Tafsir As-Saadi - Persian — التكوير 81:1 – المطففين 83:36
Contents
- التكوير 81:1
- التكوير 81:2
- التكوير 81:3
- التكوير 81:4
- التكوير 81:5
- التكوير 81:6
- التكوير 81:7
- التكوير 81:8
- التكوير 81:9
- التكوير 81:10
- التكوير 81:11
- التكوير 81:12
- التكوير 81:13
- التكوير 81:14
- التكوير 81:15
- التكوير 81:16
- التكوير 81:17
- التكوير 81:18
- التكوير 81:19
- التكوير 81:20
- التكوير 81:21
- التكوير 81:22
- التكوير 81:23
- التكوير 81:24
- التكوير 81:25
- التكوير 81:26
- التكوير 81:27
- التكوير 81:28
- التكوير 81:29
- الانفطار 82:1
- الانفطار 82:2
- الانفطار 82:3
- الانفطار 82:4
- الانفطار 82:5
- الانفطار 82:6
- الانفطار 82:7
- الانفطار 82:8
- الانفطار 82:9
- الانفطار 82:10
- الانفطار 82:11
- الانفطار 82:12
- الانفطار 82:13
- الانفطار 82:14
- الانفطار 82:15
- الانفطار 82:16
- الانفطار 82:17
- الانفطار 82:18
- الانفطار 82:19
- المطففين 83:1
- المطففين 83:2
- المطففين 83:3
- المطففين 83:4
- المطففين 83:5
- المطففين 83:6
- المطففين 83:7
- المطففين 83:8
- المطففين 83:9
- المطففين 83:10
- المطففين 83:11
- المطففين 83:12
- المطففين 83:13
- المطففين 83:14
- المطففين 83:15
- المطففين 83:16
- المطففين 83:17
- المطففين 83:18
- المطففين 83:19
- المطففين 83:20
- المطففين 83:21
- المطففين 83:22
- المطففين 83:23
- المطففين 83:24
- المطففين 83:25
- المطففين 83:26
- المطففين 83:27
- المطففين 83:28
- المطففين 83:29
- المطففين 83:30
- المطففين 83:31
- المطففين 83:32
- المطففين 83:33
- المطففين 83:34
- المطففين 83:35
- المطففين 83:36
التكوير 81:1
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:2
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:3
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:4
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:5
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:6
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:7
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:8
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:9
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:10
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:11
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:12
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:13
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:14
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون خورشيد بي فروغ شود ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان فرو ريزند وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون کوهها از جاي خود بشوند ، وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند ، وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون وحوش گرد آورده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون درياها آتش گيرند ، وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون روحها با تنها قرين گردند ، وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود که بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به چه گناهي کشته شده ، است ، وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون صحيفه ها باز شوند ، وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون آسمان از جاي خود کنده شود ، وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون جهنم افروخته گردد ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون بهشت را پيش آورند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس بداند که چه حاضر آورده است.
مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 14) وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد، مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت، خورشید درهم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ﴾) و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ﴾) و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند، و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند، و از جای خود برکنده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ﴾) در آن روز، مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همۀ اوقات مواظب آن بودند رها میکنند، چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود. (﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که حیوانات وحشی در روز قیامت گرد آورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد، و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند؛ زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخدار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید. (﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ﴾) و هنگامی که دریاها افروخته شوند، و با آن وسعت و بزرگی به آتش تبدیل میگردند. (﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ﴾) یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد؛ پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند، و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند. مؤمن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد، و کافر با شیطان جفت میشود. و این مانند آن است که خداوند متعال میفرماید:﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾ و کافران گروه گروه به سوی دوزخ رانده میشوند. ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ﴾ و پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت برده میشوند. ﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾ ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید. (﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ﴾) و هنگامی که از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید. پس پرسیده میشود: (﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ﴾) این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سؤال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است. (﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ﴾) و هنگامی که نامههای اعمال -که هر بد و نیکی در آن نوشته شده- گشوده میشوند و هر یک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامۀ اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند، و برخی نامۀ اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند. (﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ﴾) و هنگامی که آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾ روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد. ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾ روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد. ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦ﴾ و تمام زمین در روز قیامت در قبضۀ اوست، و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ﴾) و هنگامی که جهنم برافروخته میشود و چنان شعلهور میگردد که قبلاً آن گونه مشتعل نبوده است. (﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ﴾) و هنگامی که بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود. (﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ﴾) هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است، میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند. این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان، و بدنها را به لرزه درمیآورد، و هراس آن، همه را فرامیگیرد، و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند، و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین برخی از سلف گفتهاند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سورۀ (﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ﴾) بیندیشد.
التكوير 81:15
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:16
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:17
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:18
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:19
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:20
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:21
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:22
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:23
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:24
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:25
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:26
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:27
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:28
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
التكوير 81:29
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.
(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» میباشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار گردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل میگردد و خورشید طلوع میکند.
(19) اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بیگمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بیگمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیمدهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان میباشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای اینچنین صفات کاملی میباشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند میگویند، و تهمتهایی به او برمیبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقلتر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائینترین باطل است- قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند؛ و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند، و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آن را به یاد میآورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور میشوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی میکنند. والحمدلله.
* * *
الانفطار 82:1
إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ آنگاه که آسمان بشکافد ، وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ و آنگاه که ، ستارگان پراکنده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ و آنگاه که درياها به هم بپيوندند ، وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ و آنگاه که قبرها زير و زبر گردند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ هر کس مي داند چه چيز پيشاپيش فرستاده و چه چيز بر جاي گذاشته است.
