Tafsir As-Saadi - Persian — الأنعام 6:1 – الأنعام 6:92
Contents
- الأنعام 6:1
- الأنعام 6:2
- الأنعام 6:3
- الأنعام 6:4
- الأنعام 6:5
- الأنعام 6:6
- الأنعام 6:7
- الأنعام 6:8
- الأنعام 6:9
- الأنعام 6:10
- الأنعام 6:11
- الأنعام 6:12
- الأنعام 6:13
- الأنعام 6:14
- الأنعام 6:15
- الأنعام 6:16
- الأنعام 6:17
- الأنعام 6:18
- الأنعام 6:19
- الأنعام 6:20
- الأنعام 6:21
- الأنعام 6:22
- الأنعام 6:23
- الأنعام 6:24
- الأنعام 6:25
- الأنعام 6:26
- الأنعام 6:27
- الأنعام 6:28
- الأنعام 6:29
- الأنعام 6:30
- الأنعام 6:31
- الأنعام 6:32
- الأنعام 6:33
- الأنعام 6:34
- الأنعام 6:35
- الأنعام 6:36
- الأنعام 6:37
- الأنعام 6:38
- الأنعام 6:39
- الأنعام 6:40
- الأنعام 6:41
- الأنعام 6:42
- الأنعام 6:43
- الأنعام 6:44
- الأنعام 6:45
- الأنعام 6:46
- الأنعام 6:47
- الأنعام 6:48
- الأنعام 6:49
- الأنعام 6:50
- الأنعام 6:51
- الأنعام 6:52
- الأنعام 6:53
- الأنعام 6:54
- الأنعام 6:55
- الأنعام 6:56
- الأنعام 6:57
- الأنعام 6:58
- الأنعام 6:59
- الأنعام 6:60
- الأنعام 6:61
- الأنعام 6:62
- الأنعام 6:63
- الأنعام 6:64
- الأنعام 6:65
- الأنعام 6:66
- الأنعام 6:67
- الأنعام 6:68
- الأنعام 6:69
- الأنعام 6:70
- الأنعام 6:71
- الأنعام 6:72
- الأنعام 6:73
- الأنعام 6:74
- الأنعام 6:75
- الأنعام 6:76
- الأنعام 6:77
- الأنعام 6:78
- الأنعام 6:79
- الأنعام 6:80
- الأنعام 6:81
- الأنعام 6:82
- الأنعام 6:83
- الأنعام 6:84
- الأنعام 6:85
- الأنعام 6:86
- الأنعام 6:87
- الأنعام 6:88
- الأنعام 6:89
- الأنعام 6:90
- الأنعام 6:91
- الأنعام 6:92
الأنعام 6:1
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ؛ ستايش از آن خداوندي است که آسمانها و، زمين را بيافريد و تاريکيها و روشنايي را پديدار کرد ، با اين همه ، کافران با پروردگار خويش ديگري را برابر مي دارند. هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ؛ اوست که شما را از گل بيافريد و عمري مقرر کرد : مدتي در نزد او معين با، اين همه ، ترديد مي ورزيد.
مکي و 165 آيه است.
(1) .خداوند خویشتن را به خاطر صفتهای کمال و عظمت وشکوه خود، و به طور ویژه صفتهایی که در این آیه ذکر شده است، میستاید. پس او خود را بر آفریدن آسمانها و زمین، که بر قدرت کامل و علم و رحمت واسع و گستردگی حکمت و یگانه بودن وی در آفرینش و تدبیر دلالت مینماید، ستایش نمود، و خویشتن را به خاطر پدید آوردن روشنایی و تاریکیها ستود. و این، تاریکی و روشنایی محسوس مانند شب و روز و خورشید و ماه، و نیز تاریکی و روشنایی معنوی از قبیل: تاریکی جهالت و شک و شرک و گناه و غفلت، و نور علم و ایمان و یقین و طاعت را شامل میشود. و همۀ این موارد قاطعانه دلالت مینمایند که خداوند متعال، سزاوار پرستش و عبادت خالص است. با وجود این همه دلیل و برهان روشن، (﴿ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ﴾) کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدهاند [کسانی دیگر] غیر از خدا را با وی در عبادت و کرنش و تعظیم برابر میدانند، با اینکه آنان در چیزی با خدا برابر نیستند، و آنها نیازمندانی ناتواناند و از هر جهت کمبود دارند.
(2) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٖ﴾) خداوند، ذاتی است که شما را از گِل آفریده است؛ چرا که مادۀ خلقت شما و پدرتان آدم علیه السلام از گِل بوده است.(﴿ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلٗا﴾) سپس مدت و زمانی را برای اقامت شما در این دنیا معین کرد، تا در آن مدت بهرهمند شوید و از آن استفاده کنید و بهوسیلۀ آنچه که به سوی پیامبرانش فرستاده میشود، مورد امتحان و آزمایش قرار گیرید. ﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾ تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مینماید. و شما را در این دنیا به اندازهای عمر میدهد که آن اندازه کافی است برای هر آن کس که بخواهد در آن پند پذیرد. (﴿وَأَجَلٞ مُّسَمًّى عِندَهُۥ﴾) و مدت معیّنی نزد اوست و آن دنیای آخرت است که بندگان از این دنیا به آن منتقل میشوند. پس خداوند آنان را طبق اعمال خوب و بدشان جزا و سزا میدهد. (﴿ثُمَّ﴾) سپس با وجود این بیان کامل و حجت قاطع، (﴿أَنتُمۡ تَمۡتَرُونَ﴾) شما در وعدۀ خدا و وعید او، و وقوع روز قیامت شک و تردید به خود راه میدهید. و خداوند «ظلمات» را بدان جهت با صیغۀ جمع آورد که اقسام آن زیاد و راههای آن گوناگون است. اما نور و روشنایی را به صورت مفرد آورد، چون راهی که انسان را به خدا میرساند، یکی است و تعدد در آن وجود ندارد، و آن راهی است که دانستن حق، و عمل کردن به آن را در بر دارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواۡ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾ و این است راه راست من، پس، از آن پیروی کنید و از راههای دیگر پیروی مکنید، که شما را از راه خدا دور میکند.
الأنعام 6:2
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ؛ ستايش از آن خداوندي است که آسمانها و، زمين را بيافريد و تاريکيها و روشنايي را پديدار کرد ، با اين همه ، کافران با پروردگار خويش ديگري را برابر مي دارند. هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ؛ اوست که شما را از گل بيافريد و عمري مقرر کرد : مدتي در نزد او معين با، اين همه ، ترديد مي ورزيد.
مکي و 165 آيه است.
(1) .خداوند خویشتن را به خاطر صفتهای کمال و عظمت وشکوه خود، و به طور ویژه صفتهایی که در این آیه ذکر شده است، میستاید. پس او خود را بر آفریدن آسمانها و زمین، که بر قدرت کامل و علم و رحمت واسع و گستردگی حکمت و یگانه بودن وی در آفرینش و تدبیر دلالت مینماید، ستایش نمود، و خویشتن را به خاطر پدید آوردن روشنایی و تاریکیها ستود. و این، تاریکی و روشنایی محسوس مانند شب و روز و خورشید و ماه، و نیز تاریکی و روشنایی معنوی از قبیل: تاریکی جهالت و شک و شرک و گناه و غفلت، و نور علم و ایمان و یقین و طاعت را شامل میشود. و همۀ این موارد قاطعانه دلالت مینمایند که خداوند متعال، سزاوار پرستش و عبادت خالص است. با وجود این همه دلیل و برهان روشن، (﴿ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ﴾) کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدهاند [کسانی دیگر] غیر از خدا را با وی در عبادت و کرنش و تعظیم برابر میدانند، با اینکه آنان در چیزی با خدا برابر نیستند، و آنها نیازمندانی ناتواناند و از هر جهت کمبود دارند.
(2) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٖ﴾) خداوند، ذاتی است که شما را از گِل آفریده است؛ چرا که مادۀ خلقت شما و پدرتان آدم علیه السلام از گِل بوده است.(﴿ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلٗا﴾) سپس مدت و زمانی را برای اقامت شما در این دنیا معین کرد، تا در آن مدت بهرهمند شوید و از آن استفاده کنید و بهوسیلۀ آنچه که به سوی پیامبرانش فرستاده میشود، مورد امتحان و آزمایش قرار گیرید. ﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾ تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مینماید. و شما را در این دنیا به اندازهای عمر میدهد که آن اندازه کافی است برای هر آن کس که بخواهد در آن پند پذیرد. (﴿وَأَجَلٞ مُّسَمًّى عِندَهُۥ﴾) و مدت معیّنی نزد اوست و آن دنیای آخرت است که بندگان از این دنیا به آن منتقل میشوند. پس خداوند آنان را طبق اعمال خوب و بدشان جزا و سزا میدهد. (﴿ثُمَّ﴾) سپس با وجود این بیان کامل و حجت قاطع، (﴿أَنتُمۡ تَمۡتَرُونَ﴾) شما در وعدۀ خدا و وعید او، و وقوع روز قیامت شک و تردید به خود راه میدهید. و خداوند «ظلمات» را بدان جهت با صیغۀ جمع آورد که اقسام آن زیاد و راههای آن گوناگون است. اما نور و روشنایی را به صورت مفرد آورد، چون راهی که انسان را به خدا میرساند، یکی است و تعدد در آن وجود ندارد، و آن راهی است که دانستن حق، و عمل کردن به آن را در بر دارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواۡ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾ و این است راه راست من، پس، از آن پیروی کنید و از راههای دیگر پیروی مکنید، که شما را از راه خدا دور میکند.
الأنعام 6:3
وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ؛ در آسمانها و زمين ، اوست که خداوند است نهان و آشکارتان را مي داندو از کردارتان آگاه است.
(3) او در آسمانها و زمین معبود است. پس اهل آسمانها و زمین اعم از فرشتگانِ مقرب و پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، پروردگارشان را میپرستند، و در برابر عظمت و شکوه او، فروتنی پیشه کرده، و در برابر قدرت و بزرگی او کرنش میکنند. و او پنهان و آشکارتان، و آنچه را که به دست میآورید و انجام میدهید، میداند. پس، از نافرمانی او بپرهیزید و در انجام کارهایی که شما را به رحمت وی نزدیک مینماید، شتاب ورزید، و از هر عملی که شما را از رحمتش دور میکند، بپرهیزید.
الأنعام 6:4
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ آيه اي از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشد ، جز آنکه از آن رويگردان شدند. فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ چون سخن حق بر آنها عرضه شد ، تکذيبش کردند پس به زودي ، خبر چيزهايي که به ريشخندشان مي گرفتند به آنها خواهد رسيد. أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ؛ آيا نديده اند که پيش از آنها چه مردمي را هلاک کرده ايم ? مردمي که ، درزمين مکانتشان داده بوديم ، آنچنان مکانتي که به شما نداده ايم و برايشان از آسمان بارانهاي پي در پي فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم آنگاه به کيفر گناهانشان هلاکشان کرديم و پس از آنها مردمي ديگر پديد آورديم.
(4) خداوند از رویگردانی مشرکین، و شدت تکذیب و دشمنی آنها، و اینکه ذکر دلایل به آنان فایده نمیرساند ـ مگر اینکه دچار عذاب و رنج شوند ـ خبر داده و میفرماید: (﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و هیچ دلیلی از دلایل پروردگارشان، که قاطعانه برحق دلالت مینماید، و آنان را به پیروی و پذیرفتن آن فرا میخواند، پیش آنان نمیآید، (﴿إِلَّا كَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) مگر اینکه از آن روی بر میتابند، و به آن اعتنا نکرده و به آن گوش فرا نمیدهند؛ چرا که دلهایشان به چیزهای دیگر تمایل دارد و به آن پشت کردهاند.
(5) (﴿ فَقَدۡ كَذَّبُواۡ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾) آنان وقتی که حق نزدشان آمد، آن را تکذیب کردند، حال آنکه میبایست از آن پیروی کنند، و سپاس خداوند را به جای بیاورند که شناخت حق را برای آنان آسان نمود، و آن را نزدشان روانه کرد. ولی آنان وارونه عمل کردند و سزاوار کیفر و عذاب سخت گردیدند. (﴿فَسَوۡفَ يَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاۡ مَا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و اخبار آنچه را که به تمسخر میگرفتند، به آنان خواهد رسید و در خواهند یافت که آن حق است، و خداوند دروغ و افترای آنها را روشن مینماید. آنان رستاخیز و بهشت و جهنم را به تمسخر میگرفتند. پس وقتی که روز قیامت فرا برسد، به تکذیب کنندگان گفته میشود:﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾ این جهنمی است که آن را تکذیب میکردید. و خداوند متعال میفرماید:﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَا يَبۡعَثُ ٱللَّهُ مَن يَمُوتُۚ بَلَىٰ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾ و مؤکداً سوگند خوردند که خداوند کسی را که بمیرد، بر نمیانگیزد. آری! وعدۀ حقی است که خدا مردگان را زنده نماید، اما بیشتر مردم نمیدانند. تا آنچه را که در آن اختلاف میکردند، برای آنها روشن بگرداند، و تا کافران بدانند که آنها دروغگو هستند.
(6) سپس به آنها فرمان میدهد تا از امتهای پیشین عبرت بگیرند و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَرَوۡاۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ﴾) آیا ندیدهاند که پیش از آنها، چه [بسیار] ملتهایی را هلاک کردهایم؟ یعنی چقدر امتهای تکذیبکننده را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنان را قبلاز اینکه به هلاکت برسند، مهلت دادیم، به طوری که (﴿مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ﴾) به آنان قدرت و نعمت و اموال و فرزند و اسباب آسایش بخشیدیم، قدرت و نعمتی که به شما ندادهایم. (﴿وَأَرۡسَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡهِم مِّدۡرَارٗا وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَنۡهَٰرَ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمۡ﴾) و پیدرپی از آسمان برای آنان باران فرو فرستادیم، و رودها را برای آنان روان ساختیم، تا کشتزارها و میوهجات را برای آنان به بار آورد، و از آن بهرمند شوند، و از آنچه که دوست دارند، بخورند و استفاده کنند. پس شکر نعمتهای خدا را به جای نیاوردند، بلکه به شهوت و هوس پرستی روی آوردند و لذتها آنان را به خود مشغول کرد. پس پیامبران با دلایل و معجزات نزدشان آمدند، ولی معجزات را تصدیق نکردند بلکه آن را رد کرده، وتکذیب نمودند. (﴿فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ وَأَنشَأۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِمۡ قَرۡنًا ءَاخَرِينَ﴾) پس آنان را به سبب گناهانشان هلاک ساختیم، و بعد از آنها، ملت دیگری پدید آوردیم؛ یعنی خداوند آنان را به خاطر گناهانشان هلاک نمود، و پس از آنها، ملتی دیگر پدید آورد. پس این، سنت و شیوۀ الهی در مورد امتهای پیشین و پسین است، و شما باید از داستان کسانی که خداوند اخبارشان را برایتان بیان کرده است، عبرت بگیرید.
الأنعام 6:5
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ آيه اي از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشد ، جز آنکه از آن رويگردان شدند. فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ چون سخن حق بر آنها عرضه شد ، تکذيبش کردند پس به زودي ، خبر چيزهايي که به ريشخندشان مي گرفتند به آنها خواهد رسيد. أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ؛ آيا نديده اند که پيش از آنها چه مردمي را هلاک کرده ايم ? مردمي که ، درزمين مکانتشان داده بوديم ، آنچنان مکانتي که به شما نداده ايم و برايشان از آسمان بارانهاي پي در پي فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم آنگاه به کيفر گناهانشان هلاکشان کرديم و پس از آنها مردمي ديگر پديد آورديم.
(4) خداوند از رویگردانی مشرکین، و شدت تکذیب و دشمنی آنها، و اینکه ذکر دلایل به آنان فایده نمیرساند ـ مگر اینکه دچار عذاب و رنج شوند ـ خبر داده و میفرماید: (﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و هیچ دلیلی از دلایل پروردگارشان، که قاطعانه برحق دلالت مینماید، و آنان را به پیروی و پذیرفتن آن فرا میخواند، پیش آنان نمیآید، (﴿إِلَّا كَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) مگر اینکه از آن روی بر میتابند، و به آن اعتنا نکرده و به آن گوش فرا نمیدهند؛ چرا که دلهایشان به چیزهای دیگر تمایل دارد و به آن پشت کردهاند.
(5) (﴿ فَقَدۡ كَذَّبُواۡ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾) آنان وقتی که حق نزدشان آمد، آن را تکذیب کردند، حال آنکه میبایست از آن پیروی کنند، و سپاس خداوند را به جای بیاورند که شناخت حق را برای آنان آسان نمود، و آن را نزدشان روانه کرد. ولی آنان وارونه عمل کردند و سزاوار کیفر و عذاب سخت گردیدند. (﴿فَسَوۡفَ يَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاۡ مَا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و اخبار آنچه را که به تمسخر میگرفتند، به آنان خواهد رسید و در خواهند یافت که آن حق است، و خداوند دروغ و افترای آنها را روشن مینماید. آنان رستاخیز و بهشت و جهنم را به تمسخر میگرفتند. پس وقتی که روز قیامت فرا برسد، به تکذیب کنندگان گفته میشود:﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾ این جهنمی است که آن را تکذیب میکردید. و خداوند متعال میفرماید:﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَا يَبۡعَثُ ٱللَّهُ مَن يَمُوتُۚ بَلَىٰ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾ و مؤکداً سوگند خوردند که خداوند کسی را که بمیرد، بر نمیانگیزد. آری! وعدۀ حقی است که خدا مردگان را زنده نماید، اما بیشتر مردم نمیدانند. تا آنچه را که در آن اختلاف میکردند، برای آنها روشن بگرداند، و تا کافران بدانند که آنها دروغگو هستند.
(6) سپس به آنها فرمان میدهد تا از امتهای پیشین عبرت بگیرند و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَرَوۡاۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ﴾) آیا ندیدهاند که پیش از آنها، چه [بسیار] ملتهایی را هلاک کردهایم؟ یعنی چقدر امتهای تکذیبکننده را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنان را قبلاز اینکه به هلاکت برسند، مهلت دادیم، به طوری که (﴿مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ﴾) به آنان قدرت و نعمت و اموال و فرزند و اسباب آسایش بخشیدیم، قدرت و نعمتی که به شما ندادهایم. (﴿وَأَرۡسَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡهِم مِّدۡرَارٗا وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَنۡهَٰرَ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمۡ﴾) و پیدرپی از آسمان برای آنان باران فرو فرستادیم، و رودها را برای آنان روان ساختیم، تا کشتزارها و میوهجات را برای آنان به بار آورد، و از آن بهرمند شوند، و از آنچه که دوست دارند، بخورند و استفاده کنند. پس شکر نعمتهای خدا را به جای نیاوردند، بلکه به شهوت و هوس پرستی روی آوردند و لذتها آنان را به خود مشغول کرد. پس پیامبران با دلایل و معجزات نزدشان آمدند، ولی معجزات را تصدیق نکردند بلکه آن را رد کرده، وتکذیب نمودند. (﴿فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ وَأَنشَأۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِمۡ قَرۡنًا ءَاخَرِينَ﴾) پس آنان را به سبب گناهانشان هلاک ساختیم، و بعد از آنها، ملت دیگری پدید آوردیم؛ یعنی خداوند آنان را به خاطر گناهانشان هلاک نمود، و پس از آنها، ملتی دیگر پدید آورد. پس این، سنت و شیوۀ الهی در مورد امتهای پیشین و پسین است، و شما باید از داستان کسانی که خداوند اخبارشان را برایتان بیان کرده است، عبرت بگیرید.
الأنعام 6:6
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ آيه اي از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشد ، جز آنکه از آن رويگردان شدند. فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ چون سخن حق بر آنها عرضه شد ، تکذيبش کردند پس به زودي ، خبر چيزهايي که به ريشخندشان مي گرفتند به آنها خواهد رسيد. أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ؛ آيا نديده اند که پيش از آنها چه مردمي را هلاک کرده ايم ? مردمي که ، درزمين مکانتشان داده بوديم ، آنچنان مکانتي که به شما نداده ايم و برايشان از آسمان بارانهاي پي در پي فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم آنگاه به کيفر گناهانشان هلاکشان کرديم و پس از آنها مردمي ديگر پديد آورديم.
(4) خداوند از رویگردانی مشرکین، و شدت تکذیب و دشمنی آنها، و اینکه ذکر دلایل به آنان فایده نمیرساند ـ مگر اینکه دچار عذاب و رنج شوند ـ خبر داده و میفرماید: (﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و هیچ دلیلی از دلایل پروردگارشان، که قاطعانه برحق دلالت مینماید، و آنان را به پیروی و پذیرفتن آن فرا میخواند، پیش آنان نمیآید، (﴿إِلَّا كَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) مگر اینکه از آن روی بر میتابند، و به آن اعتنا نکرده و به آن گوش فرا نمیدهند؛ چرا که دلهایشان به چیزهای دیگر تمایل دارد و به آن پشت کردهاند.
(5) (﴿ فَقَدۡ كَذَّبُواۡ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾) آنان وقتی که حق نزدشان آمد، آن را تکذیب کردند، حال آنکه میبایست از آن پیروی کنند، و سپاس خداوند را به جای بیاورند که شناخت حق را برای آنان آسان نمود، و آن را نزدشان روانه کرد. ولی آنان وارونه عمل کردند و سزاوار کیفر و عذاب سخت گردیدند. (﴿فَسَوۡفَ يَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاۡ مَا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و اخبار آنچه را که به تمسخر میگرفتند، به آنان خواهد رسید و در خواهند یافت که آن حق است، و خداوند دروغ و افترای آنها را روشن مینماید. آنان رستاخیز و بهشت و جهنم را به تمسخر میگرفتند. پس وقتی که روز قیامت فرا برسد، به تکذیب کنندگان گفته میشود:﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾ این جهنمی است که آن را تکذیب میکردید. و خداوند متعال میفرماید:﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَا يَبۡعَثُ ٱللَّهُ مَن يَمُوتُۚ بَلَىٰ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾ و مؤکداً سوگند خوردند که خداوند کسی را که بمیرد، بر نمیانگیزد. آری! وعدۀ حقی است که خدا مردگان را زنده نماید، اما بیشتر مردم نمیدانند. تا آنچه را که در آن اختلاف میکردند، برای آنها روشن بگرداند، و تا کافران بدانند که آنها دروغگو هستند.
(6) سپس به آنها فرمان میدهد تا از امتهای پیشین عبرت بگیرند و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَرَوۡاۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ﴾) آیا ندیدهاند که پیش از آنها، چه [بسیار] ملتهایی را هلاک کردهایم؟ یعنی چقدر امتهای تکذیبکننده را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنان را قبلاز اینکه به هلاکت برسند، مهلت دادیم، به طوری که (﴿مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ﴾) به آنان قدرت و نعمت و اموال و فرزند و اسباب آسایش بخشیدیم، قدرت و نعمتی که به شما ندادهایم. (﴿وَأَرۡسَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡهِم مِّدۡرَارٗا وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَنۡهَٰرَ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمۡ﴾) و پیدرپی از آسمان برای آنان باران فرو فرستادیم، و رودها را برای آنان روان ساختیم، تا کشتزارها و میوهجات را برای آنان به بار آورد، و از آن بهرمند شوند، و از آنچه که دوست دارند، بخورند و استفاده کنند. پس شکر نعمتهای خدا را به جای نیاوردند، بلکه به شهوت و هوس پرستی روی آوردند و لذتها آنان را به خود مشغول کرد. پس پیامبران با دلایل و معجزات نزدشان آمدند، ولی معجزات را تصدیق نکردند بلکه آن را رد کرده، وتکذیب نمودند. (﴿فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ وَأَنشَأۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِمۡ قَرۡنًا ءَاخَرِينَ﴾) پس آنان را به سبب گناهانشان هلاک ساختیم، و بعد از آنها، ملت دیگری پدید آوردیم؛ یعنی خداوند آنان را به خاطر گناهانشان هلاک نمود، و پس از آنها، ملتی دیگر پدید آورد. پس این، سنت و شیوۀ الهی در مورد امتهای پیشین و پسین است، و شما باید از داستان کسانی که خداوند اخبارشان را برایتان بیان کرده است، عبرت بگیرید.
الأنعام 6:7
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ حتي اگر کتابي نوشته بر روي کاغذ بر تو نازل مي کرديم و آن را با دست خويش لمس مي کردند ، باز هم آن کافران مي گفتند که اين جز جادويي آشکارنيست. وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ؛ و گفتند : چرا فرشته اي بر او نازل نشده است ? اگر فرشته اي مي فرستاديم که کار به پايان مي رسيد و به آنها هيچ مهلتي داده نمي شد. وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ؛ و اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان برمي گزيديم باز هم او را به ، صورت مردي مي فرستاديم و اين خلطو اشتباه که پديد آورده اند بر جاي مي نهاديم.
(7) خداوند در اینجا پیامبرش را، از شدت کینهتوزی و عناد کافران آگاه ساخته و خبر میدهد که تکذیب آنها نه به خاطر نقصان چیزی است که تو پیش آنان آوردهای، و نه به خاطر این است که آنها آن را نمیدانند، بلکه تکذیبشان از روی ستم و سرکشی است، و شما نمیتوانی کاری برای آنان بکنید. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و اگر مکتوبی، نوشته شده بر کاغذ، بر تو نازل کنیم، و آن را با دستهایشان لمس کنند، و به آن یقین نمایند، کافران از روی ستم و تجاوز و خود بزرگ بینی میگویند: این جز جادوی آشکار نیست. پس چه دلیلی بزرگتر از این وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن، چنین سخن زشتی بر زبان میآورند، و اگر کسی کوچکترین بهرهای از عقل داشته باشد، آن را رد نمیکند. اما آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی آن را رد کردند.
(8) سپس از روی سرسختی و جهل و نادانی، (﴿قَالُواۡ﴾) گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه با محمد، فرشتهای فرستاده نشده است که او را در کارش یاری دهد؟ چون آنها گمان میبردند که محمد انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نمیگردد. خداوند لطف و مهربانیاش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسانهایی را از خود آنها به عنوان پیامبر، نزدشان فرستاده است تا ایمان آوردنشان از روی آگاهی و بینش و ایمان به امور پنهان باشد. (﴿وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا﴾) و اگر ما فرشتهای را به عنوان پیامبر میفرستادیم، ایمانشان از شناخت حق نشأت نمیگرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عینیِ خود، ایمان میآوردند، و چنین ایمانی، چندان ارزش ندارد. این در صورتی است که ایمان میآوردند، و غالباً دراین حالت نیز ایمان نمیآوردند. و اگر ایمان نمیآوردند، (﴿لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) کار ایشان تمام میشد، و در این دنیا نابود میشدند، و به آنان مهلت داده نمیشد، چون این سنت خدا در مورد کسانی است که دلایل و معجزاتی را میخواهند، و خداوند آن را برایشان میآورد، ولی آنها بدان ایمان نمیآورند. پس، فرستادن پیامبری از نسل آدم به سوی آنان همراه با دلایل روشن، و مهلت دادن کافران و تکذیب کنندگان، برای آنان بهتر و مفیدتر است. بنابراین درخواست آنها مبنی بر آمدن فرشته، بد درخواستی است اگر بدانند. [با وجود این، اگر فرشتهای فرستاده میشد، نمیتوانستند چیزی از او فرا بگیرند، و طاقت و تحمل آن را نداشتند].
(9) (﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا﴾) و اگر او را فرشته قرار میدادیم، [باز او] را به شکل انسان در میآوردیم؛ چون حکمت خدا، جز این را اقتضا نمیکند. (﴿وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ﴾) و آنان را در اشتباهی که قبلاً در آن به سر میبردند، قرار میدادیم، و مسئله بر آنها مشتبه میشد. و این بدان خاطر است که مسئله را بر خود مشتبه کردند؛ زیرا آنها دستور کار را بر این اساس گذاشتند که در آن شبهه است، و حقی در میان نیست. پس وقتی که حق نزدشان آمد، باعث هدایتشان نگردید، این در حالی است که دیگران بهوسیلۀ آن هدایت شدند. و گناه بر عهدۀ خودشان است؛ چرا که دروازۀ هدایت را به روی خود بستند، و پنجرههای گمراهی را به روی خود گشودند.
الأنعام 6:8
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ حتي اگر کتابي نوشته بر روي کاغذ بر تو نازل مي کرديم و آن را با دست خويش لمس مي کردند ، باز هم آن کافران مي گفتند که اين جز جادويي آشکارنيست. وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ؛ و گفتند : چرا فرشته اي بر او نازل نشده است ? اگر فرشته اي مي فرستاديم که کار به پايان مي رسيد و به آنها هيچ مهلتي داده نمي شد. وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ؛ و اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان برمي گزيديم باز هم او را به ، صورت مردي مي فرستاديم و اين خلطو اشتباه که پديد آورده اند بر جاي مي نهاديم.
(7) خداوند در اینجا پیامبرش را، از شدت کینهتوزی و عناد کافران آگاه ساخته و خبر میدهد که تکذیب آنها نه به خاطر نقصان چیزی است که تو پیش آنان آوردهای، و نه به خاطر این است که آنها آن را نمیدانند، بلکه تکذیبشان از روی ستم و سرکشی است، و شما نمیتوانی کاری برای آنان بکنید. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و اگر مکتوبی، نوشته شده بر کاغذ، بر تو نازل کنیم، و آن را با دستهایشان لمس کنند، و به آن یقین نمایند، کافران از روی ستم و تجاوز و خود بزرگ بینی میگویند: این جز جادوی آشکار نیست. پس چه دلیلی بزرگتر از این وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن، چنین سخن زشتی بر زبان میآورند، و اگر کسی کوچکترین بهرهای از عقل داشته باشد، آن را رد نمیکند. اما آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی آن را رد کردند.
(8) سپس از روی سرسختی و جهل و نادانی، (﴿قَالُواۡ﴾) گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه با محمد، فرشتهای فرستاده نشده است که او را در کارش یاری دهد؟ چون آنها گمان میبردند که محمد انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نمیگردد. خداوند لطف و مهربانیاش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسانهایی را از خود آنها به عنوان پیامبر، نزدشان فرستاده است تا ایمان آوردنشان از روی آگاهی و بینش و ایمان به امور پنهان باشد. (﴿وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا﴾) و اگر ما فرشتهای را به عنوان پیامبر میفرستادیم، ایمانشان از شناخت حق نشأت نمیگرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عینیِ خود، ایمان میآوردند، و چنین ایمانی، چندان ارزش ندارد. این در صورتی است که ایمان میآوردند، و غالباً دراین حالت نیز ایمان نمیآوردند. و اگر ایمان نمیآوردند، (﴿لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) کار ایشان تمام میشد، و در این دنیا نابود میشدند، و به آنان مهلت داده نمیشد، چون این سنت خدا در مورد کسانی است که دلایل و معجزاتی را میخواهند، و خداوند آن را برایشان میآورد، ولی آنها بدان ایمان نمیآورند. پس، فرستادن پیامبری از نسل آدم به سوی آنان همراه با دلایل روشن، و مهلت دادن کافران و تکذیب کنندگان، برای آنان بهتر و مفیدتر است. بنابراین درخواست آنها مبنی بر آمدن فرشته، بد درخواستی است اگر بدانند. [با وجود این، اگر فرشتهای فرستاده میشد، نمیتوانستند چیزی از او فرا بگیرند، و طاقت و تحمل آن را نداشتند].
(9) (﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا﴾) و اگر او را فرشته قرار میدادیم، [باز او] را به شکل انسان در میآوردیم؛ چون حکمت خدا، جز این را اقتضا نمیکند. (﴿وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ﴾) و آنان را در اشتباهی که قبلاً در آن به سر میبردند، قرار میدادیم، و مسئله بر آنها مشتبه میشد. و این بدان خاطر است که مسئله را بر خود مشتبه کردند؛ زیرا آنها دستور کار را بر این اساس گذاشتند که در آن شبهه است، و حقی در میان نیست. پس وقتی که حق نزدشان آمد، باعث هدایتشان نگردید، این در حالی است که دیگران بهوسیلۀ آن هدایت شدند. و گناه بر عهدۀ خودشان است؛ چرا که دروازۀ هدایت را به روی خود بستند، و پنجرههای گمراهی را به روی خود گشودند.
الأنعام 6:9
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ حتي اگر کتابي نوشته بر روي کاغذ بر تو نازل مي کرديم و آن را با دست خويش لمس مي کردند ، باز هم آن کافران مي گفتند که اين جز جادويي آشکارنيست. وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ؛ و گفتند : چرا فرشته اي بر او نازل نشده است ? اگر فرشته اي مي فرستاديم که کار به پايان مي رسيد و به آنها هيچ مهلتي داده نمي شد. وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ؛ و اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان برمي گزيديم باز هم او را به ، صورت مردي مي فرستاديم و اين خلطو اشتباه که پديد آورده اند بر جاي مي نهاديم.
(7) خداوند در اینجا پیامبرش را، از شدت کینهتوزی و عناد کافران آگاه ساخته و خبر میدهد که تکذیب آنها نه به خاطر نقصان چیزی است که تو پیش آنان آوردهای، و نه به خاطر این است که آنها آن را نمیدانند، بلکه تکذیبشان از روی ستم و سرکشی است، و شما نمیتوانی کاری برای آنان بکنید. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و اگر مکتوبی، نوشته شده بر کاغذ، بر تو نازل کنیم، و آن را با دستهایشان لمس کنند، و به آن یقین نمایند، کافران از روی ستم و تجاوز و خود بزرگ بینی میگویند: این جز جادوی آشکار نیست. پس چه دلیلی بزرگتر از این وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن، چنین سخن زشتی بر زبان میآورند، و اگر کسی کوچکترین بهرهای از عقل داشته باشد، آن را رد نمیکند. اما آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی آن را رد کردند.
(8) سپس از روی سرسختی و جهل و نادانی، (﴿قَالُواۡ﴾) گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه با محمد، فرشتهای فرستاده نشده است که او را در کارش یاری دهد؟ چون آنها گمان میبردند که محمد انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نمیگردد. خداوند لطف و مهربانیاش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسانهایی را از خود آنها به عنوان پیامبر، نزدشان فرستاده است تا ایمان آوردنشان از روی آگاهی و بینش و ایمان به امور پنهان باشد. (﴿وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا﴾) و اگر ما فرشتهای را به عنوان پیامبر میفرستادیم، ایمانشان از شناخت حق نشأت نمیگرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عینیِ خود، ایمان میآوردند، و چنین ایمانی، چندان ارزش ندارد. این در صورتی است که ایمان میآوردند، و غالباً دراین حالت نیز ایمان نمیآوردند. و اگر ایمان نمیآوردند، (﴿لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) کار ایشان تمام میشد، و در این دنیا نابود میشدند، و به آنان مهلت داده نمیشد، چون این سنت خدا در مورد کسانی است که دلایل و معجزاتی را میخواهند، و خداوند آن را برایشان میآورد، ولی آنها بدان ایمان نمیآورند. پس، فرستادن پیامبری از نسل آدم به سوی آنان همراه با دلایل روشن، و مهلت دادن کافران و تکذیب کنندگان، برای آنان بهتر و مفیدتر است. بنابراین درخواست آنها مبنی بر آمدن فرشته، بد درخواستی است اگر بدانند. [با وجود این، اگر فرشتهای فرستاده میشد، نمیتوانستند چیزی از او فرا بگیرند، و طاقت و تحمل آن را نداشتند].
(9) (﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا﴾) و اگر او را فرشته قرار میدادیم، [باز او] را به شکل انسان در میآوردیم؛ چون حکمت خدا، جز این را اقتضا نمیکند. (﴿وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ﴾) و آنان را در اشتباهی که قبلاً در آن به سر میبردند، قرار میدادیم، و مسئله بر آنها مشتبه میشد. و این بدان خاطر است که مسئله را بر خود مشتبه کردند؛ زیرا آنها دستور کار را بر این اساس گذاشتند که در آن شبهه است، و حقی در میان نیست. پس وقتی که حق نزدشان آمد، باعث هدایتشان نگردید، این در حالی است که دیگران بهوسیلۀ آن هدایت شدند. و گناه بر عهدۀ خودشان است؛ چرا که دروازۀ هدایت را به روی خود بستند، و پنجرههای گمراهی را به روی خود گشودند.
الأنعام 6:10
وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ پيامبراني را هم که پيش از تو بودند مسخره مي کردند پس مسخره کنندگان را عذابي که به ريشخندش مي گرفتند فروگرفت. قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛ بگو : در روي زمين بگرديد و بنگريد که پايان کار تکذيب کنندگان چگونه بوده است.
(10) خداوند متعال با دلجویی دادن پیامبرش، درحالی که او را به بردباری دستور میدهد و دشمنانش را تهدید میکند، میفرماید: (﴿وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) و پیامبرانی پیش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند، و زمانی که با دلایل آشکار نزد امتهایشان آمدند، آنها را دروغگو نامیدند، و پیامشان را به باد تمسخر گرفتند. پس خداوند آنها را به سبب کفر و تکذیبشان، هلاک کرد و کاملترین بهره از عذاب را برای آنان فراهم آورد.(﴿فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواۡ مِنۡهُم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) پس آنچه را که ریشخند، میکردند گریبان ریشخندکنندگان را گرفت. پس ای تکذیب کنندگان! بپرهیزید از اینکه تکذیب خود را ادامه دهید، و آنگاه بلایی که به آنان رسید، به شما نیز میرسد.
(11) (﴿قُلۡ سِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ ٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) اگر شما در این مورد شک و تردید دارید، پس در زمین به سیر و سیاحت بپردازید، و بنگرید که عاقبت و سرانجام تکذیبکنندگان چگونه بوده است؟ آنان را نمییابید، مگر قومی هلاک شده و ملتهایی که در میان رنجها و مصیبتها تلف شده، و خانههایشان از سکنه خالی و ویران گشته و شادی و سرور آنها از بین رفته است. پادشاه جبار آنها را نابود کرده، و سرگذشت آنان مایۀ عبرت خردمندان و صاحبان بینش شده است. این گردش که به آن امر شده، گردش سلوک دلها و جسمها است، چرا که از آن، عبرت و اندرز پدید میآید. اما نگاه کردنِ صرف، بدون عبرت گرفتن، فایدهای ندارد.
