Tafsir As-Saadi - Persian — الحجر 15:89 – النحل 16:103
Contents
- الحجر 15:89
- الحجر 15:90
- الحجر 15:91
- الحجر 15:92
- الحجر 15:93
- الحجر 15:94
- الحجر 15:95
- الحجر 15:96
- الحجر 15:97
- الحجر 15:98
- الحجر 15:99
- النحل 16:1
- النحل 16:2
- النحل 16:3
- النحل 16:4
- النحل 16:5
- النحل 16:6
- النحل 16:7
- النحل 16:8
- النحل 16:9
- النحل 16:10
- النحل 16:11
- النحل 16:12
- النحل 16:13
- النحل 16:14
- النحل 16:15
- النحل 16:16
- النحل 16:17
- النحل 16:18
- النحل 16:19
- النحل 16:20
- النحل 16:21
- النحل 16:22
- النحل 16:23
- النحل 16:24
- النحل 16:25
- النحل 16:26
- النحل 16:27
- النحل 16:28
- النحل 16:29
- النحل 16:30
- النحل 16:31
- النحل 16:32
- النحل 16:33
- النحل 16:34
- النحل 16:35
- النحل 16:36
- النحل 16:37
- النحل 16:38
- النحل 16:39
- النحل 16:40
- النحل 16:41
- النحل 16:42
- النحل 16:43
- النحل 16:44
- النحل 16:45
- النحل 16:46
- النحل 16:47
- النحل 16:48
- النحل 16:49
- النحل 16:50
- النحل 16:51
- النحل 16:52
- النحل 16:53
- النحل 16:54
- النحل 16:55
- النحل 16:56
- النحل 16:57
- النحل 16:58
- النحل 16:59
- النحل 16:60
- النحل 16:61
- النحل 16:62
- النحل 16:63
- النحل 16:64
- النحل 16:65
- النحل 16:66
- النحل 16:67
- النحل 16:68
- النحل 16:69
- النحل 16:70
- النحل 16:71
- النحل 16:72
- النحل 16:73
- النحل 16:74
- النحل 16:75
- النحل 16:76
- النحل 16:77
- النحل 16:78
- النحل 16:79
- النحل 16:80
- النحل 16:81
- النحل 16:82
- النحل 16:83
- النحل 16:84
- النحل 16:85
- النحل 16:86
- النحل 16:87
- النحل 16:88
- النحل 16:89
- النحل 16:90
- النحل 16:91
- النحل 16:92
- النحل 16:93
- النحل 16:94
- النحل 16:95
- النحل 16:96
- النحل 16:97
- النحل 16:98
- النحل 16:99
- النحل 16:100
- النحل 16:101
- النحل 16:102
- النحل 16:103
الحجر 15:89
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:90
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:91
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:92
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:93
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:94
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:95
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:96
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:97
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:98
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
الحجر 15:99
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران. وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو:«من بيم دهندۀ آشکارم». كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن.
(87) خداوند نعماتی را که به پیامبر داده است، یادآور شده و میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي﴾) ما «سبعالمثانی» را به تو دادهایم. طبق قول صحیح «سبعالمثانی» عبارت است از هفت سورۀ طولانی بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و توبه. یا اینکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آیه دارد. در این صورت (﴿وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ﴾) که بر آن عطف شده، از قبیلِ عطف عام بر خاص است. و دلیلِ اینکه آن هفت سوره را «المثانی» نامیدهاند، این است که در آنها مسایل توحید، علوم غیب و احکام مهم و بزرگ زیاد ذکر شده است. و توجیه نظریهای که میگوید: منظور از «سبع المثانی» سورۀ فاتحه میباشد این گونه است که سورۀ فاتحه، هفت آیه داشته و در هر رکعت تکرار میشود. خداوند «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ را به پیامبر داده است، و در حقیقت بهترین چیز را به او بخشیده است که سبقت جویندگان در آن با یکدیگر به مسابقه میپردازند و مایۀ شادی مومنان میشود.﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: «به فضل و رحمت الهی باید شاد شوند؛ و آن، بهتر از چیزهایی است که آنان جمع مینمایند» بنابراین پس از آن فرمود:
(88) (﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ﴾) به آنچه گروههایی از آنان را بهرهمند نمودهایم، چشم مدوز؛ یعنی ثروت و لذتهای دنیا که بزهکاران را از آن بهرهمند ساختهایم، و جاهلان فریب آن را خوردهاند، نباید تو را شگفت زده نماید، طوری که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبعالمثانی» و قرآن بزرگ که عطیۀ خداوند به تو میباشد، باید شما را بینیاز سازد.(﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و بر آنان غمگین مباش؛ زیرا هیچ خیر و نفعی از آنها انتظار نمیرود. اما خداوند مؤمنان را بهتو دادهاست که بهترین جایگزین برای آنها هستند. (﴿وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بالِ مهربانی خویش را، برای مؤمنان بگستران؛ یعنی با آنها نرمی و مهربانی کن، و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نیک با آنان رفتار کن.
(89) (﴿وَقُلۡ إِنِّيٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بگو: همانا من بیم دهندۀ آشکارم؛ یعنی وظیفۀ شما، رساندن پیام خدا به دور و نزدیک و به دوست و دشمن، و برحذر داشتن آنان است؛ و هرگاه چنین کردی، چیزی از حساب آنها بر تو نیست؛ و هیچ چیزی از حساب تو، بر آنها نمیباشد.
(90) (﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ﴾) همانطور که عذاب را بر کسانی فرو فرستادیم که ادعا میکردند آنچه آوردهای، باطل است؛ و تلاش میکردند مردم را از راه خدا باز دارند.
(91) (﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواۡ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ﴾) آنان که قرآن را به قسمتها و بخشها تقسیم کردند؛ و در آن، طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخی میگفتند جادو است، و برخی میگفتند فال و رمالی است، و برخی دیگر میگفتند ساخته و پرداختۀ [محمد] است، و دیگر سخنان کافران که قرآن را دروغ میانگاشتند، و آن را به باد انتقاد و ایراد میگرفتند تا مردم را از ایمان آوردن به آن باز دارند.
(92 - 93) (﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسَۡٔلَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و سوگند به پروردگارت از همگی کسانی که قرآن را مورد عیبجویی و انتقاد و تحریف و تبدیل قرار دادند، پرس وجو به عمل خواهیم آورد. (﴿عَمَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) از آنچه که میکردند. و این بزرگترین هشدار به آنان است تا از آنچه انجام میدهند، باز آیند.
(94) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند، و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است، آشکارا بیان نماید؛ و فرمان الهی را برای عموم مردم اعلان دارد؛ و هیچ مانعی نباید او را از بیان آشکار فرمان الهی باز دارد؛ و سخن و گفتههای بزهکاران، او را از انجام مسئولیت خطیری که بر دوش دارد، منصرف نماید. (﴿وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به آنان توجه نکن، و در برابر ناسزا گویی آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپرداز.
(95) (﴿إِنَّا كَفَيۡنَٰكَ ٱلۡمُسۡتَهۡزِءِينَ﴾) بدون شک ما، تو را از شر و مکر کسانی که پیام و رسالتت را به باد تمسخر میگیرند، مصون و محفوظ میداریم. و این، وعدۀ الهی به پیامبرش است که مسخرهکنندگان نمیتوانند زیانی به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذابها مجازات خواهد کرد، و پیامبر را از شرّ آنان در امان خواهد داشت. و خداوند چنین نمود؛ زیرا هرکس پیامبر و پیامش را به تمسخر گرفت، او را نابود نمود، وبه بدترین صورت شکست داد.
(96) سپس خداوند یکی دیگر از ویژگیهای آنها را بیان نمود، و آن اینکه همانگونه پیامبر را مسخره میکنند، خداوند را نیز خشمگین مینمایند: (﴿ٱلَّذِينَ يَجۡعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) کسانی که معبود دیگری را همراه با خدا قرار میدهند؛ در حالی که خداوند، پروردگار و آفرینندۀ آنان است.(﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها بدون شک وقتی به قیامت بازگردانده شوند، زشتی کارهایشان را خواهند دانست.
(97) (﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ﴾) و بدون شک ما میدانیم که از تکذیب و تمسخر آنان دلتنگ میشوی. پس ما توانایی آن را داریم که آنها را ریشه کن کرده، و هرچه زودتر به سزای اعمالشان برسانیم. اما خداوند به آنان مهلت میدهد، ولی آنها را فراموش نمینماید.
(98) پس تو ای محمد! (﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) خداوند را به کثرت یاد کن، و تسبیح و ستایش او را زیاد بگو، و نماز زیاد بخوان؛ زیرا این کار، به تو شرح صدر میدهد، و تو را بر انجام کارهایت کمک مینماید
(99) . (﴿وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ﴾) و در همۀ اوقات، از نزدیکی جستن به خدا و انجام انواع عبادتها استمداد بجوی. و پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را فرمان برد، و همواره به عبادت مشغول بود تا اینکه مرگ به سراغش آمد، و به ملکوت اعلی پیوست.
* * *
النحل 16:1
أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ فرمان خداوند در رسيده، پس در آن شتاب مکنيد. او پاک است و برتر از چيزهايي است که شريک او مي سازيد. يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ به ارادۀ خويش فرشتگان را همراه با وي بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل مي کند (تا اين پيام را به مردم برسانند) که جز من معبود بر حقي نيست. پس از من برپهيزيد و تقوا پيشه کنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال ـ در حالی که آنچه را وعده داده است، نزدیک؛ و وقوع آن را، محقق میداند ـ میفرماید: (﴿أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسۡتَعۡجِلُوهُ﴾) فرمان خداوند «قیامت» به زودی میآید، پس در آن شتاب نورزید؛ زیرا هرآنچه که میآید، نزدیک است. (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او پاک و برتر از انباز و شرکایی است که شریک وی میسازید. پاک است از اینکه شریک و فرزند و همسر و همتایی داشته باشد؛ و پاک است از دیگر چیزهایی که شایستۀ شکوهش نیست، یا با کمال او منافات داشته باشد.
(2) هنگامی که خویشتن را، از آنچه که مشرکان او را بدان توصیف مینمایند، مبرا ساخت، به بیان وحیی پرداخت که بر پیامبرانش نازل مینماید، و این امری است که موجب میشود در رابطه با بیان صفات کمالی که به خداوند نسبت داده میشوند، از او تبعیت نمود. پس فرمود: (﴿يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ﴾) فرشتگان را با وحی میفرستد که مایۀ حیات ارواح است، (﴿عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ﴾) بر هرکس از بندگانش، که صلاحیت به دوش کشیدن بار رسالت او را داشته باشد. و چکیده و محور دعوت همۀ پیامبران این است که، (﴿أَنۡ أَنذِرُوٓاۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠﴾) به مردم بیاموزند، هیچ معبود به حقی جز «الله» وجود ندارد؛ یعنی اساس دعوت پیامبران، شناخت خدا و یگانه دانستن او در صفات الوهیت است؛ و اینکه خداوند به یگانگی پرستش شود. و پروردگار متعال این مطلب را، در تمامی کتابهایش و توسط همۀ پیامبرانش، به صورت جدی تذکر داده است. و همۀ آیینها را، چنان تدوین نموده است که به سوی آن دعوت نمایند، و با مخالفانِ این طریقه، مبارزه کنند. سپس دلایل این امر را بیان نمود و فرمود:
النحل 16:2
أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ فرمان خداوند در رسيده، پس در آن شتاب مکنيد. او پاک است و برتر از چيزهايي است که شريک او مي سازيد. يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ به ارادۀ خويش فرشتگان را همراه با وي بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل مي کند (تا اين پيام را به مردم برسانند) که جز من معبود بر حقي نيست. پس از من برپهيزيد و تقوا پيشه کنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال ـ در حالی که آنچه را وعده داده است، نزدیک؛ و وقوع آن را، محقق میداند ـ میفرماید: (﴿أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسۡتَعۡجِلُوهُ﴾) فرمان خداوند «قیامت» به زودی میآید، پس در آن شتاب نورزید؛ زیرا هرآنچه که میآید، نزدیک است. (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او پاک و برتر از انباز و شرکایی است که شریک وی میسازید. پاک است از اینکه شریک و فرزند و همسر و همتایی داشته باشد؛ و پاک است از دیگر چیزهایی که شایستۀ شکوهش نیست، یا با کمال او منافات داشته باشد.
(2) هنگامی که خویشتن را، از آنچه که مشرکان او را بدان توصیف مینمایند، مبرا ساخت، به بیان وحیی پرداخت که بر پیامبرانش نازل مینماید، و این امری است که موجب میشود در رابطه با بیان صفات کمالی که به خداوند نسبت داده میشوند، از او تبعیت نمود. پس فرمود: (﴿يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ﴾) فرشتگان را با وحی میفرستد که مایۀ حیات ارواح است، (﴿عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ﴾) بر هرکس از بندگانش، که صلاحیت به دوش کشیدن بار رسالت او را داشته باشد. و چکیده و محور دعوت همۀ پیامبران این است که، (﴿أَنۡ أَنذِرُوٓاۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠﴾) به مردم بیاموزند، هیچ معبود به حقی جز «الله» وجود ندارد؛ یعنی اساس دعوت پیامبران، شناخت خدا و یگانه دانستن او در صفات الوهیت است؛ و اینکه خداوند به یگانگی پرستش شود. و پروردگار متعال این مطلب را، در تمامی کتابهایش و توسط همۀ پیامبرانش، به صورت جدی تذکر داده است. و همۀ آیینها را، چنان تدوین نموده است که به سوی آن دعوت نمایند، و با مخالفانِ این طریقه، مبارزه کنند. سپس دلایل این امر را بیان نمود و فرمود:
النحل 16:3
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است، واز آنها مي خوريد. وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد.
(3) این سوره، سورۀ نعمتها نامیده میشود؛ زیرا خداوند در آغاز آن، اصول و پایههای برخورداری از نعمتها را بیان نموده و در آخر نیز، مکمل نعمتها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرینش آسمانها و زمین، به عظمت آفرینندۀ آن و صفتهای کمالی که دارد، پی برده، و بدانند که او آسمانها و زمین را آفریده است تا بندگانش در آن سکنی گزیده و طبق آموزههای شریعت و رهنمودهای پیامبران، وی را پرستش نمایند. بنابراین خودش را از شرک مشرکان منزه قرارداد، و فرمود: (﴿تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او از شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است؛ زیرا او، معبود به حق و خدای راستین است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرینش آسمانها و زمین را بیان کرد، آنچه را که در زمین و آسمانها آفریده است نیز بیان نمود، و نخست از شریفترین و بهترینِ آنها آغاز کرد، و فرمود:
(4) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) انسان را از نطفهای آفرید، و او را پرورش داد تا تبدیل به انسان کاملی شد، و تمام اعضای ظاهری و باطنیاش کامل گردید، و او را از نعمتهای فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بهناگاه به خود مینازد و افتخار میکند. (﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾) احتمال دارد که معنیاش این باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش میشود و به او کفر میورزد و با پیامبرانش مجادله مینماید و آیات خدا را تکذیب میکند، و آفرینش نخستین، ونعمتهایی را که خداوند به او ارزانی نموده است، فراموش میکند، و از نعمتهایی که خداوند به او داده است، در راستای نافرمانی وی استفاده مینماید. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که خداوند انسان را از نطفه پدید آورده و او را همچنان از حالتی به حالتی دیگر در میآورد تا اینکه عاقل و سخنگو و دارای ذهن و فکر میگردد و مجادله و جر و بحث مینماید. پس انسان باید سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به این مرتبه از کمال و تعالی رسانیده است؛ مرتبهای که برای او ممکن نبود بدان دست یابد.
(5) (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَا﴾) وچهارپایان را برای شما، و به خاطر منافع و مصلحتهایتان آفریده است. از جمله منافعِ بزرگِ چهارپایان یکی این است که (﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ﴾) در آن، برای شما وسیلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن، برای خود لباس و رختخواب تهیه میکنید. (﴿وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾) و برایتان در آنها، بهرههای دیگری است و از گوشت آنها میخورید.
(6) (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ﴾) و برایتان در حرکت و سکون آنها، و هنگامی که به چرا میروند، و هنگام غروب که از صحرا باز میگردند، زیبایی است؛ و این زیبایی، عاید حیوانات نمیشود. به درستی که شما با آن، خود را میآرایید، همچنانکه بهوسیلۀ لباسها و اولاد و مالهایتان، خود را میآرایید، و از این کار به شگفتی در میافتید.
(7) (﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواۡ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِ﴾) و شما و بارهای سنگینتان را، به شهر وسرزمینی حمل میکنند که جز با رنج دادنِ فراوانِ خویشتن، به آن نمیرسیدید، اما خداوند آنها را برایتان رام کرد، پس برخی از این چهارپایان را سوار میشوید، و با برخی بارهایتان را حمل میکنید، تا خود را به شهرهای دور و سرزمینهای پهناور برسانید. (﴿إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است؛ زیرا آنچه را که بدان نیاز دارید، برایتان مسخر نموده است. پس آنگونه که شایستۀ شکوه وعظمت و گستردگیِ جود و احسانش است، او را ستایش میگوییم.
(8) (﴿وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗ﴾) و اسبها و قاطرها و الاغها را برایتان آفرید، ومسخّر شما نمود تا بر آنها سوار شوید، و زینتی باشند برایتان؛ یعنی گاهی از آنها برای سواری استفاده کنید، و گاهی برای زیبایی به کار گیرید. و نفرمود: تا از آنها برای خوردن استفاده کنید؛ زیرا خوردن الاغ و قاطر، حرام است. و اغلب از اسب، برای خوردن استفاده بهعمل نمیآید، و از ذبحِ آن نهی میشود، تا نسل آن منقرض نگردد. در صحیحین [مسلم و بخاری] آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم خوردن گوشت اسب را مجاز شمرده است. (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و برای حمل و نقل و طی کردن مسافتِ شما، چیزهایی میآفریند که نمیدانید. و آن عبارت از ابزار و وسایلی است که بعد از نزول قرآن آفریده شده است، و انسانها از آن برای حمل و نقل در دریا و خشکی و هوا استفاده مینمایند، و آنها را در راستای منافع و مصلحتهای خود به کار میگیرند. خداوند آن چیزها را به طور مشخص در کتاب خود نام نبرد؛ زیرا پروردگار فقط چیزهایی را در کتابش نام میبرد، که بندگان آنها را میشناسند. و یا مانند آن را دیده و میشناسند. اما چیزی که مشابه ندارد، چنانچه خداوند به ذکر آن در قرآن مبادرت میورزید، بندگان آن را نمیشناختند، و مرادِ آن را درک نمیکردند. بنابراین خداوند اصلی جامع را ذکر میکند که هر آنچه بندگان آن را میدانند و یا نمیدانند، در آن داخل میگردد. برای نمونه در قرآن از نعمات بهشت سخن رفته، و فقط از چیزهایی سخن به میان آمده است که ما آن و یا مشابهشرا میشناسیم، مانند خرما و انگور و انار. اما زیباترین چیزی که شبیه و مانندی برای آن نمییابیم، در فرمودۀ خداوند است: (﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ﴾) در آن دو [بهشت] از هر میوهای دو نوع وجود دارد. پس همچنین در اینجا سواریهایی را بیان کرد که ما آنها را میشناسیم، مانند اسب و قاطر و الاغ و شتر و کشتیها، اما بقیۀ سواریها را در این گفتۀ خویش خلاصه نمود: (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) . وقتی خداوند راه حسی را بیان کرد و فرمود: خداوند برای بندگانش سواریهایی از قبیل: شتر و غیره آفرید که مسافتها را با آن طی مینمایند، راه معنوی را نیز بیان کرد، که بندگانش را به او میرساند، و فرمود:
(9) (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ﴾) و بیان راه راست که نزدیکترین و کوتاه ترین راه است، و مردم را به خدا و به پاداش الهی میرساند، بر خداست. اما راهی که با «صراط مستقیم» مخالف باشد، عقیده و اعمال آدمی را به کژی و انحراف کشانده و انسان را از خدا بیگانه نموده، و به سرای بدبختی و شقاوت میرساند. پس هدایت یافتگان، به حکم خداوند، راه راست را در پیش گرفته؛ اما گمراهان از آن منحرف شده و به بیراهه میروند.(﴿وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و اگر میخواست، همۀ شما را هدایت میکرد. او به فضل و کرم خویش، برخی را هدایت نموده؛ و برخی دیگر را هدایت نکرده است. و این بر اساس حکمت و انصاف اوست.
النحل 16:4
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است، واز آنها مي خوريد. وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد.
(3) این سوره، سورۀ نعمتها نامیده میشود؛ زیرا خداوند در آغاز آن، اصول و پایههای برخورداری از نعمتها را بیان نموده و در آخر نیز، مکمل نعمتها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرینش آسمانها و زمین، به عظمت آفرینندۀ آن و صفتهای کمالی که دارد، پی برده، و بدانند که او آسمانها و زمین را آفریده است تا بندگانش در آن سکنی گزیده و طبق آموزههای شریعت و رهنمودهای پیامبران، وی را پرستش نمایند. بنابراین خودش را از شرک مشرکان منزه قرارداد، و فرمود: (﴿تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او از شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است؛ زیرا او، معبود به حق و خدای راستین است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرینش آسمانها و زمین را بیان کرد، آنچه را که در زمین و آسمانها آفریده است نیز بیان نمود، و نخست از شریفترین و بهترینِ آنها آغاز کرد، و فرمود:
(4) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) انسان را از نطفهای آفرید، و او را پرورش داد تا تبدیل به انسان کاملی شد، و تمام اعضای ظاهری و باطنیاش کامل گردید، و او را از نعمتهای فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بهناگاه به خود مینازد و افتخار میکند. (﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾) احتمال دارد که معنیاش این باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش میشود و به او کفر میورزد و با پیامبرانش مجادله مینماید و آیات خدا را تکذیب میکند، و آفرینش نخستین، ونعمتهایی را که خداوند به او ارزانی نموده است، فراموش میکند، و از نعمتهایی که خداوند به او داده است، در راستای نافرمانی وی استفاده مینماید. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که خداوند انسان را از نطفه پدید آورده و او را همچنان از حالتی به حالتی دیگر در میآورد تا اینکه عاقل و سخنگو و دارای ذهن و فکر میگردد و مجادله و جر و بحث مینماید. پس انسان باید سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به این مرتبه از کمال و تعالی رسانیده است؛ مرتبهای که برای او ممکن نبود بدان دست یابد.
(5) (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَا﴾) وچهارپایان را برای شما، و به خاطر منافع و مصلحتهایتان آفریده است. از جمله منافعِ بزرگِ چهارپایان یکی این است که (﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ﴾) در آن، برای شما وسیلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن، برای خود لباس و رختخواب تهیه میکنید. (﴿وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾) و برایتان در آنها، بهرههای دیگری است و از گوشت آنها میخورید.
(6) (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ﴾) و برایتان در حرکت و سکون آنها، و هنگامی که به چرا میروند، و هنگام غروب که از صحرا باز میگردند، زیبایی است؛ و این زیبایی، عاید حیوانات نمیشود. به درستی که شما با آن، خود را میآرایید، همچنانکه بهوسیلۀ لباسها و اولاد و مالهایتان، خود را میآرایید، و از این کار به شگفتی در میافتید.
(7) (﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواۡ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِ﴾) و شما و بارهای سنگینتان را، به شهر وسرزمینی حمل میکنند که جز با رنج دادنِ فراوانِ خویشتن، به آن نمیرسیدید، اما خداوند آنها را برایتان رام کرد، پس برخی از این چهارپایان را سوار میشوید، و با برخی بارهایتان را حمل میکنید، تا خود را به شهرهای دور و سرزمینهای پهناور برسانید. (﴿إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است؛ زیرا آنچه را که بدان نیاز دارید، برایتان مسخر نموده است. پس آنگونه که شایستۀ شکوه وعظمت و گستردگیِ جود و احسانش است، او را ستایش میگوییم.
(8) (﴿وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗ﴾) و اسبها و قاطرها و الاغها را برایتان آفرید، ومسخّر شما نمود تا بر آنها سوار شوید، و زینتی باشند برایتان؛ یعنی گاهی از آنها برای سواری استفاده کنید، و گاهی برای زیبایی به کار گیرید. و نفرمود: تا از آنها برای خوردن استفاده کنید؛ زیرا خوردن الاغ و قاطر، حرام است. و اغلب از اسب، برای خوردن استفاده بهعمل نمیآید، و از ذبحِ آن نهی میشود، تا نسل آن منقرض نگردد. در صحیحین [مسلم و بخاری] آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم خوردن گوشت اسب را مجاز شمرده است. (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و برای حمل و نقل و طی کردن مسافتِ شما، چیزهایی میآفریند که نمیدانید. و آن عبارت از ابزار و وسایلی است که بعد از نزول قرآن آفریده شده است، و انسانها از آن برای حمل و نقل در دریا و خشکی و هوا استفاده مینمایند، و آنها را در راستای منافع و مصلحتهای خود به کار میگیرند. خداوند آن چیزها را به طور مشخص در کتاب خود نام نبرد؛ زیرا پروردگار فقط چیزهایی را در کتابش نام میبرد، که بندگان آنها را میشناسند. و یا مانند آن را دیده و میشناسند. اما چیزی که مشابه ندارد، چنانچه خداوند به ذکر آن در قرآن مبادرت میورزید، بندگان آن را نمیشناختند، و مرادِ آن را درک نمیکردند. بنابراین خداوند اصلی جامع را ذکر میکند که هر آنچه بندگان آن را میدانند و یا نمیدانند، در آن داخل میگردد. برای نمونه در قرآن از نعمات بهشت سخن رفته، و فقط از چیزهایی سخن به میان آمده است که ما آن و یا مشابهشرا میشناسیم، مانند خرما و انگور و انار. اما زیباترین چیزی که شبیه و مانندی برای آن نمییابیم، در فرمودۀ خداوند است: (﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ﴾) در آن دو [بهشت] از هر میوهای دو نوع وجود دارد. پس همچنین در اینجا سواریهایی را بیان کرد که ما آنها را میشناسیم، مانند اسب و قاطر و الاغ و شتر و کشتیها، اما بقیۀ سواریها را در این گفتۀ خویش خلاصه نمود: (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) . وقتی خداوند راه حسی را بیان کرد و فرمود: خداوند برای بندگانش سواریهایی از قبیل: شتر و غیره آفرید که مسافتها را با آن طی مینمایند، راه معنوی را نیز بیان کرد، که بندگانش را به او میرساند، و فرمود:
(9) (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ﴾) و بیان راه راست که نزدیکترین و کوتاه ترین راه است، و مردم را به خدا و به پاداش الهی میرساند، بر خداست. اما راهی که با «صراط مستقیم» مخالف باشد، عقیده و اعمال آدمی را به کژی و انحراف کشانده و انسان را از خدا بیگانه نموده، و به سرای بدبختی و شقاوت میرساند. پس هدایت یافتگان، به حکم خداوند، راه راست را در پیش گرفته؛ اما گمراهان از آن منحرف شده و به بیراهه میروند.(﴿وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و اگر میخواست، همۀ شما را هدایت میکرد. او به فضل و کرم خویش، برخی را هدایت نموده؛ و برخی دیگر را هدایت نکرده است. و این بر اساس حکمت و انصاف اوست.
النحل 16:5
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است، واز آنها مي خوريد. وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد.
(3) این سوره، سورۀ نعمتها نامیده میشود؛ زیرا خداوند در آغاز آن، اصول و پایههای برخورداری از نعمتها را بیان نموده و در آخر نیز، مکمل نعمتها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرینش آسمانها و زمین، به عظمت آفرینندۀ آن و صفتهای کمالی که دارد، پی برده، و بدانند که او آسمانها و زمین را آفریده است تا بندگانش در آن سکنی گزیده و طبق آموزههای شریعت و رهنمودهای پیامبران، وی را پرستش نمایند. بنابراین خودش را از شرک مشرکان منزه قرارداد، و فرمود: (﴿تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او از شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است؛ زیرا او، معبود به حق و خدای راستین است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرینش آسمانها و زمین را بیان کرد، آنچه را که در زمین و آسمانها آفریده است نیز بیان نمود، و نخست از شریفترین و بهترینِ آنها آغاز کرد، و فرمود:
(4) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) انسان را از نطفهای آفرید، و او را پرورش داد تا تبدیل به انسان کاملی شد، و تمام اعضای ظاهری و باطنیاش کامل گردید، و او را از نعمتهای فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بهناگاه به خود مینازد و افتخار میکند. (﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾) احتمال دارد که معنیاش این باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش میشود و به او کفر میورزد و با پیامبرانش مجادله مینماید و آیات خدا را تکذیب میکند، و آفرینش نخستین، ونعمتهایی را که خداوند به او ارزانی نموده است، فراموش میکند، و از نعمتهایی که خداوند به او داده است، در راستای نافرمانی وی استفاده مینماید. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که خداوند انسان را از نطفه پدید آورده و او را همچنان از حالتی به حالتی دیگر در میآورد تا اینکه عاقل و سخنگو و دارای ذهن و فکر میگردد و مجادله و جر و بحث مینماید. پس انسان باید سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به این مرتبه از کمال و تعالی رسانیده است؛ مرتبهای که برای او ممکن نبود بدان دست یابد.
(5) (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَا﴾) وچهارپایان را برای شما، و به خاطر منافع و مصلحتهایتان آفریده است. از جمله منافعِ بزرگِ چهارپایان یکی این است که (﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ﴾) در آن، برای شما وسیلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن، برای خود لباس و رختخواب تهیه میکنید. (﴿وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾) و برایتان در آنها، بهرههای دیگری است و از گوشت آنها میخورید.
(6) (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ﴾) و برایتان در حرکت و سکون آنها، و هنگامی که به چرا میروند، و هنگام غروب که از صحرا باز میگردند، زیبایی است؛ و این زیبایی، عاید حیوانات نمیشود. به درستی که شما با آن، خود را میآرایید، همچنانکه بهوسیلۀ لباسها و اولاد و مالهایتان، خود را میآرایید، و از این کار به شگفتی در میافتید.
(7) (﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواۡ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِ﴾) و شما و بارهای سنگینتان را، به شهر وسرزمینی حمل میکنند که جز با رنج دادنِ فراوانِ خویشتن، به آن نمیرسیدید، اما خداوند آنها را برایتان رام کرد، پس برخی از این چهارپایان را سوار میشوید، و با برخی بارهایتان را حمل میکنید، تا خود را به شهرهای دور و سرزمینهای پهناور برسانید. (﴿إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است؛ زیرا آنچه را که بدان نیاز دارید، برایتان مسخر نموده است. پس آنگونه که شایستۀ شکوه وعظمت و گستردگیِ جود و احسانش است، او را ستایش میگوییم.
(8) (﴿وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗ﴾) و اسبها و قاطرها و الاغها را برایتان آفرید، ومسخّر شما نمود تا بر آنها سوار شوید، و زینتی باشند برایتان؛ یعنی گاهی از آنها برای سواری استفاده کنید، و گاهی برای زیبایی به کار گیرید. و نفرمود: تا از آنها برای خوردن استفاده کنید؛ زیرا خوردن الاغ و قاطر، حرام است. و اغلب از اسب، برای خوردن استفاده بهعمل نمیآید، و از ذبحِ آن نهی میشود، تا نسل آن منقرض نگردد. در صحیحین [مسلم و بخاری] آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم خوردن گوشت اسب را مجاز شمرده است. (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و برای حمل و نقل و طی کردن مسافتِ شما، چیزهایی میآفریند که نمیدانید. و آن عبارت از ابزار و وسایلی است که بعد از نزول قرآن آفریده شده است، و انسانها از آن برای حمل و نقل در دریا و خشکی و هوا استفاده مینمایند، و آنها را در راستای منافع و مصلحتهای خود به کار میگیرند. خداوند آن چیزها را به طور مشخص در کتاب خود نام نبرد؛ زیرا پروردگار فقط چیزهایی را در کتابش نام میبرد، که بندگان آنها را میشناسند. و یا مانند آن را دیده و میشناسند. اما چیزی که مشابه ندارد، چنانچه خداوند به ذکر آن در قرآن مبادرت میورزید، بندگان آن را نمیشناختند، و مرادِ آن را درک نمیکردند. بنابراین خداوند اصلی جامع را ذکر میکند که هر آنچه بندگان آن را میدانند و یا نمیدانند، در آن داخل میگردد. برای نمونه در قرآن از نعمات بهشت سخن رفته، و فقط از چیزهایی سخن به میان آمده است که ما آن و یا مشابهشرا میشناسیم، مانند خرما و انگور و انار. اما زیباترین چیزی که شبیه و مانندی برای آن نمییابیم، در فرمودۀ خداوند است: (﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ﴾) در آن دو [بهشت] از هر میوهای دو نوع وجود دارد. پس همچنین در اینجا سواریهایی را بیان کرد که ما آنها را میشناسیم، مانند اسب و قاطر و الاغ و شتر و کشتیها، اما بقیۀ سواریها را در این گفتۀ خویش خلاصه نمود: (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) . وقتی خداوند راه حسی را بیان کرد و فرمود: خداوند برای بندگانش سواریهایی از قبیل: شتر و غیره آفرید که مسافتها را با آن طی مینمایند، راه معنوی را نیز بیان کرد، که بندگانش را به او میرساند، و فرمود:
(9) (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ﴾) و بیان راه راست که نزدیکترین و کوتاه ترین راه است، و مردم را به خدا و به پاداش الهی میرساند، بر خداست. اما راهی که با «صراط مستقیم» مخالف باشد، عقیده و اعمال آدمی را به کژی و انحراف کشانده و انسان را از خدا بیگانه نموده، و به سرای بدبختی و شقاوت میرساند. پس هدایت یافتگان، به حکم خداوند، راه راست را در پیش گرفته؛ اما گمراهان از آن منحرف شده و به بیراهه میروند.(﴿وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و اگر میخواست، همۀ شما را هدایت میکرد. او به فضل و کرم خویش، برخی را هدایت نموده؛ و برخی دیگر را هدایت نکرده است. و این بر اساس حکمت و انصاف اوست.
النحل 16:6
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است، واز آنها مي خوريد. وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد.
(3) این سوره، سورۀ نعمتها نامیده میشود؛ زیرا خداوند در آغاز آن، اصول و پایههای برخورداری از نعمتها را بیان نموده و در آخر نیز، مکمل نعمتها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرینش آسمانها و زمین، به عظمت آفرینندۀ آن و صفتهای کمالی که دارد، پی برده، و بدانند که او آسمانها و زمین را آفریده است تا بندگانش در آن سکنی گزیده و طبق آموزههای شریعت و رهنمودهای پیامبران، وی را پرستش نمایند. بنابراین خودش را از شرک مشرکان منزه قرارداد، و فرمود: (﴿تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او از شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است؛ زیرا او، معبود به حق و خدای راستین است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرینش آسمانها و زمین را بیان کرد، آنچه را که در زمین و آسمانها آفریده است نیز بیان نمود، و نخست از شریفترین و بهترینِ آنها آغاز کرد، و فرمود:
(4) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) انسان را از نطفهای آفرید، و او را پرورش داد تا تبدیل به انسان کاملی شد، و تمام اعضای ظاهری و باطنیاش کامل گردید، و او را از نعمتهای فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بهناگاه به خود مینازد و افتخار میکند. (﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾) احتمال دارد که معنیاش این باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش میشود و به او کفر میورزد و با پیامبرانش مجادله مینماید و آیات خدا را تکذیب میکند، و آفرینش نخستین، ونعمتهایی را که خداوند به او ارزانی نموده است، فراموش میکند، و از نعمتهایی که خداوند به او داده است، در راستای نافرمانی وی استفاده مینماید. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که خداوند انسان را از نطفه پدید آورده و او را همچنان از حالتی به حالتی دیگر در میآورد تا اینکه عاقل و سخنگو و دارای ذهن و فکر میگردد و مجادله و جر و بحث مینماید. پس انسان باید سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به این مرتبه از کمال و تعالی رسانیده است؛ مرتبهای که برای او ممکن نبود بدان دست یابد.
(5) (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَا﴾) وچهارپایان را برای شما، و به خاطر منافع و مصلحتهایتان آفریده است. از جمله منافعِ بزرگِ چهارپایان یکی این است که (﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ﴾) در آن، برای شما وسیلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن، برای خود لباس و رختخواب تهیه میکنید. (﴿وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾) و برایتان در آنها، بهرههای دیگری است و از گوشت آنها میخورید.
(6) (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ﴾) و برایتان در حرکت و سکون آنها، و هنگامی که به چرا میروند، و هنگام غروب که از صحرا باز میگردند، زیبایی است؛ و این زیبایی، عاید حیوانات نمیشود. به درستی که شما با آن، خود را میآرایید، همچنانکه بهوسیلۀ لباسها و اولاد و مالهایتان، خود را میآرایید، و از این کار به شگفتی در میافتید.
(7) (﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواۡ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِ﴾) و شما و بارهای سنگینتان را، به شهر وسرزمینی حمل میکنند که جز با رنج دادنِ فراوانِ خویشتن، به آن نمیرسیدید، اما خداوند آنها را برایتان رام کرد، پس برخی از این چهارپایان را سوار میشوید، و با برخی بارهایتان را حمل میکنید، تا خود را به شهرهای دور و سرزمینهای پهناور برسانید. (﴿إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است؛ زیرا آنچه را که بدان نیاز دارید، برایتان مسخر نموده است. پس آنگونه که شایستۀ شکوه وعظمت و گستردگیِ جود و احسانش است، او را ستایش میگوییم.
(8) (﴿وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗ﴾) و اسبها و قاطرها و الاغها را برایتان آفرید، ومسخّر شما نمود تا بر آنها سوار شوید، و زینتی باشند برایتان؛ یعنی گاهی از آنها برای سواری استفاده کنید، و گاهی برای زیبایی به کار گیرید. و نفرمود: تا از آنها برای خوردن استفاده کنید؛ زیرا خوردن الاغ و قاطر، حرام است. و اغلب از اسب، برای خوردن استفاده بهعمل نمیآید، و از ذبحِ آن نهی میشود، تا نسل آن منقرض نگردد. در صحیحین [مسلم و بخاری] آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم خوردن گوشت اسب را مجاز شمرده است. (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و برای حمل و نقل و طی کردن مسافتِ شما، چیزهایی میآفریند که نمیدانید. و آن عبارت از ابزار و وسایلی است که بعد از نزول قرآن آفریده شده است، و انسانها از آن برای حمل و نقل در دریا و خشکی و هوا استفاده مینمایند، و آنها را در راستای منافع و مصلحتهای خود به کار میگیرند. خداوند آن چیزها را به طور مشخص در کتاب خود نام نبرد؛ زیرا پروردگار فقط چیزهایی را در کتابش نام میبرد، که بندگان آنها را میشناسند. و یا مانند آن را دیده و میشناسند. اما چیزی که مشابه ندارد، چنانچه خداوند به ذکر آن در قرآن مبادرت میورزید، بندگان آن را نمیشناختند، و مرادِ آن را درک نمیکردند. بنابراین خداوند اصلی جامع را ذکر میکند که هر آنچه بندگان آن را میدانند و یا نمیدانند، در آن داخل میگردد. برای نمونه در قرآن از نعمات بهشت سخن رفته، و فقط از چیزهایی سخن به میان آمده است که ما آن و یا مشابهشرا میشناسیم، مانند خرما و انگور و انار. اما زیباترین چیزی که شبیه و مانندی برای آن نمییابیم، در فرمودۀ خداوند است: (﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ﴾) در آن دو [بهشت] از هر میوهای دو نوع وجود دارد. پس همچنین در اینجا سواریهایی را بیان کرد که ما آنها را میشناسیم، مانند اسب و قاطر و الاغ و شتر و کشتیها، اما بقیۀ سواریها را در این گفتۀ خویش خلاصه نمود: (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) . وقتی خداوند راه حسی را بیان کرد و فرمود: خداوند برای بندگانش سواریهایی از قبیل: شتر و غیره آفرید که مسافتها را با آن طی مینمایند، راه معنوی را نیز بیان کرد، که بندگانش را به او میرساند، و فرمود:
(9) (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ﴾) و بیان راه راست که نزدیکترین و کوتاه ترین راه است، و مردم را به خدا و به پاداش الهی میرساند، بر خداست. اما راهی که با «صراط مستقیم» مخالف باشد، عقیده و اعمال آدمی را به کژی و انحراف کشانده و انسان را از خدا بیگانه نموده، و به سرای بدبختی و شقاوت میرساند. پس هدایت یافتگان، به حکم خداوند، راه راست را در پیش گرفته؛ اما گمراهان از آن منحرف شده و به بیراهه میروند.(﴿وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و اگر میخواست، همۀ شما را هدایت میکرد. او به فضل و کرم خویش، برخی را هدایت نموده؛ و برخی دیگر را هدایت نکرده است. و این بر اساس حکمت و انصاف اوست.
النحل 16:7
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است، واز آنها مي خوريد. وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد.
(3) این سوره، سورۀ نعمتها نامیده میشود؛ زیرا خداوند در آغاز آن، اصول و پایههای برخورداری از نعمتها را بیان نموده و در آخر نیز، مکمل نعمتها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرینش آسمانها و زمین، به عظمت آفرینندۀ آن و صفتهای کمالی که دارد، پی برده، و بدانند که او آسمانها و زمین را آفریده است تا بندگانش در آن سکنی گزیده و طبق آموزههای شریعت و رهنمودهای پیامبران، وی را پرستش نمایند. بنابراین خودش را از شرک مشرکان منزه قرارداد، و فرمود: (﴿تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او از شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است؛ زیرا او، معبود به حق و خدای راستین است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرینش آسمانها و زمین را بیان کرد، آنچه را که در زمین و آسمانها آفریده است نیز بیان نمود، و نخست از شریفترین و بهترینِ آنها آغاز کرد، و فرمود:
(4) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) انسان را از نطفهای آفرید، و او را پرورش داد تا تبدیل به انسان کاملی شد، و تمام اعضای ظاهری و باطنیاش کامل گردید، و او را از نعمتهای فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بهناگاه به خود مینازد و افتخار میکند. (﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾) احتمال دارد که معنیاش این باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش میشود و به او کفر میورزد و با پیامبرانش مجادله مینماید و آیات خدا را تکذیب میکند، و آفرینش نخستین، ونعمتهایی را که خداوند به او ارزانی نموده است، فراموش میکند، و از نعمتهایی که خداوند به او داده است، در راستای نافرمانی وی استفاده مینماید. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که خداوند انسان را از نطفه پدید آورده و او را همچنان از حالتی به حالتی دیگر در میآورد تا اینکه عاقل و سخنگو و دارای ذهن و فکر میگردد و مجادله و جر و بحث مینماید. پس انسان باید سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به این مرتبه از کمال و تعالی رسانیده است؛ مرتبهای که برای او ممکن نبود بدان دست یابد.
(5) (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَا﴾) وچهارپایان را برای شما، و به خاطر منافع و مصلحتهایتان آفریده است. از جمله منافعِ بزرگِ چهارپایان یکی این است که (﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ﴾) در آن، برای شما وسیلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن، برای خود لباس و رختخواب تهیه میکنید. (﴿وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾) و برایتان در آنها، بهرههای دیگری است و از گوشت آنها میخورید.
(6) (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ﴾) و برایتان در حرکت و سکون آنها، و هنگامی که به چرا میروند، و هنگام غروب که از صحرا باز میگردند، زیبایی است؛ و این زیبایی، عاید حیوانات نمیشود. به درستی که شما با آن، خود را میآرایید، همچنانکه بهوسیلۀ لباسها و اولاد و مالهایتان، خود را میآرایید، و از این کار به شگفتی در میافتید.
(7) (﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواۡ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِ﴾) و شما و بارهای سنگینتان را، به شهر وسرزمینی حمل میکنند که جز با رنج دادنِ فراوانِ خویشتن، به آن نمیرسیدید، اما خداوند آنها را برایتان رام کرد، پس برخی از این چهارپایان را سوار میشوید، و با برخی بارهایتان را حمل میکنید، تا خود را به شهرهای دور و سرزمینهای پهناور برسانید. (﴿إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است؛ زیرا آنچه را که بدان نیاز دارید، برایتان مسخر نموده است. پس آنگونه که شایستۀ شکوه وعظمت و گستردگیِ جود و احسانش است، او را ستایش میگوییم.
(8) (﴿وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗ﴾) و اسبها و قاطرها و الاغها را برایتان آفرید، ومسخّر شما نمود تا بر آنها سوار شوید، و زینتی باشند برایتان؛ یعنی گاهی از آنها برای سواری استفاده کنید، و گاهی برای زیبایی به کار گیرید. و نفرمود: تا از آنها برای خوردن استفاده کنید؛ زیرا خوردن الاغ و قاطر، حرام است. و اغلب از اسب، برای خوردن استفاده بهعمل نمیآید، و از ذبحِ آن نهی میشود، تا نسل آن منقرض نگردد. در صحیحین [مسلم و بخاری] آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم خوردن گوشت اسب را مجاز شمرده است. (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و برای حمل و نقل و طی کردن مسافتِ شما، چیزهایی میآفریند که نمیدانید. و آن عبارت از ابزار و وسایلی است که بعد از نزول قرآن آفریده شده است، و انسانها از آن برای حمل و نقل در دریا و خشکی و هوا استفاده مینمایند، و آنها را در راستای منافع و مصلحتهای خود به کار میگیرند. خداوند آن چیزها را به طور مشخص در کتاب خود نام نبرد؛ زیرا پروردگار فقط چیزهایی را در کتابش نام میبرد، که بندگان آنها را میشناسند. و یا مانند آن را دیده و میشناسند. اما چیزی که مشابه ندارد، چنانچه خداوند به ذکر آن در قرآن مبادرت میورزید، بندگان آن را نمیشناختند، و مرادِ آن را درک نمیکردند. بنابراین خداوند اصلی جامع را ذکر میکند که هر آنچه بندگان آن را میدانند و یا نمیدانند، در آن داخل میگردد. برای نمونه در قرآن از نعمات بهشت سخن رفته، و فقط از چیزهایی سخن به میان آمده است که ما آن و یا مشابهشرا میشناسیم، مانند خرما و انگور و انار. اما زیباترین چیزی که شبیه و مانندی برای آن نمییابیم، در فرمودۀ خداوند است: (﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ﴾) در آن دو [بهشت] از هر میوهای دو نوع وجود دارد. پس همچنین در اینجا سواریهایی را بیان کرد که ما آنها را میشناسیم، مانند اسب و قاطر و الاغ و شتر و کشتیها، اما بقیۀ سواریها را در این گفتۀ خویش خلاصه نمود: (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) . وقتی خداوند راه حسی را بیان کرد و فرمود: خداوند برای بندگانش سواریهایی از قبیل: شتر و غیره آفرید که مسافتها را با آن طی مینمایند، راه معنوی را نیز بیان کرد، که بندگانش را به او میرساند، و فرمود:
(9) (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ﴾) و بیان راه راست که نزدیکترین و کوتاه ترین راه است، و مردم را به خدا و به پاداش الهی میرساند، بر خداست. اما راهی که با «صراط مستقیم» مخالف باشد، عقیده و اعمال آدمی را به کژی و انحراف کشانده و انسان را از خدا بیگانه نموده، و به سرای بدبختی و شقاوت میرساند. پس هدایت یافتگان، به حکم خداوند، راه راست را در پیش گرفته؛ اما گمراهان از آن منحرف شده و به بیراهه میروند.(﴿وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و اگر میخواست، همۀ شما را هدایت میکرد. او به فضل و کرم خویش، برخی را هدایت نموده؛ و برخی دیگر را هدایت نکرده است. و این بر اساس حکمت و انصاف اوست.
النحل 16:8
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است، واز آنها مي خوريد. وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد.
(3) این سوره، سورۀ نعمتها نامیده میشود؛ زیرا خداوند در آغاز آن، اصول و پایههای برخورداری از نعمتها را بیان نموده و در آخر نیز، مکمل نعمتها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرینش آسمانها و زمین، به عظمت آفرینندۀ آن و صفتهای کمالی که دارد، پی برده، و بدانند که او آسمانها و زمین را آفریده است تا بندگانش در آن سکنی گزیده و طبق آموزههای شریعت و رهنمودهای پیامبران، وی را پرستش نمایند. بنابراین خودش را از شرک مشرکان منزه قرارداد، و فرمود: (﴿تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او از شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است؛ زیرا او، معبود به حق و خدای راستین است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرینش آسمانها و زمین را بیان کرد، آنچه را که در زمین و آسمانها آفریده است نیز بیان نمود، و نخست از شریفترین و بهترینِ آنها آغاز کرد، و فرمود:
(4) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) انسان را از نطفهای آفرید، و او را پرورش داد تا تبدیل به انسان کاملی شد، و تمام اعضای ظاهری و باطنیاش کامل گردید، و او را از نعمتهای فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بهناگاه به خود مینازد و افتخار میکند. (﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾) احتمال دارد که معنیاش این باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش میشود و به او کفر میورزد و با پیامبرانش مجادله مینماید و آیات خدا را تکذیب میکند، و آفرینش نخستین، ونعمتهایی را که خداوند به او ارزانی نموده است، فراموش میکند، و از نعمتهایی که خداوند به او داده است، در راستای نافرمانی وی استفاده مینماید. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که خداوند انسان را از نطفه پدید آورده و او را همچنان از حالتی به حالتی دیگر در میآورد تا اینکه عاقل و سخنگو و دارای ذهن و فکر میگردد و مجادله و جر و بحث مینماید. پس انسان باید سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به این مرتبه از کمال و تعالی رسانیده است؛ مرتبهای که برای او ممکن نبود بدان دست یابد.
(5) (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَا﴾) وچهارپایان را برای شما، و به خاطر منافع و مصلحتهایتان آفریده است. از جمله منافعِ بزرگِ چهارپایان یکی این است که (﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ﴾) در آن، برای شما وسیلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن، برای خود لباس و رختخواب تهیه میکنید. (﴿وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾) و برایتان در آنها، بهرههای دیگری است و از گوشت آنها میخورید.
(6) (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ﴾) و برایتان در حرکت و سکون آنها، و هنگامی که به چرا میروند، و هنگام غروب که از صحرا باز میگردند، زیبایی است؛ و این زیبایی، عاید حیوانات نمیشود. به درستی که شما با آن، خود را میآرایید، همچنانکه بهوسیلۀ لباسها و اولاد و مالهایتان، خود را میآرایید، و از این کار به شگفتی در میافتید.
(7) (﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواۡ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِ﴾) و شما و بارهای سنگینتان را، به شهر وسرزمینی حمل میکنند که جز با رنج دادنِ فراوانِ خویشتن، به آن نمیرسیدید، اما خداوند آنها را برایتان رام کرد، پس برخی از این چهارپایان را سوار میشوید، و با برخی بارهایتان را حمل میکنید، تا خود را به شهرهای دور و سرزمینهای پهناور برسانید. (﴿إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است؛ زیرا آنچه را که بدان نیاز دارید، برایتان مسخر نموده است. پس آنگونه که شایستۀ شکوه وعظمت و گستردگیِ جود و احسانش است، او را ستایش میگوییم.
