردد، علاقهمند شدهاند، پس خداوند در این آیات، مهمترین ویژگیهای پرهیزگاری را بیان کرد. خداوند سه بار کلمۀ «تقوی» را ذکر نمود؛ یک بار به طور مطلق:﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و دو بار بهصورت مقید: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾)، و(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلنَّار﴾) و این بیانگر آن است که، هرگاه عبد مؤمن از این ویژگیها برخوردار گردد، قطعاً از دیگر خصایل و شمایل پرهیزگاری نیز بهرهمند خواهد شد. پس خداوند متعال هرجا از قرآن که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای مؤمنان [چنان کنید، یا چنین نکنید]، بر این دلالت مینماید که ایمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگیزۀ پرهیز از نهی است؛ زیرا ایمان به معنی تصدیق کامل چیزی میباشد که تصدیق آن واجب است، و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است. پس خداوند آنها را از خوردن چندین برابر ربا، نهی کرده است، که اهل جاهلیت به آن عادت کرده بودند، و کسانی که به دستورات شرع توجه نمیکردند، هرگاه زمان سر رسید وام فرا میرسید و فرد بدهکار تنگدست بود، و چیزی از او بهدست نمیآمد، به او میگفتند: یا بدهی و وام را پرداخت کن، و یا اینکه به تو وقت بیشتری میدهیم و باید بدهی بیشتری پرداخت کنی. پس فرد فقیر مجبور میشد که زیر بار بدهی بیشتر برود، و او را با اضافه کردن مبلغی بر بدهی قبلیاش، از پیش خود میراندند. و اینگونه بدهکار، چندین برابر وام پرداخت میکرد بدون اینکه فایدهای از آن ببرد. (﴿أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗ﴾) بیانگر اوج زشتی و قباحت رباخواری، و بیان حکمت حرام بودن آن میباشد. نیز خداوند میخواهد، مردم را از حکمت حرام بودن ربا، آگاه سازد، و اینکه در ربا، ظلم و اجحاف است، به همین دلیل آن را منع کرده است؛ زیرا خداوند واجب گردانیده تا به بدهکاران تنگدست، مهلت داده شود، و بر وامی که بر گردن آنهاست، افزوده نشود. پس ملزم کردن مدیون و بدهکار به پرداخت بیشتر، ستمی دو چندان است، بنابراین مؤمن پرهیزگار باید ربا را ترک کند و نباید به آن نزدیک شود؛ زیرا ترک کردن ربا، از مقتضیات پرهیزگاری است و باید درک کرد که رستگاری، درسایۀ پرهیزگاری حاصل میشود.
(131) بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَوَٱتَّقُواۡ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و از خدا بترسید تا رستگار شوید. و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است؛ یعنی با ترک کردن چیزهایی که سبب داخل شدن به آتش جهنم میگردد، از قبیل: کفر وگناهان گوناگون، از آن آتش بپرهیزید؛ زیرا همۀ گناهان به ویژه گناهان بزرگ، آدمی را به وادی کفر میکشاند، چرا که گناهان از خصلت و عادتهای کافران بوده، و خداوند، آتش جهنم را برای کافران آماده نموده است. پس ترک گناه، آدمی را از آتش جهنم نجات میدهد و از خشم خداوند جبار، مصون میدارد. و انجام کارهای خیر، واطاعت از فرامین الهی، باعث خشنودی خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال میگردد.
(132) بنابراین فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ﴾) و با انجام دستورات و فرامین و پرهیز از نواهی، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) پس اطاعت از خدا و پیامبر، یکی از اسباب حاصل شدن رحمت الهی است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾ و رحمت من، همه چیز را فراگرفته است و آن را برای کسانی که پرهیزگاری پیشه میکنند و زکات میپردازند، مقرر میدارم.
(133) سپس خداوند به آنها دستور میدهد تا به سوی آمرزش وی، و بر خورداری از بهشت او، که فقط پهنای آن به اندازۀ وسعت آسمانها و زمین است ـ چه رسد به طول آن ـ ، بشتابند که خداوند آن را برای پرهیزگاران آماده نموده است. پس پرهیزگاران، اهل بهشتاند و پرهیزگاری و تقوا، انسان را به بهشت میرساند.
(134) سپس خداوند پرهیزگاران و کارهایشان را توصیف نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ ﴾) آنهایی که درحال تنگدستی و توانگری بخشش میکنند؛ اگر توانگر و ثروتمند باشند زیاد بخشش مینمایند، و اگر تنگدست باشند هیچ چیزی از کار خوب را دست کم نمیگیرند، گرچه کم باشد. (﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ﴾) و هرگاه دیگران، آنان را اذیت کنند، و به خشم آیند، به مقتضای طبیعت انسانی، عمل نمیکنند، بلکه آنچه از خشم و ناراحتی که در دل دارند، فرو میبرند، و در برابر کسی که نسبت به آنها بدی کرده است، بردباری مینمایند. (﴿وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ﴾) و عفو کنندگانِ مردم، که شامل گذشت از هر کسی است که با سخن یا عمل نسبت به آنان بدی کرده است. و بخشیدن و گذشت کردن، از فرو خوردن خشم بالاتر است؛ زیرا بخشیدن به معنی مواخذه نکردن و چشم پوشی از فردی است که بدی میکند، و این کار را کسی انجام میدهد که به اخلاق زیبا آراسته باشد، وخویشتن را از اخلاق زشت پاکسازی کرده باشد. چنین کسی با خدا معامله کرده است چون او نسبت به بندگان خدا مهربان و نیکوکار است، و نمیخواهد برای آنان بدی پیش بیاید، و خدا هم از او گذشت مینماید، و پاداش او بر پروردگارِ بزرگوار است، نه بر بندۀ فقیر. همانطور که خداوند فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ یعنی هرکس گذشت نماید و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. سپس به بیان حالتی پرداخت که از دیگر حالات بهتر و بالاتر و بزرگتر است، و آن، احسان و نیکوکاری است، پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. احسان و نیکوکاری بر دو نوع است: احسان در پرستش آفریننده، و احسان به مخلوق. پیامبر صلی الله علیه وسلم احسان در عبادت را، این گونه تفسیر نموده است:(أن تَعبُدَ اللهَ كَأنَّكَ تَرَاهُ فَإن لَم تَكُن تَرَاهُ فِإنَّهُ يَرَاك) احسان؛ یعنی اینکه خداوند را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی همانا او ترا میبیند. و اما احسان به مخلوق؛ یعنی رساندن فایدۀ دینی و دنیوی به آنها، و دور کردن زیان و بدی دینی و دنیوی ازآنان. پس این، شامل امر به معروف و نهی از منکر، و تعلیم جاهل و نادان، و وعظ و نصیحت افراد غافل، و خیرخواهی برای عموم و خصوص، وتلاش برای اتحاد و وحدت کلمۀ مردم، و دادن صدقات و بخششهای واجب و مستحب به آنها میشود. همچنانکه شامل بخشش به مردم، و اذیت نکردن آنها، و تحمل اذیت و آزار آنان نیز میشود. همانطور که خداوند، پرهیزگاران را در این آیات به این ویژگیها توصیف نموده است. پس هرکس این کارها را انجام دهد، به راستی که او حقوق خدا و حق بندگانش را ادا کرده است.
(135) سپس خداوند متعال، عذرخواهی بندگان پرهیزگارش را، از پروردگارشان به خاطر جنایت و گناهانی که مرتکب شدهاند، بیان کرده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواۡ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و اگر اعمال و گناه کبیره از آنها سر بزند، و یا مرتکب گناهان کوچک شوند، توبه کرده و از خدا آمرزش میطلبند، و پروردگارشان، و آنچه گناهکاران به آن تهدید شدهاند، و آنچه پرهیزگاران بدان نوید داده شدهاند را، یاد میکنند. پس، از او میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، و عیبهایشان را بپوشاند؛ چراکه از گناه دست کشیده و از آن پشیمان شدهاند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يُصِرُّواۡ عَلَىٰ مَا فَعَلُواۡ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و با علم و آگاهی [بر زشتی و قباحت گناه]، بر آن اصرار و پا فشاری نمیکنند.
(136) کسانی که دارای این صفات هستند، (﴿جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) پاداششان آمرزش پروردگارشان است، و هر چیزی را که انسان از آن دوری میجوید، از آنان دور میکند. (﴿وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و باغهایی که رودها از زیر درختان آن روان است، و در آن، نعمتِ پایدار و شکوفایی و خرّمی و نشاط، و خیر و شادمانی و قصر و منزلهای زیبا و عالی و درختان پرمیوه است، و جویهای آب زلال در اطراف این مسکنهای زیبا و پاک، روان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) و در آن جاودان هستند، از آن بیرون کرده نمیشوند، و نمیخواهند آن را عوض کنند، و نعمتهایی که در آن است، تغییر نمییابد. (﴿وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) و چه خوب است پاداش اهل عمل که برای خدا عملِ کمی انجام دادند و مزد و پاداش زیادی گرفتند. همچنانکه در مَثَل آمده است «قوم جوانمرد، هنگام صبح مرد شریف را میستایند، و عامل به هنگام پاداش، مزدش را کامل و فراوان مییابد». و این آیات، از جمله دلایل اهل سنت و جماعت هستند مبنی براینکه اعمال، بخشی از ایمان میباشند، بر خلاف مرجئه که میگویند: اعمال، در ایمان داخل نیستند. دلالت این آیات بر این مطلب، با آیهای که در سورۀ حدید است، کامل میگردد:﴿سَابِقُوٓاۡ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ﴾ بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که، پهنای آن مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آوردهاند، آماده شده است. پس در آنجا جز ایمان آوردن به خدا و به پیامبرانش، چیزی دیگر را بیان نکرده است. و در اینجا فرمود: (﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) برای پرهیزگاران آماده شده است. سپس پرهیزگاران را با این اعمال و اوصاف بدنی و مالی، توصیف نمود. و این بیانگر آن است پرهیزگارانی که دارای این صفتها هستند، ایشان مؤمناناند.
آل عمران 3:132
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، ربا مخوريد به افزودنهاي پي در پي و ازخداي بترسيد تا رستگار شويد. وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي که براي کافران مهيا شده است. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول اطاعت کنيد تا مگر بر شما رحمت آرند. وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي گيريد براي آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت که ، پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران مهيا شده است. الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن کسان که در توانگري و تنگدستي انفاق مي کنند و خشم خويش فرو مي خورند و از خطاي مردم در مي گذرند خدا نيکوکاران را دوست دارد. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن کسان که چون مرتکب کاري زشت شوند يا به خود ستمي کنند ، خدا را، ياد مي کنند و براي گناهان خويش آمرزش مي خواهند و کيست جز خدا که گناهان را بيامرزد ? و چون به زشتي گناه آگاهند در آنچه مي کردند پاي نفشرند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش اينان آمرزش پروردگارشان است و نيز بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آنجا جاويدانند و چه نيکو است پاداش نيکوکاران.
(130) در مقدمۀ این تفسیر گذشت که شایسته است بنده، اوامر و نواهی خدا را در رابطه با خود و دیگران رعایت کند، و هرگاه خداوند او را به فرمانی دستور داد، نخست بر او واجب است حدود و اندازۀ آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است، بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت، تلاش میکند که آن را انجام دهد و برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به میزان آنچه که توانایی دارد، از خداوند استعانت میطلبد. و نیز هرگاه خداوند از کاری نهی کرد، بنده باید حدود و میزان آن را بداند، و آنچه را که مشمول آن نهی میگردد، بداند، سپس برای ترک آن تلاش نماید و از خداوند یاری بجوید. و شایسته است این رویه، در همۀ اوامر و نواهی خداوند رعایت شود. این آیات دستورات و آداب زیبایی را در بردارند که خداوند به آن دستور داده، و مسلمانان را بر انجام آن تشویق نموده، و پاداش انجامدهندگان آن را بیان کرده است. در این آیات خداوند از چیزهایی نهی کرده، و مسلمانان را تشویق نموده تا آنها را ترک کنند. شاید حکمتِ آوردن این آیات، در اثنای ذکر داستان جنگ احد، این باشد که خداوند بندگان مؤمن خویش را وعده داده است که اگر بردباری نمایند و پرهیزگاری کنند، آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند و آنان را خوار و رسوا میکند، همانطور که فرموده است:﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾ و اگر بردبار باشید و پرهیزگاری کنید، مکر آنان به شما هیچ زیانی نمیرساند. سپس گفت:﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم﴾ آری! اگر بردباری کنید و پرهیزگاری نمایید، و هم اکنون بر شما حملهور شوند، پروردگارتان شما را یاری میکند. انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهیزگاری که باعث پیروزی و رستگاری و سعادت میگردد، علاقهمند شدهاند، پس خداوند در این آیات، مهمترین ویژگیهای پرهیزگاری را بیان کرد. خداوند سه بار کلمۀ «تقوی» را ذکر نمود؛ یک بار به طور مطلق:﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و دو بار بهصورت مقید: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾)، و(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلنَّار﴾) و این بیانگر آن است که، هرگاه عبد مؤمن از این ویژگیها برخوردار گردد، قطعاً از دیگر خصایل و شمایل پرهیزگاری نیز بهرهمند خواهد شد. پس خداوند متعال هرجا از قرآن که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای مؤمنان [چنان کنید، یا چنین نکنید]، بر این دلالت مینماید که ایمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگیزۀ پرهیز از نهی است؛ زیرا ایمان به معنی تصدیق کامل چیزی میباشد که تصدیق آن واجب است، و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است. پس خداوند آنها را از خوردن چندین برابر ربا، نهی کرده است، که اهل جاهلیت به آن عادت کرده بودند، و کسانی که به دستورات شرع توجه نمیکردند، هرگاه زمان سر رسید وام فرا میرسید و فرد بدهکار تنگدست بود، و چیزی از او بهدست نمیآمد، به او میگفتند: یا بدهی و وام را پرداخت کن، و یا اینکه به تو وقت بیشتری میدهیم و باید بدهی بیشتری پرداخت کنی. پس فرد فقیر مجبور میشد که زیر بار بدهی بیشتر برود، و او را با اضافه کردن مبلغی بر بدهی قبلیاش، از پیش خود میراندند. و اینگونه بدهکار، چندین برابر وام پرداخت میکرد بدون اینکه فایدهای از آن ببرد. (﴿أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗ﴾) بیانگر اوج زشتی و قباحت رباخواری، و بیان حکمت حرام بودن آن میباشد. نیز خداوند میخواهد، مردم را از حکمت حرام بودن ربا، آگاه سازد، و اینکه در ربا، ظلم و اجحاف است، به همین دلیل آن را منع کرده است؛ زیرا خداوند واجب گردانیده تا به بدهکاران تنگدست، مهلت داده شود، و بر وامی که بر گردن آنهاست، افزوده نشود. پس ملزم کردن مدیون و بدهکار به پرداخت بیشتر، ستمی دو چندان است، بنابراین مؤمن پرهیزگار باید ربا را ترک کند و نباید به آن نزدیک شود؛ زیرا ترک کردن ربا، از مقتضیات پرهیزگاری است و باید درک کرد که رستگاری، درسایۀ پرهیزگاری حاصل میشود.
(131) بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَوَٱتَّقُواۡ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و از خدا بترسید تا رستگار شوید. و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است؛ یعنی با ترک کردن چیزهایی که سبب داخل شدن به آتش جهنم میگردد، از قبیل: کفر وگناهان گوناگون، از آن آتش بپرهیزید؛ زیرا همۀ گناهان به ویژه گناهان بزرگ، آدمی را به وادی کفر میکشاند، چرا که گناهان از خصلت و عادتهای کافران بوده، و خداوند، آتش جهنم را برای کافران آماده نموده است. پس ترک گناه، آدمی را از آتش جهنم نجات میدهد و از خشم خداوند جبار، مصون میدارد. و انجام کارهای خیر، واطاعت از فرامین الهی، باعث خشنودی خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال میگردد.
(132) بنابراین فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ﴾) و با انجام دستورات و فرامین و پرهیز از نواهی، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) پس اطاعت از خدا و پیامبر، یکی از اسباب حاصل شدن رحمت الهی است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾ و رحمت من، همه چیز را فراگرفته است و آن را برای کسانی که پرهیزگاری پیشه میکنند و زکات میپردازند، مقرر میدارم.
(133) سپس خداوند به آنها دستور میدهد تا به سوی آمرزش وی، و بر خورداری از بهشت او، که فقط پهنای آن به اندازۀ وسعت آسمانها و زمین است ـ چه رسد به طول آن ـ ، بشتابند که خداوند آن را برای پرهیزگاران آماده نموده است. پس پرهیزگاران، اهل بهشتاند و پرهیزگاری و تقوا، انسان را به بهشت میرساند.
(134) سپس خداوند پرهیزگاران و کارهایشان را توصیف نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ ﴾) آنهایی که درحال تنگدستی و توانگری بخشش میکنند؛ اگر توانگر و ثروتمند باشند زیاد بخشش مینمایند، و اگر تنگدست باشند هیچ چیزی از کار خوب را دست کم نمیگیرند، گرچه کم باشد. (﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ﴾) و هرگاه دیگران، آنان را اذیت کنند، و به خشم آیند، به مقتضای طبیعت انسانی، عمل نمیکنند، بلکه آنچه از خشم و ناراحتی که در دل دارند، فرو میبرند، و در برابر کسی که نسبت به آنها بدی کرده است، بردباری مینمایند. (﴿وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ﴾) و عفو کنندگانِ مردم، که شامل گذشت از هر کسی است که با سخن یا عمل نسبت به آنان بدی کرده است. و بخشیدن و گذشت کردن، از فرو خوردن خشم بالاتر است؛ زیرا بخشیدن به معنی مواخذه نکردن و چشم پوشی از فردی است که بدی میکند، و این کار را کسی انجام میدهد که به اخلاق زیبا آراسته باشد، وخویشتن را از اخلاق زشت پاکسازی کرده باشد. چنین کسی با خدا معامله کرده است چون او نسبت به بندگان خدا مهربان و نیکوکار است، و نمیخواهد برای آنان بدی پیش بیاید، و خدا هم از او گذشت مینماید، و پاداش او بر پروردگارِ بزرگوار است، نه بر بندۀ فقیر. همانطور که خداوند فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ یعنی هرکس گذشت نماید و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. سپس به بیان حالتی پرداخت که از دیگر حالات بهتر و بالاتر و بزرگتر است، و آن، احسان و نیکوکاری است، پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. احسان و نیکوکاری بر دو نوع است: احسان در پرستش آفریننده، و احسان به مخلوق. پیامبر صلی الله علیه وسلم احسان در عبادت را، این گونه تفسیر نموده است:(أن تَعبُدَ اللهَ كَأنَّكَ تَرَاهُ فَإن لَم تَكُن تَرَاهُ فِإنَّهُ يَرَاك) احسان؛ یعنی اینکه خداوند را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی همانا او ترا میبیند. و اما احسان به مخلوق؛ یعنی رساندن فایدۀ دینی و دنیوی به آنها، و دور کردن زیان و بدی دینی و دنیوی ازآنان. پس این، شامل امر به معروف و نهی از منکر، و تعلیم جاهل و نادان، و وعظ و نصیحت افراد غافل، و خیرخواهی برای عموم و خصوص، وتلاش برای اتحاد و وحدت کلمۀ مردم، و دادن صدقات و بخششهای واجب و مستحب به آنها میشود. همچنانکه شامل بخشش به مردم، و اذیت نکردن آنها، و تحمل اذیت و آزار آنان نیز میشود. همانطور که خداوند، پرهیزگاران را در این آیات به این ویژگیها توصیف نموده است. پس هرکس این کارها را انجام دهد، به راستی که او حقوق خدا و حق بندگانش را ادا کرده است.
(135) سپس خداوند متعال، عذرخواهی بندگان پرهیزگارش را، از پروردگارشان به خاطر جنایت و گناهانی که مرتکب شدهاند، بیان کرده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواۡ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و اگر اعمال و گناه کبیره از آنها سر بزند، و یا مرتکب گناهان کوچک شوند، توبه کرده و از خدا آمرزش میطلبند، و پروردگارشان، و آنچه گناهکاران به آن تهدید شدهاند، و آنچه پرهیزگاران بدان نوید داده شدهاند را، یاد میکنند. پس، از او میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، و عیبهایشان را بپوشاند؛ چراکه از گناه دست کشیده و از آن پشیمان شدهاند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يُصِرُّواۡ عَلَىٰ مَا فَعَلُواۡ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و با علم و آگاهی [بر زشتی و قباحت گناه]، بر آن اصرار و پا فشاری نمیکنند.
(136) کسانی که دارای این صفات هستند، (﴿جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) پاداششان آمرزش پروردگارشان است، و هر چیزی را که انسان از آن دوری میجوید، از آنان دور میکند. (﴿وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و باغهایی که رودها از زیر درختان آن روان است، و در آن، نعمتِ پایدار و شکوفایی و خرّمی و نشاط، و خیر و شادمانی و قصر و منزلهای زیبا و عالی و درختان پرمیوه است، و جویهای آب زلال در اطراف این مسکنهای زیبا و پاک، روان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) و در آن جاودان هستند، از آن بیرون کرده نمیشوند، و نمیخواهند آن را عوض کنند، و نعمتهایی که در آن است، تغییر نمییابد. (﴿وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) و چه خوب است پاداش اهل عمل که برای خدا عملِ کمی انجام دادند و مزد و پاداش زیادی گرفتند. همچنانکه در مَثَل آمده است «قوم جوانمرد، هنگام صبح مرد شریف را میستایند، و عامل به هنگام پاداش، مزدش را کامل و فراوان مییابد». و این آیات، از جمله دلایل اهل سنت و جماعت هستند مبنی براینکه اعمال، بخشی از ایمان میباشند، بر خلاف مرجئه که میگویند: اعمال، در ایمان داخل نیستند. دلالت این آیات بر این مطلب، با آیهای که در سورۀ حدید است، کامل میگردد:﴿سَابِقُوٓاۡ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ﴾ بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که، پهنای آن مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آوردهاند، آماده شده است. پس در آنجا جز ایمان آوردن به خدا و به پیامبرانش، چیزی دیگر را بیان نکرده است. و در اینجا فرمود: (﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) برای پرهیزگاران آماده شده است. سپس پرهیزگاران را با این اعمال و اوصاف بدنی و مالی، توصیف نمود. و این بیانگر آن است پرهیزگارانی که دارای این صفتها هستند، ایشان مؤمناناند.
آل عمران 3:133
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، ربا مخوريد به افزودنهاي پي در پي و ازخداي بترسيد تا رستگار شويد. وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي که براي کافران مهيا شده است. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول اطاعت کنيد تا مگر بر شما رحمت آرند. وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي گيريد براي آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت که ، پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران مهيا شده است. الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن کسان که در توانگري و تنگدستي انفاق مي کنند و خشم خويش فرو مي خورند و از خطاي مردم در مي گذرند خدا نيکوکاران را دوست دارد. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن کسان که چون مرتکب کاري زشت شوند يا به خود ستمي کنند ، خدا را، ياد مي کنند و براي گناهان خويش آمرزش مي خواهند و کيست جز خدا که گناهان را بيامرزد ? و چون به زشتي گناه آگاهند در آنچه مي کردند پاي نفشرند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش اينان آمرزش پروردگارشان است و نيز بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آنجا جاويدانند و چه نيکو است پاداش نيکوکاران.
(130) در مقدمۀ این تفسیر گذشت که شایسته است بنده، اوامر و نواهی خدا را در رابطه با خود و دیگران رعایت کند، و هرگاه خداوند او را به فرمانی دستور داد، نخست بر او واجب است حدود و اندازۀ آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است، بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت، تلاش میکند که آن را انجام دهد و برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به میزان آنچه که توانایی دارد، از خداوند استعانت میطلبد. و نیز هرگاه خداوند از کاری نهی کرد، بنده باید حدود و میزان آن را بداند، و آنچه را که مشمول آن نهی میگردد، بداند، سپس برای ترک آن تلاش نماید و از خداوند یاری بجوید. و شایسته است این رویه، در همۀ اوامر و نواهی خداوند رعایت شود. این آیات دستورات و آداب زیبایی را در بردارند که خداوند به آن دستور داده، و مسلمانان را بر انجام آن تشویق نموده، و پاداش انجامدهندگان آن را بیان کرده است. در این آیات خداوند از چیزهایی نهی کرده، و مسلمانان را تشویق نموده تا آنها را ترک کنند. شاید حکمتِ آوردن این آیات، در اثنای ذکر داستان جنگ احد، این باشد که خداوند بندگان مؤمن خویش را وعده داده است که اگر بردباری نمایند و پرهیزگاری کنند، آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند و آنان را خوار و رسوا میکند، همانطور که فرموده است:﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾ و اگر بردبار باشید و پرهیزگاری کنید، مکر آنان به شما هیچ زیانی نمیرساند. سپس گفت:﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم﴾ آری! اگر بردباری کنید و پرهیزگاری نمایید، و هم اکنون بر شما حملهور شوند، پروردگارتان شما را یاری میکند. انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهیزگاری که باعث پیروزی و رستگاری و سعادت میگردد، علاقهمند شدهاند، پس خداوند در این آیات، مهمترین ویژگیهای پرهیزگاری را بیان کرد. خداوند سه بار کلمۀ «تقوی» را ذکر نمود؛ یک بار به طور مطلق:﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و دو بار بهصورت مقید: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾)، و(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلنَّار﴾) و این بیانگر آن است که، هرگاه عبد مؤمن از این ویژگیها برخوردار گردد، قطعاً از دیگر خصایل و شمایل پرهیزگاری نیز بهرهمند خواهد شد. پس خداوند متعال هرجا از قرآن که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای مؤمنان [چنان کنید، یا چنین نکنید]، بر این دلالت مینماید که ایمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگیزۀ پرهیز از نهی است؛ زیرا ایمان به معنی تصدیق کامل چیزی میباشد که تصدیق آن واجب است، و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است. پس خداوند آنها را از خوردن چندین برابر ربا، نهی کرده است، که اهل جاهلیت به آن عادت کرده بودند، و کسانی که به دستورات شرع توجه نمیکردند، هرگاه زمان سر رسید وام فرا میرسید و فرد بدهکار تنگدست بود، و چیزی از او بهدست نمیآمد، به او میگفتند: یا بدهی و وام را پرداخت کن، و یا اینکه به تو وقت بیشتری میدهیم و باید بدهی بیشتری پرداخت کنی. پس فرد فقیر مجبور میشد که زیر بار بدهی بیشتر برود، و او را با اضافه کردن مبلغی بر بدهی قبلیاش، از پیش خود میراندند. و اینگونه بدهکار، چندین برابر وام پرداخت میکرد بدون اینکه فایدهای از آن ببرد. (﴿أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗ﴾) بیانگر اوج زشتی و قباحت رباخواری، و بیان حکمت حرام بودن آن میباشد. نیز خداوند میخواهد، مردم را از حکمت حرام بودن ربا، آگاه سازد، و اینکه در ربا، ظلم و اجحاف است، به همین دلیل آن را منع کرده است؛ زیرا خداوند واجب گردانیده تا به بدهکاران تنگدست، مهلت داده شود، و بر وامی که بر گردن آنهاست، افزوده نشود. پس ملزم کردن مدیون و بدهکار به پرداخت بیشتر، ستمی دو چندان است، بنابراین مؤمن پرهیزگار باید ربا را ترک کند و نباید به آن نزدیک شود؛ زیرا ترک کردن ربا، از مقتضیات پرهیزگاری است و باید درک کرد که رستگاری، درسایۀ پرهیزگاری حاصل میشود.
(131) بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَوَٱتَّقُواۡ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و از خدا بترسید تا رستگار شوید. و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است؛ یعنی با ترک کردن چیزهایی که سبب داخل شدن به آتش جهنم میگردد، از قبیل: کفر وگناهان گوناگون، از آن آتش بپرهیزید؛ زیرا همۀ گناهان به ویژه گناهان بزرگ، آدمی را به وادی کفر میکشاند، چرا که گناهان از خصلت و عادتهای کافران بوده، و خداوند، آتش جهنم را برای کافران آماده نموده است. پس ترک گناه، آدمی را از آتش جهنم نجات میدهد و از خشم خداوند جبار، مصون میدارد. و انجام کارهای خیر، واطاعت از فرامین الهی، باعث خشنودی خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال میگردد.
(132) بنابراین فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ﴾) و با انجام دستورات و فرامین و پرهیز از نواهی، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) پس اطاعت از خدا و پیامبر، یکی از اسباب حاصل شدن رحمت الهی است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾ و رحمت من، همه چیز را فراگرفته است و آن را برای کسانی که پرهیزگاری پیشه میکنند و زکات میپردازند، مقرر میدارم.
(133) سپس خداوند به آنها دستور میدهد تا به سوی آمرزش وی، و بر خورداری از بهشت او، که فقط پهنای آن به اندازۀ وسعت آسمانها و زمین است ـ چه رسد به طول آن ـ ، بشتابند که خداوند آن را برای پرهیزگاران آماده نموده است. پس پرهیزگاران، اهل بهشتاند و پرهیزگاری و تقوا، انسان را به بهشت میرساند.
(134) سپس خداوند پرهیزگاران و کارهایشان را توصیف نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ ﴾) آنهایی که درحال تنگدستی و توانگری بخشش میکنند؛ اگر توانگر و ثروتمند باشند زیاد بخشش مینمایند، و اگر تنگدست باشند هیچ چیزی از کار خوب را دست کم نمیگیرند، گرچه کم باشد. (﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ﴾) و هرگاه دیگران، آنان را اذیت کنند، و به خشم آیند، به مقتضای طبیعت انسانی، عمل نمیکنند، بلکه آنچه از خشم و ناراحتی که در دل دارند، فرو میبرند، و در برابر کسی که نسبت به آنها بدی کرده است، بردباری مینمایند. (﴿وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ﴾) و عفو کنندگانِ مردم، که شامل گذشت از هر کسی است که با سخن یا عمل نسبت به آنان بدی کرده است. و بخشیدن و گذشت کردن، از فرو خوردن خشم بالاتر است؛ زیرا بخشیدن به معنی مواخذه نکردن و چشم پوشی از فردی است که بدی میکند، و این کار را کسی انجام میدهد که به اخلاق زیبا آراسته باشد، وخویشتن را از اخلاق زشت پاکسازی کرده باشد. چنین کسی با خدا معامله کرده است چون او نسبت به بندگان خدا مهربان و نیکوکار است، و نمیخواهد برای آنان بدی پیش بیاید، و خدا هم از او گذشت مینماید، و پاداش او بر پروردگارِ بزرگوار است، نه بر بندۀ فقیر. همانطور که خداوند فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ یعنی هرکس گذشت نماید و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. سپس به بیان حالتی پرداخت که از دیگر حالات بهتر و بالاتر و بزرگتر است، و آن، احسان و نیکوکاری است، پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. احسان و نیکوکاری بر دو نوع است: احسان در پرستش آفریننده، و احسان به مخلوق. پیامبر صلی الله علیه وسلم احسان در عبادت را، این گونه تفسیر نموده است:(أن تَعبُدَ اللهَ كَأنَّكَ تَرَاهُ فَإن لَم تَكُن تَرَاهُ فِإنَّهُ يَرَاك) احسان؛ یعنی اینکه خداوند را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی همانا او ترا میبیند. و اما احسان به مخلوق؛ یعنی رساندن فایدۀ دینی و دنیوی به آنها، و دور کردن زیان و بدی دینی و دنیوی ازآنان. پس این، شامل امر به معروف و نهی از منکر، و تعلیم جاهل و نادان، و وعظ و نصیحت افراد غافل، و خیرخواهی برای عموم و خصوص، وتلاش برای اتحاد و وحدت کلمۀ مردم، و دادن صدقات و بخششهای واجب و مستحب به آنها میشود. همچنانکه شامل بخشش به مردم، و اذیت نکردن آنها، و تحمل اذیت و آزار آنان نیز میشود. همانطور که خداوند، پرهیزگاران را در این آیات به این ویژگیها توصیف نموده است. پس هرکس این کارها را انجام دهد، به راستی که او حقوق خدا و حق بندگانش را ادا کرده است.
(135) سپس خداوند متعال، عذرخواهی بندگان پرهیزگارش را، از پروردگارشان به خاطر جنایت و گناهانی که مرتکب شدهاند، بیان کرده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواۡ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و اگر اعمال و گناه کبیره از آنها سر بزند، و یا مرتکب گناهان کوچک شوند، توبه کرده و از خدا آمرزش میطلبند، و پروردگارشان، و آنچه گناهکاران به آن تهدید شدهاند، و آنچه پرهیزگاران بدان نوید داده شدهاند را، یاد میکنند. پس، از او میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، و عیبهایشان را بپوشاند؛ چراکه از گناه دست کشیده و از آن پشیمان شدهاند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يُصِرُّواۡ عَلَىٰ مَا فَعَلُواۡ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و با علم و آگاهی [بر زشتی و قباحت گناه]، بر آن اصرار و پا فشاری نمیکنند.
(136) کسانی که دارای این صفات هستند، (﴿جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) پاداششان آمرزش پروردگارشان است، و هر چیزی را که انسان از آن دوری میجوید، از آنان دور میکند. (﴿وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و باغهایی که رودها از زیر درختان آن روان است، و در آن، نعمتِ پایدار و شکوفایی و خرّمی و نشاط، و خیر و شادمانی و قصر و منزلهای زیبا و عالی و درختان پرمیوه است، و جویهای آب زلال در اطراف این مسکنهای زیبا و پاک، روان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) و در آن جاودان هستند، از آن بیرون کرده نمیشوند، و نمیخواهند آن را عوض کنند، و نعمتهایی که در آن است، تغییر نمییابد. (﴿وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) و چه خوب است پاداش اهل عمل که برای خدا عملِ کمی انجام دادند و مزد و پاداش زیادی گرفتند. همچنانکه در مَثَل آمده است «قوم جوانمرد، هنگام صبح مرد شریف را میستایند، و عامل به هنگام پاداش، مزدش را کامل و فراوان مییابد». و این آیات، از جمله دلایل اهل سنت و جماعت هستند مبنی براینکه اعمال، بخشی از ایمان میباشند، بر خلاف مرجئه که میگویند: اعمال، در ایمان داخل نیستند. دلالت این آیات بر این مطلب، با آیهای که در سورۀ حدید است، کامل میگردد:﴿سَابِقُوٓاۡ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ﴾ بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که، پهنای آن مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آوردهاند، آماده شده است. پس در آنجا جز ایمان آوردن به خدا و به پیامبرانش، چیزی دیگر را بیان نکرده است. و در اینجا فرمود: (﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) برای پرهیزگاران آماده شده است. سپس پرهیزگاران را با این اعمال و اوصاف بدنی و مالی، توصیف نمود. و این بیانگر آن است پرهیزگارانی که دارای این صفتها هستند، ایشان مؤمناناند.
آل عمران 3:134
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، ربا مخوريد به افزودنهاي پي در پي و ازخداي بترسيد تا رستگار شويد. وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي که براي کافران مهيا شده است. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول اطاعت کنيد تا مگر بر شما رحمت آرند. وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي گيريد براي آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت که ، پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران مهيا شده است. الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن کسان که در توانگري و تنگدستي انفاق مي کنند و خشم خويش فرو مي خورند و از خطاي مردم در مي گذرند خدا نيکوکاران را دوست دارد. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن کسان که چون مرتکب کاري زشت شوند يا به خود ستمي کنند ، خدا را، ياد مي کنند و براي گناهان خويش آمرزش مي خواهند و کيست جز خدا که گناهان را بيامرزد ? و چون به زشتي گناه آگاهند در آنچه مي کردند پاي نفشرند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش اينان آمرزش پروردگارشان است و نيز بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آنجا جاويدانند و چه نيکو است پاداش نيکوکاران.
(130) در مقدمۀ این تفسیر گذشت که شایسته است بنده، اوامر و نواهی خدا را در رابطه با خود و دیگران رعایت کند، و هرگاه خداوند او را به فرمانی دستور داد، نخست بر او واجب است حدود و اندازۀ آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است، بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت، تلاش میکند که آن را انجام دهد و برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به میزان آنچه که توانایی دارد، از خداوند استعانت میطلبد. و نیز هرگاه خداوند از کاری نهی کرد، بنده باید حدود و میزان آن را بداند، و آنچه را که مشمول آن نهی میگردد، بداند، سپس برای ترک آن تلاش نماید و از خداوند یاری بجوید. و شایسته است این رویه، در همۀ اوامر و نواهی خداوند رعایت شود. این آیات دستورات و آداب زیبایی را در بردارند که خداوند به آن دستور داده، و مسلمانان را بر انجام آن تشویق نموده، و پاداش انجامدهندگان آن را بیان کرده است. در این آیات خداوند از چیزهایی نهی کرده، و مسلمانان را تشویق نموده تا آنها را ترک کنند. شاید حکمتِ آوردن این آیات، در اثنای ذکر داستان جنگ احد، این باشد که خداوند بندگان مؤمن خویش را وعده داده است که اگر بردباری نمایند و پرهیزگاری کنند، آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند و آنان را خوار و رسوا میکند، همانطور که فرموده است:﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾ و اگر بردبار باشید و پرهیزگاری کنید، مکر آنان به شما هیچ زیانی نمیرساند. سپس گفت:﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم﴾ آری! اگر بردباری کنید و پرهیزگاری نمایید، و هم اکنون بر شما حملهور شوند، پروردگارتان شما را یاری میکند. انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهیزگاری که باعث پیروزی و رستگاری و سعادت میگردد، علاقهمند شدهاند، پس خداوند در این آیات، مهمترین ویژگیهای پرهیزگاری را بیان کرد. خداوند سه بار کلمۀ «تقوی» را ذکر نمود؛ یک بار به طور مطلق:﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و دو بار بهصورت مقید: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾)، و(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلنَّار﴾) و این بیانگر آن است که، هرگاه عبد مؤمن از این ویژگیها برخوردار گردد، قطعاً از دیگر خصایل و شمایل پرهیزگاری نیز بهرهمند خواهد شد. پس خداوند متعال هرجا از قرآن که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای مؤمنان [چنان کنید، یا چنین نکنید]، بر این دلالت مینماید که ایمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگیزۀ پرهیز از نهی است؛ زیرا ایمان به معنی تصدیق کامل چیزی میباشد که تصدیق آن واجب است، و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است. پس خداوند آنها را از خوردن چندین برابر ربا، نهی کرده است، که اهل جاهلیت به آن عادت کرده بودند، و کسانی که به دستورات شرع توجه نمیکردند، هرگاه زمان سر رسید وام فرا میرسید و فرد بدهکار تنگدست بود، و چیزی از او بهدست نمیآمد، به او میگفتند: یا بدهی و وام را پرداخت کن، و یا اینکه به تو وقت بیشتری میدهیم و باید بدهی بیشتری پرداخت کنی. پس فرد فقیر مجبور میشد که زیر بار بدهی بیشتر برود، و او را با اضافه کردن مبلغی بر بدهی قبلیاش، از پیش خود میراندند. و اینگونه بدهکار، چندین برابر وام پرداخت میکرد بدون اینکه فایدهای از آن ببرد. (﴿أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗ﴾) بیانگر اوج زشتی و قباحت رباخواری، و بیان حکمت حرام بودن آن میباشد. نیز خداوند میخواهد، مردم را از حکمت حرام بودن ربا، آگاه سازد، و اینکه در ربا، ظلم و اجحاف است، به همین دلیل آن را منع کرده است؛ زیرا خداوند واجب گردانیده تا به بدهکاران تنگدست، مهلت داده شود، و بر وامی که بر گردن آنهاست، افزوده نشود. پس ملزم کردن مدیون و بدهکار به پرداخت بیشتر، ستمی دو چندان است، بنابراین مؤمن پرهیزگار باید ربا را ترک کند و نباید به آن نزدیک شود؛ زیرا ترک کردن ربا، از مقتضیات پرهیزگاری است و باید درک کرد که رستگاری، درسایۀ پرهیزگاری حاصل میشود.
(131) بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَوَٱتَّقُواۡ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و از خدا بترسید تا رستگار شوید. و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است؛ یعنی با ترک کردن چیزهایی که سبب داخل شدن به آتش جهنم میگردد، از قبیل: کفر وگناهان گوناگون، از آن آتش بپرهیزید؛ زیرا همۀ گناهان به ویژه گناهان بزرگ، آدمی را به وادی کفر میکشاند، چرا که گناهان از خصلت و عادتهای کافران بوده، و خداوند، آتش جهنم را برای کافران آماده نموده است. پس ترک گناه، آدمی را از آتش جهنم نجات میدهد و از خشم خداوند جبار، مصون میدارد. و انجام کارهای خیر، واطاعت از فرامین الهی، باعث خشنودی خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال میگردد.
(132) بنابراین فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ﴾) و با انجام دستورات و فرامین و پرهیز از نواهی، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) پس اطاعت از خدا و پیامبر، یکی از اسباب حاصل شدن رحمت الهی است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾ و رحمت من، همه چیز را فراگرفته است و آن را برای کسانی که پرهیزگاری پیشه میکنند و زکات میپردازند، مقرر میدارم.
(133) سپس خداوند به آنها دستور میدهد تا به سوی آمرزش وی، و بر خورداری از بهشت او، که فقط پهنای آن به اندازۀ وسعت آسمانها و زمین است ـ چه رسد به طول آن ـ ، بشتابند که خداوند آن را برای پرهیزگاران آماده نموده است. پس پرهیزگاران، اهل بهشتاند و پرهیزگاری و تقوا، انسان را به بهشت میرساند.
