Tafsir As-Saadi - Persian — العنكبوت 29:67 – لقمان 31:34
Contents
- العنكبوت 29:67
- العنكبوت 29:68
- العنكبوت 29:69
- الروم 30:1
- الروم 30:2
- الروم 30:3
- الروم 30:4
- الروم 30:5
- الروم 30:6
- الروم 30:7
- الروم 30:8
- الروم 30:9
- الروم 30:10
- الروم 30:11
- الروم 30:12
- الروم 30:13
- الروم 30:14
- الروم 30:15
- الروم 30:16
- الروم 30:17
- الروم 30:18
- الروم 30:19
- الروم 30:20
- الروم 30:21
- الروم 30:22
- الروم 30:23
- الروم 30:24
- الروم 30:25
- الروم 30:26
- الروم 30:27
- الروم 30:28
- الروم 30:29
- الروم 30:30
- الروم 30:31
- الروم 30:32
- الروم 30:33
- الروم 30:34
- الروم 30:35
- الروم 30:36
- الروم 30:37
- الروم 30:38
- الروم 30:39
- الروم 30:40
- الروم 30:41
- الروم 30:42
- الروم 30:43
- الروم 30:44
- الروم 30:45
- الروم 30:46
- الروم 30:47
- الروم 30:48
- الروم 30:49
- الروم 30:50
- الروم 30:51
- الروم 30:52
- الروم 30:53
- الروم 30:54
- الروم 30:55
- الروم 30:56
- الروم 30:57
- الروم 30:58
- الروم 30:59
- الروم 30:60
- لقمان 31:1
- لقمان 31:2
- لقمان 31:3
- لقمان 31:4
- لقمان 31:5
- لقمان 31:6
- لقمان 31:7
- لقمان 31:8
- لقمان 31:9
- لقمان 31:10
- لقمان 31:11
- لقمان 31:12
- لقمان 31:13
- لقمان 31:14
- لقمان 31:15
- لقمان 31:16
- لقمان 31:17
- لقمان 31:18
- لقمان 31:19
- لقمان 31:20
- لقمان 31:21
- لقمان 31:22
- لقمان 31:23
- لقمان 31:24
- لقمان 31:25
- لقمان 31:26
- لقمان 31:27
- لقمان 31:28
- لقمان 31:29
- لقمان 31:30
- لقمان 31:31
- لقمان 31:32
- لقمان 31:33
- لقمان 31:34
العنكبوت 29:67
وَ مَا هَذِهِ الْحَيَوهُ الدُّنْيَآ إلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبُ و إنَّ الدَّارَ الأخِرَهَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ و زندگي اين دنيا جز سرگرمي و بازيچه نيست، و زندگي جهان آخرت زندگي ]راستين[ است اگر مي دانستند. فَإذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُْا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّيِنَ فَلَمَّا نَجَّهُمْ إلَي الْبَرّ إذَا هُمْ يُشْرِكُونَ و هنگامي كه سوار كشتي شوند خداوند را خالصانه و مخلصانه به دعا مي خوانند، پس چون آنان را نجات دهد و به خشكي برساند باز ايشان شرك مي ورزند. لِيَكْفُرُوا بِمَآ ءَاتَيْنَهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ تا ]سرانجام[ در آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي كنند و تا بهره مند گردند، پس خواهند دانست. أوَلَمْ يَرَؤاْ أنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا ءَامِنًا وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أفَبِالْبَطِلِ يُؤمِنُونَ وَ بِنِعْمَهِ اللهِ يَكْفُرُونَ آيا نديده اند كه ما حرمي ايمن ]براي آنان[ قرار داده ايم. حال آن كه مردم از اطراف آنان ربوده مي شوند؟ آيا به باطل ايمان مي آورند و نعمت خداوند را ناسپاسي مي كنند. وَ مَنْ أظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَي عَلَي اللهِ كَذِبًا أوْ كَذَّبَ بِالحَقِّ لَمَّا جَآءَ هُ ألَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًي لِّلْكَفِرِينَ و كيست ستمگرتر از كسي كه بر خدا دروغ ببندد و گمراهي و باطلي را كه خود بر آن هست به خدا نسبت دهد؟! آيا در جهنم جايگاهي براي كافران نيست؟! وَ الَّذِينَ جَهَدُواْ فِيناَ لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا و إنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ و كساني كه در راه ما كوشش كنند قطعاً آنان را به راه هاي خويش رهنمود مي گردانيم، و قطعاً خدا با نيكوكاران است.
(64) خداوند متعال از حالت دنیا و آخرت خبر میدهد و به طور ضمنی آدمی را به متمایل نبودن به دنیا و علاقهمند بودن به آخرت تشویق میکند. پس فرمود: (﴿وَمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَهۡوٞ وَلَعِبٞ﴾) زندگی این دنیا در حقیقت سرگرمی و بازیچهای بیش نیست که دلها با آن مشغول و سرگرم میشوند و جسمها با آن بازی میکنند، چون خداوند آن را آراسته است و لذتها و شهوتهایی را در آن قرار داده است که دلهای رویگردان را در چنگال خود میگیرد و چشمهای غافل را میفریبد و افراد باطلگرا را شاد و خوشحال میکند. اما این دنیا به سرعت از بین میرود و دوستدارش چیزی جز پشیمانی و زیان به دست نمیآورد. (﴿وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُ﴾) و زندگی آخرت، زندگی کامل است؛ و اجسامِ صاحبان سرای آخرت، در نهایتِ قوت و قدرت قرار دارد؛ چون این جسمها و نیروها برای زندگی آفریده شدهاند و هرآنچه که زندگی را کامل گرداند و لذت با آن تکمیل شود، از قبیل: چیزهایی که دلها را شاد میکند و خوردنیها و نوشیدنیها و همسرانی که سبب لذت بردن جسم میشوند، در آن موجود است. نیز چیزهایی در آنجا یافت میشود که هیچ چشمی آن را ندیده، -و هیچ گوشی آن را نشنیده و بر دل هیچ انسانی خطور نکرده است. (﴿لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) اگر آنها این حقیقت را میدانستند، دنیا را بر آخرت ترجیح نمیدادند و از سرای زندگی رویگردان نمیشدند و به جهان بازی و سرگرمی شیفته نمیگردیدند. و آنها باید آخرت را بر دنیا ترجیح دهند؛ چرا که حالت هر دو دنیا را میدانند.
(65 - 66) سپس خداوند این را بیان داشت که مشرکین در حالت سختی، و به هنگامی که در دریا سوار بر کشتیها هستند و امواج خروشان، آنها را فرا میگیرد و از هلاک شدن میترسند، خالصانه و فقط خدا را به فریاد میخوانند؛ و در آن وقت بتها و آنچه را که همتای خدا قرار میدادند، ترک میکنند؛ و فقط خداوند یگانه و بی شریک را به کمک میخوانند. اما وقتی سختی از آنها دور شود؛ به خداوند ـ که تا چندی پیش او را خالصانه به فریاد میخواندند؛ و آنها را سالم به خشکی رسانده است ـ شرک میورزند؛ و کسانی را شریک او قرار میدهند که آنها را از سختی نجات نداده و مشقت را از آنان دور نساخته است. در حالی که میبایست در سختی و آسانی، خدا را به فریاد بخوانند تا مؤمن حقیقی باشند و سزاوار پاداش او بگردند و عذاب خدا از آنها دور شود. اما شرک ورزیدن آنها -پس از آنکه نعمتِ نجات یافتن را بهرۀ آنها نمودیم- برای این است تا سرانجام به نعمتهایی که به آنان بخشیدهایم، کفر بورزند و ناسپاسی نمایند؛ و در مقابل نعمت، بدی کنند؛ و بهرهمندی خود را از دنیا تکمیل نمایند که این همانند بهرهمندی چهارپایان است که هدفی جز پُر کردن شکم و اشباع غریزۀ جنسی خود ندارند. (﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) پس آنها وقتی از دنیا به آخرت منتقل شوند، سخت متأسّف میشوند؛ و کیفر سخت را خواهند چشید؛ و میدانند چه زیان فراوانی به دست آوردهاند.
(67) سپس خداوند به وسیلۀ حرم پر امن و امان خود، بر آنها منت میگذارد و این را بیان میدارد که اهل حرم در امنیت به سر میبرند و از روزی فراوان برخوردارند، حال آنکه مردمی که در اطراف و اکناف و بیرون از حرم زندگی میکنند از این امنیت برخوردار نیستند، بلکه ربوده میشوند و در ترس هراس بسر میبرند. پس آیا کسی را عبادت نمیکنند که به هنگام گرسنگی آنها را خوراک داد؛ و از ترس ایمن گرداند؟! (﴿أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ﴾) آیا به باطل میگرایند و ایمان نمیآورند؟! و باطل، شرکی است که آنها بر آن قرار دارند؛ و گفتهها و کردارهای پوچی است که انجام میدهند. (﴿وَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَكۡفُرُونَ﴾) و نعمتهای خدا را نادیده گرفته و سپاس نمیگزارند. پس عقلها و خردهایشان کجا رفته است که گمراهی را بر هدایت؛ و باطل را بر حق؛ و بدبختی را بر سعادت ترجیح داده و ستمکارترین مردم گشتهاند؟!
(68) (﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُۥٓ﴾) و کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد؛ و گمراهی و باطلی را که خود بر آن است، به خدا نسبت دهد؛ و یا حقی را که توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم به نزد او آمده است، دروغ انگارد؟! اما این ستمگر کینهتوز، جهنم را در پیش روی دارد، (﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾) که در آنجا حق از او گرفته میشود و به وسیلۀ جهنم خوار و ذلیل میگردد؛ و جهنم جایگاه همیشگی او خواهد بود و از آن بیرون آورده نمیشود.
(69) (﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ فِينَا﴾) و کسانی که در راه ما کوشش کردند، آنها کسانی هستند که در راه خدا هجرت نموده و با دشمنانش جهاد کرده و تمام توانایی خود را در راه پیروی از خشنودیهای خدا مبذول داشتهاند. (﴿لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا﴾) آنان را به راههایی که انسان را به ما میرساند، هدایت خواهیم کرد؛ چون آنها نیکوکار هستند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و همانا یاری و کمک و هدایت خدا همراه نیکوکاران است. این دلالت مینماید که شایستهترین مردمی که راه صحیح را در پیش گرفتهاند، مجاهدین هستند. و نیز بر این دلالت مینماید که هر کس در آنچه بدان فرمان یافته است، خوب عمل کند؛ خداوند او را یاری میدهد و اسباب هدایت را برای وی فراهم میسازد. و بر این دلالت مینماید که هرکس در پی کسب علوم دینی تلاش و کوشش نماید، خداوند او را در راستای به دست آوردن آنچه که جویایش میباشد، یاری و هدایت میدهد؛ و از رهنمودها و مددهای الهی که از توان و تلاش او بیرون است، برخوردارش میگرداند؛ و تحصیل علم برایش آسان میگردد؛ زیرا طلب علم شرعی جزوِ جهاد در راه خداست، بلکه یکی از دو نوع جهاد است که جز انسانهای خاص و برگزیده به آن برنمیخیزند؛ و آن عبارت است از: جهاد با زبان و گفتار در برابر کافران و منافقان؛ و جهاد در راه تعلیم امور دین، و جواب دادن شبهات، و منازعات مخالفان حق هرچند که از مسلمانان نیز باشند. پایان تفسیر سوره العنکبوت.
* * *
العنكبوت 29:68
وَ مَا هَذِهِ الْحَيَوهُ الدُّنْيَآ إلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبُ و إنَّ الدَّارَ الأخِرَهَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ و زندگي اين دنيا جز سرگرمي و بازيچه نيست، و زندگي جهان آخرت زندگي ]راستين[ است اگر مي دانستند. فَإذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُْا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّيِنَ فَلَمَّا نَجَّهُمْ إلَي الْبَرّ إذَا هُمْ يُشْرِكُونَ و هنگامي كه سوار كشتي شوند خداوند را خالصانه و مخلصانه به دعا مي خوانند، پس چون آنان را نجات دهد و به خشكي برساند باز ايشان شرك مي ورزند. لِيَكْفُرُوا بِمَآ ءَاتَيْنَهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ تا ]سرانجام[ در آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي كنند و تا بهره مند گردند، پس خواهند دانست. أوَلَمْ يَرَؤاْ أنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا ءَامِنًا وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أفَبِالْبَطِلِ يُؤمِنُونَ وَ بِنِعْمَهِ اللهِ يَكْفُرُونَ آيا نديده اند كه ما حرمي ايمن ]براي آنان[ قرار داده ايم. حال آن كه مردم از اطراف آنان ربوده مي شوند؟ آيا به باطل ايمان مي آورند و نعمت خداوند را ناسپاسي مي كنند. وَ مَنْ أظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَي عَلَي اللهِ كَذِبًا أوْ كَذَّبَ بِالحَقِّ لَمَّا جَآءَ هُ ألَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًي لِّلْكَفِرِينَ و كيست ستمگرتر از كسي كه بر خدا دروغ ببندد و گمراهي و باطلي را كه خود بر آن هست به خدا نسبت دهد؟! آيا در جهنم جايگاهي براي كافران نيست؟! وَ الَّذِينَ جَهَدُواْ فِيناَ لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا و إنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ و كساني كه در راه ما كوشش كنند قطعاً آنان را به راه هاي خويش رهنمود مي گردانيم، و قطعاً خدا با نيكوكاران است.
(64) خداوند متعال از حالت دنیا و آخرت خبر میدهد و به طور ضمنی آدمی را به متمایل نبودن به دنیا و علاقهمند بودن به آخرت تشویق میکند. پس فرمود: (﴿وَمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَهۡوٞ وَلَعِبٞ﴾) زندگی این دنیا در حقیقت سرگرمی و بازیچهای بیش نیست که دلها با آن مشغول و سرگرم میشوند و جسمها با آن بازی میکنند، چون خداوند آن را آراسته است و لذتها و شهوتهایی را در آن قرار داده است که دلهای رویگردان را در چنگال خود میگیرد و چشمهای غافل را میفریبد و افراد باطلگرا را شاد و خوشحال میکند. اما این دنیا به سرعت از بین میرود و دوستدارش چیزی جز پشیمانی و زیان به دست نمیآورد. (﴿وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُ﴾) و زندگی آخرت، زندگی کامل است؛ و اجسامِ صاحبان سرای آخرت، در نهایتِ قوت و قدرت قرار دارد؛ چون این جسمها و نیروها برای زندگی آفریده شدهاند و هرآنچه که زندگی را کامل گرداند و لذت با آن تکمیل شود، از قبیل: چیزهایی که دلها را شاد میکند و خوردنیها و نوشیدنیها و همسرانی که سبب لذت بردن جسم میشوند، در آن موجود است. نیز چیزهایی در آنجا یافت میشود که هیچ چشمی آن را ندیده، -و هیچ گوشی آن را نشنیده و بر دل هیچ انسانی خطور نکرده است. (﴿لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) اگر آنها این حقیقت را میدانستند، دنیا را بر آخرت ترجیح نمیدادند و از سرای زندگی رویگردان نمیشدند و به جهان بازی و سرگرمی شیفته نمیگردیدند. و آنها باید آخرت را بر دنیا ترجیح دهند؛ چرا که حالت هر دو دنیا را میدانند.
(65 - 66) سپس خداوند این را بیان داشت که مشرکین در حالت سختی، و به هنگامی که در دریا سوار بر کشتیها هستند و امواج خروشان، آنها را فرا میگیرد و از هلاک شدن میترسند، خالصانه و فقط خدا را به فریاد میخوانند؛ و در آن وقت بتها و آنچه را که همتای خدا قرار میدادند، ترک میکنند؛ و فقط خداوند یگانه و بی شریک را به کمک میخوانند. اما وقتی سختی از آنها دور شود؛ به خداوند ـ که تا چندی پیش او را خالصانه به فریاد میخواندند؛ و آنها را سالم به خشکی رسانده است ـ شرک میورزند؛ و کسانی را شریک او قرار میدهند که آنها را از سختی نجات نداده و مشقت را از آنان دور نساخته است. در حالی که میبایست در سختی و آسانی، خدا را به فریاد بخوانند تا مؤمن حقیقی باشند و سزاوار پاداش او بگردند و عذاب خدا از آنها دور شود. اما شرک ورزیدن آنها -پس از آنکه نعمتِ نجات یافتن را بهرۀ آنها نمودیم- برای این است تا سرانجام به نعمتهایی که به آنان بخشیدهایم، کفر بورزند و ناسپاسی نمایند؛ و در مقابل نعمت، بدی کنند؛ و بهرهمندی خود را از دنیا تکمیل نمایند که این همانند بهرهمندی چهارپایان است که هدفی جز پُر کردن شکم و اشباع غریزۀ جنسی خود ندارند. (﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) پس آنها وقتی از دنیا به آخرت منتقل شوند، سخت متأسّف میشوند؛ و کیفر سخت را خواهند چشید؛ و میدانند چه زیان فراوانی به دست آوردهاند.
(67) سپس خداوند به وسیلۀ حرم پر امن و امان خود، بر آنها منت میگذارد و این را بیان میدارد که اهل حرم در امنیت به سر میبرند و از روزی فراوان برخوردارند، حال آنکه مردمی که در اطراف و اکناف و بیرون از حرم زندگی میکنند از این امنیت برخوردار نیستند، بلکه ربوده میشوند و در ترس هراس بسر میبرند. پس آیا کسی را عبادت نمیکنند که به هنگام گرسنگی آنها را خوراک داد؛ و از ترس ایمن گرداند؟! (﴿أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ﴾) آیا به باطل میگرایند و ایمان نمیآورند؟! و باطل، شرکی است که آنها بر آن قرار دارند؛ و گفتهها و کردارهای پوچی است که انجام میدهند. (﴿وَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَكۡفُرُونَ﴾) و نعمتهای خدا را نادیده گرفته و سپاس نمیگزارند. پس عقلها و خردهایشان کجا رفته است که گمراهی را بر هدایت؛ و باطل را بر حق؛ و بدبختی را بر سعادت ترجیح داده و ستمکارترین مردم گشتهاند؟!
(68) (﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُۥٓ﴾) و کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد؛ و گمراهی و باطلی را که خود بر آن است، به خدا نسبت دهد؛ و یا حقی را که توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم به نزد او آمده است، دروغ انگارد؟! اما این ستمگر کینهتوز، جهنم را در پیش روی دارد، (﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾) که در آنجا حق از او گرفته میشود و به وسیلۀ جهنم خوار و ذلیل میگردد؛ و جهنم جایگاه همیشگی او خواهد بود و از آن بیرون آورده نمیشود.
(69) (﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ فِينَا﴾) و کسانی که در راه ما کوشش کردند، آنها کسانی هستند که در راه خدا هجرت نموده و با دشمنانش جهاد کرده و تمام توانایی خود را در راه پیروی از خشنودیهای خدا مبذول داشتهاند. (﴿لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا﴾) آنان را به راههایی که انسان را به ما میرساند، هدایت خواهیم کرد؛ چون آنها نیکوکار هستند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و همانا یاری و کمک و هدایت خدا همراه نیکوکاران است. این دلالت مینماید که شایستهترین مردمی که راه صحیح را در پیش گرفتهاند، مجاهدین هستند. و نیز بر این دلالت مینماید که هر کس در آنچه بدان فرمان یافته است، خوب عمل کند؛ خداوند او را یاری میدهد و اسباب هدایت را برای وی فراهم میسازد. و بر این دلالت مینماید که هرکس در پی کسب علوم دینی تلاش و کوشش نماید، خداوند او را در راستای به دست آوردن آنچه که جویایش میباشد، یاری و هدایت میدهد؛ و از رهنمودها و مددهای الهی که از توان و تلاش او بیرون است، برخوردارش میگرداند؛ و تحصیل علم برایش آسان میگردد؛ زیرا طلب علم شرعی جزوِ جهاد در راه خداست، بلکه یکی از دو نوع جهاد است که جز انسانهای خاص و برگزیده به آن برنمیخیزند؛ و آن عبارت است از: جهاد با زبان و گفتار در برابر کافران و منافقان؛ و جهاد در راه تعلیم امور دین، و جواب دادن شبهات، و منازعات مخالفان حق هرچند که از مسلمانان نیز باشند. پایان تفسیر سوره العنکبوت.
* * *
العنكبوت 29:69
وَ مَا هَذِهِ الْحَيَوهُ الدُّنْيَآ إلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبُ و إنَّ الدَّارَ الأخِرَهَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ و زندگي اين دنيا جز سرگرمي و بازيچه نيست، و زندگي جهان آخرت زندگي ]راستين[ است اگر مي دانستند. فَإذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُْا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّيِنَ فَلَمَّا نَجَّهُمْ إلَي الْبَرّ إذَا هُمْ يُشْرِكُونَ و هنگامي كه سوار كشتي شوند خداوند را خالصانه و مخلصانه به دعا مي خوانند، پس چون آنان را نجات دهد و به خشكي برساند باز ايشان شرك مي ورزند. لِيَكْفُرُوا بِمَآ ءَاتَيْنَهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ تا ]سرانجام[ در آنچه به آنان داده ايم ناسپاسي كنند و تا بهره مند گردند، پس خواهند دانست. أوَلَمْ يَرَؤاْ أنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا ءَامِنًا وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أفَبِالْبَطِلِ يُؤمِنُونَ وَ بِنِعْمَهِ اللهِ يَكْفُرُونَ آيا نديده اند كه ما حرمي ايمن ]براي آنان[ قرار داده ايم. حال آن كه مردم از اطراف آنان ربوده مي شوند؟ آيا به باطل ايمان مي آورند و نعمت خداوند را ناسپاسي مي كنند. وَ مَنْ أظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَي عَلَي اللهِ كَذِبًا أوْ كَذَّبَ بِالحَقِّ لَمَّا جَآءَ هُ ألَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًي لِّلْكَفِرِينَ و كيست ستمگرتر از كسي كه بر خدا دروغ ببندد و گمراهي و باطلي را كه خود بر آن هست به خدا نسبت دهد؟! آيا در جهنم جايگاهي براي كافران نيست؟! وَ الَّذِينَ جَهَدُواْ فِيناَ لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا و إنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ و كساني كه در راه ما كوشش كنند قطعاً آنان را به راه هاي خويش رهنمود مي گردانيم، و قطعاً خدا با نيكوكاران است.
(64) خداوند متعال از حالت دنیا و آخرت خبر میدهد و به طور ضمنی آدمی را به متمایل نبودن به دنیا و علاقهمند بودن به آخرت تشویق میکند. پس فرمود: (﴿وَمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَهۡوٞ وَلَعِبٞ﴾) زندگی این دنیا در حقیقت سرگرمی و بازیچهای بیش نیست که دلها با آن مشغول و سرگرم میشوند و جسمها با آن بازی میکنند، چون خداوند آن را آراسته است و لذتها و شهوتهایی را در آن قرار داده است که دلهای رویگردان را در چنگال خود میگیرد و چشمهای غافل را میفریبد و افراد باطلگرا را شاد و خوشحال میکند. اما این دنیا به سرعت از بین میرود و دوستدارش چیزی جز پشیمانی و زیان به دست نمیآورد. (﴿وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُ﴾) و زندگی آخرت، زندگی کامل است؛ و اجسامِ صاحبان سرای آخرت، در نهایتِ قوت و قدرت قرار دارد؛ چون این جسمها و نیروها برای زندگی آفریده شدهاند و هرآنچه که زندگی را کامل گرداند و لذت با آن تکمیل شود، از قبیل: چیزهایی که دلها را شاد میکند و خوردنیها و نوشیدنیها و همسرانی که سبب لذت بردن جسم میشوند، در آن موجود است. نیز چیزهایی در آنجا یافت میشود که هیچ چشمی آن را ندیده، -و هیچ گوشی آن را نشنیده و بر دل هیچ انسانی خطور نکرده است. (﴿لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) اگر آنها این حقیقت را میدانستند، دنیا را بر آخرت ترجیح نمیدادند و از سرای زندگی رویگردان نمیشدند و به جهان بازی و سرگرمی شیفته نمیگردیدند. و آنها باید آخرت را بر دنیا ترجیح دهند؛ چرا که حالت هر دو دنیا را میدانند.
(65 - 66) سپس خداوند این را بیان داشت که مشرکین در حالت سختی، و به هنگامی که در دریا سوار بر کشتیها هستند و امواج خروشان، آنها را فرا میگیرد و از هلاک شدن میترسند، خالصانه و فقط خدا را به فریاد میخوانند؛ و در آن وقت بتها و آنچه را که همتای خدا قرار میدادند، ترک میکنند؛ و فقط خداوند یگانه و بی شریک را به کمک میخوانند. اما وقتی سختی از آنها دور شود؛ به خداوند ـ که تا چندی پیش او را خالصانه به فریاد میخواندند؛ و آنها را سالم به خشکی رسانده است ـ شرک میورزند؛ و کسانی را شریک او قرار میدهند که آنها را از سختی نجات نداده و مشقت را از آنان دور نساخته است. در حالی که میبایست در سختی و آسانی، خدا را به فریاد بخوانند تا مؤمن حقیقی باشند و سزاوار پاداش او بگردند و عذاب خدا از آنها دور شود. اما شرک ورزیدن آنها -پس از آنکه نعمتِ نجات یافتن را بهرۀ آنها نمودیم- برای این است تا سرانجام به نعمتهایی که به آنان بخشیدهایم، کفر بورزند و ناسپاسی نمایند؛ و در مقابل نعمت، بدی کنند؛ و بهرهمندی خود را از دنیا تکمیل نمایند که این همانند بهرهمندی چهارپایان است که هدفی جز پُر کردن شکم و اشباع غریزۀ جنسی خود ندارند. (﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾) پس آنها وقتی از دنیا به آخرت منتقل شوند، سخت متأسّف میشوند؛ و کیفر سخت را خواهند چشید؛ و میدانند چه زیان فراوانی به دست آوردهاند.
(67) سپس خداوند به وسیلۀ حرم پر امن و امان خود، بر آنها منت میگذارد و این را بیان میدارد که اهل حرم در امنیت به سر میبرند و از روزی فراوان برخوردارند، حال آنکه مردمی که در اطراف و اکناف و بیرون از حرم زندگی میکنند از این امنیت برخوردار نیستند، بلکه ربوده میشوند و در ترس هراس بسر میبرند. پس آیا کسی را عبادت نمیکنند که به هنگام گرسنگی آنها را خوراک داد؛ و از ترس ایمن گرداند؟! (﴿أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ﴾) آیا به باطل میگرایند و ایمان نمیآورند؟! و باطل، شرکی است که آنها بر آن قرار دارند؛ و گفتهها و کردارهای پوچی است که انجام میدهند. (﴿وَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَكۡفُرُونَ﴾) و نعمتهای خدا را نادیده گرفته و سپاس نمیگزارند. پس عقلها و خردهایشان کجا رفته است که گمراهی را بر هدایت؛ و باطل را بر حق؛ و بدبختی را بر سعادت ترجیح داده و ستمکارترین مردم گشتهاند؟!
(68) (﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُۥٓ﴾) و کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد؛ و گمراهی و باطلی را که خود بر آن است، به خدا نسبت دهد؛ و یا حقی را که توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم به نزد او آمده است، دروغ انگارد؟! اما این ستمگر کینهتوز، جهنم را در پیش روی دارد، (﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾) که در آنجا حق از او گرفته میشود و به وسیلۀ جهنم خوار و ذلیل میگردد؛ و جهنم جایگاه همیشگی او خواهد بود و از آن بیرون آورده نمیشود.
(69) (﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواۡ فِينَا﴾) و کسانی که در راه ما کوشش کردند، آنها کسانی هستند که در راه خدا هجرت نموده و با دشمنانش جهاد کرده و تمام توانایی خود را در راه پیروی از خشنودیهای خدا مبذول داشتهاند. (﴿لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا﴾) آنان را به راههایی که انسان را به ما میرساند، هدایت خواهیم کرد؛ چون آنها نیکوکار هستند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و همانا یاری و کمک و هدایت خدا همراه نیکوکاران است. این دلالت مینماید که شایستهترین مردمی که راه صحیح را در پیش گرفتهاند، مجاهدین هستند. و نیز بر این دلالت مینماید که هر کس در آنچه بدان فرمان یافته است، خوب عمل کند؛ خداوند او را یاری میدهد و اسباب هدایت را برای وی فراهم میسازد. و بر این دلالت مینماید که هرکس در پی کسب علوم دینی تلاش و کوشش نماید، خداوند او را در راستای به دست آوردن آنچه که جویایش میباشد، یاری و هدایت میدهد؛ و از رهنمودها و مددهای الهی که از توان و تلاش او بیرون است، برخوردارش میگرداند؛ و تحصیل علم برایش آسان میگردد؛ زیرا طلب علم شرعی جزوِ جهاد در راه خداست، بلکه یکی از دو نوع جهاد است که جز انسانهای خاص و برگزیده به آن برنمیخیزند؛ و آن عبارت است از: جهاد با زبان و گفتار در برابر کافران و منافقان؛ و جهاد در راه تعلیم امور دین، و جواب دادن شبهات، و منازعات مخالفان حق هرچند که از مسلمانان نیز باشند. پایان تفسیر سوره العنکبوت.
* * *
الروم 30:1
الم الف، لام، ميم. غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان مي شوند. بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند؛ و چون رقیب یکدیگر بودند، جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست؛ و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند؛ و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین مسلمانان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند؛ و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند، دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند، اما همۀ سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخش از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین مشرکینِ مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد، که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد. (4) (﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾) در مدت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت و.. است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: (﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾) همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل از اینکه رومیان شکست خوردند و چه بعد از اینکه پیروز شدند. پس پیروزی و چیره شدن، فقط به خاطر اسباب نیست؛ بلکه باید در کنار اسباب، قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. (﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند، مؤمنان شادمان میشوند. (5)((بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾) به یاری خداوند [شادمان میشوند]؛ و خداوند هرکس را که بخواهد یاری میدهد؛ یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند، خوشحال میگردند؛ گر چه هر دو گروه کافرند، ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز، مشرکین اندوهگین خواهند شد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾ فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری. و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است؛ چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
(6) (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ﴾) این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد. وقتی این آیات نازل شدند که در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. وقتی اجلی که خداوند مقرر کرده بود فرا رسید، رومیها بر فارسها پیروز شدند؛ و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند، بیرون راندند؛ و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود، اتفاق افتاد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده داده است، حق میباشد. بنابراین گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند.
(7) و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند. (﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند، و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است، یقین پیدا میکنند؛ و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست، باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند؛ و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید، نگاه نمیکنند. (﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است؛ از این رو برای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند؛ و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است. عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم، در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده، بسیار جای تعجب و اندیشه است؛ چراکه در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند؛ و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است، ناتوان میبینند و با نگاه تحقیر آمیز به آنان مینگرند. درحالی که آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است. و صاحبان بینش، آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند؛ پس خداوند نیز آنها را از [حال] خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقاناند. سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است، نگاه کنند؛ و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند، خواهند دانست که همه چیزِ بندگان در دست خداست؛ و کسی که هدایت شده است، به توفیق او بوده؛ و اوست که مردم را خوار مینماید. [و اگر کمی اندیشه میکردند] از پروردگارشان میترسیدند؛ و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند، و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد، نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از این مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است، نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی در بر ندارد.
الروم 30:2
الم الف، لام، ميم. غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان مي شوند. بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند؛ و چون رقیب یکدیگر بودند، جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست؛ و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند؛ و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین مسلمانان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند؛ و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند، دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند، اما همۀ سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخش از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین مشرکینِ مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد، که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد. (4) (﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾) در مدت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت و.. است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: (﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾) همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل از اینکه رومیان شکست خوردند و چه بعد از اینکه پیروز شدند. پس پیروزی و چیره شدن، فقط به خاطر اسباب نیست؛ بلکه باید در کنار اسباب، قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. (﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند، مؤمنان شادمان میشوند. (5)((بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾) به یاری خداوند [شادمان میشوند]؛ و خداوند هرکس را که بخواهد یاری میدهد؛ یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند، خوشحال میگردند؛ گر چه هر دو گروه کافرند، ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز، مشرکین اندوهگین خواهند شد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾ فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری. و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است؛ چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
(6) (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ﴾) این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد. وقتی این آیات نازل شدند که در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. وقتی اجلی که خداوند مقرر کرده بود فرا رسید، رومیها بر فارسها پیروز شدند؛ و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند، بیرون راندند؛ و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود، اتفاق افتاد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده داده است، حق میباشد. بنابراین گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند.
(7) و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند. (﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند، و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است، یقین پیدا میکنند؛ و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست، باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند؛ و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید، نگاه نمیکنند. (﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است؛ از این رو برای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند؛ و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است. عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم، در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده، بسیار جای تعجب و اندیشه است؛ چراکه در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند؛ و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است، ناتوان میبینند و با نگاه تحقیر آمیز به آنان مینگرند. درحالی که آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است. و صاحبان بینش، آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند؛ پس خداوند نیز آنها را از [حال] خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقاناند. سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است، نگاه کنند؛ و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند، خواهند دانست که همه چیزِ بندگان در دست خداست؛ و کسی که هدایت شده است، به توفیق او بوده؛ و اوست که مردم را خوار مینماید. [و اگر کمی اندیشه میکردند] از پروردگارشان میترسیدند؛ و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند، و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد، نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از این مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است، نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی در بر ندارد.
الروم 30:3
الم الف، لام، ميم. غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان مي شوند. بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند؛ و چون رقیب یکدیگر بودند، جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست؛ و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند؛ و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین مسلمانان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند؛ و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند، دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند، اما همۀ سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخش از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین مشرکینِ مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد، که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد. (4) (﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾) در مدت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت و.. است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: (﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾) همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل از اینکه رومیان شکست خوردند و چه بعد از اینکه پیروز شدند. پس پیروزی و چیره شدن، فقط به خاطر اسباب نیست؛ بلکه باید در کنار اسباب، قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. (﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند، مؤمنان شادمان میشوند. (5)((بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾) به یاری خداوند [شادمان میشوند]؛ و خداوند هرکس را که بخواهد یاری میدهد؛ یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند، خوشحال میگردند؛ گر چه هر دو گروه کافرند، ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز، مشرکین اندوهگین خواهند شد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾ فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری. و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است؛ چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
(6) (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ﴾) این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد. وقتی این آیات نازل شدند که در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. وقتی اجلی که خداوند مقرر کرده بود فرا رسید، رومیها بر فارسها پیروز شدند؛ و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند، بیرون راندند؛ و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود، اتفاق افتاد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده داده است، حق میباشد. بنابراین گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند.
(7) و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند. (﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند، و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است، یقین پیدا میکنند؛ و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست، باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند؛ و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید، نگاه نمیکنند. (﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است؛ از این رو برای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند؛ و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است. عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم، در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده، بسیار جای تعجب و اندیشه است؛ چراکه در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند؛ و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است، ناتوان میبینند و با نگاه تحقیر آمیز به آنان مینگرند. درحالی که آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است. و صاحبان بینش، آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند؛ پس خداوند نیز آنها را از [حال] خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقاناند. سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است، نگاه کنند؛ و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند، خواهند دانست که همه چیزِ بندگان در دست خداست؛ و کسی که هدایت شده است، به توفیق او بوده؛ و اوست که مردم را خوار مینماید. [و اگر کمی اندیشه میکردند] از پروردگارشان میترسیدند؛ و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند، و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد، نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از این مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است، نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی در بر ندارد.
الروم 30:4
الم الف، لام، ميم. غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان مي شوند. بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند؛ و چون رقیب یکدیگر بودند، جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست؛ و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند؛ و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین مسلمانان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند؛ و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند، دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند، اما همۀ سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخش از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین مشرکینِ مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد، که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد. (4) (﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾) در مدت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت و.. است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: (﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾) همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل از اینکه رومیان شکست خوردند و چه بعد از اینکه پیروز شدند. پس پیروزی و چیره شدن، فقط به خاطر اسباب نیست؛ بلکه باید در کنار اسباب، قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. (﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند، مؤمنان شادمان میشوند. (5)((بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾) به یاری خداوند [شادمان میشوند]؛ و خداوند هرکس را که بخواهد یاری میدهد؛ یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند، خوشحال میگردند؛ گر چه هر دو گروه کافرند، ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز، مشرکین اندوهگین خواهند شد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾ فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری. و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است؛ چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
(6) (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ﴾) این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد. وقتی این آیات نازل شدند که در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. وقتی اجلی که خداوند مقرر کرده بود فرا رسید، رومیها بر فارسها پیروز شدند؛ و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند، بیرون راندند؛ و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود، اتفاق افتاد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده داده است، حق میباشد. بنابراین گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند.
(7) و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند. (﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند، و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است، یقین پیدا میکنند؛ و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست، باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند؛ و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید، نگاه نمیکنند. (﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است؛ از این رو برای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند؛ و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است. عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم، در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده، بسیار جای تعجب و اندیشه است؛ چراکه در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند؛ و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است، ناتوان میبینند و با نگاه تحقیر آمیز به آنان مینگرند. درحالی که آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است. و صاحبان بینش، آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند؛ پس خداوند نیز آنها را از [حال] خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقاناند. سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است، نگاه کنند؛ و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند، خواهند دانست که همه چیزِ بندگان در دست خداست؛ و کسی که هدایت شده است، به توفیق او بوده؛ و اوست که مردم را خوار مینماید. [و اگر کمی اندیشه میکردند] از پروردگارشان میترسیدند؛ و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند، و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد، نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از این مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است، نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی در بر ندارد.
الروم 30:5
الم الف، لام، ميم. غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان مي شوند. بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند؛ و چون رقیب یکدیگر بودند، جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست؛ و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند؛ و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین مسلمانان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند؛ و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند، دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند، اما همۀ سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخش از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین مشرکینِ مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد، که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد. (4) (﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾) در مدت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت و.. است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: (﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾) همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل از اینکه رومیان شکست خوردند و چه بعد از اینکه پیروز شدند. پس پیروزی و چیره شدن، فقط به خاطر اسباب نیست؛ بلکه باید در کنار اسباب، قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. (﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند، مؤمنان شادمان میشوند. (5)((بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾) به یاری خداوند [شادمان میشوند]؛ و خداوند هرکس را که بخواهد یاری میدهد؛ یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند، خوشحال میگردند؛ گر چه هر دو گروه کافرند، ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز، مشرکین اندوهگین خواهند شد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾ فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری. و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است؛ چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
(6) (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ﴾) این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد. وقتی این آیات نازل شدند که در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. وقتی اجلی که خداوند مقرر کرده بود فرا رسید، رومیها بر فارسها پیروز شدند؛ و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند، بیرون راندند؛ و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود، اتفاق افتاد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده داده است، حق میباشد. بنابراین گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند.
(7) و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند. (﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند، و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است، یقین پیدا میکنند؛ و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست، باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند؛ و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید، نگاه نمیکنند. (﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است؛ از این رو برای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند؛ و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است. عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم، در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده، بسیار جای تعجب و اندیشه است؛ چراکه در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند؛ و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است، ناتوان میبینند و با نگاه تحقیر آمیز به آنان مینگرند. درحالی که آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است. و صاحبان بینش، آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند؛ پس خداوند نیز آنها را از [حال] خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقاناند. سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است، نگاه کنند؛ و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند، خواهند دانست که همه چیزِ بندگان در دست خداست؛ و کسی که هدایت شده است، به توفیق او بوده؛ و اوست که مردم را خوار مینماید. [و اگر کمی اندیشه میکردند] از پروردگارشان میترسیدند؛ و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند، و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد، نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از این مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است، نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی در بر ندارد.
الروم 30:6
الم الف، لام، ميم. غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان مي شوند. بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند؛ و چون رقیب یکدیگر بودند، جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست؛ و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند؛ و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین مسلمانان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند؛ و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند، دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند، اما همۀ سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخش از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین مشرکینِ مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد، که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد. (4) (﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾) در مدت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت و.. است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: (﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾) همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل از اینکه رومیان شکست خوردند و چه بعد از اینکه پیروز شدند. پس پیروزی و چیره شدن، فقط به خاطر اسباب نیست؛ بلکه باید در کنار اسباب، قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. (﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند، مؤمنان شادمان میشوند. (5)((بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾) به یاری خداوند [شادمان میشوند]؛ و خداوند هرکس را که بخواهد یاری میدهد؛ یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند، خوشحال میگردند؛ گر چه هر دو گروه کافرند، ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز، مشرکین اندوهگین خواهند شد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾ فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری. و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است؛ چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
(6) (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ﴾) این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد. وقتی این آیات نازل شدند که در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. وقتی اجلی که خداوند مقرر کرده بود فرا رسید، رومیها بر فارسها پیروز شدند؛ و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند، بیرون راندند؛ و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود، اتفاق افتاد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده داده است، حق میباشد. بنابراین گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند.
(7) و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند. (﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند، و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است، یقین پیدا میکنند؛ و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست، باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند؛ و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید، نگاه نمیکنند. (﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است؛ از این رو برای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند؛ و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است. عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم، در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده، بسیار جای تعجب و اندیشه است؛ چراکه در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند؛ و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است، ناتوان میبینند و با نگاه تحقیر آمیز به آنان مینگرند. درحالی که آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است. و صاحبان بینش، آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند؛ پس خداوند نیز آنها را از [حال] خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقاناند. سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است، نگاه کنند؛ و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند، خواهند دانست که همه چیزِ بندگان در دست خداست؛ و کسی که هدایت شده است، به توفیق او بوده؛ و اوست که مردم را خوار مینماید. [و اگر کمی اندیشه میکردند] از پروردگارشان میترسیدند؛ و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند، و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد، نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از این مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است، نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی در بر ندارد.
الروم 30:7
الم الف، لام، ميم. غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان مي شوند. بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند. يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند؛ و چون رقیب یکدیگر بودند، جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست؛ و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند؛ و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین مسلمانان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند؛ و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند، دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند، اما همۀ سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخش از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین مشرکینِ مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد، که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد. (4) (﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾) در مدت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت و.. است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: (﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾) همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست، چه قبل از اینکه رومیان شکست خوردند و چه بعد از اینکه پیروز شدند. پس پیروزی و چیره شدن، فقط به خاطر اسباب نیست؛ بلکه باید در کنار اسباب، قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. (﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند، مؤمنان شادمان میشوند. (5)((بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾) به یاری خداوند [شادمان میشوند]؛ و خداوند هرکس را که بخواهد یاری میدهد؛ یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند، خوشحال میگردند؛ گر چه هر دو گروه کافرند، ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز، مشرکین اندوهگین خواهند شد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾ فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری. و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است؛ چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
(6) (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ﴾) این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد. وقتی این آیات نازل شدند که در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. وقتی اجلی که خداوند مقرر کرده بود فرا رسید، رومیها بر فارسها پیروز شدند؛ و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند، بیرون راندند؛ و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود، اتفاق افتاد. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده داده است، حق میباشد. بنابراین گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند.
(7) و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند. (﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند، و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است، یقین پیدا میکنند؛ و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست، باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند؛ و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید، نگاه نمیکنند. (﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است؛ از این رو برای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند؛ و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است. عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم، در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده، بسیار جای تعجب و اندیشه است؛ چراکه در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند؛ و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است، ناتوان میبینند و با نگاه تحقیر آمیز به آنان مینگرند. درحالی که آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است. و صاحبان بینش، آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند؛ پس خداوند نیز آنها را از [حال] خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقاناند. سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است، نگاه کنند؛ و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند، خواهند دانست که همه چیزِ بندگان در دست خداست؛ و کسی که هدایت شده است، به توفیق او بوده؛ و اوست که مردم را خوار مینماید. [و اگر کمی اندیشه میکردند] از پروردگارشان میترسیدند؛ و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند، و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد، نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از این مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است، نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی در بر ندارد.
