Tafsir As-Saadi - Persian — النور 24:38 – الفرقان 25:65
Contents
- النور 24:38
- النور 24:39
- النور 24:40
- النور 24:41
- النور 24:42
- النور 24:43
- النور 24:44
- النور 24:45
- النور 24:46
- النور 24:47
- النور 24:48
- النور 24:49
- النور 24:50
- النور 24:51
- النور 24:52
- النور 24:53
- النور 24:54
- النور 24:55
- النور 24:56
- النور 24:57
- النور 24:58
- النور 24:59
- النور 24:60
- النور 24:61
- النور 24:62
- النور 24:63
- النور 24:64
- الفرقان 25:1
- الفرقان 25:2
- الفرقان 25:3
- الفرقان 25:4
- الفرقان 25:5
- الفرقان 25:6
- الفرقان 25:7
- الفرقان 25:8
- الفرقان 25:9
- الفرقان 25:10
- الفرقان 25:11
- الفرقان 25:12
- الفرقان 25:13
- الفرقان 25:14
- الفرقان 25:15
- الفرقان 25:16
- الفرقان 25:17
- الفرقان 25:18
- الفرقان 25:19
- الفرقان 25:20
- الفرقان 25:21
- الفرقان 25:22
- الفرقان 25:23
- الفرقان 25:24
- الفرقان 25:25
- الفرقان 25:26
- الفرقان 25:27
- الفرقان 25:28
- الفرقان 25:29
- الفرقان 25:30
- الفرقان 25:31
- الفرقان 25:32
- الفرقان 25:33
- الفرقان 25:34
- الفرقان 25:35
- الفرقان 25:36
- الفرقان 25:37
- الفرقان 25:38
- الفرقان 25:39
- الفرقان 25:40
- الفرقان 25:41
- الفرقان 25:42
- الفرقان 25:43
- الفرقان 25:44
- الفرقان 25:45
- الفرقان 25:46
- الفرقان 25:47
- الفرقان 25:48
- الفرقان 25:49
- الفرقان 25:50
- الفرقان 25:51
- الفرقان 25:52
- الفرقان 25:53
- الفرقان 25:54
- الفرقان 25:55
- الفرقان 25:56
- الفرقان 25:57
- الفرقان 25:58
- الفرقان 25:59
- الفرقان 25:60
- الفرقان 25:61
- الفرقان 25:62
- الفرقان 25:63
- الفرقان 25:64
- الفرقان 25:65
النور 24:38
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ خانههايي كه خداوند اجازه داده است برافراشته شوند، و نام او در آنجا ياد شود، و او را صبح و شام در آنجا تسبيح ميگويند. رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ مرداني كه هيچ تجارت و خريد و فروشي آنان را از ياد خدا، و خواندن نماز، و دادن زكات غافل نميسازد، از روزي ميترسند كه دلها و ديدگان در آن دگرگون و پريشان ميگردد. لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ تا خداوند بر [مبناي] بهترين كارهايشان آنان را پاداش بدهد، و از فضل خويش افزون به آنان ببخشد، و خداوند هر كه را بخواهد بيحساب روزي ميدهد.
(36) (﴿فِي بُيُوتٍ﴾) در مساجدی که خانههای بزرگ و باارزش و بهترین جا در نزد خداوند هستند، خداوند عبادت میشود. (﴿أَذِنَ ٱللَّهُ﴾) خداوند فرمان داده و توصیه نموده که، (﴿أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ﴾) برافراشته شوند، و نام او در آنجا یاد شود. در این دو جمله، تمامِ احکام متعلق به مساجد وجود دارد؛ زیرا برافراشته شدن مساجد، در بر گیرندۀ ساختن و تعمیر کردن و تمیز نمودن آن از آلودگیها و حفاظت آن از دیوانهها و کودکانی است که از پلیدیها و آلودگیها پرهیز نمیکنند. نیز شامل آن است که آن را از ورود کافر و اینکه در آن یاوهگویی و بلند صحبت نکرد، و جز ذکر خدا چیزی در آن گفته نشود. و یاد کردنِ نام خداوند در آنجا، دربرگیرندۀ نماز فرض و نفل و خواندن قرآن و تسبیح و تهلیل و دیگر انواع ذکر، و آموختن علم و آموزش آن به دیگران، و مذاکرۀ علم، و اعتکاف و دیگر عبادتهایی است که در مساجد انجام میشوند. بنابراین آبادانی مسجد به دو صورت انجام میگیرد: آباد کردن ساختمان و ساختن و محکم کردن آن، و آباد کردن مسجد با ذکر خدا از قبیل: نماز و غیره، که این شریفترینِ دو قِسم است. و نزد اکثر علما واجب است که نمازهای پنچگانه و جمعه در مسجد انجام شوند. و گروهی دیگر گفتهاند که خواندن نمازها در مسجد مستحب است. سپس خداوند کسانی را که مساجد را با عبادت آباد مینمایند، ستایش کرد و فرمود: (﴿يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ رِجَالٞ﴾) مردانی که خدا را صبح و شام در آنجا مخلصانه تسبیح میگویند. خداوند این دو وقت ـ صبح و شام ـ را به طور ویژه بیان کرد، چون دارای شرافت و عظمت میباشند، و حرکت کردن و رفتن به سوی خدا در این دو وقت آسان است. و تسبیح گفتن در نماز و خارج از آن در این آیه داخل است. بنابراین ذکرهای صبحگاهان و شامگاهان مشروع قرار داده شده است؛
(37) یعنی در این مساجد، مردانی صبح و شام مخلصانه خدا را تسبیح میگویند، آن هم چه مردانی! مردانی که دنیا را بر پروردگارشان ترجیح نمیدهند؛ و تجارت و کسب و کار، آنها را از خداوند غافل نکرده و به خود مشغول نمیسازد. (﴿لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ﴾) مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد خدا غافل نمیکند. تجارت، شامل هر معاملهای میباشد. پس فرمودۀ خداوند (﴿وَلَا بَيۡعٌ﴾) از باب عطفِ خاص بر عام خواهد بود، و این به خاطر کثرت اشتغال به بیع، و غافل ماندن از غیر آن است. پس این مردان، چنانچه به تجارت و خرید و فروش بپردازند، اشکالی ندارد؛ چون تجارت و خرید و فروش، آنها را غافل نمیسازد. به این صورت که آن را (﴿عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ﴾) بر ذکر خدا و خواندن نماز و دادن زکات مقدم نمیدارند، و آن را بر این چیزها ترجیح نمیدهند؛ بلکه آنها، طاعت خداوند و عبادت و پرستش او را، آخرین هدف و مقصد نهایی خود قرار دادهاند. پس هرچیزی که میان آنها و عبادت حایل و مانع قرار بگیرد، آن را ترک مینمایند. و از آنجا که ترک گفتن دنیا برای بسیاری انسانها سخت است، و کسب و تجارت برایشان دوست داشتنی است، و غالباً ترک گفتنِ آن بر نفس دشوار است، و از مقدم نمودنِ حقِ خداوند بر آن احساس سختی و دشواری میکنند، به ذکر موضوعی پرداخت که نفس انسان را به مقدم داشتن ذکر الهی فرا میخواند. پس در قالبِ تشویق و ترهیب فرمود: (﴿يَخَافُونَ يَوۡمٗا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلۡقُلُوبُ وَٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) از روزی میترسند که دلها و دیدگان در آن روز، از شدت وحشت و اضطراب دگرگون شده، و دلها و جسمها پریشان میگردد. بنابراین از آن روز میترسند، درنتیجه ترک گفتنِ آنچه انسان را از عمل صالح باز میدارد، برایشان آسان میشود.
(38) (﴿لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواۡ﴾) تا خداوند بر مبنای بهترینِ کارهایشان، آنان را پاداش دهد. منظور از بهترین کارهایشان، اعمال و کارهای نیک و شایستهشان است؛ چون کارهای نیکِ آنان، بهترین کاری است که کردهاند؛ زیرا آنها امور جایز و غیره را انجام میدهند، اما پاداش فقط در برابر عمل نیک داده میشود. همچنانکه فرموده است:﴿لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾ تا بدترین کارهایی را که کردهاند، از آنها بزداید و دور نماید؛ و پاداش بهترین کارهایی را که میکردند به آنان بدهد. (﴿وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦ﴾) و از فضلِ خود بر پاداششان بیفزاید؛ و پاداشی بیشتر از آنچه که در برابر اعمال خود سزاوارش هستند، به آنان بدهد. (﴿وَٱللَّهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾) و خداوند هر که را بخواهد، بیحساب روزی میدهد؛ و چنان پاداشی به او میدهد که عملش سزاوار آن پاداش نمیباشد، و در خیال و آرزوی او نمیگنجد. و بیحساب و بیشمار به او مزد میدهد، و این کنایه از آن است که خداوند پاداش بسیار زیاد و فراوانی به بندگانش میدهد.
النور 24:39
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ و كافران اعمالشان به سرابي ميماند كه [فرد] تشنه در بيابان بيآب و علفي آن را آبي ميپندارد، تا چون به آن نزديك شود آن را چيزي نيابد، و خداوند را نزد خود بيابد و حسابش را تمام و كمال به او بدهد، و خداوند در حسابرسي سريع است. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ يا مانند تاريكيهايي در دريايي ژرف است كه آن را موجي فروپوشانده كه بر فرازش موجي است و بر فراز آن نيز ابري است، تاريكيهايي است كه بر هم انباشته است، هر گاه دستش را بيرون آورد نزديك است آن را نبيند و كسي كه خدا نوري بهرهاو نكرده باشد او را نوري نيست.
(39) خداوند این دو مثال را برای اعمال کافران زده است، مبنی بر اینکه اینگونه اعمالشان بیهوده و باطل از بین خواهد رفت؛ و انجام دهندگان، از آن حسرت میبرند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، و پیامبرانشان را تکذیب کردند، (﴿أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ﴾) اعمالشان به سرابی میماند که در بیابانی بیآب و علف، شخص تشنه آن را آب میپندارد. (﴿يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾) فرد تشنهای که از شدت تشنگی گمان میبرد آن سراب، آب است. و این پنداری باطل است که فرد تشنه به سوی سراب میرود تا به وسیلۀ آن، تشنگی خود را برطرف نماید. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡٔٗا﴾) تا چون به آن رسد، اصلاً چیزی نیابد، در نتیجه به شدت پشیمان میشود، و چون امید دست یافتن به آب را ازدست میدهد، تشنگیاش بیشتر میشود. اعمال کافران نیز مانند سراب است؛ و فرد نادانی که چیزی نمیداند، اعمال کافران را مفید میپندارد، و اعمالشان وی را میفریبد، و او نیز همانند کافران گمان میبرد که این اعمال، آرزوهایش را محقق خواهد ساخت، و او نیز مانند آنان، بدان نیاز دارد، آنگونه که انسان تشنه به آب نیازمند است. تا آنگاه که کافر در روز قیامت به نزد اعمال خود میآید، میبیند که همۀ آنها باطلاند و هیچ سودی به او نمیرسانند، بلکه (﴿وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ﴾) خداوند را نزد اعمالش مییابد، و حسابش را تمام و کمال به او میدهد، و هیچ چیزی از عملش بر خداوند پوشیده و پنهان نمانده، و هیچ چیزی از اعمالش از نگاه الهی به دور نمیماند. (﴿وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) و خداوند در حسابرسی، سریع است. پس نباید جاهلان، میعاد قیامت را دور بپندارند، بلکه قطعاً قیامت فرا خواهد رسید.خداوند اعمال کافران را به سرابی تشبیه نموده که در بیابان بیآب و علفی، شخص تشنه آن را آب میپندارد، و این مثال دلهای کافران است که در آن هیچ خیر و نیکی وجود ندارد که به سبب آن اعمالشان پاکیزه گردد؛ چون کفر ورزیدن، مانع نیکوکاری آنها میشود.
(40) و مثال دوم برای بطلان اعمال کافران (﴿كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ﴾) بسان تاریکیهایی در دریای ژرف و مواج است، (﴿يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ﴾) که آن را موجی فرو پوشانده، و بر فرازش موجی [دیگر] است، و بر فراز آن نیز ابری است. تاریکیهایی است که بر هم انباشته شده است؛ تاریکی دریای ژرف و عمیق؛ سپس برفراز آن، تاریکی امواج انباشته؛ و بالای آن [نیز] ابرهای تیره و تار خیمه زده؛ و برفراز آن [هم] تاریکی شب سیاه و ظلمانی است. بنابراین تاریکی بسیار شدیدی است، و فردی که در این تاریکی قرار دارد، (﴿إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَا﴾) ، هرگاه دست خود را بیرون بیاورد، با اینکه به آن نزدیک است، اما ممکن نیست دست خود را ببیند، پس چگونه میتواند چیز دیگری را مشاهده نماید؟! کافران نیز تاریکیها بر دلهایشان انباشته شده و روی هم قرار گرفته است؛ تاریکی طبیعت و سرشت که خیری در آن نیست؛ و برفراز آن، تاریکی کفر؛ و بر بالای آن، تاریکی جهل و نادانی؛ و برفراز آن ظلمت و تاریکی، اعمال و کارهایی است که برآمده از ظلمتهای مذکور میباشد. درنتیجه آنها در تاریکی مطلق حیران مانده، و در سرکشی و طغیان خود سرگرداناند. و به راه راست و صراط مستقیم پشت کردهاند و سرگشته در راههای گمراهی رفت و آمد میکنند. و این به خاطر آن است که خداوند آنان را خوار نموده، و از نور خویش بیبهرهشان کرده است. (﴿وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ﴾) و کسی که خدا نوری بهرۀ او نکرده باشد، او را نوری نیست. چون نفسش ستمگر و نادان است، و در آن خیر و نوری وجود ندارد، مگر نوری که خداوند بهرۀ او کرده و به او بخشیده باشد. احتمال دارد که این دو مثال، برای تبیین اعمال کافران ذکر شده باشند؛ و هر یک از این دو مثال، با اعمال کافران منطبق است، و چون اوصاف و حالات فرق میکند، چند مثال را بیان نمود. پس مثال اول بیان حالت سران کفار است که دیگر کافران از آنها پیروی میکنند، و مثال دوم بیان حالت پیروان آنان است. والله أعلم.
النور 24:40
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ و كافران اعمالشان به سرابي ميماند كه [فرد] تشنه در بيابان بيآب و علفي آن را آبي ميپندارد، تا چون به آن نزديك شود آن را چيزي نيابد، و خداوند را نزد خود بيابد و حسابش را تمام و كمال به او بدهد، و خداوند در حسابرسي سريع است. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ يا مانند تاريكيهايي در دريايي ژرف است كه آن را موجي فروپوشانده كه بر فرازش موجي است و بر فراز آن نيز ابري است، تاريكيهايي است كه بر هم انباشته است، هر گاه دستش را بيرون آورد نزديك است آن را نبيند و كسي كه خدا نوري بهرهاو نكرده باشد او را نوري نيست.
(39) خداوند این دو مثال را برای اعمال کافران زده است، مبنی بر اینکه اینگونه اعمالشان بیهوده و باطل از بین خواهد رفت؛ و انجام دهندگان، از آن حسرت میبرند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، و پیامبرانشان را تکذیب کردند، (﴿أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ﴾) اعمالشان به سرابی میماند که در بیابانی بیآب و علف، شخص تشنه آن را آب میپندارد. (﴿يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾) فرد تشنهای که از شدت تشنگی گمان میبرد آن سراب، آب است. و این پنداری باطل است که فرد تشنه به سوی سراب میرود تا به وسیلۀ آن، تشنگی خود را برطرف نماید. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡٔٗا﴾) تا چون به آن رسد، اصلاً چیزی نیابد، در نتیجه به شدت پشیمان میشود، و چون امید دست یافتن به آب را ازدست میدهد، تشنگیاش بیشتر میشود. اعمال کافران نیز مانند سراب است؛ و فرد نادانی که چیزی نمیداند، اعمال کافران را مفید میپندارد، و اعمالشان وی را میفریبد، و او نیز همانند کافران گمان میبرد که این اعمال، آرزوهایش را محقق خواهد ساخت، و او نیز مانند آنان، بدان نیاز دارد، آنگونه که انسان تشنه به آب نیازمند است. تا آنگاه که کافر در روز قیامت به نزد اعمال خود میآید، میبیند که همۀ آنها باطلاند و هیچ سودی به او نمیرسانند، بلکه (﴿وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ﴾) خداوند را نزد اعمالش مییابد، و حسابش را تمام و کمال به او میدهد، و هیچ چیزی از عملش بر خداوند پوشیده و پنهان نمانده، و هیچ چیزی از اعمالش از نگاه الهی به دور نمیماند. (﴿وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) و خداوند در حسابرسی، سریع است. پس نباید جاهلان، میعاد قیامت را دور بپندارند، بلکه قطعاً قیامت فرا خواهد رسید.خداوند اعمال کافران را به سرابی تشبیه نموده که در بیابان بیآب و علفی، شخص تشنه آن را آب میپندارد، و این مثال دلهای کافران است که در آن هیچ خیر و نیکی وجود ندارد که به سبب آن اعمالشان پاکیزه گردد؛ چون کفر ورزیدن، مانع نیکوکاری آنها میشود.
(40) و مثال دوم برای بطلان اعمال کافران (﴿كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ﴾) بسان تاریکیهایی در دریای ژرف و مواج است، (﴿يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ﴾) که آن را موجی فرو پوشانده، و بر فرازش موجی [دیگر] است، و بر فراز آن نیز ابری است. تاریکیهایی است که بر هم انباشته شده است؛ تاریکی دریای ژرف و عمیق؛ سپس برفراز آن، تاریکی امواج انباشته؛ و بالای آن [نیز] ابرهای تیره و تار خیمه زده؛ و برفراز آن [هم] تاریکی شب سیاه و ظلمانی است. بنابراین تاریکی بسیار شدیدی است، و فردی که در این تاریکی قرار دارد، (﴿إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَا﴾) ، هرگاه دست خود را بیرون بیاورد، با اینکه به آن نزدیک است، اما ممکن نیست دست خود را ببیند، پس چگونه میتواند چیز دیگری را مشاهده نماید؟! کافران نیز تاریکیها بر دلهایشان انباشته شده و روی هم قرار گرفته است؛ تاریکی طبیعت و سرشت که خیری در آن نیست؛ و برفراز آن، تاریکی کفر؛ و بر بالای آن، تاریکی جهل و نادانی؛ و برفراز آن ظلمت و تاریکی، اعمال و کارهایی است که برآمده از ظلمتهای مذکور میباشد. درنتیجه آنها در تاریکی مطلق حیران مانده، و در سرکشی و طغیان خود سرگرداناند. و به راه راست و صراط مستقیم پشت کردهاند و سرگشته در راههای گمراهی رفت و آمد میکنند. و این به خاطر آن است که خداوند آنان را خوار نموده، و از نور خویش بیبهرهشان کرده است. (﴿وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ﴾) و کسی که خدا نوری بهرۀ او نکرده باشد، او را نوری نیست. چون نفسش ستمگر و نادان است، و در آن خیر و نوری وجود ندارد، مگر نوری که خداوند بهرۀ او کرده و به او بخشیده باشد. احتمال دارد که این دو مثال، برای تبیین اعمال کافران ذکر شده باشند؛ و هر یک از این دو مثال، با اعمال کافران منطبق است، و چون اوصاف و حالات فرق میکند، چند مثال را بیان نمود. پس مثال اول بیان حالت سران کفار است که دیگر کافران از آنها پیروی میکنند، و مثال دوم بیان حالت پیروان آنان است. والله أعلم.
النور 24:41
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ آيا ندانستهاي تمام موجوداتي كه در آسمانها و زمين هستند خداوند را به پاكي ياد ميكنند؟! و پرندگان نيز كه [در حال پرواز] بال ميگشايند [او را تسبيح ميگويند؟!] همگي به نماز و تسبيح خود آشنايند و خداوند به آنچه ميكنند آگاه است. وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ و فرمانروايي آسمانها و زمين از آن خدا است و بازگشت [همة شما] به سوي او است.
(41) خداوند بندگانش را از عظمت خویش، و کمال قدرت و فرمانرواییاش، و نیازمندی همۀ آفریدهها به او، و بندگی کردن همۀ مخلوقات برای وی آگاه مینماید. پس میفرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا نمیدانی که همۀ انسانها و همۀ موجوداتی که در آسمانها و زمین بهسر میبرند، از قبیل: جاندار و بیجان، خداوند را به پاکی یاد میکنند و او را تسبیح میگویند؟! (﴿وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖ﴾) و همۀ پرندگانی که درحال پرواز در آسمان بال گستردهاند، سرگرم تسبیح او هستند؟! (﴿كُلّٞ﴾) هریک از این مخلوقات و آفریدههای الهی (﴿قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥ﴾) نیایش و تسبیح خود را میداند؛ یعنی هر یک، برحسب حالتی که مناسب او است، نیایش و عبادتی دارد؛ و این نیایش و عبادت را خداوند به وی الهام کرده، یا به وسیلۀ پیامبران به آنها آموخته شده است، مانند انسانها و جنها و ملائکه که روش عبادت را، به وسیلۀ پیامآوران خویش آموختهاند. و یا روش عبادت به آنها الهام شده است، مانند سایر مخلوقات الهی که خداوند به آنها الهام نموده چگونه به نیایش و پرستش او بپردازند. و این احتمال قویتر و راجحتر است، به دلیل اینکه فرموده است: (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکنند، دانا است؛ یعنی همۀ کارهایشان را میداند، و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پوشیده نیست؛ و آنها را طبق کارهایی که انجام میدهند، سزا و جزا خواهد داد. بنابراین خداوند اعمالشان را میداند، چون آن اعمال را او به آنها آموخته است. و نیز به اهداف و مقاصدشان -که پاداش و سزا را در بر دارد- آگاه است. و احتمال دارد که ضمیر در (﴿قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥ﴾) به خداوند برگردد، و معنی اینطور شود: خداوند نیایش و تسبیح هر یک از آنان را میداند، گرچه شما بندگان از آن چیزی نمیدانید، مگر آنچه که خداوند شما را به آن آگاه نموده است. و این آیه مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾ آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آن هستند، او را تسبیح میگویند، و هیچ چیزی نیست مگر اینکه او را ستایش میگوید، اما شما ستایش آنها را نمیدانید. بیگمان او بردبارِ آمرزنده است.
(42) وقتی بندگی و نیازمند بودنِ مخلوقات را برای خداوند بیان کرد، و اینکه آنها در پرستشِ خداوند و یگانه دانستنِ وی محتاج پروردگار هستند، نیز بیان نمود که آفریدهها، در راستای پرورش یافتن و سامان گرفتن اموراتشان، نیازمند خداوند میباشند، فرمود: (﴿وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ خدا است؛ خداوند آفریننده و روزی دهندۀ آنها است، و با فرمان شرعی و تقدیریِ خویش، در آسمان و زمین تصرف مینماید. و در جهان آخرت، نیز با فرمانِ جزایی خویش، در آسمانها و زمین تصرف مینماید. چون میفرماید: (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و بازگشت به سوی خدا است؛ یعنی بازگشت همۀ مخلوقات و سرانجام آنها به سوی خداوند است، و آنان را بر حسب کارهایشان مجازات مینماید.
النور 24:42
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ آيا ندانستهاي تمام موجوداتي كه در آسمانها و زمين هستند خداوند را به پاكي ياد ميكنند؟! و پرندگان نيز كه [در حال پرواز] بال ميگشايند [او را تسبيح ميگويند؟!] همگي به نماز و تسبيح خود آشنايند و خداوند به آنچه ميكنند آگاه است. وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ و فرمانروايي آسمانها و زمين از آن خدا است و بازگشت [همة شما] به سوي او است.
(41) خداوند بندگانش را از عظمت خویش، و کمال قدرت و فرمانرواییاش، و نیازمندی همۀ آفریدهها به او، و بندگی کردن همۀ مخلوقات برای وی آگاه مینماید. پس میفرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا نمیدانی که همۀ انسانها و همۀ موجوداتی که در آسمانها و زمین بهسر میبرند، از قبیل: جاندار و بیجان، خداوند را به پاکی یاد میکنند و او را تسبیح میگویند؟! (﴿وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖ﴾) و همۀ پرندگانی که درحال پرواز در آسمان بال گستردهاند، سرگرم تسبیح او هستند؟! (﴿كُلّٞ﴾) هریک از این مخلوقات و آفریدههای الهی (﴿قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥ﴾) نیایش و تسبیح خود را میداند؛ یعنی هر یک، برحسب حالتی که مناسب او است، نیایش و عبادتی دارد؛ و این نیایش و عبادت را خداوند به وی الهام کرده، یا به وسیلۀ پیامبران به آنها آموخته شده است، مانند انسانها و جنها و ملائکه که روش عبادت را، به وسیلۀ پیامآوران خویش آموختهاند. و یا روش عبادت به آنها الهام شده است، مانند سایر مخلوقات الهی که خداوند به آنها الهام نموده چگونه به نیایش و پرستش او بپردازند. و این احتمال قویتر و راجحتر است، به دلیل اینکه فرموده است: (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکنند، دانا است؛ یعنی همۀ کارهایشان را میداند، و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پوشیده نیست؛ و آنها را طبق کارهایی که انجام میدهند، سزا و جزا خواهد داد. بنابراین خداوند اعمالشان را میداند، چون آن اعمال را او به آنها آموخته است. و نیز به اهداف و مقاصدشان -که پاداش و سزا را در بر دارد- آگاه است. و احتمال دارد که ضمیر در (﴿قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥ﴾) به خداوند برگردد، و معنی اینطور شود: خداوند نیایش و تسبیح هر یک از آنان را میداند، گرچه شما بندگان از آن چیزی نمیدانید، مگر آنچه که خداوند شما را به آن آگاه نموده است. و این آیه مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾ آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آن هستند، او را تسبیح میگویند، و هیچ چیزی نیست مگر اینکه او را ستایش میگوید، اما شما ستایش آنها را نمیدانید. بیگمان او بردبارِ آمرزنده است.
(42) وقتی بندگی و نیازمند بودنِ مخلوقات را برای خداوند بیان کرد، و اینکه آنها در پرستشِ خداوند و یگانه دانستنِ وی محتاج پروردگار هستند، نیز بیان نمود که آفریدهها، در راستای پرورش یافتن و سامان گرفتن اموراتشان، نیازمند خداوند میباشند، فرمود: (﴿وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ خدا است؛ خداوند آفریننده و روزی دهندۀ آنها است، و با فرمان شرعی و تقدیریِ خویش، در آسمان و زمین تصرف مینماید. و در جهان آخرت، نیز با فرمانِ جزایی خویش، در آسمانها و زمین تصرف مینماید. چون میفرماید: (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و بازگشت به سوی خدا است؛ یعنی بازگشت همۀ مخلوقات و سرانجام آنها به سوی خداوند است، و آنان را بر حسب کارهایشان مجازات مینماید.
النور 24:43
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ آيا نديدهاي كه خداوند ابري را روان ميسازد، آنگاه اجزاي آن را به هم ميآورد، سپس آنرا در هم ميفشرد، آگاه ميبيني كه باران از لابلاي آن بيرون ميريزد و از [ابرهاي مانند] كوه تگرگ فرود ميآورد، آنگاه آن را به هر كس بخواهد ميرساند و آن را از هر كس كه بخواهد باز ميدارد. نزديك است درخشش برقش ديدگان را از بين ببرد. يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ خداوند شب و روز را ميگرداند، بيگمان در اين [كار] عبرت بزرگي است براي كساني كه چشم داشته باشند.
(43) آیا با چشمانِ خود، عظمت و قدرت الهی را مشاهده نکردهای که چگونه (﴿يُزۡجِي سَحَابٗا﴾) قطعههای پراکندۀ ابرها را به سوی هم روان میسازد؟ (﴿ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ﴾) سپس این قطعهها را گرد میآورد، و آن را همچون کوه تبدیل به ابرهایی متراکم میسازد، (﴿فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ﴾) آنگاه میبینی که از لابلای آن، رگبار تند و باران آرام فرود میریزد تا به سبب آن، نفع و فایده حاصل شود، بدون اینکه زیانی به بار آورد. و آبراهها و گودالها پر میشوند، و رودها جاری میگردند، و از زمین هر نوع گیاهی میروید. و گاهی خداوند از آن ابر، تگرکی فرود میآورد که به هر چیزی برخورد نماید، آن را تلف میکند و از بین میبرد، (﴿فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُ﴾) و هر کس را بخواهد، با آن زیان میرساند؛ و هر کس را که بخواهد، از زیان آن بهدور میدارد؛ یعنی بر حسب حکم و تقدیر الهی و حکمت قابل ستایش او، چنین میشود. (﴿يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰر﴾) نزدیک است درخشش این ابر، چشمها را از بین ببرد. آیا کسی که این ابر را پدید آورده و به سوی بندگان نیازمندش فرستاده، و آن را به صورتی بر زمین فرو میفرستد که فایده و سود [فراوانی] عایدشان شود، و به وسیلۀ آن زیان زیادی از آنان دور گردد، دارای قدرت کامل نیست؟! و آیا خواستِ او، نافذ نمیباشد؟! و آیا او دارای حجتی گسترده نمیباشد.
(44) (﴿يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ﴾) خداوند شب و روز را دگرگون مینماید؛ آن را از گرما به سرما، و از سرما به گرما، و از شب به روز، و از روز به شب تغییر میدهد، و روزگار را در بین مردم دست به دست میگرداند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ﴾) واقعاً در این کار و تغییر احوال، عبرت بزرگی است برای کسانی که چشم داشته باشند و بنگرند و بیندیشند، و برای کسانی که عقلهای تیزبین داشته باشند. همانطور که چشمها، امور محسوس را مشاهده مینمایند؛ پس فردی که دارای بصیرت باشد، با نگاهی عبرت آموز، و با تفکر به این مخلوقات مینگرد، و در آن تدبر مینماید که برای چه منظوری آفریده شدهاند؟ و فردی که رویگردان و جاهل است، همچون حیوان، از روی غفلت و بیخبری به مخلوقات مینگرد.
النور 24:44
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ آيا نديدهاي كه خداوند ابري را روان ميسازد، آنگاه اجزاي آن را به هم ميآورد، سپس آنرا در هم ميفشرد، آگاه ميبيني كه باران از لابلاي آن بيرون ميريزد و از [ابرهاي مانند] كوه تگرگ فرود ميآورد، آنگاه آن را به هر كس بخواهد ميرساند و آن را از هر كس كه بخواهد باز ميدارد. نزديك است درخشش برقش ديدگان را از بين ببرد. يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ خداوند شب و روز را ميگرداند، بيگمان در اين [كار] عبرت بزرگي است براي كساني كه چشم داشته باشند.
(43) آیا با چشمانِ خود، عظمت و قدرت الهی را مشاهده نکردهای که چگونه (﴿يُزۡجِي سَحَابٗا﴾) قطعههای پراکندۀ ابرها را به سوی هم روان میسازد؟ (﴿ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ﴾) سپس این قطعهها را گرد میآورد، و آن را همچون کوه تبدیل به ابرهایی متراکم میسازد، (﴿فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ﴾) آنگاه میبینی که از لابلای آن، رگبار تند و باران آرام فرود میریزد تا به سبب آن، نفع و فایده حاصل شود، بدون اینکه زیانی به بار آورد. و آبراهها و گودالها پر میشوند، و رودها جاری میگردند، و از زمین هر نوع گیاهی میروید. و گاهی خداوند از آن ابر، تگرکی فرود میآورد که به هر چیزی برخورد نماید، آن را تلف میکند و از بین میبرد، (﴿فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُ﴾) و هر کس را بخواهد، با آن زیان میرساند؛ و هر کس را که بخواهد، از زیان آن بهدور میدارد؛ یعنی بر حسب حکم و تقدیر الهی و حکمت قابل ستایش او، چنین میشود. (﴿يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰر﴾) نزدیک است درخشش این ابر، چشمها را از بین ببرد. آیا کسی که این ابر را پدید آورده و به سوی بندگان نیازمندش فرستاده، و آن را به صورتی بر زمین فرو میفرستد که فایده و سود [فراوانی] عایدشان شود، و به وسیلۀ آن زیان زیادی از آنان دور گردد، دارای قدرت کامل نیست؟! و آیا خواستِ او، نافذ نمیباشد؟! و آیا او دارای حجتی گسترده نمیباشد.
(44) (﴿يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ﴾) خداوند شب و روز را دگرگون مینماید؛ آن را از گرما به سرما، و از سرما به گرما، و از شب به روز، و از روز به شب تغییر میدهد، و روزگار را در بین مردم دست به دست میگرداند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ﴾) واقعاً در این کار و تغییر احوال، عبرت بزرگی است برای کسانی که چشم داشته باشند و بنگرند و بیندیشند، و برای کسانی که عقلهای تیزبین داشته باشند. همانطور که چشمها، امور محسوس را مشاهده مینمایند؛ پس فردی که دارای بصیرت باشد، با نگاهی عبرت آموز، و با تفکر به این مخلوقات مینگرد، و در آن تدبر مینماید که برای چه منظوری آفریده شدهاند؟ و فردی که رویگردان و جاهل است، همچون حیوان، از روی غفلت و بیخبری به مخلوقات مینگرد.
النور 24:45
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و خداوند هر جنبدهاي را از آب آفريده است؛ برخي از آنها بر شكم خود راه ميروند، برخي از آنها بر روي دو پا راه ميروند، و برخي از آنها بر روي چهار پا راه ميروند. خداوند هر چه را بخواهد ميآفريند. بيگمان خداوند بر هر كاري توانا است.
(45) خداوند بندگانش را آگاه مینماید، و توجهشان را به تأمل در آنچه مشاهده مینمایند، معطوف میدارد، و اینکه او همۀ جنبندگان روی زمین را (﴿مِّن مَّآءٖ﴾) از آب آفریده است؛ یعنی عنصر اصلی همه، آب است. همانگونه که خداوند فرموده است:﴿وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّ﴾ و هر چیز زندهای را از آب آفریدهایم. پس حیواناتی که تولید مثل مینمایند، مادۀ آنها نطفهای است که به هنگام جفتگیری نر و ماده حاصل میآید. و حیواناتی که از زمین به وجود میآیند، با استفاده از شرایط حاصل از نمناکی و مرطوبی زمین تکثیر مییابند، مانند حشراتی که بدون آب هرگز چیزی از آنها به وجود نمیآید. پس عنصر اولیه همۀ موجودات، یکی است، اما خلقت و آفرینش آنها، از جهات زیادی فرق مینماید. (﴿فَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ بَطۡنِهِۦ﴾) گروهی از آنها بر شکم خود راه میروند، مانند مار و غیره، (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ رِجۡلَيۡنِ﴾) و برخی از آنها بر روی دو پا راه میروند، مانند انسانها و بسیاری از پرندگان. (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰٓ أَرۡبَعٖ﴾) و برخی بر روی چهار پا راه میروند، مانند حیوانات چهارپا و غیره. پس تفاوت حیوانات ـ با آنکه اصل و مادۀ آنها یکی است ـ بر مشیت الهی و فراگیر بودن قدرت او دلالت مینماید، بنابراین فرمود: (﴿يَخۡلُقُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ﴾) خداوند هر مخلوقی را، با هر صورت و حالتی که بخواهد، میآفریند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هرکاری توانا است، چنانکه باران را بر زمین فرو میریزد و یک نوع باروری صورت میگیرد، و مادر یکی است و آن زمین میباشد، و فرزندان نیز دارای گونهها و ویژگیهای مختلف میباشند [که عبارتند از درختان و گیاهان گوناگون]. ﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ قِطَعٞ مُّتَجَٰوِرَٰتٞ وَجَنَّٰتٞ مِّنۡ أَعۡنَٰبٖ وَزَرۡعٞ وَنَخِيلٞ صِنۡوَانٞ وَغَيۡرُ صِنۡوَانٖ يُسۡقَىٰ بِمَآءٖ وَٰحِدٖ وَنُفَضِّلُ بَعۡضَهَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلۡأُكُلِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾ و در زمین قطعاتی است کنار هم، و باغاتی از انگور و کشتزارها و درختان خرما، چه از یک ریشه و چه از غیر یک ریشه، که با یک آب سیراب میگردند، و برخی از آنها را در میوه بر برخی دیگر برتری میدهیم. بدون شک در این، برای مردمی که تعقل میکنند، دلایلی [واضح و روشن] وجود دارد.
النور 24:46
لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ به راستي كه آيات روشني را نازل كردهايم، و خداوند هر كه را بخواهد به راه راست رهنمود ميكند.
(46) ما به بندگان خود رحم نموده، و به سوی آنان آیههای روشن و روشنگری را فرو فرستادهایم؛ آیاتی که به وضوح و روشنی، انسان را به همۀ اهداف شرعی و آداب پسندیده و معارف و دانستنیهای درست و مفید رهنمایی میکنند، و به وسیلۀ آن راه روشن گشته، و هدایت از گمراهی روشن میگردد، و کوچکترین شبههای برای باطلگرایان باقی نخواهد گذاشت که آن را دستاویز خویش قرار دهند. نیز کمترین اشکالی برای انسان حقطلب باقی نمیماند؛ چون این آیات را کسی فرو فرستاده است که دانش و علم و رحمت و بیان او کامل است. و بعد از بیان روشنگر او، بیانی نیست.﴿لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾ تا پس از این تبیینات خدا، هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل و حجت هلاک شود؛ و هرکس که زنده میماند، از روی دلیل زنده بماند. (﴿وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ﴾) و خداوند کسانی را که در تقدیرش، سعادت بهرۀ آنها شده است، به راه راست هدایت مینماید؛ یعنی آنان را به راه روشن و کوتاه که انسان را به خدا و بهشت میرساند، هدایت مینماید؛ راهی که شناخت حق، و ترجیح دادن و عمل کردن به آن را، در بر دارد. خداوند متعال بهطور عموم برای همۀ خلق روشنگری نموده است؛ اما هر که را بخواهد، هدایت مینماید. پس، این فضل و بخششِ خداوندِ بزرگوار است که قطع ناشدنی است، و ناشی از عدل اوست. نیز دلایل کسانی را ابطال میکند که برای توجیه اعمال خود، همواره دلایلی را ارائه میدهند. و خداوند بهتر میداند احسان خویش را در چه جایی قرار دهد.
النور 24:47
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ و ميگويند:«به خدا و به پيامبر ايمان آورده، و اطاعت كردهايم»، سپس گروهي از ايشان روي ميگردانند و ايشان مؤمن نيستند. وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ و چون به سوي خدا و پيامبرش فراخوانده شوند تا در ميانشان داوري كند، آنگاه گروهي از آنان رويگردانند. وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ و اگر حق با آنان باشد با نهايت تسليم به سوي آن ميآيند. أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ آيا در دلهايشان بيماري است يا به شك افتادهاند؟ يا ميترسند كه خدا و پيامبرش بر آنان ستم كنند؟ [نه] بلكه ايشان ستمگرند.
(47) خداوند متعال از حالت ستمکاران خبر میدهد؛ کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان است، یا در دلهایشان نفاق و شک و ضعف علم و دانایی است. آنها با زبانهایشان میگویند ایمان آوردهایم؛ و طوری وانمود میکنند که گویا به ایمان و اطاعت پایبند هستند؛ سپس به آنچه میگویند، عمل نمیکنند. و گروهی از ایشان به شدت از اطاعت روی میگردانند، همچنانکه خداوند فرموده است: (﴿مُّعۡرِضُونَ﴾) و آنان رویگرداناند. فرد رویگردان، گاهی قصد بازگشتن دارد، و به سوی آنچه که از آن روی برتافته است، برمیگردد. اما این رویگردانانِ سرسخت، پشت نموده و به آنچه که از آن رویگرداندهاند، توجه نمیکنند. و این حالتِ بسیاری از کسانی است که ادعای ایمان و اطاعت از خدا را دارند، در حالی که ایمانشان ضعیف است، و انجام دادنِ بسیاری از عبادتها برای چنین افرادی، بسیار سخت است، مانند زکات و نفقات واجب و مستحب، و جهاد در راه خدا و امثال آن.
(48) (﴿وَإِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) و هرگاه میان آنها و کسی اختلاف و دعوایی باشد، و به سوی خدا و پیامبر فرا خوانده شوند تا در میانشان داوری کند، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ﴾) آنگاه گروهی از آنان رویگردان میشوند، و قضاوت و داوری جاهلیت را میجویند، و دستورات و قوانین غیر شرعی را بر احکام شرع ترجیح میدهند، چون میدانند که حق با آنها نیست، و اگر به شریعت مراجعه نمایند، محکوم خواهند شد، چرا که شریعت طبق واقعیت داوری مینماید.
(49) (﴿وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاۡ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ﴾) ولی اگر حق با آنان باشد، با فروتنی و شتاب به سوی حکم شرع میآیند. آنها به خاطر حکم شرع، بدان روی نمیآورند؛ بلکه چون به نفع آنها و موافق با خواستههایشان است، به آن روی میآورند. پس در این حالت قابل ستایش نیستند، گرچه با نهایت تسلیم به آن روی آورند؛ چون بندۀ حقیقی کسی است که در آنچه میپسندد، و درآنچه که برخلاف میل اوست، و در آنچه که او را شاد مینماید، و در آنچه که او را ناراحت میکند، از حق پیروی نماید. اما کسی که به هنگام مطابق بودن شریعت با خواست و هوای نفسش، از آن پیروی مینماید، و به هنگام مخالفت آن با خواسته و میل او، آن را ترک میکند، و امیال خود را بر شریعت ترجیح میدهد، بندۀ حقیقی خدا نیست.
(50) خداوند متعال بهخاطر اینکه از حکم شرعی رویگردان شدهاند، آنان را نکوهش کرده و میفرماید: (﴿أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾) آیا در دلهایشان بیماری است؟ یعنی آیا در دلهایشان مرضی است که تندرستی و شعور قلب را از آنان گرفته است، در نتیجه به منزلۀ بیمار گشته، و از آنچه که به سود آنان است، روی برمیتابند؛ و به آنچه که آنها را زیان میرساند، روی میآورند؟ (﴿أَمِ ٱرۡتَابُوٓاۡ﴾) یا در شک افتادهاند، و دلهایشان درحکم خدا و پیامبرش تردید دارد، و حکم خدا و پیامبرش را متهم مینمایند که به حق قضاوت و داوری نمیکند؟! (﴿أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥ﴾) یا میترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کنند؟ یعنی حکمی ستمگرانانه علیه آنان صادر نمایند؟ نه، چنین نیست. (﴿بَلۡ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) بلکه ایشان خودشان ستمگرند؛ و حکم خدا و پیامبرش، در نهایت عدل و انصاف قرار دارد و با حکمت موافق است. ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و چه کسی برای قومی که یقین دارد، در داوری از خداوند بهتر است؟!و این آیات، بیانگر آنند که ایمان، تنها گفتن نیست، بلکه باید عمل را به همراه داشته باشد. بنابراین خداوند کسانی را که از اطاعت وی روی گردانده، و تسلیم شدن در برابر حکم الهی و پیامبر را در هرحالی واجب نمیدانند، بیایمان به حساب آورده است. و هرکس تسلیم حکم خدا و پیامبرش نشود، به بیماری قلب مبتلا شده، و در ایمانش دچار شک و تردید گشته است. و بدگمانی نسبت به احکام شریعت، حرام است؛ و نباید کسی گمان ببرد که احکام شریعت، با عدل و حکمت مخالف است.
النور 24:48
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ و ميگويند:«به خدا و به پيامبر ايمان آورده، و اطاعت كردهايم»، سپس گروهي از ايشان روي ميگردانند و ايشان مؤمن نيستند. وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ و چون به سوي خدا و پيامبرش فراخوانده شوند تا در ميانشان داوري كند، آنگاه گروهي از آنان رويگردانند. وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ و اگر حق با آنان باشد با نهايت تسليم به سوي آن ميآيند. أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ آيا در دلهايشان بيماري است يا به شك افتادهاند؟ يا ميترسند كه خدا و پيامبرش بر آنان ستم كنند؟ [نه] بلكه ايشان ستمگرند.
(47) خداوند متعال از حالت ستمکاران خبر میدهد؛ کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان است، یا در دلهایشان نفاق و شک و ضعف علم و دانایی است. آنها با زبانهایشان میگویند ایمان آوردهایم؛ و طوری وانمود میکنند که گویا به ایمان و اطاعت پایبند هستند؛ سپس به آنچه میگویند، عمل نمیکنند. و گروهی از ایشان به شدت از اطاعت روی میگردانند، همچنانکه خداوند فرموده است: (﴿مُّعۡرِضُونَ﴾) و آنان رویگرداناند. فرد رویگردان، گاهی قصد بازگشتن دارد، و به سوی آنچه که از آن روی برتافته است، برمیگردد. اما این رویگردانانِ سرسخت، پشت نموده و به آنچه که از آن رویگرداندهاند، توجه نمیکنند. و این حالتِ بسیاری از کسانی است که ادعای ایمان و اطاعت از خدا را دارند، در حالی که ایمانشان ضعیف است، و انجام دادنِ بسیاری از عبادتها برای چنین افرادی، بسیار سخت است، مانند زکات و نفقات واجب و مستحب، و جهاد در راه خدا و امثال آن.
(48) (﴿وَإِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) و هرگاه میان آنها و کسی اختلاف و دعوایی باشد، و به سوی خدا و پیامبر فرا خوانده شوند تا در میانشان داوری کند، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ﴾) آنگاه گروهی از آنان رویگردان میشوند، و قضاوت و داوری جاهلیت را میجویند، و دستورات و قوانین غیر شرعی را بر احکام شرع ترجیح میدهند، چون میدانند که حق با آنها نیست، و اگر به شریعت مراجعه نمایند، محکوم خواهند شد، چرا که شریعت طبق واقعیت داوری مینماید.
(49) (﴿وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاۡ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ﴾) ولی اگر حق با آنان باشد، با فروتنی و شتاب به سوی حکم شرع میآیند. آنها به خاطر حکم شرع، بدان روی نمیآورند؛ بلکه چون به نفع آنها و موافق با خواستههایشان است، به آن روی میآورند. پس در این حالت قابل ستایش نیستند، گرچه با نهایت تسلیم به آن روی آورند؛ چون بندۀ حقیقی کسی است که در آنچه میپسندد، و درآنچه که برخلاف میل اوست، و در آنچه که او را شاد مینماید، و در آنچه که او را ناراحت میکند، از حق پیروی نماید. اما کسی که به هنگام مطابق بودن شریعت با خواست و هوای نفسش، از آن پیروی مینماید، و به هنگام مخالفت آن با خواسته و میل او، آن را ترک میکند، و امیال خود را بر شریعت ترجیح میدهد، بندۀ حقیقی خدا نیست.
(50) خداوند متعال بهخاطر اینکه از حکم شرعی رویگردان شدهاند، آنان را نکوهش کرده و میفرماید: (﴿أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾) آیا در دلهایشان بیماری است؟ یعنی آیا در دلهایشان مرضی است که تندرستی و شعور قلب را از آنان گرفته است، در نتیجه به منزلۀ بیمار گشته، و از آنچه که به سود آنان است، روی برمیتابند؛ و به آنچه که آنها را زیان میرساند، روی میآورند؟ (﴿أَمِ ٱرۡتَابُوٓاۡ﴾) یا در شک افتادهاند، و دلهایشان درحکم خدا و پیامبرش تردید دارد، و حکم خدا و پیامبرش را متهم مینمایند که به حق قضاوت و داوری نمیکند؟! (﴿أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥ﴾) یا میترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کنند؟ یعنی حکمی ستمگرانانه علیه آنان صادر نمایند؟ نه، چنین نیست. (﴿بَلۡ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) بلکه ایشان خودشان ستمگرند؛ و حکم خدا و پیامبرش، در نهایت عدل و انصاف قرار دارد و با حکمت موافق است. ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و چه کسی برای قومی که یقین دارد، در داوری از خداوند بهتر است؟!و این آیات، بیانگر آنند که ایمان، تنها گفتن نیست، بلکه باید عمل را به همراه داشته باشد. بنابراین خداوند کسانی را که از اطاعت وی روی گردانده، و تسلیم شدن در برابر حکم الهی و پیامبر را در هرحالی واجب نمیدانند، بیایمان به حساب آورده است. و هرکس تسلیم حکم خدا و پیامبرش نشود، به بیماری قلب مبتلا شده، و در ایمانش دچار شک و تردید گشته است. و بدگمانی نسبت به احکام شریعت، حرام است؛ و نباید کسی گمان ببرد که احکام شریعت، با عدل و حکمت مخالف است.
النور 24:49
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ و ميگويند:«به خدا و به پيامبر ايمان آورده، و اطاعت كردهايم»، سپس گروهي از ايشان روي ميگردانند و ايشان مؤمن نيستند. وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ و چون به سوي خدا و پيامبرش فراخوانده شوند تا در ميانشان داوري كند، آنگاه گروهي از آنان رويگردانند. وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ و اگر حق با آنان باشد با نهايت تسليم به سوي آن ميآيند. أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ آيا در دلهايشان بيماري است يا به شك افتادهاند؟ يا ميترسند كه خدا و پيامبرش بر آنان ستم كنند؟ [نه] بلكه ايشان ستمگرند.
(47) خداوند متعال از حالت ستمکاران خبر میدهد؛ کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان است، یا در دلهایشان نفاق و شک و ضعف علم و دانایی است. آنها با زبانهایشان میگویند ایمان آوردهایم؛ و طوری وانمود میکنند که گویا به ایمان و اطاعت پایبند هستند؛ سپس به آنچه میگویند، عمل نمیکنند. و گروهی از ایشان به شدت از اطاعت روی میگردانند، همچنانکه خداوند فرموده است: (﴿مُّعۡرِضُونَ﴾) و آنان رویگرداناند. فرد رویگردان، گاهی قصد بازگشتن دارد، و به سوی آنچه که از آن روی برتافته است، برمیگردد. اما این رویگردانانِ سرسخت، پشت نموده و به آنچه که از آن رویگرداندهاند، توجه نمیکنند. و این حالتِ بسیاری از کسانی است که ادعای ایمان و اطاعت از خدا را دارند، در حالی که ایمانشان ضعیف است، و انجام دادنِ بسیاری از عبادتها برای چنین افرادی، بسیار سخت است، مانند زکات و نفقات واجب و مستحب، و جهاد در راه خدا و امثال آن.
(48) (﴿وَإِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) و هرگاه میان آنها و کسی اختلاف و دعوایی باشد، و به سوی خدا و پیامبر فرا خوانده شوند تا در میانشان داوری کند، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ﴾) آنگاه گروهی از آنان رویگردان میشوند، و قضاوت و داوری جاهلیت را میجویند، و دستورات و قوانین غیر شرعی را بر احکام شرع ترجیح میدهند، چون میدانند که حق با آنها نیست، و اگر به شریعت مراجعه نمایند، محکوم خواهند شد، چرا که شریعت طبق واقعیت داوری مینماید.
(49) (﴿وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاۡ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ﴾) ولی اگر حق با آنان باشد، با فروتنی و شتاب به سوی حکم شرع میآیند. آنها به خاطر حکم شرع، بدان روی نمیآورند؛ بلکه چون به نفع آنها و موافق با خواستههایشان است، به آن روی میآورند. پس در این حالت قابل ستایش نیستند، گرچه با نهایت تسلیم به آن روی آورند؛ چون بندۀ حقیقی کسی است که در آنچه میپسندد، و درآنچه که برخلاف میل اوست، و در آنچه که او را شاد مینماید، و در آنچه که او را ناراحت میکند، از حق پیروی نماید. اما کسی که به هنگام مطابق بودن شریعت با خواست و هوای نفسش، از آن پیروی مینماید، و به هنگام مخالفت آن با خواسته و میل او، آن را ترک میکند، و امیال خود را بر شریعت ترجیح میدهد، بندۀ حقیقی خدا نیست.
(50) خداوند متعال بهخاطر اینکه از حکم شرعی رویگردان شدهاند، آنان را نکوهش کرده و میفرماید: (﴿أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾) آیا در دلهایشان بیماری است؟ یعنی آیا در دلهایشان مرضی است که تندرستی و شعور قلب را از آنان گرفته است، در نتیجه به منزلۀ بیمار گشته، و از آنچه که به سود آنان است، روی برمیتابند؛ و به آنچه که آنها را زیان میرساند، روی میآورند؟ (﴿أَمِ ٱرۡتَابُوٓاۡ﴾) یا در شک افتادهاند، و دلهایشان درحکم خدا و پیامبرش تردید دارد، و حکم خدا و پیامبرش را متهم مینمایند که به حق قضاوت و داوری نمیکند؟! (﴿أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥ﴾) یا میترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کنند؟ یعنی حکمی ستمگرانانه علیه آنان صادر نمایند؟ نه، چنین نیست. (﴿بَلۡ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) بلکه ایشان خودشان ستمگرند؛ و حکم خدا و پیامبرش، در نهایت عدل و انصاف قرار دارد و با حکمت موافق است. ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و چه کسی برای قومی که یقین دارد، در داوری از خداوند بهتر است؟!و این آیات، بیانگر آنند که ایمان، تنها گفتن نیست، بلکه باید عمل را به همراه داشته باشد. بنابراین خداوند کسانی را که از اطاعت وی روی گردانده، و تسلیم شدن در برابر حکم الهی و پیامبر را در هرحالی واجب نمیدانند، بیایمان به حساب آورده است. و هرکس تسلیم حکم خدا و پیامبرش نشود، به بیماری قلب مبتلا شده، و در ایمانش دچار شک و تردید گشته است. و بدگمانی نسبت به احکام شریعت، حرام است؛ و نباید کسی گمان ببرد که احکام شریعت، با عدل و حکمت مخالف است.
النور 24:50
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ و ميگويند:«به خدا و به پيامبر ايمان آورده، و اطاعت كردهايم»، سپس گروهي از ايشان روي ميگردانند و ايشان مؤمن نيستند. وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ و چون به سوي خدا و پيامبرش فراخوانده شوند تا در ميانشان داوري كند، آنگاه گروهي از آنان رويگردانند. وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ و اگر حق با آنان باشد با نهايت تسليم به سوي آن ميآيند. أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ آيا در دلهايشان بيماري است يا به شك افتادهاند؟ يا ميترسند كه خدا و پيامبرش بر آنان ستم كنند؟ [نه] بلكه ايشان ستمگرند.
(47) خداوند متعال از حالت ستمکاران خبر میدهد؛ کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان است، یا در دلهایشان نفاق و شک و ضعف علم و دانایی است. آنها با زبانهایشان میگویند ایمان آوردهایم؛ و طوری وانمود میکنند که گویا به ایمان و اطاعت پایبند هستند؛ سپس به آنچه میگویند، عمل نمیکنند. و گروهی از ایشان به شدت از اطاعت روی میگردانند، همچنانکه خداوند فرموده است: (﴿مُّعۡرِضُونَ﴾) و آنان رویگرداناند. فرد رویگردان، گاهی قصد بازگشتن دارد، و به سوی آنچه که از آن روی برتافته است، برمیگردد. اما این رویگردانانِ سرسخت، پشت نموده و به آنچه که از آن رویگرداندهاند، توجه نمیکنند. و این حالتِ بسیاری از کسانی است که ادعای ایمان و اطاعت از خدا را دارند، در حالی که ایمانشان ضعیف است، و انجام دادنِ بسیاری از عبادتها برای چنین افرادی، بسیار سخت است، مانند زکات و نفقات واجب و مستحب، و جهاد در راه خدا و امثال آن.
