Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — النازعات 79:1 – عبس 80:42

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. النازعات 79:1
  2. النازعات 79:2
  3. النازعات 79:3
  4. النازعات 79:4
  5. النازعات 79:5
  6. النازعات 79:6
  7. النازعات 79:7
  8. النازعات 79:8
  9. النازعات 79:9
  10. النازعات 79:10
  11. النازعات 79:11
  12. النازعات 79:12
  13. النازعات 79:13
  14. النازعات 79:14
  15. النازعات 79:15
  16. النازعات 79:16
  17. النازعات 79:17
  18. النازعات 79:18
  19. النازعات 79:19
  20. النازعات 79:20
  21. النازعات 79:21
  22. النازعات 79:22
  23. النازعات 79:23
  24. النازعات 79:24
  25. النازعات 79:25
  26. النازعات 79:26
  27. النازعات 79:27
  28. النازعات 79:28
  29. النازعات 79:29
  30. النازعات 79:30
  31. النازعات 79:31
  32. النازعات 79:32
  33. النازعات 79:33
  34. النازعات 79:34
  35. النازعات 79:35
  36. النازعات 79:36
  37. النازعات 79:37
  38. النازعات 79:38
  39. النازعات 79:39
  40. النازعات 79:40
  41. النازعات 79:41
  42. النازعات 79:42
  43. النازعات 79:43
  44. النازعات 79:44
  45. النازعات 79:45
  46. النازعات 79:46
  47. عبس 80:1
  48. عبس 80:2
  49. عبس 80:3
  50. عبس 80:4
  51. عبس 80:5
  52. عبس 80:6
  53. عبس 80:7
  54. عبس 80:8
  55. عبس 80:9
  56. عبس 80:10
  57. عبس 80:11
  58. عبس 80:12
  59. عبس 80:13
  60. عبس 80:14
  61. عبس 80:15
  62. عبس 80:16
  63. عبس 80:17
  64. عبس 80:18
  65. عبس 80:19
  66. عبس 80:20
  67. عبس 80:21
  68. عبس 80:22
  69. عبس 80:23
  70. عبس 80:24
  71. عبس 80:25
  72. عبس 80:26
  73. عبس 80:27
  74. عبس 80:28
  75. عبس 80:29
  76. عبس 80:30
  77. عبس 80:31
  78. عبس 80:32
  79. عبس 80:33
  80. عبس 80:34
  81. عبس 80:35
  82. عبس 80:36
  83. عبس 80:37
  84. عبس 80:38
  85. عبس 80:39
  86. عبس 80:40
  87. عبس 80:41
  88. عبس 80:42

النازعات 79:1

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:2

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:3

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:4

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:5

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:6

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:7

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:8

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:9

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:10

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:11

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:12

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:13

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:14

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت ، مي گيرند ، وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند ، وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ، فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان ، پيشي مي گيرند ، فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد ، قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند ، أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند ، أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ? قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد ، فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت. مکي و 46 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 5) دراینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا، و شتاب آنان در اجرای دستور او می‌باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. چون بعد از این سوگند، حالات قیامت بیان شده ‌است. و احتمالاً آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده، و آنچه به آن سوگند یاد شده است، یکی هستند؛ و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از ارکان شش‌گانۀ ایمان است. نیز پرداختن به کارهایشان متضمّن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهدۀ فرشتگان است. (﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا﴾) فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون می‌کشند، و در کشیدن آن غرق می‌گردند تا اینکه روح بیرون می‌آید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا می‌بیند. (﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا﴾) فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جان‌ها را می‌ستانند. و یا «نشط» برای ارواح مؤمنان، و «نزع» برای ارواح کافران است. (﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر می‌کنند. (﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگان پیشی می‌گیرند. نیز از شیطان‌ها پیشی می‌گیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطان‌ها نتوانند آن را بدزدند. (﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾) و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل: باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و ادارۀ دریاها و حیوانات و بهشت و جهنّم و غیره مقرر داشته است. (6 - 9) (﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ﴾) در آن روز، زلزله‌ای درمی‌گیرد؛ و آن روز، روز قیامت است. (﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ﴾) و زلزله‌ای دیگر به دنبال آن می‌آید. (﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ﴾) دل‌هایی در آن روز، از سختی و وحشت آنچه می‌بینند و می‌شنوند ترسان می‌شوند. (﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ﴾) چشمان آنها فرو افتاده، و ترس دل‌هایشان را فراگرفته و وحشت دل‌هایشان را از بین برده، و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است. (10 - 11) (﴿يَقُولُونَ﴾) کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار می‌کردند می‌گویند: (﴿أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ﴾) آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین بازمی‌گردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است؛ یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند. کافران در دنیا به صورت تکذیب می‌گویند: (﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ﴾) آیا وقتی که تبدیل به استخوان‌های پوسیده و از هم پاشیده‌ای شدیم، باز به زندگی برمی‌گردیم؟ (﴿قَالُواۡ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ﴾) آنها بعید می‌دانند که خداوند آنان را پس از مرگ، و بعد از آنکه به استخوان‌هایی پوسیده تبدیل گشتند، دوباره زنده بگرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند، و در حق او جسارت می‌کردند. خداوند در بیان اینکه زنده کردن مردگان برایش آسان است می‌فرماید: (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ ﴾) آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده می‌شود.  (﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ﴾) ناگهان همۀ مردم روی زمین ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند. پس خداوند آنها را گرد می‌آورد، و با حکم دادگرانه‌اش میانشان قضاوت می‌نماید، و آنها را جزا و سزا می‌دهد.

