Tafsir As-Saadi - Persian — الأنعام 6:93 – الأنعام 6:164
Contents
- الأنعام 6:93
- الأنعام 6:94
- الأنعام 6:95
- الأنعام 6:96
- الأنعام 6:97
- الأنعام 6:98
- الأنعام 6:99
- الأنعام 6:100
- الأنعام 6:101
- الأنعام 6:102
- الأنعام 6:103
- الأنعام 6:104
- الأنعام 6:105
- الأنعام 6:106
- الأنعام 6:107
- الأنعام 6:108
- الأنعام 6:109
- الأنعام 6:110
- الأنعام 6:111
- الأنعام 6:112
- الأنعام 6:113
- الأنعام 6:114
- الأنعام 6:115
- الأنعام 6:116
- الأنعام 6:117
- الأنعام 6:118
- الأنعام 6:119
- الأنعام 6:120
- الأنعام 6:121
- الأنعام 6:122
- الأنعام 6:123
- الأنعام 6:124
- الأنعام 6:125
- الأنعام 6:126
- الأنعام 6:127
- الأنعام 6:128
- الأنعام 6:129
- الأنعام 6:130
- الأنعام 6:131
- الأنعام 6:132
- الأنعام 6:133
- الأنعام 6:134
- الأنعام 6:135
- الأنعام 6:136
- الأنعام 6:137
- الأنعام 6:138
- الأنعام 6:139
- الأنعام 6:140
- الأنعام 6:141
- الأنعام 6:142
- الأنعام 6:143
- الأنعام 6:144
- الأنعام 6:145
- الأنعام 6:146
- الأنعام 6:147
- الأنعام 6:148
- الأنعام 6:149
- الأنعام 6:150
- الأنعام 6:151
- الأنعام 6:152
- الأنعام 6:153
- الأنعام 6:154
- الأنعام 6:155
- الأنعام 6:156
- الأنعام 6:157
- الأنعام 6:158
- الأنعام 6:159
- الأنعام 6:160
- الأنعام 6:161
- الأنعام 6:162
- الأنعام 6:163
- الأنعام 6:164
الأنعام 6:93
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ؛ کيست ستمکارتر از آن کس که به خدا دروغ بست يا گفت که به من وحي شده و، حال آنکه به او هيچ چيز وحي نشده بودو آن کس که گفت : من نيز همانندآياتي که خدا نازل کرده است ، نازل خواهم کرد ? اگر ببيني آنگاه که اين ستمکاران در سکرات مرگ گرفتارند و ملائکه بر آنها دست گشوده اند که :جان خويش بيرون کنيد ، امروز شما را به عذابي خوارکننده عذاب مي کنند ،و اين به کيفر آن است که در باره خدا به ناحق سخن مي گفتيد و از آيات او سرپيچي مي کرديد. وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ؛ هر آينه ، تنها تنها ، آن سان که در آغاز شما را بيافريديم ، نزد ما آمده ايد در حالي که هر چه را که ارزانيتان داشته بوديم پشت سر نهاده ايد وهيچ يک از شفيعانتان را که مي پنداشتيد با شما شريکند همراهتان نمي بينيم از هم بريده شده ايد و پندار خود را گمگشته يافته ايد.
(93) خداوند متعال میفرماید: هیچکس ستمگرتر و مجرمتر از کسی نیست که به خدا دروغ ببندد. به این صورت که به خداوند دروغ یا فرمانی نسبت دهد، که او از آن مبرّا و پاک است. و توصیف چنین کسی به ستمگرترینِ مردم، مبتنی بر این است که دروغ پردازی وی و تحریف نمودن اصول و فروع ادیان و نسبت دادن آن به خدا، جزوِ بزرگترین انواع فساد است. ادعای دروغین نبوت و اینکه خدا بر او وحی مینماید، نیز در این مقوله داخل است. چون او در ضمن اینکه به خدا دروغ نسبت میدهد و بر عظمت و پادشاهی وی گستاخی مینماید، مردم را نیز وادار میکند تا از وی پیروی کنند، و به خاطر این کار با مردم میجنگد، و خون و مال مخالفانش را مباح و جایز میداند. و کسانی که ادعای نبوت کردهاند، مانند:«مسیلمۀ کذّاب» و «اسود عنسی» و «مختار» و دیگر کسانی که چنین ادعایی را داشتهاند، در این آیه داخل هستند. (﴿وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثۡلَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾) وکیست ستمگرتر از کسی که ادعا کند میتواند کاری را بکند که خداوند آن را انجام میدهد؟! و همچون خداوند میتواند احکامی را صادر، و همانند او قوانینی را مشروع کند؟! و هرکس که ادعا کند میتواند به مبارزه با قرآن بپردازد و مانند قرآن را بیاورد، در این داخل است. و چه ستمی بزرگتر از ادعای کسی است که خودش نیازمند و ناتوان، و از هر جهت ناقص است، اما ادعا کند که با خداوندِ نیرومند و توانگر که در ذات و اسماء و صفات دارای کمال مطلق میباشد، برابر است؟! خداوند پس از آنکه ستمگران را مذمّت نمود، عقوبت و سزایی را که به هنگام احتضار و در روز قیامت برای آنان آماده کرده است، بیان کرد و فرمود: (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ﴾) و اگر ستمگران را در حالت وحشتناک و فجیع مرگ مشاهده کنی، وضعیت ترسناکی را که قابل توصیف نیست، خواهی دید. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) آنگاه که فرشتگان دستهایشان را برای عذاب دادنِ این ستمگران بهسوی آنها دراز میکنند، وبه هنگام نزعِ روحشان و امتناع ورزیدن ارواح از بیرون آمدن از اجساد، به آنها میگویند: (﴿أَخۡرِجُوٓاۡ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ﴾) جان خود را از بدنتان بیرون کنید، امروز عذاب خوارکنندهای میبینید. عذابی سخت میبینید که شما را خوار و ذلیل میگرداند. و سزا از نوع عمل است. پس این عذاب، (﴿بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ﴾) به سبب دروغی است که بر خدا بستید، و رسالت حقیقی پیامبران را رد کردید. (﴿وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و در مقابل آیات خدا، استکبار ورزیدید و تسلیم فرمان و احکام او نشدید. این آیه، مبیّن عذاب برزخ و نعمت آن است. چون این خطاب و عذاب، زمانی به آنان روی میآورد که درحالت احتضار و در آستانۀ مرگ و در چند قدمی آن قرار دارند. نیز این آیه بیانگر آن است که روح، جسمی است وارد بدن شده، و بیرون میرود و مورد خطاب قرار میگیرد. پس این است حال آنان در برزخ.
(94) و اما در روز قیامت درمانده و تنها، بدون اهل و مال وارد میدان محشر میشوند؛ نه فرزندانی به همراه دارند، و نه لشکر و یاورانی! تک و تنها به ملاقات خداوند میروند، همانگونه که خداوند آنها را روز نخست عاری و خالی از هر چیز آفرید؛ زیرا تمامی دارایی و ممّلّکات، بعد از آفریده شدن و با اخذ اسباب به دست میآید. ولی در این روز همۀ چیزهایی که آدمی در دنیا داشته است از او جدا میشود، جز عمل صالح و عمل بد، که اساس سزای آخرت بوده و زندگی اخروی بر این دو اساس نشأت می گیرد؛ و خوبی و زشتی، و شادی و ناراحتی، و عذاب و نعمت دنیای آخرت، زادۀ اعمال است. پس، فقط اعمال فایده میدهد یا زیان میرساند، انسان را ناراحت میکند یا او را شاد میگرداند؛ و خانواده و فرزندان و مال و یاوران، عوارض و صفات زایل، و حالاتی گذرا بیش نیستند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ جِئۡتُمُونَا فُرَٰدَىٰ كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَتَرَكۡتُم مَّا خَوَّلۡنَٰكُمۡ وَرَآءَ ظُهُورِكُمۡ﴾) و شما تنها پیش ما آمدهاید، همانگونه که روز نخست شما را آفریدیم. و آنچه را که به شما بخشیدیم و بر شما انعام کردیم، پشت سر خود بر جای گذاشتید، و سودی را به شما نمیرساند، (﴿وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمۡ شُفَعَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ أَنَّهُمۡ فِيكُمۡ شُرَكَٰٓؤُاۡ﴾) و از میانجیگران و شفاعت کنندگان کسی را با شما نمیبینیم؛ کسانی که ادعا میکردید شریک خدا هستند. مشرکان برای خدا شریک میگیرند و همراه با خدا، فرشتگان و پیامبران و صالحان و دیگران را عبادت میکنند، حال آنکه همۀ آنها مخلوق خدا هستند. و برای این مخلوقات، بهرهای قرار میدهند و آنان را در عبادتهایشان شریک میگردانند. و این ادعا، ستمی است که مرتکب میشوند؛ زیرا همه، بندگان خدا هستند، و خداوند مالک آنها است، و فقط او سزاوار پرستش است. پس شرک ورزیدن آنها در عبادت، و پرستش برخی از بندگان، قرار دادن آن بندگان به جای خداوند آفریننده و مالک است. بنابراین در روز قیامت سرزنش شده و به آنها گفته میشود: (﴿وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمۡ شُفَعَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ أَنَّهُمۡ فِيكُمۡ شُرَكَٰٓؤُاۡۚ لَقَد تَّقَطَّعَ بَيۡنَكُمۡ﴾) پیوند میانجیگری و شفاعتی که بین شما و مشرکان بود، از هم گسیخته است. پس هیچ فایدهای به شما نمیرسانند. (﴿وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ﴾) و فایده و امنیت و خوشبختی و نجاتی که ادعا میکردید، و شیطان آن را برایتان میآراست، و در دلهایتان زیبا و خوب جلوه میداد، و بر زبانتان جاری میساخت، از دست شما رفته است. شما فریبِ خیال باطلی را خورده بودید که حقیقتی نداشت؛ زیرا ثابت و آشکار شد که خود و خانواده و مالهایتان را تباه کردهاید.
الأنعام 6:94
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ؛ کيست ستمکارتر از آن کس که به خدا دروغ بست يا گفت که به من وحي شده و، حال آنکه به او هيچ چيز وحي نشده بودو آن کس که گفت : من نيز همانندآياتي که خدا نازل کرده است ، نازل خواهم کرد ? اگر ببيني آنگاه که اين ستمکاران در سکرات مرگ گرفتارند و ملائکه بر آنها دست گشوده اند که :جان خويش بيرون کنيد ، امروز شما را به عذابي خوارکننده عذاب مي کنند ،و اين به کيفر آن است که در باره خدا به ناحق سخن مي گفتيد و از آيات او سرپيچي مي کرديد. وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ؛ هر آينه ، تنها تنها ، آن سان که در آغاز شما را بيافريديم ، نزد ما آمده ايد در حالي که هر چه را که ارزانيتان داشته بوديم پشت سر نهاده ايد وهيچ يک از شفيعانتان را که مي پنداشتيد با شما شريکند همراهتان نمي بينيم از هم بريده شده ايد و پندار خود را گمگشته يافته ايد.
(93) خداوند متعال میفرماید: هیچکس ستمگرتر و مجرمتر از کسی نیست که به خدا دروغ ببندد. به این صورت که به خداوند دروغ یا فرمانی نسبت دهد، که او از آن مبرّا و پاک است. و توصیف چنین کسی به ستمگرترینِ مردم، مبتنی بر این است که دروغ پردازی وی و تحریف نمودن اصول و فروع ادیان و نسبت دادن آن به خدا، جزوِ بزرگترین انواع فساد است. ادعای دروغین نبوت و اینکه خدا بر او وحی مینماید، نیز در این مقوله داخل است. چون او در ضمن اینکه به خدا دروغ نسبت میدهد و بر عظمت و پادشاهی وی گستاخی مینماید، مردم را نیز وادار میکند تا از وی پیروی کنند، و به خاطر این کار با مردم میجنگد، و خون و مال مخالفانش را مباح و جایز میداند. و کسانی که ادعای نبوت کردهاند، مانند:«مسیلمۀ کذّاب» و «اسود عنسی» و «مختار» و دیگر کسانی که چنین ادعایی را داشتهاند، در این آیه داخل هستند. (﴿وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثۡلَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾) وکیست ستمگرتر از کسی که ادعا کند میتواند کاری را بکند که خداوند آن را انجام میدهد؟! و همچون خداوند میتواند احکامی را صادر، و همانند او قوانینی را مشروع کند؟! و هرکس که ادعا کند میتواند به مبارزه با قرآن بپردازد و مانند قرآن را بیاورد، در این داخل است. و چه ستمی بزرگتر از ادعای کسی است که خودش نیازمند و ناتوان، و از هر جهت ناقص است، اما ادعا کند که با خداوندِ نیرومند و توانگر که در ذات و اسماء و صفات دارای کمال مطلق میباشد، برابر است؟! خداوند پس از آنکه ستمگران را مذمّت نمود، عقوبت و سزایی را که به هنگام احتضار و در روز قیامت برای آنان آماده کرده است، بیان کرد و فرمود: (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ﴾) و اگر ستمگران را در حالت وحشتناک و فجیع مرگ مشاهده کنی، وضعیت ترسناکی را که قابل توصیف نیست، خواهی دید. (﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) آنگاه که فرشتگان دستهایشان را برای عذاب دادنِ این ستمگران بهسوی آنها دراز میکنند، وبه هنگام نزعِ روحشان و امتناع ورزیدن ارواح از بیرون آمدن از اجساد، به آنها میگویند: (﴿أَخۡرِجُوٓاۡ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ﴾) جان خود را از بدنتان بیرون کنید، امروز عذاب خوارکنندهای میبینید. عذابی سخت میبینید که شما را خوار و ذلیل میگرداند. و سزا از نوع عمل است. پس این عذاب، (﴿بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ﴾) به سبب دروغی است که بر خدا بستید، و رسالت حقیقی پیامبران را رد کردید. (﴿وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ﴾) و در مقابل آیات خدا، استکبار ورزیدید و تسلیم فرمان و احکام او نشدید. این آیه، مبیّن عذاب برزخ و نعمت آن است. چون این خطاب و عذاب، زمانی به آنان روی میآورد که درحالت احتضار و در آستانۀ مرگ و در چند قدمی آن قرار دارند. نیز این آیه بیانگر آن است که روح، جسمی است وارد بدن شده، و بیرون میرود و مورد خطاب قرار میگیرد. پس این است حال آنان در برزخ.
(94) و اما در روز قیامت درمانده و تنها، بدون اهل و مال وارد میدان محشر میشوند؛ نه فرزندانی به همراه دارند، و نه لشکر و یاورانی! تک و تنها به ملاقات خداوند میروند، همانگونه که خداوند آنها را روز نخست عاری و خالی از هر چیز آفرید؛ زیرا تمامی دارایی و ممّلّکات، بعد از آفریده شدن و با اخذ اسباب به دست میآید. ولی در این روز همۀ چیزهایی که آدمی در دنیا داشته است از او جدا میشود، جز عمل صالح و عمل بد، که اساس سزای آخرت بوده و زندگی اخروی بر این دو اساس نشأت می گیرد؛ و خوبی و زشتی، و شادی و ناراحتی، و عذاب و نعمت دنیای آخرت، زادۀ اعمال است. پس، فقط اعمال فایده میدهد یا زیان میرساند، انسان را ناراحت میکند یا او را شاد میگرداند؛ و خانواده و فرزندان و مال و یاوران، عوارض و صفات زایل، و حالاتی گذرا بیش نیستند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ جِئۡتُمُونَا فُرَٰدَىٰ كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَتَرَكۡتُم مَّا خَوَّلۡنَٰكُمۡ وَرَآءَ ظُهُورِكُمۡ﴾) و شما تنها پیش ما آمدهاید، همانگونه که روز نخست شما را آفریدیم. و آنچه را که به شما بخشیدیم و بر شما انعام کردیم، پشت سر خود بر جای گذاشتید، و سودی را به شما نمیرساند، (﴿وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمۡ شُفَعَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ أَنَّهُمۡ فِيكُمۡ شُرَكَٰٓؤُاۡ﴾) و از میانجیگران و شفاعت کنندگان کسی را با شما نمیبینیم؛ کسانی که ادعا میکردید شریک خدا هستند. مشرکان برای خدا شریک میگیرند و همراه با خدا، فرشتگان و پیامبران و صالحان و دیگران را عبادت میکنند، حال آنکه همۀ آنها مخلوق خدا هستند. و برای این مخلوقات، بهرهای قرار میدهند و آنان را در عبادتهایشان شریک میگردانند. و این ادعا، ستمی است که مرتکب میشوند؛ زیرا همه، بندگان خدا هستند، و خداوند مالک آنها است، و فقط او سزاوار پرستش است. پس شرک ورزیدن آنها در عبادت، و پرستش برخی از بندگان، قرار دادن آن بندگان به جای خداوند آفریننده و مالک است. بنابراین در روز قیامت سرزنش شده و به آنها گفته میشود: (﴿وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمۡ شُفَعَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ أَنَّهُمۡ فِيكُمۡ شُرَكَٰٓؤُاۡۚ لَقَد تَّقَطَّعَ بَيۡنَكُمۡ﴾) پیوند میانجیگری و شفاعتی که بین شما و مشرکان بود، از هم گسیخته است. پس هیچ فایدهای به شما نمیرسانند. (﴿وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ﴾) و فایده و امنیت و خوشبختی و نجاتی که ادعا میکردید، و شیطان آن را برایتان میآراست، و در دلهایتان زیبا و خوب جلوه میداد، و بر زبانتان جاری میساخت، از دست شما رفته است. شما فریبِ خیال باطلی را خورده بودید که حقیقتی نداشت؛ زیرا ثابت و آشکار شد که خود و خانواده و مالهایتان را تباه کردهاید.
الأنعام 6:95
إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ؛ خداست که دانه و هسته را مي شکافد ، و زنده را از مرده بيرون مي آورد و، مرده را از زنده بيرون مي آورد اين است خداي يکتا پس ، از کجا بازمي گردانندتان ? فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ شکوفنده صبحگاهان است و شب را براي آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براي حساب کردن اوقات اين است تقدير خداي پيروزمند دانا. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ اوست خدايي که ستارگان را پديد آورد تا به آنها در تاريکيهاي خشکي و، ودريا ، راه خويش را بيابيد آيات را براي آنان که مي دانند به تفصيل بيان کرده ايم. وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ؛ و اوست خداوندي که شما را از يک تن بيافريد سپس شما را قرارگاهي است و وديعت جايي است آيات را براي آنان که مي فهمند ، به تفصيل بيان کرده ايم.
(95) خداوند از کمال و عظمت و فرمانروایی و اقتدار و گستردگی رحمت و بخشندگی عام خود، و از شدت عنایت خویش به آفریدههایش خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ﴾) خداوند شکافندۀ دانه و هسته است. این، همۀ دانههایی را که مردم میکارند و دانههایی را که آنان نمیکارند -مانند: دانههایی که خداوند در بیابانها و صحراها پراکنده میسازد- شامل میشود. پس او دانه و حبوبات را از کشتزارها و گیاهانی که دارای انواعِ و اشکال و منافع مختلف هستند، بیرون میآورد. همچنانکه از درخت خرما و میوه و دیگر درختان، هسته بیرون میآورد. که انسانها و چهارپایان و حیوانات از آن استفاده میبرند. و از دانه و هستههای شکافته شده، بهرهمند شده و در آن میچرند، و از آن برای خود، روزی و بهرههایی که خداوند در آن قرار داده است، میبرند. و خداوند از احسان و بخشش خود، چیزهایی به آنان نشان میدهد که عقلها را متحیر و دانشمندان را سرگشته مینماید. و از آفرینش شگفتانگیز و حکمت فائقهاش، چیزهایی را به آنان نشان میدهد که از این طریق او را میشناسند و او را یگانه میدانند، و درمییابند که او حق است و پرستش غیر او باطل میباشد. (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که از منی، موجودِ زندهای را پدید میآورد؛ و از تخم مرغ، جوجه بیرون میآورد؛ و از دانه و هسته، کشتزار و درخت میرویاند. (﴿وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و مرده را از زنده بیرون میآورد. مرده چیزی است که رشد و یا روح ندارد. همان طور که از درختان و کشتزارها، هسته و دانه بیرون میآورد؛ و از پرنده، تخم مرغ خارج میکند. (﴿ذَٰلِكُمُ﴾) کسی که چنین کرده و این چیزها را تنها آفریده و به تدبیر آن پرداخته است، (﴿ٱللَّهُ﴾) خداوند، پروردگار شما است. او پروردگار همۀ جهانیان است، و همه باید او را بپرستند. و اوست که همۀ جهانیان را با نعمتهایش پرورش داده، و به وسیلۀ کرم و بخشش خویش تغذیه نموده است. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه منحرف میشوید، و چگونه از پرستش خدایی که اینگونه است، امتناع میورزید؟ و چرا به عبادت کسی میپردازید که نمیتواند برای خود سود و زیانی بیاورد، و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشری نیست؟!
(96) پس از آنکه خداوند متعال از مادۀ تشکیل دهندۀ روزیها سخن به میان آورد، به خاطر تهیۀ مساکن و همۀ آنچه که بندگان از نور و تاریکی به آن نیاز دارند، و منافع و مصالحی که نور و تاریکی به دنبال دارند، بر آنان منت نهاد و فرمود: (﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ﴾) همانطور که او شکافندۀ دانه و هسته است، همچنین او ظلمت و تاریکی شب سیاه را که تمامی زمین را با سیاهی خود میپوشاند، بهوسیلۀ روشنائی صبح و سپیده دم، آرام آرام میشکافد تا اینکه تاریکی به طور کامل از میان میرود، و روشنی و نورِ فراگیر که مردم در تهیه و تامین مصالح و منافع دینی و دنیوی خود از آن استفاده میکنند، جای آن را میگیرد. و از آنجا که مردم به آرامش و استراحت نیاز دارند، و استراحت جز با پایان یافتن روشنائی روز، کامل نمیگردد، (﴿وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا﴾) خداوند شب را مایۀ آرامش قرار داده، و انسانها در طی شب در خانههای خود به خواب فرو رفته و استراحت میکنند، و چهار پایان در جایگاه خود، و پرندگان در لانههایشان استراحت مینمایند. سپس خداوند شب را بهوسیلۀ روشنایی دور میکند و دوباره روز میشود، و این روند تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. (﴿وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗا﴾) و خداوند متعال خورشید و ماه را وسیلۀ حساب قرار داده است، تا با استفاده از خورشید و ماه، وقت و زمان شناخته شود؛ و اوقات عبادات و مدتهای معاملات و اوقات سپری شده دانسته شود، به گونهای که اگر خورشید و ماه نبود و یکی پس از دیگری نمیآمدند و طلوع و غروبشان نبود، عموم مردم این اوقات را نمیدانستند، و در دانستن آن مشترک نمیبودند. مگر افراد اندکی از مردم، آنهم پس از کوشش و تلاش فراوان. و در این رهگذر، منافع و مصالح ضروری زیادی از دست میرفت. (﴿ذَٰلِكَ﴾) این سنجش، (﴿تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ﴾) اندازهگیری و سنجش خداوند چیره و دانا است، که همۀ مخلوقات تسلیم او هستند و فروتن و رام شده به فرمان او حرکت میکنند، طوری که از محور و مداری که خدا برای هریک مشخص نموده است، فراتر نمیروند و از آن پس و پیش نمیشوند، (﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾) خدایی که علم و آگاهی او ظاهر و باطن و اول و آخر را احاطه نموده است از جمله دلایل عقلی مبنی بر احاطه و فراگیری علم خدا، مسخّر کردن این مخلوقات و قرار دادن آن بر مقدار و نظامی بینظیر و شگفتانگیز است، که همۀ عقلها در زیبایی وسازگار بودن آن با حکمت و منافع آدمی درماندهاند.
(97) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواۡ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) و او خدایی است که ستارگان را برای شما آفریده است تا به وسیلۀ آن در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید. وقتی که راهها بر آدمی مشتبه شود، و راهرو حیران گردد که کدام راه را درپیش بگیرد، آنگاه به وسیلۀ ستارگان جهت و راه خود را مشخص مینماید. پس خداوند ستارگان را وسیلهای جهت رهنمود شدن مردم به راهی قرار داده است که به خاطر منافع و تجارت و سفرشان به پیمودن آن نیاز دارند. برخی از ستارگان همواره دیده میشوند و از جای خود حرکت نمیکنند؛ و برخی همیشه در حرکتاند و اهل فن، حرکت آن را میشناسند و به وسیلۀ آن جهتها و اوقات را تشخیص میدهند. این آیه و امثال آن بر مشروعیت آموختن دانش «ستاره شناسی» دلالت مینماید؛ زیرا راهیابی و یافتن مسیرها به صورت کامل، جز از طریق آشنایی با چگونکی حرکت ستارگان امکان پذیر نیست. (﴿قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) همانا ما دلایل را بیان نموده و توضیح دادهایم و هر جنس و نوعی را ازدیگری جدا ساختهایم، بهگونهای که دلایل و نشانههای خدا آشکار و هویدا گشتهاند. (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) برای اهل علم و شناخت؛ زیرا آنها هستند که مورد خطاب قرار میگیرند، و از آنها پاسخ خواسته میشود. به خلاف جاهلان و نادانان که از آیات خدا و علمی که پیامبران آوردهاند، رویگردانی میکنند؛ زیرا که تبیین و توضیح، فایدهای به آنها نمیرساند، و تفصیل و تشریح، شبههای را از آنان دور نکرده و مشکلی را از آنان بر طرف نمیسازد.
(98) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾) و او خدایی است که شما را از یک شخص که آدم ـ علیه السلام ـ است، آفرید؛ و نژاد انسان را که دنیا را پر کرده است، از وی پدید آورد. انسانی که همواره رشد میکند و از اخلاق و آفرینش و ویژگیهای آن چنان متفاوتی برخوردار است که قابل توصیف و ضبط و ثبت نیست. و خداوند برای آنها، قرارگاهی قرار داده است که باید به سوی آن حرکت کنند، و آن سرای آخرت است که سرایی غیر از آن وجود ندارد. پس سرای آخرت، سرایی است که مردم برای سکونت گزیدن در آن آفریده شدهاند و در دنیا پدید آورده شدهاند، تا برای تحصیل اسباب زندگی اخروی تلاش نمایند؛ زیرا زندگی قیامت، بر اساس زندگی دنیا پدید میآید و به وسیلۀ آن آباد یا ویران میگردد. خداوند آنها را در پشت پدران و شکم مادرانشان به ودیعت نهاد، سپس آنان را به سرای دنیا آورد، سپس به جهان برزخ میبرد، و در همۀ این مراحل، انسان همچون مهمان و مسافری است که ثبات و استقراری را برای خویش نمیبیند، و همواره از مرحلهای به مرحلهای دیگر منتقل میشود، تا اینکه به سرایی میرسد که محل استقرار وی است. این دنیا، گذرگاه و محلی است که انسان بهطور موقت، مدتی در آن زندگی میکند. (﴿فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ﴾) ما آیات را برای قومی که آیات خدا را میفهمند و دلایل و نشانههایش را درک میکنند، بیان کردهایم.
الأنعام 6:96
إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ؛ خداست که دانه و هسته را مي شکافد ، و زنده را از مرده بيرون مي آورد و، مرده را از زنده بيرون مي آورد اين است خداي يکتا پس ، از کجا بازمي گردانندتان ? فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ شکوفنده صبحگاهان است و شب را براي آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براي حساب کردن اوقات اين است تقدير خداي پيروزمند دانا. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ اوست خدايي که ستارگان را پديد آورد تا به آنها در تاريکيهاي خشکي و، ودريا ، راه خويش را بيابيد آيات را براي آنان که مي دانند به تفصيل بيان کرده ايم. وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ؛ و اوست خداوندي که شما را از يک تن بيافريد سپس شما را قرارگاهي است و وديعت جايي است آيات را براي آنان که مي فهمند ، به تفصيل بيان کرده ايم.
(95) خداوند از کمال و عظمت و فرمانروایی و اقتدار و گستردگی رحمت و بخشندگی عام خود، و از شدت عنایت خویش به آفریدههایش خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ﴾) خداوند شکافندۀ دانه و هسته است. این، همۀ دانههایی را که مردم میکارند و دانههایی را که آنان نمیکارند -مانند: دانههایی که خداوند در بیابانها و صحراها پراکنده میسازد- شامل میشود. پس او دانه و حبوبات را از کشتزارها و گیاهانی که دارای انواعِ و اشکال و منافع مختلف هستند، بیرون میآورد. همچنانکه از درخت خرما و میوه و دیگر درختان، هسته بیرون میآورد. که انسانها و چهارپایان و حیوانات از آن استفاده میبرند. و از دانه و هستههای شکافته شده، بهرهمند شده و در آن میچرند، و از آن برای خود، روزی و بهرههایی که خداوند در آن قرار داده است، میبرند. و خداوند از احسان و بخشش خود، چیزهایی به آنان نشان میدهد که عقلها را متحیر و دانشمندان را سرگشته مینماید. و از آفرینش شگفتانگیز و حکمت فائقهاش، چیزهایی را به آنان نشان میدهد که از این طریق او را میشناسند و او را یگانه میدانند، و درمییابند که او حق است و پرستش غیر او باطل میباشد. (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که از منی، موجودِ زندهای را پدید میآورد؛ و از تخم مرغ، جوجه بیرون میآورد؛ و از دانه و هسته، کشتزار و درخت میرویاند. (﴿وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و مرده را از زنده بیرون میآورد. مرده چیزی است که رشد و یا روح ندارد. همان طور که از درختان و کشتزارها، هسته و دانه بیرون میآورد؛ و از پرنده، تخم مرغ خارج میکند. (﴿ذَٰلِكُمُ﴾) کسی که چنین کرده و این چیزها را تنها آفریده و به تدبیر آن پرداخته است، (﴿ٱللَّهُ﴾) خداوند، پروردگار شما است. او پروردگار همۀ جهانیان است، و همه باید او را بپرستند. و اوست که همۀ جهانیان را با نعمتهایش پرورش داده، و به وسیلۀ کرم و بخشش خویش تغذیه نموده است. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه منحرف میشوید، و چگونه از پرستش خدایی که اینگونه است، امتناع میورزید؟ و چرا به عبادت کسی میپردازید که نمیتواند برای خود سود و زیانی بیاورد، و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشری نیست؟!
(96) پس از آنکه خداوند متعال از مادۀ تشکیل دهندۀ روزیها سخن به میان آورد، به خاطر تهیۀ مساکن و همۀ آنچه که بندگان از نور و تاریکی به آن نیاز دارند، و منافع و مصالحی که نور و تاریکی به دنبال دارند، بر آنان منت نهاد و فرمود: (﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ﴾) همانطور که او شکافندۀ دانه و هسته است، همچنین او ظلمت و تاریکی شب سیاه را که تمامی زمین را با سیاهی خود میپوشاند، بهوسیلۀ روشنائی صبح و سپیده دم، آرام آرام میشکافد تا اینکه تاریکی به طور کامل از میان میرود، و روشنی و نورِ فراگیر که مردم در تهیه و تامین مصالح و منافع دینی و دنیوی خود از آن استفاده میکنند، جای آن را میگیرد. و از آنجا که مردم به آرامش و استراحت نیاز دارند، و استراحت جز با پایان یافتن روشنائی روز، کامل نمیگردد، (﴿وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا﴾) خداوند شب را مایۀ آرامش قرار داده، و انسانها در طی شب در خانههای خود به خواب فرو رفته و استراحت میکنند، و چهار پایان در جایگاه خود، و پرندگان در لانههایشان استراحت مینمایند. سپس خداوند شب را بهوسیلۀ روشنایی دور میکند و دوباره روز میشود، و این روند تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. (﴿وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗا﴾) و خداوند متعال خورشید و ماه را وسیلۀ حساب قرار داده است، تا با استفاده از خورشید و ماه، وقت و زمان شناخته شود؛ و اوقات عبادات و مدتهای معاملات و اوقات سپری شده دانسته شود، به گونهای که اگر خورشید و ماه نبود و یکی پس از دیگری نمیآمدند و طلوع و غروبشان نبود، عموم مردم این اوقات را نمیدانستند، و در دانستن آن مشترک نمیبودند. مگر افراد اندکی از مردم، آنهم پس از کوشش و تلاش فراوان. و در این رهگذر، منافع و مصالح ضروری زیادی از دست میرفت. (﴿ذَٰلِكَ﴾) این سنجش، (﴿تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ﴾) اندازهگیری و سنجش خداوند چیره و دانا است، که همۀ مخلوقات تسلیم او هستند و فروتن و رام شده به فرمان او حرکت میکنند، طوری که از محور و مداری که خدا برای هریک مشخص نموده است، فراتر نمیروند و از آن پس و پیش نمیشوند، (﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾) خدایی که علم و آگاهی او ظاهر و باطن و اول و آخر را احاطه نموده است از جمله دلایل عقلی مبنی بر احاطه و فراگیری علم خدا، مسخّر کردن این مخلوقات و قرار دادن آن بر مقدار و نظامی بینظیر و شگفتانگیز است، که همۀ عقلها در زیبایی وسازگار بودن آن با حکمت و منافع آدمی درماندهاند.
(97) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواۡ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) و او خدایی است که ستارگان را برای شما آفریده است تا به وسیلۀ آن در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید. وقتی که راهها بر آدمی مشتبه شود، و راهرو حیران گردد که کدام راه را درپیش بگیرد، آنگاه به وسیلۀ ستارگان جهت و راه خود را مشخص مینماید. پس خداوند ستارگان را وسیلهای جهت رهنمود شدن مردم به راهی قرار داده است که به خاطر منافع و تجارت و سفرشان به پیمودن آن نیاز دارند. برخی از ستارگان همواره دیده میشوند و از جای خود حرکت نمیکنند؛ و برخی همیشه در حرکتاند و اهل فن، حرکت آن را میشناسند و به وسیلۀ آن جهتها و اوقات را تشخیص میدهند. این آیه و امثال آن بر مشروعیت آموختن دانش «ستاره شناسی» دلالت مینماید؛ زیرا راهیابی و یافتن مسیرها به صورت کامل، جز از طریق آشنایی با چگونکی حرکت ستارگان امکان پذیر نیست. (﴿قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) همانا ما دلایل را بیان نموده و توضیح دادهایم و هر جنس و نوعی را ازدیگری جدا ساختهایم، بهگونهای که دلایل و نشانههای خدا آشکار و هویدا گشتهاند. (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) برای اهل علم و شناخت؛ زیرا آنها هستند که مورد خطاب قرار میگیرند، و از آنها پاسخ خواسته میشود. به خلاف جاهلان و نادانان که از آیات خدا و علمی که پیامبران آوردهاند، رویگردانی میکنند؛ زیرا که تبیین و توضیح، فایدهای به آنها نمیرساند، و تفصیل و تشریح، شبههای را از آنان دور نکرده و مشکلی را از آنان بر طرف نمیسازد.
(98) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾) و او خدایی است که شما را از یک شخص که آدم ـ علیه السلام ـ است، آفرید؛ و نژاد انسان را که دنیا را پر کرده است، از وی پدید آورد. انسانی که همواره رشد میکند و از اخلاق و آفرینش و ویژگیهای آن چنان متفاوتی برخوردار است که قابل توصیف و ضبط و ثبت نیست. و خداوند برای آنها، قرارگاهی قرار داده است که باید به سوی آن حرکت کنند، و آن سرای آخرت است که سرایی غیر از آن وجود ندارد. پس سرای آخرت، سرایی است که مردم برای سکونت گزیدن در آن آفریده شدهاند و در دنیا پدید آورده شدهاند، تا برای تحصیل اسباب زندگی اخروی تلاش نمایند؛ زیرا زندگی قیامت، بر اساس زندگی دنیا پدید میآید و به وسیلۀ آن آباد یا ویران میگردد. خداوند آنها را در پشت پدران و شکم مادرانشان به ودیعت نهاد، سپس آنان را به سرای دنیا آورد، سپس به جهان برزخ میبرد، و در همۀ این مراحل، انسان همچون مهمان و مسافری است که ثبات و استقراری را برای خویش نمیبیند، و همواره از مرحلهای به مرحلهای دیگر منتقل میشود، تا اینکه به سرایی میرسد که محل استقرار وی است. این دنیا، گذرگاه و محلی است که انسان بهطور موقت، مدتی در آن زندگی میکند. (﴿فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ﴾) ما آیات را برای قومی که آیات خدا را میفهمند و دلایل و نشانههایش را درک میکنند، بیان کردهایم.
الأنعام 6:97
إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ؛ خداست که دانه و هسته را مي شکافد ، و زنده را از مرده بيرون مي آورد و، مرده را از زنده بيرون مي آورد اين است خداي يکتا پس ، از کجا بازمي گردانندتان ? فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ شکوفنده صبحگاهان است و شب را براي آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براي حساب کردن اوقات اين است تقدير خداي پيروزمند دانا. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ اوست خدايي که ستارگان را پديد آورد تا به آنها در تاريکيهاي خشکي و، ودريا ، راه خويش را بيابيد آيات را براي آنان که مي دانند به تفصيل بيان کرده ايم. وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ؛ و اوست خداوندي که شما را از يک تن بيافريد سپس شما را قرارگاهي است و وديعت جايي است آيات را براي آنان که مي فهمند ، به تفصيل بيان کرده ايم.
(95) خداوند از کمال و عظمت و فرمانروایی و اقتدار و گستردگی رحمت و بخشندگی عام خود، و از شدت عنایت خویش به آفریدههایش خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ﴾) خداوند شکافندۀ دانه و هسته است. این، همۀ دانههایی را که مردم میکارند و دانههایی را که آنان نمیکارند -مانند: دانههایی که خداوند در بیابانها و صحراها پراکنده میسازد- شامل میشود. پس او دانه و حبوبات را از کشتزارها و گیاهانی که دارای انواعِ و اشکال و منافع مختلف هستند، بیرون میآورد. همچنانکه از درخت خرما و میوه و دیگر درختان، هسته بیرون میآورد. که انسانها و چهارپایان و حیوانات از آن استفاده میبرند. و از دانه و هستههای شکافته شده، بهرهمند شده و در آن میچرند، و از آن برای خود، روزی و بهرههایی که خداوند در آن قرار داده است، میبرند. و خداوند از احسان و بخشش خود، چیزهایی به آنان نشان میدهد که عقلها را متحیر و دانشمندان را سرگشته مینماید. و از آفرینش شگفتانگیز و حکمت فائقهاش، چیزهایی را به آنان نشان میدهد که از این طریق او را میشناسند و او را یگانه میدانند، و درمییابند که او حق است و پرستش غیر او باطل میباشد. (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که از منی، موجودِ زندهای را پدید میآورد؛ و از تخم مرغ، جوجه بیرون میآورد؛ و از دانه و هسته، کشتزار و درخت میرویاند. (﴿وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و مرده را از زنده بیرون میآورد. مرده چیزی است که رشد و یا روح ندارد. همان طور که از درختان و کشتزارها، هسته و دانه بیرون میآورد؛ و از پرنده، تخم مرغ خارج میکند. (﴿ذَٰلِكُمُ﴾) کسی که چنین کرده و این چیزها را تنها آفریده و به تدبیر آن پرداخته است، (﴿ٱللَّهُ﴾) خداوند، پروردگار شما است. او پروردگار همۀ جهانیان است، و همه باید او را بپرستند. و اوست که همۀ جهانیان را با نعمتهایش پرورش داده، و به وسیلۀ کرم و بخشش خویش تغذیه نموده است. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه منحرف میشوید، و چگونه از پرستش خدایی که اینگونه است، امتناع میورزید؟ و چرا به عبادت کسی میپردازید که نمیتواند برای خود سود و زیانی بیاورد، و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشری نیست؟!
(96) پس از آنکه خداوند متعال از مادۀ تشکیل دهندۀ روزیها سخن به میان آورد، به خاطر تهیۀ مساکن و همۀ آنچه که بندگان از نور و تاریکی به آن نیاز دارند، و منافع و مصالحی که نور و تاریکی به دنبال دارند، بر آنان منت نهاد و فرمود: (﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ﴾) همانطور که او شکافندۀ دانه و هسته است، همچنین او ظلمت و تاریکی شب سیاه را که تمامی زمین را با سیاهی خود میپوشاند، بهوسیلۀ روشنائی صبح و سپیده دم، آرام آرام میشکافد تا اینکه تاریکی به طور کامل از میان میرود، و روشنی و نورِ فراگیر که مردم در تهیه و تامین مصالح و منافع دینی و دنیوی خود از آن استفاده میکنند، جای آن را میگیرد. و از آنجا که مردم به آرامش و استراحت نیاز دارند، و استراحت جز با پایان یافتن روشنائی روز، کامل نمیگردد، (﴿وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا﴾) خداوند شب را مایۀ آرامش قرار داده، و انسانها در طی شب در خانههای خود به خواب فرو رفته و استراحت میکنند، و چهار پایان در جایگاه خود، و پرندگان در لانههایشان استراحت مینمایند. سپس خداوند شب را بهوسیلۀ روشنایی دور میکند و دوباره روز میشود، و این روند تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. (﴿وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗا﴾) و خداوند متعال خورشید و ماه را وسیلۀ حساب قرار داده است، تا با استفاده از خورشید و ماه، وقت و زمان شناخته شود؛ و اوقات عبادات و مدتهای معاملات و اوقات سپری شده دانسته شود، به گونهای که اگر خورشید و ماه نبود و یکی پس از دیگری نمیآمدند و طلوع و غروبشان نبود، عموم مردم این اوقات را نمیدانستند، و در دانستن آن مشترک نمیبودند. مگر افراد اندکی از مردم، آنهم پس از کوشش و تلاش فراوان. و در این رهگذر، منافع و مصالح ضروری زیادی از دست میرفت. (﴿ذَٰلِكَ﴾) این سنجش، (﴿تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ﴾) اندازهگیری و سنجش خداوند چیره و دانا است، که همۀ مخلوقات تسلیم او هستند و فروتن و رام شده به فرمان او حرکت میکنند، طوری که از محور و مداری که خدا برای هریک مشخص نموده است، فراتر نمیروند و از آن پس و پیش نمیشوند، (﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾) خدایی که علم و آگاهی او ظاهر و باطن و اول و آخر را احاطه نموده است از جمله دلایل عقلی مبنی بر احاطه و فراگیری علم خدا، مسخّر کردن این مخلوقات و قرار دادن آن بر مقدار و نظامی بینظیر و شگفتانگیز است، که همۀ عقلها در زیبایی وسازگار بودن آن با حکمت و منافع آدمی درماندهاند.
(97) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواۡ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) و او خدایی است که ستارگان را برای شما آفریده است تا به وسیلۀ آن در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید. وقتی که راهها بر آدمی مشتبه شود، و راهرو حیران گردد که کدام راه را درپیش بگیرد، آنگاه به وسیلۀ ستارگان جهت و راه خود را مشخص مینماید. پس خداوند ستارگان را وسیلهای جهت رهنمود شدن مردم به راهی قرار داده است که به خاطر منافع و تجارت و سفرشان به پیمودن آن نیاز دارند. برخی از ستارگان همواره دیده میشوند و از جای خود حرکت نمیکنند؛ و برخی همیشه در حرکتاند و اهل فن، حرکت آن را میشناسند و به وسیلۀ آن جهتها و اوقات را تشخیص میدهند. این آیه و امثال آن بر مشروعیت آموختن دانش «ستاره شناسی» دلالت مینماید؛ زیرا راهیابی و یافتن مسیرها به صورت کامل، جز از طریق آشنایی با چگونکی حرکت ستارگان امکان پذیر نیست. (﴿قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) همانا ما دلایل را بیان نموده و توضیح دادهایم و هر جنس و نوعی را ازدیگری جدا ساختهایم، بهگونهای که دلایل و نشانههای خدا آشکار و هویدا گشتهاند. (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) برای اهل علم و شناخت؛ زیرا آنها هستند که مورد خطاب قرار میگیرند، و از آنها پاسخ خواسته میشود. به خلاف جاهلان و نادانان که از آیات خدا و علمی که پیامبران آوردهاند، رویگردانی میکنند؛ زیرا که تبیین و توضیح، فایدهای به آنها نمیرساند، و تفصیل و تشریح، شبههای را از آنان دور نکرده و مشکلی را از آنان بر طرف نمیسازد.
(98) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾) و او خدایی است که شما را از یک شخص که آدم ـ علیه السلام ـ است، آفرید؛ و نژاد انسان را که دنیا را پر کرده است، از وی پدید آورد. انسانی که همواره رشد میکند و از اخلاق و آفرینش و ویژگیهای آن چنان متفاوتی برخوردار است که قابل توصیف و ضبط و ثبت نیست. و خداوند برای آنها، قرارگاهی قرار داده است که باید به سوی آن حرکت کنند، و آن سرای آخرت است که سرایی غیر از آن وجود ندارد. پس سرای آخرت، سرایی است که مردم برای سکونت گزیدن در آن آفریده شدهاند و در دنیا پدید آورده شدهاند، تا برای تحصیل اسباب زندگی اخروی تلاش نمایند؛ زیرا زندگی قیامت، بر اساس زندگی دنیا پدید میآید و به وسیلۀ آن آباد یا ویران میگردد. خداوند آنها را در پشت پدران و شکم مادرانشان به ودیعت نهاد، سپس آنان را به سرای دنیا آورد، سپس به جهان برزخ میبرد، و در همۀ این مراحل، انسان همچون مهمان و مسافری است که ثبات و استقراری را برای خویش نمیبیند، و همواره از مرحلهای به مرحلهای دیگر منتقل میشود، تا اینکه به سرایی میرسد که محل استقرار وی است. این دنیا، گذرگاه و محلی است که انسان بهطور موقت، مدتی در آن زندگی میکند. (﴿فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ﴾) ما آیات را برای قومی که آیات خدا را میفهمند و دلایل و نشانههایش را درک میکنند، بیان کردهایم.
الأنعام 6:98
إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ؛ خداست که دانه و هسته را مي شکافد ، و زنده را از مرده بيرون مي آورد و، مرده را از زنده بيرون مي آورد اين است خداي يکتا پس ، از کجا بازمي گردانندتان ? فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ شکوفنده صبحگاهان است و شب را براي آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براي حساب کردن اوقات اين است تقدير خداي پيروزمند دانا. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ اوست خدايي که ستارگان را پديد آورد تا به آنها در تاريکيهاي خشکي و، ودريا ، راه خويش را بيابيد آيات را براي آنان که مي دانند به تفصيل بيان کرده ايم. وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ؛ و اوست خداوندي که شما را از يک تن بيافريد سپس شما را قرارگاهي است و وديعت جايي است آيات را براي آنان که مي فهمند ، به تفصيل بيان کرده ايم.
(95) خداوند از کمال و عظمت و فرمانروایی و اقتدار و گستردگی رحمت و بخشندگی عام خود، و از شدت عنایت خویش به آفریدههایش خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ﴾) خداوند شکافندۀ دانه و هسته است. این، همۀ دانههایی را که مردم میکارند و دانههایی را که آنان نمیکارند -مانند: دانههایی که خداوند در بیابانها و صحراها پراکنده میسازد- شامل میشود. پس او دانه و حبوبات را از کشتزارها و گیاهانی که دارای انواعِ و اشکال و منافع مختلف هستند، بیرون میآورد. همچنانکه از درخت خرما و میوه و دیگر درختان، هسته بیرون میآورد. که انسانها و چهارپایان و حیوانات از آن استفاده میبرند. و از دانه و هستههای شکافته شده، بهرهمند شده و در آن میچرند، و از آن برای خود، روزی و بهرههایی که خداوند در آن قرار داده است، میبرند. و خداوند از احسان و بخشش خود، چیزهایی به آنان نشان میدهد که عقلها را متحیر و دانشمندان را سرگشته مینماید. و از آفرینش شگفتانگیز و حکمت فائقهاش، چیزهایی را به آنان نشان میدهد که از این طریق او را میشناسند و او را یگانه میدانند، و درمییابند که او حق است و پرستش غیر او باطل میباشد. (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که از منی، موجودِ زندهای را پدید میآورد؛ و از تخم مرغ، جوجه بیرون میآورد؛ و از دانه و هسته، کشتزار و درخت میرویاند. (﴿وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و مرده را از زنده بیرون میآورد. مرده چیزی است که رشد و یا روح ندارد. همان طور که از درختان و کشتزارها، هسته و دانه بیرون میآورد؛ و از پرنده، تخم مرغ خارج میکند. (﴿ذَٰلِكُمُ﴾) کسی که چنین کرده و این چیزها را تنها آفریده و به تدبیر آن پرداخته است، (﴿ٱللَّهُ﴾) خداوند، پروردگار شما است. او پروردگار همۀ جهانیان است، و همه باید او را بپرستند. و اوست که همۀ جهانیان را با نعمتهایش پرورش داده، و به وسیلۀ کرم و بخشش خویش تغذیه نموده است. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه منحرف میشوید، و چگونه از پرستش خدایی که اینگونه است، امتناع میورزید؟ و چرا به عبادت کسی میپردازید که نمیتواند برای خود سود و زیانی بیاورد، و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشری نیست؟!
(96) پس از آنکه خداوند متعال از مادۀ تشکیل دهندۀ روزیها سخن به میان آورد، به خاطر تهیۀ مساکن و همۀ آنچه که بندگان از نور و تاریکی به آن نیاز دارند، و منافع و مصالحی که نور و تاریکی به دنبال دارند، بر آنان منت نهاد و فرمود: (﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ﴾) همانطور که او شکافندۀ دانه و هسته است، همچنین او ظلمت و تاریکی شب سیاه را که تمامی زمین را با سیاهی خود میپوشاند، بهوسیلۀ روشنائی صبح و سپیده دم، آرام آرام میشکافد تا اینکه تاریکی به طور کامل از میان میرود، و روشنی و نورِ فراگیر که مردم در تهیه و تامین مصالح و منافع دینی و دنیوی خود از آن استفاده میکنند، جای آن را میگیرد. و از آنجا که مردم به آرامش و استراحت نیاز دارند، و استراحت جز با پایان یافتن روشنائی روز، کامل نمیگردد، (﴿وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا﴾) خداوند شب را مایۀ آرامش قرار داده، و انسانها در طی شب در خانههای خود به خواب فرو رفته و استراحت میکنند، و چهار پایان در جایگاه خود، و پرندگان در لانههایشان استراحت مینمایند. سپس خداوند شب را بهوسیلۀ روشنایی دور میکند و دوباره روز میشود، و این روند تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. (﴿وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗا﴾) و خداوند متعال خورشید و ماه را وسیلۀ حساب قرار داده است، تا با استفاده از خورشید و ماه، وقت و زمان شناخته شود؛ و اوقات عبادات و مدتهای معاملات و اوقات سپری شده دانسته شود، به گونهای که اگر خورشید و ماه نبود و یکی پس از دیگری نمیآمدند و طلوع و غروبشان نبود، عموم مردم این اوقات را نمیدانستند، و در دانستن آن مشترک نمیبودند. مگر افراد اندکی از مردم، آنهم پس از کوشش و تلاش فراوان. و در این رهگذر، منافع و مصالح ضروری زیادی از دست میرفت. (﴿ذَٰلِكَ﴾) این سنجش، (﴿تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ﴾) اندازهگیری و سنجش خداوند چیره و دانا است، که همۀ مخلوقات تسلیم او هستند و فروتن و رام شده به فرمان او حرکت میکنند، طوری که از محور و مداری که خدا برای هریک مشخص نموده است، فراتر نمیروند و از آن پس و پیش نمیشوند، (﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾) خدایی که علم و آگاهی او ظاهر و باطن و اول و آخر را احاطه نموده است از جمله دلایل عقلی مبنی بر احاطه و فراگیری علم خدا، مسخّر کردن این مخلوقات و قرار دادن آن بر مقدار و نظامی بینظیر و شگفتانگیز است، که همۀ عقلها در زیبایی وسازگار بودن آن با حکمت و منافع آدمی درماندهاند.
(97) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواۡ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) و او خدایی است که ستارگان را برای شما آفریده است تا به وسیلۀ آن در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید. وقتی که راهها بر آدمی مشتبه شود، و راهرو حیران گردد که کدام راه را درپیش بگیرد، آنگاه به وسیلۀ ستارگان جهت و راه خود را مشخص مینماید. پس خداوند ستارگان را وسیلهای جهت رهنمود شدن مردم به راهی قرار داده است که به خاطر منافع و تجارت و سفرشان به پیمودن آن نیاز دارند. برخی از ستارگان همواره دیده میشوند و از جای خود حرکت نمیکنند؛ و برخی همیشه در حرکتاند و اهل فن، حرکت آن را میشناسند و به وسیلۀ آن جهتها و اوقات را تشخیص میدهند. این آیه و امثال آن بر مشروعیت آموختن دانش «ستاره شناسی» دلالت مینماید؛ زیرا راهیابی و یافتن مسیرها به صورت کامل، جز از طریق آشنایی با چگونکی حرکت ستارگان امکان پذیر نیست. (﴿قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) همانا ما دلایل را بیان نموده و توضیح دادهایم و هر جنس و نوعی را ازدیگری جدا ساختهایم، بهگونهای که دلایل و نشانههای خدا آشکار و هویدا گشتهاند. (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) برای اهل علم و شناخت؛ زیرا آنها هستند که مورد خطاب قرار میگیرند، و از آنها پاسخ خواسته میشود. به خلاف جاهلان و نادانان که از آیات خدا و علمی که پیامبران آوردهاند، رویگردانی میکنند؛ زیرا که تبیین و توضیح، فایدهای به آنها نمیرساند، و تفصیل و تشریح، شبههای را از آنان دور نکرده و مشکلی را از آنان بر طرف نمیسازد.