الروم 30:8
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ آيا به ضمير خود نمي انديشند که خداوند آسمان ها و زمين و آنچه را که در ميان آنهاست جز به حق و براي مدت زمان معيني نيافريده است؟! و به راستي بسياري از مردم به ملاقات پروردگارشان باور ندارند. أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ آيا در زمين به گشت و گذار نپرداخته اند تا بنگرند سرانجام کساني که پيش از ايشان بوده اند چگونه بوده است؟! آنان از ايشان توانمند تر بودند و زمين را بهتر کاويدند و زير و رو کردند و آن را بيشتر از آنچه ]ايشان[ آباد کرده اند آباد نمودند. و پيامبرانشان با معجزه ها به سوي آنان آمدند پس خداوند بر آن نبود که بر آنان ستم کند ولي خودشان به خويشتن ستم مي کردند. ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون سپس عاقبت کساني که مرتکب کارهاي بسيار زشت مي شدند چنان شد که آيات خدا را دروغ انگاشتند و آن را به باد تمسخر مي گرفتند.
(8) آیا کسانی که پیامبران خدا و لقای او را تکذیب میکنند، در وجود خود نیندیشیدهاند؟! زیرا در وجود آنها نشانههایی است که به سبب آن میدانند کسی که آنان را از نیستی به وجود آورده است، بعد از مردن نیز آنها را دوباره زنده خواهد کرد؛ و کسی که آفرینش آنها را در مراحل مختلفی قرار داده؛ و از نطفه به خون بسته، از خون بسته به تکه گوشتی و از تکه گوشتی آنها را به انسانی تبدیل نموده است و روح را در آن دمیده است، و به دوران کودکی رسانده، سپس او را به سن جوانی و از جوانی به پیری و از پیری به فرسودگی میرساند، شایسته نیست آنها را بیهدف رها کند و به آنها امر و نهی نکند و پاداش و کیفر ندهد؟! (﴿مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، جز به حق نیافریده است؛ یعنی آسمانها و زمین را آفریده تا شما را بیازماید که کدامیک از شما عمل بهتری انجام میدهد. (﴿وَأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) و بقای آسمانها و زمین تا مدت معینی است که با تمام شدن آن، دنیا به پایان میرسد و قیامت برپا میشود و زمین به زمینی دیگر و آسمانها به آسمانهایی دیگر تبدیل میگردند. (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآيِٕ رَبِّهِمۡ لَكَٰفِرُونَ﴾) و بسیاری از مردم به لقای پروردگارشان باور ندارند. بنابراین برای لقا و دیدار او آمادگی ندارند و پیامبرانی را که از آن خبر دادهاند، تصدیق نکردهاند؛ و این کفری است که دلیلی برای آن وجود ندارد، بلکه دلایل قاطعی بر رستاخیز و جزا و سزا دلالت مینمایند.
(9) بنابراین خداوند به آنها گوشزد کرد که در زمین به گشت و گذار بپردازند و در سرانجام کسانی که پیامبرانشان را تکذیب کردند؛ و با فرمان آنها مخالفت نمودند، بنگرند؛ کسانی که از اینها قدرت بیشتری داشتند و زمین را بیشتر کاویدند و زیر ورو کردند و در آن کاخها و کارخانهها ساختند و درختانی کاشتند و کشتزارهایی ایجاد نمودند و نهرهایی جاری کردند. اما وقتی پیامبرانشان با معجزههای روشنی که بر حق و صحت آنچه که با خود داشتند دلالت میکرد به نزدشان آمدند، تکذیبشان کردند؛ پس توانمندی و قدرتشان برایشان کارساز نبود و کاویدنشان به آنها سودی نبخشید. پس به آثار ایشان مینگرند و جز ملتی نابود شده و مسکنهای وحشت انگیز چیزی نمییابند. و مردم همواره آنها را نکوهش و مذمت مینمایند. و این سزای زود هنگام آنها در این دنیاست که مقدمهای برای کیفر و سزای آن جهان است. و ملتهایی که هلاک و نابود شدهاند، خداوند بر آنها ستم نکرده است، بلکه آنها خود بر خویشتن ستم نمودند و سبب هلاکت و نابودی خویش را فراهم کردند.
(10) (﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواۡ ٱلسُّوٓأَىٰٓ﴾) و سرانجام کار کسانی که مرتکب کارهای بسیار زشت میشدند، بدانجا کشید؛ و ارتکاب این کارها آنان را بدانجا رساند که (﴿أَن كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُواۡ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به باد تمسخر گرفتند. و این کیفر کارهای بد وگناهانشان بود. و این مسخره کردن و تکذیب، موجب بزرگترین کیفرها و مشکلترین عذابها برای آنان است.
الروم 30:9
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ آيا به ضمير خود نمي انديشند که خداوند آسمان ها و زمين و آنچه را که در ميان آنهاست جز به حق و براي مدت زمان معيني نيافريده است؟! و به راستي بسياري از مردم به ملاقات پروردگارشان باور ندارند. أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ آيا در زمين به گشت و گذار نپرداخته اند تا بنگرند سرانجام کساني که پيش از ايشان بوده اند چگونه بوده است؟! آنان از ايشان توانمند تر بودند و زمين را بهتر کاويدند و زير و رو کردند و آن را بيشتر از آنچه ]ايشان[ آباد کرده اند آباد نمودند. و پيامبرانشان با معجزه ها به سوي آنان آمدند پس خداوند بر آن نبود که بر آنان ستم کند ولي خودشان به خويشتن ستم مي کردند. ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون سپس عاقبت کساني که مرتکب کارهاي بسيار زشت مي شدند چنان شد که آيات خدا را دروغ انگاشتند و آن را به باد تمسخر مي گرفتند.
(8) آیا کسانی که پیامبران خدا و لقای او را تکذیب میکنند، در وجود خود نیندیشیدهاند؟! زیرا در وجود آنها نشانههایی است که به سبب آن میدانند کسی که آنان را از نیستی به وجود آورده است، بعد از مردن نیز آنها را دوباره زنده خواهد کرد؛ و کسی که آفرینش آنها را در مراحل مختلفی قرار داده؛ و از نطفه به خون بسته، از خون بسته به تکه گوشتی و از تکه گوشتی آنها را به انسانی تبدیل نموده است و روح را در آن دمیده است، و به دوران کودکی رسانده، سپس او را به سن جوانی و از جوانی به پیری و از پیری به فرسودگی میرساند، شایسته نیست آنها را بیهدف رها کند و به آنها امر و نهی نکند و پاداش و کیفر ندهد؟! (﴿مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، جز به حق نیافریده است؛ یعنی آسمانها و زمین را آفریده تا شما را بیازماید که کدامیک از شما عمل بهتری انجام میدهد. (﴿وَأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) و بقای آسمانها و زمین تا مدت معینی است که با تمام شدن آن، دنیا به پایان میرسد و قیامت برپا میشود و زمین به زمینی دیگر و آسمانها به آسمانهایی دیگر تبدیل میگردند. (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآيِٕ رَبِّهِمۡ لَكَٰفِرُونَ﴾) و بسیاری از مردم به لقای پروردگارشان باور ندارند. بنابراین برای لقا و دیدار او آمادگی ندارند و پیامبرانی را که از آن خبر دادهاند، تصدیق نکردهاند؛ و این کفری است که دلیلی برای آن وجود ندارد، بلکه دلایل قاطعی بر رستاخیز و جزا و سزا دلالت مینمایند.
(9) بنابراین خداوند به آنها گوشزد کرد که در زمین به گشت و گذار بپردازند و در سرانجام کسانی که پیامبرانشان را تکذیب کردند؛ و با فرمان آنها مخالفت نمودند، بنگرند؛ کسانی که از اینها قدرت بیشتری داشتند و زمین را بیشتر کاویدند و زیر ورو کردند و در آن کاخها و کارخانهها ساختند و درختانی کاشتند و کشتزارهایی ایجاد نمودند و نهرهایی جاری کردند. اما وقتی پیامبرانشان با معجزههای روشنی که بر حق و صحت آنچه که با خود داشتند دلالت میکرد به نزدشان آمدند، تکذیبشان کردند؛ پس توانمندی و قدرتشان برایشان کارساز نبود و کاویدنشان به آنها سودی نبخشید. پس به آثار ایشان مینگرند و جز ملتی نابود شده و مسکنهای وحشت انگیز چیزی نمییابند. و مردم همواره آنها را نکوهش و مذمت مینمایند. و این سزای زود هنگام آنها در این دنیاست که مقدمهای برای کیفر و سزای آن جهان است. و ملتهایی که هلاک و نابود شدهاند، خداوند بر آنها ستم نکرده است، بلکه آنها خود بر خویشتن ستم نمودند و سبب هلاکت و نابودی خویش را فراهم کردند.
(10) (﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواۡ ٱلسُّوٓأَىٰٓ﴾) و سرانجام کار کسانی که مرتکب کارهای بسیار زشت میشدند، بدانجا کشید؛ و ارتکاب این کارها آنان را بدانجا رساند که (﴿أَن كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُواۡ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به باد تمسخر گرفتند. و این کیفر کارهای بد وگناهانشان بود. و این مسخره کردن و تکذیب، موجب بزرگترین کیفرها و مشکلترین عذابها برای آنان است.
الروم 30:10
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ آيا به ضمير خود نمي انديشند که خداوند آسمان ها و زمين و آنچه را که در ميان آنهاست جز به حق و براي مدت زمان معيني نيافريده است؟! و به راستي بسياري از مردم به ملاقات پروردگارشان باور ندارند. أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ آيا در زمين به گشت و گذار نپرداخته اند تا بنگرند سرانجام کساني که پيش از ايشان بوده اند چگونه بوده است؟! آنان از ايشان توانمند تر بودند و زمين را بهتر کاويدند و زير و رو کردند و آن را بيشتر از آنچه ]ايشان[ آباد کرده اند آباد نمودند. و پيامبرانشان با معجزه ها به سوي آنان آمدند پس خداوند بر آن نبود که بر آنان ستم کند ولي خودشان به خويشتن ستم مي کردند. ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون سپس عاقبت کساني که مرتکب کارهاي بسيار زشت مي شدند چنان شد که آيات خدا را دروغ انگاشتند و آن را به باد تمسخر مي گرفتند.
(8) آیا کسانی که پیامبران خدا و لقای او را تکذیب میکنند، در وجود خود نیندیشیدهاند؟! زیرا در وجود آنها نشانههایی است که به سبب آن میدانند کسی که آنان را از نیستی به وجود آورده است، بعد از مردن نیز آنها را دوباره زنده خواهد کرد؛ و کسی که آفرینش آنها را در مراحل مختلفی قرار داده؛ و از نطفه به خون بسته، از خون بسته به تکه گوشتی و از تکه گوشتی آنها را به انسانی تبدیل نموده است و روح را در آن دمیده است، و به دوران کودکی رسانده، سپس او را به سن جوانی و از جوانی به پیری و از پیری به فرسودگی میرساند، شایسته نیست آنها را بیهدف رها کند و به آنها امر و نهی نکند و پاداش و کیفر ندهد؟! (﴿مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، جز به حق نیافریده است؛ یعنی آسمانها و زمین را آفریده تا شما را بیازماید که کدامیک از شما عمل بهتری انجام میدهد. (﴿وَأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) و بقای آسمانها و زمین تا مدت معینی است که با تمام شدن آن، دنیا به پایان میرسد و قیامت برپا میشود و زمین به زمینی دیگر و آسمانها به آسمانهایی دیگر تبدیل میگردند. (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآيِٕ رَبِّهِمۡ لَكَٰفِرُونَ﴾) و بسیاری از مردم به لقای پروردگارشان باور ندارند. بنابراین برای لقا و دیدار او آمادگی ندارند و پیامبرانی را که از آن خبر دادهاند، تصدیق نکردهاند؛ و این کفری است که دلیلی برای آن وجود ندارد، بلکه دلایل قاطعی بر رستاخیز و جزا و سزا دلالت مینمایند.
(9) بنابراین خداوند به آنها گوشزد کرد که در زمین به گشت و گذار بپردازند و در سرانجام کسانی که پیامبرانشان را تکذیب کردند؛ و با فرمان آنها مخالفت نمودند، بنگرند؛ کسانی که از اینها قدرت بیشتری داشتند و زمین را بیشتر کاویدند و زیر ورو کردند و در آن کاخها و کارخانهها ساختند و درختانی کاشتند و کشتزارهایی ایجاد نمودند و نهرهایی جاری کردند. اما وقتی پیامبرانشان با معجزههای روشنی که بر حق و صحت آنچه که با خود داشتند دلالت میکرد به نزدشان آمدند، تکذیبشان کردند؛ پس توانمندی و قدرتشان برایشان کارساز نبود و کاویدنشان به آنها سودی نبخشید. پس به آثار ایشان مینگرند و جز ملتی نابود شده و مسکنهای وحشت انگیز چیزی نمییابند. و مردم همواره آنها را نکوهش و مذمت مینمایند. و این سزای زود هنگام آنها در این دنیاست که مقدمهای برای کیفر و سزای آن جهان است. و ملتهایی که هلاک و نابود شدهاند، خداوند بر آنها ستم نکرده است، بلکه آنها خود بر خویشتن ستم نمودند و سبب هلاکت و نابودی خویش را فراهم کردند.
(10) (﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواۡ ٱلسُّوٓأَىٰٓ﴾) و سرانجام کار کسانی که مرتکب کارهای بسیار زشت میشدند، بدانجا کشید؛ و ارتکاب این کارها آنان را بدانجا رساند که (﴿أَن كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُواۡ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به باد تمسخر گرفتند. و این کیفر کارهای بد وگناهانشان بود. و این مسخره کردن و تکذیب، موجب بزرگترین کیفرها و مشکلترین عذابها برای آنان است.
الروم 30:11
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را دوباره بر مي گرداند آن گاه به سوي او باز گردانده مي شويد. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ و روزي که قيامت بر پا مي شود گناهکاران نااميد و سرگردان مي گردند. وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ و آنان از شريکانشان هيچ شفاعت کننده اي نخواهند داشت و به شريکانشان کافر خواهند بود. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود در آن روز پراکنده مي گردند. فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند در باغ ]هاي[ بهشت مالامال از شادي و سرور مي گردند. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ و اما آنان که کفر ورزيدند و آيات ما و لقاي آخرت را تکذيب کردند آنان در عذاب احضار خواهند شد.
(11 - 13) خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی آفرینش مخلوقات را آغاز میکند، سپس آنها را زنده میگرداند، سپس به سوی او باز گردانده میشوند تا آنها را به سبب کارهایشان جزا و سزا بدهد. بنابراین جزای اهل شر را بیان کرد، سپس جزای اهل خیر را ذکر نمود. فرمود: (﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) و روزی که قیامت برپا میشود و مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر میگردند و قیامت را آشکارا مشاهده میکنند، در آن روز، (﴿يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) بزهکاران و گناهکاران از هر خیری ناامید میگردند؛ چون آنها برای این روز جز کفر و شرک و گناه پیش نفرستادهاند و آن را با چیزی از اسباب پاداش نیامیختهاند؛ پس ناامید و درمانده میشوند. و دروغی که میبافتند و میگفتند شریکان و معبودانمان به ما فایده خواهند داد و برایمان شفاعت خواهند کرد، از آنها ناپدید میگردد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاۡ وَكَانُواۡ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و از شریکان و انبازهایی که برای خدا قرار میدادند و آنها را همراه خدا پرستش میکردند، شفاعتکنندهای نخواهند داشت و از آنها بیزاری میجویند و منکر الوهیت و شراکت آنها خواهند شد. و مشرکان، از کسانی که شریک خدا قرار میدادند، بیزاری میجویند؛ و عبادت شوندگان نیز بیزاری جسته و میگویند:﴿تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاۡ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ﴾ از اینها بیزار هستیم! اینان ما را پرستش نمیکردند؛ و همدیگر را نفرین میکنند، و از یکدیگر دوری میجویند؛ و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود.
(14 - 16) و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود. (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ یعنی با دلهای خود ایمان آورده و با انجام کارهای شایسته صداقت ایمان خود را نشان دادهاند، (﴿فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ﴾) آنان در باغی هستند که در آن، انواع گیاهان و اقسام چیزهای شادی آور وجود دارد. (﴿يُحۡبَرُونَ﴾) شادمان و خوشحال میشوند و از خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و حورهای زیبا و خدمتگزاران و صداهای دلانگیز و شادی آور و منظرههای زیبا و بوهای خوش مسرورند؛ و شادی و لذت و خوشحالی آنها به اندازهای است که قابل توصیف نیست. (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و اما کسانی که کفر ورزیدند؛ و نعمتهای خدا را انکار کرده و در مقابل آن ناسپاسی نمودند؛ و آیات ما را که پیامبرانمان آورده بودند، تکذیب کردند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان به عذاب گرفتار میآیند و جهنم از همه سو آنها را احاطه مینماید و عذاب دردناک بر دلهایشان فرو میرود و آتش چهرههایشان را کباب میکند و رودههایشان را قطع مینماید. پس این گروه کجا و آن گروه کجا! نعمت داده شدگان کجا و عذاب شوندگان کجا؟!
الروم 30:12
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را دوباره بر مي گرداند آن گاه به سوي او باز گردانده مي شويد. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ و روزي که قيامت بر پا مي شود گناهکاران نااميد و سرگردان مي گردند. وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ و آنان از شريکانشان هيچ شفاعت کننده اي نخواهند داشت و به شريکانشان کافر خواهند بود. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود در آن روز پراکنده مي گردند. فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند در باغ ]هاي[ بهشت مالامال از شادي و سرور مي گردند. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ و اما آنان که کفر ورزيدند و آيات ما و لقاي آخرت را تکذيب کردند آنان در عذاب احضار خواهند شد.
(11 - 13) خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی آفرینش مخلوقات را آغاز میکند، سپس آنها را زنده میگرداند، سپس به سوی او باز گردانده میشوند تا آنها را به سبب کارهایشان جزا و سزا بدهد. بنابراین جزای اهل شر را بیان کرد، سپس جزای اهل خیر را ذکر نمود. فرمود: (﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) و روزی که قیامت برپا میشود و مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر میگردند و قیامت را آشکارا مشاهده میکنند، در آن روز، (﴿يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) بزهکاران و گناهکاران از هر خیری ناامید میگردند؛ چون آنها برای این روز جز کفر و شرک و گناه پیش نفرستادهاند و آن را با چیزی از اسباب پاداش نیامیختهاند؛ پس ناامید و درمانده میشوند. و دروغی که میبافتند و میگفتند شریکان و معبودانمان به ما فایده خواهند داد و برایمان شفاعت خواهند کرد، از آنها ناپدید میگردد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاۡ وَكَانُواۡ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و از شریکان و انبازهایی که برای خدا قرار میدادند و آنها را همراه خدا پرستش میکردند، شفاعتکنندهای نخواهند داشت و از آنها بیزاری میجویند و منکر الوهیت و شراکت آنها خواهند شد. و مشرکان، از کسانی که شریک خدا قرار میدادند، بیزاری میجویند؛ و عبادت شوندگان نیز بیزاری جسته و میگویند:﴿تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاۡ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ﴾ از اینها بیزار هستیم! اینان ما را پرستش نمیکردند؛ و همدیگر را نفرین میکنند، و از یکدیگر دوری میجویند؛ و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود.
(14 - 16) و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود. (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ یعنی با دلهای خود ایمان آورده و با انجام کارهای شایسته صداقت ایمان خود را نشان دادهاند، (﴿فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ﴾) آنان در باغی هستند که در آن، انواع گیاهان و اقسام چیزهای شادی آور وجود دارد. (﴿يُحۡبَرُونَ﴾) شادمان و خوشحال میشوند و از خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و حورهای زیبا و خدمتگزاران و صداهای دلانگیز و شادی آور و منظرههای زیبا و بوهای خوش مسرورند؛ و شادی و لذت و خوشحالی آنها به اندازهای است که قابل توصیف نیست. (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و اما کسانی که کفر ورزیدند؛ و نعمتهای خدا را انکار کرده و در مقابل آن ناسپاسی نمودند؛ و آیات ما را که پیامبرانمان آورده بودند، تکذیب کردند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان به عذاب گرفتار میآیند و جهنم از همه سو آنها را احاطه مینماید و عذاب دردناک بر دلهایشان فرو میرود و آتش چهرههایشان را کباب میکند و رودههایشان را قطع مینماید. پس این گروه کجا و آن گروه کجا! نعمت داده شدگان کجا و عذاب شوندگان کجا؟!
الروم 30:13
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را دوباره بر مي گرداند آن گاه به سوي او باز گردانده مي شويد. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ و روزي که قيامت بر پا مي شود گناهکاران نااميد و سرگردان مي گردند. وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ و آنان از شريکانشان هيچ شفاعت کننده اي نخواهند داشت و به شريکانشان کافر خواهند بود. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود در آن روز پراکنده مي گردند. فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند در باغ ]هاي[ بهشت مالامال از شادي و سرور مي گردند. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ و اما آنان که کفر ورزيدند و آيات ما و لقاي آخرت را تکذيب کردند آنان در عذاب احضار خواهند شد.
(11 - 13) خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی آفرینش مخلوقات را آغاز میکند، سپس آنها را زنده میگرداند، سپس به سوی او باز گردانده میشوند تا آنها را به سبب کارهایشان جزا و سزا بدهد. بنابراین جزای اهل شر را بیان کرد، سپس جزای اهل خیر را ذکر نمود. فرمود: (﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) و روزی که قیامت برپا میشود و مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر میگردند و قیامت را آشکارا مشاهده میکنند، در آن روز، (﴿يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) بزهکاران و گناهکاران از هر خیری ناامید میگردند؛ چون آنها برای این روز جز کفر و شرک و گناه پیش نفرستادهاند و آن را با چیزی از اسباب پاداش نیامیختهاند؛ پس ناامید و درمانده میشوند. و دروغی که میبافتند و میگفتند شریکان و معبودانمان به ما فایده خواهند داد و برایمان شفاعت خواهند کرد، از آنها ناپدید میگردد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاۡ وَكَانُواۡ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و از شریکان و انبازهایی که برای خدا قرار میدادند و آنها را همراه خدا پرستش میکردند، شفاعتکنندهای نخواهند داشت و از آنها بیزاری میجویند و منکر الوهیت و شراکت آنها خواهند شد. و مشرکان، از کسانی که شریک خدا قرار میدادند، بیزاری میجویند؛ و عبادت شوندگان نیز بیزاری جسته و میگویند:﴿تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاۡ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ﴾ از اینها بیزار هستیم! اینان ما را پرستش نمیکردند؛ و همدیگر را نفرین میکنند، و از یکدیگر دوری میجویند؛ و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود.
(14 - 16) و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود. (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ یعنی با دلهای خود ایمان آورده و با انجام کارهای شایسته صداقت ایمان خود را نشان دادهاند، (﴿فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ﴾) آنان در باغی هستند که در آن، انواع گیاهان و اقسام چیزهای شادی آور وجود دارد. (﴿يُحۡبَرُونَ﴾) شادمان و خوشحال میشوند و از خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و حورهای زیبا و خدمتگزاران و صداهای دلانگیز و شادی آور و منظرههای زیبا و بوهای خوش مسرورند؛ و شادی و لذت و خوشحالی آنها به اندازهای است که قابل توصیف نیست. (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و اما کسانی که کفر ورزیدند؛ و نعمتهای خدا را انکار کرده و در مقابل آن ناسپاسی نمودند؛ و آیات ما را که پیامبرانمان آورده بودند، تکذیب کردند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان به عذاب گرفتار میآیند و جهنم از همه سو آنها را احاطه مینماید و عذاب دردناک بر دلهایشان فرو میرود و آتش چهرههایشان را کباب میکند و رودههایشان را قطع مینماید. پس این گروه کجا و آن گروه کجا! نعمت داده شدگان کجا و عذاب شوندگان کجا؟!
الروم 30:14
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را دوباره بر مي گرداند آن گاه به سوي او باز گردانده مي شويد. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ و روزي که قيامت بر پا مي شود گناهکاران نااميد و سرگردان مي گردند. وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ و آنان از شريکانشان هيچ شفاعت کننده اي نخواهند داشت و به شريکانشان کافر خواهند بود. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود در آن روز پراکنده مي گردند. فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند در باغ ]هاي[ بهشت مالامال از شادي و سرور مي گردند. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ و اما آنان که کفر ورزيدند و آيات ما و لقاي آخرت را تکذيب کردند آنان در عذاب احضار خواهند شد.
(11 - 13) خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی آفرینش مخلوقات را آغاز میکند، سپس آنها را زنده میگرداند، سپس به سوی او باز گردانده میشوند تا آنها را به سبب کارهایشان جزا و سزا بدهد. بنابراین جزای اهل شر را بیان کرد، سپس جزای اهل خیر را ذکر نمود. فرمود: (﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) و روزی که قیامت برپا میشود و مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر میگردند و قیامت را آشکارا مشاهده میکنند، در آن روز، (﴿يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) بزهکاران و گناهکاران از هر خیری ناامید میگردند؛ چون آنها برای این روز جز کفر و شرک و گناه پیش نفرستادهاند و آن را با چیزی از اسباب پاداش نیامیختهاند؛ پس ناامید و درمانده میشوند. و دروغی که میبافتند و میگفتند شریکان و معبودانمان به ما فایده خواهند داد و برایمان شفاعت خواهند کرد، از آنها ناپدید میگردد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاۡ وَكَانُواۡ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و از شریکان و انبازهایی که برای خدا قرار میدادند و آنها را همراه خدا پرستش میکردند، شفاعتکنندهای نخواهند داشت و از آنها بیزاری میجویند و منکر الوهیت و شراکت آنها خواهند شد. و مشرکان، از کسانی که شریک خدا قرار میدادند، بیزاری میجویند؛ و عبادت شوندگان نیز بیزاری جسته و میگویند:﴿تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاۡ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ﴾ از اینها بیزار هستیم! اینان ما را پرستش نمیکردند؛ و همدیگر را نفرین میکنند، و از یکدیگر دوری میجویند؛ و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود.
(14 - 16) و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود. (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ یعنی با دلهای خود ایمان آورده و با انجام کارهای شایسته صداقت ایمان خود را نشان دادهاند، (﴿فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ﴾) آنان در باغی هستند که در آن، انواع گیاهان و اقسام چیزهای شادی آور وجود دارد. (﴿يُحۡبَرُونَ﴾) شادمان و خوشحال میشوند و از خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و حورهای زیبا و خدمتگزاران و صداهای دلانگیز و شادی آور و منظرههای زیبا و بوهای خوش مسرورند؛ و شادی و لذت و خوشحالی آنها به اندازهای است که قابل توصیف نیست. (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و اما کسانی که کفر ورزیدند؛ و نعمتهای خدا را انکار کرده و در مقابل آن ناسپاسی نمودند؛ و آیات ما را که پیامبرانمان آورده بودند، تکذیب کردند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان به عذاب گرفتار میآیند و جهنم از همه سو آنها را احاطه مینماید و عذاب دردناک بر دلهایشان فرو میرود و آتش چهرههایشان را کباب میکند و رودههایشان را قطع مینماید. پس این گروه کجا و آن گروه کجا! نعمت داده شدگان کجا و عذاب شوندگان کجا؟!
الروم 30:15
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را دوباره بر مي گرداند آن گاه به سوي او باز گردانده مي شويد. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ و روزي که قيامت بر پا مي شود گناهکاران نااميد و سرگردان مي گردند. وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ و آنان از شريکانشان هيچ شفاعت کننده اي نخواهند داشت و به شريکانشان کافر خواهند بود. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود در آن روز پراکنده مي گردند. فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند در باغ ]هاي[ بهشت مالامال از شادي و سرور مي گردند. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ و اما آنان که کفر ورزيدند و آيات ما و لقاي آخرت را تکذيب کردند آنان در عذاب احضار خواهند شد.
(11 - 13) خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی آفرینش مخلوقات را آغاز میکند، سپس آنها را زنده میگرداند، سپس به سوی او باز گردانده میشوند تا آنها را به سبب کارهایشان جزا و سزا بدهد. بنابراین جزای اهل شر را بیان کرد، سپس جزای اهل خیر را ذکر نمود. فرمود: (﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) و روزی که قیامت برپا میشود و مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر میگردند و قیامت را آشکارا مشاهده میکنند، در آن روز، (﴿يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) بزهکاران و گناهکاران از هر خیری ناامید میگردند؛ چون آنها برای این روز جز کفر و شرک و گناه پیش نفرستادهاند و آن را با چیزی از اسباب پاداش نیامیختهاند؛ پس ناامید و درمانده میشوند. و دروغی که میبافتند و میگفتند شریکان و معبودانمان به ما فایده خواهند داد و برایمان شفاعت خواهند کرد، از آنها ناپدید میگردد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاۡ وَكَانُواۡ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و از شریکان و انبازهایی که برای خدا قرار میدادند و آنها را همراه خدا پرستش میکردند، شفاعتکنندهای نخواهند داشت و از آنها بیزاری میجویند و منکر الوهیت و شراکت آنها خواهند شد. و مشرکان، از کسانی که شریک خدا قرار میدادند، بیزاری میجویند؛ و عبادت شوندگان نیز بیزاری جسته و میگویند:﴿تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاۡ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ﴾ از اینها بیزار هستیم! اینان ما را پرستش نمیکردند؛ و همدیگر را نفرین میکنند، و از یکدیگر دوری میجویند؛ و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود.
(14 - 16) و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود. (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ یعنی با دلهای خود ایمان آورده و با انجام کارهای شایسته صداقت ایمان خود را نشان دادهاند، (﴿فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ﴾) آنان در باغی هستند که در آن، انواع گیاهان و اقسام چیزهای شادی آور وجود دارد. (﴿يُحۡبَرُونَ﴾) شادمان و خوشحال میشوند و از خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و حورهای زیبا و خدمتگزاران و صداهای دلانگیز و شادی آور و منظرههای زیبا و بوهای خوش مسرورند؛ و شادی و لذت و خوشحالی آنها به اندازهای است که قابل توصیف نیست. (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و اما کسانی که کفر ورزیدند؛ و نعمتهای خدا را انکار کرده و در مقابل آن ناسپاسی نمودند؛ و آیات ما را که پیامبرانمان آورده بودند، تکذیب کردند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان به عذاب گرفتار میآیند و جهنم از همه سو آنها را احاطه مینماید و عذاب دردناک بر دلهایشان فرو میرود و آتش چهرههایشان را کباب میکند و رودههایشان را قطع مینماید. پس این گروه کجا و آن گروه کجا! نعمت داده شدگان کجا و عذاب شوندگان کجا؟!
الروم 30:16
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ خداوند آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را دوباره بر مي گرداند آن گاه به سوي او باز گردانده مي شويد. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ و روزي که قيامت بر پا مي شود گناهکاران نااميد و سرگردان مي گردند. وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ و آنان از شريکانشان هيچ شفاعت کننده اي نخواهند داشت و به شريکانشان کافر خواهند بود. وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود در آن روز پراکنده مي گردند. فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند در باغ ]هاي[ بهشت مالامال از شادي و سرور مي گردند. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ و اما آنان که کفر ورزيدند و آيات ما و لقاي آخرت را تکذيب کردند آنان در عذاب احضار خواهند شد.
(11 - 13) خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی آفرینش مخلوقات را آغاز میکند، سپس آنها را زنده میگرداند، سپس به سوی او باز گردانده میشوند تا آنها را به سبب کارهایشان جزا و سزا بدهد. بنابراین جزای اهل شر را بیان کرد، سپس جزای اهل خیر را ذکر نمود. فرمود: (﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) و روزی که قیامت برپا میشود و مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر میگردند و قیامت را آشکارا مشاهده میکنند، در آن روز، (﴿يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) بزهکاران و گناهکاران از هر خیری ناامید میگردند؛ چون آنها برای این روز جز کفر و شرک و گناه پیش نفرستادهاند و آن را با چیزی از اسباب پاداش نیامیختهاند؛ پس ناامید و درمانده میشوند. و دروغی که میبافتند و میگفتند شریکان و معبودانمان به ما فایده خواهند داد و برایمان شفاعت خواهند کرد، از آنها ناپدید میگردد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاۡ وَكَانُواۡ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و از شریکان و انبازهایی که برای خدا قرار میدادند و آنها را همراه خدا پرستش میکردند، شفاعتکنندهای نخواهند داشت و از آنها بیزاری میجویند و منکر الوهیت و شراکت آنها خواهند شد. و مشرکان، از کسانی که شریک خدا قرار میدادند، بیزاری میجویند؛ و عبادت شوندگان نیز بیزاری جسته و میگویند:﴿تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاۡ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ﴾ از اینها بیزار هستیم! اینان ما را پرستش نمیکردند؛ و همدیگر را نفرین میکنند، و از یکدیگر دوری میجویند؛ و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود.
(14 - 16) و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد، همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود. (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؛ یعنی با دلهای خود ایمان آورده و با انجام کارهای شایسته صداقت ایمان خود را نشان دادهاند، (﴿فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ﴾) آنان در باغی هستند که در آن، انواع گیاهان و اقسام چیزهای شادی آور وجود دارد. (﴿يُحۡبَرُونَ﴾) شادمان و خوشحال میشوند و از خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و حورهای زیبا و خدمتگزاران و صداهای دلانگیز و شادی آور و منظرههای زیبا و بوهای خوش مسرورند؛ و شادی و لذت و خوشحالی آنها به اندازهای است که قابل توصیف نیست. (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَكَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و اما کسانی که کفر ورزیدند؛ و نعمتهای خدا را انکار کرده و در مقابل آن ناسپاسی نمودند؛ و آیات ما را که پیامبرانمان آورده بودند، تکذیب کردند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان به عذاب گرفتار میآیند و جهنم از همه سو آنها را احاطه مینماید و عذاب دردناک بر دلهایشان فرو میرود و آتش چهرههایشان را کباب میکند و رودههایشان را قطع مینماید. پس این گروه کجا و آن گروه کجا! نعمت داده شدگان کجا و عذاب شوندگان کجا؟!
الروم 30:17
فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ پس در شامگاهان و صبحگاهان خدا را به پاکي ياد کنيد. وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ و در آسمان ها و زمين و به هنگام عصر و زماني که به دم ظهر رسيده ايد خداي را ستايش نماييد. يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ زنده را از مرده و مرده را از زنده بر مي آورد و زمين را پس از پژمرده شدنش زنده مي سازد، و بدينسان ]در روز قيامت از قبرها[ بيرون آورده مي شويد.
(17 - 18) در اینجا خداوند از پاک و منزه بودن خویش از هر نوع نقص و بدی خبر داده، و میفرماید: او منزه و پاک است از اینکه یکی از مخلوقات همانند او باشد، و بندگان را فرمان میدهد تا او را به هنگام غروب و صبح و شامگاهان و به هنگام ظهر به پاکی یاد کنند. و این اوقات پنجگانه که اوقات نمازهای پنجگانه است؛ خداوند بندگانش را فرمان داده که در این اوقات، پاکی و ستایش او را بگویند. و این فرمان، هم شامل تسبیح و ستایش واجب ـ از قبیل نمازهای پنجگانه که مشتمل بر این تسبیح و ستایش است ـ و هم شامل تسبیح و ستایش مستحب است مانند اذکار صبح و شام و ذکرهایی که بعد از نمازهای واجب خوانده میشود، و نمازهای سنتی که به مناسبت نمازهای واجب خوانده میشوند، و مشتمل بر تسبیح و ستایش میباشند. چون این وقتها که خداوند برای انجام نمازهای فرض تعیین نموده، بهترین اوقات هستند؛ پس تسبیح و ستایش خدا و عبادت او در این وقتها، از دیگر اوقات بهتر است. و عبادت گرچه شامل گفتنِ «سبحان الله» در آن هم نشود اما چنانچه با اخلاص انجام گیرد، عملاً خداوند از اینکه شریکی در عبادت داشته باشد، پاک قرار داده میشود؛ و منزه میگردد از اینکه کسی در میان مخلوقاتش شایستگی آن را داشته باشد که اخلاص و انابتی برای او انجام شود.
(19) (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که گیاهان را از زمین مرده بیرون میآورد، و خوشه را از دانه، و درخت را از هسته، و جوجه را از تخم، و مؤمن را از کافر بیرون میآورد. (﴿وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و برعکس، مرده را از زنده بیرون میآورد. (﴿وَيُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا﴾) و زمین را پس از پژمرده شدنش زنده و خرم میسازد، و بر آن باران فرو میفرستد درحالی که مرده و خشک است، پس وقتی که آب بر آن نازل شد، تکان میخورد، و گیاهان زیبایی میرویاند، (﴿وَكَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ﴾) و این گونه شما از قبرهایتان بیرون آورده میشوید. پس این دلیل قاطع و روشنی است بر اینکه خداوندی که زمین را پس از مرده بودنش زنده مینماید، مردگان را نیز این چنین زنده میکند. و از نظر عقلی، این دو کار تفاوتی با هم ندارند؛ و با مشاهده نمودن یکی، دیگری هم ممکن به نظر میرسد.
الروم 30:18
فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ پس در شامگاهان و صبحگاهان خدا را به پاکي ياد کنيد. وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ و در آسمان ها و زمين و به هنگام عصر و زماني که به دم ظهر رسيده ايد خداي را ستايش نماييد. يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ زنده را از مرده و مرده را از زنده بر مي آورد و زمين را پس از پژمرده شدنش زنده مي سازد، و بدينسان ]در روز قيامت از قبرها[ بيرون آورده مي شويد.
(17 - 18) در اینجا خداوند از پاک و منزه بودن خویش از هر نوع نقص و بدی خبر داده، و میفرماید: او منزه و پاک است از اینکه یکی از مخلوقات همانند او باشد، و بندگان را فرمان میدهد تا او را به هنگام غروب و صبح و شامگاهان و به هنگام ظهر به پاکی یاد کنند. و این اوقات پنجگانه که اوقات نمازهای پنجگانه است؛ خداوند بندگانش را فرمان داده که در این اوقات، پاکی و ستایش او را بگویند. و این فرمان، هم شامل تسبیح و ستایش واجب ـ از قبیل نمازهای پنجگانه که مشتمل بر این تسبیح و ستایش است ـ و هم شامل تسبیح و ستایش مستحب است مانند اذکار صبح و شام و ذکرهایی که بعد از نمازهای واجب خوانده میشود، و نمازهای سنتی که به مناسبت نمازهای واجب خوانده میشوند، و مشتمل بر تسبیح و ستایش میباشند. چون این وقتها که خداوند برای انجام نمازهای فرض تعیین نموده، بهترین اوقات هستند؛ پس تسبیح و ستایش خدا و عبادت او در این وقتها، از دیگر اوقات بهتر است. و عبادت گرچه شامل گفتنِ «سبحان الله» در آن هم نشود اما چنانچه با اخلاص انجام گیرد، عملاً خداوند از اینکه شریکی در عبادت داشته باشد، پاک قرار داده میشود؛ و منزه میگردد از اینکه کسی در میان مخلوقاتش شایستگی آن را داشته باشد که اخلاص و انابتی برای او انجام شود.
(19) (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که گیاهان را از زمین مرده بیرون میآورد، و خوشه را از دانه، و درخت را از هسته، و جوجه را از تخم، و مؤمن را از کافر بیرون میآورد. (﴿وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و برعکس، مرده را از زنده بیرون میآورد. (﴿وَيُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا﴾) و زمین را پس از پژمرده شدنش زنده و خرم میسازد، و بر آن باران فرو میفرستد درحالی که مرده و خشک است، پس وقتی که آب بر آن نازل شد، تکان میخورد، و گیاهان زیبایی میرویاند، (﴿وَكَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ﴾) و این گونه شما از قبرهایتان بیرون آورده میشوید. پس این دلیل قاطع و روشنی است بر اینکه خداوندی که زمین را پس از مرده بودنش زنده مینماید، مردگان را نیز این چنین زنده میکند. و از نظر عقلی، این دو کار تفاوتی با هم ندارند؛ و با مشاهده نمودن یکی، دیگری هم ممکن به نظر میرسد.
الروم 30:19
فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ پس در شامگاهان و صبحگاهان خدا را به پاکي ياد کنيد. وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ و در آسمان ها و زمين و به هنگام عصر و زماني که به دم ظهر رسيده ايد خداي را ستايش نماييد. يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ زنده را از مرده و مرده را از زنده بر مي آورد و زمين را پس از پژمرده شدنش زنده مي سازد، و بدينسان ]در روز قيامت از قبرها[ بيرون آورده مي شويد.
(17 - 18) در اینجا خداوند از پاک و منزه بودن خویش از هر نوع نقص و بدی خبر داده، و میفرماید: او منزه و پاک است از اینکه یکی از مخلوقات همانند او باشد، و بندگان را فرمان میدهد تا او را به هنگام غروب و صبح و شامگاهان و به هنگام ظهر به پاکی یاد کنند. و این اوقات پنجگانه که اوقات نمازهای پنجگانه است؛ خداوند بندگانش را فرمان داده که در این اوقات، پاکی و ستایش او را بگویند. و این فرمان، هم شامل تسبیح و ستایش واجب ـ از قبیل نمازهای پنجگانه که مشتمل بر این تسبیح و ستایش است ـ و هم شامل تسبیح و ستایش مستحب است مانند اذکار صبح و شام و ذکرهایی که بعد از نمازهای واجب خوانده میشود، و نمازهای سنتی که به مناسبت نمازهای واجب خوانده میشوند، و مشتمل بر تسبیح و ستایش میباشند. چون این وقتها که خداوند برای انجام نمازهای فرض تعیین نموده، بهترین اوقات هستند؛ پس تسبیح و ستایش خدا و عبادت او در این وقتها، از دیگر اوقات بهتر است. و عبادت گرچه شامل گفتنِ «سبحان الله» در آن هم نشود اما چنانچه با اخلاص انجام گیرد، عملاً خداوند از اینکه شریکی در عبادت داشته باشد، پاک قرار داده میشود؛ و منزه میگردد از اینکه کسی در میان مخلوقاتش شایستگی آن را داشته باشد که اخلاص و انابتی برای او انجام شود.
(19) (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که گیاهان را از زمین مرده بیرون میآورد، و خوشه را از دانه، و درخت را از هسته، و جوجه را از تخم، و مؤمن را از کافر بیرون میآورد. (﴿وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و برعکس، مرده را از زنده بیرون میآورد. (﴿وَيُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا﴾) و زمین را پس از پژمرده شدنش زنده و خرم میسازد، و بر آن باران فرو میفرستد درحالی که مرده و خشک است، پس وقتی که آب بر آن نازل شد، تکان میخورد، و گیاهان زیبایی میرویاند، (﴿وَكَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ﴾) و این گونه شما از قبرهایتان بیرون آورده میشوید. پس این دلیل قاطع و روشنی است بر اینکه خداوندی که زمین را پس از مرده بودنش زنده مینماید، مردگان را نیز این چنین زنده میکند. و از نظر عقلی، این دو کار تفاوتی با هم ندارند؛ و با مشاهده نمودن یکی، دیگری هم ممکن به نظر میرسد.
الروم 30:20
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ و از نشانه هاي خدا اين است که شما را از خاک آفريد سپس شما مردماني هستيد که در زمين پراکنده مي شويد. وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و از نشانه هايش آن است که از جنس خودتان همسراني آفريد تا در کنار آنان بياراميد و در ميانتان دوستي و مهرباني مقرر داشت، بي گمان در اين نشانه هايي است براي گروهي که مي انديشند.
(20) در اینجا خداوند به بر شمردن نشانههایش میپردازد که بر یگانگی در عبادت او، و کمال عظمت و نفوذ مشیّت، و قوت اقتدارش، و آفرینش زیبا و گستردگی رحمت و احسانش دلالت مینمایند. پس فرمود: (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ﴾) یکی از نشانههای خدا این است که شما را از خاک آفرید؛ چرا که آدم پدر بشر را از خاک آفرید. (﴿ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٞ تَنتَشِرُونَ﴾) سپس شما مردمانی هستید که در زمین پراکنده میشوید. پس کسی که شما را از خاک آفرید، و شما را در گوشههای زمین پراکنده ساخت، پروردگاری است که باید عبادت شود؛ و فرمانروایی است ستودنی و مهربان که شما را پس از مرگ زنده میگرداند.
