Tafsir As-Saadi - Persian — الجاثية 45:1 – الأحقاف 46:35
Contents
- الجاثية 45:1
- الجاثية 45:2
- الجاثية 45:3
- الجاثية 45:4
- الجاثية 45:5
- الجاثية 45:6
- الجاثية 45:7
- الجاثية 45:8
- الجاثية 45:9
- الجاثية 45:10
- الجاثية 45:11
- الجاثية 45:12
- الجاثية 45:13
- الجاثية 45:14
- الجاثية 45:15
- الجاثية 45:16
- الجاثية 45:17
- الجاثية 45:18
- الجاثية 45:19
- الجاثية 45:20
- الجاثية 45:21
- الجاثية 45:22
- الجاثية 45:23
- الجاثية 45:24
- الجاثية 45:25
- الجاثية 45:26
- الجاثية 45:27
- الجاثية 45:28
- الجاثية 45:29
- الجاثية 45:30
- الجاثية 45:31
- الجاثية 45:32
- الجاثية 45:33
- الجاثية 45:34
- الجاثية 45:35
- الجاثية 45:36
- الجاثية 45:37
- الأحقاف 46:1
- الأحقاف 46:2
- الأحقاف 46:3
- الأحقاف 46:4
- الأحقاف 46:5
- الأحقاف 46:6
- الأحقاف 46:7
- الأحقاف 46:8
- الأحقاف 46:9
- الأحقاف 46:10
- الأحقاف 46:11
- الأحقاف 46:12
- الأحقاف 46:13
- الأحقاف 46:14
- الأحقاف 46:15
- الأحقاف 46:16
- الأحقاف 46:17
- الأحقاف 46:18
- الأحقاف 46:19
- الأحقاف 46:20
- الأحقاف 46:21
- الأحقاف 46:22
- الأحقاف 46:23
- الأحقاف 46:24
- الأحقاف 46:25
- الأحقاف 46:26
- الأحقاف 46:27
- الأحقاف 46:28
- الأحقاف 46:29
- الأحقاف 46:30
- الأحقاف 46:31
- الأحقاف 46:32
- الأحقاف 46:33
- الأحقاف 46:34
- الأحقاف 46:35
الجاثية 45:1
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:2
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:3
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:4
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:5
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:6
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:7
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:8
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:9
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:10
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:11
حم حا ، ميم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ? وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است، و میفرماید: (﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن- به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا [بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد [و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواۡ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از [عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾) [و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران [ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین [این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند [و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: (﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
الجاثية 45:12
اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ خداست که دريا را رام شما کرد تا در آن به فرمان او کشتيها روان باشند، و طلب معيشت کنيد ، باشد که سپاسگزار باشيد. وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ رام شما ساخت آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است همه از آن اوست در اين براي متفکران عبرتهاست.
(12) خداوند از فضل و احسان خویش بر بندگانش خبر میدهد که دریا را برایشان رام کرد تا کشتیها به فرمان او در آن حرکت کنند، (﴿وَلِتَبۡتَغُواۡ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) و تا با انواع تجارتهایی که از طریق دریا انجام میشود، از فضل او بهرهمند گردند. (﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) و تا سپاس خداوند را به جای آورید؛ چون اگر شکر او را به جای آورید نعمتهای بیشتری به شما میدهد و در برابر سپاسگزاریتان پاداش فراوانی به شما خواهد داد.
(13) (﴿وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مِّنۡهُ﴾) و همۀ آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است از سرِ فضل و احسان خویش برایتان مسخر گرداند، و این شامل اجرام آسمانها و زمین میشود. و نیز خورشید و ماه و ستارهها و سیّارهها و انواع حیوانات و درختان و میوهها و معادن را که در آسمانها و زمین وجود دارد ، برای شما مسخّر گردانده است؛ و دیگر چیزهایی که برای منافع بندگان و منافع چیزهایی که از نیازهای ضروری بندگان میباشد آفریده، و فراهم هستند. پس بندگان باید نهایت تلاش خود را برای به جا آوردن شکر و سپاس نعمت خداوند مبذول دارند، و در آیات خدا تدبر کنند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) بیگمان در این امر برای گروهی که میاندیشند نشانههایی است. خلاصۀ مطلب اینکه آفرینش آسمانها و زمین و دیگر مخلوقات و تدبیر امور و مسخر گرداندن آن، بر نافذ بودن مشیّت و خواست خداوند و کمال قدرتش دلالت مینماید؛ و استواری و آفرینش زیبای آن بر کمال حکمت و آگاهی خداوند دلالت میکند؛ و پهناوری و گستردگی و فراوانی مخلوقاتش بر گستردگی فرمانروایی خداوند دلالت میکند؛ و ویژگیهای آن و چیزهای متضادی که در آن هست، دلیلی بر این است که خداوند هر چه بخواهد انجام میدهد؛ و منافع دینی و دنیوی آن دلیل گستردگی رحمت او و فراگیر بودن فضل و احسان اوست. و همۀ اینها بر آن دلالت میکند که او خداوند معبود است، عبادت و کرنش و محبّت تنها شایستۀ او است؛ و پیامبرانش در آنچه آوردهاند راست گفتهاند. پس اینها دلایلی عقلی است که هیچ شک و تردیدی را برجای نمیگذارد.
الجاثية 45:13
اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ خداست که دريا را رام شما کرد تا در آن به فرمان او کشتيها روان باشند، و طلب معيشت کنيد ، باشد که سپاسگزار باشيد. وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ رام شما ساخت آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است همه از آن اوست در اين براي متفکران عبرتهاست.
(12) خداوند از فضل و احسان خویش بر بندگانش خبر میدهد که دریا را برایشان رام کرد تا کشتیها به فرمان او در آن حرکت کنند، (﴿وَلِتَبۡتَغُواۡ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) و تا با انواع تجارتهایی که از طریق دریا انجام میشود، از فضل او بهرهمند گردند. (﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) و تا سپاس خداوند را به جای آورید؛ چون اگر شکر او را به جای آورید نعمتهای بیشتری به شما میدهد و در برابر سپاسگزاریتان پاداش فراوانی به شما خواهد داد.
(13) (﴿وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مِّنۡهُ﴾) و همۀ آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است از سرِ فضل و احسان خویش برایتان مسخر گرداند، و این شامل اجرام آسمانها و زمین میشود. و نیز خورشید و ماه و ستارهها و سیّارهها و انواع حیوانات و درختان و میوهها و معادن را که در آسمانها و زمین وجود دارد ، برای شما مسخّر گردانده است؛ و دیگر چیزهایی که برای منافع بندگان و منافع چیزهایی که از نیازهای ضروری بندگان میباشد آفریده، و فراهم هستند. پس بندگان باید نهایت تلاش خود را برای به جا آوردن شکر و سپاس نعمت خداوند مبذول دارند، و در آیات خدا تدبر کنند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) بیگمان در این امر برای گروهی که میاندیشند نشانههایی است. خلاصۀ مطلب اینکه آفرینش آسمانها و زمین و دیگر مخلوقات و تدبیر امور و مسخر گرداندن آن، بر نافذ بودن مشیّت و خواست خداوند و کمال قدرتش دلالت مینماید؛ و استواری و آفرینش زیبای آن بر کمال حکمت و آگاهی خداوند دلالت میکند؛ و پهناوری و گستردگی و فراوانی مخلوقاتش بر گستردگی فرمانروایی خداوند دلالت میکند؛ و ویژگیهای آن و چیزهای متضادی که در آن هست، دلیلی بر این است که خداوند هر چه بخواهد انجام میدهد؛ و منافع دینی و دنیوی آن دلیل گستردگی رحمت او و فراگیر بودن فضل و احسان اوست. و همۀ اینها بر آن دلالت میکند که او خداوند معبود است، عبادت و کرنش و محبّت تنها شایستۀ او است؛ و پیامبرانش در آنچه آوردهاند راست گفتهاند. پس اینها دلایلی عقلی است که هیچ شک و تردیدی را برجای نمیگذارد.
الجاثية 45:14
قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُون أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِما كَانُوا يَكْسِبُونَ؛ به کساني که ايمان آورده اند ، بگو : از خطاي کساني که به روزهاي خدا، باور ندارند در گذريد ، تا خود ، آن مردم را به جزاي اعمالي که مرتکب شده اند پاداش دهد مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ هر کس کار شايسته اي کند ، به سود خود اوست ، و هر کس مرتکب کار بدي شود ، به زيان اوست سپس همه به سوي پروردگارتان بازگردانده مي شويد.
(14 - 15) خداوند متعال بندگان مؤمن خویش را به اخلاق نیک و بردباری در برابر اذیّت و آزار مشرکان که به پاداش الهی امیدی ندارند و از کیفر و بلایی که خداوند بر گناهکاران میآورد نمیترسند، فرمان میدهد؛ چرا که خداوند هر گروهی را آنچه که کردهاند سزا یا پاداش خواهد داد. پس شما ای گروه مؤمنان! خدا شما را بر ایمانتان و گذشت و صبرتان پاداش فراوان میدهد و آنان اگر بر تکذیبشان پایداری کنند، آنچه که از عذاب و رسوایی شدید بر آنان وارد میشود، بر شما وارد نخواهد شد؛ بنابراین فرمود: (﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ﴾) هرکس کار شایستهای بکند، به سود خود اوست؛ و هرکس بد کند، به زیان اوست؛ سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید.
الجاثية 45:15
قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُون أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِما كَانُوا يَكْسِبُونَ؛ به کساني که ايمان آورده اند ، بگو : از خطاي کساني که به روزهاي خدا، باور ندارند در گذريد ، تا خود ، آن مردم را به جزاي اعمالي که مرتکب شده اند پاداش دهد مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ هر کس کار شايسته اي کند ، به سود خود اوست ، و هر کس مرتکب کار بدي شود ، به زيان اوست سپس همه به سوي پروردگارتان بازگردانده مي شويد.
(14 - 15) خداوند متعال بندگان مؤمن خویش را به اخلاق نیک و بردباری در برابر اذیّت و آزار مشرکان که به پاداش الهی امیدی ندارند و از کیفر و بلایی که خداوند بر گناهکاران میآورد نمیترسند، فرمان میدهد؛ چرا که خداوند هر گروهی را آنچه که کردهاند سزا یا پاداش خواهد داد. پس شما ای گروه مؤمنان! خدا شما را بر ایمانتان و گذشت و صبرتان پاداش فراوان میدهد و آنان اگر بر تکذیبشان پایداری کنند، آنچه که از عذاب و رسوایی شدید بر آنان وارد میشود، بر شما وارد نخواهد شد؛ بنابراین فرمود: (﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ﴾) هرکس کار شایستهای بکند، به سود خود اوست؛ و هرکس بد کند، به زیان اوست؛ سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید.
الجاثية 45:16
وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ؛ ما به بني اسرائيل کتاب و علم داوري و نبوت عطا کرديم و از چيزهاي پاکيزه و خوش روزيشان کرديم و بر جهانيان برتريشان داديم. وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ؛ و آنها را در باره آن امر دلايلي روشن داديم و در آن از روي حسد و، کينه اختلاف نکردند ، مگر آنگاه که دانش يافتند خدا در روز قيامت در آنچه اختلاف مي کردند داوري خواهد کرد.
(16) یعنی به بنیاسرائیل نعمتهایی دادیم که به دیگر مردمان نرسیده است، و به آنها (﴿ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ﴾) کتاب تورات و انجیل و داوری میان مردم و پیامبری دادیم، که مقام و منزلت نبوّت، آنها را ممتاز کرده بود، و نبوّت از نسل ابراهیم بیشتر در میان بنیاسرائیل بود. (﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾) و خوردنیها و نوشیدنیها و پوشاکهای پاکیزهای به آنان دادیم، و «مَنّ» و «سَلوی» را بر آنها فرود آوردیم. (﴿وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و با این نعمتها آنان را به جز امّت اسلام بر همۀ جهانیان برتری دادیم؛ زیرا امّت اسلام بهترین امّتی است که به سود مردم آفریده شدهاند. و سیاق آیات دلالت میکند که منظور از اینکه آنها را بر جهانیان برتری دادیم این است که آنان را بر دیگران برتری دادیم نه بر این امّت؛ زیرا خداوند نعمتهایی را که به بنیاسرائیل داده برای ما بیان مینماید، امّا فضیلتهایی از قبیل: کتاب و فرمانروایی و نبوّت و غیره که باعث برتری بنیاسرائیل گشته بود، این امّت از همۀ آن فضیلتها برخوردار است، و اضافه بر اینها فضیلتهای زیادی برای امّت و شریعت اسلام قرار داده شده، و شریعت بنیاسرائیل بخشی از شریعت اسلام است. و این کتاب بر همۀ کتابهای گذشته برتر و چیره است، و محمّد صلی الله علیه وسلم همۀ پیامبران را تصدیق مینماید.
(17) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم بَيِّنَٰتٖ﴾) و به بنیاسرائیل نشانههای روشنی دادیم که حق را از باطل مشخّص میکرد (﴿مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ﴾) از آن امر تقدیری که خداوند به آنان داد، و این نشانهها معجزاتی بود که آنها بر دست موسی مشاهده کردند. پس نعمتهایی که خداوند به بنیاسرائیل بخشیده است اقتضا مینماید تا دین را به کاملترین صورت انجام دهند، و همۀ آنان بر حقّی که خداوند برایشان بیان کرده است گرد آمده و متفق شوند. ولی قضیه برعکس شد، و آنها در برابر این نعمتها به عکس آنچه که لازم بود رفتار کردند، و به جای اینکه متّحد و یکپارجه شوند، دچار تفرقه شدند، بنابراین فرمود: (﴿فَمَا ٱخۡتَلَفُوٓاۡ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا﴾) پس جز بعد از آنکه دانش یافتند ـ که سبب میشود تا اختلاف نکنند ـ اختلاف نورزیدند؛ و آنچه آنها را به اختلاف واداشت، تجاوز و ستم آنها بر یکدیگر بود. (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) و بیگمان، پروردگار تو در روز قیامت در میان ایشان در رابطه با آنچه که اختلاف میکردند داوری میکند. پس در آن روز خداوند، حقگرا را از باطلگرا مشخص مینماید؛ و کسی را که هواپرستی و غیره او را به اختلاف واداشته است، از کسی که چنین نیست مشخص میگرداند.
الجاثية 45:17
وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ؛ ما به بني اسرائيل کتاب و علم داوري و نبوت عطا کرديم و از چيزهاي پاکيزه و خوش روزيشان کرديم و بر جهانيان برتريشان داديم. وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ؛ و آنها را در باره آن امر دلايلي روشن داديم و در آن از روي حسد و، کينه اختلاف نکردند ، مگر آنگاه که دانش يافتند خدا در روز قيامت در آنچه اختلاف مي کردند داوري خواهد کرد.
(16) یعنی به بنیاسرائیل نعمتهایی دادیم که به دیگر مردمان نرسیده است، و به آنها (﴿ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ﴾) کتاب تورات و انجیل و داوری میان مردم و پیامبری دادیم، که مقام و منزلت نبوّت، آنها را ممتاز کرده بود، و نبوّت از نسل ابراهیم بیشتر در میان بنیاسرائیل بود. (﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾) و خوردنیها و نوشیدنیها و پوشاکهای پاکیزهای به آنان دادیم، و «مَنّ» و «سَلوی» را بر آنها فرود آوردیم. (﴿وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و با این نعمتها آنان را به جز امّت اسلام بر همۀ جهانیان برتری دادیم؛ زیرا امّت اسلام بهترین امّتی است که به سود مردم آفریده شدهاند. و سیاق آیات دلالت میکند که منظور از اینکه آنها را بر جهانیان برتری دادیم این است که آنان را بر دیگران برتری دادیم نه بر این امّت؛ زیرا خداوند نعمتهایی را که به بنیاسرائیل داده برای ما بیان مینماید، امّا فضیلتهایی از قبیل: کتاب و فرمانروایی و نبوّت و غیره که باعث برتری بنیاسرائیل گشته بود، این امّت از همۀ آن فضیلتها برخوردار است، و اضافه بر اینها فضیلتهای زیادی برای امّت و شریعت اسلام قرار داده شده، و شریعت بنیاسرائیل بخشی از شریعت اسلام است. و این کتاب بر همۀ کتابهای گذشته برتر و چیره است، و محمّد صلی الله علیه وسلم همۀ پیامبران را تصدیق مینماید.
(17) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم بَيِّنَٰتٖ﴾) و به بنیاسرائیل نشانههای روشنی دادیم که حق را از باطل مشخّص میکرد (﴿مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ﴾) از آن امر تقدیری که خداوند به آنان داد، و این نشانهها معجزاتی بود که آنها بر دست موسی مشاهده کردند. پس نعمتهایی که خداوند به بنیاسرائیل بخشیده است اقتضا مینماید تا دین را به کاملترین صورت انجام دهند، و همۀ آنان بر حقّی که خداوند برایشان بیان کرده است گرد آمده و متفق شوند. ولی قضیه برعکس شد، و آنها در برابر این نعمتها به عکس آنچه که لازم بود رفتار کردند، و به جای اینکه متّحد و یکپارجه شوند، دچار تفرقه شدند، بنابراین فرمود: (﴿فَمَا ٱخۡتَلَفُوٓاۡ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا﴾) پس جز بعد از آنکه دانش یافتند ـ که سبب میشود تا اختلاف نکنند ـ اختلاف نورزیدند؛ و آنچه آنها را به اختلاف واداشت، تجاوز و ستم آنها بر یکدیگر بود. (﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) و بیگمان، پروردگار تو در روز قیامت در میان ایشان در رابطه با آنچه که اختلاف میکردند داوری میکند. پس در آن روز خداوند، حقگرا را از باطلگرا مشخص مینماید؛ و کسی را که هواپرستی و غیره او را به اختلاف واداشته است، از کسی که چنین نیست مشخص میگرداند.
الجاثية 45:18
ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ پس تو را به راه دين انداختيم از آن راه برو ، و از پي خواهش نادانان مرو. إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ؛ اينان تو را هيچ از خدا بي نياز نمي کنند و ظالمان دوستداران يکديگرند، ،و خدا دوستدار پرهيزگاران است.
(18) سپس برای تو ـ در امر شرع ـ شریعت و آیین کاملی مقرّر داشتیم که به هر خیر و خوبی فرا میخواند و از هر شرّ و بدی باز میدارد، (﴿فَٱتَّبِعۡهَا﴾) پس، از آن پیروی کن؛ چون پیروی از آن، سبب سعادت همیشگی و صلاح و رستگاری است. (﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و از خواستههای کسانی پیروی مکن که نمیدانند؛ یعنی خواستههایشان از دانش و آگاهی سرچشمه نمیگیرد و از علم و دانش تبعیّت نمیکند، بلکه اینها کسانی هستند که بر اساس هوای نفس و خواستههایشان با شریعت پیامبر صلی الله علیه وسلم مخالفت ورزیدهاند. اینها همه از زمرۀ هواپرستان نادان به شمار میآیند.
(19) (﴿إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواۡ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا﴾) آنها پیش خداوند هیچ سودی به تو نمیرسانند؛ و این گونه نیست که اگر از خواست آنها پیروی کنی بتوانند خیر و خوبی برایت فراهم آورند، و شرّ و بدی را از تو دور بدارند. و درست نیست که با آنها موافقت نمایی و با آنها دوستی کنی؛ زیرا تو و آنها دارای راهی متفاوت هستید. (﴿وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۖ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و ستمگران دوستان یکدیگرند، و خداوند یار و یاور پرهیزگاران است؛ و به سبب پرهیزگاری و فرمانبرداریشان، آنها را از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد.
الجاثية 45:19
ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ پس تو را به راه دين انداختيم از آن راه برو ، و از پي خواهش نادانان مرو. إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ؛ اينان تو را هيچ از خدا بي نياز نمي کنند و ظالمان دوستداران يکديگرند، ،و خدا دوستدار پرهيزگاران است.
(18) سپس برای تو ـ در امر شرع ـ شریعت و آیین کاملی مقرّر داشتیم که به هر خیر و خوبی فرا میخواند و از هر شرّ و بدی باز میدارد، (﴿فَٱتَّبِعۡهَا﴾) پس، از آن پیروی کن؛ چون پیروی از آن، سبب سعادت همیشگی و صلاح و رستگاری است. (﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و از خواستههای کسانی پیروی مکن که نمیدانند؛ یعنی خواستههایشان از دانش و آگاهی سرچشمه نمیگیرد و از علم و دانش تبعیّت نمیکند، بلکه اینها کسانی هستند که بر اساس هوای نفس و خواستههایشان با شریعت پیامبر صلی الله علیه وسلم مخالفت ورزیدهاند. اینها همه از زمرۀ هواپرستان نادان به شمار میآیند.
(19) (﴿إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواۡ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا﴾) آنها پیش خداوند هیچ سودی به تو نمیرسانند؛ و این گونه نیست که اگر از خواست آنها پیروی کنی بتوانند خیر و خوبی برایت فراهم آورند، و شرّ و بدی را از تو دور بدارند. و درست نیست که با آنها موافقت نمایی و با آنها دوستی کنی؛ زیرا تو و آنها دارای راهی متفاوت هستید. (﴿وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۖ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و ستمگران دوستان یکدیگرند، و خداوند یار و یاور پرهیزگاران است؛ و به سبب پرهیزگاری و فرمانبرداریشان، آنها را از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد.
الجاثية 45:20
هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ؛ اين قرآن مايه بصيرت مردم و هدايت و رحمتي است براي اهل يقين
(20) (﴿هَٰذَا بَصَٰٓئِرُ لِلنَّاسِ﴾) این قرآن کریم پند حکیم و وسیلۀ بینش مردمان است؛ یعنی به وسیلۀ آن مردم در همۀ امور دارای بینش میگردند، و مؤمنان از آن بهرهمند میشوند. (﴿وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾) و مایۀ هدایت و رحمت برای کسانی است که اهل یقین هستند؛ پس با آن در اصول دین و فروع آن به راه راست راهیاب میشوند، و به وسیلۀ آن خیر و شادمانی و سعادت دنیا و آخرت را به دست میآورند. و رحمت است؛ و جوهرۀ نفسشان با آن پاکیزه میگردد و خردشان افزایش مییابد و ایمان و یقینشان بیشتر میشود. و به وسیلۀ آن، حجّت بر کسی که بر کفر پای میفشارد و مخالفت میورزد اقامه میگردد.
الجاثية 45:21
أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ آيا آنان که مرتکب بديها مي شوند مي پندارند که در شمار کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند قرارشان مي دهيم ? و آيا زندگي و مرگشان يکسان است ? چه بد داوري مي کنند.