الأنعام 6:11
وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ پيامبراني را هم که پيش از تو بودند مسخره مي کردند پس مسخره کنندگان را عذابي که به ريشخندش مي گرفتند فروگرفت. قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛ بگو : در روي زمين بگرديد و بنگريد که پايان کار تکذيب کنندگان چگونه بوده است.
(10) خداوند متعال با دلجویی دادن پیامبرش، درحالی که او را به بردباری دستور میدهد و دشمنانش را تهدید میکند، میفرماید: (﴿وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) و پیامبرانی پیش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند، و زمانی که با دلایل آشکار نزد امتهایشان آمدند، آنها را دروغگو نامیدند، و پیامشان را به باد تمسخر گرفتند. پس خداوند آنها را به سبب کفر و تکذیبشان، هلاک کرد و کاملترین بهره از عذاب را برای آنان فراهم آورد.(﴿فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواۡ مِنۡهُم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) پس آنچه را که ریشخند، میکردند گریبان ریشخندکنندگان را گرفت. پس ای تکذیب کنندگان! بپرهیزید از اینکه تکذیب خود را ادامه دهید، و آنگاه بلایی که به آنان رسید، به شما نیز میرسد.
(11) (﴿قُلۡ سِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ ٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) اگر شما در این مورد شک و تردید دارید، پس در زمین به سیر و سیاحت بپردازید، و بنگرید که عاقبت و سرانجام تکذیبکنندگان چگونه بوده است؟ آنان را نمییابید، مگر قومی هلاک شده و ملتهایی که در میان رنجها و مصیبتها تلف شده، و خانههایشان از سکنه خالی و ویران گشته و شادی و سرور آنها از بین رفته است. پادشاه جبار آنها را نابود کرده، و سرگذشت آنان مایۀ عبرت خردمندان و صاحبان بینش شده است. این گردش که به آن امر شده، گردش سلوک دلها و جسمها است، چرا که از آن، عبرت و اندرز پدید میآید. اما نگاه کردنِ صرف، بدون عبرت گرفتن، فایدهای ندارد.
الأنعام 6:12
قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ بگو : از آن کيست آنچه در آسمانها و زمين است ? بگو : از آن خداست ، بخشايش را بر خود مقرر داشته ، همه شما را در روز قيامت که در آن ترديدي نيست گرد مي آورد آنان که به زيان خويش کار کرده اند ، ايمان نمي آورند.
(12) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُل﴾) به مشرکین بگو ـ بهگونهای که برایشان روشن نمایی، و آنان را بر توحید ملزم سازی ـ: (﴿لِّمَن مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ کیست؟ یعنی چه کسی آن را آفریده و مالک آن است و در آن تصرف مینماید؟ (﴿قُل﴾) به آنان بگو: (﴿لِّلَّهِ﴾) از آن خدا است، و مشرکین به آن اقرار کرده و آن را انکار نمیکنند. پس چرا اعتراف میکنند که تنها خدا فرمانروا است، و تنها او به تدبیر جهان میپردازد، اما به توحید او در الوهیت اعتراف نمیکنند؟! (﴿كَتَبَ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ﴾) جهان بالا و پائین، تحت فرمانروایی و تدبیر اوست، و رحمت و احسان خویش را بر آنان گسترانده، و رحمت و منت او آنها را در بر گرفته است. او بر خود مقرر نموده است که رحمتش بر خشمش غالب آید، و نزد او، بخشیدن از محروم کردن، پسندیدهتر است و خداوند برای همۀ بندگان، درهای رحمت را گشوده است به شرطی که آنان به سبب گناهانشان، درهای رحمت را به روی خود نبندند؛ و آنانرا به سوی رحمت خویش فرا خوانده است، مادامی که گناهان و عیبهایشان، مانع رحمت الهی نشود. (﴿لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ﴾) بدون شک شما را در روز قیامت، که هیچ شکی در وقوع آن نیست، گرد میآورد؛ و این سوگندی است از جانب خدا، و او راستگوترین خبردهندگان است. خداوند دلایل و حجتهایی را بر آمدن قیامت اقامه نموده است که آمدن آن را یقینی میسازد. اما ستمگران همواره بر عناد و لجاجت خویش افزوده، و قدرت خداوند را مبنی بر زنده کردن مردم پس از مرگ انکار کرده، و در نافرمانی او فرورفته، و بر کفر ورزیدن جرأت مینمایند. پس دنیا و آخرتشان را ضایع و تباه ساختهاند. بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) آنانکه خویشتن را تباه کردهاند، ایمان نمیآورند.
الأنعام 6:13
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:14
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:15
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:16
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:17
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:18
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:19
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:20
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.
(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن میگردد و شرک از بین میرود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم میباشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوکها، که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنوّع نیازها، میشنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک میورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم؛ چون او آفرینندۀ آسمانها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شدهام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شدهام، پس این واجبترین واجباتِ من است.
(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد.
(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ میترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.
(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او میباشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راهها را برای آنان توضیح دادیم (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگتر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را میگیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید؛ پس برای اثبات آنچه که میگوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته میشوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد میورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او میباشد.
(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بیخردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را میشناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، بهویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
الأنعام 6:21
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ چه کسي است ستمکارتر از آنکه به خدا دروغ مي بندد يا آيات او را دروغ مي ، انگارد ? هر آينه ستمکاران را رستگاري نيست.
(21) هیچ ستم و عنادی بزرگتر از ستم کسی نیست که یکی از این دو صفت را داشته باشد؛ پس اگر هر دو صفت در فردی موجود باشد، چگونه خواهد شد؟! کسی که هم به خدا دروغ نسبت دهد، و هم آیات و دلایل او را که پیامبران آوردهاند، تکذیب کند! چنین فردی ستمگرترین مردم است، و ستمگر هرگز رستگار نمیشود. این آیه شاملِ حالِ تمام کسانی میشود که به خدا دروغ نسبت داده، و ادعا میکنند خداوند شریک و یاوری شایستۀ پرستش دارد. یا برای خدا همسر و فرزندی قرار میدهند. و هرکس حقی را که پیامبران یا جانشینان آنان آوردهاند، تکذیب نماید، مشمول حکم این آیه است.
الأنعام 6:22
وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ؛ روزي همه را گرد آوريم ، سپس به آنها که شرک آورده اند بگوييم : آن کسان که مي پنداشتيد که شريکان خدايند اکنون کجايند ? ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ؛ عذري که مي آورند جز اين نيست که مي گويند : به خدا سوگند که پروردگارماست ، ما مشرک نبوده ايم. انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ؛ بنگر که چگونه بر خود دروغ بستند و آن دروغها که ساخته بودند ناچيز گرديد.
(22) خداوند متعال از سرانجام مشرکین در روز قیامت خبر میدهد، و اینکه آنها مؤاخذه و محاکمه شده و سرزنش میشوند. پس به آنها گفته میشود: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآؤُكُمُ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ﴾) کجایند انبازهایی که ادعا میکردید [شریک خداوند هستند]؟ یعنی خداوند هیچ شریکی نداشته، و آنها فقط ادعا میکردند شریکی دارد، و به او دروغ نسبت میدادند.
(23) (﴿ثُمَّ لَمۡ تَكُن فِتۡنَتُهُمۡ﴾) وقتی که با این سوال مورد آزمایش و امتحان قرار میگیرند، پاسخ آنها جز انکار شرکشان، چیز دیگری نیست، و سوگند میخورند که مشرک نبودهاند.
(24) (﴿ٱنظُرۡ﴾) با تعجب به آنها و حالتشان بنگر، (﴿كَيۡفَ كَذَبُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) که چگونه با خود دروغ میگویند، دروغی که آنان را دچار زیان کرد، و به آنان نهایت ضرر را رسانید، (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و شرکایی که ادعا میکردند شریک خدا هستند، از آنان گم شد. و خداوند از این ادعا و یاوهگوییها پاک است.
الأنعام 6:23
وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ؛ روزي همه را گرد آوريم ، سپس به آنها که شرک آورده اند بگوييم : آن کسان که مي پنداشتيد که شريکان خدايند اکنون کجايند ? ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ؛ عذري که مي آورند جز اين نيست که مي گويند : به خدا سوگند که پروردگارماست ، ما مشرک نبوده ايم. انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ؛ بنگر که چگونه بر خود دروغ بستند و آن دروغها که ساخته بودند ناچيز گرديد.
(22) خداوند متعال از سرانجام مشرکین در روز قیامت خبر میدهد، و اینکه آنها مؤاخذه و محاکمه شده و سرزنش میشوند. پس به آنها گفته میشود: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآؤُكُمُ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ﴾) کجایند انبازهایی که ادعا میکردید [شریک خداوند هستند]؟ یعنی خداوند هیچ شریکی نداشته، و آنها فقط ادعا میکردند شریکی دارد، و به او دروغ نسبت میدادند.
(23) (﴿ثُمَّ لَمۡ تَكُن فِتۡنَتُهُمۡ﴾) وقتی که با این سوال مورد آزمایش و امتحان قرار میگیرند، پاسخ آنها جز انکار شرکشان، چیز دیگری نیست، و سوگند میخورند که مشرک نبودهاند.
(24) (﴿ٱنظُرۡ﴾) با تعجب به آنها و حالتشان بنگر، (﴿كَيۡفَ كَذَبُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) که چگونه با خود دروغ میگویند، دروغی که آنان را دچار زیان کرد، و به آنان نهایت ضرر را رسانید، (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و شرکایی که ادعا میکردند شریک خدا هستند، از آنان گم شد. و خداوند از این ادعا و یاوهگوییها پاک است.
الأنعام 6:24
وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ؛ روزي همه را گرد آوريم ، سپس به آنها که شرک آورده اند بگوييم : آن کسان که مي پنداشتيد که شريکان خدايند اکنون کجايند ? ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ؛ عذري که مي آورند جز اين نيست که مي گويند : به خدا سوگند که پروردگارماست ، ما مشرک نبوده ايم. انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ؛ بنگر که چگونه بر خود دروغ بستند و آن دروغها که ساخته بودند ناچيز گرديد.
(22) خداوند متعال از سرانجام مشرکین در روز قیامت خبر میدهد، و اینکه آنها مؤاخذه و محاکمه شده و سرزنش میشوند. پس به آنها گفته میشود: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآؤُكُمُ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ﴾) کجایند انبازهایی که ادعا میکردید [شریک خداوند هستند]؟ یعنی خداوند هیچ شریکی نداشته، و آنها فقط ادعا میکردند شریکی دارد، و به او دروغ نسبت میدادند.
(23) (﴿ثُمَّ لَمۡ تَكُن فِتۡنَتُهُمۡ﴾) وقتی که با این سوال مورد آزمایش و امتحان قرار میگیرند، پاسخ آنها جز انکار شرکشان، چیز دیگری نیست، و سوگند میخورند که مشرک نبودهاند.
(24) (﴿ٱنظُرۡ﴾) با تعجب به آنها و حالتشان بنگر، (﴿كَيۡفَ كَذَبُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) که چگونه با خود دروغ میگویند، دروغی که آنان را دچار زیان کرد، و به آنان نهایت ضرر را رسانید، (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و شرکایی که ادعا میکردند شریک خدا هستند، از آنان گم شد. و خداوند از این ادعا و یاوهگوییها پاک است.
الأنعام 6:25
وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ؛ بعضي از آنها به سخن تو گوش مي دهند ولي ما بر دلهايشان پرده ها، افکنده ايم تا آن را درنيابند و گوشهايشان را سنگين کرده ايم و هر معجزه اي را که بنگرند بدان ايمان نمي آورند و چون نزد تو آيند ، با تو به مجادله پردازند کافران مي گويند که اينها چيزي جز اساطير پيشينيان نيست.
(25) برخی از این مشرکان، در بعضی اوقات و بنا به دلایلی، به سخنان شما گوش فرا میدهند، اما نه بدان جهت که از شما پیروی کنند، بنابراین از این کار بهرهای نمیبرند، چون ارادۀ خیر ندارند. (﴿وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً﴾) و بر دلهایشان پوشش و پردههایی قرار دادهایم تا سخن خدا را نفهمند، پس کلام خود را از امثال اینان مصون و در امان داشت.(﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوشهایشان سنگینی قرار دادهایم، پس آنچه را که به آنان فایده برساند، نمیشنوند. (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواۡ بِهَا﴾) و اگر هر آیهای را ببینند، به آن ایمان نمیآورند، و این بیانگر نهایت ستم و کینهورزی آنان است؛ چرا که دلایل روشنی را که بر حق د لالت مینماید، نمیپذیرند، بلکه در امر باطل مجادله میکنند، تا حق را با آن درهم بشکنند. بنابراین فرمود: (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) تا آنجا وقتی که پیش تو میآیند، با تو به مجادله میپردازند. کسانی که کفر ورزیدهاند، میگویند: این جز افسانههای نخستین نیست؛ یعنی کپی کتابهای نوشته شدۀ گذشتگان بوده، و از جانب خدا و پیامبرانش نیست. و این ناشی از کفرشان بود، و گرنه چگونه این کتاب که حاوی اخبار گذشتگان و آیندگان و حقایقی است که پیامبران آوردهاند و شامل حق و عدالت و دادگری کامل است، افسانۀ پیشینیان است؟!
الأنعام 6:26
وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ اينان مردم را از پيامبر باز مي دارند و خود از او کناره مي جويند و حال آنکه نمي دانند که تنها خويشتن را به هلاکت مي رسانند.
(26) مشرکان که برای خدا شریک قرار داده و پیامبرانشان را تکذیب میکنند، هم خودشان گمراهاند و هم دیگران را گمراه کرده، و از پیروی کردن از حق، باز میدارند. مردم را از آن برحذر میدارند، و خودشان نیز از آن دوری میگزینند. و آنها با این کارشان، نه به خدا زیانی میرسانند، و نه به بندگان مؤمن خدا. ((وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ)) «و هلاک نمیکنند مگر خودشان را و (لی) نمیفهمند»
الأنعام 6:27
وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ اگر آنها را در آن روز که در آتشند بنگري ، مي گويند : اي کاش ما را بازگردانند تا آيات پروردگارمان را تکذيب نکنيم و از مؤمنان باشيم. بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ نه ، آنچه را که از اين پيش پوشيده مي داشتند اکنون برايشان آشکار شده ،، اگر آنها را به دنيا بازگردانند ، باز هم به همان کارها که منعشان کرده بودند باز مي گردند اينان دروغگويانند. وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ؛ و گفتند : جز اين زندگي دنيوي ما هيچ نيست و ما ديگر بار زنده نخواهيم شد.
(27) خداوند متعال از حالت مشرکین و حاضر کردن آنها در کنار جهنّم خبر داده و میفرماید: (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ﴾) و اگر آنها را در کنار جهنم مشاهده کنی، آنگاه که نگه داشته شدهاند تا توبیخ و سرزنش شوند، مسالهای هولناک و حالتی و حشتناک را خواهی دید. و آنها را میبینی که به کفر و فسق خود اعتراف کرده، و آرزو میکنند که ای کاش به دنیا برگردانده شوند! (﴿فَقَالُواۡ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بَِٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس میگویند: کاش به دنیا برگردانده میشدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم، و از مؤمنان میشدیم.
(28)((بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُۖ﴾) و هر آنچه آنان از پیش پنهان میکردند، برایشان آشکار میشود؛ زیرا آنها [در دنیا] میدانستند دروغگو هستند، اما این مطلب را در وجود خود پنهان میکردند. و در بسیاری اوقات مکنونات دلشان آشکار میگردید، اما اهداف فاسدی که داشتند، آنان را بازمیداشت و دلهایشان را از خیر منصرف میکرد. و آنها در آرزویی که میکنند، دروغ میگویند. و هدف آنان از این خیالپردازی و آرزوی پوچ، این است که عذاب را از خویشتن دور نمایند. ((وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ)) «و اگر به دنيا برگردانده شوند باز سراغ چيزی میروند که از آن نهی شدهاند، و آنان دروغ گويانند».
(29) (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و منکرین رستاخیز گفتند: (﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا﴾) زندگی ما، فقط همین زندگی دنیا است؛ یعنی حقیقت و هدف از پدید آمدن ما، جز زندگی دنیا چیزی دیگر نیست. (﴿وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ﴾) و ما بر انگیخته نشده و زنده نمیگردیم.
الأنعام 6:28
وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ اگر آنها را در آن روز که در آتشند بنگري ، مي گويند : اي کاش ما را بازگردانند تا آيات پروردگارمان را تکذيب نکنيم و از مؤمنان باشيم. بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ نه ، آنچه را که از اين پيش پوشيده مي داشتند اکنون برايشان آشکار شده ،، اگر آنها را به دنيا بازگردانند ، باز هم به همان کارها که منعشان کرده بودند باز مي گردند اينان دروغگويانند. وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ؛ و گفتند : جز اين زندگي دنيوي ما هيچ نيست و ما ديگر بار زنده نخواهيم شد.
(27) خداوند متعال از حالت مشرکین و حاضر کردن آنها در کنار جهنّم خبر داده و میفرماید: (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ﴾) و اگر آنها را در کنار جهنم مشاهده کنی، آنگاه که نگه داشته شدهاند تا توبیخ و سرزنش شوند، مسالهای هولناک و حالتی و حشتناک را خواهی دید. و آنها را میبینی که به کفر و فسق خود اعتراف کرده، و آرزو میکنند که ای کاش به دنیا برگردانده شوند! (﴿فَقَالُواۡ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بَِٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس میگویند: کاش به دنیا برگردانده میشدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم، و از مؤمنان میشدیم.
(28)((بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُۖ﴾) و هر آنچه آنان از پیش پنهان میکردند، برایشان آشکار میشود؛ زیرا آنها [در دنیا] میدانستند دروغگو هستند، اما این مطلب را در وجود خود پنهان میکردند. و در بسیاری اوقات مکنونات دلشان آشکار میگردید، اما اهداف فاسدی که داشتند، آنان را بازمیداشت و دلهایشان را از خیر منصرف میکرد. و آنها در آرزویی که میکنند، دروغ میگویند. و هدف آنان از این خیالپردازی و آرزوی پوچ، این است که عذاب را از خویشتن دور نمایند. ((وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ)) «و اگر به دنيا برگردانده شوند باز سراغ چيزی میروند که از آن نهی شدهاند، و آنان دروغ گويانند».
(29) (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و منکرین رستاخیز گفتند: (﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا﴾) زندگی ما، فقط همین زندگی دنیا است؛ یعنی حقیقت و هدف از پدید آمدن ما، جز زندگی دنیا چیزی دیگر نیست. (﴿وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ﴾) و ما بر انگیخته نشده و زنده نمیگردیم.
الأنعام 6:29
وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ اگر آنها را در آن روز که در آتشند بنگري ، مي گويند : اي کاش ما را بازگردانند تا آيات پروردگارمان را تکذيب نکنيم و از مؤمنان باشيم. بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ نه ، آنچه را که از اين پيش پوشيده مي داشتند اکنون برايشان آشکار شده ،، اگر آنها را به دنيا بازگردانند ، باز هم به همان کارها که منعشان کرده بودند باز مي گردند اينان دروغگويانند. وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ؛ و گفتند : جز اين زندگي دنيوي ما هيچ نيست و ما ديگر بار زنده نخواهيم شد.
(27) خداوند متعال از حالت مشرکین و حاضر کردن آنها در کنار جهنّم خبر داده و میفرماید: (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ﴾) و اگر آنها را در کنار جهنم مشاهده کنی، آنگاه که نگه داشته شدهاند تا توبیخ و سرزنش شوند، مسالهای هولناک و حالتی و حشتناک را خواهی دید. و آنها را میبینی که به کفر و فسق خود اعتراف کرده، و آرزو میکنند که ای کاش به دنیا برگردانده شوند! (﴿فَقَالُواۡ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بَِٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس میگویند: کاش به دنیا برگردانده میشدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم، و از مؤمنان میشدیم.
(28)((بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُۖ﴾) و هر آنچه آنان از پیش پنهان میکردند، برایشان آشکار میشود؛ زیرا آنها [در دنیا] میدانستند دروغگو هستند، اما این مطلب را در وجود خود پنهان میکردند. و در بسیاری اوقات مکنونات دلشان آشکار میگردید، اما اهداف فاسدی که داشتند، آنان را بازمیداشت و دلهایشان را از خیر منصرف میکرد. و آنها در آرزویی که میکنند، دروغ میگویند. و هدف آنان از این خیالپردازی و آرزوی پوچ، این است که عذاب را از خویشتن دور نمایند. ((وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ)) «و اگر به دنيا برگردانده شوند باز سراغ چيزی میروند که از آن نهی شدهاند، و آنان دروغ گويانند».
(29) (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و منکرین رستاخیز گفتند: (﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا﴾) زندگی ما، فقط همین زندگی دنیا است؛ یعنی حقیقت و هدف از پدید آمدن ما، جز زندگی دنیا چیزی دیگر نیست. (﴿وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ﴾) و ما بر انگیخته نشده و زنده نمیگردیم.
الأنعام 6:30
وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ؛ و اگر ببيني آن هنگام را که در برابر پروردگارشان ايستاده اند ، خدا مي گويد : آيا اين به حق نبود ? گويند : آري ، سوگند به پروردگارمان گويد: به کيفر آنکه کافر بوده ايد عذاب خدا را بچشيد.
(30) (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ﴾) و اگر کافران را ببینی، (﴿إِذۡ وُقِفُواۡ عَلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾) آنگاه که در پیشگاه پروردگارشان نگه داشته می شوند، وحشت بزرگی را خواهی دید. (﴿قَالَ﴾) خداوند درحالی که آنان را سرزنش و توبیخ میکند، می فرماید: (﴿أَلَيۡسَ هَٰذَا﴾) آیا عذابی که می بینید،(﴿بِٱلۡحَقِّ﴾) حق و حقیقت نیست؟ (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ وَرَبِّنَا﴾) میگویند: بله! سوگند به پروردگارمان که حق است. پس آنان در جایی اقرار و اعتراف میکنند که به آنان سودی نمیبخشد. ((قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ)) «پس میفرمايد: بچشيد عذاب را به سبب آنچه کفر میورزيديد»
الأنعام 6:31
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ؛ زيان کردند آنهايي که ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري که کرديم اينان بار گناهانشان را بر پشت مي کشند هان ، چه بد باري را بر دوش مي کشند.
(31) کسی که لقای خدا را دروغ انگارد، از تمام خیر و خوبیها محروم میگردد. پس این تکذیب، باعث میشود تا بر ارتکاب محرّمات، و آنچه که انسان را هلاک می کند، جرات کند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ﴾) تا اینکه قیامت، آنان را فرا میگیرد درحالیکه آنها زشتترین حالت را دارند، پس بینهایت اظهار ندامت و پشیمانی میکنند. (﴿قَالُواۡ يَٰحَسۡرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطۡنَا فِيهَا﴾) و میگویند: افسوس و دریغا که در دنیا کوتاهی کردیم. اما وقتِ این حسرت و تأسف گذشته است.(﴿وَهُمۡ يَحۡمِلُونَ أَوۡزَارَهُمۡ عَلَىٰ ظُهُورِهِمۡۚ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و آنان گناهانشان را بر دوش خود می کشند. هان چه بد است آنچه بر دوش میکشند! زیرا بار گناهانشان بر دوش آنها سنگینی میکند، و نمیتوانند از زیر بار آن، شانه خالی کنند تا نجات یابند. بنابراین برای همیشه در جهنم باقی می مانند، و مستحق آنند که همیشه در خشم پروردگار بسر ببرند.
الأنعام 6:32
وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ و زندگي دنيا چيزي جز بازيچه و لهو نيست و پرهيزگاران را سراي آخرت بهتر است آيا به عقل نمي يابيد ?
(32) این حقیقتِ دنیا و آخرت است، دنیا عبارت است از سرای لعب و لهوِ جسمی و قلبی؛ قلبها شیفتۀ آن میشوند، و نفس آدمی به آن میگراید و به آن مشغول میشود، و آن چنان که کودک به پستان مادر علاقهمند است، انسان نیز به همان اندازه به دنیا و زخارف آن میگراید. اما آخرت (﴿خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ﴾) از حیث ذات و صفات و بقا و دوام برای پرهیزگاران بهتر است، و در آنجا هر آنچه که نفس بدان میل کند، و چشمها از آن لذت ببرند ـ اعم از نعمتهای قلبی و روحی و سرور و شادی فراوان ـ وجود دارد. اما این نعمتها برای هر کسی نیست، بلکه فقط برای پرهیزگاران است؛ کسانی که دستورات خدا را انجام می دهند، و آنچه را از آن نهی کرده است، ترک مینمایند. (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا عقل ندارید که با آن درک بکنید که باید کدام دنیا را انتخاب کرد و ترجیح داد؟!
الأنعام 6:33
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ؛ مي دانيم که سخنشان تو را اندوهگين مي سازد ، ولي اينان تنها تو را تکذيب نمي کنند ، بلکه اين ستمکاران سخن خدا را انکار مي کنند. وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ؛ پيامبراني را هم که پيش از تو بودند تکذيب کردند ولي آنها بر آن تکذيب ، و آزار صبر کردند تا پيروزي ما فرا رسيدشان و سخنان خدا را تغيير دهنده اي نيست و هر آينه پاره اي از اخبار پيامبران بر تو نازل شده است. وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ؛ اگر اعراض کردن آنها بر تو گران است ، خواهي نقبي در زمين بجوي يا نردباني بر آسمان بنه تا معجزه اي برايشان بياوري اگر خدا بخواهد ، همه رابه راه راست برد پس ، از نادانان مباش.
(33) ما میدانیم آنچه که تکذیبکنندگان در مورد تو می گویند، شما را نارحت و غمگین میسازد. اما شما را به شکیبایی دستور میدهیم تا به مقامهای عالی و بلند و حالات گرانبها دست یابی، پس گمان مبر که گفتۀ آنها درمورد تو، از روی اشتباه بوده است، (﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ﴾) آنان در حقیقت تو را تکذیب نمیکنند، چون راستگویی شما و نشست و برخاست و همۀ حالات شما را میدانند، تا جایی که قبل از بعثت، شما را امین مینامیدند. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾) بلکه ستمگران آیات خدا را انکار میکنند. آنان دلایل و آیات خدا را که در دست تو قرار دارد، تکذیب میکنند.
(34) (﴿وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُواۡ عَلَىٰ مَا كُذِّبُواۡ وَأُوذُواۡ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَا﴾) و همانا پیامبرانی پیش از تو تکذیب شدند، ولی بر آنچه تکذیب شدند، شکیبایی کردند، و اذیت و آزار چشیدند تا اینکه یاری ما آنان را دریافت. پس تو هم صبر کن، همانطور که آنان صبر کردند، تا پیروز و موفّق شوی، همانطور که آنان موفق و پیروز شدند. (﴿وَلَقَدۡ جَآءَكَ مِن نَّبَإِيۡ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾) و مسلّماً از اخبار و سرگذشت پیامبران، [چیزی] به تو رسیده است که خاطرت را آرامش دهد و دلت را اطمینان بخشد.
(35) (﴿وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكَ إِعۡرَاضُهُمۡ﴾) و اگر به خاطر اصراری که بر ایمان آوردنِ آنان داری، روی گردانی، آنان از قرآن بر تو دشوار میآید. پس کوشش خود را مبذول بدار، ولی هرگز نمیتوانی کسی را هدایت کنی که خداوند هدایت شدن او را نخواسته است. (﴿فَإِنِ ٱسۡتَطَعۡتَ أَن تَبۡتَغِيَ نَفَقٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ سُلَّمٗا فِي ٱلسَّمَآءِ فَتَأۡتِيَهُم بَِٔايَةٖ﴾) بنابراین اگر می توانی، تونلی در زمین ایجاد کن، یا نردبانی به سوی آسمان بگذار و برایشان دلیل بیاور؛ یعنی اگر میتوانی چنین کن، اما این کار نیز برایشان فایدهای نخواهد داشت. و خداوند در اینجا، آرزو و اُمید پیامبر صلی الله علیه وسلم را، مبنی بر هدایت امثال این مخالفان و معاندان، قطع مینماید. (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَمَعَهُمۡ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ﴾) و اگر خداوند می خواست، قطعاً آنها را بر هدایت گرد میآورد، اما حکمت خداوند متعال مقتضی است که آنان بر گمراهی باقی بمانند. (﴿فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾) پس، زنهار از نادانان مباش! کسانی که حقایق امور را نمی دانند و آن را وارونه نشان میدهند.
الأنعام 6:34
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ؛ مي دانيم که سخنشان تو را اندوهگين مي سازد ، ولي اينان تنها تو را تکذيب نمي کنند ، بلکه اين ستمکاران سخن خدا را انکار مي کنند. وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ؛ پيامبراني را هم که پيش از تو بودند تکذيب کردند ولي آنها بر آن تکذيب ، و آزار صبر کردند تا پيروزي ما فرا رسيدشان و سخنان خدا را تغيير دهنده اي نيست و هر آينه پاره اي از اخبار پيامبران بر تو نازل شده است. وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ؛ اگر اعراض کردن آنها بر تو گران است ، خواهي نقبي در زمين بجوي يا نردباني بر آسمان بنه تا معجزه اي برايشان بياوري اگر خدا بخواهد ، همه رابه راه راست برد پس ، از نادانان مباش.
(33) ما میدانیم آنچه که تکذیبکنندگان در مورد تو می گویند، شما را نارحت و غمگین میسازد. اما شما را به شکیبایی دستور میدهیم تا به مقامهای عالی و بلند و حالات گرانبها دست یابی، پس گمان مبر که گفتۀ آنها درمورد تو، از روی اشتباه بوده است، (﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ﴾) آنان در حقیقت تو را تکذیب نمیکنند، چون راستگویی شما و نشست و برخاست و همۀ حالات شما را میدانند، تا جایی که قبل از بعثت، شما را امین مینامیدند. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾) بلکه ستمگران آیات خدا را انکار میکنند. آنان دلایل و آیات خدا را که در دست تو قرار دارد، تکذیب میکنند.
(34) (﴿وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُواۡ عَلَىٰ مَا كُذِّبُواۡ وَأُوذُواۡ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَا﴾) و همانا پیامبرانی پیش از تو تکذیب شدند، ولی بر آنچه تکذیب شدند، شکیبایی کردند، و اذیت و آزار چشیدند تا اینکه یاری ما آنان را دریافت. پس تو هم صبر کن، همانطور که آنان صبر کردند، تا پیروز و موفّق شوی، همانطور که آنان موفق و پیروز شدند. (﴿وَلَقَدۡ جَآءَكَ مِن نَّبَإِيۡ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾) و مسلّماً از اخبار و سرگذشت پیامبران، [چیزی] به تو رسیده است که خاطرت را آرامش دهد و دلت را اطمینان بخشد.
(35) (﴿وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكَ إِعۡرَاضُهُمۡ﴾) و اگر به خاطر اصراری که بر ایمان آوردنِ آنان داری، روی گردانی، آنان از قرآن بر تو دشوار میآید. پس کوشش خود را مبذول بدار، ولی هرگز نمیتوانی کسی را هدایت کنی که خداوند هدایت شدن او را نخواسته است. (﴿فَإِنِ ٱسۡتَطَعۡتَ أَن تَبۡتَغِيَ نَفَقٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ سُلَّمٗا فِي ٱلسَّمَآءِ فَتَأۡتِيَهُم بَِٔايَةٖ﴾) بنابراین اگر می توانی، تونلی در زمین ایجاد کن، یا نردبانی به سوی آسمان بگذار و برایشان دلیل بیاور؛ یعنی اگر میتوانی چنین کن، اما این کار نیز برایشان فایدهای نخواهد داشت. و خداوند در اینجا، آرزو و اُمید پیامبر صلی الله علیه وسلم را، مبنی بر هدایت امثال این مخالفان و معاندان، قطع مینماید. (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَمَعَهُمۡ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ﴾) و اگر خداوند می خواست، قطعاً آنها را بر هدایت گرد میآورد، اما حکمت خداوند متعال مقتضی است که آنان بر گمراهی باقی بمانند. (﴿فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾) پس، زنهار از نادانان مباش! کسانی که حقایق امور را نمی دانند و آن را وارونه نشان میدهند.
الأنعام 6:35
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ؛ مي دانيم که سخنشان تو را اندوهگين مي سازد ، ولي اينان تنها تو را تکذيب نمي کنند ، بلکه اين ستمکاران سخن خدا را انکار مي کنند. وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ؛ پيامبراني را هم که پيش از تو بودند تکذيب کردند ولي آنها بر آن تکذيب ، و آزار صبر کردند تا پيروزي ما فرا رسيدشان و سخنان خدا را تغيير دهنده اي نيست و هر آينه پاره اي از اخبار پيامبران بر تو نازل شده است. وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ؛ اگر اعراض کردن آنها بر تو گران است ، خواهي نقبي در زمين بجوي يا نردباني بر آسمان بنه تا معجزه اي برايشان بياوري اگر خدا بخواهد ، همه رابه راه راست برد پس ، از نادانان مباش.
(33) ما میدانیم آنچه که تکذیبکنندگان در مورد تو می گویند، شما را نارحت و غمگین میسازد. اما شما را به شکیبایی دستور میدهیم تا به مقامهای عالی و بلند و حالات گرانبها دست یابی، پس گمان مبر که گفتۀ آنها درمورد تو، از روی اشتباه بوده است، (﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ﴾) آنان در حقیقت تو را تکذیب نمیکنند، چون راستگویی شما و نشست و برخاست و همۀ حالات شما را میدانند، تا جایی که قبل از بعثت، شما را امین مینامیدند. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾) بلکه ستمگران آیات خدا را انکار میکنند. آنان دلایل و آیات خدا را که در دست تو قرار دارد، تکذیب میکنند.
(34) (﴿وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُواۡ عَلَىٰ مَا كُذِّبُواۡ وَأُوذُواۡ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَا﴾) و همانا پیامبرانی پیش از تو تکذیب شدند، ولی بر آنچه تکذیب شدند، شکیبایی کردند، و اذیت و آزار چشیدند تا اینکه یاری ما آنان را دریافت. پس تو هم صبر کن، همانطور که آنان صبر کردند، تا پیروز و موفّق شوی، همانطور که آنان موفق و پیروز شدند. (﴿وَلَقَدۡ جَآءَكَ مِن نَّبَإِيۡ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾) و مسلّماً از اخبار و سرگذشت پیامبران، [چیزی] به تو رسیده است که خاطرت را آرامش دهد و دلت را اطمینان بخشد.
(35) (﴿وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيۡكَ إِعۡرَاضُهُمۡ﴾) و اگر به خاطر اصراری که بر ایمان آوردنِ آنان داری، روی گردانی، آنان از قرآن بر تو دشوار میآید. پس کوشش خود را مبذول بدار، ولی هرگز نمیتوانی کسی را هدایت کنی که خداوند هدایت شدن او را نخواسته است. (﴿فَإِنِ ٱسۡتَطَعۡتَ أَن تَبۡتَغِيَ نَفَقٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ سُلَّمٗا فِي ٱلسَّمَآءِ فَتَأۡتِيَهُم بَِٔايَةٖ﴾) بنابراین اگر می توانی، تونلی در زمین ایجاد کن، یا نردبانی به سوی آسمان بگذار و برایشان دلیل بیاور؛ یعنی اگر میتوانی چنین کن، اما این کار نیز برایشان فایدهای نخواهد داشت. و خداوند در اینجا، آرزو و اُمید پیامبر صلی الله علیه وسلم را، مبنی بر هدایت امثال این مخالفان و معاندان، قطع مینماید. (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَمَعَهُمۡ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ﴾) و اگر خداوند می خواست، قطعاً آنها را بر هدایت گرد میآورد، اما حکمت خداوند متعال مقتضی است که آنان بر گمراهی باقی بمانند. (﴿فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾) پس، زنهار از نادانان مباش! کسانی که حقایق امور را نمی دانند و آن را وارونه نشان میدهند.
الأنعام 6:36
إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ؛ هر آينه تنها آنان که مي شنوند مي پذيرند و مردگان را خدا زنده مي ، کندو سپس همه به نزد او بازگردانده مي شوند. وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ؛ و گفتند : چرا معجزه اي از پروردگارش بر او نازل نشده ? بگو : خدا قادراست که معجزه اي فرو فرستد ولي بيشترينشان نمي دانند.
(36) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿إِنَّمَا يَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ يَسۡمَعُونَ﴾) دعوت تو را کسی میپذیرد، و رسالت تو را کسانی لبیک میگویند، و از امر و نهی تو فرمان میبرند که آنچه را به آنان سود میدهد، با دلهایشان بشنوند، و آنان، خردمندان و صاحبان شنواییاند. و منظور از شنیدن در اینجا شنیدن و پذیرش قلبی است، و گرنه نیکوکار و بدکار در گوش کردنِ صرف برابرند. پس همۀ مکلّفین با شنیدن آیات خدا بر آنان اتمام حجت شده، و برای آنان عذری در عدم پذیرش باقی نمانده است. (﴿وَٱلۡمَوۡتَىٰ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ ثُمَّ إِلَيۡهِ يُرۡجَعُونَ﴾) و مردگان را خدا بر میانگیزد سپس به سوی او بازگردانده میشوند. احتمال دارد که معنی (﴿وَٱلۡمَوۡتَىٰ...﴾) مقابل معنای مذکور (﴿إِنَّمَا يَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ يَسۡمَعُونَ﴾) باشد. یعنی کسانی دعوت تو را میپذیرند که دلهایشان زنده است، و اما کسانی که دلهایشان مرده است و سعادت خود را نمیدانند، و آنچه را که سبب نجاتشان است، احساس نمیکنند، دعوت تو را نمیپذیرند و از تو فرمان نمیبرند. و میعادگاه آنان، روز قیامت است که خداوند آنان را زنده میکند و سپس به سوی او باز میگردند. و احتمال دارد که ظاهر آیه مد نظر باشد و خداوند میخواهد بر مسألۀ معاد تاکید نماید که او مردگان را در روز قیامت برخواهد انگیخت و آنان را از آنچه که میکردهاند، آگاه میسازد. و این متضمن تشویق برای اجابت فراخوانی خدا و پیامبر، و ترساندن از عدمِ اجابت خدا و پیامبر است.