(21) (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ﴾) و از جمله نشانههای خدا که بر حکمت بزرگ و علم فراگیر و رحمت و عنایت وافرهاش نسبت به بندگانش دلالت مینماید این است که، (﴿أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا ﴾) برای شما از جنس خودتان همسرانی متناسب با شما آفرید که همسان و همگون شما میباشند. (﴿لِّتَسۡكُنُوٓاۡ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةً﴾) تا در کنار آنان بیارامید، و در میان شما محبت و دوستی انداخت، و در ازدواج و پیوندتان عواملی را مقرر نمود که محبت و دوستی شما را فراهم میآورد. پس زن و مرد در قالب ازدواج از همدیگر لذت میبرند، و با برخورداری از فرزندان و تربیت آنها بهرهمند میشوند، و شوهر در کنار زن آرام میگیرد. پس دوستی و مودتی که در بین زن و شوهر است، در میان هیچ گروه دیگری یافت نمیشود. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) بدون شک در این برای گروهی که میاندیشند، و در آیات خدا تدبر مینمایند، و از چیزی به چیزی دیگر راهیاب میشوند، نشانه و پندهایی است.
الروم 30:21
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ و از نشانه هاي خدا اين است که شما را از خاک آفريد سپس شما مردماني هستيد که در زمين پراکنده مي شويد. وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ و از نشانه هايش آن است که از جنس خودتان همسراني آفريد تا در کنار آنان بياراميد و در ميانتان دوستي و مهرباني مقرر داشت، بي گمان در اين نشانه هايي است براي گروهي که مي انديشند.
(20) در اینجا خداوند به بر شمردن نشانههایش میپردازد که بر یگانگی در عبادت او، و کمال عظمت و نفوذ مشیّت، و قوت اقتدارش، و آفرینش زیبا و گستردگی رحمت و احسانش دلالت مینمایند. پس فرمود: (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ﴾) یکی از نشانههای خدا این است که شما را از خاک آفرید؛ چرا که آدم پدر بشر را از خاک آفرید. (﴿ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٞ تَنتَشِرُونَ﴾) سپس شما مردمانی هستید که در زمین پراکنده میشوید. پس کسی که شما را از خاک آفرید، و شما را در گوشههای زمین پراکنده ساخت، پروردگاری است که باید عبادت شود؛ و فرمانروایی است ستودنی و مهربان که شما را پس از مرگ زنده میگرداند.
(21) (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ﴾) و از جمله نشانههای خدا که بر حکمت بزرگ و علم فراگیر و رحمت و عنایت وافرهاش نسبت به بندگانش دلالت مینماید این است که، (﴿أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا ﴾) برای شما از جنس خودتان همسرانی متناسب با شما آفرید که همسان و همگون شما میباشند. (﴿لِّتَسۡكُنُوٓاۡ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةً﴾) تا در کنار آنان بیارامید، و در میان شما محبت و دوستی انداخت، و در ازدواج و پیوندتان عواملی را مقرر نمود که محبت و دوستی شما را فراهم میآورد. پس زن و مرد در قالب ازدواج از همدیگر لذت میبرند، و با برخورداری از فرزندان و تربیت آنها بهرهمند میشوند، و شوهر در کنار زن آرام میگیرد. پس دوستی و مودتی که در بین زن و شوهر است، در میان هیچ گروه دیگری یافت نمیشود. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) بدون شک در این برای گروهی که میاندیشند، و در آیات خدا تدبر مینمایند، و از چیزی به چیزی دیگر راهیاب میشوند، نشانه و پندهایی است.
الروم 30:22
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ و از نشانه هاي خدا آفرينش آسمان ها و زمين و مختلف بودن زبان ها و رنگ هاي شماست، و بي گمان در اين براي دانشوران نشانه هايي ]عبرت انگيز[ است.
(22) (﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و از زمرۀ نشانههای خدا، آفرینش آسمانها و زمین، و آفریدههایی است که در میان آسمان و زمین قرار دارند، و این بر عظمت فرمانروایی خدا و کمال اقتدار او دلالت مینماید؛ خداوندی که این مخلوقات بزرگ را به وجود آورده؛ و اتقان صنعت زیبایش، بر کمال حکمت او دلالت مینماید. و نشانۀ گستردگی دانش اوست، چون آفریننده باید به آنچه که آفریده است، آگاه باشد. ﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ﴾ آیا کسی که همه چیز را آفریده است، احوالات آنان را نمیداند؟! نیز بر رحمت و فضل فراگیر او دلالت مینماید، چون در اینها منافع بزرگی است. و بر این دلالت میکند که او هر چیزی را اراده کند، انجام میدهد؛ و هر چیزی را که بخواهد، برمیگزیند؛ چون این آفریدهها، ویژگیها و مزایای فراوانی دارند. و او یکتا و یگانه و سزاوار این است که به تنهایی مورد پرستش قرار گیرد؛ چون او به تنهایی آفرینش را انجام داده است، پس نباید هیچ کسی در عبادت شریک او قرار داده شود. خداوند عقلها را به این دلایل رهنمون ساخته، و به اندیشیدن در آن و پند گرفتن از آن فرمان داده است. (﴿وَٱخۡتِلَٰفُ أَلۡسِنَتِكُمۡ وَأَلۡوَٰنِكُمۡ﴾) و نیز مختلف بودن زبانها و رنگهای شما از نشانههایی است که بر قدرت و عظمت او دلالت میکند؛ زیرا این همه انسان هر کدام رنگی دارد، و با اینکه همه انسان میباشید و مخارج حروف شما یکی است، اما زبانهایتان با هم فرق میکند، و دو صدا که همانند هم باشند، یا دو چهره که از هر جهت شبیه یکدیگر باشند، یافت نمیشود. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡعَٰلِمِينَ﴾) و در این نشانههایی است برای دانشوران و اهل علم؛ آنهایی که پند میپذیرند و در نشانهها تدبر میکنند. و این نشانهها، بر کمال قدرت خدا و نفوذ مشیّت او دلالت مینمایند. و از جمله عنایت خدا به بندگانش، این است که این فرق و تفاوت را در میان مخلوقات به وجود آورده تا مشابهتی نداشته باشند که باعث اضطراب و آشفتگی گردد، و بسیاری از خواستهها و اهداف از دست رود.
الروم 30:23
وَ مِن ءَايتِهِ مَنَامُکُم بِالَّيلِ وَ النَّهَارِ وَ البتِغَآؤُکُم مِّن فَضلِهِ إنَّ فِي ذَلِکَ لَآيتٍ لِّقَومٍ يسمَعُون و از نشانه هاي خدا خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان براي بهره مندي از فضل خدا. بي گمان در اين ]امر[ براي گروهي که گوش شنوا دارند عبرت ها و نشانه هايي است.
(23) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ﴾) به درستی در این امر، برای کسانی که گوش شنوا دارند، و با تدبر و تعقل در آیات خدا میاندیشند، عبرتها و نشانههایی است؛ همچنین دلیلی است بر رحمت خداوند متعال. همانگونه که میفرماید:﴿وَمِن رَّحۡمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسۡكُنُواۡ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواۡ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾ و از رحمت او این است که شب و روز را برای شما بیافرید تا در آن آرام گیرید، و فضل او را بجویید، و تا سپاس گزارید. و این بر کمال حکمت خداوند دلالت مینماید؛ چون حکمت او اقتضا نموده تا آفریدهها در یک وقت آرام گیرند، و استراحت کنند؛ و حکمت او اقتضا کرده است تا در یک وقت برای تحصیل منافع دینی و دنیوی خود پراکنده شوند، و این جز با گردش شب و روز تحقق نمییابد. و کسی که به تنهایی چنین نظامی را پدید آورده، شایسته است که به تنهایی پرستش شود.
الروم 30:24
وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
(24) از جملۀ نشانههای خدا این است که باران را بر شما فرو میفرستد که به وسیلۀ آن سرزمینها آباد میشوند، و بندگان حیات مییابند، و قبل از نزول باران، مقدماتش را از قبیل: رعد و برق که مردم از آن میترسند و نیز مایۀ امید است، به شما نشان میدهد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ ﴾) بدون شک در این نشانههایی است که بر فراگیر بودن احسان او و گستردگی دانش و کمال اتقان و حکمت بزرگش دلالت مینماید؛ نیز دال بر این است که خداوند مردگان را زنده مینماید، همانگونه که زمین را پس از مردنش زنده میکند. (﴿لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) برای گروهی که عقل خود را بهکار میگیرند؛ و در آنچه که میشنوند و میبینند، تدبر کرده؛ و آن را به خاطر میسپارند، و از آن بر وجود آفرینندهاش استدلال میکنند.
الروم 30:25
وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُونَ و از نشانه هاي اوست که آسمان و زمين به فرمان او برپاست. سپس وقتي شما را از زمين با ندايي فرا مي خواند ناگهان شما برانگيخته مي شويد. وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ و هر آنچه در آسمان ها و زمين است از آن خداست و جملگي فرمانبردار او هستند. وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ و اوست که آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند، و آن برايش آسان تر است، و بالاترين مثل در آسمان ها و زمين از آن اوست و او تواناي با حکمت است.
(25) از نشانههای بزرگ خدا یکی این است که آسمان و زمین به فرمان او برقرار و پا برجا هستند، و تکان نمیخورند، و آسمان بر زمین نمیافتد. پس قدرت او آن قدر گسترده است که آسمانها و زمین را نگاه داشته، و نمیگذارد که از مدار خود خارج شوند. و با همان قدرت بیکرانش، مردم را با صدایی از زمین فرا میخواند که ناگهان بیرون میآیند. ﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾ بدون شک، آفرینش آسمانها و زمین از آفریدن مردم بزرگتر است.
(26) (﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است، آفریده و مملوک اویند؛ و در آنها تصرف مینماید، بدون اینکه رقیب و مخالفی داشته باشد، و بدون اینکه یاور و مددکاری داشته باشد. وجملگی در برابر شکوه و کمال او فروتن و فرمانبردار هستند.
(27) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾) و اوست که آفرینش را آغاز میکند، و سپس آن را باز میگرداند؛ و باز گرداندن و زنده نمودن مردم پس از مرگشان، برای او از آفرینش آغازین آنها آسانتر است. و این صرفاً برای پذیرش و فهم اذهان و عقلهای ما است، [چراکه برای خدا آسان و آسانتری متصور نیست]. پس، از آنجا که آفرینش نخستین از آن خدا میباشد و شما به این حقیقت اعتراف میکنید، آفرینش دوباره را که آسانتر است به طریق اولی انجام میدهد. پس از آنکه خداوند متعال نشانههای بزرگی را بیان کرد که مایۀ عبرت پند آموزان است، و مؤمنان از آن پند میگیرند، و راه یافتگان با آن راهیاب میشوند، یک مطلب مهم را متذکر شد و فرمود: (﴿وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بالاترین وصف در آسمانها و زمین از آن خداست، و آن برخورداری از تمام صفات کمال و انابت کامل و محبتی است که در دلهای بندگان مخلص است، بندگانی که او را یاد میکنند و به عبادتش میپردازند. و مثل اعلی، وصف والای او و هر آنچه که بر آن مترتب گردد، میباشد. بنابراین اهل علم در مورد خداوند قیاس اولی را به کار میگیرند و میگویند: هر صفت کمالی که در میان مخلوقات وجود دارد، خالق نیز به اتصاف به آن سزاوارتر است، به گونهای که کسی با او در آن مشارکت ندارد؛ و هر نقص و کمبودی که مخلوق از آن پاک قرار داده شود، آفریننده به طریق اولی از آن منزّهتر است. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او دارای توانایی کامل و حکمت گسترده است. پس او با تواناییاش آفریدهها را به وجود آورده است؛ و با حکمت خویش آفرینش هر چیزی را نیک و محکم نموده، و بهترین نظم را در آن مقرر داشته است.
الروم 30:26
وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُونَ و از نشانه هاي اوست که آسمان و زمين به فرمان او برپاست. سپس وقتي شما را از زمين با ندايي فرا مي خواند ناگهان شما برانگيخته مي شويد. وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ و هر آنچه در آسمان ها و زمين است از آن خداست و جملگي فرمانبردار او هستند. وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ و اوست که آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند، و آن برايش آسان تر است، و بالاترين مثل در آسمان ها و زمين از آن اوست و او تواناي با حکمت است.
(25) از نشانههای بزرگ خدا یکی این است که آسمان و زمین به فرمان او برقرار و پا برجا هستند، و تکان نمیخورند، و آسمان بر زمین نمیافتد. پس قدرت او آن قدر گسترده است که آسمانها و زمین را نگاه داشته، و نمیگذارد که از مدار خود خارج شوند. و با همان قدرت بیکرانش، مردم را با صدایی از زمین فرا میخواند که ناگهان بیرون میآیند. ﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾ بدون شک، آفرینش آسمانها و زمین از آفریدن مردم بزرگتر است.
(26) (﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است، آفریده و مملوک اویند؛ و در آنها تصرف مینماید، بدون اینکه رقیب و مخالفی داشته باشد، و بدون اینکه یاور و مددکاری داشته باشد. وجملگی در برابر شکوه و کمال او فروتن و فرمانبردار هستند.
(27) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾) و اوست که آفرینش را آغاز میکند، و سپس آن را باز میگرداند؛ و باز گرداندن و زنده نمودن مردم پس از مرگشان، برای او از آفرینش آغازین آنها آسانتر است. و این صرفاً برای پذیرش و فهم اذهان و عقلهای ما است، [چراکه برای خدا آسان و آسانتری متصور نیست]. پس، از آنجا که آفرینش نخستین از آن خدا میباشد و شما به این حقیقت اعتراف میکنید، آفرینش دوباره را که آسانتر است به طریق اولی انجام میدهد. پس از آنکه خداوند متعال نشانههای بزرگی را بیان کرد که مایۀ عبرت پند آموزان است، و مؤمنان از آن پند میگیرند، و راه یافتگان با آن راهیاب میشوند، یک مطلب مهم را متذکر شد و فرمود: (﴿وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بالاترین وصف در آسمانها و زمین از آن خداست، و آن برخورداری از تمام صفات کمال و انابت کامل و محبتی است که در دلهای بندگان مخلص است، بندگانی که او را یاد میکنند و به عبادتش میپردازند. و مثل اعلی، وصف والای او و هر آنچه که بر آن مترتب گردد، میباشد. بنابراین اهل علم در مورد خداوند قیاس اولی را به کار میگیرند و میگویند: هر صفت کمالی که در میان مخلوقات وجود دارد، خالق نیز به اتصاف به آن سزاوارتر است، به گونهای که کسی با او در آن مشارکت ندارد؛ و هر نقص و کمبودی که مخلوق از آن پاک قرار داده شود، آفریننده به طریق اولی از آن منزّهتر است. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او دارای توانایی کامل و حکمت گسترده است. پس او با تواناییاش آفریدهها را به وجود آورده است؛ و با حکمت خویش آفرینش هر چیزی را نیک و محکم نموده، و بهترین نظم را در آن مقرر داشته است.
الروم 30:27
وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُونَ و از نشانه هاي اوست که آسمان و زمين به فرمان او برپاست. سپس وقتي شما را از زمين با ندايي فرا مي خواند ناگهان شما برانگيخته مي شويد. وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ و هر آنچه در آسمان ها و زمين است از آن خداست و جملگي فرمانبردار او هستند. وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ و اوست که آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند، و آن برايش آسان تر است، و بالاترين مثل در آسمان ها و زمين از آن اوست و او تواناي با حکمت است.
(25) از نشانههای بزرگ خدا یکی این است که آسمان و زمین به فرمان او برقرار و پا برجا هستند، و تکان نمیخورند، و آسمان بر زمین نمیافتد. پس قدرت او آن قدر گسترده است که آسمانها و زمین را نگاه داشته، و نمیگذارد که از مدار خود خارج شوند. و با همان قدرت بیکرانش، مردم را با صدایی از زمین فرا میخواند که ناگهان بیرون میآیند. ﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾ بدون شک، آفرینش آسمانها و زمین از آفریدن مردم بزرگتر است.
(26) (﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است، آفریده و مملوک اویند؛ و در آنها تصرف مینماید، بدون اینکه رقیب و مخالفی داشته باشد، و بدون اینکه یاور و مددکاری داشته باشد. وجملگی در برابر شکوه و کمال او فروتن و فرمانبردار هستند.
(27) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾) و اوست که آفرینش را آغاز میکند، و سپس آن را باز میگرداند؛ و باز گرداندن و زنده نمودن مردم پس از مرگشان، برای او از آفرینش آغازین آنها آسانتر است. و این صرفاً برای پذیرش و فهم اذهان و عقلهای ما است، [چراکه برای خدا آسان و آسانتری متصور نیست]. پس، از آنجا که آفرینش نخستین از آن خدا میباشد و شما به این حقیقت اعتراف میکنید، آفرینش دوباره را که آسانتر است به طریق اولی انجام میدهد. پس از آنکه خداوند متعال نشانههای بزرگی را بیان کرد که مایۀ عبرت پند آموزان است، و مؤمنان از آن پند میگیرند، و راه یافتگان با آن راهیاب میشوند، یک مطلب مهم را متذکر شد و فرمود: (﴿وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بالاترین وصف در آسمانها و زمین از آن خداست، و آن برخورداری از تمام صفات کمال و انابت کامل و محبتی است که در دلهای بندگان مخلص است، بندگانی که او را یاد میکنند و به عبادتش میپردازند. و مثل اعلی، وصف والای او و هر آنچه که بر آن مترتب گردد، میباشد. بنابراین اهل علم در مورد خداوند قیاس اولی را به کار میگیرند و میگویند: هر صفت کمالی که در میان مخلوقات وجود دارد، خالق نیز به اتصاف به آن سزاوارتر است، به گونهای که کسی با او در آن مشارکت ندارد؛ و هر نقص و کمبودی که مخلوق از آن پاک قرار داده شود، آفریننده به طریق اولی از آن منزّهتر است. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او دارای توانایی کامل و حکمت گسترده است. پس او با تواناییاش آفریدهها را به وجود آورده است؛ و با حکمت خویش آفرینش هر چیزی را نیک و محکم نموده، و بهترین نظم را در آن مقرر داشته است.
الروم 30:28
ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ خداوند برايتان از حال خودتان مثلي مي زند، آيا بردگانتان در آنچه روزي شما نموده ايم شريکتان مي باشند بدانگونه که شما و ايشا ن هر دو در آن يکسان و برابر باشيد و همچنان که شما ]آزادگان[ از يکديگر مي ترسيد از بندگان هم بيمناک باشيد؟! اين گونه نشانه ها را براي گروهي که خرد مي ورزند به روشني بيان مي کنيم. بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ بلکه ستم کاران بي هيچ دانشي از خواسته هاي خود پيروي کردند، پس کسي را که خداوند گمراه کرده است چه کسي هدايت مي کند؟ و ايشان ياوراني ندارند.
(28) این مثالی است که خداوند برای بیان زشتی شرک زده است؛ مثالی که از اوضاع و احوال خود شما برگرفته شده است، و نیازی ندارد که به جایی دیگر برویم، و از آنجا مثالی نقل کنیم. (﴿هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ﴾) آیا بردگانتان در آنچه روزی شما نمودهایم، شریک شما میباشند؟! یعنی آیا یکی از بردگان و کنیزانتان در روزیتان شریک شماست، و با شما در آن برابر است؟! (﴿تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾) و آنچنان که از آزادگانی که شریکتان هستند، و ترس آن را دارید که سهم شما را مورد دستبرد قرار دهند، از بندگان هم بیمناک میباشید، و آنان را نیز همان گونه قرار میدهید؟! چنین نیست؛ زیرا هیچ یک از بردگان شما در آنچه خداوند به شما روزی داده است، شریک شما نمیباشند؛ این در حالی است که شما آنها را نیافریدهاید، و به آنان روزی نمیدهید، و آنها نیز مانند شما تحت تصرف و اختیار خداوند میباشند. پس چگونه شما میپسندید که برای خداوند کسی از آفریدههایش را شریک، و آن را به منزلۀ او قرار دهید، و همانند خدا او را پرستش کنید، در حالی که شما نمیپسندید بردگانتان با شما برابر باشند؟ و این از شگفتانگیزترین چیزهاست، و بیش از همه چیز بر بیخردی کسی که برای خداوند شریکی قرار داده است، دلالت مینماید. نیز نشانۀ آن است که آنچه او با خدا شریک قرار داده، باطل و نابود شدنی است؛ و با خداوند برابر نمیباشد، و سزاوار کوچکترین عبادتی نیست. (﴿كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) این گونه با توضیح نشانهها و زدن مثالها آن را به روشنی بیان میکنیم، (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) برای گروهی که حقایق را میفهمند و میشناسند. و اما کسی که نمیفهمد، هر چند که نشانهها برای او به روشنی بیان شود، [متأسفانه] فاقد عقلی است که به وسیلۀ آن آنچه را که بیان شده است، درک نماید؛ و خردی نخواهد داشت که آنچه توضیح داده شده است، بفهمد. پس طرف سخن، خردمندان و ارباب اندیشه هستند، و با آنها سخن گفته میشود. از این مثال دانسته شد که هرکس چیزی را شریک خداوند قرار دهد، و آن را عبادت کند، و در کارهایش بر او توکل نماید، بر حق نیست. پس چه چیزی باعث شده است که اینها به انجام کار باطل اقدام نمایند؛ کاری که باطل بودنش روشن، و دلیل بطلان آن آشکار است؟ بنابراین آنچه اینها را به این کار وا داشته است، پیروی از هوی و هوس است.
(29) از این رو فرمود: (﴿بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) بلکه ستمکاران بی هیچ دانشی از خواستههای خود و هواهای ناقص نفسانیشان که دست به دامان شدن معبودهای باطل را بدون هیچ دلیلی برای آنان آراسته بود، تبعیت کردند؛ درحالی که فساد و باطل بودن آن، امری یقینی است؛ و عقل و فطرت، آن را نمیپذیرد. (﴿فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُ﴾) بنابراین از هدایت نشدن آنها تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را به سبب ظلم و ستمشان گمراه کرده است، و کسی را که خداوند گمراه نماید، راهی برای هدایت و راهیاب شدنش نیست؛ چون هیچ کس توان مخالفت با خداوند را ندارد، و کسی نمیتواند در پادشاهی او با وی به نزاع بپردازد. (﴿وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و آنها هیچ یاورانی ندارند که وقتی عذاب آنها را فرا گرفت، آنان را یاری نمایند.
الروم 30:29
ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ خداوند برايتان از حال خودتان مثلي مي زند، آيا بردگانتان در آنچه روزي شما نموده ايم شريکتان مي باشند بدانگونه که شما و ايشا ن هر دو در آن يکسان و برابر باشيد و همچنان که شما ]آزادگان[ از يکديگر مي ترسيد از بندگان هم بيمناک باشيد؟! اين گونه نشانه ها را براي گروهي که خرد مي ورزند به روشني بيان مي کنيم. بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ بلکه ستم کاران بي هيچ دانشي از خواسته هاي خود پيروي کردند، پس کسي را که خداوند گمراه کرده است چه کسي هدايت مي کند؟ و ايشان ياوراني ندارند.
(28) این مثالی است که خداوند برای بیان زشتی شرک زده است؛ مثالی که از اوضاع و احوال خود شما برگرفته شده است، و نیازی ندارد که به جایی دیگر برویم، و از آنجا مثالی نقل کنیم. (﴿هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ﴾) آیا بردگانتان در آنچه روزی شما نمودهایم، شریک شما میباشند؟! یعنی آیا یکی از بردگان و کنیزانتان در روزیتان شریک شماست، و با شما در آن برابر است؟! (﴿تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾) و آنچنان که از آزادگانی که شریکتان هستند، و ترس آن را دارید که سهم شما را مورد دستبرد قرار دهند، از بندگان هم بیمناک میباشید، و آنان را نیز همان گونه قرار میدهید؟! چنین نیست؛ زیرا هیچ یک از بردگان شما در آنچه خداوند به شما روزی داده است، شریک شما نمیباشند؛ این در حالی است که شما آنها را نیافریدهاید، و به آنان روزی نمیدهید، و آنها نیز مانند شما تحت تصرف و اختیار خداوند میباشند. پس چگونه شما میپسندید که برای خداوند کسی از آفریدههایش را شریک، و آن را به منزلۀ او قرار دهید، و همانند خدا او را پرستش کنید، در حالی که شما نمیپسندید بردگانتان با شما برابر باشند؟ و این از شگفتانگیزترین چیزهاست، و بیش از همه چیز بر بیخردی کسی که برای خداوند شریکی قرار داده است، دلالت مینماید. نیز نشانۀ آن است که آنچه او با خدا شریک قرار داده، باطل و نابود شدنی است؛ و با خداوند برابر نمیباشد، و سزاوار کوچکترین عبادتی نیست. (﴿كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) این گونه با توضیح نشانهها و زدن مثالها آن را به روشنی بیان میکنیم، (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) برای گروهی که حقایق را میفهمند و میشناسند. و اما کسی که نمیفهمد، هر چند که نشانهها برای او به روشنی بیان شود، [متأسفانه] فاقد عقلی است که به وسیلۀ آن آنچه را که بیان شده است، درک نماید؛ و خردی نخواهد داشت که آنچه توضیح داده شده است، بفهمد. پس طرف سخن، خردمندان و ارباب اندیشه هستند، و با آنها سخن گفته میشود. از این مثال دانسته شد که هرکس چیزی را شریک خداوند قرار دهد، و آن را عبادت کند، و در کارهایش بر او توکل نماید، بر حق نیست. پس چه چیزی باعث شده است که اینها به انجام کار باطل اقدام نمایند؛ کاری که باطل بودنش روشن، و دلیل بطلان آن آشکار است؟ بنابراین آنچه اینها را به این کار وا داشته است، پیروی از هوی و هوس است.
(29) از این رو فرمود: (﴿بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) بلکه ستمکاران بی هیچ دانشی از خواستههای خود و هواهای ناقص نفسانیشان که دست به دامان شدن معبودهای باطل را بدون هیچ دلیلی برای آنان آراسته بود، تبعیت کردند؛ درحالی که فساد و باطل بودن آن، امری یقینی است؛ و عقل و فطرت، آن را نمیپذیرد. (﴿فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُ﴾) بنابراین از هدایت نشدن آنها تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را به سبب ظلم و ستمشان گمراه کرده است، و کسی را که خداوند گمراه نماید، راهی برای هدایت و راهیاب شدنش نیست؛ چون هیچ کس توان مخالفت با خداوند را ندارد، و کسی نمیتواند در پادشاهی او با وی به نزاع بپردازد. (﴿وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و آنها هیچ یاورانی ندارند که وقتی عذاب آنها را فرا گرفت، آنان را یاری نمایند.
الروم 30:30
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ روي خود را با حق گرايي تمام به سوي دين بگردان، با همان سرشتي که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. آفرينش خداوند دگرگوني نمي پذيرد. اين است دين و آيين محکم و استوار ولي بيشتر مردم نمي دانند. مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ به سوي خدا برگرديد و از او پروا بداريد و نماز را بر پا داريد و از زمرۀ مشرکان نباشيد. مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ از کساني که دينشان را بخش بخش کرده و به دسته ها و گروه هاي گوناگوني تقسيم شدند. هر گروهي به آنچه که نزد خود دارند خرسندند.
(30) خداوند دستور میدهد که همۀ کارها مخلصانه برای او انجام گیرد، و دینش برپا داشته شود. پس میفرماید: (﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ﴾) و روی خود را خالصانه متوجه دین حقیقیِ خدا که همان اسلام و ایمان و احسان است، بکن؛ و با قلب و اراده و بدنت برای برپا داشتن آیینهای ظاهری دین مانند نماز و زکات و روزه و حج و امثال آن بپاخیز، و به برپا داشتن آن روی بیاور. همچنین با قلب و اراده و بدن خود آیینهای باطنی دین مانند محبت و بیم و امید و انابت را انجام بده. و احسان در آیینهای ظاهری و باطنی این است که خدا را چنان بپرستی که انگار او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، وی تو را میبیند. و خداوند به صورت ویژه گرداندن روی را بیان نمود؛ چون متوجه شدن روی، به دنبال متوجه شدن قلب است، و تلاش بدنی نتیجۀ این دو امر است. بنابراین فرمود: (﴿حَنِيفٗا﴾) یعنی در حالی که به خدای روی آورده، و از غیر او روی برتافتهای. و امری که ما تو را به آن فرمان دادهایم، (﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا﴾) سرشت الهی است که مردمان را بر آن سرشته است، و خوبی این امر را در عقل آنها نهاده، و زشتی غیر آن را در خرد و سرشت آنها گنجانده است.گرایش و میل داشتن به همۀ آیینهای ظاهری و باطنی خداوند، چیزی است که خداوند در دل مردم قرار داده است. دوست داشتن حق و برگزیدن آن، چیزی است که خداوند آن را در دلهای مردم قرار داده، و این حقیقت فطرت است. و هر کس که از این اصل بیرون رود، به خاطر عارضهای است که بر فطرت او عارض گشته، و آن را فاسد کرده است. همانگونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(کُلُّ مَولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَۀ فَأبوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ أوْ یُنَصِّرَانِهِ أوْ یُمَجِّسَانِهِ): «هر فرزندی بر فطرت [دین اسلام] به دنیا میآید، پس پدر و مادرش او را یهودی میکنند یا او را نصرانی میگردانند یا او را مجوسی مینمایند.» (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ﴾) هیچ کس نمیتواند آفرینش خداوند را تغییر داده، و آن را بر خلاف صورتگری خداوند بگرداند. (﴿ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾) آنچه تو را به آن فرمان دادیم، راه راستی است که انسان را به خدا و به بهشت میرساند؛ پس هرکس با حقگرایی تمام و مخلصانه روی به دین خدا نماید، راه راست را به سوی تمام آیینها و احکام دین در پیش گرفته است. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم، دین استوار و محکم را نمیشناسند؛ و اگر هم بشناسند، آن را در پیش نمیگیرند.
(31) (﴿مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) این است تفسیر «رو نمودنِ خالصانه به آیین خدا”؛زیرا انابت حقیقی، انابت قلب و فراهم آمدن انگیزههای تحصیل خشنودی خداست. و این مستلزم آن است که بدن به مقتضای آنچه در قلب هست، عمل نماید؛ و این شامل عبادتهای ظاهری و باطنی است. و این جز با ترک گناهان ظاهری و باطنی به اتمام نمیرسد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و از او پروا بدارید، که شامل انجام دادن چیزی است که بدان امر شده است. همچنانکه شامل ترک کردن چیزی است که از آن نهی به عمل آمده است. و از میان چیزهایی که بدان فرمان داده شده است، نماز را به طور ویژه بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ چون برپا داشتن نماز، آدمی را به توبه و تقوا فرا میخواند، همانگونه که خداوند متعال در سورۀ عنکبوت میفرماید:﴿ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾ و نماز را بر پای دار، بیگمان نماز [آدمی را] از زشتیها و کارهای ناشایست باز میدارد. و این گونه نماز انسان را در مسیر پرهیزگاری کمک میکند. سپس فرمود:﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾ و ذکر خداوند بزرگتر است. در اینجا بر انابت تشویق شده است. و از میان منهیات، مهمترین و اساس آن را بیان کرد که در صورت ارتکاب آن، هیچ عملی پذیرفته نمیشود، و آن شرک است. پس فرمود: (﴿وَلَا تَكُونُواۡ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از زمرۀ مشرکان مباشید، چون شریک قرار دادن برای خدا، با انابت و توبه که روح آن اخلاص کامل است، متضاد میباشد.
(32) سپس حالت مشرکین را بیان کرد و آن را تقبیح نمود، و فرمود: (﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواۡ دِينَهُمۡ﴾) کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کردند با اینکه دین یک مجموعۀ غیر قابل تفکیک است. و دین؛ یعنی اینکه عبادت خالصانه برای خداوند یگانه انجام شود، اما اینها آن را بخش بخش کردند؛ برخی خورشید و ماه را پرستش کردند، و برخی اولیا و صالحان را پرستیدند، و برخی یهودی و برخی نصرانی شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانُواۡ شِيَعٗا﴾) و هر فرقهای به گروه و حزبی تبدیل شد که برای یاری کردن باطل خود تعصب میورزید، و دیگران را طرد مینمود، و با آنها مبارزه میکرد. (﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾) هر گروهی به سبب اینکه دانشی مخالف با دانشهای پیامبران دارند، شادمان هستند؛ و پیش خود چنین حکم میکنند که آنها بر حق بوده، و دیگران بر باطل میباشند. ضمناً در اینجا مسلمانها از تفرقه و گروه گروه شدن برحذر داشته شدهاند؛ زیرا یکی از آثار نامطلوب تفرّق این است که هر گروهی برای باطلی که بر آن قرار دارد، متعصّب میشود که در این صورت آنها در متفرق شدن با مشرکین مشابه خواهند بود؛ زیرا دین یکی است و پیامبر یکی است و خدا یکی است و در بیشتر امور دینی علما و ائمه با هم اجماع و اتفاق دارند؛ و خداوند برادریِ ایمانی را بسیار محکم و کاملاً برقرار داشته است. پس چرا همۀ اینها لغو شود؛ و مسلمانان به خاطر مسایل فرعی که در آن اختلاف دارند، دسته دسته شوند؛ و یکدیگر را به خاطر آن، گمراه قلمداد کنند؛ و به خاطر این مسائل خود را از یکدیگر جدا و متمایز سازند؟! این بزرگترین دستبرد شیطان، و بزرگترین هدف او است که مسلمانها به آن نزدیک شدهاند! و آیا تلاش برای متحد کردن و وحدت کلمۀ مسلمین و دور کردن تفرقهای که بر اساس این اصل باطل پدید آمده، برترین جهاد در راه خدا و برترین کاری نیست که انسان را به خدا نزدیک مینماید؟! وقتی خداوند دستور داد تا به سوی او انابت و رجوع شود ـ انابتی که بدان امر شده، انابتی اختیاری است که انسان در حالت سختی و رفاه و فراخی و تنگدستی به خدا روی میآورد ـ انابت اضطراری را نیز بیان کرد که انسان به هنگام گرفتار شدن به سختیها و مشکلات به ناچار به خداوند روی میآورد، و چون سختی و بلا از او دور شود، پناه آوردن به خدا را پشت سر میاندازد، که چنین انابتی فایدهای ندارد. پس فرمود:
الروم 30:31
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ روي خود را با حق گرايي تمام به سوي دين بگردان، با همان سرشتي که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. آفرينش خداوند دگرگوني نمي پذيرد. اين است دين و آيين محکم و استوار ولي بيشتر مردم نمي دانند. مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ به سوي خدا برگرديد و از او پروا بداريد و نماز را بر پا داريد و از زمرۀ مشرکان نباشيد. مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ از کساني که دينشان را بخش بخش کرده و به دسته ها و گروه هاي گوناگوني تقسيم شدند. هر گروهي به آنچه که نزد خود دارند خرسندند.
(30) خداوند دستور میدهد که همۀ کارها مخلصانه برای او انجام گیرد، و دینش برپا داشته شود. پس میفرماید: (﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ﴾) و روی خود را خالصانه متوجه دین حقیقیِ خدا که همان اسلام و ایمان و احسان است، بکن؛ و با قلب و اراده و بدنت برای برپا داشتن آیینهای ظاهری دین مانند نماز و زکات و روزه و حج و امثال آن بپاخیز، و به برپا داشتن آن روی بیاور. همچنین با قلب و اراده و بدن خود آیینهای باطنی دین مانند محبت و بیم و امید و انابت را انجام بده. و احسان در آیینهای ظاهری و باطنی این است که خدا را چنان بپرستی که انگار او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، وی تو را میبیند. و خداوند به صورت ویژه گرداندن روی را بیان نمود؛ چون متوجه شدن روی، به دنبال متوجه شدن قلب است، و تلاش بدنی نتیجۀ این دو امر است. بنابراین فرمود: (﴿حَنِيفٗا﴾) یعنی در حالی که به خدای روی آورده، و از غیر او روی برتافتهای. و امری که ما تو را به آن فرمان دادهایم، (﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا﴾) سرشت الهی است که مردمان را بر آن سرشته است، و خوبی این امر را در عقل آنها نهاده، و زشتی غیر آن را در خرد و سرشت آنها گنجانده است.گرایش و میل داشتن به همۀ آیینهای ظاهری و باطنی خداوند، چیزی است که خداوند در دل مردم قرار داده است. دوست داشتن حق و برگزیدن آن، چیزی است که خداوند آن را در دلهای مردم قرار داده، و این حقیقت فطرت است. و هر کس که از این اصل بیرون رود، به خاطر عارضهای است که بر فطرت او عارض گشته، و آن را فاسد کرده است. همانگونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(کُلُّ مَولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَۀ فَأبوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ أوْ یُنَصِّرَانِهِ أوْ یُمَجِّسَانِهِ): «هر فرزندی بر فطرت [دین اسلام] به دنیا میآید، پس پدر و مادرش او را یهودی میکنند یا او را نصرانی میگردانند یا او را مجوسی مینمایند.» (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ﴾) هیچ کس نمیتواند آفرینش خداوند را تغییر داده، و آن را بر خلاف صورتگری خداوند بگرداند. (﴿ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾) آنچه تو را به آن فرمان دادیم، راه راستی است که انسان را به خدا و به بهشت میرساند؛ پس هرکس با حقگرایی تمام و مخلصانه روی به دین خدا نماید، راه راست را به سوی تمام آیینها و احکام دین در پیش گرفته است. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم، دین استوار و محکم را نمیشناسند؛ و اگر هم بشناسند، آن را در پیش نمیگیرند.
(31) (﴿مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) این است تفسیر «رو نمودنِ خالصانه به آیین خدا”؛زیرا انابت حقیقی، انابت قلب و فراهم آمدن انگیزههای تحصیل خشنودی خداست. و این مستلزم آن است که بدن به مقتضای آنچه در قلب هست، عمل نماید؛ و این شامل عبادتهای ظاهری و باطنی است. و این جز با ترک گناهان ظاهری و باطنی به اتمام نمیرسد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و از او پروا بدارید، که شامل انجام دادن چیزی است که بدان امر شده است. همچنانکه شامل ترک کردن چیزی است که از آن نهی به عمل آمده است. و از میان چیزهایی که بدان فرمان داده شده است، نماز را به طور ویژه بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ چون برپا داشتن نماز، آدمی را به توبه و تقوا فرا میخواند، همانگونه که خداوند متعال در سورۀ عنکبوت میفرماید:﴿ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾ و نماز را بر پای دار، بیگمان نماز [آدمی را] از زشتیها و کارهای ناشایست باز میدارد. و این گونه نماز انسان را در مسیر پرهیزگاری کمک میکند. سپس فرمود:﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾ و ذکر خداوند بزرگتر است. در اینجا بر انابت تشویق شده است. و از میان منهیات، مهمترین و اساس آن را بیان کرد که در صورت ارتکاب آن، هیچ عملی پذیرفته نمیشود، و آن شرک است. پس فرمود: (﴿وَلَا تَكُونُواۡ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از زمرۀ مشرکان مباشید، چون شریک قرار دادن برای خدا، با انابت و توبه که روح آن اخلاص کامل است، متضاد میباشد.
(32) سپس حالت مشرکین را بیان کرد و آن را تقبیح نمود، و فرمود: (﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواۡ دِينَهُمۡ﴾) کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کردند با اینکه دین یک مجموعۀ غیر قابل تفکیک است. و دین؛ یعنی اینکه عبادت خالصانه برای خداوند یگانه انجام شود، اما اینها آن را بخش بخش کردند؛ برخی خورشید و ماه را پرستش کردند، و برخی اولیا و صالحان را پرستیدند، و برخی یهودی و برخی نصرانی شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانُواۡ شِيَعٗا﴾) و هر فرقهای به گروه و حزبی تبدیل شد که برای یاری کردن باطل خود تعصب میورزید، و دیگران را طرد مینمود، و با آنها مبارزه میکرد. (﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾) هر گروهی به سبب اینکه دانشی مخالف با دانشهای پیامبران دارند، شادمان هستند؛ و پیش خود چنین حکم میکنند که آنها بر حق بوده، و دیگران بر باطل میباشند. ضمناً در اینجا مسلمانها از تفرقه و گروه گروه شدن برحذر داشته شدهاند؛ زیرا یکی از آثار نامطلوب تفرّق این است که هر گروهی برای باطلی که بر آن قرار دارد، متعصّب میشود که در این صورت آنها در متفرق شدن با مشرکین مشابه خواهند بود؛ زیرا دین یکی است و پیامبر یکی است و خدا یکی است و در بیشتر امور دینی علما و ائمه با هم اجماع و اتفاق دارند؛ و خداوند برادریِ ایمانی را بسیار محکم و کاملاً برقرار داشته است. پس چرا همۀ اینها لغو شود؛ و مسلمانان به خاطر مسایل فرعی که در آن اختلاف دارند، دسته دسته شوند؛ و یکدیگر را به خاطر آن، گمراه قلمداد کنند؛ و به خاطر این مسائل خود را از یکدیگر جدا و متمایز سازند؟! این بزرگترین دستبرد شیطان، و بزرگترین هدف او است که مسلمانها به آن نزدیک شدهاند! و آیا تلاش برای متحد کردن و وحدت کلمۀ مسلمین و دور کردن تفرقهای که بر اساس این اصل باطل پدید آمده، برترین جهاد در راه خدا و برترین کاری نیست که انسان را به خدا نزدیک مینماید؟! وقتی خداوند دستور داد تا به سوی او انابت و رجوع شود ـ انابتی که بدان امر شده، انابتی اختیاری است که انسان در حالت سختی و رفاه و فراخی و تنگدستی به خدا روی میآورد ـ انابت اضطراری را نیز بیان کرد که انسان به هنگام گرفتار شدن به سختیها و مشکلات به ناچار به خداوند روی میآورد، و چون سختی و بلا از او دور شود، پناه آوردن به خدا را پشت سر میاندازد، که چنین انابتی فایدهای ندارد. پس فرمود:
الروم 30:32
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ روي خود را با حق گرايي تمام به سوي دين بگردان، با همان سرشتي که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. آفرينش خداوند دگرگوني نمي پذيرد. اين است دين و آيين محکم و استوار ولي بيشتر مردم نمي دانند. مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ به سوي خدا برگرديد و از او پروا بداريد و نماز را بر پا داريد و از زمرۀ مشرکان نباشيد. مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ از کساني که دينشان را بخش بخش کرده و به دسته ها و گروه هاي گوناگوني تقسيم شدند. هر گروهي به آنچه که نزد خود دارند خرسندند.
(30) خداوند دستور میدهد که همۀ کارها مخلصانه برای او انجام گیرد، و دینش برپا داشته شود. پس میفرماید: (﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ﴾) و روی خود را خالصانه متوجه دین حقیقیِ خدا که همان اسلام و ایمان و احسان است، بکن؛ و با قلب و اراده و بدنت برای برپا داشتن آیینهای ظاهری دین مانند نماز و زکات و روزه و حج و امثال آن بپاخیز، و به برپا داشتن آن روی بیاور. همچنین با قلب و اراده و بدن خود آیینهای باطنی دین مانند محبت و بیم و امید و انابت را انجام بده. و احسان در آیینهای ظاهری و باطنی این است که خدا را چنان بپرستی که انگار او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، وی تو را میبیند. و خداوند به صورت ویژه گرداندن روی را بیان نمود؛ چون متوجه شدن روی، به دنبال متوجه شدن قلب است، و تلاش بدنی نتیجۀ این دو امر است. بنابراین فرمود: (﴿حَنِيفٗا﴾) یعنی در حالی که به خدای روی آورده، و از غیر او روی برتافتهای. و امری که ما تو را به آن فرمان دادهایم، (﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا﴾) سرشت الهی است که مردمان را بر آن سرشته است، و خوبی این امر را در عقل آنها نهاده، و زشتی غیر آن را در خرد و سرشت آنها گنجانده است.گرایش و میل داشتن به همۀ آیینهای ظاهری و باطنی خداوند، چیزی است که خداوند در دل مردم قرار داده است. دوست داشتن حق و برگزیدن آن، چیزی است که خداوند آن را در دلهای مردم قرار داده، و این حقیقت فطرت است. و هر کس که از این اصل بیرون رود، به خاطر عارضهای است که بر فطرت او عارض گشته، و آن را فاسد کرده است. همانگونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(کُلُّ مَولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَۀ فَأبوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ أوْ یُنَصِّرَانِهِ أوْ یُمَجِّسَانِهِ): «هر فرزندی بر فطرت [دین اسلام] به دنیا میآید، پس پدر و مادرش او را یهودی میکنند یا او را نصرانی میگردانند یا او را مجوسی مینمایند.» (﴿لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ﴾) هیچ کس نمیتواند آفرینش خداوند را تغییر داده، و آن را بر خلاف صورتگری خداوند بگرداند. (﴿ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾) آنچه تو را به آن فرمان دادیم، راه راستی است که انسان را به خدا و به بهشت میرساند؛ پس هرکس با حقگرایی تمام و مخلصانه روی به دین خدا نماید، راه راست را به سوی تمام آیینها و احکام دین در پیش گرفته است. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم، دین استوار و محکم را نمیشناسند؛ و اگر هم بشناسند، آن را در پیش نمیگیرند.