(98) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾) و او خدایی است که شما را از یک شخص که آدم ـ علیه السلام ـ است، آفرید؛ و نژاد انسان را که دنیا را پر کرده است، از وی پدید آورد. انسانی که همواره رشد میکند و از اخلاق و آفرینش و ویژگیهای آن چنان متفاوتی برخوردار است که قابل توصیف و ضبط و ثبت نیست. و خداوند برای آنها، قرارگاهی قرار داده است که باید به سوی آن حرکت کنند، و آن سرای آخرت است که سرایی غیر از آن وجود ندارد. پس سرای آخرت، سرایی است که مردم برای سکونت گزیدن در آن آفریده شدهاند و در دنیا پدید آورده شدهاند، تا برای تحصیل اسباب زندگی اخروی تلاش نمایند؛ زیرا زندگی قیامت، بر اساس زندگی دنیا پدید میآید و به وسیلۀ آن آباد یا ویران میگردد. خداوند آنها را در پشت پدران و شکم مادرانشان به ودیعت نهاد، سپس آنان را به سرای دنیا آورد، سپس به جهان برزخ میبرد، و در همۀ این مراحل، انسان همچون مهمان و مسافری است که ثبات و استقراری را برای خویش نمیبیند، و همواره از مرحلهای به مرحلهای دیگر منتقل میشود، تا اینکه به سرایی میرسد که محل استقرار وی است. این دنیا، گذرگاه و محلی است که انسان بهطور موقت، مدتی در آن زندگی میکند. (﴿فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ﴾) ما آیات را برای قومی که آیات خدا را میفهمند و دلایل و نشانههایش را درک میکنند، بیان کردهایم.
الأنعام 6:99
وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ؛ اوست خدايي که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتي را، رويانيديم ، و از آن نبات ساقه اي سبز و از آن دانه هايي بر يکديگر چيده ونيز از جوانه هاي نخل خوشه هايي سر فرو هشته پديد آورديم ، و نيز بستانهايي از تاکها و زيتون و انار ، همانند و ناهمانند به ميوه هايش آنگاه که پديد مي آيند و آنگاه که مي رسند بنگريد که در آنها عبرتهاست براي آنان که ايمان مي آورند.
(99) این بزرگترین نعمت خدا است که انسانها و دیگر مخلوقات به شدت به آن نیازمندند. خداوند به هنگام نیازِ مردم از آسمانها آبی پیدرپی فرومیفرستد، و به وسیلۀ آن هر چیزی را که انسانها و چهارپایان میخورند، میرویاند. پس آفریدگان و مخلوقات، از فضل خدا برخوردار شده و از روزی و احسان او فراخی و راحتی مییابند. و قحطی و خشکسالی از آنان دور میشود. پس دلها شاد میگردد، و چهرهها روشن و تازه میشوند، و رحمت خدای بخشنده و مهربان برای بندگان حاصل میشود و از آن استفاده می کنند، و این ایجاب می نماید تا بندگان تلاش خود را در به جای آوردن شکر و پرستش و رجوع به سوی کسی که نعمتها را به سوی آنان سرازیر نموده است، مبذول دارند. وقتی که به طور عام آنچه را با آب میروید از قبیل: درختان و گیاهان بیان کرد، به طور خاص نیز به ذکر کشتزار و نخل پرداخت؟ زیرا فایدۀ آنها بسیار زیاد است، و خوراک بیشتر مردم از این طریق تأمین میشود، پس فرمود: (﴿فَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهُ خَضِرٗا﴾) و به وسیلۀ آب، گیاهان سبز را رویاندیم، (﴿نُّخۡرِجُ مِنۡهُ حَبّٗا مُّتَرَاكِبٗا﴾) و از آن گیاه سبز، دانههایی که روی هم انباشتهاند از قبیل: گندم و جو و ذرّت و برنج و غیره را بر میآوریم. توصیف انباشته بودن برای دانه، بیانگر آن است که دانههای آن زیاد است، و همه از یک دانه سرچشمه میگیرند و با یکدیگر مخلوط نمیشوند و جدا جدا هستند. و نیز اشاره به فراوانی محصول و فرآوردههای آن است، و اینکه بذر باقی میماند و مقدار زیادی برای خوردن و ذخیره کردن نیز در دسترس میباشد. (﴿وَمِنَ ٱلنَّخۡلِ مِن طَلۡعِهَا﴾) و خداوند از شکوفۀ درخت خرما، خوشههایی را بیرون میآورد. «طلع» به معنی شکوفۀ خرما است که هنوز خوشه از آن بیرون نیامده است. (﴿قِنۡوَانٞ دَانِيَةٞ﴾) خوشههای نزدیک بههم و در دسترس که به راحتی در دسترس میباشند. طوری که استفاده از میوۀ درخت خرما مشکل نیست، هرچند که درخت خرما بلند است، چون درآن فرو رفتگیها و دستههایی است که بالا رفتن از آن را آسان میگرداند. (﴿وَجَنَّٰتٖ مِّنۡ أَعۡنَابٖ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ﴾) و خداوند به وسیلۀ آب، باغهای انگور و زیتون و انار پدید آورده است. اینها درختان پر فایده و مؤثّر در سود رسانی به مردم هستند، بنابراین پس از اینکه خداوند به طور عام از درختان و گیاهان نام برد، اینها را به طور ویژه بیان کرد. (﴿مُشۡتَبِهٗا وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٍ﴾) احتمال دارد که به انار و زیتون برگردد؛ چرا که انار و زیتون، درخت و برگشان مانند یکدیگر و همگون است، اما در میوه با یکدیگر فرق کرده و تشابهی با یکدیگر ندارند. و احتمال دارد که به سایر درختان و میوهها برگردد؛ یعنی اینکه برخی از درختان و میوهها با برخی دیگر مشابهت دارند، و در بعضی از صفات و ویژگیهایشان با یکدیگر همگونی و مشابهت ندارند. و بندگان از همه استفاده میبرند و از آنها میخورند و لذت میبرند و به عنوان قوت و غذا از آنها استفاده میکنند، و پند و اندرز میآموزند. بنابراین خداوند دستور داده است تا آدمی به آن بنگرد و از آن پند پذیرد، پس فرمود: (﴿ٱنظُرُوٓاۡ﴾) با تدبّر و اندیشه بنگرید، (﴿إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ﴾) به میوۀ همۀ درختان به ویژه درخت خرما، آنگاه که میوه میدهد، (﴿وَيَنۡعِهِۦٓ﴾) و به آن بنگرید آنگاه که میوهاش میرسد؛ زیرا در این، درس و عبرت و نشانههایی است دالّ بر رحمت خدا و گستردگی احسان و بخشش، و کمال اعتنا و توجه وی به بندگانش. ولی هرکسی درس نمیگیرد و نمیاندیشد، و مقصود را درک نمیکند، بنابراین خداوند بهره بردن از این نشانهها را به مؤمنان اختصاص داد و فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكُمۡ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) همانا در این، نشانههایی است برای قومی که ایمان میآورند؛ زیرا ایمانی که مؤمنان با خود دارند، آنان را وادار میکند که به مقتضای آن عمل کنند. و از جمله مقتضا و لوازم ایمان، تفکر و اندیشیدن در نشانههای خدا و دیگر مواردی که عقل و سرشت و شریعت بر آن دلالت مینماید.
الأنعام 6:100
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ؛ براي خدا شريکاني از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفريده است و بي هيچ دانشي ، به دروغ دختراني و پسراني براي او تصور کرده اند او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مي کنند. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ پديد آورنده آسمانها و زمين است چگونه او را فرزندي باشد ، و حال آنکه او را همسري نيست هر چيزي را او آفريده است و به هر چيزي داناست. ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ اين است خداي يکتا که پروردگار شماست خدايي جز او نيست آفريننده هر، چيزي است پس او را بپرستيد که نگهبان هر چيزي است. لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ چشمها او را نمي بينند و او بينندگان را مي بيند دقيق و آگاه است. قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ؛ پروردگارتان به شما ادراک داده است هر که از روي بصيرت مي نگرد به سود اوست و هر که چشم بصيرت بر هم نهد به زيان اوست و من نگهدارنده شما نيستم.
(100) خداوند متعال خبر میدهد با وجود اینکه بر بندگانش احسان نموده و خود را با نشانهها و دلایل روشن و حجتهای واضح شناسانده است، اما مشرکین اعم از قریش و دیگران، شریکانی از جن و فرشتگان ـکه آفریدههای خدا هستند و چیزی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت در آنها نیستـ برای او قرار داده، و آنها را به فریاد خوانده و میپرستند. پس، آنها را شرکای کسی قرار دادهاند که آفرینش و امر در دست او است، و سایر نعمتها را ارزانی نموده، و همۀ سختیها و رنجها را دور مینماید. همچنین مشرکین از روی نادانی و به دروغ، پسران و دخترانی را برای خدا تراشیدهاند. و کیست ستمگرتر از کسی که بدون علم و آگاهی دربارۀ خدا چیزی بگوید؟ و زشتترین نقص و کمبودی را که خداوند از آن پاک و مبرّا است، به دروغ به او نسبت دهد؟! بنابراین خداوند خویشتن را ازآنچه مشرکین به دروغ به او نسبت میدادند، تبرئه نمود و فرمود: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) پاک است خداوند از آنچه که او را بدان توصیف میکنند؛ زیرا او به هر کمالی متصف، و از هر نقص و آفت و عیبی پاک و منزّه است.
(101) (﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) پدید آورنده و آفرینندۀ آسمانها و زمین است. و آفرینش آنها را، به خوبی و بدون اینکه از قبل نمونهای داشته باشند، به بهترین صورت آفریده است، که خردمندان نمیتوانند مانند آن را پیشنهاد کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین هیچ شریک و وزیری ندارد. (﴿أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞ﴾) چگونه ممکن است برای خدا فرزندی باشد، درحالی که او خدای برتر و بینیاز است؟ و او کسی است که فرزند و همسری ندارد، و از مخلوقاتش بینیاز است و همۀ مخلوقات در تمامی حالات خود، به او نیازمندند. و فرزند باید از جنس پدرش باشد، و خداوند آفرینندۀ هر چیزی است و هیچکدام از مخلوقات به هیچ صورتی با خدا مشابهت ندارند. وقتی که بیان داشت هر موجودی آفریدۀ اواست، بیان کرد که علم و آگاهی او، همۀ اشیا را فراگرفته است؛ پس فرمود: (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) و او به هر چیزی دانا است. ذکر «علم» پس از «خلق» به مثابۀ ارائه دلیل عقلی است بر ثبوت علم او. این دلیل عقلی عبارت است از مخلوقات و نظام کامل و متقن جهان آفرینش. جهان هستی بر گستردگی علم آفریننده و کمال حکمت او دلالت مینماید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ آیا کسی که آفریننده است [و مردمان را آفریده است، حال و وضع آنان را] نمیداند حال آنکه او لطیف و آگاه و بسیار باریکبین است؟! و در جای دیگری نیز میفرماید:﴿وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ و او آفرینندۀ دانا است؛ خدایی که همه چیز را آفریده و اندازهگیری نموده است.
(102) (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) این است خدا، پروردگار شما؛ معبودی که شایسته است از صمیم قلب او را دوست بدارید، و در برابر او سر مذلت بر خاک نهاد، همۀ جهان آفرینش را با نعمت خویش پرورش داده و انواع رنجها و سختیها را از انسانها دور کرده است. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُ﴾) هیچ معبود بر حقی جز او نیست، آفرینندۀ هر چیزی است، پس او را بپرستید. وقتی ثابت شد که او معبود بر حق است، و جز او معبود حقیقی دیگری وجود ندارد؛ همۀ عبادتها را خالصانه برای او انجام دهید، و هدفتان از انجام آن فقط رضای وی باشد؛ زیرا آنچه از مردم خواسته شده، همین است و برای همین هدف آفریده شدهاند. ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾ و جن و انسان را نیافریدهام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ﴾) و هر چیزی تحت وکالت و سرپرستی او قرار دارد، همه را آفریده و به اصلاح و تدبیر شئون آنها میپردازد. و مشخص است کاری که در آن تصرف میشود، درستی و کامل بودن و انتظام کامل آن، بر حسب حالت کسی است که به وکالت و سرپرستی آن کار میپردازد. و وکالت خداوند بر کارها، مانند وکالت مردم نیست؛ زیرا وکالت مردم، نیابی است و وکیل، تابع موکِّل خود است. اما وکالت و سرپرستی خداوند باری تعالی از جانب خودش است و متضمّن کمال علم و حسن تدبیر و نیکو کاری و دادگری است. پس امکان ندارد که هیچ کسی بتواند از کار خداوند ایراد بگیرد، و در صنعت و آفرینش وی خلل و نقصی مشاهده کند، و در تدبیر و مدیریت او کمبودی بیابد. و از جمله وکالت خداوند این است که تبیین دینش را به عهده گرفته، و آن را از هر تغییر و تحریفی حفظ کرده است. نیز حفاظت از مؤمنان و مصون داشتن آنها را از آنچه که ایمان و دینشان را از بین میبرد، بر عهده گرفته است.
(103) (﴿لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) به خاطر عظمت و کمالش، چشمها او را احاطه نمیکنند گرچه در آخرت او را میبینند و با نگاه کردن به چهرۀ بزرگوار خدا، شاد میشوند. پس نفی احاطه و «ادراک»، دیدن را نفی نمیکند بلکه به طریق مفهوم، دیدن را ثابت مینماید؛ زیرا نفی ادراک که دقیقترین صفت رؤیت است، دالّ بر ثبوت رؤیت و دیدن است؛ زیرا اگر منظورش نفی دیدن بود، میفرمود:(لا تراه الأَبْصَارُ): چشمها او را نمیبینند، و یا عبارتی شبیه این را میآورد. پس دانسته شد که در این آیه، دلیلی بر صحّت مذهب کسانی وجود ندارد که رؤیت پروردگارشان را در آخرت نفی میکنند، بلکه این آیه کاملاً مخالف عقیده و گفتار آنها است. (﴿وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و او خدایی است که علم و آگاهیاش پنهان و آشکار را احاطه نموده، و شنوایی او تمام اصوات آشکار و پوشیده را در بر گرفته است، و بینایی او همۀ دیدنیهای کوچک و بزرگ را در بر گرفته است. (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او خدایی است که دانش و آگاهیاش دقیق است تا جایی که امور پنهان و پوشیده را در مییابد. و از جمله لطف و مهربانی او، این است که بنده را به سوی مصالح دینش سوق میدهد و او را به مصالح و مقاصد خیر میرساند، و به سعادت و جاودانگی و رستگاری همیشگی نایل میگرداند، به گونهای که خود تصور آن را نداشته است. تا جایی که خداوند کارهایی را برای او مقدر مینماید که بنده آن را نمیپسندد، و از آن دردمند میشود، و از خداوند میخواهد که آن را از وی دور کند، اما خداوند میداند که دین بندهاش با آن درستتر میشود، و کمال و رشدش به آن منوط است. پس پاک است خدایی که به امور دقیق و پنهان آشنا است، و بسیار آگاه و لطیف و نسبت به مؤمنان مهربان است.
(104) وقتی که خداوند دلایل روشن و واضحی را بر صحت مطالب و اهداف راستین دین بیان کرد، توجه بندگان را به این نکته معطوف ساخت که هدایت و عدم هدایت آنان به نفع یا ضرر خودشان است، پس فرمود: (﴿قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ﴾) نشانهها و دلایلی که حق را بیان میدارد، به نزد شما آمده است، که به خاطر فصاحت و بیان روشن آن و در برگرفتن معانی مهم و حقایق زیبا، همچون خورشید فروزان بر قلب و چشمها میدرخشند. چون این آیات از جانب پروردگار آمدهاند؛ پروردگاری که آفریدههایش را با انواع نعمتهای آشکار و پنهان که بزرگترین و برترین آن، روشن کردن آیات و توضیح امور مشکل است، پرورش داده است. (﴿فَمَنۡ أَبۡصَرَ﴾) پس هرکس در پرتو این آیات ببیند و به مقتضای آن عمل نماید، (﴿فَلِنَفۡسِهِۦ﴾) به نفع خودش است؛ زیرا خداوند بینیاز و ستوده است. (﴿وَمَنۡ عَمِيَ﴾) و هرکس کور شود، به این صورت که قدرت دیدن را داشته باشد اما چشمانش را ببندد، و [از منکرات و معاصی] بازداشته شود اما باز نیاید، و حق برای او بیان شود اما از آن فرمان نبرد و تسلیم آن نشود و سر خم نکند، پس زیان کوریاش به خودش برمیگردد. (﴿وَمَآ أَنَا۠﴾) و من [=پیامبر]، (﴿عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ﴾) همیشه محافظ و مراقب اعمالتان نیستم، بلکه فقط بر من رساندنِ آشکار واجب است، و من وظیفهام را انجام دادهام واین کار را کردهام، و آنچه را که خداوند به سوی من فرستاده است، رساندهام. پس وظیفۀ من همین است و مسئولیت بیشتری ندارم.
الأنعام 6:101
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ؛ براي خدا شريکاني از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفريده است و بي هيچ دانشي ، به دروغ دختراني و پسراني براي او تصور کرده اند او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مي کنند. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ پديد آورنده آسمانها و زمين است چگونه او را فرزندي باشد ، و حال آنکه او را همسري نيست هر چيزي را او آفريده است و به هر چيزي داناست. ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ اين است خداي يکتا که پروردگار شماست خدايي جز او نيست آفريننده هر، چيزي است پس او را بپرستيد که نگهبان هر چيزي است. لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ چشمها او را نمي بينند و او بينندگان را مي بيند دقيق و آگاه است. قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ؛ پروردگارتان به شما ادراک داده است هر که از روي بصيرت مي نگرد به سود اوست و هر که چشم بصيرت بر هم نهد به زيان اوست و من نگهدارنده شما نيستم.
(100) خداوند متعال خبر میدهد با وجود اینکه بر بندگانش احسان نموده و خود را با نشانهها و دلایل روشن و حجتهای واضح شناسانده است، اما مشرکین اعم از قریش و دیگران، شریکانی از جن و فرشتگان ـکه آفریدههای خدا هستند و چیزی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت در آنها نیستـ برای او قرار داده، و آنها را به فریاد خوانده و میپرستند. پس، آنها را شرکای کسی قرار دادهاند که آفرینش و امر در دست او است، و سایر نعمتها را ارزانی نموده، و همۀ سختیها و رنجها را دور مینماید. همچنین مشرکین از روی نادانی و به دروغ، پسران و دخترانی را برای خدا تراشیدهاند. و کیست ستمگرتر از کسی که بدون علم و آگاهی دربارۀ خدا چیزی بگوید؟ و زشتترین نقص و کمبودی را که خداوند از آن پاک و مبرّا است، به دروغ به او نسبت دهد؟! بنابراین خداوند خویشتن را ازآنچه مشرکین به دروغ به او نسبت میدادند، تبرئه نمود و فرمود: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) پاک است خداوند از آنچه که او را بدان توصیف میکنند؛ زیرا او به هر کمالی متصف، و از هر نقص و آفت و عیبی پاک و منزّه است.
(101) (﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) پدید آورنده و آفرینندۀ آسمانها و زمین است. و آفرینش آنها را، به خوبی و بدون اینکه از قبل نمونهای داشته باشند، به بهترین صورت آفریده است، که خردمندان نمیتوانند مانند آن را پیشنهاد کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین هیچ شریک و وزیری ندارد. (﴿أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞ﴾) چگونه ممکن است برای خدا فرزندی باشد، درحالی که او خدای برتر و بینیاز است؟ و او کسی است که فرزند و همسری ندارد، و از مخلوقاتش بینیاز است و همۀ مخلوقات در تمامی حالات خود، به او نیازمندند. و فرزند باید از جنس پدرش باشد، و خداوند آفرینندۀ هر چیزی است و هیچکدام از مخلوقات به هیچ صورتی با خدا مشابهت ندارند. وقتی که بیان داشت هر موجودی آفریدۀ اواست، بیان کرد که علم و آگاهی او، همۀ اشیا را فراگرفته است؛ پس فرمود: (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) و او به هر چیزی دانا است. ذکر «علم» پس از «خلق» به مثابۀ ارائه دلیل عقلی است بر ثبوت علم او. این دلیل عقلی عبارت است از مخلوقات و نظام کامل و متقن جهان آفرینش. جهان هستی بر گستردگی علم آفریننده و کمال حکمت او دلالت مینماید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ آیا کسی که آفریننده است [و مردمان را آفریده است، حال و وضع آنان را] نمیداند حال آنکه او لطیف و آگاه و بسیار باریکبین است؟! و در جای دیگری نیز میفرماید:﴿وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ و او آفرینندۀ دانا است؛ خدایی که همه چیز را آفریده و اندازهگیری نموده است.
(102) (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) این است خدا، پروردگار شما؛ معبودی که شایسته است از صمیم قلب او را دوست بدارید، و در برابر او سر مذلت بر خاک نهاد، همۀ جهان آفرینش را با نعمت خویش پرورش داده و انواع رنجها و سختیها را از انسانها دور کرده است. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُ﴾) هیچ معبود بر حقی جز او نیست، آفرینندۀ هر چیزی است، پس او را بپرستید. وقتی ثابت شد که او معبود بر حق است، و جز او معبود حقیقی دیگری وجود ندارد؛ همۀ عبادتها را خالصانه برای او انجام دهید، و هدفتان از انجام آن فقط رضای وی باشد؛ زیرا آنچه از مردم خواسته شده، همین است و برای همین هدف آفریده شدهاند. ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾ و جن و انسان را نیافریدهام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ﴾) و هر چیزی تحت وکالت و سرپرستی او قرار دارد، همه را آفریده و به اصلاح و تدبیر شئون آنها میپردازد. و مشخص است کاری که در آن تصرف میشود، درستی و کامل بودن و انتظام کامل آن، بر حسب حالت کسی است که به وکالت و سرپرستی آن کار میپردازد. و وکالت خداوند بر کارها، مانند وکالت مردم نیست؛ زیرا وکالت مردم، نیابی است و وکیل، تابع موکِّل خود است. اما وکالت و سرپرستی خداوند باری تعالی از جانب خودش است و متضمّن کمال علم و حسن تدبیر و نیکو کاری و دادگری است. پس امکان ندارد که هیچ کسی بتواند از کار خداوند ایراد بگیرد، و در صنعت و آفرینش وی خلل و نقصی مشاهده کند، و در تدبیر و مدیریت او کمبودی بیابد. و از جمله وکالت خداوند این است که تبیین دینش را به عهده گرفته، و آن را از هر تغییر و تحریفی حفظ کرده است. نیز حفاظت از مؤمنان و مصون داشتن آنها را از آنچه که ایمان و دینشان را از بین میبرد، بر عهده گرفته است.
(103) (﴿لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) به خاطر عظمت و کمالش، چشمها او را احاطه نمیکنند گرچه در آخرت او را میبینند و با نگاه کردن به چهرۀ بزرگوار خدا، شاد میشوند. پس نفی احاطه و «ادراک»، دیدن را نفی نمیکند بلکه به طریق مفهوم، دیدن را ثابت مینماید؛ زیرا نفی ادراک که دقیقترین صفت رؤیت است، دالّ بر ثبوت رؤیت و دیدن است؛ زیرا اگر منظورش نفی دیدن بود، میفرمود:(لا تراه الأَبْصَارُ): چشمها او را نمیبینند، و یا عبارتی شبیه این را میآورد. پس دانسته شد که در این آیه، دلیلی بر صحّت مذهب کسانی وجود ندارد که رؤیت پروردگارشان را در آخرت نفی میکنند، بلکه این آیه کاملاً مخالف عقیده و گفتار آنها است. (﴿وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و او خدایی است که علم و آگاهیاش پنهان و آشکار را احاطه نموده، و شنوایی او تمام اصوات آشکار و پوشیده را در بر گرفته است، و بینایی او همۀ دیدنیهای کوچک و بزرگ را در بر گرفته است. (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او خدایی است که دانش و آگاهیاش دقیق است تا جایی که امور پنهان و پوشیده را در مییابد. و از جمله لطف و مهربانی او، این است که بنده را به سوی مصالح دینش سوق میدهد و او را به مصالح و مقاصد خیر میرساند، و به سعادت و جاودانگی و رستگاری همیشگی نایل میگرداند، به گونهای که خود تصور آن را نداشته است. تا جایی که خداوند کارهایی را برای او مقدر مینماید که بنده آن را نمیپسندد، و از آن دردمند میشود، و از خداوند میخواهد که آن را از وی دور کند، اما خداوند میداند که دین بندهاش با آن درستتر میشود، و کمال و رشدش به آن منوط است. پس پاک است خدایی که به امور دقیق و پنهان آشنا است، و بسیار آگاه و لطیف و نسبت به مؤمنان مهربان است.
(104) وقتی که خداوند دلایل روشن و واضحی را بر صحت مطالب و اهداف راستین دین بیان کرد، توجه بندگان را به این نکته معطوف ساخت که هدایت و عدم هدایت آنان به نفع یا ضرر خودشان است، پس فرمود: (﴿قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ﴾) نشانهها و دلایلی که حق را بیان میدارد، به نزد شما آمده است، که به خاطر فصاحت و بیان روشن آن و در برگرفتن معانی مهم و حقایق زیبا، همچون خورشید فروزان بر قلب و چشمها میدرخشند. چون این آیات از جانب پروردگار آمدهاند؛ پروردگاری که آفریدههایش را با انواع نعمتهای آشکار و پنهان که بزرگترین و برترین آن، روشن کردن آیات و توضیح امور مشکل است، پرورش داده است. (﴿فَمَنۡ أَبۡصَرَ﴾) پس هرکس در پرتو این آیات ببیند و به مقتضای آن عمل نماید، (﴿فَلِنَفۡسِهِۦ﴾) به نفع خودش است؛ زیرا خداوند بینیاز و ستوده است. (﴿وَمَنۡ عَمِيَ﴾) و هرکس کور شود، به این صورت که قدرت دیدن را داشته باشد اما چشمانش را ببندد، و [از منکرات و معاصی] بازداشته شود اما باز نیاید، و حق برای او بیان شود اما از آن فرمان نبرد و تسلیم آن نشود و سر خم نکند، پس زیان کوریاش به خودش برمیگردد. (﴿وَمَآ أَنَا۠﴾) و من [=پیامبر]، (﴿عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ﴾) همیشه محافظ و مراقب اعمالتان نیستم، بلکه فقط بر من رساندنِ آشکار واجب است، و من وظیفهام را انجام دادهام واین کار را کردهام، و آنچه را که خداوند به سوی من فرستاده است، رساندهام. پس وظیفۀ من همین است و مسئولیت بیشتری ندارم.
الأنعام 6:102
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ؛ براي خدا شريکاني از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفريده است و بي هيچ دانشي ، به دروغ دختراني و پسراني براي او تصور کرده اند او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مي کنند. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ پديد آورنده آسمانها و زمين است چگونه او را فرزندي باشد ، و حال آنکه او را همسري نيست هر چيزي را او آفريده است و به هر چيزي داناست. ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ اين است خداي يکتا که پروردگار شماست خدايي جز او نيست آفريننده هر، چيزي است پس او را بپرستيد که نگهبان هر چيزي است. لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ چشمها او را نمي بينند و او بينندگان را مي بيند دقيق و آگاه است. قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ؛ پروردگارتان به شما ادراک داده است هر که از روي بصيرت مي نگرد به سود اوست و هر که چشم بصيرت بر هم نهد به زيان اوست و من نگهدارنده شما نيستم.
(100) خداوند متعال خبر میدهد با وجود اینکه بر بندگانش احسان نموده و خود را با نشانهها و دلایل روشن و حجتهای واضح شناسانده است، اما مشرکین اعم از قریش و دیگران، شریکانی از جن و فرشتگان ـکه آفریدههای خدا هستند و چیزی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت در آنها نیستـ برای او قرار داده، و آنها را به فریاد خوانده و میپرستند. پس، آنها را شرکای کسی قرار دادهاند که آفرینش و امر در دست او است، و سایر نعمتها را ارزانی نموده، و همۀ سختیها و رنجها را دور مینماید. همچنین مشرکین از روی نادانی و به دروغ، پسران و دخترانی را برای خدا تراشیدهاند. و کیست ستمگرتر از کسی که بدون علم و آگاهی دربارۀ خدا چیزی بگوید؟ و زشتترین نقص و کمبودی را که خداوند از آن پاک و مبرّا است، به دروغ به او نسبت دهد؟! بنابراین خداوند خویشتن را ازآنچه مشرکین به دروغ به او نسبت میدادند، تبرئه نمود و فرمود: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) پاک است خداوند از آنچه که او را بدان توصیف میکنند؛ زیرا او به هر کمالی متصف، و از هر نقص و آفت و عیبی پاک و منزّه است.
(101) (﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) پدید آورنده و آفرینندۀ آسمانها و زمین است. و آفرینش آنها را، به خوبی و بدون اینکه از قبل نمونهای داشته باشند، به بهترین صورت آفریده است، که خردمندان نمیتوانند مانند آن را پیشنهاد کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین هیچ شریک و وزیری ندارد. (﴿أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞ﴾) چگونه ممکن است برای خدا فرزندی باشد، درحالی که او خدای برتر و بینیاز است؟ و او کسی است که فرزند و همسری ندارد، و از مخلوقاتش بینیاز است و همۀ مخلوقات در تمامی حالات خود، به او نیازمندند. و فرزند باید از جنس پدرش باشد، و خداوند آفرینندۀ هر چیزی است و هیچکدام از مخلوقات به هیچ صورتی با خدا مشابهت ندارند. وقتی که بیان داشت هر موجودی آفریدۀ اواست، بیان کرد که علم و آگاهی او، همۀ اشیا را فراگرفته است؛ پس فرمود: (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) و او به هر چیزی دانا است. ذکر «علم» پس از «خلق» به مثابۀ ارائه دلیل عقلی است بر ثبوت علم او. این دلیل عقلی عبارت است از مخلوقات و نظام کامل و متقن جهان آفرینش. جهان هستی بر گستردگی علم آفریننده و کمال حکمت او دلالت مینماید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ آیا کسی که آفریننده است [و مردمان را آفریده است، حال و وضع آنان را] نمیداند حال آنکه او لطیف و آگاه و بسیار باریکبین است؟! و در جای دیگری نیز میفرماید:﴿وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ و او آفرینندۀ دانا است؛ خدایی که همه چیز را آفریده و اندازهگیری نموده است.
(102) (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) این است خدا، پروردگار شما؛ معبودی که شایسته است از صمیم قلب او را دوست بدارید، و در برابر او سر مذلت بر خاک نهاد، همۀ جهان آفرینش را با نعمت خویش پرورش داده و انواع رنجها و سختیها را از انسانها دور کرده است. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُ﴾) هیچ معبود بر حقی جز او نیست، آفرینندۀ هر چیزی است، پس او را بپرستید. وقتی ثابت شد که او معبود بر حق است، و جز او معبود حقیقی دیگری وجود ندارد؛ همۀ عبادتها را خالصانه برای او انجام دهید، و هدفتان از انجام آن فقط رضای وی باشد؛ زیرا آنچه از مردم خواسته شده، همین است و برای همین هدف آفریده شدهاند. ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾ و جن و انسان را نیافریدهام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ﴾) و هر چیزی تحت وکالت و سرپرستی او قرار دارد، همه را آفریده و به اصلاح و تدبیر شئون آنها میپردازد. و مشخص است کاری که در آن تصرف میشود، درستی و کامل بودن و انتظام کامل آن، بر حسب حالت کسی است که به وکالت و سرپرستی آن کار میپردازد. و وکالت خداوند بر کارها، مانند وکالت مردم نیست؛ زیرا وکالت مردم، نیابی است و وکیل، تابع موکِّل خود است. اما وکالت و سرپرستی خداوند باری تعالی از جانب خودش است و متضمّن کمال علم و حسن تدبیر و نیکو کاری و دادگری است. پس امکان ندارد که هیچ کسی بتواند از کار خداوند ایراد بگیرد، و در صنعت و آفرینش وی خلل و نقصی مشاهده کند، و در تدبیر و مدیریت او کمبودی بیابد. و از جمله وکالت خداوند این است که تبیین دینش را به عهده گرفته، و آن را از هر تغییر و تحریفی حفظ کرده است. نیز حفاظت از مؤمنان و مصون داشتن آنها را از آنچه که ایمان و دینشان را از بین میبرد، بر عهده گرفته است.
(103) (﴿لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) به خاطر عظمت و کمالش، چشمها او را احاطه نمیکنند گرچه در آخرت او را میبینند و با نگاه کردن به چهرۀ بزرگوار خدا، شاد میشوند. پس نفی احاطه و «ادراک»، دیدن را نفی نمیکند بلکه به طریق مفهوم، دیدن را ثابت مینماید؛ زیرا نفی ادراک که دقیقترین صفت رؤیت است، دالّ بر ثبوت رؤیت و دیدن است؛ زیرا اگر منظورش نفی دیدن بود، میفرمود:(لا تراه الأَبْصَارُ): چشمها او را نمیبینند، و یا عبارتی شبیه این را میآورد. پس دانسته شد که در این آیه، دلیلی بر صحّت مذهب کسانی وجود ندارد که رؤیت پروردگارشان را در آخرت نفی میکنند، بلکه این آیه کاملاً مخالف عقیده و گفتار آنها است. (﴿وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و او خدایی است که علم و آگاهیاش پنهان و آشکار را احاطه نموده، و شنوایی او تمام اصوات آشکار و پوشیده را در بر گرفته است، و بینایی او همۀ دیدنیهای کوچک و بزرگ را در بر گرفته است. (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او خدایی است که دانش و آگاهیاش دقیق است تا جایی که امور پنهان و پوشیده را در مییابد. و از جمله لطف و مهربانی او، این است که بنده را به سوی مصالح دینش سوق میدهد و او را به مصالح و مقاصد خیر میرساند، و به سعادت و جاودانگی و رستگاری همیشگی نایل میگرداند، به گونهای که خود تصور آن را نداشته است. تا جایی که خداوند کارهایی را برای او مقدر مینماید که بنده آن را نمیپسندد، و از آن دردمند میشود، و از خداوند میخواهد که آن را از وی دور کند، اما خداوند میداند که دین بندهاش با آن درستتر میشود، و کمال و رشدش به آن منوط است. پس پاک است خدایی که به امور دقیق و پنهان آشنا است، و بسیار آگاه و لطیف و نسبت به مؤمنان مهربان است.
(104) وقتی که خداوند دلایل روشن و واضحی را بر صحت مطالب و اهداف راستین دین بیان کرد، توجه بندگان را به این نکته معطوف ساخت که هدایت و عدم هدایت آنان به نفع یا ضرر خودشان است، پس فرمود: (﴿قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ﴾) نشانهها و دلایلی که حق را بیان میدارد، به نزد شما آمده است، که به خاطر فصاحت و بیان روشن آن و در برگرفتن معانی مهم و حقایق زیبا، همچون خورشید فروزان بر قلب و چشمها میدرخشند. چون این آیات از جانب پروردگار آمدهاند؛ پروردگاری که آفریدههایش را با انواع نعمتهای آشکار و پنهان که بزرگترین و برترین آن، روشن کردن آیات و توضیح امور مشکل است، پرورش داده است. (﴿فَمَنۡ أَبۡصَرَ﴾) پس هرکس در پرتو این آیات ببیند و به مقتضای آن عمل نماید، (﴿فَلِنَفۡسِهِۦ﴾) به نفع خودش است؛ زیرا خداوند بینیاز و ستوده است. (﴿وَمَنۡ عَمِيَ﴾) و هرکس کور شود، به این صورت که قدرت دیدن را داشته باشد اما چشمانش را ببندد، و [از منکرات و معاصی] بازداشته شود اما باز نیاید، و حق برای او بیان شود اما از آن فرمان نبرد و تسلیم آن نشود و سر خم نکند، پس زیان کوریاش به خودش برمیگردد. (﴿وَمَآ أَنَا۠﴾) و من [=پیامبر]، (﴿عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ﴾) همیشه محافظ و مراقب اعمالتان نیستم، بلکه فقط بر من رساندنِ آشکار واجب است، و من وظیفهام را انجام دادهام واین کار را کردهام، و آنچه را که خداوند به سوی من فرستاده است، رساندهام. پس وظیفۀ من همین است و مسئولیت بیشتری ندارم.
الأنعام 6:103
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ؛ براي خدا شريکاني از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفريده است و بي هيچ دانشي ، به دروغ دختراني و پسراني براي او تصور کرده اند او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مي کنند. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ پديد آورنده آسمانها و زمين است چگونه او را فرزندي باشد ، و حال آنکه او را همسري نيست هر چيزي را او آفريده است و به هر چيزي داناست. ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ اين است خداي يکتا که پروردگار شماست خدايي جز او نيست آفريننده هر، چيزي است پس او را بپرستيد که نگهبان هر چيزي است. لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ چشمها او را نمي بينند و او بينندگان را مي بيند دقيق و آگاه است. قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ؛ پروردگارتان به شما ادراک داده است هر که از روي بصيرت مي نگرد به سود اوست و هر که چشم بصيرت بر هم نهد به زيان اوست و من نگهدارنده شما نيستم.
(100) خداوند متعال خبر میدهد با وجود اینکه بر بندگانش احسان نموده و خود را با نشانهها و دلایل روشن و حجتهای واضح شناسانده است، اما مشرکین اعم از قریش و دیگران، شریکانی از جن و فرشتگان ـکه آفریدههای خدا هستند و چیزی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت در آنها نیستـ برای او قرار داده، و آنها را به فریاد خوانده و میپرستند. پس، آنها را شرکای کسی قرار دادهاند که آفرینش و امر در دست او است، و سایر نعمتها را ارزانی نموده، و همۀ سختیها و رنجها را دور مینماید. همچنین مشرکین از روی نادانی و به دروغ، پسران و دخترانی را برای خدا تراشیدهاند. و کیست ستمگرتر از کسی که بدون علم و آگاهی دربارۀ خدا چیزی بگوید؟ و زشتترین نقص و کمبودی را که خداوند از آن پاک و مبرّا است، به دروغ به او نسبت دهد؟! بنابراین خداوند خویشتن را ازآنچه مشرکین به دروغ به او نسبت میدادند، تبرئه نمود و فرمود: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) پاک است خداوند از آنچه که او را بدان توصیف میکنند؛ زیرا او به هر کمالی متصف، و از هر نقص و آفت و عیبی پاک و منزّه است.
(101) (﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) پدید آورنده و آفرینندۀ آسمانها و زمین است. و آفرینش آنها را، به خوبی و بدون اینکه از قبل نمونهای داشته باشند، به بهترین صورت آفریده است، که خردمندان نمیتوانند مانند آن را پیشنهاد کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین هیچ شریک و وزیری ندارد. (﴿أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞ﴾) چگونه ممکن است برای خدا فرزندی باشد، درحالی که او خدای برتر و بینیاز است؟ و او کسی است که فرزند و همسری ندارد، و از مخلوقاتش بینیاز است و همۀ مخلوقات در تمامی حالات خود، به او نیازمندند. و فرزند باید از جنس پدرش باشد، و خداوند آفرینندۀ هر چیزی است و هیچکدام از مخلوقات به هیچ صورتی با خدا مشابهت ندارند. وقتی که بیان داشت هر موجودی آفریدۀ اواست، بیان کرد که علم و آگاهی او، همۀ اشیا را فراگرفته است؛ پس فرمود: (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) و او به هر چیزی دانا است. ذکر «علم» پس از «خلق» به مثابۀ ارائه دلیل عقلی است بر ثبوت علم او. این دلیل عقلی عبارت است از مخلوقات و نظام کامل و متقن جهان آفرینش. جهان هستی بر گستردگی علم آفریننده و کمال حکمت او دلالت مینماید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ آیا کسی که آفریننده است [و مردمان را آفریده است، حال و وضع آنان را] نمیداند حال آنکه او لطیف و آگاه و بسیار باریکبین است؟! و در جای دیگری نیز میفرماید:﴿وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ و او آفرینندۀ دانا است؛ خدایی که همه چیز را آفریده و اندازهگیری نموده است.
(102) (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) این است خدا، پروردگار شما؛ معبودی که شایسته است از صمیم قلب او را دوست بدارید، و در برابر او سر مذلت بر خاک نهاد، همۀ جهان آفرینش را با نعمت خویش پرورش داده و انواع رنجها و سختیها را از انسانها دور کرده است. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُ﴾) هیچ معبود بر حقی جز او نیست، آفرینندۀ هر چیزی است، پس او را بپرستید. وقتی ثابت شد که او معبود بر حق است، و جز او معبود حقیقی دیگری وجود ندارد؛ همۀ عبادتها را خالصانه برای او انجام دهید، و هدفتان از انجام آن فقط رضای وی باشد؛ زیرا آنچه از مردم خواسته شده، همین است و برای همین هدف آفریده شدهاند. ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾ و جن و انسان را نیافریدهام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ﴾) و هر چیزی تحت وکالت و سرپرستی او قرار دارد، همه را آفریده و به اصلاح و تدبیر شئون آنها میپردازد. و مشخص است کاری که در آن تصرف میشود، درستی و کامل بودن و انتظام کامل آن، بر حسب حالت کسی است که به وکالت و سرپرستی آن کار میپردازد. و وکالت خداوند بر کارها، مانند وکالت مردم نیست؛ زیرا وکالت مردم، نیابی است و وکیل، تابع موکِّل خود است. اما وکالت و سرپرستی خداوند باری تعالی از جانب خودش است و متضمّن کمال علم و حسن تدبیر و نیکو کاری و دادگری است. پس امکان ندارد که هیچ کسی بتواند از کار خداوند ایراد بگیرد، و در صنعت و آفرینش وی خلل و نقصی مشاهده کند، و در تدبیر و مدیریت او کمبودی بیابد. و از جمله وکالت خداوند این است که تبیین دینش را به عهده گرفته، و آن را از هر تغییر و تحریفی حفظ کرده است. نیز حفاظت از مؤمنان و مصون داشتن آنها را از آنچه که ایمان و دینشان را از بین میبرد، بر عهده گرفته است.
(103) (﴿لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) به خاطر عظمت و کمالش، چشمها او را احاطه نمیکنند گرچه در آخرت او را میبینند و با نگاه کردن به چهرۀ بزرگوار خدا، شاد میشوند. پس نفی احاطه و «ادراک»، دیدن را نفی نمیکند بلکه به طریق مفهوم، دیدن را ثابت مینماید؛ زیرا نفی ادراک که دقیقترین صفت رؤیت است، دالّ بر ثبوت رؤیت و دیدن است؛ زیرا اگر منظورش نفی دیدن بود، میفرمود:(لا تراه الأَبْصَارُ): چشمها او را نمیبینند، و یا عبارتی شبیه این را میآورد. پس دانسته شد که در این آیه، دلیلی بر صحّت مذهب کسانی وجود ندارد که رؤیت پروردگارشان را در آخرت نفی میکنند، بلکه این آیه کاملاً مخالف عقیده و گفتار آنها است. (﴿وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و او خدایی است که علم و آگاهیاش پنهان و آشکار را احاطه نموده، و شنوایی او تمام اصوات آشکار و پوشیده را در بر گرفته است، و بینایی او همۀ دیدنیهای کوچک و بزرگ را در بر گرفته است. (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او خدایی است که دانش و آگاهیاش دقیق است تا جایی که امور پنهان و پوشیده را در مییابد. و از جمله لطف و مهربانی او، این است که بنده را به سوی مصالح دینش سوق میدهد و او را به مصالح و مقاصد خیر میرساند، و به سعادت و جاودانگی و رستگاری همیشگی نایل میگرداند، به گونهای که خود تصور آن را نداشته است. تا جایی که خداوند کارهایی را برای او مقدر مینماید که بنده آن را نمیپسندد، و از آن دردمند میشود، و از خداوند میخواهد که آن را از وی دور کند، اما خداوند میداند که دین بندهاش با آن درستتر میشود، و کمال و رشدش به آن منوط است. پس پاک است خدایی که به امور دقیق و پنهان آشنا است، و بسیار آگاه و لطیف و نسبت به مؤمنان مهربان است.
(104) وقتی که خداوند دلایل روشن و واضحی را بر صحت مطالب و اهداف راستین دین بیان کرد، توجه بندگان را به این نکته معطوف ساخت که هدایت و عدم هدایت آنان به نفع یا ضرر خودشان است، پس فرمود: (﴿قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ﴾) نشانهها و دلایلی که حق را بیان میدارد، به نزد شما آمده است، که به خاطر فصاحت و بیان روشن آن و در برگرفتن معانی مهم و حقایق زیبا، همچون خورشید فروزان بر قلب و چشمها میدرخشند. چون این آیات از جانب پروردگار آمدهاند؛ پروردگاری که آفریدههایش را با انواع نعمتهای آشکار و پنهان که بزرگترین و برترین آن، روشن کردن آیات و توضیح امور مشکل است، پرورش داده است. (﴿فَمَنۡ أَبۡصَرَ﴾) پس هرکس در پرتو این آیات ببیند و به مقتضای آن عمل نماید، (﴿فَلِنَفۡسِهِۦ﴾) به نفع خودش است؛ زیرا خداوند بینیاز و ستوده است. (﴿وَمَنۡ عَمِيَ﴾) و هرکس کور شود، به این صورت که قدرت دیدن را داشته باشد اما چشمانش را ببندد، و [از منکرات و معاصی] بازداشته شود اما باز نیاید، و حق برای او بیان شود اما از آن فرمان نبرد و تسلیم آن نشود و سر خم نکند، پس زیان کوریاش به خودش برمیگردد. (﴿وَمَآ أَنَا۠﴾) و من [=پیامبر]، (﴿عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ﴾) همیشه محافظ و مراقب اعمالتان نیستم، بلکه فقط بر من رساندنِ آشکار واجب است، و من وظیفهام را انجام دادهام واین کار را کردهام، و آنچه را که خداوند به سوی من فرستاده است، رساندهام. پس وظیفۀ من همین است و مسئولیت بیشتری ندارم.
الأنعام 6:104
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ؛ براي خدا شريکاني از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفريده است و بي هيچ دانشي ، به دروغ دختراني و پسراني براي او تصور کرده اند او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مي کنند. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ پديد آورنده آسمانها و زمين است چگونه او را فرزندي باشد ، و حال آنکه او را همسري نيست هر چيزي را او آفريده است و به هر چيزي داناست. ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ اين است خداي يکتا که پروردگار شماست خدايي جز او نيست آفريننده هر، چيزي است پس او را بپرستيد که نگهبان هر چيزي است. لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ چشمها او را نمي بينند و او بينندگان را مي بيند دقيق و آگاه است. قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ؛ پروردگارتان به شما ادراک داده است هر که از روي بصيرت مي نگرد به سود اوست و هر که چشم بصيرت بر هم نهد به زيان اوست و من نگهدارنده شما نيستم.
(100) خداوند متعال خبر میدهد با وجود اینکه بر بندگانش احسان نموده و خود را با نشانهها و دلایل روشن و حجتهای واضح شناسانده است، اما مشرکین اعم از قریش و دیگران، شریکانی از جن و فرشتگان ـکه آفریدههای خدا هستند و چیزی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت در آنها نیستـ برای او قرار داده، و آنها را به فریاد خوانده و میپرستند. پس، آنها را شرکای کسی قرار دادهاند که آفرینش و امر در دست او است، و سایر نعمتها را ارزانی نموده، و همۀ سختیها و رنجها را دور مینماید. همچنین مشرکین از روی نادانی و به دروغ، پسران و دخترانی را برای خدا تراشیدهاند. و کیست ستمگرتر از کسی که بدون علم و آگاهی دربارۀ خدا چیزی بگوید؟ و زشتترین نقص و کمبودی را که خداوند از آن پاک و مبرّا است، به دروغ به او نسبت دهد؟! بنابراین خداوند خویشتن را ازآنچه مشرکین به دروغ به او نسبت میدادند، تبرئه نمود و فرمود: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) پاک است خداوند از آنچه که او را بدان توصیف میکنند؛ زیرا او به هر کمالی متصف، و از هر نقص و آفت و عیبی پاک و منزّه است.
(101) (﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) پدید آورنده و آفرینندۀ آسمانها و زمین است. و آفرینش آنها را، به خوبی و بدون اینکه از قبل نمونهای داشته باشند، به بهترین صورت آفریده است، که خردمندان نمیتوانند مانند آن را پیشنهاد کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین هیچ شریک و وزیری ندارد. (﴿أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞ﴾) چگونه ممکن است برای خدا فرزندی باشد، درحالی که او خدای برتر و بینیاز است؟ و او کسی است که فرزند و همسری ندارد، و از مخلوقاتش بینیاز است و همۀ مخلوقات در تمامی حالات خود، به او نیازمندند. و فرزند باید از جنس پدرش باشد، و خداوند آفرینندۀ هر چیزی است و هیچکدام از مخلوقات به هیچ صورتی با خدا مشابهت ندارند. وقتی که بیان داشت هر موجودی آفریدۀ اواست، بیان کرد که علم و آگاهی او، همۀ اشیا را فراگرفته است؛ پس فرمود: (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) و او به هر چیزی دانا است. ذکر «علم» پس از «خلق» به مثابۀ ارائه دلیل عقلی است بر ثبوت علم او. این دلیل عقلی عبارت است از مخلوقات و نظام کامل و متقن جهان آفرینش. جهان هستی بر گستردگی علم آفریننده و کمال حکمت او دلالت مینماید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ آیا کسی که آفریننده است [و مردمان را آفریده است، حال و وضع آنان را] نمیداند حال آنکه او لطیف و آگاه و بسیار باریکبین است؟! و در جای دیگری نیز میفرماید:﴿وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ و او آفرینندۀ دانا است؛ خدایی که همه چیز را آفریده و اندازهگیری نموده است.
(102) (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) این است خدا، پروردگار شما؛ معبودی که شایسته است از صمیم قلب او را دوست بدارید، و در برابر او سر مذلت بر خاک نهاد، همۀ جهان آفرینش را با نعمت خویش پرورش داده و انواع رنجها و سختیها را از انسانها دور کرده است. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُ﴾) هیچ معبود بر حقی جز او نیست، آفرینندۀ هر چیزی است، پس او را بپرستید. وقتی ثابت شد که او معبود بر حق است، و جز او معبود حقیقی دیگری وجود ندارد؛ همۀ عبادتها را خالصانه برای او انجام دهید، و هدفتان از انجام آن فقط رضای وی باشد؛ زیرا آنچه از مردم خواسته شده، همین است و برای همین هدف آفریده شدهاند. ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾ و جن و انسان را نیافریدهام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ﴾) و هر چیزی تحت وکالت و سرپرستی او قرار دارد، همه را آفریده و به اصلاح و تدبیر شئون آنها میپردازد. و مشخص است کاری که در آن تصرف میشود، درستی و کامل بودن و انتظام کامل آن، بر حسب حالت کسی است که به وکالت و سرپرستی آن کار میپردازد. و وکالت خداوند بر کارها، مانند وکالت مردم نیست؛ زیرا وکالت مردم، نیابی است و وکیل، تابع موکِّل خود است. اما وکالت و سرپرستی خداوند باری تعالی از جانب خودش است و متضمّن کمال علم و حسن تدبیر و نیکو کاری و دادگری است. پس امکان ندارد که هیچ کسی بتواند از کار خداوند ایراد بگیرد، و در صنعت و آفرینش وی خلل و نقصی مشاهده کند، و در تدبیر و مدیریت او کمبودی بیابد. و از جمله وکالت خداوند این است که تبیین دینش را به عهده گرفته، و آن را از هر تغییر و تحریفی حفظ کرده است. نیز حفاظت از مؤمنان و مصون داشتن آنها را از آنچه که ایمان و دینشان را از بین میبرد، بر عهده گرفته است.
