Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — الانشقاق 84:1 – البروج 85:22

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. الانشقاق 84:1
  2. الانشقاق 84:2
  3. الانشقاق 84:3
  4. الانشقاق 84:4
  5. الانشقاق 84:5
  6. الانشقاق 84:6
  7. الانشقاق 84:7
  8. الانشقاق 84:8
  9. الانشقاق 84:9
  10. الانشقاق 84:10
  11. الانشقاق 84:11
  12. الانشقاق 84:12
  13. الانشقاق 84:13
  14. الانشقاق 84:14
  15. الانشقاق 84:15
  16. الانشقاق 84:16
  17. الانشقاق 84:17
  18. الانشقاق 84:18
  19. الانشقاق 84:19
  20. الانشقاق 84:20
  21. الانشقاق 84:21
  22. الانشقاق 84:22
  23. الانشقاق 84:23
  24. الانشقاق 84:24
  25. الانشقاق 84:25
  26. البروج 85:1
  27. البروج 85:2
  28. البروج 85:3
  29. البروج 85:4
  30. البروج 85:5
  31. البروج 85:6
  32. البروج 85:7
  33. البروج 85:8
  34. البروج 85:9
  35. البروج 85:10
  36. البروج 85:11
  37. البروج 85:12
  38. البروج 85:13
  39. البروج 85:14
  40. البروج 85:15
  41. البروج 85:16
  42. البروج 85:17
  43. البروج 85:18
  44. البروج 85:19
  45. البروج 85:20
  46. البروج 85:21
  47. البروج 85:22

الانشقاق 84:1

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:2

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:3

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:4

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:5

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:6

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:7

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:8

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:9

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:10

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:11

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:12

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:13

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:14

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:15

إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون آسمان شکافته شود ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان ، پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون زمين منبسط شود ، وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه را که در درون دارد بيرون افکند و تهي گردد ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنين کند. يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي انسان ، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مي کشي ، پس پاداش آن ، راخواهي ديد فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس که نامه اش را به دست راستش دهند ، فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که آسان از او حساب کشند ، وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان نزد کسانش بازگردد وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس که نامه اش از پشت سر داده شود ، فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که بگويد : واي بر من که هلاک شدم وَيَصْلَى سَعِيرًا و به آتش افروخته در آيد إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش شادمان زيسته بود إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري پروردگارش او را مي ديده است. مکي و 25 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ می‌دهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی می‌دهد می‌فرماید: (﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ﴾) آنگاه که آسمان می‌شکافد و از همدیگر جدا می‌شود، و ستارگان پخش و پراکنده می‌گردند، و ماه و خورشید بی‌نور و تاریک می‌شوند. (﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾) و به فرمان پروردگارش گوش فرامی‌دهد، (﴿وَحُقَّتۡ﴾) و سزاوار چنین کاری هم می‌باشد؛ چون آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است، و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمی‌کند و با فرمان خداوند مخالفت نمی‌نماید. (3 - 5) (﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ﴾) و هنگامی که زمین به لرزه و تکان درمی‌آید، و کوه‌های آن از بین می‌روند، و نشانه‌ها و ساختمان‌هایی که روی آن هست نابود می‌گردند، و خداوند آن را چون سفره پهن می‌کند و بسیار گسترده می‌گردد، و همۀ مردم را ـ با وجود اینکه خیلی زیاد هستند ـ در خود جای می‌دهد؛ پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل می‌شود. (﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ﴾) و در روز قیامت مردگان و خزانه‌هایی که در زمین است بیرون انداخته می‌شوند، و زمین خالی می‌گردد. در آن روز در صور دمیده می‌شود، آنگاه مردگان از گورها بیرون می‌آیند، و گنج‌های زمین نیز بیرون می‌آید و چون توده‌ای بزرگ روی هم انباشته می‌شود، و مردم آنها را می‌بینند و حسرت می‌خورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی می‌گرفته‌اند. ((وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ)) و فرمان پروردگارش را می‏برد، و چنين هم می‏سزد و حق هم همين است. (6) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾) ای انسان! تو همواره به سوی خداوند رهسپاری، و به اوامر و نواهی او عمل می‌کنی، و خودت را با انجام خیر یا شر به سوی او نزدیک می‌کنی؛ سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد، و پاداش همۀ کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی، با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد؛ و اگر بدبخت باشی، دادگرانه به تو سزا خواهد داد. (7 - 9) بنابراین تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ـ و آنان اهل سعادت هستند ـ با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف می‌کند و گمان می‌برد که دیگر هلاک شده است، اما خداوند می‌گوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز می‌پوشانم. (﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا﴾) و شادمان و مسرور به سوی خانواده‌اش در بهشت برمی‌گردد و شاد و مسرور است؛ چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. (10 - 15)[اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود،] از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامۀ اعمالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است، هلاکت و نابودی خود را می‌طلبد. (﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا﴾) آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه می‌کند و عذاب داده می‌شود. این بدان خاطر است که او در میان خانوادۀ خود شادمان بود 2و به ذهنش هم نمی‌رسید که دوباره برانگیخته شود و (﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾) و هرگز نمی‌پنداشت که به سوی پروردگارش بر ‌گردد و در پیشگاه او بایستد. (﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا﴾) آری! به سوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ‌گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد، بلکه او را امر و نهی می‌کند تا پاداش یا عذاب ببیند.

