Tafsir As-Saadi - Persian — الأحزاب 33:27 – سبأ 34:43
Contents
- الأحزاب 33:27
- الأحزاب 33:28
- الأحزاب 33:29
- الأحزاب 33:30
- الأحزاب 33:31
- الأحزاب 33:32
- الأحزاب 33:33
- الأحزاب 33:34
- الأحزاب 33:35
- الأحزاب 33:36
- الأحزاب 33:37
- الأحزاب 33:38
- الأحزاب 33:39
- الأحزاب 33:40
- الأحزاب 33:41
- الأحزاب 33:42
- الأحزاب 33:43
- الأحزاب 33:44
- الأحزاب 33:45
- الأحزاب 33:46
- الأحزاب 33:47
- الأحزاب 33:48
- الأحزاب 33:49
- الأحزاب 33:50
- الأحزاب 33:51
- الأحزاب 33:52
- الأحزاب 33:53
- الأحزاب 33:54
- الأحزاب 33:55
- الأحزاب 33:56
- الأحزاب 33:57
- الأحزاب 33:58
- الأحزاب 33:59
- الأحزاب 33:60
- الأحزاب 33:61
- الأحزاب 33:62
- الأحزاب 33:63
- الأحزاب 33:64
- الأحزاب 33:65
- الأحزاب 33:66
- الأحزاب 33:67
- الأحزاب 33:68
- الأحزاب 33:69
- الأحزاب 33:70
- الأحزاب 33:71
- الأحزاب 33:72
- الأحزاب 33:73
- سبأ 34:1
- سبأ 34:2
- سبأ 34:3
- سبأ 34:4
- سبأ 34:5
- سبأ 34:6
- سبأ 34:7
- سبأ 34:8
- سبأ 34:9
- سبأ 34:10
- سبأ 34:11
- سبأ 34:12
- سبأ 34:13
- سبأ 34:14
- سبأ 34:15
- سبأ 34:16
- سبأ 34:17
- سبأ 34:18
- سبأ 34:19
- سبأ 34:20
- سبأ 34:21
- سبأ 34:22
- سبأ 34:23
- سبأ 34:24
- سبأ 34:25
- سبأ 34:26
- سبأ 34:27
- سبأ 34:28
- سبأ 34:29
- سبأ 34:30
- سبأ 34:31
- سبأ 34:32
- سبأ 34:33
- سبأ 34:34
- سبأ 34:35
- سبأ 34:36
- سبأ 34:37
- سبأ 34:38
- سبأ 34:39
- سبأ 34:40
- سبأ 34:41
- سبأ 34:42
- سبأ 34:43
الأحزاب 33:27
وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا ؛ و گروهي از آنها گفتند : اي مردم يثرب ، اينجا جاي ماندنتان نيست ، بازگرديد و گروهي از آنها از پيامبر رخصت طلبيدند مي گفتند : خانه هاي ما را حفاظي نيست خانه هايشان بي حفاخ نبود ، مي خواستند بگريزند. وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا؛ و اگر از اطراف ، خانه هايشان را محاصره کنند و از آنها بخواهند که مرتد شوند ، مرتد خواهند شد و جز اندکي درنگ روا نخواهند داشت. وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُولًا؛ اينان پيش از اين با خدا پيمان بسته بودند که در جنگ به دشمن پشت نکنند خدا از پيمان خود بازخواست خواهد کرد. قُل لَّن يَنفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا؛ بگو : اگر از مرگ يا کشته شدن بگريزيد ، هرگز گريختن سودتان ندهد و، آنگاه از زندگي جز اندکي بهره مند نخواهيد شد. قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ بگو : اگر خدا برايتان قصد بدي داشته باشد يا بخواهد به شما رحمتي ارزاني دارد ، کيست که شما را از اراده او نگه دارد ايشان جز خدا براي خوددوست و مددکاري نخواهند يافت. قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا ؛ خدا مي داند چه کساني از شما مردم را از جنگ باز مي دارند و نيز مي شناسد کساني را که به برادران خود مي گويند : به نزد ما بياييد و جز اندکي به جنگ نمي آيند. أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاء الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُوْلَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ؛ هر خيري را از شما دريغ مي دارند ، و چون وحشت فراز آيد بيني که به تو، مي نگرند و چشمانشان در حدقه مي گردد مثل کسي که از مرگ بيهوش شده باشد و چون وحشت از ميان برود ، از حرص غنايم با زبان تيز خود برنجانندتان اينان ايمان نياورده اند و خدا اعمالشان را تباه کرده است و اين کار بر خدا آسان بوده است. يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِن يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا ؛ مي پندارند که سپاه احزاب نرفته است و اگر آن لشکرها باز مي آمدند، ،آرزو مي کردند که کاش در ميان اعراب باديه نشين مي بودند و همواره ازاخبار شما مي پرسيدند اگر هم در ميان شما مي بودند ، جز اندکي قتال نمي کردند. لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا؛ براي شما اگر به خدا و روز قيامت اميد مي داريد و خدا را فراوان ياد مي کنيد ، شخص رسول الله مقتداي پسنديده اي است. وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا؛ و چون مؤمنان آن گروهها را ديدند ، گفتند : اين همان چيزي است که خدا وپيامبرش به ما وعهد داده اند و خدا و پيامبرش راست گفته اند و جز به ايمان و تسليمشان نيفزود. مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا؛ از مؤمنان مرداني هستند که به پيماني که با خدا بسته بودند وفا کردند، بعضي بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضي چشم به راهند و هيچ پيمان خوددگرگون نکرده اند. لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاء أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ تا خدا راستگويان را به سبب راستي گفتارشان پاداش دهد و منافقان را اگر خواهد عذاب کند يا توبه آنها را بپذيرد ، که خدا آمرزنده و مهربان است. وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا؛ خدا کافران کينه توز را باز پس زد اينان به هيچ غنيمتي دست نيافتند و، در کارزار مؤمنان را خدا بسنده است زيرا خدا پرتوان و پيروزمند است. وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا؛ از اهل کتاب آن گروه را که به ياريشان برخاسته بودند از قلعه هايشان فرود آورد و در دلهايشان بيم افکند گروهي را کشتيد و گروهي را به اسارت گرفتيد. وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا؛ خدا زمين و خانه ها و اموالشان و زمينهايي را که بر آنها پاي ننهاده ايدبه شما واگذاشت و خدا بر هر کاري تواناست.
(13) (﴿وَإِذۡ قَالَت طَّآئِفَةٞ مِّنۡهُمۡ﴾) و گروهی از منافقان بعد از آنکه داد و بیداد کردند و صبرشان بهسر آمد، سبب شدند که مردم دلسرد شوند، و دست از حمایت پیامبر و مؤمنان بردارند؛ یعنی نه خودشان شکیبایی ورزیدند، و نه مردم را از شر خود ایمن داشتند، گفتند: (﴿يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ﴾) ای اهل مدینه! آنان را به اسم وطنشان صدا زدند، و این بیانگر آن است که دین و برادری ایمانی در دلهای آنها جایگاه و ارزشی نداشت؛ و آنچه آنها را به این صدازدن واداشت، یک احساس طبیعی بود و بس. بنابراین گفتند: (﴿يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ﴾) ای اهل مدینه! اینجا که از مدینه بیرون آمدهاید، جای ماندن شما نیست. مسلمانها در کنار خندق و بیرون از شهر مدینه اردو زده بودند، (﴿فَٱرۡجِعُواۡ﴾) پس به مدینه باز گردید. این گروه مسلمانان را از جهاد باز میداشتند و میگفتند: شما توانایی جنگیدن با دشمن را ندارید، و مسلمانهای مدینه را دستور میدادند که جنگ را رها کنند. این گروه بدترین و مضرترین گروه بودند. و گروهی دیگر بود که ترس و هراس آنها را فرا گرفته بود، و دوست داشتند از صفهای جنگ فاصله بگیرند، بنابراین عذرهای بیهوده و پوچ میآوردند. آنها کسانی بودند که خداوند در موردشان فرموده است: (﴿وَيَسۡتَٔۡذِنُ فَرِيقٞ مِّنۡهُمُ ٱلنَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوۡرَةٞ﴾) و گروهی از پیامبر اجازۀ بازگشت به خانههای خود میخواستند، و میگفتند خانههای ما بیحفاظ است؛ یعنی در معرض خطر قرار دارد، و میترسیم که دشمنان بر آنها حمله کنند، و ما آنجا حضور نداریم؛ پس به ما اجازه بده تا به خانههای خود برگردیم و از آنها پاسداری کنیم، حال آنکه آنان دروغ میگفتند. (﴿وَمَا هِيَ بِعَوۡرَةٍۖ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارٗا﴾) و خانههایشان بدون حفاظ نبود، و آنها قصدی جز گریختن و فرار از جنگ نداشتند، اما این سخن را عذر و بهانهای برای خود کردند. اینها ایمانشان اندک است، و به هنگام شدت گرفتن سختیها، ثبات و پایداری ندارند.
(14) اگر کافران از اطراف مدینه وارد آن میشدند و بر آن چیره و مسلط میگشتند، (﴿ثُمَّ سُئِلُواۡ ٱلۡفِتۡنَةَ﴾) سپس از اینها خواسته میشد که از دین خود برگردند، و به دین کسانی که بر شهر مسلط شدهاند درآیند، (﴿لَأٓتَوۡهَا﴾) شتابان به آن دین در میآمدند، (﴿وَمَا تَلَبَّثُواۡ بِهَآ إِلَّا يَسِيرٗا﴾) و آنها پایداری و استقامتی بر دین نداشتند، بلکه به محض اینکه قدرت و حکومت به دست دشمنان میافتاد، آنچه را که میخواستند انجام میدادند، و کفرشان را تایید مینمودند، و با آنها همآهنگ میشدند.
(15) درحالی که آنها قبلاً با خدا عهد و پیمان بسته بودند که به دشمن پشت نکنند و نگریزند. و همانا عهد و پیمان خدا همواره بازخواست دارد. و خداوند آنان را از این عهد و پیمان خواهد پرسید حال آنکه آنها پیمان را شکستهاند؛ پس به گمان آنها پروردگارشان با آنان چه خواهد کرد؟!
(16) (﴿قُل﴾) با سرزنش کردن آنها به خاطر فرارشان، و با بیان اینکه فرار برایشان سودی ندارد، به آنها بگو: (﴿لَّن يَنفَعَكُمُ ٱلۡفِرَارُ إِن فَرَرۡتُم مِّنَ ٱلۡمَوۡتِ أَوِ ٱلۡقَتۡلِ﴾) فرار از مرگ یا کشته شدن سودی به حال شما نخواهد داشت؛ و اگر در خانههایتان باشید، کسانی که کشته شدن آنان مقرّر گشته است، به محل کشته شدن خویش خواهند رفت. اسباب فایده میبخشد، اما به شرطی که در خلاف جهت قضا و تقدیر الهی نباشد، و هرگاه تقدیر و قضای الهی بیاید، هر سببی از بین میرود، و هر وسیلهای که انسان گمان برد او را نجات میدهد، باطل میشود. (﴿وَإِذٗا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) و آنگاه که فرار کردید تا از مرگ و کشته شدن در امان بمانید و در دنیا بهرهمند شوید و لذت ببرید، بدانید که شما جز از کالایی اندک بهرهمند نخواهید شد؛ و چنان اندک و ناچیز است که به فرار و ترک نمودن دستور خدا و از دست دادن لذت و بهرهمندی همیشگی در بهشت نمیارزد، و با آن برابری نمیکند.
(17) سپس بیان کرد که هر گاه خداوند بخواهد مصیبتی به بنده برساند، اسباب و وسایل، هیچ چیزی را از بنده دور نمیکنند. پس فرمود: (﴿قُلۡ مَن ذَا ٱلَّذِي يَعۡصِمُكُم مِّنَ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ سُوٓءًا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ رَحۡمَةٗ﴾) بگو: چه کسی میتواند شما را در برابر ارادۀ خدا حفظ کند، اگر او مصیبت یا رحمتی را برای شما بخواهد؟ زیرا اوست که میدهد و باز میدارد؛ سود دهنده و زیان رساننده اوست؛ خیر را جز او کسی نمیآورد، و بدی را جز او کسی دور نمیکند. (﴿وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾) و آنها جز او سرپرست و یاوری نخواهند داشت که آنان را سرپرستی نماید، و منافعشان را فراهم آورد. و یاوری ندارند که آنها را یاری کند، و زیانها را از آنان دور بدارد. پس باید از کسی اطاعت کنند که او به تنهایی همۀ کارها را انجام میدهد؛ کسی که خواست او نافذ است، و هرچه تقدیر نماید اجرا میشود. و اگر او کسی را سرپرستی و کمک نکند، یاری و حمایت هیچ سرپرست و یاوری برایش سودبخش نیست.
(18) سپس خداوند به کسانی که مردم را از جنگ باز میداشتند، وعید داد و آنها را تهدید نمود و فرمود: (﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ﴾) خداوند کسانی را که مردم را از بیرون رفتن برای جنگ باز میداشتند، (﴿وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَا﴾) و به برادرانشان که برای جنگ بیرون رفته بودند، میگفتند: به سوی ما بیایید؛ یعنی برگردید. همانطور که گفتند:﴿يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ فَٱرۡجِعُواۡ﴾ ای اهل مدینه! اینجا جای ماندن شما نیست، پس برگردید. خداوند این گونه افراد را به خوبی میشناسد. و آنها با اینکه دیگران را از شرکت در جنگ باز میداشتند، خودشان (﴿وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا﴾) بسیار کم در جهاد و کارزار شرکت میکردند؛ و بیشتر از همۀ مردم دوست داشتند از جنگ باز بمانند؛ چون در وجود آنها انگیزهای برای جهاد وجود نداشت، و انگیزۀ جهاد، ایمان و صبر است که آنها فاقد آن بودند. و وجود آنها سرشار از نفاق و بیایمانی بود که این مقتضی بزدلی و ترس میباشد.
(19) (﴿أَشِحَّةً عَلَيۡكُمۡ﴾) حاضر نیستند جان و مال خود را فدا کنند، و در راه کارزار از آن استفاده شود. آنها با مال و جان خود جهاد نمیکنند، (﴿فَإِذَا جَآءَ ٱلۡخَوۡفُ رَأَيۡتَهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ تَدُورُ أَعۡيُنُهُمۡ كَٱلَّذِي يُغۡشَىٰ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِ﴾) و هنگامی که لحظات بیم و هراس فرا میرسد، بهخاطر بزدلی و ترسی که دلهایشان را لرزان نموده، و اضطرابی که خاطرشان را پریشان کرده است، و از ترس اینکه مبادا به جنگیدن مجبور شوند، میبینی به تو نگاه میکنند در حالی که چشمانشان بیاختیار در حدقه به گردش در میآید، مانند کسی که دچار سکرات موت شده و میخواهد بمیرد. (﴿فَإِذَا ذَهَبَ ٱلۡخَوۡفُ﴾) اما وقتی خوف و هراس از میان برود و در امنیّت وآرامش قرار بگیرند، (﴿سَلَقُوكُم بِأَلۡسِنَةٍ حِدَادٍ﴾) با سخنانی درشت و زبانی تیز و ادعاهای نادرست با شما سخن میگویند، و شما را میآزارند، و وقتی سخنان آنها را بشنوی گمان میبری که اهل شجاعت و اقدام هستند. (﴿أَشِحَّةً عَلَى ٱلۡخَيۡرِ﴾) بر آنچه از کمک مالی که از آنها خواسته میشود، بخیلاند؛ و بدترین چیز آن است که انسان در انجام آنچه که بدان امر شده است، بخیل باشد، و در خرج کردن مال خود بخل بورزد، و حاضر نباشد با جسم و جان خود در راه خدا جهاد نماید، و از دعوت کردن به راه خدا بخل بورزد، و به مقام و جایگاه و علم و خیرخواهی و نظر درستش بخل ورزد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ فَأَحۡبَطَ ٱللَّهُ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) اینان که چنین وضعیتی دارند، هرگز ایمان نیاوردهاند؛ و خداوند به خاطر ایمان نیاوردنشان، اعمال آنها را باطل و بیپاداش کرده است. (﴿وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا﴾) و این کار برای خدا آسان است.اما خداوند مؤمنان را از بخیل بودن بر جان و مالشان نجات داده، و به آنها توفیق ارزانی نموده تا جان و مال خود را در راه خدا و در راهی که بدان امر شدهاند عطا کنند، و آنها اموال خود را در راههای خیر خرج مینمایند، و از مقام و دانش خود برای جلب رضای خدا هزینه میکنند.
(20) (﴿يَحۡسَبُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ لَمۡ يَذۡهَبُواۡ﴾) گمان میبرند لشکرهایی که برای جنگ با پیامبر و یارانش به هم پیوسته بودند نرفتهاند، و هنوز در جایشان هستند تا مسلمانان را ریشه کن نمایند، اما گمان و پندار آنها باطل و پوچ است. (﴿وَإِن يَأۡتِ ٱلۡأَحۡزَابُ يَوَدُّواۡ لَوۡ أَنَّهُم بَادُونَ فِي ٱلۡأَعۡرَابِ يَسَۡٔلُونَ عَنۡ أَنۢبَآئِكُمۡ﴾) و اگر بار دیگر لشکرهای کافران برگردند، این منافقان دوست دارند که آنها در مدینه و نزدیک مدینه نباشند و با اعراب بادیه نشین باشند و از آنجا اخبار شما را جویا شوند که چه بر سرتان آمده است؟ هلاک شوند و نفرینشان باد! اینها کسانی نیستند که حضورشان مؤثر و ارزشمند باشد، بلکه (﴿وَلَوۡ كَانُواۡ فِيكُم مَّا قَٰتَلُوٓاۡ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) اگر در میان شما میماندند، جز مقدار اندکی نمیجنگیدند. پس به آنها توجه نکنید و بر آنان تأسف نخورید.
(21) (﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ ﴾) سرمشق زیبایی در زندگی پیامبر خدا برای شماست که خودش در جنگ حضور یافت، و او شرافتمند و بزرگوار و قهرمان و شجاع است. پس وقتی او جان بزرگوارش را از جنگ پنهان نمیدارد، چگونه شما بر جان خود بخل میورزید؟! پس در این کار او را سرمشق و الگوی خود قرار بدهید. اهل اصول از این آیه چنین برداشت کردهاند که کارهای پیامبر حجت است؛ و اصل بر این است که او در احکام، الگو و سرمشق امت خویش میباشد، مگر احکامی که دلیل شرعی بر این دلالت نماید که آن احکام مختص و ویژۀ پیامبر میباشند. و الگو بر دو نوع است: یکی الگوی نیک، و دیگری الگوی بد. پس سرمشق و الگوی نیک در پیامبر است، وکسی که او را الگوی خویش قرار دهد، راهی را در پیش گرفته است که او را به کرامت الهی میرساند، و راه راست همان است. و اما اگر کسی غیر از او را به الگو بگیرد و با پیامبر مخالف باشد، چنین الگویی، الگوی بد است. همانند گفتۀ مشرکین که هنگامی پیامبران آنها را دعوت کردند تا از پیامبران الگوبرداری نمایند، گفتند:﴿إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّهۡتَدُونَ﴾ بدون شک، ما پدران خود را بر آیینی یافتهایم، و با حرکت در مسیر آنها، راه یافته خواهیم بود. و کسی میتواند از این الگوی نیکو الگو برداری نماید و به آن تأسی جوید که به خدا و پاداش روز قیامت امید داشته باشد. پس ایمان و ترسی که از خداوند دارد؛ و امیدواریاش به پاداش خدا و ترسش از عذاب الهی، او را وادار مینماید تا به پیامبر تأسی بجوید، و از او الگو برداری کند.
(22) وقتی حالت منافقان را به هنگام ترس و خطر بیان نمود، حالت مؤمنان را نیز بیان کرد و فرمود: (﴿وَلَمَّا رَءَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ﴾) و هنگامی که مؤمنان لشکرها را دیدند، و هرکدام در جایگاه خود قرار گرفت و ترس و هراس به پایان رسید، گفتند: (﴿هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ﴾) این چیزی است که خدا و پیغمبرش به ما وعده دادهاند، آنجا که خدا میفرماید:﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلِكُمۖ مَّسَّتۡهُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواۡ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ﴾ آیا پنداشتهاید که وارد بهشت شوید و هنوز مانند آنچه که بر کسانی که پیش از شما بودهاند آمد بر شما نیامده است؟! و سختیها آنها را فرا گرفت و متزلزل شدند تا اینکه پیامبر و کسانی که همراه او بودند، گفتند:«یاری خدا کی میآید؟!» هان آگاه باشید! بیگمان یاری و مدد خدا نزدیک است. (﴿وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ﴾) و خدا و پیامبرش راست گفتهاند، ما آنچه را که به آن خبر داده شده بودیم، مشاهده کردیم، (﴿وَمَا زَادَهُمۡ إِلَّآ إِيمَٰنٗا وَتَسۡلِيمٗا﴾) و این سختیها، جز ایمان در قلبهایشان، و تسلیم شدن با اعضا و جوارح، و فرمانبرداری از دستور خدا به آنها نیفزود.
(23) وقتی بیان نمود که منافقان با خدا عهد بستند که در جنگ پشت نخواهند کرد سپس این عهد را شکستند، وفاداری مؤمنان را بیان کرد و فرمود: (﴿مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواۡ مَا عَٰهَدُواۡ ٱللَّهَ عَلَيۡهِ﴾) از مؤمنان کسانی هستند که به پیمانی که با خدا بستهاند وفا مینمایند و آن را به طور کامل انجام میدهند. پس آنها جان خویش را در راه جلب خشنودی خدا فدا میکنند، و آن را در راه فرمانبرداریِ او سپر مینمایند. (﴿فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ﴾) برخی از ایشان به خواستۀ خود رسیدهاند و حقی را که بر آنان بوده ادا کردهاند، و در راه خدا شهید شدهاند، یا در حالی با مرگ طبیعی مردهاند که حق خدا را کاملاً ادا نمودهاند. (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُ﴾) و برخی منتظرند تا پیمان و حقی را که بر آنهاست کامل گردانند، و چنین کسانی برای انجام دادن وظیفه و حقی که بر آنهاست، و برای وفا کردن به پیمانی که بستهاند، در حرکت و تکاپو و تلاشاند، و به امید وفاکردن به پیمان خویش تلاش مینمایند. (﴿وَمَا بَدَّلُواۡ تَبۡدِيلٗا﴾) و پیمان و عهدی را که با خدا بستهاند، تغییر ندادهاند؛ بلکه آنها همواره و همیشه بر عهد و پیمان خدا پایبند هستند و از آن منحرف نمیشوند و تغییرش نمیدهند. پس اینها مردان حقیقی هستند، و دیگران فقط ظاهر و سیمایشان مردانه است ولی صفات و ویژگیهایشان ناقص میباشد.
(24) (﴿لِّيَجۡزِيَ ٱللَّهُ ٱلصَّٰدِقِينَ بِصِدۡقِهِمۡ﴾) تا خداوند کسانی را که در گفتار و حالات و رفتارشان با خدا راستگو هستند، و ظاهرشان با باطن و درونشان یکسان است ـ به خاطر راستیشان ـ پاداش بدهد. خداوند متعال میفرماید:﴿هَٰذَا يَوۡمُ يَنفَعُ ٱلصَّٰدِقِينَ صِدۡقُهُمۡۚ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗا﴾ این روزی است که به راستگویان راستیشان فایده میدهد، برای آنان باغهایی است که از زیر درختان آن، رودها روان است و آنان در آن جاودانهاند. آزمایشات و سختیهایی که ما مقدر کرده و پیش آوردهایم برای آن است تا راستگو از دروغگو مشخص گردد، و خداوند راستگویان را به خاطر راستیشان پاداش دهد، (﴿وَيُعَذِّبَ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ إِن شَآءَ﴾) و تا منافقان را که دلها و اعمالشان به هنگام پیش آمدن سختیها تغییر کرد، و به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا نکردند، اگر بخواهد عذاب بدهد. به این صورت که هدایت و رهیابی آنها را نمیخواهد؛ زیرا میداند در اینها خیری وجود ندارد، بنابراین به آنها توفیق هدایت نمیدهد.(﴿أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ﴾) یا آنها را توفیق دهد تا توبه نمایند و باز گردند. و صبغۀ غالب بر بخشندگی خدای بخشنده همین است. بنابراین آیه را با دو نام از نامهایش که بر آمرزش و فضل و نیکوکاری دلالت مینمایند به پایان رساند. پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورٗا﴾) بیگمان، خداوند گناهان کسانی را که بر خود زیادهروی کردهاند اگر توبه نمایند، میآمرزد، گرچه گناهان زیادی انجام داده باشند. (﴿رَّحِيمٗا﴾) و خداوند نسبت به آنان مهربان است و آنها را توفیق توبه عطا میکند. سپس توبهشان را میپذیرد و گناهانی را که کردهاند میپوشاند.
(25) خداوند کافران را ناکام بازگرداند و نتوانستند به چیزی دست یابند که بر آن آزمند بودند؛ و خشمگین بودند و باور قطعی داشتند که پیروز خواهند شد. لشکریان زیاد و تحزبشان آنان را مغرور کرده بود، و آنها به لشکر و ساز و برگ جنگی خود شادمان بودند؛ اما خداوند باد تندی را بر آنها فرستاد که خیمههایشان را از جا برکند، و در مراکز آنها اضطراب و تزلزل پدید آورد، و دیگهایشان را واژگون کرد و خداوند ترس را در دلهایشان انداخت، و آنها با دلی لبریز از خشم بازگشتند.و این از یاری و مدد خداوند است که بندگانش را بدان یاری مینماید. (﴿وَكَفَى ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلۡقِتَالَ﴾) و خداوند با فراهم کردن اسباب عادی و قَدَری، مؤمنان را در کار جنگ کفایت کرد؛ و آنها را از جنگ بینیاز ساخت؛ (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزٗا﴾) و خداوند توانا و چیره است و هیچکس با او در نمیافتد مگر اینکه مغلوب میگردد و شکست میخورد؛ و هیچ کس از او یاری نمیخواهد مگر اینکه پیروز میشود. و هر کاری را که بخواهد انجام میدهد. و توانایی اهل قدرت، سودی به آنان نمیبخشد مادامی که خداوند آنها را با قدرت خویش یاری نکند.
(26) (﴿وَأَنزَلَ ٱلَّذِينَ ظَٰهَرُوهُم مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن صَيَاصِيهِمۡ﴾) و خداوند کسانی از اهل کتاب؛ یعنی یهودیان را که لشکرهای کافران را یاری کردند از قلعههایشان پایین آورد، درحالی که شما بر آنها غالب شدید، و تحت فرمان و قدرت اسلام درآورده شدند. (﴿وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَ﴾) و در دلهایشان ترس و هراس انداخت، پس نتوانستند با مسلمانها بجنگند، بلکه تسلیم شدند و فروتنی و کرنش کردند. (﴿فَرِيقٗا تَقۡتُلُونَ وَتَأۡسِرُونَ فَرِيقٗا﴾) پس مردان جنگی آنها را کشتید، و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفتید.
(27) (﴿وَأَوۡرَثَكُمۡ أَرۡضَهُمۡ وَدِيَٰرَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُمۡ وَأَرۡضٗا لَّمۡ تَطَُٔوهَا﴾) و سرزمین و خانهها و اموال آنان و زمینی را که بدان گام ننهاده بودید به عنوان غنیمت به شما داد. و سرزمینی را به شما داد که قبلاً به خاطر شرافت و جایگاهش، و چون به نزد اهالی آن عزیز بود، قدرت گام نهادن در آن را نداشتید؛ و خداوند شما را بر آن مسلّط کرد و اهالی آن را خوار گردانید و مالهایشان را به غنیمت گرفتید و آنان را کشتید و به اسارت درآوردید. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا﴾) و خداوند بر هرچیزی تواناست؛ هیچ چیزی او را درمانده نمیکند، و از قدرت و توانایی خویش آنچه را خواست به شما داد. این گروه از اهل کتاب، یهودیان بنی قریظه بودند که در روستایی خارج از مدینه که زیاد از مدینه دور نبود زندگی میکردند؛ و پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی به مدینه آمد، با آنها پیمان بست و با آنها صلح کرد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وسلم با آنها نجنگید و آنان نیز با او نجنگیدند، و آنها بر دین خود باقی ماندند و هیچ چیزی از امور آنها تغییر نکرد. پس در جنگ خندق، لشکریان زیادی را که برای جنگ با پیامبر به هم پیوسته بودند دیدند؛ و تعداد اندک مسلمانها را مشاهده نمودند؛ و گمان بردند که به زودی این لشکریان زیاد، پیامبر و مؤمنان را نابود و ریشهکن خواهند کرد، نیز سخنان فریبندۀ برخی از سرانشان آنها را بر آن داشت تا پیمانی را که با پیامبر بسته بودند بشکنند. پس آنها عهد خود را شکستند، و مشرکان را در جنگ با پیامبر یاری دادند. وقتی خداوند مشرکین را خوار گرداند، پیامبر صلی الله علیه وسلم به پیکار با آنها پرداخت؛ پس آنان را در قلعههایشان محاصره کرد، و آنها به داوری سعد بن معاذش راضی شدند، و سعد در مورد آنها چنین حکم کرد که مردان جنگجویشان کشته شوند، و فرزندانشان به اسارت در آیند، و مالهایشان به غنیمت گرفته شود. پس خداوند نعمت خویش را بر پیامبر و مؤمنان تکمیل و فراوان گردانید، و با خوار نمودن دشمنانشان، و کشتن برخی، و به اسارت گرفتن عدهای دیگر، آنها را شاد گرداند؛ و خداوند همیشه در حق بندگان مؤمن خویش لطف دارد.
الأحزاب 33:28
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ؛ اي پيامبر ، به زنانت بگو : اگر خواهان زندگي دنيا و زينتهاي آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره مند سازم و به وجهي نيکو رهايتان کنم . وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا؛ و اگر خواهان خدا و پيامبر او و سراي آخرت هستيد ، خدا به نيکوکارانتان پاداشي بزرگ خواهد داد.
(28) هنگامی که زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم به او رشک بردند، و همگی با هم متحد شدند و از ایشان نفقه و لباس درخواست کردند، درخواستِ آنان طوری بود که برای پیامبر صلی الله علیه وسلم ممکن نبود که در هر وقت و شرایطی بتواند خواستۀ آنان را برآورده سازد، و آنان نیز یکپارچه و به صورت دسته جمعی بر خواستۀ خود مصرّ بودند. این بر پیامبر دشوار آمد، تا جایی که سوگند خورد یک ماه نزد آنها نرود. پس خداوند خواست تا کار را بر پیامبرش آسان بگرداند، و مقام همسرانش را بالا ببرد، و هر چیزی را که پاداش آنها را کم نماید از آنها دور سازد. پس به پیامبرش فرمان داد تا به زنان خود اختیار دهد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا﴾) اگر شما فقط دنیا و زرق و برق آن را میخواهید و به آن خوشنود میشوید، و به خاطر فقدانش خشمگین میگردید؛ پس اگر شما چنین حالتی دارید، من به شما نیازی ندارم. (﴿فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ﴾) و بیایید شما را ازآنچه نزد خود دارم، از متاع دنیا بهرهمند سازم، (﴿وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا﴾) و بدون ناراحتی و خشم بر یکدیگر و ناسزاگویی، بلکه با سعۀ صدر قبل از آنکه وضعیت به جای نامناسبی برسد از شما جدا شوم.
(29) (﴿وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) و اگر خدا و پیامبر و سرای آخرت را میخواهید، اگر این چیزها مراد و مقصود شماست، و هرگاه خدا و پیامبر و بهشت را به دست آورید؛ به راحتی و سختی زندگانی دنیا توجه نخواهید کرد، و به آنچه پیامبر دارد قانع میشوید، و آنچه را که تهیهاش دشوار است از او طلب نمیکنید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) بیگمان، خداوند برای نیکوکارانتان پاداش بزرگی آماده ساخته است. و پاداش و مزد در صورتی است که نیکوکار باشید؛ چون نیکوکاری پاداش آخرت را به دنبال دارد. و آنها فقط به خاطر اینکه همسران پیامبر هستند، مستحق پاداش نخواهند بود؛ زیرا این بدون نیکوکاری کافی نیست. پس پیامبر به آنها اختیار داد، و همۀ آنان خدا و پیامبر و سرای آخرت را انتخاب کردند، و هیچ یک از آنها گزینهای دیگر را انتخاب نکرد. خداوند از همۀ آنها خشنود و راضی باد. و این مخیر کردن چند فایده دارد: 1- عنایت و توجه خداوند به پیامبرش، و اینکه راضی نبود در وضعیتی قرار بگیرد که مطالبات و خواستههای همسرانش، موجبات فشار بر وی و اذیت و آزار او را فراهم کند. 2- پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی به آنها حق انتخاب داد، از تبعات حقوق همسران معاف شد، به گونهای که اختیار داشت و هرگاه میخواست به آنها میداد؛ و اگر میخواست نمیداد. ﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥ﴾ بر پیامبر هیچ گناهی نیست در آنچه خداوند برای او مقرّر داشته است. 3- منزّه داشتن پیامبر از زنانی که دنیا را بر خدا و پیامبر و جهان آخرت ترجیح میدهند. 4- سالم ماندن همسرانش از گناه، و از دست زدن به آنچه خدا و پیامبرش را ناخشنود مینماید؛ زیرا با دادن اختیار به آنان، خداوند متعال عدم رضایت آنان را از پیامبر منتفی ساخت؛ عدم رضایتی که موجب عدم رضایت پیامبر ـاز آنانـ میشد؛ و خشم و عدم رضایت پیامبر، موجب میشد خداوند پروردگار ناراضی گردد؛ و عدم رضایت پروردگار از کسی یا کسانی، موجب سزای آنان میشود. 5- تصریح به والا بودن مقامشان، و بیان همت بلند آنها که خدا و پیامبر و جهان آخرت را مراد و مقصود دانسته، و آن را بر دنیا و کالای آن برگزیدند. 6- این انتخاب موجب شد تا آنان به بهترین مقامهای بهشت برسند، و در دنیا و آخرت همسران پیامبر باشند. 7- زنان او متناسب با شأن او صلی الله علیه وسلم هستند؛ زیرا او کاملترین انسان است، و خداوند خواست که زنانش نیز کامل و پاکیزه باشند:﴿وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِ﴾ زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه هستند، و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه. 8- این انتخاب، نشانۀ قناعت میباشد؛ و قناعت موجب آرامش خاطر. و آزمندی از زنان پیامبر دور شد؛ و ناخشنودی را که باعث پریشانی و ناراحتی میشود، از آنها دور ساخت. 9- همسریِ پیامبر، سبب چندین برابر شدن پاداش آنها گشت؛ و آنان در مقامی قرار گرفتند که هیچ زنی به آن مقام نمیرسد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ ...﴾).
الأحزاب 33:29
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ؛ اي پيامبر ، به زنانت بگو : اگر خواهان زندگي دنيا و زينتهاي آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره مند سازم و به وجهي نيکو رهايتان کنم . وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا؛ و اگر خواهان خدا و پيامبر او و سراي آخرت هستيد ، خدا به نيکوکارانتان پاداشي بزرگ خواهد داد.
(28) هنگامی که زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم به او رشک بردند، و همگی با هم متحد شدند و از ایشان نفقه و لباس درخواست کردند، درخواستِ آنان طوری بود که برای پیامبر صلی الله علیه وسلم ممکن نبود که در هر وقت و شرایطی بتواند خواستۀ آنان را برآورده سازد، و آنان نیز یکپارچه و به صورت دسته جمعی بر خواستۀ خود مصرّ بودند. این بر پیامبر دشوار آمد، تا جایی که سوگند خورد یک ماه نزد آنها نرود. پس خداوند خواست تا کار را بر پیامبرش آسان بگرداند، و مقام همسرانش را بالا ببرد، و هر چیزی را که پاداش آنها را کم نماید از آنها دور سازد. پس به پیامبرش فرمان داد تا به زنان خود اختیار دهد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا﴾) اگر شما فقط دنیا و زرق و برق آن را میخواهید و به آن خوشنود میشوید، و به خاطر فقدانش خشمگین میگردید؛ پس اگر شما چنین حالتی دارید، من به شما نیازی ندارم. (﴿فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ﴾) و بیایید شما را ازآنچه نزد خود دارم، از متاع دنیا بهرهمند سازم، (﴿وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا﴾) و بدون ناراحتی و خشم بر یکدیگر و ناسزاگویی، بلکه با سعۀ صدر قبل از آنکه وضعیت به جای نامناسبی برسد از شما جدا شوم.
(29) (﴿وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) و اگر خدا و پیامبر و سرای آخرت را میخواهید، اگر این چیزها مراد و مقصود شماست، و هرگاه خدا و پیامبر و بهشت را به دست آورید؛ به راحتی و سختی زندگانی دنیا توجه نخواهید کرد، و به آنچه پیامبر دارد قانع میشوید، و آنچه را که تهیهاش دشوار است از او طلب نمیکنید. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) بیگمان، خداوند برای نیکوکارانتان پاداش بزرگی آماده ساخته است. و پاداش و مزد در صورتی است که نیکوکار باشید؛ چون نیکوکاری پاداش آخرت را به دنبال دارد. و آنها فقط به خاطر اینکه همسران پیامبر هستند، مستحق پاداش نخواهند بود؛ زیرا این بدون نیکوکاری کافی نیست. پس پیامبر به آنها اختیار داد، و همۀ آنان خدا و پیامبر و سرای آخرت را انتخاب کردند، و هیچ یک از آنها گزینهای دیگر را انتخاب نکرد. خداوند از همۀ آنها خشنود و راضی باد. و این مخیر کردن چند فایده دارد: 1- عنایت و توجه خداوند به پیامبرش، و اینکه راضی نبود در وضعیتی قرار بگیرد که مطالبات و خواستههای همسرانش، موجبات فشار بر وی و اذیت و آزار او را فراهم کند. 2- پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی به آنها حق انتخاب داد، از تبعات حقوق همسران معاف شد، به گونهای که اختیار داشت و هرگاه میخواست به آنها میداد؛ و اگر میخواست نمیداد. ﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥ﴾ بر پیامبر هیچ گناهی نیست در آنچه خداوند برای او مقرّر داشته است. 3- منزّه داشتن پیامبر از زنانی که دنیا را بر خدا و پیامبر و جهان آخرت ترجیح میدهند. 4- سالم ماندن همسرانش از گناه، و از دست زدن به آنچه خدا و پیامبرش را ناخشنود مینماید؛ زیرا با دادن اختیار به آنان، خداوند متعال عدم رضایت آنان را از پیامبر منتفی ساخت؛ عدم رضایتی که موجب عدم رضایت پیامبر ـاز آنانـ میشد؛ و خشم و عدم رضایت پیامبر، موجب میشد خداوند پروردگار ناراضی گردد؛ و عدم رضایت پروردگار از کسی یا کسانی، موجب سزای آنان میشود. 5- تصریح به والا بودن مقامشان، و بیان همت بلند آنها که خدا و پیامبر و جهان آخرت را مراد و مقصود دانسته، و آن را بر دنیا و کالای آن برگزیدند. 6- این انتخاب موجب شد تا آنان به بهترین مقامهای بهشت برسند، و در دنیا و آخرت همسران پیامبر باشند. 7- زنان او متناسب با شأن او صلی الله علیه وسلم هستند؛ زیرا او کاملترین انسان است، و خداوند خواست که زنانش نیز کامل و پاکیزه باشند:﴿وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِ﴾ زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه هستند، و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه. 8- این انتخاب، نشانۀ قناعت میباشد؛ و قناعت موجب آرامش خاطر. و آزمندی از زنان پیامبر دور شد؛ و ناخشنودی را که باعث پریشانی و ناراحتی میشود، از آنها دور ساخت. 9- همسریِ پیامبر، سبب چندین برابر شدن پاداش آنها گشت؛ و آنان در مقامی قرار گرفتند که هیچ زنی به آن مقام نمیرسد. بنابراین فرمود: (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ ...﴾).
الأحزاب 33:30
يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ؛ اي زنان پيامبر ، هر کس از شما مرتکب کار زشت در خور عقوبت شود ، خدا عذاب او را دو برابر مي کند و اين بر خدا آسان است. وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا؛ و هر کس از شما که به فرمانبرداري خدا و پيامبرش مداومت ورزد و، کاري شايسته کند ، دوبار به او پاداش دهيم و براي او رزقي کرامند آماده کرده ايم.
(30) وقتی زنان پیامبر، خدا و پیامبرش و سرای آخرت را انتخاب کردند، بیان فرمود که پاداش آنها دو برابر خواهد بود. نیز فرمود: اگر مرتکب گناهی شوند، کیفر و گناه آنها دو برابر است تا بیشتر از گناه بپرهیزند، و بیشتر سپاس خدا را به جای آورند؛ بنابراین کیفر هر کس از آنها را اگر مرتکب گناهی شود، دو برابر قرار داد.
(31) (﴿وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا﴾) و هر کس از شما که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، و کار شایسته انجام دهد، چه کم باشد چه زیاد، (﴿نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ﴾) پاداش او را دو برابر پاداش دیگران میدهیم، (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا﴾) و برای او روزی و نعمت ارزشمندی که همانا بهشت است فراهم میسازیم. و زنان پیامبر از خدا و پیامبرش اطاعت کردند؛ و کار شایسته انجام دادند، از این رو معلوم است که مستحق پاداش بیکران خدا میباشند.
الأحزاب 33:31
يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ؛ اي زنان پيامبر ، هر کس از شما مرتکب کار زشت در خور عقوبت شود ، خدا عذاب او را دو برابر مي کند و اين بر خدا آسان است. وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا؛ و هر کس از شما که به فرمانبرداري خدا و پيامبرش مداومت ورزد و، کاري شايسته کند ، دوبار به او پاداش دهيم و براي او رزقي کرامند آماده کرده ايم.
(30) وقتی زنان پیامبر، خدا و پیامبرش و سرای آخرت را انتخاب کردند، بیان فرمود که پاداش آنها دو برابر خواهد بود. نیز فرمود: اگر مرتکب گناهی شوند، کیفر و گناه آنها دو برابر است تا بیشتر از گناه بپرهیزند، و بیشتر سپاس خدا را به جای آورند؛ بنابراین کیفر هر کس از آنها را اگر مرتکب گناهی شود، دو برابر قرار داد.
(31) (﴿وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا﴾) و هر کس از شما که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، و کار شایسته انجام دهد، چه کم باشد چه زیاد، (﴿نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ﴾) پاداش او را دو برابر پاداش دیگران میدهیم، (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا﴾) و برای او روزی و نعمت ارزشمندی که همانا بهشت است فراهم میسازیم. و زنان پیامبر از خدا و پیامبرش اطاعت کردند؛ و کار شایسته انجام دادند، از این رو معلوم است که مستحق پاداش بیکران خدا میباشند.
الأحزاب 33:32
يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ؛ اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي که در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد. وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ؛ و در خانه هاي خود بمانيد و چنان که در زمان پيشين جاهليت مي کردند، ،زينتهاي خود را آشکار مکنيد و نماز بگزاريد و زکات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت کنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دورکند و شما را چنان که بايد پاک دارد. وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا؛ آنچه را در خانه هايتان از آيات خدا و حکمت تلاوت مي شود ، ياد کنيد ،که خدا باريک بين و آگاه است.
(32) (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّ﴾) ای زنان پیامبر! شما مثل هیچ یک از زنان عادی نیستید اگر از خدا بترسید؛ زیرا با تقوای الهی مقامتان از زنان دیگر بالاتر میرود، و هیچ زنی به مقام شما نمیرسد. پس تقوا را با رعایت ارکان آن کامل گردانید. بنابراین آنها را راهنمایی کرد تا وسیلههایی را که سبب کار حرام میشوند از میان بردارند، و فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و به هنگام سخن گفتن با مردان، صدای خود را نرم و نازک نکنید، (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) که آنگاه کسی که در دل او بیماری شهوت زنا است، به طمع میافتد؛ چون او آماده و منتظر کوچکترین چیزی است که وی را تحریک کند، چرا که دل او سالم نیست؛ زیرا دلی که سالم باشد، به آنچه خدا حرام نموده است علاقهمند نیست، و کمتر اسباب و وسایلی او را تحریک میکند؛ چراکه دل او پاک و سالم است. به خلاف کسی که دلش بیمار است؛ چنین کسی مانند فردی که دلش سالم است تحمل ندارد، و کوچکترین سببی او را به کار حرام وا میدارد و دعوتش را اجابت میکند و از خواستهاش سرپیچی نمینماید. این دلیلی است بر اینکه وسیلهها، حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمی گفتار و صدا، در اصل کار جایزی است؛ اما وقتی که وسیلهای برای کار حرام باشد، از آن منع شده است؛ بنابراین برای زن شایسته است به هنگام سخن گفتن با مردان، صدایش را نرم و نازک نکند. وقتی آنها را از نرمی گفتار نهی کرد شاید کسی گمان بَرَد که باید به درشتی و تندی سخن بگویند، پس این توهّم را دفع نمود و فرمود: (﴿وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا﴾) و سخنی شایسته بگویند؛ یعنی سخنی که درشت و تند نباشد. فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و نگفت: «فَلَا تَلِنَّ بِالقَولِ» چون آنچه از آن نهی شده، سخن نرمی است که همراه با فروتنی و انقیاد زن برای مرد باشد؛ و چنین حالت و سخنی، مرد را وادار میکند تا به او چشم طمع بدوزد. به خلاف کسی که سخنی نرم بگوید که در آن فروتنی نباشد؛ بلکه این سخن با اینکه نرم است، نشانگر عزت گوینده است و طرف را مغلوب مینماید و در او طمع نمیورزد. بنابراین خداوند پیامبرش را بهخاطر مهربانی و ملایمتی که داشت ستوده است. پس فرمود:﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ به سبب رحمتی از جانب خدا، برای آنها نرم و مهربان شدی. و به موسی و هارون فرمود:﴿ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ بروید نزد فرعون؛ چرا که او سرکشی کرده است. پس با او به نرمی سخن بگویید شاید پند پذیرد یا بترسد. و [این بخش از آیه: ] (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) ضمن اینکه دستوری است مبنی بر اینکه انسان باید پاکدامن باشد، و زنان و مردان پاکدامن مورد ستایش قرار گرفته، و از نزدیک شدن به زنا نهی شدهاند؛ نیز بر این دلالت مینماید که برای بنده، شایسته است هرگاه این حالت را در خودش یافت که با دیدن یا شنیدن سخن کسی که مورد پسندش میباشد بر انجام کار حرام تحریک میشود، و احساس کرد که انگیزههای طمع ورزی او را به سوی حرام سوق میدهد، باید بداند که این احساس یک بیماری است؛ از این رو باید برای تضعیف و از بین بردن و قطع کردن خاطرههای زشت بکوشد، و با نفس خود مبارزه نماید تا آن را از این بیماری خطرناک نجات بخشد، و از خداوند بخواهد که او را محافظت نماید و به او توفیق دهد. و این از زمرۀ پاکدامنی است که به آن امر شده است.
(33) (﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) و در خانههایتان بمانید، این برایتان بهتر است. و مانند اهل جاهلیت پیشین که دانش و دینی نداشتند، آرایش نکنید و زیاد از خانه بیرون نروید؛ و همۀ اینها برای دور کردن شر و اسباب آن است. وقتی آنها را به طور کلی به پرهیزگاری فرمان داد، به جزئیاتی از آن نیز پرداخت؛ چون زنان به آن نیاز دارند، و نیز آنها را به فرمانبرداری دستور داد به ویژه به برپای داشتن نماز و پرداختن زکات؛ دو عبادتی که هرکس به ناچار به آنها نیاز دارد، و بزرگترین عبادت محسوب میشوند؛ که در نماز اخلاص برای خداوند انجام میگیرد، و با پرداختن زکات به بندگان نیکی میشود. سپس آنها را به طور کلی به اطاعت فرمان داد و فرمود: (﴿وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ﴾) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. هر امر و فرمانی که خدا و پیامبر دادهاند -خواه فرمان واجب باشد یا فرمان مستحب- در اطاعت از خدا و پیامبرش داخل است. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾) جز این نیست که خداوند وقتی شما را به این چیزها فرمان میدهد، و از چیزهایی نهی میکند؛ برای آن است تا پلیدی و بدی را از شما اهل بیت دور کند، و شما را کاملاً پاک گرداند. یعنی حمد و سپاس خداوند را به خاطر این اوامر و نواهی به جای آورید که شما را از مصلحت و فایدۀ آن آگاه کرده است. و این اوامر و نواهی برای شما فایده و مصلحت محض هستند، و خداوند با این دستورات نخواسته است بر شما تنگی و مشقّتی بیاورد، بلکه برای آن است تا پاکیزه گردید و اخلاق و رفتارتان پاک شود و اعمالتان درست و خوب گردد؛ و به سبب آن، پاداشتان بیشتر و بزرگتر شود.
(34) و هنگامی که آنان را به انجام کارها، و ترک کارهایی امر نمود؛ به آنان دستور داد که به علماندوزی بپردازند، و راه آن را نیز برایشان بیان نمود. پس فرمود: (﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾) منظور از آیات خدا، قرآن است؛ و حکمت، اسرار قرآن و یا سنّت پیامبر میباشد. و زنان را فرمان داد تا آن را یاد کنند، و این شامل ذکر و یاد کردن کلمات قرآن میشود که با تلاوت آن انجام میگیرد؛ نیز معانی آن را شامل میشود که با تدبر و تفکر در آن، و استنباط احکام و حکمتهای آن انجام میگیرد. نیز شامل ذکرِ عمل کردنِ به آن هم میگردد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا﴾) همانا خداوند باریک بین آگاه است، و سرایر و پنهانیهای امور را میبیند، و آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است و کارهایی را که آشکار یا پنهان هستند، میداند. باریک بین و مطلع بودن خداوند این را میطلبد که آنها کارها را خالصانه برای خدا به انجام برسانند، و اعمال را به صورت پنهانی انجام دهند. نیز از آنجا که خداوند باریک بینِ آگاه است، جزا و سزای اعمال را میدهد. و یکی از معانی «لطیف» این است که خداوند بندهاش را به طرق مخفی و غیر محسوس به سوی خیر و خوبی پیش میبرد، و از شر و بدی محافظت مینماید، و رزق و روزی را از جایی به او میرساند که خودش نمیداند، و اسبابی را به او نشان میدهد که نفس آدمی از آنها نفرت دارد، اما راه رسیدن به بالاترین مقامها را برای او هموار میسازد.
الأحزاب 33:33
يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ؛ اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي که در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد. وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ؛ و در خانه هاي خود بمانيد و چنان که در زمان پيشين جاهليت مي کردند، ،زينتهاي خود را آشکار مکنيد و نماز بگزاريد و زکات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت کنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دورکند و شما را چنان که بايد پاک دارد. وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا؛ آنچه را در خانه هايتان از آيات خدا و حکمت تلاوت مي شود ، ياد کنيد ،که خدا باريک بين و آگاه است.
(32) (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّ﴾) ای زنان پیامبر! شما مثل هیچ یک از زنان عادی نیستید اگر از خدا بترسید؛ زیرا با تقوای الهی مقامتان از زنان دیگر بالاتر میرود، و هیچ زنی به مقام شما نمیرسد. پس تقوا را با رعایت ارکان آن کامل گردانید. بنابراین آنها را راهنمایی کرد تا وسیلههایی را که سبب کار حرام میشوند از میان بردارند، و فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و به هنگام سخن گفتن با مردان، صدای خود را نرم و نازک نکنید، (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) که آنگاه کسی که در دل او بیماری شهوت زنا است، به طمع میافتد؛ چون او آماده و منتظر کوچکترین چیزی است که وی را تحریک کند، چرا که دل او سالم نیست؛ زیرا دلی که سالم باشد، به آنچه خدا حرام نموده است علاقهمند نیست، و کمتر اسباب و وسایلی او را تحریک میکند؛ چراکه دل او پاک و سالم است. به خلاف کسی که دلش بیمار است؛ چنین کسی مانند فردی که دلش سالم است تحمل ندارد، و کوچکترین سببی او را به کار حرام وا میدارد و دعوتش را اجابت میکند و از خواستهاش سرپیچی نمینماید. این دلیلی است بر اینکه وسیلهها، حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمی گفتار و صدا، در اصل کار جایزی است؛ اما وقتی که وسیلهای برای کار حرام باشد، از آن منع شده است؛ بنابراین برای زن شایسته است به هنگام سخن گفتن با مردان، صدایش را نرم و نازک نکند. وقتی آنها را از نرمی گفتار نهی کرد شاید کسی گمان بَرَد که باید به درشتی و تندی سخن بگویند، پس این توهّم را دفع نمود و فرمود: (﴿وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا﴾) و سخنی شایسته بگویند؛ یعنی سخنی که درشت و تند نباشد. فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و نگفت: «فَلَا تَلِنَّ بِالقَولِ» چون آنچه از آن نهی شده، سخن نرمی است که همراه با فروتنی و انقیاد زن برای مرد باشد؛ و چنین حالت و سخنی، مرد را وادار میکند تا به او چشم طمع بدوزد. به خلاف کسی که سخنی نرم بگوید که در آن فروتنی نباشد؛ بلکه این سخن با اینکه نرم است، نشانگر عزت گوینده است و طرف را مغلوب مینماید و در او طمع نمیورزد. بنابراین خداوند پیامبرش را بهخاطر مهربانی و ملایمتی که داشت ستوده است. پس فرمود:﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ به سبب رحمتی از جانب خدا، برای آنها نرم و مهربان شدی. و به موسی و هارون فرمود:﴿ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ بروید نزد فرعون؛ چرا که او سرکشی کرده است. پس با او به نرمی سخن بگویید شاید پند پذیرد یا بترسد. و [این بخش از آیه: ] (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) ضمن اینکه دستوری است مبنی بر اینکه انسان باید پاکدامن باشد، و زنان و مردان پاکدامن مورد ستایش قرار گرفته، و از نزدیک شدن به زنا نهی شدهاند؛ نیز بر این دلالت مینماید که برای بنده، شایسته است هرگاه این حالت را در خودش یافت که با دیدن یا شنیدن سخن کسی که مورد پسندش میباشد بر انجام کار حرام تحریک میشود، و احساس کرد که انگیزههای طمع ورزی او را به سوی حرام سوق میدهد، باید بداند که این احساس یک بیماری است؛ از این رو باید برای تضعیف و از بین بردن و قطع کردن خاطرههای زشت بکوشد، و با نفس خود مبارزه نماید تا آن را از این بیماری خطرناک نجات بخشد، و از خداوند بخواهد که او را محافظت نماید و به او توفیق دهد. و این از زمرۀ پاکدامنی است که به آن امر شده است.