(134) سپس خداوند پرهیزگاران و کارهایشان را توصیف نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ ﴾) آنهایی که درحال تنگدستی و توانگری بخشش میکنند؛ اگر توانگر و ثروتمند باشند زیاد بخشش مینمایند، و اگر تنگدست باشند هیچ چیزی از کار خوب را دست کم نمیگیرند، گرچه کم باشد. (﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ﴾) و هرگاه دیگران، آنان را اذیت کنند، و به خشم آیند، به مقتضای طبیعت انسانی، عمل نمیکنند، بلکه آنچه از خشم و ناراحتی که در دل دارند، فرو میبرند، و در برابر کسی که نسبت به آنها بدی کرده است، بردباری مینمایند. (﴿وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ﴾) و عفو کنندگانِ مردم، که شامل گذشت از هر کسی است که با سخن یا عمل نسبت به آنان بدی کرده است. و بخشیدن و گذشت کردن، از فرو خوردن خشم بالاتر است؛ زیرا بخشیدن به معنی مواخذه نکردن و چشم پوشی از فردی است که بدی میکند، و این کار را کسی انجام میدهد که به اخلاق زیبا آراسته باشد، وخویشتن را از اخلاق زشت پاکسازی کرده باشد. چنین کسی با خدا معامله کرده است چون او نسبت به بندگان خدا مهربان و نیکوکار است، و نمیخواهد برای آنان بدی پیش بیاید، و خدا هم از او گذشت مینماید، و پاداش او بر پروردگارِ بزرگوار است، نه بر بندۀ فقیر. همانطور که خداوند فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ یعنی هرکس گذشت نماید و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. سپس به بیان حالتی پرداخت که از دیگر حالات بهتر و بالاتر و بزرگتر است، و آن، احسان و نیکوکاری است، پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. احسان و نیکوکاری بر دو نوع است: احسان در پرستش آفریننده، و احسان به مخلوق. پیامبر صلی الله علیه وسلم احسان در عبادت را، این گونه تفسیر نموده است:(أن تَعبُدَ اللهَ كَأنَّكَ تَرَاهُ فَإن لَم تَكُن تَرَاهُ فِإنَّهُ يَرَاك) احسان؛ یعنی اینکه خداوند را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی همانا او ترا میبیند. و اما احسان به مخلوق؛ یعنی رساندن فایدۀ دینی و دنیوی به آنها، و دور کردن زیان و بدی دینی و دنیوی ازآنان. پس این، شامل امر به معروف و نهی از منکر، و تعلیم جاهل و نادان، و وعظ و نصیحت افراد غافل، و خیرخواهی برای عموم و خصوص، وتلاش برای اتحاد و وحدت کلمۀ مردم، و دادن صدقات و بخششهای واجب و مستحب به آنها میشود. همچنانکه شامل بخشش به مردم، و اذیت نکردن آنها، و تحمل اذیت و آزار آنان نیز میشود. همانطور که خداوند، پرهیزگاران را در این آیات به این ویژگیها توصیف نموده است. پس هرکس این کارها را انجام دهد، به راستی که او حقوق خدا و حق بندگانش را ادا کرده است.
(135) سپس خداوند متعال، عذرخواهی بندگان پرهیزگارش را، از پروردگارشان به خاطر جنایت و گناهانی که مرتکب شدهاند، بیان کرده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواۡ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و اگر اعمال و گناه کبیره از آنها سر بزند، و یا مرتکب گناهان کوچک شوند، توبه کرده و از خدا آمرزش میطلبند، و پروردگارشان، و آنچه گناهکاران به آن تهدید شدهاند، و آنچه پرهیزگاران بدان نوید داده شدهاند را، یاد میکنند. پس، از او میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، و عیبهایشان را بپوشاند؛ چراکه از گناه دست کشیده و از آن پشیمان شدهاند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يُصِرُّواۡ عَلَىٰ مَا فَعَلُواۡ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و با علم و آگاهی [بر زشتی و قباحت گناه]، بر آن اصرار و پا فشاری نمیکنند.
(136) کسانی که دارای این صفات هستند، (﴿جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) پاداششان آمرزش پروردگارشان است، و هر چیزی را که انسان از آن دوری میجوید، از آنان دور میکند. (﴿وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و باغهایی که رودها از زیر درختان آن روان است، و در آن، نعمتِ پایدار و شکوفایی و خرّمی و نشاط، و خیر و شادمانی و قصر و منزلهای زیبا و عالی و درختان پرمیوه است، و جویهای آب زلال در اطراف این مسکنهای زیبا و پاک، روان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) و در آن جاودان هستند، از آن بیرون کرده نمیشوند، و نمیخواهند آن را عوض کنند، و نعمتهایی که در آن است، تغییر نمییابد. (﴿وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) و چه خوب است پاداش اهل عمل که برای خدا عملِ کمی انجام دادند و مزد و پاداش زیادی گرفتند. همچنانکه در مَثَل آمده است «قوم جوانمرد، هنگام صبح مرد شریف را میستایند، و عامل به هنگام پاداش، مزدش را کامل و فراوان مییابد». و این آیات، از جمله دلایل اهل سنت و جماعت هستند مبنی براینکه اعمال، بخشی از ایمان میباشند، بر خلاف مرجئه که میگویند: اعمال، در ایمان داخل نیستند. دلالت این آیات بر این مطلب، با آیهای که در سورۀ حدید است، کامل میگردد:﴿سَابِقُوٓاۡ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ﴾ بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که، پهنای آن مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آوردهاند، آماده شده است. پس در آنجا جز ایمان آوردن به خدا و به پیامبرانش، چیزی دیگر را بیان نکرده است. و در اینجا فرمود: (﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) برای پرهیزگاران آماده شده است. سپس پرهیزگاران را با این اعمال و اوصاف بدنی و مالی، توصیف نمود. و این بیانگر آن است پرهیزگارانی که دارای این صفتها هستند، ایشان مؤمناناند.
آل عمران 3:135
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، ربا مخوريد به افزودنهاي پي در پي و ازخداي بترسيد تا رستگار شويد. وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي که براي کافران مهيا شده است. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول اطاعت کنيد تا مگر بر شما رحمت آرند. وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي گيريد براي آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت که ، پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران مهيا شده است. الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن کسان که در توانگري و تنگدستي انفاق مي کنند و خشم خويش فرو مي خورند و از خطاي مردم در مي گذرند خدا نيکوکاران را دوست دارد. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن کسان که چون مرتکب کاري زشت شوند يا به خود ستمي کنند ، خدا را، ياد مي کنند و براي گناهان خويش آمرزش مي خواهند و کيست جز خدا که گناهان را بيامرزد ? و چون به زشتي گناه آگاهند در آنچه مي کردند پاي نفشرند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش اينان آمرزش پروردگارشان است و نيز بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آنجا جاويدانند و چه نيکو است پاداش نيکوکاران.
(130) در مقدمۀ این تفسیر گذشت که شایسته است بنده، اوامر و نواهی خدا را در رابطه با خود و دیگران رعایت کند، و هرگاه خداوند او را به فرمانی دستور داد، نخست بر او واجب است حدود و اندازۀ آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است، بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت، تلاش میکند که آن را انجام دهد و برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به میزان آنچه که توانایی دارد، از خداوند استعانت میطلبد. و نیز هرگاه خداوند از کاری نهی کرد، بنده باید حدود و میزان آن را بداند، و آنچه را که مشمول آن نهی میگردد، بداند، سپس برای ترک آن تلاش نماید و از خداوند یاری بجوید. و شایسته است این رویه، در همۀ اوامر و نواهی خداوند رعایت شود. این آیات دستورات و آداب زیبایی را در بردارند که خداوند به آن دستور داده، و مسلمانان را بر انجام آن تشویق نموده، و پاداش انجامدهندگان آن را بیان کرده است. در این آیات خداوند از چیزهایی نهی کرده، و مسلمانان را تشویق نموده تا آنها را ترک کنند. شاید حکمتِ آوردن این آیات، در اثنای ذکر داستان جنگ احد، این باشد که خداوند بندگان مؤمن خویش را وعده داده است که اگر بردباری نمایند و پرهیزگاری کنند، آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند و آنان را خوار و رسوا میکند، همانطور که فرموده است:﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾ و اگر بردبار باشید و پرهیزگاری کنید، مکر آنان به شما هیچ زیانی نمیرساند. سپس گفت:﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم﴾ آری! اگر بردباری کنید و پرهیزگاری نمایید، و هم اکنون بر شما حملهور شوند، پروردگارتان شما را یاری میکند. انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهیزگاری که باعث پیروزی و رستگاری و سعادت میگردد، علاقهمند شدهاند، پس خداوند در این آیات، مهمترین ویژگیهای پرهیزگاری را بیان کرد. خداوند سه بار کلمۀ «تقوی» را ذکر نمود؛ یک بار به طور مطلق:﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و دو بار بهصورت مقید: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾)، و(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلنَّار﴾) و این بیانگر آن است که، هرگاه عبد مؤمن از این ویژگیها برخوردار گردد، قطعاً از دیگر خصایل و شمایل پرهیزگاری نیز بهرهمند خواهد شد. پس خداوند متعال هرجا از قرآن که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای مؤمنان [چنان کنید، یا چنین نکنید]، بر این دلالت مینماید که ایمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگیزۀ پرهیز از نهی است؛ زیرا ایمان به معنی تصدیق کامل چیزی میباشد که تصدیق آن واجب است، و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است. پس خداوند آنها را از خوردن چندین برابر ربا، نهی کرده است، که اهل جاهلیت به آن عادت کرده بودند، و کسانی که به دستورات شرع توجه نمیکردند، هرگاه زمان سر رسید وام فرا میرسید و فرد بدهکار تنگدست بود، و چیزی از او بهدست نمیآمد، به او میگفتند: یا بدهی و وام را پرداخت کن، و یا اینکه به تو وقت بیشتری میدهیم و باید بدهی بیشتری پرداخت کنی. پس فرد فقیر مجبور میشد که زیر بار بدهی بیشتر برود، و او را با اضافه کردن مبلغی بر بدهی قبلیاش، از پیش خود میراندند. و اینگونه بدهکار، چندین برابر وام پرداخت میکرد بدون اینکه فایدهای از آن ببرد. (﴿أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗ﴾) بیانگر اوج زشتی و قباحت رباخواری، و بیان حکمت حرام بودن آن میباشد. نیز خداوند میخواهد، مردم را از حکمت حرام بودن ربا، آگاه سازد، و اینکه در ربا، ظلم و اجحاف است، به همین دلیل آن را منع کرده است؛ زیرا خداوند واجب گردانیده تا به بدهکاران تنگدست، مهلت داده شود، و بر وامی که بر گردن آنهاست، افزوده نشود. پس ملزم کردن مدیون و بدهکار به پرداخت بیشتر، ستمی دو چندان است، بنابراین مؤمن پرهیزگار باید ربا را ترک کند و نباید به آن نزدیک شود؛ زیرا ترک کردن ربا، از مقتضیات پرهیزگاری است و باید درک کرد که رستگاری، درسایۀ پرهیزگاری حاصل میشود.
(131) بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَوَٱتَّقُواۡ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و از خدا بترسید تا رستگار شوید. و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است؛ یعنی با ترک کردن چیزهایی که سبب داخل شدن به آتش جهنم میگردد، از قبیل: کفر وگناهان گوناگون، از آن آتش بپرهیزید؛ زیرا همۀ گناهان به ویژه گناهان بزرگ، آدمی را به وادی کفر میکشاند، چرا که گناهان از خصلت و عادتهای کافران بوده، و خداوند، آتش جهنم را برای کافران آماده نموده است. پس ترک گناه، آدمی را از آتش جهنم نجات میدهد و از خشم خداوند جبار، مصون میدارد. و انجام کارهای خیر، واطاعت از فرامین الهی، باعث خشنودی خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال میگردد.
(132) بنابراین فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ﴾) و با انجام دستورات و فرامین و پرهیز از نواهی، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) پس اطاعت از خدا و پیامبر، یکی از اسباب حاصل شدن رحمت الهی است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾ و رحمت من، همه چیز را فراگرفته است و آن را برای کسانی که پرهیزگاری پیشه میکنند و زکات میپردازند، مقرر میدارم.
(133) سپس خداوند به آنها دستور میدهد تا به سوی آمرزش وی، و بر خورداری از بهشت او، که فقط پهنای آن به اندازۀ وسعت آسمانها و زمین است ـ چه رسد به طول آن ـ ، بشتابند که خداوند آن را برای پرهیزگاران آماده نموده است. پس پرهیزگاران، اهل بهشتاند و پرهیزگاری و تقوا، انسان را به بهشت میرساند.
(134) سپس خداوند پرهیزگاران و کارهایشان را توصیف نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ ﴾) آنهایی که درحال تنگدستی و توانگری بخشش میکنند؛ اگر توانگر و ثروتمند باشند زیاد بخشش مینمایند، و اگر تنگدست باشند هیچ چیزی از کار خوب را دست کم نمیگیرند، گرچه کم باشد. (﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ﴾) و هرگاه دیگران، آنان را اذیت کنند، و به خشم آیند، به مقتضای طبیعت انسانی، عمل نمیکنند، بلکه آنچه از خشم و ناراحتی که در دل دارند، فرو میبرند، و در برابر کسی که نسبت به آنها بدی کرده است، بردباری مینمایند. (﴿وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ﴾) و عفو کنندگانِ مردم، که شامل گذشت از هر کسی است که با سخن یا عمل نسبت به آنان بدی کرده است. و بخشیدن و گذشت کردن، از فرو خوردن خشم بالاتر است؛ زیرا بخشیدن به معنی مواخذه نکردن و چشم پوشی از فردی است که بدی میکند، و این کار را کسی انجام میدهد که به اخلاق زیبا آراسته باشد، وخویشتن را از اخلاق زشت پاکسازی کرده باشد. چنین کسی با خدا معامله کرده است چون او نسبت به بندگان خدا مهربان و نیکوکار است، و نمیخواهد برای آنان بدی پیش بیاید، و خدا هم از او گذشت مینماید، و پاداش او بر پروردگارِ بزرگوار است، نه بر بندۀ فقیر. همانطور که خداوند فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ یعنی هرکس گذشت نماید و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. سپس به بیان حالتی پرداخت که از دیگر حالات بهتر و بالاتر و بزرگتر است، و آن، احسان و نیکوکاری است، پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. احسان و نیکوکاری بر دو نوع است: احسان در پرستش آفریننده، و احسان به مخلوق. پیامبر صلی الله علیه وسلم احسان در عبادت را، این گونه تفسیر نموده است:(أن تَعبُدَ اللهَ كَأنَّكَ تَرَاهُ فَإن لَم تَكُن تَرَاهُ فِإنَّهُ يَرَاك) احسان؛ یعنی اینکه خداوند را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی همانا او ترا میبیند. و اما احسان به مخلوق؛ یعنی رساندن فایدۀ دینی و دنیوی به آنها، و دور کردن زیان و بدی دینی و دنیوی ازآنان. پس این، شامل امر به معروف و نهی از منکر، و تعلیم جاهل و نادان، و وعظ و نصیحت افراد غافل، و خیرخواهی برای عموم و خصوص، وتلاش برای اتحاد و وحدت کلمۀ مردم، و دادن صدقات و بخششهای واجب و مستحب به آنها میشود. همچنانکه شامل بخشش به مردم، و اذیت نکردن آنها، و تحمل اذیت و آزار آنان نیز میشود. همانطور که خداوند، پرهیزگاران را در این آیات به این ویژگیها توصیف نموده است. پس هرکس این کارها را انجام دهد، به راستی که او حقوق خدا و حق بندگانش را ادا کرده است.
(135) سپس خداوند متعال، عذرخواهی بندگان پرهیزگارش را، از پروردگارشان به خاطر جنایت و گناهانی که مرتکب شدهاند، بیان کرده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواۡ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و اگر اعمال و گناه کبیره از آنها سر بزند، و یا مرتکب گناهان کوچک شوند، توبه کرده و از خدا آمرزش میطلبند، و پروردگارشان، و آنچه گناهکاران به آن تهدید شدهاند، و آنچه پرهیزگاران بدان نوید داده شدهاند را، یاد میکنند. پس، از او میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، و عیبهایشان را بپوشاند؛ چراکه از گناه دست کشیده و از آن پشیمان شدهاند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يُصِرُّواۡ عَلَىٰ مَا فَعَلُواۡ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و با علم و آگاهی [بر زشتی و قباحت گناه]، بر آن اصرار و پا فشاری نمیکنند.
(136) کسانی که دارای این صفات هستند، (﴿جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) پاداششان آمرزش پروردگارشان است، و هر چیزی را که انسان از آن دوری میجوید، از آنان دور میکند. (﴿وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و باغهایی که رودها از زیر درختان آن روان است، و در آن، نعمتِ پایدار و شکوفایی و خرّمی و نشاط، و خیر و شادمانی و قصر و منزلهای زیبا و عالی و درختان پرمیوه است، و جویهای آب زلال در اطراف این مسکنهای زیبا و پاک، روان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) و در آن جاودان هستند، از آن بیرون کرده نمیشوند، و نمیخواهند آن را عوض کنند، و نعمتهایی که در آن است، تغییر نمییابد. (﴿وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) و چه خوب است پاداش اهل عمل که برای خدا عملِ کمی انجام دادند و مزد و پاداش زیادی گرفتند. همچنانکه در مَثَل آمده است «قوم جوانمرد، هنگام صبح مرد شریف را میستایند، و عامل به هنگام پاداش، مزدش را کامل و فراوان مییابد». و این آیات، از جمله دلایل اهل سنت و جماعت هستند مبنی براینکه اعمال، بخشی از ایمان میباشند، بر خلاف مرجئه که میگویند: اعمال، در ایمان داخل نیستند. دلالت این آیات بر این مطلب، با آیهای که در سورۀ حدید است، کامل میگردد:﴿سَابِقُوٓاۡ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ﴾ بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که، پهنای آن مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آوردهاند، آماده شده است. پس در آنجا جز ایمان آوردن به خدا و به پیامبرانش، چیزی دیگر را بیان نکرده است. و در اینجا فرمود: (﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) برای پرهیزگاران آماده شده است. سپس پرهیزگاران را با این اعمال و اوصاف بدنی و مالی، توصیف نمود. و این بیانگر آن است پرهیزگارانی که دارای این صفتها هستند، ایشان مؤمناناند.
آل عمران 3:136
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، ربا مخوريد به افزودنهاي پي در پي و ازخداي بترسيد تا رستگار شويد. وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي که براي کافران مهيا شده است. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول اطاعت کنيد تا مگر بر شما رحمت آرند. وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي گيريد براي آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت که ، پهنايش به قدر همه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران مهيا شده است. الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن کسان که در توانگري و تنگدستي انفاق مي کنند و خشم خويش فرو مي خورند و از خطاي مردم در مي گذرند خدا نيکوکاران را دوست دارد. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن کسان که چون مرتکب کاري زشت شوند يا به خود ستمي کنند ، خدا را، ياد مي کنند و براي گناهان خويش آمرزش مي خواهند و کيست جز خدا که گناهان را بيامرزد ? و چون به زشتي گناه آگاهند در آنچه مي کردند پاي نفشرند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش اينان آمرزش پروردگارشان است و نيز بهشتهايي که در آن نهرها جاري است در آنجا جاويدانند و چه نيکو است پاداش نيکوکاران.
(130) در مقدمۀ این تفسیر گذشت که شایسته است بنده، اوامر و نواهی خدا را در رابطه با خود و دیگران رعایت کند، و هرگاه خداوند او را به فرمانی دستور داد، نخست بر او واجب است حدود و اندازۀ آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است، بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت، تلاش میکند که آن را انجام دهد و برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به میزان آنچه که توانایی دارد، از خداوند استعانت میطلبد. و نیز هرگاه خداوند از کاری نهی کرد، بنده باید حدود و میزان آن را بداند، و آنچه را که مشمول آن نهی میگردد، بداند، سپس برای ترک آن تلاش نماید و از خداوند یاری بجوید. و شایسته است این رویه، در همۀ اوامر و نواهی خداوند رعایت شود. این آیات دستورات و آداب زیبایی را در بردارند که خداوند به آن دستور داده، و مسلمانان را بر انجام آن تشویق نموده، و پاداش انجامدهندگان آن را بیان کرده است. در این آیات خداوند از چیزهایی نهی کرده، و مسلمانان را تشویق نموده تا آنها را ترک کنند. شاید حکمتِ آوردن این آیات، در اثنای ذکر داستان جنگ احد، این باشد که خداوند بندگان مؤمن خویش را وعده داده است که اگر بردباری نمایند و پرهیزگاری کنند، آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند و آنان را خوار و رسوا میکند، همانطور که فرموده است:﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾ و اگر بردبار باشید و پرهیزگاری کنید، مکر آنان به شما هیچ زیانی نمیرساند. سپس گفت:﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم﴾ آری! اگر بردباری کنید و پرهیزگاری نمایید، و هم اکنون بر شما حملهور شوند، پروردگارتان شما را یاری میکند. انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهیزگاری که باعث پیروزی و رستگاری و سعادت میگردد، علاقهمند شدهاند، پس خداوند در این آیات، مهمترین ویژگیهای پرهیزگاری را بیان کرد. خداوند سه بار کلمۀ «تقوی» را ذکر نمود؛ یک بار به طور مطلق:﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و دو بار بهصورت مقید: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾)، و(﴿وَٱتَّقُواۡ ٱلنَّار﴾) و این بیانگر آن است که، هرگاه عبد مؤمن از این ویژگیها برخوردار گردد، قطعاً از دیگر خصایل و شمایل پرهیزگاری نیز بهرهمند خواهد شد. پس خداوند متعال هرجا از قرآن که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای مؤمنان [چنان کنید، یا چنین نکنید]، بر این دلالت مینماید که ایمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگیزۀ پرهیز از نهی است؛ زیرا ایمان به معنی تصدیق کامل چیزی میباشد که تصدیق آن واجب است، و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است. پس خداوند آنها را از خوردن چندین برابر ربا، نهی کرده است، که اهل جاهلیت به آن عادت کرده بودند، و کسانی که به دستورات شرع توجه نمیکردند، هرگاه زمان سر رسید وام فرا میرسید و فرد بدهکار تنگدست بود، و چیزی از او بهدست نمیآمد، به او میگفتند: یا بدهی و وام را پرداخت کن، و یا اینکه به تو وقت بیشتری میدهیم و باید بدهی بیشتری پرداخت کنی. پس فرد فقیر مجبور میشد که زیر بار بدهی بیشتر برود، و او را با اضافه کردن مبلغی بر بدهی قبلیاش، از پیش خود میراندند. و اینگونه بدهکار، چندین برابر وام پرداخت میکرد بدون اینکه فایدهای از آن ببرد. (﴿أَضۡعَٰفٗا مُّضَٰعَفَةٗ﴾) بیانگر اوج زشتی و قباحت رباخواری، و بیان حکمت حرام بودن آن میباشد. نیز خداوند میخواهد، مردم را از حکمت حرام بودن ربا، آگاه سازد، و اینکه در ربا، ظلم و اجحاف است، به همین دلیل آن را منع کرده است؛ زیرا خداوند واجب گردانیده تا به بدهکاران تنگدست، مهلت داده شود، و بر وامی که بر گردن آنهاست، افزوده نشود. پس ملزم کردن مدیون و بدهکار به پرداخت بیشتر، ستمی دو چندان است، بنابراین مؤمن پرهیزگار باید ربا را ترک کند و نباید به آن نزدیک شود؛ زیرا ترک کردن ربا، از مقتضیات پرهیزگاری است و باید درک کرد که رستگاری، درسایۀ پرهیزگاری حاصل میشود.
(131) بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَوَٱتَّقُواۡ ٱلنَّارَ ٱلَّتِيٓ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و از خدا بترسید تا رستگار شوید. و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است؛ یعنی با ترک کردن چیزهایی که سبب داخل شدن به آتش جهنم میگردد، از قبیل: کفر وگناهان گوناگون، از آن آتش بپرهیزید؛ زیرا همۀ گناهان به ویژه گناهان بزرگ، آدمی را به وادی کفر میکشاند، چرا که گناهان از خصلت و عادتهای کافران بوده، و خداوند، آتش جهنم را برای کافران آماده نموده است. پس ترک گناه، آدمی را از آتش جهنم نجات میدهد و از خشم خداوند جبار، مصون میدارد. و انجام کارهای خیر، واطاعت از فرامین الهی، باعث خشنودی خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال میگردد.
(132) بنابراین فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ﴾) و با انجام دستورات و فرامین و پرهیز از نواهی، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) پس اطاعت از خدا و پیامبر، یکی از اسباب حاصل شدن رحمت الهی است، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾ و رحمت من، همه چیز را فراگرفته است و آن را برای کسانی که پرهیزگاری پیشه میکنند و زکات میپردازند، مقرر میدارم.
(133) سپس خداوند به آنها دستور میدهد تا به سوی آمرزش وی، و بر خورداری از بهشت او، که فقط پهنای آن به اندازۀ وسعت آسمانها و زمین است ـ چه رسد به طول آن ـ ، بشتابند که خداوند آن را برای پرهیزگاران آماده نموده است. پس پرهیزگاران، اهل بهشتاند و پرهیزگاری و تقوا، انسان را به بهشت میرساند.
(134) سپس خداوند پرهیزگاران و کارهایشان را توصیف نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ ﴾) آنهایی که درحال تنگدستی و توانگری بخشش میکنند؛ اگر توانگر و ثروتمند باشند زیاد بخشش مینمایند، و اگر تنگدست باشند هیچ چیزی از کار خوب را دست کم نمیگیرند، گرچه کم باشد. (﴿وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ﴾) و هرگاه دیگران، آنان را اذیت کنند، و به خشم آیند، به مقتضای طبیعت انسانی، عمل نمیکنند، بلکه آنچه از خشم و ناراحتی که در دل دارند، فرو میبرند، و در برابر کسی که نسبت به آنها بدی کرده است، بردباری مینمایند. (﴿وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ﴾) و عفو کنندگانِ مردم، که شامل گذشت از هر کسی است که با سخن یا عمل نسبت به آنان بدی کرده است. و بخشیدن و گذشت کردن، از فرو خوردن خشم بالاتر است؛ زیرا بخشیدن به معنی مواخذه نکردن و چشم پوشی از فردی است که بدی میکند، و این کار را کسی انجام میدهد که به اخلاق زیبا آراسته باشد، وخویشتن را از اخلاق زشت پاکسازی کرده باشد. چنین کسی با خدا معامله کرده است چون او نسبت به بندگان خدا مهربان و نیکوکار است، و نمیخواهد برای آنان بدی پیش بیاید، و خدا هم از او گذشت مینماید، و پاداش او بر پروردگارِ بزرگوار است، نه بر بندۀ فقیر. همانطور که خداوند فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ یعنی هرکس گذشت نماید و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. سپس به بیان حالتی پرداخت که از دیگر حالات بهتر و بالاتر و بزرگتر است، و آن، احسان و نیکوکاری است، پس فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. احسان و نیکوکاری بر دو نوع است: احسان در پرستش آفریننده، و احسان به مخلوق. پیامبر صلی الله علیه وسلم احسان در عبادت را، این گونه تفسیر نموده است:(أن تَعبُدَ اللهَ كَأنَّكَ تَرَاهُ فَإن لَم تَكُن تَرَاهُ فِإنَّهُ يَرَاك) احسان؛ یعنی اینکه خداوند را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی همانا او ترا میبیند. و اما احسان به مخلوق؛ یعنی رساندن فایدۀ دینی و دنیوی به آنها، و دور کردن زیان و بدی دینی و دنیوی ازآنان. پس این، شامل امر به معروف و نهی از منکر، و تعلیم جاهل و نادان، و وعظ و نصیحت افراد غافل، و خیرخواهی برای عموم و خصوص، وتلاش برای اتحاد و وحدت کلمۀ مردم، و دادن صدقات و بخششهای واجب و مستحب به آنها میشود. همچنانکه شامل بخشش به مردم، و اذیت نکردن آنها، و تحمل اذیت و آزار آنان نیز میشود. همانطور که خداوند، پرهیزگاران را در این آیات به این ویژگیها توصیف نموده است. پس هرکس این کارها را انجام دهد، به راستی که او حقوق خدا و حق بندگانش را ادا کرده است.
(135) سپس خداوند متعال، عذرخواهی بندگان پرهیزگارش را، از پروردگارشان به خاطر جنایت و گناهانی که مرتکب شدهاند، بیان کرده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواۡ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و اگر اعمال و گناه کبیره از آنها سر بزند، و یا مرتکب گناهان کوچک شوند، توبه کرده و از خدا آمرزش میطلبند، و پروردگارشان، و آنچه گناهکاران به آن تهدید شدهاند، و آنچه پرهیزگاران بدان نوید داده شدهاند را، یاد میکنند. پس، از او میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، و عیبهایشان را بپوشاند؛ چراکه از گناه دست کشیده و از آن پشیمان شدهاند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يُصِرُّواۡ عَلَىٰ مَا فَعَلُواۡ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و با علم و آگاهی [بر زشتی و قباحت گناه]، بر آن اصرار و پا فشاری نمیکنند.
(136) کسانی که دارای این صفات هستند، (﴿جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) پاداششان آمرزش پروردگارشان است، و هر چیزی را که انسان از آن دوری میجوید، از آنان دور میکند. (﴿وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و باغهایی که رودها از زیر درختان آن روان است، و در آن، نعمتِ پایدار و شکوفایی و خرّمی و نشاط، و خیر و شادمانی و قصر و منزلهای زیبا و عالی و درختان پرمیوه است، و جویهای آب زلال در اطراف این مسکنهای زیبا و پاک، روان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) و در آن جاودان هستند، از آن بیرون کرده نمیشوند، و نمیخواهند آن را عوض کنند، و نعمتهایی که در آن است، تغییر نمییابد. (﴿وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) و چه خوب است پاداش اهل عمل که برای خدا عملِ کمی انجام دادند و مزد و پاداش زیادی گرفتند. همچنانکه در مَثَل آمده است «قوم جوانمرد، هنگام صبح مرد شریف را میستایند، و عامل به هنگام پاداش، مزدش را کامل و فراوان مییابد». و این آیات، از جمله دلایل اهل سنت و جماعت هستند مبنی براینکه اعمال، بخشی از ایمان میباشند، بر خلاف مرجئه که میگویند: اعمال، در ایمان داخل نیستند. دلالت این آیات بر این مطلب، با آیهای که در سورۀ حدید است، کامل میگردد:﴿سَابِقُوٓاۡ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ﴾ بشتابید به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که، پهنای آن مانند پهنای آسمان و زمین است، و برای کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آوردهاند، آماده شده است. پس در آنجا جز ایمان آوردن به خدا و به پیامبرانش، چیزی دیگر را بیان نکرده است. و در اینجا فرمود: (﴿أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) برای پرهیزگاران آماده شده است. سپس پرهیزگاران را با این اعمال و اوصاف بدنی و مالی، توصیف نمود. و این بیانگر آن است پرهیزگارانی که دارای این صفتها هستند، ایشان مؤمناناند.
آل عمران 3:137
قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ ، پيش از شما سنتهايي بوده است ، پس بر روي زمين بگرديد و بنگريد که ، پايان کار آنها که پيامبران را به دروغگويي نسبت مي دادند چه بوده است. هَـذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ، اين براي مردم دليلي روشن و براي پرهيزگاران راهنما و اندرزي است.
(137) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُمۡ سُنَنٞ﴾) در این آیۀ کریمه و آیات پس از آن، که در رابطه با جنگ احد نازل شدهاند، خداوند بندگان مؤمنش را دلجویی داده، و به آنها خبر میدهد که پیش از آنها نسلها و امتهایی بوده که مورد آزمایش قرار گرفتهاند، و افراد مؤمن آن امتها، از طریق جنگ با کافران آزمایش شدهاند، و در کشمکش و پیکار با کافران، گاهی پیروز شده و گاهی شکست میخوردند، و در پایان، کار به ضرر و شکست تکذیبکنندگان انجامید، و خداوند، آنها را با پیروز گرداندن پیامبر و پیروانش، خوار و رسوا گرداند. (﴿فَسِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) پس با جسم و دلهایتان در زمین به گردش بپردازید، (﴿فَٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) و شما آنها را نخواهی یافت، مگر اینکه با انواع عقوبتهای دنیوی عذاب داده شده، سرزمینهایشان نابود گردیده، و دچار زیان و خسارت فاحشی شده، و قدرت و حکومت آنها از دست رفته، و افتخار و تکبر و سرکشی ایشان نابود شده است. آیا این بزرگترین دلیل و گواه بر صداقت و راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند، نیست؟ و حکمت الهی چنین است که بندگان خود را آزمایش نماید، تا دروغگو و راستگو را مشخص کند.
(138) بنابراین فرمود: (﴿هَٰذَا بَيَانٞ لِّلنَّاسِ﴾) این [مطالبی که در رابطه با عاقبت و آخرت ستمکاران گذشت] نشانۀ آشکاری است که حق را از باطل، و اهل سعادت را از اهل شقاوت، جدا میسازد. و اشارهایست به آنچه خداوند تکذیبکنندگان را، به آن گرفتار نمود. (﴿وَهُدٗى وَمَوۡعِظَةٞ لِّلۡمُتَّقِينَ﴾) زیرا این پرهیزگاران هستند که از آیات بهره میبرند، و آیات خدا، آنها را به راه رشد و هدایت راهنمایی میکند و از آن پند و اندرز میگیرند، و آنها را از راه فساد و تباهی، باز میدارد. اما برای دیگر مردم، بیان روشنگری است از جانب خدا که بهوسیلۀ آن، حجّت را بر آنان تمام میکند تا هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل هلاک گردد. و احتمال دارد که (﴿هَٰذَا بَيَانٞ لِّلنَّاسِ﴾) اشاره به قرآن بزرگ باشد که حاوی پند و حکمت است، و اینکه قرآن به طور عموم، برای مردم روشنگر است، و بهطور ویژه، مایۀ هدایت و پند و موعظۀ پرهیزگاران است، و هر دو معنی درست است.
آل عمران 3:138
قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ ، پيش از شما سنتهايي بوده است ، پس بر روي زمين بگرديد و بنگريد که ، پايان کار آنها که پيامبران را به دروغگويي نسبت مي دادند چه بوده است. هَـذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ، اين براي مردم دليلي روشن و براي پرهيزگاران راهنما و اندرزي است.
(137) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُمۡ سُنَنٞ﴾) در این آیۀ کریمه و آیات پس از آن، که در رابطه با جنگ احد نازل شدهاند، خداوند بندگان مؤمنش را دلجویی داده، و به آنها خبر میدهد که پیش از آنها نسلها و امتهایی بوده که مورد آزمایش قرار گرفتهاند، و افراد مؤمن آن امتها، از طریق جنگ با کافران آزمایش شدهاند، و در کشمکش و پیکار با کافران، گاهی پیروز شده و گاهی شکست میخوردند، و در پایان، کار به ضرر و شکست تکذیبکنندگان انجامید، و خداوند، آنها را با پیروز گرداندن پیامبر و پیروانش، خوار و رسوا گرداند. (﴿فَسِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) پس با جسم و دلهایتان در زمین به گردش بپردازید، (﴿فَٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) و شما آنها را نخواهی یافت، مگر اینکه با انواع عقوبتهای دنیوی عذاب داده شده، سرزمینهایشان نابود گردیده، و دچار زیان و خسارت فاحشی شده، و قدرت و حکومت آنها از دست رفته، و افتخار و تکبر و سرکشی ایشان نابود شده است. آیا این بزرگترین دلیل و گواه بر صداقت و راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند، نیست؟ و حکمت الهی چنین است که بندگان خود را آزمایش نماید، تا دروغگو و راستگو را مشخص کند.
(138) بنابراین فرمود: (﴿هَٰذَا بَيَانٞ لِّلنَّاسِ﴾) این [مطالبی که در رابطه با عاقبت و آخرت ستمکاران گذشت] نشانۀ آشکاری است که حق را از باطل، و اهل سعادت را از اهل شقاوت، جدا میسازد. و اشارهایست به آنچه خداوند تکذیبکنندگان را، به آن گرفتار نمود. (﴿وَهُدٗى وَمَوۡعِظَةٞ لِّلۡمُتَّقِينَ﴾) زیرا این پرهیزگاران هستند که از آیات بهره میبرند، و آیات خدا، آنها را به راه رشد و هدایت راهنمایی میکند و از آن پند و اندرز میگیرند، و آنها را از راه فساد و تباهی، باز میدارد. اما برای دیگر مردم، بیان روشنگری است از جانب خدا که بهوسیلۀ آن، حجّت را بر آنان تمام میکند تا هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل هلاک گردد. و احتمال دارد که (﴿هَٰذَا بَيَانٞ لِّلنَّاسِ﴾) اشاره به قرآن بزرگ باشد که حاوی پند و حکمت است، و اینکه قرآن به طور عموم، برای مردم روشنگر است، و بهطور ویژه، مایۀ هدایت و پند و موعظۀ پرهیزگاران است، و هر دو معنی درست است.
آل عمران 3:139
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، سستي مکنيد و اندوهگين مباشيد ، زيرا اگر ايمان آورده باشيد شما برتري خواهيد جست. إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ، اگر بر شما زخمي رسيد ، به آن قوم نيز همچنان زخمي رسيده است و اين روزگار است که هر دم آن را به مراد کسي مي گردانيم ، تا خدا کساني را که ايمان آورده اند بشناسد و از شما گواهان گيرد و خدا ستمکاران را دوست ندارد وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ ، و تا مؤمنان را پاکيزه گرداند و کافران را نابود سازد. أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ، آيا مي ، پنداريد که به بهشت خواهيد رفت و حال آنکه هنوز براي خدا معلوم نشده است که از ميان شما چه کساني جهاد مي کنند و چه کساني پايداري مي ورزند ? وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ، پيش از آنکه مرگتان فرا رسد تمناي مرگ مي کرديد ، اينک مرگ را ديديد و در آن مي نگريد.
(139) خداوند مؤمنان را تشویق نموده و ارادههای آنان را تقویت کرده و همتهایشان را بر انگیخته و میفرماید: (﴿وَلَا تَهِنُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ﴾) و به خاطر مصیبتی که برایتان پیش آمد و بلا و آزمایشی که به آن دچار شدید، سست و زبون نشوید، و جسمهایتان ضعیف نگردد، و دلهایتان اندوهگین نشود؛ زیرا غم و اندوهِ قلبی، و سستی و ضعف جسمی، مصیبتی دیگر بر شماست، و باعث تقویت روحیۀ دشمنانتان میشود. بلکه دلهایتان را تقویت کنید، و بردبار باشید، و غم به دلهایتان راه ندهید و برای پیکار با دشمن، محکم و آماده باشید. و خداوند بیان کرد که شایسته نیست غم بخورند و ضعیف شوند؛ زیرا آنها در ایمان به خدا وامید داشتن به یاری و پاداش وی از دشمن، برترند، پس مؤمنِ پرهیزگاری که چشم به پاداش دنیوی و اخروی خدا دوخته است، شایسته نیست غمگین گردد و ضعیف شود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾)
(140) سپس آنها را به خاطر شکستی که خورده بودند، دلجویی داد و حکمتهای بزرگی که بر این شکست مترتب گردید، بیان داشت و فرمود: (﴿إِن يَمۡسَسۡكُمۡ قَرۡحٞ فَقَدۡ مَسَّ ٱلۡقَوۡمَ قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥ﴾) پس شما و آنان در زخمی شدن برابر هستید، ولی شما امید به رحم و لطف خداوند دارید، که آنها آن را ندارند. همانطور که خداوند متعال فرمود:﴿إِن تَكُونُواۡ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَ﴾ اگر شما زخمی میشوید، آنها هم همانطور که شما دردمند میگردید، دردمند میشوند، و شما به خدا امیدی دارید که آنها ندارند. یکی از حکمتهای شکست این است که خداوند پیروزی و سربلندی و سرای دنیا را هم به کافر میبخشد، و هم به مؤمن، و هم به نیکوکار میدهد، و هم به فاسق. پس خداوند این روزها را میان مردم دست به دست میگرداند؛ یک روز به نفع گروهی میچرخد، و روز دیگر به نفع گروهی دیگر؛ زیرا زندگی این دنیا به پایان میرسد، به خلاف جهان آخرت که فقط برای کسانی است که ایمان آوردهاند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و نیز یکی از حکمتهای شکست مؤمن، و مورد آزمایش قرار گرفتن آنها، این است که مؤمن و منافق مشخص گردند؛ زیرا اگر همواره مؤمنان در همۀ واقعهها و جنگها پیروز شوند، افرادی وارد اسلام میگردند که قلباً آن را نمیخواهند. پس اگر در بعضی جنگها آزمایش و شکستی پیش بیاید، مؤمن حقیقی که در خوشی و ناخوشی و در تنگدستی و توانگری به اسلام علاقهمند است، مشخص میشود، و نیز کسی که چنین نیست، مشخص میگردد. (﴿وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَ﴾) این نیز یکی از حکمتهای شکست در جنگ است؛ زیرا شهادت در پیشگاه خداوند، بالاترین مقام و مرتبه است، و راهی برای رسیدن به شهادت نیست، مگر اینکه اسباب آن فراهم شود. پس این رحمت خداست نسبت به بندگان مؤمنش، که اسبابی را برای آنان مقدّر ساخت که نفس آدمی آن را خوش نمیدارد، تا آنان را به منازل عالی و نعمتهای ماندگار و جاویدان که به آن علاقهمندند، برساند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند ستمکاران را دوست ندارد. کسانی که بر خود ستم کردند، و در راه خدا نجنگیدند، و در خانههایشان نشستند. گویا این اشارهای است به ذم و نکوهش منافقین، و اینکه آنان در نزد خدای متعال مبغوضاند؛ و به همین سبب، آنها را ازجنگیدن در راه خویش بازداشت. ﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾ و اگر میخواستند برای جنگ بیرون بروند، ساز و برگ جنگ را آماده میکردند. لیکن خداوند بیرون آمدن آنان را به منظور رفتن به جنگ، دوست نداشت، و آنان را [از این کار] بازداشت، و به آنان گفته شد:«همراه با بازنشستگان بنشینید».
(141) (﴿وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و این نیز از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان است، که خداوند بدین وسیله آنان را از عیبها و گناهانشان پاک مینماید. این بیانگر آن است که شهادت و پیکار در راه خدا، کفارۀ گناهان است، و گناهان و عیبها را دور مینماید. و نیز خداوند مؤمنان را از منافقان جدا نموده، و صفِ مؤمنان را، از صف آنها متمایز میگرداند. و یکی از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان، این است که خداوند کافران را تباه میسازد؛ یعنی سبب تباهی و ریشهکن شدن آنها میشود، و آنها را در همین دنیا، به عقاب خویش گرفتار میکند؛ زیرا کافران وقتی پیروز شوند، فساد و تباهی میکنند، و بر سرکشی خود میافزایند و سزاوار میگردند که عذاب و سزایشان زود فرا برسد. و این به خاطر رحمت خداوند نسبت به بندگان مؤمنش است.
(142) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) این، استفهام انکاری است؛ یعنی گمان نبرید، و به خاطرتان نیاید که شما بدون مشقت و تحمل سختی در راه خدا و طلب خشنودی او، وارد بهشت شوید. بهشت بالاترین خواستۀ مؤمن بوده، و برترین چیزی است که علاقهمندان برای بهدست آوردن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. و هراندازه خواسته بزرگتر باشد، وسیله و کاری که انسان را به آن میرساند، بزرگتر خواهد بود. پس به آسایش نمیتوان رسید، مگر با ترک راحتی، و نعمت را نمیتوان دریافت مگر با ترک نعمت. اما ناراحتیهای دنیا که در راه خدا به بنده میرسد، هنگامی که نفس به آنها عادت کرد و سرانجام آن را دانست، این ناراحتیها در نزد صاحبان بصیرت به بخششی تبدیل میشوند که از رویارویی با آنها خوشحال میشوند و هیچ اهمیتی به آنها نمیدهند، و این فضل خداست که به هرکس بخواهد، میدهد.