(8) (﴿وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗ﴾) و اسبها و قاطرها و الاغها را برایتان آفرید، ومسخّر شما نمود تا بر آنها سوار شوید، و زینتی باشند برایتان؛ یعنی گاهی از آنها برای سواری استفاده کنید، و گاهی برای زیبایی به کار گیرید. و نفرمود: تا از آنها برای خوردن استفاده کنید؛ زیرا خوردن الاغ و قاطر، حرام است. و اغلب از اسب، برای خوردن استفاده بهعمل نمیآید، و از ذبحِ آن نهی میشود، تا نسل آن منقرض نگردد. در صحیحین [مسلم و بخاری] آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم خوردن گوشت اسب را مجاز شمرده است. (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و برای حمل و نقل و طی کردن مسافتِ شما، چیزهایی میآفریند که نمیدانید. و آن عبارت از ابزار و وسایلی است که بعد از نزول قرآن آفریده شده است، و انسانها از آن برای حمل و نقل در دریا و خشکی و هوا استفاده مینمایند، و آنها را در راستای منافع و مصلحتهای خود به کار میگیرند. خداوند آن چیزها را به طور مشخص در کتاب خود نام نبرد؛ زیرا پروردگار فقط چیزهایی را در کتابش نام میبرد، که بندگان آنها را میشناسند. و یا مانند آن را دیده و میشناسند. اما چیزی که مشابه ندارد، چنانچه خداوند به ذکر آن در قرآن مبادرت میورزید، بندگان آن را نمیشناختند، و مرادِ آن را درک نمیکردند. بنابراین خداوند اصلی جامع را ذکر میکند که هر آنچه بندگان آن را میدانند و یا نمیدانند، در آن داخل میگردد. برای نمونه در قرآن از نعمات بهشت سخن رفته، و فقط از چیزهایی سخن به میان آمده است که ما آن و یا مشابهشرا میشناسیم، مانند خرما و انگور و انار. اما زیباترین چیزی که شبیه و مانندی برای آن نمییابیم، در فرمودۀ خداوند است: (﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ﴾) در آن دو [بهشت] از هر میوهای دو نوع وجود دارد. پس همچنین در اینجا سواریهایی را بیان کرد که ما آنها را میشناسیم، مانند اسب و قاطر و الاغ و شتر و کشتیها، اما بقیۀ سواریها را در این گفتۀ خویش خلاصه نمود: (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) . وقتی خداوند راه حسی را بیان کرد و فرمود: خداوند برای بندگانش سواریهایی از قبیل: شتر و غیره آفرید که مسافتها را با آن طی مینمایند، راه معنوی را نیز بیان کرد، که بندگانش را به او میرساند، و فرمود:
(9) (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ﴾) و بیان راه راست که نزدیکترین و کوتاه ترین راه است، و مردم را به خدا و به پاداش الهی میرساند، بر خداست. اما راهی که با «صراط مستقیم» مخالف باشد، عقیده و اعمال آدمی را به کژی و انحراف کشانده و انسان را از خدا بیگانه نموده، و به سرای بدبختی و شقاوت میرساند. پس هدایت یافتگان، به حکم خداوند، راه راست را در پیش گرفته؛ اما گمراهان از آن منحرف شده و به بیراهه میروند.(﴿وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و اگر میخواست، همۀ شما را هدایت میکرد. او به فضل و کرم خویش، برخی را هدایت نموده؛ و برخی دیگر را هدایت نکرده است. و این بر اساس حکمت و انصاف اوست.
النحل 16:9
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است، واز آنها مي خوريد. وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد.
(3) این سوره، سورۀ نعمتها نامیده میشود؛ زیرا خداوند در آغاز آن، اصول و پایههای برخورداری از نعمتها را بیان نموده و در آخر نیز، مکمل نعمتها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرینش آسمانها و زمین، به عظمت آفرینندۀ آن و صفتهای کمالی که دارد، پی برده، و بدانند که او آسمانها و زمین را آفریده است تا بندگانش در آن سکنی گزیده و طبق آموزههای شریعت و رهنمودهای پیامبران، وی را پرستش نمایند. بنابراین خودش را از شرک مشرکان منزه قرارداد، و فرمود: (﴿تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) او از شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است؛ زیرا او، معبود به حق و خدای راستین است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرینش آسمانها و زمین را بیان کرد، آنچه را که در زمین و آسمانها آفریده است نیز بیان نمود، و نخست از شریفترین و بهترینِ آنها آغاز کرد، و فرمود:
(4) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) انسان را از نطفهای آفرید، و او را پرورش داد تا تبدیل به انسان کاملی شد، و تمام اعضای ظاهری و باطنیاش کامل گردید، و او را از نعمتهای فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بهناگاه به خود مینازد و افتخار میکند. (﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾) احتمال دارد که معنیاش این باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش میشود و به او کفر میورزد و با پیامبرانش مجادله مینماید و آیات خدا را تکذیب میکند، و آفرینش نخستین، ونعمتهایی را که خداوند به او ارزانی نموده است، فراموش میکند، و از نعمتهایی که خداوند به او داده است، در راستای نافرمانی وی استفاده مینماید. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که خداوند انسان را از نطفه پدید آورده و او را همچنان از حالتی به حالتی دیگر در میآورد تا اینکه عاقل و سخنگو و دارای ذهن و فکر میگردد و مجادله و جر و بحث مینماید. پس انسان باید سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به این مرتبه از کمال و تعالی رسانیده است؛ مرتبهای که برای او ممکن نبود بدان دست یابد.
(5) (﴿وَٱلۡأَنۡعَٰمَ خَلَقَهَا﴾) وچهارپایان را برای شما، و به خاطر منافع و مصلحتهایتان آفریده است. از جمله منافعِ بزرگِ چهارپایان یکی این است که (﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ﴾) در آن، برای شما وسیلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن، برای خود لباس و رختخواب تهیه میکنید. (﴿وَمَنَٰفِعُ وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾) و برایتان در آنها، بهرههای دیگری است و از گوشت آنها میخورید.
(6) (﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ﴾) و برایتان در حرکت و سکون آنها، و هنگامی که به چرا میروند، و هنگام غروب که از صحرا باز میگردند، زیبایی است؛ و این زیبایی، عاید حیوانات نمیشود. به درستی که شما با آن، خود را میآرایید، همچنانکه بهوسیلۀ لباسها و اولاد و مالهایتان، خود را میآرایید، و از این کار به شگفتی در میافتید.
(7) (﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواۡ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِ﴾) و شما و بارهای سنگینتان را، به شهر وسرزمینی حمل میکنند که جز با رنج دادنِ فراوانِ خویشتن، به آن نمیرسیدید، اما خداوند آنها را برایتان رام کرد، پس برخی از این چهارپایان را سوار میشوید، و با برخی بارهایتان را حمل میکنید، تا خود را به شهرهای دور و سرزمینهای پهناور برسانید. (﴿إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان پروردگارتان رئوف و مهربان است؛ زیرا آنچه را که بدان نیاز دارید، برایتان مسخر نموده است. پس آنگونه که شایستۀ شکوه وعظمت و گستردگیِ جود و احسانش است، او را ستایش میگوییم.
(8) (﴿وَٱلۡخَيۡلَ وَٱلۡبِغَالَ وَٱلۡحَمِيرَ لِتَرۡكَبُوهَا وَزِينَةٗ﴾) و اسبها و قاطرها و الاغها را برایتان آفرید، ومسخّر شما نمود تا بر آنها سوار شوید، و زینتی باشند برایتان؛ یعنی گاهی از آنها برای سواری استفاده کنید، و گاهی برای زیبایی به کار گیرید. و نفرمود: تا از آنها برای خوردن استفاده کنید؛ زیرا خوردن الاغ و قاطر، حرام است. و اغلب از اسب، برای خوردن استفاده بهعمل نمیآید، و از ذبحِ آن نهی میشود، تا نسل آن منقرض نگردد. در صحیحین [مسلم و بخاری] آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم خوردن گوشت اسب را مجاز شمرده است. (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و برای حمل و نقل و طی کردن مسافتِ شما، چیزهایی میآفریند که نمیدانید. و آن عبارت از ابزار و وسایلی است که بعد از نزول قرآن آفریده شده است، و انسانها از آن برای حمل و نقل در دریا و خشکی و هوا استفاده مینمایند، و آنها را در راستای منافع و مصلحتهای خود به کار میگیرند. خداوند آن چیزها را به طور مشخص در کتاب خود نام نبرد؛ زیرا پروردگار فقط چیزهایی را در کتابش نام میبرد، که بندگان آنها را میشناسند. و یا مانند آن را دیده و میشناسند. اما چیزی که مشابه ندارد، چنانچه خداوند به ذکر آن در قرآن مبادرت میورزید، بندگان آن را نمیشناختند، و مرادِ آن را درک نمیکردند. بنابراین خداوند اصلی جامع را ذکر میکند که هر آنچه بندگان آن را میدانند و یا نمیدانند، در آن داخل میگردد. برای نمونه در قرآن از نعمات بهشت سخن رفته، و فقط از چیزهایی سخن به میان آمده است که ما آن و یا مشابهشرا میشناسیم، مانند خرما و انگور و انار. اما زیباترین چیزی که شبیه و مانندی برای آن نمییابیم، در فرمودۀ خداوند است: (﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ﴾) در آن دو [بهشت] از هر میوهای دو نوع وجود دارد. پس همچنین در اینجا سواریهایی را بیان کرد که ما آنها را میشناسیم، مانند اسب و قاطر و الاغ و شتر و کشتیها، اما بقیۀ سواریها را در این گفتۀ خویش خلاصه نمود: (﴿وَيَخۡلُقُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) . وقتی خداوند راه حسی را بیان کرد و فرمود: خداوند برای بندگانش سواریهایی از قبیل: شتر و غیره آفرید که مسافتها را با آن طی مینمایند، راه معنوی را نیز بیان کرد، که بندگانش را به او میرساند، و فرمود:
(9) (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ﴾) و بیان راه راست که نزدیکترین و کوتاه ترین راه است، و مردم را به خدا و به پاداش الهی میرساند، بر خداست. اما راهی که با «صراط مستقیم» مخالف باشد، عقیده و اعمال آدمی را به کژی و انحراف کشانده و انسان را از خدا بیگانه نموده، و به سرای بدبختی و شقاوت میرساند. پس هدایت یافتگان، به حکم خداوند، راه راست را در پیش گرفته؛ اما گمراهان از آن منحرف شده و به بیراهه میروند.(﴿وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و اگر میخواست، همۀ شما را هدایت میکرد. او به فضل و کرم خویش، برخی را هدایت نموده؛ و برخی دیگر را هدایت نکرده است. و این بر اساس حکمت و انصاف اوست.
النحل 16:10
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ او کسي است که از آسمانها آبي برايتان فرو فرستاده است که از آن مي نوشيد و به سبب آن درختان و گياهان مي رويند (و) حيوانات خود را در آنجا مي چرانيد. يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ خداوند به وسيلۀ آن، کشت و زيتون و خرما و انگور از همه نوع ميوه مي روياند، بي گمان در اين نشانۀ روشني است براي کساني که انديشه مي کنند .
(10 - 11) خداوند با این آیه، انسان را از عظمت و قدرت خویش آگاه ساخته، و او را به اندیشیدن تشویق مینماید، چون آیه را با (﴿لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) به پایان رساند؛ یعنی برای کسانی مایۀ عبرت است که کمال قدرت خدا را با چشم سر ملاحظه میکنند؛ چرا که این آب را، از ابر سبک و لطیف فرو فرستاده، و دراین ابر، آب فراوانی قرار داده است که انسانها از آن مینوشند، و حیواناتشان را از آن سیراب میکنند، و کشتزارهای خود را با آن آبیاری مینمایند، و آنگاه میوههای زیاد و نعمتهای فراوانی به بار میآورند.
النحل 16:11
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ او کسي است که از آسمانها آبي برايتان فرو فرستاده است که از آن مي نوشيد و به سبب آن درختان و گياهان مي رويند (و) حيوانات خود را در آنجا مي چرانيد. يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ خداوند به وسيلۀ آن، کشت و زيتون و خرما و انگور از همه نوع ميوه مي روياند، بي گمان در اين نشانۀ روشني است براي کساني که انديشه مي کنند .
(10 - 11) خداوند با این آیه، انسان را از عظمت و قدرت خویش آگاه ساخته، و او را به اندیشیدن تشویق مینماید، چون آیه را با (﴿لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) به پایان رساند؛ یعنی برای کسانی مایۀ عبرت است که کمال قدرت خدا را با چشم سر ملاحظه میکنند؛ چرا که این آب را، از ابر سبک و لطیف فرو فرستاده، و دراین ابر، آب فراوانی قرار داده است که انسانها از آن مینوشند، و حیواناتشان را از آن سیراب میکنند، و کشتزارهای خود را با آن آبیاری مینمایند، و آنگاه میوههای زیاد و نعمتهای فراوانی به بار میآورند.
النحل 16:12
وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و شب و روز و خورشيد و ماه را برايتان رام کرد و ستارگان به فرمان او مسخر شده اند. بي گمان در اين کار براي گروهي که خرد مي ورزند عبرتهاي فراواني است.
(12) این چیزها را، برای منافع و مصالح شما مسخر نموده است، به صورتی که هرگز نمیتوانید از اینها بینیاز باشید؛ در شب، آرام میگیرید و میخوابید و استراحت مینمایید؛ و در روز، به دنبال زندگیتان و منافع دینی و دنیوی خود این سو و آن سو میروید؛ و خورشید و ماه، مایه روشنایی و رشد و نمو درختان و میوهها و گیاهان وخشک شدن رطوبت و دور شدن سرما است که برای زمین و بدن مضر است. همچنانکه خورشید و ماه، نیازهای دیگری را نیز برطرف میکنند؛ ستارگان نیز، باعث زینت و زیبایی آسمان میباشند، و آدمی در پرتو آنها در تاریکیهای دریا راهیاب میشود، و اوقات و حساب زمان به وسیلۀ آنان معلوم میگردد، و فوائد و راهنماییهای گوناگون دیگری نیز دارند. بنابراین خداوند آن فواید را جمع بندی نمود و فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) بیگمان در این امر، برای گروهی که خرد و اندیشه میورزند، نشانههایی است؛ یعنی برای کسانی که عقل دارند و به اندیشه و تأمل فرو میروند و هرآنچه را که میبینند و میشنوند، میفهمند؛ و مانند کسانی نیستند که بیخبر بوده، و بهرۀ آنان از نگاه کردن، به اندازۀ بهرۀ حیواناتی است که عقل ندارند.
النحل 16:13
وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ و چيزهايي را که در زمين با رنگهاي مختلف و درانواع گوناگون آفريده مسخر و رام شما گردانيده است. بي گمان در اين امر براي گروهي که پند مي پذيرند نشانۀ روشني است.
(13) آنچه خداوند پدید آورده، و برای بندگان منتشر نموده است، از قبیل: حیوانات، و درختان و گیاهان و دیگر چیزهایی که رنگهای آن متفاوت و منافع آن مختلف است، دالّ بر کمال قدرت خدا و احسان فراگیر و گستردگی بخشش اوست، و اینکه عبادت، فقط شایستۀ اوست و او یگانه و یکتا است. (﴿لِّقَوۡمٖ يَذَّكَّرُونَ﴾) برای گروهی که آنچه را از علم مفید که به آنان سود میرساند، در ذهن خود تداعی میکنند؛ و در آنچه که خداوند آنان را به تأمل در آن فرا خوانده است، تأمل و اندیشه میکنند تا با این تداعی و تأمل، چیزی [=خدایی] را به یاد آورند که این پدیدهها، دلیل و نشانهای بر وجود او هستند؛ یعنی کسانی که دانشِ مفید دارند، و درآنچه که خداوند از آنها خواسته است تا در آن بیندیشند، اندیشه میکنند تا در پرتو قدرت الهی و نیروی لایزال ایشان، راهیاب شوند.
النحل 16:14
وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ و اوست که دريا را مسخر و رام ساخته است تا از آن گوشت تازه بخوريد و از آن زيور آلاتي بيرون بياوريد که آن را مي پوشيد. و کشتي ها را در آن شکافنده مي بيني، و تا از فضل او بجوييد و باشد که سپاس گزاري کنيد.
(14) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي سَخَّرَ ٱلۡبَحۡرَ﴾) و تنها اوست که دریا را مسخر شما ساخته است، و آن را برای منافع گوناگون شما آماده کرده است. (﴿لِتَأۡكُلُواۡ مِنۡهُ لَحۡمٗا طَرِيّٗا﴾) تا از آن، گوشت تازه بخورید. و آن، ماهی است که از دریا شکار میکنید. (﴿وَتَسۡتَخۡرِجُواۡ مِنۡهُ حِلۡيَةٗ تَلۡبَسُونَهَا﴾) و از آن، زیوری بیرون بیاورید که آن را میپوشانید، و بر زیبایی خودتان میافزایید. (﴿وَتَرَى ٱلۡفُلۡكَ﴾) و کشتیها را میبینی، (﴿مَوَاخِرَ فِيهِ﴾) که در دریا رواناند، و دریای متلاطم و طوفانی را، با پیشانی و نوک خود میشکافند، و از کشوری به کشوری دیگر میروند، و مسافران و روزیهایشان و کالاها و جنسهای تجارتی ایشان را حمل میکنند؛ کالاهایی که با آن، رزق و فضل خدا را برای خود طلب میکنند. (﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) و باشد که سپاس کسی را به جای آورید که این چیزها را برایتان میَسَّر ومهیا کرده، و چنین چیزهایی را به شما ارزانی نموده است. پس خداوند تعالی را شکر و ستایش میکنیم که منافع و مصالح بندگان را، بالاتر از آنچه که میخواهند، به آنها بخشیده؛ و هرآنچه را که خواستهاند، به آنها داده است. ما نمیتوانیم او را ستایش کنیم آنگونه که شایستۀ اوست. ستایشی که شایستۀ اوست، عبارت است از ستایشی که ایشان از خود بهعمل آورده است.
النحل 16:15
وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ و در زمين کوهها استوار و پابرجايي قرار داد تا (زمين) شما را نلرزاند. و رودخانه ها و راههايي را پديدار کرد باشد که راه يابيد. وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ و نشانه هايي را قرار داد، و آنان به وسيلۀ ستاره راه مي يابند.
(15 - 16) (﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ﴾) و خداوند برای بندگانش در زمین، کوههای بزرگی قرار داد تا زمین آنها را نلرزاند، و بتوانند کشاورزی نمایند و ساخت و ساز کنند و روی زمین راه بروند. و از رحمت الهی، این است که در زمین رودخانههایی پدید آورد که آبها را از سرزمین دوردست به سرزمینی میآورد که به آن نیاز دارد تا از آن بنوشید، و چهارپایانتان نیز از آن بنوشند، و کشتزارهایتان به وسیلۀ آن آبیاری شوند. رودخانههایی روی زمین پدید آورده، و رودخانههایی در درون زمین قرار داده است که برای بیرون آوردن آن، زمین را حفر مینمایید، و چون به آب برسد، آن را به وسیلۀ ادواتی که خداوند برایتان مسخر نموده است، بیرون میآورید. و از رحمت الهی، این است که در روی زمین راههایی قرار داده است که انسان به وسیلۀ آن به سرزمینهای دور میرسد. (﴿لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ﴾) تا راه یابید. حتی خداوند در زمینی که کاملاً کوهستانی است و کوهها به صورت زنجیرهای به هم پیوستهاند، راهها و گذرگاههایی قرار داده است.
النحل 16:16
وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ و در زمين کوهها استوار و پابرجايي قرار داد تا (زمين) شما را نلرزاند. و رودخانه ها و راههايي را پديدار کرد باشد که راه يابيد. وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ و نشانه هايي را قرار داد، و آنان به وسيلۀ ستاره راه مي يابند.
(15 - 16) (﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ﴾) و خداوند برای بندگانش در زمین، کوههای بزرگی قرار داد تا زمین آنها را نلرزاند، و بتوانند کشاورزی نمایند و ساخت و ساز کنند و روی زمین راه بروند. و از رحمت الهی، این است که در زمین رودخانههایی پدید آورد که آبها را از سرزمین دوردست به سرزمینی میآورد که به آن نیاز دارد تا از آن بنوشید، و چهارپایانتان نیز از آن بنوشند، و کشتزارهایتان به وسیلۀ آن آبیاری شوند. رودخانههایی روی زمین پدید آورده، و رودخانههایی در درون زمین قرار داده است که برای بیرون آوردن آن، زمین را حفر مینمایید، و چون به آب برسد، آن را به وسیلۀ ادواتی که خداوند برایتان مسخر نموده است، بیرون میآورید. و از رحمت الهی، این است که در روی زمین راههایی قرار داده است که انسان به وسیلۀ آن به سرزمینهای دور میرسد. (﴿لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ﴾) تا راه یابید. حتی خداوند در زمینی که کاملاً کوهستانی است و کوهها به صورت زنجیرهای به هم پیوستهاند، راهها و گذرگاههایی قرار داده است.
النحل 16:17
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ آيا کسي که مي آفريند همچون کسي است که نمي آفريند؟ آيا پند نمي پذيريد. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ و اگر بخواهيد نمعت هاي خداوند را بشماريد نمي توانيد آن را بشماريد، بي گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خداوند آنچه را که پنهان مي داريد و آنچه را که آشکار مي کنيد، مي داند. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ و کساني که جز خدا به فرياد مي خوانند چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شوند. أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آنچه مي پرستند) مرده اند و بي جان، و نمي دانند چه وقت زنده و برانگيخته مي شوند. إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ و خداي شما خداي يکتايي است، و آنان که به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان منکر بوده و خودشان متکبر هستد لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ بدون شک خداوند آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که آشکار مي کنند، مي داند. همانا او مستکبران را دوست نمي دارد.
(17) پس از آنکه خداوند به بیان مخلوقات بزرگ ونعمتهای فراگیر خود پرداخت، فرمود: هیچ کس مانند او نیست، و هیچ همتا و نظیری ندارد: (﴿أَفَمَن يَخۡلُقُ﴾) آیا کسی که همۀ مخلوقات را میآفریند و او هر چیزی که بخواهد، انجام میدهد، (﴿كَمَن لَّا يَخۡلُقُ﴾) مانند کسی است که هیچ چیزی را -نه کم و نه زیاد- نمیآفریند؟! (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمیپذیرید و تشخیص نمیدهید کسی که همو آفریننده است، سزاوار پرستش است؟ پس همانطور که او در آفریدن و تدبیر یگانه است، در الوهیت و توحید و پرستش نیز یگانه است.
(18) و همانطور که خداوند در آفرینش شما و دیگران شریکی ندارد، در عبادت و پرستش وی نیز شریک و همتا قرار ندهید، بلکه عبادت را، تنها برای او انجام دهید. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخواهید نعمتهای الهی را بشمارید، به جای آنکه سپاس وی را به جای آورید، (﴿لَا تُحۡصُوهَآ﴾) نمیتوانید آن را بشمارید، گذشته از اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید، به درستی که نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند که به بندگانش عطا نموده، به اندازۀ نَفَسها و لحظهها است، و از انواع نعمتها [را به بندگان داده است] ، نعمتهای فراوانی که بندگان، برخی از آنها را میشناسند و هنوز از بقیه سر در نیاوردهاند، و مصیبتهای زیادی را نیز از آنان دفع کرده است، [در مجموع نعمتهای خداوند] بیشتر از آنند که به شمارش در آیند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است؛ و چنانچه مقداری شکرگزار باشید، از شما خشنود میشود، با وجود اینکه نعمتهای بسیار زیادی را به شما داده است.
(19 - 20) و همانطور که رحمت خداوند، گسترده؛ و احسان او، فراگیر است؛ و آمرزش او، همۀ بندگان را فراگرفته است؛ دانش او نیز، همه را احاطه کرده است. (﴿يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ﴾) آنچه را که پنهان میدارید، و آنچه را که آشکار میسازید، میداند. برخلاف بتها و کسانی که به جای خدا پرستش میکنید؛ زیرا آنها، (﴿لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡٔٗا﴾) کوچکترین چیزی را نمیآفرینند، (﴿وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ﴾) بلکه خودشان آفریده میشوند. پس چگونه میتوانند چیزی را بیافرینند، در حالی که آنها در آفرینش خود نیازمند خداوند متعال هستند؟!
(21 - 22) هیچ چیزی از صفتهای کمال، در آنها وجود ندارد؛ نه آگاهی دارند و نه شعور، (﴿ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖ﴾) مردهاند و بیجان، نمیشنوند و نمیبینند، و چیزی نمیفهمند. آیا چنین چیزهایی به جای پروردگار جهانیان به خدایی گرفته میشوند؟! پس وای بر عقل مشرکان!! چقدر عقلهایشان فاسد و سرگشته است! زیرا موجوداتِ پوچی را به خدایی گرفته، و آنچه را که از هر جهت ناقص است، و نه صفات کمالی دارد، و نه کاری را انجام میدهد؛ با ذاتی که از هر جهت کامل است، و دارای هر صفت کمالی است؛ و در هر صفتی کاملترین و بزرگترین آن را دارا است، برابر قرار دادهاند! پس خداوند، دارای علم و دانش فراگیر و رحمت گسترده است، و رحمت او همۀ دنیا را پر کرده است؛ ستوده و بزرگوار و دارای عظمت و کبریا است، و هیچ کس نمیتواند برخی از اوصاف او را به خود اختصاص دهد. بنابراین فرمود: (﴿إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) معبود بر حق شما، معبود یکتایی است؛ و آن، خداوند یگانه و بینیاز است که نه فرزندی دارد و نه از کسی متولد شده است، و هیچ همتایی ندارد. پس اهل ایمان و عقل و دل، او را بزرگ میدانند، و وی را به شدت دوست میدارند، و تمام عبادتهای بدنی و مالی و قلبی را، برای او انجام داده، و او را با نامهای نیکو و صفات و افعال مقدسش، ستایش میکنند. (﴿فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ﴾) و آن کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، قلباً این امر بزرگ را که توحید است، انکار میکنند، درحالیکه جز نادانترین و جاهلترین مخلوق، کسی آن را انکار نمیکند، (﴿وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها با خود بزرگ بینی، از عبادتِ او سر باز میزنند.
(23) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) قطعاً خداوند، کارهای زشتی را که پنهان میدارند، و آنچه را که آشکار میسازند، میداند. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ﴾) همانا او، مستکبران را دوست ندارد؛ بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند و به زودی آنها را، به سزایی از نوع عملشان خواهد رساند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ بیگمان کسانی که با خود بزرگ بینی، از دعا و عبادت من سرباز میزنند، وارد جهنم خواهند شد و در آن میمانند.
النحل 16:18
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ آيا کسي که مي آفريند همچون کسي است که نمي آفريند؟ آيا پند نمي پذيريد. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ و اگر بخواهيد نمعت هاي خداوند را بشماريد نمي توانيد آن را بشماريد، بي گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خداوند آنچه را که پنهان مي داريد و آنچه را که آشکار مي کنيد، مي داند. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ و کساني که جز خدا به فرياد مي خوانند چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شوند. أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آنچه مي پرستند) مرده اند و بي جان، و نمي دانند چه وقت زنده و برانگيخته مي شوند. إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ و خداي شما خداي يکتايي است، و آنان که به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان منکر بوده و خودشان متکبر هستد لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ بدون شک خداوند آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که آشکار مي کنند، مي داند. همانا او مستکبران را دوست نمي دارد.
(17) پس از آنکه خداوند به بیان مخلوقات بزرگ ونعمتهای فراگیر خود پرداخت، فرمود: هیچ کس مانند او نیست، و هیچ همتا و نظیری ندارد: (﴿أَفَمَن يَخۡلُقُ﴾) آیا کسی که همۀ مخلوقات را میآفریند و او هر چیزی که بخواهد، انجام میدهد، (﴿كَمَن لَّا يَخۡلُقُ﴾) مانند کسی است که هیچ چیزی را -نه کم و نه زیاد- نمیآفریند؟! (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمیپذیرید و تشخیص نمیدهید کسی که همو آفریننده است، سزاوار پرستش است؟ پس همانطور که او در آفریدن و تدبیر یگانه است، در الوهیت و توحید و پرستش نیز یگانه است.
(18) و همانطور که خداوند در آفرینش شما و دیگران شریکی ندارد، در عبادت و پرستش وی نیز شریک و همتا قرار ندهید، بلکه عبادت را، تنها برای او انجام دهید. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخواهید نعمتهای الهی را بشمارید، به جای آنکه سپاس وی را به جای آورید، (﴿لَا تُحۡصُوهَآ﴾) نمیتوانید آن را بشمارید، گذشته از اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید، به درستی که نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند که به بندگانش عطا نموده، به اندازۀ نَفَسها و لحظهها است، و از انواع نعمتها [را به بندگان داده است] ، نعمتهای فراوانی که بندگان، برخی از آنها را میشناسند و هنوز از بقیه سر در نیاوردهاند، و مصیبتهای زیادی را نیز از آنان دفع کرده است، [در مجموع نعمتهای خداوند] بیشتر از آنند که به شمارش در آیند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است؛ و چنانچه مقداری شکرگزار باشید، از شما خشنود میشود، با وجود اینکه نعمتهای بسیار زیادی را به شما داده است.
(19 - 20) و همانطور که رحمت خداوند، گسترده؛ و احسان او، فراگیر است؛ و آمرزش او، همۀ بندگان را فراگرفته است؛ دانش او نیز، همه را احاطه کرده است. (﴿يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ﴾) آنچه را که پنهان میدارید، و آنچه را که آشکار میسازید، میداند. برخلاف بتها و کسانی که به جای خدا پرستش میکنید؛ زیرا آنها، (﴿لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡٔٗا﴾) کوچکترین چیزی را نمیآفرینند، (﴿وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ﴾) بلکه خودشان آفریده میشوند. پس چگونه میتوانند چیزی را بیافرینند، در حالی که آنها در آفرینش خود نیازمند خداوند متعال هستند؟!
(21 - 22) هیچ چیزی از صفتهای کمال، در آنها وجود ندارد؛ نه آگاهی دارند و نه شعور، (﴿ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖ﴾) مردهاند و بیجان، نمیشنوند و نمیبینند، و چیزی نمیفهمند. آیا چنین چیزهایی به جای پروردگار جهانیان به خدایی گرفته میشوند؟! پس وای بر عقل مشرکان!! چقدر عقلهایشان فاسد و سرگشته است! زیرا موجوداتِ پوچی را به خدایی گرفته، و آنچه را که از هر جهت ناقص است، و نه صفات کمالی دارد، و نه کاری را انجام میدهد؛ با ذاتی که از هر جهت کامل است، و دارای هر صفت کمالی است؛ و در هر صفتی کاملترین و بزرگترین آن را دارا است، برابر قرار دادهاند! پس خداوند، دارای علم و دانش فراگیر و رحمت گسترده است، و رحمت او همۀ دنیا را پر کرده است؛ ستوده و بزرگوار و دارای عظمت و کبریا است، و هیچ کس نمیتواند برخی از اوصاف او را به خود اختصاص دهد. بنابراین فرمود: (﴿إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) معبود بر حق شما، معبود یکتایی است؛ و آن، خداوند یگانه و بینیاز است که نه فرزندی دارد و نه از کسی متولد شده است، و هیچ همتایی ندارد. پس اهل ایمان و عقل و دل، او را بزرگ میدانند، و وی را به شدت دوست میدارند، و تمام عبادتهای بدنی و مالی و قلبی را، برای او انجام داده، و او را با نامهای نیکو و صفات و افعال مقدسش، ستایش میکنند. (﴿فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ﴾) و آن کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، قلباً این امر بزرگ را که توحید است، انکار میکنند، درحالیکه جز نادانترین و جاهلترین مخلوق، کسی آن را انکار نمیکند، (﴿وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها با خود بزرگ بینی، از عبادتِ او سر باز میزنند.
(23) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) قطعاً خداوند، کارهای زشتی را که پنهان میدارند، و آنچه را که آشکار میسازند، میداند. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ﴾) همانا او، مستکبران را دوست ندارد؛ بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند و به زودی آنها را، به سزایی از نوع عملشان خواهد رساند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ بیگمان کسانی که با خود بزرگ بینی، از دعا و عبادت من سرباز میزنند، وارد جهنم خواهند شد و در آن میمانند.
النحل 16:19
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ آيا کسي که مي آفريند همچون کسي است که نمي آفريند؟ آيا پند نمي پذيريد. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ و اگر بخواهيد نمعت هاي خداوند را بشماريد نمي توانيد آن را بشماريد، بي گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خداوند آنچه را که پنهان مي داريد و آنچه را که آشکار مي کنيد، مي داند. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ و کساني که جز خدا به فرياد مي خوانند چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شوند. أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آنچه مي پرستند) مرده اند و بي جان، و نمي دانند چه وقت زنده و برانگيخته مي شوند. إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ و خداي شما خداي يکتايي است، و آنان که به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان منکر بوده و خودشان متکبر هستد لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ بدون شک خداوند آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که آشکار مي کنند، مي داند. همانا او مستکبران را دوست نمي دارد.
(17) پس از آنکه خداوند به بیان مخلوقات بزرگ ونعمتهای فراگیر خود پرداخت، فرمود: هیچ کس مانند او نیست، و هیچ همتا و نظیری ندارد: (﴿أَفَمَن يَخۡلُقُ﴾) آیا کسی که همۀ مخلوقات را میآفریند و او هر چیزی که بخواهد، انجام میدهد، (﴿كَمَن لَّا يَخۡلُقُ﴾) مانند کسی است که هیچ چیزی را -نه کم و نه زیاد- نمیآفریند؟! (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمیپذیرید و تشخیص نمیدهید کسی که همو آفریننده است، سزاوار پرستش است؟ پس همانطور که او در آفریدن و تدبیر یگانه است، در الوهیت و توحید و پرستش نیز یگانه است.
(18) و همانطور که خداوند در آفرینش شما و دیگران شریکی ندارد، در عبادت و پرستش وی نیز شریک و همتا قرار ندهید، بلکه عبادت را، تنها برای او انجام دهید. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخواهید نعمتهای الهی را بشمارید، به جای آنکه سپاس وی را به جای آورید، (﴿لَا تُحۡصُوهَآ﴾) نمیتوانید آن را بشمارید، گذشته از اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید، به درستی که نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند که به بندگانش عطا نموده، به اندازۀ نَفَسها و لحظهها است، و از انواع نعمتها [را به بندگان داده است] ، نعمتهای فراوانی که بندگان، برخی از آنها را میشناسند و هنوز از بقیه سر در نیاوردهاند، و مصیبتهای زیادی را نیز از آنان دفع کرده است، [در مجموع نعمتهای خداوند] بیشتر از آنند که به شمارش در آیند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است؛ و چنانچه مقداری شکرگزار باشید، از شما خشنود میشود، با وجود اینکه نعمتهای بسیار زیادی را به شما داده است.
(19 - 20) و همانطور که رحمت خداوند، گسترده؛ و احسان او، فراگیر است؛ و آمرزش او، همۀ بندگان را فراگرفته است؛ دانش او نیز، همه را احاطه کرده است. (﴿يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ﴾) آنچه را که پنهان میدارید، و آنچه را که آشکار میسازید، میداند. برخلاف بتها و کسانی که به جای خدا پرستش میکنید؛ زیرا آنها، (﴿لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡٔٗا﴾) کوچکترین چیزی را نمیآفرینند، (﴿وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ﴾) بلکه خودشان آفریده میشوند. پس چگونه میتوانند چیزی را بیافرینند، در حالی که آنها در آفرینش خود نیازمند خداوند متعال هستند؟!
(21 - 22) هیچ چیزی از صفتهای کمال، در آنها وجود ندارد؛ نه آگاهی دارند و نه شعور، (﴿ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖ﴾) مردهاند و بیجان، نمیشنوند و نمیبینند، و چیزی نمیفهمند. آیا چنین چیزهایی به جای پروردگار جهانیان به خدایی گرفته میشوند؟! پس وای بر عقل مشرکان!! چقدر عقلهایشان فاسد و سرگشته است! زیرا موجوداتِ پوچی را به خدایی گرفته، و آنچه را که از هر جهت ناقص است، و نه صفات کمالی دارد، و نه کاری را انجام میدهد؛ با ذاتی که از هر جهت کامل است، و دارای هر صفت کمالی است؛ و در هر صفتی کاملترین و بزرگترین آن را دارا است، برابر قرار دادهاند! پس خداوند، دارای علم و دانش فراگیر و رحمت گسترده است، و رحمت او همۀ دنیا را پر کرده است؛ ستوده و بزرگوار و دارای عظمت و کبریا است، و هیچ کس نمیتواند برخی از اوصاف او را به خود اختصاص دهد. بنابراین فرمود: (﴿إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) معبود بر حق شما، معبود یکتایی است؛ و آن، خداوند یگانه و بینیاز است که نه فرزندی دارد و نه از کسی متولد شده است، و هیچ همتایی ندارد. پس اهل ایمان و عقل و دل، او را بزرگ میدانند، و وی را به شدت دوست میدارند، و تمام عبادتهای بدنی و مالی و قلبی را، برای او انجام داده، و او را با نامهای نیکو و صفات و افعال مقدسش، ستایش میکنند. (﴿فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ﴾) و آن کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، قلباً این امر بزرگ را که توحید است، انکار میکنند، درحالیکه جز نادانترین و جاهلترین مخلوق، کسی آن را انکار نمیکند، (﴿وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها با خود بزرگ بینی، از عبادتِ او سر باز میزنند.
(23) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) قطعاً خداوند، کارهای زشتی را که پنهان میدارند، و آنچه را که آشکار میسازند، میداند. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ﴾) همانا او، مستکبران را دوست ندارد؛ بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند و به زودی آنها را، به سزایی از نوع عملشان خواهد رساند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ بیگمان کسانی که با خود بزرگ بینی، از دعا و عبادت من سرباز میزنند، وارد جهنم خواهند شد و در آن میمانند.
النحل 16:20
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ آيا کسي که مي آفريند همچون کسي است که نمي آفريند؟ آيا پند نمي پذيريد. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ و اگر بخواهيد نمعت هاي خداوند را بشماريد نمي توانيد آن را بشماريد، بي گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خداوند آنچه را که پنهان مي داريد و آنچه را که آشکار مي کنيد، مي داند. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ و کساني که جز خدا به فرياد مي خوانند چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شوند. أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آنچه مي پرستند) مرده اند و بي جان، و نمي دانند چه وقت زنده و برانگيخته مي شوند. إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ و خداي شما خداي يکتايي است، و آنان که به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان منکر بوده و خودشان متکبر هستد لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ بدون شک خداوند آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که آشکار مي کنند، مي داند. همانا او مستکبران را دوست نمي دارد.
(17) پس از آنکه خداوند به بیان مخلوقات بزرگ ونعمتهای فراگیر خود پرداخت، فرمود: هیچ کس مانند او نیست، و هیچ همتا و نظیری ندارد: (﴿أَفَمَن يَخۡلُقُ﴾) آیا کسی که همۀ مخلوقات را میآفریند و او هر چیزی که بخواهد، انجام میدهد، (﴿كَمَن لَّا يَخۡلُقُ﴾) مانند کسی است که هیچ چیزی را -نه کم و نه زیاد- نمیآفریند؟! (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمیپذیرید و تشخیص نمیدهید کسی که همو آفریننده است، سزاوار پرستش است؟ پس همانطور که او در آفریدن و تدبیر یگانه است، در الوهیت و توحید و پرستش نیز یگانه است.
(18) و همانطور که خداوند در آفرینش شما و دیگران شریکی ندارد، در عبادت و پرستش وی نیز شریک و همتا قرار ندهید، بلکه عبادت را، تنها برای او انجام دهید. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخواهید نعمتهای الهی را بشمارید، به جای آنکه سپاس وی را به جای آورید، (﴿لَا تُحۡصُوهَآ﴾) نمیتوانید آن را بشمارید، گذشته از اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید، به درستی که نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند که به بندگانش عطا نموده، به اندازۀ نَفَسها و لحظهها است، و از انواع نعمتها [را به بندگان داده است] ، نعمتهای فراوانی که بندگان، برخی از آنها را میشناسند و هنوز از بقیه سر در نیاوردهاند، و مصیبتهای زیادی را نیز از آنان دفع کرده است، [در مجموع نعمتهای خداوند] بیشتر از آنند که به شمارش در آیند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است؛ و چنانچه مقداری شکرگزار باشید، از شما خشنود میشود، با وجود اینکه نعمتهای بسیار زیادی را به شما داده است.
(19 - 20) و همانطور که رحمت خداوند، گسترده؛ و احسان او، فراگیر است؛ و آمرزش او، همۀ بندگان را فراگرفته است؛ دانش او نیز، همه را احاطه کرده است. (﴿يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ﴾) آنچه را که پنهان میدارید، و آنچه را که آشکار میسازید، میداند. برخلاف بتها و کسانی که به جای خدا پرستش میکنید؛ زیرا آنها، (﴿لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡٔٗا﴾) کوچکترین چیزی را نمیآفرینند، (﴿وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ﴾) بلکه خودشان آفریده میشوند. پس چگونه میتوانند چیزی را بیافرینند، در حالی که آنها در آفرینش خود نیازمند خداوند متعال هستند؟!
(21 - 22) هیچ چیزی از صفتهای کمال، در آنها وجود ندارد؛ نه آگاهی دارند و نه شعور، (﴿ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖ﴾) مردهاند و بیجان، نمیشنوند و نمیبینند، و چیزی نمیفهمند. آیا چنین چیزهایی به جای پروردگار جهانیان به خدایی گرفته میشوند؟! پس وای بر عقل مشرکان!! چقدر عقلهایشان فاسد و سرگشته است! زیرا موجوداتِ پوچی را به خدایی گرفته، و آنچه را که از هر جهت ناقص است، و نه صفات کمالی دارد، و نه کاری را انجام میدهد؛ با ذاتی که از هر جهت کامل است، و دارای هر صفت کمالی است؛ و در هر صفتی کاملترین و بزرگترین آن را دارا است، برابر قرار دادهاند! پس خداوند، دارای علم و دانش فراگیر و رحمت گسترده است، و رحمت او همۀ دنیا را پر کرده است؛ ستوده و بزرگوار و دارای عظمت و کبریا است، و هیچ کس نمیتواند برخی از اوصاف او را به خود اختصاص دهد. بنابراین فرمود: (﴿إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) معبود بر حق شما، معبود یکتایی است؛ و آن، خداوند یگانه و بینیاز است که نه فرزندی دارد و نه از کسی متولد شده است، و هیچ همتایی ندارد. پس اهل ایمان و عقل و دل، او را بزرگ میدانند، و وی را به شدت دوست میدارند، و تمام عبادتهای بدنی و مالی و قلبی را، برای او انجام داده، و او را با نامهای نیکو و صفات و افعال مقدسش، ستایش میکنند. (﴿فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ﴾) و آن کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، قلباً این امر بزرگ را که توحید است، انکار میکنند، درحالیکه جز نادانترین و جاهلترین مخلوق، کسی آن را انکار نمیکند، (﴿وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها با خود بزرگ بینی، از عبادتِ او سر باز میزنند.
(23) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) قطعاً خداوند، کارهای زشتی را که پنهان میدارند، و آنچه را که آشکار میسازند، میداند. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ﴾) همانا او، مستکبران را دوست ندارد؛ بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند و به زودی آنها را، به سزایی از نوع عملشان خواهد رساند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ بیگمان کسانی که با خود بزرگ بینی، از دعا و عبادت من سرباز میزنند، وارد جهنم خواهند شد و در آن میمانند.
النحل 16:21
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ آيا کسي که مي آفريند همچون کسي است که نمي آفريند؟ آيا پند نمي پذيريد. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ و اگر بخواهيد نمعت هاي خداوند را بشماريد نمي توانيد آن را بشماريد، بي گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خداوند آنچه را که پنهان مي داريد و آنچه را که آشکار مي کنيد، مي داند. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ و کساني که جز خدا به فرياد مي خوانند چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شوند. أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آنچه مي پرستند) مرده اند و بي جان، و نمي دانند چه وقت زنده و برانگيخته مي شوند. إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ و خداي شما خداي يکتايي است، و آنان که به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان منکر بوده و خودشان متکبر هستد لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ بدون شک خداوند آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که آشکار مي کنند، مي داند. همانا او مستکبران را دوست نمي دارد.
(17) پس از آنکه خداوند به بیان مخلوقات بزرگ ونعمتهای فراگیر خود پرداخت، فرمود: هیچ کس مانند او نیست، و هیچ همتا و نظیری ندارد: (﴿أَفَمَن يَخۡلُقُ﴾) آیا کسی که همۀ مخلوقات را میآفریند و او هر چیزی که بخواهد، انجام میدهد، (﴿كَمَن لَّا يَخۡلُقُ﴾) مانند کسی است که هیچ چیزی را -نه کم و نه زیاد- نمیآفریند؟! (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمیپذیرید و تشخیص نمیدهید کسی که همو آفریننده است، سزاوار پرستش است؟ پس همانطور که او در آفریدن و تدبیر یگانه است، در الوهیت و توحید و پرستش نیز یگانه است.
(18) و همانطور که خداوند در آفرینش شما و دیگران شریکی ندارد، در عبادت و پرستش وی نیز شریک و همتا قرار ندهید، بلکه عبادت را، تنها برای او انجام دهید. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخواهید نعمتهای الهی را بشمارید، به جای آنکه سپاس وی را به جای آورید، (﴿لَا تُحۡصُوهَآ﴾) نمیتوانید آن را بشمارید، گذشته از اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید، به درستی که نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند که به بندگانش عطا نموده، به اندازۀ نَفَسها و لحظهها است، و از انواع نعمتها [را به بندگان داده است] ، نعمتهای فراوانی که بندگان، برخی از آنها را میشناسند و هنوز از بقیه سر در نیاوردهاند، و مصیبتهای زیادی را نیز از آنان دفع کرده است، [در مجموع نعمتهای خداوند] بیشتر از آنند که به شمارش در آیند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است؛ و چنانچه مقداری شکرگزار باشید، از شما خشنود میشود، با وجود اینکه نعمتهای بسیار زیادی را به شما داده است.
(19 - 20) و همانطور که رحمت خداوند، گسترده؛ و احسان او، فراگیر است؛ و آمرزش او، همۀ بندگان را فراگرفته است؛ دانش او نیز، همه را احاطه کرده است. (﴿يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ﴾) آنچه را که پنهان میدارید، و آنچه را که آشکار میسازید، میداند. برخلاف بتها و کسانی که به جای خدا پرستش میکنید؛ زیرا آنها، (﴿لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡٔٗا﴾) کوچکترین چیزی را نمیآفرینند، (﴿وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ﴾) بلکه خودشان آفریده میشوند. پس چگونه میتوانند چیزی را بیافرینند، در حالی که آنها در آفرینش خود نیازمند خداوند متعال هستند؟!
(21 - 22) هیچ چیزی از صفتهای کمال، در آنها وجود ندارد؛ نه آگاهی دارند و نه شعور، (﴿ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖ﴾) مردهاند و بیجان، نمیشنوند و نمیبینند، و چیزی نمیفهمند. آیا چنین چیزهایی به جای پروردگار جهانیان به خدایی گرفته میشوند؟! پس وای بر عقل مشرکان!! چقدر عقلهایشان فاسد و سرگشته است! زیرا موجوداتِ پوچی را به خدایی گرفته، و آنچه را که از هر جهت ناقص است، و نه صفات کمالی دارد، و نه کاری را انجام میدهد؛ با ذاتی که از هر جهت کامل است، و دارای هر صفت کمالی است؛ و در هر صفتی کاملترین و بزرگترین آن را دارا است، برابر قرار دادهاند! پس خداوند، دارای علم و دانش فراگیر و رحمت گسترده است، و رحمت او همۀ دنیا را پر کرده است؛ ستوده و بزرگوار و دارای عظمت و کبریا است، و هیچ کس نمیتواند برخی از اوصاف او را به خود اختصاص دهد. بنابراین فرمود: (﴿إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) معبود بر حق شما، معبود یکتایی است؛ و آن، خداوند یگانه و بینیاز است که نه فرزندی دارد و نه از کسی متولد شده است، و هیچ همتایی ندارد. پس اهل ایمان و عقل و دل، او را بزرگ میدانند، و وی را به شدت دوست میدارند، و تمام عبادتهای بدنی و مالی و قلبی را، برای او انجام داده، و او را با نامهای نیکو و صفات و افعال مقدسش، ستایش میکنند. (﴿فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ﴾) و آن کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، قلباً این امر بزرگ را که توحید است، انکار میکنند، درحالیکه جز نادانترین و جاهلترین مخلوق، کسی آن را انکار نمیکند، (﴿وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها با خود بزرگ بینی، از عبادتِ او سر باز میزنند.
(23) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) قطعاً خداوند، کارهای زشتی را که پنهان میدارند، و آنچه را که آشکار میسازند، میداند. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ﴾) همانا او، مستکبران را دوست ندارد؛ بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند و به زودی آنها را، به سزایی از نوع عملشان خواهد رساند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ بیگمان کسانی که با خود بزرگ بینی، از دعا و عبادت من سرباز میزنند، وارد جهنم خواهند شد و در آن میمانند.
النحل 16:22
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ آيا کسي که مي آفريند همچون کسي است که نمي آفريند؟ آيا پند نمي پذيريد. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ و اگر بخواهيد نمعت هاي خداوند را بشماريد نمي توانيد آن را بشماريد، بي گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خداوند آنچه را که پنهان مي داريد و آنچه را که آشکار مي کنيد، مي داند. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ و کساني که جز خدا به فرياد مي خوانند چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شوند. أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آنچه مي پرستند) مرده اند و بي جان، و نمي دانند چه وقت زنده و برانگيخته مي شوند. إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ و خداي شما خداي يکتايي است، و آنان که به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان منکر بوده و خودشان متکبر هستد لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ بدون شک خداوند آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که آشکار مي کنند، مي داند. همانا او مستکبران را دوست نمي دارد.
(17) پس از آنکه خداوند به بیان مخلوقات بزرگ ونعمتهای فراگیر خود پرداخت، فرمود: هیچ کس مانند او نیست، و هیچ همتا و نظیری ندارد: (﴿أَفَمَن يَخۡلُقُ﴾) آیا کسی که همۀ مخلوقات را میآفریند و او هر چیزی که بخواهد، انجام میدهد، (﴿كَمَن لَّا يَخۡلُقُ﴾) مانند کسی است که هیچ چیزی را -نه کم و نه زیاد- نمیآفریند؟! (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمیپذیرید و تشخیص نمیدهید کسی که همو آفریننده است، سزاوار پرستش است؟ پس همانطور که او در آفریدن و تدبیر یگانه است، در الوهیت و توحید و پرستش نیز یگانه است.
(18) و همانطور که خداوند در آفرینش شما و دیگران شریکی ندارد، در عبادت و پرستش وی نیز شریک و همتا قرار ندهید، بلکه عبادت را، تنها برای او انجام دهید. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخواهید نعمتهای الهی را بشمارید، به جای آنکه سپاس وی را به جای آورید، (﴿لَا تُحۡصُوهَآ﴾) نمیتوانید آن را بشمارید، گذشته از اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید، به درستی که نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند که به بندگانش عطا نموده، به اندازۀ نَفَسها و لحظهها است، و از انواع نعمتها [را به بندگان داده است] ، نعمتهای فراوانی که بندگان، برخی از آنها را میشناسند و هنوز از بقیه سر در نیاوردهاند، و مصیبتهای زیادی را نیز از آنان دفع کرده است، [در مجموع نعمتهای خداوند] بیشتر از آنند که به شمارش در آیند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است؛ و چنانچه مقداری شکرگزار باشید، از شما خشنود میشود، با وجود اینکه نعمتهای بسیار زیادی را به شما داده است.