(33) (﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) و در خانههایتان بمانید، این برایتان بهتر است. و مانند اهل جاهلیت پیشین که دانش و دینی نداشتند، آرایش نکنید و زیاد از خانه بیرون نروید؛ و همۀ اینها برای دور کردن شر و اسباب آن است. وقتی آنها را به طور کلی به پرهیزگاری فرمان داد، به جزئیاتی از آن نیز پرداخت؛ چون زنان به آن نیاز دارند، و نیز آنها را به فرمانبرداری دستور داد به ویژه به برپای داشتن نماز و پرداختن زکات؛ دو عبادتی که هرکس به ناچار به آنها نیاز دارد، و بزرگترین عبادت محسوب میشوند؛ که در نماز اخلاص برای خداوند انجام میگیرد، و با پرداختن زکات به بندگان نیکی میشود. سپس آنها را به طور کلی به اطاعت فرمان داد و فرمود: (﴿وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ﴾) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. هر امر و فرمانی که خدا و پیامبر دادهاند -خواه فرمان واجب باشد یا فرمان مستحب- در اطاعت از خدا و پیامبرش داخل است. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾) جز این نیست که خداوند وقتی شما را به این چیزها فرمان میدهد، و از چیزهایی نهی میکند؛ برای آن است تا پلیدی و بدی را از شما اهل بیت دور کند، و شما را کاملاً پاک گرداند. یعنی حمد و سپاس خداوند را به خاطر این اوامر و نواهی به جای آورید که شما را از مصلحت و فایدۀ آن آگاه کرده است. و این اوامر و نواهی برای شما فایده و مصلحت محض هستند، و خداوند با این دستورات نخواسته است بر شما تنگی و مشقّتی بیاورد، بلکه برای آن است تا پاکیزه گردید و اخلاق و رفتارتان پاک شود و اعمالتان درست و خوب گردد؛ و به سبب آن، پاداشتان بیشتر و بزرگتر شود.
(34) و هنگامی که آنان را به انجام کارها، و ترک کارهایی امر نمود؛ به آنان دستور داد که به علماندوزی بپردازند، و راه آن را نیز برایشان بیان نمود. پس فرمود: (﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾) منظور از آیات خدا، قرآن است؛ و حکمت، اسرار قرآن و یا سنّت پیامبر میباشد. و زنان را فرمان داد تا آن را یاد کنند، و این شامل ذکر و یاد کردن کلمات قرآن میشود که با تلاوت آن انجام میگیرد؛ نیز معانی آن را شامل میشود که با تدبر و تفکر در آن، و استنباط احکام و حکمتهای آن انجام میگیرد. نیز شامل ذکرِ عمل کردنِ به آن هم میگردد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا﴾) همانا خداوند باریک بین آگاه است، و سرایر و پنهانیهای امور را میبیند، و آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است و کارهایی را که آشکار یا پنهان هستند، میداند. باریک بین و مطلع بودن خداوند این را میطلبد که آنها کارها را خالصانه برای خدا به انجام برسانند، و اعمال را به صورت پنهانی انجام دهند. نیز از آنجا که خداوند باریک بینِ آگاه است، جزا و سزای اعمال را میدهد. و یکی از معانی «لطیف» این است که خداوند بندهاش را به طرق مخفی و غیر محسوس به سوی خیر و خوبی پیش میبرد، و از شر و بدی محافظت مینماید، و رزق و روزی را از جایی به او میرساند که خودش نمیداند، و اسبابی را به او نشان میدهد که نفس آدمی از آنها نفرت دارد، اما راه رسیدن به بالاترین مقامها را برای او هموار میسازد.
الأحزاب 33:34
يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ؛ اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي که در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد. وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ؛ و در خانه هاي خود بمانيد و چنان که در زمان پيشين جاهليت مي کردند، ،زينتهاي خود را آشکار مکنيد و نماز بگزاريد و زکات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت کنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دورکند و شما را چنان که بايد پاک دارد. وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا؛ آنچه را در خانه هايتان از آيات خدا و حکمت تلاوت مي شود ، ياد کنيد ،که خدا باريک بين و آگاه است.
(32) (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّ﴾) ای زنان پیامبر! شما مثل هیچ یک از زنان عادی نیستید اگر از خدا بترسید؛ زیرا با تقوای الهی مقامتان از زنان دیگر بالاتر میرود، و هیچ زنی به مقام شما نمیرسد. پس تقوا را با رعایت ارکان آن کامل گردانید. بنابراین آنها را راهنمایی کرد تا وسیلههایی را که سبب کار حرام میشوند از میان بردارند، و فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و به هنگام سخن گفتن با مردان، صدای خود را نرم و نازک نکنید، (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) که آنگاه کسی که در دل او بیماری شهوت زنا است، به طمع میافتد؛ چون او آماده و منتظر کوچکترین چیزی است که وی را تحریک کند، چرا که دل او سالم نیست؛ زیرا دلی که سالم باشد، به آنچه خدا حرام نموده است علاقهمند نیست، و کمتر اسباب و وسایلی او را تحریک میکند؛ چراکه دل او پاک و سالم است. به خلاف کسی که دلش بیمار است؛ چنین کسی مانند فردی که دلش سالم است تحمل ندارد، و کوچکترین سببی او را به کار حرام وا میدارد و دعوتش را اجابت میکند و از خواستهاش سرپیچی نمینماید. این دلیلی است بر اینکه وسیلهها، حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمی گفتار و صدا، در اصل کار جایزی است؛ اما وقتی که وسیلهای برای کار حرام باشد، از آن منع شده است؛ بنابراین برای زن شایسته است به هنگام سخن گفتن با مردان، صدایش را نرم و نازک نکند. وقتی آنها را از نرمی گفتار نهی کرد شاید کسی گمان بَرَد که باید به درشتی و تندی سخن بگویند، پس این توهّم را دفع نمود و فرمود: (﴿وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا﴾) و سخنی شایسته بگویند؛ یعنی سخنی که درشت و تند نباشد. فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و نگفت: «فَلَا تَلِنَّ بِالقَولِ» چون آنچه از آن نهی شده، سخن نرمی است که همراه با فروتنی و انقیاد زن برای مرد باشد؛ و چنین حالت و سخنی، مرد را وادار میکند تا به او چشم طمع بدوزد. به خلاف کسی که سخنی نرم بگوید که در آن فروتنی نباشد؛ بلکه این سخن با اینکه نرم است، نشانگر عزت گوینده است و طرف را مغلوب مینماید و در او طمع نمیورزد. بنابراین خداوند پیامبرش را بهخاطر مهربانی و ملایمتی که داشت ستوده است. پس فرمود:﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ به سبب رحمتی از جانب خدا، برای آنها نرم و مهربان شدی. و به موسی و هارون فرمود:﴿ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ بروید نزد فرعون؛ چرا که او سرکشی کرده است. پس با او به نرمی سخن بگویید شاید پند پذیرد یا بترسد. و [این بخش از آیه: ] (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) ضمن اینکه دستوری است مبنی بر اینکه انسان باید پاکدامن باشد، و زنان و مردان پاکدامن مورد ستایش قرار گرفته، و از نزدیک شدن به زنا نهی شدهاند؛ نیز بر این دلالت مینماید که برای بنده، شایسته است هرگاه این حالت را در خودش یافت که با دیدن یا شنیدن سخن کسی که مورد پسندش میباشد بر انجام کار حرام تحریک میشود، و احساس کرد که انگیزههای طمع ورزی او را به سوی حرام سوق میدهد، باید بداند که این احساس یک بیماری است؛ از این رو باید برای تضعیف و از بین بردن و قطع کردن خاطرههای زشت بکوشد، و با نفس خود مبارزه نماید تا آن را از این بیماری خطرناک نجات بخشد، و از خداوند بخواهد که او را محافظت نماید و به او توفیق دهد. و این از زمرۀ پاکدامنی است که به آن امر شده است.
(33) (﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) و در خانههایتان بمانید، این برایتان بهتر است. و مانند اهل جاهلیت پیشین که دانش و دینی نداشتند، آرایش نکنید و زیاد از خانه بیرون نروید؛ و همۀ اینها برای دور کردن شر و اسباب آن است. وقتی آنها را به طور کلی به پرهیزگاری فرمان داد، به جزئیاتی از آن نیز پرداخت؛ چون زنان به آن نیاز دارند، و نیز آنها را به فرمانبرداری دستور داد به ویژه به برپای داشتن نماز و پرداختن زکات؛ دو عبادتی که هرکس به ناچار به آنها نیاز دارد، و بزرگترین عبادت محسوب میشوند؛ که در نماز اخلاص برای خداوند انجام میگیرد، و با پرداختن زکات به بندگان نیکی میشود. سپس آنها را به طور کلی به اطاعت فرمان داد و فرمود: (﴿وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ﴾) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. هر امر و فرمانی که خدا و پیامبر دادهاند -خواه فرمان واجب باشد یا فرمان مستحب- در اطاعت از خدا و پیامبرش داخل است. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾) جز این نیست که خداوند وقتی شما را به این چیزها فرمان میدهد، و از چیزهایی نهی میکند؛ برای آن است تا پلیدی و بدی را از شما اهل بیت دور کند، و شما را کاملاً پاک گرداند. یعنی حمد و سپاس خداوند را به خاطر این اوامر و نواهی به جای آورید که شما را از مصلحت و فایدۀ آن آگاه کرده است. و این اوامر و نواهی برای شما فایده و مصلحت محض هستند، و خداوند با این دستورات نخواسته است بر شما تنگی و مشقّتی بیاورد، بلکه برای آن است تا پاکیزه گردید و اخلاق و رفتارتان پاک شود و اعمالتان درست و خوب گردد؛ و به سبب آن، پاداشتان بیشتر و بزرگتر شود.
(34) و هنگامی که آنان را به انجام کارها، و ترک کارهایی امر نمود؛ به آنان دستور داد که به علماندوزی بپردازند، و راه آن را نیز برایشان بیان نمود. پس فرمود: (﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾) منظور از آیات خدا، قرآن است؛ و حکمت، اسرار قرآن و یا سنّت پیامبر میباشد. و زنان را فرمان داد تا آن را یاد کنند، و این شامل ذکر و یاد کردن کلمات قرآن میشود که با تلاوت آن انجام میگیرد؛ نیز معانی آن را شامل میشود که با تدبر و تفکر در آن، و استنباط احکام و حکمتهای آن انجام میگیرد. نیز شامل ذکرِ عمل کردنِ به آن هم میگردد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا﴾) همانا خداوند باریک بین آگاه است، و سرایر و پنهانیهای امور را میبیند، و آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است و کارهایی را که آشکار یا پنهان هستند، میداند. باریک بین و مطلع بودن خداوند این را میطلبد که آنها کارها را خالصانه برای خدا به انجام برسانند، و اعمال را به صورت پنهانی انجام دهند. نیز از آنجا که خداوند باریک بینِ آگاه است، جزا و سزای اعمال را میدهد. و یکی از معانی «لطیف» این است که خداوند بندهاش را به طرق مخفی و غیر محسوس به سوی خیر و خوبی پیش میبرد، و از شر و بدی محافظت مینماید، و رزق و روزی را از جایی به او میرساند که خودش نمیداند، و اسبابی را به او نشان میدهد که نفس آدمی از آنها نفرت دارد، اما راه رسیدن به بالاترین مقامها را برای او هموار میسازد.
الأحزاب 33:35
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ ؛ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ؛ خدا براي مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و، مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت و مردان راستگوي و زنان راستگوي و مردان شکيبا و زنان شکيبا و مردان خداي ترس و زنان خداي ترس و مردان صدقه دهنده وزنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار و مرداني که شرمگاه خود را حفظ مي کنند و زناني که شرمگاه خود حفظ مي کنند و مرداني که خدا رافراوان ياد مي کنند و زناني که خدا را فراوان ياد مي کنند ، آمرزش و مزدي بزرگ آماده کرده است.
(35) وقتی خداوند پاداش زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم را بیان کرد، و کیفر آنها را چنانچه از فرمان خدا سرپیچی کنند نیز ذکر نمود، و فرمود آنها مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستند، از دیگر زنان نیز سخن به میان آورد. و از آنجا که حکم آنها و حکم مردان یکی است، فرمود: (﴿إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ﴾) زنان و مردان مسلمان که شرایع ظاهری را به جای آورند، (﴿وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾) و زنان با ایمان و مردان با ایمان. در اینجا منظور امور باطنی از قبیل: عقاید قلبی و اعمال آن است. (﴿وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ﴾) و زنان و مردان فرمانبرداری که فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت میکنند. (﴿وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که در گفتار و کردارشان راستگو هستند. (﴿وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که در برابر سختیها و مصیبتها بردباری میورزند، (﴿وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که در همۀ حالات فروتن هستند، به ویژه در عبادتهایشان و به خصوص در نمازهایشان، (﴿وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که صدقههای فرض و نفل را میدهند، (﴿وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که روزههای فرض و نفل را میگیرند، (﴿وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که شرمگاههای خود را از زنا و مقدّمات آن حفظ میکنند، (﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ﴾) و مردان و زنانی که خدا را زیاد یاد مینمایند، و در بیشتر اوقات خدا را یاد میکنند، به خصوص اوقات اذکار مانند اذکار صبح و شام و اذکارِ پس از نمازهای فرض. (﴿أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم﴾) خداوند برای کسانی که دارای چنین صفات زیبایی هستند؛ صفاتی که برخی، اعتقادات و اعمال قلب هستند؛ و برخی، اعمال اعضا و جوارح؛ و گفتههایی هستند که از زبان بیرون آمده، و فایدهشان به خود و دیگران میرسد، [کسانی که این اعمال را انجام میدهند و به] انجام کارهای خیر میپردازند و از کارهای بد دوری میکنند، تمام دین را انجام دادهاند؛ چرا که داشتن این صفات، چکیدۀ اسلام و ایمان و احسان است. (﴿مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) خداوند به پاداش کارشان گناهانشان را میآمرزد؛ چون نیکیها، بدیها را از بین میبرند، و به آنها پاداش بزرگی میدهد که اندازۀ آن را هیچ کس جز ذات خدا نمیداند؛ پاداشی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی [اخبار حقیقی] آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. از خداوند میخواهیم که ما را از چنین کسانی بگرداند.
الأحزاب 33:36
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا ؛ هيچ مرد مؤمن و زن مؤمني را نرسد که چون خدا و پيامبرش در کاري حکمي ، کردند آنها را در آن کارشان اختياري باشد هر که از خدا و پيامبرش نافرماني کند سخت در گمراهي افتاده است.
(36) (﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ﴾) شایسته و سزاوار فرد مؤمن نیست جز اینکه به سوی خشنودی خدا و پیامبرش بشتابد، و از ناخشنودی خدا و پیامبرش بپرهیزد، و باید دستورات خدا و رسول را اطاعت نماید، و از آنچه خدا و پیامبرش نهی کردهاند بپرهیزد. بنابراین شایسته و سزاوار هیچ مرد و زن مؤمنی نیست، (﴿إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا﴾) که هرگاه خدا و پیامبرش در کاری حکم نمودند و دستور صادر کردند، (﴿أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡ﴾) برای خودشان در آن کار اختیاری قایل شوند که آن را انجام دهند یا نه؟ بلکه مردان و زنان مؤمن میدانند که پیامبر برای آنان از خودشان مهر و عطوفت بیشتری دارد، پس مؤمن امیال خود را مانعی بین خود و دستور خدا و پیامبرش قرار نمیدهد. (﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلٗا مُّبِينٗا﴾) و کسی که از دستورات خدا و پیامبرش سرپیچی کند، به گمراهی کاملاً آشکاری گرفتار میگردد؛ چون او راه راست را که انسان را به سرای بهشت میرساند، رها کرده؛ و به راهی روی آورده است که انسان را به عذاب دردناک میرساند. پس نخست این را بیان نمود که آنچه باعث میشود تا انسان با فرمان خدا و پیامبرش مخالفت نورزد، ایمان است. سپس به بیان چیزی پرداخت که انسان را از نافرمانی باز میدارد، و آن برحذر بودن از گرفتار شدن به گمراهی است که گمراه شدن، نشانۀ گرفتار آمدن به عذاب و کیفر است.
الأحزاب 33:37
وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ؛ و تو ، به آن مرد که خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودي ،، گفتي : زنت را براي خود نگه دار و از خداي بترس در حالي که در دل خودآنچه را خدا آشکار ساخت مخفي داشته بودي و از مردم مي ترسيدي ، حال آنکه خدا از هر کس ديگر سزاوارتر بود که از او بترسي پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد ، به همسري تواش در آورديم تا مؤمنان را در زناشويي بازنان فرزند خواندگان خود ، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند ، منعي نباشد و حکم خداوند شدني است.
(37) سبب نزول این آیه آن بود که خداوند خواست یک قانون کلی را برای مؤمنان تشریع نماید، و آن اینکه پسر خواندگان در حکم فرزندان حقیقی نیستند؛ و هر کس فردی را پسرخواندۀ خود قرار دهد، اگر پسر خوانده همسرش را طلاق داد، پدر خواندهاش میتواند با همسرش ازدواج کند. ازدواج نکردن با همسران پسر خواندهها، از اموری بود که مردم بدان عادت کرده بودند، و این سنت جز با یک رخداد بزرگ از میان نمیرفت؛ بنابراین خداوند خواست تا پیامبر این دستور را با زبان تبلیغ کند، و عملاً نیز چنین کاری را انجام دهد. و هرگاه خداوند بخواهد کاری را انجام دهد، برای آن سببی قرار میدهد. «زید بن حارثه» زید بن محمّد خوانده میشد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم او را پسر خواندهاش قرار داده بود، بنابراین او را به پیامبر نسبت میدادند تا اینکه این آیه نازل شد:﴿ٱدۡعُوهُمۡ لِأٓبَآئِهِمۡ﴾ آنها را به پدرانشان نسبت دهید. از آن وقت به او گفته میشد «زید بن حارثه». زید با زینب بنت جحش دختر عمّۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم ازدواج کرد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم دلش میخواست اگر زید زینب را طلاق بدهد با او ازدواج نماید، و خداوند چنین مقدر نمود که زید و زینب از همدیگر جدا شوند، پس زید به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و از او اجازه خواست که از زینب جدا شود. خداوند میفرماید: (﴿وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ﴾) و آنگاه کسی که خدا با دادن نعمت اسلام به او انعام کرده بود، و تو نیز با آزاد کردن و تعلیم دادنش به او لطف کرده بودی، به نزد تو آمد و با تو دربارۀ جدا شدن از همسرش مشورت کرد؛ پس تو با خیرخواهی به او گفتی چنین کاری نکند، و فرمودی که صلاح تو در این نیست، و مصلحت او را بر علاقه و میل خود ترجیح دادی با اینکه دلت میخواست با زینب ازدواج نمایی. پس به او گفتی: (﴿أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ﴾) همسرت را برای خود نگاه دار؛ یعنی از او جدا نشو، و در برابر رفتارش شکیبا باش، (﴿وَٱتَّقِ ٱللَّهَ﴾) و در همۀ کارهایت و به خصوص در قضیۀ همسرت، از خدا بترس؛ چون تقوای الهی، انسان را به صبر و بردباری وا میدارد، و بدان فرمان میدهد. (﴿وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ﴾) و در دل خود چیزی را پنهان میداشتی که خداوند آن را آشکار میسازد. و آنچه که پیامبر صلی الله علیه وسلم در دل خود پنهان کرده بود این بود که اگر زید او را طلاق دهد، با وی ازدواج خواهد کرد. (﴿وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُ﴾) و به خاطر ترس از [زبان] مردم، آنچه را که در دل داشتی آشکار نمیکردی، درحالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی؛ زیرا ترس از خداوند، هر خیری را فراهم میآورد و آدمی را از هر شری باز میدارد. (﴿فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا﴾) پس وقتی زید به او بیعلاقه شد، و از وی جدا گردید و طلاقش داد، (﴿زَوَّجۡنَٰكَهَا﴾) زینب را به ازدواج تو در آوردیم، واین کار را برای امر مهمّی انجام دادیم (﴿لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ﴾) تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخواندگانشان نباشد. چون آنها تو را میبینند که با همسر زید بن حارثه -که قبلاً به تو نسبت داده میشد- ازدواج نمودی. از آنجا که این فرموده: (﴿لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ﴾) شامل همۀ حالات میگردد، و بعضی از حالتها وجود دارد که ازدواج کردن با همسر پسر خوانده جایز نیست ـ و آن عبارت است از قبل از طلاق دادن و انقضای زمان عدۀ زن ـ لذا آن را مقید به این کرد که (﴿إِذَا قَضَوۡاۡ مِنۡهُنَّ وَطَرٗا﴾) زمانی مؤمنان میتوانند با همسران پسرخواندگان خود ازدواج نمایند که پسرخواندگان، همسران خود را طلاق دهند و عدۀ آنان تمام گردد؛ و قبل از طلاق و انقضای عدّه، چنین کاری جایز نیست. (﴿وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا﴾) و فرمان خدا باید انجام گیرد، و هیچ مانعی نمیتواند مانع انجام آن شود. در این داستان فواید و آموختنیهایی است که به برخی از آنها اشاره میکنیم: 1- ستایش زید بن حارثه از دو جهت؛ یکی اینکه خداوند در قرآن نام او را ذکر کرده است، و جز او اسم هیچ صحابهای در قرآن نیامده است. و اینکه خداوند خبر داده که به او نعمت داده است؛ یعنی با بخشیدن نعمت اسلام و ایمان بر او انعام نموده است. و این شهادتی از جانب خداست مبنی بر اینکه زید در ظاهر و باطن مسلمان و مؤمن است، به این دلیل که خداوند این نعمت را به طور خاص برای وی ذکر میگرداند، و منظور از آن نعمت ویژه، نعمت اسلام و ایمان است، وگرنه ذکر این نعمت به طور خاص، هیچ لزومی نداشت. 2- بردۀ آزاد شده که از نعمت آزادی برخوردار است؛ این نعمت، از سوی کسی به او داده شده است که وی را آزاد نموده است. 3- جایز بودن ازدواج با همسر پسرخوانده، همان طور که در این آیه به صراحت بیان گردید. 4- تعلیم و یاد دادن عملی، از تعلیم قولی مؤثرتر است؛ به خصوص اگر تعلیم عملی، همراه با تعلیم زبانی باشد که در این صورت «نور علی نور» است. 5- اگر آدمی زنی دیگر غیر از همسر و کنیز و محارمش را در دل خود دوست بدارد، چنانچه مرتکب کار نامشروعی نشود، گناهی در آن نیست؛ حتی اگر این آرزو را داشته باشد که اگر همسرش او را طلاق بدهد، با وی ازدواج میکند، به شرط اینکه برای جدایی آنها تلاش نکند؛ چون خداوند خبر داده که پیامبر این را در دل خود پنهان داشت. 6- پیامبر صلی الله علیه وسلم به صورت آشکار و روشن پیام خدا را به مردم رسانده، و همۀ آنچه را که به او وحی شده به مردم ابلاغ کرده است، حتی این قضیه که در آن سرزنش شده است؛ و این دلالت مینماید که او پیامبر خداست، و جز آنچه به سوی او وحی شده است نمیگوید، و نمیخواهد خودش را بزرگ نماید. 7- فردی که با او مشورت میشود، امین به حساب آمده؛ و بر او لازم است که هرگاه در کاری با وی مشورت کردند، باید آن گونه که برای طرف بهتر و مفیدتر است نظر بدهد. و چنانچه خود نیز در دلش خواستهای داشته باشد، باید مصلحت کسی را که از او مشورت خواسته است مقدم بدارد. 8- هرگاه کسی از دیگری در مورد جدایی از همسرش مشورت خواست، بهتر آن است که بگوید:«تا جایی که امکان دارد همسرت را نگاه دار، چون ادامۀ زندگی از جدایی بهتر است.» 9- باید ترس از خدا را بر ترس از مردم مقدّم داشت، و ترس از خداوند اولی و سزاوارتر است. 10- فضیلت ام المؤمنین زینب رضی الله عنها که خداوند او را به نکاح پیامبر صلی الله علیه وسلم درآورد، بدون اینکه خطبهای خوانده شود و شاهدی در کار باشد. بنابراین زینب بر دیگر همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم افتخار میکرد و میگفت:«شما را خانوادههایتان به ازدواج پیامبر درآوردند، و مرا خداوند از بالای هفت آسمان به ازدواج پیامبر درآورد.» 11- زنی که شوهر دارد، ازدواج با او جایز نیست و نباید برای ازدواج با وی تلاش کرد مگر اینکه شوهرش او را طلاق بدهد و عدّهاش تمام شود؛ چون قبل از تمام شدن عدّه، زن وابسته به شوهر است.
الأحزاب 33:38
مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا؛ بر پيامبر در انجام دادن آنچه خدا بر او حلال کرده است حرجي نيست ، همچنان که خدا براي پيامبران پيشين نيز چنين سنتي نهاده بود و فرمان خدا فرماني است بي هيچ زياده و نقصان. الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا؛ کساني که پيامهاي خدا را مي رسانند و از او مي ترسند و از هيچ کس جز، اونمي ترسند ، خدا براي حساب کردن اعمالشان کافي است.
(38) این پاسخ طعنۀ کسانی است که به پیامبر صلی الله علیه وسلم طعنه میزنند [و میگویند] زنان زیادی گرفته است. و این طعنهای است بیجا. پس خداوند فرمود: (﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥ﴾) بر پیامبر در انجام آنچه خداوند برای او مقدر نموده است هیچ گناه و تقصیری نیست؛ یعنی ازدواج با این زنان را خداوند برای او جایز نموده است، همان گونه که برای پیامبران گذشته این کار را مباح کرده بود. بنابراین فرمود: (﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلُۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا﴾) این سنت الهی در مورد پیامبران گذشته نیز جاری بوده است، و فرمان خداوند همواره روی حساب و برنامۀ دقیقی است و باید انجام شود.
(39) (﴿ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ﴾) کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند؛ پس آنان آیات خدا و حجتها و دلایل او را بر بندگان میخوانند، و آنان را به سوی خدا دعوت میکنند، (﴿وَيَخۡشَوۡنَهُۥ﴾) و فقط از او که شریکی ندارد میترسند، (﴿وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَ﴾) و از هیچ کس جز خداوند نمیترسند. پس، از آنجا که ازدواج در میان پیامبران معصوم یک سنت بوده است ـ پیامبرانی که وظیفۀ خود را به بهترین و کاملترین صورت انجام دادهاند؛ و آن عبارت از دعوت دادن مردم به سوی خدا و ترس از اوست، و این مقتضیِ این است که انسان هر آنچه را که بدان دستور داده شده است، انجام دهد؛ و از هر امر ناجایزی پرهیز و دوری نماید ـ پس چنین امری بیانگر آن است که به هیچ وجه در این قضیه نقص و اشکالی وجود ندارد. (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا﴾) و خداوند به عنوان حسابرس بندگانش و مراقب اعمالشان کافی است. و از این دانسته شد که نکاح و ازدواج از سنتهای پیامبران است.
الأحزاب 33:39
مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا؛ بر پيامبر در انجام دادن آنچه خدا بر او حلال کرده است حرجي نيست ، همچنان که خدا براي پيامبران پيشين نيز چنين سنتي نهاده بود و فرمان خدا فرماني است بي هيچ زياده و نقصان. الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا؛ کساني که پيامهاي خدا را مي رسانند و از او مي ترسند و از هيچ کس جز، اونمي ترسند ، خدا براي حساب کردن اعمالشان کافي است.
(38) این پاسخ طعنۀ کسانی است که به پیامبر صلی الله علیه وسلم طعنه میزنند [و میگویند] زنان زیادی گرفته است. و این طعنهای است بیجا. پس خداوند فرمود: (﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥ﴾) بر پیامبر در انجام آنچه خداوند برای او مقدر نموده است هیچ گناه و تقصیری نیست؛ یعنی ازدواج با این زنان را خداوند برای او جایز نموده است، همان گونه که برای پیامبران گذشته این کار را مباح کرده بود. بنابراین فرمود: (﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلُۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا﴾) این سنت الهی در مورد پیامبران گذشته نیز جاری بوده است، و فرمان خداوند همواره روی حساب و برنامۀ دقیقی است و باید انجام شود.
(39) (﴿ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ﴾) کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند؛ پس آنان آیات خدا و حجتها و دلایل او را بر بندگان میخوانند، و آنان را به سوی خدا دعوت میکنند، (﴿وَيَخۡشَوۡنَهُۥ﴾) و فقط از او که شریکی ندارد میترسند، (﴿وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَ﴾) و از هیچ کس جز خداوند نمیترسند. پس، از آنجا که ازدواج در میان پیامبران معصوم یک سنت بوده است ـ پیامبرانی که وظیفۀ خود را به بهترین و کاملترین صورت انجام دادهاند؛ و آن عبارت از دعوت دادن مردم به سوی خدا و ترس از اوست، و این مقتضیِ این است که انسان هر آنچه را که بدان دستور داده شده است، انجام دهد؛ و از هر امر ناجایزی پرهیز و دوری نماید ـ پس چنین امری بیانگر آن است که به هیچ وجه در این قضیه نقص و اشکالی وجود ندارد. (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا﴾) و خداوند به عنوان حسابرس بندگانش و مراقب اعمالشان کافی است. و از این دانسته شد که نکاح و ازدواج از سنتهای پیامبران است.
الأحزاب 33:40
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا؛ محمد پدر هيچ يک از مردان شما نيست او رسول خدا و خاتم پيامبران است و خدا به هر چيزي داناست.
(40) (﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ﴾) ای امّت پیامبر! محمّد صلی الله علیه وسلم پدر هیچ کس از مردان شما نیست. پس قطع ارتباط نَسَبیِ زید بن حارثه از این باب است. از آنجا که این ـ به شرطی که معنی بر ظاهر لفظ حمل گردد ـ نفی شامل همۀ حالات میگردد؛ یعنی نه پدر حقیقی است، و نه پدرخواندۀ کسی است؛ و در گذشته بیان گردید که پیامبر پدر همۀ مؤمنان است، و همسرانش مادران مؤمناناند؛ پس برای اینکه این مطلب در عموم این نهی داخل نشود، فرمود: (﴿وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّۧنَ﴾) بلکه او فرستادۀ خدا و خاتم پیامبران است؛ یعنی مقام او مقامی است که باید از او اطاعت و پیروی شود، و هدایت از طریق او حاصل گردد و بدان باور شود. و محبّت و دوستی او، باید بر محبت و دوستی هر کسی مقدم باشد؛ زیرا پیامبر خیرخواه مؤمنان میباشد، و چنان نسبت به آنان خیرخواه است که گویا پدرشان میباشد. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا﴾) و خداوند بر هر چیزی آگاه است؛ یعنی علم و آگاهی او هر چیزی را احاطه کرده است، و او میداند که رسالت خود را در کجا قرار دهد، و چه کسانی را فرستادۀ خویش بگرداند، و میداند که چه کسانی صلاحیّت برخورداری از فضل و لطف او را دارند.
الأحزاب 33:41
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، خدا را فراوان ياد کنيد. وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد. هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا؛ اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مي فرستند تا شما را از تاريکي به روشني برند ، زيرا خداوند با مؤمنان مهربان است. تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا؛ روزي که با او ديدار کنند درودشان اين است : سلام و خدا برايشان ، پاداشي کرامند آماده کرده است.
(41) خداوند والامقام مؤمنان را فرمان میدهد تا بسیار او را ذکر نمایند، از قبیل گفتن: لا إله إلا الله، الحمد لله، سبحان الله، الله اکبر، و هر گفتاری که سبب نزدیک شدنِ به خداوند متعال گردد. و حداقل این است که انسان به اذکار صبح و شام و اذکاری که بعد از نمازهای پنجگانه و اذکاری که به هنگام رخدادها و در مناسبتهای مختلف گفته میشوند، پایبند باشد. و آدمی باید همیشه و در همۀ اوقات و در همۀ حالات به ذکر خدا پایبند باشد؛ چون این عبادتی است که انجام دهندهاش را پیش میبرد، و روح و روان او را آرام میکند، و سبب محبت و معرفت خدا میگردد، و انسان را بر انجام کار خیر یاری میکند تا زبانش را از گفتن سخن زشت باز دارد.
(42) (﴿وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾) یعنی در اول روز و در آخر روز به تقدیس او بپردازید، و پاکی او را بیان دارید؛ چون این دو وقت دارای فضیلت و شرافت میباشند، و در این دو وقت انجام دادن کار راحت است.
(43) (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا﴾) یکی از مصادیق لطف و رحمت خدا نسبت به مؤمنان، این است که آنها را میستاید و بر آنان رحمت میفرستد. و نیز فرشتگان برای مؤمنان دعا میکنند که به سبب آن، خداوند آنها را از تاریکیهای گناهان و جهالت بیرون میآورد، و به نور ایمان و به مرحلۀ علم و عمل میرساند. پس این بزرگترین نعمتی است که خداوند به بندگان فرمانبردار بخشیده است؛ امری که مستدعی آن است که شکر این نعمت را به جای آورند، و ذکر خداوند را به کثرت انجام دهند؛ خداوندی که به آنها لطف نموده، و فرشتگانی را ـکه عرش او را حمل میکنند، و بهترین فرشتگان هستند، نیز فرشتگانی که پیرامون عرش را فرا گرفتهاندـ مسخر کرده است تا پروردگارشان را به پاکی یاد کنند و برای مؤمنان طلب آمرزش نمایند. پس میگویند:﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواۡ وَٱتَّبَعُواۡ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾ پروردگارا! رحمت و علم و آگاهی تو، هر چیزی را به صورت گسترده فرا گرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و از راه تو پیروی نمودهاند، بیامرز؛ و آنان را از عذاب جهنّم نجات بده. پروردگارا! آنها و کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح بودهاند، به باغهای بهشتی وارد کن که به آنان وعده دادهای. بیگمان، تو توانا و باحکمت هستی. و آنان را از بدیها دور بدار، و هرکس را در این روز از بدیها و شرها دور بداری، به راستی که بر او رحم نمودهای، و این رستگاری بزرگ است. پس این رحمت و نعمتی است که خداوند در دنیا به آنها داده است.
(44) و امّا رحمت خداوند بر آنها در آخرت، بزرگترین رحمت و برترین پاداش است؛ و آن این است که به خشنودی پروردگار و سلام گفتنش بر آنان و شنیدن سخن بزرگ او و دیدن چهرۀ زیبایش و به دست آوردن پاداش بزرگش دست مییازند؛ پاداشی که ماهیّت و مقدار آن را -جز خداوندی که آن را به آنها بخشیده است- کسی نمیداند. بنابراین فرمود: (﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا﴾) درودشان- در روزی که او را ملاقات میکنند- سلام است. و برای آنان پاداشی ارزشمند فراهم دیده است.
الأحزاب 33:42
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، خدا را فراوان ياد کنيد. وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد. هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا؛ اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مي فرستند تا شما را از تاريکي به روشني برند ، زيرا خداوند با مؤمنان مهربان است. تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا؛ روزي که با او ديدار کنند درودشان اين است : سلام و خدا برايشان ، پاداشي کرامند آماده کرده است.
(41) خداوند والامقام مؤمنان را فرمان میدهد تا بسیار او را ذکر نمایند، از قبیل گفتن: لا إله إلا الله، الحمد لله، سبحان الله، الله اکبر، و هر گفتاری که سبب نزدیک شدنِ به خداوند متعال گردد. و حداقل این است که انسان به اذکار صبح و شام و اذکاری که بعد از نمازهای پنجگانه و اذکاری که به هنگام رخدادها و در مناسبتهای مختلف گفته میشوند، پایبند باشد. و آدمی باید همیشه و در همۀ اوقات و در همۀ حالات به ذکر خدا پایبند باشد؛ چون این عبادتی است که انجام دهندهاش را پیش میبرد، و روح و روان او را آرام میکند، و سبب محبت و معرفت خدا میگردد، و انسان را بر انجام کار خیر یاری میکند تا زبانش را از گفتن سخن زشت باز دارد.
(42) (﴿وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾) یعنی در اول روز و در آخر روز به تقدیس او بپردازید، و پاکی او را بیان دارید؛ چون این دو وقت دارای فضیلت و شرافت میباشند، و در این دو وقت انجام دادن کار راحت است.
(43) (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا﴾) یکی از مصادیق لطف و رحمت خدا نسبت به مؤمنان، این است که آنها را میستاید و بر آنان رحمت میفرستد. و نیز فرشتگان برای مؤمنان دعا میکنند که به سبب آن، خداوند آنها را از تاریکیهای گناهان و جهالت بیرون میآورد، و به نور ایمان و به مرحلۀ علم و عمل میرساند. پس این بزرگترین نعمتی است که خداوند به بندگان فرمانبردار بخشیده است؛ امری که مستدعی آن است که شکر این نعمت را به جای آورند، و ذکر خداوند را به کثرت انجام دهند؛ خداوندی که به آنها لطف نموده، و فرشتگانی را ـکه عرش او را حمل میکنند، و بهترین فرشتگان هستند، نیز فرشتگانی که پیرامون عرش را فرا گرفتهاندـ مسخر کرده است تا پروردگارشان را به پاکی یاد کنند و برای مؤمنان طلب آمرزش نمایند. پس میگویند:﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواۡ وَٱتَّبَعُواۡ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾ پروردگارا! رحمت و علم و آگاهی تو، هر چیزی را به صورت گسترده فرا گرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و از راه تو پیروی نمودهاند، بیامرز؛ و آنان را از عذاب جهنّم نجات بده. پروردگارا! آنها و کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح بودهاند، به باغهای بهشتی وارد کن که به آنان وعده دادهای. بیگمان، تو توانا و باحکمت هستی. و آنان را از بدیها دور بدار، و هرکس را در این روز از بدیها و شرها دور بداری، به راستی که بر او رحم نمودهای، و این رستگاری بزرگ است. پس این رحمت و نعمتی است که خداوند در دنیا به آنها داده است.
(44) و امّا رحمت خداوند بر آنها در آخرت، بزرگترین رحمت و برترین پاداش است؛ و آن این است که به خشنودی پروردگار و سلام گفتنش بر آنان و شنیدن سخن بزرگ او و دیدن چهرۀ زیبایش و به دست آوردن پاداش بزرگش دست مییازند؛ پاداشی که ماهیّت و مقدار آن را -جز خداوندی که آن را به آنها بخشیده است- کسی نمیداند. بنابراین فرمود: (﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا﴾) درودشان- در روزی که او را ملاقات میکنند- سلام است. و برای آنان پاداشی ارزشمند فراهم دیده است.
الأحزاب 33:43
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، خدا را فراوان ياد کنيد. وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد. هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا؛ اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مي فرستند تا شما را از تاريکي به روشني برند ، زيرا خداوند با مؤمنان مهربان است. تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا؛ روزي که با او ديدار کنند درودشان اين است : سلام و خدا برايشان ، پاداشي کرامند آماده کرده است.
(41) خداوند والامقام مؤمنان را فرمان میدهد تا بسیار او را ذکر نمایند، از قبیل گفتن: لا إله إلا الله، الحمد لله، سبحان الله، الله اکبر، و هر گفتاری که سبب نزدیک شدنِ به خداوند متعال گردد. و حداقل این است که انسان به اذکار صبح و شام و اذکاری که بعد از نمازهای پنجگانه و اذکاری که به هنگام رخدادها و در مناسبتهای مختلف گفته میشوند، پایبند باشد. و آدمی باید همیشه و در همۀ اوقات و در همۀ حالات به ذکر خدا پایبند باشد؛ چون این عبادتی است که انجام دهندهاش را پیش میبرد، و روح و روان او را آرام میکند، و سبب محبت و معرفت خدا میگردد، و انسان را بر انجام کار خیر یاری میکند تا زبانش را از گفتن سخن زشت باز دارد.
(42) (﴿وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾) یعنی در اول روز و در آخر روز به تقدیس او بپردازید، و پاکی او را بیان دارید؛ چون این دو وقت دارای فضیلت و شرافت میباشند، و در این دو وقت انجام دادن کار راحت است.
(43) (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا﴾) یکی از مصادیق لطف و رحمت خدا نسبت به مؤمنان، این است که آنها را میستاید و بر آنان رحمت میفرستد. و نیز فرشتگان برای مؤمنان دعا میکنند که به سبب آن، خداوند آنها را از تاریکیهای گناهان و جهالت بیرون میآورد، و به نور ایمان و به مرحلۀ علم و عمل میرساند. پس این بزرگترین نعمتی است که خداوند به بندگان فرمانبردار بخشیده است؛ امری که مستدعی آن است که شکر این نعمت را به جای آورند، و ذکر خداوند را به کثرت انجام دهند؛ خداوندی که به آنها لطف نموده، و فرشتگانی را ـکه عرش او را حمل میکنند، و بهترین فرشتگان هستند، نیز فرشتگانی که پیرامون عرش را فرا گرفتهاندـ مسخر کرده است تا پروردگارشان را به پاکی یاد کنند و برای مؤمنان طلب آمرزش نمایند. پس میگویند:﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواۡ وَٱتَّبَعُواۡ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾ پروردگارا! رحمت و علم و آگاهی تو، هر چیزی را به صورت گسترده فرا گرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و از راه تو پیروی نمودهاند، بیامرز؛ و آنان را از عذاب جهنّم نجات بده. پروردگارا! آنها و کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح بودهاند، به باغهای بهشتی وارد کن که به آنان وعده دادهای. بیگمان، تو توانا و باحکمت هستی. و آنان را از بدیها دور بدار، و هرکس را در این روز از بدیها و شرها دور بداری، به راستی که بر او رحم نمودهای، و این رستگاری بزرگ است. پس این رحمت و نعمتی است که خداوند در دنیا به آنها داده است.
(44) و امّا رحمت خداوند بر آنها در آخرت، بزرگترین رحمت و برترین پاداش است؛ و آن این است که به خشنودی پروردگار و سلام گفتنش بر آنان و شنیدن سخن بزرگ او و دیدن چهرۀ زیبایش و به دست آوردن پاداش بزرگش دست مییازند؛ پاداشی که ماهیّت و مقدار آن را -جز خداوندی که آن را به آنها بخشیده است- کسی نمیداند. بنابراین فرمود: (﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا﴾) درودشان- در روزی که او را ملاقات میکنند- سلام است. و برای آنان پاداشی ارزشمند فراهم دیده است.
الأحزاب 33:44
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، خدا را فراوان ياد کنيد. وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد. هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا؛ اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مي فرستند تا شما را از تاريکي به روشني برند ، زيرا خداوند با مؤمنان مهربان است. تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا؛ روزي که با او ديدار کنند درودشان اين است : سلام و خدا برايشان ، پاداشي کرامند آماده کرده است.
(41) خداوند والامقام مؤمنان را فرمان میدهد تا بسیار او را ذکر نمایند، از قبیل گفتن: لا إله إلا الله، الحمد لله، سبحان الله، الله اکبر، و هر گفتاری که سبب نزدیک شدنِ به خداوند متعال گردد. و حداقل این است که انسان به اذکار صبح و شام و اذکاری که بعد از نمازهای پنجگانه و اذکاری که به هنگام رخدادها و در مناسبتهای مختلف گفته میشوند، پایبند باشد. و آدمی باید همیشه و در همۀ اوقات و در همۀ حالات به ذکر خدا پایبند باشد؛ چون این عبادتی است که انجام دهندهاش را پیش میبرد، و روح و روان او را آرام میکند، و سبب محبت و معرفت خدا میگردد، و انسان را بر انجام کار خیر یاری میکند تا زبانش را از گفتن سخن زشت باز دارد.
(42) (﴿وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾) یعنی در اول روز و در آخر روز به تقدیس او بپردازید، و پاکی او را بیان دارید؛ چون این دو وقت دارای فضیلت و شرافت میباشند، و در این دو وقت انجام دادن کار راحت است.
(43) (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا﴾) یکی از مصادیق لطف و رحمت خدا نسبت به مؤمنان، این است که آنها را میستاید و بر آنان رحمت میفرستد. و نیز فرشتگان برای مؤمنان دعا میکنند که به سبب آن، خداوند آنها را از تاریکیهای گناهان و جهالت بیرون میآورد، و به نور ایمان و به مرحلۀ علم و عمل میرساند. پس این بزرگترین نعمتی است که خداوند به بندگان فرمانبردار بخشیده است؛ امری که مستدعی آن است که شکر این نعمت را به جای آورند، و ذکر خداوند را به کثرت انجام دهند؛ خداوندی که به آنها لطف نموده، و فرشتگانی را ـکه عرش او را حمل میکنند، و بهترین فرشتگان هستند، نیز فرشتگانی که پیرامون عرش را فرا گرفتهاندـ مسخر کرده است تا پروردگارشان را به پاکی یاد کنند و برای مؤمنان طلب آمرزش نمایند. پس میگویند:﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواۡ وَٱتَّبَعُواۡ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾ پروردگارا! رحمت و علم و آگاهی تو، هر چیزی را به صورت گسترده فرا گرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و از راه تو پیروی نمودهاند، بیامرز؛ و آنان را از عذاب جهنّم نجات بده. پروردگارا! آنها و کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح بودهاند، به باغهای بهشتی وارد کن که به آنان وعده دادهای. بیگمان، تو توانا و باحکمت هستی. و آنان را از بدیها دور بدار، و هرکس را در این روز از بدیها و شرها دور بداری، به راستی که بر او رحم نمودهای، و این رستگاری بزرگ است. پس این رحمت و نعمتی است که خداوند در دنیا به آنها داده است.
(44) و امّا رحمت خداوند بر آنها در آخرت، بزرگترین رحمت و برترین پاداش است؛ و آن این است که به خشنودی پروردگار و سلام گفتنش بر آنان و شنیدن سخن بزرگ او و دیدن چهرۀ زیبایش و به دست آوردن پاداش بزرگش دست مییازند؛ پاداشی که ماهیّت و مقدار آن را -جز خداوندی که آن را به آنها بخشیده است- کسی نمیداند. بنابراین فرمود: (﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا﴾) درودشان- در روزی که او را ملاقات میکنند- سلام است. و برای آنان پاداشی ارزشمند فراهم دیده است.
الأحزاب 33:45
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اي پيامبر ، ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده دهنده و بيم دهنده باشي. وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا؛ و مردم را به فرمان خدا به سوي او بخواني ، و چراغي تابناک باشي. وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا؛ و مؤمنان را بشارت ده که از سوي خدا برايشان فضيلتي بزرگ آمده است. وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا؛ از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن ،که خدا کارسازي را بسنده است.
(45) چیزهایی که خداوند پیامبرش را به آن توصیف کرده است، مقصود و چکیده و اصول رسالت او میباشند که به ایشان اختصاص داده شدهاند، و آن پنج چیز میباشند: یکی اینکه (﴿شَٰهِدٗا﴾) پیامبر بر کارهای خیر و شری که امّت انجام میدهد، گواه است، همان گونه که خداوند متعال فرموده است:﴿لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ تا شما بر مردم گواه باشید، و پیامبر [نیز] بر شما گواه باشد. ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾ پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم، و تو را بر اینها به عنوان گواه بیاوریم. پس ایشان صلی الله علیه وسلم گواهی مقبول و عادل میباشند. دوّم و سوّم (﴿وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا﴾) پیامبر مژده دهنده و بیم دهنده میباشد، و این مستلزم آن است که پیامبر آنچه مردم را به آن مژده میدهد، و یا مردم را از آن میترساند؛ و اعمالی که سبب مژده یا ترس میشوند، بیان کند. پس کسانی که مژده داده شدهاند، مؤمنان پرهیزگاری هستند که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و گناهان را ترک نمودهاند. پس ایشان را مژده باد که هر نوع پاداش دنیوی و دینی که نتیجۀ ایمان و تقواست، در زندگی دنیا به آنها میرسد. و نیز ایشان را مژده باد که در آخرت از نعمت جاودان و پایدار بهشت برخوردار خواهند شد. و همۀ اینها مستلزم آن است که اعمال، ویژگیهای تقوا و انواع پاداش به صورت مشروح و مفصل ذکر شوند. و بیم داده شدگان همان گناه پیشگان و مجرمان ستمگرند؛ کسانی که اهل ستمگری و جاهلیتاند، و آنها باید در دنیا از کیفرهای دنیوی و دینی که نتیجۀ جهل و ستمگری است بترسند، و از گرفتار شدن به کیفر هلاک کننده و عذاب طولانی آخرت در هراس باشند که به طور مشروح ـ این تهدید و بشارت ـ در قرآن و سنّت بیان شده است.
(46) چهارم (﴿وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ﴾) پیامبر به سوی خدا دعوت میکند؛ یعنی خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی پروردگارشان فراخواند، و آنها را به نعمتهای او که برای نیکان فراهم نموده است تشویق نماید، و مردم را به عبادت و پرستش خدا که هدف از آفرینش انسانها است دستور دهد. و این مستلزم آن است که ایشان صلی الله علیه وسلم بر آنچه مردم را به آن فرا میخواند، استقامت داشته باشد؛ و آنچه را که به سوی آن دعوت میکند، به صورت مفصّل و مشروح بیان دارد؛ و خداوند را با صفات پاکش به مردم بشناساند، و او را از آنچه که سزاوار شکوهش نیست منزّه و پاک بدارد. و انواع عبودیت و بندگیها را برای مردم بیان کند؛ و از نزدیکترین راهی که انسان را به خدا میرساند دعوت کند؛ و به هر صاحب حقی، حقش را بدهد؛ و خالصانه برای خدا دعوت نماید، نه برای اینکه برای خودش جایگاهی بزرگ فراهم سازد. آنگونه که بسیاری از مردم دچار این مشکل میشوند، و در راه دعوت به سوی خود و تعظیم خویش دعوت میکنند. و همۀ اینها (﴿بِإِذۡنِهِۦ﴾) به فرمان خدای تعالی و امر و خواست و ارادۀ او انجام میگیرد. پنجم (﴿وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾) و اینکه او صلی الله علیه وسلم چراغی تابان و روشن است. و این بیانگر آن است که مردم در ظلمت و تاریکی بزرگی قرار داشتند، و هیچ نور و روشنایی وجود نداشت که به وسیلۀ آن در تاریکی راهیاب شوند، و هیچ دانشی نبود که با آن تاریکیها زدوده شود. تا اینکه خداوند پیامبر بزرگ را فرستاد، پس به وسیلۀ او این تاریکیها را روشن ساخت، و جاهلیتها را از بین برد، و علم و دانش جایگزین آن شد. و خداوند به وسیلۀ این پیامبر بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کرد. پس راه برای اهل استقامت روشن گردید، و آنها به دنبال این پیشوا حرکت کردند، و به وسیلۀ او خیر و شر را شناختند، و اهل سعادت را از اهل شقاوت تشخیص دادند، و در پرتو نور نبوت او، معبود حقیقی خود را با اوصاف پسندیده و کارهای درست و فرمانهای بجایش شناختند.
(47) (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا﴾) در اینجا بشارت داده شدگان را ذکر نمود، و آنها مؤمنان هستند. و هرگاه ایمان به تنهایی ذکر شود، اعمال صالح را نیز در بر دارد. و آنچه را که به آن مژده داده شدهاند نیز بیان کرد، و آن فضل بزرگ است، از قبیل: یاری شدن در دنیا و هدایت کردن قلبها و آمرزش گناهان و دور کردن مشکلات و فراوانی روزیهایی که به سوی آنان سرازیر شده است، و به دست آمدن نعمتهایی که شادی آور میباشند، و به دست آوردن رضایت پروردگارشان و پاداش او، و نجات از خشم و عذابش. و این چیزی است که موجب نشاطِ تلاش کنندگان میشود؛ زیرا وقتی پاداشی که خداوند برای کارهایشان قرار داده است بیان شود، با نشاطی بیشتر کار شایسته انجام میدهند، و از این برای درپیش گرفتن راه راست کمک میجویند. و این از جمله حکمتهای خداوند قانونگذار است. همانطور که در جایی که مردم را برحذر میدارد، کیفرهایی را که در نتیجۀ انجام کارهای ممنوع گریبانگیر آدمی میشود بیان مینماید تا اینگونه مردم را بر پرهیز از آنچه خدا حرام کرده است، یاری کند.
(48) و از آنجا که گروهی از مردم مانع دعوتگران راه خدا از قبیل: پیامبران و پیروانشان میباشند، و آنان عبارتند از منافقانی که به ظاهر ایمان آوردهاند اما در باطن کافرند، نیز کافران فاجری که در ظاهر و باطن کافرند، به همین جهت خداوند پیامبرش را از اطاعت و فرمانبرداری از این دو گروه، نهی و برحذر داشت، و فرمود: (﴿وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾) در هر فرمانی که تو را از راه خدا باز میدارد، از کافران و منافقان اطاعت مکن. اما این اقتضا نمیکند که مورد اذیّت و آزار قرار بگیرند، بلکه فقط از آنها پیروی مکن، (﴿وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ﴾) و از اذیت و آزارشان در گذر؛ چون وقتی آنها را آزار ندهی، این عمل آنان را جذب مینماید، و سبب میشود تا اسلام را بپذیرند، و از بسیاری از آزارهایی که به پیامبر و خانوادهاش میرسانند دست بکشند. (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ ﴾) و در راستای کامل نمودن کار خودت و خوار نمودن دشمنانت بر خداوند توکل کن، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا﴾) و خداوند به عنوان کارساز بس است، و کارهای مهم را به او بسپار که آنها را انجام میدهد و برای بندهاش آسان میگرداند.
الأحزاب 33:46
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اي پيامبر ، ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده دهنده و بيم دهنده باشي. وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا؛ و مردم را به فرمان خدا به سوي او بخواني ، و چراغي تابناک باشي. وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا؛ و مؤمنان را بشارت ده که از سوي خدا برايشان فضيلتي بزرگ آمده است. وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا؛ از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن ،که خدا کارسازي را بسنده است.