(143) سپس خداوند آنها را به سبب آرزویی که در دل داشتند، و در پی رسیدن به آن بودند، و در این رهگذر بیصبری نمودند، سرزنش کرد و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ كُنتُمۡ تَمَنَّوۡنَ ٱلۡمَوۡتَ مِن قَبۡلِ أَن تَلۡقَوۡهُ﴾) زیرا بسیاری از اصحاب؛ همان کسانی که نتوانسته بودند در جنگ بدر شرکت کنند، آرزو داشتند خداوند آنها را در صحنۀ جنگی حاضر کند، تا تلاش خود را مبذول دارند. خداوند متعال به آنها فرمود: (﴿فَقَدۡ رَأَيۡتُمُوه﴾) و آنچه را که آرزو کرده بودید با چشمهایتان دیدید، (﴿وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ﴾) پس چرا بردباری نکردید؟ زیرا این حالت خوب نیست، به ویژه برای کسی که آن را تمنا کرده، و آنچه را آرزو کرده، حاصل شده است، بلکه بر او لازم است تا آنچه را که در توان دارد، در این مورد صرف نماید. و این آیه، دلیلی است بر اینکه آرزوی شهادت مکروه نیست؛ زیرا خداوند آنها را به خاطر آرزویی که کرده بودند، ملامت ننمود و بر آنان اعتراض نکرد، بلکه به خاطر جامۀ عمل نپوشاندن به آرزویشان بر آنها اعتراض کرد. و الله اعلم.
آل عمران 3:140
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، سستي مکنيد و اندوهگين مباشيد ، زيرا اگر ايمان آورده باشيد شما برتري خواهيد جست. إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ، اگر بر شما زخمي رسيد ، به آن قوم نيز همچنان زخمي رسيده است و اين روزگار است که هر دم آن را به مراد کسي مي گردانيم ، تا خدا کساني را که ايمان آورده اند بشناسد و از شما گواهان گيرد و خدا ستمکاران را دوست ندارد وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ ، و تا مؤمنان را پاکيزه گرداند و کافران را نابود سازد. أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ، آيا مي ، پنداريد که به بهشت خواهيد رفت و حال آنکه هنوز براي خدا معلوم نشده است که از ميان شما چه کساني جهاد مي کنند و چه کساني پايداري مي ورزند ? وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ، پيش از آنکه مرگتان فرا رسد تمناي مرگ مي کرديد ، اينک مرگ را ديديد و در آن مي نگريد.
(139) خداوند مؤمنان را تشویق نموده و ارادههای آنان را تقویت کرده و همتهایشان را بر انگیخته و میفرماید: (﴿وَلَا تَهِنُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ﴾) و به خاطر مصیبتی که برایتان پیش آمد و بلا و آزمایشی که به آن دچار شدید، سست و زبون نشوید، و جسمهایتان ضعیف نگردد، و دلهایتان اندوهگین نشود؛ زیرا غم و اندوهِ قلبی، و سستی و ضعف جسمی، مصیبتی دیگر بر شماست، و باعث تقویت روحیۀ دشمنانتان میشود. بلکه دلهایتان را تقویت کنید، و بردبار باشید، و غم به دلهایتان راه ندهید و برای پیکار با دشمن، محکم و آماده باشید. و خداوند بیان کرد که شایسته نیست غم بخورند و ضعیف شوند؛ زیرا آنها در ایمان به خدا وامید داشتن به یاری و پاداش وی از دشمن، برترند، پس مؤمنِ پرهیزگاری که چشم به پاداش دنیوی و اخروی خدا دوخته است، شایسته نیست غمگین گردد و ضعیف شود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾)
(140) سپس آنها را به خاطر شکستی که خورده بودند، دلجویی داد و حکمتهای بزرگی که بر این شکست مترتب گردید، بیان داشت و فرمود: (﴿إِن يَمۡسَسۡكُمۡ قَرۡحٞ فَقَدۡ مَسَّ ٱلۡقَوۡمَ قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥ﴾) پس شما و آنان در زخمی شدن برابر هستید، ولی شما امید به رحم و لطف خداوند دارید، که آنها آن را ندارند. همانطور که خداوند متعال فرمود:﴿إِن تَكُونُواۡ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَ﴾ اگر شما زخمی میشوید، آنها هم همانطور که شما دردمند میگردید، دردمند میشوند، و شما به خدا امیدی دارید که آنها ندارند. یکی از حکمتهای شکست این است که خداوند پیروزی و سربلندی و سرای دنیا را هم به کافر میبخشد، و هم به مؤمن، و هم به نیکوکار میدهد، و هم به فاسق. پس خداوند این روزها را میان مردم دست به دست میگرداند؛ یک روز به نفع گروهی میچرخد، و روز دیگر به نفع گروهی دیگر؛ زیرا زندگی این دنیا به پایان میرسد، به خلاف جهان آخرت که فقط برای کسانی است که ایمان آوردهاند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و نیز یکی از حکمتهای شکست مؤمن، و مورد آزمایش قرار گرفتن آنها، این است که مؤمن و منافق مشخص گردند؛ زیرا اگر همواره مؤمنان در همۀ واقعهها و جنگها پیروز شوند، افرادی وارد اسلام میگردند که قلباً آن را نمیخواهند. پس اگر در بعضی جنگها آزمایش و شکستی پیش بیاید، مؤمن حقیقی که در خوشی و ناخوشی و در تنگدستی و توانگری به اسلام علاقهمند است، مشخص میشود، و نیز کسی که چنین نیست، مشخص میگردد. (﴿وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَ﴾) این نیز یکی از حکمتهای شکست در جنگ است؛ زیرا شهادت در پیشگاه خداوند، بالاترین مقام و مرتبه است، و راهی برای رسیدن به شهادت نیست، مگر اینکه اسباب آن فراهم شود. پس این رحمت خداست نسبت به بندگان مؤمنش، که اسبابی را برای آنان مقدّر ساخت که نفس آدمی آن را خوش نمیدارد، تا آنان را به منازل عالی و نعمتهای ماندگار و جاویدان که به آن علاقهمندند، برساند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند ستمکاران را دوست ندارد. کسانی که بر خود ستم کردند، و در راه خدا نجنگیدند، و در خانههایشان نشستند. گویا این اشارهای است به ذم و نکوهش منافقین، و اینکه آنان در نزد خدای متعال مبغوضاند؛ و به همین سبب، آنها را ازجنگیدن در راه خویش بازداشت. ﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾ و اگر میخواستند برای جنگ بیرون بروند، ساز و برگ جنگ را آماده میکردند. لیکن خداوند بیرون آمدن آنان را به منظور رفتن به جنگ، دوست نداشت، و آنان را [از این کار] بازداشت، و به آنان گفته شد:«همراه با بازنشستگان بنشینید».
(141) (﴿وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و این نیز از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان است، که خداوند بدین وسیله آنان را از عیبها و گناهانشان پاک مینماید. این بیانگر آن است که شهادت و پیکار در راه خدا، کفارۀ گناهان است، و گناهان و عیبها را دور مینماید. و نیز خداوند مؤمنان را از منافقان جدا نموده، و صفِ مؤمنان را، از صف آنها متمایز میگرداند. و یکی از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان، این است که خداوند کافران را تباه میسازد؛ یعنی سبب تباهی و ریشهکن شدن آنها میشود، و آنها را در همین دنیا، به عقاب خویش گرفتار میکند؛ زیرا کافران وقتی پیروز شوند، فساد و تباهی میکنند، و بر سرکشی خود میافزایند و سزاوار میگردند که عذاب و سزایشان زود فرا برسد. و این به خاطر رحمت خداوند نسبت به بندگان مؤمنش است.
(142) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) این، استفهام انکاری است؛ یعنی گمان نبرید، و به خاطرتان نیاید که شما بدون مشقت و تحمل سختی در راه خدا و طلب خشنودی او، وارد بهشت شوید. بهشت بالاترین خواستۀ مؤمن بوده، و برترین چیزی است که علاقهمندان برای بهدست آوردن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. و هراندازه خواسته بزرگتر باشد، وسیله و کاری که انسان را به آن میرساند، بزرگتر خواهد بود. پس به آسایش نمیتوان رسید، مگر با ترک راحتی، و نعمت را نمیتوان دریافت مگر با ترک نعمت. اما ناراحتیهای دنیا که در راه خدا به بنده میرسد، هنگامی که نفس به آنها عادت کرد و سرانجام آن را دانست، این ناراحتیها در نزد صاحبان بصیرت به بخششی تبدیل میشوند که از رویارویی با آنها خوشحال میشوند و هیچ اهمیتی به آنها نمیدهند، و این فضل خداست که به هرکس بخواهد، میدهد.
(143) سپس خداوند آنها را به سبب آرزویی که در دل داشتند، و در پی رسیدن به آن بودند، و در این رهگذر بیصبری نمودند، سرزنش کرد و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ كُنتُمۡ تَمَنَّوۡنَ ٱلۡمَوۡتَ مِن قَبۡلِ أَن تَلۡقَوۡهُ﴾) زیرا بسیاری از اصحاب؛ همان کسانی که نتوانسته بودند در جنگ بدر شرکت کنند، آرزو داشتند خداوند آنها را در صحنۀ جنگی حاضر کند، تا تلاش خود را مبذول دارند. خداوند متعال به آنها فرمود: (﴿فَقَدۡ رَأَيۡتُمُوه﴾) و آنچه را که آرزو کرده بودید با چشمهایتان دیدید، (﴿وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ﴾) پس چرا بردباری نکردید؟ زیرا این حالت خوب نیست، به ویژه برای کسی که آن را تمنا کرده، و آنچه را آرزو کرده، حاصل شده است، بلکه بر او لازم است تا آنچه را که در توان دارد، در این مورد صرف نماید. و این آیه، دلیلی است بر اینکه آرزوی شهادت مکروه نیست؛ زیرا خداوند آنها را به خاطر آرزویی که کرده بودند، ملامت ننمود و بر آنان اعتراض نکرد، بلکه به خاطر جامۀ عمل نپوشاندن به آرزویشان بر آنها اعتراض کرد. و الله اعلم.
آل عمران 3:141
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، سستي مکنيد و اندوهگين مباشيد ، زيرا اگر ايمان آورده باشيد شما برتري خواهيد جست. إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ، اگر بر شما زخمي رسيد ، به آن قوم نيز همچنان زخمي رسيده است و اين روزگار است که هر دم آن را به مراد کسي مي گردانيم ، تا خدا کساني را که ايمان آورده اند بشناسد و از شما گواهان گيرد و خدا ستمکاران را دوست ندارد وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ ، و تا مؤمنان را پاکيزه گرداند و کافران را نابود سازد. أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ، آيا مي ، پنداريد که به بهشت خواهيد رفت و حال آنکه هنوز براي خدا معلوم نشده است که از ميان شما چه کساني جهاد مي کنند و چه کساني پايداري مي ورزند ? وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ، پيش از آنکه مرگتان فرا رسد تمناي مرگ مي کرديد ، اينک مرگ را ديديد و در آن مي نگريد.
(139) خداوند مؤمنان را تشویق نموده و ارادههای آنان را تقویت کرده و همتهایشان را بر انگیخته و میفرماید: (﴿وَلَا تَهِنُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ﴾) و به خاطر مصیبتی که برایتان پیش آمد و بلا و آزمایشی که به آن دچار شدید، سست و زبون نشوید، و جسمهایتان ضعیف نگردد، و دلهایتان اندوهگین نشود؛ زیرا غم و اندوهِ قلبی، و سستی و ضعف جسمی، مصیبتی دیگر بر شماست، و باعث تقویت روحیۀ دشمنانتان میشود. بلکه دلهایتان را تقویت کنید، و بردبار باشید، و غم به دلهایتان راه ندهید و برای پیکار با دشمن، محکم و آماده باشید. و خداوند بیان کرد که شایسته نیست غم بخورند و ضعیف شوند؛ زیرا آنها در ایمان به خدا وامید داشتن به یاری و پاداش وی از دشمن، برترند، پس مؤمنِ پرهیزگاری که چشم به پاداش دنیوی و اخروی خدا دوخته است، شایسته نیست غمگین گردد و ضعیف شود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾)
(140) سپس آنها را به خاطر شکستی که خورده بودند، دلجویی داد و حکمتهای بزرگی که بر این شکست مترتب گردید، بیان داشت و فرمود: (﴿إِن يَمۡسَسۡكُمۡ قَرۡحٞ فَقَدۡ مَسَّ ٱلۡقَوۡمَ قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥ﴾) پس شما و آنان در زخمی شدن برابر هستید، ولی شما امید به رحم و لطف خداوند دارید، که آنها آن را ندارند. همانطور که خداوند متعال فرمود:﴿إِن تَكُونُواۡ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَ﴾ اگر شما زخمی میشوید، آنها هم همانطور که شما دردمند میگردید، دردمند میشوند، و شما به خدا امیدی دارید که آنها ندارند. یکی از حکمتهای شکست این است که خداوند پیروزی و سربلندی و سرای دنیا را هم به کافر میبخشد، و هم به مؤمن، و هم به نیکوکار میدهد، و هم به فاسق. پس خداوند این روزها را میان مردم دست به دست میگرداند؛ یک روز به نفع گروهی میچرخد، و روز دیگر به نفع گروهی دیگر؛ زیرا زندگی این دنیا به پایان میرسد، به خلاف جهان آخرت که فقط برای کسانی است که ایمان آوردهاند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و نیز یکی از حکمتهای شکست مؤمن، و مورد آزمایش قرار گرفتن آنها، این است که مؤمن و منافق مشخص گردند؛ زیرا اگر همواره مؤمنان در همۀ واقعهها و جنگها پیروز شوند، افرادی وارد اسلام میگردند که قلباً آن را نمیخواهند. پس اگر در بعضی جنگها آزمایش و شکستی پیش بیاید، مؤمن حقیقی که در خوشی و ناخوشی و در تنگدستی و توانگری به اسلام علاقهمند است، مشخص میشود، و نیز کسی که چنین نیست، مشخص میگردد. (﴿وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَ﴾) این نیز یکی از حکمتهای شکست در جنگ است؛ زیرا شهادت در پیشگاه خداوند، بالاترین مقام و مرتبه است، و راهی برای رسیدن به شهادت نیست، مگر اینکه اسباب آن فراهم شود. پس این رحمت خداست نسبت به بندگان مؤمنش، که اسبابی را برای آنان مقدّر ساخت که نفس آدمی آن را خوش نمیدارد، تا آنان را به منازل عالی و نعمتهای ماندگار و جاویدان که به آن علاقهمندند، برساند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند ستمکاران را دوست ندارد. کسانی که بر خود ستم کردند، و در راه خدا نجنگیدند، و در خانههایشان نشستند. گویا این اشارهای است به ذم و نکوهش منافقین، و اینکه آنان در نزد خدای متعال مبغوضاند؛ و به همین سبب، آنها را ازجنگیدن در راه خویش بازداشت. ﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾ و اگر میخواستند برای جنگ بیرون بروند، ساز و برگ جنگ را آماده میکردند. لیکن خداوند بیرون آمدن آنان را به منظور رفتن به جنگ، دوست نداشت، و آنان را [از این کار] بازداشت، و به آنان گفته شد:«همراه با بازنشستگان بنشینید».
(141) (﴿وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و این نیز از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان است، که خداوند بدین وسیله آنان را از عیبها و گناهانشان پاک مینماید. این بیانگر آن است که شهادت و پیکار در راه خدا، کفارۀ گناهان است، و گناهان و عیبها را دور مینماید. و نیز خداوند مؤمنان را از منافقان جدا نموده، و صفِ مؤمنان را، از صف آنها متمایز میگرداند. و یکی از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان، این است که خداوند کافران را تباه میسازد؛ یعنی سبب تباهی و ریشهکن شدن آنها میشود، و آنها را در همین دنیا، به عقاب خویش گرفتار میکند؛ زیرا کافران وقتی پیروز شوند، فساد و تباهی میکنند، و بر سرکشی خود میافزایند و سزاوار میگردند که عذاب و سزایشان زود فرا برسد. و این به خاطر رحمت خداوند نسبت به بندگان مؤمنش است.
(142) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) این، استفهام انکاری است؛ یعنی گمان نبرید، و به خاطرتان نیاید که شما بدون مشقت و تحمل سختی در راه خدا و طلب خشنودی او، وارد بهشت شوید. بهشت بالاترین خواستۀ مؤمن بوده، و برترین چیزی است که علاقهمندان برای بهدست آوردن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. و هراندازه خواسته بزرگتر باشد، وسیله و کاری که انسان را به آن میرساند، بزرگتر خواهد بود. پس به آسایش نمیتوان رسید، مگر با ترک راحتی، و نعمت را نمیتوان دریافت مگر با ترک نعمت. اما ناراحتیهای دنیا که در راه خدا به بنده میرسد، هنگامی که نفس به آنها عادت کرد و سرانجام آن را دانست، این ناراحتیها در نزد صاحبان بصیرت به بخششی تبدیل میشوند که از رویارویی با آنها خوشحال میشوند و هیچ اهمیتی به آنها نمیدهند، و این فضل خداست که به هرکس بخواهد، میدهد.
(143) سپس خداوند آنها را به سبب آرزویی که در دل داشتند، و در پی رسیدن به آن بودند، و در این رهگذر بیصبری نمودند، سرزنش کرد و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ كُنتُمۡ تَمَنَّوۡنَ ٱلۡمَوۡتَ مِن قَبۡلِ أَن تَلۡقَوۡهُ﴾) زیرا بسیاری از اصحاب؛ همان کسانی که نتوانسته بودند در جنگ بدر شرکت کنند، آرزو داشتند خداوند آنها را در صحنۀ جنگی حاضر کند، تا تلاش خود را مبذول دارند. خداوند متعال به آنها فرمود: (﴿فَقَدۡ رَأَيۡتُمُوه﴾) و آنچه را که آرزو کرده بودید با چشمهایتان دیدید، (﴿وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ﴾) پس چرا بردباری نکردید؟ زیرا این حالت خوب نیست، به ویژه برای کسی که آن را تمنا کرده، و آنچه را آرزو کرده، حاصل شده است، بلکه بر او لازم است تا آنچه را که در توان دارد، در این مورد صرف نماید. و این آیه، دلیلی است بر اینکه آرزوی شهادت مکروه نیست؛ زیرا خداوند آنها را به خاطر آرزویی که کرده بودند، ملامت ننمود و بر آنان اعتراض نکرد، بلکه به خاطر جامۀ عمل نپوشاندن به آرزویشان بر آنها اعتراض کرد. و الله اعلم.
آل عمران 3:142
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، سستي مکنيد و اندوهگين مباشيد ، زيرا اگر ايمان آورده باشيد شما برتري خواهيد جست. إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ، اگر بر شما زخمي رسيد ، به آن قوم نيز همچنان زخمي رسيده است و اين روزگار است که هر دم آن را به مراد کسي مي گردانيم ، تا خدا کساني را که ايمان آورده اند بشناسد و از شما گواهان گيرد و خدا ستمکاران را دوست ندارد وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ ، و تا مؤمنان را پاکيزه گرداند و کافران را نابود سازد. أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ، آيا مي ، پنداريد که به بهشت خواهيد رفت و حال آنکه هنوز براي خدا معلوم نشده است که از ميان شما چه کساني جهاد مي کنند و چه کساني پايداري مي ورزند ? وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ، پيش از آنکه مرگتان فرا رسد تمناي مرگ مي کرديد ، اينک مرگ را ديديد و در آن مي نگريد.
(139) خداوند مؤمنان را تشویق نموده و ارادههای آنان را تقویت کرده و همتهایشان را بر انگیخته و میفرماید: (﴿وَلَا تَهِنُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ﴾) و به خاطر مصیبتی که برایتان پیش آمد و بلا و آزمایشی که به آن دچار شدید، سست و زبون نشوید، و جسمهایتان ضعیف نگردد، و دلهایتان اندوهگین نشود؛ زیرا غم و اندوهِ قلبی، و سستی و ضعف جسمی، مصیبتی دیگر بر شماست، و باعث تقویت روحیۀ دشمنانتان میشود. بلکه دلهایتان را تقویت کنید، و بردبار باشید، و غم به دلهایتان راه ندهید و برای پیکار با دشمن، محکم و آماده باشید. و خداوند بیان کرد که شایسته نیست غم بخورند و ضعیف شوند؛ زیرا آنها در ایمان به خدا وامید داشتن به یاری و پاداش وی از دشمن، برترند، پس مؤمنِ پرهیزگاری که چشم به پاداش دنیوی و اخروی خدا دوخته است، شایسته نیست غمگین گردد و ضعیف شود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾)
(140) سپس آنها را به خاطر شکستی که خورده بودند، دلجویی داد و حکمتهای بزرگی که بر این شکست مترتب گردید، بیان داشت و فرمود: (﴿إِن يَمۡسَسۡكُمۡ قَرۡحٞ فَقَدۡ مَسَّ ٱلۡقَوۡمَ قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥ﴾) پس شما و آنان در زخمی شدن برابر هستید، ولی شما امید به رحم و لطف خداوند دارید، که آنها آن را ندارند. همانطور که خداوند متعال فرمود:﴿إِن تَكُونُواۡ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَ﴾ اگر شما زخمی میشوید، آنها هم همانطور که شما دردمند میگردید، دردمند میشوند، و شما به خدا امیدی دارید که آنها ندارند. یکی از حکمتهای شکست این است که خداوند پیروزی و سربلندی و سرای دنیا را هم به کافر میبخشد، و هم به مؤمن، و هم به نیکوکار میدهد، و هم به فاسق. پس خداوند این روزها را میان مردم دست به دست میگرداند؛ یک روز به نفع گروهی میچرخد، و روز دیگر به نفع گروهی دیگر؛ زیرا زندگی این دنیا به پایان میرسد، به خلاف جهان آخرت که فقط برای کسانی است که ایمان آوردهاند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و نیز یکی از حکمتهای شکست مؤمن، و مورد آزمایش قرار گرفتن آنها، این است که مؤمن و منافق مشخص گردند؛ زیرا اگر همواره مؤمنان در همۀ واقعهها و جنگها پیروز شوند، افرادی وارد اسلام میگردند که قلباً آن را نمیخواهند. پس اگر در بعضی جنگها آزمایش و شکستی پیش بیاید، مؤمن حقیقی که در خوشی و ناخوشی و در تنگدستی و توانگری به اسلام علاقهمند است، مشخص میشود، و نیز کسی که چنین نیست، مشخص میگردد. (﴿وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَ﴾) این نیز یکی از حکمتهای شکست در جنگ است؛ زیرا شهادت در پیشگاه خداوند، بالاترین مقام و مرتبه است، و راهی برای رسیدن به شهادت نیست، مگر اینکه اسباب آن فراهم شود. پس این رحمت خداست نسبت به بندگان مؤمنش، که اسبابی را برای آنان مقدّر ساخت که نفس آدمی آن را خوش نمیدارد، تا آنان را به منازل عالی و نعمتهای ماندگار و جاویدان که به آن علاقهمندند، برساند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند ستمکاران را دوست ندارد. کسانی که بر خود ستم کردند، و در راه خدا نجنگیدند، و در خانههایشان نشستند. گویا این اشارهای است به ذم و نکوهش منافقین، و اینکه آنان در نزد خدای متعال مبغوضاند؛ و به همین سبب، آنها را ازجنگیدن در راه خویش بازداشت. ﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾ و اگر میخواستند برای جنگ بیرون بروند، ساز و برگ جنگ را آماده میکردند. لیکن خداوند بیرون آمدن آنان را به منظور رفتن به جنگ، دوست نداشت، و آنان را [از این کار] بازداشت، و به آنان گفته شد:«همراه با بازنشستگان بنشینید».
(141) (﴿وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و این نیز از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان است، که خداوند بدین وسیله آنان را از عیبها و گناهانشان پاک مینماید. این بیانگر آن است که شهادت و پیکار در راه خدا، کفارۀ گناهان است، و گناهان و عیبها را دور مینماید. و نیز خداوند مؤمنان را از منافقان جدا نموده، و صفِ مؤمنان را، از صف آنها متمایز میگرداند. و یکی از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان، این است که خداوند کافران را تباه میسازد؛ یعنی سبب تباهی و ریشهکن شدن آنها میشود، و آنها را در همین دنیا، به عقاب خویش گرفتار میکند؛ زیرا کافران وقتی پیروز شوند، فساد و تباهی میکنند، و بر سرکشی خود میافزایند و سزاوار میگردند که عذاب و سزایشان زود فرا برسد. و این به خاطر رحمت خداوند نسبت به بندگان مؤمنش است.
(142) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) این، استفهام انکاری است؛ یعنی گمان نبرید، و به خاطرتان نیاید که شما بدون مشقت و تحمل سختی در راه خدا و طلب خشنودی او، وارد بهشت شوید. بهشت بالاترین خواستۀ مؤمن بوده، و برترین چیزی است که علاقهمندان برای بهدست آوردن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. و هراندازه خواسته بزرگتر باشد، وسیله و کاری که انسان را به آن میرساند، بزرگتر خواهد بود. پس به آسایش نمیتوان رسید، مگر با ترک راحتی، و نعمت را نمیتوان دریافت مگر با ترک نعمت. اما ناراحتیهای دنیا که در راه خدا به بنده میرسد، هنگامی که نفس به آنها عادت کرد و سرانجام آن را دانست، این ناراحتیها در نزد صاحبان بصیرت به بخششی تبدیل میشوند که از رویارویی با آنها خوشحال میشوند و هیچ اهمیتی به آنها نمیدهند، و این فضل خداست که به هرکس بخواهد، میدهد.
(143) سپس خداوند آنها را به سبب آرزویی که در دل داشتند، و در پی رسیدن به آن بودند، و در این رهگذر بیصبری نمودند، سرزنش کرد و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ كُنتُمۡ تَمَنَّوۡنَ ٱلۡمَوۡتَ مِن قَبۡلِ أَن تَلۡقَوۡهُ﴾) زیرا بسیاری از اصحاب؛ همان کسانی که نتوانسته بودند در جنگ بدر شرکت کنند، آرزو داشتند خداوند آنها را در صحنۀ جنگی حاضر کند، تا تلاش خود را مبذول دارند. خداوند متعال به آنها فرمود: (﴿فَقَدۡ رَأَيۡتُمُوه﴾) و آنچه را که آرزو کرده بودید با چشمهایتان دیدید، (﴿وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ﴾) پس چرا بردباری نکردید؟ زیرا این حالت خوب نیست، به ویژه برای کسی که آن را تمنا کرده، و آنچه را آرزو کرده، حاصل شده است، بلکه بر او لازم است تا آنچه را که در توان دارد، در این مورد صرف نماید. و این آیه، دلیلی است بر اینکه آرزوی شهادت مکروه نیست؛ زیرا خداوند آنها را به خاطر آرزویی که کرده بودند، ملامت ننمود و بر آنان اعتراض نکرد، بلکه به خاطر جامۀ عمل نپوشاندن به آرزویشان بر آنها اعتراض کرد. و الله اعلم.
آل عمران 3:143
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، سستي مکنيد و اندوهگين مباشيد ، زيرا اگر ايمان آورده باشيد شما برتري خواهيد جست. إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ، اگر بر شما زخمي رسيد ، به آن قوم نيز همچنان زخمي رسيده است و اين روزگار است که هر دم آن را به مراد کسي مي گردانيم ، تا خدا کساني را که ايمان آورده اند بشناسد و از شما گواهان گيرد و خدا ستمکاران را دوست ندارد وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ ، و تا مؤمنان را پاکيزه گرداند و کافران را نابود سازد. أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ، آيا مي ، پنداريد که به بهشت خواهيد رفت و حال آنکه هنوز براي خدا معلوم نشده است که از ميان شما چه کساني جهاد مي کنند و چه کساني پايداري مي ورزند ? وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ، پيش از آنکه مرگتان فرا رسد تمناي مرگ مي کرديد ، اينک مرگ را ديديد و در آن مي نگريد.
(139) خداوند مؤمنان را تشویق نموده و ارادههای آنان را تقویت کرده و همتهایشان را بر انگیخته و میفرماید: (﴿وَلَا تَهِنُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ﴾) و به خاطر مصیبتی که برایتان پیش آمد و بلا و آزمایشی که به آن دچار شدید، سست و زبون نشوید، و جسمهایتان ضعیف نگردد، و دلهایتان اندوهگین نشود؛ زیرا غم و اندوهِ قلبی، و سستی و ضعف جسمی، مصیبتی دیگر بر شماست، و باعث تقویت روحیۀ دشمنانتان میشود. بلکه دلهایتان را تقویت کنید، و بردبار باشید، و غم به دلهایتان راه ندهید و برای پیکار با دشمن، محکم و آماده باشید. و خداوند بیان کرد که شایسته نیست غم بخورند و ضعیف شوند؛ زیرا آنها در ایمان به خدا وامید داشتن به یاری و پاداش وی از دشمن، برترند، پس مؤمنِ پرهیزگاری که چشم به پاداش دنیوی و اخروی خدا دوخته است، شایسته نیست غمگین گردد و ضعیف شود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾)
(140) سپس آنها را به خاطر شکستی که خورده بودند، دلجویی داد و حکمتهای بزرگی که بر این شکست مترتب گردید، بیان داشت و فرمود: (﴿إِن يَمۡسَسۡكُمۡ قَرۡحٞ فَقَدۡ مَسَّ ٱلۡقَوۡمَ قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥ﴾) پس شما و آنان در زخمی شدن برابر هستید، ولی شما امید به رحم و لطف خداوند دارید، که آنها آن را ندارند. همانطور که خداوند متعال فرمود:﴿إِن تَكُونُواۡ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَ﴾ اگر شما زخمی میشوید، آنها هم همانطور که شما دردمند میگردید، دردمند میشوند، و شما به خدا امیدی دارید که آنها ندارند. یکی از حکمتهای شکست این است که خداوند پیروزی و سربلندی و سرای دنیا را هم به کافر میبخشد، و هم به مؤمن، و هم به نیکوکار میدهد، و هم به فاسق. پس خداوند این روزها را میان مردم دست به دست میگرداند؛ یک روز به نفع گروهی میچرخد، و روز دیگر به نفع گروهی دیگر؛ زیرا زندگی این دنیا به پایان میرسد، به خلاف جهان آخرت که فقط برای کسانی است که ایمان آوردهاند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و نیز یکی از حکمتهای شکست مؤمن، و مورد آزمایش قرار گرفتن آنها، این است که مؤمن و منافق مشخص گردند؛ زیرا اگر همواره مؤمنان در همۀ واقعهها و جنگها پیروز شوند، افرادی وارد اسلام میگردند که قلباً آن را نمیخواهند. پس اگر در بعضی جنگها آزمایش و شکستی پیش بیاید، مؤمن حقیقی که در خوشی و ناخوشی و در تنگدستی و توانگری به اسلام علاقهمند است، مشخص میشود، و نیز کسی که چنین نیست، مشخص میگردد. (﴿وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَ﴾) این نیز یکی از حکمتهای شکست در جنگ است؛ زیرا شهادت در پیشگاه خداوند، بالاترین مقام و مرتبه است، و راهی برای رسیدن به شهادت نیست، مگر اینکه اسباب آن فراهم شود. پس این رحمت خداست نسبت به بندگان مؤمنش، که اسبابی را برای آنان مقدّر ساخت که نفس آدمی آن را خوش نمیدارد، تا آنان را به منازل عالی و نعمتهای ماندگار و جاویدان که به آن علاقهمندند، برساند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند ستمکاران را دوست ندارد. کسانی که بر خود ستم کردند، و در راه خدا نجنگیدند، و در خانههایشان نشستند. گویا این اشارهای است به ذم و نکوهش منافقین، و اینکه آنان در نزد خدای متعال مبغوضاند؛ و به همین سبب، آنها را ازجنگیدن در راه خویش بازداشت. ﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾ و اگر میخواستند برای جنگ بیرون بروند، ساز و برگ جنگ را آماده میکردند. لیکن خداوند بیرون آمدن آنان را به منظور رفتن به جنگ، دوست نداشت، و آنان را [از این کار] بازداشت، و به آنان گفته شد:«همراه با بازنشستگان بنشینید».
(141) (﴿وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و این نیز از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان است، که خداوند بدین وسیله آنان را از عیبها و گناهانشان پاک مینماید. این بیانگر آن است که شهادت و پیکار در راه خدا، کفارۀ گناهان است، و گناهان و عیبها را دور مینماید. و نیز خداوند مؤمنان را از منافقان جدا نموده، و صفِ مؤمنان را، از صف آنها متمایز میگرداند. و یکی از حکمتهای شکست خوردن مؤمنان، این است که خداوند کافران را تباه میسازد؛ یعنی سبب تباهی و ریشهکن شدن آنها میشود، و آنها را در همین دنیا، به عقاب خویش گرفتار میکند؛ زیرا کافران وقتی پیروز شوند، فساد و تباهی میکنند، و بر سرکشی خود میافزایند و سزاوار میگردند که عذاب و سزایشان زود فرا برسد. و این به خاطر رحمت خداوند نسبت به بندگان مؤمنش است.
(142) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ مِنكُمۡ وَيَعۡلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) این، استفهام انکاری است؛ یعنی گمان نبرید، و به خاطرتان نیاید که شما بدون مشقت و تحمل سختی در راه خدا و طلب خشنودی او، وارد بهشت شوید. بهشت بالاترین خواستۀ مؤمن بوده، و برترین چیزی است که علاقهمندان برای بهدست آوردن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. و هراندازه خواسته بزرگتر باشد، وسیله و کاری که انسان را به آن میرساند، بزرگتر خواهد بود. پس به آسایش نمیتوان رسید، مگر با ترک راحتی، و نعمت را نمیتوان دریافت مگر با ترک نعمت. اما ناراحتیهای دنیا که در راه خدا به بنده میرسد، هنگامی که نفس به آنها عادت کرد و سرانجام آن را دانست، این ناراحتیها در نزد صاحبان بصیرت به بخششی تبدیل میشوند که از رویارویی با آنها خوشحال میشوند و هیچ اهمیتی به آنها نمیدهند، و این فضل خداست که به هرکس بخواهد، میدهد.
(143) سپس خداوند آنها را به سبب آرزویی که در دل داشتند، و در پی رسیدن به آن بودند، و در این رهگذر بیصبری نمودند، سرزنش کرد و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ كُنتُمۡ تَمَنَّوۡنَ ٱلۡمَوۡتَ مِن قَبۡلِ أَن تَلۡقَوۡهُ﴾) زیرا بسیاری از اصحاب؛ همان کسانی که نتوانسته بودند در جنگ بدر شرکت کنند، آرزو داشتند خداوند آنها را در صحنۀ جنگی حاضر کند، تا تلاش خود را مبذول دارند. خداوند متعال به آنها فرمود: (﴿فَقَدۡ رَأَيۡتُمُوه﴾) و آنچه را که آرزو کرده بودید با چشمهایتان دیدید، (﴿وَأَنتُمۡ تَنظُرُونَ﴾) پس چرا بردباری نکردید؟ زیرا این حالت خوب نیست، به ویژه برای کسی که آن را تمنا کرده، و آنچه را آرزو کرده، حاصل شده است، بلکه بر او لازم است تا آنچه را که در توان دارد، در این مورد صرف نماید. و این آیه، دلیلی است بر اینکه آرزوی شهادت مکروه نیست؛ زیرا خداوند آنها را به خاطر آرزویی که کرده بودند، ملامت ننمود و بر آنان اعتراض نکرد، بلکه به خاطر جامۀ عمل نپوشاندن به آرزویشان بر آنها اعتراض کرد. و الله اعلم.
آل عمران 3:144
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ ، جز اين نيست که محمد پيامبري است که پيش از او پيامبراني ديگر بوده ، اند آيا اگر بميرد يا کشته شود ، شما به آيين پيشين خود باز مي گرديد ،هر کس که بازگردد هيچ زياني به خدا نخواهد رسانيد خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلاً وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ، هيچ کس جز به فرمان خدا نمي ميرد مدت مکتوب است هر کس خواهان ثواب اينجهاني باشد به او مي دهيم و هر کس خواهان ثواب آنهاني باشد به او مي دهيم و شاکران را پاداش خواهيم داد.
(144) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ﴾) نیست محمد صلی الله علیه وسلم، مگر پیغمبری که پیغمبرانی [دیگر] پیش از او بوده و رفتهاند؛ یعنی پیامبر تازهای نیست، بلکه از نوع همان پیامبرانی است که پیش از او بوده، و موظف به رساندن پیام پروردگار و اجرای دستورات او بودهاند. و آنان برای همیشه زنده نیستند، و برای امتثال فرمان خدا و عمل به دستورات وی، زنده بودن آنها شرط نیست، بلکه بر امتها واجب است که در هر وقت وهرحال، پروردگارشان را بپرستند. (﴿أَفَإِيۡن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ﴾) پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، آنچه را که او پیش شما آورده است، از قبیل: ایمان یا جهاد و یا دیگر دستورات را ترک کرده و به عقب برمیگردید؟! خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾) و هرکس به عقب برگردد، هیچ ضرری به خدا نمیرساند؛ بلکه به خودش زیان میرساند، چرا که خداوند از آنها بینیاز است، و دینش را پایدار مینماید، و بندگان مؤمن خویش را، قدرت و عزت میبخشد. پس از آنکه خداوند آنهایی را که به عقب برگشتند، سرزنش نمود، کسانی را مورد ستایش قرار داد که در کنار پیامبر پا برجا ماندند، و پایداری نمودند، و فرمان پروردگار را اطاعت کردند، و فرمود: (﴿وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) و سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. و شکر و سپاسگزاری انجام نمیپذیرد، مگر اینکه انسان در هر حال خداوند را بندگی نماید. در این آیۀ کریمه، خداوند بندگانش را راهنمایی مینماید که نباید از دست دادن رئیس و رهبر، ایمانشان یا بعضی از لوازمات آن را متزلزل کند، هرچند آن رئیس و رهبر، بزرگ باشد؛ چرا که در هرامری از امور دین، گروهی کفایت و شایستگی آن را دارند که ریاست و راهنمایی دیگران را به عهده بگیرند، و هرگاه یکی از آنان ازمیان رفت، کسی دیگر در جای او قرار بگیرد. و باید تودۀ مؤمنان بر حسب توانایی که دارند هدفشان، اقامۀ دین خدا و دفاع از آن وجهاد در راه آن باشد، و نباید به خاطر فرماندۀ خود بجنگند، به گونهای که اگر فرمانده از بین رفت، آنها هم از عمل به وظایف خویش باز بمانند؛ زیرا در این صورت کارهایشان سامان نمییابد. و نیز این آیه بزرگترین دلیل بر فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه و یارانش است که پس از پیامبر صلی الله علیه وسلم، با مرتدین جنگیدند، و آنان سرور شکرگزاراناند.
(145) سپس خداوند متعال خبر میدهد که همۀ مردم زندگیشان به اَجلهایشان وابسته است، و در زمان فرا رسیدن مرگ، به فرمان خدا و تقدیر و قضای الهی میمیرند، پس هرکس که مقدر شده باشد بمیرد، میمیرد، گرچه سببی در کار نباشد، و هر کس که خداوند بخواهد زنده بماند، اگر همۀ اسباب مرگ، او را فرا گیرند، قبل از رسیدن اجلش، زیانی به او نمیرسد؛ زیرا خداوند زنده ماندن او را، برای مدت معینی مقدر نموده است:﴿فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ﴾ چون اجل آنها فرا رسد، یک لحظه پس و پیش نمیافتند. سپس خداوند متعال خبر داد که او پاداش دنیا و آخرت را به هر کس که بخواهد میبخشد، و فرمود: (﴿وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلۡأٓخِرَةِ نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا﴾) و هرکس که پاداش این دنیا را بخواهد، به او از آن میدهیم، و هرکس پاداش آن دنیا را بخواهد، از آن به او میدهیم. خداوند متعال میفرماید:﴿كُلّٗا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّكَۚ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا﴾ از عطاء و فضل پروردگارت به هر دو دسته از مؤمنان و کافران میدهیم، و عطاء و فضل پروردگارت هیچ گاه بر هیچ کس ممنوع نبوده است. نگاه کن و بیندیش چگونه برخی را بر برخی دیگر تفضیل میدهیم، همانا درجه و فضل آخرت از هر چیز بزرگتر و بالاتر است. (﴿وَسَنَجۡزِي ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) و پاداش آنها را بیان نکرد، تا بر زیادی و بزرگی آن دلالت نماید، و دانسته شود که پاداش به اندازۀ شکر و سپاس است؛ اگر شکر کم باشد پاداش هم کم بوده، و اگر زیاد و خوب باشد، پاداش هم زیاد خواهد بود.
آل عمران 3:145
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ ، جز اين نيست که محمد پيامبري است که پيش از او پيامبراني ديگر بوده ، اند آيا اگر بميرد يا کشته شود ، شما به آيين پيشين خود باز مي گرديد ،هر کس که بازگردد هيچ زياني به خدا نخواهد رسانيد خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلاً وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ، هيچ کس جز به فرمان خدا نمي ميرد مدت مکتوب است هر کس خواهان ثواب اينجهاني باشد به او مي دهيم و هر کس خواهان ثواب آنهاني باشد به او مي دهيم و شاکران را پاداش خواهيم داد.
(144) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ﴾) نیست محمد صلی الله علیه وسلم، مگر پیغمبری که پیغمبرانی [دیگر] پیش از او بوده و رفتهاند؛ یعنی پیامبر تازهای نیست، بلکه از نوع همان پیامبرانی است که پیش از او بوده، و موظف به رساندن پیام پروردگار و اجرای دستورات او بودهاند. و آنان برای همیشه زنده نیستند، و برای امتثال فرمان خدا و عمل به دستورات وی، زنده بودن آنها شرط نیست، بلکه بر امتها واجب است که در هر وقت وهرحال، پروردگارشان را بپرستند. (﴿أَفَإِيۡن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ﴾) پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، آنچه را که او پیش شما آورده است، از قبیل: ایمان یا جهاد و یا دیگر دستورات را ترک کرده و به عقب برمیگردید؟! خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾) و هرکس به عقب برگردد، هیچ ضرری به خدا نمیرساند؛ بلکه به خودش زیان میرساند، چرا که خداوند از آنها بینیاز است، و دینش را پایدار مینماید، و بندگان مؤمن خویش را، قدرت و عزت میبخشد. پس از آنکه خداوند آنهایی را که به عقب برگشتند، سرزنش نمود، کسانی را مورد ستایش قرار داد که در کنار پیامبر پا برجا ماندند، و پایداری نمودند، و فرمان پروردگار را اطاعت کردند، و فرمود: (﴿وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) و سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. و شکر و سپاسگزاری انجام نمیپذیرد، مگر اینکه انسان در هر حال خداوند را بندگی نماید. در این آیۀ کریمه، خداوند بندگانش را راهنمایی مینماید که نباید از دست دادن رئیس و رهبر، ایمانشان یا بعضی از لوازمات آن را متزلزل کند، هرچند آن رئیس و رهبر، بزرگ باشد؛ چرا که در هرامری از امور دین، گروهی کفایت و شایستگی آن را دارند که ریاست و راهنمایی دیگران را به عهده بگیرند، و هرگاه یکی از آنان ازمیان رفت، کسی دیگر در جای او قرار بگیرد. و باید تودۀ مؤمنان بر حسب توانایی که دارند هدفشان، اقامۀ دین خدا و دفاع از آن وجهاد در راه آن باشد، و نباید به خاطر فرماندۀ خود بجنگند، به گونهای که اگر فرمانده از بین رفت، آنها هم از عمل به وظایف خویش باز بمانند؛ زیرا در این صورت کارهایشان سامان نمییابد. و نیز این آیه بزرگترین دلیل بر فضیلت ابوبکر صدیق رضی الله عنه و یارانش است که پس از پیامبر صلی الله علیه وسلم، با مرتدین جنگیدند، و آنان سرور شکرگزاراناند.