(21) آیا بدکاران و کسانی که زیاد مرتکب گناه میشوند و در انجام حقوق پروردگارشان کوتاهی میورزند، گمان میبرند که (﴿أَن نَّجۡعَلَهُمۡ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) آنان را همانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؟ به این صورت که حقوق پروردگارشان را ادا نموده، و از ناخشنودیهای او پرهیز کرده، و همواره رضایت خدا را بر هوای نفس خود ترجیح دادهاند. (﴿سَوَآءٗ﴾) آیا گمان بردهاند که در دنیا و آخرت با آنها برابرند؟ چه بد گمانی کردهاند و چه بد حکمی نمودهاند! و این حکمی است که با حکمت داورترین داوران و بهترین دادگران مخالف است، و با عقلهای سالم و سرشتهای درست و با آنچه کتابها با آن نازل شدهاند و پیامبران به آن خبر دادهاند متضاد است. بلکه حکم نهایی آن است که مؤمنانی که کارهای شایسته کردهاند، پیروزی و رستگاری و سعادت و پاداش دنیا و آخرت از آن ایشان خواهد بود، و هر یک به اندازۀ نیکوکاریاش از آن بهرهمند خواهد شد. و خشم و اهانت و عذاب و بدبختی دنیا و آخرت از آن بدکاران است.
الجاثية 45:22
وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و خدا آسمانها و زمين را به حق بيافريد تا هر کسي را برابر کاري که کرده است پاداش دهد و به آنها ستم نشود.
(22) خداوند آسمانها و زمین را به حکمت آفریده است، و علّت این آفرینش آن است که تنها او ـ که شریکی ندارد ـ پرستش شود. سپس کسانی را که به عبادت دستور داده و نعمتهای ظاهری و باطنی را به تمام و کمال به آنها عطا کرده است، مورد بازخواست قرار خواهد داد که آیا شکر خداوند را بهجای آورده و به دستورات او عمل کردهاند یا نه؟ و اگر شکر او را به جای نیاورده باشند، مستحق سزای ناسپاسان خواهند بود.
الجاثية 45:23
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ؛ آيا آن کس را که هوسش را چون خداي خود گرفت و خدا از روي علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديدگانش پرده افکند ، ديده اي ? اگر خدا هدايت نکند چه کسي او را هدايت خواهد کرد ? چرا پند نمي گيريد ? وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ؛ و گفتند : جز زندگي دنيوي ما هيچ نيست مي ميريم و زنده مي شويم و مارا جز دهر هلاک نکند آنان را بدان دانشي نيست و جز در پنداري نيستند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و چون آيات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود ، مي گويند : اگر راست مي گوييد، ، پدران ما را زنده کنيد. قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : خداست که شما را زنده مي کند ، پس مي ميراند و سپس همه را در روز قيامت که شکي در آن نيست گرد مي آورد ولي بيشتر مردم نمي دانند.
(23) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا مرد گمراهی را دیدهای که هوی و هوسش را معبود خویش قرار داده است؟ پس هرآنچه دلش میخواهد انجام میدهد، خواه خداوند از آن کار راضی باشد یا ناراضی، (﴿وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ﴾) و خداوند از روی دانش او را گمراه ساخته است، چون میدانسته که او شایستۀ هدایت نیست. (﴿وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ﴾) و خداوند بر گوش و دل او مهر نهاده است؛ پس آنچه را که به او سود میرساند نمیشنود، و دل او آنچه را که خیر است فرا نمیگیرد. (﴿وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ﴾) و بر چشمانش پردهای قرار داده است که او را از نگاه کردن به حق باز میدارد. (﴿فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِ﴾) پس چه کسی جز خدا میتواند او را راهنمایی کند؟ یعنی هیچ کس نیست که او را هدایت کند، چون خداوند درهای هدایت را به روی وی بسته، و درهای گمراهی را برایش گشوده است. و خداوند بر او ستم نکرده است، بلکه خودش بر خویشتن ستم نموده و سبب شده تا از رحمت خدا محروم گردد. (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پندی را که به شما سود میدهد، نمیپذیرید و آن را در پیش نمیگیرید؟ و آنچه را که سبب زیانتان است، نمیفهمید که از آن دوری کنید!؟
(24) (﴿وَقَالُواۡ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُ﴾) و منکرانِ زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز گفتند: زندگی جز یک عادت، و تبعیّت از آداب و رسوم و مقرّرات شب و روز چیز دیگری نمیباشد؛ بعضی میمیرند و بعضی زنده خواهند ماند؛ و هرکس بمیرد به سوی خدا باز نمیگردد و به سبب عملش مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. و این گفتهشان از علم و آگاهی سرچشمه نگرفته است، (﴿إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ﴾) بلکه آنها فقط از روی گمان و تخمین چنین میگویند، پس معاد را انکار کردند و پیامبران راستگو را بدون دلیل و برهان تکذیب نمودند.
(25) اینها گمانهایی بیش نیست، و تعجّبهایی عاری از حقیقت است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ ٱئۡتُواۡ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، در برابر آن دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر راست میگوئید، پدران ما را زنده کنید و بیاورید. و این جسارت آنها نسبت به خداوند است که چنین پیشنهادی را مطرح کرده، و گمان بردهاند که راستگویی پیامبران متوقّف بر این است که پدرانشان را زنده کنند؛ و اگر پیامبرانشان هر نشانهای برایشان بیاورند ایمان نمیآورند، مگر اینکه پیامبران در آنچه آنها میگویند از آنان پیروی نمایند. آنها در آنچه میگویند دروغگو هستند، و بلکه هدفشان فقط این است که دعوت پیامبران را رد کنند، و هدفشان روشن شدن حق نیست.
(26) خداوند متعال فرمود: (﴿قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بگو: خداوند شما را زنده میکند، سپس شما را میمیراند، آنگاه شما را در روز قیامت -که شکّی در آن نیست- گرد میآورد، ولی بیشتر مردم نمیدانند. و اگر چنانچه آنها قلباً باور داشتند که قیامت خواهد آمد، برای حضور در روز قیامت خود را آماده میکردند؛ و کارهایی انجام میدادند که در آن روز به آنها سود برساند.
الجاثية 45:24
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ؛ آيا آن کس را که هوسش را چون خداي خود گرفت و خدا از روي علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديدگانش پرده افکند ، ديده اي ? اگر خدا هدايت نکند چه کسي او را هدايت خواهد کرد ? چرا پند نمي گيريد ? وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ؛ و گفتند : جز زندگي دنيوي ما هيچ نيست مي ميريم و زنده مي شويم و مارا جز دهر هلاک نکند آنان را بدان دانشي نيست و جز در پنداري نيستند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و چون آيات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود ، مي گويند : اگر راست مي گوييد، ، پدران ما را زنده کنيد. قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : خداست که شما را زنده مي کند ، پس مي ميراند و سپس همه را در روز قيامت که شکي در آن نيست گرد مي آورد ولي بيشتر مردم نمي دانند.
(23) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا مرد گمراهی را دیدهای که هوی و هوسش را معبود خویش قرار داده است؟ پس هرآنچه دلش میخواهد انجام میدهد، خواه خداوند از آن کار راضی باشد یا ناراضی، (﴿وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ﴾) و خداوند از روی دانش او را گمراه ساخته است، چون میدانسته که او شایستۀ هدایت نیست. (﴿وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ﴾) و خداوند بر گوش و دل او مهر نهاده است؛ پس آنچه را که به او سود میرساند نمیشنود، و دل او آنچه را که خیر است فرا نمیگیرد. (﴿وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ﴾) و بر چشمانش پردهای قرار داده است که او را از نگاه کردن به حق باز میدارد. (﴿فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِ﴾) پس چه کسی جز خدا میتواند او را راهنمایی کند؟ یعنی هیچ کس نیست که او را هدایت کند، چون خداوند درهای هدایت را به روی وی بسته، و درهای گمراهی را برایش گشوده است. و خداوند بر او ستم نکرده است، بلکه خودش بر خویشتن ستم نموده و سبب شده تا از رحمت خدا محروم گردد. (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پندی را که به شما سود میدهد، نمیپذیرید و آن را در پیش نمیگیرید؟ و آنچه را که سبب زیانتان است، نمیفهمید که از آن دوری کنید!؟
(24) (﴿وَقَالُواۡ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُ﴾) و منکرانِ زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز گفتند: زندگی جز یک عادت، و تبعیّت از آداب و رسوم و مقرّرات شب و روز چیز دیگری نمیباشد؛ بعضی میمیرند و بعضی زنده خواهند ماند؛ و هرکس بمیرد به سوی خدا باز نمیگردد و به سبب عملش مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. و این گفتهشان از علم و آگاهی سرچشمه نگرفته است، (﴿إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ﴾) بلکه آنها فقط از روی گمان و تخمین چنین میگویند، پس معاد را انکار کردند و پیامبران راستگو را بدون دلیل و برهان تکذیب نمودند.
(25) اینها گمانهایی بیش نیست، و تعجّبهایی عاری از حقیقت است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ ٱئۡتُواۡ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، در برابر آن دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر راست میگوئید، پدران ما را زنده کنید و بیاورید. و این جسارت آنها نسبت به خداوند است که چنین پیشنهادی را مطرح کرده، و گمان بردهاند که راستگویی پیامبران متوقّف بر این است که پدرانشان را زنده کنند؛ و اگر پیامبرانشان هر نشانهای برایشان بیاورند ایمان نمیآورند، مگر اینکه پیامبران در آنچه آنها میگویند از آنان پیروی نمایند. آنها در آنچه میگویند دروغگو هستند، و بلکه هدفشان فقط این است که دعوت پیامبران را رد کنند، و هدفشان روشن شدن حق نیست.
(26) خداوند متعال فرمود: (﴿قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بگو: خداوند شما را زنده میکند، سپس شما را میمیراند، آنگاه شما را در روز قیامت -که شکّی در آن نیست- گرد میآورد، ولی بیشتر مردم نمیدانند. و اگر چنانچه آنها قلباً باور داشتند که قیامت خواهد آمد، برای حضور در روز قیامت خود را آماده میکردند؛ و کارهایی انجام میدادند که در آن روز به آنها سود برساند.
الجاثية 45:25
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ؛ آيا آن کس را که هوسش را چون خداي خود گرفت و خدا از روي علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديدگانش پرده افکند ، ديده اي ? اگر خدا هدايت نکند چه کسي او را هدايت خواهد کرد ? چرا پند نمي گيريد ? وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ؛ و گفتند : جز زندگي دنيوي ما هيچ نيست مي ميريم و زنده مي شويم و مارا جز دهر هلاک نکند آنان را بدان دانشي نيست و جز در پنداري نيستند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و چون آيات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود ، مي گويند : اگر راست مي گوييد، ، پدران ما را زنده کنيد. قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : خداست که شما را زنده مي کند ، پس مي ميراند و سپس همه را در روز قيامت که شکي در آن نيست گرد مي آورد ولي بيشتر مردم نمي دانند.
(23) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا مرد گمراهی را دیدهای که هوی و هوسش را معبود خویش قرار داده است؟ پس هرآنچه دلش میخواهد انجام میدهد، خواه خداوند از آن کار راضی باشد یا ناراضی، (﴿وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ﴾) و خداوند از روی دانش او را گمراه ساخته است، چون میدانسته که او شایستۀ هدایت نیست. (﴿وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ﴾) و خداوند بر گوش و دل او مهر نهاده است؛ پس آنچه را که به او سود میرساند نمیشنود، و دل او آنچه را که خیر است فرا نمیگیرد. (﴿وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ﴾) و بر چشمانش پردهای قرار داده است که او را از نگاه کردن به حق باز میدارد. (﴿فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِ﴾) پس چه کسی جز خدا میتواند او را راهنمایی کند؟ یعنی هیچ کس نیست که او را هدایت کند، چون خداوند درهای هدایت را به روی وی بسته، و درهای گمراهی را برایش گشوده است. و خداوند بر او ستم نکرده است، بلکه خودش بر خویشتن ستم نموده و سبب شده تا از رحمت خدا محروم گردد. (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پندی را که به شما سود میدهد، نمیپذیرید و آن را در پیش نمیگیرید؟ و آنچه را که سبب زیانتان است، نمیفهمید که از آن دوری کنید!؟
(24) (﴿وَقَالُواۡ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُ﴾) و منکرانِ زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز گفتند: زندگی جز یک عادت، و تبعیّت از آداب و رسوم و مقرّرات شب و روز چیز دیگری نمیباشد؛ بعضی میمیرند و بعضی زنده خواهند ماند؛ و هرکس بمیرد به سوی خدا باز نمیگردد و به سبب عملش مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. و این گفتهشان از علم و آگاهی سرچشمه نگرفته است، (﴿إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ﴾) بلکه آنها فقط از روی گمان و تخمین چنین میگویند، پس معاد را انکار کردند و پیامبران راستگو را بدون دلیل و برهان تکذیب نمودند.
(25) اینها گمانهایی بیش نیست، و تعجّبهایی عاری از حقیقت است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ ٱئۡتُواۡ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، در برابر آن دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر راست میگوئید، پدران ما را زنده کنید و بیاورید. و این جسارت آنها نسبت به خداوند است که چنین پیشنهادی را مطرح کرده، و گمان بردهاند که راستگویی پیامبران متوقّف بر این است که پدرانشان را زنده کنند؛ و اگر پیامبرانشان هر نشانهای برایشان بیاورند ایمان نمیآورند، مگر اینکه پیامبران در آنچه آنها میگویند از آنان پیروی نمایند. آنها در آنچه میگویند دروغگو هستند، و بلکه هدفشان فقط این است که دعوت پیامبران را رد کنند، و هدفشان روشن شدن حق نیست.
(26) خداوند متعال فرمود: (﴿قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بگو: خداوند شما را زنده میکند، سپس شما را میمیراند، آنگاه شما را در روز قیامت -که شکّی در آن نیست- گرد میآورد، ولی بیشتر مردم نمیدانند. و اگر چنانچه آنها قلباً باور داشتند که قیامت خواهد آمد، برای حضور در روز قیامت خود را آماده میکردند؛ و کارهایی انجام میدادند که در آن روز به آنها سود برساند.
الجاثية 45:26
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ؛ آيا آن کس را که هوسش را چون خداي خود گرفت و خدا از روي علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديدگانش پرده افکند ، ديده اي ? اگر خدا هدايت نکند چه کسي او را هدايت خواهد کرد ? چرا پند نمي گيريد ? وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ؛ و گفتند : جز زندگي دنيوي ما هيچ نيست مي ميريم و زنده مي شويم و مارا جز دهر هلاک نکند آنان را بدان دانشي نيست و جز در پنداري نيستند. وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و چون آيات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود ، مي گويند : اگر راست مي گوييد، ، پدران ما را زنده کنيد. قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : خداست که شما را زنده مي کند ، پس مي ميراند و سپس همه را در روز قيامت که شکي در آن نيست گرد مي آورد ولي بيشتر مردم نمي دانند.
(23) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا مرد گمراهی را دیدهای که هوی و هوسش را معبود خویش قرار داده است؟ پس هرآنچه دلش میخواهد انجام میدهد، خواه خداوند از آن کار راضی باشد یا ناراضی، (﴿وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ﴾) و خداوند از روی دانش او را گمراه ساخته است، چون میدانسته که او شایستۀ هدایت نیست. (﴿وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ﴾) و خداوند بر گوش و دل او مهر نهاده است؛ پس آنچه را که به او سود میرساند نمیشنود، و دل او آنچه را که خیر است فرا نمیگیرد. (﴿وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ﴾) و بر چشمانش پردهای قرار داده است که او را از نگاه کردن به حق باز میدارد. (﴿فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِ﴾) پس چه کسی جز خدا میتواند او را راهنمایی کند؟ یعنی هیچ کس نیست که او را هدایت کند، چون خداوند درهای هدایت را به روی وی بسته، و درهای گمراهی را برایش گشوده است. و خداوند بر او ستم نکرده است، بلکه خودش بر خویشتن ستم نموده و سبب شده تا از رحمت خدا محروم گردد. (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پندی را که به شما سود میدهد، نمیپذیرید و آن را در پیش نمیگیرید؟ و آنچه را که سبب زیانتان است، نمیفهمید که از آن دوری کنید!؟
(24) (﴿وَقَالُواۡ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُ﴾) و منکرانِ زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز گفتند: زندگی جز یک عادت، و تبعیّت از آداب و رسوم و مقرّرات شب و روز چیز دیگری نمیباشد؛ بعضی میمیرند و بعضی زنده خواهند ماند؛ و هرکس بمیرد به سوی خدا باز نمیگردد و به سبب عملش مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. و این گفتهشان از علم و آگاهی سرچشمه نگرفته است، (﴿إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ﴾) بلکه آنها فقط از روی گمان و تخمین چنین میگویند، پس معاد را انکار کردند و پیامبران راستگو را بدون دلیل و برهان تکذیب نمودند.
(25) اینها گمانهایی بیش نیست، و تعجّبهایی عاری از حقیقت است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواۡ ٱئۡتُواۡ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، در برابر آن دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر راست میگوئید، پدران ما را زنده کنید و بیاورید. و این جسارت آنها نسبت به خداوند است که چنین پیشنهادی را مطرح کرده، و گمان بردهاند که راستگویی پیامبران متوقّف بر این است که پدرانشان را زنده کنند؛ و اگر پیامبرانشان هر نشانهای برایشان بیاورند ایمان نمیآورند، مگر اینکه پیامبران در آنچه آنها میگویند از آنان پیروی نمایند. آنها در آنچه میگویند دروغگو هستند، و بلکه هدفشان فقط این است که دعوت پیامبران را رد کنند، و هدفشان روشن شدن حق نیست.
(26) خداوند متعال فرمود: (﴿قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بگو: خداوند شما را زنده میکند، سپس شما را میمیراند، آنگاه شما را در روز قیامت -که شکّی در آن نیست- گرد میآورد، ولی بیشتر مردم نمیدانند. و اگر چنانچه آنها قلباً باور داشتند که قیامت خواهد آمد، برای حضور در روز قیامت خود را آماده میکردند؛ و کارهایی انجام میدادند که در آن روز به آنها سود برساند.
الجاثية 45:27
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:28
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:29
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:30
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:31
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:32
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:33
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:34
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:35
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:36
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الجاثية 45:37
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد. هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است. وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ? وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد. فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه [=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: (﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
(31) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند، در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست، شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواۡ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
(34) (﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
(35) (﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
(36) (﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
(37) (﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *
الأحقاف 46:1
حم حا ، ميم تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است. مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ ما آسمانها و زمين و آنچه را که در ميان آن دوست جز به حق و در مدتي ، معين نيافريده ايم و کافران از آنچه بيمشان مي دهند اعراض مي کنند.
مکي و 35 آيه مي باشد
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) در اینجا خداوند کتاب خود را مورد تمجید و ستایش قرار میدهد و آن را به بزرگی یاد میکند. و در ضمن بندگان را راهنمایی مینماید تا در پرتو نور آن راهیاب گردند و به اندیشیدن در آیات آن روی آورند و گنجینههای آن را استخراج نمایند. وقتی بیان کرد که کتابی نازل کرده است که متضمّن امر و نهی است، یاد آور شد که او آسمانها و زمین را آفریده است. پس هم آفریده است و هم فرمان داده است. ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾ آگاه باشید که آفرینش و فرمان از آن اوست. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ﴾ خداوند ذاتی است که هفت آسمان را آفریده است و همانند آنها را از زمین آفریده است و فرمان خود را در میانشان نازل میگرداند. و همانطور که فرموده است:﴿يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾ فرشتگان را همراه با روح به فرمان خود بر هرکس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد تا مردم را بترسانید که هیچ معبود به حقی جز من نیست. پس، از من بهراسید. آسمانها و زمین را به حق آفریده است. سپس خداوند متعال ذاتی است که مکلّفها و مسکنهایشان را آفریده است، و آنچه را در آسمانها و زمین است برایشان مسخّر کرده است. سپس پیامبرانش را به سوی آنها فرستاده، و کتابهایش را بر آنان نازل فرموده، و آنها را امر و نهی کرده و به آنها خبر داده که این سرا، سرای کار است، و گذرگاهی است برای عمل کنندگان نه سرای پایداری و اقامت همیشگی که اهالی آن از آنجا نروند. و به زودی آنها از دنیا به سرای اقامت و جای جاودانگی و همیشگی منتقل خواهند شد، و کارهایی که در این دنیا انجام دادهاند در آن جهان پاداش و جزای آن را بهطور کامل خواهند یافت.
(3) و خداوند دلایل را بر وجود آن جهان اقامه نمود، و نمونههایی از پاداش و عذاب بندگان را در همین دنیا به آنان چشاند تا بیشتر به طلب محبوب وادار شوند، و به دوری از امر ناگوار وادار گردند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿مَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) آسمانها و زمین را بیهوده و بیهدف نیافریدهایم، بلکه بدان جهت آنها را آفریدهایم تا بندگان عظمت آفرینندۀ آنها را دریابند، و بر کمال خداوند استدلال نمایند، و بدانند کسی که آسمانها و زمین را آفریده است میتواند بندگان را پس از مرگشان برای سزا و جزا دوباره زنده نماید. امّا آفرینش و باقی ماندنشان تا زمانی معیّن مقرّر شده است. وقتی از این خبر داد ـ و او راستگوترین گویندگان است ـ و دلیل اقامه کرد و راه را روشن ساخت، نیز خبر داد که گروهی از مردم همواره از حق رویگرداناند و با دعوت پیامبران مخالفت میکنند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَمَّآ أُنذِرُواۡ مُعۡرِضُونَ﴾) و کافران از آنچه از آن بیم داده شدهاند رویگرداناند. و امّا مؤمنان وقتی حقیقت حال را دانستند، سفارشها و توصیههای پروردگارشان را پذیرفتند، و در برابر آن تسلیم شدند و در مقابل آن از خود اطاعت و تعظیم نشان دادند، در نتیجه به هر خیر و برکتی دست یافتند و هر شرّی از آنها دور گشت.
الأحقاف 46:2
حم حا ، ميم تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است. مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ ما آسمانها و زمين و آنچه را که در ميان آن دوست جز به حق و در مدتي ، معين نيافريده ايم و کافران از آنچه بيمشان مي دهند اعراض مي کنند.
مکي و 35 آيه مي باشد
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) در اینجا خداوند کتاب خود را مورد تمجید و ستایش قرار میدهد و آن را به بزرگی یاد میکند. و در ضمن بندگان را راهنمایی مینماید تا در پرتو نور آن راهیاب گردند و به اندیشیدن در آیات آن روی آورند و گنجینههای آن را استخراج نمایند. وقتی بیان کرد که کتابی نازل کرده است که متضمّن امر و نهی است، یاد آور شد که او آسمانها و زمین را آفریده است. پس هم آفریده است و هم فرمان داده است. ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾ آگاه باشید که آفرینش و فرمان از آن اوست. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ﴾ خداوند ذاتی است که هفت آسمان را آفریده است و همانند آنها را از زمین آفریده است و فرمان خود را در میانشان نازل میگرداند. و همانطور که فرموده است:﴿يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾ فرشتگان را همراه با روح به فرمان خود بر هرکس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد تا مردم را بترسانید که هیچ معبود به حقی جز من نیست. پس، از من بهراسید. آسمانها و زمین را به حق آفریده است. سپس خداوند متعال ذاتی است که مکلّفها و مسکنهایشان را آفریده است، و آنچه را در آسمانها و زمین است برایشان مسخّر کرده است. سپس پیامبرانش را به سوی آنها فرستاده، و کتابهایش را بر آنان نازل فرموده، و آنها را امر و نهی کرده و به آنها خبر داده که این سرا، سرای کار است، و گذرگاهی است برای عمل کنندگان نه سرای پایداری و اقامت همیشگی که اهالی آن از آنجا نروند. و به زودی آنها از دنیا به سرای اقامت و جای جاودانگی و همیشگی منتقل خواهند شد، و کارهایی که در این دنیا انجام دادهاند در آن جهان پاداش و جزای آن را بهطور کامل خواهند یافت.