(45) چیزهایی که خداوند پیامبرش را به آن توصیف کرده است، مقصود و چکیده و اصول رسالت او میباشند که به ایشان اختصاص داده شدهاند، و آن پنج چیز میباشند: یکی اینکه (﴿شَٰهِدٗا﴾) پیامبر بر کارهای خیر و شری که امّت انجام میدهد، گواه است، همان گونه که خداوند متعال فرموده است:﴿لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ تا شما بر مردم گواه باشید، و پیامبر [نیز] بر شما گواه باشد. ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾ پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم، و تو را بر اینها به عنوان گواه بیاوریم. پس ایشان صلی الله علیه وسلم گواهی مقبول و عادل میباشند. دوّم و سوّم (﴿وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا﴾) پیامبر مژده دهنده و بیم دهنده میباشد، و این مستلزم آن است که پیامبر آنچه مردم را به آن مژده میدهد، و یا مردم را از آن میترساند؛ و اعمالی که سبب مژده یا ترس میشوند، بیان کند. پس کسانی که مژده داده شدهاند، مؤمنان پرهیزگاری هستند که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و گناهان را ترک نمودهاند. پس ایشان را مژده باد که هر نوع پاداش دنیوی و دینی که نتیجۀ ایمان و تقواست، در زندگی دنیا به آنها میرسد. و نیز ایشان را مژده باد که در آخرت از نعمت جاودان و پایدار بهشت برخوردار خواهند شد. و همۀ اینها مستلزم آن است که اعمال، ویژگیهای تقوا و انواع پاداش به صورت مشروح و مفصل ذکر شوند. و بیم داده شدگان همان گناه پیشگان و مجرمان ستمگرند؛ کسانی که اهل ستمگری و جاهلیتاند، و آنها باید در دنیا از کیفرهای دنیوی و دینی که نتیجۀ جهل و ستمگری است بترسند، و از گرفتار شدن به کیفر هلاک کننده و عذاب طولانی آخرت در هراس باشند که به طور مشروح ـ این تهدید و بشارت ـ در قرآن و سنّت بیان شده است.
(46) چهارم (﴿وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ﴾) پیامبر به سوی خدا دعوت میکند؛ یعنی خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی پروردگارشان فراخواند، و آنها را به نعمتهای او که برای نیکان فراهم نموده است تشویق نماید، و مردم را به عبادت و پرستش خدا که هدف از آفرینش انسانها است دستور دهد. و این مستلزم آن است که ایشان صلی الله علیه وسلم بر آنچه مردم را به آن فرا میخواند، استقامت داشته باشد؛ و آنچه را که به سوی آن دعوت میکند، به صورت مفصّل و مشروح بیان دارد؛ و خداوند را با صفات پاکش به مردم بشناساند، و او را از آنچه که سزاوار شکوهش نیست منزّه و پاک بدارد. و انواع عبودیت و بندگیها را برای مردم بیان کند؛ و از نزدیکترین راهی که انسان را به خدا میرساند دعوت کند؛ و به هر صاحب حقی، حقش را بدهد؛ و خالصانه برای خدا دعوت نماید، نه برای اینکه برای خودش جایگاهی بزرگ فراهم سازد. آنگونه که بسیاری از مردم دچار این مشکل میشوند، و در راه دعوت به سوی خود و تعظیم خویش دعوت میکنند. و همۀ اینها (﴿بِإِذۡنِهِۦ﴾) به فرمان خدای تعالی و امر و خواست و ارادۀ او انجام میگیرد. پنجم (﴿وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾) و اینکه او صلی الله علیه وسلم چراغی تابان و روشن است. و این بیانگر آن است که مردم در ظلمت و تاریکی بزرگی قرار داشتند، و هیچ نور و روشنایی وجود نداشت که به وسیلۀ آن در تاریکی راهیاب شوند، و هیچ دانشی نبود که با آن تاریکیها زدوده شود. تا اینکه خداوند پیامبر بزرگ را فرستاد، پس به وسیلۀ او این تاریکیها را روشن ساخت، و جاهلیتها را از بین برد، و علم و دانش جایگزین آن شد. و خداوند به وسیلۀ این پیامبر بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کرد. پس راه برای اهل استقامت روشن گردید، و آنها به دنبال این پیشوا حرکت کردند، و به وسیلۀ او خیر و شر را شناختند، و اهل سعادت را از اهل شقاوت تشخیص دادند، و در پرتو نور نبوت او، معبود حقیقی خود را با اوصاف پسندیده و کارهای درست و فرمانهای بجایش شناختند.
(47) (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا﴾) در اینجا بشارت داده شدگان را ذکر نمود، و آنها مؤمنان هستند. و هرگاه ایمان به تنهایی ذکر شود، اعمال صالح را نیز در بر دارد. و آنچه را که به آن مژده داده شدهاند نیز بیان کرد، و آن فضل بزرگ است، از قبیل: یاری شدن در دنیا و هدایت کردن قلبها و آمرزش گناهان و دور کردن مشکلات و فراوانی روزیهایی که به سوی آنان سرازیر شده است، و به دست آمدن نعمتهایی که شادی آور میباشند، و به دست آوردن رضایت پروردگارشان و پاداش او، و نجات از خشم و عذابش. و این چیزی است که موجب نشاطِ تلاش کنندگان میشود؛ زیرا وقتی پاداشی که خداوند برای کارهایشان قرار داده است بیان شود، با نشاطی بیشتر کار شایسته انجام میدهند، و از این برای درپیش گرفتن راه راست کمک میجویند. و این از جمله حکمتهای خداوند قانونگذار است. همانطور که در جایی که مردم را برحذر میدارد، کیفرهایی را که در نتیجۀ انجام کارهای ممنوع گریبانگیر آدمی میشود بیان مینماید تا اینگونه مردم را بر پرهیز از آنچه خدا حرام کرده است، یاری کند.
(48) و از آنجا که گروهی از مردم مانع دعوتگران راه خدا از قبیل: پیامبران و پیروانشان میباشند، و آنان عبارتند از منافقانی که به ظاهر ایمان آوردهاند اما در باطن کافرند، نیز کافران فاجری که در ظاهر و باطن کافرند، به همین جهت خداوند پیامبرش را از اطاعت و فرمانبرداری از این دو گروه، نهی و برحذر داشت، و فرمود: (﴿وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾) در هر فرمانی که تو را از راه خدا باز میدارد، از کافران و منافقان اطاعت مکن. اما این اقتضا نمیکند که مورد اذیّت و آزار قرار بگیرند، بلکه فقط از آنها پیروی مکن، (﴿وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ﴾) و از اذیت و آزارشان در گذر؛ چون وقتی آنها را آزار ندهی، این عمل آنان را جذب مینماید، و سبب میشود تا اسلام را بپذیرند، و از بسیاری از آزارهایی که به پیامبر و خانوادهاش میرسانند دست بکشند. (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ ﴾) و در راستای کامل نمودن کار خودت و خوار نمودن دشمنانت بر خداوند توکل کن، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا﴾) و خداوند به عنوان کارساز بس است، و کارهای مهم را به او بسپار که آنها را انجام میدهد و برای بندهاش آسان میگرداند.
الأحزاب 33:47
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اي پيامبر ، ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده دهنده و بيم دهنده باشي. وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا؛ و مردم را به فرمان خدا به سوي او بخواني ، و چراغي تابناک باشي. وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا؛ و مؤمنان را بشارت ده که از سوي خدا برايشان فضيلتي بزرگ آمده است. وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا؛ از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن ،که خدا کارسازي را بسنده است.
(45) چیزهایی که خداوند پیامبرش را به آن توصیف کرده است، مقصود و چکیده و اصول رسالت او میباشند که به ایشان اختصاص داده شدهاند، و آن پنج چیز میباشند: یکی اینکه (﴿شَٰهِدٗا﴾) پیامبر بر کارهای خیر و شری که امّت انجام میدهد، گواه است، همان گونه که خداوند متعال فرموده است:﴿لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ تا شما بر مردم گواه باشید، و پیامبر [نیز] بر شما گواه باشد. ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾ پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم، و تو را بر اینها به عنوان گواه بیاوریم. پس ایشان صلی الله علیه وسلم گواهی مقبول و عادل میباشند. دوّم و سوّم (﴿وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا﴾) پیامبر مژده دهنده و بیم دهنده میباشد، و این مستلزم آن است که پیامبر آنچه مردم را به آن مژده میدهد، و یا مردم را از آن میترساند؛ و اعمالی که سبب مژده یا ترس میشوند، بیان کند. پس کسانی که مژده داده شدهاند، مؤمنان پرهیزگاری هستند که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و گناهان را ترک نمودهاند. پس ایشان را مژده باد که هر نوع پاداش دنیوی و دینی که نتیجۀ ایمان و تقواست، در زندگی دنیا به آنها میرسد. و نیز ایشان را مژده باد که در آخرت از نعمت جاودان و پایدار بهشت برخوردار خواهند شد. و همۀ اینها مستلزم آن است که اعمال، ویژگیهای تقوا و انواع پاداش به صورت مشروح و مفصل ذکر شوند. و بیم داده شدگان همان گناه پیشگان و مجرمان ستمگرند؛ کسانی که اهل ستمگری و جاهلیتاند، و آنها باید در دنیا از کیفرهای دنیوی و دینی که نتیجۀ جهل و ستمگری است بترسند، و از گرفتار شدن به کیفر هلاک کننده و عذاب طولانی آخرت در هراس باشند که به طور مشروح ـ این تهدید و بشارت ـ در قرآن و سنّت بیان شده است.
(46) چهارم (﴿وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ﴾) پیامبر به سوی خدا دعوت میکند؛ یعنی خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی پروردگارشان فراخواند، و آنها را به نعمتهای او که برای نیکان فراهم نموده است تشویق نماید، و مردم را به عبادت و پرستش خدا که هدف از آفرینش انسانها است دستور دهد. و این مستلزم آن است که ایشان صلی الله علیه وسلم بر آنچه مردم را به آن فرا میخواند، استقامت داشته باشد؛ و آنچه را که به سوی آن دعوت میکند، به صورت مفصّل و مشروح بیان دارد؛ و خداوند را با صفات پاکش به مردم بشناساند، و او را از آنچه که سزاوار شکوهش نیست منزّه و پاک بدارد. و انواع عبودیت و بندگیها را برای مردم بیان کند؛ و از نزدیکترین راهی که انسان را به خدا میرساند دعوت کند؛ و به هر صاحب حقی، حقش را بدهد؛ و خالصانه برای خدا دعوت نماید، نه برای اینکه برای خودش جایگاهی بزرگ فراهم سازد. آنگونه که بسیاری از مردم دچار این مشکل میشوند، و در راه دعوت به سوی خود و تعظیم خویش دعوت میکنند. و همۀ اینها (﴿بِإِذۡنِهِۦ﴾) به فرمان خدای تعالی و امر و خواست و ارادۀ او انجام میگیرد. پنجم (﴿وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾) و اینکه او صلی الله علیه وسلم چراغی تابان و روشن است. و این بیانگر آن است که مردم در ظلمت و تاریکی بزرگی قرار داشتند، و هیچ نور و روشنایی وجود نداشت که به وسیلۀ آن در تاریکی راهیاب شوند، و هیچ دانشی نبود که با آن تاریکیها زدوده شود. تا اینکه خداوند پیامبر بزرگ را فرستاد، پس به وسیلۀ او این تاریکیها را روشن ساخت، و جاهلیتها را از بین برد، و علم و دانش جایگزین آن شد. و خداوند به وسیلۀ این پیامبر بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کرد. پس راه برای اهل استقامت روشن گردید، و آنها به دنبال این پیشوا حرکت کردند، و به وسیلۀ او خیر و شر را شناختند، و اهل سعادت را از اهل شقاوت تشخیص دادند، و در پرتو نور نبوت او، معبود حقیقی خود را با اوصاف پسندیده و کارهای درست و فرمانهای بجایش شناختند.
(47) (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا﴾) در اینجا بشارت داده شدگان را ذکر نمود، و آنها مؤمنان هستند. و هرگاه ایمان به تنهایی ذکر شود، اعمال صالح را نیز در بر دارد. و آنچه را که به آن مژده داده شدهاند نیز بیان کرد، و آن فضل بزرگ است، از قبیل: یاری شدن در دنیا و هدایت کردن قلبها و آمرزش گناهان و دور کردن مشکلات و فراوانی روزیهایی که به سوی آنان سرازیر شده است، و به دست آمدن نعمتهایی که شادی آور میباشند، و به دست آوردن رضایت پروردگارشان و پاداش او، و نجات از خشم و عذابش. و این چیزی است که موجب نشاطِ تلاش کنندگان میشود؛ زیرا وقتی پاداشی که خداوند برای کارهایشان قرار داده است بیان شود، با نشاطی بیشتر کار شایسته انجام میدهند، و از این برای درپیش گرفتن راه راست کمک میجویند. و این از جمله حکمتهای خداوند قانونگذار است. همانطور که در جایی که مردم را برحذر میدارد، کیفرهایی را که در نتیجۀ انجام کارهای ممنوع گریبانگیر آدمی میشود بیان مینماید تا اینگونه مردم را بر پرهیز از آنچه خدا حرام کرده است، یاری کند.
(48) و از آنجا که گروهی از مردم مانع دعوتگران راه خدا از قبیل: پیامبران و پیروانشان میباشند، و آنان عبارتند از منافقانی که به ظاهر ایمان آوردهاند اما در باطن کافرند، نیز کافران فاجری که در ظاهر و باطن کافرند، به همین جهت خداوند پیامبرش را از اطاعت و فرمانبرداری از این دو گروه، نهی و برحذر داشت، و فرمود: (﴿وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾) در هر فرمانی که تو را از راه خدا باز میدارد، از کافران و منافقان اطاعت مکن. اما این اقتضا نمیکند که مورد اذیّت و آزار قرار بگیرند، بلکه فقط از آنها پیروی مکن، (﴿وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ﴾) و از اذیت و آزارشان در گذر؛ چون وقتی آنها را آزار ندهی، این عمل آنان را جذب مینماید، و سبب میشود تا اسلام را بپذیرند، و از بسیاری از آزارهایی که به پیامبر و خانوادهاش میرسانند دست بکشند. (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ ﴾) و در راستای کامل نمودن کار خودت و خوار نمودن دشمنانت بر خداوند توکل کن، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا﴾) و خداوند به عنوان کارساز بس است، و کارهای مهم را به او بسپار که آنها را انجام میدهد و برای بندهاش آسان میگرداند.
الأحزاب 33:48
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اي پيامبر ، ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژده دهنده و بيم دهنده باشي. وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا؛ و مردم را به فرمان خدا به سوي او بخواني ، و چراغي تابناک باشي. وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا؛ و مؤمنان را بشارت ده که از سوي خدا برايشان فضيلتي بزرگ آمده است. وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا؛ از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن ،که خدا کارسازي را بسنده است.
(45) چیزهایی که خداوند پیامبرش را به آن توصیف کرده است، مقصود و چکیده و اصول رسالت او میباشند که به ایشان اختصاص داده شدهاند، و آن پنج چیز میباشند: یکی اینکه (﴿شَٰهِدٗا﴾) پیامبر بر کارهای خیر و شری که امّت انجام میدهد، گواه است، همان گونه که خداوند متعال فرموده است:﴿لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ تا شما بر مردم گواه باشید، و پیامبر [نیز] بر شما گواه باشد. ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾ پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم، و تو را بر اینها به عنوان گواه بیاوریم. پس ایشان صلی الله علیه وسلم گواهی مقبول و عادل میباشند. دوّم و سوّم (﴿وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا﴾) پیامبر مژده دهنده و بیم دهنده میباشد، و این مستلزم آن است که پیامبر آنچه مردم را به آن مژده میدهد، و یا مردم را از آن میترساند؛ و اعمالی که سبب مژده یا ترس میشوند، بیان کند. پس کسانی که مژده داده شدهاند، مؤمنان پرهیزگاری هستند که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و گناهان را ترک نمودهاند. پس ایشان را مژده باد که هر نوع پاداش دنیوی و دینی که نتیجۀ ایمان و تقواست، در زندگی دنیا به آنها میرسد. و نیز ایشان را مژده باد که در آخرت از نعمت جاودان و پایدار بهشت برخوردار خواهند شد. و همۀ اینها مستلزم آن است که اعمال، ویژگیهای تقوا و انواع پاداش به صورت مشروح و مفصل ذکر شوند. و بیم داده شدگان همان گناه پیشگان و مجرمان ستمگرند؛ کسانی که اهل ستمگری و جاهلیتاند، و آنها باید در دنیا از کیفرهای دنیوی و دینی که نتیجۀ جهل و ستمگری است بترسند، و از گرفتار شدن به کیفر هلاک کننده و عذاب طولانی آخرت در هراس باشند که به طور مشروح ـ این تهدید و بشارت ـ در قرآن و سنّت بیان شده است.
(46) چهارم (﴿وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ﴾) پیامبر به سوی خدا دعوت میکند؛ یعنی خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی پروردگارشان فراخواند، و آنها را به نعمتهای او که برای نیکان فراهم نموده است تشویق نماید، و مردم را به عبادت و پرستش خدا که هدف از آفرینش انسانها است دستور دهد. و این مستلزم آن است که ایشان صلی الله علیه وسلم بر آنچه مردم را به آن فرا میخواند، استقامت داشته باشد؛ و آنچه را که به سوی آن دعوت میکند، به صورت مفصّل و مشروح بیان دارد؛ و خداوند را با صفات پاکش به مردم بشناساند، و او را از آنچه که سزاوار شکوهش نیست منزّه و پاک بدارد. و انواع عبودیت و بندگیها را برای مردم بیان کند؛ و از نزدیکترین راهی که انسان را به خدا میرساند دعوت کند؛ و به هر صاحب حقی، حقش را بدهد؛ و خالصانه برای خدا دعوت نماید، نه برای اینکه برای خودش جایگاهی بزرگ فراهم سازد. آنگونه که بسیاری از مردم دچار این مشکل میشوند، و در راه دعوت به سوی خود و تعظیم خویش دعوت میکنند. و همۀ اینها (﴿بِإِذۡنِهِۦ﴾) به فرمان خدای تعالی و امر و خواست و ارادۀ او انجام میگیرد. پنجم (﴿وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾) و اینکه او صلی الله علیه وسلم چراغی تابان و روشن است. و این بیانگر آن است که مردم در ظلمت و تاریکی بزرگی قرار داشتند، و هیچ نور و روشنایی وجود نداشت که به وسیلۀ آن در تاریکی راهیاب شوند، و هیچ دانشی نبود که با آن تاریکیها زدوده شود. تا اینکه خداوند پیامبر بزرگ را فرستاد، پس به وسیلۀ او این تاریکیها را روشن ساخت، و جاهلیتها را از بین برد، و علم و دانش جایگزین آن شد. و خداوند به وسیلۀ این پیامبر بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کرد. پس راه برای اهل استقامت روشن گردید، و آنها به دنبال این پیشوا حرکت کردند، و به وسیلۀ او خیر و شر را شناختند، و اهل سعادت را از اهل شقاوت تشخیص دادند، و در پرتو نور نبوت او، معبود حقیقی خود را با اوصاف پسندیده و کارهای درست و فرمانهای بجایش شناختند.
(47) (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا﴾) در اینجا بشارت داده شدگان را ذکر نمود، و آنها مؤمنان هستند. و هرگاه ایمان به تنهایی ذکر شود، اعمال صالح را نیز در بر دارد. و آنچه را که به آن مژده داده شدهاند نیز بیان کرد، و آن فضل بزرگ است، از قبیل: یاری شدن در دنیا و هدایت کردن قلبها و آمرزش گناهان و دور کردن مشکلات و فراوانی روزیهایی که به سوی آنان سرازیر شده است، و به دست آمدن نعمتهایی که شادی آور میباشند، و به دست آوردن رضایت پروردگارشان و پاداش او، و نجات از خشم و عذابش. و این چیزی است که موجب نشاطِ تلاش کنندگان میشود؛ زیرا وقتی پاداشی که خداوند برای کارهایشان قرار داده است بیان شود، با نشاطی بیشتر کار شایسته انجام میدهند، و از این برای درپیش گرفتن راه راست کمک میجویند. و این از جمله حکمتهای خداوند قانونگذار است. همانطور که در جایی که مردم را برحذر میدارد، کیفرهایی را که در نتیجۀ انجام کارهای ممنوع گریبانگیر آدمی میشود بیان مینماید تا اینگونه مردم را بر پرهیز از آنچه خدا حرام کرده است، یاری کند.
(48) و از آنجا که گروهی از مردم مانع دعوتگران راه خدا از قبیل: پیامبران و پیروانشان میباشند، و آنان عبارتند از منافقانی که به ظاهر ایمان آوردهاند اما در باطن کافرند، نیز کافران فاجری که در ظاهر و باطن کافرند، به همین جهت خداوند پیامبرش را از اطاعت و فرمانبرداری از این دو گروه، نهی و برحذر داشت، و فرمود: (﴿وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾) در هر فرمانی که تو را از راه خدا باز میدارد، از کافران و منافقان اطاعت مکن. اما این اقتضا نمیکند که مورد اذیّت و آزار قرار بگیرند، بلکه فقط از آنها پیروی مکن، (﴿وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ﴾) و از اذیت و آزارشان در گذر؛ چون وقتی آنها را آزار ندهی، این عمل آنان را جذب مینماید، و سبب میشود تا اسلام را بپذیرند، و از بسیاری از آزارهایی که به پیامبر و خانوادهاش میرسانند دست بکشند. (﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ ﴾) و در راستای کامل نمودن کار خودت و خوار نمودن دشمنانت بر خداوند توکل کن، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا﴾) و خداوند به عنوان کارساز بس است، و کارهای مهم را به او بسپار که آنها را انجام میدهد و برای بندهاش آسان میگرداند.
الأحزاب 33:49
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون زنان مؤمن را نکاح کرديد و پيش از، آنکه با آنها نزديکي کنيد طلاقشان گفتيد ، شما را بر آنها عده اي نيست که به سر آرند پس آنان را برخوردار کنيد و به نيکوترين وجه رهايشان کنيد.
(49) خداوند متعال مؤمنان را خبر میدهد که هر گاه با زنان مؤمن ازدواج کردند، سپس پیش از آنکه با آنها همبستر شوند، طلاقشان دادند، عدّهای ندارند که شوهرانشان بر آنها بشمارند. و دستور داد که در این صورت به آنها کالایی بدهند تا موجب تسکین خاطرشان شود، و از آنان به گونهای محترمانه و زیبا جدا شوند، بدون اینکه با همدیگر جدال نمایند و یکدیگر را ناسزا بگویند. و از این آیه بر میآید که طلاق بعد از ازدواج است، پس اگر کسی زنی را قبل از ازدواج طلاق داد، یا طلاقش را معلق به ازدواجش کرد، چنین طلاقی واقع نمیشود؛ چون خداوند متعال فرموده است: (﴿إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ﴾) هنگامی که با زنان مؤمن ازدواج کردید، سپس ایشان را طلاق دادید. پس خداوند طلاق را بعد از ازدواج قرار داده است؛ بنابراین قبل از ازدواج، محلّی برای طلاق وجود ندارد. و چون طلاق که جدایی و تحریم کامل است قبل از ازدواج واقع نمیگردد، تحریم ناقص که به سبب ظهار یا ایلاء و امثال آن پیش میآید، به طریق اولی قبل از ازدواج اعتبار ندارد و واقع نمیشود. و صحیحترین قول علما نیز همین است. و این نیز به جایز بودن طلاق اشاره میکند؛ چون خداوند از آن به عنوان کاری که مؤمنان انجام میدهند یاد کرده، و آنها را به خاطر این کارشان ملامت و نکوهش نکرده است. و نیز آیه آنها را به نام مؤمنان خطاب نموده است. هم چنین این آیه بر جایز بودن طلاق قبل از آمیزش دلالت مینماید. همانطور که در آیهای دیگر میفرماید:﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ مَا لَمۡ تَمَسُّوهُنَّ﴾ گناهی بر شما نیست اگر زنان را قبل از آنکه با آنها همبستر شوید، طلاق دهید. نیز آیه بر این دلالت میکند اگر زنی قبل از اینکه شوهرش با او همبستر گردد، طلاق داده شود، عدهای ندارد؛ بلکه به محض اینکه طلاق داده شود، میتواند ازدواج نماید، چون مانعی وجود ندارد. نیز آیه بر این دلالت میکند زنی که شوهرش با او همبستر شده است، اگر او را طلاق دهد، باید عدهاش سپری شود. و آیا منظور از «دخول» و «مس» آمیزش است آنطور که همۀ علما براین اجماع دارند؟ یا خلوت را نیز در بر میگیرد، گرچه شوهر با زنش همبستر نشود، آنگونه که خلفای راشدین به این فتوا دادهاند؟ البته نظر درست همین است. و هرگاه زن و شوهر به خلوت نشستند، چه شوهر همبستر شود یا نه، در صورت طلاق، گذراندن عده بر زن واجب است. و آیه بر این دلالت مینماید زنی که قبل از آنکه شوهرش با او آمیزش کند، اگر طلاق داده شود، باید چیزی به عنوان متعه به او داده شود، و این بستگی به توان شوهر دارد، که فرد ثروتمند به اندازۀ تواناییاش، و فرد فقیر به اندازۀ استطاعتش باید هدیۀ مناسبی به زن بدهد. اما این وقتی است که برای زن مهریه مقرر نشده باشد. و اگر مهریۀ مقرری داشته باشد و قبل از همبستر شدن او را طلاق دهد، باید نصف مهریه را بدهد، و همین بهجای متعه کفایت میکند. و آیه این مطلب را نیز بیان میدارد که هر کس قبل از آمیزش یا بعد از آن همسرش را طلاق دهد، باید این جدایی به صورت زیبا و نیکو باشد؛ و هریک دیگری را بستاید، و نباید این جدایی به صورت زشت صورت بگیرد؛ چون اگر جدایی به صورت زشت انجام شود، هریک دیگری را به شدّت مورد انتقاد و توهین قرار میدهد. همچنین آیه بر این مطلب دلالت مینماید که عدّه حق شوهر است، چون میفرماید: (﴿فَمَا لَكُمۡ عَلَيۡهِنَّ مِنۡ عِدَّةٖ﴾) شما بر آنها عدهای ندارید. مفهوم این دلالت مینماید که اگر بعد از همبستر شدن زنش را طلاق داد، شوهر بر زن عدهای دارد. و نیز آیه بر این نکته دلالت میکند که غیر زنانی که شوهرانشان با آنها همبستر نشدهاند ـاز قبیل زنانی که به علّت مرگ شوهرانشان از آنان جدا شدهاند، و یا زنانی که در قید حیات شوهرانشان [در قالب شرع] محکوم به جدایی از هم شدهاندـ باید عدّه را سپری کنند.
الأحزاب 33:50
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ اي پيامبر ، ما زناني را که مهرشان را داده اي و آنان را که به عنوان ، غنايم جنگي که خدا به تو ارزاني داشته است مالک شده اي و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داييها و دختر خاله هاي تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کرديم ، و نيز زن مؤمني را که خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زني گيرد اين حکم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما مي دانيم در باره زنانشان و کنيزانشان چه حکمي کرده ايم ، تابراي تو مشکلي پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است.
(50) خداوند بر پیامبر منّت مینهد که آنچه را برای دیگران حلال نموده، برای او هم حلال کرده است؛ پس مؤمنان در چیزهایی با او مشترکاند، و برخی ویژۀ او هستند. پس فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ أَزۡوَٰجَكَ ٱلَّٰتِيٓ ءَاتَيۡتَ أُجُورَهُنَّ﴾) ای پیامبر! ما برای تو همسرانت را حلال کردهایم، آنان که مهریهشان را پرداختهای. و این چیزی است که بین او و مؤمنان مشترک است؛ و مؤمنان نیز زنانی که مهریهشان را دادهاند، برایشان حلالاند. (﴿وَمَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ﴾) همچنین برایت حلال گردانیدهایم کنیزانی را که خدا در جنگ بهرۀ تو ساخته، و در ملک یمین تو قرار دارند؛ و بردگان و افراد آزادی که از کافران به غنیمت گرفتهای -پس آنهایی که شوهر دارند و آنهایی نیز که شوهر ندارند- برایت حلالاند. این حکم نیز بین پیامبر و مؤمنان مشترک است. و از جملۀ احکام مشترک این است که (﴿وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّٰتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ﴾) ازدواج با دختر عمو و دختر عمّه و دختر دایی و دختر خاله برای شما جایز است که شامل دختران عمو و دایی و خاله و عمّۀ دور و نزدیک میشود. و زنان حلال فقط اینها هستند. و از مفهوم آن چنین استنباط میشود که علاوه بر اینها دیگر زنان خویشاوند حلال نیستند آن طور که در سورۀ «نساء» گذشت، و از میان زنانی که با انسان نسبت نزدیک دارند، ازدواج فقط با همین چهار مورد و فرزندانشان جایز و حلال است، و به غیر از زنان خویشاوندی که از آنها نام برده شد، هر زن خویشاوند دیگری [که با آدمی ارتباط نَسَبی داشته باشد] حرام است، و آن عبارت است از زنان فروع به طور مطلق؛ یعنی دختر و دختر فرزندان هر اندازه که دور شود، نیز زنان اصول به طور مطلق؛ یعنی مادر و مادر بزرگ پدری و مادری هر اندازه که بالا روند. نیز زنان فروع پدر و مادر؛ یعنی خواهر و دخترِ برادر و خواهر هرچند که دور شوند. نیز فروع کسانی که از حیث نَسَبی بالاتر از کسانی است که از آنها نام بردیم؛ از قبیل پدر بزرگها و مادر بزرگها، و فروع آنها از قبیل خالهها و عمّهها. بنابراین خالهها و عمّهها نیز به طور مطلق حرام میباشند. (﴿ٱلَّٰتِي هَاجَرۡنَ مَعَكَ﴾) آنهایی که با تو هجرت کردهاند. این آیه به دو صورت تفسیر شده است؛ تفسیر صحیح از آن دو این است که میگوید: هجرت کردن این زنان قیدی بوده است که ازدواج پیامبر صلی الله علیه وسلم با آنانرا صحیح گردانده است، اما معلوم است که برای غیر پیامبر، هجرت، قید صحت ازدواج نمیباشد. (﴿وَٱمۡرَأَةٗ مُّؤۡمِنَةً إِن وَهَبَتۡ نَفۡسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنۡ أَرَادَ ٱلنَّبِيُّ أَن يَسۡتَنكِحَهَا﴾) و برای تو حلال نمودهایم زن مؤمنیرا که خودرا به پیامبر ببخشد. پس به محض اینکه خودرا به پیامبر بخشید، برای او حلال است که او را به همسری بپذیرد؛ یعنی به خواست و علاقۀ پیامبر بستگی دارد. (﴿خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِين﴾) جایز بودن ازدواج با زنی که خودش را به پیامبر میبخشد، ویژۀ پیامبر است، و برای مؤمنان چنین چیزی جایز نیست. و اگر زنی خود را به مؤمنی بخشید، برایش حلال نمیشود. (﴿قَدۡ عَلِمۡنَا مَا فَرَضۡنَا عَلَيۡهِمۡ فِيٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ﴾) به درستی که دانستهایم چه زنان و کنیزانی در قالب زناشویی برای اهل ایمان حلال هستند، و چه زنان و کنیزانی برای آنان حلال نمیباشند؛ نیز میدانیم در این باره چه چیزی بر اهل ایمان واجب است، و آنان را بر این موضوع آگاه ساختهایم، و آنچه را که پایبندیِ به آن واجب است بیان نمودهایم. پس ای محمد! چیزی که در این آیه مخالف دستوراتی است که برای اهل ایمان مقرر داشتهایم، ویژۀ شماست؛ چون خداوند در این آیه فقط پیامبر را مورد خطاب قرار داده است. چرا که میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ﴾)، و فرموده است: (﴿خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِين﴾) ای پیامبر! چیزهایی را برای تو حلال و جایز نمودهایم که برای مؤمنان حلال و جایز نیست. و به آن اندازه که قضیه را برای تو راحت و آسان قرار دادهایم، دست دیگران را تا آن اندازه باز نگذاشتهایم، (﴿لِكَيۡلَا يَكُونَ عَلَيۡكَ حَرَجٞ﴾) تا حرجی برتو نباشد، و این توجه بیشتر خداوند به پیامبرش صلی الله علیه وسلم است. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خداوند آمرزندۀ مهربان است؛ یعنی همواره آمرزنده و مهربان است. و به اقتضای حکمت خویش و به اندازهای که بندگان اسباب آمرزش و رحمت او را فراهم آورند، خداوند از مغفرت و احسان خویش بر آنان فرو میفرستد.
الأحزاب 33:51
تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا ؛ از زنان خود هر که را خواهي به نوبت مؤخردار و هر که را خواهي با خود، نگه دار و اگر از آنها که دور داشته اي يکي را بطلبي بر تو گناهي نيست در اين گزينش و اختيار بايد که شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزاني مي داري بايد که خشنود گردند و خدا مي داند که در دلهاي شما چيست و خداست که دانا و بردبار است.
(51) این نیز از جملۀ رحمت خداوند بر پیامبرش میباشد که تقسیم اوقات بین زنانش را بر او واجب نگرداند، بلکه اگر این کار را بکند احسانی است از جانب او. و با وجود اینکه خداوند این کار را بر او واجب نکرده بود، اما او تلاش میکرد که در همۀ موارد، رفتاری برابر با زنانش داشته باشد، و میگفت:«بار خدایا! این تقسیم در رابطه با چیزهایی است که در توان و اختیارم میباشد؛ پس در مورد آنچه که در اختیار من نیست، مرا ملامت مکن.» پس خداوند در اینجا فرمود: (﴿تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ﴾) هر یک از زنانت را که بخواهی، میتوانی موعد همخوابگیاش را به تأخیر بیندازی و شب را نزد او نباشی. (﴿وَتُٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُ﴾) و میتوانی هر کدام را که بخواهی، نزد خود جای بدهی و شب را پیش او بگذرانی. (﴿وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكَ﴾) و اختیار در دست تو میباشد، و اگر زنی را که از وی کناره گرفتهای باز نزد خود آوری، گناهی بر تو نیست. بسیاری از مفسّرین گفتهاند: این حکم ویژۀ زنانی است که خود را به پیامبر بخشیدهاند که پیامبر اختیار دارد از آنها کسی را نزد خود جای بدهد و بپذیرد، و هرکس را که نخواهد نپذیرد. سپس حکمت این امر را بیان نمود و فرمود: (﴿ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡيُنُهُنَّ وَلَا يَحۡزَنَّ وَيَرۡضَيۡنَ بِمَآ ءَاتَيۡتَهُنَّ كُلُّهُنَّ﴾) لحاظ نمودن اختیار برای تو، و تبرع و احسانی که از جانب تو به آنان میرسد، موجب میشود دیدگانشان روشن گردد و اندوه نخورند، و همۀ آنان به قسمتی که برای آنها قرار دادهای راضی و خشنود باشند؛ چون آنها میدانند که تو امر واجبی را ترک نکرده، و در ادا کردن حقی که بر تو لازم باشد کوتاهی نورزیدهای. (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمۡ﴾) و خداوند میداند آنچه را که در دلهای شماست؛ یعنی آنچه را که به هنگام ادای حقوق واجب و مستحب به دلهای شما وارد میشود، و آنچه به هنگام ادای حقوق به دلهایتان خطور میکند، میداند. بنابراین خداوند حکم را برای تو آسان نمود تا دلهای همسرانت آرام گیرد. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمٗا﴾) و خداوند دانای بردبار است؛ یعنی دانایی و آگاهی او گسترده میباشد، و بردباریاش فراوان است. و از جمله دانایی و آگاهیاش این است که چیزهایی را برایتان مشروع نموده است که به صلاح امورتان میباشد، و پاداش شما را بیشتر میگرداند. و از جمله بردباریاش این است که شما را به سبب آنچه که از شما سرزده است، مؤاخذه نمیکند؛ و شما را بهخاطر شری که دلهایتان بر آن اصرار میورزد، مؤاخذه نمینماید.
الأحزاب 33:52
لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا ؛ بعد از اين زنان ، هيچ زني بر تو حلال نيست و نيز زني به جاي ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو رااز زيبايي او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزي است.
(52) وقتی همسران پیامبر، خدا و پیامبر و سرای آخرت را انتخاب کردند، به پاس این کارشان خداوند پیامبرش را حکم نمود تا زنی دیگر غیر از آنها را به همسری برنگزیند. پس فرمود: (﴿لَّا يَحِلُّ لَكَ ٱلنِّسَآءُ مِنۢ بَعۡدُ﴾) بعد از زنانی که تحت نکاح تو هستند، زنان دیگری برایت حلال نیستند. (﴿وَلَآ أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجٖ﴾) و نمیتوانی یکی از آنها را طلاق دهی و به جای وی با زنی دیگر ازدواج کنی. پس با رسیدن این حکم، از اینکه هووهای تازهای داشته باشند و اینکه طلاق داده شوند ایمن شدند؛ چون خداوند حکم نمود که آنها همسرانش در دنیا و آخرت هستند، و میان او و آنها جدایی نیست. (﴿وَلَوۡ أَعۡجَبَكَ حُسۡنُهُنَّ﴾) گرچه زیبایی زنانی دیگر تو را به شگفت آورد، پس ازدواج با آنها برای تو جایز نیست. (﴿إِلَّا مَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ﴾) جز کنیزانی که در جنگ به غنیمت میگیری که اینها برایت جایز هستند؛ چون آن طور که زنان از هووهای خود نفرت دارند، به آن اندازه از کنیزان نفرت ندارند. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ رَّقِيبٗا﴾) و خداوند ناظر و مراقب کارها است؛ و هر کاری را انجام دهی، خداوند آن را میداند و آن را به بهترین صورت و کاملترین نظام انجام میدهد.
الأحزاب 33:53
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، به خانه هاي پيامبر داخل مشويد مگر شما، را به خوردن طعامي فرا خوانند ، بي آنکه منتظر بنشينيد تا طعام حاضر شود اگر شما را فرا خواندند داخل شويد و چون طعام خورديد پراکنده گرديد نه آنکه براي سرگرمي سخن آغاز کنيد هر آينه اين کارها پيامبر را آزار مي دهد و او از شما شرم مي دارد ولي خدا از گفتن حق شرم نمي دارد و اگراز زنان پيامبر چيزي خواستيد ، از پشت پرده بخواهيد اين کار ، هم براي دلهاي شما و هم براي دلهاي آنها پاک دارنده تر است شما را نرسد که پيامبر خدا را بيازاريد ، و نه آنکه زنهايش را بعد از وي هرگز به زني گيريد اين کارها در نزد خدا گناهي بزرگ است. إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا؛ اگر چيزي را آشکار کنيد يا مخفي داريد ، در هر حال خدا به هر چيزي آگاه است.
(53) خداوند متعال بندگان مؤمن خویش را فرمان میدهد تا به هنگام وارد شدن به خانۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم ادب را رعایت کنند، پس فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تَدۡخُلُواۡ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰه﴾) برای خوردن غذا بدون اجازه وارد خانۀ پیامبر نشوید، و نیز نباید منتظر پخته شدن و آماده شدن غذا بمانید؛ یعنی وارد خانههای پیامبر نشوید، مگر به دو شرط: یکی اینکه به شما اجازۀ ورود داده شود، دوم اینکه به اندازۀ نیاز بنشینید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَٰكِنۡ إِذَا دُعِيتُمۡ فَٱدۡخُلُواۡ فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواۡ وَلَا مُسۡتَٔۡنِسِينَ لِحَدِيثٍ﴾) ولی هرگاه دعوت شدید، وارد شوید؛ اما وقتی غذا خوردید، پراکنده شوید؛ و قبل از خوردن غذا و بعد از خوردن غذا به گفتگو ننشینید.سپس خداوند حکمت نهی از این کار و فایدۀ آن را بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ يُؤۡذِي ٱلنَّبِيَّ﴾) منتظر شدن شما بیش از اندازۀ نیاز، پیامبر را آزار میدهد؛ یعنی اگر مجالی را برای وی باقی نگذارید که به امور خانهاش بپردازد و به آن مشغول شود، این امر او را میرنجاند و بر او دشوار میآید، (﴿فَيَسۡتَحۡيِۦ مِنكُمۡ﴾) اما او شرم میکند که به شما بگوید بیرون شوید، همانطور که معمولاً اینگونه است که مردم و به خصوص اهل سخاوت و بزرگواری شرم میکنند که مردم را از خانههایشان بیرون نمایند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾) ولی خداوند از گفتن حق شرم نمیکند. پس دستور شرعی گرچه گمان برده شود ترک آن نوعی ادب و حیا محسوب میشود، امّا قطعاً باید از آن پیروی کرد و به یقین دانست که آنچه با دستور شرعی مخالف باشد، ادب محسوب نمیشود. و خداوند شرم نمیکند که شما را به چیزی فرمان دهد که خیر شما در آن است، و نیز آن چیز سبب مهربانی و نرمی با پیامبر میشود. و این بود ادب و آداب آنها برای وارد شدن به خانههای پیامبر. امّا ادب آنها در سخن گفتن با همسران پیامبر این است که اگر نیازی برای سخن گفتن با آنها نباشد، ادب این است که با آنها سخن گفته نشود؛ و اگر نیاز باشد که با آنان سخن گفته شود -مانند اینکه از آنها چیزی از وسایل منزل و غیره خواسته شود- باید از پسِ پرده از آنها خواسته شود. (﴿مِن وَرَآءِ حِجَابٖ﴾) باید میان شما و آنها پردهای باشد. پس نگاه کردن به آنها در هر حال ممنوع است، و سخن گفتن با آنها باید به شیوهای باشد که خداوند بیان نموده است. سپس حکمت این دستور را ذکر نمود و فرمود: (﴿ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّ﴾) این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است، و از شک و شبهه بعیدتر میباشد؛ و هر چند انسان از اسباب و انگیزههای شر دورتر باشد، سالمتر میماند و دلش پاکیزهتر خواهد بود. بنابراین یکی از امور شرعی که خداوند بسیاری از تفاصیل و جزئیات آن را بیان داشته، این است که همۀ وسیلههای شر و اسباب و مقدمات آن ممنوع هستند، و باید به هر راهی از آن دوری جست. سپس سخنی جامع و قاعدهای کلّی را بیان نمود و فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواۡ رَسُولَ ٱللَّهِ﴾) و شایستۀ شما مؤمنان نیست که پیامبر خدا را آزار دهید؛ یعنی هیچ نوع آزار زبانی و یا رفتاری را که موجب آزرده شدن خاطر او گردد، نباید به او برسانید؛ و آزار رساندن به او زشتترین گناه است. (﴿وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاۡ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًا﴾) و هرگز برای شما حلال نیست که پس از وفات او، همسرانش را به همسری بگیرید، و این از جمله چیزهایی است که پیامبر را آزار میدهد؛ چون او دارای مقامی بزرگ است که باید مورد تکریم و بزرگداشت قرار بگیرد، و این کار در تکریم و بزرگداشت او خلل ایجاد مینماید.و نیز همسران پیامبر در دنیا و آخرت، همسران او هستند و رابطۀ همسری بین آنها و پیامبر پس از وفات پیامبر نیز برقرار میباشد. بنابراین برای هیچ کسی از امّت او جایز نیست که پس از وفات او با همسرانش ازدواج نماید، (﴿إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا﴾) بیگمان این نزد خداوند گناهی بزرگ است. و امّت این دستور خدا را اطاعت کردند، و از آنچه خدا نهی کرده بود پرهیز نمودند. خدا را شکر وسپاس.
(54) سپس خداوند متعال فرمود: اگر چیزی را آشکار سازید یا آن را پنهان دارید، خداوند از همه چیز آگاه است؛ و آنچه را که در دلهایتان است و آنچه را آشکار نمودهاید، میداند؛ و شما را بر آن سزا و جزا خواهد داد.
الأحزاب 33:54
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، به خانه هاي پيامبر داخل مشويد مگر شما، را به خوردن طعامي فرا خوانند ، بي آنکه منتظر بنشينيد تا طعام حاضر شود اگر شما را فرا خواندند داخل شويد و چون طعام خورديد پراکنده گرديد نه آنکه براي سرگرمي سخن آغاز کنيد هر آينه اين کارها پيامبر را آزار مي دهد و او از شما شرم مي دارد ولي خدا از گفتن حق شرم نمي دارد و اگراز زنان پيامبر چيزي خواستيد ، از پشت پرده بخواهيد اين کار ، هم براي دلهاي شما و هم براي دلهاي آنها پاک دارنده تر است شما را نرسد که پيامبر خدا را بيازاريد ، و نه آنکه زنهايش را بعد از وي هرگز به زني گيريد اين کارها در نزد خدا گناهي بزرگ است. إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا؛ اگر چيزي را آشکار کنيد يا مخفي داريد ، در هر حال خدا به هر چيزي آگاه است.
(53) خداوند متعال بندگان مؤمن خویش را فرمان میدهد تا به هنگام وارد شدن به خانۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم ادب را رعایت کنند، پس فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تَدۡخُلُواۡ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰه﴾) برای خوردن غذا بدون اجازه وارد خانۀ پیامبر نشوید، و نیز نباید منتظر پخته شدن و آماده شدن غذا بمانید؛ یعنی وارد خانههای پیامبر نشوید، مگر به دو شرط: یکی اینکه به شما اجازۀ ورود داده شود، دوم اینکه به اندازۀ نیاز بنشینید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَٰكِنۡ إِذَا دُعِيتُمۡ فَٱدۡخُلُواۡ فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواۡ وَلَا مُسۡتَٔۡنِسِينَ لِحَدِيثٍ﴾) ولی هرگاه دعوت شدید، وارد شوید؛ اما وقتی غذا خوردید، پراکنده شوید؛ و قبل از خوردن غذا و بعد از خوردن غذا به گفتگو ننشینید.سپس خداوند حکمت نهی از این کار و فایدۀ آن را بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ يُؤۡذِي ٱلنَّبِيَّ﴾) منتظر شدن شما بیش از اندازۀ نیاز، پیامبر را آزار میدهد؛ یعنی اگر مجالی را برای وی باقی نگذارید که به امور خانهاش بپردازد و به آن مشغول شود، این امر او را میرنجاند و بر او دشوار میآید، (﴿فَيَسۡتَحۡيِۦ مِنكُمۡ﴾) اما او شرم میکند که به شما بگوید بیرون شوید، همانطور که معمولاً اینگونه است که مردم و به خصوص اهل سخاوت و بزرگواری شرم میکنند که مردم را از خانههایشان بیرون نمایند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾) ولی خداوند از گفتن حق شرم نمیکند. پس دستور شرعی گرچه گمان برده شود ترک آن نوعی ادب و حیا محسوب میشود، امّا قطعاً باید از آن پیروی کرد و به یقین دانست که آنچه با دستور شرعی مخالف باشد، ادب محسوب نمیشود. و خداوند شرم نمیکند که شما را به چیزی فرمان دهد که خیر شما در آن است، و نیز آن چیز سبب مهربانی و نرمی با پیامبر میشود. و این بود ادب و آداب آنها برای وارد شدن به خانههای پیامبر. امّا ادب آنها در سخن گفتن با همسران پیامبر این است که اگر نیازی برای سخن گفتن با آنها نباشد، ادب این است که با آنها سخن گفته نشود؛ و اگر نیاز باشد که با آنان سخن گفته شود -مانند اینکه از آنها چیزی از وسایل منزل و غیره خواسته شود- باید از پسِ پرده از آنها خواسته شود. (﴿مِن وَرَآءِ حِجَابٖ﴾) باید میان شما و آنها پردهای باشد. پس نگاه کردن به آنها در هر حال ممنوع است، و سخن گفتن با آنها باید به شیوهای باشد که خداوند بیان نموده است. سپس حکمت این دستور را ذکر نمود و فرمود: (﴿ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّ﴾) این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است، و از شک و شبهه بعیدتر میباشد؛ و هر چند انسان از اسباب و انگیزههای شر دورتر باشد، سالمتر میماند و دلش پاکیزهتر خواهد بود. بنابراین یکی از امور شرعی که خداوند بسیاری از تفاصیل و جزئیات آن را بیان داشته، این است که همۀ وسیلههای شر و اسباب و مقدمات آن ممنوع هستند، و باید به هر راهی از آن دوری جست. سپس سخنی جامع و قاعدهای کلّی را بیان نمود و فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواۡ رَسُولَ ٱللَّهِ﴾) و شایستۀ شما مؤمنان نیست که پیامبر خدا را آزار دهید؛ یعنی هیچ نوع آزار زبانی و یا رفتاری را که موجب آزرده شدن خاطر او گردد، نباید به او برسانید؛ و آزار رساندن به او زشتترین گناه است. (﴿وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاۡ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًا﴾) و هرگز برای شما حلال نیست که پس از وفات او، همسرانش را به همسری بگیرید، و این از جمله چیزهایی است که پیامبر را آزار میدهد؛ چون او دارای مقامی بزرگ است که باید مورد تکریم و بزرگداشت قرار بگیرد، و این کار در تکریم و بزرگداشت او خلل ایجاد مینماید.و نیز همسران پیامبر در دنیا و آخرت، همسران او هستند و رابطۀ همسری بین آنها و پیامبر پس از وفات پیامبر نیز برقرار میباشد. بنابراین برای هیچ کسی از امّت او جایز نیست که پس از وفات او با همسرانش ازدواج نماید، (﴿إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا﴾) بیگمان این نزد خداوند گناهی بزرگ است. و امّت این دستور خدا را اطاعت کردند، و از آنچه خدا نهی کرده بود پرهیز نمودند. خدا را شکر وسپاس.
(54) سپس خداوند متعال فرمود: اگر چیزی را آشکار سازید یا آن را پنهان دارید، خداوند از همه چیز آگاه است؛ و آنچه را که در دلهایتان است و آنچه را آشکار نمودهاید، میداند؛ و شما را بر آن سزا و جزا خواهد داد.
الأحزاب 33:55
لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ؛ زنان را گناهي نيست اگر در نزد پدر و پسر و برادر و برادرزاده و، خواهرزاده و زنان همدين و يا کنيزان خود بي حجاب باشند و بايد از خدا بترسندکه خدا بر هر چيزي ناظر است.
(55) وقتی خداوند بیان داشت که اگر چیزی از وسایل منزل و غیره از زنان پیامبر خواسته شود، باید از پس پرده خواسته شود ـ و این کلمه عام بود و همه را در بر میگرفت ـ از این رو نیاز بود افراد محرمی را که ذکر شدند استثنا کند. بنابراین فرمود: (﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡهِنَّ﴾) و بر آنان در ترک حجاب در مقابل این محارم گناهی نیست. عموها و داییها را ذکر نکرد؛ چون وقتی آنها از برادرزادهها و خواهر زادهها حجاب نمیکنند، به طریق اولی حجاب بر گرفتن از عموها و داییها بر آنان لازم نیست. و چون در آیهای دیگر به صراحت عمو و دایی را نام برده است، مقدّمهایست برآنچه که از این آیه فهمیده میشود. (﴿وَلَا نِسَآئِهِنَّ﴾) و نیز بر آنان گناهی نیست که با زنان هم دین و مسلمان بدون حجاب تماس بگیرند. بنابراین زنان کافر از اینجا خارج میشوند. و احتمال دارد که منظور جنس زنان باشد؛ یعنی بر زن لازم نیست که از زن حجاب نماید. (﴿وَلَا مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ﴾) و نیز بر آنها گناهی نیست که با بردگان خود بدون حجاب روبهرو شوند به شرطی که برده کاملاً در ملکیت زن باشد. وقتی بیان داشت که ترک حجاب در مقابل این افراد گناه نیست، در این زمینه و در دیگر موارد تقوای الهی را به عنوان پیش شرط قرار داد و گفت: نباید در این عدم حجاب امر ناجایزی که از دیدگاه شریعت ممنوع است اتّفاق بیفتد. پس فرمود: (﴿وَٱتَّقِينَ ٱللَّهَ﴾) و از خدا بترسید، یعنی در همۀ احوال تقوای الهی را رعایت کنید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدًا﴾) بیگمان، خداوند بر همه چیز حاضر و ناظر است و شاهد اعمال ظاهری و باطنی بندگان میباشد، و گفتههایشان را میشنود و حرکتهایشان را میبیند، سپس آنها را بر این گفتهها و حرکات، کاملترین جزا و سزا میدهد.
الأحزاب 33:56
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛ خدا و فرشتگانش بر پيامبر صلوات مي فرستند اي کساني که ايمان آورده ايد ، بر او صلوات فرستيد و سلام کنيد ، سلامي نيکو.
(56) در اینجا جایگاه رفیع پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم و بلندی مقامش نزد خدا و نزد سایر آفریدهها را متذکّر شده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ﴾) همانا خداوند پیامبرش را در میان فرشتگان و در ملاء اعلی میستاید، چون او را دوست میدارد، و فرشتگان مقرّب نیز پیامبر را میستایند و برایش دعا و تضرع و زاری مینمایند. (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ صَلُّواۡ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواۡ تَسۡلِيمًا﴾) ای مؤمنان! به خدا و پیامبرش اقتدا کنید، و به منظور ادای برخی از حقوقی که او بر شما دارد نیز برای اینکه ایمانتان کامل گردد، و برای بزرگداشت او صلی الله علیه وسلم و از روی محبت و بزرگداشت و برای اینکه نیکیهایتان افزوده گردد و گناهانتان زدوده شود، بر او درود بفرستید. بهترین درود همان است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به اصحاب خود آموخته است:«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی محمّد وَعَلَی آلِ محمّد کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آلِ إبرَاهِیمَ إنَّکَ حَمِیدٌ مَجِید وَبَارِک عَلَی محمّد وَعَلَی آلِ محمّدٌ کَمَا بَارَکتَ عَلَی آلِ إبرَاهِیمَ إنَّکَ حَمِیدٌ مَجِید» و در همۀ اوقات میتوان درود فرستاد و بسیاری از علما خواندن این درود را در نماز واجب دانستهاند.
الأحزاب 33:57
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا؛ هر آينه کساني را که خدا و پيامبرش را آزار مي دهند ، خدا در دنيا و، آخرت لعنت کرده و برايشان عذابي خوارکننده مهيا کرده است. وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا؛ و کساني که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بي هيچ گناهي که کرده باشند مي آزارند ، تهمت و گناه آشکاري را بر دوش مي کشند.