(103) (﴿لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) به خاطر عظمت و کمالش، چشمها او را احاطه نمیکنند گرچه در آخرت او را میبینند و با نگاه کردن به چهرۀ بزرگوار خدا، شاد میشوند. پس نفی احاطه و «ادراک»، دیدن را نفی نمیکند بلکه به طریق مفهوم، دیدن را ثابت مینماید؛ زیرا نفی ادراک که دقیقترین صفت رؤیت است، دالّ بر ثبوت رؤیت و دیدن است؛ زیرا اگر منظورش نفی دیدن بود، میفرمود:(لا تراه الأَبْصَارُ): چشمها او را نمیبینند، و یا عبارتی شبیه این را میآورد. پس دانسته شد که در این آیه، دلیلی بر صحّت مذهب کسانی وجود ندارد که رؤیت پروردگارشان را در آخرت نفی میکنند، بلکه این آیه کاملاً مخالف عقیده و گفتار آنها است. (﴿وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و او خدایی است که علم و آگاهیاش پنهان و آشکار را احاطه نموده، و شنوایی او تمام اصوات آشکار و پوشیده را در بر گرفته است، و بینایی او همۀ دیدنیهای کوچک و بزرگ را در بر گرفته است. (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او خدایی است که دانش و آگاهیاش دقیق است تا جایی که امور پنهان و پوشیده را در مییابد. و از جمله لطف و مهربانی او، این است که بنده را به سوی مصالح دینش سوق میدهد و او را به مصالح و مقاصد خیر میرساند، و به سعادت و جاودانگی و رستگاری همیشگی نایل میگرداند، به گونهای که خود تصور آن را نداشته است. تا جایی که خداوند کارهایی را برای او مقدر مینماید که بنده آن را نمیپسندد، و از آن دردمند میشود، و از خداوند میخواهد که آن را از وی دور کند، اما خداوند میداند که دین بندهاش با آن درستتر میشود، و کمال و رشدش به آن منوط است. پس پاک است خدایی که به امور دقیق و پنهان آشنا است، و بسیار آگاه و لطیف و نسبت به مؤمنان مهربان است.
(104) وقتی که خداوند دلایل روشن و واضحی را بر صحت مطالب و اهداف راستین دین بیان کرد، توجه بندگان را به این نکته معطوف ساخت که هدایت و عدم هدایت آنان به نفع یا ضرر خودشان است، پس فرمود: (﴿قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ﴾) نشانهها و دلایلی که حق را بیان میدارد، به نزد شما آمده است، که به خاطر فصاحت و بیان روشن آن و در برگرفتن معانی مهم و حقایق زیبا، همچون خورشید فروزان بر قلب و چشمها میدرخشند. چون این آیات از جانب پروردگار آمدهاند؛ پروردگاری که آفریدههایش را با انواع نعمتهای آشکار و پنهان که بزرگترین و برترین آن، روشن کردن آیات و توضیح امور مشکل است، پرورش داده است. (﴿فَمَنۡ أَبۡصَرَ﴾) پس هرکس در پرتو این آیات ببیند و به مقتضای آن عمل نماید، (﴿فَلِنَفۡسِهِۦ﴾) به نفع خودش است؛ زیرا خداوند بینیاز و ستوده است. (﴿وَمَنۡ عَمِيَ﴾) و هرکس کور شود، به این صورت که قدرت دیدن را داشته باشد اما چشمانش را ببندد، و [از منکرات و معاصی] بازداشته شود اما باز نیاید، و حق برای او بیان شود اما از آن فرمان نبرد و تسلیم آن نشود و سر خم نکند، پس زیان کوریاش به خودش برمیگردد. (﴿وَمَآ أَنَا۠﴾) و من [=پیامبر]، (﴿عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ﴾) همیشه محافظ و مراقب اعمالتان نیستم، بلکه فقط بر من رساندنِ آشکار واجب است، و من وظیفهام را انجام دادهام واین کار را کردهام، و آنچه را که خداوند به سوی من فرستاده است، رساندهام. پس وظیفۀ من همین است و مسئولیت بیشتری ندارم.
الأنعام 6:105
وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ آيات خدا را اينچنين گونه گون بيان مي کنيم ، تا مباد که بگويند که ، ازکس درس گرفته اي و ما اين آيات را براي اهل دانش بيان مي کنيم. اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ؛ از هر چه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است پيروي کن هيچ خدايي جز او نيست و از مشرکان روي برتاب. وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ اگر خدا مي خواست ، آنان شرک نمي آوردند ، و ما تو را نگهبانشان نساخته ايم و تو کارسازشان نيستي. وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ چيزهايي را که آنان به جاي الله مي خوانند ، دشنام مدهيد که آنان نيز، بي هيچ دانشي ، از روي کينه توزي به الله دشنام دهند اينچنين عمل هر قومي را در چشمشان آراسته ايم پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و اوهمه را از کارهايي که کرده اند آگاه مي سازد.
(108) خداوند تبارک و تعالی مؤمنان را از کاری که در اصل جایز، و بلکه مشروع و مطلوب بوده است، نهی میکند؛ و آن عبارت از دشنام دادن به خدایان مشرکانی است که بتهایی [دروغین] را به خدایی گرفتهاند. مسلمانان با اهانت و دشنام دادن به خدایان آنان، در صدد آن بودند که به خدا نزدیکی جویند. اما از آنجا که این دشنام دادن، راهی برای دشنام دادن مشرکان به پروردگار جهانیان میشود، و باید ذات عظیم او از هر عیب و آسیب و دشنام و زشتی منزه دانسته شود، خداوند از دشنام دادن به خدایان مشرکین نهی کرد، چون آنها به خاطر دینشان به جوش میآیند، و برای آن تعصب میورزند؛ زیرا خداوند برای هر امتی، عملشان را آراسته و زیبا نموده است، و آن را خوب و زیبا میبینند، و به هر راهی از آن دفاع میکنند. به گونهای که اگر مسلمانان خدایانشان را دشنام دهند، آنها به خداوند و پروردگار جهانیان که عظمت و شکوه او در دلهای نیکوکاران و بدکاران ریشه دوانده است، دشنام میدهند. اما در روز قیامت، باز گشت همۀ مردم به سوی خدا است، و همه بر خدا عرضه شده، و اعمالشان پیش او آورده میشود. پس آنان را به خوب و بدی که کردهاند، آگاه میسازد. و در این آیۀ کریمه دلیلی بر صحت این قاعدۀ شرعی وجود دارد:«وسایل، با کار و اهداف ارزیابی میشوند، و اینکه وسیله و راهِ به سوی حرام گرچه در اصل جایز و روا باشد، اما مادامی که به شرّ منتهی شود، حرام میباشد.»
الأنعام 6:106
وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ آيات خدا را اينچنين گونه گون بيان مي کنيم ، تا مباد که بگويند که ، ازکس درس گرفته اي و ما اين آيات را براي اهل دانش بيان مي کنيم. اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ؛ از هر چه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است پيروي کن هيچ خدايي جز او نيست و از مشرکان روي برتاب. وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ اگر خدا مي خواست ، آنان شرک نمي آوردند ، و ما تو را نگهبانشان نساخته ايم و تو کارسازشان نيستي. وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ چيزهايي را که آنان به جاي الله مي خوانند ، دشنام مدهيد که آنان نيز، بي هيچ دانشي ، از روي کينه توزي به الله دشنام دهند اينچنين عمل هر قومي را در چشمشان آراسته ايم پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و اوهمه را از کارهايي که کرده اند آگاه مي سازد.
(108) خداوند تبارک و تعالی مؤمنان را از کاری که در اصل جایز، و بلکه مشروع و مطلوب بوده است، نهی میکند؛ و آن عبارت از دشنام دادن به خدایان مشرکانی است که بتهایی [دروغین] را به خدایی گرفتهاند. مسلمانان با اهانت و دشنام دادن به خدایان آنان، در صدد آن بودند که به خدا نزدیکی جویند. اما از آنجا که این دشنام دادن، راهی برای دشنام دادن مشرکان به پروردگار جهانیان میشود، و باید ذات عظیم او از هر عیب و آسیب و دشنام و زشتی منزه دانسته شود، خداوند از دشنام دادن به خدایان مشرکین نهی کرد، چون آنها به خاطر دینشان به جوش میآیند، و برای آن تعصب میورزند؛ زیرا خداوند برای هر امتی، عملشان را آراسته و زیبا نموده است، و آن را خوب و زیبا میبینند، و به هر راهی از آن دفاع میکنند. به گونهای که اگر مسلمانان خدایانشان را دشنام دهند، آنها به خداوند و پروردگار جهانیان که عظمت و شکوه او در دلهای نیکوکاران و بدکاران ریشه دوانده است، دشنام میدهند. اما در روز قیامت، باز گشت همۀ مردم به سوی خدا است، و همه بر خدا عرضه شده، و اعمالشان پیش او آورده میشود. پس آنان را به خوب و بدی که کردهاند، آگاه میسازد. و در این آیۀ کریمه دلیلی بر صحت این قاعدۀ شرعی وجود دارد:«وسایل، با کار و اهداف ارزیابی میشوند، و اینکه وسیله و راهِ به سوی حرام گرچه در اصل جایز و روا باشد، اما مادامی که به شرّ منتهی شود، حرام میباشد.»
الأنعام 6:107
وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ آيات خدا را اينچنين گونه گون بيان مي کنيم ، تا مباد که بگويند که ، ازکس درس گرفته اي و ما اين آيات را براي اهل دانش بيان مي کنيم. اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ؛ از هر چه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است پيروي کن هيچ خدايي جز او نيست و از مشرکان روي برتاب. وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ اگر خدا مي خواست ، آنان شرک نمي آوردند ، و ما تو را نگهبانشان نساخته ايم و تو کارسازشان نيستي. وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ چيزهايي را که آنان به جاي الله مي خوانند ، دشنام مدهيد که آنان نيز، بي هيچ دانشي ، از روي کينه توزي به الله دشنام دهند اينچنين عمل هر قومي را در چشمشان آراسته ايم پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و اوهمه را از کارهايي که کرده اند آگاه مي سازد.
(108) خداوند تبارک و تعالی مؤمنان را از کاری که در اصل جایز، و بلکه مشروع و مطلوب بوده است، نهی میکند؛ و آن عبارت از دشنام دادن به خدایان مشرکانی است که بتهایی [دروغین] را به خدایی گرفتهاند. مسلمانان با اهانت و دشنام دادن به خدایان آنان، در صدد آن بودند که به خدا نزدیکی جویند. اما از آنجا که این دشنام دادن، راهی برای دشنام دادن مشرکان به پروردگار جهانیان میشود، و باید ذات عظیم او از هر عیب و آسیب و دشنام و زشتی منزه دانسته شود، خداوند از دشنام دادن به خدایان مشرکین نهی کرد، چون آنها به خاطر دینشان به جوش میآیند، و برای آن تعصب میورزند؛ زیرا خداوند برای هر امتی، عملشان را آراسته و زیبا نموده است، و آن را خوب و زیبا میبینند، و به هر راهی از آن دفاع میکنند. به گونهای که اگر مسلمانان خدایانشان را دشنام دهند، آنها به خداوند و پروردگار جهانیان که عظمت و شکوه او در دلهای نیکوکاران و بدکاران ریشه دوانده است، دشنام میدهند. اما در روز قیامت، باز گشت همۀ مردم به سوی خدا است، و همه بر خدا عرضه شده، و اعمالشان پیش او آورده میشود. پس آنان را به خوب و بدی که کردهاند، آگاه میسازد. و در این آیۀ کریمه دلیلی بر صحت این قاعدۀ شرعی وجود دارد:«وسایل، با کار و اهداف ارزیابی میشوند، و اینکه وسیله و راهِ به سوی حرام گرچه در اصل جایز و روا باشد، اما مادامی که به شرّ منتهی شود، حرام میباشد.»
الأنعام 6:108
وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ آيات خدا را اينچنين گونه گون بيان مي کنيم ، تا مباد که بگويند که ، ازکس درس گرفته اي و ما اين آيات را براي اهل دانش بيان مي کنيم. اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ؛ از هر چه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است پيروي کن هيچ خدايي جز او نيست و از مشرکان روي برتاب. وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ اگر خدا مي خواست ، آنان شرک نمي آوردند ، و ما تو را نگهبانشان نساخته ايم و تو کارسازشان نيستي. وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ چيزهايي را که آنان به جاي الله مي خوانند ، دشنام مدهيد که آنان نيز، بي هيچ دانشي ، از روي کينه توزي به الله دشنام دهند اينچنين عمل هر قومي را در چشمشان آراسته ايم پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و اوهمه را از کارهايي که کرده اند آگاه مي سازد.
(108) خداوند تبارک و تعالی مؤمنان را از کاری که در اصل جایز، و بلکه مشروع و مطلوب بوده است، نهی میکند؛ و آن عبارت از دشنام دادن به خدایان مشرکانی است که بتهایی [دروغین] را به خدایی گرفتهاند. مسلمانان با اهانت و دشنام دادن به خدایان آنان، در صدد آن بودند که به خدا نزدیکی جویند. اما از آنجا که این دشنام دادن، راهی برای دشنام دادن مشرکان به پروردگار جهانیان میشود، و باید ذات عظیم او از هر عیب و آسیب و دشنام و زشتی منزه دانسته شود، خداوند از دشنام دادن به خدایان مشرکین نهی کرد، چون آنها به خاطر دینشان به جوش میآیند، و برای آن تعصب میورزند؛ زیرا خداوند برای هر امتی، عملشان را آراسته و زیبا نموده است، و آن را خوب و زیبا میبینند، و به هر راهی از آن دفاع میکنند. به گونهای که اگر مسلمانان خدایانشان را دشنام دهند، آنها به خداوند و پروردگار جهانیان که عظمت و شکوه او در دلهای نیکوکاران و بدکاران ریشه دوانده است، دشنام میدهند. اما در روز قیامت، باز گشت همۀ مردم به سوی خدا است، و همه بر خدا عرضه شده، و اعمالشان پیش او آورده میشود. پس آنان را به خوب و بدی که کردهاند، آگاه میسازد. و در این آیۀ کریمه دلیلی بر صحت این قاعدۀ شرعی وجود دارد:«وسایل، با کار و اهداف ارزیابی میشوند، و اینکه وسیله و راهِ به سوی حرام گرچه در اصل جایز و روا باشد، اما مادامی که به شرّ منتهی شود، حرام میباشد.»
الأنعام 6:109
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ تا آنجا که توانستند ، به سخت ترين قسمها ، به خدا سوگند ياد کردند که اگر معجزه اي برايشان نازل شود بدان ايمان آورند بگو : همه معجزه ها نزد خداست و شما از کجا مي دانيد که اگر معجزه اي نازل شود ايمان نمي آورند ? وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ؛ و همچنان که در آغاز به آن ايمان نياوردند ، اين بار نيز در دلها و ديدگانشان تصرف مي کنيم و آنان را سرگردان در طغيانشان رها مي سازيم. وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ؛ و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل کرده بوديم و مردگان با ايشان سخن ، مي گفتند و هر چيزي را دسته دسته نزد آنان گرد مي آورديم ، باز هم ايمان نمي آوردند ، مگر اينکه خدا بخواهد و ليک بيشترشان جاهلند.
(109) مشرکانی که پیامبر -محمد صلی الله علیه وسلم - را تکذیب میکردند با محکمترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند. (﴿جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ﴾) یعنی با همۀ تاب و توان سوگند خوردند و آن را موکّد کردند.(﴿لَئِن جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةٞ﴾) که اگر معجزه و دلیلی پیش آنها بیاید که بر راستی محمد صلی الله علیه وسلم دلالت نماید، (﴿لَّيُؤۡمِنُنَّ بِهَا﴾) حتماً به آن ایمان خواهند آورد. و هدف آنان از این سخن، هدایت نبود، بلکه هدفشان دفع اعتراضی بود که به آنان وارد میشد، و میخواستند چیزهایی را که پیامبر آورده بود، رد کنند؛ زیرا خداوند پیامبرش صلی الله علیه وسلم را با آیات روشن و دلایل واضح تأیید نمود، و چنانچه مشرکان این حقیقت را مورد عنایت قرار میدادند، کوچکترین شبهه و اشکالی در صحت آن باقی نمیماند. و آنان بعد از آنکه آیات ودلایل قاطعی را مشاهده کردند، باز از پیامبر خواستند که دلایل دیگری بیاورد، و این جز سر سختی و لجاجت، چیز دیگری نیست و نباید به آن پاسخ داد، بلکه گاه پاسخ ندادن به آن، بهتر است؛ زیرا سنت خدا در میان بندگانش به این شیوه جاری شده است؛ آنانی که از پیامبران درخواست کردند معجزات و دلایلی را ارائه کنند، وقتی که دلیل و معجزات نزدشان آمد و به آن ایمان نیاوردند، خداوند فوراً آنها را عذاب داد. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: معجزات فقط پیش خدا است. خداست که هرگاه بخواهد آن را میفرستد، و هرگاه بخواهد آن را نمیفرستد و از آن جلوگیری میکند، و من در این رابطه اختیاری ندارم. پس در خواست شما از من، مبنی بر اینکه معجزه بیاورم، ظلم است و در اختیار من نیست. شما فقط میتوانید توضیح بیشتری را در رابطه با آنچه که آوردهام، طلب کنید، و به آن ایمان بیاورید. و این توضیح از جانب من حاصل شد؛ با وجود این نیز اگر معجزات به سوی آنان روانه شود، معلوم نیست که ایمان میآورند یا نه. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يُشۡعِرُكُمۡ أَنَّهَآ إِذَا جَآءَتۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) و شما ای مؤمنان! چه میدانید که اگر معجزات برای ایشان آورده شود، ایمان بیاورند؟ \
(110) (﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ﴾) و چنانچه نخستین بار دعوتگر پیش آنها بیاید و حجت بر آنان اقامه شود، و ایمان نیاورند، با دگرگون کردن دلها و ایجاد مانع میان آنها و ایمان، و توفیق ندادنشان برای در پیش گرفتن راه راست، آنان را مجازات میکنیم. و این ناشی از عدل خدا و حکمت او نسبت به بندگانش است؛ زیرا آنان بندگانی هستند که برخود جنایت کردهاند، و خداوند دروازۀ رحمت خویش را به روی آنها گشوده است، اما آنها وارد نمیشوند؛ و راه را برایشان روشن کرده، اما آن را در پیش نمیگیرند. پس، از توفیق الهی محروم شدند، و این با حالاتشان مناسب است.
(111) آنها ایمان را فقط به خواست و ارادۀ خودشان معلق کرده بودند، و به خدا اعتماد و توکل نداشتند و این بزرگترین اشتباه آنان محسوب میشود؛ زیرا اگر معجزات بزرگی نیز از قبیل اینکه: فرشتگان نزد آنها بیایند، و بر صدق رسالت پیامبر گواهی بدهند، و مردگان با آنان سخن بگویند، و به زنده شدنِ پس از مرگ گواهی دهند، (﴿وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا﴾) و هر چیزی را آشکارا و در برابر آنها گرد آوریم تا با آنها سخن بگویند، و آنها را به طور مستقیم مشاهده کنند، و بر صدق آنچه پیامبر آورده است گواهی دهند، باز هم اگر خداوند نخواهد، ایمان نمیآورند. ولی بیشترشان ناداناند؛ به همین جهت ایمان خود را مشروط به آمدن و آشکار شدن معجزات کردهاند. اما عقل و دانش حکم میکند که هدفِ بنده، پیروی کردن از حق باشد و آن را با در پیش گرفتن راههایی که خدا بیان کرده است، بجوید و به آن عمل نماید، و در راستای پیروی کردن از اوامر خدا، از وی کمک بخواهد، و به توانایی و حرکت خود اعتماد ننماید، و دلایل و معجزاتی را که فایدهای برای وی در بر ندارد، طلب نکند.
الأنعام 6:110
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ تا آنجا که توانستند ، به سخت ترين قسمها ، به خدا سوگند ياد کردند که اگر معجزه اي برايشان نازل شود بدان ايمان آورند بگو : همه معجزه ها نزد خداست و شما از کجا مي دانيد که اگر معجزه اي نازل شود ايمان نمي آورند ? وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ؛ و همچنان که در آغاز به آن ايمان نياوردند ، اين بار نيز در دلها و ديدگانشان تصرف مي کنيم و آنان را سرگردان در طغيانشان رها مي سازيم. وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ؛ و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل کرده بوديم و مردگان با ايشان سخن ، مي گفتند و هر چيزي را دسته دسته نزد آنان گرد مي آورديم ، باز هم ايمان نمي آوردند ، مگر اينکه خدا بخواهد و ليک بيشترشان جاهلند.
(109) مشرکانی که پیامبر -محمد صلی الله علیه وسلم - را تکذیب میکردند با محکمترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند. (﴿جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ﴾) یعنی با همۀ تاب و توان سوگند خوردند و آن را موکّد کردند.(﴿لَئِن جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةٞ﴾) که اگر معجزه و دلیلی پیش آنها بیاید که بر راستی محمد صلی الله علیه وسلم دلالت نماید، (﴿لَّيُؤۡمِنُنَّ بِهَا﴾) حتماً به آن ایمان خواهند آورد. و هدف آنان از این سخن، هدایت نبود، بلکه هدفشان دفع اعتراضی بود که به آنان وارد میشد، و میخواستند چیزهایی را که پیامبر آورده بود، رد کنند؛ زیرا خداوند پیامبرش صلی الله علیه وسلم را با آیات روشن و دلایل واضح تأیید نمود، و چنانچه مشرکان این حقیقت را مورد عنایت قرار میدادند، کوچکترین شبهه و اشکالی در صحت آن باقی نمیماند. و آنان بعد از آنکه آیات ودلایل قاطعی را مشاهده کردند، باز از پیامبر خواستند که دلایل دیگری بیاورد، و این جز سر سختی و لجاجت، چیز دیگری نیست و نباید به آن پاسخ داد، بلکه گاه پاسخ ندادن به آن، بهتر است؛ زیرا سنت خدا در میان بندگانش به این شیوه جاری شده است؛ آنانی که از پیامبران درخواست کردند معجزات و دلایلی را ارائه کنند، وقتی که دلیل و معجزات نزدشان آمد و به آن ایمان نیاوردند، خداوند فوراً آنها را عذاب داد. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: معجزات فقط پیش خدا است. خداست که هرگاه بخواهد آن را میفرستد، و هرگاه بخواهد آن را نمیفرستد و از آن جلوگیری میکند، و من در این رابطه اختیاری ندارم. پس در خواست شما از من، مبنی بر اینکه معجزه بیاورم، ظلم است و در اختیار من نیست. شما فقط میتوانید توضیح بیشتری را در رابطه با آنچه که آوردهام، طلب کنید، و به آن ایمان بیاورید. و این توضیح از جانب من حاصل شد؛ با وجود این نیز اگر معجزات به سوی آنان روانه شود، معلوم نیست که ایمان میآورند یا نه. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يُشۡعِرُكُمۡ أَنَّهَآ إِذَا جَآءَتۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) و شما ای مؤمنان! چه میدانید که اگر معجزات برای ایشان آورده شود، ایمان بیاورند؟ \
(110) (﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ﴾) و چنانچه نخستین بار دعوتگر پیش آنها بیاید و حجت بر آنان اقامه شود، و ایمان نیاورند، با دگرگون کردن دلها و ایجاد مانع میان آنها و ایمان، و توفیق ندادنشان برای در پیش گرفتن راه راست، آنان را مجازات میکنیم. و این ناشی از عدل خدا و حکمت او نسبت به بندگانش است؛ زیرا آنان بندگانی هستند که برخود جنایت کردهاند، و خداوند دروازۀ رحمت خویش را به روی آنها گشوده است، اما آنها وارد نمیشوند؛ و راه را برایشان روشن کرده، اما آن را در پیش نمیگیرند. پس، از توفیق الهی محروم شدند، و این با حالاتشان مناسب است.
(111) آنها ایمان را فقط به خواست و ارادۀ خودشان معلق کرده بودند، و به خدا اعتماد و توکل نداشتند و این بزرگترین اشتباه آنان محسوب میشود؛ زیرا اگر معجزات بزرگی نیز از قبیل اینکه: فرشتگان نزد آنها بیایند، و بر صدق رسالت پیامبر گواهی بدهند، و مردگان با آنان سخن بگویند، و به زنده شدنِ پس از مرگ گواهی دهند، (﴿وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا﴾) و هر چیزی را آشکارا و در برابر آنها گرد آوریم تا با آنها سخن بگویند، و آنها را به طور مستقیم مشاهده کنند، و بر صدق آنچه پیامبر آورده است گواهی دهند، باز هم اگر خداوند نخواهد، ایمان نمیآورند. ولی بیشترشان ناداناند؛ به همین جهت ایمان خود را مشروط به آمدن و آشکار شدن معجزات کردهاند. اما عقل و دانش حکم میکند که هدفِ بنده، پیروی کردن از حق باشد و آن را با در پیش گرفتن راههایی که خدا بیان کرده است، بجوید و به آن عمل نماید، و در راستای پیروی کردن از اوامر خدا، از وی کمک بخواهد، و به توانایی و حرکت خود اعتماد ننماید، و دلایل و معجزاتی را که فایدهای برای وی در بر ندارد، طلب نکند.
الأنعام 6:111
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ تا آنجا که توانستند ، به سخت ترين قسمها ، به خدا سوگند ياد کردند که اگر معجزه اي برايشان نازل شود بدان ايمان آورند بگو : همه معجزه ها نزد خداست و شما از کجا مي دانيد که اگر معجزه اي نازل شود ايمان نمي آورند ? وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ؛ و همچنان که در آغاز به آن ايمان نياوردند ، اين بار نيز در دلها و ديدگانشان تصرف مي کنيم و آنان را سرگردان در طغيانشان رها مي سازيم. وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ؛ و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل کرده بوديم و مردگان با ايشان سخن ، مي گفتند و هر چيزي را دسته دسته نزد آنان گرد مي آورديم ، باز هم ايمان نمي آوردند ، مگر اينکه خدا بخواهد و ليک بيشترشان جاهلند.
(109) مشرکانی که پیامبر -محمد صلی الله علیه وسلم - را تکذیب میکردند با محکمترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند. (﴿جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ﴾) یعنی با همۀ تاب و توان سوگند خوردند و آن را موکّد کردند.(﴿لَئِن جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةٞ﴾) که اگر معجزه و دلیلی پیش آنها بیاید که بر راستی محمد صلی الله علیه وسلم دلالت نماید، (﴿لَّيُؤۡمِنُنَّ بِهَا﴾) حتماً به آن ایمان خواهند آورد. و هدف آنان از این سخن، هدایت نبود، بلکه هدفشان دفع اعتراضی بود که به آنان وارد میشد، و میخواستند چیزهایی را که پیامبر آورده بود، رد کنند؛ زیرا خداوند پیامبرش صلی الله علیه وسلم را با آیات روشن و دلایل واضح تأیید نمود، و چنانچه مشرکان این حقیقت را مورد عنایت قرار میدادند، کوچکترین شبهه و اشکالی در صحت آن باقی نمیماند. و آنان بعد از آنکه آیات ودلایل قاطعی را مشاهده کردند، باز از پیامبر خواستند که دلایل دیگری بیاورد، و این جز سر سختی و لجاجت، چیز دیگری نیست و نباید به آن پاسخ داد، بلکه گاه پاسخ ندادن به آن، بهتر است؛ زیرا سنت خدا در میان بندگانش به این شیوه جاری شده است؛ آنانی که از پیامبران درخواست کردند معجزات و دلایلی را ارائه کنند، وقتی که دلیل و معجزات نزدشان آمد و به آن ایمان نیاوردند، خداوند فوراً آنها را عذاب داد. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: معجزات فقط پیش خدا است. خداست که هرگاه بخواهد آن را میفرستد، و هرگاه بخواهد آن را نمیفرستد و از آن جلوگیری میکند، و من در این رابطه اختیاری ندارم. پس در خواست شما از من، مبنی بر اینکه معجزه بیاورم، ظلم است و در اختیار من نیست. شما فقط میتوانید توضیح بیشتری را در رابطه با آنچه که آوردهام، طلب کنید، و به آن ایمان بیاورید. و این توضیح از جانب من حاصل شد؛ با وجود این نیز اگر معجزات به سوی آنان روانه شود، معلوم نیست که ایمان میآورند یا نه. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا يُشۡعِرُكُمۡ أَنَّهَآ إِذَا جَآءَتۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) و شما ای مؤمنان! چه میدانید که اگر معجزات برای ایشان آورده شود، ایمان بیاورند؟ \
(110) (﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ﴾) و چنانچه نخستین بار دعوتگر پیش آنها بیاید و حجت بر آنان اقامه شود، و ایمان نیاورند، با دگرگون کردن دلها و ایجاد مانع میان آنها و ایمان، و توفیق ندادنشان برای در پیش گرفتن راه راست، آنان را مجازات میکنیم. و این ناشی از عدل خدا و حکمت او نسبت به بندگانش است؛ زیرا آنان بندگانی هستند که برخود جنایت کردهاند، و خداوند دروازۀ رحمت خویش را به روی آنها گشوده است، اما آنها وارد نمیشوند؛ و راه را برایشان روشن کرده، اما آن را در پیش نمیگیرند. پس، از توفیق الهی محروم شدند، و این با حالاتشان مناسب است.
(111) آنها ایمان را فقط به خواست و ارادۀ خودشان معلق کرده بودند، و به خدا اعتماد و توکل نداشتند و این بزرگترین اشتباه آنان محسوب میشود؛ زیرا اگر معجزات بزرگی نیز از قبیل اینکه: فرشتگان نزد آنها بیایند، و بر صدق رسالت پیامبر گواهی بدهند، و مردگان با آنان سخن بگویند، و به زنده شدنِ پس از مرگ گواهی دهند، (﴿وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا﴾) و هر چیزی را آشکارا و در برابر آنها گرد آوریم تا با آنها سخن بگویند، و آنها را به طور مستقیم مشاهده کنند، و بر صدق آنچه پیامبر آورده است گواهی دهند، باز هم اگر خداوند نخواهد، ایمان نمیآورند. ولی بیشترشان ناداناند؛ به همین جهت ایمان خود را مشروط به آمدن و آشکار شدن معجزات کردهاند. اما عقل و دانش حکم میکند که هدفِ بنده، پیروی کردن از حق باشد و آن را با در پیش گرفتن راههایی که خدا بیان کرده است، بجوید و به آن عمل نماید، و در راستای پیروی کردن از اوامر خدا، از وی کمک بخواهد، و به توانایی و حرکت خود اعتماد ننماید، و دلایل و معجزاتی را که فایدهای برای وی در بر ندارد، طلب نکند.
الأنعام 6:112
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ و همچنين براي هر پيامبري دشمناني از شياطين انس و جن قرار داديم براي ، فريب يکديگر ، سخنان آراسته القا مي کنند اگر پروردگارت مي خواست ، چنين نمي کردند پس با افترايي که مي زنند رهايشان ساز ، وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ؛ تا آنان که به قيامت ايمان ندارند گوش دل را بدان سپارند و پسندشان افتد و هر چه در خورشان هست انجام دهند.
(112) خداوند متعال پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دلجویی داده و میفرماید: همچنانکه دشمنانی را برای تو قرار دادهایم که دعوتت را رد کرده و با تو مبارزه مینمایند، و نسبت به تو حسادت میورزند؛ این سنت ما است که برای هر پیامبری که وی را به سوی مردم فرستادهایم، دشمنانی از انس و جن قرار دادهایم، که بر خلاف آنچه آنان آوردهاند، بپا خاستهاند. (﴿يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورٗا﴾) برخی از آنان کار باطلی را که به سوی آن دعوت میکنند، برای برخی دیگر میآرایند، و سخنان آراسته را به آنان القا میکنند، و آن را به بهترین صورت درمیآورند تا بیخردان فریب آن را بخورند، و نادانانی که حقایق را نمیفهمند و مفاهیم را درک نمیکنند، از آن فرمان برند. این عبارت و کلام آراسته شده و بیاساس و فریبکارانه، مورد پسند آنها واقع میشود، و از آن خشنود میگردند، در نتیجه حق را باطل، و باطل را حق میدانند.
(113) بنابراین فرمود: (﴿وَلِتَصۡغَىٰٓ إِلَيۡهِ﴾) و تا به این سخن فریبنده و به ظاهر زیبا، تمایل پیدا کند، (﴿أَفِۡٔدَةُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾) دلهای کسانی که به روز قیامت ایمان ندارند، چون ایمان نداشتن به روز قیامت و بیبهره بودن از عقل و خرد، آنان را براین امر وا میدارد. (﴿وَلِيَرۡضَوۡهُ﴾) و تا آن را بپسندند؛ یعنی بعد از اینکه به آن تمایل پیدا کردند، از آن خشنود میشوند. پس نخست به آن گرایش و تمایل پیدا کرده و این کلمات آراسته شده و به ظاهر زیبا را میشنوند و از آن خشنود شده و آن را میپسندند، و در دلهایشان زیبا جلوه میکند و تبدیل به عقیدهای ریشهدار و یکی از ویژگیهایی آنها میگردد. در نتیجه مرتکب کردار و گفتارهایی زشت میشوند؛ یعنی کردار و رفتار دروغینی انجام میدهند که زادۀ این عقیدۀ زشت است. پس این است حالت فریبخوردگانی که از انسانهای سرکش و شیطان صفت، و جنها پیروی کرده و دعوتشان را میپذیرند. و اما کسانی که به روز قیامت ایمان دارند، و دارای خرد و اندیشۀ کامل و متین هستند، فریب این لفّاظیها و کلمات و جملات بیاساس را نمیخورند و در چنگال این فریبکاریها نمیافتند. بلکه به شناخت حقایق روی آورده و به مفاهیمی مینگرند که به سوی آن فرا خوانده میشوند. پس اگر آن مفاهیم حق باشد، آن را میپذیرند و تسلیم آن میشوند، گرچه آن مفاهیم با کلمات و عبارتهای ناقص و غیر کامل ادا شود. و اگر آن مفاهیم باطل باشد، آن را بر پیشانی منادیِاش ـ هرکه باشد ـ کوبیده و آن را رد میکنند، گرچه این مفاهیم در لباسی زیبا و فریبندهتر از ابریشم عرض اندام کند. یکی از حکمتهای الهی در اینکه برای پیامبران، دشمنان؛ و برای باطل، یاورانی قرارداده است که به سوی آن دعوت میکنند، این است که بندگانش را مورد آزمایش و امتحان قرار دهد، و راستگو از دروغگو، وعاقل از نادان، و بینا از کور متمایز گردد. و ازجمله حکمتهای او در این مورد، بیان و توضیح حق است؛ زیرا وقتی که باطل با حق به نبرد بپردازد و در برابر آن مقاومت کند، حق روشن و واضح میشود، و دلایل حق و شواهدی که بر راستی و حقیقت حق، و باطل بودن باطل دلالت مینمایند، روشن میگردند. واین چیزی است که رقابت کنندگان درآن به رقابت میپردازند.
الأنعام 6:113
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ و همچنين براي هر پيامبري دشمناني از شياطين انس و جن قرار داديم براي ، فريب يکديگر ، سخنان آراسته القا مي کنند اگر پروردگارت مي خواست ، چنين نمي کردند پس با افترايي که مي زنند رهايشان ساز ، وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ؛ تا آنان که به قيامت ايمان ندارند گوش دل را بدان سپارند و پسندشان افتد و هر چه در خورشان هست انجام دهند.
(112) خداوند متعال پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دلجویی داده و میفرماید: همچنانکه دشمنانی را برای تو قرار دادهایم که دعوتت را رد کرده و با تو مبارزه مینمایند، و نسبت به تو حسادت میورزند؛ این سنت ما است که برای هر پیامبری که وی را به سوی مردم فرستادهایم، دشمنانی از انس و جن قرار دادهایم، که بر خلاف آنچه آنان آوردهاند، بپا خاستهاند. (﴿يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورٗا﴾) برخی از آنان کار باطلی را که به سوی آن دعوت میکنند، برای برخی دیگر میآرایند، و سخنان آراسته را به آنان القا میکنند، و آن را به بهترین صورت درمیآورند تا بیخردان فریب آن را بخورند، و نادانانی که حقایق را نمیفهمند و مفاهیم را درک نمیکنند، از آن فرمان برند. این عبارت و کلام آراسته شده و بیاساس و فریبکارانه، مورد پسند آنها واقع میشود، و از آن خشنود میگردند، در نتیجه حق را باطل، و باطل را حق میدانند.
(113) بنابراین فرمود: (﴿وَلِتَصۡغَىٰٓ إِلَيۡهِ﴾) و تا به این سخن فریبنده و به ظاهر زیبا، تمایل پیدا کند، (﴿أَفِۡٔدَةُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾) دلهای کسانی که به روز قیامت ایمان ندارند، چون ایمان نداشتن به روز قیامت و بیبهره بودن از عقل و خرد، آنان را براین امر وا میدارد. (﴿وَلِيَرۡضَوۡهُ﴾) و تا آن را بپسندند؛ یعنی بعد از اینکه به آن تمایل پیدا کردند، از آن خشنود میشوند. پس نخست به آن گرایش و تمایل پیدا کرده و این کلمات آراسته شده و به ظاهر زیبا را میشنوند و از آن خشنود شده و آن را میپسندند، و در دلهایشان زیبا جلوه میکند و تبدیل به عقیدهای ریشهدار و یکی از ویژگیهایی آنها میگردد. در نتیجه مرتکب کردار و گفتارهایی زشت میشوند؛ یعنی کردار و رفتار دروغینی انجام میدهند که زادۀ این عقیدۀ زشت است. پس این است حالت فریبخوردگانی که از انسانهای سرکش و شیطان صفت، و جنها پیروی کرده و دعوتشان را میپذیرند. و اما کسانی که به روز قیامت ایمان دارند، و دارای خرد و اندیشۀ کامل و متین هستند، فریب این لفّاظیها و کلمات و جملات بیاساس را نمیخورند و در چنگال این فریبکاریها نمیافتند. بلکه به شناخت حقایق روی آورده و به مفاهیمی مینگرند که به سوی آن فرا خوانده میشوند. پس اگر آن مفاهیم حق باشد، آن را میپذیرند و تسلیم آن میشوند، گرچه آن مفاهیم با کلمات و عبارتهای ناقص و غیر کامل ادا شود. و اگر آن مفاهیم باطل باشد، آن را بر پیشانی منادیِاش ـ هرکه باشد ـ کوبیده و آن را رد میکنند، گرچه این مفاهیم در لباسی زیبا و فریبندهتر از ابریشم عرض اندام کند. یکی از حکمتهای الهی در اینکه برای پیامبران، دشمنان؛ و برای باطل، یاورانی قرارداده است که به سوی آن دعوت میکنند، این است که بندگانش را مورد آزمایش و امتحان قرار دهد، و راستگو از دروغگو، وعاقل از نادان، و بینا از کور متمایز گردد. و ازجمله حکمتهای او در این مورد، بیان و توضیح حق است؛ زیرا وقتی که باطل با حق به نبرد بپردازد و در برابر آن مقاومت کند، حق روشن و واضح میشود، و دلایل حق و شواهدی که بر راستی و حقیقت حق، و باطل بودن باطل دلالت مینمایند، روشن میگردند. واین چیزی است که رقابت کنندگان درآن به رقابت میپردازند.
الأنعام 6:114
أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ؛ آيا داور ديگري جز خدا طلب کنم و حال آنکه اوست که اين کتاب روشن رابر شما نازل کرده است ? و اهل کتاب مي دانند که به حق از جانب پروردگارت نازل شده است پس ، از شک آورندگان مباش. وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ و کلام پروردگار تو در راستي و عدالت به حد کمال است هيچ کس نيست که ، ياراي دگرگون کردن سخن او را داشته باشد و اوست شنوا و دانا.
(114) ای پیامبر! بگو: (﴿أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَبۡتَغِي حَكَمٗا﴾) آیا غیر از خدا قاضی و حاکمی برگیرم که برای داوری پیش او بروم، و به اوامر و نواهی او پایبند باشم؟ همانا هر آنچه غیر از خدا است، محکوم است و حاکم نیست؛ و داوری و تدبیر مردم، مشتمل بر نقص و کمبود میباشد. قاضی و داور، خداوند یگانهایست که یکتاست، و شریکی ندارد، و آفرینش و امر در دست اوست. (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡكِتَٰبَ مُفَصَّلٗا﴾) و اوست که کتاب را به صورت مشروح و مفصّل بر شما نازل کرد؛ یعنی حلال و حرام و احکام شرع و اصول و فروع دین را در آن توضیح داده است، و هیچ بیان و توضیحی روشنتر از آن، و هیچ دلیلی بالاتر از آن وجود ندارد، و هیچ حکم و فرمانی زیباتر از حکم وی نیست، و هیچ سخنی راستتر از سخن وی وجود ندارد. چون احکامش دربردارندۀ حکمت و رحمت است. و پیروان کتابهای گذشته از قبیل یهودیان و نصارا به این اعتراف میکنند، (﴿يَعۡلَمُونَ أَنَّهُۥ مُنَزَّلٞ مِّن رَّبِّكَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و میدانند که آن از جانب پروردگارت و به حق نازل شده است. به همین جهت اخباری که در کتابهای یهود و نصارا در این زمینه آمده است، متفق میباشد.(﴿فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ﴾) بنابراین هرگز در این زمینه شک نکن و از شککنندگان مباش.
(115)[سپس مفصّل و مشروح بودن آن را بیان کرد و فرمود:] (﴿وَتَمَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدۡقٗا وَعَدۡلٗا﴾) و سخنان و فرمان پروردگارت صادقانه و دادگرانه انجام پذیرفت؛ یعنی در اخبار و سخنهایش صادق، و در امر و نهیاش دادگر است. پس راستتر از اخبار خداوند که در این کتاب عزیز آمده است، و دادگرانهتر از اوامر و نواهی وی وجود ندارد. (﴿لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ﴾) و هیچ دگرگونکنندهای برای سخنانش نیست؛ چون آن را محفاظت نموده و در بالاترین حد راستی و در اوج حقانیت قرار داده است، پس تغییر دادن آن ممکن نیست، و نمیتوان سخنانی زیباتر از آن را پیشنهاد کرد. (﴿وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ﴾) و او همۀ صداها را علیرغم اختلاف زبانها و تنوع نیازها میشنود.(﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) و دانا وآگاه است، و دانش و آگاهی او درونها و برونها، پنهان و آشکار و گذشته و آینده را در برگرفته است.
الأنعام 6:115
أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ؛ آيا داور ديگري جز خدا طلب کنم و حال آنکه اوست که اين کتاب روشن رابر شما نازل کرده است ? و اهل کتاب مي دانند که به حق از جانب پروردگارت نازل شده است پس ، از شک آورندگان مباش. وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ و کلام پروردگار تو در راستي و عدالت به حد کمال است هيچ کس نيست که ، ياراي دگرگون کردن سخن او را داشته باشد و اوست شنوا و دانا.
(114) ای پیامبر! بگو: (﴿أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَبۡتَغِي حَكَمٗا﴾) آیا غیر از خدا قاضی و حاکمی برگیرم که برای داوری پیش او بروم، و به اوامر و نواهی او پایبند باشم؟ همانا هر آنچه غیر از خدا است، محکوم است و حاکم نیست؛ و داوری و تدبیر مردم، مشتمل بر نقص و کمبود میباشد. قاضی و داور، خداوند یگانهایست که یکتاست، و شریکی ندارد، و آفرینش و امر در دست اوست. (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡكِتَٰبَ مُفَصَّلٗا﴾) و اوست که کتاب را به صورت مشروح و مفصّل بر شما نازل کرد؛ یعنی حلال و حرام و احکام شرع و اصول و فروع دین را در آن توضیح داده است، و هیچ بیان و توضیحی روشنتر از آن، و هیچ دلیلی بالاتر از آن وجود ندارد، و هیچ حکم و فرمانی زیباتر از حکم وی نیست، و هیچ سخنی راستتر از سخن وی وجود ندارد. چون احکامش دربردارندۀ حکمت و رحمت است. و پیروان کتابهای گذشته از قبیل یهودیان و نصارا به این اعتراف میکنند، (﴿يَعۡلَمُونَ أَنَّهُۥ مُنَزَّلٞ مِّن رَّبِّكَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و میدانند که آن از جانب پروردگارت و به حق نازل شده است. به همین جهت اخباری که در کتابهای یهود و نصارا در این زمینه آمده است، متفق میباشد.(﴿فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ﴾) بنابراین هرگز در این زمینه شک نکن و از شککنندگان مباش.
(115)[سپس مفصّل و مشروح بودن آن را بیان کرد و فرمود:] (﴿وَتَمَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدۡقٗا وَعَدۡلٗا﴾) و سخنان و فرمان پروردگارت صادقانه و دادگرانه انجام پذیرفت؛ یعنی در اخبار و سخنهایش صادق، و در امر و نهیاش دادگر است. پس راستتر از اخبار خداوند که در این کتاب عزیز آمده است، و دادگرانهتر از اوامر و نواهی وی وجود ندارد. (﴿لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ﴾) و هیچ دگرگونکنندهای برای سخنانش نیست؛ چون آن را محفاظت نموده و در بالاترین حد راستی و در اوج حقانیت قرار داده است، پس تغییر دادن آن ممکن نیست، و نمیتوان سخنانی زیباتر از آن را پیشنهاد کرد. (﴿وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ﴾) و او همۀ صداها را علیرغم اختلاف زبانها و تنوع نیازها میشنود.(﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) و دانا وآگاه است، و دانش و آگاهی او درونها و برونها، پنهان و آشکار و گذشته و آینده را در برگرفته است.
الأنعام 6:116
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ؛ اگر از اکثريتي که در اين سرزمينند پيروي کني ، تو را از راه خدا گمراه سازند زيرا جز از پي گمان نمي روند و جز به دروغ سخن نمي گويند. إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ؛ پروردگار تو به کساني که از راه وي دور مي گردند آگاه تر است و هدايت يافتگان را بهتر مي شناسد.
(116) خداوند، پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را از پیروی کردن از بیشتر مردم بازداشته و میفرماید: (﴿وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و اگر از بیشتر کسانی که در زمین هستند پیروی کنی، تو را از راه خدا منحرف میسازند؛ زیرا بیشتر آنها در ادیان و اعمال و علومشان به بیراهه رفتهاند؛ دینشان فاسد، و اعمالشان پیرو خواستهایشان است، و در دانش و علوم خود تحقیق نمیکنند، و آگاهی و علوم آنها انسان را به راه راست نمیرساند. بلکه از گمان خویش پیروی میکنند؛ گمانی که آدمی را به حق نمیرساند و از حق بینیاز نمیکند. و از روی ظن و تخمین، در مورد خدا مطالب پوچ و بیاساسی میگویند، و هرکس اینگونه باشد، شایسته است که خداوند بندگانش را از او برحذر دارد، و حالاتشان را برای آنها توصیف کند؛ زیرا این موضوع گرچه خطاب به پیامبر صلی الله علیه وسلم است، اما امتش نیز در سایر احکامی که به آن حضرت اختصاص ندارد، پیرو او هستند.
(117) و خداوند از همه راستگوتر است، و (﴿هُوَ أَعۡلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِۦۖ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) میداند چه کسانی از راه او منحرف میشوند، و او راه یافتگان و هدایت شدگان را بهتر میشناسد. پس بر شما مؤمنان واجب است تا اندرزها و اوامر و نواهی خدا را پیروی کنید، چون او مصالح و منافع شما را بهتر میداند، و از خودتان نسبت به شما مهربانتر است. این آیه دلالت مینماید که برای اثبات حقانیت حق، به کثرت پیروان آن استناد نمیشود، و کم بودن افرادی که راهی را در پیش گرفتهاند دلیل بر آن نیست که آنها بر حق نیستند. بلکه واقعیت بر خلاف این است؛ زیرا اهلحق تعدادشان اندک، و ارزش و پاداششان نزد خدا بزرگ است. بلکه باید حق و باطل را از راههایی که انسان را بدان میرسانند، شناخت.
الأنعام 6:117
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ؛ اگر از اکثريتي که در اين سرزمينند پيروي کني ، تو را از راه خدا گمراه سازند زيرا جز از پي گمان نمي روند و جز به دروغ سخن نمي گويند. إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ؛ پروردگار تو به کساني که از راه وي دور مي گردند آگاه تر است و هدايت يافتگان را بهتر مي شناسد.
(116) خداوند، پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را از پیروی کردن از بیشتر مردم بازداشته و میفرماید: (﴿وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و اگر از بیشتر کسانی که در زمین هستند پیروی کنی، تو را از راه خدا منحرف میسازند؛ زیرا بیشتر آنها در ادیان و اعمال و علومشان به بیراهه رفتهاند؛ دینشان فاسد، و اعمالشان پیرو خواستهایشان است، و در دانش و علوم خود تحقیق نمیکنند، و آگاهی و علوم آنها انسان را به راه راست نمیرساند. بلکه از گمان خویش پیروی میکنند؛ گمانی که آدمی را به حق نمیرساند و از حق بینیاز نمیکند. و از روی ظن و تخمین، در مورد خدا مطالب پوچ و بیاساسی میگویند، و هرکس اینگونه باشد، شایسته است که خداوند بندگانش را از او برحذر دارد، و حالاتشان را برای آنها توصیف کند؛ زیرا این موضوع گرچه خطاب به پیامبر صلی الله علیه وسلم است، اما امتش نیز در سایر احکامی که به آن حضرت اختصاص ندارد، پیرو او هستند.
(117) و خداوند از همه راستگوتر است، و (﴿هُوَ أَعۡلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِۦۖ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) میداند چه کسانی از راه او منحرف میشوند، و او راه یافتگان و هدایت شدگان را بهتر میشناسد. پس بر شما مؤمنان واجب است تا اندرزها و اوامر و نواهی خدا را پیروی کنید، چون او مصالح و منافع شما را بهتر میداند، و از خودتان نسبت به شما مهربانتر است. این آیه دلالت مینماید که برای اثبات حقانیت حق، به کثرت پیروان آن استناد نمیشود، و کم بودن افرادی که راهی را در پیش گرفتهاند دلیل بر آن نیست که آنها بر حق نیستند. بلکه واقعیت بر خلاف این است؛ زیرا اهلحق تعدادشان اندک، و ارزش و پاداششان نزد خدا بزرگ است. بلکه باید حق و باطل را از راههایی که انسان را بدان میرسانند، شناخت.
الأنعام 6:118
فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ؛ اگر به آيات خدا ايمان داريد از ذبحي که نام خدا بر آن ياد شده است بخوريد. وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ ؛ چرا از آنچه نام خدا بر آن ياد شده است نمي خوريد و خدا چيزهايي را، که بر شما حرام شده است به تفصيل بيان کرده است ، مگر آنگاه که ناچار گرديد ? بسياري بي هيچ دانشي ديگران را گمراه پندارهاي خود کنند هر
(118 - 119) خداوند متعال بندگان مؤمنش را به مقتضای ایمانشان فرمان میدهد که اگر مؤمن هستند، باید گوشت حلال چهار پایان و دیگر حیوانات را بخورند؛ حیواناتی که هنگام سربریدن، نام خدا بر آن برده شده است، و به حلال بودن آن اعتقاد دارند. و نباید مانند اهل جاهلیت عمل کنند، که ازجانب خودشان بسیاری از چیزهای حلال را حرام ساخته بودند، و این ناشی از گمراهی آنان بود و شیطانهایشان آنان را بدان سو برده بودند. پس خداوند بیان داشت که نشان و علامت مؤمنان، مخالفت با اهل جاهلیت است؛ و نباید در این عادات زشت که تغییر شریعت خدا را در بر دارد، مانند آنان باشند و از خوردن آنچه که نام خدا بر آن برده شده است، امتناع کنند. زیرا خداوند برای بندگانش آنچه را که بر آنان حرام است، توضیح داده است. پس، از ترس اینکه مبادا در حرام گرفتار شوند، هیچ اشکال و شبههای که ایجاب کند از خوردن برخی از چیزهای حلال امتناع ورزند، برایشان باقی نمانده است. و آیۀ شریفه دلالت مینماید که اصل در هرچیزی، و به ویژه در خوراکیها، جایز بودن است؛ و هرگاه شریعت چیزی را حرام نکند آن چیز حلال است. پس آنچه که خداوند در مورد آن سکوت کرده است، حلال میباشد؛ زیرا خداوند حرام را به طور مشروح بیان کرده، و آنچه را که بیان نکرده است، حرام نیست. با وجود این حرامی که خداوند آن را بیان کرده و توضیح داده است، به هنگام ضرورت و ناچاری و گرسنگی، مباح و جایز نموده است. همان طور که فرموده است:﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ﴾ گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک بر شما حرام شده است. در آخر میفرماید:﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ فِي مَخۡمَصَةٍ غَيۡرَ مُتَجَانِفٖ لِّإِثۡمٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾ اما هرکس درحالت گرسنگی ـ بدون اینکه به گناه متمایل باشد ـ به خوردن محرّمات ناچار شود، خداوند بخشنده و مهربان است. سپس خداوند [پیامبر و مؤمنان را] از بسیاری از مردم برحذر داشت و فرمود: (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا لَّيُضِلُّونَ بِأَهۡوَآئِهِم﴾) و همانا بسیاری از مردم، با هوی و هوس خود مردم را گمراه میسازند، (﴿بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) بدون علم و دلیل. پس بنده باید از امثال اینها پرهیز کند، و علامت چنین افرادی ـ همانطور که خدا برای بندگانش توصیف نموده است ـ این است که دعوتشان مبتنی بر دلیلی نیست و حجت شرعی ندارند، بلکه مبتنی بر شبهههایی برخاسته از خواستهای فاسد و نظرات باطلشان است. پس ایشان به شریعت و آئین الهی و بندگان خدا تجاوز کردهاند، و خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد؛ بهخلاف هدایتکنندگانِ راه یافته، چرا که آنها به سوی حق فرا میخوانند، و دعوت خود را با دلایل عقلی و نقلی تأیید میکنند، و در دعوتشان جز به دنبال خشنودی خداوند و نزدیک شدن به او نیستند.