النازعات 79:15

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:16

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:17

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:18

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:19

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:20

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:21

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:22

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:23

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:24

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:25

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:26

هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى آيا داستان موسي به تو رسيده است ? إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه که پروردگارش او را در وادي مقدس طوي ندا داد اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به سوي فرعون ، برو که طغيان کرده است فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي هست که پاکيزه شوي ، وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا کني ? فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب کرد و عصيان ورزيد ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس پشت کرد و مي شتافت فَحَشَرَ فَنَادَى پس همه را گرد کرد و ندا داد ، فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت : من پروردگار برتر شما هستم فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتار کرد إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين عبرتي است براي کسي که مي ترسد. (15 - 25) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ﴾) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سؤال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است؛ یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که (﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾) پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟ «طوی» جایی است که خداوند در آنجا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد، و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود: (﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ﴾) برو به سوی فرعون که او سرکشی کرده است؛ یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ شاید او پند پذیرد یا بترسد. (﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ﴾) پس به او بگو: آیا می‌خواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی می‌گیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی، و خویشتن را از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی، و به سوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟! (﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾) و تو را به سوی خدا راهنمایی ‌کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان ‌نمایم؟! (﴿فَتَخۡشَىٰ﴾) پس چون راه راست را بشناسی، از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را به سوی آن فراخواند امتناع ورزید. (﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و نشانه‌ای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ﴾ موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید. (﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ﴾) فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ﴾) سپس پشت کرد و رفت، و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. (﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ﴾) فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد (﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم.» پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند؛ زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود. (﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ﴾) خداوند عذاب فرعون را نمونه‌ای از عذاب دنیا و آخرت، و هشداری برای ستمگران قرار داد. (26) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ﴾) بی‌گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد، از نشانه و عبرت‌ها فایده می‌برد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند، می‌داند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد، خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب می‌دهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد، به هیچ نشانه‌ای ایمان نمی‌آورد.

النازعات 79:27

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ? رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس از آن زمين را بگسترد ، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد کرد ، وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ، مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي بهره گيري شما و چارپايانتان (27 - 33) خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند دلیل روشن و واضحی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا﴾) ای انسان‌ها! آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آفرینش آسمان با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت‌انگیز که خداوند آن را ساخته است؟ (﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾) جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. (﴿فَسَوَّىٰهَا﴾) و با استحکام و استواری شگفت انگیز، آن را سامان داده است. (﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾) شبش را تاریک کرد. وقتی شب می‌شود، تاریکی همۀ گوشه‌های آسمان را فرامی‌گیرد و زمین را تاریک می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾) و روز آن را روشن گرداند. هنگامی که خورشید طلوع می‌کند، مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود می‌روند. (﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ﴾) بعد از آفرینش آسمان، زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: (﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا﴾) آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد، و کوه‌ها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند بر اساس این آیات، زمین را بعد از آفرینش آسمان‌ها هموار نمود و گستراند. اما خود آفرینش زمین، قبل از آفرینش آسمان بوده است. همان‌طور که می‌فرماید:﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ بگو: «آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟» این است پروردگار جهانیان. سپس می‌فرماید:﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾ وانگهی به سوی آفرینش آسمان قصد نمود. پس خدایی که آسمان‌های بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست، و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است، قطعاً انسان‌ها را پس از مرگشان زنده می‌کند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند، پاداش نیک دارد؛ و هرکس کار بد کند، جز خودش کسی را ملامت نکند.