(57 - 58) وقتی خداوند متعال به تعظیم و بزرگداشت پیامبر صلی الله علیه وسلم و فرستادنِ درود بر وی فرمان داد، از رنجاندن و آزار رساندن به او نهی کرد، و عاملان این کار را مورد تهدید قرار داد، پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) بدون شک کسانی که خدا و پیغمبرش را آزار میرسانند. و این شامل هر نوع آزار با زبان و کردار میباشد، از قبیل: ناسزا گفتن به او و دینش، و یا انجام دادن کاری که وی را آزرده خاطر میکند. (﴿لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابٗا مُّهِينٗا﴾) چنین کسانی را خداوند در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده است. و دور شدن آنها از رحمت الهی در دنیا، این است که هر کس پیامبر را ناسزا بگوید و برنجاند، قطعاً باید کشته شود و در آخرت خداوند به سزای اینکه پیامبر را آزار رسانده است، عذاب خوار کنندهای به او میدهد. پس اذیت کردن پیامبر صلی الله علیه وسلم مانند آزار رساندن دیگر مردم نیست، چون آدمی به خدا ایمان ندارد و مؤمن محسوب نمیشود تا وقتی که به پیامبر خدا ایمان داشته باشد. و تعظیم و بزرگداشت او که یکی از لوازم ایمان است، مقتضی آن است که تعظیم نمودن و یا آزار رساندن به او به مانند تعظیم کردن و یا اذیت رساندن به سایر مؤمنان نباشد. گرچه آزار رساندن به سایر مسلمانان هم گناهی بزرگ است، به همین جهت فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ بِغَيۡرِ مَا ٱكۡتَسَبُواۡ﴾) و کسانی که مردان و زنان مؤمن را آزار میدهند بدون اینکه آنها مرتکب گناه و جنایتی شده باشند که باعث گردد آزار داده شوند، (﴿فَقَدِ ٱحۡتَمَلُواۡ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا﴾) آنها بار بهتان و گناه آشکاری را بر دوش خود میکشند؛ چون به ناحق و بدون سبب مؤمنان را آزار رسانده، و بر آنها تعدی نموده، و دستور خدا را شکستهاند. بنابراین دشنام دادن و ناسزا گفتن به هر فرد مؤمنی موجب تعزیر است که بر حسب مقام و جایگاه آن مؤمن، فردی که او را دشنام داده تعزیر و تنبیه میشود. و تنبیه و تعزیر کسی که اصحاب پیامبر را دشنام دهد و ناسزا بگوید، بیشتر است؛ و ناسزا گفتن به علما و اهل دین، از ناسزا گفتن به افراد عادی سنگینتر است.
الأحزاب 33:58
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا؛ هر آينه کساني را که خدا و پيامبرش را آزار مي دهند ، خدا در دنيا و، آخرت لعنت کرده و برايشان عذابي خوارکننده مهيا کرده است. وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا؛ و کساني که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بي هيچ گناهي که کرده باشند مي آزارند ، تهمت و گناه آشکاري را بر دوش مي کشند.
(57 - 58) وقتی خداوند متعال به تعظیم و بزرگداشت پیامبر صلی الله علیه وسلم و فرستادنِ درود بر وی فرمان داد، از رنجاندن و آزار رساندن به او نهی کرد، و عاملان این کار را مورد تهدید قرار داد، پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) بدون شک کسانی که خدا و پیغمبرش را آزار میرسانند. و این شامل هر نوع آزار با زبان و کردار میباشد، از قبیل: ناسزا گفتن به او و دینش، و یا انجام دادن کاری که وی را آزرده خاطر میکند. (﴿لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابٗا مُّهِينٗا﴾) چنین کسانی را خداوند در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده است. و دور شدن آنها از رحمت الهی در دنیا، این است که هر کس پیامبر را ناسزا بگوید و برنجاند، قطعاً باید کشته شود و در آخرت خداوند به سزای اینکه پیامبر را آزار رسانده است، عذاب خوار کنندهای به او میدهد. پس اذیت کردن پیامبر صلی الله علیه وسلم مانند آزار رساندن دیگر مردم نیست، چون آدمی به خدا ایمان ندارد و مؤمن محسوب نمیشود تا وقتی که به پیامبر خدا ایمان داشته باشد. و تعظیم و بزرگداشت او که یکی از لوازم ایمان است، مقتضی آن است که تعظیم نمودن و یا آزار رساندن به او به مانند تعظیم کردن و یا اذیت رساندن به سایر مؤمنان نباشد. گرچه آزار رساندن به سایر مسلمانان هم گناهی بزرگ است، به همین جهت فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ بِغَيۡرِ مَا ٱكۡتَسَبُواۡ﴾) و کسانی که مردان و زنان مؤمن را آزار میدهند بدون اینکه آنها مرتکب گناه و جنایتی شده باشند که باعث گردد آزار داده شوند، (﴿فَقَدِ ٱحۡتَمَلُواۡ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا﴾) آنها بار بهتان و گناه آشکاری را بر دوش خود میکشند؛ چون به ناحق و بدون سبب مؤمنان را آزار رسانده، و بر آنها تعدی نموده، و دستور خدا را شکستهاند. بنابراین دشنام دادن و ناسزا گفتن به هر فرد مؤمنی موجب تعزیر است که بر حسب مقام و جایگاه آن مؤمن، فردی که او را دشنام داده تعزیر و تنبیه میشود. و تنبیه و تعزیر کسی که اصحاب پیامبر را دشنام دهد و ناسزا بگوید، بیشتر است؛ و ناسزا گفتن به علما و اهل دین، از ناسزا گفتن به افراد عادی سنگینتر است.
الأحزاب 33:59
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ اي پيامبر ، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را، برخود فرو پوشند اين مناسب تر است ، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است. لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ؛ اگر منافقان و کساني که در دلهايشان مرضي است و آنها که در مدينه شايعه مي پراکنند از کار خود باز نايستند ، تو را بر آنها مسلطمي گردانيم تااز آن پس جز اندکي با تو در شهر همسايه نباشند. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا؛ اينان لعنت شدگانند هر جا يافته شوند بايد دستگير گردند و به سختي کشته شوند. سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا؛ اين سنت خداوندي است که در ميان پيشينيان نيز بود و در سنت خدا تغييري نخواهي يافت.
(59) این آیه، آیۀ حجاب نامیده میشود. پس خداوند پیامبر را فرمان داد تا به همۀ زنان فرمان دهد و از همسران و دختران خویش شروع کند، چون کسی که فرمان انجام کاری را به دیگران میدهد، شایسته است قبل از دیگران از خانوادۀ خودش شروع کند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ قُوٓاۡ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾ ای مؤمنان! خود و خانوادههایتان را از آتش نجات دهید. بنابراین به پیامبر دستور داد که به همۀ زنان بگوید: (﴿يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّ﴾) با روسریها و چادرهایشان چهرهها و سینههای خود را بپوشانند. سپس حکمت این را بیان کرد و فرمود: (﴿أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَ﴾) این برای آنکه [به پاکدامنی] شناخته شوند و آزار نبینند، [به احتیاط] نزدیکتر است. این دلالت مینماید که اگر آنها حجاب برنگیرند، مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت؛ چون وقتی آنها حجاب نداشته باشند، ممکن است گمان برده شود که زنان بیبند و بار هستند. بنابراین کسانی که در دلهایشان بیماری است، آنها را مورد اذیت و آزار قرار میدهند، و شاید مورد اهانت واقع شوند و گمان برده شود که آنها کنیز هستند، بنابراین افراد شرور به آنها توهین روا میدارند. پس رعایت حجاب طمع طمع کنندگان را در آنها قطع مینماید. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خداوند آمرزندۀ مهربان است، و گناهان گذشتۀ شما را بخشیده و بر شما رحم کرده، و احکام را برایتان بیان نموده و حلال و حرام را روشن ساخته است. پس این عبارت است از بستن باب شر از سوی زنان.
(60 - 61) و در رابطه با اهل شر آنها را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ﴾) اگر منافقان و کسانی که در دلشان بیماریِ شک یا شهوت است، وکسانی که مردم را میترسانند و از تعداد زیاد دشمنان و قدرت آنها و از ضعف مسلمین سخن میگویند، از کار خود دست نکشند. و نام نبرد که از چه چیزی باز بیایند و دست بکشند تا همۀ آنچه را که در دلشان هست، از قبیل: ناسزا گویی به اسلام و مسلمانها و ترساندن آنان و سست قرار دادن قدرتشان و برخورد زشت با مؤمنان و دیگر گناهانی که از همچون افرادی صادر میشود شامل گردد. (﴿لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ﴾) قطعاً به تو فرمان میدهیم که آنها را کیفر دهی و با آنان بجنگی، و تو را بر آنها مسلط میکنیم؛ و هر گاه چنین کنیم، آنها توانی در مقابل تو نخواهند داشت و نمیتوانند [از این اقدام شما] جلوگیری کنند. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) سپس جز اندکی از آنها در مدینه مجاور تو نخواهند بود که آنها را میکشی و یا آواره مینمایی. و این دلیلی است بر اینکه باید اهل شر -که اقامت آنها میان مسلمین مضر است- از آنجا رانده شوند؛ چون بیرون کردن آنها بهترین راه برای قطع نمودن شر است، و آنها ﴿مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾) هرجا که یافت شوند، از رحمت خدا بهدور هستند و امنیت نخواهند داشت؛ چراکه میترسند کشته شوند یا زندانی گردند یا کیفر و سزا داده شوند.
(62) (﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلُ﴾) این سنت خداوند در مورد کسانی است که پیش از این بودهاند، که هر کس به گناه ادامه دهد و به خود جرأت دهد که مؤمنان را آزار رساند و از آن دست نکشد، کیفر سختی به او داده خواهد شد. (﴿وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا﴾) و هرگز در سنت خدا دگرگونی نخواهی دید؛ بلکه سنت خدا هر جا که سبب آن فراهم باشد، ساری و جاری است.
الأحزاب 33:60
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ اي پيامبر ، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را، برخود فرو پوشند اين مناسب تر است ، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است. لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ؛ اگر منافقان و کساني که در دلهايشان مرضي است و آنها که در مدينه شايعه مي پراکنند از کار خود باز نايستند ، تو را بر آنها مسلطمي گردانيم تااز آن پس جز اندکي با تو در شهر همسايه نباشند. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا؛ اينان لعنت شدگانند هر جا يافته شوند بايد دستگير گردند و به سختي کشته شوند. سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا؛ اين سنت خداوندي است که در ميان پيشينيان نيز بود و در سنت خدا تغييري نخواهي يافت.
(59) این آیه، آیۀ حجاب نامیده میشود. پس خداوند پیامبر را فرمان داد تا به همۀ زنان فرمان دهد و از همسران و دختران خویش شروع کند، چون کسی که فرمان انجام کاری را به دیگران میدهد، شایسته است قبل از دیگران از خانوادۀ خودش شروع کند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ قُوٓاۡ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾ ای مؤمنان! خود و خانوادههایتان را از آتش نجات دهید. بنابراین به پیامبر دستور داد که به همۀ زنان بگوید: (﴿يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّ﴾) با روسریها و چادرهایشان چهرهها و سینههای خود را بپوشانند. سپس حکمت این را بیان کرد و فرمود: (﴿أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَ﴾) این برای آنکه [به پاکدامنی] شناخته شوند و آزار نبینند، [به احتیاط] نزدیکتر است. این دلالت مینماید که اگر آنها حجاب برنگیرند، مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت؛ چون وقتی آنها حجاب نداشته باشند، ممکن است گمان برده شود که زنان بیبند و بار هستند. بنابراین کسانی که در دلهایشان بیماری است، آنها را مورد اذیت و آزار قرار میدهند، و شاید مورد اهانت واقع شوند و گمان برده شود که آنها کنیز هستند، بنابراین افراد شرور به آنها توهین روا میدارند. پس رعایت حجاب طمع طمع کنندگان را در آنها قطع مینماید. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خداوند آمرزندۀ مهربان است، و گناهان گذشتۀ شما را بخشیده و بر شما رحم کرده، و احکام را برایتان بیان نموده و حلال و حرام را روشن ساخته است. پس این عبارت است از بستن باب شر از سوی زنان.
(60 - 61) و در رابطه با اهل شر آنها را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ﴾) اگر منافقان و کسانی که در دلشان بیماریِ شک یا شهوت است، وکسانی که مردم را میترسانند و از تعداد زیاد دشمنان و قدرت آنها و از ضعف مسلمین سخن میگویند، از کار خود دست نکشند. و نام نبرد که از چه چیزی باز بیایند و دست بکشند تا همۀ آنچه را که در دلشان هست، از قبیل: ناسزا گویی به اسلام و مسلمانها و ترساندن آنان و سست قرار دادن قدرتشان و برخورد زشت با مؤمنان و دیگر گناهانی که از همچون افرادی صادر میشود شامل گردد. (﴿لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ﴾) قطعاً به تو فرمان میدهیم که آنها را کیفر دهی و با آنان بجنگی، و تو را بر آنها مسلط میکنیم؛ و هر گاه چنین کنیم، آنها توانی در مقابل تو نخواهند داشت و نمیتوانند [از این اقدام شما] جلوگیری کنند. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) سپس جز اندکی از آنها در مدینه مجاور تو نخواهند بود که آنها را میکشی و یا آواره مینمایی. و این دلیلی است بر اینکه باید اهل شر -که اقامت آنها میان مسلمین مضر است- از آنجا رانده شوند؛ چون بیرون کردن آنها بهترین راه برای قطع نمودن شر است، و آنها ﴿مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾) هرجا که یافت شوند، از رحمت خدا بهدور هستند و امنیت نخواهند داشت؛ چراکه میترسند کشته شوند یا زندانی گردند یا کیفر و سزا داده شوند.
(62) (﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلُ﴾) این سنت خداوند در مورد کسانی است که پیش از این بودهاند، که هر کس به گناه ادامه دهد و به خود جرأت دهد که مؤمنان را آزار رساند و از آن دست نکشد، کیفر سختی به او داده خواهد شد. (﴿وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا﴾) و هرگز در سنت خدا دگرگونی نخواهی دید؛ بلکه سنت خدا هر جا که سبب آن فراهم باشد، ساری و جاری است.
الأحزاب 33:61
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ اي پيامبر ، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را، برخود فرو پوشند اين مناسب تر است ، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است. لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ؛ اگر منافقان و کساني که در دلهايشان مرضي است و آنها که در مدينه شايعه مي پراکنند از کار خود باز نايستند ، تو را بر آنها مسلطمي گردانيم تااز آن پس جز اندکي با تو در شهر همسايه نباشند. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا؛ اينان لعنت شدگانند هر جا يافته شوند بايد دستگير گردند و به سختي کشته شوند. سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا؛ اين سنت خداوندي است که در ميان پيشينيان نيز بود و در سنت خدا تغييري نخواهي يافت.
(59) این آیه، آیۀ حجاب نامیده میشود. پس خداوند پیامبر را فرمان داد تا به همۀ زنان فرمان دهد و از همسران و دختران خویش شروع کند، چون کسی که فرمان انجام کاری را به دیگران میدهد، شایسته است قبل از دیگران از خانوادۀ خودش شروع کند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ قُوٓاۡ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾ ای مؤمنان! خود و خانوادههایتان را از آتش نجات دهید. بنابراین به پیامبر دستور داد که به همۀ زنان بگوید: (﴿يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّ﴾) با روسریها و چادرهایشان چهرهها و سینههای خود را بپوشانند. سپس حکمت این را بیان کرد و فرمود: (﴿أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَ﴾) این برای آنکه [به پاکدامنی] شناخته شوند و آزار نبینند، [به احتیاط] نزدیکتر است. این دلالت مینماید که اگر آنها حجاب برنگیرند، مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت؛ چون وقتی آنها حجاب نداشته باشند، ممکن است گمان برده شود که زنان بیبند و بار هستند. بنابراین کسانی که در دلهایشان بیماری است، آنها را مورد اذیت و آزار قرار میدهند، و شاید مورد اهانت واقع شوند و گمان برده شود که آنها کنیز هستند، بنابراین افراد شرور به آنها توهین روا میدارند. پس رعایت حجاب طمع طمع کنندگان را در آنها قطع مینماید. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خداوند آمرزندۀ مهربان است، و گناهان گذشتۀ شما را بخشیده و بر شما رحم کرده، و احکام را برایتان بیان نموده و حلال و حرام را روشن ساخته است. پس این عبارت است از بستن باب شر از سوی زنان.
(60 - 61) و در رابطه با اهل شر آنها را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ﴾) اگر منافقان و کسانی که در دلشان بیماریِ شک یا شهوت است، وکسانی که مردم را میترسانند و از تعداد زیاد دشمنان و قدرت آنها و از ضعف مسلمین سخن میگویند، از کار خود دست نکشند. و نام نبرد که از چه چیزی باز بیایند و دست بکشند تا همۀ آنچه را که در دلشان هست، از قبیل: ناسزا گویی به اسلام و مسلمانها و ترساندن آنان و سست قرار دادن قدرتشان و برخورد زشت با مؤمنان و دیگر گناهانی که از همچون افرادی صادر میشود شامل گردد. (﴿لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ﴾) قطعاً به تو فرمان میدهیم که آنها را کیفر دهی و با آنان بجنگی، و تو را بر آنها مسلط میکنیم؛ و هر گاه چنین کنیم، آنها توانی در مقابل تو نخواهند داشت و نمیتوانند [از این اقدام شما] جلوگیری کنند. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) سپس جز اندکی از آنها در مدینه مجاور تو نخواهند بود که آنها را میکشی و یا آواره مینمایی. و این دلیلی است بر اینکه باید اهل شر -که اقامت آنها میان مسلمین مضر است- از آنجا رانده شوند؛ چون بیرون کردن آنها بهترین راه برای قطع نمودن شر است، و آنها ﴿مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾) هرجا که یافت شوند، از رحمت خدا بهدور هستند و امنیت نخواهند داشت؛ چراکه میترسند کشته شوند یا زندانی گردند یا کیفر و سزا داده شوند.
(62) (﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلُ﴾) این سنت خداوند در مورد کسانی است که پیش از این بودهاند، که هر کس به گناه ادامه دهد و به خود جرأت دهد که مؤمنان را آزار رساند و از آن دست نکشد، کیفر سختی به او داده خواهد شد. (﴿وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا﴾) و هرگز در سنت خدا دگرگونی نخواهی دید؛ بلکه سنت خدا هر جا که سبب آن فراهم باشد، ساری و جاری است.
الأحزاب 33:62
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ اي پيامبر ، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را، برخود فرو پوشند اين مناسب تر است ، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است. لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ؛ اگر منافقان و کساني که در دلهايشان مرضي است و آنها که در مدينه شايعه مي پراکنند از کار خود باز نايستند ، تو را بر آنها مسلطمي گردانيم تااز آن پس جز اندکي با تو در شهر همسايه نباشند. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا؛ اينان لعنت شدگانند هر جا يافته شوند بايد دستگير گردند و به سختي کشته شوند. سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا؛ اين سنت خداوندي است که در ميان پيشينيان نيز بود و در سنت خدا تغييري نخواهي يافت.
(59) این آیه، آیۀ حجاب نامیده میشود. پس خداوند پیامبر را فرمان داد تا به همۀ زنان فرمان دهد و از همسران و دختران خویش شروع کند، چون کسی که فرمان انجام کاری را به دیگران میدهد، شایسته است قبل از دیگران از خانوادۀ خودش شروع کند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ قُوٓاۡ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾ ای مؤمنان! خود و خانوادههایتان را از آتش نجات دهید. بنابراین به پیامبر دستور داد که به همۀ زنان بگوید: (﴿يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّ﴾) با روسریها و چادرهایشان چهرهها و سینههای خود را بپوشانند. سپس حکمت این را بیان کرد و فرمود: (﴿أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَ﴾) این برای آنکه [به پاکدامنی] شناخته شوند و آزار نبینند، [به احتیاط] نزدیکتر است. این دلالت مینماید که اگر آنها حجاب برنگیرند، مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت؛ چون وقتی آنها حجاب نداشته باشند، ممکن است گمان برده شود که زنان بیبند و بار هستند. بنابراین کسانی که در دلهایشان بیماری است، آنها را مورد اذیت و آزار قرار میدهند، و شاید مورد اهانت واقع شوند و گمان برده شود که آنها کنیز هستند، بنابراین افراد شرور به آنها توهین روا میدارند. پس رعایت حجاب طمع طمع کنندگان را در آنها قطع مینماید. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾) و خداوند آمرزندۀ مهربان است، و گناهان گذشتۀ شما را بخشیده و بر شما رحم کرده، و احکام را برایتان بیان نموده و حلال و حرام را روشن ساخته است. پس این عبارت است از بستن باب شر از سوی زنان.
(60 - 61) و در رابطه با اهل شر آنها را تهدید کرد و فرمود: (﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ﴾) اگر منافقان و کسانی که در دلشان بیماریِ شک یا شهوت است، وکسانی که مردم را میترسانند و از تعداد زیاد دشمنان و قدرت آنها و از ضعف مسلمین سخن میگویند، از کار خود دست نکشند. و نام نبرد که از چه چیزی باز بیایند و دست بکشند تا همۀ آنچه را که در دلشان هست، از قبیل: ناسزا گویی به اسلام و مسلمانها و ترساندن آنان و سست قرار دادن قدرتشان و برخورد زشت با مؤمنان و دیگر گناهانی که از همچون افرادی صادر میشود شامل گردد. (﴿لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ﴾) قطعاً به تو فرمان میدهیم که آنها را کیفر دهی و با آنان بجنگی، و تو را بر آنها مسلط میکنیم؛ و هر گاه چنین کنیم، آنها توانی در مقابل تو نخواهند داشت و نمیتوانند [از این اقدام شما] جلوگیری کنند. بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) سپس جز اندکی از آنها در مدینه مجاور تو نخواهند بود که آنها را میکشی و یا آواره مینمایی. و این دلیلی است بر اینکه باید اهل شر -که اقامت آنها میان مسلمین مضر است- از آنجا رانده شوند؛ چون بیرون کردن آنها بهترین راه برای قطع نمودن شر است، و آنها ﴿مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾) هرجا که یافت شوند، از رحمت خدا بهدور هستند و امنیت نخواهند داشت؛ چراکه میترسند کشته شوند یا زندانی گردند یا کیفر و سزا داده شوند.
(62) (﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاۡ مِن قَبۡلُ﴾) این سنت خداوند در مورد کسانی است که پیش از این بودهاند، که هر کس به گناه ادامه دهد و به خود جرأت دهد که مؤمنان را آزار رساند و از آن دست نکشد، کیفر سختی به او داده خواهد شد. (﴿وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا﴾) و هرگز در سنت خدا دگرگونی نخواهی دید؛ بلکه سنت خدا هر جا که سبب آن فراهم باشد، ساری و جاری است.
الأحزاب 33:63
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا؛ مردم تو را از قيامت مي پرسند ، بگو : علم آن نزد خداست و تو چه ، مي داني ، شايد قيامت نزديک باشد. إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا؛ خدا کافران را لعنت کرده و برايشان آتشي سوزان مهيا کرده است . خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ که در آن جاودانه اند و هيچ دوست و ياوري نخواهند يافت. يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا؛ روزي که صورتهايشان را در آتش بگردانند ، مي گويند : اي کاش خدا را اطاعت کرده بوديم و رسول را اطاعت کرده بوديم. وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ و گفتند : اي پروردگار ما ، از سروران و بزرگان خود اطاعت کرديم و، آنان ما را گمراه کردند. رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا؛ اي پروردگار ما ، عذابشان را دو چندان کن و به لعنت بزرگي گرفتارشان ساز.
(63) مردم از تو دربارۀ زمان فرا رسیدن قیامت میپرسند، برخی برای آمدن آن عجله و شتاب دارند؛ و برخی چون آمدن قیامت را تکذیب مینمایند، میخواهند به ظاهر ثابت کنند کسی که از آمدن قیامت خبر میدهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنین چیزی را میپرسند، (﴿قُلۡ﴾) به آنها بگو: (﴿إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا زمان فرارسیدن قیامت را کسی جز خدا نمیداند. من و کسی دیگر نمیدانیم. و شما آمدن قیامت را دیر مپندارید. (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴾) و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد. و دانستن اینکه آمدن قیامت نزدیک است یا دور، نتیجه و فایدهای ندارد، بلکه نتیجه و سود و زیان و شقاوت و خوشبختی در این است که آیا بنده در روز قیامت سزاوار عذاب میگردد یا مستحق پاداش؟ و شما را از این باخبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برایتان بیان مینمایم. سپس مستحق عذاب را بیان نمود و عذاب وی را نیز توصیف کرد، چون این صفت بر کسانی که قیامت را دروغ میانگارند منطبق است.
(64 - 66) پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا کسانی که کفر تبدیل به عادت و راه و شیوۀ آنها گردیده، و کفر ورزیدن به خدا و به پیامبرانش و کفر ورزیدن به آنچه پیامبران از سوی خدا آوردهاند تبدیل به خلق و خوی آنان گشته است، خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده، و همین چیز به عنوان کیفر و عذاب برایشان کافی است. (﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا﴾) و برای آنها آتشی برافروخته آماده کرده است که بدنهایشان با آن افروخته میگردد، و عذاب به دلهایشان میرسد. و برای همیشه در این عذاب سخت میمانند، از آن بیرون نمیشوند و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد. (﴿لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾) و دوست و کارسازی نمییابند که آنچه را میخواهند به آنها بدهد، و یاوری نمییابند که عذاب را از آنها دور نماید. و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ﴾) روزی که چهرههایشان در آتش زیر و رو میشود، و آنها گرما و سوزش آتش را میچشند، و بر آنها سخت میگذرد، و به خاطر کارهایی که در گذشته انجام دادهاند تأسف و حسرت میخورند. (﴿يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠﴾) میگویند: ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم! واگر چنین مینمودیم، از این عذاب در امان میماندیم، و مانند فرمانبرداران سزاوار پاداش فراوان میشدیم. اما این آرزویی است که وقت آن گذشته است، و این جز حسرت و پشیمانی و غم و اندوه و درد فایدهای به آنها نمیرساند.
(67) (﴿وَقَالُواۡ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا﴾) و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم، و از گمراهیشان تقلید نمودیم، (﴿فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴾) پس ما را از راه بهدر کردند. همچنانکه در جایی دیگر میفرماید:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر راهی برمیگرفتم! ای وای بر من! کاش که فلانی را به دوستی نمیگرفتم، به راستی که مرا از [راه] قرآن گمراه کرد.»
(68) وقتی دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند، عقدۀ دل خود را بر سر کسانی که آنها را گمراه ساختهاند خالی میکنند، پس میگویند: (﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا﴾) پروردگارا! عذاب آنها را دوچندان کن، و ایشان را کاملاً از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب میگوید به هریک از شما عذاب دوچندان میرسد؛ زیرا همهتان در کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان مشترک بودهاید، پس در عذاب و کیفر هم مشترک خواهید بود گرچه عذاب برخی از شما با عذاب برخی دیگر بر حسب جرم و گناهی که مرتکب شده است فرق میکند.
الأحزاب 33:64
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا؛ مردم تو را از قيامت مي پرسند ، بگو : علم آن نزد خداست و تو چه ، مي داني ، شايد قيامت نزديک باشد. إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا؛ خدا کافران را لعنت کرده و برايشان آتشي سوزان مهيا کرده است . خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ که در آن جاودانه اند و هيچ دوست و ياوري نخواهند يافت. يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا؛ روزي که صورتهايشان را در آتش بگردانند ، مي گويند : اي کاش خدا را اطاعت کرده بوديم و رسول را اطاعت کرده بوديم. وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ و گفتند : اي پروردگار ما ، از سروران و بزرگان خود اطاعت کرديم و، آنان ما را گمراه کردند. رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا؛ اي پروردگار ما ، عذابشان را دو چندان کن و به لعنت بزرگي گرفتارشان ساز.
(63) مردم از تو دربارۀ زمان فرا رسیدن قیامت میپرسند، برخی برای آمدن آن عجله و شتاب دارند؛ و برخی چون آمدن قیامت را تکذیب مینمایند، میخواهند به ظاهر ثابت کنند کسی که از آمدن قیامت خبر میدهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنین چیزی را میپرسند، (﴿قُلۡ﴾) به آنها بگو: (﴿إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا زمان فرارسیدن قیامت را کسی جز خدا نمیداند. من و کسی دیگر نمیدانیم. و شما آمدن قیامت را دیر مپندارید. (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴾) و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد. و دانستن اینکه آمدن قیامت نزدیک است یا دور، نتیجه و فایدهای ندارد، بلکه نتیجه و سود و زیان و شقاوت و خوشبختی در این است که آیا بنده در روز قیامت سزاوار عذاب میگردد یا مستحق پاداش؟ و شما را از این باخبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برایتان بیان مینمایم. سپس مستحق عذاب را بیان نمود و عذاب وی را نیز توصیف کرد، چون این صفت بر کسانی که قیامت را دروغ میانگارند منطبق است.
(64 - 66) پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا کسانی که کفر تبدیل به عادت و راه و شیوۀ آنها گردیده، و کفر ورزیدن به خدا و به پیامبرانش و کفر ورزیدن به آنچه پیامبران از سوی خدا آوردهاند تبدیل به خلق و خوی آنان گشته است، خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده، و همین چیز به عنوان کیفر و عذاب برایشان کافی است. (﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا﴾) و برای آنها آتشی برافروخته آماده کرده است که بدنهایشان با آن افروخته میگردد، و عذاب به دلهایشان میرسد. و برای همیشه در این عذاب سخت میمانند، از آن بیرون نمیشوند و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد. (﴿لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾) و دوست و کارسازی نمییابند که آنچه را میخواهند به آنها بدهد، و یاوری نمییابند که عذاب را از آنها دور نماید. و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ﴾) روزی که چهرههایشان در آتش زیر و رو میشود، و آنها گرما و سوزش آتش را میچشند، و بر آنها سخت میگذرد، و به خاطر کارهایی که در گذشته انجام دادهاند تأسف و حسرت میخورند. (﴿يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠﴾) میگویند: ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم! واگر چنین مینمودیم، از این عذاب در امان میماندیم، و مانند فرمانبرداران سزاوار پاداش فراوان میشدیم. اما این آرزویی است که وقت آن گذشته است، و این جز حسرت و پشیمانی و غم و اندوه و درد فایدهای به آنها نمیرساند.
(67) (﴿وَقَالُواۡ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا﴾) و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم، و از گمراهیشان تقلید نمودیم، (﴿فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴾) پس ما را از راه بهدر کردند. همچنانکه در جایی دیگر میفرماید:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر راهی برمیگرفتم! ای وای بر من! کاش که فلانی را به دوستی نمیگرفتم، به راستی که مرا از [راه] قرآن گمراه کرد.»
(68) وقتی دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند، عقدۀ دل خود را بر سر کسانی که آنها را گمراه ساختهاند خالی میکنند، پس میگویند: (﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا﴾) پروردگارا! عذاب آنها را دوچندان کن، و ایشان را کاملاً از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب میگوید به هریک از شما عذاب دوچندان میرسد؛ زیرا همهتان در کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان مشترک بودهاید، پس در عذاب و کیفر هم مشترک خواهید بود گرچه عذاب برخی از شما با عذاب برخی دیگر بر حسب جرم و گناهی که مرتکب شده است فرق میکند.
الأحزاب 33:65
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا؛ مردم تو را از قيامت مي پرسند ، بگو : علم آن نزد خداست و تو چه ، مي داني ، شايد قيامت نزديک باشد. إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا؛ خدا کافران را لعنت کرده و برايشان آتشي سوزان مهيا کرده است . خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ که در آن جاودانه اند و هيچ دوست و ياوري نخواهند يافت. يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا؛ روزي که صورتهايشان را در آتش بگردانند ، مي گويند : اي کاش خدا را اطاعت کرده بوديم و رسول را اطاعت کرده بوديم. وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ و گفتند : اي پروردگار ما ، از سروران و بزرگان خود اطاعت کرديم و، آنان ما را گمراه کردند. رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا؛ اي پروردگار ما ، عذابشان را دو چندان کن و به لعنت بزرگي گرفتارشان ساز.
(63) مردم از تو دربارۀ زمان فرا رسیدن قیامت میپرسند، برخی برای آمدن آن عجله و شتاب دارند؛ و برخی چون آمدن قیامت را تکذیب مینمایند، میخواهند به ظاهر ثابت کنند کسی که از آمدن قیامت خبر میدهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنین چیزی را میپرسند، (﴿قُلۡ﴾) به آنها بگو: (﴿إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا زمان فرارسیدن قیامت را کسی جز خدا نمیداند. من و کسی دیگر نمیدانیم. و شما آمدن قیامت را دیر مپندارید. (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴾) و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد. و دانستن اینکه آمدن قیامت نزدیک است یا دور، نتیجه و فایدهای ندارد، بلکه نتیجه و سود و زیان و شقاوت و خوشبختی در این است که آیا بنده در روز قیامت سزاوار عذاب میگردد یا مستحق پاداش؟ و شما را از این باخبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برایتان بیان مینمایم. سپس مستحق عذاب را بیان نمود و عذاب وی را نیز توصیف کرد، چون این صفت بر کسانی که قیامت را دروغ میانگارند منطبق است.
(64 - 66) پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا کسانی که کفر تبدیل به عادت و راه و شیوۀ آنها گردیده، و کفر ورزیدن به خدا و به پیامبرانش و کفر ورزیدن به آنچه پیامبران از سوی خدا آوردهاند تبدیل به خلق و خوی آنان گشته است، خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده، و همین چیز به عنوان کیفر و عذاب برایشان کافی است. (﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا﴾) و برای آنها آتشی برافروخته آماده کرده است که بدنهایشان با آن افروخته میگردد، و عذاب به دلهایشان میرسد. و برای همیشه در این عذاب سخت میمانند، از آن بیرون نمیشوند و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد. (﴿لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾) و دوست و کارسازی نمییابند که آنچه را میخواهند به آنها بدهد، و یاوری نمییابند که عذاب را از آنها دور نماید. و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ﴾) روزی که چهرههایشان در آتش زیر و رو میشود، و آنها گرما و سوزش آتش را میچشند، و بر آنها سخت میگذرد، و به خاطر کارهایی که در گذشته انجام دادهاند تأسف و حسرت میخورند. (﴿يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠﴾) میگویند: ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم! واگر چنین مینمودیم، از این عذاب در امان میماندیم، و مانند فرمانبرداران سزاوار پاداش فراوان میشدیم. اما این آرزویی است که وقت آن گذشته است، و این جز حسرت و پشیمانی و غم و اندوه و درد فایدهای به آنها نمیرساند.
(67) (﴿وَقَالُواۡ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا﴾) و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم، و از گمراهیشان تقلید نمودیم، (﴿فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴾) پس ما را از راه بهدر کردند. همچنانکه در جایی دیگر میفرماید:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر راهی برمیگرفتم! ای وای بر من! کاش که فلانی را به دوستی نمیگرفتم، به راستی که مرا از [راه] قرآن گمراه کرد.»
(68) وقتی دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند، عقدۀ دل خود را بر سر کسانی که آنها را گمراه ساختهاند خالی میکنند، پس میگویند: (﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا﴾) پروردگارا! عذاب آنها را دوچندان کن، و ایشان را کاملاً از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب میگوید به هریک از شما عذاب دوچندان میرسد؛ زیرا همهتان در کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان مشترک بودهاید، پس در عذاب و کیفر هم مشترک خواهید بود گرچه عذاب برخی از شما با عذاب برخی دیگر بر حسب جرم و گناهی که مرتکب شده است فرق میکند.
الأحزاب 33:66
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا؛ مردم تو را از قيامت مي پرسند ، بگو : علم آن نزد خداست و تو چه ، مي داني ، شايد قيامت نزديک باشد. إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا؛ خدا کافران را لعنت کرده و برايشان آتشي سوزان مهيا کرده است . خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ که در آن جاودانه اند و هيچ دوست و ياوري نخواهند يافت. يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا؛ روزي که صورتهايشان را در آتش بگردانند ، مي گويند : اي کاش خدا را اطاعت کرده بوديم و رسول را اطاعت کرده بوديم. وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ و گفتند : اي پروردگار ما ، از سروران و بزرگان خود اطاعت کرديم و، آنان ما را گمراه کردند. رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا؛ اي پروردگار ما ، عذابشان را دو چندان کن و به لعنت بزرگي گرفتارشان ساز.
(63) مردم از تو دربارۀ زمان فرا رسیدن قیامت میپرسند، برخی برای آمدن آن عجله و شتاب دارند؛ و برخی چون آمدن قیامت را تکذیب مینمایند، میخواهند به ظاهر ثابت کنند کسی که از آمدن قیامت خبر میدهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنین چیزی را میپرسند، (﴿قُلۡ﴾) به آنها بگو: (﴿إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا زمان فرارسیدن قیامت را کسی جز خدا نمیداند. من و کسی دیگر نمیدانیم. و شما آمدن قیامت را دیر مپندارید. (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴾) و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد. و دانستن اینکه آمدن قیامت نزدیک است یا دور، نتیجه و فایدهای ندارد، بلکه نتیجه و سود و زیان و شقاوت و خوشبختی در این است که آیا بنده در روز قیامت سزاوار عذاب میگردد یا مستحق پاداش؟ و شما را از این باخبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برایتان بیان مینمایم. سپس مستحق عذاب را بیان نمود و عذاب وی را نیز توصیف کرد، چون این صفت بر کسانی که قیامت را دروغ میانگارند منطبق است.
(64 - 66) پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا کسانی که کفر تبدیل به عادت و راه و شیوۀ آنها گردیده، و کفر ورزیدن به خدا و به پیامبرانش و کفر ورزیدن به آنچه پیامبران از سوی خدا آوردهاند تبدیل به خلق و خوی آنان گشته است، خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده، و همین چیز به عنوان کیفر و عذاب برایشان کافی است. (﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا﴾) و برای آنها آتشی برافروخته آماده کرده است که بدنهایشان با آن افروخته میگردد، و عذاب به دلهایشان میرسد. و برای همیشه در این عذاب سخت میمانند، از آن بیرون نمیشوند و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد. (﴿لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾) و دوست و کارسازی نمییابند که آنچه را میخواهند به آنها بدهد، و یاوری نمییابند که عذاب را از آنها دور نماید. و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ﴾) روزی که چهرههایشان در آتش زیر و رو میشود، و آنها گرما و سوزش آتش را میچشند، و بر آنها سخت میگذرد، و به خاطر کارهایی که در گذشته انجام دادهاند تأسف و حسرت میخورند. (﴿يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠﴾) میگویند: ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم! واگر چنین مینمودیم، از این عذاب در امان میماندیم، و مانند فرمانبرداران سزاوار پاداش فراوان میشدیم. اما این آرزویی است که وقت آن گذشته است، و این جز حسرت و پشیمانی و غم و اندوه و درد فایدهای به آنها نمیرساند.
(67) (﴿وَقَالُواۡ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا﴾) و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم، و از گمراهیشان تقلید نمودیم، (﴿فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴾) پس ما را از راه بهدر کردند. همچنانکه در جایی دیگر میفرماید:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر راهی برمیگرفتم! ای وای بر من! کاش که فلانی را به دوستی نمیگرفتم، به راستی که مرا از [راه] قرآن گمراه کرد.»
(68) وقتی دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند، عقدۀ دل خود را بر سر کسانی که آنها را گمراه ساختهاند خالی میکنند، پس میگویند: (﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا﴾) پروردگارا! عذاب آنها را دوچندان کن، و ایشان را کاملاً از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب میگوید به هریک از شما عذاب دوچندان میرسد؛ زیرا همهتان در کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان مشترک بودهاید، پس در عذاب و کیفر هم مشترک خواهید بود گرچه عذاب برخی از شما با عذاب برخی دیگر بر حسب جرم و گناهی که مرتکب شده است فرق میکند.
الأحزاب 33:67
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا؛ مردم تو را از قيامت مي پرسند ، بگو : علم آن نزد خداست و تو چه ، مي داني ، شايد قيامت نزديک باشد. إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا؛ خدا کافران را لعنت کرده و برايشان آتشي سوزان مهيا کرده است . خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ که در آن جاودانه اند و هيچ دوست و ياوري نخواهند يافت. يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا؛ روزي که صورتهايشان را در آتش بگردانند ، مي گويند : اي کاش خدا را اطاعت کرده بوديم و رسول را اطاعت کرده بوديم. وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ و گفتند : اي پروردگار ما ، از سروران و بزرگان خود اطاعت کرديم و، آنان ما را گمراه کردند. رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا؛ اي پروردگار ما ، عذابشان را دو چندان کن و به لعنت بزرگي گرفتارشان ساز.
(63) مردم از تو دربارۀ زمان فرا رسیدن قیامت میپرسند، برخی برای آمدن آن عجله و شتاب دارند؛ و برخی چون آمدن قیامت را تکذیب مینمایند، میخواهند به ظاهر ثابت کنند کسی که از آمدن قیامت خبر میدهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنین چیزی را میپرسند، (﴿قُلۡ﴾) به آنها بگو: (﴿إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا زمان فرارسیدن قیامت را کسی جز خدا نمیداند. من و کسی دیگر نمیدانیم. و شما آمدن قیامت را دیر مپندارید. (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴾) و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد. و دانستن اینکه آمدن قیامت نزدیک است یا دور، نتیجه و فایدهای ندارد، بلکه نتیجه و سود و زیان و شقاوت و خوشبختی در این است که آیا بنده در روز قیامت سزاوار عذاب میگردد یا مستحق پاداش؟ و شما را از این باخبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برایتان بیان مینمایم. سپس مستحق عذاب را بیان نمود و عذاب وی را نیز توصیف کرد، چون این صفت بر کسانی که قیامت را دروغ میانگارند منطبق است.
(64 - 66) پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا کسانی که کفر تبدیل به عادت و راه و شیوۀ آنها گردیده، و کفر ورزیدن به خدا و به پیامبرانش و کفر ورزیدن به آنچه پیامبران از سوی خدا آوردهاند تبدیل به خلق و خوی آنان گشته است، خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده، و همین چیز به عنوان کیفر و عذاب برایشان کافی است. (﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا﴾) و برای آنها آتشی برافروخته آماده کرده است که بدنهایشان با آن افروخته میگردد، و عذاب به دلهایشان میرسد. و برای همیشه در این عذاب سخت میمانند، از آن بیرون نمیشوند و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد. (﴿لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾) و دوست و کارسازی نمییابند که آنچه را میخواهند به آنها بدهد، و یاوری نمییابند که عذاب را از آنها دور نماید. و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ﴾) روزی که چهرههایشان در آتش زیر و رو میشود، و آنها گرما و سوزش آتش را میچشند، و بر آنها سخت میگذرد، و به خاطر کارهایی که در گذشته انجام دادهاند تأسف و حسرت میخورند. (﴿يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠﴾) میگویند: ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم! واگر چنین مینمودیم، از این عذاب در امان میماندیم، و مانند فرمانبرداران سزاوار پاداش فراوان میشدیم. اما این آرزویی است که وقت آن گذشته است، و این جز حسرت و پشیمانی و غم و اندوه و درد فایدهای به آنها نمیرساند.
(67) (﴿وَقَالُواۡ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا﴾) و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم، و از گمراهیشان تقلید نمودیم، (﴿فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴾) پس ما را از راه بهدر کردند. همچنانکه در جایی دیگر میفرماید:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر راهی برمیگرفتم! ای وای بر من! کاش که فلانی را به دوستی نمیگرفتم، به راستی که مرا از [راه] قرآن گمراه کرد.»
(68) وقتی دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند، عقدۀ دل خود را بر سر کسانی که آنها را گمراه ساختهاند خالی میکنند، پس میگویند: (﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا﴾) پروردگارا! عذاب آنها را دوچندان کن، و ایشان را کاملاً از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب میگوید به هریک از شما عذاب دوچندان میرسد؛ زیرا همهتان در کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان مشترک بودهاید، پس در عذاب و کیفر هم مشترک خواهید بود گرچه عذاب برخی از شما با عذاب برخی دیگر بر حسب جرم و گناهی که مرتکب شده است فرق میکند.
الأحزاب 33:68
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا؛ مردم تو را از قيامت مي پرسند ، بگو : علم آن نزد خداست و تو چه ، مي داني ، شايد قيامت نزديک باشد. إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا؛ خدا کافران را لعنت کرده و برايشان آتشي سوزان مهيا کرده است . خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ که در آن جاودانه اند و هيچ دوست و ياوري نخواهند يافت. يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا؛ روزي که صورتهايشان را در آتش بگردانند ، مي گويند : اي کاش خدا را اطاعت کرده بوديم و رسول را اطاعت کرده بوديم. وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ و گفتند : اي پروردگار ما ، از سروران و بزرگان خود اطاعت کرديم و، آنان ما را گمراه کردند. رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا؛ اي پروردگار ما ، عذابشان را دو چندان کن و به لعنت بزرگي گرفتارشان ساز.
(63) مردم از تو دربارۀ زمان فرا رسیدن قیامت میپرسند، برخی برای آمدن آن عجله و شتاب دارند؛ و برخی چون آمدن قیامت را تکذیب مینمایند، میخواهند به ظاهر ثابت کنند کسی که از آمدن قیامت خبر میدهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنین چیزی را میپرسند، (﴿قُلۡ﴾) به آنها بگو: (﴿إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا زمان فرارسیدن قیامت را کسی جز خدا نمیداند. من و کسی دیگر نمیدانیم. و شما آمدن قیامت را دیر مپندارید. (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴾) و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد. و دانستن اینکه آمدن قیامت نزدیک است یا دور، نتیجه و فایدهای ندارد، بلکه نتیجه و سود و زیان و شقاوت و خوشبختی در این است که آیا بنده در روز قیامت سزاوار عذاب میگردد یا مستحق پاداش؟ و شما را از این باخبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برایتان بیان مینمایم. سپس مستحق عذاب را بیان نمود و عذاب وی را نیز توصیف کرد، چون این صفت بر کسانی که قیامت را دروغ میانگارند منطبق است.
(64 - 66) پس فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) همانا کسانی که کفر تبدیل به عادت و راه و شیوۀ آنها گردیده، و کفر ورزیدن به خدا و به پیامبرانش و کفر ورزیدن به آنچه پیامبران از سوی خدا آوردهاند تبدیل به خلق و خوی آنان گشته است، خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده، و همین چیز به عنوان کیفر و عذاب برایشان کافی است. (﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا﴾) و برای آنها آتشی برافروخته آماده کرده است که بدنهایشان با آن افروخته میگردد، و عذاب به دلهایشان میرسد. و برای همیشه در این عذاب سخت میمانند، از آن بیرون نمیشوند و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد. (﴿لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾) و دوست و کارسازی نمییابند که آنچه را میخواهند به آنها بدهد، و یاوری نمییابند که عذاب را از آنها دور نماید. و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ﴾) روزی که چهرههایشان در آتش زیر و رو میشود، و آنها گرما و سوزش آتش را میچشند، و بر آنها سخت میگذرد، و به خاطر کارهایی که در گذشته انجام دادهاند تأسف و حسرت میخورند. (﴿يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠﴾) میگویند: ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم! واگر چنین مینمودیم، از این عذاب در امان میماندیم، و مانند فرمانبرداران سزاوار پاداش فراوان میشدیم. اما این آرزویی است که وقت آن گذشته است، و این جز حسرت و پشیمانی و غم و اندوه و درد فایدهای به آنها نمیرساند.
(67) (﴿وَقَالُواۡ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا﴾) و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم، و از گمراهیشان تقلید نمودیم، (﴿فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴾) پس ما را از راه بهدر کردند. همچنانکه در جایی دیگر میفرماید:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر راهی برمیگرفتم! ای وای بر من! کاش که فلانی را به دوستی نمیگرفتم، به راستی که مرا از [راه] قرآن گمراه کرد.»
(68) وقتی دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند، عقدۀ دل خود را بر سر کسانی که آنها را گمراه ساختهاند خالی میکنند، پس میگویند: (﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا﴾) پروردگارا! عذاب آنها را دوچندان کن، و ایشان را کاملاً از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب میگوید به هریک از شما عذاب دوچندان میرسد؛ زیرا همهتان در کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان مشترک بودهاید، پس در عذاب و کیفر هم مشترک خواهید بود گرچه عذاب برخی از شما با عذاب برخی دیگر بر حسب جرم و گناهی که مرتکب شده است فرق میکند.
الأحزاب 33:69
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، مباشيد مانند آن کسان که موسي را آزرده کردند و خدايش از آنچه گفته بودند مبرايش ساخت و نزد خدا آبرومند بود.
(69) خداوند بندگان مؤمن خویش را از آزار رساندن به پیامبرشان محمّد صلی الله علیه وسلم برحذر میدارد تا مبادا به شأن و منزلت او بیحرمتی کنند، و همانند کسانی نباشند که موسیبن عمران را اذیت کردند، و خداوند موسی را از سخنی که آنها میگفتند تبرئه کرد. یعنی خداوند پاک بودن او را برای آنها آشکار ساخت. درحالی که او ـعلیه الصلاة والسلامـ شایستۀ تهمت و آزار نبود؛ چون او نزد خداوند آبرومند، و مقرب درگاه خدا، و از پیامبران خاص و برگزیده و از بندگان مخلص بود. پس برتری و فضیلتهایی که موسی داشت، آنها را از آزار رساندن به او باز نداشت. بنابراین ای مؤمنان! بپرهیزید از اینکه با آنها در این باره مشابهت داشته باشید. و آزاری که به آن اشاره شد این است که بنیاسرائیل وقتی دیدند موسی خیلی با حیا و با شرم است و بدن خود را از دید آنها پنهان میدارد، گفتند: موسی بدان خاطر این چنین میکند که بیضههایش بزرگ است، و این نزد آنها مشهور شد. پس خداوند خواست او را از آنچه که آنها میگفتند تبرئه نماید. روزی موسی غسل کرد و لباسهایش را بر روی سنگی گذاشت، پس سنگ به همراه لباس موسی فرار کرد، موسی به دنبال آن راه افتاد و همچنان به دنبال آن بود که از کنار مجلس بنیاسرائیل گذشت و آنها دیدند که او بهترین آفریدۀ خداست. پس تهمتی که به او زده بودند از وی دور شد.
الأحزاب 33:70
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و سخن درست بگوييد. يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا؛ خدا کارهاي شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بيامرزد و هر که از، خداو پيامبرش اطاعت کند به کاميابي بزرگي دست يافته است.
(70) خداوند مؤمنان را فرمان میدهد که در همۀ حالات خود، و در پنهان و در آشکار از خدا بترسند؛ و آن سخنی است که موافق حق باشد، یا زمانی که دسترسی به حق ممکن نباشد به آن نزدیک باشد، و از جمله مصادیق تقوی، سخن درست است که به صورت ویژه به آن اشاره میکند و بندگان را تشویق میکند که گفتار راست و نیک بگویند، سخن درست از قبیل: خواندن قرآن و ذکر و امر به معروف و نهی از منکر و یادگیری علم و یاد دادن آن و تلاش برای دسترسی به مسائل علمی درست، و در پیش گرفتن هر راهی که انسان را به این هدف میرساند و اتخاذ هر وسیلهای که انسان را بر این امر یاری مینماید. و از جمله سخن درست این است که با مهربانی و لطف با مردم سخن گفته شود؛ سخنی خیرخواهانه و شایسته.
(71) سپس نتیجۀ تقوای الهی و سخن درست را بیان کرد و فرمود: (﴿يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾) تقوا و سخن درست سبب میشود تا اعمالتان شایسته گردد، و راهی است برای قبول شدن اعمال، چون به وسیلۀ پرهیزگاری است که اعمال پذیرفته میشود:﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾ بیگمان، خداوند فقط از پرهیزگاران میپذیرد. و با پرهیزگاری، انسان توفیق مییابد تا کار شایسته انجام دهد، و خداوند نیز اعمال آدمی را شایسته میگرداند، و آن را از آفتهای تباه کننده حفظ میکند، و پاداش آن را چند برابر مینماید. همانطور که اگر در پرهیزگاری و سخن درست و حق خللی باشد، سبب فاسد شدن اعمال و پذیرفته نشدن و بی نتیجه بودن آن میگردد. (﴿وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ﴾) و نیز گناهانتان را که سبب هلاکت شما میگردند، میآمرزد. پس با تقوا و پرهیزگاری کارها سامان مییابد، و هر چیزی که از آن باید پرهیز کرد از آدمی دور میشود. بنابراین فرمود: (﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ فَازَ فَوۡزًا عَظِيمًا﴾) و هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، به رستگاری و کامیابی بزرگی دست یافته است.
الأحزاب 33:71
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و سخن درست بگوييد. يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا؛ خدا کارهاي شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بيامرزد و هر که از، خداو پيامبرش اطاعت کند به کاميابي بزرگي دست يافته است.
(70) خداوند مؤمنان را فرمان میدهد که در همۀ حالات خود، و در پنهان و در آشکار از خدا بترسند؛ و آن سخنی است که موافق حق باشد، یا زمانی که دسترسی به حق ممکن نباشد به آن نزدیک باشد، و از جمله مصادیق تقوی، سخن درست است که به صورت ویژه به آن اشاره میکند و بندگان را تشویق میکند که گفتار راست و نیک بگویند، سخن درست از قبیل: خواندن قرآن و ذکر و امر به معروف و نهی از منکر و یادگیری علم و یاد دادن آن و تلاش برای دسترسی به مسائل علمی درست، و در پیش گرفتن هر راهی که انسان را به این هدف میرساند و اتخاذ هر وسیلهای که انسان را بر این امر یاری مینماید. و از جمله سخن درست این است که با مهربانی و لطف با مردم سخن گفته شود؛ سخنی خیرخواهانه و شایسته.
(71) سپس نتیجۀ تقوای الهی و سخن درست را بیان کرد و فرمود: (﴿يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾) تقوا و سخن درست سبب میشود تا اعمالتان شایسته گردد، و راهی است برای قبول شدن اعمال، چون به وسیلۀ پرهیزگاری است که اعمال پذیرفته میشود:﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾ بیگمان، خداوند فقط از پرهیزگاران میپذیرد. و با پرهیزگاری، انسان توفیق مییابد تا کار شایسته انجام دهد، و خداوند نیز اعمال آدمی را شایسته میگرداند، و آن را از آفتهای تباه کننده حفظ میکند، و پاداش آن را چند برابر مینماید. همانطور که اگر در پرهیزگاری و سخن درست و حق خللی باشد، سبب فاسد شدن اعمال و پذیرفته نشدن و بی نتیجه بودن آن میگردد. (﴿وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ﴾) و نیز گناهانتان را که سبب هلاکت شما میگردند، میآمرزد. پس با تقوا و پرهیزگاری کارها سامان مییابد، و هر چیزی که از آن باید پرهیز کرد از آدمی دور میشود. بنابراین فرمود: (﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ فَازَ فَوۡزًا عَظِيمًا﴾) و هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، به رستگاری و کامیابی بزرگی دست یافته است.
الأحزاب 33:72
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ؛ ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و کوهها عرضه داشتيم ، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند انسان آن امانت بر دوش گرفت ، که او ستمکار و نادان بود. لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ تا خدا مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرک و زنان مشرک را عذاب کند و توبه مردان مؤمن و زنان مؤمن را بپذيرد ، که خدا آمرزنده و مهربان است.