(3) و خداوند دلایل را بر وجود آن جهان اقامه نمود، و نمونههایی از پاداش و عذاب بندگان را در همین دنیا به آنان چشاند تا بیشتر به طلب محبوب وادار شوند، و به دوری از امر ناگوار وادار گردند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿مَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) آسمانها و زمین را بیهوده و بیهدف نیافریدهایم، بلکه بدان جهت آنها را آفریدهایم تا بندگان عظمت آفرینندۀ آنها را دریابند، و بر کمال خداوند استدلال نمایند، و بدانند کسی که آسمانها و زمین را آفریده است میتواند بندگان را پس از مرگشان برای سزا و جزا دوباره زنده نماید. امّا آفرینش و باقی ماندنشان تا زمانی معیّن مقرّر شده است. وقتی از این خبر داد ـ و او راستگوترین گویندگان است ـ و دلیل اقامه کرد و راه را روشن ساخت، نیز خبر داد که گروهی از مردم همواره از حق رویگرداناند و با دعوت پیامبران مخالفت میکنند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَمَّآ أُنذِرُواۡ مُعۡرِضُونَ﴾) و کافران از آنچه از آن بیم داده شدهاند رویگرداناند. و امّا مؤمنان وقتی حقیقت حال را دانستند، سفارشها و توصیههای پروردگارشان را پذیرفتند، و در برابر آن تسلیم شدند و در مقابل آن از خود اطاعت و تعظیم نشان دادند، در نتیجه به هر خیر و برکتی دست یافتند و هر شرّی از آنها دور گشت.
الأحقاف 46:3
حم حا ، ميم تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است. مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ ما آسمانها و زمين و آنچه را که در ميان آن دوست جز به حق و در مدتي ، معين نيافريده ايم و کافران از آنچه بيمشان مي دهند اعراض مي کنند.
مکي و 35 آيه مي باشد
بسم الله الرحمن الرحيم
(2) در اینجا خداوند کتاب خود را مورد تمجید و ستایش قرار میدهد و آن را به بزرگی یاد میکند. و در ضمن بندگان را راهنمایی مینماید تا در پرتو نور آن راهیاب گردند و به اندیشیدن در آیات آن روی آورند و گنجینههای آن را استخراج نمایند. وقتی بیان کرد که کتابی نازل کرده است که متضمّن امر و نهی است، یاد آور شد که او آسمانها و زمین را آفریده است. پس هم آفریده است و هم فرمان داده است. ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾ آگاه باشید که آفرینش و فرمان از آن اوست. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ﴾ خداوند ذاتی است که هفت آسمان را آفریده است و همانند آنها را از زمین آفریده است و فرمان خود را در میانشان نازل میگرداند. و همانطور که فرموده است:﴿يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾ فرشتگان را همراه با روح به فرمان خود بر هرکس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد تا مردم را بترسانید که هیچ معبود به حقی جز من نیست. پس، از من بهراسید. آسمانها و زمین را به حق آفریده است. سپس خداوند متعال ذاتی است که مکلّفها و مسکنهایشان را آفریده است، و آنچه را در آسمانها و زمین است برایشان مسخّر کرده است. سپس پیامبرانش را به سوی آنها فرستاده، و کتابهایش را بر آنان نازل فرموده، و آنها را امر و نهی کرده و به آنها خبر داده که این سرا، سرای کار است، و گذرگاهی است برای عمل کنندگان نه سرای پایداری و اقامت همیشگی که اهالی آن از آنجا نروند. و به زودی آنها از دنیا به سرای اقامت و جای جاودانگی و همیشگی منتقل خواهند شد، و کارهایی که در این دنیا انجام دادهاند در آن جهان پاداش و جزای آن را بهطور کامل خواهند یافت.
(3) و خداوند دلایل را بر وجود آن جهان اقامه نمود، و نمونههایی از پاداش و عذاب بندگان را در همین دنیا به آنان چشاند تا بیشتر به طلب محبوب وادار شوند، و به دوری از امر ناگوار وادار گردند. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿مَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) آسمانها و زمین را بیهوده و بیهدف نیافریدهایم، بلکه بدان جهت آنها را آفریدهایم تا بندگان عظمت آفرینندۀ آنها را دریابند، و بر کمال خداوند استدلال نمایند، و بدانند کسی که آسمانها و زمین را آفریده است میتواند بندگان را پس از مرگشان برای سزا و جزا دوباره زنده نماید. امّا آفرینش و باقی ماندنشان تا زمانی معیّن مقرّر شده است. وقتی از این خبر داد ـ و او راستگوترین گویندگان است ـ و دلیل اقامه کرد و راه را روشن ساخت، نیز خبر داد که گروهی از مردم همواره از حق رویگرداناند و با دعوت پیامبران مخالفت میکنند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَمَّآ أُنذِرُواۡ مُعۡرِضُونَ﴾) و کافران از آنچه از آن بیم داده شدهاند رویگرداناند. و امّا مؤمنان وقتی حقیقت حال را دانستند، سفارشها و توصیههای پروردگارشان را پذیرفتند، و در برابر آن تسلیم شدند و در مقابل آن از خود اطاعت و تعظیم نشان دادند، در نتیجه به هر خیر و برکتی دست یافتند و هر شرّی از آنها دور گشت.
الأحقاف 46:4
قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ بگو : از آنهايي که جز الله به خدايي مي خوانيد خبر دهيد به من نشان دهيد که از اين زمين چه چيز را آفريده اند ? يا در خلقت آسمانها شرکت داشته اند ? اگر راست مي گوييد ، براي من کتابي که پيش از اين قرآن آمده باشد يا اگر دانشي از پيشينيان مانده است ، بياوريد. وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ؛ و کيست گمراه تر از آن که به جز الله چيزي را به خدايي مي خواند که تاروز قيامت به او جواب نمي دهد ، که بتان از دعاي بت پرستان بي خبرند. وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ؛ و چون در قيامت مردم را گرد آرند ، بتان با پرستندگان خويش دشمن باشندو، عبادتشان را انکار کنند.
(4) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که بتهایی را شریک خداوند قرار دادهاند ـ که مالک هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی نیستند، و با بیان اینکه این بتها ناتوان هستند و سزاوار هیچ چیزی از عبادت نیستند ـ بگو: (﴿أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواۡ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدهاند؟ آیا چیزی از اجرام آسمانها را آفریدهاند؟ آیا کوههایی آفریدهاند؟ آیا رودهایی روان کردهاند؟ آیا حیوان و موجود زندهای را پراکنده نمودهاند؟ یا درختانی رویاندهاند؟ آیا در آفرینش چیزی از اینها مشارکتی داشتهاند؟ خیر، طبق اعترافات خود و بدون اینکه کسی دیگر این را بگوید، هیچ چیزی از اینها را نیافریدهاند. پس این دلیل عقلیِ قاطعی است بر اینکه عبادت غیر خدا باطل است. سپس منتفی بودن وجود دلیل نقلی را بیان کرد و فرمود: (﴿ٱئۡتُونِي بِكِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ هَٰذَآ﴾) کتابی پیش از این [قرآن] که به شرک فرا بخواند برای من بیاورید، (﴿أَوۡ أَثَٰرَةٖ مِّنۡ عِلۡمٍ﴾) یا اثر علمی که از پیامبران گذشته به ارث مانده باشد و به شرک و بت پرستی دستور دهد برای من بیاورید. مشخّص است که آنها نمیتوانند از یکی از پیامبران نقل کنند که بر این دلالت نماید، بلکه یقین داریم که همۀ پیامبران به یگانگی پروردگارشان دعوت کرده، و از شرک ورزیدن نهی کردهاند. و این بزرگترین دانشی است که از آنها به جای مانده است. خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواۡ ٱلطَّٰغُوتَ﴾ و در میان هر ملّتی، پیامبری فرستادیم با این پیام که خدارا بپرستید و از طاغوت بپرهیزید. و هر پیامبری به قومش گفته است:﴿ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ﴾ خدا را عبادت کنید که شما معبود به حقّی جز او ندارید. پس معلوم شد که مجادلۀ مشرکین دربارۀ شرکشان، مستند به برهان و دلیلی نیست، بلکه آنها بر پندارهای دروغین و نظرات فاسد و خردهای پوچ خود تکیه و اعتماد کردهاند. و اگر به بررسی و جستجوی حالات مشرکین بپردازی، و دانشها و کارهایشان را پیگیری نمایی، و به حالت کسانی بنگری که عمر خود را در پرستش آنها ضایع کردهاند، و اینکه آیا این معبودها در دنیا یا آخرت به آنها فایدهای دادهاند یا نه؟ به فاسد بودن فکر و کارشان پی خواهی برد.
(5 - 6) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) و کیست گمراهتر از کسی که افرادی را به فریاد بخواند و پرستش کند که تا روز قیامت دعایشان را اجابت نمیکنند؛ یعنی تمام مدّتی که او در دنیاست، به اندازۀ ذرّهای از سوی معبودهایش به وی فایده نمیرسد. (﴿وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و معبودهای دروغین از دعا و پرستش اینها بیخبرند، و دعایشان را نمیشنوند، و فریادشان را اجابت نمیکنند. این حالتشان در دنیاست، و روز قیامت معبودهایشان به شرکشان کفر میورزند و آن را انکار میکنند. (﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ﴾) و زمانی که مردم در قیامت گرد آورده میشوند، پرستش شوندگان و پرستش کنندگان یکدیگر را نفرین میکنند و از یکدیگر بیزاری میجویند، (﴿وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و معبودها عبادت آنها را نمیپذیرند و انکارش میکنند.
الأحقاف 46:5
قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ بگو : از آنهايي که جز الله به خدايي مي خوانيد خبر دهيد به من نشان دهيد که از اين زمين چه چيز را آفريده اند ? يا در خلقت آسمانها شرکت داشته اند ? اگر راست مي گوييد ، براي من کتابي که پيش از اين قرآن آمده باشد يا اگر دانشي از پيشينيان مانده است ، بياوريد. وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ؛ و کيست گمراه تر از آن که به جز الله چيزي را به خدايي مي خواند که تاروز قيامت به او جواب نمي دهد ، که بتان از دعاي بت پرستان بي خبرند. وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ؛ و چون در قيامت مردم را گرد آرند ، بتان با پرستندگان خويش دشمن باشندو، عبادتشان را انکار کنند.
(4) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که بتهایی را شریک خداوند قرار دادهاند ـ که مالک هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی نیستند، و با بیان اینکه این بتها ناتوان هستند و سزاوار هیچ چیزی از عبادت نیستند ـ بگو: (﴿أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواۡ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدهاند؟ آیا چیزی از اجرام آسمانها را آفریدهاند؟ آیا کوههایی آفریدهاند؟ آیا رودهایی روان کردهاند؟ آیا حیوان و موجود زندهای را پراکنده نمودهاند؟ یا درختانی رویاندهاند؟ آیا در آفرینش چیزی از اینها مشارکتی داشتهاند؟ خیر، طبق اعترافات خود و بدون اینکه کسی دیگر این را بگوید، هیچ چیزی از اینها را نیافریدهاند. پس این دلیل عقلیِ قاطعی است بر اینکه عبادت غیر خدا باطل است. سپس منتفی بودن وجود دلیل نقلی را بیان کرد و فرمود: (﴿ٱئۡتُونِي بِكِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ هَٰذَآ﴾) کتابی پیش از این [قرآن] که به شرک فرا بخواند برای من بیاورید، (﴿أَوۡ أَثَٰرَةٖ مِّنۡ عِلۡمٍ﴾) یا اثر علمی که از پیامبران گذشته به ارث مانده باشد و به شرک و بت پرستی دستور دهد برای من بیاورید. مشخّص است که آنها نمیتوانند از یکی از پیامبران نقل کنند که بر این دلالت نماید، بلکه یقین داریم که همۀ پیامبران به یگانگی پروردگارشان دعوت کرده، و از شرک ورزیدن نهی کردهاند. و این بزرگترین دانشی است که از آنها به جای مانده است. خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواۡ ٱلطَّٰغُوتَ﴾ و در میان هر ملّتی، پیامبری فرستادیم با این پیام که خدارا بپرستید و از طاغوت بپرهیزید. و هر پیامبری به قومش گفته است:﴿ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ﴾ خدا را عبادت کنید که شما معبود به حقّی جز او ندارید. پس معلوم شد که مجادلۀ مشرکین دربارۀ شرکشان، مستند به برهان و دلیلی نیست، بلکه آنها بر پندارهای دروغین و نظرات فاسد و خردهای پوچ خود تکیه و اعتماد کردهاند. و اگر به بررسی و جستجوی حالات مشرکین بپردازی، و دانشها و کارهایشان را پیگیری نمایی، و به حالت کسانی بنگری که عمر خود را در پرستش آنها ضایع کردهاند، و اینکه آیا این معبودها در دنیا یا آخرت به آنها فایدهای دادهاند یا نه؟ به فاسد بودن فکر و کارشان پی خواهی برد.
(5 - 6) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) و کیست گمراهتر از کسی که افرادی را به فریاد بخواند و پرستش کند که تا روز قیامت دعایشان را اجابت نمیکنند؛ یعنی تمام مدّتی که او در دنیاست، به اندازۀ ذرّهای از سوی معبودهایش به وی فایده نمیرسد. (﴿وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و معبودهای دروغین از دعا و پرستش اینها بیخبرند، و دعایشان را نمیشنوند، و فریادشان را اجابت نمیکنند. این حالتشان در دنیاست، و روز قیامت معبودهایشان به شرکشان کفر میورزند و آن را انکار میکنند. (﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ﴾) و زمانی که مردم در قیامت گرد آورده میشوند، پرستش شوندگان و پرستش کنندگان یکدیگر را نفرین میکنند و از یکدیگر بیزاری میجویند، (﴿وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و معبودها عبادت آنها را نمیپذیرند و انکارش میکنند.
الأحقاف 46:6
قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ بگو : از آنهايي که جز الله به خدايي مي خوانيد خبر دهيد به من نشان دهيد که از اين زمين چه چيز را آفريده اند ? يا در خلقت آسمانها شرکت داشته اند ? اگر راست مي گوييد ، براي من کتابي که پيش از اين قرآن آمده باشد يا اگر دانشي از پيشينيان مانده است ، بياوريد. وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ؛ و کيست گمراه تر از آن که به جز الله چيزي را به خدايي مي خواند که تاروز قيامت به او جواب نمي دهد ، که بتان از دعاي بت پرستان بي خبرند. وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ؛ و چون در قيامت مردم را گرد آرند ، بتان با پرستندگان خويش دشمن باشندو، عبادتشان را انکار کنند.
(4) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که بتهایی را شریک خداوند قرار دادهاند ـ که مالک هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی نیستند، و با بیان اینکه این بتها ناتوان هستند و سزاوار هیچ چیزی از عبادت نیستند ـ بگو: (﴿أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواۡ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدهاند؟ آیا چیزی از اجرام آسمانها را آفریدهاند؟ آیا کوههایی آفریدهاند؟ آیا رودهایی روان کردهاند؟ آیا حیوان و موجود زندهای را پراکنده نمودهاند؟ یا درختانی رویاندهاند؟ آیا در آفرینش چیزی از اینها مشارکتی داشتهاند؟ خیر، طبق اعترافات خود و بدون اینکه کسی دیگر این را بگوید، هیچ چیزی از اینها را نیافریدهاند. پس این دلیل عقلیِ قاطعی است بر اینکه عبادت غیر خدا باطل است. سپس منتفی بودن وجود دلیل نقلی را بیان کرد و فرمود: (﴿ٱئۡتُونِي بِكِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ هَٰذَآ﴾) کتابی پیش از این [قرآن] که به شرک فرا بخواند برای من بیاورید، (﴿أَوۡ أَثَٰرَةٖ مِّنۡ عِلۡمٍ﴾) یا اثر علمی که از پیامبران گذشته به ارث مانده باشد و به شرک و بت پرستی دستور دهد برای من بیاورید. مشخّص است که آنها نمیتوانند از یکی از پیامبران نقل کنند که بر این دلالت نماید، بلکه یقین داریم که همۀ پیامبران به یگانگی پروردگارشان دعوت کرده، و از شرک ورزیدن نهی کردهاند. و این بزرگترین دانشی است که از آنها به جای مانده است. خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواۡ ٱلطَّٰغُوتَ﴾ و در میان هر ملّتی، پیامبری فرستادیم با این پیام که خدارا بپرستید و از طاغوت بپرهیزید. و هر پیامبری به قومش گفته است:﴿ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ﴾ خدا را عبادت کنید که شما معبود به حقّی جز او ندارید. پس معلوم شد که مجادلۀ مشرکین دربارۀ شرکشان، مستند به برهان و دلیلی نیست، بلکه آنها بر پندارهای دروغین و نظرات فاسد و خردهای پوچ خود تکیه و اعتماد کردهاند. و اگر به بررسی و جستجوی حالات مشرکین بپردازی، و دانشها و کارهایشان را پیگیری نمایی، و به حالت کسانی بنگری که عمر خود را در پرستش آنها ضایع کردهاند، و اینکه آیا این معبودها در دنیا یا آخرت به آنها فایدهای دادهاند یا نه؟ به فاسد بودن فکر و کارشان پی خواهی برد.
(5 - 6) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) و کیست گمراهتر از کسی که افرادی را به فریاد بخواند و پرستش کند که تا روز قیامت دعایشان را اجابت نمیکنند؛ یعنی تمام مدّتی که او در دنیاست، به اندازۀ ذرّهای از سوی معبودهایش به وی فایده نمیرسد. (﴿وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ﴾) و معبودهای دروغین از دعا و پرستش اینها بیخبرند، و دعایشان را نمیشنوند، و فریادشان را اجابت نمیکنند. این حالتشان در دنیاست، و روز قیامت معبودهایشان به شرکشان کفر میورزند و آن را انکار میکنند. (﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ﴾) و زمانی که مردم در قیامت گرد آورده میشوند، پرستش شوندگان و پرستش کنندگان یکدیگر را نفرین میکنند و از یکدیگر بیزاری میجویند، (﴿وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾) و معبودها عبادت آنها را نمیپذیرند و انکارش میکنند.
الأحقاف 46:7
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ چون آيات ما به روشني بر آنان خوانده شود ، کافران حقيقتي را که برايشان نازل شده است ، گويند ، جادويي آشکار است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛ يا مي گويند : اين کتاب ، دروغي است که خود بافته است بگو : اگر من آن را چون دروغي به هم بافته باشم ، شما نمي توانيد خشم خدا را از من باز داريد خدا از آن طعنها که بدان مي زنيد آگاه تر است و شهادت او ميان من و شما کافي است و اوست آمرزنده مهربان قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : من از ميان ديگر پيامبران بدعتي تازه نيستم و نمي دانم که بر من ، ،يا بر شما چه خواهد رفت من از چيزي جز آنچه به من وحي مي شود ، پيروي نمي کنم و من جز بيم دهنده اي آشکار نيستم. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ بگو : چه مي کنيد اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ايمان نياوريد? يکي از بني اسرائيل بدان شهادت داد و ايمان آورد ولي شما گردنکشي مي کنيد خدا مردم ستمکار را هدايت نمي کند.
(7) (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ﴾) و هنگامی که آیههای روشن ما؛ آیاتی که چنان روشن و واضح هستند که هیچ تردیدی در حقّ بودن آن وجود ندارد، بر تکذیبکنندگان خوانده شود، به آنها فایدهای نمیرساند، بلکه فقط حجّت بر آنها اقامه میگردد. و از روی دروغ پردازی و تهمت در مورد حقّ ـ چون به آنان رسد ـ میگویند: (﴿هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٌ﴾) این جادویی ظاهر و آشکار است که در آن شکّی نیست. و این وارونه کردن حقایق است، و فقط کسانی فریب آن را میخورند که عقلهایشان ضعیف است، وگرنه میان حقّی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده و میان جادو، چنان تضاد و تفاوتی است که از تفاوت آسمان و زمین بیشتر و بزرگتر است، و از آسمانها برتر و بالاتر است، و روشنایی آن از روشنایی خورشید بیشتر است و دلایل آفاقی و انفسی بر آن دلالت مینماید و خردمندان به آن اقرار و باور میدارند. پس چگونه چنین حقّی با باطل -که جادو است- مقایسه میشود؛ جادویی که فقط از انسانی ستمگر و گمراه و زشت و بدکار سر میزند؟! پس جادو مناسب چنین فرد ناشایستهای میباشد، و آیا چنین اتهامی که به حقّ میزنند چیزی جز فریبکاری و گول زدن میباشد؟
(8) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) آیا آنان میگویند: محمّد این قرآن را از پیش خود ساخته و از سوی خدا نیست؟ (﴿قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُۥ﴾) به آنان بگو: اگر من قرآن را از پیش خود ساخته باشم، خداوند بر مجازات من تواناست و به گفتگوی شما دربارۀ آن آگاه است. پس چگونه خداوند مرا به سزای دروغی که بر او بستهام ـ آن گونه که شما ادعا میکنید ـ مجازات نکرده است؟ (﴿فَلَا تَمۡلِكُونَ لِي مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) اگر خداوند بخواهد زیانی به من برساند یا مرحمتی به من بکند، شما نمیتوانید در برابر او برای من کمترین کاری بکنید. (﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِۚ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) او به گفتگوی شما دربارۀ قرآن آگاهتر است، و همین بس که خداوند میان من و شما گواه باشد. پس اگر من به دروغ چیزی را به او نسبت میدادم، قطعاً مرا مورد مجازات قرار میداد و کیفری به من میرساند که همه آن را نظاره میکردند. چون اگر دروغ میگفتم، این بزرگترین افترا بود. سپس آنها را با وجود مخالفت و ستیزی که با حقّ داشتند به توبه فرا خواند و فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) به سوی خدا باز گردید، و از آنچه در آن هستید دست بکشید، آنگاه او همۀ گناهانتان را میآمرزد، و شما را مورد مرحمت قرار میدهد، و توفیق انجام خیر را به شما عنایت میکند، و پاداش فراوانتان میدهد.
