Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — العلق 96:1 – القارعة 101:11

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. العلق 96:1
  2. العلق 96:2
  3. العلق 96:3
  4. العلق 96:4
  5. العلق 96:5
  6. العلق 96:6
  7. العلق 96:7
  8. العلق 96:8
  9. العلق 96:9
  10. العلق 96:10
  11. العلق 96:11
  12. العلق 96:12
  13. العلق 96:13
  14. العلق 96:14
  15. العلق 96:15
  16. العلق 96:16
  17. العلق 96:17
  18. العلق 96:18
  19. العلق 96:19
  20. القدر 97:1
  21. القدر 97:2
  22. القدر 97:3
  23. القدر 97:4
  24. القدر 97:5
  25. البينة 98:1
  26. البينة 98:2
  27. البينة 98:3
  28. البينة 98:4
  29. البينة 98:5
  30. البينة 98:6
  31. البينة 98:7
  32. البينة 98:8
  33. الزلزلة 99:1
  34. الزلزلة 99:2
  35. الزلزلة 99:3
  36. الزلزلة 99:4
  37. الزلزلة 99:5
  38. الزلزلة 99:6
  39. الزلزلة 99:7
  40. الزلزلة 99:8
  41. العاديات 100:1
  42. العاديات 100:2
  43. العاديات 100:3
  44. العاديات 100:4
  45. العاديات 100:5
  46. العاديات 100:6
  47. العاديات 100:7
  48. العاديات 100:8
  49. العاديات 100:9
  50. العاديات 100:10
  51. العاديات 100:11
  52. القارعة 101:1
  53. القارعة 101:2
  54. القارعة 101:3
  55. القارعة 101:4
  56. القارعة 101:5
  57. القارعة 101:6
  58. القارعة 101:7
  59. القارعة 101:8
  60. القارعة 101:9
  61. القارعة 101:10
  62. القارعة 101:11

العلق 96:1

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:2

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:3

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:4

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:5

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:6

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:7

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:8

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:9

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:10

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:11

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:12

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:13

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:14

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:15

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:16

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:17

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:18

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

العلق 96:19

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، آدمي را از لخته خوني بيافريد اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ بخوان ، و پروردگار تو ارجمندترين است الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ خدايي که به وسيله قلم آموزش داد ، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى حقا که آدمي نافرماني مي کند ، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى هر گاه که خويشتن را بي نياز بيند إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ، هر آينه بازگشت به سوي پروردگار توست أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى آيا ديدي آن کس را که منع مي کند عَبْدًا إِذَا صَلَّى بنده اي را که نماز مي خواند ? أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى چه مي بيني اگر آن مرد بر طريق هدايت باشد ? أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى يا به پرهيزگاري فرمان دهد ? أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى چه مي بيني اگر تکذيب کند و رويگردان شود ? أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى آيا ندانسته است که خدا مي بيند ? كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ حقا ، که اگر باز نايستد موي پيش سرش را مي گيريم و مي کشيم ، نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ موي پيش سر دروغگوي خطاکار را فَلْيَدْعُ نَادِيَه پس همدمان خود را بخواند سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَما نيز کارگزاران دوزخ را فرا مي خوانيم كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو. مکي و 19 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) این اولین سورۀ قرآن است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل علیه السلام رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود: من خواننده نیستم. جبرئیل همچنان ادامه داد تا اینکه پیامبر خواند. سپس خداوند نازل فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾) بخوان به نام پروردگارت که همۀ جهانیان را آفریده است. (2) (﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ﴾) سپس به طور ویژه از میان آفریده‌ها به موضوع آفرینش انسان پرداخت؛ و آغاز آفرینش انسان را که از خون بسته‌ای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسی که انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است، باید امر و نهی کند، و امر و نهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌ها انجام می‌شود. بنابراین بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد. (3 - 5) پس فرمود: (﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ﴾) بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان می‌باشد و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانش‌ها را به انسان آموخته است. (﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ﴾) خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد در حالی که هیچ چیزی نمی‌دانست، و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد، پس به انسان قرآن و حکمت آموخت، و به وسیلۀ قلم به او چیزهایی آموخت، قلمی که با آن دانش‌ها و حقوق ثبت می‌گردند، و به وسیلۀ آن برای مردم نامه نوشته می‌شود. پس خدا را ستایش می‌کنیم. خداوندی که نعمت‌هایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آن را ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان، بر آنها منّت گذارده است. (6 - 8) ولی انسان به سبب نادانی و ستمگری‌اش وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، سرکشی می‌نماید و از پذیرفتن هدایت سر باز می‌زند و فراموش می‌کند که به سوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی می‌رسد که هدایت را رها می‌کند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا می‌خواند. بنابراین از نماز خواندن -که بهترین اعمال ایمان است- جلوگیری می‌کند. (9 - 14) خداوند متعال به این سرکش متجاوز می‌فرماید: (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ﴾) ای کسی که بندۀ من را وقتی که نماز می‌گزارد بازمی‌داری! ، به من بگو بندۀ نمازگزار -که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است ((أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ﴾) و دیگران را به پرهیزگاری امر می‌کند- شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او، بزرگ‌ترین مخالفت با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی می‌کند که خودش بر هدایت نیست، و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان می‌دهد. (﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد، آیا از خداوند و کیفر او نمی‌ترسد؟ ((أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى)) آیا نمی‌داند که خداوند آنچه را که او انجام می‌دهد می‌بیند؟ (15 - 16) سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ﴾) اگر از آنچه می‌گوید و انجام می‌دهد بازنیاید، به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی می‌باشد چون آن (﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ﴾) پیشانی دروغگوی بزهکار است، و در گفته‌هایش دروغ می‌گوید، و کارهایش اشتباه و گناه است. (17 - 18) (﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ﴾) کسی که عذاب بر او قطعی گردیده، باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فرود آمده یاری نمایند. (﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ﴾) و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا می‌خوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قوی‌تر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسی که نهی می‌کند و باز می‌دارد، و این است کیفر او. (19) اما کسی که از عبادت بازداشته می‌شود، خداوند به او فرمان می‌دهد که به این نهی‌کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: (﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب﴾) از او اطاعت مکن؛ چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هردو دنیا است فرمان نمی‌دهد، و برای پروردگارت سجده کن، و با سجده و انواع عبادت‌ها خود را به او نزدیک گردان، چون همۀ اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک می‌نماید. و این هر نهی‌کننده‌ای از خیر، و هر آن که از آن نهی شده است شامل می‌گردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد. * * *