الانشقاق 84:16

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:17

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:18

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:19

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:20

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:21

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:22

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:23

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:24

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

الانشقاق 84:25

فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس به شفق سوگند مي خورم ، وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد ،، وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود ، لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ که به حالي بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ چه مي شودشان که ايمان نمي آورند ? وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمي کنند ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ بلکه ، کافران تکذيب مي کنند وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ پس آنان را به عذابي دردآور بشارت ده ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداششان را پاياني نيست. (16 - 19) در اینجا خداوند به نشانه‌های شب سوگند خورده است؛ به شفق که باقیماندۀ نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. (﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ﴾) سوگند به شب و همۀ آنچه از حیوانات و غیره که فرامی‌گیرد، (﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ﴾) سوگند به ماه چون کامل شود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد می‌کند؛ زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیۀ حالت‌هایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از (﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ﴾) شما ای انسان‌ها! مراحل و حالات مختلفی را طی می‌کنید؛ از نطفه به خونی بسته، و از خون بسته به تکه‌ای گوشت تبدیل می‌شوید تا اینکه روح در شما دمیده می‌گردد. سپس دوران نوزادی، و بعد دوران کودکی را پشت سر می‌گذارنید، سپس به سن تکلیف و امر و نهی می‌رسید، و سپس خواهید مرد، و بعد از مرگ زنده می‌شوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان می‌گذرد، و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست، و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان می‌پردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد. (20 - 24) با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده ‌شود کرنش نمی‌کنند، و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمی‌کنند. (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُكَذِّبُونَ﴾) بلکه کافران تکذیب می‌کنند؛ یعنی بعد از آنکه حق برایشان روشن شده است با آن مخالفت می‌کنند. پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست؛ چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب می‌کند، چاره‌ای برای هدایتش نیست. (﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ﴾) و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان می‌دارند بهتر می‌داند، و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است، و آنان را به سزای اعمالشان می‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾) بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان می‌گردد. (25) این است حالت بیشتر مردم؛ قرآن را تکذیب می‌کنند و به آن ایمان نمی‌آورند. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ﴾) اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آورده‌اند پذیرفته‌اند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، و ایشان پاداشی پایان ‌ناپذیر دارند، بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی [تاکنون آنها را] ندیده، و هیچ گوشی [اخبار آن را] نشنیده، و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. * * *

