Tafsir As-Saadi - Persian — التحريم 66:1 – القلم 68:52
Contents
- التحريم 66:1
- التحريم 66:2
- التحريم 66:3
- التحريم 66:4
- التحريم 66:5
- التحريم 66:6
- التحريم 66:7
- التحريم 66:8
- التحريم 66:9
- التحريم 66:10
- التحريم 66:11
- التحريم 66:12
- الملك 67:1
- الملك 67:2
- الملك 67:3
- الملك 67:4
- الملك 67:5
- الملك 67:6
- الملك 67:7
- الملك 67:8
- الملك 67:9
- الملك 67:10
- الملك 67:11
- الملك 67:12
- الملك 67:13
- الملك 67:14
- الملك 67:15
- الملك 67:16
- الملك 67:17
- الملك 67:18
- الملك 67:19
- الملك 67:20
- الملك 67:21
- الملك 67:22
- الملك 67:23
- الملك 67:24
- الملك 67:25
- الملك 67:26
- الملك 67:27
- الملك 67:28
- الملك 67:29
- الملك 67:30
- القلم 68:1
- القلم 68:2
- القلم 68:3
- القلم 68:4
- القلم 68:5
- القلم 68:6
- القلم 68:7
- القلم 68:8
- القلم 68:9
- القلم 68:10
- القلم 68:11
- القلم 68:12
- القلم 68:13
- القلم 68:14
- القلم 68:15
- القلم 68:16
- القلم 68:17
- القلم 68:18
- القلم 68:19
- القلم 68:20
- القلم 68:21
- القلم 68:22
- القلم 68:23
- القلم 68:24
- القلم 68:25
- القلم 68:26
- القلم 68:27
- القلم 68:28
- القلم 68:29
- القلم 68:30
- القلم 68:31
- القلم 68:32
- القلم 68:33
- القلم 68:34
- القلم 68:35
- القلم 68:36
- القلم 68:37
- القلم 68:38
- القلم 68:39
- القلم 68:40
- القلم 68:41
- القلم 68:42
- القلم 68:43
- القلم 68:44
- القلم 68:45
- القلم 68:46
- القلم 68:47
- القلم 68:48
- القلم 68:49
- القلم 68:50
- القلم 68:51
- القلم 68:52
التحريم 66:1
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي پيامبر ، چرا چيزي را که خدا بر تو، حلال کرده است ، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام مي کني ? و خدا آمرزنده و مهربان است. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ خدا براي شما گشودن سوگندهايتان را مقرر داشته است خداست ياور شما ،و اوست دانا و حکيم. وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ آنگاه که پيامبر با يکي از زنان خود رازي در ميان نهاد ، چون آن زن آن ، راز با ديگري باز گفت ، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره اي ازآن راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاي پاره اي ديگر سر باز زد زن گفت : چه کسي تو را از اين ماجرا آگاه کرده است ? گفت : آن خداي داناي آگاه به من خبر داده است. إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ اگر شما دو زن توبه کنيد بهتر است ، زيرا دلهايتان از حق بازگشته است و اگر براي آزارش همدست شويد ، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود. عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاي شما زناني بهتر از شمايش ، بدهد زناني مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه کننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر کرده ، خواه باکره.
مدني و 12 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) در اینجا خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را مورد سرزنش قرار میدهد که ازدواج با کنیزش «ماریه» و یا خوردن عسل را به خاطر به دست آوردن خشنودی برخی از همسرانش بر خود حرام کرد که داستان معروفی دارد. سپس خداوند این آیات را نازل فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيّ﴾) ای کسی که خداوند با دادن نبوت و رسالت و وحی بر تو منت گذارده است! (﴿لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ﴾) چرا چیزهای پاکیزهای را که خداوند به تو و امّت تو ارزانی نموده است، بر خود حرام میداری. (﴿تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) تو با این حرام کردن، میخواهی خشنودی همسرانت را به دست بیاوری، و خداوند آمرزگار مهربان است. در اینجا به صراحت بیان شده که خداوند پیامبرش را بخشیده، و ملامت خود را از او رفع نموده، و بر او رحم کرده است، و تحریمی که او بر خود وا داشت سببی برای مقرّر شدن حکمی کلی برای همۀ امّت گردید. پس خداوند متعال ـ در راستای اثبات این حکم ـ فرمود:
(2) (﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡ﴾) خداوند راه گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر میدارد، و این عام است و همۀ سوگندهای مؤمنان را شامل میشود؛ یعنی آنچه را که به وسیلۀ آن سوگندهایتان را باز کنید قبل از آنکه آن را بشکنید، و کفّارهای که بعد از شکستن باید بدهید، برایتان مقرّر داشته است. همانطور که میفرماید:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تُحَرِّمُواۡ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾ تا اینکه میفرماید: ﴿فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِيكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِيرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيۡمَٰنِكُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! پاکیزههایی را که خداوند برایتان حلال کرده است حرام نکنید و تجاوز ننمایید؛ بیگمان، خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد ... پس کفّارۀ آن، خوراک دادن به ده مسکین است- از غذاهای میانهای که به خانوادههایتان میدهید- و یا پوشانیدن آنان، و یا آزاد کردن یک برده است. پس هرکس این چیزها را نیافت، سه روز روزه بگیرد. این کفّارۀ سوگندهایتان است وقتی که سوگند خوردید. پس هرکس چیزی را از قبیل: غذا یا نوشیدنی یا کنیزی که برای او حلال است بر خود حرام کرد، یا به خدا سوگند خورد که فلان کار را میکنم یا نمیکنم، سپس سوگند خود را شکست یا خواست آن را بشکند، کفارۀ مذکور بر او لازم است و باید آن را ادا نماید. (﴿وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) و خداوند کارسازتان است و شما را به بهترین صورت در امر دین و دنیایتان و در آنچه که به وسیلۀ آن شرّ از شما دور میگردد رهنمود میسازد. بنابراین خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر داشته تا ذمه و عهدۀ شما تبرئه گردد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و خداوند دانای فرزانه است. و او کسی است که دانایی و آگاهیاش ظاهر و باطن شما را احاطه نموده، و او در همۀ آنچه که آفریده و به آن حکم نموده با حکمت است. بنابراین برای شما احکامی را مقرّر نموده که میدانسته است به مصلحت شما و مناسب احوال و اوضاع شماست.
(3) (﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا﴾) بسیاری از مفسران گفتهاند زنی که پیامبر با او رازی را در میان نهاد ام المؤمنین حفصه ـ رضی الله عنها ـ بود که پیامبر با او رازی را در میان نهاد و به او فرمان داد که کسی را از این راز خبر نکند، امّا حفصه آن را برای عائشه ـ رضی الله عنها ـ بازگو نمود، و خداوند پیامبر را از این خبر مطلع گرداند، و پیامبر بخشی از آنچه که همسرش گفته بود را برای او بازگو کرد، و از روی لطف و مهربانی از برخی اعراض نمود. (﴿قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَا﴾) همسر پیامبر گفت: چه کسی تو را از خبری که از پیش ما بیرون نرفته آگاه کرده است؟ (﴿قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) فرمود: خداوند -دانای آگاه که هیچ چیز پنهانی بر او پوشیده نیست و راز و پنهان را میداند- مرا آگاه کرد.
(4) (﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا﴾) این خطاب به دو همسر گرامی پیامبر حفصه و عایشه رضی الله عنهما میباشد که سبب شدند تا پیامبر آنچه را که دوست میداشت بر خودش حرام نماید، سپس خداوند توبه را به آنها عرضه نمود و آنها را بر کارشان سرزنش کرد و به آنها خبر داد که دلهایتان از پرهیزگاری و ادبی که شایسته است با پیامبر رعایت کنید و او را احترام بدارید منحرف گشته است. (﴿وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ﴾) و اگر با همدیگر همکاری کنید در امری که بر او دشوار میآید و او را ناراحت میکند، و این کار شما ادامه داشته باشد، پس بدانید که (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾) خداوند خودش کارساز و یاور پیامبر است، و نیز جبرئیل و مؤمنانِ خوب و شایسته و فرشتگان یاور و پشتیبان او هستند؛ یعنی همه یاوران و پشتیبان پیامبر هستند، و هرکس که یاورانش اینها باشند، قطعاً پیروز خواهد بود. و هرکس با پیامبر درگیر شود، خوار خواهد شد. و این بزرگترین برتری و شرافت است برای سرور پیامبران محمّد صلی الله علیه وسلم که ذات بزرگوار خداوند و بندگان و آفریدههای برگزیدهاش یاوران این پیامبر بزرگوار میباشند.
(5) و در این آیه نیز دو همسر گرامی پیامبر برحذر داشته شدهاند، نیز آنها را با چیزی ترسانده که بر زنان بسیار دشوار میآید؛ و آن طلاق است که گرانترین چیز برای آنهاست. پس فرمود: (﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ﴾) پس خود را برتر ندانید؛ چون اگر او شما را طلاق بدهد، کار بر او دشوار نخواهد شد و برای نگاه داشتن شما مجبور نخواهد بود؛ چون خداوند به او همسرانی خواهد داد که از نظر زیبایی و دیانت از شما بهتر خواهند بود، امّا این از باب تعلیق است و هنوز تحقق نیافته و لازم نیست که محقق شده باشد، چون همسرانش را طلاق نداد؛ و اگر طلاق میداد، چنین زنان فاضلهای که خدا ذکر نموده پدید میآمدند. (﴿مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ﴾) زنان مسلمان مؤمنی که هم مقرّرات ظاهری را به جای میآورند و هم ایمان دارند؛ یعنی شرائع باطنی از قبیل: عقاید و اعمال قلب را نیز به جای میآورند. (﴿قَٰنِتَٰتٖ﴾) و همواره و همیشه فرمانبردارند. (﴿تَٰٓئِبَٰتٍ﴾) و از آنچه که خدا نمیپسندد توبه میکنند و اعراض مینمایند. پس آنچه را که خدا دوست میدارد انجام میدهند، و از آنچه که دوست نمیدارد رویگردان میشوند. (﴿ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا﴾) برخی بیوه و برخی دوشیزه خواهند بود، تا پیامبر صلی الله علیه وسلم به دلخواه خود زنان متنوّعی داشته باشد. وقتی همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم این هشدار و تأدیب را شنیدند، بلافاصله برای کسب رضایت پیامبر صلی الله علیه وسلم شتافتند. پس این صفت بر آنها منطبق بود و آنها برترین زنان جهان گشتند.
التحريم 66:2
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي پيامبر ، چرا چيزي را که خدا بر تو، حلال کرده است ، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام مي کني ? و خدا آمرزنده و مهربان است. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ خدا براي شما گشودن سوگندهايتان را مقرر داشته است خداست ياور شما ،و اوست دانا و حکيم. وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ آنگاه که پيامبر با يکي از زنان خود رازي در ميان نهاد ، چون آن زن آن ، راز با ديگري باز گفت ، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره اي ازآن راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاي پاره اي ديگر سر باز زد زن گفت : چه کسي تو را از اين ماجرا آگاه کرده است ? گفت : آن خداي داناي آگاه به من خبر داده است. إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ اگر شما دو زن توبه کنيد بهتر است ، زيرا دلهايتان از حق بازگشته است و اگر براي آزارش همدست شويد ، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود. عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاي شما زناني بهتر از شمايش ، بدهد زناني مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه کننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر کرده ، خواه باکره.
مدني و 12 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) در اینجا خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را مورد سرزنش قرار میدهد که ازدواج با کنیزش «ماریه» و یا خوردن عسل را به خاطر به دست آوردن خشنودی برخی از همسرانش بر خود حرام کرد که داستان معروفی دارد. سپس خداوند این آیات را نازل فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيّ﴾) ای کسی که خداوند با دادن نبوت و رسالت و وحی بر تو منت گذارده است! (﴿لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ﴾) چرا چیزهای پاکیزهای را که خداوند به تو و امّت تو ارزانی نموده است، بر خود حرام میداری. (﴿تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) تو با این حرام کردن، میخواهی خشنودی همسرانت را به دست بیاوری، و خداوند آمرزگار مهربان است. در اینجا به صراحت بیان شده که خداوند پیامبرش را بخشیده، و ملامت خود را از او رفع نموده، و بر او رحم کرده است، و تحریمی که او بر خود وا داشت سببی برای مقرّر شدن حکمی کلی برای همۀ امّت گردید. پس خداوند متعال ـ در راستای اثبات این حکم ـ فرمود:
(2) (﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡ﴾) خداوند راه گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر میدارد، و این عام است و همۀ سوگندهای مؤمنان را شامل میشود؛ یعنی آنچه را که به وسیلۀ آن سوگندهایتان را باز کنید قبل از آنکه آن را بشکنید، و کفّارهای که بعد از شکستن باید بدهید، برایتان مقرّر داشته است. همانطور که میفرماید:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تُحَرِّمُواۡ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾ تا اینکه میفرماید: ﴿فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِيكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِيرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيۡمَٰنِكُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! پاکیزههایی را که خداوند برایتان حلال کرده است حرام نکنید و تجاوز ننمایید؛ بیگمان، خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد ... پس کفّارۀ آن، خوراک دادن به ده مسکین است- از غذاهای میانهای که به خانوادههایتان میدهید- و یا پوشانیدن آنان، و یا آزاد کردن یک برده است. پس هرکس این چیزها را نیافت، سه روز روزه بگیرد. این کفّارۀ سوگندهایتان است وقتی که سوگند خوردید. پس هرکس چیزی را از قبیل: غذا یا نوشیدنی یا کنیزی که برای او حلال است بر خود حرام کرد، یا به خدا سوگند خورد که فلان کار را میکنم یا نمیکنم، سپس سوگند خود را شکست یا خواست آن را بشکند، کفارۀ مذکور بر او لازم است و باید آن را ادا نماید. (﴿وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) و خداوند کارسازتان است و شما را به بهترین صورت در امر دین و دنیایتان و در آنچه که به وسیلۀ آن شرّ از شما دور میگردد رهنمود میسازد. بنابراین خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر داشته تا ذمه و عهدۀ شما تبرئه گردد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و خداوند دانای فرزانه است. و او کسی است که دانایی و آگاهیاش ظاهر و باطن شما را احاطه نموده، و او در همۀ آنچه که آفریده و به آن حکم نموده با حکمت است. بنابراین برای شما احکامی را مقرّر نموده که میدانسته است به مصلحت شما و مناسب احوال و اوضاع شماست.
(3) (﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا﴾) بسیاری از مفسران گفتهاند زنی که پیامبر با او رازی را در میان نهاد ام المؤمنین حفصه ـ رضی الله عنها ـ بود که پیامبر با او رازی را در میان نهاد و به او فرمان داد که کسی را از این راز خبر نکند، امّا حفصه آن را برای عائشه ـ رضی الله عنها ـ بازگو نمود، و خداوند پیامبر را از این خبر مطلع گرداند، و پیامبر بخشی از آنچه که همسرش گفته بود را برای او بازگو کرد، و از روی لطف و مهربانی از برخی اعراض نمود. (﴿قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَا﴾) همسر پیامبر گفت: چه کسی تو را از خبری که از پیش ما بیرون نرفته آگاه کرده است؟ (﴿قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) فرمود: خداوند -دانای آگاه که هیچ چیز پنهانی بر او پوشیده نیست و راز و پنهان را میداند- مرا آگاه کرد.
(4) (﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا﴾) این خطاب به دو همسر گرامی پیامبر حفصه و عایشه رضی الله عنهما میباشد که سبب شدند تا پیامبر آنچه را که دوست میداشت بر خودش حرام نماید، سپس خداوند توبه را به آنها عرضه نمود و آنها را بر کارشان سرزنش کرد و به آنها خبر داد که دلهایتان از پرهیزگاری و ادبی که شایسته است با پیامبر رعایت کنید و او را احترام بدارید منحرف گشته است. (﴿وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ﴾) و اگر با همدیگر همکاری کنید در امری که بر او دشوار میآید و او را ناراحت میکند، و این کار شما ادامه داشته باشد، پس بدانید که (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾) خداوند خودش کارساز و یاور پیامبر است، و نیز جبرئیل و مؤمنانِ خوب و شایسته و فرشتگان یاور و پشتیبان او هستند؛ یعنی همه یاوران و پشتیبان پیامبر هستند، و هرکس که یاورانش اینها باشند، قطعاً پیروز خواهد بود. و هرکس با پیامبر درگیر شود، خوار خواهد شد. و این بزرگترین برتری و شرافت است برای سرور پیامبران محمّد صلی الله علیه وسلم که ذات بزرگوار خداوند و بندگان و آفریدههای برگزیدهاش یاوران این پیامبر بزرگوار میباشند.
(5) و در این آیه نیز دو همسر گرامی پیامبر برحذر داشته شدهاند، نیز آنها را با چیزی ترسانده که بر زنان بسیار دشوار میآید؛ و آن طلاق است که گرانترین چیز برای آنهاست. پس فرمود: (﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ﴾) پس خود را برتر ندانید؛ چون اگر او شما را طلاق بدهد، کار بر او دشوار نخواهد شد و برای نگاه داشتن شما مجبور نخواهد بود؛ چون خداوند به او همسرانی خواهد داد که از نظر زیبایی و دیانت از شما بهتر خواهند بود، امّا این از باب تعلیق است و هنوز تحقق نیافته و لازم نیست که محقق شده باشد، چون همسرانش را طلاق نداد؛ و اگر طلاق میداد، چنین زنان فاضلهای که خدا ذکر نموده پدید میآمدند. (﴿مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ﴾) زنان مسلمان مؤمنی که هم مقرّرات ظاهری را به جای میآورند و هم ایمان دارند؛ یعنی شرائع باطنی از قبیل: عقاید و اعمال قلب را نیز به جای میآورند. (﴿قَٰنِتَٰتٖ﴾) و همواره و همیشه فرمانبردارند. (﴿تَٰٓئِبَٰتٍ﴾) و از آنچه که خدا نمیپسندد توبه میکنند و اعراض مینمایند. پس آنچه را که خدا دوست میدارد انجام میدهند، و از آنچه که دوست نمیدارد رویگردان میشوند. (﴿ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا﴾) برخی بیوه و برخی دوشیزه خواهند بود، تا پیامبر صلی الله علیه وسلم به دلخواه خود زنان متنوّعی داشته باشد. وقتی همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم این هشدار و تأدیب را شنیدند، بلافاصله برای کسب رضایت پیامبر صلی الله علیه وسلم شتافتند. پس این صفت بر آنها منطبق بود و آنها برترین زنان جهان گشتند.
التحريم 66:3
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي پيامبر ، چرا چيزي را که خدا بر تو، حلال کرده است ، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام مي کني ? و خدا آمرزنده و مهربان است. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ خدا براي شما گشودن سوگندهايتان را مقرر داشته است خداست ياور شما ،و اوست دانا و حکيم. وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ آنگاه که پيامبر با يکي از زنان خود رازي در ميان نهاد ، چون آن زن آن ، راز با ديگري باز گفت ، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره اي ازآن راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاي پاره اي ديگر سر باز زد زن گفت : چه کسي تو را از اين ماجرا آگاه کرده است ? گفت : آن خداي داناي آگاه به من خبر داده است. إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ اگر شما دو زن توبه کنيد بهتر است ، زيرا دلهايتان از حق بازگشته است و اگر براي آزارش همدست شويد ، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود. عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاي شما زناني بهتر از شمايش ، بدهد زناني مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه کننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر کرده ، خواه باکره.