(72) خداوند جایگاه امانتی را که به مکلفین سپرده است بزرگ میدارد، و اهمیت آن را بیان مینماید؛ و آن امانت، اطاعت از اوامر و پرهیز از محرمات و منهیات در همۀ حالتها؛ هم در حالت پنهان و هم در حالت آشکار میباشد. و خداوند متعال این امانت را بر آفریدههای بزرگ و آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشت، و مختار بودند که این امانت را قبول نمایند یا نه. و این عرضه داشتن به صورت وجوبی نبود به این صورت که خداوند به آنها بگوید حتماً باید این امانت را بپذیرید. خداوند امانت را به هریک از مخلوقات عرضه داشت وگفت: اگر آن را به جای آوری و حقوق آن را بهگونۀ شایسته ادا نمایی، پاداش خواهی یافت؛ و اگر آن را به جای نیاوری، به عذاب گرفتار خواهی شد. (﴿فَأَبَيۡنَ أَن يَحۡمِلۡنَهَا وَأَشۡفَقۡنَ﴾) و آنها از ترس اینکه مبادا نتوانند حق مطلب را ادا کنند، از پذیرفتن بار امانت خودداری کردند و از آن ترسیدند. و این ابا ورزیدن، از روی ترس بود نه اینکه از فرمان پروردگارشان سرپیچی کنند یا به پاداش و ثواب او بیعلاقه باشند. و خداوند با همین شرط مذکور آن را بر انسان عرضه داشت، و انسان علی رغم ستمگری و نادانیاش آن را پذیرفت و این بار سنگین را به دوش گرفت. پس انسانها برحسب بهجای آوردن یا به جای نیاوردن آن به سه دسته تقسیم میشوند: منافقان؛ آنهایی که به ظاهر ایمان آورده و حق امانت را به جای میآورند، اما در باطن و درون چنین نیستند. مشرکان؛ آنهایی که در ظاهر و باطن آنچه را خداوند بر دوش آنها گذاشته است ترک کرده، و به آن کفر میورزند. مؤمنان؛ که در ظاهر و باطن ایمان آورده و به مسئولیت خود عمل میکنند.
(73) خداوند اعمال این گروههای سهگانه را بیان کرد و پاداش و عذاب آنها را نیز بیان داشت و فرمود: تا سرانجام خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب دهد، و توبۀ مردان و زنان مؤمن را بپذیرد و آنها را بیامرزد، و خداوند آمرزندۀ مهربان است. پس خداوند متعال را سپاسگزاریم که این آیه را، با این دو اسم بزرگوار خود که بر کمال آمرزش و گستردگی رحمت و فراگیری لطف و کرمش دلالت مینمایند، به پایان رساند. با اینکه افراد زیادی به خاطر نفاق و شرک خود، سزاوار آمرزش و رحمت او نیستند.
به لطف و فضل پروردگار تفسیر سوره احزاب به پایان رسید.
* * *
الأحزاب 33:73
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ؛ ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و کوهها عرضه داشتيم ، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند انسان آن امانت بر دوش گرفت ، که او ستمکار و نادان بود. لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ تا خدا مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرک و زنان مشرک را عذاب کند و توبه مردان مؤمن و زنان مؤمن را بپذيرد ، که خدا آمرزنده و مهربان است.
(72) خداوند جایگاه امانتی را که به مکلفین سپرده است بزرگ میدارد، و اهمیت آن را بیان مینماید؛ و آن امانت، اطاعت از اوامر و پرهیز از محرمات و منهیات در همۀ حالتها؛ هم در حالت پنهان و هم در حالت آشکار میباشد. و خداوند متعال این امانت را بر آفریدههای بزرگ و آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشت، و مختار بودند که این امانت را قبول نمایند یا نه. و این عرضه داشتن به صورت وجوبی نبود به این صورت که خداوند به آنها بگوید حتماً باید این امانت را بپذیرید. خداوند امانت را به هریک از مخلوقات عرضه داشت وگفت: اگر آن را به جای آوری و حقوق آن را بهگونۀ شایسته ادا نمایی، پاداش خواهی یافت؛ و اگر آن را به جای نیاوری، به عذاب گرفتار خواهی شد. (﴿فَأَبَيۡنَ أَن يَحۡمِلۡنَهَا وَأَشۡفَقۡنَ﴾) و آنها از ترس اینکه مبادا نتوانند حق مطلب را ادا کنند، از پذیرفتن بار امانت خودداری کردند و از آن ترسیدند. و این ابا ورزیدن، از روی ترس بود نه اینکه از فرمان پروردگارشان سرپیچی کنند یا به پاداش و ثواب او بیعلاقه باشند. و خداوند با همین شرط مذکور آن را بر انسان عرضه داشت، و انسان علی رغم ستمگری و نادانیاش آن را پذیرفت و این بار سنگین را به دوش گرفت. پس انسانها برحسب بهجای آوردن یا به جای نیاوردن آن به سه دسته تقسیم میشوند: منافقان؛ آنهایی که به ظاهر ایمان آورده و حق امانت را به جای میآورند، اما در باطن و درون چنین نیستند. مشرکان؛ آنهایی که در ظاهر و باطن آنچه را خداوند بر دوش آنها گذاشته است ترک کرده، و به آن کفر میورزند. مؤمنان؛ که در ظاهر و باطن ایمان آورده و به مسئولیت خود عمل میکنند.
(73) خداوند اعمال این گروههای سهگانه را بیان کرد و پاداش و عذاب آنها را نیز بیان داشت و فرمود: تا سرانجام خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب دهد، و توبۀ مردان و زنان مؤمن را بپذیرد و آنها را بیامرزد، و خداوند آمرزندۀ مهربان است. پس خداوند متعال را سپاسگزاریم که این آیه را، با این دو اسم بزرگوار خود که بر کمال آمرزش و گستردگی رحمت و فراگیری لطف و کرمش دلالت مینمایند، به پایان رساند. با اینکه افراد زیادی به خاطر نفاق و شرک خود، سزاوار آمرزش و رحمت او نیستند.
به لطف و فضل پروردگار تفسیر سوره احزاب به پایان رسید.
* * *
سبأ 34:1
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ ستايش از آن خدايي است که هر چه در، آسمانها و هر چه در زمين است از آن اوست و در آن جهان نيز ستايش از آن اوست و او حکيم و آگاه است. يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ؛ هر چه را که در زمين فرو شود و هر چه را که از زمين بيرون آيد و هر چه ، را که از آسمان فرود آيد و هر چه را که بر آسمان بالا رود ، مي داند و اومهربان و آمرزنده است.
مکي و 54 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) حمد به معنی ستایشی است که به خاطر داشتن صفات پسندیده و کارهای نیکو صورت میپذیرد. پس ستایش برای خداست، چون همۀ صفتهای او صفاتی هستند که بر آن ستایش میشود؛ زیرا صفات او صفات کمال است، و بر همۀ کارهایش ستایش میگردد، چرا که کارهایش یا از روی فضل او میباشند که به خاطر آن ستایش میشود، و یا از روی عدل او میباشند که بر آن ستوده میشود، و اعتراف و اذعان میشود که واقعاً این عدالت سرشار از حکمت است. خداوند در اینجا خویشتن را ستوده است: (﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) زیرا آنچه که در آسمانها و زمین است، همه از آن اوست و همه در ملکیت او میباشند و طبق حمد خویش در آنها تصرف مینماید. (﴿وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و ستایش آخرت نیز او را سزاست، چون در آخرت از حمد و ثنای خدا چیزهایی ظاهر میشود که در دنیا پدیدار نمیآید. پس وقتی خداوند بین همۀ خلائق قضاوت نماید، و مردم و همۀ خلائق آنچه را که خدا بدان حکم نموده است مشاهده کنند، و کمال دادگری و عدالت و حکمت او را ببینند، همگی او را بر این قضاوت و داوریاش ستایش مینمایند. حتی کسانی که سزاوار کیفر هستند وارد جهنّم نخواهند شد مگر اینکه دلهایشان از ستایش خدا مالامال میگردد، و میدانند که عذابشان، جزای اعمالشان میباشد؛ و خداوند در اینکه به عذاب دادن آنها حکم نموده، از روی عدالت و دادگری است.و اما آشکار شدن حمد خداوند در سرای نعمت و پاداش، چیزی است که اخبار متواتر و فراوانی در مورد آن آمده، و دلیل شنیدنی و عقلی نیز بر صحت آن موجود است. اهل بهشت نعمتهای فراوان خدا و کثرت برکات او و گستردگی بخششهایش را در بهشت مشاهده میکنند که در دلهای اهل بهشت هیچ آرزو و خیالی باقی نمیماند مگر اینکه به هریک از آنها بالاتر و بیشتر از آنچه میخواهد و آرزو مینماید داده میشود. بلکه نعمتها و برکاتی به آنها داده میشود که آرزوی آن را در سر خود نمیپروراندند، و به دلهایشان خطور نمیکرد. پس در این حالت در مورد ستایش پروردگارشان از سوی آنها چه فکر میکنی، با اینکه در بهشت چیزهایی که انسان را از شناخت خدا و محبت و ستایش او باز میدارد از بین میروند، و ستایش خداوند چیزی است که اهل بهشت از همۀ نعمتها بیشتر آن را دوست دارند و برایشان از هر لذتی لذیذتر است. بنابراین وقتی خداوند را ببینند و سخن او را بشنوند، آنگاه که آنها را مورد خطاب قرار میدهد، همۀ نعمتها را فراموش میکنند. و ذکر خداوند در بهشت برای آنها مانند نَفَس است که در همۀ اوقات به آن نیاز دارند. اضافه بر اینکه برای اهل بهشت در هر وقت چیزهایی از عظمت و شکوه و زیبایی پروردگارشان و گستردگی کمالش ظاهر میگردد که ایجاب میکند ستایش او را به طور کامل بگویند. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در ملک و تدبیرش، و در امر و نهی خود، با حکمت و فرزانه است. (﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) آگاه است و بر رازها و پوشیدگیها آگاه میباشد.
(2) بنابراین آگاهی و دانایی خود را توضیح داد و فرمود: (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) باران و بذر و موجودات زندهای را که وارد زمین میشود میداند؛ و انواع گیاهان و موجودات زندهای را که از آن بیرون میآید میداند، (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و روزیها و تقدیرهایی را که از آسمان فرود میآید، و فرشتگان و ارواحی را که در آن بالا میروند، میداند. وقتی که مخلوقات خود و حکمت خویش را در آفرینش آنها و آگاهی خویش به احوال آنان را بیان کرد، متذکر شد که او نسبت به این مخلوقات آمرزنده و مهربان است، پس فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلرَّحِيمُ ٱلۡغَفُورُ﴾) یعنی او خداوندی است که آمرزش و مهربانی صفت اوست، و همواره آثار مهربانی و آمرزش در هر وقت و به هر میزان که بندگان اسباب رحمت و آمرزش را فراهم نمایند، بر آنها فرود میآید.
سبأ 34:2
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ ستايش از آن خدايي است که هر چه در، آسمانها و هر چه در زمين است از آن اوست و در آن جهان نيز ستايش از آن اوست و او حکيم و آگاه است. يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ؛ هر چه را که در زمين فرو شود و هر چه را که از زمين بيرون آيد و هر چه ، را که از آسمان فرود آيد و هر چه را که بر آسمان بالا رود ، مي داند و اومهربان و آمرزنده است.
مکي و 54 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) حمد به معنی ستایشی است که به خاطر داشتن صفات پسندیده و کارهای نیکو صورت میپذیرد. پس ستایش برای خداست، چون همۀ صفتهای او صفاتی هستند که بر آن ستایش میشود؛ زیرا صفات او صفات کمال است، و بر همۀ کارهایش ستایش میگردد، چرا که کارهایش یا از روی فضل او میباشند که به خاطر آن ستایش میشود، و یا از روی عدل او میباشند که بر آن ستوده میشود، و اعتراف و اذعان میشود که واقعاً این عدالت سرشار از حکمت است. خداوند در اینجا خویشتن را ستوده است: (﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) زیرا آنچه که در آسمانها و زمین است، همه از آن اوست و همه در ملکیت او میباشند و طبق حمد خویش در آنها تصرف مینماید. (﴿وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) و ستایش آخرت نیز او را سزاست، چون در آخرت از حمد و ثنای خدا چیزهایی ظاهر میشود که در دنیا پدیدار نمیآید. پس وقتی خداوند بین همۀ خلائق قضاوت نماید، و مردم و همۀ خلائق آنچه را که خدا بدان حکم نموده است مشاهده کنند، و کمال دادگری و عدالت و حکمت او را ببینند، همگی او را بر این قضاوت و داوریاش ستایش مینمایند. حتی کسانی که سزاوار کیفر هستند وارد جهنّم نخواهند شد مگر اینکه دلهایشان از ستایش خدا مالامال میگردد، و میدانند که عذابشان، جزای اعمالشان میباشد؛ و خداوند در اینکه به عذاب دادن آنها حکم نموده، از روی عدالت و دادگری است.و اما آشکار شدن حمد خداوند در سرای نعمت و پاداش، چیزی است که اخبار متواتر و فراوانی در مورد آن آمده، و دلیل شنیدنی و عقلی نیز بر صحت آن موجود است. اهل بهشت نعمتهای فراوان خدا و کثرت برکات او و گستردگی بخششهایش را در بهشت مشاهده میکنند که در دلهای اهل بهشت هیچ آرزو و خیالی باقی نمیماند مگر اینکه به هریک از آنها بالاتر و بیشتر از آنچه میخواهد و آرزو مینماید داده میشود. بلکه نعمتها و برکاتی به آنها داده میشود که آرزوی آن را در سر خود نمیپروراندند، و به دلهایشان خطور نمیکرد. پس در این حالت در مورد ستایش پروردگارشان از سوی آنها چه فکر میکنی، با اینکه در بهشت چیزهایی که انسان را از شناخت خدا و محبت و ستایش او باز میدارد از بین میروند، و ستایش خداوند چیزی است که اهل بهشت از همۀ نعمتها بیشتر آن را دوست دارند و برایشان از هر لذتی لذیذتر است. بنابراین وقتی خداوند را ببینند و سخن او را بشنوند، آنگاه که آنها را مورد خطاب قرار میدهد، همۀ نعمتها را فراموش میکنند. و ذکر خداوند در بهشت برای آنها مانند نَفَس است که در همۀ اوقات به آن نیاز دارند. اضافه بر اینکه برای اهل بهشت در هر وقت چیزهایی از عظمت و شکوه و زیبایی پروردگارشان و گستردگی کمالش ظاهر میگردد که ایجاب میکند ستایش او را به طور کامل بگویند. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در ملک و تدبیرش، و در امر و نهی خود، با حکمت و فرزانه است. (﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) آگاه است و بر رازها و پوشیدگیها آگاه میباشد.
(2) بنابراین آگاهی و دانایی خود را توضیح داد و فرمود: (﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾) باران و بذر و موجودات زندهای را که وارد زمین میشود میداند؛ و انواع گیاهان و موجودات زندهای را که از آن بیرون میآید میداند، (﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾) و روزیها و تقدیرهایی را که از آسمان فرود میآید، و فرشتگان و ارواحی را که در آن بالا میروند، میداند. وقتی که مخلوقات خود و حکمت خویش را در آفرینش آنها و آگاهی خویش به احوال آنان را بیان کرد، متذکر شد که او نسبت به این مخلوقات آمرزنده و مهربان است، پس فرمود: (﴿وَهُوَ ٱلرَّحِيمُ ٱلۡغَفُورُ﴾) یعنی او خداوندی است که آمرزش و مهربانی صفت اوست، و همواره آثار مهربانی و آمرزش در هر وقت و به هر میزان که بندگان اسباب رحمت و آمرزش را فراهم نمایند، بر آنها فرود میآید.
سبأ 34:3
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ؛ کافران گفتند : ما را قيامت نخواهد آمد بگو : آري ، به پروردگارم آن داناي غيب سوگند که شما را خواهد آمد به قدر ذره اي يا کوچک تر از آن و يا بزرگ تر از آن در آسمانها و زمين از خدا پنهان نيست ، و همه در کتاب مبين آمده است. لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ؛ تا کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند پاداش دهد، براي آنهاست آمرزش و رزقي کرامند. وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ؛ و آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، برايشان عذابي است سخت دردآور.
(3) وقتی خداوند عظمت خویش، و آنچه که خودش را با آن توصیف نمود بیان کرد ـ و این موجب تعظیم و تقدیس او و ایمان آوردن به وی میباشد ـ بیان نمود که گروهی از مردم آنگونه که شایستۀ خداوند است قدر او را نشناخته، و آنگونه که حق عظمت اوست او را تعظیم نکردهاند، بلکه به خداوند کفر ورزیده و قدرت او را بر زنده کردن مردهها و برپا شدن قیامت انکار نموده، و با پیامبران او مخالفت ورزیدهاند. پس فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کسانی که به خدا و پیامبرانش و به آنچه پیامبران آوردهاند کفر ورزیدهاند ، به علّت کفر ورزیدنشان گفتند: (﴿لَا تَأۡتِينَا ٱلسَّاعَةُ﴾) قیامت به سراغ ما نخواهد آمد؛ یعنی زندگی فقط زندگی این جهان است، و ما وقتی بمیریم دوباره زنده نخواهیم شد. پس خداوند پیامبرش را فرمان داد تا گفتۀ آنها را رد نماید، و سوگند بخورد که قیامت خواهد آمد. پس فرمود: (﴿قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأۡتِيَنَّكُمۡ﴾) بگو: آری! سوگند به پروردگارم که قیامت به سراغ شما میآید؛ و برای اثبات قیامت، به دلیلی استناد نمود که هر کس بدان اقرار نماید، به ناچار بر او لازم است که آمدن قیامت را باور نماید؛ و آن دلیل عبارت است از علم واسع و گستردۀ خداوند. پس فرمود: (﴿عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ﴾) خداوندی که دانای چیزهایی است که از نگاه و آگاهی ما پنهان است، و چیزهای آشکار را به طریق اولی میداند. سپس بر آگاهی و علم خداوند تأکید کرد و فرمود: (﴿لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) هیچ چیزی از علم و آگاهی او پنهان نمیماند؛ و همۀ چیزها با تمام اجزایشان -حتی کوچکترین جزء را که ذره میباشد- میداند و به آن آگاه است. (﴿وَلَآ أَصۡغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرُ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾) و نه کوچکتر از اندازۀ ذره و نه بزرگتر از آن چیزی نیست مگر اینکه در کتابی روشن ثبت و ضبط است. پس دانش و آگاهی او به آن احاطه دارد، و قلم او بر آن رفته است و کتاب روشنش آن را در بر دارد که آن کتاب لوح محفوظ است. پس خدایی که از علم و آگاهی او به اندازۀ ذره یا کمتر از آن پوشیده و پنهان نیست، و او میداند که زمین چه اندازه از اجساد مردهها را خورده و کم کرده، و چه اندازه از اجساد آنها را باقی گذاشته است، چنین کسی بر زنده کردن دوبارۀ مردهها به طریق اولی توانایی دارد، و زنده کردن آنها از داشتن این علم فراگیر عجیبتر نیست.
(4) سپس منظور از رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را بیان نمود و فرمود: (﴿لِّيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) تا به کسانی که با دلهایشان ایمان آورده، و خدا و پیامبرش را به طور قطعی و یقینی تصدیق کرده، و در راستای تصدیق ایمانشان کارهای شایسته انجام دادهاند، پاداش بدهد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ﴾) اینها به خاطر ایمان و عملشان، گناهانشان بخشوده میشود؛ و به سبب این آمرزش، هر نوع شر و کیفری از آنها دور میگردد؛ و به خاطر نیکوکاریشان، روزیِ ارزشمندی به آنها داده میشود که به وسیلۀ آن، به هر امری نیک و به هر آرزویی دست مییابند.
(5) (﴿وَٱلَّذِينَ سَعَوۡ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که تلاش کردند به آیات ما کفر ورزند و آن را تکذیب کنند و تصور کردند که میتوانند پیامبر و کسی که آیات را نازل کرده است درمانده سازند ، همانطور که خداوند را از زنده کردن مردگان ناتوان شمردند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٞ﴾) اینان عذابی دردناک دارند که جسم و دلهایشان را به درد میآورد.
سبأ 34:4
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ؛ کافران گفتند : ما را قيامت نخواهد آمد بگو : آري ، به پروردگارم آن داناي غيب سوگند که شما را خواهد آمد به قدر ذره اي يا کوچک تر از آن و يا بزرگ تر از آن در آسمانها و زمين از خدا پنهان نيست ، و همه در کتاب مبين آمده است. لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ؛ تا کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند پاداش دهد، براي آنهاست آمرزش و رزقي کرامند. وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ؛ و آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، برايشان عذابي است سخت دردآور.
(3) وقتی خداوند عظمت خویش، و آنچه که خودش را با آن توصیف نمود بیان کرد ـ و این موجب تعظیم و تقدیس او و ایمان آوردن به وی میباشد ـ بیان نمود که گروهی از مردم آنگونه که شایستۀ خداوند است قدر او را نشناخته، و آنگونه که حق عظمت اوست او را تعظیم نکردهاند، بلکه به خداوند کفر ورزیده و قدرت او را بر زنده کردن مردهها و برپا شدن قیامت انکار نموده، و با پیامبران او مخالفت ورزیدهاند. پس فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کسانی که به خدا و پیامبرانش و به آنچه پیامبران آوردهاند کفر ورزیدهاند ، به علّت کفر ورزیدنشان گفتند: (﴿لَا تَأۡتِينَا ٱلسَّاعَةُ﴾) قیامت به سراغ ما نخواهد آمد؛ یعنی زندگی فقط زندگی این جهان است، و ما وقتی بمیریم دوباره زنده نخواهیم شد. پس خداوند پیامبرش را فرمان داد تا گفتۀ آنها را رد نماید، و سوگند بخورد که قیامت خواهد آمد. پس فرمود: (﴿قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأۡتِيَنَّكُمۡ﴾) بگو: آری! سوگند به پروردگارم که قیامت به سراغ شما میآید؛ و برای اثبات قیامت، به دلیلی استناد نمود که هر کس بدان اقرار نماید، به ناچار بر او لازم است که آمدن قیامت را باور نماید؛ و آن دلیل عبارت است از علم واسع و گستردۀ خداوند. پس فرمود: (﴿عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ﴾) خداوندی که دانای چیزهایی است که از نگاه و آگاهی ما پنهان است، و چیزهای آشکار را به طریق اولی میداند. سپس بر آگاهی و علم خداوند تأکید کرد و فرمود: (﴿لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) هیچ چیزی از علم و آگاهی او پنهان نمیماند؛ و همۀ چیزها با تمام اجزایشان -حتی کوچکترین جزء را که ذره میباشد- میداند و به آن آگاه است. (﴿وَلَآ أَصۡغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرُ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾) و نه کوچکتر از اندازۀ ذره و نه بزرگتر از آن چیزی نیست مگر اینکه در کتابی روشن ثبت و ضبط است. پس دانش و آگاهی او به آن احاطه دارد، و قلم او بر آن رفته است و کتاب روشنش آن را در بر دارد که آن کتاب لوح محفوظ است. پس خدایی که از علم و آگاهی او به اندازۀ ذره یا کمتر از آن پوشیده و پنهان نیست، و او میداند که زمین چه اندازه از اجساد مردهها را خورده و کم کرده، و چه اندازه از اجساد آنها را باقی گذاشته است، چنین کسی بر زنده کردن دوبارۀ مردهها به طریق اولی توانایی دارد، و زنده کردن آنها از داشتن این علم فراگیر عجیبتر نیست.
(4) سپس منظور از رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را بیان نمود و فرمود: (﴿لِّيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) تا به کسانی که با دلهایشان ایمان آورده، و خدا و پیامبرش را به طور قطعی و یقینی تصدیق کرده، و در راستای تصدیق ایمانشان کارهای شایسته انجام دادهاند، پاداش بدهد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ﴾) اینها به خاطر ایمان و عملشان، گناهانشان بخشوده میشود؛ و به سبب این آمرزش، هر نوع شر و کیفری از آنها دور میگردد؛ و به خاطر نیکوکاریشان، روزیِ ارزشمندی به آنها داده میشود که به وسیلۀ آن، به هر امری نیک و به هر آرزویی دست مییابند.
(5) (﴿وَٱلَّذِينَ سَعَوۡ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که تلاش کردند به آیات ما کفر ورزند و آن را تکذیب کنند و تصور کردند که میتوانند پیامبر و کسی که آیات را نازل کرده است درمانده سازند ، همانطور که خداوند را از زنده کردن مردگان ناتوان شمردند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٞ﴾) اینان عذابی دردناک دارند که جسم و دلهایشان را به درد میآورد.
سبأ 34:5
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ؛ کافران گفتند : ما را قيامت نخواهد آمد بگو : آري ، به پروردگارم آن داناي غيب سوگند که شما را خواهد آمد به قدر ذره اي يا کوچک تر از آن و يا بزرگ تر از آن در آسمانها و زمين از خدا پنهان نيست ، و همه در کتاب مبين آمده است. لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ؛ تا کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند پاداش دهد، براي آنهاست آمرزش و رزقي کرامند. وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ؛ و آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، برايشان عذابي است سخت دردآور.
(3) وقتی خداوند عظمت خویش، و آنچه که خودش را با آن توصیف نمود بیان کرد ـ و این موجب تعظیم و تقدیس او و ایمان آوردن به وی میباشد ـ بیان نمود که گروهی از مردم آنگونه که شایستۀ خداوند است قدر او را نشناخته، و آنگونه که حق عظمت اوست او را تعظیم نکردهاند، بلکه به خداوند کفر ورزیده و قدرت او را بر زنده کردن مردهها و برپا شدن قیامت انکار نموده، و با پیامبران او مخالفت ورزیدهاند. پس فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کسانی که به خدا و پیامبرانش و به آنچه پیامبران آوردهاند کفر ورزیدهاند ، به علّت کفر ورزیدنشان گفتند: (﴿لَا تَأۡتِينَا ٱلسَّاعَةُ﴾) قیامت به سراغ ما نخواهد آمد؛ یعنی زندگی فقط زندگی این جهان است، و ما وقتی بمیریم دوباره زنده نخواهیم شد. پس خداوند پیامبرش را فرمان داد تا گفتۀ آنها را رد نماید، و سوگند بخورد که قیامت خواهد آمد. پس فرمود: (﴿قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأۡتِيَنَّكُمۡ﴾) بگو: آری! سوگند به پروردگارم که قیامت به سراغ شما میآید؛ و برای اثبات قیامت، به دلیلی استناد نمود که هر کس بدان اقرار نماید، به ناچار بر او لازم است که آمدن قیامت را باور نماید؛ و آن دلیل عبارت است از علم واسع و گستردۀ خداوند. پس فرمود: (﴿عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ﴾) خداوندی که دانای چیزهایی است که از نگاه و آگاهی ما پنهان است، و چیزهای آشکار را به طریق اولی میداند. سپس بر آگاهی و علم خداوند تأکید کرد و فرمود: (﴿لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) هیچ چیزی از علم و آگاهی او پنهان نمیماند؛ و همۀ چیزها با تمام اجزایشان -حتی کوچکترین جزء را که ذره میباشد- میداند و به آن آگاه است. (﴿وَلَآ أَصۡغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرُ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾) و نه کوچکتر از اندازۀ ذره و نه بزرگتر از آن چیزی نیست مگر اینکه در کتابی روشن ثبت و ضبط است. پس دانش و آگاهی او به آن احاطه دارد، و قلم او بر آن رفته است و کتاب روشنش آن را در بر دارد که آن کتاب لوح محفوظ است. پس خدایی که از علم و آگاهی او به اندازۀ ذره یا کمتر از آن پوشیده و پنهان نیست، و او میداند که زمین چه اندازه از اجساد مردهها را خورده و کم کرده، و چه اندازه از اجساد آنها را باقی گذاشته است، چنین کسی بر زنده کردن دوبارۀ مردهها به طریق اولی توانایی دارد، و زنده کردن آنها از داشتن این علم فراگیر عجیبتر نیست.
(4) سپس منظور از رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را بیان نمود و فرمود: (﴿لِّيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) تا به کسانی که با دلهایشان ایمان آورده، و خدا و پیامبرش را به طور قطعی و یقینی تصدیق کرده، و در راستای تصدیق ایمانشان کارهای شایسته انجام دادهاند، پاداش بدهد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ﴾) اینها به خاطر ایمان و عملشان، گناهانشان بخشوده میشود؛ و به سبب این آمرزش، هر نوع شر و کیفری از آنها دور میگردد؛ و به خاطر نیکوکاریشان، روزیِ ارزشمندی به آنها داده میشود که به وسیلۀ آن، به هر امری نیک و به هر آرزویی دست مییابند.
(5) (﴿وَٱلَّذِينَ سَعَوۡ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که تلاش کردند به آیات ما کفر ورزند و آن را تکذیب کنند و تصور کردند که میتوانند پیامبر و کسی که آیات را نازل کرده است درمانده سازند ، همانطور که خداوند را از زنده کردن مردگان ناتوان شمردند، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٞ﴾) اینان عذابی دردناک دارند که جسم و دلهایشان را به درد میآورد.
سبأ 34:6
وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ آنان که از دانش برخورداري يافته اند مي دانند که آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداي پيروزمند ستودني راه مي نمايد. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ؛ کافران گفتند : آيا مي خواهيد به مردي دلالتتان کنيم که شما را مي گويد :آنگاه که پاره پاره شويد و ريز ريز ، از نو آفريده خواهيد شد ? أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ؛ آيا بر خدا دروغ مي بندد ، يا ديوانه است ? نه ، آنان که به آخرت ايمان ، ندارند ، در عذابند و سخت از راه دورند. أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ؛ آيا به پيش روي يا پشت سر خود از آسمانها و زمين نمي نگرند ? اگر بخواهيم ، آنها را در زمين فرو مي بريم يا قطعه اي از آسمان را بر سرشان مي افکنيم و در اين براي هر بنده اي که به خدا باز مي گردد عبرتي است.
(7) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کافران در قالب تکذیب و تمسخر و بعید دانستن به یکدیگر گفتند: (﴿هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ﴾) آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر میدهد هنگامی که پیکرهایتان کاملاً متلاشی شد آفرینش تازهای پیدا میکنید؟ منظورشان از آن مرد، پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود. و مرادشان این بود که او خبری را آورده که تحقق آن بعید است، تا جایی که سخن او را خندهآور میدانستند و او را مورد تمسخر قرار داده و میگفتند: او چگونه میگوید شما پس از مرده شدن زنده میشوید، پس از آنکه بدنتان خشک و متلاشی شد و اعضایتان از بین رفت؟!
(8) آیا مردی که این خبر را آورده (﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾) بر خداوند دروغی بسته و نسبت به ایشان جسارت نموده و این گونه گفته است؟ (﴿أَم بِهِۦ جِنَّةُۢۗ﴾) یا نوعی دیوانگی دارد؟ و اگر دیوانه است، پس بعید نیست چنین سخنی بگوید؛ زیرا دیوانگی فنون و ترفندهای خاص خود را دارد. آنها از روی ستمگری و عناد چنین میگفتند، و میدانستند که پیامبر از همۀ مردم راستگوتر و عاقلتر است. از این رو با او دشمنی ورزیده و جان و مال خود را در راه جلوگیری و باز داشتن مردم از او به کار بردند. پس اگر او دروغگو و دیوانه بود ـ ای بیخردان ـ سزاوار نبود که به آنچه میگوید گوش کنید و دعوت او را لبیک گویید؛ زیرا فرد عاقل و فرزانه نباید به دیوانه توجه نماید، و یا تحت تاثیر سخنانش قرار گیرد. و چنانچه سرکشی و ستم شما در میان نبود، به اجابت و پاسخگویی ایشان مبادرت میورزیدید، ولی﴿وَمَا تُغۡنِي ٱلۡأٓيَٰتُ وَٱلنُّذُرُ عَن قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ﴾ آیات و بیمها قومی را که ایمان نمیآورند فایدهای نمیدهد. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾) بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند و کسانی که این گفتار کفر آمیز را گفتهاند، جزو این دسته از کافراناند. (﴿فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ﴾) در بدبختی بزرگ و گمراهی دور و درازی هستند؛ گمراهیای که به راه راست و درست نزدیک نیست، و با آن فاصلۀ زیادی دارد. و چه بدبختی و گمراهیای بزرگتر از آن است که آنها قدرت خداوند را بر زنده کردن مردگان انکار کردند؛ و پیامبرش را که این خبر را آورده بود، تکذیب نمودند و او را مورد تمسخر قرار دادند؛ و یقین حاصل کردند که آنچه خودشان میگویند حق است؟ پس آنها حق را باطل انگاشتند، و باطل و گمراهی را حق و هدایت دیدند.
(9) سپس دلیل عقلی را به آنها گوشزد نمود که بر بعید نبودن رستاخیز – آنچنان که آنها آن را بعید میدانستند - دلالت مینماید و فرمود: اگر آنها به آنچه پیش رو و پشت سرشان است بنگرند، از قبیل: آسمان و زمین، آنچنان قدرت الهی را در این چیزها میبینند که عقلها را به حیرت میاندازد ، و چنان چیزهایی از عظمت خداوند را مشاهده خواهند کرد که علمای برجسته را حیرت زده مینماید. و آفرینش آسمان و زمین و عظمت آنها و مخلوقاتی که در آنها وجود دارند، از دوباره زنده کردن مردم به مراتب بزرگتر و مهمتر است. پس چه چیزی آنها را به تکذیب وا میدارد، در صورتی که بزرگتر از آن را تصدیق مینمایند؟ آری! زنده شدن مردهها پس از مرگ، یک خبر غیبی است که تا کنون پنهان است، و آن را مشاهده نکردهاند ، از این رو آن را تکذیب میکنند. خداوند متعال میفرماید: (﴿إِن نَّشَأۡ نَخۡسِفۡ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ نُسۡقِطۡ عَلَيۡهِمۡ كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو میبریم، یا پارههایی از آسمان را بر آنان میافکنیم؛ یعنی پارههایی از عذاب بر آنها فرود میآوریم؛ چون آسمان و زمین تحت تدبیر و تصرف ما هستند، و اگر ما به آسمان و زمین فرمان دهیم، سرپیچی نمیکنند. پس، از اصرار بر تکذیب بپرهیزید که در آن صورت سختترین کیفر را به شما خواهیم داد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ﴾) بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنها هست، نشانهایست برای هر بندهای که به سوی پروردگارش بازگردد و از او اطاعت نماید. پس چنین کسی یقین میکند که خداوند بر زنده کردن مردم پس از مرگ تواناست. بنابراین هرچند بنده بیشتر به سوی خدا انابت و رجوع داشته باشد، از آیات و نشانههای بیشتری بهرهمند میشود؛ چون او به سوی خدا روی آورده، و اراده و خواست او متوجه خدایش بوده، و در همۀ کارهایش به سوی خدا باز گشته است. از این رو به پروردگارش نزدیک شده، و هدفی جز کسب خشنودی او را ندارد. بنابراین او از روی فکر و عبرت به مخلوقات مینگرد، و نگاه او به مخلوقات نگاهی غافلانه و غیر مفید نمیباشد.
سبأ 34:7
وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ آنان که از دانش برخورداري يافته اند مي دانند که آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداي پيروزمند ستودني راه مي نمايد. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ؛ کافران گفتند : آيا مي خواهيد به مردي دلالتتان کنيم که شما را مي گويد :آنگاه که پاره پاره شويد و ريز ريز ، از نو آفريده خواهيد شد ? أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ؛ آيا بر خدا دروغ مي بندد ، يا ديوانه است ? نه ، آنان که به آخرت ايمان ، ندارند ، در عذابند و سخت از راه دورند. أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ؛ آيا به پيش روي يا پشت سر خود از آسمانها و زمين نمي نگرند ? اگر بخواهيم ، آنها را در زمين فرو مي بريم يا قطعه اي از آسمان را بر سرشان مي افکنيم و در اين براي هر بنده اي که به خدا باز مي گردد عبرتي است.
(7) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کافران در قالب تکذیب و تمسخر و بعید دانستن به یکدیگر گفتند: (﴿هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ﴾) آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر میدهد هنگامی که پیکرهایتان کاملاً متلاشی شد آفرینش تازهای پیدا میکنید؟ منظورشان از آن مرد، پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود. و مرادشان این بود که او خبری را آورده که تحقق آن بعید است، تا جایی که سخن او را خندهآور میدانستند و او را مورد تمسخر قرار داده و میگفتند: او چگونه میگوید شما پس از مرده شدن زنده میشوید، پس از آنکه بدنتان خشک و متلاشی شد و اعضایتان از بین رفت؟!
(8) آیا مردی که این خبر را آورده (﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾) بر خداوند دروغی بسته و نسبت به ایشان جسارت نموده و این گونه گفته است؟ (﴿أَم بِهِۦ جِنَّةُۢۗ﴾) یا نوعی دیوانگی دارد؟ و اگر دیوانه است، پس بعید نیست چنین سخنی بگوید؛ زیرا دیوانگی فنون و ترفندهای خاص خود را دارد. آنها از روی ستمگری و عناد چنین میگفتند، و میدانستند که پیامبر از همۀ مردم راستگوتر و عاقلتر است. از این رو با او دشمنی ورزیده و جان و مال خود را در راه جلوگیری و باز داشتن مردم از او به کار بردند. پس اگر او دروغگو و دیوانه بود ـ ای بیخردان ـ سزاوار نبود که به آنچه میگوید گوش کنید و دعوت او را لبیک گویید؛ زیرا فرد عاقل و فرزانه نباید به دیوانه توجه نماید، و یا تحت تاثیر سخنانش قرار گیرد. و چنانچه سرکشی و ستم شما در میان نبود، به اجابت و پاسخگویی ایشان مبادرت میورزیدید، ولی﴿وَمَا تُغۡنِي ٱلۡأٓيَٰتُ وَٱلنُّذُرُ عَن قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ﴾ آیات و بیمها قومی را که ایمان نمیآورند فایدهای نمیدهد. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾) بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند و کسانی که این گفتار کفر آمیز را گفتهاند، جزو این دسته از کافراناند. (﴿فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ﴾) در بدبختی بزرگ و گمراهی دور و درازی هستند؛ گمراهیای که به راه راست و درست نزدیک نیست، و با آن فاصلۀ زیادی دارد. و چه بدبختی و گمراهیای بزرگتر از آن است که آنها قدرت خداوند را بر زنده کردن مردگان انکار کردند؛ و پیامبرش را که این خبر را آورده بود، تکذیب نمودند و او را مورد تمسخر قرار دادند؛ و یقین حاصل کردند که آنچه خودشان میگویند حق است؟ پس آنها حق را باطل انگاشتند، و باطل و گمراهی را حق و هدایت دیدند.
(9) سپس دلیل عقلی را به آنها گوشزد نمود که بر بعید نبودن رستاخیز – آنچنان که آنها آن را بعید میدانستند - دلالت مینماید و فرمود: اگر آنها به آنچه پیش رو و پشت سرشان است بنگرند، از قبیل: آسمان و زمین، آنچنان قدرت الهی را در این چیزها میبینند که عقلها را به حیرت میاندازد ، و چنان چیزهایی از عظمت خداوند را مشاهده خواهند کرد که علمای برجسته را حیرت زده مینماید. و آفرینش آسمان و زمین و عظمت آنها و مخلوقاتی که در آنها وجود دارند، از دوباره زنده کردن مردم به مراتب بزرگتر و مهمتر است. پس چه چیزی آنها را به تکذیب وا میدارد، در صورتی که بزرگتر از آن را تصدیق مینمایند؟ آری! زنده شدن مردهها پس از مرگ، یک خبر غیبی است که تا کنون پنهان است، و آن را مشاهده نکردهاند ، از این رو آن را تکذیب میکنند. خداوند متعال میفرماید: (﴿إِن نَّشَأۡ نَخۡسِفۡ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ نُسۡقِطۡ عَلَيۡهِمۡ كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو میبریم، یا پارههایی از آسمان را بر آنان میافکنیم؛ یعنی پارههایی از عذاب بر آنها فرود میآوریم؛ چون آسمان و زمین تحت تدبیر و تصرف ما هستند، و اگر ما به آسمان و زمین فرمان دهیم، سرپیچی نمیکنند. پس، از اصرار بر تکذیب بپرهیزید که در آن صورت سختترین کیفر را به شما خواهیم داد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ﴾) بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنها هست، نشانهایست برای هر بندهای که به سوی پروردگارش بازگردد و از او اطاعت نماید. پس چنین کسی یقین میکند که خداوند بر زنده کردن مردم پس از مرگ تواناست. بنابراین هرچند بنده بیشتر به سوی خدا انابت و رجوع داشته باشد، از آیات و نشانههای بیشتری بهرهمند میشود؛ چون او به سوی خدا روی آورده، و اراده و خواست او متوجه خدایش بوده، و در همۀ کارهایش به سوی خدا باز گشته است. از این رو به پروردگارش نزدیک شده، و هدفی جز کسب خشنودی او را ندارد. بنابراین او از روی فکر و عبرت به مخلوقات مینگرد، و نگاه او به مخلوقات نگاهی غافلانه و غیر مفید نمیباشد.
سبأ 34:8
وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ آنان که از دانش برخورداري يافته اند مي دانند که آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداي پيروزمند ستودني راه مي نمايد. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ؛ کافران گفتند : آيا مي خواهيد به مردي دلالتتان کنيم که شما را مي گويد :آنگاه که پاره پاره شويد و ريز ريز ، از نو آفريده خواهيد شد ? أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ؛ آيا بر خدا دروغ مي بندد ، يا ديوانه است ? نه ، آنان که به آخرت ايمان ، ندارند ، در عذابند و سخت از راه دورند. أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ؛ آيا به پيش روي يا پشت سر خود از آسمانها و زمين نمي نگرند ? اگر بخواهيم ، آنها را در زمين فرو مي بريم يا قطعه اي از آسمان را بر سرشان مي افکنيم و در اين براي هر بنده اي که به خدا باز مي گردد عبرتي است.
(7) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کافران در قالب تکذیب و تمسخر و بعید دانستن به یکدیگر گفتند: (﴿هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ﴾) آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر میدهد هنگامی که پیکرهایتان کاملاً متلاشی شد آفرینش تازهای پیدا میکنید؟ منظورشان از آن مرد، پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود. و مرادشان این بود که او خبری را آورده که تحقق آن بعید است، تا جایی که سخن او را خندهآور میدانستند و او را مورد تمسخر قرار داده و میگفتند: او چگونه میگوید شما پس از مرده شدن زنده میشوید، پس از آنکه بدنتان خشک و متلاشی شد و اعضایتان از بین رفت؟!
(8) آیا مردی که این خبر را آورده (﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾) بر خداوند دروغی بسته و نسبت به ایشان جسارت نموده و این گونه گفته است؟ (﴿أَم بِهِۦ جِنَّةُۢۗ﴾) یا نوعی دیوانگی دارد؟ و اگر دیوانه است، پس بعید نیست چنین سخنی بگوید؛ زیرا دیوانگی فنون و ترفندهای خاص خود را دارد. آنها از روی ستمگری و عناد چنین میگفتند، و میدانستند که پیامبر از همۀ مردم راستگوتر و عاقلتر است. از این رو با او دشمنی ورزیده و جان و مال خود را در راه جلوگیری و باز داشتن مردم از او به کار بردند. پس اگر او دروغگو و دیوانه بود ـ ای بیخردان ـ سزاوار نبود که به آنچه میگوید گوش کنید و دعوت او را لبیک گویید؛ زیرا فرد عاقل و فرزانه نباید به دیوانه توجه نماید، و یا تحت تاثیر سخنانش قرار گیرد. و چنانچه سرکشی و ستم شما در میان نبود، به اجابت و پاسخگویی ایشان مبادرت میورزیدید، ولی﴿وَمَا تُغۡنِي ٱلۡأٓيَٰتُ وَٱلنُّذُرُ عَن قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ﴾ آیات و بیمها قومی را که ایمان نمیآورند فایدهای نمیدهد. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾) بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند و کسانی که این گفتار کفر آمیز را گفتهاند، جزو این دسته از کافراناند. (﴿فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ﴾) در بدبختی بزرگ و گمراهی دور و درازی هستند؛ گمراهیای که به راه راست و درست نزدیک نیست، و با آن فاصلۀ زیادی دارد. و چه بدبختی و گمراهیای بزرگتر از آن است که آنها قدرت خداوند را بر زنده کردن مردگان انکار کردند؛ و پیامبرش را که این خبر را آورده بود، تکذیب نمودند و او را مورد تمسخر قرار دادند؛ و یقین حاصل کردند که آنچه خودشان میگویند حق است؟ پس آنها حق را باطل انگاشتند، و باطل و گمراهی را حق و هدایت دیدند.
(9) سپس دلیل عقلی را به آنها گوشزد نمود که بر بعید نبودن رستاخیز – آنچنان که آنها آن را بعید میدانستند - دلالت مینماید و فرمود: اگر آنها به آنچه پیش رو و پشت سرشان است بنگرند، از قبیل: آسمان و زمین، آنچنان قدرت الهی را در این چیزها میبینند که عقلها را به حیرت میاندازد ، و چنان چیزهایی از عظمت خداوند را مشاهده خواهند کرد که علمای برجسته را حیرت زده مینماید. و آفرینش آسمان و زمین و عظمت آنها و مخلوقاتی که در آنها وجود دارند، از دوباره زنده کردن مردم به مراتب بزرگتر و مهمتر است. پس چه چیزی آنها را به تکذیب وا میدارد، در صورتی که بزرگتر از آن را تصدیق مینمایند؟ آری! زنده شدن مردهها پس از مرگ، یک خبر غیبی است که تا کنون پنهان است، و آن را مشاهده نکردهاند ، از این رو آن را تکذیب میکنند. خداوند متعال میفرماید: (﴿إِن نَّشَأۡ نَخۡسِفۡ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ نُسۡقِطۡ عَلَيۡهِمۡ كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو میبریم، یا پارههایی از آسمان را بر آنان میافکنیم؛ یعنی پارههایی از عذاب بر آنها فرود میآوریم؛ چون آسمان و زمین تحت تدبیر و تصرف ما هستند، و اگر ما به آسمان و زمین فرمان دهیم، سرپیچی نمیکنند. پس، از اصرار بر تکذیب بپرهیزید که در آن صورت سختترین کیفر را به شما خواهیم داد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ﴾) بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنها هست، نشانهایست برای هر بندهای که به سوی پروردگارش بازگردد و از او اطاعت نماید. پس چنین کسی یقین میکند که خداوند بر زنده کردن مردم پس از مرگ تواناست. بنابراین هرچند بنده بیشتر به سوی خدا انابت و رجوع داشته باشد، از آیات و نشانههای بیشتری بهرهمند میشود؛ چون او به سوی خدا روی آورده، و اراده و خواست او متوجه خدایش بوده، و در همۀ کارهایش به سوی خدا باز گشته است. از این رو به پروردگارش نزدیک شده، و هدفی جز کسب خشنودی او را ندارد. بنابراین او از روی فکر و عبرت به مخلوقات مینگرد، و نگاه او به مخلوقات نگاهی غافلانه و غیر مفید نمیباشد.
سبأ 34:9
وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ آنان که از دانش برخورداري يافته اند مي دانند که آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداي پيروزمند ستودني راه مي نمايد. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ؛ کافران گفتند : آيا مي خواهيد به مردي دلالتتان کنيم که شما را مي گويد :آنگاه که پاره پاره شويد و ريز ريز ، از نو آفريده خواهيد شد ? أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ؛ آيا بر خدا دروغ مي بندد ، يا ديوانه است ? نه ، آنان که به آخرت ايمان ، ندارند ، در عذابند و سخت از راه دورند. أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ؛ آيا به پيش روي يا پشت سر خود از آسمانها و زمين نمي نگرند ? اگر بخواهيم ، آنها را در زمين فرو مي بريم يا قطعه اي از آسمان را بر سرشان مي افکنيم و در اين براي هر بنده اي که به خدا باز مي گردد عبرتي است.
(7) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و کافران در قالب تکذیب و تمسخر و بعید دانستن به یکدیگر گفتند: (﴿هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ﴾) آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر میدهد هنگامی که پیکرهایتان کاملاً متلاشی شد آفرینش تازهای پیدا میکنید؟ منظورشان از آن مرد، پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود. و مرادشان این بود که او خبری را آورده که تحقق آن بعید است، تا جایی که سخن او را خندهآور میدانستند و او را مورد تمسخر قرار داده و میگفتند: او چگونه میگوید شما پس از مرده شدن زنده میشوید، پس از آنکه بدنتان خشک و متلاشی شد و اعضایتان از بین رفت؟!
(8) آیا مردی که این خبر را آورده (﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾) بر خداوند دروغی بسته و نسبت به ایشان جسارت نموده و این گونه گفته است؟ (﴿أَم بِهِۦ جِنَّةُۢۗ﴾) یا نوعی دیوانگی دارد؟ و اگر دیوانه است، پس بعید نیست چنین سخنی بگوید؛ زیرا دیوانگی فنون و ترفندهای خاص خود را دارد. آنها از روی ستمگری و عناد چنین میگفتند، و میدانستند که پیامبر از همۀ مردم راستگوتر و عاقلتر است. از این رو با او دشمنی ورزیده و جان و مال خود را در راه جلوگیری و باز داشتن مردم از او به کار بردند. پس اگر او دروغگو و دیوانه بود ـ ای بیخردان ـ سزاوار نبود که به آنچه میگوید گوش کنید و دعوت او را لبیک گویید؛ زیرا فرد عاقل و فرزانه نباید به دیوانه توجه نماید، و یا تحت تاثیر سخنانش قرار گیرد. و چنانچه سرکشی و ستم شما در میان نبود، به اجابت و پاسخگویی ایشان مبادرت میورزیدید، ولی﴿وَمَا تُغۡنِي ٱلۡأٓيَٰتُ وَٱلنُّذُرُ عَن قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ﴾ آیات و بیمها قومی را که ایمان نمیآورند فایدهای نمیدهد. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾) بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند و کسانی که این گفتار کفر آمیز را گفتهاند، جزو این دسته از کافراناند. (﴿فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ﴾) در بدبختی بزرگ و گمراهی دور و درازی هستند؛ گمراهیای که به راه راست و درست نزدیک نیست، و با آن فاصلۀ زیادی دارد. و چه بدبختی و گمراهیای بزرگتر از آن است که آنها قدرت خداوند را بر زنده کردن مردگان انکار کردند؛ و پیامبرش را که این خبر را آورده بود، تکذیب نمودند و او را مورد تمسخر قرار دادند؛ و یقین حاصل کردند که آنچه خودشان میگویند حق است؟ پس آنها حق را باطل انگاشتند، و باطل و گمراهی را حق و هدایت دیدند.
(9) سپس دلیل عقلی را به آنها گوشزد نمود که بر بعید نبودن رستاخیز – آنچنان که آنها آن را بعید میدانستند - دلالت مینماید و فرمود: اگر آنها به آنچه پیش رو و پشت سرشان است بنگرند، از قبیل: آسمان و زمین، آنچنان قدرت الهی را در این چیزها میبینند که عقلها را به حیرت میاندازد ، و چنان چیزهایی از عظمت خداوند را مشاهده خواهند کرد که علمای برجسته را حیرت زده مینماید. و آفرینش آسمان و زمین و عظمت آنها و مخلوقاتی که در آنها وجود دارند، از دوباره زنده کردن مردم به مراتب بزرگتر و مهمتر است. پس چه چیزی آنها را به تکذیب وا میدارد، در صورتی که بزرگتر از آن را تصدیق مینمایند؟ آری! زنده شدن مردهها پس از مرگ، یک خبر غیبی است که تا کنون پنهان است، و آن را مشاهده نکردهاند ، از این رو آن را تکذیب میکنند. خداوند متعال میفرماید: (﴿إِن نَّشَأۡ نَخۡسِفۡ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ نُسۡقِطۡ عَلَيۡهِمۡ كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾) اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو میبریم، یا پارههایی از آسمان را بر آنان میافکنیم؛ یعنی پارههایی از عذاب بر آنها فرود میآوریم؛ چون آسمان و زمین تحت تدبیر و تصرف ما هستند، و اگر ما به آسمان و زمین فرمان دهیم، سرپیچی نمیکنند. پس، از اصرار بر تکذیب بپرهیزید که در آن صورت سختترین کیفر را به شما خواهیم داد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ﴾) بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنها هست، نشانهایست برای هر بندهای که به سوی پروردگارش بازگردد و از او اطاعت نماید. پس چنین کسی یقین میکند که خداوند بر زنده کردن مردم پس از مرگ تواناست. بنابراین هرچند بنده بیشتر به سوی خدا انابت و رجوع داشته باشد، از آیات و نشانههای بیشتری بهرهمند میشود؛ چون او به سوی خدا روی آورده، و اراده و خواست او متوجه خدایش بوده، و در همۀ کارهایش به سوی خدا باز گشته است. از این رو به پروردگارش نزدیک شده، و هدفی جز کسب خشنودی او را ندارد. بنابراین او از روی فکر و عبرت به مخلوقات مینگرد، و نگاه او به مخلوقات نگاهی غافلانه و غیر مفید نمیباشد.
سبأ 34:10
وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ؛ داود را از سوي خود فضيلتي داديم که : اي کوهها و اي پرندگان ، با او، هماواز شويد و آهن را برايش نرم کرديم . أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ که زرههاي بلند بساز و در بافتن زره اندازه ها را نگه دار و کارهاي شايسته کنيد ، که من به کارهايتان بصيرم.