(9) (﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ﴾) بگو من نخستین فرد از پیامبران نیستم که به نزد شما آمدهام تا از رسالت من شگفت زده باشید و دعوت مرا انکار کنید، بلکه پیش از من نیز پیامبرانی گذشتهاند که دعوت من با دعوت آنها مطابقت دارد. پس برای چه رسالت مرا انکار میکنید؟ (﴿وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡ﴾) و نمیدانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ یعنی من انسانی بیش نیستم و هیچ اختیاری ندارم، و این خداوند متعال است که در من و شما تصرّف مینماید و بر من و شما حاکم است. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) و جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم. و اینگونه نیست که از پیش خودم چیزی آورده باشم. (﴿وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾) و من جز بیمدهندهای آشکار نیستم. پس اگر رسالت و پیامبریِ مرا قبول کنید، در دنیا و آخرت سعادتمند خواهید بود؛ و اگر دعوت مرا نپذیرید، حساب شما با خداست؛ و من شما را بیم دادهام، و هرکس که بیم داده شده باشد عذری ندارد.
(10) (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرۡتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثۡلِهِۦ فََٔامَنَ وَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و توفیق یافتگانِ اهل کتاب ـ آنهایی که از حقّ برخوردارند و به وسیلۀ آن میدانند که این حق است ـ بر صحّت و درستی آن گواهی دهند و ایمان بیاورند و هدایت شوند، سپس اخبار پیامبران و پیروان با شرافت آنان مطابق یکدیگر باشد؛ و شما ای جاهلانِ احمق! خویشتن را بزرگتر از این بدانید که از قرآن پیروی کنید، و تکبّر بورزید، آیا این بزرگترین ستمگری و کفری آشکار نیست؟ (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بیگمان، خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. و از جملۀ ستمگری این است که کسی از روی خود بزرگبینی از پذیرفتن حقّ سر باز زند، آن هم بعد از آنکه دستیابی به حقّ برایش ممکن باشد.
الأحقاف 46:8
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ چون آيات ما به روشني بر آنان خوانده شود ، کافران حقيقتي را که برايشان نازل شده است ، گويند ، جادويي آشکار است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛ يا مي گويند : اين کتاب ، دروغي است که خود بافته است بگو : اگر من آن را چون دروغي به هم بافته باشم ، شما نمي توانيد خشم خدا را از من باز داريد خدا از آن طعنها که بدان مي زنيد آگاه تر است و شهادت او ميان من و شما کافي است و اوست آمرزنده مهربان قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : من از ميان ديگر پيامبران بدعتي تازه نيستم و نمي دانم که بر من ، ،يا بر شما چه خواهد رفت من از چيزي جز آنچه به من وحي مي شود ، پيروي نمي کنم و من جز بيم دهنده اي آشکار نيستم. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ بگو : چه مي کنيد اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ايمان نياوريد? يکي از بني اسرائيل بدان شهادت داد و ايمان آورد ولي شما گردنکشي مي کنيد خدا مردم ستمکار را هدايت نمي کند.
(7) (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ﴾) و هنگامی که آیههای روشن ما؛ آیاتی که چنان روشن و واضح هستند که هیچ تردیدی در حقّ بودن آن وجود ندارد، بر تکذیبکنندگان خوانده شود، به آنها فایدهای نمیرساند، بلکه فقط حجّت بر آنها اقامه میگردد. و از روی دروغ پردازی و تهمت در مورد حقّ ـ چون به آنان رسد ـ میگویند: (﴿هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٌ﴾) این جادویی ظاهر و آشکار است که در آن شکّی نیست. و این وارونه کردن حقایق است، و فقط کسانی فریب آن را میخورند که عقلهایشان ضعیف است، وگرنه میان حقّی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده و میان جادو، چنان تضاد و تفاوتی است که از تفاوت آسمان و زمین بیشتر و بزرگتر است، و از آسمانها برتر و بالاتر است، و روشنایی آن از روشنایی خورشید بیشتر است و دلایل آفاقی و انفسی بر آن دلالت مینماید و خردمندان به آن اقرار و باور میدارند. پس چگونه چنین حقّی با باطل -که جادو است- مقایسه میشود؛ جادویی که فقط از انسانی ستمگر و گمراه و زشت و بدکار سر میزند؟! پس جادو مناسب چنین فرد ناشایستهای میباشد، و آیا چنین اتهامی که به حقّ میزنند چیزی جز فریبکاری و گول زدن میباشد؟
(8) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) آیا آنان میگویند: محمّد این قرآن را از پیش خود ساخته و از سوی خدا نیست؟ (﴿قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُۥ﴾) به آنان بگو: اگر من قرآن را از پیش خود ساخته باشم، خداوند بر مجازات من تواناست و به گفتگوی شما دربارۀ آن آگاه است. پس چگونه خداوند مرا به سزای دروغی که بر او بستهام ـ آن گونه که شما ادعا میکنید ـ مجازات نکرده است؟ (﴿فَلَا تَمۡلِكُونَ لِي مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) اگر خداوند بخواهد زیانی به من برساند یا مرحمتی به من بکند، شما نمیتوانید در برابر او برای من کمترین کاری بکنید. (﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِۚ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) او به گفتگوی شما دربارۀ قرآن آگاهتر است، و همین بس که خداوند میان من و شما گواه باشد. پس اگر من به دروغ چیزی را به او نسبت میدادم، قطعاً مرا مورد مجازات قرار میداد و کیفری به من میرساند که همه آن را نظاره میکردند. چون اگر دروغ میگفتم، این بزرگترین افترا بود. سپس آنها را با وجود مخالفت و ستیزی که با حقّ داشتند به توبه فرا خواند و فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) به سوی خدا باز گردید، و از آنچه در آن هستید دست بکشید، آنگاه او همۀ گناهانتان را میآمرزد، و شما را مورد مرحمت قرار میدهد، و توفیق انجام خیر را به شما عنایت میکند، و پاداش فراوانتان میدهد.
(9) (﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ﴾) بگو من نخستین فرد از پیامبران نیستم که به نزد شما آمدهام تا از رسالت من شگفت زده باشید و دعوت مرا انکار کنید، بلکه پیش از من نیز پیامبرانی گذشتهاند که دعوت من با دعوت آنها مطابقت دارد. پس برای چه رسالت مرا انکار میکنید؟ (﴿وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡ﴾) و نمیدانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ یعنی من انسانی بیش نیستم و هیچ اختیاری ندارم، و این خداوند متعال است که در من و شما تصرّف مینماید و بر من و شما حاکم است. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) و جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم. و اینگونه نیست که از پیش خودم چیزی آورده باشم. (﴿وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾) و من جز بیمدهندهای آشکار نیستم. پس اگر رسالت و پیامبریِ مرا قبول کنید، در دنیا و آخرت سعادتمند خواهید بود؛ و اگر دعوت مرا نپذیرید، حساب شما با خداست؛ و من شما را بیم دادهام، و هرکس که بیم داده شده باشد عذری ندارد.
(10) (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرۡتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثۡلِهِۦ فََٔامَنَ وَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و توفیق یافتگانِ اهل کتاب ـ آنهایی که از حقّ برخوردارند و به وسیلۀ آن میدانند که این حق است ـ بر صحّت و درستی آن گواهی دهند و ایمان بیاورند و هدایت شوند، سپس اخبار پیامبران و پیروان با شرافت آنان مطابق یکدیگر باشد؛ و شما ای جاهلانِ احمق! خویشتن را بزرگتر از این بدانید که از قرآن پیروی کنید، و تکبّر بورزید، آیا این بزرگترین ستمگری و کفری آشکار نیست؟ (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بیگمان، خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. و از جملۀ ستمگری این است که کسی از روی خود بزرگبینی از پذیرفتن حقّ سر باز زند، آن هم بعد از آنکه دستیابی به حقّ برایش ممکن باشد.
الأحقاف 46:9
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ چون آيات ما به روشني بر آنان خوانده شود ، کافران حقيقتي را که برايشان نازل شده است ، گويند ، جادويي آشکار است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛ يا مي گويند : اين کتاب ، دروغي است که خود بافته است بگو : اگر من آن را چون دروغي به هم بافته باشم ، شما نمي توانيد خشم خدا را از من باز داريد خدا از آن طعنها که بدان مي زنيد آگاه تر است و شهادت او ميان من و شما کافي است و اوست آمرزنده مهربان قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : من از ميان ديگر پيامبران بدعتي تازه نيستم و نمي دانم که بر من ، ،يا بر شما چه خواهد رفت من از چيزي جز آنچه به من وحي مي شود ، پيروي نمي کنم و من جز بيم دهنده اي آشکار نيستم. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ بگو : چه مي کنيد اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ايمان نياوريد? يکي از بني اسرائيل بدان شهادت داد و ايمان آورد ولي شما گردنکشي مي کنيد خدا مردم ستمکار را هدايت نمي کند.
(7) (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ﴾) و هنگامی که آیههای روشن ما؛ آیاتی که چنان روشن و واضح هستند که هیچ تردیدی در حقّ بودن آن وجود ندارد، بر تکذیبکنندگان خوانده شود، به آنها فایدهای نمیرساند، بلکه فقط حجّت بر آنها اقامه میگردد. و از روی دروغ پردازی و تهمت در مورد حقّ ـ چون به آنان رسد ـ میگویند: (﴿هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٌ﴾) این جادویی ظاهر و آشکار است که در آن شکّی نیست. و این وارونه کردن حقایق است، و فقط کسانی فریب آن را میخورند که عقلهایشان ضعیف است، وگرنه میان حقّی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده و میان جادو، چنان تضاد و تفاوتی است که از تفاوت آسمان و زمین بیشتر و بزرگتر است، و از آسمانها برتر و بالاتر است، و روشنایی آن از روشنایی خورشید بیشتر است و دلایل آفاقی و انفسی بر آن دلالت مینماید و خردمندان به آن اقرار و باور میدارند. پس چگونه چنین حقّی با باطل -که جادو است- مقایسه میشود؛ جادویی که فقط از انسانی ستمگر و گمراه و زشت و بدکار سر میزند؟! پس جادو مناسب چنین فرد ناشایستهای میباشد، و آیا چنین اتهامی که به حقّ میزنند چیزی جز فریبکاری و گول زدن میباشد؟
(8) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) آیا آنان میگویند: محمّد این قرآن را از پیش خود ساخته و از سوی خدا نیست؟ (﴿قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُۥ﴾) به آنان بگو: اگر من قرآن را از پیش خود ساخته باشم، خداوند بر مجازات من تواناست و به گفتگوی شما دربارۀ آن آگاه است. پس چگونه خداوند مرا به سزای دروغی که بر او بستهام ـ آن گونه که شما ادعا میکنید ـ مجازات نکرده است؟ (﴿فَلَا تَمۡلِكُونَ لِي مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) اگر خداوند بخواهد زیانی به من برساند یا مرحمتی به من بکند، شما نمیتوانید در برابر او برای من کمترین کاری بکنید. (﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِۚ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) او به گفتگوی شما دربارۀ قرآن آگاهتر است، و همین بس که خداوند میان من و شما گواه باشد. پس اگر من به دروغ چیزی را به او نسبت میدادم، قطعاً مرا مورد مجازات قرار میداد و کیفری به من میرساند که همه آن را نظاره میکردند. چون اگر دروغ میگفتم، این بزرگترین افترا بود. سپس آنها را با وجود مخالفت و ستیزی که با حقّ داشتند به توبه فرا خواند و فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) به سوی خدا باز گردید، و از آنچه در آن هستید دست بکشید، آنگاه او همۀ گناهانتان را میآمرزد، و شما را مورد مرحمت قرار میدهد، و توفیق انجام خیر را به شما عنایت میکند، و پاداش فراوانتان میدهد.
(9) (﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ﴾) بگو من نخستین فرد از پیامبران نیستم که به نزد شما آمدهام تا از رسالت من شگفت زده باشید و دعوت مرا انکار کنید، بلکه پیش از من نیز پیامبرانی گذشتهاند که دعوت من با دعوت آنها مطابقت دارد. پس برای چه رسالت مرا انکار میکنید؟ (﴿وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡ﴾) و نمیدانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ یعنی من انسانی بیش نیستم و هیچ اختیاری ندارم، و این خداوند متعال است که در من و شما تصرّف مینماید و بر من و شما حاکم است. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) و جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم. و اینگونه نیست که از پیش خودم چیزی آورده باشم. (﴿وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾) و من جز بیمدهندهای آشکار نیستم. پس اگر رسالت و پیامبریِ مرا قبول کنید، در دنیا و آخرت سعادتمند خواهید بود؛ و اگر دعوت مرا نپذیرید، حساب شما با خداست؛ و من شما را بیم دادهام، و هرکس که بیم داده شده باشد عذری ندارد.
(10) (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرۡتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثۡلِهِۦ فََٔامَنَ وَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و توفیق یافتگانِ اهل کتاب ـ آنهایی که از حقّ برخوردارند و به وسیلۀ آن میدانند که این حق است ـ بر صحّت و درستی آن گواهی دهند و ایمان بیاورند و هدایت شوند، سپس اخبار پیامبران و پیروان با شرافت آنان مطابق یکدیگر باشد؛ و شما ای جاهلانِ احمق! خویشتن را بزرگتر از این بدانید که از قرآن پیروی کنید، و تکبّر بورزید، آیا این بزرگترین ستمگری و کفری آشکار نیست؟ (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بیگمان، خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. و از جملۀ ستمگری این است که کسی از روی خود بزرگبینی از پذیرفتن حقّ سر باز زند، آن هم بعد از آنکه دستیابی به حقّ برایش ممکن باشد.
الأحقاف 46:10
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ چون آيات ما به روشني بر آنان خوانده شود ، کافران حقيقتي را که برايشان نازل شده است ، گويند ، جادويي آشکار است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛ يا مي گويند : اين کتاب ، دروغي است که خود بافته است بگو : اگر من آن را چون دروغي به هم بافته باشم ، شما نمي توانيد خشم خدا را از من باز داريد خدا از آن طعنها که بدان مي زنيد آگاه تر است و شهادت او ميان من و شما کافي است و اوست آمرزنده مهربان قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : من از ميان ديگر پيامبران بدعتي تازه نيستم و نمي دانم که بر من ، ،يا بر شما چه خواهد رفت من از چيزي جز آنچه به من وحي مي شود ، پيروي نمي کنم و من جز بيم دهنده اي آشکار نيستم. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ بگو : چه مي کنيد اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ايمان نياوريد? يکي از بني اسرائيل بدان شهادت داد و ايمان آورد ولي شما گردنکشي مي کنيد خدا مردم ستمکار را هدايت نمي کند.
(7) (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ﴾) و هنگامی که آیههای روشن ما؛ آیاتی که چنان روشن و واضح هستند که هیچ تردیدی در حقّ بودن آن وجود ندارد، بر تکذیبکنندگان خوانده شود، به آنها فایدهای نمیرساند، بلکه فقط حجّت بر آنها اقامه میگردد. و از روی دروغ پردازی و تهمت در مورد حقّ ـ چون به آنان رسد ـ میگویند: (﴿هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٌ﴾) این جادویی ظاهر و آشکار است که در آن شکّی نیست. و این وارونه کردن حقایق است، و فقط کسانی فریب آن را میخورند که عقلهایشان ضعیف است، وگرنه میان حقّی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده و میان جادو، چنان تضاد و تفاوتی است که از تفاوت آسمان و زمین بیشتر و بزرگتر است، و از آسمانها برتر و بالاتر است، و روشنایی آن از روشنایی خورشید بیشتر است و دلایل آفاقی و انفسی بر آن دلالت مینماید و خردمندان به آن اقرار و باور میدارند. پس چگونه چنین حقّی با باطل -که جادو است- مقایسه میشود؛ جادویی که فقط از انسانی ستمگر و گمراه و زشت و بدکار سر میزند؟! پس جادو مناسب چنین فرد ناشایستهای میباشد، و آیا چنین اتهامی که به حقّ میزنند چیزی جز فریبکاری و گول زدن میباشد؟
(8) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُ﴾) آیا آنان میگویند: محمّد این قرآن را از پیش خود ساخته و از سوی خدا نیست؟ (﴿قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُۥ﴾) به آنان بگو: اگر من قرآن را از پیش خود ساخته باشم، خداوند بر مجازات من تواناست و به گفتگوی شما دربارۀ آن آگاه است. پس چگونه خداوند مرا به سزای دروغی که بر او بستهام ـ آن گونه که شما ادعا میکنید ـ مجازات نکرده است؟ (﴿فَلَا تَمۡلِكُونَ لِي مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾) اگر خداوند بخواهد زیانی به من برساند یا مرحمتی به من بکند، شما نمیتوانید در برابر او برای من کمترین کاری بکنید. (﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِۚ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) او به گفتگوی شما دربارۀ قرآن آگاهتر است، و همین بس که خداوند میان من و شما گواه باشد. پس اگر من به دروغ چیزی را به او نسبت میدادم، قطعاً مرا مورد مجازات قرار میداد و کیفری به من میرساند که همه آن را نظاره میکردند. چون اگر دروغ میگفتم، این بزرگترین افترا بود. سپس آنها را با وجود مخالفت و ستیزی که با حقّ داشتند به توبه فرا خواند و فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) به سوی خدا باز گردید، و از آنچه در آن هستید دست بکشید، آنگاه او همۀ گناهانتان را میآمرزد، و شما را مورد مرحمت قرار میدهد، و توفیق انجام خیر را به شما عنایت میکند، و پاداش فراوانتان میدهد.
(9) (﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ﴾) بگو من نخستین فرد از پیامبران نیستم که به نزد شما آمدهام تا از رسالت من شگفت زده باشید و دعوت مرا انکار کنید، بلکه پیش از من نیز پیامبرانی گذشتهاند که دعوت من با دعوت آنها مطابقت دارد. پس برای چه رسالت مرا انکار میکنید؟ (﴿وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡ﴾) و نمیدانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ یعنی من انسانی بیش نیستم و هیچ اختیاری ندارم، و این خداوند متعال است که در من و شما تصرّف مینماید و بر من و شما حاکم است. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) و جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم. و اینگونه نیست که از پیش خودم چیزی آورده باشم. (﴿وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾) و من جز بیمدهندهای آشکار نیستم. پس اگر رسالت و پیامبریِ مرا قبول کنید، در دنیا و آخرت سعادتمند خواهید بود؛ و اگر دعوت مرا نپذیرید، حساب شما با خداست؛ و من شما را بیم دادهام، و هرکس که بیم داده شده باشد عذری ندارد.
(10) (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرۡتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثۡلِهِۦ فََٔامَنَ وَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و توفیق یافتگانِ اهل کتاب ـ آنهایی که از حقّ برخوردارند و به وسیلۀ آن میدانند که این حق است ـ بر صحّت و درستی آن گواهی دهند و ایمان بیاورند و هدایت شوند، سپس اخبار پیامبران و پیروان با شرافت آنان مطابق یکدیگر باشد؛ و شما ای جاهلانِ احمق! خویشتن را بزرگتر از این بدانید که از قرآن پیروی کنید، و تکبّر بورزید، آیا این بزرگترین ستمگری و کفری آشکار نیست؟ (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بیگمان، خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. و از جملۀ ستمگری این است که کسی از روی خود بزرگبینی از پذیرفتن حقّ سر باز زند، آن هم بعد از آنکه دستیابی به حقّ برایش ممکن باشد.
الأحقاف 46:11
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْرًا مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ؛ کافران مؤمنان را گفتند : اگر در آن خيري مي بود ، اينان در پذيرفتنش ، بر ما سبقت نمي گرفتند و چون بدان راه نيافته اند خواهند گفت که اين دروغي ديرينه است. وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ و پيش از آن کتاب موسي راهنما و رحمت بود و اين ، کتابي است تصديق کننده آن ، به زبان عربي ، تا ستمکاران را بيمي و نيکوکاران را مژده اي باشد.
(11 - 12) کسانی که از حقّ روی گرداندند و با آن مخالف بودند و دعوت پیامبر را نپذیرفتند، گفتند: (﴿لَوۡ كَانَ خَيۡرٗا مَّا سَبَقُونَآ إِلَيۡهِ﴾) اگر قرآن و دینِ اسلام چیز خوبی بود، مؤمنان در رسیدن و گرویدن به آن از ما پیشی نمیگرفتند، و ما از اولین کسانی بودیم که به پذیرفتن آن مبادرت میورزیدیم و در رسیدن به آن از دیگران پیشی میگرفتیم. و این فریب و آراستن دروغ است. چه دلیلی هست که بیانگر آن باشد تکذیب کنندگان در پذیرفتن حقّ از مؤمنان پیشی گیرند؟ آیا تکذیبکنندگان پاکیزهترند؟ یا عقلهایشان از عقلهای مؤمنان کاملتر است؟ یا هدایت به دست آنهاست؟ در حقیقت سخنی که میگویند برای آن است تا خود را دلجویی دهند. مانند کسی که توانایی دست یافتن به چیزی را نداشته باشد، سپس به مذمت آن بپردازد. بنابراین فرمود: (﴿وَإِذۡ لَمۡ يَهۡتَدُواۡ بِهِۦ فَسَيَقُولُونَ هَٰذَآ إِفۡكٞ قَدِيمٞ﴾) و چون خودشان به وسیلۀ قرآن راهیاب نشدهاند میگویند: این دروغی دیرین است؛ یعنی انگیزه و سببی که آنها را وادار کرد تا چنان سخنانی بگویند، این است که آنها وقتی به وسیلۀ قرآن هدایت نشدند و بزرگترین بخشش و عطا را از دست دادند، آن را مورد عیب جویی قرار داده و به آن طعنه زدند که این دروغ است، درحالی که قرآن حقّ است و شکّی در آن نیست، و تردیدی در حقّانیّت آن وجود ندارد. (﴿وَمِن قَبۡلِهِۦ﴾) و این قرآن با کتابهای آسمانی پیش از خود، به خصوص با کاملترین و برترینشان بعد از قرآن که تورات است، مطابق و موافق میباشد، (﴿كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةٗ﴾) که کتاب موسی است و بنیاسرائیل به آن اقتدا میکردند، و به وسیلۀ آن راهیاب میشدند، و خیر دنیا و آخرت را به دست میآوردند. (﴿وَهَٰذَا كِتَٰبٞ مُّصَدِّقٞ﴾) و این قرآن کتابی است که کتابهای گذشته را تصدیق مینماید، و به راست بودن آنها گواهی میدهد، و از آنجا که با آنها مطابق و موافق است، آنها را تصدیق مینماید. (﴿لِّسَانًا عَرَبِيّٗا﴾) و خداوند این قرآن را به زبان عربی نازل نموده است تا استفاده از آن و یادآوری آن آسان باشد. (﴿لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُحۡسِنِينَ﴾) تا کسانی را که با کفر و فسق و گناه بر خودشان ستم کردهاند، بترساند از اینکه اگر به ستمگریِ خود ادامه دهند، عذاب ویرانگر به سراغشان خواهد آمد. و این کتاب برای نوید دادن به کسانی است که عبادت خداوند را به نیکویی انجام میدهند، و با مردم به نیکویی رفتار میکنند، و آنها را به پاداش فراوان در دنیا و آخرت مژده میدهد. و این کتاب، اعمالی را که از آن برحذر میدارد بیان میکند، و نیز آنچه را که به آن مژده میدهد ذکر مینماید.