(31) (﴿مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) این است تفسیر «رو نمودنِ خالصانه به آیین خدا”؛زیرا انابت حقیقی، انابت قلب و فراهم آمدن انگیزههای تحصیل خشنودی خداست. و این مستلزم آن است که بدن به مقتضای آنچه در قلب هست، عمل نماید؛ و این شامل عبادتهای ظاهری و باطنی است. و این جز با ترک گناهان ظاهری و باطنی به اتمام نمیرسد. بنابراین فرمود: (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و از او پروا بدارید، که شامل انجام دادن چیزی است که بدان امر شده است. همچنانکه شامل ترک کردن چیزی است که از آن نهی به عمل آمده است. و از میان چیزهایی که بدان فرمان داده شده است، نماز را به طور ویژه بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و نماز را برپا دارید؛ چون برپا داشتن نماز، آدمی را به توبه و تقوا فرا میخواند، همانگونه که خداوند متعال در سورۀ عنکبوت میفرماید:﴿ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾ و نماز را بر پای دار، بیگمان نماز [آدمی را] از زشتیها و کارهای ناشایست باز میدارد. و این گونه نماز انسان را در مسیر پرهیزگاری کمک میکند. سپس فرمود:﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾ و ذکر خداوند بزرگتر است. در اینجا بر انابت تشویق شده است. و از میان منهیات، مهمترین و اساس آن را بیان کرد که در صورت ارتکاب آن، هیچ عملی پذیرفته نمیشود، و آن شرک است. پس فرمود: (﴿وَلَا تَكُونُواۡ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از زمرۀ مشرکان مباشید، چون شریک قرار دادن برای خدا، با انابت و توبه که روح آن اخلاص کامل است، متضاد میباشد.
(32) سپس حالت مشرکین را بیان کرد و آن را تقبیح نمود، و فرمود: (﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواۡ دِينَهُمۡ﴾) کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کردند با اینکه دین یک مجموعۀ غیر قابل تفکیک است. و دین؛ یعنی اینکه عبادت خالصانه برای خداوند یگانه انجام شود، اما اینها آن را بخش بخش کردند؛ برخی خورشید و ماه را پرستش کردند، و برخی اولیا و صالحان را پرستیدند، و برخی یهودی و برخی نصرانی شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانُواۡ شِيَعٗا﴾) و هر فرقهای به گروه و حزبی تبدیل شد که برای یاری کردن باطل خود تعصب میورزید، و دیگران را طرد مینمود، و با آنها مبارزه میکرد. (﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾) هر گروهی به سبب اینکه دانشی مخالف با دانشهای پیامبران دارند، شادمان هستند؛ و پیش خود چنین حکم میکنند که آنها بر حق بوده، و دیگران بر باطل میباشند. ضمناً در اینجا مسلمانها از تفرقه و گروه گروه شدن برحذر داشته شدهاند؛ زیرا یکی از آثار نامطلوب تفرّق این است که هر گروهی برای باطلی که بر آن قرار دارد، متعصّب میشود که در این صورت آنها در متفرق شدن با مشرکین مشابه خواهند بود؛ زیرا دین یکی است و پیامبر یکی است و خدا یکی است و در بیشتر امور دینی علما و ائمه با هم اجماع و اتفاق دارند؛ و خداوند برادریِ ایمانی را بسیار محکم و کاملاً برقرار داشته است. پس چرا همۀ اینها لغو شود؛ و مسلمانان به خاطر مسایل فرعی که در آن اختلاف دارند، دسته دسته شوند؛ و یکدیگر را به خاطر آن، گمراه قلمداد کنند؛ و به خاطر این مسائل خود را از یکدیگر جدا و متمایز سازند؟! این بزرگترین دستبرد شیطان، و بزرگترین هدف او است که مسلمانها به آن نزدیک شدهاند! و آیا تلاش برای متحد کردن و وحدت کلمۀ مسلمین و دور کردن تفرقهای که بر اساس این اصل باطل پدید آمده، برترین جهاد در راه خدا و برترین کاری نیست که انسان را به خدا نزدیک مینماید؟! وقتی خداوند دستور داد تا به سوی او انابت و رجوع شود ـ انابتی که بدان امر شده، انابتی اختیاری است که انسان در حالت سختی و رفاه و فراخی و تنگدستی به خدا روی میآورد ـ انابت اضطراری را نیز بیان کرد که انسان به هنگام گرفتار شدن به سختیها و مشکلات به ناچار به خداوند روی میآورد، و چون سختی و بلا از او دور شود، پناه آوردن به خدا را پشت سر میاندازد، که چنین انابتی فایدهای ندارد. پس فرمود:
الروم 30:33
وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ و هر زمان به مردم زيان و بلايي برسد پروردگارشان را انابت کنان بخوانند سپس چون از سوي خود رحمتي به آنان بچشاند آنگاه گروهي از آنان به پروردگارشان شرک مي آورند. لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ تا سرانجام دربارۀ آنچه که به آنان بخشيديم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد اما خواهيد دانست. أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ آيا بر آنان دليلي نازل کرده ايم پس آن ]دليل[ به ]صحت[ آنچه به او شرک مي آورند سخن مي گويد؟
(33 - 34) (﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ﴾) و هرگاه به مردم بیماری برسد، یا بترسند که هلاک خواهند شد، (﴿دَعَوۡاۡ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) پروردگارشان را به فریاد میخوانند؛ و بدو پناهنده میگردند؛ و در آن حالت آنچه را که شریک خدا قرار میدادند، فراموش میکنند؛ چون میدانند کسی جز خداوند زیان و بلا را دور نمیکند. (﴿ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً﴾) سپس چون خداوند از جانب خود رحمتی به آنان بچشاند، و بیماریشان را شفا بخشد، و ترس آنها را به امنیت تبدیل نماید، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم﴾) آنگاه گروهی از آنان این حریم را میشکنند، و چیزهایی را شریک خداوند میسازند که نه آنها را سعادتمند مینمایند و نه آنها را بدبخت میگردانند، و نه فقیرشان میکنند و نه میتوانند آنها را ثروتمند نمایند. و همۀ اینها کفر ورزیدن به نعمتهایی است که خداوند به آنان بخشیده است که خداوند آنها را نجات داد و از سختی رهانید و مشقت را از آنان دور نمود. پس میبایست در برابر این نعمت بزرگ، شکر خدا را به جای آورند؛ و همواره و در همۀ حالات، مخلصانه او را پرستش نمایند.
(35) (﴿أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواۡ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ﴾) آیا ما دلیل روشن و آشکاری برای آنان نازل کردهایم که آن دلیل، به صحت آنچه به او شرک میآورند، سخن میگوید؛ و آنان را توصیه مینماید که بر شرک ورزیدن خود باقی بمانید، و به شک و تردید خود ادامه دهید؛ چون آنچه شما بر آن هستید حق، و آنچه پیامبران آنها را به سوی آن فرا میخوانند باطل میباشد؟! پس آیا چنین دلیلی دارند که باعث شود تا آنها به شدت به شرک خویش تمسک بجویند؟ [نه این چنین نیست] بلکه دلایل عقلی و کتابهای آسمانی و پیامبران بزرگوار و سروران انسانیت به شدت از شرک نهی کردهاند؛ و آدمی را از راههایی که او را به شرک میرساند، برحذر داشتهاند؛ و به فاسد بودن دین و عقل کسی که مرتکب شرک میشود، حکم نمودهاند. پس شرک ورزیدن اینها، بدون حجت و دلیل است؛ بلکه شرک ورزیشان، بر اثر تبعیّت هوای نفس و تحریکات شیطانی میباشد.
الروم 30:34
وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ و هر زمان به مردم زيان و بلايي برسد پروردگارشان را انابت کنان بخوانند سپس چون از سوي خود رحمتي به آنان بچشاند آنگاه گروهي از آنان به پروردگارشان شرک مي آورند. لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ تا سرانجام دربارۀ آنچه که به آنان بخشيديم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد اما خواهيد دانست. أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ آيا بر آنان دليلي نازل کرده ايم پس آن ]دليل[ به ]صحت[ آنچه به او شرک مي آورند سخن مي گويد؟
(33 - 34) (﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ﴾) و هرگاه به مردم بیماری برسد، یا بترسند که هلاک خواهند شد، (﴿دَعَوۡاۡ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) پروردگارشان را به فریاد میخوانند؛ و بدو پناهنده میگردند؛ و در آن حالت آنچه را که شریک خدا قرار میدادند، فراموش میکنند؛ چون میدانند کسی جز خداوند زیان و بلا را دور نمیکند. (﴿ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً﴾) سپس چون خداوند از جانب خود رحمتی به آنان بچشاند، و بیماریشان را شفا بخشد، و ترس آنها را به امنیت تبدیل نماید، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم﴾) آنگاه گروهی از آنان این حریم را میشکنند، و چیزهایی را شریک خداوند میسازند که نه آنها را سعادتمند مینمایند و نه آنها را بدبخت میگردانند، و نه فقیرشان میکنند و نه میتوانند آنها را ثروتمند نمایند. و همۀ اینها کفر ورزیدن به نعمتهایی است که خداوند به آنان بخشیده است که خداوند آنها را نجات داد و از سختی رهانید و مشقت را از آنان دور نمود. پس میبایست در برابر این نعمت بزرگ، شکر خدا را به جای آورند؛ و همواره و در همۀ حالات، مخلصانه او را پرستش نمایند.
(35) (﴿أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواۡ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ﴾) آیا ما دلیل روشن و آشکاری برای آنان نازل کردهایم که آن دلیل، به صحت آنچه به او شرک میآورند، سخن میگوید؛ و آنان را توصیه مینماید که بر شرک ورزیدن خود باقی بمانید، و به شک و تردید خود ادامه دهید؛ چون آنچه شما بر آن هستید حق، و آنچه پیامبران آنها را به سوی آن فرا میخوانند باطل میباشد؟! پس آیا چنین دلیلی دارند که باعث شود تا آنها به شدت به شرک خویش تمسک بجویند؟ [نه این چنین نیست] بلکه دلایل عقلی و کتابهای آسمانی و پیامبران بزرگوار و سروران انسانیت به شدت از شرک نهی کردهاند؛ و آدمی را از راههایی که او را به شرک میرساند، برحذر داشتهاند؛ و به فاسد بودن دین و عقل کسی که مرتکب شرک میشود، حکم نمودهاند. پس شرک ورزیدن اینها، بدون حجت و دلیل است؛ بلکه شرک ورزیشان، بر اثر تبعیّت هوای نفس و تحریکات شیطانی میباشد.
الروم 30:35
وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ و هر زمان به مردم زيان و بلايي برسد پروردگارشان را انابت کنان بخوانند سپس چون از سوي خود رحمتي به آنان بچشاند آنگاه گروهي از آنان به پروردگارشان شرک مي آورند. لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ تا سرانجام دربارۀ آنچه که به آنان بخشيديم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد اما خواهيد دانست. أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ آيا بر آنان دليلي نازل کرده ايم پس آن ]دليل[ به ]صحت[ آنچه به او شرک مي آورند سخن مي گويد؟
(33 - 34) (﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ﴾) و هرگاه به مردم بیماری برسد، یا بترسند که هلاک خواهند شد، (﴿دَعَوۡاۡ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾) پروردگارشان را به فریاد میخوانند؛ و بدو پناهنده میگردند؛ و در آن حالت آنچه را که شریک خدا قرار میدادند، فراموش میکنند؛ چون میدانند کسی جز خداوند زیان و بلا را دور نمیکند. (﴿ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً﴾) سپس چون خداوند از جانب خود رحمتی به آنان بچشاند، و بیماریشان را شفا بخشد، و ترس آنها را به امنیت تبدیل نماید، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم﴾) آنگاه گروهی از آنان این حریم را میشکنند، و چیزهایی را شریک خداوند میسازند که نه آنها را سعادتمند مینمایند و نه آنها را بدبخت میگردانند، و نه فقیرشان میکنند و نه میتوانند آنها را ثروتمند نمایند. و همۀ اینها کفر ورزیدن به نعمتهایی است که خداوند به آنان بخشیده است که خداوند آنها را نجات داد و از سختی رهانید و مشقت را از آنان دور نمود. پس میبایست در برابر این نعمت بزرگ، شکر خدا را به جای آورند؛ و همواره و در همۀ حالات، مخلصانه او را پرستش نمایند.
(35) (﴿أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواۡ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ﴾) آیا ما دلیل روشن و آشکاری برای آنان نازل کردهایم که آن دلیل، به صحت آنچه به او شرک میآورند، سخن میگوید؛ و آنان را توصیه مینماید که بر شرک ورزیدن خود باقی بمانید، و به شک و تردید خود ادامه دهید؛ چون آنچه شما بر آن هستید حق، و آنچه پیامبران آنها را به سوی آن فرا میخوانند باطل میباشد؟! پس آیا چنین دلیلی دارند که باعث شود تا آنها به شدت به شرک خویش تمسک بجویند؟ [نه این چنین نیست] بلکه دلایل عقلی و کتابهای آسمانی و پیامبران بزرگوار و سروران انسانیت به شدت از شرک نهی کردهاند؛ و آدمی را از راههایی که او را به شرک میرساند، برحذر داشتهاند؛ و به فاسد بودن دین و عقل کسی که مرتکب شرک میشود، حکم نمودهاند. پس شرک ورزیدن اینها، بدون حجت و دلیل است؛ بلکه شرک ورزیشان، بر اثر تبعیّت هوای نفس و تحریکات شیطانی میباشد.
الروم 30:36
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ و هر گاه به مردم رحمتي بچشانيم به آن شادمان مي شوند و اگر رنج و بلايي به خاطر کارهايي که کرده اند به آنان برسد نا گاه آنان مأيوس و نااميد مي گردند. أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ آيا نديده اند که خداوند روزي را براي هر کس که بخواهد گسترده و فراخ، و براي هر کس که بخواهد تنگ و کم مي گرداند؟ بي گمان در اين نشانه هايي است براي کساني که باور مي دارند.
( 36 - 37) خداوند متعال خبر میدهد که طبیعت بیشتر مردم، در حالت راحتی و سختی این گونه است که اگر خداوند به آنان مرحمتی عنایت فرماید و به آنها سلامتی و توانگری و پیروزی و امثال آن ببخشد، شادمان و سرمست و مغرور میشوند، و شادمانی آنها از روی شکرورزی و افتخار نمودن به نعمت خدا نیست، بلکه از روی غرور و غفلت است. (﴿وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) و اگر به خاطر گناهانی که کردهاند، حالتی به آنان دست دهد که آنها را رنجور و ناراحت سازد، (﴿إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ﴾) فوراً به خاطر گرفتار شدن به فقر و بیماری و امثال آن ناامید میشوند، و این به خاطر نادانی و عدم شناخت آنهاست. (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) پس چنانچه انسان بداند که خیر و شر از جانب خداست، و اوست که روزی را زیاد و کم میگرداند، ناامیدی او بیدلیل و بیهوده است. پس ای فرد عاقل! فقط به اسباب نگاه نکن، بلکه نگاهت به سوی کسی باشد که آفریندۀ اسباب است. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) بیگمان در این برای اهل ایمان نشانههاست. بنابراین مؤمنان از اینکه خداوند روزیِ بعضی را گسترده و فراوان، و روزی برخی دیگر را کم و اندک میگرداند، عبرت و پند میآموزند؛ و از این راه به حکمت و رحمت و بخشش خداوند پی میبرند، و روزی را از او میخواهند.
الروم 30:37
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ و هر گاه به مردم رحمتي بچشانيم به آن شادمان مي شوند و اگر رنج و بلايي به خاطر کارهايي که کرده اند به آنان برسد نا گاه آنان مأيوس و نااميد مي گردند. أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ آيا نديده اند که خداوند روزي را براي هر کس که بخواهد گسترده و فراخ، و براي هر کس که بخواهد تنگ و کم مي گرداند؟ بي گمان در اين نشانه هايي است براي کساني که باور مي دارند.
( 36 - 37) خداوند متعال خبر میدهد که طبیعت بیشتر مردم، در حالت راحتی و سختی این گونه است که اگر خداوند به آنان مرحمتی عنایت فرماید و به آنها سلامتی و توانگری و پیروزی و امثال آن ببخشد، شادمان و سرمست و مغرور میشوند، و شادمانی آنها از روی شکرورزی و افتخار نمودن به نعمت خدا نیست، بلکه از روی غرور و غفلت است. (﴿وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) و اگر به خاطر گناهانی که کردهاند، حالتی به آنان دست دهد که آنها را رنجور و ناراحت سازد، (﴿إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ﴾) فوراً به خاطر گرفتار شدن به فقر و بیماری و امثال آن ناامید میشوند، و این به خاطر نادانی و عدم شناخت آنهاست. (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾) پس چنانچه انسان بداند که خیر و شر از جانب خداست، و اوست که روزی را زیاد و کم میگرداند، ناامیدی او بیدلیل و بیهوده است. پس ای فرد عاقل! فقط به اسباب نگاه نکن، بلکه نگاهت به سوی کسی باشد که آفریندۀ اسباب است. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) بیگمان در این برای اهل ایمان نشانههاست. بنابراین مؤمنان از اینکه خداوند روزیِ بعضی را گسترده و فراوان، و روزی برخی دیگر را کم و اندک میگرداند، عبرت و پند میآموزند؛ و از این راه به حکمت و رحمت و بخشش خداوند پی میبرند، و روزی را از او میخواهند.
الروم 30:38
فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس حق خويشاوندان و حق مستمندان و در راه ماندگان راه بده، اين براي کساني که خشنودي خدا را مي جويند بهتر است، و آنان رستگارند. وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ و آنچه به عنوان ربا مي دهيد تا ]بهرۀ شما[ در اموال مردم افزونتر گردد نزد خدا فزوني نخواهد يافت، و زکاتي را که در طلب خشنودي خداوند پرداخت مي کنيد اين گونه افراد داراي پاداش مضاعف خواهند بود.
(38) پس به خویشاوندان خود برحسب خویشاوندی و نیازشان، حق آنان را که خداوند بر تو واجب یا [مؤمنان را] بر آن تشویق نموده است، بده؛ که نفقۀ واجب و صدقه و دادن هدیه و نیکویی نمودن و سلام کردن و بخشیدن اشتباه و چشمپوشی از لغزش، جزو حقوقی است که خداوند آنها را واجب کرده یا [مؤمنان را] بر آن تشویق نموده است. همچنین به مستمندی که فقر و نیاز، او را از حرکت باز داشته است، آن قدر بده که نیازهای ضروری او را برطرف نماید، و آن عبارت است از خوراک و پوشاک. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و کسی را کمک کن که خارج از شهر و دیار خود در راه مانده، و به شدت نیازمند است، و مالی به همراه ندارد، و درآمدی نیز ندارد که خرج سفر خود نماید. به خلاف کسی که در شهر خودش میباشد؛ زیرا چنین فردی، حتی اگر مالی نداشته باشد، غالباً شغل و کاری دارد که نیازش را برآورده نماید. بنابراین خداوند سهمیۀ بینوا و در راه مانده را در زکات مقرّر کرده است. (﴿ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ﴾) کمک کردن به خویشاوند و مستمند و مسافرِ در راه مانده، برای کسانی که منظورشان خشنودی خداوند است، بهتر میباشد؛ و آنان پاداش بزرگی دارند، چون از بهترین اعمال صالحی است که به موقع و خالصانه انجام میشود، و فایدهاش به دیگران میرسد. اگر فردی که کمک میکند، هدفش رضای خدا نباشد، این برای او خیر و برکتی در بر ندارد، گرچه برای فردی که کمک میشود، مایۀ خیر و فایده است. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ﴾ در بسیاری از رازگوییهای آنان خیری نیست مگر کسی که به صدقه یا کار خوب یا اصلاح آوردن میان مردم فرمان دهد. مفهوم آیه این است که این کارها خیر هستند؛ چون فایدۀ آن به دیگران میرسد؛ اما هر کس این کارها را برای جلب خشنودی خدا بکند، به او پاداش بزرگی خواهیم داد. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و کسانی که این کارها را برای خشنودی خداوند انجام میدهند، ایشان رستگارند؛ و به پاداش الهی دست یافته و از کیفر او نجات مییابند.
(39) وقتی عملی را بیان نمود که منظور از آن رضای خداست، نیز عملی را بیان کرد که هدف از آن مقصد دنیوی باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن رِّبٗا لِّيَرۡبُوَاۡ فِيٓ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ﴾) و آنچه از اموال مازاد بر نیازتان که به قصد ربا میدهید تا اموالتان را افزونتر بگرداند؛ به این صورت که آن را میدهید تا مردم در عوض بیشتر از آن به شما بدهند، پس پاداش چنین کاری نزد خدا، افزون و مضاعف نخواهد بود؛ چون شرط اخلاص در آن وجود ندارد. همچنین کاری که منظور از آن این باشد که مقام و جایگاه شما را در میان مردم بیشتر بالا ببرد، و هدف از آن ریا باشد، همۀ اینها نزد خداوند افزون نمیگردد. (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ تُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُضۡعِفُونَ﴾) و مالی را که به عنوان زکات میدهید، و شما را از اخلاق زشت پاکیزه میگرداند، و اموالتان را از بخل ورزی دور میدارد، و نیاز فردی که به او داده میشود برطرف مینماید، و منظورتان از آن کسب خشنودی خداست، پاداش مضاعف در بر دارد. و آنچه انفاق میکنید، نزد خداوند رشد و فزونی مییابد؛ و خداوند آن را برایتان پرورش میدهد تا زیاد شود. و فرمودۀ خداوند: (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ﴾) دلیل است بر اینکه آنچه صدقه دهنده میدهد ـچنانچه نیازمندانی موجود بودند که به او تعلق داشتند و نیاز آنان را برطرف ننماید، یا قرضی بر عهدۀ او باشد و آن را نپردازدـ به عنوان زکات برای او محسوب نمیشود، و خدا پاداش او را نخواهد داد. و از نظر شرع، مقدم داشتن صدقه بر این دو کار مردود است. همچنانکه خداوند در رابطه با کسی که مدحش میکند، میفرماید:﴿ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾«آن کس که مالش را به نیت زکات میبخشد تا خویشتن را از گناه پاک نماید.» پس صرفِ دادن مال، امری خیر به حساب نمیآید مگر اینکه به قصد پاک شدن از گناهان باشد.
الروم 30:39
فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس حق خويشاوندان و حق مستمندان و در راه ماندگان راه بده، اين براي کساني که خشنودي خدا را مي جويند بهتر است، و آنان رستگارند. وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ و آنچه به عنوان ربا مي دهيد تا ]بهرۀ شما[ در اموال مردم افزونتر گردد نزد خدا فزوني نخواهد يافت، و زکاتي را که در طلب خشنودي خداوند پرداخت مي کنيد اين گونه افراد داراي پاداش مضاعف خواهند بود.
(38) پس به خویشاوندان خود برحسب خویشاوندی و نیازشان، حق آنان را که خداوند بر تو واجب یا [مؤمنان را] بر آن تشویق نموده است، بده؛ که نفقۀ واجب و صدقه و دادن هدیه و نیکویی نمودن و سلام کردن و بخشیدن اشتباه و چشمپوشی از لغزش، جزو حقوقی است که خداوند آنها را واجب کرده یا [مؤمنان را] بر آن تشویق نموده است. همچنین به مستمندی که فقر و نیاز، او را از حرکت باز داشته است، آن قدر بده که نیازهای ضروری او را برطرف نماید، و آن عبارت است از خوراک و پوشاک. (﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾) و کسی را کمک کن که خارج از شهر و دیار خود در راه مانده، و به شدت نیازمند است، و مالی به همراه ندارد، و درآمدی نیز ندارد که خرج سفر خود نماید. به خلاف کسی که در شهر خودش میباشد؛ زیرا چنین فردی، حتی اگر مالی نداشته باشد، غالباً شغل و کاری دارد که نیازش را برآورده نماید. بنابراین خداوند سهمیۀ بینوا و در راه مانده را در زکات مقرّر کرده است. (﴿ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ﴾) کمک کردن به خویشاوند و مستمند و مسافرِ در راه مانده، برای کسانی که منظورشان خشنودی خداوند است، بهتر میباشد؛ و آنان پاداش بزرگی دارند، چون از بهترین اعمال صالحی است که به موقع و خالصانه انجام میشود، و فایدهاش به دیگران میرسد. اگر فردی که کمک میکند، هدفش رضای خدا نباشد، این برای او خیر و برکتی در بر ندارد، گرچه برای فردی که کمک میشود، مایۀ خیر و فایده است. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ﴾ در بسیاری از رازگوییهای آنان خیری نیست مگر کسی که به صدقه یا کار خوب یا اصلاح آوردن میان مردم فرمان دهد. مفهوم آیه این است که این کارها خیر هستند؛ چون فایدۀ آن به دیگران میرسد؛ اما هر کس این کارها را برای جلب خشنودی خدا بکند، به او پاداش بزرگی خواهیم داد. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و کسانی که این کارها را برای خشنودی خداوند انجام میدهند، ایشان رستگارند؛ و به پاداش الهی دست یافته و از کیفر او نجات مییابند.
(39) وقتی عملی را بیان نمود که منظور از آن رضای خداست، نیز عملی را بیان کرد که هدف از آن مقصد دنیوی باشد. بنابراین فرمود: (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن رِّبٗا لِّيَرۡبُوَاۡ فِيٓ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ﴾) و آنچه از اموال مازاد بر نیازتان که به قصد ربا میدهید تا اموالتان را افزونتر بگرداند؛ به این صورت که آن را میدهید تا مردم در عوض بیشتر از آن به شما بدهند، پس پاداش چنین کاری نزد خدا، افزون و مضاعف نخواهد بود؛ چون شرط اخلاص در آن وجود ندارد. همچنین کاری که منظور از آن این باشد که مقام و جایگاه شما را در میان مردم بیشتر بالا ببرد، و هدف از آن ریا باشد، همۀ اینها نزد خداوند افزون نمیگردد. (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ تُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُضۡعِفُونَ﴾) و مالی را که به عنوان زکات میدهید، و شما را از اخلاق زشت پاکیزه میگرداند، و اموالتان را از بخل ورزی دور میدارد، و نیاز فردی که به او داده میشود برطرف مینماید، و منظورتان از آن کسب خشنودی خداست، پاداش مضاعف در بر دارد. و آنچه انفاق میکنید، نزد خداوند رشد و فزونی مییابد؛ و خداوند آن را برایتان پرورش میدهد تا زیاد شود. و فرمودۀ خداوند: (﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ﴾) دلیل است بر اینکه آنچه صدقه دهنده میدهد ـچنانچه نیازمندانی موجود بودند که به او تعلق داشتند و نیاز آنان را برطرف ننماید، یا قرضی بر عهدۀ او باشد و آن را نپردازدـ به عنوان زکات برای او محسوب نمیشود، و خدا پاداش او را نخواهد داد. و از نظر شرع، مقدم داشتن صدقه بر این دو کار مردود است. همچنانکه خداوند در رابطه با کسی که مدحش میکند، میفرماید:﴿ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾«آن کس که مالش را به نیت زکات میبخشد تا خویشتن را از گناه پاک نماید.» پس صرفِ دادن مال، امری خیر به حساب نمیآید مگر اینکه به قصد پاک شدن از گناهان باشد.
الروم 30:40
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَلِكُم مِّن شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ خداوند ذاتي است که شما را آفريد آنگاه به شما روزي داد. سپس شما را مي ميراند سپس دوباره زنده تان مي کند. آيا در ميان انبازه هايتان کسي هست که چيزي از اين ]کارها[ را انجام دهد؟! خدا پاک و منزّه مي باشد و از آنچه شريک او مي سازيد بسي بالاتر است.
(40) خداوند متعال خبر میدهد که تنها اوست شما را میآفریند و به شما روزی میدهد و شما را میمیراند و زندهتان میگرداند و هیچ یک از انبازهایی که مشرکان شریک او میسازند در هیچ چیزی از این کارها با خداوند مشارکتی ندارد. پس چگونه آنها کسی را که هیچ دخل و تصرفی در این کارها ندارد، شریک خداوند قرار میدهند؛ خدایی که به تنهایی این امور را انجام میدهد؟! پاک است و بسی والا و برتر از آنچه که آنها شریک او میسازند، و شرک ورزیدن آنها، زیانی به خداوند نمیرساند، بلکه وبال و زیان آن به خودشان برمیگردد.
الروم 30:41
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ فساد و تباهي به خاطر کارهايي که مردم انجام داده اند پديدار گشته است تا ]خداوند[ سزاي برخي از آنچه را که کرده اند به آنان بچشاند، شايد آنان باز گردند.
(41) تباهی و فرود آمدن آفتها در زندگی مردم، و گرفتار شدنشان به بیماریها و غیره، به خاطر کارهای فاسد و گناهانی است که انجام دادهاند، (﴿لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ﴾) تا بدانند که خداوند به خاطر اعمال و کارهایشان مجازاتشان مینماید، از این رو نمونهای از سزای اعمالشان را در دنیا به آنها نشان میدهد، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) تا آنان از کارهایشان برگردند، و احوال آنان بهبود یابد، و کارشان سامان بگیرد. پس پاک است خداوندی که آزمایش او نعمتی است، و کیفر او از روی فضل است، و اگر خداوند کیفر همۀ کارهایی را که کردهاند در دنیا میداد، هیچ موجودی روی زمین باقی نمیماند.
الروم 30:42
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ بگو : «در زمين بگرديد، آنگاه بنگريد که سرانجام کار پيشينيان به کجا کشيده است، بيشتر آنان مشرک بوده اند».
(42) منظور از سیر و گردش در زمین، سیاحت و تأمل و اندیشیدن قلبی در مورد سرانجام گذشتگان است. (﴿كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّشۡرِكِينَ﴾) بیشتر آنان مشرک بودند، وشما میبینید که سرانجامشان بدترین سرانجام بوده است. چراکه عذابی سخت آنانرا ریشه کن کرد، وسرانجام آنها مذمت و لعنت خلق خدا و رسواییِ پی در پی و مداوم است. پس بپرهیزید از اینکه کارهای آنانرا انجام دهید تا با شما نیز آن گونه رفتار نشود؛ زیرا عدالت و حکمت الهی در هر زمان و مکانی قابل تحقق است.
الروم 30:43
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ پس روي خود را به سوي دين درست و استوار بگردان پيش از آنکه روزي فرا رسد که برايش بازگشتي از ]سوي[ خداوند نيست. در آن روز ]مردم[ تقسيم مي گردند. مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ هر کس کفر ورزد کفرش به زيان خودش است و هر کس کارهاي نيکو انجام دهد پس ]از اکنون زمينۀ عاقبت به خيري را[ براي خود مهيا مي سازند. لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ تا به کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند از فضل خود پاداش دهد، بي گمان او کافران را دوست نمي دارد.
(43) یعنی قلباً به بر پا داشتن دین درست و راست روی بیاور، و با بدن و جسم خویش برای بر پا داشتن آن بکوش. پس اوامر و نواهی آن را با جدیت و کوشش اجرا کن، و وظایف ظاهری و باطنی آن را انجام بده، و زمان و زندگی و جوانیات را غنیمت بشمار، (﴿مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ﴾) قبل از آنکه روزی فرا رسد که برگرداندن آن روز امکان ندارد، و هیچ کس امیدی ندارد که گذشتهاش را جبران نماید، بلکه وقت عمل کردن تمام شده، و چیزی جز سزا و جزای اعمال باقی نمانده است؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصَّدَّعُونَ﴾) در آن روز مردم پراکنده میشوند تا اعمالشان را ببینند.
(44 - 45) (﴿مَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥ﴾) کسانی که کفر ورزند، کفرشان به زیان خودشان است، و آنها کیفر مییابند و بار گناه هیچ کسی بر دوش کسی دیگر گذاشته نمیشود. (﴿وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا﴾) و هر کس کار شایستهای انجام دهد، و حقوق واجب و مستحب خدا و بندگان خدا را ادا نماید، (﴿فَلِأَنفُسِهِمۡ يَمۡهَدُونَ﴾) [زمینۀ خوشبختی را] برای خودشان آماده میسازند، و برای خودشان آخرت خویش را آباد میکنند، و خود را برای دست یافتن به منازل و اتاقهای بهشت آماده میکنند. با وجود این، پاداش آنها به اندازۀ کارهایشان نیست، بلکه خداوند بیش از آنچه کردهاند از فضل و کرم بینهایت خویش آنان را پاداش میدهد؛ چون خداوند آنها را دوست دارد؛ و هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، احسان فراوانی در حق او مینماید، و به او بخشش زیاد عطا میکند، و نعمتهای ظاهری و باطنی بدو میدهد. و این بر خلاف کافران است؛ و از آنجا که خداوند بر آنان خشم گرفته است، و آنها را دوست ندارد، آنان را کیفر و عذاب میدهد. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خداوند کافران را دوست نمیدارد.
الروم 30:44
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ پس روي خود را به سوي دين درست و استوار بگردان پيش از آنکه روزي فرا رسد که برايش بازگشتي از ]سوي[ خداوند نيست. در آن روز ]مردم[ تقسيم مي گردند. مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ هر کس کفر ورزد کفرش به زيان خودش است و هر کس کارهاي نيکو انجام دهد پس ]از اکنون زمينۀ عاقبت به خيري را[ براي خود مهيا مي سازند. لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ تا به کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند از فضل خود پاداش دهد، بي گمان او کافران را دوست نمي دارد.
(43) یعنی قلباً به بر پا داشتن دین درست و راست روی بیاور، و با بدن و جسم خویش برای بر پا داشتن آن بکوش. پس اوامر و نواهی آن را با جدیت و کوشش اجرا کن، و وظایف ظاهری و باطنی آن را انجام بده، و زمان و زندگی و جوانیات را غنیمت بشمار، (﴿مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ﴾) قبل از آنکه روزی فرا رسد که برگرداندن آن روز امکان ندارد، و هیچ کس امیدی ندارد که گذشتهاش را جبران نماید، بلکه وقت عمل کردن تمام شده، و چیزی جز سزا و جزای اعمال باقی نمانده است؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصَّدَّعُونَ﴾) در آن روز مردم پراکنده میشوند تا اعمالشان را ببینند.
(44 - 45) (﴿مَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥ﴾) کسانی که کفر ورزند، کفرشان به زیان خودشان است، و آنها کیفر مییابند و بار گناه هیچ کسی بر دوش کسی دیگر گذاشته نمیشود. (﴿وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا﴾) و هر کس کار شایستهای انجام دهد، و حقوق واجب و مستحب خدا و بندگان خدا را ادا نماید، (﴿فَلِأَنفُسِهِمۡ يَمۡهَدُونَ﴾) [زمینۀ خوشبختی را] برای خودشان آماده میسازند، و برای خودشان آخرت خویش را آباد میکنند، و خود را برای دست یافتن به منازل و اتاقهای بهشت آماده میکنند. با وجود این، پاداش آنها به اندازۀ کارهایشان نیست، بلکه خداوند بیش از آنچه کردهاند از فضل و کرم بینهایت خویش آنان را پاداش میدهد؛ چون خداوند آنها را دوست دارد؛ و هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، احسان فراوانی در حق او مینماید، و به او بخشش زیاد عطا میکند، و نعمتهای ظاهری و باطنی بدو میدهد. و این بر خلاف کافران است؛ و از آنجا که خداوند بر آنان خشم گرفته است، و آنها را دوست ندارد، آنان را کیفر و عذاب میدهد. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خداوند کافران را دوست نمیدارد.
الروم 30:45
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ پس روي خود را به سوي دين درست و استوار بگردان پيش از آنکه روزي فرا رسد که برايش بازگشتي از ]سوي[ خداوند نيست. در آن روز ]مردم[ تقسيم مي گردند. مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ هر کس کفر ورزد کفرش به زيان خودش است و هر کس کارهاي نيکو انجام دهد پس ]از اکنون زمينۀ عاقبت به خيري را[ براي خود مهيا مي سازند. لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ تا به کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند از فضل خود پاداش دهد، بي گمان او کافران را دوست نمي دارد.
(43) یعنی قلباً به بر پا داشتن دین درست و راست روی بیاور، و با بدن و جسم خویش برای بر پا داشتن آن بکوش. پس اوامر و نواهی آن را با جدیت و کوشش اجرا کن، و وظایف ظاهری و باطنی آن را انجام بده، و زمان و زندگی و جوانیات را غنیمت بشمار، (﴿مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ﴾) قبل از آنکه روزی فرا رسد که برگرداندن آن روز امکان ندارد، و هیچ کس امیدی ندارد که گذشتهاش را جبران نماید، بلکه وقت عمل کردن تمام شده، و چیزی جز سزا و جزای اعمال باقی نمانده است؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصَّدَّعُونَ﴾) در آن روز مردم پراکنده میشوند تا اعمالشان را ببینند.
(44 - 45) (﴿مَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥ﴾) کسانی که کفر ورزند، کفرشان به زیان خودشان است، و آنها کیفر مییابند و بار گناه هیچ کسی بر دوش کسی دیگر گذاشته نمیشود. (﴿وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا﴾) و هر کس کار شایستهای انجام دهد، و حقوق واجب و مستحب خدا و بندگان خدا را ادا نماید، (﴿فَلِأَنفُسِهِمۡ يَمۡهَدُونَ﴾) [زمینۀ خوشبختی را] برای خودشان آماده میسازند، و برای خودشان آخرت خویش را آباد میکنند، و خود را برای دست یافتن به منازل و اتاقهای بهشت آماده میکنند. با وجود این، پاداش آنها به اندازۀ کارهایشان نیست، بلکه خداوند بیش از آنچه کردهاند از فضل و کرم بینهایت خویش آنان را پاداش میدهد؛ چون خداوند آنها را دوست دارد؛ و هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، احسان فراوانی در حق او مینماید، و به او بخشش زیاد عطا میکند، و نعمتهای ظاهری و باطنی بدو میدهد. و این بر خلاف کافران است؛ و از آنجا که خداوند بر آنان خشم گرفته است، و آنها را دوست ندارد، آنان را کیفر و عذاب میدهد. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا خداوند کافران را دوست نمیدارد.
الروم 30:46
وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ و از نشانه هايي او آن است که بادها را به عنوان مژده رسان مي فرستد تا از رحمت خود به شما بچشاند و کشتي ها هم با اجازه و ارادۀ او به حرکت در آيند و تا از فضل او بجوييد و سپاسگزار باشيد.
(46) از جمله نشانههایی که بر رحمت او دلالت مینماید و نشانگر آن است که مردگان را زنده میکند و او خداوند معبود و پادشاه ستوده میباشد، این است که (﴿أَن يُرۡسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٖ﴾) بادها را پیش از آمدن باران به عنوان مژدهرسان میفرستد، و این بادها با حرکت دادن ابرها و سپس جمع نمودن آن مژدۀ باران را میدهند، و مردم قبل از آمدن باران با دیدن این حالت شادمان میشوند. (﴿وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ﴾) تا از رحمت خود به شما بچشاند. پس بر شما بارانی فرو میفرستد که به وسیلۀ آن شهرها و مردم زنده میگردند؛ و با برخوردار شدن از رحمت او، میدانید که بندگان را نجات میدهد، و روزیهایشان را فراهم میآورد. و آنگاه شما بیشتر به انجام دادن کارهای شایسته، علاقهمند میشوید؛ کارهایی که دروازۀ خزانه و گنجینههای رحمت خدا را به روی شما میگشاید. (﴿وَلِتَجۡرِيَ ٱلۡفُلۡكُ بِأَمۡرِهِۦ وَلِتَبۡتَغُواۡ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) و تا کشتیها به فرمان تقدیری او در دریا روان شوند؛ و شما با پرداختن به امور زندگی و مصالحتان، فضل او را بجویید. (﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) و تا برای کسی که اسباب را مسخّر شما نموده، و کارها را برایتان میسر کرده است، سپاسگزارید. پس منظور از نعمتها، همین است که در مقابل آن، شکر خداوند به جا آورده شود تا خداوند نعمت را برایتان بیشتر نماید، و نعمت شما را باقی بگذارد. اما چنانچه در مقابل نعمتها ناسپاسی و گناه انجام شود، مانند کسی که در برابر نعمت الهی کفر و ناسپاسی پیشه کند و بخشش الهی را به رنج و محنت تبدیل نماید، نعمت خدا را در معرض زوال و دور شدن قرار داده است، و از او دور میشوند، و به نزد کسی دیگر میروند.
الروم 30:47
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ و به راستي پيش از تو پيامبراني را به سوي اقوامشان فرستاده ايم و آنان دلايل واضح و آشکاري براي اين اقوام آوردند، پس از کساني که گناه کردند انتقام گرفتيم، و ياري دادن مؤمنان بر عهدۀ ما بود.
(47) (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ﴾) و پیش از تو پیامبرانی را به سوی اقوامشان فرستادیم؛ و این اقوام وقتی که توحید الهی را انکار کردند، و حق را تکذیب نمودند؛ پیامبرانشان آنها را به توحید و اخلاص و تصدیق نمودن حق، و باطل بودن کفر و گمراهی که بر آن بودند، دعوت نمودند. و برایشان نشانهها و دلایل آشکار آوردند، اما آنها ایمان نیاوردند و از گمراهی خود دست نکشیدند. (﴿فَٱنتَقَمۡنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواۡ﴾) پس ما از گناهکاران انتقام گرفتیم؛ و مؤمنان را که پیروان پیامبران بودند، یاری کردیم. (﴿وَكَانَ حَقًّا عَلَيۡنَا نَصۡرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و ما یاری کردن مؤمنان را بر خود واجب نمودیم، و آن را از جملۀ حقوق معین قرار دادیم، و به آن وعده دادیم. پس حتماً [این امر همچون گذشته در آینده هم] اتّفاق میافتد. بنابراین شما ای کسانی که محمد صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکنید! اگر بر تکذیب خود باقی بمانید، عذاب ما شما را فرا خواهد گرفت. ما محمد را یاری میکنیم، و او را بر شما پیروز میگردانیم.
الروم 30:48
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ خداوند ذاتي است که بادها را مي فرستد که ابرها را بر مي انگيزند سپس خدا آن گونه که بخواهد ابرها را مي گستراند و آنها را به صورت توده هايي ]که بر[ بالاي يکديگر انباشته و متراکم اند در مي آورد، و مي بيني که از لابلاي آن ها قطره هاي باران بيرون مي آيند. و هنگامي که آن را به آن دسته از بندگانش که مي خواهد، رسانيد، آنان شادمان مي شوند. وَإِن كَانُوا مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ هر چند که پيش از نزول باران نااميد و سرگردان بودند. فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمين را پس از پژمرده شدنش زنده مي گرداند؟! بي گمان اين ]خدا[ زنده کنندۀ مردگان است و او بر هر کاري تواناست.
(48 - 49) خداوند از کمال قدرت و کمال نعمت خویش خبر میدهد که او (﴿يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَيَبۡسُطُهُۥ فِي ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ يَشَآءُ وَيَجۡعَلُهُۥ كِسَفٗا﴾) بادها را بر زمین میفرستد که ابرها را برمیانگیزند؛ سپس خداوند به هرصورتی که میخواهد، ابرها را میگستراند؛ و آنها را تبدیل به تودههایی میکند که بر بالای یکدیگر انباشته و متراکماند. (﴿فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ﴾) پس قطرههای باران را میبینی که از لابهلای ابرها بیرون میآیند، و آب یک دفعه فرو نمیریزد که اگر این طور بود، هرجا که میریخت خرابی به بار میآورد. (﴿فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) پس چون باران را بر آن دسته از بندگانش که میخواهد، برساند، آنان شادمان میشوند، و یکدیگر را به آمدن باران مژده میدهند؛ چون به شدت به آن نیاز دارند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن كَانُواۡ مِن قَبۡلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡهِم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمُبۡلِسِينَ﴾) آنها از آمدن باران ناامید بودند؛ چون وقت آمدن باران گذشته بود، سپس نزول باران در آن فصل و زمان که جایگاه و ارزش بزرگی نزد آنها دارد، مایۀ شادی آنان میگردد.
