Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — التكاثر 102:1 – الناس 114:6

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. التكاثر 102:1
  2. التكاثر 102:2
  3. التكاثر 102:3
  4. التكاثر 102:4
  5. التكاثر 102:5
  6. التكاثر 102:6
  7. التكاثر 102:7
  8. التكاثر 102:8
  9. العصر 103:1
  10. العصر 103:2
  11. العصر 103:3
  12. الهمزة 104:1
  13. الهمزة 104:2
  14. الهمزة 104:3
  15. الهمزة 104:4
  16. الهمزة 104:5
  17. الهمزة 104:6
  18. الهمزة 104:7
  19. الهمزة 104:8
  20. الهمزة 104:9
  21. الفيل 105:1
  22. الفيل 105:2
  23. الفيل 105:3
  24. الفيل 105:4
  25. الفيل 105:5
  26. قريش 106:1
  27. قريش 106:2
  28. قريش 106:3
  29. قريش 106:4
  30. الماعون 107:1
  31. الماعون 107:2
  32. الماعون 107:3
  33. الماعون 107:4
  34. الماعون 107:5
  35. الماعون 107:6
  36. الماعون 107:7
  37. الكوثر 108:1
  38. الكوثر 108:2
  39. الكوثر 108:3
  40. الكافرون 109:1
  41. الكافرون 109:2
  42. الكافرون 109:3
  43. الكافرون 109:4
  44. الكافرون 109:5
  45. الكافرون 109:6
  46. النصر 110:1
  47. النصر 110:2
  48. النصر 110:3
  49. المسد 111:1
  50. المسد 111:2
  51. المسد 111:3
  52. المسد 111:4
  53. المسد 111:5
  54. الإخلاص 112:1
  55. الإخلاص 112:2
  56. الإخلاص 112:3
  57. الإخلاص 112:4
  58. الفلق 113:1
  59. الفلق 113:2
  60. الفلق 113:3
  61. الفلق 113:4
  62. الفلق 113:5
  63. الناس 114:1
  64. الناس 114:2
  65. الناس 114:3
  66. الناس 114:4
  67. الناس 114:5
  68. الناس 114:6

التكاثر 102:1

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

التكاثر 102:2

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

التكاثر 102:3

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

التكاثر 102:4

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

التكاثر 102:5

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

التكاثر 102:6

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

التكاثر 102:7

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

التكاثر 102:8

أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به غفلت کشيد شما را نازش به بسياري مال ، و فرزند ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به گورها رسيديد كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که به زودي خواهيد دانست ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم حقا که به زودي خواهيد دانست كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي يقين بدانيد ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته جهنم را خواهيد ديد ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد ، ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ که در آن روز شما را از نعمتهاي دنيوي بازخواست مي کنند. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال بندگانش را سرزنش می‌کند؛ زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شده‌اند رها کرده‌اند؛ و آن همان عبادت خداوند یگانه، و شناخت او، و روی آوردن به او، و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است. (﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾) افزون‌طلبی، شما انسان‌ها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون‌طلبی می‌کنند، تا همۀ چیزهایی را که مردم در آن افزون‌خواهی می‌نمایند -و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیره‌ای که به آن افتخار می‌نمایند- شامل ‌شود، و تا چیزهای دیگری را نیز در بر بگیرد که هرکس می‌خواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست. (2) پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا اینکه (﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) گورها را زیارت می‌کنید، آنگاه پرده از روی شما برداشته می‌شود، ولی اکنون جبران آن مشکل است. (﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾) این دلالت می‌نماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسان‌ها را «زایر» نامید و مقیم نخواند. این، بر رستاخیز، و زنده شدن پس از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت می‌کند. (3 - 6) بنابراین خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: (﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ﴾) اگر با یقین می‌دانستید که چه چیزی پیش روی دارید، افزون‌طلبی شما را غافل نمی‌گرداند، و به انجام کارهای شایسته مبادرت می‌ورزیدید. اما عدم برخورداری از علم حقیقی، شما را به جایی رساند که مشاهده می‌کنید (﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ﴾) یعنی حتماً بر قیامت در خواهید آمد، پس حتماً جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. (7) (﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ﴾) سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهید دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾ و بزهکاران آتش دوزخ را می‌بینند، و می‌دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت. (8) (﴿ثُمَّ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ﴾) سپس در روز قیامت از نعمت‌هایی که در دنیا از آن لذت می‌بردید پرسیده می‌شوید که آیا شکر آن را به جای آورده‌اید، و حق خدا را از آن ادا نموده‌اید، و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفته‌اید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد. یا اینکه فریب نعمت‌ها را خورده، و شکر آن را به جای نیاورده‌اید؟ بلکه از نعمت‌ها برای انجام گناهان استفاده کرده‌اید؟ پس شما را برآن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ ...﴾ و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «شما لذت‌های خود را در دنیا برده‌اید و از آن بهره‌مند شده‌اید، و امروز عذاب خوارکننده‌ای به عنوان کیفر به شما داده می‌شود». * * *

العصر 103:1

وَالْعَصْرِ سوگند به اين زمان ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ که آدمي در، خسران است إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ مگر آنها که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند و يکديگر را به حق سفارش کردند و يکديگر را به صبر سفارش کردند. مکي و 3 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به زمان -که شب و روز است، و بستری برای کارهای بندگان و اعمالشان است- سوگند می‌خورد که همۀ انسان‌ها زیانمند می‌باشند. و زیانکار ضد سودمند است. زیان مراتب متفاوتی دارد. گاهی زیان مطلق خواهد بود، مانند کسی که دنیا و آخرت را از دست داده، و نعمت‌ها از دست او رفته، و سزاوار دوزخ گردیده است. و گاهی انسان از بعضی جهات زیانمند می‌شود و از بعضی جهات زیانمند نخواهد بود. بنابراین فرمود: هر انسانی زیانکار است مگر کسی که دارای چهار صفت باشد: اول: ایمان داشتن به آنچه خداوند بدان امر نموده است. و ایمان، بدون علم و آگاهی حاصل نمی‌شود، پس علم شاخه‌ای از ایمان است؛ و بدون علم، ایمان حاصل نمی‌گردد. دوم: کار شایسته است، و این همۀ کارهای خوب را شامل می‌شود. کارهای ظاهری و باطنی اعم از واجب و مستحب که متعلق به حقوق خدا و حقوق بندگانش می‌باشد. سوم: توصیه به حق که ایمان و عمل صالح است؛ یعنی یکدیگر را به این توصیه کنند و تشویق نمایند. چهارم: توصیه و سفارش به صبر و شکیبایی بر عبادت خدا، و صبر بر عدم ارتکاب گناهان، و صبر نمودن بر بلاهای دردناکی که از سوی خدا می‌آید. پس با دو امر اول، بنده خودش را کامل می‌گرداند؛ و با دو امر آخر، دیگران را به کمال می‌رساند. و با کامل شدن این چهار چیز، بنده از متضرّر شدن سالم مانده و فایدۀ بزرگی را به دست می‌آورد. * * *

العصر 103:2

وَالْعَصْرِ سوگند به اين زمان ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ که آدمي در، خسران است إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ مگر آنها که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند و يکديگر را به حق سفارش کردند و يکديگر را به صبر سفارش کردند. مکي و 3 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به زمان -که شب و روز است، و بستری برای کارهای بندگان و اعمالشان است- سوگند می‌خورد که همۀ انسان‌ها زیانمند می‌باشند. و زیانکار ضد سودمند است. زیان مراتب متفاوتی دارد. گاهی زیان مطلق خواهد بود، مانند کسی که دنیا و آخرت را از دست داده، و نعمت‌ها از دست او رفته، و سزاوار دوزخ گردیده است. و گاهی انسان از بعضی جهات زیانمند می‌شود و از بعضی جهات زیانمند نخواهد بود. بنابراین فرمود: هر انسانی زیانکار است مگر کسی که دارای چهار صفت باشد: اول: ایمان داشتن به آنچه خداوند بدان امر نموده است. و ایمان، بدون علم و آگاهی حاصل نمی‌شود، پس علم شاخه‌ای از ایمان است؛ و بدون علم، ایمان حاصل نمی‌گردد. دوم: کار شایسته است، و این همۀ کارهای خوب را شامل می‌شود. کارهای ظاهری و باطنی اعم از واجب و مستحب که متعلق به حقوق خدا و حقوق بندگانش می‌باشد. سوم: توصیه به حق که ایمان و عمل صالح است؛ یعنی یکدیگر را به این توصیه کنند و تشویق نمایند. چهارم: توصیه و سفارش به صبر و شکیبایی بر عبادت خدا، و صبر بر عدم ارتکاب گناهان، و صبر نمودن بر بلاهای دردناکی که از سوی خدا می‌آید. پس با دو امر اول، بنده خودش را کامل می‌گرداند؛ و با دو امر آخر، دیگران را به کمال می‌رساند. و با کامل شدن این چهار چیز، بنده از متضرّر شدن سالم مانده و فایدۀ بزرگی را به دست می‌آورد. * * *

العصر 103:3

وَالْعَصْرِ سوگند به اين زمان ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ که آدمي در، خسران است إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ مگر آنها که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند و يکديگر را به حق سفارش کردند و يکديگر را به صبر سفارش کردند. مکي و 3 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به زمان -که شب و روز است، و بستری برای کارهای بندگان و اعمالشان است- سوگند می‌خورد که همۀ انسان‌ها زیانمند می‌باشند. و زیانکار ضد سودمند است. زیان مراتب متفاوتی دارد. گاهی زیان مطلق خواهد بود، مانند کسی که دنیا و آخرت را از دست داده، و نعمت‌ها از دست او رفته، و سزاوار دوزخ گردیده است. و گاهی انسان از بعضی جهات زیانمند می‌شود و از بعضی جهات زیانمند نخواهد بود. بنابراین فرمود: هر انسانی زیانکار است مگر کسی که دارای چهار صفت باشد: اول: ایمان داشتن به آنچه خداوند بدان امر نموده است. و ایمان، بدون علم و آگاهی حاصل نمی‌شود، پس علم شاخه‌ای از ایمان است؛ و بدون علم، ایمان حاصل نمی‌گردد. دوم: کار شایسته است، و این همۀ کارهای خوب را شامل می‌شود. کارهای ظاهری و باطنی اعم از واجب و مستحب که متعلق به حقوق خدا و حقوق بندگانش می‌باشد. سوم: توصیه به حق که ایمان و عمل صالح است؛ یعنی یکدیگر را به این توصیه کنند و تشویق نمایند. چهارم: توصیه و سفارش به صبر و شکیبایی بر عبادت خدا، و صبر بر عدم ارتکاب گناهان، و صبر نمودن بر بلاهای دردناکی که از سوی خدا می‌آید. پس با دو امر اول، بنده خودش را کامل می‌گرداند؛ و با دو امر آخر، دیگران را به کمال می‌رساند. و با کامل شدن این چهار چیز، بنده از متضرّر شدن سالم مانده و فایدۀ بزرگی را به دست می‌آورد. * * *

الهمزة 104:1

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:2

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:3

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:4

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:5

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:6

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:7

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:8

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الهمزة 104:9

وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي بر هر غيبت کننده عيبجويي ، الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که مالي گرد کرد و حساب آن نگه داشت يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي پندارد که دارايي اش جاويدانش گرداند كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه چنين است که او را در حطمه اندازند وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه داني که حطمه چيست ? نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش افروخته خداست ، الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که بر دلها غلبه مي يابد إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان گرفته است ، فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ در شعله هايي برافراشته مکي و 9 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ﴾) کسی که با عمل و سخنش مردم را عیب‌جویی می‌کند و به آنها طعنه می‌زند، عذاب سخت و هلاک‌کننده‌ای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل، مردم را مورد عیب‌جویی قرار می‌دهد و به آنها طعنه می‌زند. «لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب می‌گیرد. (2) (﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ﴾) چنین طعنه‌زنی، هدف و اراده‌ای جز جمع‌آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه‌ای به انفاق مال در راه‌های خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد. (3) (﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ﴾) چنین کسی به سبب نادانی‌اش، گمان می‌برد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار می‌کند، بنابراین تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش می‌باشد، و گمان می‌برد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد. (4 - 7) (﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ﴾) نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم‌شکننده انداخته خواهد شد. ((وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ﴾) و تو چه می‌دانی که خردکننده چیست؟ (این را برای نشان دادن هولناکی و بزرگی آن بیان نمود) سپس آن را اینگونه تفسیر کرد: (﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ﴾) آتشی که افروزه و هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند ((ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ﴾) و از بس که شدید است، از جسم‌ها می‌گذرد و به دل‌ها می‌رسد. (8 - 9) و با وجود گرمای شدیدش، در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن ناامید می‌باشند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞۢ﴾) درهای دوزخ به روی آنها بسته شده ((فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ﴾) و آن سوی درها ستون‌های درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاۡ أَن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا﴾ هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند، به آن برگردانده می‌شوند. از خداوند می‌طلبیم که ما را پناه دهد، و از او عفو و عافیت را می‌طلبیم. * * *