مکي و 19 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) هنگامی که آسمان شکافته میگردد و ستارگان پخش و پراکنده میشوند و فرو میریزند و زیبائی آنها از بین میرود، و دریاها بر جوشانده میشوند و راه آنها به هم بازمیگردد و همه به یک دریا تبدیل میشوند و گورها زیر و رو میشوند و مردگان بیرون میآیند و در محشر و در پیشگاه خداوند برای جزای اعمال گرد میآیند، در این هنگام پرده کنار میرود و آنچه پنهان بوده آشکار میشود، و هرکس سود و زیان خود را میداند. در اینجا ستمگر وقتی آنچه از پیش فرستاده را میبیند، انگشتانش را گاز میگیرد و به شقاوت همیشگی و عذاب جاودانه یقین حاصل مینماید. و در اینجا پرهیزگاران که کارهای شایسته کردهاند، رستگار میشوند و نعمت پایدار و سالم ماندن از عذاب دوزخ را به دست میآورند.
الانفطار 82:2
إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ آنگاه که آسمان بشکافد ، وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ و آنگاه که ، ستارگان پراکنده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ و آنگاه که درياها به هم بپيوندند ، وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ و آنگاه که قبرها زير و زبر گردند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ هر کس مي داند چه چيز پيشاپيش فرستاده و چه چيز بر جاي گذاشته است.
مکي و 19 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) هنگامی که آسمان شکافته میگردد و ستارگان پخش و پراکنده میشوند و فرو میریزند و زیبائی آنها از بین میرود، و دریاها بر جوشانده میشوند و راه آنها به هم بازمیگردد و همه به یک دریا تبدیل میشوند و گورها زیر و رو میشوند و مردگان بیرون میآیند و در محشر و در پیشگاه خداوند برای جزای اعمال گرد میآیند، در این هنگام پرده کنار میرود و آنچه پنهان بوده آشکار میشود، و هرکس سود و زیان خود را میداند. در اینجا ستمگر وقتی آنچه از پیش فرستاده را میبیند، انگشتانش را گاز میگیرد و به شقاوت همیشگی و عذاب جاودانه یقین حاصل مینماید. و در اینجا پرهیزگاران که کارهای شایسته کردهاند، رستگار میشوند و نعمت پایدار و سالم ماندن از عذاب دوزخ را به دست میآورند.
الانفطار 82:3
إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ آنگاه که آسمان بشکافد ، وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ و آنگاه که ، ستارگان پراکنده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ و آنگاه که درياها به هم بپيوندند ، وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ و آنگاه که قبرها زير و زبر گردند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ هر کس مي داند چه چيز پيشاپيش فرستاده و چه چيز بر جاي گذاشته است.
مکي و 19 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) هنگامی که آسمان شکافته میگردد و ستارگان پخش و پراکنده میشوند و فرو میریزند و زیبائی آنها از بین میرود، و دریاها بر جوشانده میشوند و راه آنها به هم بازمیگردد و همه به یک دریا تبدیل میشوند و گورها زیر و رو میشوند و مردگان بیرون میآیند و در محشر و در پیشگاه خداوند برای جزای اعمال گرد میآیند، در این هنگام پرده کنار میرود و آنچه پنهان بوده آشکار میشود، و هرکس سود و زیان خود را میداند. در اینجا ستمگر وقتی آنچه از پیش فرستاده را میبیند، انگشتانش را گاز میگیرد و به شقاوت همیشگی و عذاب جاودانه یقین حاصل مینماید. و در اینجا پرهیزگاران که کارهای شایسته کردهاند، رستگار میشوند و نعمت پایدار و سالم ماندن از عذاب دوزخ را به دست میآورند.
الانفطار 82:4
إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ آنگاه که آسمان بشکافد ، وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ و آنگاه که ، ستارگان پراکنده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ و آنگاه که درياها به هم بپيوندند ، وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ و آنگاه که قبرها زير و زبر گردند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ هر کس مي داند چه چيز پيشاپيش فرستاده و چه چيز بر جاي گذاشته است.
مکي و 19 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) هنگامی که آسمان شکافته میگردد و ستارگان پخش و پراکنده میشوند و فرو میریزند و زیبائی آنها از بین میرود، و دریاها بر جوشانده میشوند و راه آنها به هم بازمیگردد و همه به یک دریا تبدیل میشوند و گورها زیر و رو میشوند و مردگان بیرون میآیند و در محشر و در پیشگاه خداوند برای جزای اعمال گرد میآیند، در این هنگام پرده کنار میرود و آنچه پنهان بوده آشکار میشود، و هرکس سود و زیان خود را میداند. در اینجا ستمگر وقتی آنچه از پیش فرستاده را میبیند، انگشتانش را گاز میگیرد و به شقاوت همیشگی و عذاب جاودانه یقین حاصل مینماید. و در اینجا پرهیزگاران که کارهای شایسته کردهاند، رستگار میشوند و نعمت پایدار و سالم ماندن از عذاب دوزخ را به دست میآورند.
الانفطار 82:5
إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ آنگاه که آسمان بشکافد ، وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ و آنگاه که ، ستارگان پراکنده شوند ، وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ و آنگاه که درياها به هم بپيوندند ، وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ و آنگاه که قبرها زير و زبر گردند ، عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ هر کس مي داند چه چيز پيشاپيش فرستاده و چه چيز بر جاي گذاشته است.