النازعات 79:28

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ? رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس از آن زمين را بگسترد ، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد کرد ، وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ، مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي بهره گيري شما و چارپايانتان (27 - 33) خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند دلیل روشن و واضحی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا﴾) ای انسان‌ها! آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آفرینش آسمان با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت‌انگیز که خداوند آن را ساخته است؟ (﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾) جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. (﴿فَسَوَّىٰهَا﴾) و با استحکام و استواری شگفت انگیز، آن را سامان داده است. (﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾) شبش را تاریک کرد. وقتی شب می‌شود، تاریکی همۀ گوشه‌های آسمان را فرامی‌گیرد و زمین را تاریک می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾) و روز آن را روشن گرداند. هنگامی که خورشید طلوع می‌کند، مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود می‌روند. (﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ﴾) بعد از آفرینش آسمان، زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: (﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا﴾) آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد، و کوه‌ها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند بر اساس این آیات، زمین را بعد از آفرینش آسمان‌ها هموار نمود و گستراند. اما خود آفرینش زمین، قبل از آفرینش آسمان بوده است. همان‌طور که می‌فرماید:﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ بگو: «آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟» این است پروردگار جهانیان. سپس می‌فرماید:﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾ وانگهی به سوی آفرینش آسمان قصد نمود. پس خدایی که آسمان‌های بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست، و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است، قطعاً انسان‌ها را پس از مرگشان زنده می‌کند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند، پاداش نیک دارد؛ و هرکس کار بد کند، جز خودش کسی را ملامت نکند.

النازعات 79:29

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ? رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس از آن زمين را بگسترد ، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد کرد ، وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ، مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي بهره گيري شما و چارپايانتان (27 - 33) خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند دلیل روشن و واضحی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا﴾) ای انسان‌ها! آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آفرینش آسمان با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت‌انگیز که خداوند آن را ساخته است؟ (﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾) جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. (﴿فَسَوَّىٰهَا﴾) و با استحکام و استواری شگفت انگیز، آن را سامان داده است. (﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾) شبش را تاریک کرد. وقتی شب می‌شود، تاریکی همۀ گوشه‌های آسمان را فرامی‌گیرد و زمین را تاریک می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾) و روز آن را روشن گرداند. هنگامی که خورشید طلوع می‌کند، مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود می‌روند. (﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ﴾) بعد از آفرینش آسمان، زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: (﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا﴾) آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد، و کوه‌ها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند بر اساس این آیات، زمین را بعد از آفرینش آسمان‌ها هموار نمود و گستراند. اما خود آفرینش زمین، قبل از آفرینش آسمان بوده است. همان‌طور که می‌فرماید:﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ بگو: «آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟» این است پروردگار جهانیان. سپس می‌فرماید:﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾ وانگهی به سوی آفرینش آسمان قصد نمود. پس خدایی که آسمان‌های بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست، و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است، قطعاً انسان‌ها را پس از مرگشان زنده می‌کند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند، پاداش نیک دارد؛ و هرکس کار بد کند، جز خودش کسی را ملامت نکند.

النازعات 79:30

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ? رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس از آن زمين را بگسترد ، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد کرد ، وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ، مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي بهره گيري شما و چارپايانتان (27 - 33) خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند دلیل روشن و واضحی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا﴾) ای انسان‌ها! آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آفرینش آسمان با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت‌انگیز که خداوند آن را ساخته است؟ (﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾) جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. (﴿فَسَوَّىٰهَا﴾) و با استحکام و استواری شگفت انگیز، آن را سامان داده است. (﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾) شبش را تاریک کرد. وقتی شب می‌شود، تاریکی همۀ گوشه‌های آسمان را فرامی‌گیرد و زمین را تاریک می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾) و روز آن را روشن گرداند. هنگامی که خورشید طلوع می‌کند، مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود می‌روند. (﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ﴾) بعد از آفرینش آسمان، زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: (﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا﴾) آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد، و کوه‌ها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند بر اساس این آیات، زمین را بعد از آفرینش آسمان‌ها هموار نمود و گستراند. اما خود آفرینش زمین، قبل از آفرینش آسمان بوده است. همان‌طور که می‌فرماید:﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ بگو: «آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟» این است پروردگار جهانیان. سپس می‌فرماید:﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾ وانگهی به سوی آفرینش آسمان قصد نمود. پس خدایی که آسمان‌های بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست، و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است، قطعاً انسان‌ها را پس از مرگشان زنده می‌کند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند، پاداش نیک دارد؛ و هرکس کار بد کند، جز خودش کسی را ملامت نکند.