الفيل 105:1

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ آيا نديده اي که پروردگارت با اصحاب فيل ، چه کرد ? أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ آيا مکرشان را باطل نساخت ? وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ و بر سر آنها پرندگاني فوج فوج فرستاد ، تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ تا آنها را با سجيل سنگباران کردند فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ و آنان را چون کاه پس مانده در آخور ساخت. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) آیا نشانه‌های قدرت خداوند و رحمت او نسبت به بندگانش، و دلایل توحید و یگانگی او، و صداقت پیامبرش را در آنچه با اصحاب فیل کرد مشاهده نکرده‌ای؟ آن فیل‌سوارانی که می‌خواستند کعبه را تخریب کنند، و نزدیک بود آن را تخریب نمایند و برای این کار، خود را آماده کرده بودند. آنان برای منهدم کردن کعبه، فیل‌هایی با خود بردند، و با گروه و لشکری از حبشه و یمن آمدند که عرب‌ها توان رویارویی با آن را نداشتند. وقتی به نزدیک مکه رسیدند، و عرب‌ها توان دفاع را نداشتند و اهل مکه از ترس آنان از شهر بیرون گریختند، خداوند شر آنان را دور کرد و مکر آنان را به خودشان بازگرداند. خداوند بر فیل‌سواران پرنده‌هایی متفرق فرستاد که هر یک سنگی از گل با خود داشت، و فیل‌سواران را سنگباران کردند و همۀ آنها را از بین بردند. پس آنها نابود شدند و از بین رفتند، مانند کاهی که خورد شده و جویده شده است. و خداوند شر آنها را دور کرد، و نیرنگشان را به خودشان برگرداند. داستان اصحاب فیل معروف و مشهور است، و این اتفاق در سالی رخ داد که پیامبر  صلی الله علیه وسلم در آن سال به دنیا آمد. پس این واقعه یکی از مقدمات دعوت و رسالت او بود. خدا را ستایش می‌کنیم و او را سپاس می‌گزاریم. * * *

الفيل 105:2

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ آيا نديده اي که پروردگارت با اصحاب فيل ، چه کرد ? أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ آيا مکرشان را باطل نساخت ? وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ و بر سر آنها پرندگاني فوج فوج فرستاد ، تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ تا آنها را با سجيل سنگباران کردند فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ و آنان را چون کاه پس مانده در آخور ساخت. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) آیا نشانه‌های قدرت خداوند و رحمت او نسبت به بندگانش، و دلایل توحید و یگانگی او، و صداقت پیامبرش را در آنچه با اصحاب فیل کرد مشاهده نکرده‌ای؟ آن فیل‌سوارانی که می‌خواستند کعبه را تخریب کنند، و نزدیک بود آن را تخریب نمایند و برای این کار، خود را آماده کرده بودند. آنان برای منهدم کردن کعبه، فیل‌هایی با خود بردند، و با گروه و لشکری از حبشه و یمن آمدند که عرب‌ها توان رویارویی با آن را نداشتند. وقتی به نزدیک مکه رسیدند، و عرب‌ها توان دفاع را نداشتند و اهل مکه از ترس آنان از شهر بیرون گریختند، خداوند شر آنان را دور کرد و مکر آنان را به خودشان بازگرداند. خداوند بر فیل‌سواران پرنده‌هایی متفرق فرستاد که هر یک سنگی از گل با خود داشت، و فیل‌سواران را سنگباران کردند و همۀ آنها را از بین بردند. پس آنها نابود شدند و از بین رفتند، مانند کاهی که خورد شده و جویده شده است. و خداوند شر آنها را دور کرد، و نیرنگشان را به خودشان برگرداند. داستان اصحاب فیل معروف و مشهور است، و این اتفاق در سالی رخ داد که پیامبر  صلی الله علیه وسلم در آن سال به دنیا آمد. پس این واقعه یکی از مقدمات دعوت و رسالت او بود. خدا را ستایش می‌کنیم و او را سپاس می‌گزاریم. * * *

الفيل 105:3

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ آيا نديده اي که پروردگارت با اصحاب فيل ، چه کرد ? أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ آيا مکرشان را باطل نساخت ? وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ و بر سر آنها پرندگاني فوج فوج فرستاد ، تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ تا آنها را با سجيل سنگباران کردند فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ و آنان را چون کاه پس مانده در آخور ساخت. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) آیا نشانه‌های قدرت خداوند و رحمت او نسبت به بندگانش، و دلایل توحید و یگانگی او، و صداقت پیامبرش را در آنچه با اصحاب فیل کرد مشاهده نکرده‌ای؟ آن فیل‌سوارانی که می‌خواستند کعبه را تخریب کنند، و نزدیک بود آن را تخریب نمایند و برای این کار، خود را آماده کرده بودند. آنان برای منهدم کردن کعبه، فیل‌هایی با خود بردند، و با گروه و لشکری از حبشه و یمن آمدند که عرب‌ها توان رویارویی با آن را نداشتند. وقتی به نزدیک مکه رسیدند، و عرب‌ها توان دفاع را نداشتند و اهل مکه از ترس آنان از شهر بیرون گریختند، خداوند شر آنان را دور کرد و مکر آنان را به خودشان بازگرداند. خداوند بر فیل‌سواران پرنده‌هایی متفرق فرستاد که هر یک سنگی از گل با خود داشت، و فیل‌سواران را سنگباران کردند و همۀ آنها را از بین بردند. پس آنها نابود شدند و از بین رفتند، مانند کاهی که خورد شده و جویده شده است. و خداوند شر آنها را دور کرد، و نیرنگشان را به خودشان برگرداند. داستان اصحاب فیل معروف و مشهور است، و این اتفاق در سالی رخ داد که پیامبر  صلی الله علیه وسلم در آن سال به دنیا آمد. پس این واقعه یکی از مقدمات دعوت و رسالت او بود. خدا را ستایش می‌کنیم و او را سپاس می‌گزاریم. * * *

الفيل 105:4

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ آيا نديده اي که پروردگارت با اصحاب فيل ، چه کرد ? أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ آيا مکرشان را باطل نساخت ? وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ و بر سر آنها پرندگاني فوج فوج فرستاد ، تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ تا آنها را با سجيل سنگباران کردند فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ و آنان را چون کاه پس مانده در آخور ساخت. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) آیا نشانه‌های قدرت خداوند و رحمت او نسبت به بندگانش، و دلایل توحید و یگانگی او، و صداقت پیامبرش را در آنچه با اصحاب فیل کرد مشاهده نکرده‌ای؟ آن فیل‌سوارانی که می‌خواستند کعبه را تخریب کنند، و نزدیک بود آن را تخریب نمایند و برای این کار، خود را آماده کرده بودند. آنان برای منهدم کردن کعبه، فیل‌هایی با خود بردند، و با گروه و لشکری از حبشه و یمن آمدند که عرب‌ها توان رویارویی با آن را نداشتند. وقتی به نزدیک مکه رسیدند، و عرب‌ها توان دفاع را نداشتند و اهل مکه از ترس آنان از شهر بیرون گریختند، خداوند شر آنان را دور کرد و مکر آنان را به خودشان بازگرداند. خداوند بر فیل‌سواران پرنده‌هایی متفرق فرستاد که هر یک سنگی از گل با خود داشت، و فیل‌سواران را سنگباران کردند و همۀ آنها را از بین بردند. پس آنها نابود شدند و از بین رفتند، مانند کاهی که خورد شده و جویده شده است. و خداوند شر آنها را دور کرد، و نیرنگشان را به خودشان برگرداند. داستان اصحاب فیل معروف و مشهور است، و این اتفاق در سالی رخ داد که پیامبر  صلی الله علیه وسلم در آن سال به دنیا آمد. پس این واقعه یکی از مقدمات دعوت و رسالت او بود. خدا را ستایش می‌کنیم و او را سپاس می‌گزاریم. * * *

الفيل 105:5

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ آيا نديده اي که پروردگارت با اصحاب فيل ، چه کرد ? أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ آيا مکرشان را باطل نساخت ? وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ و بر سر آنها پرندگاني فوج فوج فرستاد ، تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ تا آنها را با سجيل سنگباران کردند فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ و آنان را چون کاه پس مانده در آخور ساخت. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) آیا نشانه‌های قدرت خداوند و رحمت او نسبت به بندگانش، و دلایل توحید و یگانگی او، و صداقت پیامبرش را در آنچه با اصحاب فیل کرد مشاهده نکرده‌ای؟ آن فیل‌سوارانی که می‌خواستند کعبه را تخریب کنند، و نزدیک بود آن را تخریب نمایند و برای این کار، خود را آماده کرده بودند. آنان برای منهدم کردن کعبه، فیل‌هایی با خود بردند، و با گروه و لشکری از حبشه و یمن آمدند که عرب‌ها توان رویارویی با آن را نداشتند. وقتی به نزدیک مکه رسیدند، و عرب‌ها توان دفاع را نداشتند و اهل مکه از ترس آنان از شهر بیرون گریختند، خداوند شر آنان را دور کرد و مکر آنان را به خودشان بازگرداند. خداوند بر فیل‌سواران پرنده‌هایی متفرق فرستاد که هر یک سنگی از گل با خود داشت، و فیل‌سواران را سنگباران کردند و همۀ آنها را از بین بردند. پس آنها نابود شدند و از بین رفتند، مانند کاهی که خورد شده و جویده شده است. و خداوند شر آنها را دور کرد، و نیرنگشان را به خودشان برگرداند. داستان اصحاب فیل معروف و مشهور است، و این اتفاق در سالی رخ داد که پیامبر  صلی الله علیه وسلم در آن سال به دنیا آمد. پس این واقعه یکی از مقدمات دعوت و رسالت او بود. خدا را ستایش می‌کنیم و او را سپاس می‌گزاریم. * * *

قريش 106:1

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ براي ائتلاف قريش ، إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ائتلافشان در سفر، زمستاني و تابستاني فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ پس بايد پروردگار اين خانه را بپرستند الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ آن که به هنگام گرسنگي طعامشان داد و از بيم در امانشان داشت. مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) بسیاری از مفسرین گفته‌اند که جار و مجرور متعلق به سوره‌ایست که قبل از آن می‌باشد؛ یعنی آنچه با اصحاب فیل کردیم به خاطر امنیت قریش و پایدار بودن منافعشان بود، تا کوچ آنها در زمستان به یمن و در تابستان به شام برای کسب و تجارت به خوبی انجام بگیرد. پس خداوند کسانی را که به آنها قصد بد کردند هلاک کرد، و حرم و اهل آن را در نزد عرب‌ها با اهمیت گرداند تا همه به آنها احترام گذاشتند، و هیچ گاه به سوی آنها در هیچ مسافرتی دست تعرض دراز نکنند. بنابراین آنها را به شکرگزاری فرمان داد و فرمود: (﴿فَلۡيَعۡبُدُواۡ رَبَّ هَٰذَا ٱلۡبَيۡتِ﴾) باید پروردگار این خانه را پرستش کنند؛ یعنی او را یگانه بدانند و عبادت را خالصانه برای او انجام دهند. (﴿ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۢ﴾) پس روزیِ فراوان و امنیت، از بزرگ‌ترین نعمت‌های دنیوی است که ایجاب می‌کند آدمی شکر خدا را به خاطر آن به جای آورد. پس ای خدا! تو را بر نعمت‌های ظاهری و باطنی‌ات ستایش می‌کنیم. و خداوند فرمود:«پروردگار خانۀ کعبه»، با اینکه او پروردگار همه چیز است، و این برای بیان فضیلت و شرافت کعبه می‌باشد. * * *

قريش 106:2

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ براي ائتلاف قريش ، إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ائتلافشان در سفر، زمستاني و تابستاني فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ پس بايد پروردگار اين خانه را بپرستند الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ آن که به هنگام گرسنگي طعامشان داد و از بيم در امانشان داشت. مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) بسیاری از مفسرین گفته‌اند که جار و مجرور متعلق به سوره‌ایست که قبل از آن می‌باشد؛ یعنی آنچه با اصحاب فیل کردیم به خاطر امنیت قریش و پایدار بودن منافعشان بود، تا کوچ آنها در زمستان به یمن و در تابستان به شام برای کسب و تجارت به خوبی انجام بگیرد. پس خداوند کسانی را که به آنها قصد بد کردند هلاک کرد، و حرم و اهل آن را در نزد عرب‌ها با اهمیت گرداند تا همه به آنها احترام گذاشتند، و هیچ گاه به سوی آنها در هیچ مسافرتی دست تعرض دراز نکنند. بنابراین آنها را به شکرگزاری فرمان داد و فرمود: (﴿فَلۡيَعۡبُدُواۡ رَبَّ هَٰذَا ٱلۡبَيۡتِ﴾) باید پروردگار این خانه را پرستش کنند؛ یعنی او را یگانه بدانند و عبادت را خالصانه برای او انجام دهند. (﴿ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۢ﴾) پس روزیِ فراوان و امنیت، از بزرگ‌ترین نعمت‌های دنیوی است که ایجاب می‌کند آدمی شکر خدا را به خاطر آن به جای آورد. پس ای خدا! تو را بر نعمت‌های ظاهری و باطنی‌ات ستایش می‌کنیم. و خداوند فرمود:«پروردگار خانۀ کعبه»، با اینکه او پروردگار همه چیز است، و این برای بیان فضیلت و شرافت کعبه می‌باشد. * * *

