Lafzullah

Tafsir As-Saadi - Persian — الليل 92:1 – التين 95:8

Author / source: Tafsir As-Saadi - Persian

Contents
  1. الليل 92:1
  2. الليل 92:2
  3. الليل 92:3
  4. الليل 92:4
  5. الليل 92:5
  6. الليل 92:6
  7. الليل 92:7
  8. الليل 92:8
  9. الليل 92:9
  10. الليل 92:10
  11. الليل 92:11
  12. الليل 92:12
  13. الليل 92:13
  14. الليل 92:14
  15. الليل 92:15
  16. الليل 92:16
  17. الليل 92:17
  18. الليل 92:18
  19. الليل 92:19
  20. الليل 92:20
  21. الليل 92:21
  22. الضحى 93:1
  23. الضحى 93:2
  24. الضحى 93:3
  25. الضحى 93:4
  26. الضحى 93:5
  27. الضحى 93:6
  28. الضحى 93:7
  29. الضحى 93:8
  30. الضحى 93:9
  31. الضحى 93:10
  32. الضحى 93:11
  33. الشرح 94:1
  34. الشرح 94:2
  35. الشرح 94:3
  36. الشرح 94:4
  37. الشرح 94:5
  38. الشرح 94:6
  39. الشرح 94:7
  40. الشرح 94:8
  41. التين 95:1
  42. التين 95:2
  43. التين 95:3
  44. التين 95:4
  45. التين 95:5
  46. التين 95:6
  47. التين 95:7
  48. التين 95:8

