Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — التوبة 9:99 – يونس 10:77

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. التوبة 9:99
  2. التوبة 9:100
  3. التوبة 9:101
  4. التوبة 9:102
  5. التوبة 9:103
  6. التوبة 9:104
  7. التوبة 9:105
  8. التوبة 9:106
  9. التوبة 9:107
  10. التوبة 9:108
  11. التوبة 9:109
  12. التوبة 9:110
  13. التوبة 9:111
  14. التوبة 9:112
  15. التوبة 9:113
  16. التوبة 9:114
  17. التوبة 9:115
  18. التوبة 9:116
  19. التوبة 9:117
  20. التوبة 9:118
  21. التوبة 9:119
  22. التوبة 9:120
  23. التوبة 9:121
  24. التوبة 9:122
  25. التوبة 9:123
  26. التوبة 9:124
  27. التوبة 9:125
  28. التوبة 9:126
  29. التوبة 9:127
  30. التوبة 9:128
  31. التوبة 9:129
  32. يونس 10:1
  33. يونس 10:2
  34. يونس 10:3
  35. يونس 10:4
  36. يونس 10:5
  37. يونس 10:6
  38. يونس 10:7
  39. يونس 10:8
  40. يونس 10:9
  41. يونس 10:10
  42. يونس 10:11
  43. يونس 10:12
  44. يونس 10:13
  45. يونس 10:14
  46. يونس 10:15
  47. يونس 10:16
  48. يونس 10:17
  49. يونس 10:18
  50. يونس 10:19
  51. يونس 10:20
  52. يونس 10:21
  53. يونس 10:22
  54. يونس 10:23
  55. يونس 10:24
  56. يونس 10:25
  57. يونس 10:26
  58. يونس 10:27
  59. يونس 10:28
  60. يونس 10:29
  61. يونس 10:30
  62. يونس 10:31
  63. يونس 10:32
  64. يونس 10:33
  65. يونس 10:34
  66. يونس 10:35
  67. يونس 10:36
  68. يونس 10:37
  69. يونس 10:38
  70. يونس 10:39
  71. يونس 10:40
  72. يونس 10:41
  73. يونس 10:42
  74. يونس 10:43
  75. يونس 10:44
  76. يونس 10:45
  77. يونس 10:46
  78. يونس 10:47
  79. يونس 10:48
  80. يونس 10:49
  81. يونس 10:50
  82. يونس 10:51
  83. يونس 10:52
  84. يونس 10:53
  85. يونس 10:54
  86. يونس 10:55
  87. يونس 10:56
  88. يونس 10:57
  89. يونس 10:58
  90. يونس 10:59
  91. يونس 10:60
  92. يونس 10:61
  93. يونس 10:62
  94. يونس 10:63
  95. يونس 10:64
  96. يونس 10:65
  97. يونس 10:66
  98. يونس 10:67
  99. يونس 10:68
  100. يونس 10:69
  101. يونس 10:70
  102. يونس 10:71
  103. يونس 10:72
  104. يونس 10:73
  105. يونس 10:74
  106. يونس 10:75
  107. يونس 10:76
  108. يونس 10:77

التوبة 9:99

الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ عربهاي باديه نشين کافرتر و منافق تر از ديگرانند و به بي خبري از احکامي که خدا بر پيامبرش نازل کرده است سزاوارترند و خدا دانا و حکيم است. وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ السَّوْءِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛ پاره اي از عربهاي باديه نشين آنچه را که خرج مي کنند چون غرامتي مي ، پندارند و منتظرند تا به شما حوادثي برسد حوادث بد بر خودشان باد و خدا شنوا و داناست. وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ و پاره اي از عربهاي باديه نشين به خدا و روز قيامت ايمان دارند و آنچه را که خرج مي کنند براي نزديک شدن به خدا و به خاطر دعاي پيامبر خرج مي کنند بدانيد که همين سبب نزديکيشان به خدا خواهد شد و خدا به رحمت خويش داخلشان خواهد کرد ، زيرا آمرزنده و مهربان است. (97) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿ٱلۡأَعۡرَابُ﴾) بادیه‌نشینان، (﴿أَشَدُّ كُفۡرٗا وَنِفَاقٗا﴾) کفر و نفاقشان از کفر و نفاق شهرنشینانی که کفر و نفاق در آنهاست، بیشتر است؛ و این علل زیادی دارد، از آن جمله این است که بادیه‌نشینان از شناخت مقررات دینی و اعمال و احکام دورند. پس آنان سزاوارتر و شایسته‌ترند که (﴿أَلَّا يَعۡلَمُواۡ حُدُودَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ﴾) حدود و قوانین ایمان و احکام و نواهی و اوامری را که خدا بر پیامبرش نازل کرده است، ندانند. به خلاف شهرنشینان؛ زیرا آنها نزدیک‌ترند به اینکه حدود آنچه را بدانند که خداوند بر پیامبرش نازل کرده است. پس به سبب این آگاهی، برای آنان افکاری خوب و اراده‌هایی برای انجام کار خیری که آن را می‌شناسند، پدید می‌آید که در میان بادیه‌نشینان وجود ندارد. و در آنان نرم‌خویی و فرمان بردن از دعوتگر، به اندازه‌ای هست که در بادیه نشینان وجود ندارد، و آنها با مؤمنان همنشینی می‌نمایند، و بیشتر از بادیه‌نشینان با آنها در می‌آمیزند. پس شهرنشینان، از اهل بادیه برای انجام خیر سزاوارترند. اما هم در شهر کافر و منافق وجود دارد و هم در بادیه و بیابان، ولی منافقان و کافران بادیه‌نشین، کفر و نفاقشان از کفر و نفاق شهرنشینان بیشتر و سخت‌تر است. (98) به همین سبب بادیه‌نشینان بر اموال خود حریص‌تر و بخیل‌ترند. از میان این بادیه‌نشینان کسانی هستند که (﴿مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ﴾) آنچه را از قبیل: زکات و نفقه در راه خدا انفاق می‌کنند (﴿مَغۡرَمٗا﴾) زیان و تاوان شمرده، و از آن چشم داشت پاداش ندارند، و آن را برای رضای خدا نمی‌دهند، و جز با ناخوشی و ناچاری نمی‌پردازند. (﴿وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَ﴾) و از آنجا که با مؤمنان دشمنی می‌ورزند و از آنها متنفرند، چشم انتظار آنند که پیشامدهای ناگوار روزگار و مصیبت‌های زمانه برآنان وارد شود، اما برعکس بر آنان خواهد آمد، (﴿عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِ﴾) پیشامد ناگوار و مصیبت بر آنان باد، و روزگار خوب و سرانجام نیکو و پیروزی بر دشمنان، از آن مؤمنان خواهد بود. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ﴾) و خداوند دانا و حکیم است؛ نیت بندگان و اخلاص و ریای آنان را می‌داند. (99) و همۀ بادیه نشینان، مذموم و نکوهش شده نیستند بلکه از میان آنها کسانی هستند که (﴿يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾) به خدا و روز قیامت ایمان دارند، واز کفر و نفاق در امان و سالم ‌مانده، و به مقتضای ایمان عمل می‌کنند. (﴿وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ﴾) و از بخشش و انفاق خود، چشم‌داشت پاداش الهی را دارند؛ و هدفشان از آن، رضای خدا و نزدیک شدن به اوست. (﴿وَ﴾) و بخشش خود را وسیله‌ای قرار می‌دهد برای (﴿صَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِ﴾) دعای پیامبر و برکت خواستن او برای آنها. خداوند متعال با بیان مفید بودن دعای پیامبر می‌فرماید: (﴿أَلَآ إِنَّهَا قُرۡبَةٞ لَّهُمۡ﴾) هان! بی گمان آن، مایۀ نزدیکی‌شان به خداست، و مال‌هایشان رشد می‌کند، و با برکت می‌شود. (﴿سَيُدۡخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦٓ﴾) خداوند آنان را در زمرۀ بندگان شایسته‌اش به رحمت خود در خواهد آورد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا خداوند آمرزنده و مهربان است. پس گناهان بزرگِ کسی را که به سوی او بازگردد و توبه نماید، می‌آمرزد، و بندگانش را مشمول رحمت گسترده‌اش می‌گرداند که همه چیز را فرا گرفته است. و بندگان مؤمنش را از رحمتی ویژه برخوردار می‌کند، و آنها را به انجام خوبی‌ها توفیق می‌دهد، و از بزهکاری‌ها مصون می‌دارد، و انواع پاداش‌ها را به صورت فراوان به آنان می‌دهد. این آیه بیانگر آن است که برخی از بادیه‌نشینان مانند شهرنشینان خوب هستند، و برخی بد و قابل مذمت می‌باشند. پس خداوند آنها را فقط به خاطر بادیه نشینی مذمت و نکوهش نکرده است، بلکه به خاطر ترک دستوراتش مذمت نموده است.هرچند که بادیه‌نشین در مظان بد بودن می‌باشد. این آیه همچنین بیانگر آن است که کفر و نفاق کم و زیاد می‌شود، و بر حسب شرایط حال و مقام، غلظت و رقّت پیدا می‌کند. در این آیه همچنین به فضیلت علم اشاره شده، و اینکه کسی که دانش ندارد، از کسی که اهل دانش است، به شر نزدیک تر است، چون خداوند بادیه نشینان را مذمت نموده و خبر داده که کفر و نفاقشان بیشتر و سخت‌تر است، و علت این امر را نیز بیان داشته است. و اینکه بادیه‌نشینان سزاوارترند که حدود آنچه را که خدا بر پیامبرش نازل کرده است، ندانند. نیز از این آیه بر می‌آید که مفیدترین علم، شناخت حدود و مقررات آیینی است که خدا بر پیامبرش نازل کرده است؛ از قبیل: اصول و فروع دین، و شناخت حدود ایمان و اسلام و احسان، و پرهیزگاری و رستگاری و طاعت و نیکی و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و احسان، و شناخت حدود کفر و نفاق و فسق و گناه و زنا و شراب و ربا و امثال آن؛ زیرا اگر انسان نسبت به این چیزها علم و آگاهی داشته باشد، می‌تواند به شیوه‌ای نیکو آنهارا انجام دهد ـ چنانچه به او فرمان داده شده بود که آنها را انجام دهد ـ و یا آنها را ترک نماید چنانچه جزو امور ممنوعه بودند. همچنین می‌تواند به شیوه‌ای نیکو مردم را فرا بخواند تا آنها را انجام دهند و یا ترک نمایند. از این آیه همچنین بر می‌آید که مؤمن شایسته است حقوقی را که بر اوست، با شرح صدر و آرامش خاطر بپردازد، وآن را توفیق و غنیمت بشمارد نه باج و خراج.

التوبة 9:100

وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ از آن گروه نخستين از مهاجرين و انصار که پيشقدم شدند و آنان که به ، نيکي از پي شان رفتند ، خدا خشنود است و ايشان نيز از خدا خشنودند برايشان بهشتهايي که در آنها نهرها جاري است و هميشه در آنجا خواهند بود ، آماده کرده است اين است کاميابي بزرگ. (100) (﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ﴾) و پیشگامان نخستین؛ آنها کسانی هستند که از میان این امت، در ایمان و هجرت و جهاد و اقامۀ دین خدا از دیگران پیشی گرفته‌اند. (﴿مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ﴾) از میان مهاجران، و آنها کسانی هستند که ﴿ ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواۡ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأَمۡوَٰلِهِمۡ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ ﴾ از سرزمینشان اخراج شدند و مال‌هایشان از آنان گرفته‌شد، اما با این وجود، فضل و خشنودی خدا را ‌جستند، و خدا و پیامبرش را یاری ‌کردند. ایشان راستگویان‌اند. (﴿وَٱلۡأَنصَارِ﴾) و از انصار ﴿وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواۡ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞ﴾ کسانی که ساکن مدینه بودند و قبل از هجرت مهاجرین ایمان آوردند؛ آنان مهاجران را دوست دارند، و با اموال خود از آنان دلجویی به عمل می‌آورند، و در دل خود نسبت به اموال غنیمت و غیره‌ای که به آنان داده می‌شود، حسادتی نمی‌یابند، و مهاجران و نیازمندان را بر خود مقدم می‌دارند، هر چند که فقیری و نیازمندی دامان آنان را گرفته باشد. (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ﴾) و کسانی که با نیکوکاری، راه ایشان را همراه با داشتن اعتقادات پاک و گفتار و اعمال نیکو پیمودند. پس ایشان کسانی هستند که از مذمت و نکوهش به دورند، و به ستایش فراوان و برترین بخشش‌ها از جانب خدا دست یافته‌اند. (﴿رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ﴾) خداوند از ایشان خشنود است، و خشنودی خدا، بزرگ‌ترین نعمت‌های بهشت است. (﴿وَرَضُواۡ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و آنان از او خشنودند و خداوند برای ایشان باغ‌هایی آماده کرده‌است که از زیر درختان آن، رودها روان است، رودهای روانی که به ‌سوی باغ‌های بهشت و باغچه‌های شکوفا و پر گل و زیبا جاری هستند. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗا﴾) در آنجا همیشه جاودان‌اند و نمی‌خواهند از آنجا به جایی دیگر برده شوند، و چیزی دیگر را به جای آن نمی‌جویند؛ چون آنها هر آنچه را که آرزو کرده‌اند، به دست آورده اند و هر آنچه را که خواسته‌اند، یافته‌اند. (﴿ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) این است کامیابی بزرگ، در آنجا هر آنچه که برای انسان دوست داشتنی و برای ارواح لذت بخش است و مایۀ شادی دل‌ها و جسم‌هاست، برایش فراهم کرده‌اند. و هر امر محذوری از او دور شده است.

التوبة 9:101

وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ ؛ گروهي از عربهاي باديه نشين که گرد شما را گرفته اند منافقند و گروهي ، ازشهر نشينان نيز در نفاق اصرار مي ورزند تو آنها را نمي شناسي ، ما مي شناسيمشان و دوبار عذابشان خواهيم کرد و به عذاب بزرگ گرفتار مي شوند. (101) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمِمَّنۡ حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مُنَٰفِقُونَۖ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ﴾) از بادیه نشینانی که اطراف شما هستند، افرادی منافق‌اند و برخی از اهل مدینه نیز منافق هستند، (﴿مَرَدُواۡ عَلَى ٱلنِّفَاقِ﴾) که تمرین نفاق کرده و در آن مهارت پیدا نموده و سرکشی‌شان بیشتر شده است. (﴿لَا تَعۡلَمُهُمۡ﴾) تو هر یک از آنان را به طور مشخص نمی‌شناسی تا مجازاتشان کنی، و یا به مقتضای نفاقشان با آنان رفتار نمایی؛ چون خداوند در این مورد حکمت آشکاری دارد.(﴿نَحۡنُ نَعۡلَمُهُمۡۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيۡنِ﴾) بلکه ما آنان را می‌شناسیم، دو بار آنان را عذاب خواهیم داد. احتمال دارد که منظور از (﴿مَّرَّتَيۡنِ﴾) این باشد که یک عذاب را در دنیا می‌بینند و یک عذاب را در آخرت. عذاب آنها در دنیا، غم و اندوه و ناخوشی است که به سبب پیروزی و فتحی که نصیب مسلمین می‌شود به آنان دست می‌دهد؛ و عذابشان در آخرت، آتش جهنم است که بد جایگاهی است. و احتمال دارد منظور از دو بار عذاب دادن این باشد که عذاب آنان را سخت می‌نماییم و آن را چندین برابر می‌کنیم، و برایشان تکرار می‌نماییم.

التوبة 9:102

وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ و گروهي ديگر به گناه خود اعتراف کردند که اعمال نيکو را با کارهاي زشت آميخته اند شايد خدا توبه شان را بپذيرد ، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است. خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ از داراييهايشان صدقه بستان تا آنان را پاک و منزه سازي و برايشان دعاکن ، زيرا دعاي تو مايه آرامش آنهاست ، و خدا شنوا و داناست. (102) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَءَاخَرُونَ﴾) و مردمانی دیگر که در مدینه و اطراف آن، بلکه در سایر سرزمین‌های اسلامی هستند، (﴿ٱعۡتَرَفُواۡ بِذُنُوبِهِمۡ﴾) به گناهانشان اعتراف کرده و از آن پشیمان شده‌اند، و بر بازگشتن از آن، و پاک کردن خود از آلودگی‌ها، تلاش می‌نمایند (﴿خَلَطُواۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَءَاخَرَ سَيِّئًا ﴾) و کار خوب را با [کاری] دیگر که بد است در آمیخته‌اند. و عمل صالح و خوب آن است که صاحبش اهل توحید و ایمان باشد و انسان را از کفر و شرک بیرون آورد؛ زیرا شرط پذیرفته شدن هر عمل صالحی، توحید و ایمان است. پس ایشان اعمال صالح را با اعمال بد، از قبیل: جرأت کردن بر ارتکاب برخی کارهای حرام، و کوتاهی ورزیدن در انجام برخی از واجبات درآمیخته بودند، و به این گناه اعتراف کردند. اما با این حال امیدوار بودند که خداوند آنان را بیامرزد. پس (﴿عَسَى ٱللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ﴾) امید است که خداوند توبۀ آنها را بپذیرد. و خداوند به دو صورت توبۀ بنده را می‌پذیرد: اول اینکه او را برای توبه کردن توفیق می‌دهد. دوم اینکه بعد از آنکه توبه نمود، توبه‌اش را می‌پذیرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ﴾) بی‌گمان صفت خداوند آمرزیدن و مهربانی است، و هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه مشمول مغفرت و رحمت اوست، بلکه جهان بالا و پایین بر پایۀ این دو صفت وی ماندگارند. و اگر خداوند مردم را به سبب ظلمشان مؤاخذه نماید، هیچ جنبنده‌ای را روی زمین نخواهد گذاشت. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُمۡسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ أَن تَزُولَاۚ وَلَئِن زَالَتَآ إِنۡ أَمۡسَكَهُمَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾ همانا خداوند آسمان‌ها و زمین را نگاه می‌دارد تا نیفتند؛ و اگر بیفتند، بعد از او هیچ کسی آنها را نگاه نمی‌دارد؛ همانا اوست بردبار آمرزنده. و از جملۀ مغفرت او این است که هرگاه کسانی که بر خودشان زیاده‌روی کرده‌اند، و کسانی که عمر خود را با انجام کارهای بد گذرانده‌اند، توبه نمایند و به سوی او باز گردند ـ ‌حتی اگر اندکی پیش از مرگشان باشد ـ خداوند آنها را می‌بخشد، و از گناهانشان در می‌گذرد. پس این آیه دلالت می‌نماید کسی که کار بد و نیک انجام داده و به گناهش اعتراف ‌نموده و پشیمان شده ولی توبۀ قطعی نکرده است، در دایرۀ بیم و امید قرار دارد، اما به سلامتی و نجات نزدیک‌تر است. و اما کسی که کار نیک و بد را با هم درآمیخته است و به گناهش اعتراف نکرده و بر گذشته‌اش پشیمان نشده است، بلکه همواره بر گناه گذشته اصرار می‌ورزد، به شدت باید نگران [آیندۀ] او بود. (103) خداوند متعال به پیامبرش، و نیز وارث و جانشین او فرمان می‌دهد تا مؤمنان را پاک ‌کند و ایمانشان را کامل ‌گرداند، (﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ﴾) از اموال آنان زکات بگیر (﴿تُطَهِّرُهُمۡ﴾) تا آنان را به وسیلۀ آن از گناهان و اخلاق زشت پاک کنی، (﴿وَتُزَكِّيهِم﴾) و رشدشان بدهی، و بر اخلاق نیکو وکارهای شایسته‌شان بیفزایی و پاداش دنیوی و اخروی آنان را افزایش دهی، و اموالشان رشد کند. (﴿وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡ﴾) و برای مؤمنان هنگامی که زکات اموالشان را به تو می‌دهند، به طور عام و خاص دعا کن. (﴿إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡ﴾) بدون شک دعای تو برای آنان، مایۀ آرامش دل‌ها و موجب خوشحالی آنان است. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ﴾) و خداوند دعایت را می‌شنود و می‌پذیرد.(﴿عَلِيمٌ﴾) و به حالات و نیت‌های بندگان داناست. پس هر کس را که عملی انجام ‌دهد، طبق علم و آگاهی‌اش و به اندازۀ نیت او پاداش می‌دهد . و پیامبرصلی الله علیه وسلم دستور خدا را اطاعت کرد، و آنان را به دادن زکات دستور داد، و کارگزاران خود را برای جمع آوری و وصول آن فرستاد، و چون پیش کسی می‌رفتند و زکات او را می‌گرفتند، برای وی دعای خیر و برکت می‌نمودند. پس این آیه بر واجب بودن زکات در همۀ اموال دلالت می‌نماید. اگر اموال تجاری باشد که زکات آن مشخص است؛ زیرا آن مالی است که رشد می‌کند و مولّد و درآمدزا است. پس انصاف و عدالت آن است که به وسیلۀ پرداختن زکاتی که خداوند در آن واجب کرده است، با فقرا همدردی شود. غیر از اموال تجاری، اگر قابل رشد و نمو باشد مانند غلّات و میوه‌ها و حیواناتی که برای پرورش و شیردهی و تولید مثل نگهداری می‌شوند، زکات در آن واجب است، در غیر این صورت زکات در آنها واجب نیست؛ چون اموالی که به قصد داد و ستد نگهداری می‌شود، به منزلۀ اموالی نیست که معمولاً انسان برای خود نگهداری می‌نماید، و اهداف مالی از آن مد نظر دارد؛ زیرا هدف از نگهداری چنین اموالی استفادۀ شخصی است. پس اموال غیر تجاری که قابل رشد و نمو نیست، زکات ندارد. و این آیه دلالت می‌نماید که بنده نمی‌تواند خودش را پاک نماید، و اخلاق نیک و فضایلش را رشد دهد، مگر اینکه زکات مالش را بپردازد، و هیچ چیز به اندازۀ پرداختن زکات در این خصوص مفید و مؤثر نیست. زیرا رشد و پاکسازی، منوط به پرداختن زکات است. و نیز بر این دلالت می‌نماید که مستحب است امام یا جانشین او، برای کسی که زکاتش را می‌پردازد، به خیر و برکت دعا کند. و مناسب است که این دعا با صدای بلند و طوری باشد که زکات دهنده بشنود؛ زیرا او با شنیدن دعا، آرامش می‌یابد. و از مفهوم آن استنباط می‌شود که شایسته است با سخن نرم و دعای خیر برای مؤمن و با دیگر راه‌هایی که موجب آرامش قلب او شود، قلب او را شاد و مسرور گرداند.

التوبة 9:103

وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ و گروهي ديگر به گناه خود اعتراف کردند که اعمال نيکو را با کارهاي زشت آميخته اند شايد خدا توبه شان را بپذيرد ، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است. خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ از داراييهايشان صدقه بستان تا آنان را پاک و منزه سازي و برايشان دعاکن ، زيرا دعاي تو مايه آرامش آنهاست ، و خدا شنوا و داناست. (102) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَءَاخَرُونَ﴾) و مردمانی دیگر که در مدینه و اطراف آن، بلکه در سایر سرزمین‌های اسلامی هستند، (﴿ٱعۡتَرَفُواۡ بِذُنُوبِهِمۡ﴾) به گناهانشان اعتراف کرده و از آن پشیمان شده‌اند، و بر بازگشتن از آن، و پاک کردن خود از آلودگی‌ها، تلاش می‌نمایند (﴿خَلَطُواۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَءَاخَرَ سَيِّئًا ﴾) و کار خوب را با [کاری] دیگر که بد است در آمیخته‌اند. و عمل صالح و خوب آن است که صاحبش اهل توحید و ایمان باشد و انسان را از کفر و شرک بیرون آورد؛ زیرا شرط پذیرفته شدن هر عمل صالحی، توحید و ایمان است. پس ایشان اعمال صالح را با اعمال بد، از قبیل: جرأت کردن بر ارتکاب برخی کارهای حرام، و کوتاهی ورزیدن در انجام برخی از واجبات درآمیخته بودند، و به این گناه اعتراف کردند. اما با این حال امیدوار بودند که خداوند آنان را بیامرزد. پس (﴿عَسَى ٱللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ﴾) امید است که خداوند توبۀ آنها را بپذیرد. و خداوند به دو صورت توبۀ بنده را می‌پذیرد: اول اینکه او را برای توبه کردن توفیق می‌دهد. دوم اینکه بعد از آنکه توبه نمود، توبه‌اش را می‌پذیرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ﴾) بی‌گمان صفت خداوند آمرزیدن و مهربانی است، و هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه مشمول مغفرت و رحمت اوست، بلکه جهان بالا و پایین بر پایۀ این دو صفت وی ماندگارند. و اگر خداوند مردم را به سبب ظلمشان مؤاخذه نماید، هیچ جنبنده‌ای را روی زمین نخواهد گذاشت. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُمۡسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ أَن تَزُولَاۚ وَلَئِن زَالَتَآ إِنۡ أَمۡسَكَهُمَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾ همانا خداوند آسمان‌ها و زمین را نگاه می‌دارد تا نیفتند؛ و اگر بیفتند، بعد از او هیچ کسی آنها را نگاه نمی‌دارد؛ همانا اوست بردبار آمرزنده. و از جملۀ مغفرت او این است که هرگاه کسانی که بر خودشان زیاده‌روی کرده‌اند، و کسانی که عمر خود را با انجام کارهای بد گذرانده‌اند، توبه نمایند و به سوی او باز گردند ـ ‌حتی اگر اندکی پیش از مرگشان باشد ـ خداوند آنها را می‌بخشد، و از گناهانشان در می‌گذرد. پس این آیه دلالت می‌نماید کسی که کار بد و نیک انجام داده و به گناهش اعتراف ‌نموده و پشیمان شده ولی توبۀ قطعی نکرده است، در دایرۀ بیم و امید قرار دارد، اما به سلامتی و نجات نزدیک‌تر است. و اما کسی که کار نیک و بد را با هم درآمیخته است و به گناهش اعتراف نکرده و بر گذشته‌اش پشیمان نشده است، بلکه همواره بر گناه گذشته اصرار می‌ورزد، به شدت باید نگران [آیندۀ] او بود. (103) خداوند متعال به پیامبرش، و نیز وارث و جانشین او فرمان می‌دهد تا مؤمنان را پاک ‌کند و ایمانشان را کامل ‌گرداند، (﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ﴾) از اموال آنان زکات بگیر (﴿تُطَهِّرُهُمۡ﴾) تا آنان را به وسیلۀ آن از گناهان و اخلاق زشت پاک کنی، (﴿وَتُزَكِّيهِم﴾) و رشدشان بدهی، و بر اخلاق نیکو وکارهای شایسته‌شان بیفزایی و پاداش دنیوی و اخروی آنان را افزایش دهی، و اموالشان رشد کند. (﴿وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡ﴾) و برای مؤمنان هنگامی که زکات اموالشان را به تو می‌دهند، به طور عام و خاص دعا کن. (﴿إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡ﴾) بدون شک دعای تو برای آنان، مایۀ آرامش دل‌ها و موجب خوشحالی آنان است. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ﴾) و خداوند دعایت را می‌شنود و می‌پذیرد.(﴿عَلِيمٌ﴾) و به حالات و نیت‌های بندگان داناست. پس هر کس را که عملی انجام ‌دهد، طبق علم و آگاهی‌اش و به اندازۀ نیت او پاداش می‌دهد . و پیامبرصلی الله علیه وسلم دستور خدا را اطاعت کرد، و آنان را به دادن زکات دستور داد، و کارگزاران خود را برای جمع آوری و وصول آن فرستاد، و چون پیش کسی می‌رفتند و زکات او را می‌گرفتند، برای وی دعای خیر و برکت می‌نمودند. پس این آیه بر واجب بودن زکات در همۀ اموال دلالت می‌نماید. اگر اموال تجاری باشد که زکات آن مشخص است؛ زیرا آن مالی است که رشد می‌کند و مولّد و درآمدزا است. پس انصاف و عدالت آن است که به وسیلۀ پرداختن زکاتی که خداوند در آن واجب کرده است، با فقرا همدردی شود. غیر از اموال تجاری، اگر قابل رشد و نمو باشد مانند غلّات و میوه‌ها و حیواناتی که برای پرورش و شیردهی و تولید مثل نگهداری می‌شوند، زکات در آن واجب است، در غیر این صورت زکات در آنها واجب نیست؛ چون اموالی که به قصد داد و ستد نگهداری می‌شود، به منزلۀ اموالی نیست که معمولاً انسان برای خود نگهداری می‌نماید، و اهداف مالی از آن مد نظر دارد؛ زیرا هدف از نگهداری چنین اموالی استفادۀ شخصی است. پس اموال غیر تجاری که قابل رشد و نمو نیست، زکات ندارد. و این آیه دلالت می‌نماید که بنده نمی‌تواند خودش را پاک نماید، و اخلاق نیک و فضایلش را رشد دهد، مگر اینکه زکات مالش را بپردازد، و هیچ چیز به اندازۀ پرداختن زکات در این خصوص مفید و مؤثر نیست. زیرا رشد و پاکسازی، منوط به پرداختن زکات است. و نیز بر این دلالت می‌نماید که مستحب است امام یا جانشین او، برای کسی که زکاتش را می‌پردازد، به خیر و برکت دعا کند. و مناسب است که این دعا با صدای بلند و طوری باشد که زکات دهنده بشنود؛ زیرا او با شنیدن دعا، آرامش می‌یابد. و از مفهوم آن استنباط می‌شود که شایسته است با سخن نرم و دعای خیر برای مؤمن و با دیگر راه‌هایی که موجب آرامش قلب او شود، قلب او را شاد و مسرور گرداند.

التوبة 9:104

أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ؛ آيا هنوز ندانسته اند که خداست که توبه بندگانش را مي پذيرد و صدقات را، مي ستاند ، و خداست که توبه پذير و مهربان است ? (104) آیا گستردگی رحمت خدا و بخشش فراگیر او را درنیافته، و ندانسته‌اند که او (﴿يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ﴾) توبۀ بندگانِ توبه‌کننده‌اش را از تمامی گناهانشان می‌پذیرد، بلکه او از توبۀ بنده‌اش بسیار خوشحال می‌گردد. (﴿وَيَأۡخُذُ ٱلصَّدَقَٰتِ﴾) و زکات و صدقه را از آنان قبول می‌نماید ، و آن را با دست راستش می‌گیرد و پرورش می‌دهد تا جایی که یک خرما مانند کوه بزرگی می‌شود. پس زکات و صدقاتی که بیشتر از یک خرما باشد، چگونه خواهد بود! (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ﴾) و خداوند بسیار پذیرندۀ توبۀ توبه کنندگان است. پس هرکس به سوی خدا توبه کند، توبه‌اش را می‌پذیرد، گرچه بارها گناه از آنان سرزده باشد. و خداوند از پذیرفتن توبۀ بندگانش خسته نمی‌شود تا وقتی‌که بندگان، خودشان از توبه کردن خسته شوند و از درگاه او فرار نمایند و با دشمن خودشان دوستی کنند. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) مهربان است و رحمت او همه چیز را دربر گرفته است، و آن را برای کسانی که پرهیزگاری می‌کنند و زکات می‌پردازند و به آیات او ایمان می‌آورند و از پیامبرش پیروی می‌نمایند، مقرر داشته است.

التوبة 9:105

وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ بگو : عمل کنيد ، خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند ديد و شما را به نزد داناي نهان و آشکارا خواهند برد و او از اعمالتان آگاهتان خواهد کرد. (105) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَقُلِ﴾) و به این منافقان بگو: (﴿ٱعۡمَلُواۡ﴾) کارهایی را که می‌خواهید، انجام دهید؛ و بر باطل خود مداوم باشید، و گمان نبرید که این کارهایتان پنهان می‌ماند. (﴿فَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) بلکه خداوند اعمال شما را می‌بیند، و همچنین پیامبر و مؤمنان نیز اعمال شما را می‌بینند؛ یعنی اعمالتان روشن و آشکار می‌گردد. (﴿وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و به سوی دانای پنهان و پیدا برگردانده می‌شوید، و شما را به آنچه از خوبی و بدی می‌کردید، آگاه می‌سازد. این تهدید و وعید سختی است برای کسی که باطل و سرکشی و گمراهی و نافرمانی خود را ادامه می‌دهد. و احتمال دارد به این معنی باشد که شما هر زمان کار خوب یا بدی انجام دهید، خداوند از آن اطلاع دارد، و پیامبرش و بندگان مؤمن خود را از کارهایتان ـ گرچه پنهانی انجام شود ـ آگاه خواهد ساخت.

التوبة 9:106

وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ و گروهي ديگر به مشيت خداوند واگذاشته شده اند ، که يا عذابشان مي کنديا توبه شان را مي پذيرد و خدا دانا و حکيم است. (106) (﴿وَءَاخَرُونَ﴾) و کسانی دیگر که به جنگ نرفته اند، (﴿مُرۡجَوۡنَ لِأَمۡرِ ٱللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمۡ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيۡهِمۡ﴾) به حکم و فرمان خدا واگذار شده‌اند؛ یا آنان را عذاب می‌دهد و یا توبه‌شان را می‌پذیرد. در این آیه کسانی که در جنگ شرکت نکرده‌اند، به شدت مورد تهدید واقع شده و بر توبه و پشیمان شدن تحریک شده‌اند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند دانا به احوال و نیات بندگان می‌باشد، و با حکمت است و هر چیزی را در جایش قرار می‌دهد. پس اگر حکمت او مقتضی آن بود که گناهانشان را ببخشاید و توبه‌شان را قبول کند، این کار را می‌کند، و اگر حکمت او اقتضا نماید که آنان را خوار بگرداند و بر توبه کردن توفیقشان ندهد، چنین خواهد کرد.

التوبة 9:107

وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ؛ خدا شهادت مي دهد : آنهايي که مسجدي مي سازند تا به مؤمنان زيان ، رسانندو ميانشان کفر و تفرقه اندازند و تا براي کساني که مي خواهند با خدا و پيامبرش جنگ کنند کمينگاهي باشد ، آنگاه سوگند مي خورند که ما را قصدي جز نيکوکاري نبوده است ، دروغ مي گويند. لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ؛ هرگز در آن مسجد نماز مگزار مسجدي که از روز نخست بر پرهيزگاري ، بنيان شده شايسته تر است که در آنجا نماز کني در آنجا مرداني هستند که دوست دارند پاکيزه باشند ، زيرا خدا پاکيزگان را دوست دارد. أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ آيا کسي که بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودي او نهاده بهتر است ،يا آن کسي که بنيان مسجد را بر کناره سيلگاهي که آب زير آن را شسته باشد نهاده است تا با او در آتش جهنم سرنگون گردد ? و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي کند. لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ آن بنا که بر آورده اند همواره مايه تشويش در دلشان خواهد بود تا آن هنگام که دلشان پاره پاره گردد و خداوند دانا و حکيم است. (107) مردمانی از منافقان قبا، مسجدی در کنار مسجد قبا ساختند، و منظورشان از ساختن آن، زیان وارد کردن به مؤمنان و اختلاف انداختن میان آنان بود، و آن را پناهگاه و سنگری برای کسانی قرار دادند که امیدوار بودند روزی با پیامبر خدا خواهند جنگید. و منظورشان این بود که اگر نیازی به پناهگاهی داشتند، از این مسجد استفاده کنند. پس خداوند رسوایشان ساخت، و راز آنها را آشکار کرد. (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا﴾) و کسانی که برای زیان رساندن به مؤمنان و به مسجدشان که در آن جمع می‌شدند، مسجدی ‌ساختند، (﴿وَكُفۡرٗا﴾) و منظورشان کفر ورزی در آن بود، درحالی که دیگران منظورشان از ساختن مسجد، رسیدن به ایمان و هدایت بود. (﴿وَتَفۡرِيقَۢا بَيۡنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مسجد را ساختند تا مؤمنان دسته دسته و پراکنده شوند و اختلاف پیدا کنند. (﴿وَإِرۡصَادٗا﴾) و همچنین منظورشان کمینگاه ساختن (﴿لِّمَنۡ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبۡلُ﴾) برای کسی بود که از پیش با خدا و پیامبرش جنگیده بود؛ یعنی این مسجد را برای کمک کردن به کسانی ساختند، که با خدا و پیامبر می‌جنگیدند، و پیشتر نیز جنگیده و دشمن سرسخت بودند، مانند ابو عامر راهب که فردی از اهل مدینه بود و هنگامی که پیامبرصلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت نمود، به وی کفر ورزید. او در جاهلیت وانمود می‌کرد که اهل عبادت است. پس به سوی مشرکین رفت، تا از آنان برای جنگیدن با پیامبر کمک بگیرد. و چون نزد مشرکین به خواسته اش دست نیافت، به سوی قیصر رفت به گمان اینکه اورا یاری کند. و این ملعون در راهی که به سوی قیصر می‌رفت، هلاک شد درحالی‌که با منافقان پیمان کمک و یاری بسته بود. و مسجد ضرار را به این هدف بنا کردند، و خداوند وحی نازل نمود که آنها برای این هدف، مسجد را ساخته‌اند. بنابراین پیامبر کسانی را به سوی مسجد فرستاد، تا آن را منهدم نمایند و بسوزانند. و آن مسجد منهدم و سوزانده شد، و بعد از آن به زباله دانی تبدیل گردید. خداوند متعال بعد از اینکه اهداف و مقاصد فاسدشان را دربارۀ ساختن مسجد بیان نمود، فرمود: (﴿وَلَيَحۡلِفُنَّ إِنۡ أَرَدۡنَآ﴾) و سوگند می‌خورند که در ساختن این مسجد، منظوری (﴿إِلَّا ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) جز نیکی کردن به ضعیف و ناتوان و نابینا نداشته‌ایم. (﴿وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگو هستند. پس گواهی دادن خدا بر آنها، از سوگند خوردنشان راست تر است. (108) (﴿لَا تَقُمۡ فِيهِ أَبَدٗا﴾) هرگز در آن مسجد که به منظور زیان رساندن به مؤمنان ساخته شده است، نماز مگزار و خداوند تو را از آن بی نیاز می‌نماید، و تو ناچار به نماز گزاردن در آن نیستی. (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ﴾) مسجدی که از روز نخست که اسلام وارد قبا گردید و بر تقوا بنیان نهاده شد؛ و آن مسجد قبا است که بر پایۀ اخلاص دین و عبادت برای خدا و به منظور ذکر او و اقامۀ شعایر دینش بنیان نهاده شده است. و مسجد قبا در این زمینه از قدمت و اصالت زیادی برخوردار است. و این مسجد شریف(﴿أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) سزاوارتر است که در آن بایستی، و خدا را در آن عبادت کنی ، و به ذکر خدا بپردازی. پس این مسجد با شرافت است و اهالی آن شریف‌اند، بنابراین خداوند آنها را ستایش نمود و فرمود: (﴿فِيهِ رِجَالٞ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواۡ﴾) در آن مردانی هستند که دوست دارند خود را از گناهان پاک نمایند و از چرک‌ها و پلیدی‌ها و آلودگی‌ها پاکیزه بدارند. و مشخص است که هرکس چیزی‌را دوست داشته باشد، باید برای آن تلاش نماید و در راستای آن حرکت کند. و آنها چون پاکیزه بودن را دوست داشتند، برای پاک کردن خود از گناهان و آلودگی‌ها و از مبطلات وضو و غسل تلاش می‌نمودند. بنابراین آنها از پیشگامان در اسلام بودند و نماز را بر پا می‌داشتند و همواره همراه پیامبر جهاد می‌کردند و در اقامۀ شرایع دین جدی بودند، و از مخالفت ورزیدن با خدا و پیامبرصلی الله علیه وسلم پرهیز می‌کردند . و پیامبرصلی الله علیه وسلم بعد از اینکه این آیه نازل شد، از آنان پرسید که چرا پاکیزگی شما مورد ستایش واقع شده است؟ پس به پیامبر خبر دادند که آنها بعد ‌از استنجا با سنگ، خودشان را با آب تمیز می‌کنند، و خداوند آنها را بر کارشان ستود. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِينَ﴾) و خداوند پاکیزگان را دوست می‌دارد؛ کسانی که طهارت و پاکی معنوی دارند، از قبیل: پرهیز کردن از شرک و اخلاق بد، نیز طهارت حسی دارند مانند دور کردن آلودگی‌ها و رفع مبطلات وضو و غسل. (109) سپس برتری مساجد را بر حسب مقاصد اهل آن و همسویی آن با رضای خدا بیان کرد و فرمود: (﴿أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ﴾) آیا کسی که شالودۀ مسجد را بر تقوای خدا و خشنودی او بنا نهاده است؛ یعنی بر اساس نیتی صالح و مخلصانه آن را بنا نهاده است، (﴿وَرِضۡوَٰنٍ﴾) و بر پایۀ خشنودی خدا آن را بنا کرده است، به این صورت که آن را موافقِ دستور خدا بنا نموده. پس هم در کارش اخلاص داشته است، و هم در انجام کار از دستور خدا پیروی نموده است. (﴿خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥعَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) [آیا چنین کسی] بهتر است، یا کسی که شالودۀ آن را بر لبۀ پرتگاهِ فروریخته‌ای بنیاد نهاده، و با آن به آتش جهنم در می‌افتد؟! و خداوند گروه ستمگران را به سوی مصالح و منافع دینی و دنیوی‌شان هدایت نمی‌کند. (110) (﴿لَا يَزَالُ بُنۡيَٰنُهُمُ ٱلَّذِي بَنَوۡاۡ رِيبَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) ساختمانی را که بنیان نهاده اند، همواره در دل‌هایشان شک و تردید ایجاد می‌کند. (﴿إِلَّآ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمۡ﴾) مگر آنکه دل‌هایشان پاره پاره بگردد، به این صورت که بسیار پشیمان شوند و به سوی پروردگارشان باز گردند و توبه نمایند و بسیار از او بترسند. پس با این چیزها خداوند آنان را می‌بخشد، وگر نه بنایی که ساخته اند بر شک و تردید و نفاقشان می‌افزاید. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ﴾) و خداوند به همه چیز به ظاهر و باطن و پوشیده و آشکار و آنچه بندگان پنهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌کنند، آگاه و داناست. (﴿حَكِيمٌ﴾) و با حکمت است و کاری را انجام نمی‌دهد و چیزی را نمی‌آفریند، و امر نمی‌کند و نهی نمی‌نماید، مگر اینکه حکمت مقتضی آن باشد و بدان امر کند. در این آیات فواید و مسایل زیادی نهفته است که به آنها اشاره می‌کنیم: 1- ساختن مسجدی که هدف از آن، زیان رساندن به مسجدی دیگر باشد که در نزدیک آن است، حرام می‌باشد؛ و منهدم کردن مسجدی که به قصد زیان رساندن ساخته شده، و اهداف سازندگانش نیز معلوم است، واجب می‌باشد. 2- کار گرچه درست و خوب باشد، اما نیت، آن را دگرگون می‌نماید؛ و آن کار خوب را، به کار ممنوع و حرام تبدیل می‌گرداند. همان‌طور که نیت سازندگان مسجد ضرار، عمل آنها را تبدیل به چیزی کرد که خواندید. 3- هرحالتی که به سبب آن اختلاف و تفرقه میان مؤمنان به وجود آید، گناه است و باید آن را ترک کرد و از بین برد. و کاری که به وسیلۀ آن مؤمنان متحد و یکپارچه شوند، باید آن را انجام و به آن دستور داد و دیگران را برای انجام آن تشویق نمود؛ زیرا خداوند علت ساختن مسجد ضرار را، تفرقه افکنی در میان مسلمانان و اشاعۀ کفر، و جنگ با خدا و پیامبر بیان کرد. به همین جهت از آن باز داشته شدند. 4- از نماز خواندن در جاهایی که گناه انجام می‌گیرد، نهی شده است و باید از آن دور شد. 5- گناه در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که گناه و نافرمانی منافقان در مسجد ضرار اثر گذاشت و از نماز گزاردن در آن نهی شد. و همچنین اطاعت در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که در مسجد قبا اثر گذاشت تا جایی که خداوند در مورد آن فرمود: (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) مسجدی که از روز نخست بر تقوا بنیان نهاده شده است، سزاوارتر است که در آن بایستی و نماز بگزاری. بنابراین مسجد قبا فضیلتی دارد که دیگر مساجد ندارند، تا جایی که پیامبرصلی الله علیه وسلم هر شنبه به آنجا می‌رفت و در آن نماز می‌خواند و نماز خواندنِ در آن را تشویق کرده است. 6- از عللی که در این آیات بیان شده‌اند چهار قاعدۀ مهم استنباط می‌گردد که عبارتند از: هر عملی که موجب زیان رساندن به مسلمانی باشد، یا در آن نافرمانی خدا انجام بگیرد زیرا معاصی جزوِ فروع کفر هستند، یا موجب اختلاف و پراکندگی مسلمین شود، یا در آن عمل معاونت و مساعدت کسی باشد که با خدا و رسولش دشمنی می‌کند، این کار ممنوع و حرام است. و عکس این قضیه نیز صادق است. [یعنی چنانچه در کاری مساعدت و معاونت خدا و رسولش وجود داشته باشد، آن کار جایز و روا می‌باشد]. 7- چنانچه مسجد قبا بر پایۀ تقوا بنا نهاده شده باشد، مسجد النبیصلی الله علیه وسلم که پیامبر با دستان مبارک خود آن را ساخته، و خداوند آن را برای وی انتخاب نموده است، به طریق اولی بر اساس تقوا بنا نهاده شده است. 8- عملی که بر اساس اخلاص و پیروی از کتاب و سنت انجام شود، بر اساس تقوا بنا نهاده شده است، و صاحبش را به باغ‌های جاودان بهشت می‌رساند. و عملی که بر نیت پلید و بر اساس بدعت و گمراهی بنا نهاده شده باشد، عملی است که شالودۀ آن بر لبۀ پرتگاه فروریخته‌ای قرار دارد، که انجام‌دهندۀ آن به عمق جهنم سقوط می‌نماید، و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.

التوبة 9:108

وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ؛ خدا شهادت مي دهد : آنهايي که مسجدي مي سازند تا به مؤمنان زيان ، رسانندو ميانشان کفر و تفرقه اندازند و تا براي کساني که مي خواهند با خدا و پيامبرش جنگ کنند کمينگاهي باشد ، آنگاه سوگند مي خورند که ما را قصدي جز نيکوکاري نبوده است ، دروغ مي گويند. لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ؛ هرگز در آن مسجد نماز مگزار مسجدي که از روز نخست بر پرهيزگاري ، بنيان شده شايسته تر است که در آنجا نماز کني در آنجا مرداني هستند که دوست دارند پاکيزه باشند ، زيرا خدا پاکيزگان را دوست دارد. أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ آيا کسي که بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودي او نهاده بهتر است ،يا آن کسي که بنيان مسجد را بر کناره سيلگاهي که آب زير آن را شسته باشد نهاده است تا با او در آتش جهنم سرنگون گردد ? و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي کند. لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ آن بنا که بر آورده اند همواره مايه تشويش در دلشان خواهد بود تا آن هنگام که دلشان پاره پاره گردد و خداوند دانا و حکيم است. (107) مردمانی از منافقان قبا، مسجدی در کنار مسجد قبا ساختند، و منظورشان از ساختن آن، زیان وارد کردن به مؤمنان و اختلاف انداختن میان آنان بود، و آن را پناهگاه و سنگری برای کسانی قرار دادند که امیدوار بودند روزی با پیامبر خدا خواهند جنگید. و منظورشان این بود که اگر نیازی به پناهگاهی داشتند، از این مسجد استفاده کنند. پس خداوند رسوایشان ساخت، و راز آنها را آشکار کرد. (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا﴾) و کسانی که برای زیان رساندن به مؤمنان و به مسجدشان که در آن جمع می‌شدند، مسجدی ‌ساختند، (﴿وَكُفۡرٗا﴾) و منظورشان کفر ورزی در آن بود، درحالی که دیگران منظورشان از ساختن مسجد، رسیدن به ایمان و هدایت بود. (﴿وَتَفۡرِيقَۢا بَيۡنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مسجد را ساختند تا مؤمنان دسته دسته و پراکنده شوند و اختلاف پیدا کنند. (﴿وَإِرۡصَادٗا﴾) و همچنین منظورشان کمینگاه ساختن (﴿لِّمَنۡ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبۡلُ﴾) برای کسی بود که از پیش با خدا و پیامبرش جنگیده بود؛ یعنی این مسجد را برای کمک کردن به کسانی ساختند، که با خدا و پیامبر می‌جنگیدند، و پیشتر نیز جنگیده و دشمن سرسخت بودند، مانند ابو عامر راهب که فردی از اهل مدینه بود و هنگامی که پیامبرصلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت نمود، به وی کفر ورزید. او در جاهلیت وانمود می‌کرد که اهل عبادت است. پس به سوی مشرکین رفت، تا از آنان برای جنگیدن با پیامبر کمک بگیرد. و چون نزد مشرکین به خواسته اش دست نیافت، به سوی قیصر رفت به گمان اینکه اورا یاری کند. و این ملعون در راهی که به سوی قیصر می‌رفت، هلاک شد درحالی‌که با منافقان پیمان کمک و یاری بسته بود. و مسجد ضرار را به این هدف بنا کردند، و خداوند وحی نازل نمود که آنها برای این هدف، مسجد را ساخته‌اند. بنابراین پیامبر کسانی را به سوی مسجد فرستاد، تا آن را منهدم نمایند و بسوزانند. و آن مسجد منهدم و سوزانده شد، و بعد از آن به زباله دانی تبدیل گردید. خداوند متعال بعد از اینکه اهداف و مقاصد فاسدشان را دربارۀ ساختن مسجد بیان نمود، فرمود: (﴿وَلَيَحۡلِفُنَّ إِنۡ أَرَدۡنَآ﴾) و سوگند می‌خورند که در ساختن این مسجد، منظوری (﴿إِلَّا ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) جز نیکی کردن به ضعیف و ناتوان و نابینا نداشته‌ایم. (﴿وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگو هستند. پس گواهی دادن خدا بر آنها، از سوگند خوردنشان راست تر است. (108) (﴿لَا تَقُمۡ فِيهِ أَبَدٗا﴾) هرگز در آن مسجد که به منظور زیان رساندن به مؤمنان ساخته شده است، نماز مگزار و خداوند تو را از آن بی نیاز می‌نماید، و تو ناچار به نماز گزاردن در آن نیستی. (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ﴾) مسجدی که از روز نخست که اسلام وارد قبا گردید و بر تقوا بنیان نهاده شد؛ و آن مسجد قبا است که بر پایۀ اخلاص دین و عبادت برای خدا و به منظور ذکر او و اقامۀ شعایر دینش بنیان نهاده شده است. و مسجد قبا در این زمینه از قدمت و اصالت زیادی برخوردار است. و این مسجد شریف(﴿أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) سزاوارتر است که در آن بایستی، و خدا را در آن عبادت کنی ، و به ذکر خدا بپردازی. پس این مسجد با شرافت است و اهالی آن شریف‌اند، بنابراین خداوند آنها را ستایش نمود و فرمود: (﴿فِيهِ رِجَالٞ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواۡ﴾) در آن مردانی هستند که دوست دارند خود را از گناهان پاک نمایند و از چرک‌ها و پلیدی‌ها و آلودگی‌ها پاکیزه بدارند. و مشخص است که هرکس چیزی‌را دوست داشته باشد، باید برای آن تلاش نماید و در راستای آن حرکت کند. و آنها چون پاکیزه بودن را دوست داشتند، برای پاک کردن خود از گناهان و آلودگی‌ها و از مبطلات وضو و غسل تلاش می‌نمودند. بنابراین آنها از پیشگامان در اسلام بودند و نماز را بر پا می‌داشتند و همواره همراه پیامبر جهاد می‌کردند و در اقامۀ شرایع دین جدی بودند، و از مخالفت ورزیدن با خدا و پیامبرصلی الله علیه وسلم پرهیز می‌کردند . و پیامبرصلی الله علیه وسلم بعد از اینکه این آیه نازل شد، از آنان پرسید که چرا پاکیزگی شما مورد ستایش واقع شده است؟ پس به پیامبر خبر دادند که آنها بعد ‌از استنجا با سنگ، خودشان را با آب تمیز می‌کنند، و خداوند آنها را بر کارشان ستود. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِينَ﴾) و خداوند پاکیزگان را دوست می‌دارد؛ کسانی که طهارت و پاکی معنوی دارند، از قبیل: پرهیز کردن از شرک و اخلاق بد، نیز طهارت حسی دارند مانند دور کردن آلودگی‌ها و رفع مبطلات وضو و غسل. (109) سپس برتری مساجد را بر حسب مقاصد اهل آن و همسویی آن با رضای خدا بیان کرد و فرمود: (﴿أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ﴾) آیا کسی که شالودۀ مسجد را بر تقوای خدا و خشنودی او بنا نهاده است؛ یعنی بر اساس نیتی صالح و مخلصانه آن را بنا نهاده است، (﴿وَرِضۡوَٰنٍ﴾) و بر پایۀ خشنودی خدا آن را بنا کرده است، به این صورت که آن را موافقِ دستور خدا بنا نموده. پس هم در کارش اخلاص داشته است، و هم در انجام کار از دستور خدا پیروی نموده است. (﴿خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥعَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) [آیا چنین کسی] بهتر است، یا کسی که شالودۀ آن را بر لبۀ پرتگاهِ فروریخته‌ای بنیاد نهاده، و با آن به آتش جهنم در می‌افتد؟! و خداوند گروه ستمگران را به سوی مصالح و منافع دینی و دنیوی‌شان هدایت نمی‌کند. (110) (﴿لَا يَزَالُ بُنۡيَٰنُهُمُ ٱلَّذِي بَنَوۡاۡ رِيبَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) ساختمانی را که بنیان نهاده اند، همواره در دل‌هایشان شک و تردید ایجاد می‌کند. (﴿إِلَّآ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمۡ﴾) مگر آنکه دل‌هایشان پاره پاره بگردد، به این صورت که بسیار پشیمان شوند و به سوی پروردگارشان باز گردند و توبه نمایند و بسیار از او بترسند. پس با این چیزها خداوند آنان را می‌بخشد، وگر نه بنایی که ساخته اند بر شک و تردید و نفاقشان می‌افزاید. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ﴾) و خداوند به همه چیز به ظاهر و باطن و پوشیده و آشکار و آنچه بندگان پنهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌کنند، آگاه و داناست. (﴿حَكِيمٌ﴾) و با حکمت است و کاری را انجام نمی‌دهد و چیزی را نمی‌آفریند، و امر نمی‌کند و نهی نمی‌نماید، مگر اینکه حکمت مقتضی آن باشد و بدان امر کند. در این آیات فواید و مسایل زیادی نهفته است که به آنها اشاره می‌کنیم: 1- ساختن مسجدی که هدف از آن، زیان رساندن به مسجدی دیگر باشد که در نزدیک آن است، حرام می‌باشد؛ و منهدم کردن مسجدی که به قصد زیان رساندن ساخته شده، و اهداف سازندگانش نیز معلوم است، واجب می‌باشد. 2- کار گرچه درست و خوب باشد، اما نیت، آن را دگرگون می‌نماید؛ و آن کار خوب را، به کار ممنوع و حرام تبدیل می‌گرداند. همان‌طور که نیت سازندگان مسجد ضرار، عمل آنها را تبدیل به چیزی کرد که خواندید. 3- هرحالتی که به سبب آن اختلاف و تفرقه میان مؤمنان به وجود آید، گناه است و باید آن را ترک کرد و از بین برد. و کاری که به وسیلۀ آن مؤمنان متحد و یکپارچه شوند، باید آن را انجام و به آن دستور داد و دیگران را برای انجام آن تشویق نمود؛ زیرا خداوند علت ساختن مسجد ضرار را، تفرقه افکنی در میان مسلمانان و اشاعۀ کفر، و جنگ با خدا و پیامبر بیان کرد. به همین جهت از آن باز داشته شدند. 4- از نماز خواندن در جاهایی که گناه انجام می‌گیرد، نهی شده است و باید از آن دور شد. 5- گناه در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که گناه و نافرمانی منافقان در مسجد ضرار اثر گذاشت و از نماز گزاردن در آن نهی شد. و همچنین اطاعت در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که در مسجد قبا اثر گذاشت تا جایی که خداوند در مورد آن فرمود: (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) مسجدی که از روز نخست بر تقوا بنیان نهاده شده است، سزاوارتر است که در آن بایستی و نماز بگزاری. بنابراین مسجد قبا فضیلتی دارد که دیگر مساجد ندارند، تا جایی که پیامبرصلی الله علیه وسلم هر شنبه به آنجا می‌رفت و در آن نماز می‌خواند و نماز خواندنِ در آن را تشویق کرده است. 6- از عللی که در این آیات بیان شده‌اند چهار قاعدۀ مهم استنباط می‌گردد که عبارتند از: هر عملی که موجب زیان رساندن به مسلمانی باشد، یا در آن نافرمانی خدا انجام بگیرد زیرا معاصی جزوِ فروع کفر هستند، یا موجب اختلاف و پراکندگی مسلمین شود، یا در آن عمل معاونت و مساعدت کسی باشد که با خدا و رسولش دشمنی می‌کند، این کار ممنوع و حرام است. و عکس این قضیه نیز صادق است. [یعنی چنانچه در کاری مساعدت و معاونت خدا و رسولش وجود داشته باشد، آن کار جایز و روا می‌باشد]. 7- چنانچه مسجد قبا بر پایۀ تقوا بنا نهاده شده باشد، مسجد النبیصلی الله علیه وسلم که پیامبر با دستان مبارک خود آن را ساخته، و خداوند آن را برای وی انتخاب نموده است، به طریق اولی بر اساس تقوا بنا نهاده شده است. 8- عملی که بر اساس اخلاص و پیروی از کتاب و سنت انجام شود، بر اساس تقوا بنا نهاده شده است، و صاحبش را به باغ‌های جاودان بهشت می‌رساند. و عملی که بر نیت پلید و بر اساس بدعت و گمراهی بنا نهاده شده باشد، عملی است که شالودۀ آن بر لبۀ پرتگاه فروریخته‌ای قرار دارد، که انجام‌دهندۀ آن به عمق جهنم سقوط می‌نماید، و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.