مکي و 19 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) هنگامی که آسمان شکافته میگردد و ستارگان پخش و پراکنده میشوند و فرو میریزند و زیبائی آنها از بین میرود، و دریاها بر جوشانده میشوند و راه آنها به هم بازمیگردد و همه به یک دریا تبدیل میشوند و گورها زیر و رو میشوند و مردگان بیرون میآیند و در محشر و در پیشگاه خداوند برای جزای اعمال گرد میآیند، در این هنگام پرده کنار میرود و آنچه پنهان بوده آشکار میشود، و هرکس سود و زیان خود را میداند. در اینجا ستمگر وقتی آنچه از پیش فرستاده را میبیند، انگشتانش را گاز میگیرد و به شقاوت همیشگی و عذاب جاودانه یقین حاصل مینماید. و در اینجا پرهیزگاران که کارهای شایسته کردهاند، رستگار میشوند و نعمت پایدار و سالم ماندن از عذاب دوزخ را به دست میآورند.
الانفطار 82:6
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ اي آدمي ، چه چيز تو را به پروردگار کريمت مغرور کرده است ? الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن که تو را بيافريد و اعضايت تمام کرد و اعتدالت بخشيد. فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به هر صورتي که خواست اعضاي تو را به هم انداخت. كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه باشيد که شما روز جزا را دروغ مي انگاريد وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال آنکه بر شما، محافظاني گمارده شده اند كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني بزرگوار ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي دانند که شما چه مي کنيد.
(6 - 8) خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ﴾) ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا اینکه عذاب او را ناچیز میدانی؟ یا اینکه به سزا و جزای خداوند باور نداری؟ آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد.
(9 - 12) (﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ﴾) با وجود این موعظه و پند دادن، همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید. شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید، و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آن را میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین آنچه شایستۀ شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
الانفطار 82:7
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ اي آدمي ، چه چيز تو را به پروردگار کريمت مغرور کرده است ? الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن که تو را بيافريد و اعضايت تمام کرد و اعتدالت بخشيد. فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به هر صورتي که خواست اعضاي تو را به هم انداخت. كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه باشيد که شما روز جزا را دروغ مي انگاريد وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال آنکه بر شما، محافظاني گمارده شده اند كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني بزرگوار ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي دانند که شما چه مي کنيد.
(6 - 8) خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ﴾) ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا اینکه عذاب او را ناچیز میدانی؟ یا اینکه به سزا و جزای خداوند باور نداری؟ آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد.
(9 - 12) (﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ﴾) با وجود این موعظه و پند دادن، همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید. شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید، و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آن را میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین آنچه شایستۀ شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
الانفطار 82:8
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ اي آدمي ، چه چيز تو را به پروردگار کريمت مغرور کرده است ? الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن که تو را بيافريد و اعضايت تمام کرد و اعتدالت بخشيد. فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به هر صورتي که خواست اعضاي تو را به هم انداخت. كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه باشيد که شما روز جزا را دروغ مي انگاريد وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال آنکه بر شما، محافظاني گمارده شده اند كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني بزرگوار ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي دانند که شما چه مي کنيد.
(6 - 8) خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ﴾) ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا اینکه عذاب او را ناچیز میدانی؟ یا اینکه به سزا و جزای خداوند باور نداری؟ آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد.
(9 - 12) (﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ﴾) با وجود این موعظه و پند دادن، همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید. شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید، و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آن را میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین آنچه شایستۀ شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
الانفطار 82:9
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ اي آدمي ، چه چيز تو را به پروردگار کريمت مغرور کرده است ? الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن که تو را بيافريد و اعضايت تمام کرد و اعتدالت بخشيد. فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به هر صورتي که خواست اعضاي تو را به هم انداخت. كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه باشيد که شما روز جزا را دروغ مي انگاريد وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال آنکه بر شما، محافظاني گمارده شده اند كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني بزرگوار ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي دانند که شما چه مي کنيد.
(6 - 8) خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ﴾) ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا اینکه عذاب او را ناچیز میدانی؟ یا اینکه به سزا و جزای خداوند باور نداری؟ آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد.
(9 - 12) (﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ﴾) با وجود این موعظه و پند دادن، همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید. شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید، و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آن را میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین آنچه شایستۀ شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
الانفطار 82:10
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ اي آدمي ، چه چيز تو را به پروردگار کريمت مغرور کرده است ? الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن که تو را بيافريد و اعضايت تمام کرد و اعتدالت بخشيد. فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به هر صورتي که خواست اعضاي تو را به هم انداخت. كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه باشيد که شما روز جزا را دروغ مي انگاريد وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال آنکه بر شما، محافظاني گمارده شده اند كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني بزرگوار ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي دانند که شما چه مي کنيد.
(6 - 8) خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ﴾) ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا اینکه عذاب او را ناچیز میدانی؟ یا اینکه به سزا و جزای خداوند باور نداری؟ آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد.
(9 - 12) (﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ﴾) با وجود این موعظه و پند دادن، همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید. شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید، و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آن را میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین آنچه شایستۀ شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
الانفطار 82:11
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ اي آدمي ، چه چيز تو را به پروردگار کريمت مغرور کرده است ? الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن که تو را بيافريد و اعضايت تمام کرد و اعتدالت بخشيد. فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به هر صورتي که خواست اعضاي تو را به هم انداخت. كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه باشيد که شما روز جزا را دروغ مي انگاريد وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال آنکه بر شما، محافظاني گمارده شده اند كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني بزرگوار ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي دانند که شما چه مي کنيد.