القدر 97:1

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ما در شب قدرش نازل کرديم وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ و تو چه ، داني که شب قدر چيست ? لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر از هزار ماه است تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براي انجام دادن کارها نازل مي شوند سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند با بیان فضیلت قرآن و بلندی مقام آن می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾) ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر نازل کرد، و به وسیلۀ آن رحمتی عام بر بندگان فرود آورد که بندگان توانایی سپاسگزاری آن را ندارند. و بدان جهت «شب قدر» نامیده شده که قدر و مقام آن بالاست، و نزد خداوند فضیلت دارد؛ و چون در شب قدر، اجل و روزی و روزهای سال مقدر می‌گردد. (2) سپس اهمیت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ﴾) تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ یعنی شبی مهم و باارزش و دارای اهمیت زیادی است (3) و فضیلت آن (﴿خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ﴾) با هزار ماه برابر است. پس عملی که در شب قدر انجام شود، از عمل هزار ماه که شب قدر در آن نباشد، بهتر است. و این از چیزهایی است که عقل در آن حیران می‌ماند؛ زیرا خداوند بر این امت ضعیف، با شبی منت گذارده که عمل در آن از هزار ماه بیشتر و بهتر است، هزار ماه، هشتاد و اندی سال است که سن یک انسان است، انسانی که عمر درازی کرده باشد. (4) (﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ﴾) فرشتگان زیادی و جبرئیل، با اجازۀ پروردگارشان نازل می‌شوند، و آن شب از هر آفت و شری سالم است؛ چون خیر آن فراوان می‌باشد. (5) (﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ﴾) آن شب از غروب تا صبح از هر شر و آفتی سلامت خواهد بود. احادیث فراوانی در مورد فضیلت شب قدر، و اینکه شب قدر در رمضان است، و در دهۀ اخیر آن و به خصوص در شب‌های طاق آن است، وارد شده است. و این هر سال تا قیام قیامت تکرار می‌شود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم در دهۀ اخیر رمضان، زیاد عبادت می‌کرد و به اعتکاف می‌نشست، به امید اینکه «لیلۀ القدر» را دریابد. والله اعلم. * * *

