Tafsir As-Saadi - Persian — النحل 16:104 – الإسراء 17:93
Contents
- النحل 16:104
- النحل 16:105
- النحل 16:106
- النحل 16:107
- النحل 16:108
- النحل 16:109
- النحل 16:110
- النحل 16:111
- النحل 16:112
- النحل 16:113
- النحل 16:114
- النحل 16:115
- النحل 16:116
- النحل 16:117
- النحل 16:118
- النحل 16:119
- النحل 16:120
- النحل 16:121
- النحل 16:122
- النحل 16:123
- النحل 16:124
- النحل 16:125
- النحل 16:126
- النحل 16:127
- النحل 16:128
- الإسراء 17:1
- الإسراء 17:2
- الإسراء 17:3
- الإسراء 17:4
- الإسراء 17:5
- الإسراء 17:6
- الإسراء 17:7
- الإسراء 17:8
- الإسراء 17:9
- الإسراء 17:10
- الإسراء 17:11
- الإسراء 17:12
- الإسراء 17:13
- الإسراء 17:14
- الإسراء 17:15
- الإسراء 17:16
- الإسراء 17:17
- الإسراء 17:18
- الإسراء 17:19
- الإسراء 17:20
- الإسراء 17:21
- الإسراء 17:22
- الإسراء 17:23
- الإسراء 17:24
- الإسراء 17:25
- الإسراء 17:26
- الإسراء 17:27
- الإسراء 17:28
- الإسراء 17:29
- الإسراء 17:30
- الإسراء 17:31
- الإسراء 17:32
- الإسراء 17:33
- الإسراء 17:34
- الإسراء 17:35
- الإسراء 17:36
- الإسراء 17:37
- الإسراء 17:38
- الإسراء 17:39
- الإسراء 17:40
- الإسراء 17:41
- الإسراء 17:42
- الإسراء 17:43
- الإسراء 17:44
- الإسراء 17:45
- الإسراء 17:46
- الإسراء 17:47
- الإسراء 17:48
- الإسراء 17:49
- الإسراء 17:50
- الإسراء 17:51
- الإسراء 17:52
- الإسراء 17:53
- الإسراء 17:54
- الإسراء 17:55
- الإسراء 17:56
- الإسراء 17:57
- الإسراء 17:58
- الإسراء 17:59
- الإسراء 17:60
- الإسراء 17:61
- الإسراء 17:62
- الإسراء 17:63
- الإسراء 17:64
- الإسراء 17:65
- الإسراء 17:66
- الإسراء 17:67
- الإسراء 17:68
- الإسراء 17:69
- الإسراء 17:70
- الإسراء 17:71
- الإسراء 17:72
- الإسراء 17:73
- الإسراء 17:74
- الإسراء 17:75
- الإسراء 17:76
- الإسراء 17:77
- الإسراء 17:78
- الإسراء 17:79
- الإسراء 17:80
- الإسراء 17:81
- الإسراء 17:82
- الإسراء 17:83
- الإسراء 17:84
- الإسراء 17:85
- الإسراء 17:86
- الإسراء 17:87
- الإسراء 17:88
- الإسراء 17:89
- الإسراء 17:90
- الإسراء 17:91
- الإسراء 17:92
- الإسراء 17:93
النحل 16:104
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَـذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ و به راستي مي دانيم که آنان مي گويند: «جز اين نيست که انساني اين قرآن را به او مي آموزد». زبان کسي که به او نسبت مي دهند گنگ و غير عربي است و اين قرآن به زبان عربي روشن است. إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بي گمان کساني که به آيات خدا ايمان نمي آورند خداوند آنان را هدايت نمي کند و عذاب دردناکي دارند. إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأُوْلـئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ فقط آنان دروغ مي بندند که به آيات خدا ايمان ندارند و ايشانند که دروغگويانند.
(103) خداوند متعال از گفتۀ مشرکانی خبر میدهد که پیامبر را تکذیب میکردند و اینکه، (﴿أَنَّهُمۡ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُۥ بَشَرٞ﴾) آنها میگویند: «قرآنی که پیامبر آورده است، انسانی بهاو میآموزد.» اما انسانی که مد نظر آنان است عجمی زبان وغیر عرب است، (﴿وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيّٞ مُّبِينٌ﴾) و این قرآن، به زبان روشن عربی است. آیا این امکان دارد؟ آیا چنین سخنی صادق است؟ اما دروغگو، دروغ میگوید و به دروغش فکر نمیکند که نتیجهاش به کجا می رسد. بنابراین سخن او دارای تناقض و فساد میگردد؛ و این تضاد و فساد، باعث میشود تا سخنش رد شود.
(104) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) بدون شک کسانی که به آیات خدا -که به صراحت بر حق روشن دلالت مینمایند- ایمان نمیآورند و آن را رد کرده و نمیپذیرند، (﴿لَا يَهۡدِيهِمُ ٱللَّه﴾) خداوند آنها را هدایت نمیکند؛ چرا که هدایت پیش آنها آمد، اما آن را نپذیرفتند. پس به سزا و کیفرِ نپذیرفتنِ هدایت، از آن محروم شدند و خداوند خوارشان گردانید. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و در آخرت عذاب دردناکی پیش رو دارند.
(105) (﴿إِنَّمَا يَفۡتَرِي ٱلۡكَذِبَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) همانا دروغ بستن، کار کسانی است که به آیات خدا ایمان ندارند؛ مانند کسانی که پس از اینکه نشانههای روشن پیش آنها آمد، با پیامبر خدا مخالفت ورزیدند. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ﴾) در حقیقت خود ایشاناند که دروغگویند، و دروغگویی در آنها منحصر است، و آنها بیش از دیگران سزاوارند که دروغگو نامیده شوند. اما محمد صلی الله علیه وسلم، که به آیات خدا ایمان دارد و در برابر پروردگارش فروتن میباشد، محال است که بر خدا دروغ ببندد، و به دروغ چیزهایی را به او نسبت دهد که خداوند نگفته است. دشمنانش او را به دروغگویی ـکه صفت خودشان استـ متهم کردند، اما خداوند خوارشان نمود و رسوایشان کرد. و ستایش از آنِ خداست.
النحل 16:105
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَـذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ و به راستي مي دانيم که آنان مي گويند: «جز اين نيست که انساني اين قرآن را به او مي آموزد». زبان کسي که به او نسبت مي دهند گنگ و غير عربي است و اين قرآن به زبان عربي روشن است. إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بي گمان کساني که به آيات خدا ايمان نمي آورند خداوند آنان را هدايت نمي کند و عذاب دردناکي دارند. إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأُوْلـئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ فقط آنان دروغ مي بندند که به آيات خدا ايمان ندارند و ايشانند که دروغگويانند.
(103) خداوند متعال از گفتۀ مشرکانی خبر میدهد که پیامبر را تکذیب میکردند و اینکه، (﴿أَنَّهُمۡ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُۥ بَشَرٞ﴾) آنها میگویند: «قرآنی که پیامبر آورده است، انسانی بهاو میآموزد.» اما انسانی که مد نظر آنان است عجمی زبان وغیر عرب است، (﴿وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيّٞ مُّبِينٌ﴾) و این قرآن، به زبان روشن عربی است. آیا این امکان دارد؟ آیا چنین سخنی صادق است؟ اما دروغگو، دروغ میگوید و به دروغش فکر نمیکند که نتیجهاش به کجا می رسد. بنابراین سخن او دارای تناقض و فساد میگردد؛ و این تضاد و فساد، باعث میشود تا سخنش رد شود.
(104) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) بدون شک کسانی که به آیات خدا -که به صراحت بر حق روشن دلالت مینمایند- ایمان نمیآورند و آن را رد کرده و نمیپذیرند، (﴿لَا يَهۡدِيهِمُ ٱللَّه﴾) خداوند آنها را هدایت نمیکند؛ چرا که هدایت پیش آنها آمد، اما آن را نپذیرفتند. پس به سزا و کیفرِ نپذیرفتنِ هدایت، از آن محروم شدند و خداوند خوارشان گردانید. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) و در آخرت عذاب دردناکی پیش رو دارند.
(105) (﴿إِنَّمَا يَفۡتَرِي ٱلۡكَذِبَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) همانا دروغ بستن، کار کسانی است که به آیات خدا ایمان ندارند؛ مانند کسانی که پس از اینکه نشانههای روشن پیش آنها آمد، با پیامبر خدا مخالفت ورزیدند. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ﴾) در حقیقت خود ایشاناند که دروغگویند، و دروغگویی در آنها منحصر است، و آنها بیش از دیگران سزاوارند که دروغگو نامیده شوند. اما محمد صلی الله علیه وسلم، که به آیات خدا ایمان دارد و در برابر پروردگارش فروتن میباشد، محال است که بر خدا دروغ ببندد، و به دروغ چیزهایی را به او نسبت دهد که خداوند نگفته است. دشمنانش او را به دروغگویی ـکه صفت خودشان استـ متهم کردند، اما خداوند خوارشان نمود و رسوایشان کرد. و ستایش از آنِ خداست.
النحل 16:106
مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هر کس که پس از ايمان آوردنش به خدا کفر ورزد (به عذاب دردناکي گرفتار خواهد شد) مگر کسي که وادار به اظهار کفر شود و در همان حال د لش به ايمان مطمئن باشد، ولي کساني که براي پذيرش کفر سينه بگشايند خشم خداوند بر آنان است و عذاب بزرگي دارند. ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ اين بدان خاطر است که آنان زندگاني دنيا را بر آخرت ترجيح دادند و خداوند گروه کافران را هدايت نمي کند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ايشان کساني اند که خداوند بر دلها و گوش ها و چشمانشان مهر نهاده است و اينان بي خبرانند. لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ بدون شک آنان در آخرت همان زيان کارانند.
(106 - 108) خداوند از زشتی حالت کسی خبر میدهد که (﴿كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ﴾) پس از ایمان آوردنش، کافر شود. چنین کسی پس از اینکه بینا شده، کور گشته؛ و بعد از اینکه هدایت شده، به گمراهی بازگشته و سینهاش را برای پذیرش مجدد کفر گشوده و به آن راضی و مطمئن شده است. خداوند میفرماید: چنین کسانی به خشم شدیدی از سوی پروردگار مهربان گرفتار میشوند. خداوند هرگاه به خشم بیاید، هیچ چیزی در برابر خشم او توان مقاومت را ندارد، و همه چیز بر چنین کسانی خشمگین میشود. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و ایشان عذاب بزرگ و مستمرّی در پیش روی دارند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواۡ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) این بدان خاطر است که آنان، زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و به طمع متاع دنیا، و به سبب علاقه نداشتن به آخرت، به عقب برگشتند. پس وقتی که کفر را بر ایمان ترجیح دادند، خداوند آنها را از هدایت محروم نمود؛ چون کفر، تبدیل به صفت و حالت همیشگی آنها شد. بنابراین خداوند بر دلهایشان مهر نهاد، بهگونهای که هیچ خیری به دلهایشان وارد نمیشد؛ وبر گوش و چشمانشان مهر نهاد، به نحوی که نمیتوانستند چیزی را بشنوند یا ببینند که به آنها فایده برساند. پس غفلت و خواری، آنها را در بر گرفت و از رحمت خدا ـ که هر چیزی را در گسترۀ خود جای داده است ـ محروم شدند. چون رحمت الهی به نزد آنها آمد، ولی آن را نپذیرفتند.
(109) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) بدون شک آنان در آخرت، همان زیانکاراناند، که خود و اموال و خانوادۀ خود و نعمت پایدار و همیشگی را از دست میدهند، و به عذاب دردناک گرفتار میشوند. به خلاف کسانی است که مجبور به اظهار کفر میشوند -اما دلهایشان سرشار از ایمان است و به ایمان علاقه دارند- برای چنین افرادی که بهناچار اظهار کفر میکنند، اشکالی ندارد و بر آنها گناهی نیست؛ و درصورتی که مجبور شوند، میتوانند کلمۀ کفر را بر زبان بیاورند. و این دلالت مینماید کسی که از روی اجبار زنش را طلاق میدهد یا بردهاش را آزاد میکند، یا مجبور به خریدن یا فروختن چیزی میشود، و یا سایر عقدها و معاملاتی که به زور و اجبار میبندد، اعتباری ندارد و هیچ حکم شرعی بر آن مترتب نمیشود؛ چون اگر انسان از روی اکراه و اجبار کلمۀ کفر را بر زبان بیاورد مورد مؤاخذه قرار نگیرد، در دیگر موارد به طریق اولی مؤاخذه نمیشود.
النحل 16:107
مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هر کس که پس از ايمان آوردنش به خدا کفر ورزد (به عذاب دردناکي گرفتار خواهد شد) مگر کسي که وادار به اظهار کفر شود و در همان حال د لش به ايمان مطمئن باشد، ولي کساني که براي پذيرش کفر سينه بگشايند خشم خداوند بر آنان است و عذاب بزرگي دارند. ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ اين بدان خاطر است که آنان زندگاني دنيا را بر آخرت ترجيح دادند و خداوند گروه کافران را هدايت نمي کند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ايشان کساني اند که خداوند بر دلها و گوش ها و چشمانشان مهر نهاده است و اينان بي خبرانند. لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ بدون شک آنان در آخرت همان زيان کارانند.
(106 - 108) خداوند از زشتی حالت کسی خبر میدهد که (﴿كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ﴾) پس از ایمان آوردنش، کافر شود. چنین کسی پس از اینکه بینا شده، کور گشته؛ و بعد از اینکه هدایت شده، به گمراهی بازگشته و سینهاش را برای پذیرش مجدد کفر گشوده و به آن راضی و مطمئن شده است. خداوند میفرماید: چنین کسانی به خشم شدیدی از سوی پروردگار مهربان گرفتار میشوند. خداوند هرگاه به خشم بیاید، هیچ چیزی در برابر خشم او توان مقاومت را ندارد، و همه چیز بر چنین کسانی خشمگین میشود. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و ایشان عذاب بزرگ و مستمرّی در پیش روی دارند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواۡ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) این بدان خاطر است که آنان، زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و به طمع متاع دنیا، و به سبب علاقه نداشتن به آخرت، به عقب برگشتند. پس وقتی که کفر را بر ایمان ترجیح دادند، خداوند آنها را از هدایت محروم نمود؛ چون کفر، تبدیل به صفت و حالت همیشگی آنها شد. بنابراین خداوند بر دلهایشان مهر نهاد، بهگونهای که هیچ خیری به دلهایشان وارد نمیشد؛ وبر گوش و چشمانشان مهر نهاد، به نحوی که نمیتوانستند چیزی را بشنوند یا ببینند که به آنها فایده برساند. پس غفلت و خواری، آنها را در بر گرفت و از رحمت خدا ـ که هر چیزی را در گسترۀ خود جای داده است ـ محروم شدند. چون رحمت الهی به نزد آنها آمد، ولی آن را نپذیرفتند.
(109) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) بدون شک آنان در آخرت، همان زیانکاراناند، که خود و اموال و خانوادۀ خود و نعمت پایدار و همیشگی را از دست میدهند، و به عذاب دردناک گرفتار میشوند. به خلاف کسانی است که مجبور به اظهار کفر میشوند -اما دلهایشان سرشار از ایمان است و به ایمان علاقه دارند- برای چنین افرادی که بهناچار اظهار کفر میکنند، اشکالی ندارد و بر آنها گناهی نیست؛ و درصورتی که مجبور شوند، میتوانند کلمۀ کفر را بر زبان بیاورند. و این دلالت مینماید کسی که از روی اجبار زنش را طلاق میدهد یا بردهاش را آزاد میکند، یا مجبور به خریدن یا فروختن چیزی میشود، و یا سایر عقدها و معاملاتی که به زور و اجبار میبندد، اعتباری ندارد و هیچ حکم شرعی بر آن مترتب نمیشود؛ چون اگر انسان از روی اکراه و اجبار کلمۀ کفر را بر زبان بیاورد مورد مؤاخذه قرار نگیرد، در دیگر موارد به طریق اولی مؤاخذه نمیشود.
النحل 16:108
مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هر کس که پس از ايمان آوردنش به خدا کفر ورزد (به عذاب دردناکي گرفتار خواهد شد) مگر کسي که وادار به اظهار کفر شود و در همان حال د لش به ايمان مطمئن باشد، ولي کساني که براي پذيرش کفر سينه بگشايند خشم خداوند بر آنان است و عذاب بزرگي دارند. ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ اين بدان خاطر است که آنان زندگاني دنيا را بر آخرت ترجيح دادند و خداوند گروه کافران را هدايت نمي کند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ايشان کساني اند که خداوند بر دلها و گوش ها و چشمانشان مهر نهاده است و اينان بي خبرانند. لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ بدون شک آنان در آخرت همان زيان کارانند.
(106 - 108) خداوند از زشتی حالت کسی خبر میدهد که (﴿كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ﴾) پس از ایمان آوردنش، کافر شود. چنین کسی پس از اینکه بینا شده، کور گشته؛ و بعد از اینکه هدایت شده، به گمراهی بازگشته و سینهاش را برای پذیرش مجدد کفر گشوده و به آن راضی و مطمئن شده است. خداوند میفرماید: چنین کسانی به خشم شدیدی از سوی پروردگار مهربان گرفتار میشوند. خداوند هرگاه به خشم بیاید، هیچ چیزی در برابر خشم او توان مقاومت را ندارد، و همه چیز بر چنین کسانی خشمگین میشود. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و ایشان عذاب بزرگ و مستمرّی در پیش روی دارند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواۡ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) این بدان خاطر است که آنان، زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و به طمع متاع دنیا، و به سبب علاقه نداشتن به آخرت، به عقب برگشتند. پس وقتی که کفر را بر ایمان ترجیح دادند، خداوند آنها را از هدایت محروم نمود؛ چون کفر، تبدیل به صفت و حالت همیشگی آنها شد. بنابراین خداوند بر دلهایشان مهر نهاد، بهگونهای که هیچ خیری به دلهایشان وارد نمیشد؛ وبر گوش و چشمانشان مهر نهاد، به نحوی که نمیتوانستند چیزی را بشنوند یا ببینند که به آنها فایده برساند. پس غفلت و خواری، آنها را در بر گرفت و از رحمت خدا ـ که هر چیزی را در گسترۀ خود جای داده است ـ محروم شدند. چون رحمت الهی به نزد آنها آمد، ولی آن را نپذیرفتند.
(109) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) بدون شک آنان در آخرت، همان زیانکاراناند، که خود و اموال و خانوادۀ خود و نعمت پایدار و همیشگی را از دست میدهند، و به عذاب دردناک گرفتار میشوند. به خلاف کسانی است که مجبور به اظهار کفر میشوند -اما دلهایشان سرشار از ایمان است و به ایمان علاقه دارند- برای چنین افرادی که بهناچار اظهار کفر میکنند، اشکالی ندارد و بر آنها گناهی نیست؛ و درصورتی که مجبور شوند، میتوانند کلمۀ کفر را بر زبان بیاورند. و این دلالت مینماید کسی که از روی اجبار زنش را طلاق میدهد یا بردهاش را آزاد میکند، یا مجبور به خریدن یا فروختن چیزی میشود، و یا سایر عقدها و معاملاتی که به زور و اجبار میبندد، اعتباری ندارد و هیچ حکم شرعی بر آن مترتب نمیشود؛ چون اگر انسان از روی اکراه و اجبار کلمۀ کفر را بر زبان بیاورد مورد مؤاخذه قرار نگیرد، در دیگر موارد به طریق اولی مؤاخذه نمیشود.
النحل 16:109
مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هر کس که پس از ايمان آوردنش به خدا کفر ورزد (به عذاب دردناکي گرفتار خواهد شد) مگر کسي که وادار به اظهار کفر شود و در همان حال د لش به ايمان مطمئن باشد، ولي کساني که براي پذيرش کفر سينه بگشايند خشم خداوند بر آنان است و عذاب بزرگي دارند. ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ اين بدان خاطر است که آنان زندگاني دنيا را بر آخرت ترجيح دادند و خداوند گروه کافران را هدايت نمي کند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ايشان کساني اند که خداوند بر دلها و گوش ها و چشمانشان مهر نهاده است و اينان بي خبرانند. لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ بدون شک آنان در آخرت همان زيان کارانند.
(106 - 108) خداوند از زشتی حالت کسی خبر میدهد که (﴿كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ﴾) پس از ایمان آوردنش، کافر شود. چنین کسی پس از اینکه بینا شده، کور گشته؛ و بعد از اینکه هدایت شده، به گمراهی بازگشته و سینهاش را برای پذیرش مجدد کفر گشوده و به آن راضی و مطمئن شده است. خداوند میفرماید: چنین کسانی به خشم شدیدی از سوی پروردگار مهربان گرفتار میشوند. خداوند هرگاه به خشم بیاید، هیچ چیزی در برابر خشم او توان مقاومت را ندارد، و همه چیز بر چنین کسانی خشمگین میشود. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و ایشان عذاب بزرگ و مستمرّی در پیش روی دارند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواۡ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) این بدان خاطر است که آنان، زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و به طمع متاع دنیا، و به سبب علاقه نداشتن به آخرت، به عقب برگشتند. پس وقتی که کفر را بر ایمان ترجیح دادند، خداوند آنها را از هدایت محروم نمود؛ چون کفر، تبدیل به صفت و حالت همیشگی آنها شد. بنابراین خداوند بر دلهایشان مهر نهاد، بهگونهای که هیچ خیری به دلهایشان وارد نمیشد؛ وبر گوش و چشمانشان مهر نهاد، به نحوی که نمیتوانستند چیزی را بشنوند یا ببینند که به آنها فایده برساند. پس غفلت و خواری، آنها را در بر گرفت و از رحمت خدا ـ که هر چیزی را در گسترۀ خود جای داده است ـ محروم شدند. چون رحمت الهی به نزد آنها آمد، ولی آن را نپذیرفتند.
(109) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) بدون شک آنان در آخرت، همان زیانکاراناند، که خود و اموال و خانوادۀ خود و نعمت پایدار و همیشگی را از دست میدهند، و به عذاب دردناک گرفتار میشوند. به خلاف کسانی است که مجبور به اظهار کفر میشوند -اما دلهایشان سرشار از ایمان است و به ایمان علاقه دارند- برای چنین افرادی که بهناچار اظهار کفر میکنند، اشکالی ندارد و بر آنها گناهی نیست؛ و درصورتی که مجبور شوند، میتوانند کلمۀ کفر را بر زبان بیاورند. و این دلالت مینماید کسی که از روی اجبار زنش را طلاق میدهد یا بردهاش را آزاد میکند، یا مجبور به خریدن یا فروختن چیزی میشود، و یا سایر عقدها و معاملاتی که به زور و اجبار میبندد، اعتباری ندارد و هیچ حکم شرعی بر آن مترتب نمیشود؛ چون اگر انسان از روی اکراه و اجبار کلمۀ کفر را بر زبان بیاورد مورد مؤاخذه قرار نگیرد، در دیگر موارد به طریق اولی مؤاخذه نمیشود.
النحل 16:110
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ سپس پروردگارت نسبت به کساني که پس از آن که شنکنجه شدند هجرت کردند، سپس به جهاد پرداختند و شکيبايي ورزيدند آمرزندۀ مهربان است. يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ به ياد آر روزي را که هر شخصي جدال کنان به دفاع از خود مي پردازد و به هر کسي پاداش آنچه کرده است به تمام و کمال داده مي شود و ايشان ستم نمي بينند.
(110) پروردگارت نسبت به بندگان مخلص خویش که آنهارا با لطف و احسان خود پرورانده است، آمرزندۀ مهربان است؛ کسانی که در راه او هجرت نموده، و سرزمین و اموالشان را برای طلب رضای خدا رها کرده، و بر دینش مورد شکنجه قرار گرفتهاند تا به کفر بازگردند، اما همچنان بر ایمان و یقین، استوار و ثابت قدم بوده؛ و با دشمنان خدا، با زبان و دست خویش جهاد نموده تا آنان را وارد دین خدا نمایند؛ و بر این عبادتها که برای بیشتر مردم سخت و دشوارند، شکیبایی نمودند، بیگمان خداوند برای چنین کسانی، آمرزنده و مهربان است. و این بزرگترین سببی است که به وسیلۀ آن میتوان به بزرگترین و بهترین بخشش دست یازید، و آن مغفرت و آمرزش الهی است که تمام گناهان کوچک و بزرگ را در بر میگیرد. و از هر چیز ناگواری، در امان میمانند؛ و به وسیلۀ رحمت الهی، حالات آنها و امور دینی و دنیاییشان سامان مییابد، و در روز قیامت از رحمت خداوند بهرهمند میشوند.
(111) (﴿يَوۡمَ تَأۡتِي كُلُّ نَفۡسٖ تُجَٰدِلُ عَن نَّفۡسِهَا﴾) روزی [خواهد آمد] که هر شخصی از خود به دفاع برمیخیزد، و هر یک به نجات خودش میاندیشد، و هیچ چیزی جز خودش برای او مهم نیست. در چنین روزی، بنده محتاج ذرهای از نیکی خواهد بود، (﴿وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ﴾) و به هرکسی پاداش آنچه از خیر و شر انجام داده است، به تمام و کمال داده میشود. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ایشان ستم نمیبینند. پس به گناهان و بدیهایشان افزوده نشده، و نیز از نیکیهایشان کاسته نمیشود. ﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡٔٗا وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾ پس امروز بر هیچ کس ستمی نمیشود، و جز آنچه که میکردید، پاداش نمیبینید.
النحل 16:111
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ سپس پروردگارت نسبت به کساني که پس از آن که شنکنجه شدند هجرت کردند، سپس به جهاد پرداختند و شکيبايي ورزيدند آمرزندۀ مهربان است. يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ به ياد آر روزي را که هر شخصي جدال کنان به دفاع از خود مي پردازد و به هر کسي پاداش آنچه کرده است به تمام و کمال داده مي شود و ايشان ستم نمي بينند.
(110) پروردگارت نسبت به بندگان مخلص خویش که آنهارا با لطف و احسان خود پرورانده است، آمرزندۀ مهربان است؛ کسانی که در راه او هجرت نموده، و سرزمین و اموالشان را برای طلب رضای خدا رها کرده، و بر دینش مورد شکنجه قرار گرفتهاند تا به کفر بازگردند، اما همچنان بر ایمان و یقین، استوار و ثابت قدم بوده؛ و با دشمنان خدا، با زبان و دست خویش جهاد نموده تا آنان را وارد دین خدا نمایند؛ و بر این عبادتها که برای بیشتر مردم سخت و دشوارند، شکیبایی نمودند، بیگمان خداوند برای چنین کسانی، آمرزنده و مهربان است. و این بزرگترین سببی است که به وسیلۀ آن میتوان به بزرگترین و بهترین بخشش دست یازید، و آن مغفرت و آمرزش الهی است که تمام گناهان کوچک و بزرگ را در بر میگیرد. و از هر چیز ناگواری، در امان میمانند؛ و به وسیلۀ رحمت الهی، حالات آنها و امور دینی و دنیاییشان سامان مییابد، و در روز قیامت از رحمت خداوند بهرهمند میشوند.
(111) (﴿يَوۡمَ تَأۡتِي كُلُّ نَفۡسٖ تُجَٰدِلُ عَن نَّفۡسِهَا﴾) روزی [خواهد آمد] که هر شخصی از خود به دفاع برمیخیزد، و هر یک به نجات خودش میاندیشد، و هیچ چیزی جز خودش برای او مهم نیست. در چنین روزی، بنده محتاج ذرهای از نیکی خواهد بود، (﴿وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ﴾) و به هرکسی پاداش آنچه از خیر و شر انجام داده است، به تمام و کمال داده میشود. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ایشان ستم نمیبینند. پس به گناهان و بدیهایشان افزوده نشده، و نیز از نیکیهایشان کاسته نمیشود. ﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡٔٗا وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾ پس امروز بر هیچ کس ستمی نمیشود، و جز آنچه که میکردید، پاداش نمیبینید.
النحل 16:112
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ خداوند (مردمان ) شهري را مثال مي زند که ايمن و آسوده بودند و از هر طرف روزيشان به گونۀ فراوان به سويشان سرازير مي شد، اما کفران نعمت خدا کردند و خداوند به خاطر کاري که انجام دادند لباس گرسنگي و هراس را به تن آنان کرد و طعم گرسنگي را بديشان چشانيد. وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ و به راستي پيامبري از خودشان به سوي آنان آمد و او را دروغگو انگاشتند و آنگاه در حالي که ستمکار بودند عذاب ايشان را فرا گرفت.
(112 - 113) این شهر، مکۀ معظمه بود که در امن و امان به سر میبرد؛ هیچ کس درآن مورد حمله قرار نمیگرفت، و جاهلان به آن احترام میگذاشتند تا جایی که اگر کسی قاتل پدر و برادرش را در مکه میدید -علی رغم اینکه شدت غیرت و تعصّب جاهلانهای که در وی بود- به او حملهور نمیشد. پس آنها در مکه، از امنیت کامل و روزی فراوان بر خوردار بودند، طوری که چنین امنیت و روزی فراوان، در جایی دیگر یافت نمیشد. مکه شهری بود که کشتزار و درختی در آن وجود نداشت، اما خداوند روزی را، از هر طرف به سوی ساکنانش سرازیر نمود. پس پیامبری، از خود اهل مکه، پیش آنان آمد که به امانتداری و راستگویی او واقف بودند. سپس آنها را به سوی بهترین کارها فرا خواند و از کارهای بد بازداشت، اما آنها او را تکذیب کردند و نعمت خدا را ناسپاسی نمودند. بنابراین خداوند آنها را، به عکس آنچه که درآن به سر میبردند، گرفتار نمود؛ و آنها را، دچار ناامنی و هراس و فقر و تنگدستی کرد، و این به خاطر عملکرد و ناسپاسی و کفر آنها بود:﴿وَ ما ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان بر خود ستم میکردند.
النحل 16:113
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ خداوند (مردمان ) شهري را مثال مي زند که ايمن و آسوده بودند و از هر طرف روزيشان به گونۀ فراوان به سويشان سرازير مي شد، اما کفران نعمت خدا کردند و خداوند به خاطر کاري که انجام دادند لباس گرسنگي و هراس را به تن آنان کرد و طعم گرسنگي را بديشان چشانيد. وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ و به راستي پيامبري از خودشان به سوي آنان آمد و او را دروغگو انگاشتند و آنگاه در حالي که ستمکار بودند عذاب ايشان را فرا گرفت.
(112 - 113) این شهر، مکۀ معظمه بود که در امن و امان به سر میبرد؛ هیچ کس درآن مورد حمله قرار نمیگرفت، و جاهلان به آن احترام میگذاشتند تا جایی که اگر کسی قاتل پدر و برادرش را در مکه میدید -علی رغم اینکه شدت غیرت و تعصّب جاهلانهای که در وی بود- به او حملهور نمیشد. پس آنها در مکه، از امنیت کامل و روزی فراوان بر خوردار بودند، طوری که چنین امنیت و روزی فراوان، در جایی دیگر یافت نمیشد. مکه شهری بود که کشتزار و درختی در آن وجود نداشت، اما خداوند روزی را، از هر طرف به سوی ساکنانش سرازیر نمود. پس پیامبری، از خود اهل مکه، پیش آنان آمد که به امانتداری و راستگویی او واقف بودند. سپس آنها را به سوی بهترین کارها فرا خواند و از کارهای بد بازداشت، اما آنها او را تکذیب کردند و نعمت خدا را ناسپاسی نمودند. بنابراین خداوند آنها را، به عکس آنچه که درآن به سر میبردند، گرفتار نمود؛ و آنها را، دچار ناامنی و هراس و فقر و تنگدستی کرد، و این به خاطر عملکرد و ناسپاسی و کفر آنها بود:﴿وَ ما ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان بر خود ستم میکردند.
النحل 16:114
فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ و از روزي حلال و پاکيزه اي بخوريد که خداوند به شما داده است. و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد اگر او را مي پرستيد. إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام نموده است، ولي کسي که مجبور شود، در صورتي که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وي ايرادي نيست ) همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ و براي آنچه که زبانتان به دروغ بيان مي کند مي گوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ ببنديد، همانا کساني که بر خدا دروغ مي بندد رستگار نمي گردند. مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کالاي اندکي است و عذابي دردناک دارند. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ و ما بر يهوديان چيزهايي را حرام کرديم که قبلاً براي تو حکايت نموديم، و ما به آنان ستم نکرديم بلکه خودشان به خويشتن ستم مي کردند.
(114) خداوند بندگانش را دستور میدهد تا از چهارپایان و دانهها و میوهها و چیزهای دیگری که به آنها داده است، بخورند، (﴿حَلَٰلٗا طَيِّبٗا﴾) در حالی که این روزیها، دارای این دو صفتاند: حلال و پاکیزه؛ یعنی حرام نبوده، و آن را به زور از دیگران نگرفته باشند. پس، از آنچه که خداوند برایتان آفریده است، بدون اسراف وتجاوز استفاده کنید، (﴿وَٱشۡكُرُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) و شکرِ نعمت خدا را به جای آورید؛ و با اعتراف به نعمتهایش و با بهکارگیری آنها در مسیر طاعت خدا، شکر آن را به جای آورید. (﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾) اگر عبادت و پرستش را خالصانه و فقط برای او انجام میدهید، پس سپاس او را به جای آورید، و نعمتهایش را فراموش نکنید.
(115) (﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ﴾) خداوند تنها چیزهای مضر را بر شما حرام نموده است تا شما را از آن دور بدارد. این اشیای مضر مانند: (﴿ٱلۡمَيۡتَةَ﴾) مردار. و آن شامل هر چیزی است که به صورت غیرشرعی ذبح شده باشد. اما در این میان، ملخ و ماهی مستثنی هستند. (﴿وَٱلدَّمَ﴾) و خون جاری، اما آنچه در رگها و گوشت باقی میماند، زیانی ندارد. (﴿وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ﴾) و گوشت خوک به خاطر آلودگی اش حرام است، و این شامل گوشت و چربی و تمام اجزای آن میباشد. (﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ﴾) و هرآنچه که به هنگام ذبح، نام غیر خدا بر آن برده شده باشد، مانند حیوانی که برای بتها و قبرها و امثال آن ذبح میشود؛ زیرا هدف از این ذبیحه، شرک ورزیدن است. (﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) پس هرکس مجبور گردد تا از چیزی از این موارد حرام بخورد؛ به این صورت که مجبور شود یا بترسد که اگر نخورد، هلاک گردد، بر او ایرادی نیست، (﴿غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ﴾) اما به شرطی که علاقهمند نبوده و متجاوز نباشد؛ یعنی به شرطی که خوردن حرام را، در حالتی که مجبور نیست، قصد نکند و از حلال به حرام تجاوز ننماید؛ یا اینکه از اندازۀ نیاز، بیشتر نخورد. اینها چیزهایی هستند که خداوند حرام نموده است.
(116) (﴿وَلَا تَقُولُواۡ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ﴾) و با نسبت دادن دروغ به خداوند، ازجانب خود چیزیرا حرام یا حلال نکنید. (﴿لِّتَفۡتَرُواۡ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) تا بر خدا دروغ ببندید؛ بدون شک کسانی که بر خدا دروغ میبندند، نه در دنیا رستگار میشوند و نه در آخرت، و حتماً خداوند آنها را رسوا خواهد کرد،
(117) گر چه در دنیا بهرهمند شوند؛ زیرا دنیا، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالایی اندک است و سرنوشت و سرانجامِ آنها، به سوی جهنم است، (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان عذاب دردناکی دارند.
(118) پس خداوند جز چیزهای آلوده را بر ما حرام نکرده است، و این فضل اوست تا از هر آلودگی مصون بمانیم. خداوند به سبب کفر و ستم یهودیان، چیزهای پاکی را که برایشان حلال بود، بر آنان حرام نمود، آنگونه که در سورۀ انعام آمده است:﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾ و هر [حیوان] ناخنداری را بر یهودیان حرام کردیم؛ و از گاو وگوسفند، پیهها و چربیهای آنها را بر آنان حرام نمودیم، مگر پیهها و چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، یا پیهای که با آنچه در داخل شکم است، مخلوط شده است. بدینسان نظر به سرکشی آنان، مجازاتشان کردیم و بیگمان ما راستگوییم.
النحل 16:115
فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ و از روزي حلال و پاکيزه اي بخوريد که خداوند به شما داده است. و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد اگر او را مي پرستيد. إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام نموده است، ولي کسي که مجبور شود، در صورتي که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وي ايرادي نيست ) همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ و براي آنچه که زبانتان به دروغ بيان مي کند مي گوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ ببنديد، همانا کساني که بر خدا دروغ مي بندد رستگار نمي گردند. مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کالاي اندکي است و عذابي دردناک دارند. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ و ما بر يهوديان چيزهايي را حرام کرديم که قبلاً براي تو حکايت نموديم، و ما به آنان ستم نکرديم بلکه خودشان به خويشتن ستم مي کردند.
(114) خداوند بندگانش را دستور میدهد تا از چهارپایان و دانهها و میوهها و چیزهای دیگری که به آنها داده است، بخورند، (﴿حَلَٰلٗا طَيِّبٗا﴾) در حالی که این روزیها، دارای این دو صفتاند: حلال و پاکیزه؛ یعنی حرام نبوده، و آن را به زور از دیگران نگرفته باشند. پس، از آنچه که خداوند برایتان آفریده است، بدون اسراف وتجاوز استفاده کنید، (﴿وَٱشۡكُرُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) و شکرِ نعمت خدا را به جای آورید؛ و با اعتراف به نعمتهایش و با بهکارگیری آنها در مسیر طاعت خدا، شکر آن را به جای آورید. (﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾) اگر عبادت و پرستش را خالصانه و فقط برای او انجام میدهید، پس سپاس او را به جای آورید، و نعمتهایش را فراموش نکنید.
(115) (﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ﴾) خداوند تنها چیزهای مضر را بر شما حرام نموده است تا شما را از آن دور بدارد. این اشیای مضر مانند: (﴿ٱلۡمَيۡتَةَ﴾) مردار. و آن شامل هر چیزی است که به صورت غیرشرعی ذبح شده باشد. اما در این میان، ملخ و ماهی مستثنی هستند. (﴿وَٱلدَّمَ﴾) و خون جاری، اما آنچه در رگها و گوشت باقی میماند، زیانی ندارد. (﴿وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ﴾) و گوشت خوک به خاطر آلودگی اش حرام است، و این شامل گوشت و چربی و تمام اجزای آن میباشد. (﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ﴾) و هرآنچه که به هنگام ذبح، نام غیر خدا بر آن برده شده باشد، مانند حیوانی که برای بتها و قبرها و امثال آن ذبح میشود؛ زیرا هدف از این ذبیحه، شرک ورزیدن است. (﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) پس هرکس مجبور گردد تا از چیزی از این موارد حرام بخورد؛ به این صورت که مجبور شود یا بترسد که اگر نخورد، هلاک گردد، بر او ایرادی نیست، (﴿غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ﴾) اما به شرطی که علاقهمند نبوده و متجاوز نباشد؛ یعنی به شرطی که خوردن حرام را، در حالتی که مجبور نیست، قصد نکند و از حلال به حرام تجاوز ننماید؛ یا اینکه از اندازۀ نیاز، بیشتر نخورد. اینها چیزهایی هستند که خداوند حرام نموده است.
(116) (﴿وَلَا تَقُولُواۡ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ﴾) و با نسبت دادن دروغ به خداوند، ازجانب خود چیزیرا حرام یا حلال نکنید. (﴿لِّتَفۡتَرُواۡ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) تا بر خدا دروغ ببندید؛ بدون شک کسانی که بر خدا دروغ میبندند، نه در دنیا رستگار میشوند و نه در آخرت، و حتماً خداوند آنها را رسوا خواهد کرد،
(117) گر چه در دنیا بهرهمند شوند؛ زیرا دنیا، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالایی اندک است و سرنوشت و سرانجامِ آنها، به سوی جهنم است، (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان عذاب دردناکی دارند.
(118) پس خداوند جز چیزهای آلوده را بر ما حرام نکرده است، و این فضل اوست تا از هر آلودگی مصون بمانیم. خداوند به سبب کفر و ستم یهودیان، چیزهای پاکی را که برایشان حلال بود، بر آنان حرام نمود، آنگونه که در سورۀ انعام آمده است:﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾ و هر [حیوان] ناخنداری را بر یهودیان حرام کردیم؛ و از گاو وگوسفند، پیهها و چربیهای آنها را بر آنان حرام نمودیم، مگر پیهها و چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، یا پیهای که با آنچه در داخل شکم است، مخلوط شده است. بدینسان نظر به سرکشی آنان، مجازاتشان کردیم و بیگمان ما راستگوییم.
النحل 16:116
فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ و از روزي حلال و پاکيزه اي بخوريد که خداوند به شما داده است. و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد اگر او را مي پرستيد. إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام نموده است، ولي کسي که مجبور شود، در صورتي که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وي ايرادي نيست ) همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ و براي آنچه که زبانتان به دروغ بيان مي کند مي گوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ ببنديد، همانا کساني که بر خدا دروغ مي بندد رستگار نمي گردند. مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کالاي اندکي است و عذابي دردناک دارند. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ و ما بر يهوديان چيزهايي را حرام کرديم که قبلاً براي تو حکايت نموديم، و ما به آنان ستم نکرديم بلکه خودشان به خويشتن ستم مي کردند.
(114) خداوند بندگانش را دستور میدهد تا از چهارپایان و دانهها و میوهها و چیزهای دیگری که به آنها داده است، بخورند، (﴿حَلَٰلٗا طَيِّبٗا﴾) در حالی که این روزیها، دارای این دو صفتاند: حلال و پاکیزه؛ یعنی حرام نبوده، و آن را به زور از دیگران نگرفته باشند. پس، از آنچه که خداوند برایتان آفریده است، بدون اسراف وتجاوز استفاده کنید، (﴿وَٱشۡكُرُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) و شکرِ نعمت خدا را به جای آورید؛ و با اعتراف به نعمتهایش و با بهکارگیری آنها در مسیر طاعت خدا، شکر آن را به جای آورید. (﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾) اگر عبادت و پرستش را خالصانه و فقط برای او انجام میدهید، پس سپاس او را به جای آورید، و نعمتهایش را فراموش نکنید.
(115) (﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ﴾) خداوند تنها چیزهای مضر را بر شما حرام نموده است تا شما را از آن دور بدارد. این اشیای مضر مانند: (﴿ٱلۡمَيۡتَةَ﴾) مردار. و آن شامل هر چیزی است که به صورت غیرشرعی ذبح شده باشد. اما در این میان، ملخ و ماهی مستثنی هستند. (﴿وَٱلدَّمَ﴾) و خون جاری، اما آنچه در رگها و گوشت باقی میماند، زیانی ندارد. (﴿وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ﴾) و گوشت خوک به خاطر آلودگی اش حرام است، و این شامل گوشت و چربی و تمام اجزای آن میباشد. (﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ﴾) و هرآنچه که به هنگام ذبح، نام غیر خدا بر آن برده شده باشد، مانند حیوانی که برای بتها و قبرها و امثال آن ذبح میشود؛ زیرا هدف از این ذبیحه، شرک ورزیدن است. (﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) پس هرکس مجبور گردد تا از چیزی از این موارد حرام بخورد؛ به این صورت که مجبور شود یا بترسد که اگر نخورد، هلاک گردد، بر او ایرادی نیست، (﴿غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ﴾) اما به شرطی که علاقهمند نبوده و متجاوز نباشد؛ یعنی به شرطی که خوردن حرام را، در حالتی که مجبور نیست، قصد نکند و از حلال به حرام تجاوز ننماید؛ یا اینکه از اندازۀ نیاز، بیشتر نخورد. اینها چیزهایی هستند که خداوند حرام نموده است.
(116) (﴿وَلَا تَقُولُواۡ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ﴾) و با نسبت دادن دروغ به خداوند، ازجانب خود چیزیرا حرام یا حلال نکنید. (﴿لِّتَفۡتَرُواۡ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) تا بر خدا دروغ ببندید؛ بدون شک کسانی که بر خدا دروغ میبندند، نه در دنیا رستگار میشوند و نه در آخرت، و حتماً خداوند آنها را رسوا خواهد کرد،
(117) گر چه در دنیا بهرهمند شوند؛ زیرا دنیا، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالایی اندک است و سرنوشت و سرانجامِ آنها، به سوی جهنم است، (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان عذاب دردناکی دارند.
(118) پس خداوند جز چیزهای آلوده را بر ما حرام نکرده است، و این فضل اوست تا از هر آلودگی مصون بمانیم. خداوند به سبب کفر و ستم یهودیان، چیزهای پاکی را که برایشان حلال بود، بر آنان حرام نمود، آنگونه که در سورۀ انعام آمده است:﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾ و هر [حیوان] ناخنداری را بر یهودیان حرام کردیم؛ و از گاو وگوسفند، پیهها و چربیهای آنها را بر آنان حرام نمودیم، مگر پیهها و چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، یا پیهای که با آنچه در داخل شکم است، مخلوط شده است. بدینسان نظر به سرکشی آنان، مجازاتشان کردیم و بیگمان ما راستگوییم.
النحل 16:117
فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ و از روزي حلال و پاکيزه اي بخوريد که خداوند به شما داده است. و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد اگر او را مي پرستيد. إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام نموده است، ولي کسي که مجبور شود، در صورتي که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وي ايرادي نيست ) همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ و براي آنچه که زبانتان به دروغ بيان مي کند مي گوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ ببنديد، همانا کساني که بر خدا دروغ مي بندد رستگار نمي گردند. مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کالاي اندکي است و عذابي دردناک دارند. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ و ما بر يهوديان چيزهايي را حرام کرديم که قبلاً براي تو حکايت نموديم، و ما به آنان ستم نکرديم بلکه خودشان به خويشتن ستم مي کردند.
(114) خداوند بندگانش را دستور میدهد تا از چهارپایان و دانهها و میوهها و چیزهای دیگری که به آنها داده است، بخورند، (﴿حَلَٰلٗا طَيِّبٗا﴾) در حالی که این روزیها، دارای این دو صفتاند: حلال و پاکیزه؛ یعنی حرام نبوده، و آن را به زور از دیگران نگرفته باشند. پس، از آنچه که خداوند برایتان آفریده است، بدون اسراف وتجاوز استفاده کنید، (﴿وَٱشۡكُرُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) و شکرِ نعمت خدا را به جای آورید؛ و با اعتراف به نعمتهایش و با بهکارگیری آنها در مسیر طاعت خدا، شکر آن را به جای آورید. (﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾) اگر عبادت و پرستش را خالصانه و فقط برای او انجام میدهید، پس سپاس او را به جای آورید، و نعمتهایش را فراموش نکنید.
(115) (﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ﴾) خداوند تنها چیزهای مضر را بر شما حرام نموده است تا شما را از آن دور بدارد. این اشیای مضر مانند: (﴿ٱلۡمَيۡتَةَ﴾) مردار. و آن شامل هر چیزی است که به صورت غیرشرعی ذبح شده باشد. اما در این میان، ملخ و ماهی مستثنی هستند. (﴿وَٱلدَّمَ﴾) و خون جاری، اما آنچه در رگها و گوشت باقی میماند، زیانی ندارد. (﴿وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ﴾) و گوشت خوک به خاطر آلودگی اش حرام است، و این شامل گوشت و چربی و تمام اجزای آن میباشد. (﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ﴾) و هرآنچه که به هنگام ذبح، نام غیر خدا بر آن برده شده باشد، مانند حیوانی که برای بتها و قبرها و امثال آن ذبح میشود؛ زیرا هدف از این ذبیحه، شرک ورزیدن است. (﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) پس هرکس مجبور گردد تا از چیزی از این موارد حرام بخورد؛ به این صورت که مجبور شود یا بترسد که اگر نخورد، هلاک گردد، بر او ایرادی نیست، (﴿غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ﴾) اما به شرطی که علاقهمند نبوده و متجاوز نباشد؛ یعنی به شرطی که خوردن حرام را، در حالتی که مجبور نیست، قصد نکند و از حلال به حرام تجاوز ننماید؛ یا اینکه از اندازۀ نیاز، بیشتر نخورد. اینها چیزهایی هستند که خداوند حرام نموده است.
(116) (﴿وَلَا تَقُولُواۡ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ﴾) و با نسبت دادن دروغ به خداوند، ازجانب خود چیزیرا حرام یا حلال نکنید. (﴿لِّتَفۡتَرُواۡ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) تا بر خدا دروغ ببندید؛ بدون شک کسانی که بر خدا دروغ میبندند، نه در دنیا رستگار میشوند و نه در آخرت، و حتماً خداوند آنها را رسوا خواهد کرد،
(117) گر چه در دنیا بهرهمند شوند؛ زیرا دنیا، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالایی اندک است و سرنوشت و سرانجامِ آنها، به سوی جهنم است، (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان عذاب دردناکی دارند.
(118) پس خداوند جز چیزهای آلوده را بر ما حرام نکرده است، و این فضل اوست تا از هر آلودگی مصون بمانیم. خداوند به سبب کفر و ستم یهودیان، چیزهای پاکی را که برایشان حلال بود، بر آنان حرام نمود، آنگونه که در سورۀ انعام آمده است:﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾ و هر [حیوان] ناخنداری را بر یهودیان حرام کردیم؛ و از گاو وگوسفند، پیهها و چربیهای آنها را بر آنان حرام نمودیم، مگر پیهها و چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، یا پیهای که با آنچه در داخل شکم است، مخلوط شده است. بدینسان نظر به سرکشی آنان، مجازاتشان کردیم و بیگمان ما راستگوییم.
النحل 16:118
فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ و از روزي حلال و پاکيزه اي بخوريد که خداوند به شما داده است. و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد اگر او را مي پرستيد. إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام نموده است، ولي کسي که مجبور شود، در صورتي که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وي ايرادي نيست ) همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ و براي آنچه که زبانتان به دروغ بيان مي کند مي گوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ ببنديد، همانا کساني که بر خدا دروغ مي بندد رستگار نمي گردند. مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کالاي اندکي است و عذابي دردناک دارند. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ و ما بر يهوديان چيزهايي را حرام کرديم که قبلاً براي تو حکايت نموديم، و ما به آنان ستم نکرديم بلکه خودشان به خويشتن ستم مي کردند.
(114) خداوند بندگانش را دستور میدهد تا از چهارپایان و دانهها و میوهها و چیزهای دیگری که به آنها داده است، بخورند، (﴿حَلَٰلٗا طَيِّبٗا﴾) در حالی که این روزیها، دارای این دو صفتاند: حلال و پاکیزه؛ یعنی حرام نبوده، و آن را به زور از دیگران نگرفته باشند. پس، از آنچه که خداوند برایتان آفریده است، بدون اسراف وتجاوز استفاده کنید، (﴿وَٱشۡكُرُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) و شکرِ نعمت خدا را به جای آورید؛ و با اعتراف به نعمتهایش و با بهکارگیری آنها در مسیر طاعت خدا، شکر آن را به جای آورید. (﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾) اگر عبادت و پرستش را خالصانه و فقط برای او انجام میدهید، پس سپاس او را به جای آورید، و نعمتهایش را فراموش نکنید.
(115) (﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ﴾) خداوند تنها چیزهای مضر را بر شما حرام نموده است تا شما را از آن دور بدارد. این اشیای مضر مانند: (﴿ٱلۡمَيۡتَةَ﴾) مردار. و آن شامل هر چیزی است که به صورت غیرشرعی ذبح شده باشد. اما در این میان، ملخ و ماهی مستثنی هستند. (﴿وَٱلدَّمَ﴾) و خون جاری، اما آنچه در رگها و گوشت باقی میماند، زیانی ندارد. (﴿وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ﴾) و گوشت خوک به خاطر آلودگی اش حرام است، و این شامل گوشت و چربی و تمام اجزای آن میباشد. (﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ﴾) و هرآنچه که به هنگام ذبح، نام غیر خدا بر آن برده شده باشد، مانند حیوانی که برای بتها و قبرها و امثال آن ذبح میشود؛ زیرا هدف از این ذبیحه، شرک ورزیدن است. (﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) پس هرکس مجبور گردد تا از چیزی از این موارد حرام بخورد؛ به این صورت که مجبور شود یا بترسد که اگر نخورد، هلاک گردد، بر او ایرادی نیست، (﴿غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ﴾) اما به شرطی که علاقهمند نبوده و متجاوز نباشد؛ یعنی به شرطی که خوردن حرام را، در حالتی که مجبور نیست، قصد نکند و از حلال به حرام تجاوز ننماید؛ یا اینکه از اندازۀ نیاز، بیشتر نخورد. اینها چیزهایی هستند که خداوند حرام نموده است.
(116) (﴿وَلَا تَقُولُواۡ لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ ٱلۡكَذِبَ هَٰذَا حَلَٰلٞ وَهَٰذَا حَرَامٞ﴾) و با نسبت دادن دروغ به خداوند، ازجانب خود چیزیرا حرام یا حلال نکنید. (﴿لِّتَفۡتَرُواۡ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ لَا يُفۡلِحُونَ﴾) تا بر خدا دروغ ببندید؛ بدون شک کسانی که بر خدا دروغ میبندند، نه در دنیا رستگار میشوند و نه در آخرت، و حتماً خداوند آنها را رسوا خواهد کرد،
(117) گر چه در دنیا بهرهمند شوند؛ زیرا دنیا، (﴿مَتَٰعٞ قَلِيلٞ﴾) کالایی اندک است و سرنوشت و سرانجامِ آنها، به سوی جهنم است، (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و آنان عذاب دردناکی دارند.
(118) پس خداوند جز چیزهای آلوده را بر ما حرام نکرده است، و این فضل اوست تا از هر آلودگی مصون بمانیم. خداوند به سبب کفر و ستم یهودیان، چیزهای پاکی را که برایشان حلال بود، بر آنان حرام نمود، آنگونه که در سورۀ انعام آمده است:﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾ و هر [حیوان] ناخنداری را بر یهودیان حرام کردیم؛ و از گاو وگوسفند، پیهها و چربیهای آنها را بر آنان حرام نمودیم، مگر پیهها و چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، یا پیهای که با آنچه در داخل شکم است، مخلوط شده است. بدینسان نظر به سرکشی آنان، مجازاتشان کردیم و بیگمان ما راستگوییم.
النحل 16:119
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ سپس پروردگارت نسبت به کساني که از روي ناداني کارهاي بد انجام دهند و بعد از آن توبه نمايند و به اصلاح بپردازند بس آمرزنده و مهربان است.
(119) در اینجا خداوند بندگانش را به توبه کردن تشویق مینماید، و آنها را به بازگشت به سوی خود فرا میخواند. پس خداوند خبر داده است که هرکس از روی نادانی، کار بدی انجام بدهد؛ و نداند عواقب آن چیست ـ گر چه قصداً آن گناه را مرتکب شده باشد ـ حتماً به هنگام ارتکاب گناه، از آگاهی او نسبت به زشتی و عواقب گناه کاسته میشود. پس وقتی که توبه کند و به درستکاری و اصلاح بپردازد؛ گناه را ترک نماید و از آن پشیمان شده و اعمالش را اصلاح کند، خداوند او را میآمرزد، و بر او رحم مینماید و توبهاش را میپذیرد و او را به حالت اولیاش یا به حالتی بهتر از آن برمیگرداند.
النحل 16:120
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ به راستي ابراهيم پيشوايي مطيع و علاقه مند به توحيد بود و از مشرکان نبود. شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ سپاسگزار نعمتهاي وي (= خدا) بود، او را برگزيد و به راه راست هدايتش کرد. وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و در دنيا به اندکي داديم و در آخرت هم از زمرۀ شايستگاه خواهد بود. ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ سپس به سوي تو وحي کرديم که از آيين ابراهيم حق گرا پيروي کن (زيرا) وي از مشکرکان نبود.
(120) خداوند متعال از آنچه به ابراهیم ارزانی نموده، و از فضایل و مناقب عالی و کاملی که به وی اختصاص داده بود، خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ﴾) به راستی ابراهیم، پیشوایی بود که همۀ خصلتهای خوب را داشت و هدایتگر بود. (﴿قَانِتٗا لِّلَّهِ﴾) مطیع، و بر طاعت پروردگارش مداوم بود، و دین و عبادت را خالصانه برای خدا انجام میداد، (﴿حَنِيفٗا﴾) از سر محبت و توبه و بندگی، روی آورنده به خدا بود و از غیر او رویگردان بود. (﴿وَلَمۡ يَكُ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و در گفتار و کردار و تمام حالاتش از مشرکان بیزار بود؛ چون ابراهیم، امام و پیشوای موحّدان و یکتا پرستان است.
(121) (﴿شَاكِرٗا لِّأَنۡعُمِهِ﴾) او سپاسگزار نعمتهای خدا بود؛ یعنی خداوند در دنیا به او خوبی و نیکی داده، و نعمتهای ظاهری و باطنی به وی بخشیده بود، و او شکر آن را به جای آورد. پس در نتیجۀ برخورداری از این عادتهای زیبا و عالی (﴿ٱجۡتَبَىٰهُ﴾) پروردگارش او را برگزید و دوست و خلیل خود قرار داد؛ و ایشان را از برگزیدگان خلق خود، و از منتخبان و از بهترین بندگان مقربش گرداند. (﴿وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و او را در علم و عمل به راه راست هدایت نمود، پس او حق را شناخت و بر هرچیزی ترجیح داد.
(122) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ﴾) و در دنیا با او نیکی کردیم. روزیِ زیاد و همسر زیبا و فرزندان صالح و شایسته و اخلاق پسندیده ازجملۀ نیکیهایی بود که به او دادیم. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و بیگمان در آخرت هم از زمرۀ صالحان خواهد بود؛ کسانی که دارای مقامهای عالی، و مقرب خداوند متعال هستند.
(123) و از بزرگترین فضیلتهای ابراهیم، این است که خداوند به کاملترین انسان و سرور انسانیت [حضرت محمد صلی الله علیه وسلم] وحی نمود که از آیین ابراهیم پیروی نماید، و او و امتش، ایشان را پیشوای خود قرار دهند.
النحل 16:121
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ به راستي ابراهيم پيشوايي مطيع و علاقه مند به توحيد بود و از مشرکان نبود. شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ سپاسگزار نعمتهاي وي (= خدا) بود، او را برگزيد و به راه راست هدايتش کرد. وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و در دنيا به اندکي داديم و در آخرت هم از زمرۀ شايستگاه خواهد بود. ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ سپس به سوي تو وحي کرديم که از آيين ابراهيم حق گرا پيروي کن (زيرا) وي از مشکرکان نبود.
(120) خداوند متعال از آنچه به ابراهیم ارزانی نموده، و از فضایل و مناقب عالی و کاملی که به وی اختصاص داده بود، خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ﴾) به راستی ابراهیم، پیشوایی بود که همۀ خصلتهای خوب را داشت و هدایتگر بود. (﴿قَانِتٗا لِّلَّهِ﴾) مطیع، و بر طاعت پروردگارش مداوم بود، و دین و عبادت را خالصانه برای خدا انجام میداد، (﴿حَنِيفٗا﴾) از سر محبت و توبه و بندگی، روی آورنده به خدا بود و از غیر او رویگردان بود. (﴿وَلَمۡ يَكُ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و در گفتار و کردار و تمام حالاتش از مشرکان بیزار بود؛ چون ابراهیم، امام و پیشوای موحّدان و یکتا پرستان است.
(121) (﴿شَاكِرٗا لِّأَنۡعُمِهِ﴾) او سپاسگزار نعمتهای خدا بود؛ یعنی خداوند در دنیا به او خوبی و نیکی داده، و نعمتهای ظاهری و باطنی به وی بخشیده بود، و او شکر آن را به جای آورد. پس در نتیجۀ برخورداری از این عادتهای زیبا و عالی (﴿ٱجۡتَبَىٰهُ﴾) پروردگارش او را برگزید و دوست و خلیل خود قرار داد؛ و ایشان را از برگزیدگان خلق خود، و از منتخبان و از بهترین بندگان مقربش گرداند. (﴿وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و او را در علم و عمل به راه راست هدایت نمود، پس او حق را شناخت و بر هرچیزی ترجیح داد.
(122) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ﴾) و در دنیا با او نیکی کردیم. روزیِ زیاد و همسر زیبا و فرزندان صالح و شایسته و اخلاق پسندیده ازجملۀ نیکیهایی بود که به او دادیم. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و بیگمان در آخرت هم از زمرۀ صالحان خواهد بود؛ کسانی که دارای مقامهای عالی، و مقرب خداوند متعال هستند.
(123) و از بزرگترین فضیلتهای ابراهیم، این است که خداوند به کاملترین انسان و سرور انسانیت [حضرت محمد صلی الله علیه وسلم] وحی نمود که از آیین ابراهیم پیروی نماید، و او و امتش، ایشان را پیشوای خود قرار دهند.
النحل 16:122
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ به راستي ابراهيم پيشوايي مطيع و علاقه مند به توحيد بود و از مشرکان نبود. شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ سپاسگزار نعمتهاي وي (= خدا) بود، او را برگزيد و به راه راست هدايتش کرد. وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و در دنيا به اندکي داديم و در آخرت هم از زمرۀ شايستگاه خواهد بود. ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ سپس به سوي تو وحي کرديم که از آيين ابراهيم حق گرا پيروي کن (زيرا) وي از مشکرکان نبود.
(120) خداوند متعال از آنچه به ابراهیم ارزانی نموده، و از فضایل و مناقب عالی و کاملی که به وی اختصاص داده بود، خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ﴾) به راستی ابراهیم، پیشوایی بود که همۀ خصلتهای خوب را داشت و هدایتگر بود. (﴿قَانِتٗا لِّلَّهِ﴾) مطیع، و بر طاعت پروردگارش مداوم بود، و دین و عبادت را خالصانه برای خدا انجام میداد، (﴿حَنِيفٗا﴾) از سر محبت و توبه و بندگی، روی آورنده به خدا بود و از غیر او رویگردان بود. (﴿وَلَمۡ يَكُ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و در گفتار و کردار و تمام حالاتش از مشرکان بیزار بود؛ چون ابراهیم، امام و پیشوای موحّدان و یکتا پرستان است.
(121) (﴿شَاكِرٗا لِّأَنۡعُمِهِ﴾) او سپاسگزار نعمتهای خدا بود؛ یعنی خداوند در دنیا به او خوبی و نیکی داده، و نعمتهای ظاهری و باطنی به وی بخشیده بود، و او شکر آن را به جای آورد. پس در نتیجۀ برخورداری از این عادتهای زیبا و عالی (﴿ٱجۡتَبَىٰهُ﴾) پروردگارش او را برگزید و دوست و خلیل خود قرار داد؛ و ایشان را از برگزیدگان خلق خود، و از منتخبان و از بهترین بندگان مقربش گرداند. (﴿وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و او را در علم و عمل به راه راست هدایت نمود، پس او حق را شناخت و بر هرچیزی ترجیح داد.