النازعات 79:31

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ? رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس از آن زمين را بگسترد ، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد کرد ، وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ، مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي بهره گيري شما و چارپايانتان (27 - 33) خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند دلیل روشن و واضحی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا﴾) ای انسان‌ها! آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آفرینش آسمان با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت‌انگیز که خداوند آن را ساخته است؟ (﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾) جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. (﴿فَسَوَّىٰهَا﴾) و با استحکام و استواری شگفت انگیز، آن را سامان داده است. (﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾) شبش را تاریک کرد. وقتی شب می‌شود، تاریکی همۀ گوشه‌های آسمان را فرامی‌گیرد و زمین را تاریک می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾) و روز آن را روشن گرداند. هنگامی که خورشید طلوع می‌کند، مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود می‌روند. (﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ﴾) بعد از آفرینش آسمان، زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: (﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا﴾) آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد، و کوه‌ها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند بر اساس این آیات، زمین را بعد از آفرینش آسمان‌ها هموار نمود و گستراند. اما خود آفرینش زمین، قبل از آفرینش آسمان بوده است. همان‌طور که می‌فرماید:﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ بگو: «آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟» این است پروردگار جهانیان. سپس می‌فرماید:﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾ وانگهی به سوی آفرینش آسمان قصد نمود. پس خدایی که آسمان‌های بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست، و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است، قطعاً انسان‌ها را پس از مرگشان زنده می‌کند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند، پاداش نیک دارد؛ و هرکس کار بد کند، جز خودش کسی را ملامت نکند.

النازعات 79:32

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ? رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس از آن زمين را بگسترد ، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد کرد ، وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ، مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي بهره گيري شما و چارپايانتان (27 - 33) خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند دلیل روشن و واضحی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا﴾) ای انسان‌ها! آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آفرینش آسمان با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت‌انگیز که خداوند آن را ساخته است؟ (﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾) جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. (﴿فَسَوَّىٰهَا﴾) و با استحکام و استواری شگفت انگیز، آن را سامان داده است. (﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾) شبش را تاریک کرد. وقتی شب می‌شود، تاریکی همۀ گوشه‌های آسمان را فرامی‌گیرد و زمین را تاریک می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾) و روز آن را روشن گرداند. هنگامی که خورشید طلوع می‌کند، مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود می‌روند. (﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ﴾) بعد از آفرینش آسمان، زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: (﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا﴾) آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد، و کوه‌ها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند بر اساس این آیات، زمین را بعد از آفرینش آسمان‌ها هموار نمود و گستراند. اما خود آفرینش زمین، قبل از آفرینش آسمان بوده است. همان‌طور که می‌فرماید:﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ بگو: «آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟» این است پروردگار جهانیان. سپس می‌فرماید:﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾ وانگهی به سوی آفرینش آسمان قصد نمود. پس خدایی که آسمان‌های بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست، و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است، قطعاً انسان‌ها را پس از مرگشان زنده می‌کند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند، پاداش نیک دارد؛ و هرکس کار بد کند، جز خودش کسی را ملامت نکند.

النازعات 79:33

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به خلقت سخت تريد يا اين آسماني که او بنا نهاده ? رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش را، برافراشت و بپرداختش ، وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش را تاريک کرد و روشنايي اش را آشکار ساخت ، وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس از آن زمين را بگسترد ، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد کرد ، وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ، مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي بهره گيري شما و چارپايانتان (27 - 33) خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار می‌کنند دلیل روشن و واضحی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا﴾) ای انسان‌ها! آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آفرینش آسمان با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت‌انگیز که خداوند آن را ساخته است؟ (﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾) جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. (﴿فَسَوَّىٰهَا﴾) و با استحکام و استواری شگفت انگیز، آن را سامان داده است. (﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾) شبش را تاریک کرد. وقتی شب می‌شود، تاریکی همۀ گوشه‌های آسمان را فرامی‌گیرد و زمین را تاریک می‌گرداند. (﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾) و روز آن را روشن گرداند. هنگامی که خورشید طلوع می‌کند، مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود می‌روند. (﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ﴾) بعد از آفرینش آسمان، زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: (﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا﴾) آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد، و کوه‌ها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند بر اساس این آیات، زمین را بعد از آفرینش آسمان‌ها هموار نمود و گستراند. اما خود آفرینش زمین، قبل از آفرینش آسمان بوده است. همان‌طور که می‌فرماید:﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ بگو: «آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟» این است پروردگار جهانیان. سپس می‌فرماید:﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾ وانگهی به سوی آفرینش آسمان قصد نمود. پس خدایی که آسمان‌های بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست، و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است، قطعاً انسان‌ها را پس از مرگشان زنده می‌کند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند، پاداش نیک دارد؛ و هرکس کار بد کند، جز خودش کسی را ملامت نکند.