(10 - 11) ما بر بنده و پیامبرمان داود علیه السلام منّت گذاردیم و به او فضلی از علم مفید و عمل صالح و نعمتهای دینی و دنیوی بخشیدیم. و از جمله نعمتهای خدا بر داود این بود که خداوند به جمادات؛ یعنی کوهها و پرندگان فرمان داده بود که هرگاه داود تسبیح بکند و خداوند را ستایش گوید، آنها هم همراه با وی خدا را تسبیح کنند و ستایش او را به جای آورند، و این نعمتی از جانب خدا بود که به داود داده بود، و یکی از ویژگیهای وی بود که خداوند قبل و بعد از داود به هیچ احدی نداده است. و این امر، داود و دیگران را بر آن میداشت تا بیشتر خدا را به پاکی بستایند؛ چرا که میدیدند آن جمادات و حیوانات به همراه وی تسبیح و تحمید و تکبیر خدا را تکرار مینمایند، و این چیز آنها را بر ذکر خداوند تشویق مینمود. و یکی از علل اینکه هرگاه داود خدا را تسبیح مینمود، جمادات و حیوانات نیز همراه با او خدا را تسبیح مینمودند، این بود که ـ همانگونه که بسیاری از علما نیز گفتهاند ـ با شنیدن صدای داود دچار وجد و طرب میشدند؛ زیرا خداوند آنچنان صدای دلنشینی به او داده بود که نظیر نداشت؛ و هرگاه او با آن صدای دلانگیز تسبیح و تهلیل و تسبیح مینمود، انسانها و جنها و حتی کوهها و پرندگان که آن را میشنیدند به وجد آمده، و پروردگارشان را به پاکی یاد میکردند و او را میستودند. و شاید یکی از این علل این باشد که اجر و ثواب تسبیح این جمادات و حیوانات هم به داود برسد؛ زیرا علت و سبب تسبیح آنها داود بود، و به تبیعیت از او خدا را تسبیح میکردند. و از جمله فضل خداوند بر داود این بود که آهن را برای او نرم کرد تا از آن زرههای پهن و فراخ بسازد، و خداوند به او یاد داد که چگونه زره بسازد و بافتههای حلقههای آنها را به اندازه و متناسب کند، و سپس هر حلقه را در دیگری فرو ببرد. خداوند متعال میفرماید:﴿وَعَلَّمۡنَٰهُ صَنۡعَةَ لَبُوسٖ لَّكُمۡ لِتُحۡصِنَكُم مِّنۢ بَأۡسِكُمۡۖ فَهَلۡ أَنتُمۡ شَٰكِرُونَ﴾ و به او ساختن لباسهایی برای شما آموختیم تا شما را در جنگ محافظت نماید ، پس آیا شکر میگزارید؟ وقتی که نعمتهای خود را که به او و خانوادهاش داده بود متذکر شد ، او را به سپاسگزاری فرمان داد، و اینکه کار شایسته کنند، و در کارهایشان همواره خدا را مد نظر داشته باشند، و کارها را از مفسدات و مبطلات در امان دارند. چون خداوند به اعمالشان بیناست و از آن آگاه است و هیچ چیزی بر او پوشیده نمیماند.
سبأ 34:11
وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ؛ داود را از سوي خود فضيلتي داديم که : اي کوهها و اي پرندگان ، با او، هماواز شويد و آهن را برايش نرم کرديم . أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ که زرههاي بلند بساز و در بافتن زره اندازه ها را نگه دار و کارهاي شايسته کنيد ، که من به کارهايتان بصيرم.
(10 - 11) ما بر بنده و پیامبرمان داود علیه السلام منّت گذاردیم و به او فضلی از علم مفید و عمل صالح و نعمتهای دینی و دنیوی بخشیدیم. و از جمله نعمتهای خدا بر داود این بود که خداوند به جمادات؛ یعنی کوهها و پرندگان فرمان داده بود که هرگاه داود تسبیح بکند و خداوند را ستایش گوید، آنها هم همراه با وی خدا را تسبیح کنند و ستایش او را به جای آورند، و این نعمتی از جانب خدا بود که به داود داده بود، و یکی از ویژگیهای وی بود که خداوند قبل و بعد از داود به هیچ احدی نداده است. و این امر، داود و دیگران را بر آن میداشت تا بیشتر خدا را به پاکی بستایند؛ چرا که میدیدند آن جمادات و حیوانات به همراه وی تسبیح و تحمید و تکبیر خدا را تکرار مینمایند، و این چیز آنها را بر ذکر خداوند تشویق مینمود. و یکی از علل اینکه هرگاه داود خدا را تسبیح مینمود، جمادات و حیوانات نیز همراه با او خدا را تسبیح مینمودند، این بود که ـ همانگونه که بسیاری از علما نیز گفتهاند ـ با شنیدن صدای داود دچار وجد و طرب میشدند؛ زیرا خداوند آنچنان صدای دلنشینی به او داده بود که نظیر نداشت؛ و هرگاه او با آن صدای دلانگیز تسبیح و تهلیل و تسبیح مینمود، انسانها و جنها و حتی کوهها و پرندگان که آن را میشنیدند به وجد آمده، و پروردگارشان را به پاکی یاد میکردند و او را میستودند. و شاید یکی از این علل این باشد که اجر و ثواب تسبیح این جمادات و حیوانات هم به داود برسد؛ زیرا علت و سبب تسبیح آنها داود بود، و به تبیعیت از او خدا را تسبیح میکردند. و از جمله فضل خداوند بر داود این بود که آهن را برای او نرم کرد تا از آن زرههای پهن و فراخ بسازد، و خداوند به او یاد داد که چگونه زره بسازد و بافتههای حلقههای آنها را به اندازه و متناسب کند، و سپس هر حلقه را در دیگری فرو ببرد. خداوند متعال میفرماید:﴿وَعَلَّمۡنَٰهُ صَنۡعَةَ لَبُوسٖ لَّكُمۡ لِتُحۡصِنَكُم مِّنۢ بَأۡسِكُمۡۖ فَهَلۡ أَنتُمۡ شَٰكِرُونَ﴾ و به او ساختن لباسهایی برای شما آموختیم تا شما را در جنگ محافظت نماید ، پس آیا شکر میگزارید؟ وقتی که نعمتهای خود را که به او و خانوادهاش داده بود متذکر شد ، او را به سپاسگزاری فرمان داد، و اینکه کار شایسته کنند، و در کارهایشان همواره خدا را مد نظر داشته باشند، و کارها را از مفسدات و مبطلات در امان دارند. چون خداوند به اعمالشان بیناست و از آن آگاه است و هیچ چیزی بر او پوشیده نمیماند.
سبأ 34:12
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ ؛ و باد را مسخر سليمان کرديم بامدادان يک ماهه راه مي رفت و شبانگاه يک ماهه راه و چشمه مس را برايش جاري ساختيم و گروهي از ديوها به فرمان پروردگارش برايش کار مي کردند و هر که از آنان سر از فرمان ما مي پيچيد به او عذاب آتش سوزان را مي چشانيديم. يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ ؛ براي وي هر چه مي خواست از بناهاي بلند و تنديسها و کاسه هايي چون حوض و، ديگهاي محکم بر جاي ، مي ساختند اي خاندان داود ، براي سپاسگزاري کاري کنيد و اندکي از بندگان من سپاسگزارند. فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ؛ چون حکم مرگ را بر او رانديم حشره اي از حشرات زمين مردم را بر مرگش آگاه کرد : عصايش را جويد چون فرو افتاد ، ديوها دريافتند که اگر علم غيب مي دانستند ، در آن عذاب خوارکننده نمي ماندند.
(12) وقتی خداوند فضل خویش را بر داود علیه السلام یادآور شد، فضل خود را بر فرزندش سلیمان علیه السلام را نیز بیان نمود و فرمود: خداوند باد را مسخر سلیمان کرد که به فرمان او به حرکت در میآمد، و سلیمان و همۀ آنچه را که همراه او بود با خود میبرد، و مسافتهای بسیار دور و دراز را در مدت کوتاهی میپیمود ، پس در یک روز ، مسافت دو ماه را طی میکرد. (﴿غُدُوُّهَا شَهۡرٞ﴾) یعنی از صبح تا ظهر مسافت یک ماه را میپیمود، (﴿وَرَوَاحُهَا شَهۡرٞ﴾) و از ظهر تا غروب مسافت یک ماه دیگر، (﴿وَأَسَلۡنَا لَهُۥ عَيۡنَ ٱلۡقِطۡرِ﴾) و چشمۀ مس را برای او مسخر کردیم، و اسباب و وسایلی را ـ از قبیل: ظروف و دیگر چیزها که برای درست کردن فرآوردههای مسی از آن استفاده میشود ـ برایش فراهم و آسان گردانیدیم. و خداوند شیاطین و جنها را نیز مسخر سلیمان کرده بود که نمیتوانستند از فرمان او سرپیچی کنند، (﴿وَمَن يَزِغۡ مِنۡهُمۡ عَنۡ أَمۡرِنَا نُذِقۡهُ مِنۡ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴾) و اگر یکی از آنها از فرمان ما سرپیچی میکرد، از آتش سوزان بدو میچشاندیم. و آنان هرچه سلیمان میخواست برایش درست میکردند.
(13) (﴿مِن مَّحَٰرِيبَ﴾) ازقبیل: بناها و قلعههای بزرگ، (﴿وَتَمَٰثِيلَ﴾) و مجسمۀ حیوانات و جمادات، چون این فنون را خوب بلد بودند و توانایی آن را داشتند. (﴿وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ﴾) و کاسههای بزرگی همچون حوضهای بزرگ. این کاسهها را برای سلیمان درست میکردند که او در این کاسهها غذا میداد و به چنین کاسههایی نیاز داشت. (﴿وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍ﴾) و برای او دیگهایی درست میکردند که از بس بزرگ بودند قابل جابهجایی نبوده و در جای خود ثابت بودند. وقتی خداوند منّت و احسان خویش را بر آنها بیان کرد، به آنان فرمان داد تا شکر خدا را به جای آورند. پس فرمود: (﴿ٱعۡمَلُوٓاۡ ءَالَ دَاوُۥدَ﴾) ای خاندان داود! چون منت خدا شامل حال همۀ شما شده، و منافع بسیاری به شما رسیده است، (﴿شُكۡرٗا﴾) شکر نعمتها را که خداوند به شما داده به جای آورید. (﴿وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ﴾) و بندگان سپاسگزار من اندک هستند، بلکه بیشتر بندگان، شکر خدا را بهخاطر نعمتهایی که به آنها بخشیده و بلاهایی که از آنها دور نموده است به جای نمیآورند. و شکر؛ یعنی اعتراف قلب به منت و احسان خداوند، و احساس نیازمندی به آن، و به کار بردن نعمت خداوند در راه اطاعت او، و عدم به کارگیری آن در راه گناه و معصیت.
(14) جنها همواره برای سلیمان کار میکردند، آنها انسانها را گول زده و به آنها گفته بودند که ما غیب میدانیم و از چیزهای پنهان آگاهی داریم. پس خداوند خواست که به بندگان نشان دهد که ادّعای جنها دروغ است، پس آنها برای سلیمان کار میکردند و خداوند مرگ را بر سلیمان مقرر داشت و او بر عصایش تکیه زده بود و در همین حالت از جهان چشم فرو بست. جنها هر وقت از کنار او میگذشتند ، میدیدند که او بر عصایش تکیه زده و گمان میبردند که او زنده است و از او میترسیدند. گفته شده که جنها یک سال به کار خود ادامه دادند تا اینکه موریانه بر عصای سلیمان مسلّط گردید و همچنان آن را میخورد تا اینکه عصا از بین رفت و شکست، آنگاه سلیمان به زمین افتاد و جنها متفرق شدند و انسانها فهمیدند که آنان، (﴿أَن لَّوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواۡ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ﴾) اگر غیب میدانستند، در این عذاب خوار کننده که کار سخت و دشوار بود باقی نمیماندند. پس اگر آنها غیب میدانستند، مردن سلیمان را متوجه میشدند. مردن سلیمان چیزی بود که آنها بیش از همه به آن علاقه داشتند تا از وضعیتی که در آن بودند رهایی یابند.
سبأ 34:13
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ ؛ و باد را مسخر سليمان کرديم بامدادان يک ماهه راه مي رفت و شبانگاه يک ماهه راه و چشمه مس را برايش جاري ساختيم و گروهي از ديوها به فرمان پروردگارش برايش کار مي کردند و هر که از آنان سر از فرمان ما مي پيچيد به او عذاب آتش سوزان را مي چشانيديم. يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ ؛ براي وي هر چه مي خواست از بناهاي بلند و تنديسها و کاسه هايي چون حوض و، ديگهاي محکم بر جاي ، مي ساختند اي خاندان داود ، براي سپاسگزاري کاري کنيد و اندکي از بندگان من سپاسگزارند. فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ؛ چون حکم مرگ را بر او رانديم حشره اي از حشرات زمين مردم را بر مرگش آگاه کرد : عصايش را جويد چون فرو افتاد ، ديوها دريافتند که اگر علم غيب مي دانستند ، در آن عذاب خوارکننده نمي ماندند.
(12) وقتی خداوند فضل خویش را بر داود علیه السلام یادآور شد، فضل خود را بر فرزندش سلیمان علیه السلام را نیز بیان نمود و فرمود: خداوند باد را مسخر سلیمان کرد که به فرمان او به حرکت در میآمد، و سلیمان و همۀ آنچه را که همراه او بود با خود میبرد، و مسافتهای بسیار دور و دراز را در مدت کوتاهی میپیمود ، پس در یک روز ، مسافت دو ماه را طی میکرد. (﴿غُدُوُّهَا شَهۡرٞ﴾) یعنی از صبح تا ظهر مسافت یک ماه را میپیمود، (﴿وَرَوَاحُهَا شَهۡرٞ﴾) و از ظهر تا غروب مسافت یک ماه دیگر، (﴿وَأَسَلۡنَا لَهُۥ عَيۡنَ ٱلۡقِطۡرِ﴾) و چشمۀ مس را برای او مسخر کردیم، و اسباب و وسایلی را ـ از قبیل: ظروف و دیگر چیزها که برای درست کردن فرآوردههای مسی از آن استفاده میشود ـ برایش فراهم و آسان گردانیدیم. و خداوند شیاطین و جنها را نیز مسخر سلیمان کرده بود که نمیتوانستند از فرمان او سرپیچی کنند، (﴿وَمَن يَزِغۡ مِنۡهُمۡ عَنۡ أَمۡرِنَا نُذِقۡهُ مِنۡ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴾) و اگر یکی از آنها از فرمان ما سرپیچی میکرد، از آتش سوزان بدو میچشاندیم. و آنان هرچه سلیمان میخواست برایش درست میکردند.
(13) (﴿مِن مَّحَٰرِيبَ﴾) ازقبیل: بناها و قلعههای بزرگ، (﴿وَتَمَٰثِيلَ﴾) و مجسمۀ حیوانات و جمادات، چون این فنون را خوب بلد بودند و توانایی آن را داشتند. (﴿وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ﴾) و کاسههای بزرگی همچون حوضهای بزرگ. این کاسهها را برای سلیمان درست میکردند که او در این کاسهها غذا میداد و به چنین کاسههایی نیاز داشت. (﴿وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍ﴾) و برای او دیگهایی درست میکردند که از بس بزرگ بودند قابل جابهجایی نبوده و در جای خود ثابت بودند. وقتی خداوند منّت و احسان خویش را بر آنها بیان کرد، به آنان فرمان داد تا شکر خدا را به جای آورند. پس فرمود: (﴿ٱعۡمَلُوٓاۡ ءَالَ دَاوُۥدَ﴾) ای خاندان داود! چون منت خدا شامل حال همۀ شما شده، و منافع بسیاری به شما رسیده است، (﴿شُكۡرٗا﴾) شکر نعمتها را که خداوند به شما داده به جای آورید. (﴿وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ﴾) و بندگان سپاسگزار من اندک هستند، بلکه بیشتر بندگان، شکر خدا را بهخاطر نعمتهایی که به آنها بخشیده و بلاهایی که از آنها دور نموده است به جای نمیآورند. و شکر؛ یعنی اعتراف قلب به منت و احسان خداوند، و احساس نیازمندی به آن، و به کار بردن نعمت خداوند در راه اطاعت او، و عدم به کارگیری آن در راه گناه و معصیت.
(14) جنها همواره برای سلیمان کار میکردند، آنها انسانها را گول زده و به آنها گفته بودند که ما غیب میدانیم و از چیزهای پنهان آگاهی داریم. پس خداوند خواست که به بندگان نشان دهد که ادّعای جنها دروغ است، پس آنها برای سلیمان کار میکردند و خداوند مرگ را بر سلیمان مقرر داشت و او بر عصایش تکیه زده بود و در همین حالت از جهان چشم فرو بست. جنها هر وقت از کنار او میگذشتند ، میدیدند که او بر عصایش تکیه زده و گمان میبردند که او زنده است و از او میترسیدند. گفته شده که جنها یک سال به کار خود ادامه دادند تا اینکه موریانه بر عصای سلیمان مسلّط گردید و همچنان آن را میخورد تا اینکه عصا از بین رفت و شکست، آنگاه سلیمان به زمین افتاد و جنها متفرق شدند و انسانها فهمیدند که آنان، (﴿أَن لَّوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواۡ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ﴾) اگر غیب میدانستند، در این عذاب خوار کننده که کار سخت و دشوار بود باقی نمیماندند. پس اگر آنها غیب میدانستند، مردن سلیمان را متوجه میشدند. مردن سلیمان چیزی بود که آنها بیش از همه به آن علاقه داشتند تا از وضعیتی که در آن بودند رهایی یابند.
سبأ 34:14
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ ؛ و باد را مسخر سليمان کرديم بامدادان يک ماهه راه مي رفت و شبانگاه يک ماهه راه و چشمه مس را برايش جاري ساختيم و گروهي از ديوها به فرمان پروردگارش برايش کار مي کردند و هر که از آنان سر از فرمان ما مي پيچيد به او عذاب آتش سوزان را مي چشانيديم. يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ ؛ براي وي هر چه مي خواست از بناهاي بلند و تنديسها و کاسه هايي چون حوض و، ديگهاي محکم بر جاي ، مي ساختند اي خاندان داود ، براي سپاسگزاري کاري کنيد و اندکي از بندگان من سپاسگزارند. فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ؛ چون حکم مرگ را بر او رانديم حشره اي از حشرات زمين مردم را بر مرگش آگاه کرد : عصايش را جويد چون فرو افتاد ، ديوها دريافتند که اگر علم غيب مي دانستند ، در آن عذاب خوارکننده نمي ماندند.
(12) وقتی خداوند فضل خویش را بر داود علیه السلام یادآور شد، فضل خود را بر فرزندش سلیمان علیه السلام را نیز بیان نمود و فرمود: خداوند باد را مسخر سلیمان کرد که به فرمان او به حرکت در میآمد، و سلیمان و همۀ آنچه را که همراه او بود با خود میبرد، و مسافتهای بسیار دور و دراز را در مدت کوتاهی میپیمود ، پس در یک روز ، مسافت دو ماه را طی میکرد. (﴿غُدُوُّهَا شَهۡرٞ﴾) یعنی از صبح تا ظهر مسافت یک ماه را میپیمود، (﴿وَرَوَاحُهَا شَهۡرٞ﴾) و از ظهر تا غروب مسافت یک ماه دیگر، (﴿وَأَسَلۡنَا لَهُۥ عَيۡنَ ٱلۡقِطۡرِ﴾) و چشمۀ مس را برای او مسخر کردیم، و اسباب و وسایلی را ـ از قبیل: ظروف و دیگر چیزها که برای درست کردن فرآوردههای مسی از آن استفاده میشود ـ برایش فراهم و آسان گردانیدیم. و خداوند شیاطین و جنها را نیز مسخر سلیمان کرده بود که نمیتوانستند از فرمان او سرپیچی کنند، (﴿وَمَن يَزِغۡ مِنۡهُمۡ عَنۡ أَمۡرِنَا نُذِقۡهُ مِنۡ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴾) و اگر یکی از آنها از فرمان ما سرپیچی میکرد، از آتش سوزان بدو میچشاندیم. و آنان هرچه سلیمان میخواست برایش درست میکردند.
(13) (﴿مِن مَّحَٰرِيبَ﴾) ازقبیل: بناها و قلعههای بزرگ، (﴿وَتَمَٰثِيلَ﴾) و مجسمۀ حیوانات و جمادات، چون این فنون را خوب بلد بودند و توانایی آن را داشتند. (﴿وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ﴾) و کاسههای بزرگی همچون حوضهای بزرگ. این کاسهها را برای سلیمان درست میکردند که او در این کاسهها غذا میداد و به چنین کاسههایی نیاز داشت. (﴿وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍ﴾) و برای او دیگهایی درست میکردند که از بس بزرگ بودند قابل جابهجایی نبوده و در جای خود ثابت بودند. وقتی خداوند منّت و احسان خویش را بر آنها بیان کرد، به آنان فرمان داد تا شکر خدا را به جای آورند. پس فرمود: (﴿ٱعۡمَلُوٓاۡ ءَالَ دَاوُۥدَ﴾) ای خاندان داود! چون منت خدا شامل حال همۀ شما شده، و منافع بسیاری به شما رسیده است، (﴿شُكۡرٗا﴾) شکر نعمتها را که خداوند به شما داده به جای آورید. (﴿وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ﴾) و بندگان سپاسگزار من اندک هستند، بلکه بیشتر بندگان، شکر خدا را بهخاطر نعمتهایی که به آنها بخشیده و بلاهایی که از آنها دور نموده است به جای نمیآورند. و شکر؛ یعنی اعتراف قلب به منت و احسان خداوند، و احساس نیازمندی به آن، و به کار بردن نعمت خداوند در راه اطاعت او، و عدم به کارگیری آن در راه گناه و معصیت.
(14) جنها همواره برای سلیمان کار میکردند، آنها انسانها را گول زده و به آنها گفته بودند که ما غیب میدانیم و از چیزهای پنهان آگاهی داریم. پس خداوند خواست که به بندگان نشان دهد که ادّعای جنها دروغ است، پس آنها برای سلیمان کار میکردند و خداوند مرگ را بر سلیمان مقرر داشت و او بر عصایش تکیه زده بود و در همین حالت از جهان چشم فرو بست. جنها هر وقت از کنار او میگذشتند ، میدیدند که او بر عصایش تکیه زده و گمان میبردند که او زنده است و از او میترسیدند. گفته شده که جنها یک سال به کار خود ادامه دادند تا اینکه موریانه بر عصای سلیمان مسلّط گردید و همچنان آن را میخورد تا اینکه عصا از بین رفت و شکست، آنگاه سلیمان به زمین افتاد و جنها متفرق شدند و انسانها فهمیدند که آنان، (﴿أَن لَّوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواۡ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ﴾) اگر غیب میدانستند، در این عذاب خوار کننده که کار سخت و دشوار بود باقی نمیماندند. پس اگر آنها غیب میدانستند، مردن سلیمان را متوجه میشدند. مردن سلیمان چیزی بود که آنها بیش از همه به آن علاقه داشتند تا از وضعیتی که در آن بودند رهایی یابند.
سبأ 34:15
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛ مردم سبا را در مساکنشان عبرتي بود : دو بوستان داشتند ، يکي از جانب ، راست و يکي از جانب چپ از آنچه پروردگارتان به شما روزي داده است بخوريد و شکر او به جاي آوريد شهري خوش و پاکيزه و پروردگاري آمرزنده. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ؛ اعراض کردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کرديم با ميوه اي تلخ و شوره گز و اندکي سدر. ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ؛ آنها را که ناسپاس بودند اينچنين جزا داديم آيا ما جز ناسپاسان را مجازات مي کنيم ? وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ؛ ميان آنان و قريه هايي که برکت داده بوديم ، قريه هايي آبادان و بر، سرراه پديد آورديم و منزلهاي برابر معين کرديم در آن راهها ايمن از گزند ، شبها و روزها سفر کنيد. فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ؛ بر خويشتن ستم کردند و گفتند : اي پروردگار ما ، منزلگاههاي ما را از هم دور گردان ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراکنده شان ساختيم و در اين عبرتهاست براي شکيبايان سپاسگزار. وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ شيطان گمان خود را در باره آنها درست يافت و جز گروهي از مؤمنان ،، ديگران از او پيروي کردند. وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ؛ و شيطان را بر آنان تسلطي نبود ، مگر آنکه مي خواستيم بدانيم که چه کساني به قيامت ايمان دارند و چه کساني از آن در شک هستند و پروردگار تونگهبان هر چيزي است.
(15 - 19) سبا قبیلۀ معروفی در منطقۀ جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مأرب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همۀ مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشد و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است تا بهتر [حقیقت را] تصدیق نمایند؛ و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾) به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست؛ و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده، و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند، و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که (﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾) دو باغ از راست و چپ و رودخانۀ بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانۀ این رودخانه، سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید، و آب زیادی در آنجا جمع میشد؛ سپس با این آب، باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند؛ و آن دو باغ بزرگ، میوههای زیادی به اندازۀ نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را بهجای آورند. یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود؛ چون هوای آن خوب بود، و از آلودگی خبری نبود، و روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند، آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: (﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾) شهری پاک، و پروردگاری آمرزنده دارید؛ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد. پس آن باغهای زیبا و درختان پر میوه از بین رفتند، و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾) به جای دو باغشان، دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگزاری ناشکری کردند، نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواۡۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ﴾) این کیفر را، به سزای آنکه ناسپاسی کردند به آنها دادیم، و آیا ما جز کسی را که به خدا کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد
(20) (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد.
(21) [وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند ، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند، و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضربالمثل استفاده میکردند، و میگفتند:«همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند.» و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعۀ آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارۀ او فرموده است: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این واقعه، برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههای عبرتی است؛ کسی که در برابر سختیها صبور و شکیباست، و آن را بهخاطر خدا تحمل میکند، و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگزارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید؛ و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا بهکار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود ، میداند که این کیفر و عذاب، سزای ناشکری نعمت خدا بوده است؛ و هر کس مانند آنها ناسپاسی کند، به سزای آنها گرفتار خواهد شد. و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند ، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنان راست گرداند؛ آنجا که شیطان به پروردگارش گفت:﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾ سوگند به عزت و قدرت تو همۀ آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و این پندار و گمان شیطان بود، و به این یقین نداشت؛ چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همۀ بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، (﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس، از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾) و به درستی که شیطان پندارش را دربارۀ مردم راست گرداند. پس آیه عام است؛ و هر کس را که از شیطان پیروی نماید، شامل میشود.] سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد، و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند؛ اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، (﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾) تا بازار امتحان برپا شود، و راستگو از دروغگو مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبهۀ شیطانی ثابت قدم میماند، مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد، مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار داده است، و با آن بندگانش را میآزماید، و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. (﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾) و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است؛ بندگان را حفاظت میکند، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
سبأ 34:16
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛ مردم سبا را در مساکنشان عبرتي بود : دو بوستان داشتند ، يکي از جانب ، راست و يکي از جانب چپ از آنچه پروردگارتان به شما روزي داده است بخوريد و شکر او به جاي آوريد شهري خوش و پاکيزه و پروردگاري آمرزنده. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ؛ اعراض کردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کرديم با ميوه اي تلخ و شوره گز و اندکي سدر. ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ؛ آنها را که ناسپاس بودند اينچنين جزا داديم آيا ما جز ناسپاسان را مجازات مي کنيم ? وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ؛ ميان آنان و قريه هايي که برکت داده بوديم ، قريه هايي آبادان و بر، سرراه پديد آورديم و منزلهاي برابر معين کرديم در آن راهها ايمن از گزند ، شبها و روزها سفر کنيد. فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ؛ بر خويشتن ستم کردند و گفتند : اي پروردگار ما ، منزلگاههاي ما را از هم دور گردان ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراکنده شان ساختيم و در اين عبرتهاست براي شکيبايان سپاسگزار. وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ شيطان گمان خود را در باره آنها درست يافت و جز گروهي از مؤمنان ،، ديگران از او پيروي کردند. وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ؛ و شيطان را بر آنان تسلطي نبود ، مگر آنکه مي خواستيم بدانيم که چه کساني به قيامت ايمان دارند و چه کساني از آن در شک هستند و پروردگار تونگهبان هر چيزي است.
(15 - 19) سبا قبیلۀ معروفی در منطقۀ جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مأرب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همۀ مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشد و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است تا بهتر [حقیقت را] تصدیق نمایند؛ و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾) به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست؛ و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده، و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند، و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که (﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾) دو باغ از راست و چپ و رودخانۀ بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانۀ این رودخانه، سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید، و آب زیادی در آنجا جمع میشد؛ سپس با این آب، باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند؛ و آن دو باغ بزرگ، میوههای زیادی به اندازۀ نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را بهجای آورند. یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود؛ چون هوای آن خوب بود، و از آلودگی خبری نبود، و روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند، آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: (﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾) شهری پاک، و پروردگاری آمرزنده دارید؛ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد. پس آن باغهای زیبا و درختان پر میوه از بین رفتند، و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾) به جای دو باغشان، دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگزاری ناشکری کردند، نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواۡۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ﴾) این کیفر را، به سزای آنکه ناسپاسی کردند به آنها دادیم، و آیا ما جز کسی را که به خدا کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد
(20) (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد.
(21) [وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند ، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند، و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضربالمثل استفاده میکردند، و میگفتند:«همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند.» و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعۀ آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارۀ او فرموده است: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این واقعه، برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههای عبرتی است؛ کسی که در برابر سختیها صبور و شکیباست، و آن را بهخاطر خدا تحمل میکند، و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگزارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید؛ و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا بهکار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود ، میداند که این کیفر و عذاب، سزای ناشکری نعمت خدا بوده است؛ و هر کس مانند آنها ناسپاسی کند، به سزای آنها گرفتار خواهد شد. و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند ، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنان راست گرداند؛ آنجا که شیطان به پروردگارش گفت:﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾ سوگند به عزت و قدرت تو همۀ آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و این پندار و گمان شیطان بود، و به این یقین نداشت؛ چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همۀ بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، (﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس، از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾) و به درستی که شیطان پندارش را دربارۀ مردم راست گرداند. پس آیه عام است؛ و هر کس را که از شیطان پیروی نماید، شامل میشود.] سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد، و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند؛ اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، (﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾) تا بازار امتحان برپا شود، و راستگو از دروغگو مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبهۀ شیطانی ثابت قدم میماند، مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد، مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار داده است، و با آن بندگانش را میآزماید، و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. (﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾) و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است؛ بندگان را حفاظت میکند، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
سبأ 34:17
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛ مردم سبا را در مساکنشان عبرتي بود : دو بوستان داشتند ، يکي از جانب ، راست و يکي از جانب چپ از آنچه پروردگارتان به شما روزي داده است بخوريد و شکر او به جاي آوريد شهري خوش و پاکيزه و پروردگاري آمرزنده. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ؛ اعراض کردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کرديم با ميوه اي تلخ و شوره گز و اندکي سدر. ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ؛ آنها را که ناسپاس بودند اينچنين جزا داديم آيا ما جز ناسپاسان را مجازات مي کنيم ? وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ؛ ميان آنان و قريه هايي که برکت داده بوديم ، قريه هايي آبادان و بر، سرراه پديد آورديم و منزلهاي برابر معين کرديم در آن راهها ايمن از گزند ، شبها و روزها سفر کنيد. فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ؛ بر خويشتن ستم کردند و گفتند : اي پروردگار ما ، منزلگاههاي ما را از هم دور گردان ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراکنده شان ساختيم و در اين عبرتهاست براي شکيبايان سپاسگزار. وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ شيطان گمان خود را در باره آنها درست يافت و جز گروهي از مؤمنان ،، ديگران از او پيروي کردند. وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ؛ و شيطان را بر آنان تسلطي نبود ، مگر آنکه مي خواستيم بدانيم که چه کساني به قيامت ايمان دارند و چه کساني از آن در شک هستند و پروردگار تونگهبان هر چيزي است.
(15 - 19) سبا قبیلۀ معروفی در منطقۀ جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مأرب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همۀ مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشد و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است تا بهتر [حقیقت را] تصدیق نمایند؛ و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾) به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست؛ و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده، و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند، و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که (﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾) دو باغ از راست و چپ و رودخانۀ بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانۀ این رودخانه، سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید، و آب زیادی در آنجا جمع میشد؛ سپس با این آب، باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند؛ و آن دو باغ بزرگ، میوههای زیادی به اندازۀ نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را بهجای آورند. یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود؛ چون هوای آن خوب بود، و از آلودگی خبری نبود، و روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند، آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: (﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾) شهری پاک، و پروردگاری آمرزنده دارید؛ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد. پس آن باغهای زیبا و درختان پر میوه از بین رفتند، و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾) به جای دو باغشان، دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگزاری ناشکری کردند، نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواۡۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ﴾) این کیفر را، به سزای آنکه ناسپاسی کردند به آنها دادیم، و آیا ما جز کسی را که به خدا کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد
(20) (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد.
(21) [وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند ، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند، و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضربالمثل استفاده میکردند، و میگفتند:«همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند.» و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعۀ آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارۀ او فرموده است: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این واقعه، برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههای عبرتی است؛ کسی که در برابر سختیها صبور و شکیباست، و آن را بهخاطر خدا تحمل میکند، و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگزارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید؛ و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا بهکار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود ، میداند که این کیفر و عذاب، سزای ناشکری نعمت خدا بوده است؛ و هر کس مانند آنها ناسپاسی کند، به سزای آنها گرفتار خواهد شد. و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند ، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنان راست گرداند؛ آنجا که شیطان به پروردگارش گفت:﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾ سوگند به عزت و قدرت تو همۀ آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و این پندار و گمان شیطان بود، و به این یقین نداشت؛ چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همۀ بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، (﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس، از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾) و به درستی که شیطان پندارش را دربارۀ مردم راست گرداند. پس آیه عام است؛ و هر کس را که از شیطان پیروی نماید، شامل میشود.] سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد، و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند؛ اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، (﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾) تا بازار امتحان برپا شود، و راستگو از دروغگو مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبهۀ شیطانی ثابت قدم میماند، مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد، مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار داده است، و با آن بندگانش را میآزماید، و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. (﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾) و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است؛ بندگان را حفاظت میکند، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
سبأ 34:18
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛ مردم سبا را در مساکنشان عبرتي بود : دو بوستان داشتند ، يکي از جانب ، راست و يکي از جانب چپ از آنچه پروردگارتان به شما روزي داده است بخوريد و شکر او به جاي آوريد شهري خوش و پاکيزه و پروردگاري آمرزنده. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ؛ اعراض کردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کرديم با ميوه اي تلخ و شوره گز و اندکي سدر. ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ؛ آنها را که ناسپاس بودند اينچنين جزا داديم آيا ما جز ناسپاسان را مجازات مي کنيم ? وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ؛ ميان آنان و قريه هايي که برکت داده بوديم ، قريه هايي آبادان و بر، سرراه پديد آورديم و منزلهاي برابر معين کرديم در آن راهها ايمن از گزند ، شبها و روزها سفر کنيد. فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ؛ بر خويشتن ستم کردند و گفتند : اي پروردگار ما ، منزلگاههاي ما را از هم دور گردان ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراکنده شان ساختيم و در اين عبرتهاست براي شکيبايان سپاسگزار. وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ شيطان گمان خود را در باره آنها درست يافت و جز گروهي از مؤمنان ،، ديگران از او پيروي کردند. وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ؛ و شيطان را بر آنان تسلطي نبود ، مگر آنکه مي خواستيم بدانيم که چه کساني به قيامت ايمان دارند و چه کساني از آن در شک هستند و پروردگار تونگهبان هر چيزي است.
(15 - 19) سبا قبیلۀ معروفی در منطقۀ جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مأرب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همۀ مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشد و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است تا بهتر [حقیقت را] تصدیق نمایند؛ و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾) به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست؛ و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده، و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند، و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که (﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾) دو باغ از راست و چپ و رودخانۀ بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانۀ این رودخانه، سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید، و آب زیادی در آنجا جمع میشد؛ سپس با این آب، باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند؛ و آن دو باغ بزرگ، میوههای زیادی به اندازۀ نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را بهجای آورند. یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود؛ چون هوای آن خوب بود، و از آلودگی خبری نبود، و روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند، آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: (﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾) شهری پاک، و پروردگاری آمرزنده دارید؛ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد. پس آن باغهای زیبا و درختان پر میوه از بین رفتند، و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾) به جای دو باغشان، دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگزاری ناشکری کردند، نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواۡۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ﴾) این کیفر را، به سزای آنکه ناسپاسی کردند به آنها دادیم، و آیا ما جز کسی را که به خدا کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد
(20) (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد.
(21) [وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند ، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند، و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضربالمثل استفاده میکردند، و میگفتند:«همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند.» و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعۀ آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارۀ او فرموده است: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این واقعه، برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههای عبرتی است؛ کسی که در برابر سختیها صبور و شکیباست، و آن را بهخاطر خدا تحمل میکند، و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگزارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید؛ و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا بهکار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود ، میداند که این کیفر و عذاب، سزای ناشکری نعمت خدا بوده است؛ و هر کس مانند آنها ناسپاسی کند، به سزای آنها گرفتار خواهد شد. و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند ، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنان راست گرداند؛ آنجا که شیطان به پروردگارش گفت:﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾ سوگند به عزت و قدرت تو همۀ آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و این پندار و گمان شیطان بود، و به این یقین نداشت؛ چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همۀ بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، (﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس، از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾) و به درستی که شیطان پندارش را دربارۀ مردم راست گرداند. پس آیه عام است؛ و هر کس را که از شیطان پیروی نماید، شامل میشود.] سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد، و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند؛ اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، (﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾) تا بازار امتحان برپا شود، و راستگو از دروغگو مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبهۀ شیطانی ثابت قدم میماند، مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد، مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار داده است، و با آن بندگانش را میآزماید، و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. (﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾) و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است؛ بندگان را حفاظت میکند، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
سبأ 34:19
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛ مردم سبا را در مساکنشان عبرتي بود : دو بوستان داشتند ، يکي از جانب ، راست و يکي از جانب چپ از آنچه پروردگارتان به شما روزي داده است بخوريد و شکر او به جاي آوريد شهري خوش و پاکيزه و پروردگاري آمرزنده. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ؛ اعراض کردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کرديم با ميوه اي تلخ و شوره گز و اندکي سدر. ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ؛ آنها را که ناسپاس بودند اينچنين جزا داديم آيا ما جز ناسپاسان را مجازات مي کنيم ? وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ؛ ميان آنان و قريه هايي که برکت داده بوديم ، قريه هايي آبادان و بر، سرراه پديد آورديم و منزلهاي برابر معين کرديم در آن راهها ايمن از گزند ، شبها و روزها سفر کنيد. فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ؛ بر خويشتن ستم کردند و گفتند : اي پروردگار ما ، منزلگاههاي ما را از هم دور گردان ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراکنده شان ساختيم و در اين عبرتهاست براي شکيبايان سپاسگزار. وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ شيطان گمان خود را در باره آنها درست يافت و جز گروهي از مؤمنان ،، ديگران از او پيروي کردند. وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ؛ و شيطان را بر آنان تسلطي نبود ، مگر آنکه مي خواستيم بدانيم که چه کساني به قيامت ايمان دارند و چه کساني از آن در شک هستند و پروردگار تونگهبان هر چيزي است.
(15 - 19) سبا قبیلۀ معروفی در منطقۀ جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مأرب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همۀ مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشد و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است تا بهتر [حقیقت را] تصدیق نمایند؛ و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾) به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست؛ و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده، و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند، و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که (﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾) دو باغ از راست و چپ و رودخانۀ بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانۀ این رودخانه، سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید، و آب زیادی در آنجا جمع میشد؛ سپس با این آب، باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند؛ و آن دو باغ بزرگ، میوههای زیادی به اندازۀ نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را بهجای آورند. یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود؛ چون هوای آن خوب بود، و از آلودگی خبری نبود، و روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند، آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: (﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾) شهری پاک، و پروردگاری آمرزنده دارید؛ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد. پس آن باغهای زیبا و درختان پر میوه از بین رفتند، و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾) به جای دو باغشان، دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگزاری ناشکری کردند، نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواۡۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ﴾) این کیفر را، به سزای آنکه ناسپاسی کردند به آنها دادیم، و آیا ما جز کسی را که به خدا کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد
(20) (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد.
(21) [وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند ، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند، و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضربالمثل استفاده میکردند، و میگفتند:«همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند.» و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعۀ آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارۀ او فرموده است: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این واقعه، برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههای عبرتی است؛ کسی که در برابر سختیها صبور و شکیباست، و آن را بهخاطر خدا تحمل میکند، و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگزارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید؛ و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا بهکار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود ، میداند که این کیفر و عذاب، سزای ناشکری نعمت خدا بوده است؛ و هر کس مانند آنها ناسپاسی کند، به سزای آنها گرفتار خواهد شد. و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند ، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنان راست گرداند؛ آنجا که شیطان به پروردگارش گفت:﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾ سوگند به عزت و قدرت تو همۀ آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و این پندار و گمان شیطان بود، و به این یقین نداشت؛ چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همۀ بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، (﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس، از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾) و به درستی که شیطان پندارش را دربارۀ مردم راست گرداند. پس آیه عام است؛ و هر کس را که از شیطان پیروی نماید، شامل میشود.] سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد، و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند؛ اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، (﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾) تا بازار امتحان برپا شود، و راستگو از دروغگو مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبهۀ شیطانی ثابت قدم میماند، مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد، مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار داده است، و با آن بندگانش را میآزماید، و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. (﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾) و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است؛ بندگان را حفاظت میکند، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
سبأ 34:20
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛ مردم سبا را در مساکنشان عبرتي بود : دو بوستان داشتند ، يکي از جانب ، راست و يکي از جانب چپ از آنچه پروردگارتان به شما روزي داده است بخوريد و شکر او به جاي آوريد شهري خوش و پاکيزه و پروردگاري آمرزنده. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ؛ اعراض کردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کرديم با ميوه اي تلخ و شوره گز و اندکي سدر. ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ؛ آنها را که ناسپاس بودند اينچنين جزا داديم آيا ما جز ناسپاسان را مجازات مي کنيم ? وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ؛ ميان آنان و قريه هايي که برکت داده بوديم ، قريه هايي آبادان و بر، سرراه پديد آورديم و منزلهاي برابر معين کرديم در آن راهها ايمن از گزند ، شبها و روزها سفر کنيد. فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ؛ بر خويشتن ستم کردند و گفتند : اي پروردگار ما ، منزلگاههاي ما را از هم دور گردان ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراکنده شان ساختيم و در اين عبرتهاست براي شکيبايان سپاسگزار. وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ شيطان گمان خود را در باره آنها درست يافت و جز گروهي از مؤمنان ،، ديگران از او پيروي کردند. وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ؛ و شيطان را بر آنان تسلطي نبود ، مگر آنکه مي خواستيم بدانيم که چه کساني به قيامت ايمان دارند و چه کساني از آن در شک هستند و پروردگار تونگهبان هر چيزي است.
(15 - 19) سبا قبیلۀ معروفی در منطقۀ جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مأرب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همۀ مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشد و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است تا بهتر [حقیقت را] تصدیق نمایند؛ و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾) به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست؛ و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده، و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند، و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که (﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾) دو باغ از راست و چپ و رودخانۀ بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانۀ این رودخانه، سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید، و آب زیادی در آنجا جمع میشد؛ سپس با این آب، باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند؛ و آن دو باغ بزرگ، میوههای زیادی به اندازۀ نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را بهجای آورند. یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود؛ چون هوای آن خوب بود، و از آلودگی خبری نبود، و روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند، آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: (﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾) شهری پاک، و پروردگاری آمرزنده دارید؛ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد. پس آن باغهای زیبا و درختان پر میوه از بین رفتند، و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾) به جای دو باغشان، دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگزاری ناشکری کردند، نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواۡۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ﴾) این کیفر را، به سزای آنکه ناسپاسی کردند به آنها دادیم، و آیا ما جز کسی را که به خدا کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد
(20) (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد.
(21) [وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند ، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند، و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضربالمثل استفاده میکردند، و میگفتند:«همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند.» و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعۀ آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارۀ او فرموده است: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این واقعه، برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههای عبرتی است؛ کسی که در برابر سختیها صبور و شکیباست، و آن را بهخاطر خدا تحمل میکند، و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگزارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید؛ و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا بهکار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود ، میداند که این کیفر و عذاب، سزای ناشکری نعمت خدا بوده است؛ و هر کس مانند آنها ناسپاسی کند، به سزای آنها گرفتار خواهد شد. و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند ، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنان راست گرداند؛ آنجا که شیطان به پروردگارش گفت:﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾ سوگند به عزت و قدرت تو همۀ آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و این پندار و گمان شیطان بود، و به این یقین نداشت؛ چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همۀ بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، (﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس، از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾) و به درستی که شیطان پندارش را دربارۀ مردم راست گرداند. پس آیه عام است؛ و هر کس را که از شیطان پیروی نماید، شامل میشود.] سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد، و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند؛ اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، (﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾) تا بازار امتحان برپا شود، و راستگو از دروغگو مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبهۀ شیطانی ثابت قدم میماند، مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد، مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار داده است، و با آن بندگانش را میآزماید، و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. (﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾) و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است؛ بندگان را حفاظت میکند، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
سبأ 34:21
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ؛ مردم سبا را در مساکنشان عبرتي بود : دو بوستان داشتند ، يکي از جانب ، راست و يکي از جانب چپ از آنچه پروردگارتان به شما روزي داده است بخوريد و شکر او به جاي آوريد شهري خوش و پاکيزه و پروردگاري آمرزنده. فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ؛ اعراض کردند ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کرديم با ميوه اي تلخ و شوره گز و اندکي سدر. ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ؛ آنها را که ناسپاس بودند اينچنين جزا داديم آيا ما جز ناسپاسان را مجازات مي کنيم ? وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ؛ ميان آنان و قريه هايي که برکت داده بوديم ، قريه هايي آبادان و بر، سرراه پديد آورديم و منزلهاي برابر معين کرديم در آن راهها ايمن از گزند ، شبها و روزها سفر کنيد. فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ؛ بر خويشتن ستم کردند و گفتند : اي پروردگار ما ، منزلگاههاي ما را از هم دور گردان ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراکنده شان ساختيم و در اين عبرتهاست براي شکيبايان سپاسگزار. وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ شيطان گمان خود را در باره آنها درست يافت و جز گروهي از مؤمنان ،، ديگران از او پيروي کردند. وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ؛ و شيطان را بر آنان تسلطي نبود ، مگر آنکه مي خواستيم بدانيم که چه کساني به قيامت ايمان دارند و چه کساني از آن در شک هستند و پروردگار تونگهبان هر چيزي است.
(15 - 19) سبا قبیلۀ معروفی در منطقۀ جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مأرب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همۀ مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشد و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است تا بهتر [حقیقت را] تصدیق نمایند؛ و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود: (﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾) به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست؛ و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده، و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند، و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که (﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾) دو باغ از راست و چپ و رودخانۀ بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانۀ این رودخانه، سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید، و آب زیادی در آنجا جمع میشد؛ سپس با این آب، باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند؛ و آن دو باغ بزرگ، میوههای زیادی به اندازۀ نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را بهجای آورند. یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود؛ چون هوای آن خوب بود، و از آلودگی خبری نبود، و روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند، آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: (﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾) شهری پاک، و پروردگاری آمرزنده دارید؛ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد. پس آن باغهای زیبا و درختان پر میوه از بین رفتند، و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: (﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾) به جای دو باغشان، دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگزاری ناشکری کردند، نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواۡۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ﴾) این کیفر را، به سزای آنکه ناسپاسی کردند به آنها دادیم، و آیا ما جز کسی را که به خدا کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟ و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پر برکت و نعمت ـ که ظاهراً همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پر برکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است ـ نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند. بنابراین فرمود: (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾) و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت گردانده بودیم، آبادیهای پیوسته قرار دادیم؛ و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم؛ یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد. پس آنها از یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند، و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند، و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند ، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. (﴿وَظَلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش، بر خود ستم کردند؛ آنگاه خداوند بهوسیلۀ همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد
(20) (﴿سِيرُواۡ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾) شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمن کرد.
(21) [وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند ، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند، و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضربالمثل استفاده میکردند، و میگفتند:«همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند.» و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعۀ آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارۀ او فرموده است: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) بیگمان در این واقعه، برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانههای عبرتی است؛ کسی که در برابر سختیها صبور و شکیباست، و آن را بهخاطر خدا تحمل میکند، و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگزارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید؛ و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا بهکار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود ، میداند که این کیفر و عذاب، سزای ناشکری نعمت خدا بوده است؛ و هر کس مانند آنها ناسپاسی کند، به سزای آنها گرفتار خواهد شد. و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند ، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنان راست گرداند؛ آنجا که شیطان به پروردگارش گفت:﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾ سوگند به عزت و قدرت تو همۀ آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و این پندار و گمان شیطان بود، و به این یقین نداشت؛ چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همۀ بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را دربارۀ آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، (﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس، از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾) به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾) و به درستی که شیطان پندارش را دربارۀ مردم راست گرداند. پس آیه عام است؛ و هر کس را که از شیطان پیروی نماید، شامل میشود.] سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾) و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد، و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند؛ اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، (﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾) تا بازار امتحان برپا شود، و راستگو از دروغگو مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبهۀ شیطانی ثابت قدم میماند، مشخص گردد؛ و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد، مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار داده است، و با آن بندگانش را میآزماید، و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. (﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾) و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است؛ بندگان را حفاظت میکند، و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید، و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
سبأ 34:22
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ ؛ بگو : بخوانيد کساني را که جز خداي يکتا خدا مي پنداريد مالک ذره اي در آسمانها و زمين نيستند و در آفرينش آن دو شرکتي نداشته اند و خدا رادر آفرينش ياري نکرده اند. وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ شفاعت نزد خدا سود نکند ، مگر در باره کسي که او خود اجازت دهد و چون ، بيم از دلهايشان برود ، گويند : پروردگارتان چه گفت ? گويند : سخن حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگ است.
(22 - 23) (﴿قُلِ﴾) ای پیامبر! به کسانی که چیزهایی از مخلوقات را شریک خداوند قرار میدهند که فایده و ضرری نمیتوانند برسانند، و بطلان عبادت و عجز و ناتوانی آن چیزها را برایشان بیان نما و بگو: (﴿ٱدۡعُواۡ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ﴾) آنان را که به جای خداوند میپندارید، به فریاد بخوانید؛ یعنی چیزهایی را که گمان میبرید شریک خداوند هستند بخوانید ، اما خواندن شما فایدهای ندارد؛ زیرا آنها کاملاً ناتواناند، و به هیچ صورت قادر به اجابت دعا و فریاد شما نیستند. آنها کوچکترین اختیاری ندارند، (﴿لَا يَمۡلِكُونَ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و نه بهطور مستقل و نه بهصورت مشترک مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند، و به همین جهت فرمود: (﴿وَمَا لَهُمۡ﴾) و این معبودان خیالی (﴿فِيهِمَا﴾) در آسمانها و زمین، (﴿مِن شِرۡكٖ﴾) هیچ مشارکت زیاد و کمی ندارند. پس آنها نه مُلک و سلطنتی دارند، و نه در آن شراکت دارند. شاید گفته شود با اینکه آنها مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند، و هیچ مشارکتی در آفرینش و تدبیر آسمانها و زمین ندارند، اما آنها یاوران مالک و وزیران او هستند، از این رو صدا زدن و به فریاد خواندن آنها مفید خواهد بود ، چون ـ از آنجا که مالک به آنها نیاز دارد ـ نیازهای کسانی را که دست به دامان آنها میشوند برآورده میسازند. پس خداوند این را هم نفی کرد و فرمود: (﴿وَمَا لَهُۥ مِنۡهُم مِّن ظَهِيرٖ﴾) و خداوند یگانۀ قهار از میان آنها هیچ معاون و یاور و وزیر و پشتیبانی ندارد که در فرمانروایی و تدبیر جهان او را یاری دهد. پس چیزی جز شفاعت باقی نماند و آن را هم خداوند نفی کرد و فرمود: (﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥ﴾) این انواع تعلقاتی است که به وسیلۀ آن مشرکین به بتها و انبازهای خود از قبیل: انسانها و درختان و غیره متوسّل میشوند، و خداوند همۀ این تعلقات را قطع نمود و باطل بودن آن را بیان داشت؛ بیانی که تمامی اصول و مواد شرک را قطع مینماید. چون مشرک که غیر از خداوند را پرستش میکند، بدان جهت است که از او امید نفع و فایده دارد، و همین امیدواری است که او را دچار شرک گردانده است. پس اگر کسی را که به فریاد میخواند غیر از خدا باشد و هیچ نفع و ضرری را نداشته باشد، و با مالک [=خدا] شریک نباشد و به وی هیچ کمک و مساعدتی نرساند، و نتواند بدون اذن و اجازۀ او شفاعت نماید، این فراخوانی و عبادت از نظر عقل گمراهی محسوب شده، و شرع نیز آن را باطل به حساب میآورد. بلکه آنچه مشرک میخواهد، عکس آن واقع میشود! او میخواهد از معبود باطلش فایدهای بهدست آورد، اما خداوند باطل و بیفایده بودن آن را بیان نمود. و در آیات دیگر زیان آن را برای کسانی که به عبادت آن مشغول شدند، بیان کرده و میفرماید: در روز قیامت آنها به همدیگر کفر میورزند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و جایگاه همه آتش جهنّم است:﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم در قیامت گرد آورده میشوند، آنان دشمن ایشان میگردند و پرستش آنان را انکار مینمایند. عجیب است فرد مشرک که متکبرانه از اطاعت پیامبران روی بر میتابد با این استدلال که اینها انسان هستند؛ اما راضی است که درخت و سنگ را بپرستد و به فریاد بخواند و از عبادت خالصانۀ خداوند مهربان متکبرانه روی برتابد، و به پرستش چیزی راضی است که زیانش بیشتر از فایدهاش میباشد. و اینگونه از سرسختترین دشمن خود که شیطان است اطاعت میکند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواۡ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡۖ قَالُواۡ ٱلۡحَقَّ﴾) احتمال دارد که ضمیر در اینجا به مشرکین برگردد چون آنها در عبارت ذکر شدهاند و قاعده در مورد ضمیرها این است که به نزدیکترین کلمۀ مذکور برگردند. در این حالت معنی اینطور میشود: در روز قیامت وقتی که ترس و اضطراب از دلهای مشرکین دور شد و عقلشان سر جایش آمد، از حالتشان در دنیا و تکذیب حقی که پیامبران آورده بودند مورد سؤال واقع خواهند شد؛ و آنها اقرار و اعتراف میکنند کفر و شرکی که آنها بر آن بودند باطل بود، و آنچه که خدا فرموده بود و پیامبرانش از آن خبر دادند حق است. ﴿بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواۡ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُ﴾ پس آنچه را که قبلاً پنهان میکردند، برایشان آشکار میگردد؛ و خواهند دانست که حق از آن خداست، و به گناهان خود اعتراف میکنند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾) و ذات خداوند برتر و بالاتر است، و او فراتر از همۀ مخلوقات است، و بر آنها چیره میباشد، و مقامش والا و دارای صفاتی بزرگ است. (﴿ٱلۡكَبِيرُ﴾) و در ذات و صفات خود بزرگ است. و از مصادیق والا بودن او این است که فرمان خدا رفیع است، و مردم در برابر آن سر تسلیم فرود میآورند، حتی متکبران و مشرکان آن را میپذیرند. و این معنی آشکارتر است، و سیاق بر همین دلالت مینماید. و احتمال دارد که ضمیر به فرشتگان برگردد، چون خداوند وقتی سخن بگوید فرشتگان آن را میشنوند و سجده کنان فرو میافتند. و اولین فرشتهای که سر بلند میکند جبرئیل است، و خداوند از وحی خویش آنچه میخواهد به او میگوید؛ و چون بیهوشی و اضطراب از دلهای فرشتگان بهدر رود، از یکدیگر در مورد این سخن الهی که از آن بیهوش گشتند میپرسند و میگویند: پروردگارتان چه گفت؟ پس آنان به یکدیگر میگویند: خداوند حق فرمود. بنابراین آنها یا بهطور اجمالی میگویند:«خداوند حق میگوید»، چرا که میدانند خداوند جز حق نمیگوید، و یا اینکه وارد جزئیات شده، و مصادیق صداقت و راستگویی و حقگویی خدا را بیان میکنند. پس معنی اینطور میشود: مشرکانی که معبودان باطل را پرستش کردهاند که ناتوانی و نقص آنها و بیفایده بودنشان را برای شما بیان داشتیم، چگونه از عبادت پروردگار بزرگ و والا مقام روی برتافتهاند، درحالی که فرشتگان و آنهایی که مقرب خداوند هستند چنان در برابر او فروتن میباشند که به هنگام شنیدن سخن او بیهوش میافتند و همه اقرار میکنند که خداوند جز حق چیزی نمیگوید؟! این مشرکان را چه شده که از عبادت کسی روی گرداندهاند که چنین عظمت و شکوهی دارد! بسی والا و برتر است خداوند والا مقام از شرک مشرکین و از تهمت و دروغشان.