الأحقاف 46:12
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْرًا مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ؛ کافران مؤمنان را گفتند : اگر در آن خيري مي بود ، اينان در پذيرفتنش ، بر ما سبقت نمي گرفتند و چون بدان راه نيافته اند خواهند گفت که اين دروغي ديرينه است. وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ و پيش از آن کتاب موسي راهنما و رحمت بود و اين ، کتابي است تصديق کننده آن ، به زبان عربي ، تا ستمکاران را بيمي و نيکوکاران را مژده اي باشد.
(11 - 12) کسانی که از حقّ روی گرداندند و با آن مخالف بودند و دعوت پیامبر را نپذیرفتند، گفتند: (﴿لَوۡ كَانَ خَيۡرٗا مَّا سَبَقُونَآ إِلَيۡهِ﴾) اگر قرآن و دینِ اسلام چیز خوبی بود، مؤمنان در رسیدن و گرویدن به آن از ما پیشی نمیگرفتند، و ما از اولین کسانی بودیم که به پذیرفتن آن مبادرت میورزیدیم و در رسیدن به آن از دیگران پیشی میگرفتیم. و این فریب و آراستن دروغ است. چه دلیلی هست که بیانگر آن باشد تکذیب کنندگان در پذیرفتن حقّ از مؤمنان پیشی گیرند؟ آیا تکذیبکنندگان پاکیزهترند؟ یا عقلهایشان از عقلهای مؤمنان کاملتر است؟ یا هدایت به دست آنهاست؟ در حقیقت سخنی که میگویند برای آن است تا خود را دلجویی دهند. مانند کسی که توانایی دست یافتن به چیزی را نداشته باشد، سپس به مذمت آن بپردازد. بنابراین فرمود: (﴿وَإِذۡ لَمۡ يَهۡتَدُواۡ بِهِۦ فَسَيَقُولُونَ هَٰذَآ إِفۡكٞ قَدِيمٞ﴾) و چون خودشان به وسیلۀ قرآن راهیاب نشدهاند میگویند: این دروغی دیرین است؛ یعنی انگیزه و سببی که آنها را وادار کرد تا چنان سخنانی بگویند، این است که آنها وقتی به وسیلۀ قرآن هدایت نشدند و بزرگترین بخشش و عطا را از دست دادند، آن را مورد عیب جویی قرار داده و به آن طعنه زدند که این دروغ است، درحالی که قرآن حقّ است و شکّی در آن نیست، و تردیدی در حقّانیّت آن وجود ندارد. (﴿وَمِن قَبۡلِهِۦ﴾) و این قرآن با کتابهای آسمانی پیش از خود، به خصوص با کاملترین و برترینشان بعد از قرآن که تورات است، مطابق و موافق میباشد، (﴿كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةٗ﴾) که کتاب موسی است و بنیاسرائیل به آن اقتدا میکردند، و به وسیلۀ آن راهیاب میشدند، و خیر دنیا و آخرت را به دست میآوردند. (﴿وَهَٰذَا كِتَٰبٞ مُّصَدِّقٞ﴾) و این قرآن کتابی است که کتابهای گذشته را تصدیق مینماید، و به راست بودن آنها گواهی میدهد، و از آنجا که با آنها مطابق و موافق است، آنها را تصدیق مینماید. (﴿لِّسَانًا عَرَبِيّٗا﴾) و خداوند این قرآن را به زبان عربی نازل نموده است تا استفاده از آن و یادآوری آن آسان باشد. (﴿لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُحۡسِنِينَ﴾) تا کسانی را که با کفر و فسق و گناه بر خودشان ستم کردهاند، بترساند از اینکه اگر به ستمگریِ خود ادامه دهند، عذاب ویرانگر به سراغشان خواهد آمد. و این کتاب برای نوید دادن به کسانی است که عبادت خداوند را به نیکویی انجام میدهند، و با مردم به نیکویی رفتار میکنند، و آنها را به پاداش فراوان در دنیا و آخرت مژده میدهد. و این کتاب، اعمالی را که از آن برحذر میدارد بیان میکند، و نیز آنچه را که به آن مژده میدهد ذکر مینماید.
الأحقاف 46:13
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ هر آينه آنان که گفتند که پروردگار ما الله است و سپس پايداري ورزيدند، بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نمي شوند. أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ اينان به پاداش اعمالشان اهل بهشتند و در آنجا جاودانه اند.
(13) کسانی که به ربوبیّت پروردگارشان اقرار کردند، و به یگانگی او گواهی دادند، و به طاعت و فرمانبرداری از او پایبند شدند، و بر آن مواظبت کردند، و در تمام دوران زندگیشان (﴿ٱسۡتَقَٰمُواۡ﴾) پایداری ورزیدند، (﴿فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ ﴾) آنان از هر شرّی که پیش روی دارند ترسی ندارند، (﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و بر آنچه پشت سر گذاشتهاند غمگین نمیشوند.
(14) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) اینها به پاداش کارهایی که میکردند، ازقبیل: ایمان آوردن به خدا که مقتضی انجام کارهای شایسته ای است که ایشان بر انجام آن پایدار بودهاند، در بهشت میمانند، و به جای آن چیزی دیگر را نمیطلبند.
الأحقاف 46:14
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ هر آينه آنان که گفتند که پروردگار ما الله است و سپس پايداري ورزيدند، بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نمي شوند. أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ اينان به پاداش اعمالشان اهل بهشتند و در آنجا جاودانه اند.
(13) کسانی که به ربوبیّت پروردگارشان اقرار کردند، و به یگانگی او گواهی دادند، و به طاعت و فرمانبرداری از او پایبند شدند، و بر آن مواظبت کردند، و در تمام دوران زندگیشان (﴿ٱسۡتَقَٰمُواۡ﴾) پایداری ورزیدند، (﴿فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ ﴾) آنان از هر شرّی که پیش روی دارند ترسی ندارند، (﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و بر آنچه پشت سر گذاشتهاند غمگین نمیشوند.
(14) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) اینها به پاداش کارهایی که میکردند، ازقبیل: ایمان آوردن به خدا که مقتضی انجام کارهای شایسته ای است که ایشان بر انجام آن پایدار بودهاند، در بهشت میمانند، و به جای آن چیزی دیگر را نمیطلبند.
الأحقاف 46:15
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ آدمي را به نيکي کردن با پدر و مادر خود سفارش کرديم مادرش بار او را، به دشواري برداشت و به دشواري بر زمين نهاد و مدت حمل تا از شير باز گرفتنش سي ماه است تا چون به سن جواني رسد و به چهل سالگي در آيد ، گويد : اي پروردگار من ، به من بياموز تا شکر نعمتي که بر من و بر پدر و مادرم ارزاني داشته اي به جاي آرم کاري شايسته بکنم که تو را خشنود سازدو فرزندان مرا به صلاح آور من به تو بازگشتم و از تسليم شدگانم أُوْلَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ اينان کساني هستند که کارهاي نيکشان را مي پذيريم و از گناهشان در مي ، گذريم در زمره اهل بهشتند هر وعده اي که به آنها داده شده راست است
(15) این ابراز لطف خداوند نسبت به بندگان و سپاسگزاری از پدران و مادران است که خداوند فرزندان را سفارش نموده تا به وسیلۀ سخنان نرم و مهربانانه و با بذل مال و دیگر صورتهای احسان، با پدر و مادرشان نیکوکاری کنند. سپس به بیان دلایلی پرداخته که موجب آن است که با آنها نیکویی شود. پس سختیهایی را که مادر در دوران بارداری تحمّل مینماید، و مشقّت فراوان وضع حمل، و پس از آن مشقّت شیردهی و پرورش دادن فرزند را بیان کرده است. و این چیزها که ذکر شد، در مدّت یکی دو ساعت انجام نمیشوند، بلکه این کارها (﴿وَحَمۡلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًا﴾) یعنی مدّت حمل و از شیر گرفتن فرزند مدّتی طولانی است و غالباً سی ماه طول میکشد؛ نُه ماه دوران حاملگی است، و بقیه دوران شیردهی است. و از این آیه و نیز از گفتۀ الهی که در جایی دیگر فرموده است:﴿وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِ﴾[مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر میدهند] چنین استنباط میشود که کمترین مدّت حمل شش ماه است؛ چون اگر مدّت شیرخوارگی که ـ دو سال است ـ از سی ماه کم شود، شش ماه برای دوران بارداری میماند که این حدّاقل آن است. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَبَلَغَ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗ قَالَ رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ﴾) تا اینکه به نهایت توانمندی و کمال جوانی و رشد عقلانی میرسد و به چهل سالگی پا میگذارد، آنگاه میگوید: پروردگارا! به من توفیق بده تا نعمتهای دینی و دنیوی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای سپاس گزارم. و شکر نعمت اینگونه است که نعمت در راه طاعت و فرمانبرداری از ارزانیکنندۀ آن صرف شود، و آدمی به ناتوانی خویش در به جای آوردن شکر نعمت اعتراف نماید، و بکوشد که خداوند را به خاطر نعمتهایش بستاید. و نعمت بر پدران و مادران در حقیقت نعمت بر فرزندانشان است، چون حتماً آنها از آن نعمت و از اسباب و آثار آن بهرهمند میشوند، به ویژه نعمت دین که اگر پدر و مادر دارای علم و عمل صالح باشند، این امر یکی از بزرگترین اسبابِ اصلاح فرزندانشان میباشد. (﴿وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ﴾) و به من توفیق ده تا کار شایستهای انجام دهم که از آن خشنود شوی؛ به این صورت که آن کار همۀ آنچه را که او را صالح گرداند دربرداشته باشد، و از آنچه او را فاسد میگرداند سالم و در امان باشد. پس این عملی است که خداوند آن را میپسندد و میپذیرد و در برابر آن پاداش میدهد. (﴿وَأَصۡلِحۡ لِي فِي ذُرِّيَّتِيٓ﴾) و فرزندانم را برای من شایسته بگردان. وقتی برای صالح شدن خودش دعا کرد ، نیز برای فرزندانش دعا نمود تا خداوند حالات آنها را خوب و شایسته بگرداند، و بیان کرد که سودِ صلاح و شایستگیِ فرزندان به پدر و مادرانشان برمیگردد. چون فرمود: (﴿وَأَصۡلِحۡ لِي﴾) و فرزندانم را برای من و به سود من صالح بگردان. (﴿إِنِّي تُبۡتُ إِلَيۡكَ﴾) بدون شک من از گناهان و معصیتها توبه کرده، و به طاعت و فرمانبرداری از تو باز گشتهام. (﴿وَإِنِّي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و همانا من از زمرۀ مسلمانانم.
(16) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که صفتهایشان بیان گردید، (﴿ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنۡهُمۡ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواۡ﴾) نیکوترین کارهایشان را که عبادات و طاعات هستند از آنان میپذیریم؛ چون غیر از طاعات و عبادات کارهای دیگری هم انجام میدهند. (﴿وَنَتَجَاوَزُ عَن سَئَِّاتِهِمۡ فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَنَّةِ﴾) و همچون سایر بهشتیها از بدیها و گناهانشان در میگذریم. پس آنها به آنچه خوب و دوست داشتنی است، دست مییازند؛ و آنچه بد و ناپسند است، از آنها دور میگردد. (﴿وَعۡدَ ٱلصِّدۡقِ ٱلَّذِي كَانُواۡ يُوعَدُونَ﴾) وعدهای که ما به آنها دادهایم، وعدۀ راستگوترین گویندگان است، و وعدۀ خدایی است که خلاف وعده نمیکند.
الأحقاف 46:16
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ آدمي را به نيکي کردن با پدر و مادر خود سفارش کرديم مادرش بار او را، به دشواري برداشت و به دشواري بر زمين نهاد و مدت حمل تا از شير باز گرفتنش سي ماه است تا چون به سن جواني رسد و به چهل سالگي در آيد ، گويد : اي پروردگار من ، به من بياموز تا شکر نعمتي که بر من و بر پدر و مادرم ارزاني داشته اي به جاي آرم کاري شايسته بکنم که تو را خشنود سازدو فرزندان مرا به صلاح آور من به تو بازگشتم و از تسليم شدگانم أُوْلَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ اينان کساني هستند که کارهاي نيکشان را مي پذيريم و از گناهشان در مي ، گذريم در زمره اهل بهشتند هر وعده اي که به آنها داده شده راست است
(15) این ابراز لطف خداوند نسبت به بندگان و سپاسگزاری از پدران و مادران است که خداوند فرزندان را سفارش نموده تا به وسیلۀ سخنان نرم و مهربانانه و با بذل مال و دیگر صورتهای احسان، با پدر و مادرشان نیکوکاری کنند. سپس به بیان دلایلی پرداخته که موجب آن است که با آنها نیکویی شود. پس سختیهایی را که مادر در دوران بارداری تحمّل مینماید، و مشقّت فراوان وضع حمل، و پس از آن مشقّت شیردهی و پرورش دادن فرزند را بیان کرده است. و این چیزها که ذکر شد، در مدّت یکی دو ساعت انجام نمیشوند، بلکه این کارها (﴿وَحَمۡلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًا﴾) یعنی مدّت حمل و از شیر گرفتن فرزند مدّتی طولانی است و غالباً سی ماه طول میکشد؛ نُه ماه دوران حاملگی است، و بقیه دوران شیردهی است. و از این آیه و نیز از گفتۀ الهی که در جایی دیگر فرموده است:﴿وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِ﴾[مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر میدهند] چنین استنباط میشود که کمترین مدّت حمل شش ماه است؛ چون اگر مدّت شیرخوارگی که ـ دو سال است ـ از سی ماه کم شود، شش ماه برای دوران بارداری میماند که این حدّاقل آن است. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَبَلَغَ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗ قَالَ رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ﴾) تا اینکه به نهایت توانمندی و کمال جوانی و رشد عقلانی میرسد و به چهل سالگی پا میگذارد، آنگاه میگوید: پروردگارا! به من توفیق بده تا نعمتهای دینی و دنیوی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای سپاس گزارم. و شکر نعمت اینگونه است که نعمت در راه طاعت و فرمانبرداری از ارزانیکنندۀ آن صرف شود، و آدمی به ناتوانی خویش در به جای آوردن شکر نعمت اعتراف نماید، و بکوشد که خداوند را به خاطر نعمتهایش بستاید. و نعمت بر پدران و مادران در حقیقت نعمت بر فرزندانشان است، چون حتماً آنها از آن نعمت و از اسباب و آثار آن بهرهمند میشوند، به ویژه نعمت دین که اگر پدر و مادر دارای علم و عمل صالح باشند، این امر یکی از بزرگترین اسبابِ اصلاح فرزندانشان میباشد. (﴿وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ﴾) و به من توفیق ده تا کار شایستهای انجام دهم که از آن خشنود شوی؛ به این صورت که آن کار همۀ آنچه را که او را صالح گرداند دربرداشته باشد، و از آنچه او را فاسد میگرداند سالم و در امان باشد. پس این عملی است که خداوند آن را میپسندد و میپذیرد و در برابر آن پاداش میدهد. (﴿وَأَصۡلِحۡ لِي فِي ذُرِّيَّتِيٓ﴾) و فرزندانم را برای من شایسته بگردان. وقتی برای صالح شدن خودش دعا کرد ، نیز برای فرزندانش دعا نمود تا خداوند حالات آنها را خوب و شایسته بگرداند، و بیان کرد که سودِ صلاح و شایستگیِ فرزندان به پدر و مادرانشان برمیگردد. چون فرمود: (﴿وَأَصۡلِحۡ لِي﴾) و فرزندانم را برای من و به سود من صالح بگردان. (﴿إِنِّي تُبۡتُ إِلَيۡكَ﴾) بدون شک من از گناهان و معصیتها توبه کرده، و به طاعت و فرمانبرداری از تو باز گشتهام. (﴿وَإِنِّي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و همانا من از زمرۀ مسلمانانم.
(16) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که صفتهایشان بیان گردید، (﴿ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنۡهُمۡ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواۡ﴾) نیکوترین کارهایشان را که عبادات و طاعات هستند از آنان میپذیریم؛ چون غیر از طاعات و عبادات کارهای دیگری هم انجام میدهند. (﴿وَنَتَجَاوَزُ عَن سَئَِّاتِهِمۡ فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَنَّةِ﴾) و همچون سایر بهشتیها از بدیها و گناهانشان در میگذریم. پس آنها به آنچه خوب و دوست داشتنی است، دست مییازند؛ و آنچه بد و ناپسند است، از آنها دور میگردد. (﴿وَعۡدَ ٱلصِّدۡقِ ٱلَّذِي كَانُواۡ يُوعَدُونَ﴾) وعدهای که ما به آنها دادهایم، وعدۀ راستگوترین گویندگان است، و وعدۀ خدایی است که خلاف وعده نمیکند.
الأحقاف 46:17
وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ؛ و آن که به پدر و مادرش گفت : اف بر شما ، آيا به من وعده مي دهيد که از گورم برخيزانند و حال آنکه مردمي پيش از من بوده اند که برنخاسته اند ? و آن دو به درگاه خدا استغاثه مي کنند و گويند : واي بر تو ايمان بياور که وعده خدا حق است مي گويد : اينها چيزي جز همان افسانه پيشينيان نيست أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ در باره اينان همان سخن که در باره امتهاي پيشين از جن و انس گفته ، شده بود به حقيقت مي پيوندد اينان زيان کنندگانند وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و هر يک را نسبت به کاري که کرده است درجتي است تا خدا پاداش کارهايشان را به تمامي بدهد و به آنان ستم نمي شود
(17) وقتی خداوند حالت فرزند صالح و نیکوکاری را بیان کرد که با پدر و مادرش نیکی میکند، نیز حالت فرزند نافرمان را که بدترین حالت است بازگو نمود و فرمود: (﴿وَٱلَّذِي قَالَ لِوَٰلِدَيۡهِ﴾) و کسی که پدر و مادرش او را به ایمان آوردن به خدا و روز قیامت فرا خواندند، و او را از روز جزا ترساندند، امّا او به پدر و مادرش گفت: (﴿أُفّٖ لَّكُمَآ﴾) وای بر شما و بر آنچه با خود آوردهاید! این بزرگترین احسان و نیکی است که پدر و مادر برای فرزندشان انجام میدهند و او را به سوی آنچه مایۀ سعادت همیشگی و رستگاری جاودانگیاش میباشد فرا میخوانند، امّا این فرزند در مقابل، زشت ترین پاسخ را به آنها داد و گفت: وای بر شما و بر آنچه که شما آوردهاید. سپس خداوند بیان نمود که او قیامت را بعید دانست و آن را انکار کرد و گفت: (﴿أَتَعِدَانِنِيٓ أَنۡ أُخۡرَجَ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلۡقُرُونُ مِن قَبۡلِي﴾) آیا شما به من وعده میدهید که در روز قیامت از گور و قبر بیرون آورده میشوم درحالی که پیش از من ملّتها و اقوامی گذشتهاند که زنده شدن پس از مرگ را دروغ انگاشتهاند؟ و آنها امام و پیشوایانی هستند که هر کافر و نادان و مخالفی از آنها پیروی مینماید. (﴿وَهُمَا يَسۡتَغِيثَانِ ٱللَّهَ﴾) درحالی که پدر و مادرش خدا را به فریاد خوانده و به او میگفتند: (﴿وَيۡلَكَ ءَامِنۡ﴾) وای بر تو! ایمان بیاور؛ یعنی تمام کوشش خود را مبذول میداشتند، و برای هدایت او به شدت تلاش میکردند، و از بس که به هدایت شدن او علاقهمند بودند از خداوند برای وی کمک میخواستند. همانطور که برای فردی که در دریا غرق شده کمک خواسته میشود که خدایا او را نجات بده. و در حالی که بغض گلویشان را گرفته بود، از خداوند هدایت او را میخواستند، و فرزندشان را نکوهش میکردند، و به خاطر گمراهیِِ او دردمند و ناراحت شده و حق را برای او بیان داشتند و گفتند: (﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾) بیگمان وعدۀ خداوند حق است. سپس دلایلی بر این امر ارائه دادند، امّا به فرزندشان چیزی جز سرکشی و نفرت و سر باز زدن از حق از روی تکبّر، و عیبجویی از آن نیفزود (﴿فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) پس فرزند میگوید: اینها چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست؛ یعنی از کتابهای گذشتگان نقل شده است، و از جانب خدا نیست و خداوند آن را به پیامبرش وحی نکرده است. و هر کس میداند که محمّد صلی الله علیه وسلم خواندن و نوشتن بلد نبوده، و از هیچ کسی یاد نگرفته است. پس، از کجا آن را یاد گرفت؟ و کجا مردم میتوانند همانند چنین قرآنی را بیاورند گرچه پشتیبان و یاور یکدیگر باشند؟
(18) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾) اینان کسانیاند که دارای چنان حالتی زشت هستند که همسو با امّتهایی از جن و انس که پیش از آنان کفر ورزیدهاند و تکذیب کردهاند، فرمان عذاب بر آنان محقّق شده است. پس اینها در زمرۀ آنان خواهند بود، و در عذاب آنها غرق خواهند شد. (﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾) بیگمان آنان زیانکار بودند. و «خسران» یعنی اینکه انسان سرمایهاش را از دست بدهد، پس هرگاه آدمی سرمایۀ خود را از دست بدهد، سود و نفع را به طریق اولی از دست داده است. و اینها ایمان را از دست دادهاند، و به هیچ چیزی از نعمتها دست نیافتهاند، و از عذاب آتش دوزخ در امان نمیمانند.
(19) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هر یک از اهل خیر و اهل شر، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) طبق جایگاهی که در خیر و شر دارند درجاتی است، و جایگاهشان در قیامت به اندازۀ اعمالشان است. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيُوَفِّيَهُمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و تا بدین وسیله خداوند سزا و جزای اعمالشان را به تمام و کمال به آنان بدهد و آنان ستمی نمیبینند؛ به این صورت که به بدیهایشان نمیافزاید، و از نیکیهایشان کم نمیکند.