(19 - 20) و همانطور که رحمت خداوند، گسترده؛ و احسان او، فراگیر است؛ و آمرزش او، همۀ بندگان را فراگرفته است؛ دانش او نیز، همه را احاطه کرده است. (﴿يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ﴾) آنچه را که پنهان میدارید، و آنچه را که آشکار میسازید، میداند. برخلاف بتها و کسانی که به جای خدا پرستش میکنید؛ زیرا آنها، (﴿لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡٔٗا﴾) کوچکترین چیزی را نمیآفرینند، (﴿وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ﴾) بلکه خودشان آفریده میشوند. پس چگونه میتوانند چیزی را بیافرینند، در حالی که آنها در آفرینش خود نیازمند خداوند متعال هستند؟!
(21 - 22) هیچ چیزی از صفتهای کمال، در آنها وجود ندارد؛ نه آگاهی دارند و نه شعور، (﴿ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖ﴾) مردهاند و بیجان، نمیشنوند و نمیبینند، و چیزی نمیفهمند. آیا چنین چیزهایی به جای پروردگار جهانیان به خدایی گرفته میشوند؟! پس وای بر عقل مشرکان!! چقدر عقلهایشان فاسد و سرگشته است! زیرا موجوداتِ پوچی را به خدایی گرفته، و آنچه را که از هر جهت ناقص است، و نه صفات کمالی دارد، و نه کاری را انجام میدهد؛ با ذاتی که از هر جهت کامل است، و دارای هر صفت کمالی است؛ و در هر صفتی کاملترین و بزرگترین آن را دارا است، برابر قرار دادهاند! پس خداوند، دارای علم و دانش فراگیر و رحمت گسترده است، و رحمت او همۀ دنیا را پر کرده است؛ ستوده و بزرگوار و دارای عظمت و کبریا است، و هیچ کس نمیتواند برخی از اوصاف او را به خود اختصاص دهد. بنابراین فرمود: (﴿إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) معبود بر حق شما، معبود یکتایی است؛ و آن، خداوند یگانه و بینیاز است که نه فرزندی دارد و نه از کسی متولد شده است، و هیچ همتایی ندارد. پس اهل ایمان و عقل و دل، او را بزرگ میدانند، و وی را به شدت دوست میدارند، و تمام عبادتهای بدنی و مالی و قلبی را، برای او انجام داده، و او را با نامهای نیکو و صفات و افعال مقدسش، ستایش میکنند. (﴿فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ﴾) و آن کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، قلباً این امر بزرگ را که توحید است، انکار میکنند، درحالیکه جز نادانترین و جاهلترین مخلوق، کسی آن را انکار نمیکند، (﴿وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها با خود بزرگ بینی، از عبادتِ او سر باز میزنند.
(23) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) قطعاً خداوند، کارهای زشتی را که پنهان میدارند، و آنچه را که آشکار میسازند، میداند. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ﴾) همانا او، مستکبران را دوست ندارد؛ بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند و به زودی آنها را، به سزایی از نوع عملشان خواهد رساند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ بیگمان کسانی که با خود بزرگ بینی، از دعا و عبادت من سرباز میزنند، وارد جهنم خواهند شد و در آن میمانند.
النحل 16:23
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ آيا کسي که مي آفريند همچون کسي است که نمي آفريند؟ آيا پند نمي پذيريد. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ و اگر بخواهيد نمعت هاي خداوند را بشماريد نمي توانيد آن را بشماريد، بي گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ و خداوند آنچه را که پنهان مي داريد و آنچه را که آشکار مي کنيد، مي داند. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ و کساني که جز خدا به فرياد مي خوانند چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شوند. أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آنچه مي پرستند) مرده اند و بي جان، و نمي دانند چه وقت زنده و برانگيخته مي شوند. إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ و خداي شما خداي يکتايي است، و آنان که به آخرت ايمان نمي آورند دلهايشان منکر بوده و خودشان متکبر هستد لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ بدون شک خداوند آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که پنهان مي دارند و آنچه را که آشکار مي کنند، مي داند. همانا او مستکبران را دوست نمي دارد.
(17) پس از آنکه خداوند به بیان مخلوقات بزرگ ونعمتهای فراگیر خود پرداخت، فرمود: هیچ کس مانند او نیست، و هیچ همتا و نظیری ندارد: (﴿أَفَمَن يَخۡلُقُ﴾) آیا کسی که همۀ مخلوقات را میآفریند و او هر چیزی که بخواهد، انجام میدهد، (﴿كَمَن لَّا يَخۡلُقُ﴾) مانند کسی است که هیچ چیزی را -نه کم و نه زیاد- نمیآفریند؟! (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمیپذیرید و تشخیص نمیدهید کسی که همو آفریننده است، سزاوار پرستش است؟ پس همانطور که او در آفریدن و تدبیر یگانه است، در الوهیت و توحید و پرستش نیز یگانه است.
(18) و همانطور که خداوند در آفرینش شما و دیگران شریکی ندارد، در عبادت و پرستش وی نیز شریک و همتا قرار ندهید، بلکه عبادت را، تنها برای او انجام دهید. (﴿وَإِن تَعُدُّواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخواهید نعمتهای الهی را بشمارید، به جای آنکه سپاس وی را به جای آورید، (﴿لَا تُحۡصُوهَآ﴾) نمیتوانید آن را بشمارید، گذشته از اینکه بتوانید سپاس آن را به جای آورید، به درستی که نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند که به بندگانش عطا نموده، به اندازۀ نَفَسها و لحظهها است، و از انواع نعمتها [را به بندگان داده است] ، نعمتهای فراوانی که بندگان، برخی از آنها را میشناسند و هنوز از بقیه سر در نیاوردهاند، و مصیبتهای زیادی را نیز از آنان دفع کرده است، [در مجموع نعمتهای خداوند] بیشتر از آنند که به شمارش در آیند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است؛ و چنانچه مقداری شکرگزار باشید، از شما خشنود میشود، با وجود اینکه نعمتهای بسیار زیادی را به شما داده است.
(19 - 20) و همانطور که رحمت خداوند، گسترده؛ و احسان او، فراگیر است؛ و آمرزش او، همۀ بندگان را فراگرفته است؛ دانش او نیز، همه را احاطه کرده است. (﴿يَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ﴾) آنچه را که پنهان میدارید، و آنچه را که آشکار میسازید، میداند. برخلاف بتها و کسانی که به جای خدا پرستش میکنید؛ زیرا آنها، (﴿لَا يَخۡلُقُونَ شَيۡٔٗا﴾) کوچکترین چیزی را نمیآفرینند، (﴿وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ﴾) بلکه خودشان آفریده میشوند. پس چگونه میتوانند چیزی را بیافرینند، در حالی که آنها در آفرینش خود نیازمند خداوند متعال هستند؟!
(21 - 22) هیچ چیزی از صفتهای کمال، در آنها وجود ندارد؛ نه آگاهی دارند و نه شعور، (﴿ أَمۡوَٰتٌ غَيۡرُ أَحۡيَآءٖ﴾) مردهاند و بیجان، نمیشنوند و نمیبینند، و چیزی نمیفهمند. آیا چنین چیزهایی به جای پروردگار جهانیان به خدایی گرفته میشوند؟! پس وای بر عقل مشرکان!! چقدر عقلهایشان فاسد و سرگشته است! زیرا موجوداتِ پوچی را به خدایی گرفته، و آنچه را که از هر جهت ناقص است، و نه صفات کمالی دارد، و نه کاری را انجام میدهد؛ با ذاتی که از هر جهت کامل است، و دارای هر صفت کمالی است؛ و در هر صفتی کاملترین و بزرگترین آن را دارا است، برابر قرار دادهاند! پس خداوند، دارای علم و دانش فراگیر و رحمت گسترده است، و رحمت او همۀ دنیا را پر کرده است؛ ستوده و بزرگوار و دارای عظمت و کبریا است، و هیچ کس نمیتواند برخی از اوصاف او را به خود اختصاص دهد. بنابراین فرمود: (﴿إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) معبود بر حق شما، معبود یکتایی است؛ و آن، خداوند یگانه و بینیاز است که نه فرزندی دارد و نه از کسی متولد شده است، و هیچ همتایی ندارد. پس اهل ایمان و عقل و دل، او را بزرگ میدانند، و وی را به شدت دوست میدارند، و تمام عبادتهای بدنی و مالی و قلبی را، برای او انجام داده، و او را با نامهای نیکو و صفات و افعال مقدسش، ستایش میکنند. (﴿فَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٞ﴾) و آن کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند، قلباً این امر بزرگ را که توحید است، انکار میکنند، درحالیکه جز نادانترین و جاهلترین مخلوق، کسی آن را انکار نمیکند، (﴿وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها با خود بزرگ بینی، از عبادتِ او سر باز میزنند.
(23) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾) قطعاً خداوند، کارهای زشتی را که پنهان میدارند، و آنچه را که آشکار میسازند، میداند. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡتَكۡبِرِينَ﴾) همانا او، مستکبران را دوست ندارد؛ بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند و به زودی آنها را، به سزایی از نوع عملشان خواهد رساند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ بیگمان کسانی که با خود بزرگ بینی، از دعا و عبادت من سرباز میزنند، وارد جهنم خواهند شد و در آن میمانند.
النحل 16:24
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ و چون به آنان گفته شود: «پروردگار شما چه چيزهايي را نازل کرده است؟ » مي گويد: «افسانه هاي پيشينيان را (نازل کرده است». لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ (آنان) بايد در روز قيامت به طور کامل بار گناهان خويش و برخي از بار گناهان کساني را حمل نمايند که ايشان را بدون آگاهي گمراه ساخته اند، و چه بد است آنچه حمل مي نمايند؟ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ همانا کساني که پيش از ايشان بوده اند مکر ورزيدند، پس خداوند بنيادشان را از پآيه برانداخت و سقف از بالاي سرشان بر آنان فرو افتاد و عذاب (خدا) از جايي که نمي دانستند به آنان رسيد. ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ سپس روز قيامت آنان را خوار و رسوا مي سازد و مي فرمايد:«کجا هستيد شريکهاي من که شما به خاطر آنها به ستيز و نزاع بر مي خواستيد؟»علماي (رباني) مي گويند: «به راستي خواري و بدي امروز نصيب کافران است.» الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ کساني که فرشتگان در حالي جانشان را مي ستانند که ستم کارانند، پس تسليم مي شوند( و مي گويند): ما کار بدي نکرده ايم، آري به راستي که خداوند به آنچه مي کردند داناست. فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ پس از درهاي جهنم وارد شويد در حالي که در آنجا جاودانه خواهيد بود. چه بد است جايگاه متکبران
(24) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان به شدت آیات خدا را تکذیب میکنند: (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡ﴾) و هنگامی که در رابطه با قرآن و وحی از آنها سؤال شود؛ قرآنی که بزرگترین هدیۀ خداوند برای بندگان است، و گفته شود شما در مورد قرآن چه میگویید؟ آیا شکر این نعمت را به جای میآورید و آن را میپذیرید، یا به آن کفر میورزید و با آن مخالفت میکنید؟ آنها زشتترین پاسخ را داده و میگویند: (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این قرآن، دروغی است که محمد آن را به خدا نسبت میدهد، و آن را از پیش خود ساخته است؛ و قرآن، چیزی جز داستانهای گذشتگان نیست که نسل به نسل مردم آن را به یکدیگر منتقل مینمایند، و برخی از این افسانهها راست، و برخی دروغاند. پس این را گفته، و پیروانشان را به سوی آن فراخواندهاند،
(25) و در روز قیامت، بار گناه خود و گناه کسانی را که از آنها پیروی کردهاند، به دوش خواهند کشید. (﴿وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) و بار گناهانِ تقلیدکنندگانی را حمل خواهند کرد که علم و آگاهی ندارند. پس آنها، گناه کسانی را به دوش میکشند که آنان را به سوی کفر دعوت کردند؛ و اما کسانی که میدانند، و با آگاهی از کفر و گناه پیروی میکنند، هریک جرم و گناهی مستقل دارد، چون از روی شناخت و آگاهی عمل کردهاند. (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و چه بد است بار سنگین گناهانشان، و گناه کسانی که گمراه ساختهاند؛ پس آن را بر پشت خود حمل مینمایند.
(26 - 27) (﴿قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) همانا کسانی که پیش از ایشان بودهاند، علیه پیامبران توطئه کرده، و انواع نیرنگها را، برای رد کردن آنچه آورده بودند، به کار گرفتند، و از نیرنگهایشان قصرهای بلندی ساختند. (﴿فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ﴾) ولی فرمان خداوند به سراغ بنیاد آنان رفته، و آن را از اساس ویران کرد. (﴿فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ﴾) و سقف از بالای سرشان بر آنان فرو افتاد؛ و آنچه که آنها ساخته بودند، برای آنان تبدیل به عذابی شد. (﴿وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾) و عذاب از جایی که نمیدانستند، به آنان رسید؛ زیرا گمان میبردند که بنیادشان به آنها فایده خواهد داد و آنان را از عذاب مصون میدارد، اما آنچه ساخته بودند و اصل و اساسش را محکم بنا نهاده بودند، مایۀ عذابشان شد. و این بهترین مثال است برای باطل شدن نیرنگ دشمنان خدا؛ زیرا آنها، آنچه را پیامبران آورده بودند، تکذیب کردند؛ و برای خود، اصول و قواعدی از باطل پایهریزی نموده و به آن مراجعه میکردند، و بدین وسیله آنچه را پیامبران آورده بودند، ردّ مینمودند. و نیز برای زیان رساندن به پیامبران و پیروانشان، توطئهها کردند؛ اما توطئه و نیرنگشان عذابی برای آنها شد، و تدبیر و نقشۀ آنها، مایۀ هلاکت و نابودیشان گشت؛ چون مکر آنها بد بود، ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦ﴾ و مکر و نیرنگ بد، جز به صاحبش برنمیگردد. این در دنیاست؛ و عذاب آخرت، از این خوارکنندهتر میباشد. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ﴾) سپس روز قیامت، در ملاء عام آنان را رسوا میکند، و دروغ پردازی و افتراهایشان را برملا میسازد. (﴿وَيَقُولُ﴾) و به آنها میفرماید: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡ﴾) کجا هستند شریکان من که شما به خاطر آن، با خداوند و حزب و گروه او جنگیده و دشمنی میکردید، و ادّعا میکردید شریکان خدا هستند؟! خداوند این سؤال را از آنها میپرسد، اما جز اعتراف به گمراهی و عناد خود، پاسخی ندارند. پس میگویند:﴿ضَلُّواۡ عَنَّا وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾[خدایان دروغین] از پیش ما گم شدند، و برخود گواهی میدهند که آنان کافر بودهاند. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ﴾) علمای ربانی میگویند: (﴿إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خواری و رسوایی، عذاب و بدیِ روز قیامت، نصیب کافران است. واین، اشاره به فضیلت اهل علم است؛ زیرا آنها، در این دنیا و در روز قیامت، سخن حق را بر زبان میآورند؛ و سخن آنها، نزد خدا و خلق خدا، دارای اعتبار وارزش است. سپس خداوند آنچه را که در حالت مرگ و در روز قیامت با آنها انجام میشود، بیان نمود و فرمود:
(28) (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) آنان در حالی که به خود ستم کردهاند، و ستم و گمراهیشان زیاد است، فرشتگان جانشان را میستانند، و ستمگران در این حالت، با انواع عذاب و رسوایی و اهانت مواجه میشوند. (﴿فَأَلۡقَوُاۡ ٱلسَّلَمَ﴾) پس تسلیم میشوند، و آنچه را که به جای خدا پرستش میکردند، انکار نموده و میگویند: (﴿مَا كُنَّا نَعۡمَلُ مِن سُوٓءِۢ﴾) ما کار بدی نکردهایم. پس به آنان گفته میشود: (﴿بَلَىٰٓ﴾) آری! شما کار بد میکردید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکردید، داناست، پس انکارتان به شما سودی نمیرساند. آنان در قیامت آنچهرا که در دنیا برآن بودند، انکار مینمایند؛ چون گمان میبرند این کار به آنها سود میبخشد؛ اما آنگاه اعضای بدنشان، علیه آنها شهادت داده، و آنچهرا که میکردهاند، آشکار میسازد، و به گناه خود اقرار و اعتراف مینمایند. بنابراین تا وقتی که به گناهانشان اعتراف نکنند، وارد جهنم نمیشوند.
(29) پس وقتی که وارد درهای جهنم شدند، هرکس از دری که شایستۀ حالات و عمل اوست، وارد میشود. (﴿فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) و چه بد است جایگاه متکبران، و آن آتش جهنم است! جهنمی که جایگاه حسرت و ندامت و منزل بدبختی و درد، و محل غم و ناراحتی و خشم خداوند است. عذاب جهنم، بر آنان تخفیف نمییابد و حتی یک روز از عذاب دردناک جهنم در استراحت نخواهند بود. پروردگار مهربان از آنها روی گردانده، و عذاب بزرگ را به آنان میچشاند.
النحل 16:25
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ و چون به آنان گفته شود: «پروردگار شما چه چيزهايي را نازل کرده است؟ » مي گويد: «افسانه هاي پيشينيان را (نازل کرده است». لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ (آنان) بايد در روز قيامت به طور کامل بار گناهان خويش و برخي از بار گناهان کساني را حمل نمايند که ايشان را بدون آگاهي گمراه ساخته اند، و چه بد است آنچه حمل مي نمايند؟ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ همانا کساني که پيش از ايشان بوده اند مکر ورزيدند، پس خداوند بنيادشان را از پآيه برانداخت و سقف از بالاي سرشان بر آنان فرو افتاد و عذاب (خدا) از جايي که نمي دانستند به آنان رسيد. ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ سپس روز قيامت آنان را خوار و رسوا مي سازد و مي فرمايد:«کجا هستيد شريکهاي من که شما به خاطر آنها به ستيز و نزاع بر مي خواستيد؟»علماي (رباني) مي گويند: «به راستي خواري و بدي امروز نصيب کافران است.» الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ کساني که فرشتگان در حالي جانشان را مي ستانند که ستم کارانند، پس تسليم مي شوند( و مي گويند): ما کار بدي نکرده ايم، آري به راستي که خداوند به آنچه مي کردند داناست. فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ پس از درهاي جهنم وارد شويد در حالي که در آنجا جاودانه خواهيد بود. چه بد است جايگاه متکبران
(24) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان به شدت آیات خدا را تکذیب میکنند: (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡ﴾) و هنگامی که در رابطه با قرآن و وحی از آنها سؤال شود؛ قرآنی که بزرگترین هدیۀ خداوند برای بندگان است، و گفته شود شما در مورد قرآن چه میگویید؟ آیا شکر این نعمت را به جای میآورید و آن را میپذیرید، یا به آن کفر میورزید و با آن مخالفت میکنید؟ آنها زشتترین پاسخ را داده و میگویند: (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این قرآن، دروغی است که محمد آن را به خدا نسبت میدهد، و آن را از پیش خود ساخته است؛ و قرآن، چیزی جز داستانهای گذشتگان نیست که نسل به نسل مردم آن را به یکدیگر منتقل مینمایند، و برخی از این افسانهها راست، و برخی دروغاند. پس این را گفته، و پیروانشان را به سوی آن فراخواندهاند،
(25) و در روز قیامت، بار گناه خود و گناه کسانی را که از آنها پیروی کردهاند، به دوش خواهند کشید. (﴿وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) و بار گناهانِ تقلیدکنندگانی را حمل خواهند کرد که علم و آگاهی ندارند. پس آنها، گناه کسانی را به دوش میکشند که آنان را به سوی کفر دعوت کردند؛ و اما کسانی که میدانند، و با آگاهی از کفر و گناه پیروی میکنند، هریک جرم و گناهی مستقل دارد، چون از روی شناخت و آگاهی عمل کردهاند. (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و چه بد است بار سنگین گناهانشان، و گناه کسانی که گمراه ساختهاند؛ پس آن را بر پشت خود حمل مینمایند.
(26 - 27) (﴿قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) همانا کسانی که پیش از ایشان بودهاند، علیه پیامبران توطئه کرده، و انواع نیرنگها را، برای رد کردن آنچه آورده بودند، به کار گرفتند، و از نیرنگهایشان قصرهای بلندی ساختند. (﴿فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ﴾) ولی فرمان خداوند به سراغ بنیاد آنان رفته، و آن را از اساس ویران کرد. (﴿فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ﴾) و سقف از بالای سرشان بر آنان فرو افتاد؛ و آنچه که آنها ساخته بودند، برای آنان تبدیل به عذابی شد. (﴿وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾) و عذاب از جایی که نمیدانستند، به آنان رسید؛ زیرا گمان میبردند که بنیادشان به آنها فایده خواهد داد و آنان را از عذاب مصون میدارد، اما آنچه ساخته بودند و اصل و اساسش را محکم بنا نهاده بودند، مایۀ عذابشان شد. و این بهترین مثال است برای باطل شدن نیرنگ دشمنان خدا؛ زیرا آنها، آنچه را پیامبران آورده بودند، تکذیب کردند؛ و برای خود، اصول و قواعدی از باطل پایهریزی نموده و به آن مراجعه میکردند، و بدین وسیله آنچه را پیامبران آورده بودند، ردّ مینمودند. و نیز برای زیان رساندن به پیامبران و پیروانشان، توطئهها کردند؛ اما توطئه و نیرنگشان عذابی برای آنها شد، و تدبیر و نقشۀ آنها، مایۀ هلاکت و نابودیشان گشت؛ چون مکر آنها بد بود، ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦ﴾ و مکر و نیرنگ بد، جز به صاحبش برنمیگردد. این در دنیاست؛ و عذاب آخرت، از این خوارکنندهتر میباشد. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ﴾) سپس روز قیامت، در ملاء عام آنان را رسوا میکند، و دروغ پردازی و افتراهایشان را برملا میسازد. (﴿وَيَقُولُ﴾) و به آنها میفرماید: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡ﴾) کجا هستند شریکان من که شما به خاطر آن، با خداوند و حزب و گروه او جنگیده و دشمنی میکردید، و ادّعا میکردید شریکان خدا هستند؟! خداوند این سؤال را از آنها میپرسد، اما جز اعتراف به گمراهی و عناد خود، پاسخی ندارند. پس میگویند:﴿ضَلُّواۡ عَنَّا وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾[خدایان دروغین] از پیش ما گم شدند، و برخود گواهی میدهند که آنان کافر بودهاند. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ﴾) علمای ربانی میگویند: (﴿إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خواری و رسوایی، عذاب و بدیِ روز قیامت، نصیب کافران است. واین، اشاره به فضیلت اهل علم است؛ زیرا آنها، در این دنیا و در روز قیامت، سخن حق را بر زبان میآورند؛ و سخن آنها، نزد خدا و خلق خدا، دارای اعتبار وارزش است. سپس خداوند آنچه را که در حالت مرگ و در روز قیامت با آنها انجام میشود، بیان نمود و فرمود:
(28) (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) آنان در حالی که به خود ستم کردهاند، و ستم و گمراهیشان زیاد است، فرشتگان جانشان را میستانند، و ستمگران در این حالت، با انواع عذاب و رسوایی و اهانت مواجه میشوند. (﴿فَأَلۡقَوُاۡ ٱلسَّلَمَ﴾) پس تسلیم میشوند، و آنچه را که به جای خدا پرستش میکردند، انکار نموده و میگویند: (﴿مَا كُنَّا نَعۡمَلُ مِن سُوٓءِۢ﴾) ما کار بدی نکردهایم. پس به آنان گفته میشود: (﴿بَلَىٰٓ﴾) آری! شما کار بد میکردید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکردید، داناست، پس انکارتان به شما سودی نمیرساند. آنان در قیامت آنچهرا که در دنیا برآن بودند، انکار مینمایند؛ چون گمان میبرند این کار به آنها سود میبخشد؛ اما آنگاه اعضای بدنشان، علیه آنها شهادت داده، و آنچهرا که میکردهاند، آشکار میسازد، و به گناه خود اقرار و اعتراف مینمایند. بنابراین تا وقتی که به گناهانشان اعتراف نکنند، وارد جهنم نمیشوند.
(29) پس وقتی که وارد درهای جهنم شدند، هرکس از دری که شایستۀ حالات و عمل اوست، وارد میشود. (﴿فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) و چه بد است جایگاه متکبران، و آن آتش جهنم است! جهنمی که جایگاه حسرت و ندامت و منزل بدبختی و درد، و محل غم و ناراحتی و خشم خداوند است. عذاب جهنم، بر آنان تخفیف نمییابد و حتی یک روز از عذاب دردناک جهنم در استراحت نخواهند بود. پروردگار مهربان از آنها روی گردانده، و عذاب بزرگ را به آنان میچشاند.
النحل 16:26
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ و چون به آنان گفته شود: «پروردگار شما چه چيزهايي را نازل کرده است؟ » مي گويد: «افسانه هاي پيشينيان را (نازل کرده است». لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ (آنان) بايد در روز قيامت به طور کامل بار گناهان خويش و برخي از بار گناهان کساني را حمل نمايند که ايشان را بدون آگاهي گمراه ساخته اند، و چه بد است آنچه حمل مي نمايند؟ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ همانا کساني که پيش از ايشان بوده اند مکر ورزيدند، پس خداوند بنيادشان را از پآيه برانداخت و سقف از بالاي سرشان بر آنان فرو افتاد و عذاب (خدا) از جايي که نمي دانستند به آنان رسيد. ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ سپس روز قيامت آنان را خوار و رسوا مي سازد و مي فرمايد:«کجا هستيد شريکهاي من که شما به خاطر آنها به ستيز و نزاع بر مي خواستيد؟»علماي (رباني) مي گويند: «به راستي خواري و بدي امروز نصيب کافران است.» الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ کساني که فرشتگان در حالي جانشان را مي ستانند که ستم کارانند، پس تسليم مي شوند( و مي گويند): ما کار بدي نکرده ايم، آري به راستي که خداوند به آنچه مي کردند داناست. فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ پس از درهاي جهنم وارد شويد در حالي که در آنجا جاودانه خواهيد بود. چه بد است جايگاه متکبران
(24) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان به شدت آیات خدا را تکذیب میکنند: (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡ﴾) و هنگامی که در رابطه با قرآن و وحی از آنها سؤال شود؛ قرآنی که بزرگترین هدیۀ خداوند برای بندگان است، و گفته شود شما در مورد قرآن چه میگویید؟ آیا شکر این نعمت را به جای میآورید و آن را میپذیرید، یا به آن کفر میورزید و با آن مخالفت میکنید؟ آنها زشتترین پاسخ را داده و میگویند: (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این قرآن، دروغی است که محمد آن را به خدا نسبت میدهد، و آن را از پیش خود ساخته است؛ و قرآن، چیزی جز داستانهای گذشتگان نیست که نسل به نسل مردم آن را به یکدیگر منتقل مینمایند، و برخی از این افسانهها راست، و برخی دروغاند. پس این را گفته، و پیروانشان را به سوی آن فراخواندهاند،
(25) و در روز قیامت، بار گناه خود و گناه کسانی را که از آنها پیروی کردهاند، به دوش خواهند کشید. (﴿وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) و بار گناهانِ تقلیدکنندگانی را حمل خواهند کرد که علم و آگاهی ندارند. پس آنها، گناه کسانی را به دوش میکشند که آنان را به سوی کفر دعوت کردند؛ و اما کسانی که میدانند، و با آگاهی از کفر و گناه پیروی میکنند، هریک جرم و گناهی مستقل دارد، چون از روی شناخت و آگاهی عمل کردهاند. (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و چه بد است بار سنگین گناهانشان، و گناه کسانی که گمراه ساختهاند؛ پس آن را بر پشت خود حمل مینمایند.
(26 - 27) (﴿قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) همانا کسانی که پیش از ایشان بودهاند، علیه پیامبران توطئه کرده، و انواع نیرنگها را، برای رد کردن آنچه آورده بودند، به کار گرفتند، و از نیرنگهایشان قصرهای بلندی ساختند. (﴿فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ﴾) ولی فرمان خداوند به سراغ بنیاد آنان رفته، و آن را از اساس ویران کرد. (﴿فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ﴾) و سقف از بالای سرشان بر آنان فرو افتاد؛ و آنچه که آنها ساخته بودند، برای آنان تبدیل به عذابی شد. (﴿وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾) و عذاب از جایی که نمیدانستند، به آنان رسید؛ زیرا گمان میبردند که بنیادشان به آنها فایده خواهد داد و آنان را از عذاب مصون میدارد، اما آنچه ساخته بودند و اصل و اساسش را محکم بنا نهاده بودند، مایۀ عذابشان شد. و این بهترین مثال است برای باطل شدن نیرنگ دشمنان خدا؛ زیرا آنها، آنچه را پیامبران آورده بودند، تکذیب کردند؛ و برای خود، اصول و قواعدی از باطل پایهریزی نموده و به آن مراجعه میکردند، و بدین وسیله آنچه را پیامبران آورده بودند، ردّ مینمودند. و نیز برای زیان رساندن به پیامبران و پیروانشان، توطئهها کردند؛ اما توطئه و نیرنگشان عذابی برای آنها شد، و تدبیر و نقشۀ آنها، مایۀ هلاکت و نابودیشان گشت؛ چون مکر آنها بد بود، ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦ﴾ و مکر و نیرنگ بد، جز به صاحبش برنمیگردد. این در دنیاست؛ و عذاب آخرت، از این خوارکنندهتر میباشد. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ﴾) سپس روز قیامت، در ملاء عام آنان را رسوا میکند، و دروغ پردازی و افتراهایشان را برملا میسازد. (﴿وَيَقُولُ﴾) و به آنها میفرماید: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡ﴾) کجا هستند شریکان من که شما به خاطر آن، با خداوند و حزب و گروه او جنگیده و دشمنی میکردید، و ادّعا میکردید شریکان خدا هستند؟! خداوند این سؤال را از آنها میپرسد، اما جز اعتراف به گمراهی و عناد خود، پاسخی ندارند. پس میگویند:﴿ضَلُّواۡ عَنَّا وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾[خدایان دروغین] از پیش ما گم شدند، و برخود گواهی میدهند که آنان کافر بودهاند. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ﴾) علمای ربانی میگویند: (﴿إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خواری و رسوایی، عذاب و بدیِ روز قیامت، نصیب کافران است. واین، اشاره به فضیلت اهل علم است؛ زیرا آنها، در این دنیا و در روز قیامت، سخن حق را بر زبان میآورند؛ و سخن آنها، نزد خدا و خلق خدا، دارای اعتبار وارزش است. سپس خداوند آنچه را که در حالت مرگ و در روز قیامت با آنها انجام میشود، بیان نمود و فرمود:
(28) (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) آنان در حالی که به خود ستم کردهاند، و ستم و گمراهیشان زیاد است، فرشتگان جانشان را میستانند، و ستمگران در این حالت، با انواع عذاب و رسوایی و اهانت مواجه میشوند. (﴿فَأَلۡقَوُاۡ ٱلسَّلَمَ﴾) پس تسلیم میشوند، و آنچه را که به جای خدا پرستش میکردند، انکار نموده و میگویند: (﴿مَا كُنَّا نَعۡمَلُ مِن سُوٓءِۢ﴾) ما کار بدی نکردهایم. پس به آنان گفته میشود: (﴿بَلَىٰٓ﴾) آری! شما کار بد میکردید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکردید، داناست، پس انکارتان به شما سودی نمیرساند. آنان در قیامت آنچهرا که در دنیا برآن بودند، انکار مینمایند؛ چون گمان میبرند این کار به آنها سود میبخشد؛ اما آنگاه اعضای بدنشان، علیه آنها شهادت داده، و آنچهرا که میکردهاند، آشکار میسازد، و به گناه خود اقرار و اعتراف مینمایند. بنابراین تا وقتی که به گناهانشان اعتراف نکنند، وارد جهنم نمیشوند.
(29) پس وقتی که وارد درهای جهنم شدند، هرکس از دری که شایستۀ حالات و عمل اوست، وارد میشود. (﴿فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) و چه بد است جایگاه متکبران، و آن آتش جهنم است! جهنمی که جایگاه حسرت و ندامت و منزل بدبختی و درد، و محل غم و ناراحتی و خشم خداوند است. عذاب جهنم، بر آنان تخفیف نمییابد و حتی یک روز از عذاب دردناک جهنم در استراحت نخواهند بود. پروردگار مهربان از آنها روی گردانده، و عذاب بزرگ را به آنان میچشاند.
النحل 16:27
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ و چون به آنان گفته شود: «پروردگار شما چه چيزهايي را نازل کرده است؟ » مي گويد: «افسانه هاي پيشينيان را (نازل کرده است». لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ (آنان) بايد در روز قيامت به طور کامل بار گناهان خويش و برخي از بار گناهان کساني را حمل نمايند که ايشان را بدون آگاهي گمراه ساخته اند، و چه بد است آنچه حمل مي نمايند؟ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ همانا کساني که پيش از ايشان بوده اند مکر ورزيدند، پس خداوند بنيادشان را از پآيه برانداخت و سقف از بالاي سرشان بر آنان فرو افتاد و عذاب (خدا) از جايي که نمي دانستند به آنان رسيد. ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ سپس روز قيامت آنان را خوار و رسوا مي سازد و مي فرمايد:«کجا هستيد شريکهاي من که شما به خاطر آنها به ستيز و نزاع بر مي خواستيد؟»علماي (رباني) مي گويند: «به راستي خواري و بدي امروز نصيب کافران است.» الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ کساني که فرشتگان در حالي جانشان را مي ستانند که ستم کارانند، پس تسليم مي شوند( و مي گويند): ما کار بدي نکرده ايم، آري به راستي که خداوند به آنچه مي کردند داناست. فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ پس از درهاي جهنم وارد شويد در حالي که در آنجا جاودانه خواهيد بود. چه بد است جايگاه متکبران
(24) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان به شدت آیات خدا را تکذیب میکنند: (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡ﴾) و هنگامی که در رابطه با قرآن و وحی از آنها سؤال شود؛ قرآنی که بزرگترین هدیۀ خداوند برای بندگان است، و گفته شود شما در مورد قرآن چه میگویید؟ آیا شکر این نعمت را به جای میآورید و آن را میپذیرید، یا به آن کفر میورزید و با آن مخالفت میکنید؟ آنها زشتترین پاسخ را داده و میگویند: (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این قرآن، دروغی است که محمد آن را به خدا نسبت میدهد، و آن را از پیش خود ساخته است؛ و قرآن، چیزی جز داستانهای گذشتگان نیست که نسل به نسل مردم آن را به یکدیگر منتقل مینمایند، و برخی از این افسانهها راست، و برخی دروغاند. پس این را گفته، و پیروانشان را به سوی آن فراخواندهاند،
(25) و در روز قیامت، بار گناه خود و گناه کسانی را که از آنها پیروی کردهاند، به دوش خواهند کشید. (﴿وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) و بار گناهانِ تقلیدکنندگانی را حمل خواهند کرد که علم و آگاهی ندارند. پس آنها، گناه کسانی را به دوش میکشند که آنان را به سوی کفر دعوت کردند؛ و اما کسانی که میدانند، و با آگاهی از کفر و گناه پیروی میکنند، هریک جرم و گناهی مستقل دارد، چون از روی شناخت و آگاهی عمل کردهاند. (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و چه بد است بار سنگین گناهانشان، و گناه کسانی که گمراه ساختهاند؛ پس آن را بر پشت خود حمل مینمایند.
(26 - 27) (﴿قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) همانا کسانی که پیش از ایشان بودهاند، علیه پیامبران توطئه کرده، و انواع نیرنگها را، برای رد کردن آنچه آورده بودند، به کار گرفتند، و از نیرنگهایشان قصرهای بلندی ساختند. (﴿فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ﴾) ولی فرمان خداوند به سراغ بنیاد آنان رفته، و آن را از اساس ویران کرد. (﴿فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ﴾) و سقف از بالای سرشان بر آنان فرو افتاد؛ و آنچه که آنها ساخته بودند، برای آنان تبدیل به عذابی شد. (﴿وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾) و عذاب از جایی که نمیدانستند، به آنان رسید؛ زیرا گمان میبردند که بنیادشان به آنها فایده خواهد داد و آنان را از عذاب مصون میدارد، اما آنچه ساخته بودند و اصل و اساسش را محکم بنا نهاده بودند، مایۀ عذابشان شد. و این بهترین مثال است برای باطل شدن نیرنگ دشمنان خدا؛ زیرا آنها، آنچه را پیامبران آورده بودند، تکذیب کردند؛ و برای خود، اصول و قواعدی از باطل پایهریزی نموده و به آن مراجعه میکردند، و بدین وسیله آنچه را پیامبران آورده بودند، ردّ مینمودند. و نیز برای زیان رساندن به پیامبران و پیروانشان، توطئهها کردند؛ اما توطئه و نیرنگشان عذابی برای آنها شد، و تدبیر و نقشۀ آنها، مایۀ هلاکت و نابودیشان گشت؛ چون مکر آنها بد بود، ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦ﴾ و مکر و نیرنگ بد، جز به صاحبش برنمیگردد. این در دنیاست؛ و عذاب آخرت، از این خوارکنندهتر میباشد. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ﴾) سپس روز قیامت، در ملاء عام آنان را رسوا میکند، و دروغ پردازی و افتراهایشان را برملا میسازد. (﴿وَيَقُولُ﴾) و به آنها میفرماید: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡ﴾) کجا هستند شریکان من که شما به خاطر آن، با خداوند و حزب و گروه او جنگیده و دشمنی میکردید، و ادّعا میکردید شریکان خدا هستند؟! خداوند این سؤال را از آنها میپرسد، اما جز اعتراف به گمراهی و عناد خود، پاسخی ندارند. پس میگویند:﴿ضَلُّواۡ عَنَّا وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾[خدایان دروغین] از پیش ما گم شدند، و برخود گواهی میدهند که آنان کافر بودهاند. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ﴾) علمای ربانی میگویند: (﴿إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خواری و رسوایی، عذاب و بدیِ روز قیامت، نصیب کافران است. واین، اشاره به فضیلت اهل علم است؛ زیرا آنها، در این دنیا و در روز قیامت، سخن حق را بر زبان میآورند؛ و سخن آنها، نزد خدا و خلق خدا، دارای اعتبار وارزش است. سپس خداوند آنچه را که در حالت مرگ و در روز قیامت با آنها انجام میشود، بیان نمود و فرمود:
(28) (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) آنان در حالی که به خود ستم کردهاند، و ستم و گمراهیشان زیاد است، فرشتگان جانشان را میستانند، و ستمگران در این حالت، با انواع عذاب و رسوایی و اهانت مواجه میشوند. (﴿فَأَلۡقَوُاۡ ٱلسَّلَمَ﴾) پس تسلیم میشوند، و آنچه را که به جای خدا پرستش میکردند، انکار نموده و میگویند: (﴿مَا كُنَّا نَعۡمَلُ مِن سُوٓءِۢ﴾) ما کار بدی نکردهایم. پس به آنان گفته میشود: (﴿بَلَىٰٓ﴾) آری! شما کار بد میکردید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکردید، داناست، پس انکارتان به شما سودی نمیرساند. آنان در قیامت آنچهرا که در دنیا برآن بودند، انکار مینمایند؛ چون گمان میبرند این کار به آنها سود میبخشد؛ اما آنگاه اعضای بدنشان، علیه آنها شهادت داده، و آنچهرا که میکردهاند، آشکار میسازد، و به گناه خود اقرار و اعتراف مینمایند. بنابراین تا وقتی که به گناهانشان اعتراف نکنند، وارد جهنم نمیشوند.
(29) پس وقتی که وارد درهای جهنم شدند، هرکس از دری که شایستۀ حالات و عمل اوست، وارد میشود. (﴿فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) و چه بد است جایگاه متکبران، و آن آتش جهنم است! جهنمی که جایگاه حسرت و ندامت و منزل بدبختی و درد، و محل غم و ناراحتی و خشم خداوند است. عذاب جهنم، بر آنان تخفیف نمییابد و حتی یک روز از عذاب دردناک جهنم در استراحت نخواهند بود. پروردگار مهربان از آنها روی گردانده، و عذاب بزرگ را به آنان میچشاند.
النحل 16:28
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ و چون به آنان گفته شود: «پروردگار شما چه چيزهايي را نازل کرده است؟ » مي گويد: «افسانه هاي پيشينيان را (نازل کرده است». لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ (آنان) بايد در روز قيامت به طور کامل بار گناهان خويش و برخي از بار گناهان کساني را حمل نمايند که ايشان را بدون آگاهي گمراه ساخته اند، و چه بد است آنچه حمل مي نمايند؟ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ همانا کساني که پيش از ايشان بوده اند مکر ورزيدند، پس خداوند بنيادشان را از پآيه برانداخت و سقف از بالاي سرشان بر آنان فرو افتاد و عذاب (خدا) از جايي که نمي دانستند به آنان رسيد. ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ سپس روز قيامت آنان را خوار و رسوا مي سازد و مي فرمايد:«کجا هستيد شريکهاي من که شما به خاطر آنها به ستيز و نزاع بر مي خواستيد؟»علماي (رباني) مي گويند: «به راستي خواري و بدي امروز نصيب کافران است.» الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ کساني که فرشتگان در حالي جانشان را مي ستانند که ستم کارانند، پس تسليم مي شوند( و مي گويند): ما کار بدي نکرده ايم، آري به راستي که خداوند به آنچه مي کردند داناست. فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ پس از درهاي جهنم وارد شويد در حالي که در آنجا جاودانه خواهيد بود. چه بد است جايگاه متکبران
(24) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان به شدت آیات خدا را تکذیب میکنند: (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡ﴾) و هنگامی که در رابطه با قرآن و وحی از آنها سؤال شود؛ قرآنی که بزرگترین هدیۀ خداوند برای بندگان است، و گفته شود شما در مورد قرآن چه میگویید؟ آیا شکر این نعمت را به جای میآورید و آن را میپذیرید، یا به آن کفر میورزید و با آن مخالفت میکنید؟ آنها زشتترین پاسخ را داده و میگویند: (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این قرآن، دروغی است که محمد آن را به خدا نسبت میدهد، و آن را از پیش خود ساخته است؛ و قرآن، چیزی جز داستانهای گذشتگان نیست که نسل به نسل مردم آن را به یکدیگر منتقل مینمایند، و برخی از این افسانهها راست، و برخی دروغاند. پس این را گفته، و پیروانشان را به سوی آن فراخواندهاند،
(25) و در روز قیامت، بار گناه خود و گناه کسانی را که از آنها پیروی کردهاند، به دوش خواهند کشید. (﴿وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) و بار گناهانِ تقلیدکنندگانی را حمل خواهند کرد که علم و آگاهی ندارند. پس آنها، گناه کسانی را به دوش میکشند که آنان را به سوی کفر دعوت کردند؛ و اما کسانی که میدانند، و با آگاهی از کفر و گناه پیروی میکنند، هریک جرم و گناهی مستقل دارد، چون از روی شناخت و آگاهی عمل کردهاند. (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و چه بد است بار سنگین گناهانشان، و گناه کسانی که گمراه ساختهاند؛ پس آن را بر پشت خود حمل مینمایند.
(26 - 27) (﴿قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) همانا کسانی که پیش از ایشان بودهاند، علیه پیامبران توطئه کرده، و انواع نیرنگها را، برای رد کردن آنچه آورده بودند، به کار گرفتند، و از نیرنگهایشان قصرهای بلندی ساختند. (﴿فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ﴾) ولی فرمان خداوند به سراغ بنیاد آنان رفته، و آن را از اساس ویران کرد. (﴿فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ﴾) و سقف از بالای سرشان بر آنان فرو افتاد؛ و آنچه که آنها ساخته بودند، برای آنان تبدیل به عذابی شد. (﴿وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾) و عذاب از جایی که نمیدانستند، به آنان رسید؛ زیرا گمان میبردند که بنیادشان به آنها فایده خواهد داد و آنان را از عذاب مصون میدارد، اما آنچه ساخته بودند و اصل و اساسش را محکم بنا نهاده بودند، مایۀ عذابشان شد. و این بهترین مثال است برای باطل شدن نیرنگ دشمنان خدا؛ زیرا آنها، آنچه را پیامبران آورده بودند، تکذیب کردند؛ و برای خود، اصول و قواعدی از باطل پایهریزی نموده و به آن مراجعه میکردند، و بدین وسیله آنچه را پیامبران آورده بودند، ردّ مینمودند. و نیز برای زیان رساندن به پیامبران و پیروانشان، توطئهها کردند؛ اما توطئه و نیرنگشان عذابی برای آنها شد، و تدبیر و نقشۀ آنها، مایۀ هلاکت و نابودیشان گشت؛ چون مکر آنها بد بود، ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦ﴾ و مکر و نیرنگ بد، جز به صاحبش برنمیگردد. این در دنیاست؛ و عذاب آخرت، از این خوارکنندهتر میباشد. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ﴾) سپس روز قیامت، در ملاء عام آنان را رسوا میکند، و دروغ پردازی و افتراهایشان را برملا میسازد. (﴿وَيَقُولُ﴾) و به آنها میفرماید: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡ﴾) کجا هستند شریکان من که شما به خاطر آن، با خداوند و حزب و گروه او جنگیده و دشمنی میکردید، و ادّعا میکردید شریکان خدا هستند؟! خداوند این سؤال را از آنها میپرسد، اما جز اعتراف به گمراهی و عناد خود، پاسخی ندارند. پس میگویند:﴿ضَلُّواۡ عَنَّا وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾[خدایان دروغین] از پیش ما گم شدند، و برخود گواهی میدهند که آنان کافر بودهاند. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ﴾) علمای ربانی میگویند: (﴿إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خواری و رسوایی، عذاب و بدیِ روز قیامت، نصیب کافران است. واین، اشاره به فضیلت اهل علم است؛ زیرا آنها، در این دنیا و در روز قیامت، سخن حق را بر زبان میآورند؛ و سخن آنها، نزد خدا و خلق خدا، دارای اعتبار وارزش است. سپس خداوند آنچه را که در حالت مرگ و در روز قیامت با آنها انجام میشود، بیان نمود و فرمود:
(28) (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) آنان در حالی که به خود ستم کردهاند، و ستم و گمراهیشان زیاد است، فرشتگان جانشان را میستانند، و ستمگران در این حالت، با انواع عذاب و رسوایی و اهانت مواجه میشوند. (﴿فَأَلۡقَوُاۡ ٱلسَّلَمَ﴾) پس تسلیم میشوند، و آنچه را که به جای خدا پرستش میکردند، انکار نموده و میگویند: (﴿مَا كُنَّا نَعۡمَلُ مِن سُوٓءِۢ﴾) ما کار بدی نکردهایم. پس به آنان گفته میشود: (﴿بَلَىٰٓ﴾) آری! شما کار بد میکردید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکردید، داناست، پس انکارتان به شما سودی نمیرساند. آنان در قیامت آنچهرا که در دنیا برآن بودند، انکار مینمایند؛ چون گمان میبرند این کار به آنها سود میبخشد؛ اما آنگاه اعضای بدنشان، علیه آنها شهادت داده، و آنچهرا که میکردهاند، آشکار میسازد، و به گناه خود اقرار و اعتراف مینمایند. بنابراین تا وقتی که به گناهانشان اعتراف نکنند، وارد جهنم نمیشوند.
(29) پس وقتی که وارد درهای جهنم شدند، هرکس از دری که شایستۀ حالات و عمل اوست، وارد میشود. (﴿فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) و چه بد است جایگاه متکبران، و آن آتش جهنم است! جهنمی که جایگاه حسرت و ندامت و منزل بدبختی و درد، و محل غم و ناراحتی و خشم خداوند است. عذاب جهنم، بر آنان تخفیف نمییابد و حتی یک روز از عذاب دردناک جهنم در استراحت نخواهند بود. پروردگار مهربان از آنها روی گردانده، و عذاب بزرگ را به آنان میچشاند.
النحل 16:29
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ و چون به آنان گفته شود: «پروردگار شما چه چيزهايي را نازل کرده است؟ » مي گويد: «افسانه هاي پيشينيان را (نازل کرده است». لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ (آنان) بايد در روز قيامت به طور کامل بار گناهان خويش و برخي از بار گناهان کساني را حمل نمايند که ايشان را بدون آگاهي گمراه ساخته اند، و چه بد است آنچه حمل مي نمايند؟ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ همانا کساني که پيش از ايشان بوده اند مکر ورزيدند، پس خداوند بنيادشان را از پآيه برانداخت و سقف از بالاي سرشان بر آنان فرو افتاد و عذاب (خدا) از جايي که نمي دانستند به آنان رسيد. ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ سپس روز قيامت آنان را خوار و رسوا مي سازد و مي فرمايد:«کجا هستيد شريکهاي من که شما به خاطر آنها به ستيز و نزاع بر مي خواستيد؟»علماي (رباني) مي گويند: «به راستي خواري و بدي امروز نصيب کافران است.» الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ کساني که فرشتگان در حالي جانشان را مي ستانند که ستم کارانند، پس تسليم مي شوند( و مي گويند): ما کار بدي نکرده ايم، آري به راستي که خداوند به آنچه مي کردند داناست. فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ پس از درهاي جهنم وارد شويد در حالي که در آنجا جاودانه خواهيد بود. چه بد است جايگاه متکبران
(24) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان به شدت آیات خدا را تکذیب میکنند: (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّكُمۡ﴾) و هنگامی که در رابطه با قرآن و وحی از آنها سؤال شود؛ قرآنی که بزرگترین هدیۀ خداوند برای بندگان است، و گفته شود شما در مورد قرآن چه میگویید؟ آیا شکر این نعمت را به جای میآورید و آن را میپذیرید، یا به آن کفر میورزید و با آن مخالفت میکنید؟ آنها زشتترین پاسخ را داده و میگویند: (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این قرآن، دروغی است که محمد آن را به خدا نسبت میدهد، و آن را از پیش خود ساخته است؛ و قرآن، چیزی جز داستانهای گذشتگان نیست که نسل به نسل مردم آن را به یکدیگر منتقل مینمایند، و برخی از این افسانهها راست، و برخی دروغاند. پس این را گفته، و پیروانشان را به سوی آن فراخواندهاند،
(25) و در روز قیامت، بار گناه خود و گناه کسانی را که از آنها پیروی کردهاند، به دوش خواهند کشید. (﴿وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) و بار گناهانِ تقلیدکنندگانی را حمل خواهند کرد که علم و آگاهی ندارند. پس آنها، گناه کسانی را به دوش میکشند که آنان را به سوی کفر دعوت کردند؛ و اما کسانی که میدانند، و با آگاهی از کفر و گناه پیروی میکنند، هریک جرم و گناهی مستقل دارد، چون از روی شناخت و آگاهی عمل کردهاند. (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و چه بد است بار سنگین گناهانشان، و گناه کسانی که گمراه ساختهاند؛ پس آن را بر پشت خود حمل مینمایند.