قريش 106:3

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ براي ائتلاف قريش ، إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ائتلافشان در سفر، زمستاني و تابستاني فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ پس بايد پروردگار اين خانه را بپرستند الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ آن که به هنگام گرسنگي طعامشان داد و از بيم در امانشان داشت. مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) بسیاری از مفسرین گفته‌اند که جار و مجرور متعلق به سوره‌ایست که قبل از آن می‌باشد؛ یعنی آنچه با اصحاب فیل کردیم به خاطر امنیت قریش و پایدار بودن منافعشان بود، تا کوچ آنها در زمستان به یمن و در تابستان به شام برای کسب و تجارت به خوبی انجام بگیرد. پس خداوند کسانی را که به آنها قصد بد کردند هلاک کرد، و حرم و اهل آن را در نزد عرب‌ها با اهمیت گرداند تا همه به آنها احترام گذاشتند، و هیچ گاه به سوی آنها در هیچ مسافرتی دست تعرض دراز نکنند. بنابراین آنها را به شکرگزاری فرمان داد و فرمود: (﴿فَلۡيَعۡبُدُواۡ رَبَّ هَٰذَا ٱلۡبَيۡتِ﴾) باید پروردگار این خانه را پرستش کنند؛ یعنی او را یگانه بدانند و عبادت را خالصانه برای او انجام دهند. (﴿ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۢ﴾) پس روزیِ فراوان و امنیت، از بزرگ‌ترین نعمت‌های دنیوی است که ایجاب می‌کند آدمی شکر خدا را به خاطر آن به جای آورد. پس ای خدا! تو را بر نعمت‌های ظاهری و باطنی‌ات ستایش می‌کنیم. و خداوند فرمود:«پروردگار خانۀ کعبه»، با اینکه او پروردگار همه چیز است، و این برای بیان فضیلت و شرافت کعبه می‌باشد. * * *

قريش 106:4

لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ براي ائتلاف قريش ، إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ائتلافشان در سفر، زمستاني و تابستاني فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ پس بايد پروردگار اين خانه را بپرستند الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ آن که به هنگام گرسنگي طعامشان داد و از بيم در امانشان داشت. مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) بسیاری از مفسرین گفته‌اند که جار و مجرور متعلق به سوره‌ایست که قبل از آن می‌باشد؛ یعنی آنچه با اصحاب فیل کردیم به خاطر امنیت قریش و پایدار بودن منافعشان بود، تا کوچ آنها در زمستان به یمن و در تابستان به شام برای کسب و تجارت به خوبی انجام بگیرد. پس خداوند کسانی را که به آنها قصد بد کردند هلاک کرد، و حرم و اهل آن را در نزد عرب‌ها با اهمیت گرداند تا همه به آنها احترام گذاشتند، و هیچ گاه به سوی آنها در هیچ مسافرتی دست تعرض دراز نکنند. بنابراین آنها را به شکرگزاری فرمان داد و فرمود: (﴿فَلۡيَعۡبُدُواۡ رَبَّ هَٰذَا ٱلۡبَيۡتِ﴾) باید پروردگار این خانه را پرستش کنند؛ یعنی او را یگانه بدانند و عبادت را خالصانه برای او انجام دهند. (﴿ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۢ﴾) پس روزیِ فراوان و امنیت، از بزرگ‌ترین نعمت‌های دنیوی است که ایجاب می‌کند آدمی شکر خدا را به خاطر آن به جای آورد. پس ای خدا! تو را بر نعمت‌های ظاهری و باطنی‌ات ستایش می‌کنیم. و خداوند فرمود:«پروردگار خانۀ کعبه»، با اینکه او پروردگار همه چیز است، و این برای بیان فضیلت و شرافت کعبه می‌باشد. * * *

الماعون 107:1

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن را که روز جزا را دروغ مي شمرد، ديدي ? فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان کسي است که يتيم را به اهانت مي راند ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس واي بر آن نمازگزاراني الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که در نماز خود سهل انگارند ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان که ريا مي کنند ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ و از دادن ، زکات دريغ مي ورزند. مکي و 7 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ﴾) آیا ننگریسته‌ای به کسی که زنده شدن پس از مرگ، و جزا را دروغ می‌انگارد، و به آنچه پیامبران آورده‌اند ایمان ندارد؟! (2) (﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور می‌کند، و به خاطر سنگدلی‌اش بر او رحم نمی‌کند؛ چون به پاداش و عقابی امید ندارد. (3) (﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و دیگران را بر خوراک دادن مسکین تشویق و ترغیب نمی‌نماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمی‌دهد. (4 - 5) (﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ﴾) پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای‌بند هستند ((ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ﴾) اما آن را ضایع می‌کنند، و سر وقت آن را نمی‌خوانند، و ارکان آن را به خوبی انجام نمی‌دهند.و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمی‌دهند؛ زیرا نماز را که مهم‌ترین عبادت‌هاست ضایع می‌نمایند. و کسی که از نمازش غافل ‌باشد، سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز، چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار می‌شد. (6 - 7) بنابراین خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بی‌رحمی توصیف نموده و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ﴾) کارها را برای اینکه مردم [آنها را] ببینند انجام می‌دهند. (﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ﴾) و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی یا هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولاً داده می‌شود و ضرری متوجّه آدمی نمی‌کند خودداری می‌کنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان، از دادن وسایل خانگیِ [ناچیز] امتناع می‌ورزند. پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده، و نیز به ترغیب نمودنِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است؛ چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم. * * *

الماعون 107:2

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن را که روز جزا را دروغ مي شمرد، ديدي ? فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان کسي است که يتيم را به اهانت مي راند ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس واي بر آن نمازگزاراني الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که در نماز خود سهل انگارند ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان که ريا مي کنند ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ و از دادن ، زکات دريغ مي ورزند. مکي و 7 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ﴾) آیا ننگریسته‌ای به کسی که زنده شدن پس از مرگ، و جزا را دروغ می‌انگارد، و به آنچه پیامبران آورده‌اند ایمان ندارد؟! (2) (﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور می‌کند، و به خاطر سنگدلی‌اش بر او رحم نمی‌کند؛ چون به پاداش و عقابی امید ندارد. (3) (﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و دیگران را بر خوراک دادن مسکین تشویق و ترغیب نمی‌نماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمی‌دهد. (4 - 5) (﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ﴾) پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای‌بند هستند ((ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ﴾) اما آن را ضایع می‌کنند، و سر وقت آن را نمی‌خوانند، و ارکان آن را به خوبی انجام نمی‌دهند.و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمی‌دهند؛ زیرا نماز را که مهم‌ترین عبادت‌هاست ضایع می‌نمایند. و کسی که از نمازش غافل ‌باشد، سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز، چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار می‌شد. (6 - 7) بنابراین خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بی‌رحمی توصیف نموده و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ﴾) کارها را برای اینکه مردم [آنها را] ببینند انجام می‌دهند. (﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ﴾) و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی یا هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولاً داده می‌شود و ضرری متوجّه آدمی نمی‌کند خودداری می‌کنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان، از دادن وسایل خانگیِ [ناچیز] امتناع می‌ورزند. پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده، و نیز به ترغیب نمودنِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است؛ چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم. * * *

الماعون 107:3

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن را که روز جزا را دروغ مي شمرد، ديدي ? فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان کسي است که يتيم را به اهانت مي راند ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس واي بر آن نمازگزاراني الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که در نماز خود سهل انگارند ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان که ريا مي کنند ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ و از دادن ، زکات دريغ مي ورزند. مکي و 7 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ﴾) آیا ننگریسته‌ای به کسی که زنده شدن پس از مرگ، و جزا را دروغ می‌انگارد، و به آنچه پیامبران آورده‌اند ایمان ندارد؟! (2) (﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور می‌کند، و به خاطر سنگدلی‌اش بر او رحم نمی‌کند؛ چون به پاداش و عقابی امید ندارد. (3) (﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و دیگران را بر خوراک دادن مسکین تشویق و ترغیب نمی‌نماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمی‌دهد. (4 - 5) (﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ﴾) پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای‌بند هستند ((ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ﴾) اما آن را ضایع می‌کنند، و سر وقت آن را نمی‌خوانند، و ارکان آن را به خوبی انجام نمی‌دهند.و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمی‌دهند؛ زیرا نماز را که مهم‌ترین عبادت‌هاست ضایع می‌نمایند. و کسی که از نمازش غافل ‌باشد، سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز، چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار می‌شد. (6 - 7) بنابراین خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بی‌رحمی توصیف نموده و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ﴾) کارها را برای اینکه مردم [آنها را] ببینند انجام می‌دهند. (﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ﴾) و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی یا هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولاً داده می‌شود و ضرری متوجّه آدمی نمی‌کند خودداری می‌کنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان، از دادن وسایل خانگیِ [ناچیز] امتناع می‌ورزند. پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده، و نیز به ترغیب نمودنِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است؛ چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم. * * *

الماعون 107:4

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن را که روز جزا را دروغ مي شمرد، ديدي ? فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان کسي است که يتيم را به اهانت مي راند ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس واي بر آن نمازگزاراني الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که در نماز خود سهل انگارند ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان که ريا مي کنند ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ و از دادن ، زکات دريغ مي ورزند. مکي و 7 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ﴾) آیا ننگریسته‌ای به کسی که زنده شدن پس از مرگ، و جزا را دروغ می‌انگارد، و به آنچه پیامبران آورده‌اند ایمان ندارد؟! (2) (﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور می‌کند، و به خاطر سنگدلی‌اش بر او رحم نمی‌کند؛ چون به پاداش و عقابی امید ندارد. (3) (﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و دیگران را بر خوراک دادن مسکین تشویق و ترغیب نمی‌نماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمی‌دهد. (4 - 5) (﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ﴾) پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای‌بند هستند ((ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ﴾) اما آن را ضایع می‌کنند، و سر وقت آن را نمی‌خوانند، و ارکان آن را به خوبی انجام نمی‌دهند.و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمی‌دهند؛ زیرا نماز را که مهم‌ترین عبادت‌هاست ضایع می‌نمایند. و کسی که از نمازش غافل ‌باشد، سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز، چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار می‌شد. (6 - 7) بنابراین خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بی‌رحمی توصیف نموده و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ﴾) کارها را برای اینکه مردم [آنها را] ببینند انجام می‌دهند. (﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ﴾) و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی یا هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولاً داده می‌شود و ضرری متوجّه آدمی نمی‌کند خودداری می‌کنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان، از دادن وسایل خانگیِ [ناچیز] امتناع می‌ورزند. پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده، و نیز به ترغیب نمودنِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است؛ چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم. * * *

الماعون 107:5

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن را که روز جزا را دروغ مي شمرد، ديدي ? فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان کسي است که يتيم را به اهانت مي راند ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس واي بر آن نمازگزاراني الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که در نماز خود سهل انگارند ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان که ريا مي کنند ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ و از دادن ، زکات دريغ مي ورزند. مکي و 7 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ﴾) آیا ننگریسته‌ای به کسی که زنده شدن پس از مرگ، و جزا را دروغ می‌انگارد، و به آنچه پیامبران آورده‌اند ایمان ندارد؟! (2) (﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور می‌کند، و به خاطر سنگدلی‌اش بر او رحم نمی‌کند؛ چون به پاداش و عقابی امید ندارد. (3) (﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و دیگران را بر خوراک دادن مسکین تشویق و ترغیب نمی‌نماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمی‌دهد. (4 - 5) (﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ﴾) پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای‌بند هستند ((ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ﴾) اما آن را ضایع می‌کنند، و سر وقت آن را نمی‌خوانند، و ارکان آن را به خوبی انجام نمی‌دهند.و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمی‌دهند؛ زیرا نماز را که مهم‌ترین عبادت‌هاست ضایع می‌نمایند. و کسی که از نمازش غافل ‌باشد، سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز، چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار می‌شد. (6 - 7) بنابراین خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بی‌رحمی توصیف نموده و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ﴾) کارها را برای اینکه مردم [آنها را] ببینند انجام می‌دهند. (﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ﴾) و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی یا هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولاً داده می‌شود و ضرری متوجّه آدمی نمی‌کند خودداری می‌کنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان، از دادن وسایل خانگیِ [ناچیز] امتناع می‌ورزند. پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده، و نیز به ترغیب نمودنِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است؛ چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم. * * *

