Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — المؤمنون 23:62 – المؤمنون 23:118

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. المؤمنون 23:62
  2. المؤمنون 23:63
  3. المؤمنون 23:64
  4. المؤمنون 23:65
  5. المؤمنون 23:66
  6. المؤمنون 23:67
  7. المؤمنون 23:68
  8. المؤمنون 23:69
  9. المؤمنون 23:70
  10. المؤمنون 23:71
  11. المؤمنون 23:72
  12. المؤمنون 23:73
  13. المؤمنون 23:74
  14. المؤمنون 23:75
  15. المؤمنون 23:76
  16. المؤمنون 23:77
  17. المؤمنون 23:78
  18. المؤمنون 23:79
  19. المؤمنون 23:80
  20. المؤمنون 23:81
  21. المؤمنون 23:82
  22. المؤمنون 23:83
  23. المؤمنون 23:84
  24. المؤمنون 23:85
  25. المؤمنون 23:86
  26. المؤمنون 23:87
  27. المؤمنون 23:88
  28. المؤمنون 23:89
  29. المؤمنون 23:90
  30. المؤمنون 23:91
  31. المؤمنون 23:92
  32. المؤمنون 23:93
  33. المؤمنون 23:94
  34. المؤمنون 23:95
  35. المؤمنون 23:96
  36. المؤمنون 23:97
  37. المؤمنون 23:98
  38. المؤمنون 23:99
  39. المؤمنون 23:100
  40. المؤمنون 23:101
  41. المؤمنون 23:102
  42. المؤمنون 23:103
  43. المؤمنون 23:104
  44. المؤمنون 23:105
  45. المؤمنون 23:106
  46. المؤمنون 23:107
  47. المؤمنون 23:108
  48. المؤمنون 23:109
  49. المؤمنون 23:110
  50. المؤمنون 23:111
  51. المؤمنون 23:112
  52. المؤمنون 23:113
  53. المؤمنون 23:114
  54. المؤمنون 23:115
  55. المؤمنون 23:116
  56. المؤمنون 23:117
  57. المؤمنون 23:118

المؤمنون 23:62

إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ بي‌گمان آنان كه از خوف خدا هراسانند. وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ و كساني كه با آيات پروردگارشان ايمان مي‌آورند. وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ و كساني كه آنان به پروردگارشان كفر نمي‌ورزند. وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ و كساني كه آنچه را بايد [در راه خدا] بدهند، مي‌دهند، در حالي كه دلهايشان ترسان و هراسان است از اينكه به سوي پروردگارشان باز خواهند گشت. أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ چنين كساني براي انجام خوبيها مي‌شتابند و در انجام آن پيشتازند. وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و هيچ كس را مگر به اندازة توانش تكليف نمي‌كنيم و نزد ما كتابي است كه به حق سخن مي‌گويد، و هيچ ظلم و ستمي بديشان نمي‌شود. (57) وقتی خداوند از کسانی سخن به میان آورد که هم گناه کرده، و هم احساس ایمنی می‌کنند؛ و گمان می‌برند نعماتی که خداوند در دنیا به آنها ارزانی داده است، دلیلی بر خوبی و برتری آنهاست؛ از کسانی یاد کرد که هم نیکو کاری می‌نمایند، و هم از پروردگارشان می‌ترسند.پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ هُم مِّنۡ خَشۡيَةِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ﴾) بی‌گمان کسانی که از خوف پروردگارشان هراسان‌اند. یعنی دل‌هایشان از ترس پروردگارشان هراسان بوده، و می‌ترسند که خداوند با آنها طبق عدالت خویش رفتار نماید، و آنگاه هیچ نیکی برایشان باقی نماند، و نسبت به خویش بدبین هستند که مبادا نتوانسته باشند حق خداوند را ادا نموده باشند. و می‌ترسند که مبادا ایمانشان از بین برود، و چون پروردگارشان را می‌شناسند و می‌دانند که تا چه حد او سزاوار بزرگداشت می‌باشد، از او می‌هراسند؛ و خوف و ترس آنها، باعث می‌شود تا از گناهان دست بردارند و درانجام واجبات کوتاهی نورزند. (58) (﴿وَٱلَّذِينَ هُم بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ يُؤۡمِنُونَ﴾) و کسانی که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند؛ یعنی هرگاه آیات خداوند بر آنها خوانده شود، ایمانشان افزوده می‌شود؛ و نیز در آیات قرآنی می‌اندیشند و در آن تدبر می‌نمایند؛ پس مفاهیم قرآن و شکوه و انجام آن برایشان روشن می‌گردد، و آنچه قرآن به آن فرا می‌خواند، از قبیل: شناخت خدا، و ترس از او، و امید داشتن به او برایشان معلوم می‌گردد، در نتیجه به درجاتی از ایمان می‌رسند که نمی‌توانند به زبان آن را تعبیر نمایند. و نیز در آیاتِ آفاق، تدبر می‌نمایند و می‌اندیشند، چنانکه فرموده است:﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾ بی‌گمان در آفرینشِ آسمان‌ها و زمین، و در گردش شب و روز، برای خردمندان نشانه‌ها است. (59) (﴿وَٱلَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمۡ لَا يُشۡرِكُونَ﴾) و کسانی که برای پروردگارِ خود انباز و شریک قرار نمی‌دهند؛ یعنی نه مرتکب شرک جلی و آشکار می‌شوند، مانند به ‌خدایی گرفتن غیر الله که آن را به فریاد بخوانند، و به آن امید داشته باشند؛ و نه مرتکبِ شرکِ خفی می‌شوند، ازقبیل: ریا و امثال آن. آنها، گفته‌ها و کارها و سایر حالاتشان را، مخلصانه برای خدا انجام می‌دهند. (60) (﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡتُونَ مَآ ءَاتَواۡ﴾) و کسانی که [ازطرف خود] عطا می‌کنند، [و می‌بخشند] آنچه را که به دادن آن دستور داده شده‌اند، و هرآنچه را که در توان دارند، از قبیل: نماز و زکات و حج و صدقه و غیره انجام می‌دهند. (﴿وَّقُلُوبُهُمۡ وَجِلَةٌ﴾) با وجود این، دل‌هایشان ترسان و هراسان است، (﴿أَنَّهُمۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ رَٰجِعُونَ﴾) و از اینکه اعمالشان پیش خدا می‌رود، و در پیشگاه او می‌ایستند؛ می‌ترسند که مبادا اعمالشان، آنها را از عذاب خدا نجات ندهد؛ چون آنها پروردگارشان را می‌شناسند، و می‌دانند او سزاوار انواع عبادت‌ها است. (61) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِ﴾) چنین کسانی در انجام کارهای خوب، با یکدیگر مسابقه می‌دهند؛ و هدفشان این است، کارهایی انجام دهند که آنان را به خدا نزدیک ‌نماید؛ و به اموری مشغول می‌شوند که آنها را از عذاب خداوند نجات ‌دهد. پس هرگاه چیز خوبی را بشنوند، و یا فرصت انجام آن برایشان مهیا شود، فرصت را غنیمت شمرده و شتابان آن را انجام می‌دهند. آنها به اولیا و برگزیدگان خدا که در اطرافشان هستند، نگاه کرده و می‌بینند که در انجام هر کار خوبی می‌شتابند؛ و در نزدیک شدن به پروردگارشان، با یکدیگر به رقابت می‌پردازند. اینان نیز با آنها به رقابت می‌پردازند. و از آنجا که هرمسابقه دهنده‌ای، گاهی به‌خاطر تلاش و آمادگی‌اش پیشی می‌گیرد؛ و گاهی به سبب کوتاهی‌اش باز می‌ماند؛ خداوند متعال خبر داده است که اینها همواره از نوعِ سابقین و پیشتازان هستند. (﴿وَهُمۡ لَهَا سَٰبِقُونَ﴾) و آنها در انجام کارهای خوب پیشتازند، و به اوج خوبی‌ها رسیده‌اند. آنها گرچه با نسل‌های مخلصِ نخستین مسابقه داده‌اند؛ اما با وجود این، خداوند آنها را خوشبخت و پیشتاز گردانده است. (62) وقتی که پیشی گرفتنِ آنها بر یکدیگر در انجامِ کارهای خوب را بیان کرد، شاید کسی گمان برد که آنچه از آنها و از دیگران خواسته شده، امری است که ازتوانایی ما انسان‌های امروزه خارج و یا مشکل است. بنابراین خداوند متعال فرموده است: (﴿وَلَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾) و هیچ کس را مگر به اندازۀ توانش مکلف نمی‌کنیم؛ یعنی به اندازه‌ای که توانایی‌اش بیشتر از آن است؛ و رحمت و حکمت الهی چنین است که انسان را به چیزهایی مکلف ‌نماید که توانایی و قدرتش آن را به طور کامل فراگیرد؛ و چنین نمود تا راه رسیدن به او نزدیک، و همواره جاده و راه کسانی که راه او را در پیش می‌گیرند، آباد و پر راهرو باشد. (﴿وَلَدَيۡنَا كِتَٰبٞ يَنطِقُ بِٱلۡحَقِّ﴾) و نزد ما کتابی است که به حق سخن می‌گوید؛ و آن، کتاب نخستین یعنی «لوح المحفوظ» است که هر چیزی در آن ثبت و ضبط گردیده؛ و هر آنچه صورت می‌پذیرد، مطابق آنچه در آن نوشته شده است انجام می‌شود.(﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و بر آنان، هیچ ظلم و ستمی نمی‌شود؛ یعنی از نیکی‌هایشان کاسته نشده، و به عقوبت و عذاب نافرمانی‌هایشان افزوده نمی‌گردد.

المؤمنون 23:63

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:64

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:65

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:66

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:67

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:68

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:69

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:70

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:71

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش مي‌دهند. حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار مي‌كنيم، پس ناگهان فرياد بر مي‌آورند. لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نمي‌شويد. قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده مي‌شد ولي شما به عقب بر مي‌گشتيد. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانه‌ي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي مي‌كرديد. أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ آيا در اين سخن نيانديشيده‌اند، يا چيزي برايشان آمده كه براي نياكان نخستينشان نيامده است؟. أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ يا اينكه آنان پيامبرشان را نمي‌شناسند، از اين رو او را انكار مي‌كنند؟ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ يا مي‌گويند: «او ديوانه است؟ [چنين نيست] بلكه حق را برايشان آورده است. و بيشترشان خواهان حق نيستند. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ و اگر حق و حقيقت از خواستهاي ايشان پيروي مي‌كرد، آسمانها و زمين و هر آنچه كه در زمين است تباه مي‌شدند. بلكه پندشان را برايشان آورده‌ايم ولي آنان از پندشان روي مي‌گردانند. (63) خداوند متعال خبر می‌دهد که تکذیب‌کنندگان در میان جهالت و ستمگری وغفلت و رویگردانی قرار دارند، و این امر آنها را از رسیدن به این قرآن باز می‌دارد. پس آنان قرآن را راهنمای خویش قرار نمی‌دهند، و با آن راهیاب نمی‌شوند، و چیزی از قرآن به دل‌هایشان نمی‌رسد:﴿وَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ جَعَلۡنَا بَيۡنَكَ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ حِجَابٗا مَّسۡتُورٗا وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾ و هنگامی که قرآن ‌خواندی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده شده‌ای قرار دادیم؛ و بر دل‌هایشان پرده افکندیم که مانع فهم و درک قرآن می‌باشد؛ و در گوش‌هایشان کری هست. پس وقتی که دل‌هایشان در غفلت از قرآن قرار دارد، بر حسب این حالت، اعمال و کارهای کفر آمیز انجام داده، و با شریعت مخالفت می‌کنند که سبب مجازات و سزایشان می‌گردد. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡمَٰلٞ مِّن دُونِ ذَٰلِكَ هُمۡ لَهَا عَٰمِلُونَ﴾) و آنها کارهایی غیر از این نیز دارند که انجامش می‌دهند؛ یعنی از اینکه خداوند آنها را به عذاب گرفتار می‌نماید، تعجب نکنید؛ زیرا خداوند آنها را مهلت می‌دهد تا اعمالی که بر آنها مقرر شده است، انجام دهند. پس هرگاه آن را به طور کامل انجام دادند، به بدترین حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار می‌شوند. (64 - 65) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ﴾) کافران به کارهای زشت خود ادامه دادند تا اینکه نازپرورده‌هایشان را، و آنان که جز با خوشگذرانی و رفاه و آسایش عادت نکرده بودند و ناگواری و ناراحتی به آنان دست نداده بود، به عذاب گرفتار نمودیم، و آنها عذاب را احساس کردند، (﴿إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ﴾) آنگاه ناگهان فریاد برآورده، و واویلا سر داده، و دردمند می‌شوند؛ چون چیزهایی به آنها رسیده که آرامش و راحتی آنها را به هم می‌زند. و کمک می‌جویند، پس به آنها گفته می‌شود: (﴿لَا تَجۡ‍َٔرُواۡ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ﴾) امروز فریاد و واویلا سرندهید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید. و چون از طرف خداوند یاری و کمک نگردند و به دادشان رسیده نشود، نمی‌توانند خودشان را یاری نمایند، و هیچ کس آنها را یاری نخواهد کرد. (66) گویا گفته می‌شود چه چیزی باعث شده تا آنها به این وضعیت گرفتار شوند؟ پس فرمود: (﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) به راستی که آیات من بر شما خوانده می‌شد تا به آن ایمان بیاورید، و آن را بپذیرید؛ اما شما چنین نکردید، بلکه (﴿فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ﴾) شما به عقب باز می‌گشتید. چرا که آنها، در صورت پیروی از قرآن، پیش می‌رفتند؛ و با اعراض و رویگردانی از آن، به عقب بر‌گشته، و به پایین‌ترین درجه سقوط نمودند. (67) (﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ﴾) مفسرین گفته‌اند که معنی آیه چنین است: آنها به سبب خانۀ کعبه یا حرم، بر مردم تکبر ورزیده و می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم، پس ما از دیگران برتر و بهتر می‌باشیم، (﴿سَٰمِرٗا﴾) یعنی به صورت گروهی و شبانه، در اطراف کعبه افسانه سرایی می‌کردند. (﴿تَهۡجُرُونَ﴾) و سخن بیهوده سر داده و می‌گفتند: قرآن زشت و نادرست است. شیوۀ تکذیب‌کنندگان دربارۀ قرآن، این بود که از آن رویگردانی می‌کردند، و یکدیگر را به اعراض و رویگردانی از آن توصیه می‌نمودند:﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَسۡمَعُواۡ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاۡ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾ و آنان که کافر شده بودند، گفتند:«به این قرآن گوش فرا ندهید؛ [و به‌هنگام تلاوت آن] سروصدا به راه اندازید، شاید پیروز شوید.» و خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ﴾ آیا از این گفتارِ قرآن تعجب می‌کنید، و می‌خندید، اما به حال خود گریه نمی‌کنید؟! و پیوسته در غفلت و هوسرانی به‌سر می‌برید؟! ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ﴾ آیا می‌گویند: «قرآن را خودش به دروغ بر بسته است؟» وچون همۀ این زشتی‌ها را دارا بودند، به عذاب گرفتار گردیدند؛ و چون گرفتار عذاب شدند، یاری کننده‌ای نداشتند که آنها را یاری ‌نماید، و فریادرسی نداشتند که آنها را نجات دهد. پس به سبب این اعمال زشت مورد سرزنش قرار می‌گیرند: (68) (﴿أَفَلَمۡ يَدَّبَّرُواۡ ٱلۡقَوۡلَ﴾) آیا در قرآن تفکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند؟! یعنی اگر آنها در قرآن بیندیشند، حتماً ایمان می‌آورند؛ زیرا تفکر و اندیشه در قرآن، آنها را از کفر باز خواهد داشت. مصیبتی که بدان گرفتار شده‌اند، به خاطر رویگردانی از قرآن است؛ و این دلالت می‌نماید که اندیشیدن در قرآن، آدمی را به خیر و خوبی فرا می‌خواند، و از هر شر و بدی مصون می‌دارد؛ و آنچه که آنان را از اندیشیدن در قرآن باز داشت، این بود که دل‌هایشان بسته شده بود. (﴿أَمۡ جَآءَهُم مَّا لَمۡ يَأۡتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یا چیزی که آنها را از ایمان آوردن باز داشته، این است که پیامبر و کتابی به نزد آنها آمده که برای پدران نخستین آنها نیامده است؟ پس به در پیش گرفتنِ راهِ نیاکانِ گمراهشان، خشنود و راضی شده؛ و با هرآنچه که با شیوه و راه نیاکانشان مخالف است، مخالفت کردند، بنابراین آنان و آن دسته از کفار که همانند آنان بودند، چیزی را گفتند که خداوند از آن خبر داده است:﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ و این‌گونه پیش از تو، در هیچ آبادی و شهری، بیم دهنده‌ای را نفرستادیم مگر اینکه خوشگذرانان آن گفتند:«ما نیاکان خود را بر آیینی یافته‌ایم، و قطعاً ما دنباله‌رو راه آنان می‌باشیم.» پس [رسولشان] آنها را پاسخ داد و ﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾ گفت: «آیا من برایتان چیزی نیاورده‌ام که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته اید، بهتر و بیشتر موجب راهیابی است؟». پس اگر هدفِ شما رسیدن به حق می‌باشد، از من پیروی ‌کنید. کافران به حقیقت اعتراف کرده و ﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾ گفتند: «ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌اید، کافر هستیم.» (69) (﴿أَمۡ لَمۡ يَعۡرِفُواۡ رَسُولَهُمۡ فَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) یا اینکه پیامبرشان -محمد صلی الله علیه وسلم- در میانشان ناشناخته است و او را نمی‌شناسند، و این امر، آنها را از پیروی کردن از حق باز داشته است؟ می‌گویند: «ما او را نمی‌شناسیم، و راستگویی او را نمی‌دانیم، بگذارید ما حالت و وضعیت او را نگاه کنیم، و در مورد وی از کسی که به او آگاه است، پرس وجو نماییم؛ یعنی چنین نیست، بلکه کوچک و بزرگشان پیامبر صلی الله علیه وسلم را به طور کامل می‌شناسند، و به تمام اخلاق و عادت‌های زیبای او واقف هستند، و راستگوییِ او را می‌دانند. حتی آنها قبل از بعثت، او را امین می‌نامیدند؛ پس چرا وقتی با حق بزرگ و راستی و حقیقتِ آشکار به نزد آنها آمد، وی را تصدیق نکردند؟! (70) (﴿أَمۡ يَقُولُونَ بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾) یا می‌گویند او دیوانه است؟ در حالی که حرف‌های دیوانه شنیده نمی‌شود، و سخنش اعتباری ندارد؛ چون سخنان پوچی را می‌گوید. خداوند در رد این سخن آنان فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) چنین نیست که می‌انگارند، بلکه او حق، و یک امر ثابت و مسلم که سرشار از صداقت و عدل است و اختلاف و تناقضی در آن نیست، برای آنها آورده است. پس چگونه کسی که چنین چیزی را آورده است، دیوانه می‌باشد؟ و آیا در مورد چنین کسی، جز اینکه گفته شود او در بالاترین درجاتِ کمال و علم و درایت و اخلاق خوب قرار دارد، چیزی دیگر‌ی را می‌توان گفت؟ نیز در این شیوۀ گفتار [به وسیلۀ استعمال واژۀ «بل] انتقال از آنچه که ذکر شد، صورت گرفته است؛ یعنی: حقیقتی که آنان را از ایمان آوردن منع کرد، این است که (﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ وَأَكۡثَرُهُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾) او حق را برایشان آورده است، ولی بیشترشان از حق بیزارند و آن را نمی‌خواهند. و بزرگ‌ترین حقی را که برای آنان آورده است، یگانه پرستی، و انجام دادنِ عبادتِ خالص برای خدا، و پرهیز از پرستشِ غیر او می‌باشد، و علت بیزار بودن آنها از این امر، و تعجب کردنشان از آن معلوم است. پس پیامبر حق را آورد، و آنها از اصلِ حق گریزان و بیزار بودند، و همین امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تکذیب کنند، نه اینکه در حقّانیت پیامبر شک و تردید داشته باشند، یا اینکه وی را تکذیب کنند. همچنان‌که خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ﴾ همانا آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه در حقیقت ستمگران آیات خداوند را تکذیب می‌نمایند. (71) اگر گفته شود که چرا حق با خواسته و امیال آنها موافق نبود تا ایمان بیاورند یا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب می‌دهد که (﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) و اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی نماید، آسمان‌ها و زمین به تباهی می‌روند؛ چون خواسته‌های آنان، ناشی از اخلاق و کارهای ظالمانه و کافرانه و فساد آمیز است؛ پس اگر حق از خواسته‌هایشان پیروی می‌کرد، آسمان و زمین تباه می‌شدند؛ زیرا تصرف و تدبیری که در آن انجام می‌شد، فاسد بود، چرا که ستمگری و جور حاکم می‌شد، و آسمان‌ها و زمین جز به وسیلۀ حق و عدل پابرجا نمی‌مانند. (﴿بَلۡ أَتَيۡنَٰهُم بِذِكۡرِهِمۡ﴾) بلکه این قرآن را به آنان داده ایم که هر نیکی و خیری را به آنها یادآور می‌شود، و مایۀ فخر و عزت و شرافت آنها می‌باشد، تا آن را اجرا نمایند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار می‌گیرند. (﴿فَهُمۡ عَن ذِكۡرِهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) اما آنها به علتِ شقاوت و بدبختی و عدم توفیق از پندشان رویگردانند. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کرده، و خداوند هم آنان را از یاد برد. ﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾ خداوند را فراموش کردند، پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد. پس قرآن و کسی که آن را آورده است، بزرگ‌ترین نعمتی هستند که خداوند به سوی آنان روانه کرده است. اما آنها با نپذیرفتن و رویگردانی از این نعمت، استقبال کردند. پس آیا بعد از این، محرومیتی وجود دارد؟ و آیا سرانجامِ این کار، جز زیان و ضرر چیز دیگری است؟