(26 - 27) (﴿قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) همانا کسانی که پیش از ایشان بودهاند، علیه پیامبران توطئه کرده، و انواع نیرنگها را، برای رد کردن آنچه آورده بودند، به کار گرفتند، و از نیرنگهایشان قصرهای بلندی ساختند. (﴿فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ﴾) ولی فرمان خداوند به سراغ بنیاد آنان رفته، و آن را از اساس ویران کرد. (﴿فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ﴾) و سقف از بالای سرشان بر آنان فرو افتاد؛ و آنچه که آنها ساخته بودند، برای آنان تبدیل به عذابی شد. (﴿وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾) و عذاب از جایی که نمیدانستند، به آنان رسید؛ زیرا گمان میبردند که بنیادشان به آنها فایده خواهد داد و آنان را از عذاب مصون میدارد، اما آنچه ساخته بودند و اصل و اساسش را محکم بنا نهاده بودند، مایۀ عذابشان شد. و این بهترین مثال است برای باطل شدن نیرنگ دشمنان خدا؛ زیرا آنها، آنچه را پیامبران آورده بودند، تکذیب کردند؛ و برای خود، اصول و قواعدی از باطل پایهریزی نموده و به آن مراجعه میکردند، و بدین وسیله آنچه را پیامبران آورده بودند، ردّ مینمودند. و نیز برای زیان رساندن به پیامبران و پیروانشان، توطئهها کردند؛ اما توطئه و نیرنگشان عذابی برای آنها شد، و تدبیر و نقشۀ آنها، مایۀ هلاکت و نابودیشان گشت؛ چون مکر آنها بد بود، ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦ﴾ و مکر و نیرنگ بد، جز به صاحبش برنمیگردد. این در دنیاست؛ و عذاب آخرت، از این خوارکنندهتر میباشد. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ﴾) سپس روز قیامت، در ملاء عام آنان را رسوا میکند، و دروغ پردازی و افتراهایشان را برملا میسازد. (﴿وَيَقُولُ﴾) و به آنها میفرماید: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡ﴾) کجا هستند شریکان من که شما به خاطر آن، با خداوند و حزب و گروه او جنگیده و دشمنی میکردید، و ادّعا میکردید شریکان خدا هستند؟! خداوند این سؤال را از آنها میپرسد، اما جز اعتراف به گمراهی و عناد خود، پاسخی ندارند. پس میگویند:﴿ضَلُّواۡ عَنَّا وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾[خدایان دروغین] از پیش ما گم شدند، و برخود گواهی میدهند که آنان کافر بودهاند. (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ﴾) علمای ربانی میگویند: (﴿إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خواری و رسوایی، عذاب و بدیِ روز قیامت، نصیب کافران است. واین، اشاره به فضیلت اهل علم است؛ زیرا آنها، در این دنیا و در روز قیامت، سخن حق را بر زبان میآورند؛ و سخن آنها، نزد خدا و خلق خدا، دارای اعتبار وارزش است. سپس خداوند آنچه را که در حالت مرگ و در روز قیامت با آنها انجام میشود، بیان نمود و فرمود:
(28) (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) آنان در حالی که به خود ستم کردهاند، و ستم و گمراهیشان زیاد است، فرشتگان جانشان را میستانند، و ستمگران در این حالت، با انواع عذاب و رسوایی و اهانت مواجه میشوند. (﴿فَأَلۡقَوُاۡ ٱلسَّلَمَ﴾) پس تسلیم میشوند، و آنچه را که به جای خدا پرستش میکردند، انکار نموده و میگویند: (﴿مَا كُنَّا نَعۡمَلُ مِن سُوٓءِۢ﴾) ما کار بدی نکردهایم. پس به آنان گفته میشود: (﴿بَلَىٰٓ﴾) آری! شما کار بد میکردید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکردید، داناست، پس انکارتان به شما سودی نمیرساند. آنان در قیامت آنچهرا که در دنیا برآن بودند، انکار مینمایند؛ چون گمان میبرند این کار به آنها سود میبخشد؛ اما آنگاه اعضای بدنشان، علیه آنها شهادت داده، و آنچهرا که میکردهاند، آشکار میسازد، و به گناه خود اقرار و اعتراف مینمایند. بنابراین تا وقتی که به گناهانشان اعتراف نکنند، وارد جهنم نمیشوند.
(29) پس وقتی که وارد درهای جهنم شدند، هرکس از دری که شایستۀ حالات و عمل اوست، وارد میشود. (﴿فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) و چه بد است جایگاه متکبران، و آن آتش جهنم است! جهنمی که جایگاه حسرت و ندامت و منزل بدبختی و درد، و محل غم و ناراحتی و خشم خداوند است. عذاب جهنم، بر آنان تخفیف نمییابد و حتی یک روز از عذاب دردناک جهنم در استراحت نخواهند بود. پروردگار مهربان از آنها روی گردانده، و عذاب بزرگ را به آنان میچشاند.
النحل 16:30
وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ و به پرهيزگاران گفته مي شود: «پروردگارتان چه چيزي را نازل کرده است»؟ مي گويند:«خير و خوبي را» براي نيکوکاران در همين دنيا نيکي است و سراي آخرت بهتر خواهد بود. و چه خوب است سراي پرهيزگاران! جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَآؤُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللّهُ الْمُتَّقِينَ باغهاي بهشت که به آن وارد مي شوند جويبارها در زير درختان آن روان است، در آنجا هر چه بخواهند دارند. خداوند اين چنين به پرهيزگاران پاداش مي دهد. الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ آنان که فرشتگان در حالي جانشان را مي گيرند که پاک اند. مي گويند:«سلام بر شما باد به خاطر کارهايي که مي کرديد به بهشت وارد شويد».
(30) وقتی خداوند، سخن کسانی را ذکر کرد که آنچه را او نازل نموده بود، تکذیب کردند؛ به بیان سخن پرهیزگاران پرداخت که اعتراف میکنند آنچه خداوند نازل نموده است، نعمت و خیر بزرگی است، و خداوند با دادنِ آن به بندگان، بر آنها منّت نهاده است. پس پرهیزگاران این نعمت را پذیرفتند، و تسلیم فرمان پروردگار شدند، و شکرِ خدا را به خاطرِ آن به جای آوردند، و آن را شناختند و به آن عمل نمودند. (﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ﴾) برای کسانی که عبادت خدا را به خوبی و نیکی انجام داده، و با بندگانِ خدا نیکی کردهاند، (﴿فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞ﴾) روزی زیاد و زندگی خوب و آرامش و امنیت و شادی این دنیا، پاداش آنها خواهد بود. (﴿وَلَدَارُ ٱلۡأٓخِرَةِ خَيۡرٞ﴾) و جهان آخرت، از همۀ لذتها و نعمتهای آن بهتر است؛ زیرا نعمتهای این جهان، اندک و همراه با آفتها و مشکلات است و تمام میشوند. به خلاف نعمتهای آخرت، که چنین نیستند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَنِعۡمَ دَارُ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و چه خوب است سرای پرهیزگاران!
(31 - 32) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ لَهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ﴾) و سرای پرهیزگاران، باغهای بهشت است که به آن وارد میشوند، و جویبارها از زیر درختان آن جاری است، و هرچه دلشان بخواهد و آرزو کنند، به کاملترین صورت به آنان میرسد. پس هرگاه نعمتی را بخواهند که باعث شادی ارواح و دلها شود، در برابرشان حاضر میگردد. بنابراین خداوند به اهل بهشت، هرآنچه را که بخواهند، میبخشد؛ حتی خداوند به آنها نعمتهایی میدهد که به خاطرشان نیامده است. پس با برکت است خداوندی که کرم و احسان او بی نهایت است، و اقیانوس جود و بخشش او بیکران است؛ خداوندی که هیچ کس در صفات ذاتش و در صفات افعالش مانند او نبوده، و هیچ چیزی در عظمت و پادشاهی شبیه او نیست. (﴿كَذَٰلِكَ يَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) خداوند این چنین به پرهیزگارانی که با انجام دادن آنچه از فرایض و واجبات قلبی و بدنی و زبانی در حق او و حق بندگانش بر آنان واجب نموده است، و با ترک کردن آنچه که خداوند آنان را از آن نهی کرده است، از خشم و عذاب او میپرهیزند، پاداش میدهد. (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) آنان که فرشتگان در حالی جانشان میگیرند که بر تقوای خود پایدار بودهاند (﴿طَيِّبِينَ﴾) و درحالی که از هر نقص و آلودگی که به ایمانشان خلل وارد کند، پاک و پاک داشته شده هستند. پس دلهایشان با شناخت و محبت خدا، و زبانهایشان با ذکر و ستایش خدا، و اعضای بدنشان با طاعت و توجه به خدا پاک شده است. (﴿يَقُولُونَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمُ﴾) میگویند: درود بر شما باد! و از هر آفت و بلایی بهدور باشید، و شما از هر آنچه که نمیپسندید، در امان هستید. (﴿ٱدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) به خاطر کارهای خوبی که میکردید، از قبیل: ایمان به خدا، و فرمان بردن از دستورش وارد بهشت شوید. به درستی که عمل و رفتار، علت اصلی وارد شدن به بهشت، و رهایی یافتن از آتش جهنم است، و چنین عمل و رفتاری، در سایۀ رحمت و منت خداوند بر آنان، برایشان حاصل گشته است، نه با قوت و توانایی خودشان.
النحل 16:31
وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ و به پرهيزگاران گفته مي شود: «پروردگارتان چه چيزي را نازل کرده است»؟ مي گويند:«خير و خوبي را» براي نيکوکاران در همين دنيا نيکي است و سراي آخرت بهتر خواهد بود. و چه خوب است سراي پرهيزگاران! جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَآؤُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللّهُ الْمُتَّقِينَ باغهاي بهشت که به آن وارد مي شوند جويبارها در زير درختان آن روان است، در آنجا هر چه بخواهند دارند. خداوند اين چنين به پرهيزگاران پاداش مي دهد. الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ آنان که فرشتگان در حالي جانشان را مي گيرند که پاک اند. مي گويند:«سلام بر شما باد به خاطر کارهايي که مي کرديد به بهشت وارد شويد».
(30) وقتی خداوند، سخن کسانی را ذکر کرد که آنچه را او نازل نموده بود، تکذیب کردند؛ به بیان سخن پرهیزگاران پرداخت که اعتراف میکنند آنچه خداوند نازل نموده است، نعمت و خیر بزرگی است، و خداوند با دادنِ آن به بندگان، بر آنها منّت نهاده است. پس پرهیزگاران این نعمت را پذیرفتند، و تسلیم فرمان پروردگار شدند، و شکرِ خدا را به خاطرِ آن به جای آوردند، و آن را شناختند و به آن عمل نمودند. (﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ﴾) برای کسانی که عبادت خدا را به خوبی و نیکی انجام داده، و با بندگانِ خدا نیکی کردهاند، (﴿فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞ﴾) روزی زیاد و زندگی خوب و آرامش و امنیت و شادی این دنیا، پاداش آنها خواهد بود. (﴿وَلَدَارُ ٱلۡأٓخِرَةِ خَيۡرٞ﴾) و جهان آخرت، از همۀ لذتها و نعمتهای آن بهتر است؛ زیرا نعمتهای این جهان، اندک و همراه با آفتها و مشکلات است و تمام میشوند. به خلاف نعمتهای آخرت، که چنین نیستند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَنِعۡمَ دَارُ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و چه خوب است سرای پرهیزگاران!
(31 - 32) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ لَهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ﴾) و سرای پرهیزگاران، باغهای بهشت است که به آن وارد میشوند، و جویبارها از زیر درختان آن جاری است، و هرچه دلشان بخواهد و آرزو کنند، به کاملترین صورت به آنان میرسد. پس هرگاه نعمتی را بخواهند که باعث شادی ارواح و دلها شود، در برابرشان حاضر میگردد. بنابراین خداوند به اهل بهشت، هرآنچه را که بخواهند، میبخشد؛ حتی خداوند به آنها نعمتهایی میدهد که به خاطرشان نیامده است. پس با برکت است خداوندی که کرم و احسان او بی نهایت است، و اقیانوس جود و بخشش او بیکران است؛ خداوندی که هیچ کس در صفات ذاتش و در صفات افعالش مانند او نبوده، و هیچ چیزی در عظمت و پادشاهی شبیه او نیست. (﴿كَذَٰلِكَ يَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) خداوند این چنین به پرهیزگارانی که با انجام دادن آنچه از فرایض و واجبات قلبی و بدنی و زبانی در حق او و حق بندگانش بر آنان واجب نموده است، و با ترک کردن آنچه که خداوند آنان را از آن نهی کرده است، از خشم و عذاب او میپرهیزند، پاداش میدهد. (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) آنان که فرشتگان در حالی جانشان میگیرند که بر تقوای خود پایدار بودهاند (﴿طَيِّبِينَ﴾) و درحالی که از هر نقص و آلودگی که به ایمانشان خلل وارد کند، پاک و پاک داشته شده هستند. پس دلهایشان با شناخت و محبت خدا، و زبانهایشان با ذکر و ستایش خدا، و اعضای بدنشان با طاعت و توجه به خدا پاک شده است. (﴿يَقُولُونَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمُ﴾) میگویند: درود بر شما باد! و از هر آفت و بلایی بهدور باشید، و شما از هر آنچه که نمیپسندید، در امان هستید. (﴿ٱدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) به خاطر کارهای خوبی که میکردید، از قبیل: ایمان به خدا، و فرمان بردن از دستورش وارد بهشت شوید. به درستی که عمل و رفتار، علت اصلی وارد شدن به بهشت، و رهایی یافتن از آتش جهنم است، و چنین عمل و رفتاری، در سایۀ رحمت و منت خداوند بر آنان، برایشان حاصل گشته است، نه با قوت و توانایی خودشان.
النحل 16:32
وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ و به پرهيزگاران گفته مي شود: «پروردگارتان چه چيزي را نازل کرده است»؟ مي گويند:«خير و خوبي را» براي نيکوکاران در همين دنيا نيکي است و سراي آخرت بهتر خواهد بود. و چه خوب است سراي پرهيزگاران! جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَآؤُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللّهُ الْمُتَّقِينَ باغهاي بهشت که به آن وارد مي شوند جويبارها در زير درختان آن روان است، در آنجا هر چه بخواهند دارند. خداوند اين چنين به پرهيزگاران پاداش مي دهد. الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ آنان که فرشتگان در حالي جانشان را مي گيرند که پاک اند. مي گويند:«سلام بر شما باد به خاطر کارهايي که مي کرديد به بهشت وارد شويد».
(30) وقتی خداوند، سخن کسانی را ذکر کرد که آنچه را او نازل نموده بود، تکذیب کردند؛ به بیان سخن پرهیزگاران پرداخت که اعتراف میکنند آنچه خداوند نازل نموده است، نعمت و خیر بزرگی است، و خداوند با دادنِ آن به بندگان، بر آنها منّت نهاده است. پس پرهیزگاران این نعمت را پذیرفتند، و تسلیم فرمان پروردگار شدند، و شکرِ خدا را به خاطرِ آن به جای آوردند، و آن را شناختند و به آن عمل نمودند. (﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ﴾) برای کسانی که عبادت خدا را به خوبی و نیکی انجام داده، و با بندگانِ خدا نیکی کردهاند، (﴿فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞ﴾) روزی زیاد و زندگی خوب و آرامش و امنیت و شادی این دنیا، پاداش آنها خواهد بود. (﴿وَلَدَارُ ٱلۡأٓخِرَةِ خَيۡرٞ﴾) و جهان آخرت، از همۀ لذتها و نعمتهای آن بهتر است؛ زیرا نعمتهای این جهان، اندک و همراه با آفتها و مشکلات است و تمام میشوند. به خلاف نعمتهای آخرت، که چنین نیستند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَنِعۡمَ دَارُ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و چه خوب است سرای پرهیزگاران!
(31 - 32) (﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ لَهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ﴾) و سرای پرهیزگاران، باغهای بهشت است که به آن وارد میشوند، و جویبارها از زیر درختان آن جاری است، و هرچه دلشان بخواهد و آرزو کنند، به کاملترین صورت به آنان میرسد. پس هرگاه نعمتی را بخواهند که باعث شادی ارواح و دلها شود، در برابرشان حاضر میگردد. بنابراین خداوند به اهل بهشت، هرآنچه را که بخواهند، میبخشد؛ حتی خداوند به آنها نعمتهایی میدهد که به خاطرشان نیامده است. پس با برکت است خداوندی که کرم و احسان او بی نهایت است، و اقیانوس جود و بخشش او بیکران است؛ خداوندی که هیچ کس در صفات ذاتش و در صفات افعالش مانند او نبوده، و هیچ چیزی در عظمت و پادشاهی شبیه او نیست. (﴿كَذَٰلِكَ يَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) خداوند این چنین به پرهیزگارانی که با انجام دادن آنچه از فرایض و واجبات قلبی و بدنی و زبانی در حق او و حق بندگانش بر آنان واجب نموده است، و با ترک کردن آنچه که خداوند آنان را از آن نهی کرده است، از خشم و عذاب او میپرهیزند، پاداش میدهد. (﴿ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) آنان که فرشتگان در حالی جانشان میگیرند که بر تقوای خود پایدار بودهاند (﴿طَيِّبِينَ﴾) و درحالی که از هر نقص و آلودگی که به ایمانشان خلل وارد کند، پاک و پاک داشته شده هستند. پس دلهایشان با شناخت و محبت خدا، و زبانهایشان با ذکر و ستایش خدا، و اعضای بدنشان با طاعت و توجه به خدا پاک شده است. (﴿يَقُولُونَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمُ﴾) میگویند: درود بر شما باد! و از هر آفت و بلایی بهدور باشید، و شما از هر آنچه که نمیپسندید، در امان هستید. (﴿ٱدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) به خاطر کارهای خوبی که میکردید، از قبیل: ایمان به خدا، و فرمان بردن از دستورش وارد بهشت شوید. به درستی که عمل و رفتار، علت اصلی وارد شدن به بهشت، و رهایی یافتن از آتش جهنم است، و چنین عمل و رفتاری، در سایۀ رحمت و منت خداوند بر آنان، برایشان حاصل گشته است، نه با قوت و توانایی خودشان.
النحل 16:33
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ آيا کافران جز اين انتظاري دارند که فرشتگان به سراغشان بيايند، يا اينکه فرمان پروردگارت فرا رسد، همانطور کساني که پيش از ايشان بودند اين چنين کردند؟ و خداوند بر آنان ستم نکرد بلکه خودشان به خويشتن ستم کردد. فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ پس بديهايي که مي کردند بديشان رسيد و آنچه مسخره اش مي کردند آنان را دربر گرفت.
(33) خداوند متعال میفرماید: آیا کسانی که نشانهها و معجزات [فراوان] پیش آنان آمد و ایمان نیاوردند، و پند داده شدند و نپذیرفتند، انتظاری دارند، (﴿إِلَّآ أَن تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) جز اینکه فرشتگان برای ستاندن روحشان به سراغشان بیایند، (﴿أَوۡ يَأۡتِيَ أَمۡرُ رَبِّكَ﴾) یا فرمان پروردگارت مبنی بر عذابی که آنها را فرا خواهد گرفت در رسد، درحالی که آنان مستحق مبتلا شدن به عذاب هستند؟! (﴿كَذَٰلِكَ فَعَلَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) کسانی که پیش از ایشان بودند نیز این چنین کردند؛ پیامبران را تکذیب نمودند و کفر ورزیدند و ایمان نیاوردند، تا اینکه عذاب بر آنها فرود آمد. (﴿وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِن كَانُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) و خداوند که آنها را عذاب داد بر آنها ستم نکرد، بلکه خودشان به خویشتن ستم کردند، زیرا آنها برای عبادت خداوند آفریده شدند تا به بهشت در آیند، اما آنها بر خویشتن ستم کرده و آنچه را که برای آن آفریده شده بودند رها کردند و خویشتن را در معرض اهانت همیشگی و بدبختی پیوسته قرار دادند.
(34) (﴿فَأَصَابَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) پس کیفر و مجازات گناهانی که میکردند به آنان رسید، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و چیزی را که به تمسخر گرفته بودند آنان را دربر گرفت. زیرا هرگاه پیامبرانشان آنان را از عذاب خدا میترساندند، آنان را و آنچه را که از آن خبر داده بودند به تمسخر میگرفتند، پس چیزی را که به تمسخر گرفته بودند آنان را فرا گرفت.
النحل 16:34
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ آيا کافران جز اين انتظاري دارند که فرشتگان به سراغشان بيايند، يا اينکه فرمان پروردگارت فرا رسد، همانطور کساني که پيش از ايشان بودند اين چنين کردند؟ و خداوند بر آنان ستم نکرد بلکه خودشان به خويشتن ستم کردد. فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ پس بديهايي که مي کردند بديشان رسيد و آنچه مسخره اش مي کردند آنان را دربر گرفت.
(33) خداوند متعال میفرماید: آیا کسانی که نشانهها و معجزات [فراوان] پیش آنان آمد و ایمان نیاوردند، و پند داده شدند و نپذیرفتند، انتظاری دارند، (﴿إِلَّآ أَن تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) جز اینکه فرشتگان برای ستاندن روحشان به سراغشان بیایند، (﴿أَوۡ يَأۡتِيَ أَمۡرُ رَبِّكَ﴾) یا فرمان پروردگارت مبنی بر عذابی که آنها را فرا خواهد گرفت در رسد، درحالی که آنان مستحق مبتلا شدن به عذاب هستند؟! (﴿كَذَٰلِكَ فَعَلَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) کسانی که پیش از ایشان بودند نیز این چنین کردند؛ پیامبران را تکذیب نمودند و کفر ورزیدند و ایمان نیاوردند، تا اینکه عذاب بر آنها فرود آمد. (﴿وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِن كَانُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) و خداوند که آنها را عذاب داد بر آنها ستم نکرد، بلکه خودشان به خویشتن ستم کردند، زیرا آنها برای عبادت خداوند آفریده شدند تا به بهشت در آیند، اما آنها بر خویشتن ستم کرده و آنچه را که برای آن آفریده شده بودند رها کردند و خویشتن را در معرض اهانت همیشگی و بدبختی پیوسته قرار دادند.
(34) (﴿فَأَصَابَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) پس کیفر و مجازات گناهانی که میکردند به آنان رسید، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و چیزی را که به تمسخر گرفته بودند آنان را دربر گرفت. زیرا هرگاه پیامبرانشان آنان را از عذاب خدا میترساندند، آنان را و آنچه را که از آن خبر داده بودند به تمسخر میگرفتند، پس چیزی را که به تمسخر گرفته بودند آنان را فرا گرفت.
النحل 16:35
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ و مشرکان گفتند: «اگر خدا مي خواست نه ما و نه پدران ما به جاي او هيچ چيزي را نمي پرستيديم، و چيزي را بدون فرمان او حرام نمي کرديم، کساني هم که پيش از ايشان بودند اين چنين مي کردند مگر بر پيامبران وظيفه اي جز تبليغ و رساندن آشکار است؟»
(35) مشرکان، شرک خود را توجیه کرده و گفتند: اگر خواست خدا نبود، آنها شرک نمیورزیدند؛ و هیچ چیزی را، از چهارپایانی که خداوند حلال نموده، حرام نمیشمردند، مانند «بحیره» و «حام» و «وصیله» و امثال آن. واین، دلیل باطلی است؛ زیرا اگر این دلیل درست بود، خداوند کسانی را که پیش از ایشان بودهاند، مجازات نمیکرد؛ زیرا پیشینیان وقتی که شرک ورزیدند، خداوند آنها را به شدت مجازات نمود. و اگر خداوند این کار آنها را میپسندید، هرگز آنان را عذاب نمیداد. و مشرکان از این سخن، هدفی جز رد کردن حقی که پیامبران آوردهاند، ندارند. وگرنه آنها میدانند که هیچ دلیلی برای شرک ورزیدنشان ندارند؛ زیرا خداوند آنان را امر و نهی نموده، و به آنها توانایی انجام چیزی را داده است که بدان مکلف شدهاند؛ و کارهایشان، از توانایی و خواستشان سرچشمه میگیرد. پس متوسل شدن به تقدیر و قضای الهی، از پوچترین دلایل است. و همه میدانند که انسان، توانایی انجام هر کاری را دارد؛ و هرچه که بخواهد، انجام میدهد. و این قضیه، جای هیچ نزاع و جدلی نیست. پس مشرکان، هم خدا و هم پیامبرانشان را تکذیب کردند، و هم امور عقلی و حسی را. (﴿فَهَلۡ عَلَى ٱلرُّسُلِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) پس آیا پیامبران، وظیفهای جز تبلیغ روشن و آشکار که به دلها میرسد و برای هیچ کس دلیلی باقی نمیگذارد، دارند؟ پس وقتی پیامبران امر و نهی پروردگارشان را به آنان رساندند، اما آنها برای مشرک شدن خود، تقدیر خدا را بهانه کردند، وظیفۀ پیامبران انجام شده، و مسئولیت دیگری ندارند، و حساب مشرکان با خداست.
النحل 16:36
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ و به يقين ما به ميان هر امتي پيامبري را فرستاديم (تا به مردم بگويند): خداوند را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد. پس از، ميان ايشان کساني بودند که خداوند آنها را هدايت کرد، و دسته اي ديگر نيز بودند که گمراهي بر آنها واجب گرديد. پس در زمين گردش کنيد و بنگريد که سرانجام تکذيب کنندگان چگونه شد. إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ اگر بر هدايت آنان آزمند باشي بدان که خداوند کسي را که گمراه نمايد هدايت نمي کند و آنان ياوراني ندارند.
(36) خداوند متعال خبر میدهد که حجت او، برهمۀ ملتها اقامه شده، و هیچ امت پسین یا پیشینی نبوده است، مگر اینکه خداوند در میان آنان پیامبری را معبوث نموده است، و همۀ پیامبران، بر تبلیغ یک پیام و یک دین اتفاق داشتهاند، و آن پرستش خداوند یگانه است که شریکی ندارد.(﴿أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواۡ ٱلطَّٰغُوتَ﴾) اینکه خدا را بپرستید، و از طاغوت بپرهیزید. ملتها، برحسب پذیرفتن دعوت پیامبران و نپذیرفتن آن، به دو گروه تقسیم شدهاند: (﴿فَمِنۡهُم مَّنۡ هَدَى ٱللَّهُ﴾) گروهی بودند که خداوند آنان را هدایت نمود، و از پیامبران پیروی کردند، و تعالیم آنها را آموخته، و بدان عمل نمودند. (﴿ وَمِنۡهُم مَّنۡ حَقَّتۡ عَلَيۡهِ ٱلضَّلَٰلَةُ﴾) و کسانی هم بودند که گمراهی بر آنها واجب گردید، و به بیراه رفتند. (﴿فَسِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) پس با جسم و قلبهایتان در زمین گردش کنید، (﴿فَٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) و بنگرید و ببینید که سرانجامِ تکذیبکنندگان چگونه شد؟! زیرا چیزهای عجیبی خواهید دید، و هیچ تکذیبکنندهای را نمیبینید مگر اینکه سرانجام او نابودی و هلاکت بوده است.
(37) (﴿إِن تَحۡرِصۡ عَلَىٰ هُدَىٰهُمۡ﴾) اگر بر هدایت آنان آزمند باشی، و تمام کوشش خود را در این مورد مبذول داری، (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَن يُضِلُّ﴾) بدان که خداوند کسی را که گمراه نماید، هدایت نمیکند؛ و چنانچه هر سببی را فراهم نماید، جز خدا او را هدایت نمیکند. (﴿وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و آنان یاورانی ندارند که آنها را از عذاب خداوند نجات دهد.
النحل 16:37
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ و به يقين ما به ميان هر امتي پيامبري را فرستاديم (تا به مردم بگويند): خداوند را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد. پس از، ميان ايشان کساني بودند که خداوند آنها را هدايت کرد، و دسته اي ديگر نيز بودند که گمراهي بر آنها واجب گرديد. پس در زمين گردش کنيد و بنگريد که سرانجام تکذيب کنندگان چگونه شد. إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ اگر بر هدايت آنان آزمند باشي بدان که خداوند کسي را که گمراه نمايد هدايت نمي کند و آنان ياوراني ندارند.
(36) خداوند متعال خبر میدهد که حجت او، برهمۀ ملتها اقامه شده، و هیچ امت پسین یا پیشینی نبوده است، مگر اینکه خداوند در میان آنان پیامبری را معبوث نموده است، و همۀ پیامبران، بر تبلیغ یک پیام و یک دین اتفاق داشتهاند، و آن پرستش خداوند یگانه است که شریکی ندارد.(﴿أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواۡ ٱلطَّٰغُوتَ﴾) اینکه خدا را بپرستید، و از طاغوت بپرهیزید. ملتها، برحسب پذیرفتن دعوت پیامبران و نپذیرفتن آن، به دو گروه تقسیم شدهاند: (﴿فَمِنۡهُم مَّنۡ هَدَى ٱللَّهُ﴾) گروهی بودند که خداوند آنان را هدایت نمود، و از پیامبران پیروی کردند، و تعالیم آنها را آموخته، و بدان عمل نمودند. (﴿ وَمِنۡهُم مَّنۡ حَقَّتۡ عَلَيۡهِ ٱلضَّلَٰلَةُ﴾) و کسانی هم بودند که گمراهی بر آنها واجب گردید، و به بیراه رفتند. (﴿فَسِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) پس با جسم و قلبهایتان در زمین گردش کنید، (﴿فَٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) و بنگرید و ببینید که سرانجامِ تکذیبکنندگان چگونه شد؟! زیرا چیزهای عجیبی خواهید دید، و هیچ تکذیبکنندهای را نمیبینید مگر اینکه سرانجام او نابودی و هلاکت بوده است.
(37) (﴿إِن تَحۡرِصۡ عَلَىٰ هُدَىٰهُمۡ﴾) اگر بر هدایت آنان آزمند باشی، و تمام کوشش خود را در این مورد مبذول داری، (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَن يُضِلُّ﴾) بدان که خداوند کسی را که گمراه نماید، هدایت نمیکند؛ و چنانچه هر سببی را فراهم نماید، جز خدا او را هدایت نمیکند. (﴿وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و آنان یاورانی ندارند که آنها را از عذاب خداوند نجات دهد.
النحل 16:38
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ و به طور جدي به خدا سوگند خوردند که خداوند کسي را که مي ميراند زنده نمي گرداند، آري! اين وعدۀ راستين خداست ولي بيشتر مردم نمي دانند. لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ تا آنچه را که در آن اختلاف مي ورزند براي ايشان روشن گرداند و تا کافران بدانند که آنان دروغگو بوده اند. إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ما هرگاه چيزي را بخواهيم فقط بدان مي گوييم:«باش»، پس فوراً مي شود
(38) خداوند متعال از مشرکانِ تکذیب کنندۀ پیامبرش خبر داده و میفرماید: (﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ﴾) و برای تکذیب خداوند، و اینکه وی نمیتواند مردگان را پس از اینکه خاک شدند، زنده نماید؛ مؤکدانه سوگند خوردند، خداوند نیز ادعای آنها را تکذیب نموده و میفرماید: (﴿بَلَىٰ﴾) آری! خداوند مردگان را بر خواهد انگیخت، و آنها را در روزی که در آن شکی نیست، گرد میآورد. (﴿وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا﴾) زنده گرداندن مردگان، وعدۀ راستین خدا است، و آن را تغییر نمیدهد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند، و به سبب نادانی بزرگشان، رستاخیز و روز جزا را انکار مینمایند. سپس حکمت جزا و زنده گرداندن مردگان را بیان نمود و فرمود:
(39 - 40) (﴿لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ﴾) تا مسایل کوچک و بزرگی را که در آن اختلاف میورزند، برای آنان بیان کند، و حقایق را روشن گرداند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾) و تاکافران، در آن هنگام که اعمالشان را میبینند که مایۀ حسرتشان شده است؛ و در آن هنگام که فرمان پروردگارت فرا میرسد، میبینند معبودانی که به جای خدا میپرستیدند، هیزم جهنم میشوند؛ و در آن هنگام که در هم پیچیده شدن خورشید و ماه و از هم پاشیدگی ستارگان را مشاهده مینمایند، کسانی که ماه و خورشید و ستارگان را میپرستیدند، درمییابند که اینها بندگانی مسخر هستند، و در همۀ حالتها به خداوند نیازمندند، [تا در این اوقات] دریابند که دروغگو بودهاند. و این کارها برای خدا سخت و مشکل نیست، زیرا خداوند وقتی بخواهد چیزی را انجام دهد، به آن فرمان میدهد که بشو، پس آن چیز میشود و پدید میآید؛ بدون اینکه نیاز به کشمکش باشد، و بدون اینکه آن چیز، از انجام یافتن، امتناع ورزد؛ بلکه طبق آنچه خداوند خواسته است، انجام مییابد.
النحل 16:39
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ و به طور جدي به خدا سوگند خوردند که خداوند کسي را که مي ميراند زنده نمي گرداند، آري! اين وعدۀ راستين خداست ولي بيشتر مردم نمي دانند. لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ تا آنچه را که در آن اختلاف مي ورزند براي ايشان روشن گرداند و تا کافران بدانند که آنان دروغگو بوده اند. إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ما هرگاه چيزي را بخواهيم فقط بدان مي گوييم:«باش»، پس فوراً مي شود
(38) خداوند متعال از مشرکانِ تکذیب کنندۀ پیامبرش خبر داده و میفرماید: (﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ﴾) و برای تکذیب خداوند، و اینکه وی نمیتواند مردگان را پس از اینکه خاک شدند، زنده نماید؛ مؤکدانه سوگند خوردند، خداوند نیز ادعای آنها را تکذیب نموده و میفرماید: (﴿بَلَىٰ﴾) آری! خداوند مردگان را بر خواهد انگیخت، و آنها را در روزی که در آن شکی نیست، گرد میآورد. (﴿وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا﴾) زنده گرداندن مردگان، وعدۀ راستین خدا است، و آن را تغییر نمیدهد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند، و به سبب نادانی بزرگشان، رستاخیز و روز جزا را انکار مینمایند. سپس حکمت جزا و زنده گرداندن مردگان را بیان نمود و فرمود:
(39 - 40) (﴿لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ﴾) تا مسایل کوچک و بزرگی را که در آن اختلاف میورزند، برای آنان بیان کند، و حقایق را روشن گرداند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾) و تاکافران، در آن هنگام که اعمالشان را میبینند که مایۀ حسرتشان شده است؛ و در آن هنگام که فرمان پروردگارت فرا میرسد، میبینند معبودانی که به جای خدا میپرستیدند، هیزم جهنم میشوند؛ و در آن هنگام که در هم پیچیده شدن خورشید و ماه و از هم پاشیدگی ستارگان را مشاهده مینمایند، کسانی که ماه و خورشید و ستارگان را میپرستیدند، درمییابند که اینها بندگانی مسخر هستند، و در همۀ حالتها به خداوند نیازمندند، [تا در این اوقات] دریابند که دروغگو بودهاند. و این کارها برای خدا سخت و مشکل نیست، زیرا خداوند وقتی بخواهد چیزی را انجام دهد، به آن فرمان میدهد که بشو، پس آن چیز میشود و پدید میآید؛ بدون اینکه نیاز به کشمکش باشد، و بدون اینکه آن چیز، از انجام یافتن، امتناع ورزد؛ بلکه طبق آنچه خداوند خواسته است، انجام مییابد.
النحل 16:40
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ و به طور جدي به خدا سوگند خوردند که خداوند کسي را که مي ميراند زنده نمي گرداند، آري! اين وعدۀ راستين خداست ولي بيشتر مردم نمي دانند. لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ تا آنچه را که در آن اختلاف مي ورزند براي ايشان روشن گرداند و تا کافران بدانند که آنان دروغگو بوده اند. إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ما هرگاه چيزي را بخواهيم فقط بدان مي گوييم:«باش»، پس فوراً مي شود
(38) خداوند متعال از مشرکانِ تکذیب کنندۀ پیامبرش خبر داده و میفرماید: (﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ﴾) و برای تکذیب خداوند، و اینکه وی نمیتواند مردگان را پس از اینکه خاک شدند، زنده نماید؛ مؤکدانه سوگند خوردند، خداوند نیز ادعای آنها را تکذیب نموده و میفرماید: (﴿بَلَىٰ﴾) آری! خداوند مردگان را بر خواهد انگیخت، و آنها را در روزی که در آن شکی نیست، گرد میآورد. (﴿وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا﴾) زنده گرداندن مردگان، وعدۀ راستین خدا است، و آن را تغییر نمیدهد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند، و به سبب نادانی بزرگشان، رستاخیز و روز جزا را انکار مینمایند. سپس حکمت جزا و زنده گرداندن مردگان را بیان نمود و فرمود:
(39 - 40) (﴿لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ﴾) تا مسایل کوچک و بزرگی را که در آن اختلاف میورزند، برای آنان بیان کند، و حقایق را روشن گرداند. (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾) و تاکافران، در آن هنگام که اعمالشان را میبینند که مایۀ حسرتشان شده است؛ و در آن هنگام که فرمان پروردگارت فرا میرسد، میبینند معبودانی که به جای خدا میپرستیدند، هیزم جهنم میشوند؛ و در آن هنگام که در هم پیچیده شدن خورشید و ماه و از هم پاشیدگی ستارگان را مشاهده مینمایند، کسانی که ماه و خورشید و ستارگان را میپرستیدند، درمییابند که اینها بندگانی مسخر هستند، و در همۀ حالتها به خداوند نیازمندند، [تا در این اوقات] دریابند که دروغگو بودهاند. و این کارها برای خدا سخت و مشکل نیست، زیرا خداوند وقتی بخواهد چیزی را انجام دهد، به آن فرمان میدهد که بشو، پس آن چیز میشود و پدید میآید؛ بدون اینکه نیاز به کشمکش باشد، و بدون اینکه آن چیز، از انجام یافتن، امتناع ورزد؛ بلکه طبق آنچه خداوند خواسته است، انجام مییابد.
النحل 16:41
وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ و آنان که در راه خدا هجرت کردند پس از اينکه مورد ستم قرار گرفتند در اين دنيا جايگاه خوي به آنان مي هيم و پاداش آخرت بزرگتر است اگر بدانند. الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ کساني که شکيبايي ورزيده، و بر پرهيزگارشان توکل مي کنند.
(41) خداوند از فضیلت مؤمنانی که مورد آزمایش قرار گرفتهاند، خبر داده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواۡ فِي ٱللَّهِ﴾) و کسانی که در راه خدا و برای طلب خشنودی وی هجرت کردند، (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا ظُلِمُواۡ﴾) پس از آنکه مورد ظلم و اذیت و شکنجۀ قومشان قرار گرفتند تا آنها را به کفر و شرک بازگردانند. پس آنان وطن و دوستان خود را ترک نمودند؛ و به خاطر فرمانبرداری از خدا، از دیار و دوستانشان جدا شدند. خداوند برای آنان دو پاداش در نظر گرفته است: یک پاداش را در دنیا به آنان میدهد، از قبیل: روزیِ فراوان و زندگی مرفه. و آن را با چشمان خود مشاهده کردند؛ زیرا پس از اینکه هجرت نمودند، بر دشمنان خود پیروز شدند و شهرها را فتح کردند وغنیمتهای بزرگی را بهدست آوردند و سرمایهدار شدند و خداوند در دنیا به آنان خیر و برکت فراوانی داد. (﴿وَلَأَجۡرُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُ﴾) و البته پاداش آخرت که خداوند توسط پیامبرش به آنان وعده داده است، از پاداش دنیا بزرگتر است. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَهَاجَرُواۡ وَجَٰهَدُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ أَعۡظَمُ دَرَجَةً عِندَ ٱللَّهِۚ وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ يُبَشِّرُهُمۡ رَبُّهُم بِرَحۡمَةٖ مِّنۡهُ وَرِضۡوَٰنٖ وَجَنَّٰتٖ لَّهُمۡ فِيهَا نَعِيمٞ مُّقِيمٌ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ﴾ کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با مالها و جانهایشان در راه خدا جهاد کردند، نزد خدا دارای مقام بزرگتر و برتری هستند و ایشان رستگاراناند. پروردگارشان آنان را به رحمتی از جانب خویش، و خشنودی و باغهایی مژده میدهد که آنان را در این باغها نعمتهای پایداری است، و برای همیشه در بهشت جاوداناند. به راستی نزد خداوند پاداش بزرگی است. (﴿لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) یعنی اگر آنها از پاداش و اجری که پروردگار برای کسی که به او ایمان آورده و در راهش هجرت نموده است مهیا کرده، آگاهی یقین بخش داشته باشند، احدی از آن تخلف نمیورزید.
(42) سپس خداوند صفت دوستانش را بیان نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) [دوستان من] کسانی [هستند] که بر اطاعت خدا و انجام دستورات او، شکیبایی ورزیده و خویشتن را از نواهی الهی بازداشته، و هنگام پیش آمدن مصیبتها صبر کرده، و در مسیر اذیت و رنجهایی که در راه خدا برایشان پیش میآید، بردباری کنند. (﴿وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾) و در مسیر اجرای آنچه خداوند دوست دارد، بر او توکل مینمایند نه بر خودشان؛ زیرا با بردباری و توکل است که در کارهایشان موفق میشوند، و حالاتشان سامان مییابد. صبر و توکل، رمز موفقیت همۀ کارهاست، و هرگاه آدمی خیر و برکتی را از دست بدهد، این بدان خاطر است که در راستای آنچه که از او خواسته شده است، صبر پیشه نکرده و تلاش مبذول نداشته و بر خدا توکل ننموده است.
النحل 16:42
وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ و آنان که در راه خدا هجرت کردند پس از اينکه مورد ستم قرار گرفتند در اين دنيا جايگاه خوي به آنان مي هيم و پاداش آخرت بزرگتر است اگر بدانند. الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ کساني که شکيبايي ورزيده، و بر پرهيزگارشان توکل مي کنند.
(41) خداوند از فضیلت مؤمنانی که مورد آزمایش قرار گرفتهاند، خبر داده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواۡ فِي ٱللَّهِ﴾) و کسانی که در راه خدا و برای طلب خشنودی وی هجرت کردند، (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا ظُلِمُواۡ﴾) پس از آنکه مورد ظلم و اذیت و شکنجۀ قومشان قرار گرفتند تا آنها را به کفر و شرک بازگردانند. پس آنان وطن و دوستان خود را ترک نمودند؛ و به خاطر فرمانبرداری از خدا، از دیار و دوستانشان جدا شدند. خداوند برای آنان دو پاداش در نظر گرفته است: یک پاداش را در دنیا به آنان میدهد، از قبیل: روزیِ فراوان و زندگی مرفه. و آن را با چشمان خود مشاهده کردند؛ زیرا پس از اینکه هجرت نمودند، بر دشمنان خود پیروز شدند و شهرها را فتح کردند وغنیمتهای بزرگی را بهدست آوردند و سرمایهدار شدند و خداوند در دنیا به آنان خیر و برکت فراوانی داد. (﴿وَلَأَجۡرُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُ﴾) و البته پاداش آخرت که خداوند توسط پیامبرش به آنان وعده داده است، از پاداش دنیا بزرگتر است. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَهَاجَرُواۡ وَجَٰهَدُواۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ أَعۡظَمُ دَرَجَةً عِندَ ٱللَّهِۚ وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ يُبَشِّرُهُمۡ رَبُّهُم بِرَحۡمَةٖ مِّنۡهُ وَرِضۡوَٰنٖ وَجَنَّٰتٖ لَّهُمۡ فِيهَا نَعِيمٞ مُّقِيمٌ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ﴾ کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با مالها و جانهایشان در راه خدا جهاد کردند، نزد خدا دارای مقام بزرگتر و برتری هستند و ایشان رستگاراناند. پروردگارشان آنان را به رحمتی از جانب خویش، و خشنودی و باغهایی مژده میدهد که آنان را در این باغها نعمتهای پایداری است، و برای همیشه در بهشت جاوداناند. به راستی نزد خداوند پاداش بزرگی است. (﴿لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) یعنی اگر آنها از پاداش و اجری که پروردگار برای کسی که به او ایمان آورده و در راهش هجرت نموده است مهیا کرده، آگاهی یقین بخش داشته باشند، احدی از آن تخلف نمیورزید.
(42) سپس خداوند صفت دوستانش را بیان نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ﴾) [دوستان من] کسانی [هستند] که بر اطاعت خدا و انجام دستورات او، شکیبایی ورزیده و خویشتن را از نواهی الهی بازداشته، و هنگام پیش آمدن مصیبتها صبر کرده، و در مسیر اذیت و رنجهایی که در راه خدا برایشان پیش میآید، بردباری کنند. (﴿وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾) و در مسیر اجرای آنچه خداوند دوست دارد، بر او توکل مینمایند نه بر خودشان؛ زیرا با بردباری و توکل است که در کارهایشان موفق میشوند، و حالاتشان سامان مییابد. صبر و توکل، رمز موفقیت همۀ کارهاست، و هرگاه آدمی خیر و برکتی را از دست بدهد، این بدان خاطر است که در راستای آنچه که از او خواسته شده است، صبر پیشه نکرده و تلاش مبذول نداشته و بر خدا توکل ننموده است.
النحل 16:43
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پيش از تو جز مرداني را که به آنان وحي نموديم روانه نکرده ايم، پس از آگاهان بپرس اگر نمي دانيد. بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ آنان را با دلايل روشن و کتابهايي فرستاديم، و قرآن را بر تو نازل کرديم تا براي مردم چيزي را که براي آنان نفرستاده شده است روشن سازي، و تا آنان بينديشند.
(43) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ إِلَّا رِجَالٗا﴾) و پیش از تو، جز مردانی را که به آنان وحی کردیم، نفرستادهایم؛ یعنی تو پیامبر تازهای نیستی، و ما پیش از تو، فرشتگانی را به عنوان پیامبر نفرستادهایم؛ بلکه پیامبران پیش از تو، مرد بوده و زن نبودهاند. (﴿نُّوحِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) شرایع و احکام را به آنان وحی نمودیم، که قوانین و احکام الهی، فضل و احسان خدا بر بندگان است. و پیامبران آنچه را بر آنان وحی میشد، تبلیغ کردند، بدون اینکه از طرف خودشان چیزی بگویند. (﴿فَسَۡٔلُوٓاۡ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ﴾) در این زمینه از اهل کتابهای پیشین بپرسید، (﴿إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) اگر شما اخبار گذشتگان را نمیدانید، و شک دارید که خدا مردانی را به عنوان پیامبر فرستاده است یا نه؟ پس در این مورد، از اهل علم بپرسید؛ کسانی که کتابها و آیات روشنگر الهی بر آنان نازل شده است و آن را شناخته و فهمیدهاند، و برای آنان ثابت شده است که خداوند جز مردانی از اهل آبادیها، که برآنان وحی فرستاده میشد، روانه نکرده است. این آیه اهل علم را مورد ستایش قرار میدهد و بالاترین نوع علم و دانش، دانستن کتاب خداوند است؛ زیرا خداوند به کسی که بهرهای از علم ندارد، دستور داده تا در همۀ اتفاقات به اهل علم مراجعه نماید. در این آیه، به صورت ضمنی از اهل علم، به عنوان انسانهای عادل و پاکیزه سخن رفته است؛ زیرا خداوند دستور داده، از آنها پرسیده شود، و اینکه جاهل و نادان، با سؤال از دانا، از مسئولیت و عاقبت بد، رهایی مییابد. واین آیه دلالت مینماید که خداوند، علما را امانت دار وحی و قرآن خویش قرارداده است، و به آنان دستور داده است که به خودسازی و پاکیزه کردن نفس خویش، و متصف شدن به صفتهای کمال بپردازند. و بهترین اهل علم، کسانی هستند که از این قرآن بزرگ آگاهی داشته باشند. و در حقیقت عالمان قرآن، اهل علم حقیقی هستند، و از دیگران به این نام [اهل علم] اولیترند. بنابراین خداوند متعال فرمود:
(44) (﴿وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلذِّكۡرَ﴾) و قرآن را بر تو فرو فرستادیم که تمام امور ظاهری و باطنی، دینی و دنیایی مورد نیاز بندگان، در آن وجود دارد. (﴿لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيۡهِمۡ﴾) تا چیزی را که برای مردم فرو فرستاده شده است، روشن سازی. و این، شامل روشنگری کلمات و مفاهیم قرآن میباشد. (﴿وَلَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ﴾) شاید که در قرآن بیندیشند و برحسب استعداد و توانایی خود، گنجها و علوم آن را بیرون بیاورند.
النحل 16:44
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پيش از تو جز مرداني را که به آنان وحي نموديم روانه نکرده ايم، پس از آگاهان بپرس اگر نمي دانيد. بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ آنان را با دلايل روشن و کتابهايي فرستاديم، و قرآن را بر تو نازل کرديم تا براي مردم چيزي را که براي آنان نفرستاده شده است روشن سازي، و تا آنان بينديشند.
(43) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ إِلَّا رِجَالٗا﴾) و پیش از تو، جز مردانی را که به آنان وحی کردیم، نفرستادهایم؛ یعنی تو پیامبر تازهای نیستی، و ما پیش از تو، فرشتگانی را به عنوان پیامبر نفرستادهایم؛ بلکه پیامبران پیش از تو، مرد بوده و زن نبودهاند. (﴿نُّوحِيٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) شرایع و احکام را به آنان وحی نمودیم، که قوانین و احکام الهی، فضل و احسان خدا بر بندگان است. و پیامبران آنچه را بر آنان وحی میشد، تبلیغ کردند، بدون اینکه از طرف خودشان چیزی بگویند. (﴿فَسَۡٔلُوٓاۡ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ﴾) در این زمینه از اهل کتابهای پیشین بپرسید، (﴿إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) اگر شما اخبار گذشتگان را نمیدانید، و شک دارید که خدا مردانی را به عنوان پیامبر فرستاده است یا نه؟ پس در این مورد، از اهل علم بپرسید؛ کسانی که کتابها و آیات روشنگر الهی بر آنان نازل شده است و آن را شناخته و فهمیدهاند، و برای آنان ثابت شده است که خداوند جز مردانی از اهل آبادیها، که برآنان وحی فرستاده میشد، روانه نکرده است. این آیه اهل علم را مورد ستایش قرار میدهد و بالاترین نوع علم و دانش، دانستن کتاب خداوند است؛ زیرا خداوند به کسی که بهرهای از علم ندارد، دستور داده تا در همۀ اتفاقات به اهل علم مراجعه نماید. در این آیه، به صورت ضمنی از اهل علم، به عنوان انسانهای عادل و پاکیزه سخن رفته است؛ زیرا خداوند دستور داده، از آنها پرسیده شود، و اینکه جاهل و نادان، با سؤال از دانا، از مسئولیت و عاقبت بد، رهایی مییابد. واین آیه دلالت مینماید که خداوند، علما را امانت دار وحی و قرآن خویش قرارداده است، و به آنان دستور داده است که به خودسازی و پاکیزه کردن نفس خویش، و متصف شدن به صفتهای کمال بپردازند. و بهترین اهل علم، کسانی هستند که از این قرآن بزرگ آگاهی داشته باشند. و در حقیقت عالمان قرآن، اهل علم حقیقی هستند، و از دیگران به این نام [اهل علم] اولیترند. بنابراین خداوند متعال فرمود:
(44) (﴿وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلذِّكۡرَ﴾) و قرآن را بر تو فرو فرستادیم که تمام امور ظاهری و باطنی، دینی و دنیایی مورد نیاز بندگان، در آن وجود دارد. (﴿لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيۡهِمۡ﴾) تا چیزی را که برای مردم فرو فرستاده شده است، روشن سازی. و این، شامل روشنگری کلمات و مفاهیم قرآن میباشد. (﴿وَلَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ﴾) شاید که در قرآن بیندیشند و برحسب استعداد و توانایی خود، گنجها و علوم آن را بیرون بیاورند.