(145) سپس خداوند متعال خبر میدهد که همۀ مردم زندگیشان به اَجلهایشان وابسته است، و در زمان فرا رسیدن مرگ، به فرمان خدا و تقدیر و قضای الهی میمیرند، پس هرکس که مقدر شده باشد بمیرد، میمیرد، گرچه سببی در کار نباشد، و هر کس که خداوند بخواهد زنده بماند، اگر همۀ اسباب مرگ، او را فرا گیرند، قبل از رسیدن اجلش، زیانی به او نمیرسد؛ زیرا خداوند زنده ماندن او را، برای مدت معینی مقدر نموده است:﴿فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ﴾ چون اجل آنها فرا رسد، یک لحظه پس و پیش نمیافتند. سپس خداوند متعال خبر داد که او پاداش دنیا و آخرت را به هر کس که بخواهد میبخشد، و فرمود: (﴿وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلۡأٓخِرَةِ نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا﴾) و هرکس که پاداش این دنیا را بخواهد، به او از آن میدهیم، و هرکس پاداش آن دنیا را بخواهد، از آن به او میدهیم. خداوند متعال میفرماید:﴿كُلّٗا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّكَۚ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا﴾ از عطاء و فضل پروردگارت به هر دو دسته از مؤمنان و کافران میدهیم، و عطاء و فضل پروردگارت هیچ گاه بر هیچ کس ممنوع نبوده است. نگاه کن و بیندیش چگونه برخی را بر برخی دیگر تفضیل میدهیم، همانا درجه و فضل آخرت از هر چیز بزرگتر و بالاتر است. (﴿وَسَنَجۡزِي ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) و پاداش آنها را بیان نکرد، تا بر زیادی و بزرگی آن دلالت نماید، و دانسته شود که پاداش به اندازۀ شکر و سپاس است؛ اگر شکر کم باشد پاداش هم کم بوده، و اگر زیاد و خوب باشد، پاداش هم زیاد خواهد بود.
آل عمران 3:146
وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ، چه بسا پيامبراني که خدادوستان بسيار همراه آنان به جنگ رفتند و در، راه خدا ، هر چه به آنها رسيد ، سستي نکردند و ناتوان نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شکيبايان را دوست دارد. وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ، سخنشان جز اين نبود که مي گفتند : اي پروردگار ما ، گناهان ما را و زياده رويهاي ما را در کارها بيامرز و ما را ثابت قدم گردان و در برابر کافران ياري کن. فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، خدا پاداش اينجهاني و پاداش نيک آنجهاني را به ايشان ارزاني داشت و او نيکوکاران را دوست دارد.
(146) خداوند در این آیات، مؤمنان را دلجویی میدهد، و مردم را بر میانگیزد تا به آنها اقتدا نموده و مانند آنان عمل نمایند. و بیان مینماید که این روند در گذشتههای دور نیز بوده، و همواره سنت الهی بر آن جاری بوده است: (﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ﴾) و چه بسیار پیامبرانی بودهاند که (﴿قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ﴾) گروههای زیادی از پیروانشان که انبیا آنان را بر ایمان و عمل صالح تربیت کرده بودند، همراه آنان پیکار کردند و زخمی گشتند و کشته شدند. (﴿فَمَا وَهَنُواۡ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواۡ وَمَا ٱسۡتَكَانُواۡ﴾) و دلهایشان ضعیف نشد و بدنهایشان سست نگردید و در برابر دشمن ذلیل نشدند و کرنش نکردند، بلکه پایداری نموده، و با شجاعت و روحیۀ بالایی جنگیدند. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) و خداوند بردباران و شکیبایان را دوست دارد.
(147) سپس سخن و یاری خواستن آنها را، از پروردگارشان بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا كَانَ قَوۡلَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ﴾) پس سخن آنها در این مواقع سخت و دشوار، جز این نبود که گفتند: (﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا﴾) پروردگارا! گناهان و اسراف ما را بیامرز. اسراف، یعنی گذشتن از حد، زیادهروی کردن و پا گذاشتن در حریم حرام. و آنان میدانستند که گناه و اسراف، بزرگترین عامل شکست و بدبختی است، و دوری کردن از این دو، از عوامل پیروزی است. پس، از پروردگارشان خواستند تا گناه و زیادهروی آنها را بیامرزد. سپس آنها به بردباری و تلاشی که مبذول داشته بودند، اعتماد نکردند، بلکه بر خدا توکل نمودند، و از او خواستند که گامهایشان را در هنگام برخورد با دشمن، ثابت و استوار نماید، و آنان را بر دشمنان پیروز گرداند. پس آنها صبر نموده و توبه و استغفار کردند و از پروردگارشان یاری خواستند. به همین جهت، خداوند آنها را یاری کرد، و فرجام نیک را در دنیا و آخرت نصیب آنان گردانید.
(148) بنابراین فرمود: (﴿فََٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا ﴾) و خداوند پاداش دنیا، از قبیل: پیروزی و به دست آوردن غنیمت را به آنها داد، (﴿وَحُسۡنَ ثَوَابِ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و بهترین پاداشِ آخرت را به آنان داد. و آن به دست آوردن خشنودی پروردگار و نعمت پایدار بهشت است که از همۀ رنجها و ناراحتیها به دور است. و این بدان سبب است که آنها اعمال نیک انجام دادند، و خداوند بهترین پاداشرا به آنها داد، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) وخداوند نیکوکاران را که در عبادت خدا احسان میکنند، و با بندگان خدا به نیکی رفتار مینمایند، دوست میدارد. و از جملۀ احسان و نیکوکاری، این است که در هنگام جهاد با دشمنان، مؤمنان در این عصر و زمانه نیز همانند این مؤمنان رفتار کنند.
آل عمران 3:147
وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ، چه بسا پيامبراني که خدادوستان بسيار همراه آنان به جنگ رفتند و در، راه خدا ، هر چه به آنها رسيد ، سستي نکردند و ناتوان نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شکيبايان را دوست دارد. وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ، سخنشان جز اين نبود که مي گفتند : اي پروردگار ما ، گناهان ما را و زياده رويهاي ما را در کارها بيامرز و ما را ثابت قدم گردان و در برابر کافران ياري کن. فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، خدا پاداش اينجهاني و پاداش نيک آنجهاني را به ايشان ارزاني داشت و او نيکوکاران را دوست دارد.
(146) خداوند در این آیات، مؤمنان را دلجویی میدهد، و مردم را بر میانگیزد تا به آنها اقتدا نموده و مانند آنان عمل نمایند. و بیان مینماید که این روند در گذشتههای دور نیز بوده، و همواره سنت الهی بر آن جاری بوده است: (﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ﴾) و چه بسیار پیامبرانی بودهاند که (﴿قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ﴾) گروههای زیادی از پیروانشان که انبیا آنان را بر ایمان و عمل صالح تربیت کرده بودند، همراه آنان پیکار کردند و زخمی گشتند و کشته شدند. (﴿فَمَا وَهَنُواۡ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواۡ وَمَا ٱسۡتَكَانُواۡ﴾) و دلهایشان ضعیف نشد و بدنهایشان سست نگردید و در برابر دشمن ذلیل نشدند و کرنش نکردند، بلکه پایداری نموده، و با شجاعت و روحیۀ بالایی جنگیدند. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) و خداوند بردباران و شکیبایان را دوست دارد.
(147) سپس سخن و یاری خواستن آنها را، از پروردگارشان بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا كَانَ قَوۡلَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ﴾) پس سخن آنها در این مواقع سخت و دشوار، جز این نبود که گفتند: (﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا﴾) پروردگارا! گناهان و اسراف ما را بیامرز. اسراف، یعنی گذشتن از حد، زیادهروی کردن و پا گذاشتن در حریم حرام. و آنان میدانستند که گناه و اسراف، بزرگترین عامل شکست و بدبختی است، و دوری کردن از این دو، از عوامل پیروزی است. پس، از پروردگارشان خواستند تا گناه و زیادهروی آنها را بیامرزد. سپس آنها به بردباری و تلاشی که مبذول داشته بودند، اعتماد نکردند، بلکه بر خدا توکل نمودند، و از او خواستند که گامهایشان را در هنگام برخورد با دشمن، ثابت و استوار نماید، و آنان را بر دشمنان پیروز گرداند. پس آنها صبر نموده و توبه و استغفار کردند و از پروردگارشان یاری خواستند. به همین جهت، خداوند آنها را یاری کرد، و فرجام نیک را در دنیا و آخرت نصیب آنان گردانید.
(148) بنابراین فرمود: (﴿فََٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا ﴾) و خداوند پاداش دنیا، از قبیل: پیروزی و به دست آوردن غنیمت را به آنها داد، (﴿وَحُسۡنَ ثَوَابِ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و بهترین پاداشِ آخرت را به آنان داد. و آن به دست آوردن خشنودی پروردگار و نعمت پایدار بهشت است که از همۀ رنجها و ناراحتیها به دور است. و این بدان سبب است که آنها اعمال نیک انجام دادند، و خداوند بهترین پاداشرا به آنها داد، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) وخداوند نیکوکاران را که در عبادت خدا احسان میکنند، و با بندگان خدا به نیکی رفتار مینمایند، دوست میدارد. و از جملۀ احسان و نیکوکاری، این است که در هنگام جهاد با دشمنان، مؤمنان در این عصر و زمانه نیز همانند این مؤمنان رفتار کنند.
آل عمران 3:148
وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ، چه بسا پيامبراني که خدادوستان بسيار همراه آنان به جنگ رفتند و در، راه خدا ، هر چه به آنها رسيد ، سستي نکردند و ناتوان نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شکيبايان را دوست دارد. وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ، سخنشان جز اين نبود که مي گفتند : اي پروردگار ما ، گناهان ما را و زياده رويهاي ما را در کارها بيامرز و ما را ثابت قدم گردان و در برابر کافران ياري کن. فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، خدا پاداش اينجهاني و پاداش نيک آنجهاني را به ايشان ارزاني داشت و او نيکوکاران را دوست دارد.
(146) خداوند در این آیات، مؤمنان را دلجویی میدهد، و مردم را بر میانگیزد تا به آنها اقتدا نموده و مانند آنان عمل نمایند. و بیان مینماید که این روند در گذشتههای دور نیز بوده، و همواره سنت الهی بر آن جاری بوده است: (﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ﴾) و چه بسیار پیامبرانی بودهاند که (﴿قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ﴾) گروههای زیادی از پیروانشان که انبیا آنان را بر ایمان و عمل صالح تربیت کرده بودند، همراه آنان پیکار کردند و زخمی گشتند و کشته شدند. (﴿فَمَا وَهَنُواۡ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواۡ وَمَا ٱسۡتَكَانُواۡ﴾) و دلهایشان ضعیف نشد و بدنهایشان سست نگردید و در برابر دشمن ذلیل نشدند و کرنش نکردند، بلکه پایداری نموده، و با شجاعت و روحیۀ بالایی جنگیدند. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) و خداوند بردباران و شکیبایان را دوست دارد.
(147) سپس سخن و یاری خواستن آنها را، از پروردگارشان بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا كَانَ قَوۡلَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ﴾) پس سخن آنها در این مواقع سخت و دشوار، جز این نبود که گفتند: (﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسۡرَافَنَا فِيٓ أَمۡرِنَا﴾) پروردگارا! گناهان و اسراف ما را بیامرز. اسراف، یعنی گذشتن از حد، زیادهروی کردن و پا گذاشتن در حریم حرام. و آنان میدانستند که گناه و اسراف، بزرگترین عامل شکست و بدبختی است، و دوری کردن از این دو، از عوامل پیروزی است. پس، از پروردگارشان خواستند تا گناه و زیادهروی آنها را بیامرزد. سپس آنها به بردباری و تلاشی که مبذول داشته بودند، اعتماد نکردند، بلکه بر خدا توکل نمودند، و از او خواستند که گامهایشان را در هنگام برخورد با دشمن، ثابت و استوار نماید، و آنان را بر دشمنان پیروز گرداند. پس آنها صبر نموده و توبه و استغفار کردند و از پروردگارشان یاری خواستند. به همین جهت، خداوند آنها را یاری کرد، و فرجام نیک را در دنیا و آخرت نصیب آنان گردانید.
(148) بنابراین فرمود: (﴿فََٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا ﴾) و خداوند پاداش دنیا، از قبیل: پیروزی و به دست آوردن غنیمت را به آنها داد، (﴿وَحُسۡنَ ثَوَابِ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و بهترین پاداشِ آخرت را به آنان داد. و آن به دست آوردن خشنودی پروردگار و نعمت پایدار بهشت است که از همۀ رنجها و ناراحتیها به دور است. و این بدان سبب است که آنها اعمال نیک انجام دادند، و خداوند بهترین پاداشرا به آنها داد، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) وخداوند نیکوکاران را که در عبادت خدا احسان میکنند، و با بندگان خدا به نیکی رفتار مینمایند، دوست میدارد. و از جملۀ احسان و نیکوکاری، این است که در هنگام جهاد با دشمنان، مؤمنان در این عصر و زمانه نیز همانند این مؤمنان رفتار کنند.
آل عمران 3:149
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِينَ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر از کافران پيروي کنيد ، شما را به ، آيين پيشين بر مي گردانند ، پس زيانديده باز مي گرديد. بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ، نه ، ياري کننده شما خداوند است که بهترين ياري کنندگان است. سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ ، در دل کافران هراسي خواهيم افکند زيرا چيزي را که از آسمان براي آن ، حجتي نفرستاده است ، شريک خدا گرفتند جاي آنان جهنم است که براي ستمکاران مکان بدي است.
(149) در اینجا خداوند مؤمنان را از اینکه از کافران و منافقان و مشرکان اطاعت نمایند، نهی کرده است؛ زیرا اگر مؤمنان از آنها اطاعت نمایند، کافران آنان را به کفر که سرانجام آن ناکامی و زیان است، باز میگردانند.
(150) سپس خداوند خبر داد که یاور و مددکار مؤمنان است، و به آنها مژده داد که با مهربانی و لطف خویش، کارهای آنها را سامان میبخشد و آنها را از انواع آفتها و بدیها محافظت میکند.
(151) ضمناً در این آیه، مؤمنان تشویق شدهاند، تا فقط خدا را یاور و مددکار خویش بدانند، و هیچ کس دیگر را یاور و پشتیبان خود نگیرند. از جمله یاوری و مددکاری خداوند برای مؤمنان، این است که او در دل دشـمنانشان رعب و وحشـت میاندازد، و آنها را از رسیدن به بسیاری از اهدافشان باز میدارد. و خداوند چنین کرد، آنگاه که مشرکین از جنگ احد بازگشتند و با یکدیگر مشورت کردند و گفتند: چگونه برگردیم، درحالی که افرادی از آنها را کشته و آنان را شکست دادهایم اما هنوز آنها را به طور کلی ریشه کن نکرده و از پای در نیاوردهایم؟ پس از مشورت، خواستند به این کار اقدام کنند، ولی خداوند در دلهایشان ترس بزرگی انداخت و آنان ناکام برگشتند. و شکی نیست که این از بزرگترین پیروزیها است؛ زیرا پیشتر گذشت که خداوند مومنانرا به دو گونه یاری مینماید؛ یا گروهی از کافران را از بین میبرد، یا آنها را سرکوب مینماید و ناکام بر میگردند. و این از بخش دوم بهحساب میآید. سپس سببی را که موجب ترس و وحشت کافران میگردد، بیان نمود، و فرمود: (﴿بِمَآ أَشۡرَكُواۡ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا﴾) آن به سبب همتایان و بتهایی است که با خدا شریک گرفتهاند، کاری که بر حسب خواست و آرزوهای باطلشان انجام دادهاند، بدون اینکه دلیل و حجتی داشته باشند، و از یاوری خداوند محروم میمانند. به همین جهت، مشرک از مؤمن میترسد و تکیهگاه محکمی ندارد، و هنگام رویارویی با سختی و مشکلات، پناهگاهی نخواهد داشت، و حالت او در دنیا چنین است. اما در آخرت حالتشان سختتر و بدتر است، بنابراین فرمود: (﴿وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و مکان و محلی که آنها در آن جای میگیرند، آتش است که راهی برای بیرون رفتن از آن ندارند، و به سبب ستم و عداوتی که در آن فرو رفته بودند، به آتشی در میآیند که برای همیشه در آن میمانند. (﴿وَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و جایگاه ستمکاران، چه بد جایگاهی است!
آل عمران 3:150
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِينَ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر از کافران پيروي کنيد ، شما را به ، آيين پيشين بر مي گردانند ، پس زيانديده باز مي گرديد. بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ، نه ، ياري کننده شما خداوند است که بهترين ياري کنندگان است. سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ ، در دل کافران هراسي خواهيم افکند زيرا چيزي را که از آسمان براي آن ، حجتي نفرستاده است ، شريک خدا گرفتند جاي آنان جهنم است که براي ستمکاران مکان بدي است.
(149) در اینجا خداوند مؤمنان را از اینکه از کافران و منافقان و مشرکان اطاعت نمایند، نهی کرده است؛ زیرا اگر مؤمنان از آنها اطاعت نمایند، کافران آنان را به کفر که سرانجام آن ناکامی و زیان است، باز میگردانند.
(150) سپس خداوند خبر داد که یاور و مددکار مؤمنان است، و به آنها مژده داد که با مهربانی و لطف خویش، کارهای آنها را سامان میبخشد و آنها را از انواع آفتها و بدیها محافظت میکند.
(151) ضمناً در این آیه، مؤمنان تشویق شدهاند، تا فقط خدا را یاور و مددکار خویش بدانند، و هیچ کس دیگر را یاور و پشتیبان خود نگیرند. از جمله یاوری و مددکاری خداوند برای مؤمنان، این است که او در دل دشـمنانشان رعب و وحشـت میاندازد، و آنها را از رسیدن به بسیاری از اهدافشان باز میدارد. و خداوند چنین کرد، آنگاه که مشرکین از جنگ احد بازگشتند و با یکدیگر مشورت کردند و گفتند: چگونه برگردیم، درحالی که افرادی از آنها را کشته و آنان را شکست دادهایم اما هنوز آنها را به طور کلی ریشه کن نکرده و از پای در نیاوردهایم؟ پس از مشورت، خواستند به این کار اقدام کنند، ولی خداوند در دلهایشان ترس بزرگی انداخت و آنان ناکام برگشتند. و شکی نیست که این از بزرگترین پیروزیها است؛ زیرا پیشتر گذشت که خداوند مومنانرا به دو گونه یاری مینماید؛ یا گروهی از کافران را از بین میبرد، یا آنها را سرکوب مینماید و ناکام بر میگردند. و این از بخش دوم بهحساب میآید. سپس سببی را که موجب ترس و وحشت کافران میگردد، بیان نمود، و فرمود: (﴿بِمَآ أَشۡرَكُواۡ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا﴾) آن به سبب همتایان و بتهایی است که با خدا شریک گرفتهاند، کاری که بر حسب خواست و آرزوهای باطلشان انجام دادهاند، بدون اینکه دلیل و حجتی داشته باشند، و از یاوری خداوند محروم میمانند. به همین جهت، مشرک از مؤمن میترسد و تکیهگاه محکمی ندارد، و هنگام رویارویی با سختی و مشکلات، پناهگاهی نخواهد داشت، و حالت او در دنیا چنین است. اما در آخرت حالتشان سختتر و بدتر است، بنابراین فرمود: (﴿وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و مکان و محلی که آنها در آن جای میگیرند، آتش است که راهی برای بیرون رفتن از آن ندارند، و به سبب ستم و عداوتی که در آن فرو رفته بودند، به آتشی در میآیند که برای همیشه در آن میمانند. (﴿وَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و جایگاه ستمکاران، چه بد جایگاهی است!
آل عمران 3:151
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِينَ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر از کافران پيروي کنيد ، شما را به ، آيين پيشين بر مي گردانند ، پس زيانديده باز مي گرديد. بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ، نه ، ياري کننده شما خداوند است که بهترين ياري کنندگان است. سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ ، در دل کافران هراسي خواهيم افکند زيرا چيزي را که از آسمان براي آن ، حجتي نفرستاده است ، شريک خدا گرفتند جاي آنان جهنم است که براي ستمکاران مکان بدي است.
(149) در اینجا خداوند مؤمنان را از اینکه از کافران و منافقان و مشرکان اطاعت نمایند، نهی کرده است؛ زیرا اگر مؤمنان از آنها اطاعت نمایند، کافران آنان را به کفر که سرانجام آن ناکامی و زیان است، باز میگردانند.
(150) سپس خداوند خبر داد که یاور و مددکار مؤمنان است، و به آنها مژده داد که با مهربانی و لطف خویش، کارهای آنها را سامان میبخشد و آنها را از انواع آفتها و بدیها محافظت میکند.
(151) ضمناً در این آیه، مؤمنان تشویق شدهاند، تا فقط خدا را یاور و مددکار خویش بدانند، و هیچ کس دیگر را یاور و پشتیبان خود نگیرند. از جمله یاوری و مددکاری خداوند برای مؤمنان، این است که او در دل دشـمنانشان رعب و وحشـت میاندازد، و آنها را از رسیدن به بسیاری از اهدافشان باز میدارد. و خداوند چنین کرد، آنگاه که مشرکین از جنگ احد بازگشتند و با یکدیگر مشورت کردند و گفتند: چگونه برگردیم، درحالی که افرادی از آنها را کشته و آنان را شکست دادهایم اما هنوز آنها را به طور کلی ریشه کن نکرده و از پای در نیاوردهایم؟ پس از مشورت، خواستند به این کار اقدام کنند، ولی خداوند در دلهایشان ترس بزرگی انداخت و آنان ناکام برگشتند. و شکی نیست که این از بزرگترین پیروزیها است؛ زیرا پیشتر گذشت که خداوند مومنانرا به دو گونه یاری مینماید؛ یا گروهی از کافران را از بین میبرد، یا آنها را سرکوب مینماید و ناکام بر میگردند. و این از بخش دوم بهحساب میآید. سپس سببی را که موجب ترس و وحشت کافران میگردد، بیان نمود، و فرمود: (﴿بِمَآ أَشۡرَكُواۡ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا﴾) آن به سبب همتایان و بتهایی است که با خدا شریک گرفتهاند، کاری که بر حسب خواست و آرزوهای باطلشان انجام دادهاند، بدون اینکه دلیل و حجتی داشته باشند، و از یاوری خداوند محروم میمانند. به همین جهت، مشرک از مؤمن میترسد و تکیهگاه محکمی ندارد، و هنگام رویارویی با سختی و مشکلات، پناهگاهی نخواهد داشت، و حالت او در دنیا چنین است. اما در آخرت حالتشان سختتر و بدتر است، بنابراین فرمود: (﴿وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ﴾) و مکان و محلی که آنها در آن جای میگیرند، آتش است که راهی برای بیرون رفتن از آن ندارند، و به سبب ستم و عداوتی که در آن فرو رفته بودند، به آتشی در میآیند که برای همیشه در آن میمانند. (﴿وَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و جایگاه ستمکاران، چه بد جایگاهی است!
آل عمران 3:152
وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ، خدا به وعده اي که با شما نهاده بود وفا کرد ، آنگاه که به اذن او، دشمن را مي کشتيد و چون غنيمتي را که هواي آن را در سر داشتيد به شما نشان داد ، سستي کرديد و در آن امر به منازعه پرداختيد و عصيان ورزيديد بعضي خواستار دنيا شديد و بعضي خواستار آخرت سپس تا شما را به بلايي مبتلا کند به هزيمت واداشت اينک شما را ببخشود که او را به مؤمنان بخشايشي است.
(152) (﴿وَلَقَدۡ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥٓ﴾) و خداوند وعدۀ پیروزی را که به شما داده بود، به آن وفا نمود، و شما را بر کافران پیروز و مسلط گرداند، و به کشتن آنها مبادرت نمودید، اما در پایان، خود سبب شکست خویش گردیدید و کمکی برای دشمنان خود شدید. پس وقتی سست و ناتوان گشتید، (﴿وَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ﴾) و در امر [جنگ] کشمکش کردید و دستور و فرمان خدا را که به ائتلاف و هماهنگی دستور میدهد ترک کرده، و اختلاف نمودید؛ یکی میگفت: در جای خودمان که پیامبر ما را در آن قرار داده است، میمانیم، و یکی میگفت: جای ما دیگر اینجا نیست، دشمن شکست خورده و خطری باقی نمانده است. پس شما از پیامبر اطاعت نکردید، و دستورش را ترک گفتید، (﴿مِّنۢ بَعۡدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ﴾) پس از اینکه خداوند آنچه را دوست داشتید، که عبارت از شکست دشمنانتان بود، به شما نشان داد؛ زیرا وظیفۀ کسی که خداوند او را به اهداف و آرزوهایش نایل گردانده، از وظیفۀ دیگران بزرگتر و بیشتر است، پس وظیفۀ شما، به ویژه در این حالت و در همۀ احوال، فرمان بردن از دستور خدا و پیامبرش است. (﴿مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنۡيَا﴾) دستهای از شما دنیا را میخواستند، که سبب به وجود آمدن آن فاجعۀ دردناک گردید. (﴿وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) و دستهای از شما خواستار آخرت بودند، و آنها کسانی بودند که دستور پیامبر را اجرا کرده، و در جایی که پیامبر دستور داده بود، ماندند. (﴿ثُمَّ صَرَفَكُمۡ عَنۡهُمۡ﴾) و پس از اینکه این کارها از شما سرزد، خداوند چهرههایتان را از آنها بازگرداند و نوبت به دشمنان رسید تا خداوند شمارا بیازماید، و امتحانتان کند، و مؤمن از کافر، و فرمانبردار از سرپیچی کننده مشخص گردد. و تا بهوسیلۀ این مصیبت، خداوند از اشتباهی که از شما سرزده بود، در گذرد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ عَفَا عَنكُمۡۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و خداوند از شما صرف نظر کرد، و دارای بخشش بزرگی بر مؤمنان است؛ چرا که اسلام را به آنها ارزانی داشت و آنها را به آیین و احکام خویش هدایت کرد، و بدیهای آنان را عفو نمود و به خاطر مصیبتهایی که به آنها رسید، به آنان پاداش داد. و از جمله منتهای خداوند بر مؤمنان، این است که هیچ خیر و مصیبتی بر آنان وارد نمیشود، مگر اینکه به خیر و نفع آنها خواهد بود. اگر خوشی به آنان دست دهد، خدا را بر آن شکر نموده، پس پاداش شگرگزاران را به آنان میدهد، و اگر ناخوشی به آنها دست دهد، صبر میکنند، و خداوند پاداش صبرکنندگان را به آنها میدهد.
آل عمران 3:153
إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ، آنگاه که مي گريختيد و به کس نمي نگريستيد و پيامبر شما را از پشت سرفرا مي خواند پس به پاداش ، غمي بر غم شما افزود اکنون اندوه آنچه را که از دست داده ايد ، يا رنجي را که به شما رسيده است ، مخوريد خدا به هر کاري که مي کنيد آگاه است. ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ، آنگاه ، پس از آن اندوه ، خدا به شما ايمني ارزاني داشت ، چنان که ، گروهي را خواب آرام فرو گرفت اما گروهي ديگر که چون مردم عصر جاهلي به خدا گماني باطل داشتند ، هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مي گفتند : آياهرگز کار به دست ما خواهد افتاد ? بگو : همه کارها به دست خداست آنان در دل خود چيزي را پنهان مي دارند که نمي خواهند براي تو آشکارش سازند مي گويند : اگر ما را اختياري بود اينجا کشته نمي شديم بگو : اگر در خانه هاي خود هم مي بوديد ، کساني که کشته شدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بيرون مي رفتند خدا آنچه را که در سينه داريد مي آزمايد و دلهايتان را پاک مي گرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.
(153) خداوند حالت آنها را، به هنگام شکست خوردنشان درجنگ، بیان میدارد و آنان را به خاطر آن، مورد عتاب قرار میدهد. پس فرمود: (﴿إِذۡ تُصۡعِدُونَ﴾) هنگامی که در حال گریختن بودید، (﴿وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ﴾) و هیچ یک از شما به دیگری توجهی نمیکرد، و هر یک از شما، جز به فرار و نجات خود نمیاندیشید. درحالی که خطر بزرگی بر شما نبود؛ زیرا شما نزدیکترین مردم به دشمنان و در خط مقدم جنگ نبودید، (﴿وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ﴾) و پیامبر از پشت سر، شما را صدا میزد که «ای بندگان خدا! به سوی من بیایید»، و شما به او توجه نکردید، و به سوی او برنگشتید. پس فرار، خود موجب سرزنش است، و صدا زدن پیامبر و اینکه میبایست او را بر خود مقدم دارید، اما به او پاسخ ندادید و به طرف وی نرفتید، سبب سرزنش بزرگتری است. (﴿فَأَثَٰبَكُمۡ﴾) پس شما را در مقابل کارتان مجازات کرد، (﴿غَمَّۢا بِغَمّٖ﴾)یعنی غمی بر غمتان افزود، غمی به سبب از دست دادن پیروزی و غنیمت، و غمی به سبب شکست خوردنتان، و غمی دیگر که همۀ غمها را از یاد شما برد، و آن این بود که خبر کشته شدن محمد صلی الله علیه وسلم را، شنیدید. اما خداوند به سبب لطف و مهربانی و عنایتی که نسبت به بندگان خویش دارد، همۀ این چیزها را مایۀ خیر بندگان مؤمن خود گردانید، پس فرمود: (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ﴾) تا بر آنچه که از دست داده اید، از قبیل: پیروزی، غمگین نگردید. (﴿وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾)و به خاطر کشته و زخمی شدن، و شکستی که به آن دچار شدید، محزون نگردید، و آن زمانی بود که برایتان محقق شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم کشته نشده است. پس همۀ این مصیبتها برایتان آسان گردید، و از زنده بودن پیامیر صلی الله علیه وسلم که تسلی بخش هر مصیبت و مشکلی بود، شادمان شدید. خداوند در مشکلات و مصیبتها اسرار و حکمتهای عجیبی قرار داده است. و همۀ این امور از روی دانش و کمال آگاهی خداوند نسبت به کارها و ظاهر و باطن شما، انجام میشود، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است.
(154) و احتمال دارد که معنی (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾) این باشد که خداوند این غم و مصیبت را، برای شما پیش آورد تا پا برجا و استوار بمانید و به هنگام مشکلات، بردباری و صبر را تمرین کنید، و تحمل دشواریها برایتان آسان شود. (﴿ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنۢ بَعۡدِ ٱلۡغَمِّ﴾) و پس از غمی که به شما رسیده بود، (﴿أَمَنَةٗ نُّعَاسٗا يَغۡشَىٰ طَآئِفَةٗ مِّنكُمۡ﴾) آرامشی را بر شما نازل کرد، بهگونهای که خواب سبکی، گروهی از شما را فرا گرفت. و شکی نیست که این، رحمت خدا و احسان او نسبت به آنها بود، و باعث تثبیت دلهایشان، و اطمینان بیشتر آنان گردید؛ زیرا کسی که میترسد، خواب و چرت، او را فرا نمیگیرد، چون او در دل ترس دارد، پس وقتی ترس از دل او دور شد، میتواند بخوابد و چرت بزند. و گروهی که خداوند بهوسیلۀ خواب سبک بر آنها انعام نمود، مؤمنان بودند؛ کسانی که جز اقامۀ دین خدا و بهدست آوردن خشنودی پروردگار و پیامبرش و مصلحت برادران مسلمانشان، هدف دیگری نداشتند. و اما گروه دیگر کسانی بودند که (﴿قَدۡ أَهَمَّتۡهُمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) فقط به فکر خودشان بودند، و به خاطر اینکه منافق بودند یا به سبب اینکه ایمانشان ضعیف بود، به فکر کسی دیگر نبودند، بنابراین چرت و خواب سبک که دیگران را فرا گرفته بود، به آنها نرسید (﴿يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ مِن شَيۡءٖ﴾) این استفهام انکاری است. پس معنی آن چنین است: ما از پیروزی بهرهای نداریم. پس نسبت به پروردگار و آیین و پیامبرش، گمان بد بردند، و تصور کردند که خداوند پیامبر را یاری نمیدهد، و این شکست، کار وی را فیصله میدهد، و دین خدا را به کلی نابود میسازد. خداوند متعال در جواب آنان فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَمۡرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ﴾) «امر» شامل امر تقدیری و امر شرعی میشود. پس هر چیزی، حسب قضا و تقدیر الهی انجام میشود. و سرانجام خداوند، پیروزی را نصیب دوستان خود، و کسانی که از او اطاعت میکنند، میگرداند، گر چه برای آنها مشکلاتی پیش بیاید. (﴿يُخۡفُونَ فِيٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبۡدُونَ لَكَ﴾) منافقان در دل خود چیزهایی را پنهان میدارند که آن را برای تو آشکار نمیکنند؛ سپس خداوند چیزی را که آنها پنهان میداشتند، بیان کرد و فرمود: (﴿يَقُولُونَ لَوۡ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٞ﴾) میگویند: اگر با ما در این امر رایزنی و مشورتی میشد، (﴿مَّا قُتِلۡنَا هَٰهُنَا﴾) در اینجا کشته نمیشدیم. و این انکار و اعتراضی است از جانب آنها، که به مثابۀ تکذیب تقدیر الهی و تخطئه کردن رأی پیامبر صلی الله علیه وسلم و رأی یارانش میباشد؛ چراکه آنان پیامبر و یارانش را ساده لوح میانگاشتند و خود را بهتر و شایستهتر میدانستند. خداوند آنها را چنین جواب داد: (﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ﴾) بگو: اگر در خانههایتان [هم] بودید ـ که کشته شدن در خانه بعید به نظر میرسدـ(﴿لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾)آنهایی که کشته شدن بر آنها مقدر شده بود، به محل کشته شدن خود، بیرون میآمدند، پس اسباب ـ هرچند بزرگ باشند ـ زمانی میتوانند به انسان سودی برسانند که قضا و تقدیر الهی با آن مخالف نباشد. پس هرگاه تقدیر با اسباب مخالفت ورزد، اسباب هیچ سودی نمیرسانند؛ زیرا آنچه را خداوند در رابطه با مرگ و زندگی در لوح محفوظ نوشته است، باید اجرا شود. (﴿وَلِيَبۡتَلِيَ ٱللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمۡ﴾) و تا خداوند آنچه را از نفاق یا ضعف ایمان در سینههایتان دارید، بیازماید. (﴿وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمۡ﴾) و تا دلهایتان را، از وسوسههای شیطان و صفتهای ناپسندی که در آن اثر گذاشته است، خالص و پاک گرداند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و خداوند به آنچه در سینههاست، آگاه است؛ یعنی آنچه را که سینهها پنهان کرده اند، میداند. پس علم و حکمت او اقتضا مینماید اسبابی را مقدر کند که امور پنهان سینهها، و رازها را بهوسیلۀ آن آشکار نماید.
آل عمران 3:154
إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ، آنگاه که مي گريختيد و به کس نمي نگريستيد و پيامبر شما را از پشت سرفرا مي خواند پس به پاداش ، غمي بر غم شما افزود اکنون اندوه آنچه را که از دست داده ايد ، يا رنجي را که به شما رسيده است ، مخوريد خدا به هر کاري که مي کنيد آگاه است. ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ، آنگاه ، پس از آن اندوه ، خدا به شما ايمني ارزاني داشت ، چنان که ، گروهي را خواب آرام فرو گرفت اما گروهي ديگر که چون مردم عصر جاهلي به خدا گماني باطل داشتند ، هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مي گفتند : آياهرگز کار به دست ما خواهد افتاد ? بگو : همه کارها به دست خداست آنان در دل خود چيزي را پنهان مي دارند که نمي خواهند براي تو آشکارش سازند مي گويند : اگر ما را اختياري بود اينجا کشته نمي شديم بگو : اگر در خانه هاي خود هم مي بوديد ، کساني که کشته شدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بيرون مي رفتند خدا آنچه را که در سينه داريد مي آزمايد و دلهايتان را پاک مي گرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.
(153) خداوند حالت آنها را، به هنگام شکست خوردنشان درجنگ، بیان میدارد و آنان را به خاطر آن، مورد عتاب قرار میدهد. پس فرمود: (﴿إِذۡ تُصۡعِدُونَ﴾) هنگامی که در حال گریختن بودید، (﴿وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ﴾) و هیچ یک از شما به دیگری توجهی نمیکرد، و هر یک از شما، جز به فرار و نجات خود نمیاندیشید. درحالی که خطر بزرگی بر شما نبود؛ زیرا شما نزدیکترین مردم به دشمنان و در خط مقدم جنگ نبودید، (﴿وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ﴾) و پیامبر از پشت سر، شما را صدا میزد که «ای بندگان خدا! به سوی من بیایید»، و شما به او توجه نکردید، و به سوی او برنگشتید. پس فرار، خود موجب سرزنش است، و صدا زدن پیامبر و اینکه میبایست او را بر خود مقدم دارید، اما به او پاسخ ندادید و به طرف وی نرفتید، سبب سرزنش بزرگتری است. (﴿فَأَثَٰبَكُمۡ﴾) پس شما را در مقابل کارتان مجازات کرد، (﴿غَمَّۢا بِغَمّٖ﴾)یعنی غمی بر غمتان افزود، غمی به سبب از دست دادن پیروزی و غنیمت، و غمی به سبب شکست خوردنتان، و غمی دیگر که همۀ غمها را از یاد شما برد، و آن این بود که خبر کشته شدن محمد صلی الله علیه وسلم را، شنیدید. اما خداوند به سبب لطف و مهربانی و عنایتی که نسبت به بندگان خویش دارد، همۀ این چیزها را مایۀ خیر بندگان مؤمن خود گردانید، پس فرمود: (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ﴾) تا بر آنچه که از دست داده اید، از قبیل: پیروزی، غمگین نگردید. (﴿وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾)و به خاطر کشته و زخمی شدن، و شکستی که به آن دچار شدید، محزون نگردید، و آن زمانی بود که برایتان محقق شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم کشته نشده است. پس همۀ این مصیبتها برایتان آسان گردید، و از زنده بودن پیامیر صلی الله علیه وسلم که تسلی بخش هر مصیبت و مشکلی بود، شادمان شدید. خداوند در مشکلات و مصیبتها اسرار و حکمتهای عجیبی قرار داده است. و همۀ این امور از روی دانش و کمال آگاهی خداوند نسبت به کارها و ظاهر و باطن شما، انجام میشود، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است.
(154) و احتمال دارد که معنی (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾) این باشد که خداوند این غم و مصیبت را، برای شما پیش آورد تا پا برجا و استوار بمانید و به هنگام مشکلات، بردباری و صبر را تمرین کنید، و تحمل دشواریها برایتان آسان شود. (﴿ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنۢ بَعۡدِ ٱلۡغَمِّ﴾) و پس از غمی که به شما رسیده بود، (﴿أَمَنَةٗ نُّعَاسٗا يَغۡشَىٰ طَآئِفَةٗ مِّنكُمۡ﴾) آرامشی را بر شما نازل کرد، بهگونهای که خواب سبکی، گروهی از شما را فرا گرفت. و شکی نیست که این، رحمت خدا و احسان او نسبت به آنها بود، و باعث تثبیت دلهایشان، و اطمینان بیشتر آنان گردید؛ زیرا کسی که میترسد، خواب و چرت، او را فرا نمیگیرد، چون او در دل ترس دارد، پس وقتی ترس از دل او دور شد، میتواند بخوابد و چرت بزند. و گروهی که خداوند بهوسیلۀ خواب سبک بر آنها انعام نمود، مؤمنان بودند؛ کسانی که جز اقامۀ دین خدا و بهدست آوردن خشنودی پروردگار و پیامبرش و مصلحت برادران مسلمانشان، هدف دیگری نداشتند. و اما گروه دیگر کسانی بودند که (﴿قَدۡ أَهَمَّتۡهُمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) فقط به فکر خودشان بودند، و به خاطر اینکه منافق بودند یا به سبب اینکه ایمانشان ضعیف بود، به فکر کسی دیگر نبودند، بنابراین چرت و خواب سبک که دیگران را فرا گرفته بود، به آنها نرسید (﴿يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ مِن شَيۡءٖ﴾) این استفهام انکاری است. پس معنی آن چنین است: ما از پیروزی بهرهای نداریم. پس نسبت به پروردگار و آیین و پیامبرش، گمان بد بردند، و تصور کردند که خداوند پیامبر را یاری نمیدهد، و این شکست، کار وی را فیصله میدهد، و دین خدا را به کلی نابود میسازد. خداوند متعال در جواب آنان فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَمۡرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ﴾) «امر» شامل امر تقدیری و امر شرعی میشود. پس هر چیزی، حسب قضا و تقدیر الهی انجام میشود. و سرانجام خداوند، پیروزی را نصیب دوستان خود، و کسانی که از او اطاعت میکنند، میگرداند، گر چه برای آنها مشکلاتی پیش بیاید. (﴿يُخۡفُونَ فِيٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبۡدُونَ لَكَ﴾) منافقان در دل خود چیزهایی را پنهان میدارند که آن را برای تو آشکار نمیکنند؛ سپس خداوند چیزی را که آنها پنهان میداشتند، بیان کرد و فرمود: (﴿يَقُولُونَ لَوۡ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٞ﴾) میگویند: اگر با ما در این امر رایزنی و مشورتی میشد، (﴿مَّا قُتِلۡنَا هَٰهُنَا﴾) در اینجا کشته نمیشدیم. و این انکار و اعتراضی است از جانب آنها، که به مثابۀ تکذیب تقدیر الهی و تخطئه کردن رأی پیامبر صلی الله علیه وسلم و رأی یارانش میباشد؛ چراکه آنان پیامبر و یارانش را ساده لوح میانگاشتند و خود را بهتر و شایستهتر میدانستند. خداوند آنها را چنین جواب داد: (﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ﴾) بگو: اگر در خانههایتان [هم] بودید ـ که کشته شدن در خانه بعید به نظر میرسدـ(﴿لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾)آنهایی که کشته شدن بر آنها مقدر شده بود، به محل کشته شدن خود، بیرون میآمدند، پس اسباب ـ هرچند بزرگ باشند ـ زمانی میتوانند به انسان سودی برسانند که قضا و تقدیر الهی با آن مخالف نباشد. پس هرگاه تقدیر با اسباب مخالفت ورزد، اسباب هیچ سودی نمیرسانند؛ زیرا آنچه را خداوند در رابطه با مرگ و زندگی در لوح محفوظ نوشته است، باید اجرا شود. (﴿وَلِيَبۡتَلِيَ ٱللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمۡ﴾) و تا خداوند آنچه را از نفاق یا ضعف ایمان در سینههایتان دارید، بیازماید. (﴿وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمۡ﴾) و تا دلهایتان را، از وسوسههای شیطان و صفتهای ناپسندی که در آن اثر گذاشته است، خالص و پاک گرداند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و خداوند به آنچه در سینههاست، آگاه است؛ یعنی آنچه را که سینهها پنهان کرده اند، میداند. پس علم و حکمت او اقتضا مینماید اسبابی را مقدر کند که امور پنهان سینهها، و رازها را بهوسیلۀ آن آشکار نماید.