(48) (﴿وَإِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) و هرگاه میان آنها و کسی اختلاف و دعوایی باشد، و به سوی خدا و پیامبر فرا خوانده شوند تا در میانشان داوری کند، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ﴾) آنگاه گروهی از آنان رویگردان میشوند، و قضاوت و داوری جاهلیت را میجویند، و دستورات و قوانین غیر شرعی را بر احکام شرع ترجیح میدهند، چون میدانند که حق با آنها نیست، و اگر به شریعت مراجعه نمایند، محکوم خواهند شد، چرا که شریعت طبق واقعیت داوری مینماید.
(49) (﴿وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاۡ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ﴾) ولی اگر حق با آنان باشد، با فروتنی و شتاب به سوی حکم شرع میآیند. آنها به خاطر حکم شرع، بدان روی نمیآورند؛ بلکه چون به نفع آنها و موافق با خواستههایشان است، به آن روی میآورند. پس در این حالت قابل ستایش نیستند، گرچه با نهایت تسلیم به آن روی آورند؛ چون بندۀ حقیقی کسی است که در آنچه میپسندد، و درآنچه که برخلاف میل اوست، و در آنچه که او را شاد مینماید، و در آنچه که او را ناراحت میکند، از حق پیروی نماید. اما کسی که به هنگام مطابق بودن شریعت با خواست و هوای نفسش، از آن پیروی مینماید، و به هنگام مخالفت آن با خواسته و میل او، آن را ترک میکند، و امیال خود را بر شریعت ترجیح میدهد، بندۀ حقیقی خدا نیست.
(50) خداوند متعال بهخاطر اینکه از حکم شرعی رویگردان شدهاند، آنان را نکوهش کرده و میفرماید: (﴿أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾) آیا در دلهایشان بیماری است؟ یعنی آیا در دلهایشان مرضی است که تندرستی و شعور قلب را از آنان گرفته است، در نتیجه به منزلۀ بیمار گشته، و از آنچه که به سود آنان است، روی برمیتابند؛ و به آنچه که آنها را زیان میرساند، روی میآورند؟ (﴿أَمِ ٱرۡتَابُوٓاۡ﴾) یا در شک افتادهاند، و دلهایشان درحکم خدا و پیامبرش تردید دارد، و حکم خدا و پیامبرش را متهم مینمایند که به حق قضاوت و داوری نمیکند؟! (﴿أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥ﴾) یا میترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کنند؟ یعنی حکمی ستمگرانانه علیه آنان صادر نمایند؟ نه، چنین نیست. (﴿بَلۡ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) بلکه ایشان خودشان ستمگرند؛ و حکم خدا و پیامبرش، در نهایت عدل و انصاف قرار دارد و با حکمت موافق است. ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و چه کسی برای قومی که یقین دارد، در داوری از خداوند بهتر است؟!و این آیات، بیانگر آنند که ایمان، تنها گفتن نیست، بلکه باید عمل را به همراه داشته باشد. بنابراین خداوند کسانی را که از اطاعت وی روی گردانده، و تسلیم شدن در برابر حکم الهی و پیامبر را در هرحالی واجب نمیدانند، بیایمان به حساب آورده است. و هرکس تسلیم حکم خدا و پیامبرش نشود، به بیماری قلب مبتلا شده، و در ایمانش دچار شک و تردید گشته است. و بدگمانی نسبت به احکام شریعت، حرام است؛ و نباید کسی گمان ببرد که احکام شریعت، با عدل و حکمت مخالف است.
النور 24:51
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ مؤمنان هنگامي كه به سوي خدا و پيامبرش فرا خوانده شوند. تا ميان آنان داوري كند سخنشان تنها اين است كه ميگويند:«شنيديم و فرمان برديم» و اينانند كه رستگارند. وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ و هر كس از خدا و پيامبرش پيروي كند، و از خدا بترسد و از او پروا بدارد، اينانند كه كاميابند.
(51) وقتی حالت کسانی را بیان کرد که از حکم شرع رویگرداناند، حالت مؤمنان را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّمَا كَانَ قَوۡلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مؤمنان راستینی که صدق ایمان خود را با اعمالشان ثابت نمودهاند، (﴿إِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کنند، خواه داوری آنان با خواستههایشان موافق باشد یا مخالف، سخنشان تنها این است، (﴿أَن يَقُولُواۡ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَا﴾) که میگویند: «شنیدیم و فرمان بردیم.» یعنی حکم خدا و پیامبرش را شنیدیم؛ و ندای کسی که ما را به سوی آن فراخواند، اجابت نمودیم؛ و بهطور کامل اطاعت میکنیم؛ و هیچ مشکل و ناراحتی نداریم. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و تنها ایشان رستگاراناند. فلاح و رستگاری را در این گروه منحصر نمود، چون رستگاری؛ یعنی دست یافتن به آنچه که مطلوب است، و نجات یافتن از آنچه که ناخوشایند است. و جز کسی که خدا و پیامبرش را داور قرار دهد، و از خدا و پیامبرش اطاعت نماید، هیچ کسی رستگار نخواهد شد.
(52) وقتی که فضیلت اطاعت [از خدا و رسول] بهخصوص در قضیۀ حکمیت و داوری را بیان نمود، فضیلت اطاعت را به طور عموم در همۀ حالتها بیان داشت و فرمود: (﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) و هر کس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، و خبر آنها را تصدیق کند، و دستوراتشان را اطاعت نماید، (﴿وَيَخۡشَ ٱللَّهَ﴾) و از خدا بترسد -ترسی که همراه با معرفت و شناخت باشد- و آنچه را که خداوند از آن نهی نموده است، ترک گوید، و نفس خود را از آنچه که آرزویش کرده است، باز دارد. بنابراین فرمود: (﴿وَيَتَّقۡهِ﴾) و آنچه را که ممنوع است، ترک نماید؛ چون تقوا به طور مطلق؛ یعنی انجام دادن چیزی که به انجام دادن آن دستور داده شده، و ترک کردن چیزی که از ارتکابِ آن نهی شده است. و اگر تقوا به همراه نیکی و اطاعت ذکر شود ـ چنانکه در اینجا آمده است ـ در این صورت به معنی پرهیز از عذاب خدا، به وسیلۀ ترک گناهان میباشد. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) پس اینان کسانی هستند که هم از خداوند و پیامبرش اطاعت کرده، و هم ترس الهی را دارند، بنابراین رسـتگار هستند؛ چرا که با پرهیز از عوامـلی که آدمی را به عذاب الهی دچار میکنند، خود را از آتـش جهنم رهانیده و پاداش اخـروی را به دست آوردهاند. پس رستگاری، منحـصراً مال اینـهاست. و اگر کسی حالت اینان را نداشته باشد، بر حسب کوتاهی او در این صفاتِ پسندیده، رستگاری را ازدست میدهـد. در این آیه، حقی که میان خدا و پیامبرش مشترک است- و آن طاعـت و فرمانبرداری که مستلزم ایمان میباشـد- بیان شده است. نیز حقی که مختص خداوند میباشد، در این ذکر شده است؛ و آن، ترس از خدا و تقوای الهی است. و حق سوم که مختص پیامبر است، باقی میماند؛ و آن احترام گذاشتن و یاری کردن پیامبر است، همانطور که درسورۀ فتح هر سه حق را بیان نموده است:﴿لِّتُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُۚ وَتُسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾ تا به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید، و پیامبر را یاری کنید، و احترامش بگذارید، و خداوند را صبح و شام به پاکی یاد کنید.
النور 24:52
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ مؤمنان هنگامي كه به سوي خدا و پيامبرش فرا خوانده شوند. تا ميان آنان داوري كند سخنشان تنها اين است كه ميگويند:«شنيديم و فرمان برديم» و اينانند كه رستگارند. وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ و هر كس از خدا و پيامبرش پيروي كند، و از خدا بترسد و از او پروا بدارد، اينانند كه كاميابند.
(51) وقتی حالت کسانی را بیان کرد که از حکم شرع رویگرداناند، حالت مؤمنان را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّمَا كَانَ قَوۡلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مؤمنان راستینی که صدق ایمان خود را با اعمالشان ثابت نمودهاند، (﴿إِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کنند، خواه داوری آنان با خواستههایشان موافق باشد یا مخالف، سخنشان تنها این است، (﴿أَن يَقُولُواۡ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَا﴾) که میگویند: «شنیدیم و فرمان بردیم.» یعنی حکم خدا و پیامبرش را شنیدیم؛ و ندای کسی که ما را به سوی آن فراخواند، اجابت نمودیم؛ و بهطور کامل اطاعت میکنیم؛ و هیچ مشکل و ناراحتی نداریم. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و تنها ایشان رستگاراناند. فلاح و رستگاری را در این گروه منحصر نمود، چون رستگاری؛ یعنی دست یافتن به آنچه که مطلوب است، و نجات یافتن از آنچه که ناخوشایند است. و جز کسی که خدا و پیامبرش را داور قرار دهد، و از خدا و پیامبرش اطاعت نماید، هیچ کسی رستگار نخواهد شد.
(52) وقتی که فضیلت اطاعت [از خدا و رسول] بهخصوص در قضیۀ حکمیت و داوری را بیان نمود، فضیلت اطاعت را به طور عموم در همۀ حالتها بیان داشت و فرمود: (﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) و هر کس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، و خبر آنها را تصدیق کند، و دستوراتشان را اطاعت نماید، (﴿وَيَخۡشَ ٱللَّهَ﴾) و از خدا بترسد -ترسی که همراه با معرفت و شناخت باشد- و آنچه را که خداوند از آن نهی نموده است، ترک گوید، و نفس خود را از آنچه که آرزویش کرده است، باز دارد. بنابراین فرمود: (﴿وَيَتَّقۡهِ﴾) و آنچه را که ممنوع است، ترک نماید؛ چون تقوا به طور مطلق؛ یعنی انجام دادن چیزی که به انجام دادن آن دستور داده شده، و ترک کردن چیزی که از ارتکابِ آن نهی شده است. و اگر تقوا به همراه نیکی و اطاعت ذکر شود ـ چنانکه در اینجا آمده است ـ در این صورت به معنی پرهیز از عذاب خدا، به وسیلۀ ترک گناهان میباشد. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) پس اینان کسانی هستند که هم از خداوند و پیامبرش اطاعت کرده، و هم ترس الهی را دارند، بنابراین رسـتگار هستند؛ چرا که با پرهیز از عوامـلی که آدمی را به عذاب الهی دچار میکنند، خود را از آتـش جهنم رهانیده و پاداش اخـروی را به دست آوردهاند. پس رستگاری، منحـصراً مال اینـهاست. و اگر کسی حالت اینان را نداشته باشد، بر حسب کوتاهی او در این صفاتِ پسندیده، رستگاری را ازدست میدهـد. در این آیه، حقی که میان خدا و پیامبرش مشترک است- و آن طاعـت و فرمانبرداری که مستلزم ایمان میباشـد- بیان شده است. نیز حقی که مختص خداوند میباشد، در این ذکر شده است؛ و آن، ترس از خدا و تقوای الهی است. و حق سوم که مختص پیامبر است، باقی میماند؛ و آن احترام گذاشتن و یاری کردن پیامبر است، همانطور که درسورۀ فتح هر سه حق را بیان نموده است:﴿لِّتُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُۚ وَتُسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾ تا به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید، و پیامبر را یاری کنید، و احترامش بگذارید، و خداوند را صبح و شام به پاکی یاد کنید.
النور 24:53
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ و با سختترين سوگندهايشان به خداوند سوگند ياد كردند كه اگر بديشان دستور دهي [كه براي جهاد بيرون روند] بيرون ميروند. بگو:«سوگند ياد نكنيد، اطاعت شما معروف و شناخته شده است، بيگمان خداوند از آنچه ميكنيد با خبر است». قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ بگو: «از خدا فرمان بريد، و از پيامبر [نيز] فرمان بريد، اگر روي گردانند بر او چيزي واجب است كه بر دوش وي نهاده شده است، و بر شما هم انجام چيزي واجب است كه بر دوشتان نهاده شده است.اما اگر از او فرمان بريد، راه خواهيد يافت. و بر پيامبر جز پيامرساني آشكار نيست.
(53) خداوند متعال از حالت منافقانی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم در جهاد شرکت نکرده بودند، و از حالت کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان بود، خبر میدهد، که آنها به خدا سوگند یاد میکنند: (﴿لَئِنۡ أَمَرۡتَهُمۡ﴾) اگر آنان را در آینده دستور دهی، یا به هنگام حرکت و بیرون رفتن خود فرمانشان بدهی، (﴿لَيَخۡرُجُنَّ﴾) حتماً بیرون میروند. و معنی اول بهتر است. خداوند با رد سخن آنها میفرماید: (﴿قُل لَّا تُقۡسِمُواۡ﴾) بگو: «سوگند یاد نکنید؛ یعنی ما به سوگند خوردن و عذرهایتان نیازی نداریم، چون خداوند ما را از اخبار و حالات شما خبر داده، و اطاعت شما معروف و شناخته شده است، و بر ما پوشیده نمیباشد. ما که میدانیم شما بدون اینکه عذری داشته باشید، تنبلی کردید. پس دلیلی برای عذر آوردن و سوگند خوردنتان وجود ندارد. و کسی به سوگند احتیاج دارد که احتمال داشته باشد اطاعت نماید، اما حالت او مشتبه و نامشخص باشد. پس برای چنین کسی، شاید عذر آوردن و خود را تبرئه نمودن مفید باشد. اما شما هرگز، بلکه بیم آن میرود که به عذاب الهی گرفتار شوید. بنابراین آنها را تهدید نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) بیگمان، خداوند از آنچه میکنید، با خبر است، و سزای شما را به طور کامل خواهد داد.
(54) در واقع این است حالت و وضعیت آنها. اما وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم این است که شما را امر و نهی کند. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ أَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواۡ ٱلرَّسُولَۖ فَإِن﴾) بگو: «از خدا و پیامبر فرمان برید»، پس اگر فرمان بردند، کامیاب و خوشبخت شدهاند. و اگر (﴿تَوَلَّوۡاۡ فَإِنَّمَا عَلَيۡهِ مَا حُمِّلَ﴾) روی گرداندند، چیزی بر پیامبر خدا واجب است که بر دوش او نهاده شده است، و آن رساندن پیام خدا است، و ایشان آن را ادا نمودهاند. (﴿وَعَلَيۡكُم مَّا حُمِّلۡتُمۡ﴾) و بر شما هم انجام چیزی واجب است که بر دوشتان نهاده شده است، و آن اطاعت و فرمانبرداری است. تکلیف شما روشن و آشکار است، و گمراهی و سزاواری آنان برای گرفتار شدن به عذاب خدا نیز آشکار است. (﴿وَإِن تُطِيعُوهُ تَهۡتَدُواۡ﴾) و اما اگر از او فرمان برید، در گفتار و کردار به راه راست هدایت خواهید شد. پس شما جز اینکه از پیامبر اطاعت کنید، راهی به سوی هدایت ندارید؛ و بدون اطاعت از پیامبر، دسترسی به هدایت نه تنها ممکن نیست، بلکه محال است. (﴿وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بر پیامبر خدا، چیزی جز پیام رسانیِ روشن و تبلیغِ آشکار نیست. یعنی وظیفۀ پیامبر، فقط این است که پیام الهی را به صورت روشن و آشکار به شما برساند، طوری که برای هیچ کسی شک و شبههای باقی نگذارد. و پیامبر هم چنین کرد، و به صورت آشکار و روشن پیام الهی را به مردم رساند. و کسی که شما را محاسبه و مجازات مینماید، خداوند متعال است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم اختیاری ندارد، و او به وظیفۀ خود عمل کرده است.
النور 24:54
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ و با سختترين سوگندهايشان به خداوند سوگند ياد كردند كه اگر بديشان دستور دهي [كه براي جهاد بيرون روند] بيرون ميروند. بگو:«سوگند ياد نكنيد، اطاعت شما معروف و شناخته شده است، بيگمان خداوند از آنچه ميكنيد با خبر است». قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ بگو: «از خدا فرمان بريد، و از پيامبر [نيز] فرمان بريد، اگر روي گردانند بر او چيزي واجب است كه بر دوش وي نهاده شده است، و بر شما هم انجام چيزي واجب است كه بر دوشتان نهاده شده است.اما اگر از او فرمان بريد، راه خواهيد يافت. و بر پيامبر جز پيامرساني آشكار نيست.
(53) خداوند متعال از حالت منافقانی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم در جهاد شرکت نکرده بودند، و از حالت کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان بود، خبر میدهد، که آنها به خدا سوگند یاد میکنند: (﴿لَئِنۡ أَمَرۡتَهُمۡ﴾) اگر آنان را در آینده دستور دهی، یا به هنگام حرکت و بیرون رفتن خود فرمانشان بدهی، (﴿لَيَخۡرُجُنَّ﴾) حتماً بیرون میروند. و معنی اول بهتر است. خداوند با رد سخن آنها میفرماید: (﴿قُل لَّا تُقۡسِمُواۡ﴾) بگو: «سوگند یاد نکنید؛ یعنی ما به سوگند خوردن و عذرهایتان نیازی نداریم، چون خداوند ما را از اخبار و حالات شما خبر داده، و اطاعت شما معروف و شناخته شده است، و بر ما پوشیده نمیباشد. ما که میدانیم شما بدون اینکه عذری داشته باشید، تنبلی کردید. پس دلیلی برای عذر آوردن و سوگند خوردنتان وجود ندارد. و کسی به سوگند احتیاج دارد که احتمال داشته باشد اطاعت نماید، اما حالت او مشتبه و نامشخص باشد. پس برای چنین کسی، شاید عذر آوردن و خود را تبرئه نمودن مفید باشد. اما شما هرگز، بلکه بیم آن میرود که به عذاب الهی گرفتار شوید. بنابراین آنها را تهدید نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) بیگمان، خداوند از آنچه میکنید، با خبر است، و سزای شما را به طور کامل خواهد داد.
(54) در واقع این است حالت و وضعیت آنها. اما وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم این است که شما را امر و نهی کند. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ أَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواۡ ٱلرَّسُولَۖ فَإِن﴾) بگو: «از خدا و پیامبر فرمان برید»، پس اگر فرمان بردند، کامیاب و خوشبخت شدهاند. و اگر (﴿تَوَلَّوۡاۡ فَإِنَّمَا عَلَيۡهِ مَا حُمِّلَ﴾) روی گرداندند، چیزی بر پیامبر خدا واجب است که بر دوش او نهاده شده است، و آن رساندن پیام خدا است، و ایشان آن را ادا نمودهاند. (﴿وَعَلَيۡكُم مَّا حُمِّلۡتُمۡ﴾) و بر شما هم انجام چیزی واجب است که بر دوشتان نهاده شده است، و آن اطاعت و فرمانبرداری است. تکلیف شما روشن و آشکار است، و گمراهی و سزاواری آنان برای گرفتار شدن به عذاب خدا نیز آشکار است. (﴿وَإِن تُطِيعُوهُ تَهۡتَدُواۡ﴾) و اما اگر از او فرمان برید، در گفتار و کردار به راه راست هدایت خواهید شد. پس شما جز اینکه از پیامبر اطاعت کنید، راهی به سوی هدایت ندارید؛ و بدون اطاعت از پیامبر، دسترسی به هدایت نه تنها ممکن نیست، بلکه محال است. (﴿وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بر پیامبر خدا، چیزی جز پیام رسانیِ روشن و تبلیغِ آشکار نیست. یعنی وظیفۀ پیامبر، فقط این است که پیام الهی را به صورت روشن و آشکار به شما برساند، طوری که برای هیچ کسی شک و شبههای باقی نگذارد. و پیامبر هم چنین کرد، و به صورت آشکار و روشن پیام الهی را به مردم رساند. و کسی که شما را محاسبه و مجازات مینماید، خداوند متعال است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم اختیاری ندارد، و او به وظیفۀ خود عمل کرده است.
النور 24:55
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كردهاند وعده داده است كه قطعاً آنان را در زمين جانشين خواهد كرد، چنانكه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين ساخت، و دينشان را كه برايشان پسنديده است پابرجا و برقرار خواهد ساخت، وبيمشان را به ايمني تبديل خواهد نمود [به گونهاي كه] مرا بپرستيد و چيزي را با من شريك نسازند، و كساني كه پس از اين كفر ورزند اينانند كه فاسقند.
(55) این یکی از وعدههای راستین است که تاویل و صورت عملی آن مشاهده شده است. خداوند به افراد این امت که ایمان بیاورند و کار شایسته انجام دهند، وعده داده است که آنان را جایگزین پیشینیان، و وارث فرماندهی و حکومت زمین کند، و آنان در زمین جانشین خواهند بود، و به تدبیر امور آن خواهند پرداخت. و به آنان وعده داده است دینی را که برایشان پسندیده است پا برجا و استوار سازد، و آن دین اسلام است که از همۀ ادیان برتر میباشد. و خداوند آن را برای این امت برگزیده است؛ چون این امت، دارای برتری و شرافت، و از نعمت الهی بهرهمند است، تا بتوانند دین را بر پا دارند و قوانین ظاهری و باطنی آن را در میان خود و دیگران پیاده کنند؛ چون پیروان دیگر ادیان و سایر کفار، مغلوب و خوار میباشند. و خداوند وعده داده است که خوف و هراس مؤمنان را، به امنیت و آرامش مبدل سازد، حال آنکه قبلاً فرد مؤمن نمیتوانست دین و عقیدهاش را اظهار دارد مگر اینکه از سوی کافران با اذیت و آزار زیادی مواجه میشد. و مسلمین نسبت به دیگران بسیار اندک بودند، و همۀ اهل زمین به صورت متّحد و یکپارچه به سوی آنان نشانه گرفته بودند، و برآنها یورش میبردند. پس به هنگام نزول این آیه، خداوند این چیزها را به آنان وعده داد، و در آن وقت مسلمین قدرت و حکومتی نداشتند، و نمیتوانستند دین اسلام را برپا دارند. و امنیت کامل نداشتند تا بتوانند خداوند را به یگانگی پرستش نموده، و از کسی به جز خداوند هراس و بیمی نداشته باشند. پس نخستین افراد این امت، ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، و در این زمینه از دیگران پیش قدم بودند، در نتیجه خداوند آنها را بر شهرها و مردم مسلط نمود، به گونهای که شرق و غرب را فتح کردند و به قلمرو خود درآوردند، و امنیت و قدرت کامل به دست آوردند. و این یکی از نشانههای شگفت انگیز و آشکار الهی است، و تا قیامت چنین خواهد بود؛ و به شرطی که مسلمین ایمان داشته باشند و کار شایسته انجام دهند، حتماً آنچه را که خداوند به آنها وعده داده است، خواهند یافت. اما اگر میبینیم که خداوند کفار و منافقین را بر مسلمین مسلط مینماید، و بعضی وقتها مسلمین مغلوب میشوند، بهخاطر کوتاهی آنان در قبال ایمان و عمل صالح است. (﴿وَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) و کسانی که پس از آن قدرت و سلطۀ کامل شما ای مسلمانان! کفر ورزند. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾) اینان هستند که فاسقاند و از طاعت الهی بیرون رفته، و دست به فساد و تباهی زدهاند، و شایستۀ کارهای نیک و پسندیده نیستند، و لیاقت برخورداری از خیر و خوبی را ندارند؛ چون کسی که در حالت قدرت و توانایی و منتفی بودن اسباب بازدارنده، ایمان را ترک گوید، این بیانگر نیت فاسد و سرشت پلید اوست؛ چون جز ترک دین، قصد دیگری ندارد. و این آیه دلالت مینماید که خداوند قبل از ما، کسانی را در زمین جانشین و حاکم قرار داده و به آنها قدرت داده است، همانگونه که موسی به قومش گفت:﴿وَيَسۡتَخۡلِفَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرَ كَيۡفَ تَعۡمَلُونَ﴾ خداوند شما را در زمین جانشین میگرداند، آنگاه مینگرد که چگونه عمل میکنید. و خداوند متعال میفرماید:﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾٥﴿وَنُمَكِّنَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ و میخواهیم بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شدهاند، منت بگذاریم، و آنان را رهبران و وارثان [زمین] بگردانیم. و آنها را در زمین قدرت بخشیم.
النور 24:56
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و از پيامبر اطاعت كنيد تا بر شما رحم شود. لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ گمان مبر كساني كه كافر شدهاند [ما را] درمانده ميكنند، جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامي است.
(56) خداوند به برپا داشتن نماز، و رعایت ارکان و شرایط و آداب ظاهری و باطنی آن فرمان میدهد. نیز آنان را به پرداختن زکات فرمان میدهد که بندگان فقیر را وارث آن قرار داده است، و اینکه زکات را، به فقرا و دیگر کسانی که خداوند آنها را به عنوان اصناف زکات ذکر نموده است، بپردازند؛ زیرا این دو عبادت [=نماز و زکات]، بزرگترین عبادت هستند؛ چراکه هم حق خدا، و هم حق بندگان خدا را در بر دارند؛ و در آن، هم اخلاص برای خدا وجود دارد، و هم نیکی با بندگان خدا. سپس دستور کلی و فراگیر را، در کنار امر به نماز و پرداختن زکات، بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱلرَّسُولَ﴾) و از پیامبر اطاعت کنید؛ دستورات او را به جای آورید، و از آنچه نهی نموده است، پرهیز کنید، ﴿مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَ﴾ و هرکس از پیامبر پیروی نماید، بهراستی که از خدا پیروی کرده است.(﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) تا با انجام این کارها، مورد مرحمت قرار گیرید. پس هر کس میخواهد رحمت خدا شامل حال او شود، راهش این است. و هر کس بدون خواندن نماز و پرداختن زکات و اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وسلم به رحمت الهی امیدوار است، آرزوکنندهای دروغگو است، و نفسش آرزوهای دروغین به او القا مینماید.
(57) (﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) گمان مبر که کافران، درماندهکنندگان [خدا] در زمین میباشند. پس آنچه در زندگی دنیا به آنان داده شده، تو را فریب ندهد؛ خداوند گرچه آنها را مهلت میدهد، اما آنان را از یاد نخواهد برد. ﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾ اندک زمانی آنان را بهرهمند میسازیم، سپس به عذاب سختی دچارشان میکنیم. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و جایگاهشان دوزخ است، و بد سرانجامی است؛ زیرا سرانجامِ آنها، شر و حسرت و عذاب همیشگی است.
النور 24:57
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و از پيامبر اطاعت كنيد تا بر شما رحم شود. لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ گمان مبر كساني كه كافر شدهاند [ما را] درمانده ميكنند، جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامي است.
(56) خداوند به برپا داشتن نماز، و رعایت ارکان و شرایط و آداب ظاهری و باطنی آن فرمان میدهد. نیز آنان را به پرداختن زکات فرمان میدهد که بندگان فقیر را وارث آن قرار داده است، و اینکه زکات را، به فقرا و دیگر کسانی که خداوند آنها را به عنوان اصناف زکات ذکر نموده است، بپردازند؛ زیرا این دو عبادت [=نماز و زکات]، بزرگترین عبادت هستند؛ چراکه هم حق خدا، و هم حق بندگان خدا را در بر دارند؛ و در آن، هم اخلاص برای خدا وجود دارد، و هم نیکی با بندگان خدا. سپس دستور کلی و فراگیر را، در کنار امر به نماز و پرداختن زکات، بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱلرَّسُولَ﴾) و از پیامبر اطاعت کنید؛ دستورات او را به جای آورید، و از آنچه نهی نموده است، پرهیز کنید، ﴿مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَ﴾ و هرکس از پیامبر پیروی نماید، بهراستی که از خدا پیروی کرده است.(﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) تا با انجام این کارها، مورد مرحمت قرار گیرید. پس هر کس میخواهد رحمت خدا شامل حال او شود، راهش این است. و هر کس بدون خواندن نماز و پرداختن زکات و اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وسلم به رحمت الهی امیدوار است، آرزوکنندهای دروغگو است، و نفسش آرزوهای دروغین به او القا مینماید.
(57) (﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) گمان مبر که کافران، درماندهکنندگان [خدا] در زمین میباشند. پس آنچه در زندگی دنیا به آنان داده شده، تو را فریب ندهد؛ خداوند گرچه آنها را مهلت میدهد، اما آنان را از یاد نخواهد برد. ﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾ اندک زمانی آنان را بهرهمند میسازیم، سپس به عذاب سختی دچارشان میکنیم. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و جایگاهشان دوزخ است، و بد سرانجامی است؛ زیرا سرانجامِ آنها، شر و حسرت و عذاب همیشگی است.
النور 24:58
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ اي كساني كه ايمان آوردهايد! بايد بردگان و كنيزاتان و كساني از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند در سه وقت از شما اجازه بگيرند؛ پيش از نماز صبح، و نيمروز به هنگامي كه لباسهاي خود را در ميآوريد، و بعد از نماز عشاء [اين] سه وقت برايتان [اوقات] خلوت است. بعد از اين سه وقت بر شما و آنان گناهي نيست، چرا كه ايشان در اطراف شما در رفت و آمدند، و شما نيز با ايشان در رفت و آمد هستيد خداوند آيات را بدينسان برايتان روشن ميسازد، و خداوند داناي فرزانه است. وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ و چون كودكان شما به سن [بلوغ] رسيدند بايد مانند كساني كه پيش از آنان اجازه گرفتند، اجازه گيرند، خداوند آياتش را بدينسان برايتان روشن ميسازد، و خداوند بس آگاه و داراي حكمت است.
(58) خداوند مؤمنان را دستور داده که بردگان و کنیزانشان و کودکانی که به حد بلوغ نرسیدهاند، در این سه وقت از آنها اجازه بگیرند، آنگاه وارد شوند. و خداوند حکمت آن را بیان نمود و فرمود: این سه وقت، اوقات خلوت و استراحت شما میباشد: بعد از عشاء، هنگام خوابیدن، و قبل از نماز صبح که وقت بیدار شدن شما میباشد، چون غالباً فردی که در شب میخوابد، لباسهای غیرعادی را میپوشد. اما خوابیدن روز از آنجا که غالباً کم میباشد، گاهی اوقات انسان با لباسهای معمولی میخوابد. پس به همین جهت آن را مقید نمود به: (﴿وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ﴾) و وقتی که برای خوابیدن نیمروز، لباسهایتان را در میآورید. پس در این سه وقت، بردگان و کودکان نیز مانند دیگران نمیتوانند بدون اجازه وارد شوند. اما در رابطه با غیر از این سه وقت، فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بر شما و آنان گناهی نیست که درغیر این سه وقت، بدون اجازه وارد شوند؛ یعنی درغیر این سه وقت، آنها مانند دیگران نیستند که برای وارد شدن اجازه بگیرند؛ زیرا مردم به آنها نیاز دارند، و هر بار اجازه گرفتن مشکل میباشد. (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) آنها برای انجام کارهایتان در دور و بر شما رفت و آمد مینمایند. (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بدینسان خداوند آیات را برایتان بیان میدارد، و فلسفۀ آن را نیز بیان میکند تا رحمت و حکمت کسی که این قانون را وضع نموده است، شناخته شود. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند دانایی حکیم است؛ دانش او، واجبات و مستحبات و امور ممکن را احاطه نموده، و دارای حکمت است، و هر چیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس به هر مخلوقی، آفرینش شایستۀ آن را داده است؛ و به هر حُکم شرعی، حکمت شایستۀ آن را بخشیده است، و از آن جمله است این احکام که آن را به طور کامل بیان نمود، و محاسن آن را توضیح داد.
(59) (﴿وَإِذَا بَلَغَ ٱلۡأَطۡفَٰلُ مِنكُمُ ٱلۡحُلُمَ﴾) و چون کودکان شما به بلوغ رسیدند؛ رسیدن به سن بلوغ، این است که از فرد در حالت بیداری یا خواب، منی بیرون بیاید. (﴿فَلۡيَسۡتَٔۡذِنُواۡ كَمَا ٱسۡتَٔۡذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) پس باید در سایر اوقات، برای وارد شدن اجازه بگیرند، همانگونه اشخاصی که پیش از آنان بودهاند، اجازه گرفتهاند، و آنها همان کسانی هستند که خداوند در رابطه با آنان فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تَدۡخُلُواۡ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواۡ﴾ ای مؤمنان! وارد خانههایی نشوید که متعلق به شما نیست مگر بعد از اجازه گرفتن، (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ﴾) بدینسان خداوند آیاتش را برایتان روشن میسازد، و احکام آن را به طور مشروح برای شما بیان مینماید. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند بس آگاه و دارای حکمت است. این دو آیه، دارای فواید و آموختنیهای مفید و فراوانی میباشند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: 1- آقا، ولی و بزرگترها موظف هستند که به بردگان و کوچکترها و کسانی که تحت سرپرستی آنان قرار دارند، علم و آداب شرعی بیاموزند؛ چون خداوند آنها را مخاطب قرار داده و فرموده است: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لِيَسۡتَٔۡذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَبۡلُغُواۡ ٱلۡحُلُمَ﴾) ای کسانی که ایمان آوردهاید! باید بردگان و کنیزان و کسانی از شما که به سن بلوغ نرسیدهاند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند. و این، جز با یاد دادن و ادب کردن، ممکن نیست. و چون فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بعد از این سه وقت، بر شما و آنان گناهی نیست. 2- خداوند به حفظ عورت سفارش کرده، و دستور داده است تا هر چه بیشتر در راستای حفظ عورت بکوشیم؛ و انسان در جاییکه گمان میرود عورت وی را مشاهده خواهند کرد، نباید در آنجا غسل بکند و طهارت بگیرد. 3- جایز است عورت در صورت وجودِ نیاز، ظاهر گردد، مانند آنکه به هنگام خواب و رفتن به دستشویی و توالت و.. کشف عورت صورت گیرد. 4- مسلمین به خوابیدنِ هنگامِ ظهر عادت داشتند، همانطور که به خواب شب عادت داشتند، چون خداوند با بیان حالاتشان، آنها را مورد خطاب قرار داده است. 5- کودکی که به سن بلوغ نرسیده است، نباید اجازه داده شود عورت آدمی را ببیند، و نباید عورت و شرمگاه او را کسی ببیند؛ چون دستور دادنِ الهی به اجازه گرفتن آنان، به معنی این است که این امر [: مشاهدۀ عورت دیگران] جایز نیست. 6- جایز نیست که برده، عورت آقا و مالکش را ببیند؛ همانگونه که برای آقا و اربابش، نیز جایز نیست که عورت او را ببیند؛ همچنانکه درمورد کودک بیان کردیم. 7- برای واعظ و معلم وکسانی که در مورد مسائل شرع سخن میگویند، بهتر است که همراه با بیان حکم، مأخذ و علت آن را نیز بگوید، و بدون بیان دلیل و علت، آن را بیان نکند؛ چون خداوند وقتی این حکم را بیان نمود، علتش را نیز بیان کرد و فرمود: (﴿ثَلَٰثُ عَوۡرَٰتٖ لَّكُمۡ﴾) این سه وقت، برایتان اوقات خلوت است. 8- کودک و برده نیز مورد خطاب خدا هستند، همانطور که ولی آنها مورد خطاب قرار گرفته است، چون خداوند متعال فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بعد از این سه وقت، بر شما و آنان گناهی نیست. 9- آبِ دهانِ کودک پاک است گرچه بعد از آلودگی مانند استفراغ بیاید؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم﴾) [چرا که ایشان] در اطراف شما در رفت و آمدند. پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز هنگامی که در رابطه با پاکی و نجاست گربه از ایشان سؤال شد، فرمود:«گربه نجس نیست، زیرا جزو کسانی است که در اطراف شما در رفت و آمد هستند»[ ظاهراً مؤلف با این حدیث میخواهد بر پاکی آب دهان گربه استدلال نماید. انگار ایشان میگویند: مادامی که آب دهان گربه پاک است ـ و گربه جزو آن دسته از کسانی است که در داخل خانه رفت و آمد میکنند، و کودک نیز جزو همان دسته است ـ پس آب دهان بچه نیز پاک میباشد. «و»]. 10- جایز است انسان زیردستان خود را از قبیل کودکان، طبق عرف و عادت بهکار گیرد، نه آنگونه که بر کودک دشوار آید؛ زیرا خداوند میفرماید: (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم﴾). 11- این حکم که به طور مشروح بیان شد، در مورد کسانی است که به سن بلوغ نرسیدهاند؛ و اما بعد از رسیدن به سن بلوغ، باید اجازه بگیرند. 12- زمانی فرد به سن بلوغ میرسد که انزال وی صورت گیرد؛ سپس تمام احکام شرع که مترتب بر بلوغ هستند، با فرا رسیدن زمان انزال، تحقق مییابند؛ و این چیزی است که بر آن اتفاق شده است. و اختلاف در این است که آیا با رسیدن به سن مشخصی، و یا با درآمدن موی زیر ناف، بلوغ محقق میشود یا نه؟!
النور 24:59
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ اي كساني كه ايمان آوردهايد! بايد بردگان و كنيزاتان و كساني از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند در سه وقت از شما اجازه بگيرند؛ پيش از نماز صبح، و نيمروز به هنگامي كه لباسهاي خود را در ميآوريد، و بعد از نماز عشاء [اين] سه وقت برايتان [اوقات] خلوت است. بعد از اين سه وقت بر شما و آنان گناهي نيست، چرا كه ايشان در اطراف شما در رفت و آمدند، و شما نيز با ايشان در رفت و آمد هستيد خداوند آيات را بدينسان برايتان روشن ميسازد، و خداوند داناي فرزانه است. وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ و چون كودكان شما به سن [بلوغ] رسيدند بايد مانند كساني كه پيش از آنان اجازه گرفتند، اجازه گيرند، خداوند آياتش را بدينسان برايتان روشن ميسازد، و خداوند بس آگاه و داراي حكمت است.
(58) خداوند مؤمنان را دستور داده که بردگان و کنیزانشان و کودکانی که به حد بلوغ نرسیدهاند، در این سه وقت از آنها اجازه بگیرند، آنگاه وارد شوند. و خداوند حکمت آن را بیان نمود و فرمود: این سه وقت، اوقات خلوت و استراحت شما میباشد: بعد از عشاء، هنگام خوابیدن، و قبل از نماز صبح که وقت بیدار شدن شما میباشد، چون غالباً فردی که در شب میخوابد، لباسهای غیرعادی را میپوشد. اما خوابیدن روز از آنجا که غالباً کم میباشد، گاهی اوقات انسان با لباسهای معمولی میخوابد. پس به همین جهت آن را مقید نمود به: (﴿وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ﴾) و وقتی که برای خوابیدن نیمروز، لباسهایتان را در میآورید. پس در این سه وقت، بردگان و کودکان نیز مانند دیگران نمیتوانند بدون اجازه وارد شوند. اما در رابطه با غیر از این سه وقت، فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بر شما و آنان گناهی نیست که درغیر این سه وقت، بدون اجازه وارد شوند؛ یعنی درغیر این سه وقت، آنها مانند دیگران نیستند که برای وارد شدن اجازه بگیرند؛ زیرا مردم به آنها نیاز دارند، و هر بار اجازه گرفتن مشکل میباشد. (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) آنها برای انجام کارهایتان در دور و بر شما رفت و آمد مینمایند. (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بدینسان خداوند آیات را برایتان بیان میدارد، و فلسفۀ آن را نیز بیان میکند تا رحمت و حکمت کسی که این قانون را وضع نموده است، شناخته شود. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند دانایی حکیم است؛ دانش او، واجبات و مستحبات و امور ممکن را احاطه نموده، و دارای حکمت است، و هر چیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس به هر مخلوقی، آفرینش شایستۀ آن را داده است؛ و به هر حُکم شرعی، حکمت شایستۀ آن را بخشیده است، و از آن جمله است این احکام که آن را به طور کامل بیان نمود، و محاسن آن را توضیح داد.
(59) (﴿وَإِذَا بَلَغَ ٱلۡأَطۡفَٰلُ مِنكُمُ ٱلۡحُلُمَ﴾) و چون کودکان شما به بلوغ رسیدند؛ رسیدن به سن بلوغ، این است که از فرد در حالت بیداری یا خواب، منی بیرون بیاید. (﴿فَلۡيَسۡتَٔۡذِنُواۡ كَمَا ٱسۡتَٔۡذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) پس باید در سایر اوقات، برای وارد شدن اجازه بگیرند، همانگونه اشخاصی که پیش از آنان بودهاند، اجازه گرفتهاند، و آنها همان کسانی هستند که خداوند در رابطه با آنان فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تَدۡخُلُواۡ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواۡ﴾ ای مؤمنان! وارد خانههایی نشوید که متعلق به شما نیست مگر بعد از اجازه گرفتن، (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ﴾) بدینسان خداوند آیاتش را برایتان روشن میسازد، و احکام آن را به طور مشروح برای شما بیان مینماید. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند بس آگاه و دارای حکمت است. این دو آیه، دارای فواید و آموختنیهای مفید و فراوانی میباشند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: 1- آقا، ولی و بزرگترها موظف هستند که به بردگان و کوچکترها و کسانی که تحت سرپرستی آنان قرار دارند، علم و آداب شرعی بیاموزند؛ چون خداوند آنها را مخاطب قرار داده و فرموده است: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لِيَسۡتَٔۡذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَبۡلُغُواۡ ٱلۡحُلُمَ﴾) ای کسانی که ایمان آوردهاید! باید بردگان و کنیزان و کسانی از شما که به سن بلوغ نرسیدهاند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند. و این، جز با یاد دادن و ادب کردن، ممکن نیست. و چون فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بعد از این سه وقت، بر شما و آنان گناهی نیست. 2- خداوند به حفظ عورت سفارش کرده، و دستور داده است تا هر چه بیشتر در راستای حفظ عورت بکوشیم؛ و انسان در جاییکه گمان میرود عورت وی را مشاهده خواهند کرد، نباید در آنجا غسل بکند و طهارت بگیرد. 3- جایز است عورت در صورت وجودِ نیاز، ظاهر گردد، مانند آنکه به هنگام خواب و رفتن به دستشویی و توالت و.. کشف عورت صورت گیرد. 4- مسلمین به خوابیدنِ هنگامِ ظهر عادت داشتند، همانطور که به خواب شب عادت داشتند، چون خداوند با بیان حالاتشان، آنها را مورد خطاب قرار داده است. 5- کودکی که به سن بلوغ نرسیده است، نباید اجازه داده شود عورت آدمی را ببیند، و نباید عورت و شرمگاه او را کسی ببیند؛ چون دستور دادنِ الهی به اجازه گرفتن آنان، به معنی این است که این امر [: مشاهدۀ عورت دیگران] جایز نیست. 6- جایز نیست که برده، عورت آقا و مالکش را ببیند؛ همانگونه که برای آقا و اربابش، نیز جایز نیست که عورت او را ببیند؛ همچنانکه درمورد کودک بیان کردیم. 7- برای واعظ و معلم وکسانی که در مورد مسائل شرع سخن میگویند، بهتر است که همراه با بیان حکم، مأخذ و علت آن را نیز بگوید، و بدون بیان دلیل و علت، آن را بیان نکند؛ چون خداوند وقتی این حکم را بیان نمود، علتش را نیز بیان کرد و فرمود: (﴿ثَلَٰثُ عَوۡرَٰتٖ لَّكُمۡ﴾) این سه وقت، برایتان اوقات خلوت است. 8- کودک و برده نیز مورد خطاب خدا هستند، همانطور که ولی آنها مورد خطاب قرار گرفته است، چون خداوند متعال فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بعد از این سه وقت، بر شما و آنان گناهی نیست. 9- آبِ دهانِ کودک پاک است گرچه بعد از آلودگی مانند استفراغ بیاید؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم﴾) [چرا که ایشان] در اطراف شما در رفت و آمدند. پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز هنگامی که در رابطه با پاکی و نجاست گربه از ایشان سؤال شد، فرمود:«گربه نجس نیست، زیرا جزو کسانی است که در اطراف شما در رفت و آمد هستند»[ ظاهراً مؤلف با این حدیث میخواهد بر پاکی آب دهان گربه استدلال نماید. انگار ایشان میگویند: مادامی که آب دهان گربه پاک است ـ و گربه جزو آن دسته از کسانی است که در داخل خانه رفت و آمد میکنند، و کودک نیز جزو همان دسته است ـ پس آب دهان بچه نیز پاک میباشد. «و»]. 10- جایز است انسان زیردستان خود را از قبیل کودکان، طبق عرف و عادت بهکار گیرد، نه آنگونه که بر کودک دشوار آید؛ زیرا خداوند میفرماید: (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم﴾). 11- این حکم که به طور مشروح بیان شد، در مورد کسانی است که به سن بلوغ نرسیدهاند؛ و اما بعد از رسیدن به سن بلوغ، باید اجازه بگیرند. 12- زمانی فرد به سن بلوغ میرسد که انزال وی صورت گیرد؛ سپس تمام احکام شرع که مترتب بر بلوغ هستند، با فرا رسیدن زمان انزال، تحقق مییابند؛ و این چیزی است که بر آن اتفاق شده است. و اختلاف در این است که آیا با رسیدن به سن مشخصی، و یا با درآمدن موی زیر ناف، بلوغ محقق میشود یا نه؟!
النور 24:60
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ و بر زنان از كار افتادهاي كه اميد ازدواج ندارند گناهي نيست كه لباسهايشان را فرونهند در حالي كه زينتي آشكار نكنند، و چنانچه پاكدامني ورزند برايشان بهتر است، و خداوند شنواي داناست. وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء و زنان از كار افتادهاي كه به سن و سال نازايي رسيده و ميل زناشويي و جاذبة جنسي را كاملاً از دست دادهاند، اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا آناني كه ميل ازدواج ندارند، و كسي نيز ميل ازدواج ندارند، و كسي نيز ميل ازدواج با آنها را ندارند، چون زنان پير و سالخوردهاي هستند كه نه خودشان ميل جنسيدارند و نه ديگران با اين ديد به آنان نگاه ميكنند، يا قيافة زشتي دارند كه كسي با ديدن آنها تحريك نميشود. فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ [اينان] اگر لباسهاي خود را از قبيل روسري كه خداوند به زنان دستور داده است آن را بپوشند وليضربن بخمرهن علي جيوبهن [و بايد روسريهايشان را بر گريبانهايشان فرو گذارند] بيرون بياورند گناهي بر آنان نيست.
(60) (﴿وَٱلۡقَوَٰعِدُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ﴾) و زنان از کار افتادهای که به سن و سال نازایی رسیده، و میل زناشویی و جاذبۀ جنسی را کاملاً از دست دادهاند، (﴿ٱلَّٰتِي لَا يَرۡجُونَ نِكَاحٗا﴾) آنانی که میلِ ازدواج ندارند، و کسی نیز میل ازدواج با آنها را ندارد، چون زنان پیر و سالخوردهای هستند که نه خودشان میلِ جنسی دارند، و نه دیگران با این دید به آنان نگاه میکنند، یا قیافۀ زشتی دارند که کسی با دیدن آنها تحریک نمیشود. (﴿فَلَيۡسَ عَلَيۡهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعۡنَ ثِيَابَهُنَّ﴾) [اینان] اگر لباسهای خود را از قبیل: روسری که خداوند به زنان دستور داده است آن را بپوشند: ﴿وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ﴾[و باید روسریهایشان را بر گریبانهایشان فرو گذارند] بیرون بیاورند، گناهی بر آنان نیست. چنین زنانی میتوانند چهرههایشان را ظاهر نمایند، چون خطری برای ابتلای آنان و دیگران به فتنه وجود ندارد. و از آنجا که بیان شد: چنانچه لباسهایشان را فرو نهند، گناهی بر آنان نیست؛ گمان آن میرود که پیرزن میتواند هر کاری را انجام دهد، برای دفع این توهم فرمود: (﴿غَيۡرَ مُتَبَرِّجَٰتِۢ بِزِينَةٖ﴾) در صورتی که زینتی آشکار نکنند، مانند اینکه خویشتن را با پوشیدن لباسهای زیبا بیارایند ـ گر چه روی خود را بپوشانند ـ و یا پایکوبی کنند، تا آنچه از زینتشان که پنهان میدارند، آشکار شود. زیرا صِرفِ خودآرایی زن با پوشیدن لباس ـ هرچند که محجبه هم باشد، و صورت خود را نیز بپوشاند، و از آن دسته از زنان نیز نباشد که دیگران نسبت به او تمایل از خود نشان دهند ـ سبب فتنه خواهد شد، و مرد را دچار حرج و وسوسههای شیطانی میگرداند. (﴿وَأَن يَسۡتَعۡفِفۡنَ خَيۡرٞ لَّهُنَّ﴾) و اگر پاکدامنی ورزند، برایشان بهتر است. استعفاف؛ یعنی عفت پیشه کردن، و انجام دادن اموری که به پاکدامنی میانجامد، از قبیل: ازدواج، و دوری از چیزهایی که از آن بیم گناه میرود.(﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ﴾) و خداوند شنوا است، و همۀ صداها را میشنود؛ و آگاه است، و همۀ نیتها و مقاصد را میداند. پس زنان باید از هرگفتار و نیت فاسدی پرهیز کنند؛ و بدانند که خداوند آنها را به خاطر گفتارها و نیتهای فاسدشان، مجازات خواهد کرد.
النور 24:61
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون بر كور گناهي نيست، و بر لنگ [هم] گناهي نيست بر بيمار [نيز] بر خودتان گناهي نيست، كه از خانههاي فرزندان خود، يا خانههاي پدران، مادران، برداران، خواهران،عموها، عمهها، داييها و خالههاي خود و يا آن [خانههايي] كه كليدشان را در اختيار داريد، يا خانههاي دوستانتان غذا بخوريد. همچنين بر شما گناهي نيست كه به طور دستهجمعي و يا جداگانه خوراك تناول نمائيد. پس چون به خانهها در آييد بر خويش به درودي مبارك و پاكيزه كه رسمي است الهي سلام گوييد. خداوند بدينسان آيات [خود] را برايتان روشن ميسازد تا خرد ورزيد.
(61) خداوند متعال از منت و احسان خویش بر بندگانش خبر میدهد، و بیان میدارد که دین را برای آنان دشوار و مشکل نکرده است، بلکه آن را بینهایت ساده و آسان نموده است. پس فرمود: (﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ﴾) بر کور و لنگ و بیمار گناهی نیست امور واجبی را ترک کنند که انجام آن، جز برای افراد بینا، و افرادی که پاهایشان سالم است، و افرادی که مریض نیستند، ممکن نمیباشد، مانند جهاد در راه خدا و امثال آن که بر لنگ و کور و بیمار واجب نیست. و خداوند متعال به خاطر این مفهوم کلی که بیان نمودیم، سخن را در این مورد به طور مطلق و بدون قید بیان کرد. اما (﴿وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ ﴾) ـ همچنین بر شما گناهی نیست ـ را به (﴿أَن تَأۡكُلُواۡ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ﴾) ـ که از خانههای فرزندانتان غذا بخورید ـ مقید نمود، و این مطابق با حدیث صحیحی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:«أنْتَ وَمَالُک لِأبِیک» تو و مالت از آنِ پدرت میباشید. «إنَّ أطیبَ مَا أکلتُم مِن کسبِکم وَإنَّ أولَادَکم مِن کسبِکم» بیگمان، بهترین چیزی که میخورید، همان است که حاصل دسترنج خودتان میباشد، و فرزندانتان درآمد شما میباشند. و منظور از (﴿مِنۢ بُيُوتِكُمۡ﴾) خانۀ انسان نیست؛ چون چنین مفهومی، بیان یک امر بدیهی، و تحصیل حاصل است که کلام الهی منزه و بهدور از اینگونه امور است، و چون در اینجا، گناه نبودن چیزهایی بیان شده است که گمان آن میرود گناه میباشند. اما خانۀ شخصی انسان، کوچکترینِ گمانی نمیرود که خوردن از آن گناه باشد. (﴿أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ﴾) و نیز بر شما گناهی نیست که از خانههای پدران، مادران، برادران، خواهران، عموها، عمهها، دائیها و خالههای خود بخورید. و اینها معروف و شناخته شده هستند. (﴿أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ﴾) و یا از خانههایی بخورید که کلیدهای آن را در اختیار دارید؛ یعنی خانههایی که شما به نمایندگی و وکالت از صاحبانشان در آن تصرف مینمایید، یا به عنوانِ سرپرستِ آن تعیین شدهاید. اما تفسیر (﴿مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ﴾) به مملوک درست نیست. به دو دلیل: یکی اینکه: در مورد مملوک گفته نمیشود (﴿مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ﴾) بلکه گفته میشود: «ملکتموه» یا «ملکت أیمانکم»، چون آنها مالکِ تمام آن هستند، نه اینکه فقط کلید آن را در اختیار داشته باشند. دوم اینکه: خانۀ بردهها، چیزی جدا از خانۀ انسان نیست؛ زیرا برده و تمام داراییاش، از آنِ آقا و صاحب وی میباشد. پس نیازی به بیان این نکته نیست که خوردن از خانۀ او، گناه نمیباشد. (﴿أَوۡ صَدِيقِكُمۡ﴾) و نیز بر شما گناه نیست که از خانههای دوستانتان غذا بخورید. و خوردنِ بدون اجازه از این خانهها، گناه نیست. و حکمت آن از سیاقِ آیه معلوم است؛ زیرا طبق عادت و عرف، و بهخاطر خویشاوندی و یا دوستی، آدمی اجازه دارد از خانۀ نامبردگان بخورد. و اگر اتفاق افتاد که یکی از اینها اجازه نداد که از خانۀ وی غذا خورده شود و بخل ورزید، نباید آن غذا خورده شود؛ و چنانچه خورده شود، حرام است؛ چراکه حکمت مقتضی آن است، و معنای آیه نیز بیانگر همین مطلب است. (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواۡ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗا﴾) همچنین بر شما گناهی نیست که بهطور دستهجمعی و یا جداگانه خوراک تناول نمایید. و جایز است که اهل یک خانه، همه با هم غذا بخورند؛ یا اینکه هریک، به تنهایی غذا بخورد؛ و این، نفی گناه است، نه نفی فضیلت تا مردم در تنگنا قرار نگیرند؛ وگرنه بهتر آن است که همه، به طور دستهجمعی غذا بخورند. در (﴿فَإِذَا دَخَلۡتُم بُيُوتٗا﴾) کلمۀ (﴿بُيُوتٗا﴾) نکره و در سیاق شرط است که هم شامل خانۀ انسان، و هم خانۀ دیگران میشود. پس وقتی وارد میشود، باید سلام بگوید ، خواه کسی در خانه باشد یا نباشد. بنابراین فرمود: وقتی انسان وارد خانه میشود، (﴿فَسَلِّمُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ﴾) به یکدیگر سلام کنید، چون مسلمین از بس که با همدیگر محبت و دوستی دارند، گویا یک جسم و جان هستند. پس هرگاه انسان وارد خانهای شد، باید سلام بگوید، و در این راستا خانهها فرق نمیکنند. و در مورد اجازه گرفتن، پیشتر گذشت که احکام آن دارای تفصیل است. سپس خداوند این سلام را ستود و فرمود: (﴿تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَكَةٗ طَيِّبَةٗ﴾) سلام شما به هنگام ورود به خانهها که میگویید: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» یا میگویید: «السلام علیکم و رحمة الله» یا میگویید: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین»، (﴿تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ﴾) سلام پر برکتی است که خداوند آن را از سوی خود برایتان مشروع نموده است. (﴿مُبَٰرَكَةٗ﴾) [سلامِ] با برکت و پاک است، چون دوری از کمبود، و حصول رحمت و برکت و رشد و افزونی را دربر دارد. (﴿طَيِّبَةٗ﴾) پاک است. چون از کلمههای پاکیزه و محبوب در نزد خدا تشکیل یافته است، و باعث شادمانی فرد شده و محبت و دوستی را به بار میآورد. پس از آنکه این احکام بزرگ را برای ما بیان کرد، فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بدینگونه خداوند آیاتش را که دربرگیرندۀ احکام شرعی خداوند است، برایتان روشن میسازد. (﴿لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) تا خرد ورزید، و آن را بفهمید، و با دلهایتان آن را دریابید، و از خردمندان باشید؛ چون شناخت احکام شرعی خداوند به صورت درست، بر عقل و خرد انسان میافزاید، و هوش و عقل آدمی را رشد میدهد؛ زیرا مفاهیم این احکام، و آداب آن، بزرگترین مفاهیم و آداب هستند. و پاداش از نوع عمل است، و اگر انسان در آیات او بیندیشد، آیاتی که خداوند او را به اندیشیدن در آن فرا خوانده است، به پاسِ این کار، به خرد و عقل او میافزاید. و این آیات، مبنای یک قاعدۀ کلی هستند، و آن این است که:«عرف و عادت، کلمات را تخصیص میدهند، همانطور که یک لفظ، لفظ دیگر را تخصیص مینماید.» مثلاً اصل بر این است که انسان از خوردنِ خوراکِ دیگران منع شده است؛ اما خداوند، خوردن از خانههای افراد مذکور را جایز قرار داده است، چون عرف و عادت بر همین است. پس هرگاه استفاده از چیزی یا تصرّف نمودن در آن، منوط به اجازه گرفتن از صاحبِ آن باشد، و صاحبش به طور شفاهی یا بر اساس عرف بدان اجازه داد، میتوان از آن استفاده کرد و یا در آن تصرف نمود. نیز بیانگر آن است که برای پدر جایز است از مالِ فرزندش بردارد، و آن را در ملکیت خویش قرار دهد، به صورتی که زیانی بر فرزند وارد نشود؛ چون خداوند خانۀ فرزند را خانۀ آدمی قرار داده است. و این آیه بیانگر آن است کسی که در خانۀ انسان تصرف مینماید، ازقبیل: همسر و خواهر و امثال اینها، برایشان جایز است که از مالِ وی بخورند؛ و به سائل و گدا، از آن خوراک بدهند. و دلیلی است بر اینکه مشارکت در خوراک جایز است، خواه به طور دسته جمعی یا جداگانه غذا بخورند، گرچه در این رهگذر، بعضی بیشتر بخورند.