النحل 16:45
أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ آيا کساني که بد انديشي مي کنند از آنکه خداوند آنان را به زمين فرو برد يا اينکه عذاب الهي از جايي که نمي دانند به سراغشان بيايد ايمن گشته اند. أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ يا اينکه آنان را درآمد و شدشان عذاب دهد، پس آنان نمي توانند خدا را درمانده کنند. أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيمٌ يا آنان را در حالت بيم و هراس عذاب دهد. پس به راستي پروردگارتان رئوف و مهربان است.
(45 - 47) در اینجا خداوند کافران و تکذیبکنندگان و گناهکاران را تهدید نموده، و از عذاب ناگهانی خود برحذر میدارد؛ زیرا بعید نیست که عذاب خداوند آنان را فراگیرد، در حالی که آنان نمیدانند. یا خداوند آنان را از بالای سرشان به عذاب خویش گرفتار نماید؛ یا با فرو بردنشان در دل زمین، آنها را عذاب دهد؛ و یا در حال رفت و آمدشان، و زمانی که از عذاب الهی در بیم و هراس نیستند؛ یا زمانی که از عذاب خدا بیمناک و هراساناند، آنان را عذاب دهد. پس آنان در هیچ حالتی از این حالتها نمیتوانند از دست خداوند بگریزند، و او را درمانده کنند، بلکه پیشانیهایشان به دست خدا است. اما خداوند رئوف و مهربان است و گناهکارانرا فوراً عذاب نمیدهد، بلکه به آنها مهلت، سلامتی و روزی میدهد، درحالی که آنها، او و دوستانش را اذیت میکنند. با وجود این، خداوند درهای توبه را به روی آنها میگشاید، و از آنان میخواهد تا از گناهان و بدیهایی که به ایشان زیان میرساند، دست بکشند؛ ودر مقابل توبه و دست کشیدن از گناهان، بهترین نعمتها را به آنان وعده داده و گناهانی را که از آنان سرزده است، میآمرزد. پس مجرم و گناهکار باید از پروردگارش شرم نماید؛ چراکه نعمتهای خود را در همۀ حالتها بر او فرو میریزد، اما گناهان او در همۀ حالات بالا میرود. و بداند که خداوند مهلت میدهد، اما فراموش نمیکند؛ و هرگاه گناهکاران را بگیرد، آنان را رسوا خواهد کرد. پس گناهکاران باید توبه نمایند و به سوی او باز گردند؛ زیرا او مهربان و توبه پذیر است. پس بشتابید به سوی رحمت گسترده و احسان فراگیر الهی، و راهی را درپیش گیرید که انسان را به فضل پروردگارِ مهربان میرساند. آری! راه پرهیزگاری و ترس از خدا و عمل کردن به فرامین او را در پیش گیرید.
النحل 16:46
أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ آيا کساني که بد انديشي مي کنند از آنکه خداوند آنان را به زمين فرو برد يا اينکه عذاب الهي از جايي که نمي دانند به سراغشان بيايد ايمن گشته اند. أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ يا اينکه آنان را درآمد و شدشان عذاب دهد، پس آنان نمي توانند خدا را درمانده کنند. أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيمٌ يا آنان را در حالت بيم و هراس عذاب دهد. پس به راستي پروردگارتان رئوف و مهربان است.
(45 - 47) در اینجا خداوند کافران و تکذیبکنندگان و گناهکاران را تهدید نموده، و از عذاب ناگهانی خود برحذر میدارد؛ زیرا بعید نیست که عذاب خداوند آنان را فراگیرد، در حالی که آنان نمیدانند. یا خداوند آنان را از بالای سرشان به عذاب خویش گرفتار نماید؛ یا با فرو بردنشان در دل زمین، آنها را عذاب دهد؛ و یا در حال رفت و آمدشان، و زمانی که از عذاب الهی در بیم و هراس نیستند؛ یا زمانی که از عذاب خدا بیمناک و هراساناند، آنان را عذاب دهد. پس آنان در هیچ حالتی از این حالتها نمیتوانند از دست خداوند بگریزند، و او را درمانده کنند، بلکه پیشانیهایشان به دست خدا است. اما خداوند رئوف و مهربان است و گناهکارانرا فوراً عذاب نمیدهد، بلکه به آنها مهلت، سلامتی و روزی میدهد، درحالی که آنها، او و دوستانش را اذیت میکنند. با وجود این، خداوند درهای توبه را به روی آنها میگشاید، و از آنان میخواهد تا از گناهان و بدیهایی که به ایشان زیان میرساند، دست بکشند؛ ودر مقابل توبه و دست کشیدن از گناهان، بهترین نعمتها را به آنان وعده داده و گناهانی را که از آنان سرزده است، میآمرزد. پس مجرم و گناهکار باید از پروردگارش شرم نماید؛ چراکه نعمتهای خود را در همۀ حالتها بر او فرو میریزد، اما گناهان او در همۀ حالات بالا میرود. و بداند که خداوند مهلت میدهد، اما فراموش نمیکند؛ و هرگاه گناهکاران را بگیرد، آنان را رسوا خواهد کرد. پس گناهکاران باید توبه نمایند و به سوی او باز گردند؛ زیرا او مهربان و توبه پذیر است. پس بشتابید به سوی رحمت گسترده و احسان فراگیر الهی، و راهی را درپیش گیرید که انسان را به فضل پروردگارِ مهربان میرساند. آری! راه پرهیزگاری و ترس از خدا و عمل کردن به فرامین او را در پیش گیرید.
النحل 16:47
أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ آيا کساني که بد انديشي مي کنند از آنکه خداوند آنان را به زمين فرو برد يا اينکه عذاب الهي از جايي که نمي دانند به سراغشان بيايد ايمن گشته اند. أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ يا اينکه آنان را درآمد و شدشان عذاب دهد، پس آنان نمي توانند خدا را درمانده کنند. أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيمٌ يا آنان را در حالت بيم و هراس عذاب دهد. پس به راستي پروردگارتان رئوف و مهربان است.
(45 - 47) در اینجا خداوند کافران و تکذیبکنندگان و گناهکاران را تهدید نموده، و از عذاب ناگهانی خود برحذر میدارد؛ زیرا بعید نیست که عذاب خداوند آنان را فراگیرد، در حالی که آنان نمیدانند. یا خداوند آنان را از بالای سرشان به عذاب خویش گرفتار نماید؛ یا با فرو بردنشان در دل زمین، آنها را عذاب دهد؛ و یا در حال رفت و آمدشان، و زمانی که از عذاب الهی در بیم و هراس نیستند؛ یا زمانی که از عذاب خدا بیمناک و هراساناند، آنان را عذاب دهد. پس آنان در هیچ حالتی از این حالتها نمیتوانند از دست خداوند بگریزند، و او را درمانده کنند، بلکه پیشانیهایشان به دست خدا است. اما خداوند رئوف و مهربان است و گناهکارانرا فوراً عذاب نمیدهد، بلکه به آنها مهلت، سلامتی و روزی میدهد، درحالی که آنها، او و دوستانش را اذیت میکنند. با وجود این، خداوند درهای توبه را به روی آنها میگشاید، و از آنان میخواهد تا از گناهان و بدیهایی که به ایشان زیان میرساند، دست بکشند؛ ودر مقابل توبه و دست کشیدن از گناهان، بهترین نعمتها را به آنان وعده داده و گناهانی را که از آنان سرزده است، میآمرزد. پس مجرم و گناهکار باید از پروردگارش شرم نماید؛ چراکه نعمتهای خود را در همۀ حالتها بر او فرو میریزد، اما گناهان او در همۀ حالات بالا میرود. و بداند که خداوند مهلت میدهد، اما فراموش نمیکند؛ و هرگاه گناهکاران را بگیرد، آنان را رسوا خواهد کرد. پس گناهکاران باید توبه نمایند و به سوی او باز گردند؛ زیرا او مهربان و توبه پذیر است. پس بشتابید به سوی رحمت گسترده و احسان فراگیر الهی، و راهی را درپیش گیرید که انسان را به فضل پروردگارِ مهربان میرساند. آری! راه پرهیزگاری و ترس از خدا و عمل کردن به فرامین او را در پیش گیرید.
النحل 16:48
أَوَ لَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالْشَّمَآئِلِ سُجَّدًا لِلّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ آيا به چيزهايي که خداوند آفريده است نمي نگرند که چگونه سآيه هايش را راست و چپ سجده کنان و فروتنانه براي خداوند مي گردند. وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ و آنچه در آسمانها وجود دارد و جنبده (هايي که) در زمين هستند براي خدا سجده مي برند و (نيز) فرشتگان (براي خداوند سجده مي برند) و آنان تکبر نمي کنند. يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ از پروردگارشان که بر بالاي سرشان است مي ترسند و آنچه را که به آنان دستور داده مي شود، انجام مي دهند.
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ﴾) آیا کسانی که در یگانگی و عظمت و کمال پروردگارشان شک دارند، (﴿إِلَىٰ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ يَتَفَيَّؤُاۡ ظِلَٰلُهُۥ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَٱلشَّمَآئِلِ﴾) به همۀ آفریدههای خداوند نمینگرند و اینکه سایههایشان به راست و چپ میگرداند؟! (﴿سُجَّدٗا لِّلَّهِ﴾) همه در برابر پروردگارشان سجده میبرند، و در برابر عظمت و شکوه الهی فروتناند. (﴿وَهُمۡ دَٰخِرُونَ﴾) آنها فروتن و خاضع هستند؛ و تحت تسخیر و تدبیر قدرت الهی، سر کرنش فرود آوردهاند، و پیشانی همۀ آنان در دست خداوند است.
(49) (﴿وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٖ﴾) و آنچه که در آسمانها و آنچه در زمین است و حیوانات ناطق و غیر ناطقی که در زمین هستند، خدا را سجده میبرند، (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) و فرشتگان نیز برای خدا سجده میکنند. بعد از بیان عموم سجده کنندگان؛ فرشتگان را، به خاطر فضیلت و شرافتشان، و به خاطر کثرت و زیادی عبادتشان به طور خاص بیان نمود. بنابراین فرمود: (﴿وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها از انجام عبادت الهی تکبر نمیورزند، با اینکه تعدادشان زیاد است، و بزرگ و قوی هستند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿لَّن يَسۡتَنكِفَ ٱلۡمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبۡدٗا لِّلَّهِ وَلَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾ مسیح و فرشتگان مقرّب، از اینکه بندۀ خدا باشند، هرگز ابا نورزیدهاند.
(50) (﴿يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ﴾) پس از آنکه خداوند متعال فرشتگان را، به خاطر کثرت طاعت، و فروتنی در مقابل خدا ستایش نمود؛ آنان را به خاطر ترس از خدا ستود، خداوندی که از حیث ذات و چیرهگی بر بالای آنان قرار دارد. پس آنان در برابر قدرت او همواره فروتناند. (﴿وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾) و خداوند آنان را به هرچه فرمان دهد، فرمانش را از روی رغبت و اختیار اطاعت مینمایند. سجدۀ مخلوقات برای خداوند، دو نوع است: یکی سجدۀ اضطراری است که بر صفات کمال خداوند دلالت مینماید. و این برای مؤمن و کافر، نیکوکار و فاسق، حیوان ناطق و غیره عام است. و دیگری سجدۀ اختیاری که ویژۀ بندگان مؤمن و دوستان خدا و فرشتگان و دیگر مخلوقات است.
النحل 16:49
أَوَ لَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالْشَّمَآئِلِ سُجَّدًا لِلّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ آيا به چيزهايي که خداوند آفريده است نمي نگرند که چگونه سآيه هايش را راست و چپ سجده کنان و فروتنانه براي خداوند مي گردند. وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ و آنچه در آسمانها وجود دارد و جنبده (هايي که) در زمين هستند براي خدا سجده مي برند و (نيز) فرشتگان (براي خداوند سجده مي برند) و آنان تکبر نمي کنند. يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ از پروردگارشان که بر بالاي سرشان است مي ترسند و آنچه را که به آنان دستور داده مي شود، انجام مي دهند.
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ﴾) آیا کسانی که در یگانگی و عظمت و کمال پروردگارشان شک دارند، (﴿إِلَىٰ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ يَتَفَيَّؤُاۡ ظِلَٰلُهُۥ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَٱلشَّمَآئِلِ﴾) به همۀ آفریدههای خداوند نمینگرند و اینکه سایههایشان به راست و چپ میگرداند؟! (﴿سُجَّدٗا لِّلَّهِ﴾) همه در برابر پروردگارشان سجده میبرند، و در برابر عظمت و شکوه الهی فروتناند. (﴿وَهُمۡ دَٰخِرُونَ﴾) آنها فروتن و خاضع هستند؛ و تحت تسخیر و تدبیر قدرت الهی، سر کرنش فرود آوردهاند، و پیشانی همۀ آنان در دست خداوند است.
(49) (﴿وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٖ﴾) و آنچه که در آسمانها و آنچه در زمین است و حیوانات ناطق و غیر ناطقی که در زمین هستند، خدا را سجده میبرند، (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) و فرشتگان نیز برای خدا سجده میکنند. بعد از بیان عموم سجده کنندگان؛ فرشتگان را، به خاطر فضیلت و شرافتشان، و به خاطر کثرت و زیادی عبادتشان به طور خاص بیان نمود. بنابراین فرمود: (﴿وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها از انجام عبادت الهی تکبر نمیورزند، با اینکه تعدادشان زیاد است، و بزرگ و قوی هستند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿لَّن يَسۡتَنكِفَ ٱلۡمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبۡدٗا لِّلَّهِ وَلَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾ مسیح و فرشتگان مقرّب، از اینکه بندۀ خدا باشند، هرگز ابا نورزیدهاند.
(50) (﴿يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ﴾) پس از آنکه خداوند متعال فرشتگان را، به خاطر کثرت طاعت، و فروتنی در مقابل خدا ستایش نمود؛ آنان را به خاطر ترس از خدا ستود، خداوندی که از حیث ذات و چیرهگی بر بالای آنان قرار دارد. پس آنان در برابر قدرت او همواره فروتناند. (﴿وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾) و خداوند آنان را به هرچه فرمان دهد، فرمانش را از روی رغبت و اختیار اطاعت مینمایند. سجدۀ مخلوقات برای خداوند، دو نوع است: یکی سجدۀ اضطراری است که بر صفات کمال خداوند دلالت مینماید. و این برای مؤمن و کافر، نیکوکار و فاسق، حیوان ناطق و غیره عام است. و دیگری سجدۀ اختیاری که ویژۀ بندگان مؤمن و دوستان خدا و فرشتگان و دیگر مخلوقات است.
النحل 16:50
أَوَ لَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالْشَّمَآئِلِ سُجَّدًا لِلّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ آيا به چيزهايي که خداوند آفريده است نمي نگرند که چگونه سآيه هايش را راست و چپ سجده کنان و فروتنانه براي خداوند مي گردند. وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ و آنچه در آسمانها وجود دارد و جنبده (هايي که) در زمين هستند براي خدا سجده مي برند و (نيز) فرشتگان (براي خداوند سجده مي برند) و آنان تکبر نمي کنند. يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ از پروردگارشان که بر بالاي سرشان است مي ترسند و آنچه را که به آنان دستور داده مي شود، انجام مي دهند.
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ﴾) آیا کسانی که در یگانگی و عظمت و کمال پروردگارشان شک دارند، (﴿إِلَىٰ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ يَتَفَيَّؤُاۡ ظِلَٰلُهُۥ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَٱلشَّمَآئِلِ﴾) به همۀ آفریدههای خداوند نمینگرند و اینکه سایههایشان به راست و چپ میگرداند؟! (﴿سُجَّدٗا لِّلَّهِ﴾) همه در برابر پروردگارشان سجده میبرند، و در برابر عظمت و شکوه الهی فروتناند. (﴿وَهُمۡ دَٰخِرُونَ﴾) آنها فروتن و خاضع هستند؛ و تحت تسخیر و تدبیر قدرت الهی، سر کرنش فرود آوردهاند، و پیشانی همۀ آنان در دست خداوند است.
(49) (﴿وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٖ﴾) و آنچه که در آسمانها و آنچه در زمین است و حیوانات ناطق و غیر ناطقی که در زمین هستند، خدا را سجده میبرند، (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) و فرشتگان نیز برای خدا سجده میکنند. بعد از بیان عموم سجده کنندگان؛ فرشتگان را، به خاطر فضیلت و شرافتشان، و به خاطر کثرت و زیادی عبادتشان به طور خاص بیان نمود. بنابراین فرمود: (﴿وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و آنها از انجام عبادت الهی تکبر نمیورزند، با اینکه تعدادشان زیاد است، و بزرگ و قوی هستند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿لَّن يَسۡتَنكِفَ ٱلۡمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبۡدٗا لِّلَّهِ وَلَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾ مسیح و فرشتگان مقرّب، از اینکه بندۀ خدا باشند، هرگز ابا نورزیدهاند.
(50) (﴿يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ﴾) پس از آنکه خداوند متعال فرشتگان را، به خاطر کثرت طاعت، و فروتنی در مقابل خدا ستایش نمود؛ آنان را به خاطر ترس از خدا ستود، خداوندی که از حیث ذات و چیرهگی بر بالای آنان قرار دارد. پس آنان در برابر قدرت او همواره فروتناند. (﴿وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾) و خداوند آنان را به هرچه فرمان دهد، فرمانش را از روی رغبت و اختیار اطاعت مینمایند. سجدۀ مخلوقات برای خداوند، دو نوع است: یکی سجدۀ اضطراری است که بر صفات کمال خداوند دلالت مینماید. و این برای مؤمن و کافر، نیکوکار و فاسق، حیوان ناطق و غیره عام است. و دیگری سجدۀ اختیاری که ویژۀ بندگان مؤمن و دوستان خدا و فرشتگان و دیگر مخلوقات است.
النحل 16:51
وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ و خداوند فرمود: «دو معبود برنگيرد، بلکه خدا معبودي يگانه است، پس از من بترسيد» وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و دين ماندگار نيز از آن اوست، پس آيا از غير خدا مي ترسيد؟ وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ و آنچه از نعمت ها داريد همه از سوي خدا است، سپس چون زياني به شما برسد او را با ناله و زاري به فرياد مي خوانيد. ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ سپس هنگامي که خداوند زيان را از شما دور کرد آن گاه گروهي از شما به پروردگارشان شرک مي ورزند. لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (بگذار) تا در حق آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد، سپس به زودي خواهيد دانست (که چه سرنوشت سياهي داريد).
(51) خداوند متعال دستور میدهد تا تنها او، به یگانگی پرستش شود، و در این راستا چنین استدلال مینماید که تنها اوست نعمتها را میدهد، پس فرمود: (﴿لَا تَتَّخِذُوٓاۡ إِلَٰهَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) دو معبود برمگیرید؟ یعنی در عبادت، هیچ شریکی را برای خدا قرار ندهید؛ چرا که (﴿إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) او تنها معبود یگانه و یکتاست؛ و در صفتهای بزرگش و در همۀ کارهایش، یگانه و یکتاست. پس همانطور که او، در ذات و اسما و صفات و کارهایش یکتاست؛ در عبادت نیز باید او را یکی بدانید. بنابراین فرمود: (﴿فَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ﴾) پس، از من بترسید و دستور مرا اطاعت کنید؛ و ازآنچه نهی نمودهام، بپرهیزید؛ و چیزی از مخلوقات را، با من شریک نکنید؛ زیرا مخلوقات همه، مملوک خدا میباشند.
(52) (﴿وَلَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلدِّينُ وَاصِبًا﴾) و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و دین ماندگار نیز از آن اوست؛ یعنی دین و عبادت و کرنش، در همۀ اوقات برای خدای یگانه است. پس دین را فقط از آن خدا بدانید، و عبادت را فقط برای خدا انجام دهید، و به عبادت و بندگی پروردگار متعال بپردازید. (﴿أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَتَّقُونَ﴾) آیا از غیر خدا؛ از اهل زمین و آسمانها میترسید؟! آنها نمیتوانند به شما سود یا زیانی برسانند؛
(53) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود:
(54 - 55) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود: (﴿لِيَكۡفُرُواۡ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ﴾) تا درحق آنچه به آنان بخشیدهایم، از قبیل اینکه: آنها را از سختیها نجات دادیم و از مشقت رهانیدیم، ناسپاسی نمایند. (﴿فَتَمَتَّعُواۡ﴾) پس اندکی از دنیای خود بهرهمند شوید، (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾) بالاخره سرانجام کفرتان را خواهید دانست.
النحل 16:52
وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ و خداوند فرمود: «دو معبود برنگيرد، بلکه خدا معبودي يگانه است، پس از من بترسيد» وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و دين ماندگار نيز از آن اوست، پس آيا از غير خدا مي ترسيد؟ وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ و آنچه از نعمت ها داريد همه از سوي خدا است، سپس چون زياني به شما برسد او را با ناله و زاري به فرياد مي خوانيد. ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ سپس هنگامي که خداوند زيان را از شما دور کرد آن گاه گروهي از شما به پروردگارشان شرک مي ورزند. لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (بگذار) تا در حق آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد، سپس به زودي خواهيد دانست (که چه سرنوشت سياهي داريد).
(51) خداوند متعال دستور میدهد تا تنها او، به یگانگی پرستش شود، و در این راستا چنین استدلال مینماید که تنها اوست نعمتها را میدهد، پس فرمود: (﴿لَا تَتَّخِذُوٓاۡ إِلَٰهَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) دو معبود برمگیرید؟ یعنی در عبادت، هیچ شریکی را برای خدا قرار ندهید؛ چرا که (﴿إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) او تنها معبود یگانه و یکتاست؛ و در صفتهای بزرگش و در همۀ کارهایش، یگانه و یکتاست. پس همانطور که او، در ذات و اسما و صفات و کارهایش یکتاست؛ در عبادت نیز باید او را یکی بدانید. بنابراین فرمود: (﴿فَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ﴾) پس، از من بترسید و دستور مرا اطاعت کنید؛ و ازآنچه نهی نمودهام، بپرهیزید؛ و چیزی از مخلوقات را، با من شریک نکنید؛ زیرا مخلوقات همه، مملوک خدا میباشند.
(52) (﴿وَلَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلدِّينُ وَاصِبًا﴾) و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و دین ماندگار نیز از آن اوست؛ یعنی دین و عبادت و کرنش، در همۀ اوقات برای خدای یگانه است. پس دین را فقط از آن خدا بدانید، و عبادت را فقط برای خدا انجام دهید، و به عبادت و بندگی پروردگار متعال بپردازید. (﴿أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَتَّقُونَ﴾) آیا از غیر خدا؛ از اهل زمین و آسمانها میترسید؟! آنها نمیتوانند به شما سود یا زیانی برسانند؛
(53) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود:
(54 - 55) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود: (﴿لِيَكۡفُرُواۡ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ﴾) تا درحق آنچه به آنان بخشیدهایم، از قبیل اینکه: آنها را از سختیها نجات دادیم و از مشقت رهانیدیم، ناسپاسی نمایند. (﴿فَتَمَتَّعُواۡ﴾) پس اندکی از دنیای خود بهرهمند شوید، (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾) بالاخره سرانجام کفرتان را خواهید دانست.
النحل 16:53
وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ و خداوند فرمود: «دو معبود برنگيرد، بلکه خدا معبودي يگانه است، پس از من بترسيد» وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و دين ماندگار نيز از آن اوست، پس آيا از غير خدا مي ترسيد؟ وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ و آنچه از نعمت ها داريد همه از سوي خدا است، سپس چون زياني به شما برسد او را با ناله و زاري به فرياد مي خوانيد. ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ سپس هنگامي که خداوند زيان را از شما دور کرد آن گاه گروهي از شما به پروردگارشان شرک مي ورزند. لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (بگذار) تا در حق آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد، سپس به زودي خواهيد دانست (که چه سرنوشت سياهي داريد).
(51) خداوند متعال دستور میدهد تا تنها او، به یگانگی پرستش شود، و در این راستا چنین استدلال مینماید که تنها اوست نعمتها را میدهد، پس فرمود: (﴿لَا تَتَّخِذُوٓاۡ إِلَٰهَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) دو معبود برمگیرید؟ یعنی در عبادت، هیچ شریکی را برای خدا قرار ندهید؛ چرا که (﴿إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) او تنها معبود یگانه و یکتاست؛ و در صفتهای بزرگش و در همۀ کارهایش، یگانه و یکتاست. پس همانطور که او، در ذات و اسما و صفات و کارهایش یکتاست؛ در عبادت نیز باید او را یکی بدانید. بنابراین فرمود: (﴿فَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ﴾) پس، از من بترسید و دستور مرا اطاعت کنید؛ و ازآنچه نهی نمودهام، بپرهیزید؛ و چیزی از مخلوقات را، با من شریک نکنید؛ زیرا مخلوقات همه، مملوک خدا میباشند.
(52) (﴿وَلَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلدِّينُ وَاصِبًا﴾) و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و دین ماندگار نیز از آن اوست؛ یعنی دین و عبادت و کرنش، در همۀ اوقات برای خدای یگانه است. پس دین را فقط از آن خدا بدانید، و عبادت را فقط برای خدا انجام دهید، و به عبادت و بندگی پروردگار متعال بپردازید. (﴿أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَتَّقُونَ﴾) آیا از غیر خدا؛ از اهل زمین و آسمانها میترسید؟! آنها نمیتوانند به شما سود یا زیانی برسانند؛
(53) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود:
(54 - 55) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود: (﴿لِيَكۡفُرُواۡ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ﴾) تا درحق آنچه به آنان بخشیدهایم، از قبیل اینکه: آنها را از سختیها نجات دادیم و از مشقت رهانیدیم، ناسپاسی نمایند. (﴿فَتَمَتَّعُواۡ﴾) پس اندکی از دنیای خود بهرهمند شوید، (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾) بالاخره سرانجام کفرتان را خواهید دانست.
النحل 16:54
وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ و خداوند فرمود: «دو معبود برنگيرد، بلکه خدا معبودي يگانه است، پس از من بترسيد» وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و دين ماندگار نيز از آن اوست، پس آيا از غير خدا مي ترسيد؟ وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ و آنچه از نعمت ها داريد همه از سوي خدا است، سپس چون زياني به شما برسد او را با ناله و زاري به فرياد مي خوانيد. ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ سپس هنگامي که خداوند زيان را از شما دور کرد آن گاه گروهي از شما به پروردگارشان شرک مي ورزند. لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (بگذار) تا در حق آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد، سپس به زودي خواهيد دانست (که چه سرنوشت سياهي داريد).
(51) خداوند متعال دستور میدهد تا تنها او، به یگانگی پرستش شود، و در این راستا چنین استدلال مینماید که تنها اوست نعمتها را میدهد، پس فرمود: (﴿لَا تَتَّخِذُوٓاۡ إِلَٰهَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) دو معبود برمگیرید؟ یعنی در عبادت، هیچ شریکی را برای خدا قرار ندهید؛ چرا که (﴿إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) او تنها معبود یگانه و یکتاست؛ و در صفتهای بزرگش و در همۀ کارهایش، یگانه و یکتاست. پس همانطور که او، در ذات و اسما و صفات و کارهایش یکتاست؛ در عبادت نیز باید او را یکی بدانید. بنابراین فرمود: (﴿فَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ﴾) پس، از من بترسید و دستور مرا اطاعت کنید؛ و ازآنچه نهی نمودهام، بپرهیزید؛ و چیزی از مخلوقات را، با من شریک نکنید؛ زیرا مخلوقات همه، مملوک خدا میباشند.
(52) (﴿وَلَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلدِّينُ وَاصِبًا﴾) و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و دین ماندگار نیز از آن اوست؛ یعنی دین و عبادت و کرنش، در همۀ اوقات برای خدای یگانه است. پس دین را فقط از آن خدا بدانید، و عبادت را فقط برای خدا انجام دهید، و به عبادت و بندگی پروردگار متعال بپردازید. (﴿أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَتَّقُونَ﴾) آیا از غیر خدا؛ از اهل زمین و آسمانها میترسید؟! آنها نمیتوانند به شما سود یا زیانی برسانند؛
(53) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود:
(54 - 55) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود: (﴿لِيَكۡفُرُواۡ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ﴾) تا درحق آنچه به آنان بخشیدهایم، از قبیل اینکه: آنها را از سختیها نجات دادیم و از مشقت رهانیدیم، ناسپاسی نمایند. (﴿فَتَمَتَّعُواۡ﴾) پس اندکی از دنیای خود بهرهمند شوید، (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾) بالاخره سرانجام کفرتان را خواهید دانست.
النحل 16:55
وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ و خداوند فرمود: «دو معبود برنگيرد، بلکه خدا معبودي يگانه است، پس از من بترسيد» وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، و دين ماندگار نيز از آن اوست، پس آيا از غير خدا مي ترسيد؟ وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ و آنچه از نعمت ها داريد همه از سوي خدا است، سپس چون زياني به شما برسد او را با ناله و زاري به فرياد مي خوانيد. ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ سپس هنگامي که خداوند زيان را از شما دور کرد آن گاه گروهي از شما به پروردگارشان شرک مي ورزند. لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (بگذار) تا در حق آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد، سپس به زودي خواهيد دانست (که چه سرنوشت سياهي داريد).
(51) خداوند متعال دستور میدهد تا تنها او، به یگانگی پرستش شود، و در این راستا چنین استدلال مینماید که تنها اوست نعمتها را میدهد، پس فرمود: (﴿لَا تَتَّخِذُوٓاۡ إِلَٰهَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) دو معبود برمگیرید؟ یعنی در عبادت، هیچ شریکی را برای خدا قرار ندهید؛ چرا که (﴿إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) او تنها معبود یگانه و یکتاست؛ و در صفتهای بزرگش و در همۀ کارهایش، یگانه و یکتاست. پس همانطور که او، در ذات و اسما و صفات و کارهایش یکتاست؛ در عبادت نیز باید او را یکی بدانید. بنابراین فرمود: (﴿فَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ﴾) پس، از من بترسید و دستور مرا اطاعت کنید؛ و ازآنچه نهی نمودهام، بپرهیزید؛ و چیزی از مخلوقات را، با من شریک نکنید؛ زیرا مخلوقات همه، مملوک خدا میباشند.
(52) (﴿وَلَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلدِّينُ وَاصِبًا﴾) و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و دین ماندگار نیز از آن اوست؛ یعنی دین و عبادت و کرنش، در همۀ اوقات برای خدای یگانه است. پس دین را فقط از آن خدا بدانید، و عبادت را فقط برای خدا انجام دهید، و به عبادت و بندگی پروردگار متعال بپردازید. (﴿أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَتَّقُونَ﴾) آیا از غیر خدا؛ از اهل زمین و آسمانها میترسید؟! آنها نمیتوانند به شما سود یا زیانی برسانند؛
(53) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود:
(54 - 55) و خداوند در بخشیدن و دادن، یگانه و یکتاست. (﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که از آن برخوردار هستید، (﴿فَمِنَ ٱللَّهِ﴾) همه از سوی خداست، و هیچکس در آن با خداوند شریک نیست. (﴿ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ﴾) سپس چون زیانی از قبیل: فقر و بیماری و سختی به شما برسد، (﴿ فَإِلَيۡهِ تَجَۡٔرُونَ﴾) او را با ناله و زاری به فریاد میخوانید؛ چون میدانید هیچ کس جز او، زیان و سختی را دور نمیکند. پس عبادت؛ تنها شایستۀ خدایی است که آنچه را دوست دارید، به شما بخشیده؛ و آنچه را که دوست ندارید، از شما دور نموده است. اما بیشتر مردم برخود ستم مینمایند؛ و نعمت الهی را که برآنان انعام نموده است، انکار میکنند؛ و چون درحالت آسایش قرار بگیرند، برخی ازمخلوقات و آفریدههای خداوند را که خودشان محتاجاند، شریک او میسازند. بنابراین فرمود: (﴿لِيَكۡفُرُواۡ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ﴾) تا درحق آنچه به آنان بخشیدهایم، از قبیل اینکه: آنها را از سختیها نجات دادیم و از مشقت رهانیدیم، ناسپاسی نمایند. (﴿فَتَمَتَّعُواۡ﴾) پس اندکی از دنیای خود بهرهمند شوید، (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾) بالاخره سرانجام کفرتان را خواهید دانست.
النحل 16:56
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ و از آنچه به آنان روزي داده ايم بهره اي براي بتهايي که (چيزي) نمي دانند مقرر مي کنند. سوگند به خدا از آنچه به دروغ برمي تافتيد، سوال خواهيد شد. وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، (پاک است او) و براي خود آنچه دوست دارند (قرار مي دهند). وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود در حالي که خشم و اندوهش را فرو مي خورد چهره اش سياه مي گردد. يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ به خاطر مژده بدي که به او داده مي شد خويشتن را از قوم و قبيله پنهان مي کرد، (با خودش مي گفت): آيا با خواري او را نگاه دارد يا وي را زنده به گور سازد؟ هان که چه قضاوت بدي مي کردند . لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ کساني که به آخرت باور ندارند از وصف بدي برخوردارند، و صفت برتر از آن خداست، واو پيروزمند فرزانه است .
(56) خداوند متعال از جهالتِ مشرکین و ستمگریشان و دروغ بستن آنها بر خدا، خبر داده و میفرماید: آنها برای بتهایشان- که چیزی نمیدانند، و فایده و ضرری نمیتوانند به کسی برسانند- از روزیهایی که خداوند به ایشان داده، بهرهای قرار میدهند. پس مشرکان از رزق الهی، برای شرک ورزیدن به خدا کمک میگیرند؛ و به وسیلۀ روزیِ الهی، به بتهایی که خود تراشیدهاند، تقرب و نزدیکی میجویند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواۡ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِ﴾ و مشرکان، از آنچه خداوند از کشتزارها و چهارپایان پدید آورده است، برای وی بهرهای مقرر کرده، و به گمان خودشان گفتند: این برای خداست؛ و این برای بتهای ما؛ پس آنچه که آنها برای بتهای خود مقرر میداشتند، به خدا نمیرسید. و خداوند متعال فرموده است: (﴿تَٱللَّهِ لَتُسَۡٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَفۡتَرُونَ﴾) سوگند به خدا که از این دروغ و بهتانهایتان سؤال خواهد شد. خداوند میفرماید:﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾ آیا خداوند شما را به این فرمان داده، یا بر خداوند دروغ میبندید؟! و کسانی که بر خدا دروغ میبندند، دربارۀ عذابی که خداوند در روز قیامت به آنان میچشاند، چه گمان میدارند؟! بدون شک خداوند در روز قیامت، آنها را به خاطر افترا و دروغ بستنشان، به شدت مجازات مینماید.
(57 - 59) (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) و برای خداوند دخترانی قرار میدهند، خداوند پاک و منزه است. مشرکان در مورد فرشتگان -که بندگان مقرب الهی هستند، میگفتند: فرشتگان، دختران خدا هستند. (﴿وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ﴾) و برای خود آنچه را دوست داشتند، قرار میدادند؛ آنان، پسران را برای خود قرار میدادند، و به شدت دختران را ناپسند میداشتند. (﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ﴾) و هرگاه به یکی از آنان، مژدۀ تولد دختری داده میشد، از شدت ناراحتی که به او دست میداد، چهرهاش سیاه میگردید؛ و حزن و تأسفی را که به هنگام مژده داده شدن به او دست میداد، فرو میخورد؛ و پیش همنوعان خود، احساس رسوایی و خواری میکرد؛ و به علت مژدۀ بدی که به او داده میشد، خویشتن را از آنان پنهان میکرد. سپس از فکر و اندیشۀ فاسدش بهره میگرفت که با این دختر چکار کند؟ (﴿أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ﴾) آیا او را نکشد، و با سر شکستگی نگاهش دارد؟ (﴿أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِ﴾) یا او را زنده به گور نماید؟! و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکین را مذمت و نکوهش نموده است، (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾) هان چه قضاوت بدی میکردند! زیرا داشتن فرزند را که شایستۀ شکوه و عظمت خدا نیست، به وی نسبت میدادند.
(60) سپس به این اکتفا نکردند، تا اینکه آنچه را که بدترین قسمت بود، به خداوند نسبت دادند؛ و آن، دختران بودند که آنها را برای خود ننگ و عار میپنداشتند و از آنها بیزار بودند. پس چگونه چیزی را که برای خود نمیپسندند، به خدا نسبت میدهند؟! پس قضاوت آنها، بسیار قضاوت بدی است. و از آنجا که این صفت، از صفتهای بدی بود که مشرکین به خداوند نسبت میدادند، فرمود: (﴿لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوۡءِ﴾) کسانی که به آخرت باور ندارند، دارای صفت بد و زشتی هستند. (﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و صفتِ برتر از آنِ خداست، و آن تمام صفتهای کمال است؛ زیرا کمال مطلق ازآنِ خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودی مبرّا است؛ و چون در دل بندگانش از جایگاه والایی برخوردار است، همگی به سوی او برمیگردند و او را دوست میدارند و سرِ توبه و انابت را بر آستانش میسایند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او پیروزمند و باقدرت است، و بر هرچیزی چیره است، و همۀ مخلوقات منقاد اویند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) فرزانه و باحکمت است؛ هر چیزی را در جای مناسبش قرار میدهد. پس به هیچ چیز امر نمیکند و از هیچ چیز نهی نمینماید مگر اینکه بر آن ستایش میشود، و بر کمالِ او در آن مورد، حمد و ثنا قرار میگیرد.
النحل 16:57
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ و از آنچه به آنان روزي داده ايم بهره اي براي بتهايي که (چيزي) نمي دانند مقرر مي کنند. سوگند به خدا از آنچه به دروغ برمي تافتيد، سوال خواهيد شد. وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، (پاک است او) و براي خود آنچه دوست دارند (قرار مي دهند). وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود در حالي که خشم و اندوهش را فرو مي خورد چهره اش سياه مي گردد. يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ به خاطر مژده بدي که به او داده مي شد خويشتن را از قوم و قبيله پنهان مي کرد، (با خودش مي گفت): آيا با خواري او را نگاه دارد يا وي را زنده به گور سازد؟ هان که چه قضاوت بدي مي کردند . لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ کساني که به آخرت باور ندارند از وصف بدي برخوردارند، و صفت برتر از آن خداست، واو پيروزمند فرزانه است .
(56) خداوند متعال از جهالتِ مشرکین و ستمگریشان و دروغ بستن آنها بر خدا، خبر داده و میفرماید: آنها برای بتهایشان- که چیزی نمیدانند، و فایده و ضرری نمیتوانند به کسی برسانند- از روزیهایی که خداوند به ایشان داده، بهرهای قرار میدهند. پس مشرکان از رزق الهی، برای شرک ورزیدن به خدا کمک میگیرند؛ و به وسیلۀ روزیِ الهی، به بتهایی که خود تراشیدهاند، تقرب و نزدیکی میجویند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواۡ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِ﴾ و مشرکان، از آنچه خداوند از کشتزارها و چهارپایان پدید آورده است، برای وی بهرهای مقرر کرده، و به گمان خودشان گفتند: این برای خداست؛ و این برای بتهای ما؛ پس آنچه که آنها برای بتهای خود مقرر میداشتند، به خدا نمیرسید. و خداوند متعال فرموده است: (﴿تَٱللَّهِ لَتُسَۡٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَفۡتَرُونَ﴾) سوگند به خدا که از این دروغ و بهتانهایتان سؤال خواهد شد. خداوند میفرماید:﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾ آیا خداوند شما را به این فرمان داده، یا بر خداوند دروغ میبندید؟! و کسانی که بر خدا دروغ میبندند، دربارۀ عذابی که خداوند در روز قیامت به آنان میچشاند، چه گمان میدارند؟! بدون شک خداوند در روز قیامت، آنها را به خاطر افترا و دروغ بستنشان، به شدت مجازات مینماید.
(57 - 59) (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) و برای خداوند دخترانی قرار میدهند، خداوند پاک و منزه است. مشرکان در مورد فرشتگان -که بندگان مقرب الهی هستند، میگفتند: فرشتگان، دختران خدا هستند. (﴿وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ﴾) و برای خود آنچه را دوست داشتند، قرار میدادند؛ آنان، پسران را برای خود قرار میدادند، و به شدت دختران را ناپسند میداشتند. (﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ﴾) و هرگاه به یکی از آنان، مژدۀ تولد دختری داده میشد، از شدت ناراحتی که به او دست میداد، چهرهاش سیاه میگردید؛ و حزن و تأسفی را که به هنگام مژده داده شدن به او دست میداد، فرو میخورد؛ و پیش همنوعان خود، احساس رسوایی و خواری میکرد؛ و به علت مژدۀ بدی که به او داده میشد، خویشتن را از آنان پنهان میکرد. سپس از فکر و اندیشۀ فاسدش بهره میگرفت که با این دختر چکار کند؟ (﴿أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ﴾) آیا او را نکشد، و با سر شکستگی نگاهش دارد؟ (﴿أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِ﴾) یا او را زنده به گور نماید؟! و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکین را مذمت و نکوهش نموده است، (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾) هان چه قضاوت بدی میکردند! زیرا داشتن فرزند را که شایستۀ شکوه و عظمت خدا نیست، به وی نسبت میدادند.
(60) سپس به این اکتفا نکردند، تا اینکه آنچه را که بدترین قسمت بود، به خداوند نسبت دادند؛ و آن، دختران بودند که آنها را برای خود ننگ و عار میپنداشتند و از آنها بیزار بودند. پس چگونه چیزی را که برای خود نمیپسندند، به خدا نسبت میدهند؟! پس قضاوت آنها، بسیار قضاوت بدی است. و از آنجا که این صفت، از صفتهای بدی بود که مشرکین به خداوند نسبت میدادند، فرمود: (﴿لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوۡءِ﴾) کسانی که به آخرت باور ندارند، دارای صفت بد و زشتی هستند. (﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و صفتِ برتر از آنِ خداست، و آن تمام صفتهای کمال است؛ زیرا کمال مطلق ازآنِ خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودی مبرّا است؛ و چون در دل بندگانش از جایگاه والایی برخوردار است، همگی به سوی او برمیگردند و او را دوست میدارند و سرِ توبه و انابت را بر آستانش میسایند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او پیروزمند و باقدرت است، و بر هرچیزی چیره است، و همۀ مخلوقات منقاد اویند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) فرزانه و باحکمت است؛ هر چیزی را در جای مناسبش قرار میدهد. پس به هیچ چیز امر نمیکند و از هیچ چیز نهی نمینماید مگر اینکه بر آن ستایش میشود، و بر کمالِ او در آن مورد، حمد و ثنا قرار میگیرد.
النحل 16:58
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ و از آنچه به آنان روزي داده ايم بهره اي براي بتهايي که (چيزي) نمي دانند مقرر مي کنند. سوگند به خدا از آنچه به دروغ برمي تافتيد، سوال خواهيد شد. وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، (پاک است او) و براي خود آنچه دوست دارند (قرار مي دهند). وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود در حالي که خشم و اندوهش را فرو مي خورد چهره اش سياه مي گردد. يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ به خاطر مژده بدي که به او داده مي شد خويشتن را از قوم و قبيله پنهان مي کرد، (با خودش مي گفت): آيا با خواري او را نگاه دارد يا وي را زنده به گور سازد؟ هان که چه قضاوت بدي مي کردند . لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ کساني که به آخرت باور ندارند از وصف بدي برخوردارند، و صفت برتر از آن خداست، واو پيروزمند فرزانه است .
(56) خداوند متعال از جهالتِ مشرکین و ستمگریشان و دروغ بستن آنها بر خدا، خبر داده و میفرماید: آنها برای بتهایشان- که چیزی نمیدانند، و فایده و ضرری نمیتوانند به کسی برسانند- از روزیهایی که خداوند به ایشان داده، بهرهای قرار میدهند. پس مشرکان از رزق الهی، برای شرک ورزیدن به خدا کمک میگیرند؛ و به وسیلۀ روزیِ الهی، به بتهایی که خود تراشیدهاند، تقرب و نزدیکی میجویند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواۡ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِ﴾ و مشرکان، از آنچه خداوند از کشتزارها و چهارپایان پدید آورده است، برای وی بهرهای مقرر کرده، و به گمان خودشان گفتند: این برای خداست؛ و این برای بتهای ما؛ پس آنچه که آنها برای بتهای خود مقرر میداشتند، به خدا نمیرسید. و خداوند متعال فرموده است: (﴿تَٱللَّهِ لَتُسَۡٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَفۡتَرُونَ﴾) سوگند به خدا که از این دروغ و بهتانهایتان سؤال خواهد شد. خداوند میفرماید:﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾ آیا خداوند شما را به این فرمان داده، یا بر خداوند دروغ میبندید؟! و کسانی که بر خدا دروغ میبندند، دربارۀ عذابی که خداوند در روز قیامت به آنان میچشاند، چه گمان میدارند؟! بدون شک خداوند در روز قیامت، آنها را به خاطر افترا و دروغ بستنشان، به شدت مجازات مینماید.
(57 - 59) (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) و برای خداوند دخترانی قرار میدهند، خداوند پاک و منزه است. مشرکان در مورد فرشتگان -که بندگان مقرب الهی هستند، میگفتند: فرشتگان، دختران خدا هستند. (﴿وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ﴾) و برای خود آنچه را دوست داشتند، قرار میدادند؛ آنان، پسران را برای خود قرار میدادند، و به شدت دختران را ناپسند میداشتند. (﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ﴾) و هرگاه به یکی از آنان، مژدۀ تولد دختری داده میشد، از شدت ناراحتی که به او دست میداد، چهرهاش سیاه میگردید؛ و حزن و تأسفی را که به هنگام مژده داده شدن به او دست میداد، فرو میخورد؛ و پیش همنوعان خود، احساس رسوایی و خواری میکرد؛ و به علت مژدۀ بدی که به او داده میشد، خویشتن را از آنان پنهان میکرد. سپس از فکر و اندیشۀ فاسدش بهره میگرفت که با این دختر چکار کند؟ (﴿أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ﴾) آیا او را نکشد، و با سر شکستگی نگاهش دارد؟ (﴿أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِ﴾) یا او را زنده به گور نماید؟! و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکین را مذمت و نکوهش نموده است، (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾) هان چه قضاوت بدی میکردند! زیرا داشتن فرزند را که شایستۀ شکوه و عظمت خدا نیست، به وی نسبت میدادند.
(60) سپس به این اکتفا نکردند، تا اینکه آنچه را که بدترین قسمت بود، به خداوند نسبت دادند؛ و آن، دختران بودند که آنها را برای خود ننگ و عار میپنداشتند و از آنها بیزار بودند. پس چگونه چیزی را که برای خود نمیپسندند، به خدا نسبت میدهند؟! پس قضاوت آنها، بسیار قضاوت بدی است. و از آنجا که این صفت، از صفتهای بدی بود که مشرکین به خداوند نسبت میدادند، فرمود: (﴿لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوۡءِ﴾) کسانی که به آخرت باور ندارند، دارای صفت بد و زشتی هستند. (﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و صفتِ برتر از آنِ خداست، و آن تمام صفتهای کمال است؛ زیرا کمال مطلق ازآنِ خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودی مبرّا است؛ و چون در دل بندگانش از جایگاه والایی برخوردار است، همگی به سوی او برمیگردند و او را دوست میدارند و سرِ توبه و انابت را بر آستانش میسایند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او پیروزمند و باقدرت است، و بر هرچیزی چیره است، و همۀ مخلوقات منقاد اویند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) فرزانه و باحکمت است؛ هر چیزی را در جای مناسبش قرار میدهد. پس به هیچ چیز امر نمیکند و از هیچ چیز نهی نمینماید مگر اینکه بر آن ستایش میشود، و بر کمالِ او در آن مورد، حمد و ثنا قرار میگیرد.
النحل 16:59
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ و از آنچه به آنان روزي داده ايم بهره اي براي بتهايي که (چيزي) نمي دانند مقرر مي کنند. سوگند به خدا از آنچه به دروغ برمي تافتيد، سوال خواهيد شد. وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، (پاک است او) و براي خود آنچه دوست دارند (قرار مي دهند). وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود در حالي که خشم و اندوهش را فرو مي خورد چهره اش سياه مي گردد. يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ به خاطر مژده بدي که به او داده مي شد خويشتن را از قوم و قبيله پنهان مي کرد، (با خودش مي گفت): آيا با خواري او را نگاه دارد يا وي را زنده به گور سازد؟ هان که چه قضاوت بدي مي کردند . لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ کساني که به آخرت باور ندارند از وصف بدي برخوردارند، و صفت برتر از آن خداست، واو پيروزمند فرزانه است .
(56) خداوند متعال از جهالتِ مشرکین و ستمگریشان و دروغ بستن آنها بر خدا، خبر داده و میفرماید: آنها برای بتهایشان- که چیزی نمیدانند، و فایده و ضرری نمیتوانند به کسی برسانند- از روزیهایی که خداوند به ایشان داده، بهرهای قرار میدهند. پس مشرکان از رزق الهی، برای شرک ورزیدن به خدا کمک میگیرند؛ و به وسیلۀ روزیِ الهی، به بتهایی که خود تراشیدهاند، تقرب و نزدیکی میجویند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواۡ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِ﴾ و مشرکان، از آنچه خداوند از کشتزارها و چهارپایان پدید آورده است، برای وی بهرهای مقرر کرده، و به گمان خودشان گفتند: این برای خداست؛ و این برای بتهای ما؛ پس آنچه که آنها برای بتهای خود مقرر میداشتند، به خدا نمیرسید. و خداوند متعال فرموده است: (﴿تَٱللَّهِ لَتُسَۡٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَفۡتَرُونَ﴾) سوگند به خدا که از این دروغ و بهتانهایتان سؤال خواهد شد. خداوند میفرماید:﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾ آیا خداوند شما را به این فرمان داده، یا بر خداوند دروغ میبندید؟! و کسانی که بر خدا دروغ میبندند، دربارۀ عذابی که خداوند در روز قیامت به آنان میچشاند، چه گمان میدارند؟! بدون شک خداوند در روز قیامت، آنها را به خاطر افترا و دروغ بستنشان، به شدت مجازات مینماید.
(57 - 59) (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) و برای خداوند دخترانی قرار میدهند، خداوند پاک و منزه است. مشرکان در مورد فرشتگان -که بندگان مقرب الهی هستند، میگفتند: فرشتگان، دختران خدا هستند. (﴿وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ﴾) و برای خود آنچه را دوست داشتند، قرار میدادند؛ آنان، پسران را برای خود قرار میدادند، و به شدت دختران را ناپسند میداشتند. (﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ﴾) و هرگاه به یکی از آنان، مژدۀ تولد دختری داده میشد، از شدت ناراحتی که به او دست میداد، چهرهاش سیاه میگردید؛ و حزن و تأسفی را که به هنگام مژده داده شدن به او دست میداد، فرو میخورد؛ و پیش همنوعان خود، احساس رسوایی و خواری میکرد؛ و به علت مژدۀ بدی که به او داده میشد، خویشتن را از آنان پنهان میکرد. سپس از فکر و اندیشۀ فاسدش بهره میگرفت که با این دختر چکار کند؟ (﴿أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ﴾) آیا او را نکشد، و با سر شکستگی نگاهش دارد؟ (﴿أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِ﴾) یا او را زنده به گور نماید؟! و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکین را مذمت و نکوهش نموده است، (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾) هان چه قضاوت بدی میکردند! زیرا داشتن فرزند را که شایستۀ شکوه و عظمت خدا نیست، به وی نسبت میدادند.