(50) (﴿فَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحۡمَتِ ٱللَّهِ كَيۡفَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآ﴾) پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میگرداند؟! بنابراین زمین سرسبز و خرم میشود، و انواع گیاهان را میرویاند. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ﴾) بیگمان کسی که زمین را پس از مردنش زنده میگرداند، (﴿لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) زنده کنندۀ مردگان نیز میباشد و او بر هر کاری تواناست. پس هیچ چیزی برای قدرت خداوند ناممکن نیست و هیچ چیزی توان سرپیچی از فرمان او را ندارد، گرچه فهم این موضوع در توان مخلوق نباشد و عقلهای آنان در این راستا حیران بماند.
الروم 30:49
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ خداوند ذاتي است که بادها را مي فرستد که ابرها را بر مي انگيزند سپس خدا آن گونه که بخواهد ابرها را مي گستراند و آنها را به صورت توده هايي ]که بر[ بالاي يکديگر انباشته و متراکم اند در مي آورد، و مي بيني که از لابلاي آن ها قطره هاي باران بيرون مي آيند. و هنگامي که آن را به آن دسته از بندگانش که مي خواهد، رسانيد، آنان شادمان مي شوند. وَإِن كَانُوا مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ هر چند که پيش از نزول باران نااميد و سرگردان بودند. فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمين را پس از پژمرده شدنش زنده مي گرداند؟! بي گمان اين ]خدا[ زنده کنندۀ مردگان است و او بر هر کاري تواناست.
(48 - 49) خداوند از کمال قدرت و کمال نعمت خویش خبر میدهد که او (﴿يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَيَبۡسُطُهُۥ فِي ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ يَشَآءُ وَيَجۡعَلُهُۥ كِسَفٗا﴾) بادها را بر زمین میفرستد که ابرها را برمیانگیزند؛ سپس خداوند به هرصورتی که میخواهد، ابرها را میگستراند؛ و آنها را تبدیل به تودههایی میکند که بر بالای یکدیگر انباشته و متراکماند. (﴿فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ﴾) پس قطرههای باران را میبینی که از لابهلای ابرها بیرون میآیند، و آب یک دفعه فرو نمیریزد که اگر این طور بود، هرجا که میریخت خرابی به بار میآورد. (﴿فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) پس چون باران را بر آن دسته از بندگانش که میخواهد، برساند، آنان شادمان میشوند، و یکدیگر را به آمدن باران مژده میدهند؛ چون به شدت به آن نیاز دارند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن كَانُواۡ مِن قَبۡلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡهِم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمُبۡلِسِينَ﴾) آنها از آمدن باران ناامید بودند؛ چون وقت آمدن باران گذشته بود، سپس نزول باران در آن فصل و زمان که جایگاه و ارزش بزرگی نزد آنها دارد، مایۀ شادی آنان میگردد.
(50) (﴿فَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحۡمَتِ ٱللَّهِ كَيۡفَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآ﴾) پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میگرداند؟! بنابراین زمین سرسبز و خرم میشود، و انواع گیاهان را میرویاند. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ﴾) بیگمان کسی که زمین را پس از مردنش زنده میگرداند، (﴿لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) زنده کنندۀ مردگان نیز میباشد و او بر هر کاری تواناست. پس هیچ چیزی برای قدرت خداوند ناممکن نیست و هیچ چیزی توان سرپیچی از فرمان او را ندارد، گرچه فهم این موضوع در توان مخلوق نباشد و عقلهای آنان در این راستا حیران بماند.
الروم 30:50
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ خداوند ذاتي است که بادها را مي فرستد که ابرها را بر مي انگيزند سپس خدا آن گونه که بخواهد ابرها را مي گستراند و آنها را به صورت توده هايي ]که بر[ بالاي يکديگر انباشته و متراکم اند در مي آورد، و مي بيني که از لابلاي آن ها قطره هاي باران بيرون مي آيند. و هنگامي که آن را به آن دسته از بندگانش که مي خواهد، رسانيد، آنان شادمان مي شوند. وَإِن كَانُوا مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ هر چند که پيش از نزول باران نااميد و سرگردان بودند. فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمين را پس از پژمرده شدنش زنده مي گرداند؟! بي گمان اين ]خدا[ زنده کنندۀ مردگان است و او بر هر کاري تواناست.
(48 - 49) خداوند از کمال قدرت و کمال نعمت خویش خبر میدهد که او (﴿يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَيَبۡسُطُهُۥ فِي ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ يَشَآءُ وَيَجۡعَلُهُۥ كِسَفٗا﴾) بادها را بر زمین میفرستد که ابرها را برمیانگیزند؛ سپس خداوند به هرصورتی که میخواهد، ابرها را میگستراند؛ و آنها را تبدیل به تودههایی میکند که بر بالای یکدیگر انباشته و متراکماند. (﴿فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ﴾) پس قطرههای باران را میبینی که از لابهلای ابرها بیرون میآیند، و آب یک دفعه فرو نمیریزد که اگر این طور بود، هرجا که میریخت خرابی به بار میآورد. (﴿فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) پس چون باران را بر آن دسته از بندگانش که میخواهد، برساند، آنان شادمان میشوند، و یکدیگر را به آمدن باران مژده میدهند؛ چون به شدت به آن نیاز دارند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن كَانُواۡ مِن قَبۡلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡهِم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمُبۡلِسِينَ﴾) آنها از آمدن باران ناامید بودند؛ چون وقت آمدن باران گذشته بود، سپس نزول باران در آن فصل و زمان که جایگاه و ارزش بزرگی نزد آنها دارد، مایۀ شادی آنان میگردد.
(50) (﴿فَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحۡمَتِ ٱللَّهِ كَيۡفَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآ﴾) پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میگرداند؟! بنابراین زمین سرسبز و خرم میشود، و انواع گیاهان را میرویاند. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ﴾) بیگمان کسی که زمین را پس از مردنش زنده میگرداند، (﴿لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) زنده کنندۀ مردگان نیز میباشد و او بر هر کاری تواناست. پس هیچ چیزی برای قدرت خداوند ناممکن نیست و هیچ چیزی توان سرپیچی از فرمان او را ندارد، گرچه فهم این موضوع در توان مخلوق نباشد و عقلهای آنان در این راستا حیران بماند.
الروم 30:51
وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَّظَلُّوا مِن بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ و اگر بادي بفرستيم و بر اثر آن ]کشتزار[ را زرد شده ببينند پس از آن ناسپاسي مي شوند. فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ همانا تو نمي تواني به مردگان بشنواني، و نمي تواني کران را بشنواني هنگامي که روي بر مي گردانند و مي روند. وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ و تو هدايتگر نابينايان از گمراهي شان نيستي، تو تنها مي تواني کساني را بشنواني که آيات ما را باور مي دارند پس آنان فرمانبردارند.
(51) خداوند متعال از حالت مردم خبر میدهد که آنها علی رغم برخورداری از این نعمت «که خداوند زمین را پس از پژمرده شدنش، برایشان زنده و آباد میگرداند»، چنانچه خدا بر این گیاهان که به سبب باران روییدهاند، و بر کشتزارهایشان بادی مضر بفرستد که کشتزار و گیاهان را تلف یا متضرر گرداند، (﴿فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرّٗا﴾) و آن را زرد و پژمرده ببینند، (﴿لَّظَلُّواۡ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ﴾) پس از آن ناسپاس میشوند، و نعمتهای گذشته را فراموش میکنند، و شتابان به ناسپاسی روی میآورند.
(52) پس موعظه و نهی کردن در مورد اینها فایدهای ندارد، (﴿فَإِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ﴾) و تو نمیتوانی به مردگان سخنی بشنوانی، و نیز نمیتوانی به کران آواز بشنوانی، به ویژه وقتی که (﴿إِذَا وَلَّوۡاۡ مُدۡبِرِينَ﴾) پشت کنان روی بگردانند؛ چون موانعی که آدمی را از تسلیم شدن و شنیدن مفید باز میدارد، به مقدار زیادی نزد آنان فراهم است، و این موانع آنان را از شنیدن باز میدارد.
(53) (﴿وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلۡعُمۡيِ عَن ضَلَٰلَتِهِمۡ﴾) و تو نمیتوانی نابینایان را از گمراهیشان نجات دهی، و آنان را راهنمایی کنی؛ چون آنها از آنجا که کور هستند، راهنمایی را نمیپذیرند و شایستگی و صلاحیت راهیاب شدن را ندارند. (﴿إِن تُسۡمِعُ إِلَّا مَن يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسۡلِمُونَ﴾) تو تنها میتوانی کسانی را بشنوانی که آیات ما را باور میدارند، پس آنان فرمانبردارند. و شنواندن و رساندن هدایت، به حال آنها مفید واقع خواهد شد؛ کسانی که با دلهایشان آیات ما را باور دارند، و تسلیم فرمان ما هستند؛ زیرا در آنها انگیزۀ قوی برای پذیرش اندرز و موعظهها وجود دارد؛ چرا که آنها برای ایمان آوردن به آیات خدا و اجرای فرامین او آمادگی کامل دارند.
الروم 30:52
وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَّظَلُّوا مِن بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ و اگر بادي بفرستيم و بر اثر آن ]کشتزار[ را زرد شده ببينند پس از آن ناسپاسي مي شوند. فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ همانا تو نمي تواني به مردگان بشنواني، و نمي تواني کران را بشنواني هنگامي که روي بر مي گردانند و مي روند. وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ و تو هدايتگر نابينايان از گمراهي شان نيستي، تو تنها مي تواني کساني را بشنواني که آيات ما را باور مي دارند پس آنان فرمانبردارند.
(51) خداوند متعال از حالت مردم خبر میدهد که آنها علی رغم برخورداری از این نعمت «که خداوند زمین را پس از پژمرده شدنش، برایشان زنده و آباد میگرداند»، چنانچه خدا بر این گیاهان که به سبب باران روییدهاند، و بر کشتزارهایشان بادی مضر بفرستد که کشتزار و گیاهان را تلف یا متضرر گرداند، (﴿فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرّٗا﴾) و آن را زرد و پژمرده ببینند، (﴿لَّظَلُّواۡ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ﴾) پس از آن ناسپاس میشوند، و نعمتهای گذشته را فراموش میکنند، و شتابان به ناسپاسی روی میآورند.
(52) پس موعظه و نهی کردن در مورد اینها فایدهای ندارد، (﴿فَإِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ﴾) و تو نمیتوانی به مردگان سخنی بشنوانی، و نیز نمیتوانی به کران آواز بشنوانی، به ویژه وقتی که (﴿إِذَا وَلَّوۡاۡ مُدۡبِرِينَ﴾) پشت کنان روی بگردانند؛ چون موانعی که آدمی را از تسلیم شدن و شنیدن مفید باز میدارد، به مقدار زیادی نزد آنان فراهم است، و این موانع آنان را از شنیدن باز میدارد.
(53) (﴿وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلۡعُمۡيِ عَن ضَلَٰلَتِهِمۡ﴾) و تو نمیتوانی نابینایان را از گمراهیشان نجات دهی، و آنان را راهنمایی کنی؛ چون آنها از آنجا که کور هستند، راهنمایی را نمیپذیرند و شایستگی و صلاحیت راهیاب شدن را ندارند. (﴿إِن تُسۡمِعُ إِلَّا مَن يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسۡلِمُونَ﴾) تو تنها میتوانی کسانی را بشنوانی که آیات ما را باور میدارند، پس آنان فرمانبردارند. و شنواندن و رساندن هدایت، به حال آنها مفید واقع خواهد شد؛ کسانی که با دلهایشان آیات ما را باور دارند، و تسلیم فرمان ما هستند؛ زیرا در آنها انگیزۀ قوی برای پذیرش اندرز و موعظهها وجود دارد؛ چرا که آنها برای ایمان آوردن به آیات خدا و اجرای فرامین او آمادگی کامل دارند.
الروم 30:53
وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَّظَلُّوا مِن بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ و اگر بادي بفرستيم و بر اثر آن ]کشتزار[ را زرد شده ببينند پس از آن ناسپاسي مي شوند. فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ همانا تو نمي تواني به مردگان بشنواني، و نمي تواني کران را بشنواني هنگامي که روي بر مي گردانند و مي روند. وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ و تو هدايتگر نابينايان از گمراهي شان نيستي، تو تنها مي تواني کساني را بشنواني که آيات ما را باور مي دارند پس آنان فرمانبردارند.
(51) خداوند متعال از حالت مردم خبر میدهد که آنها علی رغم برخورداری از این نعمت «که خداوند زمین را پس از پژمرده شدنش، برایشان زنده و آباد میگرداند»، چنانچه خدا بر این گیاهان که به سبب باران روییدهاند، و بر کشتزارهایشان بادی مضر بفرستد که کشتزار و گیاهان را تلف یا متضرر گرداند، (﴿فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرّٗا﴾) و آن را زرد و پژمرده ببینند، (﴿لَّظَلُّواۡ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ﴾) پس از آن ناسپاس میشوند، و نعمتهای گذشته را فراموش میکنند، و شتابان به ناسپاسی روی میآورند.
(52) پس موعظه و نهی کردن در مورد اینها فایدهای ندارد، (﴿فَإِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ﴾) و تو نمیتوانی به مردگان سخنی بشنوانی، و نیز نمیتوانی به کران آواز بشنوانی، به ویژه وقتی که (﴿إِذَا وَلَّوۡاۡ مُدۡبِرِينَ﴾) پشت کنان روی بگردانند؛ چون موانعی که آدمی را از تسلیم شدن و شنیدن مفید باز میدارد، به مقدار زیادی نزد آنان فراهم است، و این موانع آنان را از شنیدن باز میدارد.
(53) (﴿وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلۡعُمۡيِ عَن ضَلَٰلَتِهِمۡ﴾) و تو نمیتوانی نابینایان را از گمراهیشان نجات دهی، و آنان را راهنمایی کنی؛ چون آنها از آنجا که کور هستند، راهنمایی را نمیپذیرند و شایستگی و صلاحیت راهیاب شدن را ندارند. (﴿إِن تُسۡمِعُ إِلَّا مَن يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسۡلِمُونَ﴾) تو تنها میتوانی کسانی را بشنوانی که آیات ما را باور میدارند، پس آنان فرمانبردارند. و شنواندن و رساندن هدایت، به حال آنها مفید واقع خواهد شد؛ کسانی که با دلهایشان آیات ما را باور دارند، و تسلیم فرمان ما هستند؛ زیرا در آنها انگیزۀ قوی برای پذیرش اندرز و موعظهها وجود دارد؛ چرا که آنها برای ایمان آوردن به آیات خدا و اجرای فرامین او آمادگی کامل دارند.
الروم 30:54
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ خداوند ذاتي است که شما را ابتدا ناتوان آفريد، و بعد از اين ناتواني قوت و قدرت بخشيد، و پس از توانايي ]براي شما[ ناتواني و پيري قرار دارد، هر آنچه بخواهد مي آفريند و او داناي تواناست.
(54) خداوند متعال از گستردگی آگاهی و فراوانی توانایی و کمال حکمت خویش خبر میدهد که او انسانها را ابتدا ناتوان آفرید، و آفرینش آنها را از ناتوانی آغاز کرد؛ و آن مراحل آفرینش انسان است که ابتدا نطفه و بعد به خونی بسته و پس از آن به تکهای گوشت تبدیل میگردد تا اینکه در رحم زنده میشود و بعد از آن به دنیا میآید و دوران کودکی را پشت سر میگذراند که در این مراحل، او بسیار ناتوان و ضعیف است، و قدرت و ارادهای ندارد. سپس همچنان خداوند به تواناییاش میافزاید تا اینکه به دوران جوانی میرسد و قدرت میگیرد، و تواناییهایی ظاهری و باطنی او تکمیل میشود. سپس از این مرحله به مرحلۀ پیری منتقل میشود و ناتوان و پیر و فرسوده میگردد. (﴿يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ﴾) خداوند برحسب حکمت خویش هر چه بخواهد میآفریند. و از جمله حکمت او این است که بنده بداند قدرت و توانایی او در میان دو ناتوانی و ضعف قرار دارد [ضعف کودکی و ضعف پیری]، و سراسر ضعف و کمبود و ناتوانی است. و اگر خداوند او را قوی نمیگرداند، به قدرت و توانایی نمیرسید؛ و اگر قدرت او همچنان بیشتر میشد و فزونی مییافت، سرکشی و تجاوز را پیشه میکرد. و تا بندگان همواره قدرت خدا را نظاره کنند، قدرتی که با آن همه چیز را میآفریند، و به تدبیر امور میپردازد. و بدانند که به هیچ وجه ضعف و خستگی و کمبود به او راه ندارد.
الروم 30:55
وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ كَذَلِكَ كَانُوا يُؤْفَكُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود گناهکاران سوگند ياد مي کنند که جز يک لحظه ماندگار نبوده اند. اين چنين برگردانده مي شوند. وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و کساني که بديشان علم و ايمان عطا شده است، مي گويند :«قطعاً به موجب حکم کتاب الهي تا روز رستاخيز مانده ايد، اين روز رستاخيز است ولي شما نمي دانستيد». فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ پس در آن روز عذرخواهي ستمکاران سودي به حالشان ندارد و رضايت ]خدا[ بر ايشان جلب نمي شود.
(55) خداوند متعال از روز قیامت و سرعت آمدن آن خبر داده، و میفرماید وقتی که قیامت برپا میشود، (﴿يُقۡسِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) گناهکاران به خدا سوگند یاد میکنند که، (﴿مَا لَبِثُواۡ غَيۡرَ سَاعَةٖ﴾) جز یک لحظه در دنیا ماندگار نبودهاند. و آنها این گونه عذر آورده، و میگویند دوران زندگانی دنیا بسیار کوتاه بوده است. اما عذر آوردنشان برای آنها سودی ندارد. و از آنجا که گفتۀ آنان دروغ است و حقیقتی ندارد، خداوند متعال میفرماید: (﴿كَذَٰلِكَ كَانُواۡ يُؤۡفَكُونَ﴾) آنان همواره از درک حقیقت و پیمودن راه درست بازداشته میشدند، و دروغ به هم میبافتند. پس آنها حقی را که پیامبران آورده بودند، در دنیا تکذیب کردند؛ و در آخرت نیز امری محسوس را که عبارت از ماندگار بودن مدت زیادی در دنیاست، انکار نمودند. پس این است اخلاق زشت آنها؛ و آدمی بر هر حالتی بمیرد، بر همان حالت زنده میگردد.
(56) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ وَٱلۡإِيمَٰنَ﴾) و کسانی که خداوند به آنان علم و ایمان عطا نمود، و دانستن حق و برخورداری از ایمان که مستلزم ترجیح دادن حق است، تبدیل به صفت آنها شد. پس چون حق را میدانند و آن را برمیگزینند، باید سخنشان مطابق با واقعیت و مناسب با حالات آنها باشد. بنابراین سخن حق را گفته و میگویند: (﴿لَقَدۡ لَبِثۡتُمۡ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ﴾) شما بدان اندازه که خداوند در قضا و تقدیر خویش و در حکم خود برایتان مقدر نموده بود، تا روز رستاخیز ماندگار شدید؛ یعنی خداوند به شما عمری داد که هر کس بخواهد پند پذیرد، در آن پند میگیرد، تا اینکه رستاخیز آمد و شما در این وضعیت قرار گرفتید. (﴿فَهَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡبَعۡثِ وَلَٰكِنَّكُمۡ كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و این روز رستاخیز است ولی شما نمیدانستید. بنابراین در این دنیا، آخرت را انکار کردید؛ و اکنون منکر این واقعیت هستید که به اندازهای در دنیا ماندهاید که بتوانید در آن مدت توبه کنید، و به سوی خدا برگردید. پس جهالت همواره شعارتان بود؛ و آثار جهالت که عبارت از تکذیب و زیانمندی است، پوشش و لباستان میباشد.
(57) (﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ مَعۡذِرَتُهُمۡ﴾) پس اگر دروغ بگویند و اظهار دارند که حجت بر آنها اتمام نشده است یا نتوانستهاند ایمان بیاورند، با گواهی دادن اهل علم و ایمان، و گواهی دادن پوست و دست و پاهایشان، دروغ آنها آشکار میگردد. و اگر عذر بخواهند و بگویند ما را به دنیا باز گردانید تا گناهان گذشته را جبران کنیم، درخواستشان اجابت نمیشود؛ چون وقت عذرخواهی تمام شده است. پس عذر خواهی آنان پذیرفته نمیشود. (﴿وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) و نه برای آنها جلب رضایت میشود، و آنان همواره مورد سرزنش هستند.
الروم 30:56
وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ كَذَلِكَ كَانُوا يُؤْفَكُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود گناهکاران سوگند ياد مي کنند که جز يک لحظه ماندگار نبوده اند. اين چنين برگردانده مي شوند. وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و کساني که بديشان علم و ايمان عطا شده است، مي گويند :«قطعاً به موجب حکم کتاب الهي تا روز رستاخيز مانده ايد، اين روز رستاخيز است ولي شما نمي دانستيد». فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ پس در آن روز عذرخواهي ستمکاران سودي به حالشان ندارد و رضايت ]خدا[ بر ايشان جلب نمي شود.
(55) خداوند متعال از روز قیامت و سرعت آمدن آن خبر داده، و میفرماید وقتی که قیامت برپا میشود، (﴿يُقۡسِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) گناهکاران به خدا سوگند یاد میکنند که، (﴿مَا لَبِثُواۡ غَيۡرَ سَاعَةٖ﴾) جز یک لحظه در دنیا ماندگار نبودهاند. و آنها این گونه عذر آورده، و میگویند دوران زندگانی دنیا بسیار کوتاه بوده است. اما عذر آوردنشان برای آنها سودی ندارد. و از آنجا که گفتۀ آنان دروغ است و حقیقتی ندارد، خداوند متعال میفرماید: (﴿كَذَٰلِكَ كَانُواۡ يُؤۡفَكُونَ﴾) آنان همواره از درک حقیقت و پیمودن راه درست بازداشته میشدند، و دروغ به هم میبافتند. پس آنها حقی را که پیامبران آورده بودند، در دنیا تکذیب کردند؛ و در آخرت نیز امری محسوس را که عبارت از ماندگار بودن مدت زیادی در دنیاست، انکار نمودند. پس این است اخلاق زشت آنها؛ و آدمی بر هر حالتی بمیرد، بر همان حالت زنده میگردد.
(56) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ وَٱلۡإِيمَٰنَ﴾) و کسانی که خداوند به آنان علم و ایمان عطا نمود، و دانستن حق و برخورداری از ایمان که مستلزم ترجیح دادن حق است، تبدیل به صفت آنها شد. پس چون حق را میدانند و آن را برمیگزینند، باید سخنشان مطابق با واقعیت و مناسب با حالات آنها باشد. بنابراین سخن حق را گفته و میگویند: (﴿لَقَدۡ لَبِثۡتُمۡ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ﴾) شما بدان اندازه که خداوند در قضا و تقدیر خویش و در حکم خود برایتان مقدر نموده بود، تا روز رستاخیز ماندگار شدید؛ یعنی خداوند به شما عمری داد که هر کس بخواهد پند پذیرد، در آن پند میگیرد، تا اینکه رستاخیز آمد و شما در این وضعیت قرار گرفتید. (﴿فَهَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡبَعۡثِ وَلَٰكِنَّكُمۡ كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و این روز رستاخیز است ولی شما نمیدانستید. بنابراین در این دنیا، آخرت را انکار کردید؛ و اکنون منکر این واقعیت هستید که به اندازهای در دنیا ماندهاید که بتوانید در آن مدت توبه کنید، و به سوی خدا برگردید. پس جهالت همواره شعارتان بود؛ و آثار جهالت که عبارت از تکذیب و زیانمندی است، پوشش و لباستان میباشد.
(57) (﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ مَعۡذِرَتُهُمۡ﴾) پس اگر دروغ بگویند و اظهار دارند که حجت بر آنها اتمام نشده است یا نتوانستهاند ایمان بیاورند، با گواهی دادن اهل علم و ایمان، و گواهی دادن پوست و دست و پاهایشان، دروغ آنها آشکار میگردد. و اگر عذر بخواهند و بگویند ما را به دنیا باز گردانید تا گناهان گذشته را جبران کنیم، درخواستشان اجابت نمیشود؛ چون وقت عذرخواهی تمام شده است. پس عذر خواهی آنان پذیرفته نمیشود. (﴿وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) و نه برای آنها جلب رضایت میشود، و آنان همواره مورد سرزنش هستند.
الروم 30:57
وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ كَذَلِكَ كَانُوا يُؤْفَكُونَ و روزي که قيامت برپا مي شود گناهکاران سوگند ياد مي کنند که جز يک لحظه ماندگار نبوده اند. اين چنين برگردانده مي شوند. وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و کساني که بديشان علم و ايمان عطا شده است، مي گويند :«قطعاً به موجب حکم کتاب الهي تا روز رستاخيز مانده ايد، اين روز رستاخيز است ولي شما نمي دانستيد». فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ پس در آن روز عذرخواهي ستمکاران سودي به حالشان ندارد و رضايت ]خدا[ بر ايشان جلب نمي شود.
(55) خداوند متعال از روز قیامت و سرعت آمدن آن خبر داده، و میفرماید وقتی که قیامت برپا میشود، (﴿يُقۡسِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) گناهکاران به خدا سوگند یاد میکنند که، (﴿مَا لَبِثُواۡ غَيۡرَ سَاعَةٖ﴾) جز یک لحظه در دنیا ماندگار نبودهاند. و آنها این گونه عذر آورده، و میگویند دوران زندگانی دنیا بسیار کوتاه بوده است. اما عذر آوردنشان برای آنها سودی ندارد. و از آنجا که گفتۀ آنان دروغ است و حقیقتی ندارد، خداوند متعال میفرماید: (﴿كَذَٰلِكَ كَانُواۡ يُؤۡفَكُونَ﴾) آنان همواره از درک حقیقت و پیمودن راه درست بازداشته میشدند، و دروغ به هم میبافتند. پس آنها حقی را که پیامبران آورده بودند، در دنیا تکذیب کردند؛ و در آخرت نیز امری محسوس را که عبارت از ماندگار بودن مدت زیادی در دنیاست، انکار نمودند. پس این است اخلاق زشت آنها؛ و آدمی بر هر حالتی بمیرد، بر همان حالت زنده میگردد.
(56) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ وَٱلۡإِيمَٰنَ﴾) و کسانی که خداوند به آنان علم و ایمان عطا نمود، و دانستن حق و برخورداری از ایمان که مستلزم ترجیح دادن حق است، تبدیل به صفت آنها شد. پس چون حق را میدانند و آن را برمیگزینند، باید سخنشان مطابق با واقعیت و مناسب با حالات آنها باشد. بنابراین سخن حق را گفته و میگویند: (﴿لَقَدۡ لَبِثۡتُمۡ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ﴾) شما بدان اندازه که خداوند در قضا و تقدیر خویش و در حکم خود برایتان مقدر نموده بود، تا روز رستاخیز ماندگار شدید؛ یعنی خداوند به شما عمری داد که هر کس بخواهد پند پذیرد، در آن پند میگیرد، تا اینکه رستاخیز آمد و شما در این وضعیت قرار گرفتید. (﴿فَهَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡبَعۡثِ وَلَٰكِنَّكُمۡ كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و این روز رستاخیز است ولی شما نمیدانستید. بنابراین در این دنیا، آخرت را انکار کردید؛ و اکنون منکر این واقعیت هستید که به اندازهای در دنیا ماندهاید که بتوانید در آن مدت توبه کنید، و به سوی خدا برگردید. پس جهالت همواره شعارتان بود؛ و آثار جهالت که عبارت از تکذیب و زیانمندی است، پوشش و لباستان میباشد.
(57) (﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ مَعۡذِرَتُهُمۡ﴾) پس اگر دروغ بگویند و اظهار دارند که حجت بر آنها اتمام نشده است یا نتوانستهاند ایمان بیاورند، با گواهی دادن اهل علم و ایمان، و گواهی دادن پوست و دست و پاهایشان، دروغ آنها آشکار میگردد. و اگر عذر بخواهند و بگویند ما را به دنیا باز گردانید تا گناهان گذشته را جبران کنیم، درخواستشان اجابت نمیشود؛ چون وقت عذرخواهی تمام شده است. پس عذر خواهی آنان پذیرفته نمیشود. (﴿وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) و نه برای آنها جلب رضایت میشود، و آنان همواره مورد سرزنش هستند.
الروم 30:58
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ و بي گمان در اين قرآن براي مردم از هر مثلي بيان کرده ايم، و اگر براي آنان نشانه اي بياوري کافران مي گويند : شما بر باطل هستيد». كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ اين گونه خداوند بر دل هاي آنان که نمي دانند مهر مي نهد. فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ پس شکيبايي داشته باش، به راستي که وعدۀ خداوند حق است و کساني که ايمان ندارند تو را به سبکسري واندازند.
(58 - 59) (﴿وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و از آنجا که به مردم لطف و مرحمت و توجه داشتهایم، هرگونه مثالی را در قرآن برای آنها بیان کردهایم؛ مثالهایی که حقایق را روشن میکنند، و به وسیلۀ آن امور شناخته میشود، و حجتتمام میگردد. این حقیقت در مورد همۀ مثالهایی که خداوند برای نزدیک کردن امور معقول با امور محسوس، و خبر دادن از آنچه اتفاق خواهد افتاد، و روشن کردن حقیقت آن، صدق پیدا میکند. از آن جمله اینکه خداوند در اینجا، روز قیامت و حالت گناهکاران و شدت حسرت خوردنشان و اینکه عذری از آنها پذیرفته نمیشود به تصویر کشیده است. اما کافران ستمکار جز مخالفت با حقِ روشن راهی بر نگزیدند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَئِن جِئۡتَهُم بَِٔايَةٖ﴾) و اگر برایشان نشانهای بیاوری که بر صحت و درستی آنچه آوردهای دلالت نماید، (﴿لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُبۡطِلُونَ﴾) کافران میگویند شما بر باطل هستید؛ یعنی آنها حق را باطل به حساب میآورند. نپذیرفتن حق، از کفرورزی و جسارت آنها سرچشمه میگیرد؛ و چون خداوند بر دلهایشان مهر زده و بیش از حد نادان هستند، حق را انکار کرده و میگویند باطل است. از این رو فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) این گونه خداوند بر دلهای کسانی که نمیدانند مهر مینهد. پس هیچ خیری وارد دلهایشان نمیشود، و حقیقت اشیا را درک نمیکند، بلکه حق را باطل و باطل را حق میبینند.
(60) (﴿فَٱصۡبِرۡ﴾) پس برآنچه که بدان فرمان یافتهای، و بر دعوت کردن آنها به سوی خدا شکیبایی داشته باش؛ و اگر با رویگردانی آنها مواجه شدی، نباید رویگردانی آنها تو را از کارت باز بدارد، (﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾) همانا وعدۀ خدا حق است و هیچ شکی در آن نیست. یقین داشتن به اینکه وعدۀ خدا حق است، انسانرا بر صبر کردن وشکیبایی ورزیدن یاری مینماید؛ زیرا بنده هرگاه بداند که عملش ضایع نخواهد شد بلکه آن را به طور کامل خواهد یافت، تحمل سختیهایی که میبیند برایش آسان خواهد شد، و تحمل دشواریها برایش آسان میگردد؛ و هر چقدر تلاش نماید، آن را کم میپندارد. (﴿وَلَا يَسۡتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ﴾) و بپرهیز از اینکه کسانی که یقین ندارند و ایمانشان ضعیف و یقینشان کم است، تو را به خشم و ناراحتی و سبکسری وا دارند؛ زیرا اگر از آنها پرهیز نکنی، تو را به خشم و ناراحتی وامیدارند، و باعث میشوند تا بر اوامر و نواهی پایدار نباشی. و خواستههای نفس، آنها را بر این کار کمک میکند، و در صدد آن بر خواهند آمد که همانند آنها باشی. این بیانگر آن است هر مؤمنی که یقین و عقل درستی داشته باشد، صبر و شکیبایی ورزیدن برایش آسان خواهد بود. و هرکس که یقین او ضعیف باشد، خردش اندک خواهد بود. پس اولی مانند مغز، و دوّمی مانند پوست است.
* * *
الروم 30:59
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ و بي گمان در اين قرآن براي مردم از هر مثلي بيان کرده ايم، و اگر براي آنان نشانه اي بياوري کافران مي گويند : شما بر باطل هستيد». كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ اين گونه خداوند بر دل هاي آنان که نمي دانند مهر مي نهد. فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ پس شکيبايي داشته باش، به راستي که وعدۀ خداوند حق است و کساني که ايمان ندارند تو را به سبکسري واندازند.
(58 - 59) (﴿وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و از آنجا که به مردم لطف و مرحمت و توجه داشتهایم، هرگونه مثالی را در قرآن برای آنها بیان کردهایم؛ مثالهایی که حقایق را روشن میکنند، و به وسیلۀ آن امور شناخته میشود، و حجتتمام میگردد. این حقیقت در مورد همۀ مثالهایی که خداوند برای نزدیک کردن امور معقول با امور محسوس، و خبر دادن از آنچه اتفاق خواهد افتاد، و روشن کردن حقیقت آن، صدق پیدا میکند. از آن جمله اینکه خداوند در اینجا، روز قیامت و حالت گناهکاران و شدت حسرت خوردنشان و اینکه عذری از آنها پذیرفته نمیشود به تصویر کشیده است. اما کافران ستمکار جز مخالفت با حقِ روشن راهی بر نگزیدند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَئِن جِئۡتَهُم بَِٔايَةٖ﴾) و اگر برایشان نشانهای بیاوری که بر صحت و درستی آنچه آوردهای دلالت نماید، (﴿لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُبۡطِلُونَ﴾) کافران میگویند شما بر باطل هستید؛ یعنی آنها حق را باطل به حساب میآورند. نپذیرفتن حق، از کفرورزی و جسارت آنها سرچشمه میگیرد؛ و چون خداوند بر دلهایشان مهر زده و بیش از حد نادان هستند، حق را انکار کرده و میگویند باطل است. از این رو فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) این گونه خداوند بر دلهای کسانی که نمیدانند مهر مینهد. پس هیچ خیری وارد دلهایشان نمیشود، و حقیقت اشیا را درک نمیکند، بلکه حق را باطل و باطل را حق میبینند.
(60) (﴿فَٱصۡبِرۡ﴾) پس برآنچه که بدان فرمان یافتهای، و بر دعوت کردن آنها به سوی خدا شکیبایی داشته باش؛ و اگر با رویگردانی آنها مواجه شدی، نباید رویگردانی آنها تو را از کارت باز بدارد، (﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾) همانا وعدۀ خدا حق است و هیچ شکی در آن نیست. یقین داشتن به اینکه وعدۀ خدا حق است، انسانرا بر صبر کردن وشکیبایی ورزیدن یاری مینماید؛ زیرا بنده هرگاه بداند که عملش ضایع نخواهد شد بلکه آن را به طور کامل خواهد یافت، تحمل سختیهایی که میبیند برایش آسان خواهد شد، و تحمل دشواریها برایش آسان میگردد؛ و هر چقدر تلاش نماید، آن را کم میپندارد. (﴿وَلَا يَسۡتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ﴾) و بپرهیز از اینکه کسانی که یقین ندارند و ایمانشان ضعیف و یقینشان کم است، تو را به خشم و ناراحتی و سبکسری وا دارند؛ زیرا اگر از آنها پرهیز نکنی، تو را به خشم و ناراحتی وامیدارند، و باعث میشوند تا بر اوامر و نواهی پایدار نباشی. و خواستههای نفس، آنها را بر این کار کمک میکند، و در صدد آن بر خواهند آمد که همانند آنها باشی. این بیانگر آن است هر مؤمنی که یقین و عقل درستی داشته باشد، صبر و شکیبایی ورزیدن برایش آسان خواهد بود. و هرکس که یقین او ضعیف باشد، خردش اندک خواهد بود. پس اولی مانند مغز، و دوّمی مانند پوست است.
* * *
الروم 30:60
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ و بي گمان در اين قرآن براي مردم از هر مثلي بيان کرده ايم، و اگر براي آنان نشانه اي بياوري کافران مي گويند : شما بر باطل هستيد». كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ اين گونه خداوند بر دل هاي آنان که نمي دانند مهر مي نهد. فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ پس شکيبايي داشته باش، به راستي که وعدۀ خداوند حق است و کساني که ايمان ندارند تو را به سبکسري واندازند.
(58 - 59) (﴿وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾) و از آنجا که به مردم لطف و مرحمت و توجه داشتهایم، هرگونه مثالی را در قرآن برای آنها بیان کردهایم؛ مثالهایی که حقایق را روشن میکنند، و به وسیلۀ آن امور شناخته میشود، و حجتتمام میگردد. این حقیقت در مورد همۀ مثالهایی که خداوند برای نزدیک کردن امور معقول با امور محسوس، و خبر دادن از آنچه اتفاق خواهد افتاد، و روشن کردن حقیقت آن، صدق پیدا میکند. از آن جمله اینکه خداوند در اینجا، روز قیامت و حالت گناهکاران و شدت حسرت خوردنشان و اینکه عذری از آنها پذیرفته نمیشود به تصویر کشیده است. اما کافران ستمکار جز مخالفت با حقِ روشن راهی بر نگزیدند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَئِن جِئۡتَهُم بَِٔايَةٖ﴾) و اگر برایشان نشانهای بیاوری که بر صحت و درستی آنچه آوردهای دلالت نماید، (﴿لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُبۡطِلُونَ﴾) کافران میگویند شما بر باطل هستید؛ یعنی آنها حق را باطل به حساب میآورند. نپذیرفتن حق، از کفرورزی و جسارت آنها سرچشمه میگیرد؛ و چون خداوند بر دلهایشان مهر زده و بیش از حد نادان هستند، حق را انکار کرده و میگویند باطل است. از این رو فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) این گونه خداوند بر دلهای کسانی که نمیدانند مهر مینهد. پس هیچ خیری وارد دلهایشان نمیشود، و حقیقت اشیا را درک نمیکند، بلکه حق را باطل و باطل را حق میبینند.
(60) (﴿فَٱصۡبِرۡ﴾) پس برآنچه که بدان فرمان یافتهای، و بر دعوت کردن آنها به سوی خدا شکیبایی داشته باش؛ و اگر با رویگردانی آنها مواجه شدی، نباید رویگردانی آنها تو را از کارت باز بدارد، (﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾) همانا وعدۀ خدا حق است و هیچ شکی در آن نیست. یقین داشتن به اینکه وعدۀ خدا حق است، انسانرا بر صبر کردن وشکیبایی ورزیدن یاری مینماید؛ زیرا بنده هرگاه بداند که عملش ضایع نخواهد شد بلکه آن را به طور کامل خواهد یافت، تحمل سختیهایی که میبیند برایش آسان خواهد شد، و تحمل دشواریها برایش آسان میگردد؛ و هر چقدر تلاش نماید، آن را کم میپندارد. (﴿وَلَا يَسۡتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ﴾) و بپرهیز از اینکه کسانی که یقین ندارند و ایمانشان ضعیف و یقینشان کم است، تو را به خشم و ناراحتی و سبکسری وا دارند؛ زیرا اگر از آنها پرهیز نکنی، تو را به خشم و ناراحتی وامیدارند، و باعث میشوند تا بر اوامر و نواهی پایدار نباشی. و خواستههای نفس، آنها را بر این کار کمک میکند، و در صدد آن بر خواهند آمد که همانند آنها باشی. این بیانگر آن است هر مؤمنی که یقین و عقل درستی داشته باشد، صبر و شکیبایی ورزیدن برایش آسان خواهد بود. و هرکس که یقین او ضعیف باشد، خردش اندک خواهد بود. پس اولی مانند مغز، و دوّمی مانند پوست است.
* * *
لقمان 31:1
الم الف، لام، ميم. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ اين آيه هاي کتاب حکمت آميز است. هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ هدايت و رحمتي است براي نيکوکاران. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ کساني که نماز را بر پاي مي دارند و زکات مي پردازند و آنان به آخرت يقين دارند. أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ اينان از ]سوي[ پروردگارشان از هدايت برخوردار هستند و ايشان قطعاً رستگارند.
مکي و 34 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) خداوند به اهمیّت و عظمت آیات قرآن اشاره نموده و میفرماید آیات آن پرمحتوا و استوار هستند، و از سوی خداوند با حکمت و دانا آمدهاند. و از جملۀ استواری و حکمت آمیز بودن آن، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: 1- آیات قرآن با مختصرترین و شیواترین کلمات آمدهاند و بر بزرگترین و بهترین معانی و مفاهیم دلالت مینمایند. 2- آیات قرآن از تغییر و تحریف و کم شدن و افزون گشتن مصون و محفوظ میباشند. 3- همۀ اخباری که در مورد گذشتگان یا آیندگان در آن آمده، و امور غیبی که از آن خبر داده است، مطابق با واقعیت است؛ و هیچ کتابی از کتابهای الهی با آن مخالفت نکرده، و هیچ پیامبری مخالف آن را نیاورده است. و هیچ دانش محسوس یا معقول صحیحی نبوده و نخواهد بود که با آنچه قرآن آورده است تناقض داشته باشد. 4- هرآنچه که آیات قرآن به آن دستور میدهند، مصلحت محض است، یا منفعت و مصلحت آن بیشتر است. و از هیچ چیزی نهی نکردهاند مگر اینکه فساد محض است یا فساد آن بیشتر است. و در بسیاری مواقع، آیات قرآنی به چیزی فرمان میدهند و حکمت و فایدۀ آن را نیز بیان میکنند، و از چیزی نهی میکنند و زیان آن را هم بیان میدارند. 5- آیات قرآن، هم به ترغیب و تشویق پرداختهاند و هم بیم دادهاند، و موعظهای رسا هستند که افراد فرهیخته به وسیلۀ آن اصلاح میشوند. 6- آیات تکراری قرآن از قبیل: قصهها و احکام و امثال آن با هم موافقاند و تناقض و تضادی در آنها نیست، و هر اندازه فرد هوشمند بیشتر در آن تدبر نماید و در آن بیندیشد، از هماهنگی و همسانی آن حیرت زده میگردد، و یقین پیدا خواهد کرد که این قرآن از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. با اینکه خداوند حکیم است، و به هر اخلاق پسندیدهای فرا میخواند، و از هر اخلاق زشتی نهی میکند؛ اما بیشتر مردم از رهنمود شدن با قرآن محروم هستند، و از ایمان آوردن به آن و عمل کردن به احکام آن رویگردان میباشند، مگر کسی که خداوند به او توفیق دهد، و وی را از شر شیطان مصون بدارد؛ و آنها کسانی هستند که عبادت پروردگارشان را به خوبی انجام میدهند، و با بندگان او نیکی میکنند.
(3) قرآن برای نیکوکاران مایۀ هدایت است، و آنها را به راه راست هدایت مینماید، و آنان را از راههای جهنم دور میگرداند. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و برایشان رحمتی است که بهوسیلۀ آن به سعادت هر دو جهان، و خیر فراوان و پاداش زیاد و شادی بیکران دست مییابند، و گمراهی و بدبختی از آنها دور میشود.
(4) سپس نیکوکاران را چنین توصیف کرد که آنها دارای علم و آگاهی کامل هستند، و آن یقینی است که موجب عمل و ترس از عذاب خدا میشود، از این رو آنها از گناهان دوری مینمایند. و آنها را به عمل و انجام کارهای شایسته توصیف کرد، و از میان همۀ اعمال دو عمل برتر را بهطور ویژه بیان نمود و فرمود: (﴿يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) نماز را برپای میدارند که مشتمل بر اخلاص و مناجات با خدا، و پرستش خداوند با قلب و زبان و اعضا است، و آدمی را بر انجام سایر کارها کمک میکند. (﴿وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکات را میپردازند. کسی که زکات را میپردازد، از صفتهای زشت پاک میگردد و به برادر مسلمانش فایده میرساند و نیاز او را برطرف مینماید، و با دادن زکات روشن میشود که محبت خدا را بر محبت مال ترجیح میدهد. پس مالی را که دوست دارد، در راستای طلب آنچه که از مال بیشتر دوست دارد و آن طلب خشنودی خداست، بیرون میکند و به نیازمندان میدهد.