الليل 92:1

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:2

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:3

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:4

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:5

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:6

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:7

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:8

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:9

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:10

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:11

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:12

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:13

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:14

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:15

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:16

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:17

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:18

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:19

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:20

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الليل 92:21

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد ، وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى و سوگند به روز، آنگاه که آشکار شود ، وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و سوگند به آن که نر و ماده را بيافريد ، إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى که : حاصل کوششهاي شما متفاوت است فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى اما کسي که بخشايش و پرهيزگاري کرد ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى آن بهترين را تصديق کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى پس براي بهشت آماده اش مي کنيم وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى اما آن کس که بخل و بي نيازي ورزيد ، وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى و آن بهترين را تکذيب کرد ، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى او را براي دوزخ آماده مي سازيم وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى و چون هلاکش در رسد ، دارايي اش به حالش سود نبخشد إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى و آنچه بر ماست راهنمايي است وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى و از آن ماست آن جهان و اين جهان فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى پس شما را از آتشي که زبانه مي کشد مي ترسانم لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى جز اهل شقاوت بدان در نيفتد : الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى آن که تکذيب کرد و رويگردان شد وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى و پرهيزگارترين مردم را از آن دور دارند الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى آن که مال خويش مي بخشايد و پاکي مي جويد وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى و هيچ کس را بر او حقي نباشد که اينک پاداش خواهد ، إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى مگر جستن خشنودي پروردگار والاي خويش وَلَسَوْفَ يَرْضَى و زودا که خشنود شود. مکي و 21 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 2) در اینجا خداوند به زمانی سوگند می‌خورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام می‌شود. پس فرمود: (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ﴾) سوگند به شب هنگامی که تاریکی آن همۀ خلق را فرو می‌پوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام می‌گیرند، و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی می‌آورند. (﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ﴾) و سوگند به روز وقتی که برای آفریده‌ها پدیدار می‌شود، و آنها از روشنایی‌اش استفاده می‌کنند، و به دنبال منافع و کارهایشان می‌روند. (3) (﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ﴾) اگر «ما» موصوله باشد، خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفرینندۀ نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد، خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و ماده‌ای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود، و هر یک را به وسیلۀ شهوت به سوی دیگری می‌کشاند، و هر یک را برای دیگری مناسب قرار داده است. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است. (4) (﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ﴾) این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است؛ یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است، و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت می‌گیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق می‌کنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند، باقی می‌مانند و انجام‌دهندگان از آن بهره‌مند خواهند شد؛ و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مد نظر باشد، باطل شده و نابود می‌گردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود، چنین است. (5 - 7) بنابراین خداوند عمل‌کنندگان را فضیلت داده، و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: (﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾) و هرکس که عبادت‌های مالی را که بر گردن اوست انجام دهد، و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راه‌های خیر انفاق بکند، و عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد، و نیز عبادت‌هایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، (﴿وَٱتَّقَىٰ﴾) و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند. (﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت می‌نماید، از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ﴾) پس کارش را برایش آسان می‌کنیم، و هر کار خیری را برای او ساده و آسان می‌گردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان می‌نماییم؛ چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است. (8 - 10) (﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾) و هر کس در ادای آنچه به آن امر شده بخل ورزد، و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد، و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، (﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾) و خود را از خداوند بی‌نیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند؛ خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر اینکه خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد (﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ﴾) و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند (﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ﴾) پس او را برای سختی و خصلت‌های زشت میسّر می‌نماییم، به این صورت که او را برای انجام شر و بدی ـ هرجا که باشد ـ آماده می‌سازیم، و انجام دادن گناه برایش آسان می‌شود. از خداوند عافیت می‌جوئیم. (11) (﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ﴾) و وقتی که بمیرد، مال و دارایی‌اش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بی‌نیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده، و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است، وبال و عذابی برای او خواهد بود. (12)((إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ﴾) هدایت و راه راست، انسان را به خدا می‌رساند و به خشنودی‌اش نزدیک می‌کند؛ و اما گمراهی راهی به سوی خدا ندارد، و صاحب خود را به عذاب سختی می‌رساند. (13) (﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾) این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند، و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقه‌مندان باید به خدا علاقه‌مند باشند، و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد. (14 - 16) (﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ﴾) شما را از آتشی که شعله می‌زند و زبانه می‌کشد، بیم داده‌ام. (﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾) بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر کسی که خبر آن را دروغ انگاشته باشد، (﴿وَتَوَلَّىٰ﴾) و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد. (17 - 21)((وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ﴾) کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش، تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد، و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد، [از آتش دوزخ در امان می‌ماند.] پس این آیه دلالت می‌نماید اگر انفاق مستحب، سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین انفاقی جایز نیست، بلکه بسیاری از علما آن را مردود می‌دانند؛ چون او کار مستحبی را انجام می‌دهد که سبب از دست رفتن واجب می‌شود. (﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ﴾) و هیچ کسی از مردم بر ذمّۀ این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد، مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد ، و فضل و منت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندۀ خداست چون فقط احسان خدا بر گردن اوست. و اما کسی که مردم بر گردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتماً باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد، و کارهایی را انجام دهد که سبب می‌شوند اخلاص او کم گردد. این آیه، شامل حال ابوبکر صدیق می‌شو‌د، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است؛ زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتماً او را پاداش می‌داد؛ حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با او می‌کرد وی را پاداش می‌داد [و برایش جبران می‌کرد]، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت کردن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی می‌شود که چنین حالتی را داشته باشد. پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستۀ آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش می‌دهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: (﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ﴾) بلکه برای رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد، و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداش‌هایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد. * * *