المؤمنون 23:72

أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ آيا از آنان مزدي مي‌طلبي؟پس پاداش پروردگارت بهتر است، و او بهترين روزي دهندگان است. (72) یا چون از آنها مزد می‌طلبی از تو پیروی نمی‌کنند؟ ﴿فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾ و چون از آنها مزد و مالیات می‌گیری، دادنِ این غرامت بر آنها سنگین آمده، و پیروی کردن از تو برایشان سخت می‌باشد؟! درصورتی که چنین نیست، و تو از آنها مزد نمی‌خواهی، (﴿فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيۡرٞ﴾) پس پاداش پروردگارت بهتر است، و او بهترین روزی دهندگان است. همان‌طور که پیامبران به امت‌هایشان می‌گفتند:﴿وَيَٰقَوۡمِ لَآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مَالًاۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ﴾ ای قوم! من از شما مزدی نمی‌طلبم، و مزدِ من جز بر خدا نیست؛ یعنی پیامبران مردم را به طمع و امید آنکه از طرف آنان چیزی به آنها برسد، دعوت نمی‌کردند؛ بلکه از خود مردم نسبت به آنان دلسوزتر بودند، و فقط برای تامین منافع آنها می‌کوشیدند. خداوند از طرف امت‌ها به آنان پاداش نیک بدهد، و به ما نیز توفیق دهد تا در همۀ حالات از آنها پیروی کنیم.

المؤمنون 23:73

وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و بي‌گمان تو آنان را به راه راست و هدايت مي‌نمايي. وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ و حقيقتاً‌كساني كه به آخرت ايمان نمي‌آورند از راه راست منحرف گشته‌اند. (73 - 74) خداوند در این آیات مبارک، سببی را که باعث ایمان آوردن می‌شود، برشمرده و موانع ایمان را نیز بیان نموده، و باطل بودنِ موانعی که آدمی را از ایمان آوردن باز می‌دارند، یک به یک ذکر کرده است. پس یکی از موانعِ ایمان آوردن، آن بود که دل‌هایشان در جهالت و غفلت به‌سر می‌برد، و آنها در قرآن تدبر و اندیشه نمی‌کردند، و اینکه آنها نیاکان خود را الگوی خویش قرار می‌دادند. و اینکه آنها می‌گفتند: پیامبرمان دیوانه است، چنانکه پیش‌تر، از این موارد سخن به میان آمد. و از اموری که باعث می‌شد تا آنها ایمان بیاورند، می‌توان به اندیشیدن و تدبر در قرآن، و پذیرفتنِ نعمت‌های خدا، و شناختِ پیامبر رحمت صلی الله علیه وسلم و کمالِ صداقت و امانت‌داریِ او، و اینکه از آنها مزدی نمی‌طلبد، و برای منفعت و خوشبختی آنها می‌کوشد، اشاره کرد. یکی از اموری که باعث ایمان آوردن می‌شود، این است که پیامبر آنها را به‌سوی راه راست، راهی هموار و صاف فرا می‌خواند که آنها را به هدف می‌رساند؛ راهی راست و آسان که ادامۀ همان توحیدِ پاکِ ابراهیمی و اعمال سهل و آسان است. پس ای پیامبر! دعوتِ دادن تو به راه راست، بر کسی که حق را می‌طلبد، ایجاب می‌نماید تا از تو پیروی کند؛ چون پیروی کردن از حق، چیزی است که عقل و سرشتِ سالم به خوبیِ آن، و سازگار بودنش با منافع و مصالح آدمی گواهی می‌دهند. پس اگر از تو پیروی نکنند، به کجا می‌روند؟ آنها چیزی ندارند که آنان را از پیروی از تو بی‌نیاز نماید. چون آنان (﴿عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَٰكِبُونَ﴾) از راه راست، و از راهی که انسان را به خدا و به بهشت می‌رساند، منحرف هستند، و جز گمراهی و جهالت چیز دیگری ندارند. و این چنین هر کس که با حق مخالفت کند، قطعاً در همۀ کارهایش دچار انحراف و کژروی می‌باشد. خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيۡرِ هُدٗى مِّنَ ٱللَّهِ﴾ و اگر دعوت تو را نپذیرفتند، پس بدان که آنان از خواسته‌ها و هوس‌هایشان پیروی می‌کنند. و کیست گمراه‌تر از کسی که بدون رهنمودی از سوی خدا، از هوس و خواسته‌اش پیروی نماید؟!

المؤمنون 23:74

وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و بي‌گمان تو آنان را به راه راست و هدايت مي‌نمايي. وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ و حقيقتاً‌كساني كه به آخرت ايمان نمي‌آورند از راه راست منحرف گشته‌اند. (73 - 74) خداوند در این آیات مبارک، سببی را که باعث ایمان آوردن می‌شود، برشمرده و موانع ایمان را نیز بیان نموده، و باطل بودنِ موانعی که آدمی را از ایمان آوردن باز می‌دارند، یک به یک ذکر کرده است. پس یکی از موانعِ ایمان آوردن، آن بود که دل‌هایشان در جهالت و غفلت به‌سر می‌برد، و آنها در قرآن تدبر و اندیشه نمی‌کردند، و اینکه آنها نیاکان خود را الگوی خویش قرار می‌دادند. و اینکه آنها می‌گفتند: پیامبرمان دیوانه است، چنانکه پیش‌تر، از این موارد سخن به میان آمد. و از اموری که باعث می‌شد تا آنها ایمان بیاورند، می‌توان به اندیشیدن و تدبر در قرآن، و پذیرفتنِ نعمت‌های خدا، و شناختِ پیامبر رحمت صلی الله علیه وسلم و کمالِ صداقت و امانت‌داریِ او، و اینکه از آنها مزدی نمی‌طلبد، و برای منفعت و خوشبختی آنها می‌کوشد، اشاره کرد. یکی از اموری که باعث ایمان آوردن می‌شود، این است که پیامبر آنها را به‌سوی راه راست، راهی هموار و صاف فرا می‌خواند که آنها را به هدف می‌رساند؛ راهی راست و آسان که ادامۀ همان توحیدِ پاکِ ابراهیمی و اعمال سهل و آسان است. پس ای پیامبر! دعوتِ دادن تو به راه راست، بر کسی که حق را می‌طلبد، ایجاب می‌نماید تا از تو پیروی کند؛ چون پیروی کردن از حق، چیزی است که عقل و سرشتِ سالم به خوبیِ آن، و سازگار بودنش با منافع و مصالح آدمی گواهی می‌دهند. پس اگر از تو پیروی نکنند، به کجا می‌روند؟ آنها چیزی ندارند که آنان را از پیروی از تو بی‌نیاز نماید. چون آنان (﴿عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَٰكِبُونَ﴾) از راه راست، و از راهی که انسان را به خدا و به بهشت می‌رساند، منحرف هستند، و جز گمراهی و جهالت چیز دیگری ندارند. و این چنین هر کس که با حق مخالفت کند، قطعاً در همۀ کارهایش دچار انحراف و کژروی می‌باشد. خداوند متعال فرموده است:﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيۡرِ هُدٗى مِّنَ ٱللَّهِ﴾ و اگر دعوت تو را نپذیرفتند، پس بدان که آنان از خواسته‌ها و هوس‌هایشان پیروی می‌کنند. و کیست گمراه‌تر از کسی که بدون رهنمودی از سوی خدا، از هوس و خواسته‌اش پیروی نماید؟!

المؤمنون 23:75

وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ و اگر بديشان رحم مي‌كرديم، و رنج و زحمتي را كه بدان گرفتار آمده‌اند برطرف مي‌ساختيم، در سركشي خود كوركورانه دست و پا مي‌زدند. وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ و آنان را به عذاب گرفتار ساختيم، پس براي پروردگارشان فروتني و زاري نكردند. حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ تا هنگامي كه دري از عذاب شديد به سوي آنان گشوديم، پس آنان بناگاه در آن درمانده و نااميد شوند. (75) در اینجا می‌خواهد شدت بدی و سرکشی آنها را بیان نماید، زمانی که دچار زیان و مصیبت و بلا می‌گردند و از خداوند می‌خواهند که بلا را از آنها دور نماید، و خداوند آنها را به این مصیبت گرفتار نمود تا ایمان بیاورند و به سوی او باز گردند. اما وقتی که خداوند مصیبت را از آنها برطرف می‌سازد، کورکورانه در سرکشی و طغیان خود دست و پا می‌زنند. همان‌طور که خداوند حالت آنها را به هنگامِ سوار شدن بر کشتی بیان نمود، که آنها در دریا، خالصانه او را فرا می‌خوانند؛ و آنچه را که با وی شریک می‌سازند، فراموش می‌نمایند؛ اما وقتی آنها را نجات ‌دهد و به خشکی برسند، به شرک ورزیدن و دیگر گناهان می‌پردازند. (76) (﴿وَلَقَدۡ أَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡعَذَابِ﴾) و آنان را به عذاب گرفتار نمودیم. مفسرین گفته‌اند: منظور از عذاب، گرسنگی است که هفت سال بدان گرفتار شدند. خداوند آنها را به این مصیبت مبتلا نمود تا به سوی او بازگردند، و در برابر او فروتنی نمایند، و تسلیم شوند. اما گرفتار شدنشان به عذاب، در مورد آنان کارساز و مفید واقع نشد، و هیچ کس از آنان راه راست را درپیش نگرفت، (﴿فَمَا ٱسۡتَكَانُواۡ لِرَبِّهِمۡ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ﴾) پس آنان در برابر پروردگارشان سر تسلیم فرود نیاوردند، و کرنش نبردند و تضرع و زاری نکردند، و خود را نیازمند او ندانستند، و انگار به عذابی گرفتار نشده بودند. و همچنان به سرکشی و کفر خود ادامه دادند. اما در آن سویشان، عذابی دارند که از آنان دور کرده نمی‌شود. و خداوند در مورد آن فرموده است: (77) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَابٗا ذَا عَذَابٖ شَدِيدٍ﴾) تا اینکه دری از عذابِ سخت بر روی آنان گشودیم، مانند کشته شدن در روز جنگ بدر و غیره، (﴿إِذَا هُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ﴾) و به‌ناگاه در آن درمانده شدند، و از هرچیزی ناامید گشتند. و شر و بدی از هر سو آنها را فراگرفت. پس باید قبل از فرا رسیدنِ عذابِ سختِ خداوند که برگردانده نمی‌شود، باز آیند. به خلاف عذاب معمولی که ممکن است از آنها برطرف شود، مانند سزا و عذاب‌های دنیوی که خداوند به وسیلۀ آن بندگانش را ادب می‌نماید. پروردگار متعال در مورد عذاب دنیوی فرموده است:﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾ به سبب آنچه مردم انجام داده‌اند، تباهی و فساد در خشکی و دریا پدیدار شده است، [چنین شده] تا خداوند سزای برخی از کارهایشان را به آنها بچشاند، شاید باز گردند.

المؤمنون 23:76

وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ و اگر بديشان رحم مي‌كرديم، و رنج و زحمتي را كه بدان گرفتار آمده‌اند برطرف مي‌ساختيم، در سركشي خود كوركورانه دست و پا مي‌زدند. وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ و آنان را به عذاب گرفتار ساختيم، پس براي پروردگارشان فروتني و زاري نكردند. حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ تا هنگامي كه دري از عذاب شديد به سوي آنان گشوديم، پس آنان بناگاه در آن درمانده و نااميد شوند. (75) در اینجا می‌خواهد شدت بدی و سرکشی آنها را بیان نماید، زمانی که دچار زیان و مصیبت و بلا می‌گردند و از خداوند می‌خواهند که بلا را از آنها دور نماید، و خداوند آنها را به این مصیبت گرفتار نمود تا ایمان بیاورند و به سوی او باز گردند. اما وقتی که خداوند مصیبت را از آنها برطرف می‌سازد، کورکورانه در سرکشی و طغیان خود دست و پا می‌زنند. همان‌طور که خداوند حالت آنها را به هنگامِ سوار شدن بر کشتی بیان نمود، که آنها در دریا، خالصانه او را فرا می‌خوانند؛ و آنچه را که با وی شریک می‌سازند، فراموش می‌نمایند؛ اما وقتی آنها را نجات ‌دهد و به خشکی برسند، به شرک ورزیدن و دیگر گناهان می‌پردازند. (76) (﴿وَلَقَدۡ أَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡعَذَابِ﴾) و آنان را به عذاب گرفتار نمودیم. مفسرین گفته‌اند: منظور از عذاب، گرسنگی است که هفت سال بدان گرفتار شدند. خداوند آنها را به این مصیبت مبتلا نمود تا به سوی او بازگردند، و در برابر او فروتنی نمایند، و تسلیم شوند. اما گرفتار شدنشان به عذاب، در مورد آنان کارساز و مفید واقع نشد، و هیچ کس از آنان راه راست را درپیش نگرفت، (﴿فَمَا ٱسۡتَكَانُواۡ لِرَبِّهِمۡ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ﴾) پس آنان در برابر پروردگارشان سر تسلیم فرود نیاوردند، و کرنش نبردند و تضرع و زاری نکردند، و خود را نیازمند او ندانستند، و انگار به عذابی گرفتار نشده بودند. و همچنان به سرکشی و کفر خود ادامه دادند. اما در آن سویشان، عذابی دارند که از آنان دور کرده نمی‌شود. و خداوند در مورد آن فرموده است: (77) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَابٗا ذَا عَذَابٖ شَدِيدٍ﴾) تا اینکه دری از عذابِ سخت بر روی آنان گشودیم، مانند کشته شدن در روز جنگ بدر و غیره، (﴿إِذَا هُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ﴾) و به‌ناگاه در آن درمانده شدند، و از هرچیزی ناامید گشتند. و شر و بدی از هر سو آنها را فراگرفت. پس باید قبل از فرا رسیدنِ عذابِ سختِ خداوند که برگردانده نمی‌شود، باز آیند. به خلاف عذاب معمولی که ممکن است از آنها برطرف شود، مانند سزا و عذاب‌های دنیوی که خداوند به وسیلۀ آن بندگانش را ادب می‌نماید. پروردگار متعال در مورد عذاب دنیوی فرموده است:﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾ به سبب آنچه مردم انجام داده‌اند، تباهی و فساد در خشکی و دریا پدیدار شده است، [چنین شده] تا خداوند سزای برخی از کارهایشان را به آنها بچشاند، شاید باز گردند.