التوبة 9:109

وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ؛ خدا شهادت مي دهد : آنهايي که مسجدي مي سازند تا به مؤمنان زيان ، رسانندو ميانشان کفر و تفرقه اندازند و تا براي کساني که مي خواهند با خدا و پيامبرش جنگ کنند کمينگاهي باشد ، آنگاه سوگند مي خورند که ما را قصدي جز نيکوکاري نبوده است ، دروغ مي گويند. لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ؛ هرگز در آن مسجد نماز مگزار مسجدي که از روز نخست بر پرهيزگاري ، بنيان شده شايسته تر است که در آنجا نماز کني در آنجا مرداني هستند که دوست دارند پاکيزه باشند ، زيرا خدا پاکيزگان را دوست دارد. أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ آيا کسي که بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودي او نهاده بهتر است ،يا آن کسي که بنيان مسجد را بر کناره سيلگاهي که آب زير آن را شسته باشد نهاده است تا با او در آتش جهنم سرنگون گردد ? و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي کند. لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ آن بنا که بر آورده اند همواره مايه تشويش در دلشان خواهد بود تا آن هنگام که دلشان پاره پاره گردد و خداوند دانا و حکيم است. (107) مردمانی از منافقان قبا، مسجدی در کنار مسجد قبا ساختند، و منظورشان از ساختن آن، زیان وارد کردن به مؤمنان و اختلاف انداختن میان آنان بود، و آن را پناهگاه و سنگری برای کسانی قرار دادند که امیدوار بودند روزی با پیامبر خدا خواهند جنگید. و منظورشان این بود که اگر نیازی به پناهگاهی داشتند، از این مسجد استفاده کنند. پس خداوند رسوایشان ساخت، و راز آنها را آشکار کرد. (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا﴾) و کسانی که برای زیان رساندن به مؤمنان و به مسجدشان که در آن جمع می‌شدند، مسجدی ‌ساختند، (﴿وَكُفۡرٗا﴾) و منظورشان کفر ورزی در آن بود، درحالی که دیگران منظورشان از ساختن مسجد، رسیدن به ایمان و هدایت بود. (﴿وَتَفۡرِيقَۢا بَيۡنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مسجد را ساختند تا مؤمنان دسته دسته و پراکنده شوند و اختلاف پیدا کنند. (﴿وَإِرۡصَادٗا﴾) و همچنین منظورشان کمینگاه ساختن (﴿لِّمَنۡ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبۡلُ﴾) برای کسی بود که از پیش با خدا و پیامبرش جنگیده بود؛ یعنی این مسجد را برای کمک کردن به کسانی ساختند، که با خدا و پیامبر می‌جنگیدند، و پیشتر نیز جنگیده و دشمن سرسخت بودند، مانند ابو عامر راهب که فردی از اهل مدینه بود و هنگامی که پیامبرصلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت نمود، به وی کفر ورزید. او در جاهلیت وانمود می‌کرد که اهل عبادت است. پس به سوی مشرکین رفت، تا از آنان برای جنگیدن با پیامبر کمک بگیرد. و چون نزد مشرکین به خواسته اش دست نیافت، به سوی قیصر رفت به گمان اینکه اورا یاری کند. و این ملعون در راهی که به سوی قیصر می‌رفت، هلاک شد درحالی‌که با منافقان پیمان کمک و یاری بسته بود. و مسجد ضرار را به این هدف بنا کردند، و خداوند وحی نازل نمود که آنها برای این هدف، مسجد را ساخته‌اند. بنابراین پیامبر کسانی را به سوی مسجد فرستاد، تا آن را منهدم نمایند و بسوزانند. و آن مسجد منهدم و سوزانده شد، و بعد از آن به زباله دانی تبدیل گردید. خداوند متعال بعد از اینکه اهداف و مقاصد فاسدشان را دربارۀ ساختن مسجد بیان نمود، فرمود: (﴿وَلَيَحۡلِفُنَّ إِنۡ أَرَدۡنَآ﴾) و سوگند می‌خورند که در ساختن این مسجد، منظوری (﴿إِلَّا ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) جز نیکی کردن به ضعیف و ناتوان و نابینا نداشته‌ایم. (﴿وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگو هستند. پس گواهی دادن خدا بر آنها، از سوگند خوردنشان راست تر است. (108) (﴿لَا تَقُمۡ فِيهِ أَبَدٗا﴾) هرگز در آن مسجد که به منظور زیان رساندن به مؤمنان ساخته شده است، نماز مگزار و خداوند تو را از آن بی نیاز می‌نماید، و تو ناچار به نماز گزاردن در آن نیستی. (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ﴾) مسجدی که از روز نخست که اسلام وارد قبا گردید و بر تقوا بنیان نهاده شد؛ و آن مسجد قبا است که بر پایۀ اخلاص دین و عبادت برای خدا و به منظور ذکر او و اقامۀ شعایر دینش بنیان نهاده شده است. و مسجد قبا در این زمینه از قدمت و اصالت زیادی برخوردار است. و این مسجد شریف(﴿أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) سزاوارتر است که در آن بایستی، و خدا را در آن عبادت کنی ، و به ذکر خدا بپردازی. پس این مسجد با شرافت است و اهالی آن شریف‌اند، بنابراین خداوند آنها را ستایش نمود و فرمود: (﴿فِيهِ رِجَالٞ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواۡ﴾) در آن مردانی هستند که دوست دارند خود را از گناهان پاک نمایند و از چرک‌ها و پلیدی‌ها و آلودگی‌ها پاکیزه بدارند. و مشخص است که هرکس چیزی‌را دوست داشته باشد، باید برای آن تلاش نماید و در راستای آن حرکت کند. و آنها چون پاکیزه بودن را دوست داشتند، برای پاک کردن خود از گناهان و آلودگی‌ها و از مبطلات وضو و غسل تلاش می‌نمودند. بنابراین آنها از پیشگامان در اسلام بودند و نماز را بر پا می‌داشتند و همواره همراه پیامبر جهاد می‌کردند و در اقامۀ شرایع دین جدی بودند، و از مخالفت ورزیدن با خدا و پیامبرصلی الله علیه وسلم پرهیز می‌کردند . و پیامبرصلی الله علیه وسلم بعد از اینکه این آیه نازل شد، از آنان پرسید که چرا پاکیزگی شما مورد ستایش واقع شده است؟ پس به پیامبر خبر دادند که آنها بعد ‌از استنجا با سنگ، خودشان را با آب تمیز می‌کنند، و خداوند آنها را بر کارشان ستود. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِينَ﴾) و خداوند پاکیزگان را دوست می‌دارد؛ کسانی که طهارت و پاکی معنوی دارند، از قبیل: پرهیز کردن از شرک و اخلاق بد، نیز طهارت حسی دارند مانند دور کردن آلودگی‌ها و رفع مبطلات وضو و غسل. (109) سپس برتری مساجد را بر حسب مقاصد اهل آن و همسویی آن با رضای خدا بیان کرد و فرمود: (﴿أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ﴾) آیا کسی که شالودۀ مسجد را بر تقوای خدا و خشنودی او بنا نهاده است؛ یعنی بر اساس نیتی صالح و مخلصانه آن را بنا نهاده است، (﴿وَرِضۡوَٰنٍ﴾) و بر پایۀ خشنودی خدا آن را بنا کرده است، به این صورت که آن را موافقِ دستور خدا بنا نموده. پس هم در کارش اخلاص داشته است، و هم در انجام کار از دستور خدا پیروی نموده است. (﴿خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥعَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) [آیا چنین کسی] بهتر است، یا کسی که شالودۀ آن را بر لبۀ پرتگاهِ فروریخته‌ای بنیاد نهاده، و با آن به آتش جهنم در می‌افتد؟! و خداوند گروه ستمگران را به سوی مصالح و منافع دینی و دنیوی‌شان هدایت نمی‌کند. (110) (﴿لَا يَزَالُ بُنۡيَٰنُهُمُ ٱلَّذِي بَنَوۡاۡ رِيبَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) ساختمانی را که بنیان نهاده اند، همواره در دل‌هایشان شک و تردید ایجاد می‌کند. (﴿إِلَّآ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمۡ﴾) مگر آنکه دل‌هایشان پاره پاره بگردد، به این صورت که بسیار پشیمان شوند و به سوی پروردگارشان باز گردند و توبه نمایند و بسیار از او بترسند. پس با این چیزها خداوند آنان را می‌بخشد، وگر نه بنایی که ساخته اند بر شک و تردید و نفاقشان می‌افزاید. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ﴾) و خداوند به همه چیز به ظاهر و باطن و پوشیده و آشکار و آنچه بندگان پنهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌کنند، آگاه و داناست. (﴿حَكِيمٌ﴾) و با حکمت است و کاری را انجام نمی‌دهد و چیزی را نمی‌آفریند، و امر نمی‌کند و نهی نمی‌نماید، مگر اینکه حکمت مقتضی آن باشد و بدان امر کند. در این آیات فواید و مسایل زیادی نهفته است که به آنها اشاره می‌کنیم: 1- ساختن مسجدی که هدف از آن، زیان رساندن به مسجدی دیگر باشد که در نزدیک آن است، حرام می‌باشد؛ و منهدم کردن مسجدی که به قصد زیان رساندن ساخته شده، و اهداف سازندگانش نیز معلوم است، واجب می‌باشد. 2- کار گرچه درست و خوب باشد، اما نیت، آن را دگرگون می‌نماید؛ و آن کار خوب را، به کار ممنوع و حرام تبدیل می‌گرداند. همان‌طور که نیت سازندگان مسجد ضرار، عمل آنها را تبدیل به چیزی کرد که خواندید. 3- هرحالتی که به سبب آن اختلاف و تفرقه میان مؤمنان به وجود آید، گناه است و باید آن را ترک کرد و از بین برد. و کاری که به وسیلۀ آن مؤمنان متحد و یکپارچه شوند، باید آن را انجام و به آن دستور داد و دیگران را برای انجام آن تشویق نمود؛ زیرا خداوند علت ساختن مسجد ضرار را، تفرقه افکنی در میان مسلمانان و اشاعۀ کفر، و جنگ با خدا و پیامبر بیان کرد. به همین جهت از آن باز داشته شدند. 4- از نماز خواندن در جاهایی که گناه انجام می‌گیرد، نهی شده است و باید از آن دور شد. 5- گناه در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که گناه و نافرمانی منافقان در مسجد ضرار اثر گذاشت و از نماز گزاردن در آن نهی شد. و همچنین اطاعت در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که در مسجد قبا اثر گذاشت تا جایی که خداوند در مورد آن فرمود: (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) مسجدی که از روز نخست بر تقوا بنیان نهاده شده است، سزاوارتر است که در آن بایستی و نماز بگزاری. بنابراین مسجد قبا فضیلتی دارد که دیگر مساجد ندارند، تا جایی که پیامبرصلی الله علیه وسلم هر شنبه به آنجا می‌رفت و در آن نماز می‌خواند و نماز خواندنِ در آن را تشویق کرده است. 6- از عللی که در این آیات بیان شده‌اند چهار قاعدۀ مهم استنباط می‌گردد که عبارتند از: هر عملی که موجب زیان رساندن به مسلمانی باشد، یا در آن نافرمانی خدا انجام بگیرد زیرا معاصی جزوِ فروع کفر هستند، یا موجب اختلاف و پراکندگی مسلمین شود، یا در آن عمل معاونت و مساعدت کسی باشد که با خدا و رسولش دشمنی می‌کند، این کار ممنوع و حرام است. و عکس این قضیه نیز صادق است. [یعنی چنانچه در کاری مساعدت و معاونت خدا و رسولش وجود داشته باشد، آن کار جایز و روا می‌باشد]. 7- چنانچه مسجد قبا بر پایۀ تقوا بنا نهاده شده باشد، مسجد النبیصلی الله علیه وسلم که پیامبر با دستان مبارک خود آن را ساخته، و خداوند آن را برای وی انتخاب نموده است، به طریق اولی بر اساس تقوا بنا نهاده شده است. 8- عملی که بر اساس اخلاص و پیروی از کتاب و سنت انجام شود، بر اساس تقوا بنا نهاده شده است، و صاحبش را به باغ‌های جاودان بهشت می‌رساند. و عملی که بر نیت پلید و بر اساس بدعت و گمراهی بنا نهاده شده باشد، عملی است که شالودۀ آن بر لبۀ پرتگاه فروریخته‌ای قرار دارد، که انجام‌دهندۀ آن به عمق جهنم سقوط می‌نماید، و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.

التوبة 9:110

وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ؛ خدا شهادت مي دهد : آنهايي که مسجدي مي سازند تا به مؤمنان زيان ، رسانندو ميانشان کفر و تفرقه اندازند و تا براي کساني که مي خواهند با خدا و پيامبرش جنگ کنند کمينگاهي باشد ، آنگاه سوگند مي خورند که ما را قصدي جز نيکوکاري نبوده است ، دروغ مي گويند. لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ؛ هرگز در آن مسجد نماز مگزار مسجدي که از روز نخست بر پرهيزگاري ، بنيان شده شايسته تر است که در آنجا نماز کني در آنجا مرداني هستند که دوست دارند پاکيزه باشند ، زيرا خدا پاکيزگان را دوست دارد. أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ آيا کسي که بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودي او نهاده بهتر است ،يا آن کسي که بنيان مسجد را بر کناره سيلگاهي که آب زير آن را شسته باشد نهاده است تا با او در آتش جهنم سرنگون گردد ? و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي کند. لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ آن بنا که بر آورده اند همواره مايه تشويش در دلشان خواهد بود تا آن هنگام که دلشان پاره پاره گردد و خداوند دانا و حکيم است. (107) مردمانی از منافقان قبا، مسجدی در کنار مسجد قبا ساختند، و منظورشان از ساختن آن، زیان وارد کردن به مؤمنان و اختلاف انداختن میان آنان بود، و آن را پناهگاه و سنگری برای کسانی قرار دادند که امیدوار بودند روزی با پیامبر خدا خواهند جنگید. و منظورشان این بود که اگر نیازی به پناهگاهی داشتند، از این مسجد استفاده کنند. پس خداوند رسوایشان ساخت، و راز آنها را آشکار کرد. (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا﴾) و کسانی که برای زیان رساندن به مؤمنان و به مسجدشان که در آن جمع می‌شدند، مسجدی ‌ساختند، (﴿وَكُفۡرٗا﴾) و منظورشان کفر ورزی در آن بود، درحالی که دیگران منظورشان از ساختن مسجد، رسیدن به ایمان و هدایت بود. (﴿وَتَفۡرِيقَۢا بَيۡنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مسجد را ساختند تا مؤمنان دسته دسته و پراکنده شوند و اختلاف پیدا کنند. (﴿وَإِرۡصَادٗا﴾) و همچنین منظورشان کمینگاه ساختن (﴿لِّمَنۡ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبۡلُ﴾) برای کسی بود که از پیش با خدا و پیامبرش جنگیده بود؛ یعنی این مسجد را برای کمک کردن به کسانی ساختند، که با خدا و پیامبر می‌جنگیدند، و پیشتر نیز جنگیده و دشمن سرسخت بودند، مانند ابو عامر راهب که فردی از اهل مدینه بود و هنگامی که پیامبرصلی الله علیه وسلم به مدینه هجرت نمود، به وی کفر ورزید. او در جاهلیت وانمود می‌کرد که اهل عبادت است. پس به سوی مشرکین رفت، تا از آنان برای جنگیدن با پیامبر کمک بگیرد. و چون نزد مشرکین به خواسته اش دست نیافت، به سوی قیصر رفت به گمان اینکه اورا یاری کند. و این ملعون در راهی که به سوی قیصر می‌رفت، هلاک شد درحالی‌که با منافقان پیمان کمک و یاری بسته بود. و مسجد ضرار را به این هدف بنا کردند، و خداوند وحی نازل نمود که آنها برای این هدف، مسجد را ساخته‌اند. بنابراین پیامبر کسانی را به سوی مسجد فرستاد، تا آن را منهدم نمایند و بسوزانند. و آن مسجد منهدم و سوزانده شد، و بعد از آن به زباله دانی تبدیل گردید. خداوند متعال بعد از اینکه اهداف و مقاصد فاسدشان را دربارۀ ساختن مسجد بیان نمود، فرمود: (﴿وَلَيَحۡلِفُنَّ إِنۡ أَرَدۡنَآ﴾) و سوگند می‌خورند که در ساختن این مسجد، منظوری (﴿إِلَّا ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) جز نیکی کردن به ضعیف و ناتوان و نابینا نداشته‌ایم. (﴿وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگو هستند. پس گواهی دادن خدا بر آنها، از سوگند خوردنشان راست تر است. (108) (﴿لَا تَقُمۡ فِيهِ أَبَدٗا﴾) هرگز در آن مسجد که به منظور زیان رساندن به مؤمنان ساخته شده است، نماز مگزار و خداوند تو را از آن بی نیاز می‌نماید، و تو ناچار به نماز گزاردن در آن نیستی. (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ﴾) مسجدی که از روز نخست که اسلام وارد قبا گردید و بر تقوا بنیان نهاده شد؛ و آن مسجد قبا است که بر پایۀ اخلاص دین و عبادت برای خدا و به منظور ذکر او و اقامۀ شعایر دینش بنیان نهاده شده است. و مسجد قبا در این زمینه از قدمت و اصالت زیادی برخوردار است. و این مسجد شریف(﴿أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) سزاوارتر است که در آن بایستی، و خدا را در آن عبادت کنی ، و به ذکر خدا بپردازی. پس این مسجد با شرافت است و اهالی آن شریف‌اند، بنابراین خداوند آنها را ستایش نمود و فرمود: (﴿فِيهِ رِجَالٞ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواۡ﴾) در آن مردانی هستند که دوست دارند خود را از گناهان پاک نمایند و از چرک‌ها و پلیدی‌ها و آلودگی‌ها پاکیزه بدارند. و مشخص است که هرکس چیزی‌را دوست داشته باشد، باید برای آن تلاش نماید و در راستای آن حرکت کند. و آنها چون پاکیزه بودن را دوست داشتند، برای پاک کردن خود از گناهان و آلودگی‌ها و از مبطلات وضو و غسل تلاش می‌نمودند. بنابراین آنها از پیشگامان در اسلام بودند و نماز را بر پا می‌داشتند و همواره همراه پیامبر جهاد می‌کردند و در اقامۀ شرایع دین جدی بودند، و از مخالفت ورزیدن با خدا و پیامبرصلی الله علیه وسلم پرهیز می‌کردند . و پیامبرصلی الله علیه وسلم بعد از اینکه این آیه نازل شد، از آنان پرسید که چرا پاکیزگی شما مورد ستایش واقع شده است؟ پس به پیامبر خبر دادند که آنها بعد ‌از استنجا با سنگ، خودشان را با آب تمیز می‌کنند، و خداوند آنها را بر کارشان ستود. (﴿وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِينَ﴾) و خداوند پاکیزگان را دوست می‌دارد؛ کسانی که طهارت و پاکی معنوی دارند، از قبیل: پرهیز کردن از شرک و اخلاق بد، نیز طهارت حسی دارند مانند دور کردن آلودگی‌ها و رفع مبطلات وضو و غسل. (109) سپس برتری مساجد را بر حسب مقاصد اهل آن و همسویی آن با رضای خدا بیان کرد و فرمود: (﴿أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ﴾) آیا کسی که شالودۀ مسجد را بر تقوای خدا و خشنودی او بنا نهاده است؛ یعنی بر اساس نیتی صالح و مخلصانه آن را بنا نهاده است، (﴿وَرِضۡوَٰنٍ﴾) و بر پایۀ خشنودی خدا آن را بنا کرده است، به این صورت که آن را موافقِ دستور خدا بنا نموده. پس هم در کارش اخلاص داشته است، و هم در انجام کار از دستور خدا پیروی نموده است. (﴿خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥعَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) [آیا چنین کسی] بهتر است، یا کسی که شالودۀ آن را بر لبۀ پرتگاهِ فروریخته‌ای بنیاد نهاده، و با آن به آتش جهنم در می‌افتد؟! و خداوند گروه ستمگران را به سوی مصالح و منافع دینی و دنیوی‌شان هدایت نمی‌کند. (110) (﴿لَا يَزَالُ بُنۡيَٰنُهُمُ ٱلَّذِي بَنَوۡاۡ رِيبَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) ساختمانی را که بنیان نهاده اند، همواره در دل‌هایشان شک و تردید ایجاد می‌کند. (﴿إِلَّآ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمۡ﴾) مگر آنکه دل‌هایشان پاره پاره بگردد، به این صورت که بسیار پشیمان شوند و به سوی پروردگارشان باز گردند و توبه نمایند و بسیار از او بترسند. پس با این چیزها خداوند آنان را می‌بخشد، وگر نه بنایی که ساخته اند بر شک و تردید و نفاقشان می‌افزاید. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ﴾) و خداوند به همه چیز به ظاهر و باطن و پوشیده و آشکار و آنچه بندگان پنهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌کنند، آگاه و داناست. (﴿حَكِيمٌ﴾) و با حکمت است و کاری را انجام نمی‌دهد و چیزی را نمی‌آفریند، و امر نمی‌کند و نهی نمی‌نماید، مگر اینکه حکمت مقتضی آن باشد و بدان امر کند. در این آیات فواید و مسایل زیادی نهفته است که به آنها اشاره می‌کنیم: 1- ساختن مسجدی که هدف از آن، زیان رساندن به مسجدی دیگر باشد که در نزدیک آن است، حرام می‌باشد؛ و منهدم کردن مسجدی که به قصد زیان رساندن ساخته شده، و اهداف سازندگانش نیز معلوم است، واجب می‌باشد. 2- کار گرچه درست و خوب باشد، اما نیت، آن را دگرگون می‌نماید؛ و آن کار خوب را، به کار ممنوع و حرام تبدیل می‌گرداند. همان‌طور که نیت سازندگان مسجد ضرار، عمل آنها را تبدیل به چیزی کرد که خواندید. 3- هرحالتی که به سبب آن اختلاف و تفرقه میان مؤمنان به وجود آید، گناه است و باید آن را ترک کرد و از بین برد. و کاری که به وسیلۀ آن مؤمنان متحد و یکپارچه شوند، باید آن را انجام و به آن دستور داد و دیگران را برای انجام آن تشویق نمود؛ زیرا خداوند علت ساختن مسجد ضرار را، تفرقه افکنی در میان مسلمانان و اشاعۀ کفر، و جنگ با خدا و پیامبر بیان کرد. به همین جهت از آن باز داشته شدند. 4- از نماز خواندن در جاهایی که گناه انجام می‌گیرد، نهی شده است و باید از آن دور شد. 5- گناه در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که گناه و نافرمانی منافقان در مسجد ضرار اثر گذاشت و از نماز گزاردن در آن نهی شد. و همچنین اطاعت در مکان‌ها اثر می‌گذارد، همان‌طور که در مسجد قبا اثر گذاشت تا جایی که خداوند در مورد آن فرمود: (﴿لَّمَسۡجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقۡوَىٰ مِنۡ أَوَّلِ يَوۡمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ﴾) مسجدی که از روز نخست بر تقوا بنیان نهاده شده است، سزاوارتر است که در آن بایستی و نماز بگزاری. بنابراین مسجد قبا فضیلتی دارد که دیگر مساجد ندارند، تا جایی که پیامبرصلی الله علیه وسلم هر شنبه به آنجا می‌رفت و در آن نماز می‌خواند و نماز خواندنِ در آن را تشویق کرده است. 6- از عللی که در این آیات بیان شده‌اند چهار قاعدۀ مهم استنباط می‌گردد که عبارتند از: هر عملی که موجب زیان رساندن به مسلمانی باشد، یا در آن نافرمانی خدا انجام بگیرد زیرا معاصی جزوِ فروع کفر هستند، یا موجب اختلاف و پراکندگی مسلمین شود، یا در آن عمل معاونت و مساعدت کسی باشد که با خدا و رسولش دشمنی می‌کند، این کار ممنوع و حرام است. و عکس این قضیه نیز صادق است. [یعنی چنانچه در کاری مساعدت و معاونت خدا و رسولش وجود داشته باشد، آن کار جایز و روا می‌باشد]. 7- چنانچه مسجد قبا بر پایۀ تقوا بنا نهاده شده باشد، مسجد النبیصلی الله علیه وسلم که پیامبر با دستان مبارک خود آن را ساخته، و خداوند آن را برای وی انتخاب نموده است، به طریق اولی بر اساس تقوا بنا نهاده شده است. 8- عملی که بر اساس اخلاص و پیروی از کتاب و سنت انجام شود، بر اساس تقوا بنا نهاده شده است، و صاحبش را به باغ‌های جاودان بهشت می‌رساند. و عملی که بر نیت پلید و بر اساس بدعت و گمراهی بنا نهاده شده باشد، عملی است که شالودۀ آن بر لبۀ پرتگاه فروریخته‌ای قرار دارد، که انجام‌دهندۀ آن به عمق جهنم سقوط می‌نماید، و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.

التوبة 9:111

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريد ، تا بهشت از آنان باشد، درراه خدا جنگ مي کنند ، چه بکشند يا کشته شوند وعده اي که خدا در تورات وانجيل و قرآن داده است به حق بر عهده اوست و چه کسي بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد ? بدين خريد و فروخت که کرده ايد شاد باشيد که کاميابي بزرگي است. (111) خداوند خبری راستین و وعده‌ای حق را در رابطه با داد و ستدی بزرگ می‌دهد، و آن این است که (﴿ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم﴾) ذات بزرگوارش از مؤمنان جان‌هایشان و مال‌هایشان را خریده است؛ پس جان و مال مؤمنان کالاست (﴿بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَ﴾) به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد؛ بهشتی که هر چه دل بخواهد و چشم از آن لذت ببرد و شادی‌ها و خوبی‌های فراوان و حوریان زیبارو و مسکن‌های زیبا در آن وجود دارد. کیفیت معامله و داد و ستد این گونه است که مؤمنان مال‌هایشان را در جهاد با دشمنان خدا و اعتلای حکم او و آشکارکردن دینش صرف می‌نمایند، و جانشان را در این راه فدا می‌کنند، (﴿ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقۡتُلُونَ وَيُقۡتَلُونَ﴾) در راه خدا جنگ می‌کنند. پس می‌کشند و کشته می‌شوند. پس این معامله و خرید و فروش از جانب خدا با انواع تأکیدها موکد شده است. (﴿وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ وَٱلۡقُرۡءَانِ﴾) این وعده‌ایست که در تورات و انجیل و قرآن آمده است که شریف‌ترین و بالاترین و کامل‌ترین کتاب‌ها هستند، و کامل‌ترین پیامبران اولوالعزم آنها را آورده‌اند. و همۀ اینها بر بیان این وعدۀ راستین متفق‌اند. (﴿وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِۚ فَٱسۡتَبۡشِرُواۡ بِبَيۡعِكُمُ ٱلَّذِي بَايَعۡتُم بِهِۦ﴾) و چه کسی از خدا به وعدۀ خود وفا کننده تر است؟ پس ای مؤمنانی که با خدا معامله کرده‌اید! به معاملۀ خود شاد باشید، و برخی از شما برخی دیگر را مژده دهید، و یکدیگر را بر انجام آن تحریک کنید. (﴿وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) و این کامیابی‌ای بزرگی است، که هیچ کامیابی بزرگ‌تر از آن وجود ندارد، چون ضامن سعادت همیشگی و نعمت جاودانگی و خشنودی خداست، که خشنودی خدا از نعمت‌های بهشت بسیار بزرگ‌تر است. و اگر می‌خواهی ارزش معامله را بشناسی، بنگر که مشتری چه کسی است؟ مشتری، خداوند جل جلاله است، و به کالا بنگر که بزرگ‌ترین کالاهاست، و آن باغ‌های بهشت است. و به قیمتی که برای به‌دست آوردن آن صرف می‌شود، بنگر و آن، جان و مال است که برای انسان از همه چیز دوست داشتنی‌تر است. و این عقد معامله به دست چه کسی اجرا شده است، کسی که این معامله را اجرا کرده است برترین پیامبران است. و بنگر که در چه دفتر‌هایی نوشته شده است، در کتاب‌های بزرگ خدا که بر برترین انسان‌ها نازل شده‌اند، وآن تورات و انجیل و قرآن است.

التوبة 9:112

التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ؛ توبه کنندگانند ، پرستندگانند ، ستايندگانند ، روزه دارانند ، رکوع ، کنندگانند ، سجده کنندگانند ، امر کنندگان به معروف و نهي کنندگان از منکرندو حافظان حدود خدايند و مؤمنان را بشارت ده. (112) پرسشی که در اینجا به نظر می‌رسد، این است که خداوند چه مؤمنانی را به وارد شدن به بهشت و به‌دست آوردن خوبی‌ها مژده داده است؟ پس فرمود: (﴿ٱلتَّٰٓئِبُونَ﴾) آنان توبه کنندگان‌اند؛ یعنی همواره و در همۀ اوقات از تمام گناهانشان توبه می‌کنند. (﴿ٱلۡعَٰبِدُونَ﴾) پرستشگران که اطاعت او را از قبیل: ادای واجبات و مستحبات در هر وقتی انجام می‌دهند. پس با انجام واجبات و مستحبات و ترک منکرات است که بنده پرستشگر می‌شود. (﴿ٱلۡحَٰمِدُونَ﴾) سپاسگزاران، که خدا را در خوشی و ناخوشی و توانگری و تنگدستی سپاس می‌گویند، و به نعمت‌های ظاهری و باطنی که خداوند به آنان ارزانی نموده است، اعتراف می‌نمایند، و با ذکر و یاد خدا در صبحگاهان و شامگاهان او را ستایش می‌کنند. (﴿ٱلسَّٰٓئِحُونَ﴾) سیاحت به روزه تفسیر شده است؛ یعنی روزه داران، یا به معنی سیاحت و گردش برای طلب علم است. و به سیاحت و گردش قلب در دریای شناخت خدا و محبت او و انابت و بازگشتن نیز تفسیر شده است. و صحیح این است که سیاحت به معنی سفر به قصد انجام عبادت است؛ مانند سفر برای حج و عمره و جهاد، و طلب علم و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن. (﴿ٱلرَّٰكِعُونَ ٱلسَّٰجِدُونَ﴾) آنان که بسیار نماز می‌خوانند؛ نمازی که مشتمل بر رکوع و سجود است. (﴿ٱلۡأٓمِرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) امرکنندگان به کار خوب. و همۀ واجبات و مستحبات در کار خوب داخل‌اند. (﴿وَٱلنَّاهُونَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و بازدارندگان از کار زشت، و آن همۀ چیزهایی است که خدا و پیامبرش از آن نهی کرده‌اند. (﴿وَٱلۡحَٰفِظُونَ لِحُدُودِ ٱللَّهِ﴾) و پاسداران حدود خدا، و آنها با یاد دادنِ آنچه که خدا بر پیامبرش نازل کرده است، و آنچه که در حیطۀ اوامر و نواهی و احکام داخل می‌باشد، و آنچه که در این حیطه داخل نیست، از حیث انجام دادن و ترک نمودن پایبند هستند. (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و مؤمنان را مژده بده. نفرمود که آنها را به چه چیز مژده بده، تا همۀ آنچه از پاداش دنیا و دین و آخرت که به دنبال ایمان می‌آید، فرا بگیرد. پس این مژده به هر مؤمنی خواهد رسید و آن را به دست خواهد آورد، ولی اندازه و کیفیت آن، بر حسب حالت مؤمنان و ضعف و قوت ایمانشان و میزان عمل آنها به مقتضای آن است.

التوبة 9:113

مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ؛ نبايد پيامبر و کساني که ايمان آورده اند براي مشرکان هر چند از، خويشاوندان باشند پس از آنکه دانستند که به جهنم مي روند طلب آمرزش کنند. وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ؛ آمرزش خواستن ابراهيم براي پدرش ، نبود مگر به خاطر وعده اي که به اوداده بود و چون براي او آشکار شد که پدرش دشمن خداست ، از او بيزاري جست زيرا ابراهيم بسيار خداي ترس و بردبار بود. (113) برای پیامبر و کسانی که به او ایمان دارند، شایسته نیست که (﴿أَن يَسۡتَغۡفِرُواۡ لِلۡمُشۡرِكِينَ﴾) برای مشرکان، و کسانی که به خدا کفر ورزیده و همراه با خدا کسی دیگر را بندگی کرده‌اند، آمرزش بخواهند. (﴿وَلَوۡ كَانُوٓاۡ أُوۡلِي قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾) هرچند که خویشاوند باشند، پس از آنکه برایشان روشن شد که آنان اهل دوزخ‌اند. زیرا آمرزش خواستن برای آنها در این حالت اشتباه است، و فایده‌ای برای آنان ندارد. پس شایسته نیست که پیامبر و مؤمنان برای مشرکان آمرزش بخواهند؛ چون اگر آنها بر شرک بمیرند یا دانسته شود که بر آن می‌میرند، عذاب بر آنان واجب می‌گردد و برای همیشه در جهنم می‌مانند، وشفاعتِ شفاعت‌کنندگان برای آنان فایده‌ای ندارد، و طلبِ آمرزش برای آنها مفید واقع نخواهد شد. نیز پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آورده‌اند، باید خود را با خشنودی و خشم خدا همراه گردانند؛ و هرکس را که خدا دوست دارد، دوست بدارند؛ و با هرکس که دشمن خدا است، دشمنی ورزند. و آمرزش خواستن آنها برای کسی که اهل دوزخ است، با این اصل متضاد و مخالف است و آن را نقض می‌نماید. (114) و اگر ابراهیم ـ علیه السلام ـ برای پدرش آمرزش خواست، این (﴿عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ﴾) از روی وعده‌ای بود که به او داده بود: ﴿سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا﴾ برای تو از پروردگارم طلب آمرزش می‌نمایم، همانا او دعایم را می‌پذیرد. و این قبل از آن بود که سرانجام پدرش را بداند. و هنگامی که برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست و بر کفر خواهد مرد و موعظه و اندرز در او تأثیری ندارد، (﴿تَبَرَّأَ مِنۡهُ﴾) به جهت موافقت با پروردگارش و رعایت ادب در پیشگاه خدا، از وی بیزاری جست. (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ﴾) همانا ابراهیم در همۀ کارهایش بسیار به سوی خدا باز می‌گشت، و بسیار ذکر و دعا می‌کرد، و آمرزش می‌خواست و زیاد توبه می‌نمود. (﴿حَلِيمٞ﴾) و نسبت به مردم مهربان بود و از اشتباهات و لغزش‌هایی که نسبت به او داشتند، گذشت می‌کرد. جهالت و نادانی جاهلان او را بر نمی‌آشفت، و کسی که بر او جنایتی می‌کرد با او به مقابله به مثل بر نمی‌خواست. پدرش به او گفت:﴿لَأَرۡجُمَنَّكَ﴾ تو را سنگسار خواهم کرد. و او به پدرش ‌گفت:﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓ﴾ سلام بر تو، از پروردگارم برایت طلب آمرزش خواهم کرد . پس بر شما لازم است که به او اقتدا کنید و در هر چیزی از آیین ابراهیم پیروی نمایید. ﴿إِلَّا قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ﴾ جز سخن ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو طلب آمرزش خواهم کرد . همان‌طور که خداوند شما را از آن و از دیگر امور آگاه ساخته است. بنابراین فرمود:

التوبة 9:114

مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ؛ نبايد پيامبر و کساني که ايمان آورده اند براي مشرکان هر چند از، خويشاوندان باشند پس از آنکه دانستند که به جهنم مي روند طلب آمرزش کنند. وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ؛ آمرزش خواستن ابراهيم براي پدرش ، نبود مگر به خاطر وعده اي که به اوداده بود و چون براي او آشکار شد که پدرش دشمن خداست ، از او بيزاري جست زيرا ابراهيم بسيار خداي ترس و بردبار بود. (113) برای پیامبر و کسانی که به او ایمان دارند، شایسته نیست که (﴿أَن يَسۡتَغۡفِرُواۡ لِلۡمُشۡرِكِينَ﴾) برای مشرکان، و کسانی که به خدا کفر ورزیده و همراه با خدا کسی دیگر را بندگی کرده‌اند، آمرزش بخواهند. (﴿وَلَوۡ كَانُوٓاۡ أُوۡلِي قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾) هرچند که خویشاوند باشند، پس از آنکه برایشان روشن شد که آنان اهل دوزخ‌اند. زیرا آمرزش خواستن برای آنها در این حالت اشتباه است، و فایده‌ای برای آنان ندارد. پس شایسته نیست که پیامبر و مؤمنان برای مشرکان آمرزش بخواهند؛ چون اگر آنها بر شرک بمیرند یا دانسته شود که بر آن می‌میرند، عذاب بر آنان واجب می‌گردد و برای همیشه در جهنم می‌مانند، وشفاعتِ شفاعت‌کنندگان برای آنان فایده‌ای ندارد، و طلبِ آمرزش برای آنها مفید واقع نخواهد شد. نیز پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آورده‌اند، باید خود را با خشنودی و خشم خدا همراه گردانند؛ و هرکس را که خدا دوست دارد، دوست بدارند؛ و با هرکس که دشمن خدا است، دشمنی ورزند. و آمرزش خواستن آنها برای کسی که اهل دوزخ است، با این اصل متضاد و مخالف است و آن را نقض می‌نماید. (114) و اگر ابراهیم ـ علیه السلام ـ برای پدرش آمرزش خواست، این (﴿عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ﴾) از روی وعده‌ای بود که به او داده بود: ﴿سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا﴾ برای تو از پروردگارم طلب آمرزش می‌نمایم، همانا او دعایم را می‌پذیرد. و این قبل از آن بود که سرانجام پدرش را بداند. و هنگامی که برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست و بر کفر خواهد مرد و موعظه و اندرز در او تأثیری ندارد، (﴿تَبَرَّأَ مِنۡهُ﴾) به جهت موافقت با پروردگارش و رعایت ادب در پیشگاه خدا، از وی بیزاری جست. (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ﴾) همانا ابراهیم در همۀ کارهایش بسیار به سوی خدا باز می‌گشت، و بسیار ذکر و دعا می‌کرد، و آمرزش می‌خواست و زیاد توبه می‌نمود. (﴿حَلِيمٞ﴾) و نسبت به مردم مهربان بود و از اشتباهات و لغزش‌هایی که نسبت به او داشتند، گذشت می‌کرد. جهالت و نادانی جاهلان او را بر نمی‌آشفت، و کسی که بر او جنایتی می‌کرد با او به مقابله به مثل بر نمی‌خواست. پدرش به او گفت:﴿لَأَرۡجُمَنَّكَ﴾ تو را سنگسار خواهم کرد. و او به پدرش ‌گفت:﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓ﴾ سلام بر تو، از پروردگارم برایت طلب آمرزش خواهم کرد . پس بر شما لازم است که به او اقتدا کنید و در هر چیزی از آیین ابراهیم پیروی نمایید. ﴿إِلَّا قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ﴾ جز سخن ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو طلب آمرزش خواهم کرد . همان‌طور که خداوند شما را از آن و از دیگر امور آگاه ساخته است. بنابراین فرمود:

التوبة 9:115

وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ خدا قومي را که هدايت کرده است گمراه نمي خواهد ، تا برايشان روشن کندکه از چه چيز بايد بپرهيزند ، که خدا بر هر چيزي داناست. إِنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ؛ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن خداست زنده مي کند و مي ميراند و، شما را جز خدا دوستدار و ياوري نيست. (115) وقتی‌که خداوند هدایت را به قومی ارزانی نماید و آنها را به در پیش گرفتن راه راست دستور دهد، نعمت و احسان خویش را بر آنان کامل می‌گرداند؛ و همۀ آنچه را که به آن نیاز دارند، برای آنان بیان می‌کند؛ پس آنان را گمراه باقی نمی‌گذارد، به گونه‌ای که امور دینشان را ندانند. و این دلیلی بر کمال رحمت اوست، و اینکه شریعت او همۀ اصول و فروع دین را که بندگان به آن نیاز دارند، به طور کامل در بر دارد. و احتمال دارد که منظور از آیۀ (﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِلَّ قَوۡمَۢا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰهُمۡ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ﴾) این باشد: خداوند هیچ وقت قومی را پس از آنکه هدایتشان کرد، گمراه نمی‌سازد تا زمانی که آنچه را باید از آن بپرهیزند برایشان روشن نماید. پس هرگاه آنچه را که باید ازآن بپرهیزند، برایشان بیان کرد؛ ولی آنان تسلیم نشوند، به پاداش اینکه حقِ آشکار را رد کردند ، خداوند آنان را گمراه می‌سازد. و معنی اول بهتر است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست. پس به خاطر کامل و فراگیر بودن آگاهی و دانایی‌اش، چیزهایی را به شما آموخت که نمی‌دانستید؛ و برای شما چیزهایی را بیان کرد، که از آن بهره‌مند می‌شوید. (116) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) همانا خداوند مالک آسمان‌ها و زمین است، و با زنده‌گرداندن و میراندن بندگانش، نیز با دیگر روش‌های الهی، [امور] آنان را تدبیر می‌نماید. پس وقتی که در تدبیر تقدیری او خللی وارد نمی‌شود، چگونه در تدبیر دینی که متعلق به الوهیت اوست، کاستی و خلل ایجاد می‌گردد و بندگانش را بیهوده رها می‌کند؟ یا آنها را گمراه و جاهل رها می‌سازد، حال آنکه او بزرگ‌ترین کارساز بندگان است؟! بنابراین فرمود: (﴿وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ﴾) و جز خدا یاور و کارسازی ندارید که شما را سرپرستی نماید و منافعتان را تأمین کند، (﴿وَلَا نَصِيرٖ﴾) و مددکاری نیست که زیان‌ها را از شما دور کند.

التوبة 9:116

وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ خدا قومي را که هدايت کرده است گمراه نمي خواهد ، تا برايشان روشن کندکه از چه چيز بايد بپرهيزند ، که خدا بر هر چيزي داناست. إِنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ؛ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن خداست زنده مي کند و مي ميراند و، شما را جز خدا دوستدار و ياوري نيست. (115) وقتی‌که خداوند هدایت را به قومی ارزانی نماید و آنها را به در پیش گرفتن راه راست دستور دهد، نعمت و احسان خویش را بر آنان کامل می‌گرداند؛ و همۀ آنچه را که به آن نیاز دارند، برای آنان بیان می‌کند؛ پس آنان را گمراه باقی نمی‌گذارد، به گونه‌ای که امور دینشان را ندانند. و این دلیلی بر کمال رحمت اوست، و اینکه شریعت او همۀ اصول و فروع دین را که بندگان به آن نیاز دارند، به طور کامل در بر دارد. و احتمال دارد که منظور از آیۀ (﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِلَّ قَوۡمَۢا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰهُمۡ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ﴾) این باشد: خداوند هیچ وقت قومی را پس از آنکه هدایتشان کرد، گمراه نمی‌سازد تا زمانی که آنچه را باید از آن بپرهیزند برایشان روشن نماید. پس هرگاه آنچه را که باید ازآن بپرهیزند، برایشان بیان کرد؛ ولی آنان تسلیم نشوند، به پاداش اینکه حقِ آشکار را رد کردند ، خداوند آنان را گمراه می‌سازد. و معنی اول بهتر است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست. پس به خاطر کامل و فراگیر بودن آگاهی و دانایی‌اش، چیزهایی را به شما آموخت که نمی‌دانستید؛ و برای شما چیزهایی را بیان کرد، که از آن بهره‌مند می‌شوید. (116) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) همانا خداوند مالک آسمان‌ها و زمین است، و با زنده‌گرداندن و میراندن بندگانش، نیز با دیگر روش‌های الهی، [امور] آنان را تدبیر می‌نماید. پس وقتی که در تدبیر تقدیری او خللی وارد نمی‌شود، چگونه در تدبیر دینی که متعلق به الوهیت اوست، کاستی و خلل ایجاد می‌گردد و بندگانش را بیهوده رها می‌کند؟ یا آنها را گمراه و جاهل رها می‌سازد، حال آنکه او بزرگ‌ترین کارساز بندگان است؟! بنابراین فرمود: (﴿وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ﴾) و جز خدا یاور و کارسازی ندارید که شما را سرپرستی نماید و منافعتان را تأمین کند، (﴿وَلَا نَصِيرٖ﴾) و مددکاری نیست که زیان‌ها را از شما دور کند.

التوبة 9:117

لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ؛ خدا ، توبه پيامبر و مهاجرين و انصار را که در آن ساعت عسرت همراه اوبودند ، از آن پس که نزديک بود که گروهي را دل از جنگ بگردد ، پذيرفت توبه شان بپذيرفت ، زيرا به ايشان رئوف و مهربان است. وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ؛ و نيز خدا پذيرفت توبه آن سه تن را که از جنگ تخلف کرده بودند ، تا، آنگاه که زمين با همه گشادگيش بر آنها تنگ شد و جان در تنشان نمي گنجيدو خود دانستند که جز خداوند هيچ پناهگاهي که بدان روي آورند ندارند پس خداوند توبه آنان بپذيرفت تا به او باز آيند ، که توبه پذير و مهربان است. (117) خداوند متعال خبر می‌دهد که او از سرِ لطف و احسان خویش (﴿تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ﴾) توبۀ پیامبرصلی الله علیه وسلم و توبۀ مهاجرین و انصار را پذیرفت. پس، لغزش‌های آنان را بخشید و نیکی‌ها را برای آنان فراوان نمود و آنان را به بالاترین مقام‌ها رساند، و این به سبب انجام دادن کارهای مشکل و دشوار بود. بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ﴾) آنهایی که برای پیکار با دشمنان در جنگ تبوک، همراه با پیامبر حرکت کردند. جنگ تبوک در گرمای شدید و به هنگامی روی داد که مسلمانان از نظر توشه و سواری و کثرت دشمنان و وجودِ عواملی که آنان را از جنگ باز می‌داشت، در تنگنا قرار داشتند. اما آنان از خداوند کمک گرفتند ، و این کار را انجام دادند، (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ﴾) بعد از آنکه نزدیک بود دل‌هایشان دگرگون شود، و به نرفتن و نشستن گرایش یابد . اما خداوند آنان را ثابت قدم نمود، و آنها را کمک کرد، و بدانان نیرو بخشید. «زیغ قلب» یعنی منحرف شدن آن از راه راست. پس اگر انحراف در اصل دین باشد، کفر خواهد بود؛ و اگر انحراف در قوانین و شرائع آن باشد، انحراف به اندازۀ قانونی خواهد بود که از آن منحرف شده یا در انجام آن کوتاهی ورزیده است ، یا آن را به غیر از صورت شرعی انجام داده است. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس توبۀ آنان را پذیرفت. (﴿إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا خداوند نسبت به آنان رئوف و مهربان است. و از جمله مهربانی او این است که توبه کردن را به آنان ارزانی نمود، و آن را از آنان پذیرفت، وآنها را بر آن ثابت قدم کرد. (118) و همچنین خداوند (﴿عَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواۡ﴾) توبۀ آن سه کس را پذیرفت که از بیرون رفتن با مسلمین در آن جنگ، باز ماندند؛ و آن سه نفر کعب بن مالک و دو نفر از دوستانش بودند که داستان آنها در صحاح و سُنن آمده است. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا﴾) تا اینکه بسیار اندوهگین شدند و (﴿ضَاقَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ﴾) زمین با همۀ فراخی‌اش بر آنان تنگ آمد، (﴿وَضَاقَتۡ عَلَيۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) و جان‌هایشان بر آنان تنگ شد، جانی که برای آنها از هر چیزی عزیزتر بود. پس فضای گسترده بر آنان تنگ شد؛ و جان محبوبی که هیچ وقت انسان از آن به تنگ نمی‌آید، بر آنها تنگ شد؛ و این جز به خاطر کاری پریشان کننده نیست که سختی و مشقت آن را نتوان تعبیر کرد، و این بدان خاطر بود که آنها خشنودی خدا و پیامبرش را بر هر چیزی ترجیح دادند. (﴿وَظَنُّوٓاۡ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ﴾) و از وضعیت و حال خود دانستند و یقین حاصل نمودند که جز خدا هیچ کس آنان را از سختی‌ها نجات نمی‌دهد؛ و نمی‌توان به هیچ کسی جز خداوند یکتا که شریکی ندارد، پناه برد. پس رابطه و تعلق آنها با مخلوق قطع شد و خود را به پروردگارشان واگذار کردند، و از خدا به سوی او فرار کردند. آنها حدوداً پنجاه شب را در این سختی سپری کردند. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس به آنان اجازۀ توبه داد، و آنان را به انجام دادنش توفیق عطا کرد. (﴿لِيَتُوبُوٓاۡ﴾) تا توبه کنند، و توبۀ آنان را بپذیرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ﴾) همانا خداوند بسیار توبه را می‌پذیرد و بخشیدن و آمرزیدن و در گذشتن او از لغزش و کوتاهی‌ها بسیار است. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و مهربان است و رحمت فراوان او همواره ودر هر وقت و زمانی بر بندگان فرود می‌آید، وامور دینی و دنیوی‌شان بر آن استوار است. از این آیات برمی‌آید که پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بزرگ‌ترین هدف و بالاترین مقصد است؛ چون خداوند آخرین هدف بندگان خاص خویش را این قرار داده که توبه‌شان پذیرفته شود ، و خداوند با پذیرفتن توبۀ بندگان خاص خود، بر آنان منت می‌نهد، و این زمانی است که کارهایی را انجام دهند که خداوند آن را دوست دارد و می‌پسندد. با تأمل در این آیات، نیز درمی‌یابیم که لطف خدا همواره قرین و همراه مؤمنان است؛ و ایمان، آنان را به هنگام سختی‌ها و مصیبت‌های پریشان کننده، استوار و پا بر جا می‌دارد. نیز از این آیات برمی‌آید، عبادتی که بر نفس دشوار است، فضیلت و ویژگی خاصی را دارد که دیگر عبادت‌ها دارای آن نیستند؛ و هر اندازه مشقت بیشتر باشد، پاداش بزرگ‌تر خواهد بود. همچنین پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بر حسب پشیمانی و تأسف شدید اوست؛ و کسی که بر انجام گناه پروایی نداشته، وهر گناهی را انجام دهد ناراحت نگردد، توبۀ او بدون اراده انجام شده و بی محتواست، گر چه او گمان برد که توبه‌اش پذیرفته شده است. با اندیشه کردن در این آیات در می‌یابیم که علامت خیر و دور شدن سختی از بنده، این است که دل به طور کامل به خدا وابسته شود و از مخلوق ببرّد. از جملۀ لطف خداوند نسبت به این سه نفر، این است که صفتی را برای آنان بر شمرد که برای آنها عیب و عار محسوب نمی‌شود. پس فرمود: (﴿خُلِّفُواۡ﴾) بازداشته شدند. فعل به صورت مجهول آمده و اشاره به این نکته است که مؤمنان آنان را پشت سر گذاشتند. یا به این معنی است که آنان به تاخیر افتاده بودند از کسانی که دربارۀ قبول یا رد کردن عذرشان حکم قطعی صادر شده بود. علت باز ماندن آنان از شرکت در جنگ، این نبود که آنان به خیر علاقه‌مند نبودند. بنابراین نفرمود:«تَخَلَّفُوا» از شرکت در جنگ تخلف ورزیدند و بازپس ماندند. نکته‌ای دیگر که از این آیات مستفاد می‌گردد، این است که خداوند صداقت را به آنان ارزانی نمود. بنابراین دستور داد از آنان پیروی شود. پس فرمود:

التوبة 9:118

لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ؛ خدا ، توبه پيامبر و مهاجرين و انصار را که در آن ساعت عسرت همراه اوبودند ، از آن پس که نزديک بود که گروهي را دل از جنگ بگردد ، پذيرفت توبه شان بپذيرفت ، زيرا به ايشان رئوف و مهربان است. وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ؛ و نيز خدا پذيرفت توبه آن سه تن را که از جنگ تخلف کرده بودند ، تا، آنگاه که زمين با همه گشادگيش بر آنها تنگ شد و جان در تنشان نمي گنجيدو خود دانستند که جز خداوند هيچ پناهگاهي که بدان روي آورند ندارند پس خداوند توبه آنان بپذيرفت تا به او باز آيند ، که توبه پذير و مهربان است. (117) خداوند متعال خبر می‌دهد که او از سرِ لطف و احسان خویش (﴿تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ﴾) توبۀ پیامبرصلی الله علیه وسلم و توبۀ مهاجرین و انصار را پذیرفت. پس، لغزش‌های آنان را بخشید و نیکی‌ها را برای آنان فراوان نمود و آنان را به بالاترین مقام‌ها رساند، و این به سبب انجام دادن کارهای مشکل و دشوار بود. بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ﴾) آنهایی که برای پیکار با دشمنان در جنگ تبوک، همراه با پیامبر حرکت کردند. جنگ تبوک در گرمای شدید و به هنگامی روی داد که مسلمانان از نظر توشه و سواری و کثرت دشمنان و وجودِ عواملی که آنان را از جنگ باز می‌داشت، در تنگنا قرار داشتند. اما آنان از خداوند کمک گرفتند ، و این کار را انجام دادند، (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ﴾) بعد از آنکه نزدیک بود دل‌هایشان دگرگون شود، و به نرفتن و نشستن گرایش یابد . اما خداوند آنان را ثابت قدم نمود، و آنها را کمک کرد، و بدانان نیرو بخشید. «زیغ قلب» یعنی منحرف شدن آن از راه راست. پس اگر انحراف در اصل دین باشد، کفر خواهد بود؛ و اگر انحراف در قوانین و شرائع آن باشد، انحراف به اندازۀ قانونی خواهد بود که از آن منحرف شده یا در انجام آن کوتاهی ورزیده است ، یا آن را به غیر از صورت شرعی انجام داده است. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس توبۀ آنان را پذیرفت. (﴿إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا خداوند نسبت به آنان رئوف و مهربان است. و از جمله مهربانی او این است که توبه کردن را به آنان ارزانی نمود، و آن را از آنان پذیرفت، وآنها را بر آن ثابت قدم کرد. (118) و همچنین خداوند (﴿عَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواۡ﴾) توبۀ آن سه کس را پذیرفت که از بیرون رفتن با مسلمین در آن جنگ، باز ماندند؛ و آن سه نفر کعب بن مالک و دو نفر از دوستانش بودند که داستان آنها در صحاح و سُنن آمده است. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا﴾) تا اینکه بسیار اندوهگین شدند و (﴿ضَاقَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ﴾) زمین با همۀ فراخی‌اش بر آنان تنگ آمد، (﴿وَضَاقَتۡ عَلَيۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) و جان‌هایشان بر آنان تنگ شد، جانی که برای آنها از هر چیزی عزیزتر بود. پس فضای گسترده بر آنان تنگ شد؛ و جان محبوبی که هیچ وقت انسان از آن به تنگ نمی‌آید، بر آنها تنگ شد؛ و این جز به خاطر کاری پریشان کننده نیست که سختی و مشقت آن را نتوان تعبیر کرد، و این بدان خاطر بود که آنها خشنودی خدا و پیامبرش را بر هر چیزی ترجیح دادند. (﴿وَظَنُّوٓاۡ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ﴾) و از وضعیت و حال خود دانستند و یقین حاصل نمودند که جز خدا هیچ کس آنان را از سختی‌ها نجات نمی‌دهد؛ و نمی‌توان به هیچ کسی جز خداوند یکتا که شریکی ندارد، پناه برد. پس رابطه و تعلق آنها با مخلوق قطع شد و خود را به پروردگارشان واگذار کردند، و از خدا به سوی او فرار کردند. آنها حدوداً پنجاه شب را در این سختی سپری کردند. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس به آنان اجازۀ توبه داد، و آنان را به انجام دادنش توفیق عطا کرد. (﴿لِيَتُوبُوٓاۡ﴾) تا توبه کنند، و توبۀ آنان را بپذیرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ﴾) همانا خداوند بسیار توبه را می‌پذیرد و بخشیدن و آمرزیدن و در گذشتن او از لغزش و کوتاهی‌ها بسیار است. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و مهربان است و رحمت فراوان او همواره ودر هر وقت و زمانی بر بندگان فرود می‌آید، وامور دینی و دنیوی‌شان بر آن استوار است. از این آیات برمی‌آید که پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بزرگ‌ترین هدف و بالاترین مقصد است؛ چون خداوند آخرین هدف بندگان خاص خویش را این قرار داده که توبه‌شان پذیرفته شود ، و خداوند با پذیرفتن توبۀ بندگان خاص خود، بر آنان منت می‌نهد، و این زمانی است که کارهایی را انجام دهند که خداوند آن را دوست دارد و می‌پسندد. با تأمل در این آیات، نیز درمی‌یابیم که لطف خدا همواره قرین و همراه مؤمنان است؛ و ایمان، آنان را به هنگام سختی‌ها و مصیبت‌های پریشان کننده، استوار و پا بر جا می‌دارد. نیز از این آیات برمی‌آید، عبادتی که بر نفس دشوار است، فضیلت و ویژگی خاصی را دارد که دیگر عبادت‌ها دارای آن نیستند؛ و هر اندازه مشقت بیشتر باشد، پاداش بزرگ‌تر خواهد بود. همچنین پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بر حسب پشیمانی و تأسف شدید اوست؛ و کسی که بر انجام گناه پروایی نداشته، وهر گناهی را انجام دهد ناراحت نگردد، توبۀ او بدون اراده انجام شده و بی محتواست، گر چه او گمان برد که توبه‌اش پذیرفته شده است. با اندیشه کردن در این آیات در می‌یابیم که علامت خیر و دور شدن سختی از بنده، این است که دل به طور کامل به خدا وابسته شود و از مخلوق ببرّد. از جملۀ لطف خداوند نسبت به این سه نفر، این است که صفتی را برای آنان بر شمرد که برای آنها عیب و عار محسوب نمی‌شود. پس فرمود: (﴿خُلِّفُواۡ﴾) بازداشته شدند. فعل به صورت مجهول آمده و اشاره به این نکته است که مؤمنان آنان را پشت سر گذاشتند. یا به این معنی است که آنان به تاخیر افتاده بودند از کسانی که دربارۀ قبول یا رد کردن عذرشان حکم قطعی صادر شده بود. علت باز ماندن آنان از شرکت در جنگ، این نبود که آنان به خیر علاقه‌مند نبودند. بنابراین نفرمود:«تَخَلَّفُوا» از شرکت در جنگ تخلف ورزیدند و بازپس ماندند. نکته‌ای دیگر که از این آیات مستفاد می‌گردد، این است که خداوند صداقت را به آنان ارزانی نمود. بنابراین دستور داد از آنان پیروی شود. پس فرمود:

التوبة 9:119

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد. (119) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای کسانی که به پروردگار و به آنچه که خدا دستور داده است ایمان آورده‌اید! به مقتضای ایمان عمل کنید و آن رعایت تقوای الهی و پرهیز از چیزهایی است که خداوند از آن نهی کرده است. (﴿وَكُونُواۡ مَعَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) و با کسانی باشید که در گفتار و کردار و حالاتشان راستگویند. کسانی که سخن و کردارشان راست است، و حالات آنها جز بر راستی نبوده و خالی از تنبلی و سستی است، و اهداف و نیات پلید ندارند. و حالاتشان مشتمل بر اخلاص و نیت شایسته می‌باشد؛ زیرا راستی و صداقت، انسان را به سوی نیکی هدایت می‌کند؛ و نیکی، انسان را به بهشت می‌برد. خداوند متعال فرموده است:﴿هَٰذَا يَوۡمُ يَنفَعُ ٱلصَّٰدِقِينَ صِدۡقُهُمۡ﴾ این روزی است که راستگوییِ راستگویان به آنان فایده می‌دهد.

التوبة 9:120

مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ؛ اهل مدينه و عربهاي باديه نشين اطراف آن را نرسد که از همراهي با، پيامبر خدا تخلف ورزند و نبايد که از او به خود پردازند زيرا هيچ تشنگي به آنها چيره نشود يا به رنج نيفتند يا به گرسنگي دچار نگردند يا قدمي که کافران را خشمگين سازد بر ندارند يا به دشمن دستبردي نزنند ، مگر آنکه عمل صالحي برايشان نوشته شود ، که خدا پاداش نيکوکاران را تباه نمي سازد. وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ و هيچ مالي چه اندک و چه بسيار خرج نکنند و از هيچ واديي نگذرند ،، مگرآنکه به حسابشان نوشته شود ، تا خدا پاداششان دهد ، چون پاداش نيکوترين کاري که مي کرده اند. (120) خداوند، مهاجرین و انصار و بادیه‌نشینانی را که در اطراف مدینه بوده و مسلمان شده، و اسلامشان را نیکو گردانده بودند، تحریک می‌نماید و می‌فرماید: (﴿مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواۡ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ﴾) اهل‌مدینه و بادیه‌نشینان دور و بر آنان را نسزد که از پیامبر خدا بازبمانند؛ یعنی برای آنان شایسته و سزاوار نیست که این‌گونه باشند. (﴿وَلَا يَرۡغَبُواۡ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦ﴾) و برای اینکه باقی بمانند و راحت باشند، جان‌هایشان را از جان عزیز و پاک پیامبر دوست‌تر داشته باشند؛ زیرا پیامبر مؤمنان را از خودشان عزیزتر می‌دارد. پس بر هر مسلمانی واجب است که جانش را فدای پیامبرصلی الله علیه وسلم نماید، و او را بر خویشتن مقدم بدارد. پس علامت بزرگداشت و تعظیم پیامبرصلی الله علیه وسلم و دوست داشتن او و ایمان کامل به وی، این است که از او باز نماند. سپس پاداشی را بیان کرد که انسان را به بیرون رفتن برای جهاد وادار می‌نماید. پس فرمود: (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ﴾) این بدان جهت است که مجاهدان راه خدا (﴿لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) هیچ تشنگی و رنج و خستگی و مشقت و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد، (﴿وَلَا يَطَ‍ُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ﴾) و همچنین گامی به جلو برنمی‌دارند که کافران را به خشم آورد، از قبیل: وارد شدن به شهرهایشان و چیره شدن بر سرزمینشان، (﴿وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا﴾) و به دشمنان دستبردی نمی‌زنند، از قبیل: پیروز شدن لشکر مسلمین یا به غنیمت گرفتن اموال کفار، (﴿إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌ﴾) مگر آنکه به واسطۀ آن، برایشان کردار شایسته‌ای نوشته می‌شود، چون اینها آثاری هستند که از اعمالشان پدید می‌آید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانا خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کند؛ کسانی که مبادرت به انجام دستورات خدا کردند، و حقوق خداوند و خلق او را که بر آنان بود، به خوبی انجام دادند. پس این کارها آثار اعمالشان است. (121) سپس فرمود: (﴿وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا﴾) و هیچ خرجی -خواه اندک و خواه زیاد- نمی‌کنند، و هیچ سرزمینی را در حرکت به سوی دشمن نمی‌پیمایند، (﴿إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) مگر اینکه خداوند به واسطۀ آن، کار نیکویی برایشان می‌نویسد. و از جملۀ این اعمال، همین کارها هستند، اما به شرطی که آنها را مخلصانه انجام دهند و در آن خیرخواهی نمایند. در این آیات، به شدت آدمی بر رفتن به جهاد در راه خدا، و اینکه به خاطر برخورداری از اجر الهی باید مشقات و سختی‌ها را در این راستا تحمل کند، تشویق و بیان شده است؛ آثاری که بر عمل و رفتار بنده [ی مؤمن] مترتب می‌شود، پاداش بزرگی برای و در بر دارد.

التوبة 9:121

مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ؛ اهل مدينه و عربهاي باديه نشين اطراف آن را نرسد که از همراهي با، پيامبر خدا تخلف ورزند و نبايد که از او به خود پردازند زيرا هيچ تشنگي به آنها چيره نشود يا به رنج نيفتند يا به گرسنگي دچار نگردند يا قدمي که کافران را خشمگين سازد بر ندارند يا به دشمن دستبردي نزنند ، مگر آنکه عمل صالحي برايشان نوشته شود ، که خدا پاداش نيکوکاران را تباه نمي سازد. وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ و هيچ مالي چه اندک و چه بسيار خرج نکنند و از هيچ واديي نگذرند ،، مگرآنکه به حسابشان نوشته شود ، تا خدا پاداششان دهد ، چون پاداش نيکوترين کاري که مي کرده اند. (120) خداوند، مهاجرین و انصار و بادیه‌نشینانی را که در اطراف مدینه بوده و مسلمان شده، و اسلامشان را نیکو گردانده بودند، تحریک می‌نماید و می‌فرماید: (﴿مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواۡ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ﴾) اهل‌مدینه و بادیه‌نشینان دور و بر آنان را نسزد که از پیامبر خدا بازبمانند؛ یعنی برای آنان شایسته و سزاوار نیست که این‌گونه باشند. (﴿وَلَا يَرۡغَبُواۡ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦ﴾) و برای اینکه باقی بمانند و راحت باشند، جان‌هایشان را از جان عزیز و پاک پیامبر دوست‌تر داشته باشند؛ زیرا پیامبر مؤمنان را از خودشان عزیزتر می‌دارد. پس بر هر مسلمانی واجب است که جانش را فدای پیامبرصلی الله علیه وسلم نماید، و او را بر خویشتن مقدم بدارد. پس علامت بزرگداشت و تعظیم پیامبرصلی الله علیه وسلم و دوست داشتن او و ایمان کامل به وی، این است که از او باز نماند. سپس پاداشی را بیان کرد که انسان را به بیرون رفتن برای جهاد وادار می‌نماید. پس فرمود: (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ﴾) این بدان جهت است که مجاهدان راه خدا (﴿لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) هیچ تشنگی و رنج و خستگی و مشقت و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد، (﴿وَلَا يَطَ‍ُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ﴾) و همچنین گامی به جلو برنمی‌دارند که کافران را به خشم آورد، از قبیل: وارد شدن به شهرهایشان و چیره شدن بر سرزمینشان، (﴿وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا﴾) و به دشمنان دستبردی نمی‌زنند، از قبیل: پیروز شدن لشکر مسلمین یا به غنیمت گرفتن اموال کفار، (﴿إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌ﴾) مگر آنکه به واسطۀ آن، برایشان کردار شایسته‌ای نوشته می‌شود، چون اینها آثاری هستند که از اعمالشان پدید می‌آید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانا خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کند؛ کسانی که مبادرت به انجام دستورات خدا کردند، و حقوق خداوند و خلق او را که بر آنان بود، به خوبی انجام دادند. پس این کارها آثار اعمالشان است. (121) سپس فرمود: (﴿وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا﴾) و هیچ خرجی -خواه اندک و خواه زیاد- نمی‌کنند، و هیچ سرزمینی را در حرکت به سوی دشمن نمی‌پیمایند، (﴿إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) مگر اینکه خداوند به واسطۀ آن، کار نیکویی برایشان می‌نویسد. و از جملۀ این اعمال، همین کارها هستند، اما به شرطی که آنها را مخلصانه انجام دهند و در آن خیرخواهی نمایند. در این آیات، به شدت آدمی بر رفتن به جهاد در راه خدا، و اینکه به خاطر برخورداری از اجر الهی باید مشقات و سختی‌ها را در این راستا تحمل کند، تشویق و بیان شده است؛ آثاری که بر عمل و رفتار بنده [ی مؤمن] مترتب می‌شود، پاداش بزرگی برای و در بر دارد.

التوبة 9:122

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ؛ و نتوانند مؤمنان که همگي به سفر روند چرا از هر گروهي دسته اي به سفرنروند تا دانش دين خويش را بياموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشداردهند ، باشد که از زشتکاري حذر کنند ? (122) خداوند متعال بندگانش را به انجام آنچه که برای آنان شایسته است، آگاه ‌نموده و می‌فرماید: (﴿وَمَا كَانَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لِيَنفِرُواۡ كَآفَّةٗ﴾) و مؤمنان را نسزد که همگی آنان برای پیکار با دشمنشان بروند؛ چون اگر همۀ آنان بیرون بروند، این کار باعث ایجاد مشقت و سختی برای آنان می‌شود، و بسیاری از مصالح و منافع را از دست می‌دهند. (﴿فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرۡقَةٖ مِّنۡهُمۡ﴾) بلکه باید از هر شهر و از هر قوم و قبیله‌ای از آنان، (﴿طَآئِفَةٞ﴾) گروهی برای جنگ بیرون روند که آن گروه کفایت امر ‌کند، و هدف با آن حاصل ‌شود. سپس تذکر داد که ماندن گروهی از آنان، مصلحت‌هایی را در بر دارد که اگر خارج می‌شدند، آن را از دست می‌دادند. پس فرمود: (﴿لِّيَتَفَقَّهُواۡ فِي ٱلدِّينِ وَلِيُنذِرُواۡ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاۡ إِلَيۡهِمۡ﴾) تا آنان که نشسته‌اند، علم شرعی را بیاموزند ومفاهیم آن را یاد بگیرند و به اسرار آن آگاهی حاصل کنند و دیگران را بیاموزند و قومشان را وقتی که به سوی آنان بازگردند، بیم دهند. در این آیه، فضیلت علم ثابت می‌شود، خصوصاً علوم دین، و اینکه آگاهی یافتن از مسایل دین، مهم‌ترین کار است؛ و هرکس علمی آموخت، بر اوست که آن را درمیان بندگان منتشر نماید و آنها را نصیحت کند؛ زیرا انتشار علم از سوی عالم، بخشی از برکت پاداش آن است که همواره رشد می‌کند. اما اگر عالم فقط به خودش اکتفا نماید، و با حکمت و پند نیکو، مردم را به راه خدا دعوت نکند، و تعلیم جاهلان را ترک نماید، پس او برای مسلمین چه سودی دارد؟ و چه نتیجه‌ای از علمش به دست می‌آید؟ زیرا سرانجام می‌میرد و علم وی و ثمره‌اش هم می‌میرد، و این نهایت محرومیت است برای کسی که خداوند به او علم داده، و او را فهم و شعور بخشیده است. همچنین در این آیه ارشاد لطیف و اشارۀ مهمی وجود دارد و آن این است که: باید مسلمانان برای هر مصلحتی از مصالح عمومی خودشان، کسانی را آماده سازند تا تمام وقت خویش را به کار گرفته، و با کوشش فراوان به انجام دادن آن مصلحت پرداخته، و به چیزی دیگر نیندیشند. تا منافع آنها تأمین شود. و باید هدف نهایی همۀ آنان، یکی باشد و آن، تأمین مصلحت دین و دنیایشان است، گر چه راه‌ها و شیوه‌ها مختلف و متعدد باشند؛ زیرا معقول است که روش و متدها مختلف باشد، اما هدف همۀ آنان باید یک چیز باشد. و این جزو حکمت نافع و شامل در تمام امور است.