(122) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ﴾) و در دنیا با او نیکی کردیم. روزیِ زیاد و همسر زیبا و فرزندان صالح و شایسته و اخلاق پسندیده ازجملۀ نیکیهایی بود که به او دادیم. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و بیگمان در آخرت هم از زمرۀ صالحان خواهد بود؛ کسانی که دارای مقامهای عالی، و مقرب خداوند متعال هستند.
(123) و از بزرگترین فضیلتهای ابراهیم، این است که خداوند به کاملترین انسان و سرور انسانیت [حضرت محمد صلی الله علیه وسلم] وحی نمود که از آیین ابراهیم پیروی نماید، و او و امتش، ایشان را پیشوای خود قرار دهند.
النحل 16:123
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ به راستي ابراهيم پيشوايي مطيع و علاقه مند به توحيد بود و از مشرکان نبود. شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ سپاسگزار نعمتهاي وي (= خدا) بود، او را برگزيد و به راه راست هدايتش کرد. وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و در دنيا به اندکي داديم و در آخرت هم از زمرۀ شايستگاه خواهد بود. ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ سپس به سوي تو وحي کرديم که از آيين ابراهيم حق گرا پيروي کن (زيرا) وي از مشکرکان نبود.
(120) خداوند متعال از آنچه به ابراهیم ارزانی نموده، و از فضایل و مناقب عالی و کاملی که به وی اختصاص داده بود، خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةٗ﴾) به راستی ابراهیم، پیشوایی بود که همۀ خصلتهای خوب را داشت و هدایتگر بود. (﴿قَانِتٗا لِّلَّهِ﴾) مطیع، و بر طاعت پروردگارش مداوم بود، و دین و عبادت را خالصانه برای خدا انجام میداد، (﴿حَنِيفٗا﴾) از سر محبت و توبه و بندگی، روی آورنده به خدا بود و از غیر او رویگردان بود. (﴿وَلَمۡ يَكُ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و در گفتار و کردار و تمام حالاتش از مشرکان بیزار بود؛ چون ابراهیم، امام و پیشوای موحّدان و یکتا پرستان است.
(121) (﴿شَاكِرٗا لِّأَنۡعُمِهِ﴾) او سپاسگزار نعمتهای خدا بود؛ یعنی خداوند در دنیا به او خوبی و نیکی داده، و نعمتهای ظاهری و باطنی به وی بخشیده بود، و او شکر آن را به جای آورد. پس در نتیجۀ برخورداری از این عادتهای زیبا و عالی (﴿ٱجۡتَبَىٰهُ﴾) پروردگارش او را برگزید و دوست و خلیل خود قرار داد؛ و ایشان را از برگزیدگان خلق خود، و از منتخبان و از بهترین بندگان مقربش گرداند. (﴿وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و او را در علم و عمل به راه راست هدایت نمود، پس او حق را شناخت و بر هرچیزی ترجیح داد.
(122) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ﴾) و در دنیا با او نیکی کردیم. روزیِ زیاد و همسر زیبا و فرزندان صالح و شایسته و اخلاق پسندیده ازجملۀ نیکیهایی بود که به او دادیم. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و بیگمان در آخرت هم از زمرۀ صالحان خواهد بود؛ کسانی که دارای مقامهای عالی، و مقرب خداوند متعال هستند.
(123) و از بزرگترین فضیلتهای ابراهیم، این است که خداوند به کاملترین انسان و سرور انسانیت [حضرت محمد صلی الله علیه وسلم] وحی نمود که از آیین ابراهیم پیروی نماید، و او و امتش، ایشان را پیشوای خود قرار دهند.
النحل 16:124
إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (گراميداشت ) روز شنبه بر کساني واجب گرديد که دربارۀ آن اختلاف ورزيدند، و بي گمان پروردگارت روز قيامت ميان آن دربارۀ آنچه در آن اختلاف مي ورزيدند داوري خواهد کرد.
(124) خداوند متعال میفرماید: (﴿إِنَّمَا جُعِلَ ٱلسَّبۡتُ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواۡ فِيهِ﴾) بزرگداشت شنبه، بر کسانی واجب گشت که دربارۀ آن اختلاف ورزیدند، آنگاه که در مورد جمعه گمراه شدند. و آنها یهودیان بودند. پس اختلاف ورزیدن آنان سبب شد تا بزرگداشت روز شنبه بر آنها واجب شود، وگرنه در حقیقت روز جمعه برتر و با فضیلتتر است، و جمعه روزی است که خداوند این امت را به بزرگداشت آن رهنمون کرده است. (﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) و بیگمان پروردگارت روز قیامت میان آنان دربارۀ آنچه در آن اختلاف ورزیدند داوری خواهد کرد. و اهل حق را از اهل باطل، نیز آنان که سزاوار پاداش اند و آنهایی که سزاوار عذاب هستند از یکدیگر جدا مینماید.
النحل 16:125
ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (مردم را) با حکمت و اندرز نيکو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان و با ايشان به شيوه ي نيکوتر و بهتر گفتگو کن. بي گمان پروردگارت به حال کسي که از راه او گمراه و منحرف مي شود آگاهتر ، و او به راه يافتگان داناتر است.
(125) دعوت و فراخوانی مردم ـ چه مسلمان و چه کافر ـ به راه راست پروردگار که مشتمل بر علم مفید و عمل صالح میباشد باید (﴿بِٱلۡحِكۡمَةِ﴾) با حکمت باشد؛ یعنی هر یک را، طبق حالت و فهم و پذیرش و اطاعت او دعوت کن. و از جملۀ حکمت در دعوت این است که دعوت، آگاهانه و از روی دانش انجام شود نه از روی نادانی و جهالت. و نیز حکمت، این است که باید از آنچه مهمتر و به ذهن مردم نزدیکتر است و بیشتر آن را میپذیرند، آغاز کرد؛ و با نرمی و مهربانی دعوت داد. اگر مخاطب، به وسیلۀ فراخوانی حکیمانه، منقاد شد چه بهتر؛ واگر حکمت کارساز نشد، باید با وی، از بابِ (﴿وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِ﴾) در آید، و آن عبارت است از امر و نهیِ همراه با تشویق و ترهیب. پس یا منافع بیشمار چیزهایی که خداوند به آن دستور داده است، و مضرات فراوان چیزهایی که از آن نهی کرده است، بیان کند؛ و یا به ذکر تکریم و رفعت مقام کسی بپردازد که دین خدا را اقامه نموده است، و پستی جایگاه کسی را بیان نماید که دین خدا را اقامه ننموده است. و یا به ذکر ثواب دنیوی و اخرویی بپردازد که خداوند برای فرمانبرداران آماده نموده است؛ و به عذاب دنیوی و اخرویی که برای گناهکاران در نظر گرفته است، بپردازد. چنانچه فردی که دعوت داده میشود خود را بر حق بداند، و یا انگیزه و علّتی موجود باشد که او را به سوی باطل فرا خواند، در این صورت دعوتگر باید (﴿بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) به شیوۀ نیکوتر و بهتر با او گفتگو و مجادله نماید. و این راههایی است که عقلاً و نقلاً باعث میشود تا مخاطب دعوت و پیام را بپذیرد. از جملۀ مجادله و گفتگو به شیوۀ بهتر، این است با دلایلی که منکر به آن معتقد است، علیه او استدلال شود؛ زیرا با این کار، بهتر میتوان به هدف دست یافت. و نباید مجادله و گفتگو به ناسزاگویی و دشمنی منجر شود؛ زیرا در آن صورت، مجادله از هدف و مقصود خود خارج شده وفایدهای دربر نخواهد داشت؛ چراکه هدف از مجادله و گفتگو، هدایت کردن مردم به سوی حق است، نه هدف شکست دادن و پیروز شدن. (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) بیگمان پروردگارت، به حال کسی که از راه او گمراه و منحرف میشود، آگاهتر است؛ یعنی سببی را که باعث شده او گمراه شود، بهتر میداند؛ و اعمالی را، که از گمراهیاش ناشی میشوند، بهتر میداند، و خداوند او را مجازات خواهد کرد. (﴿وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) و او به راه یافتگان داناتر است، و میداند که آنها شایستۀ هدایتاند، بنابراین آنان را هدایت نموده، سپس بر آنها منت گذارده و آنان را برمیگزیند.
النحل 16:126
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ و هرگاه خواستيد مجازات کنيد بدان اندازه مجازات کنيد (و کيفر دهيد) که مانند آن کيفر يافته ايد، و اگر صبر کنيد قطعاً بردباري براي صبر کنندگان بهتر است. وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ و شکيبايي کن و شکيبايي ات مگر به (توفيق) خداوند نيست، و بر آنان اندوهگين مشو و از آنچه مکر مي ورزند تنگدل مباش. إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ بي گمان خداوند با پرهيزگاران است و با آنانکه نيکوکارانند.
(126) خداوند متعال در حالی که عدالت را، امری مباح میشمارد؛ و فضل و احسان را، بهتر میستاید، میفرماید: (﴿وَإِنۡ عَاقَبۡتُمۡ﴾) و اگر کسی را که با گفتار و کردار با شما بدی کرده است، مجازات کردید، (﴿فَعَاقِبُواۡ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبۡتُم بِهِۦ﴾) به همان اندازه که کیفر یافتهاید، او را کیفر دهید و مجازات کنید، بدون اینکه بیشتر از آنچه با شما کرده، با او انجام دهید. (﴿وَلَئِن صَبَرۡتُمۡ﴾) و اگر از مجازات دادن، خودداری کنید؛ و جنایت آنها را ببخشید، (﴿لَهُوَ خَيۡرٞ لِّلصَّٰبِرِينَ﴾) قطعاً گذشت و صبرکردن، برای بردباران، از انتقام بهتر است. و آنچه نزد خداوند برای شما هست، بهتر میباشد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ پس هرکس عفو کرد و اصلاح نمود، پاداشش بر خداست.
(127 - 128) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا در دعوت دادن مردم به سوی او صبر پیشه کند؛ و در این مورد، از خداوند یاری بجوید و بر خودش تکیه ننماید. پس فرمود: (﴿وَٱصۡبِرۡ وَمَا صَبۡرُكَ إِلَّا بِٱللَّهِ﴾) و شکیبایی و بردباری پیشه کن، و شکیباییات جز در پرتو لطف و یاری و توفیق خداوند میسّر نیست؛ و اوست که تو را بر بردباری نمودن یاری مینماید، و ثابت قدم و استوار میگرداند. (﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و چون آنها را دعوت دادی و دعوت تو را نپذیرفتند، غمگین مشو؛ زیرا اندوهگین شدن، چیزی را برای تو بهبار نمیآورد. (﴿وَلَا تَكُ فِي ضَيۡقٖ مِّمَّا يَمۡكُرُونَ﴾) و در برابر مکر و نیرنگی که میورزند، تنگدل و ناراحت مباش؛ زیرا توطئه و مکرشان، به خودشان بر میگردد و تو از پرهیزگارانِ نیکوکار هستی. و بدون شک خداوند، با یاری و توفیق و استوار داشتن، با پرهیزگاران و نیکوکاران است؛ و آنان کسانیاند که از کفر و معاصی پرهیز نموده، و عبادت خدای خود را به بهترین وجه انجام دادهاند؛ او را طوری پرستش کردهاند که انگار وی را میبینند ـ و اگر وی را نمیبینند، میدانند که او آنان را میبیند ـ و با بندگان خدا نیز نیکی نموده، و به هر طریق ممکن به آنان نفع رساندهاند. از خداوند متعال مسئلت مینماییم که ما را از زمرۀ پرهیزگاران و نیکوکاران قرار دهد.
* * *
النحل 16:127
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ و هرگاه خواستيد مجازات کنيد بدان اندازه مجازات کنيد (و کيفر دهيد) که مانند آن کيفر يافته ايد، و اگر صبر کنيد قطعاً بردباري براي صبر کنندگان بهتر است. وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ و شکيبايي کن و شکيبايي ات مگر به (توفيق) خداوند نيست، و بر آنان اندوهگين مشو و از آنچه مکر مي ورزند تنگدل مباش. إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ بي گمان خداوند با پرهيزگاران است و با آنانکه نيکوکارانند.
(126) خداوند متعال در حالی که عدالت را، امری مباح میشمارد؛ و فضل و احسان را، بهتر میستاید، میفرماید: (﴿وَإِنۡ عَاقَبۡتُمۡ﴾) و اگر کسی را که با گفتار و کردار با شما بدی کرده است، مجازات کردید، (﴿فَعَاقِبُواۡ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبۡتُم بِهِۦ﴾) به همان اندازه که کیفر یافتهاید، او را کیفر دهید و مجازات کنید، بدون اینکه بیشتر از آنچه با شما کرده، با او انجام دهید. (﴿وَلَئِن صَبَرۡتُمۡ﴾) و اگر از مجازات دادن، خودداری کنید؛ و جنایت آنها را ببخشید، (﴿لَهُوَ خَيۡرٞ لِّلصَّٰبِرِينَ﴾) قطعاً گذشت و صبرکردن، برای بردباران، از انتقام بهتر است. و آنچه نزد خداوند برای شما هست، بهتر میباشد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ پس هرکس عفو کرد و اصلاح نمود، پاداشش بر خداست.
(127 - 128) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا در دعوت دادن مردم به سوی او صبر پیشه کند؛ و در این مورد، از خداوند یاری بجوید و بر خودش تکیه ننماید. پس فرمود: (﴿وَٱصۡبِرۡ وَمَا صَبۡرُكَ إِلَّا بِٱللَّهِ﴾) و شکیبایی و بردباری پیشه کن، و شکیباییات جز در پرتو لطف و یاری و توفیق خداوند میسّر نیست؛ و اوست که تو را بر بردباری نمودن یاری مینماید، و ثابت قدم و استوار میگرداند. (﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و چون آنها را دعوت دادی و دعوت تو را نپذیرفتند، غمگین مشو؛ زیرا اندوهگین شدن، چیزی را برای تو بهبار نمیآورد. (﴿وَلَا تَكُ فِي ضَيۡقٖ مِّمَّا يَمۡكُرُونَ﴾) و در برابر مکر و نیرنگی که میورزند، تنگدل و ناراحت مباش؛ زیرا توطئه و مکرشان، به خودشان بر میگردد و تو از پرهیزگارانِ نیکوکار هستی. و بدون شک خداوند، با یاری و توفیق و استوار داشتن، با پرهیزگاران و نیکوکاران است؛ و آنان کسانیاند که از کفر و معاصی پرهیز نموده، و عبادت خدای خود را به بهترین وجه انجام دادهاند؛ او را طوری پرستش کردهاند که انگار وی را میبینند ـ و اگر وی را نمیبینند، میدانند که او آنان را میبیند ـ و با بندگان خدا نیز نیکی نموده، و به هر طریق ممکن به آنان نفع رساندهاند. از خداوند متعال مسئلت مینماییم که ما را از زمرۀ پرهیزگاران و نیکوکاران قرار دهد.
* * *
النحل 16:128
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ و هرگاه خواستيد مجازات کنيد بدان اندازه مجازات کنيد (و کيفر دهيد) که مانند آن کيفر يافته ايد، و اگر صبر کنيد قطعاً بردباري براي صبر کنندگان بهتر است. وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ و شکيبايي کن و شکيبايي ات مگر به (توفيق) خداوند نيست، و بر آنان اندوهگين مشو و از آنچه مکر مي ورزند تنگدل مباش. إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ بي گمان خداوند با پرهيزگاران است و با آنانکه نيکوکارانند.
(126) خداوند متعال در حالی که عدالت را، امری مباح میشمارد؛ و فضل و احسان را، بهتر میستاید، میفرماید: (﴿وَإِنۡ عَاقَبۡتُمۡ﴾) و اگر کسی را که با گفتار و کردار با شما بدی کرده است، مجازات کردید، (﴿فَعَاقِبُواۡ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبۡتُم بِهِۦ﴾) به همان اندازه که کیفر یافتهاید، او را کیفر دهید و مجازات کنید، بدون اینکه بیشتر از آنچه با شما کرده، با او انجام دهید. (﴿وَلَئِن صَبَرۡتُمۡ﴾) و اگر از مجازات دادن، خودداری کنید؛ و جنایت آنها را ببخشید، (﴿لَهُوَ خَيۡرٞ لِّلصَّٰبِرِينَ﴾) قطعاً گذشت و صبرکردن، برای بردباران، از انتقام بهتر است. و آنچه نزد خداوند برای شما هست، بهتر میباشد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ پس هرکس عفو کرد و اصلاح نمود، پاداشش بر خداست.
(127 - 128) سپس خداوند پیامبرش را دستور داد تا در دعوت دادن مردم به سوی او صبر پیشه کند؛ و در این مورد، از خداوند یاری بجوید و بر خودش تکیه ننماید. پس فرمود: (﴿وَٱصۡبِرۡ وَمَا صَبۡرُكَ إِلَّا بِٱللَّهِ﴾) و شکیبایی و بردباری پیشه کن، و شکیباییات جز در پرتو لطف و یاری و توفیق خداوند میسّر نیست؛ و اوست که تو را بر بردباری نمودن یاری مینماید، و ثابت قدم و استوار میگرداند. (﴿وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و چون آنها را دعوت دادی و دعوت تو را نپذیرفتند، غمگین مشو؛ زیرا اندوهگین شدن، چیزی را برای تو بهبار نمیآورد. (﴿وَلَا تَكُ فِي ضَيۡقٖ مِّمَّا يَمۡكُرُونَ﴾) و در برابر مکر و نیرنگی که میورزند، تنگدل و ناراحت مباش؛ زیرا توطئه و مکرشان، به خودشان بر میگردد و تو از پرهیزگارانِ نیکوکار هستی. و بدون شک خداوند، با یاری و توفیق و استوار داشتن، با پرهیزگاران و نیکوکاران است؛ و آنان کسانیاند که از کفر و معاصی پرهیز نموده، و عبادت خدای خود را به بهترین وجه انجام دادهاند؛ او را طوری پرستش کردهاند که انگار وی را میبینند ـ و اگر وی را نمیبینند، میدانند که او آنان را میبیند ـ و با بندگان خدا نیز نیکی نموده، و به هر طریق ممکن به آنان نفع رساندهاند. از خداوند متعال مسئلت مینماییم که ما را از زمرۀ پرهیزگاران و نیکوکاران قرار دهد.
* * *
الإسراء 17:1
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ پاک و منزه است آن (خدايي) که بندۀ خود را در شبي از مسجد الحرام به مسجد الاقصي برد که در پيرامونش برکت نهاده ايم، تا برخي از نشانه هاي خود را بدور بنمايانيم، بي گمان اوست که شنواي بيناست.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال در این آیه، پاکی و بزرگی ذاتِ پاکش را بیان میدارد؛ خدایی که کارهای بسیار بزرگ را انجام میدهد، و نعمتهای بزرگ از آنِ او است. از جمله نعمتهای او یکی این است که (﴿أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَيۡلٗا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا﴾) در شبی، بنده و پیامبرش محمد را، از مسجدالحرام -که به طور مطلق بزرگترین و شریفترین مسجد است- به مسجدالاقصی برد که یکی از سه مساجدِ فاضلی است که دارای فضیلت ویژه میباشند، و جایگاه بسیاری از پیامبران میباشد. پس خداوند در یک شب، پیامبرش را تا مسافت دوری برد؛ و در همان شب، او را به جایش برگرداند؛ و از نشانهها و آیات خود، چیزهایی را به او نشان داد که هدایت و بصیرت و ثباتِ خرد او را بیشتر گردانید. واین بیانگر توجه ولطف خداوند نسبت به او بود؛ چرا که همۀ کارهایش را آسان نمود، و نعمتهایی را به او ارزانی داد که به وسیلۀ آن نعمتها، مقامش از مقام تمامی گذشتگان و آیندگان برتر شد. از ظاهر آیه چنین بر میآید که اسرا، در اول شب بوده، و از مسجدالحرام شروع شده است. اما در روایت صحیح ثابت شده که پیامبر، از خانۀ امهانی به اسرا رفته است. فضیلت مسجد الحرام، شامل تمام منطقۀ حرم میشود، پس همچنانکه پاداش عبادت در داخل مسجد مضاعف است، در سایر منطقۀ حرم نیز پاداش مضاعف دارد. نیز از ظاهر آیه برمیآید که پیامبر، با روح و جسد به اسرا رفته است، وگرنه نشانهای بزرگ و فضیلتی عظیم بهحساب نمیآمد. احادیث فراوانی از پیامبر در مورد اسرا ثابت شده، که آنچهرا در این سفر دیده بود، به طور مشروح بیان مینماید. ایشان طبق این احادیث، ابتدا به بیت المقدس برده شد؛ سپس از آنجا به آسمانها عروج کرد تا اینکه به بالای آسمانها رسید، و بهشت و جهنم و پیامبران را با مراتب مختلفی که دارند، مشاهده نمود؛ و پنجاه نماز بر او فرض شد. سپس او به اشاره و پیشنهاد موسی، چندین بار به پروردگارش مراجعه نمود تا اینکه نمازها در پنج فرض خلاصه شدند، ولی با پاداش همان پنجاه نماز. و در این شب، پیامبر و امتش به افتخاراتی نایل آمدند که مقدار و اندازۀ آن را فقط خدا میداند. خداوند در سه جا پیامبرش را به صفت بندگی متصف میسازد، و از او به عنوان «عبد» نام میبرد: اول در مقام اسرا، دوّم در مقام نازل کردن قرآن بر وی، سوم در مقام مبارزهطلبی با کافران تا همانند این قرآن را بیاورند؛ چون او، به خاطر بندگی پروردگارش، به این مقامهای بزرگ نایل شد. (﴿ٱلَّذِي بَٰرَكۡنَا حَوۡلَهُۥ﴾) مسجدالاقصی، جایی است که اطرافش را مبارک گرداندهایم؛ یعنی با رویش درختان زیاد و جاری ساختن نهرها و پیدایش آبادانی، به آنجا برکت دادهایم. و از جمله برکت الهی، برتر قرار دادن مسجدالاقصی بر دیگر مساجد، به جز مسجدالحرام و مسجدالنبی است. و نیز از جملۀ برکتهایی که خداوند به مسجدالاقصی داده، این است که در روایات از مسلمانان خواسته شده تا برای عبادت و نماز خواندن در مسجدالاقصی، به سوی آن رخت سفر بر بندند، و خداوند آن را به عنوان جایگاه بسیاری از پیامبران اختصاص داده است.
الإسراء 17:2
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً و به موسي کتاب داديم و آن را مآيه ي هدايت بني اسرائيل گردانيديم که جز من کار سازي نگيرد. ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا اي فرزندان کساني که آنها را با نوح سوار کشتي کرده ايم، به راستي که و بنده اي سپاسگزار بود. وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا و در کتاب (= تورات) به بني اسراييل اعلام کرديم که «دوبار در سرزمين تباهي مي ورزيد و با سرکشي بزرگي سر به طغيان بر خواهيد داشت» فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً پس چون وعدل نخستين آن دو فرا رسد، بندگان بس پيکارگر خود را بر شما انگيخته مي دارم، پس خا نه ها را تفتيش مي کنند، و اين وعده، انجام پذيرفتني است. ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا سپس شما را بر آنان چيره گردانيديم و با اموال و فرزندان ياريتان داديم و تعداد نفراتتان را افزونتر گردانيديم. إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا اگر نيکي کنيد براي خودتان نيکي مي کنيد، و اگر بدي کنيد به خودتان بدي مي کنيد، پس چون وعدۀ ديگر فرا رسد (باز بندگانمان را مي فرستيم) تا شما را بد حال سازند و وارد مسجد شوند چنان که بار نخست بدان داخل شدند و بر هر که هر چه دست يابند بکشند و درهم کوبند. عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا اميد است پروردگارتان به شما رحم کند، و اگر برگرديد ما هم بر مي گرديم و جهنم را زنداني براي کافران ساخته ايم.
(2) در بسیاری جاها، خداوند نبوت محمد صلی الله علیه وسلم و نبوت موسی ـ علیه الصلاة والسلام ـ و کتاب و شریعت این دو پیامبر را با هم مقایسه مینماید؛ چون کتابهای این دو پیامبر، بهترین کتاب؛ و شریعت آنان، کاملترین شریعت میباشند؛ ونبوت این دو پیامبر، برترین نبوت است؛ و بیشترین مؤمنان، پیروان این دو پیامبر میباشند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به موسی کتاب تورات را دادیم، (﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و آن را مایۀ هدایت بنیاسرائیل گردانیدیم که با استفاده از آن، در تاریکیهای جهالت، به سوی آگاهی بر حق راه مییابند و هدایت میشوند. (﴿أَلَّا تَتَّخِذُواۡ مِن دُونِي وَكِيلٗا﴾) و به آنان گفتیم که جز من کارسازی نگیرید؛ و به همین هدف، کتاب را به سوی آنها فرو فرستادیم تا تنها خدا را بپرستند، و به سوی او بازگردند و تنها او را وکیل و کارساز و مدبر خویش در امر دین و دنیای خود قرار دهند، و به کسی دیگر غیر از او که نمیتواند کاری بکند و به آنها سودی برساند، دست به دامان نشوند.
(3) (﴿ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍ﴾) ای فرزندان کسانی که ما بر آنها منت گذاردیم و همراه نوح، آنان را سوار کشتی نمودیم! (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا﴾) به راستی که او [=نوح] بندهای سپاسگزار بود. در اینجا خداوند نوح را میستاید؛ چون او شکر خدا را به جای آورد، و به شکر گزاری متصف بود، و خداوند فرزندان او را تشویق مینماید که در شکر گزاری از او پیروی کنند، و وی را پیشوای خود قرار دهند، و نعمتهایی را که خداوند به آنان ارزانی نموده است، یاد کنند؛ چراکه آنها را باقی گذارد و خلیفۀ زمین قرار داد، و دیگران را غرق نمود.
(4) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و بنیاسرائیل را در کتابشان با خبر ساختیم و به آنان وعده نمودیم که دو بار در زمین، تباهی و فساد و ارتکاب گناهان، و ناسپاسی نعمتهای خدا، و سرکشی و برتری جویی و تکبر ورزیدن از آنها سر خواهد زد. و چون یک بار تباهی و سرکشی از آنان سر زد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط گرداند و از آنان انتقام گرفت. و خداوند با این عمل، آنها را ترساند و بر حذر داشت تا شاید بر گردند و پند پذیرند.
(5) (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا﴾) و هنگامی که نخستینِ آن دو بار فساد فرا رسد و فساد کنند، (﴿بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ﴾) بر حسب تقدیر، و بر مبنای قانون ما در جهان هستی، و به علت مجازات فسادتان، بندگانی قدرتمند را بر شما مسلط میکنیم. (﴿أُوۡلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾) بندگانی بس پیکارگر را که دارای شجاعت و لشکر فراوان و اسلحه و ساز و کار نظامی هستند، بر شما مسلط وغالب میگردانیم؛ شما را میکشند، و فرزندانتان را به اسارت میگیرند، و اموالتان را غارت مینمایند. (﴿فَجَاسُواۡ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِ﴾) آنها خانهها را تفتیش، و هرجایی را جستجو مینمایند، وحرمت خانهها را هتک کرده، و وارد مسجدالحرام میشوند و در آن فساد و تباهی میورزند. (﴿وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا﴾) و این وعده، انجام پذیرفتنی است و حتماً به وقوع میپیوندد؛ چون علتش در آنها وجود دارد. مفسرین، در تعیین کسانی که مسلط میشوند، اختلاف نمودهاند، اما همه در این اتفاق دارند که گروهی کافر و اهل عراق، یا شبه جزیرۀ عربستان یا جایی دیگر [از همین نواحی] هستند. و هنگامی که گناهان به کثرت در میان بنیاسرائیل رواج یافت، و بسیاری از دستورات شریعت خود را ترک نمودند، و در زمین فساد و سرکشی کردند؛ خداوند کافران را بر آنها مسلط نمود.
(6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس شما را، بر کسانی که بر شما مسلط شده بودند، چیره گرداندیم و آنها را از سرزمین خود بیرون راندید. (﴿وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾) و با اموال و فرزندان یاریتان دادیم؛ یعنی روزیهایتان را زیاد نمودیم، و تعدادتان را افزون گرداندیم، و شما را از آنها قویتر و قدرتمندتر نمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا﴾) و تعداد نفرات شما را از آنها بیشتر نمودیم. و این، به خاطر نیکوکاری و تسلیم شدن شما به درگاه خداوند و فروتنی تان بود.
(7) (﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ﴾) اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی میکنید؛ چراکه فایدهاش به خود شما برمیگردد. حتی در دنیا نیز همانطور که مشاهده نمودید، بر اثر نیکوکاری، بر دشمنانتان پیروز شدید. (﴿وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾) و اگر بدی کنید، به خودتان بدی میکنید و زیان آن به خودتان برمیگردد، همانطور که خداوند به شما نشان داد؛ آنگاه که بدی کردید، و دشمنان را بر شما مسلط گرداند. (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و چون وعدۀ دیگر فرا رسد؛ یعنی هنگامی که برای بار دوم فساد کنید، دشمنان را [دگربار] بر شما مسلط میکنیم، (﴿لِيَسُُٔواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تا با پیروزشدن بر شما، و به اسارت گرفتنتان حال شما را بگیرند، (﴿وَلِيَدۡخُلُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و تا وارد مسجدالاقصی شوند، چنانکه بار نخست بدان داخل شدند. (﴿وَلِيُتَبِّرُواۡ مَا عَلَوۡاۡ تَتۡبِيرًا﴾) و تا بر هرچه چیره گردند، آن را یکسره نابود و تخریب کنند. پس خانهها و مساجد و کشتزارهایتان را خراب و ویران نمایند.
(8) (﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡ﴾) امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، و شما را بر آنها پیروز بگرداند. و خداوند به آنان رحم کرد، و حکومت و قدرت را به آنان داد. و آنها را تهدید نمود که اگر دست به ارتکاب گناه بزنید، (﴿وَإِنۡ عُدتُّمۡ﴾) و به تباهکاری و فسادکردن باز گردید، (﴿عُدۡنَا﴾) ما هم به مجازات و کیفر رساندن شما برمیگردیم. و بنیاسرائیل به فساد و تباهکاری بازگشتند، بنابراین پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بر آنها مسلط نمود؛ و خداوند به خاطر فساد کردن، از آنها انتقام گرفت، و این سزای دنیاست. و عذابی که نزد خداوند برای آنهاست، بزرگتر و سختتر است. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا﴾) و جهنم را، زندانی برای کافران گرداندهایم، که وارد آن میشوند و در آن برای همیشه باقی میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند. و این هشداری است برای مسلمانان که از ارتکاب گناه بپرهیزند تا به آنچه بنی اسرائیل بدان گرفتار شدند، دچار نشوند؛ زیرا سنّت و قانون خداوند، یکی است و دگرگون نمیشود. و هرکس در مسلط شدن و چیره گشتن کافران و ستمگران بر مسلمین تأمل کند، میداند که کافران و ستمگران به خاطر گناهانی که مسلمانان مرتکب شدهاند، برآنان مسلط شدهاند؛ و این، انتقام بدیهایی است که مرتکب شدهاند. و هرگاه به قرآن و سنت پیامبرش عمل نمایند، خداوند به آنها در زمین قدرت میدهد و آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند.
الإسراء 17:3
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً و به موسي کتاب داديم و آن را مآيه ي هدايت بني اسرائيل گردانيديم که جز من کار سازي نگيرد. ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا اي فرزندان کساني که آنها را با نوح سوار کشتي کرده ايم، به راستي که و بنده اي سپاسگزار بود. وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا و در کتاب (= تورات) به بني اسراييل اعلام کرديم که «دوبار در سرزمين تباهي مي ورزيد و با سرکشي بزرگي سر به طغيان بر خواهيد داشت» فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً پس چون وعدل نخستين آن دو فرا رسد، بندگان بس پيکارگر خود را بر شما انگيخته مي دارم، پس خا نه ها را تفتيش مي کنند، و اين وعده، انجام پذيرفتني است. ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا سپس شما را بر آنان چيره گردانيديم و با اموال و فرزندان ياريتان داديم و تعداد نفراتتان را افزونتر گردانيديم. إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا اگر نيکي کنيد براي خودتان نيکي مي کنيد، و اگر بدي کنيد به خودتان بدي مي کنيد، پس چون وعدۀ ديگر فرا رسد (باز بندگانمان را مي فرستيم) تا شما را بد حال سازند و وارد مسجد شوند چنان که بار نخست بدان داخل شدند و بر هر که هر چه دست يابند بکشند و درهم کوبند. عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا اميد است پروردگارتان به شما رحم کند، و اگر برگرديد ما هم بر مي گرديم و جهنم را زنداني براي کافران ساخته ايم.
(2) در بسیاری جاها، خداوند نبوت محمد صلی الله علیه وسلم و نبوت موسی ـ علیه الصلاة والسلام ـ و کتاب و شریعت این دو پیامبر را با هم مقایسه مینماید؛ چون کتابهای این دو پیامبر، بهترین کتاب؛ و شریعت آنان، کاملترین شریعت میباشند؛ ونبوت این دو پیامبر، برترین نبوت است؛ و بیشترین مؤمنان، پیروان این دو پیامبر میباشند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به موسی کتاب تورات را دادیم، (﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و آن را مایۀ هدایت بنیاسرائیل گردانیدیم که با استفاده از آن، در تاریکیهای جهالت، به سوی آگاهی بر حق راه مییابند و هدایت میشوند. (﴿أَلَّا تَتَّخِذُواۡ مِن دُونِي وَكِيلٗا﴾) و به آنان گفتیم که جز من کارسازی نگیرید؛ و به همین هدف، کتاب را به سوی آنها فرو فرستادیم تا تنها خدا را بپرستند، و به سوی او بازگردند و تنها او را وکیل و کارساز و مدبر خویش در امر دین و دنیای خود قرار دهند، و به کسی دیگر غیر از او که نمیتواند کاری بکند و به آنها سودی برساند، دست به دامان نشوند.
(3) (﴿ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍ﴾) ای فرزندان کسانی که ما بر آنها منت گذاردیم و همراه نوح، آنان را سوار کشتی نمودیم! (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا﴾) به راستی که او [=نوح] بندهای سپاسگزار بود. در اینجا خداوند نوح را میستاید؛ چون او شکر خدا را به جای آورد، و به شکر گزاری متصف بود، و خداوند فرزندان او را تشویق مینماید که در شکر گزاری از او پیروی کنند، و وی را پیشوای خود قرار دهند، و نعمتهایی را که خداوند به آنان ارزانی نموده است، یاد کنند؛ چراکه آنها را باقی گذارد و خلیفۀ زمین قرار داد، و دیگران را غرق نمود.
(4) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و بنیاسرائیل را در کتابشان با خبر ساختیم و به آنان وعده نمودیم که دو بار در زمین، تباهی و فساد و ارتکاب گناهان، و ناسپاسی نعمتهای خدا، و سرکشی و برتری جویی و تکبر ورزیدن از آنها سر خواهد زد. و چون یک بار تباهی و سرکشی از آنان سر زد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط گرداند و از آنان انتقام گرفت. و خداوند با این عمل، آنها را ترساند و بر حذر داشت تا شاید بر گردند و پند پذیرند.
(5) (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا﴾) و هنگامی که نخستینِ آن دو بار فساد فرا رسد و فساد کنند، (﴿بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ﴾) بر حسب تقدیر، و بر مبنای قانون ما در جهان هستی، و به علت مجازات فسادتان، بندگانی قدرتمند را بر شما مسلط میکنیم. (﴿أُوۡلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾) بندگانی بس پیکارگر را که دارای شجاعت و لشکر فراوان و اسلحه و ساز و کار نظامی هستند، بر شما مسلط وغالب میگردانیم؛ شما را میکشند، و فرزندانتان را به اسارت میگیرند، و اموالتان را غارت مینمایند. (﴿فَجَاسُواۡ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِ﴾) آنها خانهها را تفتیش، و هرجایی را جستجو مینمایند، وحرمت خانهها را هتک کرده، و وارد مسجدالحرام میشوند و در آن فساد و تباهی میورزند. (﴿وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا﴾) و این وعده، انجام پذیرفتنی است و حتماً به وقوع میپیوندد؛ چون علتش در آنها وجود دارد. مفسرین، در تعیین کسانی که مسلط میشوند، اختلاف نمودهاند، اما همه در این اتفاق دارند که گروهی کافر و اهل عراق، یا شبه جزیرۀ عربستان یا جایی دیگر [از همین نواحی] هستند. و هنگامی که گناهان به کثرت در میان بنیاسرائیل رواج یافت، و بسیاری از دستورات شریعت خود را ترک نمودند، و در زمین فساد و سرکشی کردند؛ خداوند کافران را بر آنها مسلط نمود.
(6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس شما را، بر کسانی که بر شما مسلط شده بودند، چیره گرداندیم و آنها را از سرزمین خود بیرون راندید. (﴿وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾) و با اموال و فرزندان یاریتان دادیم؛ یعنی روزیهایتان را زیاد نمودیم، و تعدادتان را افزون گرداندیم، و شما را از آنها قویتر و قدرتمندتر نمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا﴾) و تعداد نفرات شما را از آنها بیشتر نمودیم. و این، به خاطر نیکوکاری و تسلیم شدن شما به درگاه خداوند و فروتنی تان بود.
(7) (﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ﴾) اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی میکنید؛ چراکه فایدهاش به خود شما برمیگردد. حتی در دنیا نیز همانطور که مشاهده نمودید، بر اثر نیکوکاری، بر دشمنانتان پیروز شدید. (﴿وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾) و اگر بدی کنید، به خودتان بدی میکنید و زیان آن به خودتان برمیگردد، همانطور که خداوند به شما نشان داد؛ آنگاه که بدی کردید، و دشمنان را بر شما مسلط گرداند. (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و چون وعدۀ دیگر فرا رسد؛ یعنی هنگامی که برای بار دوم فساد کنید، دشمنان را [دگربار] بر شما مسلط میکنیم، (﴿لِيَسُُٔواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تا با پیروزشدن بر شما، و به اسارت گرفتنتان حال شما را بگیرند، (﴿وَلِيَدۡخُلُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و تا وارد مسجدالاقصی شوند، چنانکه بار نخست بدان داخل شدند. (﴿وَلِيُتَبِّرُواۡ مَا عَلَوۡاۡ تَتۡبِيرًا﴾) و تا بر هرچه چیره گردند، آن را یکسره نابود و تخریب کنند. پس خانهها و مساجد و کشتزارهایتان را خراب و ویران نمایند.
(8) (﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡ﴾) امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، و شما را بر آنها پیروز بگرداند. و خداوند به آنان رحم کرد، و حکومت و قدرت را به آنان داد. و آنها را تهدید نمود که اگر دست به ارتکاب گناه بزنید، (﴿وَإِنۡ عُدتُّمۡ﴾) و به تباهکاری و فسادکردن باز گردید، (﴿عُدۡنَا﴾) ما هم به مجازات و کیفر رساندن شما برمیگردیم. و بنیاسرائیل به فساد و تباهکاری بازگشتند، بنابراین پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بر آنها مسلط نمود؛ و خداوند به خاطر فساد کردن، از آنها انتقام گرفت، و این سزای دنیاست. و عذابی که نزد خداوند برای آنهاست، بزرگتر و سختتر است. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا﴾) و جهنم را، زندانی برای کافران گرداندهایم، که وارد آن میشوند و در آن برای همیشه باقی میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند. و این هشداری است برای مسلمانان که از ارتکاب گناه بپرهیزند تا به آنچه بنی اسرائیل بدان گرفتار شدند، دچار نشوند؛ زیرا سنّت و قانون خداوند، یکی است و دگرگون نمیشود. و هرکس در مسلط شدن و چیره گشتن کافران و ستمگران بر مسلمین تأمل کند، میداند که کافران و ستمگران به خاطر گناهانی که مسلمانان مرتکب شدهاند، برآنان مسلط شدهاند؛ و این، انتقام بدیهایی است که مرتکب شدهاند. و هرگاه به قرآن و سنت پیامبرش عمل نمایند، خداوند به آنها در زمین قدرت میدهد و آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند.
الإسراء 17:4
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً و به موسي کتاب داديم و آن را مآيه ي هدايت بني اسرائيل گردانيديم که جز من کار سازي نگيرد. ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا اي فرزندان کساني که آنها را با نوح سوار کشتي کرده ايم، به راستي که و بنده اي سپاسگزار بود. وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا و در کتاب (= تورات) به بني اسراييل اعلام کرديم که «دوبار در سرزمين تباهي مي ورزيد و با سرکشي بزرگي سر به طغيان بر خواهيد داشت» فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً پس چون وعدل نخستين آن دو فرا رسد، بندگان بس پيکارگر خود را بر شما انگيخته مي دارم، پس خا نه ها را تفتيش مي کنند، و اين وعده، انجام پذيرفتني است. ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا سپس شما را بر آنان چيره گردانيديم و با اموال و فرزندان ياريتان داديم و تعداد نفراتتان را افزونتر گردانيديم. إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا اگر نيکي کنيد براي خودتان نيکي مي کنيد، و اگر بدي کنيد به خودتان بدي مي کنيد، پس چون وعدۀ ديگر فرا رسد (باز بندگانمان را مي فرستيم) تا شما را بد حال سازند و وارد مسجد شوند چنان که بار نخست بدان داخل شدند و بر هر که هر چه دست يابند بکشند و درهم کوبند. عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا اميد است پروردگارتان به شما رحم کند، و اگر برگرديد ما هم بر مي گرديم و جهنم را زنداني براي کافران ساخته ايم.
(2) در بسیاری جاها، خداوند نبوت محمد صلی الله علیه وسلم و نبوت موسی ـ علیه الصلاة والسلام ـ و کتاب و شریعت این دو پیامبر را با هم مقایسه مینماید؛ چون کتابهای این دو پیامبر، بهترین کتاب؛ و شریعت آنان، کاملترین شریعت میباشند؛ ونبوت این دو پیامبر، برترین نبوت است؛ و بیشترین مؤمنان، پیروان این دو پیامبر میباشند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به موسی کتاب تورات را دادیم، (﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و آن را مایۀ هدایت بنیاسرائیل گردانیدیم که با استفاده از آن، در تاریکیهای جهالت، به سوی آگاهی بر حق راه مییابند و هدایت میشوند. (﴿أَلَّا تَتَّخِذُواۡ مِن دُونِي وَكِيلٗا﴾) و به آنان گفتیم که جز من کارسازی نگیرید؛ و به همین هدف، کتاب را به سوی آنها فرو فرستادیم تا تنها خدا را بپرستند، و به سوی او بازگردند و تنها او را وکیل و کارساز و مدبر خویش در امر دین و دنیای خود قرار دهند، و به کسی دیگر غیر از او که نمیتواند کاری بکند و به آنها سودی برساند، دست به دامان نشوند.
(3) (﴿ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍ﴾) ای فرزندان کسانی که ما بر آنها منت گذاردیم و همراه نوح، آنان را سوار کشتی نمودیم! (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا﴾) به راستی که او [=نوح] بندهای سپاسگزار بود. در اینجا خداوند نوح را میستاید؛ چون او شکر خدا را به جای آورد، و به شکر گزاری متصف بود، و خداوند فرزندان او را تشویق مینماید که در شکر گزاری از او پیروی کنند، و وی را پیشوای خود قرار دهند، و نعمتهایی را که خداوند به آنان ارزانی نموده است، یاد کنند؛ چراکه آنها را باقی گذارد و خلیفۀ زمین قرار داد، و دیگران را غرق نمود.
(4) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و بنیاسرائیل را در کتابشان با خبر ساختیم و به آنان وعده نمودیم که دو بار در زمین، تباهی و فساد و ارتکاب گناهان، و ناسپاسی نعمتهای خدا، و سرکشی و برتری جویی و تکبر ورزیدن از آنها سر خواهد زد. و چون یک بار تباهی و سرکشی از آنان سر زد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط گرداند و از آنان انتقام گرفت. و خداوند با این عمل، آنها را ترساند و بر حذر داشت تا شاید بر گردند و پند پذیرند.
(5) (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا﴾) و هنگامی که نخستینِ آن دو بار فساد فرا رسد و فساد کنند، (﴿بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ﴾) بر حسب تقدیر، و بر مبنای قانون ما در جهان هستی، و به علت مجازات فسادتان، بندگانی قدرتمند را بر شما مسلط میکنیم. (﴿أُوۡلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾) بندگانی بس پیکارگر را که دارای شجاعت و لشکر فراوان و اسلحه و ساز و کار نظامی هستند، بر شما مسلط وغالب میگردانیم؛ شما را میکشند، و فرزندانتان را به اسارت میگیرند، و اموالتان را غارت مینمایند. (﴿فَجَاسُواۡ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِ﴾) آنها خانهها را تفتیش، و هرجایی را جستجو مینمایند، وحرمت خانهها را هتک کرده، و وارد مسجدالحرام میشوند و در آن فساد و تباهی میورزند. (﴿وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا﴾) و این وعده، انجام پذیرفتنی است و حتماً به وقوع میپیوندد؛ چون علتش در آنها وجود دارد. مفسرین، در تعیین کسانی که مسلط میشوند، اختلاف نمودهاند، اما همه در این اتفاق دارند که گروهی کافر و اهل عراق، یا شبه جزیرۀ عربستان یا جایی دیگر [از همین نواحی] هستند. و هنگامی که گناهان به کثرت در میان بنیاسرائیل رواج یافت، و بسیاری از دستورات شریعت خود را ترک نمودند، و در زمین فساد و سرکشی کردند؛ خداوند کافران را بر آنها مسلط نمود.
(6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس شما را، بر کسانی که بر شما مسلط شده بودند، چیره گرداندیم و آنها را از سرزمین خود بیرون راندید. (﴿وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾) و با اموال و فرزندان یاریتان دادیم؛ یعنی روزیهایتان را زیاد نمودیم، و تعدادتان را افزون گرداندیم، و شما را از آنها قویتر و قدرتمندتر نمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا﴾) و تعداد نفرات شما را از آنها بیشتر نمودیم. و این، به خاطر نیکوکاری و تسلیم شدن شما به درگاه خداوند و فروتنی تان بود.
(7) (﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ﴾) اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی میکنید؛ چراکه فایدهاش به خود شما برمیگردد. حتی در دنیا نیز همانطور که مشاهده نمودید، بر اثر نیکوکاری، بر دشمنانتان پیروز شدید. (﴿وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾) و اگر بدی کنید، به خودتان بدی میکنید و زیان آن به خودتان برمیگردد، همانطور که خداوند به شما نشان داد؛ آنگاه که بدی کردید، و دشمنان را بر شما مسلط گرداند. (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و چون وعدۀ دیگر فرا رسد؛ یعنی هنگامی که برای بار دوم فساد کنید، دشمنان را [دگربار] بر شما مسلط میکنیم، (﴿لِيَسُُٔواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تا با پیروزشدن بر شما، و به اسارت گرفتنتان حال شما را بگیرند، (﴿وَلِيَدۡخُلُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و تا وارد مسجدالاقصی شوند، چنانکه بار نخست بدان داخل شدند. (﴿وَلِيُتَبِّرُواۡ مَا عَلَوۡاۡ تَتۡبِيرًا﴾) و تا بر هرچه چیره گردند، آن را یکسره نابود و تخریب کنند. پس خانهها و مساجد و کشتزارهایتان را خراب و ویران نمایند.
(8) (﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡ﴾) امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، و شما را بر آنها پیروز بگرداند. و خداوند به آنان رحم کرد، و حکومت و قدرت را به آنان داد. و آنها را تهدید نمود که اگر دست به ارتکاب گناه بزنید، (﴿وَإِنۡ عُدتُّمۡ﴾) و به تباهکاری و فسادکردن باز گردید، (﴿عُدۡنَا﴾) ما هم به مجازات و کیفر رساندن شما برمیگردیم. و بنیاسرائیل به فساد و تباهکاری بازگشتند، بنابراین پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بر آنها مسلط نمود؛ و خداوند به خاطر فساد کردن، از آنها انتقام گرفت، و این سزای دنیاست. و عذابی که نزد خداوند برای آنهاست، بزرگتر و سختتر است. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا﴾) و جهنم را، زندانی برای کافران گرداندهایم، که وارد آن میشوند و در آن برای همیشه باقی میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند. و این هشداری است برای مسلمانان که از ارتکاب گناه بپرهیزند تا به آنچه بنی اسرائیل بدان گرفتار شدند، دچار نشوند؛ زیرا سنّت و قانون خداوند، یکی است و دگرگون نمیشود. و هرکس در مسلط شدن و چیره گشتن کافران و ستمگران بر مسلمین تأمل کند، میداند که کافران و ستمگران به خاطر گناهانی که مسلمانان مرتکب شدهاند، برآنان مسلط شدهاند؛ و این، انتقام بدیهایی است که مرتکب شدهاند. و هرگاه به قرآن و سنت پیامبرش عمل نمایند، خداوند به آنها در زمین قدرت میدهد و آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند.
الإسراء 17:5
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً و به موسي کتاب داديم و آن را مآيه ي هدايت بني اسرائيل گردانيديم که جز من کار سازي نگيرد. ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا اي فرزندان کساني که آنها را با نوح سوار کشتي کرده ايم، به راستي که و بنده اي سپاسگزار بود. وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا و در کتاب (= تورات) به بني اسراييل اعلام کرديم که «دوبار در سرزمين تباهي مي ورزيد و با سرکشي بزرگي سر به طغيان بر خواهيد داشت» فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً پس چون وعدل نخستين آن دو فرا رسد، بندگان بس پيکارگر خود را بر شما انگيخته مي دارم، پس خا نه ها را تفتيش مي کنند، و اين وعده، انجام پذيرفتني است. ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا سپس شما را بر آنان چيره گردانيديم و با اموال و فرزندان ياريتان داديم و تعداد نفراتتان را افزونتر گردانيديم. إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا اگر نيکي کنيد براي خودتان نيکي مي کنيد، و اگر بدي کنيد به خودتان بدي مي کنيد، پس چون وعدۀ ديگر فرا رسد (باز بندگانمان را مي فرستيم) تا شما را بد حال سازند و وارد مسجد شوند چنان که بار نخست بدان داخل شدند و بر هر که هر چه دست يابند بکشند و درهم کوبند. عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا اميد است پروردگارتان به شما رحم کند، و اگر برگرديد ما هم بر مي گرديم و جهنم را زنداني براي کافران ساخته ايم.
(2) در بسیاری جاها، خداوند نبوت محمد صلی الله علیه وسلم و نبوت موسی ـ علیه الصلاة والسلام ـ و کتاب و شریعت این دو پیامبر را با هم مقایسه مینماید؛ چون کتابهای این دو پیامبر، بهترین کتاب؛ و شریعت آنان، کاملترین شریعت میباشند؛ ونبوت این دو پیامبر، برترین نبوت است؛ و بیشترین مؤمنان، پیروان این دو پیامبر میباشند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به موسی کتاب تورات را دادیم، (﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و آن را مایۀ هدایت بنیاسرائیل گردانیدیم که با استفاده از آن، در تاریکیهای جهالت، به سوی آگاهی بر حق راه مییابند و هدایت میشوند. (﴿أَلَّا تَتَّخِذُواۡ مِن دُونِي وَكِيلٗا﴾) و به آنان گفتیم که جز من کارسازی نگیرید؛ و به همین هدف، کتاب را به سوی آنها فرو فرستادیم تا تنها خدا را بپرستند، و به سوی او بازگردند و تنها او را وکیل و کارساز و مدبر خویش در امر دین و دنیای خود قرار دهند، و به کسی دیگر غیر از او که نمیتواند کاری بکند و به آنها سودی برساند، دست به دامان نشوند.
(3) (﴿ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍ﴾) ای فرزندان کسانی که ما بر آنها منت گذاردیم و همراه نوح، آنان را سوار کشتی نمودیم! (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا﴾) به راستی که او [=نوح] بندهای سپاسگزار بود. در اینجا خداوند نوح را میستاید؛ چون او شکر خدا را به جای آورد، و به شکر گزاری متصف بود، و خداوند فرزندان او را تشویق مینماید که در شکر گزاری از او پیروی کنند، و وی را پیشوای خود قرار دهند، و نعمتهایی را که خداوند به آنان ارزانی نموده است، یاد کنند؛ چراکه آنها را باقی گذارد و خلیفۀ زمین قرار داد، و دیگران را غرق نمود.
(4) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و بنیاسرائیل را در کتابشان با خبر ساختیم و به آنان وعده نمودیم که دو بار در زمین، تباهی و فساد و ارتکاب گناهان، و ناسپاسی نعمتهای خدا، و سرکشی و برتری جویی و تکبر ورزیدن از آنها سر خواهد زد. و چون یک بار تباهی و سرکشی از آنان سر زد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط گرداند و از آنان انتقام گرفت. و خداوند با این عمل، آنها را ترساند و بر حذر داشت تا شاید بر گردند و پند پذیرند.
(5) (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا﴾) و هنگامی که نخستینِ آن دو بار فساد فرا رسد و فساد کنند، (﴿بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ﴾) بر حسب تقدیر، و بر مبنای قانون ما در جهان هستی، و به علت مجازات فسادتان، بندگانی قدرتمند را بر شما مسلط میکنیم. (﴿أُوۡلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾) بندگانی بس پیکارگر را که دارای شجاعت و لشکر فراوان و اسلحه و ساز و کار نظامی هستند، بر شما مسلط وغالب میگردانیم؛ شما را میکشند، و فرزندانتان را به اسارت میگیرند، و اموالتان را غارت مینمایند. (﴿فَجَاسُواۡ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِ﴾) آنها خانهها را تفتیش، و هرجایی را جستجو مینمایند، وحرمت خانهها را هتک کرده، و وارد مسجدالحرام میشوند و در آن فساد و تباهی میورزند. (﴿وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا﴾) و این وعده، انجام پذیرفتنی است و حتماً به وقوع میپیوندد؛ چون علتش در آنها وجود دارد. مفسرین، در تعیین کسانی که مسلط میشوند، اختلاف نمودهاند، اما همه در این اتفاق دارند که گروهی کافر و اهل عراق، یا شبه جزیرۀ عربستان یا جایی دیگر [از همین نواحی] هستند. و هنگامی که گناهان به کثرت در میان بنیاسرائیل رواج یافت، و بسیاری از دستورات شریعت خود را ترک نمودند، و در زمین فساد و سرکشی کردند؛ خداوند کافران را بر آنها مسلط نمود.
(6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس شما را، بر کسانی که بر شما مسلط شده بودند، چیره گرداندیم و آنها را از سرزمین خود بیرون راندید. (﴿وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾) و با اموال و فرزندان یاریتان دادیم؛ یعنی روزیهایتان را زیاد نمودیم، و تعدادتان را افزون گرداندیم، و شما را از آنها قویتر و قدرتمندتر نمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا﴾) و تعداد نفرات شما را از آنها بیشتر نمودیم. و این، به خاطر نیکوکاری و تسلیم شدن شما به درگاه خداوند و فروتنی تان بود.
(7) (﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ﴾) اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی میکنید؛ چراکه فایدهاش به خود شما برمیگردد. حتی در دنیا نیز همانطور که مشاهده نمودید، بر اثر نیکوکاری، بر دشمنانتان پیروز شدید. (﴿وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾) و اگر بدی کنید، به خودتان بدی میکنید و زیان آن به خودتان برمیگردد، همانطور که خداوند به شما نشان داد؛ آنگاه که بدی کردید، و دشمنان را بر شما مسلط گرداند. (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و چون وعدۀ دیگر فرا رسد؛ یعنی هنگامی که برای بار دوم فساد کنید، دشمنان را [دگربار] بر شما مسلط میکنیم، (﴿لِيَسُُٔواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تا با پیروزشدن بر شما، و به اسارت گرفتنتان حال شما را بگیرند، (﴿وَلِيَدۡخُلُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و تا وارد مسجدالاقصی شوند، چنانکه بار نخست بدان داخل شدند. (﴿وَلِيُتَبِّرُواۡ مَا عَلَوۡاۡ تَتۡبِيرًا﴾) و تا بر هرچه چیره گردند، آن را یکسره نابود و تخریب کنند. پس خانهها و مساجد و کشتزارهایتان را خراب و ویران نمایند.
(8) (﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡ﴾) امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، و شما را بر آنها پیروز بگرداند. و خداوند به آنان رحم کرد، و حکومت و قدرت را به آنان داد. و آنها را تهدید نمود که اگر دست به ارتکاب گناه بزنید، (﴿وَإِنۡ عُدتُّمۡ﴾) و به تباهکاری و فسادکردن باز گردید، (﴿عُدۡنَا﴾) ما هم به مجازات و کیفر رساندن شما برمیگردیم. و بنیاسرائیل به فساد و تباهکاری بازگشتند، بنابراین پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بر آنها مسلط نمود؛ و خداوند به خاطر فساد کردن، از آنها انتقام گرفت، و این سزای دنیاست. و عذابی که نزد خداوند برای آنهاست، بزرگتر و سختتر است. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا﴾) و جهنم را، زندانی برای کافران گرداندهایم، که وارد آن میشوند و در آن برای همیشه باقی میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند. و این هشداری است برای مسلمانان که از ارتکاب گناه بپرهیزند تا به آنچه بنی اسرائیل بدان گرفتار شدند، دچار نشوند؛ زیرا سنّت و قانون خداوند، یکی است و دگرگون نمیشود. و هرکس در مسلط شدن و چیره گشتن کافران و ستمگران بر مسلمین تأمل کند، میداند که کافران و ستمگران به خاطر گناهانی که مسلمانان مرتکب شدهاند، برآنان مسلط شدهاند؛ و این، انتقام بدیهایی است که مرتکب شدهاند. و هرگاه به قرآن و سنت پیامبرش عمل نمایند، خداوند به آنها در زمین قدرت میدهد و آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند.
الإسراء 17:6
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً و به موسي کتاب داديم و آن را مآيه ي هدايت بني اسرائيل گردانيديم که جز من کار سازي نگيرد. ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا اي فرزندان کساني که آنها را با نوح سوار کشتي کرده ايم، به راستي که و بنده اي سپاسگزار بود. وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا و در کتاب (= تورات) به بني اسراييل اعلام کرديم که «دوبار در سرزمين تباهي مي ورزيد و با سرکشي بزرگي سر به طغيان بر خواهيد داشت» فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً پس چون وعدل نخستين آن دو فرا رسد، بندگان بس پيکارگر خود را بر شما انگيخته مي دارم، پس خا نه ها را تفتيش مي کنند، و اين وعده، انجام پذيرفتني است. ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا سپس شما را بر آنان چيره گردانيديم و با اموال و فرزندان ياريتان داديم و تعداد نفراتتان را افزونتر گردانيديم. إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا اگر نيکي کنيد براي خودتان نيکي مي کنيد، و اگر بدي کنيد به خودتان بدي مي کنيد، پس چون وعدۀ ديگر فرا رسد (باز بندگانمان را مي فرستيم) تا شما را بد حال سازند و وارد مسجد شوند چنان که بار نخست بدان داخل شدند و بر هر که هر چه دست يابند بکشند و درهم کوبند. عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا اميد است پروردگارتان به شما رحم کند، و اگر برگرديد ما هم بر مي گرديم و جهنم را زنداني براي کافران ساخته ايم.
(2) در بسیاری جاها، خداوند نبوت محمد صلی الله علیه وسلم و نبوت موسی ـ علیه الصلاة والسلام ـ و کتاب و شریعت این دو پیامبر را با هم مقایسه مینماید؛ چون کتابهای این دو پیامبر، بهترین کتاب؛ و شریعت آنان، کاملترین شریعت میباشند؛ ونبوت این دو پیامبر، برترین نبوت است؛ و بیشترین مؤمنان، پیروان این دو پیامبر میباشند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به موسی کتاب تورات را دادیم، (﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و آن را مایۀ هدایت بنیاسرائیل گردانیدیم که با استفاده از آن، در تاریکیهای جهالت، به سوی آگاهی بر حق راه مییابند و هدایت میشوند. (﴿أَلَّا تَتَّخِذُواۡ مِن دُونِي وَكِيلٗا﴾) و به آنان گفتیم که جز من کارسازی نگیرید؛ و به همین هدف، کتاب را به سوی آنها فرو فرستادیم تا تنها خدا را بپرستند، و به سوی او بازگردند و تنها او را وکیل و کارساز و مدبر خویش در امر دین و دنیای خود قرار دهند، و به کسی دیگر غیر از او که نمیتواند کاری بکند و به آنها سودی برساند، دست به دامان نشوند.
(3) (﴿ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍ﴾) ای فرزندان کسانی که ما بر آنها منت گذاردیم و همراه نوح، آنان را سوار کشتی نمودیم! (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا﴾) به راستی که او [=نوح] بندهای سپاسگزار بود. در اینجا خداوند نوح را میستاید؛ چون او شکر خدا را به جای آورد، و به شکر گزاری متصف بود، و خداوند فرزندان او را تشویق مینماید که در شکر گزاری از او پیروی کنند، و وی را پیشوای خود قرار دهند، و نعمتهایی را که خداوند به آنان ارزانی نموده است، یاد کنند؛ چراکه آنها را باقی گذارد و خلیفۀ زمین قرار داد، و دیگران را غرق نمود.
(4) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و بنیاسرائیل را در کتابشان با خبر ساختیم و به آنان وعده نمودیم که دو بار در زمین، تباهی و فساد و ارتکاب گناهان، و ناسپاسی نعمتهای خدا، و سرکشی و برتری جویی و تکبر ورزیدن از آنها سر خواهد زد. و چون یک بار تباهی و سرکشی از آنان سر زد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط گرداند و از آنان انتقام گرفت. و خداوند با این عمل، آنها را ترساند و بر حذر داشت تا شاید بر گردند و پند پذیرند.