المؤمنون 23:77

وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ و اگر بديشان رحم مي‌كرديم، و رنج و زحمتي را كه بدان گرفتار آمده‌اند برطرف مي‌ساختيم، در سركشي خود كوركورانه دست و پا مي‌زدند. وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ و آنان را به عذاب گرفتار ساختيم، پس براي پروردگارشان فروتني و زاري نكردند. حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ تا هنگامي كه دري از عذاب شديد به سوي آنان گشوديم، پس آنان بناگاه در آن درمانده و نااميد شوند. (75) در اینجا می‌خواهد شدت بدی و سرکشی آنها را بیان نماید، زمانی که دچار زیان و مصیبت و بلا می‌گردند و از خداوند می‌خواهند که بلا را از آنها دور نماید، و خداوند آنها را به این مصیبت گرفتار نمود تا ایمان بیاورند و به سوی او باز گردند. اما وقتی که خداوند مصیبت را از آنها برطرف می‌سازد، کورکورانه در سرکشی و طغیان خود دست و پا می‌زنند. همان‌طور که خداوند حالت آنها را به هنگامِ سوار شدن بر کشتی بیان نمود، که آنها در دریا، خالصانه او را فرا می‌خوانند؛ و آنچه را که با وی شریک می‌سازند، فراموش می‌نمایند؛ اما وقتی آنها را نجات ‌دهد و به خشکی برسند، به شرک ورزیدن و دیگر گناهان می‌پردازند. (76) (﴿وَلَقَدۡ أَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡعَذَابِ﴾) و آنان را به عذاب گرفتار نمودیم. مفسرین گفته‌اند: منظور از عذاب، گرسنگی است که هفت سال بدان گرفتار شدند. خداوند آنها را به این مصیبت مبتلا نمود تا به سوی او بازگردند، و در برابر او فروتنی نمایند، و تسلیم شوند. اما گرفتار شدنشان به عذاب، در مورد آنان کارساز و مفید واقع نشد، و هیچ کس از آنان راه راست را درپیش نگرفت، (﴿فَمَا ٱسۡتَكَانُواۡ لِرَبِّهِمۡ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ﴾) پس آنان در برابر پروردگارشان سر تسلیم فرود نیاوردند، و کرنش نبردند و تضرع و زاری نکردند، و خود را نیازمند او ندانستند، و انگار به عذابی گرفتار نشده بودند. و همچنان به سرکشی و کفر خود ادامه دادند. اما در آن سویشان، عذابی دارند که از آنان دور کرده نمی‌شود. و خداوند در مورد آن فرموده است: (77) (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَابٗا ذَا عَذَابٖ شَدِيدٍ﴾) تا اینکه دری از عذابِ سخت بر روی آنان گشودیم، مانند کشته شدن در روز جنگ بدر و غیره، (﴿إِذَا هُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ﴾) و به‌ناگاه در آن درمانده شدند، و از هرچیزی ناامید گشتند. و شر و بدی از هر سو آنها را فراگرفت. پس باید قبل از فرا رسیدنِ عذابِ سختِ خداوند که برگردانده نمی‌شود، باز آیند. به خلاف عذاب معمولی که ممکن است از آنها برطرف شود، مانند سزا و عذاب‌های دنیوی که خداوند به وسیلۀ آن بندگانش را ادب می‌نماید. پروردگار متعال در مورد عذاب دنیوی فرموده است:﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾ به سبب آنچه مردم انجام داده‌اند، تباهی و فساد در خشکی و دریا پدیدار شده است، [چنین شده] تا خداوند سزای برخی از کارهایشان را به آنها بچشاند، شاید باز گردند.

المؤمنون 23:78

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ او خدايي است كه براي شما گوش و چشمان و قلبها را آفريده است، اما اندكي سپاس مي‌گذاريد. وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ و او خدايي است كه شما را در زمين پديد آورد. و در پيشگاه او گردآوري مي‌شويد. وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ و او خدايي است كه زنده مي‌كند، و مي‌ميراند، و رفت و آمد و شب و روز به فرمان اوست. آيا خرد نمي‌روزيد؟ (78) خداوند متعال از لطف و احسان خویش بر بندگانش خبر می‌دهد، منت و احسانی که بندگان را به شکرگزاری و به جای آوردنِ سپاس خداوند و ادای حقوق الهی فرا می‌خواند. پس فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ﴾) خداوند ذاتی است که برای شما گوش و شنوایی قرار داده است تا شنیدنی‌ها را بشنوید و از دین و دنیای خود بهره‌مند شوید. (﴿وَٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و به شما بینایی و چشم داد تا دیدنی‌ها را ببینید و از آن در جهت منافعتان استفاده نمایید. (﴿وَٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةَ﴾) و عقل‌ها را برایتان آفریده است تا به وسیلۀ آن اشیا را درک ‌نمایید. و با عقل است که از حیوانات تمایز پیدا می‌کنید. پس اگر شنوایی و بینایی و عقل نداشتید، و کر و لال و کور بودید، آنگاه چه حالتی داشته و چقدر از ضروریات و از کمالتان را از دست می‌دادید؟ آیا سپاسِ کسی را به جای نمی‌آورید که این نعمت‌ها را به شما ارزانی کرده است؟ و سپاسِ او این است که وی را یگانه بدانید، و از او فرمان ببرید، اما (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) شکرگزاریِ شما اندک است؛ با اینکه نعمت‌های خداوند، فراوان و پیاپی به سوی شما سرازیر می‌شود. (79) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و خداوند متعال ذاتی است که شما را در مناطق و اطراف زمین پراکنده کرده؛ و به شما توانایی استخراجِ منابعِ زمین را داده؛ و منافع و مصالح زمین را، به حدی که زندگی و مسکن شما را تأمین کند، در اختیارتان قرار داده است. (﴿وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و بعد ‌از مرگتان در پیشگاه او گرد آورده می‌شوید؛ و آنگاه شما را طبق عملِ خوب و بدی که در زمین انجام داده‌اید، مجازات می‌نماید؛ و زمینی که در آن زندگی می‌کردید، اخبار خودش را بازگو می‌کند. (80) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) و تنها خداوند زنده می‌کند، و می‌میراند؛ یعنی کسی که در زندگی و مرگ تصرف می‌نماید، فقط خداوند است.(﴿وَلَهُ ٱخۡتِلَٰفُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) و رفت و آمدِ شب و روز به فرمان خداوند می‌باشد. پس اگر او بخواهد روز را همیشگی نماید، آیا خدای دیگری هست که شب را برای شما بیاورد که درآن آرام گیرید؟! و اگر خداوند بخواهد شب را همیشگی نماید، آیا خدای دیگری هست که روشنایی برای شما بیاورد؟ آیا نمی‌بینید؟! و ازجمله رحمت خداوند، این است که شب و روز را برای شما آفریده است تا در شب آرام گیرید، و در روز فضل خداوند را بجویید، باشد که سپاس بگزارید. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا خرد نمی‌ورزید، تا خداوند را که این همه نعمت ازقبیل: نعمت شنوایی و بینایی و خرد را به شما داده، و شما را در زمین پراکنده نموده، و زنده می‌گرداند و می‌میراند، و تنها او شب و روز را می‌چرخاند، بشناسید؟ و این باعث می‌گردد تا عبادت را خالصانه، و فقط برای او انجام بدهید؛ و پرستش و عبادتِ کسی دیگر -که فایده‌ای نمی‌رساند، و زیانی دفع نمی‌کند، و در چیزی تصرف نمی‌کند، و از هرجهت ناتوان است- رها کنید. و اگر شما ذره‌ای عقل داشتید، چنین می‌کردید.

المؤمنون 23:79

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ او خدايي است كه براي شما گوش و چشمان و قلبها را آفريده است، اما اندكي سپاس مي‌گذاريد. وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ و او خدايي است كه شما را در زمين پديد آورد. و در پيشگاه او گردآوري مي‌شويد. وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ و او خدايي است كه زنده مي‌كند، و مي‌ميراند، و رفت و آمد و شب و روز به فرمان اوست. آيا خرد نمي‌روزيد؟ (78) خداوند متعال از لطف و احسان خویش بر بندگانش خبر می‌دهد، منت و احسانی که بندگان را به شکرگزاری و به جای آوردنِ سپاس خداوند و ادای حقوق الهی فرا می‌خواند. پس فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ﴾) خداوند ذاتی است که برای شما گوش و شنوایی قرار داده است تا شنیدنی‌ها را بشنوید و از دین و دنیای خود بهره‌مند شوید. (﴿وَٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و به شما بینایی و چشم داد تا دیدنی‌ها را ببینید و از آن در جهت منافعتان استفاده نمایید. (﴿وَٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةَ﴾) و عقل‌ها را برایتان آفریده است تا به وسیلۀ آن اشیا را درک ‌نمایید. و با عقل است که از حیوانات تمایز پیدا می‌کنید. پس اگر شنوایی و بینایی و عقل نداشتید، و کر و لال و کور بودید، آنگاه چه حالتی داشته و چقدر از ضروریات و از کمالتان را از دست می‌دادید؟ آیا سپاسِ کسی را به جای نمی‌آورید که این نعمت‌ها را به شما ارزانی کرده است؟ و سپاسِ او این است که وی را یگانه بدانید، و از او فرمان ببرید، اما (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) شکرگزاریِ شما اندک است؛ با اینکه نعمت‌های خداوند، فراوان و پیاپی به سوی شما سرازیر می‌شود. (79) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و خداوند متعال ذاتی است که شما را در مناطق و اطراف زمین پراکنده کرده؛ و به شما توانایی استخراجِ منابعِ زمین را داده؛ و منافع و مصالح زمین را، به حدی که زندگی و مسکن شما را تأمین کند، در اختیارتان قرار داده است. (﴿وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و بعد ‌از مرگتان در پیشگاه او گرد آورده می‌شوید؛ و آنگاه شما را طبق عملِ خوب و بدی که در زمین انجام داده‌اید، مجازات می‌نماید؛ و زمینی که در آن زندگی می‌کردید، اخبار خودش را بازگو می‌کند. (80) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) و تنها خداوند زنده می‌کند، و می‌میراند؛ یعنی کسی که در زندگی و مرگ تصرف می‌نماید، فقط خداوند است.(﴿وَلَهُ ٱخۡتِلَٰفُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) و رفت و آمدِ شب و روز به فرمان خداوند می‌باشد. پس اگر او بخواهد روز را همیشگی نماید، آیا خدای دیگری هست که شب را برای شما بیاورد که درآن آرام گیرید؟! و اگر خداوند بخواهد شب را همیشگی نماید، آیا خدای دیگری هست که روشنایی برای شما بیاورد؟ آیا نمی‌بینید؟! و ازجمله رحمت خداوند، این است که شب و روز را برای شما آفریده است تا در شب آرام گیرید، و در روز فضل خداوند را بجویید، باشد که سپاس بگزارید. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا خرد نمی‌ورزید، تا خداوند را که این همه نعمت ازقبیل: نعمت شنوایی و بینایی و خرد را به شما داده، و شما را در زمین پراکنده نموده، و زنده می‌گرداند و می‌میراند، و تنها او شب و روز را می‌چرخاند، بشناسید؟ و این باعث می‌گردد تا عبادت را خالصانه، و فقط برای او انجام بدهید؛ و پرستش و عبادتِ کسی دیگر -که فایده‌ای نمی‌رساند، و زیانی دفع نمی‌کند، و در چیزی تصرف نمی‌کند، و از هرجهت ناتوان است- رها کنید. و اگر شما ذره‌ای عقل داشتید، چنین می‌کردید.

المؤمنون 23:80

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ او خدايي است كه براي شما گوش و چشمان و قلبها را آفريده است، اما اندكي سپاس مي‌گذاريد. وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ و او خدايي است كه شما را در زمين پديد آورد. و در پيشگاه او گردآوري مي‌شويد. وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ و او خدايي است كه زنده مي‌كند، و مي‌ميراند، و رفت و آمد و شب و روز به فرمان اوست. آيا خرد نمي‌روزيد؟ (78) خداوند متعال از لطف و احسان خویش بر بندگانش خبر می‌دهد، منت و احسانی که بندگان را به شکرگزاری و به جای آوردنِ سپاس خداوند و ادای حقوق الهی فرا می‌خواند. پس فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ﴾) خداوند ذاتی است که برای شما گوش و شنوایی قرار داده است تا شنیدنی‌ها را بشنوید و از دین و دنیای خود بهره‌مند شوید. (﴿وَٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و به شما بینایی و چشم داد تا دیدنی‌ها را ببینید و از آن در جهت منافعتان استفاده نمایید. (﴿وَٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةَ﴾) و عقل‌ها را برایتان آفریده است تا به وسیلۀ آن اشیا را درک ‌نمایید. و با عقل است که از حیوانات تمایز پیدا می‌کنید. پس اگر شنوایی و بینایی و عقل نداشتید، و کر و لال و کور بودید، آنگاه چه حالتی داشته و چقدر از ضروریات و از کمالتان را از دست می‌دادید؟ آیا سپاسِ کسی را به جای نمی‌آورید که این نعمت‌ها را به شما ارزانی کرده است؟ و سپاسِ او این است که وی را یگانه بدانید، و از او فرمان ببرید، اما (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) شکرگزاریِ شما اندک است؛ با اینکه نعمت‌های خداوند، فراوان و پیاپی به سوی شما سرازیر می‌شود. (79) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و خداوند متعال ذاتی است که شما را در مناطق و اطراف زمین پراکنده کرده؛ و به شما توانایی استخراجِ منابعِ زمین را داده؛ و منافع و مصالح زمین را، به حدی که زندگی و مسکن شما را تأمین کند، در اختیارتان قرار داده است. (﴿وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و بعد ‌از مرگتان در پیشگاه او گرد آورده می‌شوید؛ و آنگاه شما را طبق عملِ خوب و بدی که در زمین انجام داده‌اید، مجازات می‌نماید؛ و زمینی که در آن زندگی می‌کردید، اخبار خودش را بازگو می‌کند. (80) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) و تنها خداوند زنده می‌کند، و می‌میراند؛ یعنی کسی که در زندگی و مرگ تصرف می‌نماید، فقط خداوند است.(﴿وَلَهُ ٱخۡتِلَٰفُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) و رفت و آمدِ شب و روز به فرمان خداوند می‌باشد. پس اگر او بخواهد روز را همیشگی نماید، آیا خدای دیگری هست که شب را برای شما بیاورد که درآن آرام گیرید؟! و اگر خداوند بخواهد شب را همیشگی نماید، آیا خدای دیگری هست که روشنایی برای شما بیاورد؟ آیا نمی‌بینید؟! و ازجمله رحمت خداوند، این است که شب و روز را برای شما آفریده است تا در شب آرام گیرید، و در روز فضل خداوند را بجویید، باشد که سپاس بگزارید. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا خرد نمی‌ورزید، تا خداوند را که این همه نعمت ازقبیل: نعمت شنوایی و بینایی و خرد را به شما داده، و شما را در زمین پراکنده نموده، و زنده می‌گرداند و می‌میراند، و تنها او شب و روز را می‌چرخاند، بشناسید؟ و این باعث می‌گردد تا عبادت را خالصانه، و فقط برای او انجام بدهید؛ و پرستش و عبادتِ کسی دیگر -که فایده‌ای نمی‌رساند، و زیانی دفع نمی‌کند، و در چیزی تصرف نمی‌کند، و از هرجهت ناتوان است- رها کنید. و اگر شما ذره‌ای عقل داشتید، چنین می‌کردید.

المؤمنون 23:81

بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ بلكه سخناني همچون سخنان پيشينيان گفتند. قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ گفتند: «آيا چون بميريم و به خاك و استخوانهايي تبديل شويم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟! لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اين وعده به ما، و در گذشته به نياكان ما داده شده است، اما اين، چيزي جز افسانه‌هاي پيشينيان نيست. (81 - 83) تکذیب‌کنندگان، مسلک و شیوۀ پیشینیانی را که رستاخیز را انکار نموده و آن را بی‌نهایت بعید تصور می‌کردند، در پیش گرفتند و (﴿قَالُوٓاۡ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ﴾) گفتند: آیا هنگامی که مُردیم و تبدیل به خاک و استخوان شدیم، آیا واقعاً برانگیخته خواهیم شد؟! یعنی چنین چیزی، ممکن و قابل تصور نیست، و به گمانِ آنها در عقل نمی‌گنجد. (﴿لَقَدۡ وُعِدۡنَا نَحۡنُ وَءَابَآؤُنَا هَٰذَا مِن قَبۡلُ﴾) همواره ما وعده داده می‌شویم که رستاخیز خواهد آمد؛ واین وعده، به پدران ما نیز داده شده است؛ ولی ما آن را ندیده‌ایم، و هنوز نیامده است. (﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست؛ برای سرگرمی بیان می‌گردد، و حقیقتی ندارد. آنها دروغ گفتند، چون خداوند نشانه‌های بزرگ‌تر از زنده شدن پس از مرگ را به آنها نشان داده است، مانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾ بدون شک، آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر از آفرینش مردم است. ﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥۖ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ﴾ و مثالی برای ما زد، و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت:«چه کسی استخوان‌های فرسوده را زنده می‌نماید؟!».﴿وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ هَامِدَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ﴾ و زمین را خشکیده و بی‌جان می‌بینی؛ و چون آب را بر آن فرو فرستیم، سرسبز و زنده می‌شود.

المؤمنون 23:82

بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ بلكه سخناني همچون سخنان پيشينيان گفتند. قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ گفتند: «آيا چون بميريم و به خاك و استخوانهايي تبديل شويم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟! لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اين وعده به ما، و در گذشته به نياكان ما داده شده است، اما اين، چيزي جز افسانه‌هاي پيشينيان نيست. (81 - 83) تکذیب‌کنندگان، مسلک و شیوۀ پیشینیانی را که رستاخیز را انکار نموده و آن را بی‌نهایت بعید تصور می‌کردند، در پیش گرفتند و (﴿قَالُوٓاۡ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ﴾) گفتند: آیا هنگامی که مُردیم و تبدیل به خاک و استخوان شدیم، آیا واقعاً برانگیخته خواهیم شد؟! یعنی چنین چیزی، ممکن و قابل تصور نیست، و به گمانِ آنها در عقل نمی‌گنجد. (﴿لَقَدۡ وُعِدۡنَا نَحۡنُ وَءَابَآؤُنَا هَٰذَا مِن قَبۡلُ﴾) همواره ما وعده داده می‌شویم که رستاخیز خواهد آمد؛ واین وعده، به پدران ما نیز داده شده است؛ ولی ما آن را ندیده‌ایم، و هنوز نیامده است. (﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست؛ برای سرگرمی بیان می‌گردد، و حقیقتی ندارد. آنها دروغ گفتند، چون خداوند نشانه‌های بزرگ‌تر از زنده شدن پس از مرگ را به آنها نشان داده است، مانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾ بدون شک، آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر از آفرینش مردم است. ﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥۖ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ﴾ و مثالی برای ما زد، و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت:«چه کسی استخوان‌های فرسوده را زنده می‌نماید؟!».﴿وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ هَامِدَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ﴾ و زمین را خشکیده و بی‌جان می‌بینی؛ و چون آب را بر آن فرو فرستیم، سرسبز و زنده می‌شود.