التوبة 9:123

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، با کافراني که نزديک شمايند جنگ کنيد، تا در شما شدت و درشتي يابند ، و بدانيد که خدا با پرهيزگاران است. (123) بعد از اینکه آنها را راهنمایی کرد که چه کسانی باید برای جنگ بیرون بروند، آنان را راهنمایی نمود که جنگ را با نزدیک‌ترین کافران آغاز کنند، و در مقابل آنان خشونت و شدت و شجاعت و پایداری نشان دهند. (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و بدانید که کمک خدا بر حسب پرهیزگاری شما می‌آید. پس به تقوای الهی پایبند باشید، آنگاه شما را کمک می‌کند و درمقابل دشمنانتان شما را یاری می‌نماید. و فرمودۀ الهی (﴿قَٰتِلُواۡ ٱلَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ ٱلۡكُفَّارِ﴾) یک امر کلی است، و اگر مصلحت در این بود که با کافرانِ دور جنگ شود، این حکم کلی تخصیص داده خواهد ‌شد.

التوبة 9:124

وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ؛ و چون سوره اي نازل شود ، بعضي مي پرسند : اين سوره به ايمان کدام يک از شما در افزود ? آنان که ايمان آورده اند به ايمانشان افزوده شود ، و خود شادماني مي کنند. وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ اما آنان که در دلهايشان مرضي است ، جز انکاري بر انکارشان نيفزود و، همچنان کافر بمردند. أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ ؛ آيا نمي بينند که در هر سال يک يا دوبار مورد آزمايش واقع مي شوند ? ولي نه توبه مي کنند و نه پند مي گيرند. (124) خداوند متعال با بیان حالت منافقان و مؤمنان، به هنگام نازل شدن قرآن، و تفاوتی که هر دو گروه با یکدیگر دارند، می‌فرماید: (﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ﴾) و هنگامی که سوره‌ای نازل شود که در آن امر و نهی باشد، و خداوند در آن، از ذات بزرگوار خود و از امور پنهانی و ناپیدا خبر داده، و به جهاد تحریک ‌نماید، (﴿فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗا﴾) کسانی از آنان می‌گویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزوده است؟ یعنی برای آنانی که ایمان آورده‌اند چنین سؤالی به وجود می‌آید. خداوند متعال حالت پیش آمده را بیان داشته و می‌فرماید: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا﴾) اما ایمان مؤمنان را می‌افزاید؛ آن را یاد می‌گیرند و می‌فهمند، و به آن اعتقاد پیدا می‌کنند و به آن عمل می‌کنند، و به انجام دادن کار خیر علاقه‌مند می‌شوند، و از انجام کار بد، دست برمی‌دارند. (﴿وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) و برخی، برخی دیگر را مژده می‌دهند؛ چرا که خداوند آیاتی را به آنها ارزانی داشته، و به آنان توفیق داده است تا آن‌را بفهمند و به آن عمل نمایند. و این بر شرح سینۀ آنها برای پذیرش آیات خدا و آرامش دل‌هایشان، و سرعت فرمانبرداری آنان دلالت می‌نماید. (125) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ﴾) و اما کسانی که در دل‌هایشان شک و نفاق است،(﴿ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ﴾) بر پلیدی‌شان می‌افزاید؛ یعنی بیماری و شک و تردیدشان را می‌افزاید، به خاطر اینکه به آن کفر ورزیدند و با آن مخالفت کردند و از آن روی گرداندند. بنابراین بیماری‌شان بیشتر شد، و آنان را به هلاکت انداخت، (﴿وَ﴾) بر دل‌هایشان مهر زده شد تا اینکه (﴿مَاتُواۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) با کافری مردند. و این سزایی است برای آنان، چون به آیات خدا کفر ورزیدند، و از پیامبرش سرپیچی کردند، و به کیفر آن، خداوند تا روز قیامت نفاق را در دل‌هایشان قرار داد. (126) خداوند متعال آنان را به خاطر کفر و نفاقی که بر آن هستند، سرزنش نموده و می‌فرماید: (﴿أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ﴾) آیا نمی‌بینند که در هر سال یک یا دو بار به وسیلۀ مصیبت‌ها و بیماری‌هایی که به آنان می‌رسد، با اوامر مورد آزمایش قرار می‌گیرند. (﴿ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ﴾) و از شر و فسادی که بر آن هستند، توبه نمی‌کنند، (﴿وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ﴾) و آنچه را که به سود آنهاست، نمی‌پذیرند و انجام نمی‌دهند، و آنچه را که به زیان آنهاست، ترک نمی‌کنند. پس خداوند متعال طبق سنتی که در مورد سایر امت‌ها و ملت‌ها دارد، آنها را با خوشی‌ها و ناهمواری‌ها و اوامر و نواهی آزمایش می‌نماید، تا به سوی او باز گردند. اما آنها توبه نمی‌کنند و پند نمی‌پذیرند. و این آیات، مبین آن هستند که ایمان کم و زیاد می‌گردد، و شایسته است که مؤمن، ایمانش را مورد ارزیابی قرار دهد و مواظب آن باشد، و آن را تجدید نماید و رشد بدهد، تا همواره ایمانش راه ترقی و تکامل را بپیماید.

التوبة 9:125

وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ؛ و چون سوره اي نازل شود ، بعضي مي پرسند : اين سوره به ايمان کدام يک از شما در افزود ? آنان که ايمان آورده اند به ايمانشان افزوده شود ، و خود شادماني مي کنند. وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ اما آنان که در دلهايشان مرضي است ، جز انکاري بر انکارشان نيفزود و، همچنان کافر بمردند. أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ ؛ آيا نمي بينند که در هر سال يک يا دوبار مورد آزمايش واقع مي شوند ? ولي نه توبه مي کنند و نه پند مي گيرند. (124) خداوند متعال با بیان حالت منافقان و مؤمنان، به هنگام نازل شدن قرآن، و تفاوتی که هر دو گروه با یکدیگر دارند، می‌فرماید: (﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ﴾) و هنگامی که سوره‌ای نازل شود که در آن امر و نهی باشد، و خداوند در آن، از ذات بزرگوار خود و از امور پنهانی و ناپیدا خبر داده، و به جهاد تحریک ‌نماید، (﴿فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗا﴾) کسانی از آنان می‌گویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزوده است؟ یعنی برای آنانی که ایمان آورده‌اند چنین سؤالی به وجود می‌آید. خداوند متعال حالت پیش آمده را بیان داشته و می‌فرماید: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا﴾) اما ایمان مؤمنان را می‌افزاید؛ آن را یاد می‌گیرند و می‌فهمند، و به آن اعتقاد پیدا می‌کنند و به آن عمل می‌کنند، و به انجام دادن کار خیر علاقه‌مند می‌شوند، و از انجام کار بد، دست برمی‌دارند. (﴿وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) و برخی، برخی دیگر را مژده می‌دهند؛ چرا که خداوند آیاتی را به آنها ارزانی داشته، و به آنان توفیق داده است تا آن‌را بفهمند و به آن عمل نمایند. و این بر شرح سینۀ آنها برای پذیرش آیات خدا و آرامش دل‌هایشان، و سرعت فرمانبرداری آنان دلالت می‌نماید. (125) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ﴾) و اما کسانی که در دل‌هایشان شک و نفاق است،(﴿ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ﴾) بر پلیدی‌شان می‌افزاید؛ یعنی بیماری و شک و تردیدشان را می‌افزاید، به خاطر اینکه به آن کفر ورزیدند و با آن مخالفت کردند و از آن روی گرداندند. بنابراین بیماری‌شان بیشتر شد، و آنان را به هلاکت انداخت، (﴿وَ﴾) بر دل‌هایشان مهر زده شد تا اینکه (﴿مَاتُواۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) با کافری مردند. و این سزایی است برای آنان، چون به آیات خدا کفر ورزیدند، و از پیامبرش سرپیچی کردند، و به کیفر آن، خداوند تا روز قیامت نفاق را در دل‌هایشان قرار داد. (126) خداوند متعال آنان را به خاطر کفر و نفاقی که بر آن هستند، سرزنش نموده و می‌فرماید: (﴿أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ﴾) آیا نمی‌بینند که در هر سال یک یا دو بار به وسیلۀ مصیبت‌ها و بیماری‌هایی که به آنان می‌رسد، با اوامر مورد آزمایش قرار می‌گیرند. (﴿ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ﴾) و از شر و فسادی که بر آن هستند، توبه نمی‌کنند، (﴿وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ﴾) و آنچه را که به سود آنهاست، نمی‌پذیرند و انجام نمی‌دهند، و آنچه را که به زیان آنهاست، ترک نمی‌کنند. پس خداوند متعال طبق سنتی که در مورد سایر امت‌ها و ملت‌ها دارد، آنها را با خوشی‌ها و ناهمواری‌ها و اوامر و نواهی آزمایش می‌نماید، تا به سوی او باز گردند. اما آنها توبه نمی‌کنند و پند نمی‌پذیرند. و این آیات، مبین آن هستند که ایمان کم و زیاد می‌گردد، و شایسته است که مؤمن، ایمانش را مورد ارزیابی قرار دهد و مواظب آن باشد، و آن را تجدید نماید و رشد بدهد، تا همواره ایمانش راه ترقی و تکامل را بپیماید.

التوبة 9:126

وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ؛ و چون سوره اي نازل شود ، بعضي مي پرسند : اين سوره به ايمان کدام يک از شما در افزود ? آنان که ايمان آورده اند به ايمانشان افزوده شود ، و خود شادماني مي کنند. وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ اما آنان که در دلهايشان مرضي است ، جز انکاري بر انکارشان نيفزود و، همچنان کافر بمردند. أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ ؛ آيا نمي بينند که در هر سال يک يا دوبار مورد آزمايش واقع مي شوند ? ولي نه توبه مي کنند و نه پند مي گيرند. (124) خداوند متعال با بیان حالت منافقان و مؤمنان، به هنگام نازل شدن قرآن، و تفاوتی که هر دو گروه با یکدیگر دارند، می‌فرماید: (﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ﴾) و هنگامی که سوره‌ای نازل شود که در آن امر و نهی باشد، و خداوند در آن، از ذات بزرگوار خود و از امور پنهانی و ناپیدا خبر داده، و به جهاد تحریک ‌نماید، (﴿فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗا﴾) کسانی از آنان می‌گویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزوده است؟ یعنی برای آنانی که ایمان آورده‌اند چنین سؤالی به وجود می‌آید. خداوند متعال حالت پیش آمده را بیان داشته و می‌فرماید: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا﴾) اما ایمان مؤمنان را می‌افزاید؛ آن را یاد می‌گیرند و می‌فهمند، و به آن اعتقاد پیدا می‌کنند و به آن عمل می‌کنند، و به انجام دادن کار خیر علاقه‌مند می‌شوند، و از انجام کار بد، دست برمی‌دارند. (﴿وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) و برخی، برخی دیگر را مژده می‌دهند؛ چرا که خداوند آیاتی را به آنها ارزانی داشته، و به آنان توفیق داده است تا آن‌را بفهمند و به آن عمل نمایند. و این بر شرح سینۀ آنها برای پذیرش آیات خدا و آرامش دل‌هایشان، و سرعت فرمانبرداری آنان دلالت می‌نماید. (125) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ﴾) و اما کسانی که در دل‌هایشان شک و نفاق است،(﴿ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ﴾) بر پلیدی‌شان می‌افزاید؛ یعنی بیماری و شک و تردیدشان را می‌افزاید، به خاطر اینکه به آن کفر ورزیدند و با آن مخالفت کردند و از آن روی گرداندند. بنابراین بیماری‌شان بیشتر شد، و آنان را به هلاکت انداخت، (﴿وَ﴾) بر دل‌هایشان مهر زده شد تا اینکه (﴿مَاتُواۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) با کافری مردند. و این سزایی است برای آنان، چون به آیات خدا کفر ورزیدند، و از پیامبرش سرپیچی کردند، و به کیفر آن، خداوند تا روز قیامت نفاق را در دل‌هایشان قرار داد. (126) خداوند متعال آنان را به خاطر کفر و نفاقی که بر آن هستند، سرزنش نموده و می‌فرماید: (﴿أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ﴾) آیا نمی‌بینند که در هر سال یک یا دو بار به وسیلۀ مصیبت‌ها و بیماری‌هایی که به آنان می‌رسد، با اوامر مورد آزمایش قرار می‌گیرند. (﴿ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ﴾) و از شر و فسادی که بر آن هستند، توبه نمی‌کنند، (﴿وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ﴾) و آنچه را که به سود آنهاست، نمی‌پذیرند و انجام نمی‌دهند، و آنچه را که به زیان آنهاست، ترک نمی‌کنند. پس خداوند متعال طبق سنتی که در مورد سایر امت‌ها و ملت‌ها دارد، آنها را با خوشی‌ها و ناهمواری‌ها و اوامر و نواهی آزمایش می‌نماید، تا به سوی او باز گردند. اما آنها توبه نمی‌کنند و پند نمی‌پذیرند. و این آیات، مبین آن هستند که ایمان کم و زیاد می‌گردد، و شایسته است که مؤمن، ایمانش را مورد ارزیابی قرار دهد و مواظب آن باشد، و آن را تجدید نماید و رشد بدهد، تا همواره ایمانش راه ترقی و تکامل را بپیماید.

التوبة 9:127

وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَّظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُم مِّنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُواْ صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُون؛ و چون سوره اي نازل شود ، بعضي به بعضي ديگر نگاه مي کنند : آيا کسي ، شمارا مي بيند ? و باز مي گردند خدا دلهايشان را از ايمان منصرف ساخته ،زيرا مردمي نافهمند. (127) منافقان که می‌ترسیدند سوره‌ای در رابطه با آنها نازل شود، و آنچه را که در دل‌هایشان است، فاش کند، (﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ﴾) هرگاه سوره‌ای نازل شود، تا به آن ایمان بیاورند، و به مضمون و محتوای آن عمل کنند، (﴿نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ﴾) برخی به ‌برخی دیگر می‌نگرند، در حالی که تصمیم قطعی دارند که به آن عمل نکنند، و منتظر فرصت هستند تا از نگاه مؤمنان پنهان شوند، و می‌گویند: (﴿هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواۡ﴾) آیا کسی شما را می‌بیند؟ آنگاه دزدکی بیرون می‌روند، و در حالی که رویگردان هستند، به عقب برمی‌گردند. پس خداوند آنها را با سزایی ازنوع عملشان مجازات نمود، و همان‌طور که از عمل کردن به آن سوره برگشتند. (﴿صَرَفَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُم﴾) خداوند نیز دل‌هایشان را برگرداند؛ یعنی آن را از حق باز داشت و خوار نمود. (﴿بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ﴾) چرا که آنان گروهی نادان و نفهم هستند و دانش و علمی نافع به دست نیاورده‌اند؛ زیرا اگر آنان فهم و شعوری داشتند، وقتی که سوره‌ای نازل می‌شد، به آن ایمان می‌آوردند، و از فرمان آن اطاعت می‌کردند. منظور بیان شدّ‌تِ نفرت آنها از جهاد و دیگر شرایع و قوانین ایمان است. همان‌طورکه خداوند در مورد آنها فرموده است:﴿فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِ﴾ پس هرگاه سوره‌ای صریح نازل می‌شد و در آن از جنگ سخن به میان می‌آمد، می‌بینی کسانی که در دل‌هایشان مرضی هست، همچون کسی که به حال بیهوشی مرگ رسیده است، به تو می‌نگرد.

التوبة 9:128

لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ؛ هر آينه پيامبري از خود شما بر شما مبعوث شد ، هر آنچه شما را رنج مي دهد بر او گران مي آيد سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است. فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ؛ اگر بازگردند بگو : خدا براي من کافي است ، خدايي جز او نيست ، بر اوتوکل کردم و اوست پروردگار عرش بزرگ. (128) خداوند متعال نعمت خود را بر بندگان مؤمنش یادآور می‌شود مبنی بر اینکه، پیامبر امّی را در میان آنان مبعوث گرداند؛ پیامبری که حالت او را می‌دانند و می‌توانند از او فرا بگیرند، و از فرمان بردن از او دچار مشقت نمی‌شوند، و او برای آنان بسیار خیرخواه است و در راستای تأمین منافعشان تلاش می‌نماید. (﴿عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ﴾) و آنچه بر شما سخت باشد و شمارا رنجور کند، بر او گران و دشوار می‌آید. (﴿حَرِيصٌ عَلَيۡكُم﴾) و به شما علاقه‌مند است.پس، خیر و صلاح شما را می‌خواهد، و به اندازۀ توان خود برای رساندن خیر به شما تلاش می‌نماید، و برای هدایت شما می‌کوشد، و شر را از شما دور می‌کند، و به اندازۀ توان خود برای رهانیدن شما از شر و بدی تلاش می‌نماید. (﴿بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) و بسیار مهربان است؛ یعنی بسیار زیاد نسبت به مؤمنان مهربان است، حتی از پدر و مادرشان نسبت به آنان مهربان تر است. بنابراین حق او بر سایر حقوق مقدم است، و بر امت واجب است که به او ایمان بیاورند، و او را تعظیم و احترام و یاری کنند. (129) (﴿فَإِن﴾) پس اگر ایمان آوردند، برایشان بهتر است و توفیق یافته‌اند، و اگر (﴿تَوَلَّوۡاۡ﴾) از ایمان آوردن و عمل کردن روی گرداندند، تو به راه و به دعوت خویش همچنان ادامه بده و بگو: (﴿حَسۡبِيَ ٱللَّهُ﴾) خدا در همه چیز مرا کافی و بسنده است،(﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾) هیچ معبود به حقی جز او وجود ندارد، (﴿عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) و برای جلب منافع و دفع مفاسد به او اعتماد نموده، و توکل کرده‌ام. (﴿وَهُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و او پروردگار عرش بزرگ است، که بزرگ‌ترین مخلوقات می‌باشد. پس وقتی که او پروردگار عرش بزرگ است، و عرش او همۀ مخلوقات را در برگرفته است؛ به طریق اولی پروردگار دیگر مخلوقاتی است که از عرش کوچک‌ترند.

التوبة 9:129

لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ؛ هر آينه پيامبري از خود شما بر شما مبعوث شد ، هر آنچه شما را رنج مي دهد بر او گران مي آيد سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است. فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ؛ اگر بازگردند بگو : خدا براي من کافي است ، خدايي جز او نيست ، بر اوتوکل کردم و اوست پروردگار عرش بزرگ. (128) خداوند متعال نعمت خود را بر بندگان مؤمنش یادآور می‌شود مبنی بر اینکه، پیامبر امّی را در میان آنان مبعوث گرداند؛ پیامبری که حالت او را می‌دانند و می‌توانند از او فرا بگیرند، و از فرمان بردن از او دچار مشقت نمی‌شوند، و او برای آنان بسیار خیرخواه است و در راستای تأمین منافعشان تلاش می‌نماید. (﴿عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ﴾) و آنچه بر شما سخت باشد و شمارا رنجور کند، بر او گران و دشوار می‌آید. (﴿حَرِيصٌ عَلَيۡكُم﴾) و به شما علاقه‌مند است.پس، خیر و صلاح شما را می‌خواهد، و به اندازۀ توان خود برای رساندن خیر به شما تلاش می‌نماید، و برای هدایت شما می‌کوشد، و شر را از شما دور می‌کند، و به اندازۀ توان خود برای رهانیدن شما از شر و بدی تلاش می‌نماید. (﴿بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) و بسیار مهربان است؛ یعنی بسیار زیاد نسبت به مؤمنان مهربان است، حتی از پدر و مادرشان نسبت به آنان مهربان تر است. بنابراین حق او بر سایر حقوق مقدم است، و بر امت واجب است که به او ایمان بیاورند، و او را تعظیم و احترام و یاری کنند. (129) (﴿فَإِن﴾) پس اگر ایمان آوردند، برایشان بهتر است و توفیق یافته‌اند، و اگر (﴿تَوَلَّوۡاۡ﴾) از ایمان آوردن و عمل کردن روی گرداندند، تو به راه و به دعوت خویش همچنان ادامه بده و بگو: (﴿حَسۡبِيَ ٱللَّهُ﴾) خدا در همه چیز مرا کافی و بسنده است،(﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾) هیچ معبود به حقی جز او وجود ندارد، (﴿عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) و برای جلب منافع و دفع مفاسد به او اعتماد نموده، و توکل کرده‌ام. (﴿وَهُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و او پروردگار عرش بزرگ است، که بزرگ‌ترین مخلوقات می‌باشد. پس وقتی که او پروردگار عرش بزرگ است، و عرش او همۀ مخلوقات را در برگرفته است؛ به طریق اولی پروردگار دیگر مخلوقاتی است که از عرش کوچک‌ترند.

يونس 10:1

الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ الف – لام – را اين آيات كتاب حكمت آميز است. أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ آيا براي مردم شگفتي آور است كه به مردي از خودشان وحي نموديم كه مردمان را بترسان، و مؤمنان را مژده بده كه آنان نزد پروردگارشان پيشنة راستين دارند؟ كافران گفتند:«بي گمان اين جادوگر آشكاري است» (1) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿الٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) این است آیات کتاب حکمت آمیز، و آن قرآن است که مشتمل بر حکمت و احکام است، و آیات آن بر حقایق ایمانی و اوامر و نواهی شرع دلالت می‌نماید؛ و بر همۀ امت واجب است، آن را بپذیرند و از آن فرمان برند. (2) با وجود این، بیشتر آنان روی گرداندند، و آن را درک نکردند. بنابراین تعجب نمودند (﴿أَنۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ رَجُلٖ مِّنۡهُمۡ أَنۡ أَنذِرِ ٱلنَّاسَ﴾) که به مردی از خودشان وحی نمودیم تا مردمان را از عذاب خدا بیم دهد، و از عذاب الهی بترساند، و آنان را به آیات الهی یادآور شود. (﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ أَنَّ لَهُمۡ قَدَمَ صِدۡقٍ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی را که ایمان راستین آوردند، مژده بده که به خاطر کارهای شایسته و راستینی که از پیش فرستاده‌اند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی کامل و نیک است. پس کافران از این مرد بزرگ تعجب کردند، تعجبی که آنها را واداشت تا به او کفر ورزند، (﴿قَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) و کافران در مورد او گفتند: (﴿ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٞ مُّبِينٌ﴾) بی‌گمان این، جادویش آشکار است و ـ‌به ادعای آنهاـ بر هیچ کس پوشیده نیست. و این به خاطر بی‌خردی و عنادشان بود؛ زیرا آنها از کاری تعجب کردند، که هیچ جای تعجب و شگفتی نداشت، بلکه باید از نادانی و عدم شناخت آنها نسبت به منافعشان در شگفت بود. چگونه به این پیامبر بزرگوار ایمان نیاوردند، پیامبری که خداوند او را از میان آنان مبعوث نمود، و او را به خوبی می‌شناختند، اما دعوتش را نپذیرفتند و برای باطل کردن و از بین بردن دینش، کوشیدند؟ ولی خداوند نور خویش را کامل می‌گرداند گرچه کافران دوست نداشته باشند.

يونس 10:2

الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ الف – لام – را اين آيات كتاب حكمت آميز است. أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ آيا براي مردم شگفتي آور است كه به مردي از خودشان وحي نموديم كه مردمان را بترسان، و مؤمنان را مژده بده كه آنان نزد پروردگارشان پيشنة راستين دارند؟ كافران گفتند:«بي گمان اين جادوگر آشكاري است» (1) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿الٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) این است آیات کتاب حکمت آمیز، و آن قرآن است که مشتمل بر حکمت و احکام است، و آیات آن بر حقایق ایمانی و اوامر و نواهی شرع دلالت می‌نماید؛ و بر همۀ امت واجب است، آن را بپذیرند و از آن فرمان برند. (2) با وجود این، بیشتر آنان روی گرداندند، و آن را درک نکردند. بنابراین تعجب نمودند (﴿أَنۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ رَجُلٖ مِّنۡهُمۡ أَنۡ أَنذِرِ ٱلنَّاسَ﴾) که به مردی از خودشان وحی نمودیم تا مردمان را از عذاب خدا بیم دهد، و از عذاب الهی بترساند، و آنان را به آیات الهی یادآور شود. (﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ أَنَّ لَهُمۡ قَدَمَ صِدۡقٍ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی را که ایمان راستین آوردند، مژده بده که به خاطر کارهای شایسته و راستینی که از پیش فرستاده‌اند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی کامل و نیک است. پس کافران از این مرد بزرگ تعجب کردند، تعجبی که آنها را واداشت تا به او کفر ورزند، (﴿قَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) و کافران در مورد او گفتند: (﴿ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٞ مُّبِينٌ﴾) بی‌گمان این، جادویش آشکار است و ـ‌به ادعای آنهاـ بر هیچ کس پوشیده نیست. و این به خاطر بی‌خردی و عنادشان بود؛ زیرا آنها از کاری تعجب کردند، که هیچ جای تعجب و شگفتی نداشت، بلکه باید از نادانی و عدم شناخت آنها نسبت به منافعشان در شگفت بود. چگونه به این پیامبر بزرگوار ایمان نیاوردند، پیامبری که خداوند او را از میان آنان مبعوث نمود، و او را به خوبی می‌شناختند، اما دعوتش را نپذیرفتند و برای باطل کردن و از بین بردن دینش، کوشیدند؟ ولی خداوند نور خویش را کامل می‌گرداند گرچه کافران دوست نداشته باشند.

يونس 10:3

إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ پروردگار شما خداوندي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد، آن گاه آن گونه كه شايستة شكوه اوست بر عرش بلند و مرتفع گرديد، (و) كار (هستي) را تدبير مي كند، هيچ شفاعت كننده اي نيست مگر پس از اجازة او، اين است خداوند پروردگارتان. پس از او بترسيد، آيا پند نمي پذيريد؟ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ بازگشت همة شما به سوي اوست، اين وعدة راستين خداوند است، او آفرينش را آغاز مي كند، سپس آن را باز مي گرداند تا كساني را كه ايمان آورده و كردار شايسته انجام داده اند به دادگري پاداش دهد، و اما كساني كه كفر ورزيده اند شرابي از آب داغ و سوزان دارند و داراي عذابي دردناك هستند، به سبب آنكه كفر مي ورزيدند. (3) خداوند متعال با بیان ربوبیت و الوهیت و عظمت خویش می‌فرماید: (﴿إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) بی‌گمان پروردگار شما خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید. هرچند که او می‌تواند آن را در یک لحظه بیافریند، اما چون در این حکمتی بود و در کارهایش مهربان است، چنین کرد. و از جمله حکمت الهی در آفرینش آسمان‌ها و زمین این است که آن را به حق و برای حق آفرید، تا از طریق نام‌ها و صفاتش شناخته شود، و تنها او عبادت گردد. (﴿ثُمَّ﴾) پس از آفرینش آسمان‌ها و زمین، (﴿ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) آن‌گونه که شایسته و مناسب شکوه و عظمت اوست، بر عرش بلند و مرتفع گردید. (﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ﴾) کار جهان بالا و پایین را می‌گرداند و تدبیر می‌کند؛ می‌میراند و زنده می‌نماید، و روزی فرو می‌فرستد، و روزها را میان مردم می‌گرداند، گاه به سود برخی و گاه به زیان برخی دیگر، و زیان را از آسیب دیدگان دور می‌کند، وخواستۀ جویندگان را اجابت می‌نماید. پس انواع تدابیر از جانب اوست، و همۀ خلق در برابر قدرت او، سر تسلیم فرود آورده؛ و در برابر عظمت و فرمانروایی‌اش، فروتن‌اند. (﴿مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ إِذۡنِهِۦ﴾) هیچ شفاعت‌کننده‌ای نیست مگر [اینکه] پس از اجازۀ او [به شفاعت برمی‌خیزد]. پس هیچ مخلوقی اقدام به شفاعت نمی‌نماید گرچه از برترین مخلوقات باشد، مگر اینکه خدا به وی اجازه بدهد. و او جز به کسی که از وی راضی و خشنود است، اجازه نمی‌دهد. و شفاعت کردن را، جز برای مخلصان و یکتاپرستان نمی‌پسندد. (﴿ذَٰلِكُمُ﴾) کسی که چنین است، (﴿ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) خداوند، پروردگارتان است. او خداوندی است دارای صفات الوهیت، که همۀ صفات کمال را در بر دارد؛ و دارای صفت ربوبیت، که همۀ صفات افعال را دربر دارد. (﴿فَٱعۡبُدُوهُ﴾) پس همه عبادت‌ها را تنها برای او انجام دهید، و فقط او را بپرستید. (﴿ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید و نشانه‌ها و دلایلی را که بر این دلالت می‌نمایند او یکتاست و معبود ستوده و دارای عظمت و بخشش است، به یاد نمی‌آورید؟! (4) پس از آنکه خداوند متعال حکمِ تقدیری خویش را بیان کرد که تدبیرِ عام و فراگیر او است؛ و حکم دینی‌اش را بیان کرد که آن شریعت اوست و مقصود و مضمون آن این است که او تنها است و هیچ شریکی ندارد؛ حکم جزائی‌اش را بیان نمود و آن مجازات بندگان به سبب اعمالشان در جهان پس از مرگ است، پس فرمود: (﴿إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا﴾) همۀ شما را پس از مرگتان در روزی مشخص گرد خواهد آورد. (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقًّا﴾) وعدۀ خداوند راست است و حتماً آن را کامل می‌گرداند. (﴿إِنَّهُۥ يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) او آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را باز می‌گرداند. پس آن کس که بر آفرینش تواناست، بر بازگرداندن آن نیز تواناست. و کسی که می‌بیند خداوند آفرینش را آغاز نموده، سپس آفرینشِ دوبارۀ او را انکار می‌کند، فاقد عقل است؛ چراکه از دو چیز که همانند یکدیگرند، یکی را انکار می‌کند، با اینکه آغاز آفرینش را که مهم‌تر از بازگرداندن آن است، اثبات می‌نماید. پس این یک دلیل عقلیِ روشن بر اثبات معاد است. سپس دلیل نقلی را بیان داشت و فرمود: (﴿لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) تا کسانی را که قلباً به آنچه خدا بدان دستور داده است، ایمان آورده‌اند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضای خود کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبات را انجام داده‌اند، (﴿بِٱلۡقِسۡطِ﴾) به دادگری پاداش دهد. پس به جزای ایمان آوردن و کارهایشان، پاداشی به آنان می‌دهد که آن را برای بندگانش بیان کرده است. و خبر داده که هیچ‌کس نمی‌داند چه چیزهای لذت‌بخشی را برایشان پوشیده نگاه داشته است. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند و پیامبران را تکذیب نمودند، (﴿لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ﴾) شرابی از آب داغ که چهره‌ها را بریان می‌نماید و معده و روده‌ها را تکه تکه می‌کند.(﴿وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ﴾) و عذاب‌های دردناک دیگری دارند. (﴿بِمَا كَانُواۡ يَكۡفُرُونَ﴾) به سبب کفر و ستمشان به این عذاب دردناک گرفتار می‌شوند، و خداوند بر آنان ستم نکرده است، بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم می‌کنند.

يونس 10:4

إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ پروردگار شما خداوندي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد، آن گاه آن گونه كه شايستة شكوه اوست بر عرش بلند و مرتفع گرديد، (و) كار (هستي) را تدبير مي كند، هيچ شفاعت كننده اي نيست مگر پس از اجازة او، اين است خداوند پروردگارتان. پس از او بترسيد، آيا پند نمي پذيريد؟ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ بازگشت همة شما به سوي اوست، اين وعدة راستين خداوند است، او آفرينش را آغاز مي كند، سپس آن را باز مي گرداند تا كساني را كه ايمان آورده و كردار شايسته انجام داده اند به دادگري پاداش دهد، و اما كساني كه كفر ورزيده اند شرابي از آب داغ و سوزان دارند و داراي عذابي دردناك هستند، به سبب آنكه كفر مي ورزيدند. (3) خداوند متعال با بیان ربوبیت و الوهیت و عظمت خویش می‌فرماید: (﴿إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) بی‌گمان پروردگار شما خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید. هرچند که او می‌تواند آن را در یک لحظه بیافریند، اما چون در این حکمتی بود و در کارهایش مهربان است، چنین کرد. و از جمله حکمت الهی در آفرینش آسمان‌ها و زمین این است که آن را به حق و برای حق آفرید، تا از طریق نام‌ها و صفاتش شناخته شود، و تنها او عبادت گردد. (﴿ثُمَّ﴾) پس از آفرینش آسمان‌ها و زمین، (﴿ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) آن‌گونه که شایسته و مناسب شکوه و عظمت اوست، بر عرش بلند و مرتفع گردید. (﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ﴾) کار جهان بالا و پایین را می‌گرداند و تدبیر می‌کند؛ می‌میراند و زنده می‌نماید، و روزی فرو می‌فرستد، و روزها را میان مردم می‌گرداند، گاه به سود برخی و گاه به زیان برخی دیگر، و زیان را از آسیب دیدگان دور می‌کند، وخواستۀ جویندگان را اجابت می‌نماید. پس انواع تدابیر از جانب اوست، و همۀ خلق در برابر قدرت او، سر تسلیم فرود آورده؛ و در برابر عظمت و فرمانروایی‌اش، فروتن‌اند. (﴿مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ إِذۡنِهِۦ﴾) هیچ شفاعت‌کننده‌ای نیست مگر [اینکه] پس از اجازۀ او [به شفاعت برمی‌خیزد]. پس هیچ مخلوقی اقدام به شفاعت نمی‌نماید گرچه از برترین مخلوقات باشد، مگر اینکه خدا به وی اجازه بدهد. و او جز به کسی که از وی راضی و خشنود است، اجازه نمی‌دهد. و شفاعت کردن را، جز برای مخلصان و یکتاپرستان نمی‌پسندد. (﴿ذَٰلِكُمُ﴾) کسی که چنین است، (﴿ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) خداوند، پروردگارتان است. او خداوندی است دارای صفات الوهیت، که همۀ صفات کمال را در بر دارد؛ و دارای صفت ربوبیت، که همۀ صفات افعال را دربر دارد. (﴿فَٱعۡبُدُوهُ﴾) پس همه عبادت‌ها را تنها برای او انجام دهید، و فقط او را بپرستید. (﴿ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید و نشانه‌ها و دلایلی را که بر این دلالت می‌نمایند او یکتاست و معبود ستوده و دارای عظمت و بخشش است، به یاد نمی‌آورید؟! (4) پس از آنکه خداوند متعال حکمِ تقدیری خویش را بیان کرد که تدبیرِ عام و فراگیر او است؛ و حکم دینی‌اش را بیان کرد که آن شریعت اوست و مقصود و مضمون آن این است که او تنها است و هیچ شریکی ندارد؛ حکم جزائی‌اش را بیان نمود و آن مجازات بندگان به سبب اعمالشان در جهان پس از مرگ است، پس فرمود: (﴿إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا﴾) همۀ شما را پس از مرگتان در روزی مشخص گرد خواهد آورد. (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقًّا﴾) وعدۀ خداوند راست است و حتماً آن را کامل می‌گرداند. (﴿إِنَّهُۥ يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) او آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را باز می‌گرداند. پس آن کس که بر آفرینش تواناست، بر بازگرداندن آن نیز تواناست. و کسی که می‌بیند خداوند آفرینش را آغاز نموده، سپس آفرینشِ دوبارۀ او را انکار می‌کند، فاقد عقل است؛ چراکه از دو چیز که همانند یکدیگرند، یکی را انکار می‌کند، با اینکه آغاز آفرینش را که مهم‌تر از بازگرداندن آن است، اثبات می‌نماید. پس این یک دلیل عقلیِ روشن بر اثبات معاد است. سپس دلیل نقلی را بیان داشت و فرمود: (﴿لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) تا کسانی را که قلباً به آنچه خدا بدان دستور داده است، ایمان آورده‌اند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضای خود کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبات را انجام داده‌اند، (﴿بِٱلۡقِسۡطِ﴾) به دادگری پاداش دهد. پس به جزای ایمان آوردن و کارهایشان، پاداشی به آنان می‌دهد که آن را برای بندگانش بیان کرده است. و خبر داده که هیچ‌کس نمی‌داند چه چیزهای لذت‌بخشی را برایشان پوشیده نگاه داشته است. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند و پیامبران را تکذیب نمودند، (﴿لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ﴾) شرابی از آب داغ که چهره‌ها را بریان می‌نماید و معده و روده‌ها را تکه تکه می‌کند.(﴿وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ﴾) و عذاب‌های دردناک دیگری دارند. (﴿بِمَا كَانُواۡ يَكۡفُرُونَ﴾) به سبب کفر و ستمشان به این عذاب دردناک گرفتار می‌شوند، و خداوند بر آنان ستم نکرده است، بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم می‌کنند.

يونس 10:5

هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ او ذاتي است كه خوريد را درخشان و ماه را تابان گردانده و براي ماه منازلي مقرر نموده است تا شمارة‌سالها و حساب را بدانيد. خداوند آن را جز به حق نيافريده است . خداوند آيات را براي آنان كه مي دانند به روشني بيان مي دارد. إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ بي گمان درآمد و رفت شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمين آفريده است براي پرهيزگاران نشانه هاست. (5 - 6) وقتی ربوبیت و الوهیت را بیان نمود، دلایل عقلی موجود در جهان هستی را که بر الوهیت و ربوبیت و نام‌ها و صفات کاملش دلالت می‌نماید، بیان کرد؛ دلایلی مانند خورشید و ماه و آسمان‌ها و زمین و همۀ آنچه که در آسمان‌ها و زمین از سایر مخلوقات آفریده شده است. و خبر داد که اینها نشانه‌هایی هستند، (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) برای گروهی که می‌دانند، و (﴿لِّقَوۡمٖ يَتَّقُونَ﴾) برای گروهی که پرهیزگارند زیرا علم و دانش، آدمی را راهنمایی می‌کند که این چیزها بر چه چیزی دلالت می‌کنند. نیز کیفیت استنباط دلایل را از این پدیده‌ها، به نزدیک‌ترین صورت ممکن به انسان یاد می‌دهد. و پرهیزگاری، علاقه‌مندی به خیر و پرهیز از شر را در قلب به وجود می‌آورد که این ناشی از شناخت حجت‌ها و براهین و پیدایش علم و یقین است. و خلاصه مطلب اینکه آفرینش مخلوقات به این صورت، بر کمال قدرت خداوند متعال و علم و حیات و پایدار بودن او دلالت می‌نماید؛ و استواری و آفرینش زیبا و مستحکم مخلوقات، بر کمال حکمت خدا و گستردگی آگاهی او دلالت می‌نماید. و در آفرینش زیبای خدا، منافع و مصالح فراوانی وجود دارد. خورشید درخشان و ماه تابان که از مخلوقات وی می‌باشند، دارای فواید بسیاری می‌باشند که بر رحمت خدا و توجه او به بندگانش و گستردگی بخشش و نیکوکاری‌اش دلالت می‌نمایند، و ویژگی‌های هر یک از این مخلوقات، بر مشیت و ارادۀ نافذ خدا دلالت نموده، و همۀ اینها بیانگر آنند که تنها او معبود و محبوب و ستایش شده و دارای عظمت و بخشش و صفت‌های بزرگ است، و باید به او علاقه‌مند بود و به او امید داشت و فقط از او ترسید، و فقط از او طلب نمود، نه از کسانی دیگر که در همۀ کارهایشان نیازمند و محتاج اویند. و در این آیات، بندگان به اندیشیدن و فکر کردن و نگاه کردن با چشم عبرت در این مخلوقات تشویق و تحریک شده‌اند؛ زیرا با تفکر و تأمل در این مخلوقات، بینش‌به دست آمده و بر ایمان و عقل افزوده می‌گردد، و قریحه و استعداد [خدا شناسی] تقویت می‌شود. و به کار نگرفتن اندیشه در این چیزها، به منزلۀ سستی در کاری است که خداوند به آن دستور داده است ، و در واقع بستن راه افزایش ایمان است و باعث جمود ذهن و استعداد می‌گردد.

يونس 10:6

هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ او ذاتي است كه خوريد را درخشان و ماه را تابان گردانده و براي ماه منازلي مقرر نموده است تا شمارة‌سالها و حساب را بدانيد. خداوند آن را جز به حق نيافريده است . خداوند آيات را براي آنان كه مي دانند به روشني بيان مي دارد. إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ بي گمان درآمد و رفت شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمين آفريده است براي پرهيزگاران نشانه هاست. (5 - 6) وقتی ربوبیت و الوهیت را بیان نمود، دلایل عقلی موجود در جهان هستی را که بر الوهیت و ربوبیت و نام‌ها و صفات کاملش دلالت می‌نماید، بیان کرد؛ دلایلی مانند خورشید و ماه و آسمان‌ها و زمین و همۀ آنچه که در آسمان‌ها و زمین از سایر مخلوقات آفریده شده است. و خبر داد که اینها نشانه‌هایی هستند، (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) برای گروهی که می‌دانند، و (﴿لِّقَوۡمٖ يَتَّقُونَ﴾) برای گروهی که پرهیزگارند زیرا علم و دانش، آدمی را راهنمایی می‌کند که این چیزها بر چه چیزی دلالت می‌کنند. نیز کیفیت استنباط دلایل را از این پدیده‌ها، به نزدیک‌ترین صورت ممکن به انسان یاد می‌دهد. و پرهیزگاری، علاقه‌مندی به خیر و پرهیز از شر را در قلب به وجود می‌آورد که این ناشی از شناخت حجت‌ها و براهین و پیدایش علم و یقین است. و خلاصه مطلب اینکه آفرینش مخلوقات به این صورت، بر کمال قدرت خداوند متعال و علم و حیات و پایدار بودن او دلالت می‌نماید؛ و استواری و آفرینش زیبا و مستحکم مخلوقات، بر کمال حکمت خدا و گستردگی آگاهی او دلالت می‌نماید. و در آفرینش زیبای خدا، منافع و مصالح فراوانی وجود دارد. خورشید درخشان و ماه تابان که از مخلوقات وی می‌باشند، دارای فواید بسیاری می‌باشند که بر رحمت خدا و توجه او به بندگانش و گستردگی بخشش و نیکوکاری‌اش دلالت می‌نمایند، و ویژگی‌های هر یک از این مخلوقات، بر مشیت و ارادۀ نافذ خدا دلالت نموده، و همۀ اینها بیانگر آنند که تنها او معبود و محبوب و ستایش شده و دارای عظمت و بخشش و صفت‌های بزرگ است، و باید به او علاقه‌مند بود و به او امید داشت و فقط از او ترسید، و فقط از او طلب نمود، نه از کسانی دیگر که در همۀ کارهایشان نیازمند و محتاج اویند. و در این آیات، بندگان به اندیشیدن و فکر کردن و نگاه کردن با چشم عبرت در این مخلوقات تشویق و تحریک شده‌اند؛ زیرا با تفکر و تأمل در این مخلوقات، بینش‌به دست آمده و بر ایمان و عقل افزوده می‌گردد، و قریحه و استعداد [خدا شناسی] تقویت می‌شود. و به کار نگرفتن اندیشه در این چیزها، به منزلۀ سستی در کاری است که خداوند به آن دستور داده است ، و در واقع بستن راه افزایش ایمان است و باعث جمود ذهن و استعداد می‌گردد.

يونس 10:7

إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ بي گمان كساني كه به لقاي ما اميد ندارند و به زندگي دنيا خشنود گشته و به آن دل بسته اند و كساني كه از آيات ما غافل اند. أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ چنين كساني به سبب كارهايي كه مي كنند جايگاهشان دوزخ است. (7) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا﴾) بی‌گمان کسانی که به دیدار و ملاقات خدا امید ندارند، چیزی که امیدواران بسیار به آن امید دارند، و بالاترین مسأله‌ای است که آرزومندان در آرزوی آنند، اما اینان نه تنها به آن امیدوار نیستند بلکه از آن روی گردانده و بسا آن را تکذیب می‌کنند، (﴿وَرَضُواۡ بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) و به زندگی دنیا به جای آخرت خشنود گشته‌اند، (﴿وَٱطۡمَأَنُّواۡ بِهَا﴾) و به آن گرایش یافته و آن را آخرین هدف خود قرار داده‌اند، بنابراین برای آن تلاش کرده و به لذت‌ها و شهوت‌های آن روی آورده و خود را به آن سپرده. لذت‌های دنیا را از هر راهی که میسور باشد، به دست می‌آورند؛ و از هر جهتی که به دست بیاید، به سوی آن می‌شتابند؛ و اراده و افکار و اعمالشان را مصروف آن می‌سازند، انگار که همیشه در آن می‌مانند. آنان هرگز تصور نمی‌کنند که زندگی دنیا گذرگاهی است که مسافران جهان باقی از آن عبور کرده، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ می‌کنند. اما توفیق یافتگان، برای رسیدن به نعمت‌ها و لذت‌های آن، آستین همت را بالا زده و از آن توشه ‌برمی‌گیرند. (﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِنَا غَٰفِلُونَ﴾) و کسانی که از آیات ما غافل‌اند، و از آیات قرآنی و نشانه‌های هستی آفاق و انفس بهره نمی‌برند. اعراض کردن از دلیل و راهنما، مستلزم اعراض و غفلت از مدلول وهدف است. (8) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) چنین کسانی، (﴿مَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ﴾) جایگاه و مسکن آنان دوزخ است که از آن بیرون نمی‌روند، (﴿بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) به سبب کفر و شرک و انواع گناهانی که مرتکب می‌شدند.

يونس 10:8

إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ بي گمان كساني كه به لقاي ما اميد ندارند و به زندگي دنيا خشنود گشته و به آن دل بسته اند و كساني كه از آيات ما غافل اند. أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ چنين كساني به سبب كارهايي كه مي كنند جايگاهشان دوزخ است. (7) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا﴾) بی‌گمان کسانی که به دیدار و ملاقات خدا امید ندارند، چیزی که امیدواران بسیار به آن امید دارند، و بالاترین مسأله‌ای است که آرزومندان در آرزوی آنند، اما اینان نه تنها به آن امیدوار نیستند بلکه از آن روی گردانده و بسا آن را تکذیب می‌کنند، (﴿وَرَضُواۡ بِٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) و به زندگی دنیا به جای آخرت خشنود گشته‌اند، (﴿وَٱطۡمَأَنُّواۡ بِهَا﴾) و به آن گرایش یافته و آن را آخرین هدف خود قرار داده‌اند، بنابراین برای آن تلاش کرده و به لذت‌ها و شهوت‌های آن روی آورده و خود را به آن سپرده. لذت‌های دنیا را از هر راهی که میسور باشد، به دست می‌آورند؛ و از هر جهتی که به دست بیاید، به سوی آن می‌شتابند؛ و اراده و افکار و اعمالشان را مصروف آن می‌سازند، انگار که همیشه در آن می‌مانند. آنان هرگز تصور نمی‌کنند که زندگی دنیا گذرگاهی است که مسافران جهان باقی از آن عبور کرده، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ می‌کنند. اما توفیق یافتگان، برای رسیدن به نعمت‌ها و لذت‌های آن، آستین همت را بالا زده و از آن توشه ‌برمی‌گیرند. (﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِنَا غَٰفِلُونَ﴾) و کسانی که از آیات ما غافل‌اند، و از آیات قرآنی و نشانه‌های هستی آفاق و انفس بهره نمی‌برند. اعراض کردن از دلیل و راهنما، مستلزم اعراض و غفلت از مدلول وهدف است. (8) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) چنین کسانی، (﴿مَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ﴾) جایگاه و مسکن آنان دوزخ است که از آن بیرون نمی‌روند، (﴿بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) به سبب کفر و شرک و انواع گناهانی که مرتکب می‌شدند.

يونس 10:9

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ بي گمان كساني كه ايمان آوردندو كارهاي شايسته انجام دادند پروردگارشان آنان را به سبب ايمانشان به باغهاي پر ناز و نعمت و بهشت هدايت مي كند كه جويبارها در زير كاخهاي آن روان است. دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ دعايشان در آن جا «پروردگار را تو پاكي» است و سلام آنها در آن «درودتان باد« مي باشد، و پايان دعايشان اين است: «شكر و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است». (9) وقتی که سزا و عذاب آنان را بـیان داشت، پاداش فرمانـبرداران را نیز بیان کرد و فرمود: خداوند متعال می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند؛ یعنی هم ایمان آوردند و هم به مقتضای آنکه عبارت است از انجام دادن کارهای شایسته ـ اعم از کارهای قلبی و کارهای بدنی ـ از روی اخلاص و پیروی از کتاب و سنت. (﴿يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمَٰنِهِمۡ﴾) پروردگارشان آنان را به سبب ایمانی که دارند، بزرگ‌ترین پاداش می‌دهد و آن پاداش هدایت است. پس خداوند آنچه را که به سودشان است، به آنان می‌آموزد؛ و کارهایی که از هدایت بر می‌آید، به آنان الهام می‌کند؛ و آنان را برای نگریستن در نشانه‌ها و آیاتش هدایت می‌نماید، و آنان را در این دنیا به راه راست رهنمود می‌گرداند؛ و در سرای آخرت به راهی که به باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت می‌رساند، آنان را هدایت می‌کند. بنابراین فرمود: (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) به صورت مداوم از زیر آنان جویبارها روان است، (﴿فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت. خداوند باغ‌ها را به نعمت‌ها نسبت داد، چون آن باغ‌ها مشتمل بر نعمت نیکو وکامل هستند. ناز و نعمتِ دل که از سرور و خوشحالی‌ای که از دیدن خداوند و شنیدن سخن او و لذت بردن از خشنودی و نزدیکی او، و دیدار دوستان و برادران و بهره‌مند شدن از جمع آنها، و شنیدن صدای ترانه‌های دل انگیز و منظره‌های فرح بخش حاصل می‌گردد. و نعمت جسم که از تناول انواع خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها، و تمتّع از همسرانی که انسان‌ها نمی‌توانند آنان را توصیف کنند، و خیال آنها هم به ذهن هیچ کسی خطور نکرده است، به دست می‌آید. (10) (﴿دَعۡوَىٰهُمۡ فِيهَا سُبۡحَٰنَكَ ٱللَّهُمَّ﴾) عبادتشان در آنجا برای خداست؛ اولِ آن بیان پاکیِ خداوند و منزّه قرار دادن او از عیب‌ها و کاستی‌هاست، و آخرِ آن ستایش خداوند است. و تکلیف‌ها و وظایف در بهشت ساقط می‌شود، و تنها بهره‌مندی از کامل‌ترین لذت‌ها برای آنان باقی می‌ماند -که برای آنان از خوردنی‌های لذیذ، لذیذتر است- و آن ذکر خدا است که دل‌ها با آن آرام ‌گیرد و روح‌ها با آن شاد ‌شود. ذکر خدا برای آنان به منزلۀ نفس کشیدن است، بدون اینکه احساس سختی و دشواری بکنند. (﴿وَ﴾) و اما، (﴿تَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا﴾) آنها به هنگام دیدار، به یکدیگر سلام می‌کنند؛ یعنی سخنی که از بیهودگی و گناه دور بوده و به «سلام» موصوف است، در بین یکدیگر رد و بدل می‌کنند. و گفته شده که تفسیر (﴿دَعۡوَىٰهُمۡ فِيهَا سُبۡحَٰنَكَ ...﴾) این است که اهل بهشت هرگاه به غذا و نوشیدنی و امثال آن نیاز داشته باشند، می‌گویند: (﴿سُبۡحَٰنَكَ ٱللَّهُمَّ﴾) و بلافاصله غذا و نوشیدنی برایشان حاضر می‌شود. (﴿وَءَاخِرُ دَعۡوَىٰهُمۡ﴾) و پایان عبادتشان آنگاه که فارغ شوند این است: (﴿أَنِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) شکر و سپاس ویژۀ پروردگار جهانیان است.

يونس 10:10

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ بي گمان كساني كه ايمان آوردندو كارهاي شايسته انجام دادند پروردگارشان آنان را به سبب ايمانشان به باغهاي پر ناز و نعمت و بهشت هدايت مي كند كه جويبارها در زير كاخهاي آن روان است. دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ دعايشان در آن جا «پروردگار را تو پاكي» است و سلام آنها در آن «درودتان باد« مي باشد، و پايان دعايشان اين است: «شكر و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است». (9) وقتی که سزا و عذاب آنان را بـیان داشت، پاداش فرمانـبرداران را نیز بیان کرد و فرمود: خداوند متعال می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند؛ یعنی هم ایمان آوردند و هم به مقتضای آنکه عبارت است از انجام دادن کارهای شایسته ـ اعم از کارهای قلبی و کارهای بدنی ـ از روی اخلاص و پیروی از کتاب و سنت. (﴿يَهۡدِيهِمۡ رَبُّهُم بِإِيمَٰنِهِمۡ﴾) پروردگارشان آنان را به سبب ایمانی که دارند، بزرگ‌ترین پاداش می‌دهد و آن پاداش هدایت است. پس خداوند آنچه را که به سودشان است، به آنان می‌آموزد؛ و کارهایی که از هدایت بر می‌آید، به آنان الهام می‌کند؛ و آنان را برای نگریستن در نشانه‌ها و آیاتش هدایت می‌نماید، و آنان را در این دنیا به راه راست رهنمود می‌گرداند؛ و در سرای آخرت به راهی که به باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت می‌رساند، آنان را هدایت می‌کند. بنابراین فرمود: (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) به صورت مداوم از زیر آنان جویبارها روان است، (﴿فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ﴾) در باغ‌های پر ناز و نعمت بهشت. خداوند باغ‌ها را به نعمت‌ها نسبت داد، چون آن باغ‌ها مشتمل بر نعمت نیکو وکامل هستند. ناز و نعمتِ دل که از سرور و خوشحالی‌ای که از دیدن خداوند و شنیدن سخن او و لذت بردن از خشنودی و نزدیکی او، و دیدار دوستان و برادران و بهره‌مند شدن از جمع آنها، و شنیدن صدای ترانه‌های دل انگیز و منظره‌های فرح بخش حاصل می‌گردد. و نعمت جسم که از تناول انواع خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها، و تمتّع از همسرانی که انسان‌ها نمی‌توانند آنان را توصیف کنند، و خیال آنها هم به ذهن هیچ کسی خطور نکرده است، به دست می‌آید. (10) (﴿دَعۡوَىٰهُمۡ فِيهَا سُبۡحَٰنَكَ ٱللَّهُمَّ﴾) عبادتشان در آنجا برای خداست؛ اولِ آن بیان پاکیِ خداوند و منزّه قرار دادن او از عیب‌ها و کاستی‌هاست، و آخرِ آن ستایش خداوند است. و تکلیف‌ها و وظایف در بهشت ساقط می‌شود، و تنها بهره‌مندی از کامل‌ترین لذت‌ها برای آنان باقی می‌ماند -که برای آنان از خوردنی‌های لذیذ، لذیذتر است- و آن ذکر خدا است که دل‌ها با آن آرام ‌گیرد و روح‌ها با آن شاد ‌شود. ذکر خدا برای آنان به منزلۀ نفس کشیدن است، بدون اینکه احساس سختی و دشواری بکنند. (﴿وَ﴾) و اما، (﴿تَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا﴾) آنها به هنگام دیدار، به یکدیگر سلام می‌کنند؛ یعنی سخنی که از بیهودگی و گناه دور بوده و به «سلام» موصوف است، در بین یکدیگر رد و بدل می‌کنند. و گفته شده که تفسیر (﴿دَعۡوَىٰهُمۡ فِيهَا سُبۡحَٰنَكَ ...﴾) این است که اهل بهشت هرگاه به غذا و نوشیدنی و امثال آن نیاز داشته باشند، می‌گویند: (﴿سُبۡحَٰنَكَ ٱللَّهُمَّ﴾) و بلافاصله غذا و نوشیدنی برایشان حاضر می‌شود. (﴿وَءَاخِرُ دَعۡوَىٰهُمۡ﴾) و پایان عبادتشان آنگاه که فارغ شوند این است: (﴿أَنِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) شکر و سپاس ویژۀ پروردگار جهانیان است.

يونس 10:11

وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) و اگر خداوند براي مردم چنان که خير را به شتاب مي طلبند شر را پيش مي انداخت عقوبت و عذاب، آنها را نابود مي کرد. اما کساني را که به لقاي خدا اميد ندارند رها مي کنيم تا در سرکشي و نافرماني خود سرگردان شوند. (11) و این از لطف و احسان او نسبت به بندگانش است؛ که اگر او در رساندن بدی و مصیبت آنگاه که اسبابش را فراهم سازند شتاب ورزد، و به عذاب دادن آنان مبادرت ورزد؛ همان طور که در آوردن خوبی برای آنها وقتی که اسبابش را انجام دهند شتاب می‌ورزد، (﴿لَقُضِيَ إِلَيۡهِمۡ أَجَلُهُمۡ﴾) عقوبت و عذاب، آنها را نابود می‌کرد. اما خداوند متعال به آنان مهلت می‌دهد، و آنان را فراموش نمی‌کند، و از بسیاری از حقوق خود در می‌گذرد. و اگر خداوند مردم را به سبب ستمشان به عذاب خویش دچار کند، هیچ جنبنده‌ای را در روی زمین نخواهد گذاشت. و از همین مقوله است دعای بنده به هنگام خشم و عصبانیت علیه فرزندان یا خانواده یا مالش، که اگر آن دعا پذیرفته شود، همۀ فرزندان و خانواده و اموالش از بین می‌رفت و پذیرفته شدن این دعا بیش از حد به او زیان می‌رساند، اما خداوند بردبار و با حکمت است. (﴿فَنَذَرُ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا﴾) اما کسانی را که به قیامت ایمان ندارند، و خود را برای آن آماده نمی‌نمایند، و کارهایی نمی‌کنند که آنها را از عذاب خدا نجات دهد، (﴿فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ﴾) آنان را در باطلشان رها می‌کنیم که به‌وسیلۀ آن، از حق و از حد و مرز بیرون می‌روند. (﴿يَعۡمَهُونَ﴾) سرگردان و حیران مانده، و به راه هدایت نمی‌روند. و به یافتن بهترین و محکم ترین دلیل توفیق نمی‌یابند. و این عذاب و سزایی است که به سبب ستم و کفر ورزیدنشان به آیات خدا به آنان می‌رسد.

يونس 10:12

وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ و چون به انسان رنج و مصيبتي برسد چه بر پهلو خوابيده و چه نشسته و چه ايستاده باشد ما را به کمک مي خواند، و چون رنج و ناراحتي را از او برداريم چنان راه خود را در پيش مي گيرد که گويا ما را به دور کردن رنجي که به او رسيده بود به فرياد نخوانده است. اين چنين براي اسراف کنندگان کاري را انجام مي دهند زينت داده شده است. (12) در اینجا خداوند از سرشت و طبیعت انسان خبر می‌دهد که هرگاه رنج و مصیبتی به او برسد، در دعا کردن می‌کوشد، و در همۀ حالت‌ها -ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده- خدا را می‌خواند، و در دعا اصرار می‌ورزد تا خداوند مصیبت را از او دور نماید. (﴿فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمۡ يَدۡعُنَآ إِلَىٰ ضُرّٖ مَّسَّهُۥ﴾) و چون رنج و ناراحتی را از او برداریم، به غفلت خویش ادامه داده و از پروردگارش اعراض می‌نماید، گویا به او مصیبتی نرسیده و خداوند آن را از وی دور نکرده است. پس چه ستمی بالاتر از این ستم است؟! از خداوند می‌خواهد که هدف او را برآورده سازد، و چون او را به هدفش رساند، حقوق پروردگارش را نادیده می‌انگارد، انگار که خداوند هیچ حقی بر او ندارد. و این فریب و آراستگی شیطان است؛ زیرا آنچه را که در پیشگاه عقل و سرشت زشت و بد است، برایش می‌آراید. (﴿كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡمُسۡرِفِينَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) این چنین برای اسراف کنندگان کاری را که انجام می‌دهند، زینت داده شده است.

يونس 10:13

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ و به درستي که ما نسلهايي را که پيش از شما بوده اند هلاک کرديم، هنگامي که ستم کردند و پيامبرانشان براي آنان نشانه هاي روشن آوردند، و هرگز بر آن نبودند که ايمان بياورند. اين چنين گروه گناهکاران را سزا مي دهيم. ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ آنگاه شما را پس از آنان در زمين جانشين کرديم تا بنگريم که چگونه عمل مي کنيد. (13) خداوند متعال خبر می‌دهد که او ملت‌های گذشته را پس از اینکه نشانه‌های روشن توسط پیامبران پیش آنها آمد، و حق برایشان روشن شد، و آنها از آن فرمان نبردند و ایمان نیاوردند؛ به سبب ستم و کفرشان هلاک ساخت. پس خداوند عذاب خویش را که دامن هر مجرم و گناهکاری را می‌گیرد، بر آنان فرود آورد، و این سنت و قانون خدا در میان همۀ ملت‌هاست. (14) (﴿ثُمَّ جَعَلۡنَٰكُمۡ﴾) سپس شما را (﴿خَلَٰٓئِفَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لِنَنظُرَ كَيۡفَ تَعۡمَلُونَ﴾) پس از آنان در زمین جانشین کردیم، تا بنگریم که چگونه عمل می‌کنید. پس اگر از کسانی که پیش از شما بوده‌اند، عبرت آموختید و پند گرفتید و از آیات خدا پیروی کردید و پیامبرانش را تصدیق نمودید، در دنیا و آخرت نجات می‌یابید. و اما چنانچه راه ستمکاران را در پیش گیرید، عذابی که بر آنان فرود آمد بر شما هم فرود خواهد آمد؛ و هرکس بیم داده شد، دیگر عذری ندارد.

يونس 10:14

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ و به درستي که ما نسلهايي را که پيش از شما بوده اند هلاک کرديم، هنگامي که ستم کردند و پيامبرانشان براي آنان نشانه هاي روشن آوردند، و هرگز بر آن نبودند که ايمان بياورند. اين چنين گروه گناهکاران را سزا مي دهيم. ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ آنگاه شما را پس از آنان در زمين جانشين کرديم تا بنگريم که چگونه عمل مي کنيد. (13) خداوند متعال خبر می‌دهد که او ملت‌های گذشته را پس از اینکه نشانه‌های روشن توسط پیامبران پیش آنها آمد، و حق برایشان روشن شد، و آنها از آن فرمان نبردند و ایمان نیاوردند؛ به سبب ستم و کفرشان هلاک ساخت. پس خداوند عذاب خویش را که دامن هر مجرم و گناهکاری را می‌گیرد، بر آنان فرود آورد، و این سنت و قانون خدا در میان همۀ ملت‌هاست. (14) (﴿ثُمَّ جَعَلۡنَٰكُمۡ﴾) سپس شما را (﴿خَلَٰٓئِفَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لِنَنظُرَ كَيۡفَ تَعۡمَلُونَ﴾) پس از آنان در زمین جانشین کردیم، تا بنگریم که چگونه عمل می‌کنید. پس اگر از کسانی که پیش از شما بوده‌اند، عبرت آموختید و پند گرفتید و از آیات خدا پیروی کردید و پیامبرانش را تصدیق نمودید، در دنیا و آخرت نجات می‌یابید. و اما چنانچه راه ستمکاران را در پیش گیرید، عذابی که بر آنان فرود آمد بر شما هم فرود خواهد آمد؛ و هرکس بیم داده شد، دیگر عذری ندارد.