(5) (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا﴾) و هنگامی که نخستینِ آن دو بار فساد فرا رسد و فساد کنند، (﴿بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ﴾) بر حسب تقدیر، و بر مبنای قانون ما در جهان هستی، و به علت مجازات فسادتان، بندگانی قدرتمند را بر شما مسلط میکنیم. (﴿أُوۡلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾) بندگانی بس پیکارگر را که دارای شجاعت و لشکر فراوان و اسلحه و ساز و کار نظامی هستند، بر شما مسلط وغالب میگردانیم؛ شما را میکشند، و فرزندانتان را به اسارت میگیرند، و اموالتان را غارت مینمایند. (﴿فَجَاسُواۡ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِ﴾) آنها خانهها را تفتیش، و هرجایی را جستجو مینمایند، وحرمت خانهها را هتک کرده، و وارد مسجدالحرام میشوند و در آن فساد و تباهی میورزند. (﴿وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا﴾) و این وعده، انجام پذیرفتنی است و حتماً به وقوع میپیوندد؛ چون علتش در آنها وجود دارد. مفسرین، در تعیین کسانی که مسلط میشوند، اختلاف نمودهاند، اما همه در این اتفاق دارند که گروهی کافر و اهل عراق، یا شبه جزیرۀ عربستان یا جایی دیگر [از همین نواحی] هستند. و هنگامی که گناهان به کثرت در میان بنیاسرائیل رواج یافت، و بسیاری از دستورات شریعت خود را ترک نمودند، و در زمین فساد و سرکشی کردند؛ خداوند کافران را بر آنها مسلط نمود.
(6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس شما را، بر کسانی که بر شما مسلط شده بودند، چیره گرداندیم و آنها را از سرزمین خود بیرون راندید. (﴿وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾) و با اموال و فرزندان یاریتان دادیم؛ یعنی روزیهایتان را زیاد نمودیم، و تعدادتان را افزون گرداندیم، و شما را از آنها قویتر و قدرتمندتر نمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا﴾) و تعداد نفرات شما را از آنها بیشتر نمودیم. و این، به خاطر نیکوکاری و تسلیم شدن شما به درگاه خداوند و فروتنی تان بود.
(7) (﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ﴾) اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی میکنید؛ چراکه فایدهاش به خود شما برمیگردد. حتی در دنیا نیز همانطور که مشاهده نمودید، بر اثر نیکوکاری، بر دشمنانتان پیروز شدید. (﴿وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾) و اگر بدی کنید، به خودتان بدی میکنید و زیان آن به خودتان برمیگردد، همانطور که خداوند به شما نشان داد؛ آنگاه که بدی کردید، و دشمنان را بر شما مسلط گرداند. (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و چون وعدۀ دیگر فرا رسد؛ یعنی هنگامی که برای بار دوم فساد کنید، دشمنان را [دگربار] بر شما مسلط میکنیم، (﴿لِيَسُُٔواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تا با پیروزشدن بر شما، و به اسارت گرفتنتان حال شما را بگیرند، (﴿وَلِيَدۡخُلُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و تا وارد مسجدالاقصی شوند، چنانکه بار نخست بدان داخل شدند. (﴿وَلِيُتَبِّرُواۡ مَا عَلَوۡاۡ تَتۡبِيرًا﴾) و تا بر هرچه چیره گردند، آن را یکسره نابود و تخریب کنند. پس خانهها و مساجد و کشتزارهایتان را خراب و ویران نمایند.
(8) (﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡ﴾) امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، و شما را بر آنها پیروز بگرداند. و خداوند به آنان رحم کرد، و حکومت و قدرت را به آنان داد. و آنها را تهدید نمود که اگر دست به ارتکاب گناه بزنید، (﴿وَإِنۡ عُدتُّمۡ﴾) و به تباهکاری و فسادکردن باز گردید، (﴿عُدۡنَا﴾) ما هم به مجازات و کیفر رساندن شما برمیگردیم. و بنیاسرائیل به فساد و تباهکاری بازگشتند، بنابراین پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بر آنها مسلط نمود؛ و خداوند به خاطر فساد کردن، از آنها انتقام گرفت، و این سزای دنیاست. و عذابی که نزد خداوند برای آنهاست، بزرگتر و سختتر است. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا﴾) و جهنم را، زندانی برای کافران گرداندهایم، که وارد آن میشوند و در آن برای همیشه باقی میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند. و این هشداری است برای مسلمانان که از ارتکاب گناه بپرهیزند تا به آنچه بنی اسرائیل بدان گرفتار شدند، دچار نشوند؛ زیرا سنّت و قانون خداوند، یکی است و دگرگون نمیشود. و هرکس در مسلط شدن و چیره گشتن کافران و ستمگران بر مسلمین تأمل کند، میداند که کافران و ستمگران به خاطر گناهانی که مسلمانان مرتکب شدهاند، برآنان مسلط شدهاند؛ و این، انتقام بدیهایی است که مرتکب شدهاند. و هرگاه به قرآن و سنت پیامبرش عمل نمایند، خداوند به آنها در زمین قدرت میدهد و آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند.
الإسراء 17:7
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً و به موسي کتاب داديم و آن را مآيه ي هدايت بني اسرائيل گردانيديم که جز من کار سازي نگيرد. ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا اي فرزندان کساني که آنها را با نوح سوار کشتي کرده ايم، به راستي که و بنده اي سپاسگزار بود. وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا و در کتاب (= تورات) به بني اسراييل اعلام کرديم که «دوبار در سرزمين تباهي مي ورزيد و با سرکشي بزرگي سر به طغيان بر خواهيد داشت» فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً پس چون وعدل نخستين آن دو فرا رسد، بندگان بس پيکارگر خود را بر شما انگيخته مي دارم، پس خا نه ها را تفتيش مي کنند، و اين وعده، انجام پذيرفتني است. ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا سپس شما را بر آنان چيره گردانيديم و با اموال و فرزندان ياريتان داديم و تعداد نفراتتان را افزونتر گردانيديم. إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا اگر نيکي کنيد براي خودتان نيکي مي کنيد، و اگر بدي کنيد به خودتان بدي مي کنيد، پس چون وعدۀ ديگر فرا رسد (باز بندگانمان را مي فرستيم) تا شما را بد حال سازند و وارد مسجد شوند چنان که بار نخست بدان داخل شدند و بر هر که هر چه دست يابند بکشند و درهم کوبند. عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا اميد است پروردگارتان به شما رحم کند، و اگر برگرديد ما هم بر مي گرديم و جهنم را زنداني براي کافران ساخته ايم.
(2) در بسیاری جاها، خداوند نبوت محمد صلی الله علیه وسلم و نبوت موسی ـ علیه الصلاة والسلام ـ و کتاب و شریعت این دو پیامبر را با هم مقایسه مینماید؛ چون کتابهای این دو پیامبر، بهترین کتاب؛ و شریعت آنان، کاملترین شریعت میباشند؛ ونبوت این دو پیامبر، برترین نبوت است؛ و بیشترین مؤمنان، پیروان این دو پیامبر میباشند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به موسی کتاب تورات را دادیم، (﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و آن را مایۀ هدایت بنیاسرائیل گردانیدیم که با استفاده از آن، در تاریکیهای جهالت، به سوی آگاهی بر حق راه مییابند و هدایت میشوند. (﴿أَلَّا تَتَّخِذُواۡ مِن دُونِي وَكِيلٗا﴾) و به آنان گفتیم که جز من کارسازی نگیرید؛ و به همین هدف، کتاب را به سوی آنها فرو فرستادیم تا تنها خدا را بپرستند، و به سوی او بازگردند و تنها او را وکیل و کارساز و مدبر خویش در امر دین و دنیای خود قرار دهند، و به کسی دیگر غیر از او که نمیتواند کاری بکند و به آنها سودی برساند، دست به دامان نشوند.
(3) (﴿ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍ﴾) ای فرزندان کسانی که ما بر آنها منت گذاردیم و همراه نوح، آنان را سوار کشتی نمودیم! (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا﴾) به راستی که او [=نوح] بندهای سپاسگزار بود. در اینجا خداوند نوح را میستاید؛ چون او شکر خدا را به جای آورد، و به شکر گزاری متصف بود، و خداوند فرزندان او را تشویق مینماید که در شکر گزاری از او پیروی کنند، و وی را پیشوای خود قرار دهند، و نعمتهایی را که خداوند به آنان ارزانی نموده است، یاد کنند؛ چراکه آنها را باقی گذارد و خلیفۀ زمین قرار داد، و دیگران را غرق نمود.
(4) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و بنیاسرائیل را در کتابشان با خبر ساختیم و به آنان وعده نمودیم که دو بار در زمین، تباهی و فساد و ارتکاب گناهان، و ناسپاسی نعمتهای خدا، و سرکشی و برتری جویی و تکبر ورزیدن از آنها سر خواهد زد. و چون یک بار تباهی و سرکشی از آنان سر زد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط گرداند و از آنان انتقام گرفت. و خداوند با این عمل، آنها را ترساند و بر حذر داشت تا شاید بر گردند و پند پذیرند.
(5) (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا﴾) و هنگامی که نخستینِ آن دو بار فساد فرا رسد و فساد کنند، (﴿بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ﴾) بر حسب تقدیر، و بر مبنای قانون ما در جهان هستی، و به علت مجازات فسادتان، بندگانی قدرتمند را بر شما مسلط میکنیم. (﴿أُوۡلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾) بندگانی بس پیکارگر را که دارای شجاعت و لشکر فراوان و اسلحه و ساز و کار نظامی هستند، بر شما مسلط وغالب میگردانیم؛ شما را میکشند، و فرزندانتان را به اسارت میگیرند، و اموالتان را غارت مینمایند. (﴿فَجَاسُواۡ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِ﴾) آنها خانهها را تفتیش، و هرجایی را جستجو مینمایند، وحرمت خانهها را هتک کرده، و وارد مسجدالحرام میشوند و در آن فساد و تباهی میورزند. (﴿وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا﴾) و این وعده، انجام پذیرفتنی است و حتماً به وقوع میپیوندد؛ چون علتش در آنها وجود دارد. مفسرین، در تعیین کسانی که مسلط میشوند، اختلاف نمودهاند، اما همه در این اتفاق دارند که گروهی کافر و اهل عراق، یا شبه جزیرۀ عربستان یا جایی دیگر [از همین نواحی] هستند. و هنگامی که گناهان به کثرت در میان بنیاسرائیل رواج یافت، و بسیاری از دستورات شریعت خود را ترک نمودند، و در زمین فساد و سرکشی کردند؛ خداوند کافران را بر آنها مسلط نمود.
(6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس شما را، بر کسانی که بر شما مسلط شده بودند، چیره گرداندیم و آنها را از سرزمین خود بیرون راندید. (﴿وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾) و با اموال و فرزندان یاریتان دادیم؛ یعنی روزیهایتان را زیاد نمودیم، و تعدادتان را افزون گرداندیم، و شما را از آنها قویتر و قدرتمندتر نمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا﴾) و تعداد نفرات شما را از آنها بیشتر نمودیم. و این، به خاطر نیکوکاری و تسلیم شدن شما به درگاه خداوند و فروتنی تان بود.
(7) (﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ﴾) اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی میکنید؛ چراکه فایدهاش به خود شما برمیگردد. حتی در دنیا نیز همانطور که مشاهده نمودید، بر اثر نیکوکاری، بر دشمنانتان پیروز شدید. (﴿وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾) و اگر بدی کنید، به خودتان بدی میکنید و زیان آن به خودتان برمیگردد، همانطور که خداوند به شما نشان داد؛ آنگاه که بدی کردید، و دشمنان را بر شما مسلط گرداند. (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و چون وعدۀ دیگر فرا رسد؛ یعنی هنگامی که برای بار دوم فساد کنید، دشمنان را [دگربار] بر شما مسلط میکنیم، (﴿لِيَسُُٔواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تا با پیروزشدن بر شما، و به اسارت گرفتنتان حال شما را بگیرند، (﴿وَلِيَدۡخُلُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و تا وارد مسجدالاقصی شوند، چنانکه بار نخست بدان داخل شدند. (﴿وَلِيُتَبِّرُواۡ مَا عَلَوۡاۡ تَتۡبِيرًا﴾) و تا بر هرچه چیره گردند، آن را یکسره نابود و تخریب کنند. پس خانهها و مساجد و کشتزارهایتان را خراب و ویران نمایند.
(8) (﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡ﴾) امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، و شما را بر آنها پیروز بگرداند. و خداوند به آنان رحم کرد، و حکومت و قدرت را به آنان داد. و آنها را تهدید نمود که اگر دست به ارتکاب گناه بزنید، (﴿وَإِنۡ عُدتُّمۡ﴾) و به تباهکاری و فسادکردن باز گردید، (﴿عُدۡنَا﴾) ما هم به مجازات و کیفر رساندن شما برمیگردیم. و بنیاسرائیل به فساد و تباهکاری بازگشتند، بنابراین پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بر آنها مسلط نمود؛ و خداوند به خاطر فساد کردن، از آنها انتقام گرفت، و این سزای دنیاست. و عذابی که نزد خداوند برای آنهاست، بزرگتر و سختتر است. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا﴾) و جهنم را، زندانی برای کافران گرداندهایم، که وارد آن میشوند و در آن برای همیشه باقی میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند. و این هشداری است برای مسلمانان که از ارتکاب گناه بپرهیزند تا به آنچه بنی اسرائیل بدان گرفتار شدند، دچار نشوند؛ زیرا سنّت و قانون خداوند، یکی است و دگرگون نمیشود. و هرکس در مسلط شدن و چیره گشتن کافران و ستمگران بر مسلمین تأمل کند، میداند که کافران و ستمگران به خاطر گناهانی که مسلمانان مرتکب شدهاند، برآنان مسلط شدهاند؛ و این، انتقام بدیهایی است که مرتکب شدهاند. و هرگاه به قرآن و سنت پیامبرش عمل نمایند، خداوند به آنها در زمین قدرت میدهد و آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند.
الإسراء 17:8
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً و به موسي کتاب داديم و آن را مآيه ي هدايت بني اسرائيل گردانيديم که جز من کار سازي نگيرد. ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا اي فرزندان کساني که آنها را با نوح سوار کشتي کرده ايم، به راستي که و بنده اي سپاسگزار بود. وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا و در کتاب (= تورات) به بني اسراييل اعلام کرديم که «دوبار در سرزمين تباهي مي ورزيد و با سرکشي بزرگي سر به طغيان بر خواهيد داشت» فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً پس چون وعدل نخستين آن دو فرا رسد، بندگان بس پيکارگر خود را بر شما انگيخته مي دارم، پس خا نه ها را تفتيش مي کنند، و اين وعده، انجام پذيرفتني است. ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا سپس شما را بر آنان چيره گردانيديم و با اموال و فرزندان ياريتان داديم و تعداد نفراتتان را افزونتر گردانيديم. إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا اگر نيکي کنيد براي خودتان نيکي مي کنيد، و اگر بدي کنيد به خودتان بدي مي کنيد، پس چون وعدۀ ديگر فرا رسد (باز بندگانمان را مي فرستيم) تا شما را بد حال سازند و وارد مسجد شوند چنان که بار نخست بدان داخل شدند و بر هر که هر چه دست يابند بکشند و درهم کوبند. عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا اميد است پروردگارتان به شما رحم کند، و اگر برگرديد ما هم بر مي گرديم و جهنم را زنداني براي کافران ساخته ايم.
(2) در بسیاری جاها، خداوند نبوت محمد صلی الله علیه وسلم و نبوت موسی ـ علیه الصلاة والسلام ـ و کتاب و شریعت این دو پیامبر را با هم مقایسه مینماید؛ چون کتابهای این دو پیامبر، بهترین کتاب؛ و شریعت آنان، کاملترین شریعت میباشند؛ ونبوت این دو پیامبر، برترین نبوت است؛ و بیشترین مؤمنان، پیروان این دو پیامبر میباشند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و به موسی کتاب تورات را دادیم، (﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و آن را مایۀ هدایت بنیاسرائیل گردانیدیم که با استفاده از آن، در تاریکیهای جهالت، به سوی آگاهی بر حق راه مییابند و هدایت میشوند. (﴿أَلَّا تَتَّخِذُواۡ مِن دُونِي وَكِيلٗا﴾) و به آنان گفتیم که جز من کارسازی نگیرید؛ و به همین هدف، کتاب را به سوی آنها فرو فرستادیم تا تنها خدا را بپرستند، و به سوی او بازگردند و تنها او را وکیل و کارساز و مدبر خویش در امر دین و دنیای خود قرار دهند، و به کسی دیگر غیر از او که نمیتواند کاری بکند و به آنها سودی برساند، دست به دامان نشوند.
(3) (﴿ذُرِّيَّةَ مَنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٍ﴾) ای فرزندان کسانی که ما بر آنها منت گذاردیم و همراه نوح، آنان را سوار کشتی نمودیم! (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَبۡدٗا شَكُورٗا﴾) به راستی که او [=نوح] بندهای سپاسگزار بود. در اینجا خداوند نوح را میستاید؛ چون او شکر خدا را به جای آورد، و به شکر گزاری متصف بود، و خداوند فرزندان او را تشویق مینماید که در شکر گزاری از او پیروی کنند، و وی را پیشوای خود قرار دهند، و نعمتهایی را که خداوند به آنان ارزانی نموده است، یاد کنند؛ چراکه آنها را باقی گذارد و خلیفۀ زمین قرار داد، و دیگران را غرق نمود.
(4) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و بنیاسرائیل را در کتابشان با خبر ساختیم و به آنان وعده نمودیم که دو بار در زمین، تباهی و فساد و ارتکاب گناهان، و ناسپاسی نعمتهای خدا، و سرکشی و برتری جویی و تکبر ورزیدن از آنها سر خواهد زد. و چون یک بار تباهی و سرکشی از آنان سر زد، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط گرداند و از آنان انتقام گرفت. و خداوند با این عمل، آنها را ترساند و بر حذر داشت تا شاید بر گردند و پند پذیرند.
(5) (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا﴾) و هنگامی که نخستینِ آن دو بار فساد فرا رسد و فساد کنند، (﴿بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ﴾) بر حسب تقدیر، و بر مبنای قانون ما در جهان هستی، و به علت مجازات فسادتان، بندگانی قدرتمند را بر شما مسلط میکنیم. (﴿أُوۡلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾) بندگانی بس پیکارگر را که دارای شجاعت و لشکر فراوان و اسلحه و ساز و کار نظامی هستند، بر شما مسلط وغالب میگردانیم؛ شما را میکشند، و فرزندانتان را به اسارت میگیرند، و اموالتان را غارت مینمایند. (﴿فَجَاسُواۡ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِ﴾) آنها خانهها را تفتیش، و هرجایی را جستجو مینمایند، وحرمت خانهها را هتک کرده، و وارد مسجدالحرام میشوند و در آن فساد و تباهی میورزند. (﴿وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا﴾) و این وعده، انجام پذیرفتنی است و حتماً به وقوع میپیوندد؛ چون علتش در آنها وجود دارد. مفسرین، در تعیین کسانی که مسلط میشوند، اختلاف نمودهاند، اما همه در این اتفاق دارند که گروهی کافر و اهل عراق، یا شبه جزیرۀ عربستان یا جایی دیگر [از همین نواحی] هستند. و هنگامی که گناهان به کثرت در میان بنیاسرائیل رواج یافت، و بسیاری از دستورات شریعت خود را ترک نمودند، و در زمین فساد و سرکشی کردند؛ خداوند کافران را بر آنها مسلط نمود.
(6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس شما را، بر کسانی که بر شما مسلط شده بودند، چیره گرداندیم و آنها را از سرزمین خود بیرون راندید. (﴿وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾) و با اموال و فرزندان یاریتان دادیم؛ یعنی روزیهایتان را زیاد نمودیم، و تعدادتان را افزون گرداندیم، و شما را از آنها قویتر و قدرتمندتر نمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا﴾) و تعداد نفرات شما را از آنها بیشتر نمودیم. و این، به خاطر نیکوکاری و تسلیم شدن شما به درگاه خداوند و فروتنی تان بود.
(7) (﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ﴾) اگر نیکی کنید، برای خودتان نیکی میکنید؛ چراکه فایدهاش به خود شما برمیگردد. حتی در دنیا نیز همانطور که مشاهده نمودید، بر اثر نیکوکاری، بر دشمنانتان پیروز شدید. (﴿وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَا﴾) و اگر بدی کنید، به خودتان بدی میکنید و زیان آن به خودتان برمیگردد، همانطور که خداوند به شما نشان داد؛ آنگاه که بدی کردید، و دشمنان را بر شما مسلط گرداند. (﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و چون وعدۀ دیگر فرا رسد؛ یعنی هنگامی که برای بار دوم فساد کنید، دشمنان را [دگربار] بر شما مسلط میکنیم، (﴿لِيَسُُٔواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تا با پیروزشدن بر شما، و به اسارت گرفتنتان حال شما را بگیرند، (﴿وَلِيَدۡخُلُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) و تا وارد مسجدالاقصی شوند، چنانکه بار نخست بدان داخل شدند. (﴿وَلِيُتَبِّرُواۡ مَا عَلَوۡاۡ تَتۡبِيرًا﴾) و تا بر هرچه چیره گردند، آن را یکسره نابود و تخریب کنند. پس خانهها و مساجد و کشتزارهایتان را خراب و ویران نمایند.
(8) (﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡ﴾) امید است که پروردگارتان به شما رحم کند، و شما را بر آنها پیروز بگرداند. و خداوند به آنان رحم کرد، و حکومت و قدرت را به آنان داد. و آنها را تهدید نمود که اگر دست به ارتکاب گناه بزنید، (﴿وَإِنۡ عُدتُّمۡ﴾) و به تباهکاری و فسادکردن باز گردید، (﴿عُدۡنَا﴾) ما هم به مجازات و کیفر رساندن شما برمیگردیم. و بنیاسرائیل به فساد و تباهکاری بازگشتند، بنابراین پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بر آنها مسلط نمود؛ و خداوند به خاطر فساد کردن، از آنها انتقام گرفت، و این سزای دنیاست. و عذابی که نزد خداوند برای آنهاست، بزرگتر و سختتر است. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا﴾) و جهنم را، زندانی برای کافران گرداندهایم، که وارد آن میشوند و در آن برای همیشه باقی میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند. و این هشداری است برای مسلمانان که از ارتکاب گناه بپرهیزند تا به آنچه بنی اسرائیل بدان گرفتار شدند، دچار نشوند؛ زیرا سنّت و قانون خداوند، یکی است و دگرگون نمیشود. و هرکس در مسلط شدن و چیره گشتن کافران و ستمگران بر مسلمین تأمل کند، میداند که کافران و ستمگران به خاطر گناهانی که مسلمانان مرتکب شدهاند، برآنان مسلط شدهاند؛ و این، انتقام بدیهایی است که مرتکب شدهاند. و هرگاه به قرآن و سنت پیامبرش عمل نمایند، خداوند به آنها در زمین قدرت میدهد و آنان را بر دشمنانشان پیروز میگرداند.
الإسراء 17:9
إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا همانا اين قرآن را به راهي هدايت مي کند که آن استوارتر است و به مومناني که کارهاي شايسته و پسنديده مي کنند مژده مي دهد که آنان پاداشي بزرگ دارند. وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (و نيز خبر مي هد) کساني که به آخرت ايمان نمي آورند برايشان عذاب دردناکي آماده کرده يم.
(9 - 10) خداوند متعال از شرافت و عظمت قرآن خبر میدهد که، (﴿يَهۡدِي لِلَّتِي هِيَ أَقۡوَمُ﴾) آدمی را به استوارترین و برترین و مستقیمترین عقاید و اعمال و اخلاق هدایت میکند. پس هرکس به آنچه قرآن به سوی آن فرا میخواند، عمل نماید، در همۀ کارها کاملترین و هدایت شدهترین و استوارترین مردمان خواهد بود. (﴿وَيُبَشِّرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و به مؤمنانی که کارهای شایسته و پسندیده از قبیل: واجبات و مستحبات انجام میدهند، مژده میدهد که، (﴿أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَبِيرٗا﴾) آنان پاداش بزرگی دارند؛ پاداشی که خداوند آن را در بهشت برایشان تهیه نموده، و حالت و کیفیت آنرا کسی جز خداوند نمیداند. (﴿وَأَنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ أَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا﴾) و به مؤمنان مژده میدهد کسانی که به قیامت ایمان نمیآورند، عذاب دردناکی خواهند داشت. پس قرآن مشتمل بر بشارت و بیم دادن است؛ و اسبابی که به وسیلۀ آن مژده به دست میآید، در قرآن بیان شده، و آن ایمان و عمل صالح است؛ و آنچه که به سبب آن انسان سزاوار بیم و تهدید میگردد؛ کارهای منافی ایمان و عمل صالح میباشد.
الإسراء 17:10
إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا همانا اين قرآن را به راهي هدايت مي کند که آن استوارتر است و به مومناني که کارهاي شايسته و پسنديده مي کنند مژده مي دهد که آنان پاداشي بزرگ دارند. وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (و نيز خبر مي هد) کساني که به آخرت ايمان نمي آورند برايشان عذاب دردناکي آماده کرده يم.
(9 - 10) خداوند متعال از شرافت و عظمت قرآن خبر میدهد که، (﴿يَهۡدِي لِلَّتِي هِيَ أَقۡوَمُ﴾) آدمی را به استوارترین و برترین و مستقیمترین عقاید و اعمال و اخلاق هدایت میکند. پس هرکس به آنچه قرآن به سوی آن فرا میخواند، عمل نماید، در همۀ کارها کاملترین و هدایت شدهترین و استوارترین مردمان خواهد بود. (﴿وَيُبَشِّرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و به مؤمنانی که کارهای شایسته و پسندیده از قبیل: واجبات و مستحبات انجام میدهند، مژده میدهد که، (﴿أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَبِيرٗا﴾) آنان پاداش بزرگی دارند؛ پاداشی که خداوند آن را در بهشت برایشان تهیه نموده، و حالت و کیفیت آنرا کسی جز خداوند نمیداند. (﴿وَأَنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ أَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا﴾) و به مؤمنان مژده میدهد کسانی که به قیامت ایمان نمیآورند، عذاب دردناکی خواهند داشت. پس قرآن مشتمل بر بشارت و بیم دادن است؛ و اسبابی که به وسیلۀ آن مژده به دست میآید، در قرآن بیان شده، و آن ایمان و عمل صالح است؛ و آنچه که به سبب آن انسان سزاوار بیم و تهدید میگردد؛ کارهای منافی ایمان و عمل صالح میباشد.
الإسراء 17:11
وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً و انسان دعاي شر مي کند، همانگونه که دعاي خير مي کند، و انسان شتابکار است.
(11) و این به خاطر جهالت و نادانی انسان و شتابگری وی است که به هنگام خشم، علیه خود و فرزندان و مالش دعای بد میکند؛ همان گونه که برای کارهای خوب، شتابان دست به دعا برمیدارد. اما خداوند به لطف خویش، دعای خیر او را میپذیرد، ودعای بد او را نمیپذیرد:﴿وَلَوۡ يُعَجِّلُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ ٱلشَّرَّ ٱسۡتِعۡجَالَهُم بِٱلۡخَيۡرِ لَقُضِيَ إِلَيۡهِمۡ أَجَلُهُمۡۖ ﴾ و اگر خداوند شر و بدی را زود بر انسان فرود میآورد آنگونه که انسانها برای آمدن خیر شتابزده هستند، وقت و مدتشان تمام میشد.
الإسراء 17:12
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً و شب و روز را دو نشانه قرار داده ايم، و نشانۀ شب را ناپيدا ساختيم و نشانه روز را روشن گردانيديم تا از فضل پروردگارتان بهره مند گرديد، و تا شمار سالها و حساب را بدانيد، و هما هر چيزي را به تفصيل بيان نموده ايم .
(12) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَجَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ ءَايَتَيۡنِ﴾) و شب و روز را دو نشانه قرار دادهایم که بر کمال قدرت خدا و گستردگی رحمت او دلالت نموده و دال بر این هستند که عبادت جز برای خدا شایستۀ کسی نیست. (﴿فَمَحَوۡنَآ ءَايَةَ ٱلَّيۡلِ﴾) و نشانۀ شب را ناپیدا ساختیم؛ یعنی آن را تاریک نمودیم تا مردمان در شب بیاسایند و آرام بگیرند. (﴿وَجَعَلۡنَآ ءَايَةَ ٱلنَّهَارِ مُبۡصِرَةٗ﴾) و نشانۀ روز را روشن گردانیدیم، (﴿لِّتَبۡتَغُواۡ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) تا از فضل پروردگارتان بهرهمند گردید، و به زندگی و کارها و تجارتها و سفرهایتان بپردازید، (﴿وَلِتَعۡلَمُواۡ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلۡحِسَابَ﴾) و در پرتو پیاپی آمدن شبها و روزها و منازل مختلفی که ماه میپیماید، شمار سالها و حساب را بدانید و منافع و امور زندگی خود را بر مبنای آن قرار دهید. (﴿وَكُلَّ شَيۡءٖ فَصَّلۡنَٰهُ تَفۡصِيلٗا﴾) و ما هر چیزی را به تفصیل بیان نمودهایم؛ یعنی آیات را به شیوههای مختلف بیان کردهایم تا هر حکمی مشخص شود، وحق از باطل روشن گردد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖ﴾ ما در این کتاب، در رابطه با بیان هیچ چیزی کوتاهی نکردهایم.
الإسراء 17:13
وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا و ما اعمال هر کسي را به گردنش آويخته ايم و روز قيامت کتابي را براي وي بيرون مي آوريم که آن را بازگشوده ببيند. اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا (در آن روز به او گفته مي شود) : کارنامۀ خود را بخوان، کافي است که خود امروز حسابگر خويشتن باشي.
(13 - 14) ودر اینجا خداوند از کمالِ دادگری خویش خبر میدهد، واینکه نامۀ اعمال هرکسی به گردنش آویخته میشود؛ یعنی خیر و شری که انجام داده است، خداوند آنرا همراه او قرار میدهد، و از او به کسی دیگر سرایت نمیکند؛ و انسان به خاطر کار و عمل کسی دیگر، مورد محاسبه قرار نمیگیرد؛ و کسی دیگر نیز، به خاطر عمل او محاسبه نمیشود. (﴿وَنُخۡرِجُ لَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ كِتَٰبٗا يَلۡقَىٰهُ مَنشُورًا﴾) و روز قیامت کتابیرا برای وی بیرون میآوریم که آنرا بازگشوده میبیند، و خیر و شر، و اعمال کوچک و بزرگ او، در آن وجود دارد، و به وی گفته میشود: (﴿ٱقۡرَأۡ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا﴾) کارنامۀ خود را بخوان، کافی است که خودت امروز حسابگرِ خویشتن باشی. و این بزرگترین دادگری و انصاف است که به بنده گفته شود: خود حسابگرِ خویشتن باش تا آنچه را که سبب مجازات او میشود، بداند.
الإسراء 17:14
وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا و ما اعمال هر کسي را به گردنش آويخته ايم و روز قيامت کتابي را براي وي بيرون مي آوريم که آن را بازگشوده ببيند. اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا (در آن روز به او گفته مي شود) : کارنامۀ خود را بخوان، کافي است که خود امروز حسابگر خويشتن باشي.
(13 - 14) ودر اینجا خداوند از کمالِ دادگری خویش خبر میدهد، واینکه نامۀ اعمال هرکسی به گردنش آویخته میشود؛ یعنی خیر و شری که انجام داده است، خداوند آنرا همراه او قرار میدهد، و از او به کسی دیگر سرایت نمیکند؛ و انسان به خاطر کار و عمل کسی دیگر، مورد محاسبه قرار نمیگیرد؛ و کسی دیگر نیز، به خاطر عمل او محاسبه نمیشود. (﴿وَنُخۡرِجُ لَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ كِتَٰبٗا يَلۡقَىٰهُ مَنشُورًا﴾) و روز قیامت کتابیرا برای وی بیرون میآوریم که آنرا بازگشوده میبیند، و خیر و شر، و اعمال کوچک و بزرگ او، در آن وجود دارد، و به وی گفته میشود: (﴿ٱقۡرَأۡ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا﴾) کارنامۀ خود را بخوان، کافی است که خودت امروز حسابگرِ خویشتن باشی. و این بزرگترین دادگری و انصاف است که به بنده گفته شود: خود حسابگرِ خویشتن باش تا آنچه را که سبب مجازات او میشود، بداند.
الإسراء 17:15
مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً و هر کس که راه يابد به سود خودش راه مي يابد، و هر کس گمراه شود به زيان خودش گمراه مي شود، و هيچ کس بار گناه ديگري را به دوش نمي کشد، و ما عذاب نخواهيم داد مگر اينکه پيامبري را بفرستيم.
(15) یعنی هدایت هرکسی، به سود خودش میباشد؛ و گمراهی هر کسی، به زیان خودش است؛ و هیچ کس بار گناه کسی دیگر را به دوش نمیکشد، و به اندازۀ ذرهای از شر و بدی را نمیتواند از او دور نماید. و خداوند عادل ترین عادلان است. هیچکس را عذاب نمیدهد تا وقتی که به وسیلۀ پیامبری بر او اقامۀ حجت شود، سپس آن حجت را نپذیرد. و اما هرکس که از حجت پیروی نماید یا اینکه حجت بر او اقامه نشده باشد، خداوند متعال او را عذاب نمیدهد. از این آیه استدلال شده است کسانی که در برههای زیستهاند که پیامبری در آن مدت مبعوث نشده «اهل فتره»، و کودکان مشرکین که در کودکی مردهاند، خداوند آنان را عذاب نمیدهد؛ چراکه پیامبری به سوی آنها فرستاده نشده است، و خداوند از ظلم و ستم پاک و مبرّا است.
الإسراء 17:16
وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا و چون بخواهيم (مردمان) شهري را هلاک کنيم خوشگذرانان و سرکشان آن شهر را وامي داريم تا در آن به فسق و فجور بپردازند، پس فرمان (عذاب) بر آن (شهر) محقق مي شود و سخت آن (شهر) را نابود سازيم. وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًَا بَصِيرًا و چه نسلها را پس از نوح هلاک و نابود گردانده ايم، و کافي است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه و نسبت بدانها بيناست.
(16) خداوند متعال خبر میدهد که هرگاه بخواهد شهری از شهرهای ستمگران را نابود و هلاک نماید و به وسیلۀ عذاب آن را ریشه کن کند، سرنوشت خوشگذرانان و سرکشان آنجا را چنین رقم میزند که در آن به فسق و فجور بپردازند، و سرکشی آنان شدت یابد، (﴿فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ﴾) و فرمان وقوع عذاب بر آنجا واجب و قطعی گردد؛ فرمانی که ردشدنی نیست. (﴿فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا﴾) و سخت آن را نابود میسازیم و در هم میکوبیم.
(17) ملتهای زیادی بعد از قوم نوح زیستهاند، مانند قوم عاد و ثمود و لوط و دیگر کسانی که ـ آنگاه سرکشی آنان شدت یافت و ناسپاسی و کفرشان فزونی گرفت ـ خداوند به وسیلۀ عذاب بزرگ خود، آنانرا مجازات نمود و نابود گرداند. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) و کافی است که پروردگارت از گناهانِ بندگانش آگاه، و نسبت بدانها بیناست. پس بندگان، بیم این را ندارند که خداوند بر آنها ستم کند؛ و یا اینکه آنها را به خاطر کاری که نکردهاند، مجازات نماید.
الإسراء 17:17
وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا و چون بخواهيم (مردمان) شهري را هلاک کنيم خوشگذرانان و سرکشان آن شهر را وامي داريم تا در آن به فسق و فجور بپردازند، پس فرمان (عذاب) بر آن (شهر) محقق مي شود و سخت آن (شهر) را نابود سازيم. وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًَا بَصِيرًا و چه نسلها را پس از نوح هلاک و نابود گردانده ايم، و کافي است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه و نسبت بدانها بيناست.
(16) خداوند متعال خبر میدهد که هرگاه بخواهد شهری از شهرهای ستمگران را نابود و هلاک نماید و به وسیلۀ عذاب آن را ریشه کن کند، سرنوشت خوشگذرانان و سرکشان آنجا را چنین رقم میزند که در آن به فسق و فجور بپردازند، و سرکشی آنان شدت یابد، (﴿فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ﴾) و فرمان وقوع عذاب بر آنجا واجب و قطعی گردد؛ فرمانی که ردشدنی نیست. (﴿فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا﴾) و سخت آن را نابود میسازیم و در هم میکوبیم.
(17) ملتهای زیادی بعد از قوم نوح زیستهاند، مانند قوم عاد و ثمود و لوط و دیگر کسانی که ـ آنگاه سرکشی آنان شدت یافت و ناسپاسی و کفرشان فزونی گرفت ـ خداوند به وسیلۀ عذاب بزرگ خود، آنانرا مجازات نمود و نابود گرداند. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) و کافی است که پروردگارت از گناهانِ بندگانش آگاه، و نسبت بدانها بیناست. پس بندگان، بیم این را ندارند که خداوند بر آنها ستم کند؛ و یا اینکه آنها را به خاطر کاری که نکردهاند، مجازات نماید.
الإسراء 17:18
مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا هر کس که (دنياي) زودگذر را بخواهد، در آن هر چه را بخواهيم زود به او مي دهيم، سپس جهنم را برايش مقرر مي داريم که در آن (آتش به صورت) خوار و رانده شده در مي ايد. وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا و هر کس که آخرت را بخواهد و براي آن تلاش سزاوار انجام دهد در حالي که مومن است . اين چنين کساني کوشش و تلاششان مورد سپاس و تقدير قرار مي گيرد. كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا و پياپي به هر يک از اينان و آنان از بخشش پروردگارت مي دهيم، و بخشايش پروردگارت از هيچ کس منع نگشته است. انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً بنگر که چگونه برخي را بر برخي ديگر برتري داده ايم، و بي گمان در جات آخرت به مراتب افزونتر و بزرگتر است.
(18) خداوند متعال خبر میدهد که (﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ﴾) هرکس دنیای زودگذر را بخواهد و برای آن تلاش نماید و آغاز و پایان خلقت را به فراموشی بسپارد، از بهرهها و کالاهای دنیا -آنچه را که خداوند میخواهد از آنچه که در «لوح محفوظ» برایش مقدر نموده است- هرچه زودتر به او میدهد، اما کالای دنیا فایدهای برای آدمی ندارد و ماندگار نیست. (﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا﴾) سپس در جهان آخرت، جهنم را برای او مقرر میدارد و بهرۀ او میسازد -و در حالی که رسوا و رانده شده، و از جانب خدا و مخلوقش مورد نکوهش است، و از رحمت الهی دور است- به آن درمیآید و خداوند او را رسوا میسازد و عذاب میدهد.
(19) (﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا﴾) و هرکس آخرت را بخواهد و آن را بپسندد و بر دنیا ترجیح دهد و برای آن تلاش شایسته انجام دهد -تلاشی که کتابهای آسمانی و احادیث نبوی بهآن فراخواندهاند- و به اندازۀ توانش برای رسیدن به آن عمل نماید، (﴿وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) درحالی که به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت ایمان داشته باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا﴾) این چنین کسانی، تلاششان بیاجر نمیماند؛ یعنی تلاش آنها مورد قبول واقع میگردد، و رشد داده میشود، و برایشان ذخیره میگردد، و پاداش و ثواب آنها در نزد پروردگارشان خواهد بود.
(20) با این وجود آنان بهرۀ خویش را از دنیا هم ازدست نمیدهند، و خداوند [بهرۀ دنیوی را نیز] به هریک از آنان میدهد؛ چون دنیا [نیز] بخشش و احسان خداوند است. (﴿وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا﴾) و بخشایش پروردگارت هرگز از کسی منع نگشته است، بلکه تمام خلق از سرِ فضل و احسان خداوند از آن بهره مند میشوند.
(21) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) بنگر که چگونه در دنیا، برخی از مردم را بر برخی دیگر، به وسیلۀ فراوانی و کمی روزی و دارایی و تنگدستی، و علم و جهل، و عقل و بی خردی، و دیگر چیزهایی که خدا به وسیلۀ آن، برخی از بندگانش را بر برخی دیگر برتری داده است، برتری داده ایم. (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا﴾) و آخرت دارای درجات بزرگتر و برتری است، و نعمتها و لذایذ دنیا به هیچ صورت با نعمتهای آخرت قابل مقایسه نیستند. و کسانی که در کاخهای بلند و لذتهای متنوع و شادیها و خوبیهای فراوان قرار دارند، با کسانی که در آتش سوزان جهنم میغلتد و عذاب دردناکی دارند و خداوند از آنها خشنود نیست، خیلی تفاوت دارند؛ تفاوتی که هیچکس نمیتواند آن را محاسبه نماید.
الإسراء 17:19
مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا هر کس که (دنياي) زودگذر را بخواهد، در آن هر چه را بخواهيم زود به او مي دهيم، سپس جهنم را برايش مقرر مي داريم که در آن (آتش به صورت) خوار و رانده شده در مي ايد. وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا و هر کس که آخرت را بخواهد و براي آن تلاش سزاوار انجام دهد در حالي که مومن است . اين چنين کساني کوشش و تلاششان مورد سپاس و تقدير قرار مي گيرد. كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا و پياپي به هر يک از اينان و آنان از بخشش پروردگارت مي دهيم، و بخشايش پروردگارت از هيچ کس منع نگشته است. انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً بنگر که چگونه برخي را بر برخي ديگر برتري داده ايم، و بي گمان در جات آخرت به مراتب افزونتر و بزرگتر است.
(18) خداوند متعال خبر میدهد که (﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ﴾) هرکس دنیای زودگذر را بخواهد و برای آن تلاش نماید و آغاز و پایان خلقت را به فراموشی بسپارد، از بهرهها و کالاهای دنیا -آنچه را که خداوند میخواهد از آنچه که در «لوح محفوظ» برایش مقدر نموده است- هرچه زودتر به او میدهد، اما کالای دنیا فایدهای برای آدمی ندارد و ماندگار نیست. (﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا﴾) سپس در جهان آخرت، جهنم را برای او مقرر میدارد و بهرۀ او میسازد -و در حالی که رسوا و رانده شده، و از جانب خدا و مخلوقش مورد نکوهش است، و از رحمت الهی دور است- به آن درمیآید و خداوند او را رسوا میسازد و عذاب میدهد.
(19) (﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا﴾) و هرکس آخرت را بخواهد و آن را بپسندد و بر دنیا ترجیح دهد و برای آن تلاش شایسته انجام دهد -تلاشی که کتابهای آسمانی و احادیث نبوی بهآن فراخواندهاند- و به اندازۀ توانش برای رسیدن به آن عمل نماید، (﴿وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) درحالی که به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت ایمان داشته باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا﴾) این چنین کسانی، تلاششان بیاجر نمیماند؛ یعنی تلاش آنها مورد قبول واقع میگردد، و رشد داده میشود، و برایشان ذخیره میگردد، و پاداش و ثواب آنها در نزد پروردگارشان خواهد بود.
(20) با این وجود آنان بهرۀ خویش را از دنیا هم ازدست نمیدهند، و خداوند [بهرۀ دنیوی را نیز] به هریک از آنان میدهد؛ چون دنیا [نیز] بخشش و احسان خداوند است. (﴿وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا﴾) و بخشایش پروردگارت هرگز از کسی منع نگشته است، بلکه تمام خلق از سرِ فضل و احسان خداوند از آن بهره مند میشوند.
(21) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) بنگر که چگونه در دنیا، برخی از مردم را بر برخی دیگر، به وسیلۀ فراوانی و کمی روزی و دارایی و تنگدستی، و علم و جهل، و عقل و بی خردی، و دیگر چیزهایی که خدا به وسیلۀ آن، برخی از بندگانش را بر برخی دیگر برتری داده است، برتری داده ایم. (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا﴾) و آخرت دارای درجات بزرگتر و برتری است، و نعمتها و لذایذ دنیا به هیچ صورت با نعمتهای آخرت قابل مقایسه نیستند. و کسانی که در کاخهای بلند و لذتهای متنوع و شادیها و خوبیهای فراوان قرار دارند، با کسانی که در آتش سوزان جهنم میغلتد و عذاب دردناکی دارند و خداوند از آنها خشنود نیست، خیلی تفاوت دارند؛ تفاوتی که هیچکس نمیتواند آن را محاسبه نماید.
الإسراء 17:20
مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا هر کس که (دنياي) زودگذر را بخواهد، در آن هر چه را بخواهيم زود به او مي دهيم، سپس جهنم را برايش مقرر مي داريم که در آن (آتش به صورت) خوار و رانده شده در مي ايد. وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا و هر کس که آخرت را بخواهد و براي آن تلاش سزاوار انجام دهد در حالي که مومن است . اين چنين کساني کوشش و تلاششان مورد سپاس و تقدير قرار مي گيرد. كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا و پياپي به هر يک از اينان و آنان از بخشش پروردگارت مي دهيم، و بخشايش پروردگارت از هيچ کس منع نگشته است. انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً بنگر که چگونه برخي را بر برخي ديگر برتري داده ايم، و بي گمان در جات آخرت به مراتب افزونتر و بزرگتر است.
(18) خداوند متعال خبر میدهد که (﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ﴾) هرکس دنیای زودگذر را بخواهد و برای آن تلاش نماید و آغاز و پایان خلقت را به فراموشی بسپارد، از بهرهها و کالاهای دنیا -آنچه را که خداوند میخواهد از آنچه که در «لوح محفوظ» برایش مقدر نموده است- هرچه زودتر به او میدهد، اما کالای دنیا فایدهای برای آدمی ندارد و ماندگار نیست. (﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا﴾) سپس در جهان آخرت، جهنم را برای او مقرر میدارد و بهرۀ او میسازد -و در حالی که رسوا و رانده شده، و از جانب خدا و مخلوقش مورد نکوهش است، و از رحمت الهی دور است- به آن درمیآید و خداوند او را رسوا میسازد و عذاب میدهد.
(19) (﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا﴾) و هرکس آخرت را بخواهد و آن را بپسندد و بر دنیا ترجیح دهد و برای آن تلاش شایسته انجام دهد -تلاشی که کتابهای آسمانی و احادیث نبوی بهآن فراخواندهاند- و به اندازۀ توانش برای رسیدن به آن عمل نماید، (﴿وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) درحالی که به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت ایمان داشته باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا﴾) این چنین کسانی، تلاششان بیاجر نمیماند؛ یعنی تلاش آنها مورد قبول واقع میگردد، و رشد داده میشود، و برایشان ذخیره میگردد، و پاداش و ثواب آنها در نزد پروردگارشان خواهد بود.
(20) با این وجود آنان بهرۀ خویش را از دنیا هم ازدست نمیدهند، و خداوند [بهرۀ دنیوی را نیز] به هریک از آنان میدهد؛ چون دنیا [نیز] بخشش و احسان خداوند است. (﴿وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا﴾) و بخشایش پروردگارت هرگز از کسی منع نگشته است، بلکه تمام خلق از سرِ فضل و احسان خداوند از آن بهره مند میشوند.
(21) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) بنگر که چگونه در دنیا، برخی از مردم را بر برخی دیگر، به وسیلۀ فراوانی و کمی روزی و دارایی و تنگدستی، و علم و جهل، و عقل و بی خردی، و دیگر چیزهایی که خدا به وسیلۀ آن، برخی از بندگانش را بر برخی دیگر برتری داده است، برتری داده ایم. (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا﴾) و آخرت دارای درجات بزرگتر و برتری است، و نعمتها و لذایذ دنیا به هیچ صورت با نعمتهای آخرت قابل مقایسه نیستند. و کسانی که در کاخهای بلند و لذتهای متنوع و شادیها و خوبیهای فراوان قرار دارند، با کسانی که در آتش سوزان جهنم میغلتد و عذاب دردناکی دارند و خداوند از آنها خشنود نیست، خیلی تفاوت دارند؛ تفاوتی که هیچکس نمیتواند آن را محاسبه نماید.
الإسراء 17:21
مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا هر کس که (دنياي) زودگذر را بخواهد، در آن هر چه را بخواهيم زود به او مي دهيم، سپس جهنم را برايش مقرر مي داريم که در آن (آتش به صورت) خوار و رانده شده در مي ايد. وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا و هر کس که آخرت را بخواهد و براي آن تلاش سزاوار انجام دهد در حالي که مومن است . اين چنين کساني کوشش و تلاششان مورد سپاس و تقدير قرار مي گيرد. كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا و پياپي به هر يک از اينان و آنان از بخشش پروردگارت مي دهيم، و بخشايش پروردگارت از هيچ کس منع نگشته است. انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً بنگر که چگونه برخي را بر برخي ديگر برتري داده ايم، و بي گمان در جات آخرت به مراتب افزونتر و بزرگتر است.
(18) خداوند متعال خبر میدهد که (﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ﴾) هرکس دنیای زودگذر را بخواهد و برای آن تلاش نماید و آغاز و پایان خلقت را به فراموشی بسپارد، از بهرهها و کالاهای دنیا -آنچه را که خداوند میخواهد از آنچه که در «لوح محفوظ» برایش مقدر نموده است- هرچه زودتر به او میدهد، اما کالای دنیا فایدهای برای آدمی ندارد و ماندگار نیست. (﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا﴾) سپس در جهان آخرت، جهنم را برای او مقرر میدارد و بهرۀ او میسازد -و در حالی که رسوا و رانده شده، و از جانب خدا و مخلوقش مورد نکوهش است، و از رحمت الهی دور است- به آن درمیآید و خداوند او را رسوا میسازد و عذاب میدهد.
(19) (﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا﴾) و هرکس آخرت را بخواهد و آن را بپسندد و بر دنیا ترجیح دهد و برای آن تلاش شایسته انجام دهد -تلاشی که کتابهای آسمانی و احادیث نبوی بهآن فراخواندهاند- و به اندازۀ توانش برای رسیدن به آن عمل نماید، (﴿وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) درحالی که به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت ایمان داشته باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا﴾) این چنین کسانی، تلاششان بیاجر نمیماند؛ یعنی تلاش آنها مورد قبول واقع میگردد، و رشد داده میشود، و برایشان ذخیره میگردد، و پاداش و ثواب آنها در نزد پروردگارشان خواهد بود.
(20) با این وجود آنان بهرۀ خویش را از دنیا هم ازدست نمیدهند، و خداوند [بهرۀ دنیوی را نیز] به هریک از آنان میدهد؛ چون دنیا [نیز] بخشش و احسان خداوند است. (﴿وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا﴾) و بخشایش پروردگارت هرگز از کسی منع نگشته است، بلکه تمام خلق از سرِ فضل و احسان خداوند از آن بهره مند میشوند.
(21) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) بنگر که چگونه در دنیا، برخی از مردم را بر برخی دیگر، به وسیلۀ فراوانی و کمی روزی و دارایی و تنگدستی، و علم و جهل، و عقل و بی خردی، و دیگر چیزهایی که خدا به وسیلۀ آن، برخی از بندگانش را بر برخی دیگر برتری داده است، برتری داده ایم. (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ أَكۡبَرُ دَرَجَٰتٖ وَأَكۡبَرُ تَفۡضِيلٗا﴾) و آخرت دارای درجات بزرگتر و برتری است، و نعمتها و لذایذ دنیا به هیچ صورت با نعمتهای آخرت قابل مقایسه نیستند. و کسانی که در کاخهای بلند و لذتهای متنوع و شادیها و خوبیهای فراوان قرار دارند، با کسانی که در آتش سوزان جهنم میغلتد و عذاب دردناکی دارند و خداوند از آنها خشنود نیست، خیلی تفاوت دارند؛ تفاوتی که هیچکس نمیتواند آن را محاسبه نماید.
الإسراء 17:22
لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَـهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً با خداوند معبود ديگري قرار مده تا نکوهش شده (و) بي ياور بنشيني.
(22) این چنین معتقد مباش که یکی از مخلوقها سزاوار چیزی از عبادت است. و هیچکدام از مخلوقات را، با خداوند شریک مگردان؛ زیرا چنین چیزی، سبب مذمت و رسوایی میگردد. خداوند و فرشتگان و پیامبرانش، از شرک نهی کردهاند؛ و عمل شرک، به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. و برای شرک، نامهای زشت و صفتهای زشتی قرار دادهاند؛ و فردی که دست به شرک میزند، زشت ترین مخلوق میباشد؛ و به اندازهای که رابطهاش را با خداوند قطع نموده است، در امر دین و دنیای خود رسوا میگردد. پس هرکس که دست به دامان غیر خدا شود، او بییاور است و به همان چیزی سپرده میشود که دست به دامان آن شده است. و هیچ مخلوقی نمیتواند دیگری را سودی ببخشد مگر اینکه خداوند بخواهد. وهرکس معبودی دیگر با خداوند شریک بگرداند، مورد نکوهش قرار میگیرد و خوار و رسوا میشود. و هرکس خداوند را یکی بداند و دین و عبادت را تنها برای او انجام دهد و فقط به وی روی آوَرَد، چنین فردی مورد ستایش است و در همۀ حالات یاری میشود.
الإسراء 17:23
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا و پروردگارت فرمان داده است که جز او را مپرستيد و به پدر و مادر نيکي کنيد. اگر يکي از آنها يا هر دوي ايشان در نزد تو به سن پيري رسيدند، به آنان «اف» مگو، و بر سر ايشان فرياد مزن و محترمانه با آن دو سخن بگو. وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا و از روي مهرباني بال فروتني را براي آنان بگستران و بگو:«پروردگار!به آنان رحم کن همانگونه که آنان در کوچکي مرا تربيت و بزرگ نمودند».
(23) وقتی که خداوند از شرک نهی کرد، به توحید و یکتا پرستی نیز دستور داد و فرمود: (﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ﴾) و پروردگارت در قالب فرمان دینی و شرعی حکم نمود که کسی از اهل زمین و آسمانها را -خواه زنده باشند یا مرده- نپرستید، (﴿إِلَّآ إِيَّاهُ﴾) مگر او؛ یعنی تنها او را بپرستید، چون یگانه و یکتا و بی نیاز است ودارای تمام صفتهای کمال میباشد، و از هر صفتی، بزرگترین و برترین آن را داراست، به صورتی که هیچ کدام از مخلوقاتش در آن صفت با او مشابهتی ندارند. اوست که نعمتهای ظاهری و باطنی را داده، و همۀ آفتها را دور مینماید؛ آفریننده و روزی دهنده است و تنها اوست که به تدبیر تمام امور میپردازد. پس او همۀ این کارها را تنها انجام میدهد، و کسی دیگر با او مشارکتی ندارد. سپس خداوند بعد از بیان حق خویش، به بیان حق پدر و مادر پرداخت و فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًا﴾) و با انواع نیکیها، به پدر و مادر نیکی کنید و گفتار و کردارتان با آنها نیکو باشد؛ چون پدر و مادر، سبب به وجود آمدن آدمی هستند، و نسبت به فرزند محبت فراوان دارند، که این امور، ایفای حق آنها را واجب میکند، و اینکه با آنها به نیکی رفتار شود. (﴿إِمَّا يَبۡلُغَنَّ عِندَكَ ٱلۡكِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوۡ كِلَاهُمَا﴾) و هرگاه پدر و مادر به سن پیری رسیدند، که انرژی و قدرت انسان در این سن ضعیف میشود و نیازمند مهربانی و نیکی میشوند، (﴿فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفّٖ﴾) حتی اُف به آنان مگو. و کلمۀ «اف» پایینترین مراتب اذیت و آزار است؛ یعنی کوچکترین آزاری به آنها نرسانید. (﴿وَلَا تَنۡهَرۡهُمَا﴾) و بر سر ایشان فریاد مزن، و به خشونت با آنها سخن مگوی، (﴿وَقُل لَّهُمَا قَوۡلٗا كَرِيمٗا﴾) و با سخنان محترمانه با آن دو سخن بگو؛ و در سخن گفتن با آنها، کلماتی را بر زبان بیاور که آن کلمات را دوست میدارند. و مؤدبانه و با مهربانی با پدر و مادر سخن بگوی، و سخنانی نرم بگوی که دل آنان را شاد کند و به آنان آرامش بخشد. و این با توجه به حالتها و عادتها و زمانها فرق مینماید.
(24) (﴿وَٱخۡفِضۡ لَهُمَا جَنَاحَ ٱلذُّلِّ مِنَ ٱلرَّحۡمَةِ﴾) و از روی مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستران؛ یعنی با چشمداشت ثواب و پاداش آخرت، در برابر آنها فروتن باش، نه به خاطر ترس از آنها یا به خاطر امید داشتن به ثروت و دارایی آنان، و دیگر اهدافی که انسان به خاطر آن پاداش آخرت را از دست میدهد. (﴿وَقُل رَّبِّ ٱرۡحَمۡهُمَا﴾) و در مقابل اینکه تو را در کودکی تربیت نموده و بزرگ کردهاند، آنها را ـ مرده یا زندهـ دعا کن تا مورد مرحمت خدا قرار بگیرند. از این آیه چنین فهمیده میشود که هر اندازه پدر و مادر در امر تربیت فرزندان بیشتر بکوشند، حقشان بیشتر است. و همچنین غیر از پدر و مادر، نیز که انسان را به صورت شایسته در امور دین یا دنیا تربیت نمایند، بر آدمی حق دارند.
الإسراء 17:24
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا و پروردگارت فرمان داده است که جز او را مپرستيد و به پدر و مادر نيکي کنيد. اگر يکي از آنها يا هر دوي ايشان در نزد تو به سن پيري رسيدند، به آنان «اف» مگو، و بر سر ايشان فرياد مزن و محترمانه با آن دو سخن بگو. وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا و از روي مهرباني بال فروتني را براي آنان بگستران و بگو:«پروردگار!به آنان رحم کن همانگونه که آنان در کوچکي مرا تربيت و بزرگ نمودند».
(23) وقتی که خداوند از شرک نهی کرد، به توحید و یکتا پرستی نیز دستور داد و فرمود: (﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ﴾) و پروردگارت در قالب فرمان دینی و شرعی حکم نمود که کسی از اهل زمین و آسمانها را -خواه زنده باشند یا مرده- نپرستید، (﴿إِلَّآ إِيَّاهُ﴾) مگر او؛ یعنی تنها او را بپرستید، چون یگانه و یکتا و بی نیاز است ودارای تمام صفتهای کمال میباشد، و از هر صفتی، بزرگترین و برترین آن را داراست، به صورتی که هیچ کدام از مخلوقاتش در آن صفت با او مشابهتی ندارند. اوست که نعمتهای ظاهری و باطنی را داده، و همۀ آفتها را دور مینماید؛ آفریننده و روزی دهنده است و تنها اوست که به تدبیر تمام امور میپردازد. پس او همۀ این کارها را تنها انجام میدهد، و کسی دیگر با او مشارکتی ندارد. سپس خداوند بعد از بیان حق خویش، به بیان حق پدر و مادر پرداخت و فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًا﴾) و با انواع نیکیها، به پدر و مادر نیکی کنید و گفتار و کردارتان با آنها نیکو باشد؛ چون پدر و مادر، سبب به وجود آمدن آدمی هستند، و نسبت به فرزند محبت فراوان دارند، که این امور، ایفای حق آنها را واجب میکند، و اینکه با آنها به نیکی رفتار شود. (﴿إِمَّا يَبۡلُغَنَّ عِندَكَ ٱلۡكِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوۡ كِلَاهُمَا﴾) و هرگاه پدر و مادر به سن پیری رسیدند، که انرژی و قدرت انسان در این سن ضعیف میشود و نیازمند مهربانی و نیکی میشوند، (﴿فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفّٖ﴾) حتی اُف به آنان مگو. و کلمۀ «اف» پایینترین مراتب اذیت و آزار است؛ یعنی کوچکترین آزاری به آنها نرسانید. (﴿وَلَا تَنۡهَرۡهُمَا﴾) و بر سر ایشان فریاد مزن، و به خشونت با آنها سخن مگوی، (﴿وَقُل لَّهُمَا قَوۡلٗا كَرِيمٗا﴾) و با سخنان محترمانه با آن دو سخن بگو؛ و در سخن گفتن با آنها، کلماتی را بر زبان بیاور که آن کلمات را دوست میدارند. و مؤدبانه و با مهربانی با پدر و مادر سخن بگوی، و سخنانی نرم بگوی که دل آنان را شاد کند و به آنان آرامش بخشد. و این با توجه به حالتها و عادتها و زمانها فرق مینماید.
(24) (﴿وَٱخۡفِضۡ لَهُمَا جَنَاحَ ٱلذُّلِّ مِنَ ٱلرَّحۡمَةِ﴾) و از روی مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستران؛ یعنی با چشمداشت ثواب و پاداش آخرت، در برابر آنها فروتن باش، نه به خاطر ترس از آنها یا به خاطر امید داشتن به ثروت و دارایی آنان، و دیگر اهدافی که انسان به خاطر آن پاداش آخرت را از دست میدهد. (﴿وَقُل رَّبِّ ٱرۡحَمۡهُمَا﴾) و در مقابل اینکه تو را در کودکی تربیت نموده و بزرگ کردهاند، آنها را ـ مرده یا زندهـ دعا کن تا مورد مرحمت خدا قرار بگیرند. از این آیه چنین فهمیده میشود که هر اندازه پدر و مادر در امر تربیت فرزندان بیشتر بکوشند، حقشان بیشتر است. و همچنین غیر از پدر و مادر، نیز که انسان را به صورت شایسته در امور دین یا دنیا تربیت نمایند، بر آدمی حق دارند.
الإسراء 17:25
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا پروردگارتان به آنچه در دلهايتان است آگاه است اگر نيکوکار باشيد، بدانيد که او در حق توبه کاران هميشه بخشنده است.
(25) پروردگارتان به خوبی و بدیی که آن را در دل پنهان میدارید، آگاه است؛ و او به جسمها و مالهایتان نمینگرد، بلکه به اعمال و دلهایتان و خیر و شری که در آن است، نگاه میکند.(﴿إِن تَكُونُواۡ صَٰلِحِينَ﴾) اگر افراد شایسته و بایستهای باشید؛ به این صورت که اراده و اهداف شما بر محور خشنودی خداوند دور بزند، و به آنچه که شما را به او نزدیک مینماید، علاقه مند باشید و اهداف غیر خدایی در دلهایتان نباشد، (﴿فَإِنَّهُۥ كَانَ لِلۡأَوَّٰبِينَ غَفُورٗا﴾) او برای کسانی که در همۀ اوقات به سوی او باز میگردند، آمرزنده است. پس هرکس که خداوند از قلبش اطلاع یافت و دانست که در آن چیزی جز انابت و بازگشت به سوی خدا و محبت او و محبت آنچه که وی را به خدا نزدیک مینماید وجود ندارد، چنین کسی گرچه در بعضی اوقات -به اقتضای سرشت انسانی- گناهانی از او سر بزند، اما خداوند او را میآمرزد و اشتباهات گذرا و عارضی وی را میبخشاید.
