Tafsir As-Saadi - Persian — الطارق 86:1 – الغاشية 88:26
Contents
- الطارق 86:1
- الطارق 86:2
- الطارق 86:3
- الطارق 86:4
- الطارق 86:5
- الطارق 86:6
- الطارق 86:7
- الطارق 86:8
- الطارق 86:9
- الطارق 86:10
- الطارق 86:11
- الطارق 86:12
- الطارق 86:13
- الطارق 86:14
- الطارق 86:15
- الطارق 86:16
- الطارق 86:17
- الأعلى 87:1
- الأعلى 87:2
- الأعلى 87:3
- الأعلى 87:4
- الأعلى 87:5
- الأعلى 87:6
- الأعلى 87:7
- الأعلى 87:8
- الأعلى 87:9
- الأعلى 87:10
- الأعلى 87:11
- الأعلى 87:12
- الأعلى 87:13
- الأعلى 87:14
- الأعلى 87:15
- الأعلى 87:16
- الأعلى 87:17
- الأعلى 87:18
- الأعلى 87:19
- الغاشية 88:1
- الغاشية 88:2
- الغاشية 88:3
- الغاشية 88:4
- الغاشية 88:5
- الغاشية 88:6
- الغاشية 88:7
- الغاشية 88:8
- الغاشية 88:9
- الغاشية 88:10
- الغاشية 88:11
- الغاشية 88:12
- الغاشية 88:13
- الغاشية 88:14
- الغاشية 88:15
- الغاشية 88:16
- الغاشية 88:17
- الغاشية 88:18
- الغاشية 88:19
- الغاشية 88:20
- الغاشية 88:21
- الغاشية 88:22
- الغاشية 88:23
- الغاشية 88:24
- الغاشية 88:25
- الغاشية 88:26
الطارق 86:1
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:2
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:3
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:4
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:5
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:6
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:7
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:8
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:9
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:10
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:11
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:12
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:13
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:14
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:15
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:16
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الطارق 86:17
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ سوگند به آسمان و به آنچه در شب آيد وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ، و تو چه داني که آنچه در شب آيد چيست ? النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره اي است درخشنده إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ هيچ کس نيست مگر آنکه بر او نگهباني است فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ پس آدمي بنگرد که از چه چيز آفريده شده است ، خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ از آبي جهنده آفريده شده است ، يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ که از ميان پشت و سينه بيرون مي آيد إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ خدا به باز گردانيدن او تواناست ، يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ روزي که رازها آشکار مي شود ، فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ او را نه نيرويي است و نه ياوري وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ قسم به آسمان باز بارنده ، وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ قسم به زمين رويان شکاف خورده ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ که اين کتاب ، حق را از باطل جدا، کند ، وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ و سخن هزل نيست إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا آنان حيله اي مي انديشند ، وَأَكِيدُ كَيْدًا و من هم حيله اي مي انديشم فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا پس کافران را مهلت ده ، اندک مهلتشان ده
مکي و 17 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 -4) خداوند متعال میفرماید: «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پديدار میآيند» خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند، و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که (﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ﴾) همۀ ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفتگانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود. و خداوند سوگند خورده که: (﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ﴾) هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید، و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهد دید.
(5 - 7) (﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ﴾) پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد او (﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ﴾) از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب (﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ﴾) از کمر مرد و از سینۀ زن بیرون میآید. و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد، چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است، و این منیِ مرد است که جهنده میباشد. و کلمۀ «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابۀ دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود:«من بین الصلب والثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
(8 - 10) (﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ﴾) خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از اینجای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت، و زنده کردن دوبارۀ او برای جزا و سزا توانا است. و گفته شده که معنی آن چنین است:«همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست.» البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّ نظر نیست. به همین خاطر به دنبال آن فرمود: (﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ﴾) در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾ روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند. در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود، اما در روز قیامت نیکیِ نیکوکاران و بدیِ بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود. (﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ﴾) او توانی برای دفاع از خودش ندارد، و نه کسی دارد که او را کمک نماید. دراینجا به عاملان، بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
(11 - 14) سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ﴾) سوگند به آسمان باراندار که هرسال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد، و گیاهان میرویند و به وسیلۀ آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند، و همیشه تقدیر و شئونات الهی در آسمان انجام میپذیرد. زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند. (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ﴾) قرآن، حق و راست و روشن و واضح است. (﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ﴾) قرآن، گزافه و شوخی نیست، بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید، و مجادلات به وسیلۀ آن حل و فصل میشود..