الأنعام 6:119
فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ؛ اگر به آيات خدا ايمان داريد از ذبحي که نام خدا بر آن ياد شده است بخوريد. وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ ؛ چرا از آنچه نام خدا بر آن ياد شده است نمي خوريد و خدا چيزهايي را، که بر شما حرام شده است به تفصيل بيان کرده است ، مگر آنگاه که ناچار گرديد ? بسياري بي هيچ دانشي ديگران را گمراه پندارهاي خود کنند هر
(118 - 119) خداوند متعال بندگان مؤمنش را به مقتضای ایمانشان فرمان میدهد که اگر مؤمن هستند، باید گوشت حلال چهار پایان و دیگر حیوانات را بخورند؛ حیواناتی که هنگام سربریدن، نام خدا بر آن برده شده است، و به حلال بودن آن اعتقاد دارند. و نباید مانند اهل جاهلیت عمل کنند، که ازجانب خودشان بسیاری از چیزهای حلال را حرام ساخته بودند، و این ناشی از گمراهی آنان بود و شیطانهایشان آنان را بدان سو برده بودند. پس خداوند بیان داشت که نشان و علامت مؤمنان، مخالفت با اهل جاهلیت است؛ و نباید در این عادات زشت که تغییر شریعت خدا را در بر دارد، مانند آنان باشند و از خوردن آنچه که نام خدا بر آن برده شده است، امتناع کنند. زیرا خداوند برای بندگانش آنچه را که بر آنان حرام است، توضیح داده است. پس، از ترس اینکه مبادا در حرام گرفتار شوند، هیچ اشکال و شبههای که ایجاب کند از خوردن برخی از چیزهای حلال امتناع ورزند، برایشان باقی نمانده است. و آیۀ شریفه دلالت مینماید که اصل در هرچیزی، و به ویژه در خوراکیها، جایز بودن است؛ و هرگاه شریعت چیزی را حرام نکند آن چیز حلال است. پس آنچه که خداوند در مورد آن سکوت کرده است، حلال میباشد؛ زیرا خداوند حرام را به طور مشروح بیان کرده، و آنچه را که بیان نکرده است، حرام نیست. با وجود این حرامی که خداوند آن را بیان کرده و توضیح داده است، به هنگام ضرورت و ناچاری و گرسنگی، مباح و جایز نموده است. همان طور که فرموده است:﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ﴾ گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک بر شما حرام شده است. در آخر میفرماید:﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ فِي مَخۡمَصَةٍ غَيۡرَ مُتَجَانِفٖ لِّإِثۡمٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾ اما هرکس درحالت گرسنگی ـ بدون اینکه به گناه متمایل باشد ـ به خوردن محرّمات ناچار شود، خداوند بخشنده و مهربان است. سپس خداوند [پیامبر و مؤمنان را] از بسیاری از مردم برحذر داشت و فرمود: (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا لَّيُضِلُّونَ بِأَهۡوَآئِهِم﴾) و همانا بسیاری از مردم، با هوی و هوس خود مردم را گمراه میسازند، (﴿بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) بدون علم و دلیل. پس بنده باید از امثال اینها پرهیز کند، و علامت چنین افرادی ـ همانطور که خدا برای بندگانش توصیف نموده است ـ این است که دعوتشان مبتنی بر دلیلی نیست و حجت شرعی ندارند، بلکه مبتنی بر شبهههایی برخاسته از خواستهای فاسد و نظرات باطلشان است. پس ایشان به شریعت و آئین الهی و بندگان خدا تجاوز کردهاند، و خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد؛ بهخلاف هدایتکنندگانِ راه یافته، چرا که آنها به سوی حق فرا میخوانند، و دعوت خود را با دلایل عقلی و نقلی تأیید میکنند، و در دعوتشان جز به دنبال خشنودی خداوند و نزدیک شدن به او نیستند.
الأنعام 6:120
وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُونَ ؛ و گناه را ، چه آشکار باشد و چه پنهان ، ترک گوييد آنان که مرتکب گناه مي شوند ، به سزاي اعمال خود خواهند رسيد.
(120) منظور از «اثم» همۀ گناهانی است که بنده را گناهکار ساخته و در ورطۀ گناه و حرج میاندازد، از قبیل چیزهایی که به حقوق خدا و حقوق بندگانش مربوط میشود. پس خداوند بندگانش را از ارتکاب گناه آشکار وپنهان نهیکردهاست؛ گناهانی که مربوط به بدن و اعضای انسان هستند، و گناهانی که مربوط به قلب او میباشند. و بنده به طور کامل نمیتواند گناهان آشکار و پنهان را ترک نماید مگر اینکه گناه را بشناسد. پس، شناخت گناهان قلبی و بدنی بر هر مکلفی واجب است. و بسیاری از گناهان بر بسیاری از مردم پوشیده هستند، بهویژه گناهان قلب، مانند تکبر، خود پسندی، ریا و امثال آن. تا جایی که بسیاری از این گناهان در مردم وجود دارد اما آن را احساس نمیکنند، و این به خاطر روی گرداندن از علم و بینش است. سپس خداوند متعال خبر داد کسانی که مرتکب گناهان آشکار و پنهان میشوند، به زودی بر حسب ارتکاب گناه و به اندازۀ گناهانشان -کم باشد یا زیاد- کیفر و عذاب داده میشوند، و این کیفر و سزا، گاه در آخرت داده میشود و گاه در دنیا. و مجازات دنیا گناهان اخرویرا سبک مینماید.
الأنعام 6:121
وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ؛ از ذبحي که نام خدا بر آن ياد نشده است مخوريد که خود نافرماني است و، شياطين به دوستان خود القا مي کنند که با شما مجادله کنند ، اگر از ايشان پيروي کنيد از مشرکانيد.
(121) در این آیه از خوردن گوشتِ حیوانی نهی شده است که هنگام ذبح، نام غیرخدا بر آن برده شده است، مانند حیوانی که برای بتها و خدایان مشرکین ذبح میشود؛ زیرا این نوع حیوانات برای غیر خدا سر بریده شدهاند، و در قرآن به طور ویژه به حرمت آن تصریح شده است. و حیوانی که هنگام ذبح، بر آن نام خدا برده نشده اما برای خدا ذبح شده است، ـ مانند قربانیها و یا حیوانی که به منظور خوردن گوشتش ذبح میشود ـ اگر ذبح کننده به طور عمد و قصد اسم خدا را نبرده است، نزد بسیاری از علما این ذبح حرام است و در مورد فوق داخل میباشد. و فراموشکار که از روی فراموشی اسم خدا را نبرده است، از این قاعدۀ کلی بیرون میباشد، به دلیل نصوص دیگری که بر رفع اشکال از فرد فراموشکار دلالت مینمایند. و حیواناتی که بدون ذبح میمیرند، در این آیه داخلاند؛ زیرا آنها حیواناتی هستند که اسم خدا بر آنها برده نشده است. و خداوند به طور ویژه بر حرام بودن آن تصریح نموده و فرموده است:﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ﴾ و حیوان مردار بر شما حرام شده است. و شاید سبب نازل شدن این آیه، عام بودن آیۀ (﴿وَلَا تَأۡكُلُواۡ ...﴾) باشد، به دلیل اینکه خداوند فرموده است: (﴿وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ لِيُجَٰدِلُوكُمۡ﴾) و همانا شیطانها به دوستانشان القا میکنند تا با شما از روی جهل به مجادله بپردازند؛ زیرا مشرکین وقتی که شنیدند خدا و پیامبرش مردار را حرام، و حیوان ذبح شده را حلال کردهاند، در حالیکه آنها مردار را حلال میدانستند، از روی مخالفت با خدا و پیامبر و در قالب مجادله، و بدون دلیل و برهان گفتند: آیا آنچه را که خودتان میکشید، میخورید ولی آنچه را که خدا کشته است، نمیخورید؟ منظورشان حیوان مردار بود. و این نظری فاسد است که مبتنی بر هیچ دلیل و حجتی نمیباشد، بلکه مبتنی بر آرا و افکار پوچشان است؛ آرا و افکاری که اگر حق از آن پیروی میکرد، آسمانها و زمین و تمام کسانی که در آنها هستند منهدم شده و از بین میرفت. پس هلاک و نابود باد کسانی که عقل خود را بر شریعت و احکام خدا که تمام منافع عام و خاص بشریت را تضمین میکند، مقدم میدارند. و این از آنها بعید نیست، این نظرات فاسد از القاءات دوستان شیطانی آنان است که میخواهند مردم را از دینشان گمراه کنند، و آنها را فرا میخوانند تا از اهل دوزخ شوند. (﴿وَإِنۡ أَطَعۡتُمُوهُمۡ﴾) و اگر در شرک ورزیدن و حلال کردن حرام، و حرام نمودن حلال از آنان پیروی کنید، (﴿إِنَّكُمۡ لَمُشۡرِكُونَ﴾) شما مشرک خواهید بود؛ چون آنها را دوستان خود گرفتهاید، و در آنچه که آنان با مسلمین مفارقه و جدایی پیدا کردند، موافقت نمودید، به همین خاطر روش شما همان روش آنان است. این آیۀ شریفه دلالت مینماید که کشف و الهامات صوفیها و امثال آنان که زیاد به وقوع میپیوندد، حقانیت آن تا زمانی که بر کتاب خدا و سنت پیامبر عرضه نشود، تأیید و تصدیق نمیگردد. پس اگر کتاب و سنت آن را مقبول دانست، پذیرفته میشود؛ و اگر با کتاب و سنت تضاد داشت، رد میگردد؛ و اگر مشخص نبود، در آن توقف میشود؛ نه تصدیق میشود و نه تکذیب؛ زیرا وحی و الهام از جانب شیطان هم انجام میشود، و باید بین وحی و الهام شیطان و وحی و الهام خدا فرق گذاشت، و هریک را از دیگری تشخیص داد. و به خاطر فرق نگذاشتن بین این دو اشتباه، گمراهیهای بی شماری به وجود آمده که جز خدا کسی آن را نمیداند.
الأنعام 6:122
أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ آيا آن کس که مرده بود و ما زنده اش ساختيم و نوري فراراهش داشتيم تابدان در ميان مردم راه خود را بيابد ، همانند کسي است که به تاريکي گرفتار است و راه بيرون شدن را نمي داند ? اعمال کافران ، در نظرشان اينچنين آراسته گرديده است. وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ و بدين سان در هر قريه اي مجرمانشان را بزرگانشان قرار داديم تا در، آنجامکر کنند ، ولي نمي دانند که جز با خود مکر نمي ورزند. وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ؛ چون آيه اي بر آنها نازل شد ، گفتند که ما ايمان نمي آوريم تا آنگاه که هر چه به پيامبران خدا داده شده به ما نيز داده شود بگو : خدا داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد به زودي به مجرمان به کيفر مکري که مي ورزيده اند از جانب خدا خواري و عذابي شديد خواهد رسيد.
(122) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَوَ مَن كَانَ﴾) آیا کسی که پیش از اینکه خدا او را هدایت نماید، (﴿مَيۡتٗا﴾) مردهای بود، و در تاریکیهای کفر و جهل و گناهان فرو رفته بود، (﴿فَأَحۡيَيۡنَٰهُ﴾) پس ما او را به وسیلۀ نور علم و ایمان و طاعت، زنده گردانیدیم و او در پرتو این روشنایی میان مردم راه میرود، و کارهایش را میبیند و راه را از چاه تشخیص میدهد، و خیر و خوبی را میشناسد و آن را ترجیح میدهد، و تلاش میکند خیر و خوبی را در وجود خود و دیگران پیاده نماید، و بدی را میشناسد و از آن متنفر است و برای ترک و دور کردن آن از خود و دیگران تلاش میکند. آیا چنین کسی با فردی که در تاریکی جهل و گمراهی وکفر و گناه بهسر میبرد، برابر است؟ (﴿لَيۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَا﴾) و نمیتواند از [این] تاریکیها بیرون رود، به گونهای که راهها بر او تاریک شده و اندوه و غم و بدبختی وی را فراگرفته است. پس خداوند عقلها را، به وسیلۀ چیزی که آن را درک میکنند و آن را میشناسند، آگاه ساخته است که این دو برابر نیستند، همانطور که شب و روز، نور و ظلمت و زنده و مرده برابر نیستند. سؤالی که در اینجا به ذهن میرسد این است: چگونه کسی که بویی از عقل و خرد داشته باشد، ترجیح میدهد که اینگونه باشد، و در میان تاریکیها حیران و سر گشته بماند؟ پاسخ این است که (﴿زُيِّنَ لِلۡكَٰفِرِينَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) برای کافران آنچه را انجام میدهند، آراسته شده است. پس همواره شیطان کارهایشان را برای آنان خوب و نیکو نشان میدهد، و آن را در دلهایشان میآراید به گونهای که کارهایشان را خوب و حق میپندارند، و این حالت تبدیل به باور و عقیدهای در قلبهایشان گشته و به صورت ویژگیِ ریشهدارِ آنان درمیآید. بنابراین به زشتیها و بدیهایی که بر آن قرار دارند، خشنود میگردند. کسانی که در تاریکیها سرگشته و حیران، و در باطل متردد هستند، همه با هم برابر نیستند. برخی از آنها رهبران و فرماندهانی هستند که از آنها پیروی میشود، و برخی تابع و پیرو هستند که بر آنها ریاست میشود. گروه اول کسانی هستند که بر بدترین حالتها قرار دارند.
(123) بنابراین فرمود: (﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا فِي كُلِّ قَرۡيَةٍ أَكَٰبِرَ مُجۡرِمِيهَا﴾) و بدینگونه در هر شهری سردمدارانِ مجرمش را میگماریم؛ یعنی رؤسا و سردمدارانی که جنایت آنها بزرگ، و سرکشی شان شدید است. (﴿لِيَمۡكُرُواۡ فِيهَا﴾) تا در آنجا با فریبکاری و دعوت به سوی راه شیطان، و مبارزه با پیامبر و پیروانشان بهوسیلۀ گفتار وکردار، به نیرنگ بپردازند. و همانا فریب و دسیسهشان به خودشان برمیگردد؛ چون آنها مکر و نیرنگ میکنند، و خداوند نیز مکر میکند، و او بهترینِ مکرکنندگان است.
(124) همچنین خداوند، بزرگان و پیشوایان هدایت را فراهم میسازد تا با این مجرمان مبارزه کنند و سخنانشان را به آنها برگردانند. با آنان در راه خدا جهاد مینمایند، و راههایی را که انسان را به این هدف متعالی میرساند، در پیش میگیرند، و خداوند آنها را یاری میکند، و رأی و فکرشان را تصحیح مینماید، و قدمهایشان را استوار میگرداند. یک روز به نفع آنان است، و یک روز به نفع دشمنانشان، اما در نهایت پیروز و چیره میشوند و عاقبت از آن پرهیزگاران است. علت اینکه سردمداران مجرم بر باطل خود پا برجا مانده، و پیام حقی را که پیامبران آوردهاند رد میکنند، حسادت و سرکشی آنها است، پس گفتند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ حَتَّىٰ نُؤۡتَىٰ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ ٱللَّهِۘ﴾) ما هرگز ایمان نمیآوریم مگر اینکه همانند آنچه به پیامبران خدا داده شده است از قبیل: نبوت و رسالت، به ما نیز داده شود. و این سخن بیانگر اعتراض آنان به خدا، و تکبر ورزیدن آنان برحق است؛ حقی که خداوند آن را توسط پیامبرانش نازل کرده، و قبضه کردن فضل و احسان خدا است. پس خداوند اعتراض فاسدشان را رد نمود و خبر داد که آنان شایستۀ برخورداری از هیچ نوع خیر و خوبی نیستند، آنان هیچ خصلت خوبی ندارند که از بندگان صالح خدا محسوب شوند، تا چه رسد به اینکه پیامبر باشند. پس فرمود: (﴿ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥ﴾) خداوند بهتر میداند که رسالت خویش را به عهدۀ کسی بگذارد که صلاحیت دارد، و مسئولیت آن را به دوش میکشد، و او به هر اخلاق زیبایی متصف، و از هر اخلاق زشتی پاک است، و خداوند بر اساس حکمت خویش هر صفت والا و برتری را به او بخشیده است. و هرکس که چنین نباشد، خداوند برترین و بهترین بخشش خود را به او واگذار نمیکند؛ چرا که لیاقت آن را ندارد، و اهل آن نیست. و این آیه دلیلی بر کمال حکمت خداوند متعال است، چون او گرچه مهربان و دارای بخشش گسترده و نیکی و احسان فراوان است، اما با حکمت است و بخشش خود را جز به اهل آن نمیدهد. سپس خداوند مجرمان را تهدید کرد و فرمود: (﴿سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواۡ صَغَارٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) به زودی از سوی خدا خواری و رسوایی به مجرمان خواهد رسید؛ یعنی دچار اهانت و ذلت میشوند، و همانطور که در برابر حق تکبر کردند، خداوند آنها را خوار و ذلیل میگرداند. (﴿وَعَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا كَانُواۡ يَمۡكُرُونَ﴾) و عذاب سختی به سبب نیرنگی که میکردند، بدانان میرسد؛ یعنی عذابی که به آنها میرسد، به سبب نیرنگشان است، و ستمی از جانب خداوند متعال بر آنها نیست.
الأنعام 6:123
أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ آيا آن کس که مرده بود و ما زنده اش ساختيم و نوري فراراهش داشتيم تابدان در ميان مردم راه خود را بيابد ، همانند کسي است که به تاريکي گرفتار است و راه بيرون شدن را نمي داند ? اعمال کافران ، در نظرشان اينچنين آراسته گرديده است. وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ و بدين سان در هر قريه اي مجرمانشان را بزرگانشان قرار داديم تا در، آنجامکر کنند ، ولي نمي دانند که جز با خود مکر نمي ورزند. وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ؛ چون آيه اي بر آنها نازل شد ، گفتند که ما ايمان نمي آوريم تا آنگاه که هر چه به پيامبران خدا داده شده به ما نيز داده شود بگو : خدا داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد به زودي به مجرمان به کيفر مکري که مي ورزيده اند از جانب خدا خواري و عذابي شديد خواهد رسيد.
(122) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَوَ مَن كَانَ﴾) آیا کسی که پیش از اینکه خدا او را هدایت نماید، (﴿مَيۡتٗا﴾) مردهای بود، و در تاریکیهای کفر و جهل و گناهان فرو رفته بود، (﴿فَأَحۡيَيۡنَٰهُ﴾) پس ما او را به وسیلۀ نور علم و ایمان و طاعت، زنده گردانیدیم و او در پرتو این روشنایی میان مردم راه میرود، و کارهایش را میبیند و راه را از چاه تشخیص میدهد، و خیر و خوبی را میشناسد و آن را ترجیح میدهد، و تلاش میکند خیر و خوبی را در وجود خود و دیگران پیاده نماید، و بدی را میشناسد و از آن متنفر است و برای ترک و دور کردن آن از خود و دیگران تلاش میکند. آیا چنین کسی با فردی که در تاریکی جهل و گمراهی وکفر و گناه بهسر میبرد، برابر است؟ (﴿لَيۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَا﴾) و نمیتواند از [این] تاریکیها بیرون رود، به گونهای که راهها بر او تاریک شده و اندوه و غم و بدبختی وی را فراگرفته است. پس خداوند عقلها را، به وسیلۀ چیزی که آن را درک میکنند و آن را میشناسند، آگاه ساخته است که این دو برابر نیستند، همانطور که شب و روز، نور و ظلمت و زنده و مرده برابر نیستند. سؤالی که در اینجا به ذهن میرسد این است: چگونه کسی که بویی از عقل و خرد داشته باشد، ترجیح میدهد که اینگونه باشد، و در میان تاریکیها حیران و سر گشته بماند؟ پاسخ این است که (﴿زُيِّنَ لِلۡكَٰفِرِينَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) برای کافران آنچه را انجام میدهند، آراسته شده است. پس همواره شیطان کارهایشان را برای آنان خوب و نیکو نشان میدهد، و آن را در دلهایشان میآراید به گونهای که کارهایشان را خوب و حق میپندارند، و این حالت تبدیل به باور و عقیدهای در قلبهایشان گشته و به صورت ویژگیِ ریشهدارِ آنان درمیآید. بنابراین به زشتیها و بدیهایی که بر آن قرار دارند، خشنود میگردند. کسانی که در تاریکیها سرگشته و حیران، و در باطل متردد هستند، همه با هم برابر نیستند. برخی از آنها رهبران و فرماندهانی هستند که از آنها پیروی میشود، و برخی تابع و پیرو هستند که بر آنها ریاست میشود. گروه اول کسانی هستند که بر بدترین حالتها قرار دارند.
(123) بنابراین فرمود: (﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا فِي كُلِّ قَرۡيَةٍ أَكَٰبِرَ مُجۡرِمِيهَا﴾) و بدینگونه در هر شهری سردمدارانِ مجرمش را میگماریم؛ یعنی رؤسا و سردمدارانی که جنایت آنها بزرگ، و سرکشی شان شدید است. (﴿لِيَمۡكُرُواۡ فِيهَا﴾) تا در آنجا با فریبکاری و دعوت به سوی راه شیطان، و مبارزه با پیامبر و پیروانشان بهوسیلۀ گفتار وکردار، به نیرنگ بپردازند. و همانا فریب و دسیسهشان به خودشان برمیگردد؛ چون آنها مکر و نیرنگ میکنند، و خداوند نیز مکر میکند، و او بهترینِ مکرکنندگان است.
(124) همچنین خداوند، بزرگان و پیشوایان هدایت را فراهم میسازد تا با این مجرمان مبارزه کنند و سخنانشان را به آنها برگردانند. با آنان در راه خدا جهاد مینمایند، و راههایی را که انسان را به این هدف متعالی میرساند، در پیش میگیرند، و خداوند آنها را یاری میکند، و رأی و فکرشان را تصحیح مینماید، و قدمهایشان را استوار میگرداند. یک روز به نفع آنان است، و یک روز به نفع دشمنانشان، اما در نهایت پیروز و چیره میشوند و عاقبت از آن پرهیزگاران است. علت اینکه سردمداران مجرم بر باطل خود پا برجا مانده، و پیام حقی را که پیامبران آوردهاند رد میکنند، حسادت و سرکشی آنها است، پس گفتند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ حَتَّىٰ نُؤۡتَىٰ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ ٱللَّهِۘ﴾) ما هرگز ایمان نمیآوریم مگر اینکه همانند آنچه به پیامبران خدا داده شده است از قبیل: نبوت و رسالت، به ما نیز داده شود. و این سخن بیانگر اعتراض آنان به خدا، و تکبر ورزیدن آنان برحق است؛ حقی که خداوند آن را توسط پیامبرانش نازل کرده، و قبضه کردن فضل و احسان خدا است. پس خداوند اعتراض فاسدشان را رد نمود و خبر داد که آنان شایستۀ برخورداری از هیچ نوع خیر و خوبی نیستند، آنان هیچ خصلت خوبی ندارند که از بندگان صالح خدا محسوب شوند، تا چه رسد به اینکه پیامبر باشند. پس فرمود: (﴿ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥ﴾) خداوند بهتر میداند که رسالت خویش را به عهدۀ کسی بگذارد که صلاحیت دارد، و مسئولیت آن را به دوش میکشد، و او به هر اخلاق زیبایی متصف، و از هر اخلاق زشتی پاک است، و خداوند بر اساس حکمت خویش هر صفت والا و برتری را به او بخشیده است. و هرکس که چنین نباشد، خداوند برترین و بهترین بخشش خود را به او واگذار نمیکند؛ چرا که لیاقت آن را ندارد، و اهل آن نیست. و این آیه دلیلی بر کمال حکمت خداوند متعال است، چون او گرچه مهربان و دارای بخشش گسترده و نیکی و احسان فراوان است، اما با حکمت است و بخشش خود را جز به اهل آن نمیدهد. سپس خداوند مجرمان را تهدید کرد و فرمود: (﴿سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواۡ صَغَارٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) به زودی از سوی خدا خواری و رسوایی به مجرمان خواهد رسید؛ یعنی دچار اهانت و ذلت میشوند، و همانطور که در برابر حق تکبر کردند، خداوند آنها را خوار و ذلیل میگرداند. (﴿وَعَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا كَانُواۡ يَمۡكُرُونَ﴾) و عذاب سختی به سبب نیرنگی که میکردند، بدانان میرسد؛ یعنی عذابی که به آنها میرسد، به سبب نیرنگشان است، و ستمی از جانب خداوند متعال بر آنها نیست.
الأنعام 6:124
أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ آيا آن کس که مرده بود و ما زنده اش ساختيم و نوري فراراهش داشتيم تابدان در ميان مردم راه خود را بيابد ، همانند کسي است که به تاريکي گرفتار است و راه بيرون شدن را نمي داند ? اعمال کافران ، در نظرشان اينچنين آراسته گرديده است. وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ و بدين سان در هر قريه اي مجرمانشان را بزرگانشان قرار داديم تا در، آنجامکر کنند ، ولي نمي دانند که جز با خود مکر نمي ورزند. وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ؛ چون آيه اي بر آنها نازل شد ، گفتند که ما ايمان نمي آوريم تا آنگاه که هر چه به پيامبران خدا داده شده به ما نيز داده شود بگو : خدا داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد به زودي به مجرمان به کيفر مکري که مي ورزيده اند از جانب خدا خواري و عذابي شديد خواهد رسيد.
(122) خداوند متعال میفرماید: (﴿أَوَ مَن كَانَ﴾) آیا کسی که پیش از اینکه خدا او را هدایت نماید، (﴿مَيۡتٗا﴾) مردهای بود، و در تاریکیهای کفر و جهل و گناهان فرو رفته بود، (﴿فَأَحۡيَيۡنَٰهُ﴾) پس ما او را به وسیلۀ نور علم و ایمان و طاعت، زنده گردانیدیم و او در پرتو این روشنایی میان مردم راه میرود، و کارهایش را میبیند و راه را از چاه تشخیص میدهد، و خیر و خوبی را میشناسد و آن را ترجیح میدهد، و تلاش میکند خیر و خوبی را در وجود خود و دیگران پیاده نماید، و بدی را میشناسد و از آن متنفر است و برای ترک و دور کردن آن از خود و دیگران تلاش میکند. آیا چنین کسی با فردی که در تاریکی جهل و گمراهی وکفر و گناه بهسر میبرد، برابر است؟ (﴿لَيۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَا﴾) و نمیتواند از [این] تاریکیها بیرون رود، به گونهای که راهها بر او تاریک شده و اندوه و غم و بدبختی وی را فراگرفته است. پس خداوند عقلها را، به وسیلۀ چیزی که آن را درک میکنند و آن را میشناسند، آگاه ساخته است که این دو برابر نیستند، همانطور که شب و روز، نور و ظلمت و زنده و مرده برابر نیستند. سؤالی که در اینجا به ذهن میرسد این است: چگونه کسی که بویی از عقل و خرد داشته باشد، ترجیح میدهد که اینگونه باشد، و در میان تاریکیها حیران و سر گشته بماند؟ پاسخ این است که (﴿زُيِّنَ لِلۡكَٰفِرِينَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) برای کافران آنچه را انجام میدهند، آراسته شده است. پس همواره شیطان کارهایشان را برای آنان خوب و نیکو نشان میدهد، و آن را در دلهایشان میآراید به گونهای که کارهایشان را خوب و حق میپندارند، و این حالت تبدیل به باور و عقیدهای در قلبهایشان گشته و به صورت ویژگیِ ریشهدارِ آنان درمیآید. بنابراین به زشتیها و بدیهایی که بر آن قرار دارند، خشنود میگردند. کسانی که در تاریکیها سرگشته و حیران، و در باطل متردد هستند، همه با هم برابر نیستند. برخی از آنها رهبران و فرماندهانی هستند که از آنها پیروی میشود، و برخی تابع و پیرو هستند که بر آنها ریاست میشود. گروه اول کسانی هستند که بر بدترین حالتها قرار دارند.
(123) بنابراین فرمود: (﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا فِي كُلِّ قَرۡيَةٍ أَكَٰبِرَ مُجۡرِمِيهَا﴾) و بدینگونه در هر شهری سردمدارانِ مجرمش را میگماریم؛ یعنی رؤسا و سردمدارانی که جنایت آنها بزرگ، و سرکشی شان شدید است. (﴿لِيَمۡكُرُواۡ فِيهَا﴾) تا در آنجا با فریبکاری و دعوت به سوی راه شیطان، و مبارزه با پیامبر و پیروانشان بهوسیلۀ گفتار وکردار، به نیرنگ بپردازند. و همانا فریب و دسیسهشان به خودشان برمیگردد؛ چون آنها مکر و نیرنگ میکنند، و خداوند نیز مکر میکند، و او بهترینِ مکرکنندگان است.
(124) همچنین خداوند، بزرگان و پیشوایان هدایت را فراهم میسازد تا با این مجرمان مبارزه کنند و سخنانشان را به آنها برگردانند. با آنان در راه خدا جهاد مینمایند، و راههایی را که انسان را به این هدف متعالی میرساند، در پیش میگیرند، و خداوند آنها را یاری میکند، و رأی و فکرشان را تصحیح مینماید، و قدمهایشان را استوار میگرداند. یک روز به نفع آنان است، و یک روز به نفع دشمنانشان، اما در نهایت پیروز و چیره میشوند و عاقبت از آن پرهیزگاران است. علت اینکه سردمداران مجرم بر باطل خود پا برجا مانده، و پیام حقی را که پیامبران آوردهاند رد میکنند، حسادت و سرکشی آنها است، پس گفتند: (﴿لَن نُّؤۡمِنَ حَتَّىٰ نُؤۡتَىٰ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ ٱللَّهِۘ﴾) ما هرگز ایمان نمیآوریم مگر اینکه همانند آنچه به پیامبران خدا داده شده است از قبیل: نبوت و رسالت، به ما نیز داده شود. و این سخن بیانگر اعتراض آنان به خدا، و تکبر ورزیدن آنان برحق است؛ حقی که خداوند آن را توسط پیامبرانش نازل کرده، و قبضه کردن فضل و احسان خدا است. پس خداوند اعتراض فاسدشان را رد نمود و خبر داد که آنان شایستۀ برخورداری از هیچ نوع خیر و خوبی نیستند، آنان هیچ خصلت خوبی ندارند که از بندگان صالح خدا محسوب شوند، تا چه رسد به اینکه پیامبر باشند. پس فرمود: (﴿ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥ﴾) خداوند بهتر میداند که رسالت خویش را به عهدۀ کسی بگذارد که صلاحیت دارد، و مسئولیت آن را به دوش میکشد، و او به هر اخلاق زیبایی متصف، و از هر اخلاق زشتی پاک است، و خداوند بر اساس حکمت خویش هر صفت والا و برتری را به او بخشیده است. و هرکس که چنین نباشد، خداوند برترین و بهترین بخشش خود را به او واگذار نمیکند؛ چرا که لیاقت آن را ندارد، و اهل آن نیست. و این آیه دلیلی بر کمال حکمت خداوند متعال است، چون او گرچه مهربان و دارای بخشش گسترده و نیکی و احسان فراوان است، اما با حکمت است و بخشش خود را جز به اهل آن نمیدهد. سپس خداوند مجرمان را تهدید کرد و فرمود: (﴿سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواۡ صَغَارٌ عِندَ ٱللَّهِ﴾) به زودی از سوی خدا خواری و رسوایی به مجرمان خواهد رسید؛ یعنی دچار اهانت و ذلت میشوند، و همانطور که در برابر حق تکبر کردند، خداوند آنها را خوار و ذلیل میگرداند. (﴿وَعَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا كَانُواۡ يَمۡكُرُونَ﴾) و عذاب سختی به سبب نیرنگی که میکردند، بدانان میرسد؛ یعنی عذابی که به آنها میرسد، به سبب نیرنگشان است، و ستمی از جانب خداوند متعال بر آنها نیست.
الأنعام 6:125
فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ هر کس را که خدا خواهد که هدايت کند دلش را براي اسلام مي گشايد ، و هر، کس را که خواهد گمراه کند قلبش را چنان فرو مي بندد که گويي مي خواهدکه به آسمان فرا رود بدين سان خدا به آنهايي که ايمان نمي آورند پليدي مي نهد.
(125) خداوند متعال درحالی که علایم و نشانههای خوشبختی و هدایت، و بدبختی و گمراهی را برای بندگانش بیان میدارد، میفرماید: هرکس سینهاش برای پذیرش اسلام گشاد شد؛ یعنی سینه و درونش وسیع و باز شد، و به نور ایمان روشن گردید و با روشناییِ یقین، زنده گشت و آرامش یافت؛ خوبی را دوست داشت، و انجام دادن خیر و نیکی را زیبا یافت و از آن لذت برد و آن را دشوار ندانست. همانا این، نشانۀ آن است که خداوند او را هدایت کرده و توفیقِ در پیش گرفتن درست ترین راه را به او ارزانی نموده است. و علامت کسی که خداوند میخواهد او را گمراه سازد، این است که سینهاش را تنگ میگرداند؛ یعنی آن را در نهایت تنگی قرار میدهد، به گونهای که در آن جایی برای ایمان و یقین یافت نمیشود، و در شبهات و شهوات فرو رفته، و خیری به او نمیرسد. و قلبش برای انجام کار خیر باز نمیگردد، و سینهاش آنگونه به تنگی و تپش میافتد که گویا به آسمانها بالا میرود، و به زور او را به این کار وادار میکنند، اما راهی برای رفتن به آسمان نمییابد. و این بدان سبب است که آنها ایمان ندارند. پس این امر باعث شده است که خداوند پلیدی و عذاب را برآنها قرار دهد؛ چون آنها دروازۀ رحمت و نیکو کاری را به روی خود بستهاند. و این ترازویی است که در آن ظلم و ستمی وجود ندارد، و راهی است که تغییر نمیکند. پس همانا هرکس ببخشد، و بدهد، و از خدا بترسد، و پرهیزگاری نماید، و آیین نیک را تصدیق کند، به زودی راه آسانی را پیش پای او میگذاریم و آن را برایش آسان میگردانیم. و هرکس بخل ورزد، و خود را از خدا بینیاز بداند، و آیین نیک را تکذیب کند، به زودی راه سختی را به او خواهیم نمود.
الأنعام 6:126
وَهَـذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ؛ اينست راه راست پروردگارت ما آيات را براي مردمي که پند ميگيرند به تفصيل بيان کرده ايم. لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ براي آنها در نزد پروردگارشان ، خانه آرامش است و به پاداش کارهايي که ، مي کنند ، خدا دوستشان دارد.
(126) (﴿مُسۡتَقِيمٗا﴾) یعنی راه میانه و راهی که انسان را به خدا و سرای کرامت میرساند؛ راهی که احکام آن بیان گشته، و قوانین آن توضیح داده شده و خیر از شر جدا گردانده شده است. (﴿قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بیگمان آیات را توضیح و تفصیل دادهایم، اما این توضیح و بیان برای هر کسی نیست، بلکه (﴿لِقَوۡمٖ يَذَّكَّرُونَ﴾) برای قومی است که پند میپذیرند. آنها کسانیاند که شناخت و آگاهی حاصل کرده، و از آگاهی و دانش خود بهره بردهاند، و خداوند برای آنان پاداش فراوان و زیبا تهیه نموده است.
(127) بنابراین فرمود: (﴿لَهُمۡ دَارُ ٱلسَّلَٰمِ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) بدیشان از سوی پروردگارشان دارالسلام داده میشود. و بهشت «دارالسلام» نامیده شده است؛ چون از هر عیب و هر آسیب و کدورت و غم و اندوه و دیگر ناگواریها، سالم و پاک است. آنچه از این مطلب لازم میآید این است که نعمتهای آن از بهترین کیفیت برخوردار میباشند؛ طوری که توصیفکنندگان نمیتوانند آن را توصیف کنند، و آرزوکنندگان، هیچ نعمت روحی و قلبی و بدنی بهتر و برتر از آن را آرزو نمیکنند. و برای آنها در بهشت هر آن چیزی است که دل میخواهد و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و آنها برای همیشه در آنجا باقی میمانند. (﴿وَهُوَ وَلِيُّهُم﴾) و او یاورشان است، و به تدبیر امور و تربیت آنها میپردازد، و در همۀ کارهایشان نسبت به آنها مهربان است، و آنان را بر طاعت و عبادتش یاری مینماید، و اسباب و راههای رسیدن به محبت خویش را برای آنها آسان و هموار میکند. و خداوند آنها را به سبب اعمال و کارهای شایستهشان، و آنچه که پیشاپیش فرستادهاند وهدفشان ازآن خشنودی مولایشان بوده است، به دوستی گرفته، و یاور آنها شده است. به خلاف کسی که از سرور و مولایش روی گردانده، و از خواست و هوای نفس خود پیروی کرده است؛ زیرا شیطان را بر او مسلط گردانده، و یاور او شده، و او را به دوستی گرفته، و دین و دنیایش را خراب و فاسد کرده است.
الأنعام 6:127
وَهَـذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ؛ اينست راه راست پروردگارت ما آيات را براي مردمي که پند ميگيرند به تفصيل بيان کرده ايم. لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ براي آنها در نزد پروردگارشان ، خانه آرامش است و به پاداش کارهايي که ، مي کنند ، خدا دوستشان دارد.
(126) (﴿مُسۡتَقِيمٗا﴾) یعنی راه میانه و راهی که انسان را به خدا و سرای کرامت میرساند؛ راهی که احکام آن بیان گشته، و قوانین آن توضیح داده شده و خیر از شر جدا گردانده شده است. (﴿قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بیگمان آیات را توضیح و تفصیل دادهایم، اما این توضیح و بیان برای هر کسی نیست، بلکه (﴿لِقَوۡمٖ يَذَّكَّرُونَ﴾) برای قومی است که پند میپذیرند. آنها کسانیاند که شناخت و آگاهی حاصل کرده، و از آگاهی و دانش خود بهره بردهاند، و خداوند برای آنان پاداش فراوان و زیبا تهیه نموده است.
(127) بنابراین فرمود: (﴿لَهُمۡ دَارُ ٱلسَّلَٰمِ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) بدیشان از سوی پروردگارشان دارالسلام داده میشود. و بهشت «دارالسلام» نامیده شده است؛ چون از هر عیب و هر آسیب و کدورت و غم و اندوه و دیگر ناگواریها، سالم و پاک است. آنچه از این مطلب لازم میآید این است که نعمتهای آن از بهترین کیفیت برخوردار میباشند؛ طوری که توصیفکنندگان نمیتوانند آن را توصیف کنند، و آرزوکنندگان، هیچ نعمت روحی و قلبی و بدنی بهتر و برتر از آن را آرزو نمیکنند. و برای آنها در بهشت هر آن چیزی است که دل میخواهد و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و آنها برای همیشه در آنجا باقی میمانند. (﴿وَهُوَ وَلِيُّهُم﴾) و او یاورشان است، و به تدبیر امور و تربیت آنها میپردازد، و در همۀ کارهایشان نسبت به آنها مهربان است، و آنان را بر طاعت و عبادتش یاری مینماید، و اسباب و راههای رسیدن به محبت خویش را برای آنها آسان و هموار میکند. و خداوند آنها را به سبب اعمال و کارهای شایستهشان، و آنچه که پیشاپیش فرستادهاند وهدفشان ازآن خشنودی مولایشان بوده است، به دوستی گرفته، و یاور آنها شده است. به خلاف کسی که از سرور و مولایش روی گردانده، و از خواست و هوای نفس خود پیروی کرده است؛ زیرا شیطان را بر او مسلط گردانده، و یاور او شده، و او را به دوستی گرفته، و دین و دنیایش را خراب و فاسد کرده است.
الأنعام 6:128
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:129
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:130
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:131
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:132
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:133
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:134
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:135
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ؛ و روزي که همگان را گرد آورد و گويد : اي گروه جنيان ، شما بسياري از آدميان را پيرو خويش ساختيد يارانشان از ميان آدميان گويند : اي پروردگار ما ، ما از يکديگر بهره مند مي شديم و به پايان زماني که براي زيستن ماقرار داده بودي رسيديم گويد : جايگاه شما آتش است ، جاودانه در آنجاخواهيد بود ، مگر آنچه خدا بخواهد هر آينه پروردگار تو حکيم و داناست. وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و بدين سان ستمکاران را به کيفر کارهايي که مي کردند بر يکديگر مسلط، مي سازيم. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ اي گروه جنيان و آدميان ، آيا بر شما پيامبراني از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزي بترسانند ? گويند : ما به زيان خويش گواهي مي دهيم زندگي دنيايي آنان را بفريفت وبه زيان خود گواهي دادند ، که از کافران بودند. ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ و اين بدان سبب است که پروردگار تو مردم هيچ قريه اي را که بي خبر بودند از روي ستم هلاک نمي کرد. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ؛ براي هر يک برابر اعمالي که انجام داده اند درجاتي است ، که ، پروردگارتو از آنچه مي کنند غافل نيست. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ؛ و پروردگار تو بي نياز و مهربان است و همچنان که شما را از نسل مردمان ديگر بيافريده است ، اگر بخواهد ، شما را مي برد و پس از شما ، هر چه را که بخواهد ، جانشينتان مي سازد. إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ؛ هر چه به شما وعده داده اند خواهد آمد و شما راه راه گريزي نيست. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، هر چه از دستتان بر مي آيد بکنيد که من نيز مي کنم ، ،به زودي خواهيد دانست که پايان اين زندگي به سود که خواهد بود ، هر آينه ستمکاران رستگار نمي شوند.
(128) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که همۀ آنها را گرد میآورد؛ یعنی تمام ثقلین؛ انسان و جن را گرد میآورد، کسانی که خود گمراه شده، و کسانی از آنان که دیگران را گمراه کردهاند. پس خداوند جنّیان را، که انسان را گمراه کرده و شر و بدی را برایش آراسته و به سوی گناه کشاندهاند، سرزنش کرده و به آنها میفرماید: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ﴾) ای گروه جنّیان! شما انسانهای زیادی را گمراه ساخته و آنها را از راه خدا باز داشتهاید. پس چگونه اقدام به ارتکاب اموری کردید که من حرام نمودهام؟ و چگونه به خود جرأت مخالفت با پیامبرانم را دادید، و برای مبارزه با خدا و بازداشتن بندگان خدا از راه او، و آوردنشان به راه جهنم بپاخاستید؟! پس امروز نفرین و عذاب من بر شما مقرر و واجب گشته است. و به اندازۀ کفرتان و بر حسب گمراه کردنتان، بر عذاب شما خواهم افزود، و شما عذری ندارید که آن را مستمسک قرار دهید و پناهگاهی ندارید که به آن پناه ببرید، و شفاعتکنندهای ندارید که برایتان شفاعت کند، و دعای شما شنیده نمیشود. عذاب و رسوایی و وبالی که در آن روز بر آنان فرود میآید، بسیار شدید و سنگین است. به همین جهت خداوند هیچ مستمسک و عذری را برای آنان ذکر نکرد. و اما دوستانشان از انسانها، عذرِ غیر مقبول و غیر موجهی را بهانه کرده و میگویند: (﴿رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ﴾) پروردگارا! هریک از ما انسانها و جنها از دیگری بهره بردهایم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظیم و پناه بردنش به وی بهره برده است، و انسان نیز از طریق بهدست آوردن اهداف خود و رسیدن به بعضی از امیالی که جن برایش برآورده کرده، بهرهمند شده است. پس انسان، جن را میپرستد، و جن نیز خدماتی را به او ارائه میدهد، و بعضی از نیازهای دنیویاش را تامین میکند؛ یعنی دوستانی که از میان آدمیان برگرفته بودند میگویند: گناهانی از ما سر زده است و دیگر نمیتوان آنها را جبران نمود. (﴿وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَا﴾) و به میعاد و خط پایانی که برایمان مقرر نموده بودی، رسیدیم؛ یعنی به محل و جایی رسیدهایم که در آنجا به سبب اعمال، مجازات میشویم. پس اکنون هر آنچه که میخواهی با ما بکن، و هر طور که میخواهی حکم نما؛ چرا که دلیلی نداریم و عذری برای ما باقی نمانده است. صاحب امر تویی، و داوری و حکم فقط از آنِ تو است. در سخن آنها نوعی فروتنی و نرمی به چشم میخورد، اما دیگر چه سود! بنابراین خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و (﴿قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾) میفرماید: آتش [جهنم] جایگاهتان است و برای همیشه در آن میمانید. و از آنجا که این حکم به مقتضای حکمت و علم خدا است، آیه را اینگونه به پایان رسانید: (﴿إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ﴾) همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان طور که علم و آگاهی او همه چیز را در بر گرفته، حکمت او نیز همۀ اشیا را در برگرفته است.
(129) (﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و همچنانکه یاغیان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسی خودشان حاکم نمودهایم که گمراهشان کنند و پیمان دوستی و اتحاد را ـبه سبب تلاش و سعیشان در ایجاد این حاکمیت و دوستی و اتحادـ در میانشان منعقد کردهایم، به همان شیوه یکی از سنتهای ما این است که برای هرستمگری، یاوری همانند او قرار دهیم که او را به سوی بدی میکشاند، و بر انجام گناه و معاصی تحریک میکند، و او را نسبت به خیر بیعلاقه مینماید. و این از عقوبتهای بزرگ خدا است که دارای اثری زشت و خطرناک است. و گناه برعهدۀ ستمگر است؛ زیرا اوست که زیان را بر خود وارد ساخته، و بر خود جنایت کرده است، ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان ستم نمیکند. از این روی هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقی را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگرانی را بر آنها مسلط میگرداند که بدترین عذاب را به آنها میرسانند، و از روی ظلم و ستم، چندین برابرِ حقوق خدا و بندگانش را که ضایع کردهاند، از آنها میگیرند، بدون اینکه ـ برای عذاب و ظلمی که از سوی آن ستمگران به آنان میرسدـ هیچ پاداشی در روز قیامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسؤولین و سران آنها را صالح، و آنها را پیشوایان دادگر و عادل میگرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
(130) سپس همۀ کسانی از جن و انس را که از حق روی گردانده و آن را رد کردهاند، سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بیان مینماید، پس بدان اعتراف میکنند. بنابراین فرمود: (﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَقُصُّونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از شما نیامدند که آیات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهی، خیر و شر و وعد و وعید به صورت مشروح بازگو شده است، برای شما بازگو کنند؟ (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رسیدنتان به این روز برحذر دارند؟ و طریقۀ نجات یافتن ازاین روز را به شما بیاموزند؟ وبه شما بیاموزند که رستگاری و موفقیت در پیروی کردن از دستورات خدا و پرهیز ازآنچه او نهی کرده است، میباشد؟و به شما بیاموزند که بدبختی و زیان در ضایع کردن دستورات و نواهی خدا است؟ پس آنان اعتراف کرده، (﴿قَالُواۡ شَهِدۡنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَاۖ وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و میگویند: آری، ما علیه خود گواهی میدهیم. و زندگی دنیا و زیباییها و زخارف و نعمتهای آن، آنان را فریب داد، و به آن آرامش پیدا کردند و از آن راضی و خشنود شدند و آنان را از [یاد] آخرت مشغول داشت. (﴿وَشَهِدُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰفِرِينَ﴾) و آنان علیه خود گواهی میدهند که کافر بودیم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در این هنگام هرکس و حتی خودشان میدانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مینماید. پس به آنان میفرماید:﴿ٱدۡخُلُواۡ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾ در میان امتهایی از جن و انس، که پیش از شما بودهاند، وارد آتش شوید. آنان نیز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهرۀ خود برخوردار شدند، شما هم از بهرۀ خویش بهرهمند میشوید. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتید، ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ خَٰسِرِينَ﴾ همانا گذشتگان و آیندگان آنان [جن و انس] از زیاندیدگان بودند، و چه زیانی بزرگتر است از خسارت و از دست دادن بهشتهای پر از نعمت و محروم شدن از همسایگیِ «اکرم الاکرمین»؟! اما آنان هرچند که در این زیان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظیمی با هم دارند.
(132) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هریک از آنها، (﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواۡ﴾) بر حسب اعمالشان درجاتی هست، و بدی و گناه کم، مانند بدی زیاد، محسوب نمیشود. نه تابع و پیرو چون متبوع و پیروی شده است، و نه با فرمانبر چون رئیس برخورد میشود. همانطور که میان اهل بهشت ـگرچه همه در سود بردن و رستگاری و وارد شدن مشترکاندـ فرقهایی وجود دارد که جز خدا کسی آن را نمیداند، با اینکه همۀ آنان به آنچه مولایشان بدانان بخشیده است، خشنودند. پس، از خداوند متعال میخواهیم که ما را از اهل فردوس اعلی که آن را برای بندگان مقرب و بر گزیدگان خویش و منتخبان و دوستان خود تهیه نموده است، بگرداند. (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از آنچه میکنند، بیخبر نیست، پس هر یک را بر حسب نیّت و عملش مجازات مینماید. و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را میخواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهای شایسته دستور داده، و از کارهای بد نهی کرده است، وگرنه ذات خداوند از همۀ مخلوقات بینیاز است، پس اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیرساند. همانطورکه نافرمانی گناهکاران به او زیانی نمیرساند.
(133) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ﴾) اگر بخواهد، شما را هلاک نموده و از میان میبرد، (﴿وَيَسۡتَخۡلِفۡ مِنۢ بَعۡدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوۡمٍ ءَاخَرِينَ﴾) و هرکس را که بخواهد، پس از شما جایگزین [تان] میکند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومی دیگر پدید آورده است. پس وقتی شما دانستید که حتماً باید از این دنیا منتقل شوید، همان طور که کسان دیگری غیر از شما منتقل شدهاند، و دانستید که از این دنیا میروید و کوچ میکنید و آن را برای کسانی که بعد از شما میآیند، میگذارید، همان طور که کسانی که پیش از شما بودهاند از دنیا رفته و آن را برای شما به جا گذاشته اند، پس چرا دنیا را محل استقرار و آسایش و وطن خویش گرداندهاید، و فراموش کردهاید که دنیا گذرگاهی است نه محل استقرار؟! و فراموش کردهاید که پیش روی شما سرا و جهانی است که همۀ نعمتها را در بر دارد و از هر آفت و نقصی بهدور است؟ و آن جهانی است که مردمان نخستین و آخرین برای آن تلاش میکنند، و گذشتگان و آیندگان به سوی آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آنجا برای همیشه میمانند و اقامت همیشگی در آن خواهند داشت. و آن جهان، هدف و غایتی است که هدفی بالاتر ورای آن وجود ندارد، و مطلوبی است که هر هدف و امر مطلوبی در آن پایان میپذیرد، و آنقدر مورد علاقۀ خردمندان است که هر چیز دیگری را فدای آن میکنند. سوگند به خدا در آنجا چیزهایی است که انسانها در پی آنند و چشم از دیدن آن لذت میبرد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت میپردازند، چیزهایی از قبیل لذت ارواح و زیادی و فراوانی شادیها، و نعمتهای جسم و دل، و نزدیک شدن به خدایی که همۀ غیبها و پنهانیها را میداند. همه اینها در آنجا وجود دارد. چه همت و ارادۀ بالایی است همتی که در پی این خوبیها میباشد! و چه خسارتمند است کسی که به بهرهای پست راضی شده است! و چقدر پست و پایین است همّت کسی که معاملۀ زیانبار را برگزیده است! پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند
(134) پس آن کس که دچار رویگردانی و غفلت شده است، نباید رسیدن سریع به این منزل و سرا را بعید بداند، زیرا (﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ﴾) همانا آنچه به شما وعده داده میشود، خواهد آمد، و شما نمیتوانید خدا را درمانده و ناتوان نمایید، و از عذاب او فرار کنید؛ زیرا پیشانیهایتان در دست خدا است، و شما تحت تدبیر و تصرف او قرار دارید.
(135) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! وقتی که قوم خود را به سوی خدا دعوت کردی، و سرانجامی که در انتظار آنهاست برایشان بیان نمودی، و آنان از تسلیم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزیدند، و از امیالشان پیروی کردند و به شرک خود ادامه دادند، به آنان بگو: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای قوم من! بر حالتی که هستید و آن را برای خود پسندیدهاید، بمانید و همانطور عمل کنید، (﴿إِنِّي عَامِلٞ﴾) من [هم] طبق دستور خدا عمل میکنم و تابع خشنودی پروردگارم هستم. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ﴾) به زودی خواهید دانست که سرانجام نیک از آن چه کسی خواهد بود، به نفع من میشود یا به نفع شما؟! و این انصاف بزرگی است، چرا که خداوند، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به میان آورده و سزا و جزا را پیش روی بینندگان قرار داده، و از صراحتگویی پرهیز کرده است، چرا که اشاره و تلویح صریحتر و روشنتر است. و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نیک در دنیا و آخرت از آن پرهیزگاران است. و عاقبت و سرانجام نیک از آن مؤمنان است. و هرکس که از آنچه پیامبران آوردهاند رویگردانی نماید، سرانجامش بد خواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و ستمگران رستگار نمیشوند. پس هر ستمگری گرچه در دنیا از تمام بهرهها برخوردار باشد، در نهایت نابود و مضمحل میگردد:«إنَّ اللهَ لَیُملِی لِلظَّالِمِ حَتَّی إذَا أخَذَهُ لَم یُفلِتْهُ»«همانا خداوند به ستمگر مهلت میدهد، اما ناگهان او را میگیرد و رهایش نمیکند.»