الإسراء 17:26
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا و حق خويشاوند و بينوا و در راه مانده را بپردازد و به هيچ وجه اسراف مکن. إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا بي گمان تبذير کنندگان برادران شياطين هستند، و شيطان پروردگارش را ناسپاس بود. وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا و اگر از آنان به خاطر طلب رحمت پروردگارت که بدان اميد داري، رويگردان مي شوي، پس با آنان سخني نرم بگوي. وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا و دست خود را بر گردنت بسته مدار و به تمامي آن را گشاده مساز که آن گاه ملامت زده (و) درمانده بنشيني . إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بي گمان پروردگارت روزي را بار يهر کس که بخواهد فراخ و گسترده مي نمايد و روزي هر کس را که بخواهد کم و تنگ مي گرداند، چرا که خدا به بندگانش آگاه و بيناست.
(26 - 27) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ﴾) و به خویشاوند حقش را بده؛ یعنی نیکی و احسان واجب و سنت را در حق او انجام بده، و این حق، با تفاوتِ حالات خویشاوندان و نیاز و عدم نیاز آنان فرق مینماید.(﴿وَٱلۡمِسۡكِينَ﴾) وحق بینوا را اعم از زکات و غیره به او بده تا بینواییاش برطرف شود. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و حق فرد در راه مانده را بپرداز. (﴿وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا﴾) و تبذیر مکن؛ یعنی به همۀ نیازمندان طوری بدهد که خودش ضرر نکند، و از اندازۀ مناسب بیشتر نباشد؛ زیرا چنین کاری، تبذیر و باد دستی است که خداوند از آن نهی کرده وفرموده است: (﴿إِنَّ ٱلۡمُبَذِّرِينَ كَانُوٓاۡ إِخۡوَٰنَ ٱلشَّيَٰطِينِ﴾) بیگمان باد دستان، برادران شیاطین هستند؛ زیرا شیطان جز به خصلتهای زشت دعوت نمیدهد، پس انسان را به بخل دعوت میکند؛ و هرگاه انسان از او سرپیچی نماید، او را به اسراف و باد دستی و ولخرجی فرا میخواند. و خداوند متعال به منصفانهترین و میانهروانه ترین کارها دعوت میکند و انسان را به خاطر آن میستاید. همانطور که در مورد بندگان رحمن فرموده است:﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾ و کسانی که وقتی انفاق نمایند، اسراف نمیکنند و بُخل نیز نمیورزند و میان این دو حالت پایدار هستند.
(29) و در اینجا فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ﴾) و دست خود را به گردنت بسته مدار. و این کنایه از شدت بخل است. (﴿وَلَا تَبۡسُطۡهَا كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ﴾) و به تمامی آن را گشاده مساز، که آنگاه در آنچه که شایسته نیست، و افزون از اندازۀ لازم انفاق میکنی. (﴿فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا﴾) و آنگاه ملامت زده ودرمانده خواهی بود؛ یعنی به خاطر کاری که کردهای، ملامت شده و دست خالی میمانی؛ نه مالی در دست داری، و نه به خاطر از دست دادن مال، مورد ستایش قرار میگیری.
(28) دستوری که در اینجا در رابطه با انفاق به خویشاوندان داده شده، در صورتی است که انسان توانایی آن را داشته باشد، اما اگر مالی نداشت یا خرج خودش سنگین و مشکل بود، خداوند متعال دستور دادهاست که در آن صورت خویشاوندان و غیره را بهصورت زیبایی پاسخ بدهد. پس فرمود: (﴿وَإِمَّا تُعۡرِضَنَّ عَنۡهُمُ ٱبۡتِغَآءَ رَحۡمَةٖ مِّن رَّبِّكَ تَرۡجُوهَا﴾) و اگر از بخشیدن و دادنِ به آنها روی بگردانی، و آن را برای وقتی دیگر و به امید اینکه خداوند به تو تواناییِ بخشش را بدهد، به تأخیر بیندازی، (﴿فَقُل لَّهُمۡ قَوۡلٗا مَّيۡسُورٗا﴾) به نرمی و مهربانی با آنها سخن بگوی، و به آنان وعده بده که در فرصت مناسب و چنانچه امکان کمک فراهم شود، آنان را کمک خواهی کرد؛ و از اینکه در حال حاضر نمیتوانی کمکشان بنمایی، از آنان عذر خواهی کن تا با آسایش خاطر از پیش تو بروند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ وَمَغۡفِرَةٌ خَيۡرٞ مِّن صَدَقَةٖ يَتۡبَعُهَآ أَذٗىۗ ﴾ سخن نیکو و بخشش، از صدقهای که به دنبال آن با منت گذاردن فرد مورد اذیت قرار میگیرد بهتر است، و این نیز از لطف خداوند نسبت به بندگان میباشد که به آنها دستور داده است تا منتظر رحمت و رزق و روزی وی باشند؛ زیرا انتظار چنین چیزی، عبادت است. و همچنین وعده دادن به بینوایان و خویشاوندان مبنی بر این که به آنها صدقه خواهد داد، عبادت است، چون اراده کردنِ انجام کار نیک، نیز نیکی بهحساب میآید. بنابراین شایسته است که انسان آنچه از کار خیر که در توانایی اوست، انجام دهد؛ و آنچه را که نمیتواند انجام دهد، نیت انجام دادنش را داشته باشد تا به او پاداش برسد؛ چه بسا خداوند به خاطر انتظار و امید وی، آن کار را برایش آسان بگرداند
(30) . سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) بیگمان پروردگارت روزی را برای هرکدام از بندگان که بخواهد، فراخ وگسترده مینماید؛و روزی هرکس را که بخواهد، کم و تنگ میگرداند، واین عینِ حکمت الهی است. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) چرا که خدا به حال بندگانش آگاه و بیناست. پس آنچه که به صلاح بندگان است، به آنها میدهد؛ و به لطف و احسان خود، به تدبیر امور آنها میپردازد.
الإسراء 17:27
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا و حق خويشاوند و بينوا و در راه مانده را بپردازد و به هيچ وجه اسراف مکن. إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا بي گمان تبذير کنندگان برادران شياطين هستند، و شيطان پروردگارش را ناسپاس بود. وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا و اگر از آنان به خاطر طلب رحمت پروردگارت که بدان اميد داري، رويگردان مي شوي، پس با آنان سخني نرم بگوي. وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا و دست خود را بر گردنت بسته مدار و به تمامي آن را گشاده مساز که آن گاه ملامت زده (و) درمانده بنشيني . إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بي گمان پروردگارت روزي را بار يهر کس که بخواهد فراخ و گسترده مي نمايد و روزي هر کس را که بخواهد کم و تنگ مي گرداند، چرا که خدا به بندگانش آگاه و بيناست.
(26 - 27) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ﴾) و به خویشاوند حقش را بده؛ یعنی نیکی و احسان واجب و سنت را در حق او انجام بده، و این حق، با تفاوتِ حالات خویشاوندان و نیاز و عدم نیاز آنان فرق مینماید.(﴿وَٱلۡمِسۡكِينَ﴾) وحق بینوا را اعم از زکات و غیره به او بده تا بینواییاش برطرف شود. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و حق فرد در راه مانده را بپرداز. (﴿وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا﴾) و تبذیر مکن؛ یعنی به همۀ نیازمندان طوری بدهد که خودش ضرر نکند، و از اندازۀ مناسب بیشتر نباشد؛ زیرا چنین کاری، تبذیر و باد دستی است که خداوند از آن نهی کرده وفرموده است: (﴿إِنَّ ٱلۡمُبَذِّرِينَ كَانُوٓاۡ إِخۡوَٰنَ ٱلشَّيَٰطِينِ﴾) بیگمان باد دستان، برادران شیاطین هستند؛ زیرا شیطان جز به خصلتهای زشت دعوت نمیدهد، پس انسان را به بخل دعوت میکند؛ و هرگاه انسان از او سرپیچی نماید، او را به اسراف و باد دستی و ولخرجی فرا میخواند. و خداوند متعال به منصفانهترین و میانهروانه ترین کارها دعوت میکند و انسان را به خاطر آن میستاید. همانطور که در مورد بندگان رحمن فرموده است:﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾ و کسانی که وقتی انفاق نمایند، اسراف نمیکنند و بُخل نیز نمیورزند و میان این دو حالت پایدار هستند.
(29) و در اینجا فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ﴾) و دست خود را به گردنت بسته مدار. و این کنایه از شدت بخل است. (﴿وَلَا تَبۡسُطۡهَا كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ﴾) و به تمامی آن را گشاده مساز، که آنگاه در آنچه که شایسته نیست، و افزون از اندازۀ لازم انفاق میکنی. (﴿فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا﴾) و آنگاه ملامت زده ودرمانده خواهی بود؛ یعنی به خاطر کاری که کردهای، ملامت شده و دست خالی میمانی؛ نه مالی در دست داری، و نه به خاطر از دست دادن مال، مورد ستایش قرار میگیری.
(28) دستوری که در اینجا در رابطه با انفاق به خویشاوندان داده شده، در صورتی است که انسان توانایی آن را داشته باشد، اما اگر مالی نداشت یا خرج خودش سنگین و مشکل بود، خداوند متعال دستور دادهاست که در آن صورت خویشاوندان و غیره را بهصورت زیبایی پاسخ بدهد. پس فرمود: (﴿وَإِمَّا تُعۡرِضَنَّ عَنۡهُمُ ٱبۡتِغَآءَ رَحۡمَةٖ مِّن رَّبِّكَ تَرۡجُوهَا﴾) و اگر از بخشیدن و دادنِ به آنها روی بگردانی، و آن را برای وقتی دیگر و به امید اینکه خداوند به تو تواناییِ بخشش را بدهد، به تأخیر بیندازی، (﴿فَقُل لَّهُمۡ قَوۡلٗا مَّيۡسُورٗا﴾) به نرمی و مهربانی با آنها سخن بگوی، و به آنان وعده بده که در فرصت مناسب و چنانچه امکان کمک فراهم شود، آنان را کمک خواهی کرد؛ و از اینکه در حال حاضر نمیتوانی کمکشان بنمایی، از آنان عذر خواهی کن تا با آسایش خاطر از پیش تو بروند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ وَمَغۡفِرَةٌ خَيۡرٞ مِّن صَدَقَةٖ يَتۡبَعُهَآ أَذٗىۗ ﴾ سخن نیکو و بخشش، از صدقهای که به دنبال آن با منت گذاردن فرد مورد اذیت قرار میگیرد بهتر است، و این نیز از لطف خداوند نسبت به بندگان میباشد که به آنها دستور داده است تا منتظر رحمت و رزق و روزی وی باشند؛ زیرا انتظار چنین چیزی، عبادت است. و همچنین وعده دادن به بینوایان و خویشاوندان مبنی بر این که به آنها صدقه خواهد داد، عبادت است، چون اراده کردنِ انجام کار نیک، نیز نیکی بهحساب میآید. بنابراین شایسته است که انسان آنچه از کار خیر که در توانایی اوست، انجام دهد؛ و آنچه را که نمیتواند انجام دهد، نیت انجام دادنش را داشته باشد تا به او پاداش برسد؛ چه بسا خداوند به خاطر انتظار و امید وی، آن کار را برایش آسان بگرداند
(30) . سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) بیگمان پروردگارت روزی را برای هرکدام از بندگان که بخواهد، فراخ وگسترده مینماید؛و روزی هرکس را که بخواهد، کم و تنگ میگرداند، واین عینِ حکمت الهی است. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) چرا که خدا به حال بندگانش آگاه و بیناست. پس آنچه که به صلاح بندگان است، به آنها میدهد؛ و به لطف و احسان خود، به تدبیر امور آنها میپردازد.
الإسراء 17:28
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا و حق خويشاوند و بينوا و در راه مانده را بپردازد و به هيچ وجه اسراف مکن. إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا بي گمان تبذير کنندگان برادران شياطين هستند، و شيطان پروردگارش را ناسپاس بود. وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا و اگر از آنان به خاطر طلب رحمت پروردگارت که بدان اميد داري، رويگردان مي شوي، پس با آنان سخني نرم بگوي. وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا و دست خود را بر گردنت بسته مدار و به تمامي آن را گشاده مساز که آن گاه ملامت زده (و) درمانده بنشيني . إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بي گمان پروردگارت روزي را بار يهر کس که بخواهد فراخ و گسترده مي نمايد و روزي هر کس را که بخواهد کم و تنگ مي گرداند، چرا که خدا به بندگانش آگاه و بيناست.
(26 - 27) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ﴾) و به خویشاوند حقش را بده؛ یعنی نیکی و احسان واجب و سنت را در حق او انجام بده، و این حق، با تفاوتِ حالات خویشاوندان و نیاز و عدم نیاز آنان فرق مینماید.(﴿وَٱلۡمِسۡكِينَ﴾) وحق بینوا را اعم از زکات و غیره به او بده تا بینواییاش برطرف شود. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و حق فرد در راه مانده را بپرداز. (﴿وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا﴾) و تبذیر مکن؛ یعنی به همۀ نیازمندان طوری بدهد که خودش ضرر نکند، و از اندازۀ مناسب بیشتر نباشد؛ زیرا چنین کاری، تبذیر و باد دستی است که خداوند از آن نهی کرده وفرموده است: (﴿إِنَّ ٱلۡمُبَذِّرِينَ كَانُوٓاۡ إِخۡوَٰنَ ٱلشَّيَٰطِينِ﴾) بیگمان باد دستان، برادران شیاطین هستند؛ زیرا شیطان جز به خصلتهای زشت دعوت نمیدهد، پس انسان را به بخل دعوت میکند؛ و هرگاه انسان از او سرپیچی نماید، او را به اسراف و باد دستی و ولخرجی فرا میخواند. و خداوند متعال به منصفانهترین و میانهروانه ترین کارها دعوت میکند و انسان را به خاطر آن میستاید. همانطور که در مورد بندگان رحمن فرموده است:﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾ و کسانی که وقتی انفاق نمایند، اسراف نمیکنند و بُخل نیز نمیورزند و میان این دو حالت پایدار هستند.
(29) و در اینجا فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ﴾) و دست خود را به گردنت بسته مدار. و این کنایه از شدت بخل است. (﴿وَلَا تَبۡسُطۡهَا كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ﴾) و به تمامی آن را گشاده مساز، که آنگاه در آنچه که شایسته نیست، و افزون از اندازۀ لازم انفاق میکنی. (﴿فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا﴾) و آنگاه ملامت زده ودرمانده خواهی بود؛ یعنی به خاطر کاری که کردهای، ملامت شده و دست خالی میمانی؛ نه مالی در دست داری، و نه به خاطر از دست دادن مال، مورد ستایش قرار میگیری.
(28) دستوری که در اینجا در رابطه با انفاق به خویشاوندان داده شده، در صورتی است که انسان توانایی آن را داشته باشد، اما اگر مالی نداشت یا خرج خودش سنگین و مشکل بود، خداوند متعال دستور دادهاست که در آن صورت خویشاوندان و غیره را بهصورت زیبایی پاسخ بدهد. پس فرمود: (﴿وَإِمَّا تُعۡرِضَنَّ عَنۡهُمُ ٱبۡتِغَآءَ رَحۡمَةٖ مِّن رَّبِّكَ تَرۡجُوهَا﴾) و اگر از بخشیدن و دادنِ به آنها روی بگردانی، و آن را برای وقتی دیگر و به امید اینکه خداوند به تو تواناییِ بخشش را بدهد، به تأخیر بیندازی، (﴿فَقُل لَّهُمۡ قَوۡلٗا مَّيۡسُورٗا﴾) به نرمی و مهربانی با آنها سخن بگوی، و به آنان وعده بده که در فرصت مناسب و چنانچه امکان کمک فراهم شود، آنان را کمک خواهی کرد؛ و از اینکه در حال حاضر نمیتوانی کمکشان بنمایی، از آنان عذر خواهی کن تا با آسایش خاطر از پیش تو بروند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ وَمَغۡفِرَةٌ خَيۡرٞ مِّن صَدَقَةٖ يَتۡبَعُهَآ أَذٗىۗ ﴾ سخن نیکو و بخشش، از صدقهای که به دنبال آن با منت گذاردن فرد مورد اذیت قرار میگیرد بهتر است، و این نیز از لطف خداوند نسبت به بندگان میباشد که به آنها دستور داده است تا منتظر رحمت و رزق و روزی وی باشند؛ زیرا انتظار چنین چیزی، عبادت است. و همچنین وعده دادن به بینوایان و خویشاوندان مبنی بر این که به آنها صدقه خواهد داد، عبادت است، چون اراده کردنِ انجام کار نیک، نیز نیکی بهحساب میآید. بنابراین شایسته است که انسان آنچه از کار خیر که در توانایی اوست، انجام دهد؛ و آنچه را که نمیتواند انجام دهد، نیت انجام دادنش را داشته باشد تا به او پاداش برسد؛ چه بسا خداوند به خاطر انتظار و امید وی، آن کار را برایش آسان بگرداند
(30) . سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) بیگمان پروردگارت روزی را برای هرکدام از بندگان که بخواهد، فراخ وگسترده مینماید؛و روزی هرکس را که بخواهد، کم و تنگ میگرداند، واین عینِ حکمت الهی است. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) چرا که خدا به حال بندگانش آگاه و بیناست. پس آنچه که به صلاح بندگان است، به آنها میدهد؛ و به لطف و احسان خود، به تدبیر امور آنها میپردازد.
الإسراء 17:29
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا و حق خويشاوند و بينوا و در راه مانده را بپردازد و به هيچ وجه اسراف مکن. إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا بي گمان تبذير کنندگان برادران شياطين هستند، و شيطان پروردگارش را ناسپاس بود. وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا و اگر از آنان به خاطر طلب رحمت پروردگارت که بدان اميد داري، رويگردان مي شوي، پس با آنان سخني نرم بگوي. وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا و دست خود را بر گردنت بسته مدار و به تمامي آن را گشاده مساز که آن گاه ملامت زده (و) درمانده بنشيني . إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بي گمان پروردگارت روزي را بار يهر کس که بخواهد فراخ و گسترده مي نمايد و روزي هر کس را که بخواهد کم و تنگ مي گرداند، چرا که خدا به بندگانش آگاه و بيناست.
(26 - 27) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ﴾) و به خویشاوند حقش را بده؛ یعنی نیکی و احسان واجب و سنت را در حق او انجام بده، و این حق، با تفاوتِ حالات خویشاوندان و نیاز و عدم نیاز آنان فرق مینماید.(﴿وَٱلۡمِسۡكِينَ﴾) وحق بینوا را اعم از زکات و غیره به او بده تا بینواییاش برطرف شود. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و حق فرد در راه مانده را بپرداز. (﴿وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا﴾) و تبذیر مکن؛ یعنی به همۀ نیازمندان طوری بدهد که خودش ضرر نکند، و از اندازۀ مناسب بیشتر نباشد؛ زیرا چنین کاری، تبذیر و باد دستی است که خداوند از آن نهی کرده وفرموده است: (﴿إِنَّ ٱلۡمُبَذِّرِينَ كَانُوٓاۡ إِخۡوَٰنَ ٱلشَّيَٰطِينِ﴾) بیگمان باد دستان، برادران شیاطین هستند؛ زیرا شیطان جز به خصلتهای زشت دعوت نمیدهد، پس انسان را به بخل دعوت میکند؛ و هرگاه انسان از او سرپیچی نماید، او را به اسراف و باد دستی و ولخرجی فرا میخواند. و خداوند متعال به منصفانهترین و میانهروانه ترین کارها دعوت میکند و انسان را به خاطر آن میستاید. همانطور که در مورد بندگان رحمن فرموده است:﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾ و کسانی که وقتی انفاق نمایند، اسراف نمیکنند و بُخل نیز نمیورزند و میان این دو حالت پایدار هستند.
(29) و در اینجا فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ﴾) و دست خود را به گردنت بسته مدار. و این کنایه از شدت بخل است. (﴿وَلَا تَبۡسُطۡهَا كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ﴾) و به تمامی آن را گشاده مساز، که آنگاه در آنچه که شایسته نیست، و افزون از اندازۀ لازم انفاق میکنی. (﴿فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا﴾) و آنگاه ملامت زده ودرمانده خواهی بود؛ یعنی به خاطر کاری که کردهای، ملامت شده و دست خالی میمانی؛ نه مالی در دست داری، و نه به خاطر از دست دادن مال، مورد ستایش قرار میگیری.
(28) دستوری که در اینجا در رابطه با انفاق به خویشاوندان داده شده، در صورتی است که انسان توانایی آن را داشته باشد، اما اگر مالی نداشت یا خرج خودش سنگین و مشکل بود، خداوند متعال دستور دادهاست که در آن صورت خویشاوندان و غیره را بهصورت زیبایی پاسخ بدهد. پس فرمود: (﴿وَإِمَّا تُعۡرِضَنَّ عَنۡهُمُ ٱبۡتِغَآءَ رَحۡمَةٖ مِّن رَّبِّكَ تَرۡجُوهَا﴾) و اگر از بخشیدن و دادنِ به آنها روی بگردانی، و آن را برای وقتی دیگر و به امید اینکه خداوند به تو تواناییِ بخشش را بدهد، به تأخیر بیندازی، (﴿فَقُل لَّهُمۡ قَوۡلٗا مَّيۡسُورٗا﴾) به نرمی و مهربانی با آنها سخن بگوی، و به آنان وعده بده که در فرصت مناسب و چنانچه امکان کمک فراهم شود، آنان را کمک خواهی کرد؛ و از اینکه در حال حاضر نمیتوانی کمکشان بنمایی، از آنان عذر خواهی کن تا با آسایش خاطر از پیش تو بروند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ وَمَغۡفِرَةٌ خَيۡرٞ مِّن صَدَقَةٖ يَتۡبَعُهَآ أَذٗىۗ ﴾ سخن نیکو و بخشش، از صدقهای که به دنبال آن با منت گذاردن فرد مورد اذیت قرار میگیرد بهتر است، و این نیز از لطف خداوند نسبت به بندگان میباشد که به آنها دستور داده است تا منتظر رحمت و رزق و روزی وی باشند؛ زیرا انتظار چنین چیزی، عبادت است. و همچنین وعده دادن به بینوایان و خویشاوندان مبنی بر این که به آنها صدقه خواهد داد، عبادت است، چون اراده کردنِ انجام کار نیک، نیز نیکی بهحساب میآید. بنابراین شایسته است که انسان آنچه از کار خیر که در توانایی اوست، انجام دهد؛ و آنچه را که نمیتواند انجام دهد، نیت انجام دادنش را داشته باشد تا به او پاداش برسد؛ چه بسا خداوند به خاطر انتظار و امید وی، آن کار را برایش آسان بگرداند
(30) . سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) بیگمان پروردگارت روزی را برای هرکدام از بندگان که بخواهد، فراخ وگسترده مینماید؛و روزی هرکس را که بخواهد، کم و تنگ میگرداند، واین عینِ حکمت الهی است. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) چرا که خدا به حال بندگانش آگاه و بیناست. پس آنچه که به صلاح بندگان است، به آنها میدهد؛ و به لطف و احسان خود، به تدبیر امور آنها میپردازد.
الإسراء 17:30
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا و حق خويشاوند و بينوا و در راه مانده را بپردازد و به هيچ وجه اسراف مکن. إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا بي گمان تبذير کنندگان برادران شياطين هستند، و شيطان پروردگارش را ناسپاس بود. وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا و اگر از آنان به خاطر طلب رحمت پروردگارت که بدان اميد داري، رويگردان مي شوي، پس با آنان سخني نرم بگوي. وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا و دست خود را بر گردنت بسته مدار و به تمامي آن را گشاده مساز که آن گاه ملامت زده (و) درمانده بنشيني . إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بي گمان پروردگارت روزي را بار يهر کس که بخواهد فراخ و گسترده مي نمايد و روزي هر کس را که بخواهد کم و تنگ مي گرداند، چرا که خدا به بندگانش آگاه و بيناست.
(26 - 27) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ﴾) و به خویشاوند حقش را بده؛ یعنی نیکی و احسان واجب و سنت را در حق او انجام بده، و این حق، با تفاوتِ حالات خویشاوندان و نیاز و عدم نیاز آنان فرق مینماید.(﴿وَٱلۡمِسۡكِينَ﴾) وحق بینوا را اعم از زکات و غیره به او بده تا بینواییاش برطرف شود. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و حق فرد در راه مانده را بپرداز. (﴿وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا﴾) و تبذیر مکن؛ یعنی به همۀ نیازمندان طوری بدهد که خودش ضرر نکند، و از اندازۀ مناسب بیشتر نباشد؛ زیرا چنین کاری، تبذیر و باد دستی است که خداوند از آن نهی کرده وفرموده است: (﴿إِنَّ ٱلۡمُبَذِّرِينَ كَانُوٓاۡ إِخۡوَٰنَ ٱلشَّيَٰطِينِ﴾) بیگمان باد دستان، برادران شیاطین هستند؛ زیرا شیطان جز به خصلتهای زشت دعوت نمیدهد، پس انسان را به بخل دعوت میکند؛ و هرگاه انسان از او سرپیچی نماید، او را به اسراف و باد دستی و ولخرجی فرا میخواند. و خداوند متعال به منصفانهترین و میانهروانه ترین کارها دعوت میکند و انسان را به خاطر آن میستاید. همانطور که در مورد بندگان رحمن فرموده است:﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾ و کسانی که وقتی انفاق نمایند، اسراف نمیکنند و بُخل نیز نمیورزند و میان این دو حالت پایدار هستند.
(29) و در اینجا فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ﴾) و دست خود را به گردنت بسته مدار. و این کنایه از شدت بخل است. (﴿وَلَا تَبۡسُطۡهَا كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ﴾) و به تمامی آن را گشاده مساز، که آنگاه در آنچه که شایسته نیست، و افزون از اندازۀ لازم انفاق میکنی. (﴿فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا﴾) و آنگاه ملامت زده ودرمانده خواهی بود؛ یعنی به خاطر کاری که کردهای، ملامت شده و دست خالی میمانی؛ نه مالی در دست داری، و نه به خاطر از دست دادن مال، مورد ستایش قرار میگیری.
(28) دستوری که در اینجا در رابطه با انفاق به خویشاوندان داده شده، در صورتی است که انسان توانایی آن را داشته باشد، اما اگر مالی نداشت یا خرج خودش سنگین و مشکل بود، خداوند متعال دستور دادهاست که در آن صورت خویشاوندان و غیره را بهصورت زیبایی پاسخ بدهد. پس فرمود: (﴿وَإِمَّا تُعۡرِضَنَّ عَنۡهُمُ ٱبۡتِغَآءَ رَحۡمَةٖ مِّن رَّبِّكَ تَرۡجُوهَا﴾) و اگر از بخشیدن و دادنِ به آنها روی بگردانی، و آن را برای وقتی دیگر و به امید اینکه خداوند به تو تواناییِ بخشش را بدهد، به تأخیر بیندازی، (﴿فَقُل لَّهُمۡ قَوۡلٗا مَّيۡسُورٗا﴾) به نرمی و مهربانی با آنها سخن بگوی، و به آنان وعده بده که در فرصت مناسب و چنانچه امکان کمک فراهم شود، آنان را کمک خواهی کرد؛ و از اینکه در حال حاضر نمیتوانی کمکشان بنمایی، از آنان عذر خواهی کن تا با آسایش خاطر از پیش تو بروند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ وَمَغۡفِرَةٌ خَيۡرٞ مِّن صَدَقَةٖ يَتۡبَعُهَآ أَذٗىۗ ﴾ سخن نیکو و بخشش، از صدقهای که به دنبال آن با منت گذاردن فرد مورد اذیت قرار میگیرد بهتر است، و این نیز از لطف خداوند نسبت به بندگان میباشد که به آنها دستور داده است تا منتظر رحمت و رزق و روزی وی باشند؛ زیرا انتظار چنین چیزی، عبادت است. و همچنین وعده دادن به بینوایان و خویشاوندان مبنی بر این که به آنها صدقه خواهد داد، عبادت است، چون اراده کردنِ انجام کار نیک، نیز نیکی بهحساب میآید. بنابراین شایسته است که انسان آنچه از کار خیر که در توانایی اوست، انجام دهد؛ و آنچه را که نمیتواند انجام دهد، نیت انجام دادنش را داشته باشد تا به او پاداش برسد؛ چه بسا خداوند به خاطر انتظار و امید وی، آن کار را برایش آسان بگرداند
(30) . سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) بیگمان پروردگارت روزی را برای هرکدام از بندگان که بخواهد، فراخ وگسترده مینماید؛و روزی هرکس را که بخواهد، کم و تنگ میگرداند، واین عینِ حکمت الهی است. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) چرا که خدا به حال بندگانش آگاه و بیناست. پس آنچه که به صلاح بندگان است، به آنها میدهد؛ و به لطف و احسان خود، به تدبیر امور آنها میپردازد.
الإسراء 17:31
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا و فرزندانتان را از ترسي فقر و تنگدستي نکشيد، ما به آنان و (به) شما روزي مي دهيم، به راستي که کشتن آنان گناه بزرگي است.
(31) و این بیانگر رحمت الهی نسبت به بندگانش میباشد؛ چراکه او از پدر و مادر نسبت به بنده، مهربان تر است. پس پدر و مادر را از کشتن فرزندانشان به خاطر ترس فقر و تنگدستی نهی نموده، و روزی همه را بر عهده گرفته، و خبر داده که کشتن فرزندان گناه بزرگی است؛ یعنی از بزرگترین گناهان کبیره میباشد، چون کسی که به خود جرأت میدهد و کودکان بیگناه را به قتل میرساند، هیچ مهر و شفقتی در دل ندارد.
الإسراء 17:32
وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً و به زنا نزديک نشويد، که زنا گناه بسيار زشت، و بد راهي است.
(32) نهی از نزدیک شدن به زنا، از نهی از انجام زنا بلیغ تر است؛ چون این نهی، شامل نهی از تمام مقدّمات و انگیزههای زناست؛ زیرا «هر کس در کنار و اطراف مزرعه و محل قرق شده بچرخد، به زودی در آن میافتد.» به ویژه اینکه در بسیاری از نفسها، انگیزۀ بسیار قوی برای انجام این کار وجود دارد. و خداوند زنا را چنین توصیف نموده است: (﴿كَانَ فَٰحِشَةٗ﴾) زنا گناه بسیار زشتی است که از دیدگاه عقل و شریعت و سرشت، زشت خوانده میشود؛ چون زنا، شکستن حرمت حق خدا و حق زن و حق خانواده و همسر و از هم پاشیدن کانون خانواده و اختلاط نسب و نژادها و دیگر مفاسد را در بر دارد. (﴿وَسَآءَ سَبِيلٗا﴾) و راه کسی که بر ارتکاب این گناه بزرگ جرأت نموده است، بسیار راه بدی میباشد.
الإسراء 17:33
وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا و کسي را نکشيد که خداوند کشتن او را حرام کرده است مگر به حق، و هر کس که از روي ستم کشته شود براي صاحب خون او قدرتي مقرر داشته ايم، ولي او نبايد در کشتن زياده روي نمايد، بي گمان و ياري شونده است.
(33) (﴿وَلَا تَقۡتُلُواۡ ٱلنَّفۡسَ﴾) و کسی را نکشید. و این شامل هر نفسی است که خداوند کشتن آن را حرام نموده است، خواه کوچک باشد یا بزرگ، زن باشد یا مرد، برده باشد یا آزاد، مسلمان باشد یا کافری که پیمان دارد، (﴿إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) مگر در برابر حقی، مانند کشتن نفس در برابر نفس، وکشتن کسی که ازدواج کرده اما مرتکب زنا شده است، ویا مانند کشتن کسی که مرتد گشته وبه آیین کفر درآمده است، و یا مانند کشتن انسان تجاوزگر در حالت انجام دادن تجاوزش، به شرطی که به جز قتل وی، هیچ راه دیگری برای دفع تجاوز او وجود نداشته باشد. (﴿وَمَن قُتِلَ مَظۡلُومٗا فَقَدۡ جَعَلۡنَا لِوَلِيِّهِۦ سُلۡطَٰنٗا﴾) و هرکس مظلومانه و به ناحق کشته شود، برای صاحب خونش -که نزدیکترین وارثان و فامیلهایش میباشد- حجت و دلیل آشکاری برای قصاص نمودن قاتل قرار دادهایم. نیز تسلّطی تقدیری مبنی بر کشتن قاتل به او دادهایم. و این قصاص زمانی است که شرایط آن فراهم شود، مانند قاتلی که از روی قصد و تجاوز کسی را بکشد، و وجود کفائت در میان قاتل و مقتول. (﴿فَلَا يُسۡرِف فِّي ٱلۡقَتۡلِ﴾) و ولیّ نباید در کشتن زیاده روی و از حد تجاوز نماید، مانند اینکه گوش و بینی قاتل را ببرد، یا او را با چیزی به قتل برساند که وی مقتول را با آن وسیله نکشته است، یا اینکه کسی دیگر غیر از قاتل را بکشد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ مَنصُورٗا﴾) بیگمان او یاری شونده است. و این آیه بیانگر آن است که حقِ کشتن، ازآنِ ولیّ است. بنابراین از قاتل قصاص گرفته نمیشود مگر به اجازۀ ولیّ خون؛ و اگر صاحب حق، قاتل را عفو کرد، قصاص ساقط میشود؛ و خداوند، ولیّ مقتول را برای قصاص گرفتن از قاتل و کسی که او را کمک کرده است، یاری مینماید تا قاتل را بکشد.
الإسراء 17:34
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً و به مال يتيم نزديک نشوند مگر به شيوه اي که نيکوتر است، تا اينکه (يتيم) به (دوران) رشدش برسد، و به عهد و پيمان خود وفا کنيد، چرا که از پيمان سوال خواهد شد.
(34) این لطف و رحمت خدا نسبت به یتیمی است که پدرش را از دست داده، و کوچک است و هنوز مصلحت خودش را تشخیص نمیدهد. خداوند به اولیای یتیم دستور داده است تا او و مالش را حفاظت نمایند، و به اصلاح آن بپردازند، و با نیت بد به مال یتیم نزدیک نشوند، و در آن تصرف نکنند، (﴿إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ ﴾) مگر به شیوهای که آن بهتر است، مانند اینکه با مال یتیم تجارت نمایند و آن را در معرض خطر قرار ندهند و بکوشند تا مالش رشد کند و زیاد شود، و این حالت باید ادامه یابد تا اینکه (﴿يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥ﴾) یتیم به سن بلوغ و به دوران عقل و رشد برسد؛ و چون به سن رشد خود رسید، دیگر کسی سرپرست او نیست و خودش سرپرست خود میباشد و مالش به او برگردانده میشود. همان گونه که خداوند متعال فرموده است:﴿ فَإِنۡ ءَانَسۡتُم مِّنۡهُمۡ رُشۡدٗا فَٱدۡفَعُوٓاۡ إِلَيۡهِمۡ أَمۡوَٰلَهُمۡ﴾ پس اگر احساس کردید که آنها به سن رشد رسیدهاند مالهایشان را به آنان بدهید. (﴿وَأَوۡفُواۡ بِٱلۡعَهۡدِ﴾) و به عهد و پیمانی که با خدا و با مردم بستهاید، وفا کنید. (﴿إِنَّ ٱلۡعَهۡدَ كَانَ مَسُۡٔولٗا ﴾) به درستی که شما از وفای به پیمان پرسیده میشوید. پس اگر به آن وفا کنید، پاداش بزرگی دارید؛ و اگر به پیمان خود وفا نکنید، گناه بزرگی بر شماست.
الإسراء 17:35
وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً و هنگامي که پيمانه مي کنيد آن را به تمام و کمال پيمانه کنيد و با ترازوي درست وزن نماييد که اين کار سرانجام نيکوتر و بهتري دارد.
(35) دراینجا به دادگری و به تمام و کمال دادن پیمانهها و وزنها دستور داده شده است، و اینکه بدون کم و کاست پیمانهها و وزنها باید داده شوند. و از هر نوع تقلب در قیمت یا کالا یا معامله نهی شده و به خیر خواهی و صداقت در آن دستور داده شده است. (﴿ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلٗا﴾) این کار بهتر است و سرانجام نیکوتری دارد؛ واز این راه، بنده از عقوبت خدا در امان میماند، و این کار باعث برکت میشود.
الإسراء 17:36
وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً پي چيزي مرو که به آن آگاهي نداري، بي گمان گوش و چشم و دل هر يک مورد سوال واقع خواهند شد.
(36) و از آنچه که به آن آگاهی نداری، پیروی مکن؛ بلکه در همۀ گفتار و کردارت تحقیق کن؛ و گمان مبر که هرچه از روی نا آگاهی بگویی یا انجام دهی، اشکالی بدان وارد نیست، (﴿إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوۡلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسُۡٔولٗا﴾) همانا گوش و چشم و دل، هریک از اینها مورد بازخواست واقع خواهند شد. پس بندهای که میداند در رابطه با آنچه گفته و انجام داده است، باید پاسخگو باشد؛ و از وی پرسیده میشود که اعضا و جوارحی را که خداوند برای عبادت آفریده، در چه راهی به کار گرفته است؛ باید پاسخی برای این پرسش الهی آماده نماید، و این جواب جز با بهکارگیری اعضا و جوارح در پرستش خداوند و اخلاص در عبادت، و بازداشتن آنها ازآنچه خداوند نمیپسندد، مقبول نخواهد شد.
الإسراء 17:37
وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً و خرامان در زمين راه مرو، چرا که تو نمي تواني زمين را بشکافي و به بلنداي کوهها برسي. كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا همۀ اينها، بديهايش نزد پروردگارت ناپسند است. ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا اين (سفارشات) از امور حکمت آميزي است که پروردگارت به تو وحي کرده است، و با خداوند معبودي ديگر قرار مده که سرزنش شده و مطرود به جهنم افکنده خواهي شد.
(37) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین متکبرانه و مغرورانه راه مرو، و در برابر حق خود را بزرگ مپندار، و با دیدۀ تحقیر به مردم منگر.(﴿إِنَّكَ لَن تَخۡرِقَ ٱلۡأَرۡضَ وَلَن تَبۡلُغَ ٱلۡجِبَالَ طُولٗا﴾) چرا که تو با این کارت نمیتوانی زمین را بشکافی، و نمیتوانی از نظر عظمت و والایی به بلندای کوهها برسی، بلکه با این کار نزد خدا خوار و بیارزش میشوی، و نیز مورد نفرت مردم قرار میگیری، و نزد آنان خوار و بیارزش خواهی شد؛ و با تکبر ورزیدن، در حقیقت بدترین روش اخلاقی و زشتترین خوی را به خود میگیری بدون اینکه بتوانی به برخی از اهداف خود دست یابی.
(38) (﴿كُلُّ ذَٰلِكَ﴾) همۀ امور مذکوری که خداوند در آیات گذشته از آن نهی نمود، از قبیل:﴿وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَر﴾«و با خداوند معبودی دیگر قرار مده»، و نهی از نافرمانیِ پدر و مادر، و آنچه که بعد از آن بیان شد، همۀ این کارها (﴿كَانَ سَيِّئُهُۥ عِندَ رَبِّكَ مَكۡرُوهٗا﴾) به زیان کسانی است که آن را انجام میدهند، و خداوند این کارها را نمیپسندد.
(39) (﴿ذَٰلِكَ﴾) احکام بزرگی که بیان نمودیم و آن را توضیح دادیم، (﴿مِمَّآ أَوۡحَىٰٓ إِلَيۡكَ رَبُّكَ مِنَ ٱلۡحِكۡمَةِ﴾) از امور حکمت آمیزی است که پروردگارت به تو وحی نموده است، زیرا حکمت؛ یعنی فرمان دادن به کارهای خوب و اخلاق شایسته، و نهی نمودن از زشتیهای اخلاقی و کارهای بد. وکارهایی که در این آیات ذکر شدند، سرشار از حکمت عالی و فضایلی هستند که پروردگار جهانیان آن را به سرور پیامبران در شریف ترین کتاب خود وحی نموده است تا بهترین امت را بدان دستور دهد. پس اینها حکمت هستند، و هرکس که حکمت بدو داده شود، خیر فراوانی بدو داده شده است. سپس با نهی کردن از پرستش غیر خداوند، آیه را به پایان رساند. همانطور که این امور را با همین مطلب آغاز کرده بود، پس فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتُلۡقَىٰ فِي جَهَنَّمَ﴾) و با خداوند معبودی دیگر قرار مده که در جهنم افکنده میشوی و برای همیشه در آن باقی میمانی؛ زیرا هرکس برای خداوند شریک بگیرد، خداوند بهشت را بر او حرام نموده و جایگاهش آتش جهنم است. (﴿مَلُومٗا مَّدۡحُورًا﴾) یعنی چنانچه چیزی را شریک خدا سازی، مورد سرزنش قرار گرفته و لعنت و نفرین و نکوهش خدا و فرشتگان و تمام مردم برتوست و به جهنم افکنده میشوی.
الإسراء 17:38
وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً و خرامان در زمين راه مرو، چرا که تو نمي تواني زمين را بشکافي و به بلنداي کوهها برسي. كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا همۀ اينها، بديهايش نزد پروردگارت ناپسند است. ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا اين (سفارشات) از امور حکمت آميزي است که پروردگارت به تو وحي کرده است، و با خداوند معبودي ديگر قرار مده که سرزنش شده و مطرود به جهنم افکنده خواهي شد.
(37) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین متکبرانه و مغرورانه راه مرو، و در برابر حق خود را بزرگ مپندار، و با دیدۀ تحقیر به مردم منگر.(﴿إِنَّكَ لَن تَخۡرِقَ ٱلۡأَرۡضَ وَلَن تَبۡلُغَ ٱلۡجِبَالَ طُولٗا﴾) چرا که تو با این کارت نمیتوانی زمین را بشکافی، و نمیتوانی از نظر عظمت و والایی به بلندای کوهها برسی، بلکه با این کار نزد خدا خوار و بیارزش میشوی، و نیز مورد نفرت مردم قرار میگیری، و نزد آنان خوار و بیارزش خواهی شد؛ و با تکبر ورزیدن، در حقیقت بدترین روش اخلاقی و زشتترین خوی را به خود میگیری بدون اینکه بتوانی به برخی از اهداف خود دست یابی.
(38) (﴿كُلُّ ذَٰلِكَ﴾) همۀ امور مذکوری که خداوند در آیات گذشته از آن نهی نمود، از قبیل:﴿وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَر﴾«و با خداوند معبودی دیگر قرار مده»، و نهی از نافرمانیِ پدر و مادر، و آنچه که بعد از آن بیان شد، همۀ این کارها (﴿كَانَ سَيِّئُهُۥ عِندَ رَبِّكَ مَكۡرُوهٗا﴾) به زیان کسانی است که آن را انجام میدهند، و خداوند این کارها را نمیپسندد.
(39) (﴿ذَٰلِكَ﴾) احکام بزرگی که بیان نمودیم و آن را توضیح دادیم، (﴿مِمَّآ أَوۡحَىٰٓ إِلَيۡكَ رَبُّكَ مِنَ ٱلۡحِكۡمَةِ﴾) از امور حکمت آمیزی است که پروردگارت به تو وحی نموده است، زیرا حکمت؛ یعنی فرمان دادن به کارهای خوب و اخلاق شایسته، و نهی نمودن از زشتیهای اخلاقی و کارهای بد. وکارهایی که در این آیات ذکر شدند، سرشار از حکمت عالی و فضایلی هستند که پروردگار جهانیان آن را به سرور پیامبران در شریف ترین کتاب خود وحی نموده است تا بهترین امت را بدان دستور دهد. پس اینها حکمت هستند، و هرکس که حکمت بدو داده شود، خیر فراوانی بدو داده شده است. سپس با نهی کردن از پرستش غیر خداوند، آیه را به پایان رساند. همانطور که این امور را با همین مطلب آغاز کرده بود، پس فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتُلۡقَىٰ فِي جَهَنَّمَ﴾) و با خداوند معبودی دیگر قرار مده که در جهنم افکنده میشوی و برای همیشه در آن باقی میمانی؛ زیرا هرکس برای خداوند شریک بگیرد، خداوند بهشت را بر او حرام نموده و جایگاهش آتش جهنم است. (﴿مَلُومٗا مَّدۡحُورًا﴾) یعنی چنانچه چیزی را شریک خدا سازی، مورد سرزنش قرار گرفته و لعنت و نفرین و نکوهش خدا و فرشتگان و تمام مردم برتوست و به جهنم افکنده میشوی.
الإسراء 17:39
وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً و خرامان در زمين راه مرو، چرا که تو نمي تواني زمين را بشکافي و به بلنداي کوهها برسي. كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا همۀ اينها، بديهايش نزد پروردگارت ناپسند است. ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا اين (سفارشات) از امور حکمت آميزي است که پروردگارت به تو وحي کرده است، و با خداوند معبودي ديگر قرار مده که سرزنش شده و مطرود به جهنم افکنده خواهي شد.
(37) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین متکبرانه و مغرورانه راه مرو، و در برابر حق خود را بزرگ مپندار، و با دیدۀ تحقیر به مردم منگر.(﴿إِنَّكَ لَن تَخۡرِقَ ٱلۡأَرۡضَ وَلَن تَبۡلُغَ ٱلۡجِبَالَ طُولٗا﴾) چرا که تو با این کارت نمیتوانی زمین را بشکافی، و نمیتوانی از نظر عظمت و والایی به بلندای کوهها برسی، بلکه با این کار نزد خدا خوار و بیارزش میشوی، و نیز مورد نفرت مردم قرار میگیری، و نزد آنان خوار و بیارزش خواهی شد؛ و با تکبر ورزیدن، در حقیقت بدترین روش اخلاقی و زشتترین خوی را به خود میگیری بدون اینکه بتوانی به برخی از اهداف خود دست یابی.
(38) (﴿كُلُّ ذَٰلِكَ﴾) همۀ امور مذکوری که خداوند در آیات گذشته از آن نهی نمود، از قبیل:﴿وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَر﴾«و با خداوند معبودی دیگر قرار مده»، و نهی از نافرمانیِ پدر و مادر، و آنچه که بعد از آن بیان شد، همۀ این کارها (﴿كَانَ سَيِّئُهُۥ عِندَ رَبِّكَ مَكۡرُوهٗا﴾) به زیان کسانی است که آن را انجام میدهند، و خداوند این کارها را نمیپسندد.
(39) (﴿ذَٰلِكَ﴾) احکام بزرگی که بیان نمودیم و آن را توضیح دادیم، (﴿مِمَّآ أَوۡحَىٰٓ إِلَيۡكَ رَبُّكَ مِنَ ٱلۡحِكۡمَةِ﴾) از امور حکمت آمیزی است که پروردگارت به تو وحی نموده است، زیرا حکمت؛ یعنی فرمان دادن به کارهای خوب و اخلاق شایسته، و نهی نمودن از زشتیهای اخلاقی و کارهای بد. وکارهایی که در این آیات ذکر شدند، سرشار از حکمت عالی و فضایلی هستند که پروردگار جهانیان آن را به سرور پیامبران در شریف ترین کتاب خود وحی نموده است تا بهترین امت را بدان دستور دهد. پس اینها حکمت هستند، و هرکس که حکمت بدو داده شود، خیر فراوانی بدو داده شده است. سپس با نهی کردن از پرستش غیر خداوند، آیه را به پایان رساند. همانطور که این امور را با همین مطلب آغاز کرده بود، پس فرمود: (﴿وَلَا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتُلۡقَىٰ فِي جَهَنَّمَ﴾) و با خداوند معبودی دیگر قرار مده که در جهنم افکنده میشوی و برای همیشه در آن باقی میمانی؛ زیرا هرکس برای خداوند شریک بگیرد، خداوند بهشت را بر او حرام نموده و جایگاهش آتش جهنم است. (﴿مَلُومٗا مَّدۡحُورًا﴾) یعنی چنانچه چیزی را شریک خدا سازی، مورد سرزنش قرار گرفته و لعنت و نفرین و نکوهش خدا و فرشتگان و تمام مردم برتوست و به جهنم افکنده میشوی.
الإسراء 17:40
أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلآئِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِيمًا آيا پروردگارتان شما را به داشتن پسران اختصاص داده و خود از فرشتگان دختراني را برگرفته است؟ واقعاً شما سخن بسيار بزرگي بيان مي داريد.
(40) این، انکار و اعتراض شدیدی است برکسی که گمان میبرد برخی از آفریدههای خداوند دختران او هستند. بنابراین فرمود: (﴿أَفَأَصۡفَىٰكُمۡ رَبُّكُم بِٱلۡبَنِينَ﴾) آیا بهرۀ کامل را به شما داده و پسران را ویژه شما قرار داده است، و برای خودش از فرشتگان دخترانی برگرفته است؟ چون آنها گمان میبردند که فرشتگان دختران خداوند هستند. (﴿إِنَّكُمۡ لَتَقُولُونَ قَوۡلًا عَظِيمٗا﴾) واقعاً شما سخن بسیار بزرگی میگویید که بزرگترین جسارت در حق خداوند است؛ چراکه شما فرزند را به او نسبت دادید، که داشتن فرزند، متضمن نیازمندی خدا به فرزند و بی نیاز بودن برخی مخلوقات از اوست؛ و شما به آن بهرهای که از دیدگاهتان ناقص تر و بی ارزش تر است که دختران میباشند، برای خداوند حکم نمودید، و در همان حال ادعا کردید که خداوند پسرها را به شما اختصاص داده است. پس خداوند بسی برتر و والاتر است از آنچه ستمگران میگویند.
الإسراء 17:41
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَـذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا و به راستي در اين قرآن (حق را به روشهاي) گوناگون بيان کرديم تا پند بگيرند (ولي) جز بر نفرت و گريزشان نمي افزايد. قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً بگو:«اگر با او چنان که مي گويند خداياني بودند، آنگاه هر يک به سوي صاحب عرش راهي مي جستند». سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا خداوند از آنچه آنان مي گويند (بسيار منزه و) خيلي والاتر و بالاتر است. تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا آسمانهاي هفت گانه و زمين و کساني که در آنها هستند او را به پاکي ياد مي کنند و هيچ موجودي نيست مگر اينکه حمد وثناي وي مي گويد ولي شما تسبيح آنها را نمي فهميد، بي گمان او بردبار و آمرزنده است.
(41) خداوند متعال خبر میدهد که در قرآن به طرق و فنون مختلف حق را بیان داشته است؛ یعنی به صورت گوناگون احکام را بیان نموده و آن را روشن کرده، و دلایل و حجتهای زیادی بر آنچه که مردم را به سوی آن فراخوانده، آورده؛ و موعظه و پند ارائه داده است تا آنچه را که به سود آنهاست، بپذیرند، و همان راه را در پیش بگیرند و آنچه را که به زیانشان است، بشناسند و آن را ترک گویند. اما بیشتر مردم، از آیات خدا گریزاناند، چراکه از حق نفرت دارند و باطلی را که بر آن قرار دارند، دوست میدارند. به همین جهت برای آن، تعصب نشان میدهند؛ و جز گریز از آیات الهی، راهی دیگر را انتخاب ننمودند، و به آیات الهی گوش ندادند و به آن توجه نکردند. و بزرگترین موضوعی که به شیوههای مختلف بیان شده و برای اثبات آن دلیل آورده شده است، توحید است که اصل و اساس همۀ اصول میباشد. و خداوند به یکتاپرستی و توحید دستور داده، و از ضد آن نهی نموده است؛ و دلایل عقلی و نقلی زیادی را بر این مطلب اقامه کرده است، طوری که اگر کسی به برخی از این دلایل گوش فرا بدهد، کوچکترین شک و تردیدی در قلب او، برای پذیرش توحید باقی نمیماند. و ازجمله دلایل توحید، این دلیل عقلی است که آن را در اینجا بیان نموده است:
(42) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ﴾) به مشرکان که همراه با خداوند معبودی دیگر قرار میدهند، بگو: اگر بر حسب گمان و دروغ آنها معبودانی با خداوند بودند، (﴿إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) آنگاه راهی به سوی خدا به وسیلۀ پرستش او و بازگشت به سوی او و تقرب جستن به او میجستند، پس چگونه بندهای که به شدت نیازمند عبادت پروردگارش میباشد، معبودی دیگر با خداوند قرار میدهد؟! آیا این جز بزرگترین ستم و بیخردی چیزی دیگر است؟!! بر اساس این معنا این آیه، مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ﴾ پیامبران و صالحان و فرشتگانی که ایشان به فریاد میخوانند، برای نزدیک شدن به خدا، با یکدیگر رقابت مینمایند و آنچه از کارهای شایسته که انسان را به خدا نزدیک میکند و توانایی انجام آن را دارند، انجام میدهند. و مانند اینکه فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾ و روزی که، آنها و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد و میگوید:«آیا شما این بندگانم را گمراه کردید یا خود راه را گم کردند؟!» میگویند: «خداوندا! تو پاکی! هیچ احدی را نسزد که ما را به غیر از تو پرستش کند، چرا که ما بندگان تو هستیم و نیازمندانِ به سوی [لطف و کرم] تو. و احتمال دارد که معنی آیه این گونه باشد: (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) بگو: اگر با او ـ آنچنان که میگویند ـ خدایانی بود، در این صورت حتماً درصدد بر میآمدند که بر خداوند صاحبِ عرش چیره شوند و راهی برای شکست دادن خداوند میجستند و در پِیِ غلبه بر پروردگار متعال میشدند، پس یا بر او چیره میشدند یا نه، و چنانچه غالب میشدند، ربوبیت و الوهیت از آنِ کسی میشد که پیروز میگردید. اما آنها میدانند و اقرار میکنند معبودانشان که به جای خدا میخوانند، شکست خورده و مغلوب اند و هیچ اختیاری ندارند؛ پس با این وجود، چرا آنها را به خدایی گرفتهاند؟ و این مانند فرمودۀ خداوند است که میفرماید:﴿مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍۚ إِذٗا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾ خداوند هیچ فرزندی را برنگرفته است، و خدایی با او وجود ندارد؛ زیرا اگر چنین بود، هر خدایی آنچه را که آفریده است، میبرد و برخی از خدایان بر برخی دیگر چیره میشدند.
(43) (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ﴾) پاک و منزّه است خداوند، (﴿عَمَّا يَقُولُونَ﴾) از شرک و قراردادن همتایانی برای او، (﴿عُلُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و بسیار بالا و برتر است، پس جایگاه او بلند است و کبریای او باشکوه است و نمیتوان خدایانی را همتای او قرار داد؛ و هرکس چنین بگوید، به گمراهی آشکار مبتلا گشته و ستم بزرگی مرتکب شده است.به راستی که مخلوقات بزرگ، در برابر عظمت او، بس حقیرند؛ و در برابر شکوه و بزرگیاش، آسمانهای هفتگانه و آنچه در آنهاست و زمینهای هفتگانه و آنچه در آنهاست، بس کوچک و ناچیزند! ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین، در روز قیامت در قبضۀ اوست؛ و آسمانها به دست راست او درهم پیچیده میشود، وجهان بالا و پایین برای بقا و هستی خود نیازمند اوست. و این نیاز هیچ زمانی از آنها برطرف نمیشود و همیشه نیازمند خدا هستند. و این نیازمندی، همه جانبه است؛ چرا که در آفرینش و رزق و روزی و تدبیر نیازمند او هستند، پس ناچارند او را بپرستند و دوست بدارند و به هنگام ناملایمات به او پناه ببرند.
(44) (﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ﴾) آسمانهای هفتگانه و زمین و تمام جانداران و درختان و گیاهان و جمادات و مردگانی که در این میان قرار دارند، همگی با زبان «حال» و «قال» خداوند را به پاکی یاد میکنند، (﴿وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾) اما شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ یعنی شما نحوۀ تسبیح دیگر مخلوقاتی را که همزبانتان نیستند، نمیدانید، بلکه خداوند -که آگاه به پنهانیهاست و به همه چیز احاطه دارد- شیوۀ تسبیح آنان را میداند. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾) بیگمان او بردبارِ آمرزنده است؛ کسانی را که در مورد او سخن باطلی میگویند -که نزدیک است از زشتی آن آسمانها تکه و پاره گردند و کوهها از بیخ برکنده شوند- در این دنیا و با شتاب به عذاب گرفتار نمیکند، بلکه به آنان مهلت داده و به آنها نعمت ارزانی داشته و به آنان روزی و سلامتی عنایت فرموده و آنان را به درگاهش فراخوانده است تا از این گناه بزرگ توبه نمایند، تا پاداش بزرگ و فراوان به آنان بدهد و گناهانشان را بیامرزد. پس اگر شکیبایی و آمرزش او نبود، آسمانها بر زمین فرو میافتادند و خداوند هیچ جنبندهای را روی زمین باقی نمیگذاشت.
الإسراء 17:42
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَـذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا و به راستي در اين قرآن (حق را به روشهاي) گوناگون بيان کرديم تا پند بگيرند (ولي) جز بر نفرت و گريزشان نمي افزايد. قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً بگو:«اگر با او چنان که مي گويند خداياني بودند، آنگاه هر يک به سوي صاحب عرش راهي مي جستند». سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا خداوند از آنچه آنان مي گويند (بسيار منزه و) خيلي والاتر و بالاتر است. تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا آسمانهاي هفت گانه و زمين و کساني که در آنها هستند او را به پاکي ياد مي کنند و هيچ موجودي نيست مگر اينکه حمد وثناي وي مي گويد ولي شما تسبيح آنها را نمي فهميد، بي گمان او بردبار و آمرزنده است.
(41) خداوند متعال خبر میدهد که در قرآن به طرق و فنون مختلف حق را بیان داشته است؛ یعنی به صورت گوناگون احکام را بیان نموده و آن را روشن کرده، و دلایل و حجتهای زیادی بر آنچه که مردم را به سوی آن فراخوانده، آورده؛ و موعظه و پند ارائه داده است تا آنچه را که به سود آنهاست، بپذیرند، و همان راه را در پیش بگیرند و آنچه را که به زیانشان است، بشناسند و آن را ترک گویند. اما بیشتر مردم، از آیات خدا گریزاناند، چراکه از حق نفرت دارند و باطلی را که بر آن قرار دارند، دوست میدارند. به همین جهت برای آن، تعصب نشان میدهند؛ و جز گریز از آیات الهی، راهی دیگر را انتخاب ننمودند، و به آیات الهی گوش ندادند و به آن توجه نکردند. و بزرگترین موضوعی که به شیوههای مختلف بیان شده و برای اثبات آن دلیل آورده شده است، توحید است که اصل و اساس همۀ اصول میباشد. و خداوند به یکتاپرستی و توحید دستور داده، و از ضد آن نهی نموده است؛ و دلایل عقلی و نقلی زیادی را بر این مطلب اقامه کرده است، طوری که اگر کسی به برخی از این دلایل گوش فرا بدهد، کوچکترین شک و تردیدی در قلب او، برای پذیرش توحید باقی نمیماند. و ازجمله دلایل توحید، این دلیل عقلی است که آن را در اینجا بیان نموده است:
(42) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ﴾) به مشرکان که همراه با خداوند معبودی دیگر قرار میدهند، بگو: اگر بر حسب گمان و دروغ آنها معبودانی با خداوند بودند، (﴿إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) آنگاه راهی به سوی خدا به وسیلۀ پرستش او و بازگشت به سوی او و تقرب جستن به او میجستند، پس چگونه بندهای که به شدت نیازمند عبادت پروردگارش میباشد، معبودی دیگر با خداوند قرار میدهد؟! آیا این جز بزرگترین ستم و بیخردی چیزی دیگر است؟!! بر اساس این معنا این آیه، مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ﴾ پیامبران و صالحان و فرشتگانی که ایشان به فریاد میخوانند، برای نزدیک شدن به خدا، با یکدیگر رقابت مینمایند و آنچه از کارهای شایسته که انسان را به خدا نزدیک میکند و توانایی انجام آن را دارند، انجام میدهند. و مانند اینکه فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾ و روزی که، آنها و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد و میگوید:«آیا شما این بندگانم را گمراه کردید یا خود راه را گم کردند؟!» میگویند: «خداوندا! تو پاکی! هیچ احدی را نسزد که ما را به غیر از تو پرستش کند، چرا که ما بندگان تو هستیم و نیازمندانِ به سوی [لطف و کرم] تو. و احتمال دارد که معنی آیه این گونه باشد: (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) بگو: اگر با او ـ آنچنان که میگویند ـ خدایانی بود، در این صورت حتماً درصدد بر میآمدند که بر خداوند صاحبِ عرش چیره شوند و راهی برای شکست دادن خداوند میجستند و در پِیِ غلبه بر پروردگار متعال میشدند، پس یا بر او چیره میشدند یا نه، و چنانچه غالب میشدند، ربوبیت و الوهیت از آنِ کسی میشد که پیروز میگردید. اما آنها میدانند و اقرار میکنند معبودانشان که به جای خدا میخوانند، شکست خورده و مغلوب اند و هیچ اختیاری ندارند؛ پس با این وجود، چرا آنها را به خدایی گرفتهاند؟ و این مانند فرمودۀ خداوند است که میفرماید:﴿مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍۚ إِذٗا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾ خداوند هیچ فرزندی را برنگرفته است، و خدایی با او وجود ندارد؛ زیرا اگر چنین بود، هر خدایی آنچه را که آفریده است، میبرد و برخی از خدایان بر برخی دیگر چیره میشدند.
(43) (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ﴾) پاک و منزّه است خداوند، (﴿عَمَّا يَقُولُونَ﴾) از شرک و قراردادن همتایانی برای او، (﴿عُلُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و بسیار بالا و برتر است، پس جایگاه او بلند است و کبریای او باشکوه است و نمیتوان خدایانی را همتای او قرار داد؛ و هرکس چنین بگوید، به گمراهی آشکار مبتلا گشته و ستم بزرگی مرتکب شده است.به راستی که مخلوقات بزرگ، در برابر عظمت او، بس حقیرند؛ و در برابر شکوه و بزرگیاش، آسمانهای هفتگانه و آنچه در آنهاست و زمینهای هفتگانه و آنچه در آنهاست، بس کوچک و ناچیزند! ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین، در روز قیامت در قبضۀ اوست؛ و آسمانها به دست راست او درهم پیچیده میشود، وجهان بالا و پایین برای بقا و هستی خود نیازمند اوست. و این نیاز هیچ زمانی از آنها برطرف نمیشود و همیشه نیازمند خدا هستند. و این نیازمندی، همه جانبه است؛ چرا که در آفرینش و رزق و روزی و تدبیر نیازمند او هستند، پس ناچارند او را بپرستند و دوست بدارند و به هنگام ناملایمات به او پناه ببرند.