(5) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) نیکوکاران که هم علم دارند و هم عمل میکنند، بر هدایت بزرگی قرار دارند، و این هدایت از سوی پروردگارشان به آنها رسیده است؛ پروردگاری که همواره آنها را با نعمتهایش پرورش میدهد، و عذاب را از آنها دور مینماید. هدایتی که خداوند آنها را از آن برخوردار نموده؛ از جمله تربیت ویژۀ خداوند است که دوستانش را برآن تربیت مینماید، و این برترین نوع تربیت است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و ایشان رستگارند، و خشنودی پروردگار و پاداش دنیوی و اخروی خود را دریافتهاند، و از خشم و عذاب خدا در امان ماندهاند؛ چون آنها راه رستگاری را درپیش گرفتهاند، که برای رسیدن به موفقیت جز آن راهی وجود ندارد. هنگامی که خداوند از کسانی یاد کرد که به وسیلۀ قرآن هدایت شدهاند و به آن روی آوردهاند، به ذکر کسانی پرداخت که از قرآن روی گردانیده و از آن بهرهای نبردهاند؛ و بیان فرمود که سزای چنین اشخاصی را اینگونه مقرّر کرده که آنها به جای پذیرش قرآن، هر سخن باطلی را بپذیرند؛ پس ارزشمندترین سخنان و بهترین گفتار را ترک نموده، و به جای آن به فرومایهترین و قبیحترین گفتار روی بیاورند. بنابر این فرمود:
لقمان 31:2
الم الف، لام، ميم. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ اين آيه هاي کتاب حکمت آميز است. هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ هدايت و رحمتي است براي نيکوکاران. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ کساني که نماز را بر پاي مي دارند و زکات مي پردازند و آنان به آخرت يقين دارند. أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ اينان از ]سوي[ پروردگارشان از هدايت برخوردار هستند و ايشان قطعاً رستگارند.
مکي و 34 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) خداوند به اهمیّت و عظمت آیات قرآن اشاره نموده و میفرماید آیات آن پرمحتوا و استوار هستند، و از سوی خداوند با حکمت و دانا آمدهاند. و از جملۀ استواری و حکمت آمیز بودن آن، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: 1- آیات قرآن با مختصرترین و شیواترین کلمات آمدهاند و بر بزرگترین و بهترین معانی و مفاهیم دلالت مینمایند. 2- آیات قرآن از تغییر و تحریف و کم شدن و افزون گشتن مصون و محفوظ میباشند. 3- همۀ اخباری که در مورد گذشتگان یا آیندگان در آن آمده، و امور غیبی که از آن خبر داده است، مطابق با واقعیت است؛ و هیچ کتابی از کتابهای الهی با آن مخالفت نکرده، و هیچ پیامبری مخالف آن را نیاورده است. و هیچ دانش محسوس یا معقول صحیحی نبوده و نخواهد بود که با آنچه قرآن آورده است تناقض داشته باشد. 4- هرآنچه که آیات قرآن به آن دستور میدهند، مصلحت محض است، یا منفعت و مصلحت آن بیشتر است. و از هیچ چیزی نهی نکردهاند مگر اینکه فساد محض است یا فساد آن بیشتر است. و در بسیاری مواقع، آیات قرآنی به چیزی فرمان میدهند و حکمت و فایدۀ آن را نیز بیان میکنند، و از چیزی نهی میکنند و زیان آن را هم بیان میدارند. 5- آیات قرآن، هم به ترغیب و تشویق پرداختهاند و هم بیم دادهاند، و موعظهای رسا هستند که افراد فرهیخته به وسیلۀ آن اصلاح میشوند. 6- آیات تکراری قرآن از قبیل: قصهها و احکام و امثال آن با هم موافقاند و تناقض و تضادی در آنها نیست، و هر اندازه فرد هوشمند بیشتر در آن تدبر نماید و در آن بیندیشد، از هماهنگی و همسانی آن حیرت زده میگردد، و یقین پیدا خواهد کرد که این قرآن از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. با اینکه خداوند حکیم است، و به هر اخلاق پسندیدهای فرا میخواند، و از هر اخلاق زشتی نهی میکند؛ اما بیشتر مردم از رهنمود شدن با قرآن محروم هستند، و از ایمان آوردن به آن و عمل کردن به احکام آن رویگردان میباشند، مگر کسی که خداوند به او توفیق دهد، و وی را از شر شیطان مصون بدارد؛ و آنها کسانی هستند که عبادت پروردگارشان را به خوبی انجام میدهند، و با بندگان او نیکی میکنند.
(3) قرآن برای نیکوکاران مایۀ هدایت است، و آنها را به راه راست هدایت مینماید، و آنان را از راههای جهنم دور میگرداند. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و برایشان رحمتی است که بهوسیلۀ آن به سعادت هر دو جهان، و خیر فراوان و پاداش زیاد و شادی بیکران دست مییابند، و گمراهی و بدبختی از آنها دور میشود.
(4) سپس نیکوکاران را چنین توصیف کرد که آنها دارای علم و آگاهی کامل هستند، و آن یقینی است که موجب عمل و ترس از عذاب خدا میشود، از این رو آنها از گناهان دوری مینمایند. و آنها را به عمل و انجام کارهای شایسته توصیف کرد، و از میان همۀ اعمال دو عمل برتر را بهطور ویژه بیان نمود و فرمود: (﴿يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) نماز را برپای میدارند که مشتمل بر اخلاص و مناجات با خدا، و پرستش خداوند با قلب و زبان و اعضا است، و آدمی را بر انجام سایر کارها کمک میکند. (﴿وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکات را میپردازند. کسی که زکات را میپردازد، از صفتهای زشت پاک میگردد و به برادر مسلمانش فایده میرساند و نیاز او را برطرف مینماید، و با دادن زکات روشن میشود که محبت خدا را بر محبت مال ترجیح میدهد. پس مالی را که دوست دارد، در راستای طلب آنچه که از مال بیشتر دوست دارد و آن طلب خشنودی خداست، بیرون میکند و به نیازمندان میدهد.
(5) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) نیکوکاران که هم علم دارند و هم عمل میکنند، بر هدایت بزرگی قرار دارند، و این هدایت از سوی پروردگارشان به آنها رسیده است؛ پروردگاری که همواره آنها را با نعمتهایش پرورش میدهد، و عذاب را از آنها دور مینماید. هدایتی که خداوند آنها را از آن برخوردار نموده؛ از جمله تربیت ویژۀ خداوند است که دوستانش را برآن تربیت مینماید، و این برترین نوع تربیت است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و ایشان رستگارند، و خشنودی پروردگار و پاداش دنیوی و اخروی خود را دریافتهاند، و از خشم و عذاب خدا در امان ماندهاند؛ چون آنها راه رستگاری را درپیش گرفتهاند، که برای رسیدن به موفقیت جز آن راهی وجود ندارد. هنگامی که خداوند از کسانی یاد کرد که به وسیلۀ قرآن هدایت شدهاند و به آن روی آوردهاند، به ذکر کسانی پرداخت که از قرآن روی گردانیده و از آن بهرهای نبردهاند؛ و بیان فرمود که سزای چنین اشخاصی را اینگونه مقرّر کرده که آنها به جای پذیرش قرآن، هر سخن باطلی را بپذیرند؛ پس ارزشمندترین سخنان و بهترین گفتار را ترک نموده، و به جای آن به فرومایهترین و قبیحترین گفتار روی بیاورند. بنابر این فرمود:
لقمان 31:3
الم الف، لام، ميم. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ اين آيه هاي کتاب حکمت آميز است. هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ هدايت و رحمتي است براي نيکوکاران. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ کساني که نماز را بر پاي مي دارند و زکات مي پردازند و آنان به آخرت يقين دارند. أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ اينان از ]سوي[ پروردگارشان از هدايت برخوردار هستند و ايشان قطعاً رستگارند.
مکي و 34 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) خداوند به اهمیّت و عظمت آیات قرآن اشاره نموده و میفرماید آیات آن پرمحتوا و استوار هستند، و از سوی خداوند با حکمت و دانا آمدهاند. و از جملۀ استواری و حکمت آمیز بودن آن، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: 1- آیات قرآن با مختصرترین و شیواترین کلمات آمدهاند و بر بزرگترین و بهترین معانی و مفاهیم دلالت مینمایند. 2- آیات قرآن از تغییر و تحریف و کم شدن و افزون گشتن مصون و محفوظ میباشند. 3- همۀ اخباری که در مورد گذشتگان یا آیندگان در آن آمده، و امور غیبی که از آن خبر داده است، مطابق با واقعیت است؛ و هیچ کتابی از کتابهای الهی با آن مخالفت نکرده، و هیچ پیامبری مخالف آن را نیاورده است. و هیچ دانش محسوس یا معقول صحیحی نبوده و نخواهد بود که با آنچه قرآن آورده است تناقض داشته باشد. 4- هرآنچه که آیات قرآن به آن دستور میدهند، مصلحت محض است، یا منفعت و مصلحت آن بیشتر است. و از هیچ چیزی نهی نکردهاند مگر اینکه فساد محض است یا فساد آن بیشتر است. و در بسیاری مواقع، آیات قرآنی به چیزی فرمان میدهند و حکمت و فایدۀ آن را نیز بیان میکنند، و از چیزی نهی میکنند و زیان آن را هم بیان میدارند. 5- آیات قرآن، هم به ترغیب و تشویق پرداختهاند و هم بیم دادهاند، و موعظهای رسا هستند که افراد فرهیخته به وسیلۀ آن اصلاح میشوند. 6- آیات تکراری قرآن از قبیل: قصهها و احکام و امثال آن با هم موافقاند و تناقض و تضادی در آنها نیست، و هر اندازه فرد هوشمند بیشتر در آن تدبر نماید و در آن بیندیشد، از هماهنگی و همسانی آن حیرت زده میگردد، و یقین پیدا خواهد کرد که این قرآن از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. با اینکه خداوند حکیم است، و به هر اخلاق پسندیدهای فرا میخواند، و از هر اخلاق زشتی نهی میکند؛ اما بیشتر مردم از رهنمود شدن با قرآن محروم هستند، و از ایمان آوردن به آن و عمل کردن به احکام آن رویگردان میباشند، مگر کسی که خداوند به او توفیق دهد، و وی را از شر شیطان مصون بدارد؛ و آنها کسانی هستند که عبادت پروردگارشان را به خوبی انجام میدهند، و با بندگان او نیکی میکنند.
(3) قرآن برای نیکوکاران مایۀ هدایت است، و آنها را به راه راست هدایت مینماید، و آنان را از راههای جهنم دور میگرداند. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و برایشان رحمتی است که بهوسیلۀ آن به سعادت هر دو جهان، و خیر فراوان و پاداش زیاد و شادی بیکران دست مییابند، و گمراهی و بدبختی از آنها دور میشود.
(4) سپس نیکوکاران را چنین توصیف کرد که آنها دارای علم و آگاهی کامل هستند، و آن یقینی است که موجب عمل و ترس از عذاب خدا میشود، از این رو آنها از گناهان دوری مینمایند. و آنها را به عمل و انجام کارهای شایسته توصیف کرد، و از میان همۀ اعمال دو عمل برتر را بهطور ویژه بیان نمود و فرمود: (﴿يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) نماز را برپای میدارند که مشتمل بر اخلاص و مناجات با خدا، و پرستش خداوند با قلب و زبان و اعضا است، و آدمی را بر انجام سایر کارها کمک میکند. (﴿وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکات را میپردازند. کسی که زکات را میپردازد، از صفتهای زشت پاک میگردد و به برادر مسلمانش فایده میرساند و نیاز او را برطرف مینماید، و با دادن زکات روشن میشود که محبت خدا را بر محبت مال ترجیح میدهد. پس مالی را که دوست دارد، در راستای طلب آنچه که از مال بیشتر دوست دارد و آن طلب خشنودی خداست، بیرون میکند و به نیازمندان میدهد.
(5) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) نیکوکاران که هم علم دارند و هم عمل میکنند، بر هدایت بزرگی قرار دارند، و این هدایت از سوی پروردگارشان به آنها رسیده است؛ پروردگاری که همواره آنها را با نعمتهایش پرورش میدهد، و عذاب را از آنها دور مینماید. هدایتی که خداوند آنها را از آن برخوردار نموده؛ از جمله تربیت ویژۀ خداوند است که دوستانش را برآن تربیت مینماید، و این برترین نوع تربیت است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و ایشان رستگارند، و خشنودی پروردگار و پاداش دنیوی و اخروی خود را دریافتهاند، و از خشم و عذاب خدا در امان ماندهاند؛ چون آنها راه رستگاری را درپیش گرفتهاند، که برای رسیدن به موفقیت جز آن راهی وجود ندارد. هنگامی که خداوند از کسانی یاد کرد که به وسیلۀ قرآن هدایت شدهاند و به آن روی آوردهاند، به ذکر کسانی پرداخت که از قرآن روی گردانیده و از آن بهرهای نبردهاند؛ و بیان فرمود که سزای چنین اشخاصی را اینگونه مقرّر کرده که آنها به جای پذیرش قرآن، هر سخن باطلی را بپذیرند؛ پس ارزشمندترین سخنان و بهترین گفتار را ترک نموده، و به جای آن به فرومایهترین و قبیحترین گفتار روی بیاورند. بنابر این فرمود:
لقمان 31:4
الم الف، لام، ميم. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ اين آيه هاي کتاب حکمت آميز است. هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ هدايت و رحمتي است براي نيکوکاران. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ کساني که نماز را بر پاي مي دارند و زکات مي پردازند و آنان به آخرت يقين دارند. أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ اينان از ]سوي[ پروردگارشان از هدايت برخوردار هستند و ايشان قطعاً رستگارند.
مکي و 34 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) خداوند به اهمیّت و عظمت آیات قرآن اشاره نموده و میفرماید آیات آن پرمحتوا و استوار هستند، و از سوی خداوند با حکمت و دانا آمدهاند. و از جملۀ استواری و حکمت آمیز بودن آن، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: 1- آیات قرآن با مختصرترین و شیواترین کلمات آمدهاند و بر بزرگترین و بهترین معانی و مفاهیم دلالت مینمایند. 2- آیات قرآن از تغییر و تحریف و کم شدن و افزون گشتن مصون و محفوظ میباشند. 3- همۀ اخباری که در مورد گذشتگان یا آیندگان در آن آمده، و امور غیبی که از آن خبر داده است، مطابق با واقعیت است؛ و هیچ کتابی از کتابهای الهی با آن مخالفت نکرده، و هیچ پیامبری مخالف آن را نیاورده است. و هیچ دانش محسوس یا معقول صحیحی نبوده و نخواهد بود که با آنچه قرآن آورده است تناقض داشته باشد. 4- هرآنچه که آیات قرآن به آن دستور میدهند، مصلحت محض است، یا منفعت و مصلحت آن بیشتر است. و از هیچ چیزی نهی نکردهاند مگر اینکه فساد محض است یا فساد آن بیشتر است. و در بسیاری مواقع، آیات قرآنی به چیزی فرمان میدهند و حکمت و فایدۀ آن را نیز بیان میکنند، و از چیزی نهی میکنند و زیان آن را هم بیان میدارند. 5- آیات قرآن، هم به ترغیب و تشویق پرداختهاند و هم بیم دادهاند، و موعظهای رسا هستند که افراد فرهیخته به وسیلۀ آن اصلاح میشوند. 6- آیات تکراری قرآن از قبیل: قصهها و احکام و امثال آن با هم موافقاند و تناقض و تضادی در آنها نیست، و هر اندازه فرد هوشمند بیشتر در آن تدبر نماید و در آن بیندیشد، از هماهنگی و همسانی آن حیرت زده میگردد، و یقین پیدا خواهد کرد که این قرآن از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. با اینکه خداوند حکیم است، و به هر اخلاق پسندیدهای فرا میخواند، و از هر اخلاق زشتی نهی میکند؛ اما بیشتر مردم از رهنمود شدن با قرآن محروم هستند، و از ایمان آوردن به آن و عمل کردن به احکام آن رویگردان میباشند، مگر کسی که خداوند به او توفیق دهد، و وی را از شر شیطان مصون بدارد؛ و آنها کسانی هستند که عبادت پروردگارشان را به خوبی انجام میدهند، و با بندگان او نیکی میکنند.
(3) قرآن برای نیکوکاران مایۀ هدایت است، و آنها را به راه راست هدایت مینماید، و آنان را از راههای جهنم دور میگرداند. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و برایشان رحمتی است که بهوسیلۀ آن به سعادت هر دو جهان، و خیر فراوان و پاداش زیاد و شادی بیکران دست مییابند، و گمراهی و بدبختی از آنها دور میشود.
(4) سپس نیکوکاران را چنین توصیف کرد که آنها دارای علم و آگاهی کامل هستند، و آن یقینی است که موجب عمل و ترس از عذاب خدا میشود، از این رو آنها از گناهان دوری مینمایند. و آنها را به عمل و انجام کارهای شایسته توصیف کرد، و از میان همۀ اعمال دو عمل برتر را بهطور ویژه بیان نمود و فرمود: (﴿يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) نماز را برپای میدارند که مشتمل بر اخلاص و مناجات با خدا، و پرستش خداوند با قلب و زبان و اعضا است، و آدمی را بر انجام سایر کارها کمک میکند. (﴿وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکات را میپردازند. کسی که زکات را میپردازد، از صفتهای زشت پاک میگردد و به برادر مسلمانش فایده میرساند و نیاز او را برطرف مینماید، و با دادن زکات روشن میشود که محبت خدا را بر محبت مال ترجیح میدهد. پس مالی را که دوست دارد، در راستای طلب آنچه که از مال بیشتر دوست دارد و آن طلب خشنودی خداست، بیرون میکند و به نیازمندان میدهد.
(5) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) نیکوکاران که هم علم دارند و هم عمل میکنند، بر هدایت بزرگی قرار دارند، و این هدایت از سوی پروردگارشان به آنها رسیده است؛ پروردگاری که همواره آنها را با نعمتهایش پرورش میدهد، و عذاب را از آنها دور مینماید. هدایتی که خداوند آنها را از آن برخوردار نموده؛ از جمله تربیت ویژۀ خداوند است که دوستانش را برآن تربیت مینماید، و این برترین نوع تربیت است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و ایشان رستگارند، و خشنودی پروردگار و پاداش دنیوی و اخروی خود را دریافتهاند، و از خشم و عذاب خدا در امان ماندهاند؛ چون آنها راه رستگاری را درپیش گرفتهاند، که برای رسیدن به موفقیت جز آن راهی وجود ندارد. هنگامی که خداوند از کسانی یاد کرد که به وسیلۀ قرآن هدایت شدهاند و به آن روی آوردهاند، به ذکر کسانی پرداخت که از قرآن روی گردانیده و از آن بهرهای نبردهاند؛ و بیان فرمود که سزای چنین اشخاصی را اینگونه مقرّر کرده که آنها به جای پذیرش قرآن، هر سخن باطلی را بپذیرند؛ پس ارزشمندترین سخنان و بهترین گفتار را ترک نموده، و به جای آن به فرومایهترین و قبیحترین گفتار روی بیاورند. بنابر این فرمود:
لقمان 31:5
الم الف، لام، ميم. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ اين آيه هاي کتاب حکمت آميز است. هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ هدايت و رحمتي است براي نيکوکاران. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ کساني که نماز را بر پاي مي دارند و زکات مي پردازند و آنان به آخرت يقين دارند. أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ اينان از ]سوي[ پروردگارشان از هدايت برخوردار هستند و ايشان قطعاً رستگارند.
مکي و 34 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) خداوند به اهمیّت و عظمت آیات قرآن اشاره نموده و میفرماید آیات آن پرمحتوا و استوار هستند، و از سوی خداوند با حکمت و دانا آمدهاند. و از جملۀ استواری و حکمت آمیز بودن آن، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: 1- آیات قرآن با مختصرترین و شیواترین کلمات آمدهاند و بر بزرگترین و بهترین معانی و مفاهیم دلالت مینمایند. 2- آیات قرآن از تغییر و تحریف و کم شدن و افزون گشتن مصون و محفوظ میباشند. 3- همۀ اخباری که در مورد گذشتگان یا آیندگان در آن آمده، و امور غیبی که از آن خبر داده است، مطابق با واقعیت است؛ و هیچ کتابی از کتابهای الهی با آن مخالفت نکرده، و هیچ پیامبری مخالف آن را نیاورده است. و هیچ دانش محسوس یا معقول صحیحی نبوده و نخواهد بود که با آنچه قرآن آورده است تناقض داشته باشد. 4- هرآنچه که آیات قرآن به آن دستور میدهند، مصلحت محض است، یا منفعت و مصلحت آن بیشتر است. و از هیچ چیزی نهی نکردهاند مگر اینکه فساد محض است یا فساد آن بیشتر است. و در بسیاری مواقع، آیات قرآنی به چیزی فرمان میدهند و حکمت و فایدۀ آن را نیز بیان میکنند، و از چیزی نهی میکنند و زیان آن را هم بیان میدارند. 5- آیات قرآن، هم به ترغیب و تشویق پرداختهاند و هم بیم دادهاند، و موعظهای رسا هستند که افراد فرهیخته به وسیلۀ آن اصلاح میشوند. 6- آیات تکراری قرآن از قبیل: قصهها و احکام و امثال آن با هم موافقاند و تناقض و تضادی در آنها نیست، و هر اندازه فرد هوشمند بیشتر در آن تدبر نماید و در آن بیندیشد، از هماهنگی و همسانی آن حیرت زده میگردد، و یقین پیدا خواهد کرد که این قرآن از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. با اینکه خداوند حکیم است، و به هر اخلاق پسندیدهای فرا میخواند، و از هر اخلاق زشتی نهی میکند؛ اما بیشتر مردم از رهنمود شدن با قرآن محروم هستند، و از ایمان آوردن به آن و عمل کردن به احکام آن رویگردان میباشند، مگر کسی که خداوند به او توفیق دهد، و وی را از شر شیطان مصون بدارد؛ و آنها کسانی هستند که عبادت پروردگارشان را به خوبی انجام میدهند، و با بندگان او نیکی میکنند.
(3) قرآن برای نیکوکاران مایۀ هدایت است، و آنها را به راه راست هدایت مینماید، و آنان را از راههای جهنم دور میگرداند. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و برایشان رحمتی است که بهوسیلۀ آن به سعادت هر دو جهان، و خیر فراوان و پاداش زیاد و شادی بیکران دست مییابند، و گمراهی و بدبختی از آنها دور میشود.
(4) سپس نیکوکاران را چنین توصیف کرد که آنها دارای علم و آگاهی کامل هستند، و آن یقینی است که موجب عمل و ترس از عذاب خدا میشود، از این رو آنها از گناهان دوری مینمایند. و آنها را به عمل و انجام کارهای شایسته توصیف کرد، و از میان همۀ اعمال دو عمل برتر را بهطور ویژه بیان نمود و فرمود: (﴿يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) نماز را برپای میدارند که مشتمل بر اخلاص و مناجات با خدا، و پرستش خداوند با قلب و زبان و اعضا است، و آدمی را بر انجام سایر کارها کمک میکند. (﴿وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکات را میپردازند. کسی که زکات را میپردازد، از صفتهای زشت پاک میگردد و به برادر مسلمانش فایده میرساند و نیاز او را برطرف مینماید، و با دادن زکات روشن میشود که محبت خدا را بر محبت مال ترجیح میدهد. پس مالی را که دوست دارد، در راستای طلب آنچه که از مال بیشتر دوست دارد و آن طلب خشنودی خداست، بیرون میکند و به نیازمندان میدهد.
(5) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) نیکوکاران که هم علم دارند و هم عمل میکنند، بر هدایت بزرگی قرار دارند، و این هدایت از سوی پروردگارشان به آنها رسیده است؛ پروردگاری که همواره آنها را با نعمتهایش پرورش میدهد، و عذاب را از آنها دور مینماید. هدایتی که خداوند آنها را از آن برخوردار نموده؛ از جمله تربیت ویژۀ خداوند است که دوستانش را برآن تربیت مینماید، و این برترین نوع تربیت است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و ایشان رستگارند، و خشنودی پروردگار و پاداش دنیوی و اخروی خود را دریافتهاند، و از خشم و عذاب خدا در امان ماندهاند؛ چون آنها راه رستگاری را درپیش گرفتهاند، که برای رسیدن به موفقیت جز آن راهی وجود ندارد. هنگامی که خداوند از کسانی یاد کرد که به وسیلۀ قرآن هدایت شدهاند و به آن روی آوردهاند، به ذکر کسانی پرداخت که از قرآن روی گردانیده و از آن بهرهای نبردهاند؛ و بیان فرمود که سزای چنین اشخاصی را اینگونه مقرّر کرده که آنها به جای پذیرش قرآن، هر سخن باطلی را بپذیرند؛ پس ارزشمندترین سخنان و بهترین گفتار را ترک نموده، و به جای آن به فرومایهترین و قبیحترین گفتار روی بیاورند. بنابر این فرمود:
لقمان 31:6
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ و در ميان مردم کساني هستند که خريدار سخنان بيهوده اند تا بدون هيچ دانشي ]مردم را[ از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گيرند. آنان عذاب خوار کننده اي دارند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ و چون آيات ما بر او خوانده شود تکبرکنان روي بر مي گرداند، گويي که آن را نشنيده است، انگار در گوش هايش سنگيني است، پس او را به عذاب دردناکي مژده بده. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ بي گمان کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند باغهاي پر نعمت بهشت از آن ايشان است. خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ جاودانه در آن خواهند ماند، اين وعدۀ راستين خداست، و او قدرتمند و با حمکت است.
(6) (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡتَرِي﴾) و از میان مردم کسی هست که خریدار سخنان بیهوده میباشد، و او فردی محروم و خوار و ذلیل است. و خریدار سخنان بیهوده؛ یعنی کسی که آن سخنان را انتخاب میکند، و به آن علاقهمند است، مانند خریداری که به کالایی علاقهمند است و در مقابل آن پول میدهد. (﴿لَهۡوَ ٱلۡحَدِيثِ﴾) سخنانی که دلها را غافل مینماید، و آنها را از رسیدن به بزرگترین خواسته باز میدارد. پس هر سخنِ حرام و بیهوده و پوچ و گفتههایی که آدمی را به سوی کفر و گناه تشویق میکند، و سخنان کسانی که حق را نمیپذیرند و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ حق برمیخیزند تا آن را در هم بشکنند. غیبت و سخنچینی و دروغ و ناسزا و موسیقی و چیزهایی که برای دین و دنیا فایدهای ندارد، در این داخل است. این نوع از مردم به جای سخنان مفید و هدایتگر، سخنان یاوه و بیهوده را برمیگزینند. (﴿لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) تا جاهلانه و پس از آنکه خودشان گمراه شدند، مردم را نیز از راه خدا گمراه کنند؛ زیرا گمراه کردن، ناشی از گمراه شدن است، و آنان با گمراه کردن مردم و آوردن آنها به سوی این سخن، از سخن مفید و کار سودمند و حقِ روشن و راه راست باز میدارند. و تا وقتی که هدایت و حقیقتی را که آیات خدا در بر گیرندۀ آن است، مورد انتقاد قرار ندهند و آن را به باد تمسخر نگیرند و پیام رسان را نیز مورد تمسخر قرار ندهند، نمیتوانند این کار را انجام دهند. پس وقتی که باطل را ستایش میکنند، و مردم را به سوی آن تشویق مینمایند، و حق را مورد انتقاد قرار میدهند، و حق و اهل حق را به باد تمسخر میگیرند، جاهلان را گمراه میسازند و با سخنانی که به آنان القا مینمایند آنها را فریب میدهند؛ چون جاهلان، گمراهی را تشخیص نمیدهند و حقیقت را نمیدانند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) آنان به کیفر گمراهی و مسخره کردن آیات خدا و تکذیب حق، عذاب خوار کنندهای دارند.
(7) بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا﴾) و هنگامی که آیات ما بر او خوانده شود تا ایمان بیاورد و تسلیم آن گردد، مستکبرانه روی برمیگرداند و آن را نمیپذیرد و در دل او هیچ اثری بر جای نمیگذارد، بلکه به آن پشت میکند، (﴿كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَا﴾) انگار آنها را نشنیده است، (﴿كَأَنَّ فِيٓ أُذُنَيۡهِ وَقۡرٗا﴾) گویا در گوشهایش سنگینی است، و گوشهایش کر هستند و صدا را نمیشنوند. پس چنین کسی راهی برای هدایتش وجود ندارد. (﴿فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) و او را به عذاب دردناکی مژده بده؛ مژدهای که دل او را غمگین، و چهرهاش را زشت و سیاه مینماید. او را به عذابی مژده بده که قلب و بدنش را به درد میآورد، و کسی اندازۀ آن عذاب را نمیداند. این مژده برای بدکاران است! چه مژدۀ نامبارکی میباشد!
(8 - 9) و اما مژدۀ نیکوکاران این است که فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که با ایمان آوردن، عبادت باطنی را انجام میدهند؛ و با اسلام و عمل صالح، عبادت ظاهری را ادا میکنند، (﴿لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ﴾) آنها را مژده باد به پاداش کارهایی که کردهاند، بهشت پر نعمت از آن ایشان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) در باغهای پر نعمت بهشت که روح و جسم از نعمتهای آن برخوردار میگردد، جاودانه خواهند ماند. (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗا﴾) این وعدۀ راستین خداست؛ و امکان ندارد که خلاف آن عمل شود، و تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بسیار توانمند و بسیار با حکمت است. از جمله توانمندی و حکمت او این است که عدهای را موفق گردانده، و عدهای را به حال خویش واگذارده است. و این ناشی از علم و حکمتی است که در خصوص آنان دارد، و این علم و حکمت مقتضیِ آن است که حال آنان اینگونه باشد.
لقمان 31:7
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ و در ميان مردم کساني هستند که خريدار سخنان بيهوده اند تا بدون هيچ دانشي ]مردم را[ از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گيرند. آنان عذاب خوار کننده اي دارند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ و چون آيات ما بر او خوانده شود تکبرکنان روي بر مي گرداند، گويي که آن را نشنيده است، انگار در گوش هايش سنگيني است، پس او را به عذاب دردناکي مژده بده. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ بي گمان کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند باغهاي پر نعمت بهشت از آن ايشان است. خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ جاودانه در آن خواهند ماند، اين وعدۀ راستين خداست، و او قدرتمند و با حمکت است.
(6) (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡتَرِي﴾) و از میان مردم کسی هست که خریدار سخنان بیهوده میباشد، و او فردی محروم و خوار و ذلیل است. و خریدار سخنان بیهوده؛ یعنی کسی که آن سخنان را انتخاب میکند، و به آن علاقهمند است، مانند خریداری که به کالایی علاقهمند است و در مقابل آن پول میدهد. (﴿لَهۡوَ ٱلۡحَدِيثِ﴾) سخنانی که دلها را غافل مینماید، و آنها را از رسیدن به بزرگترین خواسته باز میدارد. پس هر سخنِ حرام و بیهوده و پوچ و گفتههایی که آدمی را به سوی کفر و گناه تشویق میکند، و سخنان کسانی که حق را نمیپذیرند و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ حق برمیخیزند تا آن را در هم بشکنند. غیبت و سخنچینی و دروغ و ناسزا و موسیقی و چیزهایی که برای دین و دنیا فایدهای ندارد، در این داخل است. این نوع از مردم به جای سخنان مفید و هدایتگر، سخنان یاوه و بیهوده را برمیگزینند. (﴿لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) تا جاهلانه و پس از آنکه خودشان گمراه شدند، مردم را نیز از راه خدا گمراه کنند؛ زیرا گمراه کردن، ناشی از گمراه شدن است، و آنان با گمراه کردن مردم و آوردن آنها به سوی این سخن، از سخن مفید و کار سودمند و حقِ روشن و راه راست باز میدارند. و تا وقتی که هدایت و حقیقتی را که آیات خدا در بر گیرندۀ آن است، مورد انتقاد قرار ندهند و آن را به باد تمسخر نگیرند و پیام رسان را نیز مورد تمسخر قرار ندهند، نمیتوانند این کار را انجام دهند. پس وقتی که باطل را ستایش میکنند، و مردم را به سوی آن تشویق مینمایند، و حق را مورد انتقاد قرار میدهند، و حق و اهل حق را به باد تمسخر میگیرند، جاهلان را گمراه میسازند و با سخنانی که به آنان القا مینمایند آنها را فریب میدهند؛ چون جاهلان، گمراهی را تشخیص نمیدهند و حقیقت را نمیدانند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) آنان به کیفر گمراهی و مسخره کردن آیات خدا و تکذیب حق، عذاب خوار کنندهای دارند.
(7) بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا﴾) و هنگامی که آیات ما بر او خوانده شود تا ایمان بیاورد و تسلیم آن گردد، مستکبرانه روی برمیگرداند و آن را نمیپذیرد و در دل او هیچ اثری بر جای نمیگذارد، بلکه به آن پشت میکند، (﴿كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَا﴾) انگار آنها را نشنیده است، (﴿كَأَنَّ فِيٓ أُذُنَيۡهِ وَقۡرٗا﴾) گویا در گوشهایش سنگینی است، و گوشهایش کر هستند و صدا را نمیشنوند. پس چنین کسی راهی برای هدایتش وجود ندارد. (﴿فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) و او را به عذاب دردناکی مژده بده؛ مژدهای که دل او را غمگین، و چهرهاش را زشت و سیاه مینماید. او را به عذابی مژده بده که قلب و بدنش را به درد میآورد، و کسی اندازۀ آن عذاب را نمیداند. این مژده برای بدکاران است! چه مژدۀ نامبارکی میباشد!
(8 - 9) و اما مژدۀ نیکوکاران این است که فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که با ایمان آوردن، عبادت باطنی را انجام میدهند؛ و با اسلام و عمل صالح، عبادت ظاهری را ادا میکنند، (﴿لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ﴾) آنها را مژده باد به پاداش کارهایی که کردهاند، بهشت پر نعمت از آن ایشان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) در باغهای پر نعمت بهشت که روح و جسم از نعمتهای آن برخوردار میگردد، جاودانه خواهند ماند. (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗا﴾) این وعدۀ راستین خداست؛ و امکان ندارد که خلاف آن عمل شود، و تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بسیار توانمند و بسیار با حکمت است. از جمله توانمندی و حکمت او این است که عدهای را موفق گردانده، و عدهای را به حال خویش واگذارده است. و این ناشی از علم و حکمتی است که در خصوص آنان دارد، و این علم و حکمت مقتضیِ آن است که حال آنان اینگونه باشد.
لقمان 31:8
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ و در ميان مردم کساني هستند که خريدار سخنان بيهوده اند تا بدون هيچ دانشي ]مردم را[ از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گيرند. آنان عذاب خوار کننده اي دارند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ و چون آيات ما بر او خوانده شود تکبرکنان روي بر مي گرداند، گويي که آن را نشنيده است، انگار در گوش هايش سنگيني است، پس او را به عذاب دردناکي مژده بده. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ بي گمان کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند باغهاي پر نعمت بهشت از آن ايشان است. خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ جاودانه در آن خواهند ماند، اين وعدۀ راستين خداست، و او قدرتمند و با حمکت است.
(6) (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡتَرِي﴾) و از میان مردم کسی هست که خریدار سخنان بیهوده میباشد، و او فردی محروم و خوار و ذلیل است. و خریدار سخنان بیهوده؛ یعنی کسی که آن سخنان را انتخاب میکند، و به آن علاقهمند است، مانند خریداری که به کالایی علاقهمند است و در مقابل آن پول میدهد. (﴿لَهۡوَ ٱلۡحَدِيثِ﴾) سخنانی که دلها را غافل مینماید، و آنها را از رسیدن به بزرگترین خواسته باز میدارد. پس هر سخنِ حرام و بیهوده و پوچ و گفتههایی که آدمی را به سوی کفر و گناه تشویق میکند، و سخنان کسانی که حق را نمیپذیرند و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ حق برمیخیزند تا آن را در هم بشکنند. غیبت و سخنچینی و دروغ و ناسزا و موسیقی و چیزهایی که برای دین و دنیا فایدهای ندارد، در این داخل است. این نوع از مردم به جای سخنان مفید و هدایتگر، سخنان یاوه و بیهوده را برمیگزینند. (﴿لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) تا جاهلانه و پس از آنکه خودشان گمراه شدند، مردم را نیز از راه خدا گمراه کنند؛ زیرا گمراه کردن، ناشی از گمراه شدن است، و آنان با گمراه کردن مردم و آوردن آنها به سوی این سخن، از سخن مفید و کار سودمند و حقِ روشن و راه راست باز میدارند. و تا وقتی که هدایت و حقیقتی را که آیات خدا در بر گیرندۀ آن است، مورد انتقاد قرار ندهند و آن را به باد تمسخر نگیرند و پیام رسان را نیز مورد تمسخر قرار ندهند، نمیتوانند این کار را انجام دهند. پس وقتی که باطل را ستایش میکنند، و مردم را به سوی آن تشویق مینمایند، و حق را مورد انتقاد قرار میدهند، و حق و اهل حق را به باد تمسخر میگیرند، جاهلان را گمراه میسازند و با سخنانی که به آنان القا مینمایند آنها را فریب میدهند؛ چون جاهلان، گمراهی را تشخیص نمیدهند و حقیقت را نمیدانند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) آنان به کیفر گمراهی و مسخره کردن آیات خدا و تکذیب حق، عذاب خوار کنندهای دارند.
(7) بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا﴾) و هنگامی که آیات ما بر او خوانده شود تا ایمان بیاورد و تسلیم آن گردد، مستکبرانه روی برمیگرداند و آن را نمیپذیرد و در دل او هیچ اثری بر جای نمیگذارد، بلکه به آن پشت میکند، (﴿كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَا﴾) انگار آنها را نشنیده است، (﴿كَأَنَّ فِيٓ أُذُنَيۡهِ وَقۡرٗا﴾) گویا در گوشهایش سنگینی است، و گوشهایش کر هستند و صدا را نمیشنوند. پس چنین کسی راهی برای هدایتش وجود ندارد. (﴿فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) و او را به عذاب دردناکی مژده بده؛ مژدهای که دل او را غمگین، و چهرهاش را زشت و سیاه مینماید. او را به عذابی مژده بده که قلب و بدنش را به درد میآورد، و کسی اندازۀ آن عذاب را نمیداند. این مژده برای بدکاران است! چه مژدۀ نامبارکی میباشد!
(8 - 9) و اما مژدۀ نیکوکاران این است که فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که با ایمان آوردن، عبادت باطنی را انجام میدهند؛ و با اسلام و عمل صالح، عبادت ظاهری را ادا میکنند، (﴿لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ﴾) آنها را مژده باد به پاداش کارهایی که کردهاند، بهشت پر نعمت از آن ایشان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) در باغهای پر نعمت بهشت که روح و جسم از نعمتهای آن برخوردار میگردد، جاودانه خواهند ماند. (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗا﴾) این وعدۀ راستین خداست؛ و امکان ندارد که خلاف آن عمل شود، و تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بسیار توانمند و بسیار با حکمت است. از جمله توانمندی و حکمت او این است که عدهای را موفق گردانده، و عدهای را به حال خویش واگذارده است. و این ناشی از علم و حکمتی است که در خصوص آنان دارد، و این علم و حکمت مقتضیِ آن است که حال آنان اینگونه باشد.
لقمان 31:9
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ و در ميان مردم کساني هستند که خريدار سخنان بيهوده اند تا بدون هيچ دانشي ]مردم را[ از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گيرند. آنان عذاب خوار کننده اي دارند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ و چون آيات ما بر او خوانده شود تکبرکنان روي بر مي گرداند، گويي که آن را نشنيده است، انگار در گوش هايش سنگيني است، پس او را به عذاب دردناکي مژده بده. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ بي گمان کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند باغهاي پر نعمت بهشت از آن ايشان است. خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ جاودانه در آن خواهند ماند، اين وعدۀ راستين خداست، و او قدرتمند و با حمکت است.
(6) (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡتَرِي﴾) و از میان مردم کسی هست که خریدار سخنان بیهوده میباشد، و او فردی محروم و خوار و ذلیل است. و خریدار سخنان بیهوده؛ یعنی کسی که آن سخنان را انتخاب میکند، و به آن علاقهمند است، مانند خریداری که به کالایی علاقهمند است و در مقابل آن پول میدهد. (﴿لَهۡوَ ٱلۡحَدِيثِ﴾) سخنانی که دلها را غافل مینماید، و آنها را از رسیدن به بزرگترین خواسته باز میدارد. پس هر سخنِ حرام و بیهوده و پوچ و گفتههایی که آدمی را به سوی کفر و گناه تشویق میکند، و سخنان کسانی که حق را نمیپذیرند و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ حق برمیخیزند تا آن را در هم بشکنند. غیبت و سخنچینی و دروغ و ناسزا و موسیقی و چیزهایی که برای دین و دنیا فایدهای ندارد، در این داخل است. این نوع از مردم به جای سخنان مفید و هدایتگر، سخنان یاوه و بیهوده را برمیگزینند. (﴿لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾) تا جاهلانه و پس از آنکه خودشان گمراه شدند، مردم را نیز از راه خدا گمراه کنند؛ زیرا گمراه کردن، ناشی از گمراه شدن است، و آنان با گمراه کردن مردم و آوردن آنها به سوی این سخن، از سخن مفید و کار سودمند و حقِ روشن و راه راست باز میدارند. و تا وقتی که هدایت و حقیقتی را که آیات خدا در بر گیرندۀ آن است، مورد انتقاد قرار ندهند و آن را به باد تمسخر نگیرند و پیام رسان را نیز مورد تمسخر قرار ندهند، نمیتوانند این کار را انجام دهند. پس وقتی که باطل را ستایش میکنند، و مردم را به سوی آن تشویق مینمایند، و حق را مورد انتقاد قرار میدهند، و حق و اهل حق را به باد تمسخر میگیرند، جاهلان را گمراه میسازند و با سخنانی که به آنان القا مینمایند آنها را فریب میدهند؛ چون جاهلان، گمراهی را تشخیص نمیدهند و حقیقت را نمیدانند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾) آنان به کیفر گمراهی و مسخره کردن آیات خدا و تکذیب حق، عذاب خوار کنندهای دارند.
(7) بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا﴾) و هنگامی که آیات ما بر او خوانده شود تا ایمان بیاورد و تسلیم آن گردد، مستکبرانه روی برمیگرداند و آن را نمیپذیرد و در دل او هیچ اثری بر جای نمیگذارد، بلکه به آن پشت میکند، (﴿كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَا﴾) انگار آنها را نشنیده است، (﴿كَأَنَّ فِيٓ أُذُنَيۡهِ وَقۡرٗا﴾) گویا در گوشهایش سنگینی است، و گوشهایش کر هستند و صدا را نمیشنوند. پس چنین کسی راهی برای هدایتش وجود ندارد. (﴿فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) و او را به عذاب دردناکی مژده بده؛ مژدهای که دل او را غمگین، و چهرهاش را زشت و سیاه مینماید. او را به عذابی مژده بده که قلب و بدنش را به درد میآورد، و کسی اندازۀ آن عذاب را نمیداند. این مژده برای بدکاران است! چه مژدۀ نامبارکی میباشد!
(8 - 9) و اما مژدۀ نیکوکاران این است که فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که با ایمان آوردن، عبادت باطنی را انجام میدهند؛ و با اسلام و عمل صالح، عبادت ظاهری را ادا میکنند، (﴿لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ﴾) آنها را مژده باد به پاداش کارهایی که کردهاند، بهشت پر نعمت از آن ایشان است. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) در باغهای پر نعمت بهشت که روح و جسم از نعمتهای آن برخوردار میگردد، جاودانه خواهند ماند. (﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗا﴾) این وعدۀ راستین خداست؛ و امکان ندارد که خلاف آن عمل شود، و تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بسیار توانمند و بسیار با حکمت است. از جمله توانمندی و حکمت او این است که عدهای را موفق گردانده، و عدهای را به حال خویش واگذارده است. و این ناشی از علم و حکمتی است که در خصوص آنان دارد، و این علم و حکمت مقتضیِ آن است که حال آنان اینگونه باشد.