الماعون 107:6

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن را که روز جزا را دروغ مي شمرد، ديدي ? فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان کسي است که يتيم را به اهانت مي راند ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس واي بر آن نمازگزاراني الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که در نماز خود سهل انگارند ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان که ريا مي کنند ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ و از دادن ، زکات دريغ مي ورزند. مکي و 7 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ﴾) آیا ننگریسته‌ای به کسی که زنده شدن پس از مرگ، و جزا را دروغ می‌انگارد، و به آنچه پیامبران آورده‌اند ایمان ندارد؟! (2) (﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور می‌کند، و به خاطر سنگدلی‌اش بر او رحم نمی‌کند؛ چون به پاداش و عقابی امید ندارد. (3) (﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و دیگران را بر خوراک دادن مسکین تشویق و ترغیب نمی‌نماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمی‌دهد. (4 - 5) (﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ﴾) پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای‌بند هستند ((ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ﴾) اما آن را ضایع می‌کنند، و سر وقت آن را نمی‌خوانند، و ارکان آن را به خوبی انجام نمی‌دهند.و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمی‌دهند؛ زیرا نماز را که مهم‌ترین عبادت‌هاست ضایع می‌نمایند. و کسی که از نمازش غافل ‌باشد، سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز، چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار می‌شد. (6 - 7) بنابراین خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بی‌رحمی توصیف نموده و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ﴾) کارها را برای اینکه مردم [آنها را] ببینند انجام می‌دهند. (﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ﴾) و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی یا هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولاً داده می‌شود و ضرری متوجّه آدمی نمی‌کند خودداری می‌کنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان، از دادن وسایل خانگیِ [ناچیز] امتناع می‌ورزند. پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده، و نیز به ترغیب نمودنِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است؛ چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم. * * *

الماعون 107:7

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن را که روز جزا را دروغ مي شمرد، ديدي ? فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان کسي است که يتيم را به اهانت مي راند ، وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم را به طعام دادن به بينوا وا نمي دارد فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس واي بر آن نمازگزاراني الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که در نماز خود سهل انگارند ، الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان که ريا مي کنند ، وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ و از دادن ، زکات دريغ مي ورزند. مکي و 7 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ﴾) آیا ننگریسته‌ای به کسی که زنده شدن پس از مرگ، و جزا را دروغ می‌انگارد، و به آنچه پیامبران آورده‌اند ایمان ندارد؟! (2) (﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور می‌کند، و به خاطر سنگدلی‌اش بر او رحم نمی‌کند؛ چون به پاداش و عقابی امید ندارد. (3) (﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و دیگران را بر خوراک دادن مسکین تشویق و ترغیب نمی‌نماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمی‌دهد. (4 - 5) (﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ﴾) پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای‌بند هستند ((ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ﴾) اما آن را ضایع می‌کنند، و سر وقت آن را نمی‌خوانند، و ارکان آن را به خوبی انجام نمی‌دهند.و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمی‌دهند؛ زیرا نماز را که مهم‌ترین عبادت‌هاست ضایع می‌نمایند. و کسی که از نمازش غافل ‌باشد، سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز، چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار می‌شد. (6 - 7) بنابراین خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بی‌رحمی توصیف نموده و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ﴾) کارها را برای اینکه مردم [آنها را] ببینند انجام می‌دهند. (﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ﴾) و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی یا هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولاً داده می‌شود و ضرری متوجّه آدمی نمی‌کند خودداری می‌کنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان، از دادن وسایل خانگیِ [ناچیز] امتناع می‌ورزند. پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده، و نیز به ترغیب نمودنِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است؛ چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم. * * *

الكوثر 108:1

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ما کوثر را به تو عطا کرديم فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ پس براي ، پروردگارت نماز بخوان و قرباني کن إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ که بدخواه تو خود ابتر است. مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ﴾) ما به تو خیر فراوان و فضل زیاد داده‌ایم، از جملۀ آن: نهر و حوضی است که خداوند به پیامبرش داده و کوثر نامیده می‌شود که طول آن به مسافت یک ماه و عرض آن نیز به مسافت یک ماه است، و آب آن از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است، و ظرف و لیوان‌های آن به اندازۀ ستارگان آسمان زیاد و همان‌طور درخشان می‌باشند. هرکس یک بار از حوض کوثر بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد. (2) وقتی خداوند منت خویش را بر پیامبر بیان کرد، او را به سپاسگزاری نعمت فرمان داد و فرمود: (﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ﴾) برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن. این دو عبادت را به طور ویژه بیان کرد، چون هر دو از بهترین عبادت‌ها و بزرگ‌ترین آنها می‌باشند. و چون در نماز، قلب و اعضا برای خدا فروتن می‌باشند، و اعضا و جوارح برای انجام انواع بندگی‌ها حرکت می‌کنند. و ذبح کردن قربانی موجب می‌شود که بنده به وسیلۀ بهترین چیزی که در نزد خود دارد، و با دادن مالی که دل‌ها بر محبت آن سرشته‌اند و بر آن بخل می‌ورزند، به خداوند تقرب و نزدیکی جوید. (3) (﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ﴾) همانا کسی که با تو دشمنی دارد و تو را مذمت می‌کند، بی‌خیر و برکت و بی‌نام و نشان خواهد بود. اما محمد صلی الله علیه وسلم به حق انسانی کامل است و آوازه‌ای بلند و پیروانی زیاد دارد. * * *

الكوثر 108:2

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ما کوثر را به تو عطا کرديم فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ پس براي ، پروردگارت نماز بخوان و قرباني کن إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ که بدخواه تو خود ابتر است. مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ﴾) ما به تو خیر فراوان و فضل زیاد داده‌ایم، از جملۀ آن: نهر و حوضی است که خداوند به پیامبرش داده و کوثر نامیده می‌شود که طول آن به مسافت یک ماه و عرض آن نیز به مسافت یک ماه است، و آب آن از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است، و ظرف و لیوان‌های آن به اندازۀ ستارگان آسمان زیاد و همان‌طور درخشان می‌باشند. هرکس یک بار از حوض کوثر بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد. (2) وقتی خداوند منت خویش را بر پیامبر بیان کرد، او را به سپاسگزاری نعمت فرمان داد و فرمود: (﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ﴾) برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن. این دو عبادت را به طور ویژه بیان کرد، چون هر دو از بهترین عبادت‌ها و بزرگ‌ترین آنها می‌باشند. و چون در نماز، قلب و اعضا برای خدا فروتن می‌باشند، و اعضا و جوارح برای انجام انواع بندگی‌ها حرکت می‌کنند. و ذبح کردن قربانی موجب می‌شود که بنده به وسیلۀ بهترین چیزی که در نزد خود دارد، و با دادن مالی که دل‌ها بر محبت آن سرشته‌اند و بر آن بخل می‌ورزند، به خداوند تقرب و نزدیکی جوید. (3) (﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ﴾) همانا کسی که با تو دشمنی دارد و تو را مذمت می‌کند، بی‌خیر و برکت و بی‌نام و نشان خواهد بود. اما محمد صلی الله علیه وسلم به حق انسانی کامل است و آوازه‌ای بلند و پیروانی زیاد دارد. * * *

الكوثر 108:3

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ما کوثر را به تو عطا کرديم فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ پس براي ، پروردگارت نماز بخوان و قرباني کن إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ که بدخواه تو خود ابتر است. مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ﴾) ما به تو خیر فراوان و فضل زیاد داده‌ایم، از جملۀ آن: نهر و حوضی است که خداوند به پیامبرش داده و کوثر نامیده می‌شود که طول آن به مسافت یک ماه و عرض آن نیز به مسافت یک ماه است، و آب آن از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است، و ظرف و لیوان‌های آن به اندازۀ ستارگان آسمان زیاد و همان‌طور درخشان می‌باشند. هرکس یک بار از حوض کوثر بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد. (2) وقتی خداوند منت خویش را بر پیامبر بیان کرد، او را به سپاسگزاری نعمت فرمان داد و فرمود: (﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ﴾) برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن. این دو عبادت را به طور ویژه بیان کرد، چون هر دو از بهترین عبادت‌ها و بزرگ‌ترین آنها می‌باشند. و چون در نماز، قلب و اعضا برای خدا فروتن می‌باشند، و اعضا و جوارح برای انجام انواع بندگی‌ها حرکت می‌کنند. و ذبح کردن قربانی موجب می‌شود که بنده به وسیلۀ بهترین چیزی که در نزد خود دارد، و با دادن مالی که دل‌ها بر محبت آن سرشته‌اند و بر آن بخل می‌ورزند، به خداوند تقرب و نزدیکی جوید. (3) (﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ﴾) همانا کسی که با تو دشمنی دارد و تو را مذمت می‌کند، بی‌خیر و برکت و بی‌نام و نشان خواهد بود. اما محمد صلی الله علیه وسلم به حق انسانی کامل است و آوازه‌ای بلند و پیروانی زیاد دارد. * * *

الكافرون 109:1

قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ بگو : اي کافران ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ من چيزي را که ، شما مي پرستيد نمي پرستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما نيز چيزي را که من مي پرستم نمي پرستيد وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ و من پرستنده چيزي که شما مي پرستيد نيستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما پرستنده چيزي که من مي پرستم نيستيد لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ شما را دين خود ، و مرا دين خود مکي و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) (﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) یعنی آشکارا و به صراحت به کافران بگو: (﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ﴾) آنچه را که شما می‌پرستید، نمی‌پرستم؛ یعنی از هر چیزی که به غیر از خدا می‌پرستند، در ظاهر و باطن دوری کن. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) و شما نیز نمی‌پرستید آنچه را که من می‌پرستم؛ چون شما عبادت خود را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهید، و پرستش شما برای خدا همراه با شرک است و عبادت نامیده نمی‌شود. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) این را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نماید: اول بر عدم وجود کار، و دوم بر اینکه این حالت همیشگی است. بنابراین میان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد، و فرمود: (﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ﴾) همان‌طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾ بگو: «هرکس به آئین خودش عمل می‌کند.»﴿أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾ شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزار هستید، و من از آنچه شما می‌کنید بیزارم. * * *

الكافرون 109:2

قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ بگو : اي کافران ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ من چيزي را که ، شما مي پرستيد نمي پرستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما نيز چيزي را که من مي پرستم نمي پرستيد وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ و من پرستنده چيزي که شما مي پرستيد نيستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما پرستنده چيزي که من مي پرستم نيستيد لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ شما را دين خود ، و مرا دين خود مکي و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) (﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) یعنی آشکارا و به صراحت به کافران بگو: (﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ﴾) آنچه را که شما می‌پرستید، نمی‌پرستم؛ یعنی از هر چیزی که به غیر از خدا می‌پرستند، در ظاهر و باطن دوری کن. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) و شما نیز نمی‌پرستید آنچه را که من می‌پرستم؛ چون شما عبادت خود را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهید، و پرستش شما برای خدا همراه با شرک است و عبادت نامیده نمی‌شود. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) این را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نماید: اول بر عدم وجود کار، و دوم بر اینکه این حالت همیشگی است. بنابراین میان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد، و فرمود: (﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ﴾) همان‌طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾ بگو: «هرکس به آئین خودش عمل می‌کند.»﴿أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾ شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزار هستید، و من از آنچه شما می‌کنید بیزارم. * * *

الكافرون 109:3

قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ بگو : اي کافران ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ من چيزي را که ، شما مي پرستيد نمي پرستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما نيز چيزي را که من مي پرستم نمي پرستيد وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ و من پرستنده چيزي که شما مي پرستيد نيستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما پرستنده چيزي که من مي پرستم نيستيد لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ شما را دين خود ، و مرا دين خود مکي و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) (﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) یعنی آشکارا و به صراحت به کافران بگو: (﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ﴾) آنچه را که شما می‌پرستید، نمی‌پرستم؛ یعنی از هر چیزی که به غیر از خدا می‌پرستند، در ظاهر و باطن دوری کن. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) و شما نیز نمی‌پرستید آنچه را که من می‌پرستم؛ چون شما عبادت خود را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهید، و پرستش شما برای خدا همراه با شرک است و عبادت نامیده نمی‌شود. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) این را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نماید: اول بر عدم وجود کار، و دوم بر اینکه این حالت همیشگی است. بنابراین میان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد، و فرمود: (﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ﴾) همان‌طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾ بگو: «هرکس به آئین خودش عمل می‌کند.»﴿أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾ شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزار هستید، و من از آنچه شما می‌کنید بیزارم. * * *