(44) (﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ﴾) آسمانهای هفتگانه و زمین و تمام جانداران و درختان و گیاهان و جمادات و مردگانی که در این میان قرار دارند، همگی با زبان «حال» و «قال» خداوند را به پاکی یاد میکنند، (﴿وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾) اما شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ یعنی شما نحوۀ تسبیح دیگر مخلوقاتی را که همزبانتان نیستند، نمیدانید، بلکه خداوند -که آگاه به پنهانیهاست و به همه چیز احاطه دارد- شیوۀ تسبیح آنان را میداند. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾) بیگمان او بردبارِ آمرزنده است؛ کسانی را که در مورد او سخن باطلی میگویند -که نزدیک است از زشتی آن آسمانها تکه و پاره گردند و کوهها از بیخ برکنده شوند- در این دنیا و با شتاب به عذاب گرفتار نمیکند، بلکه به آنان مهلت داده و به آنها نعمت ارزانی داشته و به آنان روزی و سلامتی عنایت فرموده و آنان را به درگاهش فراخوانده است تا از این گناه بزرگ توبه نمایند، تا پاداش بزرگ و فراوان به آنان بدهد و گناهانشان را بیامرزد. پس اگر شکیبایی و آمرزش او نبود، آسمانها بر زمین فرو میافتادند و خداوند هیچ جنبندهای را روی زمین باقی نمیگذاشت.
الإسراء 17:43
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَـذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا و به راستي در اين قرآن (حق را به روشهاي) گوناگون بيان کرديم تا پند بگيرند (ولي) جز بر نفرت و گريزشان نمي افزايد. قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً بگو:«اگر با او چنان که مي گويند خداياني بودند، آنگاه هر يک به سوي صاحب عرش راهي مي جستند». سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا خداوند از آنچه آنان مي گويند (بسيار منزه و) خيلي والاتر و بالاتر است. تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا آسمانهاي هفت گانه و زمين و کساني که در آنها هستند او را به پاکي ياد مي کنند و هيچ موجودي نيست مگر اينکه حمد وثناي وي مي گويد ولي شما تسبيح آنها را نمي فهميد، بي گمان او بردبار و آمرزنده است.
(41) خداوند متعال خبر میدهد که در قرآن به طرق و فنون مختلف حق را بیان داشته است؛ یعنی به صورت گوناگون احکام را بیان نموده و آن را روشن کرده، و دلایل و حجتهای زیادی بر آنچه که مردم را به سوی آن فراخوانده، آورده؛ و موعظه و پند ارائه داده است تا آنچه را که به سود آنهاست، بپذیرند، و همان راه را در پیش بگیرند و آنچه را که به زیانشان است، بشناسند و آن را ترک گویند. اما بیشتر مردم، از آیات خدا گریزاناند، چراکه از حق نفرت دارند و باطلی را که بر آن قرار دارند، دوست میدارند. به همین جهت برای آن، تعصب نشان میدهند؛ و جز گریز از آیات الهی، راهی دیگر را انتخاب ننمودند، و به آیات الهی گوش ندادند و به آن توجه نکردند. و بزرگترین موضوعی که به شیوههای مختلف بیان شده و برای اثبات آن دلیل آورده شده است، توحید است که اصل و اساس همۀ اصول میباشد. و خداوند به یکتاپرستی و توحید دستور داده، و از ضد آن نهی نموده است؛ و دلایل عقلی و نقلی زیادی را بر این مطلب اقامه کرده است، طوری که اگر کسی به برخی از این دلایل گوش فرا بدهد، کوچکترین شک و تردیدی در قلب او، برای پذیرش توحید باقی نمیماند. و ازجمله دلایل توحید، این دلیل عقلی است که آن را در اینجا بیان نموده است:
(42) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ﴾) به مشرکان که همراه با خداوند معبودی دیگر قرار میدهند، بگو: اگر بر حسب گمان و دروغ آنها معبودانی با خداوند بودند، (﴿إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) آنگاه راهی به سوی خدا به وسیلۀ پرستش او و بازگشت به سوی او و تقرب جستن به او میجستند، پس چگونه بندهای که به شدت نیازمند عبادت پروردگارش میباشد، معبودی دیگر با خداوند قرار میدهد؟! آیا این جز بزرگترین ستم و بیخردی چیزی دیگر است؟!! بر اساس این معنا این آیه، مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ﴾ پیامبران و صالحان و فرشتگانی که ایشان به فریاد میخوانند، برای نزدیک شدن به خدا، با یکدیگر رقابت مینمایند و آنچه از کارهای شایسته که انسان را به خدا نزدیک میکند و توانایی انجام آن را دارند، انجام میدهند. و مانند اینکه فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾ و روزی که، آنها و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد و میگوید:«آیا شما این بندگانم را گمراه کردید یا خود راه را گم کردند؟!» میگویند: «خداوندا! تو پاکی! هیچ احدی را نسزد که ما را به غیر از تو پرستش کند، چرا که ما بندگان تو هستیم و نیازمندانِ به سوی [لطف و کرم] تو. و احتمال دارد که معنی آیه این گونه باشد: (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) بگو: اگر با او ـ آنچنان که میگویند ـ خدایانی بود، در این صورت حتماً درصدد بر میآمدند که بر خداوند صاحبِ عرش چیره شوند و راهی برای شکست دادن خداوند میجستند و در پِیِ غلبه بر پروردگار متعال میشدند، پس یا بر او چیره میشدند یا نه، و چنانچه غالب میشدند، ربوبیت و الوهیت از آنِ کسی میشد که پیروز میگردید. اما آنها میدانند و اقرار میکنند معبودانشان که به جای خدا میخوانند، شکست خورده و مغلوب اند و هیچ اختیاری ندارند؛ پس با این وجود، چرا آنها را به خدایی گرفتهاند؟ و این مانند فرمودۀ خداوند است که میفرماید:﴿مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍۚ إِذٗا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾ خداوند هیچ فرزندی را برنگرفته است، و خدایی با او وجود ندارد؛ زیرا اگر چنین بود، هر خدایی آنچه را که آفریده است، میبرد و برخی از خدایان بر برخی دیگر چیره میشدند.
(43) (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ﴾) پاک و منزّه است خداوند، (﴿عَمَّا يَقُولُونَ﴾) از شرک و قراردادن همتایانی برای او، (﴿عُلُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و بسیار بالا و برتر است، پس جایگاه او بلند است و کبریای او باشکوه است و نمیتوان خدایانی را همتای او قرار داد؛ و هرکس چنین بگوید، به گمراهی آشکار مبتلا گشته و ستم بزرگی مرتکب شده است.به راستی که مخلوقات بزرگ، در برابر عظمت او، بس حقیرند؛ و در برابر شکوه و بزرگیاش، آسمانهای هفتگانه و آنچه در آنهاست و زمینهای هفتگانه و آنچه در آنهاست، بس کوچک و ناچیزند! ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین، در روز قیامت در قبضۀ اوست؛ و آسمانها به دست راست او درهم پیچیده میشود، وجهان بالا و پایین برای بقا و هستی خود نیازمند اوست. و این نیاز هیچ زمانی از آنها برطرف نمیشود و همیشه نیازمند خدا هستند. و این نیازمندی، همه جانبه است؛ چرا که در آفرینش و رزق و روزی و تدبیر نیازمند او هستند، پس ناچارند او را بپرستند و دوست بدارند و به هنگام ناملایمات به او پناه ببرند.
(44) (﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ﴾) آسمانهای هفتگانه و زمین و تمام جانداران و درختان و گیاهان و جمادات و مردگانی که در این میان قرار دارند، همگی با زبان «حال» و «قال» خداوند را به پاکی یاد میکنند، (﴿وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾) اما شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ یعنی شما نحوۀ تسبیح دیگر مخلوقاتی را که همزبانتان نیستند، نمیدانید، بلکه خداوند -که آگاه به پنهانیهاست و به همه چیز احاطه دارد- شیوۀ تسبیح آنان را میداند. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾) بیگمان او بردبارِ آمرزنده است؛ کسانی را که در مورد او سخن باطلی میگویند -که نزدیک است از زشتی آن آسمانها تکه و پاره گردند و کوهها از بیخ برکنده شوند- در این دنیا و با شتاب به عذاب گرفتار نمیکند، بلکه به آنان مهلت داده و به آنها نعمت ارزانی داشته و به آنان روزی و سلامتی عنایت فرموده و آنان را به درگاهش فراخوانده است تا از این گناه بزرگ توبه نمایند، تا پاداش بزرگ و فراوان به آنان بدهد و گناهانشان را بیامرزد. پس اگر شکیبایی و آمرزش او نبود، آسمانها بر زمین فرو میافتادند و خداوند هیچ جنبندهای را روی زمین باقی نمیگذاشت.
الإسراء 17:44
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَـذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا و به راستي در اين قرآن (حق را به روشهاي) گوناگون بيان کرديم تا پند بگيرند (ولي) جز بر نفرت و گريزشان نمي افزايد. قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً بگو:«اگر با او چنان که مي گويند خداياني بودند، آنگاه هر يک به سوي صاحب عرش راهي مي جستند». سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا خداوند از آنچه آنان مي گويند (بسيار منزه و) خيلي والاتر و بالاتر است. تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا آسمانهاي هفت گانه و زمين و کساني که در آنها هستند او را به پاکي ياد مي کنند و هيچ موجودي نيست مگر اينکه حمد وثناي وي مي گويد ولي شما تسبيح آنها را نمي فهميد، بي گمان او بردبار و آمرزنده است.
(41) خداوند متعال خبر میدهد که در قرآن به طرق و فنون مختلف حق را بیان داشته است؛ یعنی به صورت گوناگون احکام را بیان نموده و آن را روشن کرده، و دلایل و حجتهای زیادی بر آنچه که مردم را به سوی آن فراخوانده، آورده؛ و موعظه و پند ارائه داده است تا آنچه را که به سود آنهاست، بپذیرند، و همان راه را در پیش بگیرند و آنچه را که به زیانشان است، بشناسند و آن را ترک گویند. اما بیشتر مردم، از آیات خدا گریزاناند، چراکه از حق نفرت دارند و باطلی را که بر آن قرار دارند، دوست میدارند. به همین جهت برای آن، تعصب نشان میدهند؛ و جز گریز از آیات الهی، راهی دیگر را انتخاب ننمودند، و به آیات الهی گوش ندادند و به آن توجه نکردند. و بزرگترین موضوعی که به شیوههای مختلف بیان شده و برای اثبات آن دلیل آورده شده است، توحید است که اصل و اساس همۀ اصول میباشد. و خداوند به یکتاپرستی و توحید دستور داده، و از ضد آن نهی نموده است؛ و دلایل عقلی و نقلی زیادی را بر این مطلب اقامه کرده است، طوری که اگر کسی به برخی از این دلایل گوش فرا بدهد، کوچکترین شک و تردیدی در قلب او، برای پذیرش توحید باقی نمیماند. و ازجمله دلایل توحید، این دلیل عقلی است که آن را در اینجا بیان نموده است:
(42) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ﴾) به مشرکان که همراه با خداوند معبودی دیگر قرار میدهند، بگو: اگر بر حسب گمان و دروغ آنها معبودانی با خداوند بودند، (﴿إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) آنگاه راهی به سوی خدا به وسیلۀ پرستش او و بازگشت به سوی او و تقرب جستن به او میجستند، پس چگونه بندهای که به شدت نیازمند عبادت پروردگارش میباشد، معبودی دیگر با خداوند قرار میدهد؟! آیا این جز بزرگترین ستم و بیخردی چیزی دیگر است؟!! بر اساس این معنا این آیه، مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ﴾ پیامبران و صالحان و فرشتگانی که ایشان به فریاد میخوانند، برای نزدیک شدن به خدا، با یکدیگر رقابت مینمایند و آنچه از کارهای شایسته که انسان را به خدا نزدیک میکند و توانایی انجام آن را دارند، انجام میدهند. و مانند اینکه فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾ و روزی که، آنها و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد و میگوید:«آیا شما این بندگانم را گمراه کردید یا خود راه را گم کردند؟!» میگویند: «خداوندا! تو پاکی! هیچ احدی را نسزد که ما را به غیر از تو پرستش کند، چرا که ما بندگان تو هستیم و نیازمندانِ به سوی [لطف و کرم] تو. و احتمال دارد که معنی آیه این گونه باشد: (﴿قُل لَّوۡ كَانَ مَعَهُۥٓ ءَالِهَةٞ كَمَا يَقُولُونَ إِذٗا لَّٱبۡتَغَوۡاۡ إِلَىٰ ذِي ٱلۡعَرۡشِ سَبِيلٗا﴾) بگو: اگر با او ـ آنچنان که میگویند ـ خدایانی بود، در این صورت حتماً درصدد بر میآمدند که بر خداوند صاحبِ عرش چیره شوند و راهی برای شکست دادن خداوند میجستند و در پِیِ غلبه بر پروردگار متعال میشدند، پس یا بر او چیره میشدند یا نه، و چنانچه غالب میشدند، ربوبیت و الوهیت از آنِ کسی میشد که پیروز میگردید. اما آنها میدانند و اقرار میکنند معبودانشان که به جای خدا میخوانند، شکست خورده و مغلوب اند و هیچ اختیاری ندارند؛ پس با این وجود، چرا آنها را به خدایی گرفتهاند؟ و این مانند فرمودۀ خداوند است که میفرماید:﴿مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍۚ إِذٗا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾ خداوند هیچ فرزندی را برنگرفته است، و خدایی با او وجود ندارد؛ زیرا اگر چنین بود، هر خدایی آنچه را که آفریده است، میبرد و برخی از خدایان بر برخی دیگر چیره میشدند.
(43) (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ﴾) پاک و منزّه است خداوند، (﴿عَمَّا يَقُولُونَ﴾) از شرک و قراردادن همتایانی برای او، (﴿عُلُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و بسیار بالا و برتر است، پس جایگاه او بلند است و کبریای او باشکوه است و نمیتوان خدایانی را همتای او قرار داد؛ و هرکس چنین بگوید، به گمراهی آشکار مبتلا گشته و ستم بزرگی مرتکب شده است.به راستی که مخلوقات بزرگ، در برابر عظمت او، بس حقیرند؛ و در برابر شکوه و بزرگیاش، آسمانهای هفتگانه و آنچه در آنهاست و زمینهای هفتگانه و آنچه در آنهاست، بس کوچک و ناچیزند! ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین، در روز قیامت در قبضۀ اوست؛ و آسمانها به دست راست او درهم پیچیده میشود، وجهان بالا و پایین برای بقا و هستی خود نیازمند اوست. و این نیاز هیچ زمانی از آنها برطرف نمیشود و همیشه نیازمند خدا هستند. و این نیازمندی، همه جانبه است؛ چرا که در آفرینش و رزق و روزی و تدبیر نیازمند او هستند، پس ناچارند او را بپرستند و دوست بدارند و به هنگام ناملایمات به او پناه ببرند.
(44) (﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ﴾) آسمانهای هفتگانه و زمین و تمام جانداران و درختان و گیاهان و جمادات و مردگانی که در این میان قرار دارند، همگی با زبان «حال» و «قال» خداوند را به پاکی یاد میکنند، (﴿وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾) اما شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ یعنی شما نحوۀ تسبیح دیگر مخلوقاتی را که همزبانتان نیستند، نمیدانید، بلکه خداوند -که آگاه به پنهانیهاست و به همه چیز احاطه دارد- شیوۀ تسبیح آنان را میداند. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾) بیگمان او بردبارِ آمرزنده است؛ کسانی را که در مورد او سخن باطلی میگویند -که نزدیک است از زشتی آن آسمانها تکه و پاره گردند و کوهها از بیخ برکنده شوند- در این دنیا و با شتاب به عذاب گرفتار نمیکند، بلکه به آنان مهلت داده و به آنها نعمت ارزانی داشته و به آنان روزی و سلامتی عنایت فرموده و آنان را به درگاهش فراخوانده است تا از این گناه بزرگ توبه نمایند، تا پاداش بزرگ و فراوان به آنان بدهد و گناهانشان را بیامرزد. پس اگر شکیبایی و آمرزش او نبود، آسمانها بر زمین فرو میافتادند و خداوند هیچ جنبندهای را روی زمین باقی نمیگذاشت.
الإسراء 17:45
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا و هنگامي که قرآن را مي خواني ميان تو و آنان که به قيامت ايمان نمي آورند پرده اي پوشيده قرار مي دهيم. وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا و بر دلهايشان پوشش هايي قرار مي دهيم تا آن (= قرآن) را نفهمند و در گوشهاي آنان سنگيني ايجاد مي کنيم و هنگامي که پروردگارت را در قرآن به يگانگي ياد مي کني با نفرت پشت کرده وبر مي گردند نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ما بهتر مي دانيم که آنان به چه منظوري به سمنان تو گوش فرا مي دهند، هنگامي که پاي سخنانت مي نشينند و هنگامي که با هم در گوشي صحبت مي کنند، آن زمان که ستمکاران مي گويند:«جز از مرد جادو زده اي پيروي نمي کنيد». انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً بنگر چگونه براي تو مثلها مي زنند، پس گمراه شدند و نمي توانند راهي پيدا کنند.
(45) خداوند متعال از کیفر کسانی خبر میدهد که حق را تکذیب نموده و آن را رد کرده و از آن روی برمیتابند، و اینکه میان آنها و ایمان آوردنشان مانع ایجاد میکند، پس فرمود: (﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ﴾) و هنگامی که قرآن را بخوانی ـکه در آن موعظه و پند و هدایت و ایمان و خیر و دانش فراوان موجود استـ (﴿جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا﴾) میان تو و آنان که به قیامت ایمان نمیآورند، پردهای پوشیده قرار میدهیم بهگونهای که آنها را از فهمیدن حقیقت قرآن باز میدارد، و آنان را از درک حقایق و از تسلیم شدن در برابر خیری که آنان را به سویش فرا میخواند، باز میدارد.
(46) (﴿وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً﴾) و بر دلهای آنان پرده و پوششهایی قرار میدهیم که بر اثر آن قرآن را نمیفهمند، بلکه فقط آن را میشنوند، و حجت بر آنها اقامه میشود. (﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوشهایشان سنگینی ایجاد میکنیم؛ یعنی آنها را کر میکنیم، تا آن را نشنوند، (﴿وَإِذَا ذَكَرۡتَ رَبَّكَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ وَحۡدَهُۥ﴾) و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، و به یگانگی او دعوت دهی، و آنان را از شرک ورزیدن به وی باز داری، (﴿وَلَّوۡاۡ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِمۡ نُفُورٗا﴾) از بس که توحید را نمیپسندند، و باطلی را که برآن هستند، دوست دارند، با نفرت پشت کرده و میگریزند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾ و هرگاه تنها خداوند یاد شود، آنان که به آخرت ایمان ندارند، ناراحت و متنفر میشوند؛ و هنگامی که خدایان پنداریِ ایشان نام برده شوند، شاد میگردند.
(47) (﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَسۡتَمِعُونَ بِهِۦٓ﴾) ما آنها را از بهرهمند شدن از قرآن، به هنگام شنیدن آن، باز میداریم؛ چراکه میدانیم اهداف بدی دارند، و میخواهند دستاویزی برای طعنه زدن، و عیب جویی از قرآن به دست آورند. و گوش فرا دادن آنها، به خاطر این نیست که رهنمون شوند وحق را بپذیرند، بلکه آنها تصمیم گرفتهاند که از قرآن پیروی نکنند. و هر کس که چنین باشد، گوش فرادادنش به قرآن سودی به او نمیبخشد. بنابراین فرمود: (﴿إِذۡ يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ وَإِذۡ هُمۡ نَجۡوَىٰٓ﴾) هنگامی که پای سخنانت مینشینند و هنگامی که با هم درِ گوشی صحبت میکنند. (﴿إِذۡ يَقُولُ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) آن زمان که ستمکاران با هم درِگوشی صحبت میکنند و میگویند: «جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید.» پس وقتی چنین ستمگرانه با خود درِ گوشی صحبت مینمایند و ادعا میکنند که پیامبر جادو زده است، قطعاً آنان تصمیم دارند که به سخنانش بها ندهند؛ چراکه از دیدگاه آنان، پیامبر یاوهگو است و خودش نمیداند که چه میگوید.
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) با تعجب بنگر که چه مثلهایی برای تو میزنند، که از حقیقت و واقعیت بسی دور است، (﴿فَضَلُّواۡ﴾) آنها در زدن این مثلها، به بیراهه رفتهاند. یا زدن این مثلها، سبب گمراهی آنان شده است، چون آنها کار خود را براساس این مثلهای فاسد و پوچ قرار دادهاند، و مسلّم است هر چیزی را که بر امری فاسد استوار باشد، نیز از اساس فاسد و تباه میباشد. (﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) پس نمیتوانند راهی [بهسوی حق و هدایت] پیدا کنند؛ یعنی به هیچ سویی راهیاب نمیشوند، بلکه به گمراهی محض و ستم خالص گرفتار میآیند.
الإسراء 17:46
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا و هنگامي که قرآن را مي خواني ميان تو و آنان که به قيامت ايمان نمي آورند پرده اي پوشيده قرار مي دهيم. وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا و بر دلهايشان پوشش هايي قرار مي دهيم تا آن (= قرآن) را نفهمند و در گوشهاي آنان سنگيني ايجاد مي کنيم و هنگامي که پروردگارت را در قرآن به يگانگي ياد مي کني با نفرت پشت کرده وبر مي گردند نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ما بهتر مي دانيم که آنان به چه منظوري به سمنان تو گوش فرا مي دهند، هنگامي که پاي سخنانت مي نشينند و هنگامي که با هم در گوشي صحبت مي کنند، آن زمان که ستمکاران مي گويند:«جز از مرد جادو زده اي پيروي نمي کنيد». انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً بنگر چگونه براي تو مثلها مي زنند، پس گمراه شدند و نمي توانند راهي پيدا کنند.
(45) خداوند متعال از کیفر کسانی خبر میدهد که حق را تکذیب نموده و آن را رد کرده و از آن روی برمیتابند، و اینکه میان آنها و ایمان آوردنشان مانع ایجاد میکند، پس فرمود: (﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ﴾) و هنگامی که قرآن را بخوانی ـکه در آن موعظه و پند و هدایت و ایمان و خیر و دانش فراوان موجود استـ (﴿جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا﴾) میان تو و آنان که به قیامت ایمان نمیآورند، پردهای پوشیده قرار میدهیم بهگونهای که آنها را از فهمیدن حقیقت قرآن باز میدارد، و آنان را از درک حقایق و از تسلیم شدن در برابر خیری که آنان را به سویش فرا میخواند، باز میدارد.
(46) (﴿وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً﴾) و بر دلهای آنان پرده و پوششهایی قرار میدهیم که بر اثر آن قرآن را نمیفهمند، بلکه فقط آن را میشنوند، و حجت بر آنها اقامه میشود. (﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوشهایشان سنگینی ایجاد میکنیم؛ یعنی آنها را کر میکنیم، تا آن را نشنوند، (﴿وَإِذَا ذَكَرۡتَ رَبَّكَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ وَحۡدَهُۥ﴾) و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، و به یگانگی او دعوت دهی، و آنان را از شرک ورزیدن به وی باز داری، (﴿وَلَّوۡاۡ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِمۡ نُفُورٗا﴾) از بس که توحید را نمیپسندند، و باطلی را که برآن هستند، دوست دارند، با نفرت پشت کرده و میگریزند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾ و هرگاه تنها خداوند یاد شود، آنان که به آخرت ایمان ندارند، ناراحت و متنفر میشوند؛ و هنگامی که خدایان پنداریِ ایشان نام برده شوند، شاد میگردند.
(47) (﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَسۡتَمِعُونَ بِهِۦٓ﴾) ما آنها را از بهرهمند شدن از قرآن، به هنگام شنیدن آن، باز میداریم؛ چراکه میدانیم اهداف بدی دارند، و میخواهند دستاویزی برای طعنه زدن، و عیب جویی از قرآن به دست آورند. و گوش فرا دادن آنها، به خاطر این نیست که رهنمون شوند وحق را بپذیرند، بلکه آنها تصمیم گرفتهاند که از قرآن پیروی نکنند. و هر کس که چنین باشد، گوش فرادادنش به قرآن سودی به او نمیبخشد. بنابراین فرمود: (﴿إِذۡ يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ وَإِذۡ هُمۡ نَجۡوَىٰٓ﴾) هنگامی که پای سخنانت مینشینند و هنگامی که با هم درِ گوشی صحبت میکنند. (﴿إِذۡ يَقُولُ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) آن زمان که ستمکاران با هم درِگوشی صحبت میکنند و میگویند: «جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید.» پس وقتی چنین ستمگرانه با خود درِ گوشی صحبت مینمایند و ادعا میکنند که پیامبر جادو زده است، قطعاً آنان تصمیم دارند که به سخنانش بها ندهند؛ چراکه از دیدگاه آنان، پیامبر یاوهگو است و خودش نمیداند که چه میگوید.
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) با تعجب بنگر که چه مثلهایی برای تو میزنند، که از حقیقت و واقعیت بسی دور است، (﴿فَضَلُّواۡ﴾) آنها در زدن این مثلها، به بیراهه رفتهاند. یا زدن این مثلها، سبب گمراهی آنان شده است، چون آنها کار خود را براساس این مثلهای فاسد و پوچ قرار دادهاند، و مسلّم است هر چیزی را که بر امری فاسد استوار باشد، نیز از اساس فاسد و تباه میباشد. (﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) پس نمیتوانند راهی [بهسوی حق و هدایت] پیدا کنند؛ یعنی به هیچ سویی راهیاب نمیشوند، بلکه به گمراهی محض و ستم خالص گرفتار میآیند.
الإسراء 17:47
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا و هنگامي که قرآن را مي خواني ميان تو و آنان که به قيامت ايمان نمي آورند پرده اي پوشيده قرار مي دهيم. وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا و بر دلهايشان پوشش هايي قرار مي دهيم تا آن (= قرآن) را نفهمند و در گوشهاي آنان سنگيني ايجاد مي کنيم و هنگامي که پروردگارت را در قرآن به يگانگي ياد مي کني با نفرت پشت کرده وبر مي گردند نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ما بهتر مي دانيم که آنان به چه منظوري به سمنان تو گوش فرا مي دهند، هنگامي که پاي سخنانت مي نشينند و هنگامي که با هم در گوشي صحبت مي کنند، آن زمان که ستمکاران مي گويند:«جز از مرد جادو زده اي پيروي نمي کنيد». انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً بنگر چگونه براي تو مثلها مي زنند، پس گمراه شدند و نمي توانند راهي پيدا کنند.
(45) خداوند متعال از کیفر کسانی خبر میدهد که حق را تکذیب نموده و آن را رد کرده و از آن روی برمیتابند، و اینکه میان آنها و ایمان آوردنشان مانع ایجاد میکند، پس فرمود: (﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ﴾) و هنگامی که قرآن را بخوانی ـکه در آن موعظه و پند و هدایت و ایمان و خیر و دانش فراوان موجود استـ (﴿جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا﴾) میان تو و آنان که به قیامت ایمان نمیآورند، پردهای پوشیده قرار میدهیم بهگونهای که آنها را از فهمیدن حقیقت قرآن باز میدارد، و آنان را از درک حقایق و از تسلیم شدن در برابر خیری که آنان را به سویش فرا میخواند، باز میدارد.
(46) (﴿وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً﴾) و بر دلهای آنان پرده و پوششهایی قرار میدهیم که بر اثر آن قرآن را نمیفهمند، بلکه فقط آن را میشنوند، و حجت بر آنها اقامه میشود. (﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوشهایشان سنگینی ایجاد میکنیم؛ یعنی آنها را کر میکنیم، تا آن را نشنوند، (﴿وَإِذَا ذَكَرۡتَ رَبَّكَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ وَحۡدَهُۥ﴾) و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، و به یگانگی او دعوت دهی، و آنان را از شرک ورزیدن به وی باز داری، (﴿وَلَّوۡاۡ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِمۡ نُفُورٗا﴾) از بس که توحید را نمیپسندند، و باطلی را که برآن هستند، دوست دارند، با نفرت پشت کرده و میگریزند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾ و هرگاه تنها خداوند یاد شود، آنان که به آخرت ایمان ندارند، ناراحت و متنفر میشوند؛ و هنگامی که خدایان پنداریِ ایشان نام برده شوند، شاد میگردند.
(47) (﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَسۡتَمِعُونَ بِهِۦٓ﴾) ما آنها را از بهرهمند شدن از قرآن، به هنگام شنیدن آن، باز میداریم؛ چراکه میدانیم اهداف بدی دارند، و میخواهند دستاویزی برای طعنه زدن، و عیب جویی از قرآن به دست آورند. و گوش فرا دادن آنها، به خاطر این نیست که رهنمون شوند وحق را بپذیرند، بلکه آنها تصمیم گرفتهاند که از قرآن پیروی نکنند. و هر کس که چنین باشد، گوش فرادادنش به قرآن سودی به او نمیبخشد. بنابراین فرمود: (﴿إِذۡ يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ وَإِذۡ هُمۡ نَجۡوَىٰٓ﴾) هنگامی که پای سخنانت مینشینند و هنگامی که با هم درِ گوشی صحبت میکنند. (﴿إِذۡ يَقُولُ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) آن زمان که ستمکاران با هم درِگوشی صحبت میکنند و میگویند: «جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید.» پس وقتی چنین ستمگرانه با خود درِ گوشی صحبت مینمایند و ادعا میکنند که پیامبر جادو زده است، قطعاً آنان تصمیم دارند که به سخنانش بها ندهند؛ چراکه از دیدگاه آنان، پیامبر یاوهگو است و خودش نمیداند که چه میگوید.
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) با تعجب بنگر که چه مثلهایی برای تو میزنند، که از حقیقت و واقعیت بسی دور است، (﴿فَضَلُّواۡ﴾) آنها در زدن این مثلها، به بیراهه رفتهاند. یا زدن این مثلها، سبب گمراهی آنان شده است، چون آنها کار خود را براساس این مثلهای فاسد و پوچ قرار دادهاند، و مسلّم است هر چیزی را که بر امری فاسد استوار باشد، نیز از اساس فاسد و تباه میباشد. (﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) پس نمیتوانند راهی [بهسوی حق و هدایت] پیدا کنند؛ یعنی به هیچ سویی راهیاب نمیشوند، بلکه به گمراهی محض و ستم خالص گرفتار میآیند.
الإسراء 17:48
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا و هنگامي که قرآن را مي خواني ميان تو و آنان که به قيامت ايمان نمي آورند پرده اي پوشيده قرار مي دهيم. وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا و بر دلهايشان پوشش هايي قرار مي دهيم تا آن (= قرآن) را نفهمند و در گوشهاي آنان سنگيني ايجاد مي کنيم و هنگامي که پروردگارت را در قرآن به يگانگي ياد مي کني با نفرت پشت کرده وبر مي گردند نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ما بهتر مي دانيم که آنان به چه منظوري به سمنان تو گوش فرا مي دهند، هنگامي که پاي سخنانت مي نشينند و هنگامي که با هم در گوشي صحبت مي کنند، آن زمان که ستمکاران مي گويند:«جز از مرد جادو زده اي پيروي نمي کنيد». انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً بنگر چگونه براي تو مثلها مي زنند، پس گمراه شدند و نمي توانند راهي پيدا کنند.
(45) خداوند متعال از کیفر کسانی خبر میدهد که حق را تکذیب نموده و آن را رد کرده و از آن روی برمیتابند، و اینکه میان آنها و ایمان آوردنشان مانع ایجاد میکند، پس فرمود: (﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ﴾) و هنگامی که قرآن را بخوانی ـکه در آن موعظه و پند و هدایت و ایمان و خیر و دانش فراوان موجود استـ (﴿جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا﴾) میان تو و آنان که به قیامت ایمان نمیآورند، پردهای پوشیده قرار میدهیم بهگونهای که آنها را از فهمیدن حقیقت قرآن باز میدارد، و آنان را از درک حقایق و از تسلیم شدن در برابر خیری که آنان را به سویش فرا میخواند، باز میدارد.
(46) (﴿وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً﴾) و بر دلهای آنان پرده و پوششهایی قرار میدهیم که بر اثر آن قرآن را نمیفهمند، بلکه فقط آن را میشنوند، و حجت بر آنها اقامه میشود. (﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوشهایشان سنگینی ایجاد میکنیم؛ یعنی آنها را کر میکنیم، تا آن را نشنوند، (﴿وَإِذَا ذَكَرۡتَ رَبَّكَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ وَحۡدَهُۥ﴾) و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، و به یگانگی او دعوت دهی، و آنان را از شرک ورزیدن به وی باز داری، (﴿وَلَّوۡاۡ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِمۡ نُفُورٗا﴾) از بس که توحید را نمیپسندند، و باطلی را که برآن هستند، دوست دارند، با نفرت پشت کرده و میگریزند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾ و هرگاه تنها خداوند یاد شود، آنان که به آخرت ایمان ندارند، ناراحت و متنفر میشوند؛ و هنگامی که خدایان پنداریِ ایشان نام برده شوند، شاد میگردند.
(47) (﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَسۡتَمِعُونَ بِهِۦٓ﴾) ما آنها را از بهرهمند شدن از قرآن، به هنگام شنیدن آن، باز میداریم؛ چراکه میدانیم اهداف بدی دارند، و میخواهند دستاویزی برای طعنه زدن، و عیب جویی از قرآن به دست آورند. و گوش فرا دادن آنها، به خاطر این نیست که رهنمون شوند وحق را بپذیرند، بلکه آنها تصمیم گرفتهاند که از قرآن پیروی نکنند. و هر کس که چنین باشد، گوش فرادادنش به قرآن سودی به او نمیبخشد. بنابراین فرمود: (﴿إِذۡ يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ وَإِذۡ هُمۡ نَجۡوَىٰٓ﴾) هنگامی که پای سخنانت مینشینند و هنگامی که با هم درِ گوشی صحبت میکنند. (﴿إِذۡ يَقُولُ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) آن زمان که ستمکاران با هم درِگوشی صحبت میکنند و میگویند: «جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید.» پس وقتی چنین ستمگرانه با خود درِ گوشی صحبت مینمایند و ادعا میکنند که پیامبر جادو زده است، قطعاً آنان تصمیم دارند که به سخنانش بها ندهند؛ چراکه از دیدگاه آنان، پیامبر یاوهگو است و خودش نمیداند که چه میگوید.
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَالَ﴾) با تعجب بنگر که چه مثلهایی برای تو میزنند، که از حقیقت و واقعیت بسی دور است، (﴿فَضَلُّواۡ﴾) آنها در زدن این مثلها، به بیراهه رفتهاند. یا زدن این مثلها، سبب گمراهی آنان شده است، چون آنها کار خود را براساس این مثلهای فاسد و پوچ قرار دادهاند، و مسلّم است هر چیزی را که بر امری فاسد استوار باشد، نیز از اساس فاسد و تباه میباشد. (﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) پس نمیتوانند راهی [بهسوی حق و هدایت] پیدا کنند؛ یعنی به هیچ سویی راهیاب نمیشوند، بلکه به گمراهی محض و ستم خالص گرفتار میآیند.
الإسراء 17:49
وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا و گفتند: «آيا هنگامي که ما (تبديل به) استخوانها و تکه هاي خشکيده شديم ، آيا ديگر بار به آفرينش نويني برانگيخته خواهيم شد» قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا بگو:«سنگ يا آهن باشيد» أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا يا اينکه آفريدۀ ديگري باشيد که در نظرتان بزرگ مي نمايد، خواهند گفت:« چه کسي ما را باز مي گرداند؟ » بگو: «همان خدايي که نخستين بار شما را آفريد». پس سرهايتان را به سويت تکان داده و مي گويد:«آن کي خواهد بود؟» بگو:«شايد که نزديک باشد. يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً روزي که شما را فرا مي خواند، پس در حالي که او را ستايش مي کنيد، پاسخش مي دهيد، و گمان مي بريد که جز مدت اندکي ماندگار نبوده ايد.
(49) خداوند از سخن آنانی که منکر رستاخیز و زندهشدن پس از مرگ هستند، و آن را تکذیب میکنند، خبر میدهد که میگویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا وَرُفَٰتًا﴾) آیا هنگامی که ما تبدیل به استخوانها و تکههای خشکیده شدیم، (﴿أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ خَلۡقٗا جَدِيدٗا﴾) آیا دوباره آفرینش تازهای خواهیم یافت و برانگیخته خواهیم شد؟ یعنی چنین نمیشود. و این کار به گمان آنها غیرممکن بود. پس آنان به شدت گرفتار جهالت و نادانی شده و پیامبر خدا را تکذیب کرده و آیات الهی را انکار نموده و قدرت آفرینندۀ آسمانها و زمین را با قدرت ضعیف و ناتوان خود مقایسه نمودند. و هنگامی که دیدند آنها توانایی چنین کاری را ندارند، قدرت خدا را نیز چنین انگاشتند. پاک است خداوندی که خلقی از آفریدههایش را -که خود را خردمند و اهل عقل میپندارد- نمونهای برای ندانستن آشکارترین و روشنترین چیز [= قیامت] و آنچه دلایلش از همه چیز واضح تر و بالاتر است، قرار داده است، تا به بندگانش نشان دهد که دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا اینکه توفیق و مدد خدا یاور انسان باشد، و یا اینکه هلاک و گمراه شود. ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ﴾ پروردگارا! پس از اینکه ما را هدایت نمودی، دلهای ما را منحرف مگردان و از جانب خویش رحمتی به ما ببخشای، بیگمان فقط تو بخشندهای.
(50 - 51) بنابراین خداوند به پیامبرش صلی الله علیه وسلم دستور داد تا به کسانی، که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکنند و یا آن را بعید میدانند، بگوید: (﴿قُلۡ كُونُواۡ حِجَارَةً أَوۡ حَدِيدًا أَوۡ خَلۡقٗا مِّمَّا يَكۡبُرُ فِي صُدُورِكُمۡ﴾) بگو: «سنگ یا آهن باشید یا غیر از این دو، چیز دیگری باشید که در نظرتان از اینها سختتر و بزرگتر است» تا ـ به گمان خود ـ از اینکه قدرت الهی شما را دریابد و ارادۀ خداوند در مورد شما اجرا شود، در امان بمانید. شما هر طور که باشید و به هر کیفیتی در بیایید، نمیتوانید خدا را ناتوان کنید؛ نه در زندگی دنیا و نه پس از مرگ نمیتوانید چارهای بیندیشید، پس تدبیر و تصرف را برای کسی بگذارید که بر هرچیز و هر کاری تواناست و هر چیزی را احاطه نموده است. (﴿فَسَيَقُولُونَ﴾) وقتی که دلایلی بر زنده شدنِ پس از مرگ برای آنها اقامه شود، میگویند: (﴿مَن يُعِيدُنَاۖ قُلِ ٱلَّذِي فَطَرَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) چه کسی ما را باز میگرداند؟ بگو: خدایی که نخستین بار شما را آفرید، آنگاه که چیزی نبودید، پس همان کس شما را دوباره خواهد آفرید. ﴿كَمَا بَدَأۡنَآ أَوَّلَ خَلۡقٖ نُّعِيدُهُۥ﴾ همانطور که نخستین بار جان آفریدیم، دوباره آن را باز میآفرینیم.(﴿فَسَيُنۡغِضُونَ إِلَيۡكَ رُءُوسَهُمۡ﴾) پس سرهایشان را به علامت تعجب و انکار و نپذیرفتن سخنانت تکان میدهند، (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ﴾) و میگویند: وقتِ زنده شدنِ پس از مرگ ـ که تو آن را نزدیک میپنداری ـ کی هست؟ در حقیقت این نشانۀ بیخردی آنهاست؛ چراکه قدرت خداوند را باور نکرده، و میگویند: چنین چیزی امکان ندارد، و آنها اصل زنده شدن پس از مرگ را قبول ندارند. (﴿قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَرِيبٗا﴾) بگو: شاید نزدیک باشد. ودر تعیین زمانِ آن، فایدهای نیست؛ بلکه آنچه فایده دارد و مدار موفقیت، است پذیرش زنده شدن پس از مرگ و تایید و اثبات آن است. و هرآنچه که میآید، نزدیک است.
(52) (﴿يَوۡمَ يَدۡعُوكُمۡ﴾) روزی که خداوند شما را برای رستاخیز و حشر فرا میخواند، و در صور دمیده میشود، (﴿فَتَسۡتَجِيبُونَ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و شما با حمد و سپاس پاسخ میگویید؛ یعنی تسلیم فرمان او میشوید و از فرمانش سرپیچی نمیکنید، (﴿بِحَمۡدِهِۦ﴾) یعنی خداوند بر کلیۀ کارهایش مورد ستایش قرار میگیرد، و روز محشر که انسانها را گرد میآورد، آنها را سزا و جزا میدهد و بر اینکار هم ستایش میشود. (﴿وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) و از بس که رستاخیز به سرعت خواهد آمد؛ و نعمتهایی که در آن قرار داشتهاید، سریع پایان مییابند؛ چنان احساس میکنید که گویا اصلاً در چنین ناز ونعمتی نبودهاید. پس این همان روزی است که شما را برآن داشت بگویید: (﴿مَتَىٰ هُوَ﴾) آن کی خواهد بود؟ و در هنگام تحققِ آن روز، به شدت پشیمان میشوند، و به آنها گفته میشود:﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾ این همان روزی است که شما آن را تکذیب میکردید.
الإسراء 17:50
وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا و گفتند: «آيا هنگامي که ما (تبديل به) استخوانها و تکه هاي خشکيده شديم ، آيا ديگر بار به آفرينش نويني برانگيخته خواهيم شد» قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا بگو:«سنگ يا آهن باشيد» أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا يا اينکه آفريدۀ ديگري باشيد که در نظرتان بزرگ مي نمايد، خواهند گفت:« چه کسي ما را باز مي گرداند؟ » بگو: «همان خدايي که نخستين بار شما را آفريد». پس سرهايتان را به سويت تکان داده و مي گويد:«آن کي خواهد بود؟» بگو:«شايد که نزديک باشد. يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً روزي که شما را فرا مي خواند، پس در حالي که او را ستايش مي کنيد، پاسخش مي دهيد، و گمان مي بريد که جز مدت اندکي ماندگار نبوده ايد.
(49) خداوند از سخن آنانی که منکر رستاخیز و زندهشدن پس از مرگ هستند، و آن را تکذیب میکنند، خبر میدهد که میگویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا وَرُفَٰتًا﴾) آیا هنگامی که ما تبدیل به استخوانها و تکههای خشکیده شدیم، (﴿أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ خَلۡقٗا جَدِيدٗا﴾) آیا دوباره آفرینش تازهای خواهیم یافت و برانگیخته خواهیم شد؟ یعنی چنین نمیشود. و این کار به گمان آنها غیرممکن بود. پس آنان به شدت گرفتار جهالت و نادانی شده و پیامبر خدا را تکذیب کرده و آیات الهی را انکار نموده و قدرت آفرینندۀ آسمانها و زمین را با قدرت ضعیف و ناتوان خود مقایسه نمودند. و هنگامی که دیدند آنها توانایی چنین کاری را ندارند، قدرت خدا را نیز چنین انگاشتند. پاک است خداوندی که خلقی از آفریدههایش را -که خود را خردمند و اهل عقل میپندارد- نمونهای برای ندانستن آشکارترین و روشنترین چیز [= قیامت] و آنچه دلایلش از همه چیز واضح تر و بالاتر است، قرار داده است، تا به بندگانش نشان دهد که دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا اینکه توفیق و مدد خدا یاور انسان باشد، و یا اینکه هلاک و گمراه شود. ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ﴾ پروردگارا! پس از اینکه ما را هدایت نمودی، دلهای ما را منحرف مگردان و از جانب خویش رحمتی به ما ببخشای، بیگمان فقط تو بخشندهای.
(50 - 51) بنابراین خداوند به پیامبرش صلی الله علیه وسلم دستور داد تا به کسانی، که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکنند و یا آن را بعید میدانند، بگوید: (﴿قُلۡ كُونُواۡ حِجَارَةً أَوۡ حَدِيدًا أَوۡ خَلۡقٗا مِّمَّا يَكۡبُرُ فِي صُدُورِكُمۡ﴾) بگو: «سنگ یا آهن باشید یا غیر از این دو، چیز دیگری باشید که در نظرتان از اینها سختتر و بزرگتر است» تا ـ به گمان خود ـ از اینکه قدرت الهی شما را دریابد و ارادۀ خداوند در مورد شما اجرا شود، در امان بمانید. شما هر طور که باشید و به هر کیفیتی در بیایید، نمیتوانید خدا را ناتوان کنید؛ نه در زندگی دنیا و نه پس از مرگ نمیتوانید چارهای بیندیشید، پس تدبیر و تصرف را برای کسی بگذارید که بر هرچیز و هر کاری تواناست و هر چیزی را احاطه نموده است. (﴿فَسَيَقُولُونَ﴾) وقتی که دلایلی بر زنده شدنِ پس از مرگ برای آنها اقامه شود، میگویند: (﴿مَن يُعِيدُنَاۖ قُلِ ٱلَّذِي فَطَرَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) چه کسی ما را باز میگرداند؟ بگو: خدایی که نخستین بار شما را آفرید، آنگاه که چیزی نبودید، پس همان کس شما را دوباره خواهد آفرید. ﴿كَمَا بَدَأۡنَآ أَوَّلَ خَلۡقٖ نُّعِيدُهُۥ﴾ همانطور که نخستین بار جان آفریدیم، دوباره آن را باز میآفرینیم.(﴿فَسَيُنۡغِضُونَ إِلَيۡكَ رُءُوسَهُمۡ﴾) پس سرهایشان را به علامت تعجب و انکار و نپذیرفتن سخنانت تکان میدهند، (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ﴾) و میگویند: وقتِ زنده شدنِ پس از مرگ ـ که تو آن را نزدیک میپنداری ـ کی هست؟ در حقیقت این نشانۀ بیخردی آنهاست؛ چراکه قدرت خداوند را باور نکرده، و میگویند: چنین چیزی امکان ندارد، و آنها اصل زنده شدن پس از مرگ را قبول ندارند. (﴿قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَرِيبٗا﴾) بگو: شاید نزدیک باشد. ودر تعیین زمانِ آن، فایدهای نیست؛ بلکه آنچه فایده دارد و مدار موفقیت، است پذیرش زنده شدن پس از مرگ و تایید و اثبات آن است. و هرآنچه که میآید، نزدیک است.
(52) (﴿يَوۡمَ يَدۡعُوكُمۡ﴾) روزی که خداوند شما را برای رستاخیز و حشر فرا میخواند، و در صور دمیده میشود، (﴿فَتَسۡتَجِيبُونَ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و شما با حمد و سپاس پاسخ میگویید؛ یعنی تسلیم فرمان او میشوید و از فرمانش سرپیچی نمیکنید، (﴿بِحَمۡدِهِۦ﴾) یعنی خداوند بر کلیۀ کارهایش مورد ستایش قرار میگیرد، و روز محشر که انسانها را گرد میآورد، آنها را سزا و جزا میدهد و بر اینکار هم ستایش میشود. (﴿وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) و از بس که رستاخیز به سرعت خواهد آمد؛ و نعمتهایی که در آن قرار داشتهاید، سریع پایان مییابند؛ چنان احساس میکنید که گویا اصلاً در چنین ناز ونعمتی نبودهاید. پس این همان روزی است که شما را برآن داشت بگویید: (﴿مَتَىٰ هُوَ﴾) آن کی خواهد بود؟ و در هنگام تحققِ آن روز، به شدت پشیمان میشوند، و به آنها گفته میشود:﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾ این همان روزی است که شما آن را تکذیب میکردید.
الإسراء 17:51
وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا و گفتند: «آيا هنگامي که ما (تبديل به) استخوانها و تکه هاي خشکيده شديم ، آيا ديگر بار به آفرينش نويني برانگيخته خواهيم شد» قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا بگو:«سنگ يا آهن باشيد» أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا يا اينکه آفريدۀ ديگري باشيد که در نظرتان بزرگ مي نمايد، خواهند گفت:« چه کسي ما را باز مي گرداند؟ » بگو: «همان خدايي که نخستين بار شما را آفريد». پس سرهايتان را به سويت تکان داده و مي گويد:«آن کي خواهد بود؟» بگو:«شايد که نزديک باشد. يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً روزي که شما را فرا مي خواند، پس در حالي که او را ستايش مي کنيد، پاسخش مي دهيد، و گمان مي بريد که جز مدت اندکي ماندگار نبوده ايد.
(49) خداوند از سخن آنانی که منکر رستاخیز و زندهشدن پس از مرگ هستند، و آن را تکذیب میکنند، خبر میدهد که میگویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا وَرُفَٰتًا﴾) آیا هنگامی که ما تبدیل به استخوانها و تکههای خشکیده شدیم، (﴿أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ خَلۡقٗا جَدِيدٗا﴾) آیا دوباره آفرینش تازهای خواهیم یافت و برانگیخته خواهیم شد؟ یعنی چنین نمیشود. و این کار به گمان آنها غیرممکن بود. پس آنان به شدت گرفتار جهالت و نادانی شده و پیامبر خدا را تکذیب کرده و آیات الهی را انکار نموده و قدرت آفرینندۀ آسمانها و زمین را با قدرت ضعیف و ناتوان خود مقایسه نمودند. و هنگامی که دیدند آنها توانایی چنین کاری را ندارند، قدرت خدا را نیز چنین انگاشتند. پاک است خداوندی که خلقی از آفریدههایش را -که خود را خردمند و اهل عقل میپندارد- نمونهای برای ندانستن آشکارترین و روشنترین چیز [= قیامت] و آنچه دلایلش از همه چیز واضح تر و بالاتر است، قرار داده است، تا به بندگانش نشان دهد که دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا اینکه توفیق و مدد خدا یاور انسان باشد، و یا اینکه هلاک و گمراه شود. ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ﴾ پروردگارا! پس از اینکه ما را هدایت نمودی، دلهای ما را منحرف مگردان و از جانب خویش رحمتی به ما ببخشای، بیگمان فقط تو بخشندهای.
(50 - 51) بنابراین خداوند به پیامبرش صلی الله علیه وسلم دستور داد تا به کسانی، که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکنند و یا آن را بعید میدانند، بگوید: (﴿قُلۡ كُونُواۡ حِجَارَةً أَوۡ حَدِيدًا أَوۡ خَلۡقٗا مِّمَّا يَكۡبُرُ فِي صُدُورِكُمۡ﴾) بگو: «سنگ یا آهن باشید یا غیر از این دو، چیز دیگری باشید که در نظرتان از اینها سختتر و بزرگتر است» تا ـ به گمان خود ـ از اینکه قدرت الهی شما را دریابد و ارادۀ خداوند در مورد شما اجرا شود، در امان بمانید. شما هر طور که باشید و به هر کیفیتی در بیایید، نمیتوانید خدا را ناتوان کنید؛ نه در زندگی دنیا و نه پس از مرگ نمیتوانید چارهای بیندیشید، پس تدبیر و تصرف را برای کسی بگذارید که بر هرچیز و هر کاری تواناست و هر چیزی را احاطه نموده است. (﴿فَسَيَقُولُونَ﴾) وقتی که دلایلی بر زنده شدنِ پس از مرگ برای آنها اقامه شود، میگویند: (﴿مَن يُعِيدُنَاۖ قُلِ ٱلَّذِي فَطَرَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) چه کسی ما را باز میگرداند؟ بگو: خدایی که نخستین بار شما را آفرید، آنگاه که چیزی نبودید، پس همان کس شما را دوباره خواهد آفرید. ﴿كَمَا بَدَأۡنَآ أَوَّلَ خَلۡقٖ نُّعِيدُهُۥ﴾ همانطور که نخستین بار جان آفریدیم، دوباره آن را باز میآفرینیم.(﴿فَسَيُنۡغِضُونَ إِلَيۡكَ رُءُوسَهُمۡ﴾) پس سرهایشان را به علامت تعجب و انکار و نپذیرفتن سخنانت تکان میدهند، (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ﴾) و میگویند: وقتِ زنده شدنِ پس از مرگ ـ که تو آن را نزدیک میپنداری ـ کی هست؟ در حقیقت این نشانۀ بیخردی آنهاست؛ چراکه قدرت خداوند را باور نکرده، و میگویند: چنین چیزی امکان ندارد، و آنها اصل زنده شدن پس از مرگ را قبول ندارند. (﴿قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَرِيبٗا﴾) بگو: شاید نزدیک باشد. ودر تعیین زمانِ آن، فایدهای نیست؛ بلکه آنچه فایده دارد و مدار موفقیت، است پذیرش زنده شدن پس از مرگ و تایید و اثبات آن است. و هرآنچه که میآید، نزدیک است.
(52) (﴿يَوۡمَ يَدۡعُوكُمۡ﴾) روزی که خداوند شما را برای رستاخیز و حشر فرا میخواند، و در صور دمیده میشود، (﴿فَتَسۡتَجِيبُونَ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و شما با حمد و سپاس پاسخ میگویید؛ یعنی تسلیم فرمان او میشوید و از فرمانش سرپیچی نمیکنید، (﴿بِحَمۡدِهِۦ﴾) یعنی خداوند بر کلیۀ کارهایش مورد ستایش قرار میگیرد، و روز محشر که انسانها را گرد میآورد، آنها را سزا و جزا میدهد و بر اینکار هم ستایش میشود. (﴿وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) و از بس که رستاخیز به سرعت خواهد آمد؛ و نعمتهایی که در آن قرار داشتهاید، سریع پایان مییابند؛ چنان احساس میکنید که گویا اصلاً در چنین ناز ونعمتی نبودهاید. پس این همان روزی است که شما را برآن داشت بگویید: (﴿مَتَىٰ هُوَ﴾) آن کی خواهد بود؟ و در هنگام تحققِ آن روز، به شدت پشیمان میشوند، و به آنها گفته میشود:﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾ این همان روزی است که شما آن را تکذیب میکردید.
الإسراء 17:52
وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا و گفتند: «آيا هنگامي که ما (تبديل به) استخوانها و تکه هاي خشکيده شديم ، آيا ديگر بار به آفرينش نويني برانگيخته خواهيم شد» قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا بگو:«سنگ يا آهن باشيد» أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا يا اينکه آفريدۀ ديگري باشيد که در نظرتان بزرگ مي نمايد، خواهند گفت:« چه کسي ما را باز مي گرداند؟ » بگو: «همان خدايي که نخستين بار شما را آفريد». پس سرهايتان را به سويت تکان داده و مي گويد:«آن کي خواهد بود؟» بگو:«شايد که نزديک باشد. يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً روزي که شما را فرا مي خواند، پس در حالي که او را ستايش مي کنيد، پاسخش مي دهيد، و گمان مي بريد که جز مدت اندکي ماندگار نبوده ايد.
(49) خداوند از سخن آنانی که منکر رستاخیز و زندهشدن پس از مرگ هستند، و آن را تکذیب میکنند، خبر میدهد که میگویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا وَرُفَٰتًا﴾) آیا هنگامی که ما تبدیل به استخوانها و تکههای خشکیده شدیم، (﴿أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ خَلۡقٗا جَدِيدٗا﴾) آیا دوباره آفرینش تازهای خواهیم یافت و برانگیخته خواهیم شد؟ یعنی چنین نمیشود. و این کار به گمان آنها غیرممکن بود. پس آنان به شدت گرفتار جهالت و نادانی شده و پیامبر خدا را تکذیب کرده و آیات الهی را انکار نموده و قدرت آفرینندۀ آسمانها و زمین را با قدرت ضعیف و ناتوان خود مقایسه نمودند. و هنگامی که دیدند آنها توانایی چنین کاری را ندارند، قدرت خدا را نیز چنین انگاشتند. پاک است خداوندی که خلقی از آفریدههایش را -که خود را خردمند و اهل عقل میپندارد- نمونهای برای ندانستن آشکارترین و روشنترین چیز [= قیامت] و آنچه دلایلش از همه چیز واضح تر و بالاتر است، قرار داده است، تا به بندگانش نشان دهد که دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا اینکه توفیق و مدد خدا یاور انسان باشد، و یا اینکه هلاک و گمراه شود. ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ﴾ پروردگارا! پس از اینکه ما را هدایت نمودی، دلهای ما را منحرف مگردان و از جانب خویش رحمتی به ما ببخشای، بیگمان فقط تو بخشندهای.
(50 - 51) بنابراین خداوند به پیامبرش صلی الله علیه وسلم دستور داد تا به کسانی، که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکنند و یا آن را بعید میدانند، بگوید: (﴿قُلۡ كُونُواۡ حِجَارَةً أَوۡ حَدِيدًا أَوۡ خَلۡقٗا مِّمَّا يَكۡبُرُ فِي صُدُورِكُمۡ﴾) بگو: «سنگ یا آهن باشید یا غیر از این دو، چیز دیگری باشید که در نظرتان از اینها سختتر و بزرگتر است» تا ـ به گمان خود ـ از اینکه قدرت الهی شما را دریابد و ارادۀ خداوند در مورد شما اجرا شود، در امان بمانید. شما هر طور که باشید و به هر کیفیتی در بیایید، نمیتوانید خدا را ناتوان کنید؛ نه در زندگی دنیا و نه پس از مرگ نمیتوانید چارهای بیندیشید، پس تدبیر و تصرف را برای کسی بگذارید که بر هرچیز و هر کاری تواناست و هر چیزی را احاطه نموده است. (﴿فَسَيَقُولُونَ﴾) وقتی که دلایلی بر زنده شدنِ پس از مرگ برای آنها اقامه شود، میگویند: (﴿مَن يُعِيدُنَاۖ قُلِ ٱلَّذِي فَطَرَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾) چه کسی ما را باز میگرداند؟ بگو: خدایی که نخستین بار شما را آفرید، آنگاه که چیزی نبودید، پس همان کس شما را دوباره خواهد آفرید. ﴿كَمَا بَدَأۡنَآ أَوَّلَ خَلۡقٖ نُّعِيدُهُۥ﴾ همانطور که نخستین بار جان آفریدیم، دوباره آن را باز میآفرینیم.(﴿فَسَيُنۡغِضُونَ إِلَيۡكَ رُءُوسَهُمۡ﴾) پس سرهایشان را به علامت تعجب و انکار و نپذیرفتن سخنانت تکان میدهند، (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ﴾) و میگویند: وقتِ زنده شدنِ پس از مرگ ـ که تو آن را نزدیک میپنداری ـ کی هست؟ در حقیقت این نشانۀ بیخردی آنهاست؛ چراکه قدرت خداوند را باور نکرده، و میگویند: چنین چیزی امکان ندارد، و آنها اصل زنده شدن پس از مرگ را قبول ندارند. (﴿قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَرِيبٗا﴾) بگو: شاید نزدیک باشد. ودر تعیین زمانِ آن، فایدهای نیست؛ بلکه آنچه فایده دارد و مدار موفقیت، است پذیرش زنده شدن پس از مرگ و تایید و اثبات آن است. و هرآنچه که میآید، نزدیک است.
(52) (﴿يَوۡمَ يَدۡعُوكُمۡ﴾) روزی که خداوند شما را برای رستاخیز و حشر فرا میخواند، و در صور دمیده میشود، (﴿فَتَسۡتَجِيبُونَ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و شما با حمد و سپاس پاسخ میگویید؛ یعنی تسلیم فرمان او میشوید و از فرمانش سرپیچی نمیکنید، (﴿بِحَمۡدِهِۦ﴾) یعنی خداوند بر کلیۀ کارهایش مورد ستایش قرار میگیرد، و روز محشر که انسانها را گرد میآورد، آنها را سزا و جزا میدهد و بر اینکار هم ستایش میشود. (﴿وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) و از بس که رستاخیز به سرعت خواهد آمد؛ و نعمتهایی که در آن قرار داشتهاید، سریع پایان مییابند؛ چنان احساس میکنید که گویا اصلاً در چنین ناز ونعمتی نبودهاید. پس این همان روزی است که شما را برآن داشت بگویید: (﴿مَتَىٰ هُوَ﴾) آن کی خواهد بود؟ و در هنگام تحققِ آن روز، به شدت پشیمان میشوند، و به آنها گفته میشود:﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾ این همان روزی است که شما آن را تکذیب میکردید.
الإسراء 17:53
وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا و به بندگانم بگو: «سخني را بگويند که بهتر است». بي گمان شيطان در ميان ايشان فساد و تباهي راه مي اندازد، به راستي که شيطان براي انسان دشمني آشکار است. رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً پروردگارتان از حال شما آگاه تر است، اگر (خدا) بخواهد شما را مشمول رحمت خود قرار مي هد، و اگر (خدا) بخواهد شما را عذاب مي دهد، و تو را نگهبان بر آنان نفرستاده ايم وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا و پروردگارت به حال هر آنچه که در آسمانها و زمين است آگاه تر است ، ما برخي از پيامبران را بر برخي ديگر برتري داديم و داود زبور را بخشيديم.
(53) و این مبیّن لطف خداوند به بندگانش است که آنها را به زیباترین اخلاق و اعمال و گفتارهایی که باعث خوشبختی دنیا و آخرت آنان است، دستور میدهد. پس فرمود: (﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواۡ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) و به بندگانم بگو: سخنی را بگویند که آن بهتر است. و این دستور به هر سخنی است که انسان را به خدا نزدیک مینماید، از قبیل: خواندن قرآن، ذکر، آموزش علم، امر به معروف و نهی از منکر و گفتار نیک و مهربانی با مردم برحسب جایگاه انسانها. پس به همۀ این موارد دستور داده شده است. و اینکه هرگاه دو کار خوب وجود داشت، چنانچه آدمی نتواند هر دو کار خوب را انجام دهد، آن را برگزیند که خوبتر است. وگفتار زیبا و نیک باعث توسعه و ترویج اخلاق زیبا و عمل صالح میشود؛ زیرا هرکس بتواند زبانش را کنترل نماید، او میتواند تمام کارهایش را کنترل نماید. (﴿إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡ﴾) بیگمان شیطان در میان ایشان فساد و تباهی راه میاندازد؛ یعنی چیزهایی را در میان بندگان اشاعه میدهد که دین و دنیایشان را به فساد و تباهی بکشد. وعلاجِ این مشکل در این است که بندگان در تلفظ به سخنان نازیبا و ناشایستی که شیطان آنها را به سویش فرا میخواند، از وی پیروی نکنند. نیز باید با یکدیگر به نرمی و خوبی رفتار کنند تا شرّ شیطانی که میان آنها فساد و تباهی به راه میاندازد، از بین برود، و ناکام شود؛ زیرا شیطان دشمنِ واقعیِ آنهاست، و باید با او مبارزه کنند، چون آنها را فرامیخواند، ﴿لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ تا از اهل جهنم شوند. و چنانچه شیطان میان آنها اختلاف و فساد به وجود آورد و برای ایجاد دشمنی میان آنها تلاش نماید، باید قاطعانه برای مبارزه و مخالفت با دشمن خود بکوشند، و نَفسهای سرکش خود را که شیطان از راه آن وارد میشود، زیر پا بگذارند؛ و با این کار، آنها از پروردگارشان اطاعت مینمایند و کارشان سامان مییابد و هدایت میشوند.