(60) سپس به این اکتفا نکردند، تا اینکه آنچه را که بدترین قسمت بود، به خداوند نسبت دادند؛ و آن، دختران بودند که آنها را برای خود ننگ و عار میپنداشتند و از آنها بیزار بودند. پس چگونه چیزی را که برای خود نمیپسندند، به خدا نسبت میدهند؟! پس قضاوت آنها، بسیار قضاوت بدی است. و از آنجا که این صفت، از صفتهای بدی بود که مشرکین به خداوند نسبت میدادند، فرمود: (﴿لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوۡءِ﴾) کسانی که به آخرت باور ندارند، دارای صفت بد و زشتی هستند. (﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و صفتِ برتر از آنِ خداست، و آن تمام صفتهای کمال است؛ زیرا کمال مطلق ازآنِ خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودی مبرّا است؛ و چون در دل بندگانش از جایگاه والایی برخوردار است، همگی به سوی او برمیگردند و او را دوست میدارند و سرِ توبه و انابت را بر آستانش میسایند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او پیروزمند و باقدرت است، و بر هرچیزی چیره است، و همۀ مخلوقات منقاد اویند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) فرزانه و باحکمت است؛ هر چیزی را در جای مناسبش قرار میدهد. پس به هیچ چیز امر نمیکند و از هیچ چیز نهی نمینماید مگر اینکه بر آن ستایش میشود، و بر کمالِ او در آن مورد، حمد و ثنا قرار میگیرد.
النحل 16:60
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ و از آنچه به آنان روزي داده ايم بهره اي براي بتهايي که (چيزي) نمي دانند مقرر مي کنند. سوگند به خدا از آنچه به دروغ برمي تافتيد، سوال خواهيد شد. وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، (پاک است او) و براي خود آنچه دوست دارند (قرار مي دهند). وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود در حالي که خشم و اندوهش را فرو مي خورد چهره اش سياه مي گردد. يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ به خاطر مژده بدي که به او داده مي شد خويشتن را از قوم و قبيله پنهان مي کرد، (با خودش مي گفت): آيا با خواري او را نگاه دارد يا وي را زنده به گور سازد؟ هان که چه قضاوت بدي مي کردند . لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ کساني که به آخرت باور ندارند از وصف بدي برخوردارند، و صفت برتر از آن خداست، واو پيروزمند فرزانه است .
(56) خداوند متعال از جهالتِ مشرکین و ستمگریشان و دروغ بستن آنها بر خدا، خبر داده و میفرماید: آنها برای بتهایشان- که چیزی نمیدانند، و فایده و ضرری نمیتوانند به کسی برسانند- از روزیهایی که خداوند به ایشان داده، بهرهای قرار میدهند. پس مشرکان از رزق الهی، برای شرک ورزیدن به خدا کمک میگیرند؛ و به وسیلۀ روزیِ الهی، به بتهایی که خود تراشیدهاند، تقرب و نزدیکی میجویند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواۡ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِ﴾ و مشرکان، از آنچه خداوند از کشتزارها و چهارپایان پدید آورده است، برای وی بهرهای مقرر کرده، و به گمان خودشان گفتند: این برای خداست؛ و این برای بتهای ما؛ پس آنچه که آنها برای بتهای خود مقرر میداشتند، به خدا نمیرسید. و خداوند متعال فرموده است: (﴿تَٱللَّهِ لَتُسَۡٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَفۡتَرُونَ﴾) سوگند به خدا که از این دروغ و بهتانهایتان سؤال خواهد شد. خداوند میفرماید:﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾ آیا خداوند شما را به این فرمان داده، یا بر خداوند دروغ میبندید؟! و کسانی که بر خدا دروغ میبندند، دربارۀ عذابی که خداوند در روز قیامت به آنان میچشاند، چه گمان میدارند؟! بدون شک خداوند در روز قیامت، آنها را به خاطر افترا و دروغ بستنشان، به شدت مجازات مینماید.
(57 - 59) (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) و برای خداوند دخترانی قرار میدهند، خداوند پاک و منزه است. مشرکان در مورد فرشتگان -که بندگان مقرب الهی هستند، میگفتند: فرشتگان، دختران خدا هستند. (﴿وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ﴾) و برای خود آنچه را دوست داشتند، قرار میدادند؛ آنان، پسران را برای خود قرار میدادند، و به شدت دختران را ناپسند میداشتند. (﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ﴾) و هرگاه به یکی از آنان، مژدۀ تولد دختری داده میشد، از شدت ناراحتی که به او دست میداد، چهرهاش سیاه میگردید؛ و حزن و تأسفی را که به هنگام مژده داده شدن به او دست میداد، فرو میخورد؛ و پیش همنوعان خود، احساس رسوایی و خواری میکرد؛ و به علت مژدۀ بدی که به او داده میشد، خویشتن را از آنان پنهان میکرد. سپس از فکر و اندیشۀ فاسدش بهره میگرفت که با این دختر چکار کند؟ (﴿أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ﴾) آیا او را نکشد، و با سر شکستگی نگاهش دارد؟ (﴿أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِ﴾) یا او را زنده به گور نماید؟! و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکین را مذمت و نکوهش نموده است، (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾) هان چه قضاوت بدی میکردند! زیرا داشتن فرزند را که شایستۀ شکوه و عظمت خدا نیست، به وی نسبت میدادند.
(60) سپس به این اکتفا نکردند، تا اینکه آنچه را که بدترین قسمت بود، به خداوند نسبت دادند؛ و آن، دختران بودند که آنها را برای خود ننگ و عار میپنداشتند و از آنها بیزار بودند. پس چگونه چیزی را که برای خود نمیپسندند، به خدا نسبت میدهند؟! پس قضاوت آنها، بسیار قضاوت بدی است. و از آنجا که این صفت، از صفتهای بدی بود که مشرکین به خداوند نسبت میدادند، فرمود: (﴿لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوۡءِ﴾) کسانی که به آخرت باور ندارند، دارای صفت بد و زشتی هستند. (﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و صفتِ برتر از آنِ خداست، و آن تمام صفتهای کمال است؛ زیرا کمال مطلق ازآنِ خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودی مبرّا است؛ و چون در دل بندگانش از جایگاه والایی برخوردار است، همگی به سوی او برمیگردند و او را دوست میدارند و سرِ توبه و انابت را بر آستانش میسایند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او پیروزمند و باقدرت است، و بر هرچیزی چیره است، و همۀ مخلوقات منقاد اویند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) فرزانه و باحکمت است؛ هر چیزی را در جای مناسبش قرار میدهد. پس به هیچ چیز امر نمیکند و از هیچ چیز نهی نمینماید مگر اینکه بر آن ستایش میشود، و بر کمالِ او در آن مورد، حمد و ثنا قرار میگیرد.
النحل 16:61
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ و اگر خداوند مردمان را به سبب ستمشان کيفر مي داد هيچ جنبده اي را بر روي زمين باقي نمي گذاشت، ولي آنان را تا مدت معيني مهلت مي دهد، پس چون وقت مقرر آنان فرا رسد (اجلشان) به تاخير نمي افتد، و لحظه اي نيز تقديم نمي شود .
(61) پس از آنکه خداوند آنچه را ستمگران به دروغ به او نسبت داده بودند، بیان کرد، کمال بردباری و صبر خویشتن را بیان نمود و فرمود: (﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِظُلۡمِهِم﴾) و اگر خداوند مردمان را به سبب ستمشان کیفر میداد، (﴿مَّا تَرَكَ عَلَيۡهَا مِن دَآبَّةٖ﴾) بر روی زمین هیچ جنبندهای باقی نمیگذاشت؛ یعنی اضافه بر کسانی که دست به ارتکاب گناه میزدند، چهارپایان و حیوانات را نیز نابود میساخت؛ زیرا براثر شومی گناه، کشتزارها و نسلها نیز نابود میشود. (﴿وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ﴾) اما آنها را تا مدت معینی مهلت میدهد، و به عذاب گرفتارشان نمیسازد، و آن موعد قیامت است. (﴿فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَٔۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ﴾) پس چون وقت مقرر آنان فرا رسد، لحظهای باز پس نمیمانند، و لحظهای پیش نمیروند. پس باید بپرهیزند و بهراسند از زمانی که در آن به کسی مهلت داده نمیشود.
النحل 16:62
وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ و براي خداوند چيزي مقرر مي کنند که خود نمي پسندند، و زبانهايشان دروغ پردازي کرده و مي گويد:«سرانجام نيک از آن آنان است» بدون شک آتش دوزخ بهرۀ ايشان است و آنان پيش از ديگران بدانجا رانده و افکنده مي شوند. تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ سوگند به خداوند ! پيامبراني را پيش از تو به سوي امتهايي فرستاديم. پس شيطان کارهايشان را در نظر آنان آراست و امروز شيطان ياورشان است و عذاب دردناکي دارند.
(62) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ مَا يَكۡرَهُونَ﴾) چیزهایی را که برای خود نمیپسندند، [از قبیل: دختران و صفتهای زشت] به خداوند نسبت میدهند؛ و آن، شرک ورزیدن و انجام عبادت برای برخی از مخلوقات و بندگان خدا بود؟ پس، آنها که نمیپسندیدند بردگانشان ـ در صورتی که با آنان از یک نوع هستند ـ در روزیهایی که خداوند به آنان داده است، شریک آنها باشند، چگونه بردگان، و بندگان خدا را شریک وی قرار میدهند؟! (﴿وَ﴾) و با وجود این کردار زشت، (﴿تَصِفُ أَلۡسِنَتُهُمُ ٱلۡكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) [بر] زبانهایشان سخن دروغ رانده و میگویند: آنها در دنیا و آخرت دارای حالتی نیکو خواهند بود. خداوند سخن آنها را رد نمود و فرمود: (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ ٱلنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفۡرَطُونَ﴾) بدون شک آتش دوزخ بهرۀ ایشان است، و آنها به سوی آن برده میشوند، و در آن برای همیشه باقی میمانند، و هرگز از آن بیرون نخواهند شد.
(63) خداوند برای پیامبرش بیان نمود که او، اولین پیامبر تکذیب شده نیست، (﴿تَٱللَّهِ لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) سوگند به خداوند که به سوی امتهای پیش از تو [نیز] پیامبرانی فرستادیم که آنها را به توحید و یکتاپرستی دعوت میکردند، (﴿فَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و شیطان کارهایشان را، در نظر ایشان، زیبا جلوه داد. پس پیامبران را تکذیب کردند و گمان بردند آنچه آنها بر آن هستند، حق است، و آنان را از هر چیز ناپسندی نجات میدهد، و گمان بردند که آنچه پیامبران آنها را به سوی آن فرا میخوانند، باطل است. پس چون شیطان کارهایشان را در نظر ایشان زیبا جلوه داد، (﴿فَهُوَ وَلِيُّهُمُ﴾) آنها را در دنیا و آخرت یاور و سرپرست است. و از شیطان پیروی کردند و او را به دوستی برگرفتند. ﴿أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِي وَهُمۡ لَكُمۡ عَدُوُّۢۚ بِئۡسَ لِلظَّٰلِمِينَ بَدَلٗا﴾ آیا شیطان و فرزندانش را به جای خدا به دوستی میگیرید، حال آنکه آنان دشمنان شما هستند؟! آنچه ستمگران به جای خدا انتخاب کردهاند، بد چیزی است. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان در آخرت عذاب دردناکی دارند؛ زیرا از دوستی با خدا اعراض نموده، و به دوستی و یاوری شیطان خشنود شدهاند، بنابراین سزاوار عذابِ خوار کننده شدهاند.
النحل 16:63
وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ و براي خداوند چيزي مقرر مي کنند که خود نمي پسندند، و زبانهايشان دروغ پردازي کرده و مي گويد:«سرانجام نيک از آن آنان است» بدون شک آتش دوزخ بهرۀ ايشان است و آنان پيش از ديگران بدانجا رانده و افکنده مي شوند. تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ سوگند به خداوند ! پيامبراني را پيش از تو به سوي امتهايي فرستاديم. پس شيطان کارهايشان را در نظر آنان آراست و امروز شيطان ياورشان است و عذاب دردناکي دارند.
(62) خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ مَا يَكۡرَهُونَ﴾) چیزهایی را که برای خود نمیپسندند، [از قبیل: دختران و صفتهای زشت] به خداوند نسبت میدهند؛ و آن، شرک ورزیدن و انجام عبادت برای برخی از مخلوقات و بندگان خدا بود؟ پس، آنها که نمیپسندیدند بردگانشان ـ در صورتی که با آنان از یک نوع هستند ـ در روزیهایی که خداوند به آنان داده است، شریک آنها باشند، چگونه بردگان، و بندگان خدا را شریک وی قرار میدهند؟! (﴿وَ﴾) و با وجود این کردار زشت، (﴿تَصِفُ أَلۡسِنَتُهُمُ ٱلۡكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) [بر] زبانهایشان سخن دروغ رانده و میگویند: آنها در دنیا و آخرت دارای حالتی نیکو خواهند بود. خداوند سخن آنها را رد نمود و فرمود: (﴿لَا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ ٱلنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفۡرَطُونَ﴾) بدون شک آتش دوزخ بهرۀ ایشان است، و آنها به سوی آن برده میشوند، و در آن برای همیشه باقی میمانند، و هرگز از آن بیرون نخواهند شد.
(63) خداوند برای پیامبرش بیان نمود که او، اولین پیامبر تکذیب شده نیست، (﴿تَٱللَّهِ لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) سوگند به خداوند که به سوی امتهای پیش از تو [نیز] پیامبرانی فرستادیم که آنها را به توحید و یکتاپرستی دعوت میکردند، (﴿فَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و شیطان کارهایشان را، در نظر ایشان، زیبا جلوه داد. پس پیامبران را تکذیب کردند و گمان بردند آنچه آنها بر آن هستند، حق است، و آنان را از هر چیز ناپسندی نجات میدهد، و گمان بردند که آنچه پیامبران آنها را به سوی آن فرا میخوانند، باطل است. پس چون شیطان کارهایشان را در نظر ایشان زیبا جلوه داد، (﴿فَهُوَ وَلِيُّهُمُ﴾) آنها را در دنیا و آخرت یاور و سرپرست است. و از شیطان پیروی کردند و او را به دوستی برگرفتند. ﴿أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِي وَهُمۡ لَكُمۡ عَدُوُّۢۚ بِئۡسَ لِلظَّٰلِمِينَ بَدَلٗا﴾ آیا شیطان و فرزندانش را به جای خدا به دوستی میگیرید، حال آنکه آنان دشمنان شما هستند؟! آنچه ستمگران به جای خدا انتخاب کردهاند، بد چیزی است. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان در آخرت عذاب دردناکی دارند؛ زیرا از دوستی با خدا اعراض نموده، و به دوستی و یاوری شیطان خشنود شدهاند، بنابراین سزاوار عذابِ خوار کننده شدهاند.
النحل 16:64
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ و ما کتاب را بر تو نازل نکرده ايم مگر بدان خاطر که چيزي را براي مردم بيان و روشن نمايي که در آن اختلاف ورزيده اند و تا هدايت و رحمتي باشد براي مومنان وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ الْسَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ و خداوند از آسمان آبي فرو فرستاد و با آن زمين را پس از مردنش زنده ساخت، بي گمان در اين دليل روشني است براي گروهي که مي شنوند.
(65) (﴿وَٱللَّهُ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ﴾) خداوند در این آیه یکی از بزرگترین نعمتها را بیان میدارد تا [مردمان] پندها و تذکرهای الهی را درک نمایند، و یقین حاصل کنند که خداوند معبود به حق است، و عبادت جز برای او شایسته نیست؛ زیرا خداوند با فرو فرستادن باران و رویاندن انواع گیاهان، بندگان را مورد انعام قرار میدهد، تا دریابند که او بر هر چیزی تواناست؛ و پی ببرند خداوندی که زمین را -پس از خشک شدن و مردن- زنده مینماید، بر زنده کردن مردگان نیز تواناست؛ و پی ببرند که خداوند، دارای رحمت گسترده و بخشش فراوان است.
النحل 16:65
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ و ما کتاب را بر تو نازل نکرده ايم مگر بدان خاطر که چيزي را براي مردم بيان و روشن نمايي که در آن اختلاف ورزيده اند و تا هدايت و رحمتي باشد براي مومنان وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ الْسَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ و خداوند از آسمان آبي فرو فرستاد و با آن زمين را پس از مردنش زنده ساخت، بي گمان در اين دليل روشني است براي گروهي که مي شنوند.
(65) (﴿وَٱللَّهُ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ﴾) خداوند در این آیه یکی از بزرگترین نعمتها را بیان میدارد تا [مردمان] پندها و تذکرهای الهی را درک نمایند، و یقین حاصل کنند که خداوند معبود به حق است، و عبادت جز برای او شایسته نیست؛ زیرا خداوند با فرو فرستادن باران و رویاندن انواع گیاهان، بندگان را مورد انعام قرار میدهد، تا دریابند که او بر هر چیزی تواناست؛ و پی ببرند خداوندی که زمین را -پس از خشک شدن و مردن- زنده مینماید، بر زنده کردن مردگان نیز تواناست؛ و پی ببرند که خداوند، دارای رحمت گسترده و بخشش فراوان است.
النحل 16:66
وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ و بي گمان در وجود چهارپايان براي شما عبرتي است (زيرا) از آنچه در شکمهايشان است از ميان سرگين و خون، شيري خالص به شما مي نوشانيم که براي نوشندگان گوارا است. وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و از ميوه هاي درختان خرما و انگور شراب درست مي کنيد و زوي پاک و حلال از آن مي گيريد، بي گمان در اين نشانه اي است براي کساني که خرد مي ورزند.
(66) (﴿وَإِنَّ لَكُمۡ فِي ٱلۡأَنۡعَٰمِ لَعِبۡرَةٗ﴾) بدون شک چهارپایانی که خداوند در راستای منافع شما برایتان مسخر نموده، مایۀ عبرت است و باید از آن درس بیاموزید و از این رهگذر به کمال قدرت خداوند و گستردگی احسان او پی ببرید؛ چرا که خداوند از شکم این چهارپایان که مشتمل بر سرگین و خون است، شیری خالص بیرون میآورد که برای نوشندگان لذیذ و گواراست؛ و این کار، جز از قدرت الهی، از هیچ قدرت دیگری ساخته نیست. چه نیرویی در جهان هستی، علفی را که چهارپایان خورده، و آب شیرین و شوری را که مینوشند، به شیر خالص و گوارا تبدیل مینماید؟!
(67) و خداوند متعال از میوههای درختان خرما و انگور، منافع و مصالحی از قبیل: انواع روزیهای نیکو که بندگانش آن را، به صورت تر و تازه و آماده و ذخیره شده، و به صورت غذا و نوشیدنی استفاده میکنند، قرار داده است؛ نوشیدنیای که از عصاره و نبیذ این میوهها برگرفته میشود؛ نیز نوشیدنی مستکنندهای از این میوهها به دست میآید که قبلا حلال بود، اما خداوند آن را حرام نمود؛ و در عوض، انواع نوشیدنیهای لذیذ و جایزرا حلال نمود. بنابراین برخی گفتهاند: منظور از «سَکَر» در این آیه، خوردنیها و نوشیدنیهای لذیذ است و این از گفتۀ اول بهتر است که میگوید:«شراب مستکننده در ابتدا حلال بود، و بعداً حکم حلال بودن آن نسخ شده است.» (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) بیگمان در این، نشانهای است برای کسانی که خرد میورزند، و به کمال اقتدار خداوند میاندیشند؛ خداوندی که این میوههای لذیذ و خوشمزه را، از درختانی شبیه چوب خشک بیرون آورده است، [آری! این میوهها نشانهای است] برای بندگانی که به شمول و فراگیری رحمت الهی پی برده، و به آن میاندیشند؛ خدایی که این میوهها را در دسترس عموم بندگانش قرار داده است. سپس درمییابند که خداوند، معبود یگانه است؛ چون او به تنهایی اینها را آفریده است.
النحل 16:67
وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ و بي گمان در وجود چهارپايان براي شما عبرتي است (زيرا) از آنچه در شکمهايشان است از ميان سرگين و خون، شيري خالص به شما مي نوشانيم که براي نوشندگان گوارا است. وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و از ميوه هاي درختان خرما و انگور شراب درست مي کنيد و زوي پاک و حلال از آن مي گيريد، بي گمان در اين نشانه اي است براي کساني که خرد مي ورزند.
(66) (﴿وَإِنَّ لَكُمۡ فِي ٱلۡأَنۡعَٰمِ لَعِبۡرَةٗ﴾) بدون شک چهارپایانی که خداوند در راستای منافع شما برایتان مسخر نموده، مایۀ عبرت است و باید از آن درس بیاموزید و از این رهگذر به کمال قدرت خداوند و گستردگی احسان او پی ببرید؛ چرا که خداوند از شکم این چهارپایان که مشتمل بر سرگین و خون است، شیری خالص بیرون میآورد که برای نوشندگان لذیذ و گواراست؛ و این کار، جز از قدرت الهی، از هیچ قدرت دیگری ساخته نیست. چه نیرویی در جهان هستی، علفی را که چهارپایان خورده، و آب شیرین و شوری را که مینوشند، به شیر خالص و گوارا تبدیل مینماید؟!
(67) و خداوند متعال از میوههای درختان خرما و انگور، منافع و مصالحی از قبیل: انواع روزیهای نیکو که بندگانش آن را، به صورت تر و تازه و آماده و ذخیره شده، و به صورت غذا و نوشیدنی استفاده میکنند، قرار داده است؛ نوشیدنیای که از عصاره و نبیذ این میوهها برگرفته میشود؛ نیز نوشیدنی مستکنندهای از این میوهها به دست میآید که قبلا حلال بود، اما خداوند آن را حرام نمود؛ و در عوض، انواع نوشیدنیهای لذیذ و جایزرا حلال نمود. بنابراین برخی گفتهاند: منظور از «سَکَر» در این آیه، خوردنیها و نوشیدنیهای لذیذ است و این از گفتۀ اول بهتر است که میگوید:«شراب مستکننده در ابتدا حلال بود، و بعداً حکم حلال بودن آن نسخ شده است.» (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) بیگمان در این، نشانهای است برای کسانی که خرد میورزند، و به کمال اقتدار خداوند میاندیشند؛ خداوندی که این میوههای لذیذ و خوشمزه را، از درختانی شبیه چوب خشک بیرون آورده است، [آری! این میوهها نشانهای است] برای بندگانی که به شمول و فراگیری رحمت الهی پی برده، و به آن میاندیشند؛ خدایی که این میوهها را در دسترس عموم بندگانش قرار داده است. سپس درمییابند که خداوند، معبود یگانه است؛ چون او به تنهایی اینها را آفریده است.
النحل 16:68
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از پاره اي از کوهها خانه بسازد و (نيز) از برخي از درختان و (نيز) از آنچه مردم داربست مي کنند. ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ سپس از همۀ ميوه ها بخور و فرمانبردارانه راههاي پروردگارت را در پيش بگير. از شکمهاي زنبوران مآيه اي مي تراود، که رنگهاي مختلفي دارد. در آن براي مردمان شفا است، بي گمان دراين، نشانۀ روشني است براي کساني که مي انديشند.
(68 - 69) آنچه که ذکر شد، آیاتی است دال بر عظمت خدا، برای کسانی که در آفرینش این زنبور کوچک که خداوند آن را به صورتی شگفت انگیز رهنمون کرده، و مکانهای مکیدن شهد، و سپس بازگشت به کندوها را برای آنها آسان نموده است، میاندیشند. خداوند به او آموخته و وی را هدایت کرده است؛ سپس از شکم آن، عسل لذیذی که بر حسب اختلاف سرزمین و چراگاهها دارای انواع مختلفی است، بیرون میآید؛ عسلی که مایۀ شفا و بهبودی بیماریهای مختلف است. پس این، دلیلی بر کمال عنایت خداوند و لطف او نسبت به بندگانش میباشد؛ و دلیلی است براینکه شایسته نیست کسی غیر از خداوند خوانده شود و مورد محبت قرار بگیرد.
النحل 16:69
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از پاره اي از کوهها خانه بسازد و (نيز) از برخي از درختان و (نيز) از آنچه مردم داربست مي کنند. ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ سپس از همۀ ميوه ها بخور و فرمانبردارانه راههاي پروردگارت را در پيش بگير. از شکمهاي زنبوران مآيه اي مي تراود، که رنگهاي مختلفي دارد. در آن براي مردمان شفا است، بي گمان دراين، نشانۀ روشني است براي کساني که مي انديشند.
(68 - 69) آنچه که ذکر شد، آیاتی است دال بر عظمت خدا، برای کسانی که در آفرینش این زنبور کوچک که خداوند آن را به صورتی شگفت انگیز رهنمون کرده، و مکانهای مکیدن شهد، و سپس بازگشت به کندوها را برای آنها آسان نموده است، میاندیشند. خداوند به او آموخته و وی را هدایت کرده است؛ سپس از شکم آن، عسل لذیذی که بر حسب اختلاف سرزمین و چراگاهها دارای انواع مختلفی است، بیرون میآید؛ عسلی که مایۀ شفا و بهبودی بیماریهای مختلف است. پس این، دلیلی بر کمال عنایت خداوند و لطف او نسبت به بندگانش میباشد؛ و دلیلی است براینکه شایسته نیست کسی غیر از خداوند خوانده شود و مورد محبت قرار بگیرد.
النحل 16:70
وَاللّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لاَ يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ و خداوند شما را آفريده است، سپس شما را مي ميراند و برخي از شما به خوارترين (حد) فرتوني و پيري بزگردانده مي شوند به گونه اي که پس از (آن همه) علم و آگاهي چيزي نخواهد دانست و همه چيز را فراموش مي کنند، بي گمان خدا آگاه و تواناست.
(70) خداوند متعال خبر میدهد که او بندگان را آفریده است، و آنان را از حالتی به حالتی دیگر برمیگرداند، و پس از آنکه مدت زندگی آنان به پایان رسید، آنها را میمیراند. و برخی از بندگان هستند که خداوند عمرشان را بالا میبرد تا به خوارترین حد فرتوتی برسند، که در آن سنین، نیروهای ظاهر و باطنی انسان ضعیف میشوند، حتی عقل او ضعیف میگردد؛ عقلی که جوهر انسان است، و به ضعف آن افزوده میشود تا جایی که انسان همۀ معلوماتش را فراموش مینماید، و عقل او، همانند عقل کودکی شیرخوار میشود. بنابراین فرمود: (﴿لِكَيۡ لَا يَعۡلَمَ بَعۡدَ عِلۡمٖ شَيًۡٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٞ قَدِيرٞ﴾) تا جایی که پس از علم و آگاهی، چیزی نخواهد دانست و خداوند دانای تواناست؛ یعنی علم و آگاهی و توانایی او همه چیز را احاطه کرده است. از جمله قدرت الهی، این است که انسانرا در مراحل آفرینش، از حالتی به حالتی دیگر میبرد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعۡفٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ ضَعۡفٖ قُوَّةٗ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٖ ضَعۡفٗا وَشَيۡبَةٗۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡقَدِيرُ﴾ خداوند ذاتی است که شما را به گونهای ضعیف و ناتوان آفریده است؛ سپس بعد از آن ضعف و ناتوانی، به شما نیرو بخشید؛ و بعد از قدرت و نیرو باز شما را ناتوان و پیر میگرداند. هرچه بخواهد، میآفریند؛ و او دانای تواناست.
النحل 16:71
وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ و خداوند برخي از شما را بر برخي ديگر در روزي برتري داده است، آنان که برتري داده شده اند حاضر نيستند که روزي خود را به بردگان خود بدهند و ايشان را با خود در دارايي مساوي گردانند، آيا نعمت خدا رانکار مي کنند؟
(71) این، از دلایل یگانگی پروردگار، و دلیلی بر زشتی شرک ورزیدن به خداست. خداوند متعال میفرماید: همۀ شما مخلوق او هستید و به شما روزی میدهد، اما خداوند (﴿فَضَّلَ بَعۡضَكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلرِّزۡقِ﴾) برخی از شما را بر برخی دیگر، از نظر روزی، برتری داده است؛ بنابراین برخی از شما را، آزادگانی قرار داد که دارای مال و ثروت هستند؛ و برخی دیگر را، بردگانی قرار داد که مالک چیزی از دنیا نمیباشند. پس آقایان که خداوند آنها را بر بردگانشان در رزق و روزی برتری داده است، حاضر نیستند (﴿بِرَآدِّي رِزۡقِهِمۡ عَلَىٰ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ﴾) ثروت و دارایی خود را به بردگان خود بدهند، و آنها را شریک قدرت و ثروت خود بسازند، و این کار را ناممکن میدانند. نیز کسانی را که شما شریک خدا قرار میدهید؛ بردگان هستند، و به اندازۀ ذرّهای مالک چیزی نیستند. پس چگونه شما آنها را شریک خدا قرار میدهید؟! آیا شریک قراردادن آنها برای خدا، بزرگترین ستم و انکار نعمت الهی نیست؟ بنابراین فرمود: (﴿أَفَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾) آیا نعمت خدا را انکار میکنند؟! پس اگر به نعمت خدا اقرار میکردند و آن را به خداوند نسبت میدادند، هیچ کس را با او شریک نمیساختند.
النحل 16:72
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ خداوند از جنس خودتان براي شما همسراني قرار داد و از همسرانتان براي شما فرزندان و نوادگان آفريد و از پاکيزه ها به شما روزي داد، آيا به باطل ايمان مي آورند و به نعمت خداوند ناسپاسي مي کنند.
(72) خداوند متعال از منّت بزرگش بر بندگان خود خبر میدهد که برای آنها همسرانی قرار داد تا در کنارشان بیاسایند و آرام بگیرند؛ و از همسرانشان برای آنان فرزندانی آفرید که به آنان دل خوش کنند و فرزندانشان به آنها خدمت نمایند، و کارهایشان را انجام دهند و در زیر سایۀ آنان بیارامند؛ و خوردنیها و نوشیدنیهای پاکیزه و نعمتهای فراوان دیگری را به آنها بخشیده است، به طوری که بندگان نمیتوانند آن همه نعمت را بشمارند. (﴿أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ وَبِنِعۡمَتِ ٱللَّهِ هُمۡ يَكۡفُرُونَ﴾) آیا به باطلی ایمان میآورند که هیچ اصل و اساسی ندارد و نابود شده و از بین میرود و بهرهای جز نابودی ندارد؛ نمیآفریند و روزی نمیدهد و هیچ کاری را انجام نمیدهد؟! و این، شامل همۀ چیزهایی است که به جای خداوند پرستش میشود. بنابراین همۀ معبودانی که به جای خدا پرستش میشوند، باطلاند. پس چگونه مشرکین آنها را به جای خداوند میپرستند (﴿وَبِنِعۡمَتِ ٱللَّهِ هُمۡ يَكۡفُرُونَ﴾) و به نعمت خداوند ناسپاسی میکنند و آن را انکار مینمایند، و نعمت الهی را در راستای نافرمانی خدا و کفر ورزیدن به او به کار میگیرند؟! آیا این بزرگترین ستم و بزرگترین فساد و بیخردی نیست؟!
النحل 16:73
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ و به جاي خداوند چيزهايي را پرستش مي کنند که مالک کمترين رزقي در آسمانها و زمين براي آنان نيستند و نمي توانند (کاري را انجام دهند) فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پس براي خدا شبيه و نظير قرار مي دهد، بي گمان خداوند مي داند و شما نمي دانيد. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ خداوند بردۀ مملوکي را به عنوان مثال ذکر مي کند که بر (انجام) هيچ چيز توانا نيست، و نيز کسي را مثل مي زند که از سوي خويش به او روزي پاکيزه و حلالي داده است، پس او در پنهان و آشکار از آن مي بخشد، آيا اين دو برابرند؟ ستايش خدا را سزاست، بلکه بيشتر آنان نمي دانند. وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند دو مرد را مثل مي زند که يکي از آنان گنگ است و بر انجام چيزي توانايي ندارد، واو سربار خواجۀ خويش بوده و هر جا او را بفرستد خيري به بار نمي آورد. آيا او برابر با کسي است که به عدل و داد فرمان مي دهد و در راه راست قرار دارد؟
(73 - 74) خداوند متعال از جهالت مشرکان و ستمشان خبر میدهد که به جای او، معبودانی را میپرستند و آنها را شریک خدا قرار میدهند، درحالی که آن معبودانِ باطل، در آسمانها و زمین اختیارِ روزی دادن را ندارند، و آنها باران و رزقی را فرو نمیفرستند، و هیچ چیزی از گیاهان زمین را نمیرویانند، و به اندازۀ ذرهای در آسمانها و زمین مالک چیزی نیستند، و اختیاری ندارند و نمیتوانند این کارها را بکنند؛ زیرا کسی که چیزی در اختیار ندارد، بعضی اوقات قدرت و توانایی دارد که هرکس با او ارتباط برقرار نماید، به او فایده برساند؛ اما اینها نه چیزی در اختیار دارند، و نه قدرتی دارند. این است صفتِ معبودان آنها. پس چگونه آنها، چنین معبودان باطلی را در ردیف خدا قرار داده، و آنها را با مالک آسمانها و زمین -که تمام فرمانروایی از آنِ اوست، و ستایش کاملاً از آنِ اوست، و تمام قدرت از آنِ اوست- تشبیه کردهاند؟! بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تَضۡرِبُواۡ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) برای خداوند مثلها نزنید، و برای او شبیه و نظیر قرار مدهید، مثلهایی که بیانگر تساوی او و آفریدههایش باشد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) همانا خداوند میداند و شما نمیدانید. پس برماست که بدون علم و آگاهی، چیزی دربارۀ خدا نگوییم، و مثالهایی را که خداوند دانا بیان نموده است، مد نظر قرار بدهیم.
(75) بنابراین خدا، دو مثال برای خود و برای کسانی که به جای او پرستش میشوند، بیان کرده است؛ یکی بردۀ مملوکی که اختیار خودش را ندارد و دارای هیچ مال و ثروتی در دنیا نیست، و دومی که آزاد و ثروتمند است و خداوند از جانب خویش به او روزی فراوان بخشیده است. این فرد، نیکوکار است و از آن مال، آشکارا و پنهان میبخشد. آیا این فرد با آن برده برابر است؟ قطعاً برابر نیستند، با اینکه هر دو مخلوقاند، اما برابر بودنشان غیرممکن است. پس اگر این دو یکسان نیستند، چگونه مخلوق و بندهای -که ملک و قدرتی ندارد، و از هرجهت نیازمند پروردگاری است که مالک همۀ داراییهاست و بر هر چیزی توانا میباشد- با خداوند آفریننده- که مالک تمام ممالک است، و بر هر چیزی تواناست- برابر است؟! بنابراین خداوند از مقام والای خویش تجلیل بهعمل آورد، و هر نوع حمد و ستایش را خاص خود قرار داد و فرمود: (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) هر نوع حمد و ستایش مخصوص خداست. انگار در این سؤالی مطرح میشود که اگر اینطور است، پس چرا مشرکان معبودان خودرا با «الله» برابر قرار میدهند؟ به همین جهت فرمود: (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمیدانند؛ زیرا اگر واقعاً میدانستند، بر ارتکاب شرک جرأت نمیکردند.
(76) و مثال دوم، (﴿رَّجُلَيۡنِ أَحَدُهُمَآ أَبۡكَمُ لَا يَقۡدِرُ عَلَىٰ شَيۡءٖ﴾) مثال دو مرد است که یکی از آن دو گنگ است؛ نه میشنود و نه حرف میزند، و بر انجام کمترین کاری توانایی ندارد، (﴿وَهُوَ كَلٌّ عَلَىٰ مَوۡلَىٰهُ﴾) و او سربارِ صاحب و خواجۀ خویش است؛ یعنی خواجهاش به وی خدمت میکند، و او نمیتواند کارهای خود را انجام دهد، پس چنین کسی از هر جهت کمبود دارد؛ آیا او، با کسی که به عدل و داد فرمان میدهد و بر راه راست قرار دارد وگفتارش عادلانه و درست است، برابر میباشد؟ پس همان گونه که این دو مرد با هم برابر نیستند، کسی که به جای خدا پرستش میشود و توانایی انجام دادن کوچکترین کاری را ندارد و اگر خداوند به او قدرت ندهد هیچ کاری را نخواهد توانست انجام بدهد، با خداوندی برابر نیست که جز حق چیزی نمیفرماید و جز کاری که به خاطر آن مورد ستایش قرار میگیرد انجام نمیدهد.
النحل 16:74
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ و به جاي خداوند چيزهايي را پرستش مي کنند که مالک کمترين رزقي در آسمانها و زمين براي آنان نيستند و نمي توانند (کاري را انجام دهند) فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پس براي خدا شبيه و نظير قرار مي دهد، بي گمان خداوند مي داند و شما نمي دانيد. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ خداوند بردۀ مملوکي را به عنوان مثال ذکر مي کند که بر (انجام) هيچ چيز توانا نيست، و نيز کسي را مثل مي زند که از سوي خويش به او روزي پاکيزه و حلالي داده است، پس او در پنهان و آشکار از آن مي بخشد، آيا اين دو برابرند؟ ستايش خدا را سزاست، بلکه بيشتر آنان نمي دانند. وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند دو مرد را مثل مي زند که يکي از آنان گنگ است و بر انجام چيزي توانايي ندارد، واو سربار خواجۀ خويش بوده و هر جا او را بفرستد خيري به بار نمي آورد. آيا او برابر با کسي است که به عدل و داد فرمان مي دهد و در راه راست قرار دارد؟
(73 - 74) خداوند متعال از جهالت مشرکان و ستمشان خبر میدهد که به جای او، معبودانی را میپرستند و آنها را شریک خدا قرار میدهند، درحالی که آن معبودانِ باطل، در آسمانها و زمین اختیارِ روزی دادن را ندارند، و آنها باران و رزقی را فرو نمیفرستند، و هیچ چیزی از گیاهان زمین را نمیرویانند، و به اندازۀ ذرهای در آسمانها و زمین مالک چیزی نیستند، و اختیاری ندارند و نمیتوانند این کارها را بکنند؛ زیرا کسی که چیزی در اختیار ندارد، بعضی اوقات قدرت و توانایی دارد که هرکس با او ارتباط برقرار نماید، به او فایده برساند؛ اما اینها نه چیزی در اختیار دارند، و نه قدرتی دارند. این است صفتِ معبودان آنها. پس چگونه آنها، چنین معبودان باطلی را در ردیف خدا قرار داده، و آنها را با مالک آسمانها و زمین -که تمام فرمانروایی از آنِ اوست، و ستایش کاملاً از آنِ اوست، و تمام قدرت از آنِ اوست- تشبیه کردهاند؟! بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تَضۡرِبُواۡ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) برای خداوند مثلها نزنید، و برای او شبیه و نظیر قرار مدهید، مثلهایی که بیانگر تساوی او و آفریدههایش باشد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) همانا خداوند میداند و شما نمیدانید. پس برماست که بدون علم و آگاهی، چیزی دربارۀ خدا نگوییم، و مثالهایی را که خداوند دانا بیان نموده است، مد نظر قرار بدهیم.
(75) بنابراین خدا، دو مثال برای خود و برای کسانی که به جای او پرستش میشوند، بیان کرده است؛ یکی بردۀ مملوکی که اختیار خودش را ندارد و دارای هیچ مال و ثروتی در دنیا نیست، و دومی که آزاد و ثروتمند است و خداوند از جانب خویش به او روزی فراوان بخشیده است. این فرد، نیکوکار است و از آن مال، آشکارا و پنهان میبخشد. آیا این فرد با آن برده برابر است؟ قطعاً برابر نیستند، با اینکه هر دو مخلوقاند، اما برابر بودنشان غیرممکن است. پس اگر این دو یکسان نیستند، چگونه مخلوق و بندهای -که ملک و قدرتی ندارد، و از هرجهت نیازمند پروردگاری است که مالک همۀ داراییهاست و بر هر چیزی توانا میباشد- با خداوند آفریننده- که مالک تمام ممالک است، و بر هر چیزی تواناست- برابر است؟! بنابراین خداوند از مقام والای خویش تجلیل بهعمل آورد، و هر نوع حمد و ستایش را خاص خود قرار داد و فرمود: (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) هر نوع حمد و ستایش مخصوص خداست. انگار در این سؤالی مطرح میشود که اگر اینطور است، پس چرا مشرکان معبودان خودرا با «الله» برابر قرار میدهند؟ به همین جهت فرمود: (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمیدانند؛ زیرا اگر واقعاً میدانستند، بر ارتکاب شرک جرأت نمیکردند.
(76) و مثال دوم، (﴿رَّجُلَيۡنِ أَحَدُهُمَآ أَبۡكَمُ لَا يَقۡدِرُ عَلَىٰ شَيۡءٖ﴾) مثال دو مرد است که یکی از آن دو گنگ است؛ نه میشنود و نه حرف میزند، و بر انجام کمترین کاری توانایی ندارد، (﴿وَهُوَ كَلٌّ عَلَىٰ مَوۡلَىٰهُ﴾) و او سربارِ صاحب و خواجۀ خویش است؛ یعنی خواجهاش به وی خدمت میکند، و او نمیتواند کارهای خود را انجام دهد، پس چنین کسی از هر جهت کمبود دارد؛ آیا او، با کسی که به عدل و داد فرمان میدهد و بر راه راست قرار دارد وگفتارش عادلانه و درست است، برابر میباشد؟ پس همان گونه که این دو مرد با هم برابر نیستند، کسی که به جای خدا پرستش میشود و توانایی انجام دادن کوچکترین کاری را ندارد و اگر خداوند به او قدرت ندهد هیچ کاری را نخواهد توانست انجام بدهد، با خداوندی برابر نیست که جز حق چیزی نمیفرماید و جز کاری که به خاطر آن مورد ستایش قرار میگیرد انجام نمیدهد.
النحل 16:75
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ و به جاي خداوند چيزهايي را پرستش مي کنند که مالک کمترين رزقي در آسمانها و زمين براي آنان نيستند و نمي توانند (کاري را انجام دهند) فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پس براي خدا شبيه و نظير قرار مي دهد، بي گمان خداوند مي داند و شما نمي دانيد. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ خداوند بردۀ مملوکي را به عنوان مثال ذکر مي کند که بر (انجام) هيچ چيز توانا نيست، و نيز کسي را مثل مي زند که از سوي خويش به او روزي پاکيزه و حلالي داده است، پس او در پنهان و آشکار از آن مي بخشد، آيا اين دو برابرند؟ ستايش خدا را سزاست، بلکه بيشتر آنان نمي دانند. وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند دو مرد را مثل مي زند که يکي از آنان گنگ است و بر انجام چيزي توانايي ندارد، واو سربار خواجۀ خويش بوده و هر جا او را بفرستد خيري به بار نمي آورد. آيا او برابر با کسي است که به عدل و داد فرمان مي دهد و در راه راست قرار دارد؟
(73 - 74) خداوند متعال از جهالت مشرکان و ستمشان خبر میدهد که به جای او، معبودانی را میپرستند و آنها را شریک خدا قرار میدهند، درحالی که آن معبودانِ باطل، در آسمانها و زمین اختیارِ روزی دادن را ندارند، و آنها باران و رزقی را فرو نمیفرستند، و هیچ چیزی از گیاهان زمین را نمیرویانند، و به اندازۀ ذرهای در آسمانها و زمین مالک چیزی نیستند، و اختیاری ندارند و نمیتوانند این کارها را بکنند؛ زیرا کسی که چیزی در اختیار ندارد، بعضی اوقات قدرت و توانایی دارد که هرکس با او ارتباط برقرار نماید، به او فایده برساند؛ اما اینها نه چیزی در اختیار دارند، و نه قدرتی دارند. این است صفتِ معبودان آنها. پس چگونه آنها، چنین معبودان باطلی را در ردیف خدا قرار داده، و آنها را با مالک آسمانها و زمین -که تمام فرمانروایی از آنِ اوست، و ستایش کاملاً از آنِ اوست، و تمام قدرت از آنِ اوست- تشبیه کردهاند؟! بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تَضۡرِبُواۡ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) برای خداوند مثلها نزنید، و برای او شبیه و نظیر قرار مدهید، مثلهایی که بیانگر تساوی او و آفریدههایش باشد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) همانا خداوند میداند و شما نمیدانید. پس برماست که بدون علم و آگاهی، چیزی دربارۀ خدا نگوییم، و مثالهایی را که خداوند دانا بیان نموده است، مد نظر قرار بدهیم.
(75) بنابراین خدا، دو مثال برای خود و برای کسانی که به جای او پرستش میشوند، بیان کرده است؛ یکی بردۀ مملوکی که اختیار خودش را ندارد و دارای هیچ مال و ثروتی در دنیا نیست، و دومی که آزاد و ثروتمند است و خداوند از جانب خویش به او روزی فراوان بخشیده است. این فرد، نیکوکار است و از آن مال، آشکارا و پنهان میبخشد. آیا این فرد با آن برده برابر است؟ قطعاً برابر نیستند، با اینکه هر دو مخلوقاند، اما برابر بودنشان غیرممکن است. پس اگر این دو یکسان نیستند، چگونه مخلوق و بندهای -که ملک و قدرتی ندارد، و از هرجهت نیازمند پروردگاری است که مالک همۀ داراییهاست و بر هر چیزی توانا میباشد- با خداوند آفریننده- که مالک تمام ممالک است، و بر هر چیزی تواناست- برابر است؟! بنابراین خداوند از مقام والای خویش تجلیل بهعمل آورد، و هر نوع حمد و ستایش را خاص خود قرار داد و فرمود: (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) هر نوع حمد و ستایش مخصوص خداست. انگار در این سؤالی مطرح میشود که اگر اینطور است، پس چرا مشرکان معبودان خودرا با «الله» برابر قرار میدهند؟ به همین جهت فرمود: (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمیدانند؛ زیرا اگر واقعاً میدانستند، بر ارتکاب شرک جرأت نمیکردند.
(76) و مثال دوم، (﴿رَّجُلَيۡنِ أَحَدُهُمَآ أَبۡكَمُ لَا يَقۡدِرُ عَلَىٰ شَيۡءٖ﴾) مثال دو مرد است که یکی از آن دو گنگ است؛ نه میشنود و نه حرف میزند، و بر انجام کمترین کاری توانایی ندارد، (﴿وَهُوَ كَلٌّ عَلَىٰ مَوۡلَىٰهُ﴾) و او سربارِ صاحب و خواجۀ خویش است؛ یعنی خواجهاش به وی خدمت میکند، و او نمیتواند کارهای خود را انجام دهد، پس چنین کسی از هر جهت کمبود دارد؛ آیا او، با کسی که به عدل و داد فرمان میدهد و بر راه راست قرار دارد وگفتارش عادلانه و درست است، برابر میباشد؟ پس همان گونه که این دو مرد با هم برابر نیستند، کسی که به جای خدا پرستش میشود و توانایی انجام دادن کوچکترین کاری را ندارد و اگر خداوند به او قدرت ندهد هیچ کاری را نخواهد توانست انجام بدهد، با خداوندی برابر نیست که جز حق چیزی نمیفرماید و جز کاری که به خاطر آن مورد ستایش قرار میگیرد انجام نمیدهد.
النحل 16:76
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ و به جاي خداوند چيزهايي را پرستش مي کنند که مالک کمترين رزقي در آسمانها و زمين براي آنان نيستند و نمي توانند (کاري را انجام دهند) فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پس براي خدا شبيه و نظير قرار مي دهد، بي گمان خداوند مي داند و شما نمي دانيد. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ خداوند بردۀ مملوکي را به عنوان مثال ذکر مي کند که بر (انجام) هيچ چيز توانا نيست، و نيز کسي را مثل مي زند که از سوي خويش به او روزي پاکيزه و حلالي داده است، پس او در پنهان و آشکار از آن مي بخشد، آيا اين دو برابرند؟ ستايش خدا را سزاست، بلکه بيشتر آنان نمي دانند. وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند دو مرد را مثل مي زند که يکي از آنان گنگ است و بر انجام چيزي توانايي ندارد، واو سربار خواجۀ خويش بوده و هر جا او را بفرستد خيري به بار نمي آورد. آيا او برابر با کسي است که به عدل و داد فرمان مي دهد و در راه راست قرار دارد؟
(73 - 74) خداوند متعال از جهالت مشرکان و ستمشان خبر میدهد که به جای او، معبودانی را میپرستند و آنها را شریک خدا قرار میدهند، درحالی که آن معبودانِ باطل، در آسمانها و زمین اختیارِ روزی دادن را ندارند، و آنها باران و رزقی را فرو نمیفرستند، و هیچ چیزی از گیاهان زمین را نمیرویانند، و به اندازۀ ذرهای در آسمانها و زمین مالک چیزی نیستند، و اختیاری ندارند و نمیتوانند این کارها را بکنند؛ زیرا کسی که چیزی در اختیار ندارد، بعضی اوقات قدرت و توانایی دارد که هرکس با او ارتباط برقرار نماید، به او فایده برساند؛ اما اینها نه چیزی در اختیار دارند، و نه قدرتی دارند. این است صفتِ معبودان آنها. پس چگونه آنها، چنین معبودان باطلی را در ردیف خدا قرار داده، و آنها را با مالک آسمانها و زمین -که تمام فرمانروایی از آنِ اوست، و ستایش کاملاً از آنِ اوست، و تمام قدرت از آنِ اوست- تشبیه کردهاند؟! بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تَضۡرِبُواۡ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) برای خداوند مثلها نزنید، و برای او شبیه و نظیر قرار مدهید، مثلهایی که بیانگر تساوی او و آفریدههایش باشد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) همانا خداوند میداند و شما نمیدانید. پس برماست که بدون علم و آگاهی، چیزی دربارۀ خدا نگوییم، و مثالهایی را که خداوند دانا بیان نموده است، مد نظر قرار بدهیم.
(75) بنابراین خدا، دو مثال برای خود و برای کسانی که به جای او پرستش میشوند، بیان کرده است؛ یکی بردۀ مملوکی که اختیار خودش را ندارد و دارای هیچ مال و ثروتی در دنیا نیست، و دومی که آزاد و ثروتمند است و خداوند از جانب خویش به او روزی فراوان بخشیده است. این فرد، نیکوکار است و از آن مال، آشکارا و پنهان میبخشد. آیا این فرد با آن برده برابر است؟ قطعاً برابر نیستند، با اینکه هر دو مخلوقاند، اما برابر بودنشان غیرممکن است. پس اگر این دو یکسان نیستند، چگونه مخلوق و بندهای -که ملک و قدرتی ندارد، و از هرجهت نیازمند پروردگاری است که مالک همۀ داراییهاست و بر هر چیزی توانا میباشد- با خداوند آفریننده- که مالک تمام ممالک است، و بر هر چیزی تواناست- برابر است؟! بنابراین خداوند از مقام والای خویش تجلیل بهعمل آورد، و هر نوع حمد و ستایش را خاص خود قرار داد و فرمود: (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) هر نوع حمد و ستایش مخصوص خداست. انگار در این سؤالی مطرح میشود که اگر اینطور است، پس چرا مشرکان معبودان خودرا با «الله» برابر قرار میدهند؟ به همین جهت فرمود: (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمیدانند؛ زیرا اگر واقعاً میدانستند، بر ارتکاب شرک جرأت نمیکردند.