الضحى 93:1

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:2

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:3

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:4

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:5

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:6

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:7

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:8

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:9

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:10

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الضحى 93:11

وَالضُّحَى سوگند به آغاز روز ، وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به شب چون آرام و در خود شود ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه آخرت براي تو بهتر از دنياست. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي. أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد ? وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته نيافت و هدايتت کرد ? وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش نيافت و توانگرت گردانيد ? فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس يتيم را ميازار ، وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران ، وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگارت سخن بگوي. مکي و 11 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت سوگند یاد می‌کند و به تاریکی شب که همه جا را فرامی‌گیرد، که به پیامبرش صلی الله علیه وسلم توجّه دارد. پس فرمود: (﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾) پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده، و رها و فراموش نکرده است، بلکه همواره تو را به بهترین و کامل‌ترین صورت پرورش می‌دهد و مقام تو را بالا می‌برد. (﴿وَمَا قَلَىٰ﴾) و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته، هیچ‌گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابۀ ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمی‌آید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبر صلی الله علیه وسلم کامل‌ترین حالت می‌باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه داده است، و او را از پلّه‌های کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. (4) و اما نسبت به وضعیت آیندۀ ایشان فرمود: (﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ﴾) یعنی تمامی حالت‌های آیندۀ تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا می‌رفت، و خداوند دین او را قدرت می‌داد، و او را بر دشمنانش پیروز می‌گرداند، و حالات او را سامان می‌داد تا اینکه چشم از جهان فرو بست، و به مقام و حالتی رسید‌ه بود و به آرامش و سرور و فضایل و نعمت‌هایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیده‌اند. (5) و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمت‌هایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: (﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ﴾) و پروردگارت [آنقدر] به تو نعمت خواهد داد که خشنود می‌گردی؛ نعمتی که خداوند به او می‌دهد، فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تعبیر است. (6 - 8) سپس خداوند از حالات ویژۀ پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فَ‍َٔاوَىٰ﴾) آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود، و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد، سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا اینکه خداوند با یاری خویش و مؤمنان او را کمک کرد. (﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ﴾) و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمی‌دانستی، پس خداوند آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت، و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. (﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ﴾) و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیلۀ فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است، هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد. پس در مقابل کسی که تو را توانگر ساخته و پناهت داده و یاری‌ات کرده و هدایتت نموده است، سپاسگزار باش. (9 - 11) بنابراین فرمود: (﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ﴾) با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار، و آنچه برایت میسّر است به او ببخش، و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از [مرگ] خود با پسرت آن‌گونه رفتار شود. (﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ﴾) و با سخن بد و اخلاق تند با گدا برخورد مکن، و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. و کسی که گدایی می‌کند و مال می‌خواهد، و کسی که دانش می‌جوید در این داخل هستند. بنابراین معلم باید با دانش‌آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید؛ چون مهربانی با دانش‌آموز او را یاری می‌کند تا به هدفش برسد، و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش می‌نماید. (﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ﴾) و نعمت‌های پروردگارت را ـ که شامل نعمت‌های دینی و دنیوی می‌شود ـ بازگو کن؛ یعنی خداوند را به خاطر نعمت‌های دینی و دنیوی ستایش کن؛ و به صورت ویژه از آنها سخن بگو، اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود؛ و اگر مصلحتی در کار نبود، به طور عام به آنها اشاره کن؛ چون بازگو کردن نعمت‌ها، انگیزۀ شکرگزاری را تقویت کرده و باعث می‌شود تا دل آدمی کسی را که نعمت‌ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند. * * *