الأنعام 6:37
(37) (﴿وَقَالُواۡ﴾) و تکذیبکنندگان از روی سرسختی و کینهتوزی گفتند: (﴿لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ﴾) چرا دلیل و معجزهای ـ از دلایلی که آنها با عقلهای فاسد و نظرهای باطل خود درخواست میکردند ـ بر او نازل نمی گردد؟ همچنانکه گفتند:﴿وَقَالُواۡ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا أَوۡ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَعِنَبٖ فَتُفَجِّرَ ٱلۡأَنۡهَٰرَ خِلَٰلَهَا تَفۡجِيرًا أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا...﴾ و گفتند: «تا از زمین چشمهای برای ما نجوشانی، هرگز به شما ایمان نمیآوریم. یا [باید] برای تو باغی از درختان خرما و انگور باشد، و آشکارا از میان آنها جویبارها روان سازی، یا چنانکه ادعا میکنی، آسمان را پاره پاره بر ما فرود اندازی، یا خدا و فرشتگان را در برابر [ماحاضر] آوری...». (﴿قُلۡ﴾) در پاسخ آنان بگو: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ قَادِرٌ عَلَىٰٓ أَن يُنَزِّلَ ءَايَةٗ﴾) خداوند توانا است که هر دلیلی را نازل نماید. پس بدون شک او بر انجام این کارها توانا است. چگونه میتوان در قدرت او شک کرد، در صورتی که همۀ هستی تسلیم قدرت او بوده، و در برابر فرمانروایی و پادشاهی او رام شده است؟ (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) اما بیشترشان نمیدانند. پس آنان به سبب نادانیشان، دلایلی را می خواهند که برای آنان بد است؛ زیرا اگر آن دلایل پیش آنها بیاید و به آن ایمان نیاورند، بدون درنگ عذاب خدا آنها را درخواهد گرفت، و این سنت خدا است، و سنت خدا هرگز دگرگون نمی شود. با این وجود اگر منظورشان آیههایی باشد که حق را برای آنان بیان دارد، و راه را برایشان روشن سازد، محمد صلی الله علیه وسلم هر آیۀ قاطع و حجت روشنی را که مبین حق و حقیقت است، برای آنان آورده است، طوری که آدمی میتواند بر هر مسئلهای از مسائل دین، چندین دلیل عقلی و نقلی بیاورد، به صورتی که کوچکترین شک و تردیدی دردل باقی نماند. پس با برکت است خداوندی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده، و او را با دلایل روشن یاری کرده است؛ تا هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل هلاک گردد؛ و هرکس که زنده میماند از روی دلیل زنده باشد. و خداوند شنوا و دانا است.
الأنعام 6:38
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ؛ هيچ جنبنده اي در روي زمين نيست و هيچ پرنده اي با بالهاي خود در هوا نمي پرد مگر آنکه چون شما امتهايي هستند ما در اين کتاب هيچ چيزي را فروگذار نکرده ايم و سپس همه را در نزد پروردگارشان گرد مي آورند.
(38) همۀ حیواناتِ زمین و آسمان از قبیل: چهارپایان و حیوانات وحشی و پرندگان، گروههایی مانند شما هستند؛ و هریک را آفریدهایم، همانطور که شما را آفریدهایم؛ و به آنان روزی میدهیم همانطور که به شما روزی میدهیم؛ و مشیّت و قدرت ما بر آنان جاری است، همانطور که مشیّت و قدرت ما در شما نافذ و جاری است.(﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖ﴾) و هیچ چیزی را در «لوح محفوظ» فراموش نکرده، و از آن غافل نماندهایم، بلکه هر چیز کوچک و بزرگی را آن گونه که هست، در «لوح محفوظ» ثبت و ضبط کردهایم. پس همۀ حوادث، طبق تقدیر خدا به وقوع میپیوندند. و از این آیه استنباط میشود که کتاب اول [لوح المحفوظ] همۀ کاینات و هستی را در برگرفته، و این یکی از مراحل قضا و تقدیر الهی است؛ زیرا قضا و تقدیر چهار مرحله دارد؛ علم و آگاهی فراگیر خدا به همۀ اشیاء، کتاب خداوند که همۀ موجودات را در برگرفته است، خواست و قدرت فراگیر خداوند که در هر چیزی نافذ و جاری است، و آفرینش همۀ آفریدگان و مخلوقات حتی کارهای بندگان از سوی خدا . و احتمال دارد که منظور از کتاب، قرآن باشد و در این صورت این آیه را همانند آیۀ ﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾ معنی میکنیم؛ یعنی کتاب را بر تو نازل نمودیم که هر چیزی را بیان می دارد. (﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ يُحۡشَرُونَ﴾) سپس همۀ گروهها و امتها جمع گردانده شده، و در روز قیامت در نزد خدا و در آن جایگاه بزرگ و وحشتناک، گرد آورده میشوند. پس خداوند آنان را طبق عدالت و احسان خویش سزا و جزا داده، و اهل آسمان و زمین، او را به خاطر حکمش ستایش می کنند.
الأنعام 6:39
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ آنان که آيات ما را تکذيب کرده اند کرانند و لالانند و در تاريکيهايند، خدا هر که را خواهد گمراه کند و هر که را خواهد به راه راست اندازد. اين بيان حالت کساني است که آيات خدا و پيامبرانش را تکذيب مي کنند، و دروازه هدايت را به روي خود مي بندند. و آنان « صُّمُُ» نسبت به شنيدن حق کر هستند، « وَبُکُمُ» و نسبت به اظهار حق لالند،پس آنان جز ياوه و باطل را به زبان نمي آورند « فِي الظُّلُمَاتِ» و در تاريکي هاي جهالت و کفر و ستم و مخالفت و گناهان غوطه ورند. و اين بدان معني است که خداوند آنها را گمراه کرده است، زيرا « مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» هرکس را که خداوند بخواهد هدايت مي کند و بر راه راست قرار مي دهد، چون تنها خداوند برحسب فضل و حکمتش هدايت مي نمايد و گمراه مي سازد.
(39) این بیان حالت کسانی است که آیات خدا و پیامبرانش را تکذیب میکنند، و دروازۀ هدایت را به روی خود میبندند. و آنان (﴿صُمّٞ﴾) نسبت به شنیدن حق کر هستند، (﴿وَبُكۡمٞ﴾) و نسبت به اظهار حق لالاند، پس آنان جز یاوه و باطل را به زبان نمیآورند (﴿فِي ٱلظُّلُمَٰتِ﴾) و در تاریکیهای جهالت و کفر و ستم و مخالفت و گناهان، غوطهورند. و این بدان معنی است که خداوند آنها را گمراه کرده است، زیرا (﴿ مَن يَشَإِ ٱللَّهُ يُضۡلِلۡهُ وَمَن يَشَأۡ يَجۡعَلۡهُ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) هرکس را که خداوند بخواهد، هدایت میکند و بر راه راست قرار می دهد، چون تنها خداوند بر حسب فضل و حکمتش، هدایت مینماید و گمراه می سازد.
الأنعام 6:40
قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ بگو : چه مي بينيد که اگر بر شما عذاب خدا فرود آيد يا قيامت در رسد اگر راست مي گوييد باز هم جز خدا را مي خوانيد ? بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ؛ نه ، تنها او را مي خوانيد و اگر بخواهد آنچه را که بدان دعوت مي کنيداز ميان مي برد و شما شريکي را که براي او ساخته ايد از ياد مي بريد.
(40) خداوند متعال به پیامبرش میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که برای خدا شریک قرار داده، و کس دیگری را با او برابر میدانند، بگو: (﴿أَرَءَيۡتَكُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُ ٱللَّهِ أَوۡ أَتَتۡكُمُ ٱلسَّاعَةُ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَدۡعُونَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) به من بگویید: «اگر عذاب خدا یا قیامت شما را دریابد، آیا غیر از خدا را به فریاد می خوانید اگر شما راستگویید؟» یعنی زمانی که این دشواری و سختیها و مصایب، شما را دریابد که هرکس شدیداً در صدد آن است آن را از خود دور کند، پس آیا معبودان و بتهایتان را برای دور ساختن آن فرا میخوانید؟ یا اینکه پروردگارتان، آن پادشاه حق و آشکار را، به یاری میطلبید؟!
(41) (﴿بَلۡ إِيَّاهُ تَدۡعُونَ﴾) بلکه تنها او را می خوانید، و اگر بخواهد، هر چیزی را دور میسازد که وی را برای دور ساختنش به فریاد میطلبید، و آنچه را که شریک خدا قرار میدادید، فراموش میکنید. پس رابطۀ شما با انبازهایتان در سختیها، اینگونه است، و آنها را فراموش میکنید؛ زیرا میدانید که آنها نمیتوانند زیان و فایدهای برسانند، و مالک مرگ و زندگی و گرد آوردن نیستند. اما خدا را میخوانید؛ چون میدانید او ضارّ و نافع است، و او دعای هر درماندهای را اجابت میکند، پس چرا در هنگام خوشی و راحتی، به خدا شرک ورزیده و برای او شریکانی قرار میدهید؟ آیا شما هیچ سند عقلی یا نقلی مبنی بر صحت این کار دارید، یا بر خدا دروغ میبندید؟
الأنعام 6:41
قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ بگو : چه مي بينيد که اگر بر شما عذاب خدا فرود آيد يا قيامت در رسد اگر راست مي گوييد باز هم جز خدا را مي خوانيد ? بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ؛ نه ، تنها او را مي خوانيد و اگر بخواهد آنچه را که بدان دعوت مي کنيداز ميان مي برد و شما شريکي را که براي او ساخته ايد از ياد مي بريد.
(40) خداوند متعال به پیامبرش میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که برای خدا شریک قرار داده، و کس دیگری را با او برابر میدانند، بگو: (﴿أَرَءَيۡتَكُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُ ٱللَّهِ أَوۡ أَتَتۡكُمُ ٱلسَّاعَةُ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَدۡعُونَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) به من بگویید: «اگر عذاب خدا یا قیامت شما را دریابد، آیا غیر از خدا را به فریاد می خوانید اگر شما راستگویید؟» یعنی زمانی که این دشواری و سختیها و مصایب، شما را دریابد که هرکس شدیداً در صدد آن است آن را از خود دور کند، پس آیا معبودان و بتهایتان را برای دور ساختن آن فرا میخوانید؟ یا اینکه پروردگارتان، آن پادشاه حق و آشکار را، به یاری میطلبید؟!
(41) (﴿بَلۡ إِيَّاهُ تَدۡعُونَ﴾) بلکه تنها او را می خوانید، و اگر بخواهد، هر چیزی را دور میسازد که وی را برای دور ساختنش به فریاد میطلبید، و آنچه را که شریک خدا قرار میدادید، فراموش میکنید. پس رابطۀ شما با انبازهایتان در سختیها، اینگونه است، و آنها را فراموش میکنید؛ زیرا میدانید که آنها نمیتوانند زیان و فایدهای برسانند، و مالک مرگ و زندگی و گرد آوردن نیستند. اما خدا را میخوانید؛ چون میدانید او ضارّ و نافع است، و او دعای هر درماندهای را اجابت میکند، پس چرا در هنگام خوشی و راحتی، به خدا شرک ورزیده و برای او شریکانی قرار میدهید؟ آیا شما هیچ سند عقلی یا نقلی مبنی بر صحت این کار دارید، یا بر خدا دروغ میبندید؟
الأنعام 6:42
وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛ هر آينه بر امتهايي که پيش از تو بودند پيامبراني فرستاديم و آنان را، به سختيها و آفتها دچار کرديم تا مگر زاري کنند. فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ پس چرا هنگامي که عذاب ما به آنها رسيد زاري نکردند ? زيرا دلهايشان را قساوت فرا گرفته و شيطان اعمالشان را در نظرشان آراسته بود. فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ؛ چون همه اندرزهايي را که به آنها داده شده بود فراموش کردند ، همه درهارا به رويشان گشوديم تا از آنچه يافته بودند شادمان گشتند ، پس به ناگاه فرو گرفتيمشان و همگان نوميد گرديدند. فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ پس سپاس پروردگار جهانيان را که ريشه ستمکاران برکنده شد.
(42) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) و به سوی امتهای قبل از تو، پیامبرانی را فرستادیم، پس آنان پیامبران ما را تکذیب کردند و آیات ما را انکار نمودند، (﴿فَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ﴾) و آنان را به فقر و بیماری و آفت و مصیبت گرفتار نمودیم، و این ناشی از رحمت ما نسبت به آنان بود. (﴿لَعَلَّهُمۡ يَتَضَرَّعُونَ﴾) تا شاید به درگاه ما فروتنی و زاری کنند، و در هنگام سختیها به ما پناه آورند.
(43) (﴿فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواۡ وَلَٰكِن قَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) اما چرا وقتی که به عذاب ما گرفتار شدند، زاری و فروتنی نکردند، و دلهایشان سخت شد؟ یعنی دلهایشان تبدیل به سنگ شد، و برای پذیرش حق، نرم نگردید. (﴿وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و شیطان آنچه را که میکردند، برای آنان آراست؛ پس گمان بردند آنچه که آنان بر آن هستند، دین حقیقی است. پس در برههای از زمان، از باطل بهرهمند شدند و شیطان عقلهایشان را به بازی گرفت.
(44) (﴿فَلَمَّا نَسُواۡ مَا ذُكِّرُواۡ بِهِۦ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَبۡوَٰبَ كُلِّ شَيۡءٍ﴾) پس وقتی آنچه را که به آن پند داده شده بودند فراموش کردند، درهای هر چیزی را به روی آنان گشودیم؛ یعنی دروازۀ نعمتهای دنیا و لذتهای آن و آنچه را که سبب غفلت میشود، به روی آنان گشودیم. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُواۡ بِمَآ أُوتُوٓاۡ أَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ فَإِذَا هُم مُّبۡلِسُونَ﴾) تا اینکه بدانچه داده شده بودند، شاد و خوشحال شدند، و ما ناگهان آنان را گرفتیم، پس ناگهان نااُمید و سرگشته شدند؛ یعنی از هر چیزی مأیوس شدند، و این سختترین نوع عذاب است که ناگهان، و درحالی که در آرامش هستند، گرفته شوند، تا مجازاتشان سختتر و مصیبتشان بزرگتر گردد.
(45) (﴿فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و بهوسیلۀ عذاب، قوم ستمگر ریشهکن شدند، و هیچ سبب و علتی را، برای رهایی خود نیافتند. (﴿وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است که قضا و تقدیرش، بر هلاکت تکذیبکنندگان جاری شد؛ زیرا با این کار، آیات و دلایل او، و اکرام و بزرگداشت دوستانش، و اهانت او به دشمنانش، و راست بودن آنچه که پیامبرانش آوردهاند، روشن میگردد.
الأنعام 6:43
وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛ هر آينه بر امتهايي که پيش از تو بودند پيامبراني فرستاديم و آنان را، به سختيها و آفتها دچار کرديم تا مگر زاري کنند. فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ پس چرا هنگامي که عذاب ما به آنها رسيد زاري نکردند ? زيرا دلهايشان را قساوت فرا گرفته و شيطان اعمالشان را در نظرشان آراسته بود. فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ؛ چون همه اندرزهايي را که به آنها داده شده بود فراموش کردند ، همه درهارا به رويشان گشوديم تا از آنچه يافته بودند شادمان گشتند ، پس به ناگاه فرو گرفتيمشان و همگان نوميد گرديدند. فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ پس سپاس پروردگار جهانيان را که ريشه ستمکاران برکنده شد.
(42) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) و به سوی امتهای قبل از تو، پیامبرانی را فرستادیم، پس آنان پیامبران ما را تکذیب کردند و آیات ما را انکار نمودند، (﴿فَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ﴾) و آنان را به فقر و بیماری و آفت و مصیبت گرفتار نمودیم، و این ناشی از رحمت ما نسبت به آنان بود. (﴿لَعَلَّهُمۡ يَتَضَرَّعُونَ﴾) تا شاید به درگاه ما فروتنی و زاری کنند، و در هنگام سختیها به ما پناه آورند.
(43) (﴿فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواۡ وَلَٰكِن قَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) اما چرا وقتی که به عذاب ما گرفتار شدند، زاری و فروتنی نکردند، و دلهایشان سخت شد؟ یعنی دلهایشان تبدیل به سنگ شد، و برای پذیرش حق، نرم نگردید. (﴿وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و شیطان آنچه را که میکردند، برای آنان آراست؛ پس گمان بردند آنچه که آنان بر آن هستند، دین حقیقی است. پس در برههای از زمان، از باطل بهرهمند شدند و شیطان عقلهایشان را به بازی گرفت.
(44) (﴿فَلَمَّا نَسُواۡ مَا ذُكِّرُواۡ بِهِۦ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَبۡوَٰبَ كُلِّ شَيۡءٍ﴾) پس وقتی آنچه را که به آن پند داده شده بودند فراموش کردند، درهای هر چیزی را به روی آنان گشودیم؛ یعنی دروازۀ نعمتهای دنیا و لذتهای آن و آنچه را که سبب غفلت میشود، به روی آنان گشودیم. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُواۡ بِمَآ أُوتُوٓاۡ أَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ فَإِذَا هُم مُّبۡلِسُونَ﴾) تا اینکه بدانچه داده شده بودند، شاد و خوشحال شدند، و ما ناگهان آنان را گرفتیم، پس ناگهان نااُمید و سرگشته شدند؛ یعنی از هر چیزی مأیوس شدند، و این سختترین نوع عذاب است که ناگهان، و درحالی که در آرامش هستند، گرفته شوند، تا مجازاتشان سختتر و مصیبتشان بزرگتر گردد.
(45) (﴿فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و بهوسیلۀ عذاب، قوم ستمگر ریشهکن شدند، و هیچ سبب و علتی را، برای رهایی خود نیافتند. (﴿وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است که قضا و تقدیرش، بر هلاکت تکذیبکنندگان جاری شد؛ زیرا با این کار، آیات و دلایل او، و اکرام و بزرگداشت دوستانش، و اهانت او به دشمنانش، و راست بودن آنچه که پیامبرانش آوردهاند، روشن میگردد.
الأنعام 6:44
وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛ هر آينه بر امتهايي که پيش از تو بودند پيامبراني فرستاديم و آنان را، به سختيها و آفتها دچار کرديم تا مگر زاري کنند. فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ پس چرا هنگامي که عذاب ما به آنها رسيد زاري نکردند ? زيرا دلهايشان را قساوت فرا گرفته و شيطان اعمالشان را در نظرشان آراسته بود. فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ؛ چون همه اندرزهايي را که به آنها داده شده بود فراموش کردند ، همه درهارا به رويشان گشوديم تا از آنچه يافته بودند شادمان گشتند ، پس به ناگاه فرو گرفتيمشان و همگان نوميد گرديدند. فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ پس سپاس پروردگار جهانيان را که ريشه ستمکاران برکنده شد.
(42) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) و به سوی امتهای قبل از تو، پیامبرانی را فرستادیم، پس آنان پیامبران ما را تکذیب کردند و آیات ما را انکار نمودند، (﴿فَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ﴾) و آنان را به فقر و بیماری و آفت و مصیبت گرفتار نمودیم، و این ناشی از رحمت ما نسبت به آنان بود. (﴿لَعَلَّهُمۡ يَتَضَرَّعُونَ﴾) تا شاید به درگاه ما فروتنی و زاری کنند، و در هنگام سختیها به ما پناه آورند.
(43) (﴿فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواۡ وَلَٰكِن قَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) اما چرا وقتی که به عذاب ما گرفتار شدند، زاری و فروتنی نکردند، و دلهایشان سخت شد؟ یعنی دلهایشان تبدیل به سنگ شد، و برای پذیرش حق، نرم نگردید. (﴿وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و شیطان آنچه را که میکردند، برای آنان آراست؛ پس گمان بردند آنچه که آنان بر آن هستند، دین حقیقی است. پس در برههای از زمان، از باطل بهرهمند شدند و شیطان عقلهایشان را به بازی گرفت.
(44) (﴿فَلَمَّا نَسُواۡ مَا ذُكِّرُواۡ بِهِۦ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَبۡوَٰبَ كُلِّ شَيۡءٍ﴾) پس وقتی آنچه را که به آن پند داده شده بودند فراموش کردند، درهای هر چیزی را به روی آنان گشودیم؛ یعنی دروازۀ نعمتهای دنیا و لذتهای آن و آنچه را که سبب غفلت میشود، به روی آنان گشودیم. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُواۡ بِمَآ أُوتُوٓاۡ أَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ فَإِذَا هُم مُّبۡلِسُونَ﴾) تا اینکه بدانچه داده شده بودند، شاد و خوشحال شدند، و ما ناگهان آنان را گرفتیم، پس ناگهان نااُمید و سرگشته شدند؛ یعنی از هر چیزی مأیوس شدند، و این سختترین نوع عذاب است که ناگهان، و درحالی که در آرامش هستند، گرفته شوند، تا مجازاتشان سختتر و مصیبتشان بزرگتر گردد.
(45) (﴿فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و بهوسیلۀ عذاب، قوم ستمگر ریشهکن شدند، و هیچ سبب و علتی را، برای رهایی خود نیافتند. (﴿وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است که قضا و تقدیرش، بر هلاکت تکذیبکنندگان جاری شد؛ زیرا با این کار، آیات و دلایل او، و اکرام و بزرگداشت دوستانش، و اهانت او به دشمنانش، و راست بودن آنچه که پیامبرانش آوردهاند، روشن میگردد.
الأنعام 6:45
وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛ هر آينه بر امتهايي که پيش از تو بودند پيامبراني فرستاديم و آنان را، به سختيها و آفتها دچار کرديم تا مگر زاري کنند. فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ پس چرا هنگامي که عذاب ما به آنها رسيد زاري نکردند ? زيرا دلهايشان را قساوت فرا گرفته و شيطان اعمالشان را در نظرشان آراسته بود. فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ؛ چون همه اندرزهايي را که به آنها داده شده بود فراموش کردند ، همه درهارا به رويشان گشوديم تا از آنچه يافته بودند شادمان گشتند ، پس به ناگاه فرو گرفتيمشان و همگان نوميد گرديدند. فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ پس سپاس پروردگار جهانيان را که ريشه ستمکاران برکنده شد.
(42) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) و به سوی امتهای قبل از تو، پیامبرانی را فرستادیم، پس آنان پیامبران ما را تکذیب کردند و آیات ما را انکار نمودند، (﴿فَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ﴾) و آنان را به فقر و بیماری و آفت و مصیبت گرفتار نمودیم، و این ناشی از رحمت ما نسبت به آنان بود. (﴿لَعَلَّهُمۡ يَتَضَرَّعُونَ﴾) تا شاید به درگاه ما فروتنی و زاری کنند، و در هنگام سختیها به ما پناه آورند.
(43) (﴿فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواۡ وَلَٰكِن قَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) اما چرا وقتی که به عذاب ما گرفتار شدند، زاری و فروتنی نکردند، و دلهایشان سخت شد؟ یعنی دلهایشان تبدیل به سنگ شد، و برای پذیرش حق، نرم نگردید. (﴿وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و شیطان آنچه را که میکردند، برای آنان آراست؛ پس گمان بردند آنچه که آنان بر آن هستند، دین حقیقی است. پس در برههای از زمان، از باطل بهرهمند شدند و شیطان عقلهایشان را به بازی گرفت.
(44) (﴿فَلَمَّا نَسُواۡ مَا ذُكِّرُواۡ بِهِۦ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَبۡوَٰبَ كُلِّ شَيۡءٍ﴾) پس وقتی آنچه را که به آن پند داده شده بودند فراموش کردند، درهای هر چیزی را به روی آنان گشودیم؛ یعنی دروازۀ نعمتهای دنیا و لذتهای آن و آنچه را که سبب غفلت میشود، به روی آنان گشودیم. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُواۡ بِمَآ أُوتُوٓاۡ أَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ فَإِذَا هُم مُّبۡلِسُونَ﴾) تا اینکه بدانچه داده شده بودند، شاد و خوشحال شدند، و ما ناگهان آنان را گرفتیم، پس ناگهان نااُمید و سرگشته شدند؛ یعنی از هر چیزی مأیوس شدند، و این سختترین نوع عذاب است که ناگهان، و درحالی که در آرامش هستند، گرفته شوند، تا مجازاتشان سختتر و مصیبتشان بزرگتر گردد.
(45) (﴿فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و بهوسیلۀ عذاب، قوم ستمگر ریشهکن شدند، و هیچ سبب و علتی را، برای رهایی خود نیافتند. (﴿وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است که قضا و تقدیرش، بر هلاکت تکذیبکنندگان جاری شد؛ زیرا با این کار، آیات و دلایل او، و اکرام و بزرگداشت دوستانش، و اهانت او به دشمنانش، و راست بودن آنچه که پیامبرانش آوردهاند، روشن میگردد.
الأنعام 6:46
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ؛ بگو : آيا، مي دانيد که اگر الله گوش و چشمان شما را بازستاند و بر دلهايتان مهر نهد چه خدايي جز الله آنها را به شما باز مي گرداند ? بنگر که آيات خدا را چگونه به شيوه هاي گوناگون بيان مي کنيم باز هم روي بر مي تابند. قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : چه مي بينيد ، اگر عذاب خدا به ناگاه يا آشکارا بر شما فرود آيد، آيا جز ستمکاران هلاک مي شوند ?
(46) خداوند متعال خبر میدهد که همانطور درآفریدن و تدبیر امور یگانه است، در وحدانیت و معبود بودن نیز یگانه است. پس فرمود: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَخَذَ ٱللَّهُ سَمۡعَكُمۡ وَأَبۡصَٰرَكُمۡ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُم﴾) بگو: به من بگویید: اگر خداوند گوش و چشمهایتان را بگیرد، و بر دلهایتان مهر بزند، و بدون گوش و چشم و عقل بمانید، (﴿مَّنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِهِ﴾) آیا معبودی جز «الله» هست که آن را به شما بازپس دهد؟ پس وقتی غیر از خدا کسی آن را به شما بر نمیگرداند، چرا همراه با وی کسی را پرستش میکنید که بر هیچ چیزی توانایی ندارد، مگر اینکه خدا آن را بخواهد؟ و این از دلایل توحید و بطلان شرک است. بنابراین فرمود: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بنگر که چگونه آیات را به شیوههای گوناگون بیان میکنیم و آن را به صورتهای مختلف میآوریم، تا حق روشن شود، و راه مجرمان روشن گردد. (﴿ثُمَّ هُمۡ﴾) سپس آنان با وجود این بیان کامل، (﴿يَصۡدِفُونَ﴾) از آیات و دلایل خدا روی میگردانند و به آن پشت میکنند.
(47) (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتَكُمۡ﴾) بگو: مرا خبر دهید که، (﴿إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُ ٱللَّهِ بَغۡتَةً أَوۡ جَهۡرَةً﴾) اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا شما را فرا گیرد؛ یعنی ناگهان عذاب خدا بیاید، یا زمانی آن فرا رسد که قبلاً مقدّماتی به چشم بخورد که بیانگر آن باشد عذاب خدا در راه است، (﴿هَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) آیا جز قوم ستمکار، کسی هلاک میشود؟ زیرا آنان به سبب ستم و مخالفتشان، مسبّبان اصلی عذاب بر خودشان شدند. پس بپرهیزید از اینکه بر ستم و ظلم ماندگار شوید؛ زیرا ستم، هلاکت همیشگی و شقاوت و بدبختی جاودانگی است.
الأنعام 6:47
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ؛ بگو : آيا، مي دانيد که اگر الله گوش و چشمان شما را بازستاند و بر دلهايتان مهر نهد چه خدايي جز الله آنها را به شما باز مي گرداند ? بنگر که آيات خدا را چگونه به شيوه هاي گوناگون بيان مي کنيم باز هم روي بر مي تابند. قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : چه مي بينيد ، اگر عذاب خدا به ناگاه يا آشکارا بر شما فرود آيد، آيا جز ستمکاران هلاک مي شوند ?
(46) خداوند متعال خبر میدهد که همانطور درآفریدن و تدبیر امور یگانه است، در وحدانیت و معبود بودن نیز یگانه است. پس فرمود: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَخَذَ ٱللَّهُ سَمۡعَكُمۡ وَأَبۡصَٰرَكُمۡ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُم﴾) بگو: به من بگویید: اگر خداوند گوش و چشمهایتان را بگیرد، و بر دلهایتان مهر بزند، و بدون گوش و چشم و عقل بمانید، (﴿مَّنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِهِ﴾) آیا معبودی جز «الله» هست که آن را به شما بازپس دهد؟ پس وقتی غیر از خدا کسی آن را به شما بر نمیگرداند، چرا همراه با وی کسی را پرستش میکنید که بر هیچ چیزی توانایی ندارد، مگر اینکه خدا آن را بخواهد؟ و این از دلایل توحید و بطلان شرک است. بنابراین فرمود: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بنگر که چگونه آیات را به شیوههای گوناگون بیان میکنیم و آن را به صورتهای مختلف میآوریم، تا حق روشن شود، و راه مجرمان روشن گردد. (﴿ثُمَّ هُمۡ﴾) سپس آنان با وجود این بیان کامل، (﴿يَصۡدِفُونَ﴾) از آیات و دلایل خدا روی میگردانند و به آن پشت میکنند.
(47) (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتَكُمۡ﴾) بگو: مرا خبر دهید که، (﴿إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُ ٱللَّهِ بَغۡتَةً أَوۡ جَهۡرَةً﴾) اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا شما را فرا گیرد؛ یعنی ناگهان عذاب خدا بیاید، یا زمانی آن فرا رسد که قبلاً مقدّماتی به چشم بخورد که بیانگر آن باشد عذاب خدا در راه است، (﴿هَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) آیا جز قوم ستمکار، کسی هلاک میشود؟ زیرا آنان به سبب ستم و مخالفتشان، مسبّبان اصلی عذاب بر خودشان شدند. پس بپرهیزید از اینکه بر ستم و ظلم ماندگار شوید؛ زیرا ستم، هلاکت همیشگی و شقاوت و بدبختی جاودانگی است.
الأنعام 6:48
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ؛ ما پيامبران را جز براي مژده دادن يا بيم کردن نفرستاده ايم پس هر کس ، که ايمان آورد و کار شايسته کند ، بيمناک و محزون نمي شود. وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ؛ و به کساني که آيات ما را تکذيب کرده اند ، به کيفر نافرمانيشان ، عذاب خواهد رسيد.
(48) خداوند چکیدۀ آنچه را که پیامبران را بدان مبعوث کرده است، بیان میدارد؛ و آن مژده رساندن و بیم دادن است. و این «بشارت» و «انذار» مستلزم بیان مبشِّر [پیامبران] و مبشَّر [که عدم خوف و حزن یا بهشت] میباشد. همچنانکه مستلزم بیان اعمالی است که هرگاه بنده آن را انجام دهد، مژده به او میرسد. و نیز مستلزم بیان «منذِر»[پیامبران] و نیز «منذَر به»[که خوف و حزن یا جهنم] میباشد. و هم مستلزم ذکر اعمالی است که هرکس آن را انجام دهد، بیم و خطر او را فراخواهد گرفت. اما مردم بر حسب پذیرش دعوت پیامبران و عدم پذیرش آن، به دو نوع تقسیم میشوند: (﴿فَمَنۡ ءَامَنَ وَأَصۡلَحَ﴾) هرکس به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت ایمان بیاورد و ایمان و اعمال و نیت خود را اصلاح نماید، (﴿فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ﴾) پس آنان از آنچه که با آن روبهرو خواهند شد، ترسی ندارند.(﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و [بر آنچه که در گذشته از دست دادهاند] اندوهگین نمیشوند.
(49) (﴿وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا يَمَسُّهُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) و کسانی که آیات ما را تکذیب میکنند، عذاب به آنان میرسد و آن را میچشند،(﴿بِمَا كَانُواۡ يَفۡسُقُونَ﴾) به سبب فسقی که میکردند.
الأنعام 6:49
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ؛ ما پيامبران را جز براي مژده دادن يا بيم کردن نفرستاده ايم پس هر کس ، که ايمان آورد و کار شايسته کند ، بيمناک و محزون نمي شود. وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ؛ و به کساني که آيات ما را تکذيب کرده اند ، به کيفر نافرمانيشان ، عذاب خواهد رسيد.
(48) خداوند چکیدۀ آنچه را که پیامبران را بدان مبعوث کرده است، بیان میدارد؛ و آن مژده رساندن و بیم دادن است. و این «بشارت» و «انذار» مستلزم بیان مبشِّر [پیامبران] و مبشَّر [که عدم خوف و حزن یا بهشت] میباشد. همچنانکه مستلزم بیان اعمالی است که هرگاه بنده آن را انجام دهد، مژده به او میرسد. و نیز مستلزم بیان «منذِر»[پیامبران] و نیز «منذَر به»[که خوف و حزن یا جهنم] میباشد. و هم مستلزم ذکر اعمالی است که هرکس آن را انجام دهد، بیم و خطر او را فراخواهد گرفت. اما مردم بر حسب پذیرش دعوت پیامبران و عدم پذیرش آن، به دو نوع تقسیم میشوند: (﴿فَمَنۡ ءَامَنَ وَأَصۡلَحَ﴾) هرکس به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت ایمان بیاورد و ایمان و اعمال و نیت خود را اصلاح نماید، (﴿فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ﴾) پس آنان از آنچه که با آن روبهرو خواهند شد، ترسی ندارند.(﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾) و [بر آنچه که در گذشته از دست دادهاند] اندوهگین نمیشوند.
(49) (﴿وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا يَمَسُّهُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) و کسانی که آیات ما را تکذیب میکنند، عذاب به آنان میرسد و آن را میچشند،(﴿بِمَا كَانُواۡ يَفۡسُقُونَ﴾) به سبب فسقی که میکردند.
الأنعام 6:50
قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ ؛ بگو : به شما نمي گويم که خزاين خدا نزد من است و علم غيب هم نمي دانم ، و نمي گويم که فرشته اي هستم تنها از چيزي پيروي مي کنم که بر من نازل شده است بگو : آيا نابينا و بينا يکسانند ? چرا نمي انديشيد ?
(50) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: به کسانی که پیشنهاد میکنند تا دلایل و معجزات را بیاوری، یا به شما میگویند: ما را دعوت میکنی تا همراه با خدا، تو را نیز پرستش کنیم، بگو: (﴿لَّآ أَقُولُ لَكُمۡ عِندِي خَزَآئِنُ ٱللَّهِ﴾) به شما نمیگویم که کلیدهای روزی و رحمت خدا در دست من است. (﴿وَلَآ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ﴾) و غیب نمیدانم؛ چرا که اینها نزد خدا هستند. پس او ذاتی است که ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ﴾ هر دروازۀ رحمتی را که برای مردم بگشاید، کسی نمیتواند آن را ببندد، و آنچه را که مسدود سازد، کسی نمیتواند آن را بگشاید. و تنها او به آشکار و پنهان آگاه است. ﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾ پس هیچکس را بر غیب خود آگاه نمیسازد، مگر پیامبری که خدا بر گزیند و از وی راضی باشد. (﴿وَلَآ أَقُولُ لَكُمۡ إِنِّي مَلَكٌ﴾) و به شما نمیگویم که من فرشتهای قوی و نیرومند هستم و در هرچیزی تصرف میکنم، پس من بالاتر از مقامی که خداوند مرا در آن قرار داده است، ادعا نمیکنم. (﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾) این است هدف و مقصد من. بنابراین پیروی نمی کنم جز از چیزی که به سوی من وحی شده است. بنابراین خودم به آن عمل می کنم، و همۀ مردم را به پیروی از آن فرا می خوانم. پس وقتی مقام و جایگاه من شناخته شد، چرا چیزی از من میخواهند که من آن را ادعا نمیکنم؟ و آیا انسان جز آنچه دارد و در توانایی او است، بر چیزی دیگر ملزم میگردد؟ من شما را به سوی چیزی فرا میخوانم که بر من وحی میشود، پس چرا شما مرا در تنگنا قرار میدهید تا برای خود غیر از جایگاه و مقامی که دارم، ادعا کنم؟ و آیا این، جز ستم و مخالفت و سرکشی از جانب شما، چیز دیگری است؟ به منظور بیان تفاوت کسی که دعوت خدا را پذیرفته و تسلیم وحی شده است، با کسی که چنین نیست، بگو: (﴿قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ﴾) آیا کور و بینا برابرند؟ آیا فکر نمیکنید؟ باشد که هر چیزی را در جایگاه آن قرار دهید، و چیزی را انتخاب کنید که رجحان و اولویت دارد.
الأنعام 6:51
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ آگاه ساز به اين کتاب ، کساني را که از گرد آمدن بر آستان پروردگارشان هراسناکند ، که ايشان را جز او هيچ ياوري و شفيعي نيست باشد که پرهيزگاري پيشه کنند. وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛ کساني را که هر بامداد و شبانگاه پروردگار خويش را مي خوانند و خواستارخشنودي او هستند ، طرد مکن نه چيزي از حساب آنها بر عهده توست و نه چيزي از حساب تو بر عهده ايشان اگر آنها را طرد کني ، در زمره ستمکاران درآيي. وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ؛ همچنين بعضي را به بعضي آزموديم تا بگويند : آيا از ميان ما اينان ، بودند که خدا به آنها نعمت داد ? آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ? وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ چون ايمان آوردگان به آيات ما نزد تو آمدند ، بگو : سلام بر شما ، خدا بر خويش مقرر کرده که شما را رحمت کند ، زيرا هر کس از شما که از روي ناداني کاري بد کند ، آنگاه توبه کند و نيکوکار شود ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است. وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ؛ و اين چنين آيات را به تفصيل بيان مي کنيم ، تا راه و رسم مجرمان ، آشکارگردد.