(76) و مثال دوم، (﴿رَّجُلَيۡنِ أَحَدُهُمَآ أَبۡكَمُ لَا يَقۡدِرُ عَلَىٰ شَيۡءٖ﴾) مثال دو مرد است که یکی از آن دو گنگ است؛ نه میشنود و نه حرف میزند، و بر انجام کمترین کاری توانایی ندارد، (﴿وَهُوَ كَلٌّ عَلَىٰ مَوۡلَىٰهُ﴾) و او سربارِ صاحب و خواجۀ خویش است؛ یعنی خواجهاش به وی خدمت میکند، و او نمیتواند کارهای خود را انجام دهد، پس چنین کسی از هر جهت کمبود دارد؛ آیا او، با کسی که به عدل و داد فرمان میدهد و بر راه راست قرار دارد وگفتارش عادلانه و درست است، برابر میباشد؟ پس همان گونه که این دو مرد با هم برابر نیستند، کسی که به جای خدا پرستش میشود و توانایی انجام دادن کوچکترین کاری را ندارد و اگر خداوند به او قدرت ندهد هیچ کاری را نخواهد توانست انجام بدهد، با خداوندی برابر نیست که جز حق چیزی نمیفرماید و جز کاری که به خاطر آن مورد ستایش قرار میگیرد انجام نمیدهد.
النحل 16:77
وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و فقط خدا غيب آسمانها و زمين را مي داند و بس، و کار قيمت به اندازۀ چشم برهم زدن يا کمتر از آن است ، بي گمان خداوند بر هر کاري تواناست .
(77) فقط خداوند غیب آسمانها و زمین را میداند؛ و جز او، کسی پوشیدهها و نهانها و رازها را نمیداند. از جمله امور ناپیدا و پنهان، دانستن قیامت است؛ پس هیچ کس جز خدا نمیداند قیامت کی برپا میشود، و وقوع قیامت به اندازۀ چشم برهم زدن و یا کمتر از آن است. پس مردم از قبرهایشان به سوی محشر و رستاخیز بلند میشوند و دیگر مهلتی داده نمیشود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) بیگمان خداوند بر انجام هر کاری تواناست؛ پس زنده کردن مردگان، از دایرۀ قدرت فراگیر الهی خارج نیست.
النحل 16:78
وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ و خداوند شما را از شکمهاي مادرانتان بيرون آورد که چيزي نمي دانستيد و او به شما گوش و چشم و دل داد تا سپاسگزاري کنيد.
(78) یعنی فقط خداوند این نعمتها را داده است؛ (﴿أَخۡرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ شَيۡٔٗا﴾) شما را از شکمهای مادرانتان بیرون آورد، درحالیکه چیزی نمیدانستید و توانایی انجام کاری را نداشتید، سپس او، (﴿جَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَ﴾) به شما گوش و چشم و دل داد. این سه عضو را به خاطر برتری و اهمیتشان بیان نمود، چون این اعضا، کلید هر آگاهی و دانشی میباشند؛ زیرا هر آگاهی و دانشی که به انسان میرسد، از طریق یکی از این سه وارد میشود، وگرنه سایر عضوها و تواناییهای ظاهری و باطنی را خداوند بخشیده است، و هر یک را رفته رفته رشد میدهد تا به حالت تکامل خود برسند، و این بدان خاطر است که بندگان با بهکارگرفتن این اعضا، در راستای طاعت خدا عمل کنند و شکر او را به جای آورند. وهرکس این عضوها را در مسیر معصیت خدا به کار ببرد، حجتی علیه او خواهند بود؛ و چنین فردی، نعمتهای خدا را با قبیحترین روش پاسخ داده است.
النحل 16:79
أَلَمْ يَرَوْاْ إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاء مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللّهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ آيا به پرندگان رام شده در فضاي آسمان ننگريسته اند؟ آنها را کسي جز خدا نگاه نمي دارد، بي گمان در اين (قدرت نمايي) براي کساني که ايمان دارند نشانه هاست.
(79) این، مایۀ عبرت مؤمنان است، چون آنها از نشانهها و آیات الهی بهرهمند میشوند و در هر نشانهای میاندیشند؛ و اما غیر از مؤمنان، به چنین نشانههایی از روی سرگرمی و غفلت مینگرند. و آیه این مطلب را گوشزد میکند که خداوند پرندگان را طوری آفریده است که میتوانند پرواز نمایند، سپس خداوند این هوای لطیف را برایشان مسخر نموده، و به آنها توانایی حرکت در هوا را داده است، و این دلیلی بر حکمت و آگاهی و علم گستردۀ الهی و کمال اقتدار اوست. فرخنده خدایی است پروردگار جهانیان!
النحل 16:80
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ و خداوند از خانه هايتان براي شما آسايشگاه قرار داد، و از پوست چهارپايان چادرهايي برايتان قرار داده است که آنها را در روز جابجا شدنتان و در روز ماندنتان سبک مي يابيد، و از پشم و کرک و موي چهارپايان وسائل منزل و موجبات رفاه و آسياش شما را فراهم کرده است، تا مدتي از آنها است،اده کنيد. وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ خداوند از چيزهايي که آفريده آيه هايي را برايتان قرار داد، و از کوهها براي شما غارها قرار داد، و برايتان تن پوشهايي پديد آورد که شما را از گرما حفظ کند و تن پوشهايي که در جنگ محفوظتان مي دارد، بدينگونه خدا نعمتش را به طور کامل به شما عطا مي کند تا تسليم و مطيع شويد . فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ پس اگر آنان روي برتابند، وظيفۀ تو تنها تبليغ آشکار است. يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ نعمت خدا را مي شناسند (اما) سپس آن را انکار مي کنند و بيشترشان کافر هستند .
(80) خداوند نعمتهای خویش را به بندگان خود یادآور میشود، و از آنها میخواهد تا سپاس وی را به جای بیاورند، و به آن اعتراف نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۢ بُيُوتِكُمۡ سَكَنٗا﴾) و خداوند خانهها و قصرها و منزلهایتان را محل آسایش و آرامش شما قرار داده است؛ شما را از سرما و گرما محافظت نموده، و شما و فرزندان و کالاهایتان را میپوشانند، و دیگر فوایدی که خانهها دارند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾) و از پوست چهارپایان یا از مو و پشم و کرکی که بر پوست میروید، (﴿بُيُوتٗا تَسۡتَخِفُّونَهَا﴾) چادرهایی برایتان ساخته است که آن را، (﴿يَوۡمَ ظَعۡنِكُمۡ وَيَوۡمَ إِقَامَتِكُمۡ﴾) در سفر و حضرتان سبک مییابید، و به آسانی جابهجا میکنید؛ و در جاهایی که قصد اقامت همیشگی را در آن ندارید، به آسانی برپا میکنید، و شما را از گرما و سرما و باران در امان داشته، و اثاثهایتان را از گزند باران محافظت میکند. (﴿وَمِنۡ أَصۡوَافِهَا وَأَوۡبَارِهَا وَأَشۡعَارِهَآ أَثَٰثٗا﴾) و از پشم و کرک و موی چهارپایان، وسائل منزل و موجبات رفاه و آسایش شما را فراهم کرده است. و این، همۀ چیزهایی که از پشم و کرک و مو ساخته میشود، از قبیل: ساک و چمدانها، زیراندازها، لباسها، زینها و غیره را شامل میشود. (﴿وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ﴾) تا مدتی در این دنیا از آنها بهرهمند شوید. پس آنچه ذکر شد، از جملۀ چیزهایی هستند که خداوند توفیق ساخت و تهیۀ آن را به بندگان داده است.
(81) (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلٗا﴾) و خداوند از چیزهایی که آفریده است و شما در آفرینش آن نقشی ندارید، برایتان سایهها قرار داد، مانند سایۀ درختان و کوهها و تپهها و امثال آن که انسانها از این سایهها استفاده مینمایند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡجِبَالِ أَكۡنَٰنٗا﴾) و از کوهها برایتان غارها قرار داد که شما را از سرما و گرما و باران و دشمن مصون میدارند، (﴿وَجَعَلَ لَكُمۡ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ﴾) و برایتان تن پوشها و لباسهایی پدید آورد که شما را از گرما محافظت میکنند. و خداوند سردی را بیان نکرد؛ زیرا در اول این سوره، نعمتهای اصلی بیان شدهاند؛ و در پایان آن، متمم ومکمل نعمتها بیان میشوند، و حفاظت از سرما از نعمتهای اصلی است؛ زیرا یک نیاز و ضرورت اساسی است، و خداوند در اول سوره آن را بیان نمود و فرمود:﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ وَمَنَٰفِعُ﴾ مایۀ گرمای شما هستند، و در آن منافعی دارید. (﴿وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡ﴾) و تنپوشها و لباسهایی برایتان پدید آورد که هنگام جنگ شما را از آسیب ضربات اسلحه مصون میدارد، مانند زرهها و امثال آن. و این چنین خداوند نعمت خویش را به طور کامل به شما عطا میکند ـ چراکه نعمتهای بیشماری را به شما ارزانی نموده است ـ (﴿لَعَلَّكُمۡ تُسۡلِمُونَ﴾) تا وقتی نعمتهای خدا را یاد کردید و دیدید که نعمات و برکات الهی از هر سو شما را در بر گرفته است، تسلیم شکوه و عظمت خدا شوید، و از دستور و فرمان او اطاعت کنید و نعمتهای خدا را در راستای اطاعت و فرمانبرداری از وی بهکار بگیرید. پس فراوان بودن نعمتها، موجب شکرگزاری بیشتر و ستایش خداوند بر این نعمتها است. اما ستمگران جز سرکشی و مخالفت، چیزی را نمیدانند. بنابراین خداوند در مورد ستمگران فرموده است:
(82) (﴿فَإِن تَوَلَّوۡاۡ﴾) و چنانچه پس از اینکه به نعمتها و آیات خداوند تذکر داده شدند، رویگردان شوند، (﴿ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) وظیفۀ تو تنها تبلیغ آشکار است؛ یعنی هدایت کردن و توفیق دادن آنها، بر تو لازم نیست؛ بلکه فقط از تو خواسته میشود که آنها را پند و اندرز بدهی، و آنها را بترسانی و از نافرمانی خدا بر حذر بداری.
(83) پس اگر وظیفهات را انجام دهی، حساب آنها باخداست؛ زیرا آنان احسان را میبینند ونعمت خدا را میشناسند، اما آن را انکار میکنند. (﴿وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) و بیشترشان کافرند، و خیری در آنها وجود ندارد، و پیدرپی آمدن نشانهها و آیات به آنها فایدهای نمیرساند؛ زیرا ضمیر و احساساتشان فاسد شده، و اهدافی نادرست دارند. و آنان خواهند دید که خداوند آدمهای سرکش، و کسانی را که شکر نعمتهایش را به جای نمیآورند و از خدا و پیامبرش سرپیچی میکنند، چگونه سزا میدهد!
النحل 16:81
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ و خداوند از خانه هايتان براي شما آسايشگاه قرار داد، و از پوست چهارپايان چادرهايي برايتان قرار داده است که آنها را در روز جابجا شدنتان و در روز ماندنتان سبک مي يابيد، و از پشم و کرک و موي چهارپايان وسائل منزل و موجبات رفاه و آسياش شما را فراهم کرده است، تا مدتي از آنها است،اده کنيد. وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ خداوند از چيزهايي که آفريده آيه هايي را برايتان قرار داد، و از کوهها براي شما غارها قرار داد، و برايتان تن پوشهايي پديد آورد که شما را از گرما حفظ کند و تن پوشهايي که در جنگ محفوظتان مي دارد، بدينگونه خدا نعمتش را به طور کامل به شما عطا مي کند تا تسليم و مطيع شويد . فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ پس اگر آنان روي برتابند، وظيفۀ تو تنها تبليغ آشکار است. يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ نعمت خدا را مي شناسند (اما) سپس آن را انکار مي کنند و بيشترشان کافر هستند .
(80) خداوند نعمتهای خویش را به بندگان خود یادآور میشود، و از آنها میخواهد تا سپاس وی را به جای بیاورند، و به آن اعتراف نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۢ بُيُوتِكُمۡ سَكَنٗا﴾) و خداوند خانهها و قصرها و منزلهایتان را محل آسایش و آرامش شما قرار داده است؛ شما را از سرما و گرما محافظت نموده، و شما و فرزندان و کالاهایتان را میپوشانند، و دیگر فوایدی که خانهها دارند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾) و از پوست چهارپایان یا از مو و پشم و کرکی که بر پوست میروید، (﴿بُيُوتٗا تَسۡتَخِفُّونَهَا﴾) چادرهایی برایتان ساخته است که آن را، (﴿يَوۡمَ ظَعۡنِكُمۡ وَيَوۡمَ إِقَامَتِكُمۡ﴾) در سفر و حضرتان سبک مییابید، و به آسانی جابهجا میکنید؛ و در جاهایی که قصد اقامت همیشگی را در آن ندارید، به آسانی برپا میکنید، و شما را از گرما و سرما و باران در امان داشته، و اثاثهایتان را از گزند باران محافظت میکند. (﴿وَمِنۡ أَصۡوَافِهَا وَأَوۡبَارِهَا وَأَشۡعَارِهَآ أَثَٰثٗا﴾) و از پشم و کرک و موی چهارپایان، وسائل منزل و موجبات رفاه و آسایش شما را فراهم کرده است. و این، همۀ چیزهایی که از پشم و کرک و مو ساخته میشود، از قبیل: ساک و چمدانها، زیراندازها، لباسها، زینها و غیره را شامل میشود. (﴿وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ﴾) تا مدتی در این دنیا از آنها بهرهمند شوید. پس آنچه ذکر شد، از جملۀ چیزهایی هستند که خداوند توفیق ساخت و تهیۀ آن را به بندگان داده است.
(81) (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلٗا﴾) و خداوند از چیزهایی که آفریده است و شما در آفرینش آن نقشی ندارید، برایتان سایهها قرار داد، مانند سایۀ درختان و کوهها و تپهها و امثال آن که انسانها از این سایهها استفاده مینمایند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡجِبَالِ أَكۡنَٰنٗا﴾) و از کوهها برایتان غارها قرار داد که شما را از سرما و گرما و باران و دشمن مصون میدارند، (﴿وَجَعَلَ لَكُمۡ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ﴾) و برایتان تن پوشها و لباسهایی پدید آورد که شما را از گرما محافظت میکنند. و خداوند سردی را بیان نکرد؛ زیرا در اول این سوره، نعمتهای اصلی بیان شدهاند؛ و در پایان آن، متمم ومکمل نعمتها بیان میشوند، و حفاظت از سرما از نعمتهای اصلی است؛ زیرا یک نیاز و ضرورت اساسی است، و خداوند در اول سوره آن را بیان نمود و فرمود:﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ وَمَنَٰفِعُ﴾ مایۀ گرمای شما هستند، و در آن منافعی دارید. (﴿وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡ﴾) و تنپوشها و لباسهایی برایتان پدید آورد که هنگام جنگ شما را از آسیب ضربات اسلحه مصون میدارد، مانند زرهها و امثال آن. و این چنین خداوند نعمت خویش را به طور کامل به شما عطا میکند ـ چراکه نعمتهای بیشماری را به شما ارزانی نموده است ـ (﴿لَعَلَّكُمۡ تُسۡلِمُونَ﴾) تا وقتی نعمتهای خدا را یاد کردید و دیدید که نعمات و برکات الهی از هر سو شما را در بر گرفته است، تسلیم شکوه و عظمت خدا شوید، و از دستور و فرمان او اطاعت کنید و نعمتهای خدا را در راستای اطاعت و فرمانبرداری از وی بهکار بگیرید. پس فراوان بودن نعمتها، موجب شکرگزاری بیشتر و ستایش خداوند بر این نعمتها است. اما ستمگران جز سرکشی و مخالفت، چیزی را نمیدانند. بنابراین خداوند در مورد ستمگران فرموده است:
(82) (﴿فَإِن تَوَلَّوۡاۡ﴾) و چنانچه پس از اینکه به نعمتها و آیات خداوند تذکر داده شدند، رویگردان شوند، (﴿ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) وظیفۀ تو تنها تبلیغ آشکار است؛ یعنی هدایت کردن و توفیق دادن آنها، بر تو لازم نیست؛ بلکه فقط از تو خواسته میشود که آنها را پند و اندرز بدهی، و آنها را بترسانی و از نافرمانی خدا بر حذر بداری.
(83) پس اگر وظیفهات را انجام دهی، حساب آنها باخداست؛ زیرا آنان احسان را میبینند ونعمت خدا را میشناسند، اما آن را انکار میکنند. (﴿وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) و بیشترشان کافرند، و خیری در آنها وجود ندارد، و پیدرپی آمدن نشانهها و آیات به آنها فایدهای نمیرساند؛ زیرا ضمیر و احساساتشان فاسد شده، و اهدافی نادرست دارند. و آنان خواهند دید که خداوند آدمهای سرکش، و کسانی را که شکر نعمتهایش را به جای نمیآورند و از خدا و پیامبرش سرپیچی میکنند، چگونه سزا میدهد!
النحل 16:82
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ و خداوند از خانه هايتان براي شما آسايشگاه قرار داد، و از پوست چهارپايان چادرهايي برايتان قرار داده است که آنها را در روز جابجا شدنتان و در روز ماندنتان سبک مي يابيد، و از پشم و کرک و موي چهارپايان وسائل منزل و موجبات رفاه و آسياش شما را فراهم کرده است، تا مدتي از آنها است،اده کنيد. وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ خداوند از چيزهايي که آفريده آيه هايي را برايتان قرار داد، و از کوهها براي شما غارها قرار داد، و برايتان تن پوشهايي پديد آورد که شما را از گرما حفظ کند و تن پوشهايي که در جنگ محفوظتان مي دارد، بدينگونه خدا نعمتش را به طور کامل به شما عطا مي کند تا تسليم و مطيع شويد . فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ پس اگر آنان روي برتابند، وظيفۀ تو تنها تبليغ آشکار است. يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ نعمت خدا را مي شناسند (اما) سپس آن را انکار مي کنند و بيشترشان کافر هستند .
(80) خداوند نعمتهای خویش را به بندگان خود یادآور میشود، و از آنها میخواهد تا سپاس وی را به جای بیاورند، و به آن اعتراف نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۢ بُيُوتِكُمۡ سَكَنٗا﴾) و خداوند خانهها و قصرها و منزلهایتان را محل آسایش و آرامش شما قرار داده است؛ شما را از سرما و گرما محافظت نموده، و شما و فرزندان و کالاهایتان را میپوشانند، و دیگر فوایدی که خانهها دارند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾) و از پوست چهارپایان یا از مو و پشم و کرکی که بر پوست میروید، (﴿بُيُوتٗا تَسۡتَخِفُّونَهَا﴾) چادرهایی برایتان ساخته است که آن را، (﴿يَوۡمَ ظَعۡنِكُمۡ وَيَوۡمَ إِقَامَتِكُمۡ﴾) در سفر و حضرتان سبک مییابید، و به آسانی جابهجا میکنید؛ و در جاهایی که قصد اقامت همیشگی را در آن ندارید، به آسانی برپا میکنید، و شما را از گرما و سرما و باران در امان داشته، و اثاثهایتان را از گزند باران محافظت میکند. (﴿وَمِنۡ أَصۡوَافِهَا وَأَوۡبَارِهَا وَأَشۡعَارِهَآ أَثَٰثٗا﴾) و از پشم و کرک و موی چهارپایان، وسائل منزل و موجبات رفاه و آسایش شما را فراهم کرده است. و این، همۀ چیزهایی که از پشم و کرک و مو ساخته میشود، از قبیل: ساک و چمدانها، زیراندازها، لباسها، زینها و غیره را شامل میشود. (﴿وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ﴾) تا مدتی در این دنیا از آنها بهرهمند شوید. پس آنچه ذکر شد، از جملۀ چیزهایی هستند که خداوند توفیق ساخت و تهیۀ آن را به بندگان داده است.
(81) (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلٗا﴾) و خداوند از چیزهایی که آفریده است و شما در آفرینش آن نقشی ندارید، برایتان سایهها قرار داد، مانند سایۀ درختان و کوهها و تپهها و امثال آن که انسانها از این سایهها استفاده مینمایند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡجِبَالِ أَكۡنَٰنٗا﴾) و از کوهها برایتان غارها قرار داد که شما را از سرما و گرما و باران و دشمن مصون میدارند، (﴿وَجَعَلَ لَكُمۡ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ﴾) و برایتان تن پوشها و لباسهایی پدید آورد که شما را از گرما محافظت میکنند. و خداوند سردی را بیان نکرد؛ زیرا در اول این سوره، نعمتهای اصلی بیان شدهاند؛ و در پایان آن، متمم ومکمل نعمتها بیان میشوند، و حفاظت از سرما از نعمتهای اصلی است؛ زیرا یک نیاز و ضرورت اساسی است، و خداوند در اول سوره آن را بیان نمود و فرمود:﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ وَمَنَٰفِعُ﴾ مایۀ گرمای شما هستند، و در آن منافعی دارید. (﴿وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡ﴾) و تنپوشها و لباسهایی برایتان پدید آورد که هنگام جنگ شما را از آسیب ضربات اسلحه مصون میدارد، مانند زرهها و امثال آن. و این چنین خداوند نعمت خویش را به طور کامل به شما عطا میکند ـ چراکه نعمتهای بیشماری را به شما ارزانی نموده است ـ (﴿لَعَلَّكُمۡ تُسۡلِمُونَ﴾) تا وقتی نعمتهای خدا را یاد کردید و دیدید که نعمات و برکات الهی از هر سو شما را در بر گرفته است، تسلیم شکوه و عظمت خدا شوید، و از دستور و فرمان او اطاعت کنید و نعمتهای خدا را در راستای اطاعت و فرمانبرداری از وی بهکار بگیرید. پس فراوان بودن نعمتها، موجب شکرگزاری بیشتر و ستایش خداوند بر این نعمتها است. اما ستمگران جز سرکشی و مخالفت، چیزی را نمیدانند. بنابراین خداوند در مورد ستمگران فرموده است:
(82) (﴿فَإِن تَوَلَّوۡاۡ﴾) و چنانچه پس از اینکه به نعمتها و آیات خداوند تذکر داده شدند، رویگردان شوند، (﴿ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) وظیفۀ تو تنها تبلیغ آشکار است؛ یعنی هدایت کردن و توفیق دادن آنها، بر تو لازم نیست؛ بلکه فقط از تو خواسته میشود که آنها را پند و اندرز بدهی، و آنها را بترسانی و از نافرمانی خدا بر حذر بداری.
(83) پس اگر وظیفهات را انجام دهی، حساب آنها باخداست؛ زیرا آنان احسان را میبینند ونعمت خدا را میشناسند، اما آن را انکار میکنند. (﴿وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) و بیشترشان کافرند، و خیری در آنها وجود ندارد، و پیدرپی آمدن نشانهها و آیات به آنها فایدهای نمیرساند؛ زیرا ضمیر و احساساتشان فاسد شده، و اهدافی نادرست دارند. و آنان خواهند دید که خداوند آدمهای سرکش، و کسانی را که شکر نعمتهایش را به جای نمیآورند و از خدا و پیامبرش سرپیچی میکنند، چگونه سزا میدهد!
النحل 16:83
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ و خداوند از خانه هايتان براي شما آسايشگاه قرار داد، و از پوست چهارپايان چادرهايي برايتان قرار داده است که آنها را در روز جابجا شدنتان و در روز ماندنتان سبک مي يابيد، و از پشم و کرک و موي چهارپايان وسائل منزل و موجبات رفاه و آسياش شما را فراهم کرده است، تا مدتي از آنها است،اده کنيد. وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ خداوند از چيزهايي که آفريده آيه هايي را برايتان قرار داد، و از کوهها براي شما غارها قرار داد، و برايتان تن پوشهايي پديد آورد که شما را از گرما حفظ کند و تن پوشهايي که در جنگ محفوظتان مي دارد، بدينگونه خدا نعمتش را به طور کامل به شما عطا مي کند تا تسليم و مطيع شويد . فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ پس اگر آنان روي برتابند، وظيفۀ تو تنها تبليغ آشکار است. يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ نعمت خدا را مي شناسند (اما) سپس آن را انکار مي کنند و بيشترشان کافر هستند .
(80) خداوند نعمتهای خویش را به بندگان خود یادآور میشود، و از آنها میخواهد تا سپاس وی را به جای بیاورند، و به آن اعتراف نمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۢ بُيُوتِكُمۡ سَكَنٗا﴾) و خداوند خانهها و قصرها و منزلهایتان را محل آسایش و آرامش شما قرار داده است؛ شما را از سرما و گرما محافظت نموده، و شما و فرزندان و کالاهایتان را میپوشانند، و دیگر فوایدی که خانهها دارند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾) و از پوست چهارپایان یا از مو و پشم و کرکی که بر پوست میروید، (﴿بُيُوتٗا تَسۡتَخِفُّونَهَا﴾) چادرهایی برایتان ساخته است که آن را، (﴿يَوۡمَ ظَعۡنِكُمۡ وَيَوۡمَ إِقَامَتِكُمۡ﴾) در سفر و حضرتان سبک مییابید، و به آسانی جابهجا میکنید؛ و در جاهایی که قصد اقامت همیشگی را در آن ندارید، به آسانی برپا میکنید، و شما را از گرما و سرما و باران در امان داشته، و اثاثهایتان را از گزند باران محافظت میکند. (﴿وَمِنۡ أَصۡوَافِهَا وَأَوۡبَارِهَا وَأَشۡعَارِهَآ أَثَٰثٗا﴾) و از پشم و کرک و موی چهارپایان، وسائل منزل و موجبات رفاه و آسایش شما را فراهم کرده است. و این، همۀ چیزهایی که از پشم و کرک و مو ساخته میشود، از قبیل: ساک و چمدانها، زیراندازها، لباسها، زینها و غیره را شامل میشود. (﴿وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ﴾) تا مدتی در این دنیا از آنها بهرهمند شوید. پس آنچه ذکر شد، از جملۀ چیزهایی هستند که خداوند توفیق ساخت و تهیۀ آن را به بندگان داده است.
(81) (﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلٗا﴾) و خداوند از چیزهایی که آفریده است و شما در آفرینش آن نقشی ندارید، برایتان سایهها قرار داد، مانند سایۀ درختان و کوهها و تپهها و امثال آن که انسانها از این سایهها استفاده مینمایند. (﴿وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡجِبَالِ أَكۡنَٰنٗا﴾) و از کوهها برایتان غارها قرار داد که شما را از سرما و گرما و باران و دشمن مصون میدارند، (﴿وَجَعَلَ لَكُمۡ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ﴾) و برایتان تن پوشها و لباسهایی پدید آورد که شما را از گرما محافظت میکنند. و خداوند سردی را بیان نکرد؛ زیرا در اول این سوره، نعمتهای اصلی بیان شدهاند؛ و در پایان آن، متمم ومکمل نعمتها بیان میشوند، و حفاظت از سرما از نعمتهای اصلی است؛ زیرا یک نیاز و ضرورت اساسی است، و خداوند در اول سوره آن را بیان نمود و فرمود:﴿لَكُمۡ فِيهَا دِفۡءٞ وَمَنَٰفِعُ﴾ مایۀ گرمای شما هستند، و در آن منافعی دارید. (﴿وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡ﴾) و تنپوشها و لباسهایی برایتان پدید آورد که هنگام جنگ شما را از آسیب ضربات اسلحه مصون میدارد، مانند زرهها و امثال آن. و این چنین خداوند نعمت خویش را به طور کامل به شما عطا میکند ـ چراکه نعمتهای بیشماری را به شما ارزانی نموده است ـ (﴿لَعَلَّكُمۡ تُسۡلِمُونَ﴾) تا وقتی نعمتهای خدا را یاد کردید و دیدید که نعمات و برکات الهی از هر سو شما را در بر گرفته است، تسلیم شکوه و عظمت خدا شوید، و از دستور و فرمان او اطاعت کنید و نعمتهای خدا را در راستای اطاعت و فرمانبرداری از وی بهکار بگیرید. پس فراوان بودن نعمتها، موجب شکرگزاری بیشتر و ستایش خداوند بر این نعمتها است. اما ستمگران جز سرکشی و مخالفت، چیزی را نمیدانند. بنابراین خداوند در مورد ستمگران فرموده است:
(82) (﴿فَإِن تَوَلَّوۡاۡ﴾) و چنانچه پس از اینکه به نعمتها و آیات خداوند تذکر داده شدند، رویگردان شوند، (﴿ فَإِنَّمَا عَلَيۡكَ ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) وظیفۀ تو تنها تبلیغ آشکار است؛ یعنی هدایت کردن و توفیق دادن آنها، بر تو لازم نیست؛ بلکه فقط از تو خواسته میشود که آنها را پند و اندرز بدهی، و آنها را بترسانی و از نافرمانی خدا بر حذر بداری.
(83) پس اگر وظیفهات را انجام دهی، حساب آنها باخداست؛ زیرا آنان احسان را میبینند ونعمت خدا را میشناسند، اما آن را انکار میکنند. (﴿وَأَكۡثَرُهُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) و بیشترشان کافرند، و خیری در آنها وجود ندارد، و پیدرپی آمدن نشانهها و آیات به آنها فایدهای نمیرساند؛ زیرا ضمیر و احساساتشان فاسد شده، و اهدافی نادرست دارند. و آنان خواهند دید که خداوند آدمهای سرکش، و کسانی را که شکر نعمتهایش را به جای نمیآورند و از خدا و پیامبرش سرپیچی میکنند، چگونه سزا میدهد!
النحل 16:84
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و روزي که از هر امتي گواهي بر مي انگيزيم، آنگاه که به کافران اجازه ي (عذر آوردن) داده نشده و از آنان خواسته نمي شود که با توبه و عمل صالح پروردگارشان را خشنود گردانند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ و هنگامي که ستمگران عذاب را ببينند (عذابشان) از آنان کاسته نمي شود و آنان را مهلت نمي يابند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ و هنگامي که مشرکان انبازهايشان را مي بينند، مي گويند:«پروردگارا! اينان انبازهاي ما هستند که آنان را به جاي تو مي خوانديم»(انبازان) به آنان پاسخ د اده و مي گويند: «به راستي شما دروغگوئيد» وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ و آن روز در برابر خداوند تسليم شوند و آنچه را که مي بافتند از آنان گم و ناپيدا مي شود.
(84 - 85) خداوند از حالت کافران در روز قیامت خبر داده و میفرماید: عذری از آنها پذیرفته نمیشود، و عذاب از آنان رفع نمیگردد؛ و همانا کسانی که شریک خدا ساخته بودند، از آنان بیزاری میجویند، و ایشان به کفر و دروغ بستن بر خدا اعتراف مینمایند. پس خداوند فرمود: (﴿وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا﴾) و روزی که از هر امتی، شاهدی را برمیانگیزیم که بر آنها و بر کارهایشان گواهی میدهد. این شاهد، گواهی میدهد که آنها دعوتگر هدایت را چه پاسخی دادند. و گواهانی را که خداوند برمیانگیزد، پاک ترین و عادل ترین گواهاناند؛ و آنها پیامبران هستند؛ همان کسانی که چون شهادت دهند، حجت خداوند بر مردم پایان مییابد. (﴿ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و به کافران اجازۀ عذرآوردن داده نمیشود؛ زیرا عذرآوردن آنها، دروغین است و به آنها فایدهای نمیرساند؛ و نیز اگر بخواهند به دنیا برگردند تا آنچه را که از دست دادهاند جبران نمایند، خواستۀ آنان مورد پذیرش خدا واقع نمیشود، بلکه بی درنگ به عذاب سختی گرفتار میگردند که از آن کاسته نمیشود؛ نیز به آنها مهلت داده نمیشود که در راستای رهانیدن خود از عذاب الهی، دست به اقدامی بزنند؛ چون اعمال نیک آنها، آنقدر اندک و ناچیز است که میتوان آن را در چند موردی خلاصه کرد و برشمرد؛ و خود نیز به ناچیز بودن آن، اقرار مینمایند و رسوا میشوند.
(86) (﴿وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ شُرَكَآءَهُمۡ﴾) و در روز قیامت هنگامی که مشرکان، شریکها و انبازهایشان را میبینند و باطل بودن آنها محرز میگردد، به گونهای که نمیتوانند این حقیقت را انکار کنند، (﴿قَالُواۡ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ شُرَكَآؤُنَا ٱلَّذِينَ كُنَّا نَدۡعُواۡ مِن دُونِكَ﴾) میگویند: پروردگارا! اینان شریکان ما هستند که آنان را به جای تو میپرستیدیم، و به فریاد میخواندیم. اینک نمیتوانند هیچ سودی به ما برسانند، و نمیتوانند شفاعتی بکنند؛ پس خودشان باطل بودن آنها را خاطرنشان میکنند، و به آنها کفر میورزند، و دشمنی و نفرت میان آنها و معبودانشان آشکار میگردد. (﴿فَأَلۡقَوۡاۡ إِلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلَ﴾) شریکانشان در پاسخ به آنها میگویند: (﴿إِنَّكُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) شما دروغ گفتید که ما را شریک خدا قرار دادید، و ما را همراه خدا پرستش کردید، ما شما را به این کار فرمان ندادیم و چنین نپنداشتیم که شایستۀ عبادت هستیم. پس سرزنش و ملامت برشما باد!
(87) در این هنگام در پیشگاه خدا سرتسلیم فرود میآورند و در برابر حکم او سر مینهند و میدانند که آنها سزاوار عذاب هستند. (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و آنچه به افترا میبستند، از آنان گم و ناپیدا میشود. پس وارد جهنم میشوند، در حالی که از خود بیزارند و دلهایشان سرشار از ستایش پروردگار است؛ و میدانند که آنها جز به خاطر کارهایی که کردهاند، مجازات نشدهاند.
النحل 16:85
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و روزي که از هر امتي گواهي بر مي انگيزيم، آنگاه که به کافران اجازه ي (عذر آوردن) داده نشده و از آنان خواسته نمي شود که با توبه و عمل صالح پروردگارشان را خشنود گردانند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ و هنگامي که ستمگران عذاب را ببينند (عذابشان) از آنان کاسته نمي شود و آنان را مهلت نمي يابند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ و هنگامي که مشرکان انبازهايشان را مي بينند، مي گويند:«پروردگارا! اينان انبازهاي ما هستند که آنان را به جاي تو مي خوانديم»(انبازان) به آنان پاسخ د اده و مي گويند: «به راستي شما دروغگوئيد» وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ و آن روز در برابر خداوند تسليم شوند و آنچه را که مي بافتند از آنان گم و ناپيدا مي شود.
(84 - 85) خداوند از حالت کافران در روز قیامت خبر داده و میفرماید: عذری از آنها پذیرفته نمیشود، و عذاب از آنان رفع نمیگردد؛ و همانا کسانی که شریک خدا ساخته بودند، از آنان بیزاری میجویند، و ایشان به کفر و دروغ بستن بر خدا اعتراف مینمایند. پس خداوند فرمود: (﴿وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا﴾) و روزی که از هر امتی، شاهدی را برمیانگیزیم که بر آنها و بر کارهایشان گواهی میدهد. این شاهد، گواهی میدهد که آنها دعوتگر هدایت را چه پاسخی دادند. و گواهانی را که خداوند برمیانگیزد، پاک ترین و عادل ترین گواهاناند؛ و آنها پیامبران هستند؛ همان کسانی که چون شهادت دهند، حجت خداوند بر مردم پایان مییابد. (﴿ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و به کافران اجازۀ عذرآوردن داده نمیشود؛ زیرا عذرآوردن آنها، دروغین است و به آنها فایدهای نمیرساند؛ و نیز اگر بخواهند به دنیا برگردند تا آنچه را که از دست دادهاند جبران نمایند، خواستۀ آنان مورد پذیرش خدا واقع نمیشود، بلکه بی درنگ به عذاب سختی گرفتار میگردند که از آن کاسته نمیشود؛ نیز به آنها مهلت داده نمیشود که در راستای رهانیدن خود از عذاب الهی، دست به اقدامی بزنند؛ چون اعمال نیک آنها، آنقدر اندک و ناچیز است که میتوان آن را در چند موردی خلاصه کرد و برشمرد؛ و خود نیز به ناچیز بودن آن، اقرار مینمایند و رسوا میشوند.
(86) (﴿وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ شُرَكَآءَهُمۡ﴾) و در روز قیامت هنگامی که مشرکان، شریکها و انبازهایشان را میبینند و باطل بودن آنها محرز میگردد، به گونهای که نمیتوانند این حقیقت را انکار کنند، (﴿قَالُواۡ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ شُرَكَآؤُنَا ٱلَّذِينَ كُنَّا نَدۡعُواۡ مِن دُونِكَ﴾) میگویند: پروردگارا! اینان شریکان ما هستند که آنان را به جای تو میپرستیدیم، و به فریاد میخواندیم. اینک نمیتوانند هیچ سودی به ما برسانند، و نمیتوانند شفاعتی بکنند؛ پس خودشان باطل بودن آنها را خاطرنشان میکنند، و به آنها کفر میورزند، و دشمنی و نفرت میان آنها و معبودانشان آشکار میگردد. (﴿فَأَلۡقَوۡاۡ إِلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلَ﴾) شریکانشان در پاسخ به آنها میگویند: (﴿إِنَّكُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) شما دروغ گفتید که ما را شریک خدا قرار دادید، و ما را همراه خدا پرستش کردید، ما شما را به این کار فرمان ندادیم و چنین نپنداشتیم که شایستۀ عبادت هستیم. پس سرزنش و ملامت برشما باد!
(87) در این هنگام در پیشگاه خدا سرتسلیم فرود میآورند و در برابر حکم او سر مینهند و میدانند که آنها سزاوار عذاب هستند. (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و آنچه به افترا میبستند، از آنان گم و ناپیدا میشود. پس وارد جهنم میشوند، در حالی که از خود بیزارند و دلهایشان سرشار از ستایش پروردگار است؛ و میدانند که آنها جز به خاطر کارهایی که کردهاند، مجازات نشدهاند.
النحل 16:86
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و روزي که از هر امتي گواهي بر مي انگيزيم، آنگاه که به کافران اجازه ي (عذر آوردن) داده نشده و از آنان خواسته نمي شود که با توبه و عمل صالح پروردگارشان را خشنود گردانند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ و هنگامي که ستمگران عذاب را ببينند (عذابشان) از آنان کاسته نمي شود و آنان را مهلت نمي يابند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ و هنگامي که مشرکان انبازهايشان را مي بينند، مي گويند:«پروردگارا! اينان انبازهاي ما هستند که آنان را به جاي تو مي خوانديم»(انبازان) به آنان پاسخ د اده و مي گويند: «به راستي شما دروغگوئيد» وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ و آن روز در برابر خداوند تسليم شوند و آنچه را که مي بافتند از آنان گم و ناپيدا مي شود.
(84 - 85) خداوند از حالت کافران در روز قیامت خبر داده و میفرماید: عذری از آنها پذیرفته نمیشود، و عذاب از آنان رفع نمیگردد؛ و همانا کسانی که شریک خدا ساخته بودند، از آنان بیزاری میجویند، و ایشان به کفر و دروغ بستن بر خدا اعتراف مینمایند. پس خداوند فرمود: (﴿وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا﴾) و روزی که از هر امتی، شاهدی را برمیانگیزیم که بر آنها و بر کارهایشان گواهی میدهد. این شاهد، گواهی میدهد که آنها دعوتگر هدایت را چه پاسخی دادند. و گواهانی را که خداوند برمیانگیزد، پاک ترین و عادل ترین گواهاناند؛ و آنها پیامبران هستند؛ همان کسانی که چون شهادت دهند، حجت خداوند بر مردم پایان مییابد. (﴿ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و به کافران اجازۀ عذرآوردن داده نمیشود؛ زیرا عذرآوردن آنها، دروغین است و به آنها فایدهای نمیرساند؛ و نیز اگر بخواهند به دنیا برگردند تا آنچه را که از دست دادهاند جبران نمایند، خواستۀ آنان مورد پذیرش خدا واقع نمیشود، بلکه بی درنگ به عذاب سختی گرفتار میگردند که از آن کاسته نمیشود؛ نیز به آنها مهلت داده نمیشود که در راستای رهانیدن خود از عذاب الهی، دست به اقدامی بزنند؛ چون اعمال نیک آنها، آنقدر اندک و ناچیز است که میتوان آن را در چند موردی خلاصه کرد و برشمرد؛ و خود نیز به ناچیز بودن آن، اقرار مینمایند و رسوا میشوند.
(86) (﴿وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ شُرَكَآءَهُمۡ﴾) و در روز قیامت هنگامی که مشرکان، شریکها و انبازهایشان را میبینند و باطل بودن آنها محرز میگردد، به گونهای که نمیتوانند این حقیقت را انکار کنند، (﴿قَالُواۡ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ شُرَكَآؤُنَا ٱلَّذِينَ كُنَّا نَدۡعُواۡ مِن دُونِكَ﴾) میگویند: پروردگارا! اینان شریکان ما هستند که آنان را به جای تو میپرستیدیم، و به فریاد میخواندیم. اینک نمیتوانند هیچ سودی به ما برسانند، و نمیتوانند شفاعتی بکنند؛ پس خودشان باطل بودن آنها را خاطرنشان میکنند، و به آنها کفر میورزند، و دشمنی و نفرت میان آنها و معبودانشان آشکار میگردد. (﴿فَأَلۡقَوۡاۡ إِلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلَ﴾) شریکانشان در پاسخ به آنها میگویند: (﴿إِنَّكُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) شما دروغ گفتید که ما را شریک خدا قرار دادید، و ما را همراه خدا پرستش کردید، ما شما را به این کار فرمان ندادیم و چنین نپنداشتیم که شایستۀ عبادت هستیم. پس سرزنش و ملامت برشما باد!
(87) در این هنگام در پیشگاه خدا سرتسلیم فرود میآورند و در برابر حکم او سر مینهند و میدانند که آنها سزاوار عذاب هستند. (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و آنچه به افترا میبستند، از آنان گم و ناپیدا میشود. پس وارد جهنم میشوند، در حالی که از خود بیزارند و دلهایشان سرشار از ستایش پروردگار است؛ و میدانند که آنها جز به خاطر کارهایی که کردهاند، مجازات نشدهاند.
النحل 16:87
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و روزي که از هر امتي گواهي بر مي انگيزيم، آنگاه که به کافران اجازه ي (عذر آوردن) داده نشده و از آنان خواسته نمي شود که با توبه و عمل صالح پروردگارشان را خشنود گردانند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ و هنگامي که ستمگران عذاب را ببينند (عذابشان) از آنان کاسته نمي شود و آنان را مهلت نمي يابند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ و هنگامي که مشرکان انبازهايشان را مي بينند، مي گويند:«پروردگارا! اينان انبازهاي ما هستند که آنان را به جاي تو مي خوانديم»(انبازان) به آنان پاسخ د اده و مي گويند: «به راستي شما دروغگوئيد» وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ و آن روز در برابر خداوند تسليم شوند و آنچه را که مي بافتند از آنان گم و ناپيدا مي شود.
(84 - 85) خداوند از حالت کافران در روز قیامت خبر داده و میفرماید: عذری از آنها پذیرفته نمیشود، و عذاب از آنان رفع نمیگردد؛ و همانا کسانی که شریک خدا ساخته بودند، از آنان بیزاری میجویند، و ایشان به کفر و دروغ بستن بر خدا اعتراف مینمایند. پس خداوند فرمود: (﴿وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا﴾) و روزی که از هر امتی، شاهدی را برمیانگیزیم که بر آنها و بر کارهایشان گواهی میدهد. این شاهد، گواهی میدهد که آنها دعوتگر هدایت را چه پاسخی دادند. و گواهانی را که خداوند برمیانگیزد، پاک ترین و عادل ترین گواهاناند؛ و آنها پیامبران هستند؛ همان کسانی که چون شهادت دهند، حجت خداوند بر مردم پایان مییابد. (﴿ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و به کافران اجازۀ عذرآوردن داده نمیشود؛ زیرا عذرآوردن آنها، دروغین است و به آنها فایدهای نمیرساند؛ و نیز اگر بخواهند به دنیا برگردند تا آنچه را که از دست دادهاند جبران نمایند، خواستۀ آنان مورد پذیرش خدا واقع نمیشود، بلکه بی درنگ به عذاب سختی گرفتار میگردند که از آن کاسته نمیشود؛ نیز به آنها مهلت داده نمیشود که در راستای رهانیدن خود از عذاب الهی، دست به اقدامی بزنند؛ چون اعمال نیک آنها، آنقدر اندک و ناچیز است که میتوان آن را در چند موردی خلاصه کرد و برشمرد؛ و خود نیز به ناچیز بودن آن، اقرار مینمایند و رسوا میشوند.
(86) (﴿وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ شُرَكَآءَهُمۡ﴾) و در روز قیامت هنگامی که مشرکان، شریکها و انبازهایشان را میبینند و باطل بودن آنها محرز میگردد، به گونهای که نمیتوانند این حقیقت را انکار کنند، (﴿قَالُواۡ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ شُرَكَآؤُنَا ٱلَّذِينَ كُنَّا نَدۡعُواۡ مِن دُونِكَ﴾) میگویند: پروردگارا! اینان شریکان ما هستند که آنان را به جای تو میپرستیدیم، و به فریاد میخواندیم. اینک نمیتوانند هیچ سودی به ما برسانند، و نمیتوانند شفاعتی بکنند؛ پس خودشان باطل بودن آنها را خاطرنشان میکنند، و به آنها کفر میورزند، و دشمنی و نفرت میان آنها و معبودانشان آشکار میگردد. (﴿فَأَلۡقَوۡاۡ إِلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلَ﴾) شریکانشان در پاسخ به آنها میگویند: (﴿إِنَّكُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) شما دروغ گفتید که ما را شریک خدا قرار دادید، و ما را همراه خدا پرستش کردید، ما شما را به این کار فرمان ندادیم و چنین نپنداشتیم که شایستۀ عبادت هستیم. پس سرزنش و ملامت برشما باد!
(87) در این هنگام در پیشگاه خدا سرتسلیم فرود میآورند و در برابر حکم او سر مینهند و میدانند که آنها سزاوار عذاب هستند. (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و آنچه به افترا میبستند، از آنان گم و ناپیدا میشود. پس وارد جهنم میشوند، در حالی که از خود بیزارند و دلهایشان سرشار از ستایش پروردگار است؛ و میدانند که آنها جز به خاطر کارهایی که کردهاند، مجازات نشدهاند.
النحل 16:88
الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفْسِدُونَ کساني که کفر ورزيدند و مردم را از راه خدا بازداشتند و به سزاي آنکه فساد مي کردند عذابي بر عذابشان مي افزاييم.
(88) خداوند متعال در این آیه، عاقبت و سرانجام مجرمان را بیان میدارد، آنها که کفر ورزیدند و آیات خدا را تکذیب کردند و با پیامبران خدا مبارزه نمودند و مردم را از راه خدا بازداشتند و دعوتگرانی به سوی گمراهی گردیدند، پس سزاوار عذابی چند برابر شدند، چراکه جرمشان بسیار زیاد بود، و در زمین خدا فساد کردند.
النحل 16:89
وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ و روزي که در ميان هر امتي گواهي از خودشان بر آنان بر مي انگيزيم و تو را بر اينان گواه مي گيريم، و کتاب را بر تو نايل کرديم که بيانگر همه چيز و وسيلۀ هدايت و مايۀ رحمت و مژده رسان مسلمانان است.
(89) خداوند متعال در آیات قبل بیان کرد که در میان هرامتی، گواهی را برمیانگیزد، اینجا نیز همان مطلب را بیان کرد و از میان گواهان، پیامبر گرامی اسلام را به طور ویژه بیان نمود و فرمود: (﴿وَجِئۡنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾) و تو را بر امتت گواه میگیریم تا بر خیر و شر آنها گواهی دهی. و این از کمال عدل الهی است که هر پیامبری بر امتش گواهی دهد؛ چون هر یک، در مورد اعمال امتش، بیشتر از دیگران آگاهی دارد؛ و در مورد امتش، مهربان تر و منصفتر از دیگران است؛ و از آنجا که نسبت به آنها مهربان است، به آنچه که نکردهاند، گواهی نمیدهد. و این مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ و این چنین شما را امتی میانه قرار دادهایم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر [نیز] بر شما گواه خواهد بود. و خداوند متعال فرموده است:﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَعَصَوُاۡ ٱلرَّسُولَ لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ﴾ پس چگونه است آنگاه که از هرامتی گواهی آوریم و تو را بر اینها گواه گیریم؟! در آن روز، کسانی که کفر ورزیده و از پیامبر فرمان نبردهاند، دوست دارند که با خاک یکسان شوند. (﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾) و کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزی در اصول و فروع دین و احکام هر دو جهان است؛ و همۀ آنچه که بندگان بدان نیاز دارند، در آن به طور کامل و با کلماتی واضح و مفاهیمی بزرگ بیان شده است. حتی خداوند در این کتاب، امور بزرگی را ـکه قلب به آن نیاز دارد و در هر زمانی باید آن را یاد کند و در هر لحظهای آن را تکرار نمایدـ با کلمات مختلف و دلایل متنوعی بازگو مینماید تا در دلها جای گیرد، و خیر و نیکی را بر حسب ثبوت آن در دل به بار آورد. و خداوند در کلمات اندکی، مفاهیم زیادی را جمع مینماید، به گونهای که کلمه، به مانند قاعده و اساس قرار گرفته، و مفاهیم فراوانی از آن متفرع میشود. شما به آیهای که بعد از این آیه میآید، دقت کنید که در آن، انواع فرمانها و نواهی جمع شده است. پس چون این قرآن، بیانگر هر چیزی است، حجت خدا بر همۀ بندگان است؛ و بر همین اساس، ستمگران دیگر دلیلی نخواهند داشت، و مسلمین از آن منتفع میگردند. پس مایۀ هدایت آنها شده، و به وسیلۀ آن به امور دینی و دنیایی خود راهیاب میشوند. و رحمتی است برای آنان؛ و به وسیلۀ آن، تمام خیر و خوبیهای دنیا و آخرت را به دست میآورند. و هدایت، همان علم مفید و عمل صالحی است که مسلمین بدان دست یافتهاند؛ و رحمت، همان پاداش نیک دنیا و آخرت است که در نتیجۀ علم مفید و عمل صالح بهدست میآورند، مانند صلاح قلب و آرامش آن. و نیز مانند عقل کامل که جز با تربیت و پرورش آن در پرتو مفاهیم قرآن که بزرگترین و برترین مفاهیم هستند، به کمال نمیرسد. و نیز مانند اعمال درست و اخلاق نیکو و روزی زیاد و پیروزی بر دشمنان در سخن و در عمل، و به دست آوردن رضای خدا و بهشت الهی که نعمتهای جاویدانی در آن وجود دارد؛ نعمتهایی که جز پروردگار مهربان، کسی آن را نمیداند، و همگی در سایۀ علم مفید و عمل صالح به دست میآیند.
النحل 16:90
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ به راستي خداوند به دادگري و نيکوکاري و بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد و از کار زشت و ناپسند و تجاوز باز مي دارد و شما را اندرز مي دهد تا اينکه پند بگيريد.