يونس 10:15

وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَـذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ و هنگامي که آيات روشن ما بر آنان خوانده شود کساني که به لقاي ما اميد ندارند، مي گويند:«قرآني ديگر غير از اين بياور، يا آن را دگرگون ساز»، بگو:«مرا نرسد که از پيش خود آن را تغيير دهم، جز از آنچه که به من وحي مي شود پيروي نمي کنم. من اگر از فرمان پروردگارم سرپيچي کنم از غذاب روزي بزرگ مي ترسم» قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ بگو : «اگر خداوند مي خواست آن را بر شما نمي خواندم، و خداوند شما را از آن آگاه نمي کرد، به راستي که پيش از خواندن آن و قبل از اينکه آن را بدندند، عمري را در ميان سشما سپري کرده ام، آيا نمي فهميد؟ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ پس کيست ستمگرتر از کسي که بر خداوند دروغ بندد يا آيات او را تکذيب کند؟ به راستي که مجرمان هرگز رستگار نمي شوند. (15) خداوند متعال سرسختیِ کسانی که پیامبرش صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کردند، بیان داشته و می‌فرماید: هرگاه آیات قرآن که حق را بیان می‌دارند بر آنان خوانده شود، از آن روی می‌گردانند، و راه‌های دشوار را می‌پیمایند، پس از روی عناد و ستم می‌گویند: (﴿ٱئۡتِ بِقُرۡءَانٍ غَيۡرِ هَٰذَآ أَوۡ بَدِّلۡهُ﴾) قرآنی دیگر غیر از این را بیاور، یا آن را تغییر بده. خداوند آنها را رسوا کند! چقدر بر خدا جرأت کردند، و خیلی ستمگر بودند، و بسیار آیات خدا را رد نمودند! پس خداوند، پیامبر بزرگ را دستور می‌دهد که به آنان بگوید: (﴿قُلۡ مَا يَكُونُ لِيٓ﴾) مرا نسزد، و شایستۀ من نیست، (﴿أَنۡ أُبَدِّلَهُۥ مِن تِلۡقَآيِٕ نَفۡسِيٓ﴾) که از پیشِ خود آن را تغییر دهم؛ زیرا من فقط یک پیامبر و پیام رسان هستم، و هیچ چیزی در دست من نیست، و اختیاری ندارم. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) جز از آنچه که به من وحی می‌شود، پیروی نمی‌کنم؛ یعنی اختیاری غیر از این ندارم؛ زیرا من بنده‌ای مأمور هستم. (﴿إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) من اگر از فرمان پروردگارم سرپیچی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم. این سخنِ بهترینِ مردم و ادب او در برابر دستورات پروردگار و وحی اوست، پس این بی‌خردان گمراه که هم نادان‌اند، و هم گمراه، هم ستم کرده و هم مخالفت ورزیده‌اند، هم سخت‌گیری نموده و هم پروردگار جهانیان را ناتوان شمرده‌اند، چگونه خواهند بود؟! آیا از عذاب روزی بزرگ نمی‌ترسند؟! (16) اگر ادعا می‌کنند که می‌خواهند به وسیلۀ معجزه‌هایی که خواسته‌اند، حق روشن شود، آنها دروغ می‌گویند؛ زیرا خداوند نشانه‌هایی را بیان داشته است که با مشاهدۀ آنها، انسان ایمان می‌آورد. و خداوند بنا بر حکمت خویش و مهربانی‌اش نسبت به بندگانش، هرطور که بخواهد و به شیوه‌های مختلف نشانه‌ها را بیان می‌دارد. (﴿قُل لَّوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا تَلَوۡتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَدۡرَىٰكُم بِهِۦۖ فَقَدۡ لَبِثۡتُ فِيكُمۡ عُمُرٗا﴾) بگو: اگر خداوند می‌خواست، آن را بر شما نمی‌خواندم، و [او] شما را از آن آگاه نمی‌کرد. به راستی که عمری طولانی با شما بوده‌ام، (﴿مِّن قَبۡلِهِۦٓ﴾) پیش از خواندن آن و قبل از اینکه آن را بدانید، چنین چیزی به ذهن من خطور نکرد، (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا نمی‌فهمید که من آن را در مدت عمر خود نخوانده‌ام، و چیزی از من سر نزده که بر آن دلالت نماید؟ پس چگونه بعداً آن را ساخته و به زبان می‌آورم؟ حال آنکه در میان شما عمری طولانی را گذرانده‌ام، و شما حقیقت حال مرا می‌دانید؟ و می‌دانید که من بی‌سوادم و خواندن و نوشتن را بلد نیستم و درس نمی‌خوانم، و از هیچ کس چیزی یاد نمی‌گیرم و نمی‌آموزم؟! و کتابی بزرگ را پیش شما آورده‌ام که سخنوران و افراد فصیح و بلیغ را ناتوان کرده، و علما و دانشمندان را درمانده نموده است. پس آیا با وجود این، ممکن است که قرآن از جانب من باشد؟ یا اینکه این دلیل قاطعی است بر اینکه از سوی خداوند حکیم و ستوده فرو فرستاده شده است؟ و اگر شما افکار و عقل‌هایتان‌را به‌کار بگیرید، و به من و حقیقت این کتاب بیندیشید، یقین خواهید کرد که در صداقت و راستی آن شکی نیست ، و به یقین خواهید دانست که آن حق است، و بعد از آن چیزی جز گمراهی نمی‌باشد. اما شما جز دروغ و مخالفت چیزی نداشتید. پس بدون شک شما ستمگرید. (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِهِۦٓ﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، یا آیات اورا تکذیب کند؟ (17) و اگر من از خود حرف در می‌آوردم و دروغ می‌بافتم، ستمگرترین مردم ‌بودم، و رستگاری را از دست می‌دادم ، و حالت من بر شما پنهان نمی‌ماند. اما من آیات خدا را پیش شما آوردم و شما آن را تکذیب کردید ، پس مشخص شد که شما ستمگرید و به زودی نابود خواهید شد. و تا وقتی که چنین باشید، هرگز به رستگاری دست نخواهید یافت. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا﴾) این دلالت می‌نماید که آنچه آنان را به سخت‌گیری و به بیراهه رفتن وادار کرد، ایمان نداشتن به لقای خداوند بود. و هرکس به لقای خدا ایمان بیاورد، حتماً از این کتاب فرمان می‌برد و به آن ایمان می‌آورد، چرا که او قصد و هدفی نیکو دارد.

يونس 10:16

وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَـذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ و هنگامي که آيات روشن ما بر آنان خوانده شود کساني که به لقاي ما اميد ندارند، مي گويند:«قرآني ديگر غير از اين بياور، يا آن را دگرگون ساز»، بگو:«مرا نرسد که از پيش خود آن را تغيير دهم، جز از آنچه که به من وحي مي شود پيروي نمي کنم. من اگر از فرمان پروردگارم سرپيچي کنم از غذاب روزي بزرگ مي ترسم» قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ بگو : «اگر خداوند مي خواست آن را بر شما نمي خواندم، و خداوند شما را از آن آگاه نمي کرد، به راستي که پيش از خواندن آن و قبل از اينکه آن را بدندند، عمري را در ميان سشما سپري کرده ام، آيا نمي فهميد؟ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ پس کيست ستمگرتر از کسي که بر خداوند دروغ بندد يا آيات او را تکذيب کند؟ به راستي که مجرمان هرگز رستگار نمي شوند. (15) خداوند متعال سرسختیِ کسانی که پیامبرش صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کردند، بیان داشته و می‌فرماید: هرگاه آیات قرآن که حق را بیان می‌دارند بر آنان خوانده شود، از آن روی می‌گردانند، و راه‌های دشوار را می‌پیمایند، پس از روی عناد و ستم می‌گویند: (﴿ٱئۡتِ بِقُرۡءَانٍ غَيۡرِ هَٰذَآ أَوۡ بَدِّلۡهُ﴾) قرآنی دیگر غیر از این را بیاور، یا آن را تغییر بده. خداوند آنها را رسوا کند! چقدر بر خدا جرأت کردند، و خیلی ستمگر بودند، و بسیار آیات خدا را رد نمودند! پس خداوند، پیامبر بزرگ را دستور می‌دهد که به آنان بگوید: (﴿قُلۡ مَا يَكُونُ لِيٓ﴾) مرا نسزد، و شایستۀ من نیست، (﴿أَنۡ أُبَدِّلَهُۥ مِن تِلۡقَآيِٕ نَفۡسِيٓ﴾) که از پیشِ خود آن را تغییر دهم؛ زیرا من فقط یک پیامبر و پیام رسان هستم، و هیچ چیزی در دست من نیست، و اختیاری ندارم. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) جز از آنچه که به من وحی می‌شود، پیروی نمی‌کنم؛ یعنی اختیاری غیر از این ندارم؛ زیرا من بنده‌ای مأمور هستم. (﴿إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) من اگر از فرمان پروردگارم سرپیچی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم. این سخنِ بهترینِ مردم و ادب او در برابر دستورات پروردگار و وحی اوست، پس این بی‌خردان گمراه که هم نادان‌اند، و هم گمراه، هم ستم کرده و هم مخالفت ورزیده‌اند، هم سخت‌گیری نموده و هم پروردگار جهانیان را ناتوان شمرده‌اند، چگونه خواهند بود؟! آیا از عذاب روزی بزرگ نمی‌ترسند؟! (16) اگر ادعا می‌کنند که می‌خواهند به وسیلۀ معجزه‌هایی که خواسته‌اند، حق روشن شود، آنها دروغ می‌گویند؛ زیرا خداوند نشانه‌هایی را بیان داشته است که با مشاهدۀ آنها، انسان ایمان می‌آورد. و خداوند بنا بر حکمت خویش و مهربانی‌اش نسبت به بندگانش، هرطور که بخواهد و به شیوه‌های مختلف نشانه‌ها را بیان می‌دارد. (﴿قُل لَّوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا تَلَوۡتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَدۡرَىٰكُم بِهِۦۖ فَقَدۡ لَبِثۡتُ فِيكُمۡ عُمُرٗا﴾) بگو: اگر خداوند می‌خواست، آن را بر شما نمی‌خواندم، و [او] شما را از آن آگاه نمی‌کرد. به راستی که عمری طولانی با شما بوده‌ام، (﴿مِّن قَبۡلِهِۦٓ﴾) پیش از خواندن آن و قبل از اینکه آن را بدانید، چنین چیزی به ذهن من خطور نکرد، (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا نمی‌فهمید که من آن را در مدت عمر خود نخوانده‌ام، و چیزی از من سر نزده که بر آن دلالت نماید؟ پس چگونه بعداً آن را ساخته و به زبان می‌آورم؟ حال آنکه در میان شما عمری طولانی را گذرانده‌ام، و شما حقیقت حال مرا می‌دانید؟ و می‌دانید که من بی‌سوادم و خواندن و نوشتن را بلد نیستم و درس نمی‌خوانم، و از هیچ کس چیزی یاد نمی‌گیرم و نمی‌آموزم؟! و کتابی بزرگ را پیش شما آورده‌ام که سخنوران و افراد فصیح و بلیغ را ناتوان کرده، و علما و دانشمندان را درمانده نموده است. پس آیا با وجود این، ممکن است که قرآن از جانب من باشد؟ یا اینکه این دلیل قاطعی است بر اینکه از سوی خداوند حکیم و ستوده فرو فرستاده شده است؟ و اگر شما افکار و عقل‌هایتان‌را به‌کار بگیرید، و به من و حقیقت این کتاب بیندیشید، یقین خواهید کرد که در صداقت و راستی آن شکی نیست ، و به یقین خواهید دانست که آن حق است، و بعد از آن چیزی جز گمراهی نمی‌باشد. اما شما جز دروغ و مخالفت چیزی نداشتید. پس بدون شک شما ستمگرید. (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِهِۦٓ﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، یا آیات اورا تکذیب کند؟ (17) و اگر من از خود حرف در می‌آوردم و دروغ می‌بافتم، ستمگرترین مردم ‌بودم، و رستگاری را از دست می‌دادم ، و حالت من بر شما پنهان نمی‌ماند. اما من آیات خدا را پیش شما آوردم و شما آن را تکذیب کردید ، پس مشخص شد که شما ستمگرید و به زودی نابود خواهید شد. و تا وقتی که چنین باشید، هرگز به رستگاری دست نخواهید یافت. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا﴾) این دلالت می‌نماید که آنچه آنان را به سخت‌گیری و به بیراهه رفتن وادار کرد، ایمان نداشتن به لقای خداوند بود. و هرکس به لقای خدا ایمان بیاورد، حتماً از این کتاب فرمان می‌برد و به آن ایمان می‌آورد، چرا که او قصد و هدفی نیکو دارد.

يونس 10:17

وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَـذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ و هنگامي که آيات روشن ما بر آنان خوانده شود کساني که به لقاي ما اميد ندارند، مي گويند:«قرآني ديگر غير از اين بياور، يا آن را دگرگون ساز»، بگو:«مرا نرسد که از پيش خود آن را تغيير دهم، جز از آنچه که به من وحي مي شود پيروي نمي کنم. من اگر از فرمان پروردگارم سرپيچي کنم از غذاب روزي بزرگ مي ترسم» قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ بگو : «اگر خداوند مي خواست آن را بر شما نمي خواندم، و خداوند شما را از آن آگاه نمي کرد، به راستي که پيش از خواندن آن و قبل از اينکه آن را بدندند، عمري را در ميان سشما سپري کرده ام، آيا نمي فهميد؟ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ پس کيست ستمگرتر از کسي که بر خداوند دروغ بندد يا آيات او را تکذيب کند؟ به راستي که مجرمان هرگز رستگار نمي شوند. (15) خداوند متعال سرسختیِ کسانی که پیامبرش صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کردند، بیان داشته و می‌فرماید: هرگاه آیات قرآن که حق را بیان می‌دارند بر آنان خوانده شود، از آن روی می‌گردانند، و راه‌های دشوار را می‌پیمایند، پس از روی عناد و ستم می‌گویند: (﴿ٱئۡتِ بِقُرۡءَانٍ غَيۡرِ هَٰذَآ أَوۡ بَدِّلۡهُ﴾) قرآنی دیگر غیر از این را بیاور، یا آن را تغییر بده. خداوند آنها را رسوا کند! چقدر بر خدا جرأت کردند، و خیلی ستمگر بودند، و بسیار آیات خدا را رد نمودند! پس خداوند، پیامبر بزرگ را دستور می‌دهد که به آنان بگوید: (﴿قُلۡ مَا يَكُونُ لِيٓ﴾) مرا نسزد، و شایستۀ من نیست، (﴿أَنۡ أُبَدِّلَهُۥ مِن تِلۡقَآيِٕ نَفۡسِيٓ﴾) که از پیشِ خود آن را تغییر دهم؛ زیرا من فقط یک پیامبر و پیام رسان هستم، و هیچ چیزی در دست من نیست، و اختیاری ندارم. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) جز از آنچه که به من وحی می‌شود، پیروی نمی‌کنم؛ یعنی اختیاری غیر از این ندارم؛ زیرا من بنده‌ای مأمور هستم. (﴿إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) من اگر از فرمان پروردگارم سرپیچی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم. این سخنِ بهترینِ مردم و ادب او در برابر دستورات پروردگار و وحی اوست، پس این بی‌خردان گمراه که هم نادان‌اند، و هم گمراه، هم ستم کرده و هم مخالفت ورزیده‌اند، هم سخت‌گیری نموده و هم پروردگار جهانیان را ناتوان شمرده‌اند، چگونه خواهند بود؟! آیا از عذاب روزی بزرگ نمی‌ترسند؟! (16) اگر ادعا می‌کنند که می‌خواهند به وسیلۀ معجزه‌هایی که خواسته‌اند، حق روشن شود، آنها دروغ می‌گویند؛ زیرا خداوند نشانه‌هایی را بیان داشته است که با مشاهدۀ آنها، انسان ایمان می‌آورد. و خداوند بنا بر حکمت خویش و مهربانی‌اش نسبت به بندگانش، هرطور که بخواهد و به شیوه‌های مختلف نشانه‌ها را بیان می‌دارد. (﴿قُل لَّوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا تَلَوۡتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَدۡرَىٰكُم بِهِۦۖ فَقَدۡ لَبِثۡتُ فِيكُمۡ عُمُرٗا﴾) بگو: اگر خداوند می‌خواست، آن را بر شما نمی‌خواندم، و [او] شما را از آن آگاه نمی‌کرد. به راستی که عمری طولانی با شما بوده‌ام، (﴿مِّن قَبۡلِهِۦٓ﴾) پیش از خواندن آن و قبل از اینکه آن را بدانید، چنین چیزی به ذهن من خطور نکرد، (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا نمی‌فهمید که من آن را در مدت عمر خود نخوانده‌ام، و چیزی از من سر نزده که بر آن دلالت نماید؟ پس چگونه بعداً آن را ساخته و به زبان می‌آورم؟ حال آنکه در میان شما عمری طولانی را گذرانده‌ام، و شما حقیقت حال مرا می‌دانید؟ و می‌دانید که من بی‌سوادم و خواندن و نوشتن را بلد نیستم و درس نمی‌خوانم، و از هیچ کس چیزی یاد نمی‌گیرم و نمی‌آموزم؟! و کتابی بزرگ را پیش شما آورده‌ام که سخنوران و افراد فصیح و بلیغ را ناتوان کرده، و علما و دانشمندان را درمانده نموده است. پس آیا با وجود این، ممکن است که قرآن از جانب من باشد؟ یا اینکه این دلیل قاطعی است بر اینکه از سوی خداوند حکیم و ستوده فرو فرستاده شده است؟ و اگر شما افکار و عقل‌هایتان‌را به‌کار بگیرید، و به من و حقیقت این کتاب بیندیشید، یقین خواهید کرد که در صداقت و راستی آن شکی نیست ، و به یقین خواهید دانست که آن حق است، و بعد از آن چیزی جز گمراهی نمی‌باشد. اما شما جز دروغ و مخالفت چیزی نداشتید. پس بدون شک شما ستمگرید. (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِهِۦٓ﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، یا آیات اورا تکذیب کند؟ (17) و اگر من از خود حرف در می‌آوردم و دروغ می‌بافتم، ستمگرترین مردم ‌بودم، و رستگاری را از دست می‌دادم ، و حالت من بر شما پنهان نمی‌ماند. اما من آیات خدا را پیش شما آوردم و شما آن را تکذیب کردید ، پس مشخص شد که شما ستمگرید و به زودی نابود خواهید شد. و تا وقتی که چنین باشید، هرگز به رستگاری دست نخواهید یافت. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا﴾) این دلالت می‌نماید که آنچه آنان را به سخت‌گیری و به بیراهه رفتن وادار کرد، ایمان نداشتن به لقای خداوند بود. و هرکس به لقای خدا ایمان بیاورد، حتماً از این کتاب فرمان می‌برد و به آن ایمان می‌آورد، چرا که او قصد و هدفی نیکو دارد.

يونس 10:18

وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ و اينان غير از خدا چيزهايي را مي پرستند که به آنان زياني نمي رسانند و سودي به آنان نمي بخشند، و مي گويند:«اينها ميانجي هاي ما نزد خدا هستند» . بگو: »آيا خداوند را به آنچه که در آسمانها و زمين نمي داند، خبر مي دهيد؟» او پاک و فراتر است از چيزهايي که با وي شريک مي سازند. (18) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ﴾) مشرکان و کسانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کنند، غیر از خدا چیزهایی را می‌پرستند که به آنان زیانی نمی‌رساند، و سودی به آنان نمی‌بخشد؛ یعنی خدایان و معبودان باطلشان ذره‌ای نمی‌توانند به آنها سودی برسانند و هیچ چیزی را از آنان دور نمی‌کنند. (﴿وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) و سخنی بدون دلیل می‌گویند، و ابراز می‌دارند که اینها میانجی‌های ما در نزد خدا هستند؛ یعنی بت‌ها را می‌پرستند، تا آنان را به خدا نزدیک کنند، و برایشان نزد خدا شفاعت و سفارش نمایند، و این سخنی است که از خود در آورده‌اند. بنابراین خداوند با باطل قرار دادن این سخن، می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَتُنَبِّ‍ُٔونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: آیا خداوند را به آنچه که در آسمان‌ها و زمین نمی‌داند، خبر می‌دهید؟ یعنی خداوند داناست؛ و آگاهی او همۀ آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است، احاطه کرده است؛ و شما را خبر داده که هیچ شریکی ندارد و هیچ معبودی همراه او نیست. پس آیا شما – ای گروه مشرکان – گمان می‌برید که در آسمان‌ها و زمین شریک‌هایی دارد؟ آیا او را به چیزی که بر وی پوشیده مانده و شما آن را می‌دانید، خبر می‌دهید؟ آیا شما دانا ترید یا خدا ؟ پس آیا سخنی یاوه‌تر و باطل‌تر از این گفته وجود دارد؟! زیرا سخنِ باطل آنان به این معنی است که این گمراهان و نادانانِ بی‌خرد، از پروردگار جهانیان دانا ترند! پس فرد عاقل باید فقط به تصور کردن این گفته کفایت کند، و هرگاه این سخن را تصور کند، به فاسد و یاوه بودن آن یقین می‌کند. (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) پاک و منزه است از اینکه او را شریک یا همانندی باشد، بلکه او خدای یگانه و یکتا و بی‌نیاز است، و هیچ خدایی در آسمان‌ها و زمین جز او نیست، و هر معبودی غیر از او -خواه در عالم بالا باشد یا در عالم پایین- از نظر عقل و شریعت و فطرت باطل است. ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ﴾ این بدان علت است که خداوند حق می‌باشد، و آنچه غیر از او مشرکان به فریاد می‌خوانند، باطل، و خداوند برتر و بزرگ است.

يونس 10:19

وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ و مردم جز يک ملت نبودند، پس اختلاف کردند، وا گر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود، حتماً ميانشان بر سر آنچه در آن اختلاف مي ورزند داروي مي شد. وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ و مي گويند:«چرا نشانه اي از سوي پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ » بگو: «تنها خداست که بر غيبت آگاه است، پس منتظر باشيد من هم با شما از منتظرانم» (19) (﴿وَمَا كَانَ ٱلنَّاسُ إِلَّآ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) و مردم جز یک ملت نبودند که بر دین درست و صحیح و واحد قرار داشتند، اما اختلاف کردند. پس خداوند پیامبران را به عنوان ترساننده و مژده ‌دهنده نزد آنان فرستاد، و همراه آنان کتاب را نازل کرد، تا در میان مردم در آنچه که در آن اختلاف کرده‌اند، داوری کند. (﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ﴾) و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود که گناهکاران را مهلت داده، و به خاطر گناهانشان آنان را زود عذاب ندهد، (﴿لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ فِيمَا فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) در آنچه که در آن اختلاف می‌ورزند، میان آنان داوری می‌شد. به این صورت که مؤمنان را نجات داده، و کافرانِ تکذیب ‌کننده را هلاک می‌ساختیم. و این چیز میان آنها جدایی می‌آورد. اما خداوند می‌خواست تا برخی از آنان را به وسیلۀ برخی دیگر امتحان کند. و مورد آزمایش قرار دهد، تا راستگو از دروغگو مشخص گردد. (20) (﴿وَيَقُولُونَ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ﴾) و تکذیب کنندگانِ بهانه‌گیر می‌گویند: چرا از جانب پروردگارش نشانه‌ای بر او فرو فرستاده نمی‌شود؟ منظورشان نشانه‌ها و معجزاتی بود که آنها پیشنهاد می‌کردند، ازقبیل اینکه گفتند:﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا...﴾ چرا فرشته‌ای فرستاده نشده تا همراه او بیم دهد. و مانند اینکه گفتند:﴿وَقَالُواۡ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا...﴾ هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه چشمه‌ای از زمین برای ما بجوشانی. (﴿فَقُلۡ﴾) پس وقتی‌که از تو معجزه طلب کردند، به آنان بگو: (﴿إِنَّمَا ٱلۡغَيۡبُ لِلَّهِ﴾) تنها خدا بر غیب آگاه است؛ یعنی علم او، حالات بندگان را احاطه کرده است، پس او طبق علم و حکمت بی‌نظیرش، به تدبیر امورشان می‌پردازد و هیچ کسی غیر از خدا در هیچ زمینه‌ای نمی‌تواند به تدبیر امور بپردازد. (﴿فَٱنتَظِرُوٓاۡ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ﴾) بگو: منتظر باشید، همانا من هم همراه شما از منتظرانم؛ یعنی هریک برای دیگری چیزی را انتظار بکشد که شایستۀ آن است. پس بنگرید که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود؟

يونس 10:20

وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ و مردم جز يک ملت نبودند، پس اختلاف کردند، وا گر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود، حتماً ميانشان بر سر آنچه در آن اختلاف مي ورزند داروي مي شد. وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ و مي گويند:«چرا نشانه اي از سوي پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ » بگو: «تنها خداست که بر غيبت آگاه است، پس منتظر باشيد من هم با شما از منتظرانم» (19) (﴿وَمَا كَانَ ٱلنَّاسُ إِلَّآ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) و مردم جز یک ملت نبودند که بر دین درست و صحیح و واحد قرار داشتند، اما اختلاف کردند. پس خداوند پیامبران را به عنوان ترساننده و مژده ‌دهنده نزد آنان فرستاد، و همراه آنان کتاب را نازل کرد، تا در میان مردم در آنچه که در آن اختلاف کرده‌اند، داوری کند. (﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ﴾) و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود که گناهکاران را مهلت داده، و به خاطر گناهانشان آنان را زود عذاب ندهد، (﴿لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ فِيمَا فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) در آنچه که در آن اختلاف می‌ورزند، میان آنان داوری می‌شد. به این صورت که مؤمنان را نجات داده، و کافرانِ تکذیب ‌کننده را هلاک می‌ساختیم. و این چیز میان آنها جدایی می‌آورد. اما خداوند می‌خواست تا برخی از آنان را به وسیلۀ برخی دیگر امتحان کند. و مورد آزمایش قرار دهد، تا راستگو از دروغگو مشخص گردد. (20) (﴿وَيَقُولُونَ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ﴾) و تکذیب کنندگانِ بهانه‌گیر می‌گویند: چرا از جانب پروردگارش نشانه‌ای بر او فرو فرستاده نمی‌شود؟ منظورشان نشانه‌ها و معجزاتی بود که آنها پیشنهاد می‌کردند، ازقبیل اینکه گفتند:﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا...﴾ چرا فرشته‌ای فرستاده نشده تا همراه او بیم دهد. و مانند اینکه گفتند:﴿وَقَالُواۡ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا...﴾ هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه چشمه‌ای از زمین برای ما بجوشانی. (﴿فَقُلۡ﴾) پس وقتی‌که از تو معجزه طلب کردند، به آنان بگو: (﴿إِنَّمَا ٱلۡغَيۡبُ لِلَّهِ﴾) تنها خدا بر غیب آگاه است؛ یعنی علم او، حالات بندگان را احاطه کرده است، پس او طبق علم و حکمت بی‌نظیرش، به تدبیر امورشان می‌پردازد و هیچ کسی غیر از خدا در هیچ زمینه‌ای نمی‌تواند به تدبیر امور بپردازد. (﴿فَٱنتَظِرُوٓاۡ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ﴾) بگو: منتظر باشید، همانا من هم همراه شما از منتظرانم؛ یعنی هریک برای دیگری چیزی را انتظار بکشد که شایستۀ آن است. پس بنگرید که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود؟

يونس 10:21

وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ و چون پس از مصيبت و بلايي که به مردم رسيده است رحمتي به آنان بچشانيم، آن گاه در آيات ما مکر مي کنند، بگو:«خداوند در مکر سريعتر است». بي گمان فرستادگان ما مکر و حيله هاي شما را مي نويسند. (21) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَإِذَآ أَذَقۡنَا ٱلنَّاسَ رَحۡمَةٗ مِّنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُمۡ﴾) و هنگامی که مردم را پس از مصیبت و بلایی که به آنان رسیده است، رحمتی بچشانیم، مانند: تندرستی بعد از بیماری، ثروتمندی بعد از فقر، و امنیت بعد از ترس، مصیبت و رنجی را که به آنان رسیده است، فراموش می‌کنند و شکر خداوند را بر فراخی رحمتش به جای نمی‌آورند، بلکه به سرکشی و مکرورزی خود ادامه می‌دهند. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا لَهُم مَّكۡرٞ فِيٓ ءَايَاتِنَا﴾) آنگاه در آیات ما مکر می‌کنند؛ یعنی تلاش می‌کنند که به وسیلۀ باطل، حق را از بین ببرند. (﴿قُلِ ٱللَّهُ أَسۡرَعُ مَكۡرًا﴾) بگو: همانا خداوند در مکر سریع‌تر است؛ زیرا مکرِ بد، جز به اهل آن برنمی‌گردد. پس اهداف و نقشه‌های پلیدشان علیه خودشان برمی‌گردد، و از پیگرد خدا در امان نمی‌مانند؛ بلکه کارهایی که انجام می‌دهند، فرشتگان آن را می‌نویسند و خداوند آن را می‌شمارد، سپس آنها را بر آن سزا می‌دهد.

يونس 10:22

هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ اوست که شما را در خشکي و دريا راه مي برد تا آنکه در کشتي ها قرار گيريد، و باد موافق آنان را پيش برد و سرنشينان بدان شادمان گردند، و به ناگاه بادي سخت به آنان در رسد و از هر سو موج به سويشان آيد، و آنان يقين کنند که گرفتار شده اند آن وقت خداوند را در حالي که دين و عبادت خالص را تنها از آن وي مي دانند، به فرياد مي خوانند و اگر ما را از اين حال برهاني قطعاً از سپاسگزاران خواهيم بود. فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اما هنگامي که نجاتشان داد ناگهان در زمين به ناحق ستم مي کنند. اي مردم! ستمتان تنها به زيان خودتان است، چند روزي از متاع و لذت دنيا بهره مند مي شويد سپس بازگشت شما به سوي ماست، و آن گاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه مي سازيم. (22 - 23) پس از آنکه خداوند متعال به طبیعت و سرشت عموم مردم، به هنگام برخورداری از رحمت و عنایت خدا، و برطرف شدن مصیبت و ضرر و زیان و خروج از بن‌بست و تنگنا اشاره کرد، برای تبیین بیشتر این موضوع، به بیان مثالی پرداخت. وآن مثالِ انسانی است که در میان امواج خروشان دریا قرار گرفته، و کاملاً نگران آیندۀ خویش است. پس فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُسَيِّرُكُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) اوست که شما را در بر و بحر به حرکت در می‌آورد، و اسباب و عوامل آن را برایتان فراهم می‌نماید، و راه وروش حرکتِ در خشکی و دریا را به شما الهام می‌کند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا كُنتُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ﴾) تا اینکه در کشتی‌های اقیانوس‌پیما استقرار یافتید، (﴿وَجَرَيۡنَ بِهِم بِرِيحٖ طَيِّبَةٖ﴾) و بادی آرام که همسو با مسیر حرکت شما می‌وزد، شما را به حرکت درمی‌آورد، بدون اینکه در این سیر و حرکت به مشقت و زحمتی درافتید، (﴿وَفَرِحُواۡ بِهَا﴾) و ایشان بدان اطمینان و آرامش یافته و خوشحال می‌شوند. و در این حالت ناگهان (﴿جَآءَتۡهَا رِيحٌ عَاصِفٞ﴾) طوفان شدیدی بر آنها می‌وزد، (﴿وَجَآءَهُمُ ٱلۡمَوۡجُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُمۡ أُحِيطَ بِهِمۡ﴾) و امواج توفنده‌ای از هر سو آنها را محاصره کرده، به‌گونه‌ای که یقین می‌کنند راه گریزی ندارند، و به یقین می‌دانند که جز خداوند یکتا، هیچ احدی نمی‌تواند آنان را از این ورطه برهاند. پس مخلصانه او را به فریاد طلبیده، و بر خویش لازم می‌دارند که (﴿لَئِنۡ أَنجَيۡتَنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) اگر ما را از این مخمصه نجات‌دهی، قطعاً از شکرگزاران خواهیم بود. (﴿فَلَمَّآ أَنجَىٰهُمۡ إِذَا هُمۡ يَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ﴾) اما هنگامی که نجاتشان ‌داد، ناگهان در زمین به ناحق ستم می‌کنند؛ یعنی آن سختی و آن دعا را، و آن وعده و آنچه‌را که بر خود لازم شمردند، از یاد می‌برند؛ و کسی را با خدا شریک می‌سازند که خود معترف‌اند آنها را از سختی‌ها نجات نمی‌دهد، و تنگناها را از آنان دور نمی‌کند. پس چرا در حالت راحتی و آسایش، عبادت را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهند همان طور که در حالت سختی عبادت را برای خدا خالص گرداندند؟! اما وبال و زیان این ستم، به خود آنان برمی‌گردد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّمَا بَغۡيُكُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۖ مَّتَٰعَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) چیزی که شما به وسیلۀ ستم و گریز از اخلاص برای خدا به دست می‌آورید، مقداری از کالا و مقام اندک و ناچیز دنیا است که خیلی زود تمام می‌شود و از دست می‌رود، سپس باید از دنیا منتقل شوید.(﴿ثُمَّ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُكُمۡ﴾) و بازگشت شما در روز قیامت به سوی ماست. (﴿فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و شما را از آنچه می‌کردید، آگاه می‌سازیم. در این بخش از آیه، به شدت از اصرار بر عملشان برحذر داشته شده‌اند.

يونس 10:23

هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ اوست که شما را در خشکي و دريا راه مي برد تا آنکه در کشتي ها قرار گيريد، و باد موافق آنان را پيش برد و سرنشينان بدان شادمان گردند، و به ناگاه بادي سخت به آنان در رسد و از هر سو موج به سويشان آيد، و آنان يقين کنند که گرفتار شده اند آن وقت خداوند را در حالي که دين و عبادت خالص را تنها از آن وي مي دانند، به فرياد مي خوانند و اگر ما را از اين حال برهاني قطعاً از سپاسگزاران خواهيم بود. فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اما هنگامي که نجاتشان داد ناگهان در زمين به ناحق ستم مي کنند. اي مردم! ستمتان تنها به زيان خودتان است، چند روزي از متاع و لذت دنيا بهره مند مي شويد سپس بازگشت شما به سوي ماست، و آن گاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه مي سازيم. (22 - 23) پس از آنکه خداوند متعال به طبیعت و سرشت عموم مردم، به هنگام برخورداری از رحمت و عنایت خدا، و برطرف شدن مصیبت و ضرر و زیان و خروج از بن‌بست و تنگنا اشاره کرد، برای تبیین بیشتر این موضوع، به بیان مثالی پرداخت. وآن مثالِ انسانی است که در میان امواج خروشان دریا قرار گرفته، و کاملاً نگران آیندۀ خویش است. پس فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُسَيِّرُكُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) اوست که شما را در بر و بحر به حرکت در می‌آورد، و اسباب و عوامل آن را برایتان فراهم می‌نماید، و راه وروش حرکتِ در خشکی و دریا را به شما الهام می‌کند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا كُنتُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ﴾) تا اینکه در کشتی‌های اقیانوس‌پیما استقرار یافتید، (﴿وَجَرَيۡنَ بِهِم بِرِيحٖ طَيِّبَةٖ﴾) و بادی آرام که همسو با مسیر حرکت شما می‌وزد، شما را به حرکت درمی‌آورد، بدون اینکه در این سیر و حرکت به مشقت و زحمتی درافتید، (﴿وَفَرِحُواۡ بِهَا﴾) و ایشان بدان اطمینان و آرامش یافته و خوشحال می‌شوند. و در این حالت ناگهان (﴿جَآءَتۡهَا رِيحٌ عَاصِفٞ﴾) طوفان شدیدی بر آنها می‌وزد، (﴿وَجَآءَهُمُ ٱلۡمَوۡجُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُمۡ أُحِيطَ بِهِمۡ﴾) و امواج توفنده‌ای از هر سو آنها را محاصره کرده، به‌گونه‌ای که یقین می‌کنند راه گریزی ندارند، و به یقین می‌دانند که جز خداوند یکتا، هیچ احدی نمی‌تواند آنان را از این ورطه برهاند. پس مخلصانه او را به فریاد طلبیده، و بر خویش لازم می‌دارند که (﴿لَئِنۡ أَنجَيۡتَنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) اگر ما را از این مخمصه نجات‌دهی، قطعاً از شکرگزاران خواهیم بود. (﴿فَلَمَّآ أَنجَىٰهُمۡ إِذَا هُمۡ يَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ﴾) اما هنگامی که نجاتشان ‌داد، ناگهان در زمین به ناحق ستم می‌کنند؛ یعنی آن سختی و آن دعا را، و آن وعده و آنچه‌را که بر خود لازم شمردند، از یاد می‌برند؛ و کسی را با خدا شریک می‌سازند که خود معترف‌اند آنها را از سختی‌ها نجات نمی‌دهد، و تنگناها را از آنان دور نمی‌کند. پس چرا در حالت راحتی و آسایش، عبادت را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهند همان طور که در حالت سختی عبادت را برای خدا خالص گرداندند؟! اما وبال و زیان این ستم، به خود آنان برمی‌گردد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّمَا بَغۡيُكُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۖ مَّتَٰعَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) چیزی که شما به وسیلۀ ستم و گریز از اخلاص برای خدا به دست می‌آورید، مقداری از کالا و مقام اندک و ناچیز دنیا است که خیلی زود تمام می‌شود و از دست می‌رود، سپس باید از دنیا منتقل شوید.(﴿ثُمَّ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُكُمۡ﴾) و بازگشت شما در روز قیامت به سوی ماست. (﴿فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و شما را از آنچه می‌کردید، آگاه می‌سازیم. در این بخش از آیه، به شدت از اصرار بر عملشان برحذر داشته شده‌اند.

يونس 10:24

إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ جز اين نيست که مثل زندگي دنيا همانند آبي است که از آسمان فرو مي فرستيم و بر اثر آن گياهان زمين که انسانها و چهارپايان از آن مي خورند به هم مي آميزند و زمين پيرآيه اش را به دست مي آورد، و زيبايي مي گيرد و اهل زمان گمان مي برند که بر است،ادۀ از آن توانا هستند . آن گاه فرمان ما در شب يا روز در مي رسد و آن را چون کشت درو شده مي گرداند، گويي ديروز در اينجا نبوده است. اين چنين آيات را براي گروهي که مي انديشند تشريح و تبيين مي کنيم. (24) این مثال از بهترین مثال‌هاست و با حالت دنیا مطابق است؛ زیرا لذت و شهوت و مقام دنیا برای مدت کمی زیبا و درخشنده است، و چون وقت آن به پایان رسد، از بین رفته و از دست صاحبش می‌رود، یا اینکه صاحبش از او جدا می‌شود و با دست خالی و دلی آکنده و مملو از غم و حسرت از دنیا می‌رود. پس زندگی دنیا (﴿كَمَآءٍ أَنزَلۡنَٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخۡتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلۡأَرۡضِ﴾) مانند آبی است که از آسمان فرو می‌فرستیم، و بر اثر آن، هر نوع گیاهی نیکو در زمین می‌روید (﴿مِمَّا يَأۡكُلُ ٱلنَّاسُ﴾) از گیاهانی که انسان آنها را می‌خورد، از قبیل: دانه‌ها و میوه‌ها، (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمُ﴾) نیز از گیاهانی که چهارپایان می‌خورند، مانند: علف‌ها و دیگر گیاهان، (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذَتِ ٱلۡأَرۡضُ زُخۡرُفَهَا وَٱزَّيَّنَتۡ﴾) منظرۀ زمین، زیبا و دلکش شود و آراسته گردد و موجب شادی ناظران ‌شود و تفریحگاهی برای تفریح کنندگان ‌گردد، و نشانه‌ای برای صاحبان بینش ‌شود. منظره‌ای زیبا و عجیب در زمین مشاهده می‌کنی؛ برخی گیاهان سبز و برخی زرد و برخی سفید و دیگر رنگ‌ها. (﴿وَظَنَّ أَهۡلُهَآ أَنَّهُمۡ قَٰدِرُونَ عَلَيۡهَآ﴾) و اهل زمین گمان می‌برند که بر [استفادۀ از] آن توانا هستند؛ یعنی این طمع و امید در آنها به وجود می‌آید که این سبزی و خرمی ادامه ‌یابد، چون به آن دل بسته‌اند و هدف نهایی آنان همین دنیاست. پس آنها که در این حالت هستند، (﴿أَتَىٰهَآ أَمۡرُنَا لَيۡلًا أَوۡ نَهَارٗا فَجَعَلۡنَٰهَا حَصِيدٗا كَأَن لَّمۡ تَغۡنَ بِٱلۡأَمۡسِ﴾) ناگهان فرمان ما در شب یا روز در می‌رسد، و آن را چون کشتِ درو شده می‌گرداند، گویی که دیروز در اینجا چیزی نبوده است. پس حالت دنیا عیناً همین است. (﴿كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) این چنین آیات را، با نزدیک کردن مفاهیم به اذهان، و زدن مثال‌ها بیان می‌کنیم، (﴿لِقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) برای گروهی که افکارشان را در آنچه به آنان سود می‌دهد، به کار می‌گیرند. و اما آیات ما به غافلِ رویگردان فایده‌ای نمی‌دهد، و تبیین آیات شک را از او دور نمی‌نماید. پس از اینکه خداوند حالت دنیا و حاصل نعمت‌های آن را بیان کرد، مردم را برای سرای باقی تشویق نمود و فرمود:

يونس 10:25

وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند به سراي امن و امان را مي خواند، و هر کس را که بخواهد به راه راست هدايت مي کند. لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ کساني که نيکوکاري کرده اند ، نکويي بهشت و افزوده اي برآن دارند؛ و هيچ سياهي و ذلتي رويشان را نپوشاند، اينان اهل بهشتند و آنان در آن جاودانه اند. (25) خداوند به طور عموم، همۀ بندگانش را به سرای سلامتی فرا خوانده و همه را برای آن تحریک و تشویق کرده است، اما هدایت را به کسی اختصاص می‌دهد که نجات یافتن و برگزیده شدن او را بخواهد. پس این فضل و احسان اوست و خداوند رحمت خویش را به هرکس که بخواهد، اختصاص می‌دهد، و این ناشی از عدل و حکمت اوست. و بعد از بیان راه راست و بیراهه، و فرستادن پیامبران، هیچ‌کس علیه او سخن و دلیلی ندارد. و خداوند بهشت را (﴿دَارِ ٱلسَّلَٰمِ﴾) نامیده است؛ چون از همۀ آفت‌ها و کمبودها سالم است، و این به خاطر کامل بودن و بقا و زیبایی نعمت‌های آن است. (26) و چون مردم را به «دار السلام» فراخواند، انگار مردم به انجام کارهایی شوق پیدا کردند که باعث ورود به آن می‌گردند و آدمی را به آن می‌رساند. به همبن جهت خداوند خبر داد (﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞ﴾) برای کسانی‌که در عبادت و پرستش خدا نیکوکاری کرده‌اند به گونه‌ای که او را برخویش مراقب دانسته، و در عبادتش اخلاص داشته، و به اندازۀ توان خود آن را انجام داده‌اند، و با بندگان خدا به اندازۀ توان خود با گفتار و کردار نیکویی کرده‌اند، و با جان و مال به آنان نیکی کرده؛ امر به معروف و نهی از منکر نموده، و جاهلان را تعلیم داده و اعراض کنندگان را به صورت‌های گوناگون نصیحت کرده‌اند. پس کسانی که نیکوکاری کرده‌اند، پاداش نیکو برای آنان است و آن بهشت می‌باشد که در حسن و زیبایی کامل است. و نیز افزوده‌ای بر آن دارند و آن، نگاه کردن به چهرۀ خداوند بزرگوار و شنیدن سخن او، و دستیابی به خشنودی وی و شاد شدن به نزدیکی اوست. پس با برخورداری از این نعمت‌ها، بالاترین چیزی را که آرزومندان در آرزوی آنند و جویندگان آن را می‌طلبند، به دست می‌آورند. سپس دور شدنِ امر ناگوار را از آنان بیان کرد و فرمود: (﴿وَلَايَرۡهَقُ وُجُوهَهُمۡ قَتَرٞوَلَا ذِلَّةٌ﴾) و هیچ امر ناپسند و ناگواری به آنان نرسد؛ چون وقتی امری ناگوار به انسان برسد، در چهره اش نمایان می‌گردد، و چهره اش دگرگون و تیره می‌شود. اما ایشان همان‌طور که خداوند متعال در موردشان فرموده است:﴿تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾ طراوت و ناز و نعمت از چهره‌هایشان پیداست. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ﴾) اینان اهل بهشت اند و همواره در آن خواهند بود، (﴿هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) و آنان در آن جاودانه می‌مانند، نه به جایی دیگر برده می‌شوند و نه از آن دور ‌شده و نه دگرگون می‌گردند.

يونس 10:26

وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند به سراي امن و امان را مي خواند، و هر کس را که بخواهد به راه راست هدايت مي کند. لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ کساني که نيکوکاري کرده اند ، نکويي بهشت و افزوده اي برآن دارند؛ و هيچ سياهي و ذلتي رويشان را نپوشاند، اينان اهل بهشتند و آنان در آن جاودانه اند. (25) خداوند به طور عموم، همۀ بندگانش را به سرای سلامتی فرا خوانده و همه را برای آن تحریک و تشویق کرده است، اما هدایت را به کسی اختصاص می‌دهد که نجات یافتن و برگزیده شدن او را بخواهد. پس این فضل و احسان اوست و خداوند رحمت خویش را به هرکس که بخواهد، اختصاص می‌دهد، و این ناشی از عدل و حکمت اوست. و بعد از بیان راه راست و بیراهه، و فرستادن پیامبران، هیچ‌کس علیه او سخن و دلیلی ندارد. و خداوند بهشت را (﴿دَارِ ٱلسَّلَٰمِ﴾) نامیده است؛ چون از همۀ آفت‌ها و کمبودها سالم است، و این به خاطر کامل بودن و بقا و زیبایی نعمت‌های آن است. (26) و چون مردم را به «دار السلام» فراخواند، انگار مردم به انجام کارهایی شوق پیدا کردند که باعث ورود به آن می‌گردند و آدمی را به آن می‌رساند. به همبن جهت خداوند خبر داد (﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞ﴾) برای کسانی‌که در عبادت و پرستش خدا نیکوکاری کرده‌اند به گونه‌ای که او را برخویش مراقب دانسته، و در عبادتش اخلاص داشته، و به اندازۀ توان خود آن را انجام داده‌اند، و با بندگان خدا به اندازۀ توان خود با گفتار و کردار نیکویی کرده‌اند، و با جان و مال به آنان نیکی کرده؛ امر به معروف و نهی از منکر نموده، و جاهلان را تعلیم داده و اعراض کنندگان را به صورت‌های گوناگون نصیحت کرده‌اند. پس کسانی که نیکوکاری کرده‌اند، پاداش نیکو برای آنان است و آن بهشت می‌باشد که در حسن و زیبایی کامل است. و نیز افزوده‌ای بر آن دارند و آن، نگاه کردن به چهرۀ خداوند بزرگوار و شنیدن سخن او، و دستیابی به خشنودی وی و شاد شدن به نزدیکی اوست. پس با برخورداری از این نعمت‌ها، بالاترین چیزی را که آرزومندان در آرزوی آنند و جویندگان آن را می‌طلبند، به دست می‌آورند. سپس دور شدنِ امر ناگوار را از آنان بیان کرد و فرمود: (﴿وَلَايَرۡهَقُ وُجُوهَهُمۡ قَتَرٞوَلَا ذِلَّةٌ﴾) و هیچ امر ناپسند و ناگواری به آنان نرسد؛ چون وقتی امری ناگوار به انسان برسد، در چهره اش نمایان می‌گردد، و چهره اش دگرگون و تیره می‌شود. اما ایشان همان‌طور که خداوند متعال در موردشان فرموده است:﴿تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾ طراوت و ناز و نعمت از چهره‌هایشان پیداست. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ﴾) اینان اهل بهشت اند و همواره در آن خواهند بود، (﴿هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) و آنان در آن جاودانه می‌مانند، نه به جایی دیگر برده می‌شوند و نه از آن دور ‌شده و نه دگرگون می‌گردند.

يونس 10:27

وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ و کساني که مرتکب کارهاي زشت شده اند کيفر هر کار زشتي به اندازۀ آن خواهد بود، و آنان را خواري فرا خواهد گرفت، در برابر خدا پناه دهنده اي ندارند. انگار با پاره هايي از شب چهره هايشان پوشانده شده است. اينان دوزخيانند، آنان در آن جاودانه مي مانند. (27) وقتی اهل بهشت را یاد کرد، از اهل جهنم نیز سخن به میان آورد و بیان نمود تنها کالایی که از دنیا به دست آورده‌اند، کارهای بدی است که خدا را ناخشنود می‌کند، از قبیل: انواع کفر و تکذیب کردن و انواع گناهان. پس (﴿جَزَآءُ سَيِّئَةِۢ بِمِثۡلِهَا﴾) کسانی که مرتکب کارهای زشت شده‌اند، پاداش هر کار زشتی به اندازۀ همان کار زشت خواهد بود؛ یعنی برحسب کارهای بدی که کرده‌اند و بر حسب اختلاف احوالشان، سزایی به آنان می‌رسد که سبب غم و اندوه آنان خواهد شد. (﴿وَتَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞ﴾) و ذلّت و خواری و ترسی که از عذاب خدا در دل‌هایشان دارند، آنان را می‌پوشاند، و هیچ کس نمی‌تواند عذاب خدا را از آنها دور نماید، و هیچ پناه دهنده‌ای نیست که آنها را از عذاب او پناه دهد. و این خواری درونی به بیرونشان نیز سرایت می‌نماید، پس اثر آن سیاهی در چهره‌هایشان نمایان خواهد شد. (﴿كَأَنَّمَآ أُغۡشِيَتۡ وُجُوهُهُمۡ قِطَعٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مُظۡلِمًاۚ أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) انگار با پاره‌هایی از شب چهره‌هایشان پوشانده شده است. اینان دوزخیان‌اند. آنان در آن جاودانه می‌مانند. این دو گروه چه تفاوت زیادی با هم دارند! ﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاضِرَةٌ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٞ وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذِۢ بَاسِرَةٞ تَظُنُّ أَن يُفۡعَلَ بِهَا فَاقِرَةٞ﴾ در آن روز چهره‌هایی شاداب‌اند. به سوی پروردگارشان می‌نگرند. و در آن روز چهره‌هایی عبوس و ترش رو هستند. [زیرا] می‌دانند که به عذاب کمرشکنی گرفتار خواهند شد. ﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞتَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾ چهره‌هایی در آن روز درخشان‌اند، خندان و شادان‌اند، و چهره‌هایی است که بر آنها غبار نشسته، و آنها را تاریکی پوشانده است. آنان خود کافران فاجرند.

يونس 10:28

وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ و به ياد آور روزي که همگي شان را گرد مي آوريم، سپس به مشرکان مي گوييم:«شما و معبوداني که با خداشريک مي گرفتيد در جاي خود بايستيد». سپس در ميانشان جدايي مي افکنيم و شرکايشان مي گويند:«شما ما را نمي پرستيديد». فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ پس خداوند بين ما و شما کافي است . بدون شک ما از عبادت شما بي خبر بوده ايم. هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ در آنجا هر کس کارهايي را که قبلاً کرده است مي آزمايد، و به سوي خدا، مولاي حقيقيشان برگردانده مي شوند، و آنچه به دروغ ساخته و به م بافته بودند از آنان ناپديد مي شود. (28) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَيَوۡمَ نَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و به یادآور روزی‌که همگان را گرد می‌آوریم. یعنی همۀ خلایق را در روزی مشخص جمع نموده، و مشرکان و آنچه را که به جای خدا می‌پرستیدند، حاضر می‌کنیم. (﴿ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ مَكَانَكُمۡ أَنتُمۡ وَشُرَكَآؤُكُمۡ﴾) سپس به مشرکان می‌گوییم: شما و معبودانی که با خدا شریک می‌گرفتید در جای خود بایستید، تا میان شما و آنها داوری کنیم. (﴿فَزَيَّلۡنَا بَيۡنَهُمۡ﴾) سپس در میان جسم‌ها و قلب‌هایشان جدایی می‌آوریم، و دشمنی سختی میان آنها پدید می‌آید. این در حالی است که در دنیا، خالص ترین محبت و صمیمیت را به پای یکدیگر ریخته بودند، سپس این محبت و دوستی به نفرت و دشمنی تبدیل می‌گردد. (﴿وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم﴾) و معبودانی را که با خدا شریک می‌کردند، از آنان بیزاری جسته و می‌گویند: (﴿مَّاكُنتُمۡ إِيَّانَا تَعۡبُدُونَ﴾) شما ما را نمی‌پرستیدید. ما خدا را، از اینکه شریک یا همتایی داشته باشد، پاک و منزه می‌دانیم. (29) (﴿فَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ إِن كُنَّا عَنۡ عِبَادَتِكُمۡ لَغَٰفِلِينَ﴾) خداوند کافی است که بین ما و شما گواه باشد. ما بدون شک از عبادت شما بی‌خبر بوده‌ایم. ما نه شما را به آن دستور داده، و نه شما را به آن فراخوانده‌ایم، در واقع شما کسی را عبادت کرده اید که شما را به آن فرا خوانده است، و آن شیطان است. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواۡ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾ ای بنی‌آدم! مگر از شما پیمان نگرفتم که شیطان را عبادت و فرمانبرداری نکنید؛ زیرا او دشمنی آشکار است؟ و فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و [یاد کن] روزی را که [خداوند] تمامی آنها را حشر می‌کند، سپس به فرشتگان می‌گوید:«آیا اینها بودند که شما را می‌پرستیدند؟» می‌گویند: «پاک و منزهی تو، سرپرست و یاور ما تویی نه آنان! بلکه جنیان را پرستش می‌کردند، بیشترشان به آنها اعتقاد و ایمان داشتند.» پس فرشتگان بزرگوار و پیامبران و اولیا و امثالشان در روز قیامت، از کسانی که آنها راـ ‌برای رفع مشکلات و برآوردن حاجات و نیازهاـ خوانده‌اند، بیزاری می‌جویند، و آنان در این مورد راستگویند. پس در این هنگام مشرکان چنان حسرت و تأسف می‌خورند که قابل وصف نیست. و مشرکان مقدار واندازۀ اعمالی را که انجام داده و کارهای زشتی که در گذشته کرده‌اند، می‌دانند و در این روز برای آنها روشن می‌شود که آنان دروغگو بوده، و بر خدا دروغ بسته‌اند، و عبادتشان از دیده ناپدید می‌شود، و معبودهایشان از بین می‌روند، و اسباب و وسیله‌ها را از دست می‌دهند. بنابراین فرمود: (30) (﴿هُنَالِك﴾) در آن روز، (﴿تَبۡلُواۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّآ أَسۡلَفَتۡ﴾) هرکس به بررسی اعمال و کارهایش می‌پردازد، و سزا و جزای آن را می‌بیند. و به اندازۀ اعمالی که انجام داده است، جزا و سزا داده می‌شود. پس اگر اعمالش بد باشد، به او سزای بد داده می‌شود. (﴿وَرُدُّوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّۖ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و به سوی خدا، آقا و مولای حقیقی‌شان برگردانده می‌شوند، و آنچه به دروغ ساخته، و گفته بودند:«شرکی که ما بر آن هستیم، درست است و آنچه را که به غیر از خدا می‌پرستیم، به ما فایده می‌دهد و عذاب را از ما دور می‌کند» از آنها ناپدید می‌شود.

يونس 10:29

وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ و به ياد آور روزي که همگي شان را گرد مي آوريم، سپس به مشرکان مي گوييم:«شما و معبوداني که با خداشريک مي گرفتيد در جاي خود بايستيد». سپس در ميانشان جدايي مي افکنيم و شرکايشان مي گويند:«شما ما را نمي پرستيديد». فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ پس خداوند بين ما و شما کافي است . بدون شک ما از عبادت شما بي خبر بوده ايم. هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ در آنجا هر کس کارهايي را که قبلاً کرده است مي آزمايد، و به سوي خدا، مولاي حقيقيشان برگردانده مي شوند، و آنچه به دروغ ساخته و به م بافته بودند از آنان ناپديد مي شود. (28) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَيَوۡمَ نَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و به یادآور روزی‌که همگان را گرد می‌آوریم. یعنی همۀ خلایق را در روزی مشخص جمع نموده، و مشرکان و آنچه را که به جای خدا می‌پرستیدند، حاضر می‌کنیم. (﴿ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ مَكَانَكُمۡ أَنتُمۡ وَشُرَكَآؤُكُمۡ﴾) سپس به مشرکان می‌گوییم: شما و معبودانی که با خدا شریک می‌گرفتید در جای خود بایستید، تا میان شما و آنها داوری کنیم. (﴿فَزَيَّلۡنَا بَيۡنَهُمۡ﴾) سپس در میان جسم‌ها و قلب‌هایشان جدایی می‌آوریم، و دشمنی سختی میان آنها پدید می‌آید. این در حالی است که در دنیا، خالص ترین محبت و صمیمیت را به پای یکدیگر ریخته بودند، سپس این محبت و دوستی به نفرت و دشمنی تبدیل می‌گردد. (﴿وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم﴾) و معبودانی را که با خدا شریک می‌کردند، از آنان بیزاری جسته و می‌گویند: (﴿مَّاكُنتُمۡ إِيَّانَا تَعۡبُدُونَ﴾) شما ما را نمی‌پرستیدید. ما خدا را، از اینکه شریک یا همتایی داشته باشد، پاک و منزه می‌دانیم. (29) (﴿فَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ إِن كُنَّا عَنۡ عِبَادَتِكُمۡ لَغَٰفِلِينَ﴾) خداوند کافی است که بین ما و شما گواه باشد. ما بدون شک از عبادت شما بی‌خبر بوده‌ایم. ما نه شما را به آن دستور داده، و نه شما را به آن فراخوانده‌ایم، در واقع شما کسی را عبادت کرده اید که شما را به آن فرا خوانده است، و آن شیطان است. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواۡ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾ ای بنی‌آدم! مگر از شما پیمان نگرفتم که شیطان را عبادت و فرمانبرداری نکنید؛ زیرا او دشمنی آشکار است؟ و فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و [یاد کن] روزی را که [خداوند] تمامی آنها را حشر می‌کند، سپس به فرشتگان می‌گوید:«آیا اینها بودند که شما را می‌پرستیدند؟» می‌گویند: «پاک و منزهی تو، سرپرست و یاور ما تویی نه آنان! بلکه جنیان را پرستش می‌کردند، بیشترشان به آنها اعتقاد و ایمان داشتند.» پس فرشتگان بزرگوار و پیامبران و اولیا و امثالشان در روز قیامت، از کسانی که آنها راـ ‌برای رفع مشکلات و برآوردن حاجات و نیازهاـ خوانده‌اند، بیزاری می‌جویند، و آنان در این مورد راستگویند. پس در این هنگام مشرکان چنان حسرت و تأسف می‌خورند که قابل وصف نیست. و مشرکان مقدار واندازۀ اعمالی را که انجام داده و کارهای زشتی که در گذشته کرده‌اند، می‌دانند و در این روز برای آنها روشن می‌شود که آنان دروغگو بوده، و بر خدا دروغ بسته‌اند، و عبادتشان از دیده ناپدید می‌شود، و معبودهایشان از بین می‌روند، و اسباب و وسیله‌ها را از دست می‌دهند. بنابراین فرمود: (30) (﴿هُنَالِك﴾) در آن روز، (﴿تَبۡلُواۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّآ أَسۡلَفَتۡ﴾) هرکس به بررسی اعمال و کارهایش می‌پردازد، و سزا و جزای آن را می‌بیند. و به اندازۀ اعمالی که انجام داده است، جزا و سزا داده می‌شود. پس اگر اعمالش بد باشد، به او سزای بد داده می‌شود. (﴿وَرُدُّوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّۖ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و به سوی خدا، آقا و مولای حقیقی‌شان برگردانده می‌شوند، و آنچه به دروغ ساخته، و گفته بودند:«شرکی که ما بر آن هستیم، درست است و آنچه را که به غیر از خدا می‌پرستیم، به ما فایده می‌دهد و عذاب را از ما دور می‌کند» از آنها ناپدید می‌شود.

يونس 10:30

وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ و به ياد آور روزي که همگي شان را گرد مي آوريم، سپس به مشرکان مي گوييم:«شما و معبوداني که با خداشريک مي گرفتيد در جاي خود بايستيد». سپس در ميانشان جدايي مي افکنيم و شرکايشان مي گويند:«شما ما را نمي پرستيديد». فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ پس خداوند بين ما و شما کافي است . بدون شک ما از عبادت شما بي خبر بوده ايم. هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ در آنجا هر کس کارهايي را که قبلاً کرده است مي آزمايد، و به سوي خدا، مولاي حقيقيشان برگردانده مي شوند، و آنچه به دروغ ساخته و به م بافته بودند از آنان ناپديد مي شود. (28) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَيَوۡمَ نَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و به یادآور روزی‌که همگان را گرد می‌آوریم. یعنی همۀ خلایق را در روزی مشخص جمع نموده، و مشرکان و آنچه را که به جای خدا می‌پرستیدند، حاضر می‌کنیم. (﴿ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ مَكَانَكُمۡ أَنتُمۡ وَشُرَكَآؤُكُمۡ﴾) سپس به مشرکان می‌گوییم: شما و معبودانی که با خدا شریک می‌گرفتید در جای خود بایستید، تا میان شما و آنها داوری کنیم. (﴿فَزَيَّلۡنَا بَيۡنَهُمۡ﴾) سپس در میان جسم‌ها و قلب‌هایشان جدایی می‌آوریم، و دشمنی سختی میان آنها پدید می‌آید. این در حالی است که در دنیا، خالص ترین محبت و صمیمیت را به پای یکدیگر ریخته بودند، سپس این محبت و دوستی به نفرت و دشمنی تبدیل می‌گردد. (﴿وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم﴾) و معبودانی را که با خدا شریک می‌کردند، از آنان بیزاری جسته و می‌گویند: (﴿مَّاكُنتُمۡ إِيَّانَا تَعۡبُدُونَ﴾) شما ما را نمی‌پرستیدید. ما خدا را، از اینکه شریک یا همتایی داشته باشد، پاک و منزه می‌دانیم. (29) (﴿فَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ إِن كُنَّا عَنۡ عِبَادَتِكُمۡ لَغَٰفِلِينَ﴾) خداوند کافی است که بین ما و شما گواه باشد. ما بدون شک از عبادت شما بی‌خبر بوده‌ایم. ما نه شما را به آن دستور داده، و نه شما را به آن فراخوانده‌ایم، در واقع شما کسی را عبادت کرده اید که شما را به آن فرا خوانده است، و آن شیطان است. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواۡ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾ ای بنی‌آدم! مگر از شما پیمان نگرفتم که شیطان را عبادت و فرمانبرداری نکنید؛ زیرا او دشمنی آشکار است؟ و فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و [یاد کن] روزی را که [خداوند] تمامی آنها را حشر می‌کند، سپس به فرشتگان می‌گوید:«آیا اینها بودند که شما را می‌پرستیدند؟» می‌گویند: «پاک و منزهی تو، سرپرست و یاور ما تویی نه آنان! بلکه جنیان را پرستش می‌کردند، بیشترشان به آنها اعتقاد و ایمان داشتند.» پس فرشتگان بزرگوار و پیامبران و اولیا و امثالشان در روز قیامت، از کسانی که آنها راـ ‌برای رفع مشکلات و برآوردن حاجات و نیازهاـ خوانده‌اند، بیزاری می‌جویند، و آنان در این مورد راستگویند. پس در این هنگام مشرکان چنان حسرت و تأسف می‌خورند که قابل وصف نیست. و مشرکان مقدار واندازۀ اعمالی را که انجام داده و کارهای زشتی که در گذشته کرده‌اند، می‌دانند و در این روز برای آنها روشن می‌شود که آنان دروغگو بوده، و بر خدا دروغ بسته‌اند، و عبادتشان از دیده ناپدید می‌شود، و معبودهایشان از بین می‌روند، و اسباب و وسیله‌ها را از دست می‌دهند. بنابراین فرمود: (30) (﴿هُنَالِك﴾) در آن روز، (﴿تَبۡلُواۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّآ أَسۡلَفَتۡ﴾) هرکس به بررسی اعمال و کارهایش می‌پردازد، و سزا و جزای آن را می‌بیند. و به اندازۀ اعمالی که انجام داده است، جزا و سزا داده می‌شود. پس اگر اعمالش بد باشد، به او سزای بد داده می‌شود. (﴿وَرُدُّوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّۖ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و به سوی خدا، آقا و مولای حقیقی‌شان برگردانده می‌شوند، و آنچه به دروغ ساخته، و گفته بودند:«شرکی که ما بر آن هستیم، درست است و آنچه را که به غیر از خدا می‌پرستیم، به ما فایده می‌دهد و عذاب را از ما دور می‌کند» از آنها ناپدید می‌شود.