(51) این قرآن بیمدهندۀ همۀ مردم است، اما کسانی از آن بهره میبرند، (﴿ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحۡشَرُوٓاۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾) که میترسند در نزد پروردگارشان گرد آورده شوند. پس آنان به منتقل شدن از این دنیا به دنیای آخرت یقین دارند؛ بنابر این آنچه را که به آنان فایده میرساند، با خود بر میگیرند؛ و آنچه را که به آنان زیان می رساند، رها میکنند. (﴿لَيۡسَ لَهُم مِّن دُونِهِۦ﴾) آنان جز خدا، (﴿وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ﴾) هیچ یاور و شفاعتکنندهای ندارند. کسی را ندارند که یاورشان باشد؛ و آنچه را که میخواهند، برای آنان فراهم نماید؛ و امر ناگوار را از آنان دور کند. و کسی را ندارند که برای آنها شفاعت نماید؛ چون مردم اختیاری ندارند و کاری از دستشان ساخته نیست. (﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) باشد که با پیروی از دستورات خدا و پرهیز از منهیات او، پرهیزگار شوند؛ زیرا بیم دادن، موجب پرهیزگاری و یکی از اسباب آن است.
(52) (﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥ﴾) و اهل عبادت و اخلاص را، به خاطر همنشینی با دیگران از خود مران؛ آنهایی که همواره پروردگارشان را از طریقِ انجام دادن عبادتهایی در قالب ذکر و نماز و غیره، و از طریق فراخواندن و حاجت طلبیدن از او در بامدادان و شامگاهان فرا میخوانند، و با این عمل خود، رضایت و خشنودی او را طلب میکنند، و این کارها را خالصانه برای او انجام میدهند. پس اینان سزاوار رانده شدن و روی گرداندن نیستند، بلکه با آنان دوستی کن، و به خود نزدیک نما؛ چون ایشان برگزیدگان مردم هستند، گرچه فقیرند، اما درحقیقت ایشان با عزّت و بزرگوار هستند، هرچند که نزد مردم خوار و حقیر باشند. (﴿مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَمَا مِنۡ حِسَابِكَ عَلَيۡهِم مِّن شَيۡءٖ﴾) از حساب آنان چیزی بر تو نیست، و از حساب تو نیز چیزی بر آنان نیست. هریک حسابش جدا است و کار نیک و بدش برای او است. (﴿فَتَطۡرُدَهُمۡ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) اگر آنان را طرد کنی، از ستمکاران خواهی بود. پیامبر صلی الله علیه وسلم به شدت این دستور را اطاعت نمود، و از آن فرمان برد. بنابراین هرگاه مؤمنان فقیر مینشستند، با آنان مینشست، و با آنان به خوبی رفتار مینمود، و با آنها نرمی میکرد، و اخلاقش با آنها نیکو بود، و آنان را به خود نزدیک می کرد، حتی بیشتر همنشینان او صلی الله علیه وسلم از این گروه بودند. سبب نزول این آیات این بود که مردمانی از قریش و از افراد خشن و گستاخ عرب به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفتند: اگر میخواهی ما ایمان بیاوریم و از تو پیروی کنیم، فلان و فلان را که فقیر و بینوا هستند طرد کن؛ زیرا خجالت میکشیم اعراب ما را در حالی ببینند که با این فقرا همنشین هستیم. و ازآنجا که پیامبر خیلی دوست داشت آنها مسلمان شوند و از او پیروی کنند، به قلبش خطور کرد که چنین کند. بنابراین خداوند با این آیات او را مورد سرزنش قرار داد.
(53) (﴿وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لِّيَقُولُوٓاۡ أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) این، آزمایش خدا برای بندگانش است، که برخی را ثروتمند و برخی را فقیر، و برخی را شرافتمند و برخی را کم ارزش قرار داده است. پس وقتی که خداوند ایمان را به فقیر و کم ارزش ارزانی دارد، این آزمایشی است برای توانگر و شرافتمند. بنابراین اگر توانگر درپی حق و پیروی کردن از آن باشد، ایمان می آورد و تسلیم میشود؛ و مشارکت کسانی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایینتری قرار دارند، او را از ایمان آوردن و مسلمان شدن باز نمیدارد. و اگر صادقانه به دنبال حق نباشد، مشارکت افرادی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایین تری قرار دارند، مانعِ تبعیت او از حق خواهد شد. پس با تحقیر کسانی که آنان را از خود پایینتر میدیدند، گفتند: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) آیا از میان ما، خدا بر اینها منّت نهاده است؟ پس این مطلب، آنان را از اتّباع حق بازداشت؛ به خاطر اینکه خرد و فهم نداشتند. پس خداوند در جواب گفتار آنان که متضمن اعتراض بر خداوند به خاطر هدایت آن گروه و عدم هدایت آنان بود، فرمود: (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ﴾) آیا خداوند سپاسگزاران را بهتر نمیشناسد؛ کسانی که قدر نعمتهای خدا را دانسته، و به آن اعتراف میکنند، و به پاس نعمتهایی که از آن برخوردارند، کارهای شایسته انجام میدهند؟! بنابراین خداوند فضل و کرم خود را به آنان داد؛ و آنان را که شاکر نیستند، محروم کرد. به درستی که خداوند حکیم است، و فضل خود را به کسی عطا نمیکند که شایستۀ آن نباشد؛ همچنین فضل خود را به این معترضان که دارای چنین اوصافی هستند، نمیدهد. به خلاف فقرا و دیگرانی که خداوند منت ایمان را بر آنان نهاد، چرا که آنان شکرگزارند.
(54) و هنگامی که خداوند پیامبرش را از طردکردن مؤمنانِ خدا ترس و پرهیزگار نهی کرد، ایشان را دستور داد که با تکریم و احترام و بزرگداشت با آنان روبهرو شود و فرمود: (﴿وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِنَا فَقُلۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ﴾) و هرگاه کسانی پیش تو آمدند که به آیات ما ایمان دارند، بگو: سلام بر شما؛ یعنی هرگاه مؤمنان پیش تو آمدند، به آنان سلام کن و خوشآمد بگو؛ و آنان را به رحمت خدا و گستردگی بخشش و احسان او که عزم و ارادۀ آنان را فعال مینماید، مژده بده؛ و ایشان را به در پیش گرفتن هر راهی که آنها را به آن هدف میرساند، تشویق کن؛ و آنان را از پایداری بر گناهان بترسان؛ و به توبه کردن از گناهان دستور بده، تا آمرزش پروردگار و بخشش او را دریابند. بنابراین فرمود: (﴿كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ﴾) پروردگارتان رحمت را بر خویشتن واجب نموده است، هرکس از شما از روی نادانی کار بدی را انجام دهد، سپس توبه نماید و به اصلاح بپردازد. پس باید همراه با ترک گناهان و دست کشیدن و پشیمان شدن از آنها، به اصلاح عمل بپردازد؛ و آنچه را که خدا واجب نموده است، ادا نماید؛ و ظاهر و باطن اعمال فاسد خود را اصلاح کند. پس وقتی همۀ این امور یافت شدند، (﴿فَأَنَّهُۥ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا او آمرزنده و مهربان است؛ یعنی به همان اندازه که آنان دستورات او را انجام میدهند، از آمرزش و عفو خود بر آنان نازل میکند.
(55) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) و این چنین آیات را توضیح می دهیم و آن را بیان میکنیم، و هدایت را از گمراهی، و راه را از بیراهه جدا میسازیم، تا راهیافتگان راه یابند و حق روشن گردد. (﴿وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و تا راه مجرمان که انسان را به ناخشنودی و عذاب خدا میرساند، مشخص گردد؛ زیرا وقتیکه راه مجرمان روشن شود، میتوان از آن پرهیز نمود. و اگر مشتبه باشد، این هدف بزرگ به دست نخواهد آمد.
الأنعام 6:52
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ آگاه ساز به اين کتاب ، کساني را که از گرد آمدن بر آستان پروردگارشان هراسناکند ، که ايشان را جز او هيچ ياوري و شفيعي نيست باشد که پرهيزگاري پيشه کنند. وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛ کساني را که هر بامداد و شبانگاه پروردگار خويش را مي خوانند و خواستارخشنودي او هستند ، طرد مکن نه چيزي از حساب آنها بر عهده توست و نه چيزي از حساب تو بر عهده ايشان اگر آنها را طرد کني ، در زمره ستمکاران درآيي. وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ؛ همچنين بعضي را به بعضي آزموديم تا بگويند : آيا از ميان ما اينان ، بودند که خدا به آنها نعمت داد ? آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ? وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ چون ايمان آوردگان به آيات ما نزد تو آمدند ، بگو : سلام بر شما ، خدا بر خويش مقرر کرده که شما را رحمت کند ، زيرا هر کس از شما که از روي ناداني کاري بد کند ، آنگاه توبه کند و نيکوکار شود ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است. وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ؛ و اين چنين آيات را به تفصيل بيان مي کنيم ، تا راه و رسم مجرمان ، آشکارگردد.
(51) این قرآن بیمدهندۀ همۀ مردم است، اما کسانی از آن بهره میبرند، (﴿ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحۡشَرُوٓاۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾) که میترسند در نزد پروردگارشان گرد آورده شوند. پس آنان به منتقل شدن از این دنیا به دنیای آخرت یقین دارند؛ بنابر این آنچه را که به آنان فایده میرساند، با خود بر میگیرند؛ و آنچه را که به آنان زیان می رساند، رها میکنند. (﴿لَيۡسَ لَهُم مِّن دُونِهِۦ﴾) آنان جز خدا، (﴿وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ﴾) هیچ یاور و شفاعتکنندهای ندارند. کسی را ندارند که یاورشان باشد؛ و آنچه را که میخواهند، برای آنان فراهم نماید؛ و امر ناگوار را از آنان دور کند. و کسی را ندارند که برای آنها شفاعت نماید؛ چون مردم اختیاری ندارند و کاری از دستشان ساخته نیست. (﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) باشد که با پیروی از دستورات خدا و پرهیز از منهیات او، پرهیزگار شوند؛ زیرا بیم دادن، موجب پرهیزگاری و یکی از اسباب آن است.
(52) (﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥ﴾) و اهل عبادت و اخلاص را، به خاطر همنشینی با دیگران از خود مران؛ آنهایی که همواره پروردگارشان را از طریقِ انجام دادن عبادتهایی در قالب ذکر و نماز و غیره، و از طریق فراخواندن و حاجت طلبیدن از او در بامدادان و شامگاهان فرا میخوانند، و با این عمل خود، رضایت و خشنودی او را طلب میکنند، و این کارها را خالصانه برای او انجام میدهند. پس اینان سزاوار رانده شدن و روی گرداندن نیستند، بلکه با آنان دوستی کن، و به خود نزدیک نما؛ چون ایشان برگزیدگان مردم هستند، گرچه فقیرند، اما درحقیقت ایشان با عزّت و بزرگوار هستند، هرچند که نزد مردم خوار و حقیر باشند. (﴿مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَمَا مِنۡ حِسَابِكَ عَلَيۡهِم مِّن شَيۡءٖ﴾) از حساب آنان چیزی بر تو نیست، و از حساب تو نیز چیزی بر آنان نیست. هریک حسابش جدا است و کار نیک و بدش برای او است. (﴿فَتَطۡرُدَهُمۡ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) اگر آنان را طرد کنی، از ستمکاران خواهی بود. پیامبر صلی الله علیه وسلم به شدت این دستور را اطاعت نمود، و از آن فرمان برد. بنابراین هرگاه مؤمنان فقیر مینشستند، با آنان مینشست، و با آنان به خوبی رفتار مینمود، و با آنها نرمی میکرد، و اخلاقش با آنها نیکو بود، و آنان را به خود نزدیک می کرد، حتی بیشتر همنشینان او صلی الله علیه وسلم از این گروه بودند. سبب نزول این آیات این بود که مردمانی از قریش و از افراد خشن و گستاخ عرب به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفتند: اگر میخواهی ما ایمان بیاوریم و از تو پیروی کنیم، فلان و فلان را که فقیر و بینوا هستند طرد کن؛ زیرا خجالت میکشیم اعراب ما را در حالی ببینند که با این فقرا همنشین هستیم. و ازآنجا که پیامبر خیلی دوست داشت آنها مسلمان شوند و از او پیروی کنند، به قلبش خطور کرد که چنین کند. بنابراین خداوند با این آیات او را مورد سرزنش قرار داد.
(53) (﴿وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لِّيَقُولُوٓاۡ أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) این، آزمایش خدا برای بندگانش است، که برخی را ثروتمند و برخی را فقیر، و برخی را شرافتمند و برخی را کم ارزش قرار داده است. پس وقتی که خداوند ایمان را به فقیر و کم ارزش ارزانی دارد، این آزمایشی است برای توانگر و شرافتمند. بنابراین اگر توانگر درپی حق و پیروی کردن از آن باشد، ایمان می آورد و تسلیم میشود؛ و مشارکت کسانی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایینتری قرار دارند، او را از ایمان آوردن و مسلمان شدن باز نمیدارد. و اگر صادقانه به دنبال حق نباشد، مشارکت افرادی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایین تری قرار دارند، مانعِ تبعیت او از حق خواهد شد. پس با تحقیر کسانی که آنان را از خود پایینتر میدیدند، گفتند: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) آیا از میان ما، خدا بر اینها منّت نهاده است؟ پس این مطلب، آنان را از اتّباع حق بازداشت؛ به خاطر اینکه خرد و فهم نداشتند. پس خداوند در جواب گفتار آنان که متضمن اعتراض بر خداوند به خاطر هدایت آن گروه و عدم هدایت آنان بود، فرمود: (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ﴾) آیا خداوند سپاسگزاران را بهتر نمیشناسد؛ کسانی که قدر نعمتهای خدا را دانسته، و به آن اعتراف میکنند، و به پاس نعمتهایی که از آن برخوردارند، کارهای شایسته انجام میدهند؟! بنابراین خداوند فضل و کرم خود را به آنان داد؛ و آنان را که شاکر نیستند، محروم کرد. به درستی که خداوند حکیم است، و فضل خود را به کسی عطا نمیکند که شایستۀ آن نباشد؛ همچنین فضل خود را به این معترضان که دارای چنین اوصافی هستند، نمیدهد. به خلاف فقرا و دیگرانی که خداوند منت ایمان را بر آنان نهاد، چرا که آنان شکرگزارند.
(54) و هنگامی که خداوند پیامبرش را از طردکردن مؤمنانِ خدا ترس و پرهیزگار نهی کرد، ایشان را دستور داد که با تکریم و احترام و بزرگداشت با آنان روبهرو شود و فرمود: (﴿وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِنَا فَقُلۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ﴾) و هرگاه کسانی پیش تو آمدند که به آیات ما ایمان دارند، بگو: سلام بر شما؛ یعنی هرگاه مؤمنان پیش تو آمدند، به آنان سلام کن و خوشآمد بگو؛ و آنان را به رحمت خدا و گستردگی بخشش و احسان او که عزم و ارادۀ آنان را فعال مینماید، مژده بده؛ و ایشان را به در پیش گرفتن هر راهی که آنها را به آن هدف میرساند، تشویق کن؛ و آنان را از پایداری بر گناهان بترسان؛ و به توبه کردن از گناهان دستور بده، تا آمرزش پروردگار و بخشش او را دریابند. بنابراین فرمود: (﴿كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ﴾) پروردگارتان رحمت را بر خویشتن واجب نموده است، هرکس از شما از روی نادانی کار بدی را انجام دهد، سپس توبه نماید و به اصلاح بپردازد. پس باید همراه با ترک گناهان و دست کشیدن و پشیمان شدن از آنها، به اصلاح عمل بپردازد؛ و آنچه را که خدا واجب نموده است، ادا نماید؛ و ظاهر و باطن اعمال فاسد خود را اصلاح کند. پس وقتی همۀ این امور یافت شدند، (﴿فَأَنَّهُۥ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا او آمرزنده و مهربان است؛ یعنی به همان اندازه که آنان دستورات او را انجام میدهند، از آمرزش و عفو خود بر آنان نازل میکند.
(55) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) و این چنین آیات را توضیح می دهیم و آن را بیان میکنیم، و هدایت را از گمراهی، و راه را از بیراهه جدا میسازیم، تا راهیافتگان راه یابند و حق روشن گردد. (﴿وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و تا راه مجرمان که انسان را به ناخشنودی و عذاب خدا میرساند، مشخص گردد؛ زیرا وقتیکه راه مجرمان روشن شود، میتوان از آن پرهیز نمود. و اگر مشتبه باشد، این هدف بزرگ به دست نخواهد آمد.
الأنعام 6:53
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ آگاه ساز به اين کتاب ، کساني را که از گرد آمدن بر آستان پروردگارشان هراسناکند ، که ايشان را جز او هيچ ياوري و شفيعي نيست باشد که پرهيزگاري پيشه کنند. وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛ کساني را که هر بامداد و شبانگاه پروردگار خويش را مي خوانند و خواستارخشنودي او هستند ، طرد مکن نه چيزي از حساب آنها بر عهده توست و نه چيزي از حساب تو بر عهده ايشان اگر آنها را طرد کني ، در زمره ستمکاران درآيي. وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ؛ همچنين بعضي را به بعضي آزموديم تا بگويند : آيا از ميان ما اينان ، بودند که خدا به آنها نعمت داد ? آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ? وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ چون ايمان آوردگان به آيات ما نزد تو آمدند ، بگو : سلام بر شما ، خدا بر خويش مقرر کرده که شما را رحمت کند ، زيرا هر کس از شما که از روي ناداني کاري بد کند ، آنگاه توبه کند و نيکوکار شود ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است. وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ؛ و اين چنين آيات را به تفصيل بيان مي کنيم ، تا راه و رسم مجرمان ، آشکارگردد.
(51) این قرآن بیمدهندۀ همۀ مردم است، اما کسانی از آن بهره میبرند، (﴿ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحۡشَرُوٓاۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾) که میترسند در نزد پروردگارشان گرد آورده شوند. پس آنان به منتقل شدن از این دنیا به دنیای آخرت یقین دارند؛ بنابر این آنچه را که به آنان فایده میرساند، با خود بر میگیرند؛ و آنچه را که به آنان زیان می رساند، رها میکنند. (﴿لَيۡسَ لَهُم مِّن دُونِهِۦ﴾) آنان جز خدا، (﴿وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ﴾) هیچ یاور و شفاعتکنندهای ندارند. کسی را ندارند که یاورشان باشد؛ و آنچه را که میخواهند، برای آنان فراهم نماید؛ و امر ناگوار را از آنان دور کند. و کسی را ندارند که برای آنها شفاعت نماید؛ چون مردم اختیاری ندارند و کاری از دستشان ساخته نیست. (﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) باشد که با پیروی از دستورات خدا و پرهیز از منهیات او، پرهیزگار شوند؛ زیرا بیم دادن، موجب پرهیزگاری و یکی از اسباب آن است.
(52) (﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥ﴾) و اهل عبادت و اخلاص را، به خاطر همنشینی با دیگران از خود مران؛ آنهایی که همواره پروردگارشان را از طریقِ انجام دادن عبادتهایی در قالب ذکر و نماز و غیره، و از طریق فراخواندن و حاجت طلبیدن از او در بامدادان و شامگاهان فرا میخوانند، و با این عمل خود، رضایت و خشنودی او را طلب میکنند، و این کارها را خالصانه برای او انجام میدهند. پس اینان سزاوار رانده شدن و روی گرداندن نیستند، بلکه با آنان دوستی کن، و به خود نزدیک نما؛ چون ایشان برگزیدگان مردم هستند، گرچه فقیرند، اما درحقیقت ایشان با عزّت و بزرگوار هستند، هرچند که نزد مردم خوار و حقیر باشند. (﴿مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَمَا مِنۡ حِسَابِكَ عَلَيۡهِم مِّن شَيۡءٖ﴾) از حساب آنان چیزی بر تو نیست، و از حساب تو نیز چیزی بر آنان نیست. هریک حسابش جدا است و کار نیک و بدش برای او است. (﴿فَتَطۡرُدَهُمۡ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) اگر آنان را طرد کنی، از ستمکاران خواهی بود. پیامبر صلی الله علیه وسلم به شدت این دستور را اطاعت نمود، و از آن فرمان برد. بنابراین هرگاه مؤمنان فقیر مینشستند، با آنان مینشست، و با آنان به خوبی رفتار مینمود، و با آنها نرمی میکرد، و اخلاقش با آنها نیکو بود، و آنان را به خود نزدیک می کرد، حتی بیشتر همنشینان او صلی الله علیه وسلم از این گروه بودند. سبب نزول این آیات این بود که مردمانی از قریش و از افراد خشن و گستاخ عرب به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفتند: اگر میخواهی ما ایمان بیاوریم و از تو پیروی کنیم، فلان و فلان را که فقیر و بینوا هستند طرد کن؛ زیرا خجالت میکشیم اعراب ما را در حالی ببینند که با این فقرا همنشین هستیم. و ازآنجا که پیامبر خیلی دوست داشت آنها مسلمان شوند و از او پیروی کنند، به قلبش خطور کرد که چنین کند. بنابراین خداوند با این آیات او را مورد سرزنش قرار داد.
(53) (﴿وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لِّيَقُولُوٓاۡ أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) این، آزمایش خدا برای بندگانش است، که برخی را ثروتمند و برخی را فقیر، و برخی را شرافتمند و برخی را کم ارزش قرار داده است. پس وقتی که خداوند ایمان را به فقیر و کم ارزش ارزانی دارد، این آزمایشی است برای توانگر و شرافتمند. بنابراین اگر توانگر درپی حق و پیروی کردن از آن باشد، ایمان می آورد و تسلیم میشود؛ و مشارکت کسانی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایینتری قرار دارند، او را از ایمان آوردن و مسلمان شدن باز نمیدارد. و اگر صادقانه به دنبال حق نباشد، مشارکت افرادی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایین تری قرار دارند، مانعِ تبعیت او از حق خواهد شد. پس با تحقیر کسانی که آنان را از خود پایینتر میدیدند، گفتند: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) آیا از میان ما، خدا بر اینها منّت نهاده است؟ پس این مطلب، آنان را از اتّباع حق بازداشت؛ به خاطر اینکه خرد و فهم نداشتند. پس خداوند در جواب گفتار آنان که متضمن اعتراض بر خداوند به خاطر هدایت آن گروه و عدم هدایت آنان بود، فرمود: (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ﴾) آیا خداوند سپاسگزاران را بهتر نمیشناسد؛ کسانی که قدر نعمتهای خدا را دانسته، و به آن اعتراف میکنند، و به پاس نعمتهایی که از آن برخوردارند، کارهای شایسته انجام میدهند؟! بنابراین خداوند فضل و کرم خود را به آنان داد؛ و آنان را که شاکر نیستند، محروم کرد. به درستی که خداوند حکیم است، و فضل خود را به کسی عطا نمیکند که شایستۀ آن نباشد؛ همچنین فضل خود را به این معترضان که دارای چنین اوصافی هستند، نمیدهد. به خلاف فقرا و دیگرانی که خداوند منت ایمان را بر آنان نهاد، چرا که آنان شکرگزارند.
(54) و هنگامی که خداوند پیامبرش را از طردکردن مؤمنانِ خدا ترس و پرهیزگار نهی کرد، ایشان را دستور داد که با تکریم و احترام و بزرگداشت با آنان روبهرو شود و فرمود: (﴿وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِنَا فَقُلۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ﴾) و هرگاه کسانی پیش تو آمدند که به آیات ما ایمان دارند، بگو: سلام بر شما؛ یعنی هرگاه مؤمنان پیش تو آمدند، به آنان سلام کن و خوشآمد بگو؛ و آنان را به رحمت خدا و گستردگی بخشش و احسان او که عزم و ارادۀ آنان را فعال مینماید، مژده بده؛ و ایشان را به در پیش گرفتن هر راهی که آنها را به آن هدف میرساند، تشویق کن؛ و آنان را از پایداری بر گناهان بترسان؛ و به توبه کردن از گناهان دستور بده، تا آمرزش پروردگار و بخشش او را دریابند. بنابراین فرمود: (﴿كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ﴾) پروردگارتان رحمت را بر خویشتن واجب نموده است، هرکس از شما از روی نادانی کار بدی را انجام دهد، سپس توبه نماید و به اصلاح بپردازد. پس باید همراه با ترک گناهان و دست کشیدن و پشیمان شدن از آنها، به اصلاح عمل بپردازد؛ و آنچه را که خدا واجب نموده است، ادا نماید؛ و ظاهر و باطن اعمال فاسد خود را اصلاح کند. پس وقتی همۀ این امور یافت شدند، (﴿فَأَنَّهُۥ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا او آمرزنده و مهربان است؛ یعنی به همان اندازه که آنان دستورات او را انجام میدهند، از آمرزش و عفو خود بر آنان نازل میکند.
(55) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) و این چنین آیات را توضیح می دهیم و آن را بیان میکنیم، و هدایت را از گمراهی، و راه را از بیراهه جدا میسازیم، تا راهیافتگان راه یابند و حق روشن گردد. (﴿وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و تا راه مجرمان که انسان را به ناخشنودی و عذاب خدا میرساند، مشخص گردد؛ زیرا وقتیکه راه مجرمان روشن شود، میتوان از آن پرهیز نمود. و اگر مشتبه باشد، این هدف بزرگ به دست نخواهد آمد.
الأنعام 6:54
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ آگاه ساز به اين کتاب ، کساني را که از گرد آمدن بر آستان پروردگارشان هراسناکند ، که ايشان را جز او هيچ ياوري و شفيعي نيست باشد که پرهيزگاري پيشه کنند. وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛ کساني را که هر بامداد و شبانگاه پروردگار خويش را مي خوانند و خواستارخشنودي او هستند ، طرد مکن نه چيزي از حساب آنها بر عهده توست و نه چيزي از حساب تو بر عهده ايشان اگر آنها را طرد کني ، در زمره ستمکاران درآيي. وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ؛ همچنين بعضي را به بعضي آزموديم تا بگويند : آيا از ميان ما اينان ، بودند که خدا به آنها نعمت داد ? آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ? وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ چون ايمان آوردگان به آيات ما نزد تو آمدند ، بگو : سلام بر شما ، خدا بر خويش مقرر کرده که شما را رحمت کند ، زيرا هر کس از شما که از روي ناداني کاري بد کند ، آنگاه توبه کند و نيکوکار شود ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است. وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ؛ و اين چنين آيات را به تفصيل بيان مي کنيم ، تا راه و رسم مجرمان ، آشکارگردد.
(51) این قرآن بیمدهندۀ همۀ مردم است، اما کسانی از آن بهره میبرند، (﴿ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحۡشَرُوٓاۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾) که میترسند در نزد پروردگارشان گرد آورده شوند. پس آنان به منتقل شدن از این دنیا به دنیای آخرت یقین دارند؛ بنابر این آنچه را که به آنان فایده میرساند، با خود بر میگیرند؛ و آنچه را که به آنان زیان می رساند، رها میکنند. (﴿لَيۡسَ لَهُم مِّن دُونِهِۦ﴾) آنان جز خدا، (﴿وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ﴾) هیچ یاور و شفاعتکنندهای ندارند. کسی را ندارند که یاورشان باشد؛ و آنچه را که میخواهند، برای آنان فراهم نماید؛ و امر ناگوار را از آنان دور کند. و کسی را ندارند که برای آنها شفاعت نماید؛ چون مردم اختیاری ندارند و کاری از دستشان ساخته نیست. (﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) باشد که با پیروی از دستورات خدا و پرهیز از منهیات او، پرهیزگار شوند؛ زیرا بیم دادن، موجب پرهیزگاری و یکی از اسباب آن است.
(52) (﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥ﴾) و اهل عبادت و اخلاص را، به خاطر همنشینی با دیگران از خود مران؛ آنهایی که همواره پروردگارشان را از طریقِ انجام دادن عبادتهایی در قالب ذکر و نماز و غیره، و از طریق فراخواندن و حاجت طلبیدن از او در بامدادان و شامگاهان فرا میخوانند، و با این عمل خود، رضایت و خشنودی او را طلب میکنند، و این کارها را خالصانه برای او انجام میدهند. پس اینان سزاوار رانده شدن و روی گرداندن نیستند، بلکه با آنان دوستی کن، و به خود نزدیک نما؛ چون ایشان برگزیدگان مردم هستند، گرچه فقیرند، اما درحقیقت ایشان با عزّت و بزرگوار هستند، هرچند که نزد مردم خوار و حقیر باشند. (﴿مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَمَا مِنۡ حِسَابِكَ عَلَيۡهِم مِّن شَيۡءٖ﴾) از حساب آنان چیزی بر تو نیست، و از حساب تو نیز چیزی بر آنان نیست. هریک حسابش جدا است و کار نیک و بدش برای او است. (﴿فَتَطۡرُدَهُمۡ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) اگر آنان را طرد کنی، از ستمکاران خواهی بود. پیامبر صلی الله علیه وسلم به شدت این دستور را اطاعت نمود، و از آن فرمان برد. بنابراین هرگاه مؤمنان فقیر مینشستند، با آنان مینشست، و با آنان به خوبی رفتار مینمود، و با آنها نرمی میکرد، و اخلاقش با آنها نیکو بود، و آنان را به خود نزدیک می کرد، حتی بیشتر همنشینان او صلی الله علیه وسلم از این گروه بودند. سبب نزول این آیات این بود که مردمانی از قریش و از افراد خشن و گستاخ عرب به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفتند: اگر میخواهی ما ایمان بیاوریم و از تو پیروی کنیم، فلان و فلان را که فقیر و بینوا هستند طرد کن؛ زیرا خجالت میکشیم اعراب ما را در حالی ببینند که با این فقرا همنشین هستیم. و ازآنجا که پیامبر خیلی دوست داشت آنها مسلمان شوند و از او پیروی کنند، به قلبش خطور کرد که چنین کند. بنابراین خداوند با این آیات او را مورد سرزنش قرار داد.
(53) (﴿وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لِّيَقُولُوٓاۡ أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) این، آزمایش خدا برای بندگانش است، که برخی را ثروتمند و برخی را فقیر، و برخی را شرافتمند و برخی را کم ارزش قرار داده است. پس وقتی که خداوند ایمان را به فقیر و کم ارزش ارزانی دارد، این آزمایشی است برای توانگر و شرافتمند. بنابراین اگر توانگر درپی حق و پیروی کردن از آن باشد، ایمان می آورد و تسلیم میشود؛ و مشارکت کسانی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایینتری قرار دارند، او را از ایمان آوردن و مسلمان شدن باز نمیدارد. و اگر صادقانه به دنبال حق نباشد، مشارکت افرادی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایین تری قرار دارند، مانعِ تبعیت او از حق خواهد شد. پس با تحقیر کسانی که آنان را از خود پایینتر میدیدند، گفتند: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) آیا از میان ما، خدا بر اینها منّت نهاده است؟ پس این مطلب، آنان را از اتّباع حق بازداشت؛ به خاطر اینکه خرد و فهم نداشتند. پس خداوند در جواب گفتار آنان که متضمن اعتراض بر خداوند به خاطر هدایت آن گروه و عدم هدایت آنان بود، فرمود: (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ﴾) آیا خداوند سپاسگزاران را بهتر نمیشناسد؛ کسانی که قدر نعمتهای خدا را دانسته، و به آن اعتراف میکنند، و به پاس نعمتهایی که از آن برخوردارند، کارهای شایسته انجام میدهند؟! بنابراین خداوند فضل و کرم خود را به آنان داد؛ و آنان را که شاکر نیستند، محروم کرد. به درستی که خداوند حکیم است، و فضل خود را به کسی عطا نمیکند که شایستۀ آن نباشد؛ همچنین فضل خود را به این معترضان که دارای چنین اوصافی هستند، نمیدهد. به خلاف فقرا و دیگرانی که خداوند منت ایمان را بر آنان نهاد، چرا که آنان شکرگزارند.
(54) و هنگامی که خداوند پیامبرش را از طردکردن مؤمنانِ خدا ترس و پرهیزگار نهی کرد، ایشان را دستور داد که با تکریم و احترام و بزرگداشت با آنان روبهرو شود و فرمود: (﴿وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِنَا فَقُلۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ﴾) و هرگاه کسانی پیش تو آمدند که به آیات ما ایمان دارند، بگو: سلام بر شما؛ یعنی هرگاه مؤمنان پیش تو آمدند، به آنان سلام کن و خوشآمد بگو؛ و آنان را به رحمت خدا و گستردگی بخشش و احسان او که عزم و ارادۀ آنان را فعال مینماید، مژده بده؛ و ایشان را به در پیش گرفتن هر راهی که آنها را به آن هدف میرساند، تشویق کن؛ و آنان را از پایداری بر گناهان بترسان؛ و به توبه کردن از گناهان دستور بده، تا آمرزش پروردگار و بخشش او را دریابند. بنابراین فرمود: (﴿كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ﴾) پروردگارتان رحمت را بر خویشتن واجب نموده است، هرکس از شما از روی نادانی کار بدی را انجام دهد، سپس توبه نماید و به اصلاح بپردازد. پس باید همراه با ترک گناهان و دست کشیدن و پشیمان شدن از آنها، به اصلاح عمل بپردازد؛ و آنچه را که خدا واجب نموده است، ادا نماید؛ و ظاهر و باطن اعمال فاسد خود را اصلاح کند. پس وقتی همۀ این امور یافت شدند، (﴿فَأَنَّهُۥ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا او آمرزنده و مهربان است؛ یعنی به همان اندازه که آنان دستورات او را انجام میدهند، از آمرزش و عفو خود بر آنان نازل میکند.
(55) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) و این چنین آیات را توضیح می دهیم و آن را بیان میکنیم، و هدایت را از گمراهی، و راه را از بیراهه جدا میسازیم، تا راهیافتگان راه یابند و حق روشن گردد. (﴿وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و تا راه مجرمان که انسان را به ناخشنودی و عذاب خدا میرساند، مشخص گردد؛ زیرا وقتیکه راه مجرمان روشن شود، میتوان از آن پرهیز نمود. و اگر مشتبه باشد، این هدف بزرگ به دست نخواهد آمد.
الأنعام 6:55
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ آگاه ساز به اين کتاب ، کساني را که از گرد آمدن بر آستان پروردگارشان هراسناکند ، که ايشان را جز او هيچ ياوري و شفيعي نيست باشد که پرهيزگاري پيشه کنند. وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛ کساني را که هر بامداد و شبانگاه پروردگار خويش را مي خوانند و خواستارخشنودي او هستند ، طرد مکن نه چيزي از حساب آنها بر عهده توست و نه چيزي از حساب تو بر عهده ايشان اگر آنها را طرد کني ، در زمره ستمکاران درآيي. وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ؛ همچنين بعضي را به بعضي آزموديم تا بگويند : آيا از ميان ما اينان ، بودند که خدا به آنها نعمت داد ? آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ? وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ چون ايمان آوردگان به آيات ما نزد تو آمدند ، بگو : سلام بر شما ، خدا بر خويش مقرر کرده که شما را رحمت کند ، زيرا هر کس از شما که از روي ناداني کاري بد کند ، آنگاه توبه کند و نيکوکار شود ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است. وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ؛ و اين چنين آيات را به تفصيل بيان مي کنيم ، تا راه و رسم مجرمان ، آشکارگردد.
(51) این قرآن بیمدهندۀ همۀ مردم است، اما کسانی از آن بهره میبرند، (﴿ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحۡشَرُوٓاۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾) که میترسند در نزد پروردگارشان گرد آورده شوند. پس آنان به منتقل شدن از این دنیا به دنیای آخرت یقین دارند؛ بنابر این آنچه را که به آنان فایده میرساند، با خود بر میگیرند؛ و آنچه را که به آنان زیان می رساند، رها میکنند. (﴿لَيۡسَ لَهُم مِّن دُونِهِۦ﴾) آنان جز خدا، (﴿وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ﴾) هیچ یاور و شفاعتکنندهای ندارند. کسی را ندارند که یاورشان باشد؛ و آنچه را که میخواهند، برای آنان فراهم نماید؛ و امر ناگوار را از آنان دور کند. و کسی را ندارند که برای آنها شفاعت نماید؛ چون مردم اختیاری ندارند و کاری از دستشان ساخته نیست. (﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) باشد که با پیروی از دستورات خدا و پرهیز از منهیات او، پرهیزگار شوند؛ زیرا بیم دادن، موجب پرهیزگاری و یکی از اسباب آن است.
(52) (﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥ﴾) و اهل عبادت و اخلاص را، به خاطر همنشینی با دیگران از خود مران؛ آنهایی که همواره پروردگارشان را از طریقِ انجام دادن عبادتهایی در قالب ذکر و نماز و غیره، و از طریق فراخواندن و حاجت طلبیدن از او در بامدادان و شامگاهان فرا میخوانند، و با این عمل خود، رضایت و خشنودی او را طلب میکنند، و این کارها را خالصانه برای او انجام میدهند. پس اینان سزاوار رانده شدن و روی گرداندن نیستند، بلکه با آنان دوستی کن، و به خود نزدیک نما؛ چون ایشان برگزیدگان مردم هستند، گرچه فقیرند، اما درحقیقت ایشان با عزّت و بزرگوار هستند، هرچند که نزد مردم خوار و حقیر باشند. (﴿مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَمَا مِنۡ حِسَابِكَ عَلَيۡهِم مِّن شَيۡءٖ﴾) از حساب آنان چیزی بر تو نیست، و از حساب تو نیز چیزی بر آنان نیست. هریک حسابش جدا است و کار نیک و بدش برای او است. (﴿فَتَطۡرُدَهُمۡ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) اگر آنان را طرد کنی، از ستمکاران خواهی بود. پیامبر صلی الله علیه وسلم به شدت این دستور را اطاعت نمود، و از آن فرمان برد. بنابراین هرگاه مؤمنان فقیر مینشستند، با آنان مینشست، و با آنان به خوبی رفتار مینمود، و با آنها نرمی میکرد، و اخلاقش با آنها نیکو بود، و آنان را به خود نزدیک می کرد، حتی بیشتر همنشینان او صلی الله علیه وسلم از این گروه بودند. سبب نزول این آیات این بود که مردمانی از قریش و از افراد خشن و گستاخ عرب به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفتند: اگر میخواهی ما ایمان بیاوریم و از تو پیروی کنیم، فلان و فلان را که فقیر و بینوا هستند طرد کن؛ زیرا خجالت میکشیم اعراب ما را در حالی ببینند که با این فقرا همنشین هستیم. و ازآنجا که پیامبر خیلی دوست داشت آنها مسلمان شوند و از او پیروی کنند، به قلبش خطور کرد که چنین کند. بنابراین خداوند با این آیات او را مورد سرزنش قرار داد.