(15 - 17) (﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا﴾) کسانی که قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند، سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: (﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا﴾) من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم، هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است؛ چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آنکه خداوند توانمند و دانا را شکست دهد. (﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا﴾) مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
الأعلى 87:1
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:2
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:3
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:4
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:5
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:6
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:7
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:8
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:9
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:10
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:11
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:12
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:13
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:14
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:15
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:16
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:17
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:18
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الأعلى 87:19
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى نام پروردگار بزرگ خويش را به پاکي ياد، کن الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن که آفريد و درست اندام آفريد وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن که اندازه معين کرد سپس راه نمود وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن که چراگاهها را رويانيد، ، فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس خشک و سياه گردانيد سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که براي تو بخوانيم ، مباد که فراموش کني إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه خدا بخواهد اوست که آشکارا و نهان را مي داند وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به کيش آسان توفيق دهيم فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت سود کند ، پند ده سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن که مي ترسد ، پند مي پذيرد وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت از آن دوري مي گزيند : الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن که به آتش بزرگ جهنم در افتد ، ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه بميرد و نه زنده باشد قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه پاکان رستگار شدند ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري ، شما زندگي اين جهان را بر مي گزينيد ، وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال آنکه آخرت بهتر و، پاينده تر است إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين سخن در صحيفه هاي نخستين است صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه هاي ابراهيم و موسي
(1 - 3) خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او، و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایستۀ عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهای نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند. نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جملۀ کارهایش این است که او (﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾) همۀ مخلوقات را آفریده، و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است. (﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾) خداوند همه چیز را اندازهگیری کرده و همۀ مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است.
(4 - 5) نعمتهای دنیوی از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ﴾) و کسی که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیلۀ آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همۀ حیوانات از آن میخورند. سپس ـ بعد از آنکه ـ مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقدر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را در هم پیچید و (﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ﴾) آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
(6 - 7) و نعمتهای دینی هم از زمرۀ هدایت مذکور میباشند. بنابراین به اساس و اصل همۀ نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: (﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ﴾) کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم، و آن را در دل تو جای میدهیم، و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد. این مژدۀ بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرش جاست مبنی بر اینکه خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند. (﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾) مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. (﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾) و خداوند پیدا و پنهان را میداند، و آنچه را که به مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین هر آنچه بخواهد، به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
(8) (﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همۀ کارهای پیامبرش را آسان میگرداند، و آیین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
(9 - 13) (﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) به شریعت الهی و آیات او پند بده، اگر پند مورد قبول واقع گردد؛ و موعظه و اندرز بگو، اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد -به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید، یا از خیر و خوبی بکاهد -در این صورت نباید پند داد. و پند دادن، مردم را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که استفاده میبرند، و کسانی که استفاده نمیبرند. کسانی که از پند استفاده میبرند، آنهایی هستند که از خداوند میترسند؛ و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند، و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید. (﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾) و اما کسانی که از پند بهره نمیبرند، بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند، آتش سوزانی که بر دل ها مسلط و چيره میگردد. (﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ﴾) آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند، اما مرگ به سراغشان نمیآید. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواۡ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾ نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد.
(14 - 15) (﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ﴾) هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد، قطعاً رستگار است. (﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾) و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد، چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند، به خصوص نماز میخواند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی هستند که (﴿تَزَكَّىٰ ... فَصَلَّىٰ﴾) را این گونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد، و نماز عید بخواند.» گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود، اما معنی آیه تنها این نیست.
(16 - 17) (﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا﴾) اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید، و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را برمیگزینید، و آخرت را رها میکنید. (﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾) در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت، سرای جاودانگی و بقاست؛ و دنیا، سرای فنا و نابودی است. پس مؤمنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را برنمیگزیند؛ و آرامش و راحتیِ همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد. پس محبّت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت، اساس هر اشتباهی است.
(18 - 19) (﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است. ((صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ﴾) امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورۀ مبارکه برایتان بیان شد، منحصر به این کتاب آسمانی نیست، بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است، از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند، چون به منافع هر دو جهان برمیگردند، و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تأمین میکنند.