الشرح 94:1

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

الشرح 94:2

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

الشرح 94:3

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

الشرح 94:4

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

الشرح 94:5

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

الشرح 94:6

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

الشرح 94:7

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

الشرح 94:8

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه ات را برايت نگشوديم ? وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت را از پشتت بر نداشتيم ? الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري که بر پشت تو سنگيني مي کرد ? وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ? فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس ، از پي دشواري آساني است إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه از پي دشواري آساني است فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون از کار فارغ شوي ، به عبادت کوش وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ و به پروردگارت مشتاق شو. مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 4) خداوند متعال بر پیامبرش منت می‌گذارد و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ﴾) آیا دل و سینۀ تو را، برای مقررات دینی و دعوت به سوی خدا و متصف شد‌ن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبی‌ها نگشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه‌ای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود، اما اکنون آن را گشوده می‌یابی. (﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ﴾) و آیا گناهت را از دوش تو برنگرفتیم؟ در حالی که بر پشت تو سنگینی می‌کرد؛ همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾ تا خداوند گناهان گذشته و آیند‌ه‌ات را بیامرزد. (﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ﴾) و مقام و جایگاه تو را بلند گرداندیم، و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم هم همراه با او یاد می‌گردد. همچنان که در داخل شدن به اسلام و در اذان و اقامه و خطبه‌ها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد. (5 - 6) (﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾) این مژدۀ بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید، آسانی همراه آن خواهد بود؛ حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود، آسانی بر آن وارد می‌شود و آن را بیرون می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾ خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد. و همان‌طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«فرج به همراه سختی و اندوه است، و آسانی با سختی همراه است.» و معرفه آمدن کلمۀ «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت می‌کند که سختی و دشواری یکی است، و نکره بودن کلمۀ «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. پس یک دشواری بر دو آسانی غالب نخواهد شد. و معرفه بودن کلمۀ «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم می‌باشد، دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد، در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. (7 - 8) سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مؤمنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گزارند، و وظیفۀ خود را در برابر نعمت او انجام دهند، و فرمود: (﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ﴾) وقتی از کارهایت فراغت یافتی، و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند، در دعا و عبادت بکوش. (﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب﴾) و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور، و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام می‌شود به بازی و سرگرمی مشغول می‌شوند، و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض می‌کنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیانکاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی، در دعا بکوش، و در خواستن نیازهایت به او روی بیاور. و کسی که چنین گفته، بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم. * * *

التين 95:1

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *

التين 95:2

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *

التين 95:3

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *

التين 95:4

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *

التين 95:5

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *

التين 95:6

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *

التين 95:7

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *

التين 95:8

وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به انجير و زيتون ، وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک ، وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به اين شهر ايمن ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که ما آدمي را در نيکوتر اعتدالي بيافريديم ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانيديم إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ مگر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند که پاداشي بي پايان دارند فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ پس چيست که با اين حال تو را به تکذيب قيامت وا مي دارد ? أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خدا، داورترين داوران نيست ? مکي و 8 آيه است. بسم الله الرحمن الرحيم (1 - 3) (﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾) سوگند به انجیر و زیتون. خداوند به این دو درخت سوگند خورده است، چون این درخت‌ها و میوۀ آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند؛ جایی که عیسی بن مریم علیه السلام در آن به پیامبری برگزیده شد. (﴿وَطُورِ سِينِينَ﴾) طور سینا محل نبوت موسی علیه السلام است. (﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾) و سوگند به شهر امین که مکّۀ مکرّمه محل نبوّت محمّد صلی الله علیه وسلم است. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده، و برترین پیامبران در آن مبعوث شده‌اند سوگند یاد کرده است. (4) (﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾) آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده، این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است، و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی‌اش را از دست نداده است. (5 - 6) (﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾) با وجود این نعمت‌های بزرگ که شکر آن باید گزارده شود، بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را [به آنان] داده است اعراض می‌کنند، و به بازی و سرگرمی مشغول‌اند، و فرومایه‌ترین چیزها و رفتارها را برای خود می‌پسندند. پس درنتیجه خداوند آنها را در پائین‌ترین طبقۀ دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کرده‌اند قرار می‌دهد. مگر کسی که خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾) پس آنان پاداشی پایان‌ناپذیر دارند، بلکه لذت‌ها و شادی‌های آنان فراوان، و نعمت‌های آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهد رفت. (7 - 8) (﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ﴾) ای انسان! چه چیزی تو را وادار می‌کند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آنکه بسیاری از نشانه‌های خداوند را که مایۀ یقین تو می‌باشند مشاهده کرده‌ای، و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیده‌ای که ایجاب می‌کند تا نعمت‌های او را ناسپاسی نکنی. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس آیا حکمت خدا اقتضا می‌نماید که مردم را بیهوده رها کند، و امر و نهی نشوند، و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است، و به او نعمت‌ها و خیر و نیکی فراوان و بی‌شمار بخشیده، و او را خوب تربیت نموده و پرورش داده است، قطعاً او را به سرای جاودانگی و هدف نهایی‌اش برخواهد گرداند؟! * * *