(53) (﴿وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لِّيَقُولُوٓاۡ أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) این، آزمایش خدا برای بندگانش است، که برخی را ثروتمند و برخی را فقیر، و برخی را شرافتمند و برخی را کم ارزش قرار داده است. پس وقتی که خداوند ایمان را به فقیر و کم ارزش ارزانی دارد، این آزمایشی است برای توانگر و شرافتمند. بنابراین اگر توانگر درپی حق و پیروی کردن از آن باشد، ایمان می آورد و تسلیم میشود؛ و مشارکت کسانی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایینتری قرار دارند، او را از ایمان آوردن و مسلمان شدن باز نمیدارد. و اگر صادقانه به دنبال حق نباشد، مشارکت افرادی که از نظر ثروت و شرافت در سطح پایین تری قرار دارند، مانعِ تبعیت او از حق خواهد شد. پس با تحقیر کسانی که آنان را از خود پایینتر میدیدند، گفتند: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنۢ بَيۡنِنَآ﴾) آیا از میان ما، خدا بر اینها منّت نهاده است؟ پس این مطلب، آنان را از اتّباع حق بازداشت؛ به خاطر اینکه خرد و فهم نداشتند. پس خداوند در جواب گفتار آنان که متضمن اعتراض بر خداوند به خاطر هدایت آن گروه و عدم هدایت آنان بود، فرمود: (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ﴾) آیا خداوند سپاسگزاران را بهتر نمیشناسد؛ کسانی که قدر نعمتهای خدا را دانسته، و به آن اعتراف میکنند، و به پاس نعمتهایی که از آن برخوردارند، کارهای شایسته انجام میدهند؟! بنابراین خداوند فضل و کرم خود را به آنان داد؛ و آنان را که شاکر نیستند، محروم کرد. به درستی که خداوند حکیم است، و فضل خود را به کسی عطا نمیکند که شایستۀ آن نباشد؛ همچنین فضل خود را به این معترضان که دارای چنین اوصافی هستند، نمیدهد. به خلاف فقرا و دیگرانی که خداوند منت ایمان را بر آنان نهاد، چرا که آنان شکرگزارند.
(54) و هنگامی که خداوند پیامبرش را از طردکردن مؤمنانِ خدا ترس و پرهیزگار نهی کرد، ایشان را دستور داد که با تکریم و احترام و بزرگداشت با آنان روبهرو شود و فرمود: (﴿وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بَِٔايَٰتِنَا فَقُلۡ سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ﴾) و هرگاه کسانی پیش تو آمدند که به آیات ما ایمان دارند، بگو: سلام بر شما؛ یعنی هرگاه مؤمنان پیش تو آمدند، به آنان سلام کن و خوشآمد بگو؛ و آنان را به رحمت خدا و گستردگی بخشش و احسان او که عزم و ارادۀ آنان را فعال مینماید، مژده بده؛ و ایشان را به در پیش گرفتن هر راهی که آنها را به آن هدف میرساند، تشویق کن؛ و آنان را از پایداری بر گناهان بترسان؛ و به توبه کردن از گناهان دستور بده، تا آمرزش پروردگار و بخشش او را دریابند. بنابراین فرمود: (﴿كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ﴾) پروردگارتان رحمت را بر خویشتن واجب نموده است، هرکس از شما از روی نادانی کار بدی را انجام دهد، سپس توبه نماید و به اصلاح بپردازد. پس باید همراه با ترک گناهان و دست کشیدن و پشیمان شدن از آنها، به اصلاح عمل بپردازد؛ و آنچه را که خدا واجب نموده است، ادا نماید؛ و ظاهر و باطن اعمال فاسد خود را اصلاح کند. پس وقتی همۀ این امور یافت شدند، (﴿فَأَنَّهُۥ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا او آمرزنده و مهربان است؛ یعنی به همان اندازه که آنان دستورات او را انجام میدهند، از آمرزش و عفو خود بر آنان نازل میکند.
(55) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) و این چنین آیات را توضیح می دهیم و آن را بیان میکنیم، و هدایت را از گمراهی، و راه را از بیراهه جدا میسازیم، تا راهیافتگان راه یابند و حق روشن گردد. (﴿وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و تا راه مجرمان که انسان را به ناخشنودی و عذاب خدا میرساند، مشخص گردد؛ زیرا وقتیکه راه مجرمان روشن شود، میتوان از آن پرهیز نمود. و اگر مشتبه باشد، این هدف بزرگ به دست نخواهد آمد.
الأنعام 6:56
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ؛ بگو : مرا منع کرده اند که آن خداياني را که جز الله مي خوانيد پرستش کنم بگو : از هوسهاي شما متابعت نمي کنم تا مبادا گمراه شوم و از هدايت يافتگان نباشم. قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ؛ بگو : من از پروردگارم دليلي روشن دارم و شما آن دليل را دروغ مي ، خوانيد آنچه بدين شتاب مي طلبيد به دست من نيست حکم تنها حکم خداست حقيقت را بيان مي کند و او بهترين داوران است. قُل لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ؛ بگو : اگر آنچه را که بدين شتاب مي طلبيد به دست من بود ، ميان من و شما کار به پايان مي رسيد ، زيرا خدا به ستمکاران داناتر است.
(56) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به مشرکانی که همراه با خدا، معبودان دیگری را میخوانند، بگو: (﴿إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) همانا من نهی شدهام کسانی را غیر از خدا که به فریاد میطلبید، بپرستم، از قبیل: همتایان و بتان که مالک سود و زیان و مرگ و زندگی نیستند؛ زیرا این عقیده باطل است، و شما در این زمینه جز پیروی از هوای نفس دلیل و حجّتی ندارید، که پیروی از آن، بزرگترین عامل گمراهی است. بنابراین فرمود: (﴿قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهۡوَآءَكُمۡ قَدۡ ضَلَلۡتُ إِذٗا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) بگو: از خواستها و امیالتان پیروی نمیکنم؛ و اگر از خواستهایتان پیروی کنم، آن وقت گمراه شده، و به هیچ صورتی از راه یافتگان نخواهم بود.
(57) و اما توحید و اخلاصی که من بر آن هستم، حق است و از دلایل قاطعی برخوردار میباشد، و (﴿إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي﴾) من بر یقینِ روشن هستم و به صحت آن باور دارم، و بر باطل بودن غیرِ آن معتقدم. این گواهی قاطع پیامبر است، و شک و تردیدی را نمیپذیرد، و او بهطور مطلق در میان خلایق عادلترین گواه است. پس مؤمنان شهادت دادن پیامبر را تصدیق نمودند، و بر حسب آنچه که خداوند به آنان ارزانی نموده بود، صحت و صدق آن برایشان روشن گردید. (﴿وَكَذَّبۡتُم﴾) ولی شما ای مشرکان! آن را تکذیب کردید، و این شایستۀ شما نیست. اگر شما به تکذیب خود ادامه دهید، پس بدانید که قطعا عذاب سختی بر شما فرود خواهد آمد. و عذاب نزد خدا است؛ و او کسی است که هر وقت و هرگونه بخواهد، عذاب را بر شما نازل میکند. و اگر شما در وقوع عذاب شتاب ورزید، چنین چیزی در دست من نیست. (﴿إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ﴾)حکم و فرمان جز در دست خدا نیست. پس همان طور که حکم شرعی را صادر مینماید و امر و نهی میکند، بر حسب حکمت خویش فرمان و حکم جزایی را نیز صادر میکند. پس به طور مطلق نباید بر حکم او اعتراض نمود. و خداوند راه را روشن نموده و حق را برای بندگانش تعریف کرده و برای آنها عذری باقی نگذاشته است؛ تا هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل هلاک گردد؛ و هرکس که نجات مییابد، از روی دلیل نجات یابد.(﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰصِلِينَ﴾) و او بهترین جداکنندگان است که در دنیا و آخرت میان بندگانش داوری مینماید؛ به گونهای که کسی که علیه او قضاوت شده و حق به او داده نشده است، او را به خاطر این داوری ستایش مینماید.
(58) (﴿قُل﴾) به کسانی که از روی نادانی و عناد و ستم برای وقوع عذاب شتاب میورزند، بگو: (﴿لَّوۡ أَنَّ عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦ لَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) اگر آنچه که شما بر وقوع آن شتاب میورزید در دست من بود، کار من و شما تمام میشد. اگر عذاب در دست من بود آن را بر شما فرود میآوردم، و در این میان سود و منـفعتی به شما نمیرسید. اما کار در دست خداوند بردبـار و شکیباست؛ خداوندی که گناهکاران از فرمان او سر میپیچند، و جرأت کننـدگان بر نافرمـانی او جرأت میکنند، اما او ازآنها در مـیگـذرد، و به آنها رزق و روزی میدهد، و نعمتهای ظاهری و باطنی خود را به سوی آنان سرازیر مینماید. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند نسبت به ستمگران آگاه است. چیزی از احوال آنان بر او پوشیده نیست، پس آنان را مهلت میدهد، اما آنان را مورد اهمال و فراموشی قرار نمیدهد.
الأنعام 6:57
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ؛ بگو : مرا منع کرده اند که آن خداياني را که جز الله مي خوانيد پرستش کنم بگو : از هوسهاي شما متابعت نمي کنم تا مبادا گمراه شوم و از هدايت يافتگان نباشم. قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ؛ بگو : من از پروردگارم دليلي روشن دارم و شما آن دليل را دروغ مي ، خوانيد آنچه بدين شتاب مي طلبيد به دست من نيست حکم تنها حکم خداست حقيقت را بيان مي کند و او بهترين داوران است. قُل لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ؛ بگو : اگر آنچه را که بدين شتاب مي طلبيد به دست من بود ، ميان من و شما کار به پايان مي رسيد ، زيرا خدا به ستمکاران داناتر است.
(56) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به مشرکانی که همراه با خدا، معبودان دیگری را میخوانند، بگو: (﴿إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) همانا من نهی شدهام کسانی را غیر از خدا که به فریاد میطلبید، بپرستم، از قبیل: همتایان و بتان که مالک سود و زیان و مرگ و زندگی نیستند؛ زیرا این عقیده باطل است، و شما در این زمینه جز پیروی از هوای نفس دلیل و حجّتی ندارید، که پیروی از آن، بزرگترین عامل گمراهی است. بنابراین فرمود: (﴿قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهۡوَآءَكُمۡ قَدۡ ضَلَلۡتُ إِذٗا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) بگو: از خواستها و امیالتان پیروی نمیکنم؛ و اگر از خواستهایتان پیروی کنم، آن وقت گمراه شده، و به هیچ صورتی از راه یافتگان نخواهم بود.
(57) و اما توحید و اخلاصی که من بر آن هستم، حق است و از دلایل قاطعی برخوردار میباشد، و (﴿إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي﴾) من بر یقینِ روشن هستم و به صحت آن باور دارم، و بر باطل بودن غیرِ آن معتقدم. این گواهی قاطع پیامبر است، و شک و تردیدی را نمیپذیرد، و او بهطور مطلق در میان خلایق عادلترین گواه است. پس مؤمنان شهادت دادن پیامبر را تصدیق نمودند، و بر حسب آنچه که خداوند به آنان ارزانی نموده بود، صحت و صدق آن برایشان روشن گردید. (﴿وَكَذَّبۡتُم﴾) ولی شما ای مشرکان! آن را تکذیب کردید، و این شایستۀ شما نیست. اگر شما به تکذیب خود ادامه دهید، پس بدانید که قطعا عذاب سختی بر شما فرود خواهد آمد. و عذاب نزد خدا است؛ و او کسی است که هر وقت و هرگونه بخواهد، عذاب را بر شما نازل میکند. و اگر شما در وقوع عذاب شتاب ورزید، چنین چیزی در دست من نیست. (﴿إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ﴾)حکم و فرمان جز در دست خدا نیست. پس همان طور که حکم شرعی را صادر مینماید و امر و نهی میکند، بر حسب حکمت خویش فرمان و حکم جزایی را نیز صادر میکند. پس به طور مطلق نباید بر حکم او اعتراض نمود. و خداوند راه را روشن نموده و حق را برای بندگانش تعریف کرده و برای آنها عذری باقی نگذاشته است؛ تا هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل هلاک گردد؛ و هرکس که نجات مییابد، از روی دلیل نجات یابد.(﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰصِلِينَ﴾) و او بهترین جداکنندگان است که در دنیا و آخرت میان بندگانش داوری مینماید؛ به گونهای که کسی که علیه او قضاوت شده و حق به او داده نشده است، او را به خاطر این داوری ستایش مینماید.
(58) (﴿قُل﴾) به کسانی که از روی نادانی و عناد و ستم برای وقوع عذاب شتاب میورزند، بگو: (﴿لَّوۡ أَنَّ عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦ لَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) اگر آنچه که شما بر وقوع آن شتاب میورزید در دست من بود، کار من و شما تمام میشد. اگر عذاب در دست من بود آن را بر شما فرود میآوردم، و در این میان سود و منـفعتی به شما نمیرسید. اما کار در دست خداوند بردبـار و شکیباست؛ خداوندی که گناهکاران از فرمان او سر میپیچند، و جرأت کننـدگان بر نافرمـانی او جرأت میکنند، اما او ازآنها در مـیگـذرد، و به آنها رزق و روزی میدهد، و نعمتهای ظاهری و باطنی خود را به سوی آنان سرازیر مینماید. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند نسبت به ستمگران آگاه است. چیزی از احوال آنان بر او پوشیده نیست، پس آنان را مهلت میدهد، اما آنان را مورد اهمال و فراموشی قرار نمیدهد.
الأنعام 6:58
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ؛ بگو : مرا منع کرده اند که آن خداياني را که جز الله مي خوانيد پرستش کنم بگو : از هوسهاي شما متابعت نمي کنم تا مبادا گمراه شوم و از هدايت يافتگان نباشم. قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ؛ بگو : من از پروردگارم دليلي روشن دارم و شما آن دليل را دروغ مي ، خوانيد آنچه بدين شتاب مي طلبيد به دست من نيست حکم تنها حکم خداست حقيقت را بيان مي کند و او بهترين داوران است. قُل لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ؛ بگو : اگر آنچه را که بدين شتاب مي طلبيد به دست من بود ، ميان من و شما کار به پايان مي رسيد ، زيرا خدا به ستمکاران داناتر است.
(56) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به مشرکانی که همراه با خدا، معبودان دیگری را میخوانند، بگو: (﴿إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) همانا من نهی شدهام کسانی را غیر از خدا که به فریاد میطلبید، بپرستم، از قبیل: همتایان و بتان که مالک سود و زیان و مرگ و زندگی نیستند؛ زیرا این عقیده باطل است، و شما در این زمینه جز پیروی از هوای نفس دلیل و حجّتی ندارید، که پیروی از آن، بزرگترین عامل گمراهی است. بنابراین فرمود: (﴿قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهۡوَآءَكُمۡ قَدۡ ضَلَلۡتُ إِذٗا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) بگو: از خواستها و امیالتان پیروی نمیکنم؛ و اگر از خواستهایتان پیروی کنم، آن وقت گمراه شده، و به هیچ صورتی از راه یافتگان نخواهم بود.
(57) و اما توحید و اخلاصی که من بر آن هستم، حق است و از دلایل قاطعی برخوردار میباشد، و (﴿إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي﴾) من بر یقینِ روشن هستم و به صحت آن باور دارم، و بر باطل بودن غیرِ آن معتقدم. این گواهی قاطع پیامبر است، و شک و تردیدی را نمیپذیرد، و او بهطور مطلق در میان خلایق عادلترین گواه است. پس مؤمنان شهادت دادن پیامبر را تصدیق نمودند، و بر حسب آنچه که خداوند به آنان ارزانی نموده بود، صحت و صدق آن برایشان روشن گردید. (﴿وَكَذَّبۡتُم﴾) ولی شما ای مشرکان! آن را تکذیب کردید، و این شایستۀ شما نیست. اگر شما به تکذیب خود ادامه دهید، پس بدانید که قطعا عذاب سختی بر شما فرود خواهد آمد. و عذاب نزد خدا است؛ و او کسی است که هر وقت و هرگونه بخواهد، عذاب را بر شما نازل میکند. و اگر شما در وقوع عذاب شتاب ورزید، چنین چیزی در دست من نیست. (﴿إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ﴾)حکم و فرمان جز در دست خدا نیست. پس همان طور که حکم شرعی را صادر مینماید و امر و نهی میکند، بر حسب حکمت خویش فرمان و حکم جزایی را نیز صادر میکند. پس به طور مطلق نباید بر حکم او اعتراض نمود. و خداوند راه را روشن نموده و حق را برای بندگانش تعریف کرده و برای آنها عذری باقی نگذاشته است؛ تا هرکس که هلاک میشود، از روی دلیل هلاک گردد؛ و هرکس که نجات مییابد، از روی دلیل نجات یابد.(﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰصِلِينَ﴾) و او بهترین جداکنندگان است که در دنیا و آخرت میان بندگانش داوری مینماید؛ به گونهای که کسی که علیه او قضاوت شده و حق به او داده نشده است، او را به خاطر این داوری ستایش مینماید.
(58) (﴿قُل﴾) به کسانی که از روی نادانی و عناد و ستم برای وقوع عذاب شتاب میورزند، بگو: (﴿لَّوۡ أَنَّ عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦ لَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) اگر آنچه که شما بر وقوع آن شتاب میورزید در دست من بود، کار من و شما تمام میشد. اگر عذاب در دست من بود آن را بر شما فرود میآوردم، و در این میان سود و منـفعتی به شما نمیرسید. اما کار در دست خداوند بردبـار و شکیباست؛ خداوندی که گناهکاران از فرمان او سر میپیچند، و جرأت کننـدگان بر نافرمـانی او جرأت میکنند، اما او ازآنها در مـیگـذرد، و به آنها رزق و روزی میدهد، و نعمتهای ظاهری و باطنی خود را به سوی آنان سرازیر مینماید. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِٱلظَّٰلِمِينَ﴾) و خداوند نسبت به ستمگران آگاه است. چیزی از احوال آنان بر او پوشیده نیست، پس آنان را مهلت میدهد، اما آنان را مورد اهمال و فراموشی قرار نمیدهد.
الأنعام 6:59
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ؛ کليدهاي غيب نزد اوست جز او کسي را از غيب آگاهي نيست هر چه را که در خشکي و درياست مي داند هيچ برگي از درختي نمي افتد مگر آنکه از آن آگاه است و هيچ دانه اي در تاريکيهاي زمين و هيچ تري و خشکي نيست جز آنکه در کتاب مبين آمده است.
(59) این آیه یکی از بزرگترین آیاتی است که علم فراگیر الهی را به طور مشروح بیان داشته، و تصریح میکند که علم او، همۀ خفایا و نهانها و امور غیبی را در بر میگیرد؛ و هر کس از آفریدگانش را که بخواهد، از آن امور غیبی آگاه میسازد. و بسیاری از امور غیب را از فرشتگان مقرب و پیامبران پنهان داشته، و آنان را بدان آگاه نکرده است، تا چه رسد به اینکه کس دیگری از جهانیان را از آن با خبر نماید. و او به حیوانات و درختان و ریگها و سنگریزهها و خاکهایی که در بیابانها و صحراها میباشد، آگاه است. از آنچه که در دریاها وجود دارد، از قبیل: حیوانات، معادن، و سایر موجودات زندهای که آب آن را فرا گرفته، آگاه است.(﴿وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَةٍ﴾) و هیچ برگی از درختان خشکی و دریا و درختان آبادیها و بیابانها و دنیا و آخرت فرونمیافتد، مگر اینکه خداوند به آن آگاه است.(﴿وَلَا حَبَّةٖ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ﴾) و هیچ دانهای از دانۀ میوهها و کشتزارها و بذری که مردم میکارند، و دانۀ گیاهان بیابانی که از آن انواع گیاهان میرویند، و در تاریکیهای زمین قرار دارند -نیست، مگر اینکه خداوند از آن خبر دارد. (﴿وَلَا رَطۡبٖ وَلَا يَابِسٍ﴾) و هیچ تر و خشکی [وجود ندارد که خداوند از آن خبر نداشته باشد]، و این عمومِ بعد از خصوص است، (﴿إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾) مگر اینکه در «لوح محفوظ» ثبت و ضبط شده است. بعضی از این امور، عقل و عقلا را در حیرت میاندازد، و درک و خاطر هوشیاران را سرگشته میکند. پس این بر عظمت پروردگار و گستردگی صفاتش دلالت مینماید. نیز بیانگر آن است که اگر مردمِ اول و آخر جمع شوند تا برخی از صفات او را احاطه نمایند، توان این کار را نخواهند داشت. پس با برکت است پروردگار بزرگ و گشایشگر و دانا و ستوده و بزرگوار و حاضر و ناظر و احاطه کننده. و بزرگ است خدایی که هیچ کس نمیتواند ستایش او را بیان کند، بلکه او آن گونه است که خودش خویشتن را ستوده است، و بالاتر از آن است که بندگانش [بتوانند] وی را [آن گونه که شایستۀ اوست] ستایش نمایند. پس این آیه بر دانش و آگاهی فراگیر خدا که همه چیز را فرا گرفته است، نیز بر کتاب او [لوح المحفوظ] که تمام حوادث را در بر گرفته است، دلالت میکند.
الأنعام 6:60
وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ و اوست که شما را شب هنگام مي ميراند و هر چه در روز کرده ايد مي داند،، آنگاه بامدادان شما را زنده مي سازد تا آن هنگام که مدت معين عمرتان به پايان رسد سپس بازگشتتان به نزد اوست و شما را از آنچه کرده ايد آگاه مي کند. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ؛ اوست قاهري فراتر از بندگانش نگهباناني بر شما مي گمارد ، تا چون يکي از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما بي هيچ کوتاهي و گذشتي جان او بگيرند. ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ؛ سپس به نزد خدا ، مولاي حقيقي خويش بازگردانيده شوند بدان که حکم ، حکم اوست و او سريع ترين حسابگران است.
(60) تمام این آیات در رابطه با اثبات الوهیت خدا و استدلال علیه مشرکین بوده، و بیانگر آن است که خداوند متعال سزاوار محبت و تعظیم و بزرگداشت و اکرام است. پس خداوند خبر داد که تنها او به امور بندگانش در بیداری و خوابشان میپردازد، و او روح آنان را در شب میگیرد، پس حرکات آنان آرام میگیرد و جسمهایشان استراحت میکند، سپس آنان را از خواب برمیانگیزد، تا برای به دست آوردن منافع دینی و دنیوی خود به فعالیت و تلاش بپردازند. و همو کارهاییرا که در روز انجام میدهند، میداند؛ سپس خداوند همواره به آنان میپردازد، تا اینکه مدت زندگیشان را تمام کنند. پس طبق این تدبیر، مدتِ مشخص شده به پایان میرسد، و آن دوران زندگی است. پس از آن، دوران دیگری شروع میشود، وآن زنده شدن پس از مرگ است. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ﴾) سپس بازگشت شما به سوی اوست، نه به سوی کسی دیگر. (﴿ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس شما را به آنچه از خیر و شر که انجام میدادید، آگاه میسازد.
(61) (﴿وَهُوَ﴾) و خداوند متعال، (﴿ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) بر بندگانش چیره و غالب است. و ارادۀ فراگیر و مشیّت و خواست عام او، بر آنان جاری میگردد. پس هیچکاری به دست آنان صورت نمیگیرد و هیچ کاری در دست آنان نیست، و حرکت نمیکنند، و آرام نمیگیرند، مگر به فرمان او. با وجود این، فرشتگانی مراقب بر بندگان گماشته است، تا از آنان محافظت کنند، و آنچه را که انجام میدهند، ثبت و ضبط نمایند، ﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ﴾ و همانا بر شما مراقبانی گماشته شدهاند؛ نویسندگان بزرگواری که آنچه میکنید، میدانند، ﴿عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ﴾ از چپ و راست نشستهاند، [انسان] هیچ سخنی را بر زبان نمیآورد مگر اینکه نزد او مراقبی آماده است [و آن را مینویسد]. پس این، مراقبت خدا از آنان در حال زندگی است.(﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا﴾) تا اینکه [زمان] مرگ شما فرا رسد، [آنگاه] فرشتگان ما، که مسؤول گرفتن جان و قبض ارواح هستند، جان او را میگیرند، (﴿وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُون﴾) و آنان در این کار کوتاهی نمیورزند؛ پس یک لحظه را بر زمانی که خدا مقدر نموده است، نمیافزایند، و لحظهای از آن کم نمیکنند، و این کار را طبق تقدیر و فرمان الهی انجام میدهند.
(62) (﴿ثُمَّ﴾) و بعد از مرگ، و زندگی برزخ، و خیر و شری که درآن هست، (﴿رُدُّوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّ﴾) به سوی خدا، که سرور حقیقیشان است، برگردانده میشوند. به سوی خدایی بر میگردند که با حکمت و تقدیر خویش، آنها را سرپرستی نموده، و مشیّت خود را بر آنان جاری کرده است. سپس با امر و نهی خود آنها را سرپرستی نموده، و پیامبرانش را به سوی آنها فرستاده، و کتابها را بر آنان نازل نموده است. پس به سوی او برگردانده میشوند تا به سزا و جزای آنها حکم نماید؛ و به خاطر خوبیهایی که انجام دادهاند، آنان را پاداش بدهد؛ و آنها را بر بدیها و زشتیهایی که مرتکب شده اند، مجازات کند. (﴿أَلَا لَهُ ٱلۡحُكۡمُ﴾) هان! فرمان و داوری از آنِ اوست؛ معبودی یگانه که هیچ شریکی ندارد.(﴿وَهُوَ أَسۡرَعُ ٱلۡحَٰسِبِينَ﴾) و او سریعترینِ حسابگران است؛ زیرا خدا بسیار آگاه است، و اعمال آنها را در «لوح محفوظ» ثبت نموده، و فرشتگانش تمامی حرکات و سکنات آنان را در نامۀ اعمال و کتابی که در دستشان است، ثبت کرده اند. پس تنها خدا میآفریند و به تدبیر امور میپردازد؛ و او در آفریدن و تدبیر یگانه، و بر بندگانش چیره است، و همۀ حالاتشان را زیر نظر دارد، و حکم و داوریِ تقدیری و شرعی و جزائی از آن اوست. پس چرا مشرکین از ذاتی که دارای چنین صفاتی است، روی میگردانند و به عبادت کسی روی میآورند که هیچ کاری در دست او نیست، و به اندازۀ ذرّهای سود و نفع نمیرساند، و قدرت و ارادهای ندارد؟! سوگند به خدا اگر بردباریِ خداوند و گذشت و رحمت وی را نسبت به خویش میدانستند، به شناخت وی روی آورده و شیفته و سرگشتۀ او میشدند. حال آنکه به شرک و ناسپاسی روی آورده و با خدا مبارزه میکنند، و به خود جرأت میدهند که شکوه و عظمت پروردگار را نادیده بگیرند و به وی دروغ نسبت دهند، این در حالی است که پروردگار، آنان را روزی میدهد. تمامی این بدبختیها بدان جهت است که تسلیم شیطان شدهاند، و این کار جز رسوایی و زیان، چیز دیگری به دنبال ندارد. اما آنها قومی نادان هستند.
الأنعام 6:61
وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ و اوست که شما را شب هنگام مي ميراند و هر چه در روز کرده ايد مي داند،، آنگاه بامدادان شما را زنده مي سازد تا آن هنگام که مدت معين عمرتان به پايان رسد سپس بازگشتتان به نزد اوست و شما را از آنچه کرده ايد آگاه مي کند. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ؛ اوست قاهري فراتر از بندگانش نگهباناني بر شما مي گمارد ، تا چون يکي از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما بي هيچ کوتاهي و گذشتي جان او بگيرند. ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ؛ سپس به نزد خدا ، مولاي حقيقي خويش بازگردانيده شوند بدان که حکم ، حکم اوست و او سريع ترين حسابگران است.
(60) تمام این آیات در رابطه با اثبات الوهیت خدا و استدلال علیه مشرکین بوده، و بیانگر آن است که خداوند متعال سزاوار محبت و تعظیم و بزرگداشت و اکرام است. پس خداوند خبر داد که تنها او به امور بندگانش در بیداری و خوابشان میپردازد، و او روح آنان را در شب میگیرد، پس حرکات آنان آرام میگیرد و جسمهایشان استراحت میکند، سپس آنان را از خواب برمیانگیزد، تا برای به دست آوردن منافع دینی و دنیوی خود به فعالیت و تلاش بپردازند. و همو کارهاییرا که در روز انجام میدهند، میداند؛ سپس خداوند همواره به آنان میپردازد، تا اینکه مدت زندگیشان را تمام کنند. پس طبق این تدبیر، مدتِ مشخص شده به پایان میرسد، و آن دوران زندگی است. پس از آن، دوران دیگری شروع میشود، وآن زنده شدن پس از مرگ است. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ﴾) سپس بازگشت شما به سوی اوست، نه به سوی کسی دیگر. (﴿ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس شما را به آنچه از خیر و شر که انجام میدادید، آگاه میسازد.
(61) (﴿وَهُوَ﴾) و خداوند متعال، (﴿ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) بر بندگانش چیره و غالب است. و ارادۀ فراگیر و مشیّت و خواست عام او، بر آنان جاری میگردد. پس هیچکاری به دست آنان صورت نمیگیرد و هیچ کاری در دست آنان نیست، و حرکت نمیکنند، و آرام نمیگیرند، مگر به فرمان او. با وجود این، فرشتگانی مراقب بر بندگان گماشته است، تا از آنان محافظت کنند، و آنچه را که انجام میدهند، ثبت و ضبط نمایند، ﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ﴾ و همانا بر شما مراقبانی گماشته شدهاند؛ نویسندگان بزرگواری که آنچه میکنید، میدانند، ﴿عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ﴾ از چپ و راست نشستهاند، [انسان] هیچ سخنی را بر زبان نمیآورد مگر اینکه نزد او مراقبی آماده است [و آن را مینویسد]. پس این، مراقبت خدا از آنان در حال زندگی است.(﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا﴾) تا اینکه [زمان] مرگ شما فرا رسد، [آنگاه] فرشتگان ما، که مسؤول گرفتن جان و قبض ارواح هستند، جان او را میگیرند، (﴿وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُون﴾) و آنان در این کار کوتاهی نمیورزند؛ پس یک لحظه را بر زمانی که خدا مقدر نموده است، نمیافزایند، و لحظهای از آن کم نمیکنند، و این کار را طبق تقدیر و فرمان الهی انجام میدهند.
(62) (﴿ثُمَّ﴾) و بعد از مرگ، و زندگی برزخ، و خیر و شری که درآن هست، (﴿رُدُّوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّ﴾) به سوی خدا، که سرور حقیقیشان است، برگردانده میشوند. به سوی خدایی بر میگردند که با حکمت و تقدیر خویش، آنها را سرپرستی نموده، و مشیّت خود را بر آنان جاری کرده است. سپس با امر و نهی خود آنها را سرپرستی نموده، و پیامبرانش را به سوی آنها فرستاده، و کتابها را بر آنان نازل نموده است. پس به سوی او برگردانده میشوند تا به سزا و جزای آنها حکم نماید؛ و به خاطر خوبیهایی که انجام دادهاند، آنان را پاداش بدهد؛ و آنها را بر بدیها و زشتیهایی که مرتکب شده اند، مجازات کند. (﴿أَلَا لَهُ ٱلۡحُكۡمُ﴾) هان! فرمان و داوری از آنِ اوست؛ معبودی یگانه که هیچ شریکی ندارد.(﴿وَهُوَ أَسۡرَعُ ٱلۡحَٰسِبِينَ﴾) و او سریعترینِ حسابگران است؛ زیرا خدا بسیار آگاه است، و اعمال آنها را در «لوح محفوظ» ثبت نموده، و فرشتگانش تمامی حرکات و سکنات آنان را در نامۀ اعمال و کتابی که در دستشان است، ثبت کرده اند. پس تنها خدا میآفریند و به تدبیر امور میپردازد؛ و او در آفریدن و تدبیر یگانه، و بر بندگانش چیره است، و همۀ حالاتشان را زیر نظر دارد، و حکم و داوریِ تقدیری و شرعی و جزائی از آن اوست. پس چرا مشرکین از ذاتی که دارای چنین صفاتی است، روی میگردانند و به عبادت کسی روی میآورند که هیچ کاری در دست او نیست، و به اندازۀ ذرّهای سود و نفع نمیرساند، و قدرت و ارادهای ندارد؟! سوگند به خدا اگر بردباریِ خداوند و گذشت و رحمت وی را نسبت به خویش میدانستند، به شناخت وی روی آورده و شیفته و سرگشتۀ او میشدند. حال آنکه به شرک و ناسپاسی روی آورده و با خدا مبارزه میکنند، و به خود جرأت میدهند که شکوه و عظمت پروردگار را نادیده بگیرند و به وی دروغ نسبت دهند، این در حالی است که پروردگار، آنان را روزی میدهد. تمامی این بدبختیها بدان جهت است که تسلیم شیطان شدهاند، و این کار جز رسوایی و زیان، چیز دیگری به دنبال ندارد. اما آنها قومی نادان هستند.
الأنعام 6:62
وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ و اوست که شما را شب هنگام مي ميراند و هر چه در روز کرده ايد مي داند،، آنگاه بامدادان شما را زنده مي سازد تا آن هنگام که مدت معين عمرتان به پايان رسد سپس بازگشتتان به نزد اوست و شما را از آنچه کرده ايد آگاه مي کند. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ؛ اوست قاهري فراتر از بندگانش نگهباناني بر شما مي گمارد ، تا چون يکي از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما بي هيچ کوتاهي و گذشتي جان او بگيرند. ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ؛ سپس به نزد خدا ، مولاي حقيقي خويش بازگردانيده شوند بدان که حکم ، حکم اوست و او سريع ترين حسابگران است.
(60) تمام این آیات در رابطه با اثبات الوهیت خدا و استدلال علیه مشرکین بوده، و بیانگر آن است که خداوند متعال سزاوار محبت و تعظیم و بزرگداشت و اکرام است. پس خداوند خبر داد که تنها او به امور بندگانش در بیداری و خوابشان میپردازد، و او روح آنان را در شب میگیرد، پس حرکات آنان آرام میگیرد و جسمهایشان استراحت میکند، سپس آنان را از خواب برمیانگیزد، تا برای به دست آوردن منافع دینی و دنیوی خود به فعالیت و تلاش بپردازند. و همو کارهاییرا که در روز انجام میدهند، میداند؛ سپس خداوند همواره به آنان میپردازد، تا اینکه مدت زندگیشان را تمام کنند. پس طبق این تدبیر، مدتِ مشخص شده به پایان میرسد، و آن دوران زندگی است. پس از آن، دوران دیگری شروع میشود، وآن زنده شدن پس از مرگ است. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ﴾) سپس بازگشت شما به سوی اوست، نه به سوی کسی دیگر. (﴿ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) سپس شما را به آنچه از خیر و شر که انجام میدادید، آگاه میسازد.
(61) (﴿وَهُوَ﴾) و خداوند متعال، (﴿ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) بر بندگانش چیره و غالب است. و ارادۀ فراگیر و مشیّت و خواست عام او، بر آنان جاری میگردد. پس هیچکاری به دست آنان صورت نمیگیرد و هیچ کاری در دست آنان نیست، و حرکت نمیکنند، و آرام نمیگیرند، مگر به فرمان او. با وجود این، فرشتگانی مراقب بر بندگان گماشته است، تا از آنان محافظت کنند، و آنچه را که انجام میدهند، ثبت و ضبط نمایند، ﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ﴾ و همانا بر شما مراقبانی گماشته شدهاند؛ نویسندگان بزرگواری که آنچه میکنید، میدانند، ﴿عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ﴾ از چپ و راست نشستهاند، [انسان] هیچ سخنی را بر زبان نمیآورد مگر اینکه نزد او مراقبی آماده است [و آن را مینویسد]. پس این، مراقبت خدا از آنان در حال زندگی است.(﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا﴾) تا اینکه [زمان] مرگ شما فرا رسد، [آنگاه] فرشتگان ما، که مسؤول گرفتن جان و قبض ارواح هستند، جان او را میگیرند، (﴿وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُون﴾) و آنان در این کار کوتاهی نمیورزند؛ پس یک لحظه را بر زمانی که خدا مقدر نموده است، نمیافزایند، و لحظهای از آن کم نمیکنند، و این کار را طبق تقدیر و فرمان الهی انجام میدهند.