الكافرون 109:4

قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ بگو : اي کافران ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ من چيزي را که ، شما مي پرستيد نمي پرستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما نيز چيزي را که من مي پرستم نمي پرستيد وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ و من پرستنده چيزي که شما مي پرستيد نيستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما پرستنده چيزي که من مي پرستم نيستيد لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ شما را دين خود ، و مرا دين خود مکي و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) (﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) یعنی آشکارا و به صراحت به کافران بگو: (﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ﴾) آنچه را که شما می‌پرستید، نمی‌پرستم؛ یعنی از هر چیزی که به غیر از خدا می‌پرستند، در ظاهر و باطن دوری کن. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) و شما نیز نمی‌پرستید آنچه را که من می‌پرستم؛ چون شما عبادت خود را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهید، و پرستش شما برای خدا همراه با شرک است و عبادت نامیده نمی‌شود. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) این را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نماید: اول بر عدم وجود کار، و دوم بر اینکه این حالت همیشگی است. بنابراین میان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد، و فرمود: (﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ﴾) همان‌طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾ بگو: «هرکس به آئین خودش عمل می‌کند.»﴿أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾ شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزار هستید، و من از آنچه شما می‌کنید بیزارم. * * *

الكافرون 109:5

قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ بگو : اي کافران ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ من چيزي را که ، شما مي پرستيد نمي پرستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما نيز چيزي را که من مي پرستم نمي پرستيد وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ و من پرستنده چيزي که شما مي پرستيد نيستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما پرستنده چيزي که من مي پرستم نيستيد لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ شما را دين خود ، و مرا دين خود مکي و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) (﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) یعنی آشکارا و به صراحت به کافران بگو: (﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ﴾) آنچه را که شما می‌پرستید، نمی‌پرستم؛ یعنی از هر چیزی که به غیر از خدا می‌پرستند، در ظاهر و باطن دوری کن. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) و شما نیز نمی‌پرستید آنچه را که من می‌پرستم؛ چون شما عبادت خود را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهید، و پرستش شما برای خدا همراه با شرک است و عبادت نامیده نمی‌شود. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) این را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نماید: اول بر عدم وجود کار، و دوم بر اینکه این حالت همیشگی است. بنابراین میان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد، و فرمود: (﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ﴾) همان‌طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾ بگو: «هرکس به آئین خودش عمل می‌کند.»﴿أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾ شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزار هستید، و من از آنچه شما می‌کنید بیزارم. * * *

الكافرون 109:6

قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ بگو : اي کافران ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ من چيزي را که ، شما مي پرستيد نمي پرستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما نيز چيزي را که من مي پرستم نمي پرستيد وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ و من پرستنده چيزي که شما مي پرستيد نيستم وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما پرستنده چيزي که من مي پرستم نيستيد لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ شما را دين خود ، و مرا دين خود مکي و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) (﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) یعنی آشکارا و به صراحت به کافران بگو: (﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ﴾) آنچه را که شما می‌پرستید، نمی‌پرستم؛ یعنی از هر چیزی که به غیر از خدا می‌پرستند، در ظاهر و باطن دوری کن. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) و شما نیز نمی‌پرستید آنچه را که من می‌پرستم؛ چون شما عبادت خود را خالصانه برای خدا انجام نمی‌دهید، و پرستش شما برای خدا همراه با شرک است و عبادت نامیده نمی‌شود. (﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ﴾) این را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نماید: اول بر عدم وجود کار، و دوم بر اینکه این حالت همیشگی است. بنابراین میان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد، و فرمود: (﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ﴾) همان‌طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ﴾ بگو: «هرکس به آئین خودش عمل می‌کند.»﴿أَنتُم بَرِيٓ‍ُٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾ شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزار هستید، و من از آنچه شما می‌کنید بیزارم. * * *

النصر 110:1

إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ چون ياري خدا و پيروزي فراز آيد ، وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا و، مردم را ببيني که فوج فوج به دين خدا در مي آيند ، فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه ، که او توبه پذير است. مدني و 3 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) در این سورۀ کریمه، خداوند یک مژده داده؛ و به هنگام حصول آن مژده، به پیامبر فرمانی داده، و به آثار و پیامدهای تحقّق این مژده نیز اشاره کرده است. مژده این است که خداوند پیامبرش را یاری می‌کند و مکه را فتح می‌نماید و مردم دسته دسته و گروه گروه داخل دین خدا می‌شوند، طوری که بسیاری از آنان یاوران او خواهند بود بعد از آنکه دشمن وی بودند. چیزی که خداوند پیامبرش را بدان مژده داده تحقق یافت. و اما فرمانی که خدا بعد از به دست آمدن یاری و فتح، پیامبرش را بدان فرمان داد این است که پیامبر باید او را به خاطر این چیز سپاس بگزارد، و خدا را به پاکی یاد کند، و از او آمرزش بخواهد. و اما آنچه به آن اشاره شده دو چیز است: یکی اشاره به اینکه مادامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم خداوند را ستایش کند و همواره از او طلبِ مغفرت نماید، دین پیروز می‌گردد و بر پیروزی‌اش افزوده می‌شود؛ زیرا سپاس و ستایش و استغفار، از مصادیق به جای آوردن شکر است. خداوند می‌فرماید:﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾ اگر شکرگزار باشید، به شما بیشتر خواهم داد. و این در زمان خلفای راشدین و بعد از آنها نیز محقق گردید، و خداوند همواره دین خود را یاری کرد تا اینکه اسلام به جایی رسید که هیچ یک از ادیان به آنجا نرسیده بودند، و چنان مردم به آن گرویدند که به دیگر ادیان نگرویده بودند. تا اینکه امت با امر و فرمان الهی مخالفت ورزیدند، و آنگاه خداوند آنان را به سبب آن دچار اختلاف و تفرقه کرد، و این اختلاف پیامدهای ناگواری داشت. با وجود این، خداوند چنان نسبت به این دین و این امت لطف و مهربانی دارد که در ذهن نمی‌گنجد. و اما اشارۀ دوم این است که زمان مرگ پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک شده است، و از آنجا که زندگی او بسیار باارزش است خداوند به آن سوگند خورده است. و امور با ارزش ازقبیل: نماز و حج و غیره با آمرزش خواستن پایان می‌یابد. پس امر نمودن خداوند پیامبرش را به اینکه خدا را ستایش کند و از خدا آمرزش بخواهد، اشاره‌ای است به اینکه دوران حیات او به سر رسیده است، و باید خودش را برای ملاقات با پروردگارش آماده نماید، و عمرش را با بهترین چیزها به پایان ببرد. پیامبر هم قرآن را تفسیر می‌کرد و در نماز و در رکوع و سجدۀ خود به کثرت می‌گفت:«سُبحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمدِكَ اللَّهُمَّ اغفِر لِی» پاک هستی پروردگارا! و تو را ستایش می‌کنم. بارخدایا مرا بیامرز. * * *

النصر 110:2

إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ چون ياري خدا و پيروزي فراز آيد ، وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا و، مردم را ببيني که فوج فوج به دين خدا در مي آيند ، فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه ، که او توبه پذير است. مدني و 3 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) در این سورۀ کریمه، خداوند یک مژده داده؛ و به هنگام حصول آن مژده، به پیامبر فرمانی داده، و به آثار و پیامدهای تحقّق این مژده نیز اشاره کرده است. مژده این است که خداوند پیامبرش را یاری می‌کند و مکه را فتح می‌نماید و مردم دسته دسته و گروه گروه داخل دین خدا می‌شوند، طوری که بسیاری از آنان یاوران او خواهند بود بعد از آنکه دشمن وی بودند. چیزی که خداوند پیامبرش را بدان مژده داده تحقق یافت. و اما فرمانی که خدا بعد از به دست آمدن یاری و فتح، پیامبرش را بدان فرمان داد این است که پیامبر باید او را به خاطر این چیز سپاس بگزارد، و خدا را به پاکی یاد کند، و از او آمرزش بخواهد. و اما آنچه به آن اشاره شده دو چیز است: یکی اشاره به اینکه مادامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم خداوند را ستایش کند و همواره از او طلبِ مغفرت نماید، دین پیروز می‌گردد و بر پیروزی‌اش افزوده می‌شود؛ زیرا سپاس و ستایش و استغفار، از مصادیق به جای آوردن شکر است. خداوند می‌فرماید:﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾ اگر شکرگزار باشید، به شما بیشتر خواهم داد. و این در زمان خلفای راشدین و بعد از آنها نیز محقق گردید، و خداوند همواره دین خود را یاری کرد تا اینکه اسلام به جایی رسید که هیچ یک از ادیان به آنجا نرسیده بودند، و چنان مردم به آن گرویدند که به دیگر ادیان نگرویده بودند. تا اینکه امت با امر و فرمان الهی مخالفت ورزیدند، و آنگاه خداوند آنان را به سبب آن دچار اختلاف و تفرقه کرد، و این اختلاف پیامدهای ناگواری داشت. با وجود این، خداوند چنان نسبت به این دین و این امت لطف و مهربانی دارد که در ذهن نمی‌گنجد. و اما اشارۀ دوم این است که زمان مرگ پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک شده است، و از آنجا که زندگی او بسیار باارزش است خداوند به آن سوگند خورده است. و امور با ارزش ازقبیل: نماز و حج و غیره با آمرزش خواستن پایان می‌یابد. پس امر نمودن خداوند پیامبرش را به اینکه خدا را ستایش کند و از خدا آمرزش بخواهد، اشاره‌ای است به اینکه دوران حیات او به سر رسیده است، و باید خودش را برای ملاقات با پروردگارش آماده نماید، و عمرش را با بهترین چیزها به پایان ببرد. پیامبر هم قرآن را تفسیر می‌کرد و در نماز و در رکوع و سجدۀ خود به کثرت می‌گفت:«سُبحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمدِكَ اللَّهُمَّ اغفِر لِی» پاک هستی پروردگارا! و تو را ستایش می‌کنم. بارخدایا مرا بیامرز. * * *

النصر 110:3

إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ چون ياري خدا و پيروزي فراز آيد ، وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا و، مردم را ببيني که فوج فوج به دين خدا در مي آيند ، فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه ، که او توبه پذير است. مدني و 3 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) در این سورۀ کریمه، خداوند یک مژده داده؛ و به هنگام حصول آن مژده، به پیامبر فرمانی داده، و به آثار و پیامدهای تحقّق این مژده نیز اشاره کرده است. مژده این است که خداوند پیامبرش را یاری می‌کند و مکه را فتح می‌نماید و مردم دسته دسته و گروه گروه داخل دین خدا می‌شوند، طوری که بسیاری از آنان یاوران او خواهند بود بعد از آنکه دشمن وی بودند. چیزی که خداوند پیامبرش را بدان مژده داده تحقق یافت. و اما فرمانی که خدا بعد از به دست آمدن یاری و فتح، پیامبرش را بدان فرمان داد این است که پیامبر باید او را به خاطر این چیز سپاس بگزارد، و خدا را به پاکی یاد کند، و از او آمرزش بخواهد. و اما آنچه به آن اشاره شده دو چیز است: یکی اشاره به اینکه مادامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم خداوند را ستایش کند و همواره از او طلبِ مغفرت نماید، دین پیروز می‌گردد و بر پیروزی‌اش افزوده می‌شود؛ زیرا سپاس و ستایش و استغفار، از مصادیق به جای آوردن شکر است. خداوند می‌فرماید:﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾ اگر شکرگزار باشید، به شما بیشتر خواهم داد. و این در زمان خلفای راشدین و بعد از آنها نیز محقق گردید، و خداوند همواره دین خود را یاری کرد تا اینکه اسلام به جایی رسید که هیچ یک از ادیان به آنجا نرسیده بودند، و چنان مردم به آن گرویدند که به دیگر ادیان نگرویده بودند. تا اینکه امت با امر و فرمان الهی مخالفت ورزیدند، و آنگاه خداوند آنان را به سبب آن دچار اختلاف و تفرقه کرد، و این اختلاف پیامدهای ناگواری داشت. با وجود این، خداوند چنان نسبت به این دین و این امت لطف و مهربانی دارد که در ذهن نمی‌گنجد. و اما اشارۀ دوم این است که زمان مرگ پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک شده است، و از آنجا که زندگی او بسیار باارزش است خداوند به آن سوگند خورده است. و امور با ارزش ازقبیل: نماز و حج و غیره با آمرزش خواستن پایان می‌یابد. پس امر نمودن خداوند پیامبرش را به اینکه خدا را ستایش کند و از خدا آمرزش بخواهد، اشاره‌ای است به اینکه دوران حیات او به سر رسیده است، و باید خودش را برای ملاقات با پروردگارش آماده نماید، و عمرش را با بهترین چیزها به پایان ببرد. پیامبر هم قرآن را تفسیر می‌کرد و در نماز و در رکوع و سجدۀ خود به کثرت می‌گفت:«سُبحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمدِكَ اللَّهُمَّ اغفِر لِی» پاک هستی پروردگارا! و تو را ستایش می‌کنم. بارخدایا مرا بیامرز. * * *