لقمان 31:10
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ آسمان ها را بدون ستون هايي که آنها را ببينيد آفريده است و در زمين کوه هاي استواري را افکنده تا زمين شما را نلرزاند و در آن انواع جنبندگان را پخش و پراکنده کرده است. و از آسمان آبي نازل کرديم آنگاه در زمين هر گونه اي ارزشمند را رويانديم. هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ اين آفرينش خداوند است، شما به من نشان دهيد که غير او چه چيزي را آفريده اند؟ بلکه ستمگران در گمراهي آشکاري هستند.
(10) خداوند برخی از آثار و قدرت خویش و شگفتیهایی از حکمت خود و نعمتهایی که از آثار رحمت او هستند برای بندگانش بیان داشته و میفرماید: (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ ﴾) آسمانهای هفتگانه را -با وجود گستردگی و ضخامت و بزرگی و ارتفاع زیادشان- بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفریده است؛ و اگر ستونی داشتند، دیده میشدند؛بلکه بدون ستون و با قدرت خدا محکم و برقرار گشتهاند. (﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ﴾) و کوههای بزرگی را در گوشهها و دل زمین قرار داده تا زمین شما را نلرزاند. پس اگر کوههای محکم و قوی نبود، زمین به لرزه میافتاد و ساکنان آن تکان میخوردند. (﴿وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ﴾) و در زمین پهناور، انواع چهارپایانی را که منافع انسان را تأمین میکنند پخش و پراکنده ساخته است. و خداوند این جانوران را در زمین پخش نموده است، و آنها به روزی و خوراک نیاز دارند، بنابراین از آسمان آب با برکتی فرو فرستاد، (﴿فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجٖ كَرِيمٍ﴾) پس در زمین، بهوسیلۀ باران، اقسام گوناگونی از گیاهان ارزشمند و زیبا و مفید رویاندهایم که جانوران از آن تغذیه مینمایند.
(11) (﴿هَٰذَا خَلۡقُ ٱللَّهِ﴾) روزی دادن به جانداران، کار خداست؛ و جهان بالا و پایین و حیوانات و جمادات آفریدههای خداوند یگانه هستند، و همه این را قبول دارند، حتی مشرکین هم میپذیرند که اینها را خدا آفریده است. (﴿فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ﴾) پس به من نشان دهید آنهایی را که شریک خدا قرار داده و به فریاد میخوانید و پرستش میکنید، چه چیزی را آفریدهاند؟! چرا که شما آنها را مانند خدا پرستش میکنید؛ پس باید آنها هم مانند خدا آفریدههایی داشته باشند، و آنان را روزی بدهند. پس اگر آنها چنین توانایی را دارند، به من نشان دهید تا صحت ادعایتان مبنی بر اینکه سزاوار پرستش میباشند مشخص گردد. و معلوم است که آنها نمیتوانند چیزی را نشان دهند که آفریدۀ معبودانشان باشد؛ چون آنها اقرار مینمایند که همۀ موجودات، آفریدۀ خدا هستند. پس ثابت شد که آنها از ارائۀ دلیلی که ثابت کند معبودانشان سزاوار عبادت هستند عاجز و ناتوان میباشند.بلکه آنها از روی نادانی، و به علت جهالت و گمراهی، به پرستش معبودان باطل خود میپردازند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) بلکه ستمگران در گمراهی آشکار و روشنی به سر میبرند، چون چیزهایی را پرستش مینمایند که نمیتوانند به کسی سود و زیانی برسانند؛ و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست؛ و آنان بهخاطر بیخردی، پرستش خداوند آفریننده و روزی دهنده را که مالک همه چیز است، ترک کردهاند.
لقمان 31:11
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ آسمان ها را بدون ستون هايي که آنها را ببينيد آفريده است و در زمين کوه هاي استواري را افکنده تا زمين شما را نلرزاند و در آن انواع جنبندگان را پخش و پراکنده کرده است. و از آسمان آبي نازل کرديم آنگاه در زمين هر گونه اي ارزشمند را رويانديم. هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ اين آفرينش خداوند است، شما به من نشان دهيد که غير او چه چيزي را آفريده اند؟ بلکه ستمگران در گمراهي آشکاري هستند.
(10) خداوند برخی از آثار و قدرت خویش و شگفتیهایی از حکمت خود و نعمتهایی که از آثار رحمت او هستند برای بندگانش بیان داشته و میفرماید: (﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ ﴾) آسمانهای هفتگانه را -با وجود گستردگی و ضخامت و بزرگی و ارتفاع زیادشان- بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفریده است؛ و اگر ستونی داشتند، دیده میشدند؛بلکه بدون ستون و با قدرت خدا محکم و برقرار گشتهاند. (﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ﴾) و کوههای بزرگی را در گوشهها و دل زمین قرار داده تا زمین شما را نلرزاند. پس اگر کوههای محکم و قوی نبود، زمین به لرزه میافتاد و ساکنان آن تکان میخوردند. (﴿وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ﴾) و در زمین پهناور، انواع چهارپایانی را که منافع انسان را تأمین میکنند پخش و پراکنده ساخته است. و خداوند این جانوران را در زمین پخش نموده است، و آنها به روزی و خوراک نیاز دارند، بنابراین از آسمان آب با برکتی فرو فرستاد، (﴿فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجٖ كَرِيمٍ﴾) پس در زمین، بهوسیلۀ باران، اقسام گوناگونی از گیاهان ارزشمند و زیبا و مفید رویاندهایم که جانوران از آن تغذیه مینمایند.
(11) (﴿هَٰذَا خَلۡقُ ٱللَّهِ﴾) روزی دادن به جانداران، کار خداست؛ و جهان بالا و پایین و حیوانات و جمادات آفریدههای خداوند یگانه هستند، و همه این را قبول دارند، حتی مشرکین هم میپذیرند که اینها را خدا آفریده است. (﴿فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ﴾) پس به من نشان دهید آنهایی را که شریک خدا قرار داده و به فریاد میخوانید و پرستش میکنید، چه چیزی را آفریدهاند؟! چرا که شما آنها را مانند خدا پرستش میکنید؛ پس باید آنها هم مانند خدا آفریدههایی داشته باشند، و آنان را روزی بدهند. پس اگر آنها چنین توانایی را دارند، به من نشان دهید تا صحت ادعایتان مبنی بر اینکه سزاوار پرستش میباشند مشخص گردد. و معلوم است که آنها نمیتوانند چیزی را نشان دهند که آفریدۀ معبودانشان باشد؛ چون آنها اقرار مینمایند که همۀ موجودات، آفریدۀ خدا هستند. پس ثابت شد که آنها از ارائۀ دلیلی که ثابت کند معبودانشان سزاوار عبادت هستند عاجز و ناتوان میباشند.بلکه آنها از روی نادانی، و به علت جهالت و گمراهی، به پرستش معبودان باطل خود میپردازند. بنابراین فرمود: (﴿بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) بلکه ستمگران در گمراهی آشکار و روشنی به سر میبرند، چون چیزهایی را پرستش مینمایند که نمیتوانند به کسی سود و زیانی برسانند؛ و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست؛ و آنان بهخاطر بیخردی، پرستش خداوند آفریننده و روزی دهنده را که مالک همه چیز است، ترک کردهاند.
لقمان 31:12
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:13
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:14
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:15
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:16
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:17
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:18
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:19
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ و به راستي که به لقمان فرزانگي بخشيديم ]و به او فرمان داديم[ که خدا را سپاسگزاري کن و هر کس ]خدا را[ سپاس گزارد به سود خويش سپاسگزاري مي کند و هر کس ناسپاسي کند ]بداند که[ خداوند بي نياز ستوده است. وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ و ]به ياد آور[ زماني را که لقمان در حالي که پسرش را اندرز مي داد به او گفت : «پسر جان! به خداوند شرک نورز. به راستي که شرک ستمي بزرگ است». وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کرده ايم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شير طي دو سال است. ]انسان را سفارش نموده ايم[ که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت ]همه[ به سوي من است. وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر تو را بر آن داشتند که چيزي را شريک من قرار دهي که کمترين آگاهي از آن نداري، از آنان اطاعت مکن، و در دنيا به خوبي با آنان رفتار کن، و از راه کسي پيروي کن که به سوي من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوي من است آنگاه شما را از آنچه مي کرديد آگاه خواهم ساخت. يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ پسر جان! اگر آن به اندازۀ سنگيني دانه اي از سپندان باشد و در دل سنگي يا در آسمان ها و يا در ميان زمين باشد خدا آن را حاضر مي آورد، بي گمان خداوند باريک بين و آگاه است. يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ اي فرزندم! نماز را بر پاي دار و به کار نيک دستور بده و از کار بد باز دار و در برابر آنچه به تو مي رسد شکيبا باش که اين از کارهاي سترگ است. وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ و با تکبر از مردم روي مگردان و در زمين خرامان راه مرو، بي گمان خداوند هيچ متکبر فخر فروشي را دوست ندارد. وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ و در راه رفتنت ميانه روي ]را پيشه[ کن و از صدايت بکاه، ]بدان که[ بدترين صداها، صداي خران است.
(12) خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان، فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی؛ یعنی دانستن حق به آن صورت که هست، و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد، اما حکیم نباشد؛ چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین حکمت را، به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود، به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او داده است، شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد، و از فضل خویش بر آن بیفزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است؛ و هرکس ناسپاسی کند، زیان آن به خودش برمیگردد؛ و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید، ستوده است. پس بینیازی و غنای او، جزو صفات ذاتیِ ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش، و ستوده بودنش در صنعت زیبایش، جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هر کدام از این دو صفت [بینیازی و ستوده بودن]، صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم، بر کمال او میافزاید. مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت داده است، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است، بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید:
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾) و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه، یعنی امر و نهیی که با تشویق و بیم همراه باشد. پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود، و از شرک نهی کرد، و علت آن را برایش چنین بیان نمود: (﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾) همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را، با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد، با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است، با پروردگار کامل که از هر جهت بینیاز است، برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد، با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
(14) وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود؛ یعنی برای او شریکی قرار داده نشود؛ امری که از لوازمات توحید است. به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم، و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند؛ و به او گفتهایم که با انجام بندگی، و به جای آوردن حقوق من، شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند، و با آنان مهربانانه سخن بگوید، و در برابر آنها فروتن باشد، و به آنان احترام بگذارد، و کارهای آنها را انجام بدهد، و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد، و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که (﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) بازگشت همه به سوی من است. یعنی به زودی ای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده، و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه؛ که اگرانجام داده باشی، به تو پاداش فراوان میدهد؛ و اگر انجام نداده باشی، به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد. سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب، در مادر موجود است؛ (﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾) مادرش به او حامله میگردد، و هردم به ضعف و سستیِ تازهای دچار میشود، و پیدر پی با سختیها مواجه میگردد. از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد، مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود؛ سپس بعد از مدتها تحمل دردهای شدید، فرزند را به دنیا میآورد. (﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾) و پایان دوران شیرخوارگی فرزند دو سال است؛ و در طی این مدت، همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد، و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده، و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تاکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!
(15) (﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی، از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار، از زمرۀ احسان و نیکوکاری با آنهاست؛ چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است، «و نباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد، اطاعت شود.» و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری، آنان را طرد کن.» بلکه فرمود: (﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾) از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن؛ اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد. به همین جهت فرمود: (﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾) و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی درکفر و گناه از آنها پیروی مکن. (﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾) و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند؛ و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و به سوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند، همانطور که آنها به سوی خدا باز گشتهاند. و انابت به سوی خدا؛ یعنی همسو کردن انگیزه و ارادۀ قلب با خواست خدا، و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید، و انسان را به او نزدیک میکند. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس همۀ شما؛ چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند، و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند، و چه آنهایی که به سوی او باز گشته و توبه نمودهاند، و چه آنهایی که این کار را نکردهاند، به سوی من باز میگردید؛ آنگاه شما را از آنچه که میکردید، خبر میدهم. و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر و مادرت را اگر کافر باشند، به سبب کفرشان کیفر میدهم؛ و هر یک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند، مجازات خواهم کرد؛ و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
(16) (﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾) ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازۀ دانۀ سپندان ـکه کوچکترین چیز استـ باشد، و در دل سنگی یا در آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد، خداوند آن را میآورد؛ زیرا علم او واسع، و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾) زیرا خداوند باریک بین و آگاه است، و از درون اشیا و اسرار آن، و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منظور این است که انسان همواره باید خدا را مد نظر داشته باشد، و او را مراقب خویش بداند، و تا جایی که میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت ـ هرچند که کم باشد ـ برحذر میدارد.
(17) از آنجا که نماز بزرگتررین عبادت بدنی است، به انجام آن تشویق نمود و فرمود: (﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) ای فرزندم! نماز را برپای دار (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و به کار نیک دستور بده و از کار بد باز دار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد؛ و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر، مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود؛ و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: (﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾) و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد، شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش کار خوب را انجام دهد، و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد، خویشتن را به حد کمال برساند؛ و دیگران را نیز با امر و نهی خود، به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند، حتماً به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید؛ او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات و مصیبتهایی که به تو میرسد، شکیبا باش. (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد، از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد، و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای ارادۀ محکم و قوی باشد.
(18) (﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾) و با تکبر و خود بزرگ بینی از مردم روی مگردان. (﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾) و در روی زمین با خود پسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو داده است ـدرحالی که نعمت دهنده را فراموش کردهایـ راه مرو. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾) چرا که بیگمان، خداوند هیچ متکبر خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.
(19) (﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾) و با فروتنی و تواضع راه برو؛ و با تکبر و خود پسندی راه مرو؛ و نیز خود را به هنگام راهرفتن، به مُردگی و بیجانی مزن. (﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ ﴾) و بهخاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم، صدایت را پایین بیاور. (﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾) چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت، مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر، زشت و ناپسند است. و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد، اساس هر حکمتی است؛ و منافع و آداب بسیاری را در بر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت [نیکی] که به انجام اموری دستور دهد، یا از انجام اموری باز دارد، میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت؛ و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم، کاملاً مطابقت دارد، که حکمت؛ یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین، یعنی توحید فرمان داد؛ و از شرک نهی کرد، و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود. فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد، و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا، و تشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد؛ سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند، نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این، فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مد نظر داشته باشد، و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد، و به او گفت: خداوند تمام خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخر فروشی نهی نمود، و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد. و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید؛ و وی را به بردباری و نماز -که این دو، هر کاری را آسان میکنند- توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَٱسۡتَعِينُواۡ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾ و از صبر و نماز کمک بگیرید. پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است، حتماً دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان، این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد.
لقمان 31:20
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ؛ آيا نديده ايد که خدا هر چه را که در آسمانها و زمين است رام شما، کرده است و نعمتهاي خود را چه آشکار و چه پنهان به تمامي بر شما ارزاني داشته ? و پاره اي از مردم بي هيچ دانشي يا راهنمايي و کتاب روشني ، در باره خدا جدال مي کنند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ؛ و چون به آنها بگويند : از آنچه خدا نازل کرده است متابعت کنيد ، گويند : نه ، ما از آييني که پدران خود را بر آن يافته ايم متابعت مي کنيم اگر چه شيطان به عذاب آتششان فرا خوانده باشد.
(20 - 21) خداوند با بیان نعمتهایش بر بندگان منت میگذارد، و آنها را به شکرگزاری و عدم غفلت فرا میخواند. پس میفرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَوۡاۡ﴾) آیا با چشمها و دلهایتان مشاهده نکردهاید، (﴿أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) که خداوند آنچه را در آسمانهاست، از قبیل: ماه و خورشید و ستارگان همه را در جهت سود و نفع بندگان مسخر کرده است؛ و حیوانات و درختان و کشتزارها و رودها و معدنها و امثال آن را که در زمین هستند، به نفع بندگان و برای آنها رام گردانیده است؟! همانگونه که میفرماید:﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾ او [خداوند] است که همۀ آنچه را در زمین است، برایتان آفریده است. (﴿وَأَسۡبَغَ عَلَيۡكُمۡ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةٗ وَبَاطِنَةٗ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که ما انسانها بخشی از آنها را نمیبینیم، فراوان به ما داده است؛ نعمت دنیا و نعمت دین، به دست آمدن منافع و دور شدن زیانها! پس وظیفۀ شماست که با دوست داشتن نعمت دهنده، و کرنش و فروتنی برای او، و با کمک گرفتن از نعمتهایش در راستای اطاعت از او، و کمک نگرفتن از آنها در مسیر نافرمانی وی، سپاس او را به جای آورید. (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن﴾) اما با وجود این همه نعمت، برخی از مردم سپاس نعمتهایش را بهجای نمیآورند، بلکه ناسپاسی میکنند؛ و به کسی که نعمتها را به ما داده است، کفر میورزند؛ و حقی را که خداوند کتابهایش را با آن نازل فرموده، و پیامبرانش را به همراه آن فرستاده است، انکار مینمایند. بنابراین (﴿يُجَٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَلَا هُدٗى وَلَا كِتَٰبٖ مُّنِيرٖ﴾) بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری، دربارۀ خدا به مجادله و ستیز میپردازند؛ یعنی از باطل دفاع میکنند تا حق را در هم بشکنند؛ و دستوری را که پیامبر از جانب خدا آورده است مبنی بر اینکه فقط خدا را پرستش کنید، رد نمایند. مجادلۀ آنان، بدون بینش و علم است؛ و از روی دانش، مجادله نمیکنند تا به آنها اجازۀ سخن داده شود؛ نیز بر اساس هدایت، مجادله نمیکنند که در این هدایت به هدایت یافتگان اقتدا کرده باشند. پس جدال و ستیز آنان، نه پایۀ عقلی دارد؛ و نه بر اساس منقولات و آنچه که در کتابها آمده است، استوار میباشد؛ و نه از روی اقتدا به هدایت یافتگان است، بلکه مجادلۀ چنین کسانی دربارۀ خدا، بر اساس تقلید از پدران هدایت نایافته، بلکه گمراه و گمراهگرشان است. (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواۡ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾) و هنگامی که به آنان گفته شود از آنچه خداوند بر پیامبرانش نازل فرموده است، پیروی کنید؛ چون آن حق است، و با دلایل آشکاری آن را برایتان روشن گردانده است، (﴿قَالُواۡ بَلۡ نَتَّبِعُ مَا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾) مخالفت کرده و میگویند: بلکه از چیزی پیروی میکنیم که پدران و نیاکان خود را بر آن یافتهایم. بنابراین آنچه را که پدران و نیاکان خود را بر آن یافتهایم، بهخاطر گفتۀ هیچ کسی رها نمیکنیم. خداوند در رد استدلال آنها و پدرانشان فرمود: (﴿أَوَلَوۡ كَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ يَدۡعُوهُمۡ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴾) مگر چنین نبوده است که شیطان، پدران آنها را به سوی آتش دوزخ فرا خواند، و آنان دعوت شیطان را پذیرفتند و به دنبال او حرکت کردند، و از زمرۀ شاگردان شیطان شدند، و سرگردانی بر آنها چیره شد؟! پس آیا باید از آنها پیروی کرد و راه آنان را درپیش گرفت؛ یا اینکه گمراهی پدرانشان، باید آنها را از در پیش گرفتن راه آنان برحذر دارد؟! و شیطان آنان و پدرانشان را بدین خاطر دعوت نمیکند که آنان را دوست دارد، بلکه از روی دشمنی و فریبکاری دعوتشان میکند، و در حقیقت پیروان شیطان دشمنان او هستند که مغلوب او گشته، و شیطان بر آنها مسلط شده است، و از اینکه آنها به سبب پذیرفتن دعوت او مستحق عذاب جهنم گردیدهاند، شادمان است.
لقمان 31:21
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ؛ آيا نديده ايد که خدا هر چه را که در آسمانها و زمين است رام شما، کرده است و نعمتهاي خود را چه آشکار و چه پنهان به تمامي بر شما ارزاني داشته ? و پاره اي از مردم بي هيچ دانشي يا راهنمايي و کتاب روشني ، در باره خدا جدال مي کنند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ؛ و چون به آنها بگويند : از آنچه خدا نازل کرده است متابعت کنيد ، گويند : نه ، ما از آييني که پدران خود را بر آن يافته ايم متابعت مي کنيم اگر چه شيطان به عذاب آتششان فرا خوانده باشد.
(20 - 21) خداوند با بیان نعمتهایش بر بندگان منت میگذارد، و آنها را به شکرگزاری و عدم غفلت فرا میخواند. پس میفرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَوۡاۡ﴾) آیا با چشمها و دلهایتان مشاهده نکردهاید، (﴿أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) که خداوند آنچه را در آسمانهاست، از قبیل: ماه و خورشید و ستارگان همه را در جهت سود و نفع بندگان مسخر کرده است؛ و حیوانات و درختان و کشتزارها و رودها و معدنها و امثال آن را که در زمین هستند، به نفع بندگان و برای آنها رام گردانیده است؟! همانگونه که میفرماید:﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾ او [خداوند] است که همۀ آنچه را در زمین است، برایتان آفریده است. (﴿وَأَسۡبَغَ عَلَيۡكُمۡ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةٗ وَبَاطِنَةٗ﴾) و نعمتهای ظاهری و باطنی که ما انسانها بخشی از آنها را نمیبینیم، فراوان به ما داده است؛ نعمت دنیا و نعمت دین، به دست آمدن منافع و دور شدن زیانها! پس وظیفۀ شماست که با دوست داشتن نعمت دهنده، و کرنش و فروتنی برای او، و با کمک گرفتن از نعمتهایش در راستای اطاعت از او، و کمک نگرفتن از آنها در مسیر نافرمانی وی، سپاس او را به جای آورید. (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن﴾) اما با وجود این همه نعمت، برخی از مردم سپاس نعمتهایش را بهجای نمیآورند، بلکه ناسپاسی میکنند؛ و به کسی که نعمتها را به ما داده است، کفر میورزند؛ و حقی را که خداوند کتابهایش را با آن نازل فرموده، و پیامبرانش را به همراه آن فرستاده است، انکار مینمایند. بنابراین (﴿يُجَٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَلَا هُدٗى وَلَا كِتَٰبٖ مُّنِيرٖ﴾) بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری، دربارۀ خدا به مجادله و ستیز میپردازند؛ یعنی از باطل دفاع میکنند تا حق را در هم بشکنند؛ و دستوری را که پیامبر از جانب خدا آورده است مبنی بر اینکه فقط خدا را پرستش کنید، رد نمایند. مجادلۀ آنان، بدون بینش و علم است؛ و از روی دانش، مجادله نمیکنند تا به آنها اجازۀ سخن داده شود؛ نیز بر اساس هدایت، مجادله نمیکنند که در این هدایت به هدایت یافتگان اقتدا کرده باشند. پس جدال و ستیز آنان، نه پایۀ عقلی دارد؛ و نه بر اساس منقولات و آنچه که در کتابها آمده است، استوار میباشد؛ و نه از روی اقتدا به هدایت یافتگان است، بلکه مجادلۀ چنین کسانی دربارۀ خدا، بر اساس تقلید از پدران هدایت نایافته، بلکه گمراه و گمراهگرشان است. (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواۡ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾) و هنگامی که به آنان گفته شود از آنچه خداوند بر پیامبرانش نازل فرموده است، پیروی کنید؛ چون آن حق است، و با دلایل آشکاری آن را برایتان روشن گردانده است، (﴿قَالُواۡ بَلۡ نَتَّبِعُ مَا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾) مخالفت کرده و میگویند: بلکه از چیزی پیروی میکنیم که پدران و نیاکان خود را بر آن یافتهایم. بنابراین آنچه را که پدران و نیاکان خود را بر آن یافتهایم، بهخاطر گفتۀ هیچ کسی رها نمیکنیم. خداوند در رد استدلال آنها و پدرانشان فرمود: (﴿أَوَلَوۡ كَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ يَدۡعُوهُمۡ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴾) مگر چنین نبوده است که شیطان، پدران آنها را به سوی آتش دوزخ فرا خواند، و آنان دعوت شیطان را پذیرفتند و به دنبال او حرکت کردند، و از زمرۀ شاگردان شیطان شدند، و سرگردانی بر آنها چیره شد؟! پس آیا باید از آنها پیروی کرد و راه آنان را درپیش گرفت؛ یا اینکه گمراهی پدرانشان، باید آنها را از در پیش گرفتن راه آنان برحذر دارد؟! و شیطان آنان و پدرانشان را بدین خاطر دعوت نمیکند که آنان را دوست دارد، بلکه از روی دشمنی و فریبکاری دعوتشان میکند، و در حقیقت پیروان شیطان دشمنان او هستند که مغلوب او گشته، و شیطان بر آنها مسلط شده است، و از اینکه آنها به سبب پذیرفتن دعوت او مستحق عذاب جهنم گردیدهاند، شادمان است.
لقمان 31:22
وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ هر که روي خويش به خدا کند و نيکوکار باشد هر آينه به دستگيره ، استواري چنگ زده است ، و پايان همه کارها به سوي خداست. وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ آن کسان که کافر شده اند کفرشان تو را غمگين نسازد بازگشتشان نزد ماست پس به کارهايي که کرده اند آگاهشان مي کنيم زيرا خدا به آنچه در دلها مي گذرد آگاه است. نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ؛ اندکي کاميابشان مي سازيم ، سپس به بيچارگي به عذاب سختشان مي کشانيم.
(22) (﴿وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾) و هر کس برای خداوند کرنش و فروتنی نماید، و با انجام دستورات الهی مطیع او باشد، و دین و عبادت را خالصانه برای او انجام دهد، (﴿وَهُوَ مُحۡسِنٞ﴾) در حالی که در آن فروتنی و مطیع بودن، نیکوکار باشد؛ یعنی عمل او مشروع بوده، و در آن از [سنت] پیامبر پیروی کرده باشد. به عبارتی دیگر هر کس با انجام همۀ عبادتها منقاد و مطیع خدا گردد، در حالی که در انجام دادن این عبادتها نیکوکار باشد؛ یعنی چنان خداوند را پرستش نماید که گویا او را میبیند؛ و اگر او را نمیبیند، خداوند وی را میبیند. یا میتوان گفت: هر کس با ادای حقوق خدا، منقاد و مطیع او باشد، در حالی که با بندگان به نیکی رفتار مینماید و حقوق آنها را به جای میآورد. و همۀ این معانی متلازم یکدیگرند، و فرق چندانی با هم ندارند؛ زیرا خلاصۀ همۀ آنها این است که فرد باید تمامی دستورات دین را به صورت کامل و به صورتی که پذیرفته میشود، انجام دهد. پس هرکس چنین کرد، مسلمان و مطیع خدا گشته است، و (﴿ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ﴾) به دستاویز محکمی چنگ زده است؛ دستاویزی که هر کس به آن چنگ زند، نجات مییابد؛ و از نابودی و هلاکت در امان خواهد بود، و به هر خیر و خوبی دست مییازد. و هر کس روی به خدای نیاورد و یا نیکوکار نباشد، به دستاویز سست و ضعیفی چنگ زده است. از این رو چیزی جز هلاکت و نابودی در پیش نخواهد داشت. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ﴾) و سرانجام کارها به سوی خداست. پس خداوند در میان بندگانش حکم مینماید، و آنها را بر حسب اعمالشان مجازات خواهد کرد. بنابراین بندگان باید برای آن روز آمادگی پیدا کنند.
(23) (﴿وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحۡزُنكَ كُفۡرُهُۥٓ﴾) و هر کس که کافر شود، کفر او تو را غمگین نسازد؛ چرا که وظیفۀ دعوت و رساندن آن به گوش مردم، بر عهدۀ تو است، و آن را به نحو احسن انجام دادهای. پس بعد از این اگر کسی هدایت نشود، خداوند پاداش تو را میدهد؛ و به خاطر هدایت نیافتن مردم، جایی برای غمگین شدن وجود ندارد؛ چون اگر فردی که کافر میشود خیری در او بود، خداوند او را هدایت میکرد. و نیز از این غمگین مباش که آنها بر دشمنی ورزیدن با تو جرأت میکنند، و به ستیز با تو بر میخیزند، و به کفر و گمراهی خود ادامه میدهند؛ نیز از این ناراحت مباش که عذاب خدا فوراً آنها را فرا نمیگیرد؛ زیرا (﴿إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاۡ﴾) بازگشت آنان به سوی ما است، و ما آنها را از کفر و دشمنیشان، و تلاشی که برای خاموش کردن نور خدا انجام دادهاند، و اذیت و آزاری که به پیامبران رساندهاند آگاه میسازیم. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُور﴾) بیگمان، خداوند به راز دلها آگاه است؛ رازهایی که به زبان آورده نشدهاند، پس آنچه که آشکار و پیداست چگونه خواهد بود؟!
(24) (﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا﴾) آنان را اندکی در دنیا بهرهمند میسازیم تا گناهشان بیشتر گردد، و عذابشان کاملتر شود، (﴿ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾) سپس آنها را به تحمل عذابی بزرگ و سخت وادار میکنیم؛ عذابی که بس بزرگ و شدید و دردناک است.
لقمان 31:23
وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ هر که روي خويش به خدا کند و نيکوکار باشد هر آينه به دستگيره ، استواري چنگ زده است ، و پايان همه کارها به سوي خداست. وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ آن کسان که کافر شده اند کفرشان تو را غمگين نسازد بازگشتشان نزد ماست پس به کارهايي که کرده اند آگاهشان مي کنيم زيرا خدا به آنچه در دلها مي گذرد آگاه است. نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ؛ اندکي کاميابشان مي سازيم ، سپس به بيچارگي به عذاب سختشان مي کشانيم.
(22) (﴿وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾) و هر کس برای خداوند کرنش و فروتنی نماید، و با انجام دستورات الهی مطیع او باشد، و دین و عبادت را خالصانه برای او انجام دهد، (﴿وَهُوَ مُحۡسِنٞ﴾) در حالی که در آن فروتنی و مطیع بودن، نیکوکار باشد؛ یعنی عمل او مشروع بوده، و در آن از [سنت] پیامبر پیروی کرده باشد. به عبارتی دیگر هر کس با انجام همۀ عبادتها منقاد و مطیع خدا گردد، در حالی که در انجام دادن این عبادتها نیکوکار باشد؛ یعنی چنان خداوند را پرستش نماید که گویا او را میبیند؛ و اگر او را نمیبیند، خداوند وی را میبیند. یا میتوان گفت: هر کس با ادای حقوق خدا، منقاد و مطیع او باشد، در حالی که با بندگان به نیکی رفتار مینماید و حقوق آنها را به جای میآورد. و همۀ این معانی متلازم یکدیگرند، و فرق چندانی با هم ندارند؛ زیرا خلاصۀ همۀ آنها این است که فرد باید تمامی دستورات دین را به صورت کامل و به صورتی که پذیرفته میشود، انجام دهد. پس هرکس چنین کرد، مسلمان و مطیع خدا گشته است، و (﴿ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ﴾) به دستاویز محکمی چنگ زده است؛ دستاویزی که هر کس به آن چنگ زند، نجات مییابد؛ و از نابودی و هلاکت در امان خواهد بود، و به هر خیر و خوبی دست مییازد. و هر کس روی به خدای نیاورد و یا نیکوکار نباشد، به دستاویز سست و ضعیفی چنگ زده است. از این رو چیزی جز هلاکت و نابودی در پیش نخواهد داشت. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ﴾) و سرانجام کارها به سوی خداست. پس خداوند در میان بندگانش حکم مینماید، و آنها را بر حسب اعمالشان مجازات خواهد کرد. بنابراین بندگان باید برای آن روز آمادگی پیدا کنند.
(23) (﴿وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحۡزُنكَ كُفۡرُهُۥٓ﴾) و هر کس که کافر شود، کفر او تو را غمگین نسازد؛ چرا که وظیفۀ دعوت و رساندن آن به گوش مردم، بر عهدۀ تو است، و آن را به نحو احسن انجام دادهای. پس بعد از این اگر کسی هدایت نشود، خداوند پاداش تو را میدهد؛ و به خاطر هدایت نیافتن مردم، جایی برای غمگین شدن وجود ندارد؛ چون اگر فردی که کافر میشود خیری در او بود، خداوند او را هدایت میکرد. و نیز از این غمگین مباش که آنها بر دشمنی ورزیدن با تو جرأت میکنند، و به ستیز با تو بر میخیزند، و به کفر و گمراهی خود ادامه میدهند؛ نیز از این ناراحت مباش که عذاب خدا فوراً آنها را فرا نمیگیرد؛ زیرا (﴿إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاۡ﴾) بازگشت آنان به سوی ما است، و ما آنها را از کفر و دشمنیشان، و تلاشی که برای خاموش کردن نور خدا انجام دادهاند، و اذیت و آزاری که به پیامبران رساندهاند آگاه میسازیم. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُور﴾) بیگمان، خداوند به راز دلها آگاه است؛ رازهایی که به زبان آورده نشدهاند، پس آنچه که آشکار و پیداست چگونه خواهد بود؟!
(24) (﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا﴾) آنان را اندکی در دنیا بهرهمند میسازیم تا گناهشان بیشتر گردد، و عذابشان کاملتر شود، (﴿ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾) سپس آنها را به تحمل عذابی بزرگ و سخت وادار میکنیم؛ عذابی که بس بزرگ و شدید و دردناک است.
لقمان 31:24
وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ هر که روي خويش به خدا کند و نيکوکار باشد هر آينه به دستگيره ، استواري چنگ زده است ، و پايان همه کارها به سوي خداست. وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ آن کسان که کافر شده اند کفرشان تو را غمگين نسازد بازگشتشان نزد ماست پس به کارهايي که کرده اند آگاهشان مي کنيم زيرا خدا به آنچه در دلها مي گذرد آگاه است. نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ؛ اندکي کاميابشان مي سازيم ، سپس به بيچارگي به عذاب سختشان مي کشانيم.
(22) (﴿وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾) و هر کس برای خداوند کرنش و فروتنی نماید، و با انجام دستورات الهی مطیع او باشد، و دین و عبادت را خالصانه برای او انجام دهد، (﴿وَهُوَ مُحۡسِنٞ﴾) در حالی که در آن فروتنی و مطیع بودن، نیکوکار باشد؛ یعنی عمل او مشروع بوده، و در آن از [سنت] پیامبر پیروی کرده باشد. به عبارتی دیگر هر کس با انجام همۀ عبادتها منقاد و مطیع خدا گردد، در حالی که در انجام دادن این عبادتها نیکوکار باشد؛ یعنی چنان خداوند را پرستش نماید که گویا او را میبیند؛ و اگر او را نمیبیند، خداوند وی را میبیند. یا میتوان گفت: هر کس با ادای حقوق خدا، منقاد و مطیع او باشد، در حالی که با بندگان به نیکی رفتار مینماید و حقوق آنها را به جای میآورد. و همۀ این معانی متلازم یکدیگرند، و فرق چندانی با هم ندارند؛ زیرا خلاصۀ همۀ آنها این است که فرد باید تمامی دستورات دین را به صورت کامل و به صورتی که پذیرفته میشود، انجام دهد. پس هرکس چنین کرد، مسلمان و مطیع خدا گشته است، و (﴿ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ﴾) به دستاویز محکمی چنگ زده است؛ دستاویزی که هر کس به آن چنگ زند، نجات مییابد؛ و از نابودی و هلاکت در امان خواهد بود، و به هر خیر و خوبی دست مییازد. و هر کس روی به خدای نیاورد و یا نیکوکار نباشد، به دستاویز سست و ضعیفی چنگ زده است. از این رو چیزی جز هلاکت و نابودی در پیش نخواهد داشت. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ﴾) و سرانجام کارها به سوی خداست. پس خداوند در میان بندگانش حکم مینماید، و آنها را بر حسب اعمالشان مجازات خواهد کرد. بنابراین بندگان باید برای آن روز آمادگی پیدا کنند.
(23) (﴿وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحۡزُنكَ كُفۡرُهُۥٓ﴾) و هر کس که کافر شود، کفر او تو را غمگین نسازد؛ چرا که وظیفۀ دعوت و رساندن آن به گوش مردم، بر عهدۀ تو است، و آن را به نحو احسن انجام دادهای. پس بعد از این اگر کسی هدایت نشود، خداوند پاداش تو را میدهد؛ و به خاطر هدایت نیافتن مردم، جایی برای غمگین شدن وجود ندارد؛ چون اگر فردی که کافر میشود خیری در او بود، خداوند او را هدایت میکرد. و نیز از این غمگین مباش که آنها بر دشمنی ورزیدن با تو جرأت میکنند، و به ستیز با تو بر میخیزند، و به کفر و گمراهی خود ادامه میدهند؛ نیز از این ناراحت مباش که عذاب خدا فوراً آنها را فرا نمیگیرد؛ زیرا (﴿إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاۡ﴾) بازگشت آنان به سوی ما است، و ما آنها را از کفر و دشمنیشان، و تلاشی که برای خاموش کردن نور خدا انجام دادهاند، و اذیت و آزاری که به پیامبران رساندهاند آگاه میسازیم. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُور﴾) بیگمان، خداوند به راز دلها آگاه است؛ رازهایی که به زبان آورده نشدهاند، پس آنچه که آشکار و پیداست چگونه خواهد بود؟!
(24) (﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا﴾) آنان را اندکی در دنیا بهرهمند میسازیم تا گناهشان بیشتر گردد، و عذابشان کاملتر شود، (﴿ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾) سپس آنها را به تحمل عذابی بزرگ و سخت وادار میکنیم؛ عذابی که بس بزرگ و شدید و دردناک است.
لقمان 31:25
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ اگر از آنها بپرسي : چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است ? خواهند گفت ، : خدا بگو : سپاس خدا را بلکه بيشترشان نادانند. لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ از آن خداست آنچه در آسمانها و زمين است و خدا بي نياز و ستودني است. وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و اگر همه درختان روي زمين قلم شوند و دريا مرکب و هفت درياي ديگر به مددش بيايد ، سخنان خدا پايان نمي يابد و خدا پيروزمند و حکيم است. مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ؛ آفرينش همه شما و باز زنده کردنتان تنها همانند زنده کردن يک تن است هر آينه خدا شنوا و بيناست.
(25) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) و اگر از این مشرکین که حق را تکذیب کردهاند بپرسی آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است؟ خواهند دانست که بتهای آنها چیزی را نیافریدهاند، (﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾) و میگویند خداوند به تنهایی آسمانها و زمین را آفریده است. (﴿قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) پس به طریقهای الزام آور، و با استدلال به آنچه که بدان اعتراف و اقرار کردهاند، انکار و عدم پذیرش آنان را محکوم بگردان، و به آنها بگو: ستایش خدایی را که نور را آشکار نمود، و خودتان را علیه خویشتن به اعتراف وا داشت. پس اگر آنها این حقیقت را میدانستند، یقین میکردند که فقط باید خداوندِ برحق و یگانه را پرستش نمود. (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشترشان نمیدانند؛ بنابراین چیزهای دیگری را از سر شک و تردید -نه از روی بینش و آگاهی- شریک خدا قرار دادهاند. سپس این دو آیه را به عنوان نمونهای از گستردگی صفتهای خداوند بیان کرد تا بندگانش را به شناخت و محبت خویش و یگانه پرستی و اخلاص فرا بخواند.
(26) پس فراگیر بودن فرمانرواییاش را بیان کرد و فرمود: همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است، و تمامی جهان بالا و پایین، قلمرو پادشاهی و فرمانروایی خداست؛ و با دستورات تقدیری و فرمانهای شرعی و جزایی خویش بر آن حکمرانی میکند. و همه، بندگان اویند و تحت تدبیر و مسخر او هستند؛ و کوچکترین چیزی از فرمانروایی در دست آنها نیست؛ و خداوند توانگر بینیاز است؛ پس به آنچه که آفریدههایش بدان نیاز دارند، نیازی ندارد. ﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ﴾ من از آنها روزی نمیطلبم، و نمیخواهم مرا خوراک و روزی بدهند. و عمل پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان کوچکترین فایدهای به خدا نمیرساند، بلکه عملشان به خودشان فایده میرساند، و خداوند از آنها و از اعمالشان بینیاز است. و از مصادیق توانگری و بینیازیاش این است که آنان را در دنیا و آخرتشان بینیاز کرده است. سپس خداوند از گستردگی حمد و ستایش خود خبر داد و فرمود: حمد و ستایش او، از لوازم ذاتش است، و او از همه جهات ستوده میباشد. پس او در ذات و صفاتش ستوده است؛ و به خاطر هر صفتی از صفاتش، سزاوار کاملترین ستایش میباشد؛ چون صفتهای او سرشار از عظمت و بزرگی هستند. و به خاطر همۀ آنچه که آفریده و انجام داده، و بر همۀ آنچه که بدان دستور داده و یا از آن نهی کرده است، ستایش میشود. نیز به خاطر همۀ آنچه که در رابطه با بندگانش به اجرا درآورده، و به خاطر آنچه که در میان بندگانش در دنیا و آخرت حکم و داوری مینماید، مورد ستایش است.
(27) سپس خداوند از گستردگی سخن و عظمت گفتههایش خبر داد، و این عظمت را چنان شرح داد که کاملاً در قلبها اثر میگذارد، و به دل مینشیند، و عقلها را حیران میگرداند، و خردمندان و ارباب بینش را به سیر و سلوک در راه شناخت آن وا میدارد. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ﴾) و اگر همۀ درختانی که روی زمین هستند، قلم شوند؛ و دریا جوهر گردد، و هفت دریا به این دریا اضافه شوند؛ این قلمها شکسته میشوند، و از بین میروند؛ و دریاهایی که مرکب و جوهر گردیدهاند، تمام میشوند، اما سخنان خدا پایان نمیپذیرند. و این مبالغه نیست که حقیقت نداشته باشد، بلکه خداوند میداند که عقلها از احاطه و درک کامل صفتهایش قاصرند، و میداند شناخت بندگان نسبت به خدایشان، بهترین نعمتی است که پروردگار به آنها داده؛ و بزرگترین فضیلتی است که بندگان به دست آوردهاند. اما بندگان به صورت کامل آن را درک نمیکنند؛ ولی آنچه که همهاش را نمیتوان دریافت، همهاش را هم نمیتوان رها کرد؛ از این رو خداوند بندگان را آگاه ساخت تا دلهایشان روشن گردد، و از آنچه که بدان رسیدهاند به آنچه که به آن دست نیافتهاند، استدلال کنند؛ و همان چیزی را بگویند که برترین آنها و کسی که آگاهیاش از همه نسبت به پروردگار بیشتر بود، گفته است:«نمیتوانیم تو را کاملاً ستایش کنیم، تو آن گونه هستی که خودت را ستایش کردهای.» وگرنه مسئله از این نیز فراتر میباشد، و این مثال فقط برای نزدیک کردن مفهومی است که فهم و ذهن آدمی به آن نمیرسد، وگرنه حتی چنانچه درختان چندین برابر شوند، و دریاها چندین برابر گردند، باز تمام شدن آنها متصور است؛ چون مخلوق و آفریده هستند، ولی نمیتوان تصور کرد که کلام خدا تمام شود، بلکه دلیل شرعی و عقلی مارا راهنمایی میکند که کلام خدا تمام شدنی نیست و پایانی ندارد. پس همه چیز تمام میشود جز خداوند و صفاتش. ﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾ و همانا پایان همه چیز به سوی پروردگارت است. و هرگاه عقل، حقیقت اول و آخر بودن خدا را تصور کند؛ و هرچه را از زمانهای گذشته در ذهن فرض نماید، خداوند قبل از آن بوده است؛ و هرچه را از زمانهای آینده در ذهن فرض کند، خداوند بعد از آن نیز وجود دارد و پایانی ندارد؛ و خداوند در همۀ اوقات فرمان میدهد و سخن میگوید؛ و هرطور که بخواهد عمل میکند؛ و هرگاه کاری را بخواهد هیچ چیزی نمیتواند مانع گفتهها و کارهایش شود؛ هرگاه عقل این را تصور نماید، میداند مثالی که خداوند برای سخن خود زده است، برای این است تا بندگان چیزی از آن را دریابند، وگرنه مسئله از این هم بالاتر و بزرگتر میباشد. سپس خداوند، بزرگی قدرت و کمال فرزانگی و حکمت خویش را بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾) همانا خداوند توانمند است، و همۀ توانمندی از آن اوست؛ و هیچ قدرتی در جهان بالا و پایین وجود ندارد مگر اینکه از جانب اوست؛ و او با قدرت خویش همۀ آفریدهها را مقهور و مغلوب گردانیده، و در آنها تصرف نموده است، و به تدبیر امور آنها میپردازد. و با حکمت خویش آفریدهها را آفریده، و آن را با حکمت آغاز نموده است، و هدف و مقصود از آن را نیز سراسر حکمت قرار داده است، همچنین امر و نهی او از سر حکمت به وجود آمده است، و هدفی که از آن مد نظر بوده است، حکمت میباشد. پس او در آفرینش، و فرمانش دارای حکمت میباشد.