المؤمنون 23:83

بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ بلكه سخناني همچون سخنان پيشينيان گفتند. قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ گفتند: «آيا چون بميريم و به خاك و استخوانهايي تبديل شويم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟! لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اين وعده به ما، و در گذشته به نياكان ما داده شده است، اما اين، چيزي جز افسانه‌هاي پيشينيان نيست. (81 - 83) تکذیب‌کنندگان، مسلک و شیوۀ پیشینیانی را که رستاخیز را انکار نموده و آن را بی‌نهایت بعید تصور می‌کردند، در پیش گرفتند و (﴿قَالُوٓاۡ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ﴾) گفتند: آیا هنگامی که مُردیم و تبدیل به خاک و استخوان شدیم، آیا واقعاً برانگیخته خواهیم شد؟! یعنی چنین چیزی، ممکن و قابل تصور نیست، و به گمانِ آنها در عقل نمی‌گنجد. (﴿لَقَدۡ وُعِدۡنَا نَحۡنُ وَءَابَآؤُنَا هَٰذَا مِن قَبۡلُ﴾) همواره ما وعده داده می‌شویم که رستاخیز خواهد آمد؛ واین وعده، به پدران ما نیز داده شده است؛ ولی ما آن را ندیده‌ایم، و هنوز نیامده است. (﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) این چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست؛ برای سرگرمی بیان می‌گردد، و حقیقتی ندارد. آنها دروغ گفتند، چون خداوند نشانه‌های بزرگ‌تر از زنده شدن پس از مرگ را به آنها نشان داده است، مانند اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾ بدون شک، آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر از آفرینش مردم است. ﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥۖ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ﴾ و مثالی برای ما زد، و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت:«چه کسی استخوان‌های فرسوده را زنده می‌نماید؟!».﴿وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ هَامِدَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ﴾ و زمین را خشکیده و بی‌جان می‌بینی؛ و چون آب را بر آن فرو فرستیم، سرسبز و زنده می‌شود.

المؤمنون 23:84

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست، اگر مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ خواهند گفت:«همه از آن خدايند». بگو:«آيا پند نمي‌پذيريد و يادآور نمي‌شويد؟» قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ بگو: «چه كسي پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ است؟» سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ خواهند گفت: «از آن خداست». بگو:‌«پس چرا پرهيزكاري پيشه نمي‌كنيد؟». قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو:«چه كسي است كه ملكوت هر چيزي در دست اوست؟‌و او خداوندي است كه پناه مي‌دهد، و در برابر [عذاب] او [از كسي] نتوان پناه گرفت اگر شما مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ خواهند گفت:«[همة اينها] از آن خداست». بگو:«پس چگونه دستخوش افسون شده‌ايد؟». (84 - 85) با استدلال به توحیدِ ربوبیتی که منکران به آن اقرار کرده‌اند، با آنان به گفتگو بپرداز؛ و برایشان روشن ساز که بر اساس این اعتراف، نباید توحیدِ الوهیت، و انجامِ عبادت برای خدا را انکار نمایند؛ و با استدلال به اینکه، آنها قبول دارند که تمامی پدیده‌های کوچک و بزرگ را خدا آفریده است، به آنان بگو که نباید زنده شدن پس از مرگ را انکار نمایند؛ چرا که این امر، بسیار آسان است. پس به کسانی که زنده شدنِ پس از مرگ و رستاخیز را تکذیب می‌کنند، و چیزهای دیگری را با خدا برابر می‌دانند، بگو: (﴿لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ﴾) زمین و کسانی که در آن هستند، از آنِ کیست؟ یعنی چه کسی زمین و کسانی را که روی آن هستند، از قبیل: حیوانات و نباتات و جمادات و دریاها و رودبارها و کوه‌ها را آفریده است؛ و مالک و مدبرِ این چیزها کیست؟ پس وقتی که از آنان دراین باره بپرسید، باید بگویند: فقط خداوند اینها را آفریده، و همه از آنِ او هستند. و آنگاه که به این اقرار کردند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید؟ یعنی آیا به آنچه که خداوند شما را به آن پند داده است، برنمی‌گردید؟ چرا که حقیقتِ امر برایتان مشخص است، و در سرشت و فطرت شما قرار دارد. ولی گاهی اوقات، اعراض و رویگردانیِ شما، آن را پنهان می‌نماید. حقیقت این است که وقتی شما به اندیشه و حافظۀ خود برگردید، خواهید دانست که تنها باید مالکِ این چیزها را معبود دانست؛ و معبود بودنِ چیزهایی که مملوک هستند باطل‌ترین امر است. سپس به امری بزرگ‌تر روی آورد و فرمود: (86 - 87) (﴿قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ﴾) بگو: «چه کسی صاحب و پروردگارِ آسمان‌های هفت‌گانه و پروردگارِ ستاره‌ها و سیاره‌ها و چراغ‌های فروزان آسمان است؟ (﴿وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و پروردگارِ عرشِ بزرگ که بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین مخلوق است، چه کسی است؟ پس چه کسی آن‌را آفریده، و انواع تدابیر را در آن به کار برده است؟. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) خواهند گفت: از آنِ خداست؛ یعنی اقرار خواهند کرد که پروردگارِ همۀ اینها خداست. و چون به این اقرار نمایند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) پس چرا از پرستشِ مخلوقات و آفریده‌های ناتوان پرهیز نمی‌کنید، و از پروردگار بزرگ نمی‌هراسید، پروردگاری که قدرتش کامل و فرمانروایی‌اش بزرگ است. و در فرمودۀ (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) و (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) لطافت گفتاری خاص وجود دارد؛ چرا که خداوند با به‌کارگیری کلماتی که بیانگر تشویق و تحریک بوده، دل‌ها را جذب ‌نموده و آنان را اندرز گفته است. سپس به اقرار بزرگ‌ترشان پرداخت و فرمود: (88 - 89) (﴿قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) بگو: کیست که ملکوتِ هر چیزی در دست اوست؟ یعنی چه کسی صاحب ومالکِ هر چیزی است؛ وعالمِ بالا وپایین، وآنچه را می‌بینیم وآنچه را نمی‌بینیم، همه در دست اوست؟ (﴿مَلَكُوتُ﴾) صیغۀ مبالغه و به معنی سلطنت و فرمانروایی است. (﴿وَهُوَ يُجِيرُ﴾) و او بندگانش را از هر شری پناه می‌دهد؛ و ناگواری‌ها را از آنان دور می‌نماید؛ و از آنچه که به آنها زیان می‌رساند، آنان را محافظت می‌کند. (﴿وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ﴾) و هیچ کس نمی‌تواند کسی را از عذاب خدا پناه دهد؛ و کسی نمی‌تواند شری را که خداوند مقدر نموده است، دور کند؛ بلکه هیچ کس نزد خدا، جز با اجازه اش، شفاعت و سفارش نمی‌کند. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) اقرار خواهند کرد که خداوند مالک و صاحب هر چیزی است، و او پناه دهنده می‌باشد، و کسی‌را در برابر او نمی‌توان پناه داد. (﴿قُلۡ﴾) وقتی به آن اقرار نمودند، به طور الزام به آنان بگو: (﴿فَأَنَّىٰ تُسۡحَرُونَ﴾) پس چگونه گول می‌خورید؟ یعنی پس عقل‌هایتان کجا می‌رود، و کسانی را پرستش می‌کنید که می‌دانید آنان پادشاهی واختیاری نداشته، و بهره‌ای از فرماندهی و پادشاهی را ندارند، و آنها از هرجهت ناتوان می‌باشند، و شما اخلاص و بندگی مالک بزرگ و توانای مدبر را ترک کرده‌اید. پس خرد و اندیشه‌ای که شما را به این راهنمایی نموده است، خردی فریب خورده و افسون شده است؛ و بدون تردید، شیطان عقل‌هایتان را، با زیبا جلوه دادن و واژگون کردنِ حقایق افسون کرده است؛ پس عقل‌های آنان مسحور شده است، چنانکه جادوگران چشم‌های مردم را جادو می‌نمایند.

المؤمنون 23:85

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست، اگر مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ خواهند گفت:«همه از آن خدايند». بگو:«آيا پند نمي‌پذيريد و يادآور نمي‌شويد؟» قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ بگو: «چه كسي پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ است؟» سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ خواهند گفت: «از آن خداست». بگو:‌«پس چرا پرهيزكاري پيشه نمي‌كنيد؟». قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو:«چه كسي است كه ملكوت هر چيزي در دست اوست؟‌و او خداوندي است كه پناه مي‌دهد، و در برابر [عذاب] او [از كسي] نتوان پناه گرفت اگر شما مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ خواهند گفت:«[همة اينها] از آن خداست». بگو:«پس چگونه دستخوش افسون شده‌ايد؟». (84 - 85) با استدلال به توحیدِ ربوبیتی که منکران به آن اقرار کرده‌اند، با آنان به گفتگو بپرداز؛ و برایشان روشن ساز که بر اساس این اعتراف، نباید توحیدِ الوهیت، و انجامِ عبادت برای خدا را انکار نمایند؛ و با استدلال به اینکه، آنها قبول دارند که تمامی پدیده‌های کوچک و بزرگ را خدا آفریده است، به آنان بگو که نباید زنده شدن پس از مرگ را انکار نمایند؛ چرا که این امر، بسیار آسان است. پس به کسانی که زنده شدنِ پس از مرگ و رستاخیز را تکذیب می‌کنند، و چیزهای دیگری را با خدا برابر می‌دانند، بگو: (﴿لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ﴾) زمین و کسانی که در آن هستند، از آنِ کیست؟ یعنی چه کسی زمین و کسانی را که روی آن هستند، از قبیل: حیوانات و نباتات و جمادات و دریاها و رودبارها و کوه‌ها را آفریده است؛ و مالک و مدبرِ این چیزها کیست؟ پس وقتی که از آنان دراین باره بپرسید، باید بگویند: فقط خداوند اینها را آفریده، و همه از آنِ او هستند. و آنگاه که به این اقرار کردند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید؟ یعنی آیا به آنچه که خداوند شما را به آن پند داده است، برنمی‌گردید؟ چرا که حقیقتِ امر برایتان مشخص است، و در سرشت و فطرت شما قرار دارد. ولی گاهی اوقات، اعراض و رویگردانیِ شما، آن را پنهان می‌نماید. حقیقت این است که وقتی شما به اندیشه و حافظۀ خود برگردید، خواهید دانست که تنها باید مالکِ این چیزها را معبود دانست؛ و معبود بودنِ چیزهایی که مملوک هستند باطل‌ترین امر است. سپس به امری بزرگ‌تر روی آورد و فرمود: (86 - 87) (﴿قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ﴾) بگو: «چه کسی صاحب و پروردگارِ آسمان‌های هفت‌گانه و پروردگارِ ستاره‌ها و سیاره‌ها و چراغ‌های فروزان آسمان است؟ (﴿وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و پروردگارِ عرشِ بزرگ که بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین مخلوق است، چه کسی است؟ پس چه کسی آن‌را آفریده، و انواع تدابیر را در آن به کار برده است؟. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) خواهند گفت: از آنِ خداست؛ یعنی اقرار خواهند کرد که پروردگارِ همۀ اینها خداست. و چون به این اقرار نمایند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) پس چرا از پرستشِ مخلوقات و آفریده‌های ناتوان پرهیز نمی‌کنید، و از پروردگار بزرگ نمی‌هراسید، پروردگاری که قدرتش کامل و فرمانروایی‌اش بزرگ است. و در فرمودۀ (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) و (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) لطافت گفتاری خاص وجود دارد؛ چرا که خداوند با به‌کارگیری کلماتی که بیانگر تشویق و تحریک بوده، دل‌ها را جذب ‌نموده و آنان را اندرز گفته است. سپس به اقرار بزرگ‌ترشان پرداخت و فرمود: (88 - 89) (﴿قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) بگو: کیست که ملکوتِ هر چیزی در دست اوست؟ یعنی چه کسی صاحب ومالکِ هر چیزی است؛ وعالمِ بالا وپایین، وآنچه را می‌بینیم وآنچه را نمی‌بینیم، همه در دست اوست؟ (﴿مَلَكُوتُ﴾) صیغۀ مبالغه و به معنی سلطنت و فرمانروایی است. (﴿وَهُوَ يُجِيرُ﴾) و او بندگانش را از هر شری پناه می‌دهد؛ و ناگواری‌ها را از آنان دور می‌نماید؛ و از آنچه که به آنها زیان می‌رساند، آنان را محافظت می‌کند. (﴿وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ﴾) و هیچ کس نمی‌تواند کسی را از عذاب خدا پناه دهد؛ و کسی نمی‌تواند شری را که خداوند مقدر نموده است، دور کند؛ بلکه هیچ کس نزد خدا، جز با اجازه اش، شفاعت و سفارش نمی‌کند. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) اقرار خواهند کرد که خداوند مالک و صاحب هر چیزی است، و او پناه دهنده می‌باشد، و کسی‌را در برابر او نمی‌توان پناه داد. (﴿قُلۡ﴾) وقتی به آن اقرار نمودند، به طور الزام به آنان بگو: (﴿فَأَنَّىٰ تُسۡحَرُونَ﴾) پس چگونه گول می‌خورید؟ یعنی پس عقل‌هایتان کجا می‌رود، و کسانی را پرستش می‌کنید که می‌دانید آنان پادشاهی واختیاری نداشته، و بهره‌ای از فرماندهی و پادشاهی را ندارند، و آنها از هرجهت ناتوان می‌باشند، و شما اخلاص و بندگی مالک بزرگ و توانای مدبر را ترک کرده‌اید. پس خرد و اندیشه‌ای که شما را به این راهنمایی نموده است، خردی فریب خورده و افسون شده است؛ و بدون تردید، شیطان عقل‌هایتان را، با زیبا جلوه دادن و واژگون کردنِ حقایق افسون کرده است؛ پس عقل‌های آنان مسحور شده است، چنانکه جادوگران چشم‌های مردم را جادو می‌نمایند.

المؤمنون 23:86

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست، اگر مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ خواهند گفت:«همه از آن خدايند». بگو:«آيا پند نمي‌پذيريد و يادآور نمي‌شويد؟» قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ بگو: «چه كسي پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ است؟» سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ خواهند گفت: «از آن خداست». بگو:‌«پس چرا پرهيزكاري پيشه نمي‌كنيد؟». قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو:«چه كسي است كه ملكوت هر چيزي در دست اوست؟‌و او خداوندي است كه پناه مي‌دهد، و در برابر [عذاب] او [از كسي] نتوان پناه گرفت اگر شما مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ خواهند گفت:«[همة اينها] از آن خداست». بگو:«پس چگونه دستخوش افسون شده‌ايد؟». (84 - 85) با استدلال به توحیدِ ربوبیتی که منکران به آن اقرار کرده‌اند، با آنان به گفتگو بپرداز؛ و برایشان روشن ساز که بر اساس این اعتراف، نباید توحیدِ الوهیت، و انجامِ عبادت برای خدا را انکار نمایند؛ و با استدلال به اینکه، آنها قبول دارند که تمامی پدیده‌های کوچک و بزرگ را خدا آفریده است، به آنان بگو که نباید زنده شدن پس از مرگ را انکار نمایند؛ چرا که این امر، بسیار آسان است. پس به کسانی که زنده شدنِ پس از مرگ و رستاخیز را تکذیب می‌کنند، و چیزهای دیگری را با خدا برابر می‌دانند، بگو: (﴿لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ﴾) زمین و کسانی که در آن هستند، از آنِ کیست؟ یعنی چه کسی زمین و کسانی را که روی آن هستند، از قبیل: حیوانات و نباتات و جمادات و دریاها و رودبارها و کوه‌ها را آفریده است؛ و مالک و مدبرِ این چیزها کیست؟ پس وقتی که از آنان دراین باره بپرسید، باید بگویند: فقط خداوند اینها را آفریده، و همه از آنِ او هستند. و آنگاه که به این اقرار کردند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید؟ یعنی آیا به آنچه که خداوند شما را به آن پند داده است، برنمی‌گردید؟ چرا که حقیقتِ امر برایتان مشخص است، و در سرشت و فطرت شما قرار دارد. ولی گاهی اوقات، اعراض و رویگردانیِ شما، آن را پنهان می‌نماید. حقیقت این است که وقتی شما به اندیشه و حافظۀ خود برگردید، خواهید دانست که تنها باید مالکِ این چیزها را معبود دانست؛ و معبود بودنِ چیزهایی که مملوک هستند باطل‌ترین امر است. سپس به امری بزرگ‌تر روی آورد و فرمود: (86 - 87) (﴿قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ﴾) بگو: «چه کسی صاحب و پروردگارِ آسمان‌های هفت‌گانه و پروردگارِ ستاره‌ها و سیاره‌ها و چراغ‌های فروزان آسمان است؟ (﴿وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و پروردگارِ عرشِ بزرگ که بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین مخلوق است، چه کسی است؟ پس چه کسی آن‌را آفریده، و انواع تدابیر را در آن به کار برده است؟. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) خواهند گفت: از آنِ خداست؛ یعنی اقرار خواهند کرد که پروردگارِ همۀ اینها خداست. و چون به این اقرار نمایند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) پس چرا از پرستشِ مخلوقات و آفریده‌های ناتوان پرهیز نمی‌کنید، و از پروردگار بزرگ نمی‌هراسید، پروردگاری که قدرتش کامل و فرمانروایی‌اش بزرگ است. و در فرمودۀ (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) و (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) لطافت گفتاری خاص وجود دارد؛ چرا که خداوند با به‌کارگیری کلماتی که بیانگر تشویق و تحریک بوده، دل‌ها را جذب ‌نموده و آنان را اندرز گفته است. سپس به اقرار بزرگ‌ترشان پرداخت و فرمود: (88 - 89) (﴿قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) بگو: کیست که ملکوتِ هر چیزی در دست اوست؟ یعنی چه کسی صاحب ومالکِ هر چیزی است؛ وعالمِ بالا وپایین، وآنچه را می‌بینیم وآنچه را نمی‌بینیم، همه در دست اوست؟ (﴿مَلَكُوتُ﴾) صیغۀ مبالغه و به معنی سلطنت و فرمانروایی است. (﴿وَهُوَ يُجِيرُ﴾) و او بندگانش را از هر شری پناه می‌دهد؛ و ناگواری‌ها را از آنان دور می‌نماید؛ و از آنچه که به آنها زیان می‌رساند، آنان را محافظت می‌کند. (﴿وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ﴾) و هیچ کس نمی‌تواند کسی را از عذاب خدا پناه دهد؛ و کسی نمی‌تواند شری را که خداوند مقدر نموده است، دور کند؛ بلکه هیچ کس نزد خدا، جز با اجازه اش، شفاعت و سفارش نمی‌کند. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) اقرار خواهند کرد که خداوند مالک و صاحب هر چیزی است، و او پناه دهنده می‌باشد، و کسی‌را در برابر او نمی‌توان پناه داد. (﴿قُلۡ﴾) وقتی به آن اقرار نمودند، به طور الزام به آنان بگو: (﴿فَأَنَّىٰ تُسۡحَرُونَ﴾) پس چگونه گول می‌خورید؟ یعنی پس عقل‌هایتان کجا می‌رود، و کسانی را پرستش می‌کنید که می‌دانید آنان پادشاهی واختیاری نداشته، و بهره‌ای از فرماندهی و پادشاهی را ندارند، و آنها از هرجهت ناتوان می‌باشند، و شما اخلاص و بندگی مالک بزرگ و توانای مدبر را ترک کرده‌اید. پس خرد و اندیشه‌ای که شما را به این راهنمایی نموده است، خردی فریب خورده و افسون شده است؛ و بدون تردید، شیطان عقل‌هایتان را، با زیبا جلوه دادن و واژگون کردنِ حقایق افسون کرده است؛ پس عقل‌های آنان مسحور شده است، چنانکه جادوگران چشم‌های مردم را جادو می‌نمایند.