المسد 111:1

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ دستهاي ابولهب بريده باد و هلاک بر او باد مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ دارايي او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ زودا که به آتشي شعله ور درافتد وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ و زنش هيزم کش است فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ و بر گردن ريسماني از ليف خرما دارد. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم بود. او به شدت با پیامبر دشمن بود و او را اذیت و آزار می‌رساند. او نه دین داشت و نه غیرت خویشاوندی. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با این مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذمّتی که تا روز قیامت مایۀ خواری و رسوایی‌اش خواهد بود. پس فرمود: (﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ﴾) هلاک و بریده باد دست‌های ابولهب، و او هلاک باد. (2) (﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ﴾) مال و دارایی که داشت و او را سرکش کرده بود، سودی به او نمی‌رساند و عذاب خدا را از او دور نمی‌کند. (3 - 5) (﴿سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ﴾) آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هیزم‌کش وی را نیز احاطه می‌نماید. زنش نیز به شدت پیامبر صلی الله علیه وسلم را اذیت می‌کرد، و شوهرش را برای انجام گناه و دشمنی کردن کمک می‌کرد، و نهایت تلاش خود را برای جمع آوری معصیت خداوند و آزار دادن پیامبر صلی الله علیه وسلم مبذول می‌داشت، همانند کسی که هیزم جمع کرده و با طنابی (﴿مِّن مَّسَدِۢ﴾) از لیف بر پشت خود حمل می‌نماید. یا معنی (﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ﴾) این است که این زن، در جهنم برای سوختن شوهرش هیزم جمع می‌کند، و طنابی از لیف خرما بر گردن دارد. به هرحال این سوره، یکی از نشانه‌های آشکار خداوند است، خداوند این سوره را در زمانی نازل کرد که هنوز ابو لهب و همسرش هلاک نشده بودند، و خبر داد که آنها در آتش دوزخ عذاب داده خواهند شد. و لازمۀ آن این است که آنها در امان نخواهند بود. و همان‌طور که خداوندِ دانای پیدا و پنهان خبر داده بود، اتفاق افتاد. * * *

المسد 111:2

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ دستهاي ابولهب بريده باد و هلاک بر او باد مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ دارايي او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ زودا که به آتشي شعله ور درافتد وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ و زنش هيزم کش است فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ و بر گردن ريسماني از ليف خرما دارد. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم بود. او به شدت با پیامبر دشمن بود و او را اذیت و آزار می‌رساند. او نه دین داشت و نه غیرت خویشاوندی. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با این مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذمّتی که تا روز قیامت مایۀ خواری و رسوایی‌اش خواهد بود. پس فرمود: (﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ﴾) هلاک و بریده باد دست‌های ابولهب، و او هلاک باد. (2) (﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ﴾) مال و دارایی که داشت و او را سرکش کرده بود، سودی به او نمی‌رساند و عذاب خدا را از او دور نمی‌کند. (3 - 5) (﴿سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ﴾) آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هیزم‌کش وی را نیز احاطه می‌نماید. زنش نیز به شدت پیامبر صلی الله علیه وسلم را اذیت می‌کرد، و شوهرش را برای انجام گناه و دشمنی کردن کمک می‌کرد، و نهایت تلاش خود را برای جمع آوری معصیت خداوند و آزار دادن پیامبر صلی الله علیه وسلم مبذول می‌داشت، همانند کسی که هیزم جمع کرده و با طنابی (﴿مِّن مَّسَدِۢ﴾) از لیف بر پشت خود حمل می‌نماید. یا معنی (﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ﴾) این است که این زن، در جهنم برای سوختن شوهرش هیزم جمع می‌کند، و طنابی از لیف خرما بر گردن دارد. به هرحال این سوره، یکی از نشانه‌های آشکار خداوند است، خداوند این سوره را در زمانی نازل کرد که هنوز ابو لهب و همسرش هلاک نشده بودند، و خبر داد که آنها در آتش دوزخ عذاب داده خواهند شد. و لازمۀ آن این است که آنها در امان نخواهند بود. و همان‌طور که خداوندِ دانای پیدا و پنهان خبر داده بود، اتفاق افتاد. * * *

المسد 111:3

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ دستهاي ابولهب بريده باد و هلاک بر او باد مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ دارايي او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ زودا که به آتشي شعله ور درافتد وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ و زنش هيزم کش است فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ و بر گردن ريسماني از ليف خرما دارد. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم بود. او به شدت با پیامبر دشمن بود و او را اذیت و آزار می‌رساند. او نه دین داشت و نه غیرت خویشاوندی. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با این مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذمّتی که تا روز قیامت مایۀ خواری و رسوایی‌اش خواهد بود. پس فرمود: (﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ﴾) هلاک و بریده باد دست‌های ابولهب، و او هلاک باد. (2) (﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ﴾) مال و دارایی که داشت و او را سرکش کرده بود، سودی به او نمی‌رساند و عذاب خدا را از او دور نمی‌کند. (3 - 5) (﴿سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ﴾) آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هیزم‌کش وی را نیز احاطه می‌نماید. زنش نیز به شدت پیامبر صلی الله علیه وسلم را اذیت می‌کرد، و شوهرش را برای انجام گناه و دشمنی کردن کمک می‌کرد، و نهایت تلاش خود را برای جمع آوری معصیت خداوند و آزار دادن پیامبر صلی الله علیه وسلم مبذول می‌داشت، همانند کسی که هیزم جمع کرده و با طنابی (﴿مِّن مَّسَدِۢ﴾) از لیف بر پشت خود حمل می‌نماید. یا معنی (﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ﴾) این است که این زن، در جهنم برای سوختن شوهرش هیزم جمع می‌کند، و طنابی از لیف خرما بر گردن دارد. به هرحال این سوره، یکی از نشانه‌های آشکار خداوند است، خداوند این سوره را در زمانی نازل کرد که هنوز ابو لهب و همسرش هلاک نشده بودند، و خبر داد که آنها در آتش دوزخ عذاب داده خواهند شد. و لازمۀ آن این است که آنها در امان نخواهند بود. و همان‌طور که خداوندِ دانای پیدا و پنهان خبر داده بود، اتفاق افتاد. * * *

المسد 111:4

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ دستهاي ابولهب بريده باد و هلاک بر او باد مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ دارايي او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ زودا که به آتشي شعله ور درافتد وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ و زنش هيزم کش است فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ و بر گردن ريسماني از ليف خرما دارد. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم بود. او به شدت با پیامبر دشمن بود و او را اذیت و آزار می‌رساند. او نه دین داشت و نه غیرت خویشاوندی. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با این مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذمّتی که تا روز قیامت مایۀ خواری و رسوایی‌اش خواهد بود. پس فرمود: (﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ﴾) هلاک و بریده باد دست‌های ابولهب، و او هلاک باد. (2) (﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ﴾) مال و دارایی که داشت و او را سرکش کرده بود، سودی به او نمی‌رساند و عذاب خدا را از او دور نمی‌کند. (3 - 5) (﴿سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ﴾) آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هیزم‌کش وی را نیز احاطه می‌نماید. زنش نیز به شدت پیامبر صلی الله علیه وسلم را اذیت می‌کرد، و شوهرش را برای انجام گناه و دشمنی کردن کمک می‌کرد، و نهایت تلاش خود را برای جمع آوری معصیت خداوند و آزار دادن پیامبر صلی الله علیه وسلم مبذول می‌داشت، همانند کسی که هیزم جمع کرده و با طنابی (﴿مِّن مَّسَدِۢ﴾) از لیف بر پشت خود حمل می‌نماید. یا معنی (﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ﴾) این است که این زن، در جهنم برای سوختن شوهرش هیزم جمع می‌کند، و طنابی از لیف خرما بر گردن دارد. به هرحال این سوره، یکی از نشانه‌های آشکار خداوند است، خداوند این سوره را در زمانی نازل کرد که هنوز ابو لهب و همسرش هلاک نشده بودند، و خبر داد که آنها در آتش دوزخ عذاب داده خواهند شد. و لازمۀ آن این است که آنها در امان نخواهند بود. و همان‌طور که خداوندِ دانای پیدا و پنهان خبر داده بود، اتفاق افتاد. * * *

المسد 111:5

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ دستهاي ابولهب بريده باد و هلاک بر او باد مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ دارايي او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ زودا که به آتشي شعله ور درافتد وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ و زنش هيزم کش است فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ و بر گردن ريسماني از ليف خرما دارد. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه وسلم بود. او به شدت با پیامبر دشمن بود و او را اذیت و آزار می‌رساند. او نه دین داشت و نه غیرت خویشاوندی. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با این مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذمّتی که تا روز قیامت مایۀ خواری و رسوایی‌اش خواهد بود. پس فرمود: (﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ﴾) هلاک و بریده باد دست‌های ابولهب، و او هلاک باد. (2) (﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ﴾) مال و دارایی که داشت و او را سرکش کرده بود، سودی به او نمی‌رساند و عذاب خدا را از او دور نمی‌کند. (3 - 5) (﴿سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ﴾) آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هیزم‌کش وی را نیز احاطه می‌نماید. زنش نیز به شدت پیامبر صلی الله علیه وسلم را اذیت می‌کرد، و شوهرش را برای انجام گناه و دشمنی کردن کمک می‌کرد، و نهایت تلاش خود را برای جمع آوری معصیت خداوند و آزار دادن پیامبر صلی الله علیه وسلم مبذول می‌داشت، همانند کسی که هیزم جمع کرده و با طنابی (﴿مِّن مَّسَدِۢ﴾) از لیف بر پشت خود حمل می‌نماید. یا معنی (﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ﴾) این است که این زن، در جهنم برای سوختن شوهرش هیزم جمع می‌کند، و طنابی از لیف خرما بر گردن دارد. به هرحال این سوره، یکی از نشانه‌های آشکار خداوند است، خداوند این سوره را در زمانی نازل کرد که هنوز ابو لهب و همسرش هلاک نشده بودند، و خبر داد که آنها در آتش دوزخ عذاب داده خواهند شد. و لازمۀ آن این است که آنها در امان نخواهند بود. و همان‌طور که خداوندِ دانای پیدا و پنهان خبر داده بود، اتفاق افتاد. * * *

الإخلاص 112:1

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بگو : اوست خداي يکتا ، اللَّهُ الصَّمَدُ خدايي که در، حاجت به او رو کنند ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ نه زاده است و نه زاده شده ، وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ و نه هيچ کس همتاي اوست مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ﴾) با یقین قطعی و با باور و شناخت بگو: (﴿هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾) خداوند، یگانه و یکتا است، و یگانگی فقط در او منحصر است. پس او دارای یگانگی کامل است، و دارای نام‌های نیکو و صفات والا و کارهای مقدس است، و همانند و شبیهی ندارد. (2) (﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ﴾) [و بندگان] برای رفع همۀ نیاز‌ها [یشان] رو به سوی او می‌آورند. پس مردم جهان بالا و پائین به شدت به او نیازمندند، و نیازهایشان را از او می‌خواهند، و در کارهای مهم خود رو به سوی او می‌کنند. چون او در صفت‌هایش و در دانایی و علم کامل می‌باشد. و بردباری است که بردباری او کامل است، و مهربانی است که رحمت او همه چیز را فراگرفته است، و سایر صفات او چنین می‌باشند. (3) و از کمال خداوندی این است که او (﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾) فرزندی نزاده و نه زاده شده است، چون در کمال بی‌نیازی می‌باشد. (4) (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ﴾) و در صفات و نام‌ها و کارهایش همگون و همتایی ندارد. خجسته و با برکت است خداوند متعال. این سوره مشتمل بر توحید اسما و صفات می‌باشد. * * *

الإخلاص 112:2

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بگو : اوست خداي يکتا ، اللَّهُ الصَّمَدُ خدايي که در، حاجت به او رو کنند ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ نه زاده است و نه زاده شده ، وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ و نه هيچ کس همتاي اوست مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ﴾) با یقین قطعی و با باور و شناخت بگو: (﴿هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾) خداوند، یگانه و یکتا است، و یگانگی فقط در او منحصر است. پس او دارای یگانگی کامل است، و دارای نام‌های نیکو و صفات والا و کارهای مقدس است، و همانند و شبیهی ندارد. (2) (﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ﴾) [و بندگان] برای رفع همۀ نیاز‌ها [یشان] رو به سوی او می‌آورند. پس مردم جهان بالا و پائین به شدت به او نیازمندند، و نیازهایشان را از او می‌خواهند، و در کارهای مهم خود رو به سوی او می‌کنند. چون او در صفت‌هایش و در دانایی و علم کامل می‌باشد. و بردباری است که بردباری او کامل است، و مهربانی است که رحمت او همه چیز را فراگرفته است، و سایر صفات او چنین می‌باشند. (3) و از کمال خداوندی این است که او (﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾) فرزندی نزاده و نه زاده شده است، چون در کمال بی‌نیازی می‌باشد. (4) (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ﴾) و در صفات و نام‌ها و کارهایش همگون و همتایی ندارد. خجسته و با برکت است خداوند متعال. این سوره مشتمل بر توحید اسما و صفات می‌باشد. * * *