(6 - 8) خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ﴾) ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا اینکه عذاب او را ناچیز میدانی؟ یا اینکه به سزا و جزای خداوند باور نداری؟ آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد.
(9 - 12) (﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ﴾) با وجود این موعظه و پند دادن، همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید. شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید، و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آن را میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین آنچه شایستۀ شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
الانفطار 82:12
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ اي آدمي ، چه چيز تو را به پروردگار کريمت مغرور کرده است ? الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن که تو را بيافريد و اعضايت تمام کرد و اعتدالت بخشيد. فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به هر صورتي که خواست اعضاي تو را به هم انداخت. كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه باشيد که شما روز جزا را دروغ مي انگاريد وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال آنکه بر شما، محافظاني گمارده شده اند كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني بزرگوار ، يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي دانند که شما چه مي کنيد.
(6 - 8) خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ﴾) ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا اینکه عذاب او را ناچیز میدانی؟ یا اینکه به سزا و جزای خداوند باور نداری؟ آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. آیا خداوند همان نیست که تو را (﴿خَلَقَكَ﴾) آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ (﴿فَعَدَلَكَ﴾) و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد، و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایستۀ تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی، و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد. پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ﴾) و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد.
(9 - 12) (﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ﴾) با وجود این موعظه و پند دادن، همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید. شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید، و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آن را میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین آنچه شایستۀ شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
الانفطار 82:13
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکوکاران در نعمتند ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران در جهنم يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به جهنم در آيند ، وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن غايب نشوند وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه مي داني که روز شمار چيست ? ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم تو چه مي داني که روز شمار چيست ? يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ روزي است که کسي براي کس ديگر هيچ کاري نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.
(13 - 19) (﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ﴾) منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند، و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان، نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است. (﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾) و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند، و دل و اعمالشان به بدی آلوده است (﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾) در دوزخاند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند. (﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) روزی که جزای اعمال داده میشود، آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. (﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ﴾) و هیچگاه از دوزخ بیرون نمیآیند، بلکه همواره در آن هستند. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) این بیان هولناک بودن آن روز سخت است؛ روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید. (﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾) قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند، گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است، و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. (﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾) و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید، و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
* * *
الانفطار 82:14
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکوکاران در نعمتند ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران در جهنم يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به جهنم در آيند ، وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن غايب نشوند وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه مي داني که روز شمار چيست ? ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم تو چه مي داني که روز شمار چيست ? يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ روزي است که کسي براي کس ديگر هيچ کاري نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.
(13 - 19) (﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ﴾) منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند، و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان، نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است. (﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾) و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند، و دل و اعمالشان به بدی آلوده است (﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾) در دوزخاند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند. (﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) روزی که جزای اعمال داده میشود، آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. (﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ﴾) و هیچگاه از دوزخ بیرون نمیآیند، بلکه همواره در آن هستند. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) این بیان هولناک بودن آن روز سخت است؛ روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید. (﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾) قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند، گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است، و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. (﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾) و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید، و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
* * *
الانفطار 82:15
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکوکاران در نعمتند ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران در جهنم يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به جهنم در آيند ، وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن غايب نشوند وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه مي داني که روز شمار چيست ? ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم تو چه مي داني که روز شمار چيست ? يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ روزي است که کسي براي کس ديگر هيچ کاري نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.
(13 - 19) (﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ﴾) منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند، و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان، نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است. (﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾) و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند، و دل و اعمالشان به بدی آلوده است (﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾) در دوزخاند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند. (﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) روزی که جزای اعمال داده میشود، آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. (﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ﴾) و هیچگاه از دوزخ بیرون نمیآیند، بلکه همواره در آن هستند. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) این بیان هولناک بودن آن روز سخت است؛ روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید. (﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾) قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند، گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است، و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. (﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾) و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید، و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
* * *
الانفطار 82:16
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکوکاران در نعمتند ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران در جهنم يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به جهنم در آيند ، وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن غايب نشوند وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه مي داني که روز شمار چيست ? ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم تو چه مي داني که روز شمار چيست ? يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ روزي است که کسي براي کس ديگر هيچ کاري نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.
(13 - 19) (﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ﴾) منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند، و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان، نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است. (﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾) و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند، و دل و اعمالشان به بدی آلوده است (﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾) در دوزخاند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند. (﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) روزی که جزای اعمال داده میشود، آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. (﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ﴾) و هیچگاه از دوزخ بیرون نمیآیند، بلکه همواره در آن هستند. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) این بیان هولناک بودن آن روز سخت است؛ روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید. (﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾) قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند، گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است، و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. (﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾) و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید، و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
* * *
الانفطار 82:17
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکوکاران در نعمتند ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران در جهنم يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به جهنم در آيند ، وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن غايب نشوند وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه مي داني که روز شمار چيست ? ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم تو چه مي داني که روز شمار چيست ? يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ روزي است که کسي براي کس ديگر هيچ کاري نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.