النازعات 79:34

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:35

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:36

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:37

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:38

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:39

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:40

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:41

فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون آن حادثه بزرگ در رسد ، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى روزي که آدمي همه اعمال خود را به ياد آورد ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى و جهنم را به هر که مي بيند نشان دهند ، فَأَمَّا مَن طَغَى پس هر که طغيان کرده ، وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا و زندگي اينجهاني را برگزيده ، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى جهنم جايگاه اوست وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى اما هر کس که از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را، از هوي بازداشته ، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى بهشت جايگاه اوست. (34 - 36) بنابراین به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود: وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا می‌رسد، در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش می‌کند؛ و دوست، دوست خود را فراموش می‌نماید. (﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ﴾) روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام داده است به یاد می‌آورد، و آرزو می‌کند که ای کاش یک ذرّه به نیکی‌هایش افزوده می‌شد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدنِ بدی‌هایش اندوهگین می‌شود. و می‌داند که اساس سود و زیان، تلاشی است که در دنیا کرده است؛ و جز اعمالش، هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش می‌کند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ﴾) و دوزخ، آشکار و نمایان می‌گردد، و هرکسی آن را می‌بیند. و دوزخ برای دوزخیان آماده شده، و برای گرفتن آنها آماده گشته است، و فقط منتظر فرمان پروردگارش می‌باشد. (37 - 39) (﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ﴾) و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرأت داده است. (﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده، و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّت‌های آن نموده، و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که چنین باشد، جایگاه او دوزخ است. (40 - 41) (﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ﴾) اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانۀ او ترسیده، و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. (﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾) و نفس را از هوی و هوس -که آن را از اطاعت خدا بازمی‌دارد- بازداشته باشد، و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید، و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز می‌دارند مبارزه کند. (﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾) کسی که این گونه باشد، بهشت -که هر شادی و نعمت و سروری را در بر دارد- جایگاه اوست.

النازعات 79:42

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا تو را از قيامت مي پرسند که چه وقت واقع شود فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا از ياد کردن آن تو را چه کار است ? إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا منتهاي آن نزد پروردگار توست إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا جز اين نيست که تو کساني را که از آن روز بترسند بيم مي دهي كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا چون آن را ببينند ، پندارند در اين جهان جز يک شامگاه يا چاشت درنگ نکرده اند. (42 - 44) یعنی تکذیب‌کنندگان قیامت تو را درباره قیامت می‌پرسند که چه زمانی واقع می‌شود؟ پس خداوند آنها را پاسخ داد و فرمود: (﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ﴾) اینکه بدانید کی واقع می‌شود، برای تو و آنها چه فایده‌ای دارد؟ پس دانستن این مطلب نتیجه‌ای ندارد. بنابراین آگاهی مردم از زمان وقوع قیامت برای آنها هیچ مصلحت دینی و دنیوی ندارد، بلکه مصلحت در این است که بر آنها پوشیده بماند، و دانستن و آگاهی از زمان وقوع قیامت بر همۀ خلائق پوشیده می‌باشد. و کسی در این زمینه چیزی نمی‌داند، بلکه فقط خداوند زمان وقوع آن را می‌داند. (﴿إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ﴾) آگاهی از زمان وقوع قیامت به پروردگارت برمی‌گردد. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:﴿ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَ﴾ از تو دربارۀ زمان وقوع قیامت می‌پرسند که چه زمانی خواهد بود؟ بگو:«آگاهی از زمان وقوع قیامت فقط نزد پروردگارم می‌باشد، آن را آشکار نمی‌کند مگر در وقت آن.» (45 - 46) (﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا﴾) بیم دادن تو فقط به کسی سود می‌بخشد که از آمدن قیامت بترسد، و از ایستادن در پیشگاه خداوند بیمناک باشد. چنین کسانی آنچه برایشان مهم است، فقط این است که برای قیامت آمادگی حاصل نمایند و برای آن کار کنند. و اما کسی که به قیامت باور ندارد، به عناد و لجاجت او نباید توجّه کرد؛ چون لجاجت او مبنی بر تکذیب و عناد است، و وقتی او به چنین حالتی رسیده است پاسخ دادن به او کار بیهوده‌ای می‌باشد، و خداوند -که داورترین داوران است- از انجام دادن کار بیهوده پاک و منزّه است. * * *