الأنعام 6:136
وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي خدا از کشته ها و چارپاياني که آفريده است نصيبي معين کردند و، به خيال خود گفتند که اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمي رسيد ، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مي رسيد به گونه اي بد داوري مي کردند. وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين ، کاهنان ، کشتن فرزند را در نظر بسياري از مشرکان بياراستند تاهلاکشان کنند و در باره دينشان به شک و اشتباهشان افکنند اگر خدا مي خواست چنين نمي کردند پس با دروغي که مي بافند رهايشان ساز. وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي پندار گفتند : اينها چارپايان و کشتزاران ممنوع است هيچ کس جز، آنکه ما بخواهيم ، نبايد از آنها بخورد و اينها چارپاياني است که سوار شدنشان حرام است و اينها چارپاياني است که نام خدا را بر آنها ياد نکنند به خدا افترا مي بندند و به زودي به کيفر افترايي که مي بسته اندجزايشان را خواهد داد. وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه در شکم اين چارپايان است براي مردان ما حلال و براي ، زنانمان حرام است ، و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريکند خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد کرد هر آينه او حکيم و داناست. قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان کردند کساني که به سفاهت بي هيچ حجتي فرزندان خود را کشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزي داده بود حرام کردند اينان گمراه شده اند و راه هدايت را نيافته اند.
(136) خداوند متعال از بیخردی و نادانی و سبک مغزی و جهالت عمیق مشرکانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، خبر میدهد. و خداوند تبارک و تعالی پارهای از خرافتهایشان را بر میشمارد تا گمراهیشان را یاد آور شود، و مردم از آن بپرهیزند. مخالفت این بیخردان با حقی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، نقص و عیبی را متوجّه حقّانیت پیام و رسالت رسول اکرم نمیسازد؛ زیرا آنها شایستگی آن را ندارند که در مقابل حق بایستند. پس خداوند از جمله خرافات آنان به این نکته اشاره کرد که آنها (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا﴾) برای خداوند از کشتزار و چهارپایانی که آفریده است، بهره ای قرار دادند، و سهمی از آن برای بتهایشان درنظر گرفتند. در حالی که خداوند این چیزها را برای بندگانش آفریده، و آن را روزی آنان قرار داده است. پس آنان دو امر ممنوع را در کنار هم قرار دادند، بلکه سه چیز را که باید از آن پرهیز شود، با هم انجام دادند: یکی اینکه بر خدا منت نهادند که برای او سهمی قرار دادهاند ، و براین اعتقاد و باور بودند که این کار احسانی است نسبت به خدا. و یکی اینکه بتهایشان را که به آنها روزی نداده، و هیچ چیزی را برای آنان بهوجود نیاورده بودند، در این امر شریک گردانیدند. و موضوع سوم حکم و داوری ستمگرانۀ آنهاست که به آنچه سهم خدا بود، توجه نکرده و به آن اهمیتی نمیدادند، اما اگر همان سهم به بتها میرسید و برای بتها قرار میدادند، به آن توجه میکردند و از آن پاسداری مینمودند، و چیزی از آن را به خدا نمیدادند؛ زیرا هرگاه از کشتزارها و میوهها و حیواناتی که خداوند برای آنان آفریده بود چیزی به دست میآوردند، آن را به دو بخش تقسیم کرده و میگفتند:«این - به گفته و گمان آنها- از آن خداست» و خداوند جز چیزی که خالصانه برای او باشد، نمیپذیرد؛ و عمل کسی را که به او شرک بورزد، قبول نمیکند. و بخش دیگر را سهمیۀ شرکا اعم از بتها و شریکان قرار میدادند. پس اگر چیزی از آنچه که سهم خدا قرار داده بودند، با آنچه که برای غیر خدا در نظر گرفته بودند، مخلوط میشد، به آن توجهی نکرده و میگفتند: خداوند از آن بینیاز است، و آن را باز نمیگرداندند . و اگر چیزی از آنچه برای خداهایشان قرار داده بودند، با آنچه برای خدا مقرر کرده بودند، مخلوط میشد، آن را به سر جایش بر گردانده، و میگفتند: بتها فقیرند و باید سهم آنان برگردانده شود. پس آیا حکمی بدتر از این هست؟ و آیا حکمی ستمگرانهتر از این هست؟! زیرا از آنچه که برای مخلوق قرار داده بودند، حمایت میکردند تا جاییکه آن گونه از حق خدا محافظت نمیکردند. و احتمال دارد که تأویل آیۀ کریمه آن گونه باشد که در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که از خداوند نقل میکند:(أنَا أغنَی الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرکِ ، مَن أشرَکَ مَعِیَ شَیئاً تَرکتُهُ وَشِرْکَهُ)«من از هر نوع مشارکت و غیر آن بینیازم. هرکس که به نیت من و غیر من کاری را انجام دهد؛ یعنی برایم در هر کاری شریک قایل شود، آن را از او نمیپذیرم، بلکه آن را به آن غیر واگذار میکنم.» معنی آیه این است که آنچه آنها برای بتهایشان قرار داده و بهوسیلۀ آن به بتهای خود نزدیکی جستهاند، تقرب و عبادتی خالصانه برای غیرخداست، و چیزی از آن به خدا تعلق نمیگیرد. و آنچه را که به گمان خود برای غیرخدا در نظر گرفته بودند به خدا نمیرسد، چون آن شرک است؛ بلکه سهم شرکا و همتایان است، چون خداوند از آن بینیاز است و عملی را که در آن یکی از آفریدگانش شریک قرار داده شود، نمیپذیرد.
(137) یکی از موارد بیخردی و گمراهی مشرکین، این است که شرکا یعنی سران و شیاطین آنها کشتن فرزندان را برای بسیاری از مشرکین زیبا جلوه میدادند. و کشتن فرزندان، به صورت زنده بهگور کردن بود، و آنان پسران را از ترس فقر و ناداری، و دختران را از ترس آلوده شدن به عار و ننگ زنده به گور میکردند. و این فریب و خدعۀ شیاطین بود. شیطانهایی که میخواستند آنها را هلاک سازند، و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند، پس کارهایی را انجام میدادند که در نهایتِ زشتی و قبح قرار داشت. و همواره شرکایشان، کارهایشان را برای آنان زیبا جلوه میدادند، تا جاییکه آن را خوب و عادت پسندیده به حساب میآوردند. و اگر خداوند میخواست آنها را باز دارد و مانع کشته شدن فرزندانشان شود، چنین نمیکردند. اما حکمت او اقتضا نمود تا آنها را با کارهایشان رها کند، و مانعی میان آنان و کارهایشان قرار ندهد، تا بیشتر در گناه فرو روند، و به آنها مهلت بدهد. بنابراین فرمود: (﴿فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ﴾) پس آنها را با دروغ و افترایشان رها کن، و بر آنان اندوهگین مباش؛ زیرا آنها هیچ زیانی به خدا نمیرسانند.
(138) یکی دیگر از مصادیق بیخردی آنان این است که چهارپایانی را که خداوند برای آنها حلال نموده و آن را مایۀ روزی و رحمت آنان قرار داده تا از آنها استفاده کنند، از جانب خود حرام گردانده و بدعتها وسخنهایی عجیب وغریبی در مورد آنها تراشیدهاند. پس آنان در مورد برخی از چهارپایان و کشتزارها میگویند: (﴿هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ﴾) اینها چهارپایان و کشتزارهای ممنوع و حرامی هستند که، (﴿لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ﴾) جایز نیست کسی از آن بخورد، مگر کسی که ما بخواهیم، و یا کسی که ما او را به صفت خاصی متّصف نموده باشیم. البته همۀ این بحثها را از پیش خود ساخته بودند [و جز زعم و گمان آنها چیز دیگری نبودند]، و جز امیال و خواست و نظر فاسدشان، سند و حجتی بر این مواردِ مزعوم ندارند. و چهارپایانی وجود داشت که از هر جهت حرام قرار داده نشده بودند، بلکه آنان فقط سوار شدن، و بار بردن با آنها را حرام قرار دادند، و پشت آن حیوانات را از سواری و بار حفاظت کردند، و آن را «حام» مینامیدند. چهارپایانی بود که هنگام ذبح نام خدا را بر آن نمیبردند، بلکه نام بتها و آنچه غیر از خدا میپرستیدند، بر آنها میبردند، و این کارها را به خدا نسبت میدادند، و آنها در این امر، دروغگو و فاسق بودند. (﴿سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) پس به زودی آنها را به سبب دروغی که بر خدا میبستند، از قبیل: قرار دادن شریک برای خدا، و حرام کردن خوردنیهایی که منافع فراوانی در بر دارند، مجازات خواهد کرد.
(139) و از جمله آرا و نظرات بیارزش آنها این است که آنان جنینِ برخی از چهارپایان را بر زنان ـ نه بر مردان ـ حرام کرده و میگفتند: (﴿مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا﴾) آنچه در شکم این چهارپایان است ویژۀ مردان ماست؛ یعنی برای مردان حلال است و زنان با مردان در آن مشارکت ندارند. (﴿وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَا﴾) و بر زنان ما حرام است ، این زمانی بود که جنینِ حیوان، زنده به دنیا بیاید ، واگر جنینِ حیوان به صورت مرده متولد شود، آنها هم در آن شریک هستند؛ یعنی [جنین مرده]، هم برای مردان و هم برای زنان حلال است. (﴿سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡ﴾) پس به زودی خداوند کیفر توصیفشان را خواهد داد؛ زیرا آنچه را خدا حلال کرده است، حرام کردند، و حرام وی را حلال نمودند. پس با شریعت خدا مخالفت ورزیده و حریم آن را شکستند ، و این را به خدا نسبت دادند. (﴿إِنَّهُۥ حَكِيمٌ﴾) خداوند در اینکه به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانایی داده، با حکمت است.(﴿عَلِيمٞ﴾) و به حال آنان آگاه است؛ هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و خداوند به آنان و به دروغی که به او نسبت داده و از جانب خود آن را میسازند، آگاه است، با این حال از آنها در میگذرد و به آنان روزی میدهد.
(140) سپس زیانکاری و بیخردی آنها را بیان نموده و میفرماید: (﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِعِلۡمٖ﴾) همانا کسانی که فرزندانشانرا از روی سفاهت و نادانی کشتند، دین و فرزندان و عقل خویش را از دست داده، و در سفاهت و بیخردی و سرگشتگی و گمراهی دست و پا میزنند. (﴿وَحَرَّمُواۡ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ﴾) و آنچهرا خدا بدیشان روزی داده است، حرام کردند؛ یعنی آنچه را که خداوند رحمتی برای آنها قرار داده ، و آن را روزی آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند. و به این هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصیف نمودند، در حالی که از حلال ترین حلالها بود. و همۀ اینها، (﴿ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ﴾) دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسی این دروغها را میبافد. (﴿قَدۡ ضَلُّواۡ وَمَا كَانُواۡ مُهۡتَدِينَ﴾) به راستی که بسی گمراه گشتند، و در هیچ کدام از کارهایشان راهیاب نشدند.
الأنعام 6:137
وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي خدا از کشته ها و چارپاياني که آفريده است نصيبي معين کردند و، به خيال خود گفتند که اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمي رسيد ، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مي رسيد به گونه اي بد داوري مي کردند. وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين ، کاهنان ، کشتن فرزند را در نظر بسياري از مشرکان بياراستند تاهلاکشان کنند و در باره دينشان به شک و اشتباهشان افکنند اگر خدا مي خواست چنين نمي کردند پس با دروغي که مي بافند رهايشان ساز. وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي پندار گفتند : اينها چارپايان و کشتزاران ممنوع است هيچ کس جز، آنکه ما بخواهيم ، نبايد از آنها بخورد و اينها چارپاياني است که سوار شدنشان حرام است و اينها چارپاياني است که نام خدا را بر آنها ياد نکنند به خدا افترا مي بندند و به زودي به کيفر افترايي که مي بسته اندجزايشان را خواهد داد. وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه در شکم اين چارپايان است براي مردان ما حلال و براي ، زنانمان حرام است ، و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريکند خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد کرد هر آينه او حکيم و داناست. قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان کردند کساني که به سفاهت بي هيچ حجتي فرزندان خود را کشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزي داده بود حرام کردند اينان گمراه شده اند و راه هدايت را نيافته اند.
(136) خداوند متعال از بیخردی و نادانی و سبک مغزی و جهالت عمیق مشرکانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، خبر میدهد. و خداوند تبارک و تعالی پارهای از خرافتهایشان را بر میشمارد تا گمراهیشان را یاد آور شود، و مردم از آن بپرهیزند. مخالفت این بیخردان با حقی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، نقص و عیبی را متوجّه حقّانیت پیام و رسالت رسول اکرم نمیسازد؛ زیرا آنها شایستگی آن را ندارند که در مقابل حق بایستند. پس خداوند از جمله خرافات آنان به این نکته اشاره کرد که آنها (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا﴾) برای خداوند از کشتزار و چهارپایانی که آفریده است، بهره ای قرار دادند، و سهمی از آن برای بتهایشان درنظر گرفتند. در حالی که خداوند این چیزها را برای بندگانش آفریده، و آن را روزی آنان قرار داده است. پس آنان دو امر ممنوع را در کنار هم قرار دادند، بلکه سه چیز را که باید از آن پرهیز شود، با هم انجام دادند: یکی اینکه بر خدا منت نهادند که برای او سهمی قرار دادهاند ، و براین اعتقاد و باور بودند که این کار احسانی است نسبت به خدا. و یکی اینکه بتهایشان را که به آنها روزی نداده، و هیچ چیزی را برای آنان بهوجود نیاورده بودند، در این امر شریک گردانیدند. و موضوع سوم حکم و داوری ستمگرانۀ آنهاست که به آنچه سهم خدا بود، توجه نکرده و به آن اهمیتی نمیدادند، اما اگر همان سهم به بتها میرسید و برای بتها قرار میدادند، به آن توجه میکردند و از آن پاسداری مینمودند، و چیزی از آن را به خدا نمیدادند؛ زیرا هرگاه از کشتزارها و میوهها و حیواناتی که خداوند برای آنان آفریده بود چیزی به دست میآوردند، آن را به دو بخش تقسیم کرده و میگفتند:«این - به گفته و گمان آنها- از آن خداست» و خداوند جز چیزی که خالصانه برای او باشد، نمیپذیرد؛ و عمل کسی را که به او شرک بورزد، قبول نمیکند. و بخش دیگر را سهمیۀ شرکا اعم از بتها و شریکان قرار میدادند. پس اگر چیزی از آنچه که سهم خدا قرار داده بودند، با آنچه که برای غیر خدا در نظر گرفته بودند، مخلوط میشد، به آن توجهی نکرده و میگفتند: خداوند از آن بینیاز است، و آن را باز نمیگرداندند . و اگر چیزی از آنچه برای خداهایشان قرار داده بودند، با آنچه برای خدا مقرر کرده بودند، مخلوط میشد، آن را به سر جایش بر گردانده، و میگفتند: بتها فقیرند و باید سهم آنان برگردانده شود. پس آیا حکمی بدتر از این هست؟ و آیا حکمی ستمگرانهتر از این هست؟! زیرا از آنچه که برای مخلوق قرار داده بودند، حمایت میکردند تا جاییکه آن گونه از حق خدا محافظت نمیکردند. و احتمال دارد که تأویل آیۀ کریمه آن گونه باشد که در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که از خداوند نقل میکند:(أنَا أغنَی الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرکِ ، مَن أشرَکَ مَعِیَ شَیئاً تَرکتُهُ وَشِرْکَهُ)«من از هر نوع مشارکت و غیر آن بینیازم. هرکس که به نیت من و غیر من کاری را انجام دهد؛ یعنی برایم در هر کاری شریک قایل شود، آن را از او نمیپذیرم، بلکه آن را به آن غیر واگذار میکنم.» معنی آیه این است که آنچه آنها برای بتهایشان قرار داده و بهوسیلۀ آن به بتهای خود نزدیکی جستهاند، تقرب و عبادتی خالصانه برای غیرخداست، و چیزی از آن به خدا تعلق نمیگیرد. و آنچه را که به گمان خود برای غیرخدا در نظر گرفته بودند به خدا نمیرسد، چون آن شرک است؛ بلکه سهم شرکا و همتایان است، چون خداوند از آن بینیاز است و عملی را که در آن یکی از آفریدگانش شریک قرار داده شود، نمیپذیرد.
(137) یکی از موارد بیخردی و گمراهی مشرکین، این است که شرکا یعنی سران و شیاطین آنها کشتن فرزندان را برای بسیاری از مشرکین زیبا جلوه میدادند. و کشتن فرزندان، به صورت زنده بهگور کردن بود، و آنان پسران را از ترس فقر و ناداری، و دختران را از ترس آلوده شدن به عار و ننگ زنده به گور میکردند. و این فریب و خدعۀ شیاطین بود. شیطانهایی که میخواستند آنها را هلاک سازند، و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند، پس کارهایی را انجام میدادند که در نهایتِ زشتی و قبح قرار داشت. و همواره شرکایشان، کارهایشان را برای آنان زیبا جلوه میدادند، تا جاییکه آن را خوب و عادت پسندیده به حساب میآوردند. و اگر خداوند میخواست آنها را باز دارد و مانع کشته شدن فرزندانشان شود، چنین نمیکردند. اما حکمت او اقتضا نمود تا آنها را با کارهایشان رها کند، و مانعی میان آنان و کارهایشان قرار ندهد، تا بیشتر در گناه فرو روند، و به آنها مهلت بدهد. بنابراین فرمود: (﴿فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ﴾) پس آنها را با دروغ و افترایشان رها کن، و بر آنان اندوهگین مباش؛ زیرا آنها هیچ زیانی به خدا نمیرسانند.
(138) یکی دیگر از مصادیق بیخردی آنان این است که چهارپایانی را که خداوند برای آنها حلال نموده و آن را مایۀ روزی و رحمت آنان قرار داده تا از آنها استفاده کنند، از جانب خود حرام گردانده و بدعتها وسخنهایی عجیب وغریبی در مورد آنها تراشیدهاند. پس آنان در مورد برخی از چهارپایان و کشتزارها میگویند: (﴿هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ﴾) اینها چهارپایان و کشتزارهای ممنوع و حرامی هستند که، (﴿لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ﴾) جایز نیست کسی از آن بخورد، مگر کسی که ما بخواهیم، و یا کسی که ما او را به صفت خاصی متّصف نموده باشیم. البته همۀ این بحثها را از پیش خود ساخته بودند [و جز زعم و گمان آنها چیز دیگری نبودند]، و جز امیال و خواست و نظر فاسدشان، سند و حجتی بر این مواردِ مزعوم ندارند. و چهارپایانی وجود داشت که از هر جهت حرام قرار داده نشده بودند، بلکه آنان فقط سوار شدن، و بار بردن با آنها را حرام قرار دادند، و پشت آن حیوانات را از سواری و بار حفاظت کردند، و آن را «حام» مینامیدند. چهارپایانی بود که هنگام ذبح نام خدا را بر آن نمیبردند، بلکه نام بتها و آنچه غیر از خدا میپرستیدند، بر آنها میبردند، و این کارها را به خدا نسبت میدادند، و آنها در این امر، دروغگو و فاسق بودند. (﴿سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) پس به زودی آنها را به سبب دروغی که بر خدا میبستند، از قبیل: قرار دادن شریک برای خدا، و حرام کردن خوردنیهایی که منافع فراوانی در بر دارند، مجازات خواهد کرد.
(139) و از جمله آرا و نظرات بیارزش آنها این است که آنان جنینِ برخی از چهارپایان را بر زنان ـ نه بر مردان ـ حرام کرده و میگفتند: (﴿مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا﴾) آنچه در شکم این چهارپایان است ویژۀ مردان ماست؛ یعنی برای مردان حلال است و زنان با مردان در آن مشارکت ندارند. (﴿وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَا﴾) و بر زنان ما حرام است ، این زمانی بود که جنینِ حیوان، زنده به دنیا بیاید ، واگر جنینِ حیوان به صورت مرده متولد شود، آنها هم در آن شریک هستند؛ یعنی [جنین مرده]، هم برای مردان و هم برای زنان حلال است. (﴿سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡ﴾) پس به زودی خداوند کیفر توصیفشان را خواهد داد؛ زیرا آنچه را خدا حلال کرده است، حرام کردند، و حرام وی را حلال نمودند. پس با شریعت خدا مخالفت ورزیده و حریم آن را شکستند ، و این را به خدا نسبت دادند. (﴿إِنَّهُۥ حَكِيمٌ﴾) خداوند در اینکه به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانایی داده، با حکمت است.(﴿عَلِيمٞ﴾) و به حال آنان آگاه است؛ هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و خداوند به آنان و به دروغی که به او نسبت داده و از جانب خود آن را میسازند، آگاه است، با این حال از آنها در میگذرد و به آنان روزی میدهد.
(140) سپس زیانکاری و بیخردی آنها را بیان نموده و میفرماید: (﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِعِلۡمٖ﴾) همانا کسانی که فرزندانشانرا از روی سفاهت و نادانی کشتند، دین و فرزندان و عقل خویش را از دست داده، و در سفاهت و بیخردی و سرگشتگی و گمراهی دست و پا میزنند. (﴿وَحَرَّمُواۡ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ﴾) و آنچهرا خدا بدیشان روزی داده است، حرام کردند؛ یعنی آنچه را که خداوند رحمتی برای آنها قرار داده ، و آن را روزی آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند. و به این هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصیف نمودند، در حالی که از حلال ترین حلالها بود. و همۀ اینها، (﴿ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ﴾) دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسی این دروغها را میبافد. (﴿قَدۡ ضَلُّواۡ وَمَا كَانُواۡ مُهۡتَدِينَ﴾) به راستی که بسی گمراه گشتند، و در هیچ کدام از کارهایشان راهیاب نشدند.
الأنعام 6:138
وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي خدا از کشته ها و چارپاياني که آفريده است نصيبي معين کردند و، به خيال خود گفتند که اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمي رسيد ، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مي رسيد به گونه اي بد داوري مي کردند. وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين ، کاهنان ، کشتن فرزند را در نظر بسياري از مشرکان بياراستند تاهلاکشان کنند و در باره دينشان به شک و اشتباهشان افکنند اگر خدا مي خواست چنين نمي کردند پس با دروغي که مي بافند رهايشان ساز. وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي پندار گفتند : اينها چارپايان و کشتزاران ممنوع است هيچ کس جز، آنکه ما بخواهيم ، نبايد از آنها بخورد و اينها چارپاياني است که سوار شدنشان حرام است و اينها چارپاياني است که نام خدا را بر آنها ياد نکنند به خدا افترا مي بندند و به زودي به کيفر افترايي که مي بسته اندجزايشان را خواهد داد. وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه در شکم اين چارپايان است براي مردان ما حلال و براي ، زنانمان حرام است ، و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريکند خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد کرد هر آينه او حکيم و داناست. قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان کردند کساني که به سفاهت بي هيچ حجتي فرزندان خود را کشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزي داده بود حرام کردند اينان گمراه شده اند و راه هدايت را نيافته اند.
(136) خداوند متعال از بیخردی و نادانی و سبک مغزی و جهالت عمیق مشرکانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، خبر میدهد. و خداوند تبارک و تعالی پارهای از خرافتهایشان را بر میشمارد تا گمراهیشان را یاد آور شود، و مردم از آن بپرهیزند. مخالفت این بیخردان با حقی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، نقص و عیبی را متوجّه حقّانیت پیام و رسالت رسول اکرم نمیسازد؛ زیرا آنها شایستگی آن را ندارند که در مقابل حق بایستند. پس خداوند از جمله خرافات آنان به این نکته اشاره کرد که آنها (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا﴾) برای خداوند از کشتزار و چهارپایانی که آفریده است، بهره ای قرار دادند، و سهمی از آن برای بتهایشان درنظر گرفتند. در حالی که خداوند این چیزها را برای بندگانش آفریده، و آن را روزی آنان قرار داده است. پس آنان دو امر ممنوع را در کنار هم قرار دادند، بلکه سه چیز را که باید از آن پرهیز شود، با هم انجام دادند: یکی اینکه بر خدا منت نهادند که برای او سهمی قرار دادهاند ، و براین اعتقاد و باور بودند که این کار احسانی است نسبت به خدا. و یکی اینکه بتهایشان را که به آنها روزی نداده، و هیچ چیزی را برای آنان بهوجود نیاورده بودند، در این امر شریک گردانیدند. و موضوع سوم حکم و داوری ستمگرانۀ آنهاست که به آنچه سهم خدا بود، توجه نکرده و به آن اهمیتی نمیدادند، اما اگر همان سهم به بتها میرسید و برای بتها قرار میدادند، به آن توجه میکردند و از آن پاسداری مینمودند، و چیزی از آن را به خدا نمیدادند؛ زیرا هرگاه از کشتزارها و میوهها و حیواناتی که خداوند برای آنان آفریده بود چیزی به دست میآوردند، آن را به دو بخش تقسیم کرده و میگفتند:«این - به گفته و گمان آنها- از آن خداست» و خداوند جز چیزی که خالصانه برای او باشد، نمیپذیرد؛ و عمل کسی را که به او شرک بورزد، قبول نمیکند. و بخش دیگر را سهمیۀ شرکا اعم از بتها و شریکان قرار میدادند. پس اگر چیزی از آنچه که سهم خدا قرار داده بودند، با آنچه که برای غیر خدا در نظر گرفته بودند، مخلوط میشد، به آن توجهی نکرده و میگفتند: خداوند از آن بینیاز است، و آن را باز نمیگرداندند . و اگر چیزی از آنچه برای خداهایشان قرار داده بودند، با آنچه برای خدا مقرر کرده بودند، مخلوط میشد، آن را به سر جایش بر گردانده، و میگفتند: بتها فقیرند و باید سهم آنان برگردانده شود. پس آیا حکمی بدتر از این هست؟ و آیا حکمی ستمگرانهتر از این هست؟! زیرا از آنچه که برای مخلوق قرار داده بودند، حمایت میکردند تا جاییکه آن گونه از حق خدا محافظت نمیکردند. و احتمال دارد که تأویل آیۀ کریمه آن گونه باشد که در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که از خداوند نقل میکند:(أنَا أغنَی الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرکِ ، مَن أشرَکَ مَعِیَ شَیئاً تَرکتُهُ وَشِرْکَهُ)«من از هر نوع مشارکت و غیر آن بینیازم. هرکس که به نیت من و غیر من کاری را انجام دهد؛ یعنی برایم در هر کاری شریک قایل شود، آن را از او نمیپذیرم، بلکه آن را به آن غیر واگذار میکنم.» معنی آیه این است که آنچه آنها برای بتهایشان قرار داده و بهوسیلۀ آن به بتهای خود نزدیکی جستهاند، تقرب و عبادتی خالصانه برای غیرخداست، و چیزی از آن به خدا تعلق نمیگیرد. و آنچه را که به گمان خود برای غیرخدا در نظر گرفته بودند به خدا نمیرسد، چون آن شرک است؛ بلکه سهم شرکا و همتایان است، چون خداوند از آن بینیاز است و عملی را که در آن یکی از آفریدگانش شریک قرار داده شود، نمیپذیرد.
(137) یکی از موارد بیخردی و گمراهی مشرکین، این است که شرکا یعنی سران و شیاطین آنها کشتن فرزندان را برای بسیاری از مشرکین زیبا جلوه میدادند. و کشتن فرزندان، به صورت زنده بهگور کردن بود، و آنان پسران را از ترس فقر و ناداری، و دختران را از ترس آلوده شدن به عار و ننگ زنده به گور میکردند. و این فریب و خدعۀ شیاطین بود. شیطانهایی که میخواستند آنها را هلاک سازند، و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند، پس کارهایی را انجام میدادند که در نهایتِ زشتی و قبح قرار داشت. و همواره شرکایشان، کارهایشان را برای آنان زیبا جلوه میدادند، تا جاییکه آن را خوب و عادت پسندیده به حساب میآوردند. و اگر خداوند میخواست آنها را باز دارد و مانع کشته شدن فرزندانشان شود، چنین نمیکردند. اما حکمت او اقتضا نمود تا آنها را با کارهایشان رها کند، و مانعی میان آنان و کارهایشان قرار ندهد، تا بیشتر در گناه فرو روند، و به آنها مهلت بدهد. بنابراین فرمود: (﴿فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ﴾) پس آنها را با دروغ و افترایشان رها کن، و بر آنان اندوهگین مباش؛ زیرا آنها هیچ زیانی به خدا نمیرسانند.
(138) یکی دیگر از مصادیق بیخردی آنان این است که چهارپایانی را که خداوند برای آنها حلال نموده و آن را مایۀ روزی و رحمت آنان قرار داده تا از آنها استفاده کنند، از جانب خود حرام گردانده و بدعتها وسخنهایی عجیب وغریبی در مورد آنها تراشیدهاند. پس آنان در مورد برخی از چهارپایان و کشتزارها میگویند: (﴿هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ﴾) اینها چهارپایان و کشتزارهای ممنوع و حرامی هستند که، (﴿لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ﴾) جایز نیست کسی از آن بخورد، مگر کسی که ما بخواهیم، و یا کسی که ما او را به صفت خاصی متّصف نموده باشیم. البته همۀ این بحثها را از پیش خود ساخته بودند [و جز زعم و گمان آنها چیز دیگری نبودند]، و جز امیال و خواست و نظر فاسدشان، سند و حجتی بر این مواردِ مزعوم ندارند. و چهارپایانی وجود داشت که از هر جهت حرام قرار داده نشده بودند، بلکه آنان فقط سوار شدن، و بار بردن با آنها را حرام قرار دادند، و پشت آن حیوانات را از سواری و بار حفاظت کردند، و آن را «حام» مینامیدند. چهارپایانی بود که هنگام ذبح نام خدا را بر آن نمیبردند، بلکه نام بتها و آنچه غیر از خدا میپرستیدند، بر آنها میبردند، و این کارها را به خدا نسبت میدادند، و آنها در این امر، دروغگو و فاسق بودند. (﴿سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) پس به زودی آنها را به سبب دروغی که بر خدا میبستند، از قبیل: قرار دادن شریک برای خدا، و حرام کردن خوردنیهایی که منافع فراوانی در بر دارند، مجازات خواهد کرد.
(139) و از جمله آرا و نظرات بیارزش آنها این است که آنان جنینِ برخی از چهارپایان را بر زنان ـ نه بر مردان ـ حرام کرده و میگفتند: (﴿مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا﴾) آنچه در شکم این چهارپایان است ویژۀ مردان ماست؛ یعنی برای مردان حلال است و زنان با مردان در آن مشارکت ندارند. (﴿وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَا﴾) و بر زنان ما حرام است ، این زمانی بود که جنینِ حیوان، زنده به دنیا بیاید ، واگر جنینِ حیوان به صورت مرده متولد شود، آنها هم در آن شریک هستند؛ یعنی [جنین مرده]، هم برای مردان و هم برای زنان حلال است. (﴿سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡ﴾) پس به زودی خداوند کیفر توصیفشان را خواهد داد؛ زیرا آنچه را خدا حلال کرده است، حرام کردند، و حرام وی را حلال نمودند. پس با شریعت خدا مخالفت ورزیده و حریم آن را شکستند ، و این را به خدا نسبت دادند. (﴿إِنَّهُۥ حَكِيمٌ﴾) خداوند در اینکه به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانایی داده، با حکمت است.(﴿عَلِيمٞ﴾) و به حال آنان آگاه است؛ هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و خداوند به آنان و به دروغی که به او نسبت داده و از جانب خود آن را میسازند، آگاه است، با این حال از آنها در میگذرد و به آنان روزی میدهد.
(140) سپس زیانکاری و بیخردی آنها را بیان نموده و میفرماید: (﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِعِلۡمٖ﴾) همانا کسانی که فرزندانشانرا از روی سفاهت و نادانی کشتند، دین و فرزندان و عقل خویش را از دست داده، و در سفاهت و بیخردی و سرگشتگی و گمراهی دست و پا میزنند. (﴿وَحَرَّمُواۡ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ﴾) و آنچهرا خدا بدیشان روزی داده است، حرام کردند؛ یعنی آنچه را که خداوند رحمتی برای آنها قرار داده ، و آن را روزی آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند. و به این هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصیف نمودند، در حالی که از حلال ترین حلالها بود. و همۀ اینها، (﴿ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ﴾) دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسی این دروغها را میبافد. (﴿قَدۡ ضَلُّواۡ وَمَا كَانُواۡ مُهۡتَدِينَ﴾) به راستی که بسی گمراه گشتند، و در هیچ کدام از کارهایشان راهیاب نشدند.
الأنعام 6:139
وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي خدا از کشته ها و چارپاياني که آفريده است نصيبي معين کردند و، به خيال خود گفتند که اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمي رسيد ، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مي رسيد به گونه اي بد داوري مي کردند. وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين ، کاهنان ، کشتن فرزند را در نظر بسياري از مشرکان بياراستند تاهلاکشان کنند و در باره دينشان به شک و اشتباهشان افکنند اگر خدا مي خواست چنين نمي کردند پس با دروغي که مي بافند رهايشان ساز. وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي پندار گفتند : اينها چارپايان و کشتزاران ممنوع است هيچ کس جز، آنکه ما بخواهيم ، نبايد از آنها بخورد و اينها چارپاياني است که سوار شدنشان حرام است و اينها چارپاياني است که نام خدا را بر آنها ياد نکنند به خدا افترا مي بندند و به زودي به کيفر افترايي که مي بسته اندجزايشان را خواهد داد. وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه در شکم اين چارپايان است براي مردان ما حلال و براي ، زنانمان حرام است ، و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريکند خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد کرد هر آينه او حکيم و داناست. قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان کردند کساني که به سفاهت بي هيچ حجتي فرزندان خود را کشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزي داده بود حرام کردند اينان گمراه شده اند و راه هدايت را نيافته اند.
(136) خداوند متعال از بیخردی و نادانی و سبک مغزی و جهالت عمیق مشرکانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، خبر میدهد. و خداوند تبارک و تعالی پارهای از خرافتهایشان را بر میشمارد تا گمراهیشان را یاد آور شود، و مردم از آن بپرهیزند. مخالفت این بیخردان با حقی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، نقص و عیبی را متوجّه حقّانیت پیام و رسالت رسول اکرم نمیسازد؛ زیرا آنها شایستگی آن را ندارند که در مقابل حق بایستند. پس خداوند از جمله خرافات آنان به این نکته اشاره کرد که آنها (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا﴾) برای خداوند از کشتزار و چهارپایانی که آفریده است، بهره ای قرار دادند، و سهمی از آن برای بتهایشان درنظر گرفتند. در حالی که خداوند این چیزها را برای بندگانش آفریده، و آن را روزی آنان قرار داده است. پس آنان دو امر ممنوع را در کنار هم قرار دادند، بلکه سه چیز را که باید از آن پرهیز شود، با هم انجام دادند: یکی اینکه بر خدا منت نهادند که برای او سهمی قرار دادهاند ، و براین اعتقاد و باور بودند که این کار احسانی است نسبت به خدا. و یکی اینکه بتهایشان را که به آنها روزی نداده، و هیچ چیزی را برای آنان بهوجود نیاورده بودند، در این امر شریک گردانیدند. و موضوع سوم حکم و داوری ستمگرانۀ آنهاست که به آنچه سهم خدا بود، توجه نکرده و به آن اهمیتی نمیدادند، اما اگر همان سهم به بتها میرسید و برای بتها قرار میدادند، به آن توجه میکردند و از آن پاسداری مینمودند، و چیزی از آن را به خدا نمیدادند؛ زیرا هرگاه از کشتزارها و میوهها و حیواناتی که خداوند برای آنان آفریده بود چیزی به دست میآوردند، آن را به دو بخش تقسیم کرده و میگفتند:«این - به گفته و گمان آنها- از آن خداست» و خداوند جز چیزی که خالصانه برای او باشد، نمیپذیرد؛ و عمل کسی را که به او شرک بورزد، قبول نمیکند. و بخش دیگر را سهمیۀ شرکا اعم از بتها و شریکان قرار میدادند. پس اگر چیزی از آنچه که سهم خدا قرار داده بودند، با آنچه که برای غیر خدا در نظر گرفته بودند، مخلوط میشد، به آن توجهی نکرده و میگفتند: خداوند از آن بینیاز است، و آن را باز نمیگرداندند . و اگر چیزی از آنچه برای خداهایشان قرار داده بودند، با آنچه برای خدا مقرر کرده بودند، مخلوط میشد، آن را به سر جایش بر گردانده، و میگفتند: بتها فقیرند و باید سهم آنان برگردانده شود. پس آیا حکمی بدتر از این هست؟ و آیا حکمی ستمگرانهتر از این هست؟! زیرا از آنچه که برای مخلوق قرار داده بودند، حمایت میکردند تا جاییکه آن گونه از حق خدا محافظت نمیکردند. و احتمال دارد که تأویل آیۀ کریمه آن گونه باشد که در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که از خداوند نقل میکند:(أنَا أغنَی الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرکِ ، مَن أشرَکَ مَعِیَ شَیئاً تَرکتُهُ وَشِرْکَهُ)«من از هر نوع مشارکت و غیر آن بینیازم. هرکس که به نیت من و غیر من کاری را انجام دهد؛ یعنی برایم در هر کاری شریک قایل شود، آن را از او نمیپذیرم، بلکه آن را به آن غیر واگذار میکنم.» معنی آیه این است که آنچه آنها برای بتهایشان قرار داده و بهوسیلۀ آن به بتهای خود نزدیکی جستهاند، تقرب و عبادتی خالصانه برای غیرخداست، و چیزی از آن به خدا تعلق نمیگیرد. و آنچه را که به گمان خود برای غیرخدا در نظر گرفته بودند به خدا نمیرسد، چون آن شرک است؛ بلکه سهم شرکا و همتایان است، چون خداوند از آن بینیاز است و عملی را که در آن یکی از آفریدگانش شریک قرار داده شود، نمیپذیرد.
(137) یکی از موارد بیخردی و گمراهی مشرکین، این است که شرکا یعنی سران و شیاطین آنها کشتن فرزندان را برای بسیاری از مشرکین زیبا جلوه میدادند. و کشتن فرزندان، به صورت زنده بهگور کردن بود، و آنان پسران را از ترس فقر و ناداری، و دختران را از ترس آلوده شدن به عار و ننگ زنده به گور میکردند. و این فریب و خدعۀ شیاطین بود. شیطانهایی که میخواستند آنها را هلاک سازند، و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند، پس کارهایی را انجام میدادند که در نهایتِ زشتی و قبح قرار داشت. و همواره شرکایشان، کارهایشان را برای آنان زیبا جلوه میدادند، تا جاییکه آن را خوب و عادت پسندیده به حساب میآوردند. و اگر خداوند میخواست آنها را باز دارد و مانع کشته شدن فرزندانشان شود، چنین نمیکردند. اما حکمت او اقتضا نمود تا آنها را با کارهایشان رها کند، و مانعی میان آنان و کارهایشان قرار ندهد، تا بیشتر در گناه فرو روند، و به آنها مهلت بدهد. بنابراین فرمود: (﴿فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ﴾) پس آنها را با دروغ و افترایشان رها کن، و بر آنان اندوهگین مباش؛ زیرا آنها هیچ زیانی به خدا نمیرسانند.
(138) یکی دیگر از مصادیق بیخردی آنان این است که چهارپایانی را که خداوند برای آنها حلال نموده و آن را مایۀ روزی و رحمت آنان قرار داده تا از آنها استفاده کنند، از جانب خود حرام گردانده و بدعتها وسخنهایی عجیب وغریبی در مورد آنها تراشیدهاند. پس آنان در مورد برخی از چهارپایان و کشتزارها میگویند: (﴿هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ﴾) اینها چهارپایان و کشتزارهای ممنوع و حرامی هستند که، (﴿لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ﴾) جایز نیست کسی از آن بخورد، مگر کسی که ما بخواهیم، و یا کسی که ما او را به صفت خاصی متّصف نموده باشیم. البته همۀ این بحثها را از پیش خود ساخته بودند [و جز زعم و گمان آنها چیز دیگری نبودند]، و جز امیال و خواست و نظر فاسدشان، سند و حجتی بر این مواردِ مزعوم ندارند. و چهارپایانی وجود داشت که از هر جهت حرام قرار داده نشده بودند، بلکه آنان فقط سوار شدن، و بار بردن با آنها را حرام قرار دادند، و پشت آن حیوانات را از سواری و بار حفاظت کردند، و آن را «حام» مینامیدند. چهارپایانی بود که هنگام ذبح نام خدا را بر آن نمیبردند، بلکه نام بتها و آنچه غیر از خدا میپرستیدند، بر آنها میبردند، و این کارها را به خدا نسبت میدادند، و آنها در این امر، دروغگو و فاسق بودند. (﴿سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) پس به زودی آنها را به سبب دروغی که بر خدا میبستند، از قبیل: قرار دادن شریک برای خدا، و حرام کردن خوردنیهایی که منافع فراوانی در بر دارند، مجازات خواهد کرد.
(139) و از جمله آرا و نظرات بیارزش آنها این است که آنان جنینِ برخی از چهارپایان را بر زنان ـ نه بر مردان ـ حرام کرده و میگفتند: (﴿مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا﴾) آنچه در شکم این چهارپایان است ویژۀ مردان ماست؛ یعنی برای مردان حلال است و زنان با مردان در آن مشارکت ندارند. (﴿وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَا﴾) و بر زنان ما حرام است ، این زمانی بود که جنینِ حیوان، زنده به دنیا بیاید ، واگر جنینِ حیوان به صورت مرده متولد شود، آنها هم در آن شریک هستند؛ یعنی [جنین مرده]، هم برای مردان و هم برای زنان حلال است. (﴿سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡ﴾) پس به زودی خداوند کیفر توصیفشان را خواهد داد؛ زیرا آنچه را خدا حلال کرده است، حرام کردند، و حرام وی را حلال نمودند. پس با شریعت خدا مخالفت ورزیده و حریم آن را شکستند ، و این را به خدا نسبت دادند. (﴿إِنَّهُۥ حَكِيمٌ﴾) خداوند در اینکه به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانایی داده، با حکمت است.(﴿عَلِيمٞ﴾) و به حال آنان آگاه است؛ هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و خداوند به آنان و به دروغی که به او نسبت داده و از جانب خود آن را میسازند، آگاه است، با این حال از آنها در میگذرد و به آنان روزی میدهد.
(140) سپس زیانکاری و بیخردی آنها را بیان نموده و میفرماید: (﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِعِلۡمٖ﴾) همانا کسانی که فرزندانشانرا از روی سفاهت و نادانی کشتند، دین و فرزندان و عقل خویش را از دست داده، و در سفاهت و بیخردی و سرگشتگی و گمراهی دست و پا میزنند. (﴿وَحَرَّمُواۡ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ﴾) و آنچهرا خدا بدیشان روزی داده است، حرام کردند؛ یعنی آنچه را که خداوند رحمتی برای آنها قرار داده ، و آن را روزی آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند. و به این هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصیف نمودند، در حالی که از حلال ترین حلالها بود. و همۀ اینها، (﴿ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ﴾) دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسی این دروغها را میبافد. (﴿قَدۡ ضَلُّواۡ وَمَا كَانُواۡ مُهۡتَدِينَ﴾) به راستی که بسی گمراه گشتند، و در هیچ کدام از کارهایشان راهیاب نشدند.
الأنعام 6:140
وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي خدا از کشته ها و چارپاياني که آفريده است نصيبي معين کردند و، به خيال خود گفتند که اين از آن خداست و اين از آن بتان ماست پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمي رسيد ، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مي رسيد به گونه اي بد داوري مي کردند. وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين ، کاهنان ، کشتن فرزند را در نظر بسياري از مشرکان بياراستند تاهلاکشان کنند و در باره دينشان به شک و اشتباهشان افکنند اگر خدا مي خواست چنين نمي کردند پس با دروغي که مي بافند رهايشان ساز. وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي پندار گفتند : اينها چارپايان و کشتزاران ممنوع است هيچ کس جز، آنکه ما بخواهيم ، نبايد از آنها بخورد و اينها چارپاياني است که سوار شدنشان حرام است و اينها چارپاياني است که نام خدا را بر آنها ياد نکنند به خدا افترا مي بندند و به زودي به کيفر افترايي که مي بسته اندجزايشان را خواهد داد. وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه در شکم اين چارپايان است براي مردان ما حلال و براي ، زنانمان حرام است ، و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شريکند خدا به سبب اين گفتار مجازاتشان خواهد کرد هر آينه او حکيم و داناست. قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان کردند کساني که به سفاهت بي هيچ حجتي فرزندان خود را کشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ايشان روزي داده بود حرام کردند اينان گمراه شده اند و راه هدايت را نيافته اند.
(136) خداوند متعال از بیخردی و نادانی و سبک مغزی و جهالت عمیق مشرکانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، خبر میدهد. و خداوند تبارک و تعالی پارهای از خرافتهایشان را بر میشمارد تا گمراهیشان را یاد آور شود، و مردم از آن بپرهیزند. مخالفت این بیخردان با حقی که پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده است، نقص و عیبی را متوجّه حقّانیت پیام و رسالت رسول اکرم نمیسازد؛ زیرا آنها شایستگی آن را ندارند که در مقابل حق بایستند. پس خداوند از جمله خرافات آنان به این نکته اشاره کرد که آنها (﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا﴾) برای خداوند از کشتزار و چهارپایانی که آفریده است، بهره ای قرار دادند، و سهمی از آن برای بتهایشان درنظر گرفتند. در حالی که خداوند این چیزها را برای بندگانش آفریده، و آن را روزی آنان قرار داده است. پس آنان دو امر ممنوع را در کنار هم قرار دادند، بلکه سه چیز را که باید از آن پرهیز شود، با هم انجام دادند: یکی اینکه بر خدا منت نهادند که برای او سهمی قرار دادهاند ، و براین اعتقاد و باور بودند که این کار احسانی است نسبت به خدا. و یکی اینکه بتهایشان را که به آنها روزی نداده، و هیچ چیزی را برای آنان بهوجود نیاورده بودند، در این امر شریک گردانیدند. و موضوع سوم حکم و داوری ستمگرانۀ آنهاست که به آنچه سهم خدا بود، توجه نکرده و به آن اهمیتی نمیدادند، اما اگر همان سهم به بتها میرسید و برای بتها قرار میدادند، به آن توجه میکردند و از آن پاسداری مینمودند، و چیزی از آن را به خدا نمیدادند؛ زیرا هرگاه از کشتزارها و میوهها و حیواناتی که خداوند برای آنان آفریده بود چیزی به دست میآوردند، آن را به دو بخش تقسیم کرده و میگفتند:«این - به گفته و گمان آنها- از آن خداست» و خداوند جز چیزی که خالصانه برای او باشد، نمیپذیرد؛ و عمل کسی را که به او شرک بورزد، قبول نمیکند. و بخش دیگر را سهمیۀ شرکا اعم از بتها و شریکان قرار میدادند. پس اگر چیزی از آنچه که سهم خدا قرار داده بودند، با آنچه که برای غیر خدا در نظر گرفته بودند، مخلوط میشد، به آن توجهی نکرده و میگفتند: خداوند از آن بینیاز است، و آن را باز نمیگرداندند . و اگر چیزی از آنچه برای خداهایشان قرار داده بودند، با آنچه برای خدا مقرر کرده بودند، مخلوط میشد، آن را به سر جایش بر گردانده، و میگفتند: بتها فقیرند و باید سهم آنان برگردانده شود. پس آیا حکمی بدتر از این هست؟ و آیا حکمی ستمگرانهتر از این هست؟! زیرا از آنچه که برای مخلوق قرار داده بودند، حمایت میکردند تا جاییکه آن گونه از حق خدا محافظت نمیکردند. و احتمال دارد که تأویل آیۀ کریمه آن گونه باشد که در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که از خداوند نقل میکند:(أنَا أغنَی الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرکِ ، مَن أشرَکَ مَعِیَ شَیئاً تَرکتُهُ وَشِرْکَهُ)«من از هر نوع مشارکت و غیر آن بینیازم. هرکس که به نیت من و غیر من کاری را انجام دهد؛ یعنی برایم در هر کاری شریک قایل شود، آن را از او نمیپذیرم، بلکه آن را به آن غیر واگذار میکنم.» معنی آیه این است که آنچه آنها برای بتهایشان قرار داده و بهوسیلۀ آن به بتهای خود نزدیکی جستهاند، تقرب و عبادتی خالصانه برای غیرخداست، و چیزی از آن به خدا تعلق نمیگیرد. و آنچه را که به گمان خود برای غیرخدا در نظر گرفته بودند به خدا نمیرسد، چون آن شرک است؛ بلکه سهم شرکا و همتایان است، چون خداوند از آن بینیاز است و عملی را که در آن یکی از آفریدگانش شریک قرار داده شود، نمیپذیرد.
(137) یکی از موارد بیخردی و گمراهی مشرکین، این است که شرکا یعنی سران و شیاطین آنها کشتن فرزندان را برای بسیاری از مشرکین زیبا جلوه میدادند. و کشتن فرزندان، به صورت زنده بهگور کردن بود، و آنان پسران را از ترس فقر و ناداری، و دختران را از ترس آلوده شدن به عار و ننگ زنده به گور میکردند. و این فریب و خدعۀ شیاطین بود. شیطانهایی که میخواستند آنها را هلاک سازند، و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند، پس کارهایی را انجام میدادند که در نهایتِ زشتی و قبح قرار داشت. و همواره شرکایشان، کارهایشان را برای آنان زیبا جلوه میدادند، تا جاییکه آن را خوب و عادت پسندیده به حساب میآوردند. و اگر خداوند میخواست آنها را باز دارد و مانع کشته شدن فرزندانشان شود، چنین نمیکردند. اما حکمت او اقتضا نمود تا آنها را با کارهایشان رها کند، و مانعی میان آنان و کارهایشان قرار ندهد، تا بیشتر در گناه فرو روند، و به آنها مهلت بدهد. بنابراین فرمود: (﴿فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ﴾) پس آنها را با دروغ و افترایشان رها کن، و بر آنان اندوهگین مباش؛ زیرا آنها هیچ زیانی به خدا نمیرسانند.
(138) یکی دیگر از مصادیق بیخردی آنان این است که چهارپایانی را که خداوند برای آنها حلال نموده و آن را مایۀ روزی و رحمت آنان قرار داده تا از آنها استفاده کنند، از جانب خود حرام گردانده و بدعتها وسخنهایی عجیب وغریبی در مورد آنها تراشیدهاند. پس آنان در مورد برخی از چهارپایان و کشتزارها میگویند: (﴿هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ﴾) اینها چهارپایان و کشتزارهای ممنوع و حرامی هستند که، (﴿لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ﴾) جایز نیست کسی از آن بخورد، مگر کسی که ما بخواهیم، و یا کسی که ما او را به صفت خاصی متّصف نموده باشیم. البته همۀ این بحثها را از پیش خود ساخته بودند [و جز زعم و گمان آنها چیز دیگری نبودند]، و جز امیال و خواست و نظر فاسدشان، سند و حجتی بر این مواردِ مزعوم ندارند. و چهارپایانی وجود داشت که از هر جهت حرام قرار داده نشده بودند، بلکه آنان فقط سوار شدن، و بار بردن با آنها را حرام قرار دادند، و پشت آن حیوانات را از سواری و بار حفاظت کردند، و آن را «حام» مینامیدند. چهارپایانی بود که هنگام ذبح نام خدا را بر آن نمیبردند، بلکه نام بتها و آنچه غیر از خدا میپرستیدند، بر آنها میبردند، و این کارها را به خدا نسبت میدادند، و آنها در این امر، دروغگو و فاسق بودند. (﴿سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) پس به زودی آنها را به سبب دروغی که بر خدا میبستند، از قبیل: قرار دادن شریک برای خدا، و حرام کردن خوردنیهایی که منافع فراوانی در بر دارند، مجازات خواهد کرد.