المؤمنون 23:87

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست، اگر مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ خواهند گفت:«همه از آن خدايند». بگو:«آيا پند نمي‌پذيريد و يادآور نمي‌شويد؟» قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ بگو: «چه كسي پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ است؟» سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ خواهند گفت: «از آن خداست». بگو:‌«پس چرا پرهيزكاري پيشه نمي‌كنيد؟». قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو:«چه كسي است كه ملكوت هر چيزي در دست اوست؟‌و او خداوندي است كه پناه مي‌دهد، و در برابر [عذاب] او [از كسي] نتوان پناه گرفت اگر شما مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ خواهند گفت:«[همة اينها] از آن خداست». بگو:«پس چگونه دستخوش افسون شده‌ايد؟». (84 - 85) با استدلال به توحیدِ ربوبیتی که منکران به آن اقرار کرده‌اند، با آنان به گفتگو بپرداز؛ و برایشان روشن ساز که بر اساس این اعتراف، نباید توحیدِ الوهیت، و انجامِ عبادت برای خدا را انکار نمایند؛ و با استدلال به اینکه، آنها قبول دارند که تمامی پدیده‌های کوچک و بزرگ را خدا آفریده است، به آنان بگو که نباید زنده شدن پس از مرگ را انکار نمایند؛ چرا که این امر، بسیار آسان است. پس به کسانی که زنده شدنِ پس از مرگ و رستاخیز را تکذیب می‌کنند، و چیزهای دیگری را با خدا برابر می‌دانند، بگو: (﴿لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ﴾) زمین و کسانی که در آن هستند، از آنِ کیست؟ یعنی چه کسی زمین و کسانی را که روی آن هستند، از قبیل: حیوانات و نباتات و جمادات و دریاها و رودبارها و کوه‌ها را آفریده است؛ و مالک و مدبرِ این چیزها کیست؟ پس وقتی که از آنان دراین باره بپرسید، باید بگویند: فقط خداوند اینها را آفریده، و همه از آنِ او هستند. و آنگاه که به این اقرار کردند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید؟ یعنی آیا به آنچه که خداوند شما را به آن پند داده است، برنمی‌گردید؟ چرا که حقیقتِ امر برایتان مشخص است، و در سرشت و فطرت شما قرار دارد. ولی گاهی اوقات، اعراض و رویگردانیِ شما، آن را پنهان می‌نماید. حقیقت این است که وقتی شما به اندیشه و حافظۀ خود برگردید، خواهید دانست که تنها باید مالکِ این چیزها را معبود دانست؛ و معبود بودنِ چیزهایی که مملوک هستند باطل‌ترین امر است. سپس به امری بزرگ‌تر روی آورد و فرمود: (86 - 87) (﴿قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ﴾) بگو: «چه کسی صاحب و پروردگارِ آسمان‌های هفت‌گانه و پروردگارِ ستاره‌ها و سیاره‌ها و چراغ‌های فروزان آسمان است؟ (﴿وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و پروردگارِ عرشِ بزرگ که بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین مخلوق است، چه کسی است؟ پس چه کسی آن‌را آفریده، و انواع تدابیر را در آن به کار برده است؟. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) خواهند گفت: از آنِ خداست؛ یعنی اقرار خواهند کرد که پروردگارِ همۀ اینها خداست. و چون به این اقرار نمایند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) پس چرا از پرستشِ مخلوقات و آفریده‌های ناتوان پرهیز نمی‌کنید، و از پروردگار بزرگ نمی‌هراسید، پروردگاری که قدرتش کامل و فرمانروایی‌اش بزرگ است. و در فرمودۀ (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) و (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) لطافت گفتاری خاص وجود دارد؛ چرا که خداوند با به‌کارگیری کلماتی که بیانگر تشویق و تحریک بوده، دل‌ها را جذب ‌نموده و آنان را اندرز گفته است. سپس به اقرار بزرگ‌ترشان پرداخت و فرمود: (88 - 89) (﴿قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) بگو: کیست که ملکوتِ هر چیزی در دست اوست؟ یعنی چه کسی صاحب ومالکِ هر چیزی است؛ وعالمِ بالا وپایین، وآنچه را می‌بینیم وآنچه را نمی‌بینیم، همه در دست اوست؟ (﴿مَلَكُوتُ﴾) صیغۀ مبالغه و به معنی سلطنت و فرمانروایی است. (﴿وَهُوَ يُجِيرُ﴾) و او بندگانش را از هر شری پناه می‌دهد؛ و ناگواری‌ها را از آنان دور می‌نماید؛ و از آنچه که به آنها زیان می‌رساند، آنان را محافظت می‌کند. (﴿وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ﴾) و هیچ کس نمی‌تواند کسی را از عذاب خدا پناه دهد؛ و کسی نمی‌تواند شری را که خداوند مقدر نموده است، دور کند؛ بلکه هیچ کس نزد خدا، جز با اجازه اش، شفاعت و سفارش نمی‌کند. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) اقرار خواهند کرد که خداوند مالک و صاحب هر چیزی است، و او پناه دهنده می‌باشد، و کسی‌را در برابر او نمی‌توان پناه داد. (﴿قُلۡ﴾) وقتی به آن اقرار نمودند، به طور الزام به آنان بگو: (﴿فَأَنَّىٰ تُسۡحَرُونَ﴾) پس چگونه گول می‌خورید؟ یعنی پس عقل‌هایتان کجا می‌رود، و کسانی را پرستش می‌کنید که می‌دانید آنان پادشاهی واختیاری نداشته، و بهره‌ای از فرماندهی و پادشاهی را ندارند، و آنها از هرجهت ناتوان می‌باشند، و شما اخلاص و بندگی مالک بزرگ و توانای مدبر را ترک کرده‌اید. پس خرد و اندیشه‌ای که شما را به این راهنمایی نموده است، خردی فریب خورده و افسون شده است؛ و بدون تردید، شیطان عقل‌هایتان را، با زیبا جلوه دادن و واژگون کردنِ حقایق افسون کرده است؛ پس عقل‌های آنان مسحور شده است، چنانکه جادوگران چشم‌های مردم را جادو می‌نمایند.

المؤمنون 23:88

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست، اگر مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ خواهند گفت:«همه از آن خدايند». بگو:«آيا پند نمي‌پذيريد و يادآور نمي‌شويد؟» قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ بگو: «چه كسي پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ است؟» سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ خواهند گفت: «از آن خداست». بگو:‌«پس چرا پرهيزكاري پيشه نمي‌كنيد؟». قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو:«چه كسي است كه ملكوت هر چيزي در دست اوست؟‌و او خداوندي است كه پناه مي‌دهد، و در برابر [عذاب] او [از كسي] نتوان پناه گرفت اگر شما مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ خواهند گفت:«[همة اينها] از آن خداست». بگو:«پس چگونه دستخوش افسون شده‌ايد؟». (84 - 85) با استدلال به توحیدِ ربوبیتی که منکران به آن اقرار کرده‌اند، با آنان به گفتگو بپرداز؛ و برایشان روشن ساز که بر اساس این اعتراف، نباید توحیدِ الوهیت، و انجامِ عبادت برای خدا را انکار نمایند؛ و با استدلال به اینکه، آنها قبول دارند که تمامی پدیده‌های کوچک و بزرگ را خدا آفریده است، به آنان بگو که نباید زنده شدن پس از مرگ را انکار نمایند؛ چرا که این امر، بسیار آسان است. پس به کسانی که زنده شدنِ پس از مرگ و رستاخیز را تکذیب می‌کنند، و چیزهای دیگری را با خدا برابر می‌دانند، بگو: (﴿لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ﴾) زمین و کسانی که در آن هستند، از آنِ کیست؟ یعنی چه کسی زمین و کسانی را که روی آن هستند، از قبیل: حیوانات و نباتات و جمادات و دریاها و رودبارها و کوه‌ها را آفریده است؛ و مالک و مدبرِ این چیزها کیست؟ پس وقتی که از آنان دراین باره بپرسید، باید بگویند: فقط خداوند اینها را آفریده، و همه از آنِ او هستند. و آنگاه که به این اقرار کردند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید؟ یعنی آیا به آنچه که خداوند شما را به آن پند داده است، برنمی‌گردید؟ چرا که حقیقتِ امر برایتان مشخص است، و در سرشت و فطرت شما قرار دارد. ولی گاهی اوقات، اعراض و رویگردانیِ شما، آن را پنهان می‌نماید. حقیقت این است که وقتی شما به اندیشه و حافظۀ خود برگردید، خواهید دانست که تنها باید مالکِ این چیزها را معبود دانست؛ و معبود بودنِ چیزهایی که مملوک هستند باطل‌ترین امر است. سپس به امری بزرگ‌تر روی آورد و فرمود: (86 - 87) (﴿قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ﴾) بگو: «چه کسی صاحب و پروردگارِ آسمان‌های هفت‌گانه و پروردگارِ ستاره‌ها و سیاره‌ها و چراغ‌های فروزان آسمان است؟ (﴿وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و پروردگارِ عرشِ بزرگ که بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین مخلوق است، چه کسی است؟ پس چه کسی آن‌را آفریده، و انواع تدابیر را در آن به کار برده است؟. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) خواهند گفت: از آنِ خداست؛ یعنی اقرار خواهند کرد که پروردگارِ همۀ اینها خداست. و چون به این اقرار نمایند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) پس چرا از پرستشِ مخلوقات و آفریده‌های ناتوان پرهیز نمی‌کنید، و از پروردگار بزرگ نمی‌هراسید، پروردگاری که قدرتش کامل و فرمانروایی‌اش بزرگ است. و در فرمودۀ (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) و (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) لطافت گفتاری خاص وجود دارد؛ چرا که خداوند با به‌کارگیری کلماتی که بیانگر تشویق و تحریک بوده، دل‌ها را جذب ‌نموده و آنان را اندرز گفته است. سپس به اقرار بزرگ‌ترشان پرداخت و فرمود: (88 - 89) (﴿قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) بگو: کیست که ملکوتِ هر چیزی در دست اوست؟ یعنی چه کسی صاحب ومالکِ هر چیزی است؛ وعالمِ بالا وپایین، وآنچه را می‌بینیم وآنچه را نمی‌بینیم، همه در دست اوست؟ (﴿مَلَكُوتُ﴾) صیغۀ مبالغه و به معنی سلطنت و فرمانروایی است. (﴿وَهُوَ يُجِيرُ﴾) و او بندگانش را از هر شری پناه می‌دهد؛ و ناگواری‌ها را از آنان دور می‌نماید؛ و از آنچه که به آنها زیان می‌رساند، آنان را محافظت می‌کند. (﴿وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ﴾) و هیچ کس نمی‌تواند کسی را از عذاب خدا پناه دهد؛ و کسی نمی‌تواند شری را که خداوند مقدر نموده است، دور کند؛ بلکه هیچ کس نزد خدا، جز با اجازه اش، شفاعت و سفارش نمی‌کند. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) اقرار خواهند کرد که خداوند مالک و صاحب هر چیزی است، و او پناه دهنده می‌باشد، و کسی‌را در برابر او نمی‌توان پناه داد. (﴿قُلۡ﴾) وقتی به آن اقرار نمودند، به طور الزام به آنان بگو: (﴿فَأَنَّىٰ تُسۡحَرُونَ﴾) پس چگونه گول می‌خورید؟ یعنی پس عقل‌هایتان کجا می‌رود، و کسانی را پرستش می‌کنید که می‌دانید آنان پادشاهی واختیاری نداشته، و بهره‌ای از فرماندهی و پادشاهی را ندارند، و آنها از هرجهت ناتوان می‌باشند، و شما اخلاص و بندگی مالک بزرگ و توانای مدبر را ترک کرده‌اید. پس خرد و اندیشه‌ای که شما را به این راهنمایی نموده است، خردی فریب خورده و افسون شده است؛ و بدون تردید، شیطان عقل‌هایتان را، با زیبا جلوه دادن و واژگون کردنِ حقایق افسون کرده است؛ پس عقل‌های آنان مسحور شده است، چنانکه جادوگران چشم‌های مردم را جادو می‌نمایند.

المؤمنون 23:89

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست، اگر مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ خواهند گفت:«همه از آن خدايند». بگو:«آيا پند نمي‌پذيريد و يادآور نمي‌شويد؟» قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ بگو: «چه كسي پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ است؟» سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ خواهند گفت: «از آن خداست». بگو:‌«پس چرا پرهيزكاري پيشه نمي‌كنيد؟». قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو:«چه كسي است كه ملكوت هر چيزي در دست اوست؟‌و او خداوندي است كه پناه مي‌دهد، و در برابر [عذاب] او [از كسي] نتوان پناه گرفت اگر شما مي‌دانيد؟». سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ خواهند گفت:«[همة اينها] از آن خداست». بگو:«پس چگونه دستخوش افسون شده‌ايد؟». (84 - 85) با استدلال به توحیدِ ربوبیتی که منکران به آن اقرار کرده‌اند، با آنان به گفتگو بپرداز؛ و برایشان روشن ساز که بر اساس این اعتراف، نباید توحیدِ الوهیت، و انجامِ عبادت برای خدا را انکار نمایند؛ و با استدلال به اینکه، آنها قبول دارند که تمامی پدیده‌های کوچک و بزرگ را خدا آفریده است، به آنان بگو که نباید زنده شدن پس از مرگ را انکار نمایند؛ چرا که این امر، بسیار آسان است. پس به کسانی که زنده شدنِ پس از مرگ و رستاخیز را تکذیب می‌کنند، و چیزهای دیگری را با خدا برابر می‌دانند، بگو: (﴿لِّمَنِ ٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهَآ﴾) زمین و کسانی که در آن هستند، از آنِ کیست؟ یعنی چه کسی زمین و کسانی را که روی آن هستند، از قبیل: حیوانات و نباتات و جمادات و دریاها و رودبارها و کوه‌ها را آفریده است؛ و مالک و مدبرِ این چیزها کیست؟ پس وقتی که از آنان دراین باره بپرسید، باید بگویند: فقط خداوند اینها را آفریده، و همه از آنِ او هستند. و آنگاه که به این اقرار کردند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پند نمی‌پذیرید؟ یعنی آیا به آنچه که خداوند شما را به آن پند داده است، برنمی‌گردید؟ چرا که حقیقتِ امر برایتان مشخص است، و در سرشت و فطرت شما قرار دارد. ولی گاهی اوقات، اعراض و رویگردانیِ شما، آن را پنهان می‌نماید. حقیقت این است که وقتی شما به اندیشه و حافظۀ خود برگردید، خواهید دانست که تنها باید مالکِ این چیزها را معبود دانست؛ و معبود بودنِ چیزهایی که مملوک هستند باطل‌ترین امر است. سپس به امری بزرگ‌تر روی آورد و فرمود: (86 - 87) (﴿قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ﴾) بگو: «چه کسی صاحب و پروردگارِ آسمان‌های هفت‌گانه و پروردگارِ ستاره‌ها و سیاره‌ها و چراغ‌های فروزان آسمان است؟ (﴿وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ﴾) و پروردگارِ عرشِ بزرگ که بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین مخلوق است، چه کسی است؟ پس چه کسی آن‌را آفریده، و انواع تدابیر را در آن به کار برده است؟. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) خواهند گفت: از آنِ خداست؛ یعنی اقرار خواهند کرد که پروردگارِ همۀ اینها خداست. و چون به این اقرار نمایند، به آنان بگو: (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) پس چرا از پرستشِ مخلوقات و آفریده‌های ناتوان پرهیز نمی‌کنید، و از پروردگار بزرگ نمی‌هراسید، پروردگاری که قدرتش کامل و فرمانروایی‌اش بزرگ است. و در فرمودۀ (﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) و (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) لطافت گفتاری خاص وجود دارد؛ چرا که خداوند با به‌کارگیری کلماتی که بیانگر تشویق و تحریک بوده، دل‌ها را جذب ‌نموده و آنان را اندرز گفته است. سپس به اقرار بزرگ‌ترشان پرداخت و فرمود: (88 - 89) (﴿قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾) بگو: کیست که ملکوتِ هر چیزی در دست اوست؟ یعنی چه کسی صاحب ومالکِ هر چیزی است؛ وعالمِ بالا وپایین، وآنچه را می‌بینیم وآنچه را نمی‌بینیم، همه در دست اوست؟ (﴿مَلَكُوتُ﴾) صیغۀ مبالغه و به معنی سلطنت و فرمانروایی است. (﴿وَهُوَ يُجِيرُ﴾) و او بندگانش را از هر شری پناه می‌دهد؛ و ناگواری‌ها را از آنان دور می‌نماید؛ و از آنچه که به آنها زیان می‌رساند، آنان را محافظت می‌کند. (﴿وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ﴾) و هیچ کس نمی‌تواند کسی را از عذاب خدا پناه دهد؛ و کسی نمی‌تواند شری را که خداوند مقدر نموده است، دور کند؛ بلکه هیچ کس نزد خدا، جز با اجازه اش، شفاعت و سفارش نمی‌کند. (﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ﴾) اقرار خواهند کرد که خداوند مالک و صاحب هر چیزی است، و او پناه دهنده می‌باشد، و کسی‌را در برابر او نمی‌توان پناه داد. (﴿قُلۡ﴾) وقتی به آن اقرار نمودند، به طور الزام به آنان بگو: (﴿فَأَنَّىٰ تُسۡحَرُونَ﴾) پس چگونه گول می‌خورید؟ یعنی پس عقل‌هایتان کجا می‌رود، و کسانی را پرستش می‌کنید که می‌دانید آنان پادشاهی واختیاری نداشته، و بهره‌ای از فرماندهی و پادشاهی را ندارند، و آنها از هرجهت ناتوان می‌باشند، و شما اخلاص و بندگی مالک بزرگ و توانای مدبر را ترک کرده‌اید. پس خرد و اندیشه‌ای که شما را به این راهنمایی نموده است، خردی فریب خورده و افسون شده است؛ و بدون تردید، شیطان عقل‌هایتان را، با زیبا جلوه دادن و واژگون کردنِ حقایق افسون کرده است؛ پس عقل‌های آنان مسحور شده است، چنانکه جادوگران چشم‌های مردم را جادو می‌نمایند.