سبأ 34:23
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ ؛ بگو : بخوانيد کساني را که جز خداي يکتا خدا مي پنداريد مالک ذره اي در آسمانها و زمين نيستند و در آفرينش آن دو شرکتي نداشته اند و خدا رادر آفرينش ياري نکرده اند. وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ شفاعت نزد خدا سود نکند ، مگر در باره کسي که او خود اجازت دهد و چون ، بيم از دلهايشان برود ، گويند : پروردگارتان چه گفت ? گويند : سخن حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگ است.
(22 - 23) (﴿قُلِ﴾) ای پیامبر! به کسانی که چیزهایی از مخلوقات را شریک خداوند قرار میدهند که فایده و ضرری نمیتوانند برسانند، و بطلان عبادت و عجز و ناتوانی آن چیزها را برایشان بیان نما و بگو: (﴿ٱدۡعُواۡ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ﴾) آنان را که به جای خداوند میپندارید، به فریاد بخوانید؛ یعنی چیزهایی را که گمان میبرید شریک خداوند هستند بخوانید ، اما خواندن شما فایدهای ندارد؛ زیرا آنها کاملاً ناتواناند، و به هیچ صورت قادر به اجابت دعا و فریاد شما نیستند. آنها کوچکترین اختیاری ندارند، (﴿لَا يَمۡلِكُونَ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و نه بهطور مستقل و نه بهصورت مشترک مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند، و به همین جهت فرمود: (﴿وَمَا لَهُمۡ﴾) و این معبودان خیالی (﴿فِيهِمَا﴾) در آسمانها و زمین، (﴿مِن شِرۡكٖ﴾) هیچ مشارکت زیاد و کمی ندارند. پس آنها نه مُلک و سلطنتی دارند، و نه در آن شراکت دارند. شاید گفته شود با اینکه آنها مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند، و هیچ مشارکتی در آفرینش و تدبیر آسمانها و زمین ندارند، اما آنها یاوران مالک و وزیران او هستند، از این رو صدا زدن و به فریاد خواندن آنها مفید خواهد بود ، چون ـ از آنجا که مالک به آنها نیاز دارد ـ نیازهای کسانی را که دست به دامان آنها میشوند برآورده میسازند. پس خداوند این را هم نفی کرد و فرمود: (﴿وَمَا لَهُۥ مِنۡهُم مِّن ظَهِيرٖ﴾) و خداوند یگانۀ قهار از میان آنها هیچ معاون و یاور و وزیر و پشتیبانی ندارد که در فرمانروایی و تدبیر جهان او را یاری دهد. پس چیزی جز شفاعت باقی نماند و آن را هم خداوند نفی کرد و فرمود: (﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥ﴾) این انواع تعلقاتی است که به وسیلۀ آن مشرکین به بتها و انبازهای خود از قبیل: انسانها و درختان و غیره متوسّل میشوند، و خداوند همۀ این تعلقات را قطع نمود و باطل بودن آن را بیان داشت؛ بیانی که تمامی اصول و مواد شرک را قطع مینماید. چون مشرک که غیر از خداوند را پرستش میکند، بدان جهت است که از او امید نفع و فایده دارد، و همین امیدواری است که او را دچار شرک گردانده است. پس اگر کسی را که به فریاد میخواند غیر از خدا باشد و هیچ نفع و ضرری را نداشته باشد، و با مالک [=خدا] شریک نباشد و به وی هیچ کمک و مساعدتی نرساند، و نتواند بدون اذن و اجازۀ او شفاعت نماید، این فراخوانی و عبادت از نظر عقل گمراهی محسوب شده، و شرع نیز آن را باطل به حساب میآورد. بلکه آنچه مشرک میخواهد، عکس آن واقع میشود! او میخواهد از معبود باطلش فایدهای بهدست آورد، اما خداوند باطل و بیفایده بودن آن را بیان نمود. و در آیات دیگر زیان آن را برای کسانی که به عبادت آن مشغول شدند، بیان کرده و میفرماید: در روز قیامت آنها به همدیگر کفر میورزند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و جایگاه همه آتش جهنّم است:﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم در قیامت گرد آورده میشوند، آنان دشمن ایشان میگردند و پرستش آنان را انکار مینمایند. عجیب است فرد مشرک که متکبرانه از اطاعت پیامبران روی بر میتابد با این استدلال که اینها انسان هستند؛ اما راضی است که درخت و سنگ را بپرستد و به فریاد بخواند و از عبادت خالصانۀ خداوند مهربان متکبرانه روی برتابد، و به پرستش چیزی راضی است که زیانش بیشتر از فایدهاش میباشد. و اینگونه از سرسختترین دشمن خود که شیطان است اطاعت میکند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواۡ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡۖ قَالُواۡ ٱلۡحَقَّ﴾) احتمال دارد که ضمیر در اینجا به مشرکین برگردد چون آنها در عبارت ذکر شدهاند و قاعده در مورد ضمیرها این است که به نزدیکترین کلمۀ مذکور برگردند. در این حالت معنی اینطور میشود: در روز قیامت وقتی که ترس و اضطراب از دلهای مشرکین دور شد و عقلشان سر جایش آمد، از حالتشان در دنیا و تکذیب حقی که پیامبران آورده بودند مورد سؤال واقع خواهند شد؛ و آنها اقرار و اعتراف میکنند کفر و شرکی که آنها بر آن بودند باطل بود، و آنچه که خدا فرموده بود و پیامبرانش از آن خبر دادند حق است. ﴿بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواۡ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُ﴾ پس آنچه را که قبلاً پنهان میکردند، برایشان آشکار میگردد؛ و خواهند دانست که حق از آن خداست، و به گناهان خود اعتراف میکنند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾) و ذات خداوند برتر و بالاتر است، و او فراتر از همۀ مخلوقات است، و بر آنها چیره میباشد، و مقامش والا و دارای صفاتی بزرگ است. (﴿ٱلۡكَبِيرُ﴾) و در ذات و صفات خود بزرگ است. و از مصادیق والا بودن او این است که فرمان خدا رفیع است، و مردم در برابر آن سر تسلیم فرود میآورند، حتی متکبران و مشرکان آن را میپذیرند. و این معنی آشکارتر است، و سیاق بر همین دلالت مینماید. و احتمال دارد که ضمیر به فرشتگان برگردد، چون خداوند وقتی سخن بگوید فرشتگان آن را میشنوند و سجده کنان فرو میافتند. و اولین فرشتهای که سر بلند میکند جبرئیل است، و خداوند از وحی خویش آنچه میخواهد به او میگوید؛ و چون بیهوشی و اضطراب از دلهای فرشتگان بهدر رود، از یکدیگر در مورد این سخن الهی که از آن بیهوش گشتند میپرسند و میگویند: پروردگارتان چه گفت؟ پس آنان به یکدیگر میگویند: خداوند حق فرمود. بنابراین آنها یا بهطور اجمالی میگویند:«خداوند حق میگوید»، چرا که میدانند خداوند جز حق نمیگوید، و یا اینکه وارد جزئیات شده، و مصادیق صداقت و راستگویی و حقگویی خدا را بیان میکنند. پس معنی اینطور میشود: مشرکانی که معبودان باطل را پرستش کردهاند که ناتوانی و نقص آنها و بیفایده بودنشان را برای شما بیان داشتیم، چگونه از عبادت پروردگار بزرگ و والا مقام روی برتافتهاند، درحالی که فرشتگان و آنهایی که مقرب خداوند هستند چنان در برابر او فروتن میباشند که به هنگام شنیدن سخن او بیهوش میافتند و همه اقرار میکنند که خداوند جز حق چیزی نمیگوید؟! این مشرکان را چه شده که از عبادت کسی روی گرداندهاند که چنین عظمت و شکوهی دارد! بسی والا و برتر است خداوند والا مقام از شرک مشرکین و از تهمت و دروغشان.
سبأ 34:24
قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ بگو : از آسمانها و زمين چه کسي به شما روزي مي دهد ? بگو : خداي يکتا اينک ما و شما يا در طريق هدايت هستيم يا در گمراهي آشکار. قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ بگو : اگر ما مرتکب جرمي شويم ، شما را باز خواست نمي کنند و اگر شمامرتکب کاري زشت گرديد ما را باز خواست نخواهند کرد. قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ؛ بگو : پروردگار ما ، ما و شما را گرد مي آورد ، سپس ميان ما به حق ، داوري مي کند زيرا اوست حکم کننده و دانا. قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ بگو : آنهايي را که شريک خدا پنداشتيد به من نشان بدهيد هرگز ، که اوست خداي پيروزمند و حکيم.
(24) خداوند ـ جلّجلاله ـ پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را فرمان میدهد تا از کسانی که به خدا شرک ورزیدهاند، در رابطه با صحت و درستی شرکشان سؤال کند: (﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ آنها باید اقرار کنند که خداوند به آنها روزی میدهد، و اگر اقرار نکردند، (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: خداوند به شما روزی میدهد ، و کسی نیست که این سخن را رد کند. پس وقتی روشن شد که تنها خداوند است که از آسمانها و زمین روزی میرساند، و باران را برایتان میفرستد، و گیاهان را برای شما میرویاند، و چشمهها را میجوشاند، و از درختان میوه میآفریند، و حیوانات را برای روزی و سود شما آفریده است؛ چرا شما کسانی را پرستش میکنید که هيچ رزقی به شما نمیدهند، و هیچ فایدهای به شما نمیرسانند؟ (﴿وَإِنَّآ أَوۡ إِيَّاكُمۡ لَعَلَىٰ هُدًى أَوۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) و از ما و شما یک گروه بر هدایت یا بر گمراهی میباشد. و این سخن را کسی میگوید که حق برایش روشن گردیده، و راه درست برایش واضح گشته، و به حقّی که او بر آن است و به باطل بودن آنچه که طرفش بر آن قرار دارد یقین کرده است. یعنی دلایل آشکار را ـ در نظر ما و شما ـ برایتان توضیح دادهایم که در پرتو آن به یقین دانسته میشود چه کسی بر حق است و چه کسی بر باطل میباشد، و چه کسی هدایت یافته و چه کسی گمراه شده است؟ و بعد از این تبیین و توضیح، هیچ فایدهای در تعیین اهل حق و باطل وجود ندارد. پس کسی که مردم را به عبادت خداوند آفریننده دعوت میکند؛ خداوندی که همۀ مخلوقات را آفریده، و به شیوههای گوناگون در آنها تصرف مینماید؛ خدایی که همۀ نعمتها را به آنها ارزانی داشته، و به آنها روزی داده، و رنجها را از آنان دور کرده است؛ خداوندی که ستایش همه او را سزاست، و فرمانروایی همه از آن اوست؛ و تمامی فرشتگان و همه مخلوقات در برابر شکوه و هیبت او فروتناند، و در برابر عظمت او کرنش میکنند؛ و همه شفاعت کنندگان بیم او را دارند ، و هیچ کسی از آنان جز با اجازۀ او که بزرگوار و بلند مرتبه است شفاعت نمیکند؛ خداوندِ والا و بزرگ که در ذات و صفات و کارهایش والا و بزرگوار است، و دارای هر کمال و شکوه و جمالی است، و هر نوع و حمد و ستایش و مجد و عظمتی سزاوار اوست. پس هرگاه کسی را که دعوت میکند به چنین خدایی نزدیک شوید و عبادت را فقط برای او انجام دهید و از عبادت غیر خدا نهی میکند با کسی مقایسه کنید که به بتها و قبرها تقرب میجوید؛ بتها و قبرهایی که توان آفریدن و روزی دادن را ندارند، و نمیتوانند هیچ سود و زیانی را برای خودشان و کسانی که آنها را پرستش مینمایند برسانند، و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، بلکه جماداتی هستند که نمیفهمند، و دعا و فریاد کسانی را که آنها را پرستش میکنند نمیشنوند، و اگر نیز بشنوند جواب نخواهند داد، و در روز قیامت به شرک آنها کفر میورزند، و از آنها بیزاری میجویند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و آنها هیچ بهره و مشارکتی در فرمانروایی جهان هستی ندارند و در آفرینش آن نیز [به خداوند] کمک نکردهاند، و بهطور مستقل و بدون اجازۀ خدا حق شفاعت ندارند، پس کسی که چنین معبودی را به فریاد میخواند و با انواع عبادتها و به هر طریق ممکنی به او تقرب میجوید و با کسی دشمنی میورزد که عبادت را خالصانه برای خدا انجام میدهد، و پیامبران خدا را تکذیب مینماید؛ پیامبرانی که پیامشان این بوده است که فقط خدای یگانه را پرستش کنید؛ [اگر این دو نفر و این دو گروه را با هم مقایسه کنی]، روشن است که گروه هدایت یافته کدام است و گمراه کدام میباشد، و بدبخت و شقی کدام است، و خوشبخت و سعادتمند کدام است؟ و احتیاجی نیست که مشخص گردد کدام گروه هدایت یافته یا گمراه است، چون توصیف حالت، بهتر از تصریح و گفتن، قضیه را روشن میکند.
(25) (﴿قُل لَّا تُسَۡٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسَۡٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) بگو: هرکدام از ما و شما دربارۀ عمل خود مورد سؤال واقع میشود؛ از شما دربارۀ گناهان ما ـ اگر گناه کرده باشیم ـ سؤال نمیشود، و ما نیز از کارهایی که شما میکنید مورد سؤال واقع نخواهیم شد. پس هدف ما و شما باید طلب حق و در پیش گرفتن راه عدالت وانصاف باشد. و آنچه ما میکردیم نباید شما را از تبعیّت از حق باز دارد؛ زیرا احکام دنیا مبتنی بر ظواهر امر است، و در آن از حق تبعیت میگردد، و از باطل اجتناب ورزیده میشود. اما اعمال در سرای آخرت مورد بررسی قرار میگیرند، و داورترینِ داوران، و عادلترین عادلان، دربارۀ آن قضاوت مینماید.
(26) بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا﴾) بگو: پروردگارمان ما را گرد میآورد، سپس در میان ما حکم مینماید، و به تبع آن راستگو از دروغگو مشخص میگردد، و کسی که سزاوار پاداش است از کسی که سزاوار عذاب است مشخص میشود. (﴿وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ﴾) و او داور قضایای پیچیده است، (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) و به آنچه که باید حکم شود داناست.
(27) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر و ای کسی که در جای او قرار گرفتهای! به مشرکان بگو: (﴿أَرُونِيَ ٱلَّذِينَ أَلۡحَقۡتُم بِهِۦ شُرَكَآءَۖ ﴾) کسانی را که به عنوان شریک خدا به او ملحق ساختهاید، به من نشان دهید؛ یعنی آنها کجا هستند؟ و راه شناخت آنها چیست؟ و آیا آنها در زمین هستند یا در آسمان؟ و خداوند که دانای پنهان و پیداست، به ما خبر داده که او در جهان هستی شریکی ندارد. ﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ قُلۡ أَتُنَبِّئونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ﴾ و به جای خداوند چیزهایی را میپرستند که به آنها هیچ سود و زیانی نمیرسانند، و میگویند:«اینها برای ما نزد خدا شفاعت میکنند.» بگو: «آیا خدا را به چیزی آگاه میکنید که نمیداند؟!»﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾ و کسانی که به جز خداوند انبازانی را به فریاد میخوانند، جز از گمان پیروی نمیکنند و آنها فقط تخمین میزنند. همچنین بندگان خاص خدا از قبیل: پیامبران شریکی برای خدا نمیشناسند، پس ای مشرکان! کسانی را که با گمان باطل خود، شریک خدا قرار دادهاید به من نشان بدهید. آنها نمیتوانند به این سؤال پاسخ بدهند، بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) هرگز! یعنی خداوند شریک و همتایی ندارد، (﴿بَلۡ هُوَ ٱللَّهُ﴾) بلکه او خداوندی است که جز او کسی شایستۀ پرستش نمیباشد. (﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾) و بر همه چیز چیره و غالب است، و همه مسخّر و تحت تدبیر او میباشند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) و فرزانه و با حکمت است؛ و هر آنچه را که آفریده خوب آفریده، و بهترین قانون را مشروع نموده است. و اگر خداوند در شریعت و قانون خویش حکمتی جز امر به توحید و یگانه پرستی و اینکه توحید راه نجات است؛ و همچنین جز نهی از شرک و اینکه شرک راه شقاوت و هلاکت است، را بیان نمیکرد، همین به عنوان دلیل بر کمال حکمت او کافی بود، و هر آنچه را خداوند بدان امر نموده و یا از آن نهی کرده، مشتمل بر حکمت است.
سبأ 34:25
قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ بگو : از آسمانها و زمين چه کسي به شما روزي مي دهد ? بگو : خداي يکتا اينک ما و شما يا در طريق هدايت هستيم يا در گمراهي آشکار. قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ بگو : اگر ما مرتکب جرمي شويم ، شما را باز خواست نمي کنند و اگر شمامرتکب کاري زشت گرديد ما را باز خواست نخواهند کرد. قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ؛ بگو : پروردگار ما ، ما و شما را گرد مي آورد ، سپس ميان ما به حق ، داوري مي کند زيرا اوست حکم کننده و دانا. قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ بگو : آنهايي را که شريک خدا پنداشتيد به من نشان بدهيد هرگز ، که اوست خداي پيروزمند و حکيم.
(24) خداوند ـ جلّجلاله ـ پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را فرمان میدهد تا از کسانی که به خدا شرک ورزیدهاند، در رابطه با صحت و درستی شرکشان سؤال کند: (﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ آنها باید اقرار کنند که خداوند به آنها روزی میدهد، و اگر اقرار نکردند، (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: خداوند به شما روزی میدهد ، و کسی نیست که این سخن را رد کند. پس وقتی روشن شد که تنها خداوند است که از آسمانها و زمین روزی میرساند، و باران را برایتان میفرستد، و گیاهان را برای شما میرویاند، و چشمهها را میجوشاند، و از درختان میوه میآفریند، و حیوانات را برای روزی و سود شما آفریده است؛ چرا شما کسانی را پرستش میکنید که هيچ رزقی به شما نمیدهند، و هیچ فایدهای به شما نمیرسانند؟ (﴿وَإِنَّآ أَوۡ إِيَّاكُمۡ لَعَلَىٰ هُدًى أَوۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) و از ما و شما یک گروه بر هدایت یا بر گمراهی میباشد. و این سخن را کسی میگوید که حق برایش روشن گردیده، و راه درست برایش واضح گشته، و به حقّی که او بر آن است و به باطل بودن آنچه که طرفش بر آن قرار دارد یقین کرده است. یعنی دلایل آشکار را ـ در نظر ما و شما ـ برایتان توضیح دادهایم که در پرتو آن به یقین دانسته میشود چه کسی بر حق است و چه کسی بر باطل میباشد، و چه کسی هدایت یافته و چه کسی گمراه شده است؟ و بعد از این تبیین و توضیح، هیچ فایدهای در تعیین اهل حق و باطل وجود ندارد. پس کسی که مردم را به عبادت خداوند آفریننده دعوت میکند؛ خداوندی که همۀ مخلوقات را آفریده، و به شیوههای گوناگون در آنها تصرف مینماید؛ خدایی که همۀ نعمتها را به آنها ارزانی داشته، و به آنها روزی داده، و رنجها را از آنان دور کرده است؛ خداوندی که ستایش همه او را سزاست، و فرمانروایی همه از آن اوست؛ و تمامی فرشتگان و همه مخلوقات در برابر شکوه و هیبت او فروتناند، و در برابر عظمت او کرنش میکنند؛ و همه شفاعت کنندگان بیم او را دارند ، و هیچ کسی از آنان جز با اجازۀ او که بزرگوار و بلند مرتبه است شفاعت نمیکند؛ خداوندِ والا و بزرگ که در ذات و صفات و کارهایش والا و بزرگوار است، و دارای هر کمال و شکوه و جمالی است، و هر نوع و حمد و ستایش و مجد و عظمتی سزاوار اوست. پس هرگاه کسی را که دعوت میکند به چنین خدایی نزدیک شوید و عبادت را فقط برای او انجام دهید و از عبادت غیر خدا نهی میکند با کسی مقایسه کنید که به بتها و قبرها تقرب میجوید؛ بتها و قبرهایی که توان آفریدن و روزی دادن را ندارند، و نمیتوانند هیچ سود و زیانی را برای خودشان و کسانی که آنها را پرستش مینمایند برسانند، و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، بلکه جماداتی هستند که نمیفهمند، و دعا و فریاد کسانی را که آنها را پرستش میکنند نمیشنوند، و اگر نیز بشنوند جواب نخواهند داد، و در روز قیامت به شرک آنها کفر میورزند، و از آنها بیزاری میجویند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و آنها هیچ بهره و مشارکتی در فرمانروایی جهان هستی ندارند و در آفرینش آن نیز [به خداوند] کمک نکردهاند، و بهطور مستقل و بدون اجازۀ خدا حق شفاعت ندارند، پس کسی که چنین معبودی را به فریاد میخواند و با انواع عبادتها و به هر طریق ممکنی به او تقرب میجوید و با کسی دشمنی میورزد که عبادت را خالصانه برای خدا انجام میدهد، و پیامبران خدا را تکذیب مینماید؛ پیامبرانی که پیامشان این بوده است که فقط خدای یگانه را پرستش کنید؛ [اگر این دو نفر و این دو گروه را با هم مقایسه کنی]، روشن است که گروه هدایت یافته کدام است و گمراه کدام میباشد، و بدبخت و شقی کدام است، و خوشبخت و سعادتمند کدام است؟ و احتیاجی نیست که مشخص گردد کدام گروه هدایت یافته یا گمراه است، چون توصیف حالت، بهتر از تصریح و گفتن، قضیه را روشن میکند.
(25) (﴿قُل لَّا تُسَۡٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسَۡٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) بگو: هرکدام از ما و شما دربارۀ عمل خود مورد سؤال واقع میشود؛ از شما دربارۀ گناهان ما ـ اگر گناه کرده باشیم ـ سؤال نمیشود، و ما نیز از کارهایی که شما میکنید مورد سؤال واقع نخواهیم شد. پس هدف ما و شما باید طلب حق و در پیش گرفتن راه عدالت وانصاف باشد. و آنچه ما میکردیم نباید شما را از تبعیّت از حق باز دارد؛ زیرا احکام دنیا مبتنی بر ظواهر امر است، و در آن از حق تبعیت میگردد، و از باطل اجتناب ورزیده میشود. اما اعمال در سرای آخرت مورد بررسی قرار میگیرند، و داورترینِ داوران، و عادلترین عادلان، دربارۀ آن قضاوت مینماید.
(26) بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا﴾) بگو: پروردگارمان ما را گرد میآورد، سپس در میان ما حکم مینماید، و به تبع آن راستگو از دروغگو مشخص میگردد، و کسی که سزاوار پاداش است از کسی که سزاوار عذاب است مشخص میشود. (﴿وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ﴾) و او داور قضایای پیچیده است، (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) و به آنچه که باید حکم شود داناست.
(27) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر و ای کسی که در جای او قرار گرفتهای! به مشرکان بگو: (﴿أَرُونِيَ ٱلَّذِينَ أَلۡحَقۡتُم بِهِۦ شُرَكَآءَۖ ﴾) کسانی را که به عنوان شریک خدا به او ملحق ساختهاید، به من نشان دهید؛ یعنی آنها کجا هستند؟ و راه شناخت آنها چیست؟ و آیا آنها در زمین هستند یا در آسمان؟ و خداوند که دانای پنهان و پیداست، به ما خبر داده که او در جهان هستی شریکی ندارد. ﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ قُلۡ أَتُنَبِّئونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ﴾ و به جای خداوند چیزهایی را میپرستند که به آنها هیچ سود و زیانی نمیرسانند، و میگویند:«اینها برای ما نزد خدا شفاعت میکنند.» بگو: «آیا خدا را به چیزی آگاه میکنید که نمیداند؟!»﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾ و کسانی که به جز خداوند انبازانی را به فریاد میخوانند، جز از گمان پیروی نمیکنند و آنها فقط تخمین میزنند. همچنین بندگان خاص خدا از قبیل: پیامبران شریکی برای خدا نمیشناسند، پس ای مشرکان! کسانی را که با گمان باطل خود، شریک خدا قرار دادهاید به من نشان بدهید. آنها نمیتوانند به این سؤال پاسخ بدهند، بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) هرگز! یعنی خداوند شریک و همتایی ندارد، (﴿بَلۡ هُوَ ٱللَّهُ﴾) بلکه او خداوندی است که جز او کسی شایستۀ پرستش نمیباشد. (﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾) و بر همه چیز چیره و غالب است، و همه مسخّر و تحت تدبیر او میباشند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) و فرزانه و با حکمت است؛ و هر آنچه را که آفریده خوب آفریده، و بهترین قانون را مشروع نموده است. و اگر خداوند در شریعت و قانون خویش حکمتی جز امر به توحید و یگانه پرستی و اینکه توحید راه نجات است؛ و همچنین جز نهی از شرک و اینکه شرک راه شقاوت و هلاکت است، را بیان نمیکرد، همین به عنوان دلیل بر کمال حکمت او کافی بود، و هر آنچه را خداوند بدان امر نموده و یا از آن نهی کرده، مشتمل بر حکمت است.
سبأ 34:26
قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ بگو : از آسمانها و زمين چه کسي به شما روزي مي دهد ? بگو : خداي يکتا اينک ما و شما يا در طريق هدايت هستيم يا در گمراهي آشکار. قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ بگو : اگر ما مرتکب جرمي شويم ، شما را باز خواست نمي کنند و اگر شمامرتکب کاري زشت گرديد ما را باز خواست نخواهند کرد. قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ؛ بگو : پروردگار ما ، ما و شما را گرد مي آورد ، سپس ميان ما به حق ، داوري مي کند زيرا اوست حکم کننده و دانا. قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ بگو : آنهايي را که شريک خدا پنداشتيد به من نشان بدهيد هرگز ، که اوست خداي پيروزمند و حکيم.
(24) خداوند ـ جلّجلاله ـ پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را فرمان میدهد تا از کسانی که به خدا شرک ورزیدهاند، در رابطه با صحت و درستی شرکشان سؤال کند: (﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ آنها باید اقرار کنند که خداوند به آنها روزی میدهد، و اگر اقرار نکردند، (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: خداوند به شما روزی میدهد ، و کسی نیست که این سخن را رد کند. پس وقتی روشن شد که تنها خداوند است که از آسمانها و زمین روزی میرساند، و باران را برایتان میفرستد، و گیاهان را برای شما میرویاند، و چشمهها را میجوشاند، و از درختان میوه میآفریند، و حیوانات را برای روزی و سود شما آفریده است؛ چرا شما کسانی را پرستش میکنید که هيچ رزقی به شما نمیدهند، و هیچ فایدهای به شما نمیرسانند؟ (﴿وَإِنَّآ أَوۡ إِيَّاكُمۡ لَعَلَىٰ هُدًى أَوۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) و از ما و شما یک گروه بر هدایت یا بر گمراهی میباشد. و این سخن را کسی میگوید که حق برایش روشن گردیده، و راه درست برایش واضح گشته، و به حقّی که او بر آن است و به باطل بودن آنچه که طرفش بر آن قرار دارد یقین کرده است. یعنی دلایل آشکار را ـ در نظر ما و شما ـ برایتان توضیح دادهایم که در پرتو آن به یقین دانسته میشود چه کسی بر حق است و چه کسی بر باطل میباشد، و چه کسی هدایت یافته و چه کسی گمراه شده است؟ و بعد از این تبیین و توضیح، هیچ فایدهای در تعیین اهل حق و باطل وجود ندارد. پس کسی که مردم را به عبادت خداوند آفریننده دعوت میکند؛ خداوندی که همۀ مخلوقات را آفریده، و به شیوههای گوناگون در آنها تصرف مینماید؛ خدایی که همۀ نعمتها را به آنها ارزانی داشته، و به آنها روزی داده، و رنجها را از آنان دور کرده است؛ خداوندی که ستایش همه او را سزاست، و فرمانروایی همه از آن اوست؛ و تمامی فرشتگان و همه مخلوقات در برابر شکوه و هیبت او فروتناند، و در برابر عظمت او کرنش میکنند؛ و همه شفاعت کنندگان بیم او را دارند ، و هیچ کسی از آنان جز با اجازۀ او که بزرگوار و بلند مرتبه است شفاعت نمیکند؛ خداوندِ والا و بزرگ که در ذات و صفات و کارهایش والا و بزرگوار است، و دارای هر کمال و شکوه و جمالی است، و هر نوع و حمد و ستایش و مجد و عظمتی سزاوار اوست. پس هرگاه کسی را که دعوت میکند به چنین خدایی نزدیک شوید و عبادت را فقط برای او انجام دهید و از عبادت غیر خدا نهی میکند با کسی مقایسه کنید که به بتها و قبرها تقرب میجوید؛ بتها و قبرهایی که توان آفریدن و روزی دادن را ندارند، و نمیتوانند هیچ سود و زیانی را برای خودشان و کسانی که آنها را پرستش مینمایند برسانند، و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، بلکه جماداتی هستند که نمیفهمند، و دعا و فریاد کسانی را که آنها را پرستش میکنند نمیشنوند، و اگر نیز بشنوند جواب نخواهند داد، و در روز قیامت به شرک آنها کفر میورزند، و از آنها بیزاری میجویند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و آنها هیچ بهره و مشارکتی در فرمانروایی جهان هستی ندارند و در آفرینش آن نیز [به خداوند] کمک نکردهاند، و بهطور مستقل و بدون اجازۀ خدا حق شفاعت ندارند، پس کسی که چنین معبودی را به فریاد میخواند و با انواع عبادتها و به هر طریق ممکنی به او تقرب میجوید و با کسی دشمنی میورزد که عبادت را خالصانه برای خدا انجام میدهد، و پیامبران خدا را تکذیب مینماید؛ پیامبرانی که پیامشان این بوده است که فقط خدای یگانه را پرستش کنید؛ [اگر این دو نفر و این دو گروه را با هم مقایسه کنی]، روشن است که گروه هدایت یافته کدام است و گمراه کدام میباشد، و بدبخت و شقی کدام است، و خوشبخت و سعادتمند کدام است؟ و احتیاجی نیست که مشخص گردد کدام گروه هدایت یافته یا گمراه است، چون توصیف حالت، بهتر از تصریح و گفتن، قضیه را روشن میکند.
(25) (﴿قُل لَّا تُسَۡٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسَۡٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) بگو: هرکدام از ما و شما دربارۀ عمل خود مورد سؤال واقع میشود؛ از شما دربارۀ گناهان ما ـ اگر گناه کرده باشیم ـ سؤال نمیشود، و ما نیز از کارهایی که شما میکنید مورد سؤال واقع نخواهیم شد. پس هدف ما و شما باید طلب حق و در پیش گرفتن راه عدالت وانصاف باشد. و آنچه ما میکردیم نباید شما را از تبعیّت از حق باز دارد؛ زیرا احکام دنیا مبتنی بر ظواهر امر است، و در آن از حق تبعیت میگردد، و از باطل اجتناب ورزیده میشود. اما اعمال در سرای آخرت مورد بررسی قرار میگیرند، و داورترینِ داوران، و عادلترین عادلان، دربارۀ آن قضاوت مینماید.
(26) بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا﴾) بگو: پروردگارمان ما را گرد میآورد، سپس در میان ما حکم مینماید، و به تبع آن راستگو از دروغگو مشخص میگردد، و کسی که سزاوار پاداش است از کسی که سزاوار عذاب است مشخص میشود. (﴿وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ﴾) و او داور قضایای پیچیده است، (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) و به آنچه که باید حکم شود داناست.
(27) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر و ای کسی که در جای او قرار گرفتهای! به مشرکان بگو: (﴿أَرُونِيَ ٱلَّذِينَ أَلۡحَقۡتُم بِهِۦ شُرَكَآءَۖ ﴾) کسانی را که به عنوان شریک خدا به او ملحق ساختهاید، به من نشان دهید؛ یعنی آنها کجا هستند؟ و راه شناخت آنها چیست؟ و آیا آنها در زمین هستند یا در آسمان؟ و خداوند که دانای پنهان و پیداست، به ما خبر داده که او در جهان هستی شریکی ندارد. ﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ قُلۡ أَتُنَبِّئونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ﴾ و به جای خداوند چیزهایی را میپرستند که به آنها هیچ سود و زیانی نمیرسانند، و میگویند:«اینها برای ما نزد خدا شفاعت میکنند.» بگو: «آیا خدا را به چیزی آگاه میکنید که نمیداند؟!»﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾ و کسانی که به جز خداوند انبازانی را به فریاد میخوانند، جز از گمان پیروی نمیکنند و آنها فقط تخمین میزنند. همچنین بندگان خاص خدا از قبیل: پیامبران شریکی برای خدا نمیشناسند، پس ای مشرکان! کسانی را که با گمان باطل خود، شریک خدا قرار دادهاید به من نشان بدهید. آنها نمیتوانند به این سؤال پاسخ بدهند، بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) هرگز! یعنی خداوند شریک و همتایی ندارد، (﴿بَلۡ هُوَ ٱللَّهُ﴾) بلکه او خداوندی است که جز او کسی شایستۀ پرستش نمیباشد. (﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾) و بر همه چیز چیره و غالب است، و همه مسخّر و تحت تدبیر او میباشند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) و فرزانه و با حکمت است؛ و هر آنچه را که آفریده خوب آفریده، و بهترین قانون را مشروع نموده است. و اگر خداوند در شریعت و قانون خویش حکمتی جز امر به توحید و یگانه پرستی و اینکه توحید راه نجات است؛ و همچنین جز نهی از شرک و اینکه شرک راه شقاوت و هلاکت است، را بیان نمیکرد، همین به عنوان دلیل بر کمال حکمت او کافی بود، و هر آنچه را خداوند بدان امر نموده و یا از آن نهی کرده، مشتمل بر حکمت است.
سبأ 34:27
قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ بگو : از آسمانها و زمين چه کسي به شما روزي مي دهد ? بگو : خداي يکتا اينک ما و شما يا در طريق هدايت هستيم يا در گمراهي آشکار. قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ بگو : اگر ما مرتکب جرمي شويم ، شما را باز خواست نمي کنند و اگر شمامرتکب کاري زشت گرديد ما را باز خواست نخواهند کرد. قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ؛ بگو : پروردگار ما ، ما و شما را گرد مي آورد ، سپس ميان ما به حق ، داوري مي کند زيرا اوست حکم کننده و دانا. قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ بگو : آنهايي را که شريک خدا پنداشتيد به من نشان بدهيد هرگز ، که اوست خداي پيروزمند و حکيم.
(24) خداوند ـ جلّجلاله ـ پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را فرمان میدهد تا از کسانی که به خدا شرک ورزیدهاند، در رابطه با صحت و درستی شرکشان سؤال کند: (﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ آنها باید اقرار کنند که خداوند به آنها روزی میدهد، و اگر اقرار نکردند، (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: خداوند به شما روزی میدهد ، و کسی نیست که این سخن را رد کند. پس وقتی روشن شد که تنها خداوند است که از آسمانها و زمین روزی میرساند، و باران را برایتان میفرستد، و گیاهان را برای شما میرویاند، و چشمهها را میجوشاند، و از درختان میوه میآفریند، و حیوانات را برای روزی و سود شما آفریده است؛ چرا شما کسانی را پرستش میکنید که هيچ رزقی به شما نمیدهند، و هیچ فایدهای به شما نمیرسانند؟ (﴿وَإِنَّآ أَوۡ إِيَّاكُمۡ لَعَلَىٰ هُدًى أَوۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) و از ما و شما یک گروه بر هدایت یا بر گمراهی میباشد. و این سخن را کسی میگوید که حق برایش روشن گردیده، و راه درست برایش واضح گشته، و به حقّی که او بر آن است و به باطل بودن آنچه که طرفش بر آن قرار دارد یقین کرده است. یعنی دلایل آشکار را ـ در نظر ما و شما ـ برایتان توضیح دادهایم که در پرتو آن به یقین دانسته میشود چه کسی بر حق است و چه کسی بر باطل میباشد، و چه کسی هدایت یافته و چه کسی گمراه شده است؟ و بعد از این تبیین و توضیح، هیچ فایدهای در تعیین اهل حق و باطل وجود ندارد. پس کسی که مردم را به عبادت خداوند آفریننده دعوت میکند؛ خداوندی که همۀ مخلوقات را آفریده، و به شیوههای گوناگون در آنها تصرف مینماید؛ خدایی که همۀ نعمتها را به آنها ارزانی داشته، و به آنها روزی داده، و رنجها را از آنان دور کرده است؛ خداوندی که ستایش همه او را سزاست، و فرمانروایی همه از آن اوست؛ و تمامی فرشتگان و همه مخلوقات در برابر شکوه و هیبت او فروتناند، و در برابر عظمت او کرنش میکنند؛ و همه شفاعت کنندگان بیم او را دارند ، و هیچ کسی از آنان جز با اجازۀ او که بزرگوار و بلند مرتبه است شفاعت نمیکند؛ خداوندِ والا و بزرگ که در ذات و صفات و کارهایش والا و بزرگوار است، و دارای هر کمال و شکوه و جمالی است، و هر نوع و حمد و ستایش و مجد و عظمتی سزاوار اوست. پس هرگاه کسی را که دعوت میکند به چنین خدایی نزدیک شوید و عبادت را فقط برای او انجام دهید و از عبادت غیر خدا نهی میکند با کسی مقایسه کنید که به بتها و قبرها تقرب میجوید؛ بتها و قبرهایی که توان آفریدن و روزی دادن را ندارند، و نمیتوانند هیچ سود و زیانی را برای خودشان و کسانی که آنها را پرستش مینمایند برسانند، و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، بلکه جماداتی هستند که نمیفهمند، و دعا و فریاد کسانی را که آنها را پرستش میکنند نمیشنوند، و اگر نیز بشنوند جواب نخواهند داد، و در روز قیامت به شرک آنها کفر میورزند، و از آنها بیزاری میجویند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و آنها هیچ بهره و مشارکتی در فرمانروایی جهان هستی ندارند و در آفرینش آن نیز [به خداوند] کمک نکردهاند، و بهطور مستقل و بدون اجازۀ خدا حق شفاعت ندارند، پس کسی که چنین معبودی را به فریاد میخواند و با انواع عبادتها و به هر طریق ممکنی به او تقرب میجوید و با کسی دشمنی میورزد که عبادت را خالصانه برای خدا انجام میدهد، و پیامبران خدا را تکذیب مینماید؛ پیامبرانی که پیامشان این بوده است که فقط خدای یگانه را پرستش کنید؛ [اگر این دو نفر و این دو گروه را با هم مقایسه کنی]، روشن است که گروه هدایت یافته کدام است و گمراه کدام میباشد، و بدبخت و شقی کدام است، و خوشبخت و سعادتمند کدام است؟ و احتیاجی نیست که مشخص گردد کدام گروه هدایت یافته یا گمراه است، چون توصیف حالت، بهتر از تصریح و گفتن، قضیه را روشن میکند.
(25) (﴿قُل لَّا تُسَۡٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسَۡٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) بگو: هرکدام از ما و شما دربارۀ عمل خود مورد سؤال واقع میشود؛ از شما دربارۀ گناهان ما ـ اگر گناه کرده باشیم ـ سؤال نمیشود، و ما نیز از کارهایی که شما میکنید مورد سؤال واقع نخواهیم شد. پس هدف ما و شما باید طلب حق و در پیش گرفتن راه عدالت وانصاف باشد. و آنچه ما میکردیم نباید شما را از تبعیّت از حق باز دارد؛ زیرا احکام دنیا مبتنی بر ظواهر امر است، و در آن از حق تبعیت میگردد، و از باطل اجتناب ورزیده میشود. اما اعمال در سرای آخرت مورد بررسی قرار میگیرند، و داورترینِ داوران، و عادلترین عادلان، دربارۀ آن قضاوت مینماید.
(26) بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا﴾) بگو: پروردگارمان ما را گرد میآورد، سپس در میان ما حکم مینماید، و به تبع آن راستگو از دروغگو مشخص میگردد، و کسی که سزاوار پاداش است از کسی که سزاوار عذاب است مشخص میشود. (﴿وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ﴾) و او داور قضایای پیچیده است، (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) و به آنچه که باید حکم شود داناست.
(27) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر و ای کسی که در جای او قرار گرفتهای! به مشرکان بگو: (﴿أَرُونِيَ ٱلَّذِينَ أَلۡحَقۡتُم بِهِۦ شُرَكَآءَۖ ﴾) کسانی را که به عنوان شریک خدا به او ملحق ساختهاید، به من نشان دهید؛ یعنی آنها کجا هستند؟ و راه شناخت آنها چیست؟ و آیا آنها در زمین هستند یا در آسمان؟ و خداوند که دانای پنهان و پیداست، به ما خبر داده که او در جهان هستی شریکی ندارد. ﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ قُلۡ أَتُنَبِّئونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ﴾ و به جای خداوند چیزهایی را میپرستند که به آنها هیچ سود و زیانی نمیرسانند، و میگویند:«اینها برای ما نزد خدا شفاعت میکنند.» بگو: «آیا خدا را به چیزی آگاه میکنید که نمیداند؟!»﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾ و کسانی که به جز خداوند انبازانی را به فریاد میخوانند، جز از گمان پیروی نمیکنند و آنها فقط تخمین میزنند. همچنین بندگان خاص خدا از قبیل: پیامبران شریکی برای خدا نمیشناسند، پس ای مشرکان! کسانی را که با گمان باطل خود، شریک خدا قرار دادهاید به من نشان بدهید. آنها نمیتوانند به این سؤال پاسخ بدهند، بنابراین فرمود: (﴿كَلَّا﴾) هرگز! یعنی خداوند شریک و همتایی ندارد، (﴿بَلۡ هُوَ ٱللَّهُ﴾) بلکه او خداوندی است که جز او کسی شایستۀ پرستش نمیباشد. (﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾) و بر همه چیز چیره و غالب است، و همه مسخّر و تحت تدبیر او میباشند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) و فرزانه و با حکمت است؛ و هر آنچه را که آفریده خوب آفریده، و بهترین قانون را مشروع نموده است. و اگر خداوند در شریعت و قانون خویش حکمتی جز امر به توحید و یگانه پرستی و اینکه توحید راه نجات است؛ و همچنین جز نهی از شرک و اینکه شرک راه شقاوت و هلاکت است، را بیان نمیکرد، همین به عنوان دلیل بر کمال حکمت او کافی بود، و هر آنچه را خداوند بدان امر نموده و یا از آن نهی کرده، مشتمل بر حکمت است.
سبأ 34:28
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ تو را به پيامبري نفرستاديم ، مگر بر همه مردم ، مژده دهنده و بيم دهنده ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا رسد ? قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ؛ بگو : آن روز که ميعاد شماست ، نه ساعتي تاخير کنيد و نه ساعتي پيش ، افتيد.
(28) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است مگر برای اینکه همۀ مردم را به پاداش خداوند مژده دهد؛ و آنها را از اعمال و کارهایی که باعث پاداش خداوندی میشود آگاه نماید. نیز آنها را از عذاب خداوند بترساند، و آنان را از کارهایی که باعث گرفتار شدن به عذاب او میگردد باخبر کند. پس چیزی در اختیار تو نیست، و انجام دادن آنچه که تکذیب کنندگان به تو پیشنهاد میکنند وظیفۀ تو نمیباشد، بلکه آنها در دست خدا هستند. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند؛ یعنی آگاهی و دانش درستی ندارند؛ یا نادان و جاهل هستند، و یا اینکه میدانند اما از روی عناد و کینهتوزی مخالفت میورزند و به علم خود عمل نمیکنند، انگار که آنها علم و آگاهی ندارند. و از آنجا که علم و آگاهی ندارند، زمانی که پیامبر پیشنهاد آنان را عملی نکرد ، این را سببی برای نپذیرفتن دعوت او قرار دادند.
(29) یکی از پیشنهادهای آنان این بود که پیامبر عذابی را که آنها را از آن ترسانده بود، به شتاب و فوری بر آنان نازل کند: (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و میگویند: اگر راستگویید، این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی بود از جانب آنها. چه ملازمتی هست میان راستگو بودن پیامبر و اینکه آمدن زمان عذاب را بگوید؟ و آیا این، جز نپذیرفتن حق و بیخردی چیزی دیگر است؟ چنانچه در امور دنیا کسی به نزد قومی بیاید که به صداقت و خیرخواهی او واقف باشند، و دشمنی نیز داشته باشند که در پی ضربه زدن به آنان باشد و برای آنها خود را آماده نماید، اگر چنین فرد خیرخواهی بگوید: دشمن شما را دیدهام که به سویتان حرکت کرده و میخواهد به شما حملهور شود و شما را ریشهکن کند، اگر برخی از مردم به این فرد بگویند: اگر راستگو هستی، به ما بگو که دشمن چه لحظهای نزد ما میرسد و هم اکنون کجاست؟ آیا کسی که چنین بگوید، عاقل بهحساب میآید یا اینکه به بیخردی و جنون او حکم میشود؟ البته چنین فردی احتمال راستگو و دروغگو بودن را دارد، چرا که ممکن است دشمن به سوی گروهی دیگر برود، یا منصرف شود، و یا آنها توان دفاع از خودشان را داشته باشند. اما چه حالی خواهد داشت کسی که راستگوترین انسان را تکذیب کند که در خبر دادنش در مورد عذاب روز قیامت معصوم است، و از سر هوی و هوس سخن نمیگوید؛ عذابی که در آن هیچ شکی نیست، و هرگز نمیتوان آنرا دفع نمود، و در برابر آن یاوری به دست آورد؟! آیا رد کردن خبر او -به دلیل اینکه زمان اتفاق افتادن عذاب را بیان نکرده است- نهایتِ بیخردی نیست؟!
(30) (﴿قُل﴾) به آنها بگو و آنان را از وقت وقوع عذاب که هیچ شکی در آن نیست خبر ده، (﴿لَّكُم مِّيعَادُ يَوۡمٖ لَّا تَسۡتَٔۡخِرُونَ عَنۡهُ سَاعَةٗ وَلَا تَسۡتَقۡدِمُونَ﴾) وعدۀ شما روز مشخّصی است که لحظهای از آن پیش و پس نخواهید شد. پس بترسید از آن روز، و برای آن آمادگی پیدا کنید.
سبأ 34:29
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ تو را به پيامبري نفرستاديم ، مگر بر همه مردم ، مژده دهنده و بيم دهنده ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا رسد ? قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ؛ بگو : آن روز که ميعاد شماست ، نه ساعتي تاخير کنيد و نه ساعتي پيش ، افتيد.
(28) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است مگر برای اینکه همۀ مردم را به پاداش خداوند مژده دهد؛ و آنها را از اعمال و کارهایی که باعث پاداش خداوندی میشود آگاه نماید. نیز آنها را از عذاب خداوند بترساند، و آنان را از کارهایی که باعث گرفتار شدن به عذاب او میگردد باخبر کند. پس چیزی در اختیار تو نیست، و انجام دادن آنچه که تکذیب کنندگان به تو پیشنهاد میکنند وظیفۀ تو نمیباشد، بلکه آنها در دست خدا هستند. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند؛ یعنی آگاهی و دانش درستی ندارند؛ یا نادان و جاهل هستند، و یا اینکه میدانند اما از روی عناد و کینهتوزی مخالفت میورزند و به علم خود عمل نمیکنند، انگار که آنها علم و آگاهی ندارند. و از آنجا که علم و آگاهی ندارند، زمانی که پیامبر پیشنهاد آنان را عملی نکرد ، این را سببی برای نپذیرفتن دعوت او قرار دادند.
(29) یکی از پیشنهادهای آنان این بود که پیامبر عذابی را که آنها را از آن ترسانده بود، به شتاب و فوری بر آنان نازل کند: (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و میگویند: اگر راستگویید، این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی بود از جانب آنها. چه ملازمتی هست میان راستگو بودن پیامبر و اینکه آمدن زمان عذاب را بگوید؟ و آیا این، جز نپذیرفتن حق و بیخردی چیزی دیگر است؟ چنانچه در امور دنیا کسی به نزد قومی بیاید که به صداقت و خیرخواهی او واقف باشند، و دشمنی نیز داشته باشند که در پی ضربه زدن به آنان باشد و برای آنها خود را آماده نماید، اگر چنین فرد خیرخواهی بگوید: دشمن شما را دیدهام که به سویتان حرکت کرده و میخواهد به شما حملهور شود و شما را ریشهکن کند، اگر برخی از مردم به این فرد بگویند: اگر راستگو هستی، به ما بگو که دشمن چه لحظهای نزد ما میرسد و هم اکنون کجاست؟ آیا کسی که چنین بگوید، عاقل بهحساب میآید یا اینکه به بیخردی و جنون او حکم میشود؟ البته چنین فردی احتمال راستگو و دروغگو بودن را دارد، چرا که ممکن است دشمن به سوی گروهی دیگر برود، یا منصرف شود، و یا آنها توان دفاع از خودشان را داشته باشند. اما چه حالی خواهد داشت کسی که راستگوترین انسان را تکذیب کند که در خبر دادنش در مورد عذاب روز قیامت معصوم است، و از سر هوی و هوس سخن نمیگوید؛ عذابی که در آن هیچ شکی نیست، و هرگز نمیتوان آنرا دفع نمود، و در برابر آن یاوری به دست آورد؟! آیا رد کردن خبر او -به دلیل اینکه زمان اتفاق افتادن عذاب را بیان نکرده است- نهایتِ بیخردی نیست؟!
(30) (﴿قُل﴾) به آنها بگو و آنان را از وقت وقوع عذاب که هیچ شکی در آن نیست خبر ده، (﴿لَّكُم مِّيعَادُ يَوۡمٖ لَّا تَسۡتَٔۡخِرُونَ عَنۡهُ سَاعَةٗ وَلَا تَسۡتَقۡدِمُونَ﴾) وعدۀ شما روز مشخّصی است که لحظهای از آن پیش و پس نخواهید شد. پس بترسید از آن روز، و برای آن آمادگی پیدا کنید.
سبأ 34:30
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ تو را به پيامبري نفرستاديم ، مگر بر همه مردم ، مژده دهنده و بيم دهنده ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا رسد ? قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ؛ بگو : آن روز که ميعاد شماست ، نه ساعتي تاخير کنيد و نه ساعتي پيش ، افتيد.
(28) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است مگر برای اینکه همۀ مردم را به پاداش خداوند مژده دهد؛ و آنها را از اعمال و کارهایی که باعث پاداش خداوندی میشود آگاه نماید. نیز آنها را از عذاب خداوند بترساند، و آنان را از کارهایی که باعث گرفتار شدن به عذاب او میگردد باخبر کند. پس چیزی در اختیار تو نیست، و انجام دادن آنچه که تکذیب کنندگان به تو پیشنهاد میکنند وظیفۀ تو نمیباشد، بلکه آنها در دست خدا هستند. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند؛ یعنی آگاهی و دانش درستی ندارند؛ یا نادان و جاهل هستند، و یا اینکه میدانند اما از روی عناد و کینهتوزی مخالفت میورزند و به علم خود عمل نمیکنند، انگار که آنها علم و آگاهی ندارند. و از آنجا که علم و آگاهی ندارند، زمانی که پیامبر پیشنهاد آنان را عملی نکرد ، این را سببی برای نپذیرفتن دعوت او قرار دادند.
(29) یکی از پیشنهادهای آنان این بود که پیامبر عذابی را که آنها را از آن ترسانده بود، به شتاب و فوری بر آنان نازل کند: (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و میگویند: اگر راستگویید، این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی بود از جانب آنها. چه ملازمتی هست میان راستگو بودن پیامبر و اینکه آمدن زمان عذاب را بگوید؟ و آیا این، جز نپذیرفتن حق و بیخردی چیزی دیگر است؟ چنانچه در امور دنیا کسی به نزد قومی بیاید که به صداقت و خیرخواهی او واقف باشند، و دشمنی نیز داشته باشند که در پی ضربه زدن به آنان باشد و برای آنها خود را آماده نماید، اگر چنین فرد خیرخواهی بگوید: دشمن شما را دیدهام که به سویتان حرکت کرده و میخواهد به شما حملهور شود و شما را ریشهکن کند، اگر برخی از مردم به این فرد بگویند: اگر راستگو هستی، به ما بگو که دشمن چه لحظهای نزد ما میرسد و هم اکنون کجاست؟ آیا کسی که چنین بگوید، عاقل بهحساب میآید یا اینکه به بیخردی و جنون او حکم میشود؟ البته چنین فردی احتمال راستگو و دروغگو بودن را دارد، چرا که ممکن است دشمن به سوی گروهی دیگر برود، یا منصرف شود، و یا آنها توان دفاع از خودشان را داشته باشند. اما چه حالی خواهد داشت کسی که راستگوترین انسان را تکذیب کند که در خبر دادنش در مورد عذاب روز قیامت معصوم است، و از سر هوی و هوس سخن نمیگوید؛ عذابی که در آن هیچ شکی نیست، و هرگز نمیتوان آنرا دفع نمود، و در برابر آن یاوری به دست آورد؟! آیا رد کردن خبر او -به دلیل اینکه زمان اتفاق افتادن عذاب را بیان نکرده است- نهایتِ بیخردی نیست؟!