القدر 97:2

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ما در شب قدرش نازل کرديم وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ و تو چه ، داني که شب قدر چيست ? لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر از هزار ماه است تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براي انجام دادن کارها نازل مي شوند سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند با بیان فضیلت قرآن و بلندی مقام آن می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾) ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر نازل کرد، و به وسیلۀ آن رحمتی عام بر بندگان فرود آورد که بندگان توانایی سپاسگزاری آن را ندارند. و بدان جهت «شب قدر» نامیده شده که قدر و مقام آن بالاست، و نزد خداوند فضیلت دارد؛ و چون در شب قدر، اجل و روزی و روزهای سال مقدر می‌گردد. (2) سپس اهمیت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ﴾) تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ یعنی شبی مهم و باارزش و دارای اهمیت زیادی است (3) و فضیلت آن (﴿خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ﴾) با هزار ماه برابر است. پس عملی که در شب قدر انجام شود، از عمل هزار ماه که شب قدر در آن نباشد، بهتر است. و این از چیزهایی است که عقل در آن حیران می‌ماند؛ زیرا خداوند بر این امت ضعیف، با شبی منت گذارده که عمل در آن از هزار ماه بیشتر و بهتر است، هزار ماه، هشتاد و اندی سال است که سن یک انسان است، انسانی که عمر درازی کرده باشد. (4) (﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ﴾) فرشتگان زیادی و جبرئیل، با اجازۀ پروردگارشان نازل می‌شوند، و آن شب از هر آفت و شری سالم است؛ چون خیر آن فراوان می‌باشد. (5) (﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ﴾) آن شب از غروب تا صبح از هر شر و آفتی سلامت خواهد بود. احادیث فراوانی در مورد فضیلت شب قدر، و اینکه شب قدر در رمضان است، و در دهۀ اخیر آن و به خصوص در شب‌های طاق آن است، وارد شده است. و این هر سال تا قیام قیامت تکرار می‌شود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم در دهۀ اخیر رمضان، زیاد عبادت می‌کرد و به اعتکاف می‌نشست، به امید اینکه «لیلۀ القدر» را دریابد. والله اعلم. * * *

القدر 97:3

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ما در شب قدرش نازل کرديم وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ و تو چه ، داني که شب قدر چيست ? لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر از هزار ماه است تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براي انجام دادن کارها نازل مي شوند سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند با بیان فضیلت قرآن و بلندی مقام آن می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾) ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر نازل کرد، و به وسیلۀ آن رحمتی عام بر بندگان فرود آورد که بندگان توانایی سپاسگزاری آن را ندارند. و بدان جهت «شب قدر» نامیده شده که قدر و مقام آن بالاست، و نزد خداوند فضیلت دارد؛ و چون در شب قدر، اجل و روزی و روزهای سال مقدر می‌گردد. (2) سپس اهمیت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ﴾) تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ یعنی شبی مهم و باارزش و دارای اهمیت زیادی است (3) و فضیلت آن (﴿خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ﴾) با هزار ماه برابر است. پس عملی که در شب قدر انجام شود، از عمل هزار ماه که شب قدر در آن نباشد، بهتر است. و این از چیزهایی است که عقل در آن حیران می‌ماند؛ زیرا خداوند بر این امت ضعیف، با شبی منت گذارده که عمل در آن از هزار ماه بیشتر و بهتر است، هزار ماه، هشتاد و اندی سال است که سن یک انسان است، انسانی که عمر درازی کرده باشد. (4) (﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ﴾) فرشتگان زیادی و جبرئیل، با اجازۀ پروردگارشان نازل می‌شوند، و آن شب از هر آفت و شری سالم است؛ چون خیر آن فراوان می‌باشد. (5) (﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ﴾) آن شب از غروب تا صبح از هر شر و آفتی سلامت خواهد بود. احادیث فراوانی در مورد فضیلت شب قدر، و اینکه شب قدر در رمضان است، و در دهۀ اخیر آن و به خصوص در شب‌های طاق آن است، وارد شده است. و این هر سال تا قیام قیامت تکرار می‌شود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم در دهۀ اخیر رمضان، زیاد عبادت می‌کرد و به اعتکاف می‌نشست، به امید اینکه «لیلۀ القدر» را دریابد. والله اعلم. * * *