الأحقاف 46:18
وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ؛ و آن که به پدر و مادرش گفت : اف بر شما ، آيا به من وعده مي دهيد که از گورم برخيزانند و حال آنکه مردمي پيش از من بوده اند که برنخاسته اند ? و آن دو به درگاه خدا استغاثه مي کنند و گويند : واي بر تو ايمان بياور که وعده خدا حق است مي گويد : اينها چيزي جز همان افسانه پيشينيان نيست أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ در باره اينان همان سخن که در باره امتهاي پيشين از جن و انس گفته ، شده بود به حقيقت مي پيوندد اينان زيان کنندگانند وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و هر يک را نسبت به کاري که کرده است درجتي است تا خدا پاداش کارهايشان را به تمامي بدهد و به آنان ستم نمي شود
(17) وقتی خداوند حالت فرزند صالح و نیکوکاری را بیان کرد که با پدر و مادرش نیکی میکند، نیز حالت فرزند نافرمان را که بدترین حالت است بازگو نمود و فرمود: (﴿وَٱلَّذِي قَالَ لِوَٰلِدَيۡهِ﴾) و کسی که پدر و مادرش او را به ایمان آوردن به خدا و روز قیامت فرا خواندند، و او را از روز جزا ترساندند، امّا او به پدر و مادرش گفت: (﴿أُفّٖ لَّكُمَآ﴾) وای بر شما و بر آنچه با خود آوردهاید! این بزرگترین احسان و نیکی است که پدر و مادر برای فرزندشان انجام میدهند و او را به سوی آنچه مایۀ سعادت همیشگی و رستگاری جاودانگیاش میباشد فرا میخوانند، امّا این فرزند در مقابل، زشت ترین پاسخ را به آنها داد و گفت: وای بر شما و بر آنچه که شما آوردهاید. سپس خداوند بیان نمود که او قیامت را بعید دانست و آن را انکار کرد و گفت: (﴿أَتَعِدَانِنِيٓ أَنۡ أُخۡرَجَ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلۡقُرُونُ مِن قَبۡلِي﴾) آیا شما به من وعده میدهید که در روز قیامت از گور و قبر بیرون آورده میشوم درحالی که پیش از من ملّتها و اقوامی گذشتهاند که زنده شدن پس از مرگ را دروغ انگاشتهاند؟ و آنها امام و پیشوایانی هستند که هر کافر و نادان و مخالفی از آنها پیروی مینماید. (﴿وَهُمَا يَسۡتَغِيثَانِ ٱللَّهَ﴾) درحالی که پدر و مادرش خدا را به فریاد خوانده و به او میگفتند: (﴿وَيۡلَكَ ءَامِنۡ﴾) وای بر تو! ایمان بیاور؛ یعنی تمام کوشش خود را مبذول میداشتند، و برای هدایت او به شدت تلاش میکردند، و از بس که به هدایت شدن او علاقهمند بودند از خداوند برای وی کمک میخواستند. همانطور که برای فردی که در دریا غرق شده کمک خواسته میشود که خدایا او را نجات بده. و در حالی که بغض گلویشان را گرفته بود، از خداوند هدایت او را میخواستند، و فرزندشان را نکوهش میکردند، و به خاطر گمراهیِِ او دردمند و ناراحت شده و حق را برای او بیان داشتند و گفتند: (﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾) بیگمان وعدۀ خداوند حق است. سپس دلایلی بر این امر ارائه دادند، امّا به فرزندشان چیزی جز سرکشی و نفرت و سر باز زدن از حق از روی تکبّر، و عیبجویی از آن نیفزود (﴿فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) پس فرزند میگوید: اینها چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست؛ یعنی از کتابهای گذشتگان نقل شده است، و از جانب خدا نیست و خداوند آن را به پیامبرش وحی نکرده است. و هر کس میداند که محمّد صلی الله علیه وسلم خواندن و نوشتن بلد نبوده، و از هیچ کسی یاد نگرفته است. پس، از کجا آن را یاد گرفت؟ و کجا مردم میتوانند همانند چنین قرآنی را بیاورند گرچه پشتیبان و یاور یکدیگر باشند؟
(18) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾) اینان کسانیاند که دارای چنان حالتی زشت هستند که همسو با امّتهایی از جن و انس که پیش از آنان کفر ورزیدهاند و تکذیب کردهاند، فرمان عذاب بر آنان محقّق شده است. پس اینها در زمرۀ آنان خواهند بود، و در عذاب آنها غرق خواهند شد. (﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾) بیگمان آنان زیانکار بودند. و «خسران» یعنی اینکه انسان سرمایهاش را از دست بدهد، پس هرگاه آدمی سرمایۀ خود را از دست بدهد، سود و نفع را به طریق اولی از دست داده است. و اینها ایمان را از دست دادهاند، و به هیچ چیزی از نعمتها دست نیافتهاند، و از عذاب آتش دوزخ در امان نمیمانند.
(19) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هر یک از اهل خیر و اهل شر، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) طبق جایگاهی که در خیر و شر دارند درجاتی است، و جایگاهشان در قیامت به اندازۀ اعمالشان است. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيُوَفِّيَهُمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و تا بدین وسیله خداوند سزا و جزای اعمالشان را به تمام و کمال به آنان بدهد و آنان ستمی نمیبینند؛ به این صورت که به بدیهایشان نمیافزاید، و از نیکیهایشان کم نمیکند.
الأحقاف 46:19
وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ؛ و آن که به پدر و مادرش گفت : اف بر شما ، آيا به من وعده مي دهيد که از گورم برخيزانند و حال آنکه مردمي پيش از من بوده اند که برنخاسته اند ? و آن دو به درگاه خدا استغاثه مي کنند و گويند : واي بر تو ايمان بياور که وعده خدا حق است مي گويد : اينها چيزي جز همان افسانه پيشينيان نيست أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ در باره اينان همان سخن که در باره امتهاي پيشين از جن و انس گفته ، شده بود به حقيقت مي پيوندد اينان زيان کنندگانند وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و هر يک را نسبت به کاري که کرده است درجتي است تا خدا پاداش کارهايشان را به تمامي بدهد و به آنان ستم نمي شود
(17) وقتی خداوند حالت فرزند صالح و نیکوکاری را بیان کرد که با پدر و مادرش نیکی میکند، نیز حالت فرزند نافرمان را که بدترین حالت است بازگو نمود و فرمود: (﴿وَٱلَّذِي قَالَ لِوَٰلِدَيۡهِ﴾) و کسی که پدر و مادرش او را به ایمان آوردن به خدا و روز قیامت فرا خواندند، و او را از روز جزا ترساندند، امّا او به پدر و مادرش گفت: (﴿أُفّٖ لَّكُمَآ﴾) وای بر شما و بر آنچه با خود آوردهاید! این بزرگترین احسان و نیکی است که پدر و مادر برای فرزندشان انجام میدهند و او را به سوی آنچه مایۀ سعادت همیشگی و رستگاری جاودانگیاش میباشد فرا میخوانند، امّا این فرزند در مقابل، زشت ترین پاسخ را به آنها داد و گفت: وای بر شما و بر آنچه که شما آوردهاید. سپس خداوند بیان نمود که او قیامت را بعید دانست و آن را انکار کرد و گفت: (﴿أَتَعِدَانِنِيٓ أَنۡ أُخۡرَجَ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلۡقُرُونُ مِن قَبۡلِي﴾) آیا شما به من وعده میدهید که در روز قیامت از گور و قبر بیرون آورده میشوم درحالی که پیش از من ملّتها و اقوامی گذشتهاند که زنده شدن پس از مرگ را دروغ انگاشتهاند؟ و آنها امام و پیشوایانی هستند که هر کافر و نادان و مخالفی از آنها پیروی مینماید. (﴿وَهُمَا يَسۡتَغِيثَانِ ٱللَّهَ﴾) درحالی که پدر و مادرش خدا را به فریاد خوانده و به او میگفتند: (﴿وَيۡلَكَ ءَامِنۡ﴾) وای بر تو! ایمان بیاور؛ یعنی تمام کوشش خود را مبذول میداشتند، و برای هدایت او به شدت تلاش میکردند، و از بس که به هدایت شدن او علاقهمند بودند از خداوند برای وی کمک میخواستند. همانطور که برای فردی که در دریا غرق شده کمک خواسته میشود که خدایا او را نجات بده. و در حالی که بغض گلویشان را گرفته بود، از خداوند هدایت او را میخواستند، و فرزندشان را نکوهش میکردند، و به خاطر گمراهیِِ او دردمند و ناراحت شده و حق را برای او بیان داشتند و گفتند: (﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾) بیگمان وعدۀ خداوند حق است. سپس دلایلی بر این امر ارائه دادند، امّا به فرزندشان چیزی جز سرکشی و نفرت و سر باز زدن از حق از روی تکبّر، و عیبجویی از آن نیفزود (﴿فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) پس فرزند میگوید: اینها چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست؛ یعنی از کتابهای گذشتگان نقل شده است، و از جانب خدا نیست و خداوند آن را به پیامبرش وحی نکرده است. و هر کس میداند که محمّد صلی الله علیه وسلم خواندن و نوشتن بلد نبوده، و از هیچ کسی یاد نگرفته است. پس، از کجا آن را یاد گرفت؟ و کجا مردم میتوانند همانند چنین قرآنی را بیاورند گرچه پشتیبان و یاور یکدیگر باشند؟
(18) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾) اینان کسانیاند که دارای چنان حالتی زشت هستند که همسو با امّتهایی از جن و انس که پیش از آنان کفر ورزیدهاند و تکذیب کردهاند، فرمان عذاب بر آنان محقّق شده است. پس اینها در زمرۀ آنان خواهند بود، و در عذاب آنها غرق خواهند شد. (﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾) بیگمان آنان زیانکار بودند. و «خسران» یعنی اینکه انسان سرمایهاش را از دست بدهد، پس هرگاه آدمی سرمایۀ خود را از دست بدهد، سود و نفع را به طریق اولی از دست داده است. و اینها ایمان را از دست دادهاند، و به هیچ چیزی از نعمتها دست نیافتهاند، و از عذاب آتش دوزخ در امان نمیمانند.
(19) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هر یک از اهل خیر و اهل شر، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) طبق جایگاهی که در خیر و شر دارند درجاتی است، و جایگاهشان در قیامت به اندازۀ اعمالشان است. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيُوَفِّيَهُمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و تا بدین وسیله خداوند سزا و جزای اعمالشان را به تمام و کمال به آنان بدهد و آنان ستمی نمیبینند؛ به این صورت که به بدیهایشان نمیافزاید، و از نیکیهایشان کم نمیکند.
الأحقاف 46:20
وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ و روزي که کافران را بر آتش عرضه کنند : در زندگي دنيوي از چيزهاي پاکيزه و خوش بهره مند شديد ، امروز به عذاب خواري پاداشتان مي دهند و اين بدان سبب است که در زمين بي هيچ حقي گردنکشي مي کرديد و عصيانگري پيش گرفته بوديد.
(20) خداوند حالت کافران را به هنگامی که به آتش دوزخ نزدیک میگردند و بر آن عرضه میشوند و مورد سرزنش و سرکوب قرار میگیرند، بیان میدارد. پس به آنها گفته میشود: (﴿أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا﴾) شما لذّتها و خوشیهای خود را در زندگانی دنیای خویش از بین بردید و بهرهمند شدید، و به دنیا دل بستید و فریب لذّتهای آن را خوردید، و به دلخوشیها و شهوتهای آن خشنود گشتید و خوشیهایتان شما را از تلاش کردن برای آخرت غافل گردانید. (﴿وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا﴾) و از خوشیها و نعمتها بهرهمند شدید و از آن استفاده کردید، همان گونه که حیوانات و چهارپایان از آن بهره میبرند. پس نصیب و بهرۀ شما به جای آخرت همان بود. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَسۡتَكۡبِرُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَفۡسُقُونَ﴾) بنابراین امروز به سزای آنکه در زمین به ناحق تکبّر ورزیدید، و راه ضلالی که بر آن بودید به خدا و فرمان او نسبت میدادید ـ درحالی که دروغ میگفتید ـ نیز به سزای آنکه نافرمانی میکردید، به عذاب سختی که شما را خوار و رسوا میگرداند جزا داده میشوید. پس آنها هم سخن باطل گفتند و هم کار باطل را انجام دادند، و هم بر خدا دروغ بستند و حق را مورد عیبجویی قرار دادند، و با خود بزرگ بینی آن را نپذیرفتند. بنابراین به سختترین عذاب کیفر داده میشوند.
الأحقاف 46:21
وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم عاد را به ياد بياور که چون قوم خود را در احقاف بيم داد و، پيش از او پيامبراني بودند و رفتند و پس از او پيامبراني آمدند که جز خداي يکتا را نپرستيد که من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده اي تا ما را از خدايانمان رويگردان سازي ? اگر راست مي گويي ، هر چه به ما وعده داده اي بياور قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت : اين را خدا مي داند و من آنچه را بدان مبعوث شده ام به شما مي رسانم ولي مي بينم که مردمي نادان هستيد فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون ابري ديدند که از جانب رودخانه هاشان مي آيد ، گفتند : اين ابري ، باران زاست نه ، اين همان چيزي است که آن را به شتاب مي طلبيديد باداست و در آن باد عذابي دردآور ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاک مي کند چنان شدند که اکنون جز خانه هاشان را نبيني و ما مجرمان را اين سان پاداش مي دهيم وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون به آنها چنان مکانتي داده بوديم که به شما نداده ايم برايشان گوش و، چشم و دل قرار داديم ولي گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نکرد ، زيرا آيات خدا را انکار مي کردند تا آنچه به مسخره اش مي گرفتند آنها رافرو گرفت.
(21) (﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾) و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود ـ علیه السلام ـ بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت داده است. (﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾) بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستانهایی بود در سرزمین یمن. (﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ﴾) و همانا پیش از او و بعد از او هم بیمدهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) جز خدا را نپرستید؛ بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیدهای را شامل میشود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد؛ و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارۀ آنها کارساز و مفید واقع نشد.
(22) (﴿قَالُوٓاۡ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاوردهای جز اینکه بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیدهای، پس میخواهی ما را از آنها برگردانی. (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینهتوزی و عناد است.
(23) (﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست، و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما میآورد. (﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ﴾) و من آنچه را که با آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم؛ یعنی وظیفهای جز رساندن آشکار ندارم. (﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾) ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید، بنابراین چنین جسارت و جرأتی نمودهاید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد؛ و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
(24 - 25) بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾) وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده میشد، و رو به درّههایشان میکرد و در آن جاری میشد، و مزرعههایشان را با آن آبیاری میکردند و از چاهها و حوضهایی که آب در آن جمع میشد مینوشیدند، (﴿قَالُواۡ﴾) با شادمانی گفتند: (﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾) این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦ﴾) نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب میخواستید؛ یعنی این همان چیزی است که برخود جنایت کردید و گفتید: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. (﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ)) تند بادي است كه عذابي دردناك در خود دارد ((تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾) و بر هر آنچه که عبور نماید، از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود میکند و درهم میشکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾ خداوند این باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط کرد، آنگاه قوم عاد را میدیدی که بیهوش و بیجان بر زمین افتاده بودند، انگار تنههای افتاده و واژگون شدۀ درخت خرما هستند. (﴿فَأَصۡبَحُواۡ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾) و به گونهای در آمدند که چیزی جز خانههایشان دیده نمیشد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. (﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاریشان سزا و کیفر میدهیم.
(26) این در حالی بود که خداوند نعمتهای بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾) و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم، به گونهای که از پاکیها و خوشیهای زمین استفاده میبردند، و از شهوتها و دلخوشیهای آن بهرهمند میشدند، و به آنان عمری داده بودیم که هر کس بخواهد در آن مدّت یادآور شود، یادآور میشود و پند میپذیرد؛ یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همان طور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی دادهایم. پس چنین گمان مبرید که آنچه به شما دادهایم مختصّ شماست، و چیزی از عذاب خدا را از شما دور مینماید؛ بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشتند، امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان دربرابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد، و چیزی از عذاب را از آنان دور نساخت. (﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ﴾) و برای آنان گوش و چشمان و دلهایی قرار دادیم؛ یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمیدانستند و نمیتوانستند به حق آگاهی یابند، حق را ترک کردند؛ و نیز خللی در عقلهایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾) پس گوش و چشمان و دلهایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. (﴿إِذۡ كَانُواۡ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او -و اینکه باید به تنهایی عبادت شود- دلالت مینمایند انکار کردند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب میترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب -که وقوع آن را تکذیب میکردند- آنها را فرا گرفت.
الأحقاف 46:22
وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم عاد را به ياد بياور که چون قوم خود را در احقاف بيم داد و، پيش از او پيامبراني بودند و رفتند و پس از او پيامبراني آمدند که جز خداي يکتا را نپرستيد که من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده اي تا ما را از خدايانمان رويگردان سازي ? اگر راست مي گويي ، هر چه به ما وعده داده اي بياور قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت : اين را خدا مي داند و من آنچه را بدان مبعوث شده ام به شما مي رسانم ولي مي بينم که مردمي نادان هستيد فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون ابري ديدند که از جانب رودخانه هاشان مي آيد ، گفتند : اين ابري ، باران زاست نه ، اين همان چيزي است که آن را به شتاب مي طلبيديد باداست و در آن باد عذابي دردآور ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاک مي کند چنان شدند که اکنون جز خانه هاشان را نبيني و ما مجرمان را اين سان پاداش مي دهيم وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون به آنها چنان مکانتي داده بوديم که به شما نداده ايم برايشان گوش و، چشم و دل قرار داديم ولي گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نکرد ، زيرا آيات خدا را انکار مي کردند تا آنچه به مسخره اش مي گرفتند آنها رافرو گرفت.
(21) (﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾) و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود ـ علیه السلام ـ بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت داده است. (﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾) بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستانهایی بود در سرزمین یمن. (﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ﴾) و همانا پیش از او و بعد از او هم بیمدهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) جز خدا را نپرستید؛ بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیدهای را شامل میشود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد؛ و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارۀ آنها کارساز و مفید واقع نشد.
(22) (﴿قَالُوٓاۡ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاوردهای جز اینکه بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیدهای، پس میخواهی ما را از آنها برگردانی. (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینهتوزی و عناد است.
(23) (﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست، و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما میآورد. (﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ﴾) و من آنچه را که با آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم؛ یعنی وظیفهای جز رساندن آشکار ندارم. (﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾) ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید، بنابراین چنین جسارت و جرأتی نمودهاید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد؛ و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
(24 - 25) بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾) وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده میشد، و رو به درّههایشان میکرد و در آن جاری میشد، و مزرعههایشان را با آن آبیاری میکردند و از چاهها و حوضهایی که آب در آن جمع میشد مینوشیدند، (﴿قَالُواۡ﴾) با شادمانی گفتند: (﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾) این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦ﴾) نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب میخواستید؛ یعنی این همان چیزی است که برخود جنایت کردید و گفتید: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. (﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ)) تند بادي است كه عذابي دردناك در خود دارد ((تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾) و بر هر آنچه که عبور نماید، از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود میکند و درهم میشکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾ خداوند این باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط کرد، آنگاه قوم عاد را میدیدی که بیهوش و بیجان بر زمین افتاده بودند، انگار تنههای افتاده و واژگون شدۀ درخت خرما هستند. (﴿فَأَصۡبَحُواۡ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾) و به گونهای در آمدند که چیزی جز خانههایشان دیده نمیشد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. (﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاریشان سزا و کیفر میدهیم.
(26) این در حالی بود که خداوند نعمتهای بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾) و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم، به گونهای که از پاکیها و خوشیهای زمین استفاده میبردند، و از شهوتها و دلخوشیهای آن بهرهمند میشدند، و به آنان عمری داده بودیم که هر کس بخواهد در آن مدّت یادآور شود، یادآور میشود و پند میپذیرد؛ یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همان طور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی دادهایم. پس چنین گمان مبرید که آنچه به شما دادهایم مختصّ شماست، و چیزی از عذاب خدا را از شما دور مینماید؛ بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشتند، امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان دربرابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد، و چیزی از عذاب را از آنان دور نساخت. (﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ﴾) و برای آنان گوش و چشمان و دلهایی قرار دادیم؛ یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمیدانستند و نمیتوانستند به حق آگاهی یابند، حق را ترک کردند؛ و نیز خللی در عقلهایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾) پس گوش و چشمان و دلهایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. (﴿إِذۡ كَانُواۡ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او -و اینکه باید به تنهایی عبادت شود- دلالت مینمایند انکار کردند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب میترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب -که وقوع آن را تکذیب میکردند- آنها را فرا گرفت.
الأحقاف 46:23
وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم عاد را به ياد بياور که چون قوم خود را در احقاف بيم داد و، پيش از او پيامبراني بودند و رفتند و پس از او پيامبراني آمدند که جز خداي يکتا را نپرستيد که من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده اي تا ما را از خدايانمان رويگردان سازي ? اگر راست مي گويي ، هر چه به ما وعده داده اي بياور قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت : اين را خدا مي داند و من آنچه را بدان مبعوث شده ام به شما مي رسانم ولي مي بينم که مردمي نادان هستيد فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون ابري ديدند که از جانب رودخانه هاشان مي آيد ، گفتند : اين ابري ، باران زاست نه ، اين همان چيزي است که آن را به شتاب مي طلبيديد باداست و در آن باد عذابي دردآور ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاک مي کند چنان شدند که اکنون جز خانه هاشان را نبيني و ما مجرمان را اين سان پاداش مي دهيم وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون به آنها چنان مکانتي داده بوديم که به شما نداده ايم برايشان گوش و، چشم و دل قرار داديم ولي گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نکرد ، زيرا آيات خدا را انکار مي کردند تا آنچه به مسخره اش مي گرفتند آنها رافرو گرفت.
(21) (﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾) و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود ـ علیه السلام ـ بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت داده است. (﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾) بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستانهایی بود در سرزمین یمن. (﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ﴾) و همانا پیش از او و بعد از او هم بیمدهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) جز خدا را نپرستید؛ بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیدهای را شامل میشود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد؛ و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارۀ آنها کارساز و مفید واقع نشد.
(22) (﴿قَالُوٓاۡ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاوردهای جز اینکه بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیدهای، پس میخواهی ما را از آنها برگردانی. (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینهتوزی و عناد است.
(23) (﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست، و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما میآورد. (﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ﴾) و من آنچه را که با آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم؛ یعنی وظیفهای جز رساندن آشکار ندارم. (﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾) ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید، بنابراین چنین جسارت و جرأتی نمودهاید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد؛ و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
(24 - 25) بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾) وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده میشد، و رو به درّههایشان میکرد و در آن جاری میشد، و مزرعههایشان را با آن آبیاری میکردند و از چاهها و حوضهایی که آب در آن جمع میشد مینوشیدند، (﴿قَالُواۡ﴾) با شادمانی گفتند: (﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾) این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦ﴾) نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب میخواستید؛ یعنی این همان چیزی است که برخود جنایت کردید و گفتید: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. (﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ)) تند بادي است كه عذابي دردناك در خود دارد ((تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾) و بر هر آنچه که عبور نماید، از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود میکند و درهم میشکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾ خداوند این باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط کرد، آنگاه قوم عاد را میدیدی که بیهوش و بیجان بر زمین افتاده بودند، انگار تنههای افتاده و واژگون شدۀ درخت خرما هستند. (﴿فَأَصۡبَحُواۡ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾) و به گونهای در آمدند که چیزی جز خانههایشان دیده نمیشد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. (﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاریشان سزا و کیفر میدهیم.