النازعات 79:43

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا تو را از قيامت مي پرسند که چه وقت واقع شود فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا از ياد کردن آن تو را چه کار است ? إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا منتهاي آن نزد پروردگار توست إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا جز اين نيست که تو کساني را که از آن روز بترسند بيم مي دهي كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا چون آن را ببينند ، پندارند در اين جهان جز يک شامگاه يا چاشت درنگ نکرده اند. (42 - 44) یعنی تکذیب‌کنندگان قیامت تو را درباره قیامت می‌پرسند که چه زمانی واقع می‌شود؟ پس خداوند آنها را پاسخ داد و فرمود: (﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ﴾) اینکه بدانید کی واقع می‌شود، برای تو و آنها چه فایده‌ای دارد؟ پس دانستن این مطلب نتیجه‌ای ندارد. بنابراین آگاهی مردم از زمان وقوع قیامت برای آنها هیچ مصلحت دینی و دنیوی ندارد، بلکه مصلحت در این است که بر آنها پوشیده بماند، و دانستن و آگاهی از زمان وقوع قیامت بر همۀ خلائق پوشیده می‌باشد. و کسی در این زمینه چیزی نمی‌داند، بلکه فقط خداوند زمان وقوع آن را می‌داند. (﴿إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ﴾) آگاهی از زمان وقوع قیامت به پروردگارت برمی‌گردد. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:﴿ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَ﴾ از تو دربارۀ زمان وقوع قیامت می‌پرسند که چه زمانی خواهد بود؟ بگو:«آگاهی از زمان وقوع قیامت فقط نزد پروردگارم می‌باشد، آن را آشکار نمی‌کند مگر در وقت آن.» (45 - 46) (﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا﴾) بیم دادن تو فقط به کسی سود می‌بخشد که از آمدن قیامت بترسد، و از ایستادن در پیشگاه خداوند بیمناک باشد. چنین کسانی آنچه برایشان مهم است، فقط این است که برای قیامت آمادگی حاصل نمایند و برای آن کار کنند. و اما کسی که به قیامت باور ندارد، به عناد و لجاجت او نباید توجّه کرد؛ چون لجاجت او مبنی بر تکذیب و عناد است، و وقتی او به چنین حالتی رسیده است پاسخ دادن به او کار بیهوده‌ای می‌باشد، و خداوند -که داورترین داوران است- از انجام دادن کار بیهوده پاک و منزّه است. * * *

النازعات 79:44

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا تو را از قيامت مي پرسند که چه وقت واقع شود فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا از ياد کردن آن تو را چه کار است ? إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا منتهاي آن نزد پروردگار توست إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا جز اين نيست که تو کساني را که از آن روز بترسند بيم مي دهي كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا چون آن را ببينند ، پندارند در اين جهان جز يک شامگاه يا چاشت درنگ نکرده اند. (42 - 44) یعنی تکذیب‌کنندگان قیامت تو را درباره قیامت می‌پرسند که چه زمانی واقع می‌شود؟ پس خداوند آنها را پاسخ داد و فرمود: (﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ﴾) اینکه بدانید کی واقع می‌شود، برای تو و آنها چه فایده‌ای دارد؟ پس دانستن این مطلب نتیجه‌ای ندارد. بنابراین آگاهی مردم از زمان وقوع قیامت برای آنها هیچ مصلحت دینی و دنیوی ندارد، بلکه مصلحت در این است که بر آنها پوشیده بماند، و دانستن و آگاهی از زمان وقوع قیامت بر همۀ خلائق پوشیده می‌باشد. و کسی در این زمینه چیزی نمی‌داند، بلکه فقط خداوند زمان وقوع آن را می‌داند. (﴿إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ﴾) آگاهی از زمان وقوع قیامت به پروردگارت برمی‌گردد. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:﴿ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَ﴾ از تو دربارۀ زمان وقوع قیامت می‌پرسند که چه زمانی خواهد بود؟ بگو:«آگاهی از زمان وقوع قیامت فقط نزد پروردگارم می‌باشد، آن را آشکار نمی‌کند مگر در وقت آن.» (45 - 46) (﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا﴾) بیم دادن تو فقط به کسی سود می‌بخشد که از آمدن قیامت بترسد، و از ایستادن در پیشگاه خداوند بیمناک باشد. چنین کسانی آنچه برایشان مهم است، فقط این است که برای قیامت آمادگی حاصل نمایند و برای آن کار کنند. و اما کسی که به قیامت باور ندارد، به عناد و لجاجت او نباید توجّه کرد؛ چون لجاجت او مبنی بر تکذیب و عناد است، و وقتی او به چنین حالتی رسیده است پاسخ دادن به او کار بیهوده‌ای می‌باشد، و خداوند -که داورترین داوران است- از انجام دادن کار بیهوده پاک و منزّه است. * * *