مدني و 12 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) در اینجا خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را مورد سرزنش قرار میدهد که ازدواج با کنیزش «ماریه» و یا خوردن عسل را به خاطر به دست آوردن خشنودی برخی از همسرانش بر خود حرام کرد که داستان معروفی دارد. سپس خداوند این آیات را نازل فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيّ﴾) ای کسی که خداوند با دادن نبوت و رسالت و وحی بر تو منت گذارده است! (﴿لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ﴾) چرا چیزهای پاکیزهای را که خداوند به تو و امّت تو ارزانی نموده است، بر خود حرام میداری. (﴿تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) تو با این حرام کردن، میخواهی خشنودی همسرانت را به دست بیاوری، و خداوند آمرزگار مهربان است. در اینجا به صراحت بیان شده که خداوند پیامبرش را بخشیده، و ملامت خود را از او رفع نموده، و بر او رحم کرده است، و تحریمی که او بر خود وا داشت سببی برای مقرّر شدن حکمی کلی برای همۀ امّت گردید. پس خداوند متعال ـ در راستای اثبات این حکم ـ فرمود:
(2) (﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡ﴾) خداوند راه گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر میدارد، و این عام است و همۀ سوگندهای مؤمنان را شامل میشود؛ یعنی آنچه را که به وسیلۀ آن سوگندهایتان را باز کنید قبل از آنکه آن را بشکنید، و کفّارهای که بعد از شکستن باید بدهید، برایتان مقرّر داشته است. همانطور که میفرماید:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تُحَرِّمُواۡ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾ تا اینکه میفرماید: ﴿فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِيكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِيرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيۡمَٰنِكُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! پاکیزههایی را که خداوند برایتان حلال کرده است حرام نکنید و تجاوز ننمایید؛ بیگمان، خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد ... پس کفّارۀ آن، خوراک دادن به ده مسکین است- از غذاهای میانهای که به خانوادههایتان میدهید- و یا پوشانیدن آنان، و یا آزاد کردن یک برده است. پس هرکس این چیزها را نیافت، سه روز روزه بگیرد. این کفّارۀ سوگندهایتان است وقتی که سوگند خوردید. پس هرکس چیزی را از قبیل: غذا یا نوشیدنی یا کنیزی که برای او حلال است بر خود حرام کرد، یا به خدا سوگند خورد که فلان کار را میکنم یا نمیکنم، سپس سوگند خود را شکست یا خواست آن را بشکند، کفارۀ مذکور بر او لازم است و باید آن را ادا نماید. (﴿وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) و خداوند کارسازتان است و شما را به بهترین صورت در امر دین و دنیایتان و در آنچه که به وسیلۀ آن شرّ از شما دور میگردد رهنمود میسازد. بنابراین خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر داشته تا ذمه و عهدۀ شما تبرئه گردد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و خداوند دانای فرزانه است. و او کسی است که دانایی و آگاهیاش ظاهر و باطن شما را احاطه نموده، و او در همۀ آنچه که آفریده و به آن حکم نموده با حکمت است. بنابراین برای شما احکامی را مقرّر نموده که میدانسته است به مصلحت شما و مناسب احوال و اوضاع شماست.
(3) (﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا﴾) بسیاری از مفسران گفتهاند زنی که پیامبر با او رازی را در میان نهاد ام المؤمنین حفصه ـ رضی الله عنها ـ بود که پیامبر با او رازی را در میان نهاد و به او فرمان داد که کسی را از این راز خبر نکند، امّا حفصه آن را برای عائشه ـ رضی الله عنها ـ بازگو نمود، و خداوند پیامبر را از این خبر مطلع گرداند، و پیامبر بخشی از آنچه که همسرش گفته بود را برای او بازگو کرد، و از روی لطف و مهربانی از برخی اعراض نمود. (﴿قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَا﴾) همسر پیامبر گفت: چه کسی تو را از خبری که از پیش ما بیرون نرفته آگاه کرده است؟ (﴿قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) فرمود: خداوند -دانای آگاه که هیچ چیز پنهانی بر او پوشیده نیست و راز و پنهان را میداند- مرا آگاه کرد.
(4) (﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا﴾) این خطاب به دو همسر گرامی پیامبر حفصه و عایشه رضی الله عنهما میباشد که سبب شدند تا پیامبر آنچه را که دوست میداشت بر خودش حرام نماید، سپس خداوند توبه را به آنها عرضه نمود و آنها را بر کارشان سرزنش کرد و به آنها خبر داد که دلهایتان از پرهیزگاری و ادبی که شایسته است با پیامبر رعایت کنید و او را احترام بدارید منحرف گشته است. (﴿وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ﴾) و اگر با همدیگر همکاری کنید در امری که بر او دشوار میآید و او را ناراحت میکند، و این کار شما ادامه داشته باشد، پس بدانید که (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾) خداوند خودش کارساز و یاور پیامبر است، و نیز جبرئیل و مؤمنانِ خوب و شایسته و فرشتگان یاور و پشتیبان او هستند؛ یعنی همه یاوران و پشتیبان پیامبر هستند، و هرکس که یاورانش اینها باشند، قطعاً پیروز خواهد بود. و هرکس با پیامبر درگیر شود، خوار خواهد شد. و این بزرگترین برتری و شرافت است برای سرور پیامبران محمّد صلی الله علیه وسلم که ذات بزرگوار خداوند و بندگان و آفریدههای برگزیدهاش یاوران این پیامبر بزرگوار میباشند.
(5) و در این آیه نیز دو همسر گرامی پیامبر برحذر داشته شدهاند، نیز آنها را با چیزی ترسانده که بر زنان بسیار دشوار میآید؛ و آن طلاق است که گرانترین چیز برای آنهاست. پس فرمود: (﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ﴾) پس خود را برتر ندانید؛ چون اگر او شما را طلاق بدهد، کار بر او دشوار نخواهد شد و برای نگاه داشتن شما مجبور نخواهد بود؛ چون خداوند به او همسرانی خواهد داد که از نظر زیبایی و دیانت از شما بهتر خواهند بود، امّا این از باب تعلیق است و هنوز تحقق نیافته و لازم نیست که محقق شده باشد، چون همسرانش را طلاق نداد؛ و اگر طلاق میداد، چنین زنان فاضلهای که خدا ذکر نموده پدید میآمدند. (﴿مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ﴾) زنان مسلمان مؤمنی که هم مقرّرات ظاهری را به جای میآورند و هم ایمان دارند؛ یعنی شرائع باطنی از قبیل: عقاید و اعمال قلب را نیز به جای میآورند. (﴿قَٰنِتَٰتٖ﴾) و همواره و همیشه فرمانبردارند. (﴿تَٰٓئِبَٰتٍ﴾) و از آنچه که خدا نمیپسندد توبه میکنند و اعراض مینمایند. پس آنچه را که خدا دوست میدارد انجام میدهند، و از آنچه که دوست نمیدارد رویگردان میشوند. (﴿ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا﴾) برخی بیوه و برخی دوشیزه خواهند بود، تا پیامبر صلی الله علیه وسلم به دلخواه خود زنان متنوّعی داشته باشد. وقتی همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم این هشدار و تأدیب را شنیدند، بلافاصله برای کسب رضایت پیامبر صلی الله علیه وسلم شتافتند. پس این صفت بر آنها منطبق بود و آنها برترین زنان جهان گشتند.
التحريم 66:4
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي پيامبر ، چرا چيزي را که خدا بر تو، حلال کرده است ، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام مي کني ? و خدا آمرزنده و مهربان است. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ خدا براي شما گشودن سوگندهايتان را مقرر داشته است خداست ياور شما ،و اوست دانا و حکيم. وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ آنگاه که پيامبر با يکي از زنان خود رازي در ميان نهاد ، چون آن زن آن ، راز با ديگري باز گفت ، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره اي ازآن راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاي پاره اي ديگر سر باز زد زن گفت : چه کسي تو را از اين ماجرا آگاه کرده است ? گفت : آن خداي داناي آگاه به من خبر داده است. إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ اگر شما دو زن توبه کنيد بهتر است ، زيرا دلهايتان از حق بازگشته است و اگر براي آزارش همدست شويد ، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود. عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاي شما زناني بهتر از شمايش ، بدهد زناني مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه کننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر کرده ، خواه باکره.
مدني و 12 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) در اینجا خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را مورد سرزنش قرار میدهد که ازدواج با کنیزش «ماریه» و یا خوردن عسل را به خاطر به دست آوردن خشنودی برخی از همسرانش بر خود حرام کرد که داستان معروفی دارد. سپس خداوند این آیات را نازل فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيّ﴾) ای کسی که خداوند با دادن نبوت و رسالت و وحی بر تو منت گذارده است! (﴿لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ﴾) چرا چیزهای پاکیزهای را که خداوند به تو و امّت تو ارزانی نموده است، بر خود حرام میداری. (﴿تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) تو با این حرام کردن، میخواهی خشنودی همسرانت را به دست بیاوری، و خداوند آمرزگار مهربان است. در اینجا به صراحت بیان شده که خداوند پیامبرش را بخشیده، و ملامت خود را از او رفع نموده، و بر او رحم کرده است، و تحریمی که او بر خود وا داشت سببی برای مقرّر شدن حکمی کلی برای همۀ امّت گردید. پس خداوند متعال ـ در راستای اثبات این حکم ـ فرمود:
(2) (﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡ﴾) خداوند راه گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر میدارد، و این عام است و همۀ سوگندهای مؤمنان را شامل میشود؛ یعنی آنچه را که به وسیلۀ آن سوگندهایتان را باز کنید قبل از آنکه آن را بشکنید، و کفّارهای که بعد از شکستن باید بدهید، برایتان مقرّر داشته است. همانطور که میفرماید:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تُحَرِّمُواۡ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾ تا اینکه میفرماید: ﴿فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِيكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِيرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيۡمَٰنِكُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! پاکیزههایی را که خداوند برایتان حلال کرده است حرام نکنید و تجاوز ننمایید؛ بیگمان، خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد ... پس کفّارۀ آن، خوراک دادن به ده مسکین است- از غذاهای میانهای که به خانوادههایتان میدهید- و یا پوشانیدن آنان، و یا آزاد کردن یک برده است. پس هرکس این چیزها را نیافت، سه روز روزه بگیرد. این کفّارۀ سوگندهایتان است وقتی که سوگند خوردید. پس هرکس چیزی را از قبیل: غذا یا نوشیدنی یا کنیزی که برای او حلال است بر خود حرام کرد، یا به خدا سوگند خورد که فلان کار را میکنم یا نمیکنم، سپس سوگند خود را شکست یا خواست آن را بشکند، کفارۀ مذکور بر او لازم است و باید آن را ادا نماید. (﴿وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) و خداوند کارسازتان است و شما را به بهترین صورت در امر دین و دنیایتان و در آنچه که به وسیلۀ آن شرّ از شما دور میگردد رهنمود میسازد. بنابراین خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر داشته تا ذمه و عهدۀ شما تبرئه گردد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و خداوند دانای فرزانه است. و او کسی است که دانایی و آگاهیاش ظاهر و باطن شما را احاطه نموده، و او در همۀ آنچه که آفریده و به آن حکم نموده با حکمت است. بنابراین برای شما احکامی را مقرّر نموده که میدانسته است به مصلحت شما و مناسب احوال و اوضاع شماست.
(3) (﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا﴾) بسیاری از مفسران گفتهاند زنی که پیامبر با او رازی را در میان نهاد ام المؤمنین حفصه ـ رضی الله عنها ـ بود که پیامبر با او رازی را در میان نهاد و به او فرمان داد که کسی را از این راز خبر نکند، امّا حفصه آن را برای عائشه ـ رضی الله عنها ـ بازگو نمود، و خداوند پیامبر را از این خبر مطلع گرداند، و پیامبر بخشی از آنچه که همسرش گفته بود را برای او بازگو کرد، و از روی لطف و مهربانی از برخی اعراض نمود. (﴿قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَا﴾) همسر پیامبر گفت: چه کسی تو را از خبری که از پیش ما بیرون نرفته آگاه کرده است؟ (﴿قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) فرمود: خداوند -دانای آگاه که هیچ چیز پنهانی بر او پوشیده نیست و راز و پنهان را میداند- مرا آگاه کرد.
(4) (﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا﴾) این خطاب به دو همسر گرامی پیامبر حفصه و عایشه رضی الله عنهما میباشد که سبب شدند تا پیامبر آنچه را که دوست میداشت بر خودش حرام نماید، سپس خداوند توبه را به آنها عرضه نمود و آنها را بر کارشان سرزنش کرد و به آنها خبر داد که دلهایتان از پرهیزگاری و ادبی که شایسته است با پیامبر رعایت کنید و او را احترام بدارید منحرف گشته است. (﴿وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ﴾) و اگر با همدیگر همکاری کنید در امری که بر او دشوار میآید و او را ناراحت میکند، و این کار شما ادامه داشته باشد، پس بدانید که (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾) خداوند خودش کارساز و یاور پیامبر است، و نیز جبرئیل و مؤمنانِ خوب و شایسته و فرشتگان یاور و پشتیبان او هستند؛ یعنی همه یاوران و پشتیبان پیامبر هستند، و هرکس که یاورانش اینها باشند، قطعاً پیروز خواهد بود. و هرکس با پیامبر درگیر شود، خوار خواهد شد. و این بزرگترین برتری و شرافت است برای سرور پیامبران محمّد صلی الله علیه وسلم که ذات بزرگوار خداوند و بندگان و آفریدههای برگزیدهاش یاوران این پیامبر بزرگوار میباشند.
(5) و در این آیه نیز دو همسر گرامی پیامبر برحذر داشته شدهاند، نیز آنها را با چیزی ترسانده که بر زنان بسیار دشوار میآید؛ و آن طلاق است که گرانترین چیز برای آنهاست. پس فرمود: (﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ﴾) پس خود را برتر ندانید؛ چون اگر او شما را طلاق بدهد، کار بر او دشوار نخواهد شد و برای نگاه داشتن شما مجبور نخواهد بود؛ چون خداوند به او همسرانی خواهد داد که از نظر زیبایی و دیانت از شما بهتر خواهند بود، امّا این از باب تعلیق است و هنوز تحقق نیافته و لازم نیست که محقق شده باشد، چون همسرانش را طلاق نداد؛ و اگر طلاق میداد، چنین زنان فاضلهای که خدا ذکر نموده پدید میآمدند. (﴿مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ﴾) زنان مسلمان مؤمنی که هم مقرّرات ظاهری را به جای میآورند و هم ایمان دارند؛ یعنی شرائع باطنی از قبیل: عقاید و اعمال قلب را نیز به جای میآورند. (﴿قَٰنِتَٰتٖ﴾) و همواره و همیشه فرمانبردارند. (﴿تَٰٓئِبَٰتٍ﴾) و از آنچه که خدا نمیپسندد توبه میکنند و اعراض مینمایند. پس آنچه را که خدا دوست میدارد انجام میدهند، و از آنچه که دوست نمیدارد رویگردان میشوند. (﴿ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا﴾) برخی بیوه و برخی دوشیزه خواهند بود، تا پیامبر صلی الله علیه وسلم به دلخواه خود زنان متنوّعی داشته باشد. وقتی همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم این هشدار و تأدیب را شنیدند، بلافاصله برای کسب رضایت پیامبر صلی الله علیه وسلم شتافتند. پس این صفت بر آنها منطبق بود و آنها برترین زنان جهان گشتند.
التحريم 66:5
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي پيامبر ، چرا چيزي را که خدا بر تو، حلال کرده است ، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام مي کني ? و خدا آمرزنده و مهربان است. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ خدا براي شما گشودن سوگندهايتان را مقرر داشته است خداست ياور شما ،و اوست دانا و حکيم. وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ آنگاه که پيامبر با يکي از زنان خود رازي در ميان نهاد ، چون آن زن آن ، راز با ديگري باز گفت ، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره اي ازآن راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاي پاره اي ديگر سر باز زد زن گفت : چه کسي تو را از اين ماجرا آگاه کرده است ? گفت : آن خداي داناي آگاه به من خبر داده است. إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ اگر شما دو زن توبه کنيد بهتر است ، زيرا دلهايتان از حق بازگشته است و اگر براي آزارش همدست شويد ، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود. عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاي شما زناني بهتر از شمايش ، بدهد زناني مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه کننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر کرده ، خواه باکره.
مدني و 12 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) در اینجا خداوند پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را مورد سرزنش قرار میدهد که ازدواج با کنیزش «ماریه» و یا خوردن عسل را به خاطر به دست آوردن خشنودی برخی از همسرانش بر خود حرام کرد که داستان معروفی دارد. سپس خداوند این آیات را نازل فرمود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيّ﴾) ای کسی که خداوند با دادن نبوت و رسالت و وحی بر تو منت گذارده است! (﴿لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ﴾) چرا چیزهای پاکیزهای را که خداوند به تو و امّت تو ارزانی نموده است، بر خود حرام میداری. (﴿تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) تو با این حرام کردن، میخواهی خشنودی همسرانت را به دست بیاوری، و خداوند آمرزگار مهربان است. در اینجا به صراحت بیان شده که خداوند پیامبرش را بخشیده، و ملامت خود را از او رفع نموده، و بر او رحم کرده است، و تحریمی که او بر خود وا داشت سببی برای مقرّر شدن حکمی کلی برای همۀ امّت گردید. پس خداوند متعال ـ در راستای اثبات این حکم ـ فرمود:
(2) (﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡ﴾) خداوند راه گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر میدارد، و این عام است و همۀ سوگندهای مؤمنان را شامل میشود؛ یعنی آنچه را که به وسیلۀ آن سوگندهایتان را باز کنید قبل از آنکه آن را بشکنید، و کفّارهای که بعد از شکستن باید بدهید، برایتان مقرّر داشته است. همانطور که میفرماید:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تُحَرِّمُواۡ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾ تا اینکه میفرماید: ﴿فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِيكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِيرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيۡمَٰنِكُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡ﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! پاکیزههایی را که خداوند برایتان حلال کرده است حرام نکنید و تجاوز ننمایید؛ بیگمان، خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد ... پس کفّارۀ آن، خوراک دادن به ده مسکین است- از غذاهای میانهای که به خانوادههایتان میدهید- و یا پوشانیدن آنان، و یا آزاد کردن یک برده است. پس هرکس این چیزها را نیافت، سه روز روزه بگیرد. این کفّارۀ سوگندهایتان است وقتی که سوگند خوردید. پس هرکس چیزی را از قبیل: غذا یا نوشیدنی یا کنیزی که برای او حلال است بر خود حرام کرد، یا به خدا سوگند خورد که فلان کار را میکنم یا نمیکنم، سپس سوگند خود را شکست یا خواست آن را بشکند، کفارۀ مذکور بر او لازم است و باید آن را ادا نماید. (﴿وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾) و خداوند کارسازتان است و شما را به بهترین صورت در امر دین و دنیایتان و در آنچه که به وسیلۀ آن شرّ از شما دور میگردد رهنمود میسازد. بنابراین خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر داشته تا ذمه و عهدۀ شما تبرئه گردد. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و خداوند دانای فرزانه است. و او کسی است که دانایی و آگاهیاش ظاهر و باطن شما را احاطه نموده، و او در همۀ آنچه که آفریده و به آن حکم نموده با حکمت است. بنابراین برای شما احکامی را مقرّر نموده که میدانسته است به مصلحت شما و مناسب احوال و اوضاع شماست.
(3) (﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا﴾) بسیاری از مفسران گفتهاند زنی که پیامبر با او رازی را در میان نهاد ام المؤمنین حفصه ـ رضی الله عنها ـ بود که پیامبر با او رازی را در میان نهاد و به او فرمان داد که کسی را از این راز خبر نکند، امّا حفصه آن را برای عائشه ـ رضی الله عنها ـ بازگو نمود، و خداوند پیامبر را از این خبر مطلع گرداند، و پیامبر بخشی از آنچه که همسرش گفته بود را برای او بازگو کرد، و از روی لطف و مهربانی از برخی اعراض نمود. (﴿قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَا﴾) همسر پیامبر گفت: چه کسی تو را از خبری که از پیش ما بیرون نرفته آگاه کرده است؟ (﴿قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) فرمود: خداوند -دانای آگاه که هیچ چیز پنهانی بر او پوشیده نیست و راز و پنهان را میداند- مرا آگاه کرد.
(4) (﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا﴾) این خطاب به دو همسر گرامی پیامبر حفصه و عایشه رضی الله عنهما میباشد که سبب شدند تا پیامبر آنچه را که دوست میداشت بر خودش حرام نماید، سپس خداوند توبه را به آنها عرضه نمود و آنها را بر کارشان سرزنش کرد و به آنها خبر داد که دلهایتان از پرهیزگاری و ادبی که شایسته است با پیامبر رعایت کنید و او را احترام بدارید منحرف گشته است. (﴿وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ﴾) و اگر با همدیگر همکاری کنید در امری که بر او دشوار میآید و او را ناراحت میکند، و این کار شما ادامه داشته باشد، پس بدانید که (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾) خداوند خودش کارساز و یاور پیامبر است، و نیز جبرئیل و مؤمنانِ خوب و شایسته و فرشتگان یاور و پشتیبان او هستند؛ یعنی همه یاوران و پشتیبان پیامبر هستند، و هرکس که یاورانش اینها باشند، قطعاً پیروز خواهد بود. و هرکس با پیامبر درگیر شود، خوار خواهد شد. و این بزرگترین برتری و شرافت است برای سرور پیامبران محمّد صلی الله علیه وسلم که ذات بزرگوار خداوند و بندگان و آفریدههای برگزیدهاش یاوران این پیامبر بزرگوار میباشند.