المؤمنون 23:90

بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ بلكه براي ايشان حق را آروده‌ايم، و قطعاً آنان دروغگو هستند. مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ خداوند هيچ فرزندي را برنگرفته و هيچ معبودي با او نبوده است، اگر چنين مي‌بود، هر معبودي آفريده‌هاي خود را با خود مي‌برد، و برخي بر ديگري برتري مي‌جستند، خدا از آنچه كه آنان توصيف مي‌كنند مبراست. عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ [خداوند يگانه] آگاه به پنهان و آشكار است، [و] از آنچه [با او] شريك مي‌پندارد برتر است. (90 - 92) خداوند متعال می‌فرماید: بلکه ما برای این تکذیب کنندگان حق را آورده‌ایم که اخبارِ راستین و امر و نهی عادلانه را در بر دارد. پس چرا آنها به آن عتراف نمی‌کنند، در حالی که سزاوارتر است از حق پیروی نمایند. آنها نزد خود، چیزی جز دروغ و ستم ندارند که به ‌جای حق قرار دهند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و آنان دروغگو هستند. (﴿مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍ﴾) خداوند هیچ فرزندی را برنگرفته، و هیچ معبودی با او نبوده است؛ و اینکه می‌گویند:«خداوند دارای فرزندی است و خدایی دیگر با او هست»، دروغی است که غیر واقعی بودنِ آن، با شهادتِ خداوند و پیامبرانش و با عقل درست و سالم اثبات می‌شود. بنابراین خداوند بر ناممکن بودنِ وجود خدایی دیگر، دلیلِ عقلی بیان کرد و فرمود: (﴿إِذٗا﴾) اگر همراه خداوند ـ‌آن‌گونه که آنها می‌گویندـ دیگر خدایانی بودند، (﴿لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ﴾) هرخدایی، به آفریدگان خود می‌پرداخت، و از دیگران جدا می‌شد؛ و برای بازداشتن و شکست دادن خدایان دیگر می‌کوشید. (﴿وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) و برخی از خدایان بر برخی دیگر چیره می‌شدند؛ و آن که چیره و غالب می‌گشت، خداوند می‌شد. بنابراین چنانچه خدایان متعددی وجود داشتند، وجود جهان ممکن نبود، و چنین نظم شگفت‌انگیزی -که عقل‌ها را حیران کرده است- در جهان حاکم نمی‌گشت. و نظمِ سرسام‌آوری که بر چرخشِ خورشید و ماه و ستارگانِ ثابت و متحرک حاکم است، این را اثبات می‌نماید. این دریای آکنده از ستاره‌ها و سیاره‌ها، از زمانی که آفریده شده‌اند، بر اساس یک نظام در حرکت می‌باشند، و همه در اختیار قدرت الهی می‌باشند، و باحکمت خاص خدا، در راستای تأمین منافع آفریده‌ها حرکت کرده، و هیچ خلل و تضادی در آن نمی‌بینی، و هرگز کوچک‌ترین ناسازگاری و اختلافی در آنها نخواهی دید. پس آیا می‌توان تصور کرد که چنین نظمِ متقنی، از صُنع و تقدیرِ دو خدا باشد؟ (﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) منزه است خداوند از آنچه می‌گویند. جهانِ آفرینش، با زبانِ حال و شگفت‌انگیزش به ما می‌فهماند که مدبرِ آن یک خداست، که نام‌ها و صفاتش کامل‌اند، و همۀ مخلوقات نیازمند ربوبیت و الوهیت او هستند. پس همچنان‌که بدون ربوبیت خداوند، مخلوقات وجود و دوامی ندارند؛ استوار ماندن و سامان یافتن اوضاع آنها نیز، جز در پرتوِ پرستشِ او، و مخصوص گرداندنِ عبادت برای او امکان پذیر نیست. بنابراین بزرگیِ صفاتش، و یکی از مصادیقِ بارزِ آن را که علمِ فراگیر اوست، یادآور شد و فرمود: (﴿عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ﴾) دانندۀ چیزهای پنهانی است که از دید ما و علم ما پنهان می‌باشند، از قبیل: چیزهایی که وجودشان قطعی است، اعم از واجبات و ممکنات و محالات. (﴿وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾) و دانندۀ چیزهای پیدا و آشکاری است که ما مشاهده می‌کنیم. (﴿فَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) پس خداوند از آنچه آنان برایش شریک قرار می‌دهند، بسی برتر و بالاتر است؛ شریکی که هیچ علم و آگاهی ندارد جز آنچه خداوند به آن آموخته است.

المؤمنون 23:91

بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ بلكه براي ايشان حق را آروده‌ايم، و قطعاً آنان دروغگو هستند. مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ خداوند هيچ فرزندي را برنگرفته و هيچ معبودي با او نبوده است، اگر چنين مي‌بود، هر معبودي آفريده‌هاي خود را با خود مي‌برد، و برخي بر ديگري برتري مي‌جستند، خدا از آنچه كه آنان توصيف مي‌كنند مبراست. عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ [خداوند يگانه] آگاه به پنهان و آشكار است، [و] از آنچه [با او] شريك مي‌پندارد برتر است. (90 - 92) خداوند متعال می‌فرماید: بلکه ما برای این تکذیب کنندگان حق را آورده‌ایم که اخبارِ راستین و امر و نهی عادلانه را در بر دارد. پس چرا آنها به آن عتراف نمی‌کنند، در حالی که سزاوارتر است از حق پیروی نمایند. آنها نزد خود، چیزی جز دروغ و ستم ندارند که به ‌جای حق قرار دهند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و آنان دروغگو هستند. (﴿مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍ﴾) خداوند هیچ فرزندی را برنگرفته، و هیچ معبودی با او نبوده است؛ و اینکه می‌گویند:«خداوند دارای فرزندی است و خدایی دیگر با او هست»، دروغی است که غیر واقعی بودنِ آن، با شهادتِ خداوند و پیامبرانش و با عقل درست و سالم اثبات می‌شود. بنابراین خداوند بر ناممکن بودنِ وجود خدایی دیگر، دلیلِ عقلی بیان کرد و فرمود: (﴿إِذٗا﴾) اگر همراه خداوند ـ‌آن‌گونه که آنها می‌گویندـ دیگر خدایانی بودند، (﴿لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ﴾) هرخدایی، به آفریدگان خود می‌پرداخت، و از دیگران جدا می‌شد؛ و برای بازداشتن و شکست دادن خدایان دیگر می‌کوشید. (﴿وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) و برخی از خدایان بر برخی دیگر چیره می‌شدند؛ و آن که چیره و غالب می‌گشت، خداوند می‌شد. بنابراین چنانچه خدایان متعددی وجود داشتند، وجود جهان ممکن نبود، و چنین نظم شگفت‌انگیزی -که عقل‌ها را حیران کرده است- در جهان حاکم نمی‌گشت. و نظمِ سرسام‌آوری که بر چرخشِ خورشید و ماه و ستارگانِ ثابت و متحرک حاکم است، این را اثبات می‌نماید. این دریای آکنده از ستاره‌ها و سیاره‌ها، از زمانی که آفریده شده‌اند، بر اساس یک نظام در حرکت می‌باشند، و همه در اختیار قدرت الهی می‌باشند، و باحکمت خاص خدا، در راستای تأمین منافع آفریده‌ها حرکت کرده، و هیچ خلل و تضادی در آن نمی‌بینی، و هرگز کوچک‌ترین ناسازگاری و اختلافی در آنها نخواهی دید. پس آیا می‌توان تصور کرد که چنین نظمِ متقنی، از صُنع و تقدیرِ دو خدا باشد؟ (﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) منزه است خداوند از آنچه می‌گویند. جهانِ آفرینش، با زبانِ حال و شگفت‌انگیزش به ما می‌فهماند که مدبرِ آن یک خداست، که نام‌ها و صفاتش کامل‌اند، و همۀ مخلوقات نیازمند ربوبیت و الوهیت او هستند. پس همچنان‌که بدون ربوبیت خداوند، مخلوقات وجود و دوامی ندارند؛ استوار ماندن و سامان یافتن اوضاع آنها نیز، جز در پرتوِ پرستشِ او، و مخصوص گرداندنِ عبادت برای او امکان پذیر نیست. بنابراین بزرگیِ صفاتش، و یکی از مصادیقِ بارزِ آن را که علمِ فراگیر اوست، یادآور شد و فرمود: (﴿عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ﴾) دانندۀ چیزهای پنهانی است که از دید ما و علم ما پنهان می‌باشند، از قبیل: چیزهایی که وجودشان قطعی است، اعم از واجبات و ممکنات و محالات. (﴿وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾) و دانندۀ چیزهای پیدا و آشکاری است که ما مشاهده می‌کنیم. (﴿فَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) پس خداوند از آنچه آنان برایش شریک قرار می‌دهند، بسی برتر و بالاتر است؛ شریکی که هیچ علم و آگاهی ندارد جز آنچه خداوند به آن آموخته است.

المؤمنون 23:92

بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ بلكه براي ايشان حق را آروده‌ايم، و قطعاً آنان دروغگو هستند. مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ خداوند هيچ فرزندي را برنگرفته و هيچ معبودي با او نبوده است، اگر چنين مي‌بود، هر معبودي آفريده‌هاي خود را با خود مي‌برد، و برخي بر ديگري برتري مي‌جستند، خدا از آنچه كه آنان توصيف مي‌كنند مبراست. عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ [خداوند يگانه] آگاه به پنهان و آشكار است، [و] از آنچه [با او] شريك مي‌پندارد برتر است. (90 - 92) خداوند متعال می‌فرماید: بلکه ما برای این تکذیب کنندگان حق را آورده‌ایم که اخبارِ راستین و امر و نهی عادلانه را در بر دارد. پس چرا آنها به آن عتراف نمی‌کنند، در حالی که سزاوارتر است از حق پیروی نمایند. آنها نزد خود، چیزی جز دروغ و ستم ندارند که به ‌جای حق قرار دهند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و آنان دروغگو هستند. (﴿مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٖ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنۡ إِلَٰهٍ﴾) خداوند هیچ فرزندی را برنگرفته، و هیچ معبودی با او نبوده است؛ و اینکه می‌گویند:«خداوند دارای فرزندی است و خدایی دیگر با او هست»، دروغی است که غیر واقعی بودنِ آن، با شهادتِ خداوند و پیامبرانش و با عقل درست و سالم اثبات می‌شود. بنابراین خداوند بر ناممکن بودنِ وجود خدایی دیگر، دلیلِ عقلی بیان کرد و فرمود: (﴿إِذٗا﴾) اگر همراه خداوند ـ‌آن‌گونه که آنها می‌گویندـ دیگر خدایانی بودند، (﴿لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهِۢ بِمَا خَلَقَ﴾) هرخدایی، به آفریدگان خود می‌پرداخت، و از دیگران جدا می‌شد؛ و برای بازداشتن و شکست دادن خدایان دیگر می‌کوشید. (﴿وَلَعَلَا بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) و برخی از خدایان بر برخی دیگر چیره می‌شدند؛ و آن که چیره و غالب می‌گشت، خداوند می‌شد. بنابراین چنانچه خدایان متعددی وجود داشتند، وجود جهان ممکن نبود، و چنین نظم شگفت‌انگیزی -که عقل‌ها را حیران کرده است- در جهان حاکم نمی‌گشت. و نظمِ سرسام‌آوری که بر چرخشِ خورشید و ماه و ستارگانِ ثابت و متحرک حاکم است، این را اثبات می‌نماید. این دریای آکنده از ستاره‌ها و سیاره‌ها، از زمانی که آفریده شده‌اند، بر اساس یک نظام در حرکت می‌باشند، و همه در اختیار قدرت الهی می‌باشند، و باحکمت خاص خدا، در راستای تأمین منافع آفریده‌ها حرکت کرده، و هیچ خلل و تضادی در آن نمی‌بینی، و هرگز کوچک‌ترین ناسازگاری و اختلافی در آنها نخواهی دید. پس آیا می‌توان تصور کرد که چنین نظمِ متقنی، از صُنع و تقدیرِ دو خدا باشد؟ (﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) منزه است خداوند از آنچه می‌گویند. جهانِ آفرینش، با زبانِ حال و شگفت‌انگیزش به ما می‌فهماند که مدبرِ آن یک خداست، که نام‌ها و صفاتش کامل‌اند، و همۀ مخلوقات نیازمند ربوبیت و الوهیت او هستند. پس همچنان‌که بدون ربوبیت خداوند، مخلوقات وجود و دوامی ندارند؛ استوار ماندن و سامان یافتن اوضاع آنها نیز، جز در پرتوِ پرستشِ او، و مخصوص گرداندنِ عبادت برای او امکان پذیر نیست. بنابراین بزرگیِ صفاتش، و یکی از مصادیقِ بارزِ آن را که علمِ فراگیر اوست، یادآور شد و فرمود: (﴿عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ﴾) دانندۀ چیزهای پنهانی است که از دید ما و علم ما پنهان می‌باشند، از قبیل: چیزهایی که وجودشان قطعی است، اعم از واجبات و ممکنات و محالات. (﴿وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾) و دانندۀ چیزهای پیدا و آشکاری است که ما مشاهده می‌کنیم. (﴿فَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾) پس خداوند از آنچه آنان برایش شریک قرار می‌دهند، بسی برتر و بالاتر است؛ شریکی که هیچ علم و آگاهی ندارد جز آنچه خداوند به آن آموخته است.

المؤمنون 23:93

قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ بگو: «پروردگارا! اگر از آنچه كه بدان وعده داده مي‌شوند به من بنمايي». رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّلِمِينَ پروردگارا! مرا از زمرة كافران ستمگر مگردان. وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَدِرُونَ و به راستي ما بر آن تواناييم كه آنچه را به آنان وعده مي‌دهيم به تو بنمايانم. (93 - 95) وقتی خداوند دلایل بزرگش را بر تکذیب‌کنندگان اقامه کرد، و آنان به آن توجهی ننموده و در برابر آن منقاد نشدند، آمدنِ عذاب بر آنها قطعی گردید، و به فرود آمدنِ عذاب وعده داده شدند. و خداوند پیامبرش را راهنمایی کرد که بگوید: (﴿رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ﴾) پروردگارا! هرگاه آنان را به عذاب خودت گرفتار کردی، و مرا بر آن شاهد گرفتی، (﴿رَبِّ فَلَا تَجۡعَلۡنِي فِي ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پروردگارا! مرا از گناهانی که آنها را بدان مبتلا نموده، و موجبِ عذاب می‌شود، مصون بدار، و بر من رحم بفرما. نیز از عذابی که بر آنان فرود می‌آید، مرا در پرتوِ رحمت خویش بدار؛ چون وقتی که عقوبتی فراگیر فرود آید، گناهکاران و بی‌گناهان را فرا می‌گیرد. خداوند برای نزدیک جلوه دادن عذاب آنان فرمود: (﴿وَإِنَّا عَلَىٰٓ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمۡ لَقَٰدِرُونَ﴾) و به‌راستی ما بر آن تواناییم که آنچه را بدان وعده می‌دهیم، به تو بنمایانیم. و اگر آن را به تاخیر انداخته‌ایم، به خاطر حکمتی است؛ وگرنه ما بر فرود آوردنِ عذاب بر سر آنان، قدرت و توانایی کامل داریم.

المؤمنون 23:94

قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ بگو: «پروردگارا! اگر از آنچه كه بدان وعده داده مي‌شوند به من بنمايي». رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّلِمِينَ پروردگارا! مرا از زمرة كافران ستمگر مگردان. وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَدِرُونَ و به راستي ما بر آن تواناييم كه آنچه را به آنان وعده مي‌دهيم به تو بنمايانم. (93 - 95) وقتی خداوند دلایل بزرگش را بر تکذیب‌کنندگان اقامه کرد، و آنان به آن توجهی ننموده و در برابر آن منقاد نشدند، آمدنِ عذاب بر آنها قطعی گردید، و به فرود آمدنِ عذاب وعده داده شدند. و خداوند پیامبرش را راهنمایی کرد که بگوید: (﴿رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ﴾) پروردگارا! هرگاه آنان را به عذاب خودت گرفتار کردی، و مرا بر آن شاهد گرفتی، (﴿رَبِّ فَلَا تَجۡعَلۡنِي فِي ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پروردگارا! مرا از گناهانی که آنها را بدان مبتلا نموده، و موجبِ عذاب می‌شود، مصون بدار، و بر من رحم بفرما. نیز از عذابی که بر آنان فرود می‌آید، مرا در پرتوِ رحمت خویش بدار؛ چون وقتی که عقوبتی فراگیر فرود آید، گناهکاران و بی‌گناهان را فرا می‌گیرد. خداوند برای نزدیک جلوه دادن عذاب آنان فرمود: (﴿وَإِنَّا عَلَىٰٓ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمۡ لَقَٰدِرُونَ﴾) و به‌راستی ما بر آن تواناییم که آنچه را بدان وعده می‌دهیم، به تو بنمایانیم. و اگر آن را به تاخیر انداخته‌ایم، به خاطر حکمتی است؛ وگرنه ما بر فرود آوردنِ عذاب بر سر آنان، قدرت و توانایی کامل داریم.

المؤمنون 23:95

قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ بگو: «پروردگارا! اگر از آنچه كه بدان وعده داده مي‌شوند به من بنمايي». رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّلِمِينَ پروردگارا! مرا از زمرة كافران ستمگر مگردان. وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَدِرُونَ و به راستي ما بر آن تواناييم كه آنچه را به آنان وعده مي‌دهيم به تو بنمايانم. (93 - 95) وقتی خداوند دلایل بزرگش را بر تکذیب‌کنندگان اقامه کرد، و آنان به آن توجهی ننموده و در برابر آن منقاد نشدند، آمدنِ عذاب بر آنها قطعی گردید، و به فرود آمدنِ عذاب وعده داده شدند. و خداوند پیامبرش را راهنمایی کرد که بگوید: (﴿رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ﴾) پروردگارا! هرگاه آنان را به عذاب خودت گرفتار کردی، و مرا بر آن شاهد گرفتی، (﴿رَبِّ فَلَا تَجۡعَلۡنِي فِي ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) پروردگارا! مرا از گناهانی که آنها را بدان مبتلا نموده، و موجبِ عذاب می‌شود، مصون بدار، و بر من رحم بفرما. نیز از عذابی که بر آنان فرود می‌آید، مرا در پرتوِ رحمت خویش بدار؛ چون وقتی که عقوبتی فراگیر فرود آید، گناهکاران و بی‌گناهان را فرا می‌گیرد. خداوند برای نزدیک جلوه دادن عذاب آنان فرمود: (﴿وَإِنَّا عَلَىٰٓ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمۡ لَقَٰدِرُونَ﴾) و به‌راستی ما بر آن تواناییم که آنچه را بدان وعده می‌دهیم، به تو بنمایانیم. و اگر آن را به تاخیر انداخته‌ایم، به خاطر حکمتی است؛ وگرنه ما بر فرود آوردنِ عذاب بر سر آنان، قدرت و توانایی کامل داریم.