النازعات 79:45

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا تو را از قيامت مي پرسند که چه وقت واقع شود فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا از ياد کردن آن تو را چه کار است ? إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا منتهاي آن نزد پروردگار توست إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا جز اين نيست که تو کساني را که از آن روز بترسند بيم مي دهي كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا چون آن را ببينند ، پندارند در اين جهان جز يک شامگاه يا چاشت درنگ نکرده اند. (42 - 44) یعنی تکذیب‌کنندگان قیامت تو را درباره قیامت می‌پرسند که چه زمانی واقع می‌شود؟ پس خداوند آنها را پاسخ داد و فرمود: (﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ﴾) اینکه بدانید کی واقع می‌شود، برای تو و آنها چه فایده‌ای دارد؟ پس دانستن این مطلب نتیجه‌ای ندارد. بنابراین آگاهی مردم از زمان وقوع قیامت برای آنها هیچ مصلحت دینی و دنیوی ندارد، بلکه مصلحت در این است که بر آنها پوشیده بماند، و دانستن و آگاهی از زمان وقوع قیامت بر همۀ خلائق پوشیده می‌باشد. و کسی در این زمینه چیزی نمی‌داند، بلکه فقط خداوند زمان وقوع آن را می‌داند. (﴿إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ﴾) آگاهی از زمان وقوع قیامت به پروردگارت برمی‌گردد. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:﴿ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَ﴾ از تو دربارۀ زمان وقوع قیامت می‌پرسند که چه زمانی خواهد بود؟ بگو:«آگاهی از زمان وقوع قیامت فقط نزد پروردگارم می‌باشد، آن را آشکار نمی‌کند مگر در وقت آن.» (45 - 46) (﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا﴾) بیم دادن تو فقط به کسی سود می‌بخشد که از آمدن قیامت بترسد، و از ایستادن در پیشگاه خداوند بیمناک باشد. چنین کسانی آنچه برایشان مهم است، فقط این است که برای قیامت آمادگی حاصل نمایند و برای آن کار کنند. و اما کسی که به قیامت باور ندارد، به عناد و لجاجت او نباید توجّه کرد؛ چون لجاجت او مبنی بر تکذیب و عناد است، و وقتی او به چنین حالتی رسیده است پاسخ دادن به او کار بیهوده‌ای می‌باشد، و خداوند -که داورترین داوران است- از انجام دادن کار بیهوده پاک و منزّه است. * * *

النازعات 79:46

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا تو را از قيامت مي پرسند که چه وقت واقع شود فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا از ياد کردن آن تو را چه کار است ? إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا منتهاي آن نزد پروردگار توست إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا جز اين نيست که تو کساني را که از آن روز بترسند بيم مي دهي كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا چون آن را ببينند ، پندارند در اين جهان جز يک شامگاه يا چاشت درنگ نکرده اند. (42 - 44) یعنی تکذیب‌کنندگان قیامت تو را درباره قیامت می‌پرسند که چه زمانی واقع می‌شود؟ پس خداوند آنها را پاسخ داد و فرمود: (﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ﴾) اینکه بدانید کی واقع می‌شود، برای تو و آنها چه فایده‌ای دارد؟ پس دانستن این مطلب نتیجه‌ای ندارد. بنابراین آگاهی مردم از زمان وقوع قیامت برای آنها هیچ مصلحت دینی و دنیوی ندارد، بلکه مصلحت در این است که بر آنها پوشیده بماند، و دانستن و آگاهی از زمان وقوع قیامت بر همۀ خلائق پوشیده می‌باشد. و کسی در این زمینه چیزی نمی‌داند، بلکه فقط خداوند زمان وقوع آن را می‌داند. (﴿إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ﴾) آگاهی از زمان وقوع قیامت به پروردگارت برمی‌گردد. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:﴿ يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَ﴾ از تو دربارۀ زمان وقوع قیامت می‌پرسند که چه زمانی خواهد بود؟ بگو:«آگاهی از زمان وقوع قیامت فقط نزد پروردگارم می‌باشد، آن را آشکار نمی‌کند مگر در وقت آن.» (45 - 46) (﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا﴾) بیم دادن تو فقط به کسی سود می‌بخشد که از آمدن قیامت بترسد، و از ایستادن در پیشگاه خداوند بیمناک باشد. چنین کسانی آنچه برایشان مهم است، فقط این است که برای قیامت آمادگی حاصل نمایند و برای آن کار کنند. و اما کسی که به قیامت باور ندارد، به عناد و لجاجت او نباید توجّه کرد؛ چون لجاجت او مبنی بر تکذیب و عناد است، و وقتی او به چنین حالتی رسیده است پاسخ دادن به او کار بیهوده‌ای می‌باشد، و خداوند -که داورترین داوران است- از انجام دادن کار بیهوده پاک و منزّه است. * * *

عبس 80:1

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:2

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:3

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:4

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:5

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:6

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:7

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:8

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:9

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:10

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي. مکي و 42 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.