البروج 85:1

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:2

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:3

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:4

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:5

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:6

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:7

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:8

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:9

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:10

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:11

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:12

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:13

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:14

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:15

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:16

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:17

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:18

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:19

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:20

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:21

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *

البروج 85:22

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست ، وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود ، وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند ، قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ، وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ? فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ? بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري ، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ، فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ مکي و 22 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ﴾) سوگند به آسمان که دارای منازل است، و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند در بر دارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند، و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت می‌نماید. (﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ﴾) و سوگند به روز موعود که روز قیامت است، و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد، و همه را یکجا جمع کند. این وعدۀ الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود. (﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ﴾) و این شامل هرکس می‌گردد که به این صفت متصف باشد؛ یعنی بیننده و آنچه دیده می‌شود، و حاضر و آنچه حاضر شده است. (4 - 9) آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، مواردی است که این سوگند در بر دارد، و آن نشانه‌های بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گسترده‌اش می‌باشد. گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده، فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. اهل خندق‌ها، قومی کافر بودند که گروهی مؤمن با آنها زندگی می‌کردند. کافران از مؤمنان خواستند که به دین آنها بگروند، اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چاله‌هایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مؤمنان را در این چاله‌ها می‌انداختند. هرکس دین آنها را می‌پذیرفت، او را آزاد می‌کردند؛ و هرکس بر ایمان خود باقی می‌ماند، او را در آتش می‌انداختند؛ و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست. بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود، پس فرمود: (﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ﴾) اهل خندق‌ها نابود گردند. سپس گودال‌ها [=أخدود] را توضیح داد و فرمود: (﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ﴾) گودال‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان، (﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ﴾) هنگامی که بر آن نشسته بودند، (﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ﴾) و آنان بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است، چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مؤمنان را شکنجه کردند؛ شکنجه‌ای بسیار فجیع که دل‌ها را به تکان و لرزه می‌دارد! کافران بر کنار گودال‌های پر از آتش حاضر می‌شدند، و به تماشای صحنۀ انداختن مؤمنان به داخل آتش می‌پرداختند، و از مؤمنان ایرادی ـ‌جز خصلتی‌ـ نگرفته بودند که مؤمنان به خداوند ایمان آورده بودند؛ که ‌در حقیقت به واسطۀ آن [خصلت] مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرند و مایۀ سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده؛ خداوندی که دارای آنچنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفته‌ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که (﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است آفریده، و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند، و هرگونه که بخواهد در آنها تصرّف می‌نماید، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾) و خداوند با علم و شنیدن و دیدن، بر همه چیز حاضر و گواه است؛ [یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد.] پس آیا این سرکشان نمی‌ترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد، و آیا نمی‌دانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند، و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازۀ خداوند سلطه‌ای ندارد؟! و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر می‌برند، و جاهلان در گمراهی قرار دارند. (10) سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواۡ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواۡ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ﴾) بی‌گمان، کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد. حسن / گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران، دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند، اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرا می‌خواند! (11) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش مؤمنان را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که با دل ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی وارد می‌شوند که از زیر کاخ‌ها و درختان آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ؛ زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمده‌اند. (12) (﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ﴾) کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است، و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ﴾ و این گونه است فروگرفتن پروردگارت، آنگاه که اهل آبادی‌های ستمگر را فروگرفت، بی‌گمان فروگرفتن او سخت است. (13) (﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ﴾) او به تنهایی آفرینش را آغاز می‌کند و آن را باز تکرار می‌نماید، و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. (14) (﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾) او آمرزگار است، و همۀ گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد می‌آمرزد، (﴿ٱلۡوَدُودُ﴾) و او ودود است؛ یعنی دوستانش او را چنان دوست می‌دارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمی‌دارند. پس همان‌طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست، همین‌طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد. بنابراین دوست داشتن خداوند، اساس بندگی است؛ و محبتی است که بر همۀ محبت‌ها مقدم و چیره است؛ و اگر دیگر محبت‌ها به دنبال محبت خدا نباشند، برای محبت‌کنندگان مایۀ عذاب خواهند بود. خداوند نیز دوستانش را دوست می‌دارد. همان‌طور که می‌فرماید:﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾ خداوند آنها را دوست می‌دارد، و آنها هم خدا را دوست می‌دارند. مودّت؛ یعنی محبت ناب و خالص. در اینجا نکته‌ای باریک است که خداوند واژۀ «ودود» را با «غفور» یکجا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه به سوی خدا برگردند و توبه کنند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و آنان را دوست می‌دارد. چنین نیست ـ همان‌طور که برخی به اشتباه می‌گویند ـ «فقط گناهانشان بخشیده می‌شود و دیگر آنها را دوست ندارد.» بلکه خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی شاد می‌شود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده، و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایۀ درختی دراز کشیده است، اما ناگهان شتر را بالای سر خود می‌یابد و مهار آن را می‌گیرد و از فرط خوشحالی آنچنان کنترل خود را از دست می‌دهد که می‌گوید:«پروردگارا! تو بندۀ منی و من خدای تو!». خداوند از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد خوشحال می‌شود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان و خیر فراوانی دارد! (15) (﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ﴾) خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمان‌ها و زمین و کرسی را فراگرفته است. آسمان‌ها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقه‌ای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین. خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد، چون خیلی بزرگ است و از همۀ مخلوقات به خداوند نزدیک‌تر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار می‌گیرد. و اگر به رفع خوانده شود، صفت خداوند است؛ یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است. (16) (﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ﴾) هرگاه خداوند چیزی بخواهد، آن را انجام می‌دهد؛ و برای هر کاری که بخواهد، فقط همین کافی است که به آن بگوید:«باش.» پس آن می‌شود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد، بتواند انجام دهد. و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند، باید کسی آنها را کمک کند، و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ندارد که او را یاری کند، و هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی ارادۀ او را بگیرد. (17 - 18) سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آورده‌اند، و فرمود: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ﴾) آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند، و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟! (19) (﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فِي تَكۡذِيبٖ﴾) حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه می‌دهند، و آیات و موعظه‌ها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست. (20) (﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ﴾) و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده، و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾ بی‌گمان، پروردگارت در کمین است. پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضۀ او هستند، و حتماً آنها را کیفر خواهد داد. (21 - 22) (﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ﴾) بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است، و خیر و دانش فراوان دارد (﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ﴾) در لوح محفوظ جای دارد، و در آنجا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطان‌ها محفوظ است؛ و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است، و این بر بزرگی و اهمیّت مقام والای قرآن دلالت می‌نماید. * * *