يونس 10:31

قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ بگو: «چه کسي از آسمان و زمين به شما روزي مي دهد؟ يا چه کسي مالک گوش و چشمها است؟ و چه کسي زنده را از مرده بيرون مي آورد، و چه کسي مرده را از زنده بيرون مي آورد؟ و چه کسي امور هستي را تدبير مي کند؟ خواهند گفت: «خدا»، پس بگو :«آيا نمي ترسيد و پرهيزگار نمي شويد؟» فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ آن خداست که پروردگار راستين شماست، و پس از حق جز گمراهي ديگر چيست؟ پس چگونه از حق برگردانده مي شويد؟ كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ اين گونه فرمان پروردگارت بر کساني که نافرماني مي کنند محقق گشت که آنان ايمان نمي آورند. (31) (﴿قُلۡ﴾) با کسانی که چیزهایی را شریک خدا ساخته، و خداوند دلیلی بر صحت آن نازل نکرده است، به گفتگو بنشین، و آنچه را که آنان در رابطه با توحید ربوبیت اقرار کرده‌اند، دلیلی بر بطلان شرکشان در توحید الوهیت قرار ده، و بگو (﴿مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه‌کسی با فرستادن روزی از آسمان، و بیرون آوردن انواع غذاها از زمین، و فراهم آوردن اسباب آن، به شما روزی می‌دهد؟ (﴿أَمَّن يَمۡلِكُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) یا چه‌کسی گوش‌ها و چشم‌ها را آفریده، و چه کسی مالک آن است؟ و فقط گوش و چشم را ذکر کرد، و این از باب اشاره به «مفضول» از طریق «فاضل» است، و نیز اینکه این دو عضو فواید بسیار زیادی برای آدمی دارند. (﴿وَمَن يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) و چه‌کسی زنده را از مرده بیرون می‌آورد؟ مانند بیرون آوردن انواع درختان و گیاهان از دانه‌ها و هسته‌ها، و بیرون آوردن مؤمن از کافر و پرنده از تخم و امثال آن. (﴿وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و [چه کسی] مرده را از زنده بیرون می‌کند و نیز عکس آنچه که ذکر شد، انجام می‌دهد؟! (﴿وَمَن يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ﴾) و [چه کسی] کار هستی را در جهان بالا و پایین تدبیر می‌کند؟ و این شامل همۀ انواع تدابیر الهی است. و چون در رابطه با این چیزها از آنان بپرسی، (﴿فَسَيَقُولُونَ ٱللَّهُ﴾) خواهند گفت: خدا. چون آنها به همۀ اینها اعتراف کرده و اقرار می‌کنند که خداوند در این چیزها شریکی ندارد. (﴿فَقُلۡ﴾) پس حجت را بر آنان تمام کن و بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) آیا از خداوند نمی‌ترسید؟ و چرا عبادت را تنها برای او انجام نمی‌دهید، و از همتایان و بت‌هایی که به جای او می‌پرستید، دست نمی‌کشید؟! (32) (﴿فَذَٰلِكُمُ﴾) کسی‌که ذات خویش را به این امور توصیف نمود، (﴿ٱللَّهُ رَبُّكُمُ﴾) خدای معبود و ستوده که همۀ خلایق را با نعمت‌های خویش پرورش می‌دهد. و او (﴿ٱلۡحَقُّ﴾) معبود به حق است. (﴿فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُ﴾) و چیست پس از حق جز گمراهی؟ خداوند متعال در آفرینش و تدبیر همۀ امور، یگانه و یکتاست ، خداوندی که بندگان را از تمامی نعمات و برکات برخوردار نموده، و تنها اوست که خوبی‌ها را می‌آورد و بدی‌ها را دور می‌کند ، و او دارای نام‌های نیکو و صفت‌های کامل و بزرگ و صاحب شکوه و احسان است. (﴿فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ﴾) پس چگونه از عبادت کسی که چنین است، به سوی عبادت کسی که وجود ندارد و حتی نمی‌تواند سودی به خود برساند یا زیانی را از خویشتن دور کند و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشر نیست، برگردانده می‌شوید. پس آنچه که شما به جای خدا می‌پرستید، به اندازۀ ذره‌ای از فرمانروایی بهره ندارد، و به هیچ صورتی در آن شریک نیست، و جز با اجازۀ خدا نمی‌تواند شفاعت بکند. پس هلاک باد کسی که برای او شریک می‌گیرد! و وای بر کسی که به او کفر می‌ورزد! به راستی که این دسته از انسان‌ها دین و خرد و عقل‌هایشان را از دست داده، بلکه آنها دنیا و آخرتشان را نیز تباه کرده‌اند. بنابراین خداوند در مورد آنها فرمود: (33) (﴿كَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ فَسَقُوٓاۡ أَنَّهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) این‌گونه فرمان پروردگارت بر کسانی که نافرمانی می‌کنند، محقق گشت که آنان ایمان نمی‌آورند؛ زیرا بعد از اینکه نشانه‌ها و دلایل روشن را که مایۀ عبرت خردمندان و پند پرهیزگاران و هدایت جهانیان است به آنها نشان داد، از آن روی برتافتند.

يونس 10:32

قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ بگو: «چه کسي از آسمان و زمين به شما روزي مي دهد؟ يا چه کسي مالک گوش و چشمها است؟ و چه کسي زنده را از مرده بيرون مي آورد، و چه کسي مرده را از زنده بيرون مي آورد؟ و چه کسي امور هستي را تدبير مي کند؟ خواهند گفت: «خدا»، پس بگو :«آيا نمي ترسيد و پرهيزگار نمي شويد؟» فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ آن خداست که پروردگار راستين شماست، و پس از حق جز گمراهي ديگر چيست؟ پس چگونه از حق برگردانده مي شويد؟ كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ اين گونه فرمان پروردگارت بر کساني که نافرماني مي کنند محقق گشت که آنان ايمان نمي آورند. (31) (﴿قُلۡ﴾) با کسانی که چیزهایی را شریک خدا ساخته، و خداوند دلیلی بر صحت آن نازل نکرده است، به گفتگو بنشین، و آنچه را که آنان در رابطه با توحید ربوبیت اقرار کرده‌اند، دلیلی بر بطلان شرکشان در توحید الوهیت قرار ده، و بگو (﴿مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه‌کسی با فرستادن روزی از آسمان، و بیرون آوردن انواع غذاها از زمین، و فراهم آوردن اسباب آن، به شما روزی می‌دهد؟ (﴿أَمَّن يَمۡلِكُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) یا چه‌کسی گوش‌ها و چشم‌ها را آفریده، و چه کسی مالک آن است؟ و فقط گوش و چشم را ذکر کرد، و این از باب اشاره به «مفضول» از طریق «فاضل» است، و نیز اینکه این دو عضو فواید بسیار زیادی برای آدمی دارند. (﴿وَمَن يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) و چه‌کسی زنده را از مرده بیرون می‌آورد؟ مانند بیرون آوردن انواع درختان و گیاهان از دانه‌ها و هسته‌ها، و بیرون آوردن مؤمن از کافر و پرنده از تخم و امثال آن. (﴿وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و [چه کسی] مرده را از زنده بیرون می‌کند و نیز عکس آنچه که ذکر شد، انجام می‌دهد؟! (﴿وَمَن يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ﴾) و [چه کسی] کار هستی را در جهان بالا و پایین تدبیر می‌کند؟ و این شامل همۀ انواع تدابیر الهی است. و چون در رابطه با این چیزها از آنان بپرسی، (﴿فَسَيَقُولُونَ ٱللَّهُ﴾) خواهند گفت: خدا. چون آنها به همۀ اینها اعتراف کرده و اقرار می‌کنند که خداوند در این چیزها شریکی ندارد. (﴿فَقُلۡ﴾) پس حجت را بر آنان تمام کن و بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) آیا از خداوند نمی‌ترسید؟ و چرا عبادت را تنها برای او انجام نمی‌دهید، و از همتایان و بت‌هایی که به جای او می‌پرستید، دست نمی‌کشید؟! (32) (﴿فَذَٰلِكُمُ﴾) کسی‌که ذات خویش را به این امور توصیف نمود، (﴿ٱللَّهُ رَبُّكُمُ﴾) خدای معبود و ستوده که همۀ خلایق را با نعمت‌های خویش پرورش می‌دهد. و او (﴿ٱلۡحَقُّ﴾) معبود به حق است. (﴿فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُ﴾) و چیست پس از حق جز گمراهی؟ خداوند متعال در آفرینش و تدبیر همۀ امور، یگانه و یکتاست ، خداوندی که بندگان را از تمامی نعمات و برکات برخوردار نموده، و تنها اوست که خوبی‌ها را می‌آورد و بدی‌ها را دور می‌کند ، و او دارای نام‌های نیکو و صفت‌های کامل و بزرگ و صاحب شکوه و احسان است. (﴿فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ﴾) پس چگونه از عبادت کسی که چنین است، به سوی عبادت کسی که وجود ندارد و حتی نمی‌تواند سودی به خود برساند یا زیانی را از خویشتن دور کند و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشر نیست، برگردانده می‌شوید. پس آنچه که شما به جای خدا می‌پرستید، به اندازۀ ذره‌ای از فرمانروایی بهره ندارد، و به هیچ صورتی در آن شریک نیست، و جز با اجازۀ خدا نمی‌تواند شفاعت بکند. پس هلاک باد کسی که برای او شریک می‌گیرد! و وای بر کسی که به او کفر می‌ورزد! به راستی که این دسته از انسان‌ها دین و خرد و عقل‌هایشان را از دست داده، بلکه آنها دنیا و آخرتشان را نیز تباه کرده‌اند. بنابراین خداوند در مورد آنها فرمود: (33) (﴿كَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ فَسَقُوٓاۡ أَنَّهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) این‌گونه فرمان پروردگارت بر کسانی که نافرمانی می‌کنند، محقق گشت که آنان ایمان نمی‌آورند؛ زیرا بعد از اینکه نشانه‌ها و دلایل روشن را که مایۀ عبرت خردمندان و پند پرهیزگاران و هدایت جهانیان است به آنها نشان داد، از آن روی برتافتند.

يونس 10:33

قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ بگو: «چه کسي از آسمان و زمين به شما روزي مي دهد؟ يا چه کسي مالک گوش و چشمها است؟ و چه کسي زنده را از مرده بيرون مي آورد، و چه کسي مرده را از زنده بيرون مي آورد؟ و چه کسي امور هستي را تدبير مي کند؟ خواهند گفت: «خدا»، پس بگو :«آيا نمي ترسيد و پرهيزگار نمي شويد؟» فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ آن خداست که پروردگار راستين شماست، و پس از حق جز گمراهي ديگر چيست؟ پس چگونه از حق برگردانده مي شويد؟ كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ اين گونه فرمان پروردگارت بر کساني که نافرماني مي کنند محقق گشت که آنان ايمان نمي آورند. (31) (﴿قُلۡ﴾) با کسانی که چیزهایی را شریک خدا ساخته، و خداوند دلیلی بر صحت آن نازل نکرده است، به گفتگو بنشین، و آنچه را که آنان در رابطه با توحید ربوبیت اقرار کرده‌اند، دلیلی بر بطلان شرکشان در توحید الوهیت قرار ده، و بگو (﴿مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) چه‌کسی با فرستادن روزی از آسمان، و بیرون آوردن انواع غذاها از زمین، و فراهم آوردن اسباب آن، به شما روزی می‌دهد؟ (﴿أَمَّن يَمۡلِكُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) یا چه‌کسی گوش‌ها و چشم‌ها را آفریده، و چه کسی مالک آن است؟ و فقط گوش و چشم را ذکر کرد، و این از باب اشاره به «مفضول» از طریق «فاضل» است، و نیز اینکه این دو عضو فواید بسیار زیادی برای آدمی دارند. (﴿وَمَن يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) و چه‌کسی زنده را از مرده بیرون می‌آورد؟ مانند بیرون آوردن انواع درختان و گیاهان از دانه‌ها و هسته‌ها، و بیرون آوردن مؤمن از کافر و پرنده از تخم و امثال آن. (﴿وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و [چه کسی] مرده را از زنده بیرون می‌کند و نیز عکس آنچه که ذکر شد، انجام می‌دهد؟! (﴿وَمَن يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ﴾) و [چه کسی] کار هستی را در جهان بالا و پایین تدبیر می‌کند؟ و این شامل همۀ انواع تدابیر الهی است. و چون در رابطه با این چیزها از آنان بپرسی، (﴿فَسَيَقُولُونَ ٱللَّهُ﴾) خواهند گفت: خدا. چون آنها به همۀ اینها اعتراف کرده و اقرار می‌کنند که خداوند در این چیزها شریکی ندارد. (﴿فَقُلۡ﴾) پس حجت را بر آنان تمام کن و بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) آیا از خداوند نمی‌ترسید؟ و چرا عبادت را تنها برای او انجام نمی‌دهید، و از همتایان و بت‌هایی که به جای او می‌پرستید، دست نمی‌کشید؟! (32) (﴿فَذَٰلِكُمُ﴾) کسی‌که ذات خویش را به این امور توصیف نمود، (﴿ٱللَّهُ رَبُّكُمُ﴾) خدای معبود و ستوده که همۀ خلایق را با نعمت‌های خویش پرورش می‌دهد. و او (﴿ٱلۡحَقُّ﴾) معبود به حق است. (﴿فَمَاذَا بَعۡدَ ٱلۡحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُ﴾) و چیست پس از حق جز گمراهی؟ خداوند متعال در آفرینش و تدبیر همۀ امور، یگانه و یکتاست ، خداوندی که بندگان را از تمامی نعمات و برکات برخوردار نموده، و تنها اوست که خوبی‌ها را می‌آورد و بدی‌ها را دور می‌کند ، و او دارای نام‌های نیکو و صفت‌های کامل و بزرگ و صاحب شکوه و احسان است. (﴿فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ﴾) پس چگونه از عبادت کسی که چنین است، به سوی عبادت کسی که وجود ندارد و حتی نمی‌تواند سودی به خود برساند یا زیانی را از خویشتن دور کند و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشر نیست، برگردانده می‌شوید. پس آنچه که شما به جای خدا می‌پرستید، به اندازۀ ذره‌ای از فرمانروایی بهره ندارد، و به هیچ صورتی در آن شریک نیست، و جز با اجازۀ خدا نمی‌تواند شفاعت بکند. پس هلاک باد کسی که برای او شریک می‌گیرد! و وای بر کسی که به او کفر می‌ورزد! به راستی که این دسته از انسان‌ها دین و خرد و عقل‌هایشان را از دست داده، بلکه آنها دنیا و آخرتشان را نیز تباه کرده‌اند. بنابراین خداوند در مورد آنها فرمود: (33) (﴿كَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ فَسَقُوٓاۡ أَنَّهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) این‌گونه فرمان پروردگارت بر کسانی که نافرمانی می‌کنند، محقق گشت که آنان ایمان نمی‌آورند؛ زیرا بعد از اینکه نشانه‌ها و دلایل روشن را که مایۀ عبرت خردمندان و پند پرهیزگاران و هدایت جهانیان است به آنها نشان داد، از آن روی برتافتند.

يونس 10:34

قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ بگو: «آيا از انبازان شما کسي هست که آفرينش را آغاز کند سپس آن را باز گرداند؟» بگو: «تنها خدا آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند.» پس چگونه منحرف مي شويد؟ قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ بگو:«آيا از انبازان شما کسي هست که به سوي حق راهنمايي کند؟» بگو: «خداوند به سوي حق راهنمايي مي کند. آيا آن کس که به سوي حق هدايت مي کند سزاوارتر است که پيروي شود يا کسي که خود راه نمي يابد مگر اينکه راهنمايي گردد؟ پس شما را چه شده است؟ چگونه حکم مي کنيد؟ وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ) و بيشترشان جز از گمان پيروي نمي کنند، و همانا گمان، انسان را از حق بي نياز نمي کند. به راستي خداوند به آنچه مي کنند آگاه است. (34) خداوند متعال با بیان ناتوانی معبودان مشرکین، و اینکه معبودان مشرکان به چنان صفاتی متصف نیستند که موجب معبود گشتن آنها باشد، می‌فرماید: (﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ﴾) آیا از انبازان شما کسی هست که آفرینش را آغاز نماید؟ (﴿ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) سپس آن را باز گرداند؟ و این استفهام به معنی نفی و تأکید است؛ یعنی هیچ کس از آنان نیست که بتواند آفرینش را آغاز کند، سپس آن را باز بگرداند. این انبازان، ضعیف تر و ناتوان‌تر از آنند که بتوانند آفرینش را آغاز کنند و سپس آن را باز بگردانند. (﴿قُلِ ٱللَّهُ يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) بگو: تنها خدا است که آفرینش را آغاز می‌کند، و سپس آن را باز می‌گرداند، بدون اینکه در این کار شریک و یاوری داشته باشد. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه از عبادت خداوند یگانه‌ای که در آفرینش اولیه و بازگرداندن آن یکتاست، به عبادت کسانی منحرف می‌شوید که چیزی نمی‌آفرینند و خودشان آفریده می‌شوند. (35) (﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾) بگو: آیا از انبازان شما کسی هست که به سوی حق راهنمایی کند، و با بیانات و ارشادات و الهام و توفیق خود، مردم را به حق هدایت نماید؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ يَهۡدِي لِلۡحَقِّ﴾) بگو: تنها خدا به سوی حق و به‌وسیلۀ دلایل و ارائۀ حجت و با الهام و توفیق دادن و کمک برای در پیش گرفتن بهترین و استوارترین راه، مردم را هدایت می‌کند. (﴿أَفَمَن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّيٓ إِلَّآ أَن يُهۡدَىٰ﴾) آیا آن‌کس‌که به سوی حق هدایت می‌کند سزاوارتر است که پیروی شود، یا کسی که خود راه نمی‌یابد مگر اینکه راهنمایی گردد؟ چون نمی‌داند و گمراه است. و این همان معبودان آنهایند که با خدا شریک می‌ساختند؛ نه هدایت می‌کنند و نه هدایت می‌یابند مگر اینکه هدایت شوند. (﴿فَمَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ﴾) پس چه چیزی چنین بلایی را بر سر شما آورده است که به باطل حکم کرده، و به درست بودن عبادت طاغوت‌هایی همراه با خدا حکم می‌کنید؟ در حالی که برایتان آشکار شده است که جز خدا هیچ کس سزاوار عبادت نیست؟! پس روشن شد معبودان دروغینی را که همراه با «الله» پرستش می‌کنند، دارای آن چنان صفت‌های معنوی و عملی نیستند که اقتضا نماید در کنار خدا عبادت شوند، بلکه معبودان باطل آنها، به کمبود و نقص‌هایی که موجب بطلان الوهیت آنهاست، متصف‌اند. پس چرا این معبودان را به خدایی می‌گیرند؟ (36) پاسخ این است که شیطان زشت ترین دروغ و گمراه ترین گمراهی را برای انسان می‌آراید، و آن را چنان برای او آراسته می‌گرداند که انسان به آن معتقد شده و به آن انس گرفته و آن را حق می‌گمارد، در حالی که آن چیزی نیست. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَتَّبِعُ أَكۡثَرُهُمۡ إِلَّا ظَنًّا﴾) و بیشتر کسانی که همراه با خدا شریکانی را به فریاد می‌خوانند، جز از گمان پیروی نمی‌کنند؛ یعنی در حقیقت آنها از شریکانی که برای خدا قرار داده‌اند، پیروی نمی‌کنند؛ زیرا خداوند اصلاً شریکی ندارد، بلکه آنان از گمان خود پیروی می‌کنند، و (﴿ إِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡ‍ًٔا﴾) به درستی که ظن و گمان، انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. پس آنان معبودان باطل را خدا نامیده، و آنان را همراه با او پرستش کردند. ﴿إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ﴾ این معبودان جز نام‌هایی نیستند که شما و پدرانتان نام نهاده‌اید، و خداوند بر [حقانیت] آنها هیچ دلیلی نازل نکرده است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ﴾) به راستی که خداوند به آنچه می‌کنند، آگاه است. و به شدت آنان را بر این کار عقوبت می‌دهد.

يونس 10:35

قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ بگو: «آيا از انبازان شما کسي هست که آفرينش را آغاز کند سپس آن را باز گرداند؟» بگو: «تنها خدا آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند.» پس چگونه منحرف مي شويد؟ قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ بگو:«آيا از انبازان شما کسي هست که به سوي حق راهنمايي کند؟» بگو: «خداوند به سوي حق راهنمايي مي کند. آيا آن کس که به سوي حق هدايت مي کند سزاوارتر است که پيروي شود يا کسي که خود راه نمي يابد مگر اينکه راهنمايي گردد؟ پس شما را چه شده است؟ چگونه حکم مي کنيد؟ وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ) و بيشترشان جز از گمان پيروي نمي کنند، و همانا گمان، انسان را از حق بي نياز نمي کند. به راستي خداوند به آنچه مي کنند آگاه است. (34) خداوند متعال با بیان ناتوانی معبودان مشرکین، و اینکه معبودان مشرکان به چنان صفاتی متصف نیستند که موجب معبود گشتن آنها باشد، می‌فرماید: (﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ﴾) آیا از انبازان شما کسی هست که آفرینش را آغاز نماید؟ (﴿ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) سپس آن را باز گرداند؟ و این استفهام به معنی نفی و تأکید است؛ یعنی هیچ کس از آنان نیست که بتواند آفرینش را آغاز کند، سپس آن را باز بگرداند. این انبازان، ضعیف تر و ناتوان‌تر از آنند که بتوانند آفرینش را آغاز کنند و سپس آن را باز بگردانند. (﴿قُلِ ٱللَّهُ يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) بگو: تنها خدا است که آفرینش را آغاز می‌کند، و سپس آن را باز می‌گرداند، بدون اینکه در این کار شریک و یاوری داشته باشد. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه از عبادت خداوند یگانه‌ای که در آفرینش اولیه و بازگرداندن آن یکتاست، به عبادت کسانی منحرف می‌شوید که چیزی نمی‌آفرینند و خودشان آفریده می‌شوند. (35) (﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾) بگو: آیا از انبازان شما کسی هست که به سوی حق راهنمایی کند، و با بیانات و ارشادات و الهام و توفیق خود، مردم را به حق هدایت نماید؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ يَهۡدِي لِلۡحَقِّ﴾) بگو: تنها خدا به سوی حق و به‌وسیلۀ دلایل و ارائۀ حجت و با الهام و توفیق دادن و کمک برای در پیش گرفتن بهترین و استوارترین راه، مردم را هدایت می‌کند. (﴿أَفَمَن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّيٓ إِلَّآ أَن يُهۡدَىٰ﴾) آیا آن‌کس‌که به سوی حق هدایت می‌کند سزاوارتر است که پیروی شود، یا کسی که خود راه نمی‌یابد مگر اینکه راهنمایی گردد؟ چون نمی‌داند و گمراه است. و این همان معبودان آنهایند که با خدا شریک می‌ساختند؛ نه هدایت می‌کنند و نه هدایت می‌یابند مگر اینکه هدایت شوند. (﴿فَمَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ﴾) پس چه چیزی چنین بلایی را بر سر شما آورده است که به باطل حکم کرده، و به درست بودن عبادت طاغوت‌هایی همراه با خدا حکم می‌کنید؟ در حالی که برایتان آشکار شده است که جز خدا هیچ کس سزاوار عبادت نیست؟! پس روشن شد معبودان دروغینی را که همراه با «الله» پرستش می‌کنند، دارای آن چنان صفت‌های معنوی و عملی نیستند که اقتضا نماید در کنار خدا عبادت شوند، بلکه معبودان باطل آنها، به کمبود و نقص‌هایی که موجب بطلان الوهیت آنهاست، متصف‌اند. پس چرا این معبودان را به خدایی می‌گیرند؟ (36) پاسخ این است که شیطان زشت ترین دروغ و گمراه ترین گمراهی را برای انسان می‌آراید، و آن را چنان برای او آراسته می‌گرداند که انسان به آن معتقد شده و به آن انس گرفته و آن را حق می‌گمارد، در حالی که آن چیزی نیست. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَتَّبِعُ أَكۡثَرُهُمۡ إِلَّا ظَنًّا﴾) و بیشتر کسانی که همراه با خدا شریکانی را به فریاد می‌خوانند، جز از گمان پیروی نمی‌کنند؛ یعنی در حقیقت آنها از شریکانی که برای خدا قرار داده‌اند، پیروی نمی‌کنند؛ زیرا خداوند اصلاً شریکی ندارد، بلکه آنان از گمان خود پیروی می‌کنند، و (﴿ إِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡ‍ًٔا﴾) به درستی که ظن و گمان، انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. پس آنان معبودان باطل را خدا نامیده، و آنان را همراه با او پرستش کردند. ﴿إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ﴾ این معبودان جز نام‌هایی نیستند که شما و پدرانتان نام نهاده‌اید، و خداوند بر [حقانیت] آنها هیچ دلیلی نازل نکرده است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ﴾) به راستی که خداوند به آنچه می‌کنند، آگاه است. و به شدت آنان را بر این کار عقوبت می‌دهد.

يونس 10:36

قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ بگو: «آيا از انبازان شما کسي هست که آفرينش را آغاز کند سپس آن را باز گرداند؟» بگو: «تنها خدا آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند.» پس چگونه منحرف مي شويد؟ قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ بگو:«آيا از انبازان شما کسي هست که به سوي حق راهنمايي کند؟» بگو: «خداوند به سوي حق راهنمايي مي کند. آيا آن کس که به سوي حق هدايت مي کند سزاوارتر است که پيروي شود يا کسي که خود راه نمي يابد مگر اينکه راهنمايي گردد؟ پس شما را چه شده است؟ چگونه حکم مي کنيد؟ وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ) و بيشترشان جز از گمان پيروي نمي کنند، و همانا گمان، انسان را از حق بي نياز نمي کند. به راستي خداوند به آنچه مي کنند آگاه است. (34) خداوند متعال با بیان ناتوانی معبودان مشرکین، و اینکه معبودان مشرکان به چنان صفاتی متصف نیستند که موجب معبود گشتن آنها باشد، می‌فرماید: (﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ﴾) آیا از انبازان شما کسی هست که آفرینش را آغاز نماید؟ (﴿ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) سپس آن را باز گرداند؟ و این استفهام به معنی نفی و تأکید است؛ یعنی هیچ کس از آنان نیست که بتواند آفرینش را آغاز کند، سپس آن را باز بگرداند. این انبازان، ضعیف تر و ناتوان‌تر از آنند که بتوانند آفرینش را آغاز کنند و سپس آن را باز بگردانند. (﴿قُلِ ٱللَّهُ يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ﴾) بگو: تنها خدا است که آفرینش را آغاز می‌کند، و سپس آن را باز می‌گرداند، بدون اینکه در این کار شریک و یاوری داشته باشد. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه از عبادت خداوند یگانه‌ای که در آفرینش اولیه و بازگرداندن آن یکتاست، به عبادت کسانی منحرف می‌شوید که چیزی نمی‌آفرینند و خودشان آفریده می‌شوند. (35) (﴿قُلۡ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾) بگو: آیا از انبازان شما کسی هست که به سوی حق راهنمایی کند، و با بیانات و ارشادات و الهام و توفیق خود، مردم را به حق هدایت نماید؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ يَهۡدِي لِلۡحَقِّ﴾) بگو: تنها خدا به سوی حق و به‌وسیلۀ دلایل و ارائۀ حجت و با الهام و توفیق دادن و کمک برای در پیش گرفتن بهترین و استوارترین راه، مردم را هدایت می‌کند. (﴿أَفَمَن يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّيٓ إِلَّآ أَن يُهۡدَىٰ﴾) آیا آن‌کس‌که به سوی حق هدایت می‌کند سزاوارتر است که پیروی شود، یا کسی که خود راه نمی‌یابد مگر اینکه راهنمایی گردد؟ چون نمی‌داند و گمراه است. و این همان معبودان آنهایند که با خدا شریک می‌ساختند؛ نه هدایت می‌کنند و نه هدایت می‌یابند مگر اینکه هدایت شوند. (﴿فَمَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ﴾) پس چه چیزی چنین بلایی را بر سر شما آورده است که به باطل حکم کرده، و به درست بودن عبادت طاغوت‌هایی همراه با خدا حکم می‌کنید؟ در حالی که برایتان آشکار شده است که جز خدا هیچ کس سزاوار عبادت نیست؟! پس روشن شد معبودان دروغینی را که همراه با «الله» پرستش می‌کنند، دارای آن چنان صفت‌های معنوی و عملی نیستند که اقتضا نماید در کنار خدا عبادت شوند، بلکه معبودان باطل آنها، به کمبود و نقص‌هایی که موجب بطلان الوهیت آنهاست، متصف‌اند. پس چرا این معبودان را به خدایی می‌گیرند؟ (36) پاسخ این است که شیطان زشت ترین دروغ و گمراه ترین گمراهی را برای انسان می‌آراید، و آن را چنان برای او آراسته می‌گرداند که انسان به آن معتقد شده و به آن انس گرفته و آن را حق می‌گمارد، در حالی که آن چیزی نیست. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَتَّبِعُ أَكۡثَرُهُمۡ إِلَّا ظَنًّا﴾) و بیشتر کسانی که همراه با خدا شریکانی را به فریاد می‌خوانند، جز از گمان پیروی نمی‌کنند؛ یعنی در حقیقت آنها از شریکانی که برای خدا قرار داده‌اند، پیروی نمی‌کنند؛ زیرا خداوند اصلاً شریکی ندارد، بلکه آنان از گمان خود پیروی می‌کنند، و (﴿ إِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡ‍ًٔا﴾) به درستی که ظن و گمان، انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. پس آنان معبودان باطل را خدا نامیده، و آنان را همراه با او پرستش کردند. ﴿إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ﴾ این معبودان جز نام‌هایی نیستند که شما و پدرانتان نام نهاده‌اید، و خداوند بر [حقانیت] آنها هیچ دلیلی نازل نکرده است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ﴾) به راستی که خداوند به آنچه می‌کنند، آگاه است. و به شدت آنان را بر این کار عقوبت می‌دهد.

يونس 10:37

وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ممکن نيست که اين قرآن از سوي غير خدا ساخته و پرداخت شود، بلکه تصديق کنندۀ آن دسته از کتابهاي آسماني است که پيش از آن نازل شده اند، و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبار راستين است که شکي در آن نيست و از سوي پروردگار جهانيان است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا مي گويند:«پيامبران آن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد و در اين کار هر کس را که مي توانيد به جز خدا به فرياد بخوانيد و به کمک بطلبيد». بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ بلکه آنان چيزي را تکذيب کردند که آگاهي کامل از آن پيدا نکرده و هنوز تاويلش به آنان نرسيده است، بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه خواهد شد؟ وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ و برخي از آنان به آن ايمان مي آورند و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حال تبهکاران داناتر است. وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من از آن خودم و عمل شما از آن خودتان است، شما از آنچه من مي کنم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما مي کنيد بيزارم». (37) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَا كَانَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ أَن يُفۡتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) ممکن و قابل تصور نیست که این قرآن به دروغ به خدا نسبت داده شود ، چون آن کتاب بزرگی است که ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾ باطل از جلو و پشت به آن راهی ندارد، بلکه از جانب خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. و آن کتابی است که ﴿قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواۡ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا﴾ اگر انسان‌ها و جنیان جمع شوند تا مانند آن را بیاورند، نمی‌توانند مانند آن را بیاورند، گرچه برخی پشتیبان برخی دیگر باشند. و آن کتابی است که پروردگار جهانیان با آن سخن گفته است. پس چگونه کسی از مردم می‌تواند مانند آن را بگوید؟! و سخن، پیروِِ عظمت و صفت گویندۀ آن است. پس اگر کسی در بزرگی و داشتن صفت‌های کمال، مشابه خداوند است، می‌تواند مانند این قرآن را بیاورد. واگر به فرض ـ کسی به دروغ آن را به خدا نسبت می‌داد، خداوند فوراً او را عذاب می‌کرد. (﴿وَلَٰكِن﴾) اما خداوند این کتاب را به عنوان رحمت، و به منظور اتمام حجت بر تمام بندگان فرو و فرستاده است. (﴿تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) خداوند آن را فرو فرستاده و تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی است که پیش از آن بوده‌اند، به این صورت که با آنها همسو بوده، و آنچه را که آن کتاب‌ها به آن گواهی داده و به نزول آن مژده داده‌اند، تصدیق می‌کند. (﴿وَتَفۡصِيلَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و بیانگر حلال و حرام و احکام دینی و قدری و اخبارهای راستین است. (﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) به هیچ صورتی در آن شک و تردیدی نیست، بلکه آن حق و یقین است. ﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است؛ پروردگاری که همۀ هستی را با نعمت‌های خود پرورش می‌دهد. و بزرگ‌ترین پرورش او عبارت است از اینکه این کتاب را برآنان نازل فرمود که منافع دینی و دنیوی بندگان در آن است، و مشتمل بر اخلاق و اعمال نیک می‌باشد. (38) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ﴾) یا کسانی که آن را از روی سرکشی و ستمگری و عناد تکذیب می‌کنند، می‌گویند: (﴿ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) محمد صلی الله علیه وسلم آن را به دروغ به خدا نسبت داده، و آن را از طرف خودش آورده است؟! (﴿قُلۡ﴾) [حجت را بر آنان تمام کن و] بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِسُورَةٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و در این کار هر کس را که می‌توانید به فریاد بخوانید، و به کمک بطلبید تا شما را بر آوردن سوره‌ای مانند آن یاری دهد. و این محال است، و اگر ممکن بود آنها ادعا می‌کردند که توانایی این را دارند و مانند آن را می‌آورند. (39) اما وقتی ناتوانی آنان روشن شد، مشخص گردید که آنچه گفته‌اند، باطل است، و هیچ دلیلی بر صحت آن ندارند. آنچه که آنان را، به تکذیب کردن قرآن که مشتمل بر حق است و حقی بالاتر از آن وجود ندارد، واداشت این بود که کاملاً به آن آگاهی پیدا نکرده بودند؛ واگر کاملاً به آن آگاهی می‌داشتند و آن را به حق می‌فهمیدند، یقیناً آن را تصدیق می‌کردند. و هنوز تأویل آن مبنی بر این که عذاب بر آنها فرود می‌آید، برایشان نیامده است. و این تکذیب آنان از نوع تکذیب کسانی است که پیش ‌از آنان بوده‌اند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بدینسان کسانی هم که پیش از آنان بودند، تکذیب کردند. پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است؟ و سرانجامشان هلاکت بود و هیچ کس از آنان باقی نماند. پس اینان باید بپرهیزند از اینکه به تکذیبشان ادامه دهند؛ زیرا در این صورت همان عذابی که بر ملت‌های تکذیب‌کننده و نسل‌های هلاکت شده فرود آمد، بر آنان هم فرود خواهد آمد. از این آیه برمی‌آید که در کارها باید تحقیق کرد، و اینکه شایسته نیست انسان قبل از اینکه از ماهیت چیزی کاملاً آگاهی پیدا کند، به پذیرفتن یا نپذیرفتن آن مبادرت ورزد. (40) (﴿وَمِنۡهُم مَّن يُؤۡمِنُ بِهِۦ﴾) و برخی از آنان به قرآن و به آنچه که قرآن در بر دارد، ایمان می‌‎آورند، (﴿وَمِنۡهُم مَّن لَّا يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و برخی به آن ایمان نمی‌آورند ، و پرودگارت به حال تباهکاران داناتر است. و آنها کسانی هستند که از روی ستم و مخالفت به آن ایمان نمی‌آورند، پس خداوند آنها را به خاطر فسادشان به شدت مجازات خواهد کرد. (41) (﴿وَإِن كَذَّبُوكَ﴾) و اگر تو را تکذیب کردند، به دعوت خودت ادامه بده؛ چیزی از حساب آنان بر تو نیست، و از حساب تو چیزی بر آنان نیست؛ و هریک از شما در مقابل عملش جوابگو می‌باشد. (﴿فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمۡ عَمَلُكُمۡۖ أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) و بگو: عملِ من از آنِ خودم، و عمل شما از آنِ خودتان است، شما ازآنچه من انجام می‌دهم، بیزارید؛ و من [نیز] از آنچه شما می‌کنید، بیزارم. همان‌طورکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، به نفع او می‌باشد؛ و هر کس کار بدی را انجام دهد، به زیان خودش است.

يونس 10:38

وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ممکن نيست که اين قرآن از سوي غير خدا ساخته و پرداخت شود، بلکه تصديق کنندۀ آن دسته از کتابهاي آسماني است که پيش از آن نازل شده اند، و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبار راستين است که شکي در آن نيست و از سوي پروردگار جهانيان است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا مي گويند:«پيامبران آن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد و در اين کار هر کس را که مي توانيد به جز خدا به فرياد بخوانيد و به کمک بطلبيد». بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ بلکه آنان چيزي را تکذيب کردند که آگاهي کامل از آن پيدا نکرده و هنوز تاويلش به آنان نرسيده است، بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه خواهد شد؟ وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ و برخي از آنان به آن ايمان مي آورند و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حال تبهکاران داناتر است. وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من از آن خودم و عمل شما از آن خودتان است، شما از آنچه من مي کنم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما مي کنيد بيزارم». (37) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَا كَانَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ أَن يُفۡتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) ممکن و قابل تصور نیست که این قرآن به دروغ به خدا نسبت داده شود ، چون آن کتاب بزرگی است که ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾ باطل از جلو و پشت به آن راهی ندارد، بلکه از جانب خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. و آن کتابی است که ﴿قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواۡ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا﴾ اگر انسان‌ها و جنیان جمع شوند تا مانند آن را بیاورند، نمی‌توانند مانند آن را بیاورند، گرچه برخی پشتیبان برخی دیگر باشند. و آن کتابی است که پروردگار جهانیان با آن سخن گفته است. پس چگونه کسی از مردم می‌تواند مانند آن را بگوید؟! و سخن، پیروِِ عظمت و صفت گویندۀ آن است. پس اگر کسی در بزرگی و داشتن صفت‌های کمال، مشابه خداوند است، می‌تواند مانند این قرآن را بیاورد. واگر به فرض ـ کسی به دروغ آن را به خدا نسبت می‌داد، خداوند فوراً او را عذاب می‌کرد. (﴿وَلَٰكِن﴾) اما خداوند این کتاب را به عنوان رحمت، و به منظور اتمام حجت بر تمام بندگان فرو و فرستاده است. (﴿تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) خداوند آن را فرو فرستاده و تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی است که پیش از آن بوده‌اند، به این صورت که با آنها همسو بوده، و آنچه را که آن کتاب‌ها به آن گواهی داده و به نزول آن مژده داده‌اند، تصدیق می‌کند. (﴿وَتَفۡصِيلَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و بیانگر حلال و حرام و احکام دینی و قدری و اخبارهای راستین است. (﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) به هیچ صورتی در آن شک و تردیدی نیست، بلکه آن حق و یقین است. ﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است؛ پروردگاری که همۀ هستی را با نعمت‌های خود پرورش می‌دهد. و بزرگ‌ترین پرورش او عبارت است از اینکه این کتاب را برآنان نازل فرمود که منافع دینی و دنیوی بندگان در آن است، و مشتمل بر اخلاق و اعمال نیک می‌باشد. (38) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ﴾) یا کسانی که آن را از روی سرکشی و ستمگری و عناد تکذیب می‌کنند، می‌گویند: (﴿ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) محمد صلی الله علیه وسلم آن را به دروغ به خدا نسبت داده، و آن را از طرف خودش آورده است؟! (﴿قُلۡ﴾) [حجت را بر آنان تمام کن و] بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِسُورَةٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و در این کار هر کس را که می‌توانید به فریاد بخوانید، و به کمک بطلبید تا شما را بر آوردن سوره‌ای مانند آن یاری دهد. و این محال است، و اگر ممکن بود آنها ادعا می‌کردند که توانایی این را دارند و مانند آن را می‌آورند. (39) اما وقتی ناتوانی آنان روشن شد، مشخص گردید که آنچه گفته‌اند، باطل است، و هیچ دلیلی بر صحت آن ندارند. آنچه که آنان را، به تکذیب کردن قرآن که مشتمل بر حق است و حقی بالاتر از آن وجود ندارد، واداشت این بود که کاملاً به آن آگاهی پیدا نکرده بودند؛ واگر کاملاً به آن آگاهی می‌داشتند و آن را به حق می‌فهمیدند، یقیناً آن را تصدیق می‌کردند. و هنوز تأویل آن مبنی بر این که عذاب بر آنها فرود می‌آید، برایشان نیامده است. و این تکذیب آنان از نوع تکذیب کسانی است که پیش ‌از آنان بوده‌اند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بدینسان کسانی هم که پیش از آنان بودند، تکذیب کردند. پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است؟ و سرانجامشان هلاکت بود و هیچ کس از آنان باقی نماند. پس اینان باید بپرهیزند از اینکه به تکذیبشان ادامه دهند؛ زیرا در این صورت همان عذابی که بر ملت‌های تکذیب‌کننده و نسل‌های هلاکت شده فرود آمد، بر آنان هم فرود خواهد آمد. از این آیه برمی‌آید که در کارها باید تحقیق کرد، و اینکه شایسته نیست انسان قبل از اینکه از ماهیت چیزی کاملاً آگاهی پیدا کند، به پذیرفتن یا نپذیرفتن آن مبادرت ورزد. (40) (﴿وَمِنۡهُم مَّن يُؤۡمِنُ بِهِۦ﴾) و برخی از آنان به قرآن و به آنچه که قرآن در بر دارد، ایمان می‌‎آورند، (﴿وَمِنۡهُم مَّن لَّا يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و برخی به آن ایمان نمی‌آورند ، و پرودگارت به حال تباهکاران داناتر است. و آنها کسانی هستند که از روی ستم و مخالفت به آن ایمان نمی‌آورند، پس خداوند آنها را به خاطر فسادشان به شدت مجازات خواهد کرد. (41) (﴿وَإِن كَذَّبُوكَ﴾) و اگر تو را تکذیب کردند، به دعوت خودت ادامه بده؛ چیزی از حساب آنان بر تو نیست، و از حساب تو چیزی بر آنان نیست؛ و هریک از شما در مقابل عملش جوابگو می‌باشد. (﴿فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمۡ عَمَلُكُمۡۖ أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) و بگو: عملِ من از آنِ خودم، و عمل شما از آنِ خودتان است، شما ازآنچه من انجام می‌دهم، بیزارید؛ و من [نیز] از آنچه شما می‌کنید، بیزارم. همان‌طورکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، به نفع او می‌باشد؛ و هر کس کار بدی را انجام دهد، به زیان خودش است.

يونس 10:39

وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ممکن نيست که اين قرآن از سوي غير خدا ساخته و پرداخت شود، بلکه تصديق کنندۀ آن دسته از کتابهاي آسماني است که پيش از آن نازل شده اند، و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبار راستين است که شکي در آن نيست و از سوي پروردگار جهانيان است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا مي گويند:«پيامبران آن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد و در اين کار هر کس را که مي توانيد به جز خدا به فرياد بخوانيد و به کمک بطلبيد». بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ بلکه آنان چيزي را تکذيب کردند که آگاهي کامل از آن پيدا نکرده و هنوز تاويلش به آنان نرسيده است، بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه خواهد شد؟ وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ و برخي از آنان به آن ايمان مي آورند و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حال تبهکاران داناتر است. وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من از آن خودم و عمل شما از آن خودتان است، شما از آنچه من مي کنم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما مي کنيد بيزارم». (37) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَا كَانَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ أَن يُفۡتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) ممکن و قابل تصور نیست که این قرآن به دروغ به خدا نسبت داده شود ، چون آن کتاب بزرگی است که ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾ باطل از جلو و پشت به آن راهی ندارد، بلکه از جانب خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. و آن کتابی است که ﴿قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواۡ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا﴾ اگر انسان‌ها و جنیان جمع شوند تا مانند آن را بیاورند، نمی‌توانند مانند آن را بیاورند، گرچه برخی پشتیبان برخی دیگر باشند. و آن کتابی است که پروردگار جهانیان با آن سخن گفته است. پس چگونه کسی از مردم می‌تواند مانند آن را بگوید؟! و سخن، پیروِِ عظمت و صفت گویندۀ آن است. پس اگر کسی در بزرگی و داشتن صفت‌های کمال، مشابه خداوند است، می‌تواند مانند این قرآن را بیاورد. واگر به فرض ـ کسی به دروغ آن را به خدا نسبت می‌داد، خداوند فوراً او را عذاب می‌کرد. (﴿وَلَٰكِن﴾) اما خداوند این کتاب را به عنوان رحمت، و به منظور اتمام حجت بر تمام بندگان فرو و فرستاده است. (﴿تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) خداوند آن را فرو فرستاده و تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی است که پیش از آن بوده‌اند، به این صورت که با آنها همسو بوده، و آنچه را که آن کتاب‌ها به آن گواهی داده و به نزول آن مژده داده‌اند، تصدیق می‌کند. (﴿وَتَفۡصِيلَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و بیانگر حلال و حرام و احکام دینی و قدری و اخبارهای راستین است. (﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) به هیچ صورتی در آن شک و تردیدی نیست، بلکه آن حق و یقین است. ﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است؛ پروردگاری که همۀ هستی را با نعمت‌های خود پرورش می‌دهد. و بزرگ‌ترین پرورش او عبارت است از اینکه این کتاب را برآنان نازل فرمود که منافع دینی و دنیوی بندگان در آن است، و مشتمل بر اخلاق و اعمال نیک می‌باشد. (38) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ﴾) یا کسانی که آن را از روی سرکشی و ستمگری و عناد تکذیب می‌کنند، می‌گویند: (﴿ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) محمد صلی الله علیه وسلم آن را به دروغ به خدا نسبت داده، و آن را از طرف خودش آورده است؟! (﴿قُلۡ﴾) [حجت را بر آنان تمام کن و] بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِسُورَةٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و در این کار هر کس را که می‌توانید به فریاد بخوانید، و به کمک بطلبید تا شما را بر آوردن سوره‌ای مانند آن یاری دهد. و این محال است، و اگر ممکن بود آنها ادعا می‌کردند که توانایی این را دارند و مانند آن را می‌آورند. (39) اما وقتی ناتوانی آنان روشن شد، مشخص گردید که آنچه گفته‌اند، باطل است، و هیچ دلیلی بر صحت آن ندارند. آنچه که آنان را، به تکذیب کردن قرآن که مشتمل بر حق است و حقی بالاتر از آن وجود ندارد، واداشت این بود که کاملاً به آن آگاهی پیدا نکرده بودند؛ واگر کاملاً به آن آگاهی می‌داشتند و آن را به حق می‌فهمیدند، یقیناً آن را تصدیق می‌کردند. و هنوز تأویل آن مبنی بر این که عذاب بر آنها فرود می‌آید، برایشان نیامده است. و این تکذیب آنان از نوع تکذیب کسانی است که پیش ‌از آنان بوده‌اند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بدینسان کسانی هم که پیش از آنان بودند، تکذیب کردند. پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است؟ و سرانجامشان هلاکت بود و هیچ کس از آنان باقی نماند. پس اینان باید بپرهیزند از اینکه به تکذیبشان ادامه دهند؛ زیرا در این صورت همان عذابی که بر ملت‌های تکذیب‌کننده و نسل‌های هلاکت شده فرود آمد، بر آنان هم فرود خواهد آمد. از این آیه برمی‌آید که در کارها باید تحقیق کرد، و اینکه شایسته نیست انسان قبل از اینکه از ماهیت چیزی کاملاً آگاهی پیدا کند، به پذیرفتن یا نپذیرفتن آن مبادرت ورزد. (40) (﴿وَمِنۡهُم مَّن يُؤۡمِنُ بِهِۦ﴾) و برخی از آنان به قرآن و به آنچه که قرآن در بر دارد، ایمان می‌‎آورند، (﴿وَمِنۡهُم مَّن لَّا يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و برخی به آن ایمان نمی‌آورند ، و پرودگارت به حال تباهکاران داناتر است. و آنها کسانی هستند که از روی ستم و مخالفت به آن ایمان نمی‌آورند، پس خداوند آنها را به خاطر فسادشان به شدت مجازات خواهد کرد. (41) (﴿وَإِن كَذَّبُوكَ﴾) و اگر تو را تکذیب کردند، به دعوت خودت ادامه بده؛ چیزی از حساب آنان بر تو نیست، و از حساب تو چیزی بر آنان نیست؛ و هریک از شما در مقابل عملش جوابگو می‌باشد. (﴿فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمۡ عَمَلُكُمۡۖ أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) و بگو: عملِ من از آنِ خودم، و عمل شما از آنِ خودتان است، شما ازآنچه من انجام می‌دهم، بیزارید؛ و من [نیز] از آنچه شما می‌کنید، بیزارم. همان‌طورکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، به نفع او می‌باشد؛ و هر کس کار بدی را انجام دهد، به زیان خودش است.

يونس 10:40

وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ممکن نيست که اين قرآن از سوي غير خدا ساخته و پرداخت شود، بلکه تصديق کنندۀ آن دسته از کتابهاي آسماني است که پيش از آن نازل شده اند، و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبار راستين است که شکي در آن نيست و از سوي پروردگار جهانيان است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا مي گويند:«پيامبران آن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد و در اين کار هر کس را که مي توانيد به جز خدا به فرياد بخوانيد و به کمک بطلبيد». بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ بلکه آنان چيزي را تکذيب کردند که آگاهي کامل از آن پيدا نکرده و هنوز تاويلش به آنان نرسيده است، بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه خواهد شد؟ وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ و برخي از آنان به آن ايمان مي آورند و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حال تبهکاران داناتر است. وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من از آن خودم و عمل شما از آن خودتان است، شما از آنچه من مي کنم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما مي کنيد بيزارم». (37) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَا كَانَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ أَن يُفۡتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) ممکن و قابل تصور نیست که این قرآن به دروغ به خدا نسبت داده شود ، چون آن کتاب بزرگی است که ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾ باطل از جلو و پشت به آن راهی ندارد، بلکه از جانب خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. و آن کتابی است که ﴿قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواۡ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا﴾ اگر انسان‌ها و جنیان جمع شوند تا مانند آن را بیاورند، نمی‌توانند مانند آن را بیاورند، گرچه برخی پشتیبان برخی دیگر باشند. و آن کتابی است که پروردگار جهانیان با آن سخن گفته است. پس چگونه کسی از مردم می‌تواند مانند آن را بگوید؟! و سخن، پیروِِ عظمت و صفت گویندۀ آن است. پس اگر کسی در بزرگی و داشتن صفت‌های کمال، مشابه خداوند است، می‌تواند مانند این قرآن را بیاورد. واگر به فرض ـ کسی به دروغ آن را به خدا نسبت می‌داد، خداوند فوراً او را عذاب می‌کرد. (﴿وَلَٰكِن﴾) اما خداوند این کتاب را به عنوان رحمت، و به منظور اتمام حجت بر تمام بندگان فرو و فرستاده است. (﴿تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) خداوند آن را فرو فرستاده و تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی است که پیش از آن بوده‌اند، به این صورت که با آنها همسو بوده، و آنچه را که آن کتاب‌ها به آن گواهی داده و به نزول آن مژده داده‌اند، تصدیق می‌کند. (﴿وَتَفۡصِيلَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و بیانگر حلال و حرام و احکام دینی و قدری و اخبارهای راستین است. (﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) به هیچ صورتی در آن شک و تردیدی نیست، بلکه آن حق و یقین است. ﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است؛ پروردگاری که همۀ هستی را با نعمت‌های خود پرورش می‌دهد. و بزرگ‌ترین پرورش او عبارت است از اینکه این کتاب را برآنان نازل فرمود که منافع دینی و دنیوی بندگان در آن است، و مشتمل بر اخلاق و اعمال نیک می‌باشد. (38) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ﴾) یا کسانی که آن را از روی سرکشی و ستمگری و عناد تکذیب می‌کنند، می‌گویند: (﴿ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) محمد صلی الله علیه وسلم آن را به دروغ به خدا نسبت داده، و آن را از طرف خودش آورده است؟! (﴿قُلۡ﴾) [حجت را بر آنان تمام کن و] بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِسُورَةٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و در این کار هر کس را که می‌توانید به فریاد بخوانید، و به کمک بطلبید تا شما را بر آوردن سوره‌ای مانند آن یاری دهد. و این محال است، و اگر ممکن بود آنها ادعا می‌کردند که توانایی این را دارند و مانند آن را می‌آورند. (39) اما وقتی ناتوانی آنان روشن شد، مشخص گردید که آنچه گفته‌اند، باطل است، و هیچ دلیلی بر صحت آن ندارند. آنچه که آنان را، به تکذیب کردن قرآن که مشتمل بر حق است و حقی بالاتر از آن وجود ندارد، واداشت این بود که کاملاً به آن آگاهی پیدا نکرده بودند؛ واگر کاملاً به آن آگاهی می‌داشتند و آن را به حق می‌فهمیدند، یقیناً آن را تصدیق می‌کردند. و هنوز تأویل آن مبنی بر این که عذاب بر آنها فرود می‌آید، برایشان نیامده است. و این تکذیب آنان از نوع تکذیب کسانی است که پیش ‌از آنان بوده‌اند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بدینسان کسانی هم که پیش از آنان بودند، تکذیب کردند. پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است؟ و سرانجامشان هلاکت بود و هیچ کس از آنان باقی نماند. پس اینان باید بپرهیزند از اینکه به تکذیبشان ادامه دهند؛ زیرا در این صورت همان عذابی که بر ملت‌های تکذیب‌کننده و نسل‌های هلاکت شده فرود آمد، بر آنان هم فرود خواهد آمد. از این آیه برمی‌آید که در کارها باید تحقیق کرد، و اینکه شایسته نیست انسان قبل از اینکه از ماهیت چیزی کاملاً آگاهی پیدا کند، به پذیرفتن یا نپذیرفتن آن مبادرت ورزد. (40) (﴿وَمِنۡهُم مَّن يُؤۡمِنُ بِهِۦ﴾) و برخی از آنان به قرآن و به آنچه که قرآن در بر دارد، ایمان می‌‎آورند، (﴿وَمِنۡهُم مَّن لَّا يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و برخی به آن ایمان نمی‌آورند ، و پرودگارت به حال تباهکاران داناتر است. و آنها کسانی هستند که از روی ستم و مخالفت به آن ایمان نمی‌آورند، پس خداوند آنها را به خاطر فسادشان به شدت مجازات خواهد کرد. (41) (﴿وَإِن كَذَّبُوكَ﴾) و اگر تو را تکذیب کردند، به دعوت خودت ادامه بده؛ چیزی از حساب آنان بر تو نیست، و از حساب تو چیزی بر آنان نیست؛ و هریک از شما در مقابل عملش جوابگو می‌باشد. (﴿فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمۡ عَمَلُكُمۡۖ أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) و بگو: عملِ من از آنِ خودم، و عمل شما از آنِ خودتان است، شما ازآنچه من انجام می‌دهم، بیزارید؛ و من [نیز] از آنچه شما می‌کنید، بیزارم. همان‌طورکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، به نفع او می‌باشد؛ و هر کس کار بدی را انجام دهد، به زیان خودش است.

يونس 10:41

وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ممکن نيست که اين قرآن از سوي غير خدا ساخته و پرداخت شود، بلکه تصديق کنندۀ آن دسته از کتابهاي آسماني است که پيش از آن نازل شده اند، و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبار راستين است که شکي در آن نيست و از سوي پروردگار جهانيان است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا مي گويند:«پيامبران آن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد و در اين کار هر کس را که مي توانيد به جز خدا به فرياد بخوانيد و به کمک بطلبيد». بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ بلکه آنان چيزي را تکذيب کردند که آگاهي کامل از آن پيدا نکرده و هنوز تاويلش به آنان نرسيده است، بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه خواهد شد؟ وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ و برخي از آنان به آن ايمان مي آورند و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حال تبهکاران داناتر است. وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من از آن خودم و عمل شما از آن خودتان است، شما از آنچه من مي کنم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما مي کنيد بيزارم». (37) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَا كَانَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ أَن يُفۡتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) ممکن و قابل تصور نیست که این قرآن به دروغ به خدا نسبت داده شود ، چون آن کتاب بزرگی است که ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾ باطل از جلو و پشت به آن راهی ندارد، بلکه از جانب خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. و آن کتابی است که ﴿قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواۡ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا﴾ اگر انسان‌ها و جنیان جمع شوند تا مانند آن را بیاورند، نمی‌توانند مانند آن را بیاورند، گرچه برخی پشتیبان برخی دیگر باشند. و آن کتابی است که پروردگار جهانیان با آن سخن گفته است. پس چگونه کسی از مردم می‌تواند مانند آن را بگوید؟! و سخن، پیروِِ عظمت و صفت گویندۀ آن است. پس اگر کسی در بزرگی و داشتن صفت‌های کمال، مشابه خداوند است، می‌تواند مانند این قرآن را بیاورد. واگر به فرض ـ کسی به دروغ آن را به خدا نسبت می‌داد، خداوند فوراً او را عذاب می‌کرد. (﴿وَلَٰكِن﴾) اما خداوند این کتاب را به عنوان رحمت، و به منظور اتمام حجت بر تمام بندگان فرو و فرستاده است. (﴿تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) خداوند آن را فرو فرستاده و تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی است که پیش از آن بوده‌اند، به این صورت که با آنها همسو بوده، و آنچه را که آن کتاب‌ها به آن گواهی داده و به نزول آن مژده داده‌اند، تصدیق می‌کند. (﴿وَتَفۡصِيلَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و بیانگر حلال و حرام و احکام دینی و قدری و اخبارهای راستین است. (﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) به هیچ صورتی در آن شک و تردیدی نیست، بلکه آن حق و یقین است. ﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است؛ پروردگاری که همۀ هستی را با نعمت‌های خود پرورش می‌دهد. و بزرگ‌ترین پرورش او عبارت است از اینکه این کتاب را برآنان نازل فرمود که منافع دینی و دنیوی بندگان در آن است، و مشتمل بر اخلاق و اعمال نیک می‌باشد. (38) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ﴾) یا کسانی که آن را از روی سرکشی و ستمگری و عناد تکذیب می‌کنند، می‌گویند: (﴿ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) محمد صلی الله علیه وسلم آن را به دروغ به خدا نسبت داده، و آن را از طرف خودش آورده است؟! (﴿قُلۡ﴾) [حجت را بر آنان تمام کن و] بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِسُورَةٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و در این کار هر کس را که می‌توانید به فریاد بخوانید، و به کمک بطلبید تا شما را بر آوردن سوره‌ای مانند آن یاری دهد. و این محال است، و اگر ممکن بود آنها ادعا می‌کردند که توانایی این را دارند و مانند آن را می‌آورند. (39) اما وقتی ناتوانی آنان روشن شد، مشخص گردید که آنچه گفته‌اند، باطل است، و هیچ دلیلی بر صحت آن ندارند. آنچه که آنان را، به تکذیب کردن قرآن که مشتمل بر حق است و حقی بالاتر از آن وجود ندارد، واداشت این بود که کاملاً به آن آگاهی پیدا نکرده بودند؛ واگر کاملاً به آن آگاهی می‌داشتند و آن را به حق می‌فهمیدند، یقیناً آن را تصدیق می‌کردند. و هنوز تأویل آن مبنی بر این که عذاب بر آنها فرود می‌آید، برایشان نیامده است. و این تکذیب آنان از نوع تکذیب کسانی است که پیش ‌از آنان بوده‌اند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بدینسان کسانی هم که پیش از آنان بودند، تکذیب کردند. پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است؟ و سرانجامشان هلاکت بود و هیچ کس از آنان باقی نماند. پس اینان باید بپرهیزند از اینکه به تکذیبشان ادامه دهند؛ زیرا در این صورت همان عذابی که بر ملت‌های تکذیب‌کننده و نسل‌های هلاکت شده فرود آمد، بر آنان هم فرود خواهد آمد. از این آیه برمی‌آید که در کارها باید تحقیق کرد، و اینکه شایسته نیست انسان قبل از اینکه از ماهیت چیزی کاملاً آگاهی پیدا کند، به پذیرفتن یا نپذیرفتن آن مبادرت ورزد. (40) (﴿وَمِنۡهُم مَّن يُؤۡمِنُ بِهِۦ﴾) و برخی از آنان به قرآن و به آنچه که قرآن در بر دارد، ایمان می‌‎آورند، (﴿وَمِنۡهُم مَّن لَّا يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و برخی به آن ایمان نمی‌آورند ، و پرودگارت به حال تباهکاران داناتر است. و آنها کسانی هستند که از روی ستم و مخالفت به آن ایمان نمی‌آورند، پس خداوند آنها را به خاطر فسادشان به شدت مجازات خواهد کرد. (41) (﴿وَإِن كَذَّبُوكَ﴾) و اگر تو را تکذیب کردند، به دعوت خودت ادامه بده؛ چیزی از حساب آنان بر تو نیست، و از حساب تو چیزی بر آنان نیست؛ و هریک از شما در مقابل عملش جوابگو می‌باشد. (﴿فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمۡ عَمَلُكُمۡۖ أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) و بگو: عملِ من از آنِ خودم، و عمل شما از آنِ خودتان است، شما ازآنچه من انجام می‌دهم، بیزارید؛ و من [نیز] از آنچه شما می‌کنید، بیزارم. همان‌طورکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، به نفع او می‌باشد؛ و هر کس کار بدی را انجام دهد، به زیان خودش است.