(5) و در این آیه نیز دو همسر گرامی پیامبر برحذر داشته شدهاند، نیز آنها را با چیزی ترسانده که بر زنان بسیار دشوار میآید؛ و آن طلاق است که گرانترین چیز برای آنهاست. پس فرمود: (﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ﴾) پس خود را برتر ندانید؛ چون اگر او شما را طلاق بدهد، کار بر او دشوار نخواهد شد و برای نگاه داشتن شما مجبور نخواهد بود؛ چون خداوند به او همسرانی خواهد داد که از نظر زیبایی و دیانت از شما بهتر خواهند بود، امّا این از باب تعلیق است و هنوز تحقق نیافته و لازم نیست که محقق شده باشد، چون همسرانش را طلاق نداد؛ و اگر طلاق میداد، چنین زنان فاضلهای که خدا ذکر نموده پدید میآمدند. (﴿مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ﴾) زنان مسلمان مؤمنی که هم مقرّرات ظاهری را به جای میآورند و هم ایمان دارند؛ یعنی شرائع باطنی از قبیل: عقاید و اعمال قلب را نیز به جای میآورند. (﴿قَٰنِتَٰتٖ﴾) و همواره و همیشه فرمانبردارند. (﴿تَٰٓئِبَٰتٍ﴾) و از آنچه که خدا نمیپسندد توبه میکنند و اعراض مینمایند. پس آنچه را که خدا دوست میدارد انجام میدهند، و از آنچه که دوست نمیدارد رویگردان میشوند. (﴿ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا﴾) برخی بیوه و برخی دوشیزه خواهند بود، تا پیامبر صلی الله علیه وسلم به دلخواه خود زنان متنوّعی داشته باشد. وقتی همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم این هشدار و تأدیب را شنیدند، بلافاصله برای کسب رضایت پیامبر صلی الله علیه وسلم شتافتند. پس این صفت بر آنها منطبق بود و آنها برترین زنان جهان گشتند.
التحريم 66:6
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ اي کساني که ايمان آورده ايد ، خود و خانواده خود را از آتشي که هيزم آن مردم و سنگها هستند نگه داريد فرشتگاني درشت گفتار و سختگير بر آن آتش موکلند هر چه خدا بگويد نافرماني نمي کنند و همان مي کنند که به آن مامور شده اند.
(6) ای کسانی که خداوند نعمت ایمان را به شما ارزانی نموده است! لوازم و شرایط ایمان را انجام دهید، پس (﴿قُوٓاۡ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾) خودتان و خانوادهتان را از آتشی نجات دهید که بسیار خطرناک و ناگوار است. و مصون ماندن از آتش زمانی تحقق مییابد که انسان به آنچه خداوند او را بدان امر نموده است پایبند باشد؛ و از آنچه نهی کرده پرهیز نماید؛ و از آنچه خداوند را ناخشنود و خشمگین مینماید و باعث عذاب میشود توبه کند و برگردد. و حفظ خانواده و فرزندان از آتش جهنّم به این صورت محقق میشود که انسان زن و فرزندش را ادب نماید، و به آنها بیاموزد و آنان را اجبار کند تا فرمان خدا را اجرا نمایند. پس بنده سالم نخواهد ماند مگر آنکه دستورات خدا را در مورد خودش و در حقّ کسانی که تحت سرپرستی او هستند اجرا کند. و خداوند دوزخ را با چنان صفتهایی توصیف نموده تا بندگانش را از بیتوجهی به آن باز دارد. پس فرمود: (﴿وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ﴾) افروزینۀ دوزخ سنگها و انسانها هستند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ﴾ شما و آنچه که به جای خدا پرستش میکنید، بهرۀ جهنّم هستید و شما به آن درخواهید آمد. (﴿عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ﴾) بر دوزخ فرشتگانی تندخو و سختگیر گمارده شدهاند که صدایشان وحشتناک و سیمای آنها هولناک است. آنها دوزخیان را با زور و تواناییشان خوار میگردانند، و فرمان خدا را که حکم قطعی به عذابشان داده و سختی عذاب را بر آنها واجب گردانده است، در حقّ آنها اجرا مینمایند. (﴿لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾) از خدا در آنچه به آنان فرمان داده است نافرمانی نمیکنند. دراینجا نیز فرشتگان ستوده شدهاند و فرمانبرداری آنها از خداوند، و اطاعتشان در هر دستوری که به آنها میدهد مورد ستایش قرار گرفته است.
التحريم 66:7
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اي کافران ، در آن روز پوزش مخواهيد جز اين نيست که شما را برابر کاري که کرده ايد کيفر مي دهند.
(7) دوزخیان در روز قیامت با این سخنان سرزنش و توبیخ میشوند و به آنها گفته میشود: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَا تَعۡتَذِرُواۡ ٱلۡيَوۡمَ﴾) ای کافران! امروز عذرخواهی مکنید؛ یعنی وقت پوزش طلبیدن و عذر خواستن تمام شده و سودی ندارد، و اکنون چیزی جز دیدن سزای اعمال نمانده است، و شما جز کفر ورزیدن به خدا و تکذیب آیات او و مخالفت با پیامبران و دوستان الهی کاری دیگر نکردهاید و عملی دیگر پیش نفرستادهاید.
التحريم 66:8
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ اي کساني که ايمان آورده ايد ، به درگاه خدا توبه کنيد ، توبه اي از، روي اخلاص باشد که پروردگارتان گناهانتان را محو کند و شما را به بهشتهايي داخل کند که در آن نهرها جاري است در آن روز ، خدا پيامبر و کساني راکه با او ايمان آورده اند فرو نگذارد ، و نورشان پيشاپيش و سمت راستشان در حرکت باشد مي گويند : اي پروردگار ما ، نور ما را براي ما به کمال رسان و ما را بيامرز ، که تو بر هر کاري توانا هستي ،
(8) خداوند در این آیه به توبۀ خالصانه فرمان داده، و وعده داده است که در مقابل توبۀ خالصانه، گناهان را از توبه کننده بزداید و او را وارد بهشت کند و او رستگار و موفق خواهد شد، آنگاه که مؤمنان در روز قیامت در پرتو نور ایمانشان و با روشنایی آن حرکت میکنند، و از این راحتی و آسایش بهرهمند میشوند. و زمانی که نورهای منافقان خاموش میشود، مؤمنان از خداوند میخواهند که نورشان را کامل بگرداند، و خدا دعایشان را میپذیرد و آنها را به وسیلۀ نور و یقینی که با خود دارند به باغهای بهشت میرساند و در جوار پروردگار بزرگوار جای میگیرند، و همه اینها نتایج و آثار توبه خالصانه است. منظور از توبۀ خالصانه، برگشتن و دست کشیدن از همۀ گناهان است، توبهای که هدف بنده فقط رضای خدا باشد، و هدفی جز رضایت او و نزدیک شدن به ویرا نداشته باشد، و همیشه و در هر حالت بر این توبه پایدار بماند.
التحريم 66:9
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ اي پيامبر ، با کفار و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگير، جايگاهشان جهنم است که بد سرانجامي است.
(9) خداوند متعال به پیامبر فرمان میدهد تا با کافران و منافقان جهاد کند و بر آنان سخت بگیرد، و این شامل جهاد با کافران به وسیلۀ اقامۀ حجّت بر آنها و دعوت دادنشان با موعظۀ حسنه و باطل کردن گمراهیهایی است که بر آن قرار دارند، نیز شامل جهاد کردن با آنها به وسیلۀ سلاح و پیکار با کسی است که دعوت خدا را نمیپذیرد و تسلیم حکم او نمیگردد. چنین کسی که دعوت خدا را نمیپذیرد و تسلیم نمیشود، باید با او جهاد کرد و به درشتی با او رفتار نمود. جهاد نوع اول، با همان شیوهای که بهتر است باید انجام شود. و خداوند کافران و منافقان را با مسلط کردن پیامبر و حزبالله بر آنها عذاب میدهد. نیز در آخرت با دوزخ عذابشان میدهد، و دوزخ بد جایگاهی است که سرانجام هر بدبخت و زیانمندی خواهد بود.
التحريم 66:10
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ خدا براي کافران مثل زن نوح و زن لوط را مي آورد که هر دو در نکاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند و آنها نتوانستنداز زنان خود دفع عذاب کنند و گفته شد : با ديگران به آتش در آييد. وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ و خدا براي کساني که ايمان آورده اند ، زن فرعون را مثل مي زند آنگاه ، که گفت : اي پروردگار من ، براي من در بهشت نزد خود خانه اي بنا کن و مرا از فرعون و عملش نجات ده و مرا از مردم ستمکاره برهان وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ و مريم دختر عمران را که شرمگاه خويش رااز زنا نگه داشت و مااز روح خود در آن دميديم و او کلمات پروردگار خود و کتابهايش را تصديق کرد و او از فرمانبرداران بود.
(10) خداوند این دو مثل را برای مؤمنان و کافران زده است تا برایشان بیان دارد که ارتباط کافر با مؤمن و نزدیک بودنش با او، سودی به وی نمیرساند. همچنین ارتباط مؤمن با کافر به او زیانی نمیرساند در صورتی که مؤمن، وظیفۀ خود را انجام دهد. گویا در اینجا همسران پیامبر از گناه برحذر داشته شدهاند، و به آنها اشاره شده که ارتباط آنها با پیامبر صلی الله علیه وسلم به آنها سودی نمیرساند، اگر کار بد انجام دهند. پس فرمود: (﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ﴾) خداوند دربارۀ کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده است که آن دو در نکاح دو بندۀ درستکار ما که نوح و لوط ـ علیهما السلام ـ بودند قرار داشتند. (﴿فَخَانَتَاهُمَا﴾) امّا آن دو زن در دین به نوح و لوط خیانت کردند، به این صورت که بر دین همسران خود نبودند. منظور از خیانت دراینجا همین است نه اینکه در امر زناشویی و عفّت به آنها خیانتی کرده باشند، چون زن هیچ پیامبری مرتکب فاحشه و زنا نشده است، و خداوند هرگز زن هیچ پیامبری را زناکار نگردانده است. (﴿فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ﴾) پس نوح و لوط نتوانستند چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دور کنند، و به آن دو زن گفته شد که به دوزخ درآئید. پس به همراه همۀ کسانی که بدان درمیآیند وارد آن میشوند.
(11) (﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ﴾) و خداوند دربارۀ مؤمنان نیز آسیه بنت مزاحم -رضی الله عنها- را مثل زده است. (﴿إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) هنگامی که گفت: پروردگارا! برای من خانهای نزد خودت بساز، و مرا از فرعون و کارهایش رهایی بخش، و مرا از دست گروه ستمکاران نجات بده. خداوند مریم را به داشتن ایمان و تضرع نمودن به پیشگاه خدا و طلب نمودن بالاترین خواسته که ورود به بهشت و قرار گرفتن در مجاورت پروردگار بزرگوار است توصیف نموده است. همچنین بیان داشته که او از خداوند خواست تا وی را از فتنۀ فرعون و کارهای زشت او و از فتنۀ هر ستمگری نجات بدهد. پس خداوند دعای او را پذیرفت، و او از ایمانی کامل و ثباتی تام برخوردار شد. و از فتنهها نجات یافت. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«از میان مردان، افراد بسیاری به کمال رسیدهاند؛ و از میان زنان، کسی به کمال نرسید جز مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خولید، و برتری عایشه بر سایر زنان همچون برتری آبگوشت بر سایر غذاهاست.»
(12) (﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا﴾) و مریم دختر عمران که به خاطر کمال دینداری و پاکدامنیاش دامن به گناه نیالود و پاکدامنی ورزید. (﴿فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا﴾) پس از روح خود در آن دمیدیم که جبرئیل علیه السلام در گریبانش دمید، و دمیدنش به وجود مریم منتهی شد، و عیسی علیه السلام پیامبر بزرگوار از او متولّد گردید. (﴿وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ﴾) و مریم سخنان پروردگارش و کتابهای او را تصدیق کرد. در اینجا مریم به دانش و معرفت توصیف شده است؛ چون تصدیق سخنان خداوند، سخنان دینی و تقدیری او را شامل میشود. و تصدیق کتابهایش مقتضی شناخت چیزی است که به وسیلۀ آن تصدیق تحقق مییابد، این کار جز با علم و عمل محقق نمیشود. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ﴾) و مریم از فرمانبرداران بود؛ یعنی همواره و همیشه با فروتنی و خضوع به طاعت الهی پایبند بود، و این توصیف او به کمال عمل است چون او صدّیقه بود و صدّیقیّت؛ یعنی کمال علم و عمل.
* * *
التحريم 66:11
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ خدا براي کافران مثل زن نوح و زن لوط را مي آورد که هر دو در نکاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند و آنها نتوانستنداز زنان خود دفع عذاب کنند و گفته شد : با ديگران به آتش در آييد. وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ و خدا براي کساني که ايمان آورده اند ، زن فرعون را مثل مي زند آنگاه ، که گفت : اي پروردگار من ، براي من در بهشت نزد خود خانه اي بنا کن و مرا از فرعون و عملش نجات ده و مرا از مردم ستمکاره برهان وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ و مريم دختر عمران را که شرمگاه خويش رااز زنا نگه داشت و مااز روح خود در آن دميديم و او کلمات پروردگار خود و کتابهايش را تصديق کرد و او از فرمانبرداران بود.
(10) خداوند این دو مثل را برای مؤمنان و کافران زده است تا برایشان بیان دارد که ارتباط کافر با مؤمن و نزدیک بودنش با او، سودی به وی نمیرساند. همچنین ارتباط مؤمن با کافر به او زیانی نمیرساند در صورتی که مؤمن، وظیفۀ خود را انجام دهد. گویا در اینجا همسران پیامبر از گناه برحذر داشته شدهاند، و به آنها اشاره شده که ارتباط آنها با پیامبر صلی الله علیه وسلم به آنها سودی نمیرساند، اگر کار بد انجام دهند. پس فرمود: (﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ﴾) خداوند دربارۀ کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده است که آن دو در نکاح دو بندۀ درستکار ما که نوح و لوط ـ علیهما السلام ـ بودند قرار داشتند. (﴿فَخَانَتَاهُمَا﴾) امّا آن دو زن در دین به نوح و لوط خیانت کردند، به این صورت که بر دین همسران خود نبودند. منظور از خیانت دراینجا همین است نه اینکه در امر زناشویی و عفّت به آنها خیانتی کرده باشند، چون زن هیچ پیامبری مرتکب فاحشه و زنا نشده است، و خداوند هرگز زن هیچ پیامبری را زناکار نگردانده است. (﴿فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ﴾) پس نوح و لوط نتوانستند چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دور کنند، و به آن دو زن گفته شد که به دوزخ درآئید. پس به همراه همۀ کسانی که بدان درمیآیند وارد آن میشوند.
(11) (﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ﴾) و خداوند دربارۀ مؤمنان نیز آسیه بنت مزاحم -رضی الله عنها- را مثل زده است. (﴿إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) هنگامی که گفت: پروردگارا! برای من خانهای نزد خودت بساز، و مرا از فرعون و کارهایش رهایی بخش، و مرا از دست گروه ستمکاران نجات بده. خداوند مریم را به داشتن ایمان و تضرع نمودن به پیشگاه خدا و طلب نمودن بالاترین خواسته که ورود به بهشت و قرار گرفتن در مجاورت پروردگار بزرگوار است توصیف نموده است. همچنین بیان داشته که او از خداوند خواست تا وی را از فتنۀ فرعون و کارهای زشت او و از فتنۀ هر ستمگری نجات بدهد. پس خداوند دعای او را پذیرفت، و او از ایمانی کامل و ثباتی تام برخوردار شد. و از فتنهها نجات یافت. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«از میان مردان، افراد بسیاری به کمال رسیدهاند؛ و از میان زنان، کسی به کمال نرسید جز مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خولید، و برتری عایشه بر سایر زنان همچون برتری آبگوشت بر سایر غذاهاست.»
(12) (﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا﴾) و مریم دختر عمران که به خاطر کمال دینداری و پاکدامنیاش دامن به گناه نیالود و پاکدامنی ورزید. (﴿فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا﴾) پس از روح خود در آن دمیدیم که جبرئیل علیه السلام در گریبانش دمید، و دمیدنش به وجود مریم منتهی شد، و عیسی علیه السلام پیامبر بزرگوار از او متولّد گردید. (﴿وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ﴾) و مریم سخنان پروردگارش و کتابهای او را تصدیق کرد. در اینجا مریم به دانش و معرفت توصیف شده است؛ چون تصدیق سخنان خداوند، سخنان دینی و تقدیری او را شامل میشود. و تصدیق کتابهایش مقتضی شناخت چیزی است که به وسیلۀ آن تصدیق تحقق مییابد، این کار جز با علم و عمل محقق نمیشود. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ﴾) و مریم از فرمانبرداران بود؛ یعنی همواره و همیشه با فروتنی و خضوع به طاعت الهی پایبند بود، و این توصیف او به کمال عمل است چون او صدّیقه بود و صدّیقیّت؛ یعنی کمال علم و عمل.
* * *
التحريم 66:12
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ خدا براي کافران مثل زن نوح و زن لوط را مي آورد که هر دو در نکاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند و آنها نتوانستنداز زنان خود دفع عذاب کنند و گفته شد : با ديگران به آتش در آييد. وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ و خدا براي کساني که ايمان آورده اند ، زن فرعون را مثل مي زند آنگاه ، که گفت : اي پروردگار من ، براي من در بهشت نزد خود خانه اي بنا کن و مرا از فرعون و عملش نجات ده و مرا از مردم ستمکاره برهان وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ و مريم دختر عمران را که شرمگاه خويش رااز زنا نگه داشت و مااز روح خود در آن دميديم و او کلمات پروردگار خود و کتابهايش را تصديق کرد و او از فرمانبرداران بود.
(10) خداوند این دو مثل را برای مؤمنان و کافران زده است تا برایشان بیان دارد که ارتباط کافر با مؤمن و نزدیک بودنش با او، سودی به وی نمیرساند. همچنین ارتباط مؤمن با کافر به او زیانی نمیرساند در صورتی که مؤمن، وظیفۀ خود را انجام دهد. گویا در اینجا همسران پیامبر از گناه برحذر داشته شدهاند، و به آنها اشاره شده که ارتباط آنها با پیامبر صلی الله علیه وسلم به آنها سودی نمیرساند، اگر کار بد انجام دهند. پس فرمود: (﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ﴾) خداوند دربارۀ کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده است که آن دو در نکاح دو بندۀ درستکار ما که نوح و لوط ـ علیهما السلام ـ بودند قرار داشتند. (﴿فَخَانَتَاهُمَا﴾) امّا آن دو زن در دین به نوح و لوط خیانت کردند، به این صورت که بر دین همسران خود نبودند. منظور از خیانت دراینجا همین است نه اینکه در امر زناشویی و عفّت به آنها خیانتی کرده باشند، چون زن هیچ پیامبری مرتکب فاحشه و زنا نشده است، و خداوند هرگز زن هیچ پیامبری را زناکار نگردانده است. (﴿فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ﴾) پس نوح و لوط نتوانستند چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دور کنند، و به آن دو زن گفته شد که به دوزخ درآئید. پس به همراه همۀ کسانی که بدان درمیآیند وارد آن میشوند.
(11) (﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ﴾) و خداوند دربارۀ مؤمنان نیز آسیه بنت مزاحم -رضی الله عنها- را مثل زده است. (﴿إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) هنگامی که گفت: پروردگارا! برای من خانهای نزد خودت بساز، و مرا از فرعون و کارهایش رهایی بخش، و مرا از دست گروه ستمکاران نجات بده. خداوند مریم را به داشتن ایمان و تضرع نمودن به پیشگاه خدا و طلب نمودن بالاترین خواسته که ورود به بهشت و قرار گرفتن در مجاورت پروردگار بزرگوار است توصیف نموده است. همچنین بیان داشته که او از خداوند خواست تا وی را از فتنۀ فرعون و کارهای زشت او و از فتنۀ هر ستمگری نجات بدهد. پس خداوند دعای او را پذیرفت، و او از ایمانی کامل و ثباتی تام برخوردار شد. و از فتنهها نجات یافت. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«از میان مردان، افراد بسیاری به کمال رسیدهاند؛ و از میان زنان، کسی به کمال نرسید جز مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خولید، و برتری عایشه بر سایر زنان همچون برتری آبگوشت بر سایر غذاهاست.»