آل عمران 3:155
إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ، از ميان شما آنان که در روز مقابله آن دو گروه بگريختند ، به سبب پاره اي از اعمالشان شيطان آنها را به خطا افکنده بود اينک خداوند عفوشان کرد که او آمرزنده و بردبار است.
(155) خداوند متعال از حالت کسانی که در جنگ أحد شکست خوردند، و از آنچه که باعث فرارشان شد، خبر داده و میفرماید: شیطان آنان را فریب داد، و به سبب ارتکاب برخی از گناهان، بر آنان مسلط گردید. پس آنها بودند که وسوسههای شیطانی را در دلهای خود جای دادند، و با ارتکاب گناه، به شیطان قدرت فعالیت دادند؛ زیرا گناهان محل ورود شیطان هستند، پس اگر آنان به اطاعت پروردگارشان چنگ میزدند، شیطان بر آنها تسلط و قدرتی نمیداشت. خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٌ﴾ همانا تو بر بندگانم، قدرت و حاکمیتی نداری. سپس خداوند خبر داد که پس از اینکه مرتکب کارهای زشت شدند، آنها را عفو نمود، و اگر آنها را مؤاخذه میکرد، میبایست آنان را از پای در آورده و ریشه کن سازد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ ﴾) بدون شک خداوند گناهکاران را میآمرزد و به آنها توفیق میدهد که توبه کنند و آمرزش بطلبند، و مشکلاتی را که برایشان پیش میآورد، کفارۀ گناهانشان میگرداند.(﴿حَلِيمٞ﴾) و خداوند بردباراست، و در عذاب دادن کسی که از فرمانش سرپیچی میکند، شتاب نمیورزد، بلکه به او فرصت میدهد، و وی را به بازگشت به سوی خود و روی آوردن به او، فرا میخواند، سپس اگر توبه کند و برگردد، توبهاش را میپذیرد، و خداوند او را به مقامی میرساند که گویا اصلاً گناهی انجام نداده، و عیبی از او سر نزده است. پس خداوند را، بر نیکی و احسانش، سپاسگزاریم.
آل عمران 3:156
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، همانند آن کافران مباشيد که در باره ، برادران خود که به سفر يا به جنگ رفته بودند ، مي گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمي مردند يا کشته نمي شدند خدا اين پندار را چون حسرتي در دل آنها نهاد و خداست که زنده مي کند و مي ميراند و اوست که اعمال شما رامي بيند. وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ، اگر در راه خدا کشته شويد يا بميريد ، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در اين جهان گرد مي آوريد بهتر است. وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى الله تُحْشَرُونَ ، و اگر بميريد يا کشته شويد هر آينه در پيشگاه خداوند محشور مي شويد.
(156) خداوند بندگان مؤمن خود را بر حذر میدارد از اینکه همانند کافران و منافقان باشند؛ آنانی که به پروردگار و تقدیر و قضای الهی ایمان ندارند. همچنین بندگان مؤمن خویش را از تشابه با کافران در هر چیزی نهی میکند، و در این مورد خاص نیز مؤمنان را برحذر میدارد که همچون کافران نباشند و برادران دینی یا نسبی خود را (﴿إِذَا ضَرَبُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) هنگامی که برای تجارت سفر کنند، (﴿أَوۡ كَانُواۡ غُزّٗى﴾) یا اینکه به جنگ وجهاد بروند، سپس کشته شوند، یا بمیرند، سرزنش نکنند و همچون منافقان به مخالفت با قضا و تقدیر الهی بر نخواسته و نگویند: (﴿لَّوۡكَانُواۡ عِندَنَا مَا مَاتُواۡ وَمَا قُتِلُواۡ﴾) اگر آنها پیش ما بودند، کشته نشده و نمیمردند. و این دروغی است که بر زبان میآوردند؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾ بگو: اگر در خانههایتان [هم] بودید، آنانی که تقدیر شده بود کشته شوند، به محل کشته شدن خود بیرون میآمدند. اما این تکذیب، جز اینکه خداوند سخن و عقیدۀ آنان را حسرتی در دلهایشان قرار دهد، و مصیبت و رنج آنها را بیشتر گرداند، سود دیگری برای آنان نداشت. و اما مؤمنان میدانند که این کارها با تقدیر الهی انجام میشود، پس ایمان میآورند و تسلیم میشوند و خداوند دلهایشان را هدایت و استوار میگرداند، و به سبب داشتن چنین عقیدهای، مصیبت پیش آمده را برای آنها آسان میگرداند. خداوند در رد سخن آنها فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) تنها خداوند است که زنده میکند و میمیراند، پس دوری و پرهیز و احتیاط، انسان را از چیزی که خداوند مقدر نموده است، نجات نمیدهد. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه انجام میدهید، بینا است، و شما را به سبب کارهایتان و به سبب تکذیب تقدیر الهی، مجازات خواهد کرد.
(157) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
(158) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
آل عمران 3:157
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، همانند آن کافران مباشيد که در باره ، برادران خود که به سفر يا به جنگ رفته بودند ، مي گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمي مردند يا کشته نمي شدند خدا اين پندار را چون حسرتي در دل آنها نهاد و خداست که زنده مي کند و مي ميراند و اوست که اعمال شما رامي بيند. وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ، اگر در راه خدا کشته شويد يا بميريد ، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در اين جهان گرد مي آوريد بهتر است. وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى الله تُحْشَرُونَ ، و اگر بميريد يا کشته شويد هر آينه در پيشگاه خداوند محشور مي شويد.
(156) خداوند بندگان مؤمن خود را بر حذر میدارد از اینکه همانند کافران و منافقان باشند؛ آنانی که به پروردگار و تقدیر و قضای الهی ایمان ندارند. همچنین بندگان مؤمن خویش را از تشابه با کافران در هر چیزی نهی میکند، و در این مورد خاص نیز مؤمنان را برحذر میدارد که همچون کافران نباشند و برادران دینی یا نسبی خود را (﴿إِذَا ضَرَبُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) هنگامی که برای تجارت سفر کنند، (﴿أَوۡ كَانُواۡ غُزّٗى﴾) یا اینکه به جنگ وجهاد بروند، سپس کشته شوند، یا بمیرند، سرزنش نکنند و همچون منافقان به مخالفت با قضا و تقدیر الهی بر نخواسته و نگویند: (﴿لَّوۡكَانُواۡ عِندَنَا مَا مَاتُواۡ وَمَا قُتِلُواۡ﴾) اگر آنها پیش ما بودند، کشته نشده و نمیمردند. و این دروغی است که بر زبان میآوردند؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾ بگو: اگر در خانههایتان [هم] بودید، آنانی که تقدیر شده بود کشته شوند، به محل کشته شدن خود بیرون میآمدند. اما این تکذیب، جز اینکه خداوند سخن و عقیدۀ آنان را حسرتی در دلهایشان قرار دهد، و مصیبت و رنج آنها را بیشتر گرداند، سود دیگری برای آنان نداشت. و اما مؤمنان میدانند که این کارها با تقدیر الهی انجام میشود، پس ایمان میآورند و تسلیم میشوند و خداوند دلهایشان را هدایت و استوار میگرداند، و به سبب داشتن چنین عقیدهای، مصیبت پیش آمده را برای آنها آسان میگرداند. خداوند در رد سخن آنها فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) تنها خداوند است که زنده میکند و میمیراند، پس دوری و پرهیز و احتیاط، انسان را از چیزی که خداوند مقدر نموده است، نجات نمیدهد. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه انجام میدهید، بینا است، و شما را به سبب کارهایتان و به سبب تکذیب تقدیر الهی، مجازات خواهد کرد.
(157) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
(158) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
آل عمران 3:158
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، همانند آن کافران مباشيد که در باره ، برادران خود که به سفر يا به جنگ رفته بودند ، مي گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمي مردند يا کشته نمي شدند خدا اين پندار را چون حسرتي در دل آنها نهاد و خداست که زنده مي کند و مي ميراند و اوست که اعمال شما رامي بيند. وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ، اگر در راه خدا کشته شويد يا بميريد ، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در اين جهان گرد مي آوريد بهتر است. وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى الله تُحْشَرُونَ ، و اگر بميريد يا کشته شويد هر آينه در پيشگاه خداوند محشور مي شويد.
(156) خداوند بندگان مؤمن خود را بر حذر میدارد از اینکه همانند کافران و منافقان باشند؛ آنانی که به پروردگار و تقدیر و قضای الهی ایمان ندارند. همچنین بندگان مؤمن خویش را از تشابه با کافران در هر چیزی نهی میکند، و در این مورد خاص نیز مؤمنان را برحذر میدارد که همچون کافران نباشند و برادران دینی یا نسبی خود را (﴿إِذَا ضَرَبُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) هنگامی که برای تجارت سفر کنند، (﴿أَوۡ كَانُواۡ غُزّٗى﴾) یا اینکه به جنگ وجهاد بروند، سپس کشته شوند، یا بمیرند، سرزنش نکنند و همچون منافقان به مخالفت با قضا و تقدیر الهی بر نخواسته و نگویند: (﴿لَّوۡكَانُواۡ عِندَنَا مَا مَاتُواۡ وَمَا قُتِلُواۡ﴾) اگر آنها پیش ما بودند، کشته نشده و نمیمردند. و این دروغی است که بر زبان میآوردند؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾ بگو: اگر در خانههایتان [هم] بودید، آنانی که تقدیر شده بود کشته شوند، به محل کشته شدن خود بیرون میآمدند. اما این تکذیب، جز اینکه خداوند سخن و عقیدۀ آنان را حسرتی در دلهایشان قرار دهد، و مصیبت و رنج آنها را بیشتر گرداند، سود دیگری برای آنان نداشت. و اما مؤمنان میدانند که این کارها با تقدیر الهی انجام میشود، پس ایمان میآورند و تسلیم میشوند و خداوند دلهایشان را هدایت و استوار میگرداند، و به سبب داشتن چنین عقیدهای، مصیبت پیش آمده را برای آنها آسان میگرداند. خداوند در رد سخن آنها فرمود: (﴿وَٱللَّهُ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) تنها خداوند است که زنده میکند و میمیراند، پس دوری و پرهیز و احتیاط، انسان را از چیزی که خداوند مقدر نموده است، نجات نمیدهد. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و خداوند به آنچه انجام میدهید، بینا است، و شما را به سبب کارهایتان و به سبب تکذیب تقدیر الهی، مجازات خواهد کرد.
(157) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
(158) سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن یا مردن در راه خدا، نقص و کاستی نبوده، و نباید از آن دوری شود، بلکه مشتاقان رضوان الهی باید برای کشته شدن و مردن در راه خدا با یکدیگر به رقابت بپردازند و از یکدیگر پیشی بگیرند، چون آن سببی است که انسان را به آمرزش و عفو و رحمت الهی میرساند و آمرزش و رحمت الهی، از تمامی دنیایی که اهل دنیا در پی آنند، بهتر است و مردم به هر صورتی که بمیرند، یا کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوی خداست، و او هر یک را طبق عملش مجازات میکند. پس هیچ راه گریزی جز به سوی خدا، وجود ندارد، و هیچ چیزی مردم را جز چنگ زدن به ریسمان الهی، نجات نمیدهد.
آل عمران 3:159
فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ ، به سبب رحمت خداست که تو با آنها اينچنين خوشخوي و مهربان هستي اگرتند خو و سخت دل مي بودي از گرد تو پراکنده مي شدند پس بر آنها ببخشاي و برايشان آمرزش بخواه و در کارها با ايشان مشورت کن و چون قصد کاري کني بر خداي توکل کن ، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
(159) یعنی به سبب رحمتی که خداوند نسبت به تو و یارانت دارد، برتو احسان کرد که با آنها نرم و مهربان باشی، و با اخلاق نیکو و خوب با آنان برخورد نمایی، تا پیرامون تو جمع شوند، و تو را دوست داشته، و از دستوراتت پیروی کنند. (﴿وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا﴾) و اگر درشتخو و بداخلاق، (﴿غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ﴾) و سنگدل بودی(﴿لَٱنفَضُّواۡ مِنۡ حَوۡلِكَ﴾) از اطراف تو متفرق میشدند؛ زیرا هرکس درشتخو و سنگدل باشد، کسی پیرامون وی نمیماند. پس اخلاق خوبِ رهبر، مردم را به سوی دین خدا جذب مینماید، و آنها را به دین خدا علاقهمند میسازد. در ضمن دارندۀ اخلاق خوب، مورد ستایش قرار میگیرد و پاداش خالص به او میرسد. و اخلاق بد رهبر دینی، مردم را از دین گریزان میکند و دین را نزد آنها منفور و زشت مینمایاند. در ضمن دارندۀ اخلاق بد، مورد نکوهش قرار گرفته و کیفر خاصی به او میرسد؛ زیرا وقتی خداوند به پیامبر معصوم چنین میفرماید، پس حالت دیگران چگونه خواهد بود؟! آیا از واجبترین واجبات، و مهمترین امور، این نیست که به اخلاق خوب پیامبر اقتدا کنیم؟ و با مردم آنگونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم با نرمی و خوش اخلاقی رفتار میکرد، رفتار نماییم، تا با این کار از دستور خدا فرمان برده باشیم، و نیز بندگان خدا را به سوی دین خدا جذب کنیم؟! سپس خداوند متعال به او دستور داد که از تقصیرات آنان در حق وی در گذرد، و برای تقصیراتی که آنان در حق خدا دارند، برایشان استغفار کند و با اینکار، عفو و احسان را با هم جمع نماید. (﴿فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ﴾) پس، از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش کن. (﴿وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡر﴾) و در کارهایی که نیاز به رایزنی و مشورت و تلقیح فکر و نظر دارد، با آنها مشورت کن؛ زیرا رایزنی و مشورت، فواید و مصلحتهای دینی و دنیوی بیشماری در بر دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره میشود: 1- مشورت از عبادتهایی است که بهوسیلۀ آن بنده به خدا نزدیک میگردد. 2- مشورت باعث تسکین خاطر شده، و اندوهی را که هنگام پیش آمدن مصیبت در دلها قرار میگیرد، دور مینماید؛ زیرا کسی که سرپرستی و کار مردم را در دست دارد، هرگاه اهل رأی و نظر را جمع کند، و در مورد حادثه و واقعهای با آنها به مشورت و رایزنی بپردازد، مردم او را دوست داشته و به وی اطمینان خواهند کرد، و میدانند که او حاکم و سرپرست خودکامه و مستبدی نیست، بلکه به منافع کلّی و فراگیر میاندیشد. پس آن وقت مردم آخرین توان و تلاش خود را برای پیروی کردن از او بهکار میگیرند، چون میدانند این حاکم برای مصلحت و منافع عموم مردم تلاش میکند. به خلاف کسی که چنین نیست، مردم او را دوست نداشته و از وی اطاعت نخواهند کرد، و اگر از وی فرمان برند به طور کامل از او فرمان نخواهند برد. 3- مشورت و رایزنی باعث رشد و بالندگی افکار میگردد؛ زیرا وقتی که افکار و اندیشهها در امری بهکار روند، رشد کرده و به شکوفایی میرسند. 4- از طریق مشورت و رایزنی، رأی و نظر درست و صحیح حاصل میشود، و کسی که مشورت میکند، کمتر در کارش دچار اشتباه میگردد، و اگر چنانچه اشتباه کند یا به هدفش دست نیابد، قابل ملامت و سرزنش نخواهد بود. پس وقتی خدا به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡر﴾) با آنان رایزنی و مشورت کن، در حالی که عقل و دانش پیامبر از همۀ مردم کاملتر و بیشتر است، و رأی او، بهترین آراء است، پس دیگران چگونه باید باشند؟! سپس خداوند متعال فرمود: (﴿فَإِذَا عَزَمۡتَ﴾) و هرگاه بعد از مشورت و رایزنی در کاری که نیاز به مشورت دارد، تصمیم به انجام آن گرفتی،(﴿فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ﴾) بر قدرت الهی اعتماد و توکل کن، نه بر توانایی و حرکت و قدرت خود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ﴾) همانا خداوند کسانی را که بر او توکل مینمایند و به وی پناه میبرند، دوست دارد.
آل عمران 3:160
إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ ، اگر خدا شما را ياري کند ، هيچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد و اگر، شمارا خوار دارد ، چه کسي از آن پس ياريتان خواهد کرد ? پس مؤمنان بايد که بر خداي توکل کنند.
(160) یعنی چنانچه خداوند با یاری و کمک خویش، شما را کمک نماید، (﴿فَلَا غَالِبَ لَكُمۡ﴾) اگر تمام مردمِ روی زمین با تمام لشکر و اسلحههای خود جمع شوند، بر شما چیره نخواهند شد؛ زیرا هیچ چیزی بر خداوند چیره نمیشود، و او بر بندگان چیره است و پیشانی آنها را گرفته است. پس هیچ جنبنده ای حرکت نمیکند، مگر به فرمان خدا؛ و هیچ جنبنده ای ساکن نمیشود، مگر به اذن و فرمان خدا. (﴿وَإِن يَخۡذُلۡكُمۡ﴾) و اگر شما را خوار گرداند، و شما را به حال خودتان رها کند، (﴿فَمَن ذَا ٱلَّذِي يَنصُرُكُم مِّنۢ بَعۡدِهِۦ﴾) پس کیست که پس از او، شما را یاری دهد؟ و به ناچار آنگاه خوار میشوید، و شکست میخورید، گرچه تمام مردم شما را یاری دهند و کمک نمایند. درضمن خداوند متعال دستور میدهد که از وی کمک بطلبند، و بر او توکل کنند، نه بر قدرت خویش. بنابراین فرمود: (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) معمول بر عامل مقدم شده که مفید حصر است؛ یعنی فقط برخدا توکل کنید نه بر کسی دیگر؛ زیرا تنها او یاور و مددکار است، پس توکل و تکیه کردن بر خدا عین توحید و یکتا پرستی است، و مقصود با آن حاصل خواهد شد. و توکل بر غیر خدا شرک است و سودی نمیبخشد، بلکه زیان آور میباشد. در این آیه دستور داده شده که تنها به خدا توکل نمود. و توکل بنده برحسب ایمان اوست و هر اندازه ایمانش قوی باشد به همان اندازه بیشتر بر خدا توکل میکند.
آل عمران 3:161
وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ، هيچ پيامبري را شايسته نيست که خيانت کند و هر که به چيزي خيانت کند، آن را در روز قيامت با خود آورد سپس جزاي عمل هر کس به تمامي داده خواهد شد و بر کسي ستمي نرود.
(161)«غلول» یعنی خیانت در غنیمت و پنهان کردن چیزی از آن [وخیانت در هر چیزی که در اختیار انسان است]، و اجماع بر این است که، خیانت در غنیمت و در آنچه که در اختیار انسان قرار دارد، حرام و از گناهان کبیره میباشد. همانطور که این آیه و دیگر نصوص، بر آن دلالت مینماید. پس خداوند متعال خبر داد که برای هیچ پیامبری شایسته و سزاوار نیست در مالِ غنیمت، خیانت کند؛ زیرا خیانت در غنیمت، همان طور که دانستید از بزرگترین گناهان و بدترین عیوب است. و خداوند پیامبرانش را، از آن و هر آنچه که آنان را آلوده و معیوب و متهم کند، مصون و محفوظ نموده و آنان را از نظر اخلاق، برترین افراد جهان و پاکترین و خوبترین آنها قرار داده و آنان را از هرگونه عیب، پاک گردانیده است. و آنان را، فرودگاه رسالت خویش، و معدن فرزانگی و حکمت الهی، قرار داده است:﴿ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥ﴾ خداوند بهتر میداند که رسالت خویش را در کجا قرار بدهد. پس اگر بنده فقط یکی از آنها را بشناسد، یقین حاصل میکند که آنان از هر عیب و کار زشتی، پاک و مبرّا هستند. و نیازی نیست که بر پوچ بودن سخنانی که دشمنان پیامبران در مورد آنان گفتهاند، دلیل اقامه کنیم؛ زیرا هرکس که پیامبر بودنِ آنها را بپذیرد، همۀ آنچه که اهل باطل دربارۀ آنان میگویند، دفع میشود. بنابراین کلمهای را به کار برد که مفهومش چنین است: سرزدن چنین کاری از پیامبران، غیر ممکن و محال است. پس فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ﴾) یعنی کسانی که خداوند آنها را برای پیامبری و رسالت برگزیده است، امکان ندارد خیانت کنند. سپس کسی را که در مال غنیمت خیانت میکند، مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَمَن يَغۡلُلۡ يَأۡتِ بِمَا غَلَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) و کسی که در مالِ غنیمت، خیانت کند، روز قیامت آنچه را که در آن خیانت کرده است، میآورد در حالی که آن را بر دوش خود حمل میکند، خواه چیزی که در آن خیانت کرده است، حیوان باشد، یا کالا یا چیزی دیگر. و به سبب آن، در روز قیامت، عذاب داده میشود. (﴿ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ﴾) سپس هر خیانتکار و دیگران، پاداش و سزایشان را، به اندازۀ عملشان و به طور کامل دریافت میکنند. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) یعنی چیزی بر گناهانشان افزوده نمیگردد، و چیزی از حسناتشان کاسته نمیشود، پس بنگر به نیکویی «احتراز» در این آیۀ کریمه! پس از آنکه سزای خیانت کننده در مال غنیمت را، بیان کرد و فرمود: در روز قیامت آنچه را که به خیانت برده است، با خود میآورد، بیان کرد که سزای او بهطور کامل داده میشود، و اگر فقط میفرمود:«فقط سزای خیانت کننده در مالِ غنیمت، به طور کامل به او داده میشود»، این شک و گمان به ذهن خطور میکرد که کسان دیگری که متصدی دیگر اموال و داراییها هستند، شاید سزا یا پاداششان به طور کامل داده نشود. بنابراین برای دفع این وهم و گمان، کلمهای آورد که شامل خیانت در مالِ غنیمت، و دیگر گناهان باشد و همه را به طور عام و فراگیر، در بر گیرد.
آل عمران 3:162
أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ، آيا آن کس که به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند کسي است که موجب خشم او مي شود و مکان او جهنم ، آن سرانجام بد است ? هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ، اين دو گروه را نزد خدا درجاتي است گوناگون و او به کارهايشان آگاه است .
(162 - 163) پروردگار متعال خبر میدهد کسی که هدفش خشنودی خداست و کارهایی را انجام میدهد که خشنودی وی را درپی دارد، هرگز مانند کسی نیست که مرتکب گناه میشود و پروردگارش را خشمگین میکند، و نزد خدا و بندگان او، برابر نخواهند بود:﴿أَفَمَن كَانَ مُؤۡمِنٗا كَمَن كَانَ فَاسِقٗاۚ لَّا يَسۡتَوُۥنَ﴾ آیا کسی که مؤمن است، مانند کسی است که فاسق میباشد؟ نه، برابر نیستند. بنابراین فرمود: (﴿هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) یعنی هر یک از آنها در نزد پروردگار، دارای مقام و جایگاه متفاوتی هستند، و بر حسب تفاوت اعمالشان مقام و مرتبۀ آنها نیز متفاوت است. پس کسانی که به دنبال خشنودی خدا هستند، برای رسیدن به مقامهای بلند و جایگاههای والا و کاخهای عالی بهشت، تلاش مینمایند، و خداوند به اندازه اعمالشان، از بخشش و کرم خویش به آنان میبخشد، و کسانی که نارضایتی و خشم خدا را بر میانگیزند، به نازلترین و پایین ترین جایگاههای جهنم، سقوط میکنند، و خداوند کارهایشان را میبیند و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پنهان نمیماند، بلکه خداوند آن را دانسته، و در لوح محفوظ ثبت نموده، و فرشتگان بزرگوار و امانتدار خویش را موظف کرده است تا آن را بنویسند، و ثبت و ضبط نمایند. بنابراین فرمود: (﴿هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) یعنی هر یک از آنها در نزد پروردگار، دارای مقام و جایگاه متفاوتی هستند، و بر حسب تفاوت اعمالشان مقام و مرتبۀ آنها نیز متفاوت است. پس کسانی که به دنبال خشنودی خدا هستند، برای رسیدن به مقامهای بلند و جایگاههای والا و کاخهای عالی بهشت، تلاش مینمایند، و خداوند به اندازه اعمالشان، از بخشش و کرم خویش به آنان میبخشد، و کسانی که نارضایتی و خشم خدا را بر میانگیزند، به نازلترین و پایین ترین جایگاههای جهنم، سقوط میکنند، و خداوند کارهایشان را میبیند و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پنهان نمیماند، بلکه خداوند آن را دانسته، و در لوح محفوظ ثبت نموده، و فرشتگان بزرگوار و امانتدار خویش را موظف کرده است تا آن را بنویسند، و ثبت و ضبط نمایند.
آل عمران 3:163
أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ، آيا آن کس که به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند کسي است که موجب خشم او مي شود و مکان او جهنم ، آن سرانجام بد است ? هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ، اين دو گروه را نزد خدا درجاتي است گوناگون و او به کارهايشان آگاه است .
(162 - 163) پروردگار متعال خبر میدهد کسی که هدفش خشنودی خداست و کارهایی را انجام میدهد که خشنودی وی را درپی دارد، هرگز مانند کسی نیست که مرتکب گناه میشود و پروردگارش را خشمگین میکند، و نزد خدا و بندگان او، برابر نخواهند بود:﴿أَفَمَن كَانَ مُؤۡمِنٗا كَمَن كَانَ فَاسِقٗاۚ لَّا يَسۡتَوُۥنَ﴾ آیا کسی که مؤمن است، مانند کسی است که فاسق میباشد؟ نه، برابر نیستند. بنابراین فرمود: (﴿هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) یعنی هر یک از آنها در نزد پروردگار، دارای مقام و جایگاه متفاوتی هستند، و بر حسب تفاوت اعمالشان مقام و مرتبۀ آنها نیز متفاوت است. پس کسانی که به دنبال خشنودی خدا هستند، برای رسیدن به مقامهای بلند و جایگاههای والا و کاخهای عالی بهشت، تلاش مینمایند، و خداوند به اندازه اعمالشان، از بخشش و کرم خویش به آنان میبخشد، و کسانی که نارضایتی و خشم خدا را بر میانگیزند، به نازلترین و پایین ترین جایگاههای جهنم، سقوط میکنند، و خداوند کارهایشان را میبیند و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پنهان نمیماند، بلکه خداوند آن را دانسته، و در لوح محفوظ ثبت نموده، و فرشتگان بزرگوار و امانتدار خویش را موظف کرده است تا آن را بنویسند، و ثبت و ضبط نمایند. بنابراین فرمود: (﴿هُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) یعنی هر یک از آنها در نزد پروردگار، دارای مقام و جایگاه متفاوتی هستند، و بر حسب تفاوت اعمالشان مقام و مرتبۀ آنها نیز متفاوت است. پس کسانی که به دنبال خشنودی خدا هستند، برای رسیدن به مقامهای بلند و جایگاههای والا و کاخهای عالی بهشت، تلاش مینمایند، و خداوند به اندازه اعمالشان، از بخشش و کرم خویش به آنان میبخشد، و کسانی که نارضایتی و خشم خدا را بر میانگیزند، به نازلترین و پایین ترین جایگاههای جهنم، سقوط میکنند، و خداوند کارهایشان را میبیند و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پنهان نمیماند، بلکه خداوند آن را دانسته، و در لوح محفوظ ثبت نموده، و فرشتگان بزرگوار و امانتدار خویش را موظف کرده است تا آن را بنویسند، و ثبت و ضبط نمایند.
آل عمران 3:164
لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ ، خدا بر مؤمنان انعام فرمود ، آنگاه که از خودشان به ميان خودشان ، پيامبري مبعوث کرد تا آياتش را بر آنها بخواند و پاکشان سازد و کتاب و حکمتشان بياموزد ، هر چند از آن پيش در گمراهي آشکاري بودند.
(164) منّتی که خداوند در این آیه بر بندگانش مینهد، بزرگترین نعمتها و اساس همۀ برکات است؛ زیرا پروردگار با فرستادن پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم، آنها را از گمراهی نجات داد، و از هلاکت مصون داشت. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ﴾) همانا خداوند بر مؤمنان منت نهاد، چون پیامبری را از خودشان در میان آنان مبعوث کرد، که نسب و حال و زبان او را میدانستند، و از قوم و قبیلۀ آنها بود، و نسبت به آنها مهربان و خیرخواه بود. (﴿يَتۡلُواۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ﴾) آیات خدا را بر آنها میخواند، و کلمات و معانی آن را به آنها میآموخت. (﴿وَيُزَكِّيهِمۡ﴾) و آنان را، از شرک وگناه و فرومایگی و سایر زشتیهای اخلاقی، پاک میگرداند. (﴿وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) منظور از کتاب یا جنس کتاب میباشد که قرآن است، پس در این صورت (﴿يَتۡلُواۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ﴾) منظور از آیات، نشانههای هستی است. و یا منظور از کتاب، نوشتن است ، پس خداوند با آموختن کتاب و نوشتن که علوم بهوسیلۀ نوشتن آموخته میشود، بر آنها منت نهاد. (﴿وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾) یعنی سنت، که مانند قرآن است. یا به معنی گذاشتن هر چیزی در جایگاهش و شناختن اسرار شریعت میباشد. پس پیامیر هم احکام را، و هم آنچه را که بهوسیلۀ آن احکام اجرا میشود، و نیز آنچه را که بهوسیلۀ آن فواید و نتایج احکام بهدست میآید، به آنها میآموخت. پس آنها به سبب برخورداری از این ویژگیهای بزرگ، از تمام مردم برترند و در مقام علمای ربانی قرار میگیرند. (﴿وَإِن كَانُواۡ مِن قَبۡلُ﴾) هرچند که قبل از بعثت این پیامبر،(﴿لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾) در گمراهی آشکاری به سر میبردند، و راهی که آنها را به پروردگارشان میرساند، و آنچه را که آنان را پاکیزه و پاک میگرداند، نمیشناختند، بلکه هر آنچه را که جهالت و نادانی برای آنان زیبا جلوه میداد، انجام میدادند، گرچه این کار، با عقل تمام جهانیان درست در نمیآمد و با آن مخالف بود.
آل عمران 3:165
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، و آيا هنگامي که آسيبي به شما رسيد که شما خود دو چند آن رسانده بوديد ،گفتيد : اين آسيب از کجا رسيد ? بگو : از جانب خودتان هر آينه خدا بر هر چيزي تواناست. وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنچه در روز برخورد آن دو گروه به شما رسيد ، به اذن خدا بود ، تا، مؤمنان را بشناسد . وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ ، و آنان را نيز که نفاق ورزيدند ، بشناسد به آنها گفته مي شد : بياييددر راه خدا کارزار کنيد يا به دفاع پردازيد مي گفتند : اگر يقين داشتيم که جنگي در مي گيرد ، با شما مي آمديم آنان به کفر نزديکترند تا به ايمان به زبان چيزهايي مي گويند که به دل اعتقاد ندارند و خدا به آنچه دردل نهفته مي دارند آگاهتر است. الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، به آنان که از جنگ باز ايستادند و در باره برادران خود گفتند که اگر، سخن ما را شنيده بودند کشته نمي شدند ، بگو : اگر راست مي گوييد مرگ را از خود برانيد.
(165) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خود را، که در جنگ أحد به آن مصیبت گرفتار شدند و حدود هفتاد نفر از آنان کشته شد، دلجویی داده و میفرماید: (﴿قَدۡ أَصَبۡتُم﴾) شما به مشرکان ضربه زدید، (﴿مِّثۡلَيۡهَا﴾) و دو برابر آنها را شکست دادید، شما هفتاد نفر از بزرگانشان را در جنگ بدر کشتید و هفتاد نفر را به اسارت گرفتید، پس باید مسئله برایتان آسان باشد، و مصیبت بر شما سبک گردد، با اینکه شما و مشرکین یکسان نیستید؛ زیرا کشته شدگان شما در بهشت هستند، و کشته شدگان آنها در جهنم. (﴿قُلۡتُمۡ أَنَّىٰ هَٰذَا﴾) یعنی گفتید: از کجا این مصیبت به ما رسید، و ما [چگونه] شکست خوردیم؟ (﴿قُلۡ هُوَ مِنۡ عِندِ أَنفُسِكُمۡ﴾) بگو: آن از جانب خودتان است، و ناشی از کشمکش و اختلاف و نافرمانی شماست. و این اختلاف و کشمکش، زمانی در میانتان بروز کرد که خداوند آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد. پس خودتان را سرزنش و ملامت کنید، و از اسباب هلاکت دوری جویید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هر چیزی توانا است. پس، از گمان بد نسبت به خدا بپرهیزید؛ زیرا او بر یاریکردنتان، توانا است. اما در آزمودن و گرفتار کردنتان به مصیبت، حکمت بزرگی دارد:﴿ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاۡ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖ﴾ و اگر خدا میخواست از آنها انتقام میگرفت، ولی [میخواهد] برخی از شما را بهوسیلۀ برخی دیگر بیازماید.
(166 - 167) سپس خبر داد، آنچه از شکست و کشته شدن در روز رویارویی دو گروه [مسلمین و مشرکین] در احد به آنها رسید، به فرمان و قضا و تقدیر الهی بوده است، و تقدیر و فرمان الهی را، چیزی نمیتواند برگرداند و حتماً باید به وقوع بپیوندد. و امر تقدیری وقتی پیش آمد، جز تسلیم شدن در برابر آن چارهای نیست. و خداوند این کار را به خاطر حکمت و منافع بزرگی مقدر کرد، تا مؤمن از منافق متمایز گردد. تا مؤمن از منافق متمایز گردد. منافقانی که وقتی به جنگ دستور داده شدند (﴿وَقِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاۡ قَٰتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و به آنها گفته شد: در راه خدا، و برای دفاع و حمایت از دین خدا، و طلب خشنودی او بجنگید، (﴿أَوِ ٱدۡفَعُواۡ﴾) و اگر به خاطر خدا به دفاع برنمیخیزید، حداقل برای دفاع از حرمت خویش و شهرتان دفاع کنید، امتناع ورزیدند و عذر آوردند و (﴿قَالُواۡ لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) گفتند: اگر ما میدانستیم که بین شما و آنها جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم، در حالی که دروغ میگفتند؛ چرا که همه به یقین میدانستند این مشرکان به خاطر شکستی که از مؤمنان متحمل شده بودند، به شدت نسبت به آنها خشمگین بوده، و قلبی سرشار از خشم ونفرت نسبت به آنان داشتند. و آنها اموال خود را صرف کردند، و آنچه از مردان جنگی و اسلحه که در توان داشتند جمع نموده، و با لشکری بزرگ بر مؤمنان هجوم آوردند. پس کسانی که اینگونه باشند، چگونه میتوان تصور کرد بین آنها و مؤمنان، جنگی روی نخواهد داد؟ به ویژه آنکه مسلمین از مدینه بیرون آمده و در مقابل آنان ظاهر شده بودند. این غیر ممکن است. اما منافقان گمان بردند که با این عذر، میتوانند مؤمنان را فریب دهند، و بهانۀ آنها پذیرفته میشود. خداوند متعال فرمود: (﴿هُمۡ لِلۡكُفۡرِ يَوۡمَئِذٍ﴾) آنان در آن حالت که همراه با مؤمنان برای جنگ بیرون نرفتند، (﴿أَقۡرَبُ مِنۡهُمۡ لِلۡإِيمَٰنِۚ يَقُولُونَ بِأَفۡوَٰهِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ زیرا با زبان چیزهایی میگویند که در دلهایشان نیست. و این ویژگی منافقین است که با سخن وعمل خود چیزی را نشان میدهند، اما ضد آن را در دلهای خود پنهان میدارند. آنان میگفتند: (﴿لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) اگر ما میدانستیم که جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم. یک قاعدۀ کلی که از این آیه استنباط میشود این است که «به هنگام مواجه شدن با دو فساد، آنچه سبکتر و شرّش کمتر است، انجام داده میشود، تا فساد بزرگتر دفع گردد؛ و چنانچه نتوان مصلحت بزرگی را انجام داد، باید مصلحت کوچکتر و کمتر را انجام داد.» چرا که منافقان دستور داده شدند تا در راه دین بجنگند ، پس اگر برای دین نیز نجنگند، باید برای دفاع از فرزندان و خانوادهها و وطن خود بجنگند. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يَكۡتُمُونَ﴾) و خداوند به آنچه پنهان میکنند، داناتر است. پس خداوند آن را برای بندگان مؤمن خویش آشکار نموده، و منافقان را برآن مجازات مینماید.
(168) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ قَالُواۡ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواۡ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواۡ﴾) منافقان هم به جهاد نرفتند، و هم اعتراض نموده و تقدیر و قضای الهی را تکذیب کردند، و به برادرانشان گفتند: اگر آنها از ما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند. خداوند در رد آنها فرمود: (﴿قُلۡ فَٱدۡرَءُواۡ﴾) بگو: پس دور نمایید و دفع کنید، (﴿عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرگ را از خود، اگر راست میگویید که اگر آنها از شما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند، چرا که نمیتوانند مرگ را از خود دور کنند. و این آیات، دلیلی است بر اینکه گاهی در مؤمن، عادت کفر آمیز وجود دارد و گاهی عادت ایمانی، و گاهی نیز یکی از این دو خصلتها در وی، قویتر است.
آل عمران 3:166
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، و آيا هنگامي که آسيبي به شما رسيد که شما خود دو چند آن رسانده بوديد ،گفتيد : اين آسيب از کجا رسيد ? بگو : از جانب خودتان هر آينه خدا بر هر چيزي تواناست. وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنچه در روز برخورد آن دو گروه به شما رسيد ، به اذن خدا بود ، تا، مؤمنان را بشناسد . وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ ، و آنان را نيز که نفاق ورزيدند ، بشناسد به آنها گفته مي شد : بياييددر راه خدا کارزار کنيد يا به دفاع پردازيد مي گفتند : اگر يقين داشتيم که جنگي در مي گيرد ، با شما مي آمديم آنان به کفر نزديکترند تا به ايمان به زبان چيزهايي مي گويند که به دل اعتقاد ندارند و خدا به آنچه دردل نهفته مي دارند آگاهتر است. الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، به آنان که از جنگ باز ايستادند و در باره برادران خود گفتند که اگر، سخن ما را شنيده بودند کشته نمي شدند ، بگو : اگر راست مي گوييد مرگ را از خود برانيد.
(165) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خود را، که در جنگ أحد به آن مصیبت گرفتار شدند و حدود هفتاد نفر از آنان کشته شد، دلجویی داده و میفرماید: (﴿قَدۡ أَصَبۡتُم﴾) شما به مشرکان ضربه زدید، (﴿مِّثۡلَيۡهَا﴾) و دو برابر آنها را شکست دادید، شما هفتاد نفر از بزرگانشان را در جنگ بدر کشتید و هفتاد نفر را به اسارت گرفتید، پس باید مسئله برایتان آسان باشد، و مصیبت بر شما سبک گردد، با اینکه شما و مشرکین یکسان نیستید؛ زیرا کشته شدگان شما در بهشت هستند، و کشته شدگان آنها در جهنم. (﴿قُلۡتُمۡ أَنَّىٰ هَٰذَا﴾) یعنی گفتید: از کجا این مصیبت به ما رسید، و ما [چگونه] شکست خوردیم؟ (﴿قُلۡ هُوَ مِنۡ عِندِ أَنفُسِكُمۡ﴾) بگو: آن از جانب خودتان است، و ناشی از کشمکش و اختلاف و نافرمانی شماست. و این اختلاف و کشمکش، زمانی در میانتان بروز کرد که خداوند آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد. پس خودتان را سرزنش و ملامت کنید، و از اسباب هلاکت دوری جویید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هر چیزی توانا است. پس، از گمان بد نسبت به خدا بپرهیزید؛ زیرا او بر یاریکردنتان، توانا است. اما در آزمودن و گرفتار کردنتان به مصیبت، حکمت بزرگی دارد:﴿ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاۡ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖ﴾ و اگر خدا میخواست از آنها انتقام میگرفت، ولی [میخواهد] برخی از شما را بهوسیلۀ برخی دیگر بیازماید.