القدر 97:4

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ما در شب قدرش نازل کرديم وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ و تو چه ، داني که شب قدر چيست ? لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر از هزار ماه است تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براي انجام دادن کارها نازل مي شوند سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند با بیان فضیلت قرآن و بلندی مقام آن می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾) ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر نازل کرد، و به وسیلۀ آن رحمتی عام بر بندگان فرود آورد که بندگان توانایی سپاسگزاری آن را ندارند. و بدان جهت «شب قدر» نامیده شده که قدر و مقام آن بالاست، و نزد خداوند فضیلت دارد؛ و چون در شب قدر، اجل و روزی و روزهای سال مقدر می‌گردد. (2) سپس اهمیت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ﴾) تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ یعنی شبی مهم و باارزش و دارای اهمیت زیادی است (3) و فضیلت آن (﴿خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ﴾) با هزار ماه برابر است. پس عملی که در شب قدر انجام شود، از عمل هزار ماه که شب قدر در آن نباشد، بهتر است. و این از چیزهایی است که عقل در آن حیران می‌ماند؛ زیرا خداوند بر این امت ضعیف، با شبی منت گذارده که عمل در آن از هزار ماه بیشتر و بهتر است، هزار ماه، هشتاد و اندی سال است که سن یک انسان است، انسانی که عمر درازی کرده باشد. (4) (﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ﴾) فرشتگان زیادی و جبرئیل، با اجازۀ پروردگارشان نازل می‌شوند، و آن شب از هر آفت و شری سالم است؛ چون خیر آن فراوان می‌باشد. (5) (﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ﴾) آن شب از غروب تا صبح از هر شر و آفتی سلامت خواهد بود. احادیث فراوانی در مورد فضیلت شب قدر، و اینکه شب قدر در رمضان است، و در دهۀ اخیر آن و به خصوص در شب‌های طاق آن است، وارد شده است. و این هر سال تا قیام قیامت تکرار می‌شود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم در دهۀ اخیر رمضان، زیاد عبادت می‌کرد و به اعتکاف می‌نشست، به امید اینکه «لیلۀ القدر» را دریابد. والله اعلم. * * *

القدر 97:5

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ما در شب قدرش نازل کرديم وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ و تو چه ، داني که شب قدر چيست ? لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر از هزار ماه است تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براي انجام دادن کارها نازل مي شوند سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است. مکي و 5 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند با بیان فضیلت قرآن و بلندی مقام آن می‌فرماید: (﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ﴾) ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر نازل کرد، و به وسیلۀ آن رحمتی عام بر بندگان فرود آورد که بندگان توانایی سپاسگزاری آن را ندارند. و بدان جهت «شب قدر» نامیده شده که قدر و مقام آن بالاست، و نزد خداوند فضیلت دارد؛ و چون در شب قدر، اجل و روزی و روزهای سال مقدر می‌گردد. (2) سپس اهمیت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ﴾) تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ یعنی شبی مهم و باارزش و دارای اهمیت زیادی است (3) و فضیلت آن (﴿خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ﴾) با هزار ماه برابر است. پس عملی که در شب قدر انجام شود، از عمل هزار ماه که شب قدر در آن نباشد، بهتر است. و این از چیزهایی است که عقل در آن حیران می‌ماند؛ زیرا خداوند بر این امت ضعیف، با شبی منت گذارده که عمل در آن از هزار ماه بیشتر و بهتر است، هزار ماه، هشتاد و اندی سال است که سن یک انسان است، انسانی که عمر درازی کرده باشد. (4) (﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ﴾) فرشتگان زیادی و جبرئیل، با اجازۀ پروردگارشان نازل می‌شوند، و آن شب از هر آفت و شری سالم است؛ چون خیر آن فراوان می‌باشد. (5) (﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ﴾) آن شب از غروب تا صبح از هر شر و آفتی سلامت خواهد بود. احادیث فراوانی در مورد فضیلت شب قدر، و اینکه شب قدر در رمضان است، و در دهۀ اخیر آن و به خصوص در شب‌های طاق آن است، وارد شده است. و این هر سال تا قیام قیامت تکرار می‌شود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم در دهۀ اخیر رمضان، زیاد عبادت می‌کرد و به اعتکاف می‌نشست، به امید اینکه «لیلۀ القدر» را دریابد. والله اعلم. * * *