المؤمنون 23:96

ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ بدي را به روشي كه آن بهتر است دفع كن، ما از چيزهايي كه مي‌گويند آگاهتر هستيم. وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ و بگو:«پروردگارا! از وسوسه‌هاي شياطين به تو پناه مي‌برم». وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ و خويشتن را در پناه تو مي‌دارم، پروردگارا! از آنكه شيطانها نزد من حاضر شوند. (96) این از محامد اخلاقی است که خداوند پیامبرش را به آن فرمان داده است، (﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) یعنی هرگاه دشمنانت، با گفتار یا کردارِ بد با تو برخورد کردند، با آنها بدی مکن؛ گرچه می‌توان در مقابل کسی که بدی می‌کند، به اندازۀ بدی او، بدی کرد. اما تو در مقابل بدی آنها با آنان نیکی کن؛ زیرا این، نشانۀ برتری تو بر بدی کننده می‌باشد. و از منافع و خوبی‌های این کار، یکی این است که در آینده نسبت به تو کمتر بدی می‌کند. و نیکی کردن در مقابل بدی، سبب می‌شود تا فرد خطاکار به حق باز گردد، و چه بسا پشیمان شده و متأسف گشته و توبه نماید. و عفو کننده، به صفت نیکوکاری متصف می‌گردد؛ و با این کار، بر دشمنِ خود و بر شیطان چیره می‌گردد، و از جانب خداوند مستحقِ پاداش می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ و هرکس عفو کند و اصلاح نماید، اجرش بر خداست. و می‌فرماید:﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾ با روشی که بهتر است، دفع کن. پس آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی بود، چنان می‌شود که گویا دوستی صمیمی است؛ و کسی این را درنمی‌یابد [و توفیقِ دست یافتن به این صفتِ زیبا را نمی‌یابد] مگر کسی که بردباری کرده است؛ و آن را در نمی‌یابد مگر کسی که بهره‌ای بزرگ داشته باشد. و فرمود: (﴿نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَصِفُونَ﴾) ما به گفتۀ آنها که کفر و تکذیب است، آگاه‌تر هستیم؛ و علم ما، آن را احاطه نموده است؛ اما بردباری می‌نماییم و آنها را مهلت می‌دهیم، و با اینکه ما را تکذیب کرده و نپذیرفته‌اند، صبر می‌کنیم. پس ای محمد صلی الله علیه وسلم ! شایسته است در برابر آنچه می‌گویند، بردباری نمایی، و با آنها نیکی کنی، و این وظیفۀ بنده در مقابل انسانی است که بدی می‌کند. اما شیطان‌هایی که کارشان بدی کردن است، احسان و نیکی کردن با آنها فایده‌ای ندارد، و شیطان همواره گروهش را فرا می‌خواند تا از اهل دوزخ سوزان باشند. پس وظیفۀ انسان در مقابله کردن با شیطان، این است که به همان چیزی که خداوند پیامبرش را به آن رهنمایی نموده است، تأسی کند. پس فرمود: (97 - 98) (﴿وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحۡضُرُونِ﴾) و بگو: پروردگارا! به تو پناه می‌برم؛ یعنی به «حول» و «قوّۀ» تو چنگ می‌زنم، و از قدرت و توانایی خودم بیزاری می‌جویم، و از شری که به سبب وسوسه و دست زدن شیطان‌ها به من می‌رسد و به آن دچار می‌گردم. و به تو پناه می‌برم از شری که به سببِ حضور وسوسه‌های شیطان‌ها به وجود می‌آید. و این پناه بردن، از اصل شر می‌باشد؛ و پناه بردن به خدا از همۀ وسوسه‌های شیطان در این داخل است. پس وقتی که خداوند بنده‌اش را، از این شر در پناه خویش قرار داد، و دعایش را پذیرفت، از هر شر و بدی سالم می‌ماند، و بر انجام هر کار خوبی توفیق می‌یابد.

المؤمنون 23:97

ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ بدي را به روشي كه آن بهتر است دفع كن، ما از چيزهايي كه مي‌گويند آگاهتر هستيم. وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ و بگو:«پروردگارا! از وسوسه‌هاي شياطين به تو پناه مي‌برم». وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ و خويشتن را در پناه تو مي‌دارم، پروردگارا! از آنكه شيطانها نزد من حاضر شوند. (96) این از محامد اخلاقی است که خداوند پیامبرش را به آن فرمان داده است، (﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) یعنی هرگاه دشمنانت، با گفتار یا کردارِ بد با تو برخورد کردند، با آنها بدی مکن؛ گرچه می‌توان در مقابل کسی که بدی می‌کند، به اندازۀ بدی او، بدی کرد. اما تو در مقابل بدی آنها با آنان نیکی کن؛ زیرا این، نشانۀ برتری تو بر بدی کننده می‌باشد. و از منافع و خوبی‌های این کار، یکی این است که در آینده نسبت به تو کمتر بدی می‌کند. و نیکی کردن در مقابل بدی، سبب می‌شود تا فرد خطاکار به حق باز گردد، و چه بسا پشیمان شده و متأسف گشته و توبه نماید. و عفو کننده، به صفت نیکوکاری متصف می‌گردد؛ و با این کار، بر دشمنِ خود و بر شیطان چیره می‌گردد، و از جانب خداوند مستحقِ پاداش می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ و هرکس عفو کند و اصلاح نماید، اجرش بر خداست. و می‌فرماید:﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾ با روشی که بهتر است، دفع کن. پس آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی بود، چنان می‌شود که گویا دوستی صمیمی است؛ و کسی این را درنمی‌یابد [و توفیقِ دست یافتن به این صفتِ زیبا را نمی‌یابد] مگر کسی که بردباری کرده است؛ و آن را در نمی‌یابد مگر کسی که بهره‌ای بزرگ داشته باشد. و فرمود: (﴿نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَصِفُونَ﴾) ما به گفتۀ آنها که کفر و تکذیب است، آگاه‌تر هستیم؛ و علم ما، آن را احاطه نموده است؛ اما بردباری می‌نماییم و آنها را مهلت می‌دهیم، و با اینکه ما را تکذیب کرده و نپذیرفته‌اند، صبر می‌کنیم. پس ای محمد صلی الله علیه وسلم ! شایسته است در برابر آنچه می‌گویند، بردباری نمایی، و با آنها نیکی کنی، و این وظیفۀ بنده در مقابل انسانی است که بدی می‌کند. اما شیطان‌هایی که کارشان بدی کردن است، احسان و نیکی کردن با آنها فایده‌ای ندارد، و شیطان همواره گروهش را فرا می‌خواند تا از اهل دوزخ سوزان باشند. پس وظیفۀ انسان در مقابله کردن با شیطان، این است که به همان چیزی که خداوند پیامبرش را به آن رهنمایی نموده است، تأسی کند. پس فرمود: (97 - 98) (﴿وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحۡضُرُونِ﴾) و بگو: پروردگارا! به تو پناه می‌برم؛ یعنی به «حول» و «قوّۀ» تو چنگ می‌زنم، و از قدرت و توانایی خودم بیزاری می‌جویم، و از شری که به سبب وسوسه و دست زدن شیطان‌ها به من می‌رسد و به آن دچار می‌گردم. و به تو پناه می‌برم از شری که به سببِ حضور وسوسه‌های شیطان‌ها به وجود می‌آید. و این پناه بردن، از اصل شر می‌باشد؛ و پناه بردن به خدا از همۀ وسوسه‌های شیطان در این داخل است. پس وقتی که خداوند بنده‌اش را، از این شر در پناه خویش قرار داد، و دعایش را پذیرفت، از هر شر و بدی سالم می‌ماند، و بر انجام هر کار خوبی توفیق می‌یابد.

المؤمنون 23:98

ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ بدي را به روشي كه آن بهتر است دفع كن، ما از چيزهايي كه مي‌گويند آگاهتر هستيم. وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ و بگو:«پروردگارا! از وسوسه‌هاي شياطين به تو پناه مي‌برم». وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ و خويشتن را در پناه تو مي‌دارم، پروردگارا! از آنكه شيطانها نزد من حاضر شوند. (96) این از محامد اخلاقی است که خداوند پیامبرش را به آن فرمان داده است، (﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ ٱلسَّيِّئَةَ﴾) یعنی هرگاه دشمنانت، با گفتار یا کردارِ بد با تو برخورد کردند، با آنها بدی مکن؛ گرچه می‌توان در مقابل کسی که بدی می‌کند، به اندازۀ بدی او، بدی کرد. اما تو در مقابل بدی آنها با آنان نیکی کن؛ زیرا این، نشانۀ برتری تو بر بدی کننده می‌باشد. و از منافع و خوبی‌های این کار، یکی این است که در آینده نسبت به تو کمتر بدی می‌کند. و نیکی کردن در مقابل بدی، سبب می‌شود تا فرد خطاکار به حق باز گردد، و چه بسا پشیمان شده و متأسف گشته و توبه نماید. و عفو کننده، به صفت نیکوکاری متصف می‌گردد؛ و با این کار، بر دشمنِ خود و بر شیطان چیره می‌گردد، و از جانب خداوند مستحقِ پاداش می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ و هرکس عفو کند و اصلاح نماید، اجرش بر خداست. و می‌فرماید:﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواۡ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾ با روشی که بهتر است، دفع کن. پس آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی بود، چنان می‌شود که گویا دوستی صمیمی است؛ و کسی این را درنمی‌یابد [و توفیقِ دست یافتن به این صفتِ زیبا را نمی‌یابد] مگر کسی که بردباری کرده است؛ و آن را در نمی‌یابد مگر کسی که بهره‌ای بزرگ داشته باشد. و فرمود: (﴿نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَصِفُونَ﴾) ما به گفتۀ آنها که کفر و تکذیب است، آگاه‌تر هستیم؛ و علم ما، آن را احاطه نموده است؛ اما بردباری می‌نماییم و آنها را مهلت می‌دهیم، و با اینکه ما را تکذیب کرده و نپذیرفته‌اند، صبر می‌کنیم. پس ای محمد صلی الله علیه وسلم ! شایسته است در برابر آنچه می‌گویند، بردباری نمایی، و با آنها نیکی کنی، و این وظیفۀ بنده در مقابل انسانی است که بدی می‌کند. اما شیطان‌هایی که کارشان بدی کردن است، احسان و نیکی کردن با آنها فایده‌ای ندارد، و شیطان همواره گروهش را فرا می‌خواند تا از اهل دوزخ سوزان باشند. پس وظیفۀ انسان در مقابله کردن با شیطان، این است که به همان چیزی که خداوند پیامبرش را به آن رهنمایی نموده است، تأسی کند. پس فرمود: (97 - 98) (﴿وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحۡضُرُونِ﴾) و بگو: پروردگارا! به تو پناه می‌برم؛ یعنی به «حول» و «قوّۀ» تو چنگ می‌زنم، و از قدرت و توانایی خودم بیزاری می‌جویم، و از شری که به سبب وسوسه و دست زدن شیطان‌ها به من می‌رسد و به آن دچار می‌گردم. و به تو پناه می‌برم از شری که به سببِ حضور وسوسه‌های شیطان‌ها به وجود می‌آید. و این پناه بردن، از اصل شر می‌باشد؛ و پناه بردن به خدا از همۀ وسوسه‌های شیطان در این داخل است. پس وقتی که خداوند بنده‌اش را، از این شر در پناه خویش قرار داد، و دعایش را پذیرفت، از هر شر و بدی سالم می‌ماند، و بر انجام هر کار خوبی توفیق می‌یابد.

المؤمنون 23:99

حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ تا آنگاه كه مرگ به سوي يكي از آنان آيد، مي‌گويد:«پروردگارا! مرا باز گردانيد». لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ تا اينكه كار شايسته بكنم و فرصت‌هايي را كه از دست داده‌ام جبران نمايم، هرگز! بي‌گمان آن سخني است كه او آن را مي‌گويد، و در برابر آنان حايلي است تا روزي كه برانگيخته مي‌شوند. (99 - 100) . خداوند از حالت فرد ستمکار و مجرمی که مرگش فرا رسیده، خبر می‌دهد، که او در این موقع پشیمان می‌شود. وقتی که سرانجام و جایگاهش را ببیند و اعمال زشتش را مشاهد نماید، بازگشتن به دنیا را می‌طلبد، نه بدان خاطر که از لذت‌های آن بهره‌مند شود و از شهوت‌های آن استفاده کند، بلکه به گفتۀ خود برای اینکه: (﴿لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ﴾) کاری شایسته بکنم، و فرصت‌هایی را که از دست داده‌ام و در انجام دستورات الهی کوتاهی ورزیده‌ام، جبران نمایم. (﴿كَلَّآ﴾) نه، هرگز او بازگشتی ندارد، و فرصت و مهلت مجددی به او داده نخواهد شد. و خداوند به طور قطع چنین حکم نموده که آنها به دنیا باز نمی‌گردند. (﴿إِنَّهَا﴾) بدون شک، سخنِ او که در آن بازگشتن به دنیا را آرزو می‌نماید، (﴿كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا﴾) فقط سخنی است که وی بر زبان می‌آورد، و جز حسرت و پشیمانی به گوینده‌اش فایده‌ای نمی‌بخشد. و نیز او در این سخن راست نمی‌گوید؛ زیرا اگر به دنیا باز گردانده شود، دوباره کارهایی را انجام می‌دهد که از آن نهی شده است. (﴿وَمِن وَرَآئِهِم بَرۡزَخٌ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ﴾) فرا رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته می‌شوند. برزخ؛ یعنی آنچه میان دو چیز حایل و مانع می‌گردد. و در اینجا برزخ؛ یعنی حایلِ میان دنیا و آخرت. و در چنین برزخی، فرمانبرداران از نعمت‌ها برخوردار شده، و گناهکاران عذاب داده می‌شوند؛ از ابتدای مردن و قرار گرفتنشان در قبرهایشان تا روز قیامت، عذاب داده می‌شوند؛ یعنی باید خود را برای زندگی برزخ آماده کرده، و ساز و کار آن را مهیا نماید.

المؤمنون 23:100

حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ تا آنگاه كه مرگ به سوي يكي از آنان آيد، مي‌گويد:«پروردگارا! مرا باز گردانيد». لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ تا اينكه كار شايسته بكنم و فرصت‌هايي را كه از دست داده‌ام جبران نمايم، هرگز! بي‌گمان آن سخني است كه او آن را مي‌گويد، و در برابر آنان حايلي است تا روزي كه برانگيخته مي‌شوند. (99 - 100) . خداوند از حالت فرد ستمکار و مجرمی که مرگش فرا رسیده، خبر می‌دهد، که او در این موقع پشیمان می‌شود. وقتی که سرانجام و جایگاهش را ببیند و اعمال زشتش را مشاهد نماید، بازگشتن به دنیا را می‌طلبد، نه بدان خاطر که از لذت‌های آن بهره‌مند شود و از شهوت‌های آن استفاده کند، بلکه به گفتۀ خود برای اینکه: (﴿لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ﴾) کاری شایسته بکنم، و فرصت‌هایی را که از دست داده‌ام و در انجام دستورات الهی کوتاهی ورزیده‌ام، جبران نمایم. (﴿كَلَّآ﴾) نه، هرگز او بازگشتی ندارد، و فرصت و مهلت مجددی به او داده نخواهد شد. و خداوند به طور قطع چنین حکم نموده که آنها به دنیا باز نمی‌گردند. (﴿إِنَّهَا﴾) بدون شک، سخنِ او که در آن بازگشتن به دنیا را آرزو می‌نماید، (﴿كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا﴾) فقط سخنی است که وی بر زبان می‌آورد، و جز حسرت و پشیمانی به گوینده‌اش فایده‌ای نمی‌بخشد. و نیز او در این سخن راست نمی‌گوید؛ زیرا اگر به دنیا باز گردانده شود، دوباره کارهایی را انجام می‌دهد که از آن نهی شده است. (﴿وَمِن وَرَآئِهِم بَرۡزَخٌ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ﴾) فرا رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته می‌شوند. برزخ؛ یعنی آنچه میان دو چیز حایل و مانع می‌گردد. و در اینجا برزخ؛ یعنی حایلِ میان دنیا و آخرت. و در چنین برزخی، فرمانبرداران از نعمت‌ها برخوردار شده، و گناهکاران عذاب داده می‌شوند؛ از ابتدای مردن و قرار گرفتنشان در قبرهایشان تا روز قیامت، عذاب داده می‌شوند؛ یعنی باید خود را برای زندگی برزخ آماده کرده، و ساز و کار آن را مهیا نماید.