الإخلاص 112:3

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بگو : اوست خداي يکتا ، اللَّهُ الصَّمَدُ خدايي که در، حاجت به او رو کنند ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ نه زاده است و نه زاده شده ، وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ و نه هيچ کس همتاي اوست مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ﴾) با یقین قطعی و با باور و شناخت بگو: (﴿هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾) خداوند، یگانه و یکتا است، و یگانگی فقط در او منحصر است. پس او دارای یگانگی کامل است، و دارای نام‌های نیکو و صفات والا و کارهای مقدس است، و همانند و شبیهی ندارد. (2) (﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ﴾) [و بندگان] برای رفع همۀ نیاز‌ها [یشان] رو به سوی او می‌آورند. پس مردم جهان بالا و پائین به شدت به او نیازمندند، و نیازهایشان را از او می‌خواهند، و در کارهای مهم خود رو به سوی او می‌کنند. چون او در صفت‌هایش و در دانایی و علم کامل می‌باشد. و بردباری است که بردباری او کامل است، و مهربانی است که رحمت او همه چیز را فراگرفته است، و سایر صفات او چنین می‌باشند. (3) و از کمال خداوندی این است که او (﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾) فرزندی نزاده و نه زاده شده است، چون در کمال بی‌نیازی می‌باشد. (4) (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ﴾) و در صفات و نام‌ها و کارهایش همگون و همتایی ندارد. خجسته و با برکت است خداوند متعال. این سوره مشتمل بر توحید اسما و صفات می‌باشد. * * *

الإخلاص 112:4

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بگو : اوست خداي يکتا ، اللَّهُ الصَّمَدُ خدايي که در، حاجت به او رو کنند ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ نه زاده است و نه زاده شده ، وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ و نه هيچ کس همتاي اوست مکي و 4 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ﴾) با یقین قطعی و با باور و شناخت بگو: (﴿هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾) خداوند، یگانه و یکتا است، و یگانگی فقط در او منحصر است. پس او دارای یگانگی کامل است، و دارای نام‌های نیکو و صفات والا و کارهای مقدس است، و همانند و شبیهی ندارد. (2) (﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ﴾) [و بندگان] برای رفع همۀ نیاز‌ها [یشان] رو به سوی او می‌آورند. پس مردم جهان بالا و پائین به شدت به او نیازمندند، و نیازهایشان را از او می‌خواهند، و در کارهای مهم خود رو به سوی او می‌کنند. چون او در صفت‌هایش و در دانایی و علم کامل می‌باشد. و بردباری است که بردباری او کامل است، و مهربانی است که رحمت او همه چیز را فراگرفته است، و سایر صفات او چنین می‌باشند. (3) و از کمال خداوندی این است که او (﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾) فرزندی نزاده و نه زاده شده است، چون در کمال بی‌نیازی می‌باشد. (4) (﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ﴾) و در صفات و نام‌ها و کارهایش همگون و همتایی ندارد. خجسته و با برکت است خداوند متعال. این سوره مشتمل بر توحید اسما و صفات می‌باشد. * * *

الفلق 113:1

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو : به پروردگار صبحگاه پناه مي برم ،، مِن شَرِّ مَا خَلَقَ از شر آنچه بيافريده است ، وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ و از شر شب چون در آيد ، وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ و از شر جادوگراني که در گرهها افسون مي دمند ، وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ و از شر حسود چون رشک مي ورزد مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾) بگو: پناه می‌برم به پروردگاری که دانه و هسته و سپیده‌دم را می‌شکافد. (2) (﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾) این شامل همۀ انسان‌ها و جن‌ها و حیواناتی می‌گردد که خداوند آفریده است. پس باید به آفرینندۀ این‌ها، از شری که در اینهاست پناه برد. (3) سپس به صورت ویژه و خاص بیان کرد و فرمود: (﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴾) و پناه می‌برم به خدا از شری که در شب هست. وقتی که خواب، مردم را فرو می‌پوشاند، و بسیاری از ارواح شرور و حیوانات موذی پخش و پراکنده می‌گردند. (4) (﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ﴾) و از شر زنان جادوگری که برای جادوی خود از دمیدن در گره‌ها کمک می‌گیرند و بر آن جادو می‌کنند. (5) (﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾) حسود کسی است که زوال نعمت دیگران را می‌خواهد. و حسود برای از بین بردن نعمت از دست دیگران می‌کوشد. پس برای باطل کردن نیرنگ حسود، و مصون ماندن از مکر و کیدش، باید به خدا پناه برد. چشم بد نیز نوعی از حسادت است؛ چون فقط کسی چشم می‌زند که حسود و بد ‌جنس و خبیث‌النفس باشد. پس این سوره بیان می‌دارد که باید از تمام انواع شر به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر این دلالت می‌نماید که جادو حقیقت دارد، و خطر زیان آن می‌رود و از آن باید ترسید، و از جادو و جادوگران باید به خدا پناه برد. * * *

الفلق 113:2

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو : به پروردگار صبحگاه پناه مي برم ،، مِن شَرِّ مَا خَلَقَ از شر آنچه بيافريده است ، وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ و از شر شب چون در آيد ، وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ و از شر جادوگراني که در گرهها افسون مي دمند ، وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ و از شر حسود چون رشک مي ورزد مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾) بگو: پناه می‌برم به پروردگاری که دانه و هسته و سپیده‌دم را می‌شکافد. (2) (﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾) این شامل همۀ انسان‌ها و جن‌ها و حیواناتی می‌گردد که خداوند آفریده است. پس باید به آفرینندۀ این‌ها، از شری که در اینهاست پناه برد. (3) سپس به صورت ویژه و خاص بیان کرد و فرمود: (﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴾) و پناه می‌برم به خدا از شری که در شب هست. وقتی که خواب، مردم را فرو می‌پوشاند، و بسیاری از ارواح شرور و حیوانات موذی پخش و پراکنده می‌گردند. (4) (﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ﴾) و از شر زنان جادوگری که برای جادوی خود از دمیدن در گره‌ها کمک می‌گیرند و بر آن جادو می‌کنند. (5) (﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾) حسود کسی است که زوال نعمت دیگران را می‌خواهد. و حسود برای از بین بردن نعمت از دست دیگران می‌کوشد. پس برای باطل کردن نیرنگ حسود، و مصون ماندن از مکر و کیدش، باید به خدا پناه برد. چشم بد نیز نوعی از حسادت است؛ چون فقط کسی چشم می‌زند که حسود و بد ‌جنس و خبیث‌النفس باشد. پس این سوره بیان می‌دارد که باید از تمام انواع شر به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر این دلالت می‌نماید که جادو حقیقت دارد، و خطر زیان آن می‌رود و از آن باید ترسید، و از جادو و جادوگران باید به خدا پناه برد. * * *

الفلق 113:3

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو : به پروردگار صبحگاه پناه مي برم ،، مِن شَرِّ مَا خَلَقَ از شر آنچه بيافريده است ، وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ و از شر شب چون در آيد ، وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ و از شر جادوگراني که در گرهها افسون مي دمند ، وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ و از شر حسود چون رشک مي ورزد مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾) بگو: پناه می‌برم به پروردگاری که دانه و هسته و سپیده‌دم را می‌شکافد. (2) (﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾) این شامل همۀ انسان‌ها و جن‌ها و حیواناتی می‌گردد که خداوند آفریده است. پس باید به آفرینندۀ این‌ها، از شری که در اینهاست پناه برد. (3) سپس به صورت ویژه و خاص بیان کرد و فرمود: (﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴾) و پناه می‌برم به خدا از شری که در شب هست. وقتی که خواب، مردم را فرو می‌پوشاند، و بسیاری از ارواح شرور و حیوانات موذی پخش و پراکنده می‌گردند. (4) (﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ﴾) و از شر زنان جادوگری که برای جادوی خود از دمیدن در گره‌ها کمک می‌گیرند و بر آن جادو می‌کنند. (5) (﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾) حسود کسی است که زوال نعمت دیگران را می‌خواهد. و حسود برای از بین بردن نعمت از دست دیگران می‌کوشد. پس برای باطل کردن نیرنگ حسود، و مصون ماندن از مکر و کیدش، باید به خدا پناه برد. چشم بد نیز نوعی از حسادت است؛ چون فقط کسی چشم می‌زند که حسود و بد ‌جنس و خبیث‌النفس باشد. پس این سوره بیان می‌دارد که باید از تمام انواع شر به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر این دلالت می‌نماید که جادو حقیقت دارد، و خطر زیان آن می‌رود و از آن باید ترسید، و از جادو و جادوگران باید به خدا پناه برد. * * *

الفلق 113:4

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو : به پروردگار صبحگاه پناه مي برم ،، مِن شَرِّ مَا خَلَقَ از شر آنچه بيافريده است ، وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ و از شر شب چون در آيد ، وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ و از شر جادوگراني که در گرهها افسون مي دمند ، وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ و از شر حسود چون رشک مي ورزد مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾) بگو: پناه می‌برم به پروردگاری که دانه و هسته و سپیده‌دم را می‌شکافد. (2) (﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾) این شامل همۀ انسان‌ها و جن‌ها و حیواناتی می‌گردد که خداوند آفریده است. پس باید به آفرینندۀ این‌ها، از شری که در اینهاست پناه برد. (3) سپس به صورت ویژه و خاص بیان کرد و فرمود: (﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴾) و پناه می‌برم به خدا از شری که در شب هست. وقتی که خواب، مردم را فرو می‌پوشاند، و بسیاری از ارواح شرور و حیوانات موذی پخش و پراکنده می‌گردند. (4) (﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ﴾) و از شر زنان جادوگری که برای جادوی خود از دمیدن در گره‌ها کمک می‌گیرند و بر آن جادو می‌کنند. (5) (﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾) حسود کسی است که زوال نعمت دیگران را می‌خواهد. و حسود برای از بین بردن نعمت از دست دیگران می‌کوشد. پس برای باطل کردن نیرنگ حسود، و مصون ماندن از مکر و کیدش، باید به خدا پناه برد. چشم بد نیز نوعی از حسادت است؛ چون فقط کسی چشم می‌زند که حسود و بد ‌جنس و خبیث‌النفس باشد. پس این سوره بیان می‌دارد که باید از تمام انواع شر به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر این دلالت می‌نماید که جادو حقیقت دارد، و خطر زیان آن می‌رود و از آن باید ترسید، و از جادو و جادوگران باید به خدا پناه برد. * * *

الفلق 113:5

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو : به پروردگار صبحگاه پناه مي برم ،، مِن شَرِّ مَا خَلَقَ از شر آنچه بيافريده است ، وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ و از شر شب چون در آيد ، وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ و از شر جادوگراني که در گرهها افسون مي دمند ، وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ و از شر حسود چون رشک مي ورزد مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) (﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾) بگو: پناه می‌برم به پروردگاری که دانه و هسته و سپیده‌دم را می‌شکافد. (2) (﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾) این شامل همۀ انسان‌ها و جن‌ها و حیواناتی می‌گردد که خداوند آفریده است. پس باید به آفرینندۀ این‌ها، از شری که در اینهاست پناه برد. (3) سپس به صورت ویژه و خاص بیان کرد و فرمود: (﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ﴾) و پناه می‌برم به خدا از شری که در شب هست. وقتی که خواب، مردم را فرو می‌پوشاند، و بسیاری از ارواح شرور و حیوانات موذی پخش و پراکنده می‌گردند. (4) (﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ﴾) و از شر زنان جادوگری که برای جادوی خود از دمیدن در گره‌ها کمک می‌گیرند و بر آن جادو می‌کنند. (5) (﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ﴾) حسود کسی است که زوال نعمت دیگران را می‌خواهد. و حسود برای از بین بردن نعمت از دست دیگران می‌کوشد. پس برای باطل کردن نیرنگ حسود، و مصون ماندن از مکر و کیدش، باید به خدا پناه برد. چشم بد نیز نوعی از حسادت است؛ چون فقط کسی چشم می‌زند که حسود و بد ‌جنس و خبیث‌النفس باشد. پس این سوره بیان می‌دارد که باید از تمام انواع شر به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر این دلالت می‌نماید که جادو حقیقت دارد، و خطر زیان آن می‌رود و از آن باید ترسید، و از جادو و جادوگران باید به خدا پناه برد. * * *

الناس 114:1

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو : به پروردگار مردم پناه مي برم ،، مَلِكِ النَّاسِ فرمانرواي مردم ، إِلَهِ النَّاسِ خداي مردم ، مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه وسوسه گر نهاني ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن که در دلهاي مردم وسوسه مي کند ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ خواه از جنيان باشد يا از آدميان مدني و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) این سوره مشتمل بر آن است که باید از شر شیطانی که مصدر هر شرّی است، به پروردگار مردم و مالک آنان و معبود‌شان پناه برد. از جمله فتنه و شر او این است که در سینه‌های مردم وسوسه می‌اندازد؛ پس بدی را برایشان زیبا جلوه می‌دهد، و آنها را بر انجام آن تحریک می‌کند. و آنان را از انجام کار خوب بازمی‌دارد، و خیر را به صورت غیر واقعی به آنها نشان می‌دهد. و شیطان با همین صورت همواره وسوسه می‌کند، سپس واپس می‌رود؛ یعنی خود را از وسوسه کردن عقب می‌کشد، بدانگاه که بنده، پروردگارش را یاد کند و از خدا برای دور شدن شیطان کمک بگیرد. پس او باید از خداوند کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به ربوبیت او چنگ بزند؛ ربوبیتی که همۀ مردمان را فرا گرفته است. نیز این سوره مشتمل بر آن است که تمامی خلایق در دایرۀ ربوبیت و پادشاهی خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده‌ای در دست خداست، نیز این سوره مشتمل بر آن است که انسان باید از خدا کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به الوهیّتی که آنان را برای آن آفریده است چنگ بزند. انسان‌ها نمی‌توانند بندگی او را به طور کامل انجام دهند مگر آنکه خداوند شر دشمن‌شان را از آنها دور بدارد؛ دشمنی که می‌خواهد آنها را از بندگی و عبودیت دور نماید، و میان آنها و بندگیِ خدا حائل گردد، و می‌خواهد آنها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخیان بگردند. و همان‌طور که جن‌ها در دل وسوسه می‌اندازند، انسان‌ها نیز در دل وسوسه می‌اندازند. بنابراین فرمود: (﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ﴾) از جنیان باشند یا از مردمان. ستایش از آن پروردگار جهانیان است.