* * *
الغاشية 88:1
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:2
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:3
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:4
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:5
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:6
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:7
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:8
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:9
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:10
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:11
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:12
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:13
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:14
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:15
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:16
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان غاشيه به تو رسيده است ? وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن روز وحشت در چهره ها پديدار است ، عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش کرده و رنج ديده ، تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش سوزان در افتند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن چشمه بسيار، گرم آبشان دهند ، لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي جز خار ندارند ، لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که نه فربه مي کند و نه دفع گرسنگي وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن روز چهره هايي تازه باشند لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن خشنود ، فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي برين لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که در آن سخن لغو نشنوند فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن چشمه سارها روان باشد فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي بلند زده وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي نهاده وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي بر روي هم چيده ، وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي گسترده
مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند حالات قیامت و وحشتهایی که در آن روز وجود دارد بیان میدارد، و اینکه قیامت با سختیهایش مردم را فرامیگیرد، و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی در بهشت، و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد.
(2 - 7) و در توصیف دوزخیان فرمود: (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ﴾) چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی، خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. (﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) در عذاب خسته و رنجور هستند، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آتش چهرههای آنان را فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ﴾) چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند؛ یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند، ولی از آنجا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است، در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است، اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند، بلکه آنچه قطعاً درست است احتمال اول است؛ چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است، و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان به طور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن دربارۀ بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثۀ فرو پوشاننده آنها را فرامیگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست. (﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ﴾) وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواۡ يُغَاثُواۡ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾ و اگر کمک بخواهند، با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود. پس این نوشیدنی آنهاست. (﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ﴾) اما غذایشان این است که آنها غذایی جز ضریع ندارند. ضریع؛ گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود. (﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ﴾) که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است: یکی اینکه گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند؛ و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
(8 - 16) (﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ﴾) اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامت تر و تازه است، و خرّمی و تازگیِ نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد، و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. (﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ﴾) و از تلاشی که در دنیا کرده، و کارهای شایستهای که انجام داده، و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند، راضی و شاد هستند؛ زیرا پاداش آن را چندین برابر مییابند، و به هرچه میخواهند دست مییازند. (﴿فِي جَنَّةٍ﴾) و آنان در بهشتی که همۀ انواع نعمتها را در بر دارد به سر خواهند برد، (﴿عَالِيَةٖ﴾) این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد، و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترینِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان داده است. ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ﴾ یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست. (﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ﴾) در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از اینکه سخن حرام و ناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مفید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند. (﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ﴾) «عین» اسم جنس است؛ یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند و هر طور که بخواهند از آنها استفاده میکنند.. (﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ﴾) جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. (﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ﴾) در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند، و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد، و در اختیار آنها میباشد؛ و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند. (﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ﴾) بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند، و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف نمودن آنها را نمیکشند. (﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ﴾) و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند، و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
الغاشية 88:17
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:18
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:19
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:20
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:21
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:22
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:23
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:24
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:25
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *
الغاشية 88:26
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده ? وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ و به آسمان که چسانش ، برافراشته اند ? وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ و به کوهها که چگونه بر کشيده اند ? وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ و به زمين که چسان گسترده شده ? فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ پس پند ده ، که تو پند دهنده اي هستي لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ تو بر آنان فرمانروا نيستي إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ مگر آن کس که رويگردان شد و کفر ورزيد ، فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ پس خدايش به عذاب بزرگ تر عذاب مي کند إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ هر آينه بازگشتشان به سوي ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس حسابشان با ماست
(17 - 20) خداوند متعال کسانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، (﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ﴾) آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده، و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ﴾) آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده؟ (﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ﴾) و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیز نصب شدهاند، و به وسیلۀ آن زمین پا برجا شده، و از تکان و جنبش مصون مانده، و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار داده است؟! (﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ﴾) و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده، و هموار گردیده است تا بندگان بر پشت آن قرار بگیرند، و بتوانند آن را شخم بزنند، و در آن نهال بکارند، و خانه بسازند، و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و هموار کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن را از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد، همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند. کروی بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است؛ چون در این زمان، مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیلۀ ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است، اما درمورد زمین ـ که بسیار بزرگ است ـ وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
(21 - 22) (﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾) مردم را پند بده و آنان را اندرز بگوی، و از عذاب خدا بیم بده، و به بهشت و نعمتها نویدشان ده؛ چون تو برای دعوت دادن مردم به سوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای ((لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ)) و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی. پس وقتی وظیفهات را انجام دادی، بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست.﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾ و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیلۀ قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده.
(23 - 24) (﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ﴾) هرکس از فرمانبرداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد ((فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ﴾) خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند
(25 - 24) (﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ﴾) همۀ مردم در روز قیامت به سوی ما برمیگردند و نزد ما گرد میآیند. (﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم﴾) آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
* * *