يونس 10:42

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ و از آنان کساني هستند که به تو گوش فرا مي دهند، آيا تو (مي تواني) کران را هر چند که عقل و خردي نيز نداشته باشند – بشنواني؟ وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ و گروهي از آنان به تو مي نگرند، آيا تو مي تواني نابينايان را هر چند که نبينند رهنمود کني؟ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ همانا خداوند بر مردم هيچ ستمي نمي کند اما مردم بر خويشتن ستم مي کنند. (42) خداوند از حال کسانی که پیامبر و پیامش را تکذیب می‌کنند، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ﴾) و از آنان کسانی هستند که به هنگام قرائت قرآن، به پیامبر گوش فرا می‌دهند، اما نه به خاطر راه یافتن و هدایت شدن، بلکه به صورت تفریحی و برای اینکه تکذیب کنند، و به خاطر جستجوی اشتباه و لغزش گوش می‌دهند، و این گوش فرادادن مفید نیست و خیری را برای آنان به بار نمی‌آورد. قطعاً دروازۀ توفیق بر آنان بسته شده، و از فایدۀ گوش دادن محروم می‌شوند. بنابراین فرمود: (﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوۡ كَانُواۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا تو می‌توانی [سخنی را] به کران بشنوانی، هرچند که نفهم و نادان باشند؟ و این استفهام به معنی نفی موکد است؛ یعنی تو هرگز نمی‌توانی کران را بشنوانی. کسانی که کر هستند، هر چند با صدای بلند با آنان صحبت کنی، نمی‌توانی سخن را به سمع آنان برسانی. به ویژه وقتی که عقل هم نداشته باشند. پس وقتی که شنوانیدن کرِ نفهم محال است، همچنین شنوانیدنِ تکذیب‌کنندگان به گونه‌ای که از آن فایده‌ای ببرند، محال و غیرممکن است. اما همین کران، آنچه را که حجت رسای خدا را بر آنان اقامه کند، شنیده‌اند. و این یکی از راه‌های بسیار اساسی برای کسب علم و دانش است که بر آنان مسدود شده است، و آن راه مسموعاتی است که متعلق به خبر می‌باشند. (43) سپس بسته شدن راه دوم را که راه نگاه کردن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) و گروهی از آنان به تو می‌نگرند، اما نگریستن آنان به تو و احوال شما را جویا شدن، برایشان فایده‌ای ندارد. پس همان‌گونه که تو نمی‌توانی نابینایان را رهنمود کنی، نیز اینها را هدایت نخواهی کرد. پس وقتی که عقل و شنوایی و بینایی‌شان، که راه رسیدن به علم و آگاهی و شناخت حقایق می‌باشد، فاسد شده است، چه راهی آنان را به حق می‌رساند؟ و (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) بیانگر آن است که نگاه کردن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اندیشه در رهنمود و اخلاق و کارهایش و آنچه او به سوی آن فرامی‌خواند، از بزرگ‌ترین دلایل بر راستی و صداقت او، و صحت آنچه که آورده است، می‌باشد؛ و فردی که دارای بینایی و بینش است، با نگریستن به پیامبر از هر دلیل دیگری مستغنی می‌شود. (44) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ ٱلنَّاسَ شَيۡ‍ٔٗا﴾) بدون شک خداوند بر مردم هیچ ستمی نمی‌کند؛ پس به بدی‌هایشان نمی‌افزاید و از نیکی‌هایشان نمی‌کاهد. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) اما مردم بر خویشتن ستم می‌کنند؛ چرا که حق پیش آنان می‌آید، اما آن را نمی‌پذیرند، و در نتیجه خداوند با مهر زدن بر دل و گوش و چشم‌هایشان آنان‌را سزا می‌دهد.

يونس 10:43

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ و از آنان کساني هستند که به تو گوش فرا مي دهند، آيا تو (مي تواني) کران را هر چند که عقل و خردي نيز نداشته باشند – بشنواني؟ وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ و گروهي از آنان به تو مي نگرند، آيا تو مي تواني نابينايان را هر چند که نبينند رهنمود کني؟ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ همانا خداوند بر مردم هيچ ستمي نمي کند اما مردم بر خويشتن ستم مي کنند. (42) خداوند از حال کسانی که پیامبر و پیامش را تکذیب می‌کنند، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ﴾) و از آنان کسانی هستند که به هنگام قرائت قرآن، به پیامبر گوش فرا می‌دهند، اما نه به خاطر راه یافتن و هدایت شدن، بلکه به صورت تفریحی و برای اینکه تکذیب کنند، و به خاطر جستجوی اشتباه و لغزش گوش می‌دهند، و این گوش فرادادن مفید نیست و خیری را برای آنان به بار نمی‌آورد. قطعاً دروازۀ توفیق بر آنان بسته شده، و از فایدۀ گوش دادن محروم می‌شوند. بنابراین فرمود: (﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوۡ كَانُواۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا تو می‌توانی [سخنی را] به کران بشنوانی، هرچند که نفهم و نادان باشند؟ و این استفهام به معنی نفی موکد است؛ یعنی تو هرگز نمی‌توانی کران را بشنوانی. کسانی که کر هستند، هر چند با صدای بلند با آنان صحبت کنی، نمی‌توانی سخن را به سمع آنان برسانی. به ویژه وقتی که عقل هم نداشته باشند. پس وقتی که شنوانیدن کرِ نفهم محال است، همچنین شنوانیدنِ تکذیب‌کنندگان به گونه‌ای که از آن فایده‌ای ببرند، محال و غیرممکن است. اما همین کران، آنچه را که حجت رسای خدا را بر آنان اقامه کند، شنیده‌اند. و این یکی از راه‌های بسیار اساسی برای کسب علم و دانش است که بر آنان مسدود شده است، و آن راه مسموعاتی است که متعلق به خبر می‌باشند. (43) سپس بسته شدن راه دوم را که راه نگاه کردن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) و گروهی از آنان به تو می‌نگرند، اما نگریستن آنان به تو و احوال شما را جویا شدن، برایشان فایده‌ای ندارد. پس همان‌گونه که تو نمی‌توانی نابینایان را رهنمود کنی، نیز اینها را هدایت نخواهی کرد. پس وقتی که عقل و شنوایی و بینایی‌شان، که راه رسیدن به علم و آگاهی و شناخت حقایق می‌باشد، فاسد شده است، چه راهی آنان را به حق می‌رساند؟ و (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) بیانگر آن است که نگاه کردن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اندیشه در رهنمود و اخلاق و کارهایش و آنچه او به سوی آن فرامی‌خواند، از بزرگ‌ترین دلایل بر راستی و صداقت او، و صحت آنچه که آورده است، می‌باشد؛ و فردی که دارای بینایی و بینش است، با نگریستن به پیامبر از هر دلیل دیگری مستغنی می‌شود. (44) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ ٱلنَّاسَ شَيۡ‍ٔٗا﴾) بدون شک خداوند بر مردم هیچ ستمی نمی‌کند؛ پس به بدی‌هایشان نمی‌افزاید و از نیکی‌هایشان نمی‌کاهد. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) اما مردم بر خویشتن ستم می‌کنند؛ چرا که حق پیش آنان می‌آید، اما آن را نمی‌پذیرند، و در نتیجه خداوند با مهر زدن بر دل و گوش و چشم‌هایشان آنان‌را سزا می‌دهد.

يونس 10:44

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ و از آنان کساني هستند که به تو گوش فرا مي دهند، آيا تو (مي تواني) کران را هر چند که عقل و خردي نيز نداشته باشند – بشنواني؟ وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ و گروهي از آنان به تو مي نگرند، آيا تو مي تواني نابينايان را هر چند که نبينند رهنمود کني؟ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ همانا خداوند بر مردم هيچ ستمي نمي کند اما مردم بر خويشتن ستم مي کنند. (42) خداوند از حال کسانی که پیامبر و پیامش را تکذیب می‌کنند، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ﴾) و از آنان کسانی هستند که به هنگام قرائت قرآن، به پیامبر گوش فرا می‌دهند، اما نه به خاطر راه یافتن و هدایت شدن، بلکه به صورت تفریحی و برای اینکه تکذیب کنند، و به خاطر جستجوی اشتباه و لغزش گوش می‌دهند، و این گوش فرادادن مفید نیست و خیری را برای آنان به بار نمی‌آورد. قطعاً دروازۀ توفیق بر آنان بسته شده، و از فایدۀ گوش دادن محروم می‌شوند. بنابراین فرمود: (﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوۡ كَانُواۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا تو می‌توانی [سخنی را] به کران بشنوانی، هرچند که نفهم و نادان باشند؟ و این استفهام به معنی نفی موکد است؛ یعنی تو هرگز نمی‌توانی کران را بشنوانی. کسانی که کر هستند، هر چند با صدای بلند با آنان صحبت کنی، نمی‌توانی سخن را به سمع آنان برسانی. به ویژه وقتی که عقل هم نداشته باشند. پس وقتی که شنوانیدن کرِ نفهم محال است، همچنین شنوانیدنِ تکذیب‌کنندگان به گونه‌ای که از آن فایده‌ای ببرند، محال و غیرممکن است. اما همین کران، آنچه را که حجت رسای خدا را بر آنان اقامه کند، شنیده‌اند. و این یکی از راه‌های بسیار اساسی برای کسب علم و دانش است که بر آنان مسدود شده است، و آن راه مسموعاتی است که متعلق به خبر می‌باشند. (43) سپس بسته شدن راه دوم را که راه نگاه کردن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) و گروهی از آنان به تو می‌نگرند، اما نگریستن آنان به تو و احوال شما را جویا شدن، برایشان فایده‌ای ندارد. پس همان‌گونه که تو نمی‌توانی نابینایان را رهنمود کنی، نیز اینها را هدایت نخواهی کرد. پس وقتی که عقل و شنوایی و بینایی‌شان، که راه رسیدن به علم و آگاهی و شناخت حقایق می‌باشد، فاسد شده است، چه راهی آنان را به حق می‌رساند؟ و (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) بیانگر آن است که نگاه کردن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اندیشه در رهنمود و اخلاق و کارهایش و آنچه او به سوی آن فرامی‌خواند، از بزرگ‌ترین دلایل بر راستی و صداقت او، و صحت آنچه که آورده است، می‌باشد؛ و فردی که دارای بینایی و بینش است، با نگریستن به پیامبر از هر دلیل دیگری مستغنی می‌شود. (44) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ ٱلنَّاسَ شَيۡ‍ٔٗا﴾) بدون شک خداوند بر مردم هیچ ستمی نمی‌کند؛ پس به بدی‌هایشان نمی‌افزاید و از نیکی‌هایشان نمی‌کاهد. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) اما مردم بر خویشتن ستم می‌کنند؛ چرا که حق پیش آنان می‌آید، اما آن را نمی‌پذیرند، و در نتیجه خداوند با مهر زدن بر دل و گوش و چشم‌هایشان آنان‌را سزا می‌دهد.

يونس 10:45

وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ و روزي که آنان را گرد مي آورد، گويي جز ساعتي از روز نمانده اند، با همديگر آشنا مي شوند. به راستي کساني که لقاي خدا را تکذيب کردند زيان ديده و راه يافته نبودند. (45) خداوند متعال از سرعت سپری شدن دنیا خبر می‌دهد، و اینکه مردم را در روزی گرد می‌آورد که هیچ شکی در آن نیست، و مردم فکر می‌کنند جز ساعتی از روز [در دنیا] نمانده‌اند. و انگار نعمت و رنجی بر آنها نگذشته است، و آنها همدیگر را می‌شناسند، همان طور که در دنیا چنین بودند. پس در این روز، پرهیزگاران فایده می‌برند و کسانی که لقای خدارا دروغ انگاشته و به راه راست و دین استوار هدایت نشدند، زیان می‌بینند؛ چون نعمت را از دست داده، و سزاوار وارد شدن به جهنم گردیده‌اند.

يونس 10:46

وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ و اگر بخشي از آنچه بديشان وعده داده ايم به تو نشان دهيم، يا تو را بميرانيم در هر دو صورت بازگشت شان به سوي ماست، و خداوند از آنچه مي کنند آگاه است . (46) ای پیامبر صلی الله علیه وسلم ! برای این تکذیب‌کنندگان غم مخور، و برای نابودی آنان شتاب مکن؛ زیرا لازم است عذابی را که به آنان وعده داده‌ایم، به آنان برسد. پس یا در دنیا آن را با چشم‌های خودخواهی دید و آرام خواهی گرفت، و یا در آخرت. پس بازگشت آنان به سوی خداست، و خداوند آنان را به آنچه که می‌کردند، آگاه خواهد ساخت؛ چیزی که خداوند آن را برشمرده است، ولی آنان آن را از یاد برده‌اند. و خداوند بر هر چیزی آگاه است. پس در اینجا به آنان وعید سختی داده شده است، و این دلجویی است از پیامبری که قومش او را تکذیب کرده و با او مخالفت ورزیده‌اند.

يونس 10:47

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و هر امتي داراي پيامبري است ، پس هرگاه پيامبرشان آيد به دادگري در ميانشان داوري مي شود، و هيچ ستمي بديشان نمي شود. وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند:«اگر راست مي گوييد اين وعده چه وقت خواهد آمد؟» قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ بگو: «من اختيار هيچ سود و زياني براي خودم ندارم مگر آنچه که خدا بخواهد. هر امتي داراي مدت زمان محدودي است، و چون زمان آنان به سر رسد نه لحظه اي از آن پس افتند و نه پيش مي افتند». (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ﴾) و برای هر امتی از امت‌های گذشته، (﴿رَّسُولٞ﴾) پیامبری بوده است که آنها را به سوی توحید و دین فرا می‌خواند. (﴿فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمۡ﴾) و چون پیامبرشان با نشانه‌های روشنی پیش آنان آمد، برخی وی را تصدیق کردند و برخی تکذیب. پس خداوند به انصاف و دادگری میان آنها داوری می‌نماید؛ مؤمنان را نجات داده، و تکذیب‌کنندگان را هلاک می‌سازد. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ستمی بدیشان نمی‌شود؛ زیرا قبل از فرستادن پیامبران و اتمام حجت بر آنان، عذاب داده نمی‌شوند. یا بدون گناه و ارتکاب جرم، عذاب بر آنان فرود نمی‌آید. پس کسانی که تو را تکذیب می‌کنند، باید از تشابه با امت‌های هلاک شده بترسند؛ چراکه به عذابی گرفتار خواهند شد که آنها بدان گرفتار شدند. (48 - 49) و عقوبت را دیر نپندارند و بگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی است که آنها مرتکب شدند، آنگاه که از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند قیامت و عذاب را بیاورد، در حالی که می‌دانستند هیچ چیزی در اختیار او نیست، بلکه فقط رساندن و بیان کردن برای مردم بر او واجب است. و اما آمدنِ روز حساب، و فرود آوردن عذاب بر آنها، از جانب خداست؛ و زمانی که مدت تعیین شده از سوی خدا فرا رسد، بر آنان فرود می‌آید؛ و هرگاه آن وقت طبق حکمت الهی بیاید، نه لحظه‌ای از آن پس می‌افتند و نه لحظه‌ای از آن پیشی می‌گیرند. پس تکذیب‌کنندگان از شتاب ورزیدن بپرهیزند؛ زیرا آنان در آمدن عذاب خدا عجله دارند و شتاب می‌ورزند، اما هر گاه فرود بیاید، عذاب او از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود. بنابراین فرمود:

يونس 10:48

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و هر امتي داراي پيامبري است ، پس هرگاه پيامبرشان آيد به دادگري در ميانشان داوري مي شود، و هيچ ستمي بديشان نمي شود. وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند:«اگر راست مي گوييد اين وعده چه وقت خواهد آمد؟» قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ بگو: «من اختيار هيچ سود و زياني براي خودم ندارم مگر آنچه که خدا بخواهد. هر امتي داراي مدت زمان محدودي است، و چون زمان آنان به سر رسد نه لحظه اي از آن پس افتند و نه پيش مي افتند». (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ﴾) و برای هر امتی از امت‌های گذشته، (﴿رَّسُولٞ﴾) پیامبری بوده است که آنها را به سوی توحید و دین فرا می‌خواند. (﴿فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمۡ﴾) و چون پیامبرشان با نشانه‌های روشنی پیش آنان آمد، برخی وی را تصدیق کردند و برخی تکذیب. پس خداوند به انصاف و دادگری میان آنها داوری می‌نماید؛ مؤمنان را نجات داده، و تکذیب‌کنندگان را هلاک می‌سازد. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ستمی بدیشان نمی‌شود؛ زیرا قبل از فرستادن پیامبران و اتمام حجت بر آنان، عذاب داده نمی‌شوند. یا بدون گناه و ارتکاب جرم، عذاب بر آنان فرود نمی‌آید. پس کسانی که تو را تکذیب می‌کنند، باید از تشابه با امت‌های هلاک شده بترسند؛ چراکه به عذابی گرفتار خواهند شد که آنها بدان گرفتار شدند. (48 - 49) و عقوبت را دیر نپندارند و بگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی است که آنها مرتکب شدند، آنگاه که از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند قیامت و عذاب را بیاورد، در حالی که می‌دانستند هیچ چیزی در اختیار او نیست، بلکه فقط رساندن و بیان کردن برای مردم بر او واجب است. و اما آمدنِ روز حساب، و فرود آوردن عذاب بر آنها، از جانب خداست؛ و زمانی که مدت تعیین شده از سوی خدا فرا رسد، بر آنان فرود می‌آید؛ و هرگاه آن وقت طبق حکمت الهی بیاید، نه لحظه‌ای از آن پس می‌افتند و نه لحظه‌ای از آن پیشی می‌گیرند. پس تکذیب‌کنندگان از شتاب ورزیدن بپرهیزند؛ زیرا آنان در آمدن عذاب خدا عجله دارند و شتاب می‌ورزند، اما هر گاه فرود بیاید، عذاب او از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود. بنابراین فرمود:

يونس 10:49

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و هر امتي داراي پيامبري است ، پس هرگاه پيامبرشان آيد به دادگري در ميانشان داوري مي شود، و هيچ ستمي بديشان نمي شود. وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند:«اگر راست مي گوييد اين وعده چه وقت خواهد آمد؟» قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ بگو: «من اختيار هيچ سود و زياني براي خودم ندارم مگر آنچه که خدا بخواهد. هر امتي داراي مدت زمان محدودي است، و چون زمان آنان به سر رسد نه لحظه اي از آن پس افتند و نه پيش مي افتند». (47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ﴾) و برای هر امتی از امت‌های گذشته، (﴿رَّسُولٞ﴾) پیامبری بوده است که آنها را به سوی توحید و دین فرا می‌خواند. (﴿فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمۡ﴾) و چون پیامبرشان با نشانه‌های روشنی پیش آنان آمد، برخی وی را تصدیق کردند و برخی تکذیب. پس خداوند به انصاف و دادگری میان آنها داوری می‌نماید؛ مؤمنان را نجات داده، و تکذیب‌کنندگان را هلاک می‌سازد. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ستمی بدیشان نمی‌شود؛ زیرا قبل از فرستادن پیامبران و اتمام حجت بر آنان، عذاب داده نمی‌شوند. یا بدون گناه و ارتکاب جرم، عذاب بر آنان فرود نمی‌آید. پس کسانی که تو را تکذیب می‌کنند، باید از تشابه با امت‌های هلاک شده بترسند؛ چراکه به عذابی گرفتار خواهند شد که آنها بدان گرفتار شدند. (48 - 49) و عقوبت را دیر نپندارند و بگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی است که آنها مرتکب شدند، آنگاه که از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند قیامت و عذاب را بیاورد، در حالی که می‌دانستند هیچ چیزی در اختیار او نیست، بلکه فقط رساندن و بیان کردن برای مردم بر او واجب است. و اما آمدنِ روز حساب، و فرود آوردن عذاب بر آنها، از جانب خداست؛ و زمانی که مدت تعیین شده از سوی خدا فرا رسد، بر آنان فرود می‌آید؛ و هرگاه آن وقت طبق حکمت الهی بیاید، نه لحظه‌ای از آن پس می‌افتند و نه لحظه‌ای از آن پیشی می‌گیرند. پس تکذیب‌کنندگان از شتاب ورزیدن بپرهیزند؛ زیرا آنان در آمدن عذاب خدا عجله دارند و شتاب می‌ورزند، اما هر گاه فرود بیاید، عذاب او از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود. بنابراین فرمود:

يونس 10:50

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ بگو: «به من بگوييد: اگر عذاب او (= خداوند) شبانگاه يا در روز به سراغ شما بيايد گناهکاران به خاطر چه چيز براي فرا رسيدن آن شتاب دارند؟ أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ سپس آيا وقتي که تحقق يابد به آن ايمان مي آوريد؟ آيا تاکنون (ايمان مي آوريد) در حالي که براي فرا رسيدن آن شتاب مي ورزيديد؟ ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ سپس به ستمکاران گفته مي شود:«عذاب جاودانه را بچشيد، آيا جز در برابر کارهايي که مي کرديد کيفر داده مي شويد». (50) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُهُۥ بَيَٰتًا أَوۡ نَهَارٗا﴾) بگو: به من بگویید اگر عذاب خداوند به هنگام خوابتان در شب یا در روز و به هنگام بی‌خبری‌تان بیاید، (﴿مَّاذَا يَسۡتَعۡجِلُ مِنۡهُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) این گناهکاران به خاطر چه چیزی برای فرا رسیدن آن شتاب دارند؟ یعنی این چه بشارتی است که در آن شتاب می‌کنند؟ و برای فرا رسیدن چه عذابی شتاب می‌ورزند؟ (51) (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓ﴾) سپس، آیا وقتی که [عذاب بر شما] تحقق یافت، به آن ایمان می‌آورید؟ باید دانست که ایمان آوردن به هنگام فرا رسیدن عذاب فایده‌ای ندارد. و درحالی که ادعا می‌کردند آنها ایمان آورده‌اند، از روی سرزنش و توبیخ به آنها گفته می‌شود: (﴿ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) آیا اکنون و درحالت سختی و دشواری ایمان می‌آورید؟ (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) و حکمت خداوند در میان بندگانش این‌گونه جاری است که اگر آنها قبل از وقوع عذاب به سوی او باز گردند، آنان را می‌آمرزد. همان‌طور که خداوند متعال در مورد فرعون آنگاه که داشت غرق می‌شد، می‌فرماید:﴿قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاۡ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾ فرعون گفت: ایمان آوردم که هیچ معبود برحقی نیست جز خدایی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، و من از مسلمانان هستم. اما خداوند به او گفت:﴿ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾ آیا اکنون ایمان می‌آوری، حال آنکه قبلاً سرپیچی کردی و از تباهکاران بودی؟ و خداوند متعال فرموده است:﴿فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاۡ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦ﴾ پس ایمانشان به آنان فایده‌ای نداد، آنگاه که عذاب ما را دیدند. این قانون خداست که [از قدیم] در میان بندگانش جاری گشته است. و در اینجا فرمود: (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓۚ ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) سپس، آیا وقتی که عذاب تحقق یابد، به آن ایمان می‌آورید و ادعای ایمان می‌کنید؟ حال آنکه (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) برای فرا رسیدن آن، شتاب می‌ورزیدید؟ پس این چیزی است که خود انجام دادید و این چیزی است که برای آمدنش شتاب ورزیدید. (52) (﴿ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) سپس در روز قیامت به ستمکاران که سزای اعمالشان را به طور کامل دریافت کردند، گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ﴾) عذابی بچشید که شما در آن همیشه می‌مانید، و یک لحظه از شما دور نمی‌شود. (﴿هَلۡ تُجۡزَوۡنَ إِلَّا بِمَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ﴾) آیا جز در برابر کارهایی که انجام می‌دادید، از قبیل: کفر و تکذیب و گناهان، کیفر داده می‌شوید؟!

يونس 10:51

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ بگو: «به من بگوييد: اگر عذاب او (= خداوند) شبانگاه يا در روز به سراغ شما بيايد گناهکاران به خاطر چه چيز براي فرا رسيدن آن شتاب دارند؟ أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ سپس آيا وقتي که تحقق يابد به آن ايمان مي آوريد؟ آيا تاکنون (ايمان مي آوريد) در حالي که براي فرا رسيدن آن شتاب مي ورزيديد؟ ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ سپس به ستمکاران گفته مي شود:«عذاب جاودانه را بچشيد، آيا جز در برابر کارهايي که مي کرديد کيفر داده مي شويد». (50) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُهُۥ بَيَٰتًا أَوۡ نَهَارٗا﴾) بگو: به من بگویید اگر عذاب خداوند به هنگام خوابتان در شب یا در روز و به هنگام بی‌خبری‌تان بیاید، (﴿مَّاذَا يَسۡتَعۡجِلُ مِنۡهُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) این گناهکاران به خاطر چه چیزی برای فرا رسیدن آن شتاب دارند؟ یعنی این چه بشارتی است که در آن شتاب می‌کنند؟ و برای فرا رسیدن چه عذابی شتاب می‌ورزند؟ (51) (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓ﴾) سپس، آیا وقتی که [عذاب بر شما] تحقق یافت، به آن ایمان می‌آورید؟ باید دانست که ایمان آوردن به هنگام فرا رسیدن عذاب فایده‌ای ندارد. و درحالی که ادعا می‌کردند آنها ایمان آورده‌اند، از روی سرزنش و توبیخ به آنها گفته می‌شود: (﴿ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) آیا اکنون و درحالت سختی و دشواری ایمان می‌آورید؟ (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) و حکمت خداوند در میان بندگانش این‌گونه جاری است که اگر آنها قبل از وقوع عذاب به سوی او باز گردند، آنان را می‌آمرزد. همان‌طور که خداوند متعال در مورد فرعون آنگاه که داشت غرق می‌شد، می‌فرماید:﴿قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاۡ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾ فرعون گفت: ایمان آوردم که هیچ معبود برحقی نیست جز خدایی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، و من از مسلمانان هستم. اما خداوند به او گفت:﴿ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾ آیا اکنون ایمان می‌آوری، حال آنکه قبلاً سرپیچی کردی و از تباهکاران بودی؟ و خداوند متعال فرموده است:﴿فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاۡ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦ﴾ پس ایمانشان به آنان فایده‌ای نداد، آنگاه که عذاب ما را دیدند. این قانون خداست که [از قدیم] در میان بندگانش جاری گشته است. و در اینجا فرمود: (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓۚ ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) سپس، آیا وقتی که عذاب تحقق یابد، به آن ایمان می‌آورید و ادعای ایمان می‌کنید؟ حال آنکه (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) برای فرا رسیدن آن، شتاب می‌ورزیدید؟ پس این چیزی است که خود انجام دادید و این چیزی است که برای آمدنش شتاب ورزیدید. (52) (﴿ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) سپس در روز قیامت به ستمکاران که سزای اعمالشان را به طور کامل دریافت کردند، گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ﴾) عذابی بچشید که شما در آن همیشه می‌مانید، و یک لحظه از شما دور نمی‌شود. (﴿هَلۡ تُجۡزَوۡنَ إِلَّا بِمَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ﴾) آیا جز در برابر کارهایی که انجام می‌دادید، از قبیل: کفر و تکذیب و گناهان، کیفر داده می‌شوید؟!

يونس 10:52

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ بگو: «به من بگوييد: اگر عذاب او (= خداوند) شبانگاه يا در روز به سراغ شما بيايد گناهکاران به خاطر چه چيز براي فرا رسيدن آن شتاب دارند؟ أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ سپس آيا وقتي که تحقق يابد به آن ايمان مي آوريد؟ آيا تاکنون (ايمان مي آوريد) در حالي که براي فرا رسيدن آن شتاب مي ورزيديد؟ ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ سپس به ستمکاران گفته مي شود:«عذاب جاودانه را بچشيد، آيا جز در برابر کارهايي که مي کرديد کيفر داده مي شويد». (50) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُهُۥ بَيَٰتًا أَوۡ نَهَارٗا﴾) بگو: به من بگویید اگر عذاب خداوند به هنگام خوابتان در شب یا در روز و به هنگام بی‌خبری‌تان بیاید، (﴿مَّاذَا يَسۡتَعۡجِلُ مِنۡهُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) این گناهکاران به خاطر چه چیزی برای فرا رسیدن آن شتاب دارند؟ یعنی این چه بشارتی است که در آن شتاب می‌کنند؟ و برای فرا رسیدن چه عذابی شتاب می‌ورزند؟ (51) (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓ﴾) سپس، آیا وقتی که [عذاب بر شما] تحقق یافت، به آن ایمان می‌آورید؟ باید دانست که ایمان آوردن به هنگام فرا رسیدن عذاب فایده‌ای ندارد. و درحالی که ادعا می‌کردند آنها ایمان آورده‌اند، از روی سرزنش و توبیخ به آنها گفته می‌شود: (﴿ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) آیا اکنون و درحالت سختی و دشواری ایمان می‌آورید؟ (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) و حکمت خداوند در میان بندگانش این‌گونه جاری است که اگر آنها قبل از وقوع عذاب به سوی او باز گردند، آنان را می‌آمرزد. همان‌طور که خداوند متعال در مورد فرعون آنگاه که داشت غرق می‌شد، می‌فرماید:﴿قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاۡ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾ فرعون گفت: ایمان آوردم که هیچ معبود برحقی نیست جز خدایی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، و من از مسلمانان هستم. اما خداوند به او گفت:﴿ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾ آیا اکنون ایمان می‌آوری، حال آنکه قبلاً سرپیچی کردی و از تباهکاران بودی؟ و خداوند متعال فرموده است:﴿فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاۡ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦ﴾ پس ایمانشان به آنان فایده‌ای نداد، آنگاه که عذاب ما را دیدند. این قانون خداست که [از قدیم] در میان بندگانش جاری گشته است. و در اینجا فرمود: (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓۚ ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) سپس، آیا وقتی که عذاب تحقق یابد، به آن ایمان می‌آورید و ادعای ایمان می‌کنید؟ حال آنکه (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) برای فرا رسیدن آن، شتاب می‌ورزیدید؟ پس این چیزی است که خود انجام دادید و این چیزی است که برای آمدنش شتاب ورزیدید. (52) (﴿ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) سپس در روز قیامت به ستمکاران که سزای اعمالشان را به طور کامل دریافت کردند، گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ﴾) عذابی بچشید که شما در آن همیشه می‌مانید، و یک لحظه از شما دور نمی‌شود. (﴿هَلۡ تُجۡزَوۡنَ إِلَّا بِمَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ﴾) آیا جز در برابر کارهایی که انجام می‌دادید، از قبیل: کفر و تکذیب و گناهان، کیفر داده می‌شوید؟!

يونس 10:53

وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِينَ و از تو مي پرسند: «آيا آن (وعده) راست است؟ » بگو:«آري! سوگند به پروردگارم که آن راست است و شما نمي توانيد خدا را درمانده کنيد» وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و اگر هر کسي که ستم کرده است آنچه را که در زمين است در اختيار داشت آن را براي نجات خود مي پرداخت. و چون عذاب خدا را ببينند آهسته و پنهاني اظهار ندامت مي کنند و در ميان آنان به دادگري داوري مي گردد، و بديشان ستمي نمي شود. أَلا إِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ آگاه باشيد آنچه که در آسمانها و زمين است از آن خداست. آگاه باشيد که وعدۀ خداوند حق است ولي بيشتر آنان نمي دانند هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. اوست که زنده مي کند و مي ميراند، و به سوي او باز گردانده مي شويد. (53) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَيَسۡتَنۢبِ‍ُٔونَكَ﴾) و تکذیب‌کنندگان از روی خیره سری و مخالفت ورزیدن از تو می‌پرسند، نه برای اینکه مسئله روشن شود و راه یابند. (﴿أَحَقٌّ هُوَ﴾) که آیا محشور شدن بندگان و برانگیخته شدن آنها پس از مرگشان و در روز قیامت، و جزا داده شدنِ بندگان بر حسب اعمالشان؛ اگر کار نیک انجام داده باشند پاداش نیک دریافت کنند و اگر کار بد انجام داده باشند پاداش بد، راست است؟ (﴿قُلۡ﴾) بر راست بودن آن سوگند یاد کن، و با استدلالِ واضح به آنان بگو: (﴿إِي وَرَبِّيٓ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ﴾) آری! سوگند به پروردگارم که آن راست است، و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست. (﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) و نمی‌توانید خدا را از اینکه شما را برانگیزد، درمانده کنید. پس همان‌طور که شما را ابتدا آفرید در حالی که چیزی نبودید، همان‌طور باری دیگر شما را باز می‌گرداند، تا طبق اعمالتان سزا و جزا دهد. (54) و چون قیامت فرا رسد در آن روز، (﴿وَلَوۡ أَنَّ لِكُلِّ نَفۡسٖ ظَلَمَتۡ﴾) اگر کسی که با کفر ورزیدن و انجام گناه بر خویشتن ستم کرده‌است، (﴿مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را که در زمین است، از قبیل: طلا و نقره و غیره را داشته باشد، و آن را برای نجات خود از عذاب خدا بپردازد، (﴿لَٱفۡتَدَتۡ بِهِۦ﴾) و آن را بلاگردان خود دهد، و فدیۀ گناهانش کند، به او فایده ای نخواهد داد؛ زیرا سود و زیان و پاداش و عذاب، مبنی بر کارهای شایسته و بد آدمی خواهد بود. (﴿وَأَسَرُّواۡ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ﴾) و چون عذاب را ببینند، کسانی که ستم کرده اند، آهسته و پنهانی اظهار ندامت می‌کنند، و بر کارهایی که در گذشته کرده‌اند، پشیمان می‌شوند. اما دیگر کار از کار گذشته است، (﴿وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ﴾) و به دادگری کامل و به دور از هر نوع ستم و ظلمی در میان آنان داوری می‌شود. (55) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آگاه باشید که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن خداست، و طبق حکم دینی و قَدَری خود، در آن حکم می‌نماید، و در میان آنها به فرمان جزایی‌اش حکم خواهد کرد. بنابراین فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) آگاه باشید که وعدۀ خداوند حق است، ولی بیشتر آنان نمی‌دانند. پس خود را برای لقای خدا آماده نمی‌کنند، بلکه حتی به آن ایمان نمی‌آورند، در حالی که دلایل قطعی و حجت‌های عقلی و نقلی بر صحت آن دلالت می‌نماید. (56) (﴿هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) زنده گرداندن و میراندن و انواع تدابیر در اختیار اوست و در آن شریکی ندارد. (﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) و در روز قیامت به سوی او برگردانده می‌شوید، و شما را طبق اعمالتان جزا و سزا می‌دهد؛ اگر اعمالتان خوب باشد، پاداش خوب به شما می‌دهد؛ و اگر اعمالتان بد باشد، سزای بد به شما می‌دهد.

يونس 10:54

وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِينَ و از تو مي پرسند: «آيا آن (وعده) راست است؟ » بگو:«آري! سوگند به پروردگارم که آن راست است و شما نمي توانيد خدا را درمانده کنيد» وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و اگر هر کسي که ستم کرده است آنچه را که در زمين است در اختيار داشت آن را براي نجات خود مي پرداخت. و چون عذاب خدا را ببينند آهسته و پنهاني اظهار ندامت مي کنند و در ميان آنان به دادگري داوري مي گردد، و بديشان ستمي نمي شود. أَلا إِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ آگاه باشيد آنچه که در آسمانها و زمين است از آن خداست. آگاه باشيد که وعدۀ خداوند حق است ولي بيشتر آنان نمي دانند هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. اوست که زنده مي کند و مي ميراند، و به سوي او باز گردانده مي شويد. (53) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَيَسۡتَنۢبِ‍ُٔونَكَ﴾) و تکذیب‌کنندگان از روی خیره سری و مخالفت ورزیدن از تو می‌پرسند، نه برای اینکه مسئله روشن شود و راه یابند. (﴿أَحَقٌّ هُوَ﴾) که آیا محشور شدن بندگان و برانگیخته شدن آنها پس از مرگشان و در روز قیامت، و جزا داده شدنِ بندگان بر حسب اعمالشان؛ اگر کار نیک انجام داده باشند پاداش نیک دریافت کنند و اگر کار بد انجام داده باشند پاداش بد، راست است؟ (﴿قُلۡ﴾) بر راست بودن آن سوگند یاد کن، و با استدلالِ واضح به آنان بگو: (﴿إِي وَرَبِّيٓ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ﴾) آری! سوگند به پروردگارم که آن راست است، و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست. (﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) و نمی‌توانید خدا را از اینکه شما را برانگیزد، درمانده کنید. پس همان‌طور که شما را ابتدا آفرید در حالی که چیزی نبودید، همان‌طور باری دیگر شما را باز می‌گرداند، تا طبق اعمالتان سزا و جزا دهد. (54) و چون قیامت فرا رسد در آن روز، (﴿وَلَوۡ أَنَّ لِكُلِّ نَفۡسٖ ظَلَمَتۡ﴾) اگر کسی که با کفر ورزیدن و انجام گناه بر خویشتن ستم کرده‌است، (﴿مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را که در زمین است، از قبیل: طلا و نقره و غیره را داشته باشد، و آن را برای نجات خود از عذاب خدا بپردازد، (﴿لَٱفۡتَدَتۡ بِهِۦ﴾) و آن را بلاگردان خود دهد، و فدیۀ گناهانش کند، به او فایده ای نخواهد داد؛ زیرا سود و زیان و پاداش و عذاب، مبنی بر کارهای شایسته و بد آدمی خواهد بود. (﴿وَأَسَرُّواۡ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ﴾) و چون عذاب را ببینند، کسانی که ستم کرده اند، آهسته و پنهانی اظهار ندامت می‌کنند، و بر کارهایی که در گذشته کرده‌اند، پشیمان می‌شوند. اما دیگر کار از کار گذشته است، (﴿وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ﴾) و به دادگری کامل و به دور از هر نوع ستم و ظلمی در میان آنان داوری می‌شود. (55) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آگاه باشید که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن خداست، و طبق حکم دینی و قَدَری خود، در آن حکم می‌نماید، و در میان آنها به فرمان جزایی‌اش حکم خواهد کرد. بنابراین فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) آگاه باشید که وعدۀ خداوند حق است، ولی بیشتر آنان نمی‌دانند. پس خود را برای لقای خدا آماده نمی‌کنند، بلکه حتی به آن ایمان نمی‌آورند، در حالی که دلایل قطعی و حجت‌های عقلی و نقلی بر صحت آن دلالت می‌نماید. (56) (﴿هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) زنده گرداندن و میراندن و انواع تدابیر در اختیار اوست و در آن شریکی ندارد. (﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) و در روز قیامت به سوی او برگردانده می‌شوید، و شما را طبق اعمالتان جزا و سزا می‌دهد؛ اگر اعمالتان خوب باشد، پاداش خوب به شما می‌دهد؛ و اگر اعمالتان بد باشد، سزای بد به شما می‌دهد.

يونس 10:55

وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِينَ و از تو مي پرسند: «آيا آن (وعده) راست است؟ » بگو:«آري! سوگند به پروردگارم که آن راست است و شما نمي توانيد خدا را درمانده کنيد» وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و اگر هر کسي که ستم کرده است آنچه را که در زمين است در اختيار داشت آن را براي نجات خود مي پرداخت. و چون عذاب خدا را ببينند آهسته و پنهاني اظهار ندامت مي کنند و در ميان آنان به دادگري داوري مي گردد، و بديشان ستمي نمي شود. أَلا إِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ آگاه باشيد آنچه که در آسمانها و زمين است از آن خداست. آگاه باشيد که وعدۀ خداوند حق است ولي بيشتر آنان نمي دانند هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. اوست که زنده مي کند و مي ميراند، و به سوي او باز گردانده مي شويد. (53) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَيَسۡتَنۢبِ‍ُٔونَكَ﴾) و تکذیب‌کنندگان از روی خیره سری و مخالفت ورزیدن از تو می‌پرسند، نه برای اینکه مسئله روشن شود و راه یابند. (﴿أَحَقٌّ هُوَ﴾) که آیا محشور شدن بندگان و برانگیخته شدن آنها پس از مرگشان و در روز قیامت، و جزا داده شدنِ بندگان بر حسب اعمالشان؛ اگر کار نیک انجام داده باشند پاداش نیک دریافت کنند و اگر کار بد انجام داده باشند پاداش بد، راست است؟ (﴿قُلۡ﴾) بر راست بودن آن سوگند یاد کن، و با استدلالِ واضح به آنان بگو: (﴿إِي وَرَبِّيٓ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ﴾) آری! سوگند به پروردگارم که آن راست است، و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست. (﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) و نمی‌توانید خدا را از اینکه شما را برانگیزد، درمانده کنید. پس همان‌طور که شما را ابتدا آفرید در حالی که چیزی نبودید، همان‌طور باری دیگر شما را باز می‌گرداند، تا طبق اعمالتان سزا و جزا دهد. (54) و چون قیامت فرا رسد در آن روز، (﴿وَلَوۡ أَنَّ لِكُلِّ نَفۡسٖ ظَلَمَتۡ﴾) اگر کسی که با کفر ورزیدن و انجام گناه بر خویشتن ستم کرده‌است، (﴿مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را که در زمین است، از قبیل: طلا و نقره و غیره را داشته باشد، و آن را برای نجات خود از عذاب خدا بپردازد، (﴿لَٱفۡتَدَتۡ بِهِۦ﴾) و آن را بلاگردان خود دهد، و فدیۀ گناهانش کند، به او فایده ای نخواهد داد؛ زیرا سود و زیان و پاداش و عذاب، مبنی بر کارهای شایسته و بد آدمی خواهد بود. (﴿وَأَسَرُّواۡ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ﴾) و چون عذاب را ببینند، کسانی که ستم کرده اند، آهسته و پنهانی اظهار ندامت می‌کنند، و بر کارهایی که در گذشته کرده‌اند، پشیمان می‌شوند. اما دیگر کار از کار گذشته است، (﴿وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ﴾) و به دادگری کامل و به دور از هر نوع ستم و ظلمی در میان آنان داوری می‌شود. (55) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آگاه باشید که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن خداست، و طبق حکم دینی و قَدَری خود، در آن حکم می‌نماید، و در میان آنها به فرمان جزایی‌اش حکم خواهد کرد. بنابراین فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) آگاه باشید که وعدۀ خداوند حق است، ولی بیشتر آنان نمی‌دانند. پس خود را برای لقای خدا آماده نمی‌کنند، بلکه حتی به آن ایمان نمی‌آورند، در حالی که دلایل قطعی و حجت‌های عقلی و نقلی بر صحت آن دلالت می‌نماید. (56) (﴿هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) زنده گرداندن و میراندن و انواع تدابیر در اختیار اوست و در آن شریکی ندارد. (﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) و در روز قیامت به سوی او برگردانده می‌شوید، و شما را طبق اعمالتان جزا و سزا می‌دهد؛ اگر اعمالتان خوب باشد، پاداش خوب به شما می‌دهد؛ و اگر اعمالتان بد باشد، سزای بد به شما می‌دهد.

يونس 10:56

وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِينَ و از تو مي پرسند: «آيا آن (وعده) راست است؟ » بگو:«آري! سوگند به پروردگارم که آن راست است و شما نمي توانيد خدا را درمانده کنيد» وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و اگر هر کسي که ستم کرده است آنچه را که در زمين است در اختيار داشت آن را براي نجات خود مي پرداخت. و چون عذاب خدا را ببينند آهسته و پنهاني اظهار ندامت مي کنند و در ميان آنان به دادگري داوري مي گردد، و بديشان ستمي نمي شود. أَلا إِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ آگاه باشيد آنچه که در آسمانها و زمين است از آن خداست. آگاه باشيد که وعدۀ خداوند حق است ولي بيشتر آنان نمي دانند هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. اوست که زنده مي کند و مي ميراند، و به سوي او باز گردانده مي شويد. (53) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿وَيَسۡتَنۢبِ‍ُٔونَكَ﴾) و تکذیب‌کنندگان از روی خیره سری و مخالفت ورزیدن از تو می‌پرسند، نه برای اینکه مسئله روشن شود و راه یابند. (﴿أَحَقٌّ هُوَ﴾) که آیا محشور شدن بندگان و برانگیخته شدن آنها پس از مرگشان و در روز قیامت، و جزا داده شدنِ بندگان بر حسب اعمالشان؛ اگر کار نیک انجام داده باشند پاداش نیک دریافت کنند و اگر کار بد انجام داده باشند پاداش بد، راست است؟ (﴿قُلۡ﴾) بر راست بودن آن سوگند یاد کن، و با استدلالِ واضح به آنان بگو: (﴿إِي وَرَبِّيٓ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ﴾) آری! سوگند به پروردگارم که آن راست است، و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست. (﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) و نمی‌توانید خدا را از اینکه شما را برانگیزد، درمانده کنید. پس همان‌طور که شما را ابتدا آفرید در حالی که چیزی نبودید، همان‌طور باری دیگر شما را باز می‌گرداند، تا طبق اعمالتان سزا و جزا دهد. (54) و چون قیامت فرا رسد در آن روز، (﴿وَلَوۡ أَنَّ لِكُلِّ نَفۡسٖ ظَلَمَتۡ﴾) اگر کسی که با کفر ورزیدن و انجام گناه بر خویشتن ستم کرده‌است، (﴿مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را که در زمین است، از قبیل: طلا و نقره و غیره را داشته باشد، و آن را برای نجات خود از عذاب خدا بپردازد، (﴿لَٱفۡتَدَتۡ بِهِۦ﴾) و آن را بلاگردان خود دهد، و فدیۀ گناهانش کند، به او فایده ای نخواهد داد؛ زیرا سود و زیان و پاداش و عذاب، مبنی بر کارهای شایسته و بد آدمی خواهد بود. (﴿وَأَسَرُّواۡ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ﴾) و چون عذاب را ببینند، کسانی که ستم کرده اند، آهسته و پنهانی اظهار ندامت می‌کنند، و بر کارهایی که در گذشته کرده‌اند، پشیمان می‌شوند. اما دیگر کار از کار گذشته است، (﴿وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ﴾) و به دادگری کامل و به دور از هر نوع ستم و ظلمی در میان آنان داوری می‌شود. (55) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آگاه باشید که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن خداست، و طبق حکم دینی و قَدَری خود، در آن حکم می‌نماید، و در میان آنها به فرمان جزایی‌اش حکم خواهد کرد. بنابراین فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) آگاه باشید که وعدۀ خداوند حق است، ولی بیشتر آنان نمی‌دانند. پس خود را برای لقای خدا آماده نمی‌کنند، بلکه حتی به آن ایمان نمی‌آورند، در حالی که دلایل قطعی و حجت‌های عقلی و نقلی بر صحت آن دلالت می‌نماید. (56) (﴿هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) زنده گرداندن و میراندن و انواع تدابیر در اختیار اوست و در آن شریکی ندارد. (﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) و در روز قیامت به سوی او برگردانده می‌شوید، و شما را طبق اعمالتان جزا و سزا می‌دهد؛ اگر اعمالتان خوب باشد، پاداش خوب به شما می‌دهد؛ و اگر اعمالتان بد باشد، سزای بد به شما می‌دهد.

يونس 10:57

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ اي مردم! از سوي پروردگارتان اندرزي، و در مان چيزهايي که در سينه هاست براي شما آمده است، و هدايت و رحمتي است براي مومنان. قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ بگو: « به فضل و رحمت خداست که (مسلمانان) بايد شادمان شوند. و اين از آنچه فراهم مي آورند بهتر است» (57) خداوند متعال با بیان صفت‌های خوب این کتاب بزرگوار، مردم را به روی آوردن به آن تشویق می‌کند. پس فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَتۡكُم مَّوۡعِظَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) ای مردم! از سوی پروردگارتان اندرزی برای شما آمده است که شما را پند داده؛ و از کارهایی که باعث ناخشنودی خدا و گرفتار شدن به عذابش می‌گردد، بیم می‌دهد؛ و با بیان آثار و مفاسد آن، شما را از آن برحذر می‌دارد. (﴿وَشِفَآءٞ لِّمَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و درمانی است برای آنچه که در سینه‌هاست. این قرآن برای بیماری‌های حاصل از شهوات که در سینه‌هاست، و آدمی را از فرمان بردن از شریعت بازمی‌دارد؛ نیز برای بیماری‌های حاصل از شبهات که علم یقینی را دچار نقص و کمبود می‌کنند، درمان است. چون در قرآن، پندها و تشویق و ترساندن و وعده و وعیدهایی است که باعث روی آوردن بنده و ترساندن او می‌گردد. و چون علاقه به انجام کارهای خوب، و ترس از بدی در او پدید بیاید، و این علاقه‌مندی و ترس بر اساس تکرار معانی و مفاهیم قرآنی در وی رشد نماید، از این کار واجب می‌آید که خواستۀ خدا را برخواستۀ نفس مقدم بدارد، نیز این امر موجب می‌شود تا آنچه را که خدا می‌پسندد، از شهوت نفس برای او دوست داشتنی‌تر شود. و همچنین دلایل و حجت‌هایی که در قرآن است و خداوند آن را به شیوه‌های مختلف و به بهترین صورت بیان کرده است، هر شک و شبهه‌ای را که به «ساحت» حق وارد شود، از بین می‌برد، و قلب را به بالاترین درجات یقین می‌رساند. و چون قلب از بیماری رهایی یابد و لباس تندرستی به تن کند، همۀ اعضا از آن پیروی می‌کنند؛ زیرا اعضا با سلامت قلب، تندرستی به‌دست می‌آورند؛ و با فاسد شدن آن، فاسد می‌گردند. (﴿وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان. پس هدایت، شناخت حق و عمل کردن به آن است. و رحمت، عبارت است از خیر و احسان و پاداش دنیا و قیامت که نصیب کسی می‌شود که به هدایت قرآن رهنمون شده باشد. پس هدایت بزرگ‌ترین وسیله، و رحمت بهترین و برترین اهداف است. اما به وسیلۀ این قرآن، جز مؤمن هدایت نمی‌شود؛ و این قرآن، فقط برای مؤمنان مایۀ رحمت است. و چون هدایت به دست آید و رحمتِ پدید آمده از هدایت نازل شود، سعادت و رستگاری و سود و موفقیت و شادی و سرور به دست خواهد آمد. (58) بنابراین خداوند متعال دستور داده است تا به آن خوشحال شوند. پس فرمود: (﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ﴾) بگو: به فضل خدا که قرآن است و بزرگ‌ترین نعمت و احسان و فضلی است که به بندگانش ارزانی نموده است، (﴿وَبِرَحۡمَتِهِۦ﴾) و به رحمت او که دین و ایمان و عبادت خدا و دوست داشتن او و شناخت اوست، (﴿فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾) به همین باید شادمان شوند، و این از هر آنچه فراهم می‌آورند -اعم از کالاهای دنیا و لذت‌های آن- بهتر است. پس نعمت دین که سعادت هر دو جهان را به همراه دارد، با تمام آنچه که در دنیا هست و از بین می‌رود، قابل مقایسه نیست. دین کجا و دنیا کجا! و خداوند دستور داده است به هنگام برخورداری از فضل و رحمتش شاد شویم؛ چون این امر باعث شاداب گشتن و با نشاط شدن نفس می‌گردد، و سبب می‌شود تا انسان شکر خدا را به جای بیاورد و نیرو بگیرد و به علم و ایمان علاقه‌مند ‌شود و به آنها بیفزاید، و این امر پسندیده‌ای است. به خلاف شاد شدن به شهوت‌های دنیا و لذت‌هایش، یا شاد شدن به خاطر باطل؛ زیرا این امر مذموم است. خداوند متعال در مورد قوم قارون بیان فرموده است که به وی گفتند:﴿لَا تَفۡرَحۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَرِحِينَ﴾ شاد مباش! همانا خداوند شادمانان را دوست نمی‌دارد. همان‌طور که خداوند متعال در مورد کسانی که به باطلی که نزدشان بود خوشحال شده بودند، و با آنچه پیامبران آورده بودند متناقض بود، فرموده است:﴿فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَرِحُواۡ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾ و هنگامی که پیامبرانشان با دلایل روشن نزد آنان آمدند، به دانشی که نزدشان بود شاد شدند.

يونس 10:58

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ اي مردم! از سوي پروردگارتان اندرزي، و در مان چيزهايي که در سينه هاست براي شما آمده است، و هدايت و رحمتي است براي مومنان. قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ بگو: « به فضل و رحمت خداست که (مسلمانان) بايد شادمان شوند. و اين از آنچه فراهم مي آورند بهتر است» (57) خداوند متعال با بیان صفت‌های خوب این کتاب بزرگوار، مردم را به روی آوردن به آن تشویق می‌کند. پس فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَتۡكُم مَّوۡعِظَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) ای مردم! از سوی پروردگارتان اندرزی برای شما آمده است که شما را پند داده؛ و از کارهایی که باعث ناخشنودی خدا و گرفتار شدن به عذابش می‌گردد، بیم می‌دهد؛ و با بیان آثار و مفاسد آن، شما را از آن برحذر می‌دارد. (﴿وَشِفَآءٞ لِّمَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و درمانی است برای آنچه که در سینه‌هاست. این قرآن برای بیماری‌های حاصل از شهوات که در سینه‌هاست، و آدمی را از فرمان بردن از شریعت بازمی‌دارد؛ نیز برای بیماری‌های حاصل از شبهات که علم یقینی را دچار نقص و کمبود می‌کنند، درمان است. چون در قرآن، پندها و تشویق و ترساندن و وعده و وعیدهایی است که باعث روی آوردن بنده و ترساندن او می‌گردد. و چون علاقه به انجام کارهای خوب، و ترس از بدی در او پدید بیاید، و این علاقه‌مندی و ترس بر اساس تکرار معانی و مفاهیم قرآنی در وی رشد نماید، از این کار واجب می‌آید که خواستۀ خدا را برخواستۀ نفس مقدم بدارد، نیز این امر موجب می‌شود تا آنچه را که خدا می‌پسندد، از شهوت نفس برای او دوست داشتنی‌تر شود. و همچنین دلایل و حجت‌هایی که در قرآن است و خداوند آن را به شیوه‌های مختلف و به بهترین صورت بیان کرده است، هر شک و شبهه‌ای را که به «ساحت» حق وارد شود، از بین می‌برد، و قلب را به بالاترین درجات یقین می‌رساند. و چون قلب از بیماری رهایی یابد و لباس تندرستی به تن کند، همۀ اعضا از آن پیروی می‌کنند؛ زیرا اعضا با سلامت قلب، تندرستی به‌دست می‌آورند؛ و با فاسد شدن آن، فاسد می‌گردند. (﴿وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان. پس هدایت، شناخت حق و عمل کردن به آن است. و رحمت، عبارت است از خیر و احسان و پاداش دنیا و قیامت که نصیب کسی می‌شود که به هدایت قرآن رهنمون شده باشد. پس هدایت بزرگ‌ترین وسیله، و رحمت بهترین و برترین اهداف است. اما به وسیلۀ این قرآن، جز مؤمن هدایت نمی‌شود؛ و این قرآن، فقط برای مؤمنان مایۀ رحمت است. و چون هدایت به دست آید و رحمتِ پدید آمده از هدایت نازل شود، سعادت و رستگاری و سود و موفقیت و شادی و سرور به دست خواهد آمد. (58) بنابراین خداوند متعال دستور داده است تا به آن خوشحال شوند. پس فرمود: (﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ﴾) بگو: به فضل خدا که قرآن است و بزرگ‌ترین نعمت و احسان و فضلی است که به بندگانش ارزانی نموده است، (﴿وَبِرَحۡمَتِهِۦ﴾) و به رحمت او که دین و ایمان و عبادت خدا و دوست داشتن او و شناخت اوست، (﴿فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾) به همین باید شادمان شوند، و این از هر آنچه فراهم می‌آورند -اعم از کالاهای دنیا و لذت‌های آن- بهتر است. پس نعمت دین که سعادت هر دو جهان را به همراه دارد، با تمام آنچه که در دنیا هست و از بین می‌رود، قابل مقایسه نیست. دین کجا و دنیا کجا! و خداوند دستور داده است به هنگام برخورداری از فضل و رحمتش شاد شویم؛ چون این امر باعث شاداب گشتن و با نشاط شدن نفس می‌گردد، و سبب می‌شود تا انسان شکر خدا را به جای بیاورد و نیرو بگیرد و به علم و ایمان علاقه‌مند ‌شود و به آنها بیفزاید، و این امر پسندیده‌ای است. به خلاف شاد شدن به شهوت‌های دنیا و لذت‌هایش، یا شاد شدن به خاطر باطل؛ زیرا این امر مذموم است. خداوند متعال در مورد قوم قارون بیان فرموده است که به وی گفتند:﴿لَا تَفۡرَحۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَرِحِينَ﴾ شاد مباش! همانا خداوند شادمانان را دوست نمی‌دارد. همان‌طور که خداوند متعال در مورد کسانی که به باطلی که نزدشان بود خوشحال شده بودند، و با آنچه پیامبران آورده بودند متناقض بود، فرموده است:﴿فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَرِحُواۡ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾ و هنگامی که پیامبرانشان با دلایل روشن نزد آنان آمدند، به دانشی که نزدشان بود شاد شدند.

يونس 10:59

قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ بگو: «به من بگوييد آنچه از روزي که خداوند برايتان فرستاده است (چرا) برخي از آن را حرام و برخي از آن را حلال نموده اند؟ آيا خداوند به شما اجازه داده است يا بر خداوند دروغ مي بنديد؟ وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ آيا کساني که بر خد دروغ مي بندند و در روز قيامت به سوي خدا بر مي گردند، گمان مي برند چگونه با آنان رفتار شود؟ به راستي خداوند نسبت به مردم داراي فضل و مهرباني است ولي بيشترشان سپاسگزار نيستند. (59) خداوند متعال با اعتراض بر مشرکانی که حرام خدا را حلال نمودند و حلال او را حرام کردند، می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ لَكُم مِّن رِّزۡقٖ﴾) بگو: به من بگویید: انواع حیوانات حلال گوشت که خداوند روزی شما قرار داده و رحمتی برای شما گردانده است، (﴿فَجَعَلۡتُم مِّنۡهُ حَرَامٗا وَحَلَٰلٗا﴾) [چرا] برخی از آن را حرام، و برخی دیگر را حلال نموده‌اید؟ آنان را سرزنش کن، و به خاطر این گفتۀ فاسدشان به آنها بگو: (﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ﴾) آیا خداوند به شما اجازه داده است [این کار را بکنید] یا بر خدا دروغ می‌بندید؟ و مشخص است که خداوند به آنان اجازه نداده است. پس دانسته شد که آنها دروغ می‌بندند. (60) (﴿وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) آیا کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، دربارۀ عذابی که پروردگار در روز قیامت به آنان می‌چشاند، چه گمان دارند؟ خداوند متعال فرموده است:﴿وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُواۡ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسۡوَدَّةٌ﴾ و روز قیامت می‌بینی کسانی را که بر خدا دروغ بسته‌اند، چهره‌هایشان سیاه شده است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾) به راستی که خداوند نسبت به مردم دارای فضل و مهربانی زیاد و بخشش فراوان است. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَشۡكُرُونَ﴾) ولی بیشترشان سپاسگزار نیستند؛ یا شکر و فضل خدا را به جای نمی‌آورند، و یا اینکه از فضل و نعمت خدا در راستای نافرمانی او کمک می‌گیرند، و یا از آن محروم گردند و آنچه را که خدا بر بندگانش ارزانی نموده است، نپذیرند. و تعداد اندکی از آنان سپاسگزارند و به نعمت‌های او اعتراف می‌کنند و ستایش خدا را بر نعمت‌هایش به جای می‌آورند و از آن در راه طاعت خدا کمک می‌گیرند. و از این آیه استنباط می‌شود که اصل در همۀ خوراک‌ها حلال بودن است، مگر آن چیزی که شریعت حرام کرده است؛ چون پروردگار بر کسی که رزق و روزی وی را حرام کند، اعتراض کرده است.

يونس 10:60

قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ بگو: «به من بگوييد آنچه از روزي که خداوند برايتان فرستاده است (چرا) برخي از آن را حرام و برخي از آن را حلال نموده اند؟ آيا خداوند به شما اجازه داده است يا بر خداوند دروغ مي بنديد؟ وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ آيا کساني که بر خد دروغ مي بندند و در روز قيامت به سوي خدا بر مي گردند، گمان مي برند چگونه با آنان رفتار شود؟ به راستي خداوند نسبت به مردم داراي فضل و مهرباني است ولي بيشترشان سپاسگزار نيستند. (59) خداوند متعال با اعتراض بر مشرکانی که حرام خدا را حلال نمودند و حلال او را حرام کردند، می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ لَكُم مِّن رِّزۡقٖ﴾) بگو: به من بگویید: انواع حیوانات حلال گوشت که خداوند روزی شما قرار داده و رحمتی برای شما گردانده است، (﴿فَجَعَلۡتُم مِّنۡهُ حَرَامٗا وَحَلَٰلٗا﴾) [چرا] برخی از آن را حرام، و برخی دیگر را حلال نموده‌اید؟ آنان را سرزنش کن، و به خاطر این گفتۀ فاسدشان به آنها بگو: (﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ﴾) آیا خداوند به شما اجازه داده است [این کار را بکنید] یا بر خدا دروغ می‌بندید؟ و مشخص است که خداوند به آنان اجازه نداده است. پس دانسته شد که آنها دروغ می‌بندند. (60) (﴿وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) آیا کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، دربارۀ عذابی که پروردگار در روز قیامت به آنان می‌چشاند، چه گمان دارند؟ خداوند متعال فرموده است:﴿وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُواۡ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسۡوَدَّةٌ﴾ و روز قیامت می‌بینی کسانی را که بر خدا دروغ بسته‌اند، چهره‌هایشان سیاه شده است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾) به راستی که خداوند نسبت به مردم دارای فضل و مهربانی زیاد و بخشش فراوان است. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَشۡكُرُونَ﴾) ولی بیشترشان سپاسگزار نیستند؛ یا شکر و فضل خدا را به جای نمی‌آورند، و یا اینکه از فضل و نعمت خدا در راستای نافرمانی او کمک می‌گیرند، و یا از آن محروم گردند و آنچه را که خدا بر بندگانش ارزانی نموده است، نپذیرند. و تعداد اندکی از آنان سپاسگزارند و به نعمت‌های او اعتراف می‌کنند و ستایش خدا را بر نعمت‌هایش به جای می‌آورند و از آن در راه طاعت خدا کمک می‌گیرند. و از این آیه استنباط می‌شود که اصل در همۀ خوراک‌ها حلال بودن است، مگر آن چیزی که شریعت حرام کرده است؛ چون پروردگار بر کسی که رزق و روزی وی را حرام کند، اعتراض کرده است.

يونس 10:61

وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ و تود در هيچ حالتي قرار نمي گيري و چيزي از قرآن نمي خواني، و هيچ کاري را نمي کنيد مگر اينکه براي شما گواهيم آنگاه که شما بدان مبادرت مي ورزيد، و به آن مشغول مي شويد. و به اندازۀ ذره اي در زمين و آسمان از پروردگارت پوشيده نمي ماند، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن مگر اينکه در کتابي روشن نوشته شده است. (61) خداوند متعال از فراگیری نظارت وآگاهی‌اش بر تمام حالات بندگان و حرکت و سکونت آنان خبر می‌دهد، و در ضمن آنان را فرا می‌خواند که همواره او را مراقب و حاضر و ناظر بدانند. پس فرمود: (﴿وَمَا تَكُونُ فِي شَأۡنٖ﴾) و تو در هیچ حالت دینی و دنیوی قرار نمی‌گیری، (﴿وَمَا تَتۡلُواۡ مِنۡهُ مِن قُرۡءَانٖ﴾) و چیزی از قرآنی که به سوی تو وحی شده است، نمی‌خوانی، (﴿وَلَا تَعۡمَلُونَ مِنۡ عَمَلٍ﴾) و هیچ کار کوچک یا بزرگی را انجام نمی‌دهید، (﴿إِلَّا كُنَّا عَلَيۡكُمۡ شُهُودًا إِذۡ تُفِيضُونَ فِيهِ﴾) مگر اینکه در آن وقت که آن را آغاز کرده، و سپس ادامه می‌دهید، بر شما گواهیم. پس در کارهایتان خداوند را مراقب بدانید، و آنها را مخلصانه و مجدانه انجام دهید، و از آنچه خداوند نمی‌پسندد، بپرهیزید؛ زیرا از شما اطلاع دارد، و ظاهر و باطن شما را می‌داند. (﴿وَمَا يَعۡزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثۡقَالِ ذَرَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ وَلَآ أَصۡغَرَ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرَ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٍ﴾) و به اندازۀ ذره‌ای در زمین و آسمان از آگاهی و سمع و بصر پروردگارت پوشیده نمی‌ماند -و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر از آن- مگر اینکه در کتابی روشن نوشته شده است؛ یعنی علم و آگاهی او، آن را فرا گرفته و قلمش آن را نوشته است. و این دو قسمت، از اقسام چهارگانۀ قضا و قدر است، که خداوند در بسیاری جاها، آن دو را همراه با هم بیان می‌دارد. و آن دو؛ علم فراگیر خداوند به همۀ اشیا، و نوشتن همه اتفاقات است. همچنان‌که در جای دیگری می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّ ذَٰلِكَ فِي كِتَٰبٍۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ﴾) آیا نمی‌دانی که خداوند آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است، می‌داند؟ بی گمان آن، در کتابی نوشته شده است. همانا آن بر خداوند آسان است.