(62) (﴿ثُمَّ﴾) و بعد از مرگ، و زندگی برزخ، و خیر و شری که درآن هست، (﴿رُدُّوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّ﴾) به سوی خدا، که سرور حقیقیشان است، برگردانده میشوند. به سوی خدایی بر میگردند که با حکمت و تقدیر خویش، آنها را سرپرستی نموده، و مشیّت خود را بر آنان جاری کرده است. سپس با امر و نهی خود آنها را سرپرستی نموده، و پیامبرانش را به سوی آنها فرستاده، و کتابها را بر آنان نازل نموده است. پس به سوی او برگردانده میشوند تا به سزا و جزای آنها حکم نماید؛ و به خاطر خوبیهایی که انجام دادهاند، آنان را پاداش بدهد؛ و آنها را بر بدیها و زشتیهایی که مرتکب شده اند، مجازات کند. (﴿أَلَا لَهُ ٱلۡحُكۡمُ﴾) هان! فرمان و داوری از آنِ اوست؛ معبودی یگانه که هیچ شریکی ندارد.(﴿وَهُوَ أَسۡرَعُ ٱلۡحَٰسِبِينَ﴾) و او سریعترینِ حسابگران است؛ زیرا خدا بسیار آگاه است، و اعمال آنها را در «لوح محفوظ» ثبت نموده، و فرشتگانش تمامی حرکات و سکنات آنان را در نامۀ اعمال و کتابی که در دستشان است، ثبت کرده اند. پس تنها خدا میآفریند و به تدبیر امور میپردازد؛ و او در آفریدن و تدبیر یگانه، و بر بندگانش چیره است، و همۀ حالاتشان را زیر نظر دارد، و حکم و داوریِ تقدیری و شرعی و جزائی از آن اوست. پس چرا مشرکین از ذاتی که دارای چنین صفاتی است، روی میگردانند و به عبادت کسی روی میآورند که هیچ کاری در دست او نیست، و به اندازۀ ذرّهای سود و نفع نمیرساند، و قدرت و ارادهای ندارد؟! سوگند به خدا اگر بردباریِ خداوند و گذشت و رحمت وی را نسبت به خویش میدانستند، به شناخت وی روی آورده و شیفته و سرگشتۀ او میشدند. حال آنکه به شرک و ناسپاسی روی آورده و با خدا مبارزه میکنند، و به خود جرأت میدهند که شکوه و عظمت پروردگار را نادیده بگیرند و به وی دروغ نسبت دهند، این در حالی است که پروردگار، آنان را روزی میدهد. تمامی این بدبختیها بدان جهت است که تسلیم شیطان شدهاند، و این کار جز رسوایی و زیان، چیز دیگری به دنبال ندارد. اما آنها قومی نادان هستند.
الأنعام 6:63
قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ؛ بگو : چه کسي شما را از وحشتهاي خشکي و دريا مي رهاند ? او را به زاري ودر نهان مي خوانيد که اگر از اين مهلکه رهايي يابيم ، ما نيز از سپاسگزاران خواهيم بود. قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ؛ بگو : خداست که شما را از آن مهلکه و از هر اندوهي مي رهاند ، باز هم بدو شرک مي آوريد.
(63) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که برای خدا شریک قرار میدهند و معبودان دیگری را با او میخوانند، و توحید ربوبیت را میپذیرند و توحید الوهیت را انکار میکنند، بگو: (﴿مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) چه کسی شما را از سختیها و مشقتهای خشکی و دریا نجات میدهد؟ و آنگاه که چاره سازی و چاره اندیشی برایتان سخت و مشکل میشود، خداوند را با فروتنی میخوانید و پیوسته حاجات خود را از او میطلبید، و درحالی که شما در آن موقعیت قرار دارید، میگویید: (﴿لَّئِنۡ أَنجَىٰنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ﴾) اگر خداوند ما را از این سختی که در آن افتادهایم، نجات بدهد، (﴿لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) قطعاً از سپاسگزارانی خواهیم بود که به نعمت او اعتراف میکنند، و آن را در مسیر طاعت پروردگارشان به کار میبرند، نه در راه گناه و معصیت.
(64) (﴿قُلِ ٱللَّهُ يُنَجِّيكُم مِّنۡهَا وَمِن كُلِّ كَرۡبٖ﴾) بگو: خداوند شما را از این سختی، و از همۀ مشکلات نجات میدهد، (﴿ثُمَّ أَنتُمۡ تُشۡرِكُونَ﴾) سپس شما شرک میورزید؛ و به آنچه که گفتید، وفا نمیکنید؛ و نعمتی را که خداوند به شما داده است، فراموش میکنید. پس چه دلیلی آشکارتر از این بر باطل بودن شرک و صحت توحید وجود دارد؟!
الأنعام 6:64
قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ؛ بگو : چه کسي شما را از وحشتهاي خشکي و دريا مي رهاند ? او را به زاري ودر نهان مي خوانيد که اگر از اين مهلکه رهايي يابيم ، ما نيز از سپاسگزاران خواهيم بود. قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ؛ بگو : خداست که شما را از آن مهلکه و از هر اندوهي مي رهاند ، باز هم بدو شرک مي آوريد.
(63) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که برای خدا شریک قرار میدهند و معبودان دیگری را با او میخوانند، و توحید ربوبیت را میپذیرند و توحید الوهیت را انکار میکنند، بگو: (﴿مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) چه کسی شما را از سختیها و مشقتهای خشکی و دریا نجات میدهد؟ و آنگاه که چاره سازی و چاره اندیشی برایتان سخت و مشکل میشود، خداوند را با فروتنی میخوانید و پیوسته حاجات خود را از او میطلبید، و درحالی که شما در آن موقعیت قرار دارید، میگویید: (﴿لَّئِنۡ أَنجَىٰنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ﴾) اگر خداوند ما را از این سختی که در آن افتادهایم، نجات بدهد، (﴿لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) قطعاً از سپاسگزارانی خواهیم بود که به نعمت او اعتراف میکنند، و آن را در مسیر طاعت پروردگارشان به کار میبرند، نه در راه گناه و معصیت.
(64) (﴿قُلِ ٱللَّهُ يُنَجِّيكُم مِّنۡهَا وَمِن كُلِّ كَرۡبٖ﴾) بگو: خداوند شما را از این سختی، و از همۀ مشکلات نجات میدهد، (﴿ثُمَّ أَنتُمۡ تُشۡرِكُونَ﴾) سپس شما شرک میورزید؛ و به آنچه که گفتید، وفا نمیکنید؛ و نعمتی را که خداوند به شما داده است، فراموش میکنید. پس چه دلیلی آشکارتر از این بر باطل بودن شرک و صحت توحید وجود دارد؟!
الأنعام 6:65
قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ؛ بگو : او قادر بر آن هست که از فراز سرتان يا از زير پاهايتان عذابي ، برشما بفرستد ، يا شما را گروه گروه در هم افکند و خشم و کين گروهي را به گروه ديگر بچشاند بنگر که آيات را چگونه گوناگون بيان مي کنيم باشدکه به فهم دريابند. وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ؛ قوم تو قرآن را دروغ مي شمردند در حالي که سخني است بر حق بگو : من کارساز شما نيستم. لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ به زودي خواهيد دانست که براي هر خبري زماني معين است.
(65) خداوند متعال بر فرستادن عذاب از تمامی جهات به سوی شما توانا است.(﴿مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعٗا﴾) از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان، و یا اینکه شما را در هم بیامیزد، (﴿وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍ﴾) [و] شما را دسته دسته نماید، و به فتنه مبتلا سازد، و برخی، برخی دیگر را بکشد، و او بر همۀ این کارها توانا است. پس، از انجام گناه بپرهیزید؛ زیرا عذابی شما را فرا خواهد گرفت که نابودتان میکند. و او بر این کار توانا است، اما از رحمت الهی است که عذاب را از این امت دور نموده، و از بالا سنگباران و رجم نمیشوند، و عذاب را از زیر پاهایشان بهسوی آنان نمیفرستد و در زمین فرو برده نمیشوند. اما برخی را مجازات نموده، و آنان را به جان هم انداخته، و یکدیگر را میکشند. و برخی را بر برخی دیگر مسلط گردانده، و این سزا و مجازات دنیاست که اهل بصیرت آن را میبینند، و عالمان آن را احساس میکنند. (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بنگر که چگونه آیات را به صورتهای گوناگون و شیوههای مختلف که همه برحق دلالت میکنند، بیان میداریم! (﴿لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ﴾) شاید هدف از آفرینش خود، و حقایق شرعی و مفاهیم الهی را بفهمند.
(66) (﴿وَكَذَّبَ بِهِۦ قَوۡمُكَ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ﴾) و قوم تو قرآن را تکذیب نمودند، حال آنکه قرآن حق است و هیچ شکی در آن نیست، و هیچ تردیدی به آن راه ندارد. (﴿قُل لَّسۡتُ عَلَيۡكُم بِوَكِيلٖ﴾) بگو: من مراقب و نگهبان اعمالتان نیستم، و من شما را بر آن مجازات نمیکنم، من تنها بیم دهنده و مبلغ هستم.
(67) (﴿لِّكُلِّ نَبَإٖ مُّسۡتَقَرّٞ﴾) برای هر خبری، زمان مقرری است که در آن وقت به وقوع میپیوندد؛ زمانی که پس و پیش نمیشود.(﴿وَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾)و به زودی خواهید دانست که چه عذابی به شما وعده داده شده است!
الأنعام 6:66
قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ؛ بگو : او قادر بر آن هست که از فراز سرتان يا از زير پاهايتان عذابي ، برشما بفرستد ، يا شما را گروه گروه در هم افکند و خشم و کين گروهي را به گروه ديگر بچشاند بنگر که آيات را چگونه گوناگون بيان مي کنيم باشدکه به فهم دريابند. وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ؛ قوم تو قرآن را دروغ مي شمردند در حالي که سخني است بر حق بگو : من کارساز شما نيستم. لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ به زودي خواهيد دانست که براي هر خبري زماني معين است.
(65) خداوند متعال بر فرستادن عذاب از تمامی جهات به سوی شما توانا است.(﴿مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعٗا﴾) از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان، و یا اینکه شما را در هم بیامیزد، (﴿وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍ﴾) [و] شما را دسته دسته نماید، و به فتنه مبتلا سازد، و برخی، برخی دیگر را بکشد، و او بر همۀ این کارها توانا است. پس، از انجام گناه بپرهیزید؛ زیرا عذابی شما را فرا خواهد گرفت که نابودتان میکند. و او بر این کار توانا است، اما از رحمت الهی است که عذاب را از این امت دور نموده، و از بالا سنگباران و رجم نمیشوند، و عذاب را از زیر پاهایشان بهسوی آنان نمیفرستد و در زمین فرو برده نمیشوند. اما برخی را مجازات نموده، و آنان را به جان هم انداخته، و یکدیگر را میکشند. و برخی را بر برخی دیگر مسلط گردانده، و این سزا و مجازات دنیاست که اهل بصیرت آن را میبینند، و عالمان آن را احساس میکنند. (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بنگر که چگونه آیات را به صورتهای گوناگون و شیوههای مختلف که همه برحق دلالت میکنند، بیان میداریم! (﴿لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ﴾) شاید هدف از آفرینش خود، و حقایق شرعی و مفاهیم الهی را بفهمند.
(66) (﴿وَكَذَّبَ بِهِۦ قَوۡمُكَ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ﴾) و قوم تو قرآن را تکذیب نمودند، حال آنکه قرآن حق است و هیچ شکی در آن نیست، و هیچ تردیدی به آن راه ندارد. (﴿قُل لَّسۡتُ عَلَيۡكُم بِوَكِيلٖ﴾) بگو: من مراقب و نگهبان اعمالتان نیستم، و من شما را بر آن مجازات نمیکنم، من تنها بیم دهنده و مبلغ هستم.
(67) (﴿لِّكُلِّ نَبَإٖ مُّسۡتَقَرّٞ﴾) برای هر خبری، زمان مقرری است که در آن وقت به وقوع میپیوندد؛ زمانی که پس و پیش نمیشود.(﴿وَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾)و به زودی خواهید دانست که چه عذابی به شما وعده داده شده است!
الأنعام 6:67
قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ؛ بگو : او قادر بر آن هست که از فراز سرتان يا از زير پاهايتان عذابي ، برشما بفرستد ، يا شما را گروه گروه در هم افکند و خشم و کين گروهي را به گروه ديگر بچشاند بنگر که آيات را چگونه گوناگون بيان مي کنيم باشدکه به فهم دريابند. وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ؛ قوم تو قرآن را دروغ مي شمردند در حالي که سخني است بر حق بگو : من کارساز شما نيستم. لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ به زودي خواهيد دانست که براي هر خبري زماني معين است.
(65) خداوند متعال بر فرستادن عذاب از تمامی جهات به سوی شما توانا است.(﴿مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعٗا﴾) از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان، و یا اینکه شما را در هم بیامیزد، (﴿وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍ﴾) [و] شما را دسته دسته نماید، و به فتنه مبتلا سازد، و برخی، برخی دیگر را بکشد، و او بر همۀ این کارها توانا است. پس، از انجام گناه بپرهیزید؛ زیرا عذابی شما را فرا خواهد گرفت که نابودتان میکند. و او بر این کار توانا است، اما از رحمت الهی است که عذاب را از این امت دور نموده، و از بالا سنگباران و رجم نمیشوند، و عذاب را از زیر پاهایشان بهسوی آنان نمیفرستد و در زمین فرو برده نمیشوند. اما برخی را مجازات نموده، و آنان را به جان هم انداخته، و یکدیگر را میکشند. و برخی را بر برخی دیگر مسلط گردانده، و این سزا و مجازات دنیاست که اهل بصیرت آن را میبینند، و عالمان آن را احساس میکنند. (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بنگر که چگونه آیات را به صورتهای گوناگون و شیوههای مختلف که همه برحق دلالت میکنند، بیان میداریم! (﴿لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ﴾) شاید هدف از آفرینش خود، و حقایق شرعی و مفاهیم الهی را بفهمند.
(66) (﴿وَكَذَّبَ بِهِۦ قَوۡمُكَ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ﴾) و قوم تو قرآن را تکذیب نمودند، حال آنکه قرآن حق است و هیچ شکی در آن نیست، و هیچ تردیدی به آن راه ندارد. (﴿قُل لَّسۡتُ عَلَيۡكُم بِوَكِيلٖ﴾) بگو: من مراقب و نگهبان اعمالتان نیستم، و من شما را بر آن مجازات نمیکنم، من تنها بیم دهنده و مبلغ هستم.
(67) (﴿لِّكُلِّ نَبَإٖ مُّسۡتَقَرّٞ﴾) برای هر خبری، زمان مقرری است که در آن وقت به وقوع میپیوندد؛ زمانی که پس و پیش نمیشود.(﴿وَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾)و به زودی خواهید دانست که چه عذابی به شما وعده داده شده است!
الأنعام 6:68
وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ؛ و چون ببيني که در آيات ما از روي عناد گفت و گو مي کنند از آنها رويگردان شو تا به سخني جز آن پردازند و اگر شيطان تو را به فراموشي افکند، چون به يادت آمد با آن مردم ستمکاره منشين. وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَـكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ کساني که پرهيزگاري پيشه کرده اند به گناه کافران بازخواست نخواهند شد،، ولي بايد آنان را پند دهند باشد که پرهيزگار شوند.
(68) منظور از فرو رفتن در آیات خدا، سخنی است که با حق مخالف باشد، از قبیل: تحسین گفتارهای باطل و فرا خواندن به سوی آن، و ستایش اهل آن، و روی گردانی از حق، و طعنه زدن به آن، و عیب جویی ازاهل حق. و خداوند در اصل پیامبر را دستور داده و به دنبال او امتش را نیز دستور داده است که هرگاه کسی را دیدند به طریق مذکور به طعنه زدن به آیات خدا میپردازد، باید از چنین کسانی رویگردانی کنند، و در مجالس کسانی ننشینند که به عیبجویی از آیات خدا میپردازند، و در باطل فرو میروند، و این کار را ادامه میدهند، تا اینکه بحث عوض شود و به سخنی دیگر بپردازند. پس هرگاه به مسائل دیگری پرداختند، نهی مذکور از بین میرود. بنابراین اگر مصلحتی در کار باشد، حضور در چنین مجالسی جایز است؛ و اگر مصلحتی در کار نباشد، حضور در آن مفید نبوده و به نشستن درآن دستور داده نشده است. و مذمت و نکوهشِ فرورفتن در باطل و پرداختن به آن، در واقع به معنی مدح و تمجید پژوهش و بحث و مناظره است. سپس فرمود: (﴿وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾) و اگر شیطان تو را به فراموشی در انداخت، و از روی فراموشی و غفلت با آنها نشستی، (﴿فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بعد از به یادآوردن، [دیگر] با قوم ستمکار منشین. قوم ستمکار، قومی هستند که از روی باطل به آیات میپردازند، و یا سخن حرامی را بر زبان میآورند، و یا کار حرامی را انجام میدهند. پس نشستن و حضور در مکان و مجلسی که در آن منکری انجام میشود و انسان نمیتواند آن را از بین ببرد، حرام است. این نهی و تحریم، متوجّه کسی است که با آنها بنشیند و پرهیزگاری نداشته باشد، به این صورت که در سخن یا کار حرام با آنها مشارکت نماید، و یا سکوت اختیار کرده و اعتراض و انکار نکند. پس اگر پرهیزگاری و ترس از خدا را پیشه سازد- به این صورت که آنها را به خیر دستور دهد و از شر و سخنی که از آنان سر میزند، باز دارد، و به دنبال آن منکر از بین رود یا کمتر شود- برچنین فردی گناهی نیست، و اشکالی ندارد که با آنان بنشیند.
(69) این نهی و تحریم، متوجّه کسی است که با آنها بنشیند و پرهیزگاری نداشته باشد، به این صورت که در سخن یا کار حرام با آنها مشارکت نماید، و یا سکوت اختیار کرده و اعتراض و انکار نکند. پس اگر پرهیزگاری و ترس از خدا را پیشه سازد- به این صورت که آنها را به خیر دستور دهد و از شر و سخنی که از آنان سر میزند، باز دارد، و به دنبال آن منکر از بین رود یا کمتر شود- برچنین فردی گناهی نیست، و اشکالی ندارد که با آنان بنشیند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَلَٰكِن ذِكۡرَىٰ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) و بر کسانی که پرهیزگاری میکنند، از حساب آنان چیزی بر آنها نیست. اما باید آنان را تذکر و پند دهند، تا شاید بپرهیزند. این آیه بیانگر آن است که پند دهنده باید سخنی را به کار گیرد که به حاصل شدن تقوا بینجامد. و هرگاه پند و اندرز، به شر و بدیِ بیشتر منجر شود، ترک آن واجب است؛ زیرا هرگاه پند و اندرز با مقصود و هدف متعارض باشد، ترک آن مقصود است.
الأنعام 6:69
وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ؛ و چون ببيني که در آيات ما از روي عناد گفت و گو مي کنند از آنها رويگردان شو تا به سخني جز آن پردازند و اگر شيطان تو را به فراموشي افکند، چون به يادت آمد با آن مردم ستمکاره منشين. وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَـكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ کساني که پرهيزگاري پيشه کرده اند به گناه کافران بازخواست نخواهند شد،، ولي بايد آنان را پند دهند باشد که پرهيزگار شوند.
(68) منظور از فرو رفتن در آیات خدا، سخنی است که با حق مخالف باشد، از قبیل: تحسین گفتارهای باطل و فرا خواندن به سوی آن، و ستایش اهل آن، و روی گردانی از حق، و طعنه زدن به آن، و عیب جویی ازاهل حق. و خداوند در اصل پیامبر را دستور داده و به دنبال او امتش را نیز دستور داده است که هرگاه کسی را دیدند به طریق مذکور به طعنه زدن به آیات خدا میپردازد، باید از چنین کسانی رویگردانی کنند، و در مجالس کسانی ننشینند که به عیبجویی از آیات خدا میپردازند، و در باطل فرو میروند، و این کار را ادامه میدهند، تا اینکه بحث عوض شود و به سخنی دیگر بپردازند. پس هرگاه به مسائل دیگری پرداختند، نهی مذکور از بین میرود. بنابراین اگر مصلحتی در کار باشد، حضور در چنین مجالسی جایز است؛ و اگر مصلحتی در کار نباشد، حضور در آن مفید نبوده و به نشستن درآن دستور داده نشده است. و مذمت و نکوهشِ فرورفتن در باطل و پرداختن به آن، در واقع به معنی مدح و تمجید پژوهش و بحث و مناظره است. سپس فرمود: (﴿وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾) و اگر شیطان تو را به فراموشی در انداخت، و از روی فراموشی و غفلت با آنها نشستی، (﴿فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بعد از به یادآوردن، [دیگر] با قوم ستمکار منشین. قوم ستمکار، قومی هستند که از روی باطل به آیات میپردازند، و یا سخن حرامی را بر زبان میآورند، و یا کار حرامی را انجام میدهند. پس نشستن و حضور در مکان و مجلسی که در آن منکری انجام میشود و انسان نمیتواند آن را از بین ببرد، حرام است. این نهی و تحریم، متوجّه کسی است که با آنها بنشیند و پرهیزگاری نداشته باشد، به این صورت که در سخن یا کار حرام با آنها مشارکت نماید، و یا سکوت اختیار کرده و اعتراض و انکار نکند. پس اگر پرهیزگاری و ترس از خدا را پیشه سازد- به این صورت که آنها را به خیر دستور دهد و از شر و سخنی که از آنان سر میزند، باز دارد، و به دنبال آن منکر از بین رود یا کمتر شود- برچنین فردی گناهی نیست، و اشکالی ندارد که با آنان بنشیند.
(69) این نهی و تحریم، متوجّه کسی است که با آنها بنشیند و پرهیزگاری نداشته باشد، به این صورت که در سخن یا کار حرام با آنها مشارکت نماید، و یا سکوت اختیار کرده و اعتراض و انکار نکند. پس اگر پرهیزگاری و ترس از خدا را پیشه سازد- به این صورت که آنها را به خیر دستور دهد و از شر و سخنی که از آنان سر میزند، باز دارد، و به دنبال آن منکر از بین رود یا کمتر شود- برچنین فردی گناهی نیست، و اشکالی ندارد که با آنان بنشیند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَلَٰكِن ذِكۡرَىٰ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) و بر کسانی که پرهیزگاری میکنند، از حساب آنان چیزی بر آنها نیست. اما باید آنان را تذکر و پند دهند، تا شاید بپرهیزند. این آیه بیانگر آن است که پند دهنده باید سخنی را به کار گیرد که به حاصل شدن تقوا بینجامد. و هرگاه پند و اندرز، به شر و بدیِ بیشتر منجر شود، ترک آن واجب است؛ زیرا هرگاه پند و اندرز با مقصود و هدف متعارض باشد، ترک آن مقصود است.
الأنعام 6:70
وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ؛ و واگذار آن کساني را که دين خويش بازيچه و لهو گرفته اند و زندگاني ، دنيا فريبشان داد و به قرآن به يادشان بياور که بر کيفر اعمال خويش در جهنم محبوس خواهند ماند جز خدا دادرس و شفيعي ندارند و اگر براي رهايي خويش هر گونه فديه دهند پذيرفته نخواهد شد اينان به عقوبت اعمال خود در جهنم محبوسند و به کيفر آنکه کافر شده اند برايشان شرابي از آب جوشان و عذابي دردآور مهيا شده است.
(70) آنچه از بندگان خواسته شده، این است که دین را خالصانه برای خدا انجام دهند؛ به این صورت که تنها او را بپرستند، و تمام توان خود را برای جلب خشنودی و رضایت او مبذول دارند. و این کار مستلزم آن است که قلب را متوجه خدا نمود، و بهطور جدی در این مسیر گام برداشت، و مخلصانه برای رضای خدا به پیش رفت، و ریا و شهرت طلبی را کنار گذاشت. این است دین حقیقی. اما هرکس ادعا کند که او بر حق است و از دین و پرهیزگاری برخوردار است، درحالی که دینش را به بازیچه و سرگرمی گرفته است؛ به گونهای که، قلب او از محبت خدا و شناخت او غافل شده، و به هر آنچه که به وی زیان میرساند، روی آورده، و در باطل خویش فرو رفته است، و با جسم و بدن خود در آن به سرگرمی میپردازد؛ زیرا هرگاه کار و تلاشش برای غیر خدا انجام گیرد، بازیچه و سرگرمی است. خداوند دستور داده است که چنین فردی را ترک کنیم و از او بپرهیزیم، و فریب وی را نخوریم، و مراقب کارهایش باشیم، و نباید موانع و مشکلات او، ما را از آنچه که آدمی را به خدا نزدیک میگرداند، باز دارد.(﴿وَذَكِّرۡ بِهِۦٓ﴾) و به وسیلۀ این قرآن، آنچه را که به بندگان فایده میرساند، اندرز بده. آنان را به خواندن قرآن و تبعیّتِ از آن دستور بده، و به صورت مشروح برایشان بیان کن، و آن را برایشان نیکو جلوه بده، و اوصاف و ویژگیهای زیبای آن را برایشان بیان کن، و از آنچه که به ضرر بندگان است، نهی کن، و آن را به صورت مبسوط برایشان بیان نما، و صفتهای زشتِ منهیات را برای آنان بیان کن به گونهای که انسان به ترک آن رغبت پیدا کند. و همۀ این مطالب، بدان خاطر است تا کسی به سبب آنچه انجام داده است، هلاک نشود؛ یعنی قبل از اینکه بنده مرتکب گناه شود، و بر خداوندی که خفایا را می داند، جرأت کند و به این کار نادرست و زشت ادامه دهد، وی را پند و اندرز بده، تا باز آید و از کارش دست بکشد. (﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ﴾) قبل از اینکه گناهانش، او را احاطه نماید، آنگاه هیچ کس به او سودی نمیرساند، و هیچ خویشاوند و دوستی جز خدا، او را یاری و سرپرستی نکرده و هیچ شفاعت کنندهای برای او شفاعت نمیکند.(﴿وَإِن تَعۡدِلۡ كُلَّ عَدۡلٖ﴾) و اگر هرگونه فدیهای بپردازد ـ گرچه پُرِ زمین طلا باشد ـ (﴿لَّا يُؤۡخَذۡ مِنۡهَآ﴾) ازاو پذیرفته نمیشود و فایدهای برای وی نخواهد داشت. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) ایشان که دارای صفات مذکورند، (﴿ٱلَّذِينَ أُبۡسِلُواۡ﴾) کسانیاند که هلاک شده و از خیر نا اُمید گشتهاند، و این (﴿بِمَا كَسَبُواۡۖ لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ﴾) به سبب کارهایی است که انجام دادهاند. برای آنان، شرابی است که بینهایت داغ و گرم است و چهرههایشان را میسوزاند و رودههایشان را تکّه تکّه میکند. (﴿وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواۡ يَكۡفُرُونَ﴾) و به سبب کفری که می ورزیدند، برای آنان عذابی دردناک است.
الأنعام 6:71
قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ بگو : آيا سواي الله کسي را بخوانيم که نه ما را سود مي دهد و نه زيان ، مي رساند ? و آيا پس از آنکه خدا ما را هدايت کرده است ، همانند آن کس که شيطان گمراهش ساخته و حيران بر روي زمين رهايش کرده ، از دين بازگرديم ? او را ياراني است که به هدايت ندايش مي دهند که نزد ما بازگردد بگو : هدايتي که از سوي خدا باشد ، هدايت واقعي است و به ما فرمان رسيده که در برابر پروردگار جهانيان تسليم شويم. وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و نماز بخوانيد و از او بترسيد اوست آنکه همگان نزدش محشور مي شويد. وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ؛ و اوست آنکه آسمانها و زمين را بيافريد و روزي که بگويد : موجود شو ،پس موجود مي شود گفتار او حق است و در آن روز که در صور بدمند فرمانروايي از آن اوست نهان و آشکار را مي داند و او حکيم و آگاه است.
(71) (﴿قُلۡ﴾) [ای پیامبر!] به کسانی که به خدا شرک میورزند و غیرِ او را به فریاد میخوانند، و شما را به دینشان دعوت میکنند، و اوصاف معبودانشان را برای تو بیان میکنند ـ اوصافی که عاقل با آگاهی یافتن از آن باز میآید؛ زیرا هرگاه انسان خردمند به طور سطحی در مذهب مشرکان نظر اندازد، به باطل بودن آن یقین حاصل مینماید، و برای بطلان آن نیازی به اقامۀ دلیل آن ندارد ـ ، پس به چنین کسانی بگو: (﴿أَنَدۡعُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا﴾) آیا غیر از خدا کسی را بخوانیم که سود و زیانی به ما نمیرساند؟ این صفت شامل تمامی کسانی است که غیرخدا را میپرستند، چون آنچه جز خدا پرستش میشود، سود و زیانی نمیرساند، و کاری در دست او نیست، بلکه همۀ کارها در دست خداست. (﴿وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ﴾) و آیا بعد از اینکه خداوند ما را هدایت کرد، به گمراهی بازگردیم؟ و از هدایت و رشد به انحراف برگردیم؟ و از راهی که انسان را به باغهای بهشت میرساند، به راهی برگردیم که آدمی را به عذاب دردناک جهنم میرساند؟! پس این حالتی است که انسانِ خردمند آن را نمیپسندد. و کسی که دارای این حالت است، (﴿كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بسان کسی است که شیاطین او را گمراه نموده، و از راه و برنامه و هدفش منحرف کرده است. (﴿حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) سرگشته و حیران است؛ دوستانی دارد که او را به سوی هدایت فرا میخوانند، اما شیطانها او را به زشتی و انحراف دعوت میکنند، و او میان این دو دعوتگر حیران مانده است. و همۀ مردم چنین حالتی را دارند، جز کسانی که خداوند آنها را در امان قرار داده است. به درستی که آنان کششها و انگیزههایی متعارض در خود مییابند [کشش و جاذبههای شیطانی، و انگیزه و محرکهای رحمانی]. انگیزههای خیری که در وجود چنین کسانی یافت میشود عبارتند: از انگیزهی رسالت، عقل صحیح و فطرت سالم. (﴿يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) او را به سوی هدایت و صعود به بالاترین مقام فرا میخوانند. از طرفی نیز انگیزههای شیطانی در درون آدمی وجود دارد، و هرکس شیوۀ شیطان را درپیش گیرد و از نفس سرکش پیروی کند، گمراه شده و به پایین ترین جایگاه و «اسفل السافلین» سقوط میکند. برخی از مردم در همه یا اغلب کارهایشان از انگیزههای رحمانی بهره برده و راه هدایت را در پیش میگیرند؛ و برخی از مردم بر عکس این هستند؛ و برخی هستند که هر دو نوع انگیزه در آنها وجود دارد، و این دو انگیزه در وجود آنان با یکدیگر متعارض و مخالفاند. و در اینجا اهل سعادت از اهل شقاوت باز شناخته میشوند. (﴿قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰ﴾) بگو: هدایت خدا، هدایت واقعی است. هدایت؛ همان است که خداوند بر زبان پیامبرش بیان نموده، ودیگر راهها به گمراهی و نابودی و هلاکت میانجامند. (﴿وَأُمِرۡنَا لِنُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و فرمان داده شدهایم تا از پروردگار جهانیان فرمان بریم؛ تسلیم یگانگی و اوامر و نواهی او باشیم، و به بندگی وی در آییم. همانا این، برترین نعمتی است که خداوند به بندگان ارزانی نموده است، و کاملترین تربیتی است که خداوند آنها را ازآن بهرهمند کرده است.
(72) (﴿وَأَنۡ أَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّقُوهُ﴾) و دستور داده شدهایم که نماز را همراه با ارکان و شرایط و سنتهایش و آنچه آن را تکمیل مینماید، بر پا داریم. (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و با انجام آنچه خداوند بدان دستور داده، و با پرهیز از منهیّاتش، از او بترسید. (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و او خدایی است که به سویش محشور خواهید شد، و در روز قیامت در پیشگاه او جمع میشوید، و شما را طبق اعمال خوب و بدتان پاداش میدهد.
(73) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و او خدایی است که آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان را فرمان دهد، و آنان را نهی کند، و به آنان پاداش و کیفر بدهد. (﴿وَيَوۡمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوۡلُهُ ٱلۡحَقُّ﴾) و روزی که میفرماید: «باش» پس میشود، سخن او حق است، و هیچ شک و تردیدی درآن نیست، و او چیزِ بیهودهای را نمیگوید، (﴿وَلَهُ ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ﴾) و روزی که در صور دمیده میشود، پادشاهی از آن اوست؛ یعنی در روز قیامت. به طور ویژه فرمود: پادشاهی قیامت ازآن او ست با اینکه او صاحب و فرمانروای هرچیزی است؛ زیرا در روز قیامت همه مالکیتها لغو شده و از بین میرود، پس پادشاهی و ملوکیت، جز برای خداوند قهار و یکتا باقی نخواهد ماند. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) آگاه و عالم به پنهان و آشکار میباشد، و او با حکمت و آگاه است؛ ذاتی که دارای رحمت کامل و نعمت فراوان و احسان بزرگ است، و علم و آگاهی او، تمام خفایا و اسرار را در بر گرفته است، و هیچ خدا و پروردگاری جز او نیست.
الأنعام 6:72
قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ بگو : آيا سواي الله کسي را بخوانيم که نه ما را سود مي دهد و نه زيان ، مي رساند ? و آيا پس از آنکه خدا ما را هدايت کرده است ، همانند آن کس که شيطان گمراهش ساخته و حيران بر روي زمين رهايش کرده ، از دين بازگرديم ? او را ياراني است که به هدايت ندايش مي دهند که نزد ما بازگردد بگو : هدايتي که از سوي خدا باشد ، هدايت واقعي است و به ما فرمان رسيده که در برابر پروردگار جهانيان تسليم شويم. وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و نماز بخوانيد و از او بترسيد اوست آنکه همگان نزدش محشور مي شويد. وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ؛ و اوست آنکه آسمانها و زمين را بيافريد و روزي که بگويد : موجود شو ،پس موجود مي شود گفتار او حق است و در آن روز که در صور بدمند فرمانروايي از آن اوست نهان و آشکار را مي داند و او حکيم و آگاه است.
(71) (﴿قُلۡ﴾) [ای پیامبر!] به کسانی که به خدا شرک میورزند و غیرِ او را به فریاد میخوانند، و شما را به دینشان دعوت میکنند، و اوصاف معبودانشان را برای تو بیان میکنند ـ اوصافی که عاقل با آگاهی یافتن از آن باز میآید؛ زیرا هرگاه انسان خردمند به طور سطحی در مذهب مشرکان نظر اندازد، به باطل بودن آن یقین حاصل مینماید، و برای بطلان آن نیازی به اقامۀ دلیل آن ندارد ـ ، پس به چنین کسانی بگو: (﴿أَنَدۡعُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا﴾) آیا غیر از خدا کسی را بخوانیم که سود و زیانی به ما نمیرساند؟ این صفت شامل تمامی کسانی است که غیرخدا را میپرستند، چون آنچه جز خدا پرستش میشود، سود و زیانی نمیرساند، و کاری در دست او نیست، بلکه همۀ کارها در دست خداست. (﴿وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ﴾) و آیا بعد از اینکه خداوند ما را هدایت کرد، به گمراهی بازگردیم؟ و از هدایت و رشد به انحراف برگردیم؟ و از راهی که انسان را به باغهای بهشت میرساند، به راهی برگردیم که آدمی را به عذاب دردناک جهنم میرساند؟! پس این حالتی است که انسانِ خردمند آن را نمیپسندد. و کسی که دارای این حالت است، (﴿كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بسان کسی است که شیاطین او را گمراه نموده، و از راه و برنامه و هدفش منحرف کرده است. (﴿حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) سرگشته و حیران است؛ دوستانی دارد که او را به سوی هدایت فرا میخوانند، اما شیطانها او را به زشتی و انحراف دعوت میکنند، و او میان این دو دعوتگر حیران مانده است. و همۀ مردم چنین حالتی را دارند، جز کسانی که خداوند آنها را در امان قرار داده است. به درستی که آنان کششها و انگیزههایی متعارض در خود مییابند [کشش و جاذبههای شیطانی، و انگیزه و محرکهای رحمانی]. انگیزههای خیری که در وجود چنین کسانی یافت میشود عبارتند: از انگیزهی رسالت، عقل صحیح و فطرت سالم. (﴿يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) او را به سوی هدایت و صعود به بالاترین مقام فرا میخوانند. از طرفی نیز انگیزههای شیطانی در درون آدمی وجود دارد، و هرکس شیوۀ شیطان را درپیش گیرد و از نفس سرکش پیروی کند، گمراه شده و به پایین ترین جایگاه و «اسفل السافلین» سقوط میکند. برخی از مردم در همه یا اغلب کارهایشان از انگیزههای رحمانی بهره برده و راه هدایت را در پیش میگیرند؛ و برخی از مردم بر عکس این هستند؛ و برخی هستند که هر دو نوع انگیزه در آنها وجود دارد، و این دو انگیزه در وجود آنان با یکدیگر متعارض و مخالفاند. و در اینجا اهل سعادت از اهل شقاوت باز شناخته میشوند. (﴿قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰ﴾) بگو: هدایت خدا، هدایت واقعی است. هدایت؛ همان است که خداوند بر زبان پیامبرش بیان نموده، ودیگر راهها به گمراهی و نابودی و هلاکت میانجامند. (﴿وَأُمِرۡنَا لِنُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و فرمان داده شدهایم تا از پروردگار جهانیان فرمان بریم؛ تسلیم یگانگی و اوامر و نواهی او باشیم، و به بندگی وی در آییم. همانا این، برترین نعمتی است که خداوند به بندگان ارزانی نموده است، و کاملترین تربیتی است که خداوند آنها را ازآن بهرهمند کرده است.
(72) (﴿وَأَنۡ أَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّقُوهُ﴾) و دستور داده شدهایم که نماز را همراه با ارکان و شرایط و سنتهایش و آنچه آن را تکمیل مینماید، بر پا داریم. (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و با انجام آنچه خداوند بدان دستور داده، و با پرهیز از منهیّاتش، از او بترسید. (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و او خدایی است که به سویش محشور خواهید شد، و در روز قیامت در پیشگاه او جمع میشوید، و شما را طبق اعمال خوب و بدتان پاداش میدهد.