النور 24:62
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ مؤمنان واقعي تنها كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند، و چون در كار مهمي با او باشند بدون اجازه [وي] به جاي نميروند، بيگمان آنان كه از تو اجازه ميخواهند، اينان كسانياند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس هرگاه از تو براي انجام بعضي از كارهاي خود اجازه خواستند به هر كس از آنان كه ميخواهيد اجازه بده، و از خداوند برايشان آمرزش بخواه. بيگمان خداوند آمرزگار مهربان است. لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فراخواندن پيامبر را در ميان خويش همچون فراخواند همديگر بشمار نياوريد، بدون شك خداوند كساني از شما كه پنهاني بيرون ميروند، ميشناسد. پس آنانكه با فرمانش مخالفت ميكند بايد از اين بترسد كه بلاي به آنان برسد يا اينكه عذاب دردناكي دچارشان شود. أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هان! بيشك آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداوند است، او آگاه است از آنچه شما بر آن هستيد، و روزي كه به سوي او بازگردانده ميشوند آنان را به آنچه كردهاند آگاه ميسازد، و خداوند به همه چيز دانا است.
(62) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خویش را راهنمایی میکند که هرگاه در کار مهمی همراه پیامبر باشند؛ یعنی کاری که نیاز به همدستی و همکاری داشته باشد، مانند جهاد و مشاوره و امثال آن، از کارهایی که مؤمنان در آن مشارکت میجویند، باید همه جمع شده و متفرق نشوند. پس کسی که واقعاً به خدا و پیامبرش ایمان دارد، در چنین مواقعی، برای انجام کاری معمولی به جایی نمیرود، و به نزد خانوادهاش برنمیگردد، و از جمع جدا نمیشود، مگر اینکه از پیامبر، و بعد از پیامبر از جانشین وی اجازه بگیرد. پس خداوند متعال فرموده است، بدون اجازه از نزد پیامبر نباید رفت. و آنها را براین کارشان و رعایت ادب در محضر پیامبر صلی الله علیه وسلم و ولی امر ستوده است: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَٔۡذِنُونَكَ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) بیگمان آنانکه از تو اجازه میگیرند، اینان کسانیاند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. ولی چنانچه اجازه گرفتند، آیا به آنان اجازه میدهد یا نه؟ خداوند متعال برای اجازه دادن به آنان، دو شرط را بیان کرده است: یکی اینکه بیرون رفتنِ آنها برای انجام کاری از کارهایشان باشد. اما کسی که بدون عذر اجازه میگیرد، به او اجازه داده نمیشود. دوم اینکه: مصلحتی ایجاب نماید که به وی اجازه داده شود. بدون اینکه اجازه دادن به او، زیانی را متوجه اجازه دهنده بکند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِذَا ٱسۡتَٔۡذَنُوكَ لِبَعۡضِ شَأۡنِهِمۡ فَأۡذَن لِّمَن شِئۡتَ مِنۡهُمۡ﴾) پس هر گاه از تو برای انجام بعضی از کارهای خود اجازه خواستند، به هر کس از آنان که میخواهی اجازه بده. پس هرگاه یکی از آنان اجازه خواست، و با توجه به این دو شرط به او اجازه داد، خداوند پیامبرش را دستور میدهد تا برای او آمرزش بخواهد، چون ممکن است او در اجازه خواستن مقصر باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمُ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و از خداوند برایشان آمرزش بخواه، بیگمان خداوند آمرزگار مهربان است؛ گناهان آنها را میآمرزد، و بر آنان رحم میکند، چرا که اجازه خواستن را ـ در صورت داشتن عذر ـ برای آنان جایز قرار داده است.
(63) (﴿لَّا تَجۡعَلُواۡ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗا﴾) فراخوانده شدنِ شما از سوی پیامبر، و فرا خواندن پیامبر را در میان خویش، همچون فراخواندنِ همدیگر به شمار نیاورید. پس هر گاه شما را فراخواند، باید او را اجابت نمایید، حتی اجابت پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالتِ نماز نیز واجب است. پذیرفتن سخن، و عمل کردن بهحرف هیچ کسی جز پیامبر صلی الله علیه وسلم واجب نیست، چون او معصوم است، و به ما امر شده است از وی اطاعت کنیم:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱسۡتَجِيبُواۡ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمۡ لِمَا يُحۡيِيكُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! اجابت کنید [دعوت] خدا و رسول خدا را، هر گاه شما را فرا خواند به سوی آنچه که شما را زنده میدارد. همچنین صدا زدن پیامبر صلی الله علیه وسلم را، همچون صدا زدن افراد معمولی بهشمار نیاورید، پس وقتی که او را صدا میزنید، نگویید:«ای محمد»، و نگویید:«ای محمد پسر عبد الله»، آن گونه که همدیگر را این طور فرا میخوانید، بلکه به خاطر احترام و شرافت و فضیلت او و تفاوتی که با دیگران دارد، باید گفت:«ای پیامبر خدا!» (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) خداوند کسانی را ستود که به او و پیامبرش ایمان آوردهاند، همانهایی که هر گاه در کار مهمی با ایشان باشند، [به جایی] نمیروند، مگر اینکه از ایشان اجازه بگیرند. سپس به تهدید کسی پرداخت که اینگونه عمل نکرده و بدون اجازه رفته است. پس چنین کسی گرچه به شیوهای مخفیانه، رفتنش را از شما پنهان داشته باشد. و مراد خدا نیز در این آیه (﴿يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) همین است، که در آن بیان میدارد آنان به هنگام در رفتنِ خود، طوری عمل میکنند که خویشتن را از چشمانِ شما پنهان دارند، اما خداوند میفرماید که ما به حالِ آنان آگاهیم؛ و آنان را بر این کارشان بهطور کامل مجازات خواهیم کرد. بنابراین به آنها هشدار داد و فرمود: (﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ﴾) پس آنان که با فرمان او مخالفت میکنند، و دستور خدا و پیامبر را ترک کرده، و به انجام کارهایشان میپردازند، و به خاطر کارهایشان، فرمان خدا و رسول را ترک میکنند، باید بر حذر باشند. پس اگر کسی بدون اینکه کاری داشته باشد، فرمان خدا و پیامبر را ترک گوید، حالش چطور خواهد بود؟! چنین افرادی باید بترسند، (﴿أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ﴾) از اینکه گرفتار شرک و شری شوند، (﴿أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) یا اینکه به عذابی دردناک دچار گردند.
(64) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) هان! بیشک آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداوند است؛ ملک او بوده، و بندۀ اویند، و با فرمان تقدیری و شرعی خودش در آنها تصرف مینماید. (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ﴾) او آگاه است از آنچه شما بر آن هستید؛ یعنی علم و آگاهی خداوند، بر خیر و شری که شما بر آن هستید، احاطه دارد، و همۀ کارهایتان را میداند، و قلم الهی بر آن رفته است، ونگهبانانی از فرشتگان که پیش خداوند مقرّب و محترم هستند، کارهایتان را مینویسند. (﴿وَيَوۡمَ يُرۡجَعُونَ إِلَيۡهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواۡ﴾) و روزی که به سوی او بازگردانده میشوند، آنان را به آنچه کردهاند، آگاه میسازد؛ یعنی آنها را، از همۀ کارهای کوچک و بزرگی که ازآنان سر زده است، آگاه میسـازد، و اعضای بدنشان را بر آنان گواه میگیرد، و کوچکترین ستمی بر آنها نمیشود، و کاملاً تحت فضل و عدل الهی قرار دارند. و هنگامی که خداوند علم خود را به اعمال آنان مقید گرداند، عام را بعد از خاص ذکر کرد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُ﴾) و خداوند به همه چیز داناست.
* * *
النور 24:63
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ مؤمنان واقعي تنها كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند، و چون در كار مهمي با او باشند بدون اجازه [وي] به جاي نميروند، بيگمان آنان كه از تو اجازه ميخواهند، اينان كسانياند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس هرگاه از تو براي انجام بعضي از كارهاي خود اجازه خواستند به هر كس از آنان كه ميخواهيد اجازه بده، و از خداوند برايشان آمرزش بخواه. بيگمان خداوند آمرزگار مهربان است. لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فراخواندن پيامبر را در ميان خويش همچون فراخواند همديگر بشمار نياوريد، بدون شك خداوند كساني از شما كه پنهاني بيرون ميروند، ميشناسد. پس آنانكه با فرمانش مخالفت ميكند بايد از اين بترسد كه بلاي به آنان برسد يا اينكه عذاب دردناكي دچارشان شود. أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هان! بيشك آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداوند است، او آگاه است از آنچه شما بر آن هستيد، و روزي كه به سوي او بازگردانده ميشوند آنان را به آنچه كردهاند آگاه ميسازد، و خداوند به همه چيز دانا است.
(62) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خویش را راهنمایی میکند که هرگاه در کار مهمی همراه پیامبر باشند؛ یعنی کاری که نیاز به همدستی و همکاری داشته باشد، مانند جهاد و مشاوره و امثال آن، از کارهایی که مؤمنان در آن مشارکت میجویند، باید همه جمع شده و متفرق نشوند. پس کسی که واقعاً به خدا و پیامبرش ایمان دارد، در چنین مواقعی، برای انجام کاری معمولی به جایی نمیرود، و به نزد خانوادهاش برنمیگردد، و از جمع جدا نمیشود، مگر اینکه از پیامبر، و بعد از پیامبر از جانشین وی اجازه بگیرد. پس خداوند متعال فرموده است، بدون اجازه از نزد پیامبر نباید رفت. و آنها را براین کارشان و رعایت ادب در محضر پیامبر صلی الله علیه وسلم و ولی امر ستوده است: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَٔۡذِنُونَكَ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) بیگمان آنانکه از تو اجازه میگیرند، اینان کسانیاند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. ولی چنانچه اجازه گرفتند، آیا به آنان اجازه میدهد یا نه؟ خداوند متعال برای اجازه دادن به آنان، دو شرط را بیان کرده است: یکی اینکه بیرون رفتنِ آنها برای انجام کاری از کارهایشان باشد. اما کسی که بدون عذر اجازه میگیرد، به او اجازه داده نمیشود. دوم اینکه: مصلحتی ایجاب نماید که به وی اجازه داده شود. بدون اینکه اجازه دادن به او، زیانی را متوجه اجازه دهنده بکند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِذَا ٱسۡتَٔۡذَنُوكَ لِبَعۡضِ شَأۡنِهِمۡ فَأۡذَن لِّمَن شِئۡتَ مِنۡهُمۡ﴾) پس هر گاه از تو برای انجام بعضی از کارهای خود اجازه خواستند، به هر کس از آنان که میخواهی اجازه بده. پس هرگاه یکی از آنان اجازه خواست، و با توجه به این دو شرط به او اجازه داد، خداوند پیامبرش را دستور میدهد تا برای او آمرزش بخواهد، چون ممکن است او در اجازه خواستن مقصر باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمُ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و از خداوند برایشان آمرزش بخواه، بیگمان خداوند آمرزگار مهربان است؛ گناهان آنها را میآمرزد، و بر آنان رحم میکند، چرا که اجازه خواستن را ـ در صورت داشتن عذر ـ برای آنان جایز قرار داده است.
(63) (﴿لَّا تَجۡعَلُواۡ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗا﴾) فراخوانده شدنِ شما از سوی پیامبر، و فرا خواندن پیامبر را در میان خویش، همچون فراخواندنِ همدیگر به شمار نیاورید. پس هر گاه شما را فراخواند، باید او را اجابت نمایید، حتی اجابت پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالتِ نماز نیز واجب است. پذیرفتن سخن، و عمل کردن بهحرف هیچ کسی جز پیامبر صلی الله علیه وسلم واجب نیست، چون او معصوم است، و به ما امر شده است از وی اطاعت کنیم:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱسۡتَجِيبُواۡ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمۡ لِمَا يُحۡيِيكُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! اجابت کنید [دعوت] خدا و رسول خدا را، هر گاه شما را فرا خواند به سوی آنچه که شما را زنده میدارد. همچنین صدا زدن پیامبر صلی الله علیه وسلم را، همچون صدا زدن افراد معمولی بهشمار نیاورید، پس وقتی که او را صدا میزنید، نگویید:«ای محمد»، و نگویید:«ای محمد پسر عبد الله»، آن گونه که همدیگر را این طور فرا میخوانید، بلکه به خاطر احترام و شرافت و فضیلت او و تفاوتی که با دیگران دارد، باید گفت:«ای پیامبر خدا!» (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) خداوند کسانی را ستود که به او و پیامبرش ایمان آوردهاند، همانهایی که هر گاه در کار مهمی با ایشان باشند، [به جایی] نمیروند، مگر اینکه از ایشان اجازه بگیرند. سپس به تهدید کسی پرداخت که اینگونه عمل نکرده و بدون اجازه رفته است. پس چنین کسی گرچه به شیوهای مخفیانه، رفتنش را از شما پنهان داشته باشد. و مراد خدا نیز در این آیه (﴿يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) همین است، که در آن بیان میدارد آنان به هنگام در رفتنِ خود، طوری عمل میکنند که خویشتن را از چشمانِ شما پنهان دارند، اما خداوند میفرماید که ما به حالِ آنان آگاهیم؛ و آنان را بر این کارشان بهطور کامل مجازات خواهیم کرد. بنابراین به آنها هشدار داد و فرمود: (﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ﴾) پس آنان که با فرمان او مخالفت میکنند، و دستور خدا و پیامبر را ترک کرده، و به انجام کارهایشان میپردازند، و به خاطر کارهایشان، فرمان خدا و رسول را ترک میکنند، باید بر حذر باشند. پس اگر کسی بدون اینکه کاری داشته باشد، فرمان خدا و پیامبر را ترک گوید، حالش چطور خواهد بود؟! چنین افرادی باید بترسند، (﴿أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ﴾) از اینکه گرفتار شرک و شری شوند، (﴿أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) یا اینکه به عذابی دردناک دچار گردند.
(64) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) هان! بیشک آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداوند است؛ ملک او بوده، و بندۀ اویند، و با فرمان تقدیری و شرعی خودش در آنها تصرف مینماید. (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ﴾) او آگاه است از آنچه شما بر آن هستید؛ یعنی علم و آگاهی خداوند، بر خیر و شری که شما بر آن هستید، احاطه دارد، و همۀ کارهایتان را میداند، و قلم الهی بر آن رفته است، ونگهبانانی از فرشتگان که پیش خداوند مقرّب و محترم هستند، کارهایتان را مینویسند. (﴿وَيَوۡمَ يُرۡجَعُونَ إِلَيۡهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواۡ﴾) و روزی که به سوی او بازگردانده میشوند، آنان را به آنچه کردهاند، آگاه میسازد؛ یعنی آنها را، از همۀ کارهای کوچک و بزرگی که ازآنان سر زده است، آگاه میسـازد، و اعضای بدنشان را بر آنان گواه میگیرد، و کوچکترین ستمی بر آنها نمیشود، و کاملاً تحت فضل و عدل الهی قرار دارند. و هنگامی که خداوند علم خود را به اعمال آنان مقید گرداند، عام را بعد از خاص ذکر کرد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُ﴾) و خداوند به همه چیز داناست.
* * *
النور 24:64
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ مؤمنان واقعي تنها كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند، و چون در كار مهمي با او باشند بدون اجازه [وي] به جاي نميروند، بيگمان آنان كه از تو اجازه ميخواهند، اينان كسانياند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس هرگاه از تو براي انجام بعضي از كارهاي خود اجازه خواستند به هر كس از آنان كه ميخواهيد اجازه بده، و از خداوند برايشان آمرزش بخواه. بيگمان خداوند آمرزگار مهربان است. لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فراخواندن پيامبر را در ميان خويش همچون فراخواند همديگر بشمار نياوريد، بدون شك خداوند كساني از شما كه پنهاني بيرون ميروند، ميشناسد. پس آنانكه با فرمانش مخالفت ميكند بايد از اين بترسد كه بلاي به آنان برسد يا اينكه عذاب دردناكي دچارشان شود. أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هان! بيشك آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداوند است، او آگاه است از آنچه شما بر آن هستيد، و روزي كه به سوي او بازگردانده ميشوند آنان را به آنچه كردهاند آگاه ميسازد، و خداوند به همه چيز دانا است.
(62) در اینجا خداوند بندگان مؤمن خویش را راهنمایی میکند که هرگاه در کار مهمی همراه پیامبر باشند؛ یعنی کاری که نیاز به همدستی و همکاری داشته باشد، مانند جهاد و مشاوره و امثال آن، از کارهایی که مؤمنان در آن مشارکت میجویند، باید همه جمع شده و متفرق نشوند. پس کسی که واقعاً به خدا و پیامبرش ایمان دارد، در چنین مواقعی، برای انجام کاری معمولی به جایی نمیرود، و به نزد خانوادهاش برنمیگردد، و از جمع جدا نمیشود، مگر اینکه از پیامبر، و بعد از پیامبر از جانشین وی اجازه بگیرد. پس خداوند متعال فرموده است، بدون اجازه از نزد پیامبر نباید رفت. و آنها را براین کارشان و رعایت ادب در محضر پیامبر صلی الله علیه وسلم و ولی امر ستوده است: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَٔۡذِنُونَكَ أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ﴾) بیگمان آنانکه از تو اجازه میگیرند، اینان کسانیاند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. ولی چنانچه اجازه گرفتند، آیا به آنان اجازه میدهد یا نه؟ خداوند متعال برای اجازه دادن به آنان، دو شرط را بیان کرده است: یکی اینکه بیرون رفتنِ آنها برای انجام کاری از کارهایشان باشد. اما کسی که بدون عذر اجازه میگیرد، به او اجازه داده نمیشود. دوم اینکه: مصلحتی ایجاب نماید که به وی اجازه داده شود. بدون اینکه اجازه دادن به او، زیانی را متوجه اجازه دهنده بکند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِذَا ٱسۡتَٔۡذَنُوكَ لِبَعۡضِ شَأۡنِهِمۡ فَأۡذَن لِّمَن شِئۡتَ مِنۡهُمۡ﴾) پس هر گاه از تو برای انجام بعضی از کارهای خود اجازه خواستند، به هر کس از آنان که میخواهی اجازه بده. پس هرگاه یکی از آنان اجازه خواست، و با توجه به این دو شرط به او اجازه داد، خداوند پیامبرش را دستور میدهد تا برای او آمرزش بخواهد، چون ممکن است او در اجازه خواستن مقصر باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمُ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و از خداوند برایشان آمرزش بخواه، بیگمان خداوند آمرزگار مهربان است؛ گناهان آنها را میآمرزد، و بر آنان رحم میکند، چرا که اجازه خواستن را ـ در صورت داشتن عذر ـ برای آنان جایز قرار داده است.
(63) (﴿لَّا تَجۡعَلُواۡ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗا﴾) فراخوانده شدنِ شما از سوی پیامبر، و فرا خواندن پیامبر را در میان خویش، همچون فراخواندنِ همدیگر به شمار نیاورید. پس هر گاه شما را فراخواند، باید او را اجابت نمایید، حتی اجابت پیامبر صلی الله علیه وسلم در حالتِ نماز نیز واجب است. پذیرفتن سخن، و عمل کردن بهحرف هیچ کسی جز پیامبر صلی الله علیه وسلم واجب نیست، چون او معصوم است، و به ما امر شده است از وی اطاعت کنیم:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱسۡتَجِيبُواۡ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمۡ لِمَا يُحۡيِيكُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! اجابت کنید [دعوت] خدا و رسول خدا را، هر گاه شما را فرا خواند به سوی آنچه که شما را زنده میدارد. همچنین صدا زدن پیامبر صلی الله علیه وسلم را، همچون صدا زدن افراد معمولی بهشمار نیاورید، پس وقتی که او را صدا میزنید، نگویید:«ای محمد»، و نگویید:«ای محمد پسر عبد الله»، آن گونه که همدیگر را این طور فرا میخوانید، بلکه به خاطر احترام و شرافت و فضیلت او و تفاوتی که با دیگران دارد، باید گفت:«ای پیامبر خدا!» (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) خداوند کسانی را ستود که به او و پیامبرش ایمان آوردهاند، همانهایی که هر گاه در کار مهمی با ایشان باشند، [به جایی] نمیروند، مگر اینکه از ایشان اجازه بگیرند. سپس به تهدید کسی پرداخت که اینگونه عمل نکرده و بدون اجازه رفته است. پس چنین کسی گرچه به شیوهای مخفیانه، رفتنش را از شما پنهان داشته باشد. و مراد خدا نیز در این آیه (﴿يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗا﴾) همین است، که در آن بیان میدارد آنان به هنگام در رفتنِ خود، طوری عمل میکنند که خویشتن را از چشمانِ شما پنهان دارند، اما خداوند میفرماید که ما به حالِ آنان آگاهیم؛ و آنان را بر این کارشان بهطور کامل مجازات خواهیم کرد. بنابراین به آنها هشدار داد و فرمود: (﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ﴾) پس آنان که با فرمان او مخالفت میکنند، و دستور خدا و پیامبر را ترک کرده، و به انجام کارهایشان میپردازند، و به خاطر کارهایشان، فرمان خدا و رسول را ترک میکنند، باید بر حذر باشند. پس اگر کسی بدون اینکه کاری داشته باشد، فرمان خدا و پیامبر را ترک گوید، حالش چطور خواهد بود؟! چنین افرادی باید بترسند، (﴿أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ﴾) از اینکه گرفتار شرک و شری شوند، (﴿أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) یا اینکه به عذابی دردناک دچار گردند.
(64) (﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) هان! بیشک آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداوند است؛ ملک او بوده، و بندۀ اویند، و با فرمان تقدیری و شرعی خودش در آنها تصرف مینماید. (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ﴾) او آگاه است از آنچه شما بر آن هستید؛ یعنی علم و آگاهی خداوند، بر خیر و شری که شما بر آن هستید، احاطه دارد، و همۀ کارهایتان را میداند، و قلم الهی بر آن رفته است، ونگهبانانی از فرشتگان که پیش خداوند مقرّب و محترم هستند، کارهایتان را مینویسند. (﴿وَيَوۡمَ يُرۡجَعُونَ إِلَيۡهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواۡ﴾) و روزی که به سوی او بازگردانده میشوند، آنان را به آنچه کردهاند، آگاه میسازد؛ یعنی آنها را، از همۀ کارهای کوچک و بزرگی که ازآنان سر زده است، آگاه میسـازد، و اعضای بدنشان را بر آنان گواه میگیرد، و کوچکترین ستمی بر آنها نمیشود، و کاملاً تحت فضل و عدل الهی قرار دارند. و هنگامی که خداوند علم خود را به اعمال آنان مقید گرداند، عام را بعد از خاص ذکر کرد و فرمود: (﴿وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُ﴾) و خداوند به همه چیز داناست.
* * *
الفرقان 25:1
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا خجسته است خداوندي كه فرقان [=جدا سازندة حق از باطل] را بر بنده خود [محمد (ع)] نازل كرد تا براي جهانيان هشدار دهنده باشد. الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا ذاتي كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست، و هيچ فرزندي بر نگرفته، و در فرمانروايي شريكي ندارد، و همه چيز را آفريده و آنها را به اندازه مقرر كرده است.
جمهور مفسرين بر اين باورند كه مكي است. و 77 آيه ميباشد.
(1) در این آیه عظمت خدا، و اینکه او یگانۀ یکتا بوده، و کلیۀ خوبیها و نیکیها در او منحصر است، بیان شده است. پس فرمود: (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ﴾) با شکوه و والامقام است خدایی که «فرقان» را نازل کرده است. و صفات او کاملاند، و خوبیهایش فراوان است. از بزرگترین خیرات و نعمتهایش این است که قرآن را نازل فرموده است که حلال و حرام را از هم جدا مینماید، و هدایت را از گمراهی، و سعادتمندان را از اهل شقاوت جدا میکند. (﴿عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ﴾) [این قرآن را] بر بندهاش محمد صلی الله علیه وسلم نازل فرموده است که مراتبِ عبودیت و بندگی را به حد کمال رسانده، و از همۀ پیامبران پیشی گرفته است. (﴿لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا﴾) تا این نازل کردن فرقان بر بندهاش، هشداری برای جهانیان باشد، و آنها را از عذاب خداوند بیم دهد، و موارد خشنودی الهی را از موارد خشم وی مشخص کند. و هرکس این هشدار را بپذیرد و به آن عمل نماید، از زمرۀ نجات یافتگان در دنیا و آخرت خواهد بود؛ کسانی که به سعادت جاودانی دست یازیده، و مالکیت ابدی را دریافتهاند. آیا بالاتر از این نعمت و فضل و احسان، چیزی وجود دارد؟ پس خجسته و والامقام است ذاتی که آنچه ذکر شد، گوشهای از احسان و برکات اوست.
(2) (﴿ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ذاتی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ یعنی تنها او در آسمانها و زمین تصرف مینماید، و همۀ آنچه که در آسمانها و زمین هستند، در مالکیت او قرار دارند، و بندۀ او هستند، و در برابر عظمت او سر تسلیم فرود آورده، و در برابر ربوبیتش، فروتن بوده، و به رحمت او نیازمندند. (﴿وَلَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ﴾) و هیچ فرزندی برنگرفته، و در فرمانروایی شریکی ندارد. چگونه ممکن است فرزند یا شریکی داشته باشد، درحالی که او مالک است و غیر او همه مملوک، و در اختیار اویند. و او چیره و غالب، و دیگران همه مغلوب هستند، و ذات او از همه جهت بینیاز است، و آفریدهها از همه جهت به او نیازمندند؟! و چگونه ممکن است در فرمانروایی و مالکیت شریکی داشته باشد، حال آنکه بندگان همه در اختیار او هستند؟! پس جز با اجازۀ، او حرکت و سکونی از آنها سر نمیزند؛ و جز با اجازۀ او، کاری انجام نمیدهند.پس بسی پاک است خداوند از اینکه شریک یا فرزندی داشته باشد؛ و هر کس دربارۀ او چنین چیزی بگوید، قدر و منزلت الهی را درک نکرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖ﴾) همه چیز را آفریده است. این شامل جهان بالا و پایین، اعم از حیوانات و نباتات و جمادات آن است. (﴿فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِيرٗا﴾) به هر مخلوقی، آفرینش شایسته و مناسبش را بخشیده است. و آنگونه آن را آفریده است که حکمتش آن را اقتضا نموده است؛ به نحوی که هر مخلوقی طوری آفریده شده است که عقلِ صحیح، خلافِ شکلِ و صورتی که به آن داده شده است، تصور نمیکند؛ بلکه عقلِ سالم، حتی خلاف شکلی که به یکی از اعضای مخلوقی بخشیده شده است، تصور نمیکند؛ زیرا خداوند هر عضوی را در جایی قرار داده است که چنانچه در جایی دیگر گذاشته شود، با آن تناسب نخواهد داشت. خداوند متعال میفرماید:﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى ٱلَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾ و پس از آنکه کمال و عظمت و فراوانیِ احسان و نیکیهای خود را بیان کرد ـ و این امر مقتضی آن است که او به تنهایی محبوب، فریادرس، تعظیم شده باشد؛ و همۀ کارها و عبادات، خالصانه برای وی انجام گیرد، و کسی را شریک وی نسازند ـ مناسبت پیدا کرد که تصریح نماید که عبادتِ غیر او باطل است. پس فرمود:
الفرقان 25:2
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا خجسته است خداوندي كه فرقان [=جدا سازندة حق از باطل] را بر بنده خود [محمد (ع)] نازل كرد تا براي جهانيان هشدار دهنده باشد. الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا ذاتي كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست، و هيچ فرزندي بر نگرفته، و در فرمانروايي شريكي ندارد، و همه چيز را آفريده و آنها را به اندازه مقرر كرده است.
جمهور مفسرين بر اين باورند كه مكي است. و 77 آيه ميباشد.
(1) در این آیه عظمت خدا، و اینکه او یگانۀ یکتا بوده، و کلیۀ خوبیها و نیکیها در او منحصر است، بیان شده است. پس فرمود: (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ﴾) با شکوه و والامقام است خدایی که «فرقان» را نازل کرده است. و صفات او کاملاند، و خوبیهایش فراوان است. از بزرگترین خیرات و نعمتهایش این است که قرآن را نازل فرموده است که حلال و حرام را از هم جدا مینماید، و هدایت را از گمراهی، و سعادتمندان را از اهل شقاوت جدا میکند. (﴿عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ﴾) [این قرآن را] بر بندهاش محمد صلی الله علیه وسلم نازل فرموده است که مراتبِ عبودیت و بندگی را به حد کمال رسانده، و از همۀ پیامبران پیشی گرفته است. (﴿لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا﴾) تا این نازل کردن فرقان بر بندهاش، هشداری برای جهانیان باشد، و آنها را از عذاب خداوند بیم دهد، و موارد خشنودی الهی را از موارد خشم وی مشخص کند. و هرکس این هشدار را بپذیرد و به آن عمل نماید، از زمرۀ نجات یافتگان در دنیا و آخرت خواهد بود؛ کسانی که به سعادت جاودانی دست یازیده، و مالکیت ابدی را دریافتهاند. آیا بالاتر از این نعمت و فضل و احسان، چیزی وجود دارد؟ پس خجسته و والامقام است ذاتی که آنچه ذکر شد، گوشهای از احسان و برکات اوست.
(2) (﴿ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ذاتی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ یعنی تنها او در آسمانها و زمین تصرف مینماید، و همۀ آنچه که در آسمانها و زمین هستند، در مالکیت او قرار دارند، و بندۀ او هستند، و در برابر عظمت او سر تسلیم فرود آورده، و در برابر ربوبیتش، فروتن بوده، و به رحمت او نیازمندند. (﴿وَلَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ﴾) و هیچ فرزندی برنگرفته، و در فرمانروایی شریکی ندارد. چگونه ممکن است فرزند یا شریکی داشته باشد، درحالی که او مالک است و غیر او همه مملوک، و در اختیار اویند. و او چیره و غالب، و دیگران همه مغلوب هستند، و ذات او از همه جهت بینیاز است، و آفریدهها از همه جهت به او نیازمندند؟! و چگونه ممکن است در فرمانروایی و مالکیت شریکی داشته باشد، حال آنکه بندگان همه در اختیار او هستند؟! پس جز با اجازۀ، او حرکت و سکونی از آنها سر نمیزند؛ و جز با اجازۀ او، کاری انجام نمیدهند.پس بسی پاک است خداوند از اینکه شریک یا فرزندی داشته باشد؛ و هر کس دربارۀ او چنین چیزی بگوید، قدر و منزلت الهی را درک نکرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖ﴾) همه چیز را آفریده است. این شامل جهان بالا و پایین، اعم از حیوانات و نباتات و جمادات آن است. (﴿فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِيرٗا﴾) به هر مخلوقی، آفرینش شایسته و مناسبش را بخشیده است. و آنگونه آن را آفریده است که حکمتش آن را اقتضا نموده است؛ به نحوی که هر مخلوقی طوری آفریده شده است که عقلِ صحیح، خلافِ شکلِ و صورتی که به آن داده شده است، تصور نمیکند؛ بلکه عقلِ سالم، حتی خلاف شکلی که به یکی از اعضای مخلوقی بخشیده شده است، تصور نمیکند؛ زیرا خداوند هر عضوی را در جایی قرار داده است که چنانچه در جایی دیگر گذاشته شود، با آن تناسب نخواهد داشت. خداوند متعال میفرماید:﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى ٱلَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾ و پس از آنکه کمال و عظمت و فراوانیِ احسان و نیکیهای خود را بیان کرد ـ و این امر مقتضی آن است که او به تنهایی محبوب، فریادرس، تعظیم شده باشد؛ و همۀ کارها و عبادات، خالصانه برای وی انجام گیرد، و کسی را شریک وی نسازند ـ مناسبت پیدا کرد که تصریح نماید که عبادتِ غیر او باطل است. پس فرمود:
الفرقان 25:3
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا و آنان غير از خداوند معبوداني را براي خود برگزيده؛ [معبوداني] كه چيزي را نميآفرينند، بلكه خودشان مخلوقند، و نه مالك زيان و سود خويش هستند، و نه مالك مرگ و حيات و رستاخيز [خويش]اند.
(3) شگفتانگیزترین چیز، و اولین دلیل بر نادانی و بیخردی و ستم ورزی و جسارت آنها نسبت به پروردگار، این است که معبودانی چنین ناتوان را، به خدایی برگرفتهاند؛ معبودانِ ناتوانی که توانایی آفریدن چیزی را ندارند، بلکه خودشان آفریده شدهاند، و برخی از معبودانشان را، با دستهای خود درست کردهاند. (﴿وَلَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا﴾) و مالک کوچکترین سود و زیانی برای خود نبوده، (﴿وَلَا يَمۡلِكُونَ مَوۡتٗا وَلَا حَيَوٰةٗ وَلَا نُشُورٗا﴾) و اختیارِ مرگ و زندگی و برانگیختن را ندارند؛ یعنی آنها تواناییِ زنده کردن پس از مرگ را ندارند. پس مهمترین داوری عقل در مورد این معبودان، عبارت از بطلان خدایی آنان است؛ چرا که عقل، به فاسد بودن آن [بتها]، و فاسد بودنِ عقلِ کسی که آنها را به خدایی گرفته، و در آفرینشِ مخلوقات، شریکِ آفریننده قرار داده است، قضاوت مینماید؛ زیرا خداوند آنها را، در آفرینش مخلوقات، شریک خود قرار نداده است، خداوندی که سود و زیان، و منع و عطا در دست اوست. و اوست که زنده میکند، و میمیراند، و مردگان را برمیانگیزد، و در روز رستاخیز آنان را گرد میآورد. و خداوند برایشان دو سرا قرار داده است: سرای شقاوت وخواری، و سرای موفقیت و سعادت. و نعمت پایدار و همیشگی را، برای کسی در نظر گرفته است که معبود را تنها خدا بداند.
الفرقان 25:4
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا و كافران گفتند: «اين [قرآن] دروغي بيش نيست كه [محمد] خود آن را به هم بافته است، و گروهي ديگر او را بر آن ياري دادهاند». به درستي كه ستم و دروغ به ميان آوردهاند. وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا و گفتند:«افسانههاي پيشينيان است كه آن را باز نوشته است، و چنين افسانههايي سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده ميشود». قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا بگو:«آن را ذاتي فرو فرستاده است كه هر رازنهاني را كه در آسمانها و زمين است ميداند. بيگمان او آمرزگار و مهربان است».
(4) وقتی صحتِ توحید، و بطلانِ شرک را، با دلیل قاطع و روشن ثابت نمود؛ درستی و صحتِ رسالت، و باطل بودنِ گفتۀ کسی که با آن مخالفت ورزیده و بر آن اعتراض کرده است را، نیز اثبات نمود و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٌ ٱفۡتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيۡهِ قَوۡمٌ ءَاخَرُونَۖ فَقَدۡ جَآءُو ظُلۡمٗا وَزُورٗا﴾)کفرِ کافران باعث شد تا در مورد قرآن و پیامبر بگویند: این قرآن، دروغی است که محمد آن را ساخته و پرداخته کرده است، و به خدا نسبت داده، و گروهی دیگر او را بر این کار یاری کردهاند. خداوند سخن آنها را رد نمود، و بیان کرد که این، تکبر و لجاجت و عینِ ستمگری و دروغگویی آنان است، و چنین چیزی در عقل کسی نمیگنجد؛ چرا که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را بیشتر از همۀ مردم میشناسند، و کمالِ صداقت و امانتداری و نیکوکاری او را میدانند. و امکان ندارد که پیامبر و هیچ مخلوق دیگری از طرف خود، چیزی مانند این قرآن را -که بزرگترین و بالاترین سخن است- بیاورد؛ و پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد هیچ کسی نرفته است تا او را در ساختن قرآن یاری نماید؛ بلکه کافران این سخن را، از روی ستمگری و دروغگویی میگویند.
(5) و ازجمله گفتههای کافران در مورد قرآن، این است که گفتند: آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) افسانههای پیشینیان است که مردم از دهان یکدیگر فرا میگیرند، و هر یک آن را نقل مینماید، و محمد از کسی خواسته است تا این افسانهها را برایش بنویسد، (﴿فَهِيَ تُمۡلَىٰ عَلَيۡهِ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا﴾) و چنین افسانههایی سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده میشود. کافران در این سخنِ خود، مرتکب چند گناه بزرگ شدند که عبارتند از: 1- آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را -که نیکوترین و راستگوترین مردم بود- به دروغگویی و جسارت متهم کردند. 2- در مورد قرآن -که راستترین و بزرگترین سخن است-گفتند: دروغ و افترا است. 3- نیز گفتند آنها میتوانند همانند این قرآن را بیاورند، و مخلوقِ ناقص میتواند با خالقی که از هر جهت کامل است، در یکی از صفاتش که کلام است، برابری کند و مانند آن را بیاورد. 4- درحالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را میشناختند، و بیشتر و بهتر از همۀ مردم میدانستند که او نوشتن بلد نیست، و به نزد کسی که نوشتن بلد است، نمیرود، اما باز هم چنین خیالی را در سر میپروراندند.
(6) بنابراین خداوند سخن آنها را رد نمود و فرمود: (﴿قُلۡ أَنزَلَهُ ٱلَّذِي يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: ذاتی این قرآن را نازل کرده است که علم و آگاهی او، همۀ چیزهای پنهان و پیدایی را که در آسمانها و زمین است، فرا گرفته است. همانگونه که فرموده است:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان آن را پروردگار جهانیان نازل کرده، و روح الأمین [=جبریل] آن را بر قلب تو نازل نموده است تا از بیمدهندگان باشی. خداوند حجت را بر مشرکین اقامه نموده است؛ زیرا ذاتی که قرآن را نازل نموده، علم و آگاهیاش همه چیز را احاطه کرده است. پس محال است مخلوقی به دروغ این قرآن را ساخته باشد، و به خدا نسبت داده، و بگوید: این از جانب خدا است! در حالی که از طرف خدا نیست، و ریختنِ خونِ مخالفان خود، و گرفتنِ اموالشان را حلال بداند، و ادعا نماید که خداوند این را به او گفته است، درحالی که خداوند همه چیز را میداند، با وجود این او را یاری و کمک نماید، و بر دشمنانش پیروز گرداند، و بر جان و سرزمین آنها مسلط گرداند. پس هیچ کس نمیتواند این قرآن را انکار کند، مگر اینکه نخست علم الهی را انکار کند، سپس قرآن را انکار نماید. و هیچ گروهی از انسانها بر این باور نیستند، جز فلاسفۀ دهری که خدا را قبول ندارند. و ذکر علمِ همه جانبه و فراگیر الهی، آنها را بر اندیشیدن در قرآن تحریک مینماید؛ و اگر آنها در قرآن بیندیشند، از علم و احکام الهی چیزهایی را میبینند که قاطعانه دلالت مینماید قرآن از سوی دانای پنهان و پیدا نازل شده است. و با اینکه کافران توحید و رسالت را انکار کردند، اما لطف خداوندی آنها را رها نکرد، و بر آنان ستم ننمود؛ بلکه آنان را به توبه و بازگشت به سوی خود فرا خواند، و به آنان نوید داد که اگر توبه کنند و به سوی خدا بازگردند، آمرزش و رحمت الهی آنها را در بر خواهد گرفت. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورٗا﴾) بیگمان، خداوند آمرزنده است؛ یعنی مرتکبانِ جنایت و گناهان را میآمرزد، به شرطی که اسبابِ آمرزش را فراهم آورند. و اسباب آمرزش، دست کشیدن و بازآمدن از گناهان و توبه کردن است.(﴿رَّحِيمٗا﴾) و با آنان مهربان است؛ چراکه فوراً آنان را عذاب نمیدهد، درحالیکه آنها موجبات عذاب را فراهم آوردهاند. و با آنها مهربان است؛ چون توبۀ آنان را، پس از آنکه مرتکب گناه شدند، میپذیرد؛ و گناهان گذشتۀ آنان را از بین برده، و نیکیهایشان را میپذیرد. و کسی را که از نزد او گریخته، چون باز آید، او را در نزد خود میپذیرد، و حسناتش را قبول میکند، و به وی روی میآورد، و به جایگاه مطیعان و منیبان میرساند.
الفرقان 25:5
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا و كافران گفتند: «اين [قرآن] دروغي بيش نيست كه [محمد] خود آن را به هم بافته است، و گروهي ديگر او را بر آن ياري دادهاند». به درستي كه ستم و دروغ به ميان آوردهاند. وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا و گفتند:«افسانههاي پيشينيان است كه آن را باز نوشته است، و چنين افسانههايي سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده ميشود». قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا بگو:«آن را ذاتي فرو فرستاده است كه هر رازنهاني را كه در آسمانها و زمين است ميداند. بيگمان او آمرزگار و مهربان است».
(4) وقتی صحتِ توحید، و بطلانِ شرک را، با دلیل قاطع و روشن ثابت نمود؛ درستی و صحتِ رسالت، و باطل بودنِ گفتۀ کسی که با آن مخالفت ورزیده و بر آن اعتراض کرده است را، نیز اثبات نمود و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٌ ٱفۡتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيۡهِ قَوۡمٌ ءَاخَرُونَۖ فَقَدۡ جَآءُو ظُلۡمٗا وَزُورٗا﴾)کفرِ کافران باعث شد تا در مورد قرآن و پیامبر بگویند: این قرآن، دروغی است که محمد آن را ساخته و پرداخته کرده است، و به خدا نسبت داده، و گروهی دیگر او را بر این کار یاری کردهاند. خداوند سخن آنها را رد نمود، و بیان کرد که این، تکبر و لجاجت و عینِ ستمگری و دروغگویی آنان است، و چنین چیزی در عقل کسی نمیگنجد؛ چرا که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را بیشتر از همۀ مردم میشناسند، و کمالِ صداقت و امانتداری و نیکوکاری او را میدانند. و امکان ندارد که پیامبر و هیچ مخلوق دیگری از طرف خود، چیزی مانند این قرآن را -که بزرگترین و بالاترین سخن است- بیاورد؛ و پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد هیچ کسی نرفته است تا او را در ساختن قرآن یاری نماید؛ بلکه کافران این سخن را، از روی ستمگری و دروغگویی میگویند.
(5) و ازجمله گفتههای کافران در مورد قرآن، این است که گفتند: آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) افسانههای پیشینیان است که مردم از دهان یکدیگر فرا میگیرند، و هر یک آن را نقل مینماید، و محمد از کسی خواسته است تا این افسانهها را برایش بنویسد، (﴿فَهِيَ تُمۡلَىٰ عَلَيۡهِ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا﴾) و چنین افسانههایی سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده میشود. کافران در این سخنِ خود، مرتکب چند گناه بزرگ شدند که عبارتند از: 1- آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را -که نیکوترین و راستگوترین مردم بود- به دروغگویی و جسارت متهم کردند. 2- در مورد قرآن -که راستترین و بزرگترین سخن است-گفتند: دروغ و افترا است. 3- نیز گفتند آنها میتوانند همانند این قرآن را بیاورند، و مخلوقِ ناقص میتواند با خالقی که از هر جهت کامل است، در یکی از صفاتش که کلام است، برابری کند و مانند آن را بیاورد. 4- درحالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را میشناختند، و بیشتر و بهتر از همۀ مردم میدانستند که او نوشتن بلد نیست، و به نزد کسی که نوشتن بلد است، نمیرود، اما باز هم چنین خیالی را در سر میپروراندند.
(6) بنابراین خداوند سخن آنها را رد نمود و فرمود: (﴿قُلۡ أَنزَلَهُ ٱلَّذِي يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: ذاتی این قرآن را نازل کرده است که علم و آگاهی او، همۀ چیزهای پنهان و پیدایی را که در آسمانها و زمین است، فرا گرفته است. همانگونه که فرموده است:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان آن را پروردگار جهانیان نازل کرده، و روح الأمین [=جبریل] آن را بر قلب تو نازل نموده است تا از بیمدهندگان باشی. خداوند حجت را بر مشرکین اقامه نموده است؛ زیرا ذاتی که قرآن را نازل نموده، علم و آگاهیاش همه چیز را احاطه کرده است. پس محال است مخلوقی به دروغ این قرآن را ساخته باشد، و به خدا نسبت داده، و بگوید: این از جانب خدا است! در حالی که از طرف خدا نیست، و ریختنِ خونِ مخالفان خود، و گرفتنِ اموالشان را حلال بداند، و ادعا نماید که خداوند این را به او گفته است، درحالی که خداوند همه چیز را میداند، با وجود این او را یاری و کمک نماید، و بر دشمنانش پیروز گرداند، و بر جان و سرزمین آنها مسلط گرداند. پس هیچ کس نمیتواند این قرآن را انکار کند، مگر اینکه نخست علم الهی را انکار کند، سپس قرآن را انکار نماید. و هیچ گروهی از انسانها بر این باور نیستند، جز فلاسفۀ دهری که خدا را قبول ندارند. و ذکر علمِ همه جانبه و فراگیر الهی، آنها را بر اندیشیدن در قرآن تحریک مینماید؛ و اگر آنها در قرآن بیندیشند، از علم و احکام الهی چیزهایی را میبینند که قاطعانه دلالت مینماید قرآن از سوی دانای پنهان و پیدا نازل شده است. و با اینکه کافران توحید و رسالت را انکار کردند، اما لطف خداوندی آنها را رها نکرد، و بر آنان ستم ننمود؛ بلکه آنان را به توبه و بازگشت به سوی خود فرا خواند، و به آنان نوید داد که اگر توبه کنند و به سوی خدا بازگردند، آمرزش و رحمت الهی آنها را در بر خواهد گرفت. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورٗا﴾) بیگمان، خداوند آمرزنده است؛ یعنی مرتکبانِ جنایت و گناهان را میآمرزد، به شرطی که اسبابِ آمرزش را فراهم آورند. و اسباب آمرزش، دست کشیدن و بازآمدن از گناهان و توبه کردن است.(﴿رَّحِيمٗا﴾) و با آنان مهربان است؛ چراکه فوراً آنان را عذاب نمیدهد، درحالیکه آنها موجبات عذاب را فراهم آوردهاند. و با آنها مهربان است؛ چون توبۀ آنان را، پس از آنکه مرتکب گناه شدند، میپذیرد؛ و گناهان گذشتۀ آنان را از بین برده، و نیکیهایشان را میپذیرد. و کسی را که از نزد او گریخته، چون باز آید، او را در نزد خود میپذیرد، و حسناتش را قبول میکند، و به وی روی میآورد، و به جایگاه مطیعان و منیبان میرساند.
الفرقان 25:6
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا و كافران گفتند: «اين [قرآن] دروغي بيش نيست كه [محمد] خود آن را به هم بافته است، و گروهي ديگر او را بر آن ياري دادهاند». به درستي كه ستم و دروغ به ميان آوردهاند. وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا و گفتند:«افسانههاي پيشينيان است كه آن را باز نوشته است، و چنين افسانههايي سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده ميشود». قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا بگو:«آن را ذاتي فرو فرستاده است كه هر رازنهاني را كه در آسمانها و زمين است ميداند. بيگمان او آمرزگار و مهربان است».
(4) وقتی صحتِ توحید، و بطلانِ شرک را، با دلیل قاطع و روشن ثابت نمود؛ درستی و صحتِ رسالت، و باطل بودنِ گفتۀ کسی که با آن مخالفت ورزیده و بر آن اعتراض کرده است را، نیز اثبات نمود و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٌ ٱفۡتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيۡهِ قَوۡمٌ ءَاخَرُونَۖ فَقَدۡ جَآءُو ظُلۡمٗا وَزُورٗا﴾)کفرِ کافران باعث شد تا در مورد قرآن و پیامبر بگویند: این قرآن، دروغی است که محمد آن را ساخته و پرداخته کرده است، و به خدا نسبت داده، و گروهی دیگر او را بر این کار یاری کردهاند. خداوند سخن آنها را رد نمود، و بیان کرد که این، تکبر و لجاجت و عینِ ستمگری و دروغگویی آنان است، و چنین چیزی در عقل کسی نمیگنجد؛ چرا که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را بیشتر از همۀ مردم میشناسند، و کمالِ صداقت و امانتداری و نیکوکاری او را میدانند. و امکان ندارد که پیامبر و هیچ مخلوق دیگری از طرف خود، چیزی مانند این قرآن را -که بزرگترین و بالاترین سخن است- بیاورد؛ و پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد هیچ کسی نرفته است تا او را در ساختن قرآن یاری نماید؛ بلکه کافران این سخن را، از روی ستمگری و دروغگویی میگویند.
(5) و ازجمله گفتههای کافران در مورد قرآن، این است که گفتند: آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) افسانههای پیشینیان است که مردم از دهان یکدیگر فرا میگیرند، و هر یک آن را نقل مینماید، و محمد از کسی خواسته است تا این افسانهها را برایش بنویسد، (﴿فَهِيَ تُمۡلَىٰ عَلَيۡهِ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا﴾) و چنین افسانههایی سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده میشود. کافران در این سخنِ خود، مرتکب چند گناه بزرگ شدند که عبارتند از: 1- آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را -که نیکوترین و راستگوترین مردم بود- به دروغگویی و جسارت متهم کردند. 2- در مورد قرآن -که راستترین و بزرگترین سخن است-گفتند: دروغ و افترا است. 3- نیز گفتند آنها میتوانند همانند این قرآن را بیاورند، و مخلوقِ ناقص میتواند با خالقی که از هر جهت کامل است، در یکی از صفاتش که کلام است، برابری کند و مانند آن را بیاورد. 4- درحالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را میشناختند، و بیشتر و بهتر از همۀ مردم میدانستند که او نوشتن بلد نیست، و به نزد کسی که نوشتن بلد است، نمیرود، اما باز هم چنین خیالی را در سر میپروراندند.
(6) بنابراین خداوند سخن آنها را رد نمود و فرمود: (﴿قُلۡ أَنزَلَهُ ٱلَّذِي يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: ذاتی این قرآن را نازل کرده است که علم و آگاهی او، همۀ چیزهای پنهان و پیدایی را که در آسمانها و زمین است، فرا گرفته است. همانگونه که فرموده است:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان آن را پروردگار جهانیان نازل کرده، و روح الأمین [=جبریل] آن را بر قلب تو نازل نموده است تا از بیمدهندگان باشی. خداوند حجت را بر مشرکین اقامه نموده است؛ زیرا ذاتی که قرآن را نازل نموده، علم و آگاهیاش همه چیز را احاطه کرده است. پس محال است مخلوقی به دروغ این قرآن را ساخته باشد، و به خدا نسبت داده، و بگوید: این از جانب خدا است! در حالی که از طرف خدا نیست، و ریختنِ خونِ مخالفان خود، و گرفتنِ اموالشان را حلال بداند، و ادعا نماید که خداوند این را به او گفته است، درحالی که خداوند همه چیز را میداند، با وجود این او را یاری و کمک نماید، و بر دشمنانش پیروز گرداند، و بر جان و سرزمین آنها مسلط گرداند. پس هیچ کس نمیتواند این قرآن را انکار کند، مگر اینکه نخست علم الهی را انکار کند، سپس قرآن را انکار نماید. و هیچ گروهی از انسانها بر این باور نیستند، جز فلاسفۀ دهری که خدا را قبول ندارند. و ذکر علمِ همه جانبه و فراگیر الهی، آنها را بر اندیشیدن در قرآن تحریک مینماید؛ و اگر آنها در قرآن بیندیشند، از علم و احکام الهی چیزهایی را میبینند که قاطعانه دلالت مینماید قرآن از سوی دانای پنهان و پیدا نازل شده است. و با اینکه کافران توحید و رسالت را انکار کردند، اما لطف خداوندی آنها را رها نکرد، و بر آنان ستم ننمود؛ بلکه آنان را به توبه و بازگشت به سوی خود فرا خواند، و به آنان نوید داد که اگر توبه کنند و به سوی خدا بازگردند، آمرزش و رحمت الهی آنها را در بر خواهد گرفت. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورٗا﴾) بیگمان، خداوند آمرزنده است؛ یعنی مرتکبانِ جنایت و گناهان را میآمرزد، به شرطی که اسبابِ آمرزش را فراهم آورند. و اسباب آمرزش، دست کشیدن و بازآمدن از گناهان و توبه کردن است.(﴿رَّحِيمٗا﴾) و با آنان مهربان است؛ چراکه فوراً آنان را عذاب نمیدهد، درحالیکه آنها موجبات عذاب را فراهم آوردهاند. و با آنها مهربان است؛ چون توبۀ آنان را، پس از آنکه مرتکب گناه شدند، میپذیرد؛ و گناهان گذشتۀ آنان را از بین برده، و نیکیهایشان را میپذیرد. و کسی را که از نزد او گریخته، چون باز آید، او را در نزد خود میپذیرد، و حسناتش را قبول میکند، و به وی روی میآورد، و به جایگاه مطیعان و منیبان میرساند.
الفرقان 25:7
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:8
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:9
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:10
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:11
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:12
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:13
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:14
وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود؟! چرا فرشتهاي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوههاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نميكنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمييابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين ميسازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور ميبيند خشم و خروشي از آن ميشنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]بارها نابودي بطلبيد.
(7) این از گفتههای کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه میگفتند: چرا فرشتهای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشتهای او را در امر رسالت یاری نمیکند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر میگفتند: این شخص که ادعای رسالت میکند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا میخورد، غذا خوردن که از ویژگیهای انسان است، چرا فرشتهای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسانها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه میرود؟ زیرا این چیزها ـ به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستادهایم مگر اینکه آنها غذا خورده، و در بازارها راه میرفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشتهای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان میبردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.