(90) عدالت و دادگری که خداوند به آن دستور میدهد، شامل دادگری در حق او، و در حق بندگانش میباشد. و بنده باید، تمام حقوق مالی و بدنی را که خداوند در حق خود و بندگانش بر او واجب نموده است، ادا کند و با مردم به عدالت کامل رفتار نماید. پس هر حاکم و فرمانروایی باید تمام حقوق ملت و رعیت خود را بپردازد، خواه فرمانروای حکومت باشد، یا ریاست قضاوت را به دست داشته، یا نیابت و نمایندگی حاکم یا قاضی را عهده دار باشد. خداوند عدالت و دادگری را، در کتابش و نیز توسط پیامبرش بر مردم فرض نموده، و به آنان دستور داده تا عدالت را پیشه کنند. و از جملۀ عدالت، این است که در خرید و فروش وسایر دادوستدها، تمام حقی را که برگردن توست، بپردازی. و نباید از حق مردم بکاهی و آنها را فریب بدهی و به آنها ستم کنی. پس رعایت عدالت، در تمامی کارها واجب است. و احسان، فضیلت و ارزشی مستحب میباشد، مانند فایده رساندن به مردم با مال و بدن، و بهرهمند ساختن آنها به وسیلۀ علم و دانش و دیگر انواع خدمات و فایدهها، و حتی نیکی با چهارپایانی که گوشتشان خورده میشود و دیگر حیوانات، در زمرۀ احسان است. و خداوند، بخشیدن و کمک کردن به خویشاوندان را به طور ویژه بیان کرد، گرچه به صورت کلی، خویشاوندان هم شاملاند؛ ولی خداوند خواسته است بر حقوق آنها تأکید کرده، و بیان نماید که باید صلۀ رحم آنها را برقرار داشت، و با آنها به نیکی رفتار نمود، و در این زمینه کوشا بود. و در این امر، همۀ نزدیکان و خویشاوندان داخلاند؛ اما هرکس که نزدیکتر است، به نیکی کردن سزاوارتر میباشد. (﴿وَيَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ﴾) و از زشتیها باز میدارد؛ و آن هرگناه بزرگی است که شریعتها و سرشتها آن را زشت قرار دادهاند؛ مانند شرک ورزیدن به خدا وکشتن مردم به ناحق، و زنا و سرقت و خود بزرگ بینی و تکبر و حقیر دانستن مردم، ودیگر زشتیها. و هرگناه و معصیتی درحق خدا، در این داخل است. و خدا آدمی را از تجاوز باز میدارد؛ و تجاوز، هر نوع پایمال کردن حقوق مردم را شامل میشود. ریختن خون و آبروی مردم و خوردن مال آنان به ناحق از مصادیق تجاوز میباشند. پس این آیه تمامی دستورات و نواهی را دربرگرفته، و هیچ چیزی باقی نمانده مگر در آن داخل است. و این قاعده ایست که سایر جزئیات را در بر میگیرد. پس هر مسئلهای که مشتمل بر دادگری، احسان، یا بخشش به خویشان باشد، از جمله چیزهایی است که خداوند به آن فرمان داده است؛ و هر مسئلهای که مشتمل بر منکر یا تجاوز باشد، خداوند از آن باز میدارد. و بهوسیلۀ این آیه، خوبی آنچه که خداوند به آن دستور داده، و زشتی آنچه که از آن نهی کرده است، معلوم میشود. وگفتههای مردم، در پرتو این قاعده سنجیده میشوند؛ و سایر حالات به آن برگردانده میشود. پس با برکت است آن ذاتی که سخنش هدایت و شفا و نور و فرقان هر چیزی است. بنابراین فرمود: (﴿يَعِظُكُمۡ﴾) به وسیلۀ آنچه در کتابش برایتان بیان نموده است، شما را اندرز میدهد؛ و شما را به آنچه که صلاح و بهبودیتان در آن نهفته است، دستور میدهد؛ و از آنچه به زیان شماست، باز میدارد. (﴿لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) تا آنچه را که به شما اندرز میدهد، به یاد آورید و بفهمید و در آن بیندیشید. پس هرگاه آن را به یاد آوردید و فهمیدید و به مقتضای آن عمل کردید، به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت دست مییابید؛ چنان سعادتی که هیچ شقاوت و بدبختی با آن همراه نیست. پس چون به آنچه که در اصل شرع واجب است، امر نمود؛ دستور داد به آنچه که بنده بر خود واجب گردانده است، وفا شود و فرمود:
النحل 16:91
وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ و به پيمان خدا چون عهد بستيد وفا کنيد و سوگندها را پس از تاييد آن نشکنيدف در حالي که خدا را بر خود نگهبان ساختيد، خداوند آنچه را که مي کنيد، مي داند. وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ و مانند آن (زني) نباشيد که رشتۀ خود را پس از محکم تايبدن از هم وامي کرد، شما نبايد سوگندهايتان را در ميان مايۀ فريب سازيد تا گروهي از گروهي ديگر (از لحاظ داشتن امکانات) فزونتر گردد. جز اين نيست که خداوند شما را به آن مي آزمايد، و به يقين روز قيامت آنچه را که در آن اختلاف مي ورزيديد ، برايتان روشني خواهد ساخت.
(91) این دو آیه همۀ عهدهایی را که بنده با پروردگارش بسته، از قبیل: عبادتها و نذرها و سوگندهایی که مبنی بر انجام دادن کار نیک خورده است، شامل میشود. و نیز پیمانی را که بنده با کسی دیگر میبندد، مانند پیمانهایی که دو طرف با هم میبندند، و وعدهای که بنده به کسی دیگر میدهد و آن را بر خود استوار میگرداند، شامل میشود. پس بر بنده لازم است که در همۀ این موارد، به عهد و سوگند خود وفا کند، و در صورت توانایی، آن را به طور کامل به اتمام رساند. بنابراین خداوند از شکستن عهد و سوگند نهی کرده و فرموده است: (﴿وَلَا تَنقُضُواۡ ٱلۡأَيۡمَٰنَ بَعۡدَ تَوۡكِيدِهَا﴾) و پس از آنکه به نام خدا سوگند خوردید، آن را نشکنید. (﴿وَقَدۡ جَعَلۡتُمُ ٱللَّهَ عَلَيۡكُمۡ كَفِيلًا﴾) درحالی که [شما ای دو طرفی که پیمان بستهاید!] خدا را بر خود نگهبان و مراقب قرار دادهاید. پس برای شما جایز نیست به آنچه که خداوند را در آن ضامن قرار دادهاید، عمل نکنید؛ زیرا اگر به آن پایبند نباشید و بدان وفا نکنید، این کار باعث ترک تعظیم خداوند و توهین به وی میشود، درحالی که طرف دیگر، به قسم شما و اینکه خداوند را کفیل و نگهبان خویش قرار دادهای، رضایت داده و قانع شده است. پس همانطور که طرف دیگر شما را امین قرار داده و نسبت به شما حسن ظن دارد، شما نیز باید به آنچه گفتهای و بر خود استوار و مؤکّد نمودهای، وفا بکنی. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ﴾) بیگمان خداوند میداند آنچه را که میکنید. پس هر عملکنندهای را، طبق عملش و بر حسب نیت و هدفش سزا و جزا میدهد.
(92) (﴿وَلَا تَكُونُواۡ﴾) و در شکستن پیمانهایتان، از زشت ترین الگو پیروی نکنید، الگویی که بر زشتی و نادانی انجام دهندۀ آن دلالت مینماید، و آن نمونه (﴿كَٱلَّتِي نَقَضَتۡ غَزۡلَهَا مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٍ﴾) زنی است که رشتههای خود را محکم میتابید، و پس از اینکه کاملاً تابیده شده و محکم میگردیدند، رشتۀ خود را از هم وا میکرد. پس هم در تابیدن خسته شد، و هم در واکردن رشتهها. پس، جز ناکامی و خستگی و بیخردی، سودی نبرد. همچنین کسی که پیمان خود را بشکند، ستمگر و جاهل و بیخرد است، و در دین و جوانمردی کمبود دارد، و همانند این زن میباشد. (﴿تَتَّخِذُونَ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرۡبَىٰ مِنۡ أُمَّةٍ﴾) شما نباید سوگندهایتان را در میان خود، مایۀ فریب سازید تا گروهی از گروهی دیگر فزونتر گردد؛ یعنی شایسته نیست که سوگند مؤکّد بخورید و برای شکستن آن، منتظر فرصت باشید؛ به گونهای که کسی که سوگند خورده است، اگر از نظر امکانات مادی ضعیف باشد به سوگند خود وفا کند، اما نه به خاطر تعظیم سوگندی که خورده است، بلکه به خاطر ناتوانی در پرداخت جریمۀ نقض کردن سوگندش، به آن وفا میکند اما چنانچه کسی که سوگند خورده است از نظر امکانات مادی قوی باشد، و ببیند که شکستن سوگند به سود اوست بدون توجه به پیمان خدا و سوگند، خود آن را میشکند. همۀ این کارها به تبعیت از هواهای نفس، و تقدیم آن بر آنچه خدا از آنان خواسته است، صورت میگیرد. نیز این کار بدان جهت صورت میگیرد که هواهای نفسانی بر مروّت انسانی و اخلاق پسندیده تقدیم داشته شده است، تا گروهی بر گروهی دیگر در تعداد و نیرو بیشتر گردد. (﴿إِنَّمَا يَبۡلُوكُمُ ٱللَّهُ بِهِۦ﴾) بدون شک خداوند با وفای به عهد، شما را مورد آزمایش قرار میدهد؛ زیرا خداوند اسبابی را تدارک دیده است که به وسیلۀ آن، راستگوییِ وفادار را مورد آزمایش قرار میدهد، و او را از فاسقِ بدبخت متمایز مینماید. (﴿وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) و قطعاً خداوند در روز قیامت آنچه را که در آن اختلاف میورزید، برایتان آشکار میسازد. پس هرکس را طبق عملش مجازات مینماید، و عهدشکن و فریبکار را خوار میگرداند.
النحل 16:92
وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ و به پيمان خدا چون عهد بستيد وفا کنيد و سوگندها را پس از تاييد آن نشکنيدف در حالي که خدا را بر خود نگهبان ساختيد، خداوند آنچه را که مي کنيد، مي داند. وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ و مانند آن (زني) نباشيد که رشتۀ خود را پس از محکم تايبدن از هم وامي کرد، شما نبايد سوگندهايتان را در ميان مايۀ فريب سازيد تا گروهي از گروهي ديگر (از لحاظ داشتن امکانات) فزونتر گردد. جز اين نيست که خداوند شما را به آن مي آزمايد، و به يقين روز قيامت آنچه را که در آن اختلاف مي ورزيديد ، برايتان روشني خواهد ساخت.
(91) این دو آیه همۀ عهدهایی را که بنده با پروردگارش بسته، از قبیل: عبادتها و نذرها و سوگندهایی که مبنی بر انجام دادن کار نیک خورده است، شامل میشود. و نیز پیمانی را که بنده با کسی دیگر میبندد، مانند پیمانهایی که دو طرف با هم میبندند، و وعدهای که بنده به کسی دیگر میدهد و آن را بر خود استوار میگرداند، شامل میشود. پس بر بنده لازم است که در همۀ این موارد، به عهد و سوگند خود وفا کند، و در صورت توانایی، آن را به طور کامل به اتمام رساند. بنابراین خداوند از شکستن عهد و سوگند نهی کرده و فرموده است: (﴿وَلَا تَنقُضُواۡ ٱلۡأَيۡمَٰنَ بَعۡدَ تَوۡكِيدِهَا﴾) و پس از آنکه به نام خدا سوگند خوردید، آن را نشکنید. (﴿وَقَدۡ جَعَلۡتُمُ ٱللَّهَ عَلَيۡكُمۡ كَفِيلًا﴾) درحالی که [شما ای دو طرفی که پیمان بستهاید!] خدا را بر خود نگهبان و مراقب قرار دادهاید. پس برای شما جایز نیست به آنچه که خداوند را در آن ضامن قرار دادهاید، عمل نکنید؛ زیرا اگر به آن پایبند نباشید و بدان وفا نکنید، این کار باعث ترک تعظیم خداوند و توهین به وی میشود، درحالی که طرف دیگر، به قسم شما و اینکه خداوند را کفیل و نگهبان خویش قرار دادهای، رضایت داده و قانع شده است. پس همانطور که طرف دیگر شما را امین قرار داده و نسبت به شما حسن ظن دارد، شما نیز باید به آنچه گفتهای و بر خود استوار و مؤکّد نمودهای، وفا بکنی. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ﴾) بیگمان خداوند میداند آنچه را که میکنید. پس هر عملکنندهای را، طبق عملش و بر حسب نیت و هدفش سزا و جزا میدهد.
(92) (﴿وَلَا تَكُونُواۡ﴾) و در شکستن پیمانهایتان، از زشت ترین الگو پیروی نکنید، الگویی که بر زشتی و نادانی انجام دهندۀ آن دلالت مینماید، و آن نمونه (﴿كَٱلَّتِي نَقَضَتۡ غَزۡلَهَا مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٍ﴾) زنی است که رشتههای خود را محکم میتابید، و پس از اینکه کاملاً تابیده شده و محکم میگردیدند، رشتۀ خود را از هم وا میکرد. پس هم در تابیدن خسته شد، و هم در واکردن رشتهها. پس، جز ناکامی و خستگی و بیخردی، سودی نبرد. همچنین کسی که پیمان خود را بشکند، ستمگر و جاهل و بیخرد است، و در دین و جوانمردی کمبود دارد، و همانند این زن میباشد. (﴿تَتَّخِذُونَ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرۡبَىٰ مِنۡ أُمَّةٍ﴾) شما نباید سوگندهایتان را در میان خود، مایۀ فریب سازید تا گروهی از گروهی دیگر فزونتر گردد؛ یعنی شایسته نیست که سوگند مؤکّد بخورید و برای شکستن آن، منتظر فرصت باشید؛ به گونهای که کسی که سوگند خورده است، اگر از نظر امکانات مادی ضعیف باشد به سوگند خود وفا کند، اما نه به خاطر تعظیم سوگندی که خورده است، بلکه به خاطر ناتوانی در پرداخت جریمۀ نقض کردن سوگندش، به آن وفا میکند اما چنانچه کسی که سوگند خورده است از نظر امکانات مادی قوی باشد، و ببیند که شکستن سوگند به سود اوست بدون توجه به پیمان خدا و سوگند، خود آن را میشکند. همۀ این کارها به تبعیت از هواهای نفس، و تقدیم آن بر آنچه خدا از آنان خواسته است، صورت میگیرد. نیز این کار بدان جهت صورت میگیرد که هواهای نفسانی بر مروّت انسانی و اخلاق پسندیده تقدیم داشته شده است، تا گروهی بر گروهی دیگر در تعداد و نیرو بیشتر گردد. (﴿إِنَّمَا يَبۡلُوكُمُ ٱللَّهُ بِهِۦ﴾) بدون شک خداوند با وفای به عهد، شما را مورد آزمایش قرار میدهد؛ زیرا خداوند اسبابی را تدارک دیده است که به وسیلۀ آن، راستگوییِ وفادار را مورد آزمایش قرار میدهد، و او را از فاسقِ بدبخت متمایز مینماید. (﴿وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) و قطعاً خداوند در روز قیامت آنچه را که در آن اختلاف میورزید، برایتان آشکار میسازد. پس هرکس را طبق عملش مجازات مینماید، و عهدشکن و فریبکار را خوار میگرداند.
النحل 16:93
وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر خداوند مي خواست شما را امتي واحد قرار مي داد، ولي هر کس را که بخواهد گمراه مي نمايد و هر کس را که بخواهد هدايت مي کند، و به طور قطع از آنچه مي کرديد پرسيده خواهيد شد.
(93) (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ﴾) واگر خداوند میخواست، همۀ مردم را بر هدایت جمع مینمود و آنان را (﴿أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) یک امت قرار میداد؛ اما تنها خداست که هدایت مینماید و گمراه میسازد، و هدایت کردن و گمراه نمودن، کار اوست و تابع حکمت و علم او میباشد؛ به فضل خویش، هدایت را به کسی میبخشد که مستحق آن است؛ و کسی را که سزاوار هدایت نیست، بر اساس عدالت خویش از آن محروم مینماید. (﴿وَلَتُسَۡٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و از خیر و شری که میکردید، پرسیده خواهید شد؛ و خداوند به طور کامل و به منصفانه ترین وجه، شما را بر آن سزا و جزا میدهد.
النحل 16:94
وَلاَ تَتَّخِذُواْ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ و سوگندهايتان را در ميان خود وسيلۀ فريب قرار ندهيد تا (مبادا) قدمي پس از استواري اش بلغزد، و به سبب جلوگيري از راه خدا عذاب بزرگي را بچشيد و در آخرت عذاب بزرگي داشته باشيد.
(94) (﴿وَلَا تَتَّخِذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ﴾) و سوگندها و پیمانهایتان را تابع خواستهای خود مسازید؛ هرگاه خواستید، به آن وفا کنید؛ و هرگاه دلتان خواست، آن را بشکنید؛ زیرا اگر چنین کنید، گامهایتان پس از استوار شدن بر راه راست میلغزد. (﴿وَتَذُوقُواۡ ٱلسُّوٓءَ﴾) و عذابی را بچشید که شما را ناگوار آید و به غم و اندوه اندازد (﴿بِمَا صَدَدتُّمۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّه﴾) به سبب جلوگیری شما از راه خدا، بدانگاه که گمراه شدید و دیگران را گمراه نمودید، (﴿ وَلَكُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و در آخرت، عذابی بزرگ و چند برابر خواهید داشت.
النحل 16:95
وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، بي گمان آنچه نزد خداست همان براي شما بهتر است اگر بدانيد. مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ آنچه نزد شماست از ميان مي رود و آنچه نزد خداست ماندگار و باقي است و به شکيبايان به (حسب) نيکوترين آنچه مي کردند پاداش مي دهيم. مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ هر کس چه زن و چه مرد کار شايسته انجام دهد و مومن باشد بدو زندگي پاکيزه و خوشايندي مي بخشيم و پاداششان را طبق بهترين کارهايشان خواهيم داد.
(95) خداوند متعال بندگانش را، از شکستن پیمانها وسوگندهایشان به خاطر برخورداری از منافع دنیا، برحذر داشته و میفرماید: (﴿وَلَا تَشۡتَرُواۡ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾) و پیمان خدا را به بهای اندک نفروشید، و به خاطر دنیا آن را نشکنید، بلکه به آن وفادار باشید. (﴿إِنَّمَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا پاداشی که در دنیا و آخرت نزد خداست، برای کسی که خشنودی خدا را بر هرچیز ترجیح داده و به پیمان خدا وفا نموده است، (﴿هُوَ خَيۡرٞ﴾) از متاع فانی دنیا، بهتر است. (﴿إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) اگر شما بدانید.
(96) نعمتهایی که نزد شماست، فانی و ناپایدار است؛ و آنچه نزد خدا میباشد، ماندگار و باقی است. بنابراین آنچه را که ماندگار و باقی است، برآنچه که ازبین میرود، ترجیح دهید؛ زیرا آنچه شما دارید، گرچه خیلی زیاد هم باشد، (﴿يَنفَدُ﴾) از میان میرود و فنا میشود (﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٖ﴾) و آنچه نزد خداوند است، باقی میماند و از بین نمیرود. پس هرکس چیز فانی و بیارزش را، بر آنچه که ماندگار و باارزش است، ترجیح دهد، عاقل نیست. و این مانند فرمودۀ الهی است که فرموده است:﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾ بلکه زندگی دنیا را ترجیح میدهید، حال آنکه آخرت، بهتر وماندگارتر است. ﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ﴾ و آنچه نزد خداوند است، برای نیکوکاران بهتر است. در این آیات، آدمی به زهد و بیتوجهی به دنیا تشویق شده، به ویژه زهدی که بر بندگان لازم است، و آن زهد در اموری است که به زیان بنده میباشد، و باعث میشود بنده بدان مشغول شود و خداوند را فراموش کند، و آن را بر حق خدا مقدم دارد. پس چنین زهدی واجب است. و از اسبابِ زهد، یکی این است که بنده لذتهای دنیا و شهوتهای آن را، با خوبیهای آخرت مقایسه نماید؛ و چون دنیا و آخرت را با یکدیگر مقایسه نماید، چنان فرق و تفاوتی میان این دو بیند که او را وادار کند تا آنچه را که برتر است، ترجیح دهد. زهدی که مورد پسند خدا و پیامبر است، آن نیست که آدمی تنها به عبادتهایی از قبیل: نماز و روزه و ذکر و... روی آوَرَد که نفع و سودشان فقط عاید انجام دهنده میگردد، بلکه زاهد واقعی کسی است که به اندازۀ توانایی خود، دستورات ظاهری و باطنی شریعت را انجام دهد، و با گفتار و کردار به سوی خدا و دین خدا دعوت دهد. پس زهد حقیقی؛ به معنی فاصله گرفتن از چیزی است که نه به سود دین است، و نه به سود دنیا؛ و اینکه آدمی به چیزی علاقمند باشد و در مسیرش تلاش کند که برای او مفید است. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓاۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و به کسانی که بر طاعت خدا بردباری کردند و خویشتن را از نافرمانی و معصیت او باز داشتند و به شهوات نیالودند، پاداششان را بهتر و زیباتر از آنچه میکردند، میدهیم؛ یک نیکی، ده برابر میشود و تا هفتصد برابر افزایش مییابد و بیش از آن نیز افزایش مییابد. وخداوند پاداش کسی را که عملی خوب انجام دهد، ضایع نمیکند. بنابراین پاداش دنیوی و اخروی کسانی را که عمل نیک انجام میدهند، بیان نمود و فرمود:
(97) (﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ کار شایسته انجام دهد و مؤمن باشد [به او زندگی پاک و گوارایی میبخشیم]. پس ایمان، برای صحّت و پذیرفته شدن اعمال صالح شرط است؛ بلکه اعمالِ بدون ایمان، صالح و شایسته نامیده نمیشود؛ زیرا ایمان، اقتضا مینماید تا انسان کار شایسته انجام دهد. ایمان، یعنی تصدیق قطعی و باور راستین، که ثمرۀ آن، اعمال واجب و مستحب جوارح است. پس هرکس ایمان داشته باشد و کارشایسته انجام دهد، (﴿فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ﴾) به او زندگی گوارا و خوشایندی میبخشیم، به گونهای که قلب او سرشار از آرامش میگردد، و از هر تشویش و پریشانی مصون خواهد بود؛ و خداوند، روزیِ پاکی را از جایی که گمان نمیبرد، به او میدهد. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و در روز قیامت، پاداششان را برحسب بهترین عملی که انجام میدادند، میدهیم؛ و آنها را با انواع لذتها و شادیهایی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده و هیچ گوشی اخبار آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است، پاداش میدهیم. پس خداوند به چنین کسی، در دنیا و آخرت، خوبی و نیکی میکند.
النحل 16:96
وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، بي گمان آنچه نزد خداست همان براي شما بهتر است اگر بدانيد. مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ آنچه نزد شماست از ميان مي رود و آنچه نزد خداست ماندگار و باقي است و به شکيبايان به (حسب) نيکوترين آنچه مي کردند پاداش مي دهيم. مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ هر کس چه زن و چه مرد کار شايسته انجام دهد و مومن باشد بدو زندگي پاکيزه و خوشايندي مي بخشيم و پاداششان را طبق بهترين کارهايشان خواهيم داد.
(95) خداوند متعال بندگانش را، از شکستن پیمانها وسوگندهایشان به خاطر برخورداری از منافع دنیا، برحذر داشته و میفرماید: (﴿وَلَا تَشۡتَرُواۡ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾) و پیمان خدا را به بهای اندک نفروشید، و به خاطر دنیا آن را نشکنید، بلکه به آن وفادار باشید. (﴿إِنَّمَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا پاداشی که در دنیا و آخرت نزد خداست، برای کسی که خشنودی خدا را بر هرچیز ترجیح داده و به پیمان خدا وفا نموده است، (﴿هُوَ خَيۡرٞ﴾) از متاع فانی دنیا، بهتر است. (﴿إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) اگر شما بدانید.
(96) نعمتهایی که نزد شماست، فانی و ناپایدار است؛ و آنچه نزد خدا میباشد، ماندگار و باقی است. بنابراین آنچه را که ماندگار و باقی است، برآنچه که ازبین میرود، ترجیح دهید؛ زیرا آنچه شما دارید، گرچه خیلی زیاد هم باشد، (﴿يَنفَدُ﴾) از میان میرود و فنا میشود (﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٖ﴾) و آنچه نزد خداوند است، باقی میماند و از بین نمیرود. پس هرکس چیز فانی و بیارزش را، بر آنچه که ماندگار و باارزش است، ترجیح دهد، عاقل نیست. و این مانند فرمودۀ الهی است که فرموده است:﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾ بلکه زندگی دنیا را ترجیح میدهید، حال آنکه آخرت، بهتر وماندگارتر است. ﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ﴾ و آنچه نزد خداوند است، برای نیکوکاران بهتر است. در این آیات، آدمی به زهد و بیتوجهی به دنیا تشویق شده، به ویژه زهدی که بر بندگان لازم است، و آن زهد در اموری است که به زیان بنده میباشد، و باعث میشود بنده بدان مشغول شود و خداوند را فراموش کند، و آن را بر حق خدا مقدم دارد. پس چنین زهدی واجب است. و از اسبابِ زهد، یکی این است که بنده لذتهای دنیا و شهوتهای آن را، با خوبیهای آخرت مقایسه نماید؛ و چون دنیا و آخرت را با یکدیگر مقایسه نماید، چنان فرق و تفاوتی میان این دو بیند که او را وادار کند تا آنچه را که برتر است، ترجیح دهد. زهدی که مورد پسند خدا و پیامبر است، آن نیست که آدمی تنها به عبادتهایی از قبیل: نماز و روزه و ذکر و... روی آوَرَد که نفع و سودشان فقط عاید انجام دهنده میگردد، بلکه زاهد واقعی کسی است که به اندازۀ توانایی خود، دستورات ظاهری و باطنی شریعت را انجام دهد، و با گفتار و کردار به سوی خدا و دین خدا دعوت دهد. پس زهد حقیقی؛ به معنی فاصله گرفتن از چیزی است که نه به سود دین است، و نه به سود دنیا؛ و اینکه آدمی به چیزی علاقمند باشد و در مسیرش تلاش کند که برای او مفید است. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓاۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و به کسانی که بر طاعت خدا بردباری کردند و خویشتن را از نافرمانی و معصیت او باز داشتند و به شهوات نیالودند، پاداششان را بهتر و زیباتر از آنچه میکردند، میدهیم؛ یک نیکی، ده برابر میشود و تا هفتصد برابر افزایش مییابد و بیش از آن نیز افزایش مییابد. وخداوند پاداش کسی را که عملی خوب انجام دهد، ضایع نمیکند. بنابراین پاداش دنیوی و اخروی کسانی را که عمل نیک انجام میدهند، بیان نمود و فرمود:
(97) (﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ کار شایسته انجام دهد و مؤمن باشد [به او زندگی پاک و گوارایی میبخشیم]. پس ایمان، برای صحّت و پذیرفته شدن اعمال صالح شرط است؛ بلکه اعمالِ بدون ایمان، صالح و شایسته نامیده نمیشود؛ زیرا ایمان، اقتضا مینماید تا انسان کار شایسته انجام دهد. ایمان، یعنی تصدیق قطعی و باور راستین، که ثمرۀ آن، اعمال واجب و مستحب جوارح است. پس هرکس ایمان داشته باشد و کارشایسته انجام دهد، (﴿فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ﴾) به او زندگی گوارا و خوشایندی میبخشیم، به گونهای که قلب او سرشار از آرامش میگردد، و از هر تشویش و پریشانی مصون خواهد بود؛ و خداوند، روزیِ پاکی را از جایی که گمان نمیبرد، به او میدهد. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و در روز قیامت، پاداششان را برحسب بهترین عملی که انجام میدادند، میدهیم؛ و آنها را با انواع لذتها و شادیهایی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده و هیچ گوشی اخبار آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است، پاداش میدهیم. پس خداوند به چنین کسی، در دنیا و آخرت، خوبی و نیکی میکند.
النحل 16:97
وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، بي گمان آنچه نزد خداست همان براي شما بهتر است اگر بدانيد. مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ آنچه نزد شماست از ميان مي رود و آنچه نزد خداست ماندگار و باقي است و به شکيبايان به (حسب) نيکوترين آنچه مي کردند پاداش مي دهيم. مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ هر کس چه زن و چه مرد کار شايسته انجام دهد و مومن باشد بدو زندگي پاکيزه و خوشايندي مي بخشيم و پاداششان را طبق بهترين کارهايشان خواهيم داد.
(95) خداوند متعال بندگانش را، از شکستن پیمانها وسوگندهایشان به خاطر برخورداری از منافع دنیا، برحذر داشته و میفرماید: (﴿وَلَا تَشۡتَرُواۡ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾) و پیمان خدا را به بهای اندک نفروشید، و به خاطر دنیا آن را نشکنید، بلکه به آن وفادار باشید. (﴿إِنَّمَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا پاداشی که در دنیا و آخرت نزد خداست، برای کسی که خشنودی خدا را بر هرچیز ترجیح داده و به پیمان خدا وفا نموده است، (﴿هُوَ خَيۡرٞ﴾) از متاع فانی دنیا، بهتر است. (﴿إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) اگر شما بدانید.
(96) نعمتهایی که نزد شماست، فانی و ناپایدار است؛ و آنچه نزد خدا میباشد، ماندگار و باقی است. بنابراین آنچه را که ماندگار و باقی است، برآنچه که ازبین میرود، ترجیح دهید؛ زیرا آنچه شما دارید، گرچه خیلی زیاد هم باشد، (﴿يَنفَدُ﴾) از میان میرود و فنا میشود (﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٖ﴾) و آنچه نزد خداوند است، باقی میماند و از بین نمیرود. پس هرکس چیز فانی و بیارزش را، بر آنچه که ماندگار و باارزش است، ترجیح دهد، عاقل نیست. و این مانند فرمودۀ الهی است که فرموده است:﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾ بلکه زندگی دنیا را ترجیح میدهید، حال آنکه آخرت، بهتر وماندگارتر است. ﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ﴾ و آنچه نزد خداوند است، برای نیکوکاران بهتر است. در این آیات، آدمی به زهد و بیتوجهی به دنیا تشویق شده، به ویژه زهدی که بر بندگان لازم است، و آن زهد در اموری است که به زیان بنده میباشد، و باعث میشود بنده بدان مشغول شود و خداوند را فراموش کند، و آن را بر حق خدا مقدم دارد. پس چنین زهدی واجب است. و از اسبابِ زهد، یکی این است که بنده لذتهای دنیا و شهوتهای آن را، با خوبیهای آخرت مقایسه نماید؛ و چون دنیا و آخرت را با یکدیگر مقایسه نماید، چنان فرق و تفاوتی میان این دو بیند که او را وادار کند تا آنچه را که برتر است، ترجیح دهد. زهدی که مورد پسند خدا و پیامبر است، آن نیست که آدمی تنها به عبادتهایی از قبیل: نماز و روزه و ذکر و... روی آوَرَد که نفع و سودشان فقط عاید انجام دهنده میگردد، بلکه زاهد واقعی کسی است که به اندازۀ توانایی خود، دستورات ظاهری و باطنی شریعت را انجام دهد، و با گفتار و کردار به سوی خدا و دین خدا دعوت دهد. پس زهد حقیقی؛ به معنی فاصله گرفتن از چیزی است که نه به سود دین است، و نه به سود دنیا؛ و اینکه آدمی به چیزی علاقمند باشد و در مسیرش تلاش کند که برای او مفید است. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓاۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و به کسانی که بر طاعت خدا بردباری کردند و خویشتن را از نافرمانی و معصیت او باز داشتند و به شهوات نیالودند، پاداششان را بهتر و زیباتر از آنچه میکردند، میدهیم؛ یک نیکی، ده برابر میشود و تا هفتصد برابر افزایش مییابد و بیش از آن نیز افزایش مییابد. وخداوند پاداش کسی را که عملی خوب انجام دهد، ضایع نمیکند. بنابراین پاداش دنیوی و اخروی کسانی را که عمل نیک انجام میدهند، بیان نمود و فرمود:
(97) (﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ کار شایسته انجام دهد و مؤمن باشد [به او زندگی پاک و گوارایی میبخشیم]. پس ایمان، برای صحّت و پذیرفته شدن اعمال صالح شرط است؛ بلکه اعمالِ بدون ایمان، صالح و شایسته نامیده نمیشود؛ زیرا ایمان، اقتضا مینماید تا انسان کار شایسته انجام دهد. ایمان، یعنی تصدیق قطعی و باور راستین، که ثمرۀ آن، اعمال واجب و مستحب جوارح است. پس هرکس ایمان داشته باشد و کارشایسته انجام دهد، (﴿فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ﴾) به او زندگی گوارا و خوشایندی میبخشیم، به گونهای که قلب او سرشار از آرامش میگردد، و از هر تشویش و پریشانی مصون خواهد بود؛ و خداوند، روزیِ پاکی را از جایی که گمان نمیبرد، به او میدهد. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و در روز قیامت، پاداششان را برحسب بهترین عملی که انجام میدادند، میدهیم؛ و آنها را با انواع لذتها و شادیهایی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده و هیچ گوشی اخبار آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است، پاداش میدهیم. پس خداوند به چنین کسی، در دنیا و آخرت، خوبی و نیکی میکند.
النحل 16:98
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ پس هنگامي که خواستي قرآن بخواني از (شر) شيطان رانده شده به خدا پناه ببر. إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ بي گمان شيطان بر کساني که ايمان دارند و بر پروردگارشان توکل مي نمايند هيچگونه تسلطي ندارد. إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ يک سلطۀ او فقط بر کساني است که او را به دوستي مي گيرند، و بر کساني است که آنها به او (= خداوند) شرک مي ورزند.
(98 - 100) هرگاه خواستی کتاب خدا را بخوانی -که بهترین و بزرگترین کتابهاست و صلاح دلها و علوم فراوانی در آن نهفته است- به خدا پناه ببر؛ زیرا هرگاه انسان بخواهد کار خوبی را شروع کند، شیطان برای منصرف کردن وی بسیار تلاش مینماید تا او را از فهمیدن و پرداختن به مفاهیم و معانی آن باز دارد. پس راه در امان ماندن از شر شیطان، این است که انسان به خدا پناه ببرد. بنابراین خوانندۀ قرآن باید بگوید:«أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»، و باید به معنی این جمله فکر کند، و در دل به خدا توکل نماید، و کوشش کند تا وسوسهها و افکار بد شیطان را دفع نماید، و سعی کند قویترین سبب دفع وسوسه را دارا باشد و آن خود آرایی با زینت ایمان و توکل است. شیطان (﴿لَيۡسَ لَهُۥ سُلۡطَٰنٌ﴾) هیچگونه تسلطی ندارد، (﴿عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾) بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگار یگانه توکل مینمایند. پس خداوند، شر شیطان را از کسانی که ایمان دارند و بر او توکل میکنند، دور مینماید، و شیطان راهی برای تسلط بر آنان ندارد. (﴿إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ﴾) بلکه تسلط شیطان، تنها بر کسانی است که او را دوست خود قرار میدهند. و دوست قرار دادن شیطان، بدین صورت انجام میشود که آدمی خود را از خداوند دور نماید، و از شیطان پیروی کند، و به حزب و گروه او بپیوندد. پس آنها کسانیاند که شیطان را یاور و سرپرست خود قرار داده، ودر نتیجه، شیطان آنها را به سوی ارتکاب گناهان کشانده، و به طرف جهنم سوق میدهد.
النحل 16:99
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ پس هنگامي که خواستي قرآن بخواني از (شر) شيطان رانده شده به خدا پناه ببر. إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ بي گمان شيطان بر کساني که ايمان دارند و بر پروردگارشان توکل مي نمايند هيچگونه تسلطي ندارد. إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ يک سلطۀ او فقط بر کساني است که او را به دوستي مي گيرند، و بر کساني است که آنها به او (= خداوند) شرک مي ورزند.
(98 - 100) هرگاه خواستی کتاب خدا را بخوانی -که بهترین و بزرگترین کتابهاست و صلاح دلها و علوم فراوانی در آن نهفته است- به خدا پناه ببر؛ زیرا هرگاه انسان بخواهد کار خوبی را شروع کند، شیطان برای منصرف کردن وی بسیار تلاش مینماید تا او را از فهمیدن و پرداختن به مفاهیم و معانی آن باز دارد. پس راه در امان ماندن از شر شیطان، این است که انسان به خدا پناه ببرد. بنابراین خوانندۀ قرآن باید بگوید:«أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»، و باید به معنی این جمله فکر کند، و در دل به خدا توکل نماید، و کوشش کند تا وسوسهها و افکار بد شیطان را دفع نماید، و سعی کند قویترین سبب دفع وسوسه را دارا باشد و آن خود آرایی با زینت ایمان و توکل است. شیطان (﴿لَيۡسَ لَهُۥ سُلۡطَٰنٌ﴾) هیچگونه تسلطی ندارد، (﴿عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾) بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگار یگانه توکل مینمایند. پس خداوند، شر شیطان را از کسانی که ایمان دارند و بر او توکل میکنند، دور مینماید، و شیطان راهی برای تسلط بر آنان ندارد. (﴿إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ﴾) بلکه تسلط شیطان، تنها بر کسانی است که او را دوست خود قرار میدهند. و دوست قرار دادن شیطان، بدین صورت انجام میشود که آدمی خود را از خداوند دور نماید، و از شیطان پیروی کند، و به حزب و گروه او بپیوندد. پس آنها کسانیاند که شیطان را یاور و سرپرست خود قرار داده، ودر نتیجه، شیطان آنها را به سوی ارتکاب گناهان کشانده، و به طرف جهنم سوق میدهد.
النحل 16:100
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ پس هنگامي که خواستي قرآن بخواني از (شر) شيطان رانده شده به خدا پناه ببر. إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ بي گمان شيطان بر کساني که ايمان دارند و بر پروردگارشان توکل مي نمايند هيچگونه تسلطي ندارد. إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ يک سلطۀ او فقط بر کساني است که او را به دوستي مي گيرند، و بر کساني است که آنها به او (= خداوند) شرک مي ورزند.
(98 - 100) هرگاه خواستی کتاب خدا را بخوانی -که بهترین و بزرگترین کتابهاست و صلاح دلها و علوم فراوانی در آن نهفته است- به خدا پناه ببر؛ زیرا هرگاه انسان بخواهد کار خوبی را شروع کند، شیطان برای منصرف کردن وی بسیار تلاش مینماید تا او را از فهمیدن و پرداختن به مفاهیم و معانی آن باز دارد. پس راه در امان ماندن از شر شیطان، این است که انسان به خدا پناه ببرد. بنابراین خوانندۀ قرآن باید بگوید:«أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»، و باید به معنی این جمله فکر کند، و در دل به خدا توکل نماید، و کوشش کند تا وسوسهها و افکار بد شیطان را دفع نماید، و سعی کند قویترین سبب دفع وسوسه را دارا باشد و آن خود آرایی با زینت ایمان و توکل است. شیطان (﴿لَيۡسَ لَهُۥ سُلۡطَٰنٌ﴾) هیچگونه تسلطی ندارد، (﴿عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾) بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگار یگانه توکل مینمایند. پس خداوند، شر شیطان را از کسانی که ایمان دارند و بر او توکل میکنند، دور مینماید، و شیطان راهی برای تسلط بر آنان ندارد. (﴿إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ﴾) بلکه تسلط شیطان، تنها بر کسانی است که او را دوست خود قرار میدهند. و دوست قرار دادن شیطان، بدین صورت انجام میشود که آدمی خود را از خداوند دور نماید، و از شیطان پیروی کند، و به حزب و گروه او بپیوندد. پس آنها کسانیاند که شیطان را یاور و سرپرست خود قرار داده، ودر نتیجه، شیطان آنها را به سوی ارتکاب گناهان کشانده، و به طرف جهنم سوق میدهد.
النحل 16:101
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ و چون آيه اي را به جاي آيه اي ديگر جايگزين کنيم و خداوند خود بهتر مي داند که چه چيز را نازل مي کند مي گويند: «تو بر خدا دروغ مي بندي» بلکه بيشترشان نمي دانند. قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ بگو:«روح القدس آن را به حق از سوي پروردگارت نازل کرده است تا مومنان را ثابت قدم گرداند و هدايت و بشارتي باشد براي مسلمانان».
(101) خداوند متعال بیان میکند کسانی که قرآن را تکذیب میکنند، از چیزی پیروی مینمایند که گمان میکنند دلیلی است برای [صحت ادعای] آنان، و حال آنکه خداوند متعال که حاکم و حکیم و قانون گذار است و بر اساس حکمت و رحمتش حکمی را جایگزین حکمی دیگر مینماید. پس تکذیب کنندگان وقتی این را میبینند، از پیامبر و آنچه آورده است، خرده میگیرند و (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُفۡتَرِۢ﴾) میگویند: «تو بر خدا دروغ میبندی.» خداوند متعال میفرماید: (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمیدانند. پس آنها نادان هستند، و پروردگار خود و شریعت او را نمیشناسند. و مشخص است خرده گرفتن جاهلی که بدون علم و دانش صورت میگیرد، اعتباری ندارد؛ زیرا نقد کردن چیزی، مستلزم آن است که آدمی بدان چیز علم کافی داشته باشد؛ یعنی باید شخص چیزی را به خوبی بداند، آنگاه از آن عیب بگیرد یا به ستایش آن بپردازد. بنابراین خداوند حکمت آن را بیان نمود و فرمود:
(102) (﴿قُلۡ نَزَّلَهُۥ رُوحُ ٱلۡقُدُسِ مِن رَّبِّكَ﴾) بگو: قرآن را جبرئیل مقدس -که از هر عیب و خیانت و آفتی پاک است- از سوی پروردگارت نازل کرده است (﴿بِٱلۡحَقِّ﴾) یعنی نازل شدن آن از جانب خدا، به حق است و قرآن مشتمل بر اخبار، اوامر و نواهی حق است، و هیچ کس راهی برای انتقاد صحیح در آن ندارد؛ چون وقتی بداند که قرآن حق است، خواهد دانست که آنچه با قرآن معارض و مخالف باشد، باطل است. (﴿لِيُثَبِّتَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) تا مؤمنان را، هنگام نزول آیات قرآن بر آنها، ثابت قدم گرداند. پس همواره حق به تدریج به دلهایشان میرسد تا ایمانشان از کوههای محکم، استوارتر شود. نیز آنها میدانند که قرآن حق است، و هرگاه خداوند حکمی از احکام را مشروع نماید، سپس آن را منسوخ کند، مؤمنان میدانند که خداوند به جای آن، حکمی دیگر مانند آن یا بهتر از آنرا جایگزین مینماید. و میدانند که منسوخ شدن آن، با حکمت الهی و اقتضای عقل تناسب دارد. (﴿وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و هدایت و بشارتی برای مسلمانان است؛ یعنی آنها را به حقایق اشیا راهنمایی میکند، و برای آنها حق را از باطل، و هدایت را از گمراهی، مشخص مینماید، و به آنان مژده میدهد که پاداش نیکی دارند، و همواره در آن باقی میمانند. بنابراین نزول تدریجی قرآن، مایۀ هدایت و بشارت بیشتر آنها میگردد؛ و اگر قرآن یک دفعه برآنان نازل میشد، فکر آنها پراکنده میشد؛ بلکه ابتدا خداوند حکم و بشارتی را نازل میکند، سپس چون آن را فهمیدند و درک نمودند و منظور آن را دانستند و از آن سیراب شدند، مجدداً حکمی دیگر را نازل مینماید و این روند را ادامه میدهد. بنابراین اصحاب بهوسیلۀ قرآن به جایگاه والایی رسیدند، و اخلاق و سرشت آنها تغییر کرد، و از فضایل و مکارم شایستهای برخوردار شدند، به گونهای که از گذشتگان و آیندگان گوی سبقت را ربودند. و برای کسانی که بعد از اصحاب میآیند، برتر و بهتر این است که خود را با علوم قرآن تربیت نمایند، و با اخلاق آن خوی بگیرند، و در تاریکیهای گمراهی و جهالت به وسیلۀ نور آن راهشان را روشن نمایند، و در همۀ حالتها قرآن را پیشوای خود قرار دهند و با این کار امور دینی و دنیوی خود را سامان بخشند.
النحل 16:102
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ و چون آيه اي را به جاي آيه اي ديگر جايگزين کنيم و خداوند خود بهتر مي داند که چه چيز را نازل مي کند مي گويند: «تو بر خدا دروغ مي بندي» بلکه بيشترشان نمي دانند. قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ بگو:«روح القدس آن را به حق از سوي پروردگارت نازل کرده است تا مومنان را ثابت قدم گرداند و هدايت و بشارتي باشد براي مسلمانان».
(101) خداوند متعال بیان میکند کسانی که قرآن را تکذیب میکنند، از چیزی پیروی مینمایند که گمان میکنند دلیلی است برای [صحت ادعای] آنان، و حال آنکه خداوند متعال که حاکم و حکیم و قانون گذار است و بر اساس حکمت و رحمتش حکمی را جایگزین حکمی دیگر مینماید. پس تکذیب کنندگان وقتی این را میبینند، از پیامبر و آنچه آورده است، خرده میگیرند و (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُفۡتَرِۢ﴾) میگویند: «تو بر خدا دروغ میبندی.» خداوند متعال میفرماید: (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمیدانند. پس آنها نادان هستند، و پروردگار خود و شریعت او را نمیشناسند. و مشخص است خرده گرفتن جاهلی که بدون علم و دانش صورت میگیرد، اعتباری ندارد؛ زیرا نقد کردن چیزی، مستلزم آن است که آدمی بدان چیز علم کافی داشته باشد؛ یعنی باید شخص چیزی را به خوبی بداند، آنگاه از آن عیب بگیرد یا به ستایش آن بپردازد. بنابراین خداوند حکمت آن را بیان نمود و فرمود:
(102) (﴿قُلۡ نَزَّلَهُۥ رُوحُ ٱلۡقُدُسِ مِن رَّبِّكَ﴾) بگو: قرآن را جبرئیل مقدس -که از هر عیب و خیانت و آفتی پاک است- از سوی پروردگارت نازل کرده است (﴿بِٱلۡحَقِّ﴾) یعنی نازل شدن آن از جانب خدا، به حق است و قرآن مشتمل بر اخبار، اوامر و نواهی حق است، و هیچ کس راهی برای انتقاد صحیح در آن ندارد؛ چون وقتی بداند که قرآن حق است، خواهد دانست که آنچه با قرآن معارض و مخالف باشد، باطل است. (﴿لِيُثَبِّتَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) تا مؤمنان را، هنگام نزول آیات قرآن بر آنها، ثابت قدم گرداند. پس همواره حق به تدریج به دلهایشان میرسد تا ایمانشان از کوههای محکم، استوارتر شود. نیز آنها میدانند که قرآن حق است، و هرگاه خداوند حکمی از احکام را مشروع نماید، سپس آن را منسوخ کند، مؤمنان میدانند که خداوند به جای آن، حکمی دیگر مانند آن یا بهتر از آنرا جایگزین مینماید. و میدانند که منسوخ شدن آن، با حکمت الهی و اقتضای عقل تناسب دارد. (﴿وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و هدایت و بشارتی برای مسلمانان است؛ یعنی آنها را به حقایق اشیا راهنمایی میکند، و برای آنها حق را از باطل، و هدایت را از گمراهی، مشخص مینماید، و به آنان مژده میدهد که پاداش نیکی دارند، و همواره در آن باقی میمانند. بنابراین نزول تدریجی قرآن، مایۀ هدایت و بشارت بیشتر آنها میگردد؛ و اگر قرآن یک دفعه برآنان نازل میشد، فکر آنها پراکنده میشد؛ بلکه ابتدا خداوند حکم و بشارتی را نازل میکند، سپس چون آن را فهمیدند و درک نمودند و منظور آن را دانستند و از آن سیراب شدند، مجدداً حکمی دیگر را نازل مینماید و این روند را ادامه میدهد. بنابراین اصحاب بهوسیلۀ قرآن به جایگاه والایی رسیدند، و اخلاق و سرشت آنها تغییر کرد، و از فضایل و مکارم شایستهای برخوردار شدند، به گونهای که از گذشتگان و آیندگان گوی سبقت را ربودند. و برای کسانی که بعد از اصحاب میآیند، برتر و بهتر این است که خود را با علوم قرآن تربیت نمایند، و با اخلاق آن خوی بگیرند، و در تاریکیهای گمراهی و جهالت به وسیلۀ نور آن راهشان را روشن نمایند، و در همۀ حالتها قرآن را پیشوای خود قرار دهند و با این کار امور دینی و دنیوی خود را سامان بخشند.
النحل 16:103
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَـذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ و به راستي مي دانيم که آنان مي گويند: «جز اين نيست که انساني اين قرآن را به او مي آموزد». زبان کسي که به او نسبت مي دهند گنگ و غير عربي است و اين قرآن به زبان عربي روشن است. إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بي گمان کساني که به آيات خدا ايمان نمي آورند خداوند آنان را هدايت نمي کند و عذاب دردناکي دارند. إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأُوْلـئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ فقط آنان دروغ مي بندند که به آيات خدا ايمان ندارند و ايشانند که دروغگويانند.
(103) خداوند متعال از گفتۀ مشرکانی خبر میدهد که پیامبر را تکذیب میکردند و اینکه، (﴿أَنَّهُمۡ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُۥ بَشَرٞ﴾) آنها میگویند: «قرآنی که پیامبر آورده است، انسانی بهاو میآموزد.» اما انسانی که مد نظر آنان است عجمی زبان وغیر عرب است، (﴿وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيّٞ مُّبِينٌ﴾) و این قرآن، به زبان روشن عربی است. آیا این امکان دارد؟ آیا چنین سخنی صادق است؟ اما دروغگو، دروغ میگوید و به دروغش فکر نمیکند که نتیجهاش به کجا می رسد. بنابراین سخن او دارای تناقض و فساد میگردد؛ و این تضاد و فساد، باعث میشود تا سخنش رد شود.
(104) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) بدون شک کسانی که به آیات خدا -که به صراحت بر حق روشن دلالت مینمایند- ایمان نمیآورند و آن را رد کرده و نمیپذیرند، (﴿لَا يَهۡدِيهِمُ ٱللَّه﴾) خداوند آنها را هدایت نمیکند؛ چرا که هدایت پیش آنها آمد، اما آن را نپذیرفتند. پس به سزا و کیفرِ نپذیرفتنِ هدایت، از آن محروم شدند و خداوند خوارشان گردانید. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و در آخرت عذاب دردناکی پیش رو دارند.
(105) (﴿إِنَّمَا يَفۡتَرِي ٱلۡكَذِبَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) همانا دروغ بستن، کار کسانی است که به آیات خدا ایمان ندارند؛ مانند کسانی که پس از اینکه نشانههای روشن پیش آنها آمد، با پیامبر خدا مخالفت ورزیدند. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ﴾) در حقیقت خود ایشاناند که دروغگویند، و دروغگویی در آنها منحصر است، و آنها بیش از دیگران سزاوارند که دروغگو نامیده شوند. اما محمد صلی الله علیه وسلم، که به آیات خدا ایمان دارد و در برابر پروردگارش فروتن میباشد، محال است که بر خدا دروغ ببندد، و به دروغ چیزهایی را به او نسبت دهد که خداوند نگفته است. دشمنانش او را به دروغگویی ـکه صفت خودشان استـ متهم کردند، اما خداوند خوارشان نمود و رسوایشان کرد. و ستایش از آنِ خداست.