(12) (﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا﴾) و مریم دختر عمران که به خاطر کمال دینداری و پاکدامنیاش دامن به گناه نیالود و پاکدامنی ورزید. (﴿فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا﴾) پس از روح خود در آن دمیدیم که جبرئیل علیه السلام در گریبانش دمید، و دمیدنش به وجود مریم منتهی شد، و عیسی علیه السلام پیامبر بزرگوار از او متولّد گردید. (﴿وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ﴾) و مریم سخنان پروردگارش و کتابهای او را تصدیق کرد. در اینجا مریم به دانش و معرفت توصیف شده است؛ چون تصدیق سخنان خداوند، سخنان دینی و تقدیری او را شامل میشود. و تصدیق کتابهایش مقتضی شناخت چیزی است که به وسیلۀ آن تصدیق تحقق مییابد، این کار جز با علم و عمل محقق نمیشود. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ﴾) و مریم از فرمانبرداران بود؛ یعنی همواره و همیشه با فروتنی و خضوع به طاعت الهی پایبند بود، و این توصیف او به کمال عمل است چون او صدّیقه بود و صدّیقیّت؛ یعنی کمال علم و عمل.
* * *
الملك 67:1
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بزرگوار و متعالي است خداوندي که ، فرمانروايي به دست اوست و او بر هرچيزي تواناست. الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ آن که مرگ و زندگي را بيافريد ، تا بيازمايدتان که کدام يک از شما به عمل نيکوتر است و اوست پيروزمند و آمرزنده. الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ آن که هفت آسمان طبقه طبقه را بيافريد در آفرينش خداي رحمان هيچ خلل و، بي نظمي نمي بيني پس بار ديگر نظر کن ، آيا در آسمان شکافي مي بيني ? ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ بار ديگر نيز چشم باز کن و بنگر نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو بازخواهد گشت.
مکي و 30 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) (﴿تَبَٰرَكَ ٱلَّذِي بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ﴾) بزرگوار و والا است و خدا دارای برکات و خیر بسیار و احسان فراگیر است. و از عظمت و شکوهمندیاش این است که فرمانروایی جهان بالا و پائین به دست اوست، و آفرینندۀ آسمانها و زمین است، و با فرامین تقدیری و دینی که تابع حکمت اوست آن گونه بخواهد در آنها تدبیر و تصرف میکند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و خداوند دارای کمال قدرت و توانمندی است و بر هر کاری تواناست، و مخلوقات بزرگی چون آسمانها و زمین را با این قدرت خویش ایجاد کرده است.
(2) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَيَوٰةَ﴾) کسی که برای بندگانش چنان مقدّر نمود که آنها را زنده نماید و بمیراند. (﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما خالصانهتر و درستتر است. خداوند بندگانش را آفریده و به این جهان آورده، و به آنها خبر داده است که به زودی از این جهان خواهند رفت، و آنها را امر و نهی نموده و با شهوتهایی که با امر الهی متضاد هستند آنها را آزموده است. پس هرکس تسلیم فرمان خدا گردد و کار نیک انجام دهد، خداوند در هر دو جهان به او پاداش نیک میدهد؛ و هرکس به سوی شهوتها و امیال نفس گرایش یابد و فرمان الهی را پشت سر اندازد، او بدترین سزا را خواهد داشت. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفُورُ﴾) و خداوند توانمند است و بر همه چیز چیره میباشد و آفریدهها منقاد اویند. و آمرزگار است و بدکارانی که کوتاهی کردهاند و گناهکاران را میآمرزد به خصوص وقتی که توبه کنند و برگردند. او گناهانشان را میآمرزد گرچه پُرِ زمین و آسمان باشد، و عیبهایشان را میپوشاند گرچه به اندازۀ تمام دنیا باشد.
(3) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا﴾) خداوندی که هفت آسمان را بر بالای یکدیگر و درنهایت زیبایی و استحکام آفریده است. (﴿مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖ﴾) در آفرینش خداوند مهربان هیچ خلل و نقصی نمیبینی. و چنانچه از هر حیثی نقص منتفی میگردد، به طور کامل از حیث رنگ و هیأت و ارتفاعش نیکو و متناسب میگردد. و همچنین خورشید و ماه و ستارگان روشنی که برخی ثابت و برخی سیارند هیچ خلل و نقصی در آنها نیست. و از آنجا که کمال آنها مشخّص است، خداوند دستور داد تا چند بار به آن نگاه کرده شود و در کرانههای آن تأمل شود. پس فرمود: (﴿فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ﴾) بار دیگر به آن بنگر و عبرت بگیر، (﴿هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ﴾) آیا در آن عیب و خللی میبینی؟
(4) (﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ﴾) منظور این است که چندین بار بنگر. (﴿يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ﴾) چراکه چشم تو از این عاجز و ناتوان است که عیب و خللی را در آن مشاهده کند، هرچند که بکوشی و دریغ نورزی. سپس به حسن و نیکویی آن تصریح نمود:
الملك 67:2
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بزرگوار و متعالي است خداوندي که ، فرمانروايي به دست اوست و او بر هرچيزي تواناست. الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ آن که مرگ و زندگي را بيافريد ، تا بيازمايدتان که کدام يک از شما به عمل نيکوتر است و اوست پيروزمند و آمرزنده. الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ آن که هفت آسمان طبقه طبقه را بيافريد در آفرينش خداي رحمان هيچ خلل و، بي نظمي نمي بيني پس بار ديگر نظر کن ، آيا در آسمان شکافي مي بيني ? ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ بار ديگر نيز چشم باز کن و بنگر نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو بازخواهد گشت.
مکي و 30 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) (﴿تَبَٰرَكَ ٱلَّذِي بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ﴾) بزرگوار و والا است و خدا دارای برکات و خیر بسیار و احسان فراگیر است. و از عظمت و شکوهمندیاش این است که فرمانروایی جهان بالا و پائین به دست اوست، و آفرینندۀ آسمانها و زمین است، و با فرامین تقدیری و دینی که تابع حکمت اوست آن گونه بخواهد در آنها تدبیر و تصرف میکند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و خداوند دارای کمال قدرت و توانمندی است و بر هر کاری تواناست، و مخلوقات بزرگی چون آسمانها و زمین را با این قدرت خویش ایجاد کرده است.
(2) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَيَوٰةَ﴾) کسی که برای بندگانش چنان مقدّر نمود که آنها را زنده نماید و بمیراند. (﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما خالصانهتر و درستتر است. خداوند بندگانش را آفریده و به این جهان آورده، و به آنها خبر داده است که به زودی از این جهان خواهند رفت، و آنها را امر و نهی نموده و با شهوتهایی که با امر الهی متضاد هستند آنها را آزموده است. پس هرکس تسلیم فرمان خدا گردد و کار نیک انجام دهد، خداوند در هر دو جهان به او پاداش نیک میدهد؛ و هرکس به سوی شهوتها و امیال نفس گرایش یابد و فرمان الهی را پشت سر اندازد، او بدترین سزا را خواهد داشت. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفُورُ﴾) و خداوند توانمند است و بر همه چیز چیره میباشد و آفریدهها منقاد اویند. و آمرزگار است و بدکارانی که کوتاهی کردهاند و گناهکاران را میآمرزد به خصوص وقتی که توبه کنند و برگردند. او گناهانشان را میآمرزد گرچه پُرِ زمین و آسمان باشد، و عیبهایشان را میپوشاند گرچه به اندازۀ تمام دنیا باشد.
(3) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا﴾) خداوندی که هفت آسمان را بر بالای یکدیگر و درنهایت زیبایی و استحکام آفریده است. (﴿مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖ﴾) در آفرینش خداوند مهربان هیچ خلل و نقصی نمیبینی. و چنانچه از هر حیثی نقص منتفی میگردد، به طور کامل از حیث رنگ و هیأت و ارتفاعش نیکو و متناسب میگردد. و همچنین خورشید و ماه و ستارگان روشنی که برخی ثابت و برخی سیارند هیچ خلل و نقصی در آنها نیست. و از آنجا که کمال آنها مشخّص است، خداوند دستور داد تا چند بار به آن نگاه کرده شود و در کرانههای آن تأمل شود. پس فرمود: (﴿فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ﴾) بار دیگر به آن بنگر و عبرت بگیر، (﴿هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ﴾) آیا در آن عیب و خللی میبینی؟
(4) (﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ﴾) منظور این است که چندین بار بنگر. (﴿يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ﴾) چراکه چشم تو از این عاجز و ناتوان است که عیب و خللی را در آن مشاهده کند، هرچند که بکوشی و دریغ نورزی. سپس به حسن و نیکویی آن تصریح نمود:
الملك 67:3
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بزرگوار و متعالي است خداوندي که ، فرمانروايي به دست اوست و او بر هرچيزي تواناست. الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ آن که مرگ و زندگي را بيافريد ، تا بيازمايدتان که کدام يک از شما به عمل نيکوتر است و اوست پيروزمند و آمرزنده. الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ آن که هفت آسمان طبقه طبقه را بيافريد در آفرينش خداي رحمان هيچ خلل و، بي نظمي نمي بيني پس بار ديگر نظر کن ، آيا در آسمان شکافي مي بيني ? ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ بار ديگر نيز چشم باز کن و بنگر نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو بازخواهد گشت.
مکي و 30 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) (﴿تَبَٰرَكَ ٱلَّذِي بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ﴾) بزرگوار و والا است و خدا دارای برکات و خیر بسیار و احسان فراگیر است. و از عظمت و شکوهمندیاش این است که فرمانروایی جهان بالا و پائین به دست اوست، و آفرینندۀ آسمانها و زمین است، و با فرامین تقدیری و دینی که تابع حکمت اوست آن گونه بخواهد در آنها تدبیر و تصرف میکند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و خداوند دارای کمال قدرت و توانمندی است و بر هر کاری تواناست، و مخلوقات بزرگی چون آسمانها و زمین را با این قدرت خویش ایجاد کرده است.
(2) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَيَوٰةَ﴾) کسی که برای بندگانش چنان مقدّر نمود که آنها را زنده نماید و بمیراند. (﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما خالصانهتر و درستتر است. خداوند بندگانش را آفریده و به این جهان آورده، و به آنها خبر داده است که به زودی از این جهان خواهند رفت، و آنها را امر و نهی نموده و با شهوتهایی که با امر الهی متضاد هستند آنها را آزموده است. پس هرکس تسلیم فرمان خدا گردد و کار نیک انجام دهد، خداوند در هر دو جهان به او پاداش نیک میدهد؛ و هرکس به سوی شهوتها و امیال نفس گرایش یابد و فرمان الهی را پشت سر اندازد، او بدترین سزا را خواهد داشت. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفُورُ﴾) و خداوند توانمند است و بر همه چیز چیره میباشد و آفریدهها منقاد اویند. و آمرزگار است و بدکارانی که کوتاهی کردهاند و گناهکاران را میآمرزد به خصوص وقتی که توبه کنند و برگردند. او گناهانشان را میآمرزد گرچه پُرِ زمین و آسمان باشد، و عیبهایشان را میپوشاند گرچه به اندازۀ تمام دنیا باشد.
(3) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا﴾) خداوندی که هفت آسمان را بر بالای یکدیگر و درنهایت زیبایی و استحکام آفریده است. (﴿مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖ﴾) در آفرینش خداوند مهربان هیچ خلل و نقصی نمیبینی. و چنانچه از هر حیثی نقص منتفی میگردد، به طور کامل از حیث رنگ و هیأت و ارتفاعش نیکو و متناسب میگردد. و همچنین خورشید و ماه و ستارگان روشنی که برخی ثابت و برخی سیارند هیچ خلل و نقصی در آنها نیست. و از آنجا که کمال آنها مشخّص است، خداوند دستور داد تا چند بار به آن نگاه کرده شود و در کرانههای آن تأمل شود. پس فرمود: (﴿فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ﴾) بار دیگر به آن بنگر و عبرت بگیر، (﴿هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ﴾) آیا در آن عیب و خللی میبینی؟
(4) (﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ﴾) منظور این است که چندین بار بنگر. (﴿يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ﴾) چراکه چشم تو از این عاجز و ناتوان است که عیب و خللی را در آن مشاهده کند، هرچند که بکوشی و دریغ نورزی. سپس به حسن و نیکویی آن تصریح نمود:
الملك 67:4
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بزرگوار و متعالي است خداوندي که ، فرمانروايي به دست اوست و او بر هرچيزي تواناست. الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ آن که مرگ و زندگي را بيافريد ، تا بيازمايدتان که کدام يک از شما به عمل نيکوتر است و اوست پيروزمند و آمرزنده. الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ آن که هفت آسمان طبقه طبقه را بيافريد در آفرينش خداي رحمان هيچ خلل و، بي نظمي نمي بيني پس بار ديگر نظر کن ، آيا در آسمان شکافي مي بيني ? ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ بار ديگر نيز چشم باز کن و بنگر نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو بازخواهد گشت.
مکي و 30 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) (﴿تَبَٰرَكَ ٱلَّذِي بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ﴾) بزرگوار و والا است و خدا دارای برکات و خیر بسیار و احسان فراگیر است. و از عظمت و شکوهمندیاش این است که فرمانروایی جهان بالا و پائین به دست اوست، و آفرینندۀ آسمانها و زمین است، و با فرامین تقدیری و دینی که تابع حکمت اوست آن گونه بخواهد در آنها تدبیر و تصرف میکند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و خداوند دارای کمال قدرت و توانمندی است و بر هر کاری تواناست، و مخلوقات بزرگی چون آسمانها و زمین را با این قدرت خویش ایجاد کرده است.
(2) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَيَوٰةَ﴾) کسی که برای بندگانش چنان مقدّر نمود که آنها را زنده نماید و بمیراند. (﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما خالصانهتر و درستتر است. خداوند بندگانش را آفریده و به این جهان آورده، و به آنها خبر داده است که به زودی از این جهان خواهند رفت، و آنها را امر و نهی نموده و با شهوتهایی که با امر الهی متضاد هستند آنها را آزموده است. پس هرکس تسلیم فرمان خدا گردد و کار نیک انجام دهد، خداوند در هر دو جهان به او پاداش نیک میدهد؛ و هرکس به سوی شهوتها و امیال نفس گرایش یابد و فرمان الهی را پشت سر اندازد، او بدترین سزا را خواهد داشت. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفُورُ﴾) و خداوند توانمند است و بر همه چیز چیره میباشد و آفریدهها منقاد اویند. و آمرزگار است و بدکارانی که کوتاهی کردهاند و گناهکاران را میآمرزد به خصوص وقتی که توبه کنند و برگردند. او گناهانشان را میآمرزد گرچه پُرِ زمین و آسمان باشد، و عیبهایشان را میپوشاند گرچه به اندازۀ تمام دنیا باشد.
(3) (﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا﴾) خداوندی که هفت آسمان را بر بالای یکدیگر و درنهایت زیبایی و استحکام آفریده است. (﴿مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖ﴾) در آفرینش خداوند مهربان هیچ خلل و نقصی نمیبینی. و چنانچه از هر حیثی نقص منتفی میگردد، به طور کامل از حیث رنگ و هیأت و ارتفاعش نیکو و متناسب میگردد. و همچنین خورشید و ماه و ستارگان روشنی که برخی ثابت و برخی سیارند هیچ خلل و نقصی در آنها نیست. و از آنجا که کمال آنها مشخّص است، خداوند دستور داد تا چند بار به آن نگاه کرده شود و در کرانههای آن تأمل شود. پس فرمود: (﴿فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ﴾) بار دیگر به آن بنگر و عبرت بگیر، (﴿هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ﴾) آیا در آن عیب و خللی میبینی؟
(4) (﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ﴾) منظور این است که چندین بار بنگر. (﴿يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ﴾) چراکه چشم تو از این عاجز و ناتوان است که عیب و خللی را در آن مشاهده کند، هرچند که بکوشی و دریغ نورزی. سپس به حسن و نیکویی آن تصریح نمود:
الملك 67:5
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم. وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي کساني که به پروردگارشان کافر شده اند عذاب جهنم باشد و جهنم بدسرانجامي است. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون در جهنم افکنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ، تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک است که از خشم پاره پاره شود و چون فوجي را در آن افکنند ،، خازنانش گويندشان : آيا شما را بيم دهنده اي نيامد ? قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم دهنده آمد ولي تکذيبش کرديم و گفتيم : خدا هيچ نازل نکرده است ، شما در گمراهي بزرگي هستيد. وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي گويند : اگر ما مي شنيديم يا تعقل مي کرديم ، اهل اين آتش سوزنده نمي بوديم. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس به گناه خود اعتراف مي کنند اي لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده اند.
(5) (﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آن را آراستهایم، (﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾) با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند، آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت، ولی خداوند این ستارگان را زینتبخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی، مردم به وسیلۀ آنها راهیاب میشوند. و اینکه خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته، منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و این گونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.(﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾) و این چراغها را ابزار سنگسار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمان را به زمین بیاورند؛ شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند، و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است. (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾) و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم، چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین پیروان کافرشان همانند آنها میباشند، و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است.
(6) بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و [نیز] برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، عذاب دوزخ [مهیّا] است و بد جایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
(7) (﴿إِذَآ أُلۡقُواۡ فِيهَا﴾) وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا شَهِيقٗا﴾) صدای بلند و خشن از آن میشنوند. (﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾) در حالی که دوزخ میجوشد.
(8) (﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾) نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود، و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند، گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟! سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: (﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾) هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای به سوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید، و بیمدهندگان شما را از آن برحذر نداشتهاند.
(9) (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ﴾) میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد، امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند، و به طور کلّی همۀ آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند. و به این بسنده نکردند و همۀ پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند، در حالی که آنها راهیافتگان هدایتکننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند، بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
(10) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) آنها با اعتراف به اینکه شایستۀ هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همۀ راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند، و به ترجیح خیر وا میدارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد. پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی، ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی استوار است و آنان از آن پیروی مینمایند. پس پاک است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد [و او را به درجاتی رفیع میرساند]، و کسانی را که شایستۀ خوبی نیستند خوار میگرداند.
(11) خداوند متعال دربارۀ کسانی که وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند، میفرماید: (﴿فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهرۀ دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند؛ دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
الملك 67:6
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم. وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي کساني که به پروردگارشان کافر شده اند عذاب جهنم باشد و جهنم بدسرانجامي است. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون در جهنم افکنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ، تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک است که از خشم پاره پاره شود و چون فوجي را در آن افکنند ،، خازنانش گويندشان : آيا شما را بيم دهنده اي نيامد ? قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم دهنده آمد ولي تکذيبش کرديم و گفتيم : خدا هيچ نازل نکرده است ، شما در گمراهي بزرگي هستيد. وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي گويند : اگر ما مي شنيديم يا تعقل مي کرديم ، اهل اين آتش سوزنده نمي بوديم. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس به گناه خود اعتراف مي کنند اي لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده اند.
(5) (﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آن را آراستهایم، (﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾) با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند، آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت، ولی خداوند این ستارگان را زینتبخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی، مردم به وسیلۀ آنها راهیاب میشوند. و اینکه خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته، منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و این گونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.(﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾) و این چراغها را ابزار سنگسار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمان را به زمین بیاورند؛ شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند، و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است. (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾) و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم، چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین پیروان کافرشان همانند آنها میباشند، و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است.
(6) بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و [نیز] برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، عذاب دوزخ [مهیّا] است و بد جایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
(7) (﴿إِذَآ أُلۡقُواۡ فِيهَا﴾) وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا شَهِيقٗا﴾) صدای بلند و خشن از آن میشنوند. (﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾) در حالی که دوزخ میجوشد.
(8) (﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾) نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود، و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند، گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟! سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: (﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾) هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای به سوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید، و بیمدهندگان شما را از آن برحذر نداشتهاند.
(9) (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ﴾) میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد، امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند، و به طور کلّی همۀ آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند. و به این بسنده نکردند و همۀ پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند، در حالی که آنها راهیافتگان هدایتکننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند، بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
(10) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) آنها با اعتراف به اینکه شایستۀ هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همۀ راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند، و به ترجیح خیر وا میدارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد. پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی، ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی استوار است و آنان از آن پیروی مینمایند. پس پاک است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد [و او را به درجاتی رفیع میرساند]، و کسانی را که شایستۀ خوبی نیستند خوار میگرداند.