(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بیرنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوههای آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بینیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباهـ شما جز از مرد جادو زدهای پیروی نمیکنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیبها میدانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:
(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَلها زدند. و آن مثلها این بود که میگفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگیهای انسانی دارد؟ و چرا فرشتهای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه میگوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمیآید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بینیاز کند؟ و یا اینکه میگفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفتههای متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بیخردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفتهها، نمیتواند کوچکترین شبههای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفتههای آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفتههای آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، میتواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او میتواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:
(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها میگفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغهایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخهای مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازهای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که میگویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.
(11) و از آنجا که این گفتهها بیمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرفها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری میکنند، و چون دلهایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون میآید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیبکنندۀ لجوج که از حق پیروی نمیکند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیدهایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعلههای آن، شدید است.
(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشمآلودِ آتش را میشنوند. که دلها را تکان میدهد، و از جای برمیکند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین میشود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعلههایش هر دم بیشتر میشود.
(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دستها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد میخوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا میکنند، چرا که میدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمیدهد؛ یعنی به آنها گفته میشود که
(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمیافزاید.
الفرقان 25:15
قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا بگو: «آيا اين بهتر است يا بهشت جاويداني كه به پرهيزگاران وعده داده شده است كه پاداش وقرارگاه ايشان است؟! لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولًا هر چه بخواهند در آنجا دارند، و براي هميشه در آنجا خواهند ماند، [اين] وعدهايست كه تحقق آن بر عهدة خداوند است.
(15) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش پرهیزگاران را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿قُلۡ﴾) بیخردی آنها را بیان کن، و اینکه مضر را بر مفید برگزیدهاند، و به آنها بگو: (﴿أَذَٰلِكَ﴾) آیا آن عذابی که بر شما مقرر شده است، (﴿خَيۡرٌ أَمۡ جَنَّةُ ٱلۡخُلۡدِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾) بهتر میباشد، یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده است؟ بهشتی که توشۀ آن تقوا است؟ پس هرکس تقوا داشته باشد خداوند این بهشت را به او وعده داده است، (﴿كَانَتۡ لَهُمۡ جَزَآءٗ﴾)که پاداش پرهیزگاری و تقوای آنها است، (﴿وَمَصِيرٗا﴾) و بازگشتگاه آنها است، و به سوی آن باز میگردند، و در آن مستقر میشوند، و برای همیشه در آن میمانند.
(16) (﴿لَّهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ﴾) هر چه که بخواهند و میل و آرزویشان باشد، برایشان فراهم شده است؛ از خوردنیها و نوشیدنیهای لذیذ و لباسهای با ارزش و زنهای زیبا و کاخهای بلند و باغهای دلکش و میوههایی که به خاطر زیبایی و تنوع آن هر کس آنها را ببیند یا بخورد شادمان میشود، و رودهایی که در پایین دست باغهای بهشت رواناند، هر کجا که بخواهند آن را میبرند، و چشمههایی از آب زلال میجوشانند، و جویبارهای شیری که طعم آن تغییر نکرده، و جویبارهای شراب که برای نوشندگان لذت بخش است، و جویبارهای عسلِ پاک و صاف، و بوهای خوش، و مسکنهای مجلل، و صداها و ترنمهای دل انگیز و دل ربا، و دیدار با برادران، و بهرهمند شدن از دیدار دوستان برایشان فراهم است، و هرچه بخواهند به آنان میرسد. و بالاتر از همۀ اینها، نگاه کردن به چهرۀ پروردگار مهربان، و شنیدن سخن او، و بهرهمند شدن از قرب او، و به دست آوردن رضای او، و ایمن شدن از خشم و ناخشنودی اوست. و این نعمت همواره و همیشه خواهد بود، و درگذر زمان بر آن افزوده میشود. (﴿كَانَ﴾) وارد شدن و رسیدن به این بهشت، (﴿عَلَىٰ رَبِّكَ وَعۡدٗا مَّسُۡٔولٗا﴾) وعدۀ خدا است که بندگانِ پرهیزگارش با زبانِ قال و با زبانِ حال تحقّقش را از او خواستهاند. پس کدامیک از این دو سرا بهتر است و باید ترجیح داده شود؟ و کدام دسته از افراد، بهتر و عاقلترند؛ آنهایی که برای سرای شقاوت و بدبختی کار میکنند، یا آنهایی که برای سرای سعادت عمل مینمایند؟ شما بگویید ای خردمندان؟! حق و راه روشن شده است؛ و کسی که کوتاهی ورزد عذری ندارد. ای خداوند بزرگوار که برای گروهی شقاوت و برای گروهی سعادت را مقدر نمودهای! امیدواریم که ما را از زمرۀ کسانی بگردانی که برایشان خوبی، و افزون بر آن نوشتهای. بار خدایا! از سرنوشتِ اهل شقاوت به تو پناه برده، و از تو میخواهیم که ما را به این سرنوشت دچار نگردانی.
الفرقان 25:16
قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا بگو: «آيا اين بهتر است يا بهشت جاويداني كه به پرهيزگاران وعده داده شده است كه پاداش وقرارگاه ايشان است؟! لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولًا هر چه بخواهند در آنجا دارند، و براي هميشه در آنجا خواهند ماند، [اين] وعدهايست كه تحقق آن بر عهدة خداوند است.
(15) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش پرهیزگاران را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿قُلۡ﴾) بیخردی آنها را بیان کن، و اینکه مضر را بر مفید برگزیدهاند، و به آنها بگو: (﴿أَذَٰلِكَ﴾) آیا آن عذابی که بر شما مقرر شده است، (﴿خَيۡرٌ أَمۡ جَنَّةُ ٱلۡخُلۡدِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾) بهتر میباشد، یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده است؟ بهشتی که توشۀ آن تقوا است؟ پس هرکس تقوا داشته باشد خداوند این بهشت را به او وعده داده است، (﴿كَانَتۡ لَهُمۡ جَزَآءٗ﴾)که پاداش پرهیزگاری و تقوای آنها است، (﴿وَمَصِيرٗا﴾) و بازگشتگاه آنها است، و به سوی آن باز میگردند، و در آن مستقر میشوند، و برای همیشه در آن میمانند.
(16) (﴿لَّهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ﴾) هر چه که بخواهند و میل و آرزویشان باشد، برایشان فراهم شده است؛ از خوردنیها و نوشیدنیهای لذیذ و لباسهای با ارزش و زنهای زیبا و کاخهای بلند و باغهای دلکش و میوههایی که به خاطر زیبایی و تنوع آن هر کس آنها را ببیند یا بخورد شادمان میشود، و رودهایی که در پایین دست باغهای بهشت رواناند، هر کجا که بخواهند آن را میبرند، و چشمههایی از آب زلال میجوشانند، و جویبارهای شیری که طعم آن تغییر نکرده، و جویبارهای شراب که برای نوشندگان لذت بخش است، و جویبارهای عسلِ پاک و صاف، و بوهای خوش، و مسکنهای مجلل، و صداها و ترنمهای دل انگیز و دل ربا، و دیدار با برادران، و بهرهمند شدن از دیدار دوستان برایشان فراهم است، و هرچه بخواهند به آنان میرسد. و بالاتر از همۀ اینها، نگاه کردن به چهرۀ پروردگار مهربان، و شنیدن سخن او، و بهرهمند شدن از قرب او، و به دست آوردن رضای او، و ایمن شدن از خشم و ناخشنودی اوست. و این نعمت همواره و همیشه خواهد بود، و درگذر زمان بر آن افزوده میشود. (﴿كَانَ﴾) وارد شدن و رسیدن به این بهشت، (﴿عَلَىٰ رَبِّكَ وَعۡدٗا مَّسُۡٔولٗا﴾) وعدۀ خدا است که بندگانِ پرهیزگارش با زبانِ قال و با زبانِ حال تحقّقش را از او خواستهاند. پس کدامیک از این دو سرا بهتر است و باید ترجیح داده شود؟ و کدام دسته از افراد، بهتر و عاقلترند؛ آنهایی که برای سرای شقاوت و بدبختی کار میکنند، یا آنهایی که برای سرای سعادت عمل مینمایند؟ شما بگویید ای خردمندان؟! حق و راه روشن شده است؛ و کسی که کوتاهی ورزد عذری ندارد. ای خداوند بزرگوار که برای گروهی شقاوت و برای گروهی سعادت را مقدر نمودهای! امیدواریم که ما را از زمرۀ کسانی بگردانی که برایشان خوبی، و افزون بر آن نوشتهای. بار خدایا! از سرنوشتِ اهل شقاوت به تو پناه برده، و از تو میخواهیم که ما را به این سرنوشت دچار نگردانی.
الفرقان 25:17
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ روزي كه خداوند آنان را و آنچه بجز خدا ميپرستيدند گرد ميآورد، و [به معبودان] ميگويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه كردهايد، يا اينكه خود راه را گم كردهاند؟» قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا آنان [در پاسخ] ميگويند: «تو منزه و پاكي، ما را نسزد كه به غير از تو دوستاني برگيريم، بلكه آنان و پدرانشان را بهرهمند ساختي تا آنجا كه ياد تو را فراموش كردند، ومردماني هلاك شده بودند». فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ايشان سخنان شما را تكذيب كردند، پس بازگرداند [عذاب الهي] و ياري دادن [خود] توان نداريد، و هر كس از شما ستم كند عذاب بزرگي را بدو ميچشانيم. وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا و ما پيش از تو پيامبراني را نفرستادهايم مگر اينكه غذا ميخوردند و در بازارها راه ميرفتند و ما برخي از شما را وسيلة امتحان برخي ديگر قرار دادهايم. آيا شكيبايي ميورزيد ؟ پروردگارت همواره بيناست.
(17) خداوند متعال از حالتِ مشرکان و معبودانی که انباز خدا میکردند در روز قیامت خبر میدهد؛ و از بیزاری جستنِ آنها از کسانی که آنها را پرستش میکردند، و باطل بودن تلاش پرستش کنندگان سخن میگوید. پس میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ﴾) و روزی که خداوند تکذیبکنندگان مشرک را حشر میکند، (﴿وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ﴾) و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد؛ و کسانی را که معبودان باطل را پرستش میکردند، سرزنش کرده و میگوید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) آیا شما این بندگانم را فرمان دادید تا شما را عبادت کنند، و این کار را برایشان آراستید، یا آنها خودشان به پرستش و عبادت شما پرداختند؟!
(18) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) پس خداوند را، از چیزهائی که مشرکین شریک او ساخته بودند، منزّه و بهدور دانسته، و گفتند ما از این کار بیزاریم. (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ﴾) شایستۀ ما نیست، و برای ما زیبنده نیست که دوستان و سرپرستانی جز تو برای خود برگزینیم، و آنها را پرستش کنیم و به فریاد بخوانیم. چرا که به عبادت تو نیازمندیم، و از عبادت غیر تو بیزاریم. پس چگونه کسی را فرمان میدهیم که ما را عبادت کند؟ چنین چیزی امکان ندارد. یا میتوان گفت معنی چنین است: (﴿سُبۡحَٰنَكَ﴾) تو پاک و منزه هستی (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾) برای هیچ کسی شایسته نیست که ما را ولی و سرپرست خود و شریک تو بگرداند، و به جز تو ما را پرستش نماید. و این مانند گفتۀ عیسی بن مریم علیه السلام است:﴿وَإِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ءَأَنتَ قُلۡتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيۡنِ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أَقُولَ مَا لَيۡسَ لِي بِحَقٍّۚ إِن كُنتُ قُلۡتُهُۥ فَقَدۡ عَلِمۡتَهُۥۚ تَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِي وَلَآ أَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِكَۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡ﴾ۚ و آنگاه که خداوند میفرماید: «ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به جای الله به عنوان دو معبود برگیرید؟» عیسی گوید: «پاک و منزّه هستی! مرا نسزد که چیزی بگویم که حق من نیست. اگر من آن را گفتهام، تو آن را میدانی؛ تو میدانی آنچه در نفس من است، و من آنچه را در نفس تو است نمیدانم. بیگمان تو دانای پنهانیها هستی. من به آنان، جز آنچه مرا به آن فرمان دادهای، نگفتهام؛ و آن اینکه خدا را پرستش کنید که پروردگار من و شماست.» و خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و روزی که همۀ آنان را گرد میآورد، سپس به ملائکه میگوید:«آیا اینها شما را پرستش کردهاند؟» گویند: «پاک هستی! تو به جای آنها یاور ما هستی، بلکه جنها را پرستش میکردند، و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.»﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم گرد آورده شوند، آنان دشمن ایشان خواهند شد، و به عبادت آنها کفر میورزند. پس وقتی خودشان را تبرئه کردند، و اعلام نمودند که مردم را برای پرستش غیر خداوند فرا نخوانده، و آنها را گمراه نکر دهاند؛ عامل گمراهی مشرکین را بیان مینمایند، پس گویند: (﴿وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ﴾) بلکه آنان و پدرانشان را از لذتها و شهوات دنیا و خواستههای نفسانی بهرهمند ساختی، (﴿حَتَّىٰ نَسُواۡ ٱلذِّكۡرَ﴾) تا اینکه به لذتهای دنیا مشغول شدند، و به شهوتها روی آوردند، و به دنیا چسبیدند، و دینشان را ازدست دادند، و یاد خدا را فراموش کردند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمَۢا بُورٗا﴾) و آنها گروهی بودند که خیری در آنها نبود، و شایستۀ کار درستی نبودند. پس مانعی را که آنان را از پیروی نمودن از هدایت بازداشت، بیان کردند؛ و آن، برخورداری از دنیا ـ دنیایی که آنان را از هدایت باز داشت ـ و نبودن مقتضی هدایت بود، و نبودن مقتضی هدایت؛ یعنی آنان سزاوار هدایت نیستند، و وقتی که مقتضی هدایت در کار نباشد، و مانع آن وجود داشته باشد، هر شرّ و هلاکتی در آنان یافت میشود.
(19) وقتی معبودانشان از آنها بیزاری جستند، خداوند با نکوهش و سرزنش به پرستش کنندگانِ مشرک فرمود: (﴿فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ﴾) شما که میگفتید اینان ما را منحرف کرده، و به عبادت خود فرا خواندند، و به ما قول دادند که در نزد خدا برایمان شفاعت کنند؛ اینک شما را تکذیب کرده، و به بزرگترین دشمنان شما تبدیل شدهاند! پس عذاب بر شما ثابت و محقق است. (﴿فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا﴾) پس شما نمیتوانید عذاب را از خود بازگردانید؛ و نمیتوانید کاری را انجام دهید، و نمیتوانید فدیه و بلاگردانی بپردازید. (﴿وَلَا نَصۡرٗا﴾) و نمیتوانید خود را یاری کنید؛ چون ناتوان هستید، و یاری کنندهای ندارید. این حکمِ گمراهانِ جاهلی است که تقلید میکنند، که حکم بسیار بدی است، و سرنوشت زشتی نیز در انتظار آنان است. ولی کسی از آنها که حق را دانسته، اما از آن روی برتافته است، خداوند در حق او میفرماید: (﴿وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ﴾) و هر کس از شما، از روی ستم و عناد حق را ترک گفته، و ستمگری نماید، (﴿نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا﴾) عذاب بزرگی بدو میچشانیم که اندازۀ آن را نمیتوان دریافت.
(20) سپس خداوند متعال در پاسخ تکذیبکنندگان که میگفتند: ﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ این پیامبر چرا غذا میخورد، و در بازارها راه میرود؟ فرمود: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) ما پیامبران را جسمهایی نیافریدهایم که غذا نخورند، و نیز آنان را فرشته نگرداندهایم. پس آنان الگوی تو هستند. و اما فقر و توانگری، آزمایش و حکمتی است از جانب خدا. همانطور که فرموده است: (﴿وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً﴾) و برخی از شما را، وسیلۀ امتحان و آزمایش برخی دیگر قرار دادهایم. پس پیامبر آزمایشی است برای کسانی که به سوی آنها فرستاده شده تا فرمانبرداران از نافرمانان جدا شوند. و پیامبران را، با فراخواندنِ مردم، مورد آزمایش قرار دادیم. و توانگری، آزمایشی است برای فقیر؛ و فقر، آزمایشی است برای ثروتمند. و اینگونه تمام آفریدهها در این جهان آزموده میشوند؛ و این دنیا، سرای آزمایش و امتحان و گرفتار شدن به مصیبت است، و هدف از این آزمایشها، این است (﴿أَتَصۡبِرُونَ﴾) [تا معلوم شود] که آیا شکیبایی میورزید؟ و وظیفۀ خود را انجام میدهید؟ پس خداوند شما را پاداش میدهد. یا اینکه شکیبایی نمیکنید، و سزاوار مجازات میشوید. (﴿وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا﴾) و پروردگارت بیناست، و به احوال شما آگاه میباشد. و هر کس را که شایستۀ رسالت خود بداند، برمیگزیند، و فضایل خود را به او اختصاص میدهد. و کارهایتان را میداند، و شما را بر آن سزا و جزا میدهد؛ اگر کارهایتان خوب باشد، به شما پاداش نیک، و اگر بد باشد به شما سزای بد میدهد.
الفرقان 25:18
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ روزي كه خداوند آنان را و آنچه بجز خدا ميپرستيدند گرد ميآورد، و [به معبودان] ميگويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه كردهايد، يا اينكه خود راه را گم كردهاند؟» قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا آنان [در پاسخ] ميگويند: «تو منزه و پاكي، ما را نسزد كه به غير از تو دوستاني برگيريم، بلكه آنان و پدرانشان را بهرهمند ساختي تا آنجا كه ياد تو را فراموش كردند، ومردماني هلاك شده بودند». فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ايشان سخنان شما را تكذيب كردند، پس بازگرداند [عذاب الهي] و ياري دادن [خود] توان نداريد، و هر كس از شما ستم كند عذاب بزرگي را بدو ميچشانيم. وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا و ما پيش از تو پيامبراني را نفرستادهايم مگر اينكه غذا ميخوردند و در بازارها راه ميرفتند و ما برخي از شما را وسيلة امتحان برخي ديگر قرار دادهايم. آيا شكيبايي ميورزيد ؟ پروردگارت همواره بيناست.
(17) خداوند متعال از حالتِ مشرکان و معبودانی که انباز خدا میکردند در روز قیامت خبر میدهد؛ و از بیزاری جستنِ آنها از کسانی که آنها را پرستش میکردند، و باطل بودن تلاش پرستش کنندگان سخن میگوید. پس میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ﴾) و روزی که خداوند تکذیبکنندگان مشرک را حشر میکند، (﴿وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ﴾) و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد؛ و کسانی را که معبودان باطل را پرستش میکردند، سرزنش کرده و میگوید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) آیا شما این بندگانم را فرمان دادید تا شما را عبادت کنند، و این کار را برایشان آراستید، یا آنها خودشان به پرستش و عبادت شما پرداختند؟!
(18) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) پس خداوند را، از چیزهائی که مشرکین شریک او ساخته بودند، منزّه و بهدور دانسته، و گفتند ما از این کار بیزاریم. (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ﴾) شایستۀ ما نیست، و برای ما زیبنده نیست که دوستان و سرپرستانی جز تو برای خود برگزینیم، و آنها را پرستش کنیم و به فریاد بخوانیم. چرا که به عبادت تو نیازمندیم، و از عبادت غیر تو بیزاریم. پس چگونه کسی را فرمان میدهیم که ما را عبادت کند؟ چنین چیزی امکان ندارد. یا میتوان گفت معنی چنین است: (﴿سُبۡحَٰنَكَ﴾) تو پاک و منزه هستی (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾) برای هیچ کسی شایسته نیست که ما را ولی و سرپرست خود و شریک تو بگرداند، و به جز تو ما را پرستش نماید. و این مانند گفتۀ عیسی بن مریم علیه السلام است:﴿وَإِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ءَأَنتَ قُلۡتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيۡنِ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أَقُولَ مَا لَيۡسَ لِي بِحَقٍّۚ إِن كُنتُ قُلۡتُهُۥ فَقَدۡ عَلِمۡتَهُۥۚ تَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِي وَلَآ أَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِكَۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡ﴾ۚ و آنگاه که خداوند میفرماید: «ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به جای الله به عنوان دو معبود برگیرید؟» عیسی گوید: «پاک و منزّه هستی! مرا نسزد که چیزی بگویم که حق من نیست. اگر من آن را گفتهام، تو آن را میدانی؛ تو میدانی آنچه در نفس من است، و من آنچه را در نفس تو است نمیدانم. بیگمان تو دانای پنهانیها هستی. من به آنان، جز آنچه مرا به آن فرمان دادهای، نگفتهام؛ و آن اینکه خدا را پرستش کنید که پروردگار من و شماست.» و خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و روزی که همۀ آنان را گرد میآورد، سپس به ملائکه میگوید:«آیا اینها شما را پرستش کردهاند؟» گویند: «پاک هستی! تو به جای آنها یاور ما هستی، بلکه جنها را پرستش میکردند، و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.»﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم گرد آورده شوند، آنان دشمن ایشان خواهند شد، و به عبادت آنها کفر میورزند. پس وقتی خودشان را تبرئه کردند، و اعلام نمودند که مردم را برای پرستش غیر خداوند فرا نخوانده، و آنها را گمراه نکر دهاند؛ عامل گمراهی مشرکین را بیان مینمایند، پس گویند: (﴿وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ﴾) بلکه آنان و پدرانشان را از لذتها و شهوات دنیا و خواستههای نفسانی بهرهمند ساختی، (﴿حَتَّىٰ نَسُواۡ ٱلذِّكۡرَ﴾) تا اینکه به لذتهای دنیا مشغول شدند، و به شهوتها روی آوردند، و به دنیا چسبیدند، و دینشان را ازدست دادند، و یاد خدا را فراموش کردند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمَۢا بُورٗا﴾) و آنها گروهی بودند که خیری در آنها نبود، و شایستۀ کار درستی نبودند. پس مانعی را که آنان را از پیروی نمودن از هدایت بازداشت، بیان کردند؛ و آن، برخورداری از دنیا ـ دنیایی که آنان را از هدایت باز داشت ـ و نبودن مقتضی هدایت بود، و نبودن مقتضی هدایت؛ یعنی آنان سزاوار هدایت نیستند، و وقتی که مقتضی هدایت در کار نباشد، و مانع آن وجود داشته باشد، هر شرّ و هلاکتی در آنان یافت میشود.
(19) وقتی معبودانشان از آنها بیزاری جستند، خداوند با نکوهش و سرزنش به پرستش کنندگانِ مشرک فرمود: (﴿فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ﴾) شما که میگفتید اینان ما را منحرف کرده، و به عبادت خود فرا خواندند، و به ما قول دادند که در نزد خدا برایمان شفاعت کنند؛ اینک شما را تکذیب کرده، و به بزرگترین دشمنان شما تبدیل شدهاند! پس عذاب بر شما ثابت و محقق است. (﴿فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا﴾) پس شما نمیتوانید عذاب را از خود بازگردانید؛ و نمیتوانید کاری را انجام دهید، و نمیتوانید فدیه و بلاگردانی بپردازید. (﴿وَلَا نَصۡرٗا﴾) و نمیتوانید خود را یاری کنید؛ چون ناتوان هستید، و یاری کنندهای ندارید. این حکمِ گمراهانِ جاهلی است که تقلید میکنند، که حکم بسیار بدی است، و سرنوشت زشتی نیز در انتظار آنان است. ولی کسی از آنها که حق را دانسته، اما از آن روی برتافته است، خداوند در حق او میفرماید: (﴿وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ﴾) و هر کس از شما، از روی ستم و عناد حق را ترک گفته، و ستمگری نماید، (﴿نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا﴾) عذاب بزرگی بدو میچشانیم که اندازۀ آن را نمیتوان دریافت.
(20) سپس خداوند متعال در پاسخ تکذیبکنندگان که میگفتند: ﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ این پیامبر چرا غذا میخورد، و در بازارها راه میرود؟ فرمود: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) ما پیامبران را جسمهایی نیافریدهایم که غذا نخورند، و نیز آنان را فرشته نگرداندهایم. پس آنان الگوی تو هستند. و اما فقر و توانگری، آزمایش و حکمتی است از جانب خدا. همانطور که فرموده است: (﴿وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً﴾) و برخی از شما را، وسیلۀ امتحان و آزمایش برخی دیگر قرار دادهایم. پس پیامبر آزمایشی است برای کسانی که به سوی آنها فرستاده شده تا فرمانبرداران از نافرمانان جدا شوند. و پیامبران را، با فراخواندنِ مردم، مورد آزمایش قرار دادیم. و توانگری، آزمایشی است برای فقیر؛ و فقر، آزمایشی است برای ثروتمند. و اینگونه تمام آفریدهها در این جهان آزموده میشوند؛ و این دنیا، سرای آزمایش و امتحان و گرفتار شدن به مصیبت است، و هدف از این آزمایشها، این است (﴿أَتَصۡبِرُونَ﴾) [تا معلوم شود] که آیا شکیبایی میورزید؟ و وظیفۀ خود را انجام میدهید؟ پس خداوند شما را پاداش میدهد. یا اینکه شکیبایی نمیکنید، و سزاوار مجازات میشوید. (﴿وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا﴾) و پروردگارت بیناست، و به احوال شما آگاه میباشد. و هر کس را که شایستۀ رسالت خود بداند، برمیگزیند، و فضایل خود را به او اختصاص میدهد. و کارهایتان را میداند، و شما را بر آن سزا و جزا میدهد؛ اگر کارهایتان خوب باشد، به شما پاداش نیک، و اگر بد باشد به شما سزای بد میدهد.
الفرقان 25:19
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ روزي كه خداوند آنان را و آنچه بجز خدا ميپرستيدند گرد ميآورد، و [به معبودان] ميگويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه كردهايد، يا اينكه خود راه را گم كردهاند؟» قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا آنان [در پاسخ] ميگويند: «تو منزه و پاكي، ما را نسزد كه به غير از تو دوستاني برگيريم، بلكه آنان و پدرانشان را بهرهمند ساختي تا آنجا كه ياد تو را فراموش كردند، ومردماني هلاك شده بودند». فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ايشان سخنان شما را تكذيب كردند، پس بازگرداند [عذاب الهي] و ياري دادن [خود] توان نداريد، و هر كس از شما ستم كند عذاب بزرگي را بدو ميچشانيم. وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا و ما پيش از تو پيامبراني را نفرستادهايم مگر اينكه غذا ميخوردند و در بازارها راه ميرفتند و ما برخي از شما را وسيلة امتحان برخي ديگر قرار دادهايم. آيا شكيبايي ميورزيد ؟ پروردگارت همواره بيناست.
(17) خداوند متعال از حالتِ مشرکان و معبودانی که انباز خدا میکردند در روز قیامت خبر میدهد؛ و از بیزاری جستنِ آنها از کسانی که آنها را پرستش میکردند، و باطل بودن تلاش پرستش کنندگان سخن میگوید. پس میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ﴾) و روزی که خداوند تکذیبکنندگان مشرک را حشر میکند، (﴿وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ﴾) و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد؛ و کسانی را که معبودان باطل را پرستش میکردند، سرزنش کرده و میگوید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) آیا شما این بندگانم را فرمان دادید تا شما را عبادت کنند، و این کار را برایشان آراستید، یا آنها خودشان به پرستش و عبادت شما پرداختند؟!
(18) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) پس خداوند را، از چیزهائی که مشرکین شریک او ساخته بودند، منزّه و بهدور دانسته، و گفتند ما از این کار بیزاریم. (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ﴾) شایستۀ ما نیست، و برای ما زیبنده نیست که دوستان و سرپرستانی جز تو برای خود برگزینیم، و آنها را پرستش کنیم و به فریاد بخوانیم. چرا که به عبادت تو نیازمندیم، و از عبادت غیر تو بیزاریم. پس چگونه کسی را فرمان میدهیم که ما را عبادت کند؟ چنین چیزی امکان ندارد. یا میتوان گفت معنی چنین است: (﴿سُبۡحَٰنَكَ﴾) تو پاک و منزه هستی (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾) برای هیچ کسی شایسته نیست که ما را ولی و سرپرست خود و شریک تو بگرداند، و به جز تو ما را پرستش نماید. و این مانند گفتۀ عیسی بن مریم علیه السلام است:﴿وَإِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ءَأَنتَ قُلۡتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيۡنِ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أَقُولَ مَا لَيۡسَ لِي بِحَقٍّۚ إِن كُنتُ قُلۡتُهُۥ فَقَدۡ عَلِمۡتَهُۥۚ تَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِي وَلَآ أَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِكَۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡ﴾ۚ و آنگاه که خداوند میفرماید: «ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به جای الله به عنوان دو معبود برگیرید؟» عیسی گوید: «پاک و منزّه هستی! مرا نسزد که چیزی بگویم که حق من نیست. اگر من آن را گفتهام، تو آن را میدانی؛ تو میدانی آنچه در نفس من است، و من آنچه را در نفس تو است نمیدانم. بیگمان تو دانای پنهانیها هستی. من به آنان، جز آنچه مرا به آن فرمان دادهای، نگفتهام؛ و آن اینکه خدا را پرستش کنید که پروردگار من و شماست.» و خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و روزی که همۀ آنان را گرد میآورد، سپس به ملائکه میگوید:«آیا اینها شما را پرستش کردهاند؟» گویند: «پاک هستی! تو به جای آنها یاور ما هستی، بلکه جنها را پرستش میکردند، و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.»﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم گرد آورده شوند، آنان دشمن ایشان خواهند شد، و به عبادت آنها کفر میورزند. پس وقتی خودشان را تبرئه کردند، و اعلام نمودند که مردم را برای پرستش غیر خداوند فرا نخوانده، و آنها را گمراه نکر دهاند؛ عامل گمراهی مشرکین را بیان مینمایند، پس گویند: (﴿وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ﴾) بلکه آنان و پدرانشان را از لذتها و شهوات دنیا و خواستههای نفسانی بهرهمند ساختی، (﴿حَتَّىٰ نَسُواۡ ٱلذِّكۡرَ﴾) تا اینکه به لذتهای دنیا مشغول شدند، و به شهوتها روی آوردند، و به دنیا چسبیدند، و دینشان را ازدست دادند، و یاد خدا را فراموش کردند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمَۢا بُورٗا﴾) و آنها گروهی بودند که خیری در آنها نبود، و شایستۀ کار درستی نبودند. پس مانعی را که آنان را از پیروی نمودن از هدایت بازداشت، بیان کردند؛ و آن، برخورداری از دنیا ـ دنیایی که آنان را از هدایت باز داشت ـ و نبودن مقتضی هدایت بود، و نبودن مقتضی هدایت؛ یعنی آنان سزاوار هدایت نیستند، و وقتی که مقتضی هدایت در کار نباشد، و مانع آن وجود داشته باشد، هر شرّ و هلاکتی در آنان یافت میشود.
(19) وقتی معبودانشان از آنها بیزاری جستند، خداوند با نکوهش و سرزنش به پرستش کنندگانِ مشرک فرمود: (﴿فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ﴾) شما که میگفتید اینان ما را منحرف کرده، و به عبادت خود فرا خواندند، و به ما قول دادند که در نزد خدا برایمان شفاعت کنند؛ اینک شما را تکذیب کرده، و به بزرگترین دشمنان شما تبدیل شدهاند! پس عذاب بر شما ثابت و محقق است. (﴿فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا﴾) پس شما نمیتوانید عذاب را از خود بازگردانید؛ و نمیتوانید کاری را انجام دهید، و نمیتوانید فدیه و بلاگردانی بپردازید. (﴿وَلَا نَصۡرٗا﴾) و نمیتوانید خود را یاری کنید؛ چون ناتوان هستید، و یاری کنندهای ندارید. این حکمِ گمراهانِ جاهلی است که تقلید میکنند، که حکم بسیار بدی است، و سرنوشت زشتی نیز در انتظار آنان است. ولی کسی از آنها که حق را دانسته، اما از آن روی برتافته است، خداوند در حق او میفرماید: (﴿وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ﴾) و هر کس از شما، از روی ستم و عناد حق را ترک گفته، و ستمگری نماید، (﴿نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا﴾) عذاب بزرگی بدو میچشانیم که اندازۀ آن را نمیتوان دریافت.
(20) سپس خداوند متعال در پاسخ تکذیبکنندگان که میگفتند: ﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ این پیامبر چرا غذا میخورد، و در بازارها راه میرود؟ فرمود: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) ما پیامبران را جسمهایی نیافریدهایم که غذا نخورند، و نیز آنان را فرشته نگرداندهایم. پس آنان الگوی تو هستند. و اما فقر و توانگری، آزمایش و حکمتی است از جانب خدا. همانطور که فرموده است: (﴿وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً﴾) و برخی از شما را، وسیلۀ امتحان و آزمایش برخی دیگر قرار دادهایم. پس پیامبر آزمایشی است برای کسانی که به سوی آنها فرستاده شده تا فرمانبرداران از نافرمانان جدا شوند. و پیامبران را، با فراخواندنِ مردم، مورد آزمایش قرار دادیم. و توانگری، آزمایشی است برای فقیر؛ و فقر، آزمایشی است برای ثروتمند. و اینگونه تمام آفریدهها در این جهان آزموده میشوند؛ و این دنیا، سرای آزمایش و امتحان و گرفتار شدن به مصیبت است، و هدف از این آزمایشها، این است (﴿أَتَصۡبِرُونَ﴾) [تا معلوم شود] که آیا شکیبایی میورزید؟ و وظیفۀ خود را انجام میدهید؟ پس خداوند شما را پاداش میدهد. یا اینکه شکیبایی نمیکنید، و سزاوار مجازات میشوید. (﴿وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا﴾) و پروردگارت بیناست، و به احوال شما آگاه میباشد. و هر کس را که شایستۀ رسالت خود بداند، برمیگزیند، و فضایل خود را به او اختصاص میدهد. و کارهایتان را میداند، و شما را بر آن سزا و جزا میدهد؛ اگر کارهایتان خوب باشد، به شما پاداش نیک، و اگر بد باشد به شما سزای بد میدهد.
الفرقان 25:20
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ روزي كه خداوند آنان را و آنچه بجز خدا ميپرستيدند گرد ميآورد، و [به معبودان] ميگويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه كردهايد، يا اينكه خود راه را گم كردهاند؟» قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا آنان [در پاسخ] ميگويند: «تو منزه و پاكي، ما را نسزد كه به غير از تو دوستاني برگيريم، بلكه آنان و پدرانشان را بهرهمند ساختي تا آنجا كه ياد تو را فراموش كردند، ومردماني هلاك شده بودند». فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ايشان سخنان شما را تكذيب كردند، پس بازگرداند [عذاب الهي] و ياري دادن [خود] توان نداريد، و هر كس از شما ستم كند عذاب بزرگي را بدو ميچشانيم. وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا و ما پيش از تو پيامبراني را نفرستادهايم مگر اينكه غذا ميخوردند و در بازارها راه ميرفتند و ما برخي از شما را وسيلة امتحان برخي ديگر قرار دادهايم. آيا شكيبايي ميورزيد ؟ پروردگارت همواره بيناست.
(17) خداوند متعال از حالتِ مشرکان و معبودانی که انباز خدا میکردند در روز قیامت خبر میدهد؛ و از بیزاری جستنِ آنها از کسانی که آنها را پرستش میکردند، و باطل بودن تلاش پرستش کنندگان سخن میگوید. پس میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ﴾) و روزی که خداوند تکذیبکنندگان مشرک را حشر میکند، (﴿وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ﴾) و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد؛ و کسانی را که معبودان باطل را پرستش میکردند، سرزنش کرده و میگوید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) آیا شما این بندگانم را فرمان دادید تا شما را عبادت کنند، و این کار را برایشان آراستید، یا آنها خودشان به پرستش و عبادت شما پرداختند؟!
(18) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) پس خداوند را، از چیزهائی که مشرکین شریک او ساخته بودند، منزّه و بهدور دانسته، و گفتند ما از این کار بیزاریم. (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ﴾) شایستۀ ما نیست، و برای ما زیبنده نیست که دوستان و سرپرستانی جز تو برای خود برگزینیم، و آنها را پرستش کنیم و به فریاد بخوانیم. چرا که به عبادت تو نیازمندیم، و از عبادت غیر تو بیزاریم. پس چگونه کسی را فرمان میدهیم که ما را عبادت کند؟ چنین چیزی امکان ندارد. یا میتوان گفت معنی چنین است: (﴿سُبۡحَٰنَكَ﴾) تو پاک و منزه هستی (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾) برای هیچ کسی شایسته نیست که ما را ولی و سرپرست خود و شریک تو بگرداند، و به جز تو ما را پرستش نماید. و این مانند گفتۀ عیسی بن مریم علیه السلام است:﴿وَإِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ءَأَنتَ قُلۡتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيۡنِ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أَقُولَ مَا لَيۡسَ لِي بِحَقٍّۚ إِن كُنتُ قُلۡتُهُۥ فَقَدۡ عَلِمۡتَهُۥۚ تَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِي وَلَآ أَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِكَۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡ﴾ۚ و آنگاه که خداوند میفرماید: «ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به جای الله به عنوان دو معبود برگیرید؟» عیسی گوید: «پاک و منزّه هستی! مرا نسزد که چیزی بگویم که حق من نیست. اگر من آن را گفتهام، تو آن را میدانی؛ تو میدانی آنچه در نفس من است، و من آنچه را در نفس تو است نمیدانم. بیگمان تو دانای پنهانیها هستی. من به آنان، جز آنچه مرا به آن فرمان دادهای، نگفتهام؛ و آن اینکه خدا را پرستش کنید که پروردگار من و شماست.» و خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و روزی که همۀ آنان را گرد میآورد، سپس به ملائکه میگوید:«آیا اینها شما را پرستش کردهاند؟» گویند: «پاک هستی! تو به جای آنها یاور ما هستی، بلکه جنها را پرستش میکردند، و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.»﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم گرد آورده شوند، آنان دشمن ایشان خواهند شد، و به عبادت آنها کفر میورزند. پس وقتی خودشان را تبرئه کردند، و اعلام نمودند که مردم را برای پرستش غیر خداوند فرا نخوانده، و آنها را گمراه نکر دهاند؛ عامل گمراهی مشرکین را بیان مینمایند، پس گویند: (﴿وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ﴾) بلکه آنان و پدرانشان را از لذتها و شهوات دنیا و خواستههای نفسانی بهرهمند ساختی، (﴿حَتَّىٰ نَسُواۡ ٱلذِّكۡرَ﴾) تا اینکه به لذتهای دنیا مشغول شدند، و به شهوتها روی آوردند، و به دنیا چسبیدند، و دینشان را ازدست دادند، و یاد خدا را فراموش کردند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمَۢا بُورٗا﴾) و آنها گروهی بودند که خیری در آنها نبود، و شایستۀ کار درستی نبودند. پس مانعی را که آنان را از پیروی نمودن از هدایت بازداشت، بیان کردند؛ و آن، برخورداری از دنیا ـ دنیایی که آنان را از هدایت باز داشت ـ و نبودن مقتضی هدایت بود، و نبودن مقتضی هدایت؛ یعنی آنان سزاوار هدایت نیستند، و وقتی که مقتضی هدایت در کار نباشد، و مانع آن وجود داشته باشد، هر شرّ و هلاکتی در آنان یافت میشود.
(19) وقتی معبودانشان از آنها بیزاری جستند، خداوند با نکوهش و سرزنش به پرستش کنندگانِ مشرک فرمود: (﴿فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ﴾) شما که میگفتید اینان ما را منحرف کرده، و به عبادت خود فرا خواندند، و به ما قول دادند که در نزد خدا برایمان شفاعت کنند؛ اینک شما را تکذیب کرده، و به بزرگترین دشمنان شما تبدیل شدهاند! پس عذاب بر شما ثابت و محقق است. (﴿فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا﴾) پس شما نمیتوانید عذاب را از خود بازگردانید؛ و نمیتوانید کاری را انجام دهید، و نمیتوانید فدیه و بلاگردانی بپردازید. (﴿وَلَا نَصۡرٗا﴾) و نمیتوانید خود را یاری کنید؛ چون ناتوان هستید، و یاری کنندهای ندارید. این حکمِ گمراهانِ جاهلی است که تقلید میکنند، که حکم بسیار بدی است، و سرنوشت زشتی نیز در انتظار آنان است. ولی کسی از آنها که حق را دانسته، اما از آن روی برتافته است، خداوند در حق او میفرماید: (﴿وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ﴾) و هر کس از شما، از روی ستم و عناد حق را ترک گفته، و ستمگری نماید، (﴿نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا﴾) عذاب بزرگی بدو میچشانیم که اندازۀ آن را نمیتوان دریافت.
(20) سپس خداوند متعال در پاسخ تکذیبکنندگان که میگفتند: ﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ این پیامبر چرا غذا میخورد، و در بازارها راه میرود؟ فرمود: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) ما پیامبران را جسمهایی نیافریدهایم که غذا نخورند، و نیز آنان را فرشته نگرداندهایم. پس آنان الگوی تو هستند. و اما فقر و توانگری، آزمایش و حکمتی است از جانب خدا. همانطور که فرموده است: (﴿وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً﴾) و برخی از شما را، وسیلۀ امتحان و آزمایش برخی دیگر قرار دادهایم. پس پیامبر آزمایشی است برای کسانی که به سوی آنها فرستاده شده تا فرمانبرداران از نافرمانان جدا شوند. و پیامبران را، با فراخواندنِ مردم، مورد آزمایش قرار دادیم. و توانگری، آزمایشی است برای فقیر؛ و فقر، آزمایشی است برای ثروتمند. و اینگونه تمام آفریدهها در این جهان آزموده میشوند؛ و این دنیا، سرای آزمایش و امتحان و گرفتار شدن به مصیبت است، و هدف از این آزمایشها، این است (﴿أَتَصۡبِرُونَ﴾) [تا معلوم شود] که آیا شکیبایی میورزید؟ و وظیفۀ خود را انجام میدهید؟ پس خداوند شما را پاداش میدهد. یا اینکه شکیبایی نمیکنید، و سزاوار مجازات میشوید. (﴿وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا﴾) و پروردگارت بیناست، و به احوال شما آگاه میباشد. و هر کس را که شایستۀ رسالت خود بداند، برمیگزیند، و فضایل خود را به او اختصاص میدهد. و کارهایتان را میداند، و شما را بر آن سزا و جزا میدهد؛ اگر کارهایتان خوب باشد، به شما پاداش نیک، و اگر بد باشد به شما سزای بد میدهد.
الفرقان 25:21
وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًاو كساني كه به لقاي ما اميد ندارند، ميگويند:«چرا فرشتگان پيش ما نميآيند؟ يا چرا پروردگار خود را نميبينيم؟». به راستي آنان خويشتن را بزرگ پنداشتند و سخت سركشي كردند. يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا روزي كه فرشتگان را ميبينند، آن روز گناهكاران هيچ مژدهاي ندارند و ميگويند:«نصيبي جز حرمان نداريد». وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا و ما به سراغ تمام اعمالي كه آنان انجام دادهاند، ميرويم سپس آن را چون غبار بر باد رفته ميگردانيم.
(21) کسانی که پیامبر و وعده و وعید خدا را تکذیب کردند، و آنها که در دلشان هراسی از هشدار خدا و تهدید او، و امیدی به ملاقات پروردگار نداشتند، گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ نَرَىٰ رَبَّنَا﴾) چرا فرشتگان بر ما فرود نمیآیند که بر صحت رسالت تو گواهی دهند، و تو را تایید نمایند؟ و یا به صورت پیامبر فرستاده نشدهاند؟ و چرا ما پروردگار خود را نمیبینیم که با ما گفتگو کند، و به ما بگوید: این پیامبرِ من است، و از او پیروی کنید؟ این مخالفت با پیامبر، به وسیلۀ چیزی است که نمیتواند ابزاری برای مخالفت باشد؛ زیرا آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی چنین میگفتند. (﴿لَقَدِ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) همانا آنها خود را بزرگ پنداشتند که چنین پیشنهاد نمودند، و چنین جرأتی به خود دادند. مگر شما ای نیازمندان بیچاره! کی هستید که میخواهید خداوند را ببینید، و گمان میبرید اثبات رسالت و نبوت، منوط به آن است؟! و چه تکبری بزرگتر از این است؟! (﴿وَعَتَوۡ عُتُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و سخت سرکشی کردند. و در برابر حق، به شدت مقاومت و سنگدلی نمودند؛ پس دلهای آنان، از سنگ سختتر، و از آهن سفتتر شد، و در برابر پذیرشِ حق نرم نگردید، و به سخن اندرزگویان و خیرخواهان گوش ندادند. بنابراین آنگاه که بیم دهنده به نزد آنها آمد، موعظه و پند دادن در آنها کارساز نگردید، و آنان از حق پیروی نکردند؛ بلکه در مقابل راستگوترین مردمان و خیرخواهترین آنها، و در برابر آیات روشن الهی، به رویگردانی و تکذیب روی آوردند. پس فراتر از این تکبر و گردنکشی چیست؟! بنابراین اعمال آنها باطل شد و ازبین رفت، و به شدت زیانمند شدند.
(22) (﴿يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ﴾) روزی که فرشتگان را میبینند، و آن روز گناهکاران هیچ مژدهای ندارند؛ زیرا آنان زمانی فرشتگان را میبینند که عذاب را بر آنها فرود آورند. پس اولین مرحلۀ دیدن فرشتگان، به هنگام مرگ است، وقتی که فرشتگان پیش آنها میآیند:﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاۡ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاۡ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ ای کاش ستمگران را در گردابهای مرگ میدیدی که فرشتگان دستهایشان را [به سوی آنان] گشوده، و [فریاد برمیآورند: ]«جانهایتان را بیرون آورید؛ امروز به [سزای] آنچه به ناحق بر خدا دروغ میبستیدید و در برابر آیات او تکبر میکردید، به عذابِ خوار کننده کیفر مییابید.» سپس در قبر فرشتگان را میبینند، وقتی که نکیر و منکر به سراغ آنها میآیند، و از آنان دربارۀ پروردگار و پیامبر و دینشان میپرسند، و پاسخی ندارند که بتواند آنان را نجات بدهد. و فرشتگان آنان را عذاب میدهند، و نسبت به آنها هیچ مهربانی نشان نمیدهند. سپس روز قیامت فرشتگان را میبینند، وقتی که آنها را به سوی جهنم میبرند، سپس آنان را به نگهبانان جهنم تحویل میدهند، نگهبانانی که مسئول عذاب دادنشان هستند، و به شکنجه و عذابشان میپردازند. پس این چیزی است که آنها پیشنهاد کرده و خواستهاند. و اگر به گناه و جنایت خود ادامه دهند، حتماً آن را خواهند دید، و آن وقت از فرشتگان میگریزند، اما راه گریزی ندارند. (﴿وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا﴾) و فرشتگان به آنها میگویند: «شما بهره و نصیبی جز محرومیت [از رحمت خدا] ندارید.»﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواۡ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواۡۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ﴾ ای گروه جن و انس! اگر میتوانید، از کنارههای آسمانها و زمین بگذرید! [اما بدانید که] جز با نیرویی [شگرف]، نمیتوانید [از آنها] بگذرید.
(23) (﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواۡ مِنۡ عَمَلٖ﴾) و ما به سراغ تمام کارهایی میرویم که آنها انجام داده، و امیدوار بودند باعث خیر و خوشی آنها میشود، و با انجام آن خسته شدند، (﴿فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾) سپس آن را چون غبار بر باد رفته میگردانیم؛ یعنی آن را باطل میکنیم، و آن را از دست میدهند، و از پاداش آن محروم میشوند، و بر آن مجازات میگردند؛ چون آنها این اعمال را انجام میدادند، بدون اینکه ایمان داشته باشند. و این کارها به وسیلۀ افرادی انجام یافت که خدا و پیامبرش را تکذیب میکردند. بنابراین خداوند عملی را میپذیرد که مؤمن آن را انجام داده باشد؛ مؤمن مخلصی که پیامبران را تصدیق مینماید، و در انجام آن از آنها پیروی میکند.
الفرقان 25:22
وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًاو كساني كه به لقاي ما اميد ندارند، ميگويند:«چرا فرشتگان پيش ما نميآيند؟ يا چرا پروردگار خود را نميبينيم؟». به راستي آنان خويشتن را بزرگ پنداشتند و سخت سركشي كردند. يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا روزي كه فرشتگان را ميبينند، آن روز گناهكاران هيچ مژدهاي ندارند و ميگويند:«نصيبي جز حرمان نداريد». وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا و ما به سراغ تمام اعمالي كه آنان انجام دادهاند، ميرويم سپس آن را چون غبار بر باد رفته ميگردانيم.
(21) کسانی که پیامبر و وعده و وعید خدا را تکذیب کردند، و آنها که در دلشان هراسی از هشدار خدا و تهدید او، و امیدی به ملاقات پروردگار نداشتند، گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ نَرَىٰ رَبَّنَا﴾) چرا فرشتگان بر ما فرود نمیآیند که بر صحت رسالت تو گواهی دهند، و تو را تایید نمایند؟ و یا به صورت پیامبر فرستاده نشدهاند؟ و چرا ما پروردگار خود را نمیبینیم که با ما گفتگو کند، و به ما بگوید: این پیامبرِ من است، و از او پیروی کنید؟ این مخالفت با پیامبر، به وسیلۀ چیزی است که نمیتواند ابزاری برای مخالفت باشد؛ زیرا آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی چنین میگفتند. (﴿لَقَدِ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) همانا آنها خود را بزرگ پنداشتند که چنین پیشنهاد نمودند، و چنین جرأتی به خود دادند. مگر شما ای نیازمندان بیچاره! کی هستید که میخواهید خداوند را ببینید، و گمان میبرید اثبات رسالت و نبوت، منوط به آن است؟! و چه تکبری بزرگتر از این است؟! (﴿وَعَتَوۡ عُتُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و سخت سرکشی کردند. و در برابر حق، به شدت مقاومت و سنگدلی نمودند؛ پس دلهای آنان، از سنگ سختتر، و از آهن سفتتر شد، و در برابر پذیرشِ حق نرم نگردید، و به سخن اندرزگویان و خیرخواهان گوش ندادند. بنابراین آنگاه که بیم دهنده به نزد آنها آمد، موعظه و پند دادن در آنها کارساز نگردید، و آنان از حق پیروی نکردند؛ بلکه در مقابل راستگوترین مردمان و خیرخواهترین آنها، و در برابر آیات روشن الهی، به رویگردانی و تکذیب روی آوردند. پس فراتر از این تکبر و گردنکشی چیست؟! بنابراین اعمال آنها باطل شد و ازبین رفت، و به شدت زیانمند شدند.
(22) (﴿يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ﴾) روزی که فرشتگان را میبینند، و آن روز گناهکاران هیچ مژدهای ندارند؛ زیرا آنان زمانی فرشتگان را میبینند که عذاب را بر آنها فرود آورند. پس اولین مرحلۀ دیدن فرشتگان، به هنگام مرگ است، وقتی که فرشتگان پیش آنها میآیند:﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاۡ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاۡ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ ای کاش ستمگران را در گردابهای مرگ میدیدی که فرشتگان دستهایشان را [به سوی آنان] گشوده، و [فریاد برمیآورند: ]«جانهایتان را بیرون آورید؛ امروز به [سزای] آنچه به ناحق بر خدا دروغ میبستیدید و در برابر آیات او تکبر میکردید، به عذابِ خوار کننده کیفر مییابید.» سپس در قبر فرشتگان را میبینند، وقتی که نکیر و منکر به سراغ آنها میآیند، و از آنان دربارۀ پروردگار و پیامبر و دینشان میپرسند، و پاسخی ندارند که بتواند آنان را نجات بدهد. و فرشتگان آنان را عذاب میدهند، و نسبت به آنها هیچ مهربانی نشان نمیدهند. سپس روز قیامت فرشتگان را میبینند، وقتی که آنها را به سوی جهنم میبرند، سپس آنان را به نگهبانان جهنم تحویل میدهند، نگهبانانی که مسئول عذاب دادنشان هستند، و به شکنجه و عذابشان میپردازند. پس این چیزی است که آنها پیشنهاد کرده و خواستهاند. و اگر به گناه و جنایت خود ادامه دهند، حتماً آن را خواهند دید، و آن وقت از فرشتگان میگریزند، اما راه گریزی ندارند. (﴿وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا﴾) و فرشتگان به آنها میگویند: «شما بهره و نصیبی جز محرومیت [از رحمت خدا] ندارید.»﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواۡ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواۡۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ﴾ ای گروه جن و انس! اگر میتوانید، از کنارههای آسمانها و زمین بگذرید! [اما بدانید که] جز با نیرویی [شگرف]، نمیتوانید [از آنها] بگذرید.
(23) (﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواۡ مِنۡ عَمَلٖ﴾) و ما به سراغ تمام کارهایی میرویم که آنها انجام داده، و امیدوار بودند باعث خیر و خوشی آنها میشود، و با انجام آن خسته شدند، (﴿فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾) سپس آن را چون غبار بر باد رفته میگردانیم؛ یعنی آن را باطل میکنیم، و آن را از دست میدهند، و از پاداش آن محروم میشوند، و بر آن مجازات میگردند؛ چون آنها این اعمال را انجام میدادند، بدون اینکه ایمان داشته باشند. و این کارها به وسیلۀ افرادی انجام یافت که خدا و پیامبرش را تکذیب میکردند. بنابراین خداوند عملی را میپذیرد که مؤمن آن را انجام داده باشد؛ مؤمن مخلصی که پیامبران را تصدیق مینماید، و در انجام آن از آنها پیروی میکند.
الفرقان 25:23
وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًاو كساني كه به لقاي ما اميد ندارند، ميگويند:«چرا فرشتگان پيش ما نميآيند؟ يا چرا پروردگار خود را نميبينيم؟». به راستي آنان خويشتن را بزرگ پنداشتند و سخت سركشي كردند. يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا روزي كه فرشتگان را ميبينند، آن روز گناهكاران هيچ مژدهاي ندارند و ميگويند:«نصيبي جز حرمان نداريد». وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا و ما به سراغ تمام اعمالي كه آنان انجام دادهاند، ميرويم سپس آن را چون غبار بر باد رفته ميگردانيم.
(21) کسانی که پیامبر و وعده و وعید خدا را تکذیب کردند، و آنها که در دلشان هراسی از هشدار خدا و تهدید او، و امیدی به ملاقات پروردگار نداشتند، گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ نَرَىٰ رَبَّنَا﴾) چرا فرشتگان بر ما فرود نمیآیند که بر صحت رسالت تو گواهی دهند، و تو را تایید نمایند؟ و یا به صورت پیامبر فرستاده نشدهاند؟ و چرا ما پروردگار خود را نمیبینیم که با ما گفتگو کند، و به ما بگوید: این پیامبرِ من است، و از او پیروی کنید؟ این مخالفت با پیامبر، به وسیلۀ چیزی است که نمیتواند ابزاری برای مخالفت باشد؛ زیرا آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی چنین میگفتند. (﴿لَقَدِ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) همانا آنها خود را بزرگ پنداشتند که چنین پیشنهاد نمودند، و چنین جرأتی به خود دادند. مگر شما ای نیازمندان بیچاره! کی هستید که میخواهید خداوند را ببینید، و گمان میبرید اثبات رسالت و نبوت، منوط به آن است؟! و چه تکبری بزرگتر از این است؟! (﴿وَعَتَوۡ عُتُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و سخت سرکشی کردند. و در برابر حق، به شدت مقاومت و سنگدلی نمودند؛ پس دلهای آنان، از سنگ سختتر، و از آهن سفتتر شد، و در برابر پذیرشِ حق نرم نگردید، و به سخن اندرزگویان و خیرخواهان گوش ندادند. بنابراین آنگاه که بیم دهنده به نزد آنها آمد، موعظه و پند دادن در آنها کارساز نگردید، و آنان از حق پیروی نکردند؛ بلکه در مقابل راستگوترین مردمان و خیرخواهترین آنها، و در برابر آیات روشن الهی، به رویگردانی و تکذیب روی آوردند. پس فراتر از این تکبر و گردنکشی چیست؟! بنابراین اعمال آنها باطل شد و ازبین رفت، و به شدت زیانمند شدند.