(13 - 19) (﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ﴾) منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند، و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان، نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است. (﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾) و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند، و دل و اعمالشان به بدی آلوده است (﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾) در دوزخاند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند. (﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) روزی که جزای اعمال داده میشود، آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. (﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ﴾) و هیچگاه از دوزخ بیرون نمیآیند، بلکه همواره در آن هستند. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) این بیان هولناک بودن آن روز سخت است؛ روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید. (﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾) قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند، گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است، و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. (﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾) و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید، و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
* * *
الانفطار 82:18
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکوکاران در نعمتند ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران در جهنم يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به جهنم در آيند ، وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن غايب نشوند وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه مي داني که روز شمار چيست ? ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم تو چه مي داني که روز شمار چيست ? يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ روزي است که کسي براي کس ديگر هيچ کاري نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.
(13 - 19) (﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ﴾) منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند، و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان، نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است. (﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾) و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند، و دل و اعمالشان به بدی آلوده است (﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾) در دوزخاند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند. (﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) روزی که جزای اعمال داده میشود، آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. (﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ﴾) و هیچگاه از دوزخ بیرون نمیآیند، بلکه همواره در آن هستند. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) این بیان هولناک بودن آن روز سخت است؛ روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید. (﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾) قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند، گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است، و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. (﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾) و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید، و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
* * *
الانفطار 82:19
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکوکاران در نعمتند ، وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران در جهنم يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به جهنم در آيند ، وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن غايب نشوند وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه مي داني که روز شمار چيست ? ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم تو چه مي داني که روز شمار چيست ? يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ روزي است که کسي براي کس ديگر هيچ کاري نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.
(13 - 19) (﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ﴾) منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند، و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان، نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است. (﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾) و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند، و دل و اعمالشان به بدی آلوده است (﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾) در دوزخاند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند. (﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) روزی که جزای اعمال داده میشود، آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. (﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ﴾) و هیچگاه از دوزخ بیرون نمیآیند، بلکه همواره در آن هستند. (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) این بیان هولناک بودن آن روز سخت است؛ روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید. (﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾) قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند، گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است، و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. (﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾) و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید، و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
* * *
المطففين 83:1
وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ واي بر کم فروشان : الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ آنان که چون از، مردم کيل مي ستانند آن را پر مي کنند ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو چون براي مردم مي پيمايند يا مي کشند از آن مي کاهند. أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ آيا اينان نمي دانند که زنده مي شوند لِيَوْمٍ عَظِيمٍ در آن روز بزرگ ? يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ روزي که مردم به پيشگاه پروردگار جهانيان مي ايستند.
مکي و 36 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 6) (﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ﴾) «ویل» کلمۀ عذاب و عقاب است. و «مطففین» را خداوند این گونه تفسیر کرده است: (﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواۡ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ﴾) کسانی که وقتی برای خود پیمانه میزنند، به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دریافت میدارند. (﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ﴾) و هنگامی که میخواهند حق مردم را که بر آنهاست وزن کنند و بدهند، از آن میکاهند و به اندازۀ لازم نمیدهند. از آن کم میکنند، یا به وسیلۀ پیمانه و ترازویی که کم نشان میدهند حق آنها را پایمال میکنند، و یا اینکه پیمانه و ترازو را پر نمیکنند و یا از راههای دیگری از حق مردم میکاهند. پس کسی که به زور و یا از راه دزدی اموال مردم را از دستشان میگیرد، به طریق اولی سزاوار چنین عذابی است. آیه دلالت میکند که انسان همچنان که حق خود را از مردم میگیرد، باید حق مردم را نیز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در این داخل است، پس همانطور که عادت بر این است که دو فردِ مناظرهگر هریک میکوشد تا دلایل خود را ارائه بدهد، بر او لازم است که دلیل طرف خودش را که خود آن را نمیداند بیان کند. و همانطور که به دلایل خود مینگرد، دلایل طرف را هم نگاه کند. و در اینجا، انصاف، از تعصب؛ و فروتنی، از تکبر؛ و خردمندی، از بیخردی مشخص میگردد. از خداوند میخواهیم که ما را بر انجام هر کار خیری توفیق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهدید کرد، و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتی نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَظُنُّ أُوۡلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُون لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) «پس آنچه به آنها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند، ایمان نداشتن آنها به روز قیامت است؛ و اگر به قیامت ایمان داشتند و میدانستند روزی در پیشگاه خدا میایستند و آنها را در مورد همه چیز بازخواست میکند، از این کارها دست میکشیدند و از آن توبه میکردند.»
المطففين 83:2
وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ واي بر کم فروشان : الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ آنان که چون از، مردم کيل مي ستانند آن را پر مي کنند ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو چون براي مردم مي پيمايند يا مي کشند از آن مي کاهند. أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ آيا اينان نمي دانند که زنده مي شوند لِيَوْمٍ عَظِيمٍ در آن روز بزرگ ? يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ روزي که مردم به پيشگاه پروردگار جهانيان مي ايستند.