المؤمنون 23:101

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:102

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:103

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:104

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:105

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:106

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:107

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:108

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:109

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:110

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:111

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:112

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:113

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:114

فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ آنگاه چون در صدور دميده شود هيچگونه خويشاوند و نسبتي در ميان آنان نمي‌ماند و در آن روز از همديگر نمي‌پرسند. فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ پس كساني كه كفة كارهاي نيكشان سنگين باشد، اينان قطعاً‌رستگارانند. وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ و كساني كه كفة كارهاي نيكشان سبك باشد؛ اينان خويشتن را زيانمند نموده‌اند، و در جهنم جاودانه خواهند ماند. تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ شعله‌هاي آتش چهره‌هايشان را فرا مي‌گيرد، و آنان در آنجا [بر اثر شدت حرارت] رخ در هم كشيده و لب چروكيده‌اند. أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ مگر آيات من بر شما خوانده نمي‌شد، ولي شما آنها را دروغ مي‌انگاشتيد؟ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ مي‌گويند:«پروردگارا! بدبختي ما بر ما چيره شد، و گروهي گمراه بوديم». رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ پروردگارا! ما را از آنجا بيرون‌آور، پس اگر به [كفر بازگشتيم] آنگاه به حقيقت ستمكار خواهيم بود. قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ [خداوند بديشان] مي‌فرمايد: «بتمركيد و با من سخن نگوييد». إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ همانا گروهي از بندگان من مي‌گفتند:«پروردگارا! ايمان آورده‌ايم، پس ما را بيامرز و به ما رحم‌فرما، و تو بهترين رحم كنندگان هستي». فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ آنگاه آنان را به ريشخند گرفتيد تا آنجا [كه سرگرم شديد] و به تمسخر گرفتن ايشان، ذكر و عبادت مرا از يادتان برد، و شما به آنان مي‌خنديديد. إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ همانا من امروز در برابر بردباريشان به آنان [چنين] پاداش دادم و آنان رستگارانند. قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ [خداوند بديشان مي‌فرمايد:] چند سال در روي زمين ماندگار بوديد؟ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ مي‌گويند:«يك روز يا بخشي از يك روز ماندگار بوديم، از فرشتگان شمارشگر بپرس». قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [خداوند] مي‌فرمايد: «جز مدتي اندك درنگ نكرديد، كاش شما مي‌دانستيد». (101) خداوند متعال از اضطراب‌های روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: وقتی که برای زنده شدنِ پس از مرگ، در صور دمیده می‌شود؛ همۀ مردم در آن روز که از پیش تعیین شده است، گرد می‌آیند؛ و چنان وحشتی به آنان دست می‌دهد که آنان خویشاوندانِ بسیار نزدیکِ خود را فراموش می‌نمایند؛ و دیگر علایق و پیوندها را، به طریق اولی فراموش می‌کنند. و در آن روز کسی از حال کسی نمی‌پرسد، چون هرکس به خودش مشغول است، و نمی‌داند که آیا نجات می‌یابد؛ نجاتی که هیچ بدبختی و شقاوتی بعد از آن وجود ندارد؟ یا به شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که سعادتی بعد ‌از آن نیست؟ خداوند متعال می‌فرماید:﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ﴾٤٣﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ﴾٥٣﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾٦٣ ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾ در آن روز انسان از برادرش می‌گریزد، و از مادر و پدر و از همسر و فرزندانش [نیز] می‌گریزد، هر کس از آنان در آن روز کار و بار و گرفتاری‌ای دارد که برایش کافی است، و هر کس گرفتارِ حال خودش می‌باشد. (102) و در قیامت مواضع و جایگاه‌هایی است که اندوه آدمی در آن شدت می‌گیرد، و هول و هراسِ بسیار سنگین و شدیدی را بر انسان مستولی می‌گرداند. مانند ترازویی که اعمال بنده با آن وزن می‌شود؛ و آنچه به نفع اوست، و آنچه به زیان اوست، عادلانه با آن سنجیده می‌شود؛ و خوبی‌ها و بدی‌هایش، هر چند که به اندازۀ ذرّه‌ای باشد، با آن ترازو مشخص می‌گردد. (﴿فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس کفۀ ترازوی نیکی‌اش سنگین باشد، به این صورت که نیکی‌هایش از بدی‌هایش سنگین‌تر باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) اینان قطعاً رستگاران‌اند، چون از آتش جهنم نجات یافته، و سزاوار بهشت گردیده، و به ستایش زیبا دست یازیده‌اند. (103) (﴿وَمَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ﴾) و هرکس که اعمال و اقوال نیک دنیوی‌اش کم باشد، به این صورت که بدی‌هایش سنگین‌تر از نیکی‌هایش بوده، و گناهانش او را احاطه کرده باشند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) اینان خویشتن را زیانمند نموده، و دچار زیان کامل گردیده‌اند. و تحملِ آثارِ هر زیانی، نسبت به این زیان آسان است. اما تبعات این زیان، بسیار دشوار و سخت می‌باشد؛ و به هرکس که برسد، جبران نمی‌شود؛ و هرچه را از دست آدمی بگیرد، نمی‌توان آن را جبران کرد؛ زیانِ همیشگی و بدبختی همیشگی است؛ چرا که خودش را باخته و از دست داده است. او که می‌توانست به سعادت همیشگی دست یابد، اما خویشتن را از این نعمت پایدار و همیشگی، و زندگی در کنار پروردگارِ بزرگوار محروم کرده است. (﴿فِي جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ﴾) و در جهنم جاودانه خواهند ماند، و هرگز از آن بیرون نمی‌آیند. این هشدار همان‌طور که گفتیم، در مورد کسی است که بدی‌هایش نیکی‌های او را احاطه کرده است، و جز کافر کسی چنین نخواهد بود. بنابراین از کافر، به مانند کسی که نیکی و بدی دارد حساب گرفته نمی‌شود؛ زیرا کافران نیکی ندارند، اما اعمال و کارهایشان شمرده شده، و آنها می‌ایستند و به آن اعتراف می‌نمایند، و رسوا می‌گردند. و اما کسی که ایمان در وجودش بوده ولی بدی‌هایش بزرگ و زیاد است، در جهنم برای همیشه نمی‌ماند، چنانکه قرآن و سنت بر این دلالت می‌نمایند. (104) سپس خداوند متعال سرنوشتِ بدی را که کافران بدان دچار می‌گردند، بیان کرد و فرمود: (﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش، چهره‌های آنان را از هرطرف فرا می‌گیرد، تا اینکه به همۀ اعضای آنان می‌رسد و شعله‌های آتش از چهره‌هایشان بلند می‌شود. (﴿وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ﴾) و آنان در آنجا ترشرو و عبوس هستند، و لب‌هایشان از شدتِ حرارت و سختیِ آ‌نچه که در آن به سر می‌برند، چروکیده است. (105) و به صورت سرزنش و نکوهش به آنان گفته می‌شود (﴿أَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد؟ به‌سوی آن فرا خوانده می‌شدید تا به آن ایمان بیاورید؛ و آیات من بر شما عرضه می‌شد تا در آن بنگرید. (﴿فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) اما شما، از روی ستمگری و عناد آنها را دروغ می‌انگاشتید؛ حال آنکه آنها، آیات و نشانه‌هایی روشن بودند که حق را از باطل معلوم می‌کردند؛ و اهل حق و اهل باطل را مشخص می‌نمودند. (106) پس در این هنگام، به ستمِ خویش اقرار می‌کنند؛ اما اقرار کردن، دیگر فایده ای ندارد. بنابراین می‌گویند: (﴿رَبَّنَا غَلَبَتۡ عَلَيۡنَا شِقۡوَتُنَا﴾) پروردگارا! شقاوت و بدبختیِ برآمده از ستم، و رویگردانی از حق، و روی آوردن به آنچه زیان می‌رساند، و ترک کردن آنچه فایده می‌دهد، بر ما چیره شده بود. (﴿وَكُنَّا قَوۡمٗا ضَآلِّينَ﴾) و ما گروهی گمراه بودیم، و می‌دانستیم که ستمگریم؛ یعنی ما در دنیا، کارِ انسان‌های سرگشته و گمراه و بی‌خرد را انجام می‌دادیم. چنانکه در آیه‌های دیگر، سخن آنها حکایت شده است. آنگاه که می‌گویند:﴿لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾«اگر گوش [شنوا] و خرد داشتیم، از یارانِ آتشِ سوزان نبودیم.» (107) (﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ﴾) پروردگارا! مرا از آتش دوزخ بیرون بیاور، و اگر به کفر و گناهان برگشتیم همانا ستمکار خواهیم بود. حال آنکه آنها در وعده و قولی که می‌دهند، دروغگویند؛ زیرا چنانکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾و اگر بازگردانده شوند، دوباره کارهایی انجام می‌دهند که از آن نهی شده‌اند. و خداوند حجتی برای آنها باقی نگذاشته، بلکه عذرهای آنان را قطع نموده، و در دنیا آنها را به اندازه‌ای فرصت داده است که پند ‌پذیرند و از گناهانشان باز آیند. (108) پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: (﴿ٱخۡسَ‍ُٔواۡ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾) این سخن ـ پناه بر خدا ـ بزرگ‌ترین سخنی است که مجرمان در بابِ ناامید شدن و سرزنش، و ذلت و مأیوس شدن از هر خیری، و مبتلا شدن به هر شری، می‌شنوند. و این سخن، بیانگرِ خشم پروردگار مهربان است، و برای آنان شکنجه‌ای سخت‌تر از عذاب جهنم است. (109) سپس آن حالتشان را که آنان را به عذاب واصل گرداند و از رحمت خدا محروم کرد، بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) همانا گروهی از بندگان من می‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آورده‌ایم. پس ما را بیامرز، و به ما رحم فرما و تو بهترین رحم کنندگان هستی.» پس آنان هم ایمان آورده و هم اعمال صالح انجام داده، و هم از پروردگارشان طلبِ آمرزش و رحمت نمودند، و به ربوبیتِ الهی و احسانِ خداوند بر آنها مبنی بر ایمان آوردن و خبردادن از گستردگی رحمت و احسان فراگیر وی متوسل شدند. و این بر فروتنی و کُرنش آنها برای پروردگارشان، و هراس و امیدِ آنها دلالت می‌نماید. (110) پس اینها سروران و اشراف مردم بودند، و شما ای کافران فرومایه و کم خرد! (﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا﴾) آنها را به باد تمسخر گرفته و آنها را تحقیر ‌کردید، و چنان به تمسخر ایشان مشغول شدید، که (﴿حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ﴾) مشغول شدن به آنها، وبه ریشخند گرفتن‌شان ذکر وعبادت مرا از یادتان برد. و چیزی که موجب فراموش شدنِ آنان شد، مشغول شدنشان به مسخره کردن مؤمنان بود. و این فراموش نمودن، آنان را به استهزا و ریشخند وا می‌دارد. پس هر یک از این دو حالت [فراموش کردنِ یاد خدا، و به تمسخر گرفتنِ مؤمنان] دیگری را تقویت می‌نماید. و آیا جسارتی بالاتر از این وجود دارد؟! (111) (﴿إِنِّي جَزَيۡتُهُمُ ٱلۡيَوۡمَ بِمَا صَبَرُوٓاۡ﴾) من امروز به خاطر صبر و استقامتی که بر طاعت من و در برابر اذیت و آزار شما نشان دادند، به آنان پاداش دادم، (﴿أَنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) و آنان بردباری کردند تا اینکه به اینجا رسیدند و به نعمتِ پایدار و نجاتِ از جهنم دست یافتند. در آیه ای دیگر فرموده است:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾ امروز مؤمنان به کافران می‌خندند. (112 - 114) (﴿قَٰلَ﴾) و از آنجا که آنها بی‌خرد هستند؛ و در این مدت کوتاه، مرتکب هر گناه و شری شده‌اند که آنها را به خشم و عذاب خدا گرفتار نموده؛ و کارهای خوبی را که مؤمنان انجام داده‌اند و آنها را به سعادت همیشگی و خشنودی پروردگارشان ‌رسانده است، انجام نداده‌اند؛ خداوند به صورتِ سرزنش به آنها می‌فرماید: (﴿كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ﴾) چقدر در دنیا مانده‌اید؟ (﴿قَالُواۡ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) می‌گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندگار بوده‌ایم. پس از فرشتگانِ شمارشگر بپرس. این سخنشان، مبتنی بر آن است که آنها مدت ماندگاری خود را در دنیا بسیار اندک می‌دانند، اما مقدار آن مشخص نیست. بنابراین می‌گویند: (﴿فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ﴾) از شمارشگران بپرس. اما آنان آن‌قدر مشغول هستند و در عذابی به‌سر می‌برند که تعداد و شمار سال‌هایی را که در دنیا زیسته‌اند، نمی‌دانند. پس خداوند به آنها می‌فرماید: (﴿إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) جز مدت کمی ماندگار نبوده‌اید، خواه عدد و شمار آن را تعیین نمایید، یا تعیین نکنید. (﴿لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) کاش [این را در دنیا] می‌دانستید.

المؤمنون 23:115

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ آيا پنداشته‌ايد كه ما شما را بيهوده آفريده‌ايم، و به سوي ما برگردانده نمي‌شويد؟. فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ خداوندي كه فرمانرواي راستين است و هيچ معبود به حقي جز او نيست و صاحب عرش عظيم مي‌باشد، بسي برتر از آن است [كه جهان را بيهوده بيافريند]. (115 - 116) (﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا﴾) ای مردم! آیا گمان برده‌اید ما شما را بیهوده و بی‌هدف آفریده‌ایم؛ می‌خورید و می‌آشامید و تفریح می‌کنید، و از لذت‌های دنیا بهره‌مند می‌شوید، و ما شما را به حال خودتان رها می‌کنیم؟ و به شما امر و نهی نمی‌کنیم، و در برابر بدی‌ها شما را سزا نمی‌دهیم؟ بنابراین فرمود: (﴿وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ﴾) و پنداشته‌اید که برای حساب و کتاب به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟. بنابراین چیزی را به خاطر بسپارید، [و آن اینکه]، (﴿فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ﴾) خداوند بسی برتر و بالاتر از این گمان باطل می‌باشد، و چنین گمانِ زشتی، حکمت و فرزانگی او را معیوب می‌کند. (﴿ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡكَرِيمِ﴾) خداوندی که فرمانروای راستین است، و هیچ معبود به ‌حقی جز او نیست، و او صاحبِ عرشِ عظیم است. پس وقتی که او فرمانروای راستین همۀ آفریده‌هاست، و وعده و وعید او راست و حق است، خداوند معبودِ حقیقی است؛ چون دارای کمالِ مطلق، و صاحب عرشِ عظیم، و پروردگار و صاحبِ دیگر پدیده‌ها می‌باشد. پس چنین خداوندی، امکان ندارد شما را بیهوده آفریده باشد.

المؤمنون 23:116

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ آيا پنداشته‌ايد كه ما شما را بيهوده آفريده‌ايم، و به سوي ما برگردانده نمي‌شويد؟. فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ خداوندي كه فرمانرواي راستين است و هيچ معبود به حقي جز او نيست و صاحب عرش عظيم مي‌باشد، بسي برتر از آن است [كه جهان را بيهوده بيافريند]. (115 - 116) (﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا﴾) ای مردم! آیا گمان برده‌اید ما شما را بیهوده و بی‌هدف آفریده‌ایم؛ می‌خورید و می‌آشامید و تفریح می‌کنید، و از لذت‌های دنیا بهره‌مند می‌شوید، و ما شما را به حال خودتان رها می‌کنیم؟ و به شما امر و نهی نمی‌کنیم، و در برابر بدی‌ها شما را سزا نمی‌دهیم؟ بنابراین فرمود: (﴿وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ﴾) و پنداشته‌اید که برای حساب و کتاب به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟. بنابراین چیزی را به خاطر بسپارید، [و آن اینکه]، (﴿فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ﴾) خداوند بسی برتر و بالاتر از این گمان باطل می‌باشد، و چنین گمانِ زشتی، حکمت و فرزانگی او را معیوب می‌کند. (﴿ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡكَرِيمِ﴾) خداوندی که فرمانروای راستین است، و هیچ معبود به ‌حقی جز او نیست، و او صاحبِ عرشِ عظیم است. پس وقتی که او فرمانروای راستین همۀ آفریده‌هاست، و وعده و وعید او راست و حق است، خداوند معبودِ حقیقی است؛ چون دارای کمالِ مطلق، و صاحب عرشِ عظیم، و پروردگار و صاحبِ دیگر پدیده‌ها می‌باشد. پس چنین خداوندی، امکان ندارد شما را بیهوده آفریده باشد.

المؤمنون 23:117

وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ و هر كس جز خدا معبود ديگري را فرا بخواند كه هيچ دليلي بر حقانيت آن ندارد. حساب او با خداست. بي‌گمان كافران رستگار نمي‌شوند. وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ و بگو:«پروردگارا! [مرا] بيامرز و ببخشاي و تو بهترين مهرباناني». (117) و هر کس همراه با خدا، معبودان دیگری را به فریاد بخواند، بدون اینکه دلیلی برای صحت کارش داشته باشد که او را به آنچه انجام می‌دهد راهنمایی کند، ـ ‌و این قید، یک قید لازم و غیر قابل اجتناب است؛ زیرا هر کس چیزی غیر از خدا را به نیایش بخواند، حتماً دلیلی بر صحت این کار ندارد ـ بلکه دلایلی بر باطل بودنِ آنچه او انجام می‌دهد، دلالت ‌نماید، اما از روی ستمگری و عناد، از آن دلایل روی گرداند؛ چنین کسی به نزد پروردگارش خواهد رفت، و خداوند او را به سبب اعمالش مجازات خواهد کرد، و هیچ بهره‌ای از رستگاری به او نمی‌رسد، چون او کافر است. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) همانا کافران رستگار نمی‌شوند. پس کفرشان، آنها را از رستگاری دور نموده و بازداشته است. (118) (﴿وَقُل﴾) و مخلصانه پروردگارت را بخوان و بگو: (﴿رَّبِّ ٱغۡفِرۡ وَٱرۡحَمۡ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) پروردگارا! مرا بیامرز، و از اموراتِ ناگوار و ناپسند برهان؛ و بر ما رحم بفرما، و با رحمت خویش، ما را به هر چیز خوبی برسان، و تو بهترینِ مهربانانی. پس خداوند، از هر کس نسبت به بنده‌اش، مهربان‌تر است؛ و خداوند نسبت به بنده‌اش، از مادر مهربان‌تر می‌باشد؛ و از خود بنده، برای وی مهربان‌تر است. * * *

المؤمنون 23:118

وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ و هر كس جز خدا معبود ديگري را فرا بخواند كه هيچ دليلي بر حقانيت آن ندارد. حساب او با خداست. بي‌گمان كافران رستگار نمي‌شوند. وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ و بگو:«پروردگارا! [مرا] بيامرز و ببخشاي و تو بهترين مهرباناني». (117) و هر کس همراه با خدا، معبودان دیگری را به فریاد بخواند، بدون اینکه دلیلی برای صحت کارش داشته باشد که او را به آنچه انجام می‌دهد راهنمایی کند، ـ ‌و این قید، یک قید لازم و غیر قابل اجتناب است؛ زیرا هر کس چیزی غیر از خدا را به نیایش بخواند، حتماً دلیلی بر صحت این کار ندارد ـ بلکه دلایلی بر باطل بودنِ آنچه او انجام می‌دهد، دلالت ‌نماید، اما از روی ستمگری و عناد، از آن دلایل روی گرداند؛ چنین کسی به نزد پروردگارش خواهد رفت، و خداوند او را به سبب اعمالش مجازات خواهد کرد، و هیچ بهره‌ای از رستگاری به او نمی‌رسد، چون او کافر است. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) همانا کافران رستگار نمی‌شوند. پس کفرشان، آنها را از رستگاری دور نموده و بازداشته است. (118) (﴿وَقُل﴾) و مخلصانه پروردگارت را بخوان و بگو: (﴿رَّبِّ ٱغۡفِرۡ وَٱرۡحَمۡ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) پروردگارا! مرا بیامرز، و از اموراتِ ناگوار و ناپسند برهان؛ و بر ما رحم بفرما، و با رحمت خویش، ما را به هر چیز خوبی برسان، و تو بهترینِ مهربانانی. پس خداوند، از هر کس نسبت به بنده‌اش، مهربان‌تر است؛ و خداوند نسبت به بنده‌اش، از مادر مهربان‌تر می‌باشد؛ و از خود بنده، برای وی مهربان‌تر است. * * *