الناس 114:2

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو : به پروردگار مردم پناه مي برم ،، مَلِكِ النَّاسِ فرمانرواي مردم ، إِلَهِ النَّاسِ خداي مردم ، مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه وسوسه گر نهاني ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن که در دلهاي مردم وسوسه مي کند ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ خواه از جنيان باشد يا از آدميان مدني و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) این سوره مشتمل بر آن است که باید از شر شیطانی که مصدر هر شرّی است، به پروردگار مردم و مالک آنان و معبود‌شان پناه برد. از جمله فتنه و شر او این است که در سینه‌های مردم وسوسه می‌اندازد؛ پس بدی را برایشان زیبا جلوه می‌دهد، و آنها را بر انجام آن تحریک می‌کند. و آنان را از انجام کار خوب بازمی‌دارد، و خیر را به صورت غیر واقعی به آنها نشان می‌دهد. و شیطان با همین صورت همواره وسوسه می‌کند، سپس واپس می‌رود؛ یعنی خود را از وسوسه کردن عقب می‌کشد، بدانگاه که بنده، پروردگارش را یاد کند و از خدا برای دور شدن شیطان کمک بگیرد. پس او باید از خداوند کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به ربوبیت او چنگ بزند؛ ربوبیتی که همۀ مردمان را فرا گرفته است. نیز این سوره مشتمل بر آن است که تمامی خلایق در دایرۀ ربوبیت و پادشاهی خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده‌ای در دست خداست، نیز این سوره مشتمل بر آن است که انسان باید از خدا کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به الوهیّتی که آنان را برای آن آفریده است چنگ بزند. انسان‌ها نمی‌توانند بندگی او را به طور کامل انجام دهند مگر آنکه خداوند شر دشمن‌شان را از آنها دور بدارد؛ دشمنی که می‌خواهد آنها را از بندگی و عبودیت دور نماید، و میان آنها و بندگیِ خدا حائل گردد، و می‌خواهد آنها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخیان بگردند. و همان‌طور که جن‌ها در دل وسوسه می‌اندازند، انسان‌ها نیز در دل وسوسه می‌اندازند. بنابراین فرمود: (﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ﴾) از جنیان باشند یا از مردمان. ستایش از آن پروردگار جهانیان است.

الناس 114:3

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو : به پروردگار مردم پناه مي برم ،، مَلِكِ النَّاسِ فرمانرواي مردم ، إِلَهِ النَّاسِ خداي مردم ، مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه وسوسه گر نهاني ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن که در دلهاي مردم وسوسه مي کند ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ خواه از جنيان باشد يا از آدميان مدني و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) این سوره مشتمل بر آن است که باید از شر شیطانی که مصدر هر شرّی است، به پروردگار مردم و مالک آنان و معبود‌شان پناه برد. از جمله فتنه و شر او این است که در سینه‌های مردم وسوسه می‌اندازد؛ پس بدی را برایشان زیبا جلوه می‌دهد، و آنها را بر انجام آن تحریک می‌کند. و آنان را از انجام کار خوب بازمی‌دارد، و خیر را به صورت غیر واقعی به آنها نشان می‌دهد. و شیطان با همین صورت همواره وسوسه می‌کند، سپس واپس می‌رود؛ یعنی خود را از وسوسه کردن عقب می‌کشد، بدانگاه که بنده، پروردگارش را یاد کند و از خدا برای دور شدن شیطان کمک بگیرد. پس او باید از خداوند کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به ربوبیت او چنگ بزند؛ ربوبیتی که همۀ مردمان را فرا گرفته است. نیز این سوره مشتمل بر آن است که تمامی خلایق در دایرۀ ربوبیت و پادشاهی خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده‌ای در دست خداست، نیز این سوره مشتمل بر آن است که انسان باید از خدا کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به الوهیّتی که آنان را برای آن آفریده است چنگ بزند. انسان‌ها نمی‌توانند بندگی او را به طور کامل انجام دهند مگر آنکه خداوند شر دشمن‌شان را از آنها دور بدارد؛ دشمنی که می‌خواهد آنها را از بندگی و عبودیت دور نماید، و میان آنها و بندگیِ خدا حائل گردد، و می‌خواهد آنها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخیان بگردند. و همان‌طور که جن‌ها در دل وسوسه می‌اندازند، انسان‌ها نیز در دل وسوسه می‌اندازند. بنابراین فرمود: (﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ﴾) از جنیان باشند یا از مردمان. ستایش از آن پروردگار جهانیان است.

الناس 114:4

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو : به پروردگار مردم پناه مي برم ،، مَلِكِ النَّاسِ فرمانرواي مردم ، إِلَهِ النَّاسِ خداي مردم ، مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه وسوسه گر نهاني ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن که در دلهاي مردم وسوسه مي کند ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ خواه از جنيان باشد يا از آدميان مدني و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) این سوره مشتمل بر آن است که باید از شر شیطانی که مصدر هر شرّی است، به پروردگار مردم و مالک آنان و معبود‌شان پناه برد. از جمله فتنه و شر او این است که در سینه‌های مردم وسوسه می‌اندازد؛ پس بدی را برایشان زیبا جلوه می‌دهد، و آنها را بر انجام آن تحریک می‌کند. و آنان را از انجام کار خوب بازمی‌دارد، و خیر را به صورت غیر واقعی به آنها نشان می‌دهد. و شیطان با همین صورت همواره وسوسه می‌کند، سپس واپس می‌رود؛ یعنی خود را از وسوسه کردن عقب می‌کشد، بدانگاه که بنده، پروردگارش را یاد کند و از خدا برای دور شدن شیطان کمک بگیرد. پس او باید از خداوند کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به ربوبیت او چنگ بزند؛ ربوبیتی که همۀ مردمان را فرا گرفته است. نیز این سوره مشتمل بر آن است که تمامی خلایق در دایرۀ ربوبیت و پادشاهی خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده‌ای در دست خداست، نیز این سوره مشتمل بر آن است که انسان باید از خدا کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به الوهیّتی که آنان را برای آن آفریده است چنگ بزند. انسان‌ها نمی‌توانند بندگی او را به طور کامل انجام دهند مگر آنکه خداوند شر دشمن‌شان را از آنها دور بدارد؛ دشمنی که می‌خواهد آنها را از بندگی و عبودیت دور نماید، و میان آنها و بندگیِ خدا حائل گردد، و می‌خواهد آنها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخیان بگردند. و همان‌طور که جن‌ها در دل وسوسه می‌اندازند، انسان‌ها نیز در دل وسوسه می‌اندازند. بنابراین فرمود: (﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ﴾) از جنیان باشند یا از مردمان. ستایش از آن پروردگار جهانیان است.

الناس 114:5

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو : به پروردگار مردم پناه مي برم ،، مَلِكِ النَّاسِ فرمانرواي مردم ، إِلَهِ النَّاسِ خداي مردم ، مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه وسوسه گر نهاني ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن که در دلهاي مردم وسوسه مي کند ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ خواه از جنيان باشد يا از آدميان مدني و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) این سوره مشتمل بر آن است که باید از شر شیطانی که مصدر هر شرّی است، به پروردگار مردم و مالک آنان و معبود‌شان پناه برد. از جمله فتنه و شر او این است که در سینه‌های مردم وسوسه می‌اندازد؛ پس بدی را برایشان زیبا جلوه می‌دهد، و آنها را بر انجام آن تحریک می‌کند. و آنان را از انجام کار خوب بازمی‌دارد، و خیر را به صورت غیر واقعی به آنها نشان می‌دهد. و شیطان با همین صورت همواره وسوسه می‌کند، سپس واپس می‌رود؛ یعنی خود را از وسوسه کردن عقب می‌کشد، بدانگاه که بنده، پروردگارش را یاد کند و از خدا برای دور شدن شیطان کمک بگیرد. پس او باید از خداوند کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به ربوبیت او چنگ بزند؛ ربوبیتی که همۀ مردمان را فرا گرفته است. نیز این سوره مشتمل بر آن است که تمامی خلایق در دایرۀ ربوبیت و پادشاهی خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده‌ای در دست خداست، نیز این سوره مشتمل بر آن است که انسان باید از خدا کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به الوهیّتی که آنان را برای آن آفریده است چنگ بزند. انسان‌ها نمی‌توانند بندگی او را به طور کامل انجام دهند مگر آنکه خداوند شر دشمن‌شان را از آنها دور بدارد؛ دشمنی که می‌خواهد آنها را از بندگی و عبودیت دور نماید، و میان آنها و بندگیِ خدا حائل گردد، و می‌خواهد آنها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخیان بگردند. و همان‌طور که جن‌ها در دل وسوسه می‌اندازند، انسان‌ها نیز در دل وسوسه می‌اندازند. بنابراین فرمود: (﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ﴾) از جنیان باشند یا از مردمان. ستایش از آن پروردگار جهانیان است.

الناس 114:6

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو : به پروردگار مردم پناه مي برم ،، مَلِكِ النَّاسِ فرمانرواي مردم ، إِلَهِ النَّاسِ خداي مردم ، مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه وسوسه گر نهاني ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن که در دلهاي مردم وسوسه مي کند ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ خواه از جنيان باشد يا از آدميان مدني و 6 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 6) این سوره مشتمل بر آن است که باید از شر شیطانی که مصدر هر شرّی است، به پروردگار مردم و مالک آنان و معبود‌شان پناه برد. از جمله فتنه و شر او این است که در سینه‌های مردم وسوسه می‌اندازد؛ پس بدی را برایشان زیبا جلوه می‌دهد، و آنها را بر انجام آن تحریک می‌کند. و آنان را از انجام کار خوب بازمی‌دارد، و خیر را به صورت غیر واقعی به آنها نشان می‌دهد. و شیطان با همین صورت همواره وسوسه می‌کند، سپس واپس می‌رود؛ یعنی خود را از وسوسه کردن عقب می‌کشد، بدانگاه که بنده، پروردگارش را یاد کند و از خدا برای دور شدن شیطان کمک بگیرد. پس او باید از خداوند کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به ربوبیت او چنگ بزند؛ ربوبیتی که همۀ مردمان را فرا گرفته است. نیز این سوره مشتمل بر آن است که تمامی خلایق در دایرۀ ربوبیت و پادشاهی خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده‌ای در دست خداست، نیز این سوره مشتمل بر آن است که انسان باید از خدا کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به الوهیّتی که آنان را برای آن آفریده است چنگ بزند. انسان‌ها نمی‌توانند بندگی او را به طور کامل انجام دهند مگر آنکه خداوند شر دشمن‌شان را از آنها دور بدارد؛ دشمنی که می‌خواهد آنها را از بندگی و عبودیت دور نماید، و میان آنها و بندگیِ خدا حائل گردد، و می‌خواهد آنها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخیان بگردند. و همان‌طور که جن‌ها در دل وسوسه می‌اندازند، انسان‌ها نیز در دل وسوسه می‌اندازند. بنابراین فرمود: (﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ﴾) از جنیان باشند یا از مردمان. ستایش از آن پروردگار جهانیان است.