(54) (﴿رَّبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِكُمۡ﴾) پروردگارتان از خودتان به حالِ شما آگاه تر است، بنابراین جز آنچه که خیر است، برایتان نمیخواهد؛ و جز به آنچه که به مصلحت و فایدۀ شما است، دستور نمیدهد؛ و چه بسا شما چیزی را میخواهید، درحالی که خیری در آن نیست. (﴿إِن يَشَأۡ يَرۡحَمۡكُمۡ أَوۡ إِن يَشَأۡ يُعَذِّبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را مشمول رحمت خود قرار میدهد؛ و هرکس را که بخواهد توفیق میدهد که اسباب برخورداری از رحمت الهی را بهدست آورد؛ و هر کس را که بخواهد خوار میگرداند و او را از فراهم نمودن اسباب رحمت الهی باز میدارد، و سزاوار عذاب میگردد. (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ وَكِيلٗا﴾) و تو را نگهبان بر آنان نفرستادهایم که به تدبیر امورشان بپردازی و آنها را مجازات کنی، بلکه نگهبان و مراقب، خداوند است؛ و تو، مبلغ و راهنمایِ به سوی راه راست هستی.
(55) (﴿وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِمَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوند به حال تمام خلایقی که در آسمانها و زمین هستند، آگاه تر است. پس به هریک از آنان، آنچه را که سزاوارش است و حکمت الهی آن را اقتضا میکند، میبخشد؛ و برخی را بر برخی دیگر برتری میدهد، همانطور که برخی از پیامبران را در فضایل و ویژگیهایی از قبیل: اوصاف پسندیده و اخلاق و کارهای شایسته و پیروی زیاد از خداوند، و نازل شدن کتابهایی که شامل احکام شرعی و عقاید پسندیدهاند، بر برخی از آنان برتری داده است؛ و همۀ این امور، از منتهای الهی بر آنهاست. هرچند که همه در اینکه از جانب خداوند بر آنها وحی میشود، مشترکاند، همانطور که زبور را بر داود نازل کرد. پس مادامی که خداوند متعال برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری داده، و به برخی از آنان کتاب داده است، پس چرا کسانی که محمد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنند، آنچه را که خداوند بر او نازل نموده و نبوت و کتابی را که به وسیلۀ آن خداوند وی را برتری داده است، انکار میکنند؟!
الإسراء 17:54
وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا و به بندگانم بگو: «سخني را بگويند که بهتر است». بي گمان شيطان در ميان ايشان فساد و تباهي راه مي اندازد، به راستي که شيطان براي انسان دشمني آشکار است. رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً پروردگارتان از حال شما آگاه تر است، اگر (خدا) بخواهد شما را مشمول رحمت خود قرار مي هد، و اگر (خدا) بخواهد شما را عذاب مي دهد، و تو را نگهبان بر آنان نفرستاده ايم وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا و پروردگارت به حال هر آنچه که در آسمانها و زمين است آگاه تر است ، ما برخي از پيامبران را بر برخي ديگر برتري داديم و داود زبور را بخشيديم.
(53) و این مبیّن لطف خداوند به بندگانش است که آنها را به زیباترین اخلاق و اعمال و گفتارهایی که باعث خوشبختی دنیا و آخرت آنان است، دستور میدهد. پس فرمود: (﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواۡ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) و به بندگانم بگو: سخنی را بگویند که آن بهتر است. و این دستور به هر سخنی است که انسان را به خدا نزدیک مینماید، از قبیل: خواندن قرآن، ذکر، آموزش علم، امر به معروف و نهی از منکر و گفتار نیک و مهربانی با مردم برحسب جایگاه انسانها. پس به همۀ این موارد دستور داده شده است. و اینکه هرگاه دو کار خوب وجود داشت، چنانچه آدمی نتواند هر دو کار خوب را انجام دهد، آن را برگزیند که خوبتر است. وگفتار زیبا و نیک باعث توسعه و ترویج اخلاق زیبا و عمل صالح میشود؛ زیرا هرکس بتواند زبانش را کنترل نماید، او میتواند تمام کارهایش را کنترل نماید. (﴿إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡ﴾) بیگمان شیطان در میان ایشان فساد و تباهی راه میاندازد؛ یعنی چیزهایی را در میان بندگان اشاعه میدهد که دین و دنیایشان را به فساد و تباهی بکشد. وعلاجِ این مشکل در این است که بندگان در تلفظ به سخنان نازیبا و ناشایستی که شیطان آنها را به سویش فرا میخواند، از وی پیروی نکنند. نیز باید با یکدیگر به نرمی و خوبی رفتار کنند تا شرّ شیطانی که میان آنها فساد و تباهی به راه میاندازد، از بین برود، و ناکام شود؛ زیرا شیطان دشمنِ واقعیِ آنهاست، و باید با او مبارزه کنند، چون آنها را فرامیخواند، ﴿لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ تا از اهل جهنم شوند. و چنانچه شیطان میان آنها اختلاف و فساد به وجود آورد و برای ایجاد دشمنی میان آنها تلاش نماید، باید قاطعانه برای مبارزه و مخالفت با دشمن خود بکوشند، و نَفسهای سرکش خود را که شیطان از راه آن وارد میشود، زیر پا بگذارند؛ و با این کار، آنها از پروردگارشان اطاعت مینمایند و کارشان سامان مییابد و هدایت میشوند.
(54) (﴿رَّبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِكُمۡ﴾) پروردگارتان از خودتان به حالِ شما آگاه تر است، بنابراین جز آنچه که خیر است، برایتان نمیخواهد؛ و جز به آنچه که به مصلحت و فایدۀ شما است، دستور نمیدهد؛ و چه بسا شما چیزی را میخواهید، درحالی که خیری در آن نیست. (﴿إِن يَشَأۡ يَرۡحَمۡكُمۡ أَوۡ إِن يَشَأۡ يُعَذِّبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را مشمول رحمت خود قرار میدهد؛ و هرکس را که بخواهد توفیق میدهد که اسباب برخورداری از رحمت الهی را بهدست آورد؛ و هر کس را که بخواهد خوار میگرداند و او را از فراهم نمودن اسباب رحمت الهی باز میدارد، و سزاوار عذاب میگردد. (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ وَكِيلٗا﴾) و تو را نگهبان بر آنان نفرستادهایم که به تدبیر امورشان بپردازی و آنها را مجازات کنی، بلکه نگهبان و مراقب، خداوند است؛ و تو، مبلغ و راهنمایِ به سوی راه راست هستی.
(55) (﴿وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِمَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوند به حال تمام خلایقی که در آسمانها و زمین هستند، آگاه تر است. پس به هریک از آنان، آنچه را که سزاوارش است و حکمت الهی آن را اقتضا میکند، میبخشد؛ و برخی را بر برخی دیگر برتری میدهد، همانطور که برخی از پیامبران را در فضایل و ویژگیهایی از قبیل: اوصاف پسندیده و اخلاق و کارهای شایسته و پیروی زیاد از خداوند، و نازل شدن کتابهایی که شامل احکام شرعی و عقاید پسندیدهاند، بر برخی از آنان برتری داده است؛ و همۀ این امور، از منتهای الهی بر آنهاست. هرچند که همه در اینکه از جانب خداوند بر آنها وحی میشود، مشترکاند، همانطور که زبور را بر داود نازل کرد. پس مادامی که خداوند متعال برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری داده، و به برخی از آنان کتاب داده است، پس چرا کسانی که محمد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنند، آنچه را که خداوند بر او نازل نموده و نبوت و کتابی را که به وسیلۀ آن خداوند وی را برتری داده است، انکار میکنند؟!
الإسراء 17:55
وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا و به بندگانم بگو: «سخني را بگويند که بهتر است». بي گمان شيطان در ميان ايشان فساد و تباهي راه مي اندازد، به راستي که شيطان براي انسان دشمني آشکار است. رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً پروردگارتان از حال شما آگاه تر است، اگر (خدا) بخواهد شما را مشمول رحمت خود قرار مي هد، و اگر (خدا) بخواهد شما را عذاب مي دهد، و تو را نگهبان بر آنان نفرستاده ايم وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا و پروردگارت به حال هر آنچه که در آسمانها و زمين است آگاه تر است ، ما برخي از پيامبران را بر برخي ديگر برتري داديم و داود زبور را بخشيديم.
(53) و این مبیّن لطف خداوند به بندگانش است که آنها را به زیباترین اخلاق و اعمال و گفتارهایی که باعث خوشبختی دنیا و آخرت آنان است، دستور میدهد. پس فرمود: (﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواۡ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) و به بندگانم بگو: سخنی را بگویند که آن بهتر است. و این دستور به هر سخنی است که انسان را به خدا نزدیک مینماید، از قبیل: خواندن قرآن، ذکر، آموزش علم، امر به معروف و نهی از منکر و گفتار نیک و مهربانی با مردم برحسب جایگاه انسانها. پس به همۀ این موارد دستور داده شده است. و اینکه هرگاه دو کار خوب وجود داشت، چنانچه آدمی نتواند هر دو کار خوب را انجام دهد، آن را برگزیند که خوبتر است. وگفتار زیبا و نیک باعث توسعه و ترویج اخلاق زیبا و عمل صالح میشود؛ زیرا هرکس بتواند زبانش را کنترل نماید، او میتواند تمام کارهایش را کنترل نماید. (﴿إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡ﴾) بیگمان شیطان در میان ایشان فساد و تباهی راه میاندازد؛ یعنی چیزهایی را در میان بندگان اشاعه میدهد که دین و دنیایشان را به فساد و تباهی بکشد. وعلاجِ این مشکل در این است که بندگان در تلفظ به سخنان نازیبا و ناشایستی که شیطان آنها را به سویش فرا میخواند، از وی پیروی نکنند. نیز باید با یکدیگر به نرمی و خوبی رفتار کنند تا شرّ شیطانی که میان آنها فساد و تباهی به راه میاندازد، از بین برود، و ناکام شود؛ زیرا شیطان دشمنِ واقعیِ آنهاست، و باید با او مبارزه کنند، چون آنها را فرامیخواند، ﴿لِيَكُونُواۡ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ تا از اهل جهنم شوند. و چنانچه شیطان میان آنها اختلاف و فساد به وجود آورد و برای ایجاد دشمنی میان آنها تلاش نماید، باید قاطعانه برای مبارزه و مخالفت با دشمن خود بکوشند، و نَفسهای سرکش خود را که شیطان از راه آن وارد میشود، زیر پا بگذارند؛ و با این کار، آنها از پروردگارشان اطاعت مینمایند و کارشان سامان مییابد و هدایت میشوند.
(54) (﴿رَّبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِكُمۡ﴾) پروردگارتان از خودتان به حالِ شما آگاه تر است، بنابراین جز آنچه که خیر است، برایتان نمیخواهد؛ و جز به آنچه که به مصلحت و فایدۀ شما است، دستور نمیدهد؛ و چه بسا شما چیزی را میخواهید، درحالی که خیری در آن نیست. (﴿إِن يَشَأۡ يَرۡحَمۡكُمۡ أَوۡ إِن يَشَأۡ يُعَذِّبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را مشمول رحمت خود قرار میدهد؛ و هرکس را که بخواهد توفیق میدهد که اسباب برخورداری از رحمت الهی را بهدست آورد؛ و هر کس را که بخواهد خوار میگرداند و او را از فراهم نمودن اسباب رحمت الهی باز میدارد، و سزاوار عذاب میگردد. (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ وَكِيلٗا﴾) و تو را نگهبان بر آنان نفرستادهایم که به تدبیر امورشان بپردازی و آنها را مجازات کنی، بلکه نگهبان و مراقب، خداوند است؛ و تو، مبلغ و راهنمایِ به سوی راه راست هستی.
(55) (﴿وَرَبُّكَ أَعۡلَمُ بِمَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوند به حال تمام خلایقی که در آسمانها و زمین هستند، آگاه تر است. پس به هریک از آنان، آنچه را که سزاوارش است و حکمت الهی آن را اقتضا میکند، میبخشد؛ و برخی را بر برخی دیگر برتری میدهد، همانطور که برخی از پیامبران را در فضایل و ویژگیهایی از قبیل: اوصاف پسندیده و اخلاق و کارهای شایسته و پیروی زیاد از خداوند، و نازل شدن کتابهایی که شامل احکام شرعی و عقاید پسندیدهاند، بر برخی از آنان برتری داده است؛ و همۀ این امور، از منتهای الهی بر آنهاست. هرچند که همه در اینکه از جانب خداوند بر آنها وحی میشود، مشترکاند، همانطور که زبور را بر داود نازل کرد. پس مادامی که خداوند متعال برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری داده، و به برخی از آنان کتاب داده است، پس چرا کسانی که محمد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنند، آنچه را که خداوند بر او نازل نموده و نبوت و کتابی را که به وسیلۀ آن خداوند وی را برتری داده است، انکار میکنند؟!
الإسراء 17:56
قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً بگو: «کساني را که به جز خدا مي پنداريد، فراخوانيد». پس نه مي توانند بلايي را از شما برطرف کنند و نه (مي توانند آن را) دگرگون سازند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا پيامبران و صالحاني که آنان به فرياد مي خوانند ، براي تقرب جستن به پروردگارشان، آنچه از کارهاي شايسته که انسان را به خدا نزديک مي کند، انجام مي دهند و به رحمت خدا اميدوارند و از عذاب او مي ترسند، بي گمان بايد از عذاب پروردگارت بر حذر بود.
(56) خداوند متعال میفرماید: (﴿قُلِ﴾) ای پیامبر! به مشرکانی که جز خدا همتایانی را برای وی گرفتهاند و آنها را میپرستند همانطور که خدا را پرستش میکنند، و همانطور که خدا را میخوانند آنها را نیز میخوانند، بگو: اگر آنچه باور دارید درست است و راست میگویید: (﴿ٱدۡعُواۡ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِهِۦ﴾) کسانی را که به جز خدا معبود میپندارید، فرا بخوانید، و بنگرید آیا سودی به شما میرسانند، یا میتوانند زیانی را از شما دور نمایند؟ (﴿فَلَا يَمۡلِكُونَ كَشۡفَ ٱلضُّرِّ عَنكُمۡ﴾) اما خواهید دید که نه توانایی دفع زیانی از قبیل: بیماری یا فقر یا سختی و امثال آن را از شما دارند، (﴿وَلَا تَحۡوِيلًا﴾) و نه میتوانند آن را دگرگون سازند و از شخصی به شخصی دیگر منتقل نمایند، و نه توانایی کاستن از شدت اندوه و درد را دارند. پس وقتی که معبودان شما چنین هستند، چرا به جای خدا آنها را میخوانید؟ آنها نمیتوانند کاری بکنند و فایدهای به شما برسانند. پس چنین چیزهایی را به خدایی گرفتن، نشانۀ بیعقلی و بیخردی است. و جای بسی تعجب است که آدمی، چنین تفکری پوچ و سخیف را، از پدران گمراه خود به ارث ببرد و آن را درست و مفید بپندارد، و اخلاص در عبادت را برای خداوند یگانه و یکتا -که همۀ نعمتهای ظاهری و باطنی را به ما داده است- بیخردی و امری شگفتانگیز انگارد. همانطور که مشرکان گفتند:﴿أَجَعَلَ ٱلۡأٓلِهَةَ إِلَٰهٗا وَٰحِدًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عُجَابٞ﴾ آیا همۀ معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بیگمان این چیز عجیبی است!
(57) سپس خداوند خبر داد کسانی را که به جای خدا عبادت میکنند، به کاری مشغول اند و از آنها بیخبرند؛ زیرا برای نزدیک شدن به خدا، وسیله میجویند، و به او نیازمند هستند. پس فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ﴾) پیامبران و صالحان و فرشتگانی که ایشان به فریاد میخوانند، (﴿يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ﴾) برای نزدیک شدن به خدا، با یکدیگر رقابت مینمایند؛ و آنچه از کارهای شایسته که انسان را به خدا نزدیک میکند و توانایی انجام آن را دارند، انجام میدهند، (﴿وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓ﴾) و به رحمت خدا امیدوارند و از عذاب او میترسند. بنابراین از چیزی که [آدمی را] به عذاب میرساند، پرهیز مینمایند. (﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا﴾) بیگمان باید خویشتن را، از عذاب پروردگارت دور و برحذر داشت، و از موجبات عذاب وی پرهیز کرد. و این امور سهگانه؛ ترس و امید و محبت که خداوند مقربان درگاهش را بدان متصف نمود، اساس و بنیان هرخیری هستند. و هرکس این سه ویژگیرا به طور کامل داشته باشد، فواید وبرکات فراوانی نصیب او میشود. و هرگاه دل از این سه چیز خالی شد، خوبیها از آن رخت بر بسته، و بدیها آن را احاطه مینمایند. و علامت محبت چیزی است که خداوند ذکر نموده است؛ وآن اینکه بنده برای انجام هرکاری که انسان را به وی نزدیک میکند، بکوشد؛ و تلاش نماید درهمۀ اعمال و کارهایش اخلاص داشته باشد، و از این طریق به خدا تقرب جوید، و عباداتش را به کامل ترین صورتِ ممکن ادا کند، و در مسیر بندگی، با دیگر بندگان به رقابت بپردازد. پس هرکس ادعا کند که راه محبت خداوند چیزی غیراز این است، دروغ میگوید.
الإسراء 17:57
قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً بگو: «کساني را که به جز خدا مي پنداريد، فراخوانيد». پس نه مي توانند بلايي را از شما برطرف کنند و نه (مي توانند آن را) دگرگون سازند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا پيامبران و صالحاني که آنان به فرياد مي خوانند ، براي تقرب جستن به پروردگارشان، آنچه از کارهاي شايسته که انسان را به خدا نزديک مي کند، انجام مي دهند و به رحمت خدا اميدوارند و از عذاب او مي ترسند، بي گمان بايد از عذاب پروردگارت بر حذر بود.
(56) خداوند متعال میفرماید: (﴿قُلِ﴾) ای پیامبر! به مشرکانی که جز خدا همتایانی را برای وی گرفتهاند و آنها را میپرستند همانطور که خدا را پرستش میکنند، و همانطور که خدا را میخوانند آنها را نیز میخوانند، بگو: اگر آنچه باور دارید درست است و راست میگویید: (﴿ٱدۡعُواۡ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِهِۦ﴾) کسانی را که به جز خدا معبود میپندارید، فرا بخوانید، و بنگرید آیا سودی به شما میرسانند، یا میتوانند زیانی را از شما دور نمایند؟ (﴿فَلَا يَمۡلِكُونَ كَشۡفَ ٱلضُّرِّ عَنكُمۡ﴾) اما خواهید دید که نه توانایی دفع زیانی از قبیل: بیماری یا فقر یا سختی و امثال آن را از شما دارند، (﴿وَلَا تَحۡوِيلًا﴾) و نه میتوانند آن را دگرگون سازند و از شخصی به شخصی دیگر منتقل نمایند، و نه توانایی کاستن از شدت اندوه و درد را دارند. پس وقتی که معبودان شما چنین هستند، چرا به جای خدا آنها را میخوانید؟ آنها نمیتوانند کاری بکنند و فایدهای به شما برسانند. پس چنین چیزهایی را به خدایی گرفتن، نشانۀ بیعقلی و بیخردی است. و جای بسی تعجب است که آدمی، چنین تفکری پوچ و سخیف را، از پدران گمراه خود به ارث ببرد و آن را درست و مفید بپندارد، و اخلاص در عبادت را برای خداوند یگانه و یکتا -که همۀ نعمتهای ظاهری و باطنی را به ما داده است- بیخردی و امری شگفتانگیز انگارد. همانطور که مشرکان گفتند:﴿أَجَعَلَ ٱلۡأٓلِهَةَ إِلَٰهٗا وَٰحِدًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عُجَابٞ﴾ آیا همۀ معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بیگمان این چیز عجیبی است!
(57) سپس خداوند خبر داد کسانی را که به جای خدا عبادت میکنند، به کاری مشغول اند و از آنها بیخبرند؛ زیرا برای نزدیک شدن به خدا، وسیله میجویند، و به او نیازمند هستند. پس فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ﴾) پیامبران و صالحان و فرشتگانی که ایشان به فریاد میخوانند، (﴿يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ﴾) برای نزدیک شدن به خدا، با یکدیگر رقابت مینمایند؛ و آنچه از کارهای شایسته که انسان را به خدا نزدیک میکند و توانایی انجام آن را دارند، انجام میدهند، (﴿وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓ﴾) و به رحمت خدا امیدوارند و از عذاب او میترسند. بنابراین از چیزی که [آدمی را] به عذاب میرساند، پرهیز مینمایند. (﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا﴾) بیگمان باید خویشتن را، از عذاب پروردگارت دور و برحذر داشت، و از موجبات عذاب وی پرهیز کرد. و این امور سهگانه؛ ترس و امید و محبت که خداوند مقربان درگاهش را بدان متصف نمود، اساس و بنیان هرخیری هستند. و هرکس این سه ویژگیرا به طور کامل داشته باشد، فواید وبرکات فراوانی نصیب او میشود. و هرگاه دل از این سه چیز خالی شد، خوبیها از آن رخت بر بسته، و بدیها آن را احاطه مینمایند. و علامت محبت چیزی است که خداوند ذکر نموده است؛ وآن اینکه بنده برای انجام هرکاری که انسان را به وی نزدیک میکند، بکوشد؛ و تلاش نماید درهمۀ اعمال و کارهایش اخلاص داشته باشد، و از این طریق به خدا تقرب جوید، و عباداتش را به کامل ترین صورتِ ممکن ادا کند، و در مسیر بندگی، با دیگر بندگان به رقابت بپردازد. پس هرکس ادعا کند که راه محبت خداوند چیزی غیراز این است، دروغ میگوید.
الإسراء 17:58
وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا و هيچ شهري نيست (که ساکنانش ستمکار باشند) مگر اينکه ما پيش از روز قيامت نابودش مي گردانيم، يا آن را به عذاب سختي گرفتار مي نماييم . اين در کتاب نگاشته شده است.
(58) یعنی هیچ شهری از شهرهایی که پیامبران را تکذیب کردهاند وجود ندارد مگر اینکه حتماً باید گرفتارِ نابودی یا عذاب سختی شود، و این چیزی است که خداوند در لوح محفوظ ثبت نموده، وحکمی قطعی است و باید انجام شود. پس تکذیبکنندگان باید هرچه زودتر به سوی خدا بازگردند، و پیامبرانش را تصدیق نمایند، قبل از اینکه فرمان عذاب، آنها را فرا بگیرد.
الإسراء 17:59
وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا و چيزي ما را از فرستادن معجزات بازنداشت مگر اينکه گذشتگان آن را تکذيب کردند، و به ثمود ماده شتر داديم که نشانه اي روشن بود، پس به آن ستم رو داشتند و ما معجزات را جز براي بيم دادن نمي فرستيم. وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا و به ياد آر آنگاه که به تو گفتيم: «بي گمان پروردگارت به مردم احاطۀ کامل دارد. و رويا و خوابي را که به تو نشان داديم، و درخت نفرين شده در قرآن را جز (مايۀ) آزمايش براي مردم قرار نداديم، ما ايشان را بيم مي دهيم، ولي جز سرکشي وعصيان فراوان چيزي بر آنان نمي افزايد.
(59) خداوند متعال از رحمت گستردۀ خویش خبر میدهد، و اینکه معجزاتی را که تکذیبکنندگان پیشنهاد میکردند، نفرستاده است، و میفرماید چیزی او را از فرستادن آن معجزاتِ درخواستی بازنداشت، مگر اینکه خداوند نمیپسندد آنها آن را تکذیب کنند؛ زیرا وقتی معجزات را تکذیب کنند، بلافاصله آنها را شکنجه میدهد و بدون درنگ، عذاب، آنان را فرا خواهد گرفت. همانطور که خداوند با پیشینیانی که معجزات را تکذیب کردند، چنین رفتار نمود. یکی از معجزات بزرگی که خداوند فرستاد، معجزهای بود که برای قوم ثمود، فرستاد و آن ماده شتری بزرگ و شگفتانگیزی بود که تمام قبیلۀ ثمود روزی که آن شتر برای نوشیدن آب به چشمۀ آنان میرفت، آنان ـ به خاطر ارج نهادن به آن ـ به سر چشمه نمیرفتند و از آن آب نمیآوردند. ولی با این وجود، آن را تکذیب کردند، و درنتیجه به عذابی که خداوند در کتابش برای ما تعریف نموده است، گرفتار شدند. و اینها هم چنانچه معجزات بزرگی نیز به نزدشان میآمد، ایمان نمیآوردند؛ زیرا دلیل ایمان نیاوردنشان، این نبود که آنچه پیامبر آورده است پوشیده و پنهان، و حق و باطل بودنش بر آنان مشتبه میباشد، بلکه پیامبر با دلایل زیادی پیش آنها آمده که بر صحت آنچه آورده است، دلالت مینماید؛ دلایلی که موجب هدایت کسی است که خواهان هدایت باشد. طبعاً معجزات و نشانههای دیگر نیز مانند همین نشانهها و دلایل هستند، و آنها حتماً با آن، همان رفتاری را در پیش خواهند گرفت که با دیگر دلایل در پیش گرفتند. پس در این حالت، فرونفرستادن معجزات برایشان بهتر و مفیدتر است. (﴿وَمَا نُرۡسِلُ بِٱلۡأٓيَٰتِ إِلَّا تَخۡوِيفٗا﴾) و هدف از فرستادن معجزات، این نیست که انگیزه و سبب ایمان آوردن باشد؛ زیرا ایمان، بدون مشاهدۀ نشانه و معجزه، محقق نمیشود، بلکه هدف از فرستادن نشانهها و معجزات [دراین مورد مخصوص]، ترساندن و بیم دادن است، تا آنها از آنچه که بر آن هستند، باز آیند.
(60) (﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِ﴾) و به یاد آر آنگاه که به تو گفتیم: پروردگارت با آگاهی و قدرت خویش مردم را از هر جهت در احاطه دارد، و آنها پناهگاهی ندارند که به آن پناه ببرند. و این برای کسی که عقل دارد، کافی است تا از آنچه که خداوند نمیپسندد، باز آید. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا ٱلرُّءۡيَا ٱلَّتِيٓ أَرَيۡنَٰكَ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلۡمَلۡعُونَةَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ﴾) بیشتر مفسرین بر این باورند که منظور شب اسرا است؛ یعنی ما دیداری را که در شب معراج برای تو میسّر و ممکن کردیم، و [نیز] درخت نفرین شدۀ (زقّوم) -که در ته دوزخ میروید و در قرآن ذکر شده است- را جز وسیلۀ آزمایش مردمان قرار ندادهایم. این دو چیز مایۀ فتنۀ مردم قرار گرفتند تا جایی که کافران بر کفر خود پافشاری کردند و شرّ آنان بیشتر شد؛ و برخی از افرادی که ایمانشان ضعیف بود، از ایمان خود برگشتند؛ زیرا اموری که پیامبر آنها را خبر داده بود مبنی بر اینکه در یک شب از مسجد الاقصی به سوی آسمانها رفته است، حسب ظاهر و با توجه به امکانات مادی غیرممکن بود. و نیز پیامبر از وجود درختی خبر داده بود که در اعماق جهنم میروید، این نیز از چیزهای خلاف عادت بود و باعث شد تا آنها پیامبر را تکذیب کنند. پس چطور بود اگر آیات و امور خارق العادۀ بزرگ را مشاهده میکردند؟! آیا [در چنین شرایطی] نیاوردن معجزات بهتر نیست؟! البته که بهتر است؛ زیرا آوردن معجزات بزرگ، سبب میشود که شر و بدی آنان بیشتر شود. بنابراین خداوند بر آنها رحم نمود، ومعجزات بزرگ را برای آنها نیاورد. و از اینجا میتوان دریافت که عدم تصریح به چیزهای بزرگ در قرآن و سنت که در زمانهای اخیر پدیدار شده است، بسی بهتر است؛ زیرا ممکن بود که مردم آن زمان چنین چیزهایی را نپذیرند، و این باعث میشد تا دلهای برخی از مؤمنان دچار تردید شود و نیز مانعی میشد تا کسانی که اسلام نیاوردهاند، آنها را از ورود به اسلام باز دارد و از اسلام گریزان شوند. خداوند کلمات عام و فراگیری را بیان نموده که تمام آنچه را که رخ میدهد، دربر میگیرند. (﴿وَنُخَوِّفُهُمۡ فَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا طُغۡيَٰنٗا كَبِيرٗا﴾) و ما آنها را با نشانهها و معجزات بیم میدهیم، ولی این ترساندن و بیم دادن، جز سرکشی و عصیان فراوان، چیزی بر آنان نمیافزاید. و این بیانگر آن است که آنان بینهایت به شرّ متصّف بودند و آن را دوست میداشتند، و بینهایت از حق متنفر بودند و به آن پایبند نبودند.
الإسراء 17:60
وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا و چيزي ما را از فرستادن معجزات بازنداشت مگر اينکه گذشتگان آن را تکذيب کردند، و به ثمود ماده شتر داديم که نشانه اي روشن بود، پس به آن ستم رو داشتند و ما معجزات را جز براي بيم دادن نمي فرستيم. وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا و به ياد آر آنگاه که به تو گفتيم: «بي گمان پروردگارت به مردم احاطۀ کامل دارد. و رويا و خوابي را که به تو نشان داديم، و درخت نفرين شده در قرآن را جز (مايۀ) آزمايش براي مردم قرار نداديم، ما ايشان را بيم مي دهيم، ولي جز سرکشي وعصيان فراوان چيزي بر آنان نمي افزايد.
(59) خداوند متعال از رحمت گستردۀ خویش خبر میدهد، و اینکه معجزاتی را که تکذیبکنندگان پیشنهاد میکردند، نفرستاده است، و میفرماید چیزی او را از فرستادن آن معجزاتِ درخواستی بازنداشت، مگر اینکه خداوند نمیپسندد آنها آن را تکذیب کنند؛ زیرا وقتی معجزات را تکذیب کنند، بلافاصله آنها را شکنجه میدهد و بدون درنگ، عذاب، آنان را فرا خواهد گرفت. همانطور که خداوند با پیشینیانی که معجزات را تکذیب کردند، چنین رفتار نمود. یکی از معجزات بزرگی که خداوند فرستاد، معجزهای بود که برای قوم ثمود، فرستاد و آن ماده شتری بزرگ و شگفتانگیزی بود که تمام قبیلۀ ثمود روزی که آن شتر برای نوشیدن آب به چشمۀ آنان میرفت، آنان ـ به خاطر ارج نهادن به آن ـ به سر چشمه نمیرفتند و از آن آب نمیآوردند. ولی با این وجود، آن را تکذیب کردند، و درنتیجه به عذابی که خداوند در کتابش برای ما تعریف نموده است، گرفتار شدند. و اینها هم چنانچه معجزات بزرگی نیز به نزدشان میآمد، ایمان نمیآوردند؛ زیرا دلیل ایمان نیاوردنشان، این نبود که آنچه پیامبر آورده است پوشیده و پنهان، و حق و باطل بودنش بر آنان مشتبه میباشد، بلکه پیامبر با دلایل زیادی پیش آنها آمده که بر صحت آنچه آورده است، دلالت مینماید؛ دلایلی که موجب هدایت کسی است که خواهان هدایت باشد. طبعاً معجزات و نشانههای دیگر نیز مانند همین نشانهها و دلایل هستند، و آنها حتماً با آن، همان رفتاری را در پیش خواهند گرفت که با دیگر دلایل در پیش گرفتند. پس در این حالت، فرونفرستادن معجزات برایشان بهتر و مفیدتر است. (﴿وَمَا نُرۡسِلُ بِٱلۡأٓيَٰتِ إِلَّا تَخۡوِيفٗا﴾) و هدف از فرستادن معجزات، این نیست که انگیزه و سبب ایمان آوردن باشد؛ زیرا ایمان، بدون مشاهدۀ نشانه و معجزه، محقق نمیشود، بلکه هدف از فرستادن نشانهها و معجزات [دراین مورد مخصوص]، ترساندن و بیم دادن است، تا آنها از آنچه که بر آن هستند، باز آیند.
(60) (﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِ﴾) و به یاد آر آنگاه که به تو گفتیم: پروردگارت با آگاهی و قدرت خویش مردم را از هر جهت در احاطه دارد، و آنها پناهگاهی ندارند که به آن پناه ببرند. و این برای کسی که عقل دارد، کافی است تا از آنچه که خداوند نمیپسندد، باز آید. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا ٱلرُّءۡيَا ٱلَّتِيٓ أَرَيۡنَٰكَ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلۡمَلۡعُونَةَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ﴾) بیشتر مفسرین بر این باورند که منظور شب اسرا است؛ یعنی ما دیداری را که در شب معراج برای تو میسّر و ممکن کردیم، و [نیز] درخت نفرین شدۀ (زقّوم) -که در ته دوزخ میروید و در قرآن ذکر شده است- را جز وسیلۀ آزمایش مردمان قرار ندادهایم. این دو چیز مایۀ فتنۀ مردم قرار گرفتند تا جایی که کافران بر کفر خود پافشاری کردند و شرّ آنان بیشتر شد؛ و برخی از افرادی که ایمانشان ضعیف بود، از ایمان خود برگشتند؛ زیرا اموری که پیامبر آنها را خبر داده بود مبنی بر اینکه در یک شب از مسجد الاقصی به سوی آسمانها رفته است، حسب ظاهر و با توجه به امکانات مادی غیرممکن بود. و نیز پیامبر از وجود درختی خبر داده بود که در اعماق جهنم میروید، این نیز از چیزهای خلاف عادت بود و باعث شد تا آنها پیامبر را تکذیب کنند. پس چطور بود اگر آیات و امور خارق العادۀ بزرگ را مشاهده میکردند؟! آیا [در چنین شرایطی] نیاوردن معجزات بهتر نیست؟! البته که بهتر است؛ زیرا آوردن معجزات بزرگ، سبب میشود که شر و بدی آنان بیشتر شود. بنابراین خداوند بر آنها رحم نمود، ومعجزات بزرگ را برای آنها نیاورد. و از اینجا میتوان دریافت که عدم تصریح به چیزهای بزرگ در قرآن و سنت که در زمانهای اخیر پدیدار شده است، بسی بهتر است؛ زیرا ممکن بود که مردم آن زمان چنین چیزهایی را نپذیرند، و این باعث میشد تا دلهای برخی از مؤمنان دچار تردید شود و نیز مانعی میشد تا کسانی که اسلام نیاوردهاند، آنها را از ورود به اسلام باز دارد و از اسلام گریزان شوند. خداوند کلمات عام و فراگیری را بیان نموده که تمام آنچه را که رخ میدهد، دربر میگیرند. (﴿وَنُخَوِّفُهُمۡ فَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا طُغۡيَٰنٗا كَبِيرٗا﴾) و ما آنها را با نشانهها و معجزات بیم میدهیم، ولی این ترساندن و بیم دادن، جز سرکشی و عصیان فراوان، چیزی بر آنان نمیافزاید. و این بیانگر آن است که آنان بینهایت به شرّ متصّف بودند و آن را دوست میداشتند، و بینهایت از حق متنفر بودند و به آن پایبند نبودند.
الإسراء 17:61
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا و به يادآور وقتي که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده بريد» آنگاه همه سجده بردند مگر ابليس، گفت:«آيا براي کسي سجده کنم که او را از گل آفريده اي». قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً [شيطان] گفت: «به من بگو: آيا اين همان کسي است که او را بر من ترجيح داده و گراهي داشته اي؟ »[اين جاي بسي تعجب است] اگر مرا تا روز قيامت مهلت دهي همگي فرزندان او را جز اندکي نابود مي گردانم. قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا [خداوند فرمود]: «برو، هر کس از آنان از تو پيروي کند، سزاي همۀ شما جهنم است که سزايي فراوا و تمام است» وَاستفزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا و هرکس از آنان را که مي تواني با آواي خويش تحريک کن و لشکر سواره و پياده را بر سرشتان بتازان و در اموال و فرزندان با آنان شريک شو و آنان را وعده بده، و وعدۀ شيطان به مردم جز نيرنگ و قريب نيست . إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً بي گمان تو را بر بندگانم سلطه اي نيست و همين کافي است که پروردگارت حافظ و حمايتگر است.
(61) خداوند متعال بندگانش را، به دشمنی شدید شیطان و تلاش او برای گمراه کردنشان، آگاه ساخته و میفرماید: وقتی که خداوند آدم را آفرید، شیطان از سرِ تکبر وعناد، از سجده کردن برای او امتناع ورزید و با تکبر گفت: (﴿ءَأَسۡجُدُ لِمَنۡ خَلَقۡتَ طِينٗا﴾) آیا برای کسی سجده کنم که او را از گل آفریدهای؟ و شیطان گمان میبرد که به دلیل اینکه او از آتش آفریده شده است، از آدم بهتر است. و پیشتر بطلان این قیاس از چند جهت بیان شد.
(62) پس وقتی برای شیطان روشن شد که خداوند آدم را بر او برتری داده است، خطاب به خداوند گفت: (﴿أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ لَئِنۡ أَخَّرۡتَنِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَأَحۡتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) به من بگو: آیا این همان کسی است که او را بر من ترجیح داده و گرامی داشتهای؟! جای تعجب است! اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری، فرزندان او را نابود میکنم و گمراهشان خواهم کرد، مگر تعداد اندکی از آنان. شیطانِ پلید دانست که حتماً از میان فرزندان او کسانی خواهند بود که با وی دشمنی میورزند و از فرمانش سرپیچی میکنند.
(63) خداوند به شیطان فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ فَمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ﴾) برو، هرکس از آنان از تو پیروی کند و تو را بر پروردگار و کارساز حقیقیاش ترجیح دهد، (﴿فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمۡ جَزَآءٗ مَّوۡفُورٗا﴾) بیگمان سزای همۀ شما جهنم است که برایتان آماده شده است، و سزای اعمالتان را در آن به طور کامل خواهید دید.
(64) سپس خداوند شیطان را دستور داد [این دستور یک دستور تقدیری است نه شرعی] تا برای گمراه کردن بندگان، هرچه میتواند انجام بدهد، و فرمود: (﴿وَٱسۡتَفۡزِزۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتَ مِنۡهُم بِصَوۡتِكَ﴾) و هر کس از آنان را که میتوانی، با ندای خود از راه بهدر کن و بترسان و خوار بگردان. و در این هر دعوت کنندهای به سوی گناه داخل است. (﴿وَأَجۡلِبۡ عَلَيۡهِم بِخَيۡلِكَ وَرَجِلِكَ﴾) و لشکر سواره و پیادۀ خود را برسرشان بشوران و بتازان. و در این هر پیاده و سوارهای که به سوی معصیت و نافرمانی خدا [در حرکت است] داخل میباشد، و کسی که برای انجام گناه، پیاده در حرکت است یا سوار است و پیش میرود، از لشکر پیاده یا سوارۀ شیطان است. و منظور این است که خداوند بندگان را با این دشمن آشکار مورد آزمایش قرار میدهد، دشمنی که با سخنان و کارهایش آنان را به نافرمانی خدا فرا میخواند. (﴿وَشَارِكۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) و در اموال و فرزندانشان با آنان شریک شو، و این شامل هر گناهی است که متعلق به فرزندان و اموالشان میشود، از قبیل: ندادن زکات و کفاره و عدم پرداخت حقوق واجب، و عدم تربیت فرزندان بر کار خیر، و ترک شر، و گرفتن مال دیگران به ناحق، یا قرار دادن و خرج کردن آن در جایی که حق آن نیست، یا ثروت اندوزی از راههای نامشروع و شغلهای نادرست. همۀ موارد مذکور دراین باب داخلاند. بسیاری از مفسران گفتهاند: اگر هنگام خوردن غذا و آب، و هنگام آمیزش با همسر، اسم خدا برده نشود شیطان در اموال و فرزندان آدمی مشارکت میجوید. و هرگاه در این کارها انسان اسم خدا را نَبَرد، شیطان با او شریک میشود همانطور که در حدیث آمده است. (﴿وَعِدۡهُمۡ﴾) و به آنان وعده بده، وعدههایی که به ظاهر آراسته و فریبندهاند، اما حقیقتی ندارند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾) و شیطان به آنان جز فریب وعده نمیدهد؛ یعنی وعدههای باطل و نابود شدنی به آنان میدهد، مانند اینکه گناهان و عقاید فاسد را برایشان زیبا جلوه میدهد، و به آنان وعده میدهد که اگر این کارها را بکنند، پاداش خواهند داشت، چون آنها گمان میبرند که بر حق هستند. و خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗا﴾ شیطان شما را به فقر وتنگدستی تهدید میکند، و شما را به زشتیها فرمان میدهد؛ و خداوند به شما وعدۀ آمرزش از جانب خود، و وعدۀ فضل [و بخشش] میدهد.
(65) و چون خداوند از آنچه شیطان میخواهد با بندگان انجام دهد، خبر داد، چیزی را که بهوسیلۀ آن، میتوان از فتنۀ شیطان در امان بود؛ و آن، همان بندگی خدا و ایمان آوردن و توکل بر او است، بیان نمود فرمود: (﴿إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٞ﴾) بیگمان تو هیچ تسلطی بر بندگانم نداری؛ بلکه چنانچه عبودیت و بندگی او را انجام دهند، خداوند هر شری را از آنها دور مینماید، و آنان را از شیطان رانده شده در امان میدارد، و پشتیبان آنان خواهد بود. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلٗا﴾) و کافی است که پروردگارت حافظ و پشتیبان [آنان] است؛ و او کسی را حفاظت و پشتیبانی مینماید که بر وی توکل کند؛ و آنچه را که خداوند او را به انجام آن دستور داده است، انجام دهد.
الإسراء 17:62
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا و به يادآور وقتي که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده بريد» آنگاه همه سجده بردند مگر ابليس، گفت:«آيا براي کسي سجده کنم که او را از گل آفريده اي». قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً [شيطان] گفت: «به من بگو: آيا اين همان کسي است که او را بر من ترجيح داده و گراهي داشته اي؟ »[اين جاي بسي تعجب است] اگر مرا تا روز قيامت مهلت دهي همگي فرزندان او را جز اندکي نابود مي گردانم. قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا [خداوند فرمود]: «برو، هر کس از آنان از تو پيروي کند، سزاي همۀ شما جهنم است که سزايي فراوا و تمام است» وَاستفزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا و هرکس از آنان را که مي تواني با آواي خويش تحريک کن و لشکر سواره و پياده را بر سرشتان بتازان و در اموال و فرزندان با آنان شريک شو و آنان را وعده بده، و وعدۀ شيطان به مردم جز نيرنگ و قريب نيست . إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً بي گمان تو را بر بندگانم سلطه اي نيست و همين کافي است که پروردگارت حافظ و حمايتگر است.
(61) خداوند متعال بندگانش را، به دشمنی شدید شیطان و تلاش او برای گمراه کردنشان، آگاه ساخته و میفرماید: وقتی که خداوند آدم را آفرید، شیطان از سرِ تکبر وعناد، از سجده کردن برای او امتناع ورزید و با تکبر گفت: (﴿ءَأَسۡجُدُ لِمَنۡ خَلَقۡتَ طِينٗا﴾) آیا برای کسی سجده کنم که او را از گل آفریدهای؟ و شیطان گمان میبرد که به دلیل اینکه او از آتش آفریده شده است، از آدم بهتر است. و پیشتر بطلان این قیاس از چند جهت بیان شد.
(62) پس وقتی برای شیطان روشن شد که خداوند آدم را بر او برتری داده است، خطاب به خداوند گفت: (﴿أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ لَئِنۡ أَخَّرۡتَنِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَأَحۡتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) به من بگو: آیا این همان کسی است که او را بر من ترجیح داده و گرامی داشتهای؟! جای تعجب است! اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری، فرزندان او را نابود میکنم و گمراهشان خواهم کرد، مگر تعداد اندکی از آنان. شیطانِ پلید دانست که حتماً از میان فرزندان او کسانی خواهند بود که با وی دشمنی میورزند و از فرمانش سرپیچی میکنند.
(63) خداوند به شیطان فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ فَمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ﴾) برو، هرکس از آنان از تو پیروی کند و تو را بر پروردگار و کارساز حقیقیاش ترجیح دهد، (﴿فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمۡ جَزَآءٗ مَّوۡفُورٗا﴾) بیگمان سزای همۀ شما جهنم است که برایتان آماده شده است، و سزای اعمالتان را در آن به طور کامل خواهید دید.
(64) سپس خداوند شیطان را دستور داد [این دستور یک دستور تقدیری است نه شرعی] تا برای گمراه کردن بندگان، هرچه میتواند انجام بدهد، و فرمود: (﴿وَٱسۡتَفۡزِزۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتَ مِنۡهُم بِصَوۡتِكَ﴾) و هر کس از آنان را که میتوانی، با ندای خود از راه بهدر کن و بترسان و خوار بگردان. و در این هر دعوت کنندهای به سوی گناه داخل است. (﴿وَأَجۡلِبۡ عَلَيۡهِم بِخَيۡلِكَ وَرَجِلِكَ﴾) و لشکر سواره و پیادۀ خود را برسرشان بشوران و بتازان. و در این هر پیاده و سوارهای که به سوی معصیت و نافرمانی خدا [در حرکت است] داخل میباشد، و کسی که برای انجام گناه، پیاده در حرکت است یا سوار است و پیش میرود، از لشکر پیاده یا سوارۀ شیطان است. و منظور این است که خداوند بندگان را با این دشمن آشکار مورد آزمایش قرار میدهد، دشمنی که با سخنان و کارهایش آنان را به نافرمانی خدا فرا میخواند. (﴿وَشَارِكۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) و در اموال و فرزندانشان با آنان شریک شو، و این شامل هر گناهی است که متعلق به فرزندان و اموالشان میشود، از قبیل: ندادن زکات و کفاره و عدم پرداخت حقوق واجب، و عدم تربیت فرزندان بر کار خیر، و ترک شر، و گرفتن مال دیگران به ناحق، یا قرار دادن و خرج کردن آن در جایی که حق آن نیست، یا ثروت اندوزی از راههای نامشروع و شغلهای نادرست. همۀ موارد مذکور دراین باب داخلاند. بسیاری از مفسران گفتهاند: اگر هنگام خوردن غذا و آب، و هنگام آمیزش با همسر، اسم خدا برده نشود شیطان در اموال و فرزندان آدمی مشارکت میجوید. و هرگاه در این کارها انسان اسم خدا را نَبَرد، شیطان با او شریک میشود همانطور که در حدیث آمده است. (﴿وَعِدۡهُمۡ﴾) و به آنان وعده بده، وعدههایی که به ظاهر آراسته و فریبندهاند، اما حقیقتی ندارند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾) و شیطان به آنان جز فریب وعده نمیدهد؛ یعنی وعدههای باطل و نابود شدنی به آنان میدهد، مانند اینکه گناهان و عقاید فاسد را برایشان زیبا جلوه میدهد، و به آنان وعده میدهد که اگر این کارها را بکنند، پاداش خواهند داشت، چون آنها گمان میبرند که بر حق هستند. و خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗا﴾ شیطان شما را به فقر وتنگدستی تهدید میکند، و شما را به زشتیها فرمان میدهد؛ و خداوند به شما وعدۀ آمرزش از جانب خود، و وعدۀ فضل [و بخشش] میدهد.
(65) و چون خداوند از آنچه شیطان میخواهد با بندگان انجام دهد، خبر داد، چیزی را که بهوسیلۀ آن، میتوان از فتنۀ شیطان در امان بود؛ و آن، همان بندگی خدا و ایمان آوردن و توکل بر او است، بیان نمود فرمود: (﴿إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٞ﴾) بیگمان تو هیچ تسلطی بر بندگانم نداری؛ بلکه چنانچه عبودیت و بندگی او را انجام دهند، خداوند هر شری را از آنها دور مینماید، و آنان را از شیطان رانده شده در امان میدارد، و پشتیبان آنان خواهد بود. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلٗا﴾) و کافی است که پروردگارت حافظ و پشتیبان [آنان] است؛ و او کسی را حفاظت و پشتیبانی مینماید که بر وی توکل کند؛ و آنچه را که خداوند او را به انجام آن دستور داده است، انجام دهد.
الإسراء 17:63
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا و به يادآور وقتي که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده بريد» آنگاه همه سجده بردند مگر ابليس، گفت:«آيا براي کسي سجده کنم که او را از گل آفريده اي». قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً [شيطان] گفت: «به من بگو: آيا اين همان کسي است که او را بر من ترجيح داده و گراهي داشته اي؟ »[اين جاي بسي تعجب است] اگر مرا تا روز قيامت مهلت دهي همگي فرزندان او را جز اندکي نابود مي گردانم. قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا [خداوند فرمود]: «برو، هر کس از آنان از تو پيروي کند، سزاي همۀ شما جهنم است که سزايي فراوا و تمام است» وَاستفزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا و هرکس از آنان را که مي تواني با آواي خويش تحريک کن و لشکر سواره و پياده را بر سرشتان بتازان و در اموال و فرزندان با آنان شريک شو و آنان را وعده بده، و وعدۀ شيطان به مردم جز نيرنگ و قريب نيست . إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً بي گمان تو را بر بندگانم سلطه اي نيست و همين کافي است که پروردگارت حافظ و حمايتگر است.
(61) خداوند متعال بندگانش را، به دشمنی شدید شیطان و تلاش او برای گمراه کردنشان، آگاه ساخته و میفرماید: وقتی که خداوند آدم را آفرید، شیطان از سرِ تکبر وعناد، از سجده کردن برای او امتناع ورزید و با تکبر گفت: (﴿ءَأَسۡجُدُ لِمَنۡ خَلَقۡتَ طِينٗا﴾) آیا برای کسی سجده کنم که او را از گل آفریدهای؟ و شیطان گمان میبرد که به دلیل اینکه او از آتش آفریده شده است، از آدم بهتر است. و پیشتر بطلان این قیاس از چند جهت بیان شد.
(62) پس وقتی برای شیطان روشن شد که خداوند آدم را بر او برتری داده است، خطاب به خداوند گفت: (﴿أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ لَئِنۡ أَخَّرۡتَنِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَأَحۡتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) به من بگو: آیا این همان کسی است که او را بر من ترجیح داده و گرامی داشتهای؟! جای تعجب است! اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری، فرزندان او را نابود میکنم و گمراهشان خواهم کرد، مگر تعداد اندکی از آنان. شیطانِ پلید دانست که حتماً از میان فرزندان او کسانی خواهند بود که با وی دشمنی میورزند و از فرمانش سرپیچی میکنند.
(63) خداوند به شیطان فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ فَمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ﴾) برو، هرکس از آنان از تو پیروی کند و تو را بر پروردگار و کارساز حقیقیاش ترجیح دهد، (﴿فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمۡ جَزَآءٗ مَّوۡفُورٗا﴾) بیگمان سزای همۀ شما جهنم است که برایتان آماده شده است، و سزای اعمالتان را در آن به طور کامل خواهید دید.
(64) سپس خداوند شیطان را دستور داد [این دستور یک دستور تقدیری است نه شرعی] تا برای گمراه کردن بندگان، هرچه میتواند انجام بدهد، و فرمود: (﴿وَٱسۡتَفۡزِزۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتَ مِنۡهُم بِصَوۡتِكَ﴾) و هر کس از آنان را که میتوانی، با ندای خود از راه بهدر کن و بترسان و خوار بگردان. و در این هر دعوت کنندهای به سوی گناه داخل است. (﴿وَأَجۡلِبۡ عَلَيۡهِم بِخَيۡلِكَ وَرَجِلِكَ﴾) و لشکر سواره و پیادۀ خود را برسرشان بشوران و بتازان. و در این هر پیاده و سوارهای که به سوی معصیت و نافرمانی خدا [در حرکت است] داخل میباشد، و کسی که برای انجام گناه، پیاده در حرکت است یا سوار است و پیش میرود، از لشکر پیاده یا سوارۀ شیطان است. و منظور این است که خداوند بندگان را با این دشمن آشکار مورد آزمایش قرار میدهد، دشمنی که با سخنان و کارهایش آنان را به نافرمانی خدا فرا میخواند. (﴿وَشَارِكۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) و در اموال و فرزندانشان با آنان شریک شو، و این شامل هر گناهی است که متعلق به فرزندان و اموالشان میشود، از قبیل: ندادن زکات و کفاره و عدم پرداخت حقوق واجب، و عدم تربیت فرزندان بر کار خیر، و ترک شر، و گرفتن مال دیگران به ناحق، یا قرار دادن و خرج کردن آن در جایی که حق آن نیست، یا ثروت اندوزی از راههای نامشروع و شغلهای نادرست. همۀ موارد مذکور دراین باب داخلاند. بسیاری از مفسران گفتهاند: اگر هنگام خوردن غذا و آب، و هنگام آمیزش با همسر، اسم خدا برده نشود شیطان در اموال و فرزندان آدمی مشارکت میجوید. و هرگاه در این کارها انسان اسم خدا را نَبَرد، شیطان با او شریک میشود همانطور که در حدیث آمده است. (﴿وَعِدۡهُمۡ﴾) و به آنان وعده بده، وعدههایی که به ظاهر آراسته و فریبندهاند، اما حقیقتی ندارند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾) و شیطان به آنان جز فریب وعده نمیدهد؛ یعنی وعدههای باطل و نابود شدنی به آنان میدهد، مانند اینکه گناهان و عقاید فاسد را برایشان زیبا جلوه میدهد، و به آنان وعده میدهد که اگر این کارها را بکنند، پاداش خواهند داشت، چون آنها گمان میبرند که بر حق هستند. و خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗا﴾ شیطان شما را به فقر وتنگدستی تهدید میکند، و شما را به زشتیها فرمان میدهد؛ و خداوند به شما وعدۀ آمرزش از جانب خود، و وعدۀ فضل [و بخشش] میدهد.
(65) و چون خداوند از آنچه شیطان میخواهد با بندگان انجام دهد، خبر داد، چیزی را که بهوسیلۀ آن، میتوان از فتنۀ شیطان در امان بود؛ و آن، همان بندگی خدا و ایمان آوردن و توکل بر او است، بیان نمود فرمود: (﴿إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٞ﴾) بیگمان تو هیچ تسلطی بر بندگانم نداری؛ بلکه چنانچه عبودیت و بندگی او را انجام دهند، خداوند هر شری را از آنها دور مینماید، و آنان را از شیطان رانده شده در امان میدارد، و پشتیبان آنان خواهد بود. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلٗا﴾) و کافی است که پروردگارت حافظ و پشتیبان [آنان] است؛ و او کسی را حفاظت و پشتیبانی مینماید که بر وی توکل کند؛ و آنچه را که خداوند او را به انجام آن دستور داده است، انجام دهد.
الإسراء 17:64
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا و به يادآور وقتي که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده بريد» آنگاه همه سجده بردند مگر ابليس، گفت:«آيا براي کسي سجده کنم که او را از گل آفريده اي». قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً [شيطان] گفت: «به من بگو: آيا اين همان کسي است که او را بر من ترجيح داده و گراهي داشته اي؟ »[اين جاي بسي تعجب است] اگر مرا تا روز قيامت مهلت دهي همگي فرزندان او را جز اندکي نابود مي گردانم. قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا [خداوند فرمود]: «برو، هر کس از آنان از تو پيروي کند، سزاي همۀ شما جهنم است که سزايي فراوا و تمام است» وَاستفزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا و هرکس از آنان را که مي تواني با آواي خويش تحريک کن و لشکر سواره و پياده را بر سرشتان بتازان و در اموال و فرزندان با آنان شريک شو و آنان را وعده بده، و وعدۀ شيطان به مردم جز نيرنگ و قريب نيست . إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً بي گمان تو را بر بندگانم سلطه اي نيست و همين کافي است که پروردگارت حافظ و حمايتگر است.
(61) خداوند متعال بندگانش را، به دشمنی شدید شیطان و تلاش او برای گمراه کردنشان، آگاه ساخته و میفرماید: وقتی که خداوند آدم را آفرید، شیطان از سرِ تکبر وعناد، از سجده کردن برای او امتناع ورزید و با تکبر گفت: (﴿ءَأَسۡجُدُ لِمَنۡ خَلَقۡتَ طِينٗا﴾) آیا برای کسی سجده کنم که او را از گل آفریدهای؟ و شیطان گمان میبرد که به دلیل اینکه او از آتش آفریده شده است، از آدم بهتر است. و پیشتر بطلان این قیاس از چند جهت بیان شد.
(62) پس وقتی برای شیطان روشن شد که خداوند آدم را بر او برتری داده است، خطاب به خداوند گفت: (﴿أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ لَئِنۡ أَخَّرۡتَنِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَأَحۡتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) به من بگو: آیا این همان کسی است که او را بر من ترجیح داده و گرامی داشتهای؟! جای تعجب است! اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری، فرزندان او را نابود میکنم و گمراهشان خواهم کرد، مگر تعداد اندکی از آنان. شیطانِ پلید دانست که حتماً از میان فرزندان او کسانی خواهند بود که با وی دشمنی میورزند و از فرمانش سرپیچی میکنند.
(63) خداوند به شیطان فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ فَمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ﴾) برو، هرکس از آنان از تو پیروی کند و تو را بر پروردگار و کارساز حقیقیاش ترجیح دهد، (﴿فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمۡ جَزَآءٗ مَّوۡفُورٗا﴾) بیگمان سزای همۀ شما جهنم است که برایتان آماده شده است، و سزای اعمالتان را در آن به طور کامل خواهید دید.
(64) سپس خداوند شیطان را دستور داد [این دستور یک دستور تقدیری است نه شرعی] تا برای گمراه کردن بندگان، هرچه میتواند انجام بدهد، و فرمود: (﴿وَٱسۡتَفۡزِزۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتَ مِنۡهُم بِصَوۡتِكَ﴾) و هر کس از آنان را که میتوانی، با ندای خود از راه بهدر کن و بترسان و خوار بگردان. و در این هر دعوت کنندهای به سوی گناه داخل است. (﴿وَأَجۡلِبۡ عَلَيۡهِم بِخَيۡلِكَ وَرَجِلِكَ﴾) و لشکر سواره و پیادۀ خود را برسرشان بشوران و بتازان. و در این هر پیاده و سوارهای که به سوی معصیت و نافرمانی خدا [در حرکت است] داخل میباشد، و کسی که برای انجام گناه، پیاده در حرکت است یا سوار است و پیش میرود، از لشکر پیاده یا سوارۀ شیطان است. و منظور این است که خداوند بندگان را با این دشمن آشکار مورد آزمایش قرار میدهد، دشمنی که با سخنان و کارهایش آنان را به نافرمانی خدا فرا میخواند. (﴿وَشَارِكۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) و در اموال و فرزندانشان با آنان شریک شو، و این شامل هر گناهی است که متعلق به فرزندان و اموالشان میشود، از قبیل: ندادن زکات و کفاره و عدم پرداخت حقوق واجب، و عدم تربیت فرزندان بر کار خیر، و ترک شر، و گرفتن مال دیگران به ناحق، یا قرار دادن و خرج کردن آن در جایی که حق آن نیست، یا ثروت اندوزی از راههای نامشروع و شغلهای نادرست. همۀ موارد مذکور دراین باب داخلاند. بسیاری از مفسران گفتهاند: اگر هنگام خوردن غذا و آب، و هنگام آمیزش با همسر، اسم خدا برده نشود شیطان در اموال و فرزندان آدمی مشارکت میجوید. و هرگاه در این کارها انسان اسم خدا را نَبَرد، شیطان با او شریک میشود همانطور که در حدیث آمده است. (﴿وَعِدۡهُمۡ﴾) و به آنان وعده بده، وعدههایی که به ظاهر آراسته و فریبندهاند، اما حقیقتی ندارند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾) و شیطان به آنان جز فریب وعده نمیدهد؛ یعنی وعدههای باطل و نابود شدنی به آنان میدهد، مانند اینکه گناهان و عقاید فاسد را برایشان زیبا جلوه میدهد، و به آنان وعده میدهد که اگر این کارها را بکنند، پاداش خواهند داشت، چون آنها گمان میبرند که بر حق هستند. و خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗا﴾ شیطان شما را به فقر وتنگدستی تهدید میکند، و شما را به زشتیها فرمان میدهد؛ و خداوند به شما وعدۀ آمرزش از جانب خود، و وعدۀ فضل [و بخشش] میدهد.
(65) و چون خداوند از آنچه شیطان میخواهد با بندگان انجام دهد، خبر داد، چیزی را که بهوسیلۀ آن، میتوان از فتنۀ شیطان در امان بود؛ و آن، همان بندگی خدا و ایمان آوردن و توکل بر او است، بیان نمود فرمود: (﴿إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٞ﴾) بیگمان تو هیچ تسلطی بر بندگانم نداری؛ بلکه چنانچه عبودیت و بندگی او را انجام دهند، خداوند هر شری را از آنها دور مینماید، و آنان را از شیطان رانده شده در امان میدارد، و پشتیبان آنان خواهد بود. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلٗا﴾) و کافی است که پروردگارت حافظ و پشتیبان [آنان] است؛ و او کسی را حفاظت و پشتیبانی مینماید که بر وی توکل کند؛ و آنچه را که خداوند او را به انجام آن دستور داده است، انجام دهد.
الإسراء 17:65
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا و به يادآور وقتي که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده بريد» آنگاه همه سجده بردند مگر ابليس، گفت:«آيا براي کسي سجده کنم که او را از گل آفريده اي». قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً [شيطان] گفت: «به من بگو: آيا اين همان کسي است که او را بر من ترجيح داده و گراهي داشته اي؟ »[اين جاي بسي تعجب است] اگر مرا تا روز قيامت مهلت دهي همگي فرزندان او را جز اندکي نابود مي گردانم. قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا [خداوند فرمود]: «برو، هر کس از آنان از تو پيروي کند، سزاي همۀ شما جهنم است که سزايي فراوا و تمام است» وَاستفزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا و هرکس از آنان را که مي تواني با آواي خويش تحريک کن و لشکر سواره و پياده را بر سرشتان بتازان و در اموال و فرزندان با آنان شريک شو و آنان را وعده بده، و وعدۀ شيطان به مردم جز نيرنگ و قريب نيست . إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً بي گمان تو را بر بندگانم سلطه اي نيست و همين کافي است که پروردگارت حافظ و حمايتگر است.