عبس 80:11

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:12

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:13

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:14

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:15

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:16

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:17

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:18

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:19

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:20

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:21

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:22

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:23

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:24

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:25

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:26

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:27

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:28

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:29

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:30

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:31

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:32

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري ، اين قرآن اندرزي است ، فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ، فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي ، مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني ،، كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است ? مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم ، باريدني ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم ، شکافتني فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم ، وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني ، وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل ، وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت ، وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف ، مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد (11 - 16) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ﴾) به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند می‌دهد، و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش بیان نموده، و هدایت را از گمراهی مشخص می‌نماید. پس وقتی این روشن شد، (﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ﴾) هرکس که می‌خواهد به آن عمل کند. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾ و بگو: «حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می‌خواهد کفر ورزد». سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ﴾) در صحیفه‌هایی والا ((مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ﴾) در صحیفه‌هایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفت‌ها است، و دست شیطان‌ها به آن نمی‌رسد. بلکه این صحیفه‌ها (﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ﴾) در دست نویسندگانی است؛ و آنها فرشتگان می‌باشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. (﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾) دارای خیر و برکت فراوان‌اند، و دل‌ها و اعمالشان نیک وخوب است. و اینها روش‌هایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت می‌نماید، و سفیران خود را به سوی پیامبران، از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده، و شیطان‌ها راهی برای دسترسی به آن ندارند. و این ایجاب می‌نماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت (17 - 23) ولی با وجود این، انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ﴾) کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی می‌کند و به شدت با حق مخالفت می‌ورزد، آن هم بعد از آنکه حق روشن گشته است و انسان از ناچیز و بی‌مقدارترین شیئ آفریده شده است. خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندام‌هایی متناسب است. و قدرت‌های ظاهری و باطنی او را محکم کرده است. (﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ﴾) سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند، و راه را به او نشان داد، و او را با امر و نهی آزمود. (﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ﴾) بعد او را با دفن کردن گرامی می‌دارد، و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشه‌اش روی زمین انداخته ‌شود. (﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ﴾) سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده می‌نماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان می‌پردازد، و او را به چنین حالت‌هایی درمی‌آورد، و او در این کارها شریکی ندارد. اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمی‌کند؛ و فرضی که بر اوست ادا نمی‌نماید؛ بلکه همواره کوتاهی می‌ورزد. (24 - 32) سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد، و اینکه چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو می‌رسد، و فرمود: (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ)) انسان بايد به خوراك خود بنگرد ((أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا﴾) ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کرده‌ایم. (﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. ((فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا﴾) و انواع گیاهان و خوراکی‌های لذیذ را در آن رویاندیم. (﴿حَبّٗا﴾) این شامل همۀ انواع دانه‌ها می‌شود. (﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا﴾) و انگور و سبزیجات خوردنی، (﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا﴾) و زیتون و درختان خرما را. این چهارتا را به طور خاص بیان کرد، چون فواید و منافع زیادی دارند. (﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا﴾) باغ‌هایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. (﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا﴾) و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علف‌هایی است که چهارپایان می‌خورند. بنابراین فرمود: (﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ﴾) برای استفادۀ شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمت‌ها بنگرد، باید شکر پروردگارش را به جای آورد و به سوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.

عبس 80:33

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:34

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:35

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:36

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:37

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:38

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:39

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:40

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:41

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *

عبس 80:42

فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ، وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ، وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند. (33 - 42) وقتی فریاد و صدای هراس‌انگیز قیامت -که از وحشت گوش‌ها را می‌خراشد و دل‌ها را پریشان می‌کند- فرا رسد. مردم از وحشتی که می‌بینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، (﴿يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ﴾) از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند می‌گریزند. چون در آن روز، (﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾) هرکس به خودش مشغول است، و رهایی خودش برایش مهم‌تر است، و به کسی توجه نمی‌کند. پس در این وقت، مردم به دو گروهِ نیک‌بختان و بدبختان تقسیم می‌گردند. (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ﴾) نیک‌بختان چهره‌هایشان در آن روز شاد و درخشان است، چون می‌دانند که به نجات و نعمت‌ها دست یافته‌اند. (﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ﴾) چهره‌های نیک‌بختان خندان و شادان هستند. ((وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ﴾) و بر چهره‌هایی غبار غم و اندوه نشسته ((تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ﴾) و تیرگی آنها را فرو می‌پوشاند، و از هر خیری ناامید گشته، و به شقاوت و هلاکت خود یقین می‌کنند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ﴾) این گروه که چهره‌هایشان غبارآلود و تیره است، به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده‌اند. از خداوند می‌خواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بی‌گمان او بخشندۀ بزرگوار است. * * *