(73) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و او خدایی است که آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان را فرمان دهد، و آنان را نهی کند، و به آنان پاداش و کیفر بدهد. (﴿وَيَوۡمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوۡلُهُ ٱلۡحَقُّ﴾) و روزی که میفرماید: «باش» پس میشود، سخن او حق است، و هیچ شک و تردیدی درآن نیست، و او چیزِ بیهودهای را نمیگوید، (﴿وَلَهُ ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ﴾) و روزی که در صور دمیده میشود، پادشاهی از آن اوست؛ یعنی در روز قیامت. به طور ویژه فرمود: پادشاهی قیامت ازآن او ست با اینکه او صاحب و فرمانروای هرچیزی است؛ زیرا در روز قیامت همه مالکیتها لغو شده و از بین میرود، پس پادشاهی و ملوکیت، جز برای خداوند قهار و یکتا باقی نخواهد ماند. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) آگاه و عالم به پنهان و آشکار میباشد، و او با حکمت و آگاه است؛ ذاتی که دارای رحمت کامل و نعمت فراوان و احسان بزرگ است، و علم و آگاهی او، تمام خفایا و اسرار را در بر گرفته است، و هیچ خدا و پروردگاری جز او نیست.
الأنعام 6:73
قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ بگو : آيا سواي الله کسي را بخوانيم که نه ما را سود مي دهد و نه زيان ، مي رساند ? و آيا پس از آنکه خدا ما را هدايت کرده است ، همانند آن کس که شيطان گمراهش ساخته و حيران بر روي زمين رهايش کرده ، از دين بازگرديم ? او را ياراني است که به هدايت ندايش مي دهند که نزد ما بازگردد بگو : هدايتي که از سوي خدا باشد ، هدايت واقعي است و به ما فرمان رسيده که در برابر پروردگار جهانيان تسليم شويم. وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و نماز بخوانيد و از او بترسيد اوست آنکه همگان نزدش محشور مي شويد. وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ؛ و اوست آنکه آسمانها و زمين را بيافريد و روزي که بگويد : موجود شو ،پس موجود مي شود گفتار او حق است و در آن روز که در صور بدمند فرمانروايي از آن اوست نهان و آشکار را مي داند و او حکيم و آگاه است.
(71) (﴿قُلۡ﴾) [ای پیامبر!] به کسانی که به خدا شرک میورزند و غیرِ او را به فریاد میخوانند، و شما را به دینشان دعوت میکنند، و اوصاف معبودانشان را برای تو بیان میکنند ـ اوصافی که عاقل با آگاهی یافتن از آن باز میآید؛ زیرا هرگاه انسان خردمند به طور سطحی در مذهب مشرکان نظر اندازد، به باطل بودن آن یقین حاصل مینماید، و برای بطلان آن نیازی به اقامۀ دلیل آن ندارد ـ ، پس به چنین کسانی بگو: (﴿أَنَدۡعُواۡ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا﴾) آیا غیر از خدا کسی را بخوانیم که سود و زیانی به ما نمیرساند؟ این صفت شامل تمامی کسانی است که غیرخدا را میپرستند، چون آنچه جز خدا پرستش میشود، سود و زیانی نمیرساند، و کاری در دست او نیست، بلکه همۀ کارها در دست خداست. (﴿وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ﴾) و آیا بعد از اینکه خداوند ما را هدایت کرد، به گمراهی بازگردیم؟ و از هدایت و رشد به انحراف برگردیم؟ و از راهی که انسان را به باغهای بهشت میرساند، به راهی برگردیم که آدمی را به عذاب دردناک جهنم میرساند؟! پس این حالتی است که انسانِ خردمند آن را نمیپسندد. و کسی که دارای این حالت است، (﴿كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بسان کسی است که شیاطین او را گمراه نموده، و از راه و برنامه و هدفش منحرف کرده است. (﴿حَيۡرَانَ لَهُۥٓ أَصۡحَٰبٞ يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) سرگشته و حیران است؛ دوستانی دارد که او را به سوی هدایت فرا میخوانند، اما شیطانها او را به زشتی و انحراف دعوت میکنند، و او میان این دو دعوتگر حیران مانده است. و همۀ مردم چنین حالتی را دارند، جز کسانی که خداوند آنها را در امان قرار داده است. به درستی که آنان کششها و انگیزههایی متعارض در خود مییابند [کشش و جاذبههای شیطانی، و انگیزه و محرکهای رحمانی]. انگیزههای خیری که در وجود چنین کسانی یافت میشود عبارتند: از انگیزهی رسالت، عقل صحیح و فطرت سالم. (﴿يَدۡعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلۡهُدَى﴾) او را به سوی هدایت و صعود به بالاترین مقام فرا میخوانند. از طرفی نیز انگیزههای شیطانی در درون آدمی وجود دارد، و هرکس شیوۀ شیطان را درپیش گیرد و از نفس سرکش پیروی کند، گمراه شده و به پایین ترین جایگاه و «اسفل السافلین» سقوط میکند. برخی از مردم در همه یا اغلب کارهایشان از انگیزههای رحمانی بهره برده و راه هدایت را در پیش میگیرند؛ و برخی از مردم بر عکس این هستند؛ و برخی هستند که هر دو نوع انگیزه در آنها وجود دارد، و این دو انگیزه در وجود آنان با یکدیگر متعارض و مخالفاند. و در اینجا اهل سعادت از اهل شقاوت باز شناخته میشوند. (﴿قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰ﴾) بگو: هدایت خدا، هدایت واقعی است. هدایت؛ همان است که خداوند بر زبان پیامبرش بیان نموده، ودیگر راهها به گمراهی و نابودی و هلاکت میانجامند. (﴿وَأُمِرۡنَا لِنُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و فرمان داده شدهایم تا از پروردگار جهانیان فرمان بریم؛ تسلیم یگانگی و اوامر و نواهی او باشیم، و به بندگی وی در آییم. همانا این، برترین نعمتی است که خداوند به بندگان ارزانی نموده است، و کاملترین تربیتی است که خداوند آنها را ازآن بهرهمند کرده است.
(72) (﴿وَأَنۡ أَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّقُوهُ﴾) و دستور داده شدهایم که نماز را همراه با ارکان و شرایط و سنتهایش و آنچه آن را تکمیل مینماید، بر پا داریم. (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و با انجام آنچه خداوند بدان دستور داده، و با پرهیز از منهیّاتش، از او بترسید. (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و او خدایی است که به سویش محشور خواهید شد، و در روز قیامت در پیشگاه او جمع میشوید، و شما را طبق اعمال خوب و بدتان پاداش میدهد.
(73) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و او خدایی است که آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا بندگان را فرمان دهد، و آنان را نهی کند، و به آنان پاداش و کیفر بدهد. (﴿وَيَوۡمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوۡلُهُ ٱلۡحَقُّ﴾) و روزی که میفرماید: «باش» پس میشود، سخن او حق است، و هیچ شک و تردیدی درآن نیست، و او چیزِ بیهودهای را نمیگوید، (﴿وَلَهُ ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ﴾) و روزی که در صور دمیده میشود، پادشاهی از آن اوست؛ یعنی در روز قیامت. به طور ویژه فرمود: پادشاهی قیامت ازآن او ست با اینکه او صاحب و فرمانروای هرچیزی است؛ زیرا در روز قیامت همه مالکیتها لغو شده و از بین میرود، پس پادشاهی و ملوکیت، جز برای خداوند قهار و یکتا باقی نخواهد ماند. (﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) آگاه و عالم به پنهان و آشکار میباشد، و او با حکمت و آگاه است؛ ذاتی که دارای رحمت کامل و نعمت فراوان و احسان بزرگ است، و علم و آگاهی او، تمام خفایا و اسرار را در بر گرفته است، و هیچ خدا و پروردگاری جز او نیست.
الأنعام 6:74
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:75
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:76
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:77
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:78
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:79
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:80
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:81
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:82
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:83
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ? تو و قومت ، را به آشکارا در گمراهي مي بينم. وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ بدين سان به ابراهيم ملکوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ؛ چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ؛ آنگاه ماه را ديد که طلوع مي کند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ؛ و چون خورشيد را ديد که طلوع مي کند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريک خدايش مي دانيد بيزارم .. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ من از روي اخلاص روي به سوي کسي آوردم که آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشرکان نيستم. وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ؛ و قومش با او به ستيزه برخاستند گفت : آيا در باره الله با من ستيزه مي ، کنيد ، و حال آنکه او مرا هدايت کرده است ? من از آن چيزي که شريک او مي انگاريد ، نمي ترسم مگر آنکه پروردگار من چيزي را بخواهد علم پروردگار من همه چيز را در بر گرفته است آيا پند نمي گيريد ? وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ؛ چرا از آن چيزي که شريک خدايش ساخته ايد بترسم در حالي که شما چيزهايي را که هيچ دليلي در باره آنها نازل نکرده است مي پرستيد و بيمي به دل راه نمي دهيد ? اگر مي دانيد بگوييد که کدام يک از اين دو گروه به ايمني سزاوارترند ? الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ کساني که ايمان آورده اند و ايمان را به شرک نمي آلايند ، ايمني از آن ، ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند. وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛ اين برهان ما بود ، که آن را به ابراهيم تلقين کرديم در برابر قومش هر که را بخواهيم به درجاتي بالا مي بريم هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست.
(74) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ﴾) داستان ابراهیم علیه السلام را به یاد آور، و او را ستایش کن، و به پاس اینکه به توحید فرا خواند و از شرک نهی کرد، او را گرامی بدار، آنگاه که به پدرش آزر گفت: (﴿أَتَتَّخِذُ أَصۡنَامًا ءَالِهَةً﴾) آیا بتهایی را عبادت میکنی، که فایدهای نمیرسانند و زیانی نمیدهند و هیچ کاری در دست آنان نیست؟! (﴿إِنِّيٓ أَرَىٰكَ وَقَوۡمَكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم؛ زیرا کسانی را عبادت میکنید که سزاوار کوچکترین عبادتی نیستند، و عبادت آفریننده و روزی دهنده و مدبّرتان را ترک کردهاید.
(75) (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همچنین زمانی که ابراهیم را به توحید و دعوت به سوی آن توفیق دادیم، (﴿ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ملکوت بزرگ آسمانها و زمین را به او نشان دادیم. و با بینش و بصیرت خود، دلایل قاطع و روشنی را که در آسمانها و زمین وجود دارد، مشاهده نمود.(﴿وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ﴾) و تا از یقینکنندگان باشد؛ زیرا برحسب دلایلی که مشاهده میکند، یقین و علم کامل برای او به دست میآید.
(76) (﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ﴾) وقتی که شب، سیاهی خود را بر او گستراند و سیاهی شب وی را در برگرفت، (﴿رَءَا كَوۡكَبٗا﴾) ستارهای را دید. شاید آن ستاره، یکی از ستارههای روشن و درخشان بوده، چون به طور ویژه ذکر شده است، و این دلالت مینماید که از دیگر ستارهها، نور بیشتری داشته است. بنابراین برخی گفتهاند این ستاره، زهره بوده است. (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) و به منظور تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است! پس بیایید بنگریم آیا این سزاوار خدا بودن هست یا نه؟ و آیا ما بر این کار دلیلی داریم یا نه؟ زیرا برای هیچ عاقلی شایسته نیست که هوی و هوسش را به خدایی بگیرد، بدونه اینکه دلیل و حجتی داشته باشد. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَ﴾) وقتی که آن ستاره پنهان شد و غروب کرد، (﴿قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ﴾) گفت: من غروب کنندگان و معبودی را که از نگاه عابد پنهان شود، دوست ندارم؛ زیرا معبود باید منافع عابد را تأمین کند، و به تدبیر همۀ کارهایش بپردازد. اما آنکه مدت زیادی پنهان است، چگونه سزاوار پرستش است؟! و آیا معبود قرار دادن آن، بیخردی محض و یک امر باطل نیست؟
(77) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا﴾) وقتیکه ماه را درحال طلوع مشاهده کرد، و دید که روشناییاش از روشنایی ستاره بیشتر است، و نورش با نور ستاره فرق میکند، (﴿قَالَ هَٰذَا رَبِّي﴾) از باب تنازل با خصم گفت: این پروردگار من است، (﴿فلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ﴾) وقتیکه ماه غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، همانا از گمراهان خواهم شد. پس نهایت نیازمندی به سوی پروردگارش را اظهار نمود، و به یقین دانست که اگر خدا او را هدایت نکند، هیچ هدایت کنندهای برای وی وجود ندارد؛ و اگر خدا او را بر طاعت خود یاری نکند، یاوری نخواهد داشت.
(78) (﴿فَلَمَّا رَءَا ٱَلشَّمۡسَ بَازِغَةٗ قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَآ أَكۡبَرُ﴾) وقتی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است؛ یعنی از ستاره و ماه بزرگتر است. (﴿فَلَمَّآ أَفَلَتۡ﴾) وقتی که خورشید غروب کرد، در این هنگام هدایت محقق شد و انحراف و سرگشتگی از بین رفت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) گفت: ای قوم من! من از آنچه که برای خدا شریک قرار میدهید، بیزارم؛ زیرا دلیل راستین و روشن بر باطل بودن آن به وجود آمد.
(79) (﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا من رویم را به سوی خدایی نموده ام که آسمانها و زمین را آفریده است. رویم را تنها به خدای یکتا نموده، و به او روی آورده، و از غیرِ او روی گرداندهام. (﴿وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و من از مشرکان نیستم. پس ابراهیم از شرک بیزاری جست، و به توحید یقین حاصل کرد، و بر آن دلیل اقامه نمود. و آنچه را که در رابطه با تفسیر این آیات بیان کردیم، همان درست و صحیح است. و بحث، بحث مناظرۀ ابراهیم با قومش است که در آن، باطل بودن الوهیت اجرام آسمانی و دیگر اشیا بیان گردیده است. و اما کسی که میگوید: ابراهیم در کودکیاش چنین میپنداشته است، دلیلی بر صحت گفتۀ خود ندارد.
(80) (﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾) و قومش با او به مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید حال آنکه مرا هدایت کرده است؟ مجادله کردن با کسی که هدایت برای او روشن نشده است، چه فایدهای دارد؟ اما کسی که خداوند او را هدایت کرده، و به بالاترین مقام یقین رسیده است، او خودش مردم را به آنچه بر آن است، دعوت میکند. (﴿وَلَآ أَخَافُ مَا تُشۡرِكُونَ بِهِۦٓ﴾) و از آنچه که شریک خدا میسازید، نمیترسم؛ زیرا آنها نمیتوانند هیچ سود و زیانی به من برسانند. (﴿إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّي شَيۡٔٗاۚ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾) مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چیزی را در بر گرفته است، آیا یادآور نمیشوید؟ آنگاه خواهید دانست که او تنها معبودی است که سزاوار و شایستۀ عبودیت و بندگی است.
(81) (﴿وَكَيۡفَ أَخَافُ مَآ أَشۡرَكۡتُمۡ﴾) و چگونه از آنچه که شما شریک خدا میسازید، بترسم، در صورتی که ناتوان است و نمیتواند فایدهای برساند؟ (﴿وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمۡ أَشۡرَكۡتُم بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا﴾) و شما از اینکه چیزهایی را شریک خدا قرار داده و بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، ترسی به دل راه نمیدهید؟ شما دلیلی جز پیروی از هوی و خواستهای خود ندارید. (﴿فَأَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ أَحَقُّ بِٱلۡأَمۡنِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) پس کدامیک از [ما] دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟
(82) خداوند متعال درحالی که هردو گروه را از هم جدا میسازد، میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاۡ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ﴾) کسانی که ایمان آورده و خود را به شرک نیالوده باشند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) امنیت از هراس و وحشت و از عذاب و بدبختی، و هدایت شدن به راه راست ایشان را سزد. پس اگر ایمانشان را به طور مطلق با هیچ ظلمی نیامیخته باشند -نه با شرک و نه با دیگر گناهان- به امنیت و هدایت کامل دست مییابند. و اگر ایمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان دیگری را انجام داده باشند، اصل هدایت و امنیت را در مییابند، گرچه هدایت و امنیت کامل را از دست میدهند. و مفهوم آیۀ کریمه این است که، کسانی که از این دو ویژگی برخوردار نباشند، هدایت و امنیتی را به دست نیاورده، و بهرۀ آنان گمراهی و بدبختی است.
(83) وقتیکه خداوند متعال دلایل قاطعی را برای ابراهیم علیه السلام ارائه نمود، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيۡنَٰهَآ إِبۡرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) و این بود دلیل ما که به ابراهیم دادیم، تا علیه قومش به کار گیرد. یعنی با این دلایل، بر قومش چیره شد و به وسیلۀ این دلایل، آنان را در مجادله شکست داد. (﴿نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُ﴾) درجات هرکس را که بخواهیم بلند میکنیم، همان طور که درجات ابراهیم -علیه السلام- را در دنیا و آخرت بلند کردیم؛ زیرا خداوند بهوسیلۀ علم، صاحب علم را بر بندگانش برتری میدهد. به ویژه عالمی که به علم خود عمل نماید، و علم را به دیگران بیاموزد. چنین کسی را برحسب حالتش پیشوای مردم قرار میدهد؛ مردم به کارهایش چشم میدوزند و از او پیروی میکنند، و از نور او، برای خود روشنایی کسب مینمایند. خداوند متعال میفرماید:﴿يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖ﴾ خداوند [درجات] مؤمنان و اهل علم را بالا میبرد.(﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جایی که شایستۀ آن دو است، قرار نمیدهد، و او به این محل آگاهتر است.
الأنعام 6:84
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگي را هدايت کرديم و نوح را پيش ، از اين هدايت کرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت کرديم و نيکوکاران را اين گونه جزادهيم. وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي و عيسي و الياس ، که همه از صالحان بودند. وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط ، که همه را بر جهانيان برتري نهاديم. وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضي را هدايت کرديم ، و ايشان را برگزيديم و به راه راست راه نموديم. ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين است هدايت خدا هر که را از بندگانش خواهد بدان هدايت مي کند واگر، شرک هم آورده بودند اعمالي را که انجام داده بودند نابود مي گرديد. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان کساني هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ايم اگر اين قوم بدان ايمان نياورند قوم ديگري را بر آن گمارده ايم که انکارش نمي کنند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است ، پس به روش ايشان اقتداکن بگو : هيچ پاداشي از شما نمي طلبم ، اين کتاب جز اندرزي براي مردم جهان نيست.
(84) وقتی که خداوند از بنده و خلیل خود، ابراهیم علیه السلام و از علم و شکیبایی و دعوت در راه خدا را که به او ارزانی داشته بود، سخن به میان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکیزهای به او عطا کرد و وی را بدان وسیله اکرام نمود، و اینکه خداوند برگزیدگان خلق را از نسل او قرارداده است. و از این فضیلت عظیم و کرامت بینظیر که شبیه و مانندی برای آن نیست. پس فرمود: (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم. یعقوب، فرزند اسحاق بود که اسرائیل هم نام داشت. یعقوب، پدر ملتی است که خداوند آن را بر جهانیان برتری داده بود. (﴿كُلًّا﴾) هرکدام از این دو را (﴿هَدَيۡنَا﴾) در علم و عمل به راه راست هدایت کردیم.(﴿وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُ﴾) و نوح را پیشتر هدایت کردیم. و هدایت او، بالاترین نوعِ هدایت است که جز تعدادی از مردم در جهان به آن دست نیافته اند، و آنان پیامبران اولوالعزم هستند که نوح یکی از آنها است. (﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در کلمۀ (﴿ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) به نوح برگردد، چون نوح نزدیکترین اسم به ضمیر است. و چون خداوند همراه با کسانیکه نام برده، لوط را نیز ذکر کرده است که از فرزندان نوح میباشد نه از فرزندان ابراهیم؛ زیرا لوط برادرزادۀ ابراهیم است. و احتمال دارد که ضمیر به ابراهیم برگردد، چون سیاق جمله برای تمجید از ابراهیم است. و لوط گرچه از نسل ابراهیم نیست، اما از جمله کسانی است که به دست ابراهیم ایمان آورد. پس فضیلتی که از طریق ایمان آوردن لوط به دست ابراهیم عاید حضرت خلیل میگردد، بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضیلتی است که لوط تنها فرزند او باشد نه چیز دیگری. (﴿دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰن﴾) داود و پسرش سلیمان، (﴿وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ﴾) و ایوب، و یوسف پسر یعقوب (﴿وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) و فرزندان عمران، (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همانگونه که نسل ابراهیم خلیل علیه السلام را به دلیل اینکه پروردگارش را به بهترین شیوه عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدایت و اصلاح نمودیم، (﴿نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانگونه نیز نیکوکاران را پاداش میدهیم و از آنان نام نیک و نسل صالح بر جای میگذاریم.
(85) (﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ﴾) و زکریا و یحیی که پسرش بود، (﴿وَعِيسَىٰ﴾) و عیسی پسر مریم، (﴿وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و الیاس، که همگی از صالحان و شایستگان بوده و اخلاق و اعمال و علوم شایستهای داشته و رهبر و پیشوای صالحان بودند.
(86) (﴿وَإِسۡمَٰعِيلَ﴾) و اسماعیل پسر ابراهیم، پدر ملت عرب که برترین ملتها است، و پدر برترین فرزندان آدم؛ یعنی محمد صلی الله علیه وسلم، (﴿وَيُونُسَ﴾) و یونس فرزند متی، (﴿وَلُوطٗا﴾) و لوط فرزند هاران، برادر ابراهیم، (﴿وَكُلّٗا﴾) و هریک از این انبیاء و پیامبران را، (﴿فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر جهانیان برتری دادیم. و معیار برخورداری از درجات و رتبههای برتر چهار چیز است که خداوند بیان نموده است:﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و هرکس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، پس او با کسانی خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان. پس ایشان در بالاترین رتبه قرار دارند، و این دسته از پیامبران، به طور مطلق برترین پیامبران هستند؛ زیرا پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بیان کرده است، بدون شک از پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنان را بیان نکرده است، برترند.
(87) (﴿وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ﴾) و از پدران این افراد مذکور، (﴿وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡ﴾) و از برادران و نسل ایشان [عدهای را] هدایت کردیم، (﴿وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ﴾) و آنان را برگزیدیم، (﴿وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و آنان را به راه راست هدایت کردیم.
(88 - 89) (﴿ذَٰلِكَ﴾) این هدایت، (﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾) هدایت خدا است که هدایتی جز آن وجود ندارد.(﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾) هرکس از بندگانش را که بخواهد، بدان هدایت مینماید، پس هدایت را از او طلب کنید؛ زیرا اگر خداوند شما را هدایت نکند، هدایت کنندهای نخواهید داشت. و افراد مذکور از جملۀ کسانی هستند که خداوند هدایت آنان را خواسته است. (﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواۡ﴾) و اگر فرضاً شرک میورزیدند، (﴿لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) هرآنچه را که کرده بودند از دستشان می رفت؛ زیرا شرک، عمل را نابود و ضایع می گرداند، و باعث خلودِ در جهنم می شود. پس، وقتی که این برگزیدگان اگر شرک بورزند- که هرگز چنین نمی شود و از آنان بعید است ـ اعمالشان هدر و ضایع گردد، دیگران به طریق اولی اعمالشان ضایع خواهد شد.
(90) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) این افراد مذکور، (﴿ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾) کسانیاند که خداوند آنان را هدایت کرده است، پس به هدایت ایشان اقتدا کن. پس ای پیامبر بزرگوار! به دنبال این پیامبرانِ برگزیده حرکت، و از آئین آنان پیروی کن. و پیامبر صلی الله علیه وسلم از این دستور اطاعت نمود، و به هدایت پیامبران پیش از خود راه یافت و هر کمالی را که در آنان بود، در خود جمع کرد. پس برتری و ویژگیهایی در وی جمع شد که از همۀ جهانیان بالاتر رفت، و سردار پیامبران و پیشوای پرهیزگاران گردید. درود و رحمت بیکران خدا بر او و همۀ پیامبران باد. و از این رهگذر، برخی از اصحاب استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از همۀ پیامبران برتر است. (﴿قُل﴾) به کسانی که از دعوت تو رویگرداندهاند، بگو: (﴿لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشی نمیطلبم که آن را به عنوان پاداش به من دهید؛ زیرا این کار، سبب امتناع شما میشود، بلکه مزد من بر خدا است. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ﴾) نیست این [قرآن] جز پندی برای جهانیان، تا آنچه را که به آنان فایده میدهد، از آن یاد گیرند و آن را انجام دهند؛ و آنچه را که به زیان آنها است، از آن یاد گیرند و آن را ترک کنند، و بهوسیلۀ آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسندیده و راههایی که انسان را بدان میرساند، بشناسند؛ و اخلاق زشت و راههایی را که به آن میانجامد، یاد گیرند و از آن دوری جویند. پس چون قرآن برای جهانیان پند است، بزرگترین نعمتی است که خداوند با آن بر جهانیان انعام نمودهاند. پس جهانیان باید آنرا بپذیرند، و سپاس خدارا به خاطر آن به جای آورند.
الأنعام 6:85
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگي را هدايت کرديم و نوح را پيش ، از اين هدايت کرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت کرديم و نيکوکاران را اين گونه جزادهيم. وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي و عيسي و الياس ، که همه از صالحان بودند. وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط ، که همه را بر جهانيان برتري نهاديم. وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضي را هدايت کرديم ، و ايشان را برگزيديم و به راه راست راه نموديم. ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين است هدايت خدا هر که را از بندگانش خواهد بدان هدايت مي کند واگر، شرک هم آورده بودند اعمالي را که انجام داده بودند نابود مي گرديد. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان کساني هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ايم اگر اين قوم بدان ايمان نياورند قوم ديگري را بر آن گمارده ايم که انکارش نمي کنند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است ، پس به روش ايشان اقتداکن بگو : هيچ پاداشي از شما نمي طلبم ، اين کتاب جز اندرزي براي مردم جهان نيست.
(84) وقتی که خداوند از بنده و خلیل خود، ابراهیم علیه السلام و از علم و شکیبایی و دعوت در راه خدا را که به او ارزانی داشته بود، سخن به میان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکیزهای به او عطا کرد و وی را بدان وسیله اکرام نمود، و اینکه خداوند برگزیدگان خلق را از نسل او قرارداده است. و از این فضیلت عظیم و کرامت بینظیر که شبیه و مانندی برای آن نیست. پس فرمود: (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم. یعقوب، فرزند اسحاق بود که اسرائیل هم نام داشت. یعقوب، پدر ملتی است که خداوند آن را بر جهانیان برتری داده بود. (﴿كُلًّا﴾) هرکدام از این دو را (﴿هَدَيۡنَا﴾) در علم و عمل به راه راست هدایت کردیم.(﴿وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُ﴾) و نوح را پیشتر هدایت کردیم. و هدایت او، بالاترین نوعِ هدایت است که جز تعدادی از مردم در جهان به آن دست نیافته اند، و آنان پیامبران اولوالعزم هستند که نوح یکی از آنها است. (﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در کلمۀ (﴿ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) به نوح برگردد، چون نوح نزدیکترین اسم به ضمیر است. و چون خداوند همراه با کسانیکه نام برده، لوط را نیز ذکر کرده است که از فرزندان نوح میباشد نه از فرزندان ابراهیم؛ زیرا لوط برادرزادۀ ابراهیم است. و احتمال دارد که ضمیر به ابراهیم برگردد، چون سیاق جمله برای تمجید از ابراهیم است. و لوط گرچه از نسل ابراهیم نیست، اما از جمله کسانی است که به دست ابراهیم ایمان آورد. پس فضیلتی که از طریق ایمان آوردن لوط به دست ابراهیم عاید حضرت خلیل میگردد، بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضیلتی است که لوط تنها فرزند او باشد نه چیز دیگری. (﴿دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰن﴾) داود و پسرش سلیمان، (﴿وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ﴾) و ایوب، و یوسف پسر یعقوب (﴿وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) و فرزندان عمران، (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همانگونه که نسل ابراهیم خلیل علیه السلام را به دلیل اینکه پروردگارش را به بهترین شیوه عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدایت و اصلاح نمودیم، (﴿نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانگونه نیز نیکوکاران را پاداش میدهیم و از آنان نام نیک و نسل صالح بر جای میگذاریم.
(85) (﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ﴾) و زکریا و یحیی که پسرش بود، (﴿وَعِيسَىٰ﴾) و عیسی پسر مریم، (﴿وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و الیاس، که همگی از صالحان و شایستگان بوده و اخلاق و اعمال و علوم شایستهای داشته و رهبر و پیشوای صالحان بودند.
(86) (﴿وَإِسۡمَٰعِيلَ﴾) و اسماعیل پسر ابراهیم، پدر ملت عرب که برترین ملتها است، و پدر برترین فرزندان آدم؛ یعنی محمد صلی الله علیه وسلم، (﴿وَيُونُسَ﴾) و یونس فرزند متی، (﴿وَلُوطٗا﴾) و لوط فرزند هاران، برادر ابراهیم، (﴿وَكُلّٗا﴾) و هریک از این انبیاء و پیامبران را، (﴿فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر جهانیان برتری دادیم. و معیار برخورداری از درجات و رتبههای برتر چهار چیز است که خداوند بیان نموده است:﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و هرکس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، پس او با کسانی خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان. پس ایشان در بالاترین رتبه قرار دارند، و این دسته از پیامبران، به طور مطلق برترین پیامبران هستند؛ زیرا پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بیان کرده است، بدون شک از پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنان را بیان نکرده است، برترند.
(87) (﴿وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ﴾) و از پدران این افراد مذکور، (﴿وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡ﴾) و از برادران و نسل ایشان [عدهای را] هدایت کردیم، (﴿وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ﴾) و آنان را برگزیدیم، (﴿وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و آنان را به راه راست هدایت کردیم.
(88 - 89) (﴿ذَٰلِكَ﴾) این هدایت، (﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾) هدایت خدا است که هدایتی جز آن وجود ندارد.(﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾) هرکس از بندگانش را که بخواهد، بدان هدایت مینماید، پس هدایت را از او طلب کنید؛ زیرا اگر خداوند شما را هدایت نکند، هدایت کنندهای نخواهید داشت. و افراد مذکور از جملۀ کسانی هستند که خداوند هدایت آنان را خواسته است. (﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواۡ﴾) و اگر فرضاً شرک میورزیدند، (﴿لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) هرآنچه را که کرده بودند از دستشان می رفت؛ زیرا شرک، عمل را نابود و ضایع می گرداند، و باعث خلودِ در جهنم می شود. پس، وقتی که این برگزیدگان اگر شرک بورزند- که هرگز چنین نمی شود و از آنان بعید است ـ اعمالشان هدر و ضایع گردد، دیگران به طریق اولی اعمالشان ضایع خواهد شد.
(90) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) این افراد مذکور، (﴿ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾) کسانیاند که خداوند آنان را هدایت کرده است، پس به هدایت ایشان اقتدا کن. پس ای پیامبر بزرگوار! به دنبال این پیامبرانِ برگزیده حرکت، و از آئین آنان پیروی کن. و پیامبر صلی الله علیه وسلم از این دستور اطاعت نمود، و به هدایت پیامبران پیش از خود راه یافت و هر کمالی را که در آنان بود، در خود جمع کرد. پس برتری و ویژگیهایی در وی جمع شد که از همۀ جهانیان بالاتر رفت، و سردار پیامبران و پیشوای پرهیزگاران گردید. درود و رحمت بیکران خدا بر او و همۀ پیامبران باد. و از این رهگذر، برخی از اصحاب استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از همۀ پیامبران برتر است. (﴿قُل﴾) به کسانی که از دعوت تو رویگرداندهاند، بگو: (﴿لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشی نمیطلبم که آن را به عنوان پاداش به من دهید؛ زیرا این کار، سبب امتناع شما میشود، بلکه مزد من بر خدا است. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ﴾) نیست این [قرآن] جز پندی برای جهانیان، تا آنچه را که به آنان فایده میدهد، از آن یاد گیرند و آن را انجام دهند؛ و آنچه را که به زیان آنها است، از آن یاد گیرند و آن را ترک کنند، و بهوسیلۀ آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسندیده و راههایی که انسان را بدان میرساند، بشناسند؛ و اخلاق زشت و راههایی را که به آن میانجامد، یاد گیرند و از آن دوری جویند. پس چون قرآن برای جهانیان پند است، بزرگترین نعمتی است که خداوند با آن بر جهانیان انعام نمودهاند. پس جهانیان باید آنرا بپذیرند، و سپاس خدارا به خاطر آن به جای آورند.
الأنعام 6:86
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگي را هدايت کرديم و نوح را پيش ، از اين هدايت کرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت کرديم و نيکوکاران را اين گونه جزادهيم. وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي و عيسي و الياس ، که همه از صالحان بودند. وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط ، که همه را بر جهانيان برتري نهاديم. وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضي را هدايت کرديم ، و ايشان را برگزيديم و به راه راست راه نموديم. ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين است هدايت خدا هر که را از بندگانش خواهد بدان هدايت مي کند واگر، شرک هم آورده بودند اعمالي را که انجام داده بودند نابود مي گرديد. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان کساني هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ايم اگر اين قوم بدان ايمان نياورند قوم ديگري را بر آن گمارده ايم که انکارش نمي کنند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است ، پس به روش ايشان اقتداکن بگو : هيچ پاداشي از شما نمي طلبم ، اين کتاب جز اندرزي براي مردم جهان نيست.
(84) وقتی که خداوند از بنده و خلیل خود، ابراهیم علیه السلام و از علم و شکیبایی و دعوت در راه خدا را که به او ارزانی داشته بود، سخن به میان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکیزهای به او عطا کرد و وی را بدان وسیله اکرام نمود، و اینکه خداوند برگزیدگان خلق را از نسل او قرارداده است. و از این فضیلت عظیم و کرامت بینظیر که شبیه و مانندی برای آن نیست. پس فرمود: (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم. یعقوب، فرزند اسحاق بود که اسرائیل هم نام داشت. یعقوب، پدر ملتی است که خداوند آن را بر جهانیان برتری داده بود. (﴿كُلًّا﴾) هرکدام از این دو را (﴿هَدَيۡنَا﴾) در علم و عمل به راه راست هدایت کردیم.(﴿وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُ﴾) و نوح را پیشتر هدایت کردیم. و هدایت او، بالاترین نوعِ هدایت است که جز تعدادی از مردم در جهان به آن دست نیافته اند، و آنان پیامبران اولوالعزم هستند که نوح یکی از آنها است. (﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در کلمۀ (﴿ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) به نوح برگردد، چون نوح نزدیکترین اسم به ضمیر است. و چون خداوند همراه با کسانیکه نام برده، لوط را نیز ذکر کرده است که از فرزندان نوح میباشد نه از فرزندان ابراهیم؛ زیرا لوط برادرزادۀ ابراهیم است. و احتمال دارد که ضمیر به ابراهیم برگردد، چون سیاق جمله برای تمجید از ابراهیم است. و لوط گرچه از نسل ابراهیم نیست، اما از جمله کسانی است که به دست ابراهیم ایمان آورد. پس فضیلتی که از طریق ایمان آوردن لوط به دست ابراهیم عاید حضرت خلیل میگردد، بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضیلتی است که لوط تنها فرزند او باشد نه چیز دیگری. (﴿دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰن﴾) داود و پسرش سلیمان، (﴿وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ﴾) و ایوب، و یوسف پسر یعقوب (﴿وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) و فرزندان عمران، (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همانگونه که نسل ابراهیم خلیل علیه السلام را به دلیل اینکه پروردگارش را به بهترین شیوه عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدایت و اصلاح نمودیم، (﴿نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانگونه نیز نیکوکاران را پاداش میدهیم و از آنان نام نیک و نسل صالح بر جای میگذاریم.
(85) (﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ﴾) و زکریا و یحیی که پسرش بود، (﴿وَعِيسَىٰ﴾) و عیسی پسر مریم، (﴿وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و الیاس، که همگی از صالحان و شایستگان بوده و اخلاق و اعمال و علوم شایستهای داشته و رهبر و پیشوای صالحان بودند.
(86) (﴿وَإِسۡمَٰعِيلَ﴾) و اسماعیل پسر ابراهیم، پدر ملت عرب که برترین ملتها است، و پدر برترین فرزندان آدم؛ یعنی محمد صلی الله علیه وسلم، (﴿وَيُونُسَ﴾) و یونس فرزند متی، (﴿وَلُوطٗا﴾) و لوط فرزند هاران، برادر ابراهیم، (﴿وَكُلّٗا﴾) و هریک از این انبیاء و پیامبران را، (﴿فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر جهانیان برتری دادیم. و معیار برخورداری از درجات و رتبههای برتر چهار چیز است که خداوند بیان نموده است:﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و هرکس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، پس او با کسانی خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان. پس ایشان در بالاترین رتبه قرار دارند، و این دسته از پیامبران، به طور مطلق برترین پیامبران هستند؛ زیرا پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بیان کرده است، بدون شک از پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنان را بیان نکرده است، برترند.
(87) (﴿وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ﴾) و از پدران این افراد مذکور، (﴿وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡ﴾) و از برادران و نسل ایشان [عدهای را] هدایت کردیم، (﴿وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ﴾) و آنان را برگزیدیم، (﴿وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و آنان را به راه راست هدایت کردیم.
(88 - 89) (﴿ذَٰلِكَ﴾) این هدایت، (﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾) هدایت خدا است که هدایتی جز آن وجود ندارد.(﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾) هرکس از بندگانش را که بخواهد، بدان هدایت مینماید، پس هدایت را از او طلب کنید؛ زیرا اگر خداوند شما را هدایت نکند، هدایت کنندهای نخواهید داشت. و افراد مذکور از جملۀ کسانی هستند که خداوند هدایت آنان را خواسته است. (﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواۡ﴾) و اگر فرضاً شرک میورزیدند، (﴿لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) هرآنچه را که کرده بودند از دستشان می رفت؛ زیرا شرک، عمل را نابود و ضایع می گرداند، و باعث خلودِ در جهنم می شود. پس، وقتی که این برگزیدگان اگر شرک بورزند- که هرگز چنین نمی شود و از آنان بعید است ـ اعمالشان هدر و ضایع گردد، دیگران به طریق اولی اعمالشان ضایع خواهد شد.