يونس 10:62

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ همانا بي گمان دوستان خدا بيمي بر آنان نيست و آنها اندوهگين نمي شوند الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ کساني که ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کرده اند لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ براي آنان در زندگاني دنيا و آخرت بشارت است، و عده هاي خداوند هيچ دگرگوني نمي پذيرد، اين همان رستگاري بزرگ است. (62) خداوند متعال از دوستانش خبر می‌دهد و کارها و صفت‌ها و پاداش آنان را بیان می‌نماید. پس فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ﴾) هان! بی‌گمان دوستان خدا بیمی بر آنان نیست. و ترسی از شداید و سختی‌هایی ندارند که در آینده فرا روی آنان است. (﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و بر گذشته [نیز] اندوهگین نمی‌شوند؛ چون آنها در گذشته جز کارهای شایسته انجام نداده‌اند. و چون ترسی ندارند و اندوهی بر آنان نیست، از امنیت و سعادت و نیکی فراوانی که جز خدا کسی آن را نمی‌داند، برخوردار خواهند شد. (63) سپس صفتشان را بیان کرد و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبرانش، و به روز قیامت و تقدیر خیر و شر او ایمان آورده، و با پرهیزگاری و به جای آوردن دستورات و پرهیز از منهیات، راستی ایمانشان را نشان داده‌اند. پس هرکس که مؤمنی پرهیزگار باشد، دوست خداوند است. (64) بنابراین (﴿لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) برای آنان در زندگانی دنیا و آخرت بشارت است. اما بشارت در دنیا، ذکر خیر و محبت در دل‌های مؤمنان، و خواب راستین، و برخورداری از لطف خدا، و اینکه پروردگار برای او میسّر گرداند که بهترین اعمال را انجام دهد و به نیکوترین اخلاق متصف گردد، و اینکه او را از اخلاق و رفتار زشت باز دارد. و اما بشارت در آخرت، ابتدا به هنگام گرفتن ارواح است، همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ﴾ بی‌گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما «الله» است.» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند [و می‌گویند: ] نترسید و اندوهگین نشوید و شما را مژده باد و شاد شوید به بهشتی که وعده داده می‌شوید. و در قبر نیز، به خشنودی خدا و نعمت همیشگی مژده داده می‌شوند. و بشارت کامل در آخرت، با ورود به باغ‌های بهشت و نجات از عذاب دردناک حاصل می‌شود. (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِ﴾) وعده‌های خداوند هیچ دگرگونی نمی‌پذیرد؛ بلکه آنچه خداوند وعده داده، حق است، و تغییر و دگرگونی در آن به وجود نمی‌آید؛ چون خداوند در گفتارش راستگوست، و هیچ کس نمی‌تواند در آنچه او مقرر نموده، با وی مخالفت کند. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) این است رستگاری بزرگ، چون مشتمل بر نجات از هر امر ناگوار و ناخوشایند، و دستیابی به هر خواسته و آرزوی دوست داشتنی است. و رستگاری را در آن منحصر کرد؛ چون رستگاری، برای غیر اهل ایمان و تقوا وجود ندارد. حاصل مطلب اینکه مژده، هر خیر و ثوابی را در بر دارد، و خداوند در دنیا و آخرت آن را نتیجۀ ایمان و پرهیزگاری قرار داده است؛ بنابراین آن را به طور مطلق بیان فرمود، و مقیّدش نکرد.

يونس 10:63

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ همانا بي گمان دوستان خدا بيمي بر آنان نيست و آنها اندوهگين نمي شوند الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ کساني که ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کرده اند لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ براي آنان در زندگاني دنيا و آخرت بشارت است، و عده هاي خداوند هيچ دگرگوني نمي پذيرد، اين همان رستگاري بزرگ است. (62) خداوند متعال از دوستانش خبر می‌دهد و کارها و صفت‌ها و پاداش آنان را بیان می‌نماید. پس فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ﴾) هان! بی‌گمان دوستان خدا بیمی بر آنان نیست. و ترسی از شداید و سختی‌هایی ندارند که در آینده فرا روی آنان است. (﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و بر گذشته [نیز] اندوهگین نمی‌شوند؛ چون آنها در گذشته جز کارهای شایسته انجام نداده‌اند. و چون ترسی ندارند و اندوهی بر آنان نیست، از امنیت و سعادت و نیکی فراوانی که جز خدا کسی آن را نمی‌داند، برخوردار خواهند شد. (63) سپس صفتشان را بیان کرد و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبرانش، و به روز قیامت و تقدیر خیر و شر او ایمان آورده، و با پرهیزگاری و به جای آوردن دستورات و پرهیز از منهیات، راستی ایمانشان را نشان داده‌اند. پس هرکس که مؤمنی پرهیزگار باشد، دوست خداوند است. (64) بنابراین (﴿لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) برای آنان در زندگانی دنیا و آخرت بشارت است. اما بشارت در دنیا، ذکر خیر و محبت در دل‌های مؤمنان، و خواب راستین، و برخورداری از لطف خدا، و اینکه پروردگار برای او میسّر گرداند که بهترین اعمال را انجام دهد و به نیکوترین اخلاق متصف گردد، و اینکه او را از اخلاق و رفتار زشت باز دارد. و اما بشارت در آخرت، ابتدا به هنگام گرفتن ارواح است، همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ﴾ بی‌گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما «الله» است.» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند [و می‌گویند: ] نترسید و اندوهگین نشوید و شما را مژده باد و شاد شوید به بهشتی که وعده داده می‌شوید. و در قبر نیز، به خشنودی خدا و نعمت همیشگی مژده داده می‌شوند. و بشارت کامل در آخرت، با ورود به باغ‌های بهشت و نجات از عذاب دردناک حاصل می‌شود. (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِ﴾) وعده‌های خداوند هیچ دگرگونی نمی‌پذیرد؛ بلکه آنچه خداوند وعده داده، حق است، و تغییر و دگرگونی در آن به وجود نمی‌آید؛ چون خداوند در گفتارش راستگوست، و هیچ کس نمی‌تواند در آنچه او مقرر نموده، با وی مخالفت کند. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) این است رستگاری بزرگ، چون مشتمل بر نجات از هر امر ناگوار و ناخوشایند، و دستیابی به هر خواسته و آرزوی دوست داشتنی است. و رستگاری را در آن منحصر کرد؛ چون رستگاری، برای غیر اهل ایمان و تقوا وجود ندارد. حاصل مطلب اینکه مژده، هر خیر و ثوابی را در بر دارد، و خداوند در دنیا و آخرت آن را نتیجۀ ایمان و پرهیزگاری قرار داده است؛ بنابراین آن را به طور مطلق بیان فرمود، و مقیّدش نکرد.

يونس 10:64

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ همانا بي گمان دوستان خدا بيمي بر آنان نيست و آنها اندوهگين نمي شوند الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ کساني که ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کرده اند لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ براي آنان در زندگاني دنيا و آخرت بشارت است، و عده هاي خداوند هيچ دگرگوني نمي پذيرد، اين همان رستگاري بزرگ است. (62) خداوند متعال از دوستانش خبر می‌دهد و کارها و صفت‌ها و پاداش آنان را بیان می‌نماید. پس فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ﴾) هان! بی‌گمان دوستان خدا بیمی بر آنان نیست. و ترسی از شداید و سختی‌هایی ندارند که در آینده فرا روی آنان است. (﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و بر گذشته [نیز] اندوهگین نمی‌شوند؛ چون آنها در گذشته جز کارهای شایسته انجام نداده‌اند. و چون ترسی ندارند و اندوهی بر آنان نیست، از امنیت و سعادت و نیکی فراوانی که جز خدا کسی آن را نمی‌داند، برخوردار خواهند شد. (63) سپس صفتشان را بیان کرد و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبرانش، و به روز قیامت و تقدیر خیر و شر او ایمان آورده، و با پرهیزگاری و به جای آوردن دستورات و پرهیز از منهیات، راستی ایمانشان را نشان داده‌اند. پس هرکس که مؤمنی پرهیزگار باشد، دوست خداوند است. (64) بنابراین (﴿لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) برای آنان در زندگانی دنیا و آخرت بشارت است. اما بشارت در دنیا، ذکر خیر و محبت در دل‌های مؤمنان، و خواب راستین، و برخورداری از لطف خدا، و اینکه پروردگار برای او میسّر گرداند که بهترین اعمال را انجام دهد و به نیکوترین اخلاق متصف گردد، و اینکه او را از اخلاق و رفتار زشت باز دارد. و اما بشارت در آخرت، ابتدا به هنگام گرفتن ارواح است، همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواۡ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواۡ وَلَا تَحۡزَنُواۡ وَأَبۡشِرُواۡ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ﴾ بی‌گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما «الله» است.» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند [و می‌گویند: ] نترسید و اندوهگین نشوید و شما را مژده باد و شاد شوید به بهشتی که وعده داده می‌شوید. و در قبر نیز، به خشنودی خدا و نعمت همیشگی مژده داده می‌شوند. و بشارت کامل در آخرت، با ورود به باغ‌های بهشت و نجات از عذاب دردناک حاصل می‌شود. (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِ﴾) وعده‌های خداوند هیچ دگرگونی نمی‌پذیرد؛ بلکه آنچه خداوند وعده داده، حق است، و تغییر و دگرگونی در آن به وجود نمی‌آید؛ چون خداوند در گفتارش راستگوست، و هیچ کس نمی‌تواند در آنچه او مقرر نموده، با وی مخالفت کند. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) این است رستگاری بزرگ، چون مشتمل بر نجات از هر امر ناگوار و ناخوشایند، و دستیابی به هر خواسته و آرزوی دوست داشتنی است. و رستگاری را در آن منحصر کرد؛ چون رستگاری، برای غیر اهل ایمان و تقوا وجود ندارد. حاصل مطلب اینکه مژده، هر خیر و ثوابی را در بر دارد، و خداوند در دنیا و آخرت آن را نتیجۀ ایمان و پرهیزگاری قرار داده است؛ بنابراین آن را به طور مطلق بیان فرمود، و مقیّدش نکرد.

يونس 10:65

وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ و سخنان آنان تو را اندوهگين نسازد، زيرا عزت کاملاًٌ از آن خداست، او شنواي آگاه است. (65) سخنانی که تکذیب کنندگان دربارۀ تو می‌گویند و از این طریق به عیب‌جویی از تو و دینت می‌پردازند، شما را اندوهگین نسازد، و بدان که این سخنان، آنان را عزت و قدرت نمی‌بخشد و به شما نیز زیانی نمی‌رساند، (﴿إِنَّ ٱلۡعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا﴾) چراکه عزت، کاملاً از آنِ خداست؛ به هرکس که بخواهد، آن را می‌دهد؛ و آن را از هرکس که بخواهد، می‌گیرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ جَمِيعًا﴾ هر کس عزت را می‌خواهد، پس عزّت، همگی از آنِ خداست؛ یعنی باید آن را، با اطاعت از خدا بجویید. به دلیل اینکه بعد از آن فرموده است:﴿إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُۥ﴾ سخن پاک، به سوی او بالا می‌رود و کردار شایسته را بلند می‌نماید. و مشخص است که شما بر طاعت الهی قرار داری، و عزّت خدا، از آن شما و پیروانت است. ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ و عزت از آن خدا و پیامبر ومؤمنان است. (﴿هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾) او شنوای داناست؛ یعنی شنوایی او، همۀ صداها را احاطه نموده است و هیچ چیزی بر او پوشیده نمی‌ماند؛ و آگاهی و دانایی او، همۀ آشکارها و پنهان‌ها را احاطه کرده است. پس به اندازۀ ذره‌ای در آسمان‌ها و زمین، نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر از آن از پروردگارت پوشیده نمی‌ماند. و او تعالی، سخن شما و دشمنانت را می‌شنود، و به‌طور مفصّل از آن آگاه است. پس به دانش و آگاهی خدا بسنده کن؛ زیرا هر کس از خدا بترسد، خدا او را کافی است.

يونس 10:66

أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ و آگاه باش هر کس که در آسمانها و زمين است از آن خداست. کساني که غير از خدا شريکاني را به فرياد مي خوانند جز از گمان پيروي نمي کنند، و کارشان جز تخمين و دروغ گفته نيست. هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ او خدايي است که شب را براي شما پديد آورده است تا در آن آرامش يابيد. بي گمان در اين کار براي گروهي که مي شنوند نشانه هاست. (66) خداوند متعال خبر می‌دهد که آفرینش و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و تمام بندگانی که در آن دو می‌باشند، از آن او می‌باشند؛ و هرگونه که بخواهد، در آنها تصرف می‌کند. پس همه از آن خدایند، و تحت تدبیر او هستند، و مسخّر او می‌باشند، و سزاوار هیچ چیزی از عبادت نیستند و به هیچ وجهی شریک خدا نمی‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ﴾) و کسانی که غیر از خدا شریکانی را به فریاد می‌خوانند، جز از گمان پیروی نمی‌کنند. و گمان نیز آدمی را از حق بی نیاز نمی‌گرداند. (﴿وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾) وکارشان جز تخمین زدن و دروغ گفتن نیست. پس اگر در اینکه می‌گویند:«معبودانشان شریکان خدا هستند» راست می‌گویند، بروند و از صفات آنان چیزی را بیاورند که با وجود آن، معبودانشان سزاوار یک ذرّه عبادت گردند! اما هرگز نمی‌توانند صفتی از صفات ربوبیت را برای آنان اثبات کنند. آیا کسی از معبودانشان هست که چیزی بیافریند؟ یا روزی بدهد و یا مالک چیزی از مخلوقات باشد؟ یا شب و روز را که خداوند آنها را مایۀ پایداری مردم قرار داده است، بگرداند؟ (67) (﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِتَسۡكُنُواۡ فِيهِ﴾) و او خدایی است که شب را برای شما پدید آورده است تا به سبب تاریکی که زمین را می‌پوشاند، در خواب و استراحت بیارامید؛ و اگر روشنایی ادامه می‌یافت، آنها آرام نمی‌گرفتند. (﴿وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًا﴾) و خداوند روز را روشن گردانیده است تا مردم به وسیلۀ روشنایی آن ببینند و به کار و زندگی و کسب منافع دین و دنیای خود بپردازند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ﴾) بی‌گمان در این کار برای گروهی که [مطالبی را] از سرِ فهم و پذیرش و رهنمود شدن ـ نه از روی خود بزرگ بینی و دشمنی ـ از خداوند می‌شنوند، نشانه‌هایی برای آنان وجود دارد. و با این آیات، استدلال می‌کنند که فقط خداوند معبود یگانه و خداوند بر حق است، و الوهیت غیر از او، باطل است و او مهربان و دانا و حکیم است.

يونس 10:67

أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ و آگاه باش هر کس که در آسمانها و زمين است از آن خداست. کساني که غير از خدا شريکاني را به فرياد مي خوانند جز از گمان پيروي نمي کنند، و کارشان جز تخمين و دروغ گفته نيست. هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ او خدايي است که شب را براي شما پديد آورده است تا در آن آرامش يابيد. بي گمان در اين کار براي گروهي که مي شنوند نشانه هاست. (66) خداوند متعال خبر می‌دهد که آفرینش و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و تمام بندگانی که در آن دو می‌باشند، از آن او می‌باشند؛ و هرگونه که بخواهد، در آنها تصرف می‌کند. پس همه از آن خدایند، و تحت تدبیر او هستند، و مسخّر او می‌باشند، و سزاوار هیچ چیزی از عبادت نیستند و به هیچ وجهی شریک خدا نمی‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ﴾) و کسانی که غیر از خدا شریکانی را به فریاد می‌خوانند، جز از گمان پیروی نمی‌کنند. و گمان نیز آدمی را از حق بی نیاز نمی‌گرداند. (﴿وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾) وکارشان جز تخمین زدن و دروغ گفتن نیست. پس اگر در اینکه می‌گویند:«معبودانشان شریکان خدا هستند» راست می‌گویند، بروند و از صفات آنان چیزی را بیاورند که با وجود آن، معبودانشان سزاوار یک ذرّه عبادت گردند! اما هرگز نمی‌توانند صفتی از صفات ربوبیت را برای آنان اثبات کنند. آیا کسی از معبودانشان هست که چیزی بیافریند؟ یا روزی بدهد و یا مالک چیزی از مخلوقات باشد؟ یا شب و روز را که خداوند آنها را مایۀ پایداری مردم قرار داده است، بگرداند؟ (67) (﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِتَسۡكُنُواۡ فِيهِ﴾) و او خدایی است که شب را برای شما پدید آورده است تا به سبب تاریکی که زمین را می‌پوشاند، در خواب و استراحت بیارامید؛ و اگر روشنایی ادامه می‌یافت، آنها آرام نمی‌گرفتند. (﴿وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًا﴾) و خداوند روز را روشن گردانیده است تا مردم به وسیلۀ روشنایی آن ببینند و به کار و زندگی و کسب منافع دین و دنیای خود بپردازند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ﴾) بی‌گمان در این کار برای گروهی که [مطالبی را] از سرِ فهم و پذیرش و رهنمود شدن ـ نه از روی خود بزرگ بینی و دشمنی ـ از خداوند می‌شنوند، نشانه‌هایی برای آنان وجود دارد. و با این آیات، استدلال می‌کنند که فقط خداوند معبود یگانه و خداوند بر حق است، و الوهیت غیر از او، باطل است و او مهربان و دانا و حکیم است.

يونس 10:68

قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ گفتند: «خداوند فرزندي برگرفته است» او پاک (و منزه) است او بي نياز است. آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، هيچ دليلي بر اين (ادعا) نداريد، آيا به خداوند چيزي نسبت مي دهيد که نمي دانيد! قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ بگو:«به راستي آيا که بر خدا دروغ مي ببندند رستگار نمي شوند». مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ بهره اي ازاين دنيا است، سپس بازگشت شان به سوي ماست، و آن گاه ما عذاب سخت را به سبب کفري که مي ورزيدند به آنان مي چشانيم. (68) خداوند متعال از تهمتی که مشرکان به پروردگار جهانیان می‌زنند، خبر داده و می‌فرماید: (﴿قَالُواۡ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا﴾) گفتند: خداوند فرزندی بر گرفته است. پس خداوند خویشتن را از چنین چیزی منزّه قرار داده و می‌فرماید: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) پاک و منزه است ازآنچه ستمگران می‌گویند. و او فراتر از آن کمبودهایی است که به وی نسبت می‌دهند. سپس خداوند بر این امر چندین دلیل آورد. دلیل اول: (﴿هُوَ ٱلۡغَنِيُّ﴾) بی‌نیازی فقط منحصر در اوست، و از هرجهت و به هر صورت و از هر نظر بی‌نیاز است. پس او که بی‌نیاز است، چرا برای خود فرزندی می‌گیرد؟ آیا به خاطر نیازی که به فرزند دارد، این کار را می‌کند؟ این با بی‌نیازی او متضاد است؛ زیرا هیچ کس فرزندی بر نمی‌گیرد، مگر اینکه به آن نیاز داشته باشد. دلیل دوم: (﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن اوست. و این یک قاعدۀ جامع و فراگیر است، و هیچ موجودی از اهل آسمان‌ها و زمین از آن بیرون نمی‌رود، و همه مخلوق و بندگان خدا هستند. و مشخص است که این صفتِ کلی و فراگیر، منافیِ آن است که برای او فرزندی باشد؛ زیرا فرزند از جنس پدرش است، و مخلوق و مملوک نخواهد بود. پس مالکیت او بر آسمان‌ها و زمین با فرزند داشتن متضاد است. دلیل سوم: (﴿إِنۡ عِندَكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢ بِهَٰذَآ﴾) آیا دلیلی دارید که خدا فرزندی داشته باشد؟ و اگر آنان دلیلی ‌داشتند، آن را آشکار می‌کردند. و هنگامی که خداوند آنها را به مبارزه طلبید و آنها از آوردن دلیل ناتوان شدند، بطلان گفته‌هایشان آشکار شد، و معلوم گشت که سخنی بدون علم و آگاهی است. بنابراین فرمود: (﴿أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) آیا چیزی را به خداوند نسبت می‌دهید که نمی‌دانید؟ زیرا این از بزرگ‌ترین کارهای حرام است. (69 - 70) (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) بگو: به‌راستی آنان که بر خدا دروغ می‌بندند، به خواسته‌هایشان دست نمی‌یابند، و هدفشان حاصل نمی‌گردد، بلکه آنها در دنیا از کفر و دروغ خود بهره مند می‌شوند ، سپس به سوی خدا منتقل شده و به سوی او باز می‌گردند. و آنگاه عذاب سخت را به سبب کفری که می‌ورزیدند، به آنان می‌چشاند. ﴿ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنان ستم نکرده است، بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم می‌کنند.

يونس 10:69

قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ گفتند: «خداوند فرزندي برگرفته است» او پاک (و منزه) است او بي نياز است. آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، هيچ دليلي بر اين (ادعا) نداريد، آيا به خداوند چيزي نسبت مي دهيد که نمي دانيد! قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ بگو:«به راستي آيا که بر خدا دروغ مي ببندند رستگار نمي شوند». مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ بهره اي ازاين دنيا است، سپس بازگشت شان به سوي ماست، و آن گاه ما عذاب سخت را به سبب کفري که مي ورزيدند به آنان مي چشانيم. (68) خداوند متعال از تهمتی که مشرکان به پروردگار جهانیان می‌زنند، خبر داده و می‌فرماید: (﴿قَالُواۡ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا﴾) گفتند: خداوند فرزندی بر گرفته است. پس خداوند خویشتن را از چنین چیزی منزّه قرار داده و می‌فرماید: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) پاک و منزه است ازآنچه ستمگران می‌گویند. و او فراتر از آن کمبودهایی است که به وی نسبت می‌دهند. سپس خداوند بر این امر چندین دلیل آورد. دلیل اول: (﴿هُوَ ٱلۡغَنِيُّ﴾) بی‌نیازی فقط منحصر در اوست، و از هرجهت و به هر صورت و از هر نظر بی‌نیاز است. پس او که بی‌نیاز است، چرا برای خود فرزندی می‌گیرد؟ آیا به خاطر نیازی که به فرزند دارد، این کار را می‌کند؟ این با بی‌نیازی او متضاد است؛ زیرا هیچ کس فرزندی بر نمی‌گیرد، مگر اینکه به آن نیاز داشته باشد. دلیل دوم: (﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن اوست. و این یک قاعدۀ جامع و فراگیر است، و هیچ موجودی از اهل آسمان‌ها و زمین از آن بیرون نمی‌رود، و همه مخلوق و بندگان خدا هستند. و مشخص است که این صفتِ کلی و فراگیر، منافیِ آن است که برای او فرزندی باشد؛ زیرا فرزند از جنس پدرش است، و مخلوق و مملوک نخواهد بود. پس مالکیت او بر آسمان‌ها و زمین با فرزند داشتن متضاد است. دلیل سوم: (﴿إِنۡ عِندَكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢ بِهَٰذَآ﴾) آیا دلیلی دارید که خدا فرزندی داشته باشد؟ و اگر آنان دلیلی ‌داشتند، آن را آشکار می‌کردند. و هنگامی که خداوند آنها را به مبارزه طلبید و آنها از آوردن دلیل ناتوان شدند، بطلان گفته‌هایشان آشکار شد، و معلوم گشت که سخنی بدون علم و آگاهی است. بنابراین فرمود: (﴿أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) آیا چیزی را به خداوند نسبت می‌دهید که نمی‌دانید؟ زیرا این از بزرگ‌ترین کارهای حرام است. (69 - 70) (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) بگو: به‌راستی آنان که بر خدا دروغ می‌بندند، به خواسته‌هایشان دست نمی‌یابند، و هدفشان حاصل نمی‌گردد، بلکه آنها در دنیا از کفر و دروغ خود بهره مند می‌شوند ، سپس به سوی خدا منتقل شده و به سوی او باز می‌گردند. و آنگاه عذاب سخت را به سبب کفری که می‌ورزیدند، به آنان می‌چشاند. ﴿ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنان ستم نکرده است، بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم می‌کنند.

يونس 10:70

قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ گفتند: «خداوند فرزندي برگرفته است» او پاک (و منزه) است او بي نياز است. آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، هيچ دليلي بر اين (ادعا) نداريد، آيا به خداوند چيزي نسبت مي دهيد که نمي دانيد! قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ بگو:«به راستي آيا که بر خدا دروغ مي ببندند رستگار نمي شوند». مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ بهره اي ازاين دنيا است، سپس بازگشت شان به سوي ماست، و آن گاه ما عذاب سخت را به سبب کفري که مي ورزيدند به آنان مي چشانيم. (68) خداوند متعال از تهمتی که مشرکان به پروردگار جهانیان می‌زنند، خبر داده و می‌فرماید: (﴿قَالُواۡ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا﴾) گفتند: خداوند فرزندی بر گرفته است. پس خداوند خویشتن را از چنین چیزی منزّه قرار داده و می‌فرماید: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) پاک و منزه است ازآنچه ستمگران می‌گویند. و او فراتر از آن کمبودهایی است که به وی نسبت می‌دهند. سپس خداوند بر این امر چندین دلیل آورد. دلیل اول: (﴿هُوَ ٱلۡغَنِيُّ﴾) بی‌نیازی فقط منحصر در اوست، و از هرجهت و به هر صورت و از هر نظر بی‌نیاز است. پس او که بی‌نیاز است، چرا برای خود فرزندی می‌گیرد؟ آیا به خاطر نیازی که به فرزند دارد، این کار را می‌کند؟ این با بی‌نیازی او متضاد است؛ زیرا هیچ کس فرزندی بر نمی‌گیرد، مگر اینکه به آن نیاز داشته باشد. دلیل دوم: (﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن اوست. و این یک قاعدۀ جامع و فراگیر است، و هیچ موجودی از اهل آسمان‌ها و زمین از آن بیرون نمی‌رود، و همه مخلوق و بندگان خدا هستند. و مشخص است که این صفتِ کلی و فراگیر، منافیِ آن است که برای او فرزندی باشد؛ زیرا فرزند از جنس پدرش است، و مخلوق و مملوک نخواهد بود. پس مالکیت او بر آسمان‌ها و زمین با فرزند داشتن متضاد است. دلیل سوم: (﴿إِنۡ عِندَكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢ بِهَٰذَآ﴾) آیا دلیلی دارید که خدا فرزندی داشته باشد؟ و اگر آنان دلیلی ‌داشتند، آن را آشکار می‌کردند. و هنگامی که خداوند آنها را به مبارزه طلبید و آنها از آوردن دلیل ناتوان شدند، بطلان گفته‌هایشان آشکار شد، و معلوم گشت که سخنی بدون علم و آگاهی است. بنابراین فرمود: (﴿أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) آیا چیزی را به خداوند نسبت می‌دهید که نمی‌دانید؟ زیرا این از بزرگ‌ترین کارهای حرام است. (69 - 70) (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) بگو: به‌راستی آنان که بر خدا دروغ می‌بندند، به خواسته‌هایشان دست نمی‌یابند، و هدفشان حاصل نمی‌گردد، بلکه آنها در دنیا از کفر و دروغ خود بهره مند می‌شوند ، سپس به سوی خدا منتقل شده و به سوی او باز می‌گردند. و آنگاه عذاب سخت را به سبب کفری که می‌ورزیدند، به آنان می‌چشاند. ﴿ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنان ستم نکرده است، بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم می‌کنند.

يونس 10:71

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ و سرگذشت نوح را بر آنان بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: «اي قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم به آيات خدا بر شما گران مي آيد، پس بر خدا توکل نموده ام. تصميم قاطع بگيريد و انبازان خود را حاضر کنيد سپس کارتان نبايد بر خودتان پوشيده باشد. سپس آنچه را که مي خواهيد در حق من انجام دهيد، درغ نکنيد و مرا مهلت ندهيد. فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ و اگر (از دعوت من ) روي گردانديد (به من زياني نمي رسانيد) و از شما پاداشي نخواسته بودم، مزد و پاداش من جز بر خدا نيست، و فرمان داده شده ام که از تسليم شدگان باشم. فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ پس او را تکذيب کردند و او و کساني را که با وي در کشتي بودند نجات داديم، و آنان را جانشين گردانيديم، و کساني را که ايات ما را تکذيب کردند غرق نموديم. پس بنگر که سرانجام بيم داده شدگان چگونه شد؟ (71) خداوند متعال به پیامبرش می‌فرماید: (﴿وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ نُوحٍ﴾) و سرگذشت نوح را برای قوم خود بخوان، آنگاه که قومش را مدتی طولانی دعوت کرد و نهصد و پنجاه سال در میان آنها ماند و آنان را به سوی خدا فراخواند، اما دعوت او جز سرکشی چیزی به آنان نیفزود. و آنها از نوح خسته و رنجیده شدند، در حالی که او ـ ‌علیه الصلاة والسلام ـ سست و بیزار نگشته و از دعوت کردنِ آنها خسته نشده بود. پس به آنان گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) ای قوم من! اگر ماندن من نزد شما، و یادآوری آنچه که به نفع شماست با آیات و دلایل روشن بر شما دشوار آمده است، و می‌خواهید به من آزار برسانید، یا حق را رد کنید، (﴿فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) پس به منظور دور شدنِ هر شر و آزاری که می‌خواهید به من و دعوت من برسانید، به خدا تکیه می‌کنم و بر او توکل می‌نمایم؛ چرا که ابزار و سلاح دفاعی من همین است. و شما هر سپاه و تجهیزاتی را که می‌توانید، آماده کنید، (﴿فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ﴾) و تصمیم قاطع بگیرید، به صورتی که هیچ یک از شما باز نماند. و از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نورزید، (﴿وَشُرَكَآءَكُمۡ﴾) و انبازانی را که با خدا شریک می‌گیرید؛ آنهایی که می‌پرستید و به جای خدا که پروردگار جهانیان است دوست می‌دارید، حاضر کنید. (﴿ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ﴾) آنگاه کارتان نباید بر شما پوشیده و مشتبه باشد، بلکه باید ظاهر و آشکار باشد. (﴿ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ﴾) سپس هر عقوبت و بدرفتاری که در توانتان هست، با من انجام دهید. (﴿وَلَا تُنظِرُونِ﴾) و مهلت یک لحظه به من ندهید. پس این دلیلی قاطع و نشانۀ بزرگی است بر صحت رسالت او. چون او تنها بود، و قبیله و لشکریانی نداشت که وی را حمایت کنند و پناه دهند. درحالی که او دین آنها را فاسد قلمداد کرده، و از خدایانشان عیب و ایراد گرفته بود. و خشم و دشمنی آنها نسبت به نوح بسیار بسیار شدید بود، و آنها دارای قدرت و فرمانروایی نیز بودند، اما به آنها می‌گوید: شما و معبودانتان جمع شوید و هر کس را که می‌توانید بیاورید و به هر اندازه که می‌توانید نقشه بکشید و توطئه کنید، آنگاه اگر می‌توانید به من ضربه بزنید و دریغ نکنید. اما آنها نتوانستند کاری بکنند. پس دانسته شد که به حقیقت او راستگوست و آنها در تهدیدهایی که می‌کنند، دروغ می‌گویند. بنابراین گفت: (72) (﴿فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ﴾) پس اگر از آنچه که شما را به آن فرا می‌خوانم روی بگردانید، این عمل شما دلیل و برهانی ندارد، چون روشن است که به حق روی نمی‌آورید، بلکه از حقی که دلایل زیادی بر صحت آن وجود دارد، روی می‌گردانید؛ و به باطلی که دلایل بسیاری بر فاسد بودن آن وجود دارد، روی می‌آورید. با وجود این (﴿فَمَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٍ﴾) در مقابل اینکه شما را دعوت می‌کنم و در برابر اینکه دعوت مرا بپذیرید، از شما پاداشی نخواسته‌ام، تا مبادا بگویید: او آمده است تا مال‌های ما را از دست ما بگیرد و آنگاه به خاطر این، از پذیرفتن دعوت امتناع بورزید. (﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ﴾) مزد و پاداش را جز از خدا نمی‌خواهم. (﴿وَ﴾) و نیز شما را به کاری دستور نداده‌ام که خودم به ضد آن عمل کنم، بلکه (﴿وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) فرمان داده شده‌ام تا از تسلیم شدگان باشم. پس من اولین کسی هستم که به اسلام درمی‌آیم، و اولین انجام دهندۀ چیزی هستم که شما را به آن فرمان می‌دهم. (73) (﴿فَكَذَّبُوهُ﴾) پس نوح آنان را شب و روز و به صورت پنهان و آشکار فراخواند، اما دعوت و فراخوانی او جز گریز و فرار بر آنان نیفزود، و تکذیبش کردند، (﴿فَنَجَّيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ﴾) و او و کسانی را که با وی در آن کشتی بودند -که به وی دستور دادیم زیر نظر ما آن را بسازد- نجات دادیم و به او گفتیم: هر گاه تنور پر شد، ﴿ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ وَمَنۡ ءَامَنَ﴾ در آن کشتی از هر حیوانی یک جفت سوار کن، و خانواده‌ات را نیز سوار کن، مگر کسی که از پیش بر [هلاکت] آنها سخن رفته بود. و کسانی را که ایمان آورده‌اند نیز سوار کن. و او چنین کرد. پس خداوند به آسمان دستور داد تا آب فراوانی بباراند، و زمین چشمه‌هایی را جوشاند و آب آسمان و زمین در جایی به هم رسیدند که خداوند مقدر کرده بود. ﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾ و او را بر [کشتی] تخته‌دار و میخ آجین سوار کردیم. ﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾که زیر نظر ما حرکت می‌کرد. (﴿وَجَعَلۡنَٰهُمۡ خَلَٰٓئِفَ﴾) و آنان را بعد از هلاک ساختنِ تکذیب‌کنندگان، در زمین جایگزین گردانیدیم. سپس خداوند در نسل نوح برکت انداخت، و تنها نسل و فرزندان او را باقی‌گذاشت، و آنها را در مناطق مختلف زمین پخش کرد. (﴿وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بِ‍َٔايَٰتِنَا﴾) و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، بعد ‌از تبیین حق و اقامۀ دلیل غرق نمودیم. (﴿فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ﴾) پس بنگر که سرانجام بیم‌داده‌شدگان چه شد؟ سرانجامِ آنها، هلاکتِ خوارکننده و لعنت و نفرینِ پی در پی در میان تمامی نسل‌هایی گشت که پس از آنها می‌آیند. به گونه‌ای که چیزی جز سرزنش و نکوهش و عیب و طعنه در مورد آنان نمی‌شنوی. پس این تکذیب‌کنندگان باید بپرهیزند از اینکه به رسوایی و هلاکتی گرفتار شوند که اقوام تکذیب‌کننده به آن گرفتار شدند.

يونس 10:72

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ و سرگذشت نوح را بر آنان بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: «اي قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم به آيات خدا بر شما گران مي آيد، پس بر خدا توکل نموده ام. تصميم قاطع بگيريد و انبازان خود را حاضر کنيد سپس کارتان نبايد بر خودتان پوشيده باشد. سپس آنچه را که مي خواهيد در حق من انجام دهيد، درغ نکنيد و مرا مهلت ندهيد. فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ و اگر (از دعوت من ) روي گردانديد (به من زياني نمي رسانيد) و از شما پاداشي نخواسته بودم، مزد و پاداش من جز بر خدا نيست، و فرمان داده شده ام که از تسليم شدگان باشم. فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ پس او را تکذيب کردند و او و کساني را که با وي در کشتي بودند نجات داديم، و آنان را جانشين گردانيديم، و کساني را که ايات ما را تکذيب کردند غرق نموديم. پس بنگر که سرانجام بيم داده شدگان چگونه شد؟ (71) خداوند متعال به پیامبرش می‌فرماید: (﴿وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ نُوحٍ﴾) و سرگذشت نوح را برای قوم خود بخوان، آنگاه که قومش را مدتی طولانی دعوت کرد و نهصد و پنجاه سال در میان آنها ماند و آنان را به سوی خدا فراخواند، اما دعوت او جز سرکشی چیزی به آنان نیفزود. و آنها از نوح خسته و رنجیده شدند، در حالی که او ـ ‌علیه الصلاة والسلام ـ سست و بیزار نگشته و از دعوت کردنِ آنها خسته نشده بود. پس به آنان گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) ای قوم من! اگر ماندن من نزد شما، و یادآوری آنچه که به نفع شماست با آیات و دلایل روشن بر شما دشوار آمده است، و می‌خواهید به من آزار برسانید، یا حق را رد کنید، (﴿فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) پس به منظور دور شدنِ هر شر و آزاری که می‌خواهید به من و دعوت من برسانید، به خدا تکیه می‌کنم و بر او توکل می‌نمایم؛ چرا که ابزار و سلاح دفاعی من همین است. و شما هر سپاه و تجهیزاتی را که می‌توانید، آماده کنید، (﴿فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ﴾) و تصمیم قاطع بگیرید، به صورتی که هیچ یک از شما باز نماند. و از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نورزید، (﴿وَشُرَكَآءَكُمۡ﴾) و انبازانی را که با خدا شریک می‌گیرید؛ آنهایی که می‌پرستید و به جای خدا که پروردگار جهانیان است دوست می‌دارید، حاضر کنید. (﴿ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ﴾) آنگاه کارتان نباید بر شما پوشیده و مشتبه باشد، بلکه باید ظاهر و آشکار باشد. (﴿ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ﴾) سپس هر عقوبت و بدرفتاری که در توانتان هست، با من انجام دهید. (﴿وَلَا تُنظِرُونِ﴾) و مهلت یک لحظه به من ندهید. پس این دلیلی قاطع و نشانۀ بزرگی است بر صحت رسالت او. چون او تنها بود، و قبیله و لشکریانی نداشت که وی را حمایت کنند و پناه دهند. درحالی که او دین آنها را فاسد قلمداد کرده، و از خدایانشان عیب و ایراد گرفته بود. و خشم و دشمنی آنها نسبت به نوح بسیار بسیار شدید بود، و آنها دارای قدرت و فرمانروایی نیز بودند، اما به آنها می‌گوید: شما و معبودانتان جمع شوید و هر کس را که می‌توانید بیاورید و به هر اندازه که می‌توانید نقشه بکشید و توطئه کنید، آنگاه اگر می‌توانید به من ضربه بزنید و دریغ نکنید. اما آنها نتوانستند کاری بکنند. پس دانسته شد که به حقیقت او راستگوست و آنها در تهدیدهایی که می‌کنند، دروغ می‌گویند. بنابراین گفت: (72) (﴿فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ﴾) پس اگر از آنچه که شما را به آن فرا می‌خوانم روی بگردانید، این عمل شما دلیل و برهانی ندارد، چون روشن است که به حق روی نمی‌آورید، بلکه از حقی که دلایل زیادی بر صحت آن وجود دارد، روی می‌گردانید؛ و به باطلی که دلایل بسیاری بر فاسد بودن آن وجود دارد، روی می‌آورید. با وجود این (﴿فَمَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٍ﴾) در مقابل اینکه شما را دعوت می‌کنم و در برابر اینکه دعوت مرا بپذیرید، از شما پاداشی نخواسته‌ام، تا مبادا بگویید: او آمده است تا مال‌های ما را از دست ما بگیرد و آنگاه به خاطر این، از پذیرفتن دعوت امتناع بورزید. (﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ﴾) مزد و پاداش را جز از خدا نمی‌خواهم. (﴿وَ﴾) و نیز شما را به کاری دستور نداده‌ام که خودم به ضد آن عمل کنم، بلکه (﴿وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) فرمان داده شده‌ام تا از تسلیم شدگان باشم. پس من اولین کسی هستم که به اسلام درمی‌آیم، و اولین انجام دهندۀ چیزی هستم که شما را به آن فرمان می‌دهم. (73) (﴿فَكَذَّبُوهُ﴾) پس نوح آنان را شب و روز و به صورت پنهان و آشکار فراخواند، اما دعوت و فراخوانی او جز گریز و فرار بر آنان نیفزود، و تکذیبش کردند، (﴿فَنَجَّيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ﴾) و او و کسانی را که با وی در آن کشتی بودند -که به وی دستور دادیم زیر نظر ما آن را بسازد- نجات دادیم و به او گفتیم: هر گاه تنور پر شد، ﴿ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ وَمَنۡ ءَامَنَ﴾ در آن کشتی از هر حیوانی یک جفت سوار کن، و خانواده‌ات را نیز سوار کن، مگر کسی که از پیش بر [هلاکت] آنها سخن رفته بود. و کسانی را که ایمان آورده‌اند نیز سوار کن. و او چنین کرد. پس خداوند به آسمان دستور داد تا آب فراوانی بباراند، و زمین چشمه‌هایی را جوشاند و آب آسمان و زمین در جایی به هم رسیدند که خداوند مقدر کرده بود. ﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾ و او را بر [کشتی] تخته‌دار و میخ آجین سوار کردیم. ﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾که زیر نظر ما حرکت می‌کرد. (﴿وَجَعَلۡنَٰهُمۡ خَلَٰٓئِفَ﴾) و آنان را بعد از هلاک ساختنِ تکذیب‌کنندگان، در زمین جایگزین گردانیدیم. سپس خداوند در نسل نوح برکت انداخت، و تنها نسل و فرزندان او را باقی‌گذاشت، و آنها را در مناطق مختلف زمین پخش کرد. (﴿وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بِ‍َٔايَٰتِنَا﴾) و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، بعد ‌از تبیین حق و اقامۀ دلیل غرق نمودیم. (﴿فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ﴾) پس بنگر که سرانجام بیم‌داده‌شدگان چه شد؟ سرانجامِ آنها، هلاکتِ خوارکننده و لعنت و نفرینِ پی در پی در میان تمامی نسل‌هایی گشت که پس از آنها می‌آیند. به گونه‌ای که چیزی جز سرزنش و نکوهش و عیب و طعنه در مورد آنان نمی‌شنوی. پس این تکذیب‌کنندگان باید بپرهیزند از اینکه به رسوایی و هلاکتی گرفتار شوند که اقوام تکذیب‌کننده به آن گرفتار شدند.

يونس 10:73

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ و سرگذشت نوح را بر آنان بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: «اي قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم به آيات خدا بر شما گران مي آيد، پس بر خدا توکل نموده ام. تصميم قاطع بگيريد و انبازان خود را حاضر کنيد سپس کارتان نبايد بر خودتان پوشيده باشد. سپس آنچه را که مي خواهيد در حق من انجام دهيد، درغ نکنيد و مرا مهلت ندهيد. فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ و اگر (از دعوت من ) روي گردانديد (به من زياني نمي رسانيد) و از شما پاداشي نخواسته بودم، مزد و پاداش من جز بر خدا نيست، و فرمان داده شده ام که از تسليم شدگان باشم. فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ پس او را تکذيب کردند و او و کساني را که با وي در کشتي بودند نجات داديم، و آنان را جانشين گردانيديم، و کساني را که ايات ما را تکذيب کردند غرق نموديم. پس بنگر که سرانجام بيم داده شدگان چگونه شد؟ (71) خداوند متعال به پیامبرش می‌فرماید: (﴿وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ نُوحٍ﴾) و سرگذشت نوح را برای قوم خود بخوان، آنگاه که قومش را مدتی طولانی دعوت کرد و نهصد و پنجاه سال در میان آنها ماند و آنان را به سوی خدا فراخواند، اما دعوت او جز سرکشی چیزی به آنان نیفزود. و آنها از نوح خسته و رنجیده شدند، در حالی که او ـ ‌علیه الصلاة والسلام ـ سست و بیزار نگشته و از دعوت کردنِ آنها خسته نشده بود. پس به آنان گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكُم مَّقَامِي وَتَذۡكِيرِي بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) ای قوم من! اگر ماندن من نزد شما، و یادآوری آنچه که به نفع شماست با آیات و دلایل روشن بر شما دشوار آمده است، و می‌خواهید به من آزار برسانید، یا حق را رد کنید، (﴿فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡتُ﴾) پس به منظور دور شدنِ هر شر و آزاری که می‌خواهید به من و دعوت من برسانید، به خدا تکیه می‌کنم و بر او توکل می‌نمایم؛ چرا که ابزار و سلاح دفاعی من همین است. و شما هر سپاه و تجهیزاتی را که می‌توانید، آماده کنید، (﴿فَأَجۡمِعُوٓاۡ أَمۡرَكُمۡ﴾) و تصمیم قاطع بگیرید، به صورتی که هیچ یک از شما باز نماند. و از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نورزید، (﴿وَشُرَكَآءَكُمۡ﴾) و انبازانی را که با خدا شریک می‌گیرید؛ آنهایی که می‌پرستید و به جای خدا که پروردگار جهانیان است دوست می‌دارید، حاضر کنید. (﴿ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ﴾) آنگاه کارتان نباید بر شما پوشیده و مشتبه باشد، بلکه باید ظاهر و آشکار باشد. (﴿ثُمَّ ٱقۡضُوٓاۡ إِلَيَّ﴾) سپس هر عقوبت و بدرفتاری که در توانتان هست، با من انجام دهید. (﴿وَلَا تُنظِرُونِ﴾) و مهلت یک لحظه به من ندهید. پس این دلیلی قاطع و نشانۀ بزرگی است بر صحت رسالت او. چون او تنها بود، و قبیله و لشکریانی نداشت که وی را حمایت کنند و پناه دهند. درحالی که او دین آنها را فاسد قلمداد کرده، و از خدایانشان عیب و ایراد گرفته بود. و خشم و دشمنی آنها نسبت به نوح بسیار بسیار شدید بود، و آنها دارای قدرت و فرمانروایی نیز بودند، اما به آنها می‌گوید: شما و معبودانتان جمع شوید و هر کس را که می‌توانید بیاورید و به هر اندازه که می‌توانید نقشه بکشید و توطئه کنید، آنگاه اگر می‌توانید به من ضربه بزنید و دریغ نکنید. اما آنها نتوانستند کاری بکنند. پس دانسته شد که به حقیقت او راستگوست و آنها در تهدیدهایی که می‌کنند، دروغ می‌گویند. بنابراین گفت: (72) (﴿فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ﴾) پس اگر از آنچه که شما را به آن فرا می‌خوانم روی بگردانید، این عمل شما دلیل و برهانی ندارد، چون روشن است که به حق روی نمی‌آورید، بلکه از حقی که دلایل زیادی بر صحت آن وجود دارد، روی می‌گردانید؛ و به باطلی که دلایل بسیاری بر فاسد بودن آن وجود دارد، روی می‌آورید. با وجود این (﴿فَمَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٍ﴾) در مقابل اینکه شما را دعوت می‌کنم و در برابر اینکه دعوت مرا بپذیرید، از شما پاداشی نخواسته‌ام، تا مبادا بگویید: او آمده است تا مال‌های ما را از دست ما بگیرد و آنگاه به خاطر این، از پذیرفتن دعوت امتناع بورزید. (﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ﴾) مزد و پاداش را جز از خدا نمی‌خواهم. (﴿وَ﴾) و نیز شما را به کاری دستور نداده‌ام که خودم به ضد آن عمل کنم، بلکه (﴿وَأُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) فرمان داده شده‌ام تا از تسلیم شدگان باشم. پس من اولین کسی هستم که به اسلام درمی‌آیم، و اولین انجام دهندۀ چیزی هستم که شما را به آن فرمان می‌دهم. (73) (﴿فَكَذَّبُوهُ﴾) پس نوح آنان را شب و روز و به صورت پنهان و آشکار فراخواند، اما دعوت و فراخوانی او جز گریز و فرار بر آنان نیفزود، و تکذیبش کردند، (﴿فَنَجَّيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ﴾) و او و کسانی را که با وی در آن کشتی بودند -که به وی دستور دادیم زیر نظر ما آن را بسازد- نجات دادیم و به او گفتیم: هر گاه تنور پر شد، ﴿ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ وَمَنۡ ءَامَنَ﴾ در آن کشتی از هر حیوانی یک جفت سوار کن، و خانواده‌ات را نیز سوار کن، مگر کسی که از پیش بر [هلاکت] آنها سخن رفته بود. و کسانی را که ایمان آورده‌اند نیز سوار کن. و او چنین کرد. پس خداوند به آسمان دستور داد تا آب فراوانی بباراند، و زمین چشمه‌هایی را جوشاند و آب آسمان و زمین در جایی به هم رسیدند که خداوند مقدر کرده بود. ﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾ و او را بر [کشتی] تخته‌دار و میخ آجین سوار کردیم. ﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾که زیر نظر ما حرکت می‌کرد. (﴿وَجَعَلۡنَٰهُمۡ خَلَٰٓئِفَ﴾) و آنان را بعد از هلاک ساختنِ تکذیب‌کنندگان، در زمین جایگزین گردانیدیم. سپس خداوند در نسل نوح برکت انداخت، و تنها نسل و فرزندان او را باقی‌گذاشت، و آنها را در مناطق مختلف زمین پخش کرد. (﴿وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بِ‍َٔايَٰتِنَا﴾) و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، بعد ‌از تبیین حق و اقامۀ دلیل غرق نمودیم. (﴿فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ﴾) پس بنگر که سرانجام بیم‌داده‌شدگان چه شد؟ سرانجامِ آنها، هلاکتِ خوارکننده و لعنت و نفرینِ پی در پی در میان تمامی نسل‌هایی گشت که پس از آنها می‌آیند. به گونه‌ای که چیزی جز سرزنش و نکوهش و عیب و طعنه در مورد آنان نمی‌شنوی. پس این تکذیب‌کنندگان باید بپرهیزند از اینکه به رسوایی و هلاکتی گرفتار شوند که اقوام تکذیب‌کننده به آن گرفتار شدند.

يونس 10:74

ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَآؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِينَ آنگاه پس از او پيامبراني را به سوي قومشان فرستاديم، آنان برايشان دلايل روشن اوردند، اما ايشان هرگز بر آن نبودند به آنچه که پيش از اين تکذيب نموده بودند، ايمان بياورند. بدينسان دلهاي متجاوزان را مهر مي زنيم. (74) (﴿ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ﴾) پس از نوح ـ علیه السلام ـ پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم که آنها را تکذیب کردند. پیامبران آنها را به هدایت فرا می‌خواندند و آنها را از عوامل نابودی و هلاکت برحذر می‌داشتند. (﴿فَجَآءُوهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) و برایشان دلایل روشن آوردند. هر پیامبری دعوتش را با دلایل روشنی ارائه می‌داد. (﴿فَمَا كَانُواۡ لِيُؤۡمِنُواۡ بِمَا كَذَّبُواۡ بِهِۦ مِن قَبۡلُ﴾) اما ایشان هرگز بر آن نبودند که به آنچه پیش از این تکذیب کرده بودند، ایمان بیاورند؛ یعنی وقتی که پیامبر پیش آنها آمد و آنها او را تکذیب کردند، خداوند آنها را مجازات کرد و به کیفر آن، بردل‌هایشان مهر زد و بعد از آنکه توانایی ایمان آوردن را داشتند، میان آنها و ایمان آوردن حایل قرار داد. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَنُقَلِّبُ أَفۡ‍ِٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾ و دل‌ها و چشم‌هایشان را دگرگون می‌کنیم آن گونه که اولین بار به آن ایمان نیاوردند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ نَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾) بدینسان بر دل‌های متجاوزان مُهر می‌زنیم، پس هیچ خیری وارد آن نمی‌شود. و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنان خودشان، با نپذیرفتن حق و تکذیب پیامبران بر خویشتن ستم کردند.

يونس 10:75

ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ سپس بعد از آنان موسي و هارون را با آيات خود به سوي فرعون و سران قوم او فرستاديم ولي تکبر ورزيدند و گروهي گناهکار بودند. فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَـذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ و هنگامي که از نزد ما حق به آنان رسيد، گفتند:« به رسايت اين جادوي آشکاري است» قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَـذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ موسي گفت : «آيا حق (را) که به سوي شما آمه است سحر مي ناميد؟ آيا اين جادو است؟ و جادوگران رستگار نمي شوند». قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ گفتند:«آيا پيش ما آمده اي تا ما را از چيزهايي که پدران و نياکان خود را بر آن نيافته ايم منصرف گرداني؟ و مي خواهيد دراين سرزمين بزرگي و مهتري براي شما دو نفر باشد؟ ما به شما ايمان نمي آوريم». وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ و فرعون گفت:«همۀ جادوگران ماهر و دانان را نزد من آوريد». فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ و هنگامي که جادوگران آمدند، موسي به آنان گفت:«آنچه شما مي خواهيد بيافکنيد، بياندازيد» فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ و هنگامي که افکندند ، موسي گفت:«آنچه را آورده ايد جادو است ، همانا خداوند آن را باطل خواهد کرد، بدون شک خداوند کار تباهکاران را شايسته و سودمند نمي گرداند. » وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ و خداوند با سخنان خود حق را پايدار و ماندگار مي نمايد گرچه کافران نپسندند. فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ پس هيچ کس به موسي ايمان نياورد مگر جواناني از بني اسرائيل (آن هم) با ترس از فرعون و سرانشان که مبادا آنان را از اين دين برگردانند. بي گمان فرعون در زمين طغيان کرده بود و از زمرۀ متجاوزان بود. وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ و موسي گفت:«اي قوم من! اگر شما به خدا ايمان آورده ايد پس بر او توكل كنيد اگر خدا را به او تسليم كرده ايد». فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ پس ممنان گفتند:«برخدا توكل مي كنيم، پروردگارا! ما را دستخوش فتنةستمكاران مگردان وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ وما را به فضل و رحمت خود از گروه كافران رهايي بخش وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و به موسي و برادرش وحي كرديم كه براي قوم خود خانه هايي در مصر برگزينند و خانه هايتان را محل برگزاري نماز قرار دهيد، و نماز را بر پا داريد و مؤمنان را مژده بده. وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ و موسي گفت: «پروردگارا! تو به فرعونو سران قومش درد نيا زينت و اموال داده اي، پروردگارا تا مردم را از راه تو گمراه سازند. پروردگارا! مالهايشان رانابود نما و بردلهايشان بندقسوت را محكم كن تا ايمان نياورند مگر آنكه به عذاب دردناك گرفتارآيند». قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلاَ تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ (خداوند) فرمود: «دعاي شما پذيرفته شد، پس پايداري كنيد و از راه كساني پيروي نكنيد كه نادانند». وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِـهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ و بني اسراييل را از دريا عبور داديم، آن گاه فرعون و لشكريانش از روي ستم و تجاوز كاري در پي ايشان راه افتادند تا هنگامي كه غرقاب فرعون را در خود گرفت، گفت:«ايمان آوردم كه معبودي نيست مگر كسي كه بني اسراييل به او ايمان آورده اند و من از فرعون برادران هستم» آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ آيا اكنون ايمان مي آوري حال آنكه قبلاً نافرماني مي كردي و از تباهكاران بودي؟ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ پس امروز ما لاشة تو را مي رهانيم تا براي كساني كه پس ازت و مي آيند ماية عبرتي باشي، بي گمان بسياري از مردم از آيات ما غافل و بي خبرند. وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ و بني اسراييل را در جايگاه خوب و پسنديده اي جاي داديم و از پاكيزه ها بديشان روزي داديم. و اختلاف نورزيدند مگر وقتي كه دانش و آگاهي به آنان رسيد. بي گمان پروردگارت روز قيامت دربارة چيزي كه در آن اختلاف داشتند و در ميان آنان داوري مي كند. (75) (﴿ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ﴾) و بعد از این پیامبران که خداوند آنها را به سوی قوم های تکذیب کننده و هلاک شده فرستاده بود، موسی بن عمران، کلیم رحمان، و یکی از پیامبران اولوالعزم و پیشوایان بزرگ را فرستاد که آیین‌های بزرگ و گسترده بر آنها نازل شده است. (﴿وَ﴾) و برادرش (﴿هَٰرُونَ﴾) هارون را وزیر او قرار دادیم و آن دو را (﴿إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيۡهِۦ﴾) به سوی فرعون و سران و بزرگانِ دربار او فرستادیم. چون تودۀ مردم پیرو سرانشان هستند. (﴿بِ‍َٔايَٰتِنَا﴾) موسی و هارون را با آیات خود فرستادیم که بر راست بودن آنچه از توحید خدا و نهی از پرستش غیر وی آورده بودند، دلالت می‌نمود. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرُواۡ﴾) پس آنها بعد ‌از اینکه به حقانیت آن یقین کردند، از روی ستم، خود را از پذیرفتن آن بزرگ‌تر انگاشتند و تکبر ورزیدند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ﴾) و گروهی گناهکار بودند؛ یعنی به گناهکاری و تکذیب کردن عادت کرده بودند. (76) (﴿فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ مِنۡ عِندِنَا﴾) و هنگامی که از سوی ما حق به آنان رسید؛ حقی که از جانب خداوند بود، آن ذات بزرگواری که همۀ موجودات در برابر عظمت او سر تسلیم فرود آورده‌اند، و او پروردگار جهانیان است و تمام مخلوقات را با نعمت‌های خود پرورش داده است، هنگامی که این حق توسط موسی به آنان رسید، آن را رد کردند، (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّ هَٰذَا لَسِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و گفتند: این جادوی آشکار است. آنها به ر‌ویگردانی و نپذیرفتن اکتفا نکردند، بلکه آن را باطل‌ترین باطل که سحر است به حساب آوردند؛ سحر هم یک نوع مشتبه کردن و وارونه جلوه دادن [حقایق] است. و به واژۀ «سحر» هم اکتفا نکردند، بلکه گفتند: جادوی روشن و آشکار است. درحالی که حقِ روشن بود. (77) بنابراین (﴿قَالَ مُوسَىٰٓ﴾) موسی با سرزنش آنها که حق را رد کردند ـ که حق را جز ستمگرترین مردم کسی رد نمی‌کند ـ به آنان گفت: (﴿أَتَقُولُونَ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَكُمۡ﴾) آیا حق را، چون به سوی شما آمد، سحر می‌نامید؟ یعنی به آن می‌گویید جادوی آشکاری است؟! (﴿أَسِحۡرٌ هَٰذَا﴾) به محتوای این پیام و ویژگی آن بنگرید، آیا این جادو است؟ زیرا در نگاه اول، معلوم می‌شود که آن حق است. (﴿وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّٰحِرُونَ﴾) و جادوگران در دنیا و آخرت رستگار نمی‌شوند. پس بنگرید که سرانجام از آن چه کسی است، و چه کسی رستگار می‌شود و کامیابی در دست چه کسی است؟ و آنها بعداً دانستند که موسی رستگار شد، و موفقیت دنیا و آخرت را به دست آورد. (78) (﴿قَالُوٓاۡ﴾) آنها درحالی که سخن موسی را رد می‌کردند، به او گفتند: (﴿أَجِئۡتَنَا لِتَلۡفِتَنَا عَمَّا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَا﴾) آیا تو پیش ما آمده‌ای تا ما را از شرک و پرستش غیر خدا که پدران خود را بر آن یافته ایم باز بداری؟ و ما را دستور می‌دهی تا تنها خدایی را که شریکی ندارد، عبادت کنیم؟ پس آنان سخنان پدران گمراهشان را حجت و دلیل قرار دادند، و به‌وسیلۀ آن، حقی را که موسی ـ علیه السلام ـ پیش آنها آورده، بود رد کردند. (﴿وَتَكُونَ لَكُمَا ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و شما دو نفر پیش ما آمده‌اید تا رئیس باشید، و مهتری و بزرگی برای شما دو نفر باشد. آمده‌اید تا ما را از سرزمینمان بیرون کنید. آنها با این سخنان می‌خواستند عوام فریبی کنند، و مردمان نادان را گول بزنند، و آنان را بر دشمنی با موسی و ایمان نیاوردن به او تحریک کنند. و کسی که حقایق را بداند و خوب و بد را تشخیص بدهد، چنین استدلال نمی‌کند؛ زیرا دلیل، جز با حجت و دلیل رد نمی‌شود. اما کسی که حق را آورده است، با این دلایل پوچ و واهی گفتار او رد شود، مبیّن ناتوانی طرف است و اینکه او نمی‌تواند چیزی را بیاورد که ادعای طرفش را رد نماید؛ چون اگر او دلیلی داشت، آن را ارائه می‌داد؛ و به این پناه نمی‌برد که بگوید: قصد شما این یا آن است؛ خواه در بیان قصد و نیت، طرفِ مقابلش راستگو باشد یا دروغگو. حال آنکه هر کس موسی و دعوت او را بشناسد، می‌داند که او قصد ریاست‌طلبی و حکمرانی بر زمین را نداشته است، بلکه قصد او ـ به مانند قصد دیگر پیامبران ـ هدایت مردم و راهنمایی آنان به سوی چیزی است که نفع آنان در آن می‌باشد. اما همان‌طور که خودشان گفتند: (﴿وَمَا نَحۡنُ لَكُمَا بِمُؤۡمِنِينَ﴾) و ما به شما ایمان نمی‌آوریم؛ از روی تکبر و سرکشی ایمان نیاوردند، اما نه به خاطر باطل بودن آنچه که موسی و هارون آورده بودند، یا به خاطر اینکه اشتباهی در آن باشد، و نه به خاطر دیگر دلایل، بلکه تنها از روی ستم و دشمنی و بلند ‌پروازی‌هایی که موسی و هارون را به آن متهم کردند و خودشان هم در پی آن بودند. (79) (﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ﴾) فرعون با حقی که موسی آورده بود، مبارزه کرد ، و به ‌منظور به ‌اشتباه انداختن قومش گفت: (﴿ٱئۡتُونِي بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٖ﴾) همۀ جادوگران ماهر را نزد من بیاورید. پس کسانی را به شهرهای مصر فرستاد تا انواع جادوگران را ـ علی‌رغم اختلاف و تفاوتی که در جنس و طبقات آنان بود ـ پیش او آورند. (80) (﴿فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ﴾) و هنگامی‌که جادوگران برای مقابله با موسی آمدند، (﴿قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلۡقُواۡ مَآ أَنتُم مُّلۡقُونَ﴾) موسی به آنان گفت: هر چیزی را که می‌خواهید بیندازید، عملی کنید و من برای شما تعیین نمی‌کنم که فلان چیز را بیندازید. این به خاطر آن بود که موسی به پیروز شدن خود یقین داشت، و به آنان و به آنچه آورده بودند، اهمیتی نمی‌داد. (81) (﴿فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاۡ﴾) و هنگامی که ریسمان‌ها و عصاهایشان را انداختند، انگار مارهایی شدند که حرکت می‌کردند. (﴿قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُ﴾) موسی گفت: این جادوی واقعی و بزرگ است، اما با وجود بزرگی آن، (﴿ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) خداوند قطعاً آن را باطل خواهد کرد، همانا خداوند کار تباهکاران را شایسته و سودمند نمی‌گرداند. چون آنها با این کار می‌خواهند باطل بر حق پیروز شود، و چه فساد و تباهی بزرگتر از این وجود دارد؟! نیز هر فسادکننده‌ای که نقشه‌ای بکشد یا توطئه ای بکند، کارش باطل و نابود خواهد گشت. گرچه زمانی کار او رونق بگیرد ، اما سرانجام آن اضمحلال و نابودی است. ولی اصلاح‌کنندگانی که هدفشان رضای خداست، و کارها و وسایلی که از آن استفاده می‌کنند، مشروع و به انجام آن دستور داده شده است؛ خداوند کارهایشان را ساماندهی کرده، و آن را پیش می‌برد و همیشه آن را رونق می‌دهد. پس موسی عصای خود را انداخت، و همۀ آنچه را که جادوگران درست کرده بودند، بلعید و جادویشان باطل شد و باطل آنها نابود گردید. (82) (﴿وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) و خداوند با سخنان خود، حق را پایدار و ماندگار می‌سازد، گرچه کافران نپسندند. پس جادوگران، وقتی که حق برایشان روشن شد، تسلیم شدند و ایمان آوردند. فرعون آنها را به اعدام و قطع کردن دست‌ها و پاهایشان تهدید کرد. اما آنها به تهدید او توجهی نکردند و بر ایمانشان پایدار ماندند. و اما فرعون و سران قومش و پیروان آنها ایمان نیاوردند و همچنان در سرکشی خود سرگردان ماندند. بنابراین فرمود: (83) (﴿فَمَآ ءَامَنَ لِمُوسَىٰٓ إِلَّا ذُرِّيَّةٞ مِّن قَوۡمِهِۦ﴾) پس هیچ‌کس به موسی ایمان نیاورد مگر جوانانی از بنی‌اسرائیل. آنان وقتی که ایمان در دل‌هایشان جای گرفت، با ترس و هراس بردباری کردند. (﴿عَلَىٰ خَوۡفٖ مِّن فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيۡهِمۡ أَن يَفۡتِنَهُمۡۚ﴾) با ترس از فرعون و سرانشان که مبادا آنان را از دینشان برگردانند. (﴿وَإِنَّ فِرۡعَوۡنَ لَعَالٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و بی‌گمان فرعون قدرت و فرمانروایی گسترده‌ای داشت. پس شایسته است که آنها نیز از عذاب و هجوم فرعون بترسند. (﴿وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ﴾) و به ویژه او [= فرعون] در ستم و تجاوز از حد گذشته بود. و حکمت اینکه – خدا بهتر می‌داند – جز جوانانی از قوم موسی کسی به او ایمان نیاورد، این است که جوانان زودتر حق را می‌پذیرند، و زودتر از آن فرمان می‌برند، به خلاف پیرمردان و امثالشان که بر کفر پرورش یافته‌اند؛ زیرا آنها به خاطر عقاید فاسدی که در دل‌هایشان جای گرفته و ماندگار شده است، نسبت به دیگران از حق دورترند. (84) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰ﴾) و موسی قومش را به بردباری توصیه کرد، و وسایلی را که در این امر به کمکشان می‌آید، به آنان تذکر داد و گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ إِن كُنتُمۡ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ﴾) ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‌اید، پس به مقتضای ایمان عمل کنید. (﴿فَعَلَيۡهِ تَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّسۡلِمِينَ﴾) به وی تکیه کنید، و به او پناه ببرید و از او یاری بجویید، اگر خود را به او تسلیم کرده‌اید. (85) (﴿فَقَالُواۡ﴾) آنها با فرمان بردن از این دستور گفتند: (﴿عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡنَا رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بر خدا توکل نمودیم. پروردگارا! ستمکاران را بر ما مسلط مگردان که ما را به فتنه مبتلا کنند و از دین برگردانند، یا ما را شکست دهند و با این کار دچار فتنه شوند و بگویند: اگر اینها بر حق بودند، شکست نمی‌خوردند. (86) (﴿وَنَجِّنَا بِرَحۡمَتِكَ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و ما را، به فضل و رحمت خود، از گروه کافران نجات بده، تا از شر آنها در امان بمانیم و آیین و قوانین دین را اقامه کنیم، بدون اینکه کسی با ما مخالفت و ستیزه‌جویی کند. (87) (﴿وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ﴾) و هنگامی که از جانب فرعون و قومش بر بنی اسرائیل سخت‌گیری شد و فرعون و قومش خواستند آنها را از دینشان برگردانند، به موسی و هارون وحی کردیم، (﴿أَن تَبَوَّءَا لِقَوۡمِكُمَا بِمِصۡرَ بُيُوتٗا﴾) قوم خود را دستور دهید که برای خود در مصر خانه درست کنند، تا بتوانند در آن پنهان شوند. (﴿وَٱجۡعَلُواۡ بُيُوتَكُمۡ قِبۡلَةٗ﴾) وچون شما نمی‌توانید در کلیساها و عبادتگاه‌های عمومی نماز بگزارید، خانه‌هایتان را محل برگزاری نماز قرار دهید. (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ زیرا نماز در همۀ کارهایتان به شما کمک می‌نماید. (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) ومؤمنان را به فرا رسیدن کمک خدا و پیروزی دینشان مژده بده. ﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾ زیرا به دنبال سختی، آسانی است؛ و با سختی، آسانی همراه است. و هرگاه اندوه شدت بگیرد و اوضاع و احوال وخیم شود، خداوند گشایش می‌آورد. پس وقتی موسی دید که فرعون و قومش سنگدلی می‌کنند و اعراض می‌نمایند، علیه آنها دعا کرد، و هارون بر دعایش آمین گفت. پس فرمود: (88) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ ءَاتَيۡتَ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَأَهُۥ زِينَةٗ﴾) پروردگارا! تو به فرعون و سران قومش در دنیا زینت و اموال فراوان داده ای که با آن خود را می‌آرایند ، زینت‌هایی از قبیل: زیورآلات و لباس‌ها و خانه‌های آراسته و سواری‌های خوب و خدمت‌گزاران.(﴿وَأَمۡوَٰلٗا﴾) و مال‌های زیاد و فراوانی، (﴿فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواۡ عَن سَبِيلِكَ﴾) در زندگانی دنیا به آنان داده‌ای، پروردگارا تا [مردم را] از راه تو گمراه سازند؛ یعنی از مال‌هایشان برای گمراه کردن مردم کمک می‌گیرند، پس هم خود گمراه می‌شوند و هم دیگران را گمراه می‌سازند. (﴿رَبَّنَا ٱطۡمِسۡ عَلَىٰٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ﴾) پروردگارا! مال‌هایشان را یا از بین ببر و یا آن را همچون سنگ بگردان که غیرقابل استفاده باشد. (﴿وَٱشۡدُدۡ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾) و بند [قسوت] را بر دل‌هایشان محکم کن، و آنها را سنگدل بگردان، (﴿فَلَا يُؤۡمِنُواۡ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾) تا ایمان نیاورند مگر آنکه به عذاب دردناک گرفتار آیند. موسی این را از روی خشم و عصبانیت گفت؛ چراکه بر ارتکاب حرام جرأت کردند، و بندگان خدا را فاسد گرداندند و از راه وی باز داشتند. چون موسی کاملاً می‌دانست که خداوند به زودی آنها را بر کارهایی که کرده اند با بستن دروازۀ ایمان به روی آنها مجازات خواهد کرد. (89) (﴿قَالَ﴾) خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ أُجِيبَت دَّعۡوَتُكُمَا﴾) دعای شما پذیرفته شده است. از این آیه برمی‌آید که موسی دعا می‌کرد و هارون آمین می‌گفت. نیز از این آیه استنباط می‌شود کسی که آمین بگوید، در آن دعا شریک است. (﴿فَٱسۡتَقِيمَا﴾) پس بر دینتان پایداری کنید، و دعوت خود را ادامه بدهید، (﴿وَلَا تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و شما از راه نادانان گمراه که از راه راست منحرف گشته و راه‌های جهنم را در پیش گرفته‌اند، پیروی نکنید. (90) پس خداوند موسی را دستور داد تا شب هنگام بنی‌اسرائیل را با خود ببرد، و او را خبر داد که فرعونیان وی را دنبال خواهند کرد. و فرعون کسانی را به شهرها فرستاد که مردم را جمع کنند، و می‌گفتند:﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرۡذِمَةٞ قَلِيلُونَ وَإِنَّهُمۡ لَنَا لَغَآئِظُونَ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ﴾ همانا موسی و قومش گروه اندکی هستند، و آنها بر ما خشمگین بوده و ما همه آمادۀ [نبرد با آنان] هستیم. پس فرعون لشکریان دور و نزدیک خود را جمع کرد و بنی اسرائیل را دنبال نمود. ﴿بَغۡيٗا وَعَدۡوًا﴾ در حالی که بر موسی و قومش تجاوزگر بودند و در زمین سرکشی می‌کردند. و هرگاه تجاوز و گناه شدت بگیرد و ریشه بدواند، منتظر عقوبت و عذاب خدا باش. (﴿وَجَٰوَزۡنَا بِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡبَحۡرَ﴾) وقتی موسی به دریا رسید، خداوند به او وحی کرد که دریا را با عصایش بزند. پس او عصایش را به دریا زد، آنگاه دوازده راه در آن شکافته شد، و بنی اسرائیل در این راه‌ها حرکت کردند، و فرعون و لشکریانش به دنبال آنها به دریا زدند. وقتی موسی و قومش همه به طور کامل از دریا بیرون رفتند و فرعون ولشکریانش در آن داخل شدند، خداوند دریا را دستور داد و امواج آن از هر سو بر فرعون و لشکریانش تلاطم گرفت و آنها را غرق کرد، در حالی که بنی اسرائیل این منظرۀ هولناک را نگاه می‌کردند. وقتی که غرقاب فرعون را در بر گرفت و به هلاک شدن خودش یقین حاصل کرد، (﴿قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاۡ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی نیست مگر خدایی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند؛ و آن، خداوندِ معبودِ به حق است، کسی که هیچ معبود راستینی جز او نیست، (﴿وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و من از فرمانبرداران از دین خدا، و آنچه موسی آورده است می‌باشم. (91) خداوند متعال با بیان اینکه ایمان دراین حالت برای او فایده‌ای ندارد، فرمود: (﴿ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) آیا اکنون ایمان می‌آوری و به رسالت پیامبر خدا اقرار می‌کنی، (﴿وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ﴾) حال آنکه قبلاً با انجام گناهان و کفر و تکذیب به ستیز برخاسته بودی، (﴿وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و از تباهکاران بودی؟ پس ایمان به تو فایده‌ای نمی‌دهد، همان‌طور که شیوۀ الهی چنین است که وقتی کافران به حالت اضطرار برسند، ایمان آوردنشان به آنان سودی نمی‌دهد، چون ایمانشان ایمانی است ناشی از مشاهده و دیدن. همانند ایمان آوردن کسی که وارد قیامت می‌شود؛ زیرا ایمانی فایده می‌دهد، که به غیب باشد و صاحبش ندیده ایمان بیاورد. (92) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنۡ خَلۡفَكَ ءَايَةٗ﴾) مفسران گفته‌اند: از آنجا که فرعون در دل‌های بنی اسرائیل رعب و وحشت بزرگی داشت، انگار آنان غرق شدن وی را باور نکرده بودند و در آن شک داشتند. پس خداوند دریا را دستور داد تا جسد او را به مکان بلندی بیندازد تا برای آنان مایۀ عبرت و اندرز باشد. (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ عَنۡ ءَايَٰتِنَا لَغَٰفِلُونَ﴾) و بسیاری از مردم از ‎آیات ما بی‌خبرند. بنابراین نشانه‌های ما را مکرر می‌بینند، اما به خاطر توجه نکردن به آنها فایده نمی‌برند. اما کسی‌که عقل و قلبی بیدار دارد، آیات خدا را بزرگ‌ترین دلیل بر صحت آنچه پیامبران آورده‌اند، می‌داند. (93) (﴿وَلَقَدۡ بَوَّأۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مُبَوَّأَ صِدۡقٖ﴾) و بنی اسرائیل را در جایگاه خوب و پسندیده‌ای جای دادیم؛ یعنی خداوند آنها را در خانه‌های خاندان فرعون جای داد، و آنان را در سرزمین و دیار آنها جایگزین کرد. (﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾) و پاکیزه‌ها را به آنان روزی دادیم، از قبیل: خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و غیره. (﴿فَمَا ٱخۡتَلَفُواۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ﴾) پس در مورد حق با یکدیگر اختلاف نورزیدند مگر وقتی که دانش و آگاهی به آنان رسید؛ آگاهی و دانشی که می‌بایست اتحاد و یکپارچگی آنان را به دنبال داشته باشد، اما برخی بر برخی دیگر ستم کردند و بسیاری از آنان خواست‌ها و اهدافی داشتند که با حق مخالف بود. بنابراین در میان خود به اختلاف زیادی دچار شدند. (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) بی‌گمان پروردگارت روز قیامت دربارۀ چیزی که در آن اختلاف داشتند از روی حُکم دادگرانۀ خود که از علم تام و قدرت فراگیر وی نشأت می‌گیرد، در میان آنان داوری می‌کند. و اختلاف، مرض کشنده‌ای است که برای اهل دین صحیح پیش می‌آید؛ زیرا شیطان وقتی ناامید شد از اینکه بندگان از وی پیروی نمی‌نمایند و دین را به صورت کامل ترک نمی‌کنند، برای ایجاد اختلاف و انداختن حسد و دشمنی میان آنها تلاش می‌کند، پس این سبب بروز اختلاف می‌شود. سپس گمراه قلمداد کردن یکدیگر و دشمنی‌شان با یکدیگر، سبب رضایت و روشنی چشمان شیطان ملعون می‌گردد. آنان پروردگارشان یکی است، و پیامبرشان یکی است، و دینشان یکی است و منافع عمومی آنها یکی است ، پس چرا اختلاف می‌ورزند؟ چرا که اختلاف، همبستگی و اتحاد آنها را پراکنده می‌نماید و انسجام و نظام آنها را از هم می‌پاشد، و در نتیجه بسیاری از منافع دینی و دنیوی را از دست داده و بسیاری از امور دینی از بین می‌رود. بار خدایا! از تو می‌جوییم به لطفی که نسبت به بندگان مومن خویش داری، شکاف و از هم پاشیدگی آنان را باری دیگر پیوند ده، و انس و الفت را در میان آنان برقرار کن، ای پروردگار بزرگ و بخشنده!