البينة 98:1

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

البينة 98:2

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

البينة 98:3

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

البينة 98:4

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

البينة 98:5

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

البينة 98:6

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

البينة 98:7

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

البينة 98:8

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکان دست بر ندارند، تا برايشان برهاني روشن بيايد: رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري از جانب خدا که صحيفه هاي پاک را مي خواند فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته هايي است راست و درست وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برايشان برهاني روشن آمد وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان را جز اين فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالي که در دين اواخلاص مي ورزند و نماز گزارند و زکات دهند اين است دين درست و راست إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب ، آنها که کافرند و نيز مشرکان ، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود اينان بدترين آفريدگانند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند بهترين آفريدگانند جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهايي است جاويد که در آن نهرها جاري ، است تا ابد در آنجايند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اين خاص کسي است که از پروردگارش بترسد. مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند متعال می‌فرماید کافران اهل کتاب؛ یهود و نصارا و مشرکان از سایر ملّت‌ها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود، و گذر زمان چیزی جز کفر به آنان نمی‌افزاید تا اینکه حجت واضح و برهان روشن بدیشان برسد. (2 - 3) سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود: (﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی حق دعوت کند، و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: (﴿يَتۡلُواۡ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾) صحیفه‌هایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظ‌اند، و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمی‌زند؛ چون آنها برترین کلام و سخن می‌باشند. بنابراین در مورد این صحیفه‌ها فرمود: (﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ﴾) در آن، خبرهای راست و اوامر دادگرانه‌ایست که به سوی حق و صراط مستقیم هدایت می‌کنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جویندۀ حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت؛ تا هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک ‌گردد؛ و هر کس زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (4) (﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ﴾) اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند، و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست، بلکه آنها هیچ‌گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته‌ها تبدیل نشدند، مگر بعد از آنکه حجت آشکار به آنان رسید؛ حجتی که ایجاب می‌کرد ـ تا کسانی که حجت به آنها رسیده ـ متحد و یکپارچه باشند. ولی اهل کتاب به خاطر پستی و بدی خودشان، هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود، و بصیرت، چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد. (5) با اینکه کتاب‌ها دربر گیرندۀ یک اصل و یک دین می‌باشند. (﴿وَمَآ أُمِرُوٓاۡ إِلَّا لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) و در سایر شریعت‌ها فرمان نیافتند جز آنکه خدا را مخلصانه بپرستند؛ یعنی در همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی‌شان، هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. (﴿حُنَفَآءَ﴾) و از همۀ ادیانی که مخالف دین توحید می‌باشد رویگردان شوند. (﴿وَيُقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با اینکه زکات و نماز در (﴿لِيَعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾) داخل است؛ چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند، که هرکس آنها را انجام دهد انگار همۀ مقررات دین را انجام داده است. (﴿وَذَٰلِكَ﴾) و توحید و اخلاص در دین (﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾) آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت می‌رساند؛ و دیگر راه‌ها انسان را به دوزخ می‌رسانند. (6) سپس سزای کافران را پس از آنکه حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود، و عذاب آنها را احاطه می‌کند، و کیفر آن بر آنها شدت می‌گیرد، و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در آن ناامید هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بدترین انسان‌ها هستند؛ چون حق را شناخته‌اند اما آن را ترک کرده‌اند، و اینها دنیا و آخرت را از دست داده‌اند. (7) (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾) اینها بهترین انسان‌ها هستند؛ چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت‌های دنیا و آخرت را به دست آورده‌اند. (8) (﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾) پاداش آنها باغ‌های بهشتی است که برای همیشه در آن هستند، و نه از آن بیرون می‌شوند و نه چیزی بالاتر از آن را می‌طلبند. (﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواۡ عَنۡهُ﴾) از زیر درختان و کاخ‌های این باغ‌ها، رودها روان است، و خداوند از آنها به خاطر اینکه کارهای شایسته کرده‌اند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمت‌هایی که خداوند به آنان داده، از او خشنود می‌باشند. (﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ﴾) این پاداش نیک، برای کسی است که از خداوند بترسد، و از نافرمانی او دوری نماید، و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد. * * *