مکي و 36 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 6) (﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ﴾) «ویل» کلمۀ عذاب و عقاب است. و «مطففین» را خداوند این گونه تفسیر کرده است: (﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواۡ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ﴾) کسانی که وقتی برای خود پیمانه میزنند، به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دریافت میدارند. (﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ﴾) و هنگامی که میخواهند حق مردم را که بر آنهاست وزن کنند و بدهند، از آن میکاهند و به اندازۀ لازم نمیدهند. از آن کم میکنند، یا به وسیلۀ پیمانه و ترازویی که کم نشان میدهند حق آنها را پایمال میکنند، و یا اینکه پیمانه و ترازو را پر نمیکنند و یا از راههای دیگری از حق مردم میکاهند. پس کسی که به زور و یا از راه دزدی اموال مردم را از دستشان میگیرد، به طریق اولی سزاوار چنین عذابی است. آیه دلالت میکند که انسان همچنان که حق خود را از مردم میگیرد، باید حق مردم را نیز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در این داخل است، پس همانطور که عادت بر این است که دو فردِ مناظرهگر هریک میکوشد تا دلایل خود را ارائه بدهد، بر او لازم است که دلیل طرف خودش را که خود آن را نمیداند بیان کند. و همانطور که به دلایل خود مینگرد، دلایل طرف را هم نگاه کند. و در اینجا، انصاف، از تعصب؛ و فروتنی، از تکبر؛ و خردمندی، از بیخردی مشخص میگردد. از خداوند میخواهیم که ما را بر انجام هر کار خیری توفیق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهدید کرد، و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتی نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَظُنُّ أُوۡلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُون لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) «پس آنچه به آنها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند، ایمان نداشتن آنها به روز قیامت است؛ و اگر به قیامت ایمان داشتند و میدانستند روزی در پیشگاه خدا میایستند و آنها را در مورد همه چیز بازخواست میکند، از این کارها دست میکشیدند و از آن توبه میکردند.»
المطففين 83:3
وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ واي بر کم فروشان : الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ آنان که چون از، مردم کيل مي ستانند آن را پر مي کنند ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو چون براي مردم مي پيمايند يا مي کشند از آن مي کاهند. أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ آيا اينان نمي دانند که زنده مي شوند لِيَوْمٍ عَظِيمٍ در آن روز بزرگ ? يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ روزي که مردم به پيشگاه پروردگار جهانيان مي ايستند.
مکي و 36 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 6) (﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ﴾) «ویل» کلمۀ عذاب و عقاب است. و «مطففین» را خداوند این گونه تفسیر کرده است: (﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواۡ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ﴾) کسانی که وقتی برای خود پیمانه میزنند، به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دریافت میدارند. (﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ﴾) و هنگامی که میخواهند حق مردم را که بر آنهاست وزن کنند و بدهند، از آن میکاهند و به اندازۀ لازم نمیدهند. از آن کم میکنند، یا به وسیلۀ پیمانه و ترازویی که کم نشان میدهند حق آنها را پایمال میکنند، و یا اینکه پیمانه و ترازو را پر نمیکنند و یا از راههای دیگری از حق مردم میکاهند. پس کسی که به زور و یا از راه دزدی اموال مردم را از دستشان میگیرد، به طریق اولی سزاوار چنین عذابی است. آیه دلالت میکند که انسان همچنان که حق خود را از مردم میگیرد، باید حق مردم را نیز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در این داخل است، پس همانطور که عادت بر این است که دو فردِ مناظرهگر هریک میکوشد تا دلایل خود را ارائه بدهد، بر او لازم است که دلیل طرف خودش را که خود آن را نمیداند بیان کند. و همانطور که به دلایل خود مینگرد، دلایل طرف را هم نگاه کند. و در اینجا، انصاف، از تعصب؛ و فروتنی، از تکبر؛ و خردمندی، از بیخردی مشخص میگردد. از خداوند میخواهیم که ما را بر انجام هر کار خیری توفیق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهدید کرد، و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتی نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَظُنُّ أُوۡلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُون لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) «پس آنچه به آنها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند، ایمان نداشتن آنها به روز قیامت است؛ و اگر به قیامت ایمان داشتند و میدانستند روزی در پیشگاه خدا میایستند و آنها را در مورد همه چیز بازخواست میکند، از این کارها دست میکشیدند و از آن توبه میکردند.»
المطففين 83:4
وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ واي بر کم فروشان : الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ آنان که چون از، مردم کيل مي ستانند آن را پر مي کنند ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو چون براي مردم مي پيمايند يا مي کشند از آن مي کاهند. أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ آيا اينان نمي دانند که زنده مي شوند لِيَوْمٍ عَظِيمٍ در آن روز بزرگ ? يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ روزي که مردم به پيشگاه پروردگار جهانيان مي ايستند.
مکي و 36 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 6) (﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ﴾) «ویل» کلمۀ عذاب و عقاب است. و «مطففین» را خداوند این گونه تفسیر کرده است: (﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواۡ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ﴾) کسانی که وقتی برای خود پیمانه میزنند، به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دریافت میدارند. (﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ﴾) و هنگامی که میخواهند حق مردم را که بر آنهاست وزن کنند و بدهند، از آن میکاهند و به اندازۀ لازم نمیدهند. از آن کم میکنند، یا به وسیلۀ پیمانه و ترازویی که کم نشان میدهند حق آنها را پایمال میکنند، و یا اینکه پیمانه و ترازو را پر نمیکنند و یا از راههای دیگری از حق مردم میکاهند. پس کسی که به زور و یا از راه دزدی اموال مردم را از دستشان میگیرد، به طریق اولی سزاوار چنین عذابی است. آیه دلالت میکند که انسان همچنان که حق خود را از مردم میگیرد، باید حق مردم را نیز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در این داخل است، پس همانطور که عادت بر این است که دو فردِ مناظرهگر هریک میکوشد تا دلایل خود را ارائه بدهد، بر او لازم است که دلیل طرف خودش را که خود آن را نمیداند بیان کند. و همانطور که به دلایل خود مینگرد، دلایل طرف را هم نگاه کند. و در اینجا، انصاف، از تعصب؛ و فروتنی، از تکبر؛ و خردمندی، از بیخردی مشخص میگردد. از خداوند میخواهیم که ما را بر انجام هر کار خیری توفیق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهدید کرد، و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتی نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَظُنُّ أُوۡلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُون لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) «پس آنچه به آنها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند، ایمان نداشتن آنها به روز قیامت است؛ و اگر به قیامت ایمان داشتند و میدانستند روزی در پیشگاه خدا میایستند و آنها را در مورد همه چیز بازخواست میکند، از این کارها دست میکشیدند و از آن توبه میکردند.»