(139) و از جمله آرا و نظرات بیارزش آنها این است که آنان جنینِ برخی از چهارپایان را بر زنان ـ نه بر مردان ـ حرام کرده و میگفتند: (﴿مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا﴾) آنچه در شکم این چهارپایان است ویژۀ مردان ماست؛ یعنی برای مردان حلال است و زنان با مردان در آن مشارکت ندارند. (﴿وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَا﴾) و بر زنان ما حرام است ، این زمانی بود که جنینِ حیوان، زنده به دنیا بیاید ، واگر جنینِ حیوان به صورت مرده متولد شود، آنها هم در آن شریک هستند؛ یعنی [جنین مرده]، هم برای مردان و هم برای زنان حلال است. (﴿سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡ﴾) پس به زودی خداوند کیفر توصیفشان را خواهد داد؛ زیرا آنچه را خدا حلال کرده است، حرام کردند، و حرام وی را حلال نمودند. پس با شریعت خدا مخالفت ورزیده و حریم آن را شکستند ، و این را به خدا نسبت دادند. (﴿إِنَّهُۥ حَكِيمٌ﴾) خداوند در اینکه به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانایی داده، با حکمت است.(﴿عَلِيمٞ﴾) و به حال آنان آگاه است؛ هیچ چیزی بر او پوشیده نیست، و خداوند به آنان و به دروغی که به او نسبت داده و از جانب خود آن را میسازند، آگاه است، با این حال از آنها در میگذرد و به آنان روزی میدهد.
(140) سپس زیانکاری و بیخردی آنها را بیان نموده و میفرماید: (﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِعِلۡمٖ﴾) همانا کسانی که فرزندانشانرا از روی سفاهت و نادانی کشتند، دین و فرزندان و عقل خویش را از دست داده، و در سفاهت و بیخردی و سرگشتگی و گمراهی دست و پا میزنند. (﴿وَحَرَّمُواۡ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ﴾) و آنچهرا خدا بدیشان روزی داده است، حرام کردند؛ یعنی آنچه را که خداوند رحمتی برای آنها قرار داده ، و آن را روزی آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند. و به این هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصیف نمودند، در حالی که از حلال ترین حلالها بود. و همۀ اینها، (﴿ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ﴾) دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسی این دروغها را میبافد. (﴿قَدۡ ضَلُّواۡ وَمَا كَانُواۡ مُهۡتَدِينَ﴾) به راستی که بسی گمراه گشتند، و در هیچ کدام از کارهایشان راهیاب نشدند.
الأنعام 6:141
وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ؛ و اوست که باغهايي آفريد نيازمند به داربست و بي نياز از داربست ،، ودرخت خرما و کشتزار ، با طعمهاي گوناگون ، و زيتون و انار ، همانند ، درعين حال ناهمانند چون ثمره آوردند از آنها بخوريد و در روز درو حق آن را نيز بپردازيد و اسراف مکنيد که خدا اسرافکاران را دوست ندارد.
(141) وقتی خداوند تصرف مشرکین را در بسیاری از امور حلال از قبیل: کشتزارها و چهار پایان ذکر نمود، نعمتهایی را که به آنها ارزانی داشته بود، برشمرد، و وظیفۀ آنها را در مورد کشتزارها و حیوانات بیان داشت و فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ جَنَّٰتٖ﴾) و او خدایی است که باغهایی را آفریده است که درختان گوناگون و گیاهان مختلفی درآن وجود دارد. (﴿ مَّعۡرُوشَٰتٖ وَغَيۡرَ مَعۡرُوشَٰتٖ ﴾)برای برخی از این باغها پایه درست شده، و درختانشان بر آن پایهها به هر سو شکوفه داده و پخش میشوند، و این پایهها درختان را در بلند شدن از زمین کمک مینمایند. و برخی پایه ندارند و بر ساقۀ خود سبز میشوند، یا بر روی زمین پهن میگردند. و این یادآور فراوانی منافع این باغها است، و خداوند بندگان را آموخته است که چگونه آن درختان را بالا ببرند و آن را رشد دهند. (﴿وَٱلنَّخۡلَ وَٱلزَّرۡعَ مُخۡتَلِفًا أُكُلُهُۥ﴾) و خداوند متعال درخت خرما و کشتزار را آفریده، که میوههای آن مختلف است. همه از یک خاک سر بر آورده، و با یک آب آبیاری میشوند؛ اما خداوند متعال برخی را در خوردن، بر برخی دیگر تفضیل داده است. سپس خداوند درخت خرما و کشتزار را با انواع مختلفی که دارد، به طور ویژه بیان کرد؛ زیرا منافع آنها فراوان است، و روزیِ و خوراک بیشتر مردم از این دو نوع تهیه میشود. (﴿وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُتَشَٰبِهٗا﴾) و خداوند متعال درخت زیتون و انار را پدید آورده که درختشان با یکدیگر همگون است،(﴿وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٖ﴾) و در میوه و طعم با یکدیگر متفاوتاند. در اینجا شاید این سؤال به ذهن برسد که خداوند این باغها و آنچه را که بر آن عطف شده است، برای چه چیزی آفریده است؟ پس خداوند خبر داد که آن را به خاطر تأمین منافع بندگان پدید آورده است، بنابراین فرمود: (﴿كُلُواۡ مِن ثَمَرِهِۦٓ﴾) از میوه و محصول نخل و کشتزار بخورید، (﴿إِذَآ أَثۡمَرَ﴾) وقتی که محصول داد، (﴿وَءَاتُواۡ حَقَّهُۥ يَوۡمَ حَصَادِهِۦ﴾) و حق کشتزار را که زکات است، و در شریعت دارای نصابهای معین است، در روز درو کردن آن بپردازید. خداوند آنها را دستور داد تا زکات آن را روز درو کردن بپردازند و این بدان خاطر است که درو کردن کشتزار، به منزلۀ سپری شدن سال است؛ زیرا در زمان درو، مستمندان بدان چشم میدوزند. نیز هنگام درو کردن، دادن زکات برای صاحب کشتزار آسان است، و کسی که در صدد دادن زکات است، در آن هنگام به خوبی میداند چکار کند. نیز کسی که از پرداختن آن امتناع میکند، برای مردم معلوم و آشکار میگردد. (﴿وَلَا تُسۡرِفُوٓاۡ﴾) و اسراف نکنید؛ این نهی، شامل اسراف و زیاده روی در خوردن میشود. و اسراف؛ یعنی از حد معمول تجاوز کردن ، و اینکه صاحب کشتزار نباید طوری آن را بخورد که به زکات زیان وارد نماید ، و اسراف و زیاده روی در بیرون کردن زکاتِ کشتزار به این صورت است که بیشتر از اندازهای که بر او واجب است، به عنوان زکات بپردازد، و با پرداخت بیش از حد، به خود و خانواده و طلبکارانش زیان وارد کند. پس همۀ اینها اسراف است و خداوند از آن نهی کرده و آن را نمیپسندد، بلکه خداوند از آن متنفر است و آدمی به خاطر آن، مورد نفرت او قرار میگیرد. و این آیه دلیلی است بر واجب بودن زکات در حبوبات و میوهها [از قبیل خرما و انگور]، و اینکه لازم نیست یک سال بر آن بگذرد، بلکه سالِ آن، هنگام درو شدن آن در کشتزارها ، و چیدن خرمای نخل است. و اگر چند سال این محصولات پیش بنده بماند، زکات در آن تکرار نمیشود، مادامی که برای تجارت نباشد؛ چرا که خداوند جز به هنگام درو کردن و چیدن آن، به بیرون کردن زکات دستور نداده است. و اگر [حبوبات و میوه] قبل از درو شدن یا چیدن به آفتی دچار شود بدون اینکه صاحب کشتزار یا میوه کوتاهی کرده باشد، ضامن آن نمیشود. و خوردن از خرما و کشتزار قبل از بیرون کردن زکات آن، جایز است، و این زکات محسوب نمیشود، بلکه زکات از مالی بیرون کرده میشود که پس از خوردن باقی میماند. و پیامبر صلی الله علیه وسلم محاسب و تخمین زنندهای را برای محصولات مردم میفرستاد تا مقدار محصولاتشان را تخمین بزند، و او را دستور میداد تا یک سوم یا یک چهارم را برای صاحبان آن بهمنظور خوردن و غیره درنظر بگیرد تا خودشان و دیگران از آن بخورند.
الأنعام 6:142
وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ و نيز ، چارپاياني که بار مي برند يا در خور بار برداشتن نيستند از هرچه خدا به شما روزي داده است بخوريد و از شيطان پيروي مکنيد که او دشمن آشکار شماست. ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ هشت لنگه : از گوسفند ، نر و ماده و از بز ، نر و ماده بگو : آيا، آن دو نر را حرام کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را در شکم مادگان است ? اگر راست مي گوييد از روي علم به من خبر دهيد. وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ و از شتر نر و ماده و از گاو نر و ماده ، بگو : آيا آن دو نر را حرام ، کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را که در شکم مادگان است ? آيا آن هنگام که خدا چنين فرمان مي داد شما آنجا بوديد ? پس چه کسي ستمکاتر از آن کسي است که به خدا دروغ مي بندد تا از روي بي خبري مردم را گمراه کند ?هر آينه خدا ستمکاران را هدايت نمي کند.
(142) (﴿وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ حَمُولَةٗ وَفَرۡشٗا﴾) و از چهارپایان، حیواناتی را که باربرند و حیواناتی را که کوچک هستند، پدید آورده است. برخی از حیوانات بار میبرند و بر آنها سوار میشوید، و برخی به سبب اینکه کوچکاند، برای سوار شدن و باربری صلاحیت ندارند، مانند بچه شترها و امثال آن، و به این حیوانات فرش گفته میشود. پس حیوانات از جهت سواری و باربری به این دو نوع تقسیم میشوند ، اما از جهت خوردن، همه خوردنی هستند، و از همه استفاده میشود. بنابراین فرمود: (﴿كُلُواۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُواۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) بخورید از روزیای که خدا به شما داده است، و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ یعنی از راهها و کارهای شیطان پیروی نکنید، که از جملۀ آن این است: برخی از آنچه خدا به شما روزی داده است، حرام کنید. (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) چرا که او برایتان دشمنی آشکار است. پس شما را جز به آنچه که به زیانتان است و باعث شقاوت و بدبختی همیشگیتان میشود، دستور نمیدهد.
(143) حیواناتی را که خدا به بندگانش ارزانی نموده، و آنها را حلال و پاکیزه قرار داده، به صورت مشروح بیان کرده و فرموده است: (﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) هشت جفتاند، از گوسفند دو تا نر و ماده، (﴿وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) و از بز دو تا آفریده است، پس شدند چهار تا، و همه در آنچه که خدا حلال کرده است، داخلاند و میان آنها فرقی نیست. پس به این سختگیران و کسانی که چیزهایی از آن را حرام قرار داده و چیزهایی را حرام قرار نمیدهند، یا برخی از آن را بر زنان حرام میکنند و همان قسمت را برای مردان حلال میدانند، در قالبی الزام آور به آنان بگو: بین آنچه آنها جایز قرار داده و میان آنچه حرام کردهاند، فرقی وجود ندارد. (﴿ءَآلذَّكَرَيۡنِ﴾) [بگو: ] آیا خداوند گوسفندان وبزهای نر را،(﴿حَرَّمَ﴾) حرام کرده است؟ زیرا شما این را به طور عام و فراگیر نمیگویید.(﴿أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا گوسفندان و بزهای ماده را؟ این سخن شما نیست، چراکه شما نمیگویید از این دو نوع، تنها حیوانات نر یا تنها حیوانات ماده حراماند. آنچه که باقی میماند این است که اگر در شکم مادهها، جنین نر یا جنین ماده باشد، و یا در شکمشان جنین نامعلومی باشد. پس فرمود: (﴿أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا آنچه را میش ماده یا بز ماده در شکم داشته باشد، حرام میدانید، و از نظر شما فرقی نمیکند که آنچه در شکم دارند، نر باشد یا ماده؟ شما این گفته را نیز نمیگویید. پس وقتی که هیچیک از این سهگفته، متعلق به شما نیست که تمام حالتهای حیوانات در این اقسام منحصر است، به چه راهی میروید؟! و چه میگویید؟! (﴿نَبُِّٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرا از روی آگاهی و دانش باخبر سازید اگر در گفتار و ادعایتان راست میگویید. و مشخص است که آنها نمیتوانند جز یکی از این سه گفته را بگویند؛ زیرا غیر از این سه مورد، در عقل نمیگنجد. و آنها یکی از این سه گفتۀ مذکور را نمیگویند، بلکه میگویند: برخی از چهارپایان ـکه آنها از سوی خود اصطلاحاتی برایشان گذاشتهاندـ بر زنان حرام میباشند، نه بر مردان. یا در برخی از اوقات حرام هستند. و یا گفتههایی از این قبیل، که بدون شک مصدر و منبع آن جهل مرکب و عقلهای منحرف و آرای فاسد میباشد، و خداوند بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، و آنان نیز بر راستیاش دلیل و حجتی ارائه نکردهاند.
(144) سپس مطلب فوق را در مورد شتر و گوسفند نیز تکرار کرد. و پس از آنکه باطل بودن گفتۀ آنان را بیان کرد، طوری با آنها سخن گفت که راهی جز پیروی از شریعت خدا برای آنان باقی نگذاشت: (﴿أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ وَصَّىٰكُمُ ٱللَّهُ بِهَٰذَا﴾) یعنی شما ادعایی بیش ندارید و هیچ دلیلی برای اثبات صدق و صحت آن ندارید، جز اینکه از سرِ هوی و هوس بگویید:«خداوند ما را به این سفارش نموده و به ما وحی کرده است، همانطور که بر پیامبرانش وحی فرستاده است. و پیامی که خداوند به ما وحی کرده است، با آنچه پیامبران، مردم را به سوی آن دعوت میکنند و کتابها بر آن نازل شدهاند، مخالف است.» و این دروغ و افترایی است که همه آن را میدانند. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد تا مردم را بدون علم و آگاهی گمراه سازد؟ یعنی هدف وی از دروغ گفتن و نسبت دادن دروغ به خدا، گمراه نمودن بندگان خدا از راه وی است. و برای توجیه عمل خود، دلیل و حجتی از عقل و شرع ندارد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) همانا خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند؛ کسانی که جز ظلم و ستم و دروغ بستن بر خدا بلد نیستند، و چیزی دیگر را نمیخواهند.
الأنعام 6:143
وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ و نيز ، چارپاياني که بار مي برند يا در خور بار برداشتن نيستند از هرچه خدا به شما روزي داده است بخوريد و از شيطان پيروي مکنيد که او دشمن آشکار شماست. ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ هشت لنگه : از گوسفند ، نر و ماده و از بز ، نر و ماده بگو : آيا، آن دو نر را حرام کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را در شکم مادگان است ? اگر راست مي گوييد از روي علم به من خبر دهيد. وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ و از شتر نر و ماده و از گاو نر و ماده ، بگو : آيا آن دو نر را حرام ، کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را که در شکم مادگان است ? آيا آن هنگام که خدا چنين فرمان مي داد شما آنجا بوديد ? پس چه کسي ستمکاتر از آن کسي است که به خدا دروغ مي بندد تا از روي بي خبري مردم را گمراه کند ?هر آينه خدا ستمکاران را هدايت نمي کند.
(142) (﴿وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ حَمُولَةٗ وَفَرۡشٗا﴾) و از چهارپایان، حیواناتی را که باربرند و حیواناتی را که کوچک هستند، پدید آورده است. برخی از حیوانات بار میبرند و بر آنها سوار میشوید، و برخی به سبب اینکه کوچکاند، برای سوار شدن و باربری صلاحیت ندارند، مانند بچه شترها و امثال آن، و به این حیوانات فرش گفته میشود. پس حیوانات از جهت سواری و باربری به این دو نوع تقسیم میشوند ، اما از جهت خوردن، همه خوردنی هستند، و از همه استفاده میشود. بنابراین فرمود: (﴿كُلُواۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُواۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) بخورید از روزیای که خدا به شما داده است، و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ یعنی از راهها و کارهای شیطان پیروی نکنید، که از جملۀ آن این است: برخی از آنچه خدا به شما روزی داده است، حرام کنید. (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) چرا که او برایتان دشمنی آشکار است. پس شما را جز به آنچه که به زیانتان است و باعث شقاوت و بدبختی همیشگیتان میشود، دستور نمیدهد.
(143) حیواناتی را که خدا به بندگانش ارزانی نموده، و آنها را حلال و پاکیزه قرار داده، به صورت مشروح بیان کرده و فرموده است: (﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) هشت جفتاند، از گوسفند دو تا نر و ماده، (﴿وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) و از بز دو تا آفریده است، پس شدند چهار تا، و همه در آنچه که خدا حلال کرده است، داخلاند و میان آنها فرقی نیست. پس به این سختگیران و کسانی که چیزهایی از آن را حرام قرار داده و چیزهایی را حرام قرار نمیدهند، یا برخی از آن را بر زنان حرام میکنند و همان قسمت را برای مردان حلال میدانند، در قالبی الزام آور به آنان بگو: بین آنچه آنها جایز قرار داده و میان آنچه حرام کردهاند، فرقی وجود ندارد. (﴿ءَآلذَّكَرَيۡنِ﴾) [بگو: ] آیا خداوند گوسفندان وبزهای نر را،(﴿حَرَّمَ﴾) حرام کرده است؟ زیرا شما این را به طور عام و فراگیر نمیگویید.(﴿أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا گوسفندان و بزهای ماده را؟ این سخن شما نیست، چراکه شما نمیگویید از این دو نوع، تنها حیوانات نر یا تنها حیوانات ماده حراماند. آنچه که باقی میماند این است که اگر در شکم مادهها، جنین نر یا جنین ماده باشد، و یا در شکمشان جنین نامعلومی باشد. پس فرمود: (﴿أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا آنچه را میش ماده یا بز ماده در شکم داشته باشد، حرام میدانید، و از نظر شما فرقی نمیکند که آنچه در شکم دارند، نر باشد یا ماده؟ شما این گفته را نیز نمیگویید. پس وقتی که هیچیک از این سهگفته، متعلق به شما نیست که تمام حالتهای حیوانات در این اقسام منحصر است، به چه راهی میروید؟! و چه میگویید؟! (﴿نَبُِّٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرا از روی آگاهی و دانش باخبر سازید اگر در گفتار و ادعایتان راست میگویید. و مشخص است که آنها نمیتوانند جز یکی از این سه گفته را بگویند؛ زیرا غیر از این سه مورد، در عقل نمیگنجد. و آنها یکی از این سه گفتۀ مذکور را نمیگویند، بلکه میگویند: برخی از چهارپایان ـکه آنها از سوی خود اصطلاحاتی برایشان گذاشتهاندـ بر زنان حرام میباشند، نه بر مردان. یا در برخی از اوقات حرام هستند. و یا گفتههایی از این قبیل، که بدون شک مصدر و منبع آن جهل مرکب و عقلهای منحرف و آرای فاسد میباشد، و خداوند بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، و آنان نیز بر راستیاش دلیل و حجتی ارائه نکردهاند.
(144) سپس مطلب فوق را در مورد شتر و گوسفند نیز تکرار کرد. و پس از آنکه باطل بودن گفتۀ آنان را بیان کرد، طوری با آنها سخن گفت که راهی جز پیروی از شریعت خدا برای آنان باقی نگذاشت: (﴿أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ وَصَّىٰكُمُ ٱللَّهُ بِهَٰذَا﴾) یعنی شما ادعایی بیش ندارید و هیچ دلیلی برای اثبات صدق و صحت آن ندارید، جز اینکه از سرِ هوی و هوس بگویید:«خداوند ما را به این سفارش نموده و به ما وحی کرده است، همانطور که بر پیامبرانش وحی فرستاده است. و پیامی که خداوند به ما وحی کرده است، با آنچه پیامبران، مردم را به سوی آن دعوت میکنند و کتابها بر آن نازل شدهاند، مخالف است.» و این دروغ و افترایی است که همه آن را میدانند. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد تا مردم را بدون علم و آگاهی گمراه سازد؟ یعنی هدف وی از دروغ گفتن و نسبت دادن دروغ به خدا، گمراه نمودن بندگان خدا از راه وی است. و برای توجیه عمل خود، دلیل و حجتی از عقل و شرع ندارد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) همانا خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند؛ کسانی که جز ظلم و ستم و دروغ بستن بر خدا بلد نیستند، و چیزی دیگر را نمیخواهند.
الأنعام 6:144
وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ و نيز ، چارپاياني که بار مي برند يا در خور بار برداشتن نيستند از هرچه خدا به شما روزي داده است بخوريد و از شيطان پيروي مکنيد که او دشمن آشکار شماست. ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ هشت لنگه : از گوسفند ، نر و ماده و از بز ، نر و ماده بگو : آيا، آن دو نر را حرام کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را در شکم مادگان است ? اگر راست مي گوييد از روي علم به من خبر دهيد. وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ و از شتر نر و ماده و از گاو نر و ماده ، بگو : آيا آن دو نر را حرام ، کرده است يا آن دو ماده را يا آنچه را که در شکم مادگان است ? آيا آن هنگام که خدا چنين فرمان مي داد شما آنجا بوديد ? پس چه کسي ستمکاتر از آن کسي است که به خدا دروغ مي بندد تا از روي بي خبري مردم را گمراه کند ?هر آينه خدا ستمکاران را هدايت نمي کند.
(142) (﴿وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ حَمُولَةٗ وَفَرۡشٗا﴾) و از چهارپایان، حیواناتی را که باربرند و حیواناتی را که کوچک هستند، پدید آورده است. برخی از حیوانات بار میبرند و بر آنها سوار میشوید، و برخی به سبب اینکه کوچکاند، برای سوار شدن و باربری صلاحیت ندارند، مانند بچه شترها و امثال آن، و به این حیوانات فرش گفته میشود. پس حیوانات از جهت سواری و باربری به این دو نوع تقسیم میشوند ، اما از جهت خوردن، همه خوردنی هستند، و از همه استفاده میشود. بنابراین فرمود: (﴿كُلُواۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُواۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) بخورید از روزیای که خدا به شما داده است، و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ یعنی از راهها و کارهای شیطان پیروی نکنید، که از جملۀ آن این است: برخی از آنچه خدا به شما روزی داده است، حرام کنید. (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) چرا که او برایتان دشمنی آشکار است. پس شما را جز به آنچه که به زیانتان است و باعث شقاوت و بدبختی همیشگیتان میشود، دستور نمیدهد.
(143) حیواناتی را که خدا به بندگانش ارزانی نموده، و آنها را حلال و پاکیزه قرار داده، به صورت مشروح بیان کرده و فرموده است: (﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) هشت جفتاند، از گوسفند دو تا نر و ماده، (﴿وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) و از بز دو تا آفریده است، پس شدند چهار تا، و همه در آنچه که خدا حلال کرده است، داخلاند و میان آنها فرقی نیست. پس به این سختگیران و کسانی که چیزهایی از آن را حرام قرار داده و چیزهایی را حرام قرار نمیدهند، یا برخی از آن را بر زنان حرام میکنند و همان قسمت را برای مردان حلال میدانند، در قالبی الزام آور به آنان بگو: بین آنچه آنها جایز قرار داده و میان آنچه حرام کردهاند، فرقی وجود ندارد. (﴿ءَآلذَّكَرَيۡنِ﴾) [بگو: ] آیا خداوند گوسفندان وبزهای نر را،(﴿حَرَّمَ﴾) حرام کرده است؟ زیرا شما این را به طور عام و فراگیر نمیگویید.(﴿أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا گوسفندان و بزهای ماده را؟ این سخن شما نیست، چراکه شما نمیگویید از این دو نوع، تنها حیوانات نر یا تنها حیوانات ماده حراماند. آنچه که باقی میماند این است که اگر در شکم مادهها، جنین نر یا جنین ماده باشد، و یا در شکمشان جنین نامعلومی باشد. پس فرمود: (﴿أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾) یا آنچه را میش ماده یا بز ماده در شکم داشته باشد، حرام میدانید، و از نظر شما فرقی نمیکند که آنچه در شکم دارند، نر باشد یا ماده؟ شما این گفته را نیز نمیگویید. پس وقتی که هیچیک از این سهگفته، متعلق به شما نیست که تمام حالتهای حیوانات در این اقسام منحصر است، به چه راهی میروید؟! و چه میگویید؟! (﴿نَبُِّٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) مرا از روی آگاهی و دانش باخبر سازید اگر در گفتار و ادعایتان راست میگویید. و مشخص است که آنها نمیتوانند جز یکی از این سه گفته را بگویند؛ زیرا غیر از این سه مورد، در عقل نمیگنجد. و آنها یکی از این سه گفتۀ مذکور را نمیگویند، بلکه میگویند: برخی از چهارپایان ـکه آنها از سوی خود اصطلاحاتی برایشان گذاشتهاندـ بر زنان حرام میباشند، نه بر مردان. یا در برخی از اوقات حرام هستند. و یا گفتههایی از این قبیل، که بدون شک مصدر و منبع آن جهل مرکب و عقلهای منحرف و آرای فاسد میباشد، و خداوند بر صحت آن دلیلی نازل نکرده است، و آنان نیز بر راستیاش دلیل و حجتی ارائه نکردهاند.
(144) سپس مطلب فوق را در مورد شتر و گوسفند نیز تکرار کرد. و پس از آنکه باطل بودن گفتۀ آنان را بیان کرد، طوری با آنها سخن گفت که راهی جز پیروی از شریعت خدا برای آنان باقی نگذاشت: (﴿أَمۡ كُنتُمۡ شُهَدَآءَ إِذۡ وَصَّىٰكُمُ ٱللَّهُ بِهَٰذَا﴾) یعنی شما ادعایی بیش ندارید و هیچ دلیلی برای اثبات صدق و صحت آن ندارید، جز اینکه از سرِ هوی و هوس بگویید:«خداوند ما را به این سفارش نموده و به ما وحی کرده است، همانطور که بر پیامبرانش وحی فرستاده است. و پیامی که خداوند به ما وحی کرده است، با آنچه پیامبران، مردم را به سوی آن دعوت میکنند و کتابها بر آن نازل شدهاند، مخالف است.» و این دروغ و افترایی است که همه آن را میدانند. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيۡرِ عِلۡمٍ﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد تا مردم را بدون علم و آگاهی گمراه سازد؟ یعنی هدف وی از دروغ گفتن و نسبت دادن دروغ به خدا، گمراه نمودن بندگان خدا از راه وی است. و برای توجیه عمل خود، دلیل و حجتی از عقل و شرع ندارد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) همانا خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند؛ کسانی که جز ظلم و ستم و دروغ بستن بر خدا بلد نیستند، و چیزی دیگر را نمیخواهند.
الأنعام 6:145
قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ بگو : در ميان آنچه بر من وحي شده است چيزي را که خوردن آن حرام باشد، نمي يابم ، جز مردار يا خون ريخته يا گوشت خوک که پليد است يا حيواني که در کشتنش مرتکب نافرماني شوند و جز با گفتن نام الله ذبحش کنند هرگاه کسي ناچار به خوردن گردد بي آنکه سرکشي کند و از حد بگذرد ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ؛ و بر يهود حرام کرديم هر حيوان صاحب ناخني را و از گاو و گوسفند پيه آن دو را جز آنچه بر پشت آنهاست يا بر چرب روده آنهاست يا به استخوانشان چسبيده باشد به سبب ستمکاريشان اينچنين کيفرشان داديم ، و ما راستگويانيم.
(145) وقتی خداوند مشرکین را به خاطر آنکه حلال را حرام کردند و آن را به خدا نسبت دادند، مذمّت کرد، و گفتههایشان را باطل شمرد، پیامبرش را دستور داد تا آنچه را که خدا بر مردم حرام نموده است برایشان بیان کند، تا بدانند هر چیزی که خارج از آن دایره باشد، حلال است. و هر کس حرام بودن آن را به خدا نسبت دهد، دروغگو است، و یاوه میگوید؛ چون تحریم، جز از طرف خدا و بر زبان پیامبرش انجام نمیگیرد. و خدا به پیامبرش فرموده است: (﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ﴾) بگو: در آنچه به من وحی شده است بر هیچ خورندهای چیزی را نمییابم که خوردنش حرام باشد. البته در اینجا از موضوع تحریم و عدم تحریم، استفادۀ از این چیزها در غیر مسألۀ «خوردن» بحث نشده است، [بلکه فقط به موضوع تحریم و عدم تحریم در مسألۀ خوردن پرداخته شده است].(﴿ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً﴾) مگر مردار؛ و آن حیوانی است که بدون ذبح شرعی مرده باشد، چنین حیوانی حلال نیست. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ﴾ حیوان مردار و خون و گوشت خوک بر شما حرام شده است. (﴿أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا﴾) یا خون جاری، و آن خونی است که از حیوانی که ذبح میشود، بیرون میآید، و ماندنِ آن در بدن حیوان، به کسی که آن را بخورد آسیب میرساند. اما وقتی از جسم بیرون بیاید، زیانِ خوردنِ گوشت برطرف میشود. و مفهوم کلام، آن است خونی که بعد از ذبح در گوشت و رگها باقی میماند، حلال و پاک است. (﴿أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ﴾) یا گوشت خوک. همۀ موارد سه گانه پلید، آلوده و مضر است. و خداوند نسبت به شما مهربان است و به خاطر اینکه شما را از نزدیک شدن به آلودگیها و ناپاکیها دور نماید، آنها را حرام نموده است. (﴿أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ﴾) یا اینکه حیوان سر بریده شده برای غیر خدا، اعم از بتها و خدایانی که مشرکین میپرستند، ذبح شده باشد. پس این، از جملۀ امور فسقآور است. فسق؛ یعنی بیرون رفتن از دایرۀ طاعت خدا به سوی نافرمانی او.(﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) با وجود این، هرکس به ناچار خوردن این چیزهای حرام باشد؛ یعنی نیاز و ضرورت، او را به خوردن چیزی از آن وادار کند، به این صورت که چیزی نداشته باشد و از تلف شدن خودش بترسد. (﴿غَيۡرَ بَاغٖ﴾) و در غیرحالت اضطرار، خواهان خوردن آن نباشد. (﴿وَلَا عَادٖ﴾) و از حد نگذرد، و بیش از نیاز نخورد.(﴿فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بدون شک پروردگارت آمرزنده و مهربان است. پس هرکس دارای چنین حالتی باشد، خداوند او را میآمرزد. علما در مورد حصر مذکور در این آیه اختلاف دارند، هرچند که امور حرام دیگری هست که در این آیه ذکر نشده است، مانند خوردن گوشت درندگان و پرندگانی که دارای چنگال هستند، و امثال آن. پس برخی از علما گفتهاند: این آیه قبل از تحریم موارد دیگری که در این آیه ذکر نشدهاند، نازل شده است. به همین جهت حصر مذکور در این آیه، با تحریمی که پس از آن وارد شده است، مخالفتی ندارد ، چون در آن وقت پیامبر آن را در آنچه به او وحی شده، نیافته بود. و برخی گفتهاند: این آیه سایر چیزهایی را که حرام هستند دربرمیگیرد؛ برخی را به صراحت دربر گرفته، و برخی را از طریق مفهوم و عمومِ علت شامل میشود؛ زیرا خداوند علت حرمت خوردن مردار، خون و گوشت خوک، یا فقط گوشت خوک را این گونه بیان کرده است: (﴿فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ﴾) که آن پلید است، و این صفتی است که شامل هر چیز حرامی میشود؛ زیرا چیزهای حرام، همه پلید و ناپاکاند، و آن را به خاطر حفاظت از بندگانش و صیانت از کرامتشان حرام کرده است. و مشروح و تفاصیل اشیاء پلید و حرام، از سنت گرفته میشود؛ زیرا سنت، قرآن را تفسیر و هدف و منظور آن را بیان میکند. پس وقتی خداوند از میان خوراکیها جز آنچه را که ذکر شد، حرام نکرده است ـ و منبع تحریم جز شریعت خدا چیزی نمیتواند باشد ـ این دلالت مینماید که مشرکین؛ آن کسانی که روزیِِ خدا را حرام کردند، بر خدا دروغ بسته و از طرف خود چیزهایی را به دروغ به او نسبت دادند. و اگر خداوند در این آیه خوک را ذکر نکرده بود، به احتمال قوی میتوانستیم بگوییم عبارت و سیاق آیه در رابطه با نقض گفتههای گذشتۀ مشرکین در رابطه با تحریم چهارپایان میباشد؛ مشرکینی که حلالِ خدا را بر حسب آنچه نفسشان برای آنها زیبا جلوه داده بود، تحریم میکردند. درحالی که در میان چهارپایان چیزی جز آنچه در آیه ذکر شده است، حرام نیست، و آن عبارت است از مردار و آنچه که با یاد غیر خدا ذبح شده است. اما سایر موارد حلال میباشند. و شاید ذکر خوک در اینجا ـ بنا بر این احتمال ـ به همین مناسبت باشد که برخی از جاهلان، خوک را در زمرۀ چهارپایان قرار داده و آن را نوعی گوسفند میپندارند. همانطور که نصارای جاهل و امثالشان آن را گوسفند میپندارند، و آن را مانند چهارپایان پرورش داده و حلال میدانند، و بین آن و چهارپایان فرقی نمیگذارند. پس همۀ چیزهایی که بر این امت حرام شده است به خاطر پاک کردن آنان از پلیدی و صیانت از کرامت آنهاست.
(146) اما آنچه بر اهلکتاب حرام شده است، برخی پاکیزه است ولی بر آنها حرام است، و این بهخاطر کیفر و سزای آنها بوده است. بنابراین فرمود: (﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖ﴾) و هر حیوان ناخنداری مانند شتر و امثال آن را بر یهودیان حرام کردیم. (﴿وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ﴾) و از گاو و گوسفند، برخی از اجزای آن را بر آنان حرام کردیم که عبارت است از (﴿شُحُومَهُمَآ﴾) پیه و چربیِ گاو و گوسفند. و تمام پیهها و چربیهای آن حرام نیست، بلکه پیه و چربیِ دمبه و آن لایۀ نازکی از پیه که شکمبه و امعا را فرا گرفته است، حرام میباشد. بنابراین چربیِ حلال آن را استثنا کرد و فرمود: (﴿إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ﴾)جز آنچه که بر پشت آنها قرار دارد و یا آن چربی که با رودهها آغشته است. (﴿أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖ﴾) یا آن بخش از چربی که با استخوان آمیخته باشد. (﴿ذَٰلِكَ﴾) این تحریم بر یهودیان، (﴿جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡ﴾) به سبب ستم و تجاوزشان بر حقوق خدا و بندگان خدا بود، و خداوند این چیزها را بر آنان حرام نمود، تا آنها را بدین وسیله کیفر و عقوبت دهد. (﴿وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾) و هرآینه ما در هر آنچه میگوییم و انجام میدهیم و حکم میکنیم، راستگو و راستکار هستیم. و چه کسی از خدا راستگوتر است، و چه کسی بهتر از خدا داوری میکند برای قومی که یقین دارند!
الأنعام 6:146
قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ بگو : در ميان آنچه بر من وحي شده است چيزي را که خوردن آن حرام باشد، نمي يابم ، جز مردار يا خون ريخته يا گوشت خوک که پليد است يا حيواني که در کشتنش مرتکب نافرماني شوند و جز با گفتن نام الله ذبحش کنند هرگاه کسي ناچار به خوردن گردد بي آنکه سرکشي کند و از حد بگذرد ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ؛ و بر يهود حرام کرديم هر حيوان صاحب ناخني را و از گاو و گوسفند پيه آن دو را جز آنچه بر پشت آنهاست يا بر چرب روده آنهاست يا به استخوانشان چسبيده باشد به سبب ستمکاريشان اينچنين کيفرشان داديم ، و ما راستگويانيم.
(145) وقتی خداوند مشرکین را به خاطر آنکه حلال را حرام کردند و آن را به خدا نسبت دادند، مذمّت کرد، و گفتههایشان را باطل شمرد، پیامبرش را دستور داد تا آنچه را که خدا بر مردم حرام نموده است برایشان بیان کند، تا بدانند هر چیزی که خارج از آن دایره باشد، حلال است. و هر کس حرام بودن آن را به خدا نسبت دهد، دروغگو است، و یاوه میگوید؛ چون تحریم، جز از طرف خدا و بر زبان پیامبرش انجام نمیگیرد. و خدا به پیامبرش فرموده است: (﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ﴾) بگو: در آنچه به من وحی شده است بر هیچ خورندهای چیزی را نمییابم که خوردنش حرام باشد. البته در اینجا از موضوع تحریم و عدم تحریم، استفادۀ از این چیزها در غیر مسألۀ «خوردن» بحث نشده است، [بلکه فقط به موضوع تحریم و عدم تحریم در مسألۀ خوردن پرداخته شده است].(﴿ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً﴾) مگر مردار؛ و آن حیوانی است که بدون ذبح شرعی مرده باشد، چنین حیوانی حلال نیست. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ﴾ حیوان مردار و خون و گوشت خوک بر شما حرام شده است. (﴿أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا﴾) یا خون جاری، و آن خونی است که از حیوانی که ذبح میشود، بیرون میآید، و ماندنِ آن در بدن حیوان، به کسی که آن را بخورد آسیب میرساند. اما وقتی از جسم بیرون بیاید، زیانِ خوردنِ گوشت برطرف میشود. و مفهوم کلام، آن است خونی که بعد از ذبح در گوشت و رگها باقی میماند، حلال و پاک است. (﴿أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ﴾) یا گوشت خوک. همۀ موارد سه گانه پلید، آلوده و مضر است. و خداوند نسبت به شما مهربان است و به خاطر اینکه شما را از نزدیک شدن به آلودگیها و ناپاکیها دور نماید، آنها را حرام نموده است. (﴿أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ﴾) یا اینکه حیوان سر بریده شده برای غیر خدا، اعم از بتها و خدایانی که مشرکین میپرستند، ذبح شده باشد. پس این، از جملۀ امور فسقآور است. فسق؛ یعنی بیرون رفتن از دایرۀ طاعت خدا به سوی نافرمانی او.(﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) با وجود این، هرکس به ناچار خوردن این چیزهای حرام باشد؛ یعنی نیاز و ضرورت، او را به خوردن چیزی از آن وادار کند، به این صورت که چیزی نداشته باشد و از تلف شدن خودش بترسد. (﴿غَيۡرَ بَاغٖ﴾) و در غیرحالت اضطرار، خواهان خوردن آن نباشد. (﴿وَلَا عَادٖ﴾) و از حد نگذرد، و بیش از نیاز نخورد.(﴿فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) بدون شک پروردگارت آمرزنده و مهربان است. پس هرکس دارای چنین حالتی باشد، خداوند او را میآمرزد. علما در مورد حصر مذکور در این آیه اختلاف دارند، هرچند که امور حرام دیگری هست که در این آیه ذکر نشده است، مانند خوردن گوشت درندگان و پرندگانی که دارای چنگال هستند، و امثال آن. پس برخی از علما گفتهاند: این آیه قبل از تحریم موارد دیگری که در این آیه ذکر نشدهاند، نازل شده است. به همین جهت حصر مذکور در این آیه، با تحریمی که پس از آن وارد شده است، مخالفتی ندارد ، چون در آن وقت پیامبر آن را در آنچه به او وحی شده، نیافته بود. و برخی گفتهاند: این آیه سایر چیزهایی را که حرام هستند دربرمیگیرد؛ برخی را به صراحت دربر گرفته، و برخی را از طریق مفهوم و عمومِ علت شامل میشود؛ زیرا خداوند علت حرمت خوردن مردار، خون و گوشت خوک، یا فقط گوشت خوک را این گونه بیان کرده است: (﴿فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ﴾) که آن پلید است، و این صفتی است که شامل هر چیز حرامی میشود؛ زیرا چیزهای حرام، همه پلید و ناپاکاند، و آن را به خاطر حفاظت از بندگانش و صیانت از کرامتشان حرام کرده است. و مشروح و تفاصیل اشیاء پلید و حرام، از سنت گرفته میشود؛ زیرا سنت، قرآن را تفسیر و هدف و منظور آن را بیان میکند. پس وقتی خداوند از میان خوراکیها جز آنچه را که ذکر شد، حرام نکرده است ـ و منبع تحریم جز شریعت خدا چیزی نمیتواند باشد ـ این دلالت مینماید که مشرکین؛ آن کسانی که روزیِِ خدا را حرام کردند، بر خدا دروغ بسته و از طرف خود چیزهایی را به دروغ به او نسبت دادند. و اگر خداوند در این آیه خوک را ذکر نکرده بود، به احتمال قوی میتوانستیم بگوییم عبارت و سیاق آیه در رابطه با نقض گفتههای گذشتۀ مشرکین در رابطه با تحریم چهارپایان میباشد؛ مشرکینی که حلالِ خدا را بر حسب آنچه نفسشان برای آنها زیبا جلوه داده بود، تحریم میکردند. درحالی که در میان چهارپایان چیزی جز آنچه در آیه ذکر شده است، حرام نیست، و آن عبارت است از مردار و آنچه که با یاد غیر خدا ذبح شده است. اما سایر موارد حلال میباشند. و شاید ذکر خوک در اینجا ـ بنا بر این احتمال ـ به همین مناسبت باشد که برخی از جاهلان، خوک را در زمرۀ چهارپایان قرار داده و آن را نوعی گوسفند میپندارند. همانطور که نصارای جاهل و امثالشان آن را گوسفند میپندارند، و آن را مانند چهارپایان پرورش داده و حلال میدانند، و بین آن و چهارپایان فرقی نمیگذارند. پس همۀ چیزهایی که بر این امت حرام شده است به خاطر پاک کردن آنان از پلیدی و صیانت از کرامت آنهاست.
(146) اما آنچه بر اهلکتاب حرام شده است، برخی پاکیزه است ولی بر آنها حرام است، و این بهخاطر کیفر و سزای آنها بوده است. بنابراین فرمود: (﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواۡ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖ﴾) و هر حیوان ناخنداری مانند شتر و امثال آن را بر یهودیان حرام کردیم. (﴿وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ﴾) و از گاو و گوسفند، برخی از اجزای آن را بر آنان حرام کردیم که عبارت است از (﴿شُحُومَهُمَآ﴾) پیه و چربیِ گاو و گوسفند. و تمام پیهها و چربیهای آن حرام نیست، بلکه پیه و چربیِ دمبه و آن لایۀ نازکی از پیه که شکمبه و امعا را فرا گرفته است، حرام میباشد. بنابراین چربیِ حلال آن را استثنا کرد و فرمود: (﴿إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ﴾)جز آنچه که بر پشت آنها قرار دارد و یا آن چربی که با رودهها آغشته است. (﴿أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖ﴾) یا آن بخش از چربی که با استخوان آمیخته باشد. (﴿ذَٰلِكَ﴾) این تحریم بر یهودیان، (﴿جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡ﴾) به سبب ستم و تجاوزشان بر حقوق خدا و بندگان خدا بود، و خداوند این چیزها را بر آنان حرام نمود، تا آنها را بدین وسیله کیفر و عقوبت دهد. (﴿وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾) و هرآینه ما در هر آنچه میگوییم و انجام میدهیم و حکم میکنیم، راستگو و راستکار هستیم. و چه کسی از خدا راستگوتر است، و چه کسی بهتر از خدا داوری میکند برای قومی که یقین دارند!
الأنعام 6:147
فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ؛ اگر تو را تکذيب کردند ، بگو : پروردگار شما صاحب رحمتي گسترده است ،و، خشم و عذابش از مجرمان بازداشته نخواهد شد.
(147) اگر مشرکان تو را تکذیب کردند، در آن حالت نیز آنها را با تشویق و ترهیب به سوی دین فرا بخوان، و به آنان خبر بده که خداوند، (﴿ذُو رَحۡمَةٖ وَٰسِعَةٖ﴾) دارای رحمت گسترده و فراگیری است که همۀ مخلوقات را دربر میگیرد. پس با فراهم کردن اسباب برخورداری از رحمت، به سوی رحمت او بشتابید، که اساس آن، تصدیق محمد صلی الله علیه وسلم در آنچه که آورده است میباشد.(﴿وَلَا يُرَدُّ بَأۡسُهُۥ عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و عذاب او از قوم مجرم دور نمیشود؛ کسانی که جرم و گناهشان زیاد است. پس، بپرهیزید از گناهانی که انسان را به عذاب خدا میرسانند، که بزرگترین آنها تکذیب محمد صلی الله علیه وسلم است.
الأنعام 6:148
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ ؛ مشرکان خواهند گفت : اگر خدا مي خواست ، ما و پدرانمان مشرک نمي شديم و، چيزي را حرام نمي کرديم همچنين کساني که پيش از آنها بودند پيامبران را تکذيب کردند و خشم و عذاب ما را چشيدند بگو : اگر شما را دانشي هست آن را براي ما آشکار سازيد ولي شما ، تنها ، از گمان خويش پيروي مي کنيد و گزافه گوياني بيش نيستيد. قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ؛ بگو : خاص خداست دليل محکم و رسا ، اگر مي خواست همه شما را هدايت مي کرد.
(148) خداوند خبر میدهد که مشرکان برای موجّه جلوه دادن شرک، و حرام کردن حلال خدا، تقدیر و قضای الهی را بهانه کرده و مشیّت و خواست خداوند را که هر خیر و شرّی را فرا گرفته است، دلیل قرار داده، و از این راه، خود را از سرزنش و ملامت نفس نجات میدهند. و چیزی را بر زبان آوردند که خداوند خبر داده بود به زودی آن را خواهند گفت. همانطور که در آیهای دیگر فرموده است:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ لَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا عَبَدۡنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَيۡءٖ﴾ و کسانی که شرک ورزیدند، گفتند:«اگر خداوند میخواست، ما جز او چیزی را نمیپرستیدیم.» پس خداوند متعال خبر داد که امتهای تکذیبکننده، همواره به وسیلۀ این دلیل [پوچ]، دعوت پیامبران را رد میکردند، اما این دلیل برای آنان سودی نداشت و خداوند آنها را هلاک ساخت و عذاب خود را به آنان چشاند. پس اگر این، دلیلِ درستی بود، عذاب را از آنان دور میکرد و عذاب بر آنان فرود نمیآمد؛ چون خداوند عذاب خود را جز بر کسی که سزاوار آن است، فرود نمیآورد. بنابراین دانسته شد که این دلیل از چند جهت فاسد و ناکار آمد است: 1- خداوند بیان کرده است که اگر این، دلیلِ درستی بود، عذاب بر آنان فرود نمیآمد. 2- دلیل باید بر علم و برهان مبتنی باشد. اما اگر دلیل فقط مستند به گمان و تخمین باشد، آدمی را به حق نمیرساند، و آن دلیلی باطل است. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ هَلۡ عِندَكُم مِّنۡ عِلۡمٖ فَتُخۡرِجُوهُ لَنَآ﴾) بگو: «آیا دانشی نزد شما هست که آن را برای ما بیرون آورید؟» پس اگر آنان علم و دانشی داشتند – در حالی که سرسختترین دشمن بودند – البته آن را اظهار میکردند. پس وقتی که علم و دانش خود را بیرون نیاورند، معلوم میشود آنان علم و دانشی ندارند. (﴿إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَخۡرُصُونَ﴾) شما جز از گمان پیروی نکرده، و فقط از روی گمان و تخمین کار میکنید. و هرکس دلیلش را بر اساس گمان و تخمین بنا کند، او بر باطل بوده و زیانکار است. پس چگونه است اگر کسی دلیلش را بر تجاوز و سرکشی و شرّ و فساد بنا نهد؟!
(149) r 3- خداوند دارای حجت و دلیل رساست و برای هیچکسی عذری باقی نمیگذارد؛ و حجت خدا، حجتی است که پیامبران و کتابهای الهی و آثار نبوی و عقول صحیح و سرشتهای مستقیم و اخلاق درست بر آن اتفاق کردهاند. پس معلوم است هر چیزی که با این دلیل قطعی مخالفت کند، باطل است، چون نقیض حق، جز باطل، چیزی دیگر نیست. 4- خداوند به هر مخلوقی قدرت و ارادهای داده است که به وسیلۀ آن میتواند کاری را که بدان مکلف شده است، انجام دهد. و خداوند بر هیچ کسی کاری را واجب نکرده است که بر انجام آن قادر نباشد، و بر هیچ کسی چیزی را حرام نکرده است که قدرت ترک کردن آن را نداشته باشد. پس، بهانه قرار دادن تقدیر الهی، واقعاً ظلم محض و عناد و کینهتوزی خالص است. 5- خداوند بندگان را بر انجام کارهایشان مجبور نکرده، بلکه کارهایشان را تابع اختیارشان قرار داده است. بنابراین اگر بخواهند انجام میدهند، و اگر بخواهند دست نگه میدارند. و این امری است قابل مشاهده، و هیچ کسی آن را انکار نمیکند، مگر کسی که تکبر ورزیده و امور محسوس را انکار کند؛ زیرا هر فردی فرق حرکت اختیاری و حرکت اجباری را میداند، گرچه همه در خواست خدا داخلاند، و تحت ارادۀ او قرار دارند. 6- کسانیکه در ارتکاب گناهان به قضا و تقدیر الهی استدلال میکنند، دچار تناقض هستند؛ زیرا آنها نمیتوانند در همه جا این را قبول داشته باشند، بلکه اگر کسی نسبت به آنها بدی روا دارد و آنها را بزند یا مالشان را بگیرد یا امثال آن، و بگوید:«تقدیر و قضا اینگونه بوده است»، این استدلال را نمیپذیرند و به شدت از این استدلال خشمگین میشوند. بسی جای تعجب است که چگونه ارتکاب نافرمانی و ناخشنودیهای خدا را تقدیر او به حساب آورده، اما به هیچ کسی اجازه نمیدهند آنها را ناراضی و ناخشنود بگرداند و تقدیر خدا را بهانه کند؟! 7- بهانه قرار دادن قضا و تقدیر، مقصود و هدف نبوده و آنها میدانند که آن دلیلی نیست. بلکه هدف از این بهانه، رد کردن حق است. آنها حق را مانند مرد شروری میپندارند که بر آنها هجوم میآورد، پس آن را با هر کلام و سخنی که بر دلشان خطور کند ـ هرچند که به خطا و نادرستی آن اعتقاد هم داشته باشندـ از خود دور میکنند.
الأنعام 6:149
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ ؛ مشرکان خواهند گفت : اگر خدا مي خواست ، ما و پدرانمان مشرک نمي شديم و، چيزي را حرام نمي کرديم همچنين کساني که پيش از آنها بودند پيامبران را تکذيب کردند و خشم و عذاب ما را چشيدند بگو : اگر شما را دانشي هست آن را براي ما آشکار سازيد ولي شما ، تنها ، از گمان خويش پيروي مي کنيد و گزافه گوياني بيش نيستيد. قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ؛ بگو : خاص خداست دليل محکم و رسا ، اگر مي خواست همه شما را هدايت مي کرد.
(148) خداوند خبر میدهد که مشرکان برای موجّه جلوه دادن شرک، و حرام کردن حلال خدا، تقدیر و قضای الهی را بهانه کرده و مشیّت و خواست خداوند را که هر خیر و شرّی را فرا گرفته است، دلیل قرار داده، و از این راه، خود را از سرزنش و ملامت نفس نجات میدهند. و چیزی را بر زبان آوردند که خداوند خبر داده بود به زودی آن را خواهند گفت. همانطور که در آیهای دیگر فرموده است:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ لَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا عَبَدۡنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَيۡءٖ﴾ و کسانی که شرک ورزیدند، گفتند:«اگر خداوند میخواست، ما جز او چیزی را نمیپرستیدیم.» پس خداوند متعال خبر داد که امتهای تکذیبکننده، همواره به وسیلۀ این دلیل [پوچ]، دعوت پیامبران را رد میکردند، اما این دلیل برای آنان سودی نداشت و خداوند آنها را هلاک ساخت و عذاب خود را به آنان چشاند. پس اگر این، دلیلِ درستی بود، عذاب را از آنان دور میکرد و عذاب بر آنان فرود نمیآمد؛ چون خداوند عذاب خود را جز بر کسی که سزاوار آن است، فرود نمیآورد. بنابراین دانسته شد که این دلیل از چند جهت فاسد و ناکار آمد است: 1- خداوند بیان کرده است که اگر این، دلیلِ درستی بود، عذاب بر آنان فرود نمیآمد. 2- دلیل باید بر علم و برهان مبتنی باشد. اما اگر دلیل فقط مستند به گمان و تخمین باشد، آدمی را به حق نمیرساند، و آن دلیلی باطل است. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ هَلۡ عِندَكُم مِّنۡ عِلۡمٖ فَتُخۡرِجُوهُ لَنَآ﴾) بگو: «آیا دانشی نزد شما هست که آن را برای ما بیرون آورید؟» پس اگر آنان علم و دانشی داشتند – در حالی که سرسختترین دشمن بودند – البته آن را اظهار میکردند. پس وقتی که علم و دانش خود را بیرون نیاورند، معلوم میشود آنان علم و دانشی ندارند. (﴿إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَخۡرُصُونَ﴾) شما جز از گمان پیروی نکرده، و فقط از روی گمان و تخمین کار میکنید. و هرکس دلیلش را بر اساس گمان و تخمین بنا کند، او بر باطل بوده و زیانکار است. پس چگونه است اگر کسی دلیلش را بر تجاوز و سرکشی و شرّ و فساد بنا نهد؟!