(11) خداوند متعال دربارۀ کسانی که وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند، میفرماید: (﴿فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهرۀ دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند؛ دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
الملك 67:7
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم. وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي کساني که به پروردگارشان کافر شده اند عذاب جهنم باشد و جهنم بدسرانجامي است. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون در جهنم افکنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ، تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک است که از خشم پاره پاره شود و چون فوجي را در آن افکنند ،، خازنانش گويندشان : آيا شما را بيم دهنده اي نيامد ? قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم دهنده آمد ولي تکذيبش کرديم و گفتيم : خدا هيچ نازل نکرده است ، شما در گمراهي بزرگي هستيد. وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي گويند : اگر ما مي شنيديم يا تعقل مي کرديم ، اهل اين آتش سوزنده نمي بوديم. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس به گناه خود اعتراف مي کنند اي لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده اند.
(5) (﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آن را آراستهایم، (﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾) با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند، آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت، ولی خداوند این ستارگان را زینتبخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی، مردم به وسیلۀ آنها راهیاب میشوند. و اینکه خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته، منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و این گونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.(﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾) و این چراغها را ابزار سنگسار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمان را به زمین بیاورند؛ شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند، و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است. (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾) و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم، چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین پیروان کافرشان همانند آنها میباشند، و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است.
(6) بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و [نیز] برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، عذاب دوزخ [مهیّا] است و بد جایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
(7) (﴿إِذَآ أُلۡقُواۡ فِيهَا﴾) وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا شَهِيقٗا﴾) صدای بلند و خشن از آن میشنوند. (﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾) در حالی که دوزخ میجوشد.
(8) (﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾) نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود، و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند، گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟! سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: (﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾) هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای به سوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید، و بیمدهندگان شما را از آن برحذر نداشتهاند.
(9) (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ﴾) میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد، امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند، و به طور کلّی همۀ آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند. و به این بسنده نکردند و همۀ پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند، در حالی که آنها راهیافتگان هدایتکننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند، بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
(10) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) آنها با اعتراف به اینکه شایستۀ هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همۀ راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند، و به ترجیح خیر وا میدارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد. پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی، ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی استوار است و آنان از آن پیروی مینمایند. پس پاک است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد [و او را به درجاتی رفیع میرساند]، و کسانی را که شایستۀ خوبی نیستند خوار میگرداند.
(11) خداوند متعال دربارۀ کسانی که وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند، میفرماید: (﴿فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهرۀ دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند؛ دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
الملك 67:8
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم. وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي کساني که به پروردگارشان کافر شده اند عذاب جهنم باشد و جهنم بدسرانجامي است. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون در جهنم افکنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ، تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک است که از خشم پاره پاره شود و چون فوجي را در آن افکنند ،، خازنانش گويندشان : آيا شما را بيم دهنده اي نيامد ? قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم دهنده آمد ولي تکذيبش کرديم و گفتيم : خدا هيچ نازل نکرده است ، شما در گمراهي بزرگي هستيد. وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي گويند : اگر ما مي شنيديم يا تعقل مي کرديم ، اهل اين آتش سوزنده نمي بوديم. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس به گناه خود اعتراف مي کنند اي لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده اند.
(5) (﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آن را آراستهایم، (﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾) با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند، آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت، ولی خداوند این ستارگان را زینتبخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی، مردم به وسیلۀ آنها راهیاب میشوند. و اینکه خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته، منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و این گونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.(﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾) و این چراغها را ابزار سنگسار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمان را به زمین بیاورند؛ شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند، و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است. (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾) و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم، چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین پیروان کافرشان همانند آنها میباشند، و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است.
(6) بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و [نیز] برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، عذاب دوزخ [مهیّا] است و بد جایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
(7) (﴿إِذَآ أُلۡقُواۡ فِيهَا﴾) وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا شَهِيقٗا﴾) صدای بلند و خشن از آن میشنوند. (﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾) در حالی که دوزخ میجوشد.
(8) (﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾) نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود، و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند، گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟! سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: (﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾) هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای به سوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید، و بیمدهندگان شما را از آن برحذر نداشتهاند.
(9) (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ﴾) میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد، امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند، و به طور کلّی همۀ آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند. و به این بسنده نکردند و همۀ پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند، در حالی که آنها راهیافتگان هدایتکننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند، بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
(10) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) آنها با اعتراف به اینکه شایستۀ هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همۀ راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند، و به ترجیح خیر وا میدارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد. پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی، ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی استوار است و آنان از آن پیروی مینمایند. پس پاک است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد [و او را به درجاتی رفیع میرساند]، و کسانی را که شایستۀ خوبی نیستند خوار میگرداند.
(11) خداوند متعال دربارۀ کسانی که وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند، میفرماید: (﴿فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهرۀ دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند؛ دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
الملك 67:9
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم. وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي کساني که به پروردگارشان کافر شده اند عذاب جهنم باشد و جهنم بدسرانجامي است. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون در جهنم افکنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ، تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک است که از خشم پاره پاره شود و چون فوجي را در آن افکنند ،، خازنانش گويندشان : آيا شما را بيم دهنده اي نيامد ? قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم دهنده آمد ولي تکذيبش کرديم و گفتيم : خدا هيچ نازل نکرده است ، شما در گمراهي بزرگي هستيد. وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي گويند : اگر ما مي شنيديم يا تعقل مي کرديم ، اهل اين آتش سوزنده نمي بوديم. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس به گناه خود اعتراف مي کنند اي لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده اند.
(5) (﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آن را آراستهایم، (﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾) با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند، آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت، ولی خداوند این ستارگان را زینتبخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی، مردم به وسیلۀ آنها راهیاب میشوند. و اینکه خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته، منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و این گونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.(﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾) و این چراغها را ابزار سنگسار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمان را به زمین بیاورند؛ شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند، و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است. (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾) و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم، چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین پیروان کافرشان همانند آنها میباشند، و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است.
(6) بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و [نیز] برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، عذاب دوزخ [مهیّا] است و بد جایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
(7) (﴿إِذَآ أُلۡقُواۡ فِيهَا﴾) وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا شَهِيقٗا﴾) صدای بلند و خشن از آن میشنوند. (﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾) در حالی که دوزخ میجوشد.
(8) (﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾) نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود، و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند، گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟! سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: (﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾) هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای به سوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید، و بیمدهندگان شما را از آن برحذر نداشتهاند.
(9) (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ﴾) میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد، امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند، و به طور کلّی همۀ آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند. و به این بسنده نکردند و همۀ پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند، در حالی که آنها راهیافتگان هدایتکننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند، بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
(10) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) آنها با اعتراف به اینکه شایستۀ هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همۀ راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند، و به ترجیح خیر وا میدارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد. پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی، ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی استوار است و آنان از آن پیروی مینمایند. پس پاک است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد [و او را به درجاتی رفیع میرساند]، و کسانی را که شایستۀ خوبی نیستند خوار میگرداند.
(11) خداوند متعال دربارۀ کسانی که وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند، میفرماید: (﴿فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهرۀ دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند؛ دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
الملك 67:10
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم. وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي کساني که به پروردگارشان کافر شده اند عذاب جهنم باشد و جهنم بدسرانجامي است. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون در جهنم افکنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ، تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک است که از خشم پاره پاره شود و چون فوجي را در آن افکنند ،، خازنانش گويندشان : آيا شما را بيم دهنده اي نيامد ? قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم دهنده آمد ولي تکذيبش کرديم و گفتيم : خدا هيچ نازل نکرده است ، شما در گمراهي بزرگي هستيد. وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي گويند : اگر ما مي شنيديم يا تعقل مي کرديم ، اهل اين آتش سوزنده نمي بوديم. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس به گناه خود اعتراف مي کنند اي لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده اند.
(5) (﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آن را آراستهایم، (﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾) با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند، آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت، ولی خداوند این ستارگان را زینتبخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی، مردم به وسیلۀ آنها راهیاب میشوند. و اینکه خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته، منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و این گونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.(﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾) و این چراغها را ابزار سنگسار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمان را به زمین بیاورند؛ شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند، و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است. (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾) و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم، چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین پیروان کافرشان همانند آنها میباشند، و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است.
(6) بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و [نیز] برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، عذاب دوزخ [مهیّا] است و بد جایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
(7) (﴿إِذَآ أُلۡقُواۡ فِيهَا﴾) وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا شَهِيقٗا﴾) صدای بلند و خشن از آن میشنوند. (﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾) در حالی که دوزخ میجوشد.
(8) (﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾) نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود، و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند، گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟! سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: (﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾) هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای به سوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید، و بیمدهندگان شما را از آن برحذر نداشتهاند.
(9) (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ﴾) میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد، امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند، و به طور کلّی همۀ آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند. و به این بسنده نکردند و همۀ پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند، در حالی که آنها راهیافتگان هدایتکننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند، بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
(10) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) آنها با اعتراف به اینکه شایستۀ هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همۀ راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند، و به ترجیح خیر وا میدارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد. پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی، ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی استوار است و آنان از آن پیروی مینمایند. پس پاک است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد [و او را به درجاتی رفیع میرساند]، و کسانی را که شایستۀ خوبی نیستند خوار میگرداند.
(11) خداوند متعال دربارۀ کسانی که وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند، میفرماید: (﴿فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهرۀ دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند؛ دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
الملك 67:11
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان فرودين را به چراغهايي بياراستيم و آن چراغها را وسيله راندن شياطين گردانيديم و برايشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده ايم. وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي کساني که به پروردگارشان کافر شده اند عذاب جهنم باشد و جهنم بدسرانجامي است. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون در جهنم افکنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ، تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک است که از خشم پاره پاره شود و چون فوجي را در آن افکنند ،، خازنانش گويندشان : آيا شما را بيم دهنده اي نيامد ? قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم دهنده آمد ولي تکذيبش کرديم و گفتيم : خدا هيچ نازل نکرده است ، شما در گمراهي بزرگي هستيد. وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي گويند : اگر ما مي شنيديم يا تعقل مي کرديم ، اهل اين آتش سوزنده نمي بوديم. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس به گناه خود اعتراف مي کنند اي لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده اند.
(5) (﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آن را آراستهایم، (﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾) با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند، آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت، ولی خداوند این ستارگان را زینتبخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی، مردم به وسیلۀ آنها راهیاب میشوند. و اینکه خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته، منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و این گونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.(﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾) و این چراغها را ابزار سنگسار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمان را به زمین بیاورند؛ شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند، و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است. (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾) و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم، چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین پیروان کافرشان همانند آنها میباشند، و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است.
(6) بنابراین فرمود: (﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و [نیز] برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، عذاب دوزخ [مهیّا] است و بد جایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
(7) (﴿إِذَآ أُلۡقُواۡ فِيهَا﴾) وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا شَهِيقٗا﴾) صدای بلند و خشن از آن میشنوند. (﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾) در حالی که دوزخ میجوشد.
(8) (﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾) نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود، و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند، گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟! سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: (﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾) هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای به سوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید، و بیمدهندگان شما را از آن برحذر نداشتهاند.
(9) (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ﴾) میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد، امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند، و به طور کلّی همۀ آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند. و به این بسنده نکردند و همۀ پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند، در حالی که آنها راهیافتگان هدایتکننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند، بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
(10) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) آنها با اعتراف به اینکه شایستۀ هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم، در زمرۀ دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همۀ راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند، و به ترجیح خیر وا میدارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد. پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی، ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی استوار است و آنان از آن پیروی مینمایند. پس پاک است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد [و او را به درجاتی رفیع میرساند]، و کسانی را که شایستۀ خوبی نیستند خوار میگرداند.
(11) خداوند متعال دربارۀ کسانی که وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند، میفرماید: (﴿فَٱعۡتَرَفُواۡ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾) به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهرۀ دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند؛ دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
الملك 67:12
إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ براي کساني که ناديده از پروردگارشان مي ترسند ، آمرزش و مزد فراوان است.
(12) وقتی حالت بد کافران فاسق را بیان کرد، توصیف نیکوکاران خوشبخت را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ﴾) کسانی که در نهان از پروردگارشان میترسند و در همۀ حالات خود از خداوند میترسند، حتی در حالت و وضعیتی که جز از خدا کسی از آنها اطلاع ندارد؛ پس آنان اقدام به ارتکاب گناه نمیکنند، و در انجام آنچه خداوند آنان را بدان امر نموده است کوتاهی نمیورزند. (﴿لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾) آنان آمرزش و پاداش بزرگ و فراوانی دارند؛ یعنی گناهانشان بخشیده میشود؛ و وقتی که خداوند گناهانشان را بیامرزد، آنان را از شر گناهان محفوظ میدارد و از عذاب دوزخ نجات میدهد. و پاداش بزرگی دارند و آن نعمتهای پایدار پادشاه بزرگ و لذتهای پیوسته و منازل عالی و حورهای خوب و خدمتگزارانی است که خداوند در بهشت برای آنان آماده کرده است، و بزرگتر از این رضایت خداوند مهربان است که بر ساکنان بهشت فرود میآورد.
الملك 67:13
وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ چه به راز سخن گوييد و چه آشکارا ، او به هر چه در دلها مي گذرد داناست ، أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ آيا آن که مي آفريند نمي داند ? حال آنکه او باريک بين و آگاه است.
(13) خداوند در اینجا از گستردگی آگاهی و دانش و فراگیر بودن لطف خویش خبر میدهد و میفرماید: (﴿وَأَسِرُّواۡ قَوۡلَكُمۡ أَوِ ٱجۡهَرُواۡ بِهِۦٓ﴾) و سخنتان را نهان دارید یا آن را آشکار سازید در هر دو صورت نزد او برابر است، و هیچ چیزِ پنهان و پوشیدهای بر او پنهان و پوشیده نمیماند. (﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) بیگمان، خداوند به نیّتها و ارادههایی که در دلهاست آگاه است؛ پس گفتهها و کارهایی که شنیده و دیده میشوند چگونه خواهد بود؟
(14) سپس با استناد به یک دلیل عقلی بر آگاهی خداوند استدلال نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ﴾) آیا کسی که آفریده است نمیداند؟ پس کسی که خلق را آفریده و خلقت آن را خوب و محکم کرده است، چگونه آن را نمیداند؟! (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او باریکبین و آگاه است. دانش و آگاهی او دقیق است تا جایی که رازها و پنهانیها را میداند، و او ﴿ يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخۡفَى﴾ نهان و نهانتر را میداند. از جمله معانی لطیف، یکی این است که او نسبت به بنده و دوست خود لطف و مهربانی دارد، و نیکی و احسان را از جایی به او میرساند که گمانش را نمیبرد، و او را از شر و بدی حفاظت میکند، و به وسیلۀ اسبابی که بنده فکرش را هم نمیکند او را به بالاترین مراتب و جایگاهها میرساند، حتی گاه ناخوشی به بنده میچشاند تا به وسیلۀ آن او را به امور دوستداشتنی بزرگ و خواستههای ارزشمند برساند.
الملك 67:14
وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ چه به راز سخن گوييد و چه آشکارا ، او به هر چه در دلها مي گذرد داناست ، أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ آيا آن که مي آفريند نمي داند ? حال آنکه او باريک بين و آگاه است.
(13) خداوند در اینجا از گستردگی آگاهی و دانش و فراگیر بودن لطف خویش خبر میدهد و میفرماید: (﴿وَأَسِرُّواۡ قَوۡلَكُمۡ أَوِ ٱجۡهَرُواۡ بِهِۦٓ﴾) و سخنتان را نهان دارید یا آن را آشکار سازید در هر دو صورت نزد او برابر است، و هیچ چیزِ پنهان و پوشیدهای بر او پنهان و پوشیده نمیماند. (﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) بیگمان، خداوند به نیّتها و ارادههایی که در دلهاست آگاه است؛ پس گفتهها و کارهایی که شنیده و دیده میشوند چگونه خواهد بود؟
(14) سپس با استناد به یک دلیل عقلی بر آگاهی خداوند استدلال نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ﴾) آیا کسی که آفریده است نمیداند؟ پس کسی که خلق را آفریده و خلقت آن را خوب و محکم کرده است، چگونه آن را نمیداند؟! (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او باریکبین و آگاه است. دانش و آگاهی او دقیق است تا جایی که رازها و پنهانیها را میداند، و او ﴿ يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخۡفَى﴾ نهان و نهانتر را میداند. از جمله معانی لطیف، یکی این است که او نسبت به بنده و دوست خود لطف و مهربانی دارد، و نیکی و احسان را از جایی به او میرساند که گمانش را نمیبرد، و او را از شر و بدی حفاظت میکند، و به وسیلۀ اسبابی که بنده فکرش را هم نمیکند او را به بالاترین مراتب و جایگاهها میرساند، حتی گاه ناخوشی به بنده میچشاند تا به وسیلۀ آن او را به امور دوستداشتنی بزرگ و خواستههای ارزشمند برساند.
الملك 67:15
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ اوست که زمين را رام شما گردانيد پس بر روي آن سير کنيد ، و از رزق خدا بخوريد چون از قبر بيرون آييد به سوي او مي رويد.
(15) خداوند است که زمین را برایتان رام گردانیده است تا بتوانید نیازهای خود را از قبیل: کاشتن و ساختن و شخم زدن را از آن برآورده نمائید، و در آن راههایی قرار داده که به وسیلۀ آنها به مناطق دوردست و شهرهای دور میرسید. (﴿فَٱمۡشُواۡ فِي مَنَاكِبِهَا﴾) پس برای طلب روزی و کارهایتان در گوشه و کنار زمین حرکت کنید.(﴿وَكُلُواۡ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ﴾) و از روزی خداوند بخورید، و زنده شدن پس از مرگ در دست اوست؛ یعنی بعد از آنکه از این جهان رخت بربندید که خداوند آن را میدان آزمایش و پلی برای انتقال به آن دنیا قرار داده است، دوباره زندهتان خواهد کرد و به سوی خدا حشر میشوید تا شما را طبق کارهای نیک و بدتان جزا و سزا بدهد.
الملك 67:16
أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ آيا از آن که در آسمان است ايمن نشسته ايد که ناگاه زمين را به لرزش در آورد و زمين شما را در خود فرو برد ? أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ آيا از آن که در آسمان است ايمن نشسته ايد که ناگاه بادي همراه با، سنگريزه بر سر شما فرستد ? به زودي خواهيد دانست که بيم دادن من چگونه است. وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ هر آينه کساني که پيش از آنها بودند ، پيامبران را تکذيب کردند پس عذاب من چگونه بود.
(16) این تهدید و وعیدی است برای کسی که به سرکشی و تعدی و گناه خود که موجب عذاب است ادامه دهد. پس فرمود: (﴿ءَأَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) آیا از کسی که در آسمان است ایمن شدهاید که شما را در زمین فرو بَرَد، و آن خداوند متعال است که بر بالای آفریدههایش قرار گرفته است؟! (﴿أَن يَخۡسِفَ بِكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ﴾) که شما را در زمین فرو بَرَد، در حالی که ناگهان زمین به حرکت و جنبش درآید تا اینکه هلاک و تلف شوید.
(17 - 18) (﴿أَمۡ أَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾) آیا از کسی که در آسمان است ایمن شدهاید که طوفانی از شن بر شما بفرستد؟! یعنی عذابی از آسمان بر شما بفرستد که شما را سنگباران نماید و از شما انتقام بگیرد. (﴿فَسَتَعۡلَمُونَ كَيۡفَ نَذِيرِ﴾) پس خواهید دانست که چگونه آنچه که کتابها و پیامبران شما را از آن بیم داده بودند به سراغتان میآید! پس گمان مبرید که چون شما از آمدن عذاب از آسمان و زمین ایمن هستید، این برای شما فایدهای دارد. بنابراین شما سرانجام کارتان را خواهید دانست، خواه مدتی طولانی بر شما بگذرد یا مدّتی کوتاه بر شما سپری شود. به راستی کسانی که پیش از شما بودند همانند شما تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت. پس بنگرید که خشم و کیفر خدا نسبت به آنها چگونه بوده است که آنها را قبل از عذاب آخرت در دنیا عذاب داد. پس بترسید از اینکه گرفتار عذابی شوید که آنها بدان گرفتار شدند. به راستی کسانی که پیش از شما بودند همانند شما تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت. پس بنگرید که خشم و کیفر خدا نسبت به آنها چگونه بوده است که آنها را قبل از عذاب آخرت در دنیا عذاب داد. پس بترسید از اینکه گرفتار عذابی شوید که آنها بدان گرفتار شدند.