المطففين 83:5
وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ واي بر کم فروشان : الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ آنان که چون از، مردم کيل مي ستانند آن را پر مي کنند ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو چون براي مردم مي پيمايند يا مي کشند از آن مي کاهند. أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ آيا اينان نمي دانند که زنده مي شوند لِيَوْمٍ عَظِيمٍ در آن روز بزرگ ? يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ روزي که مردم به پيشگاه پروردگار جهانيان مي ايستند.
مکي و 36 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 6) (﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ﴾) «ویل» کلمۀ عذاب و عقاب است. و «مطففین» را خداوند این گونه تفسیر کرده است: (﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواۡ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ﴾) کسانی که وقتی برای خود پیمانه میزنند، به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دریافت میدارند. (﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ﴾) و هنگامی که میخواهند حق مردم را که بر آنهاست وزن کنند و بدهند، از آن میکاهند و به اندازۀ لازم نمیدهند. از آن کم میکنند، یا به وسیلۀ پیمانه و ترازویی که کم نشان میدهند حق آنها را پایمال میکنند، و یا اینکه پیمانه و ترازو را پر نمیکنند و یا از راههای دیگری از حق مردم میکاهند. پس کسی که به زور و یا از راه دزدی اموال مردم را از دستشان میگیرد، به طریق اولی سزاوار چنین عذابی است. آیه دلالت میکند که انسان همچنان که حق خود را از مردم میگیرد، باید حق مردم را نیز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در این داخل است، پس همانطور که عادت بر این است که دو فردِ مناظرهگر هریک میکوشد تا دلایل خود را ارائه بدهد، بر او لازم است که دلیل طرف خودش را که خود آن را نمیداند بیان کند. و همانطور که به دلایل خود مینگرد، دلایل طرف را هم نگاه کند. و در اینجا، انصاف، از تعصب؛ و فروتنی، از تکبر؛ و خردمندی، از بیخردی مشخص میگردد. از خداوند میخواهیم که ما را بر انجام هر کار خیری توفیق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهدید کرد، و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتی نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَظُنُّ أُوۡلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُون لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) «پس آنچه به آنها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند، ایمان نداشتن آنها به روز قیامت است؛ و اگر به قیامت ایمان داشتند و میدانستند روزی در پیشگاه خدا میایستند و آنها را در مورد همه چیز بازخواست میکند، از این کارها دست میکشیدند و از آن توبه میکردند.»
المطففين 83:6
وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ واي بر کم فروشان : الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ آنان که چون از، مردم کيل مي ستانند آن را پر مي کنند ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو چون براي مردم مي پيمايند يا مي کشند از آن مي کاهند. أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ آيا اينان نمي دانند که زنده مي شوند لِيَوْمٍ عَظِيمٍ در آن روز بزرگ ? يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ روزي که مردم به پيشگاه پروردگار جهانيان مي ايستند.
مکي و 36 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 6) (﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ﴾) «ویل» کلمۀ عذاب و عقاب است. و «مطففین» را خداوند این گونه تفسیر کرده است: (﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواۡ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ﴾) کسانی که وقتی برای خود پیمانه میزنند، به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دریافت میدارند. (﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ﴾) و هنگامی که میخواهند حق مردم را که بر آنهاست وزن کنند و بدهند، از آن میکاهند و به اندازۀ لازم نمیدهند. از آن کم میکنند، یا به وسیلۀ پیمانه و ترازویی که کم نشان میدهند حق آنها را پایمال میکنند، و یا اینکه پیمانه و ترازو را پر نمیکنند و یا از راههای دیگری از حق مردم میکاهند. پس کسی که به زور و یا از راه دزدی اموال مردم را از دستشان میگیرد، به طریق اولی سزاوار چنین عذابی است. آیه دلالت میکند که انسان همچنان که حق خود را از مردم میگیرد، باید حق مردم را نیز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در این داخل است، پس همانطور که عادت بر این است که دو فردِ مناظرهگر هریک میکوشد تا دلایل خود را ارائه بدهد، بر او لازم است که دلیل طرف خودش را که خود آن را نمیداند بیان کند. و همانطور که به دلایل خود مینگرد، دلایل طرف را هم نگاه کند. و در اینجا، انصاف، از تعصب؛ و فروتنی، از تکبر؛ و خردمندی، از بیخردی مشخص میگردد. از خداوند میخواهیم که ما را بر انجام هر کار خیری توفیق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهدید کرد، و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتی نمود و فرمود: (﴿أَلَا يَظُنُّ أُوۡلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُون لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) «پس آنچه به آنها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند، ایمان نداشتن آنها به روز قیامت است؛ و اگر به قیامت ایمان داشتند و میدانستند روزی در پیشگاه خدا میایستند و آنها را در مورد همه چیز بازخواست میکند، از این کارها دست میکشیدند و از آن توبه میکردند.»
المطففين 83:7
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:8
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:9
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:10
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:11
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:12
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:13
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:14
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:15
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:16
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:17
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه باشيد که اعمال بدکاران مکتوب در سجين است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه مي داني که ، سجين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن روز واي بر تکذيب کنندگان : الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند. وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن روز را جز متجاوزي گناهکار دروغ نينگارد إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون آيات ما بر او خوانده شد ، گفت : افسانه هاي پيشينيان است. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که کارهايي که کرده بودند بر دلهاشان مسلطشده است. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند. ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس ايشان به جهنم در آيند. ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين است آنچه دروغش مي شمرديد.