(61) خداوند متعال بندگانش را، به دشمنی شدید شیطان و تلاش او برای گمراه کردنشان، آگاه ساخته و میفرماید: وقتی که خداوند آدم را آفرید، شیطان از سرِ تکبر وعناد، از سجده کردن برای او امتناع ورزید و با تکبر گفت: (﴿ءَأَسۡجُدُ لِمَنۡ خَلَقۡتَ طِينٗا﴾) آیا برای کسی سجده کنم که او را از گل آفریدهای؟ و شیطان گمان میبرد که به دلیل اینکه او از آتش آفریده شده است، از آدم بهتر است. و پیشتر بطلان این قیاس از چند جهت بیان شد.
(62) پس وقتی برای شیطان روشن شد که خداوند آدم را بر او برتری داده است، خطاب به خداوند گفت: (﴿أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ لَئِنۡ أَخَّرۡتَنِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَأَحۡتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) به من بگو: آیا این همان کسی است که او را بر من ترجیح داده و گرامی داشتهای؟! جای تعجب است! اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری، فرزندان او را نابود میکنم و گمراهشان خواهم کرد، مگر تعداد اندکی از آنان. شیطانِ پلید دانست که حتماً از میان فرزندان او کسانی خواهند بود که با وی دشمنی میورزند و از فرمانش سرپیچی میکنند.
(63) خداوند به شیطان فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ فَمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ﴾) برو، هرکس از آنان از تو پیروی کند و تو را بر پروردگار و کارساز حقیقیاش ترجیح دهد، (﴿فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمۡ جَزَآءٗ مَّوۡفُورٗا﴾) بیگمان سزای همۀ شما جهنم است که برایتان آماده شده است، و سزای اعمالتان را در آن به طور کامل خواهید دید.
(64) سپس خداوند شیطان را دستور داد [این دستور یک دستور تقدیری است نه شرعی] تا برای گمراه کردن بندگان، هرچه میتواند انجام بدهد، و فرمود: (﴿وَٱسۡتَفۡزِزۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتَ مِنۡهُم بِصَوۡتِكَ﴾) و هر کس از آنان را که میتوانی، با ندای خود از راه بهدر کن و بترسان و خوار بگردان. و در این هر دعوت کنندهای به سوی گناه داخل است. (﴿وَأَجۡلِبۡ عَلَيۡهِم بِخَيۡلِكَ وَرَجِلِكَ﴾) و لشکر سواره و پیادۀ خود را برسرشان بشوران و بتازان. و در این هر پیاده و سوارهای که به سوی معصیت و نافرمانی خدا [در حرکت است] داخل میباشد، و کسی که برای انجام گناه، پیاده در حرکت است یا سوار است و پیش میرود، از لشکر پیاده یا سوارۀ شیطان است. و منظور این است که خداوند بندگان را با این دشمن آشکار مورد آزمایش قرار میدهد، دشمنی که با سخنان و کارهایش آنان را به نافرمانی خدا فرا میخواند. (﴿وَشَارِكۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾) و در اموال و فرزندانشان با آنان شریک شو، و این شامل هر گناهی است که متعلق به فرزندان و اموالشان میشود، از قبیل: ندادن زکات و کفاره و عدم پرداخت حقوق واجب، و عدم تربیت فرزندان بر کار خیر، و ترک شر، و گرفتن مال دیگران به ناحق، یا قرار دادن و خرج کردن آن در جایی که حق آن نیست، یا ثروت اندوزی از راههای نامشروع و شغلهای نادرست. همۀ موارد مذکور دراین باب داخلاند. بسیاری از مفسران گفتهاند: اگر هنگام خوردن غذا و آب، و هنگام آمیزش با همسر، اسم خدا برده نشود شیطان در اموال و فرزندان آدمی مشارکت میجوید. و هرگاه در این کارها انسان اسم خدا را نَبَرد، شیطان با او شریک میشود همانطور که در حدیث آمده است. (﴿وَعِدۡهُمۡ﴾) و به آنان وعده بده، وعدههایی که به ظاهر آراسته و فریبندهاند، اما حقیقتی ندارند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾) و شیطان به آنان جز فریب وعده نمیدهد؛ یعنی وعدههای باطل و نابود شدنی به آنان میدهد، مانند اینکه گناهان و عقاید فاسد را برایشان زیبا جلوه میدهد، و به آنان وعده میدهد که اگر این کارها را بکنند، پاداش خواهند داشت، چون آنها گمان میبرند که بر حق هستند. و خداوند متعال فرموده است:﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗا﴾ شیطان شما را به فقر وتنگدستی تهدید میکند، و شما را به زشتیها فرمان میدهد؛ و خداوند به شما وعدۀ آمرزش از جانب خود، و وعدۀ فضل [و بخشش] میدهد.
(65) و چون خداوند از آنچه شیطان میخواهد با بندگان انجام دهد، خبر داد، چیزی را که بهوسیلۀ آن، میتوان از فتنۀ شیطان در امان بود؛ و آن، همان بندگی خدا و ایمان آوردن و توکل بر او است، بیان نمود فرمود: (﴿إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٞ﴾) بیگمان تو هیچ تسلطی بر بندگانم نداری؛ بلکه چنانچه عبودیت و بندگی او را انجام دهند، خداوند هر شری را از آنها دور مینماید، و آنان را از شیطان رانده شده در امان میدارد، و پشتیبان آنان خواهد بود. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلٗا﴾) و کافی است که پروردگارت حافظ و پشتیبان [آنان] است؛ و او کسی را حفاظت و پشتیبانی مینماید که بر وی توکل کند؛ و آنچه را که خداوند او را به انجام آن دستور داده است، انجام دهد.
الإسراء 17:66
رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا پروردگارتان آن [خدايي] است که کشتيها را در دريا برايتان روان مي کند تا از فضل او بجوييد، بي گمان او [نسبت] به شما مهربان است. وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا و هنگامي که در دريا سختي ها به شما رسد، جز خدا همۀ کساني که به فرياد مي خوانيد از نظرتان ناپديد مي گردند، اما وقتي که [خدا] شما را برهاند و به خشکي برساند روي مي گردانيد و انسان [يک موجود بسيار] ناسپاس است. أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلاً آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را در گوشه اي از خشکي در زمين فرو ببرد، يا طوفاني بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ آن گاه براي خود کارسازي نمي يابيد. أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را به دريا بازگرداند، آن گاه تند بادي بر شما بفرستد، سپس به سبب آنکه کفر ورزيده ايد شما را غرق نمايد؟ آنگاه در اين خصوص [و] در برابر ما [براي خود] بازخواست کننده اي نيابيد.
(66) خداوند نعمت خود را بر بندگانش یادآور میشود که کشتیها را برایشان مسخر کرده، و به آنها الهام نموده که چگونه کشتی بسازند، و دریای خروشان و پرتلاطم را برایشان مسخر نموده که کشتیها در آن حرکت مینمایند؛ تا بندگان با سوار شدن بر آن و حمل کالاهای تجارتی خود بر آن، بهره مند شوند، و این رحمت و مهربانی خداوند در حق بندگانش است، و او همواره نسبت به بندگان مهربان بوده وهرچه به سودشان است، به آنها میدهد.
(67) و از جمله رحمتهای الهی دالِّ بر اینکه تنها او معبود حقیقی است نه آنچه غیر از او معبود خوانده میشوند، این است که هرگاه سختی و ناراحتی در دریا به آنها برسد و گرفتار طوفانها و امواج شوند و از نابودی و هلاک شدن بترسند، مردهها و زندههایی را که درحالت آسایش و راحتی به فریاد میخواندند، ازنظرشان ناپدید میگردد، و انگار هیچ زمانی آنها را به کمک و فریاد نخواندهاند؛ چون میدانند که آنها ضعیفاند و توانایی دور ساختن هیچ مشکل و سختی را ندارند. و اینجاست که آفرینندۀ آسمانها و زمین را -که همۀ مخلوقات در سختیها از او یاری میجویند- به فریاد میخوانند، وخالصانه به درگاه اقدسش به نیایش و دعا میپردازند، و در محضرش خاشع و فروتن میشوند. اما وقتی سختی را از آنها دور نماید و آنان را از غرق شدن نجات دهد و به خشکی برساند، خدا را که پیشتر به فریاد خوانده بودند، فراموش میکنند و با او کسی را شریک میسازند که هیچ فایدهای را نمیرساند، و هیچ ضرری را دفع نمیکند، و کسی را محروم نمیگرداند. بنابراین از یگانه پرستی و اخلاص در عبادت و دعا برای پروردگارشان اعراض نموده، و روی برمیتابند. و این براثر جهالت انسان و ناسپاسی اوست؛ زیرا انسان شکر نعمتها را نمیگزارد. مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و به وی عقل سلیم عطا کرده، و او را به راه راست رهنمود کرده است. پس چنین فردی میداند، کسی که سختیها را دور مینماید و آدمی را از وحشتها و امور هولناک نجات میدهد، خداست که سزاوار آن است تنها پرستش شود، و در سختی و آسایش و در فراخنا و تنگنا، هر عبادتی فقط برای او انجام شود. اما هرکس که خوار شود و سرنوشت خود را به عقل ناتوان خود بسپارد، در هنگام سختی و شداید جز به مصلحت و منفعت و نجات خود نمیاندیشد؛ بنابراین وقتی که نجات یافت و مشقت و سختی از او دور شد، به سبب جهالت و نادانیاش گمان میبرد که خداوند نتوانسته او را مجازات نماید. و عقوبت دنیویِ شرک، به ذهن او خطور نمیکند، گذشته از اینکه به عواقب وخیم آن در قیامت بیندیشد. بنابراین خداوند آنها را متذکر شد و فرمود:
(68 - 69) (﴿أَفَأَمِنتُمۡ أَن يَخۡسِفَ بِكُمۡ جَانِبَ ٱلۡبَرِّ أَوۡ يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾) آیا ایمن شدهاید از اینکه شما را در کنارهای از خشکی در زمین فرو ببرد، یا طوفانی بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ یعنی خداوند بر هر چیز و هر کاری تواناست؛ اگر بخواهد، عذابی از پایین بر شما فرود میآورد و شما را در کام زمین فرو میبرد؛ و اگر بخواهد، عذابی از بالای سرتان فرود میآورد و شمارا سنگباران خواهد کرد، و آن عذابی است که آنها را هلاک و نابود میسازد. بنابراین گمان نکنید که نابودی و هلاک شدن، جز در دریا، در جایی دیگر صورت نمیگیرد. و اگر چنین گمان برید، پس ایمن نیستید از اینکه (﴿أَن يُعِيدَكُمۡ فِيهِ تَارَةً أُخۡرَىٰ فَيُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ قَاصِفٗا مِّنَ ٱلرِّيحِ﴾) شما را به دریا بازگرداند، آنگاه تند بادِ درهم شکنندهای بر شما بفرستد، (﴿فَيُغۡرِقَكُم بِمَا كَفَرۡتُمۡ ثُمَّ لَا تَجِدُواۡ لَكُمۡ عَلَيۡنَا بِهِۦ تَبِيعٗا﴾) و به سبب اینکه کفر ورزیدهاید، شما را غرق نماید، و کسی را نیابید که در برابر این کار، ما را تعقیب و مورد پیگرد قرار دهد؛ زیرا خداوند به اندازۀ ذرهای بر شما ستم نکرده است.
الإسراء 17:67
رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا پروردگارتان آن [خدايي] است که کشتيها را در دريا برايتان روان مي کند تا از فضل او بجوييد، بي گمان او [نسبت] به شما مهربان است. وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا و هنگامي که در دريا سختي ها به شما رسد، جز خدا همۀ کساني که به فرياد مي خوانيد از نظرتان ناپديد مي گردند، اما وقتي که [خدا] شما را برهاند و به خشکي برساند روي مي گردانيد و انسان [يک موجود بسيار] ناسپاس است. أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلاً آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را در گوشه اي از خشکي در زمين فرو ببرد، يا طوفاني بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ آن گاه براي خود کارسازي نمي يابيد. أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را به دريا بازگرداند، آن گاه تند بادي بر شما بفرستد، سپس به سبب آنکه کفر ورزيده ايد شما را غرق نمايد؟ آنگاه در اين خصوص [و] در برابر ما [براي خود] بازخواست کننده اي نيابيد.
(66) خداوند نعمت خود را بر بندگانش یادآور میشود که کشتیها را برایشان مسخر کرده، و به آنها الهام نموده که چگونه کشتی بسازند، و دریای خروشان و پرتلاطم را برایشان مسخر نموده که کشتیها در آن حرکت مینمایند؛ تا بندگان با سوار شدن بر آن و حمل کالاهای تجارتی خود بر آن، بهره مند شوند، و این رحمت و مهربانی خداوند در حق بندگانش است، و او همواره نسبت به بندگان مهربان بوده وهرچه به سودشان است، به آنها میدهد.
(67) و از جمله رحمتهای الهی دالِّ بر اینکه تنها او معبود حقیقی است نه آنچه غیر از او معبود خوانده میشوند، این است که هرگاه سختی و ناراحتی در دریا به آنها برسد و گرفتار طوفانها و امواج شوند و از نابودی و هلاک شدن بترسند، مردهها و زندههایی را که درحالت آسایش و راحتی به فریاد میخواندند، ازنظرشان ناپدید میگردد، و انگار هیچ زمانی آنها را به کمک و فریاد نخواندهاند؛ چون میدانند که آنها ضعیفاند و توانایی دور ساختن هیچ مشکل و سختی را ندارند. و اینجاست که آفرینندۀ آسمانها و زمین را -که همۀ مخلوقات در سختیها از او یاری میجویند- به فریاد میخوانند، وخالصانه به درگاه اقدسش به نیایش و دعا میپردازند، و در محضرش خاشع و فروتن میشوند. اما وقتی سختی را از آنها دور نماید و آنان را از غرق شدن نجات دهد و به خشکی برساند، خدا را که پیشتر به فریاد خوانده بودند، فراموش میکنند و با او کسی را شریک میسازند که هیچ فایدهای را نمیرساند، و هیچ ضرری را دفع نمیکند، و کسی را محروم نمیگرداند. بنابراین از یگانه پرستی و اخلاص در عبادت و دعا برای پروردگارشان اعراض نموده، و روی برمیتابند. و این براثر جهالت انسان و ناسپاسی اوست؛ زیرا انسان شکر نعمتها را نمیگزارد. مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و به وی عقل سلیم عطا کرده، و او را به راه راست رهنمود کرده است. پس چنین فردی میداند، کسی که سختیها را دور مینماید و آدمی را از وحشتها و امور هولناک نجات میدهد، خداست که سزاوار آن است تنها پرستش شود، و در سختی و آسایش و در فراخنا و تنگنا، هر عبادتی فقط برای او انجام شود. اما هرکس که خوار شود و سرنوشت خود را به عقل ناتوان خود بسپارد، در هنگام سختی و شداید جز به مصلحت و منفعت و نجات خود نمیاندیشد؛ بنابراین وقتی که نجات یافت و مشقت و سختی از او دور شد، به سبب جهالت و نادانیاش گمان میبرد که خداوند نتوانسته او را مجازات نماید. و عقوبت دنیویِ شرک، به ذهن او خطور نمیکند، گذشته از اینکه به عواقب وخیم آن در قیامت بیندیشد. بنابراین خداوند آنها را متذکر شد و فرمود:
(68 - 69) (﴿أَفَأَمِنتُمۡ أَن يَخۡسِفَ بِكُمۡ جَانِبَ ٱلۡبَرِّ أَوۡ يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾) آیا ایمن شدهاید از اینکه شما را در کنارهای از خشکی در زمین فرو ببرد، یا طوفانی بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ یعنی خداوند بر هر چیز و هر کاری تواناست؛ اگر بخواهد، عذابی از پایین بر شما فرود میآورد و شما را در کام زمین فرو میبرد؛ و اگر بخواهد، عذابی از بالای سرتان فرود میآورد و شمارا سنگباران خواهد کرد، و آن عذابی است که آنها را هلاک و نابود میسازد. بنابراین گمان نکنید که نابودی و هلاک شدن، جز در دریا، در جایی دیگر صورت نمیگیرد. و اگر چنین گمان برید، پس ایمن نیستید از اینکه (﴿أَن يُعِيدَكُمۡ فِيهِ تَارَةً أُخۡرَىٰ فَيُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ قَاصِفٗا مِّنَ ٱلرِّيحِ﴾) شما را به دریا بازگرداند، آنگاه تند بادِ درهم شکنندهای بر شما بفرستد، (﴿فَيُغۡرِقَكُم بِمَا كَفَرۡتُمۡ ثُمَّ لَا تَجِدُواۡ لَكُمۡ عَلَيۡنَا بِهِۦ تَبِيعٗا﴾) و به سبب اینکه کفر ورزیدهاید، شما را غرق نماید، و کسی را نیابید که در برابر این کار، ما را تعقیب و مورد پیگرد قرار دهد؛ زیرا خداوند به اندازۀ ذرهای بر شما ستم نکرده است.
الإسراء 17:68
رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا پروردگارتان آن [خدايي] است که کشتيها را در دريا برايتان روان مي کند تا از فضل او بجوييد، بي گمان او [نسبت] به شما مهربان است. وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا و هنگامي که در دريا سختي ها به شما رسد، جز خدا همۀ کساني که به فرياد مي خوانيد از نظرتان ناپديد مي گردند، اما وقتي که [خدا] شما را برهاند و به خشکي برساند روي مي گردانيد و انسان [يک موجود بسيار] ناسپاس است. أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلاً آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را در گوشه اي از خشکي در زمين فرو ببرد، يا طوفاني بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ آن گاه براي خود کارسازي نمي يابيد. أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را به دريا بازگرداند، آن گاه تند بادي بر شما بفرستد، سپس به سبب آنکه کفر ورزيده ايد شما را غرق نمايد؟ آنگاه در اين خصوص [و] در برابر ما [براي خود] بازخواست کننده اي نيابيد.
(66) خداوند نعمت خود را بر بندگانش یادآور میشود که کشتیها را برایشان مسخر کرده، و به آنها الهام نموده که چگونه کشتی بسازند، و دریای خروشان و پرتلاطم را برایشان مسخر نموده که کشتیها در آن حرکت مینمایند؛ تا بندگان با سوار شدن بر آن و حمل کالاهای تجارتی خود بر آن، بهره مند شوند، و این رحمت و مهربانی خداوند در حق بندگانش است، و او همواره نسبت به بندگان مهربان بوده وهرچه به سودشان است، به آنها میدهد.
(67) و از جمله رحمتهای الهی دالِّ بر اینکه تنها او معبود حقیقی است نه آنچه غیر از او معبود خوانده میشوند، این است که هرگاه سختی و ناراحتی در دریا به آنها برسد و گرفتار طوفانها و امواج شوند و از نابودی و هلاک شدن بترسند، مردهها و زندههایی را که درحالت آسایش و راحتی به فریاد میخواندند، ازنظرشان ناپدید میگردد، و انگار هیچ زمانی آنها را به کمک و فریاد نخواندهاند؛ چون میدانند که آنها ضعیفاند و توانایی دور ساختن هیچ مشکل و سختی را ندارند. و اینجاست که آفرینندۀ آسمانها و زمین را -که همۀ مخلوقات در سختیها از او یاری میجویند- به فریاد میخوانند، وخالصانه به درگاه اقدسش به نیایش و دعا میپردازند، و در محضرش خاشع و فروتن میشوند. اما وقتی سختی را از آنها دور نماید و آنان را از غرق شدن نجات دهد و به خشکی برساند، خدا را که پیشتر به فریاد خوانده بودند، فراموش میکنند و با او کسی را شریک میسازند که هیچ فایدهای را نمیرساند، و هیچ ضرری را دفع نمیکند، و کسی را محروم نمیگرداند. بنابراین از یگانه پرستی و اخلاص در عبادت و دعا برای پروردگارشان اعراض نموده، و روی برمیتابند. و این براثر جهالت انسان و ناسپاسی اوست؛ زیرا انسان شکر نعمتها را نمیگزارد. مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و به وی عقل سلیم عطا کرده، و او را به راه راست رهنمود کرده است. پس چنین فردی میداند، کسی که سختیها را دور مینماید و آدمی را از وحشتها و امور هولناک نجات میدهد، خداست که سزاوار آن است تنها پرستش شود، و در سختی و آسایش و در فراخنا و تنگنا، هر عبادتی فقط برای او انجام شود. اما هرکس که خوار شود و سرنوشت خود را به عقل ناتوان خود بسپارد، در هنگام سختی و شداید جز به مصلحت و منفعت و نجات خود نمیاندیشد؛ بنابراین وقتی که نجات یافت و مشقت و سختی از او دور شد، به سبب جهالت و نادانیاش گمان میبرد که خداوند نتوانسته او را مجازات نماید. و عقوبت دنیویِ شرک، به ذهن او خطور نمیکند، گذشته از اینکه به عواقب وخیم آن در قیامت بیندیشد. بنابراین خداوند آنها را متذکر شد و فرمود:
(68 - 69) (﴿أَفَأَمِنتُمۡ أَن يَخۡسِفَ بِكُمۡ جَانِبَ ٱلۡبَرِّ أَوۡ يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾) آیا ایمن شدهاید از اینکه شما را در کنارهای از خشکی در زمین فرو ببرد، یا طوفانی بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ یعنی خداوند بر هر چیز و هر کاری تواناست؛ اگر بخواهد، عذابی از پایین بر شما فرود میآورد و شما را در کام زمین فرو میبرد؛ و اگر بخواهد، عذابی از بالای سرتان فرود میآورد و شمارا سنگباران خواهد کرد، و آن عذابی است که آنها را هلاک و نابود میسازد. بنابراین گمان نکنید که نابودی و هلاک شدن، جز در دریا، در جایی دیگر صورت نمیگیرد. و اگر چنین گمان برید، پس ایمن نیستید از اینکه (﴿أَن يُعِيدَكُمۡ فِيهِ تَارَةً أُخۡرَىٰ فَيُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ قَاصِفٗا مِّنَ ٱلرِّيحِ﴾) شما را به دریا بازگرداند، آنگاه تند بادِ درهم شکنندهای بر شما بفرستد، (﴿فَيُغۡرِقَكُم بِمَا كَفَرۡتُمۡ ثُمَّ لَا تَجِدُواۡ لَكُمۡ عَلَيۡنَا بِهِۦ تَبِيعٗا﴾) و به سبب اینکه کفر ورزیدهاید، شما را غرق نماید، و کسی را نیابید که در برابر این کار، ما را تعقیب و مورد پیگرد قرار دهد؛ زیرا خداوند به اندازۀ ذرهای بر شما ستم نکرده است.
الإسراء 17:69
رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا پروردگارتان آن [خدايي] است که کشتيها را در دريا برايتان روان مي کند تا از فضل او بجوييد، بي گمان او [نسبت] به شما مهربان است. وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا و هنگامي که در دريا سختي ها به شما رسد، جز خدا همۀ کساني که به فرياد مي خوانيد از نظرتان ناپديد مي گردند، اما وقتي که [خدا] شما را برهاند و به خشکي برساند روي مي گردانيد و انسان [يک موجود بسيار] ناسپاس است. أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلاً آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را در گوشه اي از خشکي در زمين فرو ببرد، يا طوفاني بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ آن گاه براي خود کارسازي نمي يابيد. أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا آيا ايمن شده ايد از اينکه شما را به دريا بازگرداند، آن گاه تند بادي بر شما بفرستد، سپس به سبب آنکه کفر ورزيده ايد شما را غرق نمايد؟ آنگاه در اين خصوص [و] در برابر ما [براي خود] بازخواست کننده اي نيابيد.
(66) خداوند نعمت خود را بر بندگانش یادآور میشود که کشتیها را برایشان مسخر کرده، و به آنها الهام نموده که چگونه کشتی بسازند، و دریای خروشان و پرتلاطم را برایشان مسخر نموده که کشتیها در آن حرکت مینمایند؛ تا بندگان با سوار شدن بر آن و حمل کالاهای تجارتی خود بر آن، بهره مند شوند، و این رحمت و مهربانی خداوند در حق بندگانش است، و او همواره نسبت به بندگان مهربان بوده وهرچه به سودشان است، به آنها میدهد.
(67) و از جمله رحمتهای الهی دالِّ بر اینکه تنها او معبود حقیقی است نه آنچه غیر از او معبود خوانده میشوند، این است که هرگاه سختی و ناراحتی در دریا به آنها برسد و گرفتار طوفانها و امواج شوند و از نابودی و هلاک شدن بترسند، مردهها و زندههایی را که درحالت آسایش و راحتی به فریاد میخواندند، ازنظرشان ناپدید میگردد، و انگار هیچ زمانی آنها را به کمک و فریاد نخواندهاند؛ چون میدانند که آنها ضعیفاند و توانایی دور ساختن هیچ مشکل و سختی را ندارند. و اینجاست که آفرینندۀ آسمانها و زمین را -که همۀ مخلوقات در سختیها از او یاری میجویند- به فریاد میخوانند، وخالصانه به درگاه اقدسش به نیایش و دعا میپردازند، و در محضرش خاشع و فروتن میشوند. اما وقتی سختی را از آنها دور نماید و آنان را از غرق شدن نجات دهد و به خشکی برساند، خدا را که پیشتر به فریاد خوانده بودند، فراموش میکنند و با او کسی را شریک میسازند که هیچ فایدهای را نمیرساند، و هیچ ضرری را دفع نمیکند، و کسی را محروم نمیگرداند. بنابراین از یگانه پرستی و اخلاص در عبادت و دعا برای پروردگارشان اعراض نموده، و روی برمیتابند. و این براثر جهالت انسان و ناسپاسی اوست؛ زیرا انسان شکر نعمتها را نمیگزارد. مگر کسی که خداوند او را هدایت نموده و به وی عقل سلیم عطا کرده، و او را به راه راست رهنمود کرده است. پس چنین فردی میداند، کسی که سختیها را دور مینماید و آدمی را از وحشتها و امور هولناک نجات میدهد، خداست که سزاوار آن است تنها پرستش شود، و در سختی و آسایش و در فراخنا و تنگنا، هر عبادتی فقط برای او انجام شود. اما هرکس که خوار شود و سرنوشت خود را به عقل ناتوان خود بسپارد، در هنگام سختی و شداید جز به مصلحت و منفعت و نجات خود نمیاندیشد؛ بنابراین وقتی که نجات یافت و مشقت و سختی از او دور شد، به سبب جهالت و نادانیاش گمان میبرد که خداوند نتوانسته او را مجازات نماید. و عقوبت دنیویِ شرک، به ذهن او خطور نمیکند، گذشته از اینکه به عواقب وخیم آن در قیامت بیندیشد. بنابراین خداوند آنها را متذکر شد و فرمود:
(68 - 69) (﴿أَفَأَمِنتُمۡ أَن يَخۡسِفَ بِكُمۡ جَانِبَ ٱلۡبَرِّ أَوۡ يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾) آیا ایمن شدهاید از اینکه شما را در کنارهای از خشکی در زمین فرو ببرد، یا طوفانی بر شما بفرستد که شما را سنگباران کند؟ یعنی خداوند بر هر چیز و هر کاری تواناست؛ اگر بخواهد، عذابی از پایین بر شما فرود میآورد و شما را در کام زمین فرو میبرد؛ و اگر بخواهد، عذابی از بالای سرتان فرود میآورد و شمارا سنگباران خواهد کرد، و آن عذابی است که آنها را هلاک و نابود میسازد. بنابراین گمان نکنید که نابودی و هلاک شدن، جز در دریا، در جایی دیگر صورت نمیگیرد. و اگر چنین گمان برید، پس ایمن نیستید از اینکه (﴿أَن يُعِيدَكُمۡ فِيهِ تَارَةً أُخۡرَىٰ فَيُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ قَاصِفٗا مِّنَ ٱلرِّيحِ﴾) شما را به دریا بازگرداند، آنگاه تند بادِ درهم شکنندهای بر شما بفرستد، (﴿فَيُغۡرِقَكُم بِمَا كَفَرۡتُمۡ ثُمَّ لَا تَجِدُواۡ لَكُمۡ عَلَيۡنَا بِهِۦ تَبِيعٗا﴾) و به سبب اینکه کفر ورزیدهاید، شما را غرق نماید، و کسی را نیابید که در برابر این کار، ما را تعقیب و مورد پیگرد قرار دهد؛ زیرا خداوند به اندازۀ ذرهای بر شما ستم نکرده است.
الإسراء 17:70
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً و به راستي فرزند آدم را گرامي داشته، و آنان را در خشکي و دريا حمل کرده، و از پاکيزه ها به آنان روزي عطا نموده و بر بسياري از آفريدگان خويش کاملاً برتريشان داده ايم.
(70) و این بیانگر کرم و احسان الهی بر بندگان است که نمیتوان مقدار و اندازۀ آن حساب کرد؛ چرا که خداوند بندگانش را به صورتهای گوناگون مورد تکریم قرار داده، پس آنان را با علم و عقل و فرستادن پیامبران و کتابها گرامی داشته، و از آنان اولیا و برگزیدگانی قرار داده، و نعمتهای ظاهری و باطنی را به آنها بخشیده است. (﴿وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ﴾) و آنها را در خشکی بر مرکبهایی از قبیل: شتر و قاطر و الاغ و ماشینهای سواری حمل نمودهایم، (﴿وَٱلۡبَحۡرِ﴾) و در دریا با کشتیها آنها را حمل نمودهایم. (﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾) و خوردنیها و نوشیدنیها و پوشاک و همسران پاکیزهای را روزیشان نمودهایم، و هیچ چیز پاکیزهای نیست که به آن نیاز داشته باشند مگر اینکه خداوند به آنها ارزانی نموده، و آنان را بدان گرامی داشته، و تهیۀ آن را برایشان آسان کرده است. (﴿وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّمَّنۡ خَلَقۡنَا تَفۡضِيلٗا﴾) و بر بسیاری از آفریدگان خویش کاملاً برتریشان دادهایم؛ یعنی با فضیلتهایی که به آنان اختصاص داده، آنها را برتری داده است، بهگونهای که دیگر مخلوقات، آن خصوصیتها را ندارند. پس آیا سپاس کسی را که نعمتها را به سویشان سرازیر نموده، و رنجها را از آنان دور نموده، به جای میآورند؟ بنابراین نباید وجود نعمتها و برکات فراوان، آنها را از خالق و عطاکنندۀ نعمتها مشغول دارد؛ و با مشغول شدن به نعمتها و خوشیها، از عبادت پروردگارشان غافل شوند، و از نعمتها در مسیر نافرمانی خدا استفاده نمایند.
الإسراء 17:71
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً روزي فرا خواهد رسيد که هر گروهي را با پيشوايشان فرا مي خوانيم، آنگاه هر کس نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود، آنان نامۀ اعمالشان را مي خوانند و کمترين ستمي نمي بينند. وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً و هر کس در اين دنيا کور باشد، او در آخرت نيز کور و گمراه تر است .
(71) خداوند از حالت مردم در روز قیامت خبر داده و میفرماید: هر گروه از مردم را در حالی فرامیخواند که پیشوا و راهنمایشان همراه آنهاست، و آنان پیامبران و جانشینانشان هستند. پس هر امتی در حالی پیش میرود که پیامبرشان، همان که آنها را در دنیا به سوی خیر دعوت میکرد، حاضر میگردد. و اعمالشان، بر کتابی که پیامبر مردم را به سوی آن دعوت میکرد، عرضه میشود تا معلوم گردد که کارها و اعمال آنان با کتاب وی موافق است یا نه؟ و بر این اساس به دو گروه تقسیم میشوند: (﴿فَمَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ﴾) پس هرکس نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـچون از پیشوای خود که به راه راست هدایت مینمود پیروی کرده و با پیروی از کتابش هدایت یافته استـ نیکیهایش زیاد و بدیهایش کم میگردد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ يَقۡرَءُونَ كِتَٰبَهُمۡ﴾) و ایشان، به سبب آنچه در نامۀ اعمال خود میبینند، شاد میشوند و با شادی و سرور آن را میخوانند. (﴿وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلٗا﴾) و به اندازۀ رشته نازکی که در شکاف هستۀ خرما قرار دارد، ستم نمیبینند؛ یعنی به اندازۀ ذرهای ستم نمیبینند.
(72) (﴿وَمَن كَانَ فِي هَٰذِهِۦٓ أَعۡمَىٰ﴾) و هرکس در این دنیا از دیدن حق کور باشد، و آن را نپذیرد، و از آن پیروی نکند، و راه گمراهی را درپیش گیرد، (﴿فَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ أَعۡمَىٰ﴾) پس او در آخرت از حرکت در راه بهشت بازمانده، و کور خواهد شد. همانطور که در دنیا آن راه را در پیش نگرفته است. (﴿وَأَضَلُّ سَبِيلٗا﴾) و گمراهتر است؛ زیرا جزا از نوع عمل است، و آدمی هرطور رفتار نماید، به همان صورت سزا و جزا میبیند. و این آیه دلیلی است بر اینکه هر امتی به دین و کتابش فراخوانده میشود که آیا به آن عمل کرده است یا نه؟ و دلیلی است بر اینکه مردم براساس شریعت پیامبری که به پیروی از او امر نشدهاند، مورد بازخواست قرار نمیگیرند، و خداوند هیچ کسی را عذاب نمیدهد مگر اینکه حجت بر او اقامه شود و او با حجت به مخالفت برخیزد. و نیز در این آیه میفرماید: نامۀ اعمال اهل خیر و نیکوکاران به دست راستشان داده میشود و شادی بزرگی به آنها دست میدهد، و بر عکس، بدکاران از بس که اندوهگین و ناراحتاند، نمیتوانند نامۀ اعمالشان را بخوانند.
الإسراء 17:72
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً روزي فرا خواهد رسيد که هر گروهي را با پيشوايشان فرا مي خوانيم، آنگاه هر کس نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود، آنان نامۀ اعمالشان را مي خوانند و کمترين ستمي نمي بينند. وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً و هر کس در اين دنيا کور باشد، او در آخرت نيز کور و گمراه تر است .
(71) خداوند از حالت مردم در روز قیامت خبر داده و میفرماید: هر گروه از مردم را در حالی فرامیخواند که پیشوا و راهنمایشان همراه آنهاست، و آنان پیامبران و جانشینانشان هستند. پس هر امتی در حالی پیش میرود که پیامبرشان، همان که آنها را در دنیا به سوی خیر دعوت میکرد، حاضر میگردد. و اعمالشان، بر کتابی که پیامبر مردم را به سوی آن دعوت میکرد، عرضه میشود تا معلوم گردد که کارها و اعمال آنان با کتاب وی موافق است یا نه؟ و بر این اساس به دو گروه تقسیم میشوند: (﴿فَمَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ﴾) پس هرکس نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـچون از پیشوای خود که به راه راست هدایت مینمود پیروی کرده و با پیروی از کتابش هدایت یافته استـ نیکیهایش زیاد و بدیهایش کم میگردد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ يَقۡرَءُونَ كِتَٰبَهُمۡ﴾) و ایشان، به سبب آنچه در نامۀ اعمال خود میبینند، شاد میشوند و با شادی و سرور آن را میخوانند. (﴿وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلٗا﴾) و به اندازۀ رشته نازکی که در شکاف هستۀ خرما قرار دارد، ستم نمیبینند؛ یعنی به اندازۀ ذرهای ستم نمیبینند.
(72) (﴿وَمَن كَانَ فِي هَٰذِهِۦٓ أَعۡمَىٰ﴾) و هرکس در این دنیا از دیدن حق کور باشد، و آن را نپذیرد، و از آن پیروی نکند، و راه گمراهی را درپیش گیرد، (﴿فَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ أَعۡمَىٰ﴾) پس او در آخرت از حرکت در راه بهشت بازمانده، و کور خواهد شد. همانطور که در دنیا آن راه را در پیش نگرفته است. (﴿وَأَضَلُّ سَبِيلٗا﴾) و گمراهتر است؛ زیرا جزا از نوع عمل است، و آدمی هرطور رفتار نماید، به همان صورت سزا و جزا میبیند. و این آیه دلیلی است بر اینکه هر امتی به دین و کتابش فراخوانده میشود که آیا به آن عمل کرده است یا نه؟ و دلیلی است بر اینکه مردم براساس شریعت پیامبری که به پیروی از او امر نشدهاند، مورد بازخواست قرار نمیگیرند، و خداوند هیچ کسی را عذاب نمیدهد مگر اینکه حجت بر او اقامه شود و او با حجت به مخالفت برخیزد. و نیز در این آیه میفرماید: نامۀ اعمال اهل خیر و نیکوکاران به دست راستشان داده میشود و شادی بزرگی به آنها دست میدهد، و بر عکس، بدکاران از بس که اندوهگین و ناراحتاند، نمیتوانند نامۀ اعمالشان را بخوانند.
الإسراء 17:73
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً و نزديک بود که تورا از آنچه به سويت وحي کرده ايم منصرف گردانند تا غير ان را به دروغ به مان سبت بدهي و آنگاه تو را به دوستي گيرند. وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً و اگر ما تو را استوار و پا برجا نمي داشتيم نزديک بود اندکي به آنان گرايش يابي. إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً و به راستي نزديک بود که تو را از آن سرزمين بلغزانند تا تو را از ان بيرون کنند دراين صورت بعد از تو جز مدت کوتاهي نمي ماندند. سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً اين سنت خدا در مورد به هلاکت رساندن مردماني است که پيامبرشان را از ميانشان بيرون مي کنند، و در روش و شيوۀ ما تغيير و تبديلي نخواهي ديد.
(73) خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که او را از دشمنانی که برای ضربه زدن به وی و منصرف گرداندنش از هر راهی وارد شدند، حفاظت نمود. پس فرمود: (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَفۡتِنُونَكَ عَنِ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ لِتَفۡتَرِيَ عَلَيۡنَا غَيۡرَهُۥ﴾) دست به انجام کاری زدند که از عاقبتِ وخیم آن غافل بودند؛ آنان توطئه کردند تا غیر از آنچه بر تو نازل نمودهایم، به خداوند نسبت دهی؛ و آنگاه آنچه را که میل و خواست آنهاست، به میان آوری؛ و آنچه را که خداوند بر تو نازل نموده است، رها کنی. (﴿وَإِذٗا﴾) و اگر آنچه را که دوست دارند، انجام دهی (﴿لَّٱتَّخَذُوكَ خَلِيلٗا﴾) آنگاه تو را دوست خود قرار میدهند، و از همۀ دوستانشان نزد آنها عزیزتر خواهی بود؛ چرا که خداوند خوبیهای اخلاقی و آداب نیکو را به تو عنایت نموده که باعث میشود دور و نزدیک و دوست و دشمن تو را دوست بدارند. اما بدان که آنها با تو دشمنی نکرده و طرح دشمنی را با تو نریختهاند، مگر به خاطر حقی که آورده ای؛ و آنها با شخص خودت دشمنی ندارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ قطعاً ما میدانیم که آنچه آنها میگویند، تو را اندوهگین میسازد؛ آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمگران آیات خدا را انکار مینمایند.
(74) (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ﴾) با وجود این، اگر ما تو را بر حق استوار و پا برجا نمیداشتیم، و نعمت عدم اجابتِ فراخوانی آنها را به تو نمیدادیم، (﴿لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) از بس که برای هدایت آنان راه حلهای فراوانی ارائه میکردی، و از بس که دوست داشتی آنها هدایت شوند، نزدیک بود به آنان گرایش پیدا کنی.
(75) اما اگر به سوی آنان گرایش یابی وخواستۀ آنها را برآورده سازی، (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ﴾) تو را به عذابی چند برابر، در دنیا و آخرت گرفتار میسازیم؛ و این به خاطر کمال نعمتی است که خداوند به تو داده، ونیز به خاطر کمال معرفتی است که شما از آن برخوردار میباشید. (﴿ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) سپس برای خود در برابر ما یاوری نمییافتی که تو را از عذاب خدا نجات دهد. اما خداوند تو را از اسبابِ شر، مصون و در امان نگاه داشت؛ و تو را پا برجا و استوار نمود، و بر راه راست هدایت کرد، و به هیچ صورت به سوی آنان گرایش نیافتی. پس خداوند بزرگترین بخشش و نعمت خویش را، به تمام و کمال به تو داده است.
(76 - 77) (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَسۡتَفِزُّونَكَ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ لِيُخۡرِجُوكَ مِنۡهَا﴾) و به راستی نزدیک بود تو را از آن سرزمین برکَنَند، تا تو را از آن جا بیرون نمایند؛ یعنی به خاطر نفرتی که از جایگاه تو در میان خود داشتند، نزدیک بود تو را از آن سرزمین بیرون کنند و از آن آوارهات نمایند. و اگر چنین میکردند، بعد از تو، جز مدت کوتاهی باقی نمیماندند، و عذاب خدا آنها را فرا میگرفت. همانطور که سنت و شیوۀ الهی در میان همۀ ملتها این گونه بوده، و هرگز تغییر نمییابد. و هر امتی که پیامبرش را تکذیب نموده و او را از سرزمین خود بیرون کردهاند، خداوند فوراً آنها را به عذاب گرفتار کرده است. وقتی کفار مکه، علیه پیامبر اسلام توطئه کردند و او را بیرون نمودند، مدت کوتاهی نگذشت که خداوند عذاب خویش را در جنگ بدر بر آنها نازل نمود؛ و سردارانشان کشته شدند، و قدرت آنان از هم پاشید. این آیات، مبیّن آنند که بنده به شدت به خداوند نیازمند است تا او را استوار و پابرجا بدارد. و باید همواره از خداوند بخواهد که او را بر ایمان استوار گرداند؛ و به هر راهی که انسان را به پا برجایی میرساند، متوسل شود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم درحالی که کاملترین بنده بود، خداوند به او فرمود: (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) و اگر ما تو را پا برجا و استوار نمیداشتیم، نزدیک بود اندکی به سوی آنان گرایش پیدا کنی. پس دیگران چگونه خواهند بود؟! و خداوند در اینجا نعمت خویش را بر پیامبرش یادآور میشود، و اینکه او را از شر مصون داشته است. و این دلالت مینماید که خداوند دوست دارد بندگانش ـ به هنگام وجود اسباب شر و بدی ـ بیشتر نعمات او را به یاد آورند؛ و با این کار، خود را از شرّ مصون دارند، و همواره بر ایمان پابرجا و استوار باشند. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که برحسب بلندی مقامِ بنده و نعمتهایی که خداوند به وی ارزانی داشته است، گناهش بزرگتر وجرمش چندین برابر محسوب میگردد؛ آنگاه که کاری انجام دهد که به خاطر آن، مورد نکوهش قرار گیرد؛ چون خداوند به پیامبرش تذکر داده است که اگر چنین کند ـکه او هرگز چنین نخواهد کردـ (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) آنگاه عذاب دنیا و آخرت را، چندین برابر به تو میچشاندیم، و برای خود در برابر ما یاوری نمییابی. و نیز آیه میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد ملتی را هلاک و نابود نماید، جرمِ آن چندین برابر میشود؛ و سزاوار عذاب الهی شده، و عذاب بر آن واقع میگردد. همانطور که سنت و شیوه الهی در میان امتهای پیشین نیز همین بوده است؛ و وقتی پیامبرشان را بیرون کردند، آنها را به عذاب گرفتار نمود.
الإسراء 17:74
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً و نزديک بود که تورا از آنچه به سويت وحي کرده ايم منصرف گردانند تا غير ان را به دروغ به مان سبت بدهي و آنگاه تو را به دوستي گيرند. وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً و اگر ما تو را استوار و پا برجا نمي داشتيم نزديک بود اندکي به آنان گرايش يابي. إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً و به راستي نزديک بود که تو را از آن سرزمين بلغزانند تا تو را از ان بيرون کنند دراين صورت بعد از تو جز مدت کوتاهي نمي ماندند. سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً اين سنت خدا در مورد به هلاکت رساندن مردماني است که پيامبرشان را از ميانشان بيرون مي کنند، و در روش و شيوۀ ما تغيير و تبديلي نخواهي ديد.
(73) خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که او را از دشمنانی که برای ضربه زدن به وی و منصرف گرداندنش از هر راهی وارد شدند، حفاظت نمود. پس فرمود: (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَفۡتِنُونَكَ عَنِ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ لِتَفۡتَرِيَ عَلَيۡنَا غَيۡرَهُۥ﴾) دست به انجام کاری زدند که از عاقبتِ وخیم آن غافل بودند؛ آنان توطئه کردند تا غیر از آنچه بر تو نازل نمودهایم، به خداوند نسبت دهی؛ و آنگاه آنچه را که میل و خواست آنهاست، به میان آوری؛ و آنچه را که خداوند بر تو نازل نموده است، رها کنی. (﴿وَإِذٗا﴾) و اگر آنچه را که دوست دارند، انجام دهی (﴿لَّٱتَّخَذُوكَ خَلِيلٗا﴾) آنگاه تو را دوست خود قرار میدهند، و از همۀ دوستانشان نزد آنها عزیزتر خواهی بود؛ چرا که خداوند خوبیهای اخلاقی و آداب نیکو را به تو عنایت نموده که باعث میشود دور و نزدیک و دوست و دشمن تو را دوست بدارند. اما بدان که آنها با تو دشمنی نکرده و طرح دشمنی را با تو نریختهاند، مگر به خاطر حقی که آورده ای؛ و آنها با شخص خودت دشمنی ندارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ قطعاً ما میدانیم که آنچه آنها میگویند، تو را اندوهگین میسازد؛ آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمگران آیات خدا را انکار مینمایند.
(74) (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ﴾) با وجود این، اگر ما تو را بر حق استوار و پا برجا نمیداشتیم، و نعمت عدم اجابتِ فراخوانی آنها را به تو نمیدادیم، (﴿لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) از بس که برای هدایت آنان راه حلهای فراوانی ارائه میکردی، و از بس که دوست داشتی آنها هدایت شوند، نزدیک بود به آنان گرایش پیدا کنی.
(75) اما اگر به سوی آنان گرایش یابی وخواستۀ آنها را برآورده سازی، (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ﴾) تو را به عذابی چند برابر، در دنیا و آخرت گرفتار میسازیم؛ و این به خاطر کمال نعمتی است که خداوند به تو داده، ونیز به خاطر کمال معرفتی است که شما از آن برخوردار میباشید. (﴿ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) سپس برای خود در برابر ما یاوری نمییافتی که تو را از عذاب خدا نجات دهد. اما خداوند تو را از اسبابِ شر، مصون و در امان نگاه داشت؛ و تو را پا برجا و استوار نمود، و بر راه راست هدایت کرد، و به هیچ صورت به سوی آنان گرایش نیافتی. پس خداوند بزرگترین بخشش و نعمت خویش را، به تمام و کمال به تو داده است.
(76 - 77) (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَسۡتَفِزُّونَكَ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ لِيُخۡرِجُوكَ مِنۡهَا﴾) و به راستی نزدیک بود تو را از آن سرزمین برکَنَند، تا تو را از آن جا بیرون نمایند؛ یعنی به خاطر نفرتی که از جایگاه تو در میان خود داشتند، نزدیک بود تو را از آن سرزمین بیرون کنند و از آن آوارهات نمایند. و اگر چنین میکردند، بعد از تو، جز مدت کوتاهی باقی نمیماندند، و عذاب خدا آنها را فرا میگرفت. همانطور که سنت و شیوۀ الهی در میان همۀ ملتها این گونه بوده، و هرگز تغییر نمییابد. و هر امتی که پیامبرش را تکذیب نموده و او را از سرزمین خود بیرون کردهاند، خداوند فوراً آنها را به عذاب گرفتار کرده است. وقتی کفار مکه، علیه پیامبر اسلام توطئه کردند و او را بیرون نمودند، مدت کوتاهی نگذشت که خداوند عذاب خویش را در جنگ بدر بر آنها نازل نمود؛ و سردارانشان کشته شدند، و قدرت آنان از هم پاشید. این آیات، مبیّن آنند که بنده به شدت به خداوند نیازمند است تا او را استوار و پابرجا بدارد. و باید همواره از خداوند بخواهد که او را بر ایمان استوار گرداند؛ و به هر راهی که انسان را به پا برجایی میرساند، متوسل شود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم درحالی که کاملترین بنده بود، خداوند به او فرمود: (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) و اگر ما تو را پا برجا و استوار نمیداشتیم، نزدیک بود اندکی به سوی آنان گرایش پیدا کنی. پس دیگران چگونه خواهند بود؟! و خداوند در اینجا نعمت خویش را بر پیامبرش یادآور میشود، و اینکه او را از شر مصون داشته است. و این دلالت مینماید که خداوند دوست دارد بندگانش ـ به هنگام وجود اسباب شر و بدی ـ بیشتر نعمات او را به یاد آورند؛ و با این کار، خود را از شرّ مصون دارند، و همواره بر ایمان پابرجا و استوار باشند. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که برحسب بلندی مقامِ بنده و نعمتهایی که خداوند به وی ارزانی داشته است، گناهش بزرگتر وجرمش چندین برابر محسوب میگردد؛ آنگاه که کاری انجام دهد که به خاطر آن، مورد نکوهش قرار گیرد؛ چون خداوند به پیامبرش تذکر داده است که اگر چنین کند ـکه او هرگز چنین نخواهد کردـ (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) آنگاه عذاب دنیا و آخرت را، چندین برابر به تو میچشاندیم، و برای خود در برابر ما یاوری نمییابی. و نیز آیه میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد ملتی را هلاک و نابود نماید، جرمِ آن چندین برابر میشود؛ و سزاوار عذاب الهی شده، و عذاب بر آن واقع میگردد. همانطور که سنت و شیوه الهی در میان امتهای پیشین نیز همین بوده است؛ و وقتی پیامبرشان را بیرون کردند، آنها را به عذاب گرفتار نمود.
الإسراء 17:75
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً و نزديک بود که تورا از آنچه به سويت وحي کرده ايم منصرف گردانند تا غير ان را به دروغ به مان سبت بدهي و آنگاه تو را به دوستي گيرند. وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً و اگر ما تو را استوار و پا برجا نمي داشتيم نزديک بود اندکي به آنان گرايش يابي. إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً و به راستي نزديک بود که تو را از آن سرزمين بلغزانند تا تو را از ان بيرون کنند دراين صورت بعد از تو جز مدت کوتاهي نمي ماندند. سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً اين سنت خدا در مورد به هلاکت رساندن مردماني است که پيامبرشان را از ميانشان بيرون مي کنند، و در روش و شيوۀ ما تغيير و تبديلي نخواهي ديد.
(73) خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که او را از دشمنانی که برای ضربه زدن به وی و منصرف گرداندنش از هر راهی وارد شدند، حفاظت نمود. پس فرمود: (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَفۡتِنُونَكَ عَنِ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ لِتَفۡتَرِيَ عَلَيۡنَا غَيۡرَهُۥ﴾) دست به انجام کاری زدند که از عاقبتِ وخیم آن غافل بودند؛ آنان توطئه کردند تا غیر از آنچه بر تو نازل نمودهایم، به خداوند نسبت دهی؛ و آنگاه آنچه را که میل و خواست آنهاست، به میان آوری؛ و آنچه را که خداوند بر تو نازل نموده است، رها کنی. (﴿وَإِذٗا﴾) و اگر آنچه را که دوست دارند، انجام دهی (﴿لَّٱتَّخَذُوكَ خَلِيلٗا﴾) آنگاه تو را دوست خود قرار میدهند، و از همۀ دوستانشان نزد آنها عزیزتر خواهی بود؛ چرا که خداوند خوبیهای اخلاقی و آداب نیکو را به تو عنایت نموده که باعث میشود دور و نزدیک و دوست و دشمن تو را دوست بدارند. اما بدان که آنها با تو دشمنی نکرده و طرح دشمنی را با تو نریختهاند، مگر به خاطر حقی که آورده ای؛ و آنها با شخص خودت دشمنی ندارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ قطعاً ما میدانیم که آنچه آنها میگویند، تو را اندوهگین میسازد؛ آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمگران آیات خدا را انکار مینمایند.
(74) (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ﴾) با وجود این، اگر ما تو را بر حق استوار و پا برجا نمیداشتیم، و نعمت عدم اجابتِ فراخوانی آنها را به تو نمیدادیم، (﴿لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) از بس که برای هدایت آنان راه حلهای فراوانی ارائه میکردی، و از بس که دوست داشتی آنها هدایت شوند، نزدیک بود به آنان گرایش پیدا کنی.
(75) اما اگر به سوی آنان گرایش یابی وخواستۀ آنها را برآورده سازی، (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ﴾) تو را به عذابی چند برابر، در دنیا و آخرت گرفتار میسازیم؛ و این به خاطر کمال نعمتی است که خداوند به تو داده، ونیز به خاطر کمال معرفتی است که شما از آن برخوردار میباشید. (﴿ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) سپس برای خود در برابر ما یاوری نمییافتی که تو را از عذاب خدا نجات دهد. اما خداوند تو را از اسبابِ شر، مصون و در امان نگاه داشت؛ و تو را پا برجا و استوار نمود، و بر راه راست هدایت کرد، و به هیچ صورت به سوی آنان گرایش نیافتی. پس خداوند بزرگترین بخشش و نعمت خویش را، به تمام و کمال به تو داده است.
(76 - 77) (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَسۡتَفِزُّونَكَ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ لِيُخۡرِجُوكَ مِنۡهَا﴾) و به راستی نزدیک بود تو را از آن سرزمین برکَنَند، تا تو را از آن جا بیرون نمایند؛ یعنی به خاطر نفرتی که از جایگاه تو در میان خود داشتند، نزدیک بود تو را از آن سرزمین بیرون کنند و از آن آوارهات نمایند. و اگر چنین میکردند، بعد از تو، جز مدت کوتاهی باقی نمیماندند، و عذاب خدا آنها را فرا میگرفت. همانطور که سنت و شیوۀ الهی در میان همۀ ملتها این گونه بوده، و هرگز تغییر نمییابد. و هر امتی که پیامبرش را تکذیب نموده و او را از سرزمین خود بیرون کردهاند، خداوند فوراً آنها را به عذاب گرفتار کرده است. وقتی کفار مکه، علیه پیامبر اسلام توطئه کردند و او را بیرون نمودند، مدت کوتاهی نگذشت که خداوند عذاب خویش را در جنگ بدر بر آنها نازل نمود؛ و سردارانشان کشته شدند، و قدرت آنان از هم پاشید. این آیات، مبیّن آنند که بنده به شدت به خداوند نیازمند است تا او را استوار و پابرجا بدارد. و باید همواره از خداوند بخواهد که او را بر ایمان استوار گرداند؛ و به هر راهی که انسان را به پا برجایی میرساند، متوسل شود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم درحالی که کاملترین بنده بود، خداوند به او فرمود: (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) و اگر ما تو را پا برجا و استوار نمیداشتیم، نزدیک بود اندکی به سوی آنان گرایش پیدا کنی. پس دیگران چگونه خواهند بود؟! و خداوند در اینجا نعمت خویش را بر پیامبرش یادآور میشود، و اینکه او را از شر مصون داشته است. و این دلالت مینماید که خداوند دوست دارد بندگانش ـ به هنگام وجود اسباب شر و بدی ـ بیشتر نعمات او را به یاد آورند؛ و با این کار، خود را از شرّ مصون دارند، و همواره بر ایمان پابرجا و استوار باشند. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که برحسب بلندی مقامِ بنده و نعمتهایی که خداوند به وی ارزانی داشته است، گناهش بزرگتر وجرمش چندین برابر محسوب میگردد؛ آنگاه که کاری انجام دهد که به خاطر آن، مورد نکوهش قرار گیرد؛ چون خداوند به پیامبرش تذکر داده است که اگر چنین کند ـکه او هرگز چنین نخواهد کردـ (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) آنگاه عذاب دنیا و آخرت را، چندین برابر به تو میچشاندیم، و برای خود در برابر ما یاوری نمییابی. و نیز آیه میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد ملتی را هلاک و نابود نماید، جرمِ آن چندین برابر میشود؛ و سزاوار عذاب الهی شده، و عذاب بر آن واقع میگردد. همانطور که سنت و شیوه الهی در میان امتهای پیشین نیز همین بوده است؛ و وقتی پیامبرشان را بیرون کردند، آنها را به عذاب گرفتار نمود.
الإسراء 17:76
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً و نزديک بود که تورا از آنچه به سويت وحي کرده ايم منصرف گردانند تا غير ان را به دروغ به مان سبت بدهي و آنگاه تو را به دوستي گيرند. وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً و اگر ما تو را استوار و پا برجا نمي داشتيم نزديک بود اندکي به آنان گرايش يابي. إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً و به راستي نزديک بود که تو را از آن سرزمين بلغزانند تا تو را از ان بيرون کنند دراين صورت بعد از تو جز مدت کوتاهي نمي ماندند. سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً اين سنت خدا در مورد به هلاکت رساندن مردماني است که پيامبرشان را از ميانشان بيرون مي کنند، و در روش و شيوۀ ما تغيير و تبديلي نخواهي ديد.
(73) خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که او را از دشمنانی که برای ضربه زدن به وی و منصرف گرداندنش از هر راهی وارد شدند، حفاظت نمود. پس فرمود: (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَفۡتِنُونَكَ عَنِ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ لِتَفۡتَرِيَ عَلَيۡنَا غَيۡرَهُۥ﴾) دست به انجام کاری زدند که از عاقبتِ وخیم آن غافل بودند؛ آنان توطئه کردند تا غیر از آنچه بر تو نازل نمودهایم، به خداوند نسبت دهی؛ و آنگاه آنچه را که میل و خواست آنهاست، به میان آوری؛ و آنچه را که خداوند بر تو نازل نموده است، رها کنی. (﴿وَإِذٗا﴾) و اگر آنچه را که دوست دارند، انجام دهی (﴿لَّٱتَّخَذُوكَ خَلِيلٗا﴾) آنگاه تو را دوست خود قرار میدهند، و از همۀ دوستانشان نزد آنها عزیزتر خواهی بود؛ چرا که خداوند خوبیهای اخلاقی و آداب نیکو را به تو عنایت نموده که باعث میشود دور و نزدیک و دوست و دشمن تو را دوست بدارند. اما بدان که آنها با تو دشمنی نکرده و طرح دشمنی را با تو نریختهاند، مگر به خاطر حقی که آورده ای؛ و آنها با شخص خودت دشمنی ندارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ قطعاً ما میدانیم که آنچه آنها میگویند، تو را اندوهگین میسازد؛ آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمگران آیات خدا را انکار مینمایند.
(74) (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ﴾) با وجود این، اگر ما تو را بر حق استوار و پا برجا نمیداشتیم، و نعمت عدم اجابتِ فراخوانی آنها را به تو نمیدادیم، (﴿لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) از بس که برای هدایت آنان راه حلهای فراوانی ارائه میکردی، و از بس که دوست داشتی آنها هدایت شوند، نزدیک بود به آنان گرایش پیدا کنی.
(75) اما اگر به سوی آنان گرایش یابی وخواستۀ آنها را برآورده سازی، (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ﴾) تو را به عذابی چند برابر، در دنیا و آخرت گرفتار میسازیم؛ و این به خاطر کمال نعمتی است که خداوند به تو داده، ونیز به خاطر کمال معرفتی است که شما از آن برخوردار میباشید. (﴿ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) سپس برای خود در برابر ما یاوری نمییافتی که تو را از عذاب خدا نجات دهد. اما خداوند تو را از اسبابِ شر، مصون و در امان نگاه داشت؛ و تو را پا برجا و استوار نمود، و بر راه راست هدایت کرد، و به هیچ صورت به سوی آنان گرایش نیافتی. پس خداوند بزرگترین بخشش و نعمت خویش را، به تمام و کمال به تو داده است.
(76 - 77) (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَسۡتَفِزُّونَكَ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ لِيُخۡرِجُوكَ مِنۡهَا﴾) و به راستی نزدیک بود تو را از آن سرزمین برکَنَند، تا تو را از آن جا بیرون نمایند؛ یعنی به خاطر نفرتی که از جایگاه تو در میان خود داشتند، نزدیک بود تو را از آن سرزمین بیرون کنند و از آن آوارهات نمایند. و اگر چنین میکردند، بعد از تو، جز مدت کوتاهی باقی نمیماندند، و عذاب خدا آنها را فرا میگرفت. همانطور که سنت و شیوۀ الهی در میان همۀ ملتها این گونه بوده، و هرگز تغییر نمییابد. و هر امتی که پیامبرش را تکذیب نموده و او را از سرزمین خود بیرون کردهاند، خداوند فوراً آنها را به عذاب گرفتار کرده است. وقتی کفار مکه، علیه پیامبر اسلام توطئه کردند و او را بیرون نمودند، مدت کوتاهی نگذشت که خداوند عذاب خویش را در جنگ بدر بر آنها نازل نمود؛ و سردارانشان کشته شدند، و قدرت آنان از هم پاشید. این آیات، مبیّن آنند که بنده به شدت به خداوند نیازمند است تا او را استوار و پابرجا بدارد. و باید همواره از خداوند بخواهد که او را بر ایمان استوار گرداند؛ و به هر راهی که انسان را به پا برجایی میرساند، متوسل شود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم درحالی که کاملترین بنده بود، خداوند به او فرمود: (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) و اگر ما تو را پا برجا و استوار نمیداشتیم، نزدیک بود اندکی به سوی آنان گرایش پیدا کنی. پس دیگران چگونه خواهند بود؟! و خداوند در اینجا نعمت خویش را بر پیامبرش یادآور میشود، و اینکه او را از شر مصون داشته است. و این دلالت مینماید که خداوند دوست دارد بندگانش ـ به هنگام وجود اسباب شر و بدی ـ بیشتر نعمات او را به یاد آورند؛ و با این کار، خود را از شرّ مصون دارند، و همواره بر ایمان پابرجا و استوار باشند. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که برحسب بلندی مقامِ بنده و نعمتهایی که خداوند به وی ارزانی داشته است، گناهش بزرگتر وجرمش چندین برابر محسوب میگردد؛ آنگاه که کاری انجام دهد که به خاطر آن، مورد نکوهش قرار گیرد؛ چون خداوند به پیامبرش تذکر داده است که اگر چنین کند ـکه او هرگز چنین نخواهد کردـ (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) آنگاه عذاب دنیا و آخرت را، چندین برابر به تو میچشاندیم، و برای خود در برابر ما یاوری نمییابی. و نیز آیه میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد ملتی را هلاک و نابود نماید، جرمِ آن چندین برابر میشود؛ و سزاوار عذاب الهی شده، و عذاب بر آن واقع میگردد. همانطور که سنت و شیوه الهی در میان امتهای پیشین نیز همین بوده است؛ و وقتی پیامبرشان را بیرون کردند، آنها را به عذاب گرفتار نمود.