(166 - 167) سپس خبر داد، آنچه از شکست و کشته شدن در روز رویارویی دو گروه [مسلمین و مشرکین] در احد به آنها رسید، به فرمان و قضا و تقدیر الهی بوده است، و تقدیر و فرمان الهی را، چیزی نمیتواند برگرداند و حتماً باید به وقوع بپیوندد. و امر تقدیری وقتی پیش آمد، جز تسلیم شدن در برابر آن چارهای نیست. و خداوند این کار را به خاطر حکمت و منافع بزرگی مقدر کرد، تا مؤمن از منافق متمایز گردد. تا مؤمن از منافق متمایز گردد. منافقانی که وقتی به جنگ دستور داده شدند (﴿وَقِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاۡ قَٰتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و به آنها گفته شد: در راه خدا، و برای دفاع و حمایت از دین خدا، و طلب خشنودی او بجنگید، (﴿أَوِ ٱدۡفَعُواۡ﴾) و اگر به خاطر خدا به دفاع برنمیخیزید، حداقل برای دفاع از حرمت خویش و شهرتان دفاع کنید، امتناع ورزیدند و عذر آوردند و (﴿قَالُواۡ لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) گفتند: اگر ما میدانستیم که بین شما و آنها جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم، در حالی که دروغ میگفتند؛ چرا که همه به یقین میدانستند این مشرکان به خاطر شکستی که از مؤمنان متحمل شده بودند، به شدت نسبت به آنها خشمگین بوده، و قلبی سرشار از خشم ونفرت نسبت به آنان داشتند. و آنها اموال خود را صرف کردند، و آنچه از مردان جنگی و اسلحه که در توان داشتند جمع نموده، و با لشکری بزرگ بر مؤمنان هجوم آوردند. پس کسانی که اینگونه باشند، چگونه میتوان تصور کرد بین آنها و مؤمنان، جنگی روی نخواهد داد؟ به ویژه آنکه مسلمین از مدینه بیرون آمده و در مقابل آنان ظاهر شده بودند. این غیر ممکن است. اما منافقان گمان بردند که با این عذر، میتوانند مؤمنان را فریب دهند، و بهانۀ آنها پذیرفته میشود. خداوند متعال فرمود: (﴿هُمۡ لِلۡكُفۡرِ يَوۡمَئِذٍ﴾) آنان در آن حالت که همراه با مؤمنان برای جنگ بیرون نرفتند، (﴿أَقۡرَبُ مِنۡهُمۡ لِلۡإِيمَٰنِۚ يَقُولُونَ بِأَفۡوَٰهِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ زیرا با زبان چیزهایی میگویند که در دلهایشان نیست. و این ویژگی منافقین است که با سخن وعمل خود چیزی را نشان میدهند، اما ضد آن را در دلهای خود پنهان میدارند. آنان میگفتند: (﴿لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) اگر ما میدانستیم که جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم. یک قاعدۀ کلی که از این آیه استنباط میشود این است که «به هنگام مواجه شدن با دو فساد، آنچه سبکتر و شرّش کمتر است، انجام داده میشود، تا فساد بزرگتر دفع گردد؛ و چنانچه نتوان مصلحت بزرگی را انجام داد، باید مصلحت کوچکتر و کمتر را انجام داد.» چرا که منافقان دستور داده شدند تا در راه دین بجنگند ، پس اگر برای دین نیز نجنگند، باید برای دفاع از فرزندان و خانوادهها و وطن خود بجنگند. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يَكۡتُمُونَ﴾) و خداوند به آنچه پنهان میکنند، داناتر است. پس خداوند آن را برای بندگان مؤمن خویش آشکار نموده، و منافقان را برآن مجازات مینماید.
(168) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ قَالُواۡ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواۡ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواۡ﴾) منافقان هم به جهاد نرفتند، و هم اعتراض نموده و تقدیر و قضای الهی را تکذیب کردند، و به برادرانشان گفتند: اگر آنها از ما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند. خداوند در رد آنها فرمود: (﴿قُلۡ فَٱدۡرَءُواۡ﴾) بگو: پس دور نمایید و دفع کنید، (﴿عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرگ را از خود، اگر راست میگویید که اگر آنها از شما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند، چرا که نمیتوانند مرگ را از خود دور کنند. و این آیات، دلیلی است بر اینکه گاهی در مؤمن، عادت کفر آمیز وجود دارد و گاهی عادت ایمانی، و گاهی نیز یکی از این دو خصلتها در وی، قویتر است.
آل عمران 3:167
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، و آيا هنگامي که آسيبي به شما رسيد که شما خود دو چند آن رسانده بوديد ،گفتيد : اين آسيب از کجا رسيد ? بگو : از جانب خودتان هر آينه خدا بر هر چيزي تواناست. وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنچه در روز برخورد آن دو گروه به شما رسيد ، به اذن خدا بود ، تا، مؤمنان را بشناسد . وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ ، و آنان را نيز که نفاق ورزيدند ، بشناسد به آنها گفته مي شد : بياييددر راه خدا کارزار کنيد يا به دفاع پردازيد مي گفتند : اگر يقين داشتيم که جنگي در مي گيرد ، با شما مي آمديم آنان به کفر نزديکترند تا به ايمان به زبان چيزهايي مي گويند که به دل اعتقاد ندارند و خدا به آنچه دردل نهفته مي دارند آگاهتر است. الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، به آنان که از جنگ باز ايستادند و در باره برادران خود گفتند که اگر، سخن ما را شنيده بودند کشته نمي شدند ، بگو : اگر راست مي گوييد مرگ را از خود برانيد.
(165) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خود را، که در جنگ أحد به آن مصیبت گرفتار شدند و حدود هفتاد نفر از آنان کشته شد، دلجویی داده و میفرماید: (﴿قَدۡ أَصَبۡتُم﴾) شما به مشرکان ضربه زدید، (﴿مِّثۡلَيۡهَا﴾) و دو برابر آنها را شکست دادید، شما هفتاد نفر از بزرگانشان را در جنگ بدر کشتید و هفتاد نفر را به اسارت گرفتید، پس باید مسئله برایتان آسان باشد، و مصیبت بر شما سبک گردد، با اینکه شما و مشرکین یکسان نیستید؛ زیرا کشته شدگان شما در بهشت هستند، و کشته شدگان آنها در جهنم. (﴿قُلۡتُمۡ أَنَّىٰ هَٰذَا﴾) یعنی گفتید: از کجا این مصیبت به ما رسید، و ما [چگونه] شکست خوردیم؟ (﴿قُلۡ هُوَ مِنۡ عِندِ أَنفُسِكُمۡ﴾) بگو: آن از جانب خودتان است، و ناشی از کشمکش و اختلاف و نافرمانی شماست. و این اختلاف و کشمکش، زمانی در میانتان بروز کرد که خداوند آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد. پس خودتان را سرزنش و ملامت کنید، و از اسباب هلاکت دوری جویید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هر چیزی توانا است. پس، از گمان بد نسبت به خدا بپرهیزید؛ زیرا او بر یاریکردنتان، توانا است. اما در آزمودن و گرفتار کردنتان به مصیبت، حکمت بزرگی دارد:﴿ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاۡ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖ﴾ و اگر خدا میخواست از آنها انتقام میگرفت، ولی [میخواهد] برخی از شما را بهوسیلۀ برخی دیگر بیازماید.
(166 - 167) سپس خبر داد، آنچه از شکست و کشته شدن در روز رویارویی دو گروه [مسلمین و مشرکین] در احد به آنها رسید، به فرمان و قضا و تقدیر الهی بوده است، و تقدیر و فرمان الهی را، چیزی نمیتواند برگرداند و حتماً باید به وقوع بپیوندد. و امر تقدیری وقتی پیش آمد، جز تسلیم شدن در برابر آن چارهای نیست. و خداوند این کار را به خاطر حکمت و منافع بزرگی مقدر کرد، تا مؤمن از منافق متمایز گردد. تا مؤمن از منافق متمایز گردد. منافقانی که وقتی به جنگ دستور داده شدند (﴿وَقِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاۡ قَٰتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و به آنها گفته شد: در راه خدا، و برای دفاع و حمایت از دین خدا، و طلب خشنودی او بجنگید، (﴿أَوِ ٱدۡفَعُواۡ﴾) و اگر به خاطر خدا به دفاع برنمیخیزید، حداقل برای دفاع از حرمت خویش و شهرتان دفاع کنید، امتناع ورزیدند و عذر آوردند و (﴿قَالُواۡ لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) گفتند: اگر ما میدانستیم که بین شما و آنها جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم، در حالی که دروغ میگفتند؛ چرا که همه به یقین میدانستند این مشرکان به خاطر شکستی که از مؤمنان متحمل شده بودند، به شدت نسبت به آنها خشمگین بوده، و قلبی سرشار از خشم ونفرت نسبت به آنان داشتند. و آنها اموال خود را صرف کردند، و آنچه از مردان جنگی و اسلحه که در توان داشتند جمع نموده، و با لشکری بزرگ بر مؤمنان هجوم آوردند. پس کسانی که اینگونه باشند، چگونه میتوان تصور کرد بین آنها و مؤمنان، جنگی روی نخواهد داد؟ به ویژه آنکه مسلمین از مدینه بیرون آمده و در مقابل آنان ظاهر شده بودند. این غیر ممکن است. اما منافقان گمان بردند که با این عذر، میتوانند مؤمنان را فریب دهند، و بهانۀ آنها پذیرفته میشود. خداوند متعال فرمود: (﴿هُمۡ لِلۡكُفۡرِ يَوۡمَئِذٍ﴾) آنان در آن حالت که همراه با مؤمنان برای جنگ بیرون نرفتند، (﴿أَقۡرَبُ مِنۡهُمۡ لِلۡإِيمَٰنِۚ يَقُولُونَ بِأَفۡوَٰهِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ زیرا با زبان چیزهایی میگویند که در دلهایشان نیست. و این ویژگی منافقین است که با سخن وعمل خود چیزی را نشان میدهند، اما ضد آن را در دلهای خود پنهان میدارند. آنان میگفتند: (﴿لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) اگر ما میدانستیم که جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم. یک قاعدۀ کلی که از این آیه استنباط میشود این است که «به هنگام مواجه شدن با دو فساد، آنچه سبکتر و شرّش کمتر است، انجام داده میشود، تا فساد بزرگتر دفع گردد؛ و چنانچه نتوان مصلحت بزرگی را انجام داد، باید مصلحت کوچکتر و کمتر را انجام داد.» چرا که منافقان دستور داده شدند تا در راه دین بجنگند ، پس اگر برای دین نیز نجنگند، باید برای دفاع از فرزندان و خانوادهها و وطن خود بجنگند. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يَكۡتُمُونَ﴾) و خداوند به آنچه پنهان میکنند، داناتر است. پس خداوند آن را برای بندگان مؤمن خویش آشکار نموده، و منافقان را برآن مجازات مینماید.
(168) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ قَالُواۡ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواۡ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواۡ﴾) منافقان هم به جهاد نرفتند، و هم اعتراض نموده و تقدیر و قضای الهی را تکذیب کردند، و به برادرانشان گفتند: اگر آنها از ما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند. خداوند در رد آنها فرمود: (﴿قُلۡ فَٱدۡرَءُواۡ﴾) بگو: پس دور نمایید و دفع کنید، (﴿عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرگ را از خود، اگر راست میگویید که اگر آنها از شما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند، چرا که نمیتوانند مرگ را از خود دور کنند. و این آیات، دلیلی است بر اینکه گاهی در مؤمن، عادت کفر آمیز وجود دارد و گاهی عادت ایمانی، و گاهی نیز یکی از این دو خصلتها در وی، قویتر است.
آل عمران 3:168
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، و آيا هنگامي که آسيبي به شما رسيد که شما خود دو چند آن رسانده بوديد ،گفتيد : اين آسيب از کجا رسيد ? بگو : از جانب خودتان هر آينه خدا بر هر چيزي تواناست. وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنچه در روز برخورد آن دو گروه به شما رسيد ، به اذن خدا بود ، تا، مؤمنان را بشناسد . وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ ، و آنان را نيز که نفاق ورزيدند ، بشناسد به آنها گفته مي شد : بياييددر راه خدا کارزار کنيد يا به دفاع پردازيد مي گفتند : اگر يقين داشتيم که جنگي در مي گيرد ، با شما مي آمديم آنان به کفر نزديکترند تا به ايمان به زبان چيزهايي مي گويند که به دل اعتقاد ندارند و خدا به آنچه دردل نهفته مي دارند آگاهتر است. الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، به آنان که از جنگ باز ايستادند و در باره برادران خود گفتند که اگر، سخن ما را شنيده بودند کشته نمي شدند ، بگو : اگر راست مي گوييد مرگ را از خود برانيد.
(165) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خود را، که در جنگ أحد به آن مصیبت گرفتار شدند و حدود هفتاد نفر از آنان کشته شد، دلجویی داده و میفرماید: (﴿قَدۡ أَصَبۡتُم﴾) شما به مشرکان ضربه زدید، (﴿مِّثۡلَيۡهَا﴾) و دو برابر آنها را شکست دادید، شما هفتاد نفر از بزرگانشان را در جنگ بدر کشتید و هفتاد نفر را به اسارت گرفتید، پس باید مسئله برایتان آسان باشد، و مصیبت بر شما سبک گردد، با اینکه شما و مشرکین یکسان نیستید؛ زیرا کشته شدگان شما در بهشت هستند، و کشته شدگان آنها در جهنم. (﴿قُلۡتُمۡ أَنَّىٰ هَٰذَا﴾) یعنی گفتید: از کجا این مصیبت به ما رسید، و ما [چگونه] شکست خوردیم؟ (﴿قُلۡ هُوَ مِنۡ عِندِ أَنفُسِكُمۡ﴾) بگو: آن از جانب خودتان است، و ناشی از کشمکش و اختلاف و نافرمانی شماست. و این اختلاف و کشمکش، زمانی در میانتان بروز کرد که خداوند آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد. پس خودتان را سرزنش و ملامت کنید، و از اسباب هلاکت دوری جویید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هر چیزی توانا است. پس، از گمان بد نسبت به خدا بپرهیزید؛ زیرا او بر یاریکردنتان، توانا است. اما در آزمودن و گرفتار کردنتان به مصیبت، حکمت بزرگی دارد:﴿ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاۡ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖ﴾ و اگر خدا میخواست از آنها انتقام میگرفت، ولی [میخواهد] برخی از شما را بهوسیلۀ برخی دیگر بیازماید.
(166 - 167) سپس خبر داد، آنچه از شکست و کشته شدن در روز رویارویی دو گروه [مسلمین و مشرکین] در احد به آنها رسید، به فرمان و قضا و تقدیر الهی بوده است، و تقدیر و فرمان الهی را، چیزی نمیتواند برگرداند و حتماً باید به وقوع بپیوندد. و امر تقدیری وقتی پیش آمد، جز تسلیم شدن در برابر آن چارهای نیست. و خداوند این کار را به خاطر حکمت و منافع بزرگی مقدر کرد، تا مؤمن از منافق متمایز گردد. تا مؤمن از منافق متمایز گردد. منافقانی که وقتی به جنگ دستور داده شدند (﴿وَقِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاۡ قَٰتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و به آنها گفته شد: در راه خدا، و برای دفاع و حمایت از دین خدا، و طلب خشنودی او بجنگید، (﴿أَوِ ٱدۡفَعُواۡ﴾) و اگر به خاطر خدا به دفاع برنمیخیزید، حداقل برای دفاع از حرمت خویش و شهرتان دفاع کنید، امتناع ورزیدند و عذر آوردند و (﴿قَالُواۡ لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) گفتند: اگر ما میدانستیم که بین شما و آنها جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم، در حالی که دروغ میگفتند؛ چرا که همه به یقین میدانستند این مشرکان به خاطر شکستی که از مؤمنان متحمل شده بودند، به شدت نسبت به آنها خشمگین بوده، و قلبی سرشار از خشم ونفرت نسبت به آنان داشتند. و آنها اموال خود را صرف کردند، و آنچه از مردان جنگی و اسلحه که در توان داشتند جمع نموده، و با لشکری بزرگ بر مؤمنان هجوم آوردند. پس کسانی که اینگونه باشند، چگونه میتوان تصور کرد بین آنها و مؤمنان، جنگی روی نخواهد داد؟ به ویژه آنکه مسلمین از مدینه بیرون آمده و در مقابل آنان ظاهر شده بودند. این غیر ممکن است. اما منافقان گمان بردند که با این عذر، میتوانند مؤمنان را فریب دهند، و بهانۀ آنها پذیرفته میشود. خداوند متعال فرمود: (﴿هُمۡ لِلۡكُفۡرِ يَوۡمَئِذٍ﴾) آنان در آن حالت که همراه با مؤمنان برای جنگ بیرون نرفتند، (﴿أَقۡرَبُ مِنۡهُمۡ لِلۡإِيمَٰنِۚ يَقُولُونَ بِأَفۡوَٰهِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ زیرا با زبان چیزهایی میگویند که در دلهایشان نیست. و این ویژگی منافقین است که با سخن وعمل خود چیزی را نشان میدهند، اما ضد آن را در دلهای خود پنهان میدارند. آنان میگفتند: (﴿لَوۡ نَعۡلَمُ قِتَالٗا لَّٱتَّبَعۡنَٰكُمۡ﴾) اگر ما میدانستیم که جنگی پیش میآید، از شما پیروی میکردیم. یک قاعدۀ کلی که از این آیه استنباط میشود این است که «به هنگام مواجه شدن با دو فساد، آنچه سبکتر و شرّش کمتر است، انجام داده میشود، تا فساد بزرگتر دفع گردد؛ و چنانچه نتوان مصلحت بزرگی را انجام داد، باید مصلحت کوچکتر و کمتر را انجام داد.» چرا که منافقان دستور داده شدند تا در راه دین بجنگند ، پس اگر برای دین نیز نجنگند، باید برای دفاع از فرزندان و خانوادهها و وطن خود بجنگند. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يَكۡتُمُونَ﴾) و خداوند به آنچه پنهان میکنند، داناتر است. پس خداوند آن را برای بندگان مؤمن خویش آشکار نموده، و منافقان را برآن مجازات مینماید.
(168) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ قَالُواۡ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواۡ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواۡ﴾) منافقان هم به جهاد نرفتند، و هم اعتراض نموده و تقدیر و قضای الهی را تکذیب کردند، و به برادرانشان گفتند: اگر آنها از ما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند. خداوند در رد آنها فرمود: (﴿قُلۡ فَٱدۡرَءُواۡ﴾) بگو: پس دور نمایید و دفع کنید، (﴿عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرگ را از خود، اگر راست میگویید که اگر آنها از شما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند، چرا که نمیتوانند مرگ را از خود دور کنند. و این آیات، دلیلی است بر اینکه گاهی در مؤمن، عادت کفر آمیز وجود دارد و گاهی عادت ایمانی، و گاهی نیز یکی از این دو خصلتها در وی، قویتر است.
آل عمران 3:169
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، کساني را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار ، بلکه زنده اند و نزدپروردگارشان به ايشان روزي مي دهند. فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ، از فضيلتي که خدا نصيبشان کرده است شادمانند و به آنها که در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند که بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند. يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنان را مژده نعمت و فضل خدا مي دهند و خدا پاداش مؤمنان را تباه ، نمي کند.
(169) در این آیات، فضلیت و کرامت شهیدان، و بخشش و احسانی که خداوند به آنها ارزانی نموده، بیان شده، و در ضمن از مؤمنان بهخاطر کشتهشدگانشان دلجویی و تسلیت بهعمل آمده است، و بر جنگ در راه خدا و دفاع از خود و فدا کردن جانشان، تشویق شدهاند: (﴿ وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّه﴾) و کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند؛ یعنی در جهاد با دشمنان، به قصد اعتلای دین خدا کشته شدهاند، (﴿أَمۡوَٰتَۢا﴾) مرده نپندارید؛ یعنی نباید تصور کنید که اینها مُردند و رفتند و ناپدید شدند و لذت دنیا و بهرهمند شدن از زرق و برق آن را از دست دادند؛ زیرا کسانی که از جنگ میترسند، و میلی به شهادت شدن ندارند، دائماً در پی آنند که دنیا را از دست ندهند (﴿بَلۡ﴾) بلکه آنان به بزرگترین پاداش دست یافتهاند، پاداشی که انسانهای آزاده برای نیل به آن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. پس آنها (﴿أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) در بهشت پیش پروردگارشان زنده هستند. و کلمۀ (﴿عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) بیانگر آن است که مقام آنها بالاست، و به پروردگارشان نزدیک اند. (﴿يُرۡزَقُونَ﴾) و از انواع نعمتها برخوردارند، نعماتی که صفت و حالت آنها را کسی نمیداند، مگر خداوندی که نعمتها را ارزانی داشته است.
(170) با وجود این(﴿فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) به آنچه خداوند از فضل و بخشش خود به آنها داده است، شادمان هستند، و با آن نعمتها چشمانشان روشن شده است، و شادمان و خوشحال هستند؛ چون آن نعمتها زیبا و فراوان و بسیار لذیذ و گوارا هستند، و چیزی که این لذایذ را مکدّر سازد، دامان آنان را نمیگیرد. پس خداوند نعمت بدنی و مادی را با روزی دادن به آنان ارزانی نمود، و نعمت قلبی و روحی را با شاد شدنشان به فضل و بخشش خدا به آنان بخشید. پس نعمت و شادی مادی و معنوی، به طور کامل به آنها داده شده است. (﴿وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواۡ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ﴾) و یکدیگر را به رسیدنِ برادرانی که در پی آناناند و هنوز به آنها نپیوستهاند، مژده داده و بشارت میدهند که آنها همان چیزی را خواهند یافت که ایشان یافتهاند. مژده میدهند که (﴿أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) خطر از آنها و از برادرانشان دور شده است، و این یک امرِ شادی آفرین و مسرّت بخش است.
(171) (﴿يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ﴾) و به مناسبت اینکه از بزرگترین نعمت و فضل و احسان پروردگار برخوردار شدهاند، به یکدیگر تبریک میگویند. (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بیگمان خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند، بلکه آن را پرورش میدهد، و از فضل خویش چنان بر آن میافزاید که با کوشش خود به آن اندازه دست نمییابند. از مفاد این آیات وجود نعمتهای برزخ ثابت میشود، و اینکه شهیدان در بالاترین مکان در نزد پروردگارشان به سر میبرند، و ارواح اهل خیر، با یکدیگر روبهرو میشوند و به دیدار یکدیگر میشتابند، و به یکدیگر مژده میدهند.
آل عمران 3:170
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، کساني را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار ، بلکه زنده اند و نزدپروردگارشان به ايشان روزي مي دهند. فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ، از فضيلتي که خدا نصيبشان کرده است شادمانند و به آنها که در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند که بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند. يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنان را مژده نعمت و فضل خدا مي دهند و خدا پاداش مؤمنان را تباه ، نمي کند.
(169) در این آیات، فضلیت و کرامت شهیدان، و بخشش و احسانی که خداوند به آنها ارزانی نموده، بیان شده، و در ضمن از مؤمنان بهخاطر کشتهشدگانشان دلجویی و تسلیت بهعمل آمده است، و بر جنگ در راه خدا و دفاع از خود و فدا کردن جانشان، تشویق شدهاند: (﴿ وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّه﴾) و کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند؛ یعنی در جهاد با دشمنان، به قصد اعتلای دین خدا کشته شدهاند، (﴿أَمۡوَٰتَۢا﴾) مرده نپندارید؛ یعنی نباید تصور کنید که اینها مُردند و رفتند و ناپدید شدند و لذت دنیا و بهرهمند شدن از زرق و برق آن را از دست دادند؛ زیرا کسانی که از جنگ میترسند، و میلی به شهادت شدن ندارند، دائماً در پی آنند که دنیا را از دست ندهند (﴿بَلۡ﴾) بلکه آنان به بزرگترین پاداش دست یافتهاند، پاداشی که انسانهای آزاده برای نیل به آن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. پس آنها (﴿أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) در بهشت پیش پروردگارشان زنده هستند. و کلمۀ (﴿عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) بیانگر آن است که مقام آنها بالاست، و به پروردگارشان نزدیک اند. (﴿يُرۡزَقُونَ﴾) و از انواع نعمتها برخوردارند، نعماتی که صفت و حالت آنها را کسی نمیداند، مگر خداوندی که نعمتها را ارزانی داشته است.
(170) با وجود این(﴿فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) به آنچه خداوند از فضل و بخشش خود به آنها داده است، شادمان هستند، و با آن نعمتها چشمانشان روشن شده است، و شادمان و خوشحال هستند؛ چون آن نعمتها زیبا و فراوان و بسیار لذیذ و گوارا هستند، و چیزی که این لذایذ را مکدّر سازد، دامان آنان را نمیگیرد. پس خداوند نعمت بدنی و مادی را با روزی دادن به آنان ارزانی نمود، و نعمت قلبی و روحی را با شاد شدنشان به فضل و بخشش خدا به آنان بخشید. پس نعمت و شادی مادی و معنوی، به طور کامل به آنها داده شده است. (﴿وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواۡ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ﴾) و یکدیگر را به رسیدنِ برادرانی که در پی آناناند و هنوز به آنها نپیوستهاند، مژده داده و بشارت میدهند که آنها همان چیزی را خواهند یافت که ایشان یافتهاند. مژده میدهند که (﴿أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) خطر از آنها و از برادرانشان دور شده است، و این یک امرِ شادی آفرین و مسرّت بخش است.
(171) (﴿يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ﴾) و به مناسبت اینکه از بزرگترین نعمت و فضل و احسان پروردگار برخوردار شدهاند، به یکدیگر تبریک میگویند. (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بیگمان خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند، بلکه آن را پرورش میدهد، و از فضل خویش چنان بر آن میافزاید که با کوشش خود به آن اندازه دست نمییابند. از مفاد این آیات وجود نعمتهای برزخ ثابت میشود، و اینکه شهیدان در بالاترین مکان در نزد پروردگارشان به سر میبرند، و ارواح اهل خیر، با یکدیگر روبهرو میشوند و به دیدار یکدیگر میشتابند، و به یکدیگر مژده میدهند.
آل عمران 3:171
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، کساني را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار ، بلکه زنده اند و نزدپروردگارشان به ايشان روزي مي دهند. فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ، از فضيلتي که خدا نصيبشان کرده است شادمانند و به آنها که در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند که بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند. يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنان را مژده نعمت و فضل خدا مي دهند و خدا پاداش مؤمنان را تباه ، نمي کند.
(169) در این آیات، فضلیت و کرامت شهیدان، و بخشش و احسانی که خداوند به آنها ارزانی نموده، بیان شده، و در ضمن از مؤمنان بهخاطر کشتهشدگانشان دلجویی و تسلیت بهعمل آمده است، و بر جنگ در راه خدا و دفاع از خود و فدا کردن جانشان، تشویق شدهاند: (﴿ وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّه﴾) و کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند؛ یعنی در جهاد با دشمنان، به قصد اعتلای دین خدا کشته شدهاند، (﴿أَمۡوَٰتَۢا﴾) مرده نپندارید؛ یعنی نباید تصور کنید که اینها مُردند و رفتند و ناپدید شدند و لذت دنیا و بهرهمند شدن از زرق و برق آن را از دست دادند؛ زیرا کسانی که از جنگ میترسند، و میلی به شهادت شدن ندارند، دائماً در پی آنند که دنیا را از دست ندهند (﴿بَلۡ﴾) بلکه آنان به بزرگترین پاداش دست یافتهاند، پاداشی که انسانهای آزاده برای نیل به آن، با یکدیگر به رقابت میپردازند. پس آنها (﴿أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) در بهشت پیش پروردگارشان زنده هستند. و کلمۀ (﴿عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) بیانگر آن است که مقام آنها بالاست، و به پروردگارشان نزدیک اند. (﴿يُرۡزَقُونَ﴾) و از انواع نعمتها برخوردارند، نعماتی که صفت و حالت آنها را کسی نمیداند، مگر خداوندی که نعمتها را ارزانی داشته است.
(170) با وجود این(﴿فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) به آنچه خداوند از فضل و بخشش خود به آنها داده است، شادمان هستند، و با آن نعمتها چشمانشان روشن شده است، و شادمان و خوشحال هستند؛ چون آن نعمتها زیبا و فراوان و بسیار لذیذ و گوارا هستند، و چیزی که این لذایذ را مکدّر سازد، دامان آنان را نمیگیرد. پس خداوند نعمت بدنی و مادی را با روزی دادن به آنان ارزانی نمود، و نعمت قلبی و روحی را با شاد شدنشان به فضل و بخشش خدا به آنان بخشید. پس نعمت و شادی مادی و معنوی، به طور کامل به آنها داده شده است. (﴿وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواۡ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ﴾) و یکدیگر را به رسیدنِ برادرانی که در پی آناناند و هنوز به آنها نپیوستهاند، مژده داده و بشارت میدهند که آنها همان چیزی را خواهند یافت که ایشان یافتهاند. مژده میدهند که (﴿أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) خطر از آنها و از برادرانشان دور شده است، و این یک امرِ شادی آفرین و مسرّت بخش است.
(171) (﴿يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ﴾) و به مناسبت اینکه از بزرگترین نعمت و فضل و احسان پروردگار برخوردار شدهاند، به یکدیگر تبریک میگویند. (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بیگمان خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند، بلکه آن را پرورش میدهد، و از فضل خویش چنان بر آن میافزاید که با کوشش خود به آن اندازه دست نمییابند. از مفاد این آیات وجود نعمتهای برزخ ثابت میشود، و اینکه شهیدان در بالاترین مکان در نزد پروردگارشان به سر میبرند، و ارواح اهل خیر، با یکدیگر روبهرو میشوند و به دیدار یکدیگر میشتابند، و به یکدیگر مژده میدهند.
آل عمران 3:172
الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ، از ميان آن کسان که پس از زخم خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت کردند ، آنان که نيکوکار باشند و از خداي بترسند مزدي بزرگ دارند. الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ، کساني که مردم گفتندشان که مردم براي جنگ با شما گرد آمده اند ، از آنها بترسيد ، و اين سخن بر ايمانشان بيفزود و گفتند : خدا ما را بسنده است و چه نيکو ياوري است. فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ، پس از جنگ بازگشتند ، در حالي که نعمت و فضل خدا را به همراه داشتندو، هيچ آسيبي به آنها نرسيده بود اينان به راه خشنودي خدا رفتند و خدا را بخشايشي عظيم است. إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، آن شيطان است که در دل دوستان خود بيم مي افکند اگر ايمان آورده ايداز آنها مترسيد ، از من بترسيد.
(172 - 173) هنگامیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم از احد بهسوی مدینه بازگشت، و شنید که ابوسفیان و مشرکین تصمیم دارند به سوی مدینه هجوم بیاورند، اصحاب خود را، برای حرکت و بیرون آمدن از شهر فراخواند؛ اصحاب با زخمهایی که بر بدن داشتند، بیرون آمده و حرکت کردند، تا ندای خدا و پیامبرش را اجابت کنند و به «حمراء الاسد» رسیدند. و کسی آنجا پیش آنها آمد و گفت: (﴿إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواۡ لَكُمۡ﴾) مردم علیه شما جمع شدهاند، و میخواهند شما را از پای در آورند، و این بدان خاطر بود تا مسلمین را بترسانند. اما این خبر ایمانشان را به خدا و توکلشان را بیشتر کرد. (﴿وَقَالُواۡ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ﴾) و گفتند: خداوند برای ما، به جای تمام آنچه که برایمان اهمیت دارد، کافی است. (﴿وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ﴾) و بهترین یاور است؛ تدبیر بندگانش در دست اوست، و منافع بندگانش را تأمین مینماید.
(174) (﴿فَٱنقَلَبُواۡ﴾) پس بازگشتند، (﴿بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ﴾) و به مشرکین خبر رسید که پیامبر و یارانش برای جنگ با شما بیرون آمدهاند، و کسانی که آن وقت در جنگ شرکت نکردهاند، پشیمان شدهاند. پس خداوند ترس را در دل آنها انداخت، و به سوی مکه بازگشتند، و مؤمنان نیز با نعمت و بخششی از جانب خدا، به سوی مدینه بازگشتند؛ چرا که خداوند در این حالت به آنها توفیق داد تا از شهر بیرون بروند و به خدا تکیه و توکل نمایند، سپس خداوند به آنها پاداش یک جنگ کامل را عنایت نمود؛ زیرا آنها با فرمان بردن از پروردگار و پرهیزگاریشان، سزاوار پاداشی بزرگ شدند. (﴿وَٱتَّبَعُواۡ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ﴾) و آنان با نعمت و بخششی از جانب خدا برگشتند، و هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی خداوند را به دست آورند، و خداوند دارای فضلی بزرگ است.
(175) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوۡلِيَآءَهُۥ﴾) کسی که شما را از شر مشرکان ترساند و گفت: آنها علیه شما جمع شدهاند، دعوتگری از دعوتگران شیطان بود که دوستان بیایمان یا ضعیف الایمان خود را میترساند. (﴿فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) بنابراین از مشرکین و دوستان شیطان نترسید؛ زیرا آنها در دست خدا قرار دارند، و جز با تقدیر الهی تصرفی نمیکنند. بلکه از خدا بترسید، خداوندی که دوستانش را که از او میترسند و دعوتش را اجابت میکنند، یاری میدهد. در این آیه بیان شده است که انسان فقط باید از خدای یگانه بترسد، و ترس از خدا، از لوازم ایمان است. پس هر اندازه که بنده ایمان داشته باشد، به همان اندازه از خدا میترسد. ترسِ پسندیده، همان است که بنده را از ارتکاب آنچه خدا حرام نموده است، باز دارد.
آل عمران 3:173
الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ، از ميان آن کسان که پس از زخم خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت کردند ، آنان که نيکوکار باشند و از خداي بترسند مزدي بزرگ دارند. الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ، کساني که مردم گفتندشان که مردم براي جنگ با شما گرد آمده اند ، از آنها بترسيد ، و اين سخن بر ايمانشان بيفزود و گفتند : خدا ما را بسنده است و چه نيکو ياوري است. فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ، پس از جنگ بازگشتند ، در حالي که نعمت و فضل خدا را به همراه داشتندو، هيچ آسيبي به آنها نرسيده بود اينان به راه خشنودي خدا رفتند و خدا را بخشايشي عظيم است. إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، آن شيطان است که در دل دوستان خود بيم مي افکند اگر ايمان آورده ايداز آنها مترسيد ، از من بترسيد.
(172 - 173) هنگامیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم از احد بهسوی مدینه بازگشت، و شنید که ابوسفیان و مشرکین تصمیم دارند به سوی مدینه هجوم بیاورند، اصحاب خود را، برای حرکت و بیرون آمدن از شهر فراخواند؛ اصحاب با زخمهایی که بر بدن داشتند، بیرون آمده و حرکت کردند، تا ندای خدا و پیامبرش را اجابت کنند و به «حمراء الاسد» رسیدند. و کسی آنجا پیش آنها آمد و گفت: (﴿إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواۡ لَكُمۡ﴾) مردم علیه شما جمع شدهاند، و میخواهند شما را از پای در آورند، و این بدان خاطر بود تا مسلمین را بترسانند. اما این خبر ایمانشان را به خدا و توکلشان را بیشتر کرد. (﴿وَقَالُواۡ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ﴾) و گفتند: خداوند برای ما، به جای تمام آنچه که برایمان اهمیت دارد، کافی است. (﴿وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ﴾) و بهترین یاور است؛ تدبیر بندگانش در دست اوست، و منافع بندگانش را تأمین مینماید.
(174) (﴿فَٱنقَلَبُواۡ﴾) پس بازگشتند، (﴿بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ﴾) و به مشرکین خبر رسید که پیامبر و یارانش برای جنگ با شما بیرون آمدهاند، و کسانی که آن وقت در جنگ شرکت نکردهاند، پشیمان شدهاند. پس خداوند ترس را در دل آنها انداخت، و به سوی مکه بازگشتند، و مؤمنان نیز با نعمت و بخششی از جانب خدا، به سوی مدینه بازگشتند؛ چرا که خداوند در این حالت به آنها توفیق داد تا از شهر بیرون بروند و به خدا تکیه و توکل نمایند، سپس خداوند به آنها پاداش یک جنگ کامل را عنایت نمود؛ زیرا آنها با فرمان بردن از پروردگار و پرهیزگاریشان، سزاوار پاداشی بزرگ شدند. (﴿وَٱتَّبَعُواۡ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ﴾) و آنان با نعمت و بخششی از جانب خدا برگشتند، و هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی خداوند را به دست آورند، و خداوند دارای فضلی بزرگ است.
(175) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوۡلِيَآءَهُۥ﴾) کسی که شما را از شر مشرکان ترساند و گفت: آنها علیه شما جمع شدهاند، دعوتگری از دعوتگران شیطان بود که دوستان بیایمان یا ضعیف الایمان خود را میترساند. (﴿فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) بنابراین از مشرکین و دوستان شیطان نترسید؛ زیرا آنها در دست خدا قرار دارند، و جز با تقدیر الهی تصرفی نمیکنند. بلکه از خدا بترسید، خداوندی که دوستانش را که از او میترسند و دعوتش را اجابت میکنند، یاری میدهد. در این آیه بیان شده است که انسان فقط باید از خدای یگانه بترسد، و ترس از خدا، از لوازم ایمان است. پس هر اندازه که بنده ایمان داشته باشد، به همان اندازه از خدا میترسد. ترسِ پسندیده، همان است که بنده را از ارتکاب آنچه خدا حرام نموده است، باز دارد.
آل عمران 3:174
الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ، از ميان آن کسان که پس از زخم خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت کردند ، آنان که نيکوکار باشند و از خداي بترسند مزدي بزرگ دارند. الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ، کساني که مردم گفتندشان که مردم براي جنگ با شما گرد آمده اند ، از آنها بترسيد ، و اين سخن بر ايمانشان بيفزود و گفتند : خدا ما را بسنده است و چه نيکو ياوري است. فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ، پس از جنگ بازگشتند ، در حالي که نعمت و فضل خدا را به همراه داشتندو، هيچ آسيبي به آنها نرسيده بود اينان به راه خشنودي خدا رفتند و خدا را بخشايشي عظيم است. إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، آن شيطان است که در دل دوستان خود بيم مي افکند اگر ايمان آورده ايداز آنها مترسيد ، از من بترسيد.
(172 - 173) هنگامیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم از احد بهسوی مدینه بازگشت، و شنید که ابوسفیان و مشرکین تصمیم دارند به سوی مدینه هجوم بیاورند، اصحاب خود را، برای حرکت و بیرون آمدن از شهر فراخواند؛ اصحاب با زخمهایی که بر بدن داشتند، بیرون آمده و حرکت کردند، تا ندای خدا و پیامبرش را اجابت کنند و به «حمراء الاسد» رسیدند. و کسی آنجا پیش آنها آمد و گفت: (﴿إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواۡ لَكُمۡ﴾) مردم علیه شما جمع شدهاند، و میخواهند شما را از پای در آورند، و این بدان خاطر بود تا مسلمین را بترسانند. اما این خبر ایمانشان را به خدا و توکلشان را بیشتر کرد. (﴿وَقَالُواۡ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ﴾) و گفتند: خداوند برای ما، به جای تمام آنچه که برایمان اهمیت دارد، کافی است. (﴿وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ﴾) و بهترین یاور است؛ تدبیر بندگانش در دست اوست، و منافع بندگانش را تأمین مینماید.
(174) (﴿فَٱنقَلَبُواۡ﴾) پس بازگشتند، (﴿بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ﴾) و به مشرکین خبر رسید که پیامبر و یارانش برای جنگ با شما بیرون آمدهاند، و کسانی که آن وقت در جنگ شرکت نکردهاند، پشیمان شدهاند. پس خداوند ترس را در دل آنها انداخت، و به سوی مکه بازگشتند، و مؤمنان نیز با نعمت و بخششی از جانب خدا، به سوی مدینه بازگشتند؛ چرا که خداوند در این حالت به آنها توفیق داد تا از شهر بیرون بروند و به خدا تکیه و توکل نمایند، سپس خداوند به آنها پاداش یک جنگ کامل را عنایت نمود؛ زیرا آنها با فرمان بردن از پروردگار و پرهیزگاریشان، سزاوار پاداشی بزرگ شدند. (﴿وَٱتَّبَعُواۡ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ﴾) و آنان با نعمت و بخششی از جانب خدا برگشتند، و هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی خداوند را به دست آورند، و خداوند دارای فضلی بزرگ است.
(175) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوۡلِيَآءَهُۥ﴾) کسی که شما را از شر مشرکان ترساند و گفت: آنها علیه شما جمع شدهاند، دعوتگری از دعوتگران شیطان بود که دوستان بیایمان یا ضعیف الایمان خود را میترساند. (﴿فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) بنابراین از مشرکین و دوستان شیطان نترسید؛ زیرا آنها در دست خدا قرار دارند، و جز با تقدیر الهی تصرفی نمیکنند. بلکه از خدا بترسید، خداوندی که دوستانش را که از او میترسند و دعوتش را اجابت میکنند، یاری میدهد. در این آیه بیان شده است که انسان فقط باید از خدای یگانه بترسد، و ترس از خدا، از لوازم ایمان است. پس هر اندازه که بنده ایمان داشته باشد، به همان اندازه از خدا میترسد. ترسِ پسندیده، همان است که بنده را از ارتکاب آنچه خدا حرام نموده است، باز دارد.
آل عمران 3:175
الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ، از ميان آن کسان که پس از زخم خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت کردند ، آنان که نيکوکار باشند و از خداي بترسند مزدي بزرگ دارند. الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ، کساني که مردم گفتندشان که مردم براي جنگ با شما گرد آمده اند ، از آنها بترسيد ، و اين سخن بر ايمانشان بيفزود و گفتند : خدا ما را بسنده است و چه نيکو ياوري است. فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ، پس از جنگ بازگشتند ، در حالي که نعمت و فضل خدا را به همراه داشتندو، هيچ آسيبي به آنها نرسيده بود اينان به راه خشنودي خدا رفتند و خدا را بخشايشي عظيم است. إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، آن شيطان است که در دل دوستان خود بيم مي افکند اگر ايمان آورده ايداز آنها مترسيد ، از من بترسيد.
(172 - 173) هنگامیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم از احد بهسوی مدینه بازگشت، و شنید که ابوسفیان و مشرکین تصمیم دارند به سوی مدینه هجوم بیاورند، اصحاب خود را، برای حرکت و بیرون آمدن از شهر فراخواند؛ اصحاب با زخمهایی که بر بدن داشتند، بیرون آمده و حرکت کردند، تا ندای خدا و پیامبرش را اجابت کنند و به «حمراء الاسد» رسیدند. و کسی آنجا پیش آنها آمد و گفت: (﴿إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواۡ لَكُمۡ﴾) مردم علیه شما جمع شدهاند، و میخواهند شما را از پای در آورند، و این بدان خاطر بود تا مسلمین را بترسانند. اما این خبر ایمانشان را به خدا و توکلشان را بیشتر کرد. (﴿وَقَالُواۡ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ﴾) و گفتند: خداوند برای ما، به جای تمام آنچه که برایمان اهمیت دارد، کافی است. (﴿وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ﴾) و بهترین یاور است؛ تدبیر بندگانش در دست اوست، و منافع بندگانش را تأمین مینماید.
(174) (﴿فَٱنقَلَبُواۡ﴾) پس بازگشتند، (﴿بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ لَّمۡ يَمۡسَسۡهُمۡ سُوٓءٞ﴾) و به مشرکین خبر رسید که پیامبر و یارانش برای جنگ با شما بیرون آمدهاند، و کسانی که آن وقت در جنگ شرکت نکردهاند، پشیمان شدهاند. پس خداوند ترس را در دل آنها انداخت، و به سوی مکه بازگشتند، و مؤمنان نیز با نعمت و بخششی از جانب خدا، به سوی مدینه بازگشتند؛ چرا که خداوند در این حالت به آنها توفیق داد تا از شهر بیرون بروند و به خدا تکیه و توکل نمایند، سپس خداوند به آنها پاداش یک جنگ کامل را عنایت نمود؛ زیرا آنها با فرمان بردن از پروردگار و پرهیزگاریشان، سزاوار پاداشی بزرگ شدند. (﴿وَٱتَّبَعُواۡ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضۡلٍ عَظِيمٍ﴾) و آنان با نعمت و بخششی از جانب خدا برگشتند، و هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی خداوند را به دست آورند، و خداوند دارای فضلی بزرگ است.