(30) (﴿قُل﴾) به آنها بگو و آنان را از وقت وقوع عذاب که هیچ شکی در آن نیست خبر ده، (﴿لَّكُم مِّيعَادُ يَوۡمٖ لَّا تَسۡتَٔۡخِرُونَ عَنۡهُ سَاعَةٗ وَلَا تَسۡتَقۡدِمُونَ﴾) وعدۀ شما روز مشخّصی است که لحظهای از آن پیش و پس نخواهید شد. پس بترسید از آن روز، و برای آن آمادگی پیدا کنید.
سبأ 34:31
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ؛ و کافران گفتند : ما نه به اين قرآن ايمان مي آوريم و نه به کتابهاي پيش از آن اگر ببيني ، آن روز که ستمکاران را به پيشگاه پروردگارشان نگه دارند ، رو به يکديگر کنند و سخن گويند زبون شدگان به قدرتمندان گويند :اگر شما نبوديد ، ما ايمان آورده بوديم. قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ؛ قدرتمندان به زبون شدگان گويند : آيا از آن پس که شما را به راه ، هدايت فرا خواندند ، ما شما را باز داشتيم ? نه ، شما خود گناهکار بوديد. وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ؛ زبون شدگان به قدرتمندان گويند : نه ، شما شب و روز حيلت مي کرديد ،، آنگاه که ما را فرمان مي داديد که به خداي يکتا کافر شويم و براي او همتاياني قرار دهيم و چون عذاب را ببينند در دل پشيماني کنند و ما غلها را بر گردن کافران بگذاريم آيا نه چنين است که در برابر اعمالشان مجازات مي شوند ?
(31) خداوند خبر میدهد میعاد کسانی که بر آمدن عذاب عجله و شتاب دارند، حتماً به هنگام فرارسیدن زمانش خواهد آمد. سپس حالت آنها را در آن روز بیان کرد و فرمود: اگر حالت آنها را ببینی آنگاه که نزد پروردگارشان نگاه داشته میشوند، و سران کفر و گمراهی و کسانی که از آنها پیروی میکردند جمع میشوند، حالتی وحشتناک را مشاهده خواهی کرد، و میبینی که چگونه با یکدیگر گفتگو میکنند، (﴿يَقُولُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ﴾) مستضعفان و زیر دستان که پیروان هستند، (﴿لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ﴾) به مستکبران و رهبران میگویند: (﴿لَوۡلَآ أَنتُمۡ لَكُنَّا مُؤۡمِنِينَ﴾) اگر شما نبودید، ما ایمان میآوردیم، اما شما بین ما و بین ایمان آوردنمان حایل گشتید و ناسپاسی را برایمان آراستید؛ پس ما از شما پیروی کردیم. منظورشان این است که سران عذاب داده شوند، اما آنها مورد عذاب قرار نگیرند.
(32) (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُوٓاۡ أَنَحۡنُ صَدَدۡنَٰكُمۡ عَنِ ٱلۡهُدَىٰ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَكُمۖ بَلۡ كُنتُم مُّجۡرِمِينَ﴾) مستکبران به صورت پرسش و در حالی که میگویند همۀ ما در جرم و گناه شریک هستیم، به مستضعفان میگویند: آیا ما با زور و قدرت شما را از هدایتی که برایتان آمده بود باز داشتیم؟ خیر، بلکه شما خود مجرم بودید؛ یعنی با اختیار خود به جرم و گناه دست یازیدید، و شما را بر آن مجبور نکردیم، اگرچه ما گناه و جنایت را برایتان زیبا و آراسته جلوه دادیم، و ما بر شما هیچ سلطه و قدرتی نداشتیم.
(33) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ بَلۡ مَكۡرُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ إِذۡ تَأۡمُرُونَنَآ أَن نَّكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجۡعَلَ لَهُۥٓ أَندَادٗا﴾) و مستضعفان میگویند: بلکه توطئۀ شب و روزِ شما سبب شد که ما از هدایت بازمانیم؛ چرا که شما کفر را برای ما زیبا جلوه میدادید، و ما را به سوی آن دعوت میکردید، و میگفتید: آن حق است؛ و حق را مورد عیبجویی قرار میدادید، و ادعا نمودید که باطل است. و همواره به توطئه و مکر میپرداختید تا اینکه ما را فریب دادید و دچار فتنهمان کردید. پس این گفتگو به آنها فایدهای نمیدهد جز اینکه از یکدیگر بیزاری میجویند و پشیمانی بزرگ عایدشان میشود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَسَرُّواۡ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ﴾) و دلایلی که هر یک برای نجات خود از عذاب میآورد کارساز نیست، و هریک میداند که او ستمگر و سزاوار عذاب میباشد. پس هریک از آنها به شدّت پشیمان میشود، و آرزو میکند که ای کاش برحق بود، و باطلی که او را به این عذاب گرفتار کرده است رها میکرد! و آنها این را در دل خود میگویند، چون از اقرار علیه خود میترسند.و در بعضی جایگاههای قیامت و وقتی که وارد آتش میشوند، این پشیمانی را آشکارا اعلام میدارند:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: ای کاش همراه با پیامبر راهی بر میگرفتم! ای وای بر من! کاش فلانی را به دوستی بر نمیگرفتم! ﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ و میگویند: «اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان قرار نمیگرفتیم. پس به گناهانشان اعتراف میکنند. نفرین بر دوزخیان باد. (﴿وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَغۡلَٰلَ فِيٓ أَعۡنَاقِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و ما بر گردن کافران زنجیرها میاندازیم و به زنجیر کشیده میشوند، همانطور که زندانی با زنجیر بسته میشود. خداوند متعال فرموده است:﴿إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ﴾ آنگاه که طوقها و زنجیرها بر گردنشان است، و در آتش داغ کشیده شده، وانگهی در آتش سوخته میشوند. (﴿هَلۡ يُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) این عذاب و شکنجه و زنجیرها و طوقهای سنگین، جزای کفر و گناهانی است که میکردند.
سبأ 34:32
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ؛ و کافران گفتند : ما نه به اين قرآن ايمان مي آوريم و نه به کتابهاي پيش از آن اگر ببيني ، آن روز که ستمکاران را به پيشگاه پروردگارشان نگه دارند ، رو به يکديگر کنند و سخن گويند زبون شدگان به قدرتمندان گويند :اگر شما نبوديد ، ما ايمان آورده بوديم. قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ؛ قدرتمندان به زبون شدگان گويند : آيا از آن پس که شما را به راه ، هدايت فرا خواندند ، ما شما را باز داشتيم ? نه ، شما خود گناهکار بوديد. وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ؛ زبون شدگان به قدرتمندان گويند : نه ، شما شب و روز حيلت مي کرديد ،، آنگاه که ما را فرمان مي داديد که به خداي يکتا کافر شويم و براي او همتاياني قرار دهيم و چون عذاب را ببينند در دل پشيماني کنند و ما غلها را بر گردن کافران بگذاريم آيا نه چنين است که در برابر اعمالشان مجازات مي شوند ?
(31) خداوند خبر میدهد میعاد کسانی که بر آمدن عذاب عجله و شتاب دارند، حتماً به هنگام فرارسیدن زمانش خواهد آمد. سپس حالت آنها را در آن روز بیان کرد و فرمود: اگر حالت آنها را ببینی آنگاه که نزد پروردگارشان نگاه داشته میشوند، و سران کفر و گمراهی و کسانی که از آنها پیروی میکردند جمع میشوند، حالتی وحشتناک را مشاهده خواهی کرد، و میبینی که چگونه با یکدیگر گفتگو میکنند، (﴿يَقُولُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ﴾) مستضعفان و زیر دستان که پیروان هستند، (﴿لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ﴾) به مستکبران و رهبران میگویند: (﴿لَوۡلَآ أَنتُمۡ لَكُنَّا مُؤۡمِنِينَ﴾) اگر شما نبودید، ما ایمان میآوردیم، اما شما بین ما و بین ایمان آوردنمان حایل گشتید و ناسپاسی را برایمان آراستید؛ پس ما از شما پیروی کردیم. منظورشان این است که سران عذاب داده شوند، اما آنها مورد عذاب قرار نگیرند.
(32) (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُوٓاۡ أَنَحۡنُ صَدَدۡنَٰكُمۡ عَنِ ٱلۡهُدَىٰ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَكُمۖ بَلۡ كُنتُم مُّجۡرِمِينَ﴾) مستکبران به صورت پرسش و در حالی که میگویند همۀ ما در جرم و گناه شریک هستیم، به مستضعفان میگویند: آیا ما با زور و قدرت شما را از هدایتی که برایتان آمده بود باز داشتیم؟ خیر، بلکه شما خود مجرم بودید؛ یعنی با اختیار خود به جرم و گناه دست یازیدید، و شما را بر آن مجبور نکردیم، اگرچه ما گناه و جنایت را برایتان زیبا و آراسته جلوه دادیم، و ما بر شما هیچ سلطه و قدرتی نداشتیم.
(33) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ بَلۡ مَكۡرُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ إِذۡ تَأۡمُرُونَنَآ أَن نَّكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجۡعَلَ لَهُۥٓ أَندَادٗا﴾) و مستضعفان میگویند: بلکه توطئۀ شب و روزِ شما سبب شد که ما از هدایت بازمانیم؛ چرا که شما کفر را برای ما زیبا جلوه میدادید، و ما را به سوی آن دعوت میکردید، و میگفتید: آن حق است؛ و حق را مورد عیبجویی قرار میدادید، و ادعا نمودید که باطل است. و همواره به توطئه و مکر میپرداختید تا اینکه ما را فریب دادید و دچار فتنهمان کردید. پس این گفتگو به آنها فایدهای نمیدهد جز اینکه از یکدیگر بیزاری میجویند و پشیمانی بزرگ عایدشان میشود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَسَرُّواۡ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ﴾) و دلایلی که هر یک برای نجات خود از عذاب میآورد کارساز نیست، و هریک میداند که او ستمگر و سزاوار عذاب میباشد. پس هریک از آنها به شدّت پشیمان میشود، و آرزو میکند که ای کاش برحق بود، و باطلی که او را به این عذاب گرفتار کرده است رها میکرد! و آنها این را در دل خود میگویند، چون از اقرار علیه خود میترسند.و در بعضی جایگاههای قیامت و وقتی که وارد آتش میشوند، این پشیمانی را آشکارا اعلام میدارند:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: ای کاش همراه با پیامبر راهی بر میگرفتم! ای وای بر من! کاش فلانی را به دوستی بر نمیگرفتم! ﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ و میگویند: «اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان قرار نمیگرفتیم. پس به گناهانشان اعتراف میکنند. نفرین بر دوزخیان باد. (﴿وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَغۡلَٰلَ فِيٓ أَعۡنَاقِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و ما بر گردن کافران زنجیرها میاندازیم و به زنجیر کشیده میشوند، همانطور که زندانی با زنجیر بسته میشود. خداوند متعال فرموده است:﴿إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ﴾ آنگاه که طوقها و زنجیرها بر گردنشان است، و در آتش داغ کشیده شده، وانگهی در آتش سوخته میشوند. (﴿هَلۡ يُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) این عذاب و شکنجه و زنجیرها و طوقهای سنگین، جزای کفر و گناهانی است که میکردند.
سبأ 34:33
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ؛ و کافران گفتند : ما نه به اين قرآن ايمان مي آوريم و نه به کتابهاي پيش از آن اگر ببيني ، آن روز که ستمکاران را به پيشگاه پروردگارشان نگه دارند ، رو به يکديگر کنند و سخن گويند زبون شدگان به قدرتمندان گويند :اگر شما نبوديد ، ما ايمان آورده بوديم. قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ؛ قدرتمندان به زبون شدگان گويند : آيا از آن پس که شما را به راه ، هدايت فرا خواندند ، ما شما را باز داشتيم ? نه ، شما خود گناهکار بوديد. وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ؛ زبون شدگان به قدرتمندان گويند : نه ، شما شب و روز حيلت مي کرديد ،، آنگاه که ما را فرمان مي داديد که به خداي يکتا کافر شويم و براي او همتاياني قرار دهيم و چون عذاب را ببينند در دل پشيماني کنند و ما غلها را بر گردن کافران بگذاريم آيا نه چنين است که در برابر اعمالشان مجازات مي شوند ?
(31) خداوند خبر میدهد میعاد کسانی که بر آمدن عذاب عجله و شتاب دارند، حتماً به هنگام فرارسیدن زمانش خواهد آمد. سپس حالت آنها را در آن روز بیان کرد و فرمود: اگر حالت آنها را ببینی آنگاه که نزد پروردگارشان نگاه داشته میشوند، و سران کفر و گمراهی و کسانی که از آنها پیروی میکردند جمع میشوند، حالتی وحشتناک را مشاهده خواهی کرد، و میبینی که چگونه با یکدیگر گفتگو میکنند، (﴿يَقُولُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ﴾) مستضعفان و زیر دستان که پیروان هستند، (﴿لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ﴾) به مستکبران و رهبران میگویند: (﴿لَوۡلَآ أَنتُمۡ لَكُنَّا مُؤۡمِنِينَ﴾) اگر شما نبودید، ما ایمان میآوردیم، اما شما بین ما و بین ایمان آوردنمان حایل گشتید و ناسپاسی را برایمان آراستید؛ پس ما از شما پیروی کردیم. منظورشان این است که سران عذاب داده شوند، اما آنها مورد عذاب قرار نگیرند.
(32) (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُوٓاۡ أَنَحۡنُ صَدَدۡنَٰكُمۡ عَنِ ٱلۡهُدَىٰ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَكُمۖ بَلۡ كُنتُم مُّجۡرِمِينَ﴾) مستکبران به صورت پرسش و در حالی که میگویند همۀ ما در جرم و گناه شریک هستیم، به مستضعفان میگویند: آیا ما با زور و قدرت شما را از هدایتی که برایتان آمده بود باز داشتیم؟ خیر، بلکه شما خود مجرم بودید؛ یعنی با اختیار خود به جرم و گناه دست یازیدید، و شما را بر آن مجبور نکردیم، اگرچه ما گناه و جنایت را برایتان زیبا و آراسته جلوه دادیم، و ما بر شما هیچ سلطه و قدرتی نداشتیم.
(33) (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ بَلۡ مَكۡرُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ إِذۡ تَأۡمُرُونَنَآ أَن نَّكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجۡعَلَ لَهُۥٓ أَندَادٗا﴾) و مستضعفان میگویند: بلکه توطئۀ شب و روزِ شما سبب شد که ما از هدایت بازمانیم؛ چرا که شما کفر را برای ما زیبا جلوه میدادید، و ما را به سوی آن دعوت میکردید، و میگفتید: آن حق است؛ و حق را مورد عیبجویی قرار میدادید، و ادعا نمودید که باطل است. و همواره به توطئه و مکر میپرداختید تا اینکه ما را فریب دادید و دچار فتنهمان کردید. پس این گفتگو به آنها فایدهای نمیدهد جز اینکه از یکدیگر بیزاری میجویند و پشیمانی بزرگ عایدشان میشود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَسَرُّواۡ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ﴾) و دلایلی که هر یک برای نجات خود از عذاب میآورد کارساز نیست، و هریک میداند که او ستمگر و سزاوار عذاب میباشد. پس هریک از آنها به شدّت پشیمان میشود، و آرزو میکند که ای کاش برحق بود، و باطلی که او را به این عذاب گرفتار کرده است رها میکرد! و آنها این را در دل خود میگویند، چون از اقرار علیه خود میترسند.و در بعضی جایگاههای قیامت و وقتی که وارد آتش میشوند، این پشیمانی را آشکارا اعلام میدارند:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: ای کاش همراه با پیامبر راهی بر میگرفتم! ای وای بر من! کاش فلانی را به دوستی بر نمیگرفتم! ﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾ و میگویند: «اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان قرار نمیگرفتیم. پس به گناهانشان اعتراف میکنند. نفرین بر دوزخیان باد. (﴿وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَغۡلَٰلَ فِيٓ أَعۡنَاقِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و ما بر گردن کافران زنجیرها میاندازیم و به زنجیر کشیده میشوند، همانطور که زندانی با زنجیر بسته میشود. خداوند متعال فرموده است:﴿إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ﴾ آنگاه که طوقها و زنجیرها بر گردنشان است، و در آتش داغ کشیده شده، وانگهی در آتش سوخته میشوند. (﴿هَلۡ يُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) این عذاب و شکنجه و زنجیرها و طوقهای سنگین، جزای کفر و گناهانی است که میکردند.
سبأ 34:34
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم ، جز آنکه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم. وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ؛ و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و کس ما را عذاب نکند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر کس را که بخواهد فراوان مي کند و برهر که بخواهد تنگ مي گيرد ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ؛ اموال و اولادتان چيزي نيست که شما را به ما نزديک سازد مگر آنان ، که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، که پاداش اينان به سبب اعمالشان دو برابر است و ايمن در غرفه هاي بهشت هستند. وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ؛ آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، طعمه عذابند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر که از بندگانش را که بخواهد فراوان مي کند يا او را به تنگي مي افکند و اگر چيزي انفاق کنيد ، عوضش را خواهد داد و او بهترين روزي دهندگان است.
(34) خداوند متعال از حالت امّتهای گذشته خبر میدهد؛ امّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند، و میفرماید: حالت آنها همان حالت و وضعیت کسانی است که پیامبرشان محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب کردند. و هر زمان خداوند پیامبری به آبادی و شهری فرستاده است، صاحبان قدرت و نعمت، رسالت پیامبررا انکار کردهاند؛ و نعمتهایی که از آن برخوردار بودهاند، آنانرا مغرور ساخته و بدان افتخار ورزیدهاند.
(35) (﴿وَقَالُواۡ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ﴾) و گفتند: ما از کسانی که از حق پیروی کردهاند اموال و اولاد بیشتری داریم، و عذاب داده نخواهیم شد؛ یعنی پس از مرگ زنده نخواهیم شد، و اگر هم زنده گردانده شویم، کسی که در دنیا به ما این همه اموال و اولاد بخشیده است در آخرت نیز مال و فرزند بیشتری به ما خواهد داد، و ما را عذاب نمیدهد.
(36) خداوند به آنها پاسخ داد که فراوان بودن روزی و کم بودن آن، دلیلی بر آنچه گمان میبرید نیست؛ چراکه روزی تحت خواست خداوند است؛ اگر بخواهد آن را برای بندهاش زیاد و فراوان مینماید، و اگر بخواهد آن را اندک و کم میدارد.
(37) (﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾) و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به خدا نزدیک سازند، بلکه تنها چیزی که انسان را به خدا نزدیک و مقرب میسازد، ایمان آوردن به آنچه پیامبران آوردهاند میباشد؛ و عمل صالح نیز که از لوازم ایمان است، انسان را مقرب درگاه خدا میسازد. و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، پاداش آنها چند برابر است؛ و به هر نیکی آنها ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر پاداش داده میشود که اندازۀ پاداش آنها را کسی جز خدا نمیداند. (﴿وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾) و آنها در منازل بلند و بسیار مرتفع سکونت دارند، و در آنجا در امن و امان و با آرامش خاطر به سر میبرند؛ چون در آن انواع لذتها وجود دارد، و خطر بیرون رفتن از آنجا و یا ناراحت شدن آنان را تهدید نمیکند.
(38) (﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که برای ابطال آیات ما میکوشند، و آن را تکذیب مینمایند، و در تلاشاند که ما و پیامبران ما را درمانده سازند، و تصور میکنند که خواهند توانست، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان در عذاب آتش سوزان احضار خواهند شد، و معبودانشان به ایشان هیچ سودی نمیبخشد.
(39) سپس خداوند دوباره تکرار کرد که (﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥ﴾) تا فرمودهاش بر آن مترتب گردد که میفرماید: (﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥ﴾) و هر آنچه از نفقههای واجب و مستحب که به خویشاوند یا همسایه یا یتیم یا به فرد بینوایی و یا به غیر آنان بدهید، خداوند جای آن را پر میکند. پس گمان نبرید که بخشیدن و انفاق کردن، روزی را کم میکند؛ بلکه خداوند وعده داده که جای آن را پر نماید، (﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾) و خداوند بهترین روزی دهندگان است. پس، از او طلب روزی کنید و با استفاده از اسبابی که شما را بدان امر نموده در پی روزی تلاش نمایید.
سبأ 34:35
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم ، جز آنکه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم. وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ؛ و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و کس ما را عذاب نکند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر کس را که بخواهد فراوان مي کند و برهر که بخواهد تنگ مي گيرد ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ؛ اموال و اولادتان چيزي نيست که شما را به ما نزديک سازد مگر آنان ، که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، که پاداش اينان به سبب اعمالشان دو برابر است و ايمن در غرفه هاي بهشت هستند. وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ؛ آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، طعمه عذابند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر که از بندگانش را که بخواهد فراوان مي کند يا او را به تنگي مي افکند و اگر چيزي انفاق کنيد ، عوضش را خواهد داد و او بهترين روزي دهندگان است.
(34) خداوند متعال از حالت امّتهای گذشته خبر میدهد؛ امّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند، و میفرماید: حالت آنها همان حالت و وضعیت کسانی است که پیامبرشان محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب کردند. و هر زمان خداوند پیامبری به آبادی و شهری فرستاده است، صاحبان قدرت و نعمت، رسالت پیامبررا انکار کردهاند؛ و نعمتهایی که از آن برخوردار بودهاند، آنانرا مغرور ساخته و بدان افتخار ورزیدهاند.
(35) (﴿وَقَالُواۡ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ﴾) و گفتند: ما از کسانی که از حق پیروی کردهاند اموال و اولاد بیشتری داریم، و عذاب داده نخواهیم شد؛ یعنی پس از مرگ زنده نخواهیم شد، و اگر هم زنده گردانده شویم، کسی که در دنیا به ما این همه اموال و اولاد بخشیده است در آخرت نیز مال و فرزند بیشتری به ما خواهد داد، و ما را عذاب نمیدهد.
(36) خداوند به آنها پاسخ داد که فراوان بودن روزی و کم بودن آن، دلیلی بر آنچه گمان میبرید نیست؛ چراکه روزی تحت خواست خداوند است؛ اگر بخواهد آن را برای بندهاش زیاد و فراوان مینماید، و اگر بخواهد آن را اندک و کم میدارد.
(37) (﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾) و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به خدا نزدیک سازند، بلکه تنها چیزی که انسان را به خدا نزدیک و مقرب میسازد، ایمان آوردن به آنچه پیامبران آوردهاند میباشد؛ و عمل صالح نیز که از لوازم ایمان است، انسان را مقرب درگاه خدا میسازد. و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، پاداش آنها چند برابر است؛ و به هر نیکی آنها ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر پاداش داده میشود که اندازۀ پاداش آنها را کسی جز خدا نمیداند. (﴿وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾) و آنها در منازل بلند و بسیار مرتفع سکونت دارند، و در آنجا در امن و امان و با آرامش خاطر به سر میبرند؛ چون در آن انواع لذتها وجود دارد، و خطر بیرون رفتن از آنجا و یا ناراحت شدن آنان را تهدید نمیکند.
(38) (﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که برای ابطال آیات ما میکوشند، و آن را تکذیب مینمایند، و در تلاشاند که ما و پیامبران ما را درمانده سازند، و تصور میکنند که خواهند توانست، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان در عذاب آتش سوزان احضار خواهند شد، و معبودانشان به ایشان هیچ سودی نمیبخشد.
(39) سپس خداوند دوباره تکرار کرد که (﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥ﴾) تا فرمودهاش بر آن مترتب گردد که میفرماید: (﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥ﴾) و هر آنچه از نفقههای واجب و مستحب که به خویشاوند یا همسایه یا یتیم یا به فرد بینوایی و یا به غیر آنان بدهید، خداوند جای آن را پر میکند. پس گمان نبرید که بخشیدن و انفاق کردن، روزی را کم میکند؛ بلکه خداوند وعده داده که جای آن را پر نماید، (﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾) و خداوند بهترین روزی دهندگان است. پس، از او طلب روزی کنید و با استفاده از اسبابی که شما را بدان امر نموده در پی روزی تلاش نمایید.
سبأ 34:36
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم ، جز آنکه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم. وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ؛ و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و کس ما را عذاب نکند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر کس را که بخواهد فراوان مي کند و برهر که بخواهد تنگ مي گيرد ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ؛ اموال و اولادتان چيزي نيست که شما را به ما نزديک سازد مگر آنان ، که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، که پاداش اينان به سبب اعمالشان دو برابر است و ايمن در غرفه هاي بهشت هستند. وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ؛ آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، طعمه عذابند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر که از بندگانش را که بخواهد فراوان مي کند يا او را به تنگي مي افکند و اگر چيزي انفاق کنيد ، عوضش را خواهد داد و او بهترين روزي دهندگان است.
(34) خداوند متعال از حالت امّتهای گذشته خبر میدهد؛ امّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند، و میفرماید: حالت آنها همان حالت و وضعیت کسانی است که پیامبرشان محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب کردند. و هر زمان خداوند پیامبری به آبادی و شهری فرستاده است، صاحبان قدرت و نعمت، رسالت پیامبررا انکار کردهاند؛ و نعمتهایی که از آن برخوردار بودهاند، آنانرا مغرور ساخته و بدان افتخار ورزیدهاند.
(35) (﴿وَقَالُواۡ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ﴾) و گفتند: ما از کسانی که از حق پیروی کردهاند اموال و اولاد بیشتری داریم، و عذاب داده نخواهیم شد؛ یعنی پس از مرگ زنده نخواهیم شد، و اگر هم زنده گردانده شویم، کسی که در دنیا به ما این همه اموال و اولاد بخشیده است در آخرت نیز مال و فرزند بیشتری به ما خواهد داد، و ما را عذاب نمیدهد.
(36) خداوند به آنها پاسخ داد که فراوان بودن روزی و کم بودن آن، دلیلی بر آنچه گمان میبرید نیست؛ چراکه روزی تحت خواست خداوند است؛ اگر بخواهد آن را برای بندهاش زیاد و فراوان مینماید، و اگر بخواهد آن را اندک و کم میدارد.
(37) (﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾) و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به خدا نزدیک سازند، بلکه تنها چیزی که انسان را به خدا نزدیک و مقرب میسازد، ایمان آوردن به آنچه پیامبران آوردهاند میباشد؛ و عمل صالح نیز که از لوازم ایمان است، انسان را مقرب درگاه خدا میسازد. و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، پاداش آنها چند برابر است؛ و به هر نیکی آنها ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر پاداش داده میشود که اندازۀ پاداش آنها را کسی جز خدا نمیداند. (﴿وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾) و آنها در منازل بلند و بسیار مرتفع سکونت دارند، و در آنجا در امن و امان و با آرامش خاطر به سر میبرند؛ چون در آن انواع لذتها وجود دارد، و خطر بیرون رفتن از آنجا و یا ناراحت شدن آنان را تهدید نمیکند.
(38) (﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که برای ابطال آیات ما میکوشند، و آن را تکذیب مینمایند، و در تلاشاند که ما و پیامبران ما را درمانده سازند، و تصور میکنند که خواهند توانست، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان در عذاب آتش سوزان احضار خواهند شد، و معبودانشان به ایشان هیچ سودی نمیبخشد.
(39) سپس خداوند دوباره تکرار کرد که (﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥ﴾) تا فرمودهاش بر آن مترتب گردد که میفرماید: (﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥ﴾) و هر آنچه از نفقههای واجب و مستحب که به خویشاوند یا همسایه یا یتیم یا به فرد بینوایی و یا به غیر آنان بدهید، خداوند جای آن را پر میکند. پس گمان نبرید که بخشیدن و انفاق کردن، روزی را کم میکند؛ بلکه خداوند وعده داده که جای آن را پر نماید، (﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾) و خداوند بهترین روزی دهندگان است. پس، از او طلب روزی کنید و با استفاده از اسبابی که شما را بدان امر نموده در پی روزی تلاش نمایید.
سبأ 34:37
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم ، جز آنکه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم. وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ؛ و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و کس ما را عذاب نکند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر کس را که بخواهد فراوان مي کند و برهر که بخواهد تنگ مي گيرد ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ؛ اموال و اولادتان چيزي نيست که شما را به ما نزديک سازد مگر آنان ، که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، که پاداش اينان به سبب اعمالشان دو برابر است و ايمن در غرفه هاي بهشت هستند. وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ؛ آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، طعمه عذابند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر که از بندگانش را که بخواهد فراوان مي کند يا او را به تنگي مي افکند و اگر چيزي انفاق کنيد ، عوضش را خواهد داد و او بهترين روزي دهندگان است.
(34) خداوند متعال از حالت امّتهای گذشته خبر میدهد؛ امّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند، و میفرماید: حالت آنها همان حالت و وضعیت کسانی است که پیامبرشان محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب کردند. و هر زمان خداوند پیامبری به آبادی و شهری فرستاده است، صاحبان قدرت و نعمت، رسالت پیامبررا انکار کردهاند؛ و نعمتهایی که از آن برخوردار بودهاند، آنانرا مغرور ساخته و بدان افتخار ورزیدهاند.
(35) (﴿وَقَالُواۡ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ﴾) و گفتند: ما از کسانی که از حق پیروی کردهاند اموال و اولاد بیشتری داریم، و عذاب داده نخواهیم شد؛ یعنی پس از مرگ زنده نخواهیم شد، و اگر هم زنده گردانده شویم، کسی که در دنیا به ما این همه اموال و اولاد بخشیده است در آخرت نیز مال و فرزند بیشتری به ما خواهد داد، و ما را عذاب نمیدهد.
(36) خداوند به آنها پاسخ داد که فراوان بودن روزی و کم بودن آن، دلیلی بر آنچه گمان میبرید نیست؛ چراکه روزی تحت خواست خداوند است؛ اگر بخواهد آن را برای بندهاش زیاد و فراوان مینماید، و اگر بخواهد آن را اندک و کم میدارد.
(37) (﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾) و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به خدا نزدیک سازند، بلکه تنها چیزی که انسان را به خدا نزدیک و مقرب میسازد، ایمان آوردن به آنچه پیامبران آوردهاند میباشد؛ و عمل صالح نیز که از لوازم ایمان است، انسان را مقرب درگاه خدا میسازد. و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، پاداش آنها چند برابر است؛ و به هر نیکی آنها ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر پاداش داده میشود که اندازۀ پاداش آنها را کسی جز خدا نمیداند. (﴿وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾) و آنها در منازل بلند و بسیار مرتفع سکونت دارند، و در آنجا در امن و امان و با آرامش خاطر به سر میبرند؛ چون در آن انواع لذتها وجود دارد، و خطر بیرون رفتن از آنجا و یا ناراحت شدن آنان را تهدید نمیکند.
(38) (﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که برای ابطال آیات ما میکوشند، و آن را تکذیب مینمایند، و در تلاشاند که ما و پیامبران ما را درمانده سازند، و تصور میکنند که خواهند توانست، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان در عذاب آتش سوزان احضار خواهند شد، و معبودانشان به ایشان هیچ سودی نمیبخشد.
(39) سپس خداوند دوباره تکرار کرد که (﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥ﴾) تا فرمودهاش بر آن مترتب گردد که میفرماید: (﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥ﴾) و هر آنچه از نفقههای واجب و مستحب که به خویشاوند یا همسایه یا یتیم یا به فرد بینوایی و یا به غیر آنان بدهید، خداوند جای آن را پر میکند. پس گمان نبرید که بخشیدن و انفاق کردن، روزی را کم میکند؛ بلکه خداوند وعده داده که جای آن را پر نماید، (﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾) و خداوند بهترین روزی دهندگان است. پس، از او طلب روزی کنید و با استفاده از اسبابی که شما را بدان امر نموده در پی روزی تلاش نمایید.
سبأ 34:38
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم ، جز آنکه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم. وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ؛ و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و کس ما را عذاب نکند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر کس را که بخواهد فراوان مي کند و برهر که بخواهد تنگ مي گيرد ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ؛ اموال و اولادتان چيزي نيست که شما را به ما نزديک سازد مگر آنان ، که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، که پاداش اينان به سبب اعمالشان دو برابر است و ايمن در غرفه هاي بهشت هستند. وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ؛ آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، طعمه عذابند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر که از بندگانش را که بخواهد فراوان مي کند يا او را به تنگي مي افکند و اگر چيزي انفاق کنيد ، عوضش را خواهد داد و او بهترين روزي دهندگان است.
(34) خداوند متعال از حالت امّتهای گذشته خبر میدهد؛ امّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند، و میفرماید: حالت آنها همان حالت و وضعیت کسانی است که پیامبرشان محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب کردند. و هر زمان خداوند پیامبری به آبادی و شهری فرستاده است، صاحبان قدرت و نعمت، رسالت پیامبررا انکار کردهاند؛ و نعمتهایی که از آن برخوردار بودهاند، آنانرا مغرور ساخته و بدان افتخار ورزیدهاند.
(35) (﴿وَقَالُواۡ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ﴾) و گفتند: ما از کسانی که از حق پیروی کردهاند اموال و اولاد بیشتری داریم، و عذاب داده نخواهیم شد؛ یعنی پس از مرگ زنده نخواهیم شد، و اگر هم زنده گردانده شویم، کسی که در دنیا به ما این همه اموال و اولاد بخشیده است در آخرت نیز مال و فرزند بیشتری به ما خواهد داد، و ما را عذاب نمیدهد.
(36) خداوند به آنها پاسخ داد که فراوان بودن روزی و کم بودن آن، دلیلی بر آنچه گمان میبرید نیست؛ چراکه روزی تحت خواست خداوند است؛ اگر بخواهد آن را برای بندهاش زیاد و فراوان مینماید، و اگر بخواهد آن را اندک و کم میدارد.
(37) (﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾) و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به خدا نزدیک سازند، بلکه تنها چیزی که انسان را به خدا نزدیک و مقرب میسازد، ایمان آوردن به آنچه پیامبران آوردهاند میباشد؛ و عمل صالح نیز که از لوازم ایمان است، انسان را مقرب درگاه خدا میسازد. و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، پاداش آنها چند برابر است؛ و به هر نیکی آنها ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر پاداش داده میشود که اندازۀ پاداش آنها را کسی جز خدا نمیداند. (﴿وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾) و آنها در منازل بلند و بسیار مرتفع سکونت دارند، و در آنجا در امن و امان و با آرامش خاطر به سر میبرند؛ چون در آن انواع لذتها وجود دارد، و خطر بیرون رفتن از آنجا و یا ناراحت شدن آنان را تهدید نمیکند.
(38) (﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که برای ابطال آیات ما میکوشند، و آن را تکذیب مینمایند، و در تلاشاند که ما و پیامبران ما را درمانده سازند، و تصور میکنند که خواهند توانست، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان در عذاب آتش سوزان احضار خواهند شد، و معبودانشان به ایشان هیچ سودی نمیبخشد.
(39) سپس خداوند دوباره تکرار کرد که (﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥ﴾) تا فرمودهاش بر آن مترتب گردد که میفرماید: (﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥ﴾) و هر آنچه از نفقههای واجب و مستحب که به خویشاوند یا همسایه یا یتیم یا به فرد بینوایی و یا به غیر آنان بدهید، خداوند جای آن را پر میکند. پس گمان نبرید که بخشیدن و انفاق کردن، روزی را کم میکند؛ بلکه خداوند وعده داده که جای آن را پر نماید، (﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾) و خداوند بهترین روزی دهندگان است. پس، از او طلب روزی کنید و با استفاده از اسبابی که شما را بدان امر نموده در پی روزی تلاش نمایید.
سبأ 34:39
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ ما هيچ بيم دهنده اي به قريه اي نفرستاديم ، جز آنکه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمي آوريم. وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ؛ و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و کس ما را عذاب نکند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر کس را که بخواهد فراوان مي کند و برهر که بخواهد تنگ مي گيرد ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ؛ اموال و اولادتان چيزي نيست که شما را به ما نزديک سازد مگر آنان ، که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند ، که پاداش اينان به سبب اعمالشان دو برابر است و ايمن در غرفه هاي بهشت هستند. وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ؛ آنان که به آيات ما مي تازند و مي پندارند که از ما مي گريزند ، طعمه عذابند. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ؛ بگو : پروردگار من است که روزي هر که از بندگانش را که بخواهد فراوان مي کند يا او را به تنگي مي افکند و اگر چيزي انفاق کنيد ، عوضش را خواهد داد و او بهترين روزي دهندگان است.
(34) خداوند متعال از حالت امّتهای گذشته خبر میدهد؛ امّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند، و میفرماید: حالت آنها همان حالت و وضعیت کسانی است که پیامبرشان محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب کردند. و هر زمان خداوند پیامبری به آبادی و شهری فرستاده است، صاحبان قدرت و نعمت، رسالت پیامبررا انکار کردهاند؛ و نعمتهایی که از آن برخوردار بودهاند، آنانرا مغرور ساخته و بدان افتخار ورزیدهاند.
(35) (﴿وَقَالُواۡ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ﴾) و گفتند: ما از کسانی که از حق پیروی کردهاند اموال و اولاد بیشتری داریم، و عذاب داده نخواهیم شد؛ یعنی پس از مرگ زنده نخواهیم شد، و اگر هم زنده گردانده شویم، کسی که در دنیا به ما این همه اموال و اولاد بخشیده است در آخرت نیز مال و فرزند بیشتری به ما خواهد داد، و ما را عذاب نمیدهد.
(36) خداوند به آنها پاسخ داد که فراوان بودن روزی و کم بودن آن، دلیلی بر آنچه گمان میبرید نیست؛ چراکه روزی تحت خواست خداوند است؛ اگر بخواهد آن را برای بندهاش زیاد و فراوان مینماید، و اگر بخواهد آن را اندک و کم میدارد.
(37) (﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾) و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به خدا نزدیک سازند، بلکه تنها چیزی که انسان را به خدا نزدیک و مقرب میسازد، ایمان آوردن به آنچه پیامبران آوردهاند میباشد؛ و عمل صالح نیز که از لوازم ایمان است، انسان را مقرب درگاه خدا میسازد. و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، پاداش آنها چند برابر است؛ و به هر نیکی آنها ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر پاداش داده میشود که اندازۀ پاداش آنها را کسی جز خدا نمیداند. (﴿وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾) و آنها در منازل بلند و بسیار مرتفع سکونت دارند، و در آنجا در امن و امان و با آرامش خاطر به سر میبرند؛ چون در آن انواع لذتها وجود دارد، و خطر بیرون رفتن از آنجا و یا ناراحت شدن آنان را تهدید نمیکند.
(38) (﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾) و کسانی که برای ابطال آیات ما میکوشند، و آن را تکذیب مینمایند، و در تلاشاند که ما و پیامبران ما را درمانده سازند، و تصور میکنند که خواهند توانست، (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾) ایشان در عذاب آتش سوزان احضار خواهند شد، و معبودانشان به ایشان هیچ سودی نمیبخشد.
(39) سپس خداوند دوباره تکرار کرد که (﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥ﴾) تا فرمودهاش بر آن مترتب گردد که میفرماید: (﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥ﴾) و هر آنچه از نفقههای واجب و مستحب که به خویشاوند یا همسایه یا یتیم یا به فرد بینوایی و یا به غیر آنان بدهید، خداوند جای آن را پر میکند. پس گمان نبرید که بخشیدن و انفاق کردن، روزی را کم میکند؛ بلکه خداوند وعده داده که جای آن را پر نماید، (﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾) و خداوند بهترین روزی دهندگان است. پس، از او طلب روزی کنید و با استفاده از اسبابی که شما را بدان امر نموده در پی روزی تلاش نمایید.
سبأ 34:40
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ؛ روزي که همه را گرد آورد ، آنگاه ملائکه را گويد ، آيا اينان بودند که ، شما را مي پرستيدند ? قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ ؛ مي گويند : تو منزهي تويي ولي ما ، نه آنها اينان جنها را مي پرستيدند و بيشترين به آنها ايمان داشتند. فَالْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلَا ضَرًّا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ؛ آن روز به يکديگر هيچ سود و زياني نتوانيد رساند و به ستمکاران گوييم : بچشيد عذاب آتشي را که دروغش مي انگاشتيد.
(40 - 41) (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که خداوند کسانی را که غیر از او را پرستش میکردهاند و آنچه را که میپرستیدهاند، از قبیل: ملائکه و غیره، جملگی را گرد میآورد، (﴿ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ﴾) سپس در قالب سرزنش کسانی که فرشتگان را پرستش کردهاند به فرشتگان میگوید: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ﴾) آیا اینان شما را پرستش میکردهاند؟ پس، از عبادت و پرستش آنان تبرّی میجویند و (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) میگویند: تو پاک و منزهی از اینکه شریک یا همتایی داشته باشی. (﴿أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم﴾) تو یار و یاور مایی، و میان ما و آنها هیچ دوستی و مودّتی وجود ندارد، ما به سرپرستیِ تو نیازمندیم و چارهای نداریم جز اینکه یاور ما باشی. پس چگونه کسی دیگر را دعوت مینماییم تا ما را پرستش کند؟ و یا چگونه صلاحیت داریم که شریک و انباز تو باشیم؟! (﴿بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّ﴾) بلکه این مشرکان، شیطانها را پرستش میکردند، و شیاطین آنها را به پرستش ما یا پرستش دیگر چیزها دستور میدادند، و ایشان از آنها پیروی میکردند. و اطاعت از شیطانها به مثابۀ پرستش آنهاست؛ چون عبادت همان طاعت است. همان طور که خداوند خطاب به همۀ کسانی که چیزهایی را شریک او میسازند گفته است:﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواۡ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ﴾ ای فرزندان آدم! آیا از شما عهد نگرفتم که شیطان را پرستش نکنید، چرا که او دشمن آشکار شما میباشد؟ و مرا بپرستید، این است راه راست. (﴿أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾) و بیشترشان به آنها ایمان داشتهاند؛ یعنی جنها را تصدیق کرده، و فرمانبردارشان بودهاند؛ چون ایمان یعنی تصدیقی که موجب فرمانبرداری و اطاعت میشود.
(42) وقتی که از آنها اظهار بیزاری میکنند خداوند متعال خطاب به آنان میفرماید: (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يَمۡلِكُ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٖ نَّفۡعٗا وَلَا ضَرّٗا﴾) امروز هیچ یک از شما نمیتواند برای دیگری سود و زیانی داشته باشد، چرا که روابط شما قطع گردیده است. (﴿وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و به کسانی که با کفر ورزیدن و انجام گناهان بر خویشتن ستم کردهاند ـبعد از آنکه آنها را وارد جهنّم میکنیم ـ میگوییم: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) طعم عذابی را بچشید که آن را دروغ میانگاشتید. پس امروز شما آن عذاب را با چشمهای خود مشاهده میکنید، و به سزای تکذیب و دروغ انگاشتناش و فرار نکردن از اسباب آن، وارد آن میشوید.
سبأ 34:41
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ؛ روزي که همه را گرد آورد ، آنگاه ملائکه را گويد ، آيا اينان بودند که ، شما را مي پرستيدند ? قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ ؛ مي گويند : تو منزهي تويي ولي ما ، نه آنها اينان جنها را مي پرستيدند و بيشترين به آنها ايمان داشتند. فَالْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلَا ضَرًّا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ؛ آن روز به يکديگر هيچ سود و زياني نتوانيد رساند و به ستمکاران گوييم : بچشيد عذاب آتشي را که دروغش مي انگاشتيد.
(40 - 41) (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که خداوند کسانی را که غیر از او را پرستش میکردهاند و آنچه را که میپرستیدهاند، از قبیل: ملائکه و غیره، جملگی را گرد میآورد، (﴿ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ﴾) سپس در قالب سرزنش کسانی که فرشتگان را پرستش کردهاند به فرشتگان میگوید: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ﴾) آیا اینان شما را پرستش میکردهاند؟ پس، از عبادت و پرستش آنان تبرّی میجویند و (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) میگویند: تو پاک و منزهی از اینکه شریک یا همتایی داشته باشی. (﴿أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم﴾) تو یار و یاور مایی، و میان ما و آنها هیچ دوستی و مودّتی وجود ندارد، ما به سرپرستیِ تو نیازمندیم و چارهای نداریم جز اینکه یاور ما باشی. پس چگونه کسی دیگر را دعوت مینماییم تا ما را پرستش کند؟ و یا چگونه صلاحیت داریم که شریک و انباز تو باشیم؟! (﴿بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّ﴾) بلکه این مشرکان، شیطانها را پرستش میکردند، و شیاطین آنها را به پرستش ما یا پرستش دیگر چیزها دستور میدادند، و ایشان از آنها پیروی میکردند. و اطاعت از شیطانها به مثابۀ پرستش آنهاست؛ چون عبادت همان طاعت است. همان طور که خداوند خطاب به همۀ کسانی که چیزهایی را شریک او میسازند گفته است:﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواۡ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ﴾ ای فرزندان آدم! آیا از شما عهد نگرفتم که شیطان را پرستش نکنید، چرا که او دشمن آشکار شما میباشد؟ و مرا بپرستید، این است راه راست. (﴿أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾) و بیشترشان به آنها ایمان داشتهاند؛ یعنی جنها را تصدیق کرده، و فرمانبردارشان بودهاند؛ چون ایمان یعنی تصدیقی که موجب فرمانبرداری و اطاعت میشود.
(42) وقتی که از آنها اظهار بیزاری میکنند خداوند متعال خطاب به آنان میفرماید: (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يَمۡلِكُ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٖ نَّفۡعٗا وَلَا ضَرّٗا﴾) امروز هیچ یک از شما نمیتواند برای دیگری سود و زیانی داشته باشد، چرا که روابط شما قطع گردیده است. (﴿وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و به کسانی که با کفر ورزیدن و انجام گناهان بر خویشتن ستم کردهاند ـبعد از آنکه آنها را وارد جهنّم میکنیم ـ میگوییم: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) طعم عذابی را بچشید که آن را دروغ میانگاشتید. پس امروز شما آن عذاب را با چشمهای خود مشاهده میکنید، و به سزای تکذیب و دروغ انگاشتناش و فرار نکردن از اسباب آن، وارد آن میشوید.
سبأ 34:42
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ؛ روزي که همه را گرد آورد ، آنگاه ملائکه را گويد ، آيا اينان بودند که ، شما را مي پرستيدند ? قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ ؛ مي گويند : تو منزهي تويي ولي ما ، نه آنها اينان جنها را مي پرستيدند و بيشترين به آنها ايمان داشتند. فَالْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلَا ضَرًّا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ؛ آن روز به يکديگر هيچ سود و زياني نتوانيد رساند و به ستمکاران گوييم : بچشيد عذاب آتشي را که دروغش مي انگاشتيد.
(40 - 41) (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾) و روزی که خداوند کسانی را که غیر از او را پرستش میکردهاند و آنچه را که میپرستیدهاند، از قبیل: ملائکه و غیره، جملگی را گرد میآورد، (﴿ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ﴾) سپس در قالب سرزنش کسانی که فرشتگان را پرستش کردهاند به فرشتگان میگوید: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ﴾) آیا اینان شما را پرستش میکردهاند؟ پس، از عبادت و پرستش آنان تبرّی میجویند و (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) میگویند: تو پاک و منزهی از اینکه شریک یا همتایی داشته باشی. (﴿أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم﴾) تو یار و یاور مایی، و میان ما و آنها هیچ دوستی و مودّتی وجود ندارد، ما به سرپرستیِ تو نیازمندیم و چارهای نداریم جز اینکه یاور ما باشی. پس چگونه کسی دیگر را دعوت مینماییم تا ما را پرستش کند؟ و یا چگونه صلاحیت داریم که شریک و انباز تو باشیم؟! (﴿بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّ﴾) بلکه این مشرکان، شیطانها را پرستش میکردند، و شیاطین آنها را به پرستش ما یا پرستش دیگر چیزها دستور میدادند، و ایشان از آنها پیروی میکردند. و اطاعت از شیطانها به مثابۀ پرستش آنهاست؛ چون عبادت همان طاعت است. همان طور که خداوند خطاب به همۀ کسانی که چیزهایی را شریک او میسازند گفته است:﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواۡ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ﴾ ای فرزندان آدم! آیا از شما عهد نگرفتم که شیطان را پرستش نکنید، چرا که او دشمن آشکار شما میباشد؟ و مرا بپرستید، این است راه راست. (﴿أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾) و بیشترشان به آنها ایمان داشتهاند؛ یعنی جنها را تصدیق کرده، و فرمانبردارشان بودهاند؛ چون ایمان یعنی تصدیقی که موجب فرمانبرداری و اطاعت میشود.
(42) وقتی که از آنها اظهار بیزاری میکنند خداوند متعال خطاب به آنان میفرماید: (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يَمۡلِكُ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٖ نَّفۡعٗا وَلَا ضَرّٗا﴾) امروز هیچ یک از شما نمیتواند برای دیگری سود و زیانی داشته باشد، چرا که روابط شما قطع گردیده است. (﴿وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و به کسانی که با کفر ورزیدن و انجام گناهان بر خویشتن ستم کردهاند ـبعد از آنکه آنها را وارد جهنّم میکنیم ـ میگوییم: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾) طعم عذابی را بچشید که آن را دروغ میانگاشتید. پس امروز شما آن عذاب را با چشمهای خود مشاهده میکنید، و به سزای تکذیب و دروغ انگاشتناش و فرار نکردن از اسباب آن، وارد آن میشوید.
سبأ 34:43
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ؛ چون آيات روشن ما بر آنان خوانده شد ، گفتند : جز اين نيست که اين مردي ، است که مي خواهد شما را از آنچه پدرانتان مي پرستيدند باز دارد و گفتند : اين جز دروغي به هم بافته ، چيز ديگري نيست و کساني که به خدا کافر شده بودند ، چون سخن حق بر آنها نازل شد گفتند : اين چيزي جز جادويي آشکار نيست. وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ؛ پيش از اين کتابي که آن را بخوانند به آنها نداده ايم و پيش از تو بيم دهنده اي بر آنان نفرستاده ايم. وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ؛ و کساني که پيش از آنها بودند پيامبران را تکذيب کردند و اينان خود، به ده يک آنچه به آنها داده بوديم نرسيده اند ، و با اين حال پيامبران مراتکذيب کردند پس عقوبت من چه سخت بود.
(43) خداوند از حالت مشرکان خبر میدهد بدانگاه که آیات روشنگر خداوند و دلایل آشکار و حجتهای قاطع او به نزد آنها میآید؛ آیاتی که بر هر خیر و خوبی راهنمایی مینماید و از هر شری باز میدارد، و بزرگترین نعمتی بود که به نزدشان آمد و میبایست به آن ایمان آورند و آن را تصدیق نمایند و فرمان برند؛ اما آنها عکس آنچه که میبایست انجام دهند انجام دادند، و کسی که آیات خدا را آورد تکذیب کردند و گفتند: (﴿مَا هَٰذَآ إِلَّا رَجُلٞ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمۡ عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُكُمۡ﴾) او مردی است که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان پرستش میکردهاند باز دارد؛ یعنی این پیامبر که شما را به یگانه پرستی فرا میخواند، هدفش این است که سنّتها و عادات پدرانتان را رها کنید؛ پدرانی که آنها را بزرگ میدارید و دنباله رو آنان میباشید. پس آنها حق را به خاطر تبعیت از روش گمراهان رد کردند و نپذیرفتند، و دلیل و شبههای برای این عمل خود ارائه ندادند. این چه دلیل و شبههای است که هنگامی که پیامبران برخی از گمراهان را به پیروی از حق دعوت نمودند ادعا کردند که این، راه برادران و نیاکانشان است؟! البته اگر دقت شود [به این نتیجه میرسیم] هرگاه حقی رد شده باشد، یگانه دلیلی که رد کنندگان به آن استناد کردهاند، اقوال و گفتههای گمراهان از قبیل: مشرکان، دهریها، فلاسفه و صابئان و ملحدین بوده است. و اینها الگوی هر کسی هستند که حق را نمیپذیرد، و تا قیامت اینگونه است. مشرکین که کار پدرانشان را الگوی خود گرداندند و آن را وسیلهای برای دفع آنچه پیامبران آوردند قرار دادند، از حق انتقاد به عمل آوردند و به آن طعنه زدند، (﴿وَقَالُواۡ مَا هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٞ مُّفۡتَرٗى﴾) و گفتند: این قرآن، دروغی است که این مرد خودش آن را بر ساخته است. (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و کافران دربارۀ حق چون به آنان برسد میگویند: این جادویی است آشکار. و آنها اینگونه حق را تکذیب میکردند و بیخردان را گول میزدند.
(44) وقتی خداوند متعال دلایلی را بیان کرد که آنها برای رد کردن و نپذیرفتن حق ارائه دادند، فرمود: اینها حتی به عنوان شبهه نیز پذیرفته نمیشوند، گذشته از اینکه حجت و دلیل باشند، و فرمود: اگر آنها بخواهند حجت و دلیلی بیاورند، هیچ مستندی ندارند: (﴿وَمَآ ءَاتَيۡنَٰهُم مِّن كُتُبٖ يَدۡرُسُونَهَا﴾) و به آنان کتابهایی ندادهایم تا آن را بخوانند و منبع استناد آنها باشند. (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمۡ قَبۡلَكَ مِن نَّذِيرٖ﴾) و پیش از تو به سوی آنان هیچ هشدار دهندهای نفرستادیم تا گفتهها و حالات او را برای خود دلیل قرار دهند، و آنچه را که تو آوردهای رد کنند. پس آنها دانشی ندارند.
(45) سپس خداوند آنها را از سرنوشت امّتهای تکذیب کنندۀ قبل از اینها برحذر داشت و فرمود: (﴿وَكَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَمَا بَلَغُواۡ مِعۡشَارَ مَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ﴾) و کسانی که پیش از آنان بودند آیات و کتابهای آسمانی را تکذیب کردند؛ و اینها که هم اکنون مورد خطاب هستند، به یک دهم قوت و قدرتی که به آنها داده بودیم نرسیدهاند، (﴿فَكَذَّبُواۡ رُسُلِيۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ﴾) و آنها پیامبران مرا تکذیب کردند، پس بنگر که چگونه کیفرشان دادم. خداوند از کیفرهایی که به آنها داده ما را آگاه کرده است؛ برخی را غرق نمود، و برخی را با زمین لرزه هلاک کرد، و برخی از آنان را به وسیلۀ باد عقیم نابود کرد، و بعضی به وسیلۀ صدای تند و وحشتناک نابود گشتند، و برخی در دل زمین فرو رفتند، و برخی را نیز از آسمان سنگباران کرد. پس بپرهیزید ای تکذیب کنندگان از اینکه به تکذیب خود ادامه دهید که آنگاه خداوند شما را همانگونه کیفر میدهد و گرفتار عذاب میسازد که ملتهای گذشته را کیفر داد.