(26) این در حالی بود که خداوند نعمتهای بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾) و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم، به گونهای که از پاکیها و خوشیهای زمین استفاده میبردند، و از شهوتها و دلخوشیهای آن بهرهمند میشدند، و به آنان عمری داده بودیم که هر کس بخواهد در آن مدّت یادآور شود، یادآور میشود و پند میپذیرد؛ یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همان طور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی دادهایم. پس چنین گمان مبرید که آنچه به شما دادهایم مختصّ شماست، و چیزی از عذاب خدا را از شما دور مینماید؛ بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشتند، امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان دربرابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد، و چیزی از عذاب را از آنان دور نساخت. (﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ﴾) و برای آنان گوش و چشمان و دلهایی قرار دادیم؛ یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمیدانستند و نمیتوانستند به حق آگاهی یابند، حق را ترک کردند؛ و نیز خللی در عقلهایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾) پس گوش و چشمان و دلهایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. (﴿إِذۡ كَانُواۡ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او -و اینکه باید به تنهایی عبادت شود- دلالت مینمایند انکار کردند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب میترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب -که وقوع آن را تکذیب میکردند- آنها را فرا گرفت.
الأحقاف 46:24
وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم عاد را به ياد بياور که چون قوم خود را در احقاف بيم داد و، پيش از او پيامبراني بودند و رفتند و پس از او پيامبراني آمدند که جز خداي يکتا را نپرستيد که من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده اي تا ما را از خدايانمان رويگردان سازي ? اگر راست مي گويي ، هر چه به ما وعده داده اي بياور قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت : اين را خدا مي داند و من آنچه را بدان مبعوث شده ام به شما مي رسانم ولي مي بينم که مردمي نادان هستيد فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون ابري ديدند که از جانب رودخانه هاشان مي آيد ، گفتند : اين ابري ، باران زاست نه ، اين همان چيزي است که آن را به شتاب مي طلبيديد باداست و در آن باد عذابي دردآور ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاک مي کند چنان شدند که اکنون جز خانه هاشان را نبيني و ما مجرمان را اين سان پاداش مي دهيم وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون به آنها چنان مکانتي داده بوديم که به شما نداده ايم برايشان گوش و، چشم و دل قرار داديم ولي گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نکرد ، زيرا آيات خدا را انکار مي کردند تا آنچه به مسخره اش مي گرفتند آنها رافرو گرفت.
(21) (﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾) و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود ـ علیه السلام ـ بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت داده است. (﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾) بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستانهایی بود در سرزمین یمن. (﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ﴾) و همانا پیش از او و بعد از او هم بیمدهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) جز خدا را نپرستید؛ بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیدهای را شامل میشود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد؛ و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارۀ آنها کارساز و مفید واقع نشد.
(22) (﴿قَالُوٓاۡ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاوردهای جز اینکه بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیدهای، پس میخواهی ما را از آنها برگردانی. (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینهتوزی و عناد است.
(23) (﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست، و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما میآورد. (﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ﴾) و من آنچه را که با آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم؛ یعنی وظیفهای جز رساندن آشکار ندارم. (﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾) ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید، بنابراین چنین جسارت و جرأتی نمودهاید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد؛ و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
(24 - 25) بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾) وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده میشد، و رو به درّههایشان میکرد و در آن جاری میشد، و مزرعههایشان را با آن آبیاری میکردند و از چاهها و حوضهایی که آب در آن جمع میشد مینوشیدند، (﴿قَالُواۡ﴾) با شادمانی گفتند: (﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾) این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦ﴾) نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب میخواستید؛ یعنی این همان چیزی است که برخود جنایت کردید و گفتید: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. (﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ)) تند بادي است كه عذابي دردناك در خود دارد ((تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾) و بر هر آنچه که عبور نماید، از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود میکند و درهم میشکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾ خداوند این باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط کرد، آنگاه قوم عاد را میدیدی که بیهوش و بیجان بر زمین افتاده بودند، انگار تنههای افتاده و واژگون شدۀ درخت خرما هستند. (﴿فَأَصۡبَحُواۡ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾) و به گونهای در آمدند که چیزی جز خانههایشان دیده نمیشد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. (﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاریشان سزا و کیفر میدهیم.
(26) این در حالی بود که خداوند نعمتهای بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾) و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم، به گونهای که از پاکیها و خوشیهای زمین استفاده میبردند، و از شهوتها و دلخوشیهای آن بهرهمند میشدند، و به آنان عمری داده بودیم که هر کس بخواهد در آن مدّت یادآور شود، یادآور میشود و پند میپذیرد؛ یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همان طور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی دادهایم. پس چنین گمان مبرید که آنچه به شما دادهایم مختصّ شماست، و چیزی از عذاب خدا را از شما دور مینماید؛ بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشتند، امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان دربرابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد، و چیزی از عذاب را از آنان دور نساخت. (﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ﴾) و برای آنان گوش و چشمان و دلهایی قرار دادیم؛ یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمیدانستند و نمیتوانستند به حق آگاهی یابند، حق را ترک کردند؛ و نیز خللی در عقلهایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾) پس گوش و چشمان و دلهایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. (﴿إِذۡ كَانُواۡ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او -و اینکه باید به تنهایی عبادت شود- دلالت مینمایند انکار کردند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب میترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب -که وقوع آن را تکذیب میکردند- آنها را فرا گرفت.
الأحقاف 46:25
وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم عاد را به ياد بياور که چون قوم خود را در احقاف بيم داد و، پيش از او پيامبراني بودند و رفتند و پس از او پيامبراني آمدند که جز خداي يکتا را نپرستيد که من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده اي تا ما را از خدايانمان رويگردان سازي ? اگر راست مي گويي ، هر چه به ما وعده داده اي بياور قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت : اين را خدا مي داند و من آنچه را بدان مبعوث شده ام به شما مي رسانم ولي مي بينم که مردمي نادان هستيد فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون ابري ديدند که از جانب رودخانه هاشان مي آيد ، گفتند : اين ابري ، باران زاست نه ، اين همان چيزي است که آن را به شتاب مي طلبيديد باداست و در آن باد عذابي دردآور ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاک مي کند چنان شدند که اکنون جز خانه هاشان را نبيني و ما مجرمان را اين سان پاداش مي دهيم وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون به آنها چنان مکانتي داده بوديم که به شما نداده ايم برايشان گوش و، چشم و دل قرار داديم ولي گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نکرد ، زيرا آيات خدا را انکار مي کردند تا آنچه به مسخره اش مي گرفتند آنها رافرو گرفت.
(21) (﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾) و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود ـ علیه السلام ـ بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت داده است. (﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾) بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستانهایی بود در سرزمین یمن. (﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ﴾) و همانا پیش از او و بعد از او هم بیمدهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) جز خدا را نپرستید؛ بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیدهای را شامل میشود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد؛ و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارۀ آنها کارساز و مفید واقع نشد.
(22) (﴿قَالُوٓاۡ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاوردهای جز اینکه بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیدهای، پس میخواهی ما را از آنها برگردانی. (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینهتوزی و عناد است.
(23) (﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست، و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما میآورد. (﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ﴾) و من آنچه را که با آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم؛ یعنی وظیفهای جز رساندن آشکار ندارم. (﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾) ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید، بنابراین چنین جسارت و جرأتی نمودهاید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد؛ و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
(24 - 25) بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾) وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده میشد، و رو به درّههایشان میکرد و در آن جاری میشد، و مزرعههایشان را با آن آبیاری میکردند و از چاهها و حوضهایی که آب در آن جمع میشد مینوشیدند، (﴿قَالُواۡ﴾) با شادمانی گفتند: (﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾) این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦ﴾) نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب میخواستید؛ یعنی این همان چیزی است که برخود جنایت کردید و گفتید: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. (﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ)) تند بادي است كه عذابي دردناك در خود دارد ((تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾) و بر هر آنچه که عبور نماید، از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود میکند و درهم میشکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾ خداوند این باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط کرد، آنگاه قوم عاد را میدیدی که بیهوش و بیجان بر زمین افتاده بودند، انگار تنههای افتاده و واژگون شدۀ درخت خرما هستند. (﴿فَأَصۡبَحُواۡ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾) و به گونهای در آمدند که چیزی جز خانههایشان دیده نمیشد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. (﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاریشان سزا و کیفر میدهیم.
(26) این در حالی بود که خداوند نعمتهای بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾) و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم، به گونهای که از پاکیها و خوشیهای زمین استفاده میبردند، و از شهوتها و دلخوشیهای آن بهرهمند میشدند، و به آنان عمری داده بودیم که هر کس بخواهد در آن مدّت یادآور شود، یادآور میشود و پند میپذیرد؛ یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همان طور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی دادهایم. پس چنین گمان مبرید که آنچه به شما دادهایم مختصّ شماست، و چیزی از عذاب خدا را از شما دور مینماید؛ بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشتند، امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان دربرابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد، و چیزی از عذاب را از آنان دور نساخت. (﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ﴾) و برای آنان گوش و چشمان و دلهایی قرار دادیم؛ یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمیدانستند و نمیتوانستند به حق آگاهی یابند، حق را ترک کردند؛ و نیز خللی در عقلهایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾) پس گوش و چشمان و دلهایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. (﴿إِذۡ كَانُواۡ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او -و اینکه باید به تنهایی عبادت شود- دلالت مینمایند انکار کردند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب میترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب -که وقوع آن را تکذیب میکردند- آنها را فرا گرفت.
الأحقاف 46:26
وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم عاد را به ياد بياور که چون قوم خود را در احقاف بيم داد و، پيش از او پيامبراني بودند و رفتند و پس از او پيامبراني آمدند که جز خداي يکتا را نپرستيد که من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده اي تا ما را از خدايانمان رويگردان سازي ? اگر راست مي گويي ، هر چه به ما وعده داده اي بياور قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت : اين را خدا مي داند و من آنچه را بدان مبعوث شده ام به شما مي رسانم ولي مي بينم که مردمي نادان هستيد فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون ابري ديدند که از جانب رودخانه هاشان مي آيد ، گفتند : اين ابري ، باران زاست نه ، اين همان چيزي است که آن را به شتاب مي طلبيديد باداست و در آن باد عذابي دردآور ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاک مي کند چنان شدند که اکنون جز خانه هاشان را نبيني و ما مجرمان را اين سان پاداش مي دهيم وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون به آنها چنان مکانتي داده بوديم که به شما نداده ايم برايشان گوش و، چشم و دل قرار داديم ولي گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نکرد ، زيرا آيات خدا را انکار مي کردند تا آنچه به مسخره اش مي گرفتند آنها رافرو گرفت.
(21) (﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾) و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود ـ علیه السلام ـ بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت داده است. (﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾) بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستانهایی بود در سرزمین یمن. (﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ﴾) و همانا پیش از او و بعد از او هم بیمدهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) جز خدا را نپرستید؛ بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیدهای را شامل میشود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد؛ و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارۀ آنها کارساز و مفید واقع نشد.
(22) (﴿قَالُوٓاۡ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاوردهای جز اینکه بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیدهای، پس میخواهی ما را از آنها برگردانی. (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینهتوزی و عناد است.
(23) (﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست، و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما میآورد. (﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ﴾) و من آنچه را که با آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم؛ یعنی وظیفهای جز رساندن آشکار ندارم. (﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾) ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید، بنابراین چنین جسارت و جرأتی نمودهاید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد؛ و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
(24 - 25) بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾) وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده میشد، و رو به درّههایشان میکرد و در آن جاری میشد، و مزرعههایشان را با آن آبیاری میکردند و از چاهها و حوضهایی که آب در آن جمع میشد مینوشیدند، (﴿قَالُواۡ﴾) با شادمانی گفتند: (﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾) این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦ﴾) نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب میخواستید؛ یعنی این همان چیزی است که برخود جنایت کردید و گفتید: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. (﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ)) تند بادي است كه عذابي دردناك در خود دارد ((تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾) و بر هر آنچه که عبور نماید، از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود میکند و درهم میشکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾ خداوند این باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط کرد، آنگاه قوم عاد را میدیدی که بیهوش و بیجان بر زمین افتاده بودند، انگار تنههای افتاده و واژگون شدۀ درخت خرما هستند. (﴿فَأَصۡبَحُواۡ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾) و به گونهای در آمدند که چیزی جز خانههایشان دیده نمیشد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. (﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاریشان سزا و کیفر میدهیم.
(26) این در حالی بود که خداوند نعمتهای بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾) و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم، به گونهای که از پاکیها و خوشیهای زمین استفاده میبردند، و از شهوتها و دلخوشیهای آن بهرهمند میشدند، و به آنان عمری داده بودیم که هر کس بخواهد در آن مدّت یادآور شود، یادآور میشود و پند میپذیرد؛ یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همان طور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی دادهایم. پس چنین گمان مبرید که آنچه به شما دادهایم مختصّ شماست، و چیزی از عذاب خدا را از شما دور مینماید؛ بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشتند، امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان دربرابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد، و چیزی از عذاب را از آنان دور نساخت. (﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ﴾) و برای آنان گوش و چشمان و دلهایی قرار دادیم؛ یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمیدانستند و نمیتوانستند به حق آگاهی یابند، حق را ترک کردند؛ و نیز خللی در عقلهایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾) پس گوش و چشمان و دلهایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. (﴿إِذۡ كَانُواۡ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او -و اینکه باید به تنهایی عبادت شود- دلالت مینمایند انکار کردند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب میترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب -که وقوع آن را تکذیب میکردند- آنها را فرا گرفت.
الأحقاف 46:27
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُم مِّنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ما همه قريه هايي را که اطراف شما بوده اند هلاک کرده ايم و آيات را گونه گون بيان کرديم ، باشد که بازگردند فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ از چه روي آن خداياني که سواي الله براي تقرب ، به خدايي گرفته بودند ياريشان نکردند ، بلکه از نظرشان گم شدند ? اين است دروغ و افترايشان
(27 - 28) خداوند مشرکین عرب و غیره را هشدار میدهد و بیان مینماید ملتهای تکذیبکنندهای را که در اطراف دیارشان میزیستهاند و بلکه بیشتر آنها در «جزیرۀ العرب» بودهاند مانند عاد و ثمود و غیره نابود کرده است، و بیان میدارد که خداوند آیات را به صورتهای گوناگون برای آنان بیان داشته است، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) تا آنها از کفر و تکذیب خود برگردند. وقتی ایمان نیاوردند، خداوند آنها را مورد مؤاخذۀ شدید قرار داد؛ و خدایانی که به جای الله به فریاد میخواندند، هیچ چیزی از عذاب را از آنها دور نکرد. بنابراین فرمود: (﴿فَلَوۡلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرۡبَانًا ءَالِهَةَ﴾) پس چرا کسانی که ایشان را برای تقرب به خدا معبود خود گرفتند، یاریشان نکردند؟ یعنی معبودهایی که اینها با انواع عبادتها به آنان نزدیکی میجستند، و آنها را پرستش میکردند به این امید که به آنها فایده برسانند. (﴿بَلۡ ضَلُّواۡ عَنۡهُمۡ﴾) پس نه آنان را اجابت کردند، و نه چیزی را از آنان دور نمودند. (﴿وَذَٰلِكَ إِفۡكُهُمۡ وَمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و این دروغ و افترای ایشان بود که خود را به آن امیدوار میکردند، و گمان میبردند که حق است و کارهایشان به آنان فایده خواهد داد، امّا آنچه گمان میبردند ناپدید و باطل گشت.
الأحقاف 46:28
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُم مِّنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ما همه قريه هايي را که اطراف شما بوده اند هلاک کرده ايم و آيات را گونه گون بيان کرديم ، باشد که بازگردند فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ از چه روي آن خداياني که سواي الله براي تقرب ، به خدايي گرفته بودند ياريشان نکردند ، بلکه از نظرشان گم شدند ? اين است دروغ و افترايشان
(27 - 28) خداوند مشرکین عرب و غیره را هشدار میدهد و بیان مینماید ملتهای تکذیبکنندهای را که در اطراف دیارشان میزیستهاند و بلکه بیشتر آنها در «جزیرۀ العرب» بودهاند مانند عاد و ثمود و غیره نابود کرده است، و بیان میدارد که خداوند آیات را به صورتهای گوناگون برای آنان بیان داشته است، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) تا آنها از کفر و تکذیب خود برگردند. وقتی ایمان نیاوردند، خداوند آنها را مورد مؤاخذۀ شدید قرار داد؛ و خدایانی که به جای الله به فریاد میخواندند، هیچ چیزی از عذاب را از آنها دور نکرد. بنابراین فرمود: (﴿فَلَوۡلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرۡبَانًا ءَالِهَةَ﴾) پس چرا کسانی که ایشان را برای تقرب به خدا معبود خود گرفتند، یاریشان نکردند؟ یعنی معبودهایی که اینها با انواع عبادتها به آنان نزدیکی میجستند، و آنها را پرستش میکردند به این امید که به آنها فایده برسانند. (﴿بَلۡ ضَلُّواۡ عَنۡهُمۡ﴾) پس نه آنان را اجابت کردند، و نه چیزی را از آنان دور نمودند. (﴿وَذَٰلِكَ إِفۡكُهُمۡ وَمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و این دروغ و افترای ایشان بود که خود را به آن امیدوار میکردند، و گمان میبردند که حق است و کارهایشان به آنان فایده خواهد داد، امّا آنچه گمان میبردند ناپدید و باطل گشت.
الأحقاف 46:29
وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ و گروهي از جن را نزد تو روانه کرديم تا قرآن را بشنوند چون به ، حضرتش رسيدند گفتند : گوش فرا دهيد چون به پايان آمد ، همانند بيم دهندگاني نزد قوم خود بازگشتند قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ گفتند : اي قوم ما ، ما کتابي شنيديم که بعد از موسي نازل شده ، کتابهاي پيشين را تصديق مي کند و به حق و راه راست راه مي نمايد يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ اي قوم ما ، اين دعوت کننده به خدا را پاسخ گوييد و به او ايمان ، بياوريد تا خدا گناهانتان را بيامرزد و شما را از عذابي دردآور در امان دارد وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِيَاء أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ و هر کس که به اين دعوت کننده جواب نگويد نمي تواند در روي زمين از خداي بگريزد و او را جز خدا هيچ ياوري نيست و در گمراهي آشکاري است
(29) خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را به سوی همۀ انسانها و جنها فرستاد، و میبایست دعوت و نبوّت و رسالت به همۀ آنها رسانده شود. دعوت کردن و بیم دادن انسانها برای پیامبر ـعلیه الصلاة والسلامـ ممکن بود، امّا جنها را خداوند با قدرت خویش به سوی او فرستاد: (﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاۡ أَنصِتُواۡ﴾) گروهی از جنها را فرستادیم تا قرآن را بشنوند. وقتی جنها نزد پیامبر حضور یافتند، به یکدیگر توصیه کردند و گفتند: خاموش باشید. (﴿فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاۡ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ﴾) وقتی که تلاوت قرآن به پایان آمد و آن را فرا گرفتند و قرآن در آنها اثر گذاشت، به سوی قومشان بازگشتند تا آنها را دعوت کنند. چون نسبت به قومشان مهربان و دلسوز بودند، و برای آنکه حجّت بر آنها اقامه گردد، خداوند آنها را برگماشت تا در گسترش دعوت پیامبر میان جنها او را یاری دهند.
(30) (﴿قَالُواۡ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ﴾) گفتند: ای قوم ما! ما تلاوت کتابی را شنیدهایم که بعد از موسی نازل شده است. چون کتاب موسی، اصل و اساس انجیل و مرجع بنیاسرائیل در احکام شرع بود. و انجیل تکمیل کنندۀ تورات بود، و برخی از احکام آن را تغییر داد. (﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾) کتابی که ما شنیدیم، به سوی حق راهنمایی میکند. و «حق» عبارت است از هر امر و هر خبری درست. (﴿وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و به راه راست رهنمون میشود؛ راهی که انسان را به خدا و بهشت میرساند. و راه آن، شناخت خدا و احکام دینی و احکام جزایی او میباشد.
(31) وقتی آنها قرآن را ستودند و جایگاه و منزلت آن را بیان داشتند، قومشان را به ایمان آوردن به پیامبر فرا خواندند و گفتند: (﴿يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ﴾) ای قوم ما! سخنان دعوتگر الهی را بپذیرید؛ یعنی کسی را اجابت کنید که جز به سوی پروردگارش دعوت نمیکند؛ و او شما را به هدفی از اهداف شخصیاش دعوت نمیکند و شما را به هواپرستی فرا نمیخواند؛ بلکه فقط شما را به سوی پروردگارتان دعوت میکند تا پروردگارتان به شما پاداش دهد و هر شر و امر ناخوشایندی را از شما دور نماید. بنابراین گفتند: (﴿وَءَامِنُواۡ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ﴾) و به او ایمان بیاورید تا خداوند گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذاب دردناک در امان دارد. و وقتی آنها را از عذاب دردناک در پناه خویش محفوظ بدارد، پس آنجا جز نعمت چیز دیگری وجود ندارد. این پاداش کسی است که دعوت دعوتگر الهی را بپذیرد.
(32) (﴿وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و هرکس دعوت دعوتگر الهی را نپذیرد، در زمین راه گریزی ندارد؛ چرا که خداوند بر هر چیزی تواناست، و هیچ گریزندهای از دست او در نمیرود، و هیچ کسی بر او چیره نمیشود. (﴿وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾) و کسی که دعوتگر الهی را اجابت نکند، در برابر خداوند دوستان و یاورانی ندارد، و اینان در گمراهی آشکارند، و چه گمراهی بالاتر از گمراهی کسی است که پیامبران او را فرا خواندهاند، و هشدارها به وسیلۀ آیات و نشانههای روشنگر و حجّتهای متواتر به او رسیده باشد، امّا همچنان روی بگرداند و استکبار ورزد؟!
الأحقاف 46:30
وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ و گروهي از جن را نزد تو روانه کرديم تا قرآن را بشنوند چون به ، حضرتش رسيدند گفتند : گوش فرا دهيد چون به پايان آمد ، همانند بيم دهندگاني نزد قوم خود بازگشتند قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ گفتند : اي قوم ما ، ما کتابي شنيديم که بعد از موسي نازل شده ، کتابهاي پيشين را تصديق مي کند و به حق و راه راست راه مي نمايد يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ اي قوم ما ، اين دعوت کننده به خدا را پاسخ گوييد و به او ايمان ، بياوريد تا خدا گناهانتان را بيامرزد و شما را از عذابي دردآور در امان دارد وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِيَاء أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ و هر کس که به اين دعوت کننده جواب نگويد نمي تواند در روي زمين از خداي بگريزد و او را جز خدا هيچ ياوري نيست و در گمراهي آشکاري است
(29) خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را به سوی همۀ انسانها و جنها فرستاد، و میبایست دعوت و نبوّت و رسالت به همۀ آنها رسانده شود. دعوت کردن و بیم دادن انسانها برای پیامبر ـعلیه الصلاة والسلامـ ممکن بود، امّا جنها را خداوند با قدرت خویش به سوی او فرستاد: (﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاۡ أَنصِتُواۡ﴾) گروهی از جنها را فرستادیم تا قرآن را بشنوند. وقتی جنها نزد پیامبر حضور یافتند، به یکدیگر توصیه کردند و گفتند: خاموش باشید. (﴿فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاۡ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ﴾) وقتی که تلاوت قرآن به پایان آمد و آن را فرا گرفتند و قرآن در آنها اثر گذاشت، به سوی قومشان بازگشتند تا آنها را دعوت کنند. چون نسبت به قومشان مهربان و دلسوز بودند، و برای آنکه حجّت بر آنها اقامه گردد، خداوند آنها را برگماشت تا در گسترش دعوت پیامبر میان جنها او را یاری دهند.