الملك 67:17
أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ آيا از آن که در آسمان است ايمن نشسته ايد که ناگاه زمين را به لرزش در آورد و زمين شما را در خود فرو برد ? أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ آيا از آن که در آسمان است ايمن نشسته ايد که ناگاه بادي همراه با، سنگريزه بر سر شما فرستد ? به زودي خواهيد دانست که بيم دادن من چگونه است. وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ هر آينه کساني که پيش از آنها بودند ، پيامبران را تکذيب کردند پس عذاب من چگونه بود.
(16) این تهدید و وعیدی است برای کسی که به سرکشی و تعدی و گناه خود که موجب عذاب است ادامه دهد. پس فرمود: (﴿ءَأَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) آیا از کسی که در آسمان است ایمن شدهاید که شما را در زمین فرو بَرَد، و آن خداوند متعال است که بر بالای آفریدههایش قرار گرفته است؟! (﴿أَن يَخۡسِفَ بِكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ﴾) که شما را در زمین فرو بَرَد، در حالی که ناگهان زمین به حرکت و جنبش درآید تا اینکه هلاک و تلف شوید.
(17 - 18) (﴿أَمۡ أَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾) آیا از کسی که در آسمان است ایمن شدهاید که طوفانی از شن بر شما بفرستد؟! یعنی عذابی از آسمان بر شما بفرستد که شما را سنگباران نماید و از شما انتقام بگیرد. (﴿فَسَتَعۡلَمُونَ كَيۡفَ نَذِيرِ﴾) پس خواهید دانست که چگونه آنچه که کتابها و پیامبران شما را از آن بیم داده بودند به سراغتان میآید! پس گمان مبرید که چون شما از آمدن عذاب از آسمان و زمین ایمن هستید، این برای شما فایدهای دارد. بنابراین شما سرانجام کارتان را خواهید دانست، خواه مدتی طولانی بر شما بگذرد یا مدّتی کوتاه بر شما سپری شود. به راستی کسانی که پیش از شما بودند همانند شما تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت. پس بنگرید که خشم و کیفر خدا نسبت به آنها چگونه بوده است که آنها را قبل از عذاب آخرت در دنیا عذاب داد. پس بترسید از اینکه گرفتار عذابی شوید که آنها بدان گرفتار شدند. به راستی کسانی که پیش از شما بودند همانند شما تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت. پس بنگرید که خشم و کیفر خدا نسبت به آنها چگونه بوده است که آنها را قبل از عذاب آخرت در دنیا عذاب داد. پس بترسید از اینکه گرفتار عذابی شوید که آنها بدان گرفتار شدند.
الملك 67:18
أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ آيا از آن که در آسمان است ايمن نشسته ايد که ناگاه زمين را به لرزش در آورد و زمين شما را در خود فرو برد ? أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ آيا از آن که در آسمان است ايمن نشسته ايد که ناگاه بادي همراه با، سنگريزه بر سر شما فرستد ? به زودي خواهيد دانست که بيم دادن من چگونه است. وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ هر آينه کساني که پيش از آنها بودند ، پيامبران را تکذيب کردند پس عذاب من چگونه بود.
(16) این تهدید و وعیدی است برای کسی که به سرکشی و تعدی و گناه خود که موجب عذاب است ادامه دهد. پس فرمود: (﴿ءَأَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) آیا از کسی که در آسمان است ایمن شدهاید که شما را در زمین فرو بَرَد، و آن خداوند متعال است که بر بالای آفریدههایش قرار گرفته است؟! (﴿أَن يَخۡسِفَ بِكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ﴾) که شما را در زمین فرو بَرَد، در حالی که ناگهان زمین به حرکت و جنبش درآید تا اینکه هلاک و تلف شوید.
(17 - 18) (﴿أَمۡ أَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾) آیا از کسی که در آسمان است ایمن شدهاید که طوفانی از شن بر شما بفرستد؟! یعنی عذابی از آسمان بر شما بفرستد که شما را سنگباران نماید و از شما انتقام بگیرد. (﴿فَسَتَعۡلَمُونَ كَيۡفَ نَذِيرِ﴾) پس خواهید دانست که چگونه آنچه که کتابها و پیامبران شما را از آن بیم داده بودند به سراغتان میآید! پس گمان مبرید که چون شما از آمدن عذاب از آسمان و زمین ایمن هستید، این برای شما فایدهای دارد. بنابراین شما سرانجام کارتان را خواهید دانست، خواه مدتی طولانی بر شما بگذرد یا مدّتی کوتاه بر شما سپری شود. به راستی کسانی که پیش از شما بودند همانند شما تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت. پس بنگرید که خشم و کیفر خدا نسبت به آنها چگونه بوده است که آنها را قبل از عذاب آخرت در دنیا عذاب داد. پس بترسید از اینکه گرفتار عذابی شوید که آنها بدان گرفتار شدند. به راستی کسانی که پیش از شما بودند همانند شما تکذیب کردند، آنگاه خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت. پس بنگرید که خشم و کیفر خدا نسبت به آنها چگونه بوده است که آنها را قبل از عذاب آخرت در دنیا عذاب داد. پس بترسید از اینکه گرفتار عذابی شوید که آنها بدان گرفتار شدند.
الملك 67:19
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ آيا پرندگاني را که بال گشوده يا بال فراهم کشيده بر فراز سرشان در پروازند ، نديده اند ? آنها را جز خداي رحمان کسي در هوا نگاه نتواند داشت اوست که به همه چيز بيناست.
(19) در اینجا آدمی ملامت و تشویق شده است که به پرندهای بنگرد که خداوند آن را رام کرده و فضا و هوا را برای او مسخّر گردانیده است، پرندهای که بالهایش را برای پرواز میگشاید و برای پائین آمدن میبندد، و در فضا شنا میکند و هرجا که بخواهد و نیاز دارد میرود. (﴿مَا يُمۡسِكُهُنَّ إِلَّا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾) جز خدای مهربان کسی آنها را نگاه نمیدارد، و اوست که فضا را برای آنها رام گردانیده است، و پرندگان را به گونهای خلق کرده که برای پرواز آمادگی دارند. و هرکس به حالت پرنده بنگرد و در آن بیندیشد، به قدرت و عنایت خداوند راهیاب میشود، و نشانگر این است که او یگانه و یکتاست و عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست. (﴿إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءِۢ بَصِيرٌ﴾) بیگمان او به هر چیزی بینا است. پس اوست که به گونهای شایسته و طبق حکمت خود به تدبیر امور بندگان میپردازد.
الملك 67:20
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ آيا آن نگهباني که شما را ياري مي کند ، غير از خدا کيست ? کافران در فريبي بيش نيستند. أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ آيا کيست آن که به شما روزي دهد اگر او روزي خويش باز دارد ? نه ،، درسرکشي و دوري از حق لجاج مي ورزند.
(20) خداوند به کافرانی که از فرمان او سرپیچی کرده و از حق روی برگردانیدهاند میگوید: (﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ جُندٞ لَّكُمۡ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾) اگر خداوند قصد بدی به شما بکند، چه کسی میتواند عذاب او را از شما دور نماید؟ یعنی چه کسی به غیر از خداوند مهربان شما را بر دشمنان پیروز میکند؟ پس او تعالی تنها یاریکننده و عزتدهنده و خوارکننده است؛ و اگر تمام مردم برای یاری کردن انسان گرد هم بیایند، به اندازۀ ذرهای به او سودی نخواهند رساند. بنابراین ادامه دادن کافران به کفرشان ـبعد از آنکه میدانند جز خداوند کسی آنان را یاری نمیکندـ غرور و بیخردی است.
(21) (﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي يَرۡزُقُكُمۡ إِنۡ أَمۡسَكَ رِزۡقَهُۥ﴾) یعنی روزیِ همه به دست خداوندست. پس اگر روزی را از شما دریغ دارد چه کسی برایتان میفرستد؟ مردم نمیتوانند به خودشان روزی بدهند، پس دیگران را چگونه روزی خواهند داد؟ پس روزیدهنده و نعمت بخشندۀ همۀ نعمتها خداست، و شایسته است که به تنهایی پرستش شود، ولی کافران (﴿لَّجُّواۡ فِي عُتُوّٖ وَنُفُورٍ﴾) بر سنگدلی و سرکشی و گریز از حق پافشاری میکنند.
الملك 67:21
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ آيا آن نگهباني که شما را ياري مي کند ، غير از خدا کيست ? کافران در فريبي بيش نيستند. أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ آيا کيست آن که به شما روزي دهد اگر او روزي خويش باز دارد ? نه ،، درسرکشي و دوري از حق لجاج مي ورزند.
(20) خداوند به کافرانی که از فرمان او سرپیچی کرده و از حق روی برگردانیدهاند میگوید: (﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ جُندٞ لَّكُمۡ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾) اگر خداوند قصد بدی به شما بکند، چه کسی میتواند عذاب او را از شما دور نماید؟ یعنی چه کسی به غیر از خداوند مهربان شما را بر دشمنان پیروز میکند؟ پس او تعالی تنها یاریکننده و عزتدهنده و خوارکننده است؛ و اگر تمام مردم برای یاری کردن انسان گرد هم بیایند، به اندازۀ ذرهای به او سودی نخواهند رساند. بنابراین ادامه دادن کافران به کفرشان ـبعد از آنکه میدانند جز خداوند کسی آنان را یاری نمیکندـ غرور و بیخردی است.
(21) (﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي يَرۡزُقُكُمۡ إِنۡ أَمۡسَكَ رِزۡقَهُۥ﴾) یعنی روزیِ همه به دست خداوندست. پس اگر روزی را از شما دریغ دارد چه کسی برایتان میفرستد؟ مردم نمیتوانند به خودشان روزی بدهند، پس دیگران را چگونه روزی خواهند داد؟ پس روزیدهنده و نعمت بخشندۀ همۀ نعمتها خداست، و شایسته است که به تنهایی پرستش شود، ولی کافران (﴿لَّجُّواۡ فِي عُتُوّٖ وَنُفُورٍ﴾) بر سنگدلی و سرکشی و گریز از حق پافشاری میکنند.
الملك 67:22
أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ آيا آن کس که نگونسار بر روي افتاده راه مي رود ، هدايت يافته تر است يا آن که بر پاي ايستاده و بر راه راست مي رود ?
(22) از این دو نفر کدام یک راهیابتر است: کسی که در گمراهی و سرگردانی و کفر غرق است و قلبش واژگون گردیده، پس حق نزد او باطل قرار گرفته و باطل را حق شمرده است؛ یا کسی که حق را میشناسد و آن را برگزیده، و در کارها و گفتهها و همۀ حالتهای خود بر راه راست و درست گام برمیدارد؟! پس با تأمّل در حالت این دو نفر، فرق آن دو مشخص میشود که به وضوح خواهیم دانست کدامیک هدایت یافته و کدامیک گمراه است. و حالات انسان شاهد بزرگتری از گفتههایش میباشند!
الملك 67:23
قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ بگو : اوست که شما را آفريده است و گوش و چشم و دل داده است چه اندک سپاس مي گزاريد. قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ بگو : اوست که شما را در زمين آفريد و در قيامت نزد او گرد آورده مي شويد. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا مي رسد ? قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : علم آن نزد خداست و من بيم دهنده اي بيش نيستم.
(23) خداوند متعال با بیان اینکه تنها او معبود به حق است، و با فراخواندن بندگانش به شکرگزاری او و یگانهپرستی میفرماید: (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ﴾) بگو: اوست که شما را از عدم پدید آورد بدون اینکه یاور و پشتیبانی داشته باشد. (﴿وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَ﴾) و بعد از آنکه شما را پدید آورد، به وسیلۀ گوش و چشم و دل، خلقت شما را کامل نمود. این اعضای سهگانه، بهترین اعضای بدن و کاملترین نیروی بدنی میباشند. (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) ولی با وجود اینکه به شما نعمت داده است کمتر سپاس خداوند را میگزارید، و شکرگزاری شما اندک است.
(24) (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: اوست خدایی که شما را در زمین پخش نموده و در گوشه و کنار آن جای داده، و به شما امر و نهی نموده و نعمتها را به سویتان سرازیر کرده است که از آن استفاده میبرید. سپس شما را در روز قیامت حشر میکند.
(25) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
(26) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
الملك 67:24
قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ بگو : اوست که شما را آفريده است و گوش و چشم و دل داده است چه اندک سپاس مي گزاريد. قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ بگو : اوست که شما را در زمين آفريد و در قيامت نزد او گرد آورده مي شويد. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا مي رسد ? قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : علم آن نزد خداست و من بيم دهنده اي بيش نيستم.
(23) خداوند متعال با بیان اینکه تنها او معبود به حق است، و با فراخواندن بندگانش به شکرگزاری او و یگانهپرستی میفرماید: (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ﴾) بگو: اوست که شما را از عدم پدید آورد بدون اینکه یاور و پشتیبانی داشته باشد. (﴿وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَ﴾) و بعد از آنکه شما را پدید آورد، به وسیلۀ گوش و چشم و دل، خلقت شما را کامل نمود. این اعضای سهگانه، بهترین اعضای بدن و کاملترین نیروی بدنی میباشند. (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) ولی با وجود اینکه به شما نعمت داده است کمتر سپاس خداوند را میگزارید، و شکرگزاری شما اندک است.
(24) (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: اوست خدایی که شما را در زمین پخش نموده و در گوشه و کنار آن جای داده، و به شما امر و نهی نموده و نعمتها را به سویتان سرازیر کرده است که از آن استفاده میبرید. سپس شما را در روز قیامت حشر میکند.
(25) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
(26) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
الملك 67:25
قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ بگو : اوست که شما را آفريده است و گوش و چشم و دل داده است چه اندک سپاس مي گزاريد. قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ بگو : اوست که شما را در زمين آفريد و در قيامت نزد او گرد آورده مي شويد. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا مي رسد ? قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : علم آن نزد خداست و من بيم دهنده اي بيش نيستم.
(23) خداوند متعال با بیان اینکه تنها او معبود به حق است، و با فراخواندن بندگانش به شکرگزاری او و یگانهپرستی میفرماید: (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ﴾) بگو: اوست که شما را از عدم پدید آورد بدون اینکه یاور و پشتیبانی داشته باشد. (﴿وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَ﴾) و بعد از آنکه شما را پدید آورد، به وسیلۀ گوش و چشم و دل، خلقت شما را کامل نمود. این اعضای سهگانه، بهترین اعضای بدن و کاملترین نیروی بدنی میباشند. (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) ولی با وجود اینکه به شما نعمت داده است کمتر سپاس خداوند را میگزارید، و شکرگزاری شما اندک است.
(24) (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: اوست خدایی که شما را در زمین پخش نموده و در گوشه و کنار آن جای داده، و به شما امر و نهی نموده و نعمتها را به سویتان سرازیر کرده است که از آن استفاده میبرید. سپس شما را در روز قیامت حشر میکند.
(25) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
(26) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
الملك 67:26
قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ بگو : اوست که شما را آفريده است و گوش و چشم و دل داده است چه اندک سپاس مي گزاريد. قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ بگو : اوست که شما را در زمين آفريد و در قيامت نزد او گرد آورده مي شويد. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا مي رسد ? قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ بگو : علم آن نزد خداست و من بيم دهنده اي بيش نيستم.
(23) خداوند متعال با بیان اینکه تنها او معبود به حق است، و با فراخواندن بندگانش به شکرگزاری او و یگانهپرستی میفرماید: (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ﴾) بگو: اوست که شما را از عدم پدید آورد بدون اینکه یاور و پشتیبانی داشته باشد. (﴿وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَ﴾) و بعد از آنکه شما را پدید آورد، به وسیلۀ گوش و چشم و دل، خلقت شما را کامل نمود. این اعضای سهگانه، بهترین اعضای بدن و کاملترین نیروی بدنی میباشند. (﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾) ولی با وجود اینکه به شما نعمت داده است کمتر سپاس خداوند را میگزارید، و شکرگزاری شما اندک است.
(24) (﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: اوست خدایی که شما را در زمین پخش نموده و در گوشه و کنار آن جای داده، و به شما امر و نهی نموده و نعمتها را به سویتان سرازیر کرده است که از آن استفاده میبرید. سپس شما را در روز قیامت حشر میکند.
(25) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
(26) ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، این وعدهای که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانۀ صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند، و این کار آنها ستمگری و عناد است. (﴿إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچ کس دیگری از فرارسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد، و خبر دادن از اینکه قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود؛ چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود، و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحّت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در اینکه قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرادهد.
الملك 67:27
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ کافران چون نزديکش بنگرند ، چهره شان گرفته شود و به آنها گفته مي شود، : اين است آنچه باطلش مي خوانديد. قُلْ أَرَأَيْتمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ بگو : گيرم که خدا مرا و همراهانم را هلاک کند يا بر ما رحمت آورد ، چه کسي کافران را از عذاب دردآور مي رهاند ? قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ بگو : او خداي رحمان است به او ايمان آورديم و بر او توکل کرديم وزودا که خواهيد دانست چه کسي در گمراهي آشکار است. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ بگو : اگر آبتان در زمين فرو رود ، چه کسي شما را آب روان خواهد داد ?
(27) کافران در دنیا فرارسیدن قیامت را تکذیب میکنند، اما در روز قیامت که عذاب را از نزدیک مشاهده میکنند، اندوهگین و پریشان خواهند شد. پس چهرههایشان تغییر میکند، و به خاطر تکذیب و دروغ انگاشتنشان مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند، و گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ﴾) این همان چیزی است که خود میخواستید. پس امروز آن را به طور آشکار مشاهده میکنید، و قضیه برایتان روشن گردیده و بیچاره گشتهاید، و چیزی جز گرفتار شدن به عذاب برایتان نیست.
(28) از آنجا که تکذیبکنندگان پیامبر صلی الله علیه وسلم که دعوت او را رد کردند منتظر نابود و هلاک شدن پیامبر بودند، خداوند به پیامبر فرمان داد تا به آنها بگوید: اگر شما به آرزوی خودتان برسید و خداوند من و همراهانم را هلاک سازد، این به شما فایدهای نخواهد رساند؛ چون شما به آیات خدا کفر ورزیدهاید و سزاوار عذاب گشتهاید. پس چه کسی شما را از عذاب دردناکی که بر شما قطعی گردیده است نجات خواهد داد؟ بنابراین آزمند بودن شما برای نابودی من، فایدهای برایتان ندارد.
(29) و از جمله ادّعاهای کافران این بود که میگفتند آنها بر هدایت هستند، و پیامبر بر گمراهی میباشد. آنها این سخن را تکرار میکردند، و بر این امر مجادله مینمودند. پس خداوند پیامبرش را دستور داد تا از حالت خود و حالت پیروانش خبر دهد تا برای هریک هدایت و پرهیزگاریاش روشن گردد، و آن این است که بگویند: (﴿هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَا﴾) او خداوند مهربان است؛ به او ایمان آوردهایم، و بر او توکل کردهایم. و ایمان شامل تصدیق باطن و اعمال باطنی و ظاهری میشود. و از آنجا که وجود اعمال و کمال آن بستگی به توکل دارد، خداوند از میان سایر اعمال، توکل را به طور ویژه بیان کرد، وگرنه توکل در ایمان داخل است، و از جملۀ لوازم ایمان است. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾ و بر خداوند توکل کنید، اگر شما مؤمن هستید. پس وقتی حالت پیامبر و پیروانش چنین است، و این حالت راه رستگاری است و سعادت اخروی به آن بستگی دارد؛ حالت دشمنان پیامبر برخلاف این میباشد. آنها ایمان و توکل ندارند، و با این مشخص میشود که چه کسی بر هدایت است و چه کسی در گمراهی آشکاری به سر میبرد.
(30) سپس خبر داد که نعمتها را او به تنهایی داده است، بهخصوص آبی که خداوند هر چیز زندهای را از آن آفریده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا﴾) بگو: به من خبر دهید اگر آبتان فرو بنشیند، (﴿فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ﴾) چه کسی برایتان آبی روان میآورد که از آن بنوشید و چهارپایانتان و درختان و کشتزارهایتان را از آن آب دهید؟ این استفهام به معنی نفی است؛ یعنی هیچ کسی جز خداوند توانایی چنین کاری را ندارد.