يونس 10:76

ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ سپس بعد از آنان موسي و هارون را با آيات خود به سوي فرعون و سران قوم او فرستاديم ولي تکبر ورزيدند و گروهي گناهکار بودند. فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَـذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ و هنگامي که از نزد ما حق به آنان رسيد، گفتند:« به رسايت اين جادوي آشکاري است» قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَـذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ موسي گفت : «آيا حق (را) که به سوي شما آمه است سحر مي ناميد؟ آيا اين جادو است؟ و جادوگران رستگار نمي شوند». قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ گفتند:«آيا پيش ما آمده اي تا ما را از چيزهايي که پدران و نياکان خود را بر آن نيافته ايم منصرف گرداني؟ و مي خواهيد دراين سرزمين بزرگي و مهتري براي شما دو نفر باشد؟ ما به شما ايمان نمي آوريم». وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ و فرعون گفت:«همۀ جادوگران ماهر و دانان را نزد من آوريد». فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ و هنگامي که جادوگران آمدند، موسي به آنان گفت:«آنچه شما مي خواهيد بيافکنيد، بياندازيد» فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ و هنگامي که افکندند ، موسي گفت:«آنچه را آورده ايد جادو است ، همانا خداوند آن را باطل خواهد کرد، بدون شک خداوند کار تباهکاران را شايسته و سودمند نمي گرداند. » وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ و خداوند با سخنان خود حق را پايدار و ماندگار مي نمايد گرچه کافران نپسندند. فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ پس هيچ کس به موسي ايمان نياورد مگر جواناني از بني اسرائيل (آن هم) با ترس از فرعون و سرانشان که مبادا آنان را از اين دين برگردانند. بي گمان فرعون در زمين طغيان کرده بود و از زمرۀ متجاوزان بود. وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ و موسي گفت:«اي قوم من! اگر شما به خدا ايمان آورده ايد پس بر او توكل كنيد اگر خدا را به او تسليم كرده ايد». فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ پس ممنان گفتند:«برخدا توكل مي كنيم، پروردگارا! ما را دستخوش فتنةستمكاران مگردان وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ وما را به فضل و رحمت خود از گروه كافران رهايي بخش وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و به موسي و برادرش وحي كرديم كه براي قوم خود خانه هايي در مصر برگزينند و خانه هايتان را محل برگزاري نماز قرار دهيد، و نماز را بر پا داريد و مؤمنان را مژده بده. وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ و موسي گفت: «پروردگارا! تو به فرعونو سران قومش درد نيا زينت و اموال داده اي، پروردگارا تا مردم را از راه تو گمراه سازند. پروردگارا! مالهايشان رانابود نما و بردلهايشان بندقسوت را محكم كن تا ايمان نياورند مگر آنكه به عذاب دردناك گرفتارآيند». قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلاَ تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ (خداوند) فرمود: «دعاي شما پذيرفته شد، پس پايداري كنيد و از راه كساني پيروي نكنيد كه نادانند». وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِـهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ و بني اسراييل را از دريا عبور داديم، آن گاه فرعون و لشكريانش از روي ستم و تجاوز كاري در پي ايشان راه افتادند تا هنگامي كه غرقاب فرعون را در خود گرفت، گفت:«ايمان آوردم كه معبودي نيست مگر كسي كه بني اسراييل به او ايمان آورده اند و من از فرعون برادران هستم» آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ آيا اكنون ايمان مي آوري حال آنكه قبلاً نافرماني مي كردي و از تباهكاران بودي؟ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ پس امروز ما لاشة تو را مي رهانيم تا براي كساني كه پس ازت و مي آيند ماية عبرتي باشي، بي گمان بسياري از مردم از آيات ما غافل و بي خبرند. وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ و بني اسراييل را در جايگاه خوب و پسنديده اي جاي داديم و از پاكيزه ها بديشان روزي داديم. و اختلاف نورزيدند مگر وقتي كه دانش و آگاهي به آنان رسيد. بي گمان پروردگارت روز قيامت دربارة چيزي كه در آن اختلاف داشتند و در ميان آنان داوري مي كند. (75) (﴿ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ﴾) و بعد از این پیامبران که خداوند آنها را به سوی قوم های تکذیب کننده و هلاک شده فرستاده بود، موسی بن عمران، کلیم رحمان، و یکی از پیامبران اولوالعزم و پیشوایان بزرگ را فرستاد که آیین‌های بزرگ و گسترده بر آنها نازل شده است. (﴿وَ﴾) و برادرش (﴿هَٰرُونَ﴾) هارون را وزیر او قرار دادیم و آن دو را (﴿إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيۡهِۦ﴾) به سوی فرعون و سران و بزرگانِ دربار او فرستادیم. چون تودۀ مردم پیرو سرانشان هستند. (﴿بِ‍َٔايَٰتِنَا﴾) موسی و هارون را با آیات خود فرستادیم که بر راست بودن آنچه از توحید خدا و نهی از پرستش غیر وی آورده بودند، دلالت می‌نمود. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرُواۡ﴾) پس آنها بعد ‌از اینکه به حقانیت آن یقین کردند، از روی ستم، خود را از پذیرفتن آن بزرگ‌تر انگاشتند و تکبر ورزیدند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ﴾) و گروهی گناهکار بودند؛ یعنی به گناهکاری و تکذیب کردن عادت کرده بودند. (76) (﴿فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ مِنۡ عِندِنَا﴾) و هنگامی که از سوی ما حق به آنان رسید؛ حقی که از جانب خداوند بود، آن ذات بزرگواری که همۀ موجودات در برابر عظمت او سر تسلیم فرود آورده‌اند، و او پروردگار جهانیان است و تمام مخلوقات را با نعمت‌های خود پرورش داده است، هنگامی که این حق توسط موسی به آنان رسید، آن را رد کردند، (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّ هَٰذَا لَسِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و گفتند: این جادوی آشکار است. آنها به ر‌ویگردانی و نپذیرفتن اکتفا نکردند، بلکه آن را باطل‌ترین باطل که سحر است به حساب آوردند؛ سحر هم یک نوع مشتبه کردن و وارونه جلوه دادن [حقایق] است. و به واژۀ «سحر» هم اکتفا نکردند، بلکه گفتند: جادوی روشن و آشکار است. درحالی که حقِ روشن بود. (77) بنابراین (﴿قَالَ مُوسَىٰٓ﴾) موسی با سرزنش آنها که حق را رد کردند ـ که حق را جز ستمگرترین مردم کسی رد نمی‌کند ـ به آنان گفت: (﴿أَتَقُولُونَ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَكُمۡ﴾) آیا حق را، چون به سوی شما آمد، سحر می‌نامید؟ یعنی به آن می‌گویید جادوی آشکاری است؟! (﴿أَسِحۡرٌ هَٰذَا﴾) به محتوای این پیام و ویژگی آن بنگرید، آیا این جادو است؟ زیرا در نگاه اول، معلوم می‌شود که آن حق است. (﴿وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّٰحِرُونَ﴾) و جادوگران در دنیا و آخرت رستگار نمی‌شوند. پس بنگرید که سرانجام از آن چه کسی است، و چه کسی رستگار می‌شود و کامیابی در دست چه کسی است؟ و آنها بعداً دانستند که موسی رستگار شد، و موفقیت دنیا و آخرت را به دست آورد. (78) (﴿قَالُوٓاۡ﴾) آنها درحالی که سخن موسی را رد می‌کردند، به او گفتند: (﴿أَجِئۡتَنَا لِتَلۡفِتَنَا عَمَّا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَا﴾) آیا تو پیش ما آمده‌ای تا ما را از شرک و پرستش غیر خدا که پدران خود را بر آن یافته ایم باز بداری؟ و ما را دستور می‌دهی تا تنها خدایی را که شریکی ندارد، عبادت کنیم؟ پس آنان سخنان پدران گمراهشان را حجت و دلیل قرار دادند، و به‌وسیلۀ آن، حقی را که موسی ـ علیه السلام ـ پیش آنها آورده، بود رد کردند. (﴿وَتَكُونَ لَكُمَا ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و شما دو نفر پیش ما آمده‌اید تا رئیس باشید، و مهتری و بزرگی برای شما دو نفر باشد. آمده‌اید تا ما را از سرزمینمان بیرون کنید. آنها با این سخنان می‌خواستند عوام فریبی کنند، و مردمان نادان را گول بزنند، و آنان را بر دشمنی با موسی و ایمان نیاوردن به او تحریک کنند. و کسی که حقایق را بداند و خوب و بد را تشخیص بدهد، چنین استدلال نمی‌کند؛ زیرا دلیل، جز با حجت و دلیل رد نمی‌شود. اما کسی که حق را آورده است، با این دلایل پوچ و واهی گفتار او رد شود، مبیّن ناتوانی طرف است و اینکه او نمی‌تواند چیزی را بیاورد که ادعای طرفش را رد نماید؛ چون اگر او دلیلی داشت، آن را ارائه می‌داد؛ و به این پناه نمی‌برد که بگوید: قصد شما این یا آن است؛ خواه در بیان قصد و نیت، طرفِ مقابلش راستگو باشد یا دروغگو. حال آنکه هر کس موسی و دعوت او را بشناسد، می‌داند که او قصد ریاست‌طلبی و حکمرانی بر زمین را نداشته است، بلکه قصد او ـ به مانند قصد دیگر پیامبران ـ هدایت مردم و راهنمایی آنان به سوی چیزی است که نفع آنان در آن می‌باشد. اما همان‌طور که خودشان گفتند: (﴿وَمَا نَحۡنُ لَكُمَا بِمُؤۡمِنِينَ﴾) و ما به شما ایمان نمی‌آوریم؛ از روی تکبر و سرکشی ایمان نیاوردند، اما نه به خاطر باطل بودن آنچه که موسی و هارون آورده بودند، یا به خاطر اینکه اشتباهی در آن باشد، و نه به خاطر دیگر دلایل، بلکه تنها از روی ستم و دشمنی و بلند ‌پروازی‌هایی که موسی و هارون را به آن متهم کردند و خودشان هم در پی آن بودند. (79) (﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ﴾) فرعون با حقی که موسی آورده بود، مبارزه کرد ، و به ‌منظور به ‌اشتباه انداختن قومش گفت: (﴿ٱئۡتُونِي بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٖ﴾) همۀ جادوگران ماهر را نزد من بیاورید. پس کسانی را به شهرهای مصر فرستاد تا انواع جادوگران را ـ علی‌رغم اختلاف و تفاوتی که در جنس و طبقات آنان بود ـ پیش او آورند. (80) (﴿فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ﴾) و هنگامی‌که جادوگران برای مقابله با موسی آمدند، (﴿قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلۡقُواۡ مَآ أَنتُم مُّلۡقُونَ﴾) موسی به آنان گفت: هر چیزی را که می‌خواهید بیندازید، عملی کنید و من برای شما تعیین نمی‌کنم که فلان چیز را بیندازید. این به خاطر آن بود که موسی به پیروز شدن خود یقین داشت، و به آنان و به آنچه آورده بودند، اهمیتی نمی‌داد. (81) (﴿فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاۡ﴾) و هنگامی که ریسمان‌ها و عصاهایشان را انداختند، انگار مارهایی شدند که حرکت می‌کردند. (﴿قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُ﴾) موسی گفت: این جادوی واقعی و بزرگ است، اما با وجود بزرگی آن، (﴿ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) خداوند قطعاً آن را باطل خواهد کرد، همانا خداوند کار تباهکاران را شایسته و سودمند نمی‌گرداند. چون آنها با این کار می‌خواهند باطل بر حق پیروز شود، و چه فساد و تباهی بزرگتر از این وجود دارد؟! نیز هر فسادکننده‌ای که نقشه‌ای بکشد یا توطئه ای بکند، کارش باطل و نابود خواهد گشت. گرچه زمانی کار او رونق بگیرد ، اما سرانجام آن اضمحلال و نابودی است. ولی اصلاح‌کنندگانی که هدفشان رضای خداست، و کارها و وسایلی که از آن استفاده می‌کنند، مشروع و به انجام آن دستور داده شده است؛ خداوند کارهایشان را ساماندهی کرده، و آن را پیش می‌برد و همیشه آن را رونق می‌دهد. پس موسی عصای خود را انداخت، و همۀ آنچه را که جادوگران درست کرده بودند، بلعید و جادویشان باطل شد و باطل آنها نابود گردید. (82) (﴿وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) و خداوند با سخنان خود، حق را پایدار و ماندگار می‌سازد، گرچه کافران نپسندند. پس جادوگران، وقتی که حق برایشان روشن شد، تسلیم شدند و ایمان آوردند. فرعون آنها را به اعدام و قطع کردن دست‌ها و پاهایشان تهدید کرد. اما آنها به تهدید او توجهی نکردند و بر ایمانشان پایدار ماندند. و اما فرعون و سران قومش و پیروان آنها ایمان نیاوردند و همچنان در سرکشی خود سرگردان ماندند. بنابراین فرمود: (83) (﴿فَمَآ ءَامَنَ لِمُوسَىٰٓ إِلَّا ذُرِّيَّةٞ مِّن قَوۡمِهِۦ﴾) پس هیچ‌کس به موسی ایمان نیاورد مگر جوانانی از بنی‌اسرائیل. آنان وقتی که ایمان در دل‌هایشان جای گرفت، با ترس و هراس بردباری کردند. (﴿عَلَىٰ خَوۡفٖ مِّن فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيۡهِمۡ أَن يَفۡتِنَهُمۡۚ﴾) با ترس از فرعون و سرانشان که مبادا آنان را از دینشان برگردانند. (﴿وَإِنَّ فِرۡعَوۡنَ لَعَالٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و بی‌گمان فرعون قدرت و فرمانروایی گسترده‌ای داشت. پس شایسته است که آنها نیز از عذاب و هجوم فرعون بترسند. (﴿وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ﴾) و به ویژه او [= فرعون] در ستم و تجاوز از حد گذشته بود. و حکمت اینکه – خدا بهتر می‌داند – جز جوانانی از قوم موسی کسی به او ایمان نیاورد، این است که جوانان زودتر حق را می‌پذیرند، و زودتر از آن فرمان می‌برند، به خلاف پیرمردان و امثالشان که بر کفر پرورش یافته‌اند؛ زیرا آنها به خاطر عقاید فاسدی که در دل‌هایشان جای گرفته و ماندگار شده است، نسبت به دیگران از حق دورترند. (84) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰ﴾) و موسی قومش را به بردباری توصیه کرد، و وسایلی را که در این امر به کمکشان می‌آید، به آنان تذکر داد و گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ إِن كُنتُمۡ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ﴾) ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‌اید، پس به مقتضای ایمان عمل کنید. (﴿فَعَلَيۡهِ تَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّسۡلِمِينَ﴾) به وی تکیه کنید، و به او پناه ببرید و از او یاری بجویید، اگر خود را به او تسلیم کرده‌اید. (85) (﴿فَقَالُواۡ﴾) آنها با فرمان بردن از این دستور گفتند: (﴿عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡنَا رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بر خدا توکل نمودیم. پروردگارا! ستمکاران را بر ما مسلط مگردان که ما را به فتنه مبتلا کنند و از دین برگردانند، یا ما را شکست دهند و با این کار دچار فتنه شوند و بگویند: اگر اینها بر حق بودند، شکست نمی‌خوردند. (86) (﴿وَنَجِّنَا بِرَحۡمَتِكَ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و ما را، به فضل و رحمت خود، از گروه کافران نجات بده، تا از شر آنها در امان بمانیم و آیین و قوانین دین را اقامه کنیم، بدون اینکه کسی با ما مخالفت و ستیزه‌جویی کند. (87) (﴿وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ﴾) و هنگامی که از جانب فرعون و قومش بر بنی اسرائیل سخت‌گیری شد و فرعون و قومش خواستند آنها را از دینشان برگردانند، به موسی و هارون وحی کردیم، (﴿أَن تَبَوَّءَا لِقَوۡمِكُمَا بِمِصۡرَ بُيُوتٗا﴾) قوم خود را دستور دهید که برای خود در مصر خانه درست کنند، تا بتوانند در آن پنهان شوند. (﴿وَٱجۡعَلُواۡ بُيُوتَكُمۡ قِبۡلَةٗ﴾) وچون شما نمی‌توانید در کلیساها و عبادتگاه‌های عمومی نماز بگزارید، خانه‌هایتان را محل برگزاری نماز قرار دهید. (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ زیرا نماز در همۀ کارهایتان به شما کمک می‌نماید. (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) ومؤمنان را به فرا رسیدن کمک خدا و پیروزی دینشان مژده بده. ﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾ زیرا به دنبال سختی، آسانی است؛ و با سختی، آسانی همراه است. و هرگاه اندوه شدت بگیرد و اوضاع و احوال وخیم شود، خداوند گشایش می‌آورد. پس وقتی موسی دید که فرعون و قومش سنگدلی می‌کنند و اعراض می‌نمایند، علیه آنها دعا کرد، و هارون بر دعایش آمین گفت. پس فرمود: (88) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ ءَاتَيۡتَ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَأَهُۥ زِينَةٗ﴾) پروردگارا! تو به فرعون و سران قومش در دنیا زینت و اموال فراوان داده ای که با آن خود را می‌آرایند ، زینت‌هایی از قبیل: زیورآلات و لباس‌ها و خانه‌های آراسته و سواری‌های خوب و خدمت‌گزاران.(﴿وَأَمۡوَٰلٗا﴾) و مال‌های زیاد و فراوانی، (﴿فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواۡ عَن سَبِيلِكَ﴾) در زندگانی دنیا به آنان داده‌ای، پروردگارا تا [مردم را] از راه تو گمراه سازند؛ یعنی از مال‌هایشان برای گمراه کردن مردم کمک می‌گیرند، پس هم خود گمراه می‌شوند و هم دیگران را گمراه می‌سازند. (﴿رَبَّنَا ٱطۡمِسۡ عَلَىٰٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ﴾) پروردگارا! مال‌هایشان را یا از بین ببر و یا آن را همچون سنگ بگردان که غیرقابل استفاده باشد. (﴿وَٱشۡدُدۡ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾) و بند [قسوت] را بر دل‌هایشان محکم کن، و آنها را سنگدل بگردان، (﴿فَلَا يُؤۡمِنُواۡ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾) تا ایمان نیاورند مگر آنکه به عذاب دردناک گرفتار آیند. موسی این را از روی خشم و عصبانیت گفت؛ چراکه بر ارتکاب حرام جرأت کردند، و بندگان خدا را فاسد گرداندند و از راه وی باز داشتند. چون موسی کاملاً می‌دانست که خداوند به زودی آنها را بر کارهایی که کرده اند با بستن دروازۀ ایمان به روی آنها مجازات خواهد کرد. (89) (﴿قَالَ﴾) خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ أُجِيبَت دَّعۡوَتُكُمَا﴾) دعای شما پذیرفته شده است. از این آیه برمی‌آید که موسی دعا می‌کرد و هارون آمین می‌گفت. نیز از این آیه استنباط می‌شود کسی که آمین بگوید، در آن دعا شریک است. (﴿فَٱسۡتَقِيمَا﴾) پس بر دینتان پایداری کنید، و دعوت خود را ادامه بدهید، (﴿وَلَا تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و شما از راه نادانان گمراه که از راه راست منحرف گشته و راه‌های جهنم را در پیش گرفته‌اند، پیروی نکنید. (90) پس خداوند موسی را دستور داد تا شب هنگام بنی‌اسرائیل را با خود ببرد، و او را خبر داد که فرعونیان وی را دنبال خواهند کرد. و فرعون کسانی را به شهرها فرستاد که مردم را جمع کنند، و می‌گفتند:﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرۡذِمَةٞ قَلِيلُونَ وَإِنَّهُمۡ لَنَا لَغَآئِظُونَ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ﴾ همانا موسی و قومش گروه اندکی هستند، و آنها بر ما خشمگین بوده و ما همه آمادۀ [نبرد با آنان] هستیم. پس فرعون لشکریان دور و نزدیک خود را جمع کرد و بنی اسرائیل را دنبال نمود. ﴿بَغۡيٗا وَعَدۡوًا﴾ در حالی که بر موسی و قومش تجاوزگر بودند و در زمین سرکشی می‌کردند. و هرگاه تجاوز و گناه شدت بگیرد و ریشه بدواند، منتظر عقوبت و عذاب خدا باش. (﴿وَجَٰوَزۡنَا بِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡبَحۡرَ﴾) وقتی موسی به دریا رسید، خداوند به او وحی کرد که دریا را با عصایش بزند. پس او عصایش را به دریا زد، آنگاه دوازده راه در آن شکافته شد، و بنی اسرائیل در این راه‌ها حرکت کردند، و فرعون و لشکریانش به دنبال آنها به دریا زدند. وقتی موسی و قومش همه به طور کامل از دریا بیرون رفتند و فرعون ولشکریانش در آن داخل شدند، خداوند دریا را دستور داد و امواج آن از هر سو بر فرعون و لشکریانش تلاطم گرفت و آنها را غرق کرد، در حالی که بنی اسرائیل این منظرۀ هولناک را نگاه می‌کردند. وقتی که غرقاب فرعون را در بر گرفت و به هلاک شدن خودش یقین حاصل کرد، (﴿قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاۡ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی نیست مگر خدایی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند؛ و آن، خداوندِ معبودِ به حق است، کسی که هیچ معبود راستینی جز او نیست، (﴿وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و من از فرمانبرداران از دین خدا، و آنچه موسی آورده است می‌باشم. (91) خداوند متعال با بیان اینکه ایمان دراین حالت برای او فایده‌ای ندارد، فرمود: (﴿ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) آیا اکنون ایمان می‌آوری و به رسالت پیامبر خدا اقرار می‌کنی، (﴿وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ﴾) حال آنکه قبلاً با انجام گناهان و کفر و تکذیب به ستیز برخاسته بودی، (﴿وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و از تباهکاران بودی؟ پس ایمان به تو فایده‌ای نمی‌دهد، همان‌طور که شیوۀ الهی چنین است که وقتی کافران به حالت اضطرار برسند، ایمان آوردنشان به آنان سودی نمی‌دهد، چون ایمانشان ایمانی است ناشی از مشاهده و دیدن. همانند ایمان آوردن کسی که وارد قیامت می‌شود؛ زیرا ایمانی فایده می‌دهد، که به غیب باشد و صاحبش ندیده ایمان بیاورد. (92) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنۡ خَلۡفَكَ ءَايَةٗ﴾) مفسران گفته‌اند: از آنجا که فرعون در دل‌های بنی اسرائیل رعب و وحشت بزرگی داشت، انگار آنان غرق شدن وی را باور نکرده بودند و در آن شک داشتند. پس خداوند دریا را دستور داد تا جسد او را به مکان بلندی بیندازد تا برای آنان مایۀ عبرت و اندرز باشد. (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ عَنۡ ءَايَٰتِنَا لَغَٰفِلُونَ﴾) و بسیاری از مردم از ‎آیات ما بی‌خبرند. بنابراین نشانه‌های ما را مکرر می‌بینند، اما به خاطر توجه نکردن به آنها فایده نمی‌برند. اما کسی‌که عقل و قلبی بیدار دارد، آیات خدا را بزرگ‌ترین دلیل بر صحت آنچه پیامبران آورده‌اند، می‌داند. (93) (﴿وَلَقَدۡ بَوَّأۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مُبَوَّأَ صِدۡقٖ﴾) و بنی اسرائیل را در جایگاه خوب و پسندیده‌ای جای دادیم؛ یعنی خداوند آنها را در خانه‌های خاندان فرعون جای داد، و آنان را در سرزمین و دیار آنها جایگزین کرد. (﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾) و پاکیزه‌ها را به آنان روزی دادیم، از قبیل: خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و غیره. (﴿فَمَا ٱخۡتَلَفُواۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ﴾) پس در مورد حق با یکدیگر اختلاف نورزیدند مگر وقتی که دانش و آگاهی به آنان رسید؛ آگاهی و دانشی که می‌بایست اتحاد و یکپارچگی آنان را به دنبال داشته باشد، اما برخی بر برخی دیگر ستم کردند و بسیاری از آنان خواست‌ها و اهدافی داشتند که با حق مخالف بود. بنابراین در میان خود به اختلاف زیادی دچار شدند. (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) بی‌گمان پروردگارت روز قیامت دربارۀ چیزی که در آن اختلاف داشتند از روی حُکم دادگرانۀ خود که از علم تام و قدرت فراگیر وی نشأت می‌گیرد، در میان آنان داوری می‌کند. و اختلاف، مرض کشنده‌ای است که برای اهل دین صحیح پیش می‌آید؛ زیرا شیطان وقتی ناامید شد از اینکه بندگان از وی پیروی نمی‌نمایند و دین را به صورت کامل ترک نمی‌کنند، برای ایجاد اختلاف و انداختن حسد و دشمنی میان آنها تلاش می‌کند، پس این سبب بروز اختلاف می‌شود. سپس گمراه قلمداد کردن یکدیگر و دشمنی‌شان با یکدیگر، سبب رضایت و روشنی چشمان شیطان ملعون می‌گردد. آنان پروردگارشان یکی است، و پیامبرشان یکی است، و دینشان یکی است و منافع عمومی آنها یکی است ، پس چرا اختلاف می‌ورزند؟ چرا که اختلاف، همبستگی و اتحاد آنها را پراکنده می‌نماید و انسجام و نظام آنها را از هم می‌پاشد، و در نتیجه بسیاری از منافع دینی و دنیوی را از دست داده و بسیاری از امور دینی از بین می‌رود. بار خدایا! از تو می‌جوییم به لطفی که نسبت به بندگان مومن خویش داری، شکاف و از هم پاشیدگی آنان را باری دیگر پیوند ده، و انس و الفت را در میان آنان برقرار کن، ای پروردگار بزرگ و بخشنده!

يونس 10:77

ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ سپس بعد از آنان موسي و هارون را با آيات خود به سوي فرعون و سران قوم او فرستاديم ولي تکبر ورزيدند و گروهي گناهکار بودند. فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَـذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ و هنگامي که از نزد ما حق به آنان رسيد، گفتند:« به رسايت اين جادوي آشکاري است» قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَـذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ موسي گفت : «آيا حق (را) که به سوي شما آمه است سحر مي ناميد؟ آيا اين جادو است؟ و جادوگران رستگار نمي شوند». قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ گفتند:«آيا پيش ما آمده اي تا ما را از چيزهايي که پدران و نياکان خود را بر آن نيافته ايم منصرف گرداني؟ و مي خواهيد دراين سرزمين بزرگي و مهتري براي شما دو نفر باشد؟ ما به شما ايمان نمي آوريم». وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ و فرعون گفت:«همۀ جادوگران ماهر و دانان را نزد من آوريد». فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ و هنگامي که جادوگران آمدند، موسي به آنان گفت:«آنچه شما مي خواهيد بيافکنيد، بياندازيد» فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ و هنگامي که افکندند ، موسي گفت:«آنچه را آورده ايد جادو است ، همانا خداوند آن را باطل خواهد کرد، بدون شک خداوند کار تباهکاران را شايسته و سودمند نمي گرداند. » وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ و خداوند با سخنان خود حق را پايدار و ماندگار مي نمايد گرچه کافران نپسندند. فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ پس هيچ کس به موسي ايمان نياورد مگر جواناني از بني اسرائيل (آن هم) با ترس از فرعون و سرانشان که مبادا آنان را از اين دين برگردانند. بي گمان فرعون در زمين طغيان کرده بود و از زمرۀ متجاوزان بود. وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ و موسي گفت:«اي قوم من! اگر شما به خدا ايمان آورده ايد پس بر او توكل كنيد اگر خدا را به او تسليم كرده ايد». فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ پس ممنان گفتند:«برخدا توكل مي كنيم، پروردگارا! ما را دستخوش فتنةستمكاران مگردان وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ وما را به فضل و رحمت خود از گروه كافران رهايي بخش وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و به موسي و برادرش وحي كرديم كه براي قوم خود خانه هايي در مصر برگزينند و خانه هايتان را محل برگزاري نماز قرار دهيد، و نماز را بر پا داريد و مؤمنان را مژده بده. وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ و موسي گفت: «پروردگارا! تو به فرعونو سران قومش درد نيا زينت و اموال داده اي، پروردگارا تا مردم را از راه تو گمراه سازند. پروردگارا! مالهايشان رانابود نما و بردلهايشان بندقسوت را محكم كن تا ايمان نياورند مگر آنكه به عذاب دردناك گرفتارآيند». قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلاَ تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ (خداوند) فرمود: «دعاي شما پذيرفته شد، پس پايداري كنيد و از راه كساني پيروي نكنيد كه نادانند». وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِـهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ و بني اسراييل را از دريا عبور داديم، آن گاه فرعون و لشكريانش از روي ستم و تجاوز كاري در پي ايشان راه افتادند تا هنگامي كه غرقاب فرعون را در خود گرفت، گفت:«ايمان آوردم كه معبودي نيست مگر كسي كه بني اسراييل به او ايمان آورده اند و من از فرعون برادران هستم» آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ آيا اكنون ايمان مي آوري حال آنكه قبلاً نافرماني مي كردي و از تباهكاران بودي؟ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ پس امروز ما لاشة تو را مي رهانيم تا براي كساني كه پس ازت و مي آيند ماية عبرتي باشي، بي گمان بسياري از مردم از آيات ما غافل و بي خبرند. وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ و بني اسراييل را در جايگاه خوب و پسنديده اي جاي داديم و از پاكيزه ها بديشان روزي داديم. و اختلاف نورزيدند مگر وقتي كه دانش و آگاهي به آنان رسيد. بي گمان پروردگارت روز قيامت دربارة چيزي كه در آن اختلاف داشتند و در ميان آنان داوري مي كند. (75) (﴿ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ﴾) و بعد از این پیامبران که خداوند آنها را به سوی قوم های تکذیب کننده و هلاک شده فرستاده بود، موسی بن عمران، کلیم رحمان، و یکی از پیامبران اولوالعزم و پیشوایان بزرگ را فرستاد که آیین‌های بزرگ و گسترده بر آنها نازل شده است. (﴿وَ﴾) و برادرش (﴿هَٰرُونَ﴾) هارون را وزیر او قرار دادیم و آن دو را (﴿إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيۡهِۦ﴾) به سوی فرعون و سران و بزرگانِ دربار او فرستادیم. چون تودۀ مردم پیرو سرانشان هستند. (﴿بِ‍َٔايَٰتِنَا﴾) موسی و هارون را با آیات خود فرستادیم که بر راست بودن آنچه از توحید خدا و نهی از پرستش غیر وی آورده بودند، دلالت می‌نمود. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرُواۡ﴾) پس آنها بعد ‌از اینکه به حقانیت آن یقین کردند، از روی ستم، خود را از پذیرفتن آن بزرگ‌تر انگاشتند و تکبر ورزیدند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ﴾) و گروهی گناهکار بودند؛ یعنی به گناهکاری و تکذیب کردن عادت کرده بودند. (76) (﴿فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ مِنۡ عِندِنَا﴾) و هنگامی که از سوی ما حق به آنان رسید؛ حقی که از جانب خداوند بود، آن ذات بزرگواری که همۀ موجودات در برابر عظمت او سر تسلیم فرود آورده‌اند، و او پروردگار جهانیان است و تمام مخلوقات را با نعمت‌های خود پرورش داده است، هنگامی که این حق توسط موسی به آنان رسید، آن را رد کردند، (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّ هَٰذَا لَسِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و گفتند: این جادوی آشکار است. آنها به ر‌ویگردانی و نپذیرفتن اکتفا نکردند، بلکه آن را باطل‌ترین باطل که سحر است به حساب آوردند؛ سحر هم یک نوع مشتبه کردن و وارونه جلوه دادن [حقایق] است. و به واژۀ «سحر» هم اکتفا نکردند، بلکه گفتند: جادوی روشن و آشکار است. درحالی که حقِ روشن بود. (77) بنابراین (﴿قَالَ مُوسَىٰٓ﴾) موسی با سرزنش آنها که حق را رد کردند ـ که حق را جز ستمگرترین مردم کسی رد نمی‌کند ـ به آنان گفت: (﴿أَتَقُولُونَ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَكُمۡ﴾) آیا حق را، چون به سوی شما آمد، سحر می‌نامید؟ یعنی به آن می‌گویید جادوی آشکاری است؟! (﴿أَسِحۡرٌ هَٰذَا﴾) به محتوای این پیام و ویژگی آن بنگرید، آیا این جادو است؟ زیرا در نگاه اول، معلوم می‌شود که آن حق است. (﴿وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّٰحِرُونَ﴾) و جادوگران در دنیا و آخرت رستگار نمی‌شوند. پس بنگرید که سرانجام از آن چه کسی است، و چه کسی رستگار می‌شود و کامیابی در دست چه کسی است؟ و آنها بعداً دانستند که موسی رستگار شد، و موفقیت دنیا و آخرت را به دست آورد. (78) (﴿قَالُوٓاۡ﴾) آنها درحالی که سخن موسی را رد می‌کردند، به او گفتند: (﴿أَجِئۡتَنَا لِتَلۡفِتَنَا عَمَّا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَا﴾) آیا تو پیش ما آمده‌ای تا ما را از شرک و پرستش غیر خدا که پدران خود را بر آن یافته ایم باز بداری؟ و ما را دستور می‌دهی تا تنها خدایی را که شریکی ندارد، عبادت کنیم؟ پس آنان سخنان پدران گمراهشان را حجت و دلیل قرار دادند، و به‌وسیلۀ آن، حقی را که موسی ـ علیه السلام ـ پیش آنها آورده، بود رد کردند. (﴿وَتَكُونَ لَكُمَا ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و شما دو نفر پیش ما آمده‌اید تا رئیس باشید، و مهتری و بزرگی برای شما دو نفر باشد. آمده‌اید تا ما را از سرزمینمان بیرون کنید. آنها با این سخنان می‌خواستند عوام فریبی کنند، و مردمان نادان را گول بزنند، و آنان را بر دشمنی با موسی و ایمان نیاوردن به او تحریک کنند. و کسی که حقایق را بداند و خوب و بد را تشخیص بدهد، چنین استدلال نمی‌کند؛ زیرا دلیل، جز با حجت و دلیل رد نمی‌شود. اما کسی که حق را آورده است، با این دلایل پوچ و واهی گفتار او رد شود، مبیّن ناتوانی طرف است و اینکه او نمی‌تواند چیزی را بیاورد که ادعای طرفش را رد نماید؛ چون اگر او دلیلی داشت، آن را ارائه می‌داد؛ و به این پناه نمی‌برد که بگوید: قصد شما این یا آن است؛ خواه در بیان قصد و نیت، طرفِ مقابلش راستگو باشد یا دروغگو. حال آنکه هر کس موسی و دعوت او را بشناسد، می‌داند که او قصد ریاست‌طلبی و حکمرانی بر زمین را نداشته است، بلکه قصد او ـ به مانند قصد دیگر پیامبران ـ هدایت مردم و راهنمایی آنان به سوی چیزی است که نفع آنان در آن می‌باشد. اما همان‌طور که خودشان گفتند: (﴿وَمَا نَحۡنُ لَكُمَا بِمُؤۡمِنِينَ﴾) و ما به شما ایمان نمی‌آوریم؛ از روی تکبر و سرکشی ایمان نیاوردند، اما نه به خاطر باطل بودن آنچه که موسی و هارون آورده بودند، یا به خاطر اینکه اشتباهی در آن باشد، و نه به خاطر دیگر دلایل، بلکه تنها از روی ستم و دشمنی و بلند ‌پروازی‌هایی که موسی و هارون را به آن متهم کردند و خودشان هم در پی آن بودند. (79) (﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ﴾) فرعون با حقی که موسی آورده بود، مبارزه کرد ، و به ‌منظور به ‌اشتباه انداختن قومش گفت: (﴿ٱئۡتُونِي بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٖ﴾) همۀ جادوگران ماهر را نزد من بیاورید. پس کسانی را به شهرهای مصر فرستاد تا انواع جادوگران را ـ علی‌رغم اختلاف و تفاوتی که در جنس و طبقات آنان بود ـ پیش او آورند. (80) (﴿فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ﴾) و هنگامی‌که جادوگران برای مقابله با موسی آمدند، (﴿قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلۡقُواۡ مَآ أَنتُم مُّلۡقُونَ﴾) موسی به آنان گفت: هر چیزی را که می‌خواهید بیندازید، عملی کنید و من برای شما تعیین نمی‌کنم که فلان چیز را بیندازید. این به خاطر آن بود که موسی به پیروز شدن خود یقین داشت، و به آنان و به آنچه آورده بودند، اهمیتی نمی‌داد. (81) (﴿فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاۡ﴾) و هنگامی که ریسمان‌ها و عصاهایشان را انداختند، انگار مارهایی شدند که حرکت می‌کردند. (﴿قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُ﴾) موسی گفت: این جادوی واقعی و بزرگ است، اما با وجود بزرگی آن، (﴿ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) خداوند قطعاً آن را باطل خواهد کرد، همانا خداوند کار تباهکاران را شایسته و سودمند نمی‌گرداند. چون آنها با این کار می‌خواهند باطل بر حق پیروز شود، و چه فساد و تباهی بزرگتر از این وجود دارد؟! نیز هر فسادکننده‌ای که نقشه‌ای بکشد یا توطئه ای بکند، کارش باطل و نابود خواهد گشت. گرچه زمانی کار او رونق بگیرد ، اما سرانجام آن اضمحلال و نابودی است. ولی اصلاح‌کنندگانی که هدفشان رضای خداست، و کارها و وسایلی که از آن استفاده می‌کنند، مشروع و به انجام آن دستور داده شده است؛ خداوند کارهایشان را ساماندهی کرده، و آن را پیش می‌برد و همیشه آن را رونق می‌دهد. پس موسی عصای خود را انداخت، و همۀ آنچه را که جادوگران درست کرده بودند، بلعید و جادویشان باطل شد و باطل آنها نابود گردید. (82) (﴿وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) و خداوند با سخنان خود، حق را پایدار و ماندگار می‌سازد، گرچه کافران نپسندند. پس جادوگران، وقتی که حق برایشان روشن شد، تسلیم شدند و ایمان آوردند. فرعون آنها را به اعدام و قطع کردن دست‌ها و پاهایشان تهدید کرد. اما آنها به تهدید او توجهی نکردند و بر ایمانشان پایدار ماندند. و اما فرعون و سران قومش و پیروان آنها ایمان نیاوردند و همچنان در سرکشی خود سرگردان ماندند. بنابراین فرمود: (83) (﴿فَمَآ ءَامَنَ لِمُوسَىٰٓ إِلَّا ذُرِّيَّةٞ مِّن قَوۡمِهِۦ﴾) پس هیچ‌کس به موسی ایمان نیاورد مگر جوانانی از بنی‌اسرائیل. آنان وقتی که ایمان در دل‌هایشان جای گرفت، با ترس و هراس بردباری کردند. (﴿عَلَىٰ خَوۡفٖ مِّن فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيۡهِمۡ أَن يَفۡتِنَهُمۡۚ﴾) با ترس از فرعون و سرانشان که مبادا آنان را از دینشان برگردانند. (﴿وَإِنَّ فِرۡعَوۡنَ لَعَالٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و بی‌گمان فرعون قدرت و فرمانروایی گسترده‌ای داشت. پس شایسته است که آنها نیز از عذاب و هجوم فرعون بترسند. (﴿وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ﴾) و به ویژه او [= فرعون] در ستم و تجاوز از حد گذشته بود. و حکمت اینکه – خدا بهتر می‌داند – جز جوانانی از قوم موسی کسی به او ایمان نیاورد، این است که جوانان زودتر حق را می‌پذیرند، و زودتر از آن فرمان می‌برند، به خلاف پیرمردان و امثالشان که بر کفر پرورش یافته‌اند؛ زیرا آنها به خاطر عقاید فاسدی که در دل‌هایشان جای گرفته و ماندگار شده است، نسبت به دیگران از حق دورترند. (84) (﴿وَقَالَ مُوسَىٰ﴾) و موسی قومش را به بردباری توصیه کرد، و وسایلی را که در این امر به کمکشان می‌آید، به آنان تذکر داد و گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ إِن كُنتُمۡ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ﴾) ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‌اید، پس به مقتضای ایمان عمل کنید. (﴿فَعَلَيۡهِ تَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّسۡلِمِينَ﴾) به وی تکیه کنید، و به او پناه ببرید و از او یاری بجویید، اگر خود را به او تسلیم کرده‌اید. (85) (﴿فَقَالُواۡ﴾) آنها با فرمان بردن از این دستور گفتند: (﴿عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡنَا رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بر خدا توکل نمودیم. پروردگارا! ستمکاران را بر ما مسلط مگردان که ما را به فتنه مبتلا کنند و از دین برگردانند، یا ما را شکست دهند و با این کار دچار فتنه شوند و بگویند: اگر اینها بر حق بودند، شکست نمی‌خوردند. (86) (﴿وَنَجِّنَا بِرَحۡمَتِكَ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و ما را، به فضل و رحمت خود، از گروه کافران نجات بده، تا از شر آنها در امان بمانیم و آیین و قوانین دین را اقامه کنیم، بدون اینکه کسی با ما مخالفت و ستیزه‌جویی کند. (87) (﴿وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ﴾) و هنگامی که از جانب فرعون و قومش بر بنی اسرائیل سخت‌گیری شد و فرعون و قومش خواستند آنها را از دینشان برگردانند، به موسی و هارون وحی کردیم، (﴿أَن تَبَوَّءَا لِقَوۡمِكُمَا بِمِصۡرَ بُيُوتٗا﴾) قوم خود را دستور دهید که برای خود در مصر خانه درست کنند، تا بتوانند در آن پنهان شوند. (﴿وَٱجۡعَلُواۡ بُيُوتَكُمۡ قِبۡلَةٗ﴾) وچون شما نمی‌توانید در کلیساها و عبادتگاه‌های عمومی نماز بگزارید، خانه‌هایتان را محل برگزاری نماز قرار دهید. (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ زیرا نماز در همۀ کارهایتان به شما کمک می‌نماید. (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) ومؤمنان را به فرا رسیدن کمک خدا و پیروزی دینشان مژده بده. ﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾ زیرا به دنبال سختی، آسانی است؛ و با سختی، آسانی همراه است. و هرگاه اندوه شدت بگیرد و اوضاع و احوال وخیم شود، خداوند گشایش می‌آورد. پس وقتی موسی دید که فرعون و قومش سنگدلی می‌کنند و اعراض می‌نمایند، علیه آنها دعا کرد، و هارون بر دعایش آمین گفت. پس فرمود: (88) (﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ ءَاتَيۡتَ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَأَهُۥ زِينَةٗ﴾) پروردگارا! تو به فرعون و سران قومش در دنیا زینت و اموال فراوان داده ای که با آن خود را می‌آرایند ، زینت‌هایی از قبیل: زیورآلات و لباس‌ها و خانه‌های آراسته و سواری‌های خوب و خدمت‌گزاران.(﴿وَأَمۡوَٰلٗا﴾) و مال‌های زیاد و فراوانی، (﴿فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواۡ عَن سَبِيلِكَ﴾) در زندگانی دنیا به آنان داده‌ای، پروردگارا تا [مردم را] از راه تو گمراه سازند؛ یعنی از مال‌هایشان برای گمراه کردن مردم کمک می‌گیرند، پس هم خود گمراه می‌شوند و هم دیگران را گمراه می‌سازند. (﴿رَبَّنَا ٱطۡمِسۡ عَلَىٰٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ﴾) پروردگارا! مال‌هایشان را یا از بین ببر و یا آن را همچون سنگ بگردان که غیرقابل استفاده باشد. (﴿وَٱشۡدُدۡ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾) و بند [قسوت] را بر دل‌هایشان محکم کن، و آنها را سنگدل بگردان، (﴿فَلَا يُؤۡمِنُواۡ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾) تا ایمان نیاورند مگر آنکه به عذاب دردناک گرفتار آیند. موسی این را از روی خشم و عصبانیت گفت؛ چراکه بر ارتکاب حرام جرأت کردند، و بندگان خدا را فاسد گرداندند و از راه وی باز داشتند. چون موسی کاملاً می‌دانست که خداوند به زودی آنها را بر کارهایی که کرده اند با بستن دروازۀ ایمان به روی آنها مجازات خواهد کرد. (89) (﴿قَالَ﴾) خداوند متعال فرمود: (﴿قَدۡ أُجِيبَت دَّعۡوَتُكُمَا﴾) دعای شما پذیرفته شده است. از این آیه برمی‌آید که موسی دعا می‌کرد و هارون آمین می‌گفت. نیز از این آیه استنباط می‌شود کسی که آمین بگوید، در آن دعا شریک است. (﴿فَٱسۡتَقِيمَا﴾) پس بر دینتان پایداری کنید، و دعوت خود را ادامه بدهید، (﴿وَلَا تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و شما از راه نادانان گمراه که از راه راست منحرف گشته و راه‌های جهنم را در پیش گرفته‌اند، پیروی نکنید. (90) پس خداوند موسی را دستور داد تا شب هنگام بنی‌اسرائیل را با خود ببرد، و او را خبر داد که فرعونیان وی را دنبال خواهند کرد. و فرعون کسانی را به شهرها فرستاد که مردم را جمع کنند، و می‌گفتند:﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرۡذِمَةٞ قَلِيلُونَ وَإِنَّهُمۡ لَنَا لَغَآئِظُونَ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ﴾ همانا موسی و قومش گروه اندکی هستند، و آنها بر ما خشمگین بوده و ما همه آمادۀ [نبرد با آنان] هستیم. پس فرعون لشکریان دور و نزدیک خود را جمع کرد و بنی اسرائیل را دنبال نمود. ﴿بَغۡيٗا وَعَدۡوًا﴾ در حالی که بر موسی و قومش تجاوزگر بودند و در زمین سرکشی می‌کردند. و هرگاه تجاوز و گناه شدت بگیرد و ریشه بدواند، منتظر عقوبت و عذاب خدا باش. (﴿وَجَٰوَزۡنَا بِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡبَحۡرَ﴾) وقتی موسی به دریا رسید، خداوند به او وحی کرد که دریا را با عصایش بزند. پس او عصایش را به دریا زد، آنگاه دوازده راه در آن شکافته شد، و بنی اسرائیل در این راه‌ها حرکت کردند، و فرعون و لشکریانش به دنبال آنها به دریا زدند. وقتی موسی و قومش همه به طور کامل از دریا بیرون رفتند و فرعون ولشکریانش در آن داخل شدند، خداوند دریا را دستور داد و امواج آن از هر سو بر فرعون و لشکریانش تلاطم گرفت و آنها را غرق کرد، در حالی که بنی اسرائیل این منظرۀ هولناک را نگاه می‌کردند. وقتی که غرقاب فرعون را در بر گرفت و به هلاک شدن خودش یقین حاصل کرد، (﴿قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاۡ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی نیست مگر خدایی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند؛ و آن، خداوندِ معبودِ به حق است، کسی که هیچ معبود راستینی جز او نیست، (﴿وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و من از فرمانبرداران از دین خدا، و آنچه موسی آورده است می‌باشم. (91) خداوند متعال با بیان اینکه ایمان دراین حالت برای او فایده‌ای ندارد، فرمود: (﴿ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) آیا اکنون ایمان می‌آوری و به رسالت پیامبر خدا اقرار می‌کنی، (﴿وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ﴾) حال آنکه قبلاً با انجام گناهان و کفر و تکذیب به ستیز برخاسته بودی، (﴿وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و از تباهکاران بودی؟ پس ایمان به تو فایده‌ای نمی‌دهد، همان‌طور که شیوۀ الهی چنین است که وقتی کافران به حالت اضطرار برسند، ایمان آوردنشان به آنان سودی نمی‌دهد، چون ایمانشان ایمانی است ناشی از مشاهده و دیدن. همانند ایمان آوردن کسی که وارد قیامت می‌شود؛ زیرا ایمانی فایده می‌دهد، که به غیب باشد و صاحبش ندیده ایمان بیاورد. (92) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنۡ خَلۡفَكَ ءَايَةٗ﴾) مفسران گفته‌اند: از آنجا که فرعون در دل‌های بنی اسرائیل رعب و وحشت بزرگی داشت، انگار آنان غرق شدن وی را باور نکرده بودند و در آن شک داشتند. پس خداوند دریا را دستور داد تا جسد او را به مکان بلندی بیندازد تا برای آنان مایۀ عبرت و اندرز باشد. (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ عَنۡ ءَايَٰتِنَا لَغَٰفِلُونَ﴾) و بسیاری از مردم از ‎آیات ما بی‌خبرند. بنابراین نشانه‌های ما را مکرر می‌بینند، اما به خاطر توجه نکردن به آنها فایده نمی‌برند. اما کسی‌که عقل و قلبی بیدار دارد، آیات خدا را بزرگ‌ترین دلیل بر صحت آنچه پیامبران آورده‌اند، می‌داند. (93) (﴿وَلَقَدۡ بَوَّأۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مُبَوَّأَ صِدۡقٖ﴾) و بنی اسرائیل را در جایگاه خوب و پسندیده‌ای جای دادیم؛ یعنی خداوند آنها را در خانه‌های خاندان فرعون جای داد، و آنان را در سرزمین و دیار آنها جایگزین کرد. (﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾) و پاکیزه‌ها را به آنان روزی دادیم، از قبیل: خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و غیره. (﴿فَمَا ٱخۡتَلَفُواۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ﴾) پس در مورد حق با یکدیگر اختلاف نورزیدند مگر وقتی که دانش و آگاهی به آنان رسید؛ آگاهی و دانشی که می‌بایست اتحاد و یکپارچگی آنان را به دنبال داشته باشد، اما برخی بر برخی دیگر ستم کردند و بسیاری از آنان خواست‌ها و اهدافی داشتند که با حق مخالف بود. بنابراین در میان خود به اختلاف زیادی دچار شدند. (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) بی‌گمان پروردگارت روز قیامت دربارۀ چیزی که در آن اختلاف داشتند از روی حُکم دادگرانۀ خود که از علم تام و قدرت فراگیر وی نشأت می‌گیرد، در میان آنان داوری می‌کند. و اختلاف، مرض کشنده‌ای است که برای اهل دین صحیح پیش می‌آید؛ زیرا شیطان وقتی ناامید شد از اینکه بندگان از وی پیروی نمی‌نمایند و دین را به صورت کامل ترک نمی‌کنند، برای ایجاد اختلاف و انداختن حسد و دشمنی میان آنها تلاش می‌کند، پس این سبب بروز اختلاف می‌شود. سپس گمراه قلمداد کردن یکدیگر و دشمنی‌شان با یکدیگر، سبب رضایت و روشنی چشمان شیطان ملعون می‌گردد. آنان پروردگارشان یکی است، و پیامبرشان یکی است، و دینشان یکی است و منافع عمومی آنها یکی است ، پس چرا اختلاف می‌ورزند؟ چرا که اختلاف، همبستگی و اتحاد آنها را پراکنده می‌نماید و انسجام و نظام آنها را از هم می‌پاشد، و در نتیجه بسیاری از منافع دینی و دنیوی را از دست داده و بسیاری از امور دینی از بین می‌رود. بار خدایا! از تو می‌جوییم به لطفی که نسبت به بندگان مومن خویش داری، شکاف و از هم پاشیدگی آنان را باری دیگر پیوند ده، و انس و الفت را در میان آنان برقرار کن، ای پروردگار بزرگ و بخشنده!