(149) r 3- خداوند دارای حجت و دلیل رساست و برای هیچکسی عذری باقی نمیگذارد؛ و حجت خدا، حجتی است که پیامبران و کتابهای الهی و آثار نبوی و عقول صحیح و سرشتهای مستقیم و اخلاق درست بر آن اتفاق کردهاند. پس معلوم است هر چیزی که با این دلیل قطعی مخالفت کند، باطل است، چون نقیض حق، جز باطل، چیزی دیگر نیست. 4- خداوند به هر مخلوقی قدرت و ارادهای داده است که به وسیلۀ آن میتواند کاری را که بدان مکلف شده است، انجام دهد. و خداوند بر هیچ کسی کاری را واجب نکرده است که بر انجام آن قادر نباشد، و بر هیچ کسی چیزی را حرام نکرده است که قدرت ترک کردن آن را نداشته باشد. پس، بهانه قرار دادن تقدیر الهی، واقعاً ظلم محض و عناد و کینهتوزی خالص است. 5- خداوند بندگان را بر انجام کارهایشان مجبور نکرده، بلکه کارهایشان را تابع اختیارشان قرار داده است. بنابراین اگر بخواهند انجام میدهند، و اگر بخواهند دست نگه میدارند. و این امری است قابل مشاهده، و هیچ کسی آن را انکار نمیکند، مگر کسی که تکبر ورزیده و امور محسوس را انکار کند؛ زیرا هر فردی فرق حرکت اختیاری و حرکت اجباری را میداند، گرچه همه در خواست خدا داخلاند، و تحت ارادۀ او قرار دارند. 6- کسانیکه در ارتکاب گناهان به قضا و تقدیر الهی استدلال میکنند، دچار تناقض هستند؛ زیرا آنها نمیتوانند در همه جا این را قبول داشته باشند، بلکه اگر کسی نسبت به آنها بدی روا دارد و آنها را بزند یا مالشان را بگیرد یا امثال آن، و بگوید:«تقدیر و قضا اینگونه بوده است»، این استدلال را نمیپذیرند و به شدت از این استدلال خشمگین میشوند. بسی جای تعجب است که چگونه ارتکاب نافرمانی و ناخشنودیهای خدا را تقدیر او به حساب آورده، اما به هیچ کسی اجازه نمیدهند آنها را ناراضی و ناخشنود بگرداند و تقدیر خدا را بهانه کند؟! 7- بهانه قرار دادن قضا و تقدیر، مقصود و هدف نبوده و آنها میدانند که آن دلیلی نیست. بلکه هدف از این بهانه، رد کردن حق است. آنها حق را مانند مرد شروری میپندارند که بر آنها هجوم میآورد، پس آن را با هر کلام و سخنی که بر دلشان خطور کند ـ هرچند که به خطا و نادرستی آن اعتقاد هم داشته باشندـ از خود دور میکنند.
الأنعام 6:150
قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هَـذَا فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ؛ بگو : گواهانتان را که گواهي مي دهند که خدا اين يا آن را حرام کرده است بياوريد پس اگر گواهي دادند تو با آنان گواهي مده ، و از خواسته هاي آنان که آيات ما را تکذيب کرده اند و به آخرت ايمان ندارند و کساني را با پروردگارشان برابر مي دارند ، پيروي مکن.
(150) به کسانی که حلال خدا را حرام میکنند و آن را به خدا نسبت میدهند، بگو: گواهانتان را بیاورید تا گواهی دهند که خداوند این را حرام کرده است، پس وقتی این سخن به آنها گفته شد، آنان میان دو راه قرار میگیرند؛ یا گواه و شاهدی را نمیآورند، پس آن وقت ادعایشان باطل و پوچ خواهد بود، و یا اینکه کسی را میآورند که بر این امر گواهی دهد، و امکان ندارد که کسی بر این چیز گواهی دهد، مگر آدم دروغگو و تهمتزن و گناه پیشه که شهادت و گواهی او مورد قبول نیست. اما افراد عادل هرگز بر آن گواهی نمیدهند. بنابراین در حالی که پیامبر و پیروانش را از این شهادت و گواهی دادن نهی میکند، میفرماید: (﴿فَإِن شَهِدُواۡ فَلَا تَشۡهَدۡ مَعَهُمۡۚ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ﴾) پس اگر گواهی دادند، با آنان گواهی مده؛ و از هوی و هوس کسانی پیروی مکن که آیات ما را تکذیب میکنند، و [از] کسانی [پیروی مکن] که به روز قیامت ایمان نمیآورند، و [از] آنها که برای پروردگارشان شریک میگیرند؛ یعنی بتها و همتایان را شریک خدا میسازند و با او برابر و مساوی قرار میدهند. و چون روز قیامت را انکار کرده و خدا را یگانه نمیدانستند، هوی و هوسشان با عقیدهشان همسو شد و در شرک و تکذیب فرو رفتند. پس شایسته است که خداوند بندۀ برگزیدهاش را از پیروی کردن از خواست و هوای نفس باز دارد و او را از گواهی دادن با پیروان هوی و هوس نهی کند. و دانسته شد که حرام کردن حلالِ خدا، از هوی و هوسِ گمراه کنندۀ آنان سرچشمه میگیرد.
الأنعام 6:151
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو : بياييد تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است ، برايتان بخوانم اينکه به خدا شرک مياوريد و به پدر و مادر نيکي کنيد و ازبيم درويشي فرزندان خود را مکشيد ما به شما و ايشان روزي مي دهيم و به کارهاي زشت چه پنهان و چه آشکارا نزديک مشويد و کسي را که خدا کشتنش را حرام کرده است مگر به حق مکشيد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، باشد که به عقل دريابيد. وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ به مال يتيم نزديک مشويد مگر به نيکوترين وجهي که به صلاح او باشد تا، به سن بلوغ رسد و پيمانه و وزن را از روي عدل تمام کنيد ما به کسي جز به اندازه توانش تکليف نمي کنيم و هر گاه سخن گوييد عادلانه گوييد هر چند در باره خويشاوندان باشد و به عهد خدا وفا کنيد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، باشد که پند گيريد. وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ و اين است راه راست من از آن پيروي کنيد و به راههاي گوناگون مرويدکه ، شما را از راه خدا پراکنده مي سازد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، شايد پرهيزگار شويد.
(151) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که حلال خدا را حرام میکنند، بگو: (﴿تَعَالَوۡاۡ أَتۡلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمۡ عَلَيۡكُمۡ﴾) بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام نموده است، برایتان بیان کنم؛ یعنی آنچه را که خداوند به طور عام حرام نموده است، برایتان میخوانم، که همۀ محرمات از قبیل: خوردنیها و نوشیدنیها و گفتار و کردارها را در بر میگیرد. (﴿أَلَّا تُشۡرِكُواۡ بِهِۦ شَيۡٔٗا﴾) اینکه هیچ چیز زیاد و کمی را شریک او نسازید. و حقیقت شرک ورزیدن به خدا این است که مخلوق، مانند خدا پرستش، و یا مانند خدا تعظیم شود، یا یکی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت به او اختصاص داده شود. و وقتی که بنده تمام انواع شرک را ترک کند، موحّد و یکتاپرست میشود و در همۀ حالاتش مخلص خدا میگردد. بنابراین حق خدا بر بندگان است که او را بپرستند و چیزی را شریک او نسازند. سپس به بیان مهمترین حق پس از حق خود پرداخت و فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا﴾) و با پدر و مادر نیکی کنید؛ یعنی با سخنان خوب و کارهای زیبا و پسندیده، با آنها نیکی کنید . پس هر سخن یا کاری که به وسیلۀ آن به پدر و مادر سودی برسد یا باعث خوشحالی آنها شود، از جملۀ نیکوکاری و احسان است، و هرگاه احسان و نیکوکاری با پدر و مادر صورت پذیرد، عقوق و نافرمانی آنان منتفی میگردد. (﴿وَلَا تَقۡتُلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَكُم مِّنۡ إِمۡلَٰقٖ﴾) و دختر و پسرانتان را از ترس فقر و تنگدستی مکشید؛ یعنی به سبب فقر و اینکه برای تأمین روزی آنها در تنگنا قرار نگیرید، آنها را نکشید، آنگونه که این شیوه و رسم در میان مردمان سنگدل و ستمگرِ دوران جاهلیت وجود داشت. پس وقتیکه آنها در این حالت از کشتن فرزندانشان نهی شدهاند، به طریق اولی از کشتنِ بدون دلیلِ آنان و از کشتن فرزندان دیگران نهی میشوند. (﴿نَّحۡنُ نَرۡزُقُكُمۡ وَإِيَّاهُمۡ﴾) ما شما و ایشان را روزی میدهیم. ما روزی همه را به عهده گرفتهایم، پس شما کسانی نیستید که فرزندانتان را روزی دهید، بلکه نمیتوانید خودتان را هم روزی بدهید. پس به خاطر روزی فرزندان، هیچ فشاری بر شما نیست. (﴿وَلَا تَقۡرَبُواۡ ٱلۡفَوَٰحِشَ﴾) و به گناهان بزرگ و بسیار زشت نزدیک نشوید.(﴿مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ﴾) به گناهی نزدیک نشوید که به ظاهرِ آدمی بستگی دارد، نیز به گناهانی نزدیک نشوید که به باطن و قلب و درونِ انسان مربوط است. و نهی کردن از نزدیک شدن به گناهان و زشتیها، از نهی کردن از انجام دادن آن بلیغتر و رساتر است؛ زیرا نهی از نزدیک شدن به گناه، شامل نهی از ارتکاب مقدمات گناه و وسائلی است که انسان را بدان میرساند. (﴿وَلَا تَقۡتُلُواۡ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ﴾) و انسانی را نکشید که خدا کشتن وی را حرام نموده است. و آن مسلمان است، خواه مرد باشد یا زن، کوچک باشد یا بزرگ، نیکوکار باشد یا فاسق، کافری که به وسیلۀ عهد و پیمان، جان او در مصونیت قرار گرفته است. (﴿إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) مگر به حق ، مانند زناکاری که متأهل باشد، و یا کسی که دیگری را کشته است، و یا کسی که دینش را رها کرده و از جماعت مسلمین بیرون رفته باشد. (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) این چیزهای ذکر شده، (﴿وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) اموری است که خداوند شما را بدان سفارش کرده است، باشد که سفارش خدا را بفهمید، سپس آن را به خاطر بسپارید و آن را رعایت کرده و انجام بدهید.این آیه دلالت مینماید که بنده به هر اندازه از عقل و شعور برخوردار باشد، به همان اندازه دستورات خدا را انجام میدهد.
(152) (﴿وَلَا تَقۡرَبُواۡ مَالَ ٱلۡيَتِيمِ﴾) و به مال یتیم نزدیک نشوید به این صورت که آن را بخورید، و یا آن را به نفع خودتان عوض کنید، یا بدون سبب آن را بردارید. (﴿إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) مگر به صورتی که اموال آنها سامان و بهبود یابد، و آنها از این طریق فایده ببرند. پس این دلالت مینماید که نزدیک شدن به اموال یتیم و تصرف کردن در آن به صورتی که یتیم زیان ببیند و یا به صورتی که نه فایدهای در بر دارد و نه ضرری، جایز نیست.(﴿حَتَّىٰ يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥ﴾) تا اینکه یتیم به حالت رشد خود برسد و شیوۀ تصرف را بداند. پس وقتی که به رشد و کمال خود رسید، آن وقت مالش به او داده میشود، و او طبق نظر خودش در آن تصرف مینماید. و این دلالت مینماید که یتیم قبل از اینکه به مرحلۀ رشد و بلوغ برسد، از تصرف در مالش منع میشود، و سرپرست او به نحو احسن در مالش تصرف مینماید، و این ممنوعیتِ از تصرف، با رسیدن یتیم به حد کمال و رشد به پایان میرسد. (﴿وَأَوۡفُواۡ ٱلۡكَيۡلَ وَٱلۡمِيزَانَ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) و پیمانه و ترازو را با دادگری و به صورت تمام و کمال بپیمایید. پس وقتی شما در این مورد تلاش کردید، (﴿لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّاوُسۡعَهَا﴾) ما هیچ کس را جز به اندازۀ توانش مکلف نمیسازیم. به اندازهای که میتواند و در تنگنا قرار نمیگیرد. پس هرکس به کامل کردن پیمانه و وزن علاقهمند باشد و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نورزد، سپس در این مورد از او کوتاهی سر بزند، اما به سبب زیاده روی یا کوتاهی او نبوده و خود بدان واقف نباشد؛ پس خداوند آمرزنده و مهربان است. و علمای اصولی با استفاده از این آیه استدلال کردهاند که خداوند هیچ کس را به آنچه که نمیتواند، مکلف نمیسازد؛ و هرکس از خداوند در آنچه بدان دستور داده شده است، بترسد؛ و در انجام دستوری که در توان اوست، پرهیزگار باشد، فراتر از این بر او گناهی نیست. (﴿وَإِذَا قُلۡتُمۡ﴾) و هرگاه سخنی گفتید که با آن میان مردم قضاوت نمودید و ـ با آن ـ در رابطه با گفتهها و حالات مردم سخن گفتید، (﴿فَٱعۡدِلُواۡ﴾) در سخنِ خود دادگری کنید و عدالت و راستگویی را در مورد کسانی که دوست دارید و کسانی که آنها را نمیپسندید، رعایت نمایید؛ و انصاف داشته باشید و آنچه را که باید بگویید، پنهان نکنید؛ زیرا ستم ورزیدن در سخن گفتن دربارۀ کسی ـ یا سخنان کسی ـ که او را دوست ندارید، ظلم و حرام میباشد. و هرگاه عالم علیه گفتارهای اهل بدعت سخن گوید، بر او واجب است که به هر صاحب حقی، حقش را بدهد، و حق و باطل را بیان نماید، و باید در این زمینه دوری و نزدیکی گفتار اهل بدعت به حق را بسنجد. و فقها گفتهاند:«بر قاضی واجب است که در نگاه و سخنش میان دو طرف دعوی، دادگری کند.» (﴿وَبِعَهۡدِ ٱللَّهِ أَوۡفُواۡ﴾) و به پیمان خدا وفا کنید. و این شامل عهدی است که خداوند با بندگان بسته است، که حقوق الهی را انجام دهند و به آن وفا کنند. نیز شامل پیمانی است که میان مردم بسته میشود. وفا کردن به همۀ پیمانها واجب، و شکستنِ آن و اخلالِ در آن حرام است. (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) احکامی که ذکر شد، (﴿وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) خداوند شما را بدان سفارش نموده است تا پند بگیرید، و سفارش خدا را آن گونه که شایسته است، انجام دهید، و حکمت و احکام آن را دریابید.
(153) پس از آنکه [خداوند] بسیاری از دستورات بزرگ و آیین و قوانین مهم را بیان کرد، به این موضوع و آنچه که از آن عام و فراگیرتر است، اشاره نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا﴾) این احکام و امثال آن که خداوند در کتابش بیان کرده و آن را برای بندگانش توضیح داده، راه خداوند است که انسان را به او و به سرای کرامت و بخشش وی میرساند، و آن راهی است میانه و آسان و کوتاه.(﴿فَٱتَّبِعُوهُ﴾) پس، از آن پیروی کنید تا به رستگاری و موفقیت دست یابید و به آرزوها و شادیها برسید. (﴿وَلَا تَتَّبِعُواۡ ٱلسُّبُلَ﴾) و از راههای مخالف با این راه، پیروی نکنید، (﴿فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) که شما را از راه خدا، گمراه و منحرف ساخته، و به چپ و راست متمایل گردانده، و پراکنده میکند. و آنگاه که از راه راست منحرف شدید، جز راهی که انسان را به جهنم میرساند، وجود ندارد. (﴿ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾) اینها چیزهایی هستند که خداوند شما را بدان سفارش نموده تا پرهیزگار شوید؛ زیرا اگر آنچه را که خدا بیان کرده است، انجام دهید و آن را بیاموزید و بدان عمل کنید، از پرهیزگاران و از بندگان رستگار خدا میشوید. و راه را به صورت «مفرد» بیان کرد و به خود نسبت داد و فرمود: (﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا﴾) و این است راه راستِ من، چون آن تنها راهی است که انسان را به خدا میرساند، و خداوند کسانی را که راه او را در پیش گرفته اند یاری مینماید.
الأنعام 6:152
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو : بياييد تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است ، برايتان بخوانم اينکه به خدا شرک مياوريد و به پدر و مادر نيکي کنيد و ازبيم درويشي فرزندان خود را مکشيد ما به شما و ايشان روزي مي دهيم و به کارهاي زشت چه پنهان و چه آشکارا نزديک مشويد و کسي را که خدا کشتنش را حرام کرده است مگر به حق مکشيد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، باشد که به عقل دريابيد. وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ به مال يتيم نزديک مشويد مگر به نيکوترين وجهي که به صلاح او باشد تا، به سن بلوغ رسد و پيمانه و وزن را از روي عدل تمام کنيد ما به کسي جز به اندازه توانش تکليف نمي کنيم و هر گاه سخن گوييد عادلانه گوييد هر چند در باره خويشاوندان باشد و به عهد خدا وفا کنيد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، باشد که پند گيريد. وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ و اين است راه راست من از آن پيروي کنيد و به راههاي گوناگون مرويدکه ، شما را از راه خدا پراکنده مي سازد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، شايد پرهيزگار شويد.
(151) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که حلال خدا را حرام میکنند، بگو: (﴿تَعَالَوۡاۡ أَتۡلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمۡ عَلَيۡكُمۡ﴾) بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام نموده است، برایتان بیان کنم؛ یعنی آنچه را که خداوند به طور عام حرام نموده است، برایتان میخوانم، که همۀ محرمات از قبیل: خوردنیها و نوشیدنیها و گفتار و کردارها را در بر میگیرد. (﴿أَلَّا تُشۡرِكُواۡ بِهِۦ شَيۡٔٗا﴾) اینکه هیچ چیز زیاد و کمی را شریک او نسازید. و حقیقت شرک ورزیدن به خدا این است که مخلوق، مانند خدا پرستش، و یا مانند خدا تعظیم شود، یا یکی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت به او اختصاص داده شود. و وقتی که بنده تمام انواع شرک را ترک کند، موحّد و یکتاپرست میشود و در همۀ حالاتش مخلص خدا میگردد. بنابراین حق خدا بر بندگان است که او را بپرستند و چیزی را شریک او نسازند. سپس به بیان مهمترین حق پس از حق خود پرداخت و فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا﴾) و با پدر و مادر نیکی کنید؛ یعنی با سخنان خوب و کارهای زیبا و پسندیده، با آنها نیکی کنید . پس هر سخن یا کاری که به وسیلۀ آن به پدر و مادر سودی برسد یا باعث خوشحالی آنها شود، از جملۀ نیکوکاری و احسان است، و هرگاه احسان و نیکوکاری با پدر و مادر صورت پذیرد، عقوق و نافرمانی آنان منتفی میگردد. (﴿وَلَا تَقۡتُلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَكُم مِّنۡ إِمۡلَٰقٖ﴾) و دختر و پسرانتان را از ترس فقر و تنگدستی مکشید؛ یعنی به سبب فقر و اینکه برای تأمین روزی آنها در تنگنا قرار نگیرید، آنها را نکشید، آنگونه که این شیوه و رسم در میان مردمان سنگدل و ستمگرِ دوران جاهلیت وجود داشت. پس وقتیکه آنها در این حالت از کشتن فرزندانشان نهی شدهاند، به طریق اولی از کشتنِ بدون دلیلِ آنان و از کشتن فرزندان دیگران نهی میشوند. (﴿نَّحۡنُ نَرۡزُقُكُمۡ وَإِيَّاهُمۡ﴾) ما شما و ایشان را روزی میدهیم. ما روزی همه را به عهده گرفتهایم، پس شما کسانی نیستید که فرزندانتان را روزی دهید، بلکه نمیتوانید خودتان را هم روزی بدهید. پس به خاطر روزی فرزندان، هیچ فشاری بر شما نیست. (﴿وَلَا تَقۡرَبُواۡ ٱلۡفَوَٰحِشَ﴾) و به گناهان بزرگ و بسیار زشت نزدیک نشوید.(﴿مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ﴾) به گناهی نزدیک نشوید که به ظاهرِ آدمی بستگی دارد، نیز به گناهانی نزدیک نشوید که به باطن و قلب و درونِ انسان مربوط است. و نهی کردن از نزدیک شدن به گناهان و زشتیها، از نهی کردن از انجام دادن آن بلیغتر و رساتر است؛ زیرا نهی از نزدیک شدن به گناه، شامل نهی از ارتکاب مقدمات گناه و وسائلی است که انسان را بدان میرساند. (﴿وَلَا تَقۡتُلُواۡ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ﴾) و انسانی را نکشید که خدا کشتن وی را حرام نموده است. و آن مسلمان است، خواه مرد باشد یا زن، کوچک باشد یا بزرگ، نیکوکار باشد یا فاسق، کافری که به وسیلۀ عهد و پیمان، جان او در مصونیت قرار گرفته است. (﴿إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) مگر به حق ، مانند زناکاری که متأهل باشد، و یا کسی که دیگری را کشته است، و یا کسی که دینش را رها کرده و از جماعت مسلمین بیرون رفته باشد. (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) این چیزهای ذکر شده، (﴿وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) اموری است که خداوند شما را بدان سفارش کرده است، باشد که سفارش خدا را بفهمید، سپس آن را به خاطر بسپارید و آن را رعایت کرده و انجام بدهید.این آیه دلالت مینماید که بنده به هر اندازه از عقل و شعور برخوردار باشد، به همان اندازه دستورات خدا را انجام میدهد.
(152) (﴿وَلَا تَقۡرَبُواۡ مَالَ ٱلۡيَتِيمِ﴾) و به مال یتیم نزدیک نشوید به این صورت که آن را بخورید، و یا آن را به نفع خودتان عوض کنید، یا بدون سبب آن را بردارید. (﴿إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) مگر به صورتی که اموال آنها سامان و بهبود یابد، و آنها از این طریق فایده ببرند. پس این دلالت مینماید که نزدیک شدن به اموال یتیم و تصرف کردن در آن به صورتی که یتیم زیان ببیند و یا به صورتی که نه فایدهای در بر دارد و نه ضرری، جایز نیست.(﴿حَتَّىٰ يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥ﴾) تا اینکه یتیم به حالت رشد خود برسد و شیوۀ تصرف را بداند. پس وقتی که به رشد و کمال خود رسید، آن وقت مالش به او داده میشود، و او طبق نظر خودش در آن تصرف مینماید. و این دلالت مینماید که یتیم قبل از اینکه به مرحلۀ رشد و بلوغ برسد، از تصرف در مالش منع میشود، و سرپرست او به نحو احسن در مالش تصرف مینماید، و این ممنوعیتِ از تصرف، با رسیدن یتیم به حد کمال و رشد به پایان میرسد. (﴿وَأَوۡفُواۡ ٱلۡكَيۡلَ وَٱلۡمِيزَانَ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) و پیمانه و ترازو را با دادگری و به صورت تمام و کمال بپیمایید. پس وقتی شما در این مورد تلاش کردید، (﴿لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّاوُسۡعَهَا﴾) ما هیچ کس را جز به اندازۀ توانش مکلف نمیسازیم. به اندازهای که میتواند و در تنگنا قرار نمیگیرد. پس هرکس به کامل کردن پیمانه و وزن علاقهمند باشد و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نورزد، سپس در این مورد از او کوتاهی سر بزند، اما به سبب زیاده روی یا کوتاهی او نبوده و خود بدان واقف نباشد؛ پس خداوند آمرزنده و مهربان است. و علمای اصولی با استفاده از این آیه استدلال کردهاند که خداوند هیچ کس را به آنچه که نمیتواند، مکلف نمیسازد؛ و هرکس از خداوند در آنچه بدان دستور داده شده است، بترسد؛ و در انجام دستوری که در توان اوست، پرهیزگار باشد، فراتر از این بر او گناهی نیست. (﴿وَإِذَا قُلۡتُمۡ﴾) و هرگاه سخنی گفتید که با آن میان مردم قضاوت نمودید و ـ با آن ـ در رابطه با گفتهها و حالات مردم سخن گفتید، (﴿فَٱعۡدِلُواۡ﴾) در سخنِ خود دادگری کنید و عدالت و راستگویی را در مورد کسانی که دوست دارید و کسانی که آنها را نمیپسندید، رعایت نمایید؛ و انصاف داشته باشید و آنچه را که باید بگویید، پنهان نکنید؛ زیرا ستم ورزیدن در سخن گفتن دربارۀ کسی ـ یا سخنان کسی ـ که او را دوست ندارید، ظلم و حرام میباشد. و هرگاه عالم علیه گفتارهای اهل بدعت سخن گوید، بر او واجب است که به هر صاحب حقی، حقش را بدهد، و حق و باطل را بیان نماید، و باید در این زمینه دوری و نزدیکی گفتار اهل بدعت به حق را بسنجد. و فقها گفتهاند:«بر قاضی واجب است که در نگاه و سخنش میان دو طرف دعوی، دادگری کند.» (﴿وَبِعَهۡدِ ٱللَّهِ أَوۡفُواۡ﴾) و به پیمان خدا وفا کنید. و این شامل عهدی است که خداوند با بندگان بسته است، که حقوق الهی را انجام دهند و به آن وفا کنند. نیز شامل پیمانی است که میان مردم بسته میشود. وفا کردن به همۀ پیمانها واجب، و شکستنِ آن و اخلالِ در آن حرام است. (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) احکامی که ذکر شد، (﴿وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) خداوند شما را بدان سفارش نموده است تا پند بگیرید، و سفارش خدا را آن گونه که شایسته است، انجام دهید، و حکمت و احکام آن را دریابید.
(153) پس از آنکه [خداوند] بسیاری از دستورات بزرگ و آیین و قوانین مهم را بیان کرد، به این موضوع و آنچه که از آن عام و فراگیرتر است، اشاره نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا﴾) این احکام و امثال آن که خداوند در کتابش بیان کرده و آن را برای بندگانش توضیح داده، راه خداوند است که انسان را به او و به سرای کرامت و بخشش وی میرساند، و آن راهی است میانه و آسان و کوتاه.(﴿فَٱتَّبِعُوهُ﴾) پس، از آن پیروی کنید تا به رستگاری و موفقیت دست یابید و به آرزوها و شادیها برسید. (﴿وَلَا تَتَّبِعُواۡ ٱلسُّبُلَ﴾) و از راههای مخالف با این راه، پیروی نکنید، (﴿فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) که شما را از راه خدا، گمراه و منحرف ساخته، و به چپ و راست متمایل گردانده، و پراکنده میکند. و آنگاه که از راه راست منحرف شدید، جز راهی که انسان را به جهنم میرساند، وجود ندارد. (﴿ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾) اینها چیزهایی هستند که خداوند شما را بدان سفارش نموده تا پرهیزگار شوید؛ زیرا اگر آنچه را که خدا بیان کرده است، انجام دهید و آن را بیاموزید و بدان عمل کنید، از پرهیزگاران و از بندگان رستگار خدا میشوید. و راه را به صورت «مفرد» بیان کرد و به خود نسبت داد و فرمود: (﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا﴾) و این است راه راستِ من، چون آن تنها راهی است که انسان را به خدا میرساند، و خداوند کسانی را که راه او را در پیش گرفته اند یاری مینماید.
الأنعام 6:153
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو : بياييد تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است ، برايتان بخوانم اينکه به خدا شرک مياوريد و به پدر و مادر نيکي کنيد و ازبيم درويشي فرزندان خود را مکشيد ما به شما و ايشان روزي مي دهيم و به کارهاي زشت چه پنهان و چه آشکارا نزديک مشويد و کسي را که خدا کشتنش را حرام کرده است مگر به حق مکشيد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، باشد که به عقل دريابيد. وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ به مال يتيم نزديک مشويد مگر به نيکوترين وجهي که به صلاح او باشد تا، به سن بلوغ رسد و پيمانه و وزن را از روي عدل تمام کنيد ما به کسي جز به اندازه توانش تکليف نمي کنيم و هر گاه سخن گوييد عادلانه گوييد هر چند در باره خويشاوندان باشد و به عهد خدا وفا کنيد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، باشد که پند گيريد. وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ و اين است راه راست من از آن پيروي کنيد و به راههاي گوناگون مرويدکه ، شما را از راه خدا پراکنده مي سازد اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي کند ، شايد پرهيزگار شويد.
(151) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که حلال خدا را حرام میکنند، بگو: (﴿تَعَالَوۡاۡ أَتۡلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمۡ عَلَيۡكُمۡ﴾) بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام نموده است، برایتان بیان کنم؛ یعنی آنچه را که خداوند به طور عام حرام نموده است، برایتان میخوانم، که همۀ محرمات از قبیل: خوردنیها و نوشیدنیها و گفتار و کردارها را در بر میگیرد. (﴿أَلَّا تُشۡرِكُواۡ بِهِۦ شَيۡٔٗا﴾) اینکه هیچ چیز زیاد و کمی را شریک او نسازید. و حقیقت شرک ورزیدن به خدا این است که مخلوق، مانند خدا پرستش، و یا مانند خدا تعظیم شود، یا یکی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت به او اختصاص داده شود. و وقتی که بنده تمام انواع شرک را ترک کند، موحّد و یکتاپرست میشود و در همۀ حالاتش مخلص خدا میگردد. بنابراین حق خدا بر بندگان است که او را بپرستند و چیزی را شریک او نسازند. سپس به بیان مهمترین حق پس از حق خود پرداخت و فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا﴾) و با پدر و مادر نیکی کنید؛ یعنی با سخنان خوب و کارهای زیبا و پسندیده، با آنها نیکی کنید . پس هر سخن یا کاری که به وسیلۀ آن به پدر و مادر سودی برسد یا باعث خوشحالی آنها شود، از جملۀ نیکوکاری و احسان است، و هرگاه احسان و نیکوکاری با پدر و مادر صورت پذیرد، عقوق و نافرمانی آنان منتفی میگردد. (﴿وَلَا تَقۡتُلُوٓاۡ أَوۡلَٰدَكُم مِّنۡ إِمۡلَٰقٖ﴾) و دختر و پسرانتان را از ترس فقر و تنگدستی مکشید؛ یعنی به سبب فقر و اینکه برای تأمین روزی آنها در تنگنا قرار نگیرید، آنها را نکشید، آنگونه که این شیوه و رسم در میان مردمان سنگدل و ستمگرِ دوران جاهلیت وجود داشت. پس وقتیکه آنها در این حالت از کشتن فرزندانشان نهی شدهاند، به طریق اولی از کشتنِ بدون دلیلِ آنان و از کشتن فرزندان دیگران نهی میشوند. (﴿نَّحۡنُ نَرۡزُقُكُمۡ وَإِيَّاهُمۡ﴾) ما شما و ایشان را روزی میدهیم. ما روزی همه را به عهده گرفتهایم، پس شما کسانی نیستید که فرزندانتان را روزی دهید، بلکه نمیتوانید خودتان را هم روزی بدهید. پس به خاطر روزی فرزندان، هیچ فشاری بر شما نیست. (﴿وَلَا تَقۡرَبُواۡ ٱلۡفَوَٰحِشَ﴾) و به گناهان بزرگ و بسیار زشت نزدیک نشوید.(﴿مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ﴾) به گناهی نزدیک نشوید که به ظاهرِ آدمی بستگی دارد، نیز به گناهانی نزدیک نشوید که به باطن و قلب و درونِ انسان مربوط است. و نهی کردن از نزدیک شدن به گناهان و زشتیها، از نهی کردن از انجام دادن آن بلیغتر و رساتر است؛ زیرا نهی از نزدیک شدن به گناه، شامل نهی از ارتکاب مقدمات گناه و وسائلی است که انسان را بدان میرساند. (﴿وَلَا تَقۡتُلُواۡ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ﴾) و انسانی را نکشید که خدا کشتن وی را حرام نموده است. و آن مسلمان است، خواه مرد باشد یا زن، کوچک باشد یا بزرگ، نیکوکار باشد یا فاسق، کافری که به وسیلۀ عهد و پیمان، جان او در مصونیت قرار گرفته است. (﴿إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾) مگر به حق ، مانند زناکاری که متأهل باشد، و یا کسی که دیگری را کشته است، و یا کسی که دینش را رها کرده و از جماعت مسلمین بیرون رفته باشد. (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) این چیزهای ذکر شده، (﴿وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) اموری است که خداوند شما را بدان سفارش کرده است، باشد که سفارش خدا را بفهمید، سپس آن را به خاطر بسپارید و آن را رعایت کرده و انجام بدهید.این آیه دلالت مینماید که بنده به هر اندازه از عقل و شعور برخوردار باشد، به همان اندازه دستورات خدا را انجام میدهد.
(152) (﴿وَلَا تَقۡرَبُواۡ مَالَ ٱلۡيَتِيمِ﴾) و به مال یتیم نزدیک نشوید به این صورت که آن را بخورید، و یا آن را به نفع خودتان عوض کنید، یا بدون سبب آن را بردارید. (﴿إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾) مگر به صورتی که اموال آنها سامان و بهبود یابد، و آنها از این طریق فایده ببرند. پس این دلالت مینماید که نزدیک شدن به اموال یتیم و تصرف کردن در آن به صورتی که یتیم زیان ببیند و یا به صورتی که نه فایدهای در بر دارد و نه ضرری، جایز نیست.(﴿حَتَّىٰ يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥ﴾) تا اینکه یتیم به حالت رشد خود برسد و شیوۀ تصرف را بداند. پس وقتی که به رشد و کمال خود رسید، آن وقت مالش به او داده میشود، و او طبق نظر خودش در آن تصرف مینماید. و این دلالت مینماید که یتیم قبل از اینکه به مرحلۀ رشد و بلوغ برسد، از تصرف در مالش منع میشود، و سرپرست او به نحو احسن در مالش تصرف مینماید، و این ممنوعیتِ از تصرف، با رسیدن یتیم به حد کمال و رشد به پایان میرسد. (﴿وَأَوۡفُواۡ ٱلۡكَيۡلَ وَٱلۡمِيزَانَ بِٱلۡقِسۡطِ﴾) و پیمانه و ترازو را با دادگری و به صورت تمام و کمال بپیمایید. پس وقتی شما در این مورد تلاش کردید، (﴿لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّاوُسۡعَهَا﴾) ما هیچ کس را جز به اندازۀ توانش مکلف نمیسازیم. به اندازهای که میتواند و در تنگنا قرار نمیگیرد. پس هرکس به کامل کردن پیمانه و وزن علاقهمند باشد و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نورزد، سپس در این مورد از او کوتاهی سر بزند، اما به سبب زیاده روی یا کوتاهی او نبوده و خود بدان واقف نباشد؛ پس خداوند آمرزنده و مهربان است. و علمای اصولی با استفاده از این آیه استدلال کردهاند که خداوند هیچ کس را به آنچه که نمیتواند، مکلف نمیسازد؛ و هرکس از خداوند در آنچه بدان دستور داده شده است، بترسد؛ و در انجام دستوری که در توان اوست، پرهیزگار باشد، فراتر از این بر او گناهی نیست. (﴿وَإِذَا قُلۡتُمۡ﴾) و هرگاه سخنی گفتید که با آن میان مردم قضاوت نمودید و ـ با آن ـ در رابطه با گفتهها و حالات مردم سخن گفتید، (﴿فَٱعۡدِلُواۡ﴾) در سخنِ خود دادگری کنید و عدالت و راستگویی را در مورد کسانی که دوست دارید و کسانی که آنها را نمیپسندید، رعایت نمایید؛ و انصاف داشته باشید و آنچه را که باید بگویید، پنهان نکنید؛ زیرا ستم ورزیدن در سخن گفتن دربارۀ کسی ـ یا سخنان کسی ـ که او را دوست ندارید، ظلم و حرام میباشد. و هرگاه عالم علیه گفتارهای اهل بدعت سخن گوید، بر او واجب است که به هر صاحب حقی، حقش را بدهد، و حق و باطل را بیان نماید، و باید در این زمینه دوری و نزدیکی گفتار اهل بدعت به حق را بسنجد. و فقها گفتهاند:«بر قاضی واجب است که در نگاه و سخنش میان دو طرف دعوی، دادگری کند.» (﴿وَبِعَهۡدِ ٱللَّهِ أَوۡفُواۡ﴾) و به پیمان خدا وفا کنید. و این شامل عهدی است که خداوند با بندگان بسته است، که حقوق الهی را انجام دهند و به آن وفا کنند. نیز شامل پیمانی است که میان مردم بسته میشود. وفا کردن به همۀ پیمانها واجب، و شکستنِ آن و اخلالِ در آن حرام است. (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) احکامی که ذکر شد، (﴿وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) خداوند شما را بدان سفارش نموده است تا پند بگیرید، و سفارش خدا را آن گونه که شایسته است، انجام دهید، و حکمت و احکام آن را دریابید.
(153) پس از آنکه [خداوند] بسیاری از دستورات بزرگ و آیین و قوانین مهم را بیان کرد، به این موضوع و آنچه که از آن عام و فراگیرتر است، اشاره نمود و فرمود: (﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا﴾) این احکام و امثال آن که خداوند در کتابش بیان کرده و آن را برای بندگانش توضیح داده، راه خداوند است که انسان را به او و به سرای کرامت و بخشش وی میرساند، و آن راهی است میانه و آسان و کوتاه.(﴿فَٱتَّبِعُوهُ﴾) پس، از آن پیروی کنید تا به رستگاری و موفقیت دست یابید و به آرزوها و شادیها برسید. (﴿وَلَا تَتَّبِعُواۡ ٱلسُّبُلَ﴾) و از راههای مخالف با این راه، پیروی نکنید، (﴿فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾) که شما را از راه خدا، گمراه و منحرف ساخته، و به چپ و راست متمایل گردانده، و پراکنده میکند. و آنگاه که از راه راست منحرف شدید، جز راهی که انسان را به جهنم میرساند، وجود ندارد. (﴿ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾) اینها چیزهایی هستند که خداوند شما را بدان سفارش نموده تا پرهیزگار شوید؛ زیرا اگر آنچه را که خدا بیان کرده است، انجام دهید و آن را بیاموزید و بدان عمل کنید، از پرهیزگاران و از بندگان رستگار خدا میشوید. و راه را به صورت «مفرد» بیان کرد و به خود نسبت داد و فرمود: (﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا﴾) و این است راه راستِ من، چون آن تنها راهی است که انسان را به خدا میرساند، و خداوند کسانی را که راه او را در پیش گرفته اند یاری مینماید.
الأنعام 6:154
ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ؛ سپس به موسي کتاب داديم تا بر کسي که نيکوکار بوده است نعمت را تمام کنيم و براي بيان هر چيزي و نيز براي راهنمايي و رحمت باشد که به ديدار پروردگارشان ايمان بياورند. وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ اين کتابي است مبارک آن را نازل کرده ايم پس ، از آن پيروي کنيدو پرهيزگار باشيد ، باشد که مورد رحمت قرار گيريد. أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ؛ تا نگوييد که تنها بر دو طايفه اي که پيش از ما بودند کتاب نازل شده ، وما از آموختن آنها غافل بوده ايم. أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ؛ يا نگوييد که اگر بر ما نيز کتاب نازل مي شد بهتر از آنان به راه هدايت مي رفتيم بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد پس چه کسي ستمکارتر از آن کس است که آيات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رويگردان شد ? به زودي کساني را که از آيات ما رويگردان شده اند به سبب اين اعراضشان به عذابي بد کيفر خواهيم داد.
(154) (﴿ثُمَّ﴾) سپس. منظور از (﴿ثُمَّ﴾) در اینجا ترتیب زمانی نیست؛ زیرا زمان موسی پیش از آن بوده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن را تلاوت کند و آن را ابلاغ نماید، بلکه منظور از(﴿ثُمَّ﴾) ترتیب اخباری است. پس خداوند خبر داد که او به موسی، (﴿ٱلۡكِتَٰبَ﴾) کتاب تورات را داده است، (﴿تَمَامًا﴾) تا مایۀ اتمام و اکمال نعمت و احسان خدا باشد، (﴿عَلَى ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ﴾) بر کسانی از امت موسی که نیکی کردهاند. پس خداوند بر نیکوکاران امت موسی، با دادنِ نعمتهای بیکران احسان نمود. که از جملۀ آن نعمتها، و از تمام و کمال آن نعمتها، نازل کردن تورات بر آنان بود. پس با نازل شدن تورات، نعمت خدا بر آنها کامل گردید، و شکر و سپاس آن بر آنها واجب گردید. (﴿وَتَفۡصِيلٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾) و تا هرچیزی از حرام و حلال و امر و نهی و عقاید و امثال آن را که بدان نیاز داشتند، بیان نماییم.(﴿وَهُدٗى﴾) یعنی آنان را به سوی خیر و خوبی هدایت نماید، و اصول و فروع شر را به آنان نشاندهد. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و رحمتی باشد که به وسیلۀ آن، سعادت و رحمت و خیر فراوان را بهدست آورند. (﴿لَّعَلَّهُم﴾) تا شاید آنان به سبب اینکه کتاب و دلایل را بر آنها فرو فرستادیم،(﴿بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ يُؤۡمِنُونَ﴾) به ملاقات پروردگارشان ایمان بیاورند؛ زیرا تورات مشتمل بر دلایل قطعیِ اثباتِ رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ و جزا، و مشتمل بر چیزهایی بود که موجب ایمان به ملاقات پروردگار و آماده شدن برای آن روز بود.
(155) (﴿وَهَٰذَا﴾) و این قرآن بزرگ و یادآوری خداوند حکیم، (﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ مُبَارَكٞ﴾) کتابی است مبارک که ما فرو فرستادهایم. در آن خیر فراوان و علم زیاد نهفته است. قرآن کتابی است که سایر علوم و دانشها از آن گرفته میشود، و مصدر تمامی خیرات و برکات است. پس هیچ خیر خوبی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن به آن دستور داده و بر انجام آن تشویق کرده است. و هر حکمت و مصلحتی که انسان را بر انجام آن تحریک نماید، بیان کرده است. و هیچ شر و بدی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن از آن نهی کرده و آدمی را از آن بر حذر داشته، و اسبابی را که انسان را از انجام آن باز میدارد، بیان داشته و سرانجام وخیم آن را ذکر کرده است.(﴿فَٱتَّبِعُوهُ﴾) پس، از دستورات و منهیات قرآن پیروی کنید و اصول و فروع دینتان را بر اساس قرآن بنا نهید. (﴿وَٱتَّقُواۡ﴾) و از خداوند بترسید، و اینکه با دستوری از دستورهایش مخالفت بورزید.(﴿لَعَلَّكُمۡ﴾) باشد که اگر از آن پیروی کنید،(﴿تُرۡحَمُونَ﴾) مورد رحمت او قرار بگیرید. پس مهمترین راه برای دستیابی به رحمت خدا، پیروی کردن از این کتاب است، که باید آن را بیاموزیم و بدان عمل کنیم.
(156) (﴿أَن تَقُولُوٓاۡ إِنَّمَآ أُنزِلَ ٱلۡكِتَٰبُ عَلَىٰ طَآئِفَتَيۡنِ مِن قَبۡلِنَا﴾) این کتابِِ با برکت را به سوی شما فرو فرستادیم تا دلیلی نداشته باشید، و این را فرو فرستادیم تا مبادا بگویید:«کتاب آسمانی پیش از ما تنها بر دو گروه؛ یعنی یهودیان و نصارا نازل شده است.» (﴿وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمۡ لَغَٰفِلِينَ﴾) و اینکه بگویید: «کتابی بر ما نازل نشده است، و ما به کتابهایی که بر گروههای پیش از ما نازل نمودهای، علم و شناختی نداشتیم.» از این رو کتابی به سوی شما فرستادیم که هیچ کتابی جامعتر و واضحتر و روشنتر از آن از آسمان نازل نشده است.
(157) (﴿أَوۡ تَقُولُواۡ لَوۡ أَنَّآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡكِتَٰبُ لَكُنَّآ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمۡ﴾) و یا اینکه بگویید: «اگر کتاب بر ما نازل میشد ما از آنها راهیافتهتر بودیم.» یعنی تا عذر نیاورید که اصل و اساس هدایت به شما نرسیده است، یا عدم کامل بودن آن را بهانه نکنید. پس بهوسیلۀ کتابتان، اساس هدایت و کمال به شما رسیده است. بنابراین فرمود: (﴿فَقَدۡ جَآءَكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) به راستی که دلیل روشنی از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است. و (﴿بَيِّنَةٞ﴾) اسم جنس است و هر آنچه که حق را بیان دارد، در آن داخل است. (﴿وَهُدٗى﴾) و راهنمایی و رهنمودی است برای تشخیص گمراهی. (﴿وَرَحۡمَةٞ﴾) و موجب سعادت دین و دنیای شما میباشد. پس بر شما واجب است که در برابر احکام آن تسلیم شوید، و به اخبارش ایمان بیاورید. و هرکس بدان اعتنایی نکند و آن را تکذیب نماید، ستمگرترین ستمگران است. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَصَدَفَ عَنۡهَا﴾) پس کیست ستمگرتر از آن کس که آیات خدا را تکذیب کند و از آن روی بگرداند؟!. (﴿سَنَجۡزِي ٱلَّذِينَ يَصۡدِفُونَ عَنۡ ءَايَٰتِنَا سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) به زودی کسانی را که از آیات ما رویگردانی میکنند، به سبب این عملشان، به عذابی دچار میکنیم که صاحبش را غمگین میسازد و بسیار بر او گران میآید.(﴿بِمَاكَانُواۡ يَصۡدِفُونَ﴾) به سبب اینکه هم خودشان روی میگرداندند، و هم دیگران را رویگردان میکردند. و این سزای کار بدشان است. ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان هیچ ستمی روا نمیدارد. و این آیات بیانگر آنند که علم و دانش قرآن، بزرگترین و با برکتترین و گستردهترین علوم است؛ و هدایت شدن به راه راست، بهوسیلۀ علم قرآن بهدست میآید؛ هدایت کاملی که آدمی را از گمان و تخمین اهل کلام، و افکار و خیالات اهل فلسفه و علوم گذشتگان و آیندگان بینیاز میکند. و معروف آن است که کتاب جز بر یهود و نصارا نازل نشده است، پس هنگامی که گفته شود:«اهل کتاب»، مقصود یهود و نصاری است، و سایر گروهها از قبیل: آتش پرستان و دیگران در آن داخل نیستند. از این آیات به نظر میآید که مردمان دورۀ جاهلی قبل از نازل شدن قرآن، بر جهالت شدیدی قرار داشتند و از آنچه که در نزد اهل کتاب بود، غافل بودند.
الأنعام 6:155
ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ؛ سپس به موسي کتاب داديم تا بر کسي که نيکوکار بوده است نعمت را تمام کنيم و براي بيان هر چيزي و نيز براي راهنمايي و رحمت باشد که به ديدار پروردگارشان ايمان بياورند. وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ اين کتابي است مبارک آن را نازل کرده ايم پس ، از آن پيروي کنيدو پرهيزگار باشيد ، باشد که مورد رحمت قرار گيريد. أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ؛ تا نگوييد که تنها بر دو طايفه اي که پيش از ما بودند کتاب نازل شده ، وما از آموختن آنها غافل بوده ايم. أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ؛ يا نگوييد که اگر بر ما نيز کتاب نازل مي شد بهتر از آنان به راه هدايت مي رفتيم بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد پس چه کسي ستمکارتر از آن کس است که آيات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رويگردان شد ? به زودي کساني را که از آيات ما رويگردان شده اند به سبب اين اعراضشان به عذابي بد کيفر خواهيم داد.
(154) (﴿ثُمَّ﴾) سپس. منظور از (﴿ثُمَّ﴾) در اینجا ترتیب زمانی نیست؛ زیرا زمان موسی پیش از آن بوده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن را تلاوت کند و آن را ابلاغ نماید، بلکه منظور از(﴿ثُمَّ﴾) ترتیب اخباری است. پس خداوند خبر داد که او به موسی، (﴿ٱلۡكِتَٰبَ﴾) کتاب تورات را داده است، (﴿تَمَامًا﴾) تا مایۀ اتمام و اکمال نعمت و احسان خدا باشد، (﴿عَلَى ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ﴾) بر کسانی از امت موسی که نیکی کردهاند. پس خداوند بر نیکوکاران امت موسی، با دادنِ نعمتهای بیکران احسان نمود. که از جملۀ آن نعمتها، و از تمام و کمال آن نعمتها، نازل کردن تورات بر آنان بود. پس با نازل شدن تورات، نعمت خدا بر آنها کامل گردید، و شکر و سپاس آن بر آنها واجب گردید. (﴿وَتَفۡصِيلٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾) و تا هرچیزی از حرام و حلال و امر و نهی و عقاید و امثال آن را که بدان نیاز داشتند، بیان نماییم.(﴿وَهُدٗى﴾) یعنی آنان را به سوی خیر و خوبی هدایت نماید، و اصول و فروع شر را به آنان نشاندهد. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و رحمتی باشد که به وسیلۀ آن، سعادت و رحمت و خیر فراوان را بهدست آورند. (﴿لَّعَلَّهُم﴾) تا شاید آنان به سبب اینکه کتاب و دلایل را بر آنها فرو فرستادیم،(﴿بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ يُؤۡمِنُونَ﴾) به ملاقات پروردگارشان ایمان بیاورند؛ زیرا تورات مشتمل بر دلایل قطعیِ اثباتِ رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ و جزا، و مشتمل بر چیزهایی بود که موجب ایمان به ملاقات پروردگار و آماده شدن برای آن روز بود.
(155) (﴿وَهَٰذَا﴾) و این قرآن بزرگ و یادآوری خداوند حکیم، (﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ مُبَارَكٞ﴾) کتابی است مبارک که ما فرو فرستادهایم. در آن خیر فراوان و علم زیاد نهفته است. قرآن کتابی است که سایر علوم و دانشها از آن گرفته میشود، و مصدر تمامی خیرات و برکات است. پس هیچ خیر خوبی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن به آن دستور داده و بر انجام آن تشویق کرده است. و هر حکمت و مصلحتی که انسان را بر انجام آن تحریک نماید، بیان کرده است. و هیچ شر و بدی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن از آن نهی کرده و آدمی را از آن بر حذر داشته، و اسبابی را که انسان را از انجام آن باز میدارد، بیان داشته و سرانجام وخیم آن را ذکر کرده است.(﴿فَٱتَّبِعُوهُ﴾) پس، از دستورات و منهیات قرآن پیروی کنید و اصول و فروع دینتان را بر اساس قرآن بنا نهید. (﴿وَٱتَّقُواۡ﴾) و از خداوند بترسید، و اینکه با دستوری از دستورهایش مخالفت بورزید.(﴿لَعَلَّكُمۡ﴾) باشد که اگر از آن پیروی کنید،(﴿تُرۡحَمُونَ﴾) مورد رحمت او قرار بگیرید. پس مهمترین راه برای دستیابی به رحمت خدا، پیروی کردن از این کتاب است، که باید آن را بیاموزیم و بدان عمل کنیم.
(156) (﴿أَن تَقُولُوٓاۡ إِنَّمَآ أُنزِلَ ٱلۡكِتَٰبُ عَلَىٰ طَآئِفَتَيۡنِ مِن قَبۡلِنَا﴾) این کتابِِ با برکت را به سوی شما فرو فرستادیم تا دلیلی نداشته باشید، و این را فرو فرستادیم تا مبادا بگویید:«کتاب آسمانی پیش از ما تنها بر دو گروه؛ یعنی یهودیان و نصارا نازل شده است.» (﴿وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمۡ لَغَٰفِلِينَ﴾) و اینکه بگویید: «کتابی بر ما نازل نشده است، و ما به کتابهایی که بر گروههای پیش از ما نازل نمودهای، علم و شناختی نداشتیم.» از این رو کتابی به سوی شما فرستادیم که هیچ کتابی جامعتر و واضحتر و روشنتر از آن از آسمان نازل نشده است.