(175) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوۡلِيَآءَهُۥ﴾) کسی که شما را از شر مشرکان ترساند و گفت: آنها علیه شما جمع شدهاند، دعوتگری از دعوتگران شیطان بود که دوستان بیایمان یا ضعیف الایمان خود را میترساند. (﴿فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) بنابراین از مشرکین و دوستان شیطان نترسید؛ زیرا آنها در دست خدا قرار دارند، و جز با تقدیر الهی تصرفی نمیکنند. بلکه از خدا بترسید، خداوندی که دوستانش را که از او میترسند و دعوتش را اجابت میکنند، یاری میدهد. در این آیه بیان شده است که انسان فقط باید از خدای یگانه بترسد، و ترس از خدا، از لوازم ایمان است. پس هر اندازه که بنده ایمان داشته باشد، به همان اندازه از خدا میترسد. ترسِ پسندیده، همان است که بنده را از ارتکاب آنچه خدا حرام نموده است، باز دارد.
آل عمران 3:176
وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ، آنان که به کفر مي شتابند تو را غمگين نسازند اينان هيچ زياني به ، خدانمي رسانند خدا مي خواهد آنها را در آخرت بي بهره گرداند ، و برايشان عذابي است بزرگ. إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ، هر آينه آنان که ايمان دادند و کفر خريدند ، هيچ زياني به خدا نمي رسانند و برايشان عذابي دردناک است.
(176) پیامبر صلی الله علیه وسلم به مردم علاقهمند بود، و برای هدایت آنها تلاش مینمود، و هرگاه هدایت نمیشدند، غمگین میگردید. خداوند متعال فرمود: (﴿وَلَا يَحۡزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡكُفۡرِ﴾) و کسانی که در کفر از یکدیگر پیشی میگیرند، تو را غمگین نکنند؛ چرا که آنها شدیداً به کفر تمایل دارند، و در آن از یکدیگر پیشی میگیرند.(﴿إِنَّهُمۡ لَن يَضُرُّواۡ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾) آنها هرگز هیچ زیانی به خدا نمیرسانند، پس خداوند دینش را یاری میکند و پیامبرش را تایید و کمک مینماید، و بدون آنان نیز، امر و فرمان خویش را محقق میسازد. پس به آنان توجه مکن. جز این نیست که آنان با از دست دادنِ ایمان در دنیا، و به دست آوردن عذاب در روز آخر،ت در مسیر ضرر رساندن به خویشتن گام برمیدارند. آنان چون نزد خداوند ارزش و ارجی ندارند و از چشم او افتادهاند و نمیخواهد بهرهای از ثواب او را در آخرت داشته باشند، آنان را رسوا نموده است. به همین جهت از سر عدالت و حکمت خویش، آنان را توفیق نمیدهد که به آنچه اولیا و دوستانش به آن رسیدهاند، به آن برسند؛ زیرا خداوند میداند که آنان راه هدایت را در پیش نمیگیرند، چراکه اخلاق آنان دچار فساد گشته و نیّتشان به پلیدی گراییده است.
(177) سپس خبر داد کسانی که کفر را بر ایمان برگزیده، و به آن علاقهمند شدهاند، و مانند کسی گشتهاند که مال خود را برای خرید کالای مورد علاقهاش، صرف میکند، ایشان که اینگونه به کفر علاقهمند شدهاند، (﴿لَن يَضُرُّواۡ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾) هرگز به خداوند زیانی نمیرسانند، بلکه زیانِ کارشان به خودشان برمیگردد. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾) و برای آنها عذابی دردناک است. چگونه به خدا زیان میرسانند درحالی که آنها به شدت به ایمان بیعلاقه هستند و شدیداًً به کفر گرایش دارند؟! پس خداوند از آنها بینیاز است. و خداوند کسانی دیگر از بندگان نیکوکارش را، برای دینش برانگیخته، و فرزانگانی از میان اهل عقل و خرد را، برای آن آماده نموده است. خداوند متعال میفرماید:﴿قُلۡ ءَامِنُواۡ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ﴾ بگو: به خدا ایمان بیاورید یا نیاورید، [به خدا زیانی نمیرسد]. همانا کسانی که پیش از [نزول] آن دانش به آنها داده شده است، وقتی قرآن بر آنها خوانده شود، به سجده میافتند.
آل عمران 3:177
وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ، آنان که به کفر مي شتابند تو را غمگين نسازند اينان هيچ زياني به ، خدانمي رسانند خدا مي خواهد آنها را در آخرت بي بهره گرداند ، و برايشان عذابي است بزرگ. إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ، هر آينه آنان که ايمان دادند و کفر خريدند ، هيچ زياني به خدا نمي رسانند و برايشان عذابي دردناک است.
(176) پیامبر صلی الله علیه وسلم به مردم علاقهمند بود، و برای هدایت آنها تلاش مینمود، و هرگاه هدایت نمیشدند، غمگین میگردید. خداوند متعال فرمود: (﴿وَلَا يَحۡزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡكُفۡرِ﴾) و کسانی که در کفر از یکدیگر پیشی میگیرند، تو را غمگین نکنند؛ چرا که آنها شدیداً به کفر تمایل دارند، و در آن از یکدیگر پیشی میگیرند.(﴿إِنَّهُمۡ لَن يَضُرُّواۡ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾) آنها هرگز هیچ زیانی به خدا نمیرسانند، پس خداوند دینش را یاری میکند و پیامبرش را تایید و کمک مینماید، و بدون آنان نیز، امر و فرمان خویش را محقق میسازد. پس به آنان توجه مکن. جز این نیست که آنان با از دست دادنِ ایمان در دنیا، و به دست آوردن عذاب در روز آخر،ت در مسیر ضرر رساندن به خویشتن گام برمیدارند. آنان چون نزد خداوند ارزش و ارجی ندارند و از چشم او افتادهاند و نمیخواهد بهرهای از ثواب او را در آخرت داشته باشند، آنان را رسوا نموده است. به همین جهت از سر عدالت و حکمت خویش، آنان را توفیق نمیدهد که به آنچه اولیا و دوستانش به آن رسیدهاند، به آن برسند؛ زیرا خداوند میداند که آنان راه هدایت را در پیش نمیگیرند، چراکه اخلاق آنان دچار فساد گشته و نیّتشان به پلیدی گراییده است.
(177) سپس خبر داد کسانی که کفر را بر ایمان برگزیده، و به آن علاقهمند شدهاند، و مانند کسی گشتهاند که مال خود را برای خرید کالای مورد علاقهاش، صرف میکند، ایشان که اینگونه به کفر علاقهمند شدهاند، (﴿لَن يَضُرُّواۡ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾) هرگز به خداوند زیانی نمیرسانند، بلکه زیانِ کارشان به خودشان برمیگردد. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾) و برای آنها عذابی دردناک است. چگونه به خدا زیان میرسانند درحالی که آنها به شدت به ایمان بیعلاقه هستند و شدیداًً به کفر گرایش دارند؟! پس خداوند از آنها بینیاز است. و خداوند کسانی دیگر از بندگان نیکوکارش را، برای دینش برانگیخته، و فرزانگانی از میان اهل عقل و خرد را، برای آن آماده نموده است. خداوند متعال میفرماید:﴿قُلۡ ءَامِنُواۡ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ﴾ بگو: به خدا ایمان بیاورید یا نیاورید، [به خدا زیانی نمیرسد]. همانا کسانی که پیش از [نزول] آن دانش به آنها داده شده است، وقتی قرآن بر آنها خوانده شود، به سجده میافتند.
آل عمران 3:178
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ ، کافران مپندارند که در مهلتي که به آنها مي دهيم خير آنهاست به آنها مهلت مي دهيم تا بيشتر به گناهانشان بيفزايند ، و براي آنهاست عذابي خوار کننده .
(178) کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیده، و دین او را دور انداخته، و با پیامبرش مبارزه کردهاند، گمان نبرند مهلتی که به آنها داده، و آنها را در این دنیا ریشه کن نکردهایم، بدان سبب است که آنها را دوست داریم، هرگز آن طور نیست که آنان گمان میبرند، بلکه این مهلت، به خاطر زیانی است که خداوند برای آنها میخواهد، و این برای آن است تا بر عذاب و سزایشان افزوده گردد. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ لِيَزۡدَادُوٓاۡ إِثۡمٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) پس خداوند متعال به ستمگر مهلت میدهد، تا سرکشی او بیشتر گردد، و ناسپاسیهایش انباشته شود، سپس خداوند او را قدرتمندانه و به شدت میگیرد. پس ستمکاران از مهلت خداوند بترسند، و گمان نبرند که از دست او در میروند.
آل عمران 3:179
مَّا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ، خدا بر آن نيست که شما مؤمنان را بدين حال که اکنون هستيد رها کند، مي آزمايد تا ناپاک را از پاک جدا سازد و خدا بر آن نيست که شما را ازغيب بياگاهاند ، ولي برخي از پيامبرانش را که خود بخواهد بر مي گزيند پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و اگر ايمان بياوريد و پرهيزگاري کنيد ، اجري عظيم يابيد.
(179) یعنی حکمت الهی چنین نبوده است که مؤمنان را به این اختلاط و عدم تمییزی که شما بر آن هستید، رها کند، بلکه خداوند، پاک را از ناپاک و مؤمن را از منافق و راستگو را از دروغگو جدا مینماید. و نیز حکمت الهی چنین نبوده است که بندگانش را از غیبی که میداند، آگاه سازد. پس حکمت او اقتضا نموده است که بندگانش را با انواع امتحان و آزمایش بیازماید، تا پاک و ناپاک از هم جدا شوند. پس خداوند پیامبرانش را فرستاد و دستور داد مردم از آنها اطاعت کنند، و فرمانشان را اجر نموده و به آنها ایمان آورند، و خداوند مردم را ـ اگر ایمان بیاورند و پرهیزگار باشند ـ به پاداش بزرگ نوید میدهد. بنابراین مردم ـ بر حسب پیروی کردنشان از پیامبران ـ بر دو نوعند؛ گروهی مطیع و فرمانبردار و مؤمن و مسلماناند، و گروهی نافرمان و منافق و کافرند. پس به آنان پاداش و سزا میدهد و بر اساس عدل و دادگری و فضل و حکمت خود، به حساب و کتاب آفریدگانش میرسد.
آل عمران 3:180
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ، آنان که در نعمتي که خدا به آنها عطا کرده است بخل مي ورزند ، مپندارندکه در بخل ورزيدن برايشان خير است نه ، شر است در روز قيامت آنچه را که در بخشيدنش بخل مي ورزيدند چون طوقي به گردنشان خواهند آويخت و از آن خداست ميراث آسمانها و زمين و او به هر کاري که مي کنيد آگاه است.
(180) کسانی که بخل میورزند و در بخشش آنچه خداوند از فضل خویش به آنها بخشیده است، از قبیل: مال، و مقام، و دانش، و سایر نعمتها بخل ورزیده و آن را نمیبخشند و بر بندگان انفاق نمیکنند، گمان نبرند که این امر به صلاح آنهاست، بلکه موجب زیان و بدی آنها در دین و دنیا و آخرتشان میگردد. (﴿سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواۡ بِهِۦ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) خداوند آن چیز را که بدان بخل ورزیدهاند، طوق گردنشان میگرداند، و با آن عذاب داده میشوند. همانطور که در حدیث صحیح آمده است:(إنَّ البَخِيلَ يُمَثَّلُ لَهُ مَالُهُ يَومَ القِيَامَةِ شُجَاعاً أقرَعَ لَهُ زَبِيبَتَانِ يَأخُذُ بِلِهزِمَتِهِ يَقُولُ أنَا مَالُك أنَا كَنزُك) همانا انسان بخیل، دارایی و ثروتش را در روز قیامت، به صورت ماری بزرگ که بر اثر کثرت سنّ و سمّ فراوانی که دارد موی سرش ریخته است، میبیند و دارای دو شاخ است، و دو طرف دهان بخیل را گاز میگیرد و میگوید:«من مال تو هستم، من گنج تو هستم.» و پیامبر این آیه را یکی از مصادیق این حدیث قرار داد. پس اینها گمان نبرند که بخل به آنها فایده میدهد، و افتخاری برای آنهاست. بلکه بخل بزرگترین زیان را به آنها میرساند و بزرگترین سبب برای عذابشان است. (﴿وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و خداوند متعال صاحب فرمانروایی و پادشاهی بزرگی است، و همۀ ملک و داراییها، به سوی او بر میگردد، و بندگان در حالی از دنیا میروند که نه درهمی همراه دارند و نه دیناری و نه غیر این. خداوند متعال میفرماید:﴿إِنَّا نَحۡنُ نَرِثُ ٱلۡأَرۡضَ وَمَنۡ عَلَيۡهَا وَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ﴾ ما وارث و مالک تمام زمین و آنچه برآن است، میباشیم و همه به سوی ما باز میگردند. بیندیش که چگونه خداوند سبب ابتدایی و سبب نهایی را بیان کرد، تا بنده درآنچه خداوند به او بخشیده است، بخل نورزد. ابتدا خداوند خبر داد که آنچه نزد بنده و در دست اوست، بخششی است از جانب پروردگار، و نعمتی است از نعمتهای او، و ملک بنده نیست، بلکه اگر فضل و احسان خدا نبود، چیزی از آن به وی نمیرسید. پس بخل ورزیدن بنده، بخل ورزیدن و جلوگیری از رسیدنِ بخشش و احسان خدا به بندگان است؛ چون احسان خداوند ایجاب مینماید با بندگانش احسان شود، همانطور که فرموده است:﴿وَأَحۡسِن كَمَآ أَحۡسَنَ ٱللَّهُ إِلَيۡكَ﴾ و نیکوکاری کن، همانگونه که خداوند با تو احسان کرده است. پس هرکس به یقین بداند آنچه در دست اوست، فضل و بخشش خداوند است، بخشش را منع نمیکند؛ چرا که به او زیانی نمیرساند، بلکه به قلب و مالش فایده میدهد، و ایمانش را میافزاید، و او را از آسیب و آفتها حفاظت میکند. سپس بیان کرد همۀ آنچه در دست بندههاست، به سوی خدا بر میگردد، و خداوند آن را به ارث میبرد، و او بهترین وارثان است. پس بخل ورزیدن به چیزی که همیشه با تو همراه نیست، و بالاخره آن را از دست خواهی داد، و به دست کسی دیگر میافتد، معنی ندارد. سپس سبب جزائی را بیان کرد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند از کارهایتان آگاه است. آگاهی خداوند، مستلزم آن است که بر کارهای خوب، پاداش خوب بدهد، و بر کارهای بد، سزا دهد. و کسی که ذرّهای ایمان داشته باشد، از انفاق و بخشیدن که موجب پاداش الهی است، دریغ نمیورزد، و به بخل که سبب عذاب اوست، راضی نخواهد بود.
آل عمران 3:181
لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ؛ هر آينه خدا شنيد سخن آن کسان را که مي گفتند : خدا بينواست و ما، توانگريم گفتارشان را و نيز اينکه پيامبران را به ناحق مي کشتند ، خواهيم نوشت ، و گوييم : بچشيد عذاب آتش سوزان را. ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ ؛ اين پاداش اعمالي است که پيشاپيش به جاي آورده ايد و گرنه خداوند به بندگانش ستم روا نمي دارد.
(181) خداوند از سخنان این سرکشان خبر میدهد، کسانی که زشتترین و بدترین سخن را گفتند. پس خبر داد، آنچه را گفتند، خدا شنید، و آن را خواهد نوشت، و کار زشت آنها را که کشتن پیامبران خیرخواه است، ثبت و ضبط کرده و به سبب این کارها، سخت کیفرشان خواهد داد. و در جواب سخنشان، که میگفتند: خداوند فقیر و ما بینیاز و توانگریم، به آنها گفته میشود: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بچشید عذاب آتش سوزان را، که بدن را میسوزاند و به دلها سرایت میکند. و عذابشان ناشی از ستم خدا بر آنها نیست؛ زیرا خداوند (﴿لَيۡسَ بِظَلَّامٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾) بر بندگان ستم نمیکند و او از این کار مبرا است.
(182) و عذابشان ناشی از ستم خدا بر آنها نیست؛ زیرا خداوند (﴿لَيۡسَ بِظَلَّامٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾) بر بندگان ستم نمیکند و او از این کار مبرا است، بلکه (﴿ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ﴾) این کیفر، به سبب زشتیهایی است که از پیش فرستادهاید، و این کارها، شما را سزاوار عذاب گرداند، و از پاداش محروم کرد. مفسرین گفتهاند این آیه در مورد گروهی از یهودیان نازل شد که این چنین گفتند، و از جملۀ آنان «فنحاص بن عازوراء» از سران علمای یهود در مدینه بود. او وقتی این سخن الهی را شنید:﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾ کیست که به خداوند قرض نیکو دهد؟ ﴿وَأَقۡرَضُواۡ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾ و به خداوند قرض الحسنه بدهید. با تکبر و گستاخی گفت: خداوند فقیر است و ما توانگریم. پس خداوند از یهودیان سخن گفت و فرمود؛ کار زشتی که انجام میدهند، چیز تازهای نیست، بلکه در گذشته، زشتیهای دیگری مانند این را مرتکب شدهاند، و آن (﴿وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ﴾) کشتن پیامبران است که کار بسیار بدی است، اما با وجود این بر انجام آن جرات کردند، و آنها پیامبران را از روی نادانی و گمراهی نکشتند، بلکه به سبب سرکشی و عناد، آنها را به قتل رساندند.
آل عمران 3:182
لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ؛ هر آينه خدا شنيد سخن آن کسان را که مي گفتند : خدا بينواست و ما، توانگريم گفتارشان را و نيز اينکه پيامبران را به ناحق مي کشتند ، خواهيم نوشت ، و گوييم : بچشيد عذاب آتش سوزان را. ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ ؛ اين پاداش اعمالي است که پيشاپيش به جاي آورده ايد و گرنه خداوند به بندگانش ستم روا نمي دارد.
(181) خداوند از سخنان این سرکشان خبر میدهد، کسانی که زشتترین و بدترین سخن را گفتند. پس خبر داد، آنچه را گفتند، خدا شنید، و آن را خواهد نوشت، و کار زشت آنها را که کشتن پیامبران خیرخواه است، ثبت و ضبط کرده و به سبب این کارها، سخت کیفرشان خواهد داد. و در جواب سخنشان، که میگفتند: خداوند فقیر و ما بینیاز و توانگریم، به آنها گفته میشود: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بچشید عذاب آتش سوزان را، که بدن را میسوزاند و به دلها سرایت میکند. و عذابشان ناشی از ستم خدا بر آنها نیست؛ زیرا خداوند (﴿لَيۡسَ بِظَلَّامٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾) بر بندگان ستم نمیکند و او از این کار مبرا است.
(182) و عذابشان ناشی از ستم خدا بر آنها نیست؛ زیرا خداوند (﴿لَيۡسَ بِظَلَّامٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾) بر بندگان ستم نمیکند و او از این کار مبرا است، بلکه (﴿ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ﴾) این کیفر، به سبب زشتیهایی است که از پیش فرستادهاید، و این کارها، شما را سزاوار عذاب گرداند، و از پاداش محروم کرد. مفسرین گفتهاند این آیه در مورد گروهی از یهودیان نازل شد که این چنین گفتند، و از جملۀ آنان «فنحاص بن عازوراء» از سران علمای یهود در مدینه بود. او وقتی این سخن الهی را شنید:﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾ کیست که به خداوند قرض نیکو دهد؟ ﴿وَأَقۡرَضُواۡ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾ و به خداوند قرض الحسنه بدهید. با تکبر و گستاخی گفت: خداوند فقیر است و ما توانگریم. پس خداوند از یهودیان سخن گفت و فرمود؛ کار زشتی که انجام میدهند، چیز تازهای نیست، بلکه در گذشته، زشتیهای دیگری مانند این را مرتکب شدهاند، و آن (﴿وَقَتۡلَهُمُ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖ﴾) کشتن پیامبران است که کار بسیار بدی است، اما با وجود این بر انجام آن جرات کردند، و آنها پیامبران را از روی نادانی و گمراهی نکشتند، بلکه به سبب سرکشی و عناد، آنها را به قتل رساندند.
آل عمران 3:183
الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، کساني گفتند : ما را با خدا عهدي است که به هيچ پيامبري ايمان نياوريم ،، مگر براي ما قربانيي بياورد که آتش آن را بخورد بگو : پيش از من پيامبراني با معجزه ها و آنچه که اکنون مي خواهيد آمده اند ، اگر راست مي گوييد ، چرا آنها را کشتيد ? فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَآؤُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ ؛ اگر تو را تکذيب کردند ، پيامبراني را هم که پيش از تو با معجزه ها ونوشته ها و کتاب روشنگر آمده بودند تکذيب کرده اند.
(183) خداوند از حالت کسانی که به وی دروغ نسبت میدهند، خبر میدهد؛ آنهایی که میگویند: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَهِدَ إِلَيۡنَآ﴾) بدون شک خداوند ما را سفارش نموده (﴿أَلَّا نُؤۡمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأۡتِيَنَا بِقُرۡبَانٖ تَأۡكُلُهُ ٱلنَّارُ﴾) که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم مگر اینکه او قربانیی بیاورد که آتش آن را بخورد. پس، هم به خدا دروغ نسبت دادند، و هم نشانه و معجزۀ پیامبران را در همین چیز منحصر کردند. و این دروغ آشکاری است که میگویند: ما به هیچ پیامبری ایمان نمیآوریم، مگر اینکه قربانیی بیاورد که آتش آن را بخورد. آنها میگفتند: هرگاه پیامبری این نشانه را نیاورَد به وی ایمان نمیآوریم، و با این کار از پروردگارمان اطاعت میکنیم و به پیمان او وفادار میمانیم. اما مسلّم است که آنها دروغگو بودند؛ چراکه خداوند چنین تعهدی را از آنان نگرفته بود. هر پیامبری که از سوی خداوند فرستاده شده باشد، با نشانهها و دلایلی تایید شده، و انسانهای زیادی به وی ایمان آوردهاند، و خداوند نشانۀ پیامبران را فقط در آنچه آنها میگفتند، منحصر نکرده است. با این وجود آنها دروغی بر زبان آوردند، که خود به آن پایبند نبودند، و سخن باطلی را بر زبان آوردند، که خود به آن عمل نکردند. بنابراین، خداوند پیامبرش را دستور داد که به آنها بگوید: (﴿قُلۡ قَدۡ جَآءَكُمۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِي بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) بگو: پیامبرانی پیش از من با نشانههای روشنی که بر صداقت آنها دلالت میکرد، پیش شما آمدند، (﴿وَبِٱلَّذِي قُلۡتُم﴾) و نیز آنچه را شما گفتید، با خود آوردند، و قربانیی آوردند که آتش آن را خورد، (﴿فَلِمَ قَتَلۡتُمُوهُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) پس چرا آنها را کشتید، اگر در این ادعایتان راستگو هستید؟ پس دروغ و عناد و تناقض آنها، آشکار است.
(184) سپس پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دلجویی داد و فرمود: (﴿فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدۡ كُذِّبَ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ﴾) کفر ورزیدن، و تکذیب پیامبران خدا، عادت و شیوۀ کفار است، و آنها بدین خاطر پیامبران را تکذیب نمیکنند که آنچه آوردهاند، برای آنها قانع کننده نبوده، و دلیلشان روشن نیست، بلکه (﴿جَآءُو بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبران با دلایل عقلی و نقلیِ روشن پیش آنها آمدند، (﴿وَٱلزُّبُر﴾) و با کتابهای نازل شده از آسمان، که جز پیامبران کسی نمیتواند آن را بیاورد. (﴿وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ﴾) و با کتابی که احکام شرعی را روشن مینماید، و محاسن و زیباییهای عقلی احکام را بیان مینماید، و نیز اخبار راست و صحیح را برای آنها بازگو میکند. و چون کافران عادتشان اینگونه بوده است که به پیامبران ایمان نیاورند، کار آنها تو را غمگین نسازد، و به آنها توجه نکن.
آل عمران 3:184
الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، کساني گفتند : ما را با خدا عهدي است که به هيچ پيامبري ايمان نياوريم ،، مگر براي ما قربانيي بياورد که آتش آن را بخورد بگو : پيش از من پيامبراني با معجزه ها و آنچه که اکنون مي خواهيد آمده اند ، اگر راست مي گوييد ، چرا آنها را کشتيد ? فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَآؤُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ ؛ اگر تو را تکذيب کردند ، پيامبراني را هم که پيش از تو با معجزه ها ونوشته ها و کتاب روشنگر آمده بودند تکذيب کرده اند.
(183) خداوند از حالت کسانی که به وی دروغ نسبت میدهند، خبر میدهد؛ آنهایی که میگویند: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَهِدَ إِلَيۡنَآ﴾) بدون شک خداوند ما را سفارش نموده (﴿أَلَّا نُؤۡمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأۡتِيَنَا بِقُرۡبَانٖ تَأۡكُلُهُ ٱلنَّارُ﴾) که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم مگر اینکه او قربانیی بیاورد که آتش آن را بخورد. پس، هم به خدا دروغ نسبت دادند، و هم نشانه و معجزۀ پیامبران را در همین چیز منحصر کردند. و این دروغ آشکاری است که میگویند: ما به هیچ پیامبری ایمان نمیآوریم، مگر اینکه قربانیی بیاورد که آتش آن را بخورد. آنها میگفتند: هرگاه پیامبری این نشانه را نیاورَد به وی ایمان نمیآوریم، و با این کار از پروردگارمان اطاعت میکنیم و به پیمان او وفادار میمانیم. اما مسلّم است که آنها دروغگو بودند؛ چراکه خداوند چنین تعهدی را از آنان نگرفته بود. هر پیامبری که از سوی خداوند فرستاده شده باشد، با نشانهها و دلایلی تایید شده، و انسانهای زیادی به وی ایمان آوردهاند، و خداوند نشانۀ پیامبران را فقط در آنچه آنها میگفتند، منحصر نکرده است. با این وجود آنها دروغی بر زبان آوردند، که خود به آن پایبند نبودند، و سخن باطلی را بر زبان آوردند، که خود به آن عمل نکردند. بنابراین، خداوند پیامبرش را دستور داد که به آنها بگوید: (﴿قُلۡ قَدۡ جَآءَكُمۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِي بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) بگو: پیامبرانی پیش از من با نشانههای روشنی که بر صداقت آنها دلالت میکرد، پیش شما آمدند، (﴿وَبِٱلَّذِي قُلۡتُم﴾) و نیز آنچه را شما گفتید، با خود آوردند، و قربانیی آوردند که آتش آن را خورد، (﴿فَلِمَ قَتَلۡتُمُوهُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) پس چرا آنها را کشتید، اگر در این ادعایتان راستگو هستید؟ پس دروغ و عناد و تناقض آنها، آشکار است.
(184) سپس پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دلجویی داد و فرمود: (﴿فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدۡ كُذِّبَ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ﴾) کفر ورزیدن، و تکذیب پیامبران خدا، عادت و شیوۀ کفار است، و آنها بدین خاطر پیامبران را تکذیب نمیکنند که آنچه آوردهاند، برای آنها قانع کننده نبوده، و دلیلشان روشن نیست، بلکه (﴿جَآءُو بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبران با دلایل عقلی و نقلیِ روشن پیش آنها آمدند، (﴿وَٱلزُّبُر﴾) و با کتابهای نازل شده از آسمان، که جز پیامبران کسی نمیتواند آن را بیاورد. (﴿وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ﴾) و با کتابی که احکام شرعی را روشن مینماید، و محاسن و زیباییهای عقلی احکام را بیان مینماید، و نیز اخبار راست و صحیح را برای آنها بازگو میکند. و چون کافران عادتشان اینگونه بوده است که به پیامبران ایمان نیاورند، کار آنها تو را غمگین نسازد، و به آنها توجه نکن.
آل عمران 3:185
كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ ؛ همه کس مرگ را مي چشد ، و به تحقيق در روز قيامت مزد اعمال شما را، به کمال خواهند داد و هر کس را از آتش دور سازند و به بهشت درآورند به پيروزي رسيده است و اين زندگي دنيا جز متاعي فريبنده نيست.
(185) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِ﴾) در این آیۀ کریمه به این مطلب اشاره شده است که نباید به دنیا علاقۀ زیادی داشته باشیم؛ زیرا دنیا از بین میرود و باقی نمیماند، و دنیا فریب و سرابی بیش نیست، و با آراستگیها و فریبندگیهایش انسان را فریب داده و مبتلا میکند. پس این دنیا از دست میرود، و آدمی به جهان آخرت منتقل میشود، و در جهان آخرت، هر کس کار خوب و بدی انجام داده باشد، پاداش آن را به طور کامل مییابد. (﴿فَمَن زُحۡزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ﴾) پس هر کس از جهنم دور کرده شود، (﴿وَأُدۡخِلَ ٱلۡجَنَّةَ فَقَدۡ فَازَ﴾) و وارد بهشت گردانده شود، موفقیت بزرگی را به دست آورده است؛ زیر از عذاب دردناک رهایی یافته و به بهشتی درآمده که در آن نعمتهایی است که نه چشمی مانند آن را دیده، و نه گوشی مانند آن را شنیده، و نه به دل انسانی خطور کرده است. مفهوم آیه این است که هرکس از آتش جهنم دور نگردد و به بهشت داخل گردانده نشود، کامیاب و موفق نشده، بلکه به بدبختی همیشگی گرفتار، و به عذاب همیشگی مبتلا گردیده است. در این آیه اشارۀ لطیفی است به وجود نعمت و عذاب در دنیای برزخ، و اینکه مردم جزای بعضی از کارهایشان را در جهان برزخ خواهند دید، و نمونههایی از کارهای گذشتهشان به آنان نشان داده میشود. آنچه گفته شد از این بخش از آیه فهمیده میشود: (﴿وَإِنَّمَا تُوَفَّوۡنَ أُجُورَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) یعنی پاداش کامل اعمال را در روز قیامت دریافت خواهند نمود، اما علیالحساب پاداشی را در برزخ دریافت مینمایند، بلکه گاهی در دنیا بخشی از سزا و پاداش اعمال را دریافت میکنند. خداوند متعال در این راستا میفرماید:﴿وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَدۡنَىٰ دُونَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَكۡبَرِ﴾ و قطعاً غیر از آن عذاب بزرگتر، از عذاب این دنیا [نیز] به آنان میچشانیم.
آل عمران 3:186
لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ، شما را به مال و جان آزمايش خواهند کرد و از زبان اهل کتاب و مشرکان آزار فراوان خواهيد شنيد اگر شکيبايي کنيد و پرهيزگار باشيد نشان قدرت اراده شماست.
(186) خداوند متعال مؤمنان را خطاب میکند، که آنها با دادن نفقههای واجب و مستحب از مالهایشان آزمایش خواهند شد، و باید مال خود را در راه خدا به مصرف برسانند، و نیز در جانهایشان آزمایش میشوند؛ چرا که تکلیفهای دشوار بر دوش آنها گذاشته میشود، مانند: جهاد در راه خدا، خسته و کشته شدن، به اسارت در آمدن، زخمی شدن، مبتلا گشتن به بیماری، و یا بیمار شدن کسی که او را دوست دارند. (﴿مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاۡ أَذٗى كَثِيرٗا﴾) و از کسانی که پیش از شما، کتاب را داده شدهاند، و از کافران اذیت و آزار فراوانی خواهید دید، به گونهای که از شما و دینتان و کتاب و پیامبرتان عیبجویی میکنند. اینکه خداوند بندگانش را از این امر آگاه میسازد چندین فایده وجود دارد: 1- حکمت الهی مقتضی آن است که مؤمن صادق و راستین از منافق دروغگو متمایز گردد. 2- خداوند متعال این کارها را برای آنان مقدر مینماید، چون صلاح بندگان را میخواهد، تا با این مشکلات، مقامشان بالا رود، و یقینشان کامل گردد، و گناهانشان پوشیده شود، و ایمانشان افزوده گردد. وقتیکه خداوند آنها را از این امر آگاه ساخت، آنگونه که خداوند خبر داده بود پیش آمد، ﴿قَالُواۡ هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥۚ وَمَا زَادَهُمۡ إِلَّآ إِيمَٰنٗا وَتَسۡلِيمٗا﴾ مؤمنان گفتند: «این همان چیزی است که خداوند و پیامبرش به ما وعده داده بودند، و خدا و پیامبرش راست گفتند.» و جز ایمان و تسلیم شدن، چیزی دیگر به آنها نیفزود. 3- خداوند آنها را از این چیزها خبر داد، تا محکم و استوار گردند، و هنگام پیش آمدن مصایب، ثابت قدم و بردبار بوده، و انتظار آمدن این چیزها را داشته باشند، تا تحمل آن برایشان آسان گردد و بر آنان سنگینی نکند، و به صبر و پرهیزگاری پناه ببرند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن تَصۡبِرُواۡ وَتَتَّقُواۡ﴾) و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید؛ یعنی اگر بر آزمایش و امتحانی که در مالها و جانهایتان برای شما پیش آمده است، و بر اذیت و آزار ستمگران صبر کنید، و پرهیزگار باشید و هدفتان جلب رضای خدا و نزدیکی جستن به او باشد، و از حد شرع تجاوز نکنید، و در جایی که نباید صبر نمود و باید ازدشمنان خدا انتقام بگیرید، (﴿فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) چنین کارهایی، نشانۀ داشتن عزم و ارادۀ آهنین است و باید در آن رقابت صورت گیرد. وجز دارندگان اراده و همتهای بلند، به این مقام نمیرسند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾ و به این مقام نمیرسند مگر کسانی که شکیبایی کردهاند، و آن را دریافت نمیکند مگر کسی که دارای سهم و نصیبی بزرگ باشد.
آل عمران 3:187
وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ ؛ خدا از اهل کتاب پيمان گرفت که کتاب خدا را براي مردم آشکار سازند، وپنهانش مکنند ، ولي آنها پس پشتش افکندند و در مقابل ، بهاي اندکي گرفتند چه بد معامله اي کردند. لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ، آنان را که از کارهايي که کرده اند شادمان شده اند ، و دوست دارند به سبب کارهاي ناکرده خويش هم مورد ستايش قرار گيرند ، مپندار که در پناهگاهي دور از عذاب خدا باشند برايشان عذابي دردآور مهياست.
(187) میثاق؛ یعنی پیمان سنگین و محکم و موکّد که خداوند آن را از کسی که به او کتاب بخشیده و به وی علم آموخته، گرفته است تا آنچه را که مردم به آن نیاز دارند و خدا به او آموخته است، بیان دارد، و آن را از مردم پنهان نسازد، و بدان بخل نورزد، به ویژه وقتی که از او پرسیدند، و یا اینکه چیزی پیش آمد که ایجاب میکرد آن را تبیین کند. پس هرکس که علمی دارد، بر او واجب است علم خود را بیان دارد و حق را از باطل روشن گرداند. پس توفیق یافتگان، این وظیفه را به طور کامل انجام داده، و آنچه را خداوند به آنها آموخته بود در راستای طلب خشنودی خدا، و ابراز مهربانی نسبت به مردم آموختند تا مبادا دچار گناه کتمان علم گشته باشند. اما کسانی که به آنها کتاب داده شده بود، از قبیل؛ یهودیان و نصاری، و کسانی که مانند آنها هستند، پیمانها را پشت سر انداخته، و به آن توجه نکرده و حق را پنهان کرده و باطل را آشکار نمودند، و آنچه را که خدا حرام کرده بود، مرتکب شده، و در ادای حقوق الهی و حقوق مردم، سستی کردند، و در برابر کتمان علم، بهای اندکی بهدست آوردند و آن ریاست و اموال ناچیزی بود که از زیردستان خود میگرفتند، زیردستانی که از خواستهای آنها پیروی کرده، و شهوات را بر حق مقدم میداشتند. (﴿فَبِئۡسَ مَا يَشۡتَرُونَ﴾) پس بسیار بد است آنچه که میخرند؛ چون ناچیزترین عوض و بدل است، و آنچه از آن روی برتافتند، بزرگترین خواسته و مطلوب است و آن، بیان حق است که سعادت همیشگی و مصالح دینی و دنیوی در آن نهفته است.پس آنان کالای فرومایه و بیارزش را برگزیدند، و کالای گرانقدر و باارزش را رها کردند؛ زیرا خواستهایشان زشت و بد بود، و خود نیز ذلیل و فرومایه بودند، و صلاحیتی بیش از این نداشتند.
(188) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواۡ﴾) کسانی را که به کارهای زشت و سخنان و کردار باطلی که انجام میدهند، خوشحال میشوند. (﴿وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواۡ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواۡ﴾) و دوست دارند به سبب کارهای خوبی که انجام نداده، و سخن حقی که نگفتهاند، ستایش شوند. پس آنان، هم کار بد انجام میدهند، وهم سخن بد را بر زبان میآورند، و هم به آن خوشحال میشوند و هم دوست دارند به واسطۀ کار خوبی که انجام ندادهاند مورد ستایش قرار گیرند.(﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٖ مِّنَ ٱلۡعَذَابِ﴾) گمان مبر که آنها از عذاب نجات یابند، بلکه آنان سزاوار شدیدترین عذاباند و به سوی آن بر میگردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و برای آنان عذابی دردناک است. و اهل کتاب در این آیۀ کریمه داخل هستند که به علم و دانش خود شاد بودند، و از پیامبر فرمان نبردند، و براین گمان بودند که در کردار و گفتار خود بر حق هستند. و همچنین هر کس که بدعت قولی یا عملی ایجاد کند، و به آن شادمان باشد، و مردم را به سوی آن دعوت نماید، وگمان بَرَد که برحق است و دیگران بر باطلاند، در این آیه داخل است. و مفهوم آیه دلالت مینماید که هرکس دوست داشته باشد در مقابل کار خوبی که انجام داده، و به خاطر اینکه از حق پیروی کرده است مورد ستایش قرار گیرد، و هدفش ریا و شهرت طلبی نباشد، این عمل مذموم و ناپسند نیست، بلکه از کارهای مطلوبی است که خداوند نیکوکارانِ در کردار و گفتار را بر آن پاداش میدهد. و خداوند، بندگان خاص خود را بر این کار، پاداش میدهد؛ چرا که خود، آن را از خدا خواستهاند. همانطور که ابراهیم -علیه السلام- فرمود:﴿وَٱجۡعَل لِّي لِسَانَ صِدۡقٖ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ﴾ و برای من در میان آیندگان، آوازۀ نیکو بگذار. و فرمود:﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٖ فِي ٱلۡعَٰلَمِينَ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ سلام بر نوح باد در میان جهانیان، همانا ما، این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم. و بندگان خداوند رحمان گفتهاند:﴿وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾ بار خدایا! ما را پیشوای پرهیزگاران بگردان. و این از نعمتهای باری متعال بر بندگانش، و از منّتهای او بر آنهاست که جای تشکر و قدردانی دارد.
آل عمران 3:188
وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ ؛ خدا از اهل کتاب پيمان گرفت که کتاب خدا را براي مردم آشکار سازند، وپنهانش مکنند ، ولي آنها پس پشتش افکندند و در مقابل ، بهاي اندکي گرفتند چه بد معامله اي کردند. لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ، آنان را که از کارهايي که کرده اند شادمان شده اند ، و دوست دارند به سبب کارهاي ناکرده خويش هم مورد ستايش قرار گيرند ، مپندار که در پناهگاهي دور از عذاب خدا باشند برايشان عذابي دردآور مهياست.
(187) میثاق؛ یعنی پیمان سنگین و محکم و موکّد که خداوند آن را از کسی که به او کتاب بخشیده و به وی علم آموخته، گرفته است تا آنچه را که مردم به آن نیاز دارند و خدا به او آموخته است، بیان دارد، و آن را از مردم پنهان نسازد، و بدان بخل نورزد، به ویژه وقتی که از او پرسیدند، و یا اینکه چیزی پیش آمد که ایجاب میکرد آن را تبیین کند. پس هرکس که علمی دارد، بر او واجب است علم خود را بیان دارد و حق را از باطل روشن گرداند. پس توفیق یافتگان، این وظیفه را به طور کامل انجام داده، و آنچه را خداوند به آنها آموخته بود در راستای طلب خشنودی خدا، و ابراز مهربانی نسبت به مردم آموختند تا مبادا دچار گناه کتمان علم گشته باشند. اما کسانی که به آنها کتاب داده شده بود، از قبیل؛ یهودیان و نصاری، و کسانی که مانند آنها هستند، پیمانها را پشت سر انداخته، و به آن توجه نکرده و حق را پنهان کرده و باطل را آشکار نمودند، و آنچه را که خدا حرام کرده بود، مرتکب شده، و در ادای حقوق الهی و حقوق مردم، سستی کردند، و در برابر کتمان علم، بهای اندکی بهدست آوردند و آن ریاست و اموال ناچیزی بود که از زیردستان خود میگرفتند، زیردستانی که از خواستهای آنها پیروی کرده، و شهوات را بر حق مقدم میداشتند. (﴿فَبِئۡسَ مَا يَشۡتَرُونَ﴾) پس بسیار بد است آنچه که میخرند؛ چون ناچیزترین عوض و بدل است، و آنچه از آن روی برتافتند، بزرگترین خواسته و مطلوب است و آن، بیان حق است که سعادت همیشگی و مصالح دینی و دنیوی در آن نهفته است.پس آنان کالای فرومایه و بیارزش را برگزیدند، و کالای گرانقدر و باارزش را رها کردند؛ زیرا خواستهایشان زشت و بد بود، و خود نیز ذلیل و فرومایه بودند، و صلاحیتی بیش از این نداشتند.
(188) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواۡ﴾) کسانی را که به کارهای زشت و سخنان و کردار باطلی که انجام میدهند، خوشحال میشوند. (﴿وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواۡ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواۡ﴾) و دوست دارند به سبب کارهای خوبی که انجام نداده، و سخن حقی که نگفتهاند، ستایش شوند. پس آنان، هم کار بد انجام میدهند، وهم سخن بد را بر زبان میآورند، و هم به آن خوشحال میشوند و هم دوست دارند به واسطۀ کار خوبی که انجام ندادهاند مورد ستایش قرار گیرند.(﴿فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٖ مِّنَ ٱلۡعَذَابِ﴾) گمان مبر که آنها از عذاب نجات یابند، بلکه آنان سزاوار شدیدترین عذاباند و به سوی آن بر میگردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و برای آنان عذابی دردناک است. و اهل کتاب در این آیۀ کریمه داخل هستند که به علم و دانش خود شاد بودند، و از پیامبر فرمان نبردند، و براین گمان بودند که در کردار و گفتار خود بر حق هستند. و همچنین هر کس که بدعت قولی یا عملی ایجاد کند، و به آن شادمان باشد، و مردم را به سوی آن دعوت نماید، وگمان بَرَد که برحق است و دیگران بر باطلاند، در این آیه داخل است. و مفهوم آیه دلالت مینماید که هرکس دوست داشته باشد در مقابل کار خوبی که انجام داده، و به خاطر اینکه از حق پیروی کرده است مورد ستایش قرار گیرد، و هدفش ریا و شهرت طلبی نباشد، این عمل مذموم و ناپسند نیست، بلکه از کارهای مطلوبی است که خداوند نیکوکارانِ در کردار و گفتار را بر آن پاداش میدهد. و خداوند، بندگان خاص خود را بر این کار، پاداش میدهد؛ چرا که خود، آن را از خدا خواستهاند. همانطور که ابراهیم -علیه السلام- فرمود:﴿وَٱجۡعَل لِّي لِسَانَ صِدۡقٖ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ﴾ و برای من در میان آیندگان، آوازۀ نیکو بگذار. و فرمود:﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٖ فِي ٱلۡعَٰلَمِينَ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ سلام بر نوح باد در میان جهانیان، همانا ما، این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم. و بندگان خداوند رحمان گفتهاند:﴿وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾ بار خدایا! ما را پیشوای پرهیزگاران بگردان. و این از نعمتهای باری متعال بر بندگانش، و از منّتهای او بر آنهاست که جای تشکر و قدردانی دارد.