(22) (﴿يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ﴾) روزی که فرشتگان را میبینند، و آن روز گناهکاران هیچ مژدهای ندارند؛ زیرا آنان زمانی فرشتگان را میبینند که عذاب را بر آنها فرود آورند. پس اولین مرحلۀ دیدن فرشتگان، به هنگام مرگ است، وقتی که فرشتگان پیش آنها میآیند:﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاۡ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاۡ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ ای کاش ستمگران را در گردابهای مرگ میدیدی که فرشتگان دستهایشان را [به سوی آنان] گشوده، و [فریاد برمیآورند: ]«جانهایتان را بیرون آورید؛ امروز به [سزای] آنچه به ناحق بر خدا دروغ میبستیدید و در برابر آیات او تکبر میکردید، به عذابِ خوار کننده کیفر مییابید.» سپس در قبر فرشتگان را میبینند، وقتی که نکیر و منکر به سراغ آنها میآیند، و از آنان دربارۀ پروردگار و پیامبر و دینشان میپرسند، و پاسخی ندارند که بتواند آنان را نجات بدهد. و فرشتگان آنان را عذاب میدهند، و نسبت به آنها هیچ مهربانی نشان نمیدهند. سپس روز قیامت فرشتگان را میبینند، وقتی که آنها را به سوی جهنم میبرند، سپس آنان را به نگهبانان جهنم تحویل میدهند، نگهبانانی که مسئول عذاب دادنشان هستند، و به شکنجه و عذابشان میپردازند. پس این چیزی است که آنها پیشنهاد کرده و خواستهاند. و اگر به گناه و جنایت خود ادامه دهند، حتماً آن را خواهند دید، و آن وقت از فرشتگان میگریزند، اما راه گریزی ندارند. (﴿وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا﴾) و فرشتگان به آنها میگویند: «شما بهره و نصیبی جز محرومیت [از رحمت خدا] ندارید.»﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواۡ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواۡۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ﴾ ای گروه جن و انس! اگر میتوانید، از کنارههای آسمانها و زمین بگذرید! [اما بدانید که] جز با نیرویی [شگرف]، نمیتوانید [از آنها] بگذرید.
(23) (﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواۡ مِنۡ عَمَلٖ﴾) و ما به سراغ تمام کارهایی میرویم که آنها انجام داده، و امیدوار بودند باعث خیر و خوشی آنها میشود، و با انجام آن خسته شدند، (﴿فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾) سپس آن را چون غبار بر باد رفته میگردانیم؛ یعنی آن را باطل میکنیم، و آن را از دست میدهند، و از پاداش آن محروم میشوند، و بر آن مجازات میگردند؛ چون آنها این اعمال را انجام میدادند، بدون اینکه ایمان داشته باشند. و این کارها به وسیلۀ افرادی انجام یافت که خدا و پیامبرش را تکذیب میکردند. بنابراین خداوند عملی را میپذیرد که مؤمن آن را انجام داده باشد؛ مؤمن مخلصی که پیامبران را تصدیق مینماید، و در انجام آن از آنها پیروی میکند.
الفرقان 25:24
أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِيلًا بهشتيان در آن روز جايگاه و استراحتگاهشان بهتر و نيكوتر است.
(24) در آن روز هولناک و فاجعهبار، (﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ﴾) بهشتیان که به خدا ایمان آورده، و کار شایسته انجام داده، و از پروردگار خود ترسیدهاند، (﴿خَيۡرٞ مُّسۡتَقَرّٗا وَأَحۡسَنُ مَقِيلٗا﴾) جایگاه و استراحتگاه بهتری از جایگاه اهل جهنم دارند. یعنی جایگاهشان در بهشت است که جایگاهی دلکش است؛ و استراحت آنها که خواب نیمروز است، استراحتی کامل میباشد؛ چون در بهشت، هر نعمتی وجود دارد و هیچ چیزی، صفای آن را مکدّر نمینماید. به خلاف اهل جهنم که جایگاهشان جهنم است، و آن بد جایگاه و استراحتگاهی است. و در اینجا صیغۀ تفضیل در جایی بهکار گرفته شده که یک طرف به کلّی فاقد آن چیز است، چون هیچ نیکی و خیری در جایگاه و استراحتگاه اهل جهنم وجود ندارد. مانند اینکه خداوند فرموده است:﴿ءَآللَّهُ خَيۡرٌ أَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾ آیا خدا بهتر است، یا آنچه آنها انباز میکنند؟!
الفرقان 25:25
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا و [به ياد آور] روزي كه آسمان به وسيلة ابر پاره پاره گردد و فرشتگان به وفور فرو فرستاده شوند. الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا آن روز فرمانروايي راستين از آن خداوند مهربان است و آن روز براي كافران روز دشواري خواهد بود. وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا و روزي كه ستمكار هر دو دست خويش را به دندان ميگزد و ميگويد:«اي كاش با رسول خدا راهي [راست در پيش] ميگرفتم!». يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا واي بر من! اي كاش فلاني را به دوستي نميگرفتم! لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا به راستي مرا از قرآن پس از آنكه [قرآن] به سوي من آمد گمراه ساخت و شيطان انسان را خوار ميدارد.
(25 - 26) خداوند متعال از عظمتِ روز قیامت، و شداید و گرفتاریها و محنتهایی که در آن روز دامنگیر آدمی میشود، سخن به میان آورده و میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾) و به یاد آور روزی که آسمان، به وسیلۀ ابر پاره پاره گردد؛ و آن ابری است که خداوند ازطریق آن، و از بالای آسمانها فرود میآید، و آسمانها شکافته میشوند، و فرشتگانِ هر آسمانی فرود میآیند، و به صف میایستند؛ یا همه در یک صف، در پیرامون مردم قرار میگیرند؛ و یا ابتدا فرشتگانِ یک آسمان صف میبندند، سپس فرشتگان دیگر آسمانها به صف میایستند. منظور این است که فرشتگان به وفور و با قدرت پایین میآیند، و مردم را احاطه میکنند، و در برابرِ دستورِ پروردگارشان سخن نمیگویند. پس در موردِ انسانِ ضعیف و ناتوان چه گمان میکنی؟! به خصوص انسانی که با گناهان بزرگ به مبارزۀ خداوند برخاسته، و اقدام به ناخشنود کردن او نموده، و با گناهانی که از آن توبه نکرده، به نزد او آمده است؟! پس پادشاهِ آفریننده در مورد آنها حکم مینماید، حکمی که در آن هیچ ستمی نیست، و به اندازۀ ذرهای بر کسی ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا﴾) و آن روز، برای کافران بسیار سخت خواهد بود؛ به خلافِ مؤمن که آن روز برای او آسان میگذرد. ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا﴾ در آن روز پرهیزگاران را به صورت گروهی در نزد خداوند گرد میآوریم، و گناهکاران را با زبانی تشنه به جهنم میبریم. (﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾) فرمانروایی و حکومت حقیقی در روز قیامت، از آنِ خداوند مهربان است؛ و برای هیچ انسانی، حکومت و نمادی از پادشاهی باقی نمیماند؛ و آنگونه که در دنیا بودهاند، نخواهند بود؛ بلکه پادشاهان و رعیتها و آزادگان و بردگان و اشراف و غیره همگی برابرند. و آنچه باعث آرامش و اطمینان خاطر میشود، این است که او پادشاهی و فرمانروایی روز قیامت را، به اسم [رحمان] خود نسبت داده است؛ چرا که رحمت او همه چیز را فراگرفته، و هر موجود زندهای را تحت پوشش قرار داده، و جهان هستی را پر کرده، و دنیا و آخرت از رحمت و مهربانی او آباد گشته است. و هر کم و کاستی، به وسیلۀ رحمت او ازبین میرود. و آن دسته از نامهای الهی که بر رحمت و مهربانی او دلالت مینمایند، بر نامهایی که بر خشم و غضبش دلالت میکنند، غلبه کردند. و رحمت او بر خشمش پیشی گرفته، و بر آن غالب است. و انسانِ ضعیف را آفریده، و به آن شرافت داده تا نعمتش را بر او کامل گرداند، و او را با رحمت خویش بپوشاند. و در روز قیامت انسانها خوار و فروتن نزد او حاضر میگردند، و منتظر حکم و قضاوت او هستند. و منتظرند تا ببینند که با آنها چه میکند، در حالیکه خداوند از خود آنان، و پدر و مادرشان نسبت به آنان، مهربانتر است. پس به گمان تو چه معاملهای با آنان خواهد کرد؟! بنابراین جز کسی که خود را هلاک کرده است، کسی به نزد او هلاک نمیشود، و از رحمت و مهربانی او کسی بیرون نمیرود مگر آن که شقاوت و بدبختی بر وی چیره شده، و عذاب بر او محقق گشته است.
(27) (﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ﴾) و در آن روز، کسی که با شرک و کفر ورزیدن و تکذیب پیامبران بر خود ستم کرده است، از شدت تأسف و حسرت و اندوه هردو دستش را به دندان میگزد، (﴿يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾) و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر، راهی برای ایمان آوردن به او، و تصدیق و پیروی کردنش برمیگرفتم!»
(28) (﴿يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾) ای کاش فلان دوست -که عبارت از شیطان انسی یا جنی است- را به عنوان دوست خود برنمیگزیدم! و با خیرخواهترین مردم و نیکوترین و مهربانترینشان دشمنی نمیکردم، و با سرسختترین دشمن خود دوستی نمیکردم، چرا که دوستی من با او، چیزی جز بدبختی و زیان و رسوایی و هلاکت برای من به بار نیاورد.
(29) (﴿لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِي﴾) به درستی بعد از آنکه قرآن به دستم رسید، [آن شیطان] مرا گمراه نمود، و گمراهیام را برایم آراسته کرد، و مرا فریب داد. (﴿وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾) و شیطان، انسان را خوار میکند؛ باطل را برای او میآراید، و حق را در نظر او زشت جلوه میدهد، و وعدههایی به او میدهد، سپس او را تنها میگذارد، و از وی بیزاری میجوید. همانطور که شیطان به همۀ پیروانش در روز قیامت -آنگاه که کار تمام میشود، و خداوند حساب خلایق را تمام میکند- میگوید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِيۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ﴾«خداوند به شما وعدۀ راستین داد، و من [نیز] به شما وعده دادم، و خلاف آن را کردم. و من بر شما سلطهای نداشتم مگر اینکه شما را فرا خواندم، و شما [هم] اجابت کردید. پس مرا ملامت نکنید، و خودتان را ملامت نمایید. من امروز نمیتوانم به فریاد شما برسم، و شما هم فریادرس من نیستید، من به آنچه شما قبلاً شرک میورزیدید، کفر میورزم [و آن را قبول ندارم].» پس بنده باید فرصت را غنیمت بداند، و آنچه را که برایش ممکن است، دریابد، قبل از آنکه ناممکن شود؛ و با کسی دوستی نماید که دوستی او مایۀ خوشبختیاش میشود؛ و با کسی دشمنی ورزد که دشمنی کردن با وی به نفعش میباشد، و دوستی کردن با او، برایش زیان آور است.
الفرقان 25:26
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا و [به ياد آور] روزي كه آسمان به وسيلة ابر پاره پاره گردد و فرشتگان به وفور فرو فرستاده شوند. الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا آن روز فرمانروايي راستين از آن خداوند مهربان است و آن روز براي كافران روز دشواري خواهد بود. وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا و روزي كه ستمكار هر دو دست خويش را به دندان ميگزد و ميگويد:«اي كاش با رسول خدا راهي [راست در پيش] ميگرفتم!». يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا واي بر من! اي كاش فلاني را به دوستي نميگرفتم! لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا به راستي مرا از قرآن پس از آنكه [قرآن] به سوي من آمد گمراه ساخت و شيطان انسان را خوار ميدارد.
(25 - 26) خداوند متعال از عظمتِ روز قیامت، و شداید و گرفتاریها و محنتهایی که در آن روز دامنگیر آدمی میشود، سخن به میان آورده و میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾) و به یاد آور روزی که آسمان، به وسیلۀ ابر پاره پاره گردد؛ و آن ابری است که خداوند ازطریق آن، و از بالای آسمانها فرود میآید، و آسمانها شکافته میشوند، و فرشتگانِ هر آسمانی فرود میآیند، و به صف میایستند؛ یا همه در یک صف، در پیرامون مردم قرار میگیرند؛ و یا ابتدا فرشتگانِ یک آسمان صف میبندند، سپس فرشتگان دیگر آسمانها به صف میایستند. منظور این است که فرشتگان به وفور و با قدرت پایین میآیند، و مردم را احاطه میکنند، و در برابرِ دستورِ پروردگارشان سخن نمیگویند. پس در موردِ انسانِ ضعیف و ناتوان چه گمان میکنی؟! به خصوص انسانی که با گناهان بزرگ به مبارزۀ خداوند برخاسته، و اقدام به ناخشنود کردن او نموده، و با گناهانی که از آن توبه نکرده، به نزد او آمده است؟! پس پادشاهِ آفریننده در مورد آنها حکم مینماید، حکمی که در آن هیچ ستمی نیست، و به اندازۀ ذرهای بر کسی ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا﴾) و آن روز، برای کافران بسیار سخت خواهد بود؛ به خلافِ مؤمن که آن روز برای او آسان میگذرد. ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا﴾ در آن روز پرهیزگاران را به صورت گروهی در نزد خداوند گرد میآوریم، و گناهکاران را با زبانی تشنه به جهنم میبریم. (﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾) فرمانروایی و حکومت حقیقی در روز قیامت، از آنِ خداوند مهربان است؛ و برای هیچ انسانی، حکومت و نمادی از پادشاهی باقی نمیماند؛ و آنگونه که در دنیا بودهاند، نخواهند بود؛ بلکه پادشاهان و رعیتها و آزادگان و بردگان و اشراف و غیره همگی برابرند. و آنچه باعث آرامش و اطمینان خاطر میشود، این است که او پادشاهی و فرمانروایی روز قیامت را، به اسم [رحمان] خود نسبت داده است؛ چرا که رحمت او همه چیز را فراگرفته، و هر موجود زندهای را تحت پوشش قرار داده، و جهان هستی را پر کرده، و دنیا و آخرت از رحمت و مهربانی او آباد گشته است. و هر کم و کاستی، به وسیلۀ رحمت او ازبین میرود. و آن دسته از نامهای الهی که بر رحمت و مهربانی او دلالت مینمایند، بر نامهایی که بر خشم و غضبش دلالت میکنند، غلبه کردند. و رحمت او بر خشمش پیشی گرفته، و بر آن غالب است. و انسانِ ضعیف را آفریده، و به آن شرافت داده تا نعمتش را بر او کامل گرداند، و او را با رحمت خویش بپوشاند. و در روز قیامت انسانها خوار و فروتن نزد او حاضر میگردند، و منتظر حکم و قضاوت او هستند. و منتظرند تا ببینند که با آنها چه میکند، در حالیکه خداوند از خود آنان، و پدر و مادرشان نسبت به آنان، مهربانتر است. پس به گمان تو چه معاملهای با آنان خواهد کرد؟! بنابراین جز کسی که خود را هلاک کرده است، کسی به نزد او هلاک نمیشود، و از رحمت و مهربانی او کسی بیرون نمیرود مگر آن که شقاوت و بدبختی بر وی چیره شده، و عذاب بر او محقق گشته است.
(27) (﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ﴾) و در آن روز، کسی که با شرک و کفر ورزیدن و تکذیب پیامبران بر خود ستم کرده است، از شدت تأسف و حسرت و اندوه هردو دستش را به دندان میگزد، (﴿يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾) و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر، راهی برای ایمان آوردن به او، و تصدیق و پیروی کردنش برمیگرفتم!»
(28) (﴿يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾) ای کاش فلان دوست -که عبارت از شیطان انسی یا جنی است- را به عنوان دوست خود برنمیگزیدم! و با خیرخواهترین مردم و نیکوترین و مهربانترینشان دشمنی نمیکردم، و با سرسختترین دشمن خود دوستی نمیکردم، چرا که دوستی من با او، چیزی جز بدبختی و زیان و رسوایی و هلاکت برای من به بار نیاورد.
(29) (﴿لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِي﴾) به درستی بعد از آنکه قرآن به دستم رسید، [آن شیطان] مرا گمراه نمود، و گمراهیام را برایم آراسته کرد، و مرا فریب داد. (﴿وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾) و شیطان، انسان را خوار میکند؛ باطل را برای او میآراید، و حق را در نظر او زشت جلوه میدهد، و وعدههایی به او میدهد، سپس او را تنها میگذارد، و از وی بیزاری میجوید. همانطور که شیطان به همۀ پیروانش در روز قیامت -آنگاه که کار تمام میشود، و خداوند حساب خلایق را تمام میکند- میگوید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِيۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ﴾«خداوند به شما وعدۀ راستین داد، و من [نیز] به شما وعده دادم، و خلاف آن را کردم. و من بر شما سلطهای نداشتم مگر اینکه شما را فرا خواندم، و شما [هم] اجابت کردید. پس مرا ملامت نکنید، و خودتان را ملامت نمایید. من امروز نمیتوانم به فریاد شما برسم، و شما هم فریادرس من نیستید، من به آنچه شما قبلاً شرک میورزیدید، کفر میورزم [و آن را قبول ندارم].» پس بنده باید فرصت را غنیمت بداند، و آنچه را که برایش ممکن است، دریابد، قبل از آنکه ناممکن شود؛ و با کسی دوستی نماید که دوستی او مایۀ خوشبختیاش میشود؛ و با کسی دشمنی ورزد که دشمنی کردن با وی به نفعش میباشد، و دوستی کردن با او، برایش زیان آور است.
الفرقان 25:27
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا و [به ياد آور] روزي كه آسمان به وسيلة ابر پاره پاره گردد و فرشتگان به وفور فرو فرستاده شوند. الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا آن روز فرمانروايي راستين از آن خداوند مهربان است و آن روز براي كافران روز دشواري خواهد بود. وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا و روزي كه ستمكار هر دو دست خويش را به دندان ميگزد و ميگويد:«اي كاش با رسول خدا راهي [راست در پيش] ميگرفتم!». يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا واي بر من! اي كاش فلاني را به دوستي نميگرفتم! لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا به راستي مرا از قرآن پس از آنكه [قرآن] به سوي من آمد گمراه ساخت و شيطان انسان را خوار ميدارد.
(25 - 26) خداوند متعال از عظمتِ روز قیامت، و شداید و گرفتاریها و محنتهایی که در آن روز دامنگیر آدمی میشود، سخن به میان آورده و میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾) و به یاد آور روزی که آسمان، به وسیلۀ ابر پاره پاره گردد؛ و آن ابری است که خداوند ازطریق آن، و از بالای آسمانها فرود میآید، و آسمانها شکافته میشوند، و فرشتگانِ هر آسمانی فرود میآیند، و به صف میایستند؛ یا همه در یک صف، در پیرامون مردم قرار میگیرند؛ و یا ابتدا فرشتگانِ یک آسمان صف میبندند، سپس فرشتگان دیگر آسمانها به صف میایستند. منظور این است که فرشتگان به وفور و با قدرت پایین میآیند، و مردم را احاطه میکنند، و در برابرِ دستورِ پروردگارشان سخن نمیگویند. پس در موردِ انسانِ ضعیف و ناتوان چه گمان میکنی؟! به خصوص انسانی که با گناهان بزرگ به مبارزۀ خداوند برخاسته، و اقدام به ناخشنود کردن او نموده، و با گناهانی که از آن توبه نکرده، به نزد او آمده است؟! پس پادشاهِ آفریننده در مورد آنها حکم مینماید، حکمی که در آن هیچ ستمی نیست، و به اندازۀ ذرهای بر کسی ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا﴾) و آن روز، برای کافران بسیار سخت خواهد بود؛ به خلافِ مؤمن که آن روز برای او آسان میگذرد. ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا﴾ در آن روز پرهیزگاران را به صورت گروهی در نزد خداوند گرد میآوریم، و گناهکاران را با زبانی تشنه به جهنم میبریم. (﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾) فرمانروایی و حکومت حقیقی در روز قیامت، از آنِ خداوند مهربان است؛ و برای هیچ انسانی، حکومت و نمادی از پادشاهی باقی نمیماند؛ و آنگونه که در دنیا بودهاند، نخواهند بود؛ بلکه پادشاهان و رعیتها و آزادگان و بردگان و اشراف و غیره همگی برابرند. و آنچه باعث آرامش و اطمینان خاطر میشود، این است که او پادشاهی و فرمانروایی روز قیامت را، به اسم [رحمان] خود نسبت داده است؛ چرا که رحمت او همه چیز را فراگرفته، و هر موجود زندهای را تحت پوشش قرار داده، و جهان هستی را پر کرده، و دنیا و آخرت از رحمت و مهربانی او آباد گشته است. و هر کم و کاستی، به وسیلۀ رحمت او ازبین میرود. و آن دسته از نامهای الهی که بر رحمت و مهربانی او دلالت مینمایند، بر نامهایی که بر خشم و غضبش دلالت میکنند، غلبه کردند. و رحمت او بر خشمش پیشی گرفته، و بر آن غالب است. و انسانِ ضعیف را آفریده، و به آن شرافت داده تا نعمتش را بر او کامل گرداند، و او را با رحمت خویش بپوشاند. و در روز قیامت انسانها خوار و فروتن نزد او حاضر میگردند، و منتظر حکم و قضاوت او هستند. و منتظرند تا ببینند که با آنها چه میکند، در حالیکه خداوند از خود آنان، و پدر و مادرشان نسبت به آنان، مهربانتر است. پس به گمان تو چه معاملهای با آنان خواهد کرد؟! بنابراین جز کسی که خود را هلاک کرده است، کسی به نزد او هلاک نمیشود، و از رحمت و مهربانی او کسی بیرون نمیرود مگر آن که شقاوت و بدبختی بر وی چیره شده، و عذاب بر او محقق گشته است.
(27) (﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ﴾) و در آن روز، کسی که با شرک و کفر ورزیدن و تکذیب پیامبران بر خود ستم کرده است، از شدت تأسف و حسرت و اندوه هردو دستش را به دندان میگزد، (﴿يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾) و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر، راهی برای ایمان آوردن به او، و تصدیق و پیروی کردنش برمیگرفتم!»
(28) (﴿يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾) ای کاش فلان دوست -که عبارت از شیطان انسی یا جنی است- را به عنوان دوست خود برنمیگزیدم! و با خیرخواهترین مردم و نیکوترین و مهربانترینشان دشمنی نمیکردم، و با سرسختترین دشمن خود دوستی نمیکردم، چرا که دوستی من با او، چیزی جز بدبختی و زیان و رسوایی و هلاکت برای من به بار نیاورد.
(29) (﴿لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِي﴾) به درستی بعد از آنکه قرآن به دستم رسید، [آن شیطان] مرا گمراه نمود، و گمراهیام را برایم آراسته کرد، و مرا فریب داد. (﴿وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾) و شیطان، انسان را خوار میکند؛ باطل را برای او میآراید، و حق را در نظر او زشت جلوه میدهد، و وعدههایی به او میدهد، سپس او را تنها میگذارد، و از وی بیزاری میجوید. همانطور که شیطان به همۀ پیروانش در روز قیامت -آنگاه که کار تمام میشود، و خداوند حساب خلایق را تمام میکند- میگوید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِيۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ﴾«خداوند به شما وعدۀ راستین داد، و من [نیز] به شما وعده دادم، و خلاف آن را کردم. و من بر شما سلطهای نداشتم مگر اینکه شما را فرا خواندم، و شما [هم] اجابت کردید. پس مرا ملامت نکنید، و خودتان را ملامت نمایید. من امروز نمیتوانم به فریاد شما برسم، و شما هم فریادرس من نیستید، من به آنچه شما قبلاً شرک میورزیدید، کفر میورزم [و آن را قبول ندارم].» پس بنده باید فرصت را غنیمت بداند، و آنچه را که برایش ممکن است، دریابد، قبل از آنکه ناممکن شود؛ و با کسی دوستی نماید که دوستی او مایۀ خوشبختیاش میشود؛ و با کسی دشمنی ورزد که دشمنی کردن با وی به نفعش میباشد، و دوستی کردن با او، برایش زیان آور است.
الفرقان 25:28
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا و [به ياد آور] روزي كه آسمان به وسيلة ابر پاره پاره گردد و فرشتگان به وفور فرو فرستاده شوند. الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا آن روز فرمانروايي راستين از آن خداوند مهربان است و آن روز براي كافران روز دشواري خواهد بود. وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا و روزي كه ستمكار هر دو دست خويش را به دندان ميگزد و ميگويد:«اي كاش با رسول خدا راهي [راست در پيش] ميگرفتم!». يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا واي بر من! اي كاش فلاني را به دوستي نميگرفتم! لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا به راستي مرا از قرآن پس از آنكه [قرآن] به سوي من آمد گمراه ساخت و شيطان انسان را خوار ميدارد.
(25 - 26) خداوند متعال از عظمتِ روز قیامت، و شداید و گرفتاریها و محنتهایی که در آن روز دامنگیر آدمی میشود، سخن به میان آورده و میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾) و به یاد آور روزی که آسمان، به وسیلۀ ابر پاره پاره گردد؛ و آن ابری است که خداوند ازطریق آن، و از بالای آسمانها فرود میآید، و آسمانها شکافته میشوند، و فرشتگانِ هر آسمانی فرود میآیند، و به صف میایستند؛ یا همه در یک صف، در پیرامون مردم قرار میگیرند؛ و یا ابتدا فرشتگانِ یک آسمان صف میبندند، سپس فرشتگان دیگر آسمانها به صف میایستند. منظور این است که فرشتگان به وفور و با قدرت پایین میآیند، و مردم را احاطه میکنند، و در برابرِ دستورِ پروردگارشان سخن نمیگویند. پس در موردِ انسانِ ضعیف و ناتوان چه گمان میکنی؟! به خصوص انسانی که با گناهان بزرگ به مبارزۀ خداوند برخاسته، و اقدام به ناخشنود کردن او نموده، و با گناهانی که از آن توبه نکرده، به نزد او آمده است؟! پس پادشاهِ آفریننده در مورد آنها حکم مینماید، حکمی که در آن هیچ ستمی نیست، و به اندازۀ ذرهای بر کسی ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا﴾) و آن روز، برای کافران بسیار سخت خواهد بود؛ به خلافِ مؤمن که آن روز برای او آسان میگذرد. ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا﴾ در آن روز پرهیزگاران را به صورت گروهی در نزد خداوند گرد میآوریم، و گناهکاران را با زبانی تشنه به جهنم میبریم. (﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾) فرمانروایی و حکومت حقیقی در روز قیامت، از آنِ خداوند مهربان است؛ و برای هیچ انسانی، حکومت و نمادی از پادشاهی باقی نمیماند؛ و آنگونه که در دنیا بودهاند، نخواهند بود؛ بلکه پادشاهان و رعیتها و آزادگان و بردگان و اشراف و غیره همگی برابرند. و آنچه باعث آرامش و اطمینان خاطر میشود، این است که او پادشاهی و فرمانروایی روز قیامت را، به اسم [رحمان] خود نسبت داده است؛ چرا که رحمت او همه چیز را فراگرفته، و هر موجود زندهای را تحت پوشش قرار داده، و جهان هستی را پر کرده، و دنیا و آخرت از رحمت و مهربانی او آباد گشته است. و هر کم و کاستی، به وسیلۀ رحمت او ازبین میرود. و آن دسته از نامهای الهی که بر رحمت و مهربانی او دلالت مینمایند، بر نامهایی که بر خشم و غضبش دلالت میکنند، غلبه کردند. و رحمت او بر خشمش پیشی گرفته، و بر آن غالب است. و انسانِ ضعیف را آفریده، و به آن شرافت داده تا نعمتش را بر او کامل گرداند، و او را با رحمت خویش بپوشاند. و در روز قیامت انسانها خوار و فروتن نزد او حاضر میگردند، و منتظر حکم و قضاوت او هستند. و منتظرند تا ببینند که با آنها چه میکند، در حالیکه خداوند از خود آنان، و پدر و مادرشان نسبت به آنان، مهربانتر است. پس به گمان تو چه معاملهای با آنان خواهد کرد؟! بنابراین جز کسی که خود را هلاک کرده است، کسی به نزد او هلاک نمیشود، و از رحمت و مهربانی او کسی بیرون نمیرود مگر آن که شقاوت و بدبختی بر وی چیره شده، و عذاب بر او محقق گشته است.
(27) (﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ﴾) و در آن روز، کسی که با شرک و کفر ورزیدن و تکذیب پیامبران بر خود ستم کرده است، از شدت تأسف و حسرت و اندوه هردو دستش را به دندان میگزد، (﴿يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾) و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر، راهی برای ایمان آوردن به او، و تصدیق و پیروی کردنش برمیگرفتم!»
(28) (﴿يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾) ای کاش فلان دوست -که عبارت از شیطان انسی یا جنی است- را به عنوان دوست خود برنمیگزیدم! و با خیرخواهترین مردم و نیکوترین و مهربانترینشان دشمنی نمیکردم، و با سرسختترین دشمن خود دوستی نمیکردم، چرا که دوستی من با او، چیزی جز بدبختی و زیان و رسوایی و هلاکت برای من به بار نیاورد.
(29) (﴿لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِي﴾) به درستی بعد از آنکه قرآن به دستم رسید، [آن شیطان] مرا گمراه نمود، و گمراهیام را برایم آراسته کرد، و مرا فریب داد. (﴿وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾) و شیطان، انسان را خوار میکند؛ باطل را برای او میآراید، و حق را در نظر او زشت جلوه میدهد، و وعدههایی به او میدهد، سپس او را تنها میگذارد، و از وی بیزاری میجوید. همانطور که شیطان به همۀ پیروانش در روز قیامت -آنگاه که کار تمام میشود، و خداوند حساب خلایق را تمام میکند- میگوید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِيۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ﴾«خداوند به شما وعدۀ راستین داد، و من [نیز] به شما وعده دادم، و خلاف آن را کردم. و من بر شما سلطهای نداشتم مگر اینکه شما را فرا خواندم، و شما [هم] اجابت کردید. پس مرا ملامت نکنید، و خودتان را ملامت نمایید. من امروز نمیتوانم به فریاد شما برسم، و شما هم فریادرس من نیستید، من به آنچه شما قبلاً شرک میورزیدید، کفر میورزم [و آن را قبول ندارم].» پس بنده باید فرصت را غنیمت بداند، و آنچه را که برایش ممکن است، دریابد، قبل از آنکه ناممکن شود؛ و با کسی دوستی نماید که دوستی او مایۀ خوشبختیاش میشود؛ و با کسی دشمنی ورزد که دشمنی کردن با وی به نفعش میباشد، و دوستی کردن با او، برایش زیان آور است.
الفرقان 25:29
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا و [به ياد آور] روزي كه آسمان به وسيلة ابر پاره پاره گردد و فرشتگان به وفور فرو فرستاده شوند. الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا آن روز فرمانروايي راستين از آن خداوند مهربان است و آن روز براي كافران روز دشواري خواهد بود. وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا و روزي كه ستمكار هر دو دست خويش را به دندان ميگزد و ميگويد:«اي كاش با رسول خدا راهي [راست در پيش] ميگرفتم!». يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا واي بر من! اي كاش فلاني را به دوستي نميگرفتم! لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا به راستي مرا از قرآن پس از آنكه [قرآن] به سوي من آمد گمراه ساخت و شيطان انسان را خوار ميدارد.
(25 - 26) خداوند متعال از عظمتِ روز قیامت، و شداید و گرفتاریها و محنتهایی که در آن روز دامنگیر آدمی میشود، سخن به میان آورده و میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾) و به یاد آور روزی که آسمان، به وسیلۀ ابر پاره پاره گردد؛ و آن ابری است که خداوند ازطریق آن، و از بالای آسمانها فرود میآید، و آسمانها شکافته میشوند، و فرشتگانِ هر آسمانی فرود میآیند، و به صف میایستند؛ یا همه در یک صف، در پیرامون مردم قرار میگیرند؛ و یا ابتدا فرشتگانِ یک آسمان صف میبندند، سپس فرشتگان دیگر آسمانها به صف میایستند. منظور این است که فرشتگان به وفور و با قدرت پایین میآیند، و مردم را احاطه میکنند، و در برابرِ دستورِ پروردگارشان سخن نمیگویند. پس در موردِ انسانِ ضعیف و ناتوان چه گمان میکنی؟! به خصوص انسانی که با گناهان بزرگ به مبارزۀ خداوند برخاسته، و اقدام به ناخشنود کردن او نموده، و با گناهانی که از آن توبه نکرده، به نزد او آمده است؟! پس پادشاهِ آفریننده در مورد آنها حکم مینماید، حکمی که در آن هیچ ستمی نیست، و به اندازۀ ذرهای بر کسی ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا﴾) و آن روز، برای کافران بسیار سخت خواهد بود؛ به خلافِ مؤمن که آن روز برای او آسان میگذرد. ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا﴾ در آن روز پرهیزگاران را به صورت گروهی در نزد خداوند گرد میآوریم، و گناهکاران را با زبانی تشنه به جهنم میبریم. (﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾) فرمانروایی و حکومت حقیقی در روز قیامت، از آنِ خداوند مهربان است؛ و برای هیچ انسانی، حکومت و نمادی از پادشاهی باقی نمیماند؛ و آنگونه که در دنیا بودهاند، نخواهند بود؛ بلکه پادشاهان و رعیتها و آزادگان و بردگان و اشراف و غیره همگی برابرند. و آنچه باعث آرامش و اطمینان خاطر میشود، این است که او پادشاهی و فرمانروایی روز قیامت را، به اسم [رحمان] خود نسبت داده است؛ چرا که رحمت او همه چیز را فراگرفته، و هر موجود زندهای را تحت پوشش قرار داده، و جهان هستی را پر کرده، و دنیا و آخرت از رحمت و مهربانی او آباد گشته است. و هر کم و کاستی، به وسیلۀ رحمت او ازبین میرود. و آن دسته از نامهای الهی که بر رحمت و مهربانی او دلالت مینمایند، بر نامهایی که بر خشم و غضبش دلالت میکنند، غلبه کردند. و رحمت او بر خشمش پیشی گرفته، و بر آن غالب است. و انسانِ ضعیف را آفریده، و به آن شرافت داده تا نعمتش را بر او کامل گرداند، و او را با رحمت خویش بپوشاند. و در روز قیامت انسانها خوار و فروتن نزد او حاضر میگردند، و منتظر حکم و قضاوت او هستند. و منتظرند تا ببینند که با آنها چه میکند، در حالیکه خداوند از خود آنان، و پدر و مادرشان نسبت به آنان، مهربانتر است. پس به گمان تو چه معاملهای با آنان خواهد کرد؟! بنابراین جز کسی که خود را هلاک کرده است، کسی به نزد او هلاک نمیشود، و از رحمت و مهربانی او کسی بیرون نمیرود مگر آن که شقاوت و بدبختی بر وی چیره شده، و عذاب بر او محقق گشته است.
(27) (﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ﴾) و در آن روز، کسی که با شرک و کفر ورزیدن و تکذیب پیامبران بر خود ستم کرده است، از شدت تأسف و حسرت و اندوه هردو دستش را به دندان میگزد، (﴿يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾) و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر، راهی برای ایمان آوردن به او، و تصدیق و پیروی کردنش برمیگرفتم!»
(28) (﴿يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾) ای کاش فلان دوست -که عبارت از شیطان انسی یا جنی است- را به عنوان دوست خود برنمیگزیدم! و با خیرخواهترین مردم و نیکوترین و مهربانترینشان دشمنی نمیکردم، و با سرسختترین دشمن خود دوستی نمیکردم، چرا که دوستی من با او، چیزی جز بدبختی و زیان و رسوایی و هلاکت برای من به بار نیاورد.
(29) (﴿لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِي﴾) به درستی بعد از آنکه قرآن به دستم رسید، [آن شیطان] مرا گمراه نمود، و گمراهیام را برایم آراسته کرد، و مرا فریب داد. (﴿وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾) و شیطان، انسان را خوار میکند؛ باطل را برای او میآراید، و حق را در نظر او زشت جلوه میدهد، و وعدههایی به او میدهد، سپس او را تنها میگذارد، و از وی بیزاری میجوید. همانطور که شیطان به همۀ پیروانش در روز قیامت -آنگاه که کار تمام میشود، و خداوند حساب خلایق را تمام میکند- میگوید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِيۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ﴾«خداوند به شما وعدۀ راستین داد، و من [نیز] به شما وعده دادم، و خلاف آن را کردم. و من بر شما سلطهای نداشتم مگر اینکه شما را فرا خواندم، و شما [هم] اجابت کردید. پس مرا ملامت نکنید، و خودتان را ملامت نمایید. من امروز نمیتوانم به فریاد شما برسم، و شما هم فریادرس من نیستید، من به آنچه شما قبلاً شرک میورزیدید، کفر میورزم [و آن را قبول ندارم].» پس بنده باید فرصت را غنیمت بداند، و آنچه را که برایش ممکن است، دریابد، قبل از آنکه ناممکن شود؛ و با کسی دوستی نماید که دوستی او مایۀ خوشبختیاش میشود؛ و با کسی دشمنی ورزد که دشمنی کردن با وی به نفعش میباشد، و دوستی کردن با او، برایش زیان آور است.
الفرقان 25:30
وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا و پيامبر ميگويد: «پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها نموده و از آن دوري كردهاند». وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا و اينگونه براي هر پيامبري دشمناني از گناهكاران قرار داديم، و همين بس كه خداي تو راهنما و ياور باشد.
(30) (﴿وَقَالَ ٱلرَّسُولُ﴾) و پیامبر پروردگارش را صدا میزند، و از رویگردانی قومش از آنچه که به نزد آنها آورده است، شکایت نموده، و تأسف میخورد و میگوید: (﴿يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواۡ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا﴾) پروردگارا! قومی که مرا به سوی آنها فرستادهای تا هدایتشان کنم و پیام شما را به گوش آنان برسانم، این قرآن را رها کردهاند؛ یعنی از آن، روی برتافته و دوری کرده و آن را ترک نمودهاند، با اینکه بر آنها لازم بود که فرمان قرآن را اطاعت نمایند، و به احکام آن روی آورند، و به دنبال آن حرکت کنند.
(31) خداوند پیامبر را دلجویی داده، و او را خبر میدهد که این مردم، پیشینیانی داشتند که کارهای اینها را میکردند، و فرمود: (﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و اینگونه برای هر پیامبری، گروهی از گناهکاران را -که صلاحیت برخورداری از هیچ خیری را نداشتند، و پاکیزه و پاکدل نبودند- دشمن ساختهایم که با آنها مخالفت میورزند، و سخن آنها را رد میکنند، و به وسیلۀ باطل با آنان مجادله مینمایند؛ اما سرانجام، حق بر باطل فایق میآید، و حق روشن میگردد، و مخالفتِ باطل با حق، باعث میشود تا حق بیشتر واضح و روشن شود، و بیشتر راهنما گردد. و پاداشی که خداوند به اهل حق عطا میکند، و سزایی که به اهل باطل میدهد، روشن میشود. پس بر آنها غم مخور، و خود را در حسرت آنان از بین نبر. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيٗا وَنَصِيرٗا﴾) و همین بس که خدای تو یاور و راهنما باشد؛ تو را راهنمایی کند، و منافع دین و دنیای خود را به دست آوری، و تو را بر دشمنانت یاری دهد، و هر امر ناپسند و ناگواری را، در امر دین و دنیا، از تو دور نماید. پس به این بسنده کن، و بر خدا توکل نما.
الفرقان 25:31
وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا و پيامبر ميگويد: «پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها نموده و از آن دوري كردهاند». وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا و اينگونه براي هر پيامبري دشمناني از گناهكاران قرار داديم، و همين بس كه خداي تو راهنما و ياور باشد.
(30) (﴿وَقَالَ ٱلرَّسُولُ﴾) و پیامبر پروردگارش را صدا میزند، و از رویگردانی قومش از آنچه که به نزد آنها آورده است، شکایت نموده، و تأسف میخورد و میگوید: (﴿يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواۡ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا﴾) پروردگارا! قومی که مرا به سوی آنها فرستادهای تا هدایتشان کنم و پیام شما را به گوش آنان برسانم، این قرآن را رها کردهاند؛ یعنی از آن، روی برتافته و دوری کرده و آن را ترک نمودهاند، با اینکه بر آنها لازم بود که فرمان قرآن را اطاعت نمایند، و به احکام آن روی آورند، و به دنبال آن حرکت کنند.
(31) خداوند پیامبر را دلجویی داده، و او را خبر میدهد که این مردم، پیشینیانی داشتند که کارهای اینها را میکردند، و فرمود: (﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و اینگونه برای هر پیامبری، گروهی از گناهکاران را -که صلاحیت برخورداری از هیچ خیری را نداشتند، و پاکیزه و پاکدل نبودند- دشمن ساختهایم که با آنها مخالفت میورزند، و سخن آنها را رد میکنند، و به وسیلۀ باطل با آنان مجادله مینمایند؛ اما سرانجام، حق بر باطل فایق میآید، و حق روشن میگردد، و مخالفتِ باطل با حق، باعث میشود تا حق بیشتر واضح و روشن شود، و بیشتر راهنما گردد. و پاداشی که خداوند به اهل حق عطا میکند، و سزایی که به اهل باطل میدهد، روشن میشود. پس بر آنها غم مخور، و خود را در حسرت آنان از بین نبر. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيٗا وَنَصِيرٗا﴾) و همین بس که خدای تو یاور و راهنما باشد؛ تو را راهنمایی کند، و منافع دین و دنیای خود را به دست آوری، و تو را بر دشمنانت یاری دهد، و هر امر ناپسند و ناگواری را، در امر دین و دنیا، از تو دور نماید. پس به این بسنده کن، و بر خدا توکل نما.
الفرقان 25:32
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا و كافران گفتند: «چرا قرآن يكباره بر او فرستاده نشد؟» اينگونه [آن را قسمت قسمت نازل كرديم] تا دل تو را پابرجا و استوار داريم، و آن را آرام آرام فرو ميخوانيم. وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا و [اين كافران] در حق تو مثلي نميآورند مگر اينكه ما برايت [پاسخي] راستين و نيكتر ميآوريم.
(32) این، از جمله پیشنهادات کفار است که نفس شومشان به آنان القا میکرد. بنابراین گفتند: (﴿لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ٱلۡقُرۡءَانُ جُمۡلَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) چرا قرآن یکجا بر او فرو فرستاده نشد؟ چه مانعی وجود دارد که قرآن اینگونه نازل شود؟ بلکه نازل شدن آن به این صورت بهتر و کاملتر است! بنابراین خداوند فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ﴾) اینگونه ما قرآن را، به صورت متفرق و جدا جدا نازل کردیم، (﴿لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَ﴾) تا دل تو را با آن استوار بداریم؛ چون هرگاه قسمتی از قرآن بر او نازل میشد، بر اطمینان و آرامش او میافزود، به خصوص هنگامی که دچار پریشانی میشد؛ زیرا نزول قرآن به هنگامِ روی آوردن غم و اندوهها، تاثیر بزرگی دارد، و تثبیت و پا برجایی زیادی را به بار میآورد. و بسیار بهتر و رساتر است از اینکه قبل از وقوعِ اتفاقی نازل شود، سپس به هنگام رخ دادن اتفاق، آن را به یاد آوری و بخوانی. (﴿وَرَتَّلۡنَٰهُ تَرۡتِيلٗا﴾)و آن را به تدریج و قسمت قسمت بر تو فرو میخوانیم. اینها بیانگر توجه خداوند به قرآن، و اهتمام او به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم میباشد؛ چرا که فرو فرستادن کتابش را، طبق احوالِ پیامبر، و مصالح دینی او قرار داده است.
(33) بنابراین فرمود: (﴿وَلَا يَأۡتُونَكَ بِمَثَلٍ﴾) و این کافران هیچ مثالی نمیآورند که به وسیلۀ آن، با حق مخالفت نمایند، و رسالتِ تو را با آن مورد اعتراض قرار دهند، (﴿إِلَّا جِئۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَأَحۡسَنَ تَفۡسِيرًا﴾) مگر اینکه ما پاسخِ راست و درست را، به بهترین وجه و زیباترین تفسیر به تو مینمایانیم؛ یعنی قرآن را بر تو نازل میکنیم که مفاهیم آن، در بر گیرندۀ حق است؛ و کلمات آن، واضح و روشن است. پس همۀ معانی آن، حق و راست است؛ و هیچ باطل و شبههای در آن نیست. و کلمات و تعاریف آن، روشنترین کلمات و بهترین تفسیر میباشد، به گونهای که معانی را کاملاً بیان میدارد. و این آیه دلیلی است بر اینکه کسی که از علم سخن میگوید -خواه سخنگو باشد یا معلّم یا واعظ- باید به پروردگارش اقتدا نماید، و همانگونه که خداوند متعال حالت پیامبرش را تحت نظر و بررسی قرار داد، عالم نیز باید در امور و حالت مردم بیندیشد، و هرگاه اتفاقی پیش آمد، از آیات قرآنی و احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم همان را بگوید که با زمان و موقعیت مناسب است؛ و موعظههایی ایراد نماید که موافق با آن باشد. و این ردّی است بر سختگیران و تکلّف کنندگان از قبیل:«جهمیّه» و امثال آنان که بر این باورند بسیاری از نصوص قرآن، بر معنی ظاهری آن حمل نمیشوند، و غیر از این معانی، معانی دیگری دارند. پس طبق گفتۀ آنها، قرآن نمیتواند بهترین تفسیر باشد، بلکه بهترین تفسیر ـ به گمان باطلشان ـ تفسیر آنهاست؛ تفسیری که طی آن، معانی قرآن را تحریف میکنند!
الفرقان 25:33
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا و كافران گفتند: «چرا قرآن يكباره بر او فرستاده نشد؟» اينگونه [آن را قسمت قسمت نازل كرديم] تا دل تو را پابرجا و استوار داريم، و آن را آرام آرام فرو ميخوانيم. وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا و [اين كافران] در حق تو مثلي نميآورند مگر اينكه ما برايت [پاسخي] راستين و نيكتر ميآوريم.
(32) این، از جمله پیشنهادات کفار است که نفس شومشان به آنان القا میکرد. بنابراین گفتند: (﴿لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ٱلۡقُرۡءَانُ جُمۡلَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) چرا قرآن یکجا بر او فرو فرستاده نشد؟ چه مانعی وجود دارد که قرآن اینگونه نازل شود؟ بلکه نازل شدن آن به این صورت بهتر و کاملتر است! بنابراین خداوند فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ﴾) اینگونه ما قرآن را، به صورت متفرق و جدا جدا نازل کردیم، (﴿لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَ﴾) تا دل تو را با آن استوار بداریم؛ چون هرگاه قسمتی از قرآن بر او نازل میشد، بر اطمینان و آرامش او میافزود، به خصوص هنگامی که دچار پریشانی میشد؛ زیرا نزول قرآن به هنگامِ روی آوردن غم و اندوهها، تاثیر بزرگی دارد، و تثبیت و پا برجایی زیادی را به بار میآورد. و بسیار بهتر و رساتر است از اینکه قبل از وقوعِ اتفاقی نازل شود، سپس به هنگام رخ دادن اتفاق، آن را به یاد آوری و بخوانی. (﴿وَرَتَّلۡنَٰهُ تَرۡتِيلٗا﴾)و آن را به تدریج و قسمت قسمت بر تو فرو میخوانیم. اینها بیانگر توجه خداوند به قرآن، و اهتمام او به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم میباشد؛ چرا که فرو فرستادن کتابش را، طبق احوالِ پیامبر، و مصالح دینی او قرار داده است.
(33) بنابراین فرمود: (﴿وَلَا يَأۡتُونَكَ بِمَثَلٍ﴾) و این کافران هیچ مثالی نمیآورند که به وسیلۀ آن، با حق مخالفت نمایند، و رسالتِ تو را با آن مورد اعتراض قرار دهند، (﴿إِلَّا جِئۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَأَحۡسَنَ تَفۡسِيرًا﴾) مگر اینکه ما پاسخِ راست و درست را، به بهترین وجه و زیباترین تفسیر به تو مینمایانیم؛ یعنی قرآن را بر تو نازل میکنیم که مفاهیم آن، در بر گیرندۀ حق است؛ و کلمات آن، واضح و روشن است. پس همۀ معانی آن، حق و راست است؛ و هیچ باطل و شبههای در آن نیست. و کلمات و تعاریف آن، روشنترین کلمات و بهترین تفسیر میباشد، به گونهای که معانی را کاملاً بیان میدارد. و این آیه دلیلی است بر اینکه کسی که از علم سخن میگوید -خواه سخنگو باشد یا معلّم یا واعظ- باید به پروردگارش اقتدا نماید، و همانگونه که خداوند متعال حالت پیامبرش را تحت نظر و بررسی قرار داد، عالم نیز باید در امور و حالت مردم بیندیشد، و هرگاه اتفاقی پیش آمد، از آیات قرآنی و احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم همان را بگوید که با زمان و موقعیت مناسب است؛ و موعظههایی ایراد نماید که موافق با آن باشد. و این ردّی است بر سختگیران و تکلّف کنندگان از قبیل:«جهمیّه» و امثال آنان که بر این باورند بسیاری از نصوص قرآن، بر معنی ظاهری آن حمل نمیشوند، و غیر از این معانی، معانی دیگری دارند. پس طبق گفتۀ آنها، قرآن نمیتواند بهترین تفسیر باشد، بلکه بهترین تفسیر ـ به گمان باطلشان ـ تفسیر آنهاست؛ تفسیری که طی آن، معانی قرآن را تحریف میکنند!
الفرقان 25:34
الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ سَبِيلًا كساني كه بر چهرههايشان به سوي دوزخ برده شده و در آن گرد آورده ميشوند آنان بدترين جايگاه و گمراهترين راه را دارند.
(34) خداوند متعال از حالت و سرانجامِ مشرکانی که خدا و پیامبرش را تکذیب کردهاند، خبر داده، و میفرماید: (﴿يُحۡشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ﴾) آنان در بدترین صورت و زشتترین هیئت حشر میشوند؛ و فرشتگان عذاب، آنها را بر چهرههایشان میکشند و به جهنم میبرند؛ جهنمی که هر نوع عذاب و سزا در آن وجود دارد، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ شَرّٞ مَّكَانٗا﴾) اینان که چنین وضعیتی دارند، در مقایسه با کسانی که به خدا ایمان آورده و پیامبرانش را تصدیق کردهاند، بدترین جایگاه را دارند، (﴿وَأَضَلُّ سَبِيلٗا﴾) و گمراهترین راه را دارند. و این از باب «استعمال صیغۀ تفضیل» در موردی است که یک طرف به کلی فاقد آن چیز است، چرا که مؤمنان جایگاه خوبی دارند، و در دنیا آنها به راه راست هدایت شده، و در آخرت نیز، به باغهای بهشت رهنمود گشتهاند.
الفرقان 25:35
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا و به راستي كه به موسي كتاب [تورات] داديم، و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم. فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا آنگاه گفتيم:«به سوي قومي برويد كه آيات ما را دروغ انگاشتهاند» پس ما ايشان را به شدت هلاك و نابود كرديم. وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا و قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم، و براي ستمگران عذابي دردناك فراهم ديدهايم. وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا و عاد و ثمود و اصحاب الرس و ملتها و نسلهاي بسياري را كه در اين ميان بودند [هلاك ساختيم]. وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا و براي هر كدام مثلها زديم و ما جملگي ايشان را به سختي نابود كرديم. وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا و به راستي [كافران] از كنار شهري كه باران شر و بدبختي بر سر اهالي آنجا فرود آمده بود. گذشتهاند، آيا آن را نميديدند؟ [چرا] بلكه اميدي به زنده شدن نداشتند.
(35 - 40) خداوند در اینجا به این داستانها اشاره کرده، و آن را به صورت مفصل در آیاتی دیگر بیان نموده است تا مخاطبان را از ادامه دادن به تکذیب پیامبرشان برحذر دارد، که اگر باز نیایند، به عذابی گرفتار خواهند شد که این ملتها بدان گرفتار شدند؛ ملتهایی که از آنها نزدیک بوده، و داستانهایشان را میدانند. و برخی از این کافران، آثار ملتهای هلاک شده را آشکارا میبینند، مانند قوم صالح در حجر، و مانند قریهای که باران بلا بر آن بارانده شد، و با سنگهایی از جنس گل سنگباران شدند. و این کافران صبحگاهان و شامگاهان و در سفرهایشان از آنجا عبور میکنند. به درستی که این ملتها از آنها بدتر نبوده، و پیامبرانشان از پیامبر اینها بهتر نبوده است، ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾ آیا کافرانتان از ایشان بهترند، یا در کتابهای نازل شده، برائتِ شما نوشته شده است؟! آنچه که اینها را از ایمان آوردن ـ با وجود آیاتی که مشاهده کردند ـ بازداشت، این بود که آنها به معاد، و زنده شدن پس از مرگ، باور و امیدی نداشتند. بنابراین امید به لقای پروردگارشان را ندارند، و از عذاب او نمیترسند. پس به عناد و مخالفت خود ادامه دادند، وگرنه نشانهها و آیاتی به نزد آنها آمده بود که هیچ شک و شبههای را باقی نمیگذاشت.
الفرقان 25:36
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا و به راستي كه به موسي كتاب [تورات] داديم، و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم. فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا آنگاه گفتيم:«به سوي قومي برويد كه آيات ما را دروغ انگاشتهاند» پس ما ايشان را به شدت هلاك و نابود كرديم. وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا و قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم، و براي ستمگران عذابي دردناك فراهم ديدهايم. وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا و عاد و ثمود و اصحاب الرس و ملتها و نسلهاي بسياري را كه در اين ميان بودند [هلاك ساختيم]. وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا و براي هر كدام مثلها زديم و ما جملگي ايشان را به سختي نابود كرديم. وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا و به راستي [كافران] از كنار شهري كه باران شر و بدبختي بر سر اهالي آنجا فرود آمده بود. گذشتهاند، آيا آن را نميديدند؟ [چرا] بلكه اميدي به زنده شدن نداشتند.