(28) سپس خداوند عظمت قدرت وکمال آن را بیان نمود، و اینکه عقل نمیتواند آن [=عظمت و قدرت] را تصور نماید. پس فرمود: (﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾) آفرینش شما و برانگیختنتان جز مانند آفرینش و برانگیختن یک تن نیست. و این چیزی است که عقلها را حیران میسازد. آفرینش همۀ مردم -با اینکه زیادند- و زنده کردن آنها در یک چشم به هم زدن پس از مردنشان، و بعد از اینکه از هم پاشیده شدند، مانند آفرینش یک تن است! بنابراین بعید دانستن رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ، و سزا و جزا دادن به خاطر اعمال، دلیلی جز جهل و نا آگاهی از عظمت و قدرت خدا ندارد. سپس این را بیان نمود که شنوایی او، همۀ شنیدنیها را احاطه دارد؛ و بیناییاش همۀ دیدنیها را میبیند. و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ﴾) همانا خداوند شنوای بیناست.
لقمان 31:26
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ اگر از آنها بپرسي : چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است ? خواهند گفت ، : خدا بگو : سپاس خدا را بلکه بيشترشان نادانند. لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ از آن خداست آنچه در آسمانها و زمين است و خدا بي نياز و ستودني است. وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و اگر همه درختان روي زمين قلم شوند و دريا مرکب و هفت درياي ديگر به مددش بيايد ، سخنان خدا پايان نمي يابد و خدا پيروزمند و حکيم است. مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ؛ آفرينش همه شما و باز زنده کردنتان تنها همانند زنده کردن يک تن است هر آينه خدا شنوا و بيناست.
(25) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) و اگر از این مشرکین که حق را تکذیب کردهاند بپرسی آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است؟ خواهند دانست که بتهای آنها چیزی را نیافریدهاند، (﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾) و میگویند خداوند به تنهایی آسمانها و زمین را آفریده است. (﴿قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) پس به طریقهای الزام آور، و با استدلال به آنچه که بدان اعتراف و اقرار کردهاند، انکار و عدم پذیرش آنان را محکوم بگردان، و به آنها بگو: ستایش خدایی را که نور را آشکار نمود، و خودتان را علیه خویشتن به اعتراف وا داشت. پس اگر آنها این حقیقت را میدانستند، یقین میکردند که فقط باید خداوندِ برحق و یگانه را پرستش نمود. (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشترشان نمیدانند؛ بنابراین چیزهای دیگری را از سر شک و تردید -نه از روی بینش و آگاهی- شریک خدا قرار دادهاند. سپس این دو آیه را به عنوان نمونهای از گستردگی صفتهای خداوند بیان کرد تا بندگانش را به شناخت و محبت خویش و یگانه پرستی و اخلاص فرا بخواند.
(26) پس فراگیر بودن فرمانرواییاش را بیان کرد و فرمود: همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است، و تمامی جهان بالا و پایین، قلمرو پادشاهی و فرمانروایی خداست؛ و با دستورات تقدیری و فرمانهای شرعی و جزایی خویش بر آن حکمرانی میکند. و همه، بندگان اویند و تحت تدبیر و مسخر او هستند؛ و کوچکترین چیزی از فرمانروایی در دست آنها نیست؛ و خداوند توانگر بینیاز است؛ پس به آنچه که آفریدههایش بدان نیاز دارند، نیازی ندارد. ﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ﴾ من از آنها روزی نمیطلبم، و نمیخواهم مرا خوراک و روزی بدهند. و عمل پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان کوچکترین فایدهای به خدا نمیرساند، بلکه عملشان به خودشان فایده میرساند، و خداوند از آنها و از اعمالشان بینیاز است. و از مصادیق توانگری و بینیازیاش این است که آنان را در دنیا و آخرتشان بینیاز کرده است. سپس خداوند از گستردگی حمد و ستایش خود خبر داد و فرمود: حمد و ستایش او، از لوازم ذاتش است، و او از همه جهات ستوده میباشد. پس او در ذات و صفاتش ستوده است؛ و به خاطر هر صفتی از صفاتش، سزاوار کاملترین ستایش میباشد؛ چون صفتهای او سرشار از عظمت و بزرگی هستند. و به خاطر همۀ آنچه که آفریده و انجام داده، و بر همۀ آنچه که بدان دستور داده و یا از آن نهی کرده است، ستایش میشود. نیز به خاطر همۀ آنچه که در رابطه با بندگانش به اجرا درآورده، و به خاطر آنچه که در میان بندگانش در دنیا و آخرت حکم و داوری مینماید، مورد ستایش است.
(27) سپس خداوند از گستردگی سخن و عظمت گفتههایش خبر داد، و این عظمت را چنان شرح داد که کاملاً در قلبها اثر میگذارد، و به دل مینشیند، و عقلها را حیران میگرداند، و خردمندان و ارباب بینش را به سیر و سلوک در راه شناخت آن وا میدارد. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ﴾) و اگر همۀ درختانی که روی زمین هستند، قلم شوند؛ و دریا جوهر گردد، و هفت دریا به این دریا اضافه شوند؛ این قلمها شکسته میشوند، و از بین میروند؛ و دریاهایی که مرکب و جوهر گردیدهاند، تمام میشوند، اما سخنان خدا پایان نمیپذیرند. و این مبالغه نیست که حقیقت نداشته باشد، بلکه خداوند میداند که عقلها از احاطه و درک کامل صفتهایش قاصرند، و میداند شناخت بندگان نسبت به خدایشان، بهترین نعمتی است که پروردگار به آنها داده؛ و بزرگترین فضیلتی است که بندگان به دست آوردهاند. اما بندگان به صورت کامل آن را درک نمیکنند؛ ولی آنچه که همهاش را نمیتوان دریافت، همهاش را هم نمیتوان رها کرد؛ از این رو خداوند بندگان را آگاه ساخت تا دلهایشان روشن گردد، و از آنچه که بدان رسیدهاند به آنچه که به آن دست نیافتهاند، استدلال کنند؛ و همان چیزی را بگویند که برترین آنها و کسی که آگاهیاش از همه نسبت به پروردگار بیشتر بود، گفته است:«نمیتوانیم تو را کاملاً ستایش کنیم، تو آن گونه هستی که خودت را ستایش کردهای.» وگرنه مسئله از این نیز فراتر میباشد، و این مثال فقط برای نزدیک کردن مفهومی است که فهم و ذهن آدمی به آن نمیرسد، وگرنه حتی چنانچه درختان چندین برابر شوند، و دریاها چندین برابر گردند، باز تمام شدن آنها متصور است؛ چون مخلوق و آفریده هستند، ولی نمیتوان تصور کرد که کلام خدا تمام شود، بلکه دلیل شرعی و عقلی مارا راهنمایی میکند که کلام خدا تمام شدنی نیست و پایانی ندارد. پس همه چیز تمام میشود جز خداوند و صفاتش. ﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾ و همانا پایان همه چیز به سوی پروردگارت است. و هرگاه عقل، حقیقت اول و آخر بودن خدا را تصور کند؛ و هرچه را از زمانهای گذشته در ذهن فرض نماید، خداوند قبل از آن بوده است؛ و هرچه را از زمانهای آینده در ذهن فرض کند، خداوند بعد از آن نیز وجود دارد و پایانی ندارد؛ و خداوند در همۀ اوقات فرمان میدهد و سخن میگوید؛ و هرطور که بخواهد عمل میکند؛ و هرگاه کاری را بخواهد هیچ چیزی نمیتواند مانع گفتهها و کارهایش شود؛ هرگاه عقل این را تصور نماید، میداند مثالی که خداوند برای سخن خود زده است، برای این است تا بندگان چیزی از آن را دریابند، وگرنه مسئله از این هم بالاتر و بزرگتر میباشد. سپس خداوند، بزرگی قدرت و کمال فرزانگی و حکمت خویش را بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾) همانا خداوند توانمند است، و همۀ توانمندی از آن اوست؛ و هیچ قدرتی در جهان بالا و پایین وجود ندارد مگر اینکه از جانب اوست؛ و او با قدرت خویش همۀ آفریدهها را مقهور و مغلوب گردانیده، و در آنها تصرف نموده است، و به تدبیر امور آنها میپردازد. و با حکمت خویش آفریدهها را آفریده، و آن را با حکمت آغاز نموده است، و هدف و مقصود از آن را نیز سراسر حکمت قرار داده است، همچنین امر و نهی او از سر حکمت به وجود آمده است، و هدفی که از آن مد نظر بوده است، حکمت میباشد. پس او در آفرینش، و فرمانش دارای حکمت میباشد.
(28) سپس خداوند عظمت قدرت وکمال آن را بیان نمود، و اینکه عقل نمیتواند آن [=عظمت و قدرت] را تصور نماید. پس فرمود: (﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾) آفرینش شما و برانگیختنتان جز مانند آفرینش و برانگیختن یک تن نیست. و این چیزی است که عقلها را حیران میسازد. آفرینش همۀ مردم -با اینکه زیادند- و زنده کردن آنها در یک چشم به هم زدن پس از مردنشان، و بعد از اینکه از هم پاشیده شدند، مانند آفرینش یک تن است! بنابراین بعید دانستن رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ، و سزا و جزا دادن به خاطر اعمال، دلیلی جز جهل و نا آگاهی از عظمت و قدرت خدا ندارد. سپس این را بیان نمود که شنوایی او، همۀ شنیدنیها را احاطه دارد؛ و بیناییاش همۀ دیدنیها را میبیند. و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ﴾) همانا خداوند شنوای بیناست.
لقمان 31:27
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ اگر از آنها بپرسي : چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است ? خواهند گفت ، : خدا بگو : سپاس خدا را بلکه بيشترشان نادانند. لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ از آن خداست آنچه در آسمانها و زمين است و خدا بي نياز و ستودني است. وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و اگر همه درختان روي زمين قلم شوند و دريا مرکب و هفت درياي ديگر به مددش بيايد ، سخنان خدا پايان نمي يابد و خدا پيروزمند و حکيم است. مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ؛ آفرينش همه شما و باز زنده کردنتان تنها همانند زنده کردن يک تن است هر آينه خدا شنوا و بيناست.
(25) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) و اگر از این مشرکین که حق را تکذیب کردهاند بپرسی آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است؟ خواهند دانست که بتهای آنها چیزی را نیافریدهاند، (﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾) و میگویند خداوند به تنهایی آسمانها و زمین را آفریده است. (﴿قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) پس به طریقهای الزام آور، و با استدلال به آنچه که بدان اعتراف و اقرار کردهاند، انکار و عدم پذیرش آنان را محکوم بگردان، و به آنها بگو: ستایش خدایی را که نور را آشکار نمود، و خودتان را علیه خویشتن به اعتراف وا داشت. پس اگر آنها این حقیقت را میدانستند، یقین میکردند که فقط باید خداوندِ برحق و یگانه را پرستش نمود. (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشترشان نمیدانند؛ بنابراین چیزهای دیگری را از سر شک و تردید -نه از روی بینش و آگاهی- شریک خدا قرار دادهاند. سپس این دو آیه را به عنوان نمونهای از گستردگی صفتهای خداوند بیان کرد تا بندگانش را به شناخت و محبت خویش و یگانه پرستی و اخلاص فرا بخواند.
(26) پس فراگیر بودن فرمانرواییاش را بیان کرد و فرمود: همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است، و تمامی جهان بالا و پایین، قلمرو پادشاهی و فرمانروایی خداست؛ و با دستورات تقدیری و فرمانهای شرعی و جزایی خویش بر آن حکمرانی میکند. و همه، بندگان اویند و تحت تدبیر و مسخر او هستند؛ و کوچکترین چیزی از فرمانروایی در دست آنها نیست؛ و خداوند توانگر بینیاز است؛ پس به آنچه که آفریدههایش بدان نیاز دارند، نیازی ندارد. ﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ﴾ من از آنها روزی نمیطلبم، و نمیخواهم مرا خوراک و روزی بدهند. و عمل پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان کوچکترین فایدهای به خدا نمیرساند، بلکه عملشان به خودشان فایده میرساند، و خداوند از آنها و از اعمالشان بینیاز است. و از مصادیق توانگری و بینیازیاش این است که آنان را در دنیا و آخرتشان بینیاز کرده است. سپس خداوند از گستردگی حمد و ستایش خود خبر داد و فرمود: حمد و ستایش او، از لوازم ذاتش است، و او از همه جهات ستوده میباشد. پس او در ذات و صفاتش ستوده است؛ و به خاطر هر صفتی از صفاتش، سزاوار کاملترین ستایش میباشد؛ چون صفتهای او سرشار از عظمت و بزرگی هستند. و به خاطر همۀ آنچه که آفریده و انجام داده، و بر همۀ آنچه که بدان دستور داده و یا از آن نهی کرده است، ستایش میشود. نیز به خاطر همۀ آنچه که در رابطه با بندگانش به اجرا درآورده، و به خاطر آنچه که در میان بندگانش در دنیا و آخرت حکم و داوری مینماید، مورد ستایش است.
(27) سپس خداوند از گستردگی سخن و عظمت گفتههایش خبر داد، و این عظمت را چنان شرح داد که کاملاً در قلبها اثر میگذارد، و به دل مینشیند، و عقلها را حیران میگرداند، و خردمندان و ارباب بینش را به سیر و سلوک در راه شناخت آن وا میدارد. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ﴾) و اگر همۀ درختانی که روی زمین هستند، قلم شوند؛ و دریا جوهر گردد، و هفت دریا به این دریا اضافه شوند؛ این قلمها شکسته میشوند، و از بین میروند؛ و دریاهایی که مرکب و جوهر گردیدهاند، تمام میشوند، اما سخنان خدا پایان نمیپذیرند. و این مبالغه نیست که حقیقت نداشته باشد، بلکه خداوند میداند که عقلها از احاطه و درک کامل صفتهایش قاصرند، و میداند شناخت بندگان نسبت به خدایشان، بهترین نعمتی است که پروردگار به آنها داده؛ و بزرگترین فضیلتی است که بندگان به دست آوردهاند. اما بندگان به صورت کامل آن را درک نمیکنند؛ ولی آنچه که همهاش را نمیتوان دریافت، همهاش را هم نمیتوان رها کرد؛ از این رو خداوند بندگان را آگاه ساخت تا دلهایشان روشن گردد، و از آنچه که بدان رسیدهاند به آنچه که به آن دست نیافتهاند، استدلال کنند؛ و همان چیزی را بگویند که برترین آنها و کسی که آگاهیاش از همه نسبت به پروردگار بیشتر بود، گفته است:«نمیتوانیم تو را کاملاً ستایش کنیم، تو آن گونه هستی که خودت را ستایش کردهای.» وگرنه مسئله از این نیز فراتر میباشد، و این مثال فقط برای نزدیک کردن مفهومی است که فهم و ذهن آدمی به آن نمیرسد، وگرنه حتی چنانچه درختان چندین برابر شوند، و دریاها چندین برابر گردند، باز تمام شدن آنها متصور است؛ چون مخلوق و آفریده هستند، ولی نمیتوان تصور کرد که کلام خدا تمام شود، بلکه دلیل شرعی و عقلی مارا راهنمایی میکند که کلام خدا تمام شدنی نیست و پایانی ندارد. پس همه چیز تمام میشود جز خداوند و صفاتش. ﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾ و همانا پایان همه چیز به سوی پروردگارت است. و هرگاه عقل، حقیقت اول و آخر بودن خدا را تصور کند؛ و هرچه را از زمانهای گذشته در ذهن فرض نماید، خداوند قبل از آن بوده است؛ و هرچه را از زمانهای آینده در ذهن فرض کند، خداوند بعد از آن نیز وجود دارد و پایانی ندارد؛ و خداوند در همۀ اوقات فرمان میدهد و سخن میگوید؛ و هرطور که بخواهد عمل میکند؛ و هرگاه کاری را بخواهد هیچ چیزی نمیتواند مانع گفتهها و کارهایش شود؛ هرگاه عقل این را تصور نماید، میداند مثالی که خداوند برای سخن خود زده است، برای این است تا بندگان چیزی از آن را دریابند، وگرنه مسئله از این هم بالاتر و بزرگتر میباشد. سپس خداوند، بزرگی قدرت و کمال فرزانگی و حکمت خویش را بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾) همانا خداوند توانمند است، و همۀ توانمندی از آن اوست؛ و هیچ قدرتی در جهان بالا و پایین وجود ندارد مگر اینکه از جانب اوست؛ و او با قدرت خویش همۀ آفریدهها را مقهور و مغلوب گردانیده، و در آنها تصرف نموده است، و به تدبیر امور آنها میپردازد. و با حکمت خویش آفریدهها را آفریده، و آن را با حکمت آغاز نموده است، و هدف و مقصود از آن را نیز سراسر حکمت قرار داده است، همچنین امر و نهی او از سر حکمت به وجود آمده است، و هدفی که از آن مد نظر بوده است، حکمت میباشد. پس او در آفرینش، و فرمانش دارای حکمت میباشد.
(28) سپس خداوند عظمت قدرت وکمال آن را بیان نمود، و اینکه عقل نمیتواند آن [=عظمت و قدرت] را تصور نماید. پس فرمود: (﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾) آفرینش شما و برانگیختنتان جز مانند آفرینش و برانگیختن یک تن نیست. و این چیزی است که عقلها را حیران میسازد. آفرینش همۀ مردم -با اینکه زیادند- و زنده کردن آنها در یک چشم به هم زدن پس از مردنشان، و بعد از اینکه از هم پاشیده شدند، مانند آفرینش یک تن است! بنابراین بعید دانستن رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ، و سزا و جزا دادن به خاطر اعمال، دلیلی جز جهل و نا آگاهی از عظمت و قدرت خدا ندارد. سپس این را بیان نمود که شنوایی او، همۀ شنیدنیها را احاطه دارد؛ و بیناییاش همۀ دیدنیها را میبیند. و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ﴾) همانا خداوند شنوای بیناست.
لقمان 31:28
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ اگر از آنها بپرسي : چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است ? خواهند گفت ، : خدا بگو : سپاس خدا را بلکه بيشترشان نادانند. لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ از آن خداست آنچه در آسمانها و زمين است و خدا بي نياز و ستودني است. وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و اگر همه درختان روي زمين قلم شوند و دريا مرکب و هفت درياي ديگر به مددش بيايد ، سخنان خدا پايان نمي يابد و خدا پيروزمند و حکيم است. مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ؛ آفرينش همه شما و باز زنده کردنتان تنها همانند زنده کردن يک تن است هر آينه خدا شنوا و بيناست.
(25) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) و اگر از این مشرکین که حق را تکذیب کردهاند بپرسی آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است؟ خواهند دانست که بتهای آنها چیزی را نیافریدهاند، (﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾) و میگویند خداوند به تنهایی آسمانها و زمین را آفریده است. (﴿قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) پس به طریقهای الزام آور، و با استدلال به آنچه که بدان اعتراف و اقرار کردهاند، انکار و عدم پذیرش آنان را محکوم بگردان، و به آنها بگو: ستایش خدایی را که نور را آشکار نمود، و خودتان را علیه خویشتن به اعتراف وا داشت. پس اگر آنها این حقیقت را میدانستند، یقین میکردند که فقط باید خداوندِ برحق و یگانه را پرستش نمود. (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشترشان نمیدانند؛ بنابراین چیزهای دیگری را از سر شک و تردید -نه از روی بینش و آگاهی- شریک خدا قرار دادهاند. سپس این دو آیه را به عنوان نمونهای از گستردگی صفتهای خداوند بیان کرد تا بندگانش را به شناخت و محبت خویش و یگانه پرستی و اخلاص فرا بخواند.
(26) پس فراگیر بودن فرمانرواییاش را بیان کرد و فرمود: همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است، و تمامی جهان بالا و پایین، قلمرو پادشاهی و فرمانروایی خداست؛ و با دستورات تقدیری و فرمانهای شرعی و جزایی خویش بر آن حکمرانی میکند. و همه، بندگان اویند و تحت تدبیر و مسخر او هستند؛ و کوچکترین چیزی از فرمانروایی در دست آنها نیست؛ و خداوند توانگر بینیاز است؛ پس به آنچه که آفریدههایش بدان نیاز دارند، نیازی ندارد. ﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ﴾ من از آنها روزی نمیطلبم، و نمیخواهم مرا خوراک و روزی بدهند. و عمل پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان کوچکترین فایدهای به خدا نمیرساند، بلکه عملشان به خودشان فایده میرساند، و خداوند از آنها و از اعمالشان بینیاز است. و از مصادیق توانگری و بینیازیاش این است که آنان را در دنیا و آخرتشان بینیاز کرده است. سپس خداوند از گستردگی حمد و ستایش خود خبر داد و فرمود: حمد و ستایش او، از لوازم ذاتش است، و او از همه جهات ستوده میباشد. پس او در ذات و صفاتش ستوده است؛ و به خاطر هر صفتی از صفاتش، سزاوار کاملترین ستایش میباشد؛ چون صفتهای او سرشار از عظمت و بزرگی هستند. و به خاطر همۀ آنچه که آفریده و انجام داده، و بر همۀ آنچه که بدان دستور داده و یا از آن نهی کرده است، ستایش میشود. نیز به خاطر همۀ آنچه که در رابطه با بندگانش به اجرا درآورده، و به خاطر آنچه که در میان بندگانش در دنیا و آخرت حکم و داوری مینماید، مورد ستایش است.
(27) سپس خداوند از گستردگی سخن و عظمت گفتههایش خبر داد، و این عظمت را چنان شرح داد که کاملاً در قلبها اثر میگذارد، و به دل مینشیند، و عقلها را حیران میگرداند، و خردمندان و ارباب بینش را به سیر و سلوک در راه شناخت آن وا میدارد. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ﴾) و اگر همۀ درختانی که روی زمین هستند، قلم شوند؛ و دریا جوهر گردد، و هفت دریا به این دریا اضافه شوند؛ این قلمها شکسته میشوند، و از بین میروند؛ و دریاهایی که مرکب و جوهر گردیدهاند، تمام میشوند، اما سخنان خدا پایان نمیپذیرند. و این مبالغه نیست که حقیقت نداشته باشد، بلکه خداوند میداند که عقلها از احاطه و درک کامل صفتهایش قاصرند، و میداند شناخت بندگان نسبت به خدایشان، بهترین نعمتی است که پروردگار به آنها داده؛ و بزرگترین فضیلتی است که بندگان به دست آوردهاند. اما بندگان به صورت کامل آن را درک نمیکنند؛ ولی آنچه که همهاش را نمیتوان دریافت، همهاش را هم نمیتوان رها کرد؛ از این رو خداوند بندگان را آگاه ساخت تا دلهایشان روشن گردد، و از آنچه که بدان رسیدهاند به آنچه که به آن دست نیافتهاند، استدلال کنند؛ و همان چیزی را بگویند که برترین آنها و کسی که آگاهیاش از همه نسبت به پروردگار بیشتر بود، گفته است:«نمیتوانیم تو را کاملاً ستایش کنیم، تو آن گونه هستی که خودت را ستایش کردهای.» وگرنه مسئله از این نیز فراتر میباشد، و این مثال فقط برای نزدیک کردن مفهومی است که فهم و ذهن آدمی به آن نمیرسد، وگرنه حتی چنانچه درختان چندین برابر شوند، و دریاها چندین برابر گردند، باز تمام شدن آنها متصور است؛ چون مخلوق و آفریده هستند، ولی نمیتوان تصور کرد که کلام خدا تمام شود، بلکه دلیل شرعی و عقلی مارا راهنمایی میکند که کلام خدا تمام شدنی نیست و پایانی ندارد. پس همه چیز تمام میشود جز خداوند و صفاتش. ﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾ و همانا پایان همه چیز به سوی پروردگارت است. و هرگاه عقل، حقیقت اول و آخر بودن خدا را تصور کند؛ و هرچه را از زمانهای گذشته در ذهن فرض نماید، خداوند قبل از آن بوده است؛ و هرچه را از زمانهای آینده در ذهن فرض کند، خداوند بعد از آن نیز وجود دارد و پایانی ندارد؛ و خداوند در همۀ اوقات فرمان میدهد و سخن میگوید؛ و هرطور که بخواهد عمل میکند؛ و هرگاه کاری را بخواهد هیچ چیزی نمیتواند مانع گفتهها و کارهایش شود؛ هرگاه عقل این را تصور نماید، میداند مثالی که خداوند برای سخن خود زده است، برای این است تا بندگان چیزی از آن را دریابند، وگرنه مسئله از این هم بالاتر و بزرگتر میباشد. سپس خداوند، بزرگی قدرت و کمال فرزانگی و حکمت خویش را بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾) همانا خداوند توانمند است، و همۀ توانمندی از آن اوست؛ و هیچ قدرتی در جهان بالا و پایین وجود ندارد مگر اینکه از جانب اوست؛ و او با قدرت خویش همۀ آفریدهها را مقهور و مغلوب گردانیده، و در آنها تصرف نموده است، و به تدبیر امور آنها میپردازد. و با حکمت خویش آفریدهها را آفریده، و آن را با حکمت آغاز نموده است، و هدف و مقصود از آن را نیز سراسر حکمت قرار داده است، همچنین امر و نهی او از سر حکمت به وجود آمده است، و هدفی که از آن مد نظر بوده است، حکمت میباشد. پس او در آفرینش، و فرمانش دارای حکمت میباشد.
(28) سپس خداوند عظمت قدرت وکمال آن را بیان نمود، و اینکه عقل نمیتواند آن [=عظمت و قدرت] را تصور نماید. پس فرمود: (﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾) آفرینش شما و برانگیختنتان جز مانند آفرینش و برانگیختن یک تن نیست. و این چیزی است که عقلها را حیران میسازد. آفرینش همۀ مردم -با اینکه زیادند- و زنده کردن آنها در یک چشم به هم زدن پس از مردنشان، و بعد از اینکه از هم پاشیده شدند، مانند آفرینش یک تن است! بنابراین بعید دانستن رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ، و سزا و جزا دادن به خاطر اعمال، دلیلی جز جهل و نا آگاهی از عظمت و قدرت خدا ندارد. سپس این را بیان نمود که شنوایی او، همۀ شنیدنیها را احاطه دارد؛ و بیناییاش همۀ دیدنیها را میبیند. و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ﴾) همانا خداوند شنوای بیناست.
لقمان 31:29
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ؛ آيا نديده اي که خدا از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي ، کاهد و به شب مي افزايد و آفتاب و ماه را رام خود ساخت که هر يک تا زماني معين در حرکت است ? و خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است. ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ اين بدان سبب است که خداي يکتا حق است و هر چه به جز او مي خوانند باطل است و خداست بلند مرتبه و بزرگوار.
(29) در اینجا نیز بیان شده که او به تنهایی به تصرف و تدبیر امور میپردازد؛ و با گستردگیِ تصرفش، شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند. پس هرگاه یکی وارد شود، دیگری بیرون میرود. و او خورشید و ماه را مسخّر گردانیده است، و ماه و خورشید با تدبیر و نظام خاصی در حرکتاند؛ و از زمانی که خداوند آنها را آفریده است، در نظم آنها خللی به وجود نیامده است. و خداوند اینها را مسخر نموده تا به وسیلۀ آن منافع و مصالح دینی و دنیوی بندگان به دست آید، و مایۀ عبرت و سبب بهرهمندی آنها گردند. (﴿كُلّٞ يَجۡرِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) هرکدام از آن دو، تا مدتی معین در حرکت و جریان است؛ و هرگاه آن مدت معین فرا رسید، جریان و حرکت آنها قطع میگردد و نیرو و انرژی آنها از کار میافتد، و این در روز قیامت اتفاق میافتد؛ آنگاه که خورشید در هم پیچیده میشود، و ماه گرفته میشود، و دنیا به انتها میرسد، و قیامت آغاز میگردد، (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند از خیر و شری که انجام میدهید، با خبر است؛ و هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و شما را بر این اعمال سزا و جزا خواهد داد؛ فرمانبرداران را پاداش، و گناهکاران را کیفر میدهد.
(30) (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾) آنچه از عظمت و صفات خداوند بیان شد، بیانگر آن است که خداوند در ذات و صفاتش حق است، و دین و پیامبران و وعده و وعید و عبادتش حق است. (﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ﴾) و آنچه که به جای او میپرستند و به فریاد میخوانند، در ذات و صفاتشان باطلاند؛ و اگر خداوند آنها را به وجود نمیآورد، به وجود نمیآمدند؛ و اگر کمک خداوند نبود، باقی نمیماندند. پس چون آنها باطلاند، پرستش آنها باطلتر و پوچتر میباشد. (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾) و ذات خداوند برتر و بالاتر از همۀ مخلوقاتش است؛ و صفات او نیز از همۀ مخلوقات بالاتر است؛ و صفت مخلوقات با صفات خداوند قابل مقایسه نیست، و او بر تمام آفریدهها چیره و غالب است.(﴿ٱلۡكَبِيرُ﴾) بزرگ است، و در ذات و صفاتش دارای کبریا و عظمت است، و او در دل اهل آسمان و زمین بزرگ جلوه میکند.
لقمان 31:30
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ؛ آيا نديده اي که خدا از شب مي کاهد و به روز مي افزايد و از روز مي ، کاهد و به شب مي افزايد و آفتاب و ماه را رام خود ساخت که هر يک تا زماني معين در حرکت است ? و خدا به کارهايي که مي کنيد آگاه است. ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ اين بدان سبب است که خداي يکتا حق است و هر چه به جز او مي خوانند باطل است و خداست بلند مرتبه و بزرگوار.
(29) در اینجا نیز بیان شده که او به تنهایی به تصرف و تدبیر امور میپردازد؛ و با گستردگیِ تصرفش، شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند. پس هرگاه یکی وارد شود، دیگری بیرون میرود. و او خورشید و ماه را مسخّر گردانیده است، و ماه و خورشید با تدبیر و نظام خاصی در حرکتاند؛ و از زمانی که خداوند آنها را آفریده است، در نظم آنها خللی به وجود نیامده است. و خداوند اینها را مسخر نموده تا به وسیلۀ آن منافع و مصالح دینی و دنیوی بندگان به دست آید، و مایۀ عبرت و سبب بهرهمندی آنها گردند. (﴿كُلّٞ يَجۡرِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾) هرکدام از آن دو، تا مدتی معین در حرکت و جریان است؛ و هرگاه آن مدت معین فرا رسید، جریان و حرکت آنها قطع میگردد و نیرو و انرژی آنها از کار میافتد، و این در روز قیامت اتفاق میافتد؛ آنگاه که خورشید در هم پیچیده میشود، و ماه گرفته میشود، و دنیا به انتها میرسد، و قیامت آغاز میگردد، (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند از خیر و شری که انجام میدهید، با خبر است؛ و هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و شما را بر این اعمال سزا و جزا خواهد داد؛ فرمانبرداران را پاداش، و گناهکاران را کیفر میدهد.
(30) (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾) آنچه از عظمت و صفات خداوند بیان شد، بیانگر آن است که خداوند در ذات و صفاتش حق است، و دین و پیامبران و وعده و وعید و عبادتش حق است. (﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ﴾) و آنچه که به جای او میپرستند و به فریاد میخوانند، در ذات و صفاتشان باطلاند؛ و اگر خداوند آنها را به وجود نمیآورد، به وجود نمیآمدند؛ و اگر کمک خداوند نبود، باقی نمیماندند. پس چون آنها باطلاند، پرستش آنها باطلتر و پوچتر میباشد. (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾) و ذات خداوند برتر و بالاتر از همۀ مخلوقاتش است؛ و صفات او نیز از همۀ مخلوقات بالاتر است؛ و صفت مخلوقات با صفات خداوند قابل مقایسه نیست، و او بر تمام آفریدهها چیره و غالب است.(﴿ٱلۡكَبِيرُ﴾) بزرگ است، و در ذات و صفاتش دارای کبریا و عظمت است، و او در دل اهل آسمان و زمین بزرگ جلوه میکند.
لقمان 31:31
أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ آيا نديده اي که کشتي به نعمت خدا در دريا روان مي شود تا خدا پاره ، اي از آيات قدرت خود را به شما بنماياند ? در اين ، براي مردم شکيباي سپاسگزار عبرتهاست. وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ؛ و چون موجهاي عظيم همانند ابرها آنها را فرو پوشد ، خدا را از روي اخلاص در دين بخوانند و چون نجاتشان دهد و به خشکي برد ، برخي به عهد خويش وفاکنند و جز غداران کافر نعمت ، آيات ما را انکار نکنند.
(31) آیا آثار قدرت و رحمت و توجه خداوند به بندگانش را ندیدهای که دریا را مسخر نموده است تا کشتیها به فرمان تقدیری خدا، و لطف و احسان او، در دریا به حرکت درآیند؟! (﴿لِيُرِيَكُم مِّنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ﴾) تا برخی از نشانههای خود را به شما بنمایاند، و از آن استفاده کنید و پند بگیرید. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این کار، عبرتی است برای هر شکیبای سپاسگزاری؛ کسانی که از نشانهها استفاده میبرند، و بر سختیها شکیبا هستند، و به هنگام شادمانی و آسایش سپاسگزارند، و بر طاعت خداوند صابرند، و خود را از گناه باز میدارند، و به هنگام رنجهایی که خداوند مقدر نموده است، و در برابر نعمتهای دینی و دنیوی که خداوند به آنان بخشیده است، شکر گزارند.
(32) خداوند حالت مردم را به هنگام سفر در دریا، و آنگاه که موجهایی همچون کوه آنان را فرامیگیرد، بیان میدارد، که آنها در این هنگام خالصانه خداوند را به فریاد میخوانند. (﴿فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ﴾) ولی هنگامی که آنان را نجات دهد و سالم به خشکی برساند، به دو گروه تقسیم میشوند: (﴿فَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ﴾) برخی از ایشان میانه رو هستند؛ یعنی به صورت کامل شکر خدا را به جای نمیآورند، بلکه گناهکار نیز هستند و بر خود ستم میکنند. و برخی از ایشان نعمت خدا را شکر نمیگزارند و آن را انکار میکنند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٖ﴾) و هیچ کس جز خیانتکارِ ناسپاس آیات ما را انکار نمیکند. و از جمله عهد شکنیاش این است که او با پروردگارش پیمان بست که اگر ما را از دریا و سختی آن نجات دهد، از شکرگزاران خواهیم بود. پس این گروه عهدشکنی کردند، و به آن وفا ننمودند. با وجود این، آنان (﴿كَفُورٖ﴾) ناسپاساند و شکر نعمتهای خدا را نمیگزارند؛ پس آیا نباید اینان که خداوند آنها را از این سختیها نجات داده است، کاملاً شکر نعمتهای خدا را بگزارند؟!
لقمان 31:32
أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ آيا نديده اي که کشتي به نعمت خدا در دريا روان مي شود تا خدا پاره ، اي از آيات قدرت خود را به شما بنماياند ? در اين ، براي مردم شکيباي سپاسگزار عبرتهاست. وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ؛ و چون موجهاي عظيم همانند ابرها آنها را فرو پوشد ، خدا را از روي اخلاص در دين بخوانند و چون نجاتشان دهد و به خشکي برد ، برخي به عهد خويش وفاکنند و جز غداران کافر نعمت ، آيات ما را انکار نکنند.
(31) آیا آثار قدرت و رحمت و توجه خداوند به بندگانش را ندیدهای که دریا را مسخر نموده است تا کشتیها به فرمان تقدیری خدا، و لطف و احسان او، در دریا به حرکت درآیند؟! (﴿لِيُرِيَكُم مِّنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ﴾) تا برخی از نشانههای خود را به شما بنمایاند، و از آن استفاده کنید و پند بگیرید. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این کار، عبرتی است برای هر شکیبای سپاسگزاری؛ کسانی که از نشانهها استفاده میبرند، و بر سختیها شکیبا هستند، و به هنگام شادمانی و آسایش سپاسگزارند، و بر طاعت خداوند صابرند، و خود را از گناه باز میدارند، و به هنگام رنجهایی که خداوند مقدر نموده است، و در برابر نعمتهای دینی و دنیوی که خداوند به آنان بخشیده است، شکر گزارند.
(32) خداوند حالت مردم را به هنگام سفر در دریا، و آنگاه که موجهایی همچون کوه آنان را فرامیگیرد، بیان میدارد، که آنها در این هنگام خالصانه خداوند را به فریاد میخوانند. (﴿فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ﴾) ولی هنگامی که آنان را نجات دهد و سالم به خشکی برساند، به دو گروه تقسیم میشوند: (﴿فَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ﴾) برخی از ایشان میانه رو هستند؛ یعنی به صورت کامل شکر خدا را به جای نمیآورند، بلکه گناهکار نیز هستند و بر خود ستم میکنند. و برخی از ایشان نعمت خدا را شکر نمیگزارند و آن را انکار میکنند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٖ﴾) و هیچ کس جز خیانتکارِ ناسپاس آیات ما را انکار نمیکند. و از جمله عهد شکنیاش این است که او با پروردگارش پیمان بست که اگر ما را از دریا و سختی آن نجات دهد، از شکرگزاران خواهیم بود. پس این گروه عهدشکنی کردند، و به آن وفا ننمودند. با وجود این، آنان (﴿كَفُورٖ﴾) ناسپاساند و شکر نعمتهای خدا را نمیگزارند؛ پس آیا نباید اینان که خداوند آنها را از این سختیها نجات داده است، کاملاً شکر نعمتهای خدا را بگزارند؟!
لقمان 31:33
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ؛ اي مردم ، از پروردگارتان بترسيد و از روزي که هيچ پدري کيفر فرزند را، به عهده نگيرد و هيچ فرزندي کيفر پدر را عهده دار نشود پروا کنيد وعده خدا حق است زندگي دنيا فريبتان ندهد و نيز شيطان فريبکار به کرم خدا مغرورتان نسازد.
(33) خداوند مردم را به پرهیزگاری و ترس از خدا فرمان میدهد. پرهیزگاری؛ یعنی انجام دستورات خدا و ترک آنچه خداوند از آن نهی کرده است. و مردم را متوجه مینماید که از روز سخت قیامت که هرکس در آن روز فقط به فکر خودش میباشد، بترسند: (﴿وَٱخۡشَوۡاۡ يَوۡمٗا لَّا يَجۡزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوۡلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِۦ شَيًۡٔا﴾) و بترسید از روزی که هیچ پدری کار فرزندش را کفایت نکند، و هیچ فرزندی نیز یافت نمیشود که بتواند چیزی از کار پدرش را کفایت کند. فرزند نمیتواند به نیکیهای پدرش بیفزاید و یا از بدیهایش بکاهد، و همچنین پدر نمیتواند چنین کاری بکند، بلکه هر بندهای سزای عملش را به طور کامل خواهد دید. پس اندیشیدن به این روز هولناک، بنده را تقویت مینماید؛ و ترس از خدا و پرهیزگاری را برای او آسان میگرداند. و این، رحمت و مهربانی خدا نسبت به بندگان است که آنها را به تقوای الهی فرمان میدهد، که تقوا مایۀ سعادت آنهاست، و خداوند به آنها وعده میدهد که در مقابل تقوا و پرهیزگاری به آنان پاداش خواهد داد. و آنها را از کیفر آخرت میترساند؛ و با ذکر موعظهها از عذاب باز میدارد. پس تو را سپاس ای پروردگار جهانیان! (﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾) بیگمان، وعدۀ خدا حق است، و در آن شک نکنید، و جز کار تصدیق کنندگان را در پیش نگیرید. بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) زندگی دنیا و زینت و زیباییهایش و فتنهها و رنجهایی که در آن هست، شما را نفریبد! (﴿وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾) و شیطانِ فریبکار شما را نسبت به خدا فریب ندهد؛ شیطانی که همواره انسان را گول میزند، و در همۀ اوقات به فکر فریب او است. خداوند بر بندگانش حقی دارد، و میعادی را برایشان مقرر نموده است که در آن روز آنها را طبق اعمالشان سزا و جزا خواهد داد، و از آنها میپرسد که آیا حق او را ادا کردهاند یا در ادای آن کوتاهی ورزیدهاند؟! و این چیزی است که انسان باید به آن توجه داشته باشد، و همواره آن را نصب العین خود قرار دهد، و سرمایۀ خویش بپندارد. و بزرگترین مانعی که انسان را از ادای حقوق الهی باز میدارد، وسوسههای دنیای فتنه انگیز و شیطان است که در دل انسان وسوسه میاندازند. پس خداوند بندگانش را باز داشته از اینکه دنیا آنها را فریب دهد یا شیطان فریبکار آنها را نسبت به خداوند مغرور کند. ﴿يَعِدُهُمۡ وَيُمَنِّيهِمۡۖ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾ به آنان وعده میدهد و آرزومندشان میکند، و شیطان جز فریب به آنان وعدهای نمیدهد.
لقمان 31:34
إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ؛ خداست که مي داند که قيامت چه وقت مي آيد اوست که باران مي باراندو از آنچه در رحمهاست آگاه است و هيچ کس نمي داند که فردا چه چيز به دست خواهد آورد و کسي نمي داند که در کدام زمين خواهد مرد خدا داناو آگاه است.
(34) ثابت گردید که علم و آگاهی خداوند، پیدا و پنهان را احاطه کرده است؛ و گاهی اوقات خداوند بندگانش را بر بسیاری از امور غیبی آگاه مینماید. و این پنج چیز اموری هستند که هیچ مخلوقی به آنها آگاه نیست. پس هیچ پیامبر و فرشتۀ مقربی این چیزها را نمیداند چه رسد به دیگران. پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ﴾) یعنی فقط خداوند میداند که چه زمانی قیامت فرا میرسد. همان گونه که میفرماید:﴿ يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَۚ ثَقُلَتۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا تَأۡتِيكُمۡ إِلَّا بَغۡتَةٗ﴾ از تو دربارۀ قیامت میپرسند که چه زمانی واقع میشود؟ بگو:«علم آن فقط نزد پروردگارم است. جز او [کسی] آن را به موقع خود آشکار نمیگرداند. [این رخداد] بر آسمانها و زمین گران تمام میشود. جز ناگهان به نزد شما نمیآید.» (﴿وَيُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ﴾) و تنها اوست که باران را میباراند، و فقط او میداند که چه زمانی باران میبارد. (﴿وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡأَرۡحَامِ﴾) و میداند آنچه را که در شکم مادران است، چون اوست که آن را در شکم آنها آفریده، و او میداند فرزندی که در شکم است پسر است یا دختر. بنابراین فرشتهای مسئول رحمهاست و از پروردگارش میپرسد که آیا این پسر است یا دختر؟ پس خداوند آنچه را که میخواهد، حکم مینماید و انجام میدهد. (﴿وَمَا تَدۡرِي نَفۡسٞ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدٗا﴾) و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست میآورد، و نمیداند که چه چیز دنیوی و دینی فراچنگ میآورد. (﴿وَمَا تَدۡرِي نَفۡسُۢ بِأَيِّ أَرۡضٖ تَمُوتُ﴾) و هیچ کس نمیداند که در کدام سرزمین میمیرد، بلکه فقط خداوند است که از همۀ این چیزها آگاهی دارد. وقتی این چیزها را به طور ویژه بیان کرد که آگاهی از این امور مختص خداوند است، نیز فرمود: آگاهی و علم او همه چیز را احاطه کرده است، پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ ﴾) بیگمان، خداوند دانای آگاه است؛ و آگاهی و علم او، امور ظاهر و آشکار و پنهان و ناپیدا را احاطه کرده است. و از جملۀ حکمت کامل او این است که علم و آگاهی از این پنج چیز را از بندگان پنهان داشته است، چون در اینها مصلحتهایی است که هر کس در آن بیندیشد، بر او پوشیده نخواهد بود.
* * *