الزلزلة 99:1

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

الزلزلة 99:2

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

الزلزلة 99:3

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

الزلزلة 99:4

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

الزلزلة 99:5

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

الزلزلة 99:6

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

الزلزلة 99:7

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

الزلزلة 99:8

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه که زمين لرزانده شود به سخت ترين ، لرزه هايش ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين بارهاي سنگينش را بيرون ريزد ، وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي بگويد که زمين را چه ، رسيده است ? يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين روز زمين خبرهاي خويش را حکايت مي کند : بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه پروردگارت به او وحي کرده است يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن روز مردم پراکنده از قبرها بيرون مي آيند تا اعمالشان را به آنهابنمايانند فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس هر کس به وزن ذره اي نيکي کرده باشد آن را مي بيند وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ و هر کس به وزن ذره اي بدي کرده باشد آن را مي بيند مدني و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق می‌افتد خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا﴾) زمین به شدت تکان می‌خورد و به لرزه انداخته می‌شود تا نشانه‌های آن فرو ریزند. و کوه‌های آن از هم می‌پاشد و تپه‌ها برابر می‌شوند، و زمین به میدانی صاف و هموار و بدون فراز و نشیب تبدیل می‌شود. (﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا﴾) و زمین مرده‌ها و خزانه‌ها و گنج‌هایی را که در درون اوست بیرون می‌اندازد. (3) (﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا﴾) وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده می‌کند، می‌گوید:«آن را چه شده است؟» (4 - 5) (﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا﴾) در آن روز، زمین به خوبی‌ها و بدی‌هایی که مردمِ روی زمین کرده‌اند گواهی می‌دهد. پس زمین از جملۀ گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی می‌دهد. (﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا﴾) چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد، و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمی‌کند. (6) (﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) در آن روز، مردم به صورت دسته‌های متفاوت پراکنده می‌شوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کرده‌اند به آنها نشان بدهد، و آنها جزای کارهایشان را به‌طور کامل ببینند. (7 - 8) (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾) این همۀ خیر و شر را فرا می‌گیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است می‌بیند -گرچه به اندازۀ ذره‌ای باشد- بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾ روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر می‌یابد، و دوست دارد که میان او و آن فاصلۀ دوری ‌بود. ﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده می‌یابند. در اینجا آدمی بر انجام کار خیر ـ هرچند اندک باشد ـ تشویق شده است، و از انجام کار بد ـ هرچند ناچیز باشد ـ برحذر داشته شده است.

العاديات 100:1

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:2

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:3

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:4

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:5

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:6

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:7

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:8

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:9

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:10

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

العاديات 100:11

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ? مکي و 11آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند. (2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند. (3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد. (4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند. (6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد. (7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \ (8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. (9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود. (11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است. * * *

القارعة 101:1

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:2

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:3

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:4

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:5

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:6

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:7

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:8

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:9

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:10

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *

القارعة 101:11

الْقَارِعَةُ قارعه مَا الْقَارِعَةُ چيست قارعه ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني که قارعه چيست ? يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند ، وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون پشم زده شده فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ اما هر که کفه ترازويش سنگين باشد ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ در، يک زندگي پسنديده است وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ و اما هر که کفه ترازويش سبک باشد ، فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ جايگاهش در هاويه است وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ و تو چه داني که هاويه چيست ? نَارٌ حَامِيَةٌ آتشي است در نهايت گرمي مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿ٱلۡقَارِعَةُ﴾) از نام‌های روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است؛ چون مردم را فرو می‌کوبد و وحشت‌هایش آنان را پریشان می‌گرداند. بنابراین آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود:(﴿ٱلۡقَارِعَةُ مَا ٱلۡقَارِعَةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ)) (4) در آن روز، مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانه‌های پراکنده شده می‌گردند؛ پروانه‌هایی که برخی به میان برخی می‌روند و موج می‌زنند و نمی‌دانند کجا می‌روند، و هرگاه آتشی روشن شود همه به سوی آن می‌روند؛ چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود. (5) (﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ﴾) اما کوه‌های سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچک‌ترین بادی آن را به هوا می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾ و کوه‌ها را جامد می‌پنداری، اما آنها چون ابرها حرکت می‌کنند. سپس کوه‌ها به گرد و غباری پراکنده تبدیل می‌شوند و از بین می‌روند، و چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. پس در این وقت ترازوها نصب می‌گردند، و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم می‌شوند. (6 - 7) (﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ﴾) هرکس نیکی‌هایش از بدی‌هایش بیشتر باشد در زندگی رضایت‌بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد. (8 - 11) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و اما کسی که کفّه‌های ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکی‌هایی نداشته باشد که در برابر بدی‌هایش بایستد. (﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ﴾) جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نام‌های دوزخ «هاویه» می‌باشد، و دوزخ به منزلۀ مادرش می‌باشد و همواره او را در آغوش می‌گیرد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾ بی‌گمان، عذاب آن سخت خواهد بود. و بعضی گفته‌اند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دوزخ انداخته می‌شود. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ﴾) این تعظیم و مهم جلوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که (﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ﴾) آتشی بسیار گرم و سوزان است، و از آتش دنیا هفتاد برابر گرم‌تر و سوزنده‌تر می‌باشد. از خداوند به آن پناه می‌بریم. * * *