الإسراء 17:77
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً و نزديک بود که تورا از آنچه به سويت وحي کرده ايم منصرف گردانند تا غير ان را به دروغ به مان سبت بدهي و آنگاه تو را به دوستي گيرند. وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً و اگر ما تو را استوار و پا برجا نمي داشتيم نزديک بود اندکي به آنان گرايش يابي. إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً و به راستي نزديک بود که تو را از آن سرزمين بلغزانند تا تو را از ان بيرون کنند دراين صورت بعد از تو جز مدت کوتاهي نمي ماندند. سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً اين سنت خدا در مورد به هلاکت رساندن مردماني است که پيامبرشان را از ميانشان بيرون مي کنند، و در روش و شيوۀ ما تغيير و تبديلي نخواهي ديد.
(73) خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که او را از دشمنانی که برای ضربه زدن به وی و منصرف گرداندنش از هر راهی وارد شدند، حفاظت نمود. پس فرمود: (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَفۡتِنُونَكَ عَنِ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ لِتَفۡتَرِيَ عَلَيۡنَا غَيۡرَهُۥ﴾) دست به انجام کاری زدند که از عاقبتِ وخیم آن غافل بودند؛ آنان توطئه کردند تا غیر از آنچه بر تو نازل نمودهایم، به خداوند نسبت دهی؛ و آنگاه آنچه را که میل و خواست آنهاست، به میان آوری؛ و آنچه را که خداوند بر تو نازل نموده است، رها کنی. (﴿وَإِذٗا﴾) و اگر آنچه را که دوست دارند، انجام دهی (﴿لَّٱتَّخَذُوكَ خَلِيلٗا﴾) آنگاه تو را دوست خود قرار میدهند، و از همۀ دوستانشان نزد آنها عزیزتر خواهی بود؛ چرا که خداوند خوبیهای اخلاقی و آداب نیکو را به تو عنایت نموده که باعث میشود دور و نزدیک و دوست و دشمن تو را دوست بدارند. اما بدان که آنها با تو دشمنی نکرده و طرح دشمنی را با تو نریختهاند، مگر به خاطر حقی که آورده ای؛ و آنها با شخص خودت دشمنی ندارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ قطعاً ما میدانیم که آنچه آنها میگویند، تو را اندوهگین میسازد؛ آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمگران آیات خدا را انکار مینمایند.
(74) (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ﴾) با وجود این، اگر ما تو را بر حق استوار و پا برجا نمیداشتیم، و نعمت عدم اجابتِ فراخوانی آنها را به تو نمیدادیم، (﴿لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) از بس که برای هدایت آنان راه حلهای فراوانی ارائه میکردی، و از بس که دوست داشتی آنها هدایت شوند، نزدیک بود به آنان گرایش پیدا کنی.
(75) اما اگر به سوی آنان گرایش یابی وخواستۀ آنها را برآورده سازی، (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ﴾) تو را به عذابی چند برابر، در دنیا و آخرت گرفتار میسازیم؛ و این به خاطر کمال نعمتی است که خداوند به تو داده، ونیز به خاطر کمال معرفتی است که شما از آن برخوردار میباشید. (﴿ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) سپس برای خود در برابر ما یاوری نمییافتی که تو را از عذاب خدا نجات دهد. اما خداوند تو را از اسبابِ شر، مصون و در امان نگاه داشت؛ و تو را پا برجا و استوار نمود، و بر راه راست هدایت کرد، و به هیچ صورت به سوی آنان گرایش نیافتی. پس خداوند بزرگترین بخشش و نعمت خویش را، به تمام و کمال به تو داده است.
(76 - 77) (﴿وَإِن كَادُواۡ لَيَسۡتَفِزُّونَكَ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ لِيُخۡرِجُوكَ مِنۡهَا﴾) و به راستی نزدیک بود تو را از آن سرزمین برکَنَند، تا تو را از آن جا بیرون نمایند؛ یعنی به خاطر نفرتی که از جایگاه تو در میان خود داشتند، نزدیک بود تو را از آن سرزمین بیرون کنند و از آن آوارهات نمایند. و اگر چنین میکردند، بعد از تو، جز مدت کوتاهی باقی نمیماندند، و عذاب خدا آنها را فرا میگرفت. همانطور که سنت و شیوۀ الهی در میان همۀ ملتها این گونه بوده، و هرگز تغییر نمییابد. و هر امتی که پیامبرش را تکذیب نموده و او را از سرزمین خود بیرون کردهاند، خداوند فوراً آنها را به عذاب گرفتار کرده است. وقتی کفار مکه، علیه پیامبر اسلام توطئه کردند و او را بیرون نمودند، مدت کوتاهی نگذشت که خداوند عذاب خویش را در جنگ بدر بر آنها نازل نمود؛ و سردارانشان کشته شدند، و قدرت آنان از هم پاشید. این آیات، مبیّن آنند که بنده به شدت به خداوند نیازمند است تا او را استوار و پابرجا بدارد. و باید همواره از خداوند بخواهد که او را بر ایمان استوار گرداند؛ و به هر راهی که انسان را به پا برجایی میرساند، متوسل شود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم درحالی که کاملترین بنده بود، خداوند به او فرمود: (﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡٔٗا قَلِيلًا﴾) و اگر ما تو را پا برجا و استوار نمیداشتیم، نزدیک بود اندکی به سوی آنان گرایش پیدا کنی. پس دیگران چگونه خواهند بود؟! و خداوند در اینجا نعمت خویش را بر پیامبرش یادآور میشود، و اینکه او را از شر مصون داشته است. و این دلالت مینماید که خداوند دوست دارد بندگانش ـ به هنگام وجود اسباب شر و بدی ـ بیشتر نعمات او را به یاد آورند؛ و با این کار، خود را از شرّ مصون دارند، و همواره بر ایمان پابرجا و استوار باشند. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که برحسب بلندی مقامِ بنده و نعمتهایی که خداوند به وی ارزانی داشته است، گناهش بزرگتر وجرمش چندین برابر محسوب میگردد؛ آنگاه که کاری انجام دهد که به خاطر آن، مورد نکوهش قرار گیرد؛ چون خداوند به پیامبرش تذکر داده است که اگر چنین کند ـکه او هرگز چنین نخواهد کردـ (﴿لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا﴾) آنگاه عذاب دنیا و آخرت را، چندین برابر به تو میچشاندیم، و برای خود در برابر ما یاوری نمییابی. و نیز آیه میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد ملتی را هلاک و نابود نماید، جرمِ آن چندین برابر میشود؛ و سزاوار عذاب الهی شده، و عذاب بر آن واقع میگردد. همانطور که سنت و شیوه الهی در میان امتهای پیشین نیز همین بوده است؛ و وقتی پیامبرشان را بیرون کردند، آنها را به عذاب گرفتار نمود.
الإسراء 17:78
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا به هنگام زوال آفتاب تا تاريکي شب نماز را برپاي دارد و نماز صبح را بخوان، بي گمان نماز صبح [توسط فرشتگان] بازديد مي گردد. وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا و در پاسي از شب برخيز و نماز تهجد بخوان، اين يک فرضيۀ اضافي براي توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامي پسنديده برساند. وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا و بگو:«پروردگارا! مرا به طور پسنديده در [هر کاري] ارد کن و به نحو پسنديده از آن بيرون آور، و از جانب خود قدرتي به من عطا فرما که يار و مددکار م باشد وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا و بگو: «حق آمد و باطل از ميان رفت و نابود گشت» بي گمان باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است.
(78) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم دستور میدهد تا نماز را به صورت ظاهری و باطنی و به طور کامل و در اوقاتِ آن، بر پا بدارد، (﴿لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾) به هنگام زوالِ آفتاب به سوی افق غربی که نماز ظهر و عصر را شامل میگردد، (﴿إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾) تا تاریکی شب، که نماز مغرب و عشا را در بر میگیرد. (﴿وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ﴾) و نماز صبح را [نیز] بخوان. نماز صبح، قرآن نامیده شده است؛ چون قرائت در نماز صبح، از دیگر نمازها طولانی تر است، نیز خواندنِ قرآن در نماز صبح، فضیلت [بیشتری] دارد؛ چرا که خداوند شاهد آن است، و فرشتگان شب و روز در آن حضور دارند. و در این آیه، اوقات پنجگانۀ نمازهای فرض بیان شده؛ نیز بیان شده است نمازهایی که در این اوقات قرار دارند، فرض میباشند، چون به انجام آن دستور داده شده است. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که شرطِ صحتِ نماز، فرا رسیدنِ زمانِ آن است؛ و «فرا رسیدن زمان»، سبب وجوب نماز میباشد؛ زیرا خداوند دستور داده است که نماز در این اوقات برپا شود؛ و در صورت عذر، میتوان ظهر و عصر را جمع نمود، و نیز مغرب و عشا را جمع کرد؛ زیرا خداوند تمام ظهر و عصر را با هم ذکر کرده است، نیز وقت مغرب و عشا را با هم ذکر نموده است. نیز آیه، به فضیلتِ نماز صبح و فضیلت خواندن قرآن به صورت طولانی در آن اشاره نموده؛ و اینکه قرائت قرآن، رکن نماز است، چون هرگاه عبادت با بخشی از اجزای خود نامگذاری شود، دلالت مینماید که آن بخش فرض است.
(79) (﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَةٗ لَّكَ﴾) و به غیر از نماز مغرب و عشا، در سایر اوقاتِ شب، نماز بخوان تا نمازِ شب بر مقام تو بیفزاید؛ به خلاف دیگران که نماز شب، کفارۀ گناهانشان است. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که نمازهای پنجگانه، بر تو و بر مؤمنان فرض هستند؛ به خلاف نماز شب، که فقط بر تو فرض میباشد؛ و چون تو پیش خداوند دارای ارزش والاتری هستی، وظیفهات را از دیگران بیشتر نموده است تا پاداشت نیز بیشتر شود و از این طریق به مقام ستوده و پسندیدهای برسی؛ و آن مقامی است که پیشینیان و پسینیان، تو را بر آن مقام خواهند ستود و آن، مقام شفاعت بزرگ است. آنگاه که مردم از آدم میخواهند تا برای آنان شفاعت کند، سپس از نوح، سپس از ابراهیم، سپس از موسی، سپس از عیسی میخواهند تا برای آنها شفاعت کنند، اما همه عذر میآورند و خود را عقب میکشند، تا اینکه مردم از سرور آدمیزادگان میخواهند به نزد خداوند شفاعت نماید تا خداوند آنها را از وحشت و هراس روزِ محشر نجات دهد و بر آنان رحم نماید. آنگاه محمد صلی الله علیه وسلم پیش پروردگارش شفاعت مینماید، و خداوند او را به عنوان شفیع پذیرفته، و او را در جایگاه و مقامی قرار میدهد که پیشینیان و پسینیان به او رشک میبرند؛ و با پذیرشِ شفاعت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، بر همۀ مردم منت خواهد نمود.
(80) (﴿وَقُل رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقٖ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقٖ﴾) یعنی تمامی وارد شدنها و همۀ بیرون آمدنهای مرا، در مسیر طاعت و آنچه که میپسندی، قرار بده؛ و آغاز کارها و ورود به آن و خروج از آن را، همراه با اخلاص و مطابق دستور خود قرار بده. (﴿وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنٗا نَّصِيرٗا﴾) و حجتی آشکار و دلیلی قاطع، بر همۀ آنچه که انجام میدهم، و تمامی آنچه ترک میکنم، به من عطا بفرما. و این بالاترین حالتی است که خداوند بنده را در آن قرار میدهد؛ به گونهای که همۀ حالات او، تبدیل به خیر وخوبی میشود؛ وهمۀ کارها و حالاتش، وی را به پروردگارش نزدیک مینماید؛ و بر هرکار و حالتی، دلیلی آشکار دارد. و این بیانگر آن است که آدمی در چنین حالتی به مقام علم مفید و عمل صالح نایل میآید.
(81) (﴿وَقُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾) و بگو حق آمد، و باطل از میان رفت و نابود گشت. حق؛ همان چیزی است که خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم وحی نمود، و او را دستور داد تا اعلام کند که به راستی حق آمد و هیچ چیزی توانِِ مقابلۀ با آن را ندارد، و باطل متلاشی و نابود خواهد گشت. (﴿ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا﴾) بیگمان باطل همیشه از میانرفتنی و نابود شدنی است. و این صفتِ همیشگی باطل است. اما گاهی باطل، دارای قدرت و پیشرفت میشود، و آن زمانی است که حق با آن مقابله نکند. اما به هنگام فرارسیدن حق، باطل از هم میپاشد و نابود میشود و حرکتی نخواهد داشت. بنابراین باطل جز در زمانها و مکانهایی که خالی از دانش به آیات الهی و دلایل اوست، رواج پیدا نمیکند.
الإسراء 17:79
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا به هنگام زوال آفتاب تا تاريکي شب نماز را برپاي دارد و نماز صبح را بخوان، بي گمان نماز صبح [توسط فرشتگان] بازديد مي گردد. وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا و در پاسي از شب برخيز و نماز تهجد بخوان، اين يک فرضيۀ اضافي براي توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامي پسنديده برساند. وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا و بگو:«پروردگارا! مرا به طور پسنديده در [هر کاري] ارد کن و به نحو پسنديده از آن بيرون آور، و از جانب خود قدرتي به من عطا فرما که يار و مددکار م باشد وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا و بگو: «حق آمد و باطل از ميان رفت و نابود گشت» بي گمان باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است.
(78) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم دستور میدهد تا نماز را به صورت ظاهری و باطنی و به طور کامل و در اوقاتِ آن، بر پا بدارد، (﴿لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾) به هنگام زوالِ آفتاب به سوی افق غربی که نماز ظهر و عصر را شامل میگردد، (﴿إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾) تا تاریکی شب، که نماز مغرب و عشا را در بر میگیرد. (﴿وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ﴾) و نماز صبح را [نیز] بخوان. نماز صبح، قرآن نامیده شده است؛ چون قرائت در نماز صبح، از دیگر نمازها طولانی تر است، نیز خواندنِ قرآن در نماز صبح، فضیلت [بیشتری] دارد؛ چرا که خداوند شاهد آن است، و فرشتگان شب و روز در آن حضور دارند. و در این آیه، اوقات پنجگانۀ نمازهای فرض بیان شده؛ نیز بیان شده است نمازهایی که در این اوقات قرار دارند، فرض میباشند، چون به انجام آن دستور داده شده است. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که شرطِ صحتِ نماز، فرا رسیدنِ زمانِ آن است؛ و «فرا رسیدن زمان»، سبب وجوب نماز میباشد؛ زیرا خداوند دستور داده است که نماز در این اوقات برپا شود؛ و در صورت عذر، میتوان ظهر و عصر را جمع نمود، و نیز مغرب و عشا را جمع کرد؛ زیرا خداوند تمام ظهر و عصر را با هم ذکر کرده است، نیز وقت مغرب و عشا را با هم ذکر نموده است. نیز آیه، به فضیلتِ نماز صبح و فضیلت خواندن قرآن به صورت طولانی در آن اشاره نموده؛ و اینکه قرائت قرآن، رکن نماز است، چون هرگاه عبادت با بخشی از اجزای خود نامگذاری شود، دلالت مینماید که آن بخش فرض است.
(79) (﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَةٗ لَّكَ﴾) و به غیر از نماز مغرب و عشا، در سایر اوقاتِ شب، نماز بخوان تا نمازِ شب بر مقام تو بیفزاید؛ به خلاف دیگران که نماز شب، کفارۀ گناهانشان است. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که نمازهای پنجگانه، بر تو و بر مؤمنان فرض هستند؛ به خلاف نماز شب، که فقط بر تو فرض میباشد؛ و چون تو پیش خداوند دارای ارزش والاتری هستی، وظیفهات را از دیگران بیشتر نموده است تا پاداشت نیز بیشتر شود و از این طریق به مقام ستوده و پسندیدهای برسی؛ و آن مقامی است که پیشینیان و پسینیان، تو را بر آن مقام خواهند ستود و آن، مقام شفاعت بزرگ است. آنگاه که مردم از آدم میخواهند تا برای آنان شفاعت کند، سپس از نوح، سپس از ابراهیم، سپس از موسی، سپس از عیسی میخواهند تا برای آنها شفاعت کنند، اما همه عذر میآورند و خود را عقب میکشند، تا اینکه مردم از سرور آدمیزادگان میخواهند به نزد خداوند شفاعت نماید تا خداوند آنها را از وحشت و هراس روزِ محشر نجات دهد و بر آنان رحم نماید. آنگاه محمد صلی الله علیه وسلم پیش پروردگارش شفاعت مینماید، و خداوند او را به عنوان شفیع پذیرفته، و او را در جایگاه و مقامی قرار میدهد که پیشینیان و پسینیان به او رشک میبرند؛ و با پذیرشِ شفاعت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، بر همۀ مردم منت خواهد نمود.
(80) (﴿وَقُل رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقٖ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقٖ﴾) یعنی تمامی وارد شدنها و همۀ بیرون آمدنهای مرا، در مسیر طاعت و آنچه که میپسندی، قرار بده؛ و آغاز کارها و ورود به آن و خروج از آن را، همراه با اخلاص و مطابق دستور خود قرار بده. (﴿وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنٗا نَّصِيرٗا﴾) و حجتی آشکار و دلیلی قاطع، بر همۀ آنچه که انجام میدهم، و تمامی آنچه ترک میکنم، به من عطا بفرما. و این بالاترین حالتی است که خداوند بنده را در آن قرار میدهد؛ به گونهای که همۀ حالات او، تبدیل به خیر وخوبی میشود؛ وهمۀ کارها و حالاتش، وی را به پروردگارش نزدیک مینماید؛ و بر هرکار و حالتی، دلیلی آشکار دارد. و این بیانگر آن است که آدمی در چنین حالتی به مقام علم مفید و عمل صالح نایل میآید.
(81) (﴿وَقُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾) و بگو حق آمد، و باطل از میان رفت و نابود گشت. حق؛ همان چیزی است که خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم وحی نمود، و او را دستور داد تا اعلام کند که به راستی حق آمد و هیچ چیزی توانِِ مقابلۀ با آن را ندارد، و باطل متلاشی و نابود خواهد گشت. (﴿ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا﴾) بیگمان باطل همیشه از میانرفتنی و نابود شدنی است. و این صفتِ همیشگی باطل است. اما گاهی باطل، دارای قدرت و پیشرفت میشود، و آن زمانی است که حق با آن مقابله نکند. اما به هنگام فرارسیدن حق، باطل از هم میپاشد و نابود میشود و حرکتی نخواهد داشت. بنابراین باطل جز در زمانها و مکانهایی که خالی از دانش به آیات الهی و دلایل اوست، رواج پیدا نمیکند.
الإسراء 17:80
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا به هنگام زوال آفتاب تا تاريکي شب نماز را برپاي دارد و نماز صبح را بخوان، بي گمان نماز صبح [توسط فرشتگان] بازديد مي گردد. وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا و در پاسي از شب برخيز و نماز تهجد بخوان، اين يک فرضيۀ اضافي براي توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامي پسنديده برساند. وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا و بگو:«پروردگارا! مرا به طور پسنديده در [هر کاري] ارد کن و به نحو پسنديده از آن بيرون آور، و از جانب خود قدرتي به من عطا فرما که يار و مددکار م باشد وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا و بگو: «حق آمد و باطل از ميان رفت و نابود گشت» بي گمان باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است.
(78) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم دستور میدهد تا نماز را به صورت ظاهری و باطنی و به طور کامل و در اوقاتِ آن، بر پا بدارد، (﴿لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾) به هنگام زوالِ آفتاب به سوی افق غربی که نماز ظهر و عصر را شامل میگردد، (﴿إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾) تا تاریکی شب، که نماز مغرب و عشا را در بر میگیرد. (﴿وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ﴾) و نماز صبح را [نیز] بخوان. نماز صبح، قرآن نامیده شده است؛ چون قرائت در نماز صبح، از دیگر نمازها طولانی تر است، نیز خواندنِ قرآن در نماز صبح، فضیلت [بیشتری] دارد؛ چرا که خداوند شاهد آن است، و فرشتگان شب و روز در آن حضور دارند. و در این آیه، اوقات پنجگانۀ نمازهای فرض بیان شده؛ نیز بیان شده است نمازهایی که در این اوقات قرار دارند، فرض میباشند، چون به انجام آن دستور داده شده است. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که شرطِ صحتِ نماز، فرا رسیدنِ زمانِ آن است؛ و «فرا رسیدن زمان»، سبب وجوب نماز میباشد؛ زیرا خداوند دستور داده است که نماز در این اوقات برپا شود؛ و در صورت عذر، میتوان ظهر و عصر را جمع نمود، و نیز مغرب و عشا را جمع کرد؛ زیرا خداوند تمام ظهر و عصر را با هم ذکر کرده است، نیز وقت مغرب و عشا را با هم ذکر نموده است. نیز آیه، به فضیلتِ نماز صبح و فضیلت خواندن قرآن به صورت طولانی در آن اشاره نموده؛ و اینکه قرائت قرآن، رکن نماز است، چون هرگاه عبادت با بخشی از اجزای خود نامگذاری شود، دلالت مینماید که آن بخش فرض است.
(79) (﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَةٗ لَّكَ﴾) و به غیر از نماز مغرب و عشا، در سایر اوقاتِ شب، نماز بخوان تا نمازِ شب بر مقام تو بیفزاید؛ به خلاف دیگران که نماز شب، کفارۀ گناهانشان است. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که نمازهای پنجگانه، بر تو و بر مؤمنان فرض هستند؛ به خلاف نماز شب، که فقط بر تو فرض میباشد؛ و چون تو پیش خداوند دارای ارزش والاتری هستی، وظیفهات را از دیگران بیشتر نموده است تا پاداشت نیز بیشتر شود و از این طریق به مقام ستوده و پسندیدهای برسی؛ و آن مقامی است که پیشینیان و پسینیان، تو را بر آن مقام خواهند ستود و آن، مقام شفاعت بزرگ است. آنگاه که مردم از آدم میخواهند تا برای آنان شفاعت کند، سپس از نوح، سپس از ابراهیم، سپس از موسی، سپس از عیسی میخواهند تا برای آنها شفاعت کنند، اما همه عذر میآورند و خود را عقب میکشند، تا اینکه مردم از سرور آدمیزادگان میخواهند به نزد خداوند شفاعت نماید تا خداوند آنها را از وحشت و هراس روزِ محشر نجات دهد و بر آنان رحم نماید. آنگاه محمد صلی الله علیه وسلم پیش پروردگارش شفاعت مینماید، و خداوند او را به عنوان شفیع پذیرفته، و او را در جایگاه و مقامی قرار میدهد که پیشینیان و پسینیان به او رشک میبرند؛ و با پذیرشِ شفاعت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، بر همۀ مردم منت خواهد نمود.
(80) (﴿وَقُل رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقٖ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقٖ﴾) یعنی تمامی وارد شدنها و همۀ بیرون آمدنهای مرا، در مسیر طاعت و آنچه که میپسندی، قرار بده؛ و آغاز کارها و ورود به آن و خروج از آن را، همراه با اخلاص و مطابق دستور خود قرار بده. (﴿وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنٗا نَّصِيرٗا﴾) و حجتی آشکار و دلیلی قاطع، بر همۀ آنچه که انجام میدهم، و تمامی آنچه ترک میکنم، به من عطا بفرما. و این بالاترین حالتی است که خداوند بنده را در آن قرار میدهد؛ به گونهای که همۀ حالات او، تبدیل به خیر وخوبی میشود؛ وهمۀ کارها و حالاتش، وی را به پروردگارش نزدیک مینماید؛ و بر هرکار و حالتی، دلیلی آشکار دارد. و این بیانگر آن است که آدمی در چنین حالتی به مقام علم مفید و عمل صالح نایل میآید.
(81) (﴿وَقُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾) و بگو حق آمد، و باطل از میان رفت و نابود گشت. حق؛ همان چیزی است که خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم وحی نمود، و او را دستور داد تا اعلام کند که به راستی حق آمد و هیچ چیزی توانِِ مقابلۀ با آن را ندارد، و باطل متلاشی و نابود خواهد گشت. (﴿ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا﴾) بیگمان باطل همیشه از میانرفتنی و نابود شدنی است. و این صفتِ همیشگی باطل است. اما گاهی باطل، دارای قدرت و پیشرفت میشود، و آن زمانی است که حق با آن مقابله نکند. اما به هنگام فرارسیدن حق، باطل از هم میپاشد و نابود میشود و حرکتی نخواهد داشت. بنابراین باطل جز در زمانها و مکانهایی که خالی از دانش به آیات الهی و دلایل اوست، رواج پیدا نمیکند.
الإسراء 17:81
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا به هنگام زوال آفتاب تا تاريکي شب نماز را برپاي دارد و نماز صبح را بخوان، بي گمان نماز صبح [توسط فرشتگان] بازديد مي گردد. وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا و در پاسي از شب برخيز و نماز تهجد بخوان، اين يک فرضيۀ اضافي براي توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامي پسنديده برساند. وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا و بگو:«پروردگارا! مرا به طور پسنديده در [هر کاري] ارد کن و به نحو پسنديده از آن بيرون آور، و از جانب خود قدرتي به من عطا فرما که يار و مددکار م باشد وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا و بگو: «حق آمد و باطل از ميان رفت و نابود گشت» بي گمان باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است.
(78) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم دستور میدهد تا نماز را به صورت ظاهری و باطنی و به طور کامل و در اوقاتِ آن، بر پا بدارد، (﴿لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾) به هنگام زوالِ آفتاب به سوی افق غربی که نماز ظهر و عصر را شامل میگردد، (﴿إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾) تا تاریکی شب، که نماز مغرب و عشا را در بر میگیرد. (﴿وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ﴾) و نماز صبح را [نیز] بخوان. نماز صبح، قرآن نامیده شده است؛ چون قرائت در نماز صبح، از دیگر نمازها طولانی تر است، نیز خواندنِ قرآن در نماز صبح، فضیلت [بیشتری] دارد؛ چرا که خداوند شاهد آن است، و فرشتگان شب و روز در آن حضور دارند. و در این آیه، اوقات پنجگانۀ نمازهای فرض بیان شده؛ نیز بیان شده است نمازهایی که در این اوقات قرار دارند، فرض میباشند، چون به انجام آن دستور داده شده است. نیز آیه به این مطلب اشاره مینماید که شرطِ صحتِ نماز، فرا رسیدنِ زمانِ آن است؛ و «فرا رسیدن زمان»، سبب وجوب نماز میباشد؛ زیرا خداوند دستور داده است که نماز در این اوقات برپا شود؛ و در صورت عذر، میتوان ظهر و عصر را جمع نمود، و نیز مغرب و عشا را جمع کرد؛ زیرا خداوند تمام ظهر و عصر را با هم ذکر کرده است، نیز وقت مغرب و عشا را با هم ذکر نموده است. نیز آیه، به فضیلتِ نماز صبح و فضیلت خواندن قرآن به صورت طولانی در آن اشاره نموده؛ و اینکه قرائت قرآن، رکن نماز است، چون هرگاه عبادت با بخشی از اجزای خود نامگذاری شود، دلالت مینماید که آن بخش فرض است.
(79) (﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَةٗ لَّكَ﴾) و به غیر از نماز مغرب و عشا، در سایر اوقاتِ شب، نماز بخوان تا نمازِ شب بر مقام تو بیفزاید؛ به خلاف دیگران که نماز شب، کفارۀ گناهانشان است. و احتمال دارد که معنیاش این باشد که نمازهای پنجگانه، بر تو و بر مؤمنان فرض هستند؛ به خلاف نماز شب، که فقط بر تو فرض میباشد؛ و چون تو پیش خداوند دارای ارزش والاتری هستی، وظیفهات را از دیگران بیشتر نموده است تا پاداشت نیز بیشتر شود و از این طریق به مقام ستوده و پسندیدهای برسی؛ و آن مقامی است که پیشینیان و پسینیان، تو را بر آن مقام خواهند ستود و آن، مقام شفاعت بزرگ است. آنگاه که مردم از آدم میخواهند تا برای آنان شفاعت کند، سپس از نوح، سپس از ابراهیم، سپس از موسی، سپس از عیسی میخواهند تا برای آنها شفاعت کنند، اما همه عذر میآورند و خود را عقب میکشند، تا اینکه مردم از سرور آدمیزادگان میخواهند به نزد خداوند شفاعت نماید تا خداوند آنها را از وحشت و هراس روزِ محشر نجات دهد و بر آنان رحم نماید. آنگاه محمد صلی الله علیه وسلم پیش پروردگارش شفاعت مینماید، و خداوند او را به عنوان شفیع پذیرفته، و او را در جایگاه و مقامی قرار میدهد که پیشینیان و پسینیان به او رشک میبرند؛ و با پذیرشِ شفاعت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، بر همۀ مردم منت خواهد نمود.
(80) (﴿وَقُل رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقٖ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقٖ﴾) یعنی تمامی وارد شدنها و همۀ بیرون آمدنهای مرا، در مسیر طاعت و آنچه که میپسندی، قرار بده؛ و آغاز کارها و ورود به آن و خروج از آن را، همراه با اخلاص و مطابق دستور خود قرار بده. (﴿وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنٗا نَّصِيرٗا﴾) و حجتی آشکار و دلیلی قاطع، بر همۀ آنچه که انجام میدهم، و تمامی آنچه ترک میکنم، به من عطا بفرما. و این بالاترین حالتی است که خداوند بنده را در آن قرار میدهد؛ به گونهای که همۀ حالات او، تبدیل به خیر وخوبی میشود؛ وهمۀ کارها و حالاتش، وی را به پروردگارش نزدیک مینماید؛ و بر هرکار و حالتی، دلیلی آشکار دارد. و این بیانگر آن است که آدمی در چنین حالتی به مقام علم مفید و عمل صالح نایل میآید.
(81) (﴿وَقُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾) و بگو حق آمد، و باطل از میان رفت و نابود گشت. حق؛ همان چیزی است که خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم وحی نمود، و او را دستور داد تا اعلام کند که به راستی حق آمد و هیچ چیزی توانِِ مقابلۀ با آن را ندارد، و باطل متلاشی و نابود خواهد گشت. (﴿ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا﴾) بیگمان باطل همیشه از میانرفتنی و نابود شدنی است. و این صفتِ همیشگی باطل است. اما گاهی باطل، دارای قدرت و پیشرفت میشود، و آن زمانی است که حق با آن مقابله نکند. اما به هنگام فرارسیدن حق، باطل از هم میپاشد و نابود میشود و حرکتی نخواهد داشت. بنابراین باطل جز در زمانها و مکانهایی که خالی از دانش به آیات الهی و دلایل اوست، رواج پیدا نمیکند.
الإسراء 17:82
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا و از قرآن آنچه را که مايۀ بهبودي و رحمت مومنان است فرو مي فرستيم، ولي بر ستمگران جز زيان و خسارت نمي افزايد.
(82) قرآن مشتمل بر شفا و رحمت است، ولی برای هرکس مایۀ شفا و رحمت نیست؛ بلکه برای کسانی سبب شفا و رحمت است که به آن ایمان دارند و آیاتش را تصدیق مینمایند و به آن عمل میکنند. اما کسانی که با عدم تصدیق قرآن و عمل نکردن به آن به خود ستم ورزیدهاند، آیات قرآن جز زیان به آنها چیزی نمیافزاید؛ زیرا به وسیلۀ قرآن، حجت بر آنان اقامه میشود. و شفایی که قرآن در بر دارد، این است که دلها را، از شُبهات و جهالت و آرای فاسد و انحراف و اهداف زشت، پاکسازی میکند؛ زیرا قرآن، مشتمل بر علم یقینی است که هر شبهه و جهلی به وسیلۀ آن از میان میرود، و شامل موعظه و اندرز است، و هرگونه شهوت پرستی را که با فرمان الهی مخالف باشد، از میان میبرد، و جسمها را [نیز] از دردها و بیماریهای مختلف شفا میبخشد. قرآن رحمت است؛ زیرا آدمی را به اتخاذ اسباب رحمت و سعادت دنیوی و اخروی تشویق مینماید، بهطوری که هرگاه بنده آنها را انجام دهد، به سعادت همیشگی و پاداش نیک در دنیا و آخرت دست مییابد.
الإسراء 17:83
وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا و چون به انسان نعمت عطا کنيم، روي گردان شده و خويشتن را کنار مي کشد و تکبر مي ورزد، و چون سختي به او برسد مايوس و نااميد مي شود.
(83) طبیعت وسرشت انسان چنین میباشد، مگر کسی که خداوند او را هدایت کرده باشد؛ زیرا انسان هنگامی که خداوند به او نعمت دهد، شاد میشود و به خود میبالد و تکبر میورزد، و از پروردگارش رویگردان میشود، و شکر او را به جای نمیآورد و او را یاد نمیکند. (﴿وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ كَانَ ئَُوسٗا﴾) و چون شر و بلا گریبانگیرش شود و تنگدستی و بیماری او را فرا بگیرد، از هر خیر و خوبی ناامید میشود و گمان میبرد حالتی که او در آن قرار دارد، همیشگی است. و اما کسی که خداوند او را هدایت نموده است، هنگامی که پروردگار به او نعمت دهد، در مقابل وی فروتنی مینماید، و شکر نعمتش را به جای میآورد؛ و هنگامی که سختی به او برسد، ناله و زاری سر داده، و از خداوند عافیت و بهبودی میطلبد، و امیدوار است که خداوند آنچه را که او را بدان گرفتار کرده است، از وی دور نماید، و با این کار، بلا و مصیبت بر وی آسان میگردد.
الإسراء 17:84
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً بگو: «هر کس به روش خودش کار مي کند، و پروردگارتان بهتر مي داند که چه کسي راهيانه تر است».
(84) (﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾) یعنی هرکسی متناسب با حالات و وضعیت خود کار میکند. پس اگر از برگزیدگان نیکوکار باشد، جز عمل برای پروردگار جهانیان چیزی را انجام نمیدهد؛ و اگر از رسواشدگان باشد، جز برای مردم کاری را انجام نمیدهد و هیچ چیز مورد پسندش نخواهد بود مگر آنچه که با اهداف وخواستههایش مطابق باشد. (﴿فَرَبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَنۡ هُوَ أَهۡدَىٰ سَبِيلٗا﴾) و پروردگارتان بهتر میداند که چه کسی راهش درستتر است. پس هرکس را که صلاحیت و شایستگی هدایت داشته باشد، هدایت مینماید؛ و هرکس را که شایستگی هدایت نداشته باشد، خوار میگرداند.
الإسراء 17:85
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً و از تو دربارۀ روح مي پرسند، بگو:«روح چيزي است که تنها پروردگار من از آن آگاه است ، و از دانش جز اندکي به شما داده نشده است»
(85) این آیه کسانی را که سؤال میکنند و هدفشان لجاجت و به بنبست رساندن طرف است، از این کار باز میدارد؛ چراکه آنان مسایل مهم را نمیپرسند، بلکه از «روح» سؤال میکنند که از امور پنهان است و هیچ کس نمیتواند صفت و کیفیت آن را درست بیان کند؛ زیرا دانشی که بندگان از آن برخوردارند، دارای کمبود و نقص میباشد. بنابراین خداوند پیامبرش را فرمان داد که پاسخ آنها را اینگونه بدهد: (﴿قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي﴾) بگو: روح از جملۀ مخلوقات پروردگارم میباشد که به آن دستور داده پدید بیاید، و آن پدید آمده است. پس، پرسش از آن فایدۀ زیادی ندارد، با اینکه شما چیزهای زیادی غیر از آن را نمیدانید. و این آیه، دلیلی است بر اینکه هرگاه کسی از چنین مسایلی مورد سؤال واقع شد، از پاسخ دادن به آن رویگردان شود؛ و سؤال کننده را به چیزی راهنمایی کند که به آن نیاز دارد و به سود اوست.
الإسراء 17:86
وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً و اگر ما بخواهيم آنچه را که به تو وحي کرده ايم از ميان بر ميداريم، آن گاه کسي را نخواهي يافت که در اين رابطه عليه ما از تو دفاع کند. إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا مگر رحمتي از سوي پروردگارت [به دادت برسد] بي گمان فضل او در حق تو همواره بسيار است.
(86 - 87) خداوند متعال خبر میدهد که قرآن و وحی که بر پیامبرش فرو فرستاده، رحمتی از جانب خدا بر او و بندگان خداست. و این بزرگترین نعمت الهی بر پیامبر است، و فضل و کرم خداوند در حق پیامبر بزرگ است ونمیتوان اندازۀ آنرا بیان کرد. پس خداوندی که این نعمت را از سرِ فضل خویش به تو داده است، میتواند آن را از میان بردارد، و آنگاه کسی را نمییابی که آن را برگرداند. و وکیلی را نیز نخواهی یافت که در این رابطه با خداوند سخن بگوید. پس باید به این نعمت شاد و خوشحال بود، و تکذیب کنندگان و مسخره کردن گمراهان نباید تو را اندوهگین کند؛ زیرا تو بزرگترین حجت را به آنها ارائه نمودی، اما آن را نپذیرفتند؛ وچون نزد خداوند ارزشی ندارند، خداوند آنان را خوار نموده است.
الإسراء 17:87
وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً و اگر ما بخواهيم آنچه را که به تو وحي کرده ايم از ميان بر ميداريم، آن گاه کسي را نخواهي يافت که در اين رابطه عليه ما از تو دفاع کند. إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا مگر رحمتي از سوي پروردگارت [به دادت برسد] بي گمان فضل او در حق تو همواره بسيار است.
(86 - 87) خداوند متعال خبر میدهد که قرآن و وحی که بر پیامبرش فرو فرستاده، رحمتی از جانب خدا بر او و بندگان خداست. و این بزرگترین نعمت الهی بر پیامبر است، و فضل و کرم خداوند در حق پیامبر بزرگ است ونمیتوان اندازۀ آنرا بیان کرد. پس خداوندی که این نعمت را از سرِ فضل خویش به تو داده است، میتواند آن را از میان بردارد، و آنگاه کسی را نمییابی که آن را برگرداند. و وکیلی را نیز نخواهی یافت که در این رابطه با خداوند سخن بگوید. پس باید به این نعمت شاد و خوشحال بود، و تکذیب کنندگان و مسخره کردن گمراهان نباید تو را اندوهگین کند؛ زیرا تو بزرگترین حجت را به آنها ارائه نمودی، اما آن را نپذیرفتند؛ وچون نزد خداوند ارزشی ندارند، خداوند آنان را خوار نموده است.
الإسراء 17:88
قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا بگو: «اگر انس و جن گرد آيند و متفق شوند بر اينکه مانند اين قرآن را بياورند هرگز نمي توانند مانند آنرا بياورند ، هر چند برخي از ايشان پيشينيان و مددکار برخي ديگر شوند».
(88) این دلیلی قاطع و حجتی آشکار، بر صحت و راست بودن چیزی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است؛ زیرا خداوند همۀ انسانها و جنها را به مبارزه طلبیده، و از آنها خواسته است که مانند این قرآن را بیاورند، و خبر داده است که آنها نمیتوانند مانند این قرآن را بیاورند؛ و اگر همه برای این کار همدیگر را کمک کنند، باز توانایی آوردن مانند قرآن را ندارند. و همانطور که خداوند خبر داده، پیش آمده است؛ زیرا انگیزۀ ردکردن قرآن، به طور کامل در وجود دشمنان قرآن و تکذیب کنندگان وجود داشت، و آنها نیز اهل زبان و اهل فصاحت و شیوایی بیان بوده و هستند. پس اگر کوچکترین چاره و توانی برای این کار داشتند، انجام میدادند. پس آنها خواسته یا ناخواسته به حقانیت قرآن یقین داشته، و از مخالفت و مبارزۀ با آن درماندهاند. و چگونه انسانی که از خاک آفریده شده و از هر سو نقص و کاستی وی را احاطه کرده است، و هیچ علم و قدرت و اراده و مشیّت و کلام کمالی جز از ناحیۀ پروردگارش ندارد، میتواند با سخنان پروردگار زمین و آسمانها -که بر تمام خفایا و نهانها مطلع است و کمال و ستایش مطلق و مجد و سرافرازی عظیم از آنِ او میباشد- مبارزه کند؟! سخنانی که هرگز تمام نمیشوند، هرچند که تمام دریاها تبدیل به مرکّب، و تمام درختان تبدیل به قلم شوند و کلمات خدا را بنویسند! چرا که در این صورت، هم مرکّب تمام میگردد و قلمها نابود میشوند، ولی کلمات خدا هنوز به پایان نرسیدهاند. پس همانطور که هیچ مخلوقی مانند خدا نیست، و در هیچ صفتی همتایی ندارد، کلام او نیز جزو صفتهایش میباشد و هیچ کس نمیتواند در کلامش با او برابری بکند. پس هیچ چیزی در ذات و نام و صفات و کارهای خداوند مانند او نیست. هلاک باد کسی که کلام خالق را با کلام مخلوق اشتباه گرفته، و گمان میبرد قرآن را محمد به دروغ به خدا نسبت میدهد، و آن را از جانب خود آورده است!
الإسراء 17:89
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا و به راستي که در اين قرآن هر مثلي را براي مردم به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم ولي بيشتر مردم جز انکار و ناسپاسي نپذيرند. وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا و گفتند:«ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين چشمه اي را براي ما روان سازي». أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا يا اينکه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشي و رودبارها و جويبارهاي فراوان در ان روان کني أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً يا اينکه آسمان را چنان که ادعا مي کني ت که تکه بر ما فرود آري، و يا خدا و فرشتگان را روياروي ما آوري أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً يا اينکه خانه اي از زر و زيور داشته باشي، و يا اينکه به سوي آسمان بالا روي، و به بالا رفتنت از آسمان هم ايمان نمي آوريم مگر اينکه کتابي همراه خود براي ما بياوري که آن را بخوانيم. بگو:« پروردگارم پاک و منزه است! آيا من چيزي فراتر از بشري پيام آور هستم؟» وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً و مردم را بازنداشت از آنکه ايمان آورند آنگاه که هدايت به سوي آنان آمد مگر آنکه گفتند: « آيا خداوند انساني را که به عنوان پيامبر فرستاده است؟» قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً بگو: «اگر در زمين فرشتگاني بودند که آرام و آسوده راه مي رفتند، ما از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم». قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بگو:«خداوند به عنوان گواه بين من و شما بس است، بي گمان او از حال بندگانش بسيار آگاه و بيناست».
(89 - 93) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و به تأکید مواعظ و مثلها را در قرآن به شیوههای گوناگون بیان داشتهایم؛ و مفاهیمی را که بندگان به آن نیاز دارند، بارها بیان کردهایم تا آنها پند بپذیرند و بازآیند؛ اما جز تعداد اندکی از آنها که خداوند سعادت را برایشان رقم زده و با توفیق خود آنان را یاری کرده است، آن را نپذیرفتند. و بیشتر مردم جز ناسپاسی و کفران این نعمت -که از بزرگترین نعمتهاست- نپذیرفتند، و از روی عناد و لجاجت، معجزات و نشانههایی غیر از آیات قرآن را از جانب خود پیشنهاد نمودند. پس آنها به پیامبر خدا که این قرآن را آورده و شامل هر دلیل و برهانی است، میگویند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾) ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر اینکه از زمین چشمهای را برای ما روان کنی. (﴿أَوۡ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَعِنَبٖ﴾) یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی تا به وسیلۀ آن، از رفتن به بازارها و رفت و آمد بینیاز باشی. (﴿أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا﴾) یا اینکه آسمان را چنانکه ادعا میکنی، تکه تکه بر ما فرود آری، (﴿أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا﴾) یا اینکه خدا و فرشتگان را رویاروی ما بیاوری که آنها را ببینیم، و به آنچه آوردهای، گواهی بدهند. (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(94) (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(95) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَلَٰٓئِكَةٞ يَمۡشُونَ مُطۡمَئِنِّينَ ﴾) بگو: اگر در زمین به جای انسان فرشتگانی مستقر بودند، و همچون انسانها در آن راه میرفتند، و در روی زمین سکونت و اقامت میگزیدند، و انسانها نیز میتوانستند آنها را ببینند و از آنان بیاموزند، (﴿لَنَزَّلۡنَا عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَلَكٗا رَّسُولٗا﴾) ما قطعاً از آسمان فرشتهای را به عنوان پیامبر به سویشان میفرستادیم تا بتوانند از او فرا بگیرند.
(96) (﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) بگو: «کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، او به بندگانش دانا و بیناست.» و از جمله گواهی خداوند برای پیامبرش، این است که او را با معجزات تأیید کرد و آیات را بر او نازل نمود، و او را بر کسانی که با وی دشمنی کرده و او را از خانه و کاشانهاش بیرون رانده بودند، پیروز گردانید. وچنانچه چیزی خلاف واقعیت را به خدا نسبت دهد، بیگمان از او به سختی انتقام میگرفت، سپس رگ دلش را پاره میکرد؛ زیرا خداوند آگاه و بیناست، و هیچ چیزی از احوال بندگان بر او پوشیده نمیماند.
الإسراء 17:90
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا و به راستي که در اين قرآن هر مثلي را براي مردم به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم ولي بيشتر مردم جز انکار و ناسپاسي نپذيرند. وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا و گفتند:«ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين چشمه اي را براي ما روان سازي». أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا يا اينکه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشي و رودبارها و جويبارهاي فراوان در ان روان کني أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً يا اينکه آسمان را چنان که ادعا مي کني ت که تکه بر ما فرود آري، و يا خدا و فرشتگان را روياروي ما آوري أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً يا اينکه خانه اي از زر و زيور داشته باشي، و يا اينکه به سوي آسمان بالا روي، و به بالا رفتنت از آسمان هم ايمان نمي آوريم مگر اينکه کتابي همراه خود براي ما بياوري که آن را بخوانيم. بگو:« پروردگارم پاک و منزه است! آيا من چيزي فراتر از بشري پيام آور هستم؟» وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً و مردم را بازنداشت از آنکه ايمان آورند آنگاه که هدايت به سوي آنان آمد مگر آنکه گفتند: « آيا خداوند انساني را که به عنوان پيامبر فرستاده است؟» قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً بگو: «اگر در زمين فرشتگاني بودند که آرام و آسوده راه مي رفتند، ما از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم». قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بگو:«خداوند به عنوان گواه بين من و شما بس است، بي گمان او از حال بندگانش بسيار آگاه و بيناست».
(89 - 93) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و به تأکید مواعظ و مثلها را در قرآن به شیوههای گوناگون بیان داشتهایم؛ و مفاهیمی را که بندگان به آن نیاز دارند، بارها بیان کردهایم تا آنها پند بپذیرند و بازآیند؛ اما جز تعداد اندکی از آنها که خداوند سعادت را برایشان رقم زده و با توفیق خود آنان را یاری کرده است، آن را نپذیرفتند. و بیشتر مردم جز ناسپاسی و کفران این نعمت -که از بزرگترین نعمتهاست- نپذیرفتند، و از روی عناد و لجاجت، معجزات و نشانههایی غیر از آیات قرآن را از جانب خود پیشنهاد نمودند. پس آنها به پیامبر خدا که این قرآن را آورده و شامل هر دلیل و برهانی است، میگویند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾) ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر اینکه از زمین چشمهای را برای ما روان کنی. (﴿أَوۡ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَعِنَبٖ﴾) یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی تا به وسیلۀ آن، از رفتن به بازارها و رفت و آمد بینیاز باشی. (﴿أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا﴾) یا اینکه آسمان را چنانکه ادعا میکنی، تکه تکه بر ما فرود آری، (﴿أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا﴾) یا اینکه خدا و فرشتگان را رویاروی ما بیاوری که آنها را ببینیم، و به آنچه آوردهای، گواهی بدهند. (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(94) (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(95) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَلَٰٓئِكَةٞ يَمۡشُونَ مُطۡمَئِنِّينَ ﴾) بگو: اگر در زمین به جای انسان فرشتگانی مستقر بودند، و همچون انسانها در آن راه میرفتند، و در روی زمین سکونت و اقامت میگزیدند، و انسانها نیز میتوانستند آنها را ببینند و از آنان بیاموزند، (﴿لَنَزَّلۡنَا عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَلَكٗا رَّسُولٗا﴾) ما قطعاً از آسمان فرشتهای را به عنوان پیامبر به سویشان میفرستادیم تا بتوانند از او فرا بگیرند.
(96) (﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) بگو: «کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، او به بندگانش دانا و بیناست.» و از جمله گواهی خداوند برای پیامبرش، این است که او را با معجزات تأیید کرد و آیات را بر او نازل نمود، و او را بر کسانی که با وی دشمنی کرده و او را از خانه و کاشانهاش بیرون رانده بودند، پیروز گردانید. وچنانچه چیزی خلاف واقعیت را به خدا نسبت دهد، بیگمان از او به سختی انتقام میگرفت، سپس رگ دلش را پاره میکرد؛ زیرا خداوند آگاه و بیناست، و هیچ چیزی از احوال بندگان بر او پوشیده نمیماند.
الإسراء 17:91
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا و به راستي که در اين قرآن هر مثلي را براي مردم به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم ولي بيشتر مردم جز انکار و ناسپاسي نپذيرند. وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا و گفتند:«ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين چشمه اي را براي ما روان سازي». أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا يا اينکه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشي و رودبارها و جويبارهاي فراوان در ان روان کني أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً يا اينکه آسمان را چنان که ادعا مي کني ت که تکه بر ما فرود آري، و يا خدا و فرشتگان را روياروي ما آوري أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً يا اينکه خانه اي از زر و زيور داشته باشي، و يا اينکه به سوي آسمان بالا روي، و به بالا رفتنت از آسمان هم ايمان نمي آوريم مگر اينکه کتابي همراه خود براي ما بياوري که آن را بخوانيم. بگو:« پروردگارم پاک و منزه است! آيا من چيزي فراتر از بشري پيام آور هستم؟» وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً و مردم را بازنداشت از آنکه ايمان آورند آنگاه که هدايت به سوي آنان آمد مگر آنکه گفتند: « آيا خداوند انساني را که به عنوان پيامبر فرستاده است؟» قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً بگو: «اگر در زمين فرشتگاني بودند که آرام و آسوده راه مي رفتند، ما از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم». قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بگو:«خداوند به عنوان گواه بين من و شما بس است، بي گمان او از حال بندگانش بسيار آگاه و بيناست».
(89 - 93) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و به تأکید مواعظ و مثلها را در قرآن به شیوههای گوناگون بیان داشتهایم؛ و مفاهیمی را که بندگان به آن نیاز دارند، بارها بیان کردهایم تا آنها پند بپذیرند و بازآیند؛ اما جز تعداد اندکی از آنها که خداوند سعادت را برایشان رقم زده و با توفیق خود آنان را یاری کرده است، آن را نپذیرفتند. و بیشتر مردم جز ناسپاسی و کفران این نعمت -که از بزرگترین نعمتهاست- نپذیرفتند، و از روی عناد و لجاجت، معجزات و نشانههایی غیر از آیات قرآن را از جانب خود پیشنهاد نمودند. پس آنها به پیامبر خدا که این قرآن را آورده و شامل هر دلیل و برهانی است، میگویند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾) ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر اینکه از زمین چشمهای را برای ما روان کنی. (﴿أَوۡ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَعِنَبٖ﴾) یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی تا به وسیلۀ آن، از رفتن به بازارها و رفت و آمد بینیاز باشی. (﴿أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا﴾) یا اینکه آسمان را چنانکه ادعا میکنی، تکه تکه بر ما فرود آری، (﴿أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا﴾) یا اینکه خدا و فرشتگان را رویاروی ما بیاوری که آنها را ببینیم، و به آنچه آوردهای، گواهی بدهند. (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(94) (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(95) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَلَٰٓئِكَةٞ يَمۡشُونَ مُطۡمَئِنِّينَ ﴾) بگو: اگر در زمین به جای انسان فرشتگانی مستقر بودند، و همچون انسانها در آن راه میرفتند، و در روی زمین سکونت و اقامت میگزیدند، و انسانها نیز میتوانستند آنها را ببینند و از آنان بیاموزند، (﴿لَنَزَّلۡنَا عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَلَكٗا رَّسُولٗا﴾) ما قطعاً از آسمان فرشتهای را به عنوان پیامبر به سویشان میفرستادیم تا بتوانند از او فرا بگیرند.
(96) (﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) بگو: «کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، او به بندگانش دانا و بیناست.» و از جمله گواهی خداوند برای پیامبرش، این است که او را با معجزات تأیید کرد و آیات را بر او نازل نمود، و او را بر کسانی که با وی دشمنی کرده و او را از خانه و کاشانهاش بیرون رانده بودند، پیروز گردانید. وچنانچه چیزی خلاف واقعیت را به خدا نسبت دهد، بیگمان از او به سختی انتقام میگرفت، سپس رگ دلش را پاره میکرد؛ زیرا خداوند آگاه و بیناست، و هیچ چیزی از احوال بندگان بر او پوشیده نمیماند.
الإسراء 17:92
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا و به راستي که در اين قرآن هر مثلي را براي مردم به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم ولي بيشتر مردم جز انکار و ناسپاسي نپذيرند. وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا و گفتند:«ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين چشمه اي را براي ما روان سازي». أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا يا اينکه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشي و رودبارها و جويبارهاي فراوان در ان روان کني أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً يا اينکه آسمان را چنان که ادعا مي کني ت که تکه بر ما فرود آري، و يا خدا و فرشتگان را روياروي ما آوري أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً يا اينکه خانه اي از زر و زيور داشته باشي، و يا اينکه به سوي آسمان بالا روي، و به بالا رفتنت از آسمان هم ايمان نمي آوريم مگر اينکه کتابي همراه خود براي ما بياوري که آن را بخوانيم. بگو:« پروردگارم پاک و منزه است! آيا من چيزي فراتر از بشري پيام آور هستم؟» وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً و مردم را بازنداشت از آنکه ايمان آورند آنگاه که هدايت به سوي آنان آمد مگر آنکه گفتند: « آيا خداوند انساني را که به عنوان پيامبر فرستاده است؟» قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً بگو: «اگر در زمين فرشتگاني بودند که آرام و آسوده راه مي رفتند، ما از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم». قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بگو:«خداوند به عنوان گواه بين من و شما بس است، بي گمان او از حال بندگانش بسيار آگاه و بيناست».
(89 - 93) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و به تأکید مواعظ و مثلها را در قرآن به شیوههای گوناگون بیان داشتهایم؛ و مفاهیمی را که بندگان به آن نیاز دارند، بارها بیان کردهایم تا آنها پند بپذیرند و بازآیند؛ اما جز تعداد اندکی از آنها که خداوند سعادت را برایشان رقم زده و با توفیق خود آنان را یاری کرده است، آن را نپذیرفتند. و بیشتر مردم جز ناسپاسی و کفران این نعمت -که از بزرگترین نعمتهاست- نپذیرفتند، و از روی عناد و لجاجت، معجزات و نشانههایی غیر از آیات قرآن را از جانب خود پیشنهاد نمودند. پس آنها به پیامبر خدا که این قرآن را آورده و شامل هر دلیل و برهانی است، میگویند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾) ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر اینکه از زمین چشمهای را برای ما روان کنی. (﴿أَوۡ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَعِنَبٖ﴾) یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی تا به وسیلۀ آن، از رفتن به بازارها و رفت و آمد بینیاز باشی. (﴿أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا﴾) یا اینکه آسمان را چنانکه ادعا میکنی، تکه تکه بر ما فرود آری، (﴿أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا﴾) یا اینکه خدا و فرشتگان را رویاروی ما بیاوری که آنها را ببینیم، و به آنچه آوردهای، گواهی بدهند. (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(94) (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(95) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَلَٰٓئِكَةٞ يَمۡشُونَ مُطۡمَئِنِّينَ ﴾) بگو: اگر در زمین به جای انسان فرشتگانی مستقر بودند، و همچون انسانها در آن راه میرفتند، و در روی زمین سکونت و اقامت میگزیدند، و انسانها نیز میتوانستند آنها را ببینند و از آنان بیاموزند، (﴿لَنَزَّلۡنَا عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَلَكٗا رَّسُولٗا﴾) ما قطعاً از آسمان فرشتهای را به عنوان پیامبر به سویشان میفرستادیم تا بتوانند از او فرا بگیرند.
(96) (﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) بگو: «کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، او به بندگانش دانا و بیناست.» و از جمله گواهی خداوند برای پیامبرش، این است که او را با معجزات تأیید کرد و آیات را بر او نازل نمود، و او را بر کسانی که با وی دشمنی کرده و او را از خانه و کاشانهاش بیرون رانده بودند، پیروز گردانید. وچنانچه چیزی خلاف واقعیت را به خدا نسبت دهد، بیگمان از او به سختی انتقام میگرفت، سپس رگ دلش را پاره میکرد؛ زیرا خداوند آگاه و بیناست، و هیچ چیزی از احوال بندگان بر او پوشیده نمیماند.
الإسراء 17:93
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا و به راستي که در اين قرآن هر مثلي را براي مردم به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم ولي بيشتر مردم جز انکار و ناسپاسي نپذيرند. وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا و گفتند:«ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين چشمه اي را براي ما روان سازي». أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا يا اينکه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشي و رودبارها و جويبارهاي فراوان در ان روان کني أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً يا اينکه آسمان را چنان که ادعا مي کني ت که تکه بر ما فرود آري، و يا خدا و فرشتگان را روياروي ما آوري أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً يا اينکه خانه اي از زر و زيور داشته باشي، و يا اينکه به سوي آسمان بالا روي، و به بالا رفتنت از آسمان هم ايمان نمي آوريم مگر اينکه کتابي همراه خود براي ما بياوري که آن را بخوانيم. بگو:« پروردگارم پاک و منزه است! آيا من چيزي فراتر از بشري پيام آور هستم؟» وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً و مردم را بازنداشت از آنکه ايمان آورند آنگاه که هدايت به سوي آنان آمد مگر آنکه گفتند: « آيا خداوند انساني را که به عنوان پيامبر فرستاده است؟» قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً بگو: «اگر در زمين فرشتگاني بودند که آرام و آسوده راه مي رفتند، ما از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم». قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بگو:«خداوند به عنوان گواه بين من و شما بس است، بي گمان او از حال بندگانش بسيار آگاه و بيناست».
(89 - 93) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و به تأکید مواعظ و مثلها را در قرآن به شیوههای گوناگون بیان داشتهایم؛ و مفاهیمی را که بندگان به آن نیاز دارند، بارها بیان کردهایم تا آنها پند بپذیرند و بازآیند؛ اما جز تعداد اندکی از آنها که خداوند سعادت را برایشان رقم زده و با توفیق خود آنان را یاری کرده است، آن را نپذیرفتند. و بیشتر مردم جز ناسپاسی و کفران این نعمت -که از بزرگترین نعمتهاست- نپذیرفتند، و از روی عناد و لجاجت، معجزات و نشانههایی غیر از آیات قرآن را از جانب خود پیشنهاد نمودند. پس آنها به پیامبر خدا که این قرآن را آورده و شامل هر دلیل و برهانی است، میگویند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾) ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر اینکه از زمین چشمهای را برای ما روان کنی. (﴿أَوۡ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَعِنَبٖ﴾) یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی تا به وسیلۀ آن، از رفتن به بازارها و رفت و آمد بینیاز باشی. (﴿أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا﴾) یا اینکه آسمان را چنانکه ادعا میکنی، تکه تکه بر ما فرود آری، (﴿أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا﴾) یا اینکه خدا و فرشتگان را رویاروی ما بیاوری که آنها را ببینیم، و به آنچه آوردهای، گواهی بدهند. (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(94) (﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ﴾) و یا اینکه خانهای زرنگار و منقوش به طلا داشته باشی، (﴿أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) و یا به صورت طبیعی و محسوس به آسمان بالا بروی، (﴿ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥ﴾) با این وجود، به بالا رفتنت ایمان نمیآوریم مگر اینکه همراه خود کتابی برای ما بیاوری که آن را بخوانیم. و از آنجا که این گفتهها، از سرِ لجاجت و به قصد ناتوان کردن پیامبر، و سخنانی بیخردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذیرفتن حق و بیادبی در برابر خداوند بود، و با توجه به اینکه از این سخنها چنین بر میآید که پیامبر از جانب خویش معجزات را میآورد، خداوند به وی دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود: (﴿قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي﴾) بگو: پاک است پروردگارم! و بسی برتر و بالاتراست از آنچه که شما میگویید. و پاک است خداوند از اینکه فرمانها و آیات او، پیرو خواستههای فاسد و نظرهای گمراه شما باشد. (﴿هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا﴾) آیا من جز فرستادهای از سوی خداوند برای هدایت مردمان هستم؟ من فقط فرستاده شدهام و چیزی در دست من نیست. و عاملی که باعث شد بیشتر مردم ایمان نیاورند، این بود که پیامبرانی که به سوی آنها فرستاده میشدند، از خود آنها و انسان بودند. و این رحمت الهی و لطف خداوندی در حق آنان بود که برای آنها، انسانی از میان آنان فرستاده بود؛ زیرا اگر فرشتگان به میانشان میآمدند، نمیتوانستند چیزی از آنان فرا بگیرند.
(95) (﴿قُل لَّوۡ كَانَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَلَٰٓئِكَةٞ يَمۡشُونَ مُطۡمَئِنِّينَ ﴾) بگو: اگر در زمین به جای انسان فرشتگانی مستقر بودند، و همچون انسانها در آن راه میرفتند، و در روی زمین سکونت و اقامت میگزیدند، و انسانها نیز میتوانستند آنها را ببینند و از آنان بیاموزند، (﴿لَنَزَّلۡنَا عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَلَكٗا رَّسُولٗا﴾) ما قطعاً از آسمان فرشتهای را به عنوان پیامبر به سویشان میفرستادیم تا بتوانند از او فرا بگیرند.
(96) (﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا﴾) بگو: «کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، او به بندگانش دانا و بیناست.» و از جمله گواهی خداوند برای پیامبرش، این است که او را با معجزات تأیید کرد و آیات را بر او نازل نمود، و او را بر کسانی که با وی دشمنی کرده و او را از خانه و کاشانهاش بیرون رانده بودند، پیروز گردانید. وچنانچه چیزی خلاف واقعیت را به خدا نسبت دهد، بیگمان از او به سختی انتقام میگرفت، سپس رگ دلش را پاره میکرد؛ زیرا خداوند آگاه و بیناست، و هیچ چیزی از احوال بندگان بر او پوشیده نمیماند.