آل عمران 3:189
وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ از آن خداست فرمانروايي آسمانها و زمين و خدا بر هر چيزي تواناست.
(189) او مالک آسمانها و زمین، و آنچه درآسمانها و زمین است، میباشد، و خداوند با کمال قدرت و صنعتگری شگفتانگیز خود، در آنها تصرف مینماید.پس هیچ کس چیزی را از او منع نمیکند و هیچ چیزی او را ناتوان نمیسازد.
آل عمران 3:190
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ؛ هر آينه در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، خردمندان راعبرتهاست . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ؛ آنان که خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مي کنند و در آفرينش آسمانها و زمين مي انديشند : اي پروردگار ما ، اين جهان را به بيهوده نيافريده اي ، تو منزهي ، ما را از عذاب آتش بازدار. رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ؛ اي پروردگار ما ، هر کس را که به آتش افکني رسوايش کرده اي و ظالمان را، هيچ ياوري نيست. رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار؛ اي پروردگار ما ، شنيديم که مناديي به ايمان فرا مي خواند که به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم پس ، اي پروردگار ما ، گناهان ما را بيامرز و بديهاي ما را از ما بزداي و ما را با نيکان بميران. رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ؛ اي پروردگار ما ، عطا کن به ما آنچه را که به زبان پيامبرانت به ما وعده داده اي و ما را در روز قيامت رسوا مکن که تو وعده خويش خلاف نمي کني.
(190) خداوند متعال میفرماید: (﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و در ضمن بندگان را به اندیشیدن و فکر کردن در آفرینش آسمانها و زمین و تدبر در نشانههای آن برانگیخته است. و «آیات» را به «نکره» ذکر کرد، و این بیانگر کثرت و عمومیت نشانههاست؛ زیرا در آسمانها و زمین، نشانههای عجیب و شگفتانگیزی وجود دارد، که نگاهکنندگان را حیران، و متفکران را قانع نموده و دلهای صادقان و راستگویان را جذب مینماید، و عقلهای روشن را بر کلیۀ مطالب الهی آگاه میسازد. اما برای هیچ مخلوقی ممکن نیست که تمام نشانههایی را که در آسمانها و زمین وجود دارند، محصور و مشخص گرداند و یا بر برخی از آنها احاطه پیدا کند. و این بیانگر عظمت وگستردگی نظام هستی، و سیطرۀ نظم بر حرکت منظومهها بوده، و بر عظمت آفریننده و بزرگی فرمانروا، و فراگیری قدرت او، و آفرینش متقن و شگفتانگیز و ظرافت و حکمت خداوند دلالت میکند. منافعی که آسمانها و زمین، و رفت و آمد شب و روز برای مردم در بردارند، بیانگر گستردگی رحمت خدا و عموم بخشش و فراگیر بودن احسان اوست، که حتماً باید شکرانۀ آن را بهجا آورد، و شاکر آفرینندۀ این همه نعمات بود و در راستای خشنودی وی، تلاش کرد، و کسی دیگر را شریک او قرار نداد؛ چرا که نه برای خود، و نه برای کسی دیگر، نمیتواند به اندازۀ ذرهای کاری بکند. و خداوند این آیات و نشانهها را به خردمندان و اهل اندیشه اختصاص داد؛ چرا که آنان از آن بهره میبرند، و با چشم عقل به آن مینگرند نه با چشم سر.
(191) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(192) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(193) (﴿رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِيٗا يُنَادِي لِلۡإِيمَٰنِ﴾) پروردگارا! ما شنیدیم که دعوتگری به سوی ایمان فرا میخواند. و ندا کننده، محمد صلی الله علیه وسلم است که مردم را به ایمان آوردن فرا خوانده، و آنها را بر ایمان و پایبندی به اصول و فروع آن، تشویق میکرد. (﴿فََٔامَنَّا﴾) و ما بلافاصله او را اجابت کردیم، و به سویش شتافتیم. و این خبر دادن، از نعمت خدا بر آنها، و شادمان گشتن به آن، و متوسل شدن به ایمانشان است، تا گناهانشان را بیامرزد، و بدیهایشان را بپوشاند؛ زیرا نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و خداوندی که به آنها ایمان را ارزانی نموده است، امنیت کامل را نیز به آنها خواهد بخشید. (﴿وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ﴾) و ما را با نیکان بمیران. این دعا، خواستنِ توفیق الهی در انجام کار خیر، و ترک کار بد است که بنده با آن، از زمرۀ نیکوکاران محسوب میگردد، و باید تا هنگام مرگ بر آن ثابت و پابرجا باشد.
(194) وقتی که خداوند خردمندان را بر ایمان آوردن توفیق داد، از همین راه به او متوسل شدند تا نعمت خویش را بر آنها کامل گرداند، و از او خواستند تا به آنها پاداش ایمان را بدهد، و به وعدهای که بر زبان پیامبرانش به آنها داده است، از قبیل: پیروزی و چیرگی در دنیا و دستیابی به خشنودی خدا و بهشت او، وفا کند؛ زیرا خداوند متعال خلاف وعده نمیکند. پس خداوند دعایشان را اجابت میکند.
آل عمران 3:191
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ؛ هر آينه در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، خردمندان راعبرتهاست . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ؛ آنان که خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مي کنند و در آفرينش آسمانها و زمين مي انديشند : اي پروردگار ما ، اين جهان را به بيهوده نيافريده اي ، تو منزهي ، ما را از عذاب آتش بازدار. رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ؛ اي پروردگار ما ، هر کس را که به آتش افکني رسوايش کرده اي و ظالمان را، هيچ ياوري نيست. رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار؛ اي پروردگار ما ، شنيديم که مناديي به ايمان فرا مي خواند که به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم پس ، اي پروردگار ما ، گناهان ما را بيامرز و بديهاي ما را از ما بزداي و ما را با نيکان بميران. رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ؛ اي پروردگار ما ، عطا کن به ما آنچه را که به زبان پيامبرانت به ما وعده داده اي و ما را در روز قيامت رسوا مکن که تو وعده خويش خلاف نمي کني.
(190) خداوند متعال میفرماید: (﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و در ضمن بندگان را به اندیشیدن و فکر کردن در آفرینش آسمانها و زمین و تدبر در نشانههای آن برانگیخته است. و «آیات» را به «نکره» ذکر کرد، و این بیانگر کثرت و عمومیت نشانههاست؛ زیرا در آسمانها و زمین، نشانههای عجیب و شگفتانگیزی وجود دارد، که نگاهکنندگان را حیران، و متفکران را قانع نموده و دلهای صادقان و راستگویان را جذب مینماید، و عقلهای روشن را بر کلیۀ مطالب الهی آگاه میسازد. اما برای هیچ مخلوقی ممکن نیست که تمام نشانههایی را که در آسمانها و زمین وجود دارند، محصور و مشخص گرداند و یا بر برخی از آنها احاطه پیدا کند. و این بیانگر عظمت وگستردگی نظام هستی، و سیطرۀ نظم بر حرکت منظومهها بوده، و بر عظمت آفریننده و بزرگی فرمانروا، و فراگیری قدرت او، و آفرینش متقن و شگفتانگیز و ظرافت و حکمت خداوند دلالت میکند. منافعی که آسمانها و زمین، و رفت و آمد شب و روز برای مردم در بردارند، بیانگر گستردگی رحمت خدا و عموم بخشش و فراگیر بودن احسان اوست، که حتماً باید شکرانۀ آن را بهجا آورد، و شاکر آفرینندۀ این همه نعمات بود و در راستای خشنودی وی، تلاش کرد، و کسی دیگر را شریک او قرار نداد؛ چرا که نه برای خود، و نه برای کسی دیگر، نمیتواند به اندازۀ ذرهای کاری بکند. و خداوند این آیات و نشانهها را به خردمندان و اهل اندیشه اختصاص داد؛ چرا که آنان از آن بهره میبرند، و با چشم عقل به آن مینگرند نه با چشم سر.
(191) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(192) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(193) (﴿رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِيٗا يُنَادِي لِلۡإِيمَٰنِ﴾) پروردگارا! ما شنیدیم که دعوتگری به سوی ایمان فرا میخواند. و ندا کننده، محمد صلی الله علیه وسلم است که مردم را به ایمان آوردن فرا خوانده، و آنها را بر ایمان و پایبندی به اصول و فروع آن، تشویق میکرد. (﴿فََٔامَنَّا﴾) و ما بلافاصله او را اجابت کردیم، و به سویش شتافتیم. و این خبر دادن، از نعمت خدا بر آنها، و شادمان گشتن به آن، و متوسل شدن به ایمانشان است، تا گناهانشان را بیامرزد، و بدیهایشان را بپوشاند؛ زیرا نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و خداوندی که به آنها ایمان را ارزانی نموده است، امنیت کامل را نیز به آنها خواهد بخشید. (﴿وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ﴾) و ما را با نیکان بمیران. این دعا، خواستنِ توفیق الهی در انجام کار خیر، و ترک کار بد است که بنده با آن، از زمرۀ نیکوکاران محسوب میگردد، و باید تا هنگام مرگ بر آن ثابت و پابرجا باشد.
(194) وقتی که خداوند خردمندان را بر ایمان آوردن توفیق داد، از همین راه به او متوسل شدند تا نعمت خویش را بر آنها کامل گرداند، و از او خواستند تا به آنها پاداش ایمان را بدهد، و به وعدهای که بر زبان پیامبرانش به آنها داده است، از قبیل: پیروزی و چیرگی در دنیا و دستیابی به خشنودی خدا و بهشت او، وفا کند؛ زیرا خداوند متعال خلاف وعده نمیکند. پس خداوند دعایشان را اجابت میکند.
آل عمران 3:192
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ؛ هر آينه در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، خردمندان راعبرتهاست . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ؛ آنان که خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مي کنند و در آفرينش آسمانها و زمين مي انديشند : اي پروردگار ما ، اين جهان را به بيهوده نيافريده اي ، تو منزهي ، ما را از عذاب آتش بازدار. رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ؛ اي پروردگار ما ، هر کس را که به آتش افکني رسوايش کرده اي و ظالمان را، هيچ ياوري نيست. رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار؛ اي پروردگار ما ، شنيديم که مناديي به ايمان فرا مي خواند که به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم پس ، اي پروردگار ما ، گناهان ما را بيامرز و بديهاي ما را از ما بزداي و ما را با نيکان بميران. رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ؛ اي پروردگار ما ، عطا کن به ما آنچه را که به زبان پيامبرانت به ما وعده داده اي و ما را در روز قيامت رسوا مکن که تو وعده خويش خلاف نمي کني.
(190) خداوند متعال میفرماید: (﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و در ضمن بندگان را به اندیشیدن و فکر کردن در آفرینش آسمانها و زمین و تدبر در نشانههای آن برانگیخته است. و «آیات» را به «نکره» ذکر کرد، و این بیانگر کثرت و عمومیت نشانههاست؛ زیرا در آسمانها و زمین، نشانههای عجیب و شگفتانگیزی وجود دارد، که نگاهکنندگان را حیران، و متفکران را قانع نموده و دلهای صادقان و راستگویان را جذب مینماید، و عقلهای روشن را بر کلیۀ مطالب الهی آگاه میسازد. اما برای هیچ مخلوقی ممکن نیست که تمام نشانههایی را که در آسمانها و زمین وجود دارند، محصور و مشخص گرداند و یا بر برخی از آنها احاطه پیدا کند. و این بیانگر عظمت وگستردگی نظام هستی، و سیطرۀ نظم بر حرکت منظومهها بوده، و بر عظمت آفریننده و بزرگی فرمانروا، و فراگیری قدرت او، و آفرینش متقن و شگفتانگیز و ظرافت و حکمت خداوند دلالت میکند. منافعی که آسمانها و زمین، و رفت و آمد شب و روز برای مردم در بردارند، بیانگر گستردگی رحمت خدا و عموم بخشش و فراگیر بودن احسان اوست، که حتماً باید شکرانۀ آن را بهجا آورد، و شاکر آفرینندۀ این همه نعمات بود و در راستای خشنودی وی، تلاش کرد، و کسی دیگر را شریک او قرار نداد؛ چرا که نه برای خود، و نه برای کسی دیگر، نمیتواند به اندازۀ ذرهای کاری بکند. و خداوند این آیات و نشانهها را به خردمندان و اهل اندیشه اختصاص داد؛ چرا که آنان از آن بهره میبرند، و با چشم عقل به آن مینگرند نه با چشم سر.
(191) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(192) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(193) (﴿رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِيٗا يُنَادِي لِلۡإِيمَٰنِ﴾) پروردگارا! ما شنیدیم که دعوتگری به سوی ایمان فرا میخواند. و ندا کننده، محمد صلی الله علیه وسلم است که مردم را به ایمان آوردن فرا خوانده، و آنها را بر ایمان و پایبندی به اصول و فروع آن، تشویق میکرد. (﴿فََٔامَنَّا﴾) و ما بلافاصله او را اجابت کردیم، و به سویش شتافتیم. و این خبر دادن، از نعمت خدا بر آنها، و شادمان گشتن به آن، و متوسل شدن به ایمانشان است، تا گناهانشان را بیامرزد، و بدیهایشان را بپوشاند؛ زیرا نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و خداوندی که به آنها ایمان را ارزانی نموده است، امنیت کامل را نیز به آنها خواهد بخشید. (﴿وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ﴾) و ما را با نیکان بمیران. این دعا، خواستنِ توفیق الهی در انجام کار خیر، و ترک کار بد است که بنده با آن، از زمرۀ نیکوکاران محسوب میگردد، و باید تا هنگام مرگ بر آن ثابت و پابرجا باشد.
(194) وقتی که خداوند خردمندان را بر ایمان آوردن توفیق داد، از همین راه به او متوسل شدند تا نعمت خویش را بر آنها کامل گرداند، و از او خواستند تا به آنها پاداش ایمان را بدهد، و به وعدهای که بر زبان پیامبرانش به آنها داده است، از قبیل: پیروزی و چیرگی در دنیا و دستیابی به خشنودی خدا و بهشت او، وفا کند؛ زیرا خداوند متعال خلاف وعده نمیکند. پس خداوند دعایشان را اجابت میکند.
آل عمران 3:193
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ؛ هر آينه در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، خردمندان راعبرتهاست . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ؛ آنان که خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مي کنند و در آفرينش آسمانها و زمين مي انديشند : اي پروردگار ما ، اين جهان را به بيهوده نيافريده اي ، تو منزهي ، ما را از عذاب آتش بازدار. رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ؛ اي پروردگار ما ، هر کس را که به آتش افکني رسوايش کرده اي و ظالمان را، هيچ ياوري نيست. رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار؛ اي پروردگار ما ، شنيديم که مناديي به ايمان فرا مي خواند که به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم پس ، اي پروردگار ما ، گناهان ما را بيامرز و بديهاي ما را از ما بزداي و ما را با نيکان بميران. رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ؛ اي پروردگار ما ، عطا کن به ما آنچه را که به زبان پيامبرانت به ما وعده داده اي و ما را در روز قيامت رسوا مکن که تو وعده خويش خلاف نمي کني.
(190) خداوند متعال میفرماید: (﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و در ضمن بندگان را به اندیشیدن و فکر کردن در آفرینش آسمانها و زمین و تدبر در نشانههای آن برانگیخته است. و «آیات» را به «نکره» ذکر کرد، و این بیانگر کثرت و عمومیت نشانههاست؛ زیرا در آسمانها و زمین، نشانههای عجیب و شگفتانگیزی وجود دارد، که نگاهکنندگان را حیران، و متفکران را قانع نموده و دلهای صادقان و راستگویان را جذب مینماید، و عقلهای روشن را بر کلیۀ مطالب الهی آگاه میسازد. اما برای هیچ مخلوقی ممکن نیست که تمام نشانههایی را که در آسمانها و زمین وجود دارند، محصور و مشخص گرداند و یا بر برخی از آنها احاطه پیدا کند. و این بیانگر عظمت وگستردگی نظام هستی، و سیطرۀ نظم بر حرکت منظومهها بوده، و بر عظمت آفریننده و بزرگی فرمانروا، و فراگیری قدرت او، و آفرینش متقن و شگفتانگیز و ظرافت و حکمت خداوند دلالت میکند. منافعی که آسمانها و زمین، و رفت و آمد شب و روز برای مردم در بردارند، بیانگر گستردگی رحمت خدا و عموم بخشش و فراگیر بودن احسان اوست، که حتماً باید شکرانۀ آن را بهجا آورد، و شاکر آفرینندۀ این همه نعمات بود و در راستای خشنودی وی، تلاش کرد، و کسی دیگر را شریک او قرار نداد؛ چرا که نه برای خود، و نه برای کسی دیگر، نمیتواند به اندازۀ ذرهای کاری بکند. و خداوند این آیات و نشانهها را به خردمندان و اهل اندیشه اختصاص داد؛ چرا که آنان از آن بهره میبرند، و با چشم عقل به آن مینگرند نه با چشم سر.
(191) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(192) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(193) (﴿رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِيٗا يُنَادِي لِلۡإِيمَٰنِ﴾) پروردگارا! ما شنیدیم که دعوتگری به سوی ایمان فرا میخواند. و ندا کننده، محمد صلی الله علیه وسلم است که مردم را به ایمان آوردن فرا خوانده، و آنها را بر ایمان و پایبندی به اصول و فروع آن، تشویق میکرد. (﴿فََٔامَنَّا﴾) و ما بلافاصله او را اجابت کردیم، و به سویش شتافتیم. و این خبر دادن، از نعمت خدا بر آنها، و شادمان گشتن به آن، و متوسل شدن به ایمانشان است، تا گناهانشان را بیامرزد، و بدیهایشان را بپوشاند؛ زیرا نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و خداوندی که به آنها ایمان را ارزانی نموده است، امنیت کامل را نیز به آنها خواهد بخشید. (﴿وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ﴾) و ما را با نیکان بمیران. این دعا، خواستنِ توفیق الهی در انجام کار خیر، و ترک کار بد است که بنده با آن، از زمرۀ نیکوکاران محسوب میگردد، و باید تا هنگام مرگ بر آن ثابت و پابرجا باشد.
(194) وقتی که خداوند خردمندان را بر ایمان آوردن توفیق داد، از همین راه به او متوسل شدند تا نعمت خویش را بر آنها کامل گرداند، و از او خواستند تا به آنها پاداش ایمان را بدهد، و به وعدهای که بر زبان پیامبرانش به آنها داده است، از قبیل: پیروزی و چیرگی در دنیا و دستیابی به خشنودی خدا و بهشت او، وفا کند؛ زیرا خداوند متعال خلاف وعده نمیکند. پس خداوند دعایشان را اجابت میکند.
آل عمران 3:194
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ؛ هر آينه در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، خردمندان راعبرتهاست . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ؛ آنان که خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مي کنند و در آفرينش آسمانها و زمين مي انديشند : اي پروردگار ما ، اين جهان را به بيهوده نيافريده اي ، تو منزهي ، ما را از عذاب آتش بازدار. رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ؛ اي پروردگار ما ، هر کس را که به آتش افکني رسوايش کرده اي و ظالمان را، هيچ ياوري نيست. رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار؛ اي پروردگار ما ، شنيديم که مناديي به ايمان فرا مي خواند که به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم پس ، اي پروردگار ما ، گناهان ما را بيامرز و بديهاي ما را از ما بزداي و ما را با نيکان بميران. رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ؛ اي پروردگار ما ، عطا کن به ما آنچه را که به زبان پيامبرانت به ما وعده داده اي و ما را در روز قيامت رسوا مکن که تو وعده خويش خلاف نمي کني.
(190) خداوند متعال میفرماید: (﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و در ضمن بندگان را به اندیشیدن و فکر کردن در آفرینش آسمانها و زمین و تدبر در نشانههای آن برانگیخته است. و «آیات» را به «نکره» ذکر کرد، و این بیانگر کثرت و عمومیت نشانههاست؛ زیرا در آسمانها و زمین، نشانههای عجیب و شگفتانگیزی وجود دارد، که نگاهکنندگان را حیران، و متفکران را قانع نموده و دلهای صادقان و راستگویان را جذب مینماید، و عقلهای روشن را بر کلیۀ مطالب الهی آگاه میسازد. اما برای هیچ مخلوقی ممکن نیست که تمام نشانههایی را که در آسمانها و زمین وجود دارند، محصور و مشخص گرداند و یا بر برخی از آنها احاطه پیدا کند. و این بیانگر عظمت وگستردگی نظام هستی، و سیطرۀ نظم بر حرکت منظومهها بوده، و بر عظمت آفریننده و بزرگی فرمانروا، و فراگیری قدرت او، و آفرینش متقن و شگفتانگیز و ظرافت و حکمت خداوند دلالت میکند. منافعی که آسمانها و زمین، و رفت و آمد شب و روز برای مردم در بردارند، بیانگر گستردگی رحمت خدا و عموم بخشش و فراگیر بودن احسان اوست، که حتماً باید شکرانۀ آن را بهجا آورد، و شاکر آفرینندۀ این همه نعمات بود و در راستای خشنودی وی، تلاش کرد، و کسی دیگر را شریک او قرار نداد؛ چرا که نه برای خود، و نه برای کسی دیگر، نمیتواند به اندازۀ ذرهای کاری بکند. و خداوند این آیات و نشانهها را به خردمندان و اهل اندیشه اختصاص داد؛ چرا که آنان از آن بهره میبرند، و با چشم عقل به آن مینگرند نه با چشم سر.
(191) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(192) سپس خردمندان را این چنین توصیف نمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ﴾) آنهایی که در همه حال خدا را یاد میکنند، (﴿قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾) ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده. این شامل تمام انواع ذکر اعم از ذکر قولی و قلبی میگردد، و نماز به صورت ایستاده نیز در آن داخل است، پس اگر نتوانست نماز را به صورت ایستاده بخواند، آن را به صورت نشسته بخواند و اگر نتوانست، آن را به پهلو بخواند. (﴿وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، تا از این طریق بر آنچه که به خاطرش آفریده شدهاند، استدلال نمایند. و این بیانگر آن است که تفکر، عبادت است و یکی از ویژگیهای اولیای خدا و عارفان میباشد. پس هرگاه در آن بیندیشند، در مییابند که خداوند آن را بیهوده نیافریده است. پس میگویند: (﴿رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ﴾) پروردگارا! این را بیهوده نیافریدهای، پاک هستی از هر آنچه که شایستۀ شکوه و بزرگیات نیست، آنها را به حق و برای حق آفریدهای، (﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و ما را از کارهای بد، مصون بدار و بر انجام کارهای شایسته، توفیق ده، تا بدین وسیله از جهنم نجات یابیم. و این، طلب کردن بهشت را در بر دارد؛ زیرا وقتی خداوند آنها را از جهنم نجات دهد، به بهشت میروند. اما از آنجا که ترس الهی دلهایشان را فرا گرفته، آنچه را که نزد آنها مهمتر است، از خدا خواستند. (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدۡخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدۡ أَخۡزَيۡتَهُۥ﴾) پروردگارا! هرکس را که وارد جهنم کنی، او را خوار نمودهای؛ چون او به خشم و ناخشنودی تو، و به ناخشنودی فرشتگان و دوستان خدا، و رسوایی که نجاتی از آن نیست، و نجات دهندهای از آن وجود ندارد، گرفتار میآید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ﴾) و ستمکاران را یاوری نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد. و این دلالت مینماید که آنها به سبب ستم خودشان، وارد جهنم شدهاند.
(193) (﴿رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِيٗا يُنَادِي لِلۡإِيمَٰنِ﴾) پروردگارا! ما شنیدیم که دعوتگری به سوی ایمان فرا میخواند. و ندا کننده، محمد صلی الله علیه وسلم است که مردم را به ایمان آوردن فرا خوانده، و آنها را بر ایمان و پایبندی به اصول و فروع آن، تشویق میکرد. (﴿فََٔامَنَّا﴾) و ما بلافاصله او را اجابت کردیم، و به سویش شتافتیم. و این خبر دادن، از نعمت خدا بر آنها، و شادمان گشتن به آن، و متوسل شدن به ایمانشان است، تا گناهانشان را بیامرزد، و بدیهایشان را بپوشاند؛ زیرا نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و خداوندی که به آنها ایمان را ارزانی نموده است، امنیت کامل را نیز به آنها خواهد بخشید. (﴿وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ﴾) و ما را با نیکان بمیران. این دعا، خواستنِ توفیق الهی در انجام کار خیر، و ترک کار بد است که بنده با آن، از زمرۀ نیکوکاران محسوب میگردد، و باید تا هنگام مرگ بر آن ثابت و پابرجا باشد.
(194) وقتی که خداوند خردمندان را بر ایمان آوردن توفیق داد، از همین راه به او متوسل شدند تا نعمت خویش را بر آنها کامل گرداند، و از او خواستند تا به آنها پاداش ایمان را بدهد، و به وعدهای که بر زبان پیامبرانش به آنها داده است، از قبیل: پیروزی و چیرگی در دنیا و دستیابی به خشنودی خدا و بهشت او، وفا کند؛ زیرا خداوند متعال خلاف وعده نمیکند. پس خداوند دعایشان را اجابت میکند.
آل عمران 3:195
فاستجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ؛ پروردگارشان دعايشان را اجابت فرمود که : من کار هيچ مزدوري را از شما،، چه زن و چه مرد همه از يکديگريد ناچيز نمي سازم پس گناهان کساني راکه مهاجرت کرده اند و از خانه هايشان رانده شده اند و در راه من آزار ديده اند و جنگيده اند و کشته شده اند ، مي زدايم و آنان را در بهشتهايي که در آن نهرها جاري است داخل مي کنم اين پاداشي است از جانب خدا و پاداش نيکو نزد خداست.
(195) پس خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱسۡتَجَابَ لَهُمۡ رَبُّهُمۡ﴾) خداوند دعای آنها را پذیرفت؛ دعای عبادت و دعای به فریاد طلبیدن و فرمود: (﴿أَنِّي لَآ أُضِيعُ عَمَلَ عَٰمِلٖ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ﴾) پس همگی پاداش اعمال خود را به طور کامل دریافت خواهند کرد، (﴿بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضٖ﴾) یعنی همۀ شما در پاداش وکیفر برابر هستید. (﴿فَٱلَّذِينَ هَاجَرُواۡ وَأُخۡرِجُواۡ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأُوذُواۡ فِي سَبِيلِي وَقَٰتَلُواۡ وَقُتِلُواۡ﴾) پس آنهایی که ایمان و هجرت و جدایی از دوست داشتنیها، از قبیل: وطن و مال و منال را برگزیدند و برای خشنودی خداوند، جهاد کردند، (﴿لَأُكَفِّرَنَّ عَنۡهُمۡ سَئَِّاتِهِمۡ وَلَأُدۡخِلَنَّهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ ثَوَابٗا مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ﴾) گناهانشان را میآمرزم، و آنها را وارد بهشت میکنم، بهشتی که رودها از زیر درختان آن روان است، این پاداشی است از جانب خداوند؛ خداوندی که در مقابل عملِ ناچیزِ بندهاش، پاداش فراوان به او میدهد. (﴿وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسۡنُ ٱلثَّوَابِ﴾) و نزد خداوند پاداش خوب و نیکو هست، پاداشی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. پس، هرکس این پاداش را میخواهد، به اندازۀ توان خویش، آن را بهوسیلۀ طاعت و فرمانبرداری از خداوند، و نزدیکی جستن به او، طلب کند.
آل عمران 3:196
لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ ؛ جولان کافران در شهرها تو را نفريبد. مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ؛ اين برخورداري اندکي است پي ، از آن جايگاهشان جهنم است و جهنم بد آرامگاهي است. لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ ؛ اما براي آنان که از پروردگارشان مي ترسند ، بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است همواره در آنجا مهمان خدا هستند و آنچه نزد خداست براي نيکان بهتر است.
(196) منظور از این آیه این است کالای دنیا که کافران به دست میآورند، و خوشگذرانی و رفت و آمد آنها در شهرها در قالب تجارت و کسب، و لذت جویی و انواع افتخارات و پیروزیهایی که بعضی اوقات به دست میآورند، نباید مؤمنان را اندوهیگن کند.
(197) و این آیه مسکّن خاطر مؤمنان است؛ چرا که خداوند میفرماید: همۀ این چیزها که به کافران میرسد، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالای ناچیزی است، و باقی نخواهد ماند، بلکه آنها کمی از آن بهرهمند میشوند، و به سبب آن، مدتی طولانی عذاب میبینند. این بالاترین حالتی است که کافر در آن قرار میگیرد، و سرانجامِ بسیار بدی در انتظار اوست.
(198) و اما کسانی که از پروردگارشان میترسند و به او ایمان دارند، همراه با افتخار و نعمتهای دنیا که به دست میآورند (﴿لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) برای آنان در آخرت، باغهایی است که رودها از زیر درختانش روان است و آنها در آن جاودانه میمانند. و سختی و دشواری و بدبختی که در دنیا برای آنها پیش میآید، نسبت به نعمت پایدار بهشت و زندگی سالم و شاد و با طراوتی که در آخرت دارند، ناچیز است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ﴾) و آنها کسانی هستند که دل و گفتار و کردارشان نیک است، پس خداوند مهربان از درِ احسان ونیکی خویش به آنها پاداش و بخششی بزرگ و رستگاریِ جاودان بخشید.
آل عمران 3:197
لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ ؛ جولان کافران در شهرها تو را نفريبد. مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ؛ اين برخورداري اندکي است پي ، از آن جايگاهشان جهنم است و جهنم بد آرامگاهي است. لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ ؛ اما براي آنان که از پروردگارشان مي ترسند ، بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است همواره در آنجا مهمان خدا هستند و آنچه نزد خداست براي نيکان بهتر است.
(196) منظور از این آیه این است کالای دنیا که کافران به دست میآورند، و خوشگذرانی و رفت و آمد آنها در شهرها در قالب تجارت و کسب، و لذت جویی و انواع افتخارات و پیروزیهایی که بعضی اوقات به دست میآورند، نباید مؤمنان را اندوهیگن کند.
(197) و این آیه مسکّن خاطر مؤمنان است؛ چرا که خداوند میفرماید: همۀ این چیزها که به کافران میرسد، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالای ناچیزی است، و باقی نخواهد ماند، بلکه آنها کمی از آن بهرهمند میشوند، و به سبب آن، مدتی طولانی عذاب میبینند. این بالاترین حالتی است که کافر در آن قرار میگیرد، و سرانجامِ بسیار بدی در انتظار اوست.
(198) و اما کسانی که از پروردگارشان میترسند و به او ایمان دارند، همراه با افتخار و نعمتهای دنیا که به دست میآورند (﴿لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) برای آنان در آخرت، باغهایی است که رودها از زیر درختانش روان است و آنها در آن جاودانه میمانند. و سختی و دشواری و بدبختی که در دنیا برای آنها پیش میآید، نسبت به نعمت پایدار بهشت و زندگی سالم و شاد و با طراوتی که در آخرت دارند، ناچیز است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ﴾) و آنها کسانی هستند که دل و گفتار و کردارشان نیک است، پس خداوند مهربان از درِ احسان ونیکی خویش به آنها پاداش و بخششی بزرگ و رستگاریِ جاودان بخشید.
آل عمران 3:198
لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ ؛ جولان کافران در شهرها تو را نفريبد. مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ؛ اين برخورداري اندکي است پي ، از آن جايگاهشان جهنم است و جهنم بد آرامگاهي است. لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ ؛ اما براي آنان که از پروردگارشان مي ترسند ، بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است همواره در آنجا مهمان خدا هستند و آنچه نزد خداست براي نيکان بهتر است.
(196) منظور از این آیه این است کالای دنیا که کافران به دست میآورند، و خوشگذرانی و رفت و آمد آنها در شهرها در قالب تجارت و کسب، و لذت جویی و انواع افتخارات و پیروزیهایی که بعضی اوقات به دست میآورند، نباید مؤمنان را اندوهیگن کند.
(197) و این آیه مسکّن خاطر مؤمنان است؛ چرا که خداوند میفرماید: همۀ این چیزها که به کافران میرسد، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالای ناچیزی است، و باقی نخواهد ماند، بلکه آنها کمی از آن بهرهمند میشوند، و به سبب آن، مدتی طولانی عذاب میبینند. این بالاترین حالتی است که کافر در آن قرار میگیرد، و سرانجامِ بسیار بدی در انتظار اوست.
(198) و اما کسانی که از پروردگارشان میترسند و به او ایمان دارند، همراه با افتخار و نعمتهای دنیا که به دست میآورند (﴿لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) برای آنان در آخرت، باغهایی است که رودها از زیر درختانش روان است و آنها در آن جاودانه میمانند. و سختی و دشواری و بدبختی که در دنیا برای آنها پیش میآید، نسبت به نعمت پایدار بهشت و زندگی سالم و شاد و با طراوتی که در آخرت دارند، ناچیز است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ﴾) و آنها کسانی هستند که دل و گفتار و کردارشان نیک است، پس خداوند مهربان از درِ احسان ونیکی خویش به آنها پاداش و بخششی بزرگ و رستگاریِ جاودان بخشید.
آل عمران 3:199
وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلّهِ لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ؛ بعضي از اهل کتاب به خدا و کتابي که بر شما نازل شده و کتابي که بر، خودشان نازل شده است ايمان دارند مطيع فرمان خدايند آيات خدا را به بهاي اندک نمي فروشند مزد ايشان نزد پروردگارشان است هر آينه خدا حسابها را زود خواهد رسيد. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد! بردباري کنيد، و استقامت و پايداري ورزيد، و مراقب باشيد و از خدا بترسيد تا رستگار شويد.
(199) گروهی ازاهل کتاب بر انجام کار خیر توفیق یافته و به خدا و به آنچه بر شما، وآنچه بر آنها نازل گشته است، ایمان دارند واین ایمان سودبخش و مفید است. اما عدهای از مردم، به برخی از پیامبران و کتابها ایمان آورده، و به برخی دیگر کفر میورزند. بنابراین چون گروه اول، عموماً ایمانشان، ایمان حقیقی است، به حال آنان مفید واقع میشود، پس پروردگار متعال ترس و تقوی و فروتنی در برابر عظمت خدا را، که باعث فرمان بردن از دستورات و پرهیز کردن از منهیات، و زیر پا نگذاشتن حدود الهی است، در آنها پدید آورد. و اینان درحقیقت، اهل کتاب و برخوردارانِ از دانش و علم هستند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاۡ﴾ ازمیان بندگان، فقط علما از خدا میترسند. یکی از مصادیق ترس و خشیت آنها از خداوند، این است که (﴿لَا يَشۡتَرُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾) آیات خدا را به بهای اندک نمیفروشند، پس آنها دنیا را بر دین مقدم نمیدارند، همانطور که منحرفان، همانهایی که آنچه را خداوند نازل کرده است، پنهان میکنند، و آن را به بهای اندک میفروشند، چنین کردند. اینها حقیقت امر را دانستند، و دریافتند که بزرگترین زیان آن است که انسان دنیای پست را بر دین ترجیح دهد، و در پی خواستهای کم ارزش باشد و حقرا ترک گوید، که حق، بزرگترین بهره و رستگاری در دنیا و آخرت است، پس ایشان حق را ترجیح داده، و آن را بیان کردند و مردم را به سوی آن دعوت نموده، و از باطل پرهیز نمودند. پس خداوند در مقابل آن، به آنها پاداش داد، به این صورت که آنها را به برخورداری از پاداش فراوان و زیبا، نوید داد، و آنها را به برخورداری از نعمت «قُرب»، مژده داد و فرمود: همانا خدا سریع الحساب است. پس در آنچه به آنها وعده داده است، دیر نمیکند؛ زیرا آنچه که آمدنی است، محقق و ثابت است، پس، آن نزدیک میباشد.
(200) سپس مومنان را بر انجام آنچه که آنها را به رستگاری و سعادت و موفقیت میرساند، تشویق نمود. راهی که انسان را به سعادت و کامیابی میرساند، صبر؛ و بردباری است. صبر یعنی نگاه داشتن نفس بر چیزی که آن را نمیپسندد، از قبیل: ترک کردن گناهان، و بردباری در برابر مصیبتها، و کارهایی که بر انسان سنگین و دشوار میآید. پس خداوند به آنها دستور داد تا در همۀ این چیزها، صبر نمایند. «مصابره» یعنی همواره صابر بودن، و در برابر دشمنان مقاومت کردن. و «مرابطه» یعنی در جایی قرار گرفتن که بیم آن میرود دشمن از آنجا هجوم کند، و اینکه آنها مراقب دشمنانشان باشند و دشمنان را از رسیدن به اهدافشان باز دارند، که از این طریق رستگار شده، و ثواب دین و دنیا را به دست میآورند، و از هر شرّ و امر ناپسندی نجات مییابند. پس به جز صبر و استقامت، و یکدیگر را به بردباری و شکیبایی توصیه نمودن، و ایستادگی ورزیدن در برابر دشمن، راهی برای رسیدن به رستگاری وجود ندارد. بنابراین هرکس رستگار شده، با برخورداری از این صفات به رستگاری رسیده است، و هیچ کس آنرا از دست نداده است، مگر به خاطر از دست دادن این امور، یا کوتاهی کردن در انجام برخی از آنها. والله الموفق ولا حول ولا قوة إلا به. پایان تفسیر سوره آل عمران. خداوند را بابت نعمتهایش شکر کرده و از او میخواهیم نعمتهای خود را بر ما سرازیر نماید.
* * *
آل عمران 3:200
وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلّهِ لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ؛ بعضي از اهل کتاب به خدا و کتابي که بر شما نازل شده و کتابي که بر، خودشان نازل شده است ايمان دارند مطيع فرمان خدايند آيات خدا را به بهاي اندک نمي فروشند مزد ايشان نزد پروردگارشان است هر آينه خدا حسابها را زود خواهد رسيد. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد! بردباري کنيد، و استقامت و پايداري ورزيد، و مراقب باشيد و از خدا بترسيد تا رستگار شويد.
(199) گروهی ازاهل کتاب بر انجام کار خیر توفیق یافته و به خدا و به آنچه بر شما، وآنچه بر آنها نازل گشته است، ایمان دارند واین ایمان سودبخش و مفید است. اما عدهای از مردم، به برخی از پیامبران و کتابها ایمان آورده، و به برخی دیگر کفر میورزند. بنابراین چون گروه اول، عموماً ایمانشان، ایمان حقیقی است، به حال آنان مفید واقع میشود، پس پروردگار متعال ترس و تقوی و فروتنی در برابر عظمت خدا را، که باعث فرمان بردن از دستورات و پرهیز کردن از منهیات، و زیر پا نگذاشتن حدود الهی است، در آنها پدید آورد. و اینان درحقیقت، اهل کتاب و برخوردارانِ از دانش و علم هستند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاۡ﴾ ازمیان بندگان، فقط علما از خدا میترسند. یکی از مصادیق ترس و خشیت آنها از خداوند، این است که (﴿لَا يَشۡتَرُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾) آیات خدا را به بهای اندک نمیفروشند، پس آنها دنیا را بر دین مقدم نمیدارند، همانطور که منحرفان، همانهایی که آنچه را خداوند نازل کرده است، پنهان میکنند، و آن را به بهای اندک میفروشند، چنین کردند. اینها حقیقت امر را دانستند، و دریافتند که بزرگترین زیان آن است که انسان دنیای پست را بر دین ترجیح دهد، و در پی خواستهای کم ارزش باشد و حقرا ترک گوید، که حق، بزرگترین بهره و رستگاری در دنیا و آخرت است، پس ایشان حق را ترجیح داده، و آن را بیان کردند و مردم را به سوی آن دعوت نموده، و از باطل پرهیز نمودند. پس خداوند در مقابل آن، به آنها پاداش داد، به این صورت که آنها را به برخورداری از پاداش فراوان و زیبا، نوید داد، و آنها را به برخورداری از نعمت «قُرب»، مژده داد و فرمود: همانا خدا سریع الحساب است. پس در آنچه به آنها وعده داده است، دیر نمیکند؛ زیرا آنچه که آمدنی است، محقق و ثابت است، پس، آن نزدیک میباشد.
(200) سپس مومنان را بر انجام آنچه که آنها را به رستگاری و سعادت و موفقیت میرساند، تشویق نمود. راهی که انسان را به سعادت و کامیابی میرساند، صبر؛ و بردباری است. صبر یعنی نگاه داشتن نفس بر چیزی که آن را نمیپسندد، از قبیل: ترک کردن گناهان، و بردباری در برابر مصیبتها، و کارهایی که بر انسان سنگین و دشوار میآید. پس خداوند به آنها دستور داد تا در همۀ این چیزها، صبر نمایند. «مصابره» یعنی همواره صابر بودن، و در برابر دشمنان مقاومت کردن. و «مرابطه» یعنی در جایی قرار گرفتن که بیم آن میرود دشمن از آنجا هجوم کند، و اینکه آنها مراقب دشمنانشان باشند و دشمنان را از رسیدن به اهدافشان باز دارند، که از این طریق رستگار شده، و ثواب دین و دنیا را به دست میآورند، و از هر شرّ و امر ناپسندی نجات مییابند. پس به جز صبر و استقامت، و یکدیگر را به بردباری و شکیبایی توصیه نمودن، و ایستادگی ورزیدن در برابر دشمن، راهی برای رسیدن به رستگاری وجود ندارد. بنابراین هرکس رستگار شده، با برخورداری از این صفات به رستگاری رسیده است، و هیچ کس آنرا از دست نداده است، مگر به خاطر از دست دادن این امور، یا کوتاهی کردن در انجام برخی از آنها. والله الموفق ولا حول ولا قوة إلا به. پایان تفسیر سوره آل عمران. خداوند را بابت نعمتهایش شکر کرده و از او میخواهیم نعمتهای خود را بر ما سرازیر نماید.
* * *