(35 - 40) خداوند در اینجا به این داستانها اشاره کرده، و آن را به صورت مفصل در آیاتی دیگر بیان نموده است تا مخاطبان را از ادامه دادن به تکذیب پیامبرشان برحذر دارد، که اگر باز نیایند، به عذابی گرفتار خواهند شد که این ملتها بدان گرفتار شدند؛ ملتهایی که از آنها نزدیک بوده، و داستانهایشان را میدانند. و برخی از این کافران، آثار ملتهای هلاک شده را آشکارا میبینند، مانند قوم صالح در حجر، و مانند قریهای که باران بلا بر آن بارانده شد، و با سنگهایی از جنس گل سنگباران شدند. و این کافران صبحگاهان و شامگاهان و در سفرهایشان از آنجا عبور میکنند. به درستی که این ملتها از آنها بدتر نبوده، و پیامبرانشان از پیامبر اینها بهتر نبوده است، ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾ آیا کافرانتان از ایشان بهترند، یا در کتابهای نازل شده، برائتِ شما نوشته شده است؟! آنچه که اینها را از ایمان آوردن ـ با وجود آیاتی که مشاهده کردند ـ بازداشت، این بود که آنها به معاد، و زنده شدن پس از مرگ، باور و امیدی نداشتند. بنابراین امید به لقای پروردگارشان را ندارند، و از عذاب او نمیترسند. پس به عناد و مخالفت خود ادامه دادند، وگرنه نشانهها و آیاتی به نزد آنها آمده بود که هیچ شک و شبههای را باقی نمیگذاشت.
الفرقان 25:37
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا و به راستي كه به موسي كتاب [تورات] داديم، و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم. فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا آنگاه گفتيم:«به سوي قومي برويد كه آيات ما را دروغ انگاشتهاند» پس ما ايشان را به شدت هلاك و نابود كرديم. وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا و قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم، و براي ستمگران عذابي دردناك فراهم ديدهايم. وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا و عاد و ثمود و اصحاب الرس و ملتها و نسلهاي بسياري را كه در اين ميان بودند [هلاك ساختيم]. وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا و براي هر كدام مثلها زديم و ما جملگي ايشان را به سختي نابود كرديم. وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا و به راستي [كافران] از كنار شهري كه باران شر و بدبختي بر سر اهالي آنجا فرود آمده بود. گذشتهاند، آيا آن را نميديدند؟ [چرا] بلكه اميدي به زنده شدن نداشتند.
(35 - 40) خداوند در اینجا به این داستانها اشاره کرده، و آن را به صورت مفصل در آیاتی دیگر بیان نموده است تا مخاطبان را از ادامه دادن به تکذیب پیامبرشان برحذر دارد، که اگر باز نیایند، به عذابی گرفتار خواهند شد که این ملتها بدان گرفتار شدند؛ ملتهایی که از آنها نزدیک بوده، و داستانهایشان را میدانند. و برخی از این کافران، آثار ملتهای هلاک شده را آشکارا میبینند، مانند قوم صالح در حجر، و مانند قریهای که باران بلا بر آن بارانده شد، و با سنگهایی از جنس گل سنگباران شدند. و این کافران صبحگاهان و شامگاهان و در سفرهایشان از آنجا عبور میکنند. به درستی که این ملتها از آنها بدتر نبوده، و پیامبرانشان از پیامبر اینها بهتر نبوده است، ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾ آیا کافرانتان از ایشان بهترند، یا در کتابهای نازل شده، برائتِ شما نوشته شده است؟! آنچه که اینها را از ایمان آوردن ـ با وجود آیاتی که مشاهده کردند ـ بازداشت، این بود که آنها به معاد، و زنده شدن پس از مرگ، باور و امیدی نداشتند. بنابراین امید به لقای پروردگارشان را ندارند، و از عذاب او نمیترسند. پس به عناد و مخالفت خود ادامه دادند، وگرنه نشانهها و آیاتی به نزد آنها آمده بود که هیچ شک و شبههای را باقی نمیگذاشت.
الفرقان 25:38
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا و به راستي كه به موسي كتاب [تورات] داديم، و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم. فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا آنگاه گفتيم:«به سوي قومي برويد كه آيات ما را دروغ انگاشتهاند» پس ما ايشان را به شدت هلاك و نابود كرديم. وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا و قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم، و براي ستمگران عذابي دردناك فراهم ديدهايم. وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا و عاد و ثمود و اصحاب الرس و ملتها و نسلهاي بسياري را كه در اين ميان بودند [هلاك ساختيم]. وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا و براي هر كدام مثلها زديم و ما جملگي ايشان را به سختي نابود كرديم. وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا و به راستي [كافران] از كنار شهري كه باران شر و بدبختي بر سر اهالي آنجا فرود آمده بود. گذشتهاند، آيا آن را نميديدند؟ [چرا] بلكه اميدي به زنده شدن نداشتند.
(35 - 40) خداوند در اینجا به این داستانها اشاره کرده، و آن را به صورت مفصل در آیاتی دیگر بیان نموده است تا مخاطبان را از ادامه دادن به تکذیب پیامبرشان برحذر دارد، که اگر باز نیایند، به عذابی گرفتار خواهند شد که این ملتها بدان گرفتار شدند؛ ملتهایی که از آنها نزدیک بوده، و داستانهایشان را میدانند. و برخی از این کافران، آثار ملتهای هلاک شده را آشکارا میبینند، مانند قوم صالح در حجر، و مانند قریهای که باران بلا بر آن بارانده شد، و با سنگهایی از جنس گل سنگباران شدند. و این کافران صبحگاهان و شامگاهان و در سفرهایشان از آنجا عبور میکنند. به درستی که این ملتها از آنها بدتر نبوده، و پیامبرانشان از پیامبر اینها بهتر نبوده است، ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾ آیا کافرانتان از ایشان بهترند، یا در کتابهای نازل شده، برائتِ شما نوشته شده است؟! آنچه که اینها را از ایمان آوردن ـ با وجود آیاتی که مشاهده کردند ـ بازداشت، این بود که آنها به معاد، و زنده شدن پس از مرگ، باور و امیدی نداشتند. بنابراین امید به لقای پروردگارشان را ندارند، و از عذاب او نمیترسند. پس به عناد و مخالفت خود ادامه دادند، وگرنه نشانهها و آیاتی به نزد آنها آمده بود که هیچ شک و شبههای را باقی نمیگذاشت.
الفرقان 25:39
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا و به راستي كه به موسي كتاب [تورات] داديم، و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم. فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا آنگاه گفتيم:«به سوي قومي برويد كه آيات ما را دروغ انگاشتهاند» پس ما ايشان را به شدت هلاك و نابود كرديم. وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا و قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم، و براي ستمگران عذابي دردناك فراهم ديدهايم. وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا و عاد و ثمود و اصحاب الرس و ملتها و نسلهاي بسياري را كه در اين ميان بودند [هلاك ساختيم]. وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا و براي هر كدام مثلها زديم و ما جملگي ايشان را به سختي نابود كرديم. وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا و به راستي [كافران] از كنار شهري كه باران شر و بدبختي بر سر اهالي آنجا فرود آمده بود. گذشتهاند، آيا آن را نميديدند؟ [چرا] بلكه اميدي به زنده شدن نداشتند.
(35 - 40) خداوند در اینجا به این داستانها اشاره کرده، و آن را به صورت مفصل در آیاتی دیگر بیان نموده است تا مخاطبان را از ادامه دادن به تکذیب پیامبرشان برحذر دارد، که اگر باز نیایند، به عذابی گرفتار خواهند شد که این ملتها بدان گرفتار شدند؛ ملتهایی که از آنها نزدیک بوده، و داستانهایشان را میدانند. و برخی از این کافران، آثار ملتهای هلاک شده را آشکارا میبینند، مانند قوم صالح در حجر، و مانند قریهای که باران بلا بر آن بارانده شد، و با سنگهایی از جنس گل سنگباران شدند. و این کافران صبحگاهان و شامگاهان و در سفرهایشان از آنجا عبور میکنند. به درستی که این ملتها از آنها بدتر نبوده، و پیامبرانشان از پیامبر اینها بهتر نبوده است، ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾ آیا کافرانتان از ایشان بهترند، یا در کتابهای نازل شده، برائتِ شما نوشته شده است؟! آنچه که اینها را از ایمان آوردن ـ با وجود آیاتی که مشاهده کردند ـ بازداشت، این بود که آنها به معاد، و زنده شدن پس از مرگ، باور و امیدی نداشتند. بنابراین امید به لقای پروردگارشان را ندارند، و از عذاب او نمیترسند. پس به عناد و مخالفت خود ادامه دادند، وگرنه نشانهها و آیاتی به نزد آنها آمده بود که هیچ شک و شبههای را باقی نمیگذاشت.
الفرقان 25:40
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا و به راستي كه به موسي كتاب [تورات] داديم، و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم. فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا آنگاه گفتيم:«به سوي قومي برويد كه آيات ما را دروغ انگاشتهاند» پس ما ايشان را به شدت هلاك و نابود كرديم. وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا و قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم، و براي ستمگران عذابي دردناك فراهم ديدهايم. وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا و عاد و ثمود و اصحاب الرس و ملتها و نسلهاي بسياري را كه در اين ميان بودند [هلاك ساختيم]. وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا و براي هر كدام مثلها زديم و ما جملگي ايشان را به سختي نابود كرديم. وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا و به راستي [كافران] از كنار شهري كه باران شر و بدبختي بر سر اهالي آنجا فرود آمده بود. گذشتهاند، آيا آن را نميديدند؟ [چرا] بلكه اميدي به زنده شدن نداشتند.
(35 - 40) خداوند در اینجا به این داستانها اشاره کرده، و آن را به صورت مفصل در آیاتی دیگر بیان نموده است تا مخاطبان را از ادامه دادن به تکذیب پیامبرشان برحذر دارد، که اگر باز نیایند، به عذابی گرفتار خواهند شد که این ملتها بدان گرفتار شدند؛ ملتهایی که از آنها نزدیک بوده، و داستانهایشان را میدانند. و برخی از این کافران، آثار ملتهای هلاک شده را آشکارا میبینند، مانند قوم صالح در حجر، و مانند قریهای که باران بلا بر آن بارانده شد، و با سنگهایی از جنس گل سنگباران شدند. و این کافران صبحگاهان و شامگاهان و در سفرهایشان از آنجا عبور میکنند. به درستی که این ملتها از آنها بدتر نبوده، و پیامبرانشان از پیامبر اینها بهتر نبوده است، ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوۡلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾ آیا کافرانتان از ایشان بهترند، یا در کتابهای نازل شده، برائتِ شما نوشته شده است؟! آنچه که اینها را از ایمان آوردن ـ با وجود آیاتی که مشاهده کردند ـ بازداشت، این بود که آنها به معاد، و زنده شدن پس از مرگ، باور و امیدی نداشتند. بنابراین امید به لقای پروردگارشان را ندارند، و از عذاب او نمیترسند. پس به عناد و مخالفت خود ادامه دادند، وگرنه نشانهها و آیاتی به نزد آنها آمده بود که هیچ شک و شبههای را باقی نمیگذاشت.
الفرقان 25:41
وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا و هنگامي كه تو را ميبينند فقط به استهزا و تمسخرت ميگيرند [و ميگيرند:] آيا اين است كسي كه خداوند او. را به عنوان پيامبر فرستاده است؟! إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا به راستي نزديك بود كه ما را از [پرستش] معبودانمان- اگر بر آن شكيبايي نميورزيديم- گمراه كند، و چون عذاب را ببينند خواهند دانست كه چه كسي گمراهتر است. أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا آيا ديدهاي كسي را كه هوي و هوس خود را معبود خود گرفته است؟ آيا تو وكيل او خواهي بود؟! أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا يا گمان ميبري كه بيشترشان ميشنوند يا ميفهمند؟ آنان مانند چهارپايان هستند، بلكه اينان گمراهترند.
(41) (﴿وَإِذَا رَأَوۡكَ﴾) و کسانی که تو را تکذیب میکنند، و با آیات خدا مخالفت، و در زمین تکبر میورزند، هنگامی که ای محمد صلی الله علیه وسلم تو را میبینند، شما را مسخره نموده، و به شما توهین میکنند، و به صورت تحقیر و توهین میگویند: (﴿أَهَٰذَا ٱلَّذِي بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا﴾) آیا این است که خداوند او را به عنوان پیامبر فرستاده است؟! یعنی شایسته نیست که خداوند چنین شخصی را به عنوان پیامبر بفرستد. و این، شدتِ ستمگری و عناد و وارونه کردنِ حقیقت از سوی آنان را نشان میدهد؛ زیرا از این سخن، چنان فهمیده میشود که پیامبرـ نعوذ بالله در نهایت حقارت و پستی قرار دارد، و چنانچه کسی دیگر پیامبر بود، مناسبتر بود. ﴿وَقَالُواۡ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾ و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگی از این دو قریه نازل نشده است؟!» چنین سخنی، جز از نادانترین و گمراهترین مردم سر نمیزند، و کسی که این سخن را میگوید، کینهتوزی و لجاجت شدیدی داشته، و خودش را به نادانی میزند، و هدفش این است که با طعنه زدن به حق، و عیبجویی از آن، و کسی که آن را آورده است، باطل خود را ترویج دهد. و گرنه هرکس در حالات محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم بیندیشد، او را مرد برجسته و عاقل میداند، و اینکه از نظر خرد و علم و هوشیاری و داشتنِ عادتهای نیکو و پاکدامنی و شجاعت و... بر آنان مقدم است؛ و کسی که او را تحقیر میکند و ناسزا میگوید، دارای چنان بیخردی و جهالت و گمراهی و تناقض و ستم و تجاوزی است که در کسی دیگر وجود ندارد. و برای جهالت و گمراهیاش همین قدر کافی است که پیامبرِ بزرگوار و رادمرد و سخاوتمند را مورد عیب جویی قرار دهد.
(42) هدفِ مشرکان از توهین و استهزا به پیامبر، این بود که بر باطل خود پافشاری کنند، و انسانهای ضعیف العقل را فریب دهند. بنابراین گفتند: (﴿إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) به راستی نزدیک بود ما را از پرستش معبودانمان گمراه کند، و بهجای همۀ معبودانمان، یک معبود بپرستیم. (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم، ما را گمراه مینمود. و آنها ادّعا میکردند که توحید و یگانه پرستی، گمراهی است؛ و شرکی که آنها بر آن هستند، هدایت است. بنابراین یکدیگر را به شکیبایی و بردباری سفارش میکردند:﴿وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواۡ وَٱصۡبِرُواۡ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡ﴾ و سران و اشراف آنها به راه افتاده، و گفتند:«بروید و بر [پرستش] خدایان خود شکیبایی ورزید.» و در اینجا گفتند: (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم. صبر و شکیبایی در همه جا قابل ستایش است به جز درچنین جایی، زیرا چنین صبری اسباب و عوامل خشم الهی را فراهم مینماید، و هیزم وسوخت جهنم را بیشتر میکند. اما مؤمنان، همانطور که خدا در مورد آنها فرموده است:﴿وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلصَّبۡرِ﴾ یکدیگر را به حق و بردباری سفارش میکنند. و ازآنجا که آنها با این سخنان حکم میکردند که هدایت یافتهاند و پیامبر گمراه است و روشن و ثابت است که چارهای برای به راه آمدن آنها نیست، خداوند آنان را به آمدن عذاب تهدید کرد و خبر داد که آنها، (﴿حِينَ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ﴾) در آن وقت که عذاب را میبینند به صورت حقیقی و واقعی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضَلُّ سَبِيلًا﴾)چه کسی گمراهتر است. ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾ و روزی [خواهد آمد] که ستمکار دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش! با پیامبر راهی برمیگرفتم».
(43) و آیا گمراهی و ضلالتی بیشتر از این وجود دارد که کسی هوای نفس و خواستههای نفسانی خود را معبود خویش قرار دهد، و هرچه نفسش بخواهد انجام دهد؟! بنابراین فرمود: (﴿أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا از حالت کسی تعجب نمیکنی که هوای نفس خویش را معبود خود قرار داده؟! و نمینگری که در چه گمراهیِ شدیدی قرار دارد؟! حال آنکه خودش را در جایگاه والایی میبیند! (﴿أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا﴾) آیا تو وکیل او خواهی بود؟ یعنی تو بر او مسلط و چیره نیستی، بلکه فقط بیم دهنده هستی، و تو وظیفهات را انجام دادهای، و حساب آنان با خداست.
(44) سپس خداوند متعال بر گمراهی بزرگِ آنها تاکید نمود، و فرمود: آنها عقل و گوش ندارند. و آنها را در گمراه بودن، به چهارپایان تشبیه کرد که جز صدا چیزی نمیشنوند. کر و لال و کور هستند، و باز نمیگردند. بلکه آنها از چهارپایان گمراهترند؛ زیرا چهارپایان را چوپانشان هدایت مینماید، و چهارپایان راه را مییابند، و راه هلاکت و نابودی خود را میدانند، و از آن پرهیز مینمایند، و سرانجامِ سالمتر و نیکوتری از اینها خواهند داشت. پس روشن شد کسی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را به گمراهی متهم نماید، خودش بیشتر سزاوار این صفت است، و هر حیوان زبان بستهای از او راهیابتر است.
الفرقان 25:42
وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا و هنگامي كه تو را ميبينند فقط به استهزا و تمسخرت ميگيرند [و ميگيرند:] آيا اين است كسي كه خداوند او. را به عنوان پيامبر فرستاده است؟! إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا به راستي نزديك بود كه ما را از [پرستش] معبودانمان- اگر بر آن شكيبايي نميورزيديم- گمراه كند، و چون عذاب را ببينند خواهند دانست كه چه كسي گمراهتر است. أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا آيا ديدهاي كسي را كه هوي و هوس خود را معبود خود گرفته است؟ آيا تو وكيل او خواهي بود؟! أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا يا گمان ميبري كه بيشترشان ميشنوند يا ميفهمند؟ آنان مانند چهارپايان هستند، بلكه اينان گمراهترند.
(41) (﴿وَإِذَا رَأَوۡكَ﴾) و کسانی که تو را تکذیب میکنند، و با آیات خدا مخالفت، و در زمین تکبر میورزند، هنگامی که ای محمد صلی الله علیه وسلم تو را میبینند، شما را مسخره نموده، و به شما توهین میکنند، و به صورت تحقیر و توهین میگویند: (﴿أَهَٰذَا ٱلَّذِي بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا﴾) آیا این است که خداوند او را به عنوان پیامبر فرستاده است؟! یعنی شایسته نیست که خداوند چنین شخصی را به عنوان پیامبر بفرستد. و این، شدتِ ستمگری و عناد و وارونه کردنِ حقیقت از سوی آنان را نشان میدهد؛ زیرا از این سخن، چنان فهمیده میشود که پیامبرـ نعوذ بالله در نهایت حقارت و پستی قرار دارد، و چنانچه کسی دیگر پیامبر بود، مناسبتر بود. ﴿وَقَالُواۡ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾ و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگی از این دو قریه نازل نشده است؟!» چنین سخنی، جز از نادانترین و گمراهترین مردم سر نمیزند، و کسی که این سخن را میگوید، کینهتوزی و لجاجت شدیدی داشته، و خودش را به نادانی میزند، و هدفش این است که با طعنه زدن به حق، و عیبجویی از آن، و کسی که آن را آورده است، باطل خود را ترویج دهد. و گرنه هرکس در حالات محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم بیندیشد، او را مرد برجسته و عاقل میداند، و اینکه از نظر خرد و علم و هوشیاری و داشتنِ عادتهای نیکو و پاکدامنی و شجاعت و... بر آنان مقدم است؛ و کسی که او را تحقیر میکند و ناسزا میگوید، دارای چنان بیخردی و جهالت و گمراهی و تناقض و ستم و تجاوزی است که در کسی دیگر وجود ندارد. و برای جهالت و گمراهیاش همین قدر کافی است که پیامبرِ بزرگوار و رادمرد و سخاوتمند را مورد عیب جویی قرار دهد.
(42) هدفِ مشرکان از توهین و استهزا به پیامبر، این بود که بر باطل خود پافشاری کنند، و انسانهای ضعیف العقل را فریب دهند. بنابراین گفتند: (﴿إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) به راستی نزدیک بود ما را از پرستش معبودانمان گمراه کند، و بهجای همۀ معبودانمان، یک معبود بپرستیم. (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم، ما را گمراه مینمود. و آنها ادّعا میکردند که توحید و یگانه پرستی، گمراهی است؛ و شرکی که آنها بر آن هستند، هدایت است. بنابراین یکدیگر را به شکیبایی و بردباری سفارش میکردند:﴿وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواۡ وَٱصۡبِرُواۡ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡ﴾ و سران و اشراف آنها به راه افتاده، و گفتند:«بروید و بر [پرستش] خدایان خود شکیبایی ورزید.» و در اینجا گفتند: (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم. صبر و شکیبایی در همه جا قابل ستایش است به جز درچنین جایی، زیرا چنین صبری اسباب و عوامل خشم الهی را فراهم مینماید، و هیزم وسوخت جهنم را بیشتر میکند. اما مؤمنان، همانطور که خدا در مورد آنها فرموده است:﴿وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلصَّبۡرِ﴾ یکدیگر را به حق و بردباری سفارش میکنند. و ازآنجا که آنها با این سخنان حکم میکردند که هدایت یافتهاند و پیامبر گمراه است و روشن و ثابت است که چارهای برای به راه آمدن آنها نیست، خداوند آنان را به آمدن عذاب تهدید کرد و خبر داد که آنها، (﴿حِينَ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ﴾) در آن وقت که عذاب را میبینند به صورت حقیقی و واقعی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضَلُّ سَبِيلًا﴾)چه کسی گمراهتر است. ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾ و روزی [خواهد آمد] که ستمکار دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش! با پیامبر راهی برمیگرفتم».
(43) و آیا گمراهی و ضلالتی بیشتر از این وجود دارد که کسی هوای نفس و خواستههای نفسانی خود را معبود خویش قرار دهد، و هرچه نفسش بخواهد انجام دهد؟! بنابراین فرمود: (﴿أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا از حالت کسی تعجب نمیکنی که هوای نفس خویش را معبود خود قرار داده؟! و نمینگری که در چه گمراهیِ شدیدی قرار دارد؟! حال آنکه خودش را در جایگاه والایی میبیند! (﴿أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا﴾) آیا تو وکیل او خواهی بود؟ یعنی تو بر او مسلط و چیره نیستی، بلکه فقط بیم دهنده هستی، و تو وظیفهات را انجام دادهای، و حساب آنان با خداست.
(44) سپس خداوند متعال بر گمراهی بزرگِ آنها تاکید نمود، و فرمود: آنها عقل و گوش ندارند. و آنها را در گمراه بودن، به چهارپایان تشبیه کرد که جز صدا چیزی نمیشنوند. کر و لال و کور هستند، و باز نمیگردند. بلکه آنها از چهارپایان گمراهترند؛ زیرا چهارپایان را چوپانشان هدایت مینماید، و چهارپایان راه را مییابند، و راه هلاکت و نابودی خود را میدانند، و از آن پرهیز مینمایند، و سرانجامِ سالمتر و نیکوتری از اینها خواهند داشت. پس روشن شد کسی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را به گمراهی متهم نماید، خودش بیشتر سزاوار این صفت است، و هر حیوان زبان بستهای از او راهیابتر است.
الفرقان 25:43
وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا و هنگامي كه تو را ميبينند فقط به استهزا و تمسخرت ميگيرند [و ميگيرند:] آيا اين است كسي كه خداوند او. را به عنوان پيامبر فرستاده است؟! إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا به راستي نزديك بود كه ما را از [پرستش] معبودانمان- اگر بر آن شكيبايي نميورزيديم- گمراه كند، و چون عذاب را ببينند خواهند دانست كه چه كسي گمراهتر است. أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا آيا ديدهاي كسي را كه هوي و هوس خود را معبود خود گرفته است؟ آيا تو وكيل او خواهي بود؟! أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا يا گمان ميبري كه بيشترشان ميشنوند يا ميفهمند؟ آنان مانند چهارپايان هستند، بلكه اينان گمراهترند.
(41) (﴿وَإِذَا رَأَوۡكَ﴾) و کسانی که تو را تکذیب میکنند، و با آیات خدا مخالفت، و در زمین تکبر میورزند، هنگامی که ای محمد صلی الله علیه وسلم تو را میبینند، شما را مسخره نموده، و به شما توهین میکنند، و به صورت تحقیر و توهین میگویند: (﴿أَهَٰذَا ٱلَّذِي بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا﴾) آیا این است که خداوند او را به عنوان پیامبر فرستاده است؟! یعنی شایسته نیست که خداوند چنین شخصی را به عنوان پیامبر بفرستد. و این، شدتِ ستمگری و عناد و وارونه کردنِ حقیقت از سوی آنان را نشان میدهد؛ زیرا از این سخن، چنان فهمیده میشود که پیامبرـ نعوذ بالله در نهایت حقارت و پستی قرار دارد، و چنانچه کسی دیگر پیامبر بود، مناسبتر بود. ﴿وَقَالُواۡ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾ و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگی از این دو قریه نازل نشده است؟!» چنین سخنی، جز از نادانترین و گمراهترین مردم سر نمیزند، و کسی که این سخن را میگوید، کینهتوزی و لجاجت شدیدی داشته، و خودش را به نادانی میزند، و هدفش این است که با طعنه زدن به حق، و عیبجویی از آن، و کسی که آن را آورده است، باطل خود را ترویج دهد. و گرنه هرکس در حالات محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم بیندیشد، او را مرد برجسته و عاقل میداند، و اینکه از نظر خرد و علم و هوشیاری و داشتنِ عادتهای نیکو و پاکدامنی و شجاعت و... بر آنان مقدم است؛ و کسی که او را تحقیر میکند و ناسزا میگوید، دارای چنان بیخردی و جهالت و گمراهی و تناقض و ستم و تجاوزی است که در کسی دیگر وجود ندارد. و برای جهالت و گمراهیاش همین قدر کافی است که پیامبرِ بزرگوار و رادمرد و سخاوتمند را مورد عیب جویی قرار دهد.
(42) هدفِ مشرکان از توهین و استهزا به پیامبر، این بود که بر باطل خود پافشاری کنند، و انسانهای ضعیف العقل را فریب دهند. بنابراین گفتند: (﴿إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) به راستی نزدیک بود ما را از پرستش معبودانمان گمراه کند، و بهجای همۀ معبودانمان، یک معبود بپرستیم. (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم، ما را گمراه مینمود. و آنها ادّعا میکردند که توحید و یگانه پرستی، گمراهی است؛ و شرکی که آنها بر آن هستند، هدایت است. بنابراین یکدیگر را به شکیبایی و بردباری سفارش میکردند:﴿وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواۡ وَٱصۡبِرُواۡ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡ﴾ و سران و اشراف آنها به راه افتاده، و گفتند:«بروید و بر [پرستش] خدایان خود شکیبایی ورزید.» و در اینجا گفتند: (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم. صبر و شکیبایی در همه جا قابل ستایش است به جز درچنین جایی، زیرا چنین صبری اسباب و عوامل خشم الهی را فراهم مینماید، و هیزم وسوخت جهنم را بیشتر میکند. اما مؤمنان، همانطور که خدا در مورد آنها فرموده است:﴿وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلصَّبۡرِ﴾ یکدیگر را به حق و بردباری سفارش میکنند. و ازآنجا که آنها با این سخنان حکم میکردند که هدایت یافتهاند و پیامبر گمراه است و روشن و ثابت است که چارهای برای به راه آمدن آنها نیست، خداوند آنان را به آمدن عذاب تهدید کرد و خبر داد که آنها، (﴿حِينَ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ﴾) در آن وقت که عذاب را میبینند به صورت حقیقی و واقعی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضَلُّ سَبِيلًا﴾)چه کسی گمراهتر است. ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾ و روزی [خواهد آمد] که ستمکار دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش! با پیامبر راهی برمیگرفتم».
(43) و آیا گمراهی و ضلالتی بیشتر از این وجود دارد که کسی هوای نفس و خواستههای نفسانی خود را معبود خویش قرار دهد، و هرچه نفسش بخواهد انجام دهد؟! بنابراین فرمود: (﴿أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا از حالت کسی تعجب نمیکنی که هوای نفس خویش را معبود خود قرار داده؟! و نمینگری که در چه گمراهیِ شدیدی قرار دارد؟! حال آنکه خودش را در جایگاه والایی میبیند! (﴿أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا﴾) آیا تو وکیل او خواهی بود؟ یعنی تو بر او مسلط و چیره نیستی، بلکه فقط بیم دهنده هستی، و تو وظیفهات را انجام دادهای، و حساب آنان با خداست.
(44) سپس خداوند متعال بر گمراهی بزرگِ آنها تاکید نمود، و فرمود: آنها عقل و گوش ندارند. و آنها را در گمراه بودن، به چهارپایان تشبیه کرد که جز صدا چیزی نمیشنوند. کر و لال و کور هستند، و باز نمیگردند. بلکه آنها از چهارپایان گمراهترند؛ زیرا چهارپایان را چوپانشان هدایت مینماید، و چهارپایان راه را مییابند، و راه هلاکت و نابودی خود را میدانند، و از آن پرهیز مینمایند، و سرانجامِ سالمتر و نیکوتری از اینها خواهند داشت. پس روشن شد کسی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را به گمراهی متهم نماید، خودش بیشتر سزاوار این صفت است، و هر حیوان زبان بستهای از او راهیابتر است.
الفرقان 25:44
وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا و هنگامي كه تو را ميبينند فقط به استهزا و تمسخرت ميگيرند [و ميگيرند:] آيا اين است كسي كه خداوند او. را به عنوان پيامبر فرستاده است؟! إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا به راستي نزديك بود كه ما را از [پرستش] معبودانمان- اگر بر آن شكيبايي نميورزيديم- گمراه كند، و چون عذاب را ببينند خواهند دانست كه چه كسي گمراهتر است. أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا آيا ديدهاي كسي را كه هوي و هوس خود را معبود خود گرفته است؟ آيا تو وكيل او خواهي بود؟! أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا يا گمان ميبري كه بيشترشان ميشنوند يا ميفهمند؟ آنان مانند چهارپايان هستند، بلكه اينان گمراهترند.
(41) (﴿وَإِذَا رَأَوۡكَ﴾) و کسانی که تو را تکذیب میکنند، و با آیات خدا مخالفت، و در زمین تکبر میورزند، هنگامی که ای محمد صلی الله علیه وسلم تو را میبینند، شما را مسخره نموده، و به شما توهین میکنند، و به صورت تحقیر و توهین میگویند: (﴿أَهَٰذَا ٱلَّذِي بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا﴾) آیا این است که خداوند او را به عنوان پیامبر فرستاده است؟! یعنی شایسته نیست که خداوند چنین شخصی را به عنوان پیامبر بفرستد. و این، شدتِ ستمگری و عناد و وارونه کردنِ حقیقت از سوی آنان را نشان میدهد؛ زیرا از این سخن، چنان فهمیده میشود که پیامبرـ نعوذ بالله در نهایت حقارت و پستی قرار دارد، و چنانچه کسی دیگر پیامبر بود، مناسبتر بود. ﴿وَقَالُواۡ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾ و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگی از این دو قریه نازل نشده است؟!» چنین سخنی، جز از نادانترین و گمراهترین مردم سر نمیزند، و کسی که این سخن را میگوید، کینهتوزی و لجاجت شدیدی داشته، و خودش را به نادانی میزند، و هدفش این است که با طعنه زدن به حق، و عیبجویی از آن، و کسی که آن را آورده است، باطل خود را ترویج دهد. و گرنه هرکس در حالات محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم بیندیشد، او را مرد برجسته و عاقل میداند، و اینکه از نظر خرد و علم و هوشیاری و داشتنِ عادتهای نیکو و پاکدامنی و شجاعت و... بر آنان مقدم است؛ و کسی که او را تحقیر میکند و ناسزا میگوید، دارای چنان بیخردی و جهالت و گمراهی و تناقض و ستم و تجاوزی است که در کسی دیگر وجود ندارد. و برای جهالت و گمراهیاش همین قدر کافی است که پیامبرِ بزرگوار و رادمرد و سخاوتمند را مورد عیب جویی قرار دهد.
(42) هدفِ مشرکان از توهین و استهزا به پیامبر، این بود که بر باطل خود پافشاری کنند، و انسانهای ضعیف العقل را فریب دهند. بنابراین گفتند: (﴿إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) به راستی نزدیک بود ما را از پرستش معبودانمان گمراه کند، و بهجای همۀ معبودانمان، یک معبود بپرستیم. (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم، ما را گمراه مینمود. و آنها ادّعا میکردند که توحید و یگانه پرستی، گمراهی است؛ و شرکی که آنها بر آن هستند، هدایت است. بنابراین یکدیگر را به شکیبایی و بردباری سفارش میکردند:﴿وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواۡ وَٱصۡبِرُواۡ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡ﴾ و سران و اشراف آنها به راه افتاده، و گفتند:«بروید و بر [پرستش] خدایان خود شکیبایی ورزید.» و در اینجا گفتند: (﴿لَوۡلَآ أَن صَبَرۡنَا عَلَيۡهَا﴾) و اگر ما شکیبایی نمیورزیدیم. صبر و شکیبایی در همه جا قابل ستایش است به جز درچنین جایی، زیرا چنین صبری اسباب و عوامل خشم الهی را فراهم مینماید، و هیزم وسوخت جهنم را بیشتر میکند. اما مؤمنان، همانطور که خدا در مورد آنها فرموده است:﴿وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاۡ بِٱلصَّبۡرِ﴾ یکدیگر را به حق و بردباری سفارش میکنند. و ازآنجا که آنها با این سخنان حکم میکردند که هدایت یافتهاند و پیامبر گمراه است و روشن و ثابت است که چارهای برای به راه آمدن آنها نیست، خداوند آنان را به آمدن عذاب تهدید کرد و خبر داد که آنها، (﴿حِينَ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ﴾) در آن وقت که عذاب را میبینند به صورت حقیقی و واقعی خواهند دانست که (﴿مَنۡ أَضَلُّ سَبِيلًا﴾)چه کسی گمراهتر است. ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾ و روزی [خواهد آمد] که ستمکار دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش! با پیامبر راهی برمیگرفتم».
(43) و آیا گمراهی و ضلالتی بیشتر از این وجود دارد که کسی هوای نفس و خواستههای نفسانی خود را معبود خویش قرار دهد، و هرچه نفسش بخواهد انجام دهد؟! بنابراین فرمود: (﴿أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا از حالت کسی تعجب نمیکنی که هوای نفس خویش را معبود خود قرار داده؟! و نمینگری که در چه گمراهیِ شدیدی قرار دارد؟! حال آنکه خودش را در جایگاه والایی میبیند! (﴿أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلًا﴾) آیا تو وکیل او خواهی بود؟ یعنی تو بر او مسلط و چیره نیستی، بلکه فقط بیم دهنده هستی، و تو وظیفهات را انجام دادهای، و حساب آنان با خداست.
(44) سپس خداوند متعال بر گمراهی بزرگِ آنها تاکید نمود، و فرمود: آنها عقل و گوش ندارند. و آنها را در گمراه بودن، به چهارپایان تشبیه کرد که جز صدا چیزی نمیشنوند. کر و لال و کور هستند، و باز نمیگردند. بلکه آنها از چهارپایان گمراهترند؛ زیرا چهارپایان را چوپانشان هدایت مینماید، و چهارپایان راه را مییابند، و راه هلاکت و نابودی خود را میدانند، و از آن پرهیز مینمایند، و سرانجامِ سالمتر و نیکوتری از اینها خواهند داشت. پس روشن شد کسی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را به گمراهی متهم نماید، خودش بیشتر سزاوار این صفت است، و هر حیوان زبان بستهای از او راهیابتر است.
الفرقان 25:45
أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا آيا در [كار] پروردگارت ننگريستهاي كه چگونه سايه را گسترانيده است؟ و اگر ميخواست آن را ساكن ميكرد، سپس خورشيد را دليل [گسترش] آن قرار داديم. ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا سپس آن را آهسته به سوي خود باز ميگيريم.
(45 - 46) آیا با چشم و بینش و بصیرتِ خود، کمال قدرت پروردگارت و گستردگیِ رحمت او را مشاهده نکردهای، که چگونه سایه را بر بندگان گسترانده است؟ و این قبل از طلوع خورشید است، (﴿ثُمَّ جَعَلۡنَا ٱلشَّمۡسَ عَلَيۡهِ دَلِيلٗا﴾) سپس خورشید را دلیلِ گسترشِ سایه قرار دادیم. پس اگر خورشید نبود، سایه شناخته نمیشد؛ زیرا هر چیزی، با ضدش شناخته میشود. (﴿ثُمَّ قَبَضۡنَٰهُ إِلَيۡنَا قَبۡضٗا يَسِيرٗا﴾) سپس هر اندازه خورشید بلند شود، اندک اندک از سایه کاسته گردد، تا اینکه کاملاً از بین میرود. بنابراین به دنبال هم آمدن سایه و خورشید، به گونهای که مردم آن را به صورت آشکار مشاهده میکنند، و آنچه که بر این امر مترتب میشود، از قبیل: دگرگونی شب و روز و در پیِ یکدیگر آمدنِ آنها، و پشت سرِ هم آمدنِ فصلها و به دست آمدن مصالح فراوانی در این رهگذر، دال بر کمالِ قدرت و عظمتِ خداوند متعال و کمالِ رحمت او و توجه وی به بندگانش میباشد. و دلیلی است بر اینکه تنها او، معبود مورد ستایش و محبوبِ بزرگوار و دارای شکوه و عظمت میباشد.
الفرقان 25:46
أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا آيا در [كار] پروردگارت ننگريستهاي كه چگونه سايه را گسترانيده است؟ و اگر ميخواست آن را ساكن ميكرد، سپس خورشيد را دليل [گسترش] آن قرار داديم. ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا سپس آن را آهسته به سوي خود باز ميگيريم.
(45 - 46) آیا با چشم و بینش و بصیرتِ خود، کمال قدرت پروردگارت و گستردگیِ رحمت او را مشاهده نکردهای، که چگونه سایه را بر بندگان گسترانده است؟ و این قبل از طلوع خورشید است، (﴿ثُمَّ جَعَلۡنَا ٱلشَّمۡسَ عَلَيۡهِ دَلِيلٗا﴾) سپس خورشید را دلیلِ گسترشِ سایه قرار دادیم. پس اگر خورشید نبود، سایه شناخته نمیشد؛ زیرا هر چیزی، با ضدش شناخته میشود. (﴿ثُمَّ قَبَضۡنَٰهُ إِلَيۡنَا قَبۡضٗا يَسِيرٗا﴾) سپس هر اندازه خورشید بلند شود، اندک اندک از سایه کاسته گردد، تا اینکه کاملاً از بین میرود. بنابراین به دنبال هم آمدن سایه و خورشید، به گونهای که مردم آن را به صورت آشکار مشاهده میکنند، و آنچه که بر این امر مترتب میشود، از قبیل: دگرگونی شب و روز و در پیِ یکدیگر آمدنِ آنها، و پشت سرِ هم آمدنِ فصلها و به دست آمدن مصالح فراوانی در این رهگذر، دال بر کمالِ قدرت و عظمتِ خداوند متعال و کمالِ رحمت او و توجه وی به بندگانش میباشد. و دلیلی است بر اینکه تنها او، معبود مورد ستایش و محبوبِ بزرگوار و دارای شکوه و عظمت میباشد.
الفرقان 25:47
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا و اوست ذاتي كه شب را برايتان پوشش، و خواب را ماية آسايش گرداند، و روز را [هنگام] برخاستن قرار داد.از جمله رحمت و لطف خداوند نسبت به شما اين است كه شب را همچون پوششي برايتان قرار داده كه شما را ميپوشاند، تا در آن آرام گيريد و به خواب فرو رفته و بياسايد، و به هنگام خواب از حركت باز ايستيد. پس اگر شب نبود بندگان آرام نميگرفتند، و به كارشان ادامه ميدادند و اين برايشان بسيار زيانآور بود. نيز اگر تاريكي ادامه مييافت زندگي و مصالح آنها تعطيل ميشد، اما خداوند روز را زمان بيداري و برخاستن و جنبش قرارداد تا مردم در آن به تجارت و سفر در كارهايشان بپردازند و با اين كار منافع و مصالحشان تحقق يابد.
(47) از جمله رحمت و لطف خداوند نسبت به شما، این است که شب را همچون پوششی برایتان قرار داده که شما را میپوشاند، تا در آن آرام گیرید و به خواب فرو رفته و بیاسایید؛ و به هنگام خواب، از حرکت بازایستید. پس اگر شب نبود، بندگان آرام نمیگرفتند، و به کارشان ادامه میدادند، و این برایشان بسیار زیان آور بود. نیز اگر تاریکی ادامه مییافت، زندگی و مصالح آنها تعطیل میشد. اما خداوند روز را، زمان بیداری و برخاستن و جنبش قرار داد تا مردم در آن به تجارت و سفر و کارهایشان بپردازند، و با این کار منافع و مصالحشان تحقق یابد.
الفرقان 25:48
وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا و اوست ذاتي كه پيش از رحمتش [=باران] بادها را مژدهآور فرستاد، و از آسماني آبي پاك نازل كرديم. لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا تا با آن [آب] سرزمين مردهاي را زنده گردانيم، و چهارپايان و مردمان بسياري را كه آفريدهايم بنوشانيم. وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا و به راستي آن [باران] را در ميانشان گوناگون نازل كرديم تا پند گيرند، و بيشتر مردمان جز سر ناسپاسي نداشتند.
(48 - 49) تنها اوست ذاتی که بر بندگانش رحم نموده، و روزی خویش را، فراوان به سوی آنها گسیل داشته است، و بادها را، پیش از باران رحمتش، به عنوان مژده رسانهایِ پیشقراول میفرستد. و ابرها به وسیلۀ این بادها حرکت میکنند، و به هم میپیوندند، و به قطعهها تبدیل میشوند. و بادها آن را بارور میکنند، و به حکم پروردگار، باران میبارد تا بندگان قبل از باریدنش خوشحال شوند، و برای آن آمادگی پیدا کنند، قبل از اینکه ناگهان آنها را غافلگیر کند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ طَهُورٗا﴾) و از آسمان، آبی پاک نازل کردیم، که از آلودگی و نجاست پاک بوده و دارای برکت است. از برکتِ آن، این است که خداوند به وسیلۀ آن، سرزمین مرده و خشکی را آباد و زنده مینماید، و آنگاه انواع درختان و گیاهان گوناگون -که مردم و چهارپایان از آن میخورند- در آن میروید. (﴿وَنُسۡقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقۡنَآ أَنۡعَٰمٗا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرٗا﴾) و آن آب را برای نوشیدن در اختیار شما و چهارپایانتان قرار دادهایم. آیا کسی که بادها را، مژدهرسانِ رحمت خویش فرستاده، و کارهای متفاوتی را به آنها واگذار نموده، و ازآسمان، آبی پاک و مبارک فرو فرستاده تا با آن روزی بندگان و چهارپایانشان فراهم شود، شایسته نیست که فقط او پرستش شود، و کسی را با او شریک قرار نداد؟!
(50) خداوند آیات و نشانههایی آشکار را -که با چشم مشاهده میشوند- بیان کرد، و آن را به صورتهای گوناگون برای بندگان ابراز داشت تا آن را بفهمند و سپاس آن را به جای آورند، و یاد کنند، و از آن پند پذیرند، با وجود این، (﴿فَأَبَىٰٓ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورٗا﴾) بیشتر مردمان -به خاطر فساد اخلاق و سرشت ناپاکشان- در برابر آن، جز کفر و ناسپاسی از خود نشان نمیدهند.
الفرقان 25:49
وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا و اوست ذاتي كه پيش از رحمتش [=باران] بادها را مژدهآور فرستاد، و از آسماني آبي پاك نازل كرديم. لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا تا با آن [آب] سرزمين مردهاي را زنده گردانيم، و چهارپايان و مردمان بسياري را كه آفريدهايم بنوشانيم. وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا و به راستي آن [باران] را در ميانشان گوناگون نازل كرديم تا پند گيرند، و بيشتر مردمان جز سر ناسپاسي نداشتند.
(48 - 49) تنها اوست ذاتی که بر بندگانش رحم نموده، و روزی خویش را، فراوان به سوی آنها گسیل داشته است، و بادها را، پیش از باران رحمتش، به عنوان مژده رسانهایِ پیشقراول میفرستد. و ابرها به وسیلۀ این بادها حرکت میکنند، و به هم میپیوندند، و به قطعهها تبدیل میشوند. و بادها آن را بارور میکنند، و به حکم پروردگار، باران میبارد تا بندگان قبل از باریدنش خوشحال شوند، و برای آن آمادگی پیدا کنند، قبل از اینکه ناگهان آنها را غافلگیر کند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ طَهُورٗا﴾) و از آسمان، آبی پاک نازل کردیم، که از آلودگی و نجاست پاک بوده و دارای برکت است. از برکتِ آن، این است که خداوند به وسیلۀ آن، سرزمین مرده و خشکی را آباد و زنده مینماید، و آنگاه انواع درختان و گیاهان گوناگون -که مردم و چهارپایان از آن میخورند- در آن میروید. (﴿وَنُسۡقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقۡنَآ أَنۡعَٰمٗا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرٗا﴾) و آن آب را برای نوشیدن در اختیار شما و چهارپایانتان قرار دادهایم. آیا کسی که بادها را، مژدهرسانِ رحمت خویش فرستاده، و کارهای متفاوتی را به آنها واگذار نموده، و ازآسمان، آبی پاک و مبارک فرو فرستاده تا با آن روزی بندگان و چهارپایانشان فراهم شود، شایسته نیست که فقط او پرستش شود، و کسی را با او شریک قرار نداد؟!
(50) خداوند آیات و نشانههایی آشکار را -که با چشم مشاهده میشوند- بیان کرد، و آن را به صورتهای گوناگون برای بندگان ابراز داشت تا آن را بفهمند و سپاس آن را به جای آورند، و یاد کنند، و از آن پند پذیرند، با وجود این، (﴿فَأَبَىٰٓ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورٗا﴾) بیشتر مردمان -به خاطر فساد اخلاق و سرشت ناپاکشان- در برابر آن، جز کفر و ناسپاسی از خود نشان نمیدهند.
الفرقان 25:50
وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا و اوست ذاتي كه پيش از رحمتش [=باران] بادها را مژدهآور فرستاد، و از آسماني آبي پاك نازل كرديم. لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا تا با آن [آب] سرزمين مردهاي را زنده گردانيم، و چهارپايان و مردمان بسياري را كه آفريدهايم بنوشانيم. وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا و به راستي آن [باران] را در ميانشان گوناگون نازل كرديم تا پند گيرند، و بيشتر مردمان جز سر ناسپاسي نداشتند.
(48 - 49) تنها اوست ذاتی که بر بندگانش رحم نموده، و روزی خویش را، فراوان به سوی آنها گسیل داشته است، و بادها را، پیش از باران رحمتش، به عنوان مژده رسانهایِ پیشقراول میفرستد. و ابرها به وسیلۀ این بادها حرکت میکنند، و به هم میپیوندند، و به قطعهها تبدیل میشوند. و بادها آن را بارور میکنند، و به حکم پروردگار، باران میبارد تا بندگان قبل از باریدنش خوشحال شوند، و برای آن آمادگی پیدا کنند، قبل از اینکه ناگهان آنها را غافلگیر کند. (﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ طَهُورٗا﴾) و از آسمان، آبی پاک نازل کردیم، که از آلودگی و نجاست پاک بوده و دارای برکت است. از برکتِ آن، این است که خداوند به وسیلۀ آن، سرزمین مرده و خشکی را آباد و زنده مینماید، و آنگاه انواع درختان و گیاهان گوناگون -که مردم و چهارپایان از آن میخورند- در آن میروید. (﴿وَنُسۡقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقۡنَآ أَنۡعَٰمٗا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرٗا﴾) و آن آب را برای نوشیدن در اختیار شما و چهارپایانتان قرار دادهایم. آیا کسی که بادها را، مژدهرسانِ رحمت خویش فرستاده، و کارهای متفاوتی را به آنها واگذار نموده، و ازآسمان، آبی پاک و مبارک فرو فرستاده تا با آن روزی بندگان و چهارپایانشان فراهم شود، شایسته نیست که فقط او پرستش شود، و کسی را با او شریک قرار نداد؟!
(50) خداوند آیات و نشانههایی آشکار را -که با چشم مشاهده میشوند- بیان کرد، و آن را به صورتهای گوناگون برای بندگان ابراز داشت تا آن را بفهمند و سپاس آن را به جای آورند، و یاد کنند، و از آن پند پذیرند، با وجود این، (﴿فَأَبَىٰٓ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورٗا﴾) بیشتر مردمان -به خاطر فساد اخلاق و سرشت ناپاکشان- در برابر آن، جز کفر و ناسپاسی از خود نشان نمیدهند.
الفرقان 25:51
وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا و اگر ميخواستيم در هر شهر و آبادي بيم دهندهاي ميفرستاديم. فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا پس، از كافران فرمان مبر، و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز.
(51) خداوند متعال از نفوذ مشیّت و خواست خود خبر میدهد، و اینکه اگر او میخواست، در هر شهر و آبادی، بیم دهنده و پیامبری را میفرستاد تا اهالی آنجا را بیم دهد. خدا از انجام چنین چیزی ناتوان نیست، اما ای محمد! حکمت و رحمت او نسبت به تو و به بندگان اقتضا نمود تا تو را به عنوان پیامبر، به سوی سیاه و سرخ، عرب و عجم و انسان و جن بفرستد.
(52) (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و برای ترک کردن چیزی که بدان فرستاده شدهای، از کافران اطاعت مکن، بلکه تمام تلاش خود را، برای رساندنِ آن پیام مبذول دار، (﴿وَجَٰهِدۡهُم بِهِۦ جِهَادٗا كَبِيرٗا﴾) و با قرآن، با آنان به جهادی بزرگ بپرداز؛ یعنی در یاری کردن حق، و نابود کردن باطل، از هیچ کوششی دریغ نورز، و تمامی توانایی و کوشش خود را، برای یاری کردن حق، مبذول بدار. اگر تکذیب و گستاخی از آنها سر زد، پس تو تلاش خود را بکن؛ و آنچه را در توان داری، انجام بده؛ و از هدایت شدن آنها ناامید مشو؛ و بهخاطر خواستهها و امیال آنان، تبلیغ رسالت خدا را ترک مکن.
الفرقان 25:52
وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا و اگر ميخواستيم در هر شهر و آبادي بيم دهندهاي ميفرستاديم. فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا پس، از كافران فرمان مبر، و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز.
(51) خداوند متعال از نفوذ مشیّت و خواست خود خبر میدهد، و اینکه اگر او میخواست، در هر شهر و آبادی، بیم دهنده و پیامبری را میفرستاد تا اهالی آنجا را بیم دهد. خدا از انجام چنین چیزی ناتوان نیست، اما ای محمد! حکمت و رحمت او نسبت به تو و به بندگان اقتضا نمود تا تو را به عنوان پیامبر، به سوی سیاه و سرخ، عرب و عجم و انسان و جن بفرستد.
(52) (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و برای ترک کردن چیزی که بدان فرستاده شدهای، از کافران اطاعت مکن، بلکه تمام تلاش خود را، برای رساندنِ آن پیام مبذول دار، (﴿وَجَٰهِدۡهُم بِهِۦ جِهَادٗا كَبِيرٗا﴾) و با قرآن، با آنان به جهادی بزرگ بپرداز؛ یعنی در یاری کردن حق، و نابود کردن باطل، از هیچ کوششی دریغ نورز، و تمامی توانایی و کوشش خود را، برای یاری کردن حق، مبذول بدار. اگر تکذیب و گستاخی از آنها سر زد، پس تو تلاش خود را بکن؛ و آنچه را در توان داری، انجام بده؛ و از هدایت شدن آنها ناامید مشو؛ و بهخاطر خواستهها و امیال آنان، تبلیغ رسالت خدا را ترک مکن.
الفرقان 25:53
وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا و او ذاتي است كه دو دريا را در كنار هم روان ساخت؛ يكي شيرين و گوارا، و ديگري شور و تلخ است. و در ميان آن دو جايز و مانع استواري قرار داد.
(53) اوست که دو دریا را در کنار هم روان ساخت، بدون اینکه با هم برخورد کنند. یکی شیرین و گوارا است؛ و آن رودهایی است که روی زمین رواناند، و دیگری دریای شور است. و خداوند هردو را به نفع و مصلحت بندگان قرار داده است. (﴿وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا﴾) و میان آن دو، حاجز و مانعی قرار داده که از مخلوط شدن یکی با دیگر جلوگیری مینماید؛ چون اگر مخلوط شوند، فایدهای که مورد نظر است، از بین خواهد رفت. (﴿وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا﴾) و مانعی محکم و استوار [میان آن دو قرار داده است].
الفرقان 25:54
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا و او ذاتي است كه از آب انساني را افريد، آنگاه آن را براي پيوند نسبي و سببي قرارداد، و پروردگارت تواناست.
(54) او خدای یگانهای است که شریکی ندارد؛ ذاتی که انسان را از آبی بیارزش آفرید، سپس از او نسل زیادی را منتشر کرد، و آنها را خویشاوند و فامیل قرار داد، و مادۀ همه، از این آب پست است. پس این بر کمالِ قدرت و توانایی خداوند دلالت مینماید. (﴿وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرٗا﴾) و پروردگارت تواناست. و پرستش او حق است، و عبادتِ غیر او باطل میباشد.
الفرقان 25:55
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيرًا و به غير از خداوند چيزي را ميپرستند كه به آنان سودي نميبخشد، و زياني به آنان نميرساند و كافر پيوسته در راه سركشي از پروردگارش [ديگران را] پشتيباني ميكند.
(55) (﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمۡ وَلَا يَضُرُّهُمۡ﴾) و آنها بتها و مردگانی را عبادت مینمایند که سود و زیانی به آنان نمیرسانند؛ و این بتها و مردهها را، همتای خداوندی قرار میدهند که صاحب سود و زیان و منع و عطا است. و با اینکه میبایست از رهنمودهای پروردگارشان اطاعت کنند، و از دین او دفاع نمایند، اما آنها عکس قضیه را انجام دادند. (﴿وَكَانَ ٱلۡكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرٗا﴾) پس باطل که بتها و انبازها هستند، دشمن خدا میباشند، و کافر که به کمک و پشتیبانی آنها میشتابد، خودش نیز دشمن خدا قرار میگیرد، و به دشمنی و جنگ با او برمیخیزد. این در صورتی است که خداوند او را آفریده، و روزی داده، و نعمتهای ظاهری و باطنی را بدو بخشیده است، و نمیتواند از قلمرو فرمانروایی و قدرت او بیرون رود. با این وصف، خداوند احسان و نیکی خویش را از او قطع ننموده است، اما او ـ به سبب نادانیاش ـ به این دشمنی و مبارزه ادامه میدهد.
الفرقان 25:56
مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و تو را جز مژدهرسان و بيم دهنده نفرستادهايم. قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا بگو:«من در برابر [ابلاغ] اين [قرآن] هيچ مزدي از شما نميطلبم، ولي [پاداش من اين است كه] هر كس بخواهد به سوي پروردگارش راهي را در پيش گيرد. وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا و بر خداوندي توكل كن كه هميشه زنده است و هرگز نميميرد، و با ستايش او را [به پاكي] يادكن. و همين كه او به گناهان آگاه ميباشد بس است. الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ذاتي كه آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز آفريده، سپس بر عرش بلند و مرتفع گرديد. او داراي رحمت فراوان است، پس از فرد آگاهي بپرس. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا و هنگامي كه به كافران گفته شود: «براي خداوند رحمان سجده كنيم» ميگويند: «رحمان كسيت؟ ايا ما براي چيزي سجده كنيم كه تو به ما دستور ميدهي؟ و اين امر بر گريز آنان افزود.