الملك 67:28
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ کافران چون نزديکش بنگرند ، چهره شان گرفته شود و به آنها گفته مي شود، : اين است آنچه باطلش مي خوانديد. قُلْ أَرَأَيْتمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ بگو : گيرم که خدا مرا و همراهانم را هلاک کند يا بر ما رحمت آورد ، چه کسي کافران را از عذاب دردآور مي رهاند ? قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ بگو : او خداي رحمان است به او ايمان آورديم و بر او توکل کرديم وزودا که خواهيد دانست چه کسي در گمراهي آشکار است. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ بگو : اگر آبتان در زمين فرو رود ، چه کسي شما را آب روان خواهد داد ?
(27) کافران در دنیا فرارسیدن قیامت را تکذیب میکنند، اما در روز قیامت که عذاب را از نزدیک مشاهده میکنند، اندوهگین و پریشان خواهند شد. پس چهرههایشان تغییر میکند، و به خاطر تکذیب و دروغ انگاشتنشان مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند، و گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ﴾) این همان چیزی است که خود میخواستید. پس امروز آن را به طور آشکار مشاهده میکنید، و قضیه برایتان روشن گردیده و بیچاره گشتهاید، و چیزی جز گرفتار شدن به عذاب برایتان نیست.
(28) از آنجا که تکذیبکنندگان پیامبر صلی الله علیه وسلم که دعوت او را رد کردند منتظر نابود و هلاک شدن پیامبر بودند، خداوند به پیامبر فرمان داد تا به آنها بگوید: اگر شما به آرزوی خودتان برسید و خداوند من و همراهانم را هلاک سازد، این به شما فایدهای نخواهد رساند؛ چون شما به آیات خدا کفر ورزیدهاید و سزاوار عذاب گشتهاید. پس چه کسی شما را از عذاب دردناکی که بر شما قطعی گردیده است نجات خواهد داد؟ بنابراین آزمند بودن شما برای نابودی من، فایدهای برایتان ندارد.
(29) و از جمله ادّعاهای کافران این بود که میگفتند آنها بر هدایت هستند، و پیامبر بر گمراهی میباشد. آنها این سخن را تکرار میکردند، و بر این امر مجادله مینمودند. پس خداوند پیامبرش را دستور داد تا از حالت خود و حالت پیروانش خبر دهد تا برای هریک هدایت و پرهیزگاریاش روشن گردد، و آن این است که بگویند: (﴿هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَا﴾) او خداوند مهربان است؛ به او ایمان آوردهایم، و بر او توکل کردهایم. و ایمان شامل تصدیق باطن و اعمال باطنی و ظاهری میشود. و از آنجا که وجود اعمال و کمال آن بستگی به توکل دارد، خداوند از میان سایر اعمال، توکل را به طور ویژه بیان کرد، وگرنه توکل در ایمان داخل است، و از جملۀ لوازم ایمان است. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾ و بر خداوند توکل کنید، اگر شما مؤمن هستید. پس وقتی حالت پیامبر و پیروانش چنین است، و این حالت راه رستگاری است و سعادت اخروی به آن بستگی دارد؛ حالت دشمنان پیامبر برخلاف این میباشد. آنها ایمان و توکل ندارند، و با این مشخص میشود که چه کسی بر هدایت است و چه کسی در گمراهی آشکاری به سر میبرد.
(30) سپس خبر داد که نعمتها را او به تنهایی داده است، بهخصوص آبی که خداوند هر چیز زندهای را از آن آفریده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا﴾) بگو: به من خبر دهید اگر آبتان فرو بنشیند، (﴿فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ﴾) چه کسی برایتان آبی روان میآورد که از آن بنوشید و چهارپایانتان و درختان و کشتزارهایتان را از آن آب دهید؟ این استفهام به معنی نفی است؛ یعنی هیچ کسی جز خداوند توانایی چنین کاری را ندارد.
الملك 67:29
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ کافران چون نزديکش بنگرند ، چهره شان گرفته شود و به آنها گفته مي شود، : اين است آنچه باطلش مي خوانديد. قُلْ أَرَأَيْتمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ بگو : گيرم که خدا مرا و همراهانم را هلاک کند يا بر ما رحمت آورد ، چه کسي کافران را از عذاب دردآور مي رهاند ? قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ بگو : او خداي رحمان است به او ايمان آورديم و بر او توکل کرديم وزودا که خواهيد دانست چه کسي در گمراهي آشکار است. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ بگو : اگر آبتان در زمين فرو رود ، چه کسي شما را آب روان خواهد داد ?
(27) کافران در دنیا فرارسیدن قیامت را تکذیب میکنند، اما در روز قیامت که عذاب را از نزدیک مشاهده میکنند، اندوهگین و پریشان خواهند شد. پس چهرههایشان تغییر میکند، و به خاطر تکذیب و دروغ انگاشتنشان مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند، و گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ﴾) این همان چیزی است که خود میخواستید. پس امروز آن را به طور آشکار مشاهده میکنید، و قضیه برایتان روشن گردیده و بیچاره گشتهاید، و چیزی جز گرفتار شدن به عذاب برایتان نیست.
(28) از آنجا که تکذیبکنندگان پیامبر صلی الله علیه وسلم که دعوت او را رد کردند منتظر نابود و هلاک شدن پیامبر بودند، خداوند به پیامبر فرمان داد تا به آنها بگوید: اگر شما به آرزوی خودتان برسید و خداوند من و همراهانم را هلاک سازد، این به شما فایدهای نخواهد رساند؛ چون شما به آیات خدا کفر ورزیدهاید و سزاوار عذاب گشتهاید. پس چه کسی شما را از عذاب دردناکی که بر شما قطعی گردیده است نجات خواهد داد؟ بنابراین آزمند بودن شما برای نابودی من، فایدهای برایتان ندارد.
(29) و از جمله ادّعاهای کافران این بود که میگفتند آنها بر هدایت هستند، و پیامبر بر گمراهی میباشد. آنها این سخن را تکرار میکردند، و بر این امر مجادله مینمودند. پس خداوند پیامبرش را دستور داد تا از حالت خود و حالت پیروانش خبر دهد تا برای هریک هدایت و پرهیزگاریاش روشن گردد، و آن این است که بگویند: (﴿هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَا﴾) او خداوند مهربان است؛ به او ایمان آوردهایم، و بر او توکل کردهایم. و ایمان شامل تصدیق باطن و اعمال باطنی و ظاهری میشود. و از آنجا که وجود اعمال و کمال آن بستگی به توکل دارد، خداوند از میان سایر اعمال، توکل را به طور ویژه بیان کرد، وگرنه توکل در ایمان داخل است، و از جملۀ لوازم ایمان است. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾ و بر خداوند توکل کنید، اگر شما مؤمن هستید. پس وقتی حالت پیامبر و پیروانش چنین است، و این حالت راه رستگاری است و سعادت اخروی به آن بستگی دارد؛ حالت دشمنان پیامبر برخلاف این میباشد. آنها ایمان و توکل ندارند، و با این مشخص میشود که چه کسی بر هدایت است و چه کسی در گمراهی آشکاری به سر میبرد.
(30) سپس خبر داد که نعمتها را او به تنهایی داده است، بهخصوص آبی که خداوند هر چیز زندهای را از آن آفریده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا﴾) بگو: به من خبر دهید اگر آبتان فرو بنشیند، (﴿فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ﴾) چه کسی برایتان آبی روان میآورد که از آن بنوشید و چهارپایانتان و درختان و کشتزارهایتان را از آن آب دهید؟ این استفهام به معنی نفی است؛ یعنی هیچ کسی جز خداوند توانایی چنین کاری را ندارد.
الملك 67:30
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ کافران چون نزديکش بنگرند ، چهره شان گرفته شود و به آنها گفته مي شود، : اين است آنچه باطلش مي خوانديد. قُلْ أَرَأَيْتمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ بگو : گيرم که خدا مرا و همراهانم را هلاک کند يا بر ما رحمت آورد ، چه کسي کافران را از عذاب دردآور مي رهاند ? قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ بگو : او خداي رحمان است به او ايمان آورديم و بر او توکل کرديم وزودا که خواهيد دانست چه کسي در گمراهي آشکار است. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ بگو : اگر آبتان در زمين فرو رود ، چه کسي شما را آب روان خواهد داد ?
(27) کافران در دنیا فرارسیدن قیامت را تکذیب میکنند، اما در روز قیامت که عذاب را از نزدیک مشاهده میکنند، اندوهگین و پریشان خواهند شد. پس چهرههایشان تغییر میکند، و به خاطر تکذیب و دروغ انگاشتنشان مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند، و گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ﴾) این همان چیزی است که خود میخواستید. پس امروز آن را به طور آشکار مشاهده میکنید، و قضیه برایتان روشن گردیده و بیچاره گشتهاید، و چیزی جز گرفتار شدن به عذاب برایتان نیست.
(28) از آنجا که تکذیبکنندگان پیامبر صلی الله علیه وسلم که دعوت او را رد کردند منتظر نابود و هلاک شدن پیامبر بودند، خداوند به پیامبر فرمان داد تا به آنها بگوید: اگر شما به آرزوی خودتان برسید و خداوند من و همراهانم را هلاک سازد، این به شما فایدهای نخواهد رساند؛ چون شما به آیات خدا کفر ورزیدهاید و سزاوار عذاب گشتهاید. پس چه کسی شما را از عذاب دردناکی که بر شما قطعی گردیده است نجات خواهد داد؟ بنابراین آزمند بودن شما برای نابودی من، فایدهای برایتان ندارد.
(29) و از جمله ادّعاهای کافران این بود که میگفتند آنها بر هدایت هستند، و پیامبر بر گمراهی میباشد. آنها این سخن را تکرار میکردند، و بر این امر مجادله مینمودند. پس خداوند پیامبرش را دستور داد تا از حالت خود و حالت پیروانش خبر دهد تا برای هریک هدایت و پرهیزگاریاش روشن گردد، و آن این است که بگویند: (﴿هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَا﴾) او خداوند مهربان است؛ به او ایمان آوردهایم، و بر او توکل کردهایم. و ایمان شامل تصدیق باطن و اعمال باطنی و ظاهری میشود. و از آنجا که وجود اعمال و کمال آن بستگی به توکل دارد، خداوند از میان سایر اعمال، توکل را به طور ویژه بیان کرد، وگرنه توکل در ایمان داخل است، و از جملۀ لوازم ایمان است. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾ و بر خداوند توکل کنید، اگر شما مؤمن هستید. پس وقتی حالت پیامبر و پیروانش چنین است، و این حالت راه رستگاری است و سعادت اخروی به آن بستگی دارد؛ حالت دشمنان پیامبر برخلاف این میباشد. آنها ایمان و توکل ندارند، و با این مشخص میشود که چه کسی بر هدایت است و چه کسی در گمراهی آشکاری به سر میبرد.
(30) سپس خبر داد که نعمتها را او به تنهایی داده است، بهخصوص آبی که خداوند هر چیز زندهای را از آن آفریده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا﴾) بگو: به من خبر دهید اگر آبتان فرو بنشیند، (﴿فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ﴾) چه کسی برایتان آبی روان میآورد که از آن بنوشید و چهارپایانتان و درختان و کشتزارهایتان را از آن آب دهید؟ این استفهام به معنی نفی است؛ یعنی هیچ کسی جز خداوند توانایی چنین کاری را ندارد.
القلم 68:1
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که تو ، به فضل پروردگارت ، ديوانه نيستي. وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست پاداشي پايان ناپذير وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست خلقي عظيم فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که تو ببيني و آنها نيز ببينند ، بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که ديوانگي در کدام يک از شماست إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه پروردگار تو بهتر مي داند چه کسي از طريق او گمراه گشته ، که ، اوبه ره يافتگان داناتر است.
مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همۀ قلمها را شامل میشود؛ قلمهایی که با آنها انواع علوم و دانش و نثر و نظم نگاشته میشود. چون قلم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات بزرگ خداوند میباشد، و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام -حضرت محمد ج- از دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود. پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند، و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری.
(3) (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمامشدنی نیست، بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
(4) بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾) و بیگمان، تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی، و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشه رضی الله عنها آن را تفسیر کرده و میفرماید:«اخلاق پیامبر قرآن بود.» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ گذشت را پیشه کن، و به کار خوب امر نما، و از جاهلان روی گردان. ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ پس به سبب رحمتی از جانب خدا بر ایشان مهربان و نرم گشتی. ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾ پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، و آیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق میکنند. پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده، و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم نرمخو و مهربان بود، به مردم نزدیک بود، و هرکس او را دعوت میکرد، دعوتش را میپذیرفت؛ و نیازهای مردم را برطرف میساخت، و دل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام برنمیگرداند. و هرگاه یارانش از او چیزی میخواستند، با آنها بر آن چیز توافق میکرد؛ و اگر در آن کار ممنوعیّتی شرعی وجود نداشت، از نظر آنها پیروی میکرد. و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد، بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکیِ نیکوکارانشان را میپذیرفت، و از بدکارانشان گذشت میکرد؛ و با هرکس که همنشین میشد، به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را درهم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت. و اگر جفا میکرد، او را مؤاخذه نمینمود، بلکه با او به نیکی رفتار میکرد، و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد.
(5 - 6) وقتی خداوند پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ﴾)٥(﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ﴾) پس خواهی دید، و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همۀ مردم راهیافتهتر، و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشخّص است که دشمنان پیامبر، گمراهترین مردم، و برای دیگران بدترین مردم هستند؛ زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده، و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند، و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است، و او حسابرس و مجازاتکننده است.
(7) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستۀ هدایت است.
القلم 68:2
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که تو ، به فضل پروردگارت ، ديوانه نيستي. وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست پاداشي پايان ناپذير وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست خلقي عظيم فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که تو ببيني و آنها نيز ببينند ، بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که ديوانگي در کدام يک از شماست إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه پروردگار تو بهتر مي داند چه کسي از طريق او گمراه گشته ، که ، اوبه ره يافتگان داناتر است.
مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همۀ قلمها را شامل میشود؛ قلمهایی که با آنها انواع علوم و دانش و نثر و نظم نگاشته میشود. چون قلم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات بزرگ خداوند میباشد، و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام -حضرت محمد ج- از دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود. پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند، و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری.
(3) (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمامشدنی نیست، بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
(4) بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾) و بیگمان، تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی، و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشه رضی الله عنها آن را تفسیر کرده و میفرماید:«اخلاق پیامبر قرآن بود.» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ گذشت را پیشه کن، و به کار خوب امر نما، و از جاهلان روی گردان. ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ پس به سبب رحمتی از جانب خدا بر ایشان مهربان و نرم گشتی. ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾ پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، و آیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق میکنند. پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده، و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم نرمخو و مهربان بود، به مردم نزدیک بود، و هرکس او را دعوت میکرد، دعوتش را میپذیرفت؛ و نیازهای مردم را برطرف میساخت، و دل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام برنمیگرداند. و هرگاه یارانش از او چیزی میخواستند، با آنها بر آن چیز توافق میکرد؛ و اگر در آن کار ممنوعیّتی شرعی وجود نداشت، از نظر آنها پیروی میکرد. و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد، بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکیِ نیکوکارانشان را میپذیرفت، و از بدکارانشان گذشت میکرد؛ و با هرکس که همنشین میشد، به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را درهم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت. و اگر جفا میکرد، او را مؤاخذه نمینمود، بلکه با او به نیکی رفتار میکرد، و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد.
(5 - 6) وقتی خداوند پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ﴾)٥(﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ﴾) پس خواهی دید، و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همۀ مردم راهیافتهتر، و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشخّص است که دشمنان پیامبر، گمراهترین مردم، و برای دیگران بدترین مردم هستند؛ زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده، و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند، و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است، و او حسابرس و مجازاتکننده است.
(7) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستۀ هدایت است.
القلم 68:3
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که تو ، به فضل پروردگارت ، ديوانه نيستي. وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست پاداشي پايان ناپذير وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست خلقي عظيم فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که تو ببيني و آنها نيز ببينند ، بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که ديوانگي در کدام يک از شماست إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه پروردگار تو بهتر مي داند چه کسي از طريق او گمراه گشته ، که ، اوبه ره يافتگان داناتر است.
مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همۀ قلمها را شامل میشود؛ قلمهایی که با آنها انواع علوم و دانش و نثر و نظم نگاشته میشود. چون قلم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات بزرگ خداوند میباشد، و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام -حضرت محمد ج- از دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود. پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند، و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری.
(3) (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمامشدنی نیست، بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
(4) بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾) و بیگمان، تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی، و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشه رضی الله عنها آن را تفسیر کرده و میفرماید:«اخلاق پیامبر قرآن بود.» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ گذشت را پیشه کن، و به کار خوب امر نما، و از جاهلان روی گردان. ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ پس به سبب رحمتی از جانب خدا بر ایشان مهربان و نرم گشتی. ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾ پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، و آیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق میکنند. پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده، و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم نرمخو و مهربان بود، به مردم نزدیک بود، و هرکس او را دعوت میکرد، دعوتش را میپذیرفت؛ و نیازهای مردم را برطرف میساخت، و دل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام برنمیگرداند. و هرگاه یارانش از او چیزی میخواستند، با آنها بر آن چیز توافق میکرد؛ و اگر در آن کار ممنوعیّتی شرعی وجود نداشت، از نظر آنها پیروی میکرد. و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد، بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکیِ نیکوکارانشان را میپذیرفت، و از بدکارانشان گذشت میکرد؛ و با هرکس که همنشین میشد، به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را درهم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت. و اگر جفا میکرد، او را مؤاخذه نمینمود، بلکه با او به نیکی رفتار میکرد، و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد.
(5 - 6) وقتی خداوند پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ﴾)٥(﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ﴾) پس خواهی دید، و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همۀ مردم راهیافتهتر، و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشخّص است که دشمنان پیامبر، گمراهترین مردم، و برای دیگران بدترین مردم هستند؛ زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده، و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند، و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است، و او حسابرس و مجازاتکننده است.
(7) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستۀ هدایت است.
القلم 68:4
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که تو ، به فضل پروردگارت ، ديوانه نيستي. وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست پاداشي پايان ناپذير وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست خلقي عظيم فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که تو ببيني و آنها نيز ببينند ، بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که ديوانگي در کدام يک از شماست إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه پروردگار تو بهتر مي داند چه کسي از طريق او گمراه گشته ، که ، اوبه ره يافتگان داناتر است.
مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همۀ قلمها را شامل میشود؛ قلمهایی که با آنها انواع علوم و دانش و نثر و نظم نگاشته میشود. چون قلم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات بزرگ خداوند میباشد، و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام -حضرت محمد ج- از دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود. پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند، و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری.
(3) (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمامشدنی نیست، بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
(4) بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾) و بیگمان، تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی، و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشه رضی الله عنها آن را تفسیر کرده و میفرماید:«اخلاق پیامبر قرآن بود.» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ گذشت را پیشه کن، و به کار خوب امر نما، و از جاهلان روی گردان. ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ پس به سبب رحمتی از جانب خدا بر ایشان مهربان و نرم گشتی. ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾ پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، و آیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق میکنند. پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده، و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم نرمخو و مهربان بود، به مردم نزدیک بود، و هرکس او را دعوت میکرد، دعوتش را میپذیرفت؛ و نیازهای مردم را برطرف میساخت، و دل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام برنمیگرداند. و هرگاه یارانش از او چیزی میخواستند، با آنها بر آن چیز توافق میکرد؛ و اگر در آن کار ممنوعیّتی شرعی وجود نداشت، از نظر آنها پیروی میکرد. و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد، بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکیِ نیکوکارانشان را میپذیرفت، و از بدکارانشان گذشت میکرد؛ و با هرکس که همنشین میشد، به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را درهم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت. و اگر جفا میکرد، او را مؤاخذه نمینمود، بلکه با او به نیکی رفتار میکرد، و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد.
(5 - 6) وقتی خداوند پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ﴾)٥(﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ﴾) پس خواهی دید، و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همۀ مردم راهیافتهتر، و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشخّص است که دشمنان پیامبر، گمراهترین مردم، و برای دیگران بدترین مردم هستند؛ زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده، و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند، و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است، و او حسابرس و مجازاتکننده است.
(7) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستۀ هدایت است.