(30) (﴿قَالُواۡ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ﴾) گفتند: ای قوم ما! ما تلاوت کتابی را شنیدهایم که بعد از موسی نازل شده است. چون کتاب موسی، اصل و اساس انجیل و مرجع بنیاسرائیل در احکام شرع بود. و انجیل تکمیل کنندۀ تورات بود، و برخی از احکام آن را تغییر داد. (﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾) کتابی که ما شنیدیم، به سوی حق راهنمایی میکند. و «حق» عبارت است از هر امر و هر خبری درست. (﴿وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و به راه راست رهنمون میشود؛ راهی که انسان را به خدا و بهشت میرساند. و راه آن، شناخت خدا و احکام دینی و احکام جزایی او میباشد.
(31) وقتی آنها قرآن را ستودند و جایگاه و منزلت آن را بیان داشتند، قومشان را به ایمان آوردن به پیامبر فرا خواندند و گفتند: (﴿يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ﴾) ای قوم ما! سخنان دعوتگر الهی را بپذیرید؛ یعنی کسی را اجابت کنید که جز به سوی پروردگارش دعوت نمیکند؛ و او شما را به هدفی از اهداف شخصیاش دعوت نمیکند و شما را به هواپرستی فرا نمیخواند؛ بلکه فقط شما را به سوی پروردگارتان دعوت میکند تا پروردگارتان به شما پاداش دهد و هر شر و امر ناخوشایندی را از شما دور نماید. بنابراین گفتند: (﴿وَءَامِنُواۡ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ﴾) و به او ایمان بیاورید تا خداوند گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذاب دردناک در امان دارد. و وقتی آنها را از عذاب دردناک در پناه خویش محفوظ بدارد، پس آنجا جز نعمت چیز دیگری وجود ندارد. این پاداش کسی است که دعوت دعوتگر الهی را بپذیرد.
(32) (﴿وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و هرکس دعوت دعوتگر الهی را نپذیرد، در زمین راه گریزی ندارد؛ چرا که خداوند بر هر چیزی تواناست، و هیچ گریزندهای از دست او در نمیرود، و هیچ کسی بر او چیره نمیشود. (﴿وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾) و کسی که دعوتگر الهی را اجابت نکند، در برابر خداوند دوستان و یاورانی ندارد، و اینان در گمراهی آشکارند، و چه گمراهی بالاتر از گمراهی کسی است که پیامبران او را فرا خواندهاند، و هشدارها به وسیلۀ آیات و نشانههای روشنگر و حجّتهای متواتر به او رسیده باشد، امّا همچنان روی بگرداند و استکبار ورزد؟!
الأحقاف 46:31
وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ و گروهي از جن را نزد تو روانه کرديم تا قرآن را بشنوند چون به ، حضرتش رسيدند گفتند : گوش فرا دهيد چون به پايان آمد ، همانند بيم دهندگاني نزد قوم خود بازگشتند قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ گفتند : اي قوم ما ، ما کتابي شنيديم که بعد از موسي نازل شده ، کتابهاي پيشين را تصديق مي کند و به حق و راه راست راه مي نمايد يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ اي قوم ما ، اين دعوت کننده به خدا را پاسخ گوييد و به او ايمان ، بياوريد تا خدا گناهانتان را بيامرزد و شما را از عذابي دردآور در امان دارد وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِيَاء أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ و هر کس که به اين دعوت کننده جواب نگويد نمي تواند در روي زمين از خداي بگريزد و او را جز خدا هيچ ياوري نيست و در گمراهي آشکاري است
(29) خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را به سوی همۀ انسانها و جنها فرستاد، و میبایست دعوت و نبوّت و رسالت به همۀ آنها رسانده شود. دعوت کردن و بیم دادن انسانها برای پیامبر ـعلیه الصلاة والسلامـ ممکن بود، امّا جنها را خداوند با قدرت خویش به سوی او فرستاد: (﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاۡ أَنصِتُواۡ﴾) گروهی از جنها را فرستادیم تا قرآن را بشنوند. وقتی جنها نزد پیامبر حضور یافتند، به یکدیگر توصیه کردند و گفتند: خاموش باشید. (﴿فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاۡ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ﴾) وقتی که تلاوت قرآن به پایان آمد و آن را فرا گرفتند و قرآن در آنها اثر گذاشت، به سوی قومشان بازگشتند تا آنها را دعوت کنند. چون نسبت به قومشان مهربان و دلسوز بودند، و برای آنکه حجّت بر آنها اقامه گردد، خداوند آنها را برگماشت تا در گسترش دعوت پیامبر میان جنها او را یاری دهند.
(30) (﴿قَالُواۡ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ﴾) گفتند: ای قوم ما! ما تلاوت کتابی را شنیدهایم که بعد از موسی نازل شده است. چون کتاب موسی، اصل و اساس انجیل و مرجع بنیاسرائیل در احکام شرع بود. و انجیل تکمیل کنندۀ تورات بود، و برخی از احکام آن را تغییر داد. (﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾) کتابی که ما شنیدیم، به سوی حق راهنمایی میکند. و «حق» عبارت است از هر امر و هر خبری درست. (﴿وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و به راه راست رهنمون میشود؛ راهی که انسان را به خدا و بهشت میرساند. و راه آن، شناخت خدا و احکام دینی و احکام جزایی او میباشد.
(31) وقتی آنها قرآن را ستودند و جایگاه و منزلت آن را بیان داشتند، قومشان را به ایمان آوردن به پیامبر فرا خواندند و گفتند: (﴿يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ﴾) ای قوم ما! سخنان دعوتگر الهی را بپذیرید؛ یعنی کسی را اجابت کنید که جز به سوی پروردگارش دعوت نمیکند؛ و او شما را به هدفی از اهداف شخصیاش دعوت نمیکند و شما را به هواپرستی فرا نمیخواند؛ بلکه فقط شما را به سوی پروردگارتان دعوت میکند تا پروردگارتان به شما پاداش دهد و هر شر و امر ناخوشایندی را از شما دور نماید. بنابراین گفتند: (﴿وَءَامِنُواۡ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ﴾) و به او ایمان بیاورید تا خداوند گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذاب دردناک در امان دارد. و وقتی آنها را از عذاب دردناک در پناه خویش محفوظ بدارد، پس آنجا جز نعمت چیز دیگری وجود ندارد. این پاداش کسی است که دعوت دعوتگر الهی را بپذیرد.
(32) (﴿وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و هرکس دعوت دعوتگر الهی را نپذیرد، در زمین راه گریزی ندارد؛ چرا که خداوند بر هر چیزی تواناست، و هیچ گریزندهای از دست او در نمیرود، و هیچ کسی بر او چیره نمیشود. (﴿وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾) و کسی که دعوتگر الهی را اجابت نکند، در برابر خداوند دوستان و یاورانی ندارد، و اینان در گمراهی آشکارند، و چه گمراهی بالاتر از گمراهی کسی است که پیامبران او را فرا خواندهاند، و هشدارها به وسیلۀ آیات و نشانههای روشنگر و حجّتهای متواتر به او رسیده باشد، امّا همچنان روی بگرداند و استکبار ورزد؟!
الأحقاف 46:32
وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ و گروهي از جن را نزد تو روانه کرديم تا قرآن را بشنوند چون به ، حضرتش رسيدند گفتند : گوش فرا دهيد چون به پايان آمد ، همانند بيم دهندگاني نزد قوم خود بازگشتند قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ گفتند : اي قوم ما ، ما کتابي شنيديم که بعد از موسي نازل شده ، کتابهاي پيشين را تصديق مي کند و به حق و راه راست راه مي نمايد يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ اي قوم ما ، اين دعوت کننده به خدا را پاسخ گوييد و به او ايمان ، بياوريد تا خدا گناهانتان را بيامرزد و شما را از عذابي دردآور در امان دارد وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِيَاء أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ و هر کس که به اين دعوت کننده جواب نگويد نمي تواند در روي زمين از خداي بگريزد و او را جز خدا هيچ ياوري نيست و در گمراهي آشکاري است
(29) خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را به سوی همۀ انسانها و جنها فرستاد، و میبایست دعوت و نبوّت و رسالت به همۀ آنها رسانده شود. دعوت کردن و بیم دادن انسانها برای پیامبر ـعلیه الصلاة والسلامـ ممکن بود، امّا جنها را خداوند با قدرت خویش به سوی او فرستاد: (﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاۡ أَنصِتُواۡ﴾) گروهی از جنها را فرستادیم تا قرآن را بشنوند. وقتی جنها نزد پیامبر حضور یافتند، به یکدیگر توصیه کردند و گفتند: خاموش باشید. (﴿فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاۡ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ﴾) وقتی که تلاوت قرآن به پایان آمد و آن را فرا گرفتند و قرآن در آنها اثر گذاشت، به سوی قومشان بازگشتند تا آنها را دعوت کنند. چون نسبت به قومشان مهربان و دلسوز بودند، و برای آنکه حجّت بر آنها اقامه گردد، خداوند آنها را برگماشت تا در گسترش دعوت پیامبر میان جنها او را یاری دهند.
(30) (﴿قَالُواۡ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ﴾) گفتند: ای قوم ما! ما تلاوت کتابی را شنیدهایم که بعد از موسی نازل شده است. چون کتاب موسی، اصل و اساس انجیل و مرجع بنیاسرائیل در احکام شرع بود. و انجیل تکمیل کنندۀ تورات بود، و برخی از احکام آن را تغییر داد. (﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾) کتابی که ما شنیدیم، به سوی حق راهنمایی میکند. و «حق» عبارت است از هر امر و هر خبری درست. (﴿وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و به راه راست رهنمون میشود؛ راهی که انسان را به خدا و بهشت میرساند. و راه آن، شناخت خدا و احکام دینی و احکام جزایی او میباشد.
(31) وقتی آنها قرآن را ستودند و جایگاه و منزلت آن را بیان داشتند، قومشان را به ایمان آوردن به پیامبر فرا خواندند و گفتند: (﴿يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ﴾) ای قوم ما! سخنان دعوتگر الهی را بپذیرید؛ یعنی کسی را اجابت کنید که جز به سوی پروردگارش دعوت نمیکند؛ و او شما را به هدفی از اهداف شخصیاش دعوت نمیکند و شما را به هواپرستی فرا نمیخواند؛ بلکه فقط شما را به سوی پروردگارتان دعوت میکند تا پروردگارتان به شما پاداش دهد و هر شر و امر ناخوشایندی را از شما دور نماید. بنابراین گفتند: (﴿وَءَامِنُواۡ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ﴾) و به او ایمان بیاورید تا خداوند گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذاب دردناک در امان دارد. و وقتی آنها را از عذاب دردناک در پناه خویش محفوظ بدارد، پس آنجا جز نعمت چیز دیگری وجود ندارد. این پاداش کسی است که دعوت دعوتگر الهی را بپذیرد.
(32) (﴿وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و هرکس دعوت دعوتگر الهی را نپذیرد، در زمین راه گریزی ندارد؛ چرا که خداوند بر هر چیزی تواناست، و هیچ گریزندهای از دست او در نمیرود، و هیچ کسی بر او چیره نمیشود. (﴿وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾) و کسی که دعوتگر الهی را اجابت نکند، در برابر خداوند دوستان و یاورانی ندارد، و اینان در گمراهی آشکارند، و چه گمراهی بالاتر از گمراهی کسی است که پیامبران او را فرا خواندهاند، و هشدارها به وسیلۀ آیات و نشانههای روشنگر و حجّتهای متواتر به او رسیده باشد، امّا همچنان روی بگرداند و استکبار ورزد؟!
الأحقاف 46:33
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ آيا نمي بينند که خداي يکتاست آن که آسمانها و زمين را بيافريد و در آفريدن آنها در نماند او مي تواند مردگان را زنده کند بلي او بر هر کاري تواناست.
(33) در اینجا خداوند بر زنده گرداندن مردم پس از مرگ به چیزی استدلال کرده است که از زنده کردن مردگان مهمتر است و آن اینکه خداوندی که آسمانها و زمین را با وجود بزرگی و گستردگی و استواریشان آفریده است بدون اینکه کم دقتی کرده و در آفرینش آنها خسته و درمانده شده باشد، پس چگونه او از دوباره زنده کردنتان پس از مردنتان خسته ودرمانده میشود، درحالی که او بر هر کاری تواناست؟!!
الأحقاف 46:34
وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ روزي که کافران به آتش عرضه شوند : آيا اين حقيقت نيست ? گويند : بلي ،، به پروردگارمان سوگند گويد : به خاطر کفري که مي ورزيده ايد ، اينک عذاب را بچشيد فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ پس پايداري کن ، همچنان که پيامبران اولوالعزم پايداري کرده بودند ودر عقوبتشان شتاب مکن آن روز که آن وعده اي را که به آنها داده شده بنگرند ، پندارند که جز به قدر ساعتي از روز در گور درنگ نکرده اند اين تبليغ رسالت است آيا جز نافرمانان به هلاکت مي رسند ?
(34) خداوند از حالت هولناک و زشت کافران بدانگاه که در کنار دوزخی گرد آورده میشوند که آن را دروغ میانگاشتند خبر میدهد، و آنها در آنجا مورد نکوهش قرار میگیرند، و به آنان گفته میشود: (﴿أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّ﴾) آیا این حقیقت ندارد؟ شما در آن حاضر شدهاید و آشکارا آن را مشاهده میکنید. (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ وَرَبِّنَا﴾) میگویند: بلی، سوگند به پروردگارمان، پس آنها به گناهشان اعتراف میکنند و دروغشان آشکار میگردد. (﴿قَالَ فَذُوقُواۡ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ﴾) خداوند به آنان میفرماید: به سزای آنکه کفر میورزیدید، عذاب را بچشید؛ یعنی عذابی که همیشگی و همراهتان است، همانطور که کفر ورزیدن صفت همیشگیِ شما بود.
(35) سپس خداوند به پیامبرش فرمان داد تا در برابر اذیّت و آزار کسانی که او را دروغگو میانگارند و با او دشمنی میورزند، شکیبایی کند و همواره آنها را به سوی خداوند دعوت نماید، و به صبر و شکیبایی پیامبران اولوالعزم -که سرداران انسانها هستند و دارای همّتهای بلند و عزم راسخ و شکیبایی بزرگ و یقین کامل بودهاند- اقتدا نماید، و از آنها الگوبرداری کند؛ چون آنها شایستهترین الگو برای او هستند، و باید راه آنها را درپیش گیرد، و در پرتو نشانههای روشنِ آنان راهیاب گردد. پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را اطاعت کرد، و چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ پیامبری پیش از او آن بردباری را نداشته است، و دشمنان همه یکپارچه در برابر او قرار گرفتند، و با یک کمان او را نشانه گرفتند ، وهمه برای بازداشتن او از دعوت کردن به سوی خدا بپا خاستند، و آنچه از مخالفت و دشمنی که توانستند با او انجام دادند. و ایشان صلی الله علیه وسلم همواره فرمان و دستور الهی را آشکارا بیان میکرد، و بر جهاد با دشمنان خدا پایبند بود، و در برابر اذیّت و آزاری که به او میرسید شکیبا بود تا اینکه خداوند به او در زمین قدرت و فرمانروایی داد، و دین او را بر سایر ادیان، و امّتش را بر دیگر امّتها چیره گرداند. پس درود و سلام خدا بر او باد. (﴿وَلَا تَسۡتَعۡجِل لَّهُمۡ﴾) و عذابی را که تکذیب کنندگان به شتاب آن را میخواهند به شتاب مخواه؛ چون آنها از روی جهالت و حماقت در آمدن عذاب الهی عجله دارند. پس نباید جهالت آنها تو را وادار نماید تا پیش خداوند برای نابودی فوری آنها دعا کنی؛ زیرا عذابی که در پیش دارند خواهد آمد؛ و هر آنچه که میآید نزدیک است. (﴿كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَ مَا يُوعَدُونَ لَمۡ يَلۡبَثُوٓاۡ إِلَّا سَاعَةٗ مِّن نَّهَارِۢ﴾) وقتی آنها عذابی را که به آن وعده داده میشوند دریابند، انگار در دنیا جز لحظهای از روز نماندهاند. پس بهرهمند شدنِ اندک آنها از دنیا -درحالی که به سوی عذاب هلاک کننده بر میگردند- تو را غمگین نکند. (﴿بَلَٰغٞ﴾) یعنی کالا و دلخوشی، و لذّت این دنیا، بهرهای ناگوار و سرگرمی اندکی است. و یا اینکه قرآن بزرگ که در آن برایتان روشنگری کامل ارائه دادهایم، وسیله و توشهای است که شما را به سرای آخرت میرساند و بهترین توشه و وسیله توشهایست که انسان را به سرای بهشت و نعمتهای پایدار برساند و او را از عذاب دردناک مصون و محفوظ دارد. پس این بهترین توشهایست که مردم میاندوزند، و بزرگترین نعمتی است که خداوند به آنها ارزانی داشته است. (﴿فَهَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾) پس آیا به وسیلۀ کیفرهای خدا جز گروه فاسقان نابود میشوند؟ یعنی کسانی که خیری در آنها نیست، و از طاعت پروردگارشان خارج شده، و حقی را که پیامبران برایشان آوردهاند نپذیرفتهاند. و خداوند آنها را هشدار و بیم داد، امّا آنان بر کفر و تکذیب خود ادامه دادند. پس عذری نخواهند داشت. از خداوند میخواهیم که ما را از عذاب خود در امان دارد.
* * *
الأحقاف 46:35
وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ روزي که کافران به آتش عرضه شوند : آيا اين حقيقت نيست ? گويند : بلي ،، به پروردگارمان سوگند گويد : به خاطر کفري که مي ورزيده ايد ، اينک عذاب را بچشيد فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ پس پايداري کن ، همچنان که پيامبران اولوالعزم پايداري کرده بودند ودر عقوبتشان شتاب مکن آن روز که آن وعده اي را که به آنها داده شده بنگرند ، پندارند که جز به قدر ساعتي از روز در گور درنگ نکرده اند اين تبليغ رسالت است آيا جز نافرمانان به هلاکت مي رسند ?
(34) خداوند از حالت هولناک و زشت کافران بدانگاه که در کنار دوزخی گرد آورده میشوند که آن را دروغ میانگاشتند خبر میدهد، و آنها در آنجا مورد نکوهش قرار میگیرند، و به آنان گفته میشود: (﴿أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّ﴾) آیا این حقیقت ندارد؟ شما در آن حاضر شدهاید و آشکارا آن را مشاهده میکنید. (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ وَرَبِّنَا﴾) میگویند: بلی، سوگند به پروردگارمان، پس آنها به گناهشان اعتراف میکنند و دروغشان آشکار میگردد. (﴿قَالَ فَذُوقُواۡ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ﴾) خداوند به آنان میفرماید: به سزای آنکه کفر میورزیدید، عذاب را بچشید؛ یعنی عذابی که همیشگی و همراهتان است، همانطور که کفر ورزیدن صفت همیشگیِ شما بود.
(35) سپس خداوند به پیامبرش فرمان داد تا در برابر اذیّت و آزار کسانی که او را دروغگو میانگارند و با او دشمنی میورزند، شکیبایی کند و همواره آنها را به سوی خداوند دعوت نماید، و به صبر و شکیبایی پیامبران اولوالعزم -که سرداران انسانها هستند و دارای همّتهای بلند و عزم راسخ و شکیبایی بزرگ و یقین کامل بودهاند- اقتدا نماید، و از آنها الگوبرداری کند؛ چون آنها شایستهترین الگو برای او هستند، و باید راه آنها را درپیش گیرد، و در پرتو نشانههای روشنِ آنان راهیاب گردد. پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور پروردگارش را اطاعت کرد، و چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ پیامبری پیش از او آن بردباری را نداشته است، و دشمنان همه یکپارچه در برابر او قرار گرفتند، و با یک کمان او را نشانه گرفتند ، وهمه برای بازداشتن او از دعوت کردن به سوی خدا بپا خاستند، و آنچه از مخالفت و دشمنی که توانستند با او انجام دادند. و ایشان صلی الله علیه وسلم همواره فرمان و دستور الهی را آشکارا بیان میکرد، و بر جهاد با دشمنان خدا پایبند بود، و در برابر اذیّت و آزاری که به او میرسید شکیبا بود تا اینکه خداوند به او در زمین قدرت و فرمانروایی داد، و دین او را بر سایر ادیان، و امّتش را بر دیگر امّتها چیره گرداند. پس درود و سلام خدا بر او باد. (﴿وَلَا تَسۡتَعۡجِل لَّهُمۡ﴾) و عذابی را که تکذیب کنندگان به شتاب آن را میخواهند به شتاب مخواه؛ چون آنها از روی جهالت و حماقت در آمدن عذاب الهی عجله دارند. پس نباید جهالت آنها تو را وادار نماید تا پیش خداوند برای نابودی فوری آنها دعا کنی؛ زیرا عذابی که در پیش دارند خواهد آمد؛ و هر آنچه که میآید نزدیک است. (﴿كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَ مَا يُوعَدُونَ لَمۡ يَلۡبَثُوٓاۡ إِلَّا سَاعَةٗ مِّن نَّهَارِۢ﴾) وقتی آنها عذابی را که به آن وعده داده میشوند دریابند، انگار در دنیا جز لحظهای از روز نماندهاند. پس بهرهمند شدنِ اندک آنها از دنیا -درحالی که به سوی عذاب هلاک کننده بر میگردند- تو را غمگین نکند. (﴿بَلَٰغٞ﴾) یعنی کالا و دلخوشی، و لذّت این دنیا، بهرهای ناگوار و سرگرمی اندکی است. و یا اینکه قرآن بزرگ که در آن برایتان روشنگری کامل ارائه دادهایم، وسیله و توشهای است که شما را به سرای آخرت میرساند و بهترین توشه و وسیله توشهایست که انسان را به سرای بهشت و نعمتهای پایدار برساند و او را از عذاب دردناک مصون و محفوظ دارد. پس این بهترین توشهایست که مردم میاندوزند، و بزرگترین نعمتی است که خداوند به آنها ارزانی داشته است. (﴿فَهَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾) پس آیا به وسیلۀ کیفرهای خدا جز گروه فاسقان نابود میشوند؟ یعنی کسانی که خیری در آنها نیست، و از طاعت پروردگارشان خارج شده، و حقی را که پیامبران برایشان آوردهاند نپذیرفتهاند. و خداوند آنها را هشدار و بیم داد، امّا آنان بر کفر و تکذیب خود ادامه دادند. پس عذری نخواهند داشت. از خداوند میخواهیم که ما را از عذاب خود در امان دارد.
* * *