(56) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است تا بر مردمان چیره و مسلط باشد، و او را فرشتهای قرار نداده است، و خزانه و گنجینهها در دست او نیست؛ بلکه او را فرستاده تا به مردم مژده دهد؛ و کسانی را که از خداوند فرمان میبرند، به پاداش هر دو جهان نوید دهد، (﴿وَنَذِيرٗا﴾) و او را فرستاده است تا بیم دهنده باشد؛ و هرکس را که از خدا نافرمانی کند، به عذاب هر دو جهان بیم بدهد. و این مستلزم آن است که اوامر و نواهی خدا به طور روشن بیان شوند.
(57) و تو ای محمد صلی الله علیه وسلم ! در مقابل رساندن قرآن و هدایت به آنها، پاداشی از آنان نخواه؛ تا این چیز، آنها را از پیروی کردن از تو باز ندارد، و در دادن آن دچار سختی نشوند. (﴿إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾) مگر کسی که خواست در راه خشنودی پروردگارش نفقهای ببخشد. پس اگرچه من شما را به آن تشویق میکنم، اما شما را برآن مجبور نمیسازم. و نیز پاداش من بر شما نیست، بلکه آنچه انفاق میکنید، به مصلحت خودتان بوده، و راهی است که برای رسیدن به پروردگارتان در پیش میگیرید.
(58) سپس پیامبر را دستور داد تا بر او توکل نماید، و از وی کمک بگیرد. پس فرمود: (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و بر خداوند زندهای که دارای حیات کامل و مطلق است، و هرگز نمیمیرد، توکل کن؛ و با ستایش، او را به پاکی یاد کن؛ یعنی او را بپرست، و در همۀ کارهایت بر او توکل نما. (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا﴾) و همین کافی است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است، و آن را میداند، و آنان را بر آن مجازات مینماید.
(59) پس بر تو واجب نیست که آنها را هدایت نمایی، و نیز ثبت و ضبط کارهایشان بر عهده تو نمیباشد. بلکه همۀ اینها به دست خداوند است، (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) خداوندی که آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست، در شش روز آفرید، سپس بر بالای عرش خود استوا یافت؛ عرشی که سقف همۀ مخلوقات بوده، و از همۀ آفریدههای الهی بلندتر و بزرگتر و زیباتر است.(﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) خداوند مهربان بر عرش خود بلند و مرتفع گردید؛ عرشی که آسمانها و زمین را دربر گرفته است. و رحمت خداوند هر چیزی را دربر گرفته است. پس او با داشتن گستردهترین صفات، بر بزرگترین مخلوقات، بلند و مرتفع گردید. و با این آیه ثابت میشود که او مخلوقات را آفریده، و از درون و برون آنها آگاهی دارد. نیز مرتفع نمودن او بر عرش، و متفاوت بودنِ او از مخلوقاتش، و متصل نبودنش به آنان ثابت میگردد. (﴿فَسَۡٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا﴾) پس در این باره از خداوند بپرس؛ چون اوست که اوصاف و عظمت و شکوه خویش را میداند، و شما را به آن خبر داده است، و از عظمت خویش، چیزهایی به شما نشان داده که شناخت او را برایتان آسانتر میسازد. پس عارفان او را شناخته، و در برابر عظمتش سر فرود آوردهاند. و کافران از عبادت او سر باز زدند، و امتناع ورزیدند. بنابراین فرمود:
(60) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواۡۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَال﴾) و هنگامی که به آنها گفته شود تنها برای خداوند رحمان سجده کنید؛ خداوندی که هر نعمتی را به شما ارزانی داشته، و همۀ بدبختیها را از شما دور کرده است، (﴿قَالُواۡ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) از روی انکار و کفر میگویند: ما خداوند رحمان را نمیشناسیم. و ازجمله طعنههایی که به پیامبر میزدند، این بود که میگفتند: او ما را از گرفتن معبودانی دیگر به همراه خدا باز میدارد؛ در حالی که خودش خدایی دیگر به همراه خدا به فریاد میخواند، و میگوید «یا رحمان» و امثال این. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قُلِ ٱدۡعُواۡ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواۡ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواۡ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا رحمان را بخوانید، به هر نامی او را بخوانید، فرق نمیکند؛ چرا که او دارای نامهای نیکوست. پس نامهای خداوند زیادند، چون صفتهای او زیادند، و کمال او متعدد است. پس هر یک از نامهای او، بر صفت کمالی دلالت مینماید. (﴿أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا﴾) آیا به فرمان تو، برای کسی غیر از معبودان خود، سجده کنیم؟ و این سخن آنها، مبتنی بر تکذیب پیامبر، و سر باز زدنشان از طاعت او بود. (﴿وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا﴾) و دعوتِ آنها به سجده بردن برای خداوند رحمان، بر گریز آنها ازحق، و شتافتن به سوی باطل، و بر کفر و بدبختیشان میافزود.
الفرقان 25:57
مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و تو را جز مژدهرسان و بيم دهنده نفرستادهايم. قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا بگو:«من در برابر [ابلاغ] اين [قرآن] هيچ مزدي از شما نميطلبم، ولي [پاداش من اين است كه] هر كس بخواهد به سوي پروردگارش راهي را در پيش گيرد. وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا و بر خداوندي توكل كن كه هميشه زنده است و هرگز نميميرد، و با ستايش او را [به پاكي] يادكن. و همين كه او به گناهان آگاه ميباشد بس است. الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ذاتي كه آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز آفريده، سپس بر عرش بلند و مرتفع گرديد. او داراي رحمت فراوان است، پس از فرد آگاهي بپرس. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا و هنگامي كه به كافران گفته شود: «براي خداوند رحمان سجده كنيم» ميگويند: «رحمان كسيت؟ ايا ما براي چيزي سجده كنيم كه تو به ما دستور ميدهي؟ و اين امر بر گريز آنان افزود.
(56) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است تا بر مردمان چیره و مسلط باشد، و او را فرشتهای قرار نداده است، و خزانه و گنجینهها در دست او نیست؛ بلکه او را فرستاده تا به مردم مژده دهد؛ و کسانی را که از خداوند فرمان میبرند، به پاداش هر دو جهان نوید دهد، (﴿وَنَذِيرٗا﴾) و او را فرستاده است تا بیم دهنده باشد؛ و هرکس را که از خدا نافرمانی کند، به عذاب هر دو جهان بیم بدهد. و این مستلزم آن است که اوامر و نواهی خدا به طور روشن بیان شوند.
(57) و تو ای محمد صلی الله علیه وسلم ! در مقابل رساندن قرآن و هدایت به آنها، پاداشی از آنان نخواه؛ تا این چیز، آنها را از پیروی کردن از تو باز ندارد، و در دادن آن دچار سختی نشوند. (﴿إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾) مگر کسی که خواست در راه خشنودی پروردگارش نفقهای ببخشد. پس اگرچه من شما را به آن تشویق میکنم، اما شما را برآن مجبور نمیسازم. و نیز پاداش من بر شما نیست، بلکه آنچه انفاق میکنید، به مصلحت خودتان بوده، و راهی است که برای رسیدن به پروردگارتان در پیش میگیرید.
(58) سپس پیامبر را دستور داد تا بر او توکل نماید، و از وی کمک بگیرد. پس فرمود: (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و بر خداوند زندهای که دارای حیات کامل و مطلق است، و هرگز نمیمیرد، توکل کن؛ و با ستایش، او را به پاکی یاد کن؛ یعنی او را بپرست، و در همۀ کارهایت بر او توکل نما. (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا﴾) و همین کافی است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است، و آن را میداند، و آنان را بر آن مجازات مینماید.
(59) پس بر تو واجب نیست که آنها را هدایت نمایی، و نیز ثبت و ضبط کارهایشان بر عهده تو نمیباشد. بلکه همۀ اینها به دست خداوند است، (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) خداوندی که آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست، در شش روز آفرید، سپس بر بالای عرش خود استوا یافت؛ عرشی که سقف همۀ مخلوقات بوده، و از همۀ آفریدههای الهی بلندتر و بزرگتر و زیباتر است.(﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) خداوند مهربان بر عرش خود بلند و مرتفع گردید؛ عرشی که آسمانها و زمین را دربر گرفته است. و رحمت خداوند هر چیزی را دربر گرفته است. پس او با داشتن گستردهترین صفات، بر بزرگترین مخلوقات، بلند و مرتفع گردید. و با این آیه ثابت میشود که او مخلوقات را آفریده، و از درون و برون آنها آگاهی دارد. نیز مرتفع نمودن او بر عرش، و متفاوت بودنِ او از مخلوقاتش، و متصل نبودنش به آنان ثابت میگردد. (﴿فَسَۡٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا﴾) پس در این باره از خداوند بپرس؛ چون اوست که اوصاف و عظمت و شکوه خویش را میداند، و شما را به آن خبر داده است، و از عظمت خویش، چیزهایی به شما نشان داده که شناخت او را برایتان آسانتر میسازد. پس عارفان او را شناخته، و در برابر عظمتش سر فرود آوردهاند. و کافران از عبادت او سر باز زدند، و امتناع ورزیدند. بنابراین فرمود:
(60) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواۡۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَال﴾) و هنگامی که به آنها گفته شود تنها برای خداوند رحمان سجده کنید؛ خداوندی که هر نعمتی را به شما ارزانی داشته، و همۀ بدبختیها را از شما دور کرده است، (﴿قَالُواۡ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) از روی انکار و کفر میگویند: ما خداوند رحمان را نمیشناسیم. و ازجمله طعنههایی که به پیامبر میزدند، این بود که میگفتند: او ما را از گرفتن معبودانی دیگر به همراه خدا باز میدارد؛ در حالی که خودش خدایی دیگر به همراه خدا به فریاد میخواند، و میگوید «یا رحمان» و امثال این. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قُلِ ٱدۡعُواۡ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواۡ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواۡ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا رحمان را بخوانید، به هر نامی او را بخوانید، فرق نمیکند؛ چرا که او دارای نامهای نیکوست. پس نامهای خداوند زیادند، چون صفتهای او زیادند، و کمال او متعدد است. پس هر یک از نامهای او، بر صفت کمالی دلالت مینماید. (﴿أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا﴾) آیا به فرمان تو، برای کسی غیر از معبودان خود، سجده کنیم؟ و این سخن آنها، مبتنی بر تکذیب پیامبر، و سر باز زدنشان از طاعت او بود. (﴿وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا﴾) و دعوتِ آنها به سجده بردن برای خداوند رحمان، بر گریز آنها ازحق، و شتافتن به سوی باطل، و بر کفر و بدبختیشان میافزود.
الفرقان 25:58
مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و تو را جز مژدهرسان و بيم دهنده نفرستادهايم. قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا بگو:«من در برابر [ابلاغ] اين [قرآن] هيچ مزدي از شما نميطلبم، ولي [پاداش من اين است كه] هر كس بخواهد به سوي پروردگارش راهي را در پيش گيرد. وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا و بر خداوندي توكل كن كه هميشه زنده است و هرگز نميميرد، و با ستايش او را [به پاكي] يادكن. و همين كه او به گناهان آگاه ميباشد بس است. الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ذاتي كه آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز آفريده، سپس بر عرش بلند و مرتفع گرديد. او داراي رحمت فراوان است، پس از فرد آگاهي بپرس. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا و هنگامي كه به كافران گفته شود: «براي خداوند رحمان سجده كنيم» ميگويند: «رحمان كسيت؟ ايا ما براي چيزي سجده كنيم كه تو به ما دستور ميدهي؟ و اين امر بر گريز آنان افزود.
(56) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است تا بر مردمان چیره و مسلط باشد، و او را فرشتهای قرار نداده است، و خزانه و گنجینهها در دست او نیست؛ بلکه او را فرستاده تا به مردم مژده دهد؛ و کسانی را که از خداوند فرمان میبرند، به پاداش هر دو جهان نوید دهد، (﴿وَنَذِيرٗا﴾) و او را فرستاده است تا بیم دهنده باشد؛ و هرکس را که از خدا نافرمانی کند، به عذاب هر دو جهان بیم بدهد. و این مستلزم آن است که اوامر و نواهی خدا به طور روشن بیان شوند.
(57) و تو ای محمد صلی الله علیه وسلم ! در مقابل رساندن قرآن و هدایت به آنها، پاداشی از آنان نخواه؛ تا این چیز، آنها را از پیروی کردن از تو باز ندارد، و در دادن آن دچار سختی نشوند. (﴿إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾) مگر کسی که خواست در راه خشنودی پروردگارش نفقهای ببخشد. پس اگرچه من شما را به آن تشویق میکنم، اما شما را برآن مجبور نمیسازم. و نیز پاداش من بر شما نیست، بلکه آنچه انفاق میکنید، به مصلحت خودتان بوده، و راهی است که برای رسیدن به پروردگارتان در پیش میگیرید.
(58) سپس پیامبر را دستور داد تا بر او توکل نماید، و از وی کمک بگیرد. پس فرمود: (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و بر خداوند زندهای که دارای حیات کامل و مطلق است، و هرگز نمیمیرد، توکل کن؛ و با ستایش، او را به پاکی یاد کن؛ یعنی او را بپرست، و در همۀ کارهایت بر او توکل نما. (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا﴾) و همین کافی است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است، و آن را میداند، و آنان را بر آن مجازات مینماید.
(59) پس بر تو واجب نیست که آنها را هدایت نمایی، و نیز ثبت و ضبط کارهایشان بر عهده تو نمیباشد. بلکه همۀ اینها به دست خداوند است، (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) خداوندی که آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست، در شش روز آفرید، سپس بر بالای عرش خود استوا یافت؛ عرشی که سقف همۀ مخلوقات بوده، و از همۀ آفریدههای الهی بلندتر و بزرگتر و زیباتر است.(﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) خداوند مهربان بر عرش خود بلند و مرتفع گردید؛ عرشی که آسمانها و زمین را دربر گرفته است. و رحمت خداوند هر چیزی را دربر گرفته است. پس او با داشتن گستردهترین صفات، بر بزرگترین مخلوقات، بلند و مرتفع گردید. و با این آیه ثابت میشود که او مخلوقات را آفریده، و از درون و برون آنها آگاهی دارد. نیز مرتفع نمودن او بر عرش، و متفاوت بودنِ او از مخلوقاتش، و متصل نبودنش به آنان ثابت میگردد. (﴿فَسَۡٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا﴾) پس در این باره از خداوند بپرس؛ چون اوست که اوصاف و عظمت و شکوه خویش را میداند، و شما را به آن خبر داده است، و از عظمت خویش، چیزهایی به شما نشان داده که شناخت او را برایتان آسانتر میسازد. پس عارفان او را شناخته، و در برابر عظمتش سر فرود آوردهاند. و کافران از عبادت او سر باز زدند، و امتناع ورزیدند. بنابراین فرمود:
(60) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواۡۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَال﴾) و هنگامی که به آنها گفته شود تنها برای خداوند رحمان سجده کنید؛ خداوندی که هر نعمتی را به شما ارزانی داشته، و همۀ بدبختیها را از شما دور کرده است، (﴿قَالُواۡ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) از روی انکار و کفر میگویند: ما خداوند رحمان را نمیشناسیم. و ازجمله طعنههایی که به پیامبر میزدند، این بود که میگفتند: او ما را از گرفتن معبودانی دیگر به همراه خدا باز میدارد؛ در حالی که خودش خدایی دیگر به همراه خدا به فریاد میخواند، و میگوید «یا رحمان» و امثال این. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قُلِ ٱدۡعُواۡ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواۡ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواۡ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا رحمان را بخوانید، به هر نامی او را بخوانید، فرق نمیکند؛ چرا که او دارای نامهای نیکوست. پس نامهای خداوند زیادند، چون صفتهای او زیادند، و کمال او متعدد است. پس هر یک از نامهای او، بر صفت کمالی دلالت مینماید. (﴿أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا﴾) آیا به فرمان تو، برای کسی غیر از معبودان خود، سجده کنیم؟ و این سخن آنها، مبتنی بر تکذیب پیامبر، و سر باز زدنشان از طاعت او بود. (﴿وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا﴾) و دعوتِ آنها به سجده بردن برای خداوند رحمان، بر گریز آنها ازحق، و شتافتن به سوی باطل، و بر کفر و بدبختیشان میافزود.
الفرقان 25:59
مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و تو را جز مژدهرسان و بيم دهنده نفرستادهايم. قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا بگو:«من در برابر [ابلاغ] اين [قرآن] هيچ مزدي از شما نميطلبم، ولي [پاداش من اين است كه] هر كس بخواهد به سوي پروردگارش راهي را در پيش گيرد. وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا و بر خداوندي توكل كن كه هميشه زنده است و هرگز نميميرد، و با ستايش او را [به پاكي] يادكن. و همين كه او به گناهان آگاه ميباشد بس است. الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ذاتي كه آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز آفريده، سپس بر عرش بلند و مرتفع گرديد. او داراي رحمت فراوان است، پس از فرد آگاهي بپرس. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا و هنگامي كه به كافران گفته شود: «براي خداوند رحمان سجده كنيم» ميگويند: «رحمان كسيت؟ ايا ما براي چيزي سجده كنيم كه تو به ما دستور ميدهي؟ و اين امر بر گريز آنان افزود.
(56) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است تا بر مردمان چیره و مسلط باشد، و او را فرشتهای قرار نداده است، و خزانه و گنجینهها در دست او نیست؛ بلکه او را فرستاده تا به مردم مژده دهد؛ و کسانی را که از خداوند فرمان میبرند، به پاداش هر دو جهان نوید دهد، (﴿وَنَذِيرٗا﴾) و او را فرستاده است تا بیم دهنده باشد؛ و هرکس را که از خدا نافرمانی کند، به عذاب هر دو جهان بیم بدهد. و این مستلزم آن است که اوامر و نواهی خدا به طور روشن بیان شوند.
(57) و تو ای محمد صلی الله علیه وسلم ! در مقابل رساندن قرآن و هدایت به آنها، پاداشی از آنان نخواه؛ تا این چیز، آنها را از پیروی کردن از تو باز ندارد، و در دادن آن دچار سختی نشوند. (﴿إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾) مگر کسی که خواست در راه خشنودی پروردگارش نفقهای ببخشد. پس اگرچه من شما را به آن تشویق میکنم، اما شما را برآن مجبور نمیسازم. و نیز پاداش من بر شما نیست، بلکه آنچه انفاق میکنید، به مصلحت خودتان بوده، و راهی است که برای رسیدن به پروردگارتان در پیش میگیرید.
(58) سپس پیامبر را دستور داد تا بر او توکل نماید، و از وی کمک بگیرد. پس فرمود: (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و بر خداوند زندهای که دارای حیات کامل و مطلق است، و هرگز نمیمیرد، توکل کن؛ و با ستایش، او را به پاکی یاد کن؛ یعنی او را بپرست، و در همۀ کارهایت بر او توکل نما. (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا﴾) و همین کافی است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است، و آن را میداند، و آنان را بر آن مجازات مینماید.
(59) پس بر تو واجب نیست که آنها را هدایت نمایی، و نیز ثبت و ضبط کارهایشان بر عهده تو نمیباشد. بلکه همۀ اینها به دست خداوند است، (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) خداوندی که آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست، در شش روز آفرید، سپس بر بالای عرش خود استوا یافت؛ عرشی که سقف همۀ مخلوقات بوده، و از همۀ آفریدههای الهی بلندتر و بزرگتر و زیباتر است.(﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) خداوند مهربان بر عرش خود بلند و مرتفع گردید؛ عرشی که آسمانها و زمین را دربر گرفته است. و رحمت خداوند هر چیزی را دربر گرفته است. پس او با داشتن گستردهترین صفات، بر بزرگترین مخلوقات، بلند و مرتفع گردید. و با این آیه ثابت میشود که او مخلوقات را آفریده، و از درون و برون آنها آگاهی دارد. نیز مرتفع نمودن او بر عرش، و متفاوت بودنِ او از مخلوقاتش، و متصل نبودنش به آنان ثابت میگردد. (﴿فَسَۡٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا﴾) پس در این باره از خداوند بپرس؛ چون اوست که اوصاف و عظمت و شکوه خویش را میداند، و شما را به آن خبر داده است، و از عظمت خویش، چیزهایی به شما نشان داده که شناخت او را برایتان آسانتر میسازد. پس عارفان او را شناخته، و در برابر عظمتش سر فرود آوردهاند. و کافران از عبادت او سر باز زدند، و امتناع ورزیدند. بنابراین فرمود:
(60) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواۡۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَال﴾) و هنگامی که به آنها گفته شود تنها برای خداوند رحمان سجده کنید؛ خداوندی که هر نعمتی را به شما ارزانی داشته، و همۀ بدبختیها را از شما دور کرده است، (﴿قَالُواۡ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) از روی انکار و کفر میگویند: ما خداوند رحمان را نمیشناسیم. و ازجمله طعنههایی که به پیامبر میزدند، این بود که میگفتند: او ما را از گرفتن معبودانی دیگر به همراه خدا باز میدارد؛ در حالی که خودش خدایی دیگر به همراه خدا به فریاد میخواند، و میگوید «یا رحمان» و امثال این. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قُلِ ٱدۡعُواۡ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواۡ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواۡ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا رحمان را بخوانید، به هر نامی او را بخوانید، فرق نمیکند؛ چرا که او دارای نامهای نیکوست. پس نامهای خداوند زیادند، چون صفتهای او زیادند، و کمال او متعدد است. پس هر یک از نامهای او، بر صفت کمالی دلالت مینماید. (﴿أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا﴾) آیا به فرمان تو، برای کسی غیر از معبودان خود، سجده کنیم؟ و این سخن آنها، مبتنی بر تکذیب پیامبر، و سر باز زدنشان از طاعت او بود. (﴿وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا﴾) و دعوتِ آنها به سجده بردن برای خداوند رحمان، بر گریز آنها ازحق، و شتافتن به سوی باطل، و بر کفر و بدبختیشان میافزود.
الفرقان 25:60
مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و تو را جز مژدهرسان و بيم دهنده نفرستادهايم. قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا بگو:«من در برابر [ابلاغ] اين [قرآن] هيچ مزدي از شما نميطلبم، ولي [پاداش من اين است كه] هر كس بخواهد به سوي پروردگارش راهي را در پيش گيرد. وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا و بر خداوندي توكل كن كه هميشه زنده است و هرگز نميميرد، و با ستايش او را [به پاكي] يادكن. و همين كه او به گناهان آگاه ميباشد بس است. الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ذاتي كه آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آنهاست در شش روز آفريده، سپس بر عرش بلند و مرتفع گرديد. او داراي رحمت فراوان است، پس از فرد آگاهي بپرس. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا و هنگامي كه به كافران گفته شود: «براي خداوند رحمان سجده كنيم» ميگويند: «رحمان كسيت؟ ايا ما براي چيزي سجده كنيم كه تو به ما دستور ميدهي؟ و اين امر بر گريز آنان افزود.
(56) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است تا بر مردمان چیره و مسلط باشد، و او را فرشتهای قرار نداده است، و خزانه و گنجینهها در دست او نیست؛ بلکه او را فرستاده تا به مردم مژده دهد؛ و کسانی را که از خداوند فرمان میبرند، به پاداش هر دو جهان نوید دهد، (﴿وَنَذِيرٗا﴾) و او را فرستاده است تا بیم دهنده باشد؛ و هرکس را که از خدا نافرمانی کند، به عذاب هر دو جهان بیم بدهد. و این مستلزم آن است که اوامر و نواهی خدا به طور روشن بیان شوند.
(57) و تو ای محمد صلی الله علیه وسلم ! در مقابل رساندن قرآن و هدایت به آنها، پاداشی از آنان نخواه؛ تا این چیز، آنها را از پیروی کردن از تو باز ندارد، و در دادن آن دچار سختی نشوند. (﴿إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾) مگر کسی که خواست در راه خشنودی پروردگارش نفقهای ببخشد. پس اگرچه من شما را به آن تشویق میکنم، اما شما را برآن مجبور نمیسازم. و نیز پاداش من بر شما نیست، بلکه آنچه انفاق میکنید، به مصلحت خودتان بوده، و راهی است که برای رسیدن به پروردگارتان در پیش میگیرید.
(58) سپس پیامبر را دستور داد تا بر او توکل نماید، و از وی کمک بگیرد. پس فرمود: (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِهِۦ﴾) و بر خداوند زندهای که دارای حیات کامل و مطلق است، و هرگز نمیمیرد، توکل کن؛ و با ستایش، او را به پاکی یاد کن؛ یعنی او را بپرست، و در همۀ کارهایت بر او توکل نما. (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا﴾) و همین کافی است که خداوند از گناهان بندگانش آگاه است، و آن را میداند، و آنان را بر آن مجازات مینماید.
(59) پس بر تو واجب نیست که آنها را هدایت نمایی، و نیز ثبت و ضبط کارهایشان بر عهده تو نمیباشد. بلکه همۀ اینها به دست خداوند است، (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) خداوندی که آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست، در شش روز آفرید، سپس بر بالای عرش خود استوا یافت؛ عرشی که سقف همۀ مخلوقات بوده، و از همۀ آفریدههای الهی بلندتر و بزرگتر و زیباتر است.(﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) خداوند مهربان بر عرش خود بلند و مرتفع گردید؛ عرشی که آسمانها و زمین را دربر گرفته است. و رحمت خداوند هر چیزی را دربر گرفته است. پس او با داشتن گستردهترین صفات، بر بزرگترین مخلوقات، بلند و مرتفع گردید. و با این آیه ثابت میشود که او مخلوقات را آفریده، و از درون و برون آنها آگاهی دارد. نیز مرتفع نمودن او بر عرش، و متفاوت بودنِ او از مخلوقاتش، و متصل نبودنش به آنان ثابت میگردد. (﴿فَسَۡٔلۡ بِهِۦ خَبِيرٗا﴾) پس در این باره از خداوند بپرس؛ چون اوست که اوصاف و عظمت و شکوه خویش را میداند، و شما را به آن خبر داده است، و از عظمت خویش، چیزهایی به شما نشان داده که شناخت او را برایتان آسانتر میسازد. پس عارفان او را شناخته، و در برابر عظمتش سر فرود آوردهاند. و کافران از عبادت او سر باز زدند، و امتناع ورزیدند. بنابراین فرمود:
(60) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسۡجُدُواۡۤ لِلرَّحۡمَٰنِ قَال﴾) و هنگامی که به آنها گفته شود تنها برای خداوند رحمان سجده کنید؛ خداوندی که هر نعمتی را به شما ارزانی داشته، و همۀ بدبختیها را از شما دور کرده است، (﴿قَالُواۡ وَمَا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) از روی انکار و کفر میگویند: ما خداوند رحمان را نمیشناسیم. و ازجمله طعنههایی که به پیامبر میزدند، این بود که میگفتند: او ما را از گرفتن معبودانی دیگر به همراه خدا باز میدارد؛ در حالی که خودش خدایی دیگر به همراه خدا به فریاد میخواند، و میگوید «یا رحمان» و امثال این. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿قُلِ ٱدۡعُواۡ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواۡ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواۡ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا رحمان را بخوانید، به هر نامی او را بخوانید، فرق نمیکند؛ چرا که او دارای نامهای نیکوست. پس نامهای خداوند زیادند، چون صفتهای او زیادند، و کمال او متعدد است. پس هر یک از نامهای او، بر صفت کمالی دلالت مینماید. (﴿أَنَسۡجُدُ لِمَا تَأۡمُرُنَا﴾) آیا به فرمان تو، برای کسی غیر از معبودان خود، سجده کنیم؟ و این سخن آنها، مبتنی بر تکذیب پیامبر، و سر باز زدنشان از طاعت او بود. (﴿وَزَادَهُمۡ نُفُورٗا﴾) و دعوتِ آنها به سجده بردن برای خداوند رحمان، بر گریز آنها ازحق، و شتافتن به سوی باطل، و بر کفر و بدبختیشان میافزود.
الفرقان 25:61
تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا خجسته است ذاتي كه در آسمان برجهايي آفريد و در آن چراغ فروزان [خورشيد] و ماه تابان را به وجود آورد. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا و اوست ذاتي كه شب و روز را پياپي مقرر داشت تا هر كه خواهد پند گيرد يا سپاسگزاري كند.
(61) خداوند متعال در این سورۀ کریمه، واژۀ (﴿تَبَارَكَ﴾) را سه بار تکرار کرده است، چون معنیاش همانطور که گذشت، بر عظمت خداوند باری و کثرت اوصاف و خوبیها و احسان او دلالت مینماید. و در این سوره، چیزهایی بیان شده است که بیانگرِ عظمتِ خداوند، و گستردگیِ قدرت و فرمانروایی و نفوذِ خواستِ او، و فراگیر بودنِ دانایی و توانایی و احاطۀ پادشاهیِ او در صدورِ احکامِ دستوری و جزایی و کمالِ اوست. و در این سوره، چیزهایی بیان شده است که بر گستردگیِ رحمت و بخشش، و کثرتِ خیرات و خوبیهای دینی و دنیوی خداوند دلالت مینماید و مقتضیِ تکرارِ این صفتِ نیک میباشد. بنابراین فرمود: (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِي جَعَلَ فِي ٱلسَّمَآءِ بُرُوجٗا﴾) خجسته است خداوندی که در آسمان برجها آفرید، و آنها ستارهها هستند، و یا منازل خورشید و ماه میباشند که در آن قرار میگیرند، و همانند برج و باروی شهرها، باعث محافظت آن میشود. ستارگان نیز به منزلۀ برجهایی هستند که برای پاسداری و نگهبانی ساخته شدهاند؛ زیرا ستارهها، سنگهایی هستند که به سوی شیاطین انداخته میشوند. (﴿وَجَعَلَ فِيهَا سِرَٰجٗا﴾) و در آسمان، چراغِ فروزانِ خورشید را که دارای نور و گرماست، قرار داد، (﴿وَقَمَرٗا مُّنِيرٗا﴾) و ماه تابان را به وجود آورد که دارای نور است، اما حرارت و گرما ندارد. و این از نشانههای عظمت خداوند، و کثرتِ احسانِ او میباشد؛ و آفرینشِ آن، و تدبیرِ سامان یافته، و زیبایی و جمالِ شگفتآورِ ماه و خورشید، بر عظمت و بزرگیِ آفرینندۀ آنها دلالت نموده، و بیانگر آن است که آفرینندهشان، در همۀ صفتهایش، عظیم و بزرگ است؛ و منافع و مصالحی که ماه و خورشید برای مردم دارند، دلیلی بر کثرت خوبیها و خیرات اوست.
(62) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ خِلۡفَةٗ﴾) و خداوند ذاتی است که شب و روز را جایگزین یکدیگر میسازد؛ یعنی یکی را میبرد، و دیگری را جایگزین آن میکند؛ و این روند همیشگی است تا از یکنواخت بودنِ شب و روز جلوگیری شود. (﴿لِّمَنۡ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوۡ أَرَادَ شُكُورٗا﴾) برای کسی که بخواهد از شب و روز پند و عبرت بگیرد، و از آن بر گستردگی قدرت الهی استدلال نماید، و خداوند را برآن سپاس گوید. و برای کسی که خداوند را یاد میکند، و شکر او را به جای میآورد، در طول شب و روز اورادی هست که میتواند آنها را بر زبان جاری کند. پس اگر در شب نتوانست، در روز انجام دهد، و اگر در روز نتوانست، در شب انجام دهد. نیز دلها در لحظاتِ شب و روز دگرگون میشوند؛ گاهی با نشاط و سرحال بوده، و گاهی تنبل میگردند؛ و گاهی با یاد الهی بوده، و گاهی با غفلت لحظات را سپری میکنند؛ گاهی با اقبال، و گاهی با اعراض زمان را پشت سر میگذرانند. دلها گاهی بسته، و گاهی باز هستند. بنابراین خداوند شب و روز را چنان نمود که یکی پس از دیگری بر بندگان آیند و تکرار شوند، و باعث فعالیت آنها گردند، و به ذکر و شکرِ الهی در وقتی از اوقات روی آورند. و چون اوقات عبادتها، با تکرارِ شب و روز، تکرار میشود، پس هر دم، برای بنده همتی پدید میآید که غیر از همت او در وقت گذشته است؛ وقتی که در آن تنبلی به او دست داده بود، و بنده در این اوقات، بر پند گرفتن و یاد خدا و بهجا آوردن شکر الهی میافزاید. پس عبادتهایی که آدمی انجام میدهد، به منزلۀ آبیاری مزرعۀ ایمان است، و ایمان را پرورش میدهد. و اگر طاعتها و عبادتها نبود، نهال ایمان خشک و پژمرده میشد. پس زیباترین و کاملترین ستایشها، سزاوار خداوند است. سپس منت و احسان خود را، بر بندگان صالحش یادآور شد، و اینکه آنها را به انجام کارهای شایسته توفیق داده است؛ کارهایی که به سبب آن، جایگاه بلندی در اتاقهای بهشت بهدست میآورند. پس فرمود:
الفرقان 25:62
تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا خجسته است ذاتي كه در آسمان برجهايي آفريد و در آن چراغ فروزان [خورشيد] و ماه تابان را به وجود آورد. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا و اوست ذاتي كه شب و روز را پياپي مقرر داشت تا هر كه خواهد پند گيرد يا سپاسگزاري كند.
(61) خداوند متعال در این سورۀ کریمه، واژۀ (﴿تَبَارَكَ﴾) را سه بار تکرار کرده است، چون معنیاش همانطور که گذشت، بر عظمت خداوند باری و کثرت اوصاف و خوبیها و احسان او دلالت مینماید. و در این سوره، چیزهایی بیان شده است که بیانگرِ عظمتِ خداوند، و گستردگیِ قدرت و فرمانروایی و نفوذِ خواستِ او، و فراگیر بودنِ دانایی و توانایی و احاطۀ پادشاهیِ او در صدورِ احکامِ دستوری و جزایی و کمالِ اوست. و در این سوره، چیزهایی بیان شده است که بر گستردگیِ رحمت و بخشش، و کثرتِ خیرات و خوبیهای دینی و دنیوی خداوند دلالت مینماید و مقتضیِ تکرارِ این صفتِ نیک میباشد. بنابراین فرمود: (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِي جَعَلَ فِي ٱلسَّمَآءِ بُرُوجٗا﴾) خجسته است خداوندی که در آسمان برجها آفرید، و آنها ستارهها هستند، و یا منازل خورشید و ماه میباشند که در آن قرار میگیرند، و همانند برج و باروی شهرها، باعث محافظت آن میشود. ستارگان نیز به منزلۀ برجهایی هستند که برای پاسداری و نگهبانی ساخته شدهاند؛ زیرا ستارهها، سنگهایی هستند که به سوی شیاطین انداخته میشوند. (﴿وَجَعَلَ فِيهَا سِرَٰجٗا﴾) و در آسمان، چراغِ فروزانِ خورشید را که دارای نور و گرماست، قرار داد، (﴿وَقَمَرٗا مُّنِيرٗا﴾) و ماه تابان را به وجود آورد که دارای نور است، اما حرارت و گرما ندارد. و این از نشانههای عظمت خداوند، و کثرتِ احسانِ او میباشد؛ و آفرینشِ آن، و تدبیرِ سامان یافته، و زیبایی و جمالِ شگفتآورِ ماه و خورشید، بر عظمت و بزرگیِ آفرینندۀ آنها دلالت نموده، و بیانگر آن است که آفرینندهشان، در همۀ صفتهایش، عظیم و بزرگ است؛ و منافع و مصالحی که ماه و خورشید برای مردم دارند، دلیلی بر کثرت خوبیها و خیرات اوست.
(62) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ خِلۡفَةٗ﴾) و خداوند ذاتی است که شب و روز را جایگزین یکدیگر میسازد؛ یعنی یکی را میبرد، و دیگری را جایگزین آن میکند؛ و این روند همیشگی است تا از یکنواخت بودنِ شب و روز جلوگیری شود. (﴿لِّمَنۡ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوۡ أَرَادَ شُكُورٗا﴾) برای کسی که بخواهد از شب و روز پند و عبرت بگیرد، و از آن بر گستردگی قدرت الهی استدلال نماید، و خداوند را برآن سپاس گوید. و برای کسی که خداوند را یاد میکند، و شکر او را به جای میآورد، در طول شب و روز اورادی هست که میتواند آنها را بر زبان جاری کند. پس اگر در شب نتوانست، در روز انجام دهد، و اگر در روز نتوانست، در شب انجام دهد. نیز دلها در لحظاتِ شب و روز دگرگون میشوند؛ گاهی با نشاط و سرحال بوده، و گاهی تنبل میگردند؛ و گاهی با یاد الهی بوده، و گاهی با غفلت لحظات را سپری میکنند؛ گاهی با اقبال، و گاهی با اعراض زمان را پشت سر میگذرانند. دلها گاهی بسته، و گاهی باز هستند. بنابراین خداوند شب و روز را چنان نمود که یکی پس از دیگری بر بندگان آیند و تکرار شوند، و باعث فعالیت آنها گردند، و به ذکر و شکرِ الهی در وقتی از اوقات روی آورند. و چون اوقات عبادتها، با تکرارِ شب و روز، تکرار میشود، پس هر دم، برای بنده همتی پدید میآید که غیر از همت او در وقت گذشته است؛ وقتی که در آن تنبلی به او دست داده بود، و بنده در این اوقات، بر پند گرفتن و یاد خدا و بهجا آوردن شکر الهی میافزاید. پس عبادتهایی که آدمی انجام میدهد، به منزلۀ آبیاری مزرعۀ ایمان است، و ایمان را پرورش میدهد. و اگر طاعتها و عبادتها نبود، نهال ایمان خشک و پژمرده میشد. پس زیباترین و کاملترین ستایشها، سزاوار خداوند است. سپس منت و احسان خود را، بر بندگان صالحش یادآور شد، و اینکه آنها را به انجام کارهای شایسته توفیق داده است؛ کارهایی که به سبب آن، جایگاه بلندی در اتاقهای بهشت بهدست میآورند. پس فرمود:
الفرقان 25:63
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا و بندگان [خداوند] رحمان آنانند كه روي زمين فروتنانه راه ميروند، و هنگامي كه نادانان ايشان را مخاطب قرار دهند گويند:«سلام بر شما». وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا و كساني كه شب را با سجده و قيام براي پروردگارشان ميگذرانند. وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا و كساني كه ميگويند:«پروردگارا! عذاب جهنم را از ما دور بدار، بيگمان عذابش پايدار است». إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا بيگمان دوزخ بدترين قرارگاه و جايگاه است. وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا و كساني كه به هنگام خرج كردن زيادهروي نميكنند، و بخل نميورزند، و بين اين، [دو راه] اعتدال پيش گيرند. وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا يَزۡنُونَۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَاما و كساني كه همراه با الله معبود ديگري را به فرياد نميخوانند، و جاني را كه خداوند [خونش را] حرام كرده است جز به حق نميكشند، و زنا نميكنند و هر كس چنين كند كيفر آن را ميبيند. يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا عذاب او در قيامت دو چندان ميگردد و خوار و ذليل جاودانه در عذاب ميماند. إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس اينانند كه خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل ميكند و خداوند آمرزندة مهربان است. وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد همانا كه او به سوي خدا باز ميگردد. وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا و كساني كه بر باطل گواهي نميدهند، و چون بر [كار و سخن] بيهوده بگذرند، بزرگوارانه ميگذرند. وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا و كساني كه چون به آيات پروردگارشان پند داده شوند همسان كران و نابينايان بر آن فرو نميافتند. وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا و كساني كه ميگويند:«پروردگارا! از همسران و فرزندانمان آن به ما عنايت كن كه ماية روشني چشم باشد، و ما را پيشواي پرهيزگاران بگردان. أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا اينان به پاس آنكه بردباري كردند، به مقامي بلند دست مييابند، و در آنجا سلام و درود دريافت ميكنند. خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا در آنجا جاودانه ميمانند، قرارگاهي خوب و مقامي نيكو است. قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا بگو: «اگر عبادت و دعايتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنايي ندارد، بيگمان تكذيب كرديد و [نتيجة بد] آن ملازم شما خواهد بود».
(63) عبودیت و بندگی خداوند بر دو نوع است: عبودیت برای ربوبیتِ خداوند، که مسلمان و کافر، نیکوکار و بدکار در این امر مشترک هستند؛ چون آنها همه بندگان خدایند، و آنها را پرورش میدهد، و تحت تدبیر اویند:﴿إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا﴾ همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، در حال بندگی به نزد خدا میآیند. و نوع دوم، بندگی و عبودیت برای الوهیتِ خداوند و پرستش و رحمت اوست، و آن بندگیِ پیامبران و اولیای الهی است که خداوند را میپرستند. و در اینجا، منظور همین نوع از عبودیت است. بنابراین بندگی را، به نامِ خودش «الرحمان» نسبت داد که اشاره به این است آنها به سببِ این عبودیت، به رحمت الهی میرسند. پس بیان نمود که صفاتشان کاملترین صفتهاست، و برترین ویژگیها را دارند. بنابراین آنها را چنین توصیف نمود: (﴿يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا﴾) روی زمین با فروتنی و آرام راه میروند، و در مقابل خدا و مردم فروتن میباشند. خداوند در اینجا آنها را به وقار و آرامش و فروتنی برای خدا و بندگانش توصیف نمود. (﴿وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ﴾) و هنگامی که نادانان سخنی جاهلانه به آنان بگویند، (﴿قَالُواۡ سَلَٰمٗا﴾) سخنی به آنها میگویند که در آن، از گناه و جهالت در امان میمانند.و در اینجا آنها ستوده شدهاند که دارای بردباری زیادند؛ و در مقابل فردی که با آنان بدی میکند، نیکی مینمایند، و از جاهل درمیگذرند، و دارای عقل و خرد و هوشیاری میباشند. و خرد است که آنها را به اینجا رسانیده است.
(64) (﴿وَٱلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمۡ سُجَّدٗا وَقِيَٰمٗا﴾) و نماز شب زیاد میخوانند، و آن را خالصانه برای پروردگارشان و با فروتنی انجام میدهند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ يَدۡعُونَ رَبَّهُمۡ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾ پهلوهایشان از بسترها جدا میشود، و با ترس و امید پروردگارشان را به فریاد میخوانند، و از آنچه بدیشان روزی دادهایم، انفاق میکنند. پس هیچ کس نمیداند چه چیزهای مسرّت بخشی در بهشت، برایشان مهیّا شده است، و این پاداش کارهایی است که میکنند.
(65) (﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصۡرِفۡ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ﴾) و کسانی که میگویند: پروردگارا! با مصون داشتنمان از اسبابِ عذاب، و آمرزشِ خطاهایی که از ما سر زده و باعث عذاب میگردد، عذاب دوزخ را از ما دور بدار، (﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾) بیگمان عذاب دوزخ، گریبانگیرِ هر کس گردد، ملازم وی خواهد بود، همانگونه که طلبکار، ملازمِ بدهکار میباشد.
(66) (﴿إِنَّهَا سَآءَتۡ مُسۡتَقَرّٗا وَمُقَامٗا﴾) بیگمان، دوزخ بدترین قرارگاه و جایگاه است. این سخن را به حالت شیون و زاری به درگاه پروردگارشان ابراز داشته، و شدت نیازمندی خویش را بیان میدارند، و میگویند: تواناییِ تحملِ این عذاب را نداریم. پس باید منت و احسانِ الهی را به یاد بیاورند؛ زیرا دور کردن عذاب، به اندازۀ سختی و شدت آن دشوار است؛ و دور شدن آن، بسی مایۀ شادی است.
(67) (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ﴾) و کسانی که به هنگام پرداخت نفقاتِ واجب یا مستحب، از حد نمیگذرند؛ نه ولخرجی میکنند و نه بخل میورزند، (﴿وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾) و انفاق و خرج کردن آنها، در میان اسراف و بخل قرار دارد، و میانهروی و اعتدال را رعایت میکنند. نفقاتِ واجب از قبیل: زکات و کفارهها را میپردازند، و در جای مناسب و به صورت مناسب خرج میکنند، بدون اینکه به خود یا دیگران زیانی برسانند، و این حاکی از اعتدال و میانهروی آنهاست.
(68) (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) و کسانی که با الله معبود دیگری را به فریاد نمیخوانند، و پرستش نمیکنند، بلکه فقط او را میپرستند، و دین و عبادت را، تنها و خالصانه برای او انجام میدهند، و فقط به او روی آورده، و از غیر او رویگرداناند. (﴿وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ﴾) و انسانی را که خداوند خونش را حرام کرده است، نمیکشند. و آن، انسانِ مسلمان یا کافری است که با مسلمانها پیمان دارد، (﴿إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) جز به حق نمیکشند، مانند کشتنِ یک انسان به خاطر اینکه انسانی دیگررا کشته، و کشتنِ فرد متأهلی که زنا کرده، و کشتنِ کافری که قتل او جایز و حلال است. (﴿وَلَا يَزۡنُونَ﴾) وزنا نمیکنند، بلکه شرمگاههایشانرا حفاظت مینمایند، ﴿إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَيۡرُ مَلُومِينَ﴾ مگر بر همسرانشان و یا کنیزانی که در ملک یمین آنها هستند. (﴿وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَامٗا﴾) و هر کس یکی از این کارها؛ یعنی شرک ورزیدن به خدا، یا کشتن انسانی که خداوند کشتن او را حرام نموده، یا زنا را انجام دهد، به کیفرِ دشواری گرفتار خواهد شد. سپس کیفر را چنین تفسیر نمود:
(69) (﴿يُضَٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا﴾) پس کسی که همۀ این کارها را انجام دهد، شکی در آن نیست که برای همیشه در جهنم جاودانه میماند؛ و نیز هر کس برای خداوند شریک قرار دهد، برای همیشه در عذاب میماند. و همچنین کسی که یکی از این کارها را انجام دهد، به عذابِ سختی تهدید شده است، چون او یا مرتکب شرک گشته، و یا اینکه یکی از بزرگترین گناهان را انجام داده است. اما جاودانه بودن قاتل و زناکار در عذاب، به این معنی نیست که به طور ابدی در عذاب میماند، چون نصوص قرآنی و سنت نبوی بر این دلالت مینمایند که همۀ مؤمنان از جهنم بیرون خواهند آمد، و هیچ مؤمنی برای همیشه در آن باقی نخواهد ماند، هر چند مرتکب هر گناهی شده باشد. و خداوند این سه گناه را به صراحت نام برد، چون اینها بزرگترین گناهان هستند؛ شرک باعث فساد ادیان است، و قتل باعث تباهی انسانهاست، و زنا آبرو و ناموس را به تباهی میکشد.
(70) (﴿إِلَّا مَن تَابَ﴾) مگر کسی که از این گناهان و دیگر گناهها توبه نماید، به این صورت که فوراً از آنها دست بکشد، و به خاطر گناهانی که در گذشته انجام داده است، پشیمان شود، و تصمیم قاطع بگیرد که دوباره آنها را انجام ندهد، (﴿وَءَامَنَ﴾) و به خداوند ایمانی درست داشته باشد، ایمانی که ترک گناهان و انجام طاعات را اقتضا مینماید. (﴿وَعَمِلَ عَمَلٗا صَٰلِحٗا﴾) و عمل صالح انجام دهد، و کارهایی بکند که شارع به آنها فرمان داده است، به شرطی که هدفش از انجام این اعمال، رضایت خداوند باشد. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾) این گروه، کارها و اقوال آنان که آمادگی آن را داشت تبدیل عمل زشت شود، به عمل نیک مبدّل میگردد، بنابراین شرک آنان به ایمان، و معصیتشان به طاعت تبدیل میگردد. همچنین عین گناه و بدیهایی که کردهاند، و از آن توبه نموده، و به سوی خدا بازگشتهاند، به نیکی تبدیل میشود. همانطور که از ظاهر آیه چنین بر میآید. و در این مورد، حدیثی وارد شده است مبنی براینکه خداوند مردی را به خاطر برخی از گناهانش بازخواست نمود، و گناهانش را برشمرد، سپس به جای هر بدی به او یک نیکی داد. پس آن مرد گفت:«پروردگارا! من بدیهایی دارم که اینجا آنها را نمیبینم.» والله أعلم. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خدا برای هرکس که توبه نماید، آمرزنده است، و گناهان بزرگ را میآمرزد، و به بندگانش مهربان است؛ زیرا خداوند پس از آنکه با ارتکاب گناهان بزرگ، به مبارزۀ با او برخاستند، آنان را به توبه فراخوانده، و آنها را برای توبه توفیق داده، و آنگاه توبهشان را میپذیرد.
(71) (﴿وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابٗا﴾) و هر کس توبه کند، و کار شایسته انجام دهد، همانا که او به سوی خدا باز میگردد؛ یعنی باید بداند که توبهاش در نهایت کمال است، چون توبه به معنی بازگشت به راهی است که انسان را به خدا میرساند، و رسیدن به خدا، عین سعادت و بندگی و رستگاری است. و باید خالصانه توبه نماید، و آن را از شائبهها و اهداف فاسد دور نگاه دارد. پس مقصود از این تشویق، تکمیل کردن توبه است، و باید به بهترین شیوه راه توبه را بپوید تا به خدایی برسد که همه به سوی او باز میگردند، و آنگاه بر اساس میزان تکامل توبهاش، مزدش را میدهد.
(72) (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَشۡهَدُونَ ٱلزُّورَ﴾) و کسانی که بر دروغ و باطل حاضر نمیشوند، و در مجالس دروغگویی و معاصی شرکت نمیکنند. «زور» یعنی گفتار و کردار ناجایز و حرام. پس اینها از تمامی مجالسی که مشتمل بر گفتار یا کردار حرام است، پرهیز میکنند، مانند مسخره کردنِ آیات خدا، جدال به وسیلۀ باطل، غیبت، سخنچینی، دشنام دادن، تهمت زدن، مسخره کردن، آواز حرام، نوشیدن شراب، و استفاده از فرش ابریشمی، عکسها و امثال اینها. پس چون در مجالس دروغگویی و گناه شرکت نمیکنند، خودشان به طریق اولی دروغ نمیگویند. و گواهی دروغین در «قول زور» داخل است. (﴿وَإِذَا مَرُّواۡ بِٱللَّغۡوِ﴾) لغو سخنی است که هیچ فایدۀ دینی و دنیوی ندارد، مانند سخن سبکسران و بیخردان. بندگانِ خاصِ خدا چون از کنارِ کار و سخنِ بیهوده بگذرند، (﴿مَرُّواۡ كِرَامٗا﴾) بزرگوارانه میگذرند؛ یعنی خودشان را از آن دور میدارند، و در آن فرو نمیروند، و به آن نمیپردازند. البته چنانچه پرداختن به آن گناه نیز نباشد، نشانۀ بیخردی و خلاف شأن مروّت است. پس آنها خودشان را از آن دور میدارند. و گفتۀ الهی (﴿وَإِذَا مَرُّواۡ بِٱللَّغۡوِ﴾) اشاره به این است که آنها قصد حضور در محافل و اماکنی را ندارند که در آنجا سخن بیهوده گفته میشود، و نمیخواهند آن را بشنوند. اما اگر به صورت تصادفی و بدون قصد، گذرشان بر چنین جایی بیفتد، خود را از آن پاک داشته، و با دوری جستن از آن، خویشتن را گرامی میدارند.
(73) (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و بندگانِ خداوندِ رحمان کسانیاند که هنگامی آیات پروردگارشان که آنها را به شنیدن و گوش فرا دادن و رهنمود شدن به آن فرمان داده است، به آنان یادآوری شود (﴿لَمۡ يَخِرُّواۡ عَلَيۡهَا صُمّٗا وَعُمۡيَانٗا﴾) در مقابلِ آن رویگردانی نمیکنند، و آن را ناشنیده نمیگیرند، و دلها و چشمهای خود را از آن آیات برنمیگردانند، آن گونه که افراد بیایمان عمل مینمایند و آن را تصدیق نمیکنند. بلکه حالتِ بندگان خداوندِ رحمان در مورد آیات، و به هنگامِ شنیدنِ آن، چنان است که خداوند فرموده است:﴿إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواۡ بِهَا خَرُّواۡۤ سُجَّدٗاۤ وَسَبَّحُواۡ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ همانا کسانی به آیات ما ایمان میآورند که چون به آن پند داده شوند، سجدهکنان به زمین میافتند، و پروردگارشان را با ستایش و به پاکی یاد میکنند، و تکبر نمیورزند، و آن را میپذیرند، و خود را نیازمند آن میدانند، و در برابرش منقاد و تسلیم میشوند. مؤمنان گوشهایی شنوا، و دلهایی آگاه و مدرک دارند؛ پس ایمانشان، با شنیدنِ آیات الهی، بیشتر میگردد؛ و با آن، یقینشان کامل میشود، و آنها را نشاط و طراوت میبخشد.
(74) (﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ﴾) و کسانی که میگویند: پروردگارا! دوستان و همسران و فرزندانمان را مایۀ روشنی چشم، و شادی دلمان بگردان. چنانچه حالت و صفات آنان را بررسی کنیم، از همّت والا و مرتبۀ بلندشان در مییابیم که آنان چشمشان روشن نخواهد شد مگر اینکه همسرانشان و فرزندانشان و دوستانشان را مطیع و فرمانبردارِ خدا و عالم و عامل ببینند. و این همچنانکه دعاست برای شایسته بودن همسران و فرزندانشان، دعا برای خودشان نیز میباشد؛ چراکه نفع و فایدۀ آن، به خودشان برمیگردد. بنابراین آن را برای خود بخششی قرار داده، و گفتند: (﴿هَبۡ لَنَا﴾) به ما عطا کن. بلکه دعای آنها به نفع تمام مسلمین است، چون صالح بودنِ افراد مذکور، سبب صالح شدن بسیاری از متعلقین آنها میگردد، و از آنها فایده میبرند. (﴿وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾) و پروردگارا! ما را به این مقامِ بلند برسان، مقام صدیقان، و مقام افراد کامل و بندگان صالح، و آن مقام، امامت و پیشوایی در دین است. و ما را الگو و پیشوای پرهیزگاران قرار ده، به گونهای که به گفتار و کردار ما تأسی کنند، و اهل خیر به دنبال ما حرکت نمایند. پس هدایت میکنند، و خود نیز هدایت مییابند. و بدیهی است که دعا کردن برای رسیدن به چیزی، دعا کردن برای مقتضیاتِ آن چیز است. و این مقام ـ مقام امامت و پیشوایی در دین جز با صبر و یقین بهدست نمیآید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلۡنَا مِنۡهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا لَمَّا صَبَرُواۡۖ وَكَانُواۡ بَِٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ﴾ و از آنان پیشوایانی قرار دادیم که به امرِ ما راهنمایی میکردند، آنگاه که بردباری ورزیدند، و به آیات ما یقین حاصل نمودند. پس این دعا، مستلزم اموری است ـ از قبیل: اعمال و بردباری بر طاعت الهی، و بازداشتن نفس از معصیت و نافرمانی خدا، و صبر در برابر مقدرات دردناک او، و علم کاملی که صاحب خود را به درجۀ یقین میرساند ـ [اموری] که دارای خیر فراوان و بخشش زیادی است، و صاحبش را در بالاترین مقامها بعد از پیامبران قرار میدهد.