(90) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) این افراد مذکور، (﴿ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾) کسانیاند که خداوند آنان را هدایت کرده است، پس به هدایت ایشان اقتدا کن. پس ای پیامبر بزرگوار! به دنبال این پیامبرانِ برگزیده حرکت، و از آئین آنان پیروی کن. و پیامبر صلی الله علیه وسلم از این دستور اطاعت نمود، و به هدایت پیامبران پیش از خود راه یافت و هر کمالی را که در آنان بود، در خود جمع کرد. پس برتری و ویژگیهایی در وی جمع شد که از همۀ جهانیان بالاتر رفت، و سردار پیامبران و پیشوای پرهیزگاران گردید. درود و رحمت بیکران خدا بر او و همۀ پیامبران باد. و از این رهگذر، برخی از اصحاب استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از همۀ پیامبران برتر است. (﴿قُل﴾) به کسانی که از دعوت تو رویگرداندهاند، بگو: (﴿لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشی نمیطلبم که آن را به عنوان پاداش به من دهید؛ زیرا این کار، سبب امتناع شما میشود، بلکه مزد من بر خدا است. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ﴾) نیست این [قرآن] جز پندی برای جهانیان، تا آنچه را که به آنان فایده میدهد، از آن یاد گیرند و آن را انجام دهند؛ و آنچه را که به زیان آنها است، از آن یاد گیرند و آن را ترک کنند، و بهوسیلۀ آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسندیده و راههایی که انسان را بدان میرساند، بشناسند؛ و اخلاق زشت و راههایی را که به آن میانجامد، یاد گیرند و از آن دوری جویند. پس چون قرآن برای جهانیان پند است، بزرگترین نعمتی است که خداوند با آن بر جهانیان انعام نمودهاند. پس جهانیان باید آنرا بپذیرند، و سپاس خدارا به خاطر آن به جای آورند.
الأنعام 6:87
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگي را هدايت کرديم و نوح را پيش ، از اين هدايت کرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت کرديم و نيکوکاران را اين گونه جزادهيم. وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي و عيسي و الياس ، که همه از صالحان بودند. وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط ، که همه را بر جهانيان برتري نهاديم. وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضي را هدايت کرديم ، و ايشان را برگزيديم و به راه راست راه نموديم. ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين است هدايت خدا هر که را از بندگانش خواهد بدان هدايت مي کند واگر، شرک هم آورده بودند اعمالي را که انجام داده بودند نابود مي گرديد. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان کساني هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ايم اگر اين قوم بدان ايمان نياورند قوم ديگري را بر آن گمارده ايم که انکارش نمي کنند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است ، پس به روش ايشان اقتداکن بگو : هيچ پاداشي از شما نمي طلبم ، اين کتاب جز اندرزي براي مردم جهان نيست.
(84) وقتی که خداوند از بنده و خلیل خود، ابراهیم علیه السلام و از علم و شکیبایی و دعوت در راه خدا را که به او ارزانی داشته بود، سخن به میان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکیزهای به او عطا کرد و وی را بدان وسیله اکرام نمود، و اینکه خداوند برگزیدگان خلق را از نسل او قرارداده است. و از این فضیلت عظیم و کرامت بینظیر که شبیه و مانندی برای آن نیست. پس فرمود: (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم. یعقوب، فرزند اسحاق بود که اسرائیل هم نام داشت. یعقوب، پدر ملتی است که خداوند آن را بر جهانیان برتری داده بود. (﴿كُلًّا﴾) هرکدام از این دو را (﴿هَدَيۡنَا﴾) در علم و عمل به راه راست هدایت کردیم.(﴿وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُ﴾) و نوح را پیشتر هدایت کردیم. و هدایت او، بالاترین نوعِ هدایت است که جز تعدادی از مردم در جهان به آن دست نیافته اند، و آنان پیامبران اولوالعزم هستند که نوح یکی از آنها است. (﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در کلمۀ (﴿ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) به نوح برگردد، چون نوح نزدیکترین اسم به ضمیر است. و چون خداوند همراه با کسانیکه نام برده، لوط را نیز ذکر کرده است که از فرزندان نوح میباشد نه از فرزندان ابراهیم؛ زیرا لوط برادرزادۀ ابراهیم است. و احتمال دارد که ضمیر به ابراهیم برگردد، چون سیاق جمله برای تمجید از ابراهیم است. و لوط گرچه از نسل ابراهیم نیست، اما از جمله کسانی است که به دست ابراهیم ایمان آورد. پس فضیلتی که از طریق ایمان آوردن لوط به دست ابراهیم عاید حضرت خلیل میگردد، بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضیلتی است که لوط تنها فرزند او باشد نه چیز دیگری. (﴿دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰن﴾) داود و پسرش سلیمان، (﴿وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ﴾) و ایوب، و یوسف پسر یعقوب (﴿وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) و فرزندان عمران، (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همانگونه که نسل ابراهیم خلیل علیه السلام را به دلیل اینکه پروردگارش را به بهترین شیوه عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدایت و اصلاح نمودیم، (﴿نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانگونه نیز نیکوکاران را پاداش میدهیم و از آنان نام نیک و نسل صالح بر جای میگذاریم.
(85) (﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ﴾) و زکریا و یحیی که پسرش بود، (﴿وَعِيسَىٰ﴾) و عیسی پسر مریم، (﴿وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و الیاس، که همگی از صالحان و شایستگان بوده و اخلاق و اعمال و علوم شایستهای داشته و رهبر و پیشوای صالحان بودند.
(86) (﴿وَإِسۡمَٰعِيلَ﴾) و اسماعیل پسر ابراهیم، پدر ملت عرب که برترین ملتها است، و پدر برترین فرزندان آدم؛ یعنی محمد صلی الله علیه وسلم، (﴿وَيُونُسَ﴾) و یونس فرزند متی، (﴿وَلُوطٗا﴾) و لوط فرزند هاران، برادر ابراهیم، (﴿وَكُلّٗا﴾) و هریک از این انبیاء و پیامبران را، (﴿فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر جهانیان برتری دادیم. و معیار برخورداری از درجات و رتبههای برتر چهار چیز است که خداوند بیان نموده است:﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و هرکس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، پس او با کسانی خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان. پس ایشان در بالاترین رتبه قرار دارند، و این دسته از پیامبران، به طور مطلق برترین پیامبران هستند؛ زیرا پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بیان کرده است، بدون شک از پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنان را بیان نکرده است، برترند.
(87) (﴿وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ﴾) و از پدران این افراد مذکور، (﴿وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡ﴾) و از برادران و نسل ایشان [عدهای را] هدایت کردیم، (﴿وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ﴾) و آنان را برگزیدیم، (﴿وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و آنان را به راه راست هدایت کردیم.
(88 - 89) (﴿ذَٰلِكَ﴾) این هدایت، (﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾) هدایت خدا است که هدایتی جز آن وجود ندارد.(﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾) هرکس از بندگانش را که بخواهد، بدان هدایت مینماید، پس هدایت را از او طلب کنید؛ زیرا اگر خداوند شما را هدایت نکند، هدایت کنندهای نخواهید داشت. و افراد مذکور از جملۀ کسانی هستند که خداوند هدایت آنان را خواسته است. (﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواۡ﴾) و اگر فرضاً شرک میورزیدند، (﴿لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) هرآنچه را که کرده بودند از دستشان می رفت؛ زیرا شرک، عمل را نابود و ضایع می گرداند، و باعث خلودِ در جهنم می شود. پس، وقتی که این برگزیدگان اگر شرک بورزند- که هرگز چنین نمی شود و از آنان بعید است ـ اعمالشان هدر و ضایع گردد، دیگران به طریق اولی اعمالشان ضایع خواهد شد.
(90) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) این افراد مذکور، (﴿ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾) کسانیاند که خداوند آنان را هدایت کرده است، پس به هدایت ایشان اقتدا کن. پس ای پیامبر بزرگوار! به دنبال این پیامبرانِ برگزیده حرکت، و از آئین آنان پیروی کن. و پیامبر صلی الله علیه وسلم از این دستور اطاعت نمود، و به هدایت پیامبران پیش از خود راه یافت و هر کمالی را که در آنان بود، در خود جمع کرد. پس برتری و ویژگیهایی در وی جمع شد که از همۀ جهانیان بالاتر رفت، و سردار پیامبران و پیشوای پرهیزگاران گردید. درود و رحمت بیکران خدا بر او و همۀ پیامبران باد. و از این رهگذر، برخی از اصحاب استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از همۀ پیامبران برتر است. (﴿قُل﴾) به کسانی که از دعوت تو رویگرداندهاند، بگو: (﴿لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشی نمیطلبم که آن را به عنوان پاداش به من دهید؛ زیرا این کار، سبب امتناع شما میشود، بلکه مزد من بر خدا است. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ﴾) نیست این [قرآن] جز پندی برای جهانیان، تا آنچه را که به آنان فایده میدهد، از آن یاد گیرند و آن را انجام دهند؛ و آنچه را که به زیان آنها است، از آن یاد گیرند و آن را ترک کنند، و بهوسیلۀ آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسندیده و راههایی که انسان را بدان میرساند، بشناسند؛ و اخلاق زشت و راههایی را که به آن میانجامد، یاد گیرند و از آن دوری جویند. پس چون قرآن برای جهانیان پند است، بزرگترین نعمتی است که خداوند با آن بر جهانیان انعام نمودهاند. پس جهانیان باید آنرا بپذیرند، و سپاس خدارا به خاطر آن به جای آورند.
الأنعام 6:88
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگي را هدايت کرديم و نوح را پيش ، از اين هدايت کرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت کرديم و نيکوکاران را اين گونه جزادهيم. وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي و عيسي و الياس ، که همه از صالحان بودند. وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط ، که همه را بر جهانيان برتري نهاديم. وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضي را هدايت کرديم ، و ايشان را برگزيديم و به راه راست راه نموديم. ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين است هدايت خدا هر که را از بندگانش خواهد بدان هدايت مي کند واگر، شرک هم آورده بودند اعمالي را که انجام داده بودند نابود مي گرديد. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان کساني هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ايم اگر اين قوم بدان ايمان نياورند قوم ديگري را بر آن گمارده ايم که انکارش نمي کنند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است ، پس به روش ايشان اقتداکن بگو : هيچ پاداشي از شما نمي طلبم ، اين کتاب جز اندرزي براي مردم جهان نيست.
(84) وقتی که خداوند از بنده و خلیل خود، ابراهیم علیه السلام و از علم و شکیبایی و دعوت در راه خدا را که به او ارزانی داشته بود، سخن به میان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکیزهای به او عطا کرد و وی را بدان وسیله اکرام نمود، و اینکه خداوند برگزیدگان خلق را از نسل او قرارداده است. و از این فضیلت عظیم و کرامت بینظیر که شبیه و مانندی برای آن نیست. پس فرمود: (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم. یعقوب، فرزند اسحاق بود که اسرائیل هم نام داشت. یعقوب، پدر ملتی است که خداوند آن را بر جهانیان برتری داده بود. (﴿كُلًّا﴾) هرکدام از این دو را (﴿هَدَيۡنَا﴾) در علم و عمل به راه راست هدایت کردیم.(﴿وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُ﴾) و نوح را پیشتر هدایت کردیم. و هدایت او، بالاترین نوعِ هدایت است که جز تعدادی از مردم در جهان به آن دست نیافته اند، و آنان پیامبران اولوالعزم هستند که نوح یکی از آنها است. (﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در کلمۀ (﴿ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) به نوح برگردد، چون نوح نزدیکترین اسم به ضمیر است. و چون خداوند همراه با کسانیکه نام برده، لوط را نیز ذکر کرده است که از فرزندان نوح میباشد نه از فرزندان ابراهیم؛ زیرا لوط برادرزادۀ ابراهیم است. و احتمال دارد که ضمیر به ابراهیم برگردد، چون سیاق جمله برای تمجید از ابراهیم است. و لوط گرچه از نسل ابراهیم نیست، اما از جمله کسانی است که به دست ابراهیم ایمان آورد. پس فضیلتی که از طریق ایمان آوردن لوط به دست ابراهیم عاید حضرت خلیل میگردد، بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضیلتی است که لوط تنها فرزند او باشد نه چیز دیگری. (﴿دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰن﴾) داود و پسرش سلیمان، (﴿وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ﴾) و ایوب، و یوسف پسر یعقوب (﴿وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) و فرزندان عمران، (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همانگونه که نسل ابراهیم خلیل علیه السلام را به دلیل اینکه پروردگارش را به بهترین شیوه عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدایت و اصلاح نمودیم، (﴿نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانگونه نیز نیکوکاران را پاداش میدهیم و از آنان نام نیک و نسل صالح بر جای میگذاریم.
(85) (﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ﴾) و زکریا و یحیی که پسرش بود، (﴿وَعِيسَىٰ﴾) و عیسی پسر مریم، (﴿وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و الیاس، که همگی از صالحان و شایستگان بوده و اخلاق و اعمال و علوم شایستهای داشته و رهبر و پیشوای صالحان بودند.
(86) (﴿وَإِسۡمَٰعِيلَ﴾) و اسماعیل پسر ابراهیم، پدر ملت عرب که برترین ملتها است، و پدر برترین فرزندان آدم؛ یعنی محمد صلی الله علیه وسلم، (﴿وَيُونُسَ﴾) و یونس فرزند متی، (﴿وَلُوطٗا﴾) و لوط فرزند هاران، برادر ابراهیم، (﴿وَكُلّٗا﴾) و هریک از این انبیاء و پیامبران را، (﴿فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر جهانیان برتری دادیم. و معیار برخورداری از درجات و رتبههای برتر چهار چیز است که خداوند بیان نموده است:﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و هرکس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، پس او با کسانی خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان. پس ایشان در بالاترین رتبه قرار دارند، و این دسته از پیامبران، به طور مطلق برترین پیامبران هستند؛ زیرا پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بیان کرده است، بدون شک از پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنان را بیان نکرده است، برترند.
(87) (﴿وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ﴾) و از پدران این افراد مذکور، (﴿وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡ﴾) و از برادران و نسل ایشان [عدهای را] هدایت کردیم، (﴿وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ﴾) و آنان را برگزیدیم، (﴿وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و آنان را به راه راست هدایت کردیم.
(88 - 89) (﴿ذَٰلِكَ﴾) این هدایت، (﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾) هدایت خدا است که هدایتی جز آن وجود ندارد.(﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾) هرکس از بندگانش را که بخواهد، بدان هدایت مینماید، پس هدایت را از او طلب کنید؛ زیرا اگر خداوند شما را هدایت نکند، هدایت کنندهای نخواهید داشت. و افراد مذکور از جملۀ کسانی هستند که خداوند هدایت آنان را خواسته است. (﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواۡ﴾) و اگر فرضاً شرک میورزیدند، (﴿لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) هرآنچه را که کرده بودند از دستشان می رفت؛ زیرا شرک، عمل را نابود و ضایع می گرداند، و باعث خلودِ در جهنم می شود. پس، وقتی که این برگزیدگان اگر شرک بورزند- که هرگز چنین نمی شود و از آنان بعید است ـ اعمالشان هدر و ضایع گردد، دیگران به طریق اولی اعمالشان ضایع خواهد شد.
(90) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) این افراد مذکور، (﴿ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾) کسانیاند که خداوند آنان را هدایت کرده است، پس به هدایت ایشان اقتدا کن. پس ای پیامبر بزرگوار! به دنبال این پیامبرانِ برگزیده حرکت، و از آئین آنان پیروی کن. و پیامبر صلی الله علیه وسلم از این دستور اطاعت نمود، و به هدایت پیامبران پیش از خود راه یافت و هر کمالی را که در آنان بود، در خود جمع کرد. پس برتری و ویژگیهایی در وی جمع شد که از همۀ جهانیان بالاتر رفت، و سردار پیامبران و پیشوای پرهیزگاران گردید. درود و رحمت بیکران خدا بر او و همۀ پیامبران باد. و از این رهگذر، برخی از اصحاب استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از همۀ پیامبران برتر است. (﴿قُل﴾) به کسانی که از دعوت تو رویگرداندهاند، بگو: (﴿لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشی نمیطلبم که آن را به عنوان پاداش به من دهید؛ زیرا این کار، سبب امتناع شما میشود، بلکه مزد من بر خدا است. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ﴾) نیست این [قرآن] جز پندی برای جهانیان، تا آنچه را که به آنان فایده میدهد، از آن یاد گیرند و آن را انجام دهند؛ و آنچه را که به زیان آنها است، از آن یاد گیرند و آن را ترک کنند، و بهوسیلۀ آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسندیده و راههایی که انسان را بدان میرساند، بشناسند؛ و اخلاق زشت و راههایی را که به آن میانجامد، یاد گیرند و از آن دوری جویند. پس چون قرآن برای جهانیان پند است، بزرگترین نعمتی است که خداوند با آن بر جهانیان انعام نمودهاند. پس جهانیان باید آنرا بپذیرند، و سپاس خدارا به خاطر آن به جای آورند.
الأنعام 6:89
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگي را هدايت کرديم و نوح را پيش ، از اين هدايت کرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت کرديم و نيکوکاران را اين گونه جزادهيم. وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي و عيسي و الياس ، که همه از صالحان بودند. وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط ، که همه را بر جهانيان برتري نهاديم. وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضي را هدايت کرديم ، و ايشان را برگزيديم و به راه راست راه نموديم. ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين است هدايت خدا هر که را از بندگانش خواهد بدان هدايت مي کند واگر، شرک هم آورده بودند اعمالي را که انجام داده بودند نابود مي گرديد. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان کساني هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ايم اگر اين قوم بدان ايمان نياورند قوم ديگري را بر آن گمارده ايم که انکارش نمي کنند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است ، پس به روش ايشان اقتداکن بگو : هيچ پاداشي از شما نمي طلبم ، اين کتاب جز اندرزي براي مردم جهان نيست.
(84) وقتی که خداوند از بنده و خلیل خود، ابراهیم علیه السلام و از علم و شکیبایی و دعوت در راه خدا را که به او ارزانی داشته بود، سخن به میان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکیزهای به او عطا کرد و وی را بدان وسیله اکرام نمود، و اینکه خداوند برگزیدگان خلق را از نسل او قرارداده است. و از این فضیلت عظیم و کرامت بینظیر که شبیه و مانندی برای آن نیست. پس فرمود: (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم. یعقوب، فرزند اسحاق بود که اسرائیل هم نام داشت. یعقوب، پدر ملتی است که خداوند آن را بر جهانیان برتری داده بود. (﴿كُلًّا﴾) هرکدام از این دو را (﴿هَدَيۡنَا﴾) در علم و عمل به راه راست هدایت کردیم.(﴿وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُ﴾) و نوح را پیشتر هدایت کردیم. و هدایت او، بالاترین نوعِ هدایت است که جز تعدادی از مردم در جهان به آن دست نیافته اند، و آنان پیامبران اولوالعزم هستند که نوح یکی از آنها است. (﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در کلمۀ (﴿ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) به نوح برگردد، چون نوح نزدیکترین اسم به ضمیر است. و چون خداوند همراه با کسانیکه نام برده، لوط را نیز ذکر کرده است که از فرزندان نوح میباشد نه از فرزندان ابراهیم؛ زیرا لوط برادرزادۀ ابراهیم است. و احتمال دارد که ضمیر به ابراهیم برگردد، چون سیاق جمله برای تمجید از ابراهیم است. و لوط گرچه از نسل ابراهیم نیست، اما از جمله کسانی است که به دست ابراهیم ایمان آورد. پس فضیلتی که از طریق ایمان آوردن لوط به دست ابراهیم عاید حضرت خلیل میگردد، بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضیلتی است که لوط تنها فرزند او باشد نه چیز دیگری. (﴿دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰن﴾) داود و پسرش سلیمان، (﴿وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ﴾) و ایوب، و یوسف پسر یعقوب (﴿وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) و فرزندان عمران، (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همانگونه که نسل ابراهیم خلیل علیه السلام را به دلیل اینکه پروردگارش را به بهترین شیوه عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدایت و اصلاح نمودیم، (﴿نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانگونه نیز نیکوکاران را پاداش میدهیم و از آنان نام نیک و نسل صالح بر جای میگذاریم.
(85) (﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ﴾) و زکریا و یحیی که پسرش بود، (﴿وَعِيسَىٰ﴾) و عیسی پسر مریم، (﴿وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و الیاس، که همگی از صالحان و شایستگان بوده و اخلاق و اعمال و علوم شایستهای داشته و رهبر و پیشوای صالحان بودند.
(86) (﴿وَإِسۡمَٰعِيلَ﴾) و اسماعیل پسر ابراهیم، پدر ملت عرب که برترین ملتها است، و پدر برترین فرزندان آدم؛ یعنی محمد صلی الله علیه وسلم، (﴿وَيُونُسَ﴾) و یونس فرزند متی، (﴿وَلُوطٗا﴾) و لوط فرزند هاران، برادر ابراهیم، (﴿وَكُلّٗا﴾) و هریک از این انبیاء و پیامبران را، (﴿فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر جهانیان برتری دادیم. و معیار برخورداری از درجات و رتبههای برتر چهار چیز است که خداوند بیان نموده است:﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و هرکس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، پس او با کسانی خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان. پس ایشان در بالاترین رتبه قرار دارند، و این دسته از پیامبران، به طور مطلق برترین پیامبران هستند؛ زیرا پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بیان کرده است، بدون شک از پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنان را بیان نکرده است، برترند.
(87) (﴿وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ﴾) و از پدران این افراد مذکور، (﴿وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡ﴾) و از برادران و نسل ایشان [عدهای را] هدایت کردیم، (﴿وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ﴾) و آنان را برگزیدیم، (﴿وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و آنان را به راه راست هدایت کردیم.
(88 - 89) (﴿ذَٰلِكَ﴾) این هدایت، (﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾) هدایت خدا است که هدایتی جز آن وجود ندارد.(﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾) هرکس از بندگانش را که بخواهد، بدان هدایت مینماید، پس هدایت را از او طلب کنید؛ زیرا اگر خداوند شما را هدایت نکند، هدایت کنندهای نخواهید داشت. و افراد مذکور از جملۀ کسانی هستند که خداوند هدایت آنان را خواسته است. (﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواۡ﴾) و اگر فرضاً شرک میورزیدند، (﴿لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) هرآنچه را که کرده بودند از دستشان می رفت؛ زیرا شرک، عمل را نابود و ضایع می گرداند، و باعث خلودِ در جهنم می شود. پس، وقتی که این برگزیدگان اگر شرک بورزند- که هرگز چنین نمی شود و از آنان بعید است ـ اعمالشان هدر و ضایع گردد، دیگران به طریق اولی اعمالشان ضایع خواهد شد.
(90) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) این افراد مذکور، (﴿ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾) کسانیاند که خداوند آنان را هدایت کرده است، پس به هدایت ایشان اقتدا کن. پس ای پیامبر بزرگوار! به دنبال این پیامبرانِ برگزیده حرکت، و از آئین آنان پیروی کن. و پیامبر صلی الله علیه وسلم از این دستور اطاعت نمود، و به هدایت پیامبران پیش از خود راه یافت و هر کمالی را که در آنان بود، در خود جمع کرد. پس برتری و ویژگیهایی در وی جمع شد که از همۀ جهانیان بالاتر رفت، و سردار پیامبران و پیشوای پرهیزگاران گردید. درود و رحمت بیکران خدا بر او و همۀ پیامبران باد. و از این رهگذر، برخی از اصحاب استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از همۀ پیامبران برتر است. (﴿قُل﴾) به کسانی که از دعوت تو رویگرداندهاند، بگو: (﴿لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشی نمیطلبم که آن را به عنوان پاداش به من دهید؛ زیرا این کار، سبب امتناع شما میشود، بلکه مزد من بر خدا است. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ﴾) نیست این [قرآن] جز پندی برای جهانیان، تا آنچه را که به آنان فایده میدهد، از آن یاد گیرند و آن را انجام دهند؛ و آنچه را که به زیان آنها است، از آن یاد گیرند و آن را ترک کنند، و بهوسیلۀ آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسندیده و راههایی که انسان را بدان میرساند، بشناسند؛ و اخلاق زشت و راههایی را که به آن میانجامد، یاد گیرند و از آن دوری جویند. پس چون قرآن برای جهانیان پند است، بزرگترین نعمتی است که خداوند با آن بر جهانیان انعام نمودهاند. پس جهانیان باید آنرا بپذیرند، و سپاس خدارا به خاطر آن به جای آورند.
الأنعام 6:90
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگي را هدايت کرديم و نوح را پيش ، از اين هدايت کرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت کرديم و نيکوکاران را اين گونه جزادهيم. وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي و عيسي و الياس ، که همه از صالحان بودند. وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط ، که همه را بر جهانيان برتري نهاديم. وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضي را هدايت کرديم ، و ايشان را برگزيديم و به راه راست راه نموديم. ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين است هدايت خدا هر که را از بندگانش خواهد بدان هدايت مي کند واگر، شرک هم آورده بودند اعمالي را که انجام داده بودند نابود مي گرديد. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان کساني هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده ايم اگر اين قوم بدان ايمان نياورند قوم ديگري را بر آن گمارده ايم که انکارش نمي کنند. أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است ، پس به روش ايشان اقتداکن بگو : هيچ پاداشي از شما نمي طلبم ، اين کتاب جز اندرزي براي مردم جهان نيست.
(84) وقتی که خداوند از بنده و خلیل خود، ابراهیم علیه السلام و از علم و شکیبایی و دعوت در راه خدا را که به او ارزانی داشته بود، سخن به میان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکیزهای به او عطا کرد و وی را بدان وسیله اکرام نمود، و اینکه خداوند برگزیدگان خلق را از نسل او قرارداده است. و از این فضیلت عظیم و کرامت بینظیر که شبیه و مانندی برای آن نیست. پس فرمود: (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم. یعقوب، فرزند اسحاق بود که اسرائیل هم نام داشت. یعقوب، پدر ملتی است که خداوند آن را بر جهانیان برتری داده بود. (﴿كُلًّا﴾) هرکدام از این دو را (﴿هَدَيۡنَا﴾) در علم و عمل به راه راست هدایت کردیم.(﴿وَنُوحًا هَدَيۡنَا مِن قَبۡلُ﴾) و نوح را پیشتر هدایت کردیم. و هدایت او، بالاترین نوعِ هدایت است که جز تعدادی از مردم در جهان به آن دست نیافته اند، و آنان پیامبران اولوالعزم هستند که نوح یکی از آنها است. (﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) احتمال دارد که ضمیر در کلمۀ (﴿ذُرِّيَّتِهِۦ﴾) به نوح برگردد، چون نوح نزدیکترین اسم به ضمیر است. و چون خداوند همراه با کسانیکه نام برده، لوط را نیز ذکر کرده است که از فرزندان نوح میباشد نه از فرزندان ابراهیم؛ زیرا لوط برادرزادۀ ابراهیم است. و احتمال دارد که ضمیر به ابراهیم برگردد، چون سیاق جمله برای تمجید از ابراهیم است. و لوط گرچه از نسل ابراهیم نیست، اما از جمله کسانی است که به دست ابراهیم ایمان آورد. پس فضیلتی که از طریق ایمان آوردن لوط به دست ابراهیم عاید حضرت خلیل میگردد، بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضیلتی است که لوط تنها فرزند او باشد نه چیز دیگری. (﴿دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰن﴾) داود و پسرش سلیمان، (﴿وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ﴾) و ایوب، و یوسف پسر یعقوب (﴿وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾) و فرزندان عمران، (﴿وَكَذَٰلِكَ﴾) و همانگونه که نسل ابراهیم خلیل علیه السلام را به دلیل اینکه پروردگارش را به بهترین شیوه عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدایت و اصلاح نمودیم، (﴿نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانگونه نیز نیکوکاران را پاداش میدهیم و از آنان نام نیک و نسل صالح بر جای میگذاریم.
(85) (﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحۡيَىٰ﴾) و زکریا و یحیی که پسرش بود، (﴿وَعِيسَىٰ﴾) و عیسی پسر مریم، (﴿وَإِلۡيَاسَۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و الیاس، که همگی از صالحان و شایستگان بوده و اخلاق و اعمال و علوم شایستهای داشته و رهبر و پیشوای صالحان بودند.
(86) (﴿وَإِسۡمَٰعِيلَ﴾) و اسماعیل پسر ابراهیم، پدر ملت عرب که برترین ملتها است، و پدر برترین فرزندان آدم؛ یعنی محمد صلی الله علیه وسلم، (﴿وَيُونُسَ﴾) و یونس فرزند متی، (﴿وَلُوطٗا﴾) و لوط فرزند هاران، برادر ابراهیم، (﴿وَكُلّٗا﴾) و هریک از این انبیاء و پیامبران را، (﴿فَضَّلۡنَا عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر جهانیان برتری دادیم. و معیار برخورداری از درجات و رتبههای برتر چهار چیز است که خداوند بیان نموده است:﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و هرکس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، پس او با کسانی خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان. پس ایشان در بالاترین رتبه قرار دارند، و این دسته از پیامبران، به طور مطلق برترین پیامبران هستند؛ زیرا پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بیان کرده است، بدون شک از پیامبرانی که خداوند سرگذشت آنان را بیان نکرده است، برترند.
(87) (﴿وَمِنۡ ءَابَآئِهِمۡ﴾) و از پدران این افراد مذکور، (﴿وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ وَإِخۡوَٰنِهِمۡ﴾) و از برادران و نسل ایشان [عدهای را] هدایت کردیم، (﴿وَٱجۡتَبَيۡنَٰهُمۡ﴾) و آنان را برگزیدیم، (﴿وَهَدَيۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و آنان را به راه راست هدایت کردیم.
(88 - 89) (﴿ذَٰلِكَ﴾) این هدایت، (﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾) هدایت خدا است که هدایتی جز آن وجود ندارد.(﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾) هرکس از بندگانش را که بخواهد، بدان هدایت مینماید، پس هدایت را از او طلب کنید؛ زیرا اگر خداوند شما را هدایت نکند، هدایت کنندهای نخواهید داشت. و افراد مذکور از جملۀ کسانی هستند که خداوند هدایت آنان را خواسته است. (﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواۡ﴾) و اگر فرضاً شرک میورزیدند، (﴿لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) هرآنچه را که کرده بودند از دستشان می رفت؛ زیرا شرک، عمل را نابود و ضایع می گرداند، و باعث خلودِ در جهنم می شود. پس، وقتی که این برگزیدگان اگر شرک بورزند- که هرگز چنین نمی شود و از آنان بعید است ـ اعمالشان هدر و ضایع گردد، دیگران به طریق اولی اعمالشان ضایع خواهد شد.
(90) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) این افراد مذکور، (﴿ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾) کسانیاند که خداوند آنان را هدایت کرده است، پس به هدایت ایشان اقتدا کن. پس ای پیامبر بزرگوار! به دنبال این پیامبرانِ برگزیده حرکت، و از آئین آنان پیروی کن. و پیامبر صلی الله علیه وسلم از این دستور اطاعت نمود، و به هدایت پیامبران پیش از خود راه یافت و هر کمالی را که در آنان بود، در خود جمع کرد. پس برتری و ویژگیهایی در وی جمع شد که از همۀ جهانیان بالاتر رفت، و سردار پیامبران و پیشوای پرهیزگاران گردید. درود و رحمت بیکران خدا بر او و همۀ پیامبران باد. و از این رهگذر، برخی از اصحاب استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم از همۀ پیامبران برتر است. (﴿قُل﴾) به کسانی که از دعوت تو رویگرداندهاند، بگو: (﴿لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾) به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشی نمیطلبم که آن را به عنوان پاداش به من دهید؛ زیرا این کار، سبب امتناع شما میشود، بلکه مزد من بر خدا است. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰلَمِينَ﴾) نیست این [قرآن] جز پندی برای جهانیان، تا آنچه را که به آنان فایده میدهد، از آن یاد گیرند و آن را انجام دهند؛ و آنچه را که به زیان آنها است، از آن یاد گیرند و آن را ترک کنند، و بهوسیلۀ آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسندیده و راههایی که انسان را بدان میرساند، بشناسند؛ و اخلاق زشت و راههایی را که به آن میانجامد، یاد گیرند و از آن دوری جویند. پس چون قرآن برای جهانیان پند است، بزرگترین نعمتی است که خداوند با آن بر جهانیان انعام نمودهاند. پس جهانیان باید آنرا بپذیرند، و سپاس خدارا به خاطر آن به جای آورند.
الأنعام 6:91
وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاء بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ؛ وقتي که مي گويند که خدا بر هيچ انساني چيزي نازل نکرده است ، خدا را، آنچنان که در خور اوست نشناخته اند بگو : کتابي را که موسي براي روشنايي و هدايت مردم آورد ، چه کسي بر او نازل کرده بود ? آن را بر کاغذها نوشتيد ، پاره اي از آن را آشکار مي سازيد ولي بيشترين را پنهان مي داريد به شما چيزها آموختند که از اين پيش نه شما مي دانستيد و نه پدرانتان مي دانستند بگو : آن الله است آنگاه رهايشان ساز تا همچنان به انکارخويش دلخوش باشند.
(91) در این آیه خداوند کسانی از یهودیان و مشرکان را که رسالت را نفی کرده و ادعا میکردند خداوند بر هیچ انسانی چیزی فرو نفرستاده است، تقبیح نموده و مورد سرزنش قرار میدهد. پس هرکس این سخن را گفته است، به گونۀ لازم قدر و شأن خدا را نشناخته و عظمت وی را آنگونه که شایسته است، درک نکرده است. چون این امر به منزلۀ طعنه زدن و عیب گرفتن از حکمت اوست، و چنین فردی ادعا میکند که خداوند بندگانش را بیهوده رها کرده، و به آنها امر نمیکند، و آنان را نهی نمینماید. این عملِ آنان، در واقع انکارِِ بزرگترین نعمتی است که خداوند به بندگان ارزانی داشته است؛ و آن، رسالت و پیامی است که بندگان برای رسیدن به سعادت و کرامت و رستگاری، راهی جز آن ندارند. پس چه طعنهای بزرگتر از این است؟! (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ و ایشان را با حقیقتی که به آن اقرار مینمایند، وادار ساز که به فساد گفتار خود اقرار کنند ـ [بگو: ] (﴿مَنۡ أَنزَلَ ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِي جَآءَ بِهِۦ مُوسَىٰ﴾) چه کسی کتابی را نازل کرده که موسی آورده است، و آن تورات بزرگ است؟ (﴿نُورٗا﴾) که در تاریکیهای جهالت، نور است، (﴿وَهُدٗى لِّلنَّاسِ﴾) و هدایتی است در گمراهی، و مردم را در علم و عمل به راه راست هدایت مینماید. و آن کتابی است که یاد و خاطرهاش دلها را پر کرده است. تا جایی که آن را روی صفحههای کاغذ مینوشتند، و آنگونه که میخواستند، در آن تصرف و دستکاری میکردند. پس آنچه با خواستهایشان موافق بود، آشکار میکردند؛ و آنچه با خواستهایشان مخالف بود، پنهان میداشتند، و آنچه پنهان میکردند، خیلی زیاد بود. (﴿وَعُلِّمۡتُم﴾) و به سبب این کتاب بزرگوار، علومی به شما آموخته شده است، (﴿مَّا لَمۡ تَعۡلَمُوٓاۡ أَنتُمۡ وَلَآ ءَابَآؤُكُمۡ﴾) که نه شما و نه پدرانتان آن را نمیدانستید. پس وقتی که از آنان بپرسی:«کتابی را که دارای این ویژگیها است، چه کسی فرو فرستاده است؟» این پرسش را پاسخ بده، و (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: خدا، که آن را نازل کرده است. پس آنگاه حق، به روشنی خورشید، روشن میگردد، و حجت بر آنان اقامه میشود، (﴿ثُمَّ﴾) و هرگاه آنان را اینگونه ملزم ساختی (﴿ذَرۡهُمۡ فِي خَوۡضِهِمۡ يَلۡعَبُونَ﴾) آنها را بگذار تا در باطل خود فرو روند، و به چیزهای بیفایده سرگرم و مشغول شوند، تا آن روزی را که وعده داده شدهاند، ملاقات کنند.
الأنعام 6:92
وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ ؛ اين است کتابي مبارک که نازل کرده ايم ، تصديق کننده چيزي است که پيش ، از آن نازل شده است تا با آن مردم ام القري و مردم اطرافش را بيم دهي کساني که به روز قيامت ايمان دارند به آن نيز ايمان دارند اينان مراقب نمازهاي خويشند.
(92) (﴿وَهَٰذَا﴾) و این قرآن که (﴿أَنزَلۡنَٰهُ﴾) آن را به سوی تو نازل کردهایم (﴿مُبَارَكٞ﴾) دارای خیر و برکت [فراوان] است، خیر و برکت آن زیاد و گسترده است. (﴿مُّصَدِّقُ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) و با کتابهای گذشته موافق است و بر راستی آنها گواه میباشد. (﴿وَلِتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَا﴾) و نیز آن را فرو فرستادهایم تا اهل مکه و کسانی را که در اطراف مکه و شهرهای شبه جزیره و سایر شهرهای دنیا زندگی میکنند از عقوبت و کیفر خدا بترسانی و آنان را ازآنچه که موجب عقوبت و کیفر خدا میشود برحذر داری. (﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ﴾) و کسانی که به روز آخرت ایمان دارند، به این قرآن ایمان میآورند؛ چون وقتی که ترس دردل جای گیرد، جوارح و اعضا نیز تسلیم خداوند میشوند. (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ يُحَافِظُونَ﴾) و آنان بر نماز خود مداومت میکنند و ارکان و حدود و شروط و آداب و مکمّلات آن را حفظ مینمایند. خداوند همۀ ما را از زمرۀ آنان بگرداند!