القلم 68:5
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که تو ، به فضل پروردگارت ، ديوانه نيستي. وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست پاداشي پايان ناپذير وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست خلقي عظيم فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که تو ببيني و آنها نيز ببينند ، بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که ديوانگي در کدام يک از شماست إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه پروردگار تو بهتر مي داند چه کسي از طريق او گمراه گشته ، که ، اوبه ره يافتگان داناتر است.
مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همۀ قلمها را شامل میشود؛ قلمهایی که با آنها انواع علوم و دانش و نثر و نظم نگاشته میشود. چون قلم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات بزرگ خداوند میباشد، و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام -حضرت محمد ج- از دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود. پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند، و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری.
(3) (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمامشدنی نیست، بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
(4) بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾) و بیگمان، تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی، و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشه رضی الله عنها آن را تفسیر کرده و میفرماید:«اخلاق پیامبر قرآن بود.» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ گذشت را پیشه کن، و به کار خوب امر نما، و از جاهلان روی گردان. ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ پس به سبب رحمتی از جانب خدا بر ایشان مهربان و نرم گشتی. ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾ پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، و آیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق میکنند. پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده، و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم نرمخو و مهربان بود، به مردم نزدیک بود، و هرکس او را دعوت میکرد، دعوتش را میپذیرفت؛ و نیازهای مردم را برطرف میساخت، و دل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام برنمیگرداند. و هرگاه یارانش از او چیزی میخواستند، با آنها بر آن چیز توافق میکرد؛ و اگر در آن کار ممنوعیّتی شرعی وجود نداشت، از نظر آنها پیروی میکرد. و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد، بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکیِ نیکوکارانشان را میپذیرفت، و از بدکارانشان گذشت میکرد؛ و با هرکس که همنشین میشد، به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را درهم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت. و اگر جفا میکرد، او را مؤاخذه نمینمود، بلکه با او به نیکی رفتار میکرد، و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد.
(5 - 6) وقتی خداوند پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ﴾)٥(﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ﴾) پس خواهی دید، و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همۀ مردم راهیافتهتر، و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشخّص است که دشمنان پیامبر، گمراهترین مردم، و برای دیگران بدترین مردم هستند؛ زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده، و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند، و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است، و او حسابرس و مجازاتکننده است.
(7) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستۀ هدایت است.
القلم 68:6
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که تو ، به فضل پروردگارت ، ديوانه نيستي. وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست پاداشي پايان ناپذير وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست خلقي عظيم فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که تو ببيني و آنها نيز ببينند ، بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که ديوانگي در کدام يک از شماست إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه پروردگار تو بهتر مي داند چه کسي از طريق او گمراه گشته ، که ، اوبه ره يافتگان داناتر است.
مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همۀ قلمها را شامل میشود؛ قلمهایی که با آنها انواع علوم و دانش و نثر و نظم نگاشته میشود. چون قلم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات بزرگ خداوند میباشد، و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام -حضرت محمد ج- از دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود. پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند، و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری.
(3) (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمامشدنی نیست، بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
(4) بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾) و بیگمان، تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی، و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشه رضی الله عنها آن را تفسیر کرده و میفرماید:«اخلاق پیامبر قرآن بود.» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ گذشت را پیشه کن، و به کار خوب امر نما، و از جاهلان روی گردان. ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ پس به سبب رحمتی از جانب خدا بر ایشان مهربان و نرم گشتی. ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾ پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، و آیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق میکنند. پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده، و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم نرمخو و مهربان بود، به مردم نزدیک بود، و هرکس او را دعوت میکرد، دعوتش را میپذیرفت؛ و نیازهای مردم را برطرف میساخت، و دل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام برنمیگرداند. و هرگاه یارانش از او چیزی میخواستند، با آنها بر آن چیز توافق میکرد؛ و اگر در آن کار ممنوعیّتی شرعی وجود نداشت، از نظر آنها پیروی میکرد. و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد، بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکیِ نیکوکارانشان را میپذیرفت، و از بدکارانشان گذشت میکرد؛ و با هرکس که همنشین میشد، به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را درهم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت. و اگر جفا میکرد، او را مؤاخذه نمینمود، بلکه با او به نیکی رفتار میکرد، و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد.
(5 - 6) وقتی خداوند پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ﴾)٥(﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ﴾) پس خواهی دید، و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همۀ مردم راهیافتهتر، و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشخّص است که دشمنان پیامبر، گمراهترین مردم، و برای دیگران بدترین مردم هستند؛ زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده، و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند، و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است، و او حسابرس و مجازاتکننده است.
(7) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستۀ هدایت است.
القلم 68:7
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون ، سوگند به قلم و آنچه مي نويسند، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که تو ، به فضل پروردگارت ، ديوانه نيستي. وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست پاداشي پايان ناپذير وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست خلقي عظيم فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که تو ببيني و آنها نيز ببينند ، بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که ديوانگي در کدام يک از شماست إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه پروردگار تو بهتر مي داند چه کسي از طريق او گمراه گشته ، که ، اوبه ره يافتگان داناتر است.
مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همۀ قلمها را شامل میشود؛ قلمهایی که با آنها انواع علوم و دانش و نثر و نظم نگاشته میشود. چون قلم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات بزرگ خداوند میباشد، و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام -حضرت محمد ج- از دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود. پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند، و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری.
(3) (﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ﴾) و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمامشدنی نیست، بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
(4) بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾) و بیگمان، تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی، و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشه رضی الله عنها آن را تفسیر کرده و میفرماید:«اخلاق پیامبر قرآن بود.» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است: ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ﴾ گذشت را پیشه کن، و به کار خوب امر نما، و از جاهلان روی گردان. ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ پس به سبب رحمتی از جانب خدا بر ایشان مهربان و نرم گشتی. ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾ پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید. و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، و آیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق میکنند. پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده، و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم نرمخو و مهربان بود، به مردم نزدیک بود، و هرکس او را دعوت میکرد، دعوتش را میپذیرفت؛ و نیازهای مردم را برطرف میساخت، و دل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام برنمیگرداند. و هرگاه یارانش از او چیزی میخواستند، با آنها بر آن چیز توافق میکرد؛ و اگر در آن کار ممنوعیّتی شرعی وجود نداشت، از نظر آنها پیروی میکرد. و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد، بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکیِ نیکوکارانشان را میپذیرفت، و از بدکارانشان گذشت میکرد؛ و با هرکس که همنشین میشد، به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را درهم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت. و اگر جفا میکرد، او را مؤاخذه نمینمود، بلکه با او به نیکی رفتار میکرد، و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد.
(5 - 6) وقتی خداوند پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: (﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ﴾)٥(﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ﴾) پس خواهی دید، و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همۀ مردم راهیافتهتر، و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشخّص است که دشمنان پیامبر، گمراهترین مردم، و برای دیگران بدترین مردم هستند؛ زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده، و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند، و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است، و او حسابرس و مجازاتکننده است.
(7) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾) در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستۀ هدایت است.
القلم 68:8
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:9
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:10
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:11
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:12
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:13
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:14
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:15
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:16
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس ، از تکذيب کنندگان ، اطاعت مکن وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست دارند که نرمي کني تا نرمي کنند وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه اي که بسيار سوگند مي خورد ، پيروي مکن هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ عيبجويي که براي سخن چيني اينجا و آنجا مي رود ، مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ باز دارنده از خير ، متجاوز گناهکار ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ خشن مردي ، ناشناخته نسب ، أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ بدان جهت که صاحب مال و فرزند است ، إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : اساطير پيشينيان است. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ زودا که بر بيني اش داغ گذاريم.
(8) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) از کسانی که تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن؛ چون آنها سزاوار نیستند که از آنان پیروی شود؛ زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند، و جز باطل چیزی را نمیخواهند، و کسی که از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیبکننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد، گرچه آیه دربارۀ مورد خاصّی بیان گردیده است و آن اینکه مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
(9) بنابراین فرمود: (﴿وَدُّواۡ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ﴾) مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی؛ یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی، و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آنها هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن، و دین اسلام را اظهار بدار، و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است، نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
(10) (﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ﴾) کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین از او پیروی مکن؛ و هرکس که دروغگو باشد، فرومایه و فاقد فرزانگی است، و به خیر و خوبی علاقهای ندارد، بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایۀ خودش میباشد.
(11) (﴿هَمَّازٖ﴾) زیاد از مردم عیب میگیرد، و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. (﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾) سخنچین است؛ و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
(12) (﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾) کارهای خیر و آنچه بر او واجب است، از قبیل: نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. (﴿مُعۡتَدٍ﴾) به مردم تجاوز میکند؛ یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. (﴿أَثِيمٍ﴾) گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
(13) (﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) درشتخو و سنگدل و نافرمان است. (﴿زَنِيمٍ﴾) یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید، بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است، و امید هیچ رستگاری از او نمیرود، و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسی که بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است، خصوصاً اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برابر حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخنچینی و عیبجویی تحقیر نماید، و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
(14) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(15) این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارۀ او میفرماید: (﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد، و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد. و وقتی حق نزد او آمد، آن را نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد؛ چون قرآن برای هدایت همۀ مردم نازل شده است، و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیلۀ آن قاعدۀ کلی روشن گردد، و به وسیلۀ آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند.
(16) پس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد، و به او عذاب آشکاری خواهد داد، و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
القلم 68:17
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:18
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:19
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:20
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:21
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:22
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:23
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:24
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:25
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:26
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:27
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:28
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:29
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:30
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:31
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:32
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:33
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ما آنها را آزموديم ، چنان که ، صاحبان آن بستانها را آزموديم آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد ميوه ها خواهند چيد وَلَا يَسْتَثْنُونَ و ان شاء الله نگفتند فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس شب هنگام که به خواب بودند آفتي از آسمان آمد ، فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ و بستانها سياه شد فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند : أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ اگر مي خواهيد ميوه بچينيد ، بامدادان به کشتزار خود برويد فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ به راه افتادند و آهسته مي گفتند : أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ که امروز نبايد بينوايي به بستان شما در آيد وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ صبحگاهان بدين آهنگ که مي توانند بينوا را منع کنند بيرون شدند فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ چون بستانهاي خود را ديدند گفتند : راه را گم کرده ايم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ نه ، ما از، حاصل محروم شده ايم قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ نيکمردشان گفت : شما را نگفتم ، چرا خدا را تسبيح نمي گوييد ? قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمکار بوديم فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ پس زبان به ملامت يکديگر گشودند قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ گفتند : واي بر ما ، ما مردمي سرکش بوده ايم ، عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ باشد که پروردگار ما در عوض ، چيزي بهتر از آن ما را ارزاني دارد ما به پروردگار خود روي آورده ايم. كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ اينچنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ تر است.
(17 - 18) خداوند متعال میفرماید: «ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم، و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم، و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و باارزش هستند، بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند، و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرارسید، یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها بازدارد. بنابراین ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید، و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. ان شاءالله نگفتند، و سوگند خوردند
(19 - 20) (﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شب هنگام که آنها خوابیده بودند، عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. (﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ﴾) و باغ مانند شب، تاریک و سیاه گردید، و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند.
(21 - 22) بنابراین وقتی از خواب بیدار شدند، یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: (﴿أَنِ ٱغۡدُواۡ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ﴾) اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید، صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید.
(23 - 24) (﴿فَٱنطَلَقُواۡ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ﴾) سپس آنها به سوی باغ به راه افتادند، در حالی که با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: (﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ﴾) نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید؛ یعنی و صبح زود قبل از آنکه مردم پخش شوند و حرکت کنند، به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند؛ و از بس که آزمند و بخیل بودند، این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچ کس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
(25) (﴿وَغَدَوۡاۡ﴾) و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، (﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾) و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، به سوی باغ حرکت کردند.
(26 - 27) (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾) وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، (﴿قَالُوٓاۡ﴾) از حیرت و پریشانی گفتند: (﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾) ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد، گفتند: (﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ﴾) بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
(28) (﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾) نیکمردترین و بهترین آنها گفت: «(﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾) آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایستۀ او نیست منزه نمیدارید؟! و از جملۀ آنچه که شایستۀ خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید، و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید، چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
(29) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) سپس متوجه شدند، ولی بعد از آنکه عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند:«پاک است پروردگار ما، قطعاً ما ستمکار بودهایم.» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین آنها به شدت پشیمان شدند.
(30 - 32) (﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ﴾) پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ﴾) و گفتند: وای بر ما! ما در حق خدا و حق بندگانش از حد تجاوز کردهایم. (﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ﴾) امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد، و وعده کردند که رو به سوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند، ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها داده است؛ چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو به سوی او کند و به او امید ببندد، خداوند خواستهاش را به او میدهد.
(33) خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾) عذاب دنیوی این گونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید، آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، از دست او میگیرد؛ و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد، از دست او خارج میسازد. (﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است، اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
القلم 68:34
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:35
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:36
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:37
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:38
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:39
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:40
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:41
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايي است پر نعمت أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم شدگان چون مجرمان رفتار مي کنيم ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه مي شود ? چسان داوري مي کنيد ? أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي است که از آن مي خوانيد ? إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه اختيار کنيد در آن هست ? أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني که به روز قيامت کشد بسته ايد ، که به هر چه حکم کنيدحق شما باشد ? سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان بپرس کدام يکشان ضامن چنين پيماني است ? أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني است ? اگر راست مي گويند بتان خود را بياورند.
(34 - 41) خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده، و از دستورات او اطاعت کرده، و به دنبال خشنودی او بودهاند. پروردگار متعال میفرماید:«حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند.» و هرکس گمان برد که خداوند در دادن پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد، به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است، و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند، هیچ مستند و دلیلی ندارند؛ کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند، و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید. آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمان بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها باطل و فاسد است. (﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ﴾) از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچ کس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد. آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند؛ و اگر شریکان و یاورانی دارند، آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همۀ اینها منتفی است.
القلم 68:42
يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ روزي که آن واقعه عظيم پديدار شود و آنها را به سجود فرا خوانند ، ولي نتوانند. خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ وحشت در چشمانشان پيداست ، ذلت بر آنها چيره شده است پيش از اين نيز، آنها را در عين تندرستي به سجده فرا خوانده بودند.
(42 - 43) وقتی روز قیامت فرامیرسد و زلزلهها و هولها و آشفتگیهایی که در تصور نمیگنجد آشکار میگردد، و خداوند برای قضاوت میان بندگانش و برای مجازات آنها میآید و ساق خود را که هیچ چیزی مانند آن نیست آشکار مینماید، و مردم چیزهایی از عظمت و شکوه خداوند مشاهده میکنند که نمیتوان آن را بر زبان آورد؛ در این هنگام مردم به سجده فراخوانده میشوند؛ سپس مؤمنانی که با اختیار خود در دنیا برای خدا سجده کردهاند به سجده میروند، و فاسقانِ منافق نیز در صدد برخواهند آمد تا سجده نمایند، اما نمیتوانند سجده کنند، و پشتهایشان چون پشت و کمر گاو میگردد. و نمیتوانند خم شوند. این جزا از نوع عملشان است؛ آنها در دنیا به سجده کردن برای خدا و به یگانه دانستن خدا و به عبادت او فراخوانده میشدند، در حالی که سالم و تندرست بودند و هیچ اشکالی در وجود و سلامتی آنها نبود، اما از سجده کردن ابا میورزیدند و خود را برتر میدانستند. پس امروز از حالت و سرانجام بد آنها مپرس، چون خداوند بر آنها خشم گرفته، و فرمان عذاب بر آنها قطعی شده است، و هیچ راه چارهای ندارند و پشیمانی و عذرخواستن در روز قیامت برای آنها سودی ندارد. بیان این مطلب دلها را از اینکه آدمی بر گناهان باقی بماند بر حذر میدارد، و باعث میشود تا هرچه زودتر گذشته را جبران نماید. بنابراین فرمود:
القلم 68:43
يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ روزي که آن واقعه عظيم پديدار شود و آنها را به سجود فرا خوانند ، ولي نتوانند. خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ وحشت در چشمانشان پيداست ، ذلت بر آنها چيره شده است پيش از اين نيز، آنها را در عين تندرستي به سجده فرا خوانده بودند.
(42 - 43) وقتی روز قیامت فرامیرسد و زلزلهها و هولها و آشفتگیهایی که در تصور نمیگنجد آشکار میگردد، و خداوند برای قضاوت میان بندگانش و برای مجازات آنها میآید و ساق خود را که هیچ چیزی مانند آن نیست آشکار مینماید، و مردم چیزهایی از عظمت و شکوه خداوند مشاهده میکنند که نمیتوان آن را بر زبان آورد؛ در این هنگام مردم به سجده فراخوانده میشوند؛ سپس مؤمنانی که با اختیار خود در دنیا برای خدا سجده کردهاند به سجده میروند، و فاسقانِ منافق نیز در صدد برخواهند آمد تا سجده نمایند، اما نمیتوانند سجده کنند، و پشتهایشان چون پشت و کمر گاو میگردد. و نمیتوانند خم شوند. این جزا از نوع عملشان است؛ آنها در دنیا به سجده کردن برای خدا و به یگانه دانستن خدا و به عبادت او فراخوانده میشدند، در حالی که سالم و تندرست بودند و هیچ اشکالی در وجود و سلامتی آنها نبود، اما از سجده کردن ابا میورزیدند و خود را برتر میدانستند. پس امروز از حالت و سرانجام بد آنها مپرس، چون خداوند بر آنها خشم گرفته، و فرمان عذاب بر آنها قطعی شده است، و هیچ راه چارهای ندارند و پشیمانی و عذرخواستن در روز قیامت برای آنها سودی ندارد. بیان این مطلب دلها را از اینکه آدمی بر گناهان باقی بماند بر حذر میدارد، و باعث میشود تا هرچه زودتر گذشته را جبران نماید. بنابراین فرمود:
القلم 68:44
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:45
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:46
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:47
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:48
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:49
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:50
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:51
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *
القلم 68:52
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس مرا با آنها که اين سخن را تکذيب مي کنند واگذار تا اندک اندک ،چنان که در نيابند ، فرو گيريمشان. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به آنها مهلت دهم هر آينه مکر من مکري استوار است. أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان مزدي طلبيده اي و اکنون از اداي آن در رنجند ? أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم غيب مي دانند و آنهايند که مي نويسند ? فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهي مباش که با دلي پر اندوه ندا در داد. لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت پروردگارش نبود ، در عين بدحالي به صحرايي بي آب و گياه ، مي افتاد. فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد. وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران چون قرآن را شنيدند نزديک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مي گويند که او ديوانه است ، وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و حال آنکه قرآن براي جهانيان جز اندرزي نيست.
(44 - 45) (﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾) مرا با کسانی که قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهدۀ من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن. (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ما آنان را اندک اندک و به گونهای که درنیابند به سوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند، و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشهکشی خدا برای آنها، و نقشهکشی و تدبیر الهی برای دشمنانش قوی و محکم است، و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
(46) (﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾) یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چراکه آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و به سوی خدا فرا میخوانی، بدون اینکه از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
(47) (﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ﴾) یا اینکه اسرار غیب پیش ایشان است، و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق هستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند.
(48 - 50 ) پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی، و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی، و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود: (﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾) در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شرعی یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش، و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبهرو شوی. (﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾) و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی، یونس بن متی ـ علیه السلام ـ است؛ یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید، و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند، و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامی که کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس درآمد، و او را در دریا انداختند، و آنگاه ماهی او را فرو بلعید در حالی که سزاوار نکوهش بود. (﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾) یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد ـیا به این معنی است درحالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زدـ ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ هیچ معبود به حقی جز تو نیست، بیگمان، من از ستمگران بودهام. پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت، در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایۀ آن بیارامد. بنابراین فرمود: (﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ﴾) اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت، در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد، ولی خداوند او را با رحمت خویش فرو پوشاند و او به بیرون افکنده شد، در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت. (﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ﴾) و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. (﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از فرمان خداوند اطاعت نمود، و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ یک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شیکیبایی بورزد.
(51 - 52) و خداوند سرانجامِ کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾ و سرانجامِ نیک از آن پرهیزگاران است، و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند، و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد. حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند؛ زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند، و در مورد او سخنانی برحسب آنچه در دلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند:«دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن بزرگ و با حکمت، جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیلۀ آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
* * *