(75 - 76) و از آنجا که همتها و خواستههایشان بلند است، پاداش آنها نیز از نوع عملشان میباشد. پس خداوند منازل و جایگاههای والا را به آنها پاداش داد: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يُجۡزَوۡنَ ٱلۡغُرۡفَةَ بِمَا صَبَرُواۡ﴾) به پاداش اینکه صبر نمودند، منزلهای بلند، و مسکنهای زیبا به آنان داده میشود که همۀ آنچه دل انسان در پی آن است، و چشم از دیدن آن لذت میبرد، به وفور در آن یافت میشود. آنها آنچه را به دست آوردهاند، به خاطر بردباری و صبرشان میباشد، همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد میشوند، و میگویند:«درود بر شما! به خاطر آنچه بردباری نمودید. چه خوب است پاداش سرای آخرت.» بنابراین در آنجا فرمود: (﴿وَيُلَقَّوۡنَ فِيهَا تَحِيَّةٗ وَسَلَٰمًا﴾) و در اینجا از دعای خیر و سلام برخوردارند؛ از سوی پروردگار و فرشتگانش بر آنها سلام میشود، و خودشان یکدیگر را سلام میکنند، و از همۀ ناگواریها و ناخوشیها، سالم و در امان خواهند بود. خلاصۀ مطلب اینکه خداوند بندگان خود را چنین توصیف نموده که آنها دارای وقار و آرامش هستند، و در برابر خدا و بندگانش فروتن میباشند، و مؤدب و بردبار بوده، و اخلاق خوب دارند، و از جاهلان صرف نظر میکنند، و از آنها روی برمیتابند، و در مقابل بدی آنها، نیکی مینمایند، و شبها را با عبادت به سر میکنند، و عبادت را مخلصانه برای خدا انجام میدهند، و از جهنم میترسند، و به درگاه پروردگارشان تضرع و زاری مینمایند تا آنها را از جهنم نجات بدهد، و نفقههای واجب و مستحبی را که بر آنهاست میپردازند، و در خرج کردن میانه روی مینمایند. و وقتی که آنها در خرج کردن میانه روی ورزند ـکه معمولاً مردم زیاده روی میکنندـ پس آنها در دیگر کارها، به طریق اولی میانهروی و اعتدال را رعایت میکنند، و دور بودن از گناهان کبیره، و اخلاص داشتن در عبادت، و پرهیز از خونریزی و هتک حرمت و آبروی دیگران، و توبه کردن ـ در صورت سر زدن یکی از این گناهان ـ نیز از خصوصیتهای آنان است. نیز آنها در مجالسی که لهو و لعب و گفتار و کردار حرام انجام میگیرد، حاضر نمیشوند، و خود نیز آن را انجام نمیدهند، و خود را از یاوهگویی و انجام کارهای بیهوده و زشت که فایدهای ندارند، دور میدارند. و این مستلزمِ مروّت و کمال آنهاست. آنها خودرا از هر سخن و کردار زشت و بیارزش دور میدارند، وآیات الهیرا میپذیرند، ومعانی آن را میفهمند، وبرای فهمیدن آن میکوشند، وبهآن عمل میکنند. و برای اجرای احکام آن تلاش مینمایند. و آنها خداوند را به کاملترین صورت فرا میخوانند، که خود و بستگانشان و مسلمین از آن بهرهمند میشوند. آنها صلاحیت همسران و فرزندانشان را از خداوند میطلبند. از لوازم این دعا، این است که آنها در تعلیم و موعظه کردن و اندرز گفتن زنان و فرزندان خود میکوشند، چون هر کس به چیزی علاقهمند باشد، و آن را از خدا بخواهد، باید در فراهم نمودن اسباب آن بکوشد.آنان از خداوند میخواهند که آنها را به بالاترین مقامهایی برساند که رسیدن به آن برایشان ممکن است، و آن مقامِ امامت و صدیق بودن است. بهراستی که این صفتها، بسیار والا؛ و این همتها، بسی بلند؛ و این خواستهها، بسیار ارزشمندند! و چقدر این نفسها پاکیزه، و این دلها و صاحبانش پاکاند! و چقدر این سرداران پرهیزگارند! و فضل و نعمت و رحمت خداوند بر آنهاست که آنان را بزرگوار نموده است؛ و لطف اوست که آنها را به این منازل رسانده است. و خداوند بر بندگانش منت مینهد، و صفتهایشان را برای آنان توصیف مینماید، و از همتهای عالیشان سخن به میان میآورد، و پاداشهایشان را برایشان توضیح میدهد تا دیگران را تشویق نماید که خود را به صفات آنان متصف گردانند، و از خداوندی که بر آنها منت نهاده و آنها را اکرام نموده است، بخواهند تا آنان را هدایت نماید، و همانطور که آنان را هدایت کرده است، با تربیت ویژۀ خویش، آنها را نیز سرپرستی نماید. بار خدایا! ستایش سزاوار توست، و به پیشگاه تو روی میآوریم. تو یاور ما هستی، و از تو یاری میجوییم. و هیچ توان و قدرتی برای انجام کارها جز از سوی تو نیست. مالکِ هیچ سود و زیانی نیستیم. و توانایی جلبِ ذرهای خیر و خوبی نداریم، مادامیکه آن را برای ما میسّر نگردانی؛ زیرا ما ناتوان هستیم، و از هر جهت ضعیف و درمانده میباشیم. و گواهی میدهیم که اگر به اندازۀ یک چشم به هم زدن، ما را به خودمان بسپاری، دچار ناتوانی و ضعف و اشتباه میشویم. پس ما جز به رحمت تو که آفرینش ما را با آن عجین کردهای، وروزی و نعمتهای فراوان ظاهری و باطنی به ما دادهای، و رنجها را از ما دور ساختهای، به چیزی دیگر اعتماد نمیکنیم. و بر ما رحمی بفرما که ما را با آن، از مهر و رحمت غیرِ تو بینیاز گرداند. چراکه هرکس که از تو بخواهد و به تو امید بندد، ناکام نخواهد شد. و از آنجا که خداوند بندگانش را، بهخاطر فضیلت و شرافتی که داشتند، به رحمت خویش نسبت داد، و آنها را به عبودیتِ خود اختصاص داد، شاید کسی گمان بَرَد که دیگران نیز در بندگی داخل هستند.
(77) پس خداوند خبر داد که او به غیر از اینها توجه و اعتنایی نمیکند، و اگر دعایتان نبود، و او را به فریاد نمیخواندید، و او را پرستش نمیکردید؛ به شما ارجی نمینهاد، و شما را دوست نمیداشت. پس فرمود: (﴿قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاۡ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡۖ فَقَدۡ كَذَّبۡتُمۡ فَسَوۡفَ يَكُونُ لِزَامَۢا﴾) بگو: «اگر عبادت و دعایتان نبود، پروردگار من به شما اعتنایی نمیکرد.» و شما چون رسالت آسمانی و پیامبران را تکذیب میکنید، نتیجۀ بد این کار ملازم شما خواهد بود؛ یعنی به عذابی گرفتار میشوید که شما را ترک نخواهد کرد؛ و همانگونه که طلبکار، بدهکار را رها نمیکند، عذاب خدا نیز شما را رها نخواهد کرد، و خداوند میان شما و بندگانش داوری خواهد کرد.
الفرقان 25:64
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا و بندگان [خداوند] رحمان آنانند كه روي زمين فروتنانه راه ميروند، و هنگامي كه نادانان ايشان را مخاطب قرار دهند گويند:«سلام بر شما». وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا و كساني كه شب را با سجده و قيام براي پروردگارشان ميگذرانند. وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا و كساني كه ميگويند:«پروردگارا! عذاب جهنم را از ما دور بدار، بيگمان عذابش پايدار است». إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا بيگمان دوزخ بدترين قرارگاه و جايگاه است. وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا و كساني كه به هنگام خرج كردن زيادهروي نميكنند، و بخل نميورزند، و بين اين، [دو راه] اعتدال پيش گيرند. وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا يَزۡنُونَۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَاما و كساني كه همراه با الله معبود ديگري را به فرياد نميخوانند، و جاني را كه خداوند [خونش را] حرام كرده است جز به حق نميكشند، و زنا نميكنند و هر كس چنين كند كيفر آن را ميبيند. يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا عذاب او در قيامت دو چندان ميگردد و خوار و ذليل جاودانه در عذاب ميماند. إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس اينانند كه خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل ميكند و خداوند آمرزندة مهربان است. وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد همانا كه او به سوي خدا باز ميگردد. وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا و كساني كه بر باطل گواهي نميدهند، و چون بر [كار و سخن] بيهوده بگذرند، بزرگوارانه ميگذرند. وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا و كساني كه چون به آيات پروردگارشان پند داده شوند همسان كران و نابينايان بر آن فرو نميافتند. وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا و كساني كه ميگويند:«پروردگارا! از همسران و فرزندانمان آن به ما عنايت كن كه ماية روشني چشم باشد، و ما را پيشواي پرهيزگاران بگردان. أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا اينان به پاس آنكه بردباري كردند، به مقامي بلند دست مييابند، و در آنجا سلام و درود دريافت ميكنند. خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا در آنجا جاودانه ميمانند، قرارگاهي خوب و مقامي نيكو است. قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا بگو: «اگر عبادت و دعايتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنايي ندارد، بيگمان تكذيب كرديد و [نتيجة بد] آن ملازم شما خواهد بود».
(63) عبودیت و بندگی خداوند بر دو نوع است: عبودیت برای ربوبیتِ خداوند، که مسلمان و کافر، نیکوکار و بدکار در این امر مشترک هستند؛ چون آنها همه بندگان خدایند، و آنها را پرورش میدهد، و تحت تدبیر اویند:﴿إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا﴾ همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، در حال بندگی به نزد خدا میآیند. و نوع دوم، بندگی و عبودیت برای الوهیتِ خداوند و پرستش و رحمت اوست، و آن بندگیِ پیامبران و اولیای الهی است که خداوند را میپرستند. و در اینجا، منظور همین نوع از عبودیت است. بنابراین بندگی را، به نامِ خودش «الرحمان» نسبت داد که اشاره به این است آنها به سببِ این عبودیت، به رحمت الهی میرسند. پس بیان نمود که صفاتشان کاملترین صفتهاست، و برترین ویژگیها را دارند. بنابراین آنها را چنین توصیف نمود: (﴿يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا﴾) روی زمین با فروتنی و آرام راه میروند، و در مقابل خدا و مردم فروتن میباشند. خداوند در اینجا آنها را به وقار و آرامش و فروتنی برای خدا و بندگانش توصیف نمود. (﴿وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ﴾) و هنگامی که نادانان سخنی جاهلانه به آنان بگویند، (﴿قَالُواۡ سَلَٰمٗا﴾) سخنی به آنها میگویند که در آن، از گناه و جهالت در امان میمانند.و در اینجا آنها ستوده شدهاند که دارای بردباری زیادند؛ و در مقابل فردی که با آنان بدی میکند، نیکی مینمایند، و از جاهل درمیگذرند، و دارای عقل و خرد و هوشیاری میباشند. و خرد است که آنها را به اینجا رسانیده است.
(64) (﴿وَٱلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمۡ سُجَّدٗا وَقِيَٰمٗا﴾) و نماز شب زیاد میخوانند، و آن را خالصانه برای پروردگارشان و با فروتنی انجام میدهند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ يَدۡعُونَ رَبَّهُمۡ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾ پهلوهایشان از بسترها جدا میشود، و با ترس و امید پروردگارشان را به فریاد میخوانند، و از آنچه بدیشان روزی دادهایم، انفاق میکنند. پس هیچ کس نمیداند چه چیزهای مسرّت بخشی در بهشت، برایشان مهیّا شده است، و این پاداش کارهایی است که میکنند.
(65) (﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصۡرِفۡ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ﴾) و کسانی که میگویند: پروردگارا! با مصون داشتنمان از اسبابِ عذاب، و آمرزشِ خطاهایی که از ما سر زده و باعث عذاب میگردد، عذاب دوزخ را از ما دور بدار، (﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾) بیگمان عذاب دوزخ، گریبانگیرِ هر کس گردد، ملازم وی خواهد بود، همانگونه که طلبکار، ملازمِ بدهکار میباشد.
(66) (﴿إِنَّهَا سَآءَتۡ مُسۡتَقَرّٗا وَمُقَامٗا﴾) بیگمان، دوزخ بدترین قرارگاه و جایگاه است. این سخن را به حالت شیون و زاری به درگاه پروردگارشان ابراز داشته، و شدت نیازمندی خویش را بیان میدارند، و میگویند: تواناییِ تحملِ این عذاب را نداریم. پس باید منت و احسانِ الهی را به یاد بیاورند؛ زیرا دور کردن عذاب، به اندازۀ سختی و شدت آن دشوار است؛ و دور شدن آن، بسی مایۀ شادی است.
(67) (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ﴾) و کسانی که به هنگام پرداخت نفقاتِ واجب یا مستحب، از حد نمیگذرند؛ نه ولخرجی میکنند و نه بخل میورزند، (﴿وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾) و انفاق و خرج کردن آنها، در میان اسراف و بخل قرار دارد، و میانهروی و اعتدال را رعایت میکنند. نفقاتِ واجب از قبیل: زکات و کفارهها را میپردازند، و در جای مناسب و به صورت مناسب خرج میکنند، بدون اینکه به خود یا دیگران زیانی برسانند، و این حاکی از اعتدال و میانهروی آنهاست.
(68) (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) و کسانی که با الله معبود دیگری را به فریاد نمیخوانند، و پرستش نمیکنند، بلکه فقط او را میپرستند، و دین و عبادت را، تنها و خالصانه برای او انجام میدهند، و فقط به او روی آورده، و از غیر او رویگرداناند. (﴿وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ﴾) و انسانی را که خداوند خونش را حرام کرده است، نمیکشند. و آن، انسانِ مسلمان یا کافری است که با مسلمانها پیمان دارد، (﴿إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) جز به حق نمیکشند، مانند کشتنِ یک انسان به خاطر اینکه انسانی دیگررا کشته، و کشتنِ فرد متأهلی که زنا کرده، و کشتنِ کافری که قتل او جایز و حلال است. (﴿وَلَا يَزۡنُونَ﴾) وزنا نمیکنند، بلکه شرمگاههایشانرا حفاظت مینمایند، ﴿إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَيۡرُ مَلُومِينَ﴾ مگر بر همسرانشان و یا کنیزانی که در ملک یمین آنها هستند. (﴿وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَامٗا﴾) و هر کس یکی از این کارها؛ یعنی شرک ورزیدن به خدا، یا کشتن انسانی که خداوند کشتن او را حرام نموده، یا زنا را انجام دهد، به کیفرِ دشواری گرفتار خواهد شد. سپس کیفر را چنین تفسیر نمود:
(69) (﴿يُضَٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا﴾) پس کسی که همۀ این کارها را انجام دهد، شکی در آن نیست که برای همیشه در جهنم جاودانه میماند؛ و نیز هر کس برای خداوند شریک قرار دهد، برای همیشه در عذاب میماند. و همچنین کسی که یکی از این کارها را انجام دهد، به عذابِ سختی تهدید شده است، چون او یا مرتکب شرک گشته، و یا اینکه یکی از بزرگترین گناهان را انجام داده است. اما جاودانه بودن قاتل و زناکار در عذاب، به این معنی نیست که به طور ابدی در عذاب میماند، چون نصوص قرآنی و سنت نبوی بر این دلالت مینمایند که همۀ مؤمنان از جهنم بیرون خواهند آمد، و هیچ مؤمنی برای همیشه در آن باقی نخواهد ماند، هر چند مرتکب هر گناهی شده باشد. و خداوند این سه گناه را به صراحت نام برد، چون اینها بزرگترین گناهان هستند؛ شرک باعث فساد ادیان است، و قتل باعث تباهی انسانهاست، و زنا آبرو و ناموس را به تباهی میکشد.
(70) (﴿إِلَّا مَن تَابَ﴾) مگر کسی که از این گناهان و دیگر گناهها توبه نماید، به این صورت که فوراً از آنها دست بکشد، و به خاطر گناهانی که در گذشته انجام داده است، پشیمان شود، و تصمیم قاطع بگیرد که دوباره آنها را انجام ندهد، (﴿وَءَامَنَ﴾) و به خداوند ایمانی درست داشته باشد، ایمانی که ترک گناهان و انجام طاعات را اقتضا مینماید. (﴿وَعَمِلَ عَمَلٗا صَٰلِحٗا﴾) و عمل صالح انجام دهد، و کارهایی بکند که شارع به آنها فرمان داده است، به شرطی که هدفش از انجام این اعمال، رضایت خداوند باشد. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾) این گروه، کارها و اقوال آنان که آمادگی آن را داشت تبدیل عمل زشت شود، به عمل نیک مبدّل میگردد، بنابراین شرک آنان به ایمان، و معصیتشان به طاعت تبدیل میگردد. همچنین عین گناه و بدیهایی که کردهاند، و از آن توبه نموده، و به سوی خدا بازگشتهاند، به نیکی تبدیل میشود. همانطور که از ظاهر آیه چنین بر میآید. و در این مورد، حدیثی وارد شده است مبنی براینکه خداوند مردی را به خاطر برخی از گناهانش بازخواست نمود، و گناهانش را برشمرد، سپس به جای هر بدی به او یک نیکی داد. پس آن مرد گفت:«پروردگارا! من بدیهایی دارم که اینجا آنها را نمیبینم.» والله أعلم. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خدا برای هرکس که توبه نماید، آمرزنده است، و گناهان بزرگ را میآمرزد، و به بندگانش مهربان است؛ زیرا خداوند پس از آنکه با ارتکاب گناهان بزرگ، به مبارزۀ با او برخاستند، آنان را به توبه فراخوانده، و آنها را برای توبه توفیق داده، و آنگاه توبهشان را میپذیرد.
(71) (﴿وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابٗا﴾) و هر کس توبه کند، و کار شایسته انجام دهد، همانا که او به سوی خدا باز میگردد؛ یعنی باید بداند که توبهاش در نهایت کمال است، چون توبه به معنی بازگشت به راهی است که انسان را به خدا میرساند، و رسیدن به خدا، عین سعادت و بندگی و رستگاری است. و باید خالصانه توبه نماید، و آن را از شائبهها و اهداف فاسد دور نگاه دارد. پس مقصود از این تشویق، تکمیل کردن توبه است، و باید به بهترین شیوه راه توبه را بپوید تا به خدایی برسد که همه به سوی او باز میگردند، و آنگاه بر اساس میزان تکامل توبهاش، مزدش را میدهد.
(72) (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَشۡهَدُونَ ٱلزُّورَ﴾) و کسانی که بر دروغ و باطل حاضر نمیشوند، و در مجالس دروغگویی و معاصی شرکت نمیکنند. «زور» یعنی گفتار و کردار ناجایز و حرام. پس اینها از تمامی مجالسی که مشتمل بر گفتار یا کردار حرام است، پرهیز میکنند، مانند مسخره کردنِ آیات خدا، جدال به وسیلۀ باطل، غیبت، سخنچینی، دشنام دادن، تهمت زدن، مسخره کردن، آواز حرام، نوشیدن شراب، و استفاده از فرش ابریشمی، عکسها و امثال اینها. پس چون در مجالس دروغگویی و گناه شرکت نمیکنند، خودشان به طریق اولی دروغ نمیگویند. و گواهی دروغین در «قول زور» داخل است. (﴿وَإِذَا مَرُّواۡ بِٱللَّغۡوِ﴾) لغو سخنی است که هیچ فایدۀ دینی و دنیوی ندارد، مانند سخن سبکسران و بیخردان. بندگانِ خاصِ خدا چون از کنارِ کار و سخنِ بیهوده بگذرند، (﴿مَرُّواۡ كِرَامٗا﴾) بزرگوارانه میگذرند؛ یعنی خودشان را از آن دور میدارند، و در آن فرو نمیروند، و به آن نمیپردازند. البته چنانچه پرداختن به آن گناه نیز نباشد، نشانۀ بیخردی و خلاف شأن مروّت است. پس آنها خودشان را از آن دور میدارند. و گفتۀ الهی (﴿وَإِذَا مَرُّواۡ بِٱللَّغۡوِ﴾) اشاره به این است که آنها قصد حضور در محافل و اماکنی را ندارند که در آنجا سخن بیهوده گفته میشود، و نمیخواهند آن را بشنوند. اما اگر به صورت تصادفی و بدون قصد، گذرشان بر چنین جایی بیفتد، خود را از آن پاک داشته، و با دوری جستن از آن، خویشتن را گرامی میدارند.
(73) (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و بندگانِ خداوندِ رحمان کسانیاند که هنگامی آیات پروردگارشان که آنها را به شنیدن و گوش فرا دادن و رهنمود شدن به آن فرمان داده است، به آنان یادآوری شود (﴿لَمۡ يَخِرُّواۡ عَلَيۡهَا صُمّٗا وَعُمۡيَانٗا﴾) در مقابلِ آن رویگردانی نمیکنند، و آن را ناشنیده نمیگیرند، و دلها و چشمهای خود را از آن آیات برنمیگردانند، آن گونه که افراد بیایمان عمل مینمایند و آن را تصدیق نمیکنند. بلکه حالتِ بندگان خداوندِ رحمان در مورد آیات، و به هنگامِ شنیدنِ آن، چنان است که خداوند فرموده است:﴿إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواۡ بِهَا خَرُّواۡۤ سُجَّدٗاۤ وَسَبَّحُواۡ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ همانا کسانی به آیات ما ایمان میآورند که چون به آن پند داده شوند، سجدهکنان به زمین میافتند، و پروردگارشان را با ستایش و به پاکی یاد میکنند، و تکبر نمیورزند، و آن را میپذیرند، و خود را نیازمند آن میدانند، و در برابرش منقاد و تسلیم میشوند. مؤمنان گوشهایی شنوا، و دلهایی آگاه و مدرک دارند؛ پس ایمانشان، با شنیدنِ آیات الهی، بیشتر میگردد؛ و با آن، یقینشان کامل میشود، و آنها را نشاط و طراوت میبخشد.
(74) (﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ﴾) و کسانی که میگویند: پروردگارا! دوستان و همسران و فرزندانمان را مایۀ روشنی چشم، و شادی دلمان بگردان. چنانچه حالت و صفات آنان را بررسی کنیم، از همّت والا و مرتبۀ بلندشان در مییابیم که آنان چشمشان روشن نخواهد شد مگر اینکه همسرانشان و فرزندانشان و دوستانشان را مطیع و فرمانبردارِ خدا و عالم و عامل ببینند. و این همچنانکه دعاست برای شایسته بودن همسران و فرزندانشان، دعا برای خودشان نیز میباشد؛ چراکه نفع و فایدۀ آن، به خودشان برمیگردد. بنابراین آن را برای خود بخششی قرار داده، و گفتند: (﴿هَبۡ لَنَا﴾) به ما عطا کن. بلکه دعای آنها به نفع تمام مسلمین است، چون صالح بودنِ افراد مذکور، سبب صالح شدن بسیاری از متعلقین آنها میگردد، و از آنها فایده میبرند. (﴿وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾) و پروردگارا! ما را به این مقامِ بلند برسان، مقام صدیقان، و مقام افراد کامل و بندگان صالح، و آن مقام، امامت و پیشوایی در دین است. و ما را الگو و پیشوای پرهیزگاران قرار ده، به گونهای که به گفتار و کردار ما تأسی کنند، و اهل خیر به دنبال ما حرکت نمایند. پس هدایت میکنند، و خود نیز هدایت مییابند. و بدیهی است که دعا کردن برای رسیدن به چیزی، دعا کردن برای مقتضیاتِ آن چیز است. و این مقام ـ مقام امامت و پیشوایی در دین جز با صبر و یقین بهدست نمیآید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلۡنَا مِنۡهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا لَمَّا صَبَرُواۡۖ وَكَانُواۡ بَِٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ﴾ و از آنان پیشوایانی قرار دادیم که به امرِ ما راهنمایی میکردند، آنگاه که بردباری ورزیدند، و به آیات ما یقین حاصل نمودند. پس این دعا، مستلزم اموری است ـ از قبیل: اعمال و بردباری بر طاعت الهی، و بازداشتن نفس از معصیت و نافرمانی خدا، و صبر در برابر مقدرات دردناک او، و علم کاملی که صاحب خود را به درجۀ یقین میرساند ـ [اموری] که دارای خیر فراوان و بخشش زیادی است، و صاحبش را در بالاترین مقامها بعد از پیامبران قرار میدهد.
(75 - 76) و از آنجا که همتها و خواستههایشان بلند است، پاداش آنها نیز از نوع عملشان میباشد. پس خداوند منازل و جایگاههای والا را به آنها پاداش داد: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يُجۡزَوۡنَ ٱلۡغُرۡفَةَ بِمَا صَبَرُواۡ﴾) به پاداش اینکه صبر نمودند، منزلهای بلند، و مسکنهای زیبا به آنان داده میشود که همۀ آنچه دل انسان در پی آن است، و چشم از دیدن آن لذت میبرد، به وفور در آن یافت میشود. آنها آنچه را به دست آوردهاند، به خاطر بردباری و صبرشان میباشد، همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد میشوند، و میگویند:«درود بر شما! به خاطر آنچه بردباری نمودید. چه خوب است پاداش سرای آخرت.» بنابراین در آنجا فرمود: (﴿وَيُلَقَّوۡنَ فِيهَا تَحِيَّةٗ وَسَلَٰمًا﴾) و در اینجا از دعای خیر و سلام برخوردارند؛ از سوی پروردگار و فرشتگانش بر آنها سلام میشود، و خودشان یکدیگر را سلام میکنند، و از همۀ ناگواریها و ناخوشیها، سالم و در امان خواهند بود. خلاصۀ مطلب اینکه خداوند بندگان خود را چنین توصیف نموده که آنها دارای وقار و آرامش هستند، و در برابر خدا و بندگانش فروتن میباشند، و مؤدب و بردبار بوده، و اخلاق خوب دارند، و از جاهلان صرف نظر میکنند، و از آنها روی برمیتابند، و در مقابل بدی آنها، نیکی مینمایند، و شبها را با عبادت به سر میکنند، و عبادت را مخلصانه برای خدا انجام میدهند، و از جهنم میترسند، و به درگاه پروردگارشان تضرع و زاری مینمایند تا آنها را از جهنم نجات بدهد، و نفقههای واجب و مستحبی را که بر آنهاست میپردازند، و در خرج کردن میانه روی مینمایند. و وقتی که آنها در خرج کردن میانه روی ورزند ـکه معمولاً مردم زیاده روی میکنندـ پس آنها در دیگر کارها، به طریق اولی میانهروی و اعتدال را رعایت میکنند، و دور بودن از گناهان کبیره، و اخلاص داشتن در عبادت، و پرهیز از خونریزی و هتک حرمت و آبروی دیگران، و توبه کردن ـ در صورت سر زدن یکی از این گناهان ـ نیز از خصوصیتهای آنان است. نیز آنها در مجالسی که لهو و لعب و گفتار و کردار حرام انجام میگیرد، حاضر نمیشوند، و خود نیز آن را انجام نمیدهند، و خود را از یاوهگویی و انجام کارهای بیهوده و زشت که فایدهای ندارند، دور میدارند. و این مستلزمِ مروّت و کمال آنهاست. آنها خودرا از هر سخن و کردار زشت و بیارزش دور میدارند، وآیات الهیرا میپذیرند، ومعانی آن را میفهمند، وبرای فهمیدن آن میکوشند، وبهآن عمل میکنند. و برای اجرای احکام آن تلاش مینمایند. و آنها خداوند را به کاملترین صورت فرا میخوانند، که خود و بستگانشان و مسلمین از آن بهرهمند میشوند. آنها صلاحیت همسران و فرزندانشان را از خداوند میطلبند. از لوازم این دعا، این است که آنها در تعلیم و موعظه کردن و اندرز گفتن زنان و فرزندان خود میکوشند، چون هر کس به چیزی علاقهمند باشد، و آن را از خدا بخواهد، باید در فراهم نمودن اسباب آن بکوشد.آنان از خداوند میخواهند که آنها را به بالاترین مقامهایی برساند که رسیدن به آن برایشان ممکن است، و آن مقامِ امامت و صدیق بودن است. بهراستی که این صفتها، بسیار والا؛ و این همتها، بسی بلند؛ و این خواستهها، بسیار ارزشمندند! و چقدر این نفسها پاکیزه، و این دلها و صاحبانش پاکاند! و چقدر این سرداران پرهیزگارند! و فضل و نعمت و رحمت خداوند بر آنهاست که آنان را بزرگوار نموده است؛ و لطف اوست که آنها را به این منازل رسانده است. و خداوند بر بندگانش منت مینهد، و صفتهایشان را برای آنان توصیف مینماید، و از همتهای عالیشان سخن به میان میآورد، و پاداشهایشان را برایشان توضیح میدهد تا دیگران را تشویق نماید که خود را به صفات آنان متصف گردانند، و از خداوندی که بر آنها منت نهاده و آنها را اکرام نموده است، بخواهند تا آنان را هدایت نماید، و همانطور که آنان را هدایت کرده است، با تربیت ویژۀ خویش، آنها را نیز سرپرستی نماید. بار خدایا! ستایش سزاوار توست، و به پیشگاه تو روی میآوریم. تو یاور ما هستی، و از تو یاری میجوییم. و هیچ توان و قدرتی برای انجام کارها جز از سوی تو نیست. مالکِ هیچ سود و زیانی نیستیم. و توانایی جلبِ ذرهای خیر و خوبی نداریم، مادامیکه آن را برای ما میسّر نگردانی؛ زیرا ما ناتوان هستیم، و از هر جهت ضعیف و درمانده میباشیم. و گواهی میدهیم که اگر به اندازۀ یک چشم به هم زدن، ما را به خودمان بسپاری، دچار ناتوانی و ضعف و اشتباه میشویم. پس ما جز به رحمت تو که آفرینش ما را با آن عجین کردهای، وروزی و نعمتهای فراوان ظاهری و باطنی به ما دادهای، و رنجها را از ما دور ساختهای، به چیزی دیگر اعتماد نمیکنیم. و بر ما رحمی بفرما که ما را با آن، از مهر و رحمت غیرِ تو بینیاز گرداند. چراکه هرکس که از تو بخواهد و به تو امید بندد، ناکام نخواهد شد. و از آنجا که خداوند بندگانش را، بهخاطر فضیلت و شرافتی که داشتند، به رحمت خویش نسبت داد، و آنها را به عبودیتِ خود اختصاص داد، شاید کسی گمان بَرَد که دیگران نیز در بندگی داخل هستند.
(77) پس خداوند خبر داد که او به غیر از اینها توجه و اعتنایی نمیکند، و اگر دعایتان نبود، و او را به فریاد نمیخواندید، و او را پرستش نمیکردید؛ به شما ارجی نمینهاد، و شما را دوست نمیداشت. پس فرمود: (﴿قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاۡ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡۖ فَقَدۡ كَذَّبۡتُمۡ فَسَوۡفَ يَكُونُ لِزَامَۢا﴾) بگو: «اگر عبادت و دعایتان نبود، پروردگار من به شما اعتنایی نمیکرد.» و شما چون رسالت آسمانی و پیامبران را تکذیب میکنید، نتیجۀ بد این کار ملازم شما خواهد بود؛ یعنی به عذابی گرفتار میشوید که شما را ترک نخواهد کرد؛ و همانگونه که طلبکار، بدهکار را رها نمیکند، عذاب خدا نیز شما را رها نخواهد کرد، و خداوند میان شما و بندگانش داوری خواهد کرد.
الفرقان 25:65
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا و بندگان [خداوند] رحمان آنانند كه روي زمين فروتنانه راه ميروند، و هنگامي كه نادانان ايشان را مخاطب قرار دهند گويند:«سلام بر شما». وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا و كساني كه شب را با سجده و قيام براي پروردگارشان ميگذرانند. وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا و كساني كه ميگويند:«پروردگارا! عذاب جهنم را از ما دور بدار، بيگمان عذابش پايدار است». إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا بيگمان دوزخ بدترين قرارگاه و جايگاه است. وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا و كساني كه به هنگام خرج كردن زيادهروي نميكنند، و بخل نميورزند، و بين اين، [دو راه] اعتدال پيش گيرند. وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا يَزۡنُونَۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَاما و كساني كه همراه با الله معبود ديگري را به فرياد نميخوانند، و جاني را كه خداوند [خونش را] حرام كرده است جز به حق نميكشند، و زنا نميكنند و هر كس چنين كند كيفر آن را ميبيند. يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا عذاب او در قيامت دو چندان ميگردد و خوار و ذليل جاودانه در عذاب ميماند. إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس اينانند كه خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل ميكند و خداوند آمرزندة مهربان است. وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد همانا كه او به سوي خدا باز ميگردد. وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا و كساني كه بر باطل گواهي نميدهند، و چون بر [كار و سخن] بيهوده بگذرند، بزرگوارانه ميگذرند. وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا و كساني كه چون به آيات پروردگارشان پند داده شوند همسان كران و نابينايان بر آن فرو نميافتند. وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا و كساني كه ميگويند:«پروردگارا! از همسران و فرزندانمان آن به ما عنايت كن كه ماية روشني چشم باشد، و ما را پيشواي پرهيزگاران بگردان. أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا اينان به پاس آنكه بردباري كردند، به مقامي بلند دست مييابند، و در آنجا سلام و درود دريافت ميكنند. خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا در آنجا جاودانه ميمانند، قرارگاهي خوب و مقامي نيكو است. قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا بگو: «اگر عبادت و دعايتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنايي ندارد، بيگمان تكذيب كرديد و [نتيجة بد] آن ملازم شما خواهد بود».
(63) عبودیت و بندگی خداوند بر دو نوع است: عبودیت برای ربوبیتِ خداوند، که مسلمان و کافر، نیکوکار و بدکار در این امر مشترک هستند؛ چون آنها همه بندگان خدایند، و آنها را پرورش میدهد، و تحت تدبیر اویند:﴿إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا﴾ همۀ آنچه در آسمانها و زمین است، در حال بندگی به نزد خدا میآیند. و نوع دوم، بندگی و عبودیت برای الوهیتِ خداوند و پرستش و رحمت اوست، و آن بندگیِ پیامبران و اولیای الهی است که خداوند را میپرستند. و در اینجا، منظور همین نوع از عبودیت است. بنابراین بندگی را، به نامِ خودش «الرحمان» نسبت داد که اشاره به این است آنها به سببِ این عبودیت، به رحمت الهی میرسند. پس بیان نمود که صفاتشان کاملترین صفتهاست، و برترین ویژگیها را دارند. بنابراین آنها را چنین توصیف نمود: (﴿يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا﴾) روی زمین با فروتنی و آرام راه میروند، و در مقابل خدا و مردم فروتن میباشند. خداوند در اینجا آنها را به وقار و آرامش و فروتنی برای خدا و بندگانش توصیف نمود. (﴿وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ﴾) و هنگامی که نادانان سخنی جاهلانه به آنان بگویند، (﴿قَالُواۡ سَلَٰمٗا﴾) سخنی به آنها میگویند که در آن، از گناه و جهالت در امان میمانند.و در اینجا آنها ستوده شدهاند که دارای بردباری زیادند؛ و در مقابل فردی که با آنان بدی میکند، نیکی مینمایند، و از جاهل درمیگذرند، و دارای عقل و خرد و هوشیاری میباشند. و خرد است که آنها را به اینجا رسانیده است.
(64) (﴿وَٱلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمۡ سُجَّدٗا وَقِيَٰمٗا﴾) و نماز شب زیاد میخوانند، و آن را خالصانه برای پروردگارشان و با فروتنی انجام میدهند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ يَدۡعُونَ رَبَّهُمۡ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾ پهلوهایشان از بسترها جدا میشود، و با ترس و امید پروردگارشان را به فریاد میخوانند، و از آنچه بدیشان روزی دادهایم، انفاق میکنند. پس هیچ کس نمیداند چه چیزهای مسرّت بخشی در بهشت، برایشان مهیّا شده است، و این پاداش کارهایی است که میکنند.
(65) (﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصۡرِفۡ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ﴾) و کسانی که میگویند: پروردگارا! با مصون داشتنمان از اسبابِ عذاب، و آمرزشِ خطاهایی که از ما سر زده و باعث عذاب میگردد، عذاب دوزخ را از ما دور بدار، (﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾) بیگمان عذاب دوزخ، گریبانگیرِ هر کس گردد، ملازم وی خواهد بود، همانگونه که طلبکار، ملازمِ بدهکار میباشد.
(66) (﴿إِنَّهَا سَآءَتۡ مُسۡتَقَرّٗا وَمُقَامٗا﴾) بیگمان، دوزخ بدترین قرارگاه و جایگاه است. این سخن را به حالت شیون و زاری به درگاه پروردگارشان ابراز داشته، و شدت نیازمندی خویش را بیان میدارند، و میگویند: تواناییِ تحملِ این عذاب را نداریم. پس باید منت و احسانِ الهی را به یاد بیاورند؛ زیرا دور کردن عذاب، به اندازۀ سختی و شدت آن دشوار است؛ و دور شدن آن، بسی مایۀ شادی است.
(67) (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواۡ لَمۡ يُسۡرِفُواۡ وَلَمۡ يَقۡتُرُواۡ﴾) و کسانی که به هنگام پرداخت نفقاتِ واجب یا مستحب، از حد نمیگذرند؛ نه ولخرجی میکنند و نه بخل میورزند، (﴿وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا﴾) و انفاق و خرج کردن آنها، در میان اسراف و بخل قرار دارد، و میانهروی و اعتدال را رعایت میکنند. نفقاتِ واجب از قبیل: زکات و کفارهها را میپردازند، و در جای مناسب و به صورت مناسب خرج میکنند، بدون اینکه به خود یا دیگران زیانی برسانند، و این حاکی از اعتدال و میانهروی آنهاست.
(68) (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾) و کسانی که با الله معبود دیگری را به فریاد نمیخوانند، و پرستش نمیکنند، بلکه فقط او را میپرستند، و دین و عبادت را، تنها و خالصانه برای او انجام میدهند، و فقط به او روی آورده، و از غیر او رویگرداناند. (﴿وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ﴾) و انسانی را که خداوند خونش را حرام کرده است، نمیکشند. و آن، انسانِ مسلمان یا کافری است که با مسلمانها پیمان دارد، (﴿إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) جز به حق نمیکشند، مانند کشتنِ یک انسان به خاطر اینکه انسانی دیگررا کشته، و کشتنِ فرد متأهلی که زنا کرده، و کشتنِ کافری که قتل او جایز و حلال است. (﴿وَلَا يَزۡنُونَ﴾) وزنا نمیکنند، بلکه شرمگاههایشانرا حفاظت مینمایند، ﴿إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَيۡرُ مَلُومِينَ﴾ مگر بر همسرانشان و یا کنیزانی که در ملک یمین آنها هستند. (﴿وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَامٗا﴾) و هر کس یکی از این کارها؛ یعنی شرک ورزیدن به خدا، یا کشتن انسانی که خداوند کشتن او را حرام نموده، یا زنا را انجام دهد، به کیفرِ دشواری گرفتار خواهد شد. سپس کیفر را چنین تفسیر نمود:
(69) (﴿يُضَٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا﴾) پس کسی که همۀ این کارها را انجام دهد، شکی در آن نیست که برای همیشه در جهنم جاودانه میماند؛ و نیز هر کس برای خداوند شریک قرار دهد، برای همیشه در عذاب میماند. و همچنین کسی که یکی از این کارها را انجام دهد، به عذابِ سختی تهدید شده است، چون او یا مرتکب شرک گشته، و یا اینکه یکی از بزرگترین گناهان را انجام داده است. اما جاودانه بودن قاتل و زناکار در عذاب، به این معنی نیست که به طور ابدی در عذاب میماند، چون نصوص قرآنی و سنت نبوی بر این دلالت مینمایند که همۀ مؤمنان از جهنم بیرون خواهند آمد، و هیچ مؤمنی برای همیشه در آن باقی نخواهد ماند، هر چند مرتکب هر گناهی شده باشد. و خداوند این سه گناه را به صراحت نام برد، چون اینها بزرگترین گناهان هستند؛ شرک باعث فساد ادیان است، و قتل باعث تباهی انسانهاست، و زنا آبرو و ناموس را به تباهی میکشد.
(70) (﴿إِلَّا مَن تَابَ﴾) مگر کسی که از این گناهان و دیگر گناهها توبه نماید، به این صورت که فوراً از آنها دست بکشد، و به خاطر گناهانی که در گذشته انجام داده است، پشیمان شود، و تصمیم قاطع بگیرد که دوباره آنها را انجام ندهد، (﴿وَءَامَنَ﴾) و به خداوند ایمانی درست داشته باشد، ایمانی که ترک گناهان و انجام طاعات را اقتضا مینماید. (﴿وَعَمِلَ عَمَلٗا صَٰلِحٗا﴾) و عمل صالح انجام دهد، و کارهایی بکند که شارع به آنها فرمان داده است، به شرطی که هدفش از انجام این اعمال، رضایت خداوند باشد. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَئَِّاتِهِمۡ حَسَنَٰتٖ﴾) این گروه، کارها و اقوال آنان که آمادگی آن را داشت تبدیل عمل زشت شود، به عمل نیک مبدّل میگردد، بنابراین شرک آنان به ایمان، و معصیتشان به طاعت تبدیل میگردد. همچنین عین گناه و بدیهایی که کردهاند، و از آن توبه نموده، و به سوی خدا بازگشتهاند، به نیکی تبدیل میشود. همانطور که از ظاهر آیه چنین بر میآید. و در این مورد، حدیثی وارد شده است مبنی براینکه خداوند مردی را به خاطر برخی از گناهانش بازخواست نمود، و گناهانش را برشمرد، سپس به جای هر بدی به او یک نیکی داد. پس آن مرد گفت:«پروردگارا! من بدیهایی دارم که اینجا آنها را نمیبینم.» والله أعلم. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خدا برای هرکس که توبه نماید، آمرزنده است، و گناهان بزرگ را میآمرزد، و به بندگانش مهربان است؛ زیرا خداوند پس از آنکه با ارتکاب گناهان بزرگ، به مبارزۀ با او برخاستند، آنان را به توبه فراخوانده، و آنها را برای توبه توفیق داده، و آنگاه توبهشان را میپذیرد.
(71) (﴿وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابٗا﴾) و هر کس توبه کند، و کار شایسته انجام دهد، همانا که او به سوی خدا باز میگردد؛ یعنی باید بداند که توبهاش در نهایت کمال است، چون توبه به معنی بازگشت به راهی است که انسان را به خدا میرساند، و رسیدن به خدا، عین سعادت و بندگی و رستگاری است. و باید خالصانه توبه نماید، و آن را از شائبهها و اهداف فاسد دور نگاه دارد. پس مقصود از این تشویق، تکمیل کردن توبه است، و باید به بهترین شیوه راه توبه را بپوید تا به خدایی برسد که همه به سوی او باز میگردند، و آنگاه بر اساس میزان تکامل توبهاش، مزدش را میدهد.
(72) (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَشۡهَدُونَ ٱلزُّورَ﴾) و کسانی که بر دروغ و باطل حاضر نمیشوند، و در مجالس دروغگویی و معاصی شرکت نمیکنند. «زور» یعنی گفتار و کردار ناجایز و حرام. پس اینها از تمامی مجالسی که مشتمل بر گفتار یا کردار حرام است، پرهیز میکنند، مانند مسخره کردنِ آیات خدا، جدال به وسیلۀ باطل، غیبت، سخنچینی، دشنام دادن، تهمت زدن، مسخره کردن، آواز حرام، نوشیدن شراب، و استفاده از فرش ابریشمی، عکسها و امثال اینها. پس چون در مجالس دروغگویی و گناه شرکت نمیکنند، خودشان به طریق اولی دروغ نمیگویند. و گواهی دروغین در «قول زور» داخل است. (﴿وَإِذَا مَرُّواۡ بِٱللَّغۡوِ﴾) لغو سخنی است که هیچ فایدۀ دینی و دنیوی ندارد، مانند سخن سبکسران و بیخردان. بندگانِ خاصِ خدا چون از کنارِ کار و سخنِ بیهوده بگذرند، (﴿مَرُّواۡ كِرَامٗا﴾) بزرگوارانه میگذرند؛ یعنی خودشان را از آن دور میدارند، و در آن فرو نمیروند، و به آن نمیپردازند. البته چنانچه پرداختن به آن گناه نیز نباشد، نشانۀ بیخردی و خلاف شأن مروّت است. پس آنها خودشان را از آن دور میدارند. و گفتۀ الهی (﴿وَإِذَا مَرُّواۡ بِٱللَّغۡوِ﴾) اشاره به این است که آنها قصد حضور در محافل و اماکنی را ندارند که در آنجا سخن بیهوده گفته میشود، و نمیخواهند آن را بشنوند. اما اگر به صورت تصادفی و بدون قصد، گذرشان بر چنین جایی بیفتد، خود را از آن پاک داشته، و با دوری جستن از آن، خویشتن را گرامی میدارند.
(73) (﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و بندگانِ خداوندِ رحمان کسانیاند که هنگامی آیات پروردگارشان که آنها را به شنیدن و گوش فرا دادن و رهنمود شدن به آن فرمان داده است، به آنان یادآوری شود (﴿لَمۡ يَخِرُّواۡ عَلَيۡهَا صُمّٗا وَعُمۡيَانٗا﴾) در مقابلِ آن رویگردانی نمیکنند، و آن را ناشنیده نمیگیرند، و دلها و چشمهای خود را از آن آیات برنمیگردانند، آن گونه که افراد بیایمان عمل مینمایند و آن را تصدیق نمیکنند. بلکه حالتِ بندگان خداوندِ رحمان در مورد آیات، و به هنگامِ شنیدنِ آن، چنان است که خداوند فرموده است:﴿إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواۡ بِهَا خَرُّواۡۤ سُجَّدٗاۤ وَسَبَّحُواۡ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ همانا کسانی به آیات ما ایمان میآورند که چون به آن پند داده شوند، سجدهکنان به زمین میافتند، و پروردگارشان را با ستایش و به پاکی یاد میکنند، و تکبر نمیورزند، و آن را میپذیرند، و خود را نیازمند آن میدانند، و در برابرش منقاد و تسلیم میشوند. مؤمنان گوشهایی شنوا، و دلهایی آگاه و مدرک دارند؛ پس ایمانشان، با شنیدنِ آیات الهی، بیشتر میگردد؛ و با آن، یقینشان کامل میشود، و آنها را نشاط و طراوت میبخشد.
(74) (﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ﴾) و کسانی که میگویند: پروردگارا! دوستان و همسران و فرزندانمان را مایۀ روشنی چشم، و شادی دلمان بگردان. چنانچه حالت و صفات آنان را بررسی کنیم، از همّت والا و مرتبۀ بلندشان در مییابیم که آنان چشمشان روشن نخواهد شد مگر اینکه همسرانشان و فرزندانشان و دوستانشان را مطیع و فرمانبردارِ خدا و عالم و عامل ببینند. و این همچنانکه دعاست برای شایسته بودن همسران و فرزندانشان، دعا برای خودشان نیز میباشد؛ چراکه نفع و فایدۀ آن، به خودشان برمیگردد. بنابراین آن را برای خود بخششی قرار داده، و گفتند: (﴿هَبۡ لَنَا﴾) به ما عطا کن. بلکه دعای آنها به نفع تمام مسلمین است، چون صالح بودنِ افراد مذکور، سبب صالح شدن بسیاری از متعلقین آنها میگردد، و از آنها فایده میبرند. (﴿وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾) و پروردگارا! ما را به این مقامِ بلند برسان، مقام صدیقان، و مقام افراد کامل و بندگان صالح، و آن مقام، امامت و پیشوایی در دین است. و ما را الگو و پیشوای پرهیزگاران قرار ده، به گونهای که به گفتار و کردار ما تأسی کنند، و اهل خیر به دنبال ما حرکت نمایند. پس هدایت میکنند، و خود نیز هدایت مییابند. و بدیهی است که دعا کردن برای رسیدن به چیزی، دعا کردن برای مقتضیاتِ آن چیز است. و این مقام ـ مقام امامت و پیشوایی در دین جز با صبر و یقین بهدست نمیآید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلۡنَا مِنۡهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا لَمَّا صَبَرُواۡۖ وَكَانُواۡ بَِٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ﴾ و از آنان پیشوایانی قرار دادیم که به امرِ ما راهنمایی میکردند، آنگاه که بردباری ورزیدند، و به آیات ما یقین حاصل نمودند. پس این دعا، مستلزم اموری است ـ از قبیل: اعمال و بردباری بر طاعت الهی، و بازداشتن نفس از معصیت و نافرمانی خدا، و صبر در برابر مقدرات دردناک او، و علم کاملی که صاحب خود را به درجۀ یقین میرساند ـ [اموری] که دارای خیر فراوان و بخشش زیادی است، و صاحبش را در بالاترین مقامها بعد از پیامبران قرار میدهد.
(75 - 76) و از آنجا که همتها و خواستههایشان بلند است، پاداش آنها نیز از نوع عملشان میباشد. پس خداوند منازل و جایگاههای والا را به آنها پاداش داد: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يُجۡزَوۡنَ ٱلۡغُرۡفَةَ بِمَا صَبَرُواۡ﴾) به پاداش اینکه صبر نمودند، منزلهای بلند، و مسکنهای زیبا به آنان داده میشود که همۀ آنچه دل انسان در پی آن است، و چشم از دیدن آن لذت میبرد، به وفور در آن یافت میشود. آنها آنچه را به دست آوردهاند، به خاطر بردباری و صبرشان میباشد، همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ﴾ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد میشوند، و میگویند:«درود بر شما! به خاطر آنچه بردباری نمودید. چه خوب است پاداش سرای آخرت.» بنابراین در آنجا فرمود: (﴿وَيُلَقَّوۡنَ فِيهَا تَحِيَّةٗ وَسَلَٰمًا﴾) و در اینجا از دعای خیر و سلام برخوردارند؛ از سوی پروردگار و فرشتگانش بر آنها سلام میشود، و خودشان یکدیگر را سلام میکنند، و از همۀ ناگواریها و ناخوشیها، سالم و در امان خواهند بود. خلاصۀ مطلب اینکه خداوند بندگان خود را چنین توصیف نموده که آنها دارای وقار و آرامش هستند، و در برابر خدا و بندگانش فروتن میباشند، و مؤدب و بردبار بوده، و اخلاق خوب دارند، و از جاهلان صرف نظر میکنند، و از آنها روی برمیتابند، و در مقابل بدی آنها، نیکی مینمایند، و شبها را با عبادت به سر میکنند، و عبادت را مخلصانه برای خدا انجام میدهند، و از جهنم میترسند، و به درگاه پروردگارشان تضرع و زاری مینمایند تا آنها را از جهنم نجات بدهد، و نفقههای واجب و مستحبی را که بر آنهاست میپردازند، و در خرج کردن میانه روی مینمایند. و وقتی که آنها در خرج کردن میانه روی ورزند ـکه معمولاً مردم زیاده روی میکنندـ پس آنها در دیگر کارها، به طریق اولی میانهروی و اعتدال را رعایت میکنند، و دور بودن از گناهان کبیره، و اخلاص داشتن در عبادت، و پرهیز از خونریزی و هتک حرمت و آبروی دیگران، و توبه کردن ـ در صورت سر زدن یکی از این گناهان ـ نیز از خصوصیتهای آنان است. نیز آنها در مجالسی که لهو و لعب و گفتار و کردار حرام انجام میگیرد، حاضر نمیشوند، و خود نیز آن را انجام نمیدهند، و خود را از یاوهگویی و انجام کارهای بیهوده و زشت که فایدهای ندارند، دور میدارند. و این مستلزمِ مروّت و کمال آنهاست. آنها خودرا از هر سخن و کردار زشت و بیارزش دور میدارند، وآیات الهیرا میپذیرند، ومعانی آن را میفهمند، وبرای فهمیدن آن میکوشند، وبهآن عمل میکنند. و برای اجرای احکام آن تلاش مینمایند. و آنها خداوند را به کاملترین صورت فرا میخوانند، که خود و بستگانشان و مسلمین از آن بهرهمند میشوند. آنها صلاحیت همسران و فرزندانشان را از خداوند میطلبند. از لوازم این دعا، این است که آنها در تعلیم و موعظه کردن و اندرز گفتن زنان و فرزندان خود میکوشند، چون هر کس به چیزی علاقهمند باشد، و آن را از خدا بخواهد، باید در فراهم نمودن اسباب آن بکوشد.آنان از خداوند میخواهند که آنها را به بالاترین مقامهایی برساند که رسیدن به آن برایشان ممکن است، و آن مقامِ امامت و صدیق بودن است. بهراستی که این صفتها، بسیار والا؛ و این همتها، بسی بلند؛ و این خواستهها، بسیار ارزشمندند! و چقدر این نفسها پاکیزه، و این دلها و صاحبانش پاکاند! و چقدر این سرداران پرهیزگارند! و فضل و نعمت و رحمت خداوند بر آنهاست که آنان را بزرگوار نموده است؛ و لطف اوست که آنها را به این منازل رسانده است. و خداوند بر بندگانش منت مینهد، و صفتهایشان را برای آنان توصیف مینماید، و از همتهای عالیشان سخن به میان میآورد، و پاداشهایشان را برایشان توضیح میدهد تا دیگران را تشویق نماید که خود را به صفات آنان متصف گردانند، و از خداوندی که بر آنها منت نهاده و آنها را اکرام نموده است، بخواهند تا آنان را هدایت نماید، و همانطور که آنان را هدایت کرده است، با تربیت ویژۀ خویش، آنها را نیز سرپرستی نماید. بار خدایا! ستایش سزاوار توست، و به پیشگاه تو روی میآوریم. تو یاور ما هستی، و از تو یاری میجوییم. و هیچ توان و قدرتی برای انجام کارها جز از سوی تو نیست. مالکِ هیچ سود و زیانی نیستیم. و توانایی جلبِ ذرهای خیر و خوبی نداریم، مادامیکه آن را برای ما میسّر نگردانی؛ زیرا ما ناتوان هستیم، و از هر جهت ضعیف و درمانده میباشیم. و گواهی میدهیم که اگر به اندازۀ یک چشم به هم زدن، ما را به خودمان بسپاری، دچار ناتوانی و ضعف و اشتباه میشویم. پس ما جز به رحمت تو که آفرینش ما را با آن عجین کردهای، وروزی و نعمتهای فراوان ظاهری و باطنی به ما دادهای، و رنجها را از ما دور ساختهای، به چیزی دیگر اعتماد نمیکنیم. و بر ما رحمی بفرما که ما را با آن، از مهر و رحمت غیرِ تو بینیاز گرداند. چراکه هرکس که از تو بخواهد و به تو امید بندد، ناکام نخواهد شد. و از آنجا که خداوند بندگانش را، بهخاطر فضیلت و شرافتی که داشتند، به رحمت خویش نسبت داد، و آنها را به عبودیتِ خود اختصاص داد، شاید کسی گمان بَرَد که دیگران نیز در بندگی داخل هستند.
(77) پس خداوند خبر داد که او به غیر از اینها توجه و اعتنایی نمیکند، و اگر دعایتان نبود، و او را به فریاد نمیخواندید، و او را پرستش نمیکردید؛ به شما ارجی نمینهاد، و شما را دوست نمیداشت. پس فرمود: (﴿قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاۡ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡۖ فَقَدۡ كَذَّبۡتُمۡ فَسَوۡفَ يَكُونُ لِزَامَۢا﴾) بگو: «اگر عبادت و دعایتان نبود، پروردگار من به شما اعتنایی نمیکرد.» و شما چون رسالت آسمانی و پیامبران را تکذیب میکنید، نتیجۀ بد این کار ملازم شما خواهد بود؛ یعنی به عذابی گرفتار میشوید که شما را ترک نخواهد کرد؛ و همانگونه که طلبکار، بدهکار را رها نمیکند، عذاب خدا نیز شما را رها نخواهد کرد، و خداوند میان شما و بندگانش داوری خواهد کرد.