(7 - 9) خداوند متعال میفرماید: (﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ﴾) به درستی که نامۀ اعمال بدکاران در سجین است. و این همۀ بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: (﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ﴾) کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آن نوشته شده است. «سجّین» جای تنگ و دشواری است. «سجّین» ضد «علّیّین» است. «علیین» محلی است که نامۀ اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
(10 - 13) (﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ﴾) وای به حال تکذیبکنندگان ((ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند. سپس خداوند در آن روز مردم را در برابر اعمالشان پاداش و جزا میدهد. (﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ﴾) و جز کسی که بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است، آن را تکذیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید، و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: (﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾) وقتی آیات ما -که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند- بر او خوانده شود، آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، (﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است، و از جانب خدا نیست. تکذیبکنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند.
(14 - 17) اما کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد، روز جزا را تکذیب نمیکند؛ چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه داده است که آن را تبدیل به حق و یقین کرده است، و آنها همانطور که با چشم خود خورشید را میبینند، با چشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند. اما کسی که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند، از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند. پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است، در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. (﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾) سپس آنان همراه با این عقوبت شدید (﴿لَصَالُواۡ ٱلۡجَحِيمِ﴾) به جهنم درخواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾) این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید. پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از: عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار، به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد، و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است. مفهوم آیه دلالت میکند که مؤمنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند، و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند، و این برایشان از همۀ شادیها لذتبخشتر است؛ و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند، و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده، و به تواتر نیز از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است. در این آیات، آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده؛ چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا اینکه نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند، آنگاه باطل را حق، و حق را باطل میبیند، و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
المطففين 83:18
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:19
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:20
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:21
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:22
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:23
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:24
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:25
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:26
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:27
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:28
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که اعمال ، نيکان در عليين مکتوب است. وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه مي داني که عليين چيست ? كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي است نوشته ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که مقربان خدا در آن مي نگرند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه نيکان در نعمتند ، عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره مي کنند. تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسي. يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي خالص که بر سر آن مهر نهاده اند سيراب مي شوند. خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن از مشک است و پيشدستي کنندگان در آن بر يکديگر پيشدستي مي کنند. وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تسنيم است : عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه اي است که مقربان خدا از آن مي آشامند،
(18 - 21) وقتی بیان کرد که نامۀ اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد، بیان داشت که نامۀ اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، (﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) کتاب نوشتهشدهای است که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند، و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علّیّون» نام بالاترین جای بهشت است.
(22 - 28) پس وقتی نامۀ اعمالشان را بیان کرد، فرمود که آنها در نعمتاند؛ یعنی از همۀ نعمتهای قلبی و روحی و جسمی بر خوردارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) بر تختهایی نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند، و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. (﴿تَعۡرِفُ﴾) شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی (﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾) شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان؛ یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا، چهرههایشان تر و تازه و خرم و خوش است؛ چون برخورداریِ مستمر از شادیها، چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند. ((يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ﴾) آنان از شراب نابِ مُهر شده نوشانده میشوند؛ یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. (﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾) احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد، راهی به این شراب ندارد؛ و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد، آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است. و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند، مشکی و خوشبو است. پس اینکه در دنیا معمولاً تهماندۀ شراب را میریزند، در جنت چنین نخواهد بود. (﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾) و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند، باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند، و این بهترین چیز است، و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود. (﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ﴾) این شراب آمیزهاش از تسنیم است (﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ﴾) تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند، و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین ویژۀ مقربان است؛ آنهایی که مقامشان از همۀ مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
المطففين 83:29
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *
المطففين 83:30
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *
المطففين 83:31
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *
المطففين 83:32
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *
المطففين 83:33
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *
المطففين 83:34
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *
المطففين 83:35
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *
المطففين 83:36
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ گناهکاران به مؤمنان مي خنديدند. وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها مي گذشتند ، به چشم و ابرو اشاره مي کردند. وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد کسانشان باز مي گشتند ، شادمانه باز مي گشتند. وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ و چون آنان را مي ديدند ، مي گفتند که اينان گمراهند. وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ و امروز مؤمنان به کافران مي خندند. عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها تکيه زده اند و مي نگرند. هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ آيا کافران برابر اعمالشان ، پاداش يافته اند ?
(29 - 33) وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد، و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود، خبر داد که گناهکاران در دنیا مؤمنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامی که مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند، و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساس ترسی نمیکردند. (﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاۡ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواۡ فَكِهِينَ﴾) و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمیگشتند، شاد و مسرور بازمیگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است؛ زیرا آنها با اینکه بدترین کار را کرده بودند، باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند. آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مؤمنان گمراهاند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: (﴿وَمَآ أُرۡسِلُواۡ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ﴾) بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مؤمنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند، و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند.
(34 - 36) بنابراین سزایشان در آخرت از نوع عملشان است. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ﴾) در روز قیامت، مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغینشان نرسیدهاند، به آنها میخندند؛ در حالی که خود در نهایت آرامش و راحتی قرار دارند. (﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾) مؤمنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند، و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است، و به چهرۀ پروردگار مینگرند. (﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواۡ يَفۡعَلُونَ﴾) آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مؤمنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مؤمنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی، آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند. آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است، و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
* * *