(157) (﴿أَوۡ تَقُولُواۡ لَوۡ أَنَّآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡكِتَٰبُ لَكُنَّآ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمۡ﴾) و یا اینکه بگویید: «اگر کتاب بر ما نازل میشد ما از آنها راهیافتهتر بودیم.» یعنی تا عذر نیاورید که اصل و اساس هدایت به شما نرسیده است، یا عدم کامل بودن آن را بهانه نکنید. پس بهوسیلۀ کتابتان، اساس هدایت و کمال به شما رسیده است. بنابراین فرمود: (﴿فَقَدۡ جَآءَكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) به راستی که دلیل روشنی از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است. و (﴿بَيِّنَةٞ﴾) اسم جنس است و هر آنچه که حق را بیان دارد، در آن داخل است. (﴿وَهُدٗى﴾) و راهنمایی و رهنمودی است برای تشخیص گمراهی. (﴿وَرَحۡمَةٞ﴾) و موجب سعادت دین و دنیای شما میباشد. پس بر شما واجب است که در برابر احکام آن تسلیم شوید، و به اخبارش ایمان بیاورید. و هرکس بدان اعتنایی نکند و آن را تکذیب نماید، ستمگرترین ستمگران است. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَصَدَفَ عَنۡهَا﴾) پس کیست ستمگرتر از آن کس که آیات خدا را تکذیب کند و از آن روی بگرداند؟!. (﴿سَنَجۡزِي ٱلَّذِينَ يَصۡدِفُونَ عَنۡ ءَايَٰتِنَا سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) به زودی کسانی را که از آیات ما رویگردانی میکنند، به سبب این عملشان، به عذابی دچار میکنیم که صاحبش را غمگین میسازد و بسیار بر او گران میآید.(﴿بِمَاكَانُواۡ يَصۡدِفُونَ﴾) به سبب اینکه هم خودشان روی میگرداندند، و هم دیگران را رویگردان میکردند. و این سزای کار بدشان است. ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان هیچ ستمی روا نمیدارد. و این آیات بیانگر آنند که علم و دانش قرآن، بزرگترین و با برکتترین و گستردهترین علوم است؛ و هدایت شدن به راه راست، بهوسیلۀ علم قرآن بهدست میآید؛ هدایت کاملی که آدمی را از گمان و تخمین اهل کلام، و افکار و خیالات اهل فلسفه و علوم گذشتگان و آیندگان بینیاز میکند. و معروف آن است که کتاب جز بر یهود و نصارا نازل نشده است، پس هنگامی که گفته شود:«اهل کتاب»، مقصود یهود و نصاری است، و سایر گروهها از قبیل: آتش پرستان و دیگران در آن داخل نیستند. از این آیات به نظر میآید که مردمان دورۀ جاهلی قبل از نازل شدن قرآن، بر جهالت شدیدی قرار داشتند و از آنچه که در نزد اهل کتاب بود، غافل بودند.
الأنعام 6:156
ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ؛ سپس به موسي کتاب داديم تا بر کسي که نيکوکار بوده است نعمت را تمام کنيم و براي بيان هر چيزي و نيز براي راهنمايي و رحمت باشد که به ديدار پروردگارشان ايمان بياورند. وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ اين کتابي است مبارک آن را نازل کرده ايم پس ، از آن پيروي کنيدو پرهيزگار باشيد ، باشد که مورد رحمت قرار گيريد. أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ؛ تا نگوييد که تنها بر دو طايفه اي که پيش از ما بودند کتاب نازل شده ، وما از آموختن آنها غافل بوده ايم. أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ؛ يا نگوييد که اگر بر ما نيز کتاب نازل مي شد بهتر از آنان به راه هدايت مي رفتيم بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد پس چه کسي ستمکارتر از آن کس است که آيات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رويگردان شد ? به زودي کساني را که از آيات ما رويگردان شده اند به سبب اين اعراضشان به عذابي بد کيفر خواهيم داد.
(154) (﴿ثُمَّ﴾) سپس. منظور از (﴿ثُمَّ﴾) در اینجا ترتیب زمانی نیست؛ زیرا زمان موسی پیش از آن بوده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن را تلاوت کند و آن را ابلاغ نماید، بلکه منظور از(﴿ثُمَّ﴾) ترتیب اخباری است. پس خداوند خبر داد که او به موسی، (﴿ٱلۡكِتَٰبَ﴾) کتاب تورات را داده است، (﴿تَمَامًا﴾) تا مایۀ اتمام و اکمال نعمت و احسان خدا باشد، (﴿عَلَى ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ﴾) بر کسانی از امت موسی که نیکی کردهاند. پس خداوند بر نیکوکاران امت موسی، با دادنِ نعمتهای بیکران احسان نمود. که از جملۀ آن نعمتها، و از تمام و کمال آن نعمتها، نازل کردن تورات بر آنان بود. پس با نازل شدن تورات، نعمت خدا بر آنها کامل گردید، و شکر و سپاس آن بر آنها واجب گردید. (﴿وَتَفۡصِيلٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾) و تا هرچیزی از حرام و حلال و امر و نهی و عقاید و امثال آن را که بدان نیاز داشتند، بیان نماییم.(﴿وَهُدٗى﴾) یعنی آنان را به سوی خیر و خوبی هدایت نماید، و اصول و فروع شر را به آنان نشاندهد. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و رحمتی باشد که به وسیلۀ آن، سعادت و رحمت و خیر فراوان را بهدست آورند. (﴿لَّعَلَّهُم﴾) تا شاید آنان به سبب اینکه کتاب و دلایل را بر آنها فرو فرستادیم،(﴿بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ يُؤۡمِنُونَ﴾) به ملاقات پروردگارشان ایمان بیاورند؛ زیرا تورات مشتمل بر دلایل قطعیِ اثباتِ رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ و جزا، و مشتمل بر چیزهایی بود که موجب ایمان به ملاقات پروردگار و آماده شدن برای آن روز بود.
(155) (﴿وَهَٰذَا﴾) و این قرآن بزرگ و یادآوری خداوند حکیم، (﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ مُبَارَكٞ﴾) کتابی است مبارک که ما فرو فرستادهایم. در آن خیر فراوان و علم زیاد نهفته است. قرآن کتابی است که سایر علوم و دانشها از آن گرفته میشود، و مصدر تمامی خیرات و برکات است. پس هیچ خیر خوبی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن به آن دستور داده و بر انجام آن تشویق کرده است. و هر حکمت و مصلحتی که انسان را بر انجام آن تحریک نماید، بیان کرده است. و هیچ شر و بدی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن از آن نهی کرده و آدمی را از آن بر حذر داشته، و اسبابی را که انسان را از انجام آن باز میدارد، بیان داشته و سرانجام وخیم آن را ذکر کرده است.(﴿فَٱتَّبِعُوهُ﴾) پس، از دستورات و منهیات قرآن پیروی کنید و اصول و فروع دینتان را بر اساس قرآن بنا نهید. (﴿وَٱتَّقُواۡ﴾) و از خداوند بترسید، و اینکه با دستوری از دستورهایش مخالفت بورزید.(﴿لَعَلَّكُمۡ﴾) باشد که اگر از آن پیروی کنید،(﴿تُرۡحَمُونَ﴾) مورد رحمت او قرار بگیرید. پس مهمترین راه برای دستیابی به رحمت خدا، پیروی کردن از این کتاب است، که باید آن را بیاموزیم و بدان عمل کنیم.
(156) (﴿أَن تَقُولُوٓاۡ إِنَّمَآ أُنزِلَ ٱلۡكِتَٰبُ عَلَىٰ طَآئِفَتَيۡنِ مِن قَبۡلِنَا﴾) این کتابِِ با برکت را به سوی شما فرو فرستادیم تا دلیلی نداشته باشید، و این را فرو فرستادیم تا مبادا بگویید:«کتاب آسمانی پیش از ما تنها بر دو گروه؛ یعنی یهودیان و نصارا نازل شده است.» (﴿وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمۡ لَغَٰفِلِينَ﴾) و اینکه بگویید: «کتابی بر ما نازل نشده است، و ما به کتابهایی که بر گروههای پیش از ما نازل نمودهای، علم و شناختی نداشتیم.» از این رو کتابی به سوی شما فرستادیم که هیچ کتابی جامعتر و واضحتر و روشنتر از آن از آسمان نازل نشده است.
(157) (﴿أَوۡ تَقُولُواۡ لَوۡ أَنَّآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡكِتَٰبُ لَكُنَّآ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمۡ﴾) و یا اینکه بگویید: «اگر کتاب بر ما نازل میشد ما از آنها راهیافتهتر بودیم.» یعنی تا عذر نیاورید که اصل و اساس هدایت به شما نرسیده است، یا عدم کامل بودن آن را بهانه نکنید. پس بهوسیلۀ کتابتان، اساس هدایت و کمال به شما رسیده است. بنابراین فرمود: (﴿فَقَدۡ جَآءَكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) به راستی که دلیل روشنی از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است. و (﴿بَيِّنَةٞ﴾) اسم جنس است و هر آنچه که حق را بیان دارد، در آن داخل است. (﴿وَهُدٗى﴾) و راهنمایی و رهنمودی است برای تشخیص گمراهی. (﴿وَرَحۡمَةٞ﴾) و موجب سعادت دین و دنیای شما میباشد. پس بر شما واجب است که در برابر احکام آن تسلیم شوید، و به اخبارش ایمان بیاورید. و هرکس بدان اعتنایی نکند و آن را تکذیب نماید، ستمگرترین ستمگران است. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَصَدَفَ عَنۡهَا﴾) پس کیست ستمگرتر از آن کس که آیات خدا را تکذیب کند و از آن روی بگرداند؟!. (﴿سَنَجۡزِي ٱلَّذِينَ يَصۡدِفُونَ عَنۡ ءَايَٰتِنَا سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) به زودی کسانی را که از آیات ما رویگردانی میکنند، به سبب این عملشان، به عذابی دچار میکنیم که صاحبش را غمگین میسازد و بسیار بر او گران میآید.(﴿بِمَاكَانُواۡ يَصۡدِفُونَ﴾) به سبب اینکه هم خودشان روی میگرداندند، و هم دیگران را رویگردان میکردند. و این سزای کار بدشان است. ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان هیچ ستمی روا نمیدارد. و این آیات بیانگر آنند که علم و دانش قرآن، بزرگترین و با برکتترین و گستردهترین علوم است؛ و هدایت شدن به راه راست، بهوسیلۀ علم قرآن بهدست میآید؛ هدایت کاملی که آدمی را از گمان و تخمین اهل کلام، و افکار و خیالات اهل فلسفه و علوم گذشتگان و آیندگان بینیاز میکند. و معروف آن است که کتاب جز بر یهود و نصارا نازل نشده است، پس هنگامی که گفته شود:«اهل کتاب»، مقصود یهود و نصاری است، و سایر گروهها از قبیل: آتش پرستان و دیگران در آن داخل نیستند. از این آیات به نظر میآید که مردمان دورۀ جاهلی قبل از نازل شدن قرآن، بر جهالت شدیدی قرار داشتند و از آنچه که در نزد اهل کتاب بود، غافل بودند.
الأنعام 6:157
ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ؛ سپس به موسي کتاب داديم تا بر کسي که نيکوکار بوده است نعمت را تمام کنيم و براي بيان هر چيزي و نيز براي راهنمايي و رحمت باشد که به ديدار پروردگارشان ايمان بياورند. وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ اين کتابي است مبارک آن را نازل کرده ايم پس ، از آن پيروي کنيدو پرهيزگار باشيد ، باشد که مورد رحمت قرار گيريد. أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ؛ تا نگوييد که تنها بر دو طايفه اي که پيش از ما بودند کتاب نازل شده ، وما از آموختن آنها غافل بوده ايم. أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ؛ يا نگوييد که اگر بر ما نيز کتاب نازل مي شد بهتر از آنان به راه هدايت مي رفتيم بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد پس چه کسي ستمکارتر از آن کس است که آيات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رويگردان شد ? به زودي کساني را که از آيات ما رويگردان شده اند به سبب اين اعراضشان به عذابي بد کيفر خواهيم داد.
(154) (﴿ثُمَّ﴾) سپس. منظور از (﴿ثُمَّ﴾) در اینجا ترتیب زمانی نیست؛ زیرا زمان موسی پیش از آن بوده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن را تلاوت کند و آن را ابلاغ نماید، بلکه منظور از(﴿ثُمَّ﴾) ترتیب اخباری است. پس خداوند خبر داد که او به موسی، (﴿ٱلۡكِتَٰبَ﴾) کتاب تورات را داده است، (﴿تَمَامًا﴾) تا مایۀ اتمام و اکمال نعمت و احسان خدا باشد، (﴿عَلَى ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ﴾) بر کسانی از امت موسی که نیکی کردهاند. پس خداوند بر نیکوکاران امت موسی، با دادنِ نعمتهای بیکران احسان نمود. که از جملۀ آن نعمتها، و از تمام و کمال آن نعمتها، نازل کردن تورات بر آنان بود. پس با نازل شدن تورات، نعمت خدا بر آنها کامل گردید، و شکر و سپاس آن بر آنها واجب گردید. (﴿وَتَفۡصِيلٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾) و تا هرچیزی از حرام و حلال و امر و نهی و عقاید و امثال آن را که بدان نیاز داشتند، بیان نماییم.(﴿وَهُدٗى﴾) یعنی آنان را به سوی خیر و خوبی هدایت نماید، و اصول و فروع شر را به آنان نشاندهد. (﴿وَرَحۡمَةٗ﴾) و رحمتی باشد که به وسیلۀ آن، سعادت و رحمت و خیر فراوان را بهدست آورند. (﴿لَّعَلَّهُم﴾) تا شاید آنان به سبب اینکه کتاب و دلایل را بر آنها فرو فرستادیم،(﴿بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ يُؤۡمِنُونَ﴾) به ملاقات پروردگارشان ایمان بیاورند؛ زیرا تورات مشتمل بر دلایل قطعیِ اثباتِ رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ و جزا، و مشتمل بر چیزهایی بود که موجب ایمان به ملاقات پروردگار و آماده شدن برای آن روز بود.
(155) (﴿وَهَٰذَا﴾) و این قرآن بزرگ و یادآوری خداوند حکیم، (﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ مُبَارَكٞ﴾) کتابی است مبارک که ما فرو فرستادهایم. در آن خیر فراوان و علم زیاد نهفته است. قرآن کتابی است که سایر علوم و دانشها از آن گرفته میشود، و مصدر تمامی خیرات و برکات است. پس هیچ خیر خوبی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن به آن دستور داده و بر انجام آن تشویق کرده است. و هر حکمت و مصلحتی که انسان را بر انجام آن تحریک نماید، بیان کرده است. و هیچ شر و بدی وجود ندارد، مگر اینکه قرآن از آن نهی کرده و آدمی را از آن بر حذر داشته، و اسبابی را که انسان را از انجام آن باز میدارد، بیان داشته و سرانجام وخیم آن را ذکر کرده است.(﴿فَٱتَّبِعُوهُ﴾) پس، از دستورات و منهیات قرآن پیروی کنید و اصول و فروع دینتان را بر اساس قرآن بنا نهید. (﴿وَٱتَّقُواۡ﴾) و از خداوند بترسید، و اینکه با دستوری از دستورهایش مخالفت بورزید.(﴿لَعَلَّكُمۡ﴾) باشد که اگر از آن پیروی کنید،(﴿تُرۡحَمُونَ﴾) مورد رحمت او قرار بگیرید. پس مهمترین راه برای دستیابی به رحمت خدا، پیروی کردن از این کتاب است، که باید آن را بیاموزیم و بدان عمل کنیم.
(156) (﴿أَن تَقُولُوٓاۡ إِنَّمَآ أُنزِلَ ٱلۡكِتَٰبُ عَلَىٰ طَآئِفَتَيۡنِ مِن قَبۡلِنَا﴾) این کتابِِ با برکت را به سوی شما فرو فرستادیم تا دلیلی نداشته باشید، و این را فرو فرستادیم تا مبادا بگویید:«کتاب آسمانی پیش از ما تنها بر دو گروه؛ یعنی یهودیان و نصارا نازل شده است.» (﴿وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمۡ لَغَٰفِلِينَ﴾) و اینکه بگویید: «کتابی بر ما نازل نشده است، و ما به کتابهایی که بر گروههای پیش از ما نازل نمودهای، علم و شناختی نداشتیم.» از این رو کتابی به سوی شما فرستادیم که هیچ کتابی جامعتر و واضحتر و روشنتر از آن از آسمان نازل نشده است.
(157) (﴿أَوۡ تَقُولُواۡ لَوۡ أَنَّآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡكِتَٰبُ لَكُنَّآ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمۡ﴾) و یا اینکه بگویید: «اگر کتاب بر ما نازل میشد ما از آنها راهیافتهتر بودیم.» یعنی تا عذر نیاورید که اصل و اساس هدایت به شما نرسیده است، یا عدم کامل بودن آن را بهانه نکنید. پس بهوسیلۀ کتابتان، اساس هدایت و کمال به شما رسیده است. بنابراین فرمود: (﴿فَقَدۡ جَآءَكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) به راستی که دلیل روشنی از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است. و (﴿بَيِّنَةٞ﴾) اسم جنس است و هر آنچه که حق را بیان دارد، در آن داخل است. (﴿وَهُدٗى﴾) و راهنمایی و رهنمودی است برای تشخیص گمراهی. (﴿وَرَحۡمَةٞ﴾) و موجب سعادت دین و دنیای شما میباشد. پس بر شما واجب است که در برابر احکام آن تسلیم شوید، و به اخبارش ایمان بیاورید. و هرکس بدان اعتنایی نکند و آن را تکذیب نماید، ستمگرترین ستمگران است. بنابراین فرمود: (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَصَدَفَ عَنۡهَا﴾) پس کیست ستمگرتر از آن کس که آیات خدا را تکذیب کند و از آن روی بگرداند؟!. (﴿سَنَجۡزِي ٱلَّذِينَ يَصۡدِفُونَ عَنۡ ءَايَٰتِنَا سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) به زودی کسانی را که از آیات ما رویگردانی میکنند، به سبب این عملشان، به عذابی دچار میکنیم که صاحبش را غمگین میسازد و بسیار بر او گران میآید.(﴿بِمَاكَانُواۡ يَصۡدِفُونَ﴾) به سبب اینکه هم خودشان روی میگرداندند، و هم دیگران را رویگردان میکردند. و این سزای کار بدشان است. ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ و پروردگارت بر بندگان هیچ ستمی روا نمیدارد. و این آیات بیانگر آنند که علم و دانش قرآن، بزرگترین و با برکتترین و گستردهترین علوم است؛ و هدایت شدن به راه راست، بهوسیلۀ علم قرآن بهدست میآید؛ هدایت کاملی که آدمی را از گمان و تخمین اهل کلام، و افکار و خیالات اهل فلسفه و علوم گذشتگان و آیندگان بینیاز میکند. و معروف آن است که کتاب جز بر یهود و نصارا نازل نشده است، پس هنگامی که گفته شود:«اهل کتاب»، مقصود یهود و نصاری است، و سایر گروهها از قبیل: آتش پرستان و دیگران در آن داخل نیستند. از این آیات به نظر میآید که مردمان دورۀ جاهلی قبل از نازل شدن قرآن، بر جهالت شدیدی قرار داشتند و از آنچه که در نزد اهل کتاب بود، غافل بودند.
الأنعام 6:158
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ؛ آيا انتظاري جز آن دارند که فرشتگان نزدشان بيايند ? يا پروردگارت ?، يانشانه اي از نشانه هاي خدا بر آنها ظاهر شود ? روزي که برخي نشانه هاي خدا آشکار شود ، ايمان کسي که پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان کار نيکي انجام نداده است ، براي او سودي نخواهد داشت بگو : چشم به راه باشيد ، ما نيز چشم به راهيم.
(158) خداوند متعال میفرماید: آیا کسانی که به ستم و مخالفت و کینهتوزیشان ادامه میدهند، جز این انتظار میکشند، (﴿أَن تَأۡتِيَهُمُ﴾) که مقدمات عذاب و مقدمات قیامت پیش آنها بیاید؟ به این صورت که، (﴿ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾) فرشتگان برای گرفتن جانها و قبض ارواحشان، پیش آنها بیایند. وچون به این حالت برسند، نه ایمان به آنان سودی میبخشد، و نه کارهای شایستهای که انجام دادهاند.(﴿أَوۡ يَأۡتِيَ رَبُّكَ﴾) یا اینکه پروردگارت برای فیصله دادن میان بندگان، و پاداش دادن به نیکوکاران و مجازات بدکاران بیاید؟ (﴿أَوۡ يَأۡتِيَ بَعۡضُ ءَايَٰتِ رَبِّكَ﴾) یا پارهای از آیات پروردگارت که بیانگر نزدیک بودن قیامت است، بیاید؟ (﴿يَوۡمَ يَأۡتِي بَعۡضُ ءَايَٰتِ رَبِّكَ﴾) روزی که پاره ای از نشانههای خارق العادۀ پروردگارت میآید؛ و با آمدن آن، دانسته میشود که قیامت نزدیک شده و قیامت فرا رسیده است، (﴿لَا يَنفَعُ نَفۡسًا إِيمَٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِيٓ إِيمَٰنِهَا خَيۡرٗا﴾) یعنی هنگامی که پارهای از نشانههای خدا پدید آید؛ اگر کافر در آن هنگام ایمان بیاورد، ایمان آوردنش به او فایدهای نمیدهد؛ و مؤمنی که پیشتر کوتاهی ورزیده است، چنانچه در آن هنگام بر کار خوب بیفزاید، به او سودی نمیرسد. بلکه ایمانی که قبل از آن هنگام داشته است، به او فایده میدهد؛ و خوبی که قبل از آمدن این نشانهها با او بوده است، به وی سود میرساند. و حکمت در این مورد آشکار است؛ زیرا ایمانی فایده میرساند، که به غیب و از روی اختیار و انتخاب بنده باشد. اما وقتی نشانهها یافت شوند، آن وقت مسئلۀ قیامت آشکار میگردد و ایمان آوردن در این هنگام بسان ایمان اضطراری و ضروری میماند. و مانند ایمان آوردن کسی است که غرق میشود، یا در آتش میسوزد، و امثال آن. و چون مرگ را میبیند، از آنچه که در آن قرار دارد، دست میکشد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿فَلَمَّا رَأَوۡاۡ بَأۡسَنَا قَالُوٓاۡ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥ وَكَفَرۡنَا بِمَا كُنَّا بِهِۦ مُشۡرِكِينَ فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاۡ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦ﴾ وقتی عذاب ما را دیدند، گفتند:«تنها به خدا ایمان آوردیم و به آنچه با خدا شریک میگرفتیم، کافر شدیم.» پس وقتی عذاب ما را دیدند، ایمان آوردنشان به آنان سودی نداد، و این سنت خداست که از دیرباز دربارۀ بندگانش چنین جاری شده است. و احادیث صحیح زیادی از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که منظور از «پارهای از نشانهها» را طلوع خورشید از مغرب معرفی میکند، و اینکه وقتی مردم آن را میبینند، ایمان میآورند، و ایمانشان به آنان سودی نمیرساند، و در این هنگام دروازۀ توبه بسته میشود. و از آنجا که این، هشداری بود قابل انتظار برای کسانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند و منتظر بودند تا پیامبر صلی الله علیه وسلم و پیروانش به مصیبتهای روزگار و دشواریها گرفتار شوند، فرمود: (﴿قُلِ ٱنتَظِرُوٓاۡ إِنَّا مُنتَظِرُونَ﴾) بگو: انتظار بکشید، ما هم منتظر هستیم. پس خواهید دانست که کدام یک از ما به امنیت و آسایش سزاوارتر است. و این آیه دلیلی بر صحت مذهب اهل سنت و جماعت است که افعال اختیاری مانند استوا، پایین آمدن، و آمدن را برای خدا ثابت میکنند، که خدا چنین صفتهایی را داراست ، بدون اینکه او را در این صفات با مخلوق تشبیه کنند. و در کتاب و سنت از این موارد زیاد یافت میشود. نیز بیانگر آن است که از جمله علامتهای قیامت، طلوع خورشید از سمت مغرب است. و اینکه خداوند حکیم است و عادت و سنت الهی بر آن است که ایمان زمانی فایده دهد، که از روی اختیار و انتخاب باشد نه اینکه اضطراری و از روی ناچاری باشد. همانطور که قبلاً بیان شد. نیز آیه به این مطلب اشاره میکند که انسان خیر و نیکی را در سایۀ ایمانش بهدست میآورد. پس عبادت و نیکی و پرهیزگاری فقط زمانی فایده داده و رشد میکند، که بنده ایمان داشته باشد. بنابراین هرگاه قلب از ایمان خالی باشد، چیزی از این کارها به او فایده نمیدهد.
الأنعام 6:159
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ؛ تو را با آنها که دين خويش فرقه فرقه کردند و دسته دسته شدند ، کاري ، نيست کار آنها با خداست و خدا آنان را به کارهايي که مي کردند آگاه مي سازد. مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ؛ هر کس کار نيکي انجام دهد ده برابر به او پاداش دهند ، و هر که کار بدي انجام دهد تنها همانند آن کيفر بيند ، تا ستمي بر آنها نرفته باشد.
(159) خداوند به کسانی که دینشان را پراکنده ساختند، هشدار میدهد؛ یعنی آن را تکه تکه کردند و در آن دچار پراکندگی و تفرقه شدند و هر یک برای خودش اسم و رسمی قرار داد، و بر خود نامی نهاد که آدمی را در دینش فایدهای نمیرساند و ایمانش با آن کامل نمیگردد، مانند یهودیت و نصرانیت و مجوسیت، که بخشی از شریعت را اخذ کردهاند و آن را دین خویش قرار دادهاند، و بخشی دیگر را رها کردهاند، یا اینکه چیزی را اخذ کردهاند، و آنچه را که مهمتر است، رها نمودهاند، آنگونه که اهل اختلاف از قبیل اهل بدعت و گمراهی و کسانی که امت را دچار تفرقه میکنند، چنین میباشند. و آیه دلالت مینماید که دین به اتحاد و ائتلاف دستور میدهد و از تفرقه و اختلافِ اهل دین نهی میکند. نیز دین از اختلاف در سایر مسائل اصولی و فرعی نهی مینماید. و خداوند پیامبرش را دستور میدهد که از کسانی که دینشان را پراکنده و متفرق کردند، بیزاری بجوید. پس فرمود: (﴿لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍ﴾) تو از آنان نیستی و آنان از تو نیستند، چون آنان با تو مخالفت ورزیدهاند. (﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ﴾) همانا کارشان با خداست و به سوی او باز میگردند، و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد.(﴿ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) سپس آنها را از آنچه که میکردند، با خبر میکند.
(160) سپس کیفیت و چگونگی پاداش را بیان کرد و فرمود: (﴿مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ﴾) هرکس نیکی انجام دهد، خواه با زبان باشد یا با کردار، آشکار باشد، یا پنهان، مربوط به حق خدا باشد یا به حق خلق خدا، (﴿فَلَهُۥ عَشۡرُ أَمۡثَالِهَا﴾) به او ده برابر آن پاداش داده میشود، و این کمترین مقدار پاداش است.(﴿وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَا﴾) وهرکس کار بد انجام دهد، جز به اندازۀ آن کیفر داده نمیشود. و این از کمال عدالت و احسان خداست، و خداوند به اندازۀ ذرهای ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و بر آنان ستم نمیشود.
الأنعام 6:160
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ؛ تو را با آنها که دين خويش فرقه فرقه کردند و دسته دسته شدند ، کاري ، نيست کار آنها با خداست و خدا آنان را به کارهايي که مي کردند آگاه مي سازد. مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ؛ هر کس کار نيکي انجام دهد ده برابر به او پاداش دهند ، و هر که کار بدي انجام دهد تنها همانند آن کيفر بيند ، تا ستمي بر آنها نرفته باشد.
(159) خداوند به کسانی که دینشان را پراکنده ساختند، هشدار میدهد؛ یعنی آن را تکه تکه کردند و در آن دچار پراکندگی و تفرقه شدند و هر یک برای خودش اسم و رسمی قرار داد، و بر خود نامی نهاد که آدمی را در دینش فایدهای نمیرساند و ایمانش با آن کامل نمیگردد، مانند یهودیت و نصرانیت و مجوسیت، که بخشی از شریعت را اخذ کردهاند و آن را دین خویش قرار دادهاند، و بخشی دیگر را رها کردهاند، یا اینکه چیزی را اخذ کردهاند، و آنچه را که مهمتر است، رها نمودهاند، آنگونه که اهل اختلاف از قبیل اهل بدعت و گمراهی و کسانی که امت را دچار تفرقه میکنند، چنین میباشند. و آیه دلالت مینماید که دین به اتحاد و ائتلاف دستور میدهد و از تفرقه و اختلافِ اهل دین نهی میکند. نیز دین از اختلاف در سایر مسائل اصولی و فرعی نهی مینماید. و خداوند پیامبرش را دستور میدهد که از کسانی که دینشان را پراکنده و متفرق کردند، بیزاری بجوید. پس فرمود: (﴿لَّسۡتَ مِنۡهُمۡ فِي شَيۡءٍ﴾) تو از آنان نیستی و آنان از تو نیستند، چون آنان با تو مخالفت ورزیدهاند. (﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُمۡ إِلَى ٱللَّهِ﴾) همانا کارشان با خداست و به سوی او باز میگردند، و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد.(﴿ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) سپس آنها را از آنچه که میکردند، با خبر میکند.
(160) سپس کیفیت و چگونگی پاداش را بیان کرد و فرمود: (﴿مَن جَآءَ بِٱلۡحَسَنَةِ﴾) هرکس نیکی انجام دهد، خواه با زبان باشد یا با کردار، آشکار باشد، یا پنهان، مربوط به حق خدا باشد یا به حق خلق خدا، (﴿فَلَهُۥ عَشۡرُ أَمۡثَالِهَا﴾) به او ده برابر آن پاداش داده میشود، و این کمترین مقدار پاداش است.(﴿وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَا﴾) وهرکس کار بد انجام دهد، جز به اندازۀ آن کیفر داده نمیشود. و این از کمال عدالت و احسان خداست، و خداوند به اندازۀ ذرهای ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و بر آنان ستم نمیشود.
الأنعام 6:161
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ بگو : پروردگار من مرا به راه راست هدايت کرده است ، به ديني همواره استوار ، دين حنيف ابراهيم و او از مشرکان نبود. قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : نماز من و قرباني من و زندگي من و مرگ من براي خدا آن پروردگار جهانيان است. لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ؛ او را شريکي نيست به من چنين امر شده است ، و من از نخستين مسلمانانم . قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ؛ بگو : آيا جز الله ، پروردگاري جويم ? او پروردگار هر چيزي است و هر کس تنها کيفر کار خويش را مي بيند و کسي بار گناه ديگري را بر دوش نمي کشد سپس بازگشت همه شما به نزد پروردگارتان است و او شما را به آن چيزهايي که در آن اختلاف مي ورزيديد آگاه مي کند. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ اوست خدايي که شما را خليفگان زمين کرد ، و بعضي را بر بعض ديگر به درجاتي برتري داد ، تا شما را در چيزي که عطايتان کرده است بيازمايد هرآينه پروردگارت زود کيفر مي دهد و او آمرزنده و مهربان است.
(161) خداوند متعال پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دستور میدهد که از هدایت و رهنمود شدن به راه راست و دین میانه، که عقاید مفید و کارهای شایسته و فرمان به هر خوبی و نهی از هر زشتی را دربردارد، وخود بر آن قرار دارد، سخن به میان آورد. دینی که پیامبران بر آن بودهاند، به ویژه خلیل خدا ابراهیم علیه السلام امام حقگویان و پدر پیامبرانی که پس از او مبعوث شدهاند، و آن دین راستین است، که از آیین منحرف یهودیان و نصارا و مشرکین به دور است.
(162)[و این یک امر عام و کلی است، سپس شریفترین عبادتها را بهطور خاص بیان کرد و فرمود:] (﴿قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي﴾) بگو: «نماز من و قربانی من.» و این به خاطر شرافت و فضیلت این دو عبادت است. و به خاطر این است که این دو عبادت بیانگر محبت خداوند متعال و اخلاص دین برای او، و نزدیکی جستن به وی با قلب و زبان و جوارح، و قربانی کردن و مبذول داشتن مالی است که انسان آن را دوست دارد. بذل و بخشش مال در راه کسی که بنده او را از مالش بیشتر دوست دارد و آن خداوند متعال است. و هرکس در نماز و قربانی کردنش مخلص باشد، در سایر کارها و گفتههایش نیز مخلص است. (﴿وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي﴾) و آنچه که در حیات و زندگیام انجام میدهم، و آنچه که خداوند متعال برای من در دنیای پس از مرگ مقدر مینماید، همۀ اینها، (﴿لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) برای خداوندی است که پروردگار جهانیان میباشد.
(163) (﴿لَا شَرِيكَ لَهُۥ﴾) او در عبادت شریکی ندارد ، همانطور که در پادشاهی و تدبیر امور نیز شریکی ندارد. و ابراز این اخلاص از جانب من، پدیدهای تازه و نو ظهور نیست که از خود بهوجود آورده باشم، بلکه (﴿ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ﴾) بدان امر شدهام؛ امری حتمی و قطعی، و از عاقبت بد بهدور نمیمانم جز به پیروی از آن.(﴿وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و من اولین مسلمان در میان این امت هستم.
(164) (﴿قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ﴾) بگو: آیا غیر از خدا، یکی از مخلوقات را، (﴿أَبۡغِي رَبّٗا﴾) به عنوان پروردگار برگیرم؟ یعنی آیا این شایسته است و برای من جایز است که غیر از خدا را مربی و مدبر بگیرم، حال آنکه خداوند پروردگار هرچیزی است؟ پس مردم و مخلوقات همه تحت ربوبیت او، و تسلیم دستور او هستند. بنابراین باید خدا را به پروردگاری بگیریم، و به آن راضی باشیم، و خود را به هیچ یک از آفریدگانِ فقیر و ناتوان وابسته نکنیم. سپس با بیان پاداش و جزا، مردمان را تشویق و برحذرداشت و فرمود: (﴿وَلَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٍ﴾) و هیچکس خیر و شری به دست نمیآورد، (﴿إِلَّا عَلَيۡهَا﴾) مگر برای خودش. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایسته ای انجام دهد به نفع خودش است ، و هرکس کار بد کند به زیان خودش است.(﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾) و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیگیرد، بلکه گناه هرکسی بر گردن خودش است. و اگر کسی عامل گمراهی کسی دیگر باشد، گناه واسطه شدن بر او خواهد بود، بدون اینکه از بار گناه کسی که دست به ارتکاب گناه زده است، چیزی کاسته شود. (﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ﴾) سپس در روز قیامت به سوی پروردگارتان بازمیگردید، (﴿فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) و شما را ازآنچه در آن اختلاف میکردید، با خبر میکند؛ یعنی شما را از هر کار خوب و بدی که انجام دادهاید، آگاه میسازد، و شما را طبق آن به کاملترین صورت سزا و جزا میدهد.
(165) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ ٱلۡأَرۡضِ﴾) و او خدایی است که شما را جانشینان زمین قرار داده است. بهگونهای که برخی از شما جانشین برخی دیگر میشوید. و خداوند شما را در زمین جانشین قرار داده است، و همۀ آنچه را که در زمین است، برایتان مسخّر و رام کرده است، و شما را آزمایش میکند تا بنگرد که چگونه کار میکنید. (﴿وَرَفَعَ بَعۡضَكُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ﴾) و برخی از شما را، در قدرت و سلامتی و روزی و ترکیب آفرینش و اخلاق، بر برخی دیگر درجاتی بالا برده و برتری داده است. (﴿لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) تا شما را در آنچه به شما داده است، بیازماید. پس اعمالتان متفاوت است. (﴿إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ﴾) همانا پروردگارت کسی را که از او نافرمانی کند و آیاتش را تکذیب کند، زود عقاب میدهد، (﴿وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمُۢ ﴾) و همانا او نسبت به کسی که به وی ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد و از گناهان کبیره «هلاک کننده» توبه نماید، آمرزنده و مهربان است.
* * *
الأنعام 6:162
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ بگو : پروردگار من مرا به راه راست هدايت کرده است ، به ديني همواره استوار ، دين حنيف ابراهيم و او از مشرکان نبود. قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : نماز من و قرباني من و زندگي من و مرگ من براي خدا آن پروردگار جهانيان است. لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ؛ او را شريکي نيست به من چنين امر شده است ، و من از نخستين مسلمانانم . قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ؛ بگو : آيا جز الله ، پروردگاري جويم ? او پروردگار هر چيزي است و هر کس تنها کيفر کار خويش را مي بيند و کسي بار گناه ديگري را بر دوش نمي کشد سپس بازگشت همه شما به نزد پروردگارتان است و او شما را به آن چيزهايي که در آن اختلاف مي ورزيديد آگاه مي کند. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ اوست خدايي که شما را خليفگان زمين کرد ، و بعضي را بر بعض ديگر به درجاتي برتري داد ، تا شما را در چيزي که عطايتان کرده است بيازمايد هرآينه پروردگارت زود کيفر مي دهد و او آمرزنده و مهربان است.
(161) خداوند متعال پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دستور میدهد که از هدایت و رهنمود شدن به راه راست و دین میانه، که عقاید مفید و کارهای شایسته و فرمان به هر خوبی و نهی از هر زشتی را دربردارد، وخود بر آن قرار دارد، سخن به میان آورد. دینی که پیامبران بر آن بودهاند، به ویژه خلیل خدا ابراهیم علیه السلام امام حقگویان و پدر پیامبرانی که پس از او مبعوث شدهاند، و آن دین راستین است، که از آیین منحرف یهودیان و نصارا و مشرکین به دور است.
(162)[و این یک امر عام و کلی است، سپس شریفترین عبادتها را بهطور خاص بیان کرد و فرمود:] (﴿قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي﴾) بگو: «نماز من و قربانی من.» و این به خاطر شرافت و فضیلت این دو عبادت است. و به خاطر این است که این دو عبادت بیانگر محبت خداوند متعال و اخلاص دین برای او، و نزدیکی جستن به وی با قلب و زبان و جوارح، و قربانی کردن و مبذول داشتن مالی است که انسان آن را دوست دارد. بذل و بخشش مال در راه کسی که بنده او را از مالش بیشتر دوست دارد و آن خداوند متعال است. و هرکس در نماز و قربانی کردنش مخلص باشد، در سایر کارها و گفتههایش نیز مخلص است. (﴿وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي﴾) و آنچه که در حیات و زندگیام انجام میدهم، و آنچه که خداوند متعال برای من در دنیای پس از مرگ مقدر مینماید، همۀ اینها، (﴿لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) برای خداوندی است که پروردگار جهانیان میباشد.
(163) (﴿لَا شَرِيكَ لَهُۥ﴾) او در عبادت شریکی ندارد ، همانطور که در پادشاهی و تدبیر امور نیز شریکی ندارد. و ابراز این اخلاص از جانب من، پدیدهای تازه و نو ظهور نیست که از خود بهوجود آورده باشم، بلکه (﴿ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ﴾) بدان امر شدهام؛ امری حتمی و قطعی، و از عاقبت بد بهدور نمیمانم جز به پیروی از آن.(﴿وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و من اولین مسلمان در میان این امت هستم.
(164) (﴿قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ﴾) بگو: آیا غیر از خدا، یکی از مخلوقات را، (﴿أَبۡغِي رَبّٗا﴾) به عنوان پروردگار برگیرم؟ یعنی آیا این شایسته است و برای من جایز است که غیر از خدا را مربی و مدبر بگیرم، حال آنکه خداوند پروردگار هرچیزی است؟ پس مردم و مخلوقات همه تحت ربوبیت او، و تسلیم دستور او هستند. بنابراین باید خدا را به پروردگاری بگیریم، و به آن راضی باشیم، و خود را به هیچ یک از آفریدگانِ فقیر و ناتوان وابسته نکنیم. سپس با بیان پاداش و جزا، مردمان را تشویق و برحذرداشت و فرمود: (﴿وَلَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٍ﴾) و هیچکس خیر و شری به دست نمیآورد، (﴿إِلَّا عَلَيۡهَا﴾) مگر برای خودش. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایسته ای انجام دهد به نفع خودش است ، و هرکس کار بد کند به زیان خودش است.(﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾) و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیگیرد، بلکه گناه هرکسی بر گردن خودش است. و اگر کسی عامل گمراهی کسی دیگر باشد، گناه واسطه شدن بر او خواهد بود، بدون اینکه از بار گناه کسی که دست به ارتکاب گناه زده است، چیزی کاسته شود. (﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ﴾) سپس در روز قیامت به سوی پروردگارتان بازمیگردید، (﴿فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) و شما را ازآنچه در آن اختلاف میکردید، با خبر میکند؛ یعنی شما را از هر کار خوب و بدی که انجام دادهاید، آگاه میسازد، و شما را طبق آن به کاملترین صورت سزا و جزا میدهد.
(165) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ ٱلۡأَرۡضِ﴾) و او خدایی است که شما را جانشینان زمین قرار داده است. بهگونهای که برخی از شما جانشین برخی دیگر میشوید. و خداوند شما را در زمین جانشین قرار داده است، و همۀ آنچه را که در زمین است، برایتان مسخّر و رام کرده است، و شما را آزمایش میکند تا بنگرد که چگونه کار میکنید. (﴿وَرَفَعَ بَعۡضَكُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ﴾) و برخی از شما را، در قدرت و سلامتی و روزی و ترکیب آفرینش و اخلاق، بر برخی دیگر درجاتی بالا برده و برتری داده است. (﴿لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) تا شما را در آنچه به شما داده است، بیازماید. پس اعمالتان متفاوت است. (﴿إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ﴾) همانا پروردگارت کسی را که از او نافرمانی کند و آیاتش را تکذیب کند، زود عقاب میدهد، (﴿وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمُۢ ﴾) و همانا او نسبت به کسی که به وی ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد و از گناهان کبیره «هلاک کننده» توبه نماید، آمرزنده و مهربان است.
* * *
الأنعام 6:163
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ بگو : پروردگار من مرا به راه راست هدايت کرده است ، به ديني همواره استوار ، دين حنيف ابراهيم و او از مشرکان نبود. قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : نماز من و قرباني من و زندگي من و مرگ من براي خدا آن پروردگار جهانيان است. لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ؛ او را شريکي نيست به من چنين امر شده است ، و من از نخستين مسلمانانم . قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ؛ بگو : آيا جز الله ، پروردگاري جويم ? او پروردگار هر چيزي است و هر کس تنها کيفر کار خويش را مي بيند و کسي بار گناه ديگري را بر دوش نمي کشد سپس بازگشت همه شما به نزد پروردگارتان است و او شما را به آن چيزهايي که در آن اختلاف مي ورزيديد آگاه مي کند. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ اوست خدايي که شما را خليفگان زمين کرد ، و بعضي را بر بعض ديگر به درجاتي برتري داد ، تا شما را در چيزي که عطايتان کرده است بيازمايد هرآينه پروردگارت زود کيفر مي دهد و او آمرزنده و مهربان است.
(161) خداوند متعال پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دستور میدهد که از هدایت و رهنمود شدن به راه راست و دین میانه، که عقاید مفید و کارهای شایسته و فرمان به هر خوبی و نهی از هر زشتی را دربردارد، وخود بر آن قرار دارد، سخن به میان آورد. دینی که پیامبران بر آن بودهاند، به ویژه خلیل خدا ابراهیم علیه السلام امام حقگویان و پدر پیامبرانی که پس از او مبعوث شدهاند، و آن دین راستین است، که از آیین منحرف یهودیان و نصارا و مشرکین به دور است.
(162)[و این یک امر عام و کلی است، سپس شریفترین عبادتها را بهطور خاص بیان کرد و فرمود:] (﴿قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي﴾) بگو: «نماز من و قربانی من.» و این به خاطر شرافت و فضیلت این دو عبادت است. و به خاطر این است که این دو عبادت بیانگر محبت خداوند متعال و اخلاص دین برای او، و نزدیکی جستن به وی با قلب و زبان و جوارح، و قربانی کردن و مبذول داشتن مالی است که انسان آن را دوست دارد. بذل و بخشش مال در راه کسی که بنده او را از مالش بیشتر دوست دارد و آن خداوند متعال است. و هرکس در نماز و قربانی کردنش مخلص باشد، در سایر کارها و گفتههایش نیز مخلص است. (﴿وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي﴾) و آنچه که در حیات و زندگیام انجام میدهم، و آنچه که خداوند متعال برای من در دنیای پس از مرگ مقدر مینماید، همۀ اینها، (﴿لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) برای خداوندی است که پروردگار جهانیان میباشد.
(163) (﴿لَا شَرِيكَ لَهُۥ﴾) او در عبادت شریکی ندارد ، همانطور که در پادشاهی و تدبیر امور نیز شریکی ندارد. و ابراز این اخلاص از جانب من، پدیدهای تازه و نو ظهور نیست که از خود بهوجود آورده باشم، بلکه (﴿ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ﴾) بدان امر شدهام؛ امری حتمی و قطعی، و از عاقبت بد بهدور نمیمانم جز به پیروی از آن.(﴿وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و من اولین مسلمان در میان این امت هستم.
(164) (﴿قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ﴾) بگو: آیا غیر از خدا، یکی از مخلوقات را، (﴿أَبۡغِي رَبّٗا﴾) به عنوان پروردگار برگیرم؟ یعنی آیا این شایسته است و برای من جایز است که غیر از خدا را مربی و مدبر بگیرم، حال آنکه خداوند پروردگار هرچیزی است؟ پس مردم و مخلوقات همه تحت ربوبیت او، و تسلیم دستور او هستند. بنابراین باید خدا را به پروردگاری بگیریم، و به آن راضی باشیم، و خود را به هیچ یک از آفریدگانِ فقیر و ناتوان وابسته نکنیم. سپس با بیان پاداش و جزا، مردمان را تشویق و برحذرداشت و فرمود: (﴿وَلَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٍ﴾) و هیچکس خیر و شری به دست نمیآورد، (﴿إِلَّا عَلَيۡهَا﴾) مگر برای خودش. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایسته ای انجام دهد به نفع خودش است ، و هرکس کار بد کند به زیان خودش است.(﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾) و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیگیرد، بلکه گناه هرکسی بر گردن خودش است. و اگر کسی عامل گمراهی کسی دیگر باشد، گناه واسطه شدن بر او خواهد بود، بدون اینکه از بار گناه کسی که دست به ارتکاب گناه زده است، چیزی کاسته شود. (﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ﴾) سپس در روز قیامت به سوی پروردگارتان بازمیگردید، (﴿فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) و شما را ازآنچه در آن اختلاف میکردید، با خبر میکند؛ یعنی شما را از هر کار خوب و بدی که انجام دادهاید، آگاه میسازد، و شما را طبق آن به کاملترین صورت سزا و جزا میدهد.
(165) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ ٱلۡأَرۡضِ﴾) و او خدایی است که شما را جانشینان زمین قرار داده است. بهگونهای که برخی از شما جانشین برخی دیگر میشوید. و خداوند شما را در زمین جانشین قرار داده است، و همۀ آنچه را که در زمین است، برایتان مسخّر و رام کرده است، و شما را آزمایش میکند تا بنگرد که چگونه کار میکنید. (﴿وَرَفَعَ بَعۡضَكُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ﴾) و برخی از شما را، در قدرت و سلامتی و روزی و ترکیب آفرینش و اخلاق، بر برخی دیگر درجاتی بالا برده و برتری داده است. (﴿لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) تا شما را در آنچه به شما داده است، بیازماید. پس اعمالتان متفاوت است. (﴿إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ﴾) همانا پروردگارت کسی را که از او نافرمانی کند و آیاتش را تکذیب کند، زود عقاب میدهد، (﴿وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمُۢ ﴾) و همانا او نسبت به کسی که به وی ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد و از گناهان کبیره «هلاک کننده» توبه نماید، آمرزنده و مهربان است.
* * *
الأنعام 6:164
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ بگو : پروردگار من مرا به راه راست هدايت کرده است ، به ديني همواره استوار ، دين حنيف ابراهيم و او از مشرکان نبود. قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : نماز من و قرباني من و زندگي من و مرگ من براي خدا آن پروردگار جهانيان است. لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ؛ او را شريکي نيست به من چنين امر شده است ، و من از نخستين مسلمانانم . قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ؛ بگو : آيا جز الله ، پروردگاري جويم ? او پروردگار هر چيزي است و هر کس تنها کيفر کار خويش را مي بيند و کسي بار گناه ديگري را بر دوش نمي کشد سپس بازگشت همه شما به نزد پروردگارتان است و او شما را به آن چيزهايي که در آن اختلاف مي ورزيديد آگاه مي کند. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ اوست خدايي که شما را خليفگان زمين کرد ، و بعضي را بر بعض ديگر به درجاتي برتري داد ، تا شما را در چيزي که عطايتان کرده است بيازمايد هرآينه پروردگارت زود کيفر مي دهد و او آمرزنده و مهربان است.
(161) خداوند متعال پیامبرش صلی الله علیه وسلم را دستور میدهد که از هدایت و رهنمود شدن به راه راست و دین میانه، که عقاید مفید و کارهای شایسته و فرمان به هر خوبی و نهی از هر زشتی را دربردارد، وخود بر آن قرار دارد، سخن به میان آورد. دینی که پیامبران بر آن بودهاند، به ویژه خلیل خدا ابراهیم علیه السلام امام حقگویان و پدر پیامبرانی که پس از او مبعوث شدهاند، و آن دین راستین است، که از آیین منحرف یهودیان و نصارا و مشرکین به دور است.
(162)[و این یک امر عام و کلی است، سپس شریفترین عبادتها را بهطور خاص بیان کرد و فرمود:] (﴿قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي﴾) بگو: «نماز من و قربانی من.» و این به خاطر شرافت و فضیلت این دو عبادت است. و به خاطر این است که این دو عبادت بیانگر محبت خداوند متعال و اخلاص دین برای او، و نزدیکی جستن به وی با قلب و زبان و جوارح، و قربانی کردن و مبذول داشتن مالی است که انسان آن را دوست دارد. بذل و بخشش مال در راه کسی که بنده او را از مالش بیشتر دوست دارد و آن خداوند متعال است. و هرکس در نماز و قربانی کردنش مخلص باشد، در سایر کارها و گفتههایش نیز مخلص است. (﴿وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي﴾) و آنچه که در حیات و زندگیام انجام میدهم، و آنچه که خداوند متعال برای من در دنیای پس از مرگ مقدر مینماید، همۀ اینها، (﴿لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) برای خداوندی است که پروردگار جهانیان میباشد.
(163) (﴿لَا شَرِيكَ لَهُۥ﴾) او در عبادت شریکی ندارد ، همانطور که در پادشاهی و تدبیر امور نیز شریکی ندارد. و ابراز این اخلاص از جانب من، پدیدهای تازه و نو ظهور نیست که از خود بهوجود آورده باشم، بلکه (﴿ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ﴾) بدان امر شدهام؛ امری حتمی و قطعی، و از عاقبت بد بهدور نمیمانم جز به پیروی از آن.(﴿وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) و من اولین مسلمان در میان این امت هستم.
(164) (﴿قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ﴾) بگو: آیا غیر از خدا، یکی از مخلوقات را، (﴿أَبۡغِي رَبّٗا﴾) به عنوان پروردگار برگیرم؟ یعنی آیا این شایسته است و برای من جایز است که غیر از خدا را مربی و مدبر بگیرم، حال آنکه خداوند پروردگار هرچیزی است؟ پس مردم و مخلوقات همه تحت ربوبیت او، و تسلیم دستور او هستند. بنابراین باید خدا را به پروردگاری بگیریم، و به آن راضی باشیم، و خود را به هیچ یک از آفریدگانِ فقیر و ناتوان وابسته نکنیم. سپس با بیان پاداش و جزا، مردمان را تشویق و برحذرداشت و فرمود: (﴿وَلَا تَكۡسِبُ كُلُّ نَفۡسٍ﴾) و هیچکس خیر و شری به دست نمیآورد، (﴿إِلَّا عَلَيۡهَا﴾) مگر برای خودش. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایسته ای انجام دهد به نفع خودش است ، و هرکس کار بد کند به زیان خودش است.(﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾) و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیگیرد، بلکه گناه هرکسی بر گردن خودش است. و اگر کسی عامل گمراهی کسی دیگر باشد، گناه واسطه شدن بر او خواهد بود، بدون اینکه از بار گناه کسی که دست به ارتکاب گناه زده است، چیزی کاسته شود. (﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ﴾) سپس در روز قیامت به سوی پروردگارتان بازمیگردید، (﴿فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) و شما را ازآنچه در آن اختلاف میکردید، با خبر میکند؛ یعنی شما را از هر کار خوب و بدی که انجام دادهاید، آگاه میسازد، و شما را طبق آن به کاملترین صورت سزا و جزا میدهد.
(165) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ ٱلۡأَرۡضِ﴾) و او خدایی است که شما را جانشینان زمین قرار داده است. بهگونهای که برخی از شما جانشین برخی دیگر میشوید. و خداوند شما را در زمین جانشین قرار داده است، و همۀ آنچه را که در زمین است، برایتان مسخّر و رام کرده است، و شما را آزمایش میکند تا بنگرد که چگونه کار میکنید. (﴿وَرَفَعَ بَعۡضَكُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ﴾) و برخی از شما را، در قدرت و سلامتی و روزی و ترکیب آفرینش و اخلاق، بر برخی دیگر درجاتی بالا برده و برتری داده است. (﴿لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) تا شما را در آنچه به شما داده است، بیازماید. پس اعمالتان متفاوت است. (﴿إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ﴾) همانا پروردگارت کسی را که از او نافرمانی کند و آیاتش را تکذیب کند، زود عقاب میدهد، (﴿وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمُۢ ﴾) و همانا او نسبت به کسی که به وی ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد و از گناهان کبیره «هلاک کننده» توبه نماید